سر تیتر خبرها

هدیه ی محمد نوری زاد به دکتر مهدی خزعلی

این فیلم را تقدیم می کنم به دوست دربندم جناب دکتر مهدی خزعلی.

به کسی که جوهر قلمش ، خون اوست. به امید آزادی او و گلهای دیگری که در پس سیم خاردارهای زندان بی دلیل ، از شکفتن درنمی مانند.

محمد نوری زاد

درباره ی این تصاویر

عملیات بدراست. من و دوستان روایت فتح به خط مقدم رفته ایم. عملیات شکست خورده است. همه با شتاب به سمت جزیره ی مجنون باز می گردند.اما من و دوست فیلمبردارم “سیدان” با آرپی چی زن هایی که مانده اند تا از پیش آمدن تانکهای دشمن جلوگیری کنند، می مانیم. سیدان زودتر خود را به آرپی چی زن ها رسانده است. من مانده ام تا برای دوربین او، یک “کاست فیلم” ببرم. به خود می گویم: چرا آغوشم را از موشک های آرپی جی پرنکنم؟ من که یک دستم خالی است. و بچه ها برای زدن تانکهایی که با شتاب پیش می آیند، به آرپی جی نیاز دارند.

ما بعداز فیلمبرداری و مصاحبه با جوانان آرپی جی زن،  برگشتیم و خود را به جزیره ی مجنون رساندیم. اما آن جوانان  هیچگاه باز نگشتند. ماندند و یک به یک از پا درآمدند و راه را برعبور تانکهای دشمن بستند. جوانانی که به خون غلتیدند اما اجازه ندادن یک وجب از خاکشان از تن میهن جدا شود. جوانانی که فردای سرزمین شان را زیبا و پاک و رشد یافته می خواستند. وهرگز به فلاکتی اینچنین که ما امروز گرفتار آنیم، راضی نبودند..


Share This Post

درباره محمد نوری زاد

با کمی فاصله از تهران، در روستای یوسف آباد صیرفی شهریار به دنیا آمدم. در تهران به تحصیل ادامه دادم. ابتدایی، دبیرستان، دانشگاه. انقلاب فرهنگی که دانشگاهها را به تعطیلی کشاند، ابتدا به آموزش و پرورش رفتم و سپس در سال 1359 به جهاد سازندگی پیوستم. آشنایی من با شهید آوینی از همین سال شروع شد. علاوه بر فعالیت های اصلی ام در جهاد وزارت نیرو، شدم مجری برنامه های تلویزیونی جهاد سازندگی. که به مناطق محروم کشور سفر می کردم و برنامه های تلویزیونی تهیه می کردم. طوری که شدم متخصص استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان. در تابستان سال 1361 تهران را رها کردم و با خانواده ی کوچکم کوچیدم به منطقه ی محروم بشاگرد. به کوهستانی درهم فشرده و داغ و بی آب و علف در آنسوی بندرعباس و میناب. سال 1364 به تهران بازآمدم. درحالی که مجری برنامه های روایت فتح بودم به مناطق جنگی می رفتم و از مناطق عملیاتی گزارش تهیه می کردم. بعد از جنگ به مستند سازی روی بردم. و بعد به داستانی و سینمایی. از میان مستندهای متنوع آن سالهای دور، مجموعه ی “روی خط مرز” و از سریالهای داستانی: پروانه ها می نویسند، چهل سرباز، و از فیلمهای سینمایی: انتظار، شاهزاده ی ایرانی، پرچم های قلعه ی کاوه را می شود نام برد. پانزده جلدی نیز کتاب نوشته ام. عمدتاً داستان و نقد و مقاله های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی. حوادث خونین سال 88 بساط فکری مرا درهم کوفت. در آذرماه همان سال بخاطر سه نامه ی انتقادی به رهبر و یک نامه ی انتقادی به رییس قوه ی قضاییه زندانی شدم. یک سال و نیم بعد از زندان آزاد شدم. اکنون ممنوع الخروجم. و نانوشته: برکنار از فعالیت حرفه ای ام.

20 نظر

  1. آره تقدیم کن به خزعلی. آدمی که انتشارات حیانش شده بود خونه سازمانی سعید امامی و شریعتمداری برای اعتراف گیری از بچه های این سرزمین. کسی که خاک سرخ جزیره هرمز رو کامیون کامیون بار زد برد فروخت یه آبم روش.

