سر تیتر خبرها

پاسخ های محمد علی عطاریه

پرسش های بیست وپنج گانه ی مرا جناب محمد علی عطاریه نیز پاسخ داده اند. طعم پاسخ های ایشان گرچه گاه به طعنه می گراید اما همین که از نقطه نظری که مطلوب حاکمیت است به پاسخگویی پرداخته اند و مارا از شائبه ی انحصاربه درآورده اند خود مزید امتنان است.

دانلود لینک غیر مستقیم فایل پی دی اف از سایت 4shared

دانلود فایل PDF این مطلب


Share This Post

درباره محمد نوری زاد

با کمی فاصله از تهران، در روستای یوسف آباد صیرفی شهریار به دنیا آمدم. در تهران به تحصیل ادامه دادم. ابتدایی، دبیرستان، دانشگاه. انقلاب فرهنگی که دانشگاهها را به تعطیلی کشاند، ابتدا به آموزش و پرورش رفتم و سپس در سال 1359 به جهاد سازندگی پیوستم. آشنایی من با شهید آوینی از همین سال شروع شد. علاوه بر فعالیت های اصلی ام در جهاد وزارت نیرو، شدم مجری برنامه های تلویزیونی جهاد سازندگی. که به مناطق محروم کشور سفر می کردم و برنامه های تلویزیونی تهیه می کردم. طوری که شدم متخصص استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان. در تابستان سال 1361 تهران را رها کردم و با خانواده ی کوچکم کوچیدم به منطقه ی محروم بشاگرد. به کوهستانی درهم فشرده و داغ و بی آب و علف در آنسوی بندرعباس و میناب. سال 1364 به تهران بازآمدم. درحالی که مجری برنامه های روایت فتح بودم به مناطق جنگی می رفتم و از مناطق عملیاتی گزارش تهیه می کردم. بعد از جنگ به مستند سازی روی بردم. و بعد به داستانی و سینمایی. از میان مستندهای متنوع آن سالهای دور، مجموعه ی “روی خط مرز” و از سریالهای داستانی: پروانه ها می نویسند، چهل سرباز، و از فیلمهای سینمایی: انتظار، شاهزاده ی ایرانی، پرچم های قلعه ی کاوه را می شود نام برد. پانزده جلدی نیز کتاب نوشته ام. عمدتاً داستان و نقد و مقاله های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی. حوادث خونین سال 88 بساط فکری مرا درهم کوفت. در آذرماه همان سال بخاطر سه نامه ی انتقادی به رهبر و یک نامه ی انتقادی به رییس قوه ی قضاییه زندانی شدم. یک سال و نیم بعد از زندان آزاد شدم. اکنون ممنوع الخروجم. و نانوشته: برکنار از فعالیت حرفه ای ام.

42 نظر

  1. بسیار خوشحالم که جنین جوابهائی به سوالات آقای نوری زاد داده شده است آنهم تماما با اشاره به آیات “قرآن” و تعابیری که یک فرد آشنا به قران از آنها استفاده کرده است! این همان دردی است که منتقدین به دین اسلام از آن مینالند: “سفسطه و بازی با آیه های قرآن” و توجیه هر کار خلاف و غیر انسانی با آوردن یک آیه یا یک حدیث یا تعبیری قرآنی! چنین مسلمانهائی اسلام را با پیامبر و امامان و تمام آیه های قران و حدیثها یش دارند اما هیچکدام نتوانسته است آنها را به خدا برساند. این اسلام خدا ندارد!

    اسلام مانند جعبه ای جادوئی است که از درون آن میتوان هم نوری زاد را بیرون آورد و هم عطاریه را ! هر دو هم از آیات قران و احادیث استفاده میکنند. اسلامی که قرار بود آخرین دین برای نجات بشریت باشد به ابزاری تبدیل شده که مصباح یزدی و خامنه ای از آیه های کتابش برای توجیه کشتار و خشونت و تهدید آزادیهای مردم استفاده میکنند و احمدی نژاد و مشائی از امام زمانش برای توجیه دزدیها و بی لیاقتیهایشان برای اداره مملکت. سهم مردم از این اسلام در این سی و دو سال جز فقر و فحشا و اعتیاد چه بوده است؟؟ اسلام دین عربهاست و هیچ هماهنگی با پیشینه آریائی ما ایرانیها ندارد. این گره گاه اصلی اسلام در ایران است!

    آقای نوری زاد! لطفا به خودتان زحمت جواب دادن ندهید. فکر نکنید که اگر ساعتها روی این سفسطه نامه کار کنید و جوابهای قرانی و حدیثی و حتی منطقی و انسانی بدهید ، میتوانید با این فرد به نقطه اشتراکی برسید. این فرد نمونه بسیار کوچکی از یک تفکر بسیار خطرناک اسلامی است که مخلوق ارزشمند خداوند را یک برده صاحب تکلیف میداند و نه یک انسان صاحب حق. از دید چنین تفکری انسان هیچگونه حقی برای انتخاب ندارد بلکه فقط تکلیفی دارد که متولیان دین برای او تعیین میکنند و او “باید” به آن گردن بنهد وگرنه حکومت اسلامی مجاز است برای حفظ خود او را به زندان بیندازد که قرار است زندان باشد و نه یک هتل! چنین تفکر متحجری “زن” را هم مکلف به اطاعت از شوهر میداند و وسیله ای برای رفع نیازهای او نه انسانی صاحب حق.

    چنین تفکر خطرناکی را خمینی با گذاشتن اصل ولایت مطلقه فقیه پایه گذاری کرد که در همان زمان هم خیلی از انسانهای شریف با درکی عمیقی که داشتند به مخالفت برخواستند و دیدیم که بر سر آیت الله شریعتمداری و بازرگان و سایر گروههای مخالف اصل ولایت فقیه چه آمد! نوشته های خمینی را بخوانید تا ببینید که چگونه یک مرد مسلمان میتواند برای ارضای شهوتش حتی از کودک خرسال هم استفاده کند. تا ریشه انحراف را نبینید چگونه میتوانید به درمان و چاره جوئی برسید؟!

    با چنین تفکر خطرناکی نمیتوان با بحث و مجادله به نتیجه ای رسید کاری که محمد خاتمی فکر میکرد میتواند با اصلاحات و گفتگو در این حکومت انجام دهد. این تفکر فقط در سایه “آزادی” است که مطرود و خشک میشود برای همین است که اینقدر از آزادی وحشت دارند. مطمئن باشید که اگر آزادی بیان باشد و بتوان این تفکر را بدون ترس از اوین و تجاوز به چالش کشید نظرات امثال عطاریه پایگاهی در میان “انسانها” نخواهد داشت. آنها فقط میتوانند تعدادی “برده” را به دور خود جمع کنند. چنین تفکری دیگر حتی در کشورهای عربی هم طرفدار ندارد. مردم در همه جا آزادی میخواهند.

