سر تیتر خبرها

نامـه ای به پسـرم

اشاره: یکی دو سال پیش بود که پسرم به من نوشت: اراده را می شود محکم کرد؟ نشستم و هر آنچه را که در باور خود پرورانده بودم نوشتم و برایش فرستادم. دیروز به این نوشته بر خوردم. بد ندیدم اگر شما نیز بخوانیدش. گرچه روی سخن در این نوشته با پسرم اباذر است اما همه ی پسران و دختران ... ادامه متن »

هیاهـوی نامــردان

چندی پیش اسراییلی ها زدند و چند نفر از سران حزب الله لبنان را در منطقه ی قُنیطره ی سوریه از پا در آوردند. یکی در آن میان، سرداری بوده سپاهی به اسم الله دادی. این که این سردار در آنجا چه می کرده را می گذاریم بحساب ” منطقه ی جغرافیایی مقاومتِ” برادران. اما کشته شدنِ الله دادی، ناگهان ... ادامه متن »

چـون شیـر غرّیـدن + خبــر تکمیلـی

امروز که با دکتر ملکی رفتیم جلوی کانون وکلا، خانم ستوده ما را به کناری خواند و گفت: رییس کانون وکلا – آقای دکتر علی نجفی توانا – شخصاً از مأموران امنیتی خواسته که با ما برخورد کنند. به خانم ستوده گفتم: از دو حال خارج نیست. یا مته ی عذاب وجدان بر مغزشان فرو شده یا حضور شما و ... ادامه متن »

بخش هفتـم – صد و پنج پرسـش و پاسـخ

ذاکر امام حسین: سلام می کنم به اسمت نه به خودت نوری زاد ما عاشقان ولایت خون و جان و مال مون با اسم سیدعلی معنا پیدا می کنه اگه یه روز این ارتباط قطع بشه انگار ارتباط کهکشانها قطع شده یه بار در تاریخ این فرصت به شیعه داده شده که بیاد بالا و بدرخشه تو این وسط چکاره ... ادامه متن »

خانــه ی پوشالــی

سریال “خانه ی پوشالی” را اگر ندیده اید حتماً ببینید. پیشنهاد می کنم علاوه بر شما، همه ی دولتمردان و قاضیان دستگاه قضا و نمایندگان مجلس و شخص رهبر و جناب حاج آقا مجتبی خامنه ای و آیت الله های قم و امام جمعه ها و نمایندگان ولی فقیه در هرکجا و سردارانِ صف در صفِ سپاه نیز بنشینند و ... ادامه متن »

بخش ششـم – صـد و سی و سـه پرسـش و پاسـخ

جلیل: این جمله نیز ” ما درست همانجائی ایستاده ایم که ـبزرگترهاـ خواسته اند” از آن چمله هاست. یکی از بزرگترها که خیلی زود اوضاعش بهم ریخت و از اتحاد جماهیر تبدیل به روسیه شد بزرگتر دیگر کشورهای غربی بودند. یعنی واقعا آنها در کنفرانس گوادلپ چنین روزهائی را که ما و منطقه اکنون هستیم برنامه ریزی کرده و در ... ادامه متن »

بخـش پنجـم – شصـت و نـه پرسـش و پاسـخ

داریوش سجادی: داستانکی تقدیم به محمد نوری زاد! (منتشره در وبلاگ سخن) «واله» شیفته شجاعت اش شده بود. گوئی از عمق تاریخ «قهرمانی» که سالها به انتظار می کشید را یافته. حرف هایش. جنس درد هایش. دغدغه ها و فریادهایش همه و همه مشابه همانی بود که واله سالها در سینه داشت و جرات بیانش را نداشت! و اکنون «قهرمان» ... ادامه متن »

کاپیتـولاسیـونِ آخونـدی

یک: جمعه ای که گذشت، در آپارتمان کوچکِ مادرِ شهید مصطفی کریم بیگی دور هم جمع شدیم. در آن جمعِ جمع و جور، سخنِ ما به هر کجا سر فرو برد و از دخمه های زندان و شکنجه سر بر آورد و به سمت باورهای اسلامی و آیه و حدیث خیز برداشت. در آن جمع، همه صحبت کردند. من نیز ... ادامه متن »

بخش چهارم- صـد و بیسـت و هفـت پرسـش و پاسـخ

علـی: جناب نوری زاد گرامی، جسارتا برای من همیشه جای سوال است که چگونه نگاه شما قبل از 88 تا این اندازه متفاوت بود. آیا واقعا با انتخابات حال نمی کردید و موضعتان آن بود؟ آیا سیاهی را می دیدید و دم نمی زدید و فراتر از آن در حمایتش قلم می زدید یا واقعا باورتان یکباره دگرگون شد؟ با ... ادامه متن »

بخش سوم – چهـل و نُـه پرسـش و پاسـخ

ناشناس: محمدنوریزادسالهای شصت … کجابودی من وتو باهم بودیم شالوده گذاران این ینابودیم خودکرده راتدبیرنیست نه چیست ؟ ما خود این بنا راساخته ایم از پای بست خراب است اون شعارها یادت میاد روح منی خمینی حزب فقط حزب الله. این بنا با خون ساخته شده جز با خون دادن ویران نمی گردد محمد نوری زاد: سلام دوست گرامی. ما ... ادامه متن »

133 queries in 3294 seconds.