سر تیتر خبرها

آرشیو بخش: شعر و داستان

عضویت در دریافت فید<

پیرمرد و دریا

من این داستان را در روزهای تلخ سال 88 نوشتم و در وبلاگی که داشتم منتشر کردم و یک ماه بعدش رفتم زندان. در این داستان، بی آنکه اسمی از شخصیت محوری برده باشم، ذهن خواننده را به سمت یک فرد – و تنها یک فرد – گسیل داشته ام. باز نشر این داستان شاید در بزنگاه علَم شنگه ای ... ادامه متن »

شعرهای زندانی من

من دو نوروز سالهای هشتاد و نه و نود را در زندان بودم. نوروز هشتاد و نه را در سلولی با دو نفر، و نوروز نود را تنها بودم. از نوروز اولی این را به یاد دارم که به محض تحویل سال نو، دهانم را به دریچه ی کوچکی که در قسمت پایین درِ سلول تعبیه شده نزدیک کردم و ... ادامه متن »

فصلی از رُمان منتشرنشده محمد نوری زاد

فصلی از رُمان منتشرنشده محمد نوری زاد درباره ی این رُمان: سوژه ی اصلی این داستان بلند درشب ها و روزهای گنگ و بلاتکلیف وآمیخته به اضطراب وهول وهراس سلول انفرادی به ذهنم خطورکرد. به مرخصی آمدم. بشرطی که چیزی ننویسم. اما نوشتم. نامه ی ششم را. بلافاصله به زندانم فراخواندند. منتها نه به بند 350 بردنم و نه به ... ادامه متن »

زلزله ای در راه است!

درعکس های زلزله، دستی را دیدم که ازخاک بیرون مانده بود. شاید دست زنی بوده. وپایی که به نا کجا می رفت. شایدپای مردی بوده . وچشمانی که به هیچ کجا می نگریست. و لبانی که درنیمه راهِ یک آه متوقف مانده بود. وکودکی که دیگر هیاهو نداشت. این قطعه ی شعرگونه را به همانها که درمیان ما نیستند تقدیم می ... ادامه متن »

غزلواره های شیدایی برای زوج های زندانیان سیاسی با صدای محمد نوریزاد

نماهنگ “عاشقان دربند” با صدای محمدنوریزاد، جهادگر و مستند ساز منتقد که مدت زیادی از سه سال گذشته را در زندان اوین گذرانده و سروده ی مریم شربتدار قدس همسر فیض الله عرب سرخی، فعال سیاسی دربند تهیه شده است. این نماهنگ تقدی می شود به زوج هایی که میله های سلول فاصله شان نینداخته، زوج هایی که دیوارهای زندان ... ادامه متن »

“سعر”های سپید من

اکنون، یک به یک آنها را به مرور به پیشگاه شما خوبان تقدیم می دارم . و چشم به راه اشارات شما می مانم تا مگر مرا به یمن غوغای قلم خویش ، از خطاهای رفته در این سعرها مطلع فرمایید… ادامه متن »

سه قطعه شعر از محمد نوری زاد تقدیم به همسر ، و همه ی بانوان ایران زمین

محمد نوری زاد که از دیدار با خانواده ی خود در ایام عید محروم شده است ، در آخرین ملاقات خود با خانواده اش (جمعه 27 اسفند)، این شعر را به همراه چند نوشته ی دیگر در اختیار خانواده اش قرار داده است. ادامه متن »

81 queries in 2383 seconds.