سر تیتر خبرها

وقتی ” عبید زاکانی” برمسند قضاوت می نشیند

عبید زاکانی را همه می شناسیم . طنزپرداز دوره های دور سرزمین مان . خالق ” موش و گربه ” ی معروف . و پردازشگر طنزها و مطایبه های بدیع و نیش دار و موشکاف اجتماع  دوران خویش .  من می خواهم در این نوشته به شما نشان بدهم که عبید زاکانی ، این شوخ نویس ایرانی ، گاه به گاه در روان دوستان صاحب منصب ما حلول می کند و از زبان و قلم آنان لطایفی جاری می کند تا باب طنازی در این ملک بسته و بی مشتری نماند . مثلا همین عبید زاکانی ، در ادبیات جناب…

رییس جمهورما ، آنجا که غلیظ و برگشت ناپذیر بر قدرت های برتر جهان فرو می بارد ، ناگهان سربرمی آورد و در لابلای کلمات و جملات آتشناک وی ، به طنازی روی می برد . مثل : آی آمریکا ، اون ممه رو لولو برد ! یا آنجا که وزیر خود را “مثل هلو” توصیف می کند . یا : دخترکی را در زیر زمین خانه اشان مشغول غنی  سازی  اورانیوم گزارش می کند . شاید بیشترین حضور عبید زاکانی را در دستگاه قضایی رصد کنید .

مثلا در نوشته ها و رای های قاضیان این دستگاه . من از باب نمونه یکی از رای های نهایی صادر شده   توسط قاضی ” پیرعباسی “را به شما نشان می دهم تا بدانید  روح جناب عبید چگونه و با چه گرسنگی سیری ناپذیری به قلم این قاضی محترم ورود کرده و کار را به شوخی و طنز برکشیده است .بویژه تماشا کنید شگفتی ادبیات این قاضی را که سعدی و فردوسی و رودکی را زمین گیر آرایه های ادبی خود کرده است .

ماجرا از این قرار بوده است که سرکارخانم دکتر سارا توسلی ، که استاد دانشگاه است و عضو هیات علمی دانشگاه ، روز عاشورا باتفاق همسرو خواهرش از خانه بیرون می روند تا به تماشای شور و حال عزاداران سیدالشهدا بپردازند و در شمار عزاداران حسینی بشمار آیند . آن روز به سرمی رسد  . درهمین روز ، تیرغیبی به خواهرزاده ی جناب میرحسین موسوی می خورد و او را در دم از پای در می آورد . این خانم دکتر توسلی ، به همراه خواهرش ، ده دقیقه ، و نه بیشتر ، برای عرض تسلیت ، به خانه ی مادر عزادار ، می روند . این عزاداری و این تسلیت گفتن ، از چشم سربازان گمنام دور نمی ماند . هم خانم دکتر و هم همسرش آقای مهندس فرید طاهری را دستگیر می کنند و به انفرادی می برند . زمان می گذرد و می گذرد و بازجویی ها از خانم دکتر و همسرش به سرانجام می رسد و پرونده ی آنان در اختیار قاضیان پرآوازه ی ما قرار می گیرد .

من خود در بند 350 زندان اوین با مهندس فرید طاهری همنشین شدم . وی ، فردی است بسیار مودب و متخصص و دوست داشتنی که  مضحکه ای به اسم دوران محکومیت را سپری می کند و صدایش البته به هیچ کجا نیز نمی رسد . درست مثل سایر زندانیان ما ، که همگی بدون ارتکاب به عمل خلافی در آنجا زندانی اند و روزهای ناب عمرشان را به سیخ می کشند .

من اینجا رای نهایی صادر شده برای خانم سارا توسلی (همسرمهندس فرید طاهری ) را مو به مو می آورم و پا به پای شما از بزرگان و بویژه از رییس قوه ی قضاییه می پرسیم : این همه پول وهزینه و انرژی ای که برای تحصیل و باسواد شدن قاضیان از جیب و زندگی مردم ربوده می شود ، نتیجه اش آیا شوخ طبعی و طنزپردازی  و بی سوادی قاضیان  است ؟ که اگر بله ، رحمت به شیری که در کام همه ی طنزپردازان این روزها  فرو شده است . کسانی که در هیبت بازپرس و بازچو و قاضی ، عرض وطول مناسبات قضایی کشوررا به تاراج شوخ طبعی  و بی سوادی خویش می برند .

شما ، رای  قاضی مثلا با تجربه ما را مطالعه فرمایید و همزمان ، از فوران این همه  ادبیات و هوش وذکاوت و تیزبینی و استقلال و بند و تبصره و استناد قانونی او در پوست نگنجید تا بدانید و آگاه شوید امورات قضایی فرزندان بی پناه و زندانی ما توسط چه عبید زاکانی های برمسند قضا نشسته ای دست به دست می شود . این رای را بخوانید و در انتها برسرپا بایستید و روبه همه ی تاریخ و رو به همه ی آنانی که گفته اند و نوشته اند : قاضی باید فهیم و باسواد و مستقل باشد ، فریاد برآورید : خاموش ! که دراین ملک همه ی قواعد بشری از نو باز تعریف  می شود .


پیشنهاد می کنم هیچ کلمه ای از این رای را نا دیده نگیرید :


بسم الله الرحمن الرحیم
تاریخ رسیدگی : 29/2/1389
شماره ی دادنامه : ……..
مرجع رسیدگی : شعبه 26دادگاه انقلاب اسلامی تهران
شاکی : گزارش ضابطین قضایی
متهم : خانم سارا توسلی فرزند محمد
وکیل : 1 – خانم فریده غیرت  2 – اقای سید محمد علی دادخواه

اتهام :


پس از جری تشریفات قانونی ، دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و با استعانت از خداوند متعال به شرح آتی انشای رای می نماید :

رای دادگاه
حسب کیفرخواست صادره در پرونده کلاسه 88/16552/ط د شعبه چهارم بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب تهران شهید مقدس ، خانم سارا توسلی حجتی فرزند محمد متولد 1349 صادره ازتهران ساکن : تهران …..تلفن : …. باسواد (دکترای تخصصی دندانپزشکی – تخصصی کودکان) متاهل دارای دو فرزند ، فاقد سابقه کیفری ، شیعه ، تبعه ایران با وکالت خانم فریده غیرت و آقای سید محمد علی دادخواه متهم است :
1 – اقدام علیه امنیت  کشور از طریق اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت عموم 2 – اخلال درنظم عمومی

1 – اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرایم علیه امنیت کشور
2 – اخلال در نظم عمومی ، با این توضیح (حسب توضیحات پرونده) نامبرده در تاریخ 1388/10/6 مصادف با عاشورای حسینی در تجمع غیر قانونی منجر به اغتشاش و تخریب اموال مردم و دولت و شرکت کرده و خواهرش زهرا توسلی که همراه وی بوده است اذعان داشته که ما در این تجمع شعار الله اکبر هم سرداده ایم اما متهم موضوع پرونده منکر هرگونه سردادن شعار شده و پس از سپری شدن روز در شب به دیدار خانواده خواهر آقای میرحسین موسوی که ظاهرا فرزندشان در آن روز دچار حادثه شده و کشته شده جهت تسلیت رفته اند.