    راه درست برای ریشه کردن چنین تفکری در شرایط وجود آزادی بیان ، به چالش کشیدن آن است و در شرایط خفقان مثل شرایط کنونی که حاکمیت خودش چنین تفکری دارد “مبارزه برای آزادی” است. مبارزه با استفاده از تمام راههائی که در طول تاریخ برای براندازی حکومتهای استبدادی وجود داشته است.

     
  2. جالبه همه جا سوال کننده رو به بیسوادی متهم کرده و هی اصرار داره که سوال موردی بپرس تا جواب بدم ولی هرجا سوال موردی پرسیده شده (مثل حبس بی محاکمه موسوی و کروبی) حواله داده به مسئولین!!

     
  3. احمد نورمحمدی

    آقا ی محمد علی عطاریه در پاسخ هایشان :
    اولا : به جای جواب گفتن به مسئله و سوال مطرح شده ، آقای نوری زاد (نحوه طرح سوال ایشان را یا استدلال ایشان را یا …. ) را جواب گفته اند ، یعنی تلاش کرده اند ثابت کنند نوری زاد سوال را اشتباه مطرح کرده یا …
    دوما : به جای پاسخ به سوال ، شخص آقای نوری زاد را تخطئه کرده اند و مثلا سعی کرده اند نشان دهند ایشان (آقای نوری زاد ) ایمان ندارد سواد دینی ، صداقت ، …. ندارد !؟
    سوما : به جای ارائه پاسخ خودشان (از جانب یک مرجع تقلید) ، محفوظات خودشان (چنانچه از حفظ مرقوم فرموده باشند) یا مطالبی که هم آقای نوری زاد و هم دیگران میتوانسته اند بروند و در کتابخانه یا جای دیگری مطالعه کنند را ، بعنوان دلایل خودشان آورده اند ، سوال آقای نوری زاد نعوذبا…. از خدا یا امام صادق یا حضرت پیامبر نبوده بلکه از بنده خدا ، که یک نفر مرجع تقلید باشد ، بوده و بنابراین مرجع تقلید (نوعی) بایستی جواب بدهد و جواب (مثلا) حضرت پیامبر اینجا موضوعیت ندارد !؟
    ….. ما :
    …..ما :
    ضمنا : اگر آقای نوری زاد را نمیشناختم فکر میکردم ایشان با آقای محمد علی عطاریه تبانی کرده اند که آقای عطاریه به گونه ای پاسخ بگوید که هرکسی اندک اطلاعاتی در این زمینه ها داشته باشد از نحوه دفاع ایشان از نظام احساس انزجار نموده و احساس کند مدافعان نظام بی سواد هستند .
    در فیس بوک و شاید بعضی جاهای دیگر در دنیای مجازی ، برای ایجاد تنفر از افراد جاهل و نادان که سنگ دفاع از ولایت یا …. را به سینه میزنند ، گاهی دونفر ، شاید با تبانی با یکدیگر ، به گونه ای بحث میکنند که سایرین نتیجه بگیرند دفاع کننده از جنایات رژیم و دیکتاتوری ، فرد خشک مغز و ابلهی است و متحجر و ……
    در مورد پرسش و پاسخ فوق هم به نظر بنده شخص بی طرف امکان دارد که با توجه به حجم بالای محفوظات ، ولی استدلال ضعیف طرف آقای نوری زاد ، تصور چنین تبانی ای را بنماید ، والله اعلم !؟ .

