سر تیتر خبرها

آرشیو نویسنده: محمد نوری زاد

Feed Subscription

پنتاگون

شرمنده ام که بگویم: کشورمان را در میانه ی یک هراسِ پنج وجهی گرفتار کرده اند بد جوری. بر یک ضلعِ این حصار، اسم آمریکا و اسراییل را بکاوید. ضلع دومش چه؟ اسم کردستان عراق را، و بر ضلع سومش اسم ترکیه و عربستان را، و بر ضلع چهارمش هول و هراسِ مذاکره با کشورهای 1+5 را. ضلع پنجم چه؟ ... ادامه متن »

یک ارتباط منطقی

من می گویم یک جور ارتباط منطقی و ذاتی و البته قاطی پاتی، دو حادثه ی اینجایی و آنجایی را به هم پیوند می زند. یکی حمله ی اسراییلی ها به غزه و کشتار مردم بی دفاع، و یکی معامله ی بیست هزار میلیاردی شهرداری تهران با سپاه، بی آنکه شورای شهر بویی از آن برده باشد. باور کنید من ... ادامه متن »

برای محمد علی طاهری و برای یک معلم

انتشار نامه ی بسیار دردمندانه ی محمد علی طاهری – بنیانگذار عرفان حلقه (کیهانی) از زندان نشان از این دارد که سرداران سپاه بنا بر این دارند که به قول خودشان و به هر شکل ممکن پوزه ی مخالفان و منتقدان و دگر اندیشان و نو اندیشان و نو آوران و اندیشمندان را به خاک مذلت بمالند تا اسلام اختراعی ... ادامه متن »

مادری با شمعی در دست

مادر سعید زینالی، سالهاست که شمعی به دست گرفته و در این ورطه ی وحشت، از پسر برده شده اش سراغ می گیرد. می گویم: آهای ای همه ی مسئولانِ ایرانِ اسلامی، شما اگر هیچ ندارید، مادر که دارید. ندارید؟ دست به دست هم بدهید و مقدارکی مردانگی بر آورید و تکلیف این مادر چشم به راه را روشن کنید. ... ادامه متن »

بابا کرم !

دیشب افطار میهمان انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران بودم. خیلی ها بودند در آن جمع. جمع فراوانی از دانشجویان و استادان، و خیلی ها که می شناختم و خیلی ها که نمی شناختمشان. آنچه که من از دیشب به خاطر سپرده ام، علاوه بر محبت ها و مهرها، خاطره ای است که دو تن از حاضرین برای من تعریف کردند. ... ادامه متن »

آلرژی !

من به خرافات و خزعبلاتی اینچنین، و البته به یک چنین دکان ها و بساطی آلرژی پیدا کرده ام. دست خودم نیست. بدنم کهیر می زند از تماشای فرعون گونگیِ حضرات. می گویم: به پیر به پیغمبر قسم، هیچ پیامبری و هیچ امامی مطلقاً اجازه نداد مردم دستش را ببوسند چه برسد به این که بر یک صندلی بنشیند و ... ادامه متن »

دست های خونین پلیس فتا

دیروز به دادسرای محل فرا خوانده شدم. دو ماه پیش به پلیس فتا شکایت کرده بودم از مزاحمینی که برای من و خانواده ام سایت های هرزگی پرداخته اند. بعلاوه ی ترفند های دیگری که در تخصص سپاه سایبری است و من بخشی از آنها را در نامه ی سی و یکم برای رهبر نوشتم. چندی پیش کلانتری محل نیز ... ادامه متن »

نیایش های محمد نوری زاد در زندان

نیایش های من در زندان اوین، در حال و هوای ویرانگرِ حاکم بر سلول های انفرادی نوشته شده و در یک مرخصی که از زندان بیرون آمدم، در یک استودیوی کوچک ضبط شده است. با انتشار این نیایش و انتشار نامه ی ششم، من بلافاصله به زندان فرا خوانده شدم. چرا که شرط کرده بودند در مرخصی چیزی ننویسم. باور ... ادامه متن »

پنجره فولاد!

من جداً دلخور می شوم از بستگان جناب مهدوی کنی و وابستگان امپراتوری اش در دانشگاه امام صادق اگر که تخت و گردن جناب ایشان را برای شفا – البته بعد از آنکه از پزشکانِ معالج مأیوس شدند – به پنجره فولاد امام رضا نبندند و شفای عاجلش را از محضر این امام همام نخواهند. روحانیان ما قرن های قرن، ... ادامه متن »

سخنی با سرداران سپاه

ما شماها را پیش از آنکه بقول آقای جوادی آملی: این چند تا ” تکه فلز” روی شانه هایتان بنشیند و از راه بدرتان کند، بسیار دوست می داشتیم. امان از این تکه های فلزِ روی شانه ها. این روزها اما قلب هایتان نیز کدورت پیدا کرده بد جوری. فربه شده اید آقایان. نه از چرب و شیرین دنیا صرفاً. ... ادامه متن »

80 queries in 1635 seconds.