متهم می گوید من خانواده خواهر میرحسین موسوی را نمی شناسم خواهرم زهرا آن ها را می شناسد آنهم نه مستقیم بلکه با رابطه آن ها را می شناسد . ما شب حدود 9 رفتیم حدود ده دقیقه حضورداشتیم و پس از تسلیت برگشتیم . مامورین درپرونده گزارش کرده اند که متهم در آن جا از طرف خود و به نمایندگی از نهضت آزادی تسلیت گفته است ولی متهم منکر این موضوع شد . دادگاه با ملاحظه پرونده خانم زهرا توسلی در حضور متهم و وکیل مدافع وی ملاحظه نمود که مامورین چنین گزارشی در مورد خانم زهرا توسلی نکرده اند و فقط در مورد خانم سارا توسلی چنین گزارش نموده اند و خانم سارا توسلی در دادگاه در دفاع از این عمل اظهار داشته است که صادقانه بگویم که نهضت آزادی خبرنداشت و در جریان نبود که من رفته ام آن جا .

دادگاه با ملاحظه این که اولا خانم سارا توسلی حسب الاقرار خانواده خواهر آقای موسوی را نمی شناسد . ثانیا خواهرش خانم زهرا توسلی هم مستقیم این خانواده را نمی شناسد بلکه با واسطه می شناسد. ثالثا ساعت حضور آن ها در منزل خواهر آقای موسوی 9 شب زمستان بوده که حدود 4 ساعت از شب سپری شده . رابعا ادعای همسایگی و رودربایستی ننموده . خامسا دو زن در چنین ساعت شب برای تسلیت از کشته ای که صرفا ارتباط موضوعات سیاسی و جریان فتنه داشته با توصیف فوق در شهر تهران که عموما اعضای یک مجتمع مسکونی یکدیگررا نمی شناسند و ارتباطی باهم ندارند حضورپیدا کنند . سادسا مامورین موضوع تسلیت گفتن از طرف نهضت آزادی را فقط به خانم سارا توسلی نسبت دهند . سابعا خانم سارا توسلی مدعی شده چنان سرگرم کاروزندگی است که اصلا فعالیت سیاسی ندارد . ثامنا قاضی دادگاه به وی اطلاع داد خواهرش که همراه وی در تجمعات بوده اذعان داشته شعار الله اکبرداده ایشان در جواب می گوید : مگرشعار الله اکبر چه اشکالی دارد؟ این ها همه حکایت از مخفی کاری متهم و انجام فعالیت موثر در راستای اهداف فتنه سبز لیکن با پوشش و هوشیاری کامل دارد . و استشهادیه اساتید محترم دانشگاه و دانشجویان خانم سارا توسلی داستان دیگری دارد که پرداختن به آن در دادنامه که متنی حقوقی و قضایی است موضوعیت ندارد . دادگاه با توجه به مطالب مطروحه فوق و غیرموجه دانستن دفاعیات متهم و وکیل مدافع وی هر دو اتهام را وارد دانسته و با استناد به ماده 610و618 قانون مجازات اسلامی حکم بر محکومیت متهم به تحمل پنج سال حبس به جهت اجتماع و تبانی با احتساب ایام بازداشت قبلی و یکسال حبس تعزیری و تحمل 74ضربه شلاق تعزیری به جهت اخلال در نظم عمومی صادر و اعلام می نماید.این رای ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدید نظر ر محاکم تجدید نظر استان تهران می باشد .
رییس شعبه 26 دادگاه انقلاب اسلامی
ودادرس علی البدل محاکم عمومی تهران
پیرعباسی

Share This Post

 

درباره محمد نوری زاد

با کمی فاصله از تهران، در روستای یوسف آباد صیرفی شهریار به دنیا آمدم. در تهران به تحصیل ادامه دادم. ابتدایی، دبیرستان، دانشگاه. انقلاب فرهنگی که دانشگاهها را به تعطیلی کشاند، ابتدا به آموزش و پرورش رفتم و سپس در سال 1359 به جهاد سازندگی پیوستم. آشنایی من با شهید آوینی از همین سال شروع شد. علاوه بر فعالیت های اصلی ام در جهاد وزارت نیرو، شدم مجری برنامه های تلویزیونی جهاد سازندگی. که به مناطق محروم کشور سفر می کردم و برنامه های تلویزیونی تهیه می کردم. طوری که شدم متخصص استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان. در تابستان سال 1361 تهران را رها کردم و با خانواده ی کوچکم کوچیدم به منطقه ی محروم بشاگرد. به کوهستانی درهم فشرده و داغ و بی آب و علف در آنسوی بندرعباس و میناب. سال 1364 به تهران بازآمدم. درحالی که مجری برنامه های روایت فتح بودم به مناطق جنگی می رفتم و از مناطق عملیاتی گزارش تهیه می کردم. بعد از جنگ به مستند سازی روی بردم. و بعد به داستانی و سینمایی. از میان مستندهای متنوع آن سالهای دور، مجموعه ی “روی خط مرز” و از سریالهای داستانی: پروانه ها می نویسند، چهل سرباز، و از فیلمهای سینمایی: انتظار، شاهزاده ی ایرانی، پرچم های قلعه ی کاوه را می شود نام برد. پانزده جلدی نیز کتاب نوشته ام. عمدتاً داستان و نقد و مقاله های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی. حوادث خونین سال 88 بساط فکری مرا درهم کوفت. در آذرماه همان سال بخاطر سه نامه ی انتقادی به رهبر و یک نامه ی انتقادی به رییس قوه ی قضاییه زندانی شدم. یک سال و نیم بعد از زندان آزاد شدم. اکنون ممنوع الخروجم. و نانوشته: برکنار از فعالیت حرفه ای ام.

80 نظر

  1. بدون شرح!!!!؟؟؟؟ وهزارتاسف.

     
  2. تو را به خدا عکس کامل این حکم و شماره و سوابق آن را در سایتتان قرار دهید تا امثال برادر من که این نظام و دستگاه قضای آنرا آخر عدل و درستی میدانند شاید به خود بیایند….هرچند کسی که خواب باشد را می توان از خواب بیدار کرد اما کسی که خود را به خواب زده است هرگز

     
  3. من قبلآ این حکم را خوانده ام و قطعآ بی نظیر است و باید گریست و البته نشان از آن دارد که چیزی به اسم آبرو را نمیشناسند.

