سر تیتر خبرها

من -محمد نوری زاد- هیچگاه تقاضای عفو نکرده ام!

من محمد نوری زاد، تقاضای عفو نکرده و نخواهم کرد، چرا که خطایی مرتکب نشده ام…

درخبرها، به طور تلویحی از تقاضای عفو من سخن به میان آمده بود. چگونه؟

خبرنگار زیرک و هماهنگ، از جناب دادستان تهران می پرسد: درباره ی نامه ی محمدنوری زاد که در آن از مقام معظم رهبری تقاضای عفو کرده توضیح بدهید. و دادستان تهران در پاسخ، به نامه ی محرمانه ی من به رهبری، که از نگاه او “خوب” بوده اشاره می کند و می فرماید: “نوری زاد به مرخصی آمده است”.

یک، این که من هرگز در آن نامه ی “خوب” تقاضای عفو نکرده ام. عفو را کسی تقاضا می کند که خطایی مرتکب شده باشد. من که خطایی جز خیرخواهی نداشته ام. پس چرا باید تقاضای عفو کنم؟ آنهم درست درشرایطی که چهل وپنج روز پایانی زندانم را در اعتصاب خشک و تر بسر می برده ام ؟ و سخت نسبت به ضرب و شتم خودم و توهین ها و ناسزاهای بازجویان اعتراض داشته ام؟

و دو این که : من به مرخصی نیامده ام . بلکه “آزاد” شده ام . خبرآزادی مرا، پاسداری در داخل سلول به من گفت . این پاسدار که از صاحب نامان سازمان اطلاعات سپاه است ، یا به من دروغ گفته ، یا راست . که من راست بودن این خبر را از او باور دارم . چرا که او هفت سال از دوره ی جوانی اش را در اسارت بوده و من درمدتی که با او در زندان مرتبط بودم، از او جز انصاف و صدق ندیدم.

باورم براین است که : سیستم قضایی ما، بعد از سبک سنگین کردن بلایی که برسر عدالت آورده ، شرمسارانه به این نتیجه رسیده است که : درباره ی من و خیلی های دیگر جز به جفا دست نبرده است. من اطمینان دارم چندی بعد، زندانیان سیاسی ما، یک به یک، آزاد خواهند شد.

من نسخه ی دوم آن نامه ی “خوب” و محرمانه را دراختیار دارم که فعلا از انتشار آن پرهیز می کنم.

آقای دادستان اما خوب به یاد دارند که یک هفته قبل از آزادی ام ، درهمان دادسرای داخل اوین ، بعد از آنکه من متعمدانه به ملاقات خانواده ام نرفتم ، وی مرا به شکستن اعتصابم ترغیب کرد .

به ایشان گفتم: من یک نویسنده و منتقدم و هرچه راکه صلاح بدانم خواهم نوشت. مرا زده اند و به من فحش ناموسی داده اند و من تا هر کجا که بتوانم نسبت به این بی عدالتی ها اعتراض خواهم کرد.

به وی این را نیز گفتم: اگر شما و رییس قوه ی قضاییه، و قاضی ای که به راحتی آب خوردن حکم زندان و حبس صادر می کند، یک روز، بله یک روز، طعم زندان انفرادی را می چشیدید، بلافاصله همان یک روز را معادل صد روز زندان محاسبه می کردید.

وگفتم: چرا باید روزهای انفرادی و ناعادلانه ی یک زندانی که بسیار تلخ و سخت و پراز آسیب است ، تنها و تنها معادل یک روز محاسبه شود؟

وگفتم: این، ظلم است و شما چه بخواهید و نخواهید امضایتان پای این ظلم ثبت است.

درهمان نامه ی محرمانه و “خوب”، من به رهبری گفته ام که پادشاهان و حاکمان در دوره های دور ، یا خودشان در لباس مبدل به زوایای پنهان کشورشان سرمی زدند، یا یکی از بستگان و امنای خود را به دستگاههای فاسد و تحت امرشان نفوذ می دادند تا از روند مناسبات جاری کشورشان خبر بگیرند. درادامه آورده ام: اکنون من _ محمد نوری زاد _ امین شما، شما را از مفاسد دستگاه قضایی و زندان اوین مطلع می کنم.

و باز در همان نامه به حضرت ایشان گفته ام: شما مثل جناب نوح(ع) که با اصرار از پسر خطاکارش می خواست سوار کشتی شود، بیایید و دست این جوانان و زندانیان این روزهای کشورمان را بگیرید و به کشتی نظام سوار کنید.

