سر تیتر خبرها

ترجمه " تکدرخت مسیح "

فیلمنامه ” تکدرخت مسیح ” به زبان انگلیسی ترجمه شد .

محمد نوری زاد فیلمنامه تکدرخت مسیح را برای یکی از دانشگاههای هنر ایالت کالیفرنیا به زبان انگلیسی ترجمه و ارسال کرد . ترجمه این فیلمنامه بعد از نمایش فیلم سینمایی “پرچم های قلعه کاوه” دراین دانشگاه انجام پذیرفت . نوری زاد ” تکدرخت مسیح ” را که متاثر از یک واقعه حقیقی است در فضایی طنز و برای یک روستای هفتاد سال پیش تکزاس امریکا نوشته است . درخلاصه این فیلمنامه آمده است  : در یکی از روستاهای آباد و پرجمعیت تکزاس  که سخت گرفتار جاه طلبی دو مرد قدرتمند  است ، ناگهان خبر می رسد که مسیح ، سه روز دیگر از پس تنها درخت مقدس روستا ظهور می کند . مردمان شهرها و روستاهای همجوار از هر سو به سمت این روستا هجوم می آورند و …. درصورت تامین بودجه برای ساخت این اثر ، احتمالا محمد نوری زاد شخصا کارگردانی آن را بعهده خواهد گرفت . این فیلمنامه که از موضوعی بکر و کاملا نو برخوردار است ، در انجمن فیلمنامه لوس آنجلس به ثبت رسیده و مورد توجه فیلمنامه نویسان این شهر قرار گرفته است .Share This Post

درباره محمد نوری زاد

با کمی فاصله از تهران، در روستای یوسف آباد صیرفی شهریار به دنیا آمدم. در تهران به تحصیل ادامه دادم. ابتدایی، دبیرستان، دانشگاه. انقلاب فرهنگی که دانشگاهها را به تعطیلی کشاند، ابتدا به آموزش و پرورش رفتم و سپس در سال 1359 به جهاد سازندگی پیوستم. آشنایی من با شهید آوینی از همین سال شروع شد. علاوه بر فعالیت های اصلی ام در جهاد وزارت نیرو، شدم مجری برنامه های تلویزیونی جهاد سازندگی. که به مناطق محروم کشور سفر می کردم و برنامه های تلویزیونی تهیه می کردم. طوری که شدم متخصص استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان. در تابستان سال 1361 تهران را رها کردم و با خانواده ی کوچکم کوچیدم به منطقه ی محروم بشاگرد. به کوهستانی درهم فشرده و داغ و بی آب و علف در آنسوی بندرعباس و میناب. سال 1364 به تهران بازآمدم. درحالی که مجری برنامه های روایت فتح بودم به مناطق جنگی می رفتم و از مناطق عملیاتی گزارش تهیه می کردم. بعد از جنگ به مستند سازی روی بردم. و بعد به داستانی و سینمایی. از میان مستندهای متنوع آن سالهای دور، مجموعه ی “روی خط مرز” و از سریالهای داستانی: پروانه ها می نویسند، چهل سرباز، و از فیلمهای سینمایی: انتظار، شاهزاده ی ایرانی، پرچم های قلعه ی کاوه را می شود نام برد. پانزده جلدی نیز کتاب نوشته ام. عمدتاً داستان و نقد و مقاله های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی. حوادث خونین سال 88 بساط فکری مرا درهم کوفت. در آذرماه همان سال بخاطر سه نامه ی انتقادی به رهبر و یک نامه ی انتقادی به رییس قوه ی قضاییه زندانی شدم. یک سال و نیم بعد از زندان آزاد شدم. اکنون ممنوع الخروجم. و نانوشته: برکنار از فعالیت حرفه ای ام.

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

74 queries in 1337 seconds.