سر تیتر خبرها
هفت فتوای وحشیانه ( فتوای چهارم)+ فایل صوتی + چند فیلم از دیدارها(گوهر عشقی، محمد مهدویفر، محمد کریم بیگی، محمد نجفی)

هفت فتوای وحشیانه ( فتوای چهارم)+ فایل صوتی + چند فیلم از دیدارها(گوهر عشقی، محمد مهدویفر، محمد کریم بیگی، محمد نجفی)

یک: شاید یکی بپرسد: ای نوری زاد، چرا قبر مردگان را می شکافی و سنگ به سر مردگان می کوبی و غبارِ مفاهیم فرسوده را می روبی و اعصاب ملایان و طرفدارانشان را می خراشی؟ امروزه چه کسی به فتوا بها می دهد که تو همه ی انرژی ات را بر افشای پریشان گویی های این جماعت متمرکز کرده ای؟ فتوای ملایی که هفت کفن پوسانده، چه جایگاهی در امروزِ ما دارد که رفته ای و گشته ای و سر به اعماق پوسیدگی ها برده ای و از دلِ هفت هزار فتوای زنگ زده، هفت فتوای وحشیانه بر کشیده ای و دکان آراسته ای؟ که ای مردمان، بیایید و ببینید در این قهقرا، چه هجویاتی دست بدست می شده است! خلاصه این که: دست از این مته زدن های بیفایده بر دار و بگذار جماعت ملایان به راه اساطیریِ خود بروند و با مقلدان خود خوش باشند!

دو: می گویم: بله اگر فتاوای ملایان، مثل اطوارِ چرکین و وحشیانه ی کشیشان مسیحی، در قرون وسطای حاکمیتِ بلامنازعِ کلیسا، بضرب پتکِ حضرت شعور، به اعماقِ بی اعتنایی و مردگی در افتاده بود، سخن از پوسیدگی های مذهبیِ آیت الله ها، کمی گزاف می نمود. دریغ و درد که فتاوای وحشیانه ی ملایان، در همین امروزِ جمهوری اسلامی، گریبان بخشی از مردم را گرفته و راه نفس شان را بند آورده است. بله، مسئله این است. که: در همین امروزِ کامپیوتر و ماشین و هوش مصنوعی و سفینه های فضا پیما، ما گرفتار همان افکار پوسیده ی زیرخاکیِ قرن های پیشیم.

سه: بشرِ امروز هر چه فریاد بر می آورد که ای جماعت ملایان، نیک بنگرید، زمانه رنگ عوض کرده، شما تا دیروز برای خنک شدن، به دامنه ی کوهها و سرمای سرداب ها پناه می بردید، امروز اما در بیتِ مکرم، باد بزن ها را دور انداخته و تن و بدن و جمال مبارک را به باد کولری سپرده اید که دنیای فهم تقدیمتان کرده. نمی خواهید آیا اجازه بدهید باد خنکِ دنیای فهم، به کله های مبارکتان بوزد و رشته های پوسیدگی را پنبه کند؟ که حضرات بر می آشوبند: هرگز! چرا؟ چون اکسیژنِ ما از همین رشته های پوسیده بر می خیزد. تکلیفِ ما روشن است: حلال و حرام محمد، تا قیامِ قیامت پای برجاست.

چهار: ای نوری زاد نابکار، با حلال و حرام محمد تو را چکار؟ حرام محمد کجا مزاحم انسان بودنِ تو شده؟ و کجا راه بر تجلیات شعوریِ تو بسته؟ که من – محمد نوری زاد – می گویم: ای جان من فدای همه ی حلال ها و حرام های انسانی و فهیمانه و متمدنانه ی محمد. اما من – محمد نوری زاد – چه خاکی به سر کنم با حلال و حرامی که همین امروز، مزاحم شعور من است و ملاهای عتیقه آن را از کوچه های کاه گلی محله ی بنی هاشم به امروز کشانده اند و پیش پای فهم من، تخته سنگ کرده اند؟

پنج: بروم و به اصل مطلب بپردازم و از یک تاریخ فرسایش در گذرم. از فرسایشِ آن بشری که قرن های قرن، تعصباتِ مذهبی، هویتِ شعوری اش را به هیچ گرفتند و بجایش هویتی هیولاوش بر قامتش قالب بستند. به فتوای وحشیانه ی چهارم می پردازم و از این بی شعوریِ مذهبی روی بر می گردانم. داستان فتوای چهارم چیست؟ می گویمتان. خانه ای بود و مردی بود و بانویی و فرزندانی. همه زرتشتی. آرام یا نا آرام، زندگی خود را سر می کشیدند. یکی از فرزندان، به میل خود، از دینِ اجدادی اش دست کشید و رفت و مسلمان شد. پدر زرتشتی، از دنیا رفت. داستان تقسیمِ ارث پیش آمد. آقا ول کن تورو به ابوالفضل، تا دیروز ما با هم خواهر و برادر بودیم. این دیگر چه الم شنگه ای ست!؟

