سر تیتر خبرها

آرشیو بخش: روزنوشت ها

عضویت در دریافت فید<

کمک از غیب رسید!

یک: دیروز – جمعه صبح – رفتم تا با سیمین بهبهانیِ گرانقدر وداع کنم. مردمان از هر سو می آمدند و بر جمعیت شان افزوده می شد. ابتدای سخن با داماد سیمین، جناب تهامی نژاد بود که با آن صدای زلال و پخته اش – که خود دوبلوری کهن سابقه است – چه نیک از فروشدنِ سیمین به زندگیِ جاوید ... ادامه متن »

بخاطر خود سیمین

امروز در مراسم تشییع بانوی غزلِ ایران شرکت می کنم. نخست شاید به نیت همه ی خوبانی که در تهران حضور ندارند اما دلشان اینجاست. و به نیت همه ی آنانی که در این سی و پنج سال اسلامی قدر وی را ندانستند و بر او بی مهری ها و جفاها باریدند. و به نیت زندانیان سیاسی و سه عزیزی ... ادامه متن »

ثبت اختراع

می گویم: بسیاری از آیت الله های ما اگر از همه چیز و همه کس دست بشویند، و اگر بتوانند عطای هر حکم شرعی و عطای هر بنی بشر تاریخی و کنونی را به لقایش ببخشایند، از غوغای حجاب اما دست نمی شویند. حجاب بانوان، اکسیر حیات و جاودانگیِ آیت الله های ماست. جوری که آنها همه ی نداشته هایشان ... ادامه متن »

داعشیان سرزمین من

یک: دوستی برای من نوشت: امروز – بیست و هشت مرداد – روز تولد بانو زهرا رهنورد است. برای وی نوشتم: من جنس زندانی کردنِ این بانو را هم سنگِ اعدام سراسیمه ی بانو فرخ رو پارسا در دو سوی یک زمان با روح و رویکری یکسان می دانم. وقتی عقل به تعطیلی گراید و خردمندی به قهقرا افتد و ... ادامه متن »

صد رحمت به اصطبل!

من چرا مجلس شورای اسلامی را اصطبل نامیدم؟ در اصطبل، چند فردِ انسانی نیز رفت و آمد می کنند. از همین روی، من عزیزانی چون جناب پزشکیان و علی مطهری را از این قاعده ی حیوانی بیرون می دانم که هرازگاه، چون شهابی در این سیاهی شب، خودی می نمایانند و کورسو می زنند. این آیه ی قرآن است که ... ادامه متن »

سیمین بهبهانی و کمای ملی

معمولا کسی که به کما می رود، به یک وادی ناشناخته سفر می کند. این که در آن وادی چه می بیند و چه می کند، معمایی است ناگشوده مثل خود مرگ. این روزها دو نام آشنا به کما رفته اند. یکی جناب مهدوی کنی با روزی سه چهار میلیون تومان هزینه که معلوم نیست از کجا تأمین می شود، ... ادامه متن »

راست بگوییم اگر چه به زیان مان تمام شود!

آدم های نام آور – چه بخواهند و چه نخواهند – در چشم مردم اند. رفتارشان در معرض فهم و داوری مردم است. کج بروند، کج روی را بر می کشند. دروغ بگویند، دروغگویی را باب می کنند. آدمهای دروغگو، نخستین ضربه را البته بر پیکر خود می نشانند. شاید علت این که همه ی ما به راحتی دروغ می ... ادامه متن »

تله ای برای پخمه ها

کشتاری که در غزه صورت می پذیرد، یک سرِ توجیهش این است که: آنچه در آنجا رخ می دهد، درگیریِ دو همسایه است با هر پس و پشتِ منطقی یا بدون منطق. اما سرِ دیگرِ این کشتار حتماً یک جورهایی به جمهوری اسلامی ایران بند است. که به هر شکل ممکن، پایش را به این درگیری وا کنند. چه خودش ... ادامه متن »

اختراع کودنانه ی چرخ!

باور کنید من به عنوان یک مسلمان شیعه، این روزها از خیلی چیزها خجالت می کشم. اگر بتوانم از ظهور خصلت های خلخالی گون و فلاحیان وش که بسیار پیش از برآمدنِ طالبان و داعش، شگردهای قصابیِ آدمها را به اسم مبارکِ شیعیِ خود به ثبت رسانده اند بگذرم، و اگر بتوانم از هزار جور مفسده ی جاری در سپاه ... ادامه متن »

انسان طلب

یک: دیروز به دیدن آقای جعفر پناهی رفتم. هنرمندی که به ضربِ طنز ترین حکم قضاییِ کشور، باید عمر باقی مانده اش را به تماشا بنشیند و فیلمی نسازد و فیلمنامه ای ننویسد. چندی پیش تولدش بود. به همین بهانه رفتم دیدنش. می گفت: وقتی در مسابقات جهانی فوتبال، سرود برزیل یا آرژانتین پخش می شد، می دیدم این بازیکنان ... ادامه متن »

107 queries in 1703 seconds.