سر تیتر خبرها

همسر نوری زاد:بازنده کسانی اند که حق دیگران را نادیده می گیرند و به انصاف رفتار نمی کنند!

محمد نوری‌زاد، نویسنده، کارگردان و راوی روایت فتح که به خاطر نگارش نامه‌های انتقادی به رهبری، به اتهام تبلیغ و توهین علیه نظام، به سه سال ونیم زندان و تحمل پنجاه ضربه شلاق محکوم شد، هم اکنون در بند دو الف زندان سپاه بسر می برد…

سایت رسمی دکتر محمد نوری زاد: وی روز شنبه بیستم آذر در اعتراض به عدم رسیدگی به شکایت خود از ماموران وزارت اطلاعات و محکومیت خود او به خاطر این شکایت، آن هم در یک دادگاه سه‌دقیقه‌ای پر از توهین و تهدید، دست به اعتصاب غذای خشک زد. بعد از اعتصاب غذا به علت وخامت شدید جسمانی در بیمارستان بستری و از آنجا به بند دو الف  سپاه منتقل شد. محمد نوری زاد از آن زمان تاکنون در انتظار پاسخ به شکایات خود بوده تا مسئولین به وعده های خود عمل نمایند.

خانم ملکی در این خصوص می گوید: ” متاسفانه آقای نوری زاد تنها در سلول نگهداری می شوند و هنوز شکایات و کار های ایشان پیگیری نشده است و این شرایط خوبی نیست. نزدیک به پنجاه روز از مسائلی که در روز عاشورا برایمان پیش آمد می گذرد اما به شکایات ایشان ترتیب اثر داده نشده است. این در حالی است که وزارت اطلاعات قول پیگیری را داده اند اما تاکنون هیچ خبری به دست ما نرسیده که پیگیری به چه نتیجه ای رسیده است.”

لازم به ذکر است همسر آقای نوری زاد در روز عاشورا به دلیل هجوم و برخوردهای غیرقانونی نیروهای امنیتی و انتظامی از ماشین پرت شده و بر اثر شوک عصبی و آسیب های شدید جسمانی مدتی در بخش سی سی یوی بیمارستان بستری بود.

به همین مناسبت “جرس” باخانم فاطمه ملکی همسر محمد نوری زاد در خصوص آخرین وضعیت و نتیجه پیگیری شکایات آقای نوری زاد به گفتگو پرداخته که متن آن در پی می آید:

خانم نوری زاد لطفا در خصوص آخرین وضعیت آقای نوری زاد صحبت بفرمایید و اینکه ایشان در کجا نگهداری می شوند؟
آقای نوری زاد همچنان در بند دو الف سپاه به صورت انفرادی نگهداری می شوند. چندین بار برای گرفتن عکس از دندان و دهان، ایشان را به دندانپزشکی برده اند اما تاکنون نتیجه ای حاصل نشده است. متاسفانه تنها در سلول نگهداری می شوند و هنوز شکایات و کار های ایشان پیگیری نشده است و این شرایط خوبی نیست. نزدیک به پنجاه روز از مسائلی که در روز عاشورا برایمان پیش آمد می گذرد اما به شکایات ایشان ترتیب اثر داده نشده است. این در حالی است که وزارت اطلاعات قول پیگیری را داده اند اما تاکنون هیچ خبری به دست ما نرسیده که پیگیری به چه نتیجه ای رسیده است.

ملاقات های شما با آقای نوری زاد به شکل منظم است؟
نخیر، از آنجا با ما تماس می گیرند و تاکنون دو ملاقات حضوری با ایشان داشتیم  و هفته پیش اصلا ملاقاتی نداشتیم.

خود آقای نوری زاد در خصوص این شرایط چه می گویند؟
آقای نوری زاد همچنان در انتظار پاسخ هستند تا آنها به وعده های خود عمل کنند.

با توجه به مشکلات فک و دهان آقای نوری زاد که پزشکان جراحی فک و صورت ایشان را تجویز کرده بودند الان شرایط جسمی اشان چگونه است؟
ایشان همچنان مشکل عفونت دندان و لثه دارند که آنها پیگیری می کنند منتهی نمی دانم به چه علت خیلی زمان برده است.

این اتلاف وقت برای وضعیت ایشان چه پیامدهایی را می تواند در بر داشته باشد؟
شما فکر کنید ایشان از سال گذشته این مشکل را داشتند در ماههای اخیرهم به علت فشارها و اعتصاب غذا و روزه هایی که گرفته اند این مسئله شدت پیدا کرده و طبیعتا اینها آسیب را جدی تر می سازد اما نمی دانم مسئولین نه تنها با آقای نوری زاد بلکه با دوستان ایشان و سایر زندانیانی که احکام حبس طولانی مدت داده اند می خواهند چکار کنند؟ در حالیکه همه بی گناه هستند.


آقای نوری زاد الان در بند دو سپاه تحت چه شرایطی هستند؟

تنها هستند و هیچ ارتباطی با کسی ندارند. خوب این مشکلات جسمی را هم اگر کنار بگذاریم آقای نوری زاد که حتی یکروز نمی توانستند در خانه بمانند و فعال و پرکار بودند اما الان در زندان بسر می برند. تمام نگرانی ما هم این است که این نیروهایی که می توانند در جهت مثبت و خیر و رشد جامعه استفاده شوند در جایی نگهداری می شوند که هرز می روند. اینها نخبگان کشور ما هستند و کسانی هستند که در این سی سال زحمت کشیدند و خدمت کردند و انصاف نیست با آنها اینگونه برخورد شود.

