سر تیتر خبرها

آرشیو بخش: نوشته های پیش از دوران زندان

عضویت در دریافت فید<

حقوق معوقه !

یک نظام دینی اجازه دارد اشتباه بکند ، خطا بکند ، زندان داشته باشد ، زندانی داشته باشد ، و حتی اجازه دارد کارگزارانی استخدام کند که بجای خدمت خیانت بکنند .   ادامه متن »

عروس و داماد

دیروز با نرجس صحبت کردم . صدایش هنوز دخترانه است . مثل آن وقتها که به دیدنش می رفتم و او با حرارت  از اشتیاقش برای تحصیل در رشته روانشناسی می گفت و ابروان پرپشتش را به هم نزدیک می کرد که یعنی : تصمیمم را گرفته ام . پرسیدم : خوشبختی ؟   ادامه متن »

مرثیه ای برای زنان ما !

داستان وزیر شدن زنان ، و یا استاندار شدنشان ، همچون حبابی سراسیمه پف کرد ، و به یک عتاب  ناگهانی برخی از مراجع فرو کشید ! هم مطرح شدن این مسئله کارکردی صادقانه نداشت و هم محو شتاب زده آن ربطی به دین خدا نداشت .   ادامه متن »

اسم مستعار

کتابی را برای چاپ به یکی از دوستانم سپردم تا با ناشری که او می شناخت صحبت کند . می گفت : فلان ناشر شخصا فرد فرهنگی و دلسوخته ای است . شما را می شناسد و به شما ارادت دارد  و اطمینان دارم به محض اطلاع از محتوای خوب کتاب ،  آن را چاپ و منتشر خواهد کرد . نسخه ... ادامه متن »

همزیستی مسالمت آمیز !

طبق آمار جهانی ، مردم ایران ، بیشترین مواد مخدر را در جهان مصرف می کنند . این  رتبه اولی  در فراوانی مصرف مواد افیونی  را من بحساب هوشمندی مردم ایران بگذارم که کیفورترین مردم جهانند ؟  یا بحساب دشمنی که می خواهد ما و انقلاب و نظام مارا از پا در بیاورد ؟ یا بحساب بی عرضگی همه دست ... ادامه متن »

کاستی های مطلب (داستان شکایت…) از نگاه معاون سیاسی

دوست  روحانی ای که با او در شورای سیاستگذاری ائمه کشور  دیدار داشتم ، نکاتی مرتبط با همان نشست برایم  ارسال کرده و خواسته که آنها را منعکس کنم . پیش از مطالعه  مطلب ارسالی ایشان ، بگویم که ادب و انصاف نویسنده برای من ستودنی است . همان گوهری که ظاهرا این روزها نایاب است . این را هم بگویم که ... ادامه متن »

داستان شکایت دو امام جمعه از من .

دوستی تماس گرفت که : فلانی ، بیا که جمعی از امامان جمعه از تو شکایت کرده اند . نشانی محل کارش را که پرسیدم ، گفت : خیابان فلان ، بین قوه قضاییه و شورای امنیت ملی . گفتم : عجب جایی . به قول دوست ما که سابقا ترازو دار بوده  : جنس جور است ! خندید و گفت ... ادامه متن »

لنگه کفشی برای دوست لنگه کفشی برای دشمن !

وقتی شنیدم آقای کروبی را در نمایشگاه مطبوعات (فرهنگی ترین اجتماع نخبگی جامعه ما) کتک زده اند ، بهمان اندازه دلگیر شدم که شنیدم در دانشگاه تهران ( مکان محض نخبگی ما ) به سمت آقای صفار هرندی – وزیر سابق ارشاد اسلامی – لنگه کفش پرتاب کرده اند .  باورم بر این است که : این رخدادها ، عکس العمل ... ادامه متن »

انقلاب مجدد !

شنیدم امام جمعه موقت تهران جناب آقای صدیقی در یکی از خطبه های نماز جمعه امروز افاضه فرموده اند که : در دانشگاهها باید انقلابی مجدد صورت بگیرد . (ظاهرا محتوای سخنشان این بوده) سئوال این که در این سی سالی که از پیروزی انقلاب سپری شده ، مگر دانشگاههای ما  در اختیار دولتمردان و بانیان فرهنگی ما نبوده ؟ چه ... ادامه متن »

یک تقاضای صمیمانه از دوستان

ظردهی دوستان را از این روی حذف کردم که تنها خود یک نوشته و یا نوشته های پیشین من مورد اعتنا قرار گیرد . و شاید به این دلیل که با حذف نظرهای بی ارتباط و عبوس و بی منطق و گاه فحاش ، خود را سرزنش می کردم . دوست داشتم به فرازی دست می یافتیم که همه نظرها ... ادامه متن »

68 queries in 1707 seconds.