شش:
بسمه تعالی
خدمت مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای
سلام علیکم :
خواهشمند است نظر مبارکتان را در مورد مسئله ذیل اعلام فرمایید:
اگر در یک خانواده زرتشتی که در نظام جمهوری اسلامی ایران زندگی می کنند، فرزندی از این خانواده به دین اسلام مذهب شیعه جعفری مشرف شده باشد، پس از فوت والدین آن خانواده که به دین زرتشتی می باشند، مساله تقسیم ارث بین وراث با توجه به مسلم بودن یکی از وراث، چه حکمی دارد؟
لطفا” نظر خود را اعلام فرمایید. با تشکر و توفیق روزافزون مسلمین.”
آیت الله خامنه ای در پاسخ چنین فتوا داده است :
“با وجود وارث مسلمان، ارث به کافر نمی رسد.”

هفت: یعنی بی هیچ سر و صدایی، دار و ندار پدر را بریزید بحساب بانکیِ این فرزند تازه مسلمان شده، و بقیه را بفرستید دنبال غاز چراندن. بله، این است داستان فتاوای وحشیانه ای که دستی از دوردست های جهالت برآورده اند و گلوی مردم ما را می فشارند. وگرنه ما را با کیلومترها زن و دختری که از ایرانِ ساسانی به مدینه برده شدند و همگی را در راه آبستن کرده بودند، کاری نیست!

محمد نوری زاد
دهم تیر ماه نود و هشت – تهران

ارتباط با من:
@NoorizadMohammad1331
@MohammadNoorizad
www.instagram.com/mnourizad

فایل صوتی همین نوشته:(فتواهای وحشیانه – فتوای چهارم)

با گوهر عشقی رفتیم سر مزار فرزندش ستار بهشتی که بدست برادران ولایی آنقدر مشت و لگد خورد که از پای در آمد.

دیدار با خانواده ی محمد نجفی(وکیل شازندی) که اکنون در اراک زندانی ست تاااااااا سالها

دیدار با محمد مهدویفر در آران و بیدگل. محمد مهدوی فر برای ده روز به مرخصی آمده بود. و این که : چرا وی را به بلوچستان تبعید کرده اند؟

با جناب محمد کریم بیگی بر سر مزار پسرش مصطفی که با تیر مستقیم برادران در عاشورای 88 از پای در آمد:

https://foozool-it.com/videos/video?cat=6&subcat=0&letter=&search=&sourceid=175&id=770679

Share This Post

درباره محمد نوری زاد

324 نظر

  1. فرق اخوند سید مرتضی اعل الله مقامه شریف. و شفیعی عاجلالله مقامه کثیف .
    سید مرتضی با همه جهالت و خرافه پروریش هم مسیرش مشخص است و هم به راهش ایمان و اعتقاد دارد اما شفیعی یا همان علی اقا زین الدین نه راهش معلوم و نه اعتقادی به انچه میگوید و این پشتک وارو زدن ایشان ناشی از رسوبات لایه لایه تفکرات توده ای است که هر که به این مرض دچار شده بوده همین نوع رفتار از او به منصه ظهور میرسد ؛
    اخوند خویش را عقل کل و هادی سبل در دین میداند و هر که مخالف اندیشه او باشد را گمراه و در طریق ضلالت میداند و سر عقیده خویش با کسی معامله نمی و در مسیر مجادله گام بر میدارد اما حضرت شفیعی خود را عقل کل در همه زمبنه ها و علوم موجود میداند و هرکه مخالف او باشد بستگی به قدرت و موقعیت فرد بر خورد میکند ؛ از فحش های چار واداری بگیر تا تملق و چاپلوسی ریا کارانه ؛ نگاه کنید به نقطه نظرات ایشان نسبت به صاحب این سایت از اول تا کنون البته جناب علی اقا شفیعی چندی قبل با تهدید سایت را ترگ و گمانش بر این بود که با رفتن او نوریزاد و دیگر اعضای سایت ماتم و عزا خواهند گرفت و با سلام و صلوات بدنبالش خواهند رفت ؛ ولی بعد از ۲۰ روزی که دید بود و نبودش علی السویه وکسی سراغی از او نگرفت خود بر گشت و مشغول کمپرس کردن شد ،
    شفیعی در میدان مولوی شناسی و عرفان خود را هم شان ابو سعید و بایزید میداند ؛ در جامعه شناسی و تاریخ و ادبیات بخودش مدرک دکترا میدهد ؛ در زمینه شناخت سوسیالیسم و مارکسیسم طبری را شاگرد خود میداند ؛ اسلام شناس است و به علی عشق میورزد ؛ اخوند و ملا را با تبرزین خانقاه به دو شقه میکند اما در حد وسیع اخوند مرتضی و ج . ا را منوازد و میستاید بالاخره شفیعی عزیز انبانی است پر از تضاد و تناقض و نان به نرخ روز خور راستی ناگفته نماند ایشان مخترع چندین دستگاه صنعتی و نیز طبیبی ماهر در طب سنتی و زالو درمانی که امیر حسین نامی را در این سایت با انغوزه شفای عاجل عطا کرد و حق ویزیت هم نگرفت !! اهان یادم امد شفیعی جان رما نویس بی همتایی است ولی صد حیف که رمانهایش چاپ نمیشود مثلا ایشان میتواند در یک شب رمانی هم پای امیر ارسلان نامدار ؛ حسین کرد شبستری ؛ اسکندر نامه ؛ امیر حمزه نامدار و ملک بهمن و ملک جمشید بنویسد و به مرور روزی یکی را در سایت جهت بهره بر داری اعضا قرار دهد بطوریکه هر خواننده در اخر اظهار بدارد : عجب داستانی بود کل علی!!

