سر تیتر خبرها

نامه ی محمد نوری زاد به میرحسین موسوی

من، همینجا، از موضع یک کوچک تر ناپیدا ، از رهبر محترم جمهوری اسلامی ایران، تقاضا می کنم به یمن خاطره های خوب و صادقانه ای که از تو و پدرشریف تو دارند ، تو را ، همسرت را ، و جناب کروبی را ، از حصار بدرآورند…

به نام خالق صبح

سید سلام ،

چه خوب که می شود بدون هیچ دخل و تصرف در اوزان آسمانی آدمیان ، تو را با همین مختصر خطاب کرد :

” سید ، سلام” !

به ما بگو حال و احوال هم بندی ات چگونه است ؟ امید که به همین زودی ، بند از دست و پای تو و هم بندی ات بگسلد ، وما شما را مثل سابق ، در کنار مردم دربندخود ببینیم. و باز به امید روزی که بند از دست و پای مردم ما نیز بگسلد، و راه برای رشد مردمی که سالها از رشد ، باز داشته شده اند ، هموار گردد.

تو، سید عزیز، باید، آری باید، طعم بند را می چشیدی. و با رگ و پی ات ، با درد و داغ مردم دربند، می آمیختی .

از این پس ، هم تو ، و هم همسرت ، هرکجا اگر سخن از آزادی بگویید، و یا هرکجا از حقوق فردی و جمعی مردم سخن به میان آورید ، حتما به سمت و سویی اشاره می کنید که همانجا کانون آسیب ها و کاستی های مکرر ماست . جایی که مردم ما ، دراین سالهای پس از انقلاب ، مرتب بدان انگشت می نهاده اند و برآن تاکید می ورزیده اند و نگاه ما و شما و جهانیان را بدان سو می خوانده اند و ما و شما ، درک درستی از آن نداشته ایم . و یا بنا به مصالحی که تمامی نداشت ، از تماشای فاجعه ها رو می گردانیده ایم .

تو اما ، سیدعزیز، مگر چه می گفتی و یا چه می خواستی که از چهار اطراف ، برتو و براطرافیان تو سنگ باریدند ؟ وحضور تو را درکانون قدرت برنتافتند؟

تو می گفتی:

با رمالی و کف بینی و هاله ی نور و اوهامی چون مدیریت برجهان نمی شود کشور را اداره کرد. روزی که در “بند دو الف ” زندان اوین ، سرکرده ی رمالان دولت را به بند مجاور من منتقل کردند، من از غربت سیادت تو به گریه افتادم . تو ، افق هایی را نشان ما می دادی که از چشم ما پنهان بود .

تو می گفتی :

یک بار و برای همیشه باید از رویه ی جاری و متداول پرونده سازی ، و ورود به حوزه های خصوصی مردم دست شست . من خود شخصا در زندان اوین ، دریافتم که خندیدن به حریم خصوصی مردم ، و ورود هماره و بی دلیل و غیرقانونی به این حریم ، زنگ تفریحی است که جماعتی از ما بدان معتاد شده ایم و در آن هوا حتی تنفس می کنیم .

تو می گفتی :

دست دزدان را باید از کیسه ی مردم بیرون کشید .

تو می گفتی :

نمی شود  دست یک دزد بی نشان را به ساطور قانون سپرد و دست دزدان صاحب نامی چون رییس جمهور و معاون اول او را واگشود. درزندان بودم که نامه ی آقای توکلی به رییس قوه ی قضاییه مبنی بر دزدی های کلان معاون اول رییس جمهور را دریکی از روزنامه های رسمی کشور خواندم . مگر خود من چیزی غیر از این به رییس قوه ی قضاییه نوشته بودم که من اکنون در زندان باشم و آقای توکلی درمجلس؟ این دوگانه نگری به قانون درامتداد همان یک بام و دوهوایی است که خود ما ردش را در آژانس انرژی هسته ای نشان مردم دنیا می دهیم و ناله سرمی دهیم . که : ای مردم جهان ، می بینید آمریکای جهانخوار به انرژی هسته ای ما و انرژی هسته ای اسراییل چگونه با دو رویکرد مغایر می نگرد ؟

تو می گفتی :

ورود سپاهیان ونظامیان ، طبق قانون به عرصه های سیاسی و اقتصادی ممنوع است . درست همان عرصه ای که امروزه در تعلق محوری دوستان  ما بوده و هست . عقل جمعی ، درست تشخیص می داده است که اسلحه بدستان اگر به هر عرصه ای ورود کنند ، بدیهی ست که دیگران از آن عرصه ها گریز خواهند کرد . که در این ورود مسلحانه و گریز هراسناکانه ، نه سلامتی برای رفتار سیاسی ما باقی خواهد ماند و نه سلامتی در حوزه های اقتصادی ، و نه هیچ سلامتی در هیچ حوزه ای . در دوسال گذشته ، درست پیش چشم مردمان دنیا  ، همین خود ما نشان همه دادیم که چگونه می شود پوست از تن قانون درید و همان پوست دریده شده را برتن هر کودن دلخواه کرد .

تو می گفتی :

وقتی با اشاره به تاریخ ، و حکومت امام علی ، رقیبان خود را بی هیچ تخفیفی در صف خوارج نهروان جا می دهیم و با همین تطبیق هردمبیل، دنیا را برسر رقیب خود آوار می کنیم ، ابتدا باید علی بودن خود را ثابت کنیم . وگرنه هرکسی می تواند بدین ریسمان آویخته از تاریخ دست ببرد و با اشاره به خوارج نهروان ، سرضرب ، جایگاه علی را برای خود بلوکه کند .

تو می گفتی :

همه در برابر قانون یکسان اند . و روی کلمه ی “همه” ، تاکید می کردی . که یعنی بدون استثنا ! ویعنی : قانون ، به رهبر و رییس جمهور و همه ی رییس ها از یک طرف ، ویک روستایی از طرف دیگر ، به یک چشم می نگرد . درست همان نگرش امام علی . و درست همان نگرشی که در قانون اساسی ما هست و ما از اساس بیرونش کشیده ایم و به قهقرایی دور و نا پیدا پرتابش کرده ایم تا کسی سراغش را نگیرد . ما با غرور بر منبرها از امام علی و آن یهودی گمشده در تاریخ یاد می کنیم که به قاضی القضات خود امام علی مراجعه می کنند و امام علی – شکست خورده – از آن محکمه خارج می شود . و در این زمان ، آنچنان هیبتی از عدالت افراخته ایم که : حتی تجسم طرح شکایت یک روستایی بی نشان و آسیب دیده ، از رهبرمان یا از  رییس جمهور، یا از هر رییس صاحب نام ، خنده دار یا : کفرآمیز تلقی می شود .

تو می گفتی :

باید غبار غلیظ نشسته بر چهره ی قانون را زدود و قانون را از زیر پای مجریان قانون بدر کشید و سرجای بایسته اش نشاند .

تو می گفتی :

چهره ی مخوفی که ما و بزرگان و حکومتیان از دین پرداخته ایم ، هیچ ربطی به ذات دین ندارد . که دین ، هرچه دارد ، جز زیبایی نیست و زشتی های نشسته به چهره ی  آن ، فضولاتی است که خود ما  به آن افزوده ایم .

تو می گفتی :

درپیشگاه قانون ، اقلیت سنی و مسیحی و زردشتی و یهودی و حتی کافران کمونیست، همان حقوقی را دارند که اکثریت شیعه . این وعده ها را ما ، در روزهای آغازین این نظام ، به مردم خود دادیم و رای آری آنان را ربودیم و بلافاصله بعد از کسب رای ، بنای ناسازگاری با مردم خود را پی نهادیم.

تو می گفتی :

باید به روی ایرانیان آواره و قهر کرده و عبوس و عصبانی آغوش گشود و نازشان را کشید و بخاطر سالها بد اخلاقی ، از آنان دلجویی کرد و به میهن بازشان آورد . تو می گفتی : نخبگان فراوانی که به هر دلیل به ما پشت کرده اند و راهی هر کجا غیر از وطن خود شده اند ، حراج ظالمانه ی استعداد ها و سرمایه های این سرزمین بحران زده اند .

تو می گفتی :

ادبیات هتاکانه و بی شرمانه و وقیحانه و دهشتناک رسانه های ملی و حکومتی را باید روفت ، و به جای آن : ادب انسانی را برکشید .

تو می گفتی :

اگر ریسمان دزدانی چون معاون اول رییس جمهور را بگیریم و بکشیم، بزرگان و صاحب منصبانی به صحنه آورده می شوند که هم اکنون برمسندهای بظاهر زوال ناپذیر خویش آرمیده اند و سردر اموال مردم فرو برده اند . و می گفتی : به محض افشای دزدی های آنان ، بزرگان مخفی شده ، مفتضحانه از اریکه های دروغین شان به زیر می غلتند .

تو می گفتی :

عنوان و درشتی عنوان آدمها، نباید برای آنان مصونیت ایجاد کند . و می گفتی : آدمها هرچه از پله های یک مسندبالاتر می روند ، پاسخگویی و شفافیت عملکردشان باید بیشتر باشد .

خلاصه سید عزیز،

تو ازهمین ها می گفتی که طرف مقابل ، تو را برنتافت . چرا که طرف مقابل ، اتفاقا بنا برهمین ویژه خواری ها و ویژه سالاری ها داشته و دارد .از همان ابتدا هم معلوم بود که مواضع مته گون تو، و حضور نامحرم تو در خلوت غارتگری آنان، تحمل شدنی نیست.

تو می گفتی :

اگر یک شهروند بی نشان ، تقاضای حسابرسی از خلوتگاه مالی شهرداری و ادارات و وزارتخانه ها و ریاست جمهوری و آستان قدس رضوی و بنیاد مستضعفان را داشت ، نباید آن شهروند بی نشان را ، و زن و بچه و خویشاوندان او را ” پودر” کرد.

تو می گفتی :

طبق آیه های قرآن ، کشتن یک نفر بی گناه ، بمثابه کشتن همه ی مردم روی زمین است . و می گفتی : ما با قتلهای زنجیره ای ، و قتلهای بی سرو صدای دیگر، هزاران بار ، بشریت را به اسم اسلام ازپا درآورده ایم . و می گفتی : یک چنین خوی و خصلتی اگر از هر کشور و تمدنی برآید ، از ما که به شوق شهد دین خدا کام گشوده ایم ، پذیرفتنی که نیست، بخشودنی نیز نیست .

سید عزیز ، می گفتی : ما با قتلهای زنجیره ای ، و قتلهای بی سرو صدای دیگر، هزاران بار ، بشریت را به اسم اسلام ازپا درآورده ایم . و می گفتی : یک چنین خوی و خصلتی اگر از هر کشور و تمدنی برآید ، از ما که به شوق شهد دین خدا کام گشوده ایم ، پذیرفتنی که نیست، بخشودنی نیز نیست .

سیدعزیز ، گذران شب ها و روزهای حصاری را که در آن گرفتاری  شماره کن و انگشت بر روزی بگذار که سرفراز ، از میان بندهای گسسته ، پای بیرون می گذاری .

سنگینی دیو سیرتی رسانه های وقیح حکومتی را برشانه های خودشان وابگذار، که آنان در ابراز فهمی که لابد از دین خدا برداشته اند ، عکس سربرهنه ی همسر تو را برصفحه ی اصلی پرده ی نقالی خود گذاردند . ما اما ، از آبشار آسمان فهم، آموخته ایم که سربرهنگی را بر: برهنگی فهم ، و بر: بی فهمی و جهلی که چهره ی کریه خود را بزک کرده ، شرف و برتری بدهیم . ما ، با خزیدن به سایه ی سلامت و درستی ایمان همسرتو ، خود را در پناه پاکی ها و شایستگی ها می بینیم . درست همان سلامتی  که بسیاری از مدعیان امروزین دین از او بی نصیب و بی بهره اند .

سید عزیز،

زمان ، مرگ پدر شریف تو را به تعویق انداخت . او می توانست سه سال پیش از دنیا برود . او زنده ماند تا تو را درحصار کسانی ببیند که خود ، آنان را درسالهای تلخ و تاریک پهلوی پناه داده بود .

سرت سلامت سید،

به خودت ، به همسرت، و به مردمی که چشم به راه تو اند ، نیک بنگر! جماعتی ، به زعم خود، آبروی تو را زیر پا نهادند و برآن پای کوفتند. آنان ، نابینا تر از آنند که برکشیده شدن تو را و آبروی تو را ببینند و باور کنند .

سید عزیز،

چشم به راه توایم . همپای روزگار. که او نیز با بازی های پنهان و آشکارخود ، چشم به راه توست.

تا ده سال دیگر ، بیست سال دیگر ، بسیاری از کسانی که با فهم تو گلاویز شدند ، همچون خود تو به دیار باقی خواهند شتافت . و دنیارا ، با همه ی اطوارش ، برای آیندگان باقی خواهند گذارد . آیندگانی که بنا ندارند سربه انبان فریب فرو برند و از آن سیر بخورند . آیندگانی که برباورهای درست خانه خواهند ساخت. و بسیاری از فضولات فکری و اعتقادی امروز ما را دور خواهند ریخت . و به ناب فهم و عقل و عشق ، دست خواهند برد .

بدا به حال من ، که از همین امروز، در رکاب فهم و عقل و عشق نباشم.

من، همینجا، از موضع یک کوچک تر ناپیدا ، از رهبر محترم جمهوری اسلامی ایران، تقاضا می کنم به یمن خاطره های خوب و صادقانه ای که از تو و پدرشریف تو دارند ، تو را ، همسرت را ، و جناب کروبی را ، از حصار بدرآورند.

من، همینجا، از موضع یک کوچک تر ناپیدا ، از رهبر محترم جمهوری اسلامی ایران، تقاضا می کنم به یمن خاطره های خوب و صادقانه ای که از تو و پدرشریف تو دارند ، تو را ، همسرت را ، و جناب کروبی را ، از حصار بدرآورند.

فرمان آزادی شما توسط ایشان ، قطعا برمقبولیت ایشان خواهد افزود و فضا را برای گشایش هرچه بیشتر خواهد گشود. ما با هر تعدادی که داریم ، سیزده ملیون ، کمتر یا بیشتر ، مصرانه این تقاضا را به آستان رهبرمان تقدیم می داریم و ابراز بزرگواری ایشان را انتظار داریم . چرا که اصرار برتداوم حبس و حصار شمایان ، هرگز به نفع نظامی که ضرورت بقایش را شعار می دهیم نیست . انتظار ما از رهبر عزیزمان مدیریت بر بحرانی است که چون سیل به سمت ما هجوم می آورد . بحرانی که اگر صبوری اش سرآید ، نه اسلحه خواهد شناخت و نه چیزی به اسم اسلام . و قطعا همه ی ما را خواهد روفت و به دره ای بی انتها در خواهد انداخت . بحرانی که زنگ هشدارش در کشورهای منطقه به صدا در آمده است و ما متعمدانه اما نابخردانه ، با رویگردانی از عبرت پذیری  ، خود را از مسیر آن بدر می بریم .

سید عزیز ،

پنجشنبه ی هفته ی گذشته ، با هزار مکافات ، و البته با همراهی و همکاری و تصویربرداری لحظه به لحظه ی حراست بیمارستان مدرس ، به دیدن مردی رفتم که سالها ، در آن رژیم و در این  رژیم ، زندانی بوده است . مردی که اکنون ، نفس های پایانی عمر پرفراز وفرود خود را فرو می برد و برمی آورد .

مردی که غریبانه ، چشم بردنیای پرفریب، و فریب کاری امثال من، بسته است تا همان چشم را چند روز دیگر ، به محشری از آسمان خدا بگشاید. عزت الله سحابی ، اکنون، با نفس های پایانی عمرخود، میزان فهم ما را ، میزان شعور ما را، ومیزان درستی دین و انسانیت و آزادگی ما را به احتجاج آورده است .

مردی که غریبانه ، چشم بردنیای پرفریب، و فریب کاری امثال من، بسته است تا همان چشم را چند روز دیگر ، به محشری از آسمان خدا بگشاید. عزت الله سحابی ، اکنون، با نفس های پایانی عمرخود، میزان فهم ما را ، میزان شعور ما را، ومیزان درستی دین و انسانیت و آزادگی ما را به احتجاج آورده است .

این روزها ، چه خوب که اخبار بیماری و درگذشت یک فوتبالیست در رسانه های ما تاب خورده و همه ی حساسیت ها و حیثیت رسانه ای و مملکتی ما را متاثرساخته است. و چه بد ، که عزت الله سحابی ، بی سرو صدا، رخت از این دنیا بر می بندد، تا دنیا را ، با همه ی وسعتش ، برای ما باقی گذارد. او اگر بجای سیاست در آن دوران تاریک ، می رفت و به کار دیگری روی می برد ، با استعدادی که داشت ، امروز رسانه ها ، اخبار ضربان قلب ثانیه به ثانیه ی او را رصد می کردند . ما اما با اطلاق جاسوسی و وطن فروشی ، او را و دیگرانی چون او را فرو کوفتیم تا خود بر فراز آییم . بربالین او ، به چهره ی رنجور و فرسوده و بیمار و چشمان بی فروغ او که نگریستم، این چند جمله را از او دریافتم :

ای همه ی دنیا خواهان،

دنیا به کامتان!

من راه خویش برگزیده ام ،

و در کشاکش این راه،

بندها را ،

با مرگ خود، بریده و رفتم .

دنیا برای شما.

سیراز آن بخورید.

سخت که سیر شدید،

حالا کمی بیاندیشید.

کار سختی ست ، نه؟

به این بیاندیشید که :

مرگ شما نیز در راه است .

سید عزیز ،

زمان با شتاب ، به نفع تو و سلامت تو و سلامت راه تو سپری می شود . تو قطعا ، سرفراز فردایی هستی که : جهان هستی ، برای تو تدارک دیده است . من از این در شگفتم که : تو ، و همسرت ، در بند باشی ، و آنانی که شیر نفت بی زبان ملت ما را به جیب مبارکشان متصل کرده اند و قربته الی الله مشغول بالا کشیدن سرمایه های بی بازگشت این مردم اند ، آزادانه برسر مسندهای این کشور حسرت زده جولان بدهند و در خلوت خود به ریش ما بخندند . عجبا که ما تو را به جرم های احمقانه ای متهم کردیم و در دادگاههای تشکیل نشده محکومت کردیم و به اجرای حکم خود فرموده ی خود مان نیز اقدام کردیم . باورم براین است که سید عزیز ، بسیاری از بزرگان صاحب نام و انقلابی ما و نمایندگان ما و دستگاه قضایی ما ، در نسبت با تو و همسرت و آقایان خاتمی و کروبی و حرکت معترضانه ی مردم ، و خون هایی که به ناحق در این دوسال ریخته شد ، به آنچنان آزمونی از آزمونهای الهی در افتادند که جز روسیاهی برای آنان نمانده است . در فردایی که همین نزدیکی هاست ، ما و تاریخ و جهانیان ، تماشاگر این روسیاهی دسته جمعی خواهیم بود . و البته تماشاگر رو سپیدی شمایان . صبور باش دوست ما . صبور .

من از این در شگفتم که : تو ، و همسرت ، در بند باشی ، و آنانی که شیر نفت بی زبان ملت ما را به جیب مبارکشان متصل کرده اند و قربته الی الله مشغول بالا کشیدن سرمایه های بی بازگشت این مردم اند ، آزادانه برسر مسندهای این کشور حسرت زده جولان بدهند و در خلوت خود به ریش ما بخندند . عجبا که ما تو را به جرم های احمقانه ای متهم کردیم و در دادگاههای تشکیل نشده محکومت کردیم و به اجرای حکم خود فرموده ی خود مان نیز اقدام کردیم .