     
  4. از طرف رزمندگان

    خدمت رهبرمعظم جمهوری اسلامی ایران
    سلام علیکم؛
    ما جمعی از رزمندگان و جانبازان جنگ تحمیلی برای بازگشت امید ، آرامش و وحدت به تمامی جامعه و حفظ نظام مقدس اسلامی نه تنها برای نسلهای چهارم و پنجم بلکه برای 100 یا 200 سال اینده (روزی که هیچیک از ما و نوادگان ما برای جلوگیری از دیکتاتوری، استبداد،وابستگی یا انحراف انقلاب و مسوولین نیستیم) پیشنهادات خود را بدون مقدمه و کلی خدمت حضرتعالی تقدیم می داریم :
    1. کلیه کسانی(زندانیان سیاسی) که به دلیل داشتن عقیده خاص و یا گفتن یا نوشتن مطالبی خاص(و نه اقدام مسلحانه) در خصوص رهبری یا نظام جمهوری اسلامی در زندان هستند(مانند زندانیان سیاسی بندهای 209 و 305اوین) مورد عفو قرار گیرند(با توجه به بندهای27 ،23،37،167و 110 قانون اساسی).
    2.به تمامی کسانی که به دلایل بالا (فعالیت سیاسی مخالف)و از ترس دستگیری به خارج از کشور فرار کرده اند عفو و امان داده شود تا به کشور و کار خود بدون مشکل بازگردند.
    3. کلیه دانشجویان،اساتید، هنرمندان، نویسندگان، نظامیان، نیروهای اطلاعاتی، کارگران و یا کارکنان دولت که به دلیل رای، اظهار نظر و یا فعالیتهای سیاسی(بخصوص در 3 سال اخیر) اخراج و یا دچار محدودیت شده اند به تحصیل و کار خود بازگردانیده شوند و یا از ایشان رفع محدودیت شود.
    4.با حذف نظارت استصوابی به تمام کسانی که طبق قانون می توانند برای مجلس شورای اسلامی، مجلس خبرگان، شوراها و ریاست جمهوری داوطلب شوند اجازه داده شود بدون در نظر گرفتن خط و خطوط سیاسی در صورت نداشتن فساد و جرم در انتخابات شرکت نمایند(میزان رای ملت).
    5.در کلیه انتخابات به داوطلبان و احزاب اجازه جامع قانونی داده شود تا با ایجاد کمیته های صیانت از آراء به نظارت بر انتخابات بپردازند.
    6.ضمن دعوت جدی حضرتعالی از تمامی مراجع بزرگوار تقلید (که بشدت در چند سال اخیرمورد بی لطفی قرار گرفته اند) به شرکت در انتخابات خبرگان و یا حتی دعوت جدی و رسمی از ایشان (بصورت غیر گزینشی) برای شرکت افتخاری در جلسات خبرگان ،اجازه بدهید به نحوی دور اشتباه رهبری_شورای نگهبان_خبرگان (که بخصوص برای نسل های بعد مشکل جدی درست می کند) شکسته شده و صلاحیت علمی خبرگان از طریق مراجع تقلید و حوزه ها ی علمیه مورد بررسی قرار گیرد.
    7.دوران رهبری به پنج سال محدود وبا رای خبرگان قابل تمدید تا ده سال باشد و شما بعنوان الگوی اولیه نظام ولایت فقیه اعلام فرمایید که رهبری در تمامی نسل ها باید پاسخگوی رفتار خود در مقابل ملت و مجلس خبرگان باشد (با این کار ضمن قرار دادن یک سنت حسنه، از بت شدن رهبری، وراثتی شدن آن و صرف هزینه های بسیار هنگفت برای محافظت فیزیکی از ایشان جلوگیری کرده و رهبر مانند رییس قوه قضائیه-آقایان اردبیلی، یزدی، شاهرودی – پس از اتمام دوره رهبری یک شهروند عادی می شود و یا در مقام و یا شأن دیگری خدمت می کند).
    8.از کلیه کسانی که از نیروهای نظامی و انتظامی اعم از بسیج ،سپاه،ارتش و وزارت اطلاعات وغیره در امور سیاسی و یا اجرایی در مقام اجرا یا تصمیم گیری هستند خواسته و بطور جد پیگیری شود که یا کلیه ارتباطات حقیقی و حقوقی خود را با این مراکز بطور کامل و دائم قطع و یا از مقام و موقعیت خود استعفا دهند(مطابق با فتوای امام راحل در وصیت نامه و سایر ماخذ).
    9.جو امنیتی حاکم بر مطبوعات و رسانه ها حذف و شرایط فعالیت های سالم سیاسی و مدنی برای تمامی اهالی هنر و قلم فراهم آید و و سازوکاری تعریف شود که برای همیشه صدا و سیما از تبدیل شدن به ابزاری برای توجیه روش دولتها خارج شده و بواقع زبان تمامی مردم باشد.
    10.از کلیه کسانی که در این دوره سخت صدمه روحی ،حیثتی و یا جانی دیده اند به نحو شایسته دلجویی شود.
    امیدواریم این پیشنهادات فرزندان امام راحل که از روی دلسوزی و برای بقای نظام اسلامی نگاشته شده است گستاخی محسوب نشده و منجر به زندانی شدن گروه دیگری از رزمندگان نشده و یا مانند نصایح سایر بزرگان مورد بی مهری قرار نگیرد.
    ما انتظار داریم با توجه به این درخواست که برآمد نظر گروه کثیری از رزمندگان و دلسوزان انقلاب است عیدی ملت شریف و بزرگوار ایران در عید فطر و چه بسا زودتر به یمن این ایام عزیز و به عظمت شب های قدر آن با عنایت حضرت ولی عصر (عج) و توجه ویژه حضرتعالی داده شود و انشالله شب قدر برای این ملت وحدت، آرامش، و سرفرازی رقم بخورد.
    ارادتمند
    جمعی از رزمندگان و جانبازان جنگ تحمیلی
    اول رمضان 1432 ؛ 4 مرداد 1390
    از کلیه کسانی که دلسوز ایران عزیز هستند بخصوص رزمندگان و جانبازان گرامی در خواست داریم پس ازمطالعه دقیق این درخواست (که با توجه به جو کنونی جامعه و برای برون رفت از وضعیت حاضر نگاشته شده است) در صورت موافقت با کلیت مطالب آن تمام تلاش خود را برای رسانیدن این پیام به سایرین(همه همرزمان، دوستان و اشنایان) بخصوص مسوولین و دست اندرکاران بنمایند.
    ما امید داریم با یاری حضرت حق تلاش یکی از ماها موثر واقع شده و این نظرات بدست رهبر جمهوری اسلامی ایران که گره گشای اصلی مشکلات مطرح شده هستند برسد.

     
    • آقایان رزمنده! همین که خودتان را بعنوان یک رزمنده معرفی کرده اید نشان میدهد که “حقی” برای خودتان قائلید و خودتان را به خاطر رزمنده بودنتان از بقیه بالاتر و ممتازتر میدانید. اگر هنگام جنگ در ارتش بودید جنگیدن “وظیفه تان بود” و اگر به انتخاب خودتان رفتید “وظیفه تان شد”. دست از سواستفاده از عناوین رزمنده و دفاع مقدس بردارید. هر وقت شما از چنین تفکر ممتاز بودن، دست کشیدید میتوانید انتظار داشته باشید که “///// هم از عرش خدائی اش پائین بیاید و به حرف بنده های خوار و ذلیلی چون شمایان اهمیت بدهد! نمونه فاجعه انگیز چنین تفکر ممتاز بودن به دلیل در جبهه بودن را در قبضم مملکت به دست سپاه پاسداران ببینید.
      واقعا متاسفم از درکی تا این حد نازل که از جایگاه “انسان” دارید که خداوند از خلقتش به خودش آفرین گفت! واقعا فکر میکنید با چنین درک برده واری که نسبت به///// دارید کسی هستی که خداوند بتواند برای خلق شما به خودش آفرین بگوید؟؟ شما که آنچنان خودتان و مردم را ذلیل و زبون میدانید که تقاضای “عفو ملوکانه” برای کسانی دارید که اساسا هیچ جرمی مرتکب نشده اند!
      در همان جملات اول نوشته تان متوقف شدم چون مشخص است که از کدام سطح به مسائل نگاه میکنی. برادران دلسوز! جبهه و جنگ تمام شد! جنگی خانمانسوز که هم انسانهای بیگناه ایرانی را کشت و هم انسانهای بیگناه عراقی آنهم فقط برای فروکاستن عطش خمینی جنگ افروز که میخواست قدس را از راه کربلا فتح کند! هر کسی که بعد از فتح خرمشهر در جبهه ماند و جنگید هیزم این جنگ بیهوده و ویرانگر شد و مهر خیانت به ملت ایران و عراق در برگ برگ صفحات حضورش در جبهه زد.
      امیدوارم خداوند مهر از دلهایتان بردارد تا بتوانید ببینید و بشنوید!