     
  2. سرلشکر/* شکستخورده سلامی: در هیچ جنگی شکست نخواهیم خورد. نیروی زمینی سپاه “محکم و مطمئن” است.
    مش قاسم: ۱-ایه روزی سرلشکر/*های شکستخورده آلمان نازی و ژاپن هم همین جفنگیات رو میگفتن. ۲- اگه محکم و مطمئن بودن تو همچین ویراژی نمیدادی.

    /*: ک

     
  3. سلام دوستان من در جواب شفیعی و جاسم میخواستم بگم که منظور من رو درست نفهمید و من اگر دقت کرده باشید حرف های من دقیقا انتقاد به سیاست های حکومت پهلوی است شاه همیشه دنبال مدرن کردن ایران و رشد و توسعه افتصادی بود ولی خود و مشاوران شاه اصلا به تبعات و … فکر نکرده بودند رشد سریع شهر ها و وجود اختلاف فاحش امکانات شهر ها با روستا ها و … باعث مهاجرت و هجوم سیل آسای مردم روستا نشین به امید داشتن زندگی بهتر نسبت به قبل و عدم زیر ساخت و امکانات لازم باعث شد که این مردم در خانه های حلبی زندگی کنند و در واقع اصلا شاه و … فکر نمیکردن که توسعه اقتصادی بسیار سریع باعث چنین مشکل بزرگی همراه خواهد داشت توضیع نابرابر امکانات حاصل از رشد اقتصادی بین شهر ها و روستا ها باعث مهاجرت بسیار زیاد به شهر ها شد و باید رشد اقتصادی سریع به طور مساوی در کشور پخش می شدند و نه فقط بیشتر در … و در حالی که کشور های دیگر مانند انگلستان و … کاملا به بعد از رشد اقتصادی کشورشان و نحوه توضیح مساوی آن بین شهر ها و روستا ها فکر کرده بودند و زیر ساخت ها و امکانات لازم را فراهم آورده بودند و مانند شاه عمل نکردند که باعث مهاجرت زیاد از حد به شهر ها و … بشود و خمینی دجال صفت روی مغز همین طبقه با وعده و … کار کرد و آن ها علیه شاه به خیابان ها آمدند من خودم بار ها گفته ام که سلطنت طلب نیستم و همچنین حکومت پهلوی را میهن پرست و حکومتی که داشت ایران را به سوی سازندگی و … میبرد میدانم و از نظر من حکومت پهلوی صد برابر بهتر از این آخوند های … بود و اعتقاد دارم که به راحتی میشد حکومت پهلوی را اصلاح کرد ولی منظور من از اصلاح باقی ماندن سلطنت نیست منظور من تغییر به جمهوری است و به راحتی قابل انجام بود و بختیار به نحوه انجام آن پی برده بود و آگاه بود و میدانست که چگونه مرحله گذار به جمهوری را انجام دهد ولی انقلاب مانع این کار شد و از چاله در آمدیم و به چاله دیگر افتادیم منظور من از … این است و شاه هم در اواخر قصد تغییرات اساسی و روی کار آمدن مردم و تشکیل حکومت جمهوری را داشت ولی آخوند ها دریافتند که اگر کار های شاه انجام بشود دیگر نمی توانند به راحتی مردم را گول بزنند و به قدرت برسند و سریع مردم را به خیابان ها آورند و … ما میتوانستیم به راحتی حکومت جمهوری برقرار کنیم و خانواده سلطنتی را برکنار کنیم و اموال و دارایی هایشان را بگیریم و با مقداری که مورد نیازشان بود به خانه ای بفرستیم و در آن جا تا آخر عمر زندگی کنند و اینطوری به خیر و خوبی سلطنت تمام می شد و نیازی به انقلاب نبود و میتوانستیم به راحتی با اصلاحات جمهوری را در کشورمان برقرار کنیم ولی چه کردیم رفتیم آخوند های … آوردیم که کشورمان را به این وضعیت کشانده اند در زمان شاه امیدی به سوی جهان مدرن بود ولی با آمدن آخوند ها کشورمان به عقب برگشت و … من خودم پیرو بختیار و همچنین آقای هوشنگ هستم و یک جمهوری خواه هستم و حکومت شاه را فقط به خاطر کار ها و … که برای کشورمان ایران انجام داد دوست دارم و نه به خاطر سلطنت و …همچنین میخواستم بگم که حتی میشه دموکراسی را در حکومت سلطنتی داشت ولی به شرط وجود دستگاهی نظارت بر سلطنت که در صورت تخطی شاه از خقوق و اختیارات تعیین شده با آن برخورد کند چیزی که حکومت پهلوی وجود نداشت ولی در انگلستان وجود دارد و حکومت آن کاملا با جامعه این کشور سازگار است و چنان نظارتی نسبت به آن وجود دارد که ملکه حتی جرئت نمی کند که به دخالت در سیاست فکر کند و کاملا تشریفاتی است پس سلطنت هم خوب است ولی به شرطی که مانند همین کشور که گفتم باشد ولی به نظر من حکومت جمهوی بهترین حکومت است و چرا بهم بر بخوره و خیلی هم ممنون هستم که این کتاب رو بهم معرفی کردید که برم بخونم من عاشق کتاب خواندن کتاب های سیاسی و … هستم و حتما این کتاب را خواهم خواند به امید آبادی و آزادی ایران

