سر تیتر خبرها

آرشیو نویسنده: محمد نوری زاد

Feed Subscription

فرقه ی ضالّه ی مضلّه

فتاوایی که اخیراً از جناب رهبری منتشر شده، نشان می دهد که مراتب علمی ای که در میان مراجعِ ما دست بدست می شود – حتی در ابتدایی ترین وجهش – به آنچنان سکته ی دردناک مغزی ای فروشده است که بیرون خزیدن از این ورطه ی هولناک، مگر به سوختن و هدرشدن و بخاک افتادن دهها نسل ایرانی و ... ادامه متن »

تقدیر عالمان دینی از نوری زاد ( استاد عبدالحمید معصومی تهرانی)

بسمه تعالی جناب مستطاب آقای دكتر محمد نوری زاد دامت توفيقاته بعد از عرض سلام و اهداء تحيات وافره؛ از محبت حضرتعالی سپاسگزارم. اگر چه از برخوردهای تند و نامعقولی كه با شما در خصوص عمل نمادين‌تان شده است متاسفم، لكن تعجب نمی‌كنم. اين كمترين نيز سالها پيش به منظور نمادی از صلح‌طلبی، نوع‌دوستی و احترام به اديان و افكار ... ادامه متن »

آنسوی شمایلِ “پلیس فتا”

در نظام اسلامیِ حاکم بر ایران، بسیار بیش از آنکه بنابر فهم مردمان باشد، بر نفمیدن مردمان تأکید و ترویج می شود. این خاصیت، برگرفته از شاکله ی روحانیتی است که از دوردستهای تاریخ بدینسوی، هماره خود را “عالم” می دانسته و دیگران را “جاهل”. که روحانیانِ این روزهای ایران برای مردمانی که بفهمند، و برای مردمانی که خودشان برای ... ادامه متن »

زندانیان ورطه ی بُهت ( بهمن احمدی آمویی)

اشاره: گرچه مدت کمی با “بهمن احمدی آمویی” در بند 350 زندان اوین هم بند وهم اتاق بودم اما همان زمان اندک کافی بود تا مرا با فردی روشن ضمیرو وطن پرست و خردمند وخردگرا آشنا سازد. بهمن گرامی به معنی واقعی یک روزنامه نگار متعهداست. هم خودش وهم همسرگرانمایه اش: سرکارخانم ژیلا بنی یعقوب. این هردو، بنا به همان ... ادامه متن »

من برای “محمد قنبری” قرآن سرگرفتم!

از نیمه شب تا دم صبح، پشت در بیمارستان مطهری تهران بر زمین نشستم و برای سلامتی محمد قنبری قرآن سرگرفتم. بی آنکه بدانم او ساعتهاست که جان جوانش را بر سر ما کوفته و رفته است. من تا دیرگاه شب برای ماندن او به خدا التماس می کردم و او احتمالاً با روح پرکشیده اش دم گوش من زمزمه ... ادامه متن »

این روزهای روحانی

سکوت بیش از اندازه ی رییس جمهور منتخب در برابر ناسزاها و کف بر دهان آوردنهایِ امثال شریعتمداری و دیگرانی چون او، باعث شده که اینان از همین اکنون بسیاری از سنگرها و خاکریزهای از دست رفته را در خیال خود احیا کنند. این روزها هم جناب رهبری، هم آخوندها و امام جمعه های حکومتی، هم آیت الله های درباری، ... ادامه متن »

داستان دادگاه و کهکشان من

دیروز همزمان من و همسرم از خانه بیرون زدیم. او بسمت دادگاه انقلاب رفت، و من بسمت دادسرا. هفته ی گذشته گذرنامه و لپ تاپ و لوازم شخصی همسرم را در فرودگاه ضبط کرده و خودش را به دادگاه انقلاب احاله داده بودند. که برو آنجا و وسایلت را از آنجا تحویل بگیر. که دیروز به دادگاه انقلاب رفته بود ... ادامه متن »

تو تنهایی نیستی! (نامه ی 153 فعال غیربهایی به نوری زاد)

153 فعال مدنیِ غیر بهایی: آقای نوریزاد، یک تنه بار سنگین شرمندگی بسیاری را به دوش کشیدید. جناب آقای محمد نوری زاد حضور شما در منزل یک شهروند بهایی دربند و دیدار با فرزند خردسال ایشان، ما را بر آن داشته است تا ضمن تشکر از جنابعالی خود را در برابر این پرسش قرار دهیم که موضوعاتی این چنین، همچون ... ادامه متن »

بوسه بر پیشانیِ درویش

بعدازظهر امروز راه افتادم طرف قم. از مدتها پیش اراده کرده بودم به دراویش قم سربزنم و از آنان بابت رنج ها و توهین ها و آسیب هایی که در این سالها از “برادران” و: “برادران طلبه” بر سرشان باریده پوزشخواهی کنم. پرسان پرسان خانه ی “دکتر شریعت” را پیدا کردم. دکتر مرا با آغوش باز پذیرفت. دکتر شریعت و ... ادامه متن »

رسول بداغی، شیری در قفس (محمد نوری زاد)

امروز صبح به خانواده ی “رسول بداغی” سرزدم. در اسلامشهر. و در محله ای محروم و خاک آلود به اسم ضیاء آباد. در خانه ای که نداریِ آبرومندی را در دلِ خود جای داده است. محصول زحمتِ بیست ساله ی یک معلم. به سقف خانه می نگرم. که از چکه های فراوان و مداوم باران نقش گرفته است. به دیوارهای ... ادامه متن »

78 queries in 1399 seconds.