پس من خبر تنظیم شده ی دادستانی و خبرگزاری ها را به این شکل اصلاح می کنم:

یک : من محمد نوری زاد، تقاضای عفو نکرده و نخواهم کرد، چرا که خطایی مرتکب نشده ام.

دو : من، بنا به اخباری که در داخل زندان به من داده اند، “آزاد” شده ام و نه این که به مرخصی آمده باشم. چرا که اگر به من می گفتند: بیا و به مرخصی برو، من هرگز اعتصابم را برای چند روز مرخصی نمی شکستم و از تعقیب خواسته های مصرانه ام دست نمی کشیدم.

به امید روزی که به همین زودی ها، شاهد آزادی، و نه به مرخصی آمدن زندانیان سیاسی خود باشیم.

Share This Post

درباره محمد نوری زاد

با کمی فاصله از تهران، در روستای یوسف آباد صیرفی شهریار به دنیا آمدم. در تهران به تحصیل ادامه دادم. ابتدایی، دبیرستان، دانشگاه. انقلاب فرهنگی که دانشگاهها را به تعطیلی کشاند، ابتدا به آموزش و پرورش رفتم و سپس در سال 1359 به جهاد سازندگی پیوستم. آشنایی من با شهید آوینی از همین سال شروع شد. علاوه بر فعالیت های اصلی ام در جهاد وزارت نیرو، شدم مجری برنامه های تلویزیونی جهاد سازندگی. که به مناطق محروم کشور سفر می کردم و برنامه های تلویزیونی تهیه می کردم. طوری که شدم متخصص استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان. در تابستان سال 1361 تهران را رها کردم و با خانواده ی کوچکم کوچیدم به منطقه ی محروم بشاگرد. به کوهستانی درهم فشرده و داغ و بی آب و علف در آنسوی بندرعباس و میناب. سال 1364 به تهران بازآمدم. درحالی که مجری برنامه های روایت فتح بودم به مناطق جنگی می رفتم و از مناطق عملیاتی گزارش تهیه می کردم. بعد از جنگ به مستند سازی روی بردم. و بعد به داستانی و سینمایی. از میان مستندهای متنوع آن سالهای دور، مجموعه ی “روی خط مرز” و از سریالهای داستانی: پروانه ها می نویسند، چهل سرباز، و از فیلمهای سینمایی: انتظار، شاهزاده ی ایرانی، پرچم های قلعه ی کاوه را می شود نام برد. پانزده جلدی نیز کتاب نوشته ام. عمدتاً داستان و نقد و مقاله های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی. حوادث خونین سال 88 بساط فکری مرا درهم کوفت. در آذرماه همان سال بخاطر سه نامه ی انتقادی به رهبر و یک نامه ی انتقادی به رییس قوه ی قضاییه زندانی شدم. یک سال و نیم بعد از زندان آزاد شدم. اکنون ممنوع الخروجم. و نانوشته: برکنار از فعالیت حرفه ای ام.

32 نظر

  1. اولین بار که برایتان پیام می ذارم

    و باز در همان نامه به حضرت ایشان گفته ام: شما مثل جناب نوح(ع) که با اصرار از پسر خطاکارش می خواست سوار کشتی شود، بیایید و دست این جوانان و زندانیان این روزهای کشورمان را بگیرید و به کشتی نظام سوار کنید.
    جناب نوری زاد جوانمرد!
    به کشتی سوار شدن نهایت فلاکت و حماقت است، یکبار در سال 57 پدرانمان ما را سوار این کشتی کذایی کردند، و ما را بدبخت، عقب مانده ، ظلم کشیده و… کردند؛ حالا که پیاده شده ایم مگر بلانسبت مغز خر خورده ایم که دوباره سوار شویم.

     
  2. اقای نوری زاد عزیز سلام ، خسته بیاشید و خدا نگهدارت برادر بزرگوار ، من از نامه ها و نوشته های خوب شما استفاده میکنم، ولی نمیدانم چه شد که این تعبیر نا بجا و ناپسند را درمورد این جوانها و زندانیان ما که بیشتر به امام کاظم و بقیه ائمه هدا شبیه ترند به پسر نابکار نوح ، و اقای رهبر را که بیشتر به معاویه و اسلافش نزدیکتر است به نوح تشبیه نموده اید!!!! من مانده ام که چرا!!!! امیدوارم هرچه زودتر به نحو شایسته اصلاح بفرمایید. برای شما تمام خوبیها را ازخدای توانا ارزو دارم.