     
  4. خاله جون
    7:28 ب.ظ / جولای 7, 2019

    آقا امیر حسین شما که آدم با تربیتی به نظر میرسید نباید با این پسر خواهر من که ما متاسفانه نتونستیم تربیتش کنیم بگردین , بد نام میشین ها ! من هم دیگر این خاک بر سرو کاریش ندارم چون آدم بشو نیست . شما ببینید چی میگه , کامنت های قبلیشو بخونین تا بفهمین که این چه جونوری شده . به نظر من که دیونه شده اگر چه هیچوقت عاقل هم نبود . //// جون میگه باید مردم ایران از ایران برن چون مسلمونن , خب احمق جون کجا برن ? سر قبر //////////////////////////////////////////؟ کجا برن ؟ شما امیر حسین جون از این ////// فاصله بگیرید اگر حرفی درست برا زدن دارین وگرنه میشوید بد نام مثل همین /////////////////// . خاک بر سرت مزی جون . مرده شور ریختت رو هم ببرن نکبت//////////////

    ————————————————

    سلام خانم گرامی به نظر من شما منظور مزدک رو درست نفهمیدید مزدک هیچ وقت نگفته تمام مسلمان های برن از کشور بیرون و … منظور دیگه ای از این حرف هاش داره و مزدک همیشه گفته که مردم هر مذهب و … که داشته باشن میتونن در حکومت و جامعه آینده نقش داشته باشند

     
  5. با سلام و درود

    آنارشیست گرامی

    شما و خانواده محترم در این شرایط سخت اجتماعی و اقتصادی کشور در زمره جعمیتی عظیم بین ۳۰ الی‌ ۵۰ درصد شاید هم بیشتر کشور هستید که فاقد حق مسکن هستید و با مشقت و تنش روحی‌ و فکری در نقش شهروند مستاجر در کشور زندگی می‌کنید و بخش عمدهٔ درآمدتان (بیش از ۵۰%) را صرف هزینه مسکن می‌کنید و هرساله در فصل داغ تابستان با این تنش مواجه می شوید ضمن اینکه در طول سال هم این دغدغه فکر شما را به خودش مشغول می‌کنه.

    این معضل اجتمایی از پدیده‌های بارز نظام مونوتوریستی – تولید تورم پولی‌ – برغم رکود اقتصادی و کسادی بازار کسب و کار و تولید و رشد نرخ بیکاری هم انجام میگیره زیرا که هزینهٔ روز افزون دستگاه مریض و عریض طویل دیوان سالاری که همچون انگلی بر گرده اهالی شهروندان سنگینی‌ میکنه متوقف نمی‌شه .

    زمانیکه بیش از ۷۲% درصد بودجه کل کشور از رقم (۱۷۰۰ هزار میلیارد یا تریلیون تومن ، همتراز درامد ناخالص ملی‌ و میزان نقدینگی) صرف بودجه !!!! شرکت‌ها و بانک‌ها و موسسات انتفاعی وابسته به دولت – طبق سند بودجه سال ۹۸ – میشود و فقط ۲۸% باقیمانده (۴۸۰ تریلیون تومان) در بخش عمومی‌ آنهم با احتساب هزینه‌های جاری و حیف و میل‌های مرسوم دیوان سالاری فقط ۲۵% از این مبلغ – طبق گزارش‌های سازمان تفریغ بودجه مجلس برای بودجه سال‌های ۹۶ و ۹۷ – یعنی‌ فقط ۱۴۰ تریلیون تومان (یعنی‌ ۸% بودجه کل کشور) صرف عمران کشور خواهد شد، خوب با این ارقام میتوان عمق ناکار آمدی، بی‌ کفایتی‌ و سؤ مدیریت و فساد گسترده و ساختاری و عملیاتی و فرایندی پولی‌ ، مالی‌ ، اقتصادی در کشور را تخمین زد.

