سر تیتر خبرها

پدر روزت مبارک

رهبرما، چه بخواهد و چه نخواهد، پدراین مردم است. ومردم ما، حق دارند از او، رفتاری پدرانه انتظار داشته باشند. که یک پدر، با هرخونی که از فرزندان تند خوی خود به دل دارد، آنان را به تیر بلا نمی سپرد. و به نفع فرزندان آرام و سربه زیر خود، برسر فرزندان عاصی و معترض خود نمی کوبد…

سلام ای علی عزیز.
چه خوب که در این روزها، پای به عرصه ی این دنیا گذاردی تا بشر، برای تماشای همه ی عدالت، بی تاب تو باشد و به تو بنگرد. وبرای تماشای همه ی شایستگی های بشری، رو به سوی تو آورد.

تو به معنی واقعی ” مرد” بودی. جوری که همه ی مردان و زنان عالم، با تماشای تو، وادی مردانگی را از وادی نامردی و نامردمی بازمی شناسند.

چه خوب که رهبرما طرفدار و مشتاق و مطیع و دلمشغول توست. وحتی نسبت جایگاه خود را با تو، در غبار کفش قنبر، غلام تو، می سنجد.

اگر تو ای علی عزیز، نبودی، ما چگونه به رهبرمان می گفتیم : علی چرا بیست و پنج سال، از حکومتی که حق خود می دانست، برکنار ماند؟  آیا نه تنها به این دلیل که مردم، آن سوتر از او و بزرگی های او، روی به دیگری و دیگران بردند و او را نخواستند؟

برکناری تو ای علی از حکومت، ذره ای از کهکشان خوبی های تو کم نکرد. و بنا به گفته ی خود تو، سکوت و همراهی تو با خواست مردم، جامعه ی جوان  اسلامی را از انشقاق و گسستگی و جنگ داخلی بدر برد و بجای آن، یکدلی و یکپارچگی را پدید آورد.

اگر تو نبودی، ما چگونه به رهبرمان می گفتیم : اداره ی جامعه را به شایستگان، ونه به دوستان، باید سپرد؟

یاعلی، یک پرسش!

اگر من نوری زاد، پای به دل تاریخ بگذارم و در بازار کوفه، جلوی چشم خلایق، صریح و شفاف و حتی گستاخانه، راه را برعبور تو بگیرم و با فریادی که همه ی تاریخ بشنود، به تو بگویم : ای علی، من که یکی از پیروان  تو هستم، این من گمشده در تاریخ، اصرار بر واشکافی اموال تو دارم. با این که می دانم تو پاک و پاکدستی، می خواهم اما بدانم با پولهای امانتی مردم چه کرده ای و میلیارد میلیارد پول آنان را چرا و در کجاها صرف چه کرده ای؟

من بعید می دانم ای علی عزیز، درهمان بازار کوفه و جلوی چشم مردم، زیر گوش من بخوابانی! و بگویی: ای بی حیا، تو، که به قول خودت هیچ در هیچی، از من علی، که معصوم و پاکزاده ام، می خواهی تحقیق و تفحص کنی؟

تصور حتمی من براین است که تو، دست مرا می گیری و مرا به سرای حکومت خود می بری و دفترهای ثبت اموال عمومی را جلوی من می گذاری و به من می گویی : باهر علمی که داری، درکمال امنیت، بنشین و به دخل ها و خرج های حکومت من نگاه کن. وحتی این را نیز مصرانه از من می خواهی که:هر کاستی و ناروا در کارمن دیدی، حتما مرا خبرکن تا اگر کج رفته ام یا خطایی ندانسته مرتکب شده ام، سریعا آن را اصلاح کنم. و از من خواهی خواست که اگر کشف کردم یک یا جمعی از کارگزاران تو دست به اموال مردم برده اند، تو را خبرکنم تا شخصا به کار آنان رسیدگی کنی.

من از این تخیل راستین، پای فراتر می برم و دست تو را می گیرم و به همین امروز جمهوری اسلامی ایران خودمان می آورمت. و تو را برمسند رهبری کشورمان می نشانم و به تو می گویم : علی جان، تو نیک می دانی که شیوه های مملکت داری در دور دست های تاریخ، همان بود که بود. امروز اما، شیوه ها تغییر کرده. دیگر شایسته نیست که تو، که علی ما هستی و چشم و چراغ ما، با وجود معصومیتی  که تداری، وباوجود شجاعت و حلم و علم و تقوایی که  داری، هم فرمانده ی کل قوا باشی و تک به تک فرماندهان ارتش را و تک به تک اعضای مجمع تشخیص مصلحت را مشخص کنی و در هر دستگاه، نمایندگان مستقیم و غیرمستقیم داشته باشی .

تو باید برقله ی این مملکت بایستی و رهبری کنی. مثل رهبر یک ارکستر موسیقی که با حرکات نامحسوس دست خود، استعداد های جامعه ی کوچک خود را به کار می گیرد و از آن همه استعداد، صدای خوش و هماهنگ برمی آورد. تو نیک تر از من می دانی که دخالت تو در جز و کل این دستگاه وسیع، رشته های هماهنگی را می گسلد. حضور بی دلیل نمایندگان تو در هر دانشگاه و در هر وزارتخانه و در هر دستگاه، بساط اعتماد به نفس آن دستگاه ها را بر می چیند.

علی جان، تو روح جاری این عالمی. درشان تو نیست که هم تعیین رییس صداو سیما و تعیین رییس سازمان تبلیغات اسلامی با تو باشد و هم تعیین تک به تک امامان جمعه ی کل کشور و تعیین تک به تک اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی . حالا تعیین تک به تک فرماندهان سپاه و نمایندگان خودت در کل سپاه در کل کشور بماند.