       
    • آقایان رزمنده! همین که خودتان را بعنوان یک رزمنده معرفی کرده اید نشان میدهد که “حقی” برای خودتان قائلید و خودتان را به خاطر رزمنده بودنتان از بقیه بالاتر و ممتازتر میدانید. اگر هنگام جنگ در ارتش بودید جنگیدن “وظیفه تان بود” و اگر به انتخاب خودتان رفتید “وظیفه تان شد”. دست از سواستفاده از عناوین رزمنده و دفاع مقدس بردارید. هر وقت شما از چنین تفکر ممتاز بودن، دست کشیدید میتوانید انتظار داشته باشید که ///// هم ////// بیاید و به حرف بنده های خوار و ذلیلی چون شمایان اهمیت بدهد! نمونه فاجعه انگیز چنین تفکر ممتاز بودن به دلیل در جبهه بودن را در قبضم مملکت به دست سپاه پاسداران ببینید.
      واقعا متاسفم از درکی تا این حد نازل که از جایگاه “انسان” دارید که خداوند از خلقتش به خودش آفرین گفت! واقعا فکر میکنید با چنین درک برده واری که نسبت به //// دارید کسانی هستید که خداوند بتواند برای خلق شما به خودش آفرین بگوید؟؟! شما که آنچنان خودتان و مردم را ذلیل و زبون میدانید که تقاضای “عفو ملوکانه” آنهم از/// برای کسانی دارید که اساسا هیچ جرمی مرتکب نشده اند!
      در همان جملات اول نوشته تان متوقف شدم چون مشخص است که از کدام سطح به مسائل نگاه میکنی. برادران دلسوز! جبهه و جنگ تمام شد! جنگی خانمانسوز که جدای از خسارات مادی، هم انسانهای بیگناه ایرانی را کشت و معلول کرد هم انسانهای بیگناه عراقی، آنهم فقط برای فروکاستن عطش کشورگشائی اسلامی خمینی جنگ افروز که میخواست قدس را از راه کربلا فتح کند! هر کسی هم که بعد از فتح خرمشهر در جبهه ماند و جنگید هیزم این جنگ بیهوده و ویرانگر شد و مهر خیانت به ملت ایران و عراق در برگ برگ صفحات حضورش در جبهه زد.
      رزمندگان دفاع مقدس!! فردی معتقد به اسلام نیستم اما اگر ته شهامتی برایتان باقی مانده است به جای نامه نگاری و پیشنهاد به رهبر معظم! و با عنایت به اینکه برای هر فرد مسلمان “هر زمینی کربلاست و هر روزی عاشورا” ، جبهه جنگ واقعی را دریابید و در طرفی قرار بگیرید و بجنگید که حسین فریاد میزد: آیا کسی هست یاری ام کند؟؟!!

       
    • قابل توجه رزمندگان با شهامت و پیشنهاد عفو ملوکانه شان برای زندانیان سیاسی!
      ” رضا جوشن در اثر سکته دچار لکنت زبان و فلج شد. بنا‌ به گزارشات دریافتی، زندانی سیاسی آقای رضا جوشن محبوس در زندان گوهردشت کرج، به‌دلیل بیماری قلبی از روز چهارشنبه ۱۲مرداد، دچار سکته قلبی شده است. این زندانی سیاسی به‌دلیل عدم رسیدگی و درمان دچار لکنت زبان و از کار افتادن و حالت فلج بخشهایی از بدنش شده است. تاکنون مأموران اداره اطلاعات، مانع از هر اقدام جدی در رابطه با درمان وی شده‌اند. بهداری زندان هم با دادن قرص مسکن از هرگونه چکاپ و درمان اولیه پزشکی برای این زندانی سیاسی، خودداری کرد.”

       
  5. از کامنتها معلوم بود که اکثرا متن رو نخاندن و یا کامل نخواندن. و کاملا مشخصه که احساسی و حزبی نقد کردند. ولی آنچه من دیدم مخصوصا در سوال اول اثبات با آیات و روایات بود که کاملا مستدل بود و جایی باقی نمی گذاشت و از نظر من بسیار عالی و مجموعه ای جمع اوری شده از احادیث و آیات بود. البته بعضی از جوابها هم ضعیف بود ولی در کل باید گفت که احسنت

     
  6. کسی که خوابه رو میشه بیدار کرد. اما کسی را که خودش را به خواب زده هرگز نمیتوان .آقای عطاریه مزخرفاتی بافتید. چقدر هم مفصل . به خودتان رنج نوشتن دادید. همیشه کسانی بودند که از حکام ظالم و جنایات اونا حمایت میکردند. چقدر زشتکارید که چشم خود را بر حقیقت روشن بسته اید.

     
  7. واقعاً تو حوزه های علمیه این چیزهای غیرمنطقی رو یاد طلبه ها میدن

     
  8. کامنت های دوستان پر بود از مغلطه و جدل های ناشیانه که البته این ها در غالب منطقی بود.توهین هاو بی احترامی ها رو هم که در این 2 سال بچه های ولایی عادت کردند. 1 سوال چه کسی بود که می گفت ادب مرد به ز دولت اوست؟
    در کامنت ها یک حرف خیلی به چشم می آمد که چرا از احادیثی که هزار بار شنیدیم استفاده کردید می گویند امام حسین علیه السلام در روز عاشورا بارها خود را معرفی کرد اما بی فایده بود و در آخر امام گفت ملئت بطونکم من الحرام یعنی قلب های شما از حرام پر شده و برای همین این حرفها در شما اثری ندارد. این همه این احادیث را شنیدید چرا کمی فکر نکردید لحظه ای که شاید مسیرتان اشتباه است چرا شما خودتون رو از مردمی می دونید که نه دی و 22 بهمن برای حمایت از انقلاب و رهبرشان بیرون آمدند و شعار مرگ بر فتنه گر دادند. لطفا از حرف کهنه فتوشاپ و کسی بیرون نیامد استفاده نکنید که خودتون هم می دونید از اساس دروغ است
    . محتاج دعا

     
    • فقط یک سوال از آقای تقوی:نیروهای پلیس و بسیج و سپاهی در روز هایی که اعلان راهپیمایی سکوت میشد در خیابان ها و میادین بصورت سر تا پا مسلح چکار میکردند؟ ساعت ها قبل از شروع راهپیمایی تا پاسی از شب چرا حکومت نظامی اجرا میشد؟ لطفا نگویید که از ترس خارجی ها بوده چون میدانید که دروغه!

