سر تیتر خبرها

پدرانه

  یک: هفته ی پیش بود که برادرم برایم نوشت: حال پدر خوب نبود بردمش بیمارستان و اکنون در بخش سی سی یو بستری است. پدر و مادر در روستا هستند و برادرم به هر بهانه پر می زند به حوالیِ چشمانِ چشم به راه این دو و عاشقانه بر زلفِ کهنسالی شان شانه می ساید و بر قابِ عمرِ ... ادامه متن »

نرگس محمدی و کارناوالِ آدمکش ها

  دیروز آقای محمدی، برادر نرگس محمدی زنگ زد و خبر داد که قاضی صلواتی خواهرش نرگس را به شانزده سال زندان محکوم کرده. ده سال از این شانزده سال بخاطر عضویتِ وی در لگام است. می گویم: آقایان دستگاه قضایی، شیپور شما را سالهاست که به هر دو سمتش پنبه تپانده اند. بد نیست بدانید اعضایِ همچنانِ لگام کسان ... ادامه متن »

یک خبرِ خیلی خیلی خوب

  خبر رسیده که حضرت آیت الله مکارم شیرازی و نوری همدانی و صافی گلپایگانی و جعفر سبحانی و جوادی آملی و چهل نفر از سرداران و فرماندهان سپاه و جمعی از طلابِ غیرت مندِ حضرات آیت الله ها و عده ای از سخنوران و منبریان مثل جناب پناهیان و شیخ حسین انصاریان و جماعتی از مداحان خوش الحان همچون ... ادامه متن »

دهان بد بوی آیت الله

  یک: درمیان آیت الله های موجود، آن که اسمی و بساطی و عرض و طولی در اخلاق و سواد و سابقه دارد، وی، حتماً جناب آیت الله جوادی آملی است. من با اعتنا به مخمل گونگیِ حس و حالِ برجستگانِ اخلاقیِ حوزه، و برای سر زدن به پس و پشتِ عَلَم و کُتلی که حوزویان ما از اخلاق بزرگان ... ادامه متن »

چه کسی گفت: بِرَند؟

  کاش جناب رهبر و اهالی بیت رهبری، کاش نمایندگان مجلس، کاش دولتمردان، کاش قاضیان دستگاه قضا، کاش کل سرداران سپاه و کل بسیجیان، وکاش کل آیت الله ها و کل روحانیان، دلی داشتند به تپندگیِ دلِ گنجشک. و با همان دلِ گنجشکی، معنا و مفهوم فاحشگی را می دانستند. و شاهینِ تصورشان بر شانه ی این مهم می نشست ... ادامه متن »

رسمِ رسانه ها

  یک: عید مبعث را به هموطنانم و به همه ی مسلمانان در هرکجای جهان تبریک می گویم. می گویم: رسانه ها مثل اتومبیل اند. سواری می دهند بشرطی که رسمشان شناخته آید. وگرنه با همه ی سر و صدایشان از جا تکان نمی خورند. یا اگر به راه افتند، کج می روند. یا به سنگ و کوه می زنند ... ادامه متن »

جنازه ات بچند؟

  یک: دیروز روز گلباران بود. نخست رفتیم منزل آتنا فرقدانی. این دختر پیش از آنکه به زندان برود، یک پارچه شور بود و هیجان و جوانی و تیز فهمی. مثلا چند روز مانده به عید، برای من سفره ی هفت سینی آورد و پهن کرد جلوی وزارت اطلاعات. آن روزها من به اعتراض جلوی وزارت اطلاعات قدم می زدم. ... ادامه متن »

به حکم رهبری

  یک: می پرسم: نمایندگان مجلس کجا بودند آن زمانی که دولت احمدی نژاد در یک قلم چهارمیلیارد دلار از کیسه ی مردم برداشت و در اروپا و آمریکا سرمایه گزاری کرد و در نهایت به باد داد؟ و باز می پرسم: خداوکیلی چه ارقام دیگری را در پس پرده دست بدست کرده اید و می کنید و روح ما ... ادامه متن »

یک نفس بخوان!

  من وقتی آوارگیِ مردان و زنان و کودکان سوری را می بینم که از وحشت زامبی های اسلامی (چه داعشی چه ایرانی و چه بشّاری) بناچار از سرزمینِ سوراخ سوراخ شده و دود شده ی خود دل می کنند و برای زنده ماندن دل به دریای بی ترحم می زنند و زنده و مرده ی خود را به ساحلی ... ادامه متن »

نامه ی محمد نوری زاد به ولادیمیر پوتین

  عالیجناب، یک: من یکی دو بار از شما پرسیدم: نوعِ ارتعاشاتِ یک انفجار اتمی فرقی نمی کند آیا با لرزه ها و پس لرزه های یک زلزله ی طبیعی؟ و حتی هشدار دادمتان: نگرانم از این که داستان ما و شما لو برود و هیاهوها بپا شود و طوری شود که مردم بگویند طوری شده و خلاصه نشود آب ... ادامه متن »

128 queries in 2207 seconds.