سر تیتر خبرها

آرشیو برچسب: مقالات محمد نوری زاد

عضویت در دریافت فید

پاسـخ به جنجال یـک بوسـه ی دیرهنـگام

دیروز گوشی تلفن را که برداشتم، بانویی که ارادت من به او بسیار بیش از خشم و تندی ناگهانی اش است، بر من خروشید که: شما با چه اجازه ای رفته اید به پای بوسی یک بهایی؟ شما جگر ما را سوزاندید آقای نوری زاد. شما آبروی خودتان را بردید. شما به خون شهدا توهین کردید….. و از اینجور سخنان ... ادامه متن »

آهای تنهایی تنهایی تنهایی!

این روزها، روزهای تلخ و تنهایی من است. تلخ از این روی که معترضانِ صاحبنام ما – برخلاف من – پذیرفته اند که: ما از همه سوی در محاصره و بن بستیم. و در این بن بست و محاصره، کاری نمی شود کرد جز سکوت. و این که اجازه بدهیم گذر زمان خود به واکردنِ گره های ناگشودنی توفیق یابد. ... ادامه متن »

من رهبر را به مناظره دعوت می کنم.

معتقدم دعوت به مناظره، دعوت به مراوده و مصالحه و کم شدن فاصله هاست. وگرنه کسی برای متارکه و جنگ و افزونیِ نفرت ها با کسی مناظره نمی کند. از همین روی به مناظره دعوت می کنم کسی را که در تمام بیست و سه چهار سال رهبری اش در هیچ مناظره و مصاحبه و نشستِ مطبوعاتیِ رسمی و غیررسمی ... ادامه متن »

ای کاش انقلاب نمی کردیم!

گفتن این “ای کاش” برای همچو منی بسیار ناگوار است. اما می گویم برای آنانی که درپی انقلابند. معتقدم: دگرگونی های ناگهانی – بی آنکه از رشد و پختگیِ جمعی بهره مند باشند – هدردهنده ی سرمایه های ملی اند. این دگرگونی های ناگهانی، هم جمعیت نخبگان و شایستگان را از پا درمی آورند و به حاشیه می برند، و ... ادامه متن »

رقص و موسیقی و مرجعیت (بیایید برقصیم و شاد باشیم) – سخنی با مراجع

پیش از انقلاب سال پنجاه و هفت، مردم ایران در کنار سفره ای از “اختیار” نشسته بودند و هرکس به هرچه که متمایل بود، دست می برد. یکی به مسجد می رفت و یکی به مجلس رقص. یکی به سینما می رفت و یکی به مجلس عزا. یکی باحجاب بود و یکی بی حجاب. یکی قرمز می پوشید و دیگری ... ادامه متن »

گریه های شدید خامنه ای

اینجا اتاق خلوت یا به قول خودش “غار تنهایی” او بود. که کف آن با موکتی نرم و ساده و بی نقش فرش شده بود. با قفسه ای از کتاب های خاص، و میز و صندلی ای برای مطالعه. و کامپیوتری برای سرزدن به سایت ها و دنیای شگفت آور مجازی . و یک جالباسی عمودی برای آویختن لباس های ... ادامه متن »

77 queries in 1284 seconds.