     
  2. جناب آزاده عزیزاین جوابو صرفا جهت شفاف سازی خدمتتان عرض میکنم.معلومه که شما از خانواده آیت الله خزعلی کوچکترین خبری ندارید.قطره ای از زندگی ایشان اینکه 4 پسر دارند که پسر بزرگ محسن نام داره و پس از سالها ملبس به لباس روحانیت،چون این لباس را جهت فعالیتهای اقتصادی دست و پاگیر میدونست برای همیشه از تنش در آورد وسالهاست که با توسل به پدر و دریافت وام های عجیب و غریب یکی از اقازاده های گردن کلفت شده.فرزند دوم مهدی که تنها کسی است که از زمانی که دوستانمان مسیرشان کج شد خطش را جدا کرد و با اینکه تمام امکانات اقتصادی کشور به یمن وجود پدرش مهیا بود زیر بار دین حق الناس نرفت و مابقی ماجرا.پسر سوم علیرضا نام داره که با عنایات پدرشون و محسن خزعلی و با مشارکت آقای مشایی دست به تاسیس شبکه ایرانیان زده و ترویج کامل ابتذال را سرلوحه برنامه های خود قرار داده،جالبتر اینکه پسر آخر آیت الله خزعلی که حسین نام دارد به عنوان مجری برنامه متروپل که از همین شبکه پخش شده و مختص موسیقی غربی و رپرهای ایرانیه،در حال کاره در حالی که خودشو سمیر زند معرفی میکنه و با حرکات،آواز و لباس مبتذل به شما و شهدا دهن کجی میکنه(امیدوارم برای یک بار هم که شده این شبکه را ببینید).در هر حال این ذره ای از دانسته های من از خانواده آیت الله خزعلیه.امیدوارم شما بزرگوار قبل از پاسخ و یا جبهه گیری کمی تحقیق کنید.البته بنده جهت روشن شدن اذهان نسبت به این ادعاها در خدمتم.با آرزوی سلامتی برای شما و همه مردم  فهیم و غیور ایران علی الخصوص جناب دکتر

     
  3. خدا خیرت بده، ما هم میگیم ملاک، وضعیت فعلی افراده. اما از کجا معلوم که نوری زاد راه فعلیش غلط باشه اما خامنه ای نه؟

     
  4. khodavand be hameye ma salamate ghalb va sedaghat va sharaf ata konad.aya shoma shakhse mohtaram be in jomalaty ke goteiid iman darid?va ba agahiye kamel az aghaye khazali dar morede ishan ghezavat mikonid?hazrate ali har gah ke mikhast ghezavat konad dochare larzesh va takan mishod ke mabada eshtebah konad.

     
  5. ما تا انتهای تاریخ مدیون شما راست قامتان هستیم

     
  6. شمر لعین هم در زمان حضرت علی(ع)هم یکی از فرماندهان آن حضرت بود وبعد دیدیم که چه جنایتی در تاریخ ببنام خود به ثبت رساند گذشته افراد ملاک نیست حال افراد مهم است امثال مثلی خزعلی مطرود وعاق شده پدرشان هستند چه انتظار خدمت گذاری برای اسلام از آنها داریم

     
  7. درود بر شما جناب دکتر نوریزاد عزیز یاد رشادتهای شهیدان که برادرم نیز یکی از آنها بود بخیر،اما این عزیزان هرگز فکر نمیکردند چنین روزگاری بر مملکت ما برود .خداوند شما و دکتر خزعلی عزیز که فعلا در بند سربازان خود خوانده امام زمان است را در پناه خود محفوظ بدارد
    به امید دیدار شما در آینده ای نزدیک در رسانه واقعاً ملی باشد

     
  8. درود بر شما جناب نوری زاد عزیز، امیدوارم همیشه سلامت باشید تا ما بتوانیم از نظریات شما استفاده کنیم این فیلم مرا به خاطرات زمان جنگ برد زمانی که همراه برادر شهیدم اسلحه بدست در نیمه های شب اهواز مشغول گشت زنی بودیم اما چی فکر میکردیم ، چی شد افرادی مثل شما و جناب دکتر خزعی عزیزکه واقعا با نوشته هایتان روشنگری میکنید باید گوشه نشین و زندان باشند و افرادی دیگری که خود بهتر از من میدانید مشغول چپاول ثروتهای ملی و پر کردن جیبهایشان باشند. به امید دیدار شما و دکتر خزعل