سید ، سرت سلامت و آسیب از تو دور . ما و همه ی مردم ، چشم به بیت رهبرمان می دوزیم تا به یک اشاره ی حضرت ایشان ، راه آزادی بر شمایان گشوده شود . گرچه چشم ما ، پیشتر به آسمان خداوند است . تا مگر ما را از بارش برکاتش متنعم سازد . که سرزمین فلک زده ی ما ، امروز، بیش از هر زمان دیگر، به این برکات محتاج است . آیا رهبر گرامی ما صدای ما را می شنوند؟ این ما ییم و فریاد تقاضامندی ما . ما مگر چند نفریم ؟ حداقل سیزده ملیون نفر. و جمعیتی به کثرت تاریخ . و آرزوهایی که برای برآورده شدن پای می کوبند . آیا ما همین امروزها خبر خوبی از بیت ایشان خواهیم شنید؟

آیا رهبر گرامی ما صدای ما را می شنوند؟ این ما ییم و فریاد تقاضامندی ما . ما مگر چند نفریم ؟ حداقل سیزده ملیون نفر. و جمعیتی به کثرت تاریخ . و آرزوهایی که برای برآورده شدن پای می کوبند . آیا ما همین امروزها خبر خوبی از بیت ایشان خواهیم شنید؟

خدایا خامنه ای ما را محافظت کن . ما به مهربانی او بیش تر نیازمندیم .

با احترام و ادب : محمد نوری زاد 5/3/90

.

.

.

.

Share This Post

 

درباره محمد نوری زاد

با کمی فاصله از تهران، در روستای یوسف آباد صیرفی شهریار به دنیا آمدم. در تهران به تحصیل ادامه دادم. ابتدایی، دبیرستان، دانشگاه. انقلاب فرهنگی که دانشگاهها را به تعطیلی کشاند، ابتدا به آموزش و پرورش رفتم و سپس در سال 1359 به جهاد سازندگی پیوستم. آشنایی من با شهید آوینی از همین سال شروع شد. علاوه بر فعالیت های اصلی ام در جهاد وزارت نیرو، شدم مجری برنامه های تلویزیونی جهاد سازندگی. که به مناطق محروم کشور سفر می کردم و برنامه های تلویزیونی تهیه می کردم. طوری که شدم متخصص استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان. در تابستان سال 1361 تهران را رها کردم و با خانواده ی کوچکم کوچیدم به منطقه ی محروم بشاگرد. به کوهستانی درهم فشرده و داغ و بی آب و علف در آنسوی بندرعباس و میناب. سال 1364 به تهران بازآمدم. درحالی که مجری برنامه های روایت فتح بودم به مناطق جنگی می رفتم و از مناطق عملیاتی گزارش تهیه می کردم. بعد از جنگ به مستند سازی روی بردم. و بعد به داستانی و سینمایی. از میان مستندهای متنوع آن سالهای دور، مجموعه ی “روی خط مرز” و از سریالهای داستانی: پروانه ها می نویسند، چهل سرباز، و از فیلمهای سینمایی: انتظار، شاهزاده ی ایرانی، پرچم های قلعه ی کاوه را می شود نام برد. پانزده جلدی نیز کتاب نوشته ام. عمدتاً داستان و نقد و مقاله های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی. حوادث خونین سال 88 بساط فکری مرا درهم کوفت. در آذرماه همان سال بخاطر سه نامه ی انتقادی به رهبر و یک نامه ی انتقادی به رییس قوه ی قضاییه زندانی شدم. یک سال و نیم بعد از زندان آزاد شدم. اکنون ممنوع الخروجم. و نانوشته: برکنار از فعالیت حرفه ای ام.

113 نظر

  1. كاش جاي اينكه خامنه اي و نصيحت كني
    حسين شريعتمداري و نصيحت كني

     
  2. ارژنگ داودی: بیت //// که سهل است در مقابل تمام جنایتکاران دنیا خواهم ایستاد………. http://parsdailynews.com/86533.htm            استاد بزرگوار من فقط یک سوال دارم جناب موسوی چرا تا قبل از اینها لب به اعتراض نگوشودند؟ چرا زمان امام عزیزتر از جانشان که //// به راه انداختند لب تر نکردند همیشه از دوران طلایی امام شان یاد میکنند ….. هی… مارو باش…. ما هیچوقت به آزادی نخواهیم رسید و سالیان سال زیر اسلام ناب محمدی باید برده این //// مشهدی و دار و دسته اش باشیم …. میر رو… ارژنگ ها رو دریابید

     
  3. http://parsdailynews.com/86533.htm ارژنگ داودی: بیت ////// که سهل است در مقابل تمام جنایتکاران دنیا خواهم ایستاد

     
  4. درود بر حر زمانه محمد نوری زاد- در نامه هاي شما به خامنه ای حقيقت راهم را با برهان برندۀ شما پیدا کردم و از آرمانهایم هرگز کوتاه نخواهم آمد

     
  5. جناب آقای نوری زاد
    آقای خامنه ای نیز سرنوشتی جز ////// ، صدام، مبارک، قذافی، بشار اسد و … نخواهد داشت. جناب آقای مهندس موسوی و سرکار خانم دکتر رهنورد، بسیار بسیار بالاتر و والاتر از آن هستند که نیازمند بخشش ///// چون آقای خامنه ای باشند. این آقای خامنه ای است که می بایست از ایشان و ملت بزرگ ایران، تقاضای عفو و بخشش کند که البته با عمق فجایعی که به دستور و زیر نظر مستقیم ایشان انجام شده است چندان هم نباید به آن امید داشته باشد.

     
  6. آقای نوری زاد قبول کنید که برای خامنه ای دیگه راه برگشتی نیست شما هم اینقدر خودتو کوچک و خار نکن.

    شما یا باید حرف بزنید بحقیقت یا نه

    مسئله پیچیده ای نیست . بعد از اینهمه ظلمی که به مردم رفته و خود شما و هیچ تغییری در رفتار این سلاخان پدید نیامده چه امیدی دیگر است ؟ کسانی که بسیج و سپاه را وسیله قدرت طلبی خودشون کردن و حفظ منصبشون. شما حرفای آقای دستغیب حتما گوش میکنید ببینید روش روش غیرت و عزت هست روش عالمانه است روش شما روش ذلیلانه است خاضئانه است ؟ خضوع در برابر حاکم ستمگر جائزه ؟

     
  7. آقای نوریزاد اشتباه بزرگ شما اینست که گمان می برید /////// چیزی بارش است و در گوشش بسیار یاسین می خوانید، باور کنید آن علی و محمد دزد و راهزن هم چون ////// بودند!

     
  8. من نيز از نامهء تان لذت بردم بجز درخواست هايتان از خامنه اي اين اگر برخاسته از ادب و يا سياست شما هم باشد براي مردمي كه از ظلم هاي علي خامنه اي و عمله اش به تنگ آمده اند قابل قبول نيست

     
  9. سلام
    ببخشید
    اما دمت گرم آقای نوریزاد
    شاید اغراق باشد اما من درسن سیزده سالگی ابنها شناختم
    همان موقع که رهبر عزیز شما در اوایل رهبری به یکی از استانهای جنوبی سفر کردند و در هجره مسجدی نشستندودستمالی روی دستشان (البته دست آسیب دیده شان) کشیدند وبانوانی استاده در صف بوسه بر دست ایشان میزدند . درست مثل دستبوسی نوکران یا مردم بر دست شاه خائن!!!!!
    ممنون میشم جواب بدید

     
  10. اقای نوریزاد ازاینکه دوباره مینویسید خوشحالم وشجاعتتان را می ستایم شما زبان ما حزب اللهی هایی هستید که سخت نگران کشور واینده ی فرزندانمان هستیم و اینکه مبادا مانیز با سکوتمان شریک ظلم این ظالمان باشیم . میر در بند ما سخت محتاج یارانی چون شماست یاریش کنید وما را امید دهید. اجرکم عندالله.

     
  11. لطفا پيام من را سانسور نکنيد .

     
  12. نوري زاد دکتر شده ما نمي دونستيم …

     
  13. نوري زاد خيلي آدم خوبيه ، اما …

     
  14. آقاي نوري زاد فيلم يهاي شما را ديده ام ، اين همه بودجه براي فيلمهاي مسخره شما .

    اين همه بودجه صرف فيلمهايي که معلوم نيست به چه کار مي آيند .
    از شما نمي توان انتظار داشت ، تاريخ اسلام شاهدي بر اين مدعاست . خيانتهاي صدر اسلام گواهي است بر اين مدعا .

     
  15. سلام خیلی خوشحالم آزاد شدید. می خواستم بگم من اگر دستگیر بشم هیچ کس و هیچ چیز برای وثیقه ندارم، چی کارکنم؟

     
  16. دانشجويان عزيز و سبز . اينقدر زود نتيجه گيري نكنيد . نوريزاد عزيز مخاطب كلامش را بسيار خوب ميشناسد و قطعا در اينگونه ديالوگ حكمتي هست او بجاي شعاردادن كاري را ميكند كه اميدواراست نتيجه بدهد . قطعا او حاصل كارش را در نظر دارد . ازهمه ما بهتر ظلم را و ظالم را ميشناسد. نوريزاد امروز براي من و شما دانشجويان عزيز ارزشمنداست . بياييم از افراد ارزشمندي كه داريم حمايت كنيم . قطعا منهم نقد دارم اما اينقدرتلخ بيانش نميكنم . دانشجويان سبز ايران حتما مرا بخاطر اين اظهارنظرم ميبخشند. همه ما خواستار ايراني آزاد و سربلند هستيم. پيروزباشيد

     
  17. واقعا می شود کسی این مهربانی مردم و بلند نظری های زندانی ها مون رو ندیده بگیره؟ می شود کسی گوش شنوایی برای این همه حقیقت نداشته باشه. حقیقتی که من که یک زند عادی و خانه دارم می فهمم؟!

     
  18. یه جاهایی از نامه رو واقعاً نمی فهمم……..

     
  19. یه جاهایی از نامه رو واقعاً نمی فهمم……..

     
  20. خداوند ا این عزیزان و بزرگان برای ما نگهدار و عمر کوتاه فکران و مکاران و غارتگران بیت المال را کوتاه -خداوندا اگر به روز حساب و قیامت و عدالتت ایمان نداشم بخدا و یقینا” قیامتی بپا می شد ولی صب ر باید کرد و ایمان قوی تر کرد و حتما” روزی خوتاهد رسید که نتیجه ظلم و ستم و خرابی آوار را همگی با هم شاهد خواهیم بود به امید یاری خداوند متعال .

     
  21. محتوای نامه بسیار بالاست .جمع بندی آن چیزی است که در شعارها و درخواستهای مردم است .
    ای کاش مفاهیم عمیق نگاشته شده در نامه که سند افتخار نوری زاد خواهد بود زیر غبارناشی از درخواست به حق او از رهبری پنهان نماند و خوانندگان عزیز قضاوت عجولانه نکنند .
    شهادت می دهم که نوری زاد همیشه همین لحن نوشتاری داشته و همواره احترام رهبری را و حرمت زعامت اورا نگاه داشته و نیز نصایح خود را مطرح نموده است .خداوند توفیق خدتگزاری را از ایشان دریغ نفرماید .
    به امید برطرف شدن غبارهای سیاسی و معرفتی

     
  22. آقای نوری زاد خیلی عوض شدید.
    شما به عنوان یک انسان مومن و مسلمان قطعا به امام حسین ارادت دارید؟ پس چرا یک عمر برای ما از حسین به گونه ای گفته شد که اخلاقی بود نه سیاسی و پراگماتیک. به ما گفتند حسین تا ته خط رفت، چون سیاسی نبود. اخلاقی بود و اخلاق قابل معامله نیست.

    شما یقین دارم که فلسطین رو به اسرائیل ترجیح می دید و اسرائیل رو نا مشروع و کشوری می دانید که در عرصه منطقه حق مردم فلسطین رو خورده است. من روی این نظر شما تردید ندارم. اما سوال این است چرا هر زمان فلسطینی ها قصد دارند مصالحه کنند و مانند تفکر امروز شما به فکر منافع خود باشند، همیشه طیف شما صدا را بلند کرده که این حق کشی است و نباید کوتاه آمد؟

     
  23. سلام استاد

    گمون کنم نبایدبه این زودی در باره این نامه و نوشته هاش قضاوت کرد
    دوستان یکم عجول تشریف دارن

     
  24. آقای نوریزاد شما امید همه ما هستی ، شما را بزرگ مردی می دانیم که برای ما از خود کذشتید ، امیدوارم همیشه سلامت باشید و ثابت قدم

     
  25. دکتر نوری زاد خوب می داند به چه کسی چگونه صحبت کند ، ادبیات احترام آمیز ایشان حرف هایی را می زند که ادبیات تند و توهین آمیز نمی تواند از پس آن برآید 

     
  26. با سلام / یعنی رسیدن به خواسته از هر راهی حتی التماس کردن کار درستی است. این که شما اینگونه از کسی تعریفهایی کنی که خودت به ان اعتقادی نداری موجب رضای خداست؟ ایا باعث نمیشود خود طرف فکر کند که واقعا انطور است . خود سید اگر در حبس نبود چنین نامه ای را ننگ میدانست . حال خود دانی و خدای خود.

     
  27. http://antieslam.net/fa/?p=392
    نظام اقدس الهی‌ست نه بلگ چغندر!
    پس از خوندن نوشته‌ای که لینک‌اش را این‌جا ملاحظه می‌فرمایید، الهام‌جان ایدون حال دادند:
    (صدالبتّه، نویسنده‌ی نوشته‌ی فوق، هنوز از «اسیران اسلام» به‌شمارمی‌رود. حتّی به‌قدر یک ویرگول هم با اسلام مشکل ندارد! از ما که نمی‌شود چیزی را قایم کرد!)
    بله، متأسّفانه اصل ماجرا همین‌جاست…
    برخی، نظام اقدس الهی را بلگ چغندر تصوّر کرده‌اند؛ و گُمان برده‌اند که توی چرت است!
    اسلام ناب محمّدی، تا بخواهید از این غازیان آشکار و نهان دارد: خاتمی، منتظری، سروش، کدیور، اشکوری، گنج‌الله، … و امثال این خرفستر کراواتی: سازگارا! (اون بنی‌صدر ملنگ را هم فراموش نکنید!)
    این‌ها پروردگان بیضه‌ی اسلام‌اند و نمی‌توانند بیرون از مأموریّت الهی خود قدمی بردارند. مشکل و ایراد از این‌ها نیست؛ مشکل از ماست که بدون پرسیدن «رمز عبور»، هر تفاله‌ای را به خود راه می‌دهیم و ازخود می‌پنداریم…
    رمز عبور این است: بگو نابود باد اسلام ناب محمّدی!
    و اگر خیلی سریع و مشکوک جواب داد، باید از او خواست که رمز عبور را، دوباره، و این دفعه دوقبضه وارد کند: … متن را نمی‌نویسم که باز نگویید مهدی صاحب‌زمان داغ کرده، جوش آورده، عبیدی شده!

     
  28. این جهان کوه است و فعل ما صدا! شرایط میر حسین انعکاسی از افکار و افعال گذشته اوست. امیدوارم اکنون او و همسرش به اندازه ای بسیار ناچیز فهمیده باشند که “دوران طلائی امام راحل” چگونه دورانی بود!

    اگرچه زندان خانگی سخت است اما در مقایسه با زندانهای آن دوران “طلائی امام” و این دوران “رهبر خوبمان” مانند بهشت است در برابر جهنم! خامنه ای ادامه دهنده دقیق و مو به موی راه خمینی است اما متاسفانه! در عصر اینترنت و حقوق بشر. برای همین است که نمیتواند ماجرای سال 88 را با یک کشتار دسته جمعی دیگر جمع کند!

    نوری زاد! این امام زاده ای که هر از چندگاهی به آن دخیل می بندی فقط می تواند کور میکند. شفا را “فقط” از خداوند بخواه و از او طلب بخشودگی برای میرحسین کن! خداوند همه ما ایرانیان را مورد بخشودگی و رحمت خود قرار دهد.

     
  29. مصطفی رسولی محلاتی

    آقای نوری زاد عزیز!
    جدای از کرنشی که درمقابل روح بزرگ شما دارم.قسمتی از متن نامه مرا بیاد قصه ای انداخت که شخصی نزد معصوم رفته ودرخصوص شتریاشترهائی که به حاکم ظالم اجاره داده بود صحبت میکند. معصوم از اویئوال میکند که اگر حاضری که ظالم آنقدرزنده باشد که شترهای ترابرگردانده واجاره آنهارا بتوبدهد بهمان اندازه درظلم اوشریک هستی.من شمارا متهم باین گناه نمی کنم ولی اگر از دیکتاتور درخواست نمیکردید قطعا به صواب نزدیک تر بود خاک پای شمارا سرمه چشم خواهیم کرد

     
  30. گاه يك پير در خشت خام چيزهايي مي بيند كه جوان در آيينه نمي بيند . صبورباشيد و دميدن سحر را از پي همين شيوه نوشتن ها تماشا كنيد .

     
  31. گفته می شد هر که با ما نیست با ما دشمن است.
    گفتم آری این سخن فرموده اهریمن است.
    اهل معنا اهل دل با دشمنان هم دوستند.
    ای شما با خلق، دشمن، قلبهاتان از آهن است؟ (فریدون مشیری)

    نوری زاد عزیز
    واقعا انسان از این همه متانت و محبت و بزرگواری تو انگشت به دهان می ماند؛ حضرت علی (ع) به یاران خود گفت، مبادا با قاتل ام بد رفتاری کنید؛ تنها به اندازه ی ضربه ای که بمن زد به او ضربه وارد کنید!
    اما تو نوری زاد عزیز، تنها به خاطر نوشتن چند نامه خیر خواهانه و ذکر حقایق، حقایقی که امروز خود حکومت به آن اعتراف می کند- از کسی که دستور زندان و شکنجه ی تو را داد و آن صدمات جبران ناپذیر را به جسم ات و به روح ات وارد کرد؛ نه تنها کینه و دشمنی نداری و به دنبال انتقام نیستی، بلکه از خدا می خواهی که او را محافظت کند!
    خدایا! انسان مگر از سنگ باشد که این رفتار و منش چون تویی را بیند و بشنود و سکوت کند و شرم گین نشود .
    خدایا نوری زاد ما را و میر ما را و شیخ ما را محافظت بفرما

     
  32. نادر ابراهیمی چه زیبا گفته ” قلب، خاک خوبی دارد، در برابر هر دانه که در ان بنشانی، هزار دانه پس می دهد. اگر ذره ایی نفرت کاشتی ، خروارها نفرت درو خواهی کرد و اگر دانه یی از محبت نشاندی، خرمن ها برخواهی داشت …ممنون که خاک قلب مان را به دانه های خوب عادت می دهید”

     
  33. چه نامه خوب و هوشمندانه اي هر چند مخاطب نامه مست قدرت است و هوشمندي آن را نخواهد ديد… اما خطاب نامه به مير محصور ما چه زيبا و دلنشين است.

