سر تیتر خبرها

آهای مسئولان ، صدای ما را بشنوید!

اخلاقی ناپسند مبتنی بر این‏که زندانبانان فکر کنند که این یک بازی است…

در همشتمین روز  اعتصاب غذای زندانیان سیاسی زندان اوین و رجایی‌شهر، محمد نوری‌زاد از چهره‌ها و گروه‌‌های مختلف می‌خواهد زندانیان را در معذوریت پایان دادن به اعتصاب غذا قرار ندهند. آقای نوریزاد که به تازگی از زندان آزاد شده خود در مدت حضور در زندان، ۴۰ روز اعتصاب غذا کرده بود.

این روزنامه‌نگار و کارگردان منتقد حکومت ایران در گفت‌و‌گو با دویچه وله از چگونگی تغییر حالات روحی و جسمی زندانیان اعتصاب‌کننده در زندان می‌گوید.

      دانلود لینک مستقیم فایل صوتی مصاحبه دویچه وله با محمد نوری زاد


  • دویچه وله: بسیاری از شخصیت‌ها و گرو‌ها خواستار پایان دادن به اعتصاب غذای ۱۹ زندانی سیاسی زندان اوین و رجائی‌شهر شده‌اند. در شرایط فعلی نگاه شما به ادامه اعتصاب غذای این زندانیان یا شکستن این اعتصاب غذا چه‌گونه است؟


محمد نوری‏زاد:
اگر بخواهم احساسی برخورد کنم، طبیعی است که من هم باید صحبت دوستانم را تکرار کنم. یعنی خواهان صحبت‌های همه‏ افرادی که خواستار خاتمه ‏بخشیدن به اعتصاب غذای این افراد هستند باشم که اعتصاب‏شان را تمام کنند.

اما نگران هستم که این اعتصاب کردن‏ها و اعتصاب شکستن‏ها بنا به توصیه‏ی کسی یا کسانی یا عزیزانی، منجر به اخلاقی ناپسند شود. اخلاقی ناپسند مبتنی بر این‏که زندانبانان فکر کنند که این یک بازی است. زندانیان چند روزی غذا نمی‏خورند و دیگران وساطت می‏کنند و بعد آن‏ها این وساطت را می‏پذیرند و اعتصاب خودشان را می‏شکنند. طبیعی است که جدی نخواهند گرفت.

یک زندانی یا زندانیان تنها و تنها در شرایطی دست به اعتصاب غذا می‏زنند که احساس ‏کنند دیده نمی‏شوند، فهمیده نمی‏شوند یا تحت فشار روحی و جسمی قرار دارند، حقوق‏شان تضییع شده و کسی نیست که پناهی برای خواسته‏های آن‏ها باشد.

وقتی هدی صابر جان خود را از دست می‏دهد، طرف مقابل اصلا نه انگار. آقا، یک نفر به اسم انسان، جان خودش را از دست داده است. چرا نباید چرخ‏های قضایی کشور به سمت تحلیل و به سمت حل کردن این ماجرای به‏هم فشرده یا گره درهم تنیده حرکت کنند؟ اصلا انگار نه انگار که یک فرد، یک انسان جان‏ خود را از دست داده است.

دوستان ما در جهت صیانت از جان انسان‏ها و بازتعریف یک امر قضایی، دست به اعتصاب غذا زده‏اند. حالا اگر قرار باشد بدون این‏که نتیجه بگیرند، اعتصاب‏ خود را با توصیه‏ی من و شما بشکنند و به همان روزهای سابق برگردند، به چه درد می‏خورد؟!

من شنیده‏ام همه تقاضا می‏‌کنند که، “اعتصاب غذایتان را بشکنید، ما نگران جان شما هستیم. “مگر جان آن‏ها چه فرقی با جان هدی صابر یا جوان‏هایی که در خیابان آسیب دیدند، دارد؟!
این‏ زندانیان عصاره‏ی زیبایی‏های مردم ما هستند که الان در زندان به‏سر می‏برند. آن‏ها خودشان فهم دارند، خودشان غیرت دارند، خودشان واقف هستند ‏که چه بکنند و چه نکنند. با این وساطت‏ها، آن‏ها را در محضوریت قرار ندهیم. خودشان اگر تشخیص دهند نتیجه‏ای‏ گرفته‏اند اعتصاب‏ غذایشان را می‏شکنند. در غیر این صورت، چرا ما باید انتظار داشته باشیم که یک امر خام در نیمه‏راه خود به بن‏بست برسد؟

دیروز یکی از زندانیان اعتصاب غذا کرده که از زندان بیرون آمده بود را دیدم. او می‏گفت اصلا کسی به صحبت ما توجهی نمی‏کند. وقتی طرف مقابل نمی‏شوند، نمی‏بیند و کوچک‏ترین ارزشی برای این حرکت بزرگ که در عرصه‏های جهانی این‏چنین انعکاس وسیعی داشته، قائل نیست، چرا باید اعتصاب غذا شکسته شود؟ من اتفاقا متعمدانه می‏گویم با هر هزینه‏ای که می‏خواهد داده شود، این اعتصاب غذا باید به سرانجام برسد. یعنی به یک نتیجه‏ی درست برسد.