     
  9. درود بر شهیدان گلکون کفن و لعن و نفرین بر جیره خواران زبون شیطان صفت

     
  10. آه و وا ویلا کو جهان آرا؟

     
  11. سهراب از مشهد

    مهدی خزعلی کجاست ترا خدا خبر رسانی کنید

     
  12. سلام به نوریزاد و درود به مهدی جان خزعلی ما کجای صحنه هستیم . شرمنده رشادت شما

     
  13. سلام

    خدمت استاد، من ایرادی به رفتار شما دارم شما همیشه در نامه هاتون رهبر رو جدا از بقیه فرض میکنید و اونو بری از اشتباه میدونید! در صورتیکه خود این فرد عامل این همه فساده. در ثانی طرفداران کاسه لیس حضرتش معتقد به ولایت فقیه از نوع مطلقش هستند. اگر این ولایت فقیه مطلقه است پس باید در همه شون پاسخگو باشه همونطوری که در همه مسائل دخالت میکنه. جمهوری اسلامی در نیمه دوم سال 91 سقوطش علنی میشه و پیش لرزه های این سقوط از نیمه دوم امسال با سقوط سوریه به وضوح شنیده خواهد شد.

     
  14. رزمنده ارتشی 55هوابرد شیراز در جبهه

    درود بر شیر نستوه و دوست عزیز نوری زاد.درود بر روان تمام شهدای نیروهای مسلح ایران در زمان جنگ،و سپاس از این پست بسیار گویا و زیبا که تجدید خاطره کرد.سبز باشید

     
  15. دکتر بر همه مردم ایران حق داره باید برایش نوشت او همیشه به همه آزادگان کمک میکرد و الان وقت کمک هست

     
  16. یاور همیشه مومن

    امروز همان روز است که شهید باکری در وصیت نامه شان گفته بودند :
    دعا کنید که خداوند شهادت را نصیب شما کند که در غیر این صورت زمانی فرامیرسد که جنگ تمام می شود و رزمندگان سه دسته می شوند:
    1-دسته ای به مخالفت با گذشته خود بر میخیزند و از گذشته خود پشیمان اند.
    2-دسته ای راه بی تفاوتی را برمیگزینند و در زندگی مادی غرق می شوند و همه چیز را فراموش می کنند.
    3-دسته سوم به گذشته خود وفادار می مانند و احساس مسئولیت می کنند که از شدت غصه ها و مصائب دق خواهند کرد.
    پس از خدا بخواهید با وصال شهادت از عواقب زندگی بعد از جنگ در امان بمانید چون عاقبت دو دسته اول ختم به خیر نخواهد شد و جز دسته سوم ماندن سخت و دشوار خواهد بود
    جناب نوری زاد برای شما و همه بزرگوارانی که همچنان با همه سختی ها مانده اند و خون جگر می خورند آرزوی صبر و سلامتی می کنیم .. این نسل رها شده و این کشور خسته و زخم خورده برای آینده اش به مردان بزرگی چون شما نیاز دارند

     
    • دوست عزیز خوشبختانه گروه سوم که مانده اند و ذره ذره آب میشوند بسیارند فقط مشکل این است که چون چاپلوس نیستند به کنار زده شده اند بدنه سپاه هم که اکثریت هستند همه نالان و حتی برای نابودی ظالم دعا میکنند .

       
  17. به نظر شما اگر این بچه ها می دونستن قراره روزی به اسم و به حساب اونا ندا و سهراب و محسن و اشکان و صانع و… کشته بشن و دوستانی دیگه به نام و به اعتبار شهدا شکنجه کنن و چشم در بیارن بازهم اینگونه مقاومت می کردند؟بسیار اندوهگین شدم 
    هرگز از مرگ نهراسیده ام 
    اگر چه دستانش از ابتذال شکننده تر بود
    هراس من -باری-همه از مردن در سرزمینی است
    که مزد گور کن 
    از آزادی آدمی  
    افزون باشد

     
  18. از لهجه شون معلومه که همشهری ما هستن
    میشه بگید این قسمت مربوط میشه به کدوم لشکر ؟ لشکر 8 نجف یا 14 امام حسین؟
    هرچند خودم احتمال میدم بچه های لشکر نجف باشن
    اگه جزئیات بیشتری هم ارائه بدین که ممنون میشم

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

86 queries in 2155 seconds.