سر تیتر خبرها

ملک جمشید

یک: چهار نفر بودیم. چهار تنها. کسی همراهمان نبود. باور کنید اما چهل نفر بودیم انگار. شاید هم چهل هزار نفر. چرا نگویم: ما مردم را درک می کنیم؟ و این که: از مردم نمی شود فراتر از توانشان انتظار داشت. مردمِ معترضِ ما هنوز مته به رگِ حسی شان ننشسته. وقتش که برسد بر می جهند و کارها می ... ادامه متن »

سخنرانی در دادسرای اوین

یک: بازوی دکتر ملکی را گرفته بودم. چهار نفر بودیم. البته چهار نفر دیگر نیز ما را همراهی می کردند. همینجور که با قدم های رنجور دکتر ملکی از شیب زندان اوین بالا می رفتیم، برج و باروی زندان را نشان همراهانم دادم و گفتم: ببین این لشگر چهار نفره به مصاف و کامِ چه جماعتی می رود!؟ یکی از ... ادامه متن »

عجب شنبه ای شد دیروز!

  یک: دیروز صبح تا با دکتر ملکی و گوهر عشقی و آقای نعمتی رسیدیم دم درِ دادسرای اوین، سرباز عبدی راه را بر ما بست. چرا؟ از بالا گفته اند. بیجا کرده اند بالایی ها. ما ارباب رجوع هستیم اینجا پرونده داریم اگر ما داخل نشویم چه کسی داخل شود؟ بدون معطلی با یک نعره ی کرمانشاهی یقه اش ... ادامه متن »

امامزاده

  یک: صبح پنجشنبه با دکتر ملکی رفتیم جلوی مجلس برای همراهی با معلمانِ معترض. جمعی از معلمان که مدت هاست از وضعیت معیشتیِ خود بشدت نگران اند، جلوی مجلس جمع شده بودند تا مگر یکی از نمایندگان بیرون بیاید و صدای در گلو مانده ی آنان را بشنود و به اندرون خبر ببرد. اتومبیل ها و مأموران پلیس، معلمان ... ادامه متن »

نرگس را بردند!

  یک: رضا ایرانمنش، هنرمند جانباز در بیمارستان آتیه بستری بود. رفتم به دیدنش. این هنرمند در ایام جنگ شیمیایی شده و بقول خودش چندین سال است که یا در خانه بستری است یا در بیمارستان. رضا بازیگر سینماست. در خیلی از فیلم ها حضور داشته مثل فیلم دکل. دلش پر بود از اعتراض و انتقاد. بر تخت نشست و ... ادامه متن »

آنجا که موشک های شهاب ” هیچ ” می شوند!

  یک: یکی از آخوندهای درباری نتوانسته از کشف نوبرانه ی خود در پوست بگنجد. وی همین چند روز پیش به مناسبت روز کارگر گفته: از بزرگترین افتخارات قشر کارگر، منطبق شدن روز کارگر با شب ولادت امیرالمومنین علی(ع) است. می پرسم: شما در این سخن آیا ذره ای شعور، حتی شعور اسلامی مشاهده می کنید؟ کارگری که مطلقاً در ... ادامه متن »

بازهم جنازه ای به اسم قاضی صلواتی

  یک: فردا یکشنبه سیزده اردیبهشت با دکتر محمد ملکی و گوهر عشقی ( مادر ستار بهشتی) و مادر سعید زینالی و مادر شهید مصطفی کریم بیگی و اعضای لگام و دوستانی دیگر، می رویم دم درِ دادگاه انقلاب. کجا؟ خیابان معلم. یکی دو سال پیش مطلبی نوشتم با عنوان: “جنازه ای به اسم قاضی صلواتی”. و در آن نوشته، ... ادامه متن »

فتوای آیت الله نوری زاد در باره ی رفراندوم

  پرسش: حضرت آیت الله نوری زاد، بفرمایید نظر شما در باره ی “رفراندوم” در ایران چیست؟ پدران و مادران ما در سال 57 انتخابی کرده اند به اسم جمهوری اسلامی ایران که لابد بهترین بوده برای زمان خودشان. ما آیا مجبور به تحمل انتخاب پدران و مادران خویشیم؟ مگر نه این که آقای خمینی در همان روز نخست ورودش ... ادامه متن »

سلام بر خاوران

  یک: در گورستان ” صالح آباد” ایلام، مزار شهدا را دیدم که با سنگهای گرانقیمت، فرش و آذینش کرده اند. ایلام در هشت سال جنگِ بی خردانه، سخت آسیب دید و بی پناه ترین و ناب ترین جوانان و مردان و زنانش بخون غلتیدند. در آنجا به شهدا سلام گفتم. به عزیزانی که می شد با بکار انداختنِ مختصری ... ادامه متن »

طعم تُرشِ تنهایی

  یک: من در سفر به ایلام، طعمِ ترشِ تنهایی را چشیدم. شاید از این روی که: به طعم تلخِ تنهایی پشت کرده ام از سالها پیش. تلخیِ تنهایی به این است که شما در تنگنایی گرفتار آمده اید بی هیچ پناهی و پشتی و فریاد رسی و آینده ای. تسلیمِ محض. بی هیچ تحرکی و بی هیچ اشتیاقی برای ... ادامه متن »

129 queries in 2110 seconds.