     
  4. منجنیق آه مظلومان به صبح می بگیرد ظالمان را در حصار

     
  5. برادرم به امید تحقق این وعده هستیم” فضل الله المجاهدین علی القاعدین اجرا عظیما “

     
  6. آقاي نوريزاد! من از شما چند سوال دارم: آيا اين جنايات و حق کشي ها به تازگي در کشورمان رواج يافته يا از موقعي که به ناحق شما را به زندان انداخته اند؟؟! چگونه است که هنگامي که شما در روزنامه کيهان در کنار شريعتمداري … قلم مي زديد هيچ اعتراضي به اوضاع و احوال کشور نداشتيد و دائما به ستايش و تمجيد از رهبر و حکومت مي پرداختيد و حال که به زندان افتده ايد لب به اعتراض و تندگويي …؟؟؟!!

     
  7. خدایا چه قدرتی داری که همچین حیوانات انسان نمایی خلق کردی. الحق که قادر به هر کاری هستی…

     
  8. خدا بداد این مملکت و مردمش برسد

     
  9. الملک یبقی مع الکفر ولا یبقی مع الظلم. بقول معروف باید همه چیزمان به همه جایمان بیاید .آن رییس جمهور با سداغط وآن مجلس خاموش وفشل وآن بسیج استحاله شده به نیروی ضد مردم وآن … چنین دستگاه قضایی هم میخواهد. اما بگذارید هرچه میتوانند خباثت وجهل خود را بنمایند چرا که شب هر چه تاریکتر شود به سحر وسپیده نزدیکتر میشود.http://basiji-sabz.blogspot.com/

     
  10. سلام. واقعا نمیدونم چی باید گفت! این دقیقا همون طنزیه که تو ادبیات خوندم! نوشته ای که در عین طنز بودن اشکتو در میاره و به فکر وادارت میکنه!
    عجب دلایل محکمه پسندی و به قول شما عجب قاضی باسوادی!
    خدا قوت و قلمتان مانا

     
  11. هزار الله اکبر و ما شاء الله فی کلهم کمپلت اجمعین از اینهمه طنازی که به ناز نازی گرویده است!ما فکر می کردیم بله ولی نمی دانستیم تا اینهمه هم بله!!! استاد بواقع من طنز نویس دکان خود تخته کنم و از پی کار خود روم اساتید هستند سنگر خالی نمی ماند!لذت بردم از قلم همیشه توانای شما . اجرکم محفوظا

     
  12. از خداوند برای تمام مسولان و مدیران و دست اندرکاران امور کشور عزیزم طلب برکت و گشادگی فهم و دانش و آگاهی دارم .
    تا آنجا که میدانم عبید زاکانی عالمی بصیر بوده که مسایل و مشکلات و معضلات اجتماعش را با دقت و ظرافتی مثال زدنی در قالب طنز و بداهه و بذله میریخته و تندی و تلخی و گاه عفونت آنها را جهت تذکار و انذار و بیدار باش خلق بیان مینموده ؛ اینکه دستکار قاضیان ما تا چه حد به سیاق عبید نزدیک است خود بحثی تخصصی و مجالی وسیع میطلبد اما تشابهی دو پهلو ، سطحی و عمقی ، میان این دو هست و آن اینکه دو تاشان ولو اندک زمانی سبب باز شدن لبها به خنده و حتا قهقهه میشوند که خداوند خود ایشان را غریق رحمت کناد ، انشاا…

     
  13. بگـذار سرنـوشت هـر راهی را کـه میخواهـد برود، مـا راهمـان جداست
    این ابـرهـا تـا میتواننـد ببـارنـد ، مـا چتـرمان خداست . . .

     
  14. خدايا جز تو كس را نداريم و تنها از درگاه خودت ياري خواسته و جز به خودت چشم اميد بر هيچ كس ندوخته ايم . خدايا قلبمان را فقط و فقط با حضور خودت آرامش ده با ديدن و شنيدن اين همه بي عدالتي . يا حق

     
  15. بعضي وقتها فكر مي كنم اين اتفاقات و احكام خوابه يا توهمه. هي با خودم كلنجار ميرم كه مگه مي شه. نكنه من عقل درست و حسابي ندارم يا دانشي براي قضاوت بخاطر همين درك نمي كنم حكم صادره چرا اينطوريه. اما خوب كه دقت مي كنم مي بينم كه انقدر احكام صادره پرت و بي رحمانه و دور از عدالته كه زمان خدا نيامرز استالين هم اينطور نبود.

     
  16. ولا یزید الظالمین الا خسارا

     
    • بابا دست بردارین از این عرب زدگی . این قاضی ها هم نتیجه همین بازی هاهستند . یه چیزی یاد بگيريد که به درد این مردم بخوره .تا یه جمله عربی مینویسین حس میگیرین. این قاضی هم یا داره ریا میکنه یا مثل شما فکر میکنه با نوشتن این جملات عربي و اين داستانها با کله میره توی بهشت. خسته نشدین از این همه بدبختی و تحقیر؟وقتی حیا نیست هیچ چیز دیگری هم نیست.

       
  17. اقای نوری زاد ایا به فکر اخرتتون هستید؟ فکر کردی که با این نوشته چه توهینی به عبید زاکانی کردی؟ ایا قیامت متونی جواب عبید زاکانی رو بدی که چنین توهین بزرگی بهش کردی؟

    وایییییییییییییییییییی که چگونه دارن با زدگی مردم بازی میکنند و با این احکام واقعا خنده دار که حتی کودن ترین ادم ها هم به این نوع احکام می خندد نخبگان و تحصیلکرده های این مرز و بوم را نابود میکنند

    نابود باد دیکتاتوری

     
  18. ییانات قاضی القضات امروز 17 مرداد:”اين مسئله چند سال پيش در شوراي نگهبان مطرح بود، آنجا در قانون نوشته بودند که هيئت منصفه اگر رأي به مجرميت شخصي داد قاضي مي تواند تبرئه کند ولي اگر رأي به تبرئه داد قاضي ديگر نمي‌تواند جرم تلقي کند، اين قانون، ظاهراً در مجلس ششم به تصويب رسيده بود. ما در شوراي نگهبان به آن ايراد شرعي گرفتيم، ايراد هم همين بود که الان مي‌گويم که قاضي در حکمش مستقل است، قاضي تابع هيئت منصفه نيست بنابراين اطلاق الزام قاضي به اينکه نمي‌تواند در صورت مذکور حکم به مجرميت کند، خلاف شرع است. شما نمي‌توانيد الزام کنيد که هرچه هيئت منصفه بگويد، قاضي بايد تبعيت کند.”
    که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها!