     
  34. آرش ایرانی

    با درود
    فقط مي تونم یک چیز رو بگم کاش این نامه رو نمی نوشتي تا ما جوانها حداقل همان چند نفری که به انها اعتماد داشتیم رو هم چنان باور می داشتیم
    از طرف یک قوم درمانده

     
  35. نوریزاد عزیز. آنچه گفتی جز ادب انسانی نبود. همچنانکه برای ما سمبل آزادگی و وجدانی، باشد که بر متکبرترین و کوردل ترین مردمان، لحظه ای روشنایی هدیه دهی.

     
  36. ناشناس
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۷ ۱۲:۴۱ ق.ظ | پاسخ

    دوست عزیز! ظاهرا شما هنوز با تم نوشته های نوری زاد عزیزمان آشنا نشده اید. این نامه ها در تاریخ خواهد ماند و کنایه ها و اشارتهای آن را انسانهای ظاهربین و سطحی نگر نخواهند فهمید. چرا که خود ایشان طرف و اعوان و انصارش زا بهتر از من و شما می شناسد. برای انسانهای عاقل یک اشارت کافی است.

    همراه شما در جنبش سبز پیروز میرحسینی

    ناشناس
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۷ ۱۲:۴۳ ق.ظ | پاسخ

    من ازهیچ چیزبه اندازه این ناراحت نمی شوم که یک مدعی دین داری فحش بدهد,تمسخرکند,تحقیرکند,بترساند,توهین کندودرملاعام دستوربه اعدام دهد,مردم را گوساله گوید,به بقیه حمله کندوحق دفاع را ازانها بگیردچون اوحق است وبقیه باطل,اصلا برادرهمه باطل اولا به تو چه ربطی داره دوما اگه یکی نخواست بره بهشت چه کسی روبایدببینه؟/ من یک نام خوب رو اینها گذاشتم=(جمع نقیضین),فقط همین,شما هم می توانیدبادیدن کارهاشون ویک ذره فکرکردن وتحلیل پی ببرید.درضمن اقای نوری زادچرا تقاضا می کنی؟من به عنوان جوانی که۱۹سال دارم غرورم به من اجازه تقاضانمی دهد,حاضرم بمیرم ولی تقاضانکنم پس تقاضانکن/راستی سبزمبارزهم گفته بودچراپاسخ محسن رضایی رو نمی دیدمن بهش میگم داداش من اون که نیازی به پاسخ نداره,مگه ندیدی۷یا۸نفرپای حرفش نشسته بودند؟او مرده سیاسی هست

    ناشناس
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۷ ۱۲:۵۳ ق.ظ | پاسخ

    بنظر من آقای نوریزاد منش یک جنبش سبزی را در نامه اش به خوبی منعکس کرده بود. اگر می گوییم زنده باد مخالف من نباید در حد شعار باقی بماند و باید به صورت یک روش رفتاری تمرین شود. اگر می خواهیم از استبدادزدگی رهایی یابیم باید الگوی رفتاری خود را عوض کنیم. من هنوز فکر می کنم که باید صبر کنیم چون خیلی از حقایق هنوز روشن نشده. هروقت دلتان گرفت به بچه هایی بیندیشید که برای دفاع از خاک ایران مدت ۸ سال دور از خانواده های خود زیستند. عده ای شهید شدند و عده ای بی ادعا در گوشه و کنار کشور زندگی می کنند.

    ازادی سبز
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۷ ۱۲:۵۵ ق.ظ | پاسخ

    اقای دکتر نوریزاد عزیز….واقعا اگه منظورت درخواست عفو از رهبری است که ما ملت سبز علاوه بر اینکه مسبب این ظلمها را کسی بجز خامنه ا ی نمیدانییم.زیرا ایشان در مقام ولایت باید به ملت بگن مقصرین کوی دانشگاه چه کسانی بودند.وبه دستور چه کسی فرزندان دانشجوی کشور بصورت فجیع مورد ضرب وشتم قرار گرفتند.ایشان چرا اینقدر سنگ احمدی نزاد را به سینه زدن که ملت به خواری ومملکت تا بیست سال دیگه به سرو سامون نمیرسد وهزاران سوال بی پاسخ دیگه که هممون میدانیم ،…..حال اقای نوریزاد اگه طلب عفو شما از خامنه ای این پیام را داشته که همه بدانند مسبب این بد بختیها ایشان هستند درست ولی اگه دلیل دیگه دارد …..وا اسفا که شما دیگه چرا. . ! سایت کلمه سخنی هم با شما دارم این خیلی تند تند یعنی چی .والا تند تند اونه که به ناموس ایرانی در زندان تجاوز بشه وکسی نتونه واجازه نداشته باشه حرف بزنه …نه چند کلمه حرف حساب. بازم…

    ناشناس
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۷ ۱:۰۰ ق.ظ | پاسخ

    احمدزرین اباد,تویی که خارج نشسته ای,برای من جوان خون یک ادم دیوانه برابرهست بایک ادم پروفسور, حرمت وشان ومنزلت خون مردم برای من ازهرچیزی که تو فکرش رو بکنی بالاتره

    حقیقتجوی عاشق
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۷ ۱:۱۳ ق.ظ | پاسخ

    عجب نامه ای

    zane iran
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۷ ۱:۱۴ ق.ظ | پاسخ

    ino ghabol daram .tarafe aghaye norizad ye esm nist ye tarikhe .esm neshoneye ine tarikho sabt kone.vagarna donestani ro hame midonan

    حسین
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۷ ۱:۴۲ ق.ظ | پاسخ

    بسیار زیبا بود ولی تقاضا از کسی که با بی تدبیریش این مشکلات را فراهم کرد را نمیپسندم

    sadaf az canada
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۷ ۲:۴۰ ق.ظ | پاسخ

    noorizade aziz salam har chand dar bachegiam sedaiat dar revaiate fath mesle naghoose marg bood halalam kon vali alan ghalamat man ra az khabe toolani biroon avard mara zende kard va barha vabarha doaiat mikonam ke hamchenan azade bemani va roshangari koni shatranj baze maheri hasti damet garm enshaalah khodavand khodash bozorgnemaha ra ke bar khoone baradare shahidam kooshke be zaher sefid alam kardand ra rosva nemaiad ia mtonabeh sazad ta khoone baradare azizam anhara nagerefte be omide inke hamishe noorani va azade bashi

    ناشناس
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۷ ۳:۱۵ ق.ظ | پاسخ

    دوستان سبز
    نوری زاد نظر اصلی خود را در این جمله گفته است ” ا پدرت ماند تا تو را در حصار کسانی ببیند که آنان را پناه داده بود ”
    مگر منظور ایشان کسی غیر از رهبر است؟
    بر او خرده نگیریم که از رهبر تقاضای آزادی میر وشیخ مان را می کند؟
    اگر رهبر چنین کند چه اشکالی دارد که او بخشی از خطای خود را جبران کند و اگر نکرد این حرف نوری زاد میتواند در فردای محشر حجت را بر او تمام کند که بودند آزاد مردهایی که نه از سر تسلیم بلکه از سر دلسوزی حتی برای دشمن ظالم درخواستی کردند که شاید می توانست بار گناه اورا کم کند.
    خصلت سبزها انتقام نیست سبز ها مرید امام علی هستند که فرمود: در عفو لذتی است که در انتقام نیست.

    ناشناس
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۷ ۵:۰۵ ق.ظ | پاسخ

    بنام خدا

    آقای نوری زاد عزیز ! درخت وجدان رهبری بی بار و بی برگ تر از آن است که با گردباد عاطفی رفتار و قلم شما برگ و بار و سایه ای بر سرزمین سراسر سوخته و تشنه ایران ما بر افکند. آقای نوری زاد عزیز! بیهوده چرا شلاق بر تن اسب مرده میسائید؟ سالهاست که ایشان از میان ملت ما رفته اند – کافی است نگاهی به دور و بری ها و نمایندگان ایشان در دستگاه های مختلف بیافکنید – خواهید فهمید که او که کیست. ملتمسانه از شما میخواهیم که دست از التماس از ایشان بر دارید! کیست که اهل معرفت و آگاهی باشد و زبانه های جهنم را به گرداگرد ایشان در رقص نبیند؟ کیست که اهل معرفت و آگاهی باشد و بیراهه رفتن ایشان را به چشم نبیند؟ به قول فروغ هیچ صیادی از جوی حقیری که به گودالی میریزد مرواریدی صید نخواهد کرد – شما خود را مثتثنی ندانید! شما رهبری را به سر عقل نخواهید آورد! مگر نمیدانید که رهبر انقلاب چیزی نمیداندَ – مگر نمیدانید که ایشان تجربه ای ندارد اهل سفر نبوده است و از دنیا و اخبار و احوال ملل دیگر پاک بی خبر است- مگر نمیدانید که ایشان سر در حوزه مالوف و حجره مانوس خود دارند و از آشفتگی خواب ظهرشان بیزارند. مگر نمیدانید که ایشان چاپلوس چاکر سینه چاک را به منتقد کارآمد کاردان ترجیح میدهد؟ مگر نمیدانید که ایشان سالهاست که برای حفظ ” قدرت” از آبروی پیامبر اسلام و دین خدا مایه گذارده است؟

    رای به موسوی داده ام
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۷ ۶:۲۰ ق.ظ | پاسخ

    زنده باد آقای نوری زاد و پاینده مردم ایران . دلم برای آقای موسوی و خانم محترمش تنگ می شه . مثل همیشه پیام عالیی بود . فقط من هم مثل اکثر دوستان با بخش تقاضای ایشان از رهبری برای آزادی جناب موسوی مخالفم و شخصن به رهبر به جای تقاضا کردن توصیه کره و می خواهم که کمتر بترسند و آرام باشند چونکه ما مردم ستمکار و ظالمی نیستیم و نخواهیم بود و قصد به بند کشیدن و در خانه محصور کردن هیچ ازاده و بزرگی را بخصوص هموطنمان ومخصوصن با درجاتی همانند امام , آیت الله العظمی , نماینده خدا و امام زمان را نخواهیم داشت . در پایان یادم هست که در روزهای اخیر دوران زندان و اعتصاب غذای جناب نوری زاد به رهبر در پیامی عرض کردم آقا حیا کنید.

    ناشناس
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۷ ۶:۳۹ ق.ظ | پاسخ

    کنایه های ادبی زیبایی داشت . میدانم دوستان به طور کامل آگاه شده اند

    سبز
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۷ ۷:۱۶ ق.ظ | پاسخ

    زنده باد نوری زاد!
    من به تمام دوستانی که فکر میکنن جناب نوری زاد در پی اجابت هست عرض میکنم که خوب دقت کنن به جملات آقای نوری زاد”خدایا خامنه ای ما را محافظت کن . ما به مهربانی او بیش تر نیازمندیم.”و ادامه جمله فکر میکنم این باشه”تا مهربانی تو”
    این یعنی چی؟طنز بسیار ظریفی توش بکار رفته!
    سرت سبز ودلت شاد

    ناشناس
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۷ ۷:۱۹ ق.ظ | پاسخ

    چی بگم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!

    ایران
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۷ ۷:۲۹ ق.ظ | پاسخ

    آقای نوری زاد من گمان نمی کنم آقای موسوی و بقیه انسان هایی که بی گناه در بند هستند راضی باشند بعد از این همه مصیبت چشم به بیت رهبر داشته باشند. همان خدایی که آتش را برای ابراهیم سرد کرد.همان خدا هم تمام انسان های دربند را آزاد می کند.نه آقای نوری زاد لطفا شان آنهایی که تمام این مدت را ایستادند از بین نبرید.

    یک دردمند
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۷ ۷:۴۶ ق.ظ | پاسخ

    آن چه که این روزها از قلم نوری زاد و دیگران جاری می شود سند درخشانی است در تاریخ حسرت بار آزادی خواهی ملتی به بند کشیده و صد البته نا کام تا کنون. اما باید مطالب ایشان را با زیرکی خواند و تامل نمود. تاکید ایشان بر عقل و منطق و انسانیت عمدی است تا شاید برخی غفلت زده سنگین خواب را تلنگری باشد. باید دیگران نیز اینگونه باشند تا فرزندانمان بارقه های زیبایی را در لابلای هزارتوی تاریکی ببینند و به اینده چشم بدوزند.کمی شکیبا باشیم و به آنانی که قدری ظریف تر مبینند فرصت بدهیم.

    ناشناس
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۷ ۷:۵۲ ق.ظ | پاسخ

    سلام برآزادی خواهان گیتی براستی اندیشمندان و قلم بدستان این دیار را چه شده که بر سر حصر چند روزه فردی به گفته خودشان (سید عزیز)که اینگونه نیز هست بر درگاه خدای آسمانها و زمین و خدایگان زمینی سر سجده فرود میاوردو تمنای مهربانی و بخشش مینماید اما بر خونهای ریخته شده در هر زمانی و هرمکانی از ادمیانی شاید از دید اینان ناچیز ولی بهرحال مقربان درگاه پروردگار وهبوط کرده به زمین وبه هر جرم و دلیلی سکوت کرده اند و دم بر نیاورده اند. سوال اینست که آیا شما دانایان را بخششی خواهد بود روزی که باید جواب پس بدهید از این همه تبعیض و تفاوت

    مغان
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۷ ۷:۵۵ ق.ظ | پاسخ

    دست مریزادنوری زاده عزیز.ملت ایران برشیرمردانی چون شما برخود میبالند.تونمونه یک قهرمان ملی هستی.نوشتارت به تک تک سلولهای بدن هرانسان منصف وبا وجدان نفوذ میکند.تاریخ خودگواه خواهد شد که بهترین فرزندان این کشوربه دست چه کسی یا کسانی به حصر کشیده شدندومسبب این اعمال ضدبشری کیست.

    احسان
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۷ ۸:۰۵ ق.ظ | پاسخ

    سلام
    خدا قوت بدهد به ما هم روحیه می دهی
    در حقیقت “خدایا خامنه ای ما را(از ظلم و جور کردن) محافظت کن .

    آرش
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۷ ۸:۲۲ ق.ظ | پاسخ

    درود خدا بر آزاد مردان
    با سلام
    آقای نوریزاد برادر عزیز ما تو را حر زمانه میدانیم . برادر عزیز تقاضا از چه کسی ؟ چرا تقاضا ؟ این بیت همان بیتی نیست که فرمان تیر و حصر از آن صادر شد. این بیت همان بیتی نیست که فرمان کودتا را صادر کرد ؟
    فقط از خدا میخواهیم. در ضمن سید ما آزاد است و آنان هستند که دربند قدرتند نه سید

    بنده خدا
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۷ ۸:۲۸ ق.ظ | پاسخ

    جانا سخن از زبان ما می گویی…

    دوستان فکر می کنید نوری زاده نمی داند با کسی حرف می زند که خود باعث تمامی این بدبختی هاست؟؟
    فکر می کنید عارش نمی شود که اینگونه عاجزانه در برابر مسند استکبار سر تعظیم فرود آورده و تقاضایی دارد؟؟
    هدف باید شیوه راه را نشان دهد…
    هدف است که فعلا ما را اینچنین گوشه گیر و خموش نگه میدارد. زیرا که کم هزینه ترین راه فعلا همین است…
    دیدید که از سکوت سبز هم وحشت دارند….
    همینشان بس

    ناشناس
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۷ ۸:۲۹ ق.ظ | پاسخ

    آقای نوری زاد اون جاهایی که با میر حسین صحبت می کردی چقدر احساس خوبی به آدم دست می داد ولی …

    بی نام
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۷ ۸:۴۵ ق.ظ | پاسخ

    پیام آخر عاشورا این بود: «اگر مسلمان نیستید لا اقل آزاده باشید»
    پیامی که در انتهای نامه «سید سلام» نوری زاد و در سخنرانی اخیر سید محمد خاتمی عزیز می توان به وضوح دید.
    چرا که: «چشم ما ، پیشتر به آسمان خداوند است . تا مگر ما را از بارش برکاتش متنعم سازد.»

    عبدالله
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۷ ۸:۵۵ ق.ظ | پاسخ

    گرچه آنچه در این نوشتارآورده شده غمنامه ای عجین شده با حقایق تلخ است اما برای رهایی از بند اسارت نباید حق رابه گونه ای وارونه نمایش داد؟

    حسین
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۷ ۹:۰۱ ق.ظ | پاسخ

    تبریک به نکته بینی شما اصلاح طلب عزیز. موفق باشید.

    ناشناس
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۷ ۹:۳۳ ق.ظ | پاسخ

    عزیزان سبز، هدف اصلی جناب نوری زاد آن است که به صورت ظریف نشان دهد همه این تهمت ها و بند ها و مشکلات به دستور رهبری است.

     
  37. ناشناس
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۶:۳۶ ب.ظ | پاسخ

    نوری زاد عزیز درود بر تو ! نوری زاد عزیز من خوب می فهمم که هدف تو از قسمت آخر نوشته ات چیست ! و خود را کوچکتر از آن می دانم که به بزرگی چون شما چیزی بگوییم ولی نوری زاد عزیز ، این از خصوصیات فرعون ها است که نمی توانند خود را بشکنند و آنقدر غرور و تکبر و خوبینی می کنند تا به تیر غیب گرفتار شوند و خدا آنان را بشکند ، موعظه بر فرعون اثر گذار نیست ، ما خدا را پشت سر خود داریم ، فرعون و فرعونیان بدانند که خدا بزرگتر است الله و اکبر

    غلی 33
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۶:۵۹ ب.ظ | پاسخ

    آری بزرگوار مرگ برای همه است .لیکن به نیکی یاد کردن مهم است…….شما ای افتخارات ملت صبور ایران .شما ای کسانی که جایگاهتان با مسند نشینان جا بجا گردیده .ای کسانی که اکنون بایستی طعم این شکنجه های درون رندانی راتحمل نمایید .بدانید که تاریخ رانمیتوان از یاد برد وچه خواند نی است ایامی را که هم اکنون ۷۰میلیون ایرانی در حال انتشار آن هستند.تا دیر نشده لااقل قلم را از نویسنده نگیرید.بلاحره روزی خداوند مناناز مرزهای این کشور پاره پاره شده بازدیدی خواهد کرد.. ما هرگز تنها نیستیم.به همه زندانیاندر بند درود میفرستم.

    اسفراینی
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۷:۱۴ ب.ظ | پاسخ

    نامه بسیار زیبا، مودبانه و روشنگری بود. این همان چیزی است که یک سبز باید بگوید، این همان کلامی است که باید از دهان ما سبزها که خواهان ایرانی آزاد و آباد، حتی برای مخالفان خود هستیم، بیرون بیاید.
    بله ما ایرانی می خواهیم که همه و در کنار هم و با هر طرز تفکری که داریم، با احترام به آرای یکدیگر در آن زندگی کنیم. مگر ما برای چیزی جز این بود که مردی را انتخاب کردیم که با کردار و گفتار خویش همین ها را گفت و بر ان تاکید کرد. حتی آنزمان که مخالفانمان اعتراض مسالمت آمیز ما به نادیده گرفته شدن حقمان را برنتافتند و یاران ما را و نزدیکان وی را شکنجه نمودند و کشتند و او را به انواع تهمتها نواختند، باز او بود که به جای خونخواهی و کینه توزی، با ادب حاکمان را به اعتدال و به رسمیت شناختن حق مردمان فرا خواند و خشونت طلبان را ناکام گذاشت.