     
  3. از روشهای دینامیکی و متغیر چه می دانید؟

    توجه :افراد دستگیر شده نکات ایمنی را نمی دانستند

    بند 12 از منشور دفاعی اِل یاسین (بیانیه 19)

    (بیانیۀ 19 شامل موثرترین، قویترین و کاراترین سبک ها و روش های مبارزۀ نرم و ضد جنگ روانی می باشد)

    http://www.freewebs.com/mansouroun/bayaniye.htm متن کامل بیانیه19

     
  4. مصطفی نوریانی

    اگر مقام معظم رهبری بر فجایعی که بر نوری زاد و امثال نوری زاد رفته و داره میره، بی تقصیره، صدام حسین هم از قطع شدن دست دادستان محترم عمومی و انقلاب تهران جناب آقای جعفری دولت آبادی، مبرّاست !!!

     
  5. آقاي نوري زاد خداوند عاقبت شما و آبروي شما را حفظ کند ، تاريخ صدر اسلام تا حال پر است از خيانت و دورويي ، انشا الله خداوند سايه رهبر دلسوز مردم را بر ما کم نکند .
    آمين

     
  6. اهريمن ستيز

    با درود

    در ایران آزاد آینده، چه بخواهیم و چه نخواهیم، باید همه ی باورهای همدیگر را بپذیرم، گر شده باورهایی که هیچ میانه ای با آنها نداریم، بویژه باوری چون اسلام! ولی کسیکه که حقیقت را نمی داند، نادان است، و کسیکه حقیقت را می داند ولی انکار می کند، تبهکار است! و شما حقیقت را درباره ی پلید، پست، زشت، ناکس و ناپاکیزه ترین اهریمن جهان هستی؛ /////// می دانید، ولی انکار می کنید، پس …
    در این باره گواهان در سراسر ایران فراوانند. برای نمونه خود و خانواده ام! و یا یادواره های مرد نیک منشی ماننده منتظری!
    من مبارزه ی شما را ارج می نهم و نامه های شما را هم به ///// خوانده ام!
    ولی در جایگاه یک هم میهن، سه پند به شما می دهم؛
    نوشتن به ///// خامنه ای دگر ادامه مدهید! چون آنچه را که باید می نوشتید، نوشته اید،
    و خویش کاری خود را انجام داده اید، ولی اگر ادامه دهید، تنها بازگویی کرده اید و از ارجش کاسته اید.
    اگر در خانه کس است، یک سخن بست.
    دوم؛ شما در گذشته و اکنون بسیار کم، ////خامنه ای را نیک می انگاشتید و می انگارید، ولی سخت در اشتباه بودید و هستید.
    خامنه ای ماننده خمینی //// است، با آنکه از پرواز بر فراز آسمان می گوید، ولی اندیشه اش //// درمانده بر زمین است. ( ////خامنه ای را دگر پدر مگویید، چون به پدر خود بسیار بی ادبی می کنید)
    سوم؛ از ///، … (خمینی) و دورانش دگر نیک یاد مکنید، چون خودت را مسخره خواهید کرد و از ارزش مبارزه ی خود بسیار خواهید کاست و در ایران آزاد آینده رسواه خواهید شد. چون به هوش مردم ایران بی ادبی کرده اید.
    چون درباره ی شما نیک می اندیشم، این نامه را نوشته ام، که امیدوارم اشتباه نکرده باشم.

    از من گفتن
    از شما شاید شنیدن

    در خانواده ای بزرگ شدم که همیشه با ادب بودن شناسه ی ما بود و هست.
    ولی درباره ی رژیم اهریمنی و اسلامی، ادب را بالای تاخچه گذاشته ام.

    با سپاس
    و بدرود

    اهریمن ستیز

     
  7. سلام. ياد و نام رضا هدي صابر اسير شهيد گرامي باد

     
  8. سلام بر قهرمان آزاده حاج آقا نوری زاد خیلی خوشحال شدم که آزاد شدی من از راه دور سلام می فرستم

     
  9. سلام
    با خوندن نامه هات دلم خنک میشه و آتش درونم کمی فروکش میکنه , کیه که شلاق سخنان اندرز گونتو بر پیکر استبداد نبینه , دوست دارم روی ماهت رو ببوسم محمد نوریزاد . در پس کلمات شعر گونت خشمت عیان هست .نامه هات رو به عنوان حجت برای دوستان فریب خوردم میفرستم شاید خدا دستگیری کنه و بهشون بصیرت بده . تا میتونی بنویس که غبطه میخورم به قلم دلنواز و روح لطیفت . دعای صاحب ما بدرقه تو و حامی پاکان عالم
    یاعلی