علی جان، خدا وکیلی با این همه مشغله ی پیچ در پیچ، فرصتی برای تو که علی و معصوم و مستحضر به علم الهی هستی باقی نمی ماند تا به افق های دور و فرداهای سرزمین خودت  بنگری . چرا که تو، عمده ی توش وتوان خود را مصروف جزییات امروز جامعه ی خویش می کنی و از نظارت، و بها دادن به نظارت، بازمی مانی.

علی جان، تو نیک تراز همه ی ما می دانی که ورود تو به عرصه های جانبداری، مردمان جامعه  را از رشد بدیهی شان باز می دارد و کسی را شهامت  نقد و شهامت آسیب شناسی از تو و کار کارگزاران تو نمی ماند. وقتی همه ی سرنخ ها به تو ختم شود، کسی اجازه نخواهد یافت  به کارهای خود تو ورود کند و سر از اختفای کارهای تو درآورد. و این یعنی ظهور قدرتی مخوف، که برسرخود، زبانم لال، خدا را نیز تحمل نمی کند.

ای علی عزیز، مگر نه این که این مردم، اختیارات و اموالشان را به امانت به تو سپرده اند؟ آیا نباید بدانند تو با اموالشان چه کرده ای و چه می کنی؟ این مردم می خواهند بدانند چه مقدار از پولشان را به افغانستان و چه مقدار از پولشان را به لبنان و سوریه و به هرکجای این دنیای بزرگ بخشوده ای! این مردم می خواهند بدانند چه پولهایی با اشاره ی تو، به کجاها سرازیر شده است.علی جان مردم ما آیا حق ندارند بدانند تو با پولشان چه کرده ای؟ اطمینان دارم که تو با آغوش باز از خواست ها و پرسش های مردم استقبال خواهی کرد. اساسا تو به همین خاطرهاست که خواستنی هستی.

وسرآخر:
این مردم از تو می خواهند بنا به ضرورت های این روزگار، بار سنگین این همه مسئولیت های جوراجور خود را به شانه ی آنان و نمایندگانشان بگذاری. خودت را خلاص و راحت کن. درفردای قیامت  تو باید به تک به تک این همه مسئولیت پاسخ بدهی. بیا و از دامنه های رهبری، به قله ی بلند آن بازگرد. جای تو، آنجاست.

از همان بالا، مردم را رهبری کن. که تو، آن بالا اگر که بایستی، هم خواستنی ترخواهی بود، هم تماشایی تر، وهم در کار رهبری جامعه، موفق تر. مارا دراین مشورت، یاعلی، با تو خیرخواهی است. می دانیم که می دانی.

علی جان، خودت خوب می دانی که بدون استثنا، دلیل خیزش های مردمی این روزها درکشورهای اسلامی و غیر اسلامی، از کجا ناشی می شود. از: رهبری های طولانی و مبسوط الید. که یک نفر، با قدرتی ماورایی، برهمه ی ارکان یک کشور سلطه داشته باشد و به کسی نیز جوابگو نباشد و کسی را نیز حق اعتراض و نقد او نباشد.  خودت خوب می دانی که اگر صدام را آمریکایی ها سرنگون نمی کردند، مردمش این روزها او را سرنگون می کردند. صدامی که جزقلب مردم ، جایی را لایق حضور خود نمی دانست.

رهبر لیبی نیز مگر جز این خصوصیات دارد؟ ویا رهبر مردم سوریه؟ فصل مشترک همه ی اینان، بلامنازع بودنشان است. که برکل مقدرات کشورشان حاکم اند و کسی را یارای اعتراض به آنان نیست.

قانون ، برای این رهبران، شکلاتی است که به وقت ضرورت، به دهان مبارک می برند و نرم نرم به مکیدن آن مشغول می شوند. یا قانون، برای اینان، جامی از شراب است که سرمی کشند تا فراموش کنند مردمی نیز هستند و  این  مردم  حقی وحقوقی  نیز دارند. ویا : قانون حبه تریاکی  است که باید برسر وافور کیفوری  نهاد و مردم را بخاطر جهل مکرر و  جهل مرکبشان ستود.

علی جان، این روزها،  ما، با تمام قامت، سرنوشت خود را به سرنوشت بشاراسد قاتل و سرکوبگر گره زده ایم. مردم معترض او را فتنه گر می خوانیم. و در سرکوب آنان، با بشاراسد همراهی می کنیم. اخبار کشتار مردم مسلمان سوریه را جلوی چشم مردم دنیا، سانسور می کنیم. چرا؟ چون اطمینان داریم:مشابهت سقوط بشار اسد، گریبان خود ما را می فشارد.

علی جان، چه خوب که به این دنیا آمدی تا به بزرگان و مسئولان و رهبران جهان، و به ویژه به رهبرما بگویی : ای برگزیدگان مردم، مردم، از شما جز عدالت و درستی و راستی و پاکدستی و گذشت و بردباری نمی پسندند. پوزش خواهی شما از مردم،  به تناسب هرخطایی که مرتکب شده اید، کمترین حق بدیهی مردم شماست.

و دم گوش رهبرما بگویی:

سیدعلی عزیز، تا دیرنشده، صدای اعتراض مردمت را بشنو! وشانه های خودت را از زیر بار این همه مسئولیت بدر ببر. خودت را سبک کن. به مردمت بها بده. و مسئولیت های بی شمار خود را به شانه های خود مردم بسپار. مگرنه این که این مردم، هماره در سخنان تو، فهیم و همراه و با خردند؟ جای تو آن بالاهاست. قله، بله، آنجا جای توست. بپای خیز. دستت را به من بده . یاعلی !