    به امید ایرانی آزاد و آباد
    یا حسین میرحسین

    mehdi
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۷:۱۹ ب.ظ | پاسخ

    جناب نوری زاد ، انسان از درایت و بزرگی شما انگشت به دهان می ماند. همیشه فکر میکردم انسانهای شجاع در روزگار ما نایابند اما خوشحالم که انتخاباتی برگزار شد و در آن تقلبی عظیم شد تا ما مردم ایران افراد شجاعی چون شما و موسوی و کروبی و همسرانشان و خیل عظیمی از مردم شجاع زمانه خود را بهتر و بیشتر بشناسیم. درود بر راه تو که برای پیشبردش از هیچ رنجی در هراس نیستی.

    رمضانی نژاد
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۷:۲۴ ب.ظ | پاسخ

    دوستان عزیز در سطح نوشته آقای نوری زاد توقف نکنید .
    نوری زاد عاقل تر و هوشمند تر از این است که به کرنش دست ببرد .
    نوری زاد برای ماندن در تاریخ نامه می نویسد
    این نامه را نه اکنون که ده سال دیگر بخوانید و بدانید نوری زاد چگونه برسر مسبب اصلی این فاجعه ها آوار شده است
    نوری زاد خوب می داند که چه عواقبی در انتظارش است . همین نوشته ممکن است نوری زاد را به زندان بازگرداند
    خودما آیا حاضریم مسئولیت این نامه را قبول کنیم ؟
    فحش دادن که هنر نیست . با چراغ خاموش از تاریکی ها گذشتن هنر است . کار یکه نوری زاد می کند
    به فهم نوری زاد اعتماد کنیم . او خوب جایی را نشانه رفته است .
    نوری زادی که برای خودش از رهبر تقاضای عفونکرده هرگز قصدش طلب عفونیست بلکه او به حقی اشاره می کند که مسئولیت مستقیم آن دردست رهبر است و فردا همین رهبر باید جواب ملت را بدهد
    کمی با خردمندی بیشتر به نامه نور ی زاد بنگریم . او دم گوش کسی نجوا می کند که می داند در حال فروافتادن است .
    درخارج بودن و فحش دادن که هنر نیست . هنر این است که با توجه به شرایط موجود حرکت کنی و از حداقل امکانات بیشترین بهره را ببری
    خشونت و فحاشی هرگز چاره کار نیست . خشونت را بگذاریم برای کسی که اهلش است .ما منطق داریم .
    قدر قلم نوری زاد را بدانیم . مگر چند نفر مثل او شهامت نوشتن این نامه را دارند . امروز بزرگان ما زبان به کام گرفته اند .

    من در برابر فهم و درست اندیشی نوری زاد سرتعظیم فرود می آورم

    ali
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۷:۲۵ ب.ظ | پاسخ

    نوری عزیز چه زیبا به قلم آوردی آنچه در دل این ملت است (حداقل ۱۳ میلیون)

    بهزاد
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۷:۳۴ ب.ظ | پاسخ

    به امید آزادی نه تنها برای زندانیان سیاسی بلکه برای همه مردم سرزمین من ایران

    یاالنثارات حسین
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۷:۳۸ ب.ظ | پاسخ

    آقای نوریزاده خواب ما از این حرفها سنگینتر ….. فقط میتونم بگم ببخشید

    تارا
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۷:۴۰ ب.ظ | پاسخ

    به این موضوع می اندیشم که انتخابات سال ۸۸ تا چه اندازه برای بیداری مردم ما از خواب غفلت ونااگاهی از رخدادهایی که در این چند سال روی داده است مفید بوده است من به شخصه از مهندس موسوی عزیز متشکرم که با حضورش در انتخابات به این بیداری کمک شایانی کرد .ازادی ایشان را از درگاه خداوند مهربان خواهانم نه از……

    sabz
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۷:۵۰ ب.ظ | پاسخ

    اندکی صبر سحر نزدیک است
    یاحسین میرحسین

    میر اسماعیل موسوی
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۷:۵۹ ب.ظ | پاسخ

    عزیزم از قدیم گفته اند که:از کوزه همان تراود که دراوست.
    یکی بمانند نوریزاد عزیز اینگونه شیوا صحبت میکند ویکی به مانند …. ابروی نداشته خود را با سخنانی سخیف میبرد.
    ادب مرد به ز دولت اوست.

    ناشناس
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۸:۳۱ ب.ظ | پاسخ

    کار ایشان از دعا گذشته جناب نوریزاد باید فکر جزیره ای چیزی باشند البته اگر راهشان بدهند!

    amir
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۸:۳۷ ب.ظ | پاسخ

    maghaleie besiar bekhradane va hooshmandane bood,omidvaram mosmere samar bashad

    دوست
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۸:۴۶ ب.ظ | پاسخ

    همین روزهاست که خبرهای مهمی خواهد شد. ان شاء الله جنبش سرافرازانه به مسیر خود ادامه خواهد داد و موسوی عزیز و همسر مقاومش آزاد خواهند شد همچون کروبی دلیر و دیگر زندانیان جنبش آزادی‌خواه و عدالت‌طلب و اسلام‌بنیان سبز

    ناشناس
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۸:۴۹ ب.ظ | پاسخ

    من ذا الذی یشفع عنده الا باذنه
    (کیست که در نزد او جز به فرمانش شفاعت کند؟)

    بابک
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۸:۵۰ ب.ظ | پاسخ

    واقعا تاثیر گذار بود .کاش میرحسین عزیزمان می توانست این سطور پر از احساس و ایمان را بخواند.به امید آزادی او و همه بی گناهان دربند.

    هوشیار سبز
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۹:۰۸ ب.ظ | پاسخ

    احسنت آقای نوری زاد احسنت
    مــــــــــــا هم امیدواریم
    امیدواریم که : یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور
    شاید تعبیر شود . انشاءا…

    یکی از بیشماران!
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۹:۱۱ ب.ظ | پاسخ

    امید که دوستان از قضاوت سطحی دست بردارند.باید به هوش و اتمام حجت نوریزاد پی برد که زیرکانه بار مسئولیت هر آنچه بر ما می رود را بر دوش شخص اول انداخت و در عین حال مهربان بود و از حق گفت!بر دنیای مهربان انسانی افزود، حقیقت را جار زد، عصبیت نکرد و نفرت نیافرید! اما سرانجام راه را نشان داد:
    فردا…..
    روسیاهی……
    و روسپیدی………………

    ناشناس
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۹:۲۶ ب.ظ | پاسخ

    انسان فقط باید به امید خداوند باشد و بس

    شهروند سبز
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۹:۲۶ ب.ظ | پاسخ

    پارادوکس نوریزاد قابل درک میباشد جای که میگوید بایک اشاره رهبر خبر خوش خواهیم شنید .معکوسش این است که با اشاره رهبری رهبران جنبش به حصر خانگی در امده اند . بهر صورت گفتمان دور از خشونت راه های زیادی دارد .اگر بشود از این راه جامعه به تعادل و منطق برسد
    این ادبیات اشکال ندارد .اما اگر رهبری پا فشاری بر مواضع اشتباه گذشته کند و مصا لح انقلاب و کشور را در نظر نگیرد امری دیگر است ؟

    ناشناس
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۹:۲۷ ب.ظ | پاسخ

    سحر نزدیک است و مصلح می آید تا پایان شب سیاه را رقم زند و عزیزان در بند را آزاد کند او که از مساجد بر او خروج می کنند می آید تا مظلومان و دربندان عالم را بر ارایکه قدرت بنشاند و انسان خلیفه الله کند

    محمد رضا
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۹:۲۸ ب.ظ | پاسخ

    بسیار عالی بود،
    اشتباه نکنید منظور از ((خامنه ای ما)) میر حسین موسوی خامنه ای است.

    ایران
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۹:۴۱ ب.ظ | پاسخ

    نورای زاد عزیز نصایحت مرا یاد نصایح محمد به خسروهای زمان خود و نصایح امام به شاه می اندازد که آن را وظیفه خود می دانستند ولی می دانستند فایده ای هم ندارد.

    رزمنده سابق . مشهد
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۹:۴۶ ب.ظ | پاسخ

    نوری زاد عزیز شاید میخواهی بگوی هدف مهمتر از این است که ما بر سر فرد بحث داشته باشیم .وباز میخواهی بگوی همه مشکلات در دست یک نفر می باشد که قابل حل است اگر ان فرد اراده کند و شجاعت این بد بختی هارا با ازاد کردن زندانیان سیاسی و رهبران جنبش به جان بخرد مردم هم از حقشان خواهند گذشت

    مادر سبز
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۹:۴۷ ب.ظ | پاسخ

    دلم گرفته بود خیلی خیلی!!!!!! اما با خوندن این نامه سبک شدم آقای نوری زاد توروخدا دیگه از رهبری هیچ تقاضایی نکنید شما از بیت ایشون هیچ خبر خوشی نمی شنوید مطمئن باشید چون خدا نمی خواد ایشون دیگه نمی شنوند با این همه …باز هم رهبر گرامی !؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    هموطن
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۹:۵۷ ب.ظ | پاسخ

    مثل همه نوشته هایت بلیغ وشیوا.درود خدا بر شما

    یک جوان تحصیل کرده
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۱۰:۰۳ ب.ظ | پاسخ

    کاش منم دستگیر می شدم تا نوریزاد از من یک فرشته می ساخت.

    احمد
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۱۰:۱۶ ب.ظ | پاسخ

    به هر حال اقی نوریزاد سعی کرده با رندی ظرافت حرف خودش رو بزنه. هر چند اگه من بودم شاید این جور تقاضا نمی کردم بااین حال هر کسی یک لحنی داره و از زاویه مخصوص خودش به شرافت نداشته حریف لطمه می زنه.

    سرباز سبز
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۱۰:۳۷ ب.ظ | پاسخ

    آقاینوریزاد عزیز
    برای شما به پاس اینکه رنج زندان و آزار سربازان گمنام و بی نام را به تن خریدی بینهایت سپاسگذارم و به امثال جنابعالی بدهی فراوان داریم. ولی امیدی به اصلاح رهبری نمیبینیم.
    ایشان مشروعیت خود را از دست داده و بصیرت لازم را برای زمامداری ملت ندارد. بیش از این با خواهش از ایشان درد دل ما را تازه نفرمایید.
    مخلص حر زمانمان
    سرباز سبز

    ناشناس
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۱۰:۴۰ ب.ظ | پاسخ

    کسی که عدالت نداشته باشد خود به خود از رهبری ساقط می شود. نیازی به عزل نیست…

    عبدالله
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۱۰:۴۵ ب.ظ | پاسخ

    باسلام
    درود بر شرف و ایمانت ای مرد غریب . چه زیبا گفتی و نوشتی . ولی صدها حیف که بصیرت گویان امروز بی بصیرتان گذشته و حالند که هنوز در خواب غفلت بسر می برند . درود بر شما یاران واقعی حضرت خمینی کبیر ( س ) و دورد بر خاتمی و موسوی کروبی و همه یاوران سبز اندیش

    سیامک
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۱۰:۴۸ ب.ظ | پاسخ

    همین فردا صبح از زندان اوین باهاش تماس میگیرن و تا دو ماه در انفرادی زندانیش میکنن اگر نکردن من اسممو عوض میکنم. اینا اگه انسان بودن الان مملکت اینجوری نبود.

    قائم
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۱۰:۵۴ ب.ظ | پاسخ

    هموطنان سبز عزیزم
    اشاره محمدنوریزاد نه ازسرساده انگاری است نه خدای ناکرده نفاق .بل انگاره ای است ازاخلاق علوی وآن اشارتی است که اهل معرفت راکفایت افتد.پس درقضاوت درنگ کن وژرف اندیش باش وتوشه پرباربرگیر وبذرت غنی سازتادرفردای سبزت خوشه های سرشارازعطردل انگیزمعرفت دروکنی تادگربار،آه جانسوزنصیبمان نگردد.که حسرت تعجیل بغایت ذخیره نموده ایم.

    ناشناس
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۱۱:۰۷ ب.ظ | پاسخ

    درود بر نوری زاد آزاده

    سینا آزاد
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۱۱:۱۷ ب.ظ | پاسخ

    با تشکر از قلم بسیار زیبا و موثر استاد شجاع ودلاور ما نوری زاد که در زندان دژخیمان انواع شکنجه ها و آزار و اذیتها را دیدند و حسرت یک تقاضای کوچک را بر دل دژخیمان گذاشتند . از طرف دیگر چطور ممکن است از کسی که مسبب اصلی تمامی وقایع و فجایع دوسال اخیر می باشد تقاضای بخشش کنیم . آنهم به کدامین گناه ؟؟ ملت چه گناهی داشته ؟؟مگر در ۲۵ خرداد چه شعارهایی بود به غیر از رای من کو ؟؟مثل اینکه ما از امام حسین بخواهیم عامل اصلی فجایع کربلا را ببخشد. امام خمینی می گفت حرف مرد یکی نیست و دوتاست . یعنی بعضی وقتها اگر دیده اشتباه کرده اعتراف کرده و عذرخواهی کندو بقول معروف جام زهر را بنوشد . ولی رهبر عزیز ما کوچکتر و لجبازتر از آنست که به خطاهای خود اعتراف کند و به حرفهای ما گوش دهد

    بهزاد
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۱۱:۲۱ ب.ظ | پاسخ

    ضمن ادای احترام به نوری زاد
    عجب حکایتی شده حکایت این روزها ! ببخشید مگر قراره ظالم ، مظلوم را ببخشد؟!!!!!! آقای ظالم تو رو خدا ما را ببخشید که به ما ظلم کردید!!!!
    پس اینهمه خون مردم ایران که به زمین ریخت همه را فراموش کردید؟!!!!؟ تمام کشورهای عربی فهمیدن مشکلشون چیه و دارن مبارزه میکنن اون وقت ما داریم درخواست میکنیم که تو رو خدا ما را ببخشید که به وضع مملکت معترضیم.
    فقط دوست دارم بگم متاسفم
    فراموش نکنیم که مرگ با عزت بهتر از زندگی با ذلت است.

    مسگر
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۷ ۱۲:۰۲ ق.ظ | پاسخ

    نوری زاد عزیز و دوست داشتنی هنوز عرق زدان از تنت خشک نشده شروع به نامه نگاری کردی و ظاهرا هنوز امیدواری گوش شنوائی در این مملت در بین مسئولین وجود داشته باشه
    اما هست ؟ اگر هست میشنود ؟ و اگر باشه و بشنوه واقعا فکر میکنی کاری میتواند بکند ؟
    جناب نوری زاد خوش تینت مهربان و عزیز وباز هم عزیز طلب بخشش از که میکنی ؟ و یا نه میخواخهی ادرس مصایب را بدهی
    ترا بخدا نکند این عزیز عزیز و مهربان و مهربان که میگوئی باورت باشد
    میترسیم استاد معزز خیلی میترسیم
    پناه برخدا

    ناشناس
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۷ ۱۲:۳۲ ق.ظ | پاسخ

    ایاک نعبد وایاک نستعین… هر روز ۱۰ بار این آیه رو تو نماز میخونیم که از طاغوت چیزی نخواهیم… نا امیدمون کردی برادر

    ناشناس
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۷ ۱۲:۴۱ ق.ظ | پاسخ

    دوست عزیز! ظاهرا شما هنوز با تم نوشته های نوری زاد عزیزمان آشنا نشده اید. این نامه ها در تاریخ خواهد ماند و کنایه ها و اشارتهای آن را انسانهای ظاهربین و سطحی نگر نخواهند فهمید. چرا که خود ایشان طرف و اعوان و انصارش را بهتر از من و شما می شناسد. برای انسانهای عاقل یک اشارت کافی است.

    همراه شما در جنبش سبز پیروز میرحسینی

     
  38. .

    ناشناس
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۴:۳۹ ب.ظ | پاسخ

    درخواست آزادی مظلوم از ظالم کار درستی است چرا که حجت را بر او تمام میکند و یادمان نرود که امام حسین(ع) نیز تا آخرین لحظه این کار را کرد، اما به نظر من لحن محمد نوریزاد باید با تحکم بیشتری باشد.

    ناشناس
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۴:۴۵ ب.ظ | پاسخ

    سلام بر اقای نوری زاد بسیار شجاع
    بسیار زیبا وکامل فذموده بودید ولی تقاضای شما مطمئنا رد میشود ولی ارزش مانندن در تاریخ وعصبیت طرف مقابل را برای نسلهای بعد دارد سلامت باشید

    بی شماران
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۴:۵۳ ب.ظ | پاسخ

    درود بر نوری زاد

    اشکان
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۴:۵۸ ب.ظ | پاسخ

    آقای نوری زاد عزیز همه نامه خوب بود الا پاراگراف آخر که قلبمان را شکست.

    ناشناس
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۴:۵۸ ب.ظ | پاسخ

    آقای نوری زاد میشه توضیح بدید چرا اصرار دارید از کسی جز مردم کمک بگیرید؟ما برای آزادی دوستانمان به کسی التماس نمی کنیم.از شما بعید بود!!!!!!البته بقیه قسمت های نامه عالی بود.مرسی

    مهرگان
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۵:۰۷ ب.ظ | پاسخ

    اگه قبول نکنه چی میشه.خراب شدن ۲ سال مبارزه!

    ناشناس
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۵:۱۰ ب.ظ | پاسخ

    آقای نوری زاد از مقاله خوبتان ممنون.اگر می بینید همه ی یاران امام (ره)در مقابل حصر آقای موسوی و کروبی سکوت کرده اند بدانید که مصلحت بزرگی در پشت این حصر نهفته است.ای مردم آزاده و مومن کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخورید.

    ناشناس
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۵:۱۲ ب.ظ | پاسخ

    خدایا به ما صبر و استقامتی بده که هرگز از ظالم طلب بخشش نکنیم

    رضا
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۵:۱۹ ب.ظ | پاسخ

    آقای نوریزاد تقاضای بخشش نکرده اند. در متن نامه دقت کنید. کل نامه شرح میدهد که آن دو بزرگ مرد خطایی نکرده اند جز بیان حقایق مسلم. پس از بانی و آمر این دستگیریها، محترمانه درخواست میکنند که آزادشان کنید. در شطرنج سیاست این راهی است بسیار هوشمندانه . طرح یک بازی دو سر برد.

    *
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۵:۳۴ ب.ظ | پاسخ

    انصافاً این کامنتها را یا افراد سفیه گذاشته اند یا مغرض ، شما اگر با دقت نامه را بخوانید تماماً از موضع بالا نوشته شده و البته سیاستمدارانه، اگر تندرویهای امثال شما نبود الان نه موسوی در حبس بود و نه حکومت سرکوب این همه توانائی سرکوب داشت شما دقیقاً در همان تله ای افتادید که دوم خردادیها در حین انتخابات مجلس ششم به آن گرفتار شدند و آن عدم استفاده از قدرت رفسنجانی جهت پیشبرد اهداف خاتمی. بلکه بدتر تخریب و کاستن از قدرت وی که تنها فرد قدرتمند رقیب خامنه ای بود و این نبود جز تله بیت رهبری که در آن گرفتار شدید بدانید سیاست به این راحتی ها هم نیست اگر به این سروران جنبش اعتماد دارید بگذارید کارشان را بکنند و اگر ندارید لطفاً سراغ سایتهایشان نروید و حتی نامشان را نبرید جنبش به افراد آگاه و دانا نیاز دارد مخصوصاً در سال آگاهی تا رهائی

    ناشناس
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۵:۴۶ ب.ظ | پاسخ

    فکر میکنم وقعا اتقاقی در راه است!
    امیدوارم که خیر باشه، اما آثار و شواهد چیز دیگه ای رو میگن

    ناشناس
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۵:۴۷ ب.ظ | پاسخ

    درود بر نوری زاد عزیز که با وجود اینکه میداند هر آن ممکن است که به انفرادی منتقل شود باز هم دست از گفتن حقیقت بر نمیدارد.با گذشت بیش از ۱۰۷ روز از حبس رهبران جنبش ،نشان داده شده است که دفاع از رهبران جنبش و درخواست آزادی آنان شجاعت میخواهد و از خود گذشتگی.