       
  9. در تمام عمرم آدمی به اندازه ی محمدی نوری زاد قابل ترحم ندیدم..مگه میشه آدمم اینقدر متوهم و شناور در اوهام؟…

     
    • همه انسانخا نیازمند ترحم خداوند هستند و حتی نیازمند به رحم و دوستی انسانها هستند بجز کسانیکه خدا و انسانها را نمی بینند و یک شخص را بعنوان بت می پرستند . مگر امام موسی کاظم قابل ترحم نبود ولی توسط ظالمین به او ترجم نشد !  آقای عزیز لطفآ شما ذوب شدگان در یک شخص که او را خدای خود تصور کرده اید از رحم و مهربانی و لطیف و عزیز که صفاتی الهی ست استفاده نکنید شما بهتر است به سراغ واژه های خودتان بروید همچون ذوب در شخص و دشمن و….

       
      • اگر ایشان قابل ترحم است ، پس چرا به او رحم نکردند و او را به زندان و از نوع بیرحمانه آن یعنی انفرادی انداختند ، ممنون که بیرحمی خودتان خصوصآ بیرحمی با افرادی که قابل ترحمند اعتراف کردید !!!!

         
  10. وای بحال این حکومت که امثال این آقا شدند مدافعش ! میگویند اگر میخواهی چیزی را خراب کنی از آن بد دفاع کن ، این آقا دقیقآ اینکار را کرده .
    دومآ من فکر میکنم این آقای گمنام بوی کباب به مشامش خورده و دیده که هر کس با چاپلوسی به نان و نوائی میرسد لذا خواسته به پول و نوائی برسد ولی آقای عطاریه اشتباه گرفتید اینها به نیروی ضربتی و باتوم بدست نیاز دارند و فعلآ تئوریسین لازم ندارند چون آقای مصباح که اوایل انقلاب ولایت فقیه مرجعه چون امام خمینی را قبول نداشت به همراه احمد خاتمی و جنتی کار نئوری پردازی را انجام میدهند در ضمن در اطراف این آقایان اینقدر دزد و شپاهی و بیکار و محتاج ریخته که نوبتی به شما نیرسد تا پیزی به شما بدهند اگر نمیدانید بدانید که افرادی هستند که سالهاست شعر و مدیحه و چاپلوسی کرده اند تا یک سر پناه بگیرند ولی اینقدر صف طولانی است که بعضی هایشان هنوز حتی دیده نشدند شما که جای خود دارید و در ته صف هستید و تا بخواد شناخته شوید که واقعآ استعداد چاپلوسی را دارید خزانه مملکت ته کشیده.

     
    • محمد نوری زاد

      علی آقای عزیز سلام
      ایکاش بجای طعنه و کنایه به ایشان، بخش هایی از نوشته ی ایشان را که درست نمی دانید نقد می کردید. نقد درست آنچنان کارکردی دارد که تاثیر و نفوذ آن از هر چه که شما فکرش را بکنید بیش است . ما یک روز باید این اخلاق را کنار بگذاریم .چه روزی بهترا ز امروز؟

       
      • جناب نوریزاد به رسم ادب و قبول حرف حق ، چشم سعی میکنم توصیه شما استاد گرامی را ارج نهم ولی به ما و عصبانیت ما هم حق بدهید چرا که امثال این آقای روحانی که انتظار زیادی هم از آنان داشتیم کمتر دیدیم بوسیله مکتوب و یا سخرانی دفاعیه ای از مظلومین و بی عدالتی ارائه دهند و میدانیم که عدالت و ظلم ستیزی عصاره مذهب شیعه است همیشه از تکلیف میگویند و ما هم اطاعت کردیم ولی چرا از حقوق مردم و حفظ بیت المال و اجتناب از دروغ و تهمت و حق الناس که در قرآن به آن تآکید فراوان شده نمی پردازند ؟ آیا ممیزی اینگونه آقایان در احکام دین صحیح است ؟ چرا آنچه که مربوط به رعایت حکومت است سکوت کرده اند و هر آنچه مربوط به رعایت مردم است را فریاد می زنند ؟ آیا تبعیض در احکام دین و بخش بزرگی از آنرا ندیدن گناه این آقایان نیست ؟ به گفته یکی از علمای واقعی یک سوم قرآن احکام و اصولآ در مورد حکم و وظایف است ولی دو سوم بقیه در مورد عدالت و … است.

         
  11. سهراب از مشهد

    اگر جواب بهترومنطقی تری می داد باید ناراحت میشدید تمامی موافقین اینها بی منطق و بی سوادند

     
  12. دوست من چنان از ایت الله بهجت یاد میکنی که نعوذ بالله انگار از پیامبر اکرم یاد میکنی . متاشفانه انزمانی که مردم قشر روحانی رو با دیده احترام نگاه می کردند یکی دو ده گذشته بازم متاسفانه الان اگر اخوندی را ببینن هزار تا فحش ناموسی زیر لب نثارش میکنن بازه رجوع میکنم به لطیفه سیم انتن و اخوند و تلویزیون برادر من این سخنان از طرف یه بسیجی 35 درصد 44 ساله میباشد . شما در جواب زندان انفرادی فقط به کلیت زندان بسنده کردی در صورتی که سوال راجع به سلول انفرادی بود نه زندان این دو ، دو تا مقوله جدا از هم می باشند با توجه به جواب شما ادمی نتیجه می گیره که زندانهای زمان پهلوی با نیت خیر ساخته شده بودند و از همه مهمتر کسانی در زندان بودند چه سیاسی چه غیره حقشان بود چون برای اصلاح امور ساخته بودند نه برادر من زندان دارای تعریفی است که قانون گفته نه سلایق زندانبانها که متاسفانه یکی از مخوفترین زندانهای جهان زندان اوین است خدا قسمت دشمنت هم نکنه بخصوص انفرادیش

     
  13. با سلام باید بعرض این شازده طلبه جوان برسانم که جوابهای شما تقلب اشکار می باشد .با انکه از رو نوشتی همه جواب ها کلی گویی داد می زند ادمی را یاد لطیفه پیچش دست خودمونه… می اندازد دوست من مگر خودت داری عقل شعور نیستی ای کاش به اندازه ارزنی از خودت مایه می گذاشتی به جوابت در مورد زندان انفرادی خوب دقت کن

     
  14. یک ایرانی که در ایران زندگی کرده و دیپلم هم دارد!

    از خواندن و نقد کامل نوشته (چون ارزشش را ندارد) صرف نظر کرده و به ذکر یک خاطره بسنده می کنم. دبستان که بودیم یکی از بچه ها دیکته اش آنفدر غلط داشت که معلم به او نمره منفی داده بود. وقتی علت را جویا شد که چرا لااقل نمره صفر نگرفته، معلم جواب داد برای گرفتن صفر باید بیست غلط داشته باشی. غلطهای تو از بیست تا خیلی بیشتر است!!!