محمد نوری زاد- بیست و پنجم خرداد سال نود

.

.


Share This Post

 

درباره محمد نوری زاد

با کمی فاصله از تهران، در روستای یوسف آباد صیرفی شهریار به دنیا آمدم. در تهران به تحصیل ادامه دادم. ابتدایی، دبیرستان، دانشگاه. انقلاب فرهنگی که دانشگاهها را به تعطیلی کشاند، ابتدا به آموزش و پرورش رفتم و سپس در سال 1359 به جهاد سازندگی پیوستم. آشنایی من با شهید آوینی از همین سال شروع شد. علاوه بر فعالیت های اصلی ام در جهاد وزارت نیرو، شدم مجری برنامه های تلویزیونی جهاد سازندگی. که به مناطق محروم کشور سفر می کردم و برنامه های تلویزیونی تهیه می کردم. طوری که شدم متخصص استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان. در تابستان سال 1361 تهران را رها کردم و با خانواده ی کوچکم کوچیدم به منطقه ی محروم بشاگرد. به کوهستانی درهم فشرده و داغ و بی آب و علف در آنسوی بندرعباس و میناب. سال 1364 به تهران بازآمدم. درحالی که مجری برنامه های روایت فتح بودم به مناطق جنگی می رفتم و از مناطق عملیاتی گزارش تهیه می کردم. بعد از جنگ به مستند سازی روی بردم. و بعد به داستانی و سینمایی. از میان مستندهای متنوع آن سالهای دور، مجموعه ی “روی خط مرز” و از سریالهای داستانی: پروانه ها می نویسند، چهل سرباز، و از فیلمهای سینمایی: انتظار، شاهزاده ی ایرانی، پرچم های قلعه ی کاوه را می شود نام برد. پانزده جلدی نیز کتاب نوشته ام. عمدتاً داستان و نقد و مقاله های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی. حوادث خونین سال 88 بساط فکری مرا درهم کوفت. در آذرماه همان سال بخاطر سه نامه ی انتقادی به رهبر و یک نامه ی انتقادی به رییس قوه ی قضاییه زندانی شدم. یک سال و نیم بعد از زندان آزاد شدم. اکنون ممنوع الخروجم. و نانوشته: برکنار از فعالیت حرفه ای ام.

65 نظر

  1. به قول هالو : آن کس که بداند و بداند که بداند باید برود غاز به کنجی بچراند
    وان کس که بداند و نداند که بداند بهتر برود خویش به گوری بتپاند
    آن کس که نداند و بداند که نداند با پارتی و پول خر خویش براند
    وان کس که نداند ونداند که نداند در پست ریاست ابدالدهر بماند

     
  2. سلام دوست قدیمی
    یه خرده آروم تر و ملایم تر هم میشه صحبت کرد.
    البته میدونم کمال همنشین اثر کرده ولی لطفا سعی خودتو بکن

     
  3. باسلام با خواندن دل نوشته های شما دکتر عزیز  واقعا دلم به درد امد بارها بعد از نماز دعا کردم الهم فک کل اسیر بارها دعا کردم خدایا رهبر ما را بصیرت بده خدایا ایشان را به راه راست امامان خصوصا دوران حکومت امام علی (ع) رهنمون کن ولی نمیدان این قدرت لعنتی چیست که هر که وارد شد همه چیز دگرگون می شود بجز خود هیچکس را نمی بیند و مانند فرعون میگوید انا ربکم الااعلی نمی دانم چه شد سال به سال دوستان خود را از خود دور کرد و چاپلوسان و متملقان را دور و بر خود جمع کرد و بیت المال  وتمام  ارگانهای مملکت را تحویل سپاه داده و هیچکس حقی ندارد و بقول هاشمی  مشفقانه ترین انتقادها را بر نمی تابیم نفاق را را صداقت  توهین را صراحت  دروغ را درایت  تهمت را شجاعت و شعاررا بصیرت می دانیم

     
  4. با سلام خدمت دوست قديم جهادي

    يكي از روزهاي سخت زندگي ما روزي بود كه تهمت بي بصيرت بودن را شنيديم فارغ از اينكه منظور گوينده از بصيرت را هرگز نفهميديم ولي اهانت را با تمام دل درك كرديم حال بحمد خدا دير زماني نشد كه همه با بصيرت هاي گزشته حرف هاي ما را قرقره ميكنند بهتر است اين سوال را بپرسيم حالتان چطور است؟

     
  5. سبحان سبزکار

    با سلام و درود خدمت جناب آقای نوریزاد.مثل همیشه قلم زیبا و کلام رسای شما تحت تاثیر قرارم داد.ولی آقای نوریزاد آیا فکر می کنید دیگر قادر به مقایسه ی این شخص با علی هستیم؟ کار این شخص از خلخال زن یهودی و این حرف ها گذشته و به سر هزاران انسان بی گناه رسیده.کشوری که چند هزار سال تمدن دارد حالا باید روش دیکتاتوری و سرکوب به کشور هایی چون سوریه صادر کند.آیا به راستی شان ما این است.وقاحت به جایی میرسد که می بینیم دمار از روزگار ملی مذهبی ها در آورده اند. همان هایی که روزگاری آنها فکر تشکیل حکومت دینی را در سر روحانیت انداختند.و امام با کمک همین قشر افرادی چون مهندس بازرگان و مهنس سحابی قطب زاده و … بود که به چهره ای جهانی تبدیل شد و محبوبیت جهانی یافت حال آیا درست است که این ها را این طور فجیعانه آزار دهند.به نظر من این ها را با معاویه هم نمیتوان مقاسه کرد.چرا که جفایی است بزرگ در حق معاویه. با درود فراوان بر آقای نوریزاد عزیز و گرانقدر

     
  6. گمانم بود مردي يافت مي نشود
    روزمرد بر شما مرد بزرگوار مبارگ

     
  7. سلام آقای نوری زاد
    تازه دریافتم چرا پدر پدر میکنی
    این پدر گفتن شما به رهبر تان در حد lllllll

     
  8. برام عجیبه که بسیاری از آدمهای این مملکت هرگز باورشان نمی شود که جامعه ای بدون رهبر هم مفروض است . انگار قاعده ای ازلی و ابدی است . ظاهر متن زیباست اما عصاره اش همان ولایت فقیه به نوعی دیگر است. لطفا در نگاشتن و نظر دادن دقت کنید!

