سر تیتر خبرها

آرشیو نویسنده: محمد نوری زاد

Feed Subscription

سومین فیلم کوتاه محمد نوری زاد با نام: شعبون بی مخ ها (قسمت اول) به مدت 15 دقیقه

درباره فیلم های کوتاه من با عنوان”شعبون بی مخ ها”   شعبون بی مخ ها کسانی هستند که به هیچ قاعده ای متقاعد نیستند. دهانشان از فحش و ناسزا و البته از الفاظ دینی پراست. مشت هایشان همیشه مهیای فرود آمدن است و دهانشان مهیای فحش های ناموسی حتی! چهره هایشان بیش از گشایش و لبخند، با عبوسی و ترش ... ادامه متن »

این هنراست که راه می گشاید.

این نقاشی را احمدرضا یوسفی (نفرسمت راست) کشیده است. که سه هفته ی پیش آزاد شد. نفر وسط اسماعیل صحابه است و آخری: حسین نعیمی پور منبع: صفحه ی سعید نورمحمدی محمد نوری زاد: به این سه چهره نگاه کنید. درپس این چهره ها هیچ نیست الا بی گناهی. یکی ازآنان را بخاطرشرکت درمجلس دعای کمیل گرفته اند و دیگری ... ادامه متن »

چند کلام با محمد نوری‌زاد (م . ر. )

بسمه‌تعالی چند کلام با محمد نوری‌زاد مسعود رضائی جناب آقاي محمد نوري‌زاد سلام عليكم دو سه روز قبل گذارم به سايت جنابعالي افتاد و مروري بر چند نامه شما به رهبري داشتم. بعضي را هم فرصت نكردم بخوانم. راستش را بخواهید به نظرم رسید شاید نیازی هم به خواندن بقیه نباشد چراکه محتوای کلی آنها یکی است و هربار به ... ادامه متن »

اگر پیامبر امروز مبعوث می شد، چه می کرد و چه نمی کرد؟

اگر پیامبرامروز مبعوث می شد، چه می کرد و چه نمی کرد؟ حتماً به گردنش چفیه نمی انداخت. و در دنیا به دنبال دشمن نمی گشت. لبخندش، بیش از اخم و غضبش بردل مردمان جهان اثرمی کرد. از خواص و عوام و طلحه و زبیر و خودی و غیرخودی و عبرت های عاشورا مطلقاً سخن به میان نمی آورد. و ... ادامه متن »

سمفونی سکوت (بقلم نسل سوخته)

فریاد را همه می شنوند. هنر واقعی، شنیدن صدای سکوت است… آری، سخن از سکوت است. صدایی که جز گوشِ جان، شنونده ای ندارد، و امروز، چه کم اند این گوشها… سخن از سکوتِ نسلی است که ناباورانه تاراج سرمایه های ملی اش و به تعبیری ارثیه ی به حقش را توسط گروهی خاص که پدرانشان به اشتباه، انقلاب ارزشمندشان ... ادامه متن »

بلوغ، داشتن یا نداشتن، مسئله این است.

پیشگفتار: سه سال پیش درارتفاعات زردکوه بختیاری مشغول ساخت یک فیلم بودیم. چوپان نوجوانی که درآن حوالی گوسفند می چراند، خودش را به من رساند و بی مقدمه از من پرسید: آن چیست که هرچه می چرد، سیرنمی شود؟ من بلافاصله به گوسفندان او زل زدم. که دم دستی ترین چرندگان آن حوالی بودند. با خود گفتم اما این گوسفندان ... ادامه متن »

65 queries in 1844 seconds.