سر تیتر خبرها

بلوغ دختران و پسران

  یک: بانویی که در سیزده سالگی شوهرش داده بودند و اکنون چهل ساله می نمود، خودش را به من رساند و گفت: کاش بساطِ ازدواج های زود هنگام برچیده می شد. و بیست مورد از تلخی ها و ” ای کاش ” هایش را ردیف کرد تا برسد به این که بگوید: از این که هیچ اراده ای با ... ادامه متن »

نمایشگاه، همین پنجشنبه

  من نقاش نبوده ام و نیستم. خوشنویس نیز. بن بست هایی که “برادران” در کارم پیچانده اند، مرا به سمت نقاشی کوچانده است. در نقاشی های من، رد پایی از مهارت و ظرافت و پیچش های هنری مجویید. من تلاش کرده ام شوریدگیِ درونی خویش را با رنگ ها بیامیزم و همان رنگ ها را ناشیانه بر بوم بنشانم. ... ادامه متن »

چرخ گوشت

یک: جلوی کانون وکلا ایستاده بودیم که دوست ناشناسی آمد و نوشته ای در دست من نهاد و کمی صحبت کرد و بی آنکه اجازه بدهد عکسی از او گرفته شود، به داخل کانون وکلا رفت. مفصل بود نامه اش. استخوانبندی اش اما بر چند پرسش استوار بود: پرسشِ یک: شما چند نفر آدم تکراری، که مدام از اینجا به ... ادامه متن »

دستگاه قضایی، محمود سهرابی و چاقوکش هایش!

  یک: بانو نرگس محمدی، و ده ها زن و مرد نیک اندیش و فهیم و نوعدوست ما بی آنکه مثل جلال الدین فارسی و قاتل ستار بهشتی، قتلی مرتکب شده باشند، و بی آنکه مثل آقا مجتبی خامنه ای، کودتای سال 88 را مدیریت کرده باشند و بابک زنجانی ها را برای دزدیدن اموال مردم به جان جامعه در ... ادامه متن »

این روزهای آقای خامنه ای

یک: در کشورهایی که تار و پودِ معمول و متداولشان از هم دریده و مناسبات انسانی و مدنی شان از ریخت افتاده، مردمان را با چند جور “جویدنی” سرگرم می کنند تا فک شان مدام بجنبد. یکی از این جویدنی ها ” سیاسی کردن” مردمِ بی نواست. در این جویدنی، مردمی را که گاه در نان شب خود و در ... ادامه متن »

رهبر نیابتی!

یک: عده ای می نشینند و واژه های نو می پردازند و با صبوری و وسواس آن واژه ها را روانه ی بازار ذهن مخاطبان می کنند. از آن سوی اما جماعتی نیز واژه های ساخته و پرداخته شده ی دیگران را “مصرف” می کنند. واژه پردازی، بسانِ خلقِ یک طعم تازه است، و مصرفش مثل خوردن های هر روزه. ... ادامه متن »

اسلام ناب حضرت آقا + تازه ترین خبر از نرگس محمدی

یک: در اتاق بازرسی هستیم. می روم و دو تا صندلی برای دکتر ملکی و بانو عشقی می برم و به آقای نعمتی می گویم: زورم به همین دو تا صندلی رسید. و از او پوزش می خواهم و می گویم: شما تا کنون سرِ پا ایستاده اید امروز هم سر پا بمانید. نعمتی محکم پاسخم می دهد: این چه ... ادامه متن »

تبریک بعثت

  عید مبعث را به همه ی مسلمانان جهان تبریک می گویم و امیدِ این دارم که مسلمانان و عالمانِ فهیم و دلسوز و مردمیِ جهان اسلام، بیش و پیش از آنکه نگران هدایت مردم باشند، نگران اسلامی باشند که مثل آلت قتاله در دست قاتلان و قدرت جویان گرفتار آمده است از دیر باز تا کنون. اسلامی که برای ... ادامه متن »

دزدان اسلامیِ کارخانه

  یک: من در سالن انتظار دادسرای زندان اوین بودم، و دکتر ملکی و مادر ستار بهشتی و نعمتی در اتاق بازرسی. هرچهار نفرمان نوشته ای داشتیم از نرگس. نوشته ی من این بار ” نرگس محمدی بیمار است” بود که مدام آن را به دوربین کنج سالن نشان می دادم. مردم می آمدند و می رفتند و با هم ... ادامه متن »

ملک جمشید

یک: چهار نفر بودیم. چهار تنها. کسی همراهمان نبود. باور کنید اما چهل نفر بودیم انگار. شاید هم چهل هزار نفر. چرا نگویم: ما مردم را درک می کنیم؟ و این که: از مردم نمی شود فراتر از توانشان انتظار داشت. مردمِ معترضِ ما هنوز مته به رگِ حسی شان ننشسته. وقتش که برسد بر می جهند و کارها می ... ادامه متن »

144 queries in 2335 seconds.