     
  9. با سلام خدمت آقای نوری زاد.خواهش می کنم انقدر صریح سخن نگویید.میدانم که دلی پر از درد دارید و به خاطر این مردم قلم به دست گرفته اید و می نوسید.اما خواهش می کنیم زیاد تندروی نکنیدکه شما را از ما می گیرند.ما به وجود شخصیتهایی امثال شما نیاز داریم تا مردم را با مسائل آشنا کنند.خداوندشما را برای همه مردم ایران نگه دارد. روزتان مبارک پدر عزیز

     
  10. محمد جان باز هم مثل نوشته های قبلی ات ، سعی کردی تا رهبر را با علی علیه السلام مقایسه کنی و فقط از نداشته ها بگویی.کمی هم از داشته ها و محاسن بگو.آیا نه این است که بسیاری از مشکلات موجود نتیجه کم کاری و بدکاری دیگران به خصوص کسانی که وابسته به ایشان هستند،می باشد.آیا اگر همین امروز به قول شما ایشان کنار بروند،همه مشکلات حل می شود؟ تو خود بهتر میدانی در این آشفته بازار سیاست ورزی و دغل کاری و در این طوفان سهمگین مشکلات و تهدیدات داخلی و خارجی،این ناخدای رهبری چطور با کوهی از مشکلات ، این کشتی را به پیش می برد و نمی گذارد تا سرنشینان آن غرق شوند.
    او تمام تلاشش را دارد می کند تا این کشتی غرق نشود ولی اگر سرنشینان آن نخواهند از غرق شدن نجات پیدا کنند و او را در مقابله با امواج سهمگین یاری نکنند و یا خود در پی سوراخ کردن آن برآیند،دیگر از ناخدا چه انتظاری می شود داشت؟
    وقتی در این مملکت همه همه به فکر راحت طلبی و دنیا طلبی افتاده اند و همین دوستان خودمان که فکر کردند بعد از جنگ دیگر باب جهاد بسته شده و باید بروند سراغ زندگیشان، دیگر از چه کسی توقع داری؟
    تو خود دم از شایسته سالاری می زنی ولی خدا وکیلی محمد جان،آن بودجه عظیمی که برای ساخت سریال چهل سرباز در اختیارت گذاشتند،حقت بود؟ آیا تو شایستگی ساخت آن را داشتی؟
    در مورد انتقاد از عملکردت خودت مطلب زیاد دارم که بزودی منتشر می کنم. در هر صورت امیدوارم کمی منطقی تر بشوی.

     
    • ای دوست قدیمی.دکتر در هیچیک از نوشته های خود بر رفتن اقا ابراز رای نکردند.سئوال از شما دوست قدیمی اینست که این موج عظیم مشکلات و بقول شما فشارهای داخلی و خارجی توسط مردم این مملکت ایجاد شده ویا توسط خواصیکه بهر عنوانی در مصدر امور هستند. افراد داخل این کشتی که فرماندهی ان را اقا بعهده دارند همین مردم عادی هستند و یا انتخاب شدگان و دستچین شده ها که سوراخ کردن کشتی را عهده دارند؟ کمی انصاف داشتن بد نیست. مگر قرار است با مرور خوبیهای اندک از بدی های بسیار زیاد چشمپوشی کرد.کجای این صواب است ای باصطلاح دوست قدیمی.

       
    • اظهار نظر شما بسيار جالبه! سرنشينان اين كشتي كساني جز مردم هستند؟ كساني كه با اعتراضات سال 88 نشون دادند كه چي ميخوان؟ كسي به خواسته شون اهميت داد؟ تونستن اين كشتي رو به مسير درست هدايت كنند؟ نه…
      چون سكان كشتي دست كسي است كه قدرت مطلق داره و كشتي رو به هر جا كه خودش بخواد هدايت مي كنه. مي دونيد آدمايي مثل آقاي نوري زاد سال ها از كسي حمايت كردند كه نمي شناختنش و با اتفاقاتي كه افتاد اين شناخت رو به دست آوردن و سعي كردن اشتباهات گذشته رو جبران كنن…
      خيلي تلخه ولي اينكه آدم يه جايي بپذيره اشتباه كرده شجاعت مي خواد… شما هم شجاعتش رو داشته باشيد و خودتون رو فريب نديد