  • به هزینه‏ی احتمالی اشاره کردید. مثلا اگر برای این ۱۹ زندانی سیاسی اعتصاب غذا کرده، اتفاقی هم‏چون اتفاق هدی صابر بیفتد، فکر نمی‏کنید هزینه‏ی سنگینی باشد؟

الان قضیه فرق می‏‌کند. الان آقای امین‏زاده را آوردند بیمارستان؛ با سرعت هم آوردند. یعنی به محض این‏که ایشان ابراز کسالت کرد (ایشان از قبل هم کسالت داشت و بیمار بود)، بلافاصله او را به بیمارستان مدرس بردند و الان در در بخش سی‏سی‏یو بستری است.

این کار را در مورد هدی صابر نکردند. در مورد هدی صابر اصلاً قبول نکردند که او اعتصاب کرده است. باور نکردند و نخواستند اهمیتی بدهند. آن‏قدر دیر اقدام کردند که درست در همین بیمارستان مدرس، هدی صابر جان خود را از دست داد و ناجوانمردانه یک روز تمام جنازه‏ی او در سردخانه بود و به خانواد‏ه‏اش خبر ندادند.

الان آقای امین‏زاده را با شتاب به همان بیمارستان آورده‌اند. این نشان می‏دهد به‏هرحال این اعتصاب مخاطب خود را پیدا کرده است. این اعتصاب یک حرکت درست و پسندیده است که انعکاس جهانی یافته است. مگر این‏ زندانیان چه می‏خواهند؟ می‌گویند ما را دریابید، سخن ما را بشنوید، درستی حرکت شما اگر بر ما ثابت شود، ما دلیلی برای اعتصاب نداریم.  وقتی چنین چیزی دیده نمی‏شود، دست به اعتصاب غذا می‏زنند.

هزینه اعتصاب غذا هم چه ایرادی دارد؟! دیروز سهراب اعرابی و محسن روح‏الامینی در خیابان جان‏ خود را برای این حرکت داده‌اند، امروز هم امین‏زاده، نوری‏زاده یا دیگری این هزینه را بدهد. هیچ فرقی ندارد. حالا به جهت این‏که این دوستان در زندان هستند و سنگینی رسالتی که بر شانه‏ی خود حمل می‏کنند نگرانی ما را مضاعف می‏کند.

اولا این زندانیان اعتصاب غذای تر کرده‏اند، یعنی آب می‏نوشند. کسی که آب می‏نوشد و احتمالا مختصری هم غذا می‏خورد، می‏تواند تا ۶۰ روز دوام بیاورد. یعنی آن‏ها ۶۰ روز در جان رسانه‏ها حیات خواهند دمید و صدای خود را به جهانیان خواهند رساند.

در صورتی‏که اگر همین الان آقای لاریجانی رییس قوه‏ی قضاییه، خودشان یا نماینده‏شان بروند با زندانیان صحبت کنند، آن‏ها اعتصاب‏شان را می‏شکنند. وقتی چنین دلجویی مختصر یا حرکتی مختصر از طرف مقابل دیده نمی‏شود، چرا باید اعتصابی را که شروع کرده‏اند، بشکنند؟ هزینه‏اش را هم می‏دهند. قطعا اگر اتفاقی هم برای آنان بی‌افتد، طرف مقابل هزینه‏ای چند برابر خواهد پرداخت.

  • در باره‏ی اعتصاب‏ غذای خودتان یعنی ۴۰ روزی که اعتصاب غذا کرده بودید، بگویید. در اعتصاب غذا چه مراحلی طی می‏شود و در هر مرحله از لحاظ جسمی و روحی چه احساسی داشتید؟

من در مرحله‏ی اول اعتصاب غذای خشک کردم. شش روز مطلقا آب و غذا نخوردم. روز اول طبیعی است که راه می‏روید، می‏نشینید، برمی‏خیزید، صحبت می‏کنید. روز دوم سعی می‏کنید و تلاش می‏کنید که صحبت‏های‏تان را کم‏تر کنید، قدم‏ زدن‏های‏تان را کم‏تر کنید و در گوشه‏ای بنشینید یا مطالعه کنید.

در همین یکی دو روز، غوغایی در درون ایجاد می‏شود. یعنی معده و سلول‏های بدن، اول تحکم می‏کنند و دستور می‏دهند که چیزی بخور، چیزی بنوش. بعد که بها نمی‏دهید، شروع می‏کنند به سیلی زدن از درون و بداخلاقی می‏کنند.

یعنی تمام تاروپود بدن را مخاطب سیلی‏های خود قرار می‏دهند. بعد که توجهی نمی‏کنید و از این مراحل عبور می‏کنید، آن‏ها نرم‏‏نرم عقب‏نشینی می‏کنند و متقاعد می‏شوند که حریف شما نمی‏شوند. این‏جاست که دیگر انرژی ندارید. مثلا سردرد می‏گیرید. دید چشم‏تان کم می‏شود. تار می‏بینید. صدای شما فروکش می‌کند. اگر بخواهید  صحبت کنید، تارهای صوتی شما دیگر جواب‏گوی صحبتی که شنونده متوجه بشود، نخواهد شد. صدای شما تغییر می‏کند و حتی احساس می‏کنید که دندان‏های‏تان لق شده است. حالات بسیار سخت و تلخی است.

