سر تیتر خبرها

نجواهای روز به روز ماه مبارک رمضان با صدای محمد نوری زاد(7)

حرام خواری ای خدایا ، این روزها در جامعه ی ما ، سخت رایج شده است.شاید به این دلیل که در این 32 سال انقلاب همیشه جمعی از مسئولان ما در هرکجا بوده اند که با حرام خواری های خود راه را بر حرام خواری سایرین گشوده اند . مردمان یک جامعه ، بارفتار بزرگان آن جامعه تربیت می شوند ، خدایا ما در این 32 سال انقلاب ، در کنار مسئولان پاک و سالم و درست کار ، مسئولان بسیاری نیز داشته ایم که ناسالم بوده اند ، مسئولانی که با ظاهری آراسته ، سر به اندرون اموال عمومی مردم می برده اند.

مسئولانی که هم به کسب حلال و هم به ریش مردم می خندیده اند.مسئولانی که تا بلندترین مراتب مسئولیت بالا رفته اند امّا دزد اند ، فریب کارند ، آلوده اند و خدایا این دکمه های بیخ گلو عجب به سهولت برای آنان کارپردازی می کند.

خدایا روزی حلال نصیب ما فرما

لینک غیرمستقیم شماره 1 (MP3 ، 4shared)

http://www.4shared.com/audio/4YjCb8m7/RAMEZAN_7__nurizadcom_.html

لینک غیرمستقیم شماره 2 (ZIP ، 4shared)

http://www.4shared.com/file/LGVZD1cs/_____7.html

در صورت وجود مشکل در دانلود فایل صوتی ، به بخش پشتیبانی سایت به آدرس nurizad.info@gmail.com مکاتبه فرمایید.

Share This Post

درباره محمد نوری زاد

با کمی فاصله از تهران، در روستای یوسف آباد صیرفی شهریار به دنیا آمدم. در تهران به تحصیل ادامه دادم. ابتدایی، دبیرستان، دانشگاه. انقلاب فرهنگی که دانشگاهها را به تعطیلی کشاند، ابتدا به آموزش و پرورش رفتم و سپس در سال 1359 به جهاد سازندگی پیوستم. آشنایی من با شهید آوینی از همین سال شروع شد. علاوه بر فعالیت های اصلی ام در جهاد وزارت نیرو، شدم مجری برنامه های تلویزیونی جهاد سازندگی. که به مناطق محروم کشور سفر می کردم و برنامه های تلویزیونی تهیه می کردم. طوری که شدم متخصص استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان. در تابستان سال 1361 تهران را رها کردم و با خانواده ی کوچکم کوچیدم به منطقه ی محروم بشاگرد. به کوهستانی درهم فشرده و داغ و بی آب و علف در آنسوی بندرعباس و میناب. سال 1364 به تهران بازآمدم. درحالی که مجری برنامه های روایت فتح بودم به مناطق جنگی می رفتم و از مناطق عملیاتی گزارش تهیه می کردم. بعد از جنگ به مستند سازی روی بردم. و بعد به داستانی و سینمایی. از میان مستندهای متنوع آن سالهای دور، مجموعه ی “روی خط مرز” و از سریالهای داستانی: پروانه ها می نویسند، چهل سرباز، و از فیلمهای سینمایی: انتظار، شاهزاده ی ایرانی، پرچم های قلعه ی کاوه را می شود نام برد. پانزده جلدی نیز کتاب نوشته ام. عمدتاً داستان و نقد و مقاله های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی. حوادث خونین سال 88 بساط فکری مرا درهم کوفت. در آذرماه همان سال بخاطر سه نامه ی انتقادی به رهبر و یک نامه ی انتقادی به رییس قوه ی قضاییه زندانی شدم. یک سال و نیم بعد از زندان آزاد شدم. اکنون ممنوع الخروجم. و نانوشته: برکنار از فعالیت حرفه ای ام.

2 نظر

  1. سلام ، با تشکر از نجواهای ماه مبارک رمضان… استفاده از 4shared برای دانلود امکان پذیر نیست لطفا از سایت mediafire هم استفاده کنید… ممنون

    پاسخ ما:سلام
    لطفا در جی گروه سایت عضو گردید ، تا فایل صوتی به جیمیلتان ضمیمه گردد.
    https://www.google.com/accounts/ServiceLogin?passive=true&service=groups2&continue=http://groups.google.com/group/nuorizad/subscribe&cd=US&hl=en

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

82 queries in 1443 seconds.