سر تیتر خبرها

دو نامه محمد نوری زاد به دادستان تهران

بدیهی است که تا رسیدن به خواسته هایم، نه غذا دریافت خواهم کرد و نه تقاضای تماس تلفنی یا ملاقات یا مرخصی خواهم داشت.

آنچه میخوانید دو نامه از محمد نوری زاد خطاب به دادستان تهران است، که در دو روز 14 و 16 اسفند 89 نوشته شده است. وی از روز هفتم اسفند بدون اتمام اقدامات درمانی و برخلاف وعده ی بازجویان مربوطه، به زندان بازگشت. خانواده ی محمد نوری زاد از انتشار آنچه که در این مدت بر سر این آزاده ی دربند گذشته است، تا به امروز امتناع ورزیدند؛ اما اکنون که نزدیک چهارده روز (به همراه تماس یک دقیقه ای روز اول عید) از بی خبری از محمد نوری زاد میگذرد، این نامه ها را در اختیار سایت شخصی ایشان قرار دادند.

نامه اول

دادستان محترم استان تهران
جناب آقای دکتر جعفری دولت آبادی

باسلام.

امروز ششمین روز است که اینجانب محمد نوری زاد در اعتراض به بازداشت غیرقانونی خود در بند دوالف، از دریافت غذا سر باز زده ام. شخص جنابعالی حضوراً به من قول دادید که به شکایات من رسیدگی و آنها را پیگیری خواهیدفرمود.
شکایت از دو بازجوی فحاش و بزن بهادر، و شکایت از قاضی مقیسه که طی دو جلسه کوتاه نمایشی، حقیر را به تحمل دوسال حبس(افزون بر سه سال و نیم قبلی) محکوم کرده است.

خود جنابعالی نیک می دانید که تداوم بازداشت من در بند دوالف، غیرقانونی است. من باید به بند عمومی 350 منتقل شوم. بدیهی است که تا رسیدن به خواسته هایم، نه غذا دریافت خواهم کرد و نه تقاضای تماس تلفنی یا ملاقات یا مرخصی خواهم داشت. من نسبت به همه ی احکام صادره علیه خود معترضم و روند اعتراض من، تا حصول نتیجه ادامه خواهد داشت و مسئولیت عواقب هرآنچه بر سر من بیاید، متوجه همه ی آنانی خواهدبود که در احکام صادره علیه من و بازداشت غیرقانونی من در بند دوالف، سهم و نقش داشته اند.

با احترام
محمد نوری زاد- بند دوالف زندان اوین 14/12/89

امروز ششمین روز است که اینجانب محمد نوری زاد در اعتراض به بازداشت غیرقانونی خود در بند دوالف، از دریافت غذا سر باز زده ام. شخص جنابعالی حضوراً به من قول دادید که به شکایات من رسیدگی و آنها را پیگیری خواهیدفرمود…

خود جنابعالی نیک می دانید که تداوم بازداشت من در بند دوالف، غیرقانونی است. من باید به بند عمومی 350 منتقل شوم. بدیهی است که تا رسیدن به خواسته هایم، نه غذا دریافت خواهم کرد و نه تقاضای تماس تلفنی یا ملاقات یا مرخصی خواهم داشت…


نامه دوم

دادستان محترم استان تهران
جناب آقای دکتر جعفری دولت آبادی

با سلام.

به دلیل توهین های امروز یکی از بازجویان خود، موسوم به “کریمی” که در بند دوالف، بارها به دیدن من آمده، و به خاطر بازداشت غیرقانونی ام در این بند، از همین امروز به اعتصاب غذای خشک دست می زنم. بدیهی است که عواقب این اعتصاب غذای خشک، هرچه که هست، متوجه شما و متولیان بند دوالف خواهد بود. آقای کریمی امروز، با الفاظی چون: منافق، منافق مدرن، منافق تر از مسعود رجوی، و با اتهام به من که: بیش از دومیلیارد پول سپاه را بالا کشیده ام، و بازگویی شنودهایی از مکالمات و مسائل خصوصی من و خانواده ام، مرا مخاطب قرار داد. نامبرده با این توهم پوک که من در آخرین باری که به مرخصی رفته ام، با آقای سید محمد خاتمی دیدار داشته ام، آنهمه الفاظ شنیع را بر من بارید.

من، مرده یا زنده، خواهشمندم شکایت رسمی مرا از این فرد، به خاطر اطلاق یک چنین توهین هایی، پیگیری بفرمایید. اطمینان دارم طبق یک روال جاری، نامبرده، کلیت مکالمات امروز ما را ضبط کرده است. سند و مدرک ادعاهای من، همین مکالمات ضبط شده است. گرچه خود می دانم نگارش این نامه، مثل دل بستن به آب یک سراب، راه به جایی نخواهد برد. با اینهمه، برای اتمام حجتی که این روزها کسی خریدارش نیست، به جایگاه قانونی شما متوسل می شوم. خود دانید و خدا و فردای قیامتی که در راه است.

با احترام
محمد نوری زاد- بند دوالف- 16/12/89


آقای کریمی امروز، با الفاظی چون: منافق، منافق مدرن، منافق تر از مسعود رجوی، و با اتهام به من که: بیش از دومیلیارد پول سپاه را بالا کشیده ام، و بازگویی شنودهایی از مکالمات و مسائل خصوصی من و خانواده ام، مرا مخاطب قرار داد. نامبرده با این توهم پوک که من در آخرین باری که به مرخصی رفته ام، با آقای سید محمد خاتمی دیدار داشته ام، آنهمه الفاظ شنیع را بر من بارید...