همه این‌ها اضافه می‌شود به لحظه‏‌هایی که بلاتکلیف هستید، تنها هستید، هیچ افقی برای آینده‏ی قضایی خودتان، حقوق خودتان متصور نیستند. نگران خانواده هستید، این‏که آن‏ها الان چه فکر می‏کنند. فردا که از دنیا بروید، چه اتفاقی می‏افتد. سرپرستی خانواده‏تان چه می‏شود. خواهرتان، مادرتان، همسرتان، بچه‏های‏تان چه می‏شوند، بدهی‏های‏تان چه می‏شود، اجاره‏خانه‏تان چه می‏شود، کارهای ناقص و به‏جا مانده‏ی شما چه می‏شوند. این‏ها همه فشار می‏آورند.

گرسنگی‏ها و تشنگی‏ها طوری می‏‌شوند که صدای یک چکه آب مانند یک آبشار طعم پیدا می‏کند. یک قاشق غذا، مثل یک خوردنی بزرگ بو ایجاد می‏کند و مطبوع می‏شود. ولی به رشدی رسیده‏اید که متعمدانه به آن‌ها پشت می‏کنید. دست‏تان را زیر شیر آب می‏گیرید، ولی متعمدانه نمی‏نوشید. آب به صورت‏تان می‏زنید، برای این‏که بدنتان خنک شود ولی هیچ‏گاه اجازه نمی‏دهید که قطره‏ای از آن آب به دهانتان برود. خیلی لحظه‏های تلخی است.

در چنین شرایطی، پزشکان یا مسئولان زندان، با زور و فشار وارد سلول شمی‏شوند و اجازه نمی‏دهند که خطری پیش بیاید. مثلا دست و پای من را بستند، من را از سلول به بیمارستان بقیه‏الله منتقل کردند و ‏آن‏جا هم با زور به من سرم وصل کنند.

تعجب من این است که چرا در مورد هدی صابر عزیز این اتفاق نیفتاد؟ چرا باور نکردند که این آدم با شیب تند به سمت نهایت زندگی خود می‏رود. باور نکردند که او اعتصاب غذا کرده است.

چون در خودشان چنین عرضه‏هایی را نمی‏بینند. خودشان مگر چقدر گرسنگی و یا تشنگی می‏کشند؟ به محض این‏که تشنه می‏شوند آب می‏خورند و به محض این‏که گرسنه می‏شوند، غذا می‏خورند. چنین آدمی نمی‏تواند بفهمد که می‏شود سه روز، چهار روز یا پنج روز چیزی نخورد. من شش روز نه آب خوردم و نه غذا. روز هفتم که باید نتیجه می‏گرفتم، با زور مرا به بیمارستان منتقل کردند.

  • شما در نامه‌هایی که خطاب به آیت‌الله خامنه‌ای می‌نویسید، از ایشان با عنواینی چون “ای رهبر خوب” یاد می‌کنید. تا چه حد امیدوارید که تذکرات شما  در ایشان تاثیر بگذارد؟ اصلا آیا این نامه‌ها را با هدف تاثیر گذاشتن بر ایشان می نویسید؟

خواه‏ناخواه یک نامه خوانده می‏شود. اگر ایشان هم نخوانند، اطرافیان ایشان می‏خوانند. مردم می‏خواند، تاریخ می‏خواند، آیند‏گان خواهند خواند. ثبت می‏شود و می‏ماند. خیلی‏ها با اشکال و ادبیات مختلف نامه می‏نویسند. ولی اصرار من بر این است که ما با هر کسی، مخصوصا رهبری مودب باشیم و مؤدبانه صحبت کنیم. حرمت‏ها را رعایت کنیم، ولی نقد‏مان را هم مطرح کنیم.

می‏گویند زمانی بالای سربرگ‏های زندان جمله‌ای از امام خمینی وجود داشته مبنی بر این‌که “وقتی یک نفر را می‏برید تا اعدام کنید، اجازه ندارید به او پس گردنی بزنید.” یعنی او را برای اعدام می‌برید ولی او را محترمانه ببرید و اعدام‏ کنید. او به عنوان فردی که جنایت کرده و الان می‏رود تا اعدام شود، حقی دارد. حق‏ او این است که در مسیر با او محترمانه رفتار شود. ادب را رعایت کنید. نکند بگویید حالا که دارد می‏رود تا اعدام ‌شود، او را بزنیدش و به او فحش‏ دهید.

احساس من این است که نقد مؤدبانه طرف مقابل را حداقل متقاعد می‏کند که آن را بخواند. اما اگر از همان ابتدا شروع کنید به الفاظ درشت و زمخت، طرف احساس می‏کند نسبتی با آن ادبیات ندارد.

یادم می‌آید داخل زندان یک جوان دانشجو بیانیه‌ای تند با الفاظ خیلی تند و بسیار بسیار شعاری نوشته بود. به ایشان گفتم، عزیز من! شما همین مفهوم را زیر چند لایه از کلمات ببرید. از واژه‏هایی استفاده کنید که همین مفهوم را برساند ولی صورت ظاهر نامه یا بیانیه‏تان مؤدبانه باشد. به این شکل، طرف مقابل‏هرکسی که هست، احساس می‏کند با یک بیانیه‏ی فهیمانه طرف است، نه یک بیانیه‏ی تند و تیز که طرف فحش‏های‏ خود را داده و تخلیه شده است. این‏ نوع بیانیه‏ها تاریخ مصرف پیدا می‏کنند.
اصرار من در مورد رهبرمان هم این است که مؤدبانه برخورد کنیم. اطمینان دارم که ایشان می‏خوانند، اطرافیان‏شان می‏خوانند. حال این‏که ترتیب اثر می‏دهند یا نمی‏دهند را به آینده و تاریخ واگذار می‏کنیم. مؤدب بودن را وظیفه‏ی خودمان می‏دانیم.