     
  10. در رابطه باعدم تقاضای عفو از ولی قبیح مطلبی نوشته بودی که آرزو کردم کاش هزار بار طلب مغفرت از آن شیطان میکردی ولی این مطالب را در سایت خود نمیگذاشتیتو قلم توانائی داری وخوب میتوانی تشبیهات واستعارات ودیگر صنایع ادبی را در خدمت گرفته وتملق رهبرت را بگویی ولی لازم میدانم بگویم که تو وامثال تو بودید که این مزخرفات را چند سال مدام در گوش این دیو خوانده و او را به جائی رساندید که مساله برایش مشتبه شده وخود را در جای خدا قرار داده وگوشش به ندای هیچ مظلومی حتی توی متملق نیز شنوا نیست که اگر بود حداقل جواب یک نامه از چندین نامه تورا که عمری تملقش را گفته بودی میداد.در جائی از مطلب نوشته ای که در نامه محرمانه ات به آن ولی قبیح گفته ای”بیائید دست این جوانان وزندانیان این روزهای کشور را بگیرید وبر کشتی نظام سوار کنید” که بگمانم به این نصیحت شما همین دیروزعمل فرمودند ودست خانم “هاله سحابی” را گرفتندآیا بهترنیست نامه پیرو دیگری به آن پست بیشرف نوشته وبگوئید که اشتباه کردید واز ایشان بخواهید بخاطر شما دیگر از این به بعد دست کسی را نگیرندو”مرحمت فرموده مارا مس کنند” البته درمورد خودتان هر درخوستی دارید علنی بخواهید ولی لطف کنید حداقل ازطرف من یکی چیزی از آن پست رذل بشرف و…نخواهید قبول؟شما فکر می کنید ناجی این ملت هستید که با این اطمینان، به وکالت ازآنهایی حرف می زنید که حاضر نیستند دست پاکشان را به دست کثیف وآلوده بخون رهبربزرگوار تو بخورد چه برسد به اینکه امید نجات از او داشته باشندیکی ازسایتها تو را “حر” زمان معرفی کرده بود ولی لازم است این را بدانی که حر زمانی در لشکر یزید و مدافع او بود واما زمانیکه به اشتباه خود پی برد از لشکر یزید برید وبه حسین پیوست در حالیکه تو باکمال پر روئی در طرف حسینیان ایستاده واز یزید کمک می طلبی . البته در برابر اینها خدا یزید را رحمت کند که واقعا اینان روی هرچه یزید ومعاویه بود سفید کردند

     
    • محمد نوری زاد

      سلام دوست عزیز.
      کاش کمی از ناسزاهای مطلبت را می کاستی و بر منطق سخنت می افزودی. برایت همه ی خوبی ها را آرزو می کنم. و : کلام درست را.

       
  11. فقط میتوانم بنویسم که وقتی خبر آزادیتان را خواندم خوشحالیم حد و اندازه نداشت . من حبس زیاد کشیده ام البته نه از نوع سیاسی .خوشحالیم از زمانی که خودم بعد از 6 سال حبس ازاد شدم کمتر نبود . دستت را از دور میفشارم و برسم ادب تمام قد بلند میشوم و از راه فروتنی به شما بگویم امثال من شما را مردی مردانه و عیار میدانیم . برای خودت و خانواده ات ارزوی سربلندی و صبر دارم . وبرای دشمنانت نیستی و ننگ و رسوائی خواهانم

     
  12. از اونجاش که “آقا” رو به نوح و زندانیان سیاسی را به “فرزند خظاکار نوح” تشبیه کرده اید خیلی دلخور شدم. تو بعد از سال ها که موافق جریان شنا کردی یک بار طعم مخالفت رو چشیدی…..این مردم غیر از “حق” هیچ چیزی بر گردن آقا و رژیم ندارند.

     
  13. mardom be shoma iman va etemad peida kardand chon shoma sahme khod az dard o ranj baraye ehyeye eslam va akhlagh ra pardakht kardeid ….

