سر تیتر خبرها

آرشیو بخش: سایـــــر

عضویت در دریافت فید<

دیدار نوروزی

یک: بعد از ظهر روز سوم فروردین، در سرای قلم ( همان محل نمایشگاه نقاشی ها و خط خطی های نوری زاد) طبق اعلام قبلی، جمعی از دوستان از هر کجا به دیدار آمده بودند. چقدر شرمنده شدم آنگاه که دانستم دوستانی از همدان و کرمانشاه و کرج و جاهای دیگر به دیدنم آمده اند. و البته بخویش بالیدم و ... ادامه متن »

یادی از یک نوشته ی دیرین

اشاره: من برای بازپس گیری اموال شخصی ام، شش ماه جلوی وزارت اطلاعات قدم زدم. در آن شش ماه، مرا به کلانتری به دادگاه و به اوین بردند و یک بار نیز زدند و خونین و مالینم کردند. در آن شش ماه، من مرتب وقایع روز به روز را می نوشتم و منتشر می کردم. که این خود، برای من ... ادامه متن »

کوری

روزی که مارتین لوتر کینگ رو به همه ی نژاد پرستان و برتری جویان آمریکا، و البته رو به همه ی انسان های انسان فریاد زد: ما رؤیایی داریم، در این “رؤیا” گویی و رؤیا خواهی سخن دیگری نیز بود. این که: ما انسانیم، پس ما را ببینید، و اگر ما را نبینید، ما خودمان را به شما نشان خواهیم ... ادامه متن »

“بابا” بقلم دخترش

اشاره: دو هفته ی پیش این تابلو را از چهره ی دخترم کشیدم و تقدیمش کردم. دیدم برای دوستانش از “بابا” نوشته. نوشته اش را با اجازه ی خودش در زیر می آورم: ليلى گلستان در جايى درباره ى پدرش ميگويد: “ابراهيم گلستان آش درهم جوش خوشمزه ايست پر از سبزيهاى معطر، سير داغ، نعناى داغ، كشك و زعفران، كه ... ادامه متن »

ما هم در سر رؤیایی داریم (بقلم: دکتر محمد ملکی)

تقدیم به اصحاب شنبه ها و دوشنبه ها بسم الحق رنگ چهره اش سیاه بود اما اندیشه ای داشت به سپیدی گل یاس، او یک سیاه پوست امریکایی بود که یک (رویا) داشت و در یکی از معروف ترین سخنرانیهایش گفت ( من یک رویا دارم ) ( I have a dream ) این رویا به ثمر رسیدن جنبش رفع ... ادامه متن »

ما به سونامی دزدی ها معترضیم!

یک: ما انسان ها بقدر بضاعتِ جور و ناجوری که با خود پرداخته ایم، می توانیم از دیوار ماندگاری بالا برویم. کارخانه ی لاستیکِ دنا یک مکانِ ماندگار است و شیخ محمد یزدی نیز یک اسم ماندگار. آیت اللهی را تجسم کنید که با کارخانه ای در زیر بغل، بی واهمه و در روز روشن از خانه های مردم خروج ... ادامه متن »

رهبری که زیاد حرف می زند!

یک: من شادم از شادمانیِ مردم. حال که با قطره چکان های هسته ای، یک تبسمِ نیم بند بر لب مردمانِ ناشاد این سرزمین افشانده اند، چرا این شادمانی را با ورق زدنِ پس و پشتِ قضایا بکامشان تلخ کنم؟ بله، شاد باشیم عزیزانِ گم کرده خنده. ما ناخودی ها به همین تبسم قانعیم، خودی ها البته اجازه دارند غش ... ادامه متن »

فرار بزرگ

با خانم ستوده و جمعی از مادران پارک لاله و دوستان و همراهان، به خانه ی بانو ” ندا مستقیمی” رفتیم که اکنون بجرم انسان بودن در اوین زندانی است تا سه سال. ندا دختری دارد نه ساله. و مادری که اکنون پرستاری از این دخترک نه ساله را بعهده دارد. در خانه ای قدیمی و محقر در ضلع جنوب ... ادامه متن »

درپوشِ مزبله ها

یک: دیروز صبح با دکتر ملکی رفتیم دادگاه انقلاب و روی پله هایش نشستیم به انتظار. قرار بود بانو نرگس محمدی را از زندان به دادگاه بیاورند و طبق معمولِ نظام اسلامی، قاضی صلواتی همان کند که وزارت اطلاعات از وی خواسته است. آقای محمدی، برادرِ نرگس بانو به من گفت: وکلای نرگس نامه ای را روی پرونده ی نرگس ... ادامه متن »

یک نفر ده نفر

بانو شهناز اکملی – مادرِ شهید مصطفی کریم بیگی – از شهدای عاشورای 88 – در بیمارستان آراد بستری است. به ملاقاتش که رفتم دیدم خیلی ها آمده اند و در راهرو و بیرون اتاق ایستاده اند: مادران پارک لاله – مادر سعید زینالی – آقای نعمتی – آقای اشجاری – آقا داوود – همکارانِ بانو اکملی و جمعی دیگر ... ادامه متن »

90 queries in 2618 seconds.