    خوب با چنین وضعیتی تامین مسکن آبرومند و متناسب با ۳۰ الی‌ ۴۰ درصد درآمد و قدرت خرید اکثریت آهالی کشور میسر نمیگردد. اما با توجه به این که نظام پولی‌ و ارزی چند رقمی‌ (ترجیحی ، رقابتی‌،و آزاد ) بر اقتصاد کشور حکمفرماست، اهالی کشور بر حسب قدرت خرید به سه طبقه تقسیم شده، تحتانی، میانی و فوقانی؛

    نظام سراسری بانکی‌ کشور ورشکسته به تقصیر است زیرا که میزان بدهی آنها از میزان داری‌های آن‌ها بمراتب بیشتر است؛ نظام بانکی با بنگاه داری و شرکت مستقیم در پروژه‌های کلان ساختمان و برج و مسکن سازی و یا با تبانی و رشوه خواری و ارایه تسهیلات و وام‌های کلان در این بخش به بساز بفروشان و یا بجیب بزنان خصولتی، در این پروژه‌های کلان بی‌ بهره برای عموم اما بسیار سودمند برای نظام بانکی و شرکا یا بده کاران کلان شریک و سهام دار اصلی‌ یا همتراز بوده.

    وجود نزدیک به ۳ میلون واحد مسکن نو ساز و خالی‌ نشأنه دیگری از نظام منوتوریستی غیر مولد – تولید کننده تورم پولی‌ – با هدایت و کنترل بانک مرکزی و همراهی شبکه بانک‌های خصولتی با آن است؛ سرمایه گذاری در بخش مسکن عمدتا با هدف حفظ سرمایه انجام می‌گیرد نه با هدف تامین مسکن در پاسخ به بازار تقاضا برای مسکن؛ یعنی‌ تبدیل سرمایه سپرده به واحد مسکونی خالی‌ برای حفظ ارزش سرمایه و یا کسب درآمد از طریق اجاره ملک.

    مسبب افزایش هزینه‌های زندگی از قبیل هزینه مسکن، سلامت، پوشاک و غیر، و مسبب کاهش قدرت خرید، تامین مسکن و معیشت، سلامتی، عمر مفید و تحمیل اقتصاد ریاضتی به اقشار تحتانی تا میانی جامعه در واقع سیاست‌های تورم پولی‌ بانک مرکزی و شبکه بانکداری کسری ذخیره پیروان نظام منتوریستی لیبرال هستند.

    نظام بانکی پیرو فلسفه اقتصاد سیاسی مونوتوریستی لیبرال در غارت پولی‌، مالی‌ و اقتصادی اهالی کشور نقش اصلی‌ را بازی می‌کند؛
    نظام بانکی خود از سهم داران اصلی‌ پروژه‌های کلان ورشکسته و نیمه تمام ساختمانی و عمرانی کشور است، و حاضر نسیت که بدهکاران کلان (منجمله خود بانک ها) رو که در پرداخت بدهی خود دچار قصور شده یا ورشکسته به تقصیر هستند تعقییب قضایی کند، زیرا که میبایست اموال و املاک این بدهکارن مصادره و به مزایده یا حراج گذاشته شود. این سیاست موجب سقوط ارزش داریی‌های مستقلاتی اقشار فوقانی که دلار‌های نفتی‌ رو در طی‌ ۴۰ سال حکومت امام زمانی‌ در انحصار خود در آوردند، میشود؛ خود دیوان سالاری بیش از هزار تریلیون یا بیش از یک کوادریلیون ا تومن بدهی به نظام بانکی دارد (در زمان طیب نیا رقم ۷۰۰ تریلیون ا تومن افشا شد).

    نظام متکی‌ بر سربازان گمنام امام زمان ولایت فقیه برای جلوگیری از فروپاشی و سقوط سلطه مالی‌ فرادستان حکومتی و وابستگان رانتخوار به ترفند چاپ پول و افزایش لجام گسیخته نقدینگی و تامین پولی‌ شرکت‌ها و بانک‌ها و موسسات انتفاعی خصولتیان از طریق بودجه سالیانه اقدام می‌کند.

    تورم پولی‌ از جنوب به شمال و مستاجرین از شمال به مرکز و از آنجا به جنوب و حاشیه و از حاشیه به دور دستان و شهرستانها و از آپارتمان نشینی به چادر نشینی هدایت میشوند.

    در سرزمین عمو سام، گرانترین آپارتمان سوپر لوکس تریپلکس به قیمتی نزدیک به ۲۷۰ میلیون دلار و در لس آنجلس یک ویلا به قیمت .۱۲ دلار میلیون اخیرا به فروش رفتند.
    در عکس ذیل نسل جوان تحصیل کرده با اشتغال در شروع زندگی در شهر‌های لوس انجلس یا سان فرانسیسگو برای نزدیک بودن به محل کار ناچارند در سرباز خانه فقط یک تخت میتواند اجاره کنند. http://modernclassics.info/pod_share/space-1.html

    در تصویر ضمیمه آن خانم و مادر جوان تک والدینی یک منشی‌ شاغل در سیلیکان‌ولی‌ فقط میتواند یک گاراژ اجاره کرده و با دختر کوچولوش آن هم بلطف صاحب خانه که براشون گاراژ رو به مسکنی مختصر تبدیل کرده، زندگی کنه.

