سر تیتر خبرها

نجوای روز بیست و چهارم ماه مبارک رمضان(درباره ی یک کتاب خاص)

مرا شاید از ذکراین نکته، مراد این باشد که : به دیگران و به باورشان احترام بگذاریم تا به ما و به باورما احترام بگذارند…

مجموعه ی سه جلدی” فرهنگ جامع فرق اسلامی” که به همت جناب سید حسن خمینی سرومان یافته و به چاپ رسیده، حاوی کلیاتی درباره ی بیش از دوهزارفرقه  و نحله ی اسلامی است. این که فلان فرقه ازکجا و توسط چه کسی و چه کسانی پا گرفت و تا کجاها دامن گسترانید و افولش چگونه بود و اساسا آیا اکنون پیروانی دارد یا ندارد، فی نفسه جالب توجه وقابل اعتناست. اما آنچه که مرا برای نوشتن یک نکته ی بطئی مجاب ساخته، نه اجتماع و تالیف این همه فرقه در یک کتاب فرهنگ گونه ی سه جلدی، بل برآمدن یک حقیقت و یک واقعیت غیرقابل انکارازهمین جامعیت بهت آور است. وآن این که : ” تنها یکی از این دوهزارو اندی فرقه ی مورد اشاره دراین کتاب، تشیع اثنی عشری است.” ومابقی با کمی و بیشی اختلاف، روبه دیگرسوی دارند.
منظورمن از تاکید براین نکته ی آشکار، توجه به یک نگرش انسانی – تاریخی است. بنای ما اگر برحقانیت حتمی خودمان(شیعه ی اثنی عشری) باشد، مابقی نحله ها و فرقه ها را باید در حاشیه ها و جهنمی از تاریکی و جهل جا بدهیم. وحال آنکه این همه فرقه ی گونه گون، جماعتی را به راست یا دروغ، تغذیه می کرده اند و برای خود فراز و فرودی داشته اند و برای خود حقانیتی نیزقائل بوده اند. کشیدن خط بطلان برهمه ی این فرقه ها، وحتی برسایر ادیان و اندیشه ها و مکاتب، توهین به روال جاری عقلانیت بشراست. دآب امروزین ما باید درمواجهه با گرایشات فکری دیگران، نه طرد و تحمیل بطلان برآنها، بل مدارا با آنها باشد.
تاریخ به ما ثابت کرده که هیچ اندیشه و مرام و مسلک و دینی، با هرحقانیت بی بروبرگشتی که برای خود بلوکه کرده است، نمی تواند، وشاید شایسته نیزنیست که همه را به چشم مفلوک و منحط و جهنمی تلقی کند و بهشت برین را به اسم خود سند بزند. کمال یک نگرش فکری و یک دین آسمانی، درتحمل و مدارا با سایر اندیشه هاست. دراین میان، روشنگری و انتشار دارایی های هر نظام فکری، می تواند مخاطبان را درگزینشگری بهترین ها مدد کند.
مرا شاید از ذکراین نکته، مراد این باشد که : به دیگران و به باورشان احترام بگذاریم تا به ما و به باورما احترام بگذارند. هنرمندی ومسلمانی ما آنجا برکشیده می شود که در محیطی برابر و منصفانه، به انتشار عقاید و ظرافت های ایمانی خود همت کنیم و همین فضای منصفانه را برای دیگرانی که باورشان با ما متفاوت است، فراهم آوریم و اختیار گزینش را به مخاطبان خود وابگذاریم و از تحمیل عقیده و مرام خویش به دیگران پرهیز کنیم. همین.


محمد نوری زاد 31/5/90

مطالب مرتبط:

نجوای روز بیست و سوم ماه مبارک رمضان(پیرمرد و دریا)

نجوای روز بیست و دوم ماه مبارک رمضان(نشسته ام مقابل رهبرم خامنه ای!)

نجوای روز بیست و یکم ماه مبارک رمضان(سهام سپاه)

نجوای روز بیستم ماه مبارک رمضان(سمفونی ای کاش های من)

نجوای روز نوزدهم ماه مبارک رمضان(سلمان سیما)

نجوای روز هجدهم ماه مبارک رمضان(مکتوب)

نجوای روز هفدهم ماه مبارک رمضان(مکتوب)

نجوای روز شانزدهم ماه مبارک رمضان(مکتوب)

نجوای روز پانزدهم ماه مبارک رمضان(مکتوب)

نجوای روز چهاردهم ماه مبارک رمضان(صوتی)

نجوای روز سیزدهم ماه مبارک رمضان(صوتی)