     
  19. سلامید زاکانی بر جایگاه قضا نشست
    ای آقا آدم نمی داند باید بخندد یا گریه کند وقتی اراذل بر جایگاه افاضل تکیه زنند این می شود که شد
    باز جای شکرش باقی ست که عبید بر مناصب حکومتی می نشیند من خوف آن دارم ایرج میرزا هم به این مناصب دست یابد

     
  20. هميشه در تاريخ مي خوانديم خليفه جور اسلامي( اموي- عباسي , ….) ولي هيچگاه خليفه ظالم شيعي اينگونه نديده بوديم که آن هم به لطف حضور حاکمان فعلي ايران در تاريخ ماندگار شد . حکومت صفوي به اسم تشييع خونهاي زيادي به ناحق ريخت ولي اينان خون شيعه هم برايشان مباح است به حکم شادي امام زمان. (اشتباه برداشت نشود البته بنده با هر کسي که حيات و زندگي انساها را از آنها سلب کند مخالفم و اينجا غرض استفاده از دين براي بقاي قدرت مطرح است) و همانطور که خلفا ي اسلامي از دادن حکومت به امامان بر حق جلوگيري کردند مطمئن باشيد که اينها هم در مقابل حجت خدا خواهند ايستاد.

     
  21. نمی دونم چی باید بگم. این جور موقع ها از این همه درسی که تو دانشکده حقوق خوندم نا امید می شم. وقتی همه علم ما به هیچ دردی نخوره و در این دستگاه قضایی یه عده این قدر راحت دیگران رو به اتهامات واهی محکوم کنن واسه چی داریم درس می خونیم آخه؟؟

     
  22. دیگه کودتا این ظلم ها ی وحشتناک رو هم در پی داره وقتی راهپیمایی مسالمت آمیز جز قوانین یه کشوره ولی کودتا که بشه می شه جرم و این همه مردم رو آزار و اذیت می کنن خوب است خدایی هست

     
  23. روزی که خانم دکتر ساراتوسلی را محکوم کردند دختر ۱۲ ساله ام از من پرسید به کدام گناه ومن واو با یاد مهربانی اش وظلمی که در حقش شده گریستیم

     
  24. این شعار مرگ، انرژی و آرامش و برکت را از این کشور ربوده است.کاش روزی را شاهد باشیم که شعارهای ما بوی زندگی بدهند.

     
  25. خب که چی؟
    با دعای گربه که بارون نمی آد؟ بقول رییس دولت:” آب رو بریز اونجایی که میسوزه”… البته فقط بقول ایشون!

     
  26. خوشا به حال ما با این انقلابی که کردیم.
    آقای آملی لاریجانی عمامه ات را بالاتر بگذار

     
  27. قوه قضاییه که الحق یک جک بی مزه است و علت را هم باید در عدم سواد قضایی جستجو نمود. …. در حالی که اساتید حقوق و قضا در دانشگاه که البته نویسندگان کتب مرجع در علم حقوق اند به علت تنگ نظری های فراوان در قانون اساسی (که البته آنهم توسط همان روحانی ها نوشته شده) اجازه ورود به سیستم قضایی را ندارند مگر سرسپردگی شان به اثبات رسد.

    با سابقه ای که از نوشتن کامنت برای کلمه دارم می دانم که این چند خط هم اجازه انتشار ندارد. چه فرقی بین شما و رامین وجود دارد؟
    کلمه : با سپاس از نظر دوست بزرگوارمان، در همین کامنت هم اگر قسمت های نقطه چین شده را دوباره مرور بفرمایید مصادیق توهین بارز است. عدم انتشار بسیاری از کامنتها ناشی از این مساله است.

     
  28. بنده خدا قاضی بخت برگشته تقصیری ندارد اگر به من هم می گفتند مکلفی فلانی را در فلان حد مجازات کنی چاره ای نداشتم صغری و کبری های بی ربط و مضحکی را به هم ببافم یادتان هست کاهش بودجه صدا و سیما در مجلس ششم توسط فقها خلاف شرع تشخیص داده شد؟ استدلال فقهی فقهای تراز اول شورای نگهبان این بود:
    کاهش بودجه صدا و سیما باعث افزایش تبلیغات در صدا و سیما شده و افزایش تبلیغات مصرفگرایی را ترویج می کند بنابراین تغییر در ردیف بودجه ای صدا و سیما توسط نمایندگان مردم خلاف شرع تشخیص داده شد.
    در مورد دیگر نیز استفساریه مجلس ششم در خصوص قانون اقدامات تامینی و تربیتی و ارتباط آن با تعطیلی مطبوعات بر اساس یادداشت رهبر (همان یادداشتی که باعث مسکوت شدن اصلاح قانون مطبوعات شد)خلاف شرع تشخیص داده شد یادتان باشد گاهی یادداشت رهبر از مبانی استنباط فقهی است و حتما در ردیف قرآن و سنت و عقل و اجماع
    پس بر این قاضی بخت برگشته خرده مگیرید که ممکن است در دل سبزتر از من و شما باشد.

     
  29. زنده باد سبز

    واقعا هم عبید زاکانی درین حکایت حال اینان را گفته است
    “شخصی دعوای خد ائی می کرد او را پیش خلیفه برد ند او را گفت پارسال یکی اینجا د عوای پیغمبری می کرد او را بکشتند گفت نیک کرد ه اند که او را من نفر ستاد ه بو دم” عبید زاکانی
    درود بر نوری زاد عزیز

     
  30. من اصلا سیاسی نیستم. از طنز هم سر رشته ندارم. ولی فوق العاده بود. حیف این قاضی که هرز بره. یکی بهش پیشتهاد کنه بره استعدادشو یه جای دیگه مصرف کنه.

     
  31. مهرداد نصرتی مهرشاعر

    باز خدا را شکر که در روز عاشورا نگفته است:
    وای وای حسین وای
    وگرنه محرز بود که این فرد منظورش از حسین میرحسین موسوی بوده است که خواهرزاده اش شهید شده است و در آنصورت حقشان بوده که ۳۵۰ سال زندان و ۱ میلیارد دلار ( ببخشید یک میلیارد ضربه ) شلاق را تحمل کنند.
    راستش این یک میلیارد دلار هوش از سر همه پرانده است .خب راستش همه اصلاح طلبها نگرانند آخر نمی شود که آقای خاتمی یک نفری یک میلیارد بگیرد و به دیگران یک قرون هم نرسد.

     
  32. عبدالله تقی زاده

    یکم ن: دست مریزاد. دوم ن: آقا یادتان رفت از یک سابقه تاریخی دیگر به نام “دیوان بلخ” نام ببرید.آخرن: برقراری حاکمیت عدل علی (ع) برهمه شیعیان جهان در طول تاریخ مبارک!!!!!

