سر تیتر خبرها

آرشیو نویسنده: محمد نوری زاد

Feed Subscription

شادگان، شهری رها شده!

دو روز پیش از آبادان رفتم به شادگان. به شهری رها شده. به شهری که در چهل سال پیش جا مانده. دیروز شهر شادگان دست هایم را گرفت و از من دلیل ناکامی هایش را واخواهی کرد. و من، جز شرم پاسخی نداشتم. تا دیرگاهِ روز دوشنبه با شادگان و دردهایش درگیر بودم. شبانه به اهواز بازگشتم. خسته بودم. این ... ادامه متن »

زندگی کن پسرم، اینجا خرمشهر است.

یک:  نوشته های امروز (بیست و چهارم آذر نود و دو) را تقدیم می کنم: به یک مادر. به یک گوهر. به یک عشق. به یک عشقی. به گوهر عشقی. مادر ستار بهشتی. نوشته های امروزم را تقدیم می کنم به بانویی داغدار اما پایدار. به مادری که نظام اسلامی ما خون فرزندش را انکار کرده است. به مادری که ... ادامه متن »

شلیک به مغز طیّب

    یک:  نوشته های بیست و سوم آذر نود و دو را تقدیم می کنم به زندانیان عقیدتی: مصطفی دانشجو و: حمید مرادی که این روزها در زندان بشدت بیمارند و زندانبانان بنا ندارند بیماری آنان را به رسمیت بشناسند. وتقدیم به: دیگر وکلای دراویش گنابادی که اکنون در زندان اند و پیشاپیش نظام اسلامی ما پروانه ی وکالتشان ... ادامه متن »

من نقطه ی طلایی آبادان را کشف کردم!

یک:  نوشته ی امروز خود بیست و چهارم آذر نود و دو را تقدیم می کنم به زندانی سیاسی:” هوتن دولتی”مهندس هوتن دولتی – سی و هشت ساله – از اسفند ماه سال گذشته در زندان اوین زندانی است. اتهام او از همان ترجیع بند های همیشگی و غیرقانونیِ اغلب زندانیان سیاسی است: توهین علیه رهبری، اقدام علیه امنیت ملی، ... ادامه متن »

این دو جوان عرب را اعدام نکنید!

یک چند وقتی است که من در چهره ی هموطنان عرب خوزستانی ام نگرانی عمیقی را مشاهده می کنم که این نگرانی مرا به نوشتن این رقعه تحریص کرده است. چه نگرانی؟ نگرانی از اعدام دو جوان عربی که از زندان کارون اهواز بجایی نامعلوم انتقال داده شده اند. نگرانیِ فرساینده ای در امتداد اعدام چهار عربی که هنوز جنازه ... ادامه متن »

اگر خوزستان جزیی از خاک آلمان بود!

من به خوزستان که می نگرم – با اعتنا به ذخایر نفتی و معادن متنوعش، و جوانها و تحصیلکردگان و پتانسیلهای انسانی اش، و آب و خاک فراوان و مرغوبش، و سواحل طویل و بین المللی اش، و هوای سرد وگرم و استوایی اش، و جاذبه های متعدد باستانی اش، و وسعتِ وسیع و موقعیت کم نظیرش، و مرز طولانی ... ادامه متن »

استعفا می دهم، پس هستم!

خیلی وقت است که ما مجلس نداریم. حالا ازهرنوعش. وبجای مجلسی که نداریم، درعوض اما دوندگان سراسیمه ای داریم که حریصانه برای رسیدن به صندلی نمایندگی، وبرای پشت سرنهادنِ رقیبان، یقه می درانند ولشگرکشی می کنند وخرج می دهند ویک الم شنگه ای بپا می کنند که بیا وببین. وبعد، به مجلس که پای می گذارند، ازهمان دمِ درِمجلس که ... ادامه متن »

نامه ی محمد نوری زاد به همه ی مسئولان درباره ی کردستان

  سلام ای بزرگواران پیش ازاین، نگاه من به کردستان، نگاه خامِ یک مرکزنشینِ اهل مطالعه بود. نگاه خامِ کسی که بقدرِخود اهل تحقیق وتحلیل وپیگیرِماجراها وخبرها وحادثه هاست. من اعتراف می کنم که فهم من ازکردستان متأثرازنگرشی بود که دستگاههای خبری وامنیتی ونهایتاً حکومتی ازکردستان پرداخته بودند ومی پردازند. پیش ازاین همه ی تلاش من این بود که درباره ... ادامه متن »

الاهواز یا الاحواز؟

یک:  گزارش امروز نوزدهم آذرماه نود و دو را تقدیم می کنم به زندانی سیاسی: مسعود لدنی مسعود لدنی، ازاعضای فعال ملی مذهبی در خوزستان است. من به درستی و سلامت مسعود، و این که بی گناهی او مثل سایر عزیزانی است که خواستار رهایی کشورشان از بند حماقت ها وجهالت ها و تباهی ها و دزدی ها و نکبت ... ادامه متن »

ماهیگیر، پای قطع شده، کارون

یک:  گزارش روز هجدهم آذر نود و دو را تقدیم می کنم به زندانی سیاسی:  مجید درّی  مجید درّی اکنون چند خیابان آنطرف تر از من، روزها و شب های بی بازگشتِ زندگی خود را در زندانِ اهواز سپری می کند. او، بی گمان بی گناه است. او مگر چه می گفته و چه می خواسته است؟ جز این که: ... ادامه متن »

86 queries in 1236 seconds.