    ع.ر.ق
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۵:۴۸ ب.ظ | پاسخ

    سلام
    آقای نوری زاد انشاالله که همه چیز یادتان هست .
    بیشتر مطالب تان خوب به عبارتی میشه گفت خیلی خوب یا عالی بود . در بعضی جاها مشکلاتی داشت ، مثل جای که در باره اسطوره فوتبال ایران آقای ناصر حجازی نوشته بودید ، ای کاش به خود کمی ،فقط کمی زحمت می دادید و ایشان را با نام یاد میکردید چرا که ایشان یکی از نام آوران ایران عزیزمان در زمینه فوتبال می باشند که طرف داران زیادی از همین مردمی که شما و همه از آنها دم می زنند ، دارد . و در ثانی اگر در مورد ایشان ، تلویزیون کمی صحبت کرد آن هم بخاطر جسارت آقای فردوسی پور مجری و تهیه کننده برنامه نود می باشد و در غیر این صورت ثانیه ای از ایشان چیزی پخش نمی شد چرا که مورد توجه مردم بوده و می باشد ، و مردم هم در هیچ کجا جز آمار نیستند مگر در جایی که میر و امیر کاروان آقای میر حسین موسوی باشند و…..

    lموسوی هاشمی
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۵:۵۲ ب.ظ | پاسخ

    تنها چیزی که از درخواست این عزیز درک میکنم آنست که ایشان و امثال وی حجت را بر حاکمان تمام میکنند تا در آن روزی که به زودی میآید دیگر بهانه ایی نباشد تا بگویند و مدعی شوند که ما نمیدانستیم و یا به ما گفته نشد که راه کدام است و بیراه کدام. من فکر نمیکنم ذره ایی امید به اجرا شدن این درخواست در دل نوری زاد عزیز وجود داشته باشد اما میگوید تا بهانه ها را از آنان بگیرد. و اما هرروز که به روزهای پرشور خرداد نزدیک میشویم بیشتر از گذشته دلتنگ سید میشویم. این روزها با بیرون آمدن این خبرهایی که همگان درخصوص دولت مهربانی و عدالت میشنویم بیشتر از دست اندرکاران گله مند میشویم که مگر گوشهایتان کر بود صداهای حق طلبی ها را نمیشنیدید. مگر نه اینست که در گذشته ایی نچندان دور همه این سخنانی که میگویید گفته شد و اخطارها داده شد چه شد که یکباره همه شما هم همان سخنان را بازگو میکنید . اما درتعجبم که یک مرد دربین اینها پیدا نشد که بگویید بله موسوی و کروبی هم همین سخنان را فریاد میزدند.

    ناشناس
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۵:۵۸ ب.ظ | پاسخ

    من هم گمان می کنم جناب نوریزاد با کنایه مسئولیت حصر میر حسین و کروبی را به عهده خامنه ای می گذارد مگر نه اینکه رئلس قویه قض

    افشین
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۶:۰۰ ب.ظ | پاسخ

    زمان ، مرگ پدر شریف تو را به تعویق انداخت . او می توانست سه سال پیش از دنیا برود . او زنده ماند تا تو را درحصار کسانی ببیند که خود ، آنان را درسالهای تلخ و تاریک پهلوی پناه داده بود .

    zem
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۶:۰۱ ب.ظ | پاسخ

    دوستان عزیزم دقت کنید که در عمق کلام آقای نوری زاد از رهبر این نهفته است که هر چه هست از خود اوست
    به متن و جمله بندی ها توجه کنید که همه مسئولیت ها رو گردن رهبر می اندازه…

    ناشناس
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۶:۰۳ ب.ظ | پاسخ

    من هم گمان می کنم نوری زاد در این متن مسئولیت حصر میرحسین و کروبی را به عهده خامنه ای می گذارد مگر نه اینکه رئیس قوه قضاییه گفت نحوه برخورد با مهدی کروبی و میرحسین موسوی به عهده رهبری است

    حالا هم رهبری باید پاسخگو باشد و نه شخص دیگری
    آقای خامنه ای میر و شیخ ما را آزاد کن سریع وگرنه بترس از هشدار نوری زادانجا که می گوید

    “بحرانی که اگر صبوری اش سرآید، نه “”اسلحه”” خواهد شناخت و نه چیزی به اسم “”اسلام””. و قطعا همه ی ما را خواهد روفت و به دره ای بی انتها در خواهد انداخت. بحرانی که زنگ هشدارش در کشورهای منطقه به صدا در آمده است و ما متعمدانه اما نابخردانه، با رویگردانی از عبرت پذیری، خود را از مسیر آن بدر می بریم .

    مغرور
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۶:۰۵ ب.ظ | پاسخ

    جناب نوری زاد عزیز، به خاطر داشته باشید که “سبب گر بسوزد مسبب اوست، همویی که تز او طلب مهربانی و بخشش دارید”
    من آن گلبرگ مغرورم که می میرم ز بی آبی ، ولی با حفت و خواری پی شبنم نمی گردم.

    ناشناس
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۶:۲۴ ب.ظ | پاسخ

    نوری زاده عزیز – خواندم نامه تو را به سید و گریستم – گریستم به حال خودم و مملکتم و از خدا طلب می کنم تو را برای ملت ایران سلامت بدارد و دعاهای تو را مستجاب کنم – نور چشم منی – خدا نگهدار تو

    سبز دربند
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۶:۲۷ ب.ظ | پاسخ

    سلام سید:میدونم که میدونی ما هم ۲ سال پیش به عشق تو ازادانه پرواز کرددیم ولی حالا دور از تو هستیم و دربند اما بدان رسیدن به تو و ازادی همه حصارها را خواهیم شکست به امید ان روز.

    شیر علی
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۶:۲۹ ب.ظ | پاسخ

    آری در این اوزان آسمانی چه راهت میتوان به بزرکواری مانند شما صدا زدآقای نوریراد……………..من سالها به دنبال شما بودم تا کتابی را که ۳سال زحمت آن را کشیدم تا رنج حقیقی کسی را به تصویر بکشانید که اکنون افتخار کشور است .عجبا که درد زندان کردن شما دل همه را به درد آورد وسالهاست همجنان دررنجم که آیا درد کشیده ای که گفتن حقیقت . اورا به انفرادی های زندان های ..اسیروآواره کرداز مسبب اصلی دستور ات رنجهای او درخواست آزادی شیر مردی دیکراست که در نامه تان تمام دیدکان هر خواننده ای را کریان کرد…..خیر دوست عزیز این نامه نه که به او نخواهد رساندبلکه اکردر اطراف ایشان باشدکه بداند وب سایت وووووووو یعنی چه که بعید است آنهم شاید از خود شما زحمت ترجمه ان رابخواهند .اری در این زمان چه سخت است حقیقت کفتن.چه مصیبتی بالا تر از این.در غم شما شیر مردان روزکار شریکم…….در مورد کتابم دوست دارم اکر قسمتی شد با شما بزرکوار کر یاری نماید خداوند منان وافتخار انراداشته باشم وچون عمر به تندی در گزر است .لیک حوب میدانم ..آری مرک برای همه در کمین است.قبل از ان وصیت همان فردی که قهرمان کتابم میباشد به اجرا در آورم شایدهمچنان او بعد از مرکش قهرمان بماند خداوند محامیان مردم فقیرو ارادی خواه وصبور ملت ایران عزیز را از تمام بلایا ودر حصر فقط به یاری خودش چون میدانم روزی بلاخره به یاریمان خواهد آمد از دست عده ای چپاول گرنجات دهد.
    ک

     
  39. عباسفاطمهزهرامیرضاشکان
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۲:۰۷ ب.ظ | پاسخ

    نوری زاد درک بالایی دارد وجنس سیاست را میشناسد…
    متاسفانه دوستان کامنت گذار بسیار آرمانگرا هستند و از واقعیات فاصله گرفته اند….

    ناشناس
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۲:۲۸ ب.ظ | پاسخ

    ان شاا… به زودی آزادی را جشن می گیریم

    ناشناس
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۲:۲۹ ب.ظ | پاسخ

    موسوی برای آزادی ما تمام روزهای باقی مانده زندگیش را فدا کرد ما نیز باید برای آزادی او حداقل غرورمان را زیر پا بگذاریم. درخواست نوریزاد نه از طرف موسوی که از طرف خودش و بخشی از حامیان ایشان بوده و من همان بخشم و حاضرم با تمام وجود غرورم را زیر پا گذاشته و از زندانبان طلب آزادی زندانی کنم

    میم.تهران
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۲:۳۸ ب.ظ | پاسخ

    تمام نامه عالی است اما آخر آن…چی بگم خدایا…نوری زاد آزاده و عزیز شما اینجوری نبودید… ترا به خدا از عامل تمام این دردها درخواست نکنید … میر حسین عزیز ماست

    ناشناس
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۲:۳۹ ب.ظ | پاسخ

    دوستان سبز به خاطر بسپارید که انسان عاقل نحیف ترین ریسمان را حفظ می کند و انسان دیوانه محکمترین زنجیرها را با پتک می کوبد. ما برای مبارزه مدنی باید از حداقل امکانات موجود حداکثر استفاده ممکن را بنماییم. نه مانند انقلاب ۵۷ تمام زیرساخت ها را ویران کنیم. راه ما راهی آهسته و پیوسته به سوی جامعه مدنی و دموکراتیک است نه به قیمت ویران کردن دستاوردهایی که تا کنون داشته ایم. یادتان باشد که مثلا در آموزش و پرورش یا در نیروی نظامی زمان شاه ما بهترین استادان و کارشناسان را داشتیم ولی چون انقلاب می خواستیم بسیاری از افراد که واقعا لایق این نهادها بودند را اعدام و زندان و متواری کردیم و کسانی که شایستگی نداشتند وارد این نهادهای مهم شدند. پس هر تحول انقلاب مانندی بسیاری از دستاوردها را از ما خواهد گرفت.

    سعید
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۲:۴۵ ب.ظ | پاسخ

    تشکر از شما

    جواد
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۲:۴۹ ب.ظ | پاسخ

    اقای نوری زاد عزیز ای مرد ازاده
    نامه شما بسیار اگاه کننده و درد ناک بود, قلم زیبای شما و کلمات بکار برده شده واقعا در خور تحسین میباشد.
    اما نظر شما و اینکه رهبری رهبران جنبش را ازاد کند, فکر میکنید گوش شنوائی وجود دارد, از سوی ایشان بجز کینه و نفرتی که بزرگترین خسارتها را به ملت و کشور ما زده است چیزی در میاید؟
    اقای نوری زاد, امام بزرگوار ما انقدر صداقت و پاک بود که برای پایان دادن به جنگ حاظر شد جام زهر بنوشد و اعتراف به اشتباه کرد.
    ایا فکر میکنید این پاکی و صداقت وجود دارد که رهبری پی به اشتباه ارزیابی کردن خود برده باشد چه تحت تاثیر گرفتن اطلاعات غلط و گمراه کننده از جانب اطرافیان و مسوئلین باشد و یا بر اثر کینه های گذشته از اقای موسوی باشد.
    ایا فکر میکنید این شهامت و درک موضوع در ایشان وجود دارد که به این موضوع اعتراف کند و جایگاه ارزشمند خود را در بین ملت ایران دوبار بدست اورد و یا اینکه تمامی حوادث اخیر برای و بی ابرو کردن احمدی نژاد که دست پرورده خود ایشان است را بوجود اورده اند برای منحرف کردن مردم از مسائل داخلی و خارجی بخصوص وضعیت اقتصادی اسفناکی که کشور ما در ان وجود دارد و همچنین در استانه انتخابات مجلس بوجود اوردن فضائی که بتوان از این فضا به نفع خود استفاده کنند.
    اما رهبری باید بدانند بقول سید بزرگوار و دل سوز نظام و جمهوری اسلامی جناب اقای خاطمی فضای سیاسی و امنیتی جامعه ما انچنان مسموم و هراس انگیز است که ایشان و دیگران هرگز نخواهند توانست از این فضا برای انتخابات مجلس استفاده کنند, این فضا بیشتر بسوی نابودی و از هم پاشیدگی نظام و جمهوری اسلامی پیش میرود.
    رهبری که منهم هنوز در ته دلم زره ای امید به ایشان دارم, اگر واقعا پدر این ملت باشد, باید درس بزرگی از ان پیر فرزانه امام بزرگوار گرفته باشد, که اعتراف به اشتباه ارزیابی کردن هیچ چیز از مقام ومنظلت ایشان نمیکاهد برعکس مردم ایران میبینند که با تمام خسارتهائی که به کشور و مردم نجیب ایران وارد شده است انها درک این موضوع را دارند, که بخاطر نجات کشور از این فضای مسموم و نابود کننده گذشت بکنند.
    رهبری باید بدانند که دشمنان سرزمین ما بخوبی از این فضای مسموم استفاده میکنند و ضربات جبران ناپزیری به مردم و کشور ما خواهند زد.
    ایا براستی شما فکر میکنید که این درایت و از خود گذشگی در ایشان وجود دارد؟
    مسلما قدم اول ازادی جناب اقای موسوی و همسر محترشان خانم زهرا رهنورد و جناب اقای کروبی شجاع و حق طلب و همسر محترمشان میباشد.
    و قدم بعدی رو راست بودن با ملت ایران و اعتراف به اشتباه ارزیابی کردن از انتخابات و تائید زود هنگام ان میباشد, این مطلب میتواند مشروعیت از دست رفته ایشان را دوباره احیاء کند و ارامش به ملت ایران بدهد.
    ایا شما مرد بزرگوار فکر میکنید این درایت و از خود گذشتگی در ایشان وجود دارد که برای اینده این سرزمین و فرزندان ان قبل از نابودی فکر چاره کند؟
    امیدواریم.!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    رضا
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۳:۱۲ ب.ظ | پاسخ

    خدایا خامنه ای ما را محافظت کن . ما به مهربانی او بیش تر نیازمندیم.

    آقای نوریزاد عزیز فکر می کنید چرا شما و دوستان دیگر ماه ها در حبس های غیر قانونی بوده اید فکر می کنید چرا کوی دانشگاه چندین و چند مرتبه به خاک و خون کشیده شد و در نهایت در دادگاه های همین رهبر مهربان خود دانشجویان محکوم شدند

    اقای نوریزاد ما را نا امید نکنید تو رو خدا واقعیت را قبول کنید مار به خیر خامنه ای امید نیست شما بگو شر نرساند

    هموطنی سبز از آذربایجان
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۳:۲۳ ب.ظ | پاسخ

    درود بر شرافت و مردانگی ات آقای نوری زاد عزیز.دورادور بر دست و قلم ات بوسه زده و سر تعظیم فرود می آورم که در این دوران ناجوانمردی ها این چنین از حق و حقیقت سخن میگوئی و از مردم دردکشیده و رنج دیده و راهبران آن با وجود شدایدی که بر تو وخانوادۀ محترمت گذشت دفاع میکنی.ولی گله ای نیز دارم و آن اینکه چرا شما اصل و ریشۀ تمام مشکلات و بدبختی های چندین سالۀ کشور را فراموش نموده و از ایشان انتظار و طلب بخشش بزرگوارانی مثل آقایان موسوی و کروبی را دارید .من مطمئن هستم که خود بزرگواران به همچین درخواستهایی رضایت نداشته باشند.
    به امید رهایی مردم رنجور کشور عزیزمان ایران

    سید محمد
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۳:۲۶ ب.ظ | پاسخ

    دوستانی که به بیان آقای نوری زاد ایراد میگیرید ؛ اینگونه بیان ایشان نه تنها آزادگی اش را مخدوش نمیکند ، بلکه عین آزادگی ایس.
    ایشان با درخواستش از رهبری در واقع انگشت اشاره را متوجه این آقا کرده تا تاریخ بفهمد که این فجایع مسببی هم دارد که اگر بخواهد میتواند از موضع رهبریتش جلوی این فجایع را بگیرد.
    پس خیلی محترمانه آقای نوری زاد باعث و بانی را به تاریخ نشان میدهد.برای همین از ازادی ایشان میترسند.
    کمی با درایت و به دور از احساسات نامه های ایشان رو نقد کنید.

    علیرضا
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۳:۲۷ ب.ظ | پاسخ

    آقای علی!
    تو این نامه نوری زاد از کسی طلب بخشش نکرده. خوب نامه رو بخون. نوری زاد فقط با نرمی و ادب …حرف زده که این جز حریت و آزادگی این مرد رو نمی رسونه. بعلاوه اینکه پیروزی ما روزیه که وادار به مذاکره کنیم. نامه هایی از این دست می تونه راه رو برای این قضیه هموار کنه.