  • شما در یکی از نامه‏های اخیر خود به آیت‌الله خامنه‌ای، تنها راه نجات ایران را ظهور چهره‏ای هم‏چون گاندی دانسته‏اید. ظهور یک “گاندی” در فضای سیاسی ایران را عملی می‏بینید؟

نقطه‏ ی مقابل گاندی در جوامعی شبیه جوامع ما چهره‏‏ی خشنی است. چهره‏ی جامع‏الاطرافی است که همه‏ی قدرت را در آغوش گرفته است. مثلا شاه را در نظر بگیرید که همه‏ی سر نخ‏ها به او وصل می‏شد. یا چهره‏هایی مانند قذافی یا بشار اسد. آن‌ها را ما آزموده‏ایم. آن‌ها امتحان خود را پس داده‏اند.

الان عرصه‏ای است که باید یک نگرش متفاوت با بخشایندگی پای پیش بگذارد و آغوش خود را برای همه‏ی اقشار مختلف ایرانیان باز کند. در سرزمین ما طرف‏داران متنوعی از ادیان مختلف، از عقیده‏های مختلف زندگی می‏کنند.

اتفاقا چند روز پیش از آقای سید حسن خمینی کتابی گرفتم که ایشان تألیف کرده‏اند. کتابی سه جلدی به اسم “فرق اسلامی”. چیزی قریب به ۱۲۰۰ فرقه‏ی اسلامی را ایشان جمع‏آوری کرده است. چه اشکالی دارد بهایی‏ها هم یکی از این فرقه‏ها هستند. ما همه‏ی آن هزار و چندصدتا را رها کرده‏ایم، مته را روی مغز بهایی‏ها خودمان گذاشته‏ایم.

هم‏چنان‏که ما دوست داریم مثلا شیعیان مدینه در آرامش به عبادات خودشان بپردازند و مسجد داشته باشند، چرا نباید همین را برای دراویش قم بخواهی یا برای بهایی‏های کاشان بخواهیم.

این‏جاست که ظهوری گاند‏ی‏گونه به نمایندگی از طرف مردم می‏تواند راه‏گشا باشد. ما چهره‏های تلخ، عبوس، ترش و خشن را آزموده‏ایم. الان فرصت ظهور چهره‏ی تلطیف شده‏ای است که بتواند کند بر روی همه‏ی مردم آغوش باز و این همه آشوب‏ و تفرقه و جدایی‏ها را جمع کند. ما از بس فرصت‏های زیبای سرزمین خودمان را از دست داده‏ایم، الان دچار یک ورشکستگی بزرگ شده‏ایم.

قصد من مطلقا این نیست که قانون را کنار بگذاریم و یک گاندی ظاهر شود. منظورم یک رییس جمهور است، یک بزرگ‏تری که در هیبت قانون پدری کند، دل‏جویی کند، آغوش باز کند، همه‏ی قهر کرده‏ها، رمیده‏ها و پشت‏ کرده‏ها را فرا بخواند. بگوید این سرزمین مال شماست، بیایید. تلخی‏ها و نازیبایی‏هایی که بر شما گذشته است، دیگر سپری شده است.

برگردید، دست به دست هم دهیم و این سرزمین را با هر شکل و شمایلی که داریم، با هر گرایش فکری‏ که داریم سامان بدهیم.

  • آقای نوری‏زاد، از شما برای پذیرفتن این گفت‏وگو ممنونم. در پایان اگر حرف ناگفته‏ی دیگری دارید، بفرمائید.

اجازه دهید با مسئولان دستگاه قضایی و مسئولان امنیتی صحبت کنیم. دوستان، عزیزان، این زمان سپری خواهد شد. ۱۰ سال دیگر نوری‏‏زاد نیست، رهبر ما نیست، خیلی‏های دیگر نیستند و خیلی‏های دیگر هستند. ۱۰ سال یا ۱۵ سال دیگر نیستیم، ولی تصمیم‏گیری‏های ما خواهد ماند و آیندگان در مورد ما قضاوت خواهند کرد.

من از بزرگان‏، مسئولان و از دستگاه قضایی‏مان، دعوت می‌کنم به این بیندیشند، برای آیند‏گان چه پاسخی دارند؟ عده‌ای از زندانیان سیاسی ما حرف دارند، می‏گویند، ای مسئول، ای فردی که در دستگاه قضایی سمتی داری، بلند شوید بیایید حرف ما را بشنوید.

هیچ‏‌چیز از آقای آیت‏الله صادق لاریجانی کم نمی‏شود، اگر ایشان به شخصه به بند ۳۵۰ یا زندان رجایی شهر بروند و به زندانیان بگویند، بیاید دور من بنشینید، ببینم حرف‏تان چیست چیزی از او کم نمی‌شود. یک زندانی به محض این‏که با چنین صحنه‏ای مواجهه شود، با کمال آرامش در کنار آن مسئول می‏نشیند و حرف‏های‏ خود را بدون این‏که داد بزند یا فریاد بزند، می‏‌گوید.

به همین دلیل روی صحبتم با رهبری و آقای لاریجانی است. اگر به اعتصاب‏ غذا کننده‏ها عنایت کنند، عزت خودشان بالا می‏رود.