    امیدوارم که هرچه زودتر این نگرانی و دغدغه فکری و روحی‌ مرتبط با تامین مسکن با اجاره بها معقول برای شما بر طرف شود.
    در همین پست نقدی بر مقاله کیهان در رابطه با ریشه کمبود و گرانی مسکن نوشتم.

    داشتن مسکن حق هر شهروند است نه داشتن چندین واحد خالی.

     
  6. مزدک1
    1:21 ق.ظ / جولای 7, 2019
    جناب ناشناسی که در مورد تفخیذ و مسائل جنسی ///////////////////
    ////////////
    /////////////
    یک موضوع مهم و تعیین کننده در سرنوشت ملیونها زن ایرانی است و موضوع تفخیذ نیز با سوئ استفاده جنسی از شیرخواران و کودکان زیر 18 سال دارد که امری رایج بین نه تنها مسلمین بلکه تمام مذاهب سامی و در مغایرت با حقوق کودک است. بنابراین اگر جنابعالی مریض و روانی نیستی اگر از این دید به موضوع نگاه کنید که پیام اصلی نوریزاد گرامی است خواهید فهمید که چنین موضوعی تا زمانیکه قوانین و مزخرفات اسلامی حاکمند باید تکرار شوند و بروز باشند. برای اطلاع بگویم که با وجود قوانین حمایت کودکان حتی این موضوع در کشورهای متمدن هنوز با چالشهایی مواجه هست. بنابراین اگر مزدور و مسلمان و /// نیستی دلیلی ندارد که از مطرح شدن چنین موضوع مهمی آزرده شوی!اگر نیستی هم با مزخرفاتت وقت منو نگیر!
    =============================================================
    بسیاری از این میلیونها زن ایرانی خودشان را مسلمان میدانند پس شما خاطر خودتان را آزرده نکنید چون بهر صورت شما آنها را طبق گفته پر مغزتان به دریا خواهید ریخت.

    من بیمار و روانی نیستم چون مانند شما باور ندارم که هر که با من نیست بر علیه من است و همینظور من مانند شما در رویا و خیال زندگی نمیکنم تلاش میکنم دنیا را آنگونه که هست ببینم نه از دریچه باریک باور های خودم و من خودپسند نیستم که به خاطر باور خودم راضی باشم میلیون ها مسلمان را به دریا بریزم و فقط نگران آلوده شدن آب دریا باشم که البته یادآوری میکنم چون اب دریا شور است پس از این جهت هم خاطر خودتان را آزرده نکنید. تا زمانی که نوریزاد و نوریزاد ها بعنوان روشنفکران این جامعه مسائل اصلی را رها کرده و به این نوع مسائل میپردازند ج.ا پا بر جا خواهد ماند و بنابراین همین گونه مشکلات اسلام که شما را نگران میکند حمایت قانونی اینها را خواهد داشت.

    من نه مزدورم و نه مسلمان اگر چه هر که نه تنها بر علیه باور شما که اگر کامنتی بگذارد که اسلام را با خاک یکسان نکند و به باور بسیاری از انسانها که همه خود قربانیان وضع موجودند توهین نکند از نظر جنابعالی مزدور و خائن است. با همین بی منطقی به هر که اراده کنید انگ میزنید کاوش را که در باره اقتصاد مینویسد توده ای و … خطاب میکنید و نا شناس آشنا همینطور و شفعیی همینطور و جالب است خود را آزاده و دمکرات هم میدانید.

    کسی که درد و رنج و شاد زیستن دیگر انسانها فقط در محدوده باور خودش برایش اهمیت داشته باشد باید در آزاده و دمکرات بودن خودش شک کند. کسی که باور دارد فقر را نمیشود در دنیا ریشه کن کرد ولی دین و بویژه اسلام را میشود از بین برد باید در سلامت عقل خود شک کند.

    ما به اندازه کافی در کانال اینستاگرامی شازده رضا شاه دوم برای انتقادی از پهلوی ها مورد هجوم لشکر قزلباشان شازده رضا پهلوی صفوی قرار گرفتیم و میگیریم نیازی نیست جنابعالی و عده ای دیگر رفتار این قزلباشان را به اینجا انتقال دهید آقای نوریزاد اگر بخواهد خودش توانایی دفاع از خود را دارد.

