سر تیتر خبرها

آرشیو بخش: سایـــــر

عضویت در دریافت فید<

واکسی

چقدر سخته اولین روز و روزهایی که آدم می خواد عزتش را نادیده بگیرد . خدا نگذرد از کسانی که عزت ملتی را فدای دیوانگی های قرون وسطایی بلکه عهد حجری خود می کنند و تازه مدعی اند که برای عزت مردم آن ها را به ذلت کشیده اند. این مرد رو که دیدیم انگار کسی قلبم رو تو دستش ... ادامه متن »

گفتگوی کلمه با محمد نوریزاد: بدنه پاسداران نسبت به روال جاری سپاه معترض است

از محمد نوریزاد درباره ی نامه هایش پرسیدیم اینکه چرا همچنان می نویسید و با نوشته هایش به دنبال چه نتیجه ایست. از محمد نوریزاد سوال های مرسوم مردم را پرسیدیم، اینکه آیا نامه ها و نوشته هایش سوپاپ اطمینان نیست؟ از آنجا به فیلم قلاده های طلا و و کارگردانش رسیدیم از او گفتیم. گفتیم چون می دانستیم که ... ادامه متن »

پرسش های بی پایان

دراسفندماه سال گذشته چهارجلسه نشستیم و با نوری زاد ازهردر سخن گفتیم. محصول این چهارجلسه را به مرورتقدیم شما خواهیم کرد تا بدانید آنچه که دراین صحبت ها مورد اعتنا قرارگرفته، رویکردی است که نوری زاد ازآن اینگونه اسم می برد: ” پوست اندازی مردمی“. او معتقد است:  مردم ایران بلحاظ فکری درحال پوست اندازیِ تاریخیِ خویش اند. یکجورگذارازدخمه های توقف ... ادامه متن »

برای محمد نوری زاد، بقلم…؟

دربارهٔ این نامه: باورم براین است که مداحی‌های بی‌دلیل و غلو آمیز‌‌ همان است که مردان بسیاری را – هرچند بلند مرتبه – برزمین کوفته وازآنان مرداری برآورده که جنازهٔ خویش به دوش می‌برند و همزمان سخن از زندگی می‌رانند. این نامه حدوداً سه ماه پیش برای من ارسال شده. ومن درانتشار آن مردد بودم. بیش از آنکه ازمداحی‌های غلیظ ... ادامه متن »

آهای گنگی ها

آهای گنگی ها بجای مقدمه: اگربه برنامه های رادیویی و تلویزیونی “زلال احکام” برخورده باشید، حداقل این را  دانسته اید که چسبیدن یک تکه گچ یا خمیرنان به دست و صورت، می تواند وضو وغسل شما را مخدوش کند. پس همه ی سیمانکاران وگچکاران و نانوایان ورنگرزان و خلاصه کسانی که به دست وپایشان لکه ای و تکه ای ازاین ... ادامه متن »

نود و یک آرزو برای سال نود و یک!

معتقدم مردمی که آرزو نداشته باشند، مردمی رنگ پریده ومحتضرند. مردمان بی آرزو، بی تپش وپوک مغزوپوک دل اند. همان مردمی که ریسمان تحرکشان را بخاطرچند روزچرک به اسم زندگی به دست جماعتی ازخدا بی خبرمی سپرند. مردمان بی آرزو، مردمانی بی فردایند. چه می گویم؟ مردمان بی آرزو مردمی  فرسوده وپیردرروز تولدشان اند وچشمشان را حجمی ازتابوت پرکرده است. ... ادامه متن »

یه روز خوب میاد

باورکنید من وقتی عکس‌های جماعتی از نام آشنایان و مسئولان را در حوالی سال های انقلاب می‌بینم، تنم می‌لرزد. همهٔ آنانی که در انقلاب و پیروزی آن نقش داشته‌اند، یا به مرگ طبیعی و مرگی مشکوک مرده‌اند، یا به اسم جاسوس و منافق و عملهٔ استکبار اعدام شده‌اند و فرارکرده‌اند، یا عطای ماندن را به لقای ما بخشوده‌اند و راهی ... ادامه متن »

نامه ای به محمد نوریزاد اما برای همه

محمد نوریزاد عزیز دوست نادیده ام نامه پایانیت را همانند سایر نامه ها خواندم. “شرح داغ دل پروانه چو گفتم با شمع آتشی در دلش افکندم و آبش کردم” این حسی بود که با استعانت از شاعر آزاده فرخی یزدی پس از خواندن نامه ات داشتم. وقتی نامه هایت را میخوانم احساس لال زبان از دست داده ای را دارم ... ادامه متن »

بیست و پنجمین نامه ی محمد نوری زاد به رهبری

من در لهیب آتشی که مرا می سوزاند بر سر همه ی نمایندگانی که چربی وشیرینی جلوس بر صندلی نمایندگی را به غارت نشسته اند، فریاد خواهم زد: ای همه ی شمایانی که با تن سپردن به غوغای فریب، بر سر مردم معترض سرزمین خود پای نهادید و بی اعتنا به حاجت های قانونی آنان پای به مجلس گذاردید، سیرازشیراین ... ادامه متن »

68 queries in 1873 seconds.