سر تیتر خبرها

سپاس مرا پذیرا باشید

من ، محمد نوری زاد، از همه ی آنانی که  در این چند وقت گذشته، به یادم بوده اند و با نگرانی، از وضع و حالم خبرمی جسته اند و در غیاب من به خانواده ام سرمی زده اند و غمخواری می کرده اند ، سپاسگزارم .

زندان، برای من، یک نعمت چند جانبه بوده و هست. من در زندان آموخته ام که همه ی اعتبارات دنیاوی و هیاهوهای این زمانی، چه سست و بی بنیان است. آموخته ام  که چه زود می شود از آسمان بلند برخورداری، به زمین گرم نداری وبی کسی وفراموشی کوفته شد. بی آن که رعشه ای کوچک در مناسبات هستی که نه، در مناسبات معمول وجاری پیشین آدمی در افتد. باهمه ی رگ وپی ام، باورکرده ودانسته ام که فریبایی دنیا و دارایی ها نابجای آن، ماندگاری چندانی  ندارد. و آنانی که با دغلکاری، گنج های غارت خود را در پس دروازه های پشت درپشت آن نهاده اند و برآن قفل های وانشدنی گمارده اند، چه خفتگان غافل و بیهوده کاری هستند .

از همه ی آنانی نیزکه در نبود من، هرچه به دهان خودشان و قلمشان و دوربین شان آمد، از من وخانواده ام  گفتند و نوشتند و منتشر کردند، امتنان دارم . آنانی که هم خودشان و هم روزنامه ها و سایت ها و برنامه های تلویزیونی شان، درباره ی من وخانواده ام ناسزا پراکندند و به این اصل اولیه انسانی – ونه مسلمانی – که : یک جانبه برکسی تاختن نشانه ی آشکار ظلم است، پشت کرده ند. من در زندان، چگونه آیا می توانستم پاسخ فلان یاوه گو را، و فلان روزنامه و سایت و برنامه ی تلویزیونی ای را که ابتدایی تری قاموس ادب انسانی را زیر پا نهاده و در غیاب من، به من و خانواده ام آواری از زشتی فرو می ریزد، پاسخ بگویم؟

این را نیزباور دارم که : حادثه های این یک سال وچندماه اخیر، با هر فرازوفرودی که اختیار کرده اند، وبا هر طعمی از تلخی و شیرینی بطئی و آشکاری که به کام مردم ما افشانده اند،  حادثه های درون خانواده اند. خودما ، حتما، از حل و فصل آن برخواهیم آمد. مارا نیازی به آن سوی مرزها و مداخله ی دیگران نیست. مارا در این غوغای داخلی، به چونی نگاه وفهم وهمراهی امثال اوباما و صدپشت اروپایی اوکاری نیست. حرکتی که باعنایت اجانب به جایی برسد، به یک بی عنایتی اجانب نیز از هم خواهد گسست.

از هنرمندان و نویسندگانی که با طومارها و نوشته های جانبدارانه ی خود ازمن حقیر، نشان دادند  علاوه بر گرایش ها و باورهای دینی، می شود دورسفره ی انسانیت – باهرگرایش و باور- نشست و ازقابلیت های انسانی تناول کرد نیز تشکرمی کنم.

درروزها و ماههای زندان، خدای خوب مرا توفیقی مرحمت فرمود تا بتوانم علاوه بر فکرکردن ونوشتن، به برآوردن آثاری دست ساز نیز موفق شوم. این آثار، هرگزدراندازه ی نیستند که بشود برآنها نام اثرهنری نهاد. با این همه، مجسمه ها و نقاشی ها و کولاژها و فرآورده های حجمی ای که من در زندان ساخته ام، – ویک به یک آنها را به یاری خدا نشان شما خواهم داد- همگی اما برسرایش این سرود زیبا اصرار می ورزند که: می توان از جهنم تلخی های زندان، به بهشتی شورانگیزی ورود کرد و به تلخکامی ها فرصت جولان نداد.  بازهم : سپاس.

