سر تیتر خبرها

آرشیو بخش: روزنوشت ها

عضویت در دریافت فید<

تو امضاء کن من سانتریفیوژ برات می خرم

یک: تاج و عمامه امروز فیلمی دیدم کوتاه و متعلق به اواخر سال پنجاه و هفت یا اوایل پنجاه و هشت. در این فیلم خبرنگاری از بانوان در باره ی رژیم دلخواهشان می پرسد. یک بانوی چادری که سخت منقلب است، می گوید: ما همون شاه را می خواهیم. و ادامه می دهد: عمامه ما را بیچاره می کند. این ... ادامه متن »

سخنرانی با سماجت + فیلم مصاحبه با داریوش فروهر

یک: موسوی اردبیلی و خوابِ خونین! دیروز آقای خامنه ای به عیادت آقای موسوی اردبیلی رفت که بیهوش است و همچون اسلاف انقلابی اش مهدوی کنی و واعظ طبسی، به کمک پزشکان و دستگاه های کمیاب، پنجه بر تارو پودِ این دنیا می کشد تا صباحی دیگر بماند. اما راهی که وی در آن پای نهاده، بازگشت ناپذیر است. همه ... ادامه متن »

بر مزار مادر

یک: بانوی چریک (عکس چهار) این بانویی که در آرامگاه اشرافیِ امام خمینی آرام گرفته، خانم مرضیه دباغ است. بانویی که از دوران جوانی، زندگیِ چریکی و پر اضطراب را بر زندگیِ آرام و بی دغدغه ترجیح داد و در همه حال چشم به دهان و راه امامش داشت و با امامش به پایان راه رسید و در کنار امامش ... ادامه متن »

خون بالا می آورند

یک: سوز زندان خبردار شدم که در بند هشت زندان اوین، علی شریعتی در چهل و هشت ساعت گذشته پنج بار از شدت ضعف ناشی از اعتصاب غذا غش کرده و از حال رفته است. رجبیان، خون بالا می آورد. آرش صادقی بشدت به ضعف افتاده و حتماً نیز محمد علی طاهری حال خوبی ندارد. مگر نه این که فرزندان ... ادامه متن »

این صداها را بشنوید

یک: باور می کنید من نحوه ی نشر فایل های صوتی و تصویری و عکس ها را در این سایت نمی دانستم؟ دیروز رفتم و یاد گرفتم. در گام نخست شما را دعوت می کنم به شنیدینِ فایل صوتیِ جناب دکتر مهدی خزعلی که بعد از مناظره ی من با ایشان و جناب طباطبایی اسلام شناس و جناب دکتر بیگدلی(روحانی) ... ادامه متن »

اَبَر چاله

یک: در نشست روز سه شنبه ی سرای قلم ما بودیم: آقای طباطبایی، با بیش از هشتاد و هشت سال سن که در اسلام شناسی متبحر است، آقای دکترخزعلی، که هم اداره ی نشست با او بود و هم کارشناسانه ابراز نظر می کرد، و عزیزانی که از میان جمع بر می خاستند و هم در نقد نوشته های نوری ... ادامه متن »

سیدعلی خامنه ای “ایرانی الاصل” نیست!

من، احساسِ همینجوری ای دارم به یک افقِ محو اما حتماً محسوس. که همان افق، یک چیزک هایی نشانم می دهد بی اعوجاج. چه؟ این که: حتماً یک ارتباط قوی ای باید باشد میان حنجره های فحاش و پرخاشگر و فریب گسترِ بعضی ها، و بقای بعضی ها. ریسمانِ امتداد این حنجره های فعال را که می گیرم و پیش ... ادامه متن »

غوغای مآموران بر مزار ریحانه جباری

امروز عصر ( پنجشنبه 29 مهر) بر مزار ریحانه جباری ، تعداد مآموران کم از حاضران نبود. تا رسیدیم سرِ مزار ،دیدم یک مأمور لباس شخصی دارد آقای نعمتی را با خود می برد. نعمتی بیمار است و عصا بدست. ظاهراً عکسی گرفته بود و همین عکس کارش را به بازداشت کشانده بود. مآمورانی که در لباس شخصی در هرکجا ... ادامه متن »

دختری با کفش های زرد

یک: ظهرعاشورا یکی از دوستانِ نام آشنایم آمد و به ندایی مرا از خانه بیرون کشاند و در آغوشم گرفت. مردی بلند بالا و خوش سیما و خوش سیرت. هنوز در بُهتِ آغوشِ آرامبخشِ او بودم که دم گوشم چیزی گفت و من ناگهان فسردم و از شرمی که به جانم دوید، سوختم و گریستم. دست بر دو بازویم بُرد ... ادامه متن »

در اتاق بازجویی

یک: زینب را می بینم که موی پریشان و سراسیمه از سرِ کشته های خاوران بر می خیزد و خود را به اوین می رساند و درپشتِ دیوار بلند زندان برای نرگس محمدی و نرگس های دیگرمان – که بی هیچ خطا در زندان اند – خیمه ی عزا بپا می کند و زندانبانان را می گوید: این زنان زندانی ... ادامه متن »

133 queries in 2103 seconds.