سر تیتر خبرها

آرشیو نویسنده: محمد نوری زاد

Feed Subscription

ناپیدا + مصاحبه با ایران فردا

دیشب رفتم دیدن جناب امیرحسین دولت پناه. این مرد، کلید دار گنج های سادگی و پاکی و درستکاری ست. پنجاه سال است که در خانه ای 50 متری زندگی می کند. وای که چقدر خواستنی ست این مرد. گاه که از هیاهوی این روزگارِ درهم پیچ، دلم می گیرد، به تماشای سادگی ها و بزرگی های این مرد بی ریا ... ادامه متن »

رقصِ مردمانِ مست

یک: روز پایانی نمایشگاه خط خطی های من، برای من باشکوه ترین بود در میان تمامی این سال ها. سربسته بگویم که من در چهره و سخنِ دوستانی که به نمایشگاه می آمدند، جز رقصی از مهربانی و ادب و بزرگواری ندیدم. دوستانِ من، آمده بودند که: مست شوند. و ما – جایتان خالی – مستی ها کردیم در شبِ ... ادامه متن »

روز ششم تا هشتم نمایشگاه + تحلیل هفتگی

روز هشتم نمایشگاه خط خطی های محمد نوری زاد روز هشتم بسیار شلوغ بود. نخستین بازدید کننده ای که به نمایشگاه آمد، بانو رضا خانی بود. مادر آرمان رضا خانی، جوان نابغه ای که من با این جوان مدتی در اوین زندانی بودم. جرم این جوان توهین به احمدی نژاد بود. وقتی آرمان شیرخواره ای بوده، جلال الدین فارسی – ... ادامه متن »

نمایشگاه خط خطی های نوری زاد (روزهای اول تا پنجم)

روز نخست: پنجشنبه نهم آذر نود و شش، روز نخست نمایشگاه بود. در این روز، گرچه دوستانی چون دکتر ملکی و پدر و مادر و خواهر شهید مصطفی کریم بیگی و پدر شهید محمد مختاری و عزیزانی چون بانو معصومه دهقان – همسر جناب عبدالفتاح سلطانی وکیل زندانی – و دکتر قاسم شعله سعدی و همسرشان و جمعی از خوبان ... ادامه متن »

نامه ی سی و نهم محمد نوری زاد به رهبر + فایل صوتی + تحلیل هفتگی

اگر خدا بنویسد! سلام به رهبر جمهوری اسلامی ایران حضرت آیت الله خامنه ای یک: مهندسان و پزشکان و معلمان و کارگران و چوپانان، هرگز خود را به جای خدا نمی نشانند. چرا که یک چوپان، کارش چرای گوسفندان است و یک معلم، آموزشِ نوباوگان . اما یک روحانی، حتماً سخن از خواست و اراده ی خدا می راند. که ... ادامه متن »

چشم در چشم زلزله + تحلیل و مصاحبه

در کانون زلزله، در شهر پژمرده ی “ازگله” بر یک بلندی ایستاده ام و از دور به هیاهوی مردمی می نگرم که از راههای دور و نزدیک به اینجا آمده اند تا مگر دستی بگیرند و دلِ لرزانی را آرام کنند. همینجاست که بخود می گویم: ما را باش! که مردمی هستیم خواب زده. عادت مان به این داده اند ... ادامه متن »

پستان های سوسو + سخن روز

یک: وقتی از پنجره داخل شدند، سوسو آماده می شد که بخوابد. البته خواباندنش. عمیق. جوری که دیگر هراسی از نامحرمان نداشت. نامحرمان، چند وقتی بود که دزدانه به خانه اش می رفتند و همه جا را می کاویدند. و سوسو، این را دریافته بود. که نامحرمانی در نبود او به خانه می آیند و همه جا را و حتی ... ادامه متن »

غرور شکسته ی یک صدای آسمانی + مصاحبه + تحلیل هفته + روضه

دیشب از سردشت بیرون زده و به مهاباد آمده ام. راستش را بخواهید حال خوبی ندارم. شاید طعم دلنشین صدای “عزیزشاهرخ” بتواند مرا دگرگون کند. شما نیز اگرجای من بودید، ازتماشای حال و روز سردشت و مردمان بی پناهش می گداختید. به مهاباد که رسیدم شب بود و دیر وقت. این شهر را پیشترنیز دیده بودم. شهری آرام و تمیز ... ادامه متن »

سخنی با راهپیمایان اربعین

یک: عزیزانم، اگر می روید که از امام حسین (ع) بیاموزید تا برهرچه نابخردی و فریبکاری و ویرانگری بر بشورید، غبارپاهای شما بر چشم من. اما نه، اگر می روید تا بگویید و بخندید و تفریحی بکنید و اشکی بریزید و “حال”ی پیدا کنید و بعدش هیچ و پوچ، این سفر، جز خسارت، جز وقت تلف کردن، جز فرو شدن ... ادامه متن »

نامه ی محمد نوری زاد به کمیساریای عالی حقوق بشر در سازمان ملل + گزارش سفر به شیراز و پاسارگاد+ مصاحبه

ما پیاده به پاسارگاد می رویم ما اراده بر این داریم روز هفت آبان را با شکوه برگزار کنیم. روز کورش بزرگ را. که بنا به تشخیص آیت الله های شیعه، یک شخصیت قرآنی نیز هست. و از نگاه ما و جهانیان، کورش نه یک امپراتور مسلط، بل انسانی شایسته و سرشار از ادب انسانی بوده است. در این سالهای ... ادامه متن »

235 queries in 2414 seconds.