حسین کرمانی تحریریه: مصطفی ملکان

Share This Post

درباره محمد نوری زاد

با کمی فاصله از تهران، در روستای یوسف آباد صیرفی شهریار به دنیا آمدم. در تهران به تحصیل ادامه دادم. ابتدایی، دبیرستان، دانشگاه. انقلاب فرهنگی که دانشگاهها را به تعطیلی کشاند، ابتدا به آموزش و پرورش رفتم و سپس در سال 1359 به جهاد سازندگی پیوستم. آشنایی من با شهید آوینی از همین سال شروع شد. علاوه بر فعالیت های اصلی ام در جهاد وزارت نیرو، شدم مجری برنامه های تلویزیونی جهاد سازندگی. که به مناطق محروم کشور سفر می کردم و برنامه های تلویزیونی تهیه می کردم. طوری که شدم متخصص استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان. در تابستان سال 1361 تهران را رها کردم و با خانواده ی کوچکم کوچیدم به منطقه ی محروم بشاگرد. به کوهستانی درهم فشرده و داغ و بی آب و علف در آنسوی بندرعباس و میناب. سال 1364 به تهران بازآمدم. درحالی که مجری برنامه های روایت فتح بودم به مناطق جنگی می رفتم و از مناطق عملیاتی گزارش تهیه می کردم. بعد از جنگ به مستند سازی روی بردم. و بعد به داستانی و سینمایی. از میان مستندهای متنوع آن سالهای دور، مجموعه ی “روی خط مرز” و از سریالهای داستانی: پروانه ها می نویسند، چهل سرباز، و از فیلمهای سینمایی: انتظار، شاهزاده ی ایرانی، پرچم های قلعه ی کاوه را می شود نام برد. پانزده جلدی نیز کتاب نوشته ام. عمدتاً داستان و نقد و مقاله های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی. حوادث خونین سال 88 بساط فکری مرا درهم کوفت. در آذرماه همان سال بخاطر سه نامه ی انتقادی به رهبر و یک نامه ی انتقادی به رییس قوه ی قضاییه زندانی شدم. یک سال و نیم بعد از زندان آزاد شدم. اکنون ممنوع الخروجم. و نانوشته: برکنار از فعالیت حرفه ای ام.

7 نظر

  1. Mohammad Khoei نمی دانم یا جنس صداها تغییر کرده یا جنس گیرنده های آنان!
    6 hours ago · Like
    Meghdad Vahedi اين راهي كه شروع كرده ايم مختص به نسل ما ديگر نيست نسل سوخته صداي نسل ما را شنيد ه است گام هايشان را استوارتر كرده اند تا به نسل ما بياموزند تنها نيستيد پس ما هم آنان را تنها نمي گذاريم
    6 hours ago · Like
    Pouya Fahimzadeh ما بی غیرتیم
    6 hours ago · Like
    Meghdad Vahedi درد ما اين است كه هميشه منتظريم كسي به ا كمك كند نه خرداد 88چه كرديم حكومت را تا پرتگاه سوقط برديم حادثه ها نزد خود ماست فقط يك بار ديگر بايد بخواهيم اين با آتشفشان شويم تا فرورانمان ابرهاي تيره و خاكسترهايي باشد بر سر كساني كه صداي ما را نشنيدند
    6 hours ago · Like
    Hamidreza Aria آخه از این حکومت چه انتظاری دارید؟ نیست به بقیه ی جنایات رسیدگی کرد!!!!حالا این یکی فقط مونده!
    6 hours ago · Like
    Abolfazl Hajizadegan آقای نوری زاد عزیز! زندانیها تا حالا هم پیامشونو به گوش افرادی که پنبه در گوش ندارند رسوندن. در حال حاضر هیچ چیزی مهمتر از جون اونها نیست. از نظر اخلاقی هم درست نیست که ما راضی باشیم اونا بار اضافی کم‌کاریهای ما رو به دوش خودشون بکشن.
    6 hours ago · Like · 1 person
    Maryam Rahimi بلافاصله بعد از شهادت آقای صابر قضيه جنايت خمينی شهر رو ، رو کردن تا افکار عمومی رو درگير مسايل ديگه کنن و مردم خواهان دادرسی نشن اما هيچ وقت نمي تونن جنايت هاشونو از حافظه ي تاريخ پاک کنن…. تا زنده ايم فراموش نميکنيم که با بهترين فرزندان ايران چه کرديد
    5 hours ago · Like · 1 person
    Mohammad JianPanah ماجرای حضرت امیر و خلخال ربودن از پای یک یهودی چقدر فراموش شده است….
    5 hours ago · Like · 3 people
    Mahmoud Alizadeh خَتم الله عَلی قلوبهم وعَلی سَمعهم وعَلی ابصارهم غِشاوه / صُم بُکم عُمی فَهم لایرجعون
    5 hours ago · Like · 1 person
    Mohamad Salari مسئله حیلی هم پیچیده نیست اقای خامنه ای و اطرافیانشان می دانند که معمولا با فعالان سیاسی در زندانها رفتار مناسبی نمیشود لذا از این امر کاملا راضی و خشنودند،و کسی که این جنایتها را انجام میدهد بخاطر خشنودی اقا پیازداغش را هم زیاد میکند و تاریخ دوباره تکرار میشود….اینجا کربلاست …ایران نیست
    4 hours ago · Like
    Akbar Hajian انسان فقط کسی که مسلمان شیعه دوازده امامی معتقد به ولایت فقیه باشه. صداشم درنیاد اعتراضم نکنه! همین ! بقیه هم انسان نیستن باشن یا نباشن.
    4 hours ago · Like · 1 person
    Mohamad Salari راستی پررویی که در مسئله خمینی شهر وجود دارد با ان پررویی که در سرکوب مردم تهران روی داد،مشابه است
    4 hours ago · Like · 1 person
    Karim Ali مگر قتلهای زنجیره ای نبود ؟؟؟؟ مگر جنایت کهریزک نبود ؟؟؟؟؟ خوب حکم همون حکم ولایت مطلقه است یعنی هرچه ولی فقیه بگوید ودیگران یعنی هیچ
    3 hours ago · Like
    Karim Ali این ریشه تمام مشکلات است واگاهی رساندن به قشرهای مختلف جامعه میتواند این ریشه را بخشکاند
    3 hours ago · Like
    Helen Morgan برادرم تو خود طعم زندان دیکتاتوررا چشیده ای و بخوبی میدانی دیکتاتور با انسانیت بیگانه است