اسفندماه سال هشتاونه

Share This Post

درباره محمد نوری زاد

با کمی فاصله از تهران، در روستای یوسف آباد صیرفی شهریار به دنیا آمدم. در تهران به تحصیل ادامه دادم. ابتدایی، دبیرستان، دانشگاه. انقلاب فرهنگی که دانشگاهها را به تعطیلی کشاند، ابتدا به آموزش و پرورش رفتم و سپس در سال 1359 به جهاد سازندگی پیوستم. آشنایی من با شهید آوینی از همین سال شروع شد. علاوه بر فعالیت های اصلی ام در جهاد وزارت نیرو، شدم مجری برنامه های تلویزیونی جهاد سازندگی. که به مناطق محروم کشور سفر می کردم و برنامه های تلویزیونی تهیه می کردم. طوری که شدم متخصص استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان. در تابستان سال 1361 تهران را رها کردم و با خانواده ی کوچکم کوچیدم به منطقه ی محروم بشاگرد. به کوهستانی درهم فشرده و داغ و بی آب و علف در آنسوی بندرعباس و میناب. سال 1364 به تهران بازآمدم. درحالی که مجری برنامه های روایت فتح بودم به مناطق جنگی می رفتم و از مناطق عملیاتی گزارش تهیه می کردم. بعد از جنگ به مستند سازی روی بردم. و بعد به داستانی و سینمایی. از میان مستندهای متنوع آن سالهای دور، مجموعه ی “روی خط مرز” و از سریالهای داستانی: پروانه ها می نویسند، چهل سرباز، و از فیلمهای سینمایی: انتظار، شاهزاده ی ایرانی، پرچم های قلعه ی کاوه را می شود نام برد. پانزده جلدی نیز کتاب نوشته ام. عمدتاً داستان و نقد و مقاله های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی. حوادث خونین سال 88 بساط فکری مرا درهم کوفت. در آذرماه همان سال بخاطر سه نامه ی انتقادی به رهبر و یک نامه ی انتقادی به رییس قوه ی قضاییه زندانی شدم. یک سال و نیم بعد از زندان آزاد شدم. اکنون ممنوع الخروجم. و نانوشته: برکنار از فعالیت حرفه ای ام.

26 نظر

  1. درود بر شرافت و پاکی تو درود بر تو که سختیهای زندان را تحمل کردی اما به ارمان خود پشت نکردی.

     
  2. دكتر ميدانيم كه روزي خواهد شد كه ايران و ايراني سربلند و سرفراز و با چهره اي پر از غرور بر اين زمين راه خواهد پيمود و دوباره و دوباره به عالم نشان خواهد داد كه ميتواند و آن روز به شما و صدها همانندتان احتياج است آن روز كه من،ما خواهد شد روزي كه تو،من خواهي شد و روزي كه او خواهد آمد تا آن روز بمان كه هستيم در كنار تو عزيز…

     
  3. خداوند نگهدرت‌ای مرد شجاع که بیش از این زبان قاصر است از بیان

     
  4. درود بر اون شرفت مرد. دلهای ما همیشه با تو خانواده عزیزته.

     
  5. با سلام
    خوشحالم که شما همچنان استوار هستید و نزد خانواده تان.
    یا حق

     
  6. الحمدالله امیدوارم جوانان اسیرمان نیز آزاد شوند . و خورشید ظقر از پی این شبهای تیره برآید.

     
  7. امیدوارم سالم باشید و بمانید. و امیدوارم چونی نگاه و فهم و همراهی همگان را با سعه صدر و ذهن آرام و پاک و شریفتان و حقیقت جویتان پذیرا باشید و زشتی و زیبایی را چون گذشته فرق نهید.

