سر تیتر خبرها

آرشیو بخش: گزارش نمایشگاه

عضویت در دریافت فید<

نمایشگاه تابلوها و تی شرت های نوری زاد

یک: چند روز دیگر نمایشگاهی از تابلوهای عاشقانه ی من در شهر پَسدِنا در ایالت کالیفرنیا برگزار می شود. در این تابلوها من با همان “عین و شین و قافِ” معروف و عالمگیر با مخاطبانم سخن گفته ام. دو: در تهران نیز نمایشگاهی دارم از تازه ترین آثار عاشقانه ی خود. کِی و کجا؟ سی ام آبان ماه. کجایش بماند ... ادامه متن »

نمایشگاه تابلوهای عاشقانه ی محمد نوری زاد در آمریکا + مصاحبه

کمتر از یک ماه دیگر، نمایشگاهی از آثار عاشقانه ی من در آمریکا به نمایش گذارده می شود. گالری سیحون در شهر لوس آنجلس، محل جولان تابلوهای من خواهد بود. در روز افتتاحیه، پیامی از من برای بازدید کنندگان پخش می شود. اگر من به حکم قانون ممنوع الخروجم و نمی توانم از کشور خارج شوم، آثارم که می توانند ... ادامه متن »

روز پایانی نمایشگاه، روزی برای آغاز بود!

چهارشنبه هفده اردیبهشت نود وسه – را هرگز فراموش نمی کنم. گذشته از عزیزانی که از تهران و شهرهای مختلف ایران آمده بودند و مرا به کهکشان مواجی از لبخندهای صادقانه و شوق های جاودانه ی خود راه می دادند، به همراهانی برخوردم که همین یک روز پیش از خارج آمده و مشتاقانه خود را به نمایشگاه رسانده بودند. روز ... ادامه متن »

آقای نوری زاد بار من را هم بدوش بکشید!

بقلم: مستأجر امروز رفتم نمایشگاه آقای نوری زاد. قصدم از رفتن دیدن بود. البته نه دیدن نقاشی وهنر که من اصلا از (ه) و (ی) هنر هم سر در نمی آورم. به دیدن آقای نوری زاد هم نرفته بودم. رفتم به دیدن مردمی که به آنجا آمده بودند. قبل از رفتن برای خودم قالبی ساخته بودم، یعنی شلوغ است و ... ادامه متن »

روز پنجم در اوج بود، امروز روز پایان است.

دیروز گرچه کمی دیر رسیدم اما از آنچنان شوقی لبریز بودم که می خواستم همه ی وجودم را با یک ” دوستتان دارمِ” محض عوض کنم و همان یک جمله ی کوتاه را بر دارم و ببرم وسطِ دلِ تک تک عزیزانی بنشانم که از هر کجا به نمایشگاه آمده بودند. بویژه بانویی که از خوزستان آمده بود و از ... ادامه متن »

روز چهارمِ نمایشگاه، شلوغ مثل روز نخست

دیروز دو شنبه، من پاک غافلگیر شدم. دوستان فراوانی زود تر آمده بودند و پشت در ایستاده بودند. از کجا؟ از اصفهان از شیراز از جنوب از دزفول از بشاگرد. از بشاگرد؟ بله، مردی سوخته از آفتاب داغِ، از بشاگرد آمده بود. چهره های آشنا چه؟ نه، خبری نبود. چهره هایی آشناتر از چهره ی مردم؟ پس با صدای بلند ... ادامه متن »

روز سوم، شلوغ تر از روز دوم بود

خیلی ها آمدند. یکی از اصفهان آمده بود. بانویی بود پنجاه و چند ساله. دو نفر جدا جدا از هرمزگان آمده بودند. یکی شان اهل لنگه بود و دیگری بندرعباس. یکی جانباز بود و گرفتار زندگی: سخت. دیگری هشت سال اسیربوده در عراق با کلی حرف های در سینه مانده که مفری برای فوران می جست. خانواده های بسیاری آمدند. ... ادامه متن »

استقبال از افتتاحیه نمایشگاه

جمعه دوازدهم اردیبهشت – دوستان فراوانی از هر کجا خود را به محل برگزاری نمایشگاه رساندند. چه غروب جمعه ی باشکوهی بود دیروز. این نمایشگاه تا روز چهار شنبه از شش تا هشت بعد از ظهر ادامه دارد. چشم به راه تک تک شمایم نازنینان. نشانی: خیابان کارگر – بالاتر از میدان انقلاب – بالاتر از خیابان نصرت – کوچه ... ادامه متن »

افتتاحیه ی نمایشگاه آثار هنری محمد نوری زاد

از شما دعوت می کنم در افتتاحیه ی نمایشگاه آثارم شرکت کنید. پیشتر اما از همه ی شما و همه ی هنرمندان مان بخاطر این که اسم هنر را بر آثارم نهاده ام پوزشخواهی می کنم. آثار من، خط خطی های درهم تنیده ی یک شوریده حال است. شوریده ای که تا توانسته از واژه ی تمام نشدنی ” عشق” ... ادامه متن »

325 queries in 2370 seconds.