     
  2. Mahmood Khedri
    متاسفم یرا بعضی از دوستان عزیز که دلشون خوشه 2 جمله می نویسن ، با اون ادعا ، فکر می کنند علامه هستند . بابا ، متن نوشته دکتر رو بخونید ، چند دقیقه روش فکر کنید ، یه صغری کبری بسازید توی اون ذهنتون ، شرایط بیرونم یه نگاه بندازید بعد بیایین اینجا تفسیر کنید و خدوتونو ذلسوز یا کاسه داغتر از آش نشون بدین . خانم طرف بهش نامه نوشته به اون بلند بالایی ، ازش خواسته اعتصابشو ادامه بده ، اینجا 2000 فیلسوف نشستن دلسوزی می کنند . برید جمعش کنید … خواهی که دادت بر درد صد سلسله بیداد را ==== منت نکش گردن بنه زنجیر استبداد را
    4 hours ago · Like · 1 person
    Mohammad Hossein Salehi لعنت بر خمینی ملعون .
    4 hours ago · Like
    Helen Morgan بحق سخن گفتی نوریزاد عزیز
    3 hours ago · Like
    Afshin Ghaderi اآقاي نوري زاد ارجمند به قول خودتون “این زندانیان عصاره ی زیبایی های مردم ما هستند “حيف است كه اين عصاره وچكيده زيبايي هاي يك ملت خشكيده شود.از طرفي نجات جان يك انسان نجات يك ملت است پس جان هركدام از آن عزيزان به گرانمايگي جان تمام بشريت است…
    2 hours ago · Like · 1 person
    Baran Noroozi نور می بینم و می رویم و می بالم شاد

    شاخه می گسترم وبیم زپاییزم نیست
    2 hours ago · Like
    Parsa Curt این ما مردم هستیم که باید به اعتصاب کننده ها بپیوندیم، نه اینکه بگیم حالا شمایی که اعتصاب کردین، اعتصابتونو بشکنید!
    یکی که یه کار خوب میکنه بهش نمیگن نکن؛ باید ازش یاد گرفت و همونکارو کرد.
    about an hour ago · Like
    Parsa Curt بامشاد،
    این واکنشها بخوره تو سر همه اون افرادی که به جای فراخوان دادن به اعتصابات عمومی، دعوت به شکستن اعتصابات میکنند!
    about an hour ago · Like
    Michelle Cash english please
    about an hour ago · Like
    Kamal Pakdaman kho ma ham nazar e khodemoon o migim ! .. . va albatte nemikhaym amsal e hoda saber ro dobaare az dast bedim dg!!
    about an hour ago · Like
    Mohammad Reza Sohbati کاملا درسته خودشان خوب وبدرامیدانند
    15 minutes ago · Like
    Fateme Chehel Amirani ‫شاید بخاطر این است که خودم کاری نمی کنم از آنها می خواهم اعتصاب را بشکنند‬