خانم نوری زاد با توجه به اینکه آخرین بار به خاطر فشارهای وارده بر شما و آقای نوری زاد، خود شما در بیمارستان بستری شدید، از وضعیت خودتان و روحیه بچه ها بگویید؟
الحمدالله به لحاظ روحی ما مشکلی نداریم چون می دانیم که کار خلافی انجام نداده ایم بنابراین باکی هم از چیزی نداریم که به لحاظ روحی و وجدانمان دچار ناراحتی شویم. اما به لحاظ جسمی من خیلی آسیب دیدم زیرا در آن روز با آن شدتی که من پرتاب شدم باید ضربه مغزی می شدم اما خداوند به ماعنایت داشت و الان هم با گذشت زمان هنوز به حالت اولیه برنگشتم اما رو به بهبود هستم.

در پایان هر اعتراضی را که به این شرایط دارید با مسئولین مطرح کنید؟
من اعتراضم به کل شرایط ایجاد شده برای جوانان و افرادی همچون آقای نوری زاد است و اصلا شایسته کشور ما نیست که با اینها اینگونه برخورد شود. من واقعا نمی دانم نهایت کار به کجا ختم خواهد شد. آیا غیر از این است که این شیوه تولید نفرت و کینه خواهد کرد؟ به نظر من که اینطور است. این در حالی است که دین ما دین رحمت، بخشش، عزتمندی و کرامت انسانهاست نه اینگونه که الان دارد عمل می شود. ما انتظارمان این است که به آن اسلام راستینی که مدعی اش هستیم بازگردیم تا ببینیم چه می خواهد و چه می گوید؟ پیامبر و بزرگان دین ما چگونه عمل می کردند؟ اندکی تامل و تعقل کنیم. سی سال خون ریخته شده وبا  این همه شهید و جانباز و تلاش در راه حق قرار نبوده که به این جا برسیم که با افراد فرهیخته ای که برای این انقلاب زحمت کشیده اند اینگونه برخورد شود. مسئولین و کسانیکه قدرت را در دست دارند بدانند که قدرت ماندنی نیست و همه ما از کوچکترین عمل تا بزرگترین آن، به سزای اعمال خود در این دنیا خواهیم رسید.

به نظرم ما بازنده نیستیم و کسی که پایبند درستی و حق است ، برنده خواهد بود و کسانی ضرر خواهند کرد که ظلم می کنند و حق دیگران را نادیده می گیرند و به انصاف رفتار نمی کنند.

با تشکر از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید.

Share This Post

درباره محمد نوری زاد

با کمی فاصله از تهران، در روستای یوسف آباد صیرفی شهریار به دنیا آمدم. در تهران به تحصیل ادامه دادم. ابتدایی، دبیرستان، دانشگاه. انقلاب فرهنگی که دانشگاهها را به تعطیلی کشاند، ابتدا به آموزش و پرورش رفتم و سپس در سال 1359 به جهاد سازندگی پیوستم. آشنایی من با شهید آوینی از همین سال شروع شد. علاوه بر فعالیت های اصلی ام در جهاد وزارت نیرو، شدم مجری برنامه های تلویزیونی جهاد سازندگی. که به مناطق محروم کشور سفر می کردم و برنامه های تلویزیونی تهیه می کردم. طوری که شدم متخصص استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان. در تابستان سال 1361 تهران را رها کردم و با خانواده ی کوچکم کوچیدم به منطقه ی محروم بشاگرد. به کوهستانی درهم فشرده و داغ و بی آب و علف در آنسوی بندرعباس و میناب. سال 1364 به تهران بازآمدم. درحالی که مجری برنامه های روایت فتح بودم به مناطق جنگی می رفتم و از مناطق عملیاتی گزارش تهیه می کردم. بعد از جنگ به مستند سازی روی بردم. و بعد به داستانی و سینمایی. از میان مستندهای متنوع آن سالهای دور، مجموعه ی “روی خط مرز” و از سریالهای داستانی: پروانه ها می نویسند، چهل سرباز، و از فیلمهای سینمایی: انتظار، شاهزاده ی ایرانی، پرچم های قلعه ی کاوه را می شود نام برد. پانزده جلدی نیز کتاب نوشته ام. عمدتاً داستان و نقد و مقاله های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی. حوادث خونین سال 88 بساط فکری مرا درهم کوفت. در آذرماه همان سال بخاطر سه نامه ی انتقادی به رهبر و یک نامه ی انتقادی به رییس قوه ی قضاییه زندانی شدم. یک سال و نیم بعد از زندان آزاد شدم. اکنون ممنوع الخروجم. و نانوشته: برکنار از فعالیت حرفه ای ام.

یک نظر

  1. درود بر همسرى كه مانند صاحب عزيز نامشان چون كوه در مقابل ظلم ايستاده‌اند

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

82 queries in 1735 seconds.