       
  11. علی (ع) نگهدارت که شیعه واقعی او هستی نه شیعه علی های جعلی و دشمن خدا

     
  12. مجيد مختاري

    با سلام، به معلم اخلاق، ايمان،صداقت و آزادگي
    من که تا دوسال پيش شما نمي‌شناختم. اما به برکت حرکت سبز مردم و با توجه به نامه هاي وزين شما ، توانستم تا حدودي شما را بشناسم. اي کاش ميتوانستم از نزديک شما را ببينم و دستا‌نتان را ببوسم. شما به تنهائي جور خيلي‌ها را کشيدي، فکر ميکنم جور برخي از مراجع را! و همچنين جور برخي از شخصيتهاي سياسي و با نفوذ را . ميدانم که شما و خانواده محترمتان سختي هاي زيادي کشيدند. خدا خواست تا در عرصه جنبش مردم عده اي گمنام چون شما به مردم معرفي و عده اي به اصطلاح مشهور از چشمان مردم بيافتند. اين اعتباريکه شما بدست آوره‌ايد فقط و فقط مرهون ايمان بسيار قوي است. اين جملات و اين متنوني که من در اين نامه و نامه هاي ديگر خواندم قطعاً ستون استبدادرامي‌لرزاند. شما هرچه بيشتر مورد غضب سلاطين باشيد بيشتر مورد توجه خدا و مردم مؤمن خواهيد بود. خدا اجرتان دهد. و از شما ميخواهم که بازهم بنويسيد و بنويسيد. امروز قلم شما چونان يک اسلحه مهار ناشدني عمل ميکند و بهترين وسيله براي تقاص خونهاي به ناحق ريخته شده است.از شياطين و کينه هاي دوستان نادان و دشمنان نترسيد، گرچه ميدانم ترس در شما جائي ندارد. روزتان مبارک پيروز و سربلند باشيد

     
  13. نوریزاد عزیز و مقاوم از شهادت مظلومانه هاله سحابی و هدی صابر بیشتر برایمان بنویس… آن دو مظلومانه از میان ما رفتند

     
  14. جناب آقای دکتر نوری زاد،
    هرگاه متن های شما را می خوانم، احساس می کنم کلمه به کلمه اش از درون قلبم بیرون می آید. نباید به شما حر زمان گفت، بلکه باید حر را نوری زاد صدر اسلام نامید. کلام شما از صد بمب و موشک برای دستگاه ظلمه خطرناک تر است. نوشته های شما تاریخی خواهد شد و در آینده ای تزدیک که ابرها کنار رود و آسمان پاک ایران روی باز کند و اسلام شیرین بر قلبها جاری شود، نوشته های شما را بازخوانی خواهیم کرد و به شجاعت و صراحت شما درود می فرستیم.

     
  15. بقول مرحوم فرخی یزدی شاعر شهید: «////ملت ایران اگر این ///// است / هم بر این ملت و گور پدرش باید … »

     
  16. متن واقعا زیبا بود. تکان دهنده بود

     
  17. مسعود دیپلمات

    با سلام و درود بر محمد نوری زاد که الحق و الانصاف حق قلم بجای آورد و خود را به زر و تزویر نیاراست ! و حب جاه و مقام نیز او را نگرفت و آچه حق گفتن بود ادا کرد . گفتارت مستدام باد .

     
  18. سلام،شجاعت و صداقت شما قابل احترامه. به خاطر همین صداقت از شما یه سوال میپرسم چرا همچنان به همکار بشار اسد امید دارید و لفظ عزیز رو به کار می برید.

     
  19. محمد خليل زهاد

    وست محترم آقای محمد نوری زاد

    شما تحمل دو جمله را نتوانستيد چطور به خود حق ميدهيد که به بزرگان توهين کنيد
    موفق باشيد

     
  20. او خود را معصوم میبیند و معصوم که اشتباه نمی کند ، او می خواهد که احمدی نژاد نباشد اما غرور مگر می گذارد حرف خود را پس بگیرد ؟

     
  21. جانا سخن از زبان ما میگویی.ما نیز بسیار دوست میداشتیم که سید علی همچون خیل مردم  دوست و دشمن این نظام را بدون حب و بغض درست تشخیص دهد و این نظام را که حاصل خون برادرانمان است در پای نامحرمانی که امروز پی به انحرافشان برده اند قربانی نمیکرد.

     
  22. نستوه ونیک فرجام باشی دکترجان!به یقین اگرآن علی امروزپای درعرصه ی کشورماکه نظام حاکم برآن به گزاف خودرااستمرارحکومت اومی داند،بگدارد،ازطلمی که به او وپیروان اودراین سرزمین تشیع می رودنه درحلقوم چاه،که دربام هستی و بافریادی به بلندای تاریخ بشریت وسوزناکی آه مظلوم برخواهدکشید.هرچنداین علی دربصیرت اوشبهه خواهدکردودرس دشمن شناسی به اوخواهدآموخت وسرانجام عین فتنه اش نام خواهدنهاد!!وخلاصه دکترعزیزمن این علی رامصداق آیات103و104سوره ی مبارکه کهف می دانم که می فرماید:آیاشمارااززیانکارترین مردم درکردارآگاه کنم؟کسانی اندکه تلاش آنان درزندگی دنیانقش برآب وتباه شده وخودمی پندارندکه کارخوب انجام می دهندونیکوکردارند!!

     
  23. “خدا رحمت کند مردی را که سخن حقی را میشنود و قبول میکند” “خداوند برای کسی که قصد اصلاح داشته باشد دری باز خواهد نمود” حال اگر کسی نه گوش شنوا و نه قصدی برای اصلاح دارد چه باید گفت؟ بهر حال محمد جان امیدت را ارج مینهیم و دلسوزتر از تو به این نظام کیست؟

     
  24. درود بر استاد نازنینم مثل همیشه با قلم زیبایتان اصل مطلب را ادا فرمودیدآرزو می کنم از گزند بی خردان و دژخیمان در امان باشید ما هماره پشتیبان شما هستیم . پاینده باشید

     
  25. نوشته هاي شما هميشه بر پيشاني تاريخ اين مرزو بوم خواهد ماند و خواهد درخشيد.اما خامنه اي غافل تر از آن شده تا اين نصايح دوستانه را بشنود و بپذيرد