     
  14. یعنی خود نوریزاد کامنت هارو میخونه؟ اگه میخونه، بدونه که دلم براش تنگ شده. همین

     
  15. سلام آقای نوری زاد
    ای کاش تقاضای عفو میکردی
    آقای عزیز تقاضای عفو که شاخ و دم ندارد همینهایی که میگویی یعنی تقاضای عفو
    آقای نوری زاد بقول آقای کروبی این کشتی نظام کشتی نظام که میگویید قایق هم نیست و اون آقا هم نوح نیست و نه پدر جوانان و زندانیان سیاسی این کشور و ما نیز پسر او نیستیم و قصد سوار شدن هم ندارند. شاید اون آقا با چار پایانش چون حضرت نوح سوار کشتی است ولی باید بگویم کشتی اش توسط موشها و موریانها سوراخ سوراخ شده و در حال غرق شدن است ما آن طوفان الهی هستیم ما موجیم که آن کشتی را در خود فرو میبریم

     
  16. حاجی به کی می گی پسر خطا کار طرف تقلب کرده آدم کشته تا خوردن تو خیابان و زندان و خوابگاه مردم به دستورش کتک خوردن حالا ملت خطا کارند ایشان حضرت نوح بابا شما هم که شدی غضنفر یکی باید جلوی شما رو بگیره

     
    • محمد نوری زاد

      دوست منتقد من سلام
      من از احاله ی سخن به شیوه ی مردم داری جناب نوح اراده ی این داشته ام که بگویم: جناب نوح حتی از نجات پسر خطاکار خود نیز چشم نمی پوشد . چرا ما باید از نجات پاکان خود چشم بپوشیم؟!

       
    • سنگ روی سنگ بند نمیشود ، دروغ و نفاق ایران را بلعیده ، ارتشاء همه گیر شده ، هیچ نوشته ای ارضاء کننده نیست ، همه حرف برای گفتن دارند ، انکرین شب اول قبر زنده شده اند و در خیابان ها باطوم بدست میگردند ، همه تکذیب کردن را بلدند ، همۀ فریاد ها در سینه ها حبس شده اند ، همه چیز مشکوک است ، پول بر سر عده ای میبارد و عده ای سماق میمکند ، عده ای قلیل مینویسند و اکثریت خاموشند ، دشمن مهمترین عامل بقای نظام شده است ، دوستی و میهن پرستی به محاق رفته اند ، ایران ، این کشوری که به کندوی عسل میماند ، به دست چه کسانی اداره میشود ؟ هفتاد و چند میلیون جفت چشم هاج و واج مانده اند ، دنیا ی علم خیلی سریع در حرکت است ، عقب مانده ایم و هیچ تلاشی برای همکاری انجام نمیدهیم ، اتحاد و همدلی و هم رای شدن چه معنایی دارد در حالی که نفاق بسادگی رواج داده میشود ؟ تاکید بر اتحاد چه معنایی دارد ؟ اختلاف عقاید و اختلاف سلیقه ها را می توان پنهان داشت ؟ احزاب سیاسی را میتوان از کار انداخت ؟ بدون احزاب میتوان کشور حفظ کرد ؟ بدون حظور فعال ملت در سیاست میتوان انتظار پیشرفت داشت ؟ این بحث ها ی نوح ورهبری و فتنه و … زندان ها را به دانشگاه تبدیل نکرده است ؟ چرا دست اندر کاران رکورد های گینس به ایرانی ها جایزه وقت تلف کنی نمی دهند ؟

       
  17. به قول انگلیسی ها death on two legs

     
  18. مخلص شما دورازوطن سابق

     
  19. حاجی قبول کن این روزا به همه چی باید شک کرد و لی ته همه ی با مرامایی

     
  20. آقای نوریزاد: با احترام به جناب عالی و همینطور ابراز همدردی نسبت به مصائبی که در زندان با آن مواجه شده اید. یک سوال دارم از شما: شما نظام را به کشتی نوح تشبیه کرده اید و زندانیان را مانند پسر نوح که جاهل بود. آیا واقعا فکر می کنید که مجموعه این نظام مانند کشتی نوح است که مامن صالحان بود؟ بنظر شما چه تشابهی بین آقای خامنه ای و حضرت نوح (ع) می باشد؟ و همینطور بنظر شما چه تشابهی بین ایشان و دشمنان انبیا مانند معاویه پسر ابوسفیان وجود دارد؟ آقای نوری زاد عزیز شما اینهمه عذاب را بخاطر آزادی کشیدید. بخاطر آزادی بود که روزها گرسنگی و تشنگی را تحمل کردید. پس نگذاریدتابوهای خود ساخته آزادی اندیشه تان را از شما بگیرند؟ کار ساده ایست، کارهای همین شخصی که ایشان را نوح می نامید را با معاویه و علی (ع) مقایسه کنید. ببینید به کدام یک نزدیکتر است؟ اما اگر پاسخ شما به این سوالات بر خلاف مفهوم نوشته های چند روز اخیر شماست و نوشته های اخیر بخاطر مصلحت اندیشی است پس بدانید که کتمان حقیقت به هر دلیلی برابر با کفر است. و اما اگر این نوشته ها بدلیل فشار ناجوانمردانه ای باشد که بشما وارد می کنند پس ایراد از بنده بوده و ایرادی به شما وارد نیست.
    آزاد باشید

