سر تیتر خبرها
  • یک نفس بخوان!

    یک نفس بخوان!

      من وقتی آوارگیِ مردان و زنان و کودکان سوری را می بینم که از وحشت زامبی های اسلامی (چه داعشی چ...

  • از جلو نظام!

    از جلو نظام!

      زهرا، بیست و هفت سال بیشتر ندارد. تیزهوش و شاد و چالاک است. بسیاری از تیزهوشان و فارغ التحصیل...

  • شـش آیت الله شیـعه

    شـش آیت الله شیـعه

    از میان هزاران آیت اللهی که سر برآورده اند و سر فرو برده اند، ما تنها شش آیت الله سراغ داریم که بخاط...

  • البته  شوخی می فرمایند آقای دکتر!

    البته شوخی می فرمایند آقای دکتر!

      یک: به جناب مصباح یزدی و آیت الله هایی چون وی باید حق داد که همچنان بر طبل فاجعه بکوبند و از ...

  • با روحانیان

    با روحانیان

      صنف روحانیت در کشور ما یک واقعیت انکار ناپذیر است. و از آنجا که این جماعت با بخش وسیعی از مرد...

  • سخنی با سرداران سپاه

    سخنی با سرداران سپاه

      ما شماها را پیش از آنکه بقول آقای جوادی آملی: این چند تا ” تکه فلز” روی شانه هایت...

  • زیر باران

    زیر باران

      به یاد مردی که سکوت نکرد، و نخواست بخاطر خوشایند جماعتی، روی از مردم بگرداند و عبرت های تاریخ...

  • فیلم کوتاه سخنان نماینده یِ نماینده یِ خدا بر زمین

    فیلم کوتاه سخنان نماینده یِ نماینده یِ خدا بر زمین

      این فیلم را نه یک بار که ده بار بیست بار ببینید، یا متن پیاده شده ی آن را در ادامه بخوانید و ...

  • سخنی با عزیزان بسیجی ام

    سخنی با عزیزان بسیجی ام

      روی سخن من با بسیجیانی است که هنوز از مردی و مردانگی سرشارند. هنوز به رسمِ هم نامانِ دیرینِ خ...

  • سمفونی نهم بتهوون

    سمفونی نهم بتهوون

      با تشکر از دوست خوبم مهدی از لندن. این سمفونی یکی از آثاری است که در تاریخ سیاست از آن استفاد...

این پنج نفر

  داستان این پنج نفر، همان است که: یکی، لقمه ای می خورد و لقمه های دیگر را در میان خویشان خویش می گرداند و همگانِ مجلس تماشا می کردند. کمی که گذشت، چند نفر از خاصّان مجلس، محل اختفای لقمه ها را دریافتند. هم خود خوردند، و هم در میان خویشان خویش گرداندند. تماشاگران اما همچنان کارشان تماشا بود. ... ادامه متن »

آپارتمان های سپاه در تهران متری دوزار !

  یک: هیاهوی دستگاه قضایی برای محاکمه ی شعبون بی مخ های اسلامی همانقدر نمایشی است که وارهاندنِ جلال الدین فارسیِ قاتل از قصاصِ حتمی اش. که این جلال الدین فارسی با تفنگ شکاری اش زد و یکی را همینجوری کشت و باید قصاص می شد طبق قانون نظام مقدس. اما تبرئه اش کردند به یُمنِ رفاقتش با جناب رهبر. ... ادامه متن »

خانه ی کوچک مریم

  سه شنبه عصر با دکتر ملکی رفتیم خانه ی مریم. خودش اما در خانه نبود. شوهرش بود و دو دخترش. مریم کجا بود؟ به خانه ی مریم که داخل شدیم، یکی از دو دخترانش زنگ زد به بابا. که بیا مهمان آمده. محل کار شوهر مریم نزدیک بود. شاید صد و پنجاه متر با خانه فاصله داشت. تصورم از ... ادامه متن »

ملایان تن برهنه

  آخوندها و ملاها و روحانیان و آیت الله های حکومتی دست بدست هم دادند و تاریک ترین و مخوف ترین و ناجوانمردانه ترین دالان تاریخی را برای ایرانیانِ این عصر فراهم آوردند. آنچه که در پرونده ی این جماعت تا ابدالدهر باقی خواهد ماند و تر و تازه خواهند نمود، دست های آغشته به خون آنان است. و آغشته ... ادامه متن »

کله ی دزدیده شده و رنج برادران

  یک: با دوستان دور هم جمع شدیم و قرار گذاشتیم برای سالروز تولد دکتر محمد ملکی تندیسی از سرِ وی را بسازیم و به وی تقدیم کنیم. این سر، ساخته شد و در یک نشست با دوستان، نقاط قوت و ضعفش مطرح شد و قرار شد امروز که مثلاً قالب گیری می شود، فردا در روز تولد، تندیس را ... ادامه متن »

زیر آسمان تهران شلوغ

  زیر آسمان شلوغ تهران، شاید پنجاه نفر بودیم که سالروز کشته شدنِ امیر جوادی فر را بهمدیگر یادآور شدیم. امیرجوادیفر هفت سال پیش در یک چنین روزی در کهریزک آش ولاش شد. سال به سال آب می رویم ظاهراً. محمد نوری زاد بیست و پنج تیرماه نود و پنج – تهران ادامه متن »

بخاطر انسانیت سیلی خورده

  این روزها زاد روز مردی است که در تلخ ترین سالهای شومِ دهه ی شصتیِ این نظام مقدس، و با همه ی تلاشی که برای شکستنش بکار بستند، نهراسید و ایستاد و سر برآورد و پایداری کرد و پیروز شد. وی نخستین رییس دانشگاه تهران بود بعد از انقلاب که ریاستش دوام چندانی نیافت. در همان دوره که آدمها ... ادامه متن »

کیارستمی و مرده خوارانِ مترصد

  دیروز با این که نا نداشتم، رفتم مراسم تشییع پیکر آقای کیارستمی. که در این سالهای سرد و طرد، هم اسمش هم فیلم هایش و هم خبر موفقیت های بین المللی اش نه بر میز مسئولان نشست و نه به صدا و سیما راه یافت و نه به دستگاه های فرهنگی. اما از وقتی این مرد بزرگ بارِ جسمش ... ادامه متن »

من قبول ندارم پس شلیک!

  اشاره: من حالم خوب است. گرچه بیماری ام ناشناخته مانده هنوز. تشخیص برتر پزشکان بر سل است. و من این روزها در خانه از داروهای ضد سل استفاده می کنم. تب و لرز ندارم اما سرفه های گاه و بی گاهم هست. تا مگر آینده را بر چه رقم افتد. و اما اصل سخن: درست بلافاصله پس ازتلاش دولت ... ادامه متن »

اکنون در خانه ام

  سلام و درود به شما خوبانِ خوبم که در این دو هفته ی بیماری با من همراه و همدل بودید و مرا با دانه های دل تان به گوارا نوشی شراب های شیدایی بشارت دادید و از من خواستید که با هر بهانه ای به اسم بیماری ستیز کنم. نیکبختانه دو روز بود که تب و لرز نداشتم. و ... ادامه متن »

107 queries in 1523 seconds.