سر تیتر خبرها

نجواهای روز به روز ماه مبارک رمضان با صدای محمد نوری زاد(8)

خدایا بیا و در این هشتمین روز ماه مبارک رمضان مرا به هشت آرزو برسان.
1)…
2)اینکه به هر بهانه ای ، به زبان بیا و از کلامم جاری شو.
3)…
4)…
5)…
6)از شش جهت مراقب من باش تا در غیر تو فرو نریزم.
7)هفت آسمان خودت را نشانم بده تا غیر تو نبینم.
8)مرا با امام هشتم محشور گردان.امامی که به سرزمین من برکت بخشود و به من آموخت که در کشاکش هر بحران به کدامین سوء بنگرم و دست به دامان که ببرم.

خدایا در این هشتمین روز ماه مبارک رمضان مرا از هشت خصلت نامبارک مبّرا بدار.
1- از دروغ گفتن به مردم
2- از فریب دادن مردم
3- از ریا کاری
4- از تنبلی
5- از کج نگاه کردن به اموال مردم
6- از آزار مزدم
7- از آزار رساندن به تو
8- و به دین تو
بله ای خدا در این سال های پس از انقلاب ، تورا و دین تو را بسیار آزرده ایم ، به اسم تو دروغ گفته ایم و به اسم دین تو ، مردم را فریفته ایم.خدایا ما را در این باقی عمر به راهی در انداز که رضایت تو و رضایت و رشد مردم در او باشد.

لینک غیرمستقیم شماره 1 (4shared ,MP3
http://www.4shared.com/audio/107TMjru/RAMEZAN_8__nurizadcom_.html

لینک غیرمستقیم شماره 2(MP3 , ,Mediafire)

http://www.mediafire.com/?bcuy2n8l6721o3l

لینک غیرمستقیم شماره 3 ZIP

http://www.4shared.com/file/98_pNQPK/_____8.html

در صورت تمایل دریافت فایل های صوتی و آخرین مطالب در جیمیل خود ، می توانید در جی گروه سایت رسمی عضو گردید.

Share This Post

درباره محمد نوری زاد

با کمی فاصله از تهران، در روستای یوسف آباد صیرفی شهریار به دنیا آمدم. در تهران به تحصیل ادامه دادم. ابتدایی، دبیرستان، دانشگاه. انقلاب فرهنگی که دانشگاهها را به تعطیلی کشاند، ابتدا به آموزش و پرورش رفتم و سپس در سال 1359 به جهاد سازندگی پیوستم. آشنایی من با شهید آوینی از همین سال شروع شد. علاوه بر فعالیت های اصلی ام در جهاد وزارت نیرو، شدم مجری برنامه های تلویزیونی جهاد سازندگی. که به مناطق محروم کشور سفر می کردم و برنامه های تلویزیونی تهیه می کردم. طوری که شدم متخصص استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان. در تابستان سال 1361 تهران را رها کردم و با خانواده ی کوچکم کوچیدم به منطقه ی محروم بشاگرد. به کوهستانی درهم فشرده و داغ و بی آب و علف در آنسوی بندرعباس و میناب. سال 1364 به تهران بازآمدم. درحالی که مجری برنامه های روایت فتح بودم به مناطق جنگی می رفتم و از مناطق عملیاتی گزارش تهیه می کردم. بعد از جنگ به مستند سازی روی بردم. و بعد به داستانی و سینمایی. از میان مستندهای متنوع آن سالهای دور، مجموعه ی “روی خط مرز” و از سریالهای داستانی: پروانه ها می نویسند، چهل سرباز، و از فیلمهای سینمایی: انتظار، شاهزاده ی ایرانی، پرچم های قلعه ی کاوه را می شود نام برد. پانزده جلدی نیز کتاب نوشته ام. عمدتاً داستان و نقد و مقاله های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی. حوادث خونین سال 88 بساط فکری مرا درهم کوفت. در آذرماه همان سال بخاطر سه نامه ی انتقادی به رهبر و یک نامه ی انتقادی به رییس قوه ی قضاییه زندانی شدم. یک سال و نیم بعد از زندان آزاد شدم. اکنون ممنوع الخروجم. و نانوشته: برکنار از فعالیت حرفه ای ام.

4 نظر

  1. سلام جناب نوری زاد
    سلام رفیق آزادی
    سلام غم خوار اسلام و مسلمین
    سلام ای آنکه جواب نامه ات سنگ است و هتک حرمت
    سلام…
    پاینده باشی
    تا همیشه
    هم شما هم آزادی خواهان
    دعای افطار ماست آزادی شما و آزاد اندیشان
    دعای ماست آزادی و سرفرازی ایران
    دعای ماست قحطی دروغ ریا و حرف ها و اشخاص بی طرفدار و مستبد و متکبر

    سری هم به وب این آزادی خواه بزنید و نظری دهید
    خوشحال می شوم
    بسیار

     
  2. تنها با بازداشت اين دليرمرد حقارت خود را بيش از پيش ثابت ميكنند وبر راستي اش صحه

     
  3. بدون نجواهای روز به روزش تا آخر ماه رمضان چه کنیم؟ خدایا هرجا که هست این بزرگ مرد شریف رو حفظ کن،سر همه سفره های افطار به یادت هستیم

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

82 queries in 1558 seconds.