     
  8. حسین از مشهد

    سلام خوشحالم که بیرون از حصار هستید براتون از مشهد آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم همه ما عاقبت به خیر باشیم

     
  9. من هم خوشحال هستم از آزاد شدنتان. فریب این دنیا رو بارها و بارها خوردن، برای ما انسانهای معمولی به “دردی درمان ناپذیر” میمونه ظاهرا. بلایا روی دیگری از این دنیا رو به ما نشون میدن ولی متاسفانه این “خود” ظاهرا کماکان دلبسته تنها یک وجه دنیا ست. تا کی من بفهمم که این دنیا فریبی بیش نیست.. 

     
    • فریب آخرت را خوردن بمراتب خطرناکتره. دنیا و آخرت یک چیزن، فریب خوردن از هر کدومشون آدم رو غیر آدم میکنه.

       
  10. قل هل ادلکم علی تجاره ننجیکم من عذاب الیم
    تومنون بالله و بالیوم الاخر و تجاهدون فی سبیله باموالکم و انفسکم
    لعلکم تفلحون
    درود سردار! خسته نباشی دلاور

     
  11. دوستدار نوریزاد

    زندان، برای من، یک نعمت چند جانبه بوده و هست

    به خاطر همین است که زود هوس بازگشت به زندان می کنید و ما را تنها می گذارید

     
  12. با سلام وآرزوی سلامتی کامل برای شما . لطفا سعی کنید در صورت امکان در موضع گیریهای سیا سیتان با آقای رفسنجانی هماهنگ باشید.

     
  13. محمد جان سلام
    درود به شرف و صفای باطنت که ذره ای کدورت در آن نمیبینم. برادرم وقت تنگ است ” فرود آی و دمی بیاسای”. زنده باشی به روان آدمیت

     
  14. خیلی خوشحالم که از شما مطلبی می خونم

     
  15. خدا رو شکر که دوباره نوشتید.با ارزوی سلامتی و قدرت روزافزون

     
  16. جناب آقامحمدنوریزادبسیارعزیزچشم ودل همه ی ماروشن شد،دعاهای خیرمان مثل همیشه بدرقه ی راه شماباد،بردستان توانایتان بوسه میزنیم وسربازی مولای همه ی ماوهمه کائنات رابرایتان آرزوداریم

     
  17. با سلام به همه آزادگان جهان خصوصاٌ محمد نوریزاد ، خدا را شکر که آقای نوریزاد از زندان آزاد شد امید وارم سلامتی کامل را بدست آورند. منتظر یادداشت‌های شما که بوی مردانگی از آن می آید هستم ، خدا یار و نگهدارتان باد.

     
  18. خوشحالم آزاد شدید همیشه براتون دعا کردم

    امیدوارم همهٔ زندانیان سیاسی آزاد بشن
    و امیدوارم حال آقایان کروبی و موسوی هم خوب باشه فعلا جز دعا کاری از دست ما بر نمیاد تا خدا چی‌ بخواد

    سوسو

     
  19. بسیار خوشحالیم از آزادی نوری زاد عزیز

     
  20. سلام
    سلامتیتان را به جشن مینشینیم و از خداوند معرفت را مسئلت داریم.
    خوشا به سعادت حق طلبان

     
  21. به امید آزادی و آبادی وطن گلگونمان، ایــــران

     
  22. امسال در عرفات و منا به يادت بودم  به نيابت شما نماز خواندم و براي آزاديت دعا كردم
    مؤمن! به خاطر خدا ، دوستت داريم 

     
  23. یک برگ سبز ...

    سلام و درود بر ابرمرد تاریخ ایران …
    تردید نکن که نام و آوازه ی تو بر تارک ایران خواهد درخشید …

     
  24. خدا راشكر دراين دنياي كه بر است خبرهاي ناميد كننده ازادي شما به بيادم اورد در نا اميدى بسى اميد است.

     
  25. بسیار خوشحالیم از آزادی نوری زاد عزیز

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

86 queries in 2178 seconds.