سر تیتر خبرها

آیت اللهِ کارخانه دزد!

یک: فردا دوشنبه با دکتر ملکی و سایر اعضای لگام، و دوستان و همراهان همیشگی به حمایت از بانو نرگس محمدی بر خواهیم خاست. فردا دوشنبه پانزدهم تیرماه وی را از زندان به دادگاه انقلاب می آورند تا پرونده ی تازه ای برای وی بگشایند. ما لگامی ها در نامه ای به قاضی صلواتی خواهیم نوشت که ما همگی در ... ادامه متن »

محمد نوری زاد: من یک انسان طلبم+ متن پیاده شده ی مصاحبه

یک: با رادیو پیام که بنا به سخن خبرنگارش در کانادا و در سرتاسر دنیا پخش می شود صحبت کردم نسبتاً مفصل. شاید شنیدید و به خود فرمودید: به شنیدنش می ارزید. دو: 15 تیرماه، روزی است که بانو نرگس محمدی را از زندان به دادگاه انقلاب می برند برای فعالیت های مدنی اش از جمله عضویتش در “لگام” که ... ادامه متن »

حرفهای مفت آیت الله

یک: خبر آمد که خانواده ی ستار بهشتی بشدت آسیب دیده اند در برخوردِ اتومبیل شان با یک پل عابر. با دکتر ملکی راه افتادیم طرفِ رباط کریم تا از این خانواده ی خون به دل دیدن کنیم و با حضورمان به آنان بگوییم که: ما با شماییم تا هرکجا. جمعی از ” مادران پارک لاله ” نیز آمده بودند. ... ادامه متن »

نامادری

یک: نسرین ستوده پیروز شد! آری، نسرین ستوده پیروز شد! دو: نامادری که می گویم، مباد زنی را در خیال آورید عبوس و تلخ و تُند و از عاطفه تُهی؟ نه نه، بل به این نامادریِ درس نخوانده ی روستایی، از آن زاویه ای بنگرید که به “نان” می نگرید. آنگاه که بوی برکتش، مشامِ دورترین سلول های حسی تان ... ادامه متن »

در باره ی روز پایانی نمایشگاه

  در روز پایانیِ نمایشگاه، انتظارِ این را نداشتم که گوهر عشقی عصر جمعه اش را خرج نمایشگاه من بکند. یا دکتر ملکی که دو طبقه بالا آمده بود و نفسش بالا نمی آمد و صورتش عرق کرده بود زیاد. یا خانواده ی شهید مصطفی کریم بیگی. که این عزیزان در روز نخست، همگی آمده بودند. مثل مادر سعید زینالی. ... ادامه متن »

جهاد نکاح ( روز هشتم)

  یک: نخستین عزیزی که به نمایشگاه آمد، جناب حسین زمان بود. همو که صدایی دلنشین با اوست. البته ” برادران”، هم خودش را و هم صدای دلنشینش را در فهرستِ سیاهِ خود جای داده اند تا مبادا با انتشار صدایِ وی دلی بلرزد و عاطفه ای موج بخورد و الفتی بکار افتد. خودم برایش کف زدم. برادران اطلاعات و ... ادامه متن »

دست های چاک چاک ( روز هفتم)

  یک: عکس های منتشر نشده ای داشتم از جلوی کانون وکلا در همین دوشنبه ای که گذشت و دو شنبه ی قبل ترش. در این روزها یادی شد از زندانیانی چون: ئاسو رستمی و امید علی شناس و علی نوری و آتنا دائمی و آتنا فرقدانی و محمد رضا احمدی و رویین عطوفت و مجید مقدم و سایر عزیزانمان. ... ادامه متن »

آلرژی ( روز ششم)

یک: در کنار نسرین ستوده بودن، این حُسن را دارد که همه ی همراهان ایشان، صورت به نسیمی می سپرند: خوش و متفاوت. جنسِ این نسیم، از یکجور تمکینِ شریف و شایسته مایه دارد. شاید نخست باری باشد در این سال های سرگردانی، که بانویی جلودار باشد و جمعی از مردان و زنان به او بگروند و همراهی اش کنند ... ادامه متن »

روز پنجم، روز پونه های تند

  تماشای تابلوهای نقاشی، بهانه ای شده برای دوستانی که با هر نقد و موافقتی که با رفتار و گفتار و نوشته های من داشته اند و دارند، به نمایشگاه بیایند و رخ به رخ به گفتگو بپردازند. و من از این روی بسیار شادمانم. بهانه ی نمایشگاه با خود برکت های چند بچندی دارد که نخستینش گفتاگفتِ رویاروی است. ... ادامه متن »

” مردی” به اسم رضا شاه کبیر

  یک: در روز چهارم خیلی ها آمدند و رفتند. دو جوان خوش روی که به کلاس درس استاد یغما گلرویی می رفتند و دستنوشته ای از سلام مرا نیز برای آن استاد گرانقدر با خود بردند. جوانی که از قزوین آمده بود و ساعت ها بی سخن در گوشه ای به نقطه ای خیره مانده بود. یا جوان سی ... ادامه متن »

156 queries in 2325 seconds.