سر تیتر خبرها

آرشیو بخش: نامه های نوری زاد به دیگران

عضویت در دریافت فید<

از محمد نوری زاد به شیخ احمد منتظری

یک: جنس تنهایی این روزهای شما همانند جنس تنهاییِ نرگس محمدی ست. و همانند تنهایی دکتر محمد ملکی. وهمانند تنهاییِ میلیون ها ایرانیِ بُهت زده ای که بدستِ هم لباسانِ شما لهیده شده اند اما بناچار با یکجور “فرسوده شدن مذهبی” به همزیستی رسیده اند. هموطنان شما بچشم خود دیده اند و بدین باور رسیده اند که تا به امروز ... ادامه متن »

از محمد نوری زاد به نمایندگان مجلس شورای اسلامی

سه چهار سال پیش نوشته ای برای شمایان به یادگار گذاردم با عنوان “گل ها و گاوها“. در آن نوشته به وکلای خوب (گل ها) و وکلای بد(گاوها) پرداخته بودم. که البته درتوصیفِ وکلای بد، از جماعتِ گاوان پوزش خواسته بودم شرمگنانه. اکنون نیز بر این باورم که وکلایی که به شأن قانونیِ خود پشت کرده اند (بهر دلیل)، از ... ادامه متن »

می زنم به سیم آخر( نامه ای به پسرم)

اباذرم سلام دیشب را تا به صبح درد کشیدم. اگر تا دیروز، درد کتف و بازو مرا در خود می فسرد، نیز این بار دردی در ناحیه ی شکم بدان افزوده شده بود. صبح اول وقت رفتم بیمارستان. بی آنکه شب قبلش پلک برهم نهاده باشم از شدت درد. فکر می کردم تا ساعت ده صبح رو براه می شوم ... ادامه متن »

دخترم، تف کن به صورت من!

فرزندم، تو می توانستی دختر محمد نوری زاد باشی. اما نیستی. گر چه نیک که می نگرم هستی عزیزکم. بله، تو دختر منی. در همین یکی دو روزی که عکس برهنه ی تو را در یکی از هتل های مشهد و در محاصره ی نگاه های هیز و حریص زائران کشورهای همجوار دیده ام، باور کن کم مانده با سر ... ادامه متن »

برسد بدست پسرم

اشاره: این نامه را یکی دو روز پیش برای پسرم اباذر نوشتم. با اجازه ی وی، آن را منتشر می کنم: سلام پسرم چند روز پیش برایت از دردی در مجاورتِ درد زایمان نوشتم. که البته در این مقایسه اغراق فراوان بود. دردی که من این روزها تحمل می کنم کجا و درد زایمان کجا؟ برایت نوشتم که این روزها ... ادامه متن »

نامـه ای به پسـرم

اشاره: یکی دو سال پیش بود که پسرم به من نوشت: اراده را می شود محکم کرد؟ نشستم و هر آنچه را که در باور خود پرورانده بودم نوشتم و برایش فرستادم. دیروز به این نوشته بر خوردم. بد ندیدم اگر شما نیز بخوانیدش. گرچه روی سخن در این نوشته با پسرم اباذر است اما همه ی پسران و دختران ... ادامه متن »

برای دکتر رضا فرجی دانا – وزیر علوم

این روزها جماعتی از اهالی اصطبلِ بهارستان که هشت سال تمام از غلیظ ترین حماقت های جاریِ احمدی نژاد حمایت کردند و اساساً به گمان من لکه ی ننگی هستند بر قاموس بشریت، به پر و پای شما پیچیده اند و بنا بر حذف شما دارند. می گویم: سرتان را بالا بگیرید و با آنان حجت تمام کنید و عزت ... ادامه متن »

برای مریم میرزاخانی

برای مریم میرزاخانی (برنده ی جایزه ی معادل نوبل ریاضی) بانوی خوب، سپاس که دست کشورت را گرفتی و بر چهره ی اندوهبارش لبخند نشاندی و غبار از جمال مبارکش روفتی. در این سالهای انقلاب اسلامی، هر چه بر ایران رفته، جز خسارت و بی آبرویی و خروج نخبگان نبوده عمدتاً. تو اما با خرد و هوش سرشارت خوش درخشیدی ... ادامه متن »

سخنی با سرداران سپاه

ما شماها را پیش از آنکه بقول آقای جوادی آملی: این چند تا ” تکه فلز” روی شانه هایتان بنشیند و از راه بدرتان کند، بسیار دوست می داشتیم. امان از این تکه های فلزِ روی شانه ها. این روزها اما قلب هایتان نیز کدورت پیدا کرده بد جوری. فربه شده اید آقایان. نه از چرب و شیرین دنیا صرفاً. ... ادامه متن »

سخنی با عزیزان بسیجی ام

روی سخن من با بسیجیانی است که هنوز از مردی و مردانگی سرشارند. هنوز به رسمِ هم نامانِ دیرینِ خود، آکنده از ادب و مهر و مردم اند و آرزوهای نیک بر دل دارند. بسیجیانی که به رسمِ هم نامانِ دیرینِ خود، خود را به مردار بو گرفته ی دنیا نفروخته اند و بر نقطه ی درستی و خِرد و ... ادامه متن »

103 queries in 2044 seconds.