     
  15. یک ایرانی که در ایران زندگی کرده و دیپلم هم دارد!

    نقل به مضمون از پاسخ: “…آنقدر بی موالاتی صورت گرفت که…”.
    آقای عطاریه نمی دانم شما را چه خطاب کنم ولی از نوشته ی فلسفی تان و آیات و احادیثی که ذکر کرده اید بر می آید آدم تحصیل کرده و فاضل و دانشمندی هستید! اجازه بدهید شما را آیت الله بنامم! چون دانش شما مرا یاد دانشمندان!!! و فضلایی!!! چون آیت الله جنتی و مصباح یزدی و … می اندازد. مگر شما چه کم از آنها دارید؟!
    حضرت آیت الله عطاریه! کلمه مورد نظر شما باید “بی مبالاتی” باشد، نه “بی موالاتی”!
    “بی مبالاتی” به معنی “بی باکی و بی پروایی” است، در حالی که “موالات”، که کودکان
    در هنگام یادگیری احکام ابتدایی چون وضو، نماز و…یاد می گیرند، به معنی “پیاپی بودن” است؛ پس امیدوارم معنی “بی موالاتی” را که “نا پیوسته بودن” است را یاد گرفته باشید!
    حضرت آیت الله عطاریه! حتما تعجب می کنید که من که چون حضرت شما عالم و محیط به مسائل فلسفه و دین و دنیا و آخرت نیستم معنی این لغت را از کجا می دانم! آخر من دیپلم دارم!!!
    راستی یادم رفت سوال کنم: شما دیپلم دارید؟؟؟؟!!!

     
  16. سالهاست برایمان از منابر حدیثی میخوانند در باب تقلید که ” و اما من کان من الفقهاء …” – که اگر فقیهی بود با شرایط بسیار فلان و فلان که مخالف هوا باشد و مطیع خدا باشد و مراقبت دین داشته باشد و چنین و چنان بر عوام است که در اموری پیرو آنها باشند منتها نیمدانم چه حکایتی است که قبل و بعد حدیث را همیشه بریده اند جالب اینکه مقیاس این هواپرستی و دینداری و صئانت نفس همه در ابتدای حدیث آمده:”عوام ما نيز اگر از فقيهان خود فسق آشكار و تعصّب نابجا و توجّه به دنيا و امور حرام مشاهده كنند، و ببينند آنان چون به زيان كسى تعصّب ورزند، از ميانش مى‏برند، و او را از هستى مى‏اندازند، گر چه سزاوار آن باشد كه كارش اصلاح شود؛ و چون به سود كسى سر تعصّب آيند، به وى نيكى و دستگيرى مى‏كنند، گر چه سزاوار خوارى و اهانت باشد؛ و باز هم به تقليد از ايشان ادامه دهند، آنان نيز همچون قوم يهودند كه خدا ايشان را به سبب تقليد كردن از فقيهان فاسق مذمّت كرده است.”

     
  17. یک ایرانی که در ایران زندگی کرده و دیپلم هم دارد!

    نقل به مضمون از پاسخ: “از گفتارتان خنده ام گرفت، شرمنده، حکایت آقای …و طلبه ای که کور کردند…”.
    می خواستم از ادب و شخصیت شما، همچنین خانواده و اساتیدتان که در تربیت چون شمایی اهتمام داشته اند قدردانی کنم؛ که با صحبت زندان که کور شدن یک نفر را به یاد شما آورده (و به مقایسه وامی دارد،) “خنده تان” می گیرد. ظاهرا شما باید خیلی بشاش و با نشاط باشید! البته با خنده آور بودن زندان رفتن موافقم! وگرنه چرا این همه فعال سیاسی زندان می رفتند. اصلا اگر زندان رفتن خنده آور نبود که با این همه زندانی، فضای جامعه و روحیه مردم مغموم می بود نه این قدر شاد که هست. نمونه: خود شما!

     
  18. یک ایرانی که در ایران زندگی کرده و دیپلم هم دارد!

    من با پاسخ دهنده کاملا موافقم، طرح سوال در مورد سفر به کشورهای دیگر اشتباه است! آقای نوریزاد باید از ایشان می پرسید “آیا ایشان به ایران سفر کرده است؟”
    چون این آقا گویی اصلا در ایران زندگی که نکرده هیچ، حتی سری هم به ایران نزده که از این همه فساد در ابعاد مختلف بعد از سی سال حکومت به نام دین بی خبر است. فسادی که (در متاع پست دنیای مردم که هیچ، حتی در دین و آخرت مردم هم که برای پاسخ دهنده اهمیت دارد) قابل قیاس با قبل از انقلاب نیست. سفسطه های فلسفی و ایدئولوژیکی و (فقط) زدن حرفهای فریبنده، دوای رنج مردمی که با تمام وجودشان فساد و ظلم حاکمان را لحظه به لحظه تجربه کرده و می کنند، نیست.

     
  19. شرمنده اما این استاد بزرگوار اطلا وجو خارجی هم دارند؟ سایت دفترشون که در موردش صحبت شده کجا هست؟ ایشون چه مرجعی هستند که تابع فرد دیگه ای هستند؟

     
  20. جناب آقای نوری زاد- این سوالات 25 گانه رو از چه کسانی پرسیدید؟ میخواهم بدانم ملاک انتخاب افرادی که قابلیت پاسخگویی به سوالات شما را داشته اند چه بوده؟ البته من از این بابت خوشحالم که از هر دو طیف موافق و مخالف حاکمیت به سوالات شما پاسخ گفته اند اما برخی اوقات پاسخ دهنده سوالات گویی از خود هیچ دانش و و نیز اختیاری ندارد و جواب سوالات شما را با جملات کلیشه ای و نیز آیات و احادیث و روایات داده که هزاران بار شنیده شده و درصورتیکه قرار بود به کار افتد شرایط امروز ایران اینگونه نبود. من به این شخص محترم که پیش از پاسخ دادن به سوالات شما سعادت آشنایی با ایشان را نداشته ام عرض می کنم ای کاش پاسخ این سوالات از دل شخص خودتان بیرون می آمد تا اینکه از جزوه ها و کتب و نقل قول ها استفاده شود.

     
  21. koliyate pasokh hashoon ro mitavazn az peyravi valiye faghih boodan eshan yaft!!!! ama soalati porsidand ke be ja bood va omidvaram pasokh dahid aghaye nourizad 🙂 masalan piramoon sharayet 16 ganeye ghate yad!