     
  26. نوشته هاي شما بي شك هميشه بر پيشاني تاريخ ايران خواهد در خشيد و خواهد ماند اما علي خامنه اي بيش ازين ها مست قدرت شده است كه اين نصايح را يشنود و بپذيرد او تا بحال ثابت كرده است كه لايق ماندن نامش به خوبي در تاريخ اين جهان نيست

     
  27. فوق العاده بود …درود بر این قلم و قسم به شرافت و آزادگیش

     
  28. حرف نداری آقای نوریزاد
    یه دونه ای

     
  29. نوری زاده عزیز ، آفرین بر پشتکارت !و آفرین که هنوز به فکر نجات دوست قدیمی و دشمن جدیدت هستی .اما نامه ای هم بنویس در هوا ، در تولد یزید و قیاسی کن که آن ملعون چه کرد و جانشین امیر المومنین نکرد و او چه نکرد و شرم کرد ولی  جانشین امیر المومنین ازان هم حذر نکرد.تولد یزید یادت نرود ، شاید آن نامه یاسینی شد به گوش خ.ر !با تشکر 

     
  30. سلام نوریزاد حر زمان ممنون از مطلبت

     
  31. agaye nurizad aziz hala ke shoma esrar darid ishon ro pedar mardom khatab konid aya nadidid pedar haye mariz o divane ke bache hashono mikoshand. valy ona ingadar gayrat darand ke baad khodeshono az bayn mibarand valy in pedar ke shoma khatabesh mikonid on gayrat ro nadar midone ke marize bekhater hamin ke mavad mikeshe o khodesh ro to teryak makhfi mikone valy khoda be bache ha gofte agar pedareton agel va saleh nabod lazem nist azash farman bordari konid.

     
  32. سلام و عرض ادب. پس از تشكر از زحمات آقاي نوريزاد و تحمل سختي ها در اين 2 سال جا دارد خدمت ايشون عرض كنم جناب آقاي نوريزاد با كمال تاسف بايد بگم آزادي اخير شما كه به راحتي به ان رسيده ايد و در حالي كه به شما به سختي مرخصي ساعتي داده ميشد حال اين مرخصي به نوعي مفت و طولاني مدت شما ذهنم را مشغول كرده است. ميدانيم كه تحمل زندان سخت است آن هم زندان جمهوري اسلامي و بهتر از ان ميدانيم كه براي كساني كه تحمل اين دشواري برايشان تنگ آمده راه حل هايي از سوي نظام حاكم وجود دارد. به طور مثال نظام حاكم به زنداني اي كه ديگر طاقتش طاق شده است آزادي ميدهد به شرط همكاري با نظام. اين مطلب كه گفتم ميدانيم كه حقيقت دارد. نوع آزادي شما پس از برخورد هاي شديد قبلي با شما اين شائبه را در ذهن من به وجود آورد. انشالله كه اين شائبه پوچ باشد.
    آقاي نوريزاد هميشه سبز و آزاده باشيد. التماس دعا

     
  33. سلام! با این که مطالبتان را می خواندم و همیشه از خواندن آن به جهت حرف حقیقت و حرف دل مردم خوشحال می شدم ولی این بار احساسی باعث شد که بنویسم ..چرا آقای نوری زاد امام علی(ع) را این گونه با این حرکت نمایشی به پایین و درجه ای رساندید که او را به جای رهبری قرار دادید که فقط هم اسم آن بزرگوار بود….و چرا حتی در مثال کارهای دنیایی نفر اول مملکت را به آن بزرگوار نسبت دادید؟ من انسان متعصبی نیستم ولی نباید از این راه برای مقایسه استفاده می کردید…با تشکر

     
  34. حالم تز همتون به هم میخوره خجالت بکشید چشماتونو باز کنید آقامون غریبه

     
  35. پدر؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

     
  36. در جامعه دموکراتیک، مردم نیاز به “رهبر” ندارند! این واژه مربوط به فرهنگ کسانی است که آگاه یا ناخودآگاه، مردم را صاحب شعور و کرامت نمی دانند. در این فرهنگ، مردم شبیه گوسفندانی هستند که باید چشم به چوب چوپان بدوزند، با هی هی او مسیر خود را پیدا کنند و یا با عوعو های سگ گله هدایت شوند! اگر بخواهیم شاهد رشد و بالندگی مردم و ریشه کن شدن دیکتاتوری دین محور کنونی باشیم، لازمه اش حذف این واژه است.

    در ضمن حداقل “هزار سال” قبل از آنکه علی از عدالت سخن بگوید، کوروش کبیر یا به قولی ذوالقرنین، به عدالت گستری معروف بود و منشور حقوق بشر او افتخار ایرانیان آریائی شده است.

    اگر بخواهیم عدالت را در “اسلام” خلاصه کنیم و هر جا که خواستیم از عدالت بگوئیم جز از “علی” نگوئیم و نشناسیم، نتیجه اش ظهور خمینی ها و خامنه ای ها خواهند بود که با استفاده ابزاری از همان علی عدالت پرور، عدالتشان را با اعدام زندانیان دهه 60 ، کشتار مردم با شروع و ادامه جنگ برای رسیدن به قدس از کربلا، قتلهای زنجیره ای، تجاوز در زندان به زن ایرانی با نیت قربه الی فاطمه زهرا و یا با کشتن هدی صابرها در زندان به نمایش می گذارند!

    اگر همه خوبیها را از دریچه دین و فقط دین ببینیم این خودش نوعی یک سویه نگری و مقدمه ای است برای استبداد دین محور. دین وسیله است که ما را به خدا برساند. اگر رساند افقهای بیشتری باز میشود که در آن حقوق همه انسانها از هر گروه و شغل و نژاد و مذهبی محترم است. دین یک سویه هیچ انسانی را به خدا نمی رساند! خامنه ای دین دارد، علی دارد اما خدا را ندارد!