    بامداد
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۳:۲۸ ب.ظ | پاسخ

    قربونت برم نوری زاد عزیز که به فکر میر حسین مایی، نامه ات خیلی زیبا بود ممنون از شما
    اما کاش اون حس تقاضا و خواهش رو از کسی که مسبب همه ی این ناراستی هاست منتقل نمی کرد
    اون قسمت آخر رو هم که…
    نوری زا عزیز یادمه تو زندان خودت در برابر چنین درخواستی از رهبر مقاومت کردی و ترجیح دادی که در زندان بمونی تا از او ازادی بخواهی….چقدر اون روز برامون بزرگتر و عزیزتر شدی
    حالا هم اگر می تونی همونطور بمون اگر نه سعی کن ننویسی
    ببخشید که جسارت کردم اما دوست دارم همون نوری زاد عزیز و آزاده ای که برامون بودی توی حافظه مون باقی بمونی
    یا حسین میرحسین

    علی
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۳:۳۷ ب.ظ | پاسخ

    دوستانی که از سر صداقت و تیزبینی به محتوای نامه آقای نوری زاد و یا این روزها به پیشنهاد آقای خاتمی اعتراض می کنید!
    لطفن به سیاست به عنوان علم امکانات و نه خواسته های برحق و انسانی خودتان نگاه کنید. حرف هایی که این آقایان این روزها می زنند غیر از آن خواسته هایی که میر حسین موسوی در بیانیه هایش دارد و ما همه با آن موافقیم، نیست! فقط از زبان این آقایان و با “لهجه” خواص ایشان بیان می شود. تازه ببینید که توپ را به کدام میدان می اندازند و حریف را چه زیبا مجبور به بازی می کنند.
    به امید روزهای بهتر برای وطنمان و مردمان شریفش

    minoo
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۳:۳۸ ب.ظ | پاسخ

    این قسمتش عالی بود:
    من از این در شگفتم که : تو ، و همسرت ، در بند باشی ، و آنانی که شیر نفت بی زبان ملت ما را به جیب مبارکشان متصل کرده اند و قربته الی الله مشغول بالا کشیدن سرمایه های بی بازگشت این مردم اند ، آزادانه برسر مسندهای این کشور حسرت زده جولان بدهند و در خلوت خود به ریش ما بخندند . عجبا که ما تو را به جرم های احمقانه ای متهم کردیم و در دادگاههای تشکیل نشده محکومت کردیم و به اجرای حکم خود فرموده ی خود مان نیز اقدام کردیم . باورم براین است که سید عزیز ، بسیاری از بزرگان صاحب نام و انقلابی ما و نمایندگان ما و دستگاه قضایی ما ، در نسبت با تو و همسرت و آقایان خاتمی و کروبی و حرکت معترضانه ی مردم ، و خون هایی که به ناحق در این دوسال ریخته شد ، به آنچنان آزمونی از آزمونهای الهی در افتادند که جز روسیاهی برای آنان نمانده است . در فردایی که همین نزدیکی هاست ، ما و تاریخ و جهانیان ، تماشاگر این روسیاهی دسته جمعی خواهیم بود . و البته تماشاگر رو سپیدی شمایان . صبور باش دوست ما . صبور .
    البته قلم نوری زاد عزیز که حرف نداره…ممنون و سپاسگزار از نوری زاد عزیز

    احمد زرین اباد
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۳:۴۱ ب.ظ | پاسخ

    نامه زیبا و منطقی بود اری همه بزرگان و اندیشمندان و دلسوزان نظام مقدس جمهوری اسلامی باید به میدان بیایند به والله قسم می خورم اگر همه در مسیر عقلانیت حرکت کنند و از تندروی پرهیز کنند شرایط بهتری بوجود امد من در خارج از کشور و انگلستان زندگی می کنم عده ایی همچون کفتار و گرگ منتظرند تا به نظام مقدس جمهوری اسلامی اسیبی برسد و انگاه بر سفره ایی اماده حاضر شوند نه موسوی را می شناسند و نه خامنه ایی را و هر روز بر طبل خشونت می کوبند و هر دم ارزو می کنند تا در ایران عزیزمان حمام خون راه بیفتد خاتمی حرف درستی زد و باید همه یکدیگر را عفو کنند حضرت ایت الله خامنه ایی طبق همین قانون اساسی رهبر نظام جمهوری اسلامی است و هر کس به قانون اساسی اعتقاد دارد باید به شان و منزلت مقام معظم رهبری احترام بگذارد امیدوارم همانطور که اقای شکوری راد گفت و خاتمی گفت و امروز محمد عزیز نوری زاد هم گفت همه از تندروی پرهیز کنند و گرد رهبر معظم انقلاب اسلامی حلقه زنند و اجازه ندهند فرومایگان انقلاب را از صاحب ان که مات بزرگ ایران است به سرقت ببرد اری خدایا خامنه ایی را محافظت بفرما امین یا رب الامین

    ناشناس
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۳:۵۰ ب.ظ | پاسخ

    به امید اینکه همه ملت ما همانند آقای نوری زاد بیاندیشند و با منطق و دور اندیشی مسائل رو نگاه کنند.ممنون از این نوشته

    پشیمان
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۳:۵۰ ب.ظ | پاسخ

    ای نوری زاد ای حر زمان ما نوشته تومرا گریاند ان هم چه گریاندنی من همانند شما از گذشته ای که دیگران را بدون محاکمه محکوم میکردیم وبا خیال پردازی زندگی میکردیم وبه دیگران میخندیدیم وامثال سحابی ها را خائن میخواندیم پشیمانم امیدوارم (همچون شما )نسل آینده ما زندگی خوبی داشته باشد .

    ناشناس
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۳:۵۸ ب.ظ | پاسخ

    درود به نوریزاد.درود به میر حسین.درود به ایران.درود به نسل آزادی…

    ناشناس
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۴:۱۱ ب.ظ | پاسخ

    چه طور از کسی که بازی گردان اصلی و مسبب همهء این مشکلات است،انتظار بخشش و حل این مشکلات را دارید.

    محسن سبز
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۴:۱۴ ب.ظ | پاسخ

    تمامی الفاظ جهان را در اختیار داشتیم
    و آن نگفتیم

    که به کار آید،

    چرا که تنها یک سخن

    یک سخن در میانه نبود:

    آزادی!

    ناشناس
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۴:۲۲ ب.ظ | پاسخ

    این در حقیقت پارادوکس نیست، خود آقای نوریزاده هم میداند که کسی‌ که طلب بخشش از او می‌کند، اگر قرار بود ببخشد که تا بحال بخشیده بود، فکر می‌کنم این به نوعی کنایه زدن به اون شخص ولی‌ با رعایت ملاحظات است

    ناشناس
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۴:۲۷ ب.ظ | پاسخ

    آقای نوری زاد برای من نتیجه جنبش سبز مهم نیست
    تن به ذلت نمی دهیم
    سید عزیز ما در حصر بماند بهتر است تا اینکه با التماس او را آزاد کنند
    ما طوطی فقریم جگر خواره مصریم چون زاغ سیه میل به مردار نداریم

    غیبی
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۴:۲۸ ب.ظ | پاسخ

    آقای علی ، شاهد و عزیزانی دیگری که به بخشی از سخنان آقای نوری زاد اعتراض دارید. من چیز دیگری از این جملات می فهمم . بگذارید ایشان با روش خودش بنویسد . ایشان دچار پارادکش نیستند.

    green mother
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۴:۳۳ ب.ظ | پاسخ

    be nazar man aghaye noorizad ghoroorash ra zir pa migozard bekhater mardom ke ta shayad oon kasi ke masoole tamam in fajaye ast tobe kone vali man motaghedam heif ensan nazanini mesl shoma ast ke az oon adame khodshifte darkhast konid chon in joor adama mamoolan khatahashoon ra nemipazirand oonam vaghti be andazeye esarate yek melat bashe ma sabr mikonim va in bar pas az 100 sal azadi vaghei ra be dast miavarim va ghadre kasani ra ke dar kenare mardom mandand ra midanim

    تفکر سبز
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۴:۳۳ ب.ظ | پاسخ

    بسیار زیبا بود از کسانی که انتقاد داشتند میخواهم ۱بار دیگر بخوانند ایشان بسیار زیبا به رهبری طعنه زده اند.

    فتنه سبز زنده
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۴:۳۵ ب.ظ | پاسخ

    آقای نوری زاد

    اګر واقعا صداقتتی برای نشان دادن به اینکه دنبال دنیای بهتری برای همنوعانتان هستید ؟

    نامه ای هم به تک تک خانواده های اعدامی ها به هر جرمی- تحاوز شده ها ـ شکنجه شده ها ـ- زندانی ها ـ بی نان شبها ـ بی خانه ها – بیکاارها ـ از بیمارستان بیرون اندخته شده ها ـ شهدای کشته شده در بازګشایی و افتتاح ها ـ و و و — هم بنویسید .

    که هیچکدام ګناهی نداشتند جز اینکه باید منتظر میشدند که افرادی مثل شما از نظر پیشرفت فکری به مرحله امروزی و شاید فردایی خودتان برسید .

     
  40. سلام بر جهادگر روح الله ، محمد نوری زاد
    ایکاش دوستانی که در این مجال می آیند و انتقاد می کنند و گاهی هم بد و بیراهی نثار محمد نوری زاد می کنند ، گرمای 50 درجه بیابان های بلوچستان و بندر عباس را برای خدمت به خلق خدا چشیده بودند.. کاشکی اضطراب و دلهره خط مقدم و سنگینی دوربین بر روی دوش را در دفاع مقدس و جبهه ها کشیده بودند .. کاشکی دوری از خانواده و حس غریب تنهایی را در انفرادی و زندان چشیده بودند .. کاشکی توهین و بد و بیراه های بازجویان را بازداشتگاه دیده بودند و کاشکی کفش های محمد نوری زاد را می پوشیدند و چند قدم راه می رفتند ، آانوقت چند مرده حلاج بودنشان را ثابت می کردند … نه عزیز هموطن و برادرم … نوری زاد اگر ترسیده بود که خیلی زودتر از این ها از بند رها شده بود و مثل امثال من و شما در کنار خانواده اش به راحتی زندگی می کرد .. کاری که خیلی ها کردند … گاهی نفروختن اعقادات و استواری بر عقیده خیلی کار سختی است .. البته شعار دادنش بسیار آسان … برای من محمد نوری زاد چون یک جهادگر و رزمنده بریا شکور ، دین و مردمش بوده عزیز است و خواهد بود .. چون به نظامی معتقد است که همه شما و پدر و مادرانمان در سال 57 آن را قبول کردند و پسندیدند معتقد است ، البته حساب نظام و انقلاب و خدا و دین را به حساب عده ای دین فروش دغل باز نگذارید… باور کنید خوبی همیشه خوب است .. درستی و صداقت همیشه زیباست .. این 6 سال را به پای دین مظلوم و آدم های صادق و مظلومتر نگذارید… بعضی وقت ها فکر می کنم ایکاش محمد نوری زاد هم مثل شهید آوینی روی مین رفته بود تا اینقدر مظلومانه آماج حمله نمی شد… هنوز هم مرد ترین ما همین محمد نوری زاد است … باور کنید… واقعا بعضی از ما آدم ها بی انصافیم .. خیلی بی انصاف

     
  41. جناب نوری زاد سلام
    این نوشته بسیار دردناک است و غم انگیز. دردناک است از آن جهت که واقعیتهای دیروز و امروزمان را بررسی میکند و غم انگیز است از آنرو که با علم به شناخت ظالم، از ظالم طلب بخشش کرده اید.
    شما خوب میدانید که تمامی جنایاتی که حداقل از فردای انتخابات در این مرز و بوم صورت گرفت با فرمان و دستور آقای خامنه ای بود و حصر و زندانی مردان شرف و ازادگی، موسوی و کروبی و همسران محترمشان نیز با دستور مستقیم آقای خامنه ای ممکن گردید. شما بخوبی بر جریانی که در بیت رهبری میگذرد واقفید و بخوبی میدانید که امثال احمدی نژاد مهره های دست نشانده رهبرند و تاریخ مصرف دارند و اکنون گویا این یکی هم تاریخ مصرفش گذشته که از چپ و راست مورد حمله قرار گرفته
    رهبر بی بصیرت جمهوری اسلامی باید به مردم پاسخ اینهمه جنایت را بدهد پس خواهشا آبروی خود را در تطهیر ظالم خدشه دار نکنید

     
  42. علی
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۱۲:۲۹ ب.ظ | پاسخ

    آقای نوری زاد
    شما دچار پارادوکس هستید. عامل اصلی تمام مشکلات ما همان کسی است که شما از او دارید طلب بخشش می کننید. غرور ما را جریحه دار نکن آقا

    سبز یعنی استقامت تا بهار
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۱۲:۳۴ ب.ظ | پاسخ

    تو اما ، سیدعزیز، مگر چه می گفتی و یا چه می خواستی که از چهار طرف، بر تو و بر اطرافیان تو سنگ باریدند؟ و حضور تو را در کانون قدرت برنتافتند؟
    تو می گفتی :
    باید به روی ایرانیان آواره و قهر کرده و عبوس و عصبانی آغوش گشود و نازشان را کشید و بخاطر سالها بد اخلاقی ، از آنان دلجویی کرد و به میهن بازشان آورد .
    سید عزیز ،چشم به راه توایم . همپای روزگار. که او نیز با بازی های پنهان و آشکارخود ، چشم به راه توست.
    خدایا به خون پاک شهدایمان قسمت میدهیم میر محصور و شیخ بزرگوارمان و همسران گرامیشان را آزاد گردان ، خدایا تو نیک میدانی لحظه ای نیست که به یاد این عزیزان و خانواده های کشته شدگان و زندانیان آزاده نباشیم .

    سعید
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۱۲:۴۰ ب.ظ | پاسخ

    حقا که زاده نوری! درمقابل این همه شجاعت واستقامت درطلب حق سرتعظیم فرود می اورم

    هموطن
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۱۲:۵۴ ب.ظ | پاسخ

    سرورعزیزم آقای نوریزاد،
    ازافتخاراین دولت کریمه احمدی نژادی آن است که ازمنتقد، مخالف وازمخالف، معاندوازمعاندبراندازتحویل انقلابمان بدهد ولی درتعجبم که چرا چشم امیدی به رهبری داری!؟ دوست عزیزآیا فکر میکنی درحصربردن وادامه آن بدون موافقت ایشان بوده؟ماهم همانندتعداد زیادی ازآن چهارده میلیون نفر روزی به این نظام وانقلاب دلبسته بودیم وزجرها کشیدیم ولی حیف وصد حیف!السجن احب الی مما یدعوننی الیه (یوسف ۳۳).باامید به آنکه کلبه احزان شود روزی گلستان

    رضا
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۱۲:۵۵ ب.ظ | پاسخ

    خدا این آقای نوری زاد رو حفظ کنه. آسمانی حرف می زنه. صد حیف که امثال این آقای نوری زاد باید در قفس زندان باشند، اما آسمان شهر پر باشد از غارغاره کلاغ های آزاد.

    شاهد
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۱:۰۲ ب.ظ | پاسخ

    آقای نوریزاد؛ آقای نوریزاد، آقای نوریزاد
    نوشتهایت متین اما معترضم که از چه روی نمایندگی کسانی را میکنید که حاضر نشدند شرافتشان را به تقاضا از کسانی که خود نه شریک دزد که موید دزدند و در این دوسال چه ها بر مردم گذراندند بفروشند. لابد نکند هنوز میندیشید که آن کسی که میخواهید بماند روسفید است که با گذشتن از گناه ناکرده سید مقبولتر شود. جل الخالق . آقای نوریزاد شما را چون حر آزاده میپنداریم. لطفا آزاده بمانید.

    واله
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۱:۰۳ ب.ظ | پاسخ

    من تعجب میکنم ازین محمد نوری زاد عزیز…بااینهمه فجایع وبلایایی که برسر ملت وبرسرخودش بعنوان یکی ازفرزندان همین ملت باریده،چقدرمحترمانه ومودبانه ازکسی که شاید بالاترین مسوولیت رو درقبال این فجایع داره درخواست میکنه …وچه چیزی روهم درخواست میکنه!!!

    وصدالبته این احترام وادب مثال زدنی،باید ازامثال “نوری زاد”سربزنه
    که الگوی حریت وآزادمردی درعصرسقوط انسانیت اند.

    mohsen
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۱:۰۶ ب.ظ | پاسخ

    به امید آزادی همه زندانیان سیاسی و آزادی ایران سبزمان و درود بر مردان بزرگ این مرز و بوم (موسوی …کروبی…نوری زاد…خزعلی…خاتمی… و همه عزیزان سبز زندانی و بزرگانی که در تقلب بزرگ تاریخ ایران در سال ۸۸ …طرف مردم و حق و راستی و شرف را گرفتند

    ناشناس
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۱:۰۸ ب.ظ | پاسخ

    پدرت ماند تا تو را در حصار کسانی ببیند که آنان را پناه داده بود افرین

    البته جناب نوری زاد از قاتلان تقاضای آزادی مکن که این تقاضا به جای آزادی شما را در بند می کند کما اینکه گویی بند به پای شما هم رسیده است

    ناشناس
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۱:۱۶ ب.ظ | پاسخ

    با آرزوی یکم فقط یکم شادی و آزادی

    راهی
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۱:۲۸ ب.ظ | پاسخ

    دوست دارم محمد عزیز

    nima
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۱:۲۹ ب.ظ | پاسخ

    بهترین و کاملترین مقاله بود که تا حالا خوندم. به اومد آزادی و روزای خوب برای مردم و کشور عزیزمان ایران.

    ناشناس
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۱:۳۶ ب.ظ | پاسخ

    خدا نیامرزدش همو که با اشاراتش سید ما را در بند می خواهد

    amin
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۱:۴۳ ب.ظ | پاسخ

    بسیار زیبا بود.به امید رهایی

    محمود
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۱:۴۷ ب.ظ | پاسخ

    آقای نوری زاد ضمن عرض ارادت و احترام از اینکه می بینم شما از ظالمین تقاضا می کنید قلبم می گیرد.

    محمدجوادِسبز-فرزندجانبازوبرادرزاده ی1شهید
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۱:۵۱ ب.ظ | پاسخ

    واقعاً زنده باد محمد نوری زاد- چه نامه ی پرباری بود برای ناآگاهان و نادانان-

    اشک توچشمام جمع شد وقتی این جملات رو خوندم :
    سرت سلامت سید:به خودت ، به همسرت، و به مردمی که چشم به راه تو اند ، نیک بنگر!

    عجبا که ما تو را به جرم های احمقانه ای متهم کردیم و در دادگاههای تشکیل نشده محکومت کردیم و به اجرای حکم خود فرموده ی خود مان نیز اقدام کردیم . باورم براین است که سید عزیز ، بسیاری از بزرگان صاحب نام و انقلابی ما و نمایندگان ما و دستگاه قضایی ما ، در نسبت با تو و همسرت و آقایان خاتمی و کروبی و حرکت معترضانه ی مردم ، و خون هایی که به ناحق در این دوسال ریخته شد ، به آنچنان آزمونی از آزمونهای الهی در افتادند که جز روسیاهی برای آنان نمانده است . در فردایی که همین نزدیکی هاست ، ما و تاریخ و جهانیان ، تماشاگر این روسیاهی دسته جمعی خواهیم بود . و البته تماشاگر رو سپیدی شمایان . صبور باش دوست ما . صبور .

    سید عزیز : زمان با شتاب ، به نفع تو و سلامت تو و سلامت راه تو سپری می شود . تو قطعا ، سرفراز فردایی هستی که : جهان هستی ، برای تو تدارک دیده است
    سرفراز فردایی هستی که : جهان هستی ، برای تو تدارک دیده است
    یالثارات الحسین

    و اما آیا رهبر این نامه رو میتونه بخونه؟؟؟!! یا مثلا نامه ی فرزند آیت الله منتظری به رهبر ، توسط ایشون رؤیت شد؟؟؟ همون نامه ای که یکی از دوستان سبز نوشته بود زیرش : ای بابا ، خود رهبر هم الان فیلتر شده- امیدوارم اینجوریث نباشه- چون ننگ بزرگیه برای دورو بریهای آقا و در آینده (چه این دنیا چه اون دنیا) جزسرافکندگی برای آقا هم چیزی نخواهد داشت-
    من می دونم که رهبر مهربانتر از این حرفهاست- همین سالهای نزدیک اومد به شهر ما و من هم رفتم- … خیلی خوب بود- خیلی-
    حضرت علی(ع) هم با اون عظمتش نتونست حکومت رو نگه داره و خون دل خورد از یه سری که الان هم ظاهرا از نسل اونها(اون نجسها و متحجرها و مقدس نماها و نادانها) هستند در مملکت ما—- منتهی امان از اون قرارگاهی که یک مشت رانتخوار ادارش می کنن و یا بدون مناقصه از دولت ، مأمور انجام پروژه های عظیم نفت و گاز می شَن- قرارگاه خاتم رو می گم- خدا هدایتشون کنه- اگه هم هدایت نشدن نابودشون کنه- و هر ارگان دیگه ای مثل این موجودات

    دانشجو
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۱:۵۲ ب.ظ | پاسخ

    بنده اعتقاد دارم که این تقاضا طعنه و کنایه ای است به منشا و منبع ظلم در حکومت چرا که هر چقدر هم که شخصی بی بصیرت و کم خرد باشد باز هم با درک این همه شکنجه از نزدیک در زندان های این حکومت دیگر امیدی به آزادی خواهی رییس حکومت نخواهد داشت در حالی که محمد نوری زاد فردی فرهنگی و فهمیده است و آنجا که می گوید “خدایا خامنه ای ما را محافظت کن . ما به مهربانی او بیش تر نیازمندیم. ” در واقع می گوید ما به رهبری مهربان نیاز داریم نه رهبری جبار.

    masoud
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۱:۵۴ ب.ظ | پاسخ

    آقای نوریزاد از چه کسی طلب بخشش میکنید؟ از کسی که این عزیزان را به زندان و حصر انداخته؟ بهتر نیست از خداوند متعال طلب بخشش و آزادی ایران و ایرانیان رو از دست همین شخص بخواهیم!!!!!