     
  22. من اصلا حالم بده از وقتی پرت و پلاهای این مردک رو خوندم! وقتی فکر می کنم چنین آدم هایی با چنین منطق های کور و ضعیفی وقتی از جهان بینی حرف می زنند و میخوان تعریف جهان بینی رو ربط بدن به مسافرت خارج از کشور مغزم سوت می کشه!!! اینا همون جماعتی اند که دست پرورده های عالمان دینی ما هستند؟!!!!

     
  23. ببین واقعا این مرتیکه اسگله من حاضرم با اون مناظره کنم فقط در پاسخ سوال اولش حالم بد شد وبه منطق کورش پی بردم آقای نوری زاد می گویند به چه کشورهایی سفر کردید این بی شعور میگه نیازی نیست پس چرا خداوند به کرار گفته”سیرو فی الارض فنظر کیف عاقبت ال…”پاسخ این شخص گواهی است بر منطق هم کیشانش که با چهار تا کتاب خوندن در حوژه می خواهند به زور همه چیز را به اونها ربط بدهند…

     
  24. ایشون صنعت سفسطه رو به حد اعلای خودش رسوندند! هیچ جواب علمی نداشتند مخصوصا اولین سوالات که جوابش واقعا افتضاح بود!

     
  25. فیلترشکن من اجازه نمیده این فایل رو دانلود کنم

     
    • پشتیبانی وب سایت

      سلام ، بدلیل فیلتر نبودن سایت آپلود کننده ، برای دانلود آن نیازی به فیلتر شکن نمی باشد.
      ولی باز برای سهولت در کار ، فایل را برایتان ایمیل کردیم.
      ضمنا می توانید برای دریافت آخرین مطالب سایت در جیمیل خود ، در جی گروه سایت رسمی عضو گردید.
      سپاس

       
  26. سلام
    وقتی میخوام فایل رو از آدرس http://uploadtak.ir/images/ei58vwhwgac1myw8fmaz.pdf دانلود کنم آنتی ویروسم ( نود 32 اسمارت سکوریتی ) اجازه نمیده و سایت uploadtak.ir رو مخرب میشناسه! البته من به کمک سایتهای دیگه لیچ می کنم و بعد دانلود، اما ممکنه خیلی از مردم نتونن این کارها رو بکنن. فایلهای قبلی هم ( آیت الله بیات و استاد قابل ) همین مشکل رو داشتن. لطفا فایلها رو در سایت دیگه ای هم آپلود کنین

     
    • پشتیبانی وب سایت

      سلام ، بدلیل فیلتر نبودن سایت آپلود کننده ، برای دانلود آن نیازی به فیلتر شکن نمی باشد.
      ولی باز برای سهولت در کار ، می توانید ایمیل خود را بفرمایید ، تا مطلب را برایتان اتچ نماییم.
      ضمنا می توانید برای دریافت آخرین مطالب سایت در جیمیل خود ، در جی گروه سایت رسمی عضو گردید.
      سپاس