گرچه خود می دانم نگارش این نامه، مثل دل بستن به آب یک سراب، راه به جایی نخواهد برد. با اینهمه، برای اتمام حجتی که این روزها کسی خریدارش نیست، به جایگاه قانونی شما متوسل می شوم. خود دانید و خدا و فردای قیامتی که در راه است.

.

.

.

Share This Post

درباره محمد نوری زاد

با کمی فاصله از تهران، در روستای یوسف آباد صیرفی شهریار به دنیا آمدم. در تهران به تحصیل ادامه دادم. ابتدایی، دبیرستان، دانشگاه. انقلاب فرهنگی که دانشگاهها را به تعطیلی کشاند، ابتدا به آموزش و پرورش رفتم و سپس در سال 1359 به جهاد سازندگی پیوستم. آشنایی من با شهید آوینی از همین سال شروع شد. علاوه بر فعالیت های اصلی ام در جهاد وزارت نیرو، شدم مجری برنامه های تلویزیونی جهاد سازندگی. که به مناطق محروم کشور سفر می کردم و برنامه های تلویزیونی تهیه می کردم. طوری که شدم متخصص استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان. در تابستان سال 1361 تهران را رها کردم و با خانواده ی کوچکم کوچیدم به منطقه ی محروم بشاگرد. به کوهستانی درهم فشرده و داغ و بی آب و علف در آنسوی بندرعباس و میناب. سال 1364 به تهران بازآمدم. درحالی که مجری برنامه های روایت فتح بودم به مناطق جنگی می رفتم و از مناطق عملیاتی گزارش تهیه می کردم. بعد از جنگ به مستند سازی روی بردم. و بعد به داستانی و سینمایی. از میان مستندهای متنوع آن سالهای دور، مجموعه ی “روی خط مرز” و از سریالهای داستانی: پروانه ها می نویسند، چهل سرباز، و از فیلمهای سینمایی: انتظار، شاهزاده ی ایرانی، پرچم های قلعه ی کاوه را می شود نام برد. پانزده جلدی نیز کتاب نوشته ام. عمدتاً داستان و نقد و مقاله های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی. حوادث خونین سال 88 بساط فکری مرا درهم کوفت. در آذرماه همان سال بخاطر سه نامه ی انتقادی به رهبر و یک نامه ی انتقادی به رییس قوه ی قضاییه زندانی شدم. یک سال و نیم بعد از زندان آزاد شدم. اکنون ممنوع الخروجم. و نانوشته: برکنار از فعالیت حرفه ای ام.

11 نظر

  1. سپاس از همه شما خوبان
    پشتیبانی سایت رسمی دکتر محمد نوری زاد

     
  2. به اندازه ی هیچ فرد دیگری از ظلمی که بر شما میگذرد ناراحت نیستم
    خدا صبرتان بدهد و ریشه ی ظلم را برکند

     
  3. اخرین وصیت امام حسین به امام سجاد : بترس از اه مظلوم. و تویی که نمی شناختمت ای مظلوم

     
  4. با سلام و تبریک سال نو
    امیدوارم هر چه زودتر، نوری زاد عزیز را در جمع خانواده اش ببینیم و ان شاءالله مقیسه ها را در زندان

     
  5. درود به نوری زاد عزیز.که با استقامت و شرافت خود،ننگ ابدی را برای دیکتاتورها یادگار گذاشت.سلامت و سبز باشی

     
  6. ce book%, Elahe, Mansouri

    Khodaya rishe zolm o bekan, …

     
  7. گرچه خود می دانم نگارش این نامه، مثل دل بستن به آب یک سراب، راه به جایی نخواهد برد. با اینهمه، برای اتمام حجتی که این روزها کسی خریدارش نیست، به جایگاه قانونی شما متوسل می شوم. خود دانید و خدا و فردای قیامتی که در راه است.

     
  8. آقای کریمی امروز، با الفاظی چون: منافق، منافق مدرن، منافق تر از مسعود رجوی، و با اتهام به من که: بیش از دومیلیارد پول سپاه را بالا کشیده ام، و بازگویی شنودهایی از مکالمات و مسائل خصوصی من و خانواده ام، مرا مخاطب قرار داد. نامبرده با این توهم پوک که من در آخرین باری که به مرخصی رفته ام، با آقای سید محمد خاتمی دیدار داشته ام، آنهمه الفاظ شنیع را بر من بارید…

     
  9. خود جنابعالی نیک می دانید که تداوم بازداشت من در بند دوالف، غیرقانونی است. من باید به بند عمومی ۳۵۰ منتقل شوم. بدیهی است که تا رسیدن به خواسته هایم، نه غذا دریافت خواهم کرد و نه تقاضای تماس تلفنی یا ملاقات یا مرخصی خواهم داشت…

     
  10. امروز ششمین روز است که اینجانب محمد نوری زاد در اعتراض به بازداشت غیرقانونی خود در بند دوالف، از دریافت غذا سر باز زده ام. شخص جنابعالی حضوراً به من قول دادید که به شکایات من رسیدگی و آنها را پیگیری خواهیدفرمود…

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

83 queries in 1762 seconds.