    بزرگی بودائی و نامسلمان! گفته است:
    نردبان برای بالا رفتن است چون بر بام بر آمدی نردبان را رها کن!
    قایق برای به ساحل رسیدن است چون به ساحل رسیدی قایق را رها کن!

     
  37. عالی بود نوریزاد عزیز

     
  38. اقای نوری زاد
    منهای تاسفی که برای شما در دوران همراهی با این حکومت وقیح دارم باور کنید شما را مانند حر در صحرای کربلا میبینم. درود بر شرفتان

     
  39. پدر عزيزم…روزت مبارك

    -يقين داشته باش كه حرف حرف كلام و جملات بيكرانت در وجود مردماني كه ميخواهند بيشتر بدانند خواهد نشست…

     
  40. خدا شما را برای نسل ما که تشنه صداقت و راستی است ،  حفظ کند

     
  41. هر چند می دونم که اگر ایشون گوش شنوا داشتند باید همان دو سال پیش و چه بسا سالها پیش متوجه صدای پای دیکتاتوری و قدرت مطلقه که ذره ذره تمام عواطف و حس های ایشان را از کار انداخت می شندیدند…اما نوری زاد عزیز از شما ممنونم که حقایق را برای حال و آیندگان به زیبایی ذره به ذره با صراحت شرح می دهید تا در تاریخ ثبت شود که چه دلسوزانی برای رهبر قلم زدند و راهکار ارائه دادند اما ایشان چگونه غرق در قدرت پوشالی و خیالی این دلنامه های خیرخواهانه را نشنیدند و …
    …نوری زاد عزیز قلم تان و وجود عزیزتان پاینده و زنده باد

     
  42. پدر و رهبر من که حتما نیستند ایشان ! شما حالا اصرار دارید که ایشان را پدر ملت خطاب کنید ؟برای رهبر یک ملت کهریزک بتنهایی زنگ خطری می بود که می بایست تمامی سیاستهای خود را باز نگری میکرد ولی افسوس !شما هم بی خیال این رهبر شو تا قبل از اینکه دوباره گرفتار شی پاینده باشی

     
  43. باعرض سلام و تقدیم تحیات
    جناب نوری زاد دورادور آنقدر به شما ارادت پیدا کرده ام که شاید در این عمر سیاسی کوتاهم به هیچ کس اینقدر نبوده و این را نه برای تملق بلکه صرفا حرف دلم بود ؛ گفتم. دوست دارم از نزدیک ببینمتان و انشاالله شاید روزی هم دیدمتان . به نظر من لازم نیست کسی غیر از شما را در دادگاه عمومی و جلوی دوربینهای دنیا محاکمه کنند تا تمام آنچه واقعیت ایران است روی آب ریخته شود دیگر چیز دیگری نیاز نیست. از جسارتتان خواهم آموخت . پاینده باشید

     
  44. درود بر شرف تو مرد
    کارت درست هست از این بهتر نمیشد هر چند برایت گران بسیار گران تمام خواهد شد اما شرف تو بیادگار باقسی خواهد ماند و دیگر برای علی زمان دستاویزی باقی نخواهد ماند
    خیلی شرف دار مرد انسانیت را تمام کردی من هم در خلوت خود با این علی حرف میزنم اما شما جادو کردید من خشم دارم و این برای علی راه گزیز بسیار میگذارد اما شما مهر دارید راهی دیگر برای سید باقی نخواهد ماند
    مرد شریف سید غلی بر خلاف جریان تاریخ شنا میکند دنیا عوض شده انسان هر روز چهره انسانیت بخود میگیرد انسان بخدای دارد میرسد هنوز این ابتدای راه هست برای انسان راهی برای دروغ خدا فروشی و بدکرداری نیست کوچه های بدی همه بن بست هستند
    درود بر شرف شما و همه مردم شریف ایران که اسیر دیو هستند اما اندکی صبر
    دست شما را میبوسم پدر

     
  45. جناب آقای دکتر محمد نوری زاد
    از حلم وصبر و تقوی سیدعلی صحبت به میان آوردید! اگر تقوی یعنی نماز خواندن، روزه گرفتن، قرآن خواندن و …. که معاویه خود سرآمد بود. حلم و صبر سید علی تان را سالهاست که به فراموشی سپردم. از همان سالها که خود شیفتگیش را عیان نمود. تیر78 از پاره کردن عکس خود گریه میکرد. این یعنی نهایت خودشیفتگی! خود شیفته کجا میتواند صبور باشد؟ کجا میتواند تاب انتقاد داشته باشد. سیدعلی خود شیفته تان با اندک آبرو و تن علیلی که به درگاه آقا امام زمان (عج) داشت و با گریه های دیکتاتور مأبانه اش فرمان کشتار نداها را صادر نمود.
    جناب نوری زاد
    آیا مقایسه یزیدیان _برای آنکه به قبح تمام اعمالشان پی ببرند _با حسینیان درست است؟ منطقتان گیجم میکند. اگر چه صادقانه دوستتان دارم و یقینتان را باور دارم. مقایسه علی (ع) با سید علی تان بسیار ناراحت کننده است برای من و من ها! که با شعار مرگ مخالفیم اما سید علی تان در لباس روحانیت در منبر نماز جمعه! در روز جمعه که حرمتش در قرآن آمده است حکم مرگمان را صادر نمود.
    جناب نوری زاد
    من و من ها شما را به تعمقی عمیق تر از بعد دیگر شخصیت علی (ع) دعوت می نماییم. شخصیتشان در مواجه با کسانی که در لباس محمد (ص) ضربه به محمد (ص) و دین محمد (ص) زدند. برنده چون شمشیر! من و من ها به مانند علی (ع) حکم قصاص میدهیم به سید علی تان که قاتل نداهای ما بود.
    پاینده باشید. همیشه دوستدارتان