     
  33. توکلت علی الله

    تو رابه خدا تصویر اصل حکم صادره را منتشر و متن آن را به زبانهای مختلف ترجمه کنید تا همگان بویژه همکیشان ما در هرکجای این کره خاکی که در دنیایشان قهرمانان شهیری چون بن لادن و صدام حسین و ملا محمد عمر روزگاری درخشیدند ودل بردندو دعای خیر نیمه شبان بسی جانهای معصوم را بدرقه اراده و شهامت دروغین خود کردند بخوانند تا بدانند در خط مقدم جبهه اسلام علیه کفر چه میگذرد و شاید ما و ایشان بفهمیم که دشمن ما در درون خود ماست ظلم و دروغ و خرافه و جهل و ریا و سنگدلی به همراه بی تقوایی و مفاسد اقتصادی و اجتماعی ،سرکوب عقول وحذف اندشمندان و بر صدر نشاندن خرافه گرایان و تملقگویان ریا کار بی تقوا و رواج رعب و وحشت در میان آدمیان به نام خدا و دین وهزاران از این دست دشمنان قسم خورده ی ما و تمامی جوامع انسانی هستند . مگر تلاش پیامبران و تمامی نیکخواهان تاریخ جز به قصد پاک کردن جوامع بشری از این پلیدیها بود. چرا گوشهایمان را گرفته ایم و هیچ اراده ای برای اصلاح خودمان نداریم؟ به کجا میرویم ؟به کجا؟

     
  34. جناب نوری زاد این چه فرمایشی است . لطفا یک بار دیگر رای دادگاه را از نظر بگذرانید . البته نه از دید مرحوم عبید زاکانی که از نگرش عمیق و دقیق قاضی پرونده و آفرین بگوئید بر چشم پوشی ایشان بر این همه گناه که این متهم متخصص انجام داده ! فی الواقع همین که زبانم لال تقاضای اشد مجازات نشده ( ترجیح می دهم اسمش را نبرم ) همگی خدای را شاکر باشیم . قلم فرانسه

     
  35. با سلام جای عبید زاکانی خالی تا از خنده روده بر شود. اینها از شعار الله اکبر می ترسند زیرا بزرگی خدای آسمانها و ذلت خدایگان زمینی را فریاد می زند. خدایگانی که بر اشتر خرافه پرستی و ساده لوحی مردم بی سواد سوار شده خود را نماینده تام الاختیار و بلاعزل پروردگار عالم هستی می دانند. اما این الله اکبر گفتنها نمرودیان و فرعونیان هر ملتی را به خاک ذلت خواهد کشید.
    اما بدانید صدور امثال این رای در سیتم قضائی ایران توسط قضاتی بی تجربه و بی دانش انچنان فراوان است که قصه انها مثنوی هفتادمن کاغذ می شود.

     
  36. البته چنین حاکمانی را اینگونه قاضیانی سزاوار است و شایسته

     
  37. بعله این است عدل علی وار این آقایان. چرا خدا توی کمرشان نمیزند که از دستشان راحت بشیم.

     
  38. بیچاره عبید زاکانی !این ادبیات حجف و نه طنز تنها از این … برمی آید و بس.

     
  39. کجاست حیدر کرار که ببیند آنانکه خود را با او قیاس میکنند چگونه مقام عدل و قضاوت را …

     
  40. اشکال این که با این عبید زاکانی ها گریه کردن به حال این مملکت واجب میشه.

     
  41. چطوری میشه یه نسخشو واسه آقا امام زمان فرستاد تا از طریق اقای جنتی نظرشونو به ما بگن

     
  42. تازه این دادگاه تو تهران است و مثلا با سواد های دستگاه قضا بر مسند قضا حکم می رانند، برای دادگاه در شهرستانها تو خود حدیث مفصل بخوان از این سیستم قضا. و این است حکومتی که اساسا اصلی ترین وظیفه اش عدالت است. جناب آقای رئیس جمهور به جای ارائه راهکار برای اداره جهان بفرمایند دادگستری خودمان را درست کنند.

     
  43. نوری زاد عزیز
    مسئله از بی سوادی و عبید زاکانی و این حرف ها بالاتره.
    مسئله فقط و فقط عقده گشائی عده ای آدم بظاهر مسلمان و در باطن کور تر از هر کافری است و لاغیر.
    باید به حال و روز این مملکت و اسلام و بخصوص تشیع زار گریست.

    یا حق

     
  44. سلام
    جناب نوری زاد این روایتی است که سالها جاری وساری است بنده درخیلی ازدعواهای مالی جهت پرهیزازاحساس مظلومیت وبیکسی ازجهل وتهی مغزی حضرات واجباربه پرداخت رشوه
    ازخیرمال خویش گذشتم
    درعجبم حاکم اسلامی شبها چگونه سرآسوده بربالین میگذارد.جدیداٌشعبه هم زده اندخدا عاقبت امت اسلام را به خیرکند چون هرچه محمدوعلی رشتندآقایان پنبه کردند

     
  45. اي كساني كه ايمان آورده‏ايد همواره براي خدا قيام كنيد و از روي عدالت گواهي دهيد،
    دشمني با جمعيتي شما را به گناه ترك عدالت نكشاند،
    عدالت كنيد كه به پرهيزكاري نزديكتر است و از خدا بپرهيزيد كه از آنچه انجام مي‏دهيد آگاه است. (مائده ، ۸

     
  46. محمد (ص) گرم گفتاری غم آلود است .

    و خور ، دیریست مرده ، غار تاریک است .

    ومن چیزی نمی بینم .

    ولی گوشم به گفتار است …

    ومی بینم تو گوئی رنگ غمگین کلامش را :

    خدای کعبه ، ای یکتا !

    درودم را پذیرا باش ، ای بر تر .

    و بشنو آنچه می گویم :

    پیام درد انسانهای قرنم را زمن بشنو .

    پیام تلخ دختر بچگان ، خفته اندر گور .

    پیام رنج انسانهای زیر بار ، وز آزادگی مهجور .

    پیام آنکه افتاده است در گرداب

    و فریادش بلند است : ای آدمها ….

    پیام من ، پیام او ، پیام او …

    محمد (ص) غمگنانه ناله ای سر می دهد آنگاه میگوید :

    خدای کعبه ، ای یکتا !

    درون سینه ها یاد تو متروک است

    واز بی دانشی و از بزهکاری :

    – مقام بر ترین مخلوق تو ، انسان –

    بسی پائین تر از حد سگ و خوگ است .

    خدای کعبه ، ای یکتا !

    فروغی جاودان بفرست ، کاین شبها بسی تار است .

    ودست ! اهرمن ها سخت در کار است .

    و دستی را به مهر از آستینی باز ، بیرون کن

    که : بردارد به نیروی خدائی شاید ، این افتاده پرچمهای انسان را

    فروشوید غبار کینه های کهنه از دلها

    در اندازد ، به بام کهنه گیتی, بلند آواز

    بر آرد نغمه ای همساز

    فروپیچد بهم ، طومار قانونهای جنگل را .

