سر تیتر خبرها

تشکر از شاه پهلوی( روز نود و هفتم)

  چهارشنبه پانزدهم مرداد – روز نود و هفتم یک: امروز کمی زودتر به قدمگاه رسیدم. خبری از کسی نبود. نشستم بر نیمکتی که آنجا کار گذاشته اند. با خود قرار گذاشتم سر ساعت پنج، تن پوشم را به تن کنم. اما هنوز نیم ساعتی به پنج مانده بود. دیروز مردی با شتاب و با سر و رویی عرق کرده ... ادامه متن »

درگیری با نخستین داعشیِ قدمگاه ( سه شنبه – روز نود و ششم)

  یک: در ابتدای خیابان طالقانی، ایستادم و به درازای راه نگریستم. پشتم به دانشگاه بود و افق نگاهم به درازی راهی که باید پیاده می پیمودم تا: سفارت سابق آمریکا که اکنون به لانه ی جاسوسی بدل شده. باید سوار اتومبیل های کرایه یا اتوبوس می شدم. این چوب بلند پرچم اما، راننده ها را از اشتیاق می انداخت. ... ادامه متن »

هموطن ( روز نود و پنجم)

  یک: پرچم و تن پوش و زیر انداز فسفری را لوله کرده بودم و به نگاه متعجب مردمی که قد و قواره ی مرا با آن پرچم و قرمزیِ بیرون زده اش می سنجیدند، با تبسم پاسخ می دادم. با مترو رفتم و در ایستگاه طالقانی پیاده شدم. در امتداد دیوار سفارت سابق آمریکا به راه افتادم. قرارِ من، ... ادامه متن »

غوغای روز نخست

  تنها این را بگویم که: دیروز یکی از ناب ترین روزهای اعتراض من بود. علتش شاید در این باشد که قدم زدن جلوی در اصلی سفارت آمریکا از بهترین جاهایی است که می شد برگزید. اینجا معبر شلوغی است. کمی آنسوتر، ایستگاه مترو است. جوانان دختر و پسر بسیاری از این مسیر عبور می کنند. دیروز شاید دویست نفر ... ادامه متن »

وصیت !

  راستی چرا باید سپاهیان ترسناک تر از اطلاعاتی ها باشند؟ چرا معکوسش را در نظر نگیریم؟ من در سپاه، دوستانی دارم که پاک و درستکارند و هرگز به مطامعِ سرداران فربه ی سپاه آلوده نشده اند. که البته جمعیت شان چندان نیست. و اختیار چندانی نیز ندارند. به هر تقدیر، امیدِ این دارم که در قدمگاه تازه، به جماعتی ... ادامه متن »

امروز ساعت پنج عصر، قدمگاه جدید

  گرچه اوضاع و احوال داخلی کشورمان و نیز اوضاع غزه و شهرهای شمالی عراق بسیار نامساعد و بحرانی است، من اما از امروز دوشنبه در قدمگاه جدید، فصل تازه ای از اعتراض های خود را پی خواهم گرفت. این روزها درست سه سال است که برادران سپاه تعدادی از وسایل حرفه ای مرا بار کرده اند و برده اند ... ادامه متن »

راست بگوییم اگر چه به زیان مان تمام شود!

  آدم های نام آور – چه بخواهند و چه نخواهند – در چشم مردم اند. رفتارشان در معرض فهم و داوری مردم است. کج بروند، کج روی را بر می کشند. دروغ بگویند، دروغگویی را باب می کنند. آدمهای دروغگو، نخستین ضربه را البته بر پیکر خود می نشانند. شاید علت این که همه ی ما به راحتی دروغ ... ادامه متن »

تله ای برای پخمه ها

  کشتاری که در غزه صورت می پذیرد، یک سرِ توجیهش این است که: آنچه در آنجا رخ می دهد، درگیریِ دو همسایه است با هر پس و پشتِ منطقی یا بدون منطق. اما سرِ دیگرِ این کشتار حتماً یک جورهایی به جمهوری اسلامی ایران بند است. که به هر شکل ممکن، پایش را به این درگیری وا کنند. چه ... ادامه متن »

نشانیِ قدمگاه جدید

  یک: من از روز دوشنبه سیزده مرداد به بعد، هر روز ساعت پنج بعد از ظهر، یکی دو ساعت در این مکان قدم خواهم زد: خیابان طالقانی – مقابل درِ اصلیِ سفارت سابق آمریکا. نیز این بگویم که پنجشنبه ها و جمعه ها و روزهای تعطیل را تعطیل خواهم بود. این مکان شاید مقرّ فکریِ سپاه باشد. یا شاید ... ادامه متن »

اختراع کودنانه ی چرخ!

  باور کنید من به عنوان یک مسلمان شیعه، این روزها از خیلی چیزها خجالت می کشم. اگر بتوانم از ظهور خصلت های خلخالی گون و فلاحیان وش که بسیار پیش از برآمدنِ طالبان و داعش، شگردهای قصابیِ آدمها را به اسم مبارکِ شیعیِ خود به ثبت رسانده اند بگذرم، و اگر بتوانم از هزار جور مفسده ی جاری در ... ادامه متن »

137 queries in 1941 seconds.