       
  27. سلام
    من قصد ندارم که به تمام بیست و پنج موردی که ایشان جواب دادند پاسخ دهم اما بعضی از انها برایم جالب بود که قصد دارم به ان بپردازم و چون قصد پاسخگویی مورد به مورد ندارم لذا ممکن است کمی پراکنده باشد که پوزش میطلبم
    من خودم بارها و بارها به این مسئله در جاهای مختلف اشاره کردم که پر کردن چاه توسط علامه حلی بدترین کاری بود که انجام داد چرا که خود را از یک حالت تجربی و عینی خارج کرده و به صورت تئوری اقدام به صدور فتوا نمود لذا به جناب عطاریه بفرمائید فرق بین یک موضوع تئوری با عملی زمین تا اسمان است همانطور که خود من از جناب جوادی املی در خصوص تفسیر یک کلام امیرالمومنین که فرموده بود حب دنیا مثل نیش عقرب است ایشان در تفسیر ان گفتند چون وقتی عقرب به انسان نیش میزند انسان متوجه نمیشود و بعد یواش یواش در او اثر کرده و او را میکشد و حب دنیا هم همینطور است ظاهرش لذت بخش اما در باطن یواش ویواش انسان را نابود میکند (قریب به این مضمون چون سالیان زیادی از این موضوع میگذرد) حالا من که دوبار مورد نیش عقرب قرار گرفتم و هر بار بعد از تزریق حداقل 5 امپول مختلف تا صبح از درد به قول معروف ملق میزدم چگونه باور کنم که جهان بینی در کنج اتاق و حجره و فقط از روی علوم اکتسابی و شنیداری مساوی است با علوم تجربی عینی این دوست ما گفتند که یک دکتر لازم نیست برای درمان سرطان حتما خودش سرطان بگیرد تا بتواند سرطان را درمان کند که این مغلطه عجیبی بود چرا که یک دکتر با انکه درگیر سرطان نشده ولی عملا برخورد با سرطانیها دارد نه انکه گوشه اتاقی نشسته باشد کتاب بخواند و یا برایش تعریف کنند که سرطان و فرد سرطانی چگونه است و بعد او نسخه درمانی بنویسد به این دوست گرامی بفرمائید تجربه درهر امری مختص خود ان علم است و هر کدام به نوعی به یقین میرسند برای همین هم هست بنده معتقدم بسیاری از احکام رساله عملیه در واقع غیر عملی هست چرا که فقط از نظر تئوری ماخذها را کنار هم گذاشتند و یک نتیجه ای از ان حاصل کرده اند و برای اثبات این مدعا هم اصلا کاری سختی لازم ندارد کافیست فقط درخصوص احکام طهارت ان هم با اب قلیل یک افتابه اب به یکی از همین واضعان احکام داده و در بیابان و در محلی سنگلاخ بخواهیم که روش طهارت با این مقدار اب و در ان محیط را عملا به ما نشان دهند که شامل دیگر احکام همان رساله عملیه نشوند و بتوانند نماز بخوانند !!
    ایشان فرمودند که در حال حاضر لازم نیست که برای بدست اوردن جهان بینی و معرفت به همه جهان رفته و میشود با توجه به امکانات موجود همان نتیجه حاصل شود اولا ایشان دقت داشته باشند که تقریبا تمامی این احکام موجود که علمای فعلی هم تقریبا از روی همان احکام قدیمی رونویسی کرده اند چون با کنار هم گذاشتند رساله های انها فقط در احتیاط واجب و مستحب با هم تفاوت دارند و تقریبا در نود و هشت درصد موارد با هم فرقی ندارند مربوط به علمایی مثلا صاحب جواهر و…است که در عصری زندگی میکردند که اصلا چنین وسایل و لوازمی برای جهان بینی خود نداشتند و همگان محدود به حجره و قریه خود بودند در عین حال که اگر فرض اقای عطاریه را هم بپذیریم ایشان به ما بگویند پس چرا وجود اینهمه وسایل ارتباطی هیچ تغییری در استنباط علمای فعلی ایجاد نکرده و احکام همان احکام قدیمی مانده اما نکته دیگر اینکه اقای عطاریه بفرمایند اگر من یک سی دی از قطب جنوب به ایشان نشان بدهم ایا ایشان میتوانند سرمای انجا را درک کنند و حکمی متناسب با ان شرایط صادر کنند؟
    نکته دیگر در خصوص سنگسار مطالبی فرمودند که خودش جای بحث مفصلی دارد که من فقط به دو نکته اشاره میکنم و ان اینکه از حضرت علی (ع) نقل است که فرمودند به حکام و فاتحان بلاد دیگر که احکام اسلام را در انجا اجرا نکنند چرا که ممکن است باعث وهن اسلام شود و تا موقعی که انجا امادگی پذیرش این احکام مثل شلاق و سنگسار را پیدا نکردند از این احکام استفاده نکنند لذا اقای عطاریه بفرمایند در این زمانه که اگر انگشت در بینی خود کنیم تمام جهان ان را میبیند و مورد قضاوت قرار میدهند انجام سنگسار کمک به اسلام میکند یا به ضرر اسلام تمام میشود ؟ شما شاید با سنگسار جامعه خود را سالم کنید که اینهم در شرایط فعلی جای مناقشه دارد چرا که دیدیم امروزه اینکار در جهت از بین بردن عمل قبیح زنای محصنه کاری از پیش نبرده و فقط بهانه به دست دشمنان اسلام و دین داده که این دین کارش فقط کشتن و صبوعیت است و….
    اما در خصوص رجم زانی در اسلام شما را به مطلب اقای قابل ارجاع میدهم که به اختصار از ان مطلب کامل و جامع عرض کنم که در قران وقتی خداوند میفرماید شیطان رجیم شد و از بهشت رانده شده یعنی که بیرونش کردند نه انکه به او سنگ انداخته شد لذا رجم در این موضوع یعنی رانده شد و بیرون شده و ایشان هم به همین خاطر اسنباطشان از رجم زنا کار یعنی بیرون راندن از ان شهر و محل زندگی است
    اما جالب ترین قسمت نوع نگاهی که امثال اقای عطاریه از اسلام و روش ترویج و استقرار اسلام دارند هست و ان نگاه خشن و خشونت بار و اجباری دین است که حتما به هر زور و فشاری که شده باید مردم را به راه راست هدایت کرد و فقط ایات قتل و قتال و جهاد مد نظر اینان هست و دین را فقط از این باب قابل اجرا میدانند در صورتی که خود خداوند در قران به رسول الله (ص) میفرماید که ای رسول ما اگر تو اخلاق نیکو نداشتی مردم به دور تو جمع نمیشدند و یا در جایی دیگر میفرماید ای رسول ما تو فقط وظیفه مبشر و نذیر داری و یا در جای دیگر میفرماید که چرا اینقدر خود را به مشقت می اندازی (قریب به این مضمون) اما متاسفانه امروزه یکسری ها مسلمان تر از معصومین (ع) شده اند من خود نشنیده ام که در زمان معصومین (ع) اینگونه برخوردهای اجباری صورت گرفته باشد (البته ممکن است من نشنیده باشم ) و حتی شنیده ام که در زمان حکومت حضرت علی(ع) که مطلوب ترین حکومت مد نظر می باشد ایشان در اعتراض به اینکه در بازار مردان و زنان در هنگام حرکت تنه و بدنشان به هم برخورد میکرده به بالای منبر رفته و با عصبانیت خطبه ای قرائت میکنند و نه کار دیگر یعنی نه طرح تفکیک جنسیتی به راه میاندازد و نه در میان بازار دیوار میکشند و نه کسی را به خاطر بدحجابی دستگیر میکنند و نه…… در عین حال که اینهمه زن گریزی که امروزه در تعالیم علما می بینیم ایا در زمان معصومین هم همین گونه بوده؟ اگر اینجور بوده پس در ان موقع باید هیچ زنی از خانه جرات بیرون امدن نداشته باشد چون به هر حال او موجودی بد و باعث انحراف جامعه و مردان قوم می شده است و مردان را از راه بدر برده و از مسیر حق منحرف مینموده اقای عطاریه ایا واقعا اینگونه بوده؟ من نمیدانم ولی اگر شما اطلاع دارید به ما هم بگوئید
    با عرض معذرت ازحضور جناب عطاریه باید عرض کنم در این زمانه متاسفانه در خصوص دین یکسری از متولیان دین سرنا را از سر گشادش فوت میکنند لذا نه صدایی از ان در میاید که کسی جذب دین شود و اگر هم صدایی کند انقدر ناهنجار است که همه را فراری میدهد!!!!!!

     
  28. اوه اوه اوه
    آقای نوری زاد ، بردار این مطلب رو از رو سایت
    خداییش همینکه تصویرشو تو سایتتون دیدم ، یک آن حدس زدم هک شدید ، بابا آدم چهره شونو می بینه ، از ترس…..!
    اقلا قیافش و بردارید

     
  29. حاج عطاری ، میشه ازتون بپرسم این سوالا رو تنهایی پاسخ دادید یا با کسی هم مشورت می کردید؟

     
  30. ای بابا آقای عطاریه
    محض رضای خدا اینا هم شد پاسخ؟؟
    چی رو می خوای ثابت کنی؟جواب اون همه خون جوون بی گناه ریخته شده روی زمین و چی می خوای بدی؟
    جواب خون شهید صابر رو چی می خوای بدی؟
    خجالت نمی کشی که نمایندگی این حکومت ظلم رو یدک می کشی؟

     
  31. من فک کنم حاج آقا با پاسخ دادن به سوالات آقای نوری زاد ، خواسته خودشو کمی گنده کنه و در بین دوستانش اجر و قربی پیدا کنند

     
  32. عجبا ، چه پاسخ های مسخره و بی منطقی
    این پاسخ ها مخصوص انسان های عهد سنگه آقای عطاریه
    پاسخ نمی دادید ، سنگین تر بودید

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

93 queries in 1565 seconds.