سر تیتر خبرها

آرشیو بخش: روزنوشت ها

عضویت در دریافت فید<

راهی که رفته ایم و راهی که می روند!

می خواستم چیزی در باره ی این دو عکس بنویسم اما دیدم عکس ها خود گویا هستند و نیازی به اطاله ی کلام نیست. عکس نخست، اعدام سراسیمه ی خلخالی گون است در فرودگاه سنندج در همان ماه های ابتدایی پیروزی انقلاب، و عکس دوم به کشتار وحشیانه ی داعش در عراق مربوط است. محمد نوری زاد بیست و هشتم ... ادامه متن »

قزلحصار

چندی پیش بود که چهار تن از زندانیان عقیدتی اهل سنت را از زندان رجایی شهر برای اجرای حکم اعدام به زندان قزل حصار کرج منتقل کردند. اینان و جمعی دیگر که آنان نیز سنی اند و به اعدام محکوم، پنج شش سالی است که در زندان اند و هر روز و هر ساعت به کابوس هایی از طناب دار ... ادامه متن »

بر مزار مردی که زنده است !

چندی پیش رفتم به دیدنِ سهراب سپهری که گرچه کاشانی بود و باید در گورستان اصلیِ شهر بخاک سپرده می شد اما دیدم غریبانه در جایی پرت آرام گرفته است. کجا؟ در فاصله ای دور از کاشان. چرا؟ چون روحانیان متعصب کاشان، مسلمانیِ او را مردود دانسته و به جهنمی بودنش اطمینان یافته بودند. و حتماً نیز به بهشتی بودنِ ... ادامه متن »

جمهوری اسلامی و سیاهچاله هایش

یک: بلافاصله پس از پیروزیِ انقلاب اسلامی، تسخیر سفارت آمریکا در تهران، سیاهچاله ای بود که ” دیگران” پیش پای ما پخمگانِ اسلامی واگشودند تا سراسیمگانِ انقلاب کرده درست بر ریلی پای نهند که انتهایش به آغوش همان دیگران ختم می شد. دو: جنگ هشت ساله، سیاهچاله ای بود که ” دیگران” دو کشور اسلامی ایران و عراق را به ... ادامه متن »

زیر باران

به یاد مردی که سکوت نکرد، و نخواست بخاطر خوشایند جماعتی، روی از مردم بگرداند و عبرت های تاریخ را انکار کند. به یاد مردی که هست، برای این که بودن را معنایی دوباره بخشاید. که: بسیاری از هست های این روزگار، جز نیست هیچ نیست. محمد نوری زاد بیست و چهارم خرداد نود و سه – تهران   ادامه متن »

سید بجای موسوی!

همین اکنون بازی والیبال بین تیم های ملی ایران و برزیل، با پیروزی ایران پایان پذیرفت. تبریک به همه ی ایرانیان در هر کجا. و سپاس از بازیکنان و مربیان تیم ملی والیبال کشورمان. راستش را بخواهید از این که دیدم اسم محمد موسوی را به “سید” تغییر داده اند، دلم گرفت. این، نشان می دهد که در پس و ... ادامه متن »

نه به آلودگی

من امروز از ساعت شش بعد از ظهر، در پارک نیاوران هستم با ماسکی بر دهان! محمد نوری زاد پانزده خرداد نود و سه – تهران   ادامه متن »

با حسین زمان

خودش می گفت: بچه ها مریض بودند. هم اباذر هم زینب. رفتم داروخانه و دفترچه های بیمه را گذاشتم روی پیشخوان و نشستم به انتظار. نوبتم که شد یکی داد زد: اباذر زمان. رفتم جلو و گفتم بله؟ و دارو های پسرم اباذر را گرفتم. کمی بعد همو صدا زد: زینب زمان. رفتم جلو و گفتم بله؟ و داروهای دخترم ... ادامه متن »

به آلودگی ها اعتراض می کنیم

پنجشنبه ای که در راه است، روز جهانی محیط زیست است. و ما، ماسک بر صورت، به آلودگی های جوراجوری که ما را محاصره کرده اند – از جمله : دود و بیماری – اعتراض می کنیم. راستی چه آلودگی ای دهشتناک تر از این که آلودگان بر کشوری مسلط باشند و ادای پاکی و پاکدامنی در آورند؟ وعده ی ... ادامه متن »

بدون شرح!

تصویر زیر را یکی از دوستان برای من ارسال کرده. زیرش نوشتم: من کاری به درستی یا نادرستیِ این نامه ندارم. بل می گویم: در آن اصطبلِ هردمبیل، نواله های جوراجوری تناول می کنند این نمایندگانِ سپاه و بیت رهبری!   ادامه متن »

108 queries in 2262 seconds.