سر تیتر خبرها

آرشیو بخش: سایـــــر

عضویت در دریافت فید<

ما باید جمهوری اسلامی را واژگون کنیم (بخش سوم) + فایل صوتی + مصاحبه

یک: ما را چاره ای جز این نیست که کم هزینه ترین و کم خسارت ترین و میان بُر ترین و پرفایده ترین راه های واژگونیِ جمهوری اسلامی را مورد اعتنا قرار دهیم. و شاید در گام نخست، پسندیده این باشد که خشم ها و خیزش های خیابانی و سخت افزاریِ مردم، جایش را به حرکت های هوشمندانه و نرم ... ادامه متن »

استعفا و محاکمه ی رهبر

شوربختانه خیزشی که در پنجاه شهر کوچک و بزرگِ کشور بهم پیوست، بخون نشست. اکنون، می شود به درشت نامانِ این نظامِ زشتکار نگریست که خانه هایشان همه بر خون شناور است. آنهم نه خون اسلحه بدستان و جنگاوران و محاربان، بل خونِ ستمدیدگان و گرسنگانِ دادخواه. از میان همه ی داعیه دارانِ حقوقِ مردم، این نمایندگان مجلس اند که ... ادامه متن »

خواجگانِ عمامه به سر + فایل صوتی + مصاحبه

یک: جایگاهِ خواجگی، از آن روی که مردانی باید در حرمسرا می لولیدند و به کارِ چاکری داخل می شدند، هماره از نیاز پادشاهان و حاکمان بوده است. پس، پسران و مردانی را از مردانگی تخلیه می فرمودند تا با صورتی صاف و بی ریش، در اندرونی بلولند و سفره بیندازند و چیزهای سنگین جابجا کنند و حتی طاس و ... ادامه متن »

رقصِ مردمانِ مست

یک: روز پایانی نمایشگاه خط خطی های من، برای من باشکوه ترین بود در میان تمامی این سال ها. سربسته بگویم که من در چهره و سخنِ دوستانی که به نمایشگاه می آمدند، جز رقصی از مهربانی و ادب و بزرگواری ندیدم. دوستانِ من، آمده بودند که: مست شوند. و ما – جایتان خالی – مستی ها کردیم در شبِ ... ادامه متن »

رقص سعید و رقص آیت الله ها و سرداران

دو سه روز از 18 تیرماه سال 78 نگذشته بود که برادران سپاه به آپارتمان هاشم زینالی یورش می برند و پسرش سعید را که جوانی بی های و هوی بوده، از خانه بیرون می کشند و بی اعتنا به التماس های مادر سعید، وی را سوار اتومبیل شان می کنند و می برندش که می برندش که می برندش ... ادامه متن »

به آتنا دائمی

دخترم دیشب که با جمعی از دوستانِ همراه، به خانه ی پدری ات رفتم، دانستم از اعتصاب غذایت در زندانِ اوین، بیست وهشت روز می گذرد. و دانستم: در این روزهای روزه داری، سخت به دستگاه گوارش و به کلیه هایت آسیب رسیده و پانزده کیلو وزن کم کرده ای. نازنینم، بیا و بر زمین بگذار این شیشه های شکسته ... ادامه متن »

“بابا” بقلم دخترش

اشاره: دو هفته ی پیش این تابلو را از چهره ی دخترم کشیدم و تقدیمش کردم. دیدم برای دوستانش از “بابا” نوشته. نوشته اش را با اجازه ی خودش در زیر می آورم: ليلى گلستان در جايى درباره ى پدرش ميگويد: “ابراهيم گلستان آش درهم جوش خوشمزه ايست پر از سبزيهاى معطر، سير داغ، نعناى داغ، كشك و زعفران، كه ... ادامه متن »

مشابهت های نرگس محمدی و سیدعلی خامنه ای

اشاره: نرگس محمدی قرار است شانزده سال آینده را در زندان بماند. ظاهراً او در بیرون از زندان عنصری مزاحم و تحمل نشدنی تشخیص داده شده. اگر خدا وکیلی اینجور است، ما حرفی نداریم. نرگس در زندان بماند تا حضرت رهبری شب ها راحت بخوابد. گرچه ایشان و همراهانشان مشکلی در خوابِ راحت ندارند. آن کسی به فرسودن و نهیبِ ... ادامه متن »

ما هم در سر رؤیایی داریم (بقلم: دکتر محمد ملکی)

تقدیم به اصحاب شنبه ها و دوشنبه ها بسم الحق رنگ چهره اش سیاه بود اما اندیشه ای داشت به سپیدی گل یاس، او یک سیاه پوست امریکایی بود که یک (رویا) داشت و در یکی از معروف ترین سخنرانیهایش گفت ( من یک رویا دارم ) ( I have a dream ) این رویا به ثمر رسیدن جنبش رفع ... ادامه متن »

نامادری

یک: نسرین ستوده پیروز شد! آری، نسرین ستوده پیروز شد! دو: نامادری که می گویم، مباد زنی را در خیال آورید عبوس و تلخ و تُند و از عاطفه تُهی؟ نه نه، بل به این نامادریِ درس نخوانده ی روستایی، از آن زاویه ای بنگرید که به “نان” می نگرید. آنگاه که بوی برکتش، مشامِ دورترین سلول های حسی تان ... ادامه متن »

83 queries in 1800 seconds.