     
  3. داوود حشمتي خدا همه شون رو حفظ کنه کاری از ما بر نمی‌یاد جزو اینکه در بیرون صدای آنها باشیم. البته نه در فیس بوک در جامعه حق
    5 hours ago · Like
    Kiavash Hafezi آقاي نوري زاد شما هم كه اعتصاب غذا كردين ما در مورد شما هم گفتيم اعتصابو بشكنيد براي اينكه جانتان برايمان مهم أست زندگي جنبش امروز به زندگي فعالان جنبش بستگي داره نه اينكه …
    5 hours ago · Like
    بامشاد تابناک جناب نوری زاد من فکر می کنم البته این درخواست ها سمبلیک باشند ونشان دهنده واکنش عمومی به این تلاش تحسین برانگیز..
    5 hours ago · Like
    Mohammad JianPanah جناب نوریزاد ما به خواسته و نظرآنان و شما احترام میگذاریم و آنرا ارج مینهیم ولی… کشور ما به این زندانیان که درزندانند نیاز دارد… ما باید با حضور آنان فردای این سرزمین را بسازیم… ما نمی خواهیم حادثه تلخ هدی صابر تکرار شود….
    5 hours ago · Like · 4 people
    Kiavash Hafezi اگر ميخواهند براي آزادي از جان مايه بگذارند اين راهش نيست جان را براي راه و ابزار ممكن تر فدا كنند
    5 hours ago · Like · 1 person
    Ali Karami مگر نگران جان آن جوانان نبودند که اینگونه می نویسی؟
    مگر کسی به آنها گفته نفهم؟
    این وساطت ها برای حفظ جانشان است که مهم است.
    شاید برای شما نباشد
    5 hours ago · Like · 1 person
    Mehdi Obohhat
    فرمودید هر اتفاقی برای هر نفر یک آتشفشان و یک اشتعال بزرگی است که بخشی از جامعه را به شعله می کشد.اما این طور نیست خاموش شدن چراغی است که می توان در مسیر آگاهی ازآن بهره برد.تنها سلاح ما آموزش و آگاهی است که پاشنه آشیل خود کامگان است.آنها …See More
    5 hours ago · Like · 4 people
    Zahra Sadat ما چه گناهی داریم که باید نگران عزیزان باشیم؟
    5 hours ago · Like
    Somayeh Irani اقای شریفیان من نمیدونم شما چه ادمی هستین ؟از ازاد شدن اقای باقی خیلی ناراحتین ؟؟؟؟به اندازخ کافی باقی تو زندان زجر کشیده بود مرگ اقای صابر به حکومت ثابت کرد که ازاد مردان ما تو حرفشون شوخی ندارن برای همین بقیه رو سریعا دارن به بهداری منتقل میکنن .کامنتهای شما رو زیاد این ور اون ور خوندم نمیدونم تو مغزتون چیه ؟ای کاش میفهمیدم
    4 hours ago · Like
    Ali Qolizadeh
    آقاي نوريزاد عزيز
    وقتي كه يك زنداني سياسي دست به اعتصاب غذا ميزند و خواسته اي را مطرح ميكند كه حاكميت به ان تن نميدهد ، عمل اعتصاب غذا به يك كار نمادين تبديل ميشود كه براي رساندن صداي اعتصاب كننده ها به خارج از زندان كار آيي دارد.
    در اين شرايط خود زنداني ها هم منتظر درخواست هاي بيرون از زندان هستند كه به اعتصابشان پايان دهند.
    دنبال وضعيت استشهادي كه نيستيم الان.
    البته ميبخشين كه رك گفتم. شما خودتون در اين زمينه تجربه زيادي دارين و گستاخي من رو ميبخشين.
    4 hours ago · Like · 1 person
    Somayeh Irani
    در ضمن دوستان عزیز منظور اقای نوری زاد این نیست که جون اونها برای ما اهمیتی نداره بلکه منظورشون اینه که اونها نتیجه کارشون و اعتصابشون رو میدونن و با اطلاع کامل و با عقل سلیم تصمیم به این کار گرفتن همون جوری که خود اقای نوریزاد تصمیم گرفتن …See More
    4 hours ago · Like
    Somayeh Irani هر چند من هم دوست دارم اعتصابشون رو بشکنن چون بهشون نیاز داریم
    4 hours ago · Like
    Somayeh Irani لطفا به این قسمت نوشته توجه کنید تا حرف اقای نوریزاد رو متوجه بشید :اما نگران هستم که این اعتصاب کردنها و اعتصاب شکستنها بنا به توصیه ی کسی یا کسانی یا عزیزانی، منجر به اخلاقی ناپسند شود. اخلاقی ناپسند مبتنی بر اینکه زندانبانان (دقت کنین )فکر کنند که این یک بازی است. زندانیان چند روزی غذا نمیخورند و دیگران وساطت میکنند و بعد آنها این وساطت را میپذیرند و اعتصاب خودشان را میشکنند. طبیعی است که جدی نخواهند گرفت
    4 hours ago · Like
    Somayeh Irani و همچنین این قسمت :
    الان آقای امینزاده را با شتاب به همان بیمارستان آورده‌اند. این نشان میدهد به هرحال این اعتصاب مخاطب خود را پیدا کرده است. این اعتصاب یک حرکت درست و پسندیده است که انعکاس جهانی یافته است. مگر این زندانیان چه میخواهند؟ می‌گویند ما را دریابید، سخن ما را بشنوید، درستی حرکت شما اگر بر ما ثابت شود، ما دلیلی برای اعتصاب نداریم. وقتی چنین چیزی دیده نمیشود، دست به اعتصاب غذا میزنند.