    و گوید : ای انسانها !

    فراگردهم آیید و فراز آیید .

    باز آئید .

    صدابردارد انسان را .

    و گوید : های ، ای انسان !

    برابر آفریدت ، برابر باش !

    وزین پس با برابرها ی خود ، از جان برادر باش

    **

    خدای کعبه .. ، ای یکتا…

    **

    بدین هنگام

    کسی آهسته گوئی چون نسیمی می خزد در غار

    محمد را صدا آهسته می آید فرود از اوج !

    و نجوا گونه می گردد .

    پس آنگه می شود خاموش .

    سکوتی ژرف وهم آلود ناگه چون درخت جاودان در غار می روید …

    و شاخ و برگ خود را در فضای قیر گون غار می شوید

    و من در فکر آنم کاین چه کس بود ، از کجا آمد ؟ !

    که ناگه این صدا آمد :

    (( بخوان )) ……………..

     
  47. خوبه اتفاقا. خیلی عالیه. بهتر از این نمیشه این یعنی این که آخرشه

     
  48. به قول بزرگي:ندانستن هم براي خود نعمتي است كه ما از ان محروميم.

     
  49. سلام باز هم سلامی از جنس درود.
    هر دم از این باغ بری میرسد شوختر از شوختری میرسد
    الهم عجل لولیک الفرج.احتمالا ماروهم به خاطر ثبت نظر در اینجا متهم به کوری نظر خواهند کرد این.احتمالا به خاطر تلبمبار نمک نیترات در اب تهران این بانمکی عارض شده.
    راستی روز خبرنگارم مبارک باشه بر همه خبر نگاران از جمله شما. راجع به این مطلب هم نظر بدین.نظرتان را به جوکی در این زمینه جلب میکنم:هرکسی حق دارد مقاله بنویسد حتی اگر به مسولی برخورد کرده ودردش بگیرد.همه مشکلات خبرنگاران در روز خبرنگار بهصفر میرسد.جملاتی گهر بار بوداز زاکانی ثانی.ماشالا قلمبه نمک تشریف دارن ایشون

     
  50. باز هم درود به نوري زاد! در اين معركه به قول دوستي “جز خنديدن كاري نمي توان كرد!” مي ترسم با اين هجمه حكومتي كار همه ما به طنز و مطايبه بكشد!
    به قول بعضي ها!:
    مملكتي كه صاحبش فراري است، بهتر از اين نمي شود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!1

     
  51. از كيفرخواست مشخصه كه از قبل جرم ها را تعريف كرده اند و به تمام كساني كه با
    موسوي و يا حتي بستگان ايشان رايطه اي برقراركنن به چشم مجرم نگاه مي كنند
    به قول استاد عجبا اين نيز مي گذرد ولي عمر رفته به باد زندانيان را با چه مي توان معاوضه
    كرد.از طرفي اقاي دكتر ميگن ما خبرنگار زنداني نداريم …زنداني سياسي نداريم ..اگر هم باشه
    روز خبرنگار صفرش مي كنيم.حرفهاي جالبي است .

    با مطلب جديدي تحت عنوان مسلمان كيست ؟ به روزم ..منتظر نظرات سازنده استاد هستم
    در ضمن پدر عزيز و بزرگوار ايميل منو جواب نداديد.منتظرحضور و قدومتان هستم.

     
  52. تقدیم به حر زمان، محمد نوری زاد و سایر آزادگان دربند: آقایان قابل، زیدآبادی و …:
    عن ابى جعفر(ع : ) قال : قال رسول الله(ص): ما نظر الله عزوجل الى ولى له یجهد نفسه بالطاعة لامامه و النصیحة الا کان معنا فى الرفیق الاعلى.
    امام باقر(ع ) فرمود :رسول خدا(ص ) فرموده است :خداى عزوجل به سوى دوستش که جان خود را در فرمانبردارى و نصیحت امامش به زحمت افکند، نظر نکند، جز هنگامى که در ردیف رفیق اعلى همراه ما باشد.
    اصول کافى، ج1، ص404

     
  53. به امید خدا در آینده نزدیک بساط ظلم و جور از دیار ما بر خواهد بست! دوباره دست در دست یکدیگر ایران سبز را خواهیم ساخت.

     
  54. با سلام،
    نه پیر است، که پیران کاردانند، خامی و جوانی از کلمات او می بارد
    نه عباسی است، که این شیوه شمران است،

     
  55. گویا به قول حسین پناهی تو این سرزمین هیچ چیز غیر از مرگ رو به مساوات تقسیم نمی کنند…

     
  56. افسوس و هزاران افسوس که چقدر مفاهیم بلندی چون عدالت، مسلمانی، ایمان، انصاف، ترس از خدا، تقوی، مروت،…..در فضای کنونی کشور ما که خود را امّ القرای همه کشورها قلمداد می کند و خود را منتظر مهدی آل رسول (ص) می داند، رنگ باخته اند، ونه بلکه لوث و از محتوا تهی شده اند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

     
  57. !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!wow….my god….!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!……

    با اینهمه اتفاقات عجیب وغریب وغیر قابل باور این روزا،بازم نمی دونم چرا احساس میکنم از شدت شگفت زدگی از خوندن این مطلب دو تا شاخ رو سرم سبز شده.

     
  58. حکایت قوه قضاییه ما بی اختیار حکایت طناب عدل انوشیروانی را زنده می کند ، که عدالتش را هیچ کس باور نکرد غیر از آن تنها خری که ناقوسش را سهوا به صدا درآورد ….
    و تلخ تر از همه اینکه اگر معترض باشی حتی به زبان آوردن نام خدا نیز برای تو جرم به حساب می آید
    بگذرد این روزگار تلخ تر از زهر ….

     
  59. سلام :
    اساس این دولت روی کار آمدن بیسوادانند و تشنگان قدرتند تا مانند گاو (نه الاغ,چون الاغ یک اشتباه را چند بار تکرار نمیکند /برعکس گاو)هر دستوری به آنها داده میشود اجرا کنند.یک قاضی با سواد حتی بی دین هرگز چنین حکم احمقانه ای نمیدهد و عدالت را رعایت میکند.
    در ثانی فقط در قوه قضائیه به ابلهان و امی ها بها نداده اند بلکه در همه ادارات و نهادها و ….
    مسولیت دارند. وقتی یک نفر را پیمانی یا قراردادی پذیرفته شده در کمتر از یک ماه مسولیت میدهند و بعد از یک سال مسولیت در شهری میدهند که به اندازه 3استان اینجا(شمال) نیرو دارد. چه انتظاری از این قاضی داریم// البته ممکن است این قاضی با این حکم خواسته به ملت بگوید که همه حکم های که داده ایم هیچ مدرکی نیست,حتی اعدام ها

