سر تیتر خبرها

آرشیو نویسنده: محمد نوری زاد

Feed Subscription

یک بغل نرگس، وباقیِ ماجرا

امروز کوله پشتی ام را نیز برده بودم. آن پرچم” صلح ودوستی” را نیز. یک دسته ی بزرگ گل نرگس داخل کوله ام بود و دسته ی بزرگی دردستم. اول ازهمه رفتم سمتِ سربازها. از سربازدمِ درشروع کردم. بعد رفتم سمت کیوسک که سرنگهبان داخل آن بود. به هرکدامشان یک دسته ی ده تایی نرگس دادم وعید را تبریکشان گفتم. ... ادامه متن »

امروز با دسته های گل می روم، فردا عید است!

امروز با دسته های گل می روم سر قرار و به هر دوستی که به سمت وزارت اطلاعات می رود شاخه گلی تقدیم می کنم. من آنجا را گلباران می کنم. اگر شاخه های گلم تمام شد، بارانی از لبخند برسرشان می بارم. این در بسته را باید گشود. چه بهتر که با پرتاب شاخه های گل، و با بارشی ... ادامه متن »

امروز – جمعه – هم رفتم قدم زدن

کم کم برای آن محدوده ای که در آنجا قدم می زنم دلتنگ می شوم. یک دروازه ی نرده ایِ نسبتاً بزرگِ دو لنگه که هماره یک لنگه اش بسته است. با سربازی که جلوی در ایستاده و سه ساعت به سه ساعت جایش را به سربازی تازه نفس می دهد. با کمی فاصله از در ورودی، یک کیوسک کوچک. با ... ادامه متن »

شکایت سپاه از محمد نوری زاد

دیروز ابلاغیه ای را آوردند و دمِ در منزل تحویلم دادند. دیدم مرا به دادگاه فرا خوانده اند. شاکی؟ سپاه. اتهام؟ چهار مورد: 1 – توهین به کتاب الله، 2 – توهین به مقام معظم رهبری، 3 – تبلیغ علیه نظام، 4 – و تشویش اذهان عمومی. ده روز هم مهلتم داده اند خودم را به دادگاه معرفی کنم. سرگرمی ... ادامه متن »

بگو مگو جلوی وزارت اطلاعات

این نوشته را تقدیم می کنم به: بازجویان خوب وانسان وزارت اطلاعات. والبته بازجویان خوب و انسان سپاه نیز. امروز که جمعه است، بازمن جلوی وزارت اطلاعات هستم و دارم قدم می زنم. نمی دانم چه نصیبم افتد برای نوشتن، دیروز اما جایتان سبز، ماجراها داشتم با یکی ازبرادران اطلاعات. چه؟ می گویم: دیروز- پنجشنبه بیست وششم دیماه – رفتم ... ادامه متن »

روحانی، و شعارها و دروغ ها

راستش را بخواهید ازاین که رییس جمهور درسفر به اهواز و خوزستان نتوانست بر وسوسه ی ماشین سواری درمیان انبوه مردم فائق آید و درسخنانش به دروغ های غرور آفرین در توافق هسته ای و شعارهای پوک و بی خاصیت روی برد، به این نتیجه ی ازپیش مشخص رسیده ام که از مردان رسمیِ این نظام انتظار راستگویی و راست گرایی ... ادامه متن »

شکایت مجدد اطلاعات از نوری زاد به اتهام ” ایجاد مزاحمت”

دیروز – چهارشنبه بیست و پنجم دیماه – باز رفتم سراغ قدم زدن. کجا؟ همانجا، جلوی درِشمالی وزارت. برنامه از اینجا شروع شد که رفتم طرفِ کیوسک نگهبانی تا به سرنگهبان خبر بدهم من فلانی هستم با جناب وزیرقرارملاقات دارم هماهنگ کنید بروم داخل که همان سرنگهبانِ آشنا ازدورمرا دید و برایم دستی تکان داد و به من فهماند که ... ادامه متن »

همچنان قدم زدن جلوی درِ شمالی وزارت اطلاعات

من باردیگرازهمین امروز به قدم زدن هایم جلوی درِشمالی وزارت اطلاعات ادامه می دهم. راهی است که بدان داخل شده ام. یا باید با پیروزی کامل از آن خارج شوم، یا این که ناقص درگوشه ای گم و گورم می کنند. ملاقات دیروزمن با یکی ازبازجوهای وزارت اطلاعات چیزدندانگیری نصیبِ من نکرد. احتمال می دهم وزارت اطلاعات در برابر این ... ادامه متن »

امروز ساعت دو بعد ازظهر، وزارت اطلاعات

نمی دانم ” برادران ” امروز با من چه خواهند گفت. شاید بگویند: رویت را کم کن برو بچسب به زندگی ات. یا بگویند: بیا، این وسایل و ابزار کارت، بردار و برو. یا بگویند: این آخرین اخطار است وگرنه ما می دانیم وتو! یا ازهمانجا به جایی که خودشان تدارک دیده اند ببرندم. یا نه، بگویند تو که اینقدر ... ادامه متن »

خروش بی خردان

توافق اخیرِژنو برسرقضایای هسته ای ایران، پایانِ مقدمه ای است که هم ما وهم نسل های نگون بخت ما را حالا حالاها درگیرِتبعاتِ ناشی گری های حاکمیتی می کند که التماسهای بین المللی اش را برمیزمذاکره می نهد واخم ها وعربده های اسلامی اش را درداخل به رخ می کشد. شاید ما را دراین ورطه ی بیچارگی، چاره ای نبوده الا ... ادامه متن »

78 queries in 1787 seconds.