سر تیتر خبرها

آرشیو بخش: روزنوشت ها

عضویت در دریافت فید<

غوغای مآموران بر مزار ریحانه جباری

امروز عصر ( پنجشنبه 29 مهر) بر مزار ریحانه جباری ، تعداد مآموران کم از حاضران نبود. تا رسیدیم سرِ مزار ،دیدم یک مأمور لباس شخصی دارد آقای نعمتی را با خود می برد. نعمتی بیمار است و عصا بدست. ظاهراً عکسی گرفته بود و همین عکس کارش را به بازداشت کشانده بود. مآمورانی که در لباس شخصی در هرکجا ... ادامه متن »

دختری با کفش های زرد

یک: ظهرعاشورا یکی از دوستانِ نام آشنایم آمد و به ندایی مرا از خانه بیرون کشاند و در آغوشم گرفت. مردی بلند بالا و خوش سیما و خوش سیرت. هنوز در بُهتِ آغوشِ آرامبخشِ او بودم که دم گوشم چیزی گفت و من ناگهان فسردم و از شرمی که به جانم دوید، سوختم و گریستم. دست بر دو بازویم بُرد ... ادامه متن »

در اتاق بازجویی

یک: زینب را می بینم که موی پریشان و سراسیمه از سرِ کشته های خاوران بر می خیزد و خود را به اوین می رساند و درپشتِ دیوار بلند زندان برای نرگس محمدی و نرگس های دیگرمان – که بی هیچ خطا در زندان اند – خیمه ی عزا بپا می کند و زندانبانان را می گوید: این زنان زندانی ... ادامه متن »

بازی فوتبال در روز تاسوعا

در بسیاری از کشورها، ورزش – ازهر نوعش – ورزش است و اقتصاد و سرگرمی. در اینجا اما نه که چشم نامحرمِ حاکمان اسلامی به ریزترین زاویه های شخصیِ افراد نیز سرک می کشد، از بازیِ پُرتماشاگرِ فوتبال، مستقیماً و در درجه ی نخست، برای “مشغول کردنِ” نسلِ آشفته حالِ جوانِ این مرز و بوم سود برده می شود حتماً ... ادامه متن »

بوسه بر پای بشیر

من پیش تر به پاهای “آرتینِ” چهارساله بوسه زده بودم. این بار به پاهای “بشیر” بوسه زدم. بشیر، پسرکی شش ساله است. بشیر با همین جسم و جان و سن و سالی که ندارد، بسیارتیزهوش است و تیزفهم. بشیر با همه ی نداشته های کودکانه اش، بسیار با تربیت است و سرزباندار و مهربان و بشدت دوست داشتنی. رفتم به ... ادامه متن »

مشابهت های نرگس محمدی و آقا سیدعلی خامنه ای

اشاره: نرگس محمدی قرار است شانزده سال آینده را در زندان بماند. ظاهراً او در بیرون از زندان عنصری مزاحم و تحمل نشدنی تشخیص داده شده. اگر خدا وکیلی اینجور است، ما حرفی نداریم. نرگس در زندان بماند تا حضرت رهبری شب ها راحت بخوابد. گرچه ایشان و همراهانشان مشکلی در خوابِ راحت ندارند. آن کسی به فرسودن و نهیبِ ... ادامه متن »

با تو هستم ای خدا

یک: خدایا از قدیم گفته اند جنگ اول به از صلح آخر. در این نوشته می خواهم یقه ات را بگیرم و با تو کل کل کنم حسابی. همین اول بسم الله بگویم که من خودت را و فقط خودت را و پدیده ها و انسان هایی را که خلق کرده ای خیلی دوست دارم. مخصوصاً خودت را خیلی بیش ... ادامه متن »

نامه ی محمد نوری زاد به امام علی(ع)

یک: علی جان، بنشین تا نصیحتت کنم. مگر نه این که خود این می خواستی مکرر؟ یارانِ صاحبدلت را بر منبرِ سخن فرا می بردی و خود برزمین می نشستی که: مرا نصیحت کنید و از دشواری های روز حساب و کتاب و مؤاخذه پرهیزم دهید. مگر این سخنِ خود تونیست که فرمودی: مرا نقد کنید، چه آشکارا در جمع، ... ادامه متن »

یک لگن داروی نظافت

چرا نگویم: پوزشخواهیِ سعید مرتضوی جنسی از فریب دارد؟ وگرنه وی نه با شکسته نفسیِ دروغینش، بل با راستی به مردم و به پیشگاه تاریخ اینگونه می نوشت: ای مردم، من – سعید مرتضوی – به حکم بیت رهبری و با اشاره ی شخص “حجازیِ” بیت، و با امضای هاشمی شاهرودی به مقام دادستانی کل استان تهران جهش داده شدم. ... ادامه متن »

مسئولانِ همینجوری!

عید قربان را به همه ی مسلمانان بویژه مسلمانان کشورمان مبارکباد می گویم. و اما سخنِ اینباره ی من: پرسه ای اگر در دایره ی بسته ی مسئولانِ این سالهای اسلامی بزنید، به آدمهایی بر می خورید که “همینجوری” مسئول بوده اند پی در پی و سالهای سال. و نان برشته ی مسئول بودن را به هم قرض داده اند ... ادامه متن »

85 queries in 1956 seconds.