     
  60. Ba salam

    Ei koda che mibinam va che mishenavam

    parde bar oftadeh ast va hagh padidar

    Che shod ke in na mardan be melate ma mosalat shodand

    Man gonah ra joz az khod nemidanam

    ma yek omr be hghaniate ana iman dashtim dar halike inha dar khafa joz zolm be in

    mardom kare digari nemikardand

    melateman dar che manjelabi foro raftehand

     
  61. با سلام!
    آقای نوری زاد برای ما دیگر این چیزها تکراری شده. حکم دادگاه خودتان را نگاه کنید در راستای همین مساله ای است که شما فرمودید. چند وقت پیش به خاطر مشکلی به عنوان شاکی کارم به کلانتری و دادگاه و نهادهای وابسته کشید.بی احترامی و بی توجهی به شخصیت انسان وقت انسان و… مساله ای است که به وفور در این اماکن دیده می شود.بگذریم…

     
  62. نوریزاد عزیز

    هیچ فکر کرده اید که چطور ممکن است که این همه خریت یک جا در ملک ایرانزمین جمع شود؟

    کسی را که خواب است میشود بیدار کرد اما کسی را که خود را به خواب زده هرگز!

    آن قاضی و این رهبر و این دلقک میفهمند، میدانند ، یقین گریبانشان را گرفته است. خواب یقین مستشان کرده است. این خاصیت جامعه استبداد زده است که قاضی به دلایلی که خودش میداند و ما نمیفهمیم حکم صادر میکند. در جامعه استبداد زده گریزان از آزادی است که رهبر جهان اسلام به دلایلی که در سر هیچ کس فرو نمیرود ، همه اعتبار و آبرو و ولایتش را روی یک مجنون بی فرهنگ سرمایه گذاری میکند. روزی هم خواهد آمد که در سایه خود بزرگ بینی حرف خود چنین پس بگیرد: ” من میدانستم …… اما میخواستم ……….

    آن قاضی از مقام ولایت رشوت ستانده است. ولایت مگر همان مقام قضاوت نیست؟ که ایشان به این کوتوله ها تفویض نموده است؟

    چون دهد قاضی به دل رشوت قرار چون شناسد ظالم از مظلوم زار؟

    تضاد را حس میکنید؟ ناممکن بودن قضاوت در جامعه ولایی را حس میکنید؟

    اما این مسیر باید طی میشد. به معجزه ای بی مانند شبیه است تجمع همه خریت ها نزد این مستضعفین (پنداری، کرداری و گفتاری) . باید خدای را شاکر بود که جدایی میان دو تفکر قرائت خرافی و عقلایی از دین چنان صورت پذیرفت که داور منصف هرگز شائبه گناهکار بودن دین، وسوسه اش نخواهد کرد. خدای را شاکریم که در کنار این کوتوله های مضحک بزرگانی نیز بودند که دین خود نفروختند و و حجت دین داری جوانان ما شدند. گویا خانه خدا خود خانه اش محفوظ داشته است.
    برای رسیدن به جامعه مردم سالار باید هزینه پرداخت کرد. بهشت را به بها میدهند نه به بهانه. آزمودن شیطانی بودن یقین هزینه بر است. آزمون شیطانی بودن سپردن ملک و دین به انسان ممکن الخطا زمان بر است. آزمون الهی بودن تفکر جمعی علیرغم شائبه خطا ، با کلام و استدلال میسر نیست.

    رسیدن به جامعه مردم سالار نیازمند تحول در اندیشه هاست. نیازمند ایمان داشتن به معجزه بودن و تقدس کل هستی است و نه فقط مقام عظمای ولایت. من مطمئنم که ایشان و آن دلقک نیز معجزه اند. بدون وجود این مراکز تجمع نادرستی تحول اندیشه در این سرزمین چگونه در این زمان اندک ممکن بود ؟
    ما چگونه میتوانستیم راستی و ناراستی را چنین عیان محک بزنیم؟ کدامین غربال، خرافه و راستی را در ذهن کژ مدار مان می بیخت؟ دانسته نیست اما ظهور این انسان های خطا کار کژ آیین بی شباهت به ظهور انسان کامل نیست. ظهور کمال و آرزوی کمال در چنین مقیاسی که در جامعه ایران مشهود است ، بی کژ کرداری و کژپنداری این کوتولگان میسر نبود.

    تجمع این میزان از خریت به معجزتی میماند در خور ستایش!

    پایدار باشید

     
    • با سلام تحلیل جناب کیخسرو گویای همه آن واقعیتی در جامعه ماست که هرچند بسیار دردناک است و بغض بر گلوی انسان می نشاند، اما در عین حال نوید بخش آینده ای سرشار از آگاهی، و البته نه چندان دور، است.

       
    • والله دیکه نه از حکومت اسلامی حرفی بزنید که هر کس هم که ته دلش یه کم بچه مسلمون بود همون هم پسش داد به همینهایی که ادعاشو دارند ..تا چه برسه به عدالتشون…جناب نوریزاد منهم مثل شما یک جورایی همکاریکم ولی شما با ایمان تر وبا اعتقاد ترید …بخدایی خدا سوکند که من با داشتن بیش از 64 سال از عمرم یک نفر حتی یک نفر اطرافم نمیبینم که دیکه از اسلام ومسلمونی کوچکترین حرفی بزنه ..باور کنید خیلی از بچه ها از شکم مادر شون بیرون نمیآیند فقط از ترس اینها .ویا در شکم مادر خوذکشی میکنند. بابا اینها روی فرمانده کل شیاطین هم سفید کردند.درود بر هیتلر درود درود درود

       
    • اکر دین خداوند اینچنین کفته…………اکر اسلام این است پیغامش په خوش بودند اعراب…….بدوی که بت را بر خدا ترجیح میدادند.واسلاما

       
  63. این سخن از انیشتین است که با بحث بی ربط نیست

    دنیا جای خطرناکی برای زندگی است. نه به خاطر مردمان شرور، بلکه به خاطر کسانی که شرارتها را می بینند و کاری در مورد آن انجام نمی دهند.

     
  64. پس از تحمل آن حبس‌ها، هنوز زبانتان تیز است. درود بر شما!