     
  21. حالت خوبه مرد؟ خامنه ای رو با نوح مثال می زنی؟ زندانیان رو به پسر خطاکار نوح؟

     
  22. سلام خدا بر همهء انسانهای آزاده و بر کسانیکه انسانهای تحت ظلم و ستم را فراموش نمی کنند.
    الحق که آنکس که از محنت دیگران بی غم باشد، شایستگی آدم خوانده شدن را ندارد.
    آقای نوری زاد، صدای شما الان شنیده می شود. پس بیشتر بنویسید و بگویید.

     
  23. سلام بر شما اي رادمرد حقيقي! من از همان اول يقين داشتم اين خبر دروغ است و دستگاه بيدادگاه ظلم چه خوب خود را براي چندمين بار مفتضح كرد.
    در پناه حق باشي قهرمان

     
  24. عابدین زاده

    ستمدیده دوران فلاکت و بی پناهی ملت ایران مبارزگرانقدربرادرعزیز جناب محمد نوری زاد: امروز درچندین سایت خبری تحلیلی عکس های خانم نسرین ستوده قهرمان ودلاور دیگری که افتخارزنان ومردان ایرانی وآزادزنان وآزادمردان جوامع مختلف دراقصی نقاط جهان میباشد رادیدم که بعنوان وکیل و بخاطردفاع ازحرمت و حیثیت انسانها وحقوق اساسی وشهروندی هموطنان بدست دژخیم ناجوانمردانه و بدورازهرگونه عدالت درمحکمه ای ازمحاکم دیوان بلخ زمان حاضربه بندکشیده شده است بله اورادیدم بمانند سروی استوارکه بادستبندی بردستانش که آنهم نشانه واضحی از ترس ضحاک زمان ازهرکسی است به بیدادگاه دیگری میبردند که بقیه آنچه که برای درخدمت ملت بودن رادراختیاردارداز اوبگیرند و مسلمانانه برفتوحات خودشان بیافزایند اما چهره ورفتاروگفتارزینب گونه این زن دلاورواستواریش نشانگر شکست عمیق و فلاکت و بیچارگی ورسوائی نظام ظلم وجهل وفساد وسردمداران آن بودوچه زیباعمق فاجعه بیعدالتی وضددین ومذهب بودن حکومت رابنمایش گذاشت . این عکس ها بسراسردنیامخابره شد وهمه آزادگان وانساندوستان وجوامع بشری دیدند که مشتی ازخدابی خبرچه حکومت ضدبشری درایران برپاساخته اند و چه جنایاتی را که مرتکب نشده ونمیشوند. وقتی عکس هارادیدم بغض گلویم راگرفت اشکهایم جاری شد اما باحترام این بانوی سرفرازوافتخارآفرین واین زن نمونه مقاومت واستواری که همه هستی اش را درراه خدمت بهموطنانش کف دستش گذاشته وبناحق در سیاهچال استبداد وخودسری حاکم به بند کشیده شده ازجای برخاستم وباادای احترام به عکس های نسرین ستوده سه بارسرتعظیم فرود آوردم واوراستایش کردم ونفرین ولعنت فرستادم برهمه کسانیکه تحت هرعنوان ومنصبی کشورمان وملت مارابه پرتگاه نیستی ونابودی رساندندوملتی سرفرازومتمدن راهم به فقروفلاکت وبیچارگی رساندند وهم درنزدهمه جهانیان وبشریت بی اعتباروبی حرمت ساختند

     
  25. درود بر نوری زاد و صداقتش!

     
  26. سلام بر شما آقای نوریزاد – آخر پسر نوح خطاکار بود. چهطور این همه زندانی سیاسی بیگناه را جای پسر نوح گذاشتید و رهبری را جای نوح؟ آخه چرا؟

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

86 queries in 2000 seconds.