     
  7. amirhosseinsharifi300@gmail.com

    سلام آقای نوری زاد عزیز ببخشید این سوال رو میپرسم ولی چرا شما کامنت های افرادی که به مزدک بدترین فحش ها و … میدهند رو بدون هیچ سانسوری منتشر می کنید ولی جواب های مزدک به این ها رو با سانسور بسیار زیاد منتشر می کنید

     
  8. مزدک1
    1:39 ب.ظ / جولای 6, 2019
    نوریزاد گرامی در جواب من در باره مسلمین به مدارای مسلمین و رندگی کردنشان در کشورهای متمدن اشاره کرده اید.دوست گرامی واقعا اینطور که شما باور دارید نیست. شما خود گویا قبلا در آمریکا بوده اید. در تمام کشورهای متمدن امروزه اکثر مسلمین بصورت گروهی و در گتوهایی که خود بوجود آورده اند زندگی رقت باری را می گذرانند. دلیل اش هم ضدیت با قوانین جامعه میهمان و دزدی و ناراستی و سوءاستفاده از امکانات رفاهی در جامعه و کار نکردن و بیکاری و خلافکاری بیش از حد و عدم توان وفق دادن خود با جامعه میزبان است. از ایرانیان و گروهایی از مسلمین که واقعگراتر بوده اند و خود را تا حدودی با قوانین و رسوم جامعه میهمان وفق داده اند که بگذرید اکثریتی از مسلمین که از کشورهای اسلام زده به غرب آمده اند همچون کرمهایی در گتوهایی خودساخته در هم لول می خورند و به تولید مثل ادامه می دهند. تنها قوانینی را که این گروه زالو و انگل بخوبی در همان اوایل یاد می گیرند قوانین سوءاستفاده از امکانات رفاهی جامعه است. از قتلهای ناموسی و با زور شوهر دادن دختران و زشتیها و پلشتیها می گذریم که بسیار غم انگیز است.

     
  9. فرد کاپلان/اسلیت
    ——————–

    حق با ایران است: دونالد ترامپ با خروج از توافق هسته ای، دیگر قادر به انتقاد از برنامه هسته ای آخوندها نیست. آمریکا از نظر سیاسی، دیپلماتیک و قانونی در جای نادرست ایستاده و ایران در جای درست. ترامپ از طریق راهزنی همه را مجبور به همراهی با تحریم اقتصادی ایران کرده است!

    نشانه‌ اندوهباری از ورشکستگی سیاست خارجی دولت [دونالد] ترامپ، این است که در مناقشه بر سر توافق هسته‌ای دوران [باراک] اوباما با ایران، ایرانی‌ها در سوی درست ایستاده‌اند و ایالات متحده در سوی نادرست؛ چه از منظر سیاسی، چه دیپلماتیک و چه حتی قانونی.

    اولا: و از همه روشن‌تر (هرچند که تعجب‌آور است که به ندرت در ابتدای اخبار به این موضوع اشاره می‌شود، البته اگر اصلا اشاره‌ای شود!)، اینکه ایران اولین کشوری نبود که از مفاد این توافق تجاوز کرد. در ماه می ۲۰۱۸، رئیس‌جمهور دونالد ترامپ فقط به این خاطر که این توافق را دوست نداشت، از آن خارج شد، آن هم با وجود این واقعیت که بازرسان بین‌المللی بارها و بارها تأیید کرده بودند که ایرانی‌ها به مفاد این توافق پایبند هستند.

    پس از آن، ترامپ نه تنها تحریم‌های اقتصادی را که با امضای توافق رفع شده بودند احیا کرد، بلکه علیه هر کشوری هم که با ایران تجارت می‌کرد، حتی پنج قدرت (بریتانیا، فرانسه، روسیه، چین، آلمان به همراه اتحادیه) امضاکننده توافق، «تحریم ثانویه» وضع کرد!

    ثانیا: ایران حتی با پاسخ (نسبتا با تأخیر) خود به خروج ترامپ هم این توافق را نقض نکرده است. بند ۳۶ برجام عنوان کرده است که اگر یکی از امضاکنندگان توافق معتقد باشد که طرف دیگری «به تعهدات خود پایبند نیست»، در آن صورت بعد از چند دیدار و رایزنی مشخص، «استدلالی برای توقف اجرای تعهدات خود» خواهد داشت.

    این پرونده آنقدر روشن است که بازنشده، مختومه می‌شود. ترامپ با خروج از توافق و باز اعمال تحریم‌ها، اعلام کرد که ایالات متحده دیگر به تعهداتش عمل نمی‌کند. کشورهای اروپایی هم به دلیل شمول تحریم‌های ثانویه، هرچند با بی‌میلی و با وجود تلاش برای اجتناب از این تحریم‌ها، عملکردی مشابه داشتند.
    بنابراین، ذیل بندهای این توافق، ایران دیگر الزامی برای پایبندی به تعهداتش ندارد.

    ثالثا: ترامپ حتی پیش از خروج از توافق هم در حال نقض آن بود! از جولای سال ۲۰۱۷، یعنی در اولین حضورش در اجلاس گروه ۲۰، ترامپ سران کشورهای متحد را برای توقف تجارت با ایران تحت فشار قرار داد.

    این فشار، نقض مستقیم بند ۲۹ این توافق بود که عنوان می‌کند ایالات متحده و دیگر امضاکنندگان توافق «از هر سیاستی که مشخصا به دنبال اثرگذاری مستقیم یا غیرمستقیم بر عادی‌سازی تجارت و روابط اقتصادی با ایران و در تناقض با تعهدات [این کشورها] به عدم تضعیف اجرای موفق برجام باشد، اجتناب خواهند کرد.»

