سر تیتر خبرها

آرشیو نویسنده: محمد نوری زاد

Feed Subscription

سام بادی و نوبادی

دو سه روز پیش با دکتر ملکی رفتیم دیدن آقای امیرانتظام. پاهای امیر انتظام کلاً از کار افتاده. جوری که باید تا همیشه ی عمر بر صندلی چرخدار بنشیند. نیز بریده بریده سخن می گوید این روزها. آثار سی سال زندانِ مداوم، اینگونه این مردِ بی همتا را مچاله ی دژخیمیِ خود کرده است. بانوی گرامی اش مثل پروانه گرداگرد ... ادامه متن »

در باره ی هواداری پسرم از مجاهدین

تا بدین سنّ و سال، مرا نه با مجاهدین، بل با هیچ تشکیلات – چه در داخل و چه خارج کشور – به قدر یک دقیقه حتی، مراوده و عضویت و همراهی و همکاری و سر و سرّی نبوده است. و نیز نیست اکنون. کار من به خودم، وکار پسرم به خودش مربوط است. باورم بر این است که نسل ... ادامه متن »

مراجعِ دروغگو

نه که نظام آیت اللهی و مرجعیت و اجتهاد بر این پایه استوار بوده که هر چه آن بالایی ها می گویند، این پایینی ها بی چون و چرا بر چشم نهند، دروغ های خفته در پسِ قرونِ مراجع نیز بی حتی یک “چرا” پذیرفته می شده است. بی سوادیِ گسترده ی مردم و ذوق زدگی مراجع از همین گستردگیِ ... ادامه متن »

این پنج نفر

داستان این پنج نفر، همان است که: یکی، لقمه ای می خورد و لقمه های دیگر را در میان خویشان خویش می گرداند و همگانِ مجلس تماشا می کردند. کمی که گذشت، چند نفر از خاصّان مجلس، محل اختفای لقمه ها را دریافتند. هم خود خوردند، و هم در میان خویشان خویش گرداندند. تماشاگران اما همچنان کارشان تماشا بود. محمد ... ادامه متن »

آپارتمان های سپاه در تهران متری دوزار !

یک: هیاهوی دستگاه قضایی برای محاکمه ی شعبون بی مخ های اسلامی همانقدر نمایشی است که وارهاندنِ جلال الدین فارسیِ قاتل از قصاصِ حتمی اش. که این جلال الدین فارسی با تفنگ شکاری اش زد و یکی را همینجوری کشت و باید قصاص می شد طبق قانون نظام مقدس. اما تبرئه اش کردند به یُمنِ رفاقتش با جناب رهبر. حالا ... ادامه متن »

خانه ی کوچک مریم

سه شنبه عصر با دکتر ملکی رفتیم خانه ی مریم. خودش اما در خانه نبود. شوهرش بود و دو دخترش. مریم کجا بود؟ به خانه ی مریم که داخل شدیم، یکی از دو دخترانش زنگ زد به بابا. که بیا مهمان آمده. محل کار شوهر مریم نزدیک بود. شاید صد و پنجاه متر با خانه فاصله داشت. تصورم از شوهر ... ادامه متن »

ملایان تن برهنه

آخوندها و ملاها و روحانیان و آیت الله های حکومتی دست بدست هم دادند و تاریک ترین و مخوف ترین و ناجوانمردانه ترین دالان تاریخی را برای ایرانیانِ این عصر فراهم آوردند. آنچه که در پرونده ی این جماعت تا ابدالدهر باقی خواهد ماند و تر و تازه خواهند نمود، دست های آغشته به خون آنان است. و آغشته به ... ادامه متن »

کله ی دزدیده شده و رنج برادران

یک: با دوستان دور هم جمع شدیم و قرار گذاشتیم برای سالروز تولد دکتر محمد ملکی تندیسی از سرِ وی را بسازیم و به وی تقدیم کنیم. این سر، ساخته شد و در یک نشست با دوستان، نقاط قوت و ضعفش مطرح شد و قرار شد امروز که مثلاً قالب گیری می شود، فردا در روز تولد، تندیس را به ... ادامه متن »

زیر آسمان تهران شلوغ

زیر آسمان شلوغ تهران، شاید پنجاه نفر بودیم که سالروز کشته شدنِ امیر جوادی فر را بهمدیگر یادآور شدیم. امیرجوادیفر هفت سال پیش در یک چنین روزی در کهریزک آش ولاش شد. سال به سال آب می رویم ظاهراً. محمد نوری زاد بیست و پنج تیرماه نود و پنج – تهران   ادامه متن »

بخاطر انسانیت سیلی خورده

این روزها زاد روز مردی است که در تلخ ترین سالهای شومِ دهه ی شصتیِ این نظام مقدس، و با همه ی تلاشی که برای شکستنش بکار بستند، نهراسید و ایستاد و سر برآورد و پایداری کرد و پیروز شد. وی نخستین رییس دانشگاه تهران بود بعد از انقلاب که ریاستش دوام چندانی نیافت. در همان دوره که آدمها – ... ادامه متن »

82 queries in 1709 seconds.