    سبز
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۱:۵۶ ب.ظ | پاسخ

    سلام بر مرد جبهه و تاریخ
    تا کی باید بر رهبری مردی از جنس خودمان اما پلید تر از شیطان اصرار ورزیم و از او درخواست داشته باشیم
    آقای نوری زاد
    این الفاظ را را برای نامیدن این فرد بس کنید
    او نه تنها رهبر مردم نیست بلکه دشمن مردم هم هست
    به خدا دست نیاز و درماندگی بگشاییم شاید او جوابمان دهد
    ارادتمند شما فرزندی از ایران اما از نسل سوخته ی تاریخ انقلاب

    یک مشهدی
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۱:۵۸ ب.ظ | پاسخ

    نوری زاد عزیز حرفهایت از جنس درد دلهای ماست اما تقاضایت آنهم به تعبیر دوستمان از کسی که خود مسبب همه این ناهنجاریهاست کمی رنجه آور ونومید کننده.نوری زاد عزیز یا نمیدانی یا شما هم مثال خاتمی هنوز دل بر عنایات او داریداماهرچه باشد من اگر دربند باشم ازو نمیخواهم که بند ازپای من بگسلد.عزیز دل کمی از توهم خارج شوید وواقعیتهارا بنگرید.

    ناشناس
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۱:۵۹ ب.ظ | پاسخ

    من نظرم را نوشتم اما متاسفانه پیام دادید تند تند می نویسم
    تند نوشتن من چه ر بطی به انعکاس نظر خواننده داره

    ایرانی
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۲:۰۱ ب.ظ | پاسخ

    خدایا خامنه ای ما(میرحسین عزیز)را محافظت بفرما . آمین آمین آمین
    درود به شرفت.خداحفظت کنه

    سبز مبارز
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۲:۰۳ ب.ظ | پاسخ

    من از سایت کلمه تعجب می کنم چرا جواب توهین های محسن رضایی به مهندس موسوی و کروبی را نمی دهد،واسه موسوی و کروبی که کاری نکردیم حداقل نذاریم یکی مثل محسن رضایی بهشون توهین بکند.

    ناشناس
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۲:۰۴ ب.ظ | پاسخ

    عزیزم این طلب عفو نیست که غرورمان جریحه دار شه.این طلب عدالت وانصاف است و برای تاریخ نوشته شده نه حضرت آقا!!!

    علی
    ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ ۲:۰۵ ب.ظ | پاسخ

    بسیار متن محترمانه و درستی بود البته من از این متن نقاضای بخشش را نمی بینم بلکه اشاره کردن ایشان جهت آزادی میر حسین عزیز ما
    البته من فقط یک صحبت با آقای نوری زاد عزیز که ممکن است دیدگاههای ما بسیار متفاوت باشد دارم و آن این است این حصر طولانی جز با تائید و دستور عالی ترین مفام کشور ممکن نیست ولی این پسندیده است که از حاکمان بخواهیم که رفتار و تصمیم خود را تغییر دهند و راه درست را در پیش بگیرند ولی تجربه این سی و چند سال متاسفانه خلاف این را نشان میدهد اگر گوش شنوایی و چشم بینایی با این مصیبت ها همچون کشتن ،زندان و شکنجه و … مواجه نبودیم . امیدوارم حاکمان اندکی تعقل کنند

     
  43. با تشکر فراوان از آقای نوری زاد

    از همه آنها که به آقای نوری زاد به تندی انتقاد کردند خواهش می کنم چند بار و عمیق نامه را بخوانند.
    نکته بسیار مهمی که من از این نامه برداشت کرم مثل همه نامه های دیگر آقای نوری زاد مسئول دانستن آقای خامنه ای در تمام موارد است. اگر متن را عمیق بخوانید آن وقت می فهمید که حتی با آخرین جمله «خدایا خامنه ای ما را محافظت کن . ما به مهربانی او بیش تر نیازمندیم .» چه پیام مهمی داده است. من نمی توانم نهایت احساس خودم را در این مورد بیان کنم و فقط می گویم درود جناب نوری زاد درود

     
  44. وحيد فرزان

    جناب آقای نوری زاد!
    متاسفانه شما عقربی هستی که کارت نیش زدن است و مهم نیست کدام طرف قرار بگیری و اندک قلمی هم داری خالی از معرفت که فقط حروف را چون زنجیر میبافی و با تخیلات خود زهر می پاشی!

     
  45. ce book%, Royaye, Barooni

    عالي عالي عالي

     
  46. جناب نوریزاد
    با تشکر از نوشته های بسیار زیبای قبلی و تشکر از بیشتر قسمتهای این نوشته!
    به نظر شما اراده ی کسی غیر از رهبر پشت حصر و زندانی کردن آقای موسوی و کروبی است؟ این گونه درخواست از کسی که جز تعریف و تمجید نمی شنود برای چیست؟ راستی به نامه های قبلی شما پاسخ داد؟!؟ آیا خدا می پسندد که شما به چنین کسی الین همه التماس کنید؟

     
  47. سلام!
    یه موقع هایی باورم نمیشه شما همون محمد نوریزاد قبل 88 ایید!

     
  48. همكلاسي فرزندتان

    محمد نوري زاد عزيز ،‌
    از اينكه آزادي ، و از بند رهبري كه با احترامي در خور تو و سيد عزيزمان است با او برخورد ميكني رها شدي ، خشنوديم. ياد سخنراني اتان در شاهد كميل افتادم . ياد صداي دلنشينتان كه همواره مرا به ياد شهيد آويني مي انداخت، افتادم.
    بزرگوار ،‌از اينكه جملاتي از سيدمان گفتي ، و روحي تازه در ما دميدي سپاسگزار توايم. اما دركي از جملات و دعايي كه براي رهبرتان كرديد ندارم. من و بسياري از دوستانم كه تا همين 2سال قبل او را رهبر خود ميدانستيم تا مدتها پس از جنايات بعد از انتخابات مثل شما معتقد بوديم كه او را فريب داده اند و به او اخبار صحيح نمي دهند و …. اما تا كي ميخواهيم اينگونه سر خود را شيره بماليم ، تا كي ميخواهيم استقلال و آزادي ايرانمان را در يد ايشان بدانيم؟ به نظر شما 22 سال كافي نيست براي ايشان؟ رهبري كه از حال روز مردمانش بي خبر باشد سلطاني است در لباس دين . هنوز اينگونه فكر نمي كنيد؟ من كوچكتر از آنم كه بخواهم براي شما از فجايع اين دوران مجدداَ بنويسم ، كه شما خود بيشتر مي دانيد.
    شما خود طعم زندانهاي سپاه را با پوست و جان چشيده ايد تنها بجرم نوشتن چند نامه بسيار محترمانه ! در اين جمهوري اسلامي آزادي را چگونه معني مي كنند؟ شما كه به جان رهبرش دعا ميكنيد براي ما اين واژه را معني كنيد. به قول تاجزاده عزيز : ما در زمان شاه تمام آزادي ها را داشتيم جز آزادي سياسي . شما بگو امروز مردم چقد آزادند؟؟
    محمد جان ،‌مردم جانشان به لبشان رسيده از اين جمهوري اسلامي ، كه بقول كروبي عزير نه ديگر جمهوري است و نه ديگر اسلامي. همين رهبر و نظام بر اين اسلام بزرگ ظلم ها كرده اند كه دشمنان اسلام نكرده اند. در اين نظام اخلاق و انسانيت را قرباني تنها كلمه دين كرده و نه حتي ذات دين. تا جايي كه ما از علي (ع) آموخته ايم اخلاق و انسانيت را حتي قرباني ذات دين نبايد كرد.
    محمد جان ، مردم از اين زندگي خسته اند كه زنداني شده برايشان. محمد جان خسته شده ايم از خودسانسوري حتي در ايميل هاي شخصي . حتي در نوشتن نظري در سايت شما. متنفرم از كليد Backspace .
    محمد جان ،‌تورا به آنچه ميپرستي قسم ،‌ دعايش مكن. احترام در كلام شما بزرگواري اتان را نشان مي دهد اما دعا براي حفظ سلطاني همچون او ظلمي است مضاعف بر اين مردم بي پناه ، كه جز حق پناهي ندارند.
    به فرزند عزيزتان سلام برسانيد ،‌به اميد آزادي همه ايرانيان
    شاد و سلامت باشيد
    دوستدار شما
    (شما مختار به انتشار يا عدم انتشار و حتي تغييرات اين نظر هستيد )

     
  49. دلمون به امثال شما خوش بود جناب نوری زاد واقعا که…

     
  50. آقایان و خانهایی که به جناب نوری زاد خرده گرفته اید که چرا برای خامنه آرزوی سلامت کرده ، ایشان درست گفته چون خامنه ای باید زنده باشد تا روز آزادی ملت در دادگاه ملت به سزای اعمالش برسد این ملت باید سرشکشتگی خامنه ای را به چشم خود ببیند تا اندکی از دردهایش آرام شود.خدایا خامنه ای را زنده نگهدار

     
  51. من دیشب نظرم را ارسال کردم و همان لحظه روی صفحه قرار گرفت. عجیب است که امروز نظرم نیست. نگران شدم نکنه این وبسایت حک شده؟ در هر صورت نوشته بودم : محمد عزیز از خواندن آنچه نوشته اید به شدت تحت تاثیر قرار گرفتم. امیدوارم گوشه ای از آنچه نوشته اید بر دل سنگ کسانی که مسبب این رنجها هستند تاثیر بگذارد.

     
  52. خامنه ای ما را محافظت کن!!!؟؟؟ ایشان فی البداهه خون 200 نفر رو تو بر گردنش داره که باید تقاص پس بده. غیر از ائنهمه ظلمی که به ملت کرده. چه محافظتی نوریزاد عزیز؟

     
  53. محمد نریزاد میرحسین موسوی

    1دوستان خواهش میکنم به عمق مطالب این حر زمان دقت کنید بدون احساسات بخوانید دریایی از مطالب در آن نهفته است .2بی انصافی است ما که در خانه عافیت خود نشسته و شاهد رنج و عذاب این جوانمردان بودیم در مقام نقد آنها آنهم از روی کم انصافی یا بدقتی برآییم 3این شیوه عمل روش و منش رستگاران و بزرگواران است که امام بی بدیل ما علی مرتضی و حسین بن علی آموزنده آن بودند4 نوریزاد عزیز زنده باشی تا سخنانت را رودررو و چشم در چشم سید بی ادعا بر زبا جاری کنی انشاء ا…

     
  54. محمد عزیز شدیدا تحت تاثیر قلم شیوایت قرار گرفتم. امید است گوشه ای از جملاتت دلهای سنگ را آب کند. به امید روزهای خوش برای سرزمین ایران

     
  55. Dokhtar Irani answered Mr. Nourizad very well. I feel the same about this stupid letter to a criminal.

     
  56. مگر نه اینکه خود خدا گفته است اذْهَبَا إِلىَ‏ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى‏ فَقُولَا لَهُ قَوْلًا لَّيِّنًا لَّعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يخَْشىَ‏ پس این اعتراضها به خاطر چیست؟ من این اعتراضها را نشانه تنرو شدن جامعه می دانم

     
  57. آقای نوریزاد نکنه زندان هم شما را عوض کرده که التماس آقا را می کنید
    میرحسین عزیز ما اگر می خواست آزاد شود خودش بلد بود بهتر از شما التماس کند
    ظاهرا شما برای خودت التماس کردی که زود آزاد شدی!
    لطفا سریعا موضع خودتان را مشخص کنید
    البته من هنوز شما را حر جنبش می دانم و خیلی بهتان ارادت دارم و این برداشت ما را سوء تفاهم می دانم
    موفق و آزادمرد باشید

     
  58. سلام. میمیریم، رهبرمان میر حسین را در بند میبینیم، اما از قاتل مردم تقاضای بخشش نمی کنیم. امیدوارم رهبر عزیزتان بماند تا به سزای اعمالش برسد. متاسفم محمد نوری زاد

     
  59. محمد نامدار

    رای نوشتن بعضی جمله هات بسیار متاسف شده و گیج میزنم آیا واقعا”فکر میکنی موسوی با این دست جملات موافقند
    انگار که نمی دونی مشکلات اصلی کجاست” یا خودت را زدی به کوچه علی چپ!!واقعا” برات متاسفم

     
  60. SALAM DOSTE AZIZ.ETEFAGHAN MAN BA IN NAMEHA VA IN JOR KHATAB KARDANHA MOAFEGHAM. CHERA KE HOJAT RA BAR ANAN TAMAM MIKONAD,BAHANE RA AZ ANHA MIGIRAD,FARDA EDEAEE NEMITAVANAND BOKONAND KE HAME MARA BA ALGHABE BAD SEDA MIZADAND,KASI AZ ROYE KHIR KHAHI BARAYE MA NAME NANVESHT.JENAYAT KAR JENAYAT KAR AST CHE NORIZAD DOAYASH BOKONAD CHE NAKONAD.MASIH VAGHTI BALAYE SALIB BOD BE KHODA GOFT KHODAVANDA IN HARA BEBAKHSH CHON INHA JAHELAND VA NEMIDANAN LKE CHE MIKONAND. MA NA TANHA BARAYE RAHBAR KE BARAYE TAMAME GHATELIN MARDOM VA TAMAME KASANI KE DASTESHAN BE KHONE MELAT AGHESHTE HAST DOA MIKONIM KE KHODAVANDA ANHARA HEDAYAT KON.

     
  61. آقای نوریزاد عزیز آرزومیکنم این درخواست ازروی ضعف واستیصال نباشد چون مطمنآ آقایان موسوی وکروبی راضی به این ذلت نیستند.شمارا بخدا توضیح دهید چرا…؟

     
  62. باتشکر از جناب نوریزاد . خیلی جالب بود .انشاء الله این نامه به اطلاع رهبریت نظام هم برسد و خبر خوشی بزودی بشنویم . در ضمن این نامه در امتداد پیشنهاد سید عزیز دیگر یعنی خاتمی است . موفق باشید .

     
  63. chi shode? khamenei e ma!!!!!!!!!!!?????????? doa ham mikonin?

     
  64. این قسمتش عالی بود:من از این در شگفتم که : تو ، و همسرت ، در بند باشی ، و آنانی که شیر نفت بی زبان ملت ما را به جیب مبارکشان متصل کرده اند و قربته الی الله مشغول بالا کشیدن سرمایه های بی بازگشت این مردم اند ، آزادانه برسر مسندهای این کشور حسرت زده جولان بدهند و در خلوت خود به ریش ما بخندند . عجبا که ما تو را به جرم های احمقانه ای متهم کردیم و در دادگاههای تشکیل نشده محکومت کردیم و به اجرای حکم خود فرموده ی خود مان نیز اقدام کردیم . باورم براین است که سید عزیز ، بسیاری از بزرگان صاحب نام و انقلابی ما و نمایندگان ما و دستگاه قضایی ما ، در نسبت با تو و همسرت و آقایان خاتمی و کروبی و حرکت معترضانه ی مردم ، و خون هایی که به ناحق در این دوسال ریخته شد ، به آنچنان آزمونی از آزمونهای الهی در افتادند که جز روسیاهی برای آنان نمانده است . در فردایی که همین نزدیکی هاست ، ما و تاریخ و جهانیان ، تماشاگر این روسیاهی دسته جمعی خواهیم بود . و البته تماشاگر رو سپیدی شمایان . صبور باش دوست ما . صبور .
    البته قلم نوری زاد عزیز که حرف نداره…ممنون و سپاسگزار از نوری زاد عزیز

     
  65. یعنی اصلاح طلبی مرد ؟ خدا از رهبر ما محافظت کند ؟مگر نه اینکه این همه از صدقه سری زیاده خواهی رهبر بود ؟
    رهبر عزیزمان ؟ با ما روراست باشید ، جنبش تمام شد ؟

     
  66. آقاي نوري زاد , واقعا از تو آدم بيشرف تر و بيغيرت تر نديدم . احمدي نزاد به تو شرف داره . هر چی هست رو ميكنه . تو أز خامنه اي و احمدي نزاد بي شرف تري

     
    • نوری زاد شرف و غیرتش را انفرادیهائی که ما تحمل ساعتی از انرا نداریم ثابت کرد و استوار در مقابل ظلم ایستاد. این نوشته هم سراسر متوجه خامنه ای است پس لطفا قدری انصاف داشته باشید و شعور
      اگر انتقادی به جناب نوری زاد وارد است است، به خوش باوری ایشان است که فکر میکنند خامنه ای یک شبه حر میشود.
      در اینکه خامنه ای و اعوان و انصارش باید در یک محکمه آزاد محاکمه شوند شکی نیست و مائی که به وعده حق ایمان داریم مومنانه بر این محاکمه باور داریم

       
  67. آقای نوری زاد خوب می نویسید ولی صادق نیستید. مسبب تمام مشکلاتی که گفتید همان آقای رهبر است. پس چرا از او طلب بخشش می کنید. به خدا مردم از این دو رویی ها دیگر خسته شده اند. چه کسی خود را با علی مقایسه کرد؟ چه کسی دستور ورود سپاه به حوزه های اقتصادی را داد؟ چه کسی محمد نوری زاد را به خاطر نامه محترمانه زندانی و شکنجه کرد؟ چه کسی همان رئیس جمهور پر خلاف را تایید کرد؟ مسبب همه اینها همین خامنه ای بود دیگر. یا مسبب بود یا چشم به این خلافها بست که بدتر از مسبب است. به خدا قسم گیج شده ام. یا من و این همه مردم نمی فهمیم یا شما از این نوشته ها و حفظ جایگاه رهبری که خود می گویید اینهمه خطا کرده، هدف دیگری دارید. آقای نوری زاد این مردم در زمان حبس شما بسیار برای آزادیتان دعا کردند. انصاف نیست با آنها رو راست نباشید. منتظر جواب هستیم تا به طور کامل نا امیدمان نکردید…

     
  68. بی نیاز سبز

    آقای نوریزاد عزیزحرفهای ابتداییتان راجع به میرحسین و کروبی و همین طور بدنه فاسد حکومت بسیار خوب است ولی:
    ما به ظالمی مانند خامنه ای هیچ نیازی نداریم. او خود را خدای روی زمین می داند اما خدای ما بزرگتر و نیرومندتر است. اکثر مردم ما مرگ او را از خدا طلب می کنند. لطفا بیدار شوید و به جای این حرفها از این آقا بخواهید اگر جرات دارد رفراندم برگزار کند تا ببینیم چه کسی به چه کسی نیاز دارد. لطفا دیگر از جانب مردم از این صحبتها صحبت نکنید.