     
  65. سلام و درود بر محمد نوري زاد
    راد مردي زاده نور ها و روشنائيها
    طنين مناجات روح نوازت با خدائيكه براي توست و كنار تو و دلسوز و مهربان و آنچه بايد باشد هست را چنان شنيدم و نوشيدم كه شرحش نامه اي شد به محمد نوري زاد كه اميد وارم بتوانم به زودي كاملش كنم و منتشر
    و اين عبر زاكاني هائيكه امروز بر مسند نشسته اند و سر خوش از اين شوخ طبعي هائيكه ميكنند و نميدانند كه گاه شوخي شوخي كساني را جدي جدي به نابودي ميكشند و كيست پاسخگوي لحظه لحظه هاي عمر و جواني و تخصص هاي در بند اين سر زمين ما كه تا به حال نديديم اما شنيده ام كه گفته اند در اسلام اصل بر برائت است حال با اين پيش فرض طنز نامه شيرين تر ميشود
    بچه ها شوخي شوخي به قورباغه ها سنگ ميزنن و غورباغه ها جدي جدي ميييميييرند

     
  66. سلام. شكر خدا شما ظاهرا فقط اينيكي را ديديد. آنقدر زيادتر و تلخ‌تر هست كه “عبيد زاكاني” روده‌بر شود. آنقدر هم ادامه مي‌دهند كه من و شما از خنديدن خسته شويم. سواي اين، چه سوژه نابي فراهم مي‌كنند براي خنده و عبرت آيندگان

     
  67. خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااست
    من که باورم نمی شه
    مگه می شه؟!!!
    آخه چقدر اینا…

     
  68. سلام پدرم

    من که گفتم, اینجا همه مامور اند و صد البته معذور.. حتی قاضی..

    (مامور:کسی که موظف به انجام یک دستور شده و هیچ عذری هم ازش پذیرفته نیست جز درست و دقیق اجرا کردن دستور و این دور ترین معنی از معنی کلمه ی قاضیه)

    پدر یه لحظه خودتو بذار جای ما ها که از وقتی چشم باز کردیم اینان مجریان حکم خدا وعدالت این شکلی بود و اونوقت ببین چند رکعت میتونی از ته دل نماز بخونی؟

    به این میگن ارکستراسیون طنزپردازان , به نظزم عبید اگه خودش با همه توان در طنز پردازی این پرونده رو قضاوت میکرد حد اقل از شلاق زدن به تن ظریف یک خانم اونم استاد دانشگاه شرم میکرد…

    فردایی هم هست پدر؟

     
  69. يا خدا ، آخه بيداد تا چه حد !!!!

    خدا شما رو براي ما جوانها حفظ كند ، آمين

     
  70. آقای نوریزاد عزیز
    شما مثل اینکه توجه نکردی این رای دادگاه طنز مرحوم عبید نیست و قاضی محترم به صراحت علت این حکم را فرموده اند علت همان زماستان است که شاعر فرهیخته ما مهدی اخوان قبلا گفته اند حقیقتا چه مفهومی دارد که یک نفر آن هم نه یک آدم بلکه یک زن در زمستان و آن هم نه یک زمستان دهه 50 بلکه یک زمستان قرن بیست و یکم برای تسلیت به یک مادر داغدیده در ساعت 10 شب برود
    خداوند را شاهد میگیرم هرگز به این زیبایی قادر به درک شعر زمستان نبودم بخصوص بیت
    کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را

     
  71. تف به رويشان! مودبانه تر از اين لايقشان نيست. تسليت گفتن و الله اكبر گفتن هم شد جرم؟ شلاق؟ 5 سال زندان؟ مگر طرف قاتل است يا دزدي كرده؟ در اين مملكت سنگها را بسته و سگان را ول كرده اندو وضع بهتر از اين نمي شود. لابد امثال قرائتي بايد تشخيص دهند كدام الله اكبر به خدا نزديكتر است.

     
  72. سلام. داشتم مطالب پستهای گذشته رامیخواندم به “اولی الامر” رسیدم . فرموده بودیدکه “متصدیان امور” معنی صحیح تری مینماید. لازم به ذکر دیدم که نکته ای را که در کتابی خوانده بودم برایتان بیان نمایم:
    در کافی ،در حدیثی منسوب به حضرت امیر(ع)چنین آمده: اعرفوالله بالله،والرسول بالرساله،واولی الامر بالمعروف والعدل والاحسان.
    ….ومعنی شناسایی اولی الامر به امر بمعروف، این است که هرکس خود را خالی از خودخواهی وانانیت گرداند(ووجهه ی الهی بیابد) آنگاه شناسای نیک وبد امور(معروف ومنکر)خواهد گشت وچون کسی مدعی شود که از جانب خدا وبندگان خدا، امر ِ بندگان بدست او سپرده شده ،باید دید که آیا در امور به عدالت(که قراردادن هر چیز درجای خویش بدون افراط وتفریط است) واحسان(که مرتبه ای فراتر از ایمان است ومحسن کسی است که همه ی خلق خدا را،اهل وعیال خدا میشمارد)رفتار مینماید؟ (والبته عدل واحسان ملازم یکدیگرند).
    پس صرفا “متصدیان امور” معنای کاملی بشمار نمی آید خصوصا که این متصدیان با نام دین،عدالت واحسان را زیر پا نهند. موفق باشید.
    ببخشید که نظر مربوط به این پست نبود منتها باخود گفتم شاید در جای دیگر ، ملاحظه نشود.

     
    • اتفاقاً بنظر بنده این حدیث کاملاً مؤید همان نوشته جناب نوریزاد است، زیرا ضابطه شناختن اولی الامر (متولیان امور) بکلی از ضابطه شناخت خداوند و رسول (ص) جدا و متفاوت لحاظ گردیده است. یعنی گفته نشده اولی الامرتان را هم از طریق رسالت و یا کتاب الهی بشناسید(یعنی همان کاری که عملاً دارد انجام می گیرد) بلکه ضابطه اش تنها عدل و احسان است، نه اموری چون مثلاً فقاهت و استناد به آیات قرآن و……………..

       
  73. این رای بیشتر شبیه یه شوخی مضحکه
    !!!!
    اگر این از وبلاگ شما منتشر نمیشد قطعا باور نمیکردم

     
  74. داد از این بیداد.

     
  75. بالقطع و بالیقین دانستم که اینان مسلمان نیستند . و هیچ فصلی از قرآن کریم ندیده اند و گر مسلمانی این است من رسول اکرم هستم و نفسم حق تر از بی حقان و نجاست خورانی که آیات کریم را مضحکه گیرند و قاه قاه به مزاح خندند که : هین خوردید ؟ این است اسلام و مسلمانی ما که ما نیک مسلمانانیم .و شبانگاه خواب از چشم ربوده بر میخیزم و ندایی در صبحگاه میشنوم که : حی الصلاه . و من پتو بر سر کشم و غلطی زنم و گویم:زکی بخوان موذن برای مسلمانان که من کافری بیش نیستم و به آوای تو به تاخیر جواب خواهم داد و ظهر نماز شب خوانم و شب نماز صبح . تا باشد حق بر بالینم مشتی فرود آورد و مرا در همان حال به درک نائل کند و من بیش زود تر به آستانش روم و مقربین را بینم و از نکیر و منکر بخواهم که : هی خدا پس هستی؟

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

80 queries in 2678 seconds.