سر تیتر خبرها

آرشیو بخش: یادداشت های ایام زندان

عضویت در دریافت فید<

اگرخرچنگ نبود! ( ازنوشته های داخل زندان )

من شخصاً جزیره هرمز خودمان را بسیار دوست دارم. از جهات مختلف. هم مردمش را، که تقریباً فراموششان کرده­ایم، هم کوهستان رنگین او را، و هم سواحل بکر و خوش ­منظره­اش را. یکی از دوستانم حدوداً شصت نوع رنگ از کوه­های هرمز، شماره کرده بود. شما در عبور شتابناک از جادۀ ساحلی هرمز، حداقل به هفت نوع رنگ آشکار کوه­های ... ادامه متن »

دکتر محمد نوری زاد آزاد شد

این خبر نادرست ، در حالی به سایت های داخلی و خارجی راه یافت که وی ، تا دوروز پیش از آزادی،سخت در اعتصاب غذا به سر می برد و حتی از تماس تلفنی و ملاقات با خانواده اش اجتناب می کرد… ادامه متن »

محمد نوری زاد هم اکنون چهل روز است که در اعتصاب غذا بسر می برد!

حال بیش از 16 ماه است که در زندان به سر می بری ونزدیک به چهل روزاست که در اعتراض به عدم توجه به خواستهای قانونیت مجدداً دست به اعتصاب زده ای و از خوردن غذا خودداری می کنی و حاضربه ملاقات نیستی. و تا رسیدن به حق خود به این روند ادامه خواهی داد. من هم با تو همراهی ... ادامه متن »

آقای نوری‌زاد را به زندان بازگرداندند، چون با آیت‌الله وحید خراسانی دیدار کرده بود!

محمد نوری زاد، روزنامه نگار و مستند ساز که پس از جریان انتخابات ۸۸ به علت نوشتن نامه های انتقادی به رهبری بازداشت شد، مدتی پیش به دلیل وخامت حالش به بیمارستان مدرس منتقل شد که در آنجا پزشکان تشخیص دادند او از ناراحتی سنگ کلیه رنج می برد، او پس از جراحی در بیمارستان برای ده روز به منزلش ... ادامه متن »

محمد نوری زاد ، نوشتن را از سر خواهد گرفت!

فاطمه ملکی درباره اینکه محمد نوری زاد از روزهای حبسش چه می گفته است، گفت:«ظاهرا روزها را به کارهای دستی و هنری می پرداختند که مقداری از آنها همراه خودشان بود و قابل ارزش بودند. فکر می کنم حالا دوباره نوشتن را هم از سر بگیرند.» ادامه متن »

سلام به ۳۵۰

می ماند دوگزینه . یکی : رجایی شهر یا یک زندان بی نشان درهرکجا . ویکی : زور . بله . بلکه به زور مرا به جایی ببرند . من هم کسی نیستم که تن به زور بسپرم . می ماند: ضرب وزور. که بله،  این یکی را می توانند . گوارای وجود من و ضاربین . زخمش برای من ... ادامه متن »

سپاس مرا پذیرا باشید

من ، محمد نوری زاد، از همه ی آنانی که  در این چند وقت گذشته، به یادم بوده اند و با نگرانی، از وضع و حالم خبرمی جسته اند و در غیاب من به خانواده ام سرمی زده اند و غمخواری می کرده اند ، سپاسگزارم . ادامه متن »

70 queries in 1858 seconds.