     
  69. حر جنبش سبز

    حسبنا الله و نعم الوکیل
    نوری زاد عزیزتا به امروز با خود می گفتم که روش شما مبتنی بر دعوت ظالم به توبه و بازگشت به حق است که خیلی هم خوب بود و پسندیده؛ اما، امروز برای اولین بار احساس کردم که درخواستهای مکرر شما کم کم در حال تبدیل شدن به احساس عجز و نیازمندی در برابر کسی است که به جرات می توان منش و روش مستبدانه او را به فرعون تشبیه کرد. 
    ای حر جنبش سبز!ما خوب می دانیم که شما با آن مقام از نزدیک کار کرده اید و چیزهای خوبی هم(البته در گذشته های دور) ممکن است از ایشان دیده باشید. اما امروز روز دیگری است. برادر عزیزم چرا یک بار برای همیشه نمی خواهی بپذیری که ایشان رهبر همه مردم ایران نیست و مخصوصا بعد از این دو سال اخیر فقط رهبر عده کمی از مردمی است که خودشان را به خاطر منافعشان به او متصل می دانند. این را به راحتی می توان اثبات کرد. شما فقط کافیست به یاد بیاورید که اکثریت مردم ما در سال 1376 یعنی 14 سال پیش به ایشان و طرز فکرشان نه گفته بودند. والله این آدم با هزار سیاست و ترفند اکنون بر مسند باقی مانده است و خودش را مادام العمر کرده است. بی تعارف، بی تعارف و بی تعارف! مسبب مطلق تمام این بدبختیها و مصیبتها شخص ایشان و اطرافیان فاسدی هستند که سالهاست در این حلقه هستند.
    برادر عزیزم! می دانی وقتی یکی از مقربین درگاه ایشان به ما خبر داد که ایشان بعد از شنیدن فاجعه کهریزک به راوی آن لبخند زده و گفته است: “خوب اعتراض درد دارد!” چه حالی شدیم؟ آیا شما بین رفتار معاویه، یزید و … با این مورد تفاوتی می بینید؟ تازه به نظر میرسد آنها حداقل با مردم خودشان مهربانتر بودند. بله استاد گرامی، تا ابزار دین در دست اینهاست، خود را کاملا بر حق و حتی نعوذ بالله خدا می دانند. مگر همین دیروز آقای مهدوی کنی نگفته که ایشان را خدا تایید کرده است؟! بنابراین، شک نکنید نوریزاد عزیز. حتی باید بر سر این آدم و حلقه اطرافیانش فریاد برآورد و حق و خونهای پایمال شده را مطالبه کرد. به خدا هزینه ای که اینها در این 5-6 سال اخیر و حتی قبل از آن به ایران تحمیل کردند کم نیست. شاید 40 سال 50 سال زمان بخواهد تا برگردیم به نقطه صفر! خدا می داند…
    خلاصه، مودب باشید و مودب بمانید که شما معلم ما هستید و ما از شما می آموزیم اما یادتان نرود که باید بر سر ظالم مودبانه فریاد کشید که این حکم قرآن است! وگرنه به شما قول می دهم که این طور ایشان را محترم و گرامی و رهبرمان(!) خطاب کردن جز کوچک شدن و تحقیر شدن خودمان نفعی که ندارد هیچ، تازه نفس طرف مقابل که همیشه با انحصاری کردن قدرت ارضا شده است بیشتر ارضا می گردد.
    با این همه، به وجود شما و شجاعتتان و آزادگیتان افتخار می کنیم  و دوستتان داریم.  خواهش می کنیم همیشه آزاده بمانید.به امید آزادی همه زندانیان سیاسی مخصوصا میرحسین و زهرا و کروبی و فاطمه عزیز و ایران آزاد و آباد

     
  70. salam aghaye norizad.istadegie shoma ra misetayam va be shoma dorod miferestam.soali dar zehne man matrah shode ast ke omidvaram javabe an ra az shoma begiram va an inke shoma be dastore che kasi alan dar band hastid.sokhanane shoma manafe che kasi ra be khatar andakhte bod ke inak dar band hastid.aya javanane be khoon ghaltide che mikhastnd ke ba goloole javabeshan ra dadand va mohemtar inke che kasi farmane atash ra sader kard.shoma az che kasi entezare bakhshesh darid.shayad bekhater seyed mikhahid az amere koshtarhaye 2 sale akhir ke oo ra bebakhshad ama bedanid aghar moosavi , moosavi shode ast bekhatere istadeghi dar barabare zolme rahbare mohtarame!! !!!!nezam ast.motmaen bashid mardom sabz hazerand moosavi shahid beshavad ama kornesh dar barabare zalem ra nmipazirand,chera ke dar in soorat bayad pasokhgooye khoone NEDAha, SOHRABha va sadha javane digar bashad.aghaye noorizad doostat daram harchand fekr mikonam ba ham ekhtelafe aghideh darim.be omide azadi va baraye azadi irane aziz ,zendegi mikonim

     
  71. محمد آقای عزیز نامه شما را چندین بار خواندم و مطالب به حق و درستی را اشاره کرده بودی ولی نکاتی را نیز در بر داشت که دوست داشتم به عنوان یک دوست ناشناس از من پذیرا باشی .اولا، خودت را در برابر حاکم کوچک ناپیدا عنوان کردی این همین مشکل ماست که همیشه از موضع ضعف حاکمان خود را مورد عتاب قرار داده ایم البته من شرایط موجود شما و محدودیت ها را درک می کنم ولی همین ها باعث شده است که امروز گوش شنوای ایشان پذیرای صدای میلیونها انسان این مرز و بوم نباشد. ثانیا چشم پوشی بر روی گناهان و دست های آلوده به جهت حفظ مصالح نظام در این سی و چند سال . آخر چرا چشم پوشی اگر راهکاری ، توصیه ای اندیشیده بودیم که کار به اینجا نمیرسید که تمامی مسئولین این سی و چند سال را بی بصیرت، فتنه گر و حمال و نوکر آمریکا بنامیم و جدیدا امروزی ها را جریان انحرافی. ثالثا گفتی چشم امید به بیت ایشان ولی فقط به این نکته اکتفا می کنم که چشم امیدت به خدا و سپس به مردم کشورت باشد و بس. اگر نه این وضعمان نبود وقتی فرد را جای خدا نشاندی و کرنش کردی روزی میرسد که می بینی که این امیدها آرزویی پوچ است (محمد – یکی از المپیادی های کشور)

     
  72. آقای نوریزاد شما را چه شده است که این گونه خامنه ای را دعا می کنید و به پایش افتادید؟ به خاطر این گفته هایتان برای مردم توضیح دهید… نا امیدمان کردید.. مردم منتظر جوابند…. آقای نوریزاد چخ شده است که زودتر از تمام شدن حکمتان آزاد شدید و از وقتی آزاد شدید دیگر خبری از مواضع قبلی نیست و برعکس برای قاتلین مردم ایران دعا می کنید… ..

     
    • به به اينم از آخر آقاي نوري زاد مبارز , داداش دو روز تو زندان خامنه اي موندي اينجوري به دست و پا افتادي ؟ چطور روت ميشه اسم مير حسين رو ميبري ؟ كسي كه تو تموم عمر دولتي خودش دست از پا خطا نكرد و جلوي سگی مثل اربابت خامنه اي سر خم نكرد. كسي كه مثل از تو نامرد تر محسن رضايي نوكري خامنه اي رو نكرد و از حق مردم كوتاه نيومد . اونوقت توي خود فروش براش با اون دستاي كثيفت نامه مينويسي . همه جاي نامه اتم از اول فرد جمع استفاده ميكني . آخرشم ميگی , خدايا خامنه اي ما ؟ اي بدبخت بي هويت , دو روز تو زندان خوابيدي اينجوري به دریوزگی افتادي ؟ تاريخ و ملت ايران در مورد تو خائن به اين ملت و آب و خاك قضاوت خواهد كرد و نامت بعنوان مليجك خامنه اي كثيف ثبت خواهد شد . اون روز بسيار نزديك است .

       
    • اتفاقا همینطور با ادب و احترام صحبت کردن خیلی کارساز هست چون مخاطب حزب اللهی طرفدار حکومت وقتی این بیان رو میبینه و در مقابل رفتار و اعمال زشت حکومت رو زودتر متوجه میشه که دنبال چه کسانی راه افتاده. اینجا رو توجه کن:

      سید عزیز،
      زمان ، مرگ پدر شریف تو را به تعویق انداخت . او می توانست سه سال پیش از دنیا برود . او زنده ماند تا تو را درحصار کسانی ببیند که خود ، آنان را درسالهای تلخ و تاریک پهلوی پناه داده بود .

      این کنایه ای مستقیم به شخص خامنه ای و بیان بی صفتی او هست.

       
  73. اگر چه من از محتوای نامه طلب بخشش را نمی بینم بلکه مساعدتی جهت آزادی میر حسین عزیز ما که امری پسندیده است ولی نوری زاد عزیز این حصر با این مدت طولانی جز با دستور و تائید عالی ترین مقام کشور ممکن نیست البته توصیه به حاکمان جهت تغییر رویه امری پسندیده است ولی متاسفانه رفتار این سی و چند سال عدم این عقلانیت را نشان می دهد اگر نه با این اعدام ها ، کشتن ها و زندانی شدن ها مواجه نبودیم و وضعمان این نبود که امروز هست ولی با اینکه هیچ امیدی به این عقلانیت ندارم ولی باز هم آرزو میکنم این نامه راهگشا باشد

     
  74. nourizad aziz dast marizad. zendeh va payandeh bashi

     
  75. نوریزاد عزیزم ازخدا برایتان سلامتی میخواهم چون انسانهای شجاع وعاشق دراین عالم بسیار نادرشده اند به امید روزی که رهبر فر یاد 13 میلیون نفر را بشنود که درغیر این صورت باید منتظر نابودی خودش باشد به امید دیدار موسوی وکروبی عزیز ودربندمان

     
  76. دانشجویان سبز ایران
    آقای نوریزاد شما را چه شده است که این گونه خامنه ای را دعا می کنید و به پایش افتادید؟ به خاطر این گفته هایتان برای مردم توضیح دهید… نا امیدمان کردید

     
  77. aghaye nurizad, in shive ke shoma darid va dayem az rahbar taqazaye bakhshesh mikonid dorost nist. shoma khub midanid ke khode rahbar sar mansha’e hameye felakathast; khode khamenei ast ke dasture koshtare mardome bigonah ra dadeh ast ve khode khamanei st me dasture bazdashte musavi va karrubi ra dadeh ast. shoma ba in karetan faqat tabligh varaye khamenei mikonid. khamanei jaygahi dar qalbe mardom nadarad. u faqat sepah ra darad ke jireh kharash shode ast. hey migueed rahbare mohtaram va aziz! khahim did ruzi ke chon shah az takht be zir shod aya baz ham baraye shoma mohtaram va aziz mimanad? lotfan az in karha dast bardarid. bedanid ke ba in nameha tanha az arzeshe khod mikahid. aberuyee ra ke dar zendan bedast averdid bara azadikhahi ingune be hadar nadahid ba ehteram

     
  78. سلام ؛مرد مردان؛سلام آزادمرد.امیدوارم این نامه و دیگرنوشته های شما روزی تاثیر خود را بر تشنگان قدرت بگذارد و دست از اینهمه ظلم آشکار بردارد.سلامت باشید و همیشه سرفراز.

     
  79. ما هیچ چاره ای نداریم جز اینکه همین امسال رژیم را سرنگون کنیم.امروز که حتی فردا هم دیر است.

     
  80. با آقای سرافراز موافقم. میرحسین را خدا و مردم آزاد خواهند کرد نه بندگان حقیر

     
  81. عالي بود فقط اون نوشته آخر اگر نبود چه خوب ميشد. حتما حكايتي دارد
    خدایا خامنه ای ما را محافظت کن . ما به مهربانی او بیش تر نیازمندیم ( اين يه خورده يا بهتره بگم خيلي حقيرانست. ميرحسين موسوي هيچ وقت از اين ادبيات استقبال نكرد. و تا آخرين لحظه ام التماس كسي را نكرد. موسوي آزاد هست در دل تك تك ما. نيازي نيست كه اقاي خامنه اي ايشان را آزاد كنند ايشان را خدا آزاد خواهد كرد و البته مردم.

     
  82. آقای نوری زاد! چقدر خوب تشخیص می دهی که در چه زمانی و برای چه کسی و چه چیزی بنویسی! خوشحالم که در دورانی زندگی می کنم که فرصت آشنایی با شما و مخاطب نامه تان را یافته ام… لذت می برم وقتی می بینم که قدر «کلمه» را خوب می دانی. خوشحالم که باز فرصت نوشتن برای تو و فرصت خواندن برای ما محقق شده. امیدوارم به زودی نعمت کلمات آن سید عزیز هم نصیب ما بشه.

     
  83. نوریزاد عزیز اگر امروز هر اتفاقی در این کشور ویران شده می افتد نتیجه خیانتهای زیربنایی همین سید است با آن امام راحلش . و چه خوب که رییس جمهور نشد چون پایه های همین خیانت های را می خواست محکمتر کند با برگشتن به دوران طلایی امامش. چه بهتر که این نالایقان این چنین چهره زشت جهموری اسلامی را بازگشایی کردند و چه خوب که سید شما با رنگ و لعابی جدید حکومت بی ارزش اسلامی را از سقوط نجات نداد. نوری زاد عزیز شما بسیار قابل احترامی و احترامتان در میان مردم وقتی بیشتر می شود که حقایق را افشا کنید نه شما هم مثل سید رنگ و لعاب به بنای در حال فرو ریختن اسلامی بزنید. نوری زاد عزیز افشا کنید پشت پرده حکومت استعماری ایران که در این حکومت نه فقیه نقش دارد نه سید نه احمدی. بگویید آنچه را لازم است. بگویید که اینها فقط مجریانی هستند که مردم در ظاهر می بینند و گردانندگان اصلی این حکومت چه کسانی هستند. نوری زاد عزیز حداقل شما اگر نگران ویران شدن ایران هستید با حقانیت حرفتان را بزنید نه دفاع از سیدی که در دوران طلایی او امامش فقط خون بود و خون بود و خون

     
  84. نوری زاد عزیز، تو خوب میدانی که، سید عزیز نه حالا که بیستا سال است در حصر بوده است!؟ در دست بدست همانها که بیشتر از هر کس میشناختنش و تو میدانی چه کسانی اند!؟ همانها که برای حصرش در مقابل امام (ره) هم ایستادند، و خطبه ها به کنایه در بی دین بودنش میخواندند!؟ در این بیست سال پر اشتباه که همراه بود با تفسیر و توجیه های نا مربوط (عدم امکان خطا و وجود مصلحت و انتخاب اصلح و…رهبران) اعتنا میشد!!؟.!؟ . نباید برای ایجاد عدالت ظلم کرد!، نباید برای انتخاب اصلح تقلب کرد!، نباید برای احیای کشور (در کهریزک و…،)آدم کشت!، نباید!!!!!!آری سید ما هیچگاه در حصر نبوده است!؟ مگر نااینکه حصر برای طرد کردن و فراموش کردن است!؟ پس چگونه است که لشکریان مصلحت طلبان قلابی هنوز در پی تجهیز سپاه سرکوب اند!؟؟ ولی نوریزاد عزیز، بدانیم که اینان در فکر حیله جدیدند!!؟؟ تا باز از مصلحت مدد گیرند و همچنان اسب سیاست را بتازند و از این رسوایی ها خم به ابرو نیاورند !!!، وقتی مجلس ما مصلحت اندیش شد، خبرگان ما، مصلحت اندیش شد، شورای نگهبان مصلحت اندیش شد!!!و مصلحت هم حفظ متحجرین و خرافه گرایان و مخالفان امام باشد!؟ آنگاه این حصار نه به دور سید ما و شیخ ما که، همه کشور و مردم در حصارند!!؟؟.امید که روزی همه حصرهای جهل و،نا آگاهی و کینه جویی و… شکسته شود!؟.

     
  85. آقای نورای زاد سلام 
    دیکتاتورها گوش سنگینی دارند .با عزیز و گرانقدر خطاب کردن بیدار نمی شوند.نمی خواهند هم بیدار شوند

     
  86. باز که برگشتی به اصل بد خودت.همون خامنه ای خوب تو رو می شناسه

     
  87. بابا تو كلا تعطيلي

     
  88. من هرچي فكر مي كنم نميتونم بفهمم كه امثال تو واقعا نمي فهمند يا خود را به نفهمي زده اند.
    از سيد مورد احترامت بپرس كه قانون شكني و به هرج و مرج كشيدن كشور و تخريب اموال عمومي و خصوصي و خشك مغزي در برابر سخنان منطقي هم جزوي از خصوصيات برجسته ات است يا نه؟
    راستي از خريد تابلوهاي صد تا يك غاز جناب سيد توسط دوستان غربي به صدها هزار دلار چه خبر؟

     
  89. باید ازعشق بسازم غزلی قابل تو،غزلی ناب وصمیمانه به وزن دل تو،دلی ازجنس بهار است که تقدیم تو باد،سبزباشی ودلت خانه ی پاییز مباد.

     
  90. آقای نوریزاد بسیار عالی بود اما آیا شما نمی دانید که تمام بدبختی ما از آقای خامنه ای هست یا خود را به ندانستن می زنید؟

     
  91. آقای نوری زاد با تمام اردات متاسفانه دچار پاردوکس شده اند منشا همه این مکافات خود خامنه ایست نه کس دیگر

     
  92. درود بر شرافت شما جناب نوری زاد عزیز / به زیباترین شکل ممکن ، سخن از زبان ما گفتید … زنده باشید و سرافراز و این مجاهدت قلمی انشاءالله جبرانی باشد بر آن سریالی که در آن بر سعید حجاریان واصلاحات در زمان خاتمی تاختید / شما عزیز دل مایید و من ارادتمند شما

     
  93. خدایا مربانان را مهربان کن و اگرنه ببرشان کنار دل خودت!

     
  94. آقای نوریزاد عزیز دعایتان ایکاش اینگونه بود ، خدایا ابتدا خامنه ای را مهربان فرما و درد ما را به او بفهمان ، که ما خامنه ای از جنس خودمان و مهرمان با مردممان برای محافظت از کشورمان میخواهیم

     
  95. کار ما از اینا گذشته ما را به مهربانیش امیدی نیست شر مرسان

     
  96. منت کشی از ظالم در مرام ما نیست رفیق!

     
  97. شاید هم باید تقاضا کنیم که خودشان را از حصر خود ساخته شان خارج کنند

     
  98. آقای نوری زاد عزیز: خداوند به شما خیر دهد که با این جملات زیبا مرحمی زدی بر دل زخم خورده ما.

     
  99. جناب آقای نوریزاد عزیز، با همه احترامی که برای شما قائلم تقاضا میکنم نماینده ی آنهایی نشوید که شرافتشان را به تقاضاهای کوچک نفروختند و تقاضاهای اینچنینی نفرمایید. آقای نوریزاد لطفا آقا بمانید

     
  100. آقای نوری زاد! ای کاش به خاطر خدایی که در دل این مردم در حال مردن است، به خاطر بسیاری از این مردم که به جهت وجود این بزرگان در بند حقیران، همچنان دل در گرو انقلاب دارند، کشور را از نعمت این عزیزان محروم نمی کردند.

     
  101. agha bezarid az rah beresid .bad name benevisid:)

     
  102. حال مادرهجررهبرکمترازیعقوب نیست/اوپسر گم کرده ماپدرگم کرده ایم

     
  103. جناب نوریزاد … در خصوص صحت تخلفات دولت در انتخابات که به مرور در حال تایید و اثباته موضع گیری شما مناسب خواهد بود …

     
  104. استادعزیزآنقدرمشتاق خواندن این نامه تان بودم که اولین خواننده شدم.دعاهایمان بدرقه راه حقتان باد.

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

83 queries in 2272 seconds.