نجوای روز دوازدهم ماه مبارک رمضان(صوتی)

نجوای روز یازدهم ماه مبارک رمضان(صوتی)

نجوای روز دهم ماه مبارک رمضان(صوتی)

نجوای روز نهم ماه مبارک رمضان(صوتی)

نجوای روز هشتم ماه مبارک رمضان(صوتی)

نجوای روز هفتم ماه مبارک رمضان(صوتی)

نجوای روز ششم ماه مبارک رمضان(صوتی)

نجوای روز پنجم ماه مبارک رمضان(صوتی)

نجوای روز چهارم ماه مبارک رمضان(صوتی)

نجوای روز سوم ماه مبارک رمضان(صوتی)

نجوای روز دوم ماه مبارک رمضان(صوتی)

نجوای روز اول ماه مبارک رمضان(صوتی)

رمضان با کمر شکسته!

Share This Post

درباره محمد نوری زاد

با کمی فاصله از تهران، در روستای یوسف آباد صیرفی شهریار به دنیا آمدم. در تهران به تحصیل ادامه دادم. ابتدایی، دبیرستان، دانشگاه. انقلاب فرهنگی که دانشگاهها را به تعطیلی کشاند، ابتدا به آموزش و پرورش رفتم و سپس در سال 1359 به جهاد سازندگی پیوستم. آشنایی من با شهید آوینی از همین سال شروع شد. علاوه بر فعالیت های اصلی ام در جهاد وزارت نیرو، شدم مجری برنامه های تلویزیونی جهاد سازندگی. که به مناطق محروم کشور سفر می کردم و برنامه های تلویزیونی تهیه می کردم. طوری که شدم متخصص استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان. در تابستان سال 1361 تهران را رها کردم و با خانواده ی کوچکم کوچیدم به منطقه ی محروم بشاگرد. به کوهستانی درهم فشرده و داغ و بی آب و علف در آنسوی بندرعباس و میناب. سال 1364 به تهران بازآمدم. درحالی که مجری برنامه های روایت فتح بودم به مناطق جنگی می رفتم و از مناطق عملیاتی گزارش تهیه می کردم. بعد از جنگ به مستند سازی روی بردم. و بعد به داستانی و سینمایی. از میان مستندهای متنوع آن سالهای دور، مجموعه ی “روی خط مرز” و از سریالهای داستانی: پروانه ها می نویسند، چهل سرباز، و از فیلمهای سینمایی: انتظار، شاهزاده ی ایرانی، پرچم های قلعه ی کاوه را می شود نام برد. پانزده جلدی نیز کتاب نوشته ام. عمدتاً داستان و نقد و مقاله های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی. حوادث خونین سال 88 بساط فکری مرا درهم کوفت. در آذرماه همان سال بخاطر سه نامه ی انتقادی به رهبر و یک نامه ی انتقادی به رییس قوه ی قضاییه زندانی شدم. یک سال و نیم بعد از زندان آزاد شدم. اکنون ممنوع الخروجم. و نانوشته: برکنار از فعالیت حرفه ای ام.

4 نظر

  1. سلام آقای نوریزاد
    کامنت منو که تایید نکردید, حداقل با ایمیل جوابی بدهید

     
  2. خب من هم همین سئوال علی آقا را داشتم الان 17 روز است مطلب جدیدی نیامده بگذریم از اینکه بسیاری از مطالب ماه رمضان هم تکراری بود

     
  3. با سلام و تشکر از
    ایا این سایت دیگر اپدیت نمی شود من هر روز به سایت شما سر میزنم به امید اینکه مطلبی جدید بیابم ولی گویا من دیگر فیض استفاده از مطالب زاده نور ( محمد نوری زاد را ندام) اگر امکان دارد بگوید ایا این سایت در اینده اپدیت خواهد شد
    با تشکر

     
  4. “کمال یک نگرش فکری و یک دین آسمانی، درتحمل و مدارا با سایر اندیشه هاست” و البته شاید در پذیرش احتمال همیشگی بر خطا بودن. در غیر این صورت گفتگوها همیشه از موضع بالا به پایین خواهد بود, اگرچه با مدارا باشد. و صد البته با چنین رویکردی نه امکان پالایش خطاها و ناخالصیها فراهم میشود و نه یک گفتگوی واقعی رقم می خورد. به نظر من تشیع نیاز به یک پالایش عمیق دارد.
    جناب آقای نوری زاد لطفا نظرتان را بفرمایید

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

82 queries in 0990 seconds.