سر تیتر خبرها

آرشیو بخش: روزنوشت ها

عضویت در دریافت فید<

همه با هم: آشغال ها را بروبیم!

یک: روز جمعه شانزده بهمن، ساعت ده صبح، ضلع شمالی چهار راه پارک وی، مقابل آتش نشانی، چشم به راه شماییم. دوستی برای من نوشته بود: از دزفول می آیم و با شما همراهی خواهم کرد. می گویم: نگران “برادران” نباشید. ما مگر قرار است چه بکنیم که بخواهند مزاحم ما باشند؟ ما محیط زیست خود را – برخلاف آنان ... ادامه متن »

کیسه های بنفش زباله

یک: با دوستان قرار گذاشتیم دوشنبه هایِ آشغال روبی را به جمعه ها منتقل کنیم. چرا که جمعی از مشتاقان می گفتند دوشنبه ها ما سرِ کاریم و نمی توانیم در این حرکتِ شایسته شرکت کنیم. پس همین جمعه ای که در راه است دومین روز آشغال روبیِ ما خواهد بود. از کجا شروع می کنیم؟ ضلع شمالیِ چهار راه ... ادامه متن »

روزی با شکوه برای آشغال جمع کردن

یک: دیشب در مصاحبه با شبکه ی کلمه و در پاسخ به ” داستانِ نیروهای خودسر” گفتم: شاکله ی کلیِ انقلاب اسلامی بر حرکتِ “همینجوری” و خودسرانه استوار بوده است و از همان ابتدا نیز عمده یِ حادثه ها و رویکردها، خودسرانه و تهی از تفکر و عقلانیت و همراه با عصبیت و ترش رویی و خشونت بوده است. و ... ادامه متن »

آشغال جمع می کنیم!

یک: بعد از سی و هفت سال سرانجام جرم سیاسی توسط جماعتی که اسم خود را نماینده ی مردم گذارده اند، تعریف شد. در این تعریف و قوانینی که در همین راستا به تصویب رسیده، کم مانده انگشت به دماغ کردنِ معترضان نیز جرم تلقی شود. جالب این که نمایندگانِ ترسیده و چاکر مسلک، هرگز بفکر وضعِ قوانینی نیفتاده اند ... ادامه متن »

کلّ کره ی زمین اگر خاک می شد!

یک: می خواهم از مادری بگویم که امام خمینی و خاندان وی را غلیظ دوست می داشت. شاید بیست سال در خانه ی امام و بچه های امام خدمت کرد عاشقانه. و بابت این عشق سرشارش، کلی حرف و حدیث شنید از غریبه و آشنا. هم خودش و هم شوهرش کلاً پاکباخته ی امام و انقلاب و شخصیت های انقلاب ... ادامه متن »

پته بر آب!

  یک: شهرام فرج زاده همان جوانی است که در عاشورای 88 در زیر چرخ های اتومبیل نیروی انتظامی از پای در آمد و صورتش له شد. امشب، مادرش که روزها در کما و در حالت مرگ مغزی بسر می برد، رفت و به فرزندش پیوست. برایش آرامشی ابدی آرزو می کنم. فردا جمعه در بهشت زهرا بخاکش می سپریم. ... ادامه متن »

از جلو نظام!

زهرا، بیست و هفت سال بیشتر ندارد. تیزهوش و شاد و چالاک است. بسیاری از تیزهوشان و فارغ التحصیلان و پزشکانی که می توانسته اند به کشورهای دیگر بروند، رفته اند، اما وی با همه ی امتیازات و فرصت هایی که برای کوچیدن و دل کندن از کشور دارد، مانده است تا برای وطنِ دزدیده شده و لهیده شده و ... ادامه متن »

ترجیع بند پایانی

یک: دیشب یکی از تابلوهایم را برداشتم و رفتم دیدنِ بهمن احمدی آمویی و همسرنازنینش ژیلا بنی یعقوب. در توصیف این زوج خواستنی، هیچ نگویم الا این که شما همه ی خوبی ها و شایستگی های انسانی ای را که می توانید برای خود آرزو کنید، در این دو ببینید. این دو، سالها در زندان بودند بی هیچ گناهی و ... ادامه متن »

خروج از نفهمی خرج دارد

یک: عصر جمعه با دوستان لگام ( لغو گام به گام اعدام) نشستیم و عرض و طولِ عالمِ هستی را در نوردیدیم و از دل آن به این نکته رسیدیم که: استثنایی نباید در کار لغوِ اعدام باشد. چه اعدام یک فرد سیاسی و چه یک قاچاقچی و چه یک جاسوس و چه یک آدمکش حرفه ای حتی. باید داستان ... ادامه متن »

84 queries in 2099 seconds.