     
  46. جناب نوری زاد،
    به نظرشما حقیقتا چه آمده بر سر
    مردمان ما و رهبران ما؟

    چگونه افراد دین دار و درس خوانده ای که برای رسیدن به اسلام و آزادی جان خود را ایثار کردند در مقابل استحاله ی این مفاهیم توسط همین حکومت خود ساخته شان سکوت می توانند بکنند و همه چیز را به بیرون نسبت دهند؟

    دروغ گویی، فساد، شکنجه، تهمت و آزار مخالف یا فقط متفاوت که دیگر ارتباطی با کارشکنی ها و برنامه های براندازانه ی دستگاه های امنیتی استکبار جهانی ندارد.

    چگونه است که در مقابل کسی که همه ی صفات دشمن و یا بهتر بگویم معاویه را دارد، دست به سینه می ایستند و او را به نام علی صدا می زنند؟

     
  47. جناب نوری زاد،
    به نظرشما حقیقتا چه آمده بر سر
    مردمان ما و رهبران ما؟
    بکنند و همه چیز را به بیرون نسبت دهند؟
    دروغ گویی، فساد، شکنجه، تهمت و آزار مخالف یا فقط متفاوت که دیگر ارتباطی با کارشکنی ها و برنامه های براندازانه ی دستگاه های امنیتی استکبار جهانی ندارد.
    چگونه است که در مقابل کسی که همه ی صفات دشمن و یا بهتر بگویم معاویه را دارد، دست به سینه می ایستند و او را به نام علی صدا می زنند؟

     
  48. این نظام و انقلاب همیشه در تاریخ خواهد ماند

     
  49. دلم برای کیهانی ها میسوزد عجب قلم گیرایی را از دست داده اند

     
  50. شما واقعا فکر می کنید با نوشتن این نامه ها چیزی تغییر می کند؟ شما فکر می کنید اگر کسی وجود داشت که به هیتلر نامه بنویسد اون کمتر می کشت؟؟من از همین مردم هستم و خامنه ای ////پدر من نیست.

     
  51. گوش اگر گوش تو ناله اگر ناله من
    آنچه به جای نرسد فریاد است
    اما بازهم با قلم شیرین و مشفقانه ادامه دهید …قطره های آب در طولانی مدت سنک را سوراخ میکنند نمی دانم ایا اینان از سنک سخت ترند

     
  52. آقای نوری زاد شما و امثال شما 32 سال پیش تو روز روشن گفتید مرگ بر شاه یا بختیار نوکر بی اختیار و از این جور شعار ها حالا بعد از این همه جنایت فقط می توانید بگوید یا علی جای ای علی عزیز این را به حساب ترستان بگذاریم تا چه؟

     
  53. زنده باد نوری زاد.. فوق العاده بود. صریح و بی پرده..

     
  54. آقای نوریزاد خدا قوت با این ادبیات نرم و زیبا. قلم شما همانا تیز تر ار تیر هایست و کوبنده تر از باتوم هایست که در این دو سال بر سرمان آمد. با این تفاوت که قلم شما اقتدار گرایان را هدف گرفته. فاصبر ان وعد الله حق

     
  55. حامد -مشهد مقدس

    راهت سبز …مرد عمل محمد جان عزیزم …برای کمک به جنبش سبز تا اخرین قطره خونم کنارت هستم …روزتان مبارک

     
  56. چرا؟؟؟؟ هنوز به این نتیجه نرسیده اید که این پدر ناپدریست؟ چند نامه او را پدر خطاب کردید و ظالمتر شد این ناپدری؟ بس است!!! راه دیگری را برگزینید ….

     
  57. آقای نوری زاد

    ، از نوشته های شما جدا لذات می برم و یاد می گیرم، همانطور که از صبرو استقامت شما آموختم.تلاش می کنم مانند شما امیدوار باشم که رهبری از این رویه غلط بازگردد و نوشته های شما را در همین جهت می بینم.اما به راستی می توان امیدی به این تغییر داشت؟البته چاره ای جز این امید نیست ، چون در غیر اینصورت تغییرات خونین چاره نهایی میشود که واقعا خدا نکنه پیش بیاد.

     
  58. ce book%, Hossein, Mokhtari

    خیلی ممنون از تلاش شما ولی متاسفانه میخ آهنی نرود در سنگ و ایشون دیگه به هیچ وجه اصلاح بشو نیستن، خیلی وقته کار از کار گذشته ولی این زحمات شما بعنوان یک دلسوز این نظام و انقلاب همیشه در تاریخ خواهد ماند

     
    • محمد خليل زهاد

      دوست محترم آقای محمد نوری زاد

      ازنوشتن نامه هايت به مراجع محترم تقدير ميکنم مگر لازم به يادآوری ميبينم که شما نيز خداوند ج را در تمام لحظاتی که چه درخلوت هستيدويادرجمع مردم چه نامه مينويسيد چه با مردم صحبت ميکنيد اصل رضای خداوند ج را در نظر گرفته باشيد که خدای ناکرده که نامه هايت بر اساس تعصب ،کينه، عقده ،و٠٠٠٠٠ نوشته شده باشد و خداوند ج از درون سينه های ما آگاه است

      وما علينا إلا البلاغ المبين

      محمد خليل زهاد

       

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

82 queries in 1449 seconds.