     
  4. Soudabeh Mirdamad ما که این بیرون نتونستیم کاری بکنیم بلکه اونا موفق بشن .
    6 hours ago · Like · 2 people
    Mohsen Emami Rad یه روز خوب میاد
    6 hours ago · Like · 1 person
    Mahnazam Kazemi خداوند … حافظ تک تکشان باشد …
    6 hours ago · Like · 4 people
    Pouya Fahimzadeh ما شرمنده ی همه ی اونا هستیم .اونا یه تنه دارن همه ی تاریخ ایران رو می سازن مثل گاندی ،بابی ساندز ……..
    6 hours ago · Like · 6 people
    معصومه علوی دردش می ماند برای این ملت
    مگر درد تک تک جوان ها نماند برای این ملت
    مگر درد هدی صابر نماند
    درد روی درد می شود
    آن ها هم که انگار نه انگار جان یک انسان است که از دست می رود
    6 hours ago · Like · 8 people
    Abolfazl Hajizadegan آقای نوریزاد عزیز! زندانیها تا حالا هم پیامشونو به گوش افرادی که پنبه در گوش ندارند رسوندن. در حال حاضر هیچ چیزی مهمتر از جون اونها نیست. از نظر اخلاقی هم درست نیست که ما راضی باشیم اونا بار اضافی کم‌کاریهای ما رو به دوش خودشون بکشن.
    6 hours ago · Like · 4 people
    محمد هادی عرب مازار به نظر من ایران نیاز به اعتصاب غذا ندارد نیاز به خود آنها دارد تا پاکسازی شود
    به نظر من ایران را نمی شود گاندی وار درست کرد
    درست است که اعتصاب غذا نمادی برای نشان دادن اعتراض است
    اما ایران باید سرمایه های خود را حفظ کند
    ما صابر را از دست دادیم کافی است باید فکر کنیم که ما نیاز داریم به تک تکشان به تجاربشان نه برای سیاست کثیف برای درست زیستن
    6 hours ago · Like · 6 people
    محمد هادی عرب مازار ایران به سنگ قبر انها احتیاج ندارد به خود آنها احتیاج دارد
    6 hours ago · Like · 1 person
    Pouya Fahimzadeh اگر حسین بن علی زنده می ماند چیزی از شیعه باقی نمی ماند.گاها مرگ رساترین فریاد است
    6 hours ago · Like
    Pouya Fahimzadeh شاید با از دست دادن عزیزمان تابوی مرگ و ترس برای ما هم بشکند
    6 hours ago · Like
    Hadi Irani خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا خودت کاری کن
    6 hours ago · Like · 1 person
    Akbar Hemati همه ما باید در این راه مسئولیتهایی قبول کنیم که بعضیها باید مسئولیت بزرگتری را قبول کنند
    6 hours ago · Like
    Nariman Nikzad نمی دانم ولی کاش میشد راهی جز به استقبال شهادت رفتن پیدا می شد تا این ملت بزرگ که خود را به خواب خرگوشی رفته را بیدار کرد.کاش ….
    6 hours ago · Like · 2 people
    Pouya Fahimzadeh مهاتما گاندی در نامه به یکی از هوادارانش نوشت: “در شرایط مخصوص، پرهیز از خوردن غذا سلاحی است که خدا به ما داده تا در هنگام بی پناهی محض، به کار گیریم.”(به نقل از سایت دکتر خزعلی)
    6 hours ago · Like · 1 person
    Aliasghar Shafieian مگر جان فلانی با هدی صابر چه فرقی داشت که چند روزی اعتصاب غذا کرد و آزاد شد؟ آیا هدفش آزادی خودش بود؟ آیا فرقش در فرد اعتصاب کننده بود؟
    5 hours ago · Like
    هاتف مطہرے آقاى خاتمى و هاشمى بهتر بود دو سه روز براى سلامتيشون روزه بگيرن
    5 hours ago · Like · 5 people
    داوود حشمتي من هم با شما موافقم. اما از طرفی هم نمی‌شه که آدم دست روی دست بگذاره و ببینه یک عده آدم دارند خودشون رو به خاطر مردم و آرمانهایی که رنگ زمینی ندارند به کشتن می‌دن.

     
  5. محمد جان سلام
    بسیار دقیق و موشکافانه مقاومت و ایستادگی عزیزان در بند را تصویر و تفسیر کردهای کاش ادمهای نازنینی مثل سید محمد خاتمی هم همین اندازه قبل از هر چیزی به ایستادگی پای کار فکر میکردند همین کاری را که میرحسین و تو انجام میدهی که اگر خاتمی و اصلاح طلب ها نیز دیروز چنین میکردند امروز مان اینگونه نبود و جالب است که باز ولکن نیستند. زنده باشی به روان ادمیت

     
  6. یک بازیگر هالیوود که قرار است در فیلمی نقش ایفا کند که در آن به جای مثلاً یک فرد فقیر و کارتن خواب بازی کند، از شش ماه قبلش می رود لای کارتن خواب ها تا ببیند چطور زندگی می کند اینها… بازیگر بت من، در فیلمی قرار بود جای یک انسان افسرده و لاغر اندام را بازی کند و به خاطر همان فیلم 30 کیلو وزن کم کرد. فقط پوست و استخوانش مانده بود. من متعجبم، یعنی رهبر ما یا رییس قوه قضاییه ما در حد یک بازیگر هالیوود نیست؟ 

     
  7. درود بشرف شما که در این شام تار بوی سحر میدهید
    اول برای اعتصاب غذا بایستی برنامه داشت یک نفر کافی خواهد بود وقتی کار به اخر رسید دومی شروع کند و ادامه این میتواند دنیا را بحرکت دراورد بعد هم دردانه شرافت مند این ////// که بیشعورالعما هست خودش را طوری درست کرده که انگار 50 سال هست اخوند هست وقتی دهان باز میکند میتوانی بفهمی تا جه حد بیشعور سیاسی مدهبی و اجتماعی هست اما این شب سحر خواهد شد و دود آن بجشم همه حوزه خواهد رفت و انوقت ترو خشک بپای سیدعلی خوادهد سوخت
    و چقدر شما درست نشانه رفته اید این کار اساسی هست که همه نامه بنویسند به ولی خدا تا بفهمد که دنیا تا این حد هم خر اندر خر نیست

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

88 queries in 1667 seconds.