    حتی پیش از اجلاس گروه ۲۰، در همان آغاز ریاست‌جمهوری‌اش، تهدیدات مکرر ترامپ به خارج شدن از این توافق، نقض بند ۲۹ بود، چرا که شرکت‌های آمریکایی و اروپایی درباره مشارکت در «عادی‌سازی تجارت و روابط اقتصادی با ایران» به تردید افتاده بودند، زیرا نگران بودند که خروج ایالات متحده و احیای تحریم‌ها، آن‌ها را به توقف سرمایه‌گذاری وادار کند و سرمایه‌های آن‌ها را به باد دهد.

    رابعا: اعمال تحریم‌های ثانویه علیه کشورهای دیگری که با ایران تجارت می‌کنند، نقض روح، و احتمالا متن، قانون بین‌الملل است.

    تنبیه کشورها یا شرکت‌های ناقض تحریم‌های اعمال‌شده توسط شورای امنیت سازمان ملل متحد، مجاز و حتی اقدامی صحیح است. اما برجام یک قطعنامه شورای امنیت (شماره ۲۲۳۱) است که در جولای سال ۲۰۱۵ به عنوان قانونی بین‌المللی تایید شد، یعنی همان زمانی که ایالات متحده و پنج کشور دیگر آن را به عنوان یک معامله چندجانبه با ایران به امضا رساندند.

    به بیان دیگر، ترامپ دارد از قدرت اقتصادی ایالات متحده (خصوصا، استیلای دلار بر بازار مالی جهان) برای وادار کردن متحدان خود به شکستن قانون بین‌المللی، استفاده می‌کند. این یعنی راهزنی، و اگر روزی روزگاری اروپایی‌ها یا چینی‌ها سلطه دلار را کنار زدند و واحد پولی خودشان را جایگزین کردند، تاریخ‌نگاران احتمالا تصمیم این کشورها برای این کار را به ناخرسندی آن‌ها از سیاست ترامپ در قبال ایران نسبت دهند.

    خامسا: جالب است که ترامپ و تیم او با توصیف تخطی‌های ایران به عنوان یک تهدید امنیت ملی، دارند اذعان می‌کنند که امضا کردن این توافق (و حفظ آن)، یک آورده برای منافع ملی است! ترامپ مدت‌هاست که برجام را «بدترین معامله تاریخ» می‌خواند. اگر این ادعای او درست بود، در آن صورت تخطی ایران از این توافق، نباید تبعاتی می‌داشت! مگر بدتر از پایبندی به بدترین توافق تاریخ هم وجود دارد؟!

    لازم به یادآوری است که تیم سابق امنیت ملی ترامپ (جیمز متیس وزیر دفاع، رکس تیلرسون وزیر خارجه و اچ. آر. مک‌مستر مشاور امنیت ملی) همگی به او توصیه کرده بودند که به این توافق که یک سود خالص برای امنیت ایالات متحده است، پایبند بماند. سران تمام کشورهای متحد و بسیاری از افسران نظامی و اطلاعاتی اسرائیل هم با وجود بی‌اعتمادی به ایران، توصیه‌ای مشابه داشتند.

    اقدامات تلافی‌جویانه ایران فعلا محدود است و تهران حتی اگر بخواهد،با ساخت بمب و حتی تولید اورانیوم با غنای ۲۰ درصد فاصله دارد.

    «به بیان دیگر، هنوز برای بازگرداندن ایران به انطباق با این توافق فرصت هست، اما ایالات متحده باید با این توافق منطبق شود.»

    دو طرف برای عقب راندن طرف مقابل، بازی خطرناکی را آغاز کرده‌اند. کسی باید وارد عمل شده و این روند افزایشی تنش را متوقف کند.

    https://slate.com/news-and-politics/2019/07/trump-iran-jcpoa-enrichment-uranium-deal.html

     
  10. توضیح لازم : من با اجازه همه این کامنتم را دوباره میگذارم به علت اهمیت موزو . دهان گشاد بی سوادی که همه حرفهایش تکرار حرفهای دیگران است , شنیده هایش و نه حتی خوانده هایش ,که تا همین چند وقت پیش مرتبه آدرس ویدئوکلیپ های روی یو تیوپ میگذاشت این جا , شنیده هایی از مثلا مشیری بی استعداد و طوطی صفت به دور از تفکر و تعقل . شناخت بیشتر این جانور از این جا اهمیت دارد که با سیاست جدید صاحب سایت بسیاری نوشتن در این سایت را کنار میگذارند و میدان خالی میماند برای جانورهایی مثل همین مزدک فاشیست . دوستان باید توجه کنند که این فرد فاشیست است و احتمالا با گروههای فاشیستی آمریکایی در ارتباط .

    از کامنت قبلی :

    حرفهای این مردک بر گرفته شده از فیلمیست قدیمی که زمان نازی های آلمان ساخته شد در آلمان برای آماده کردن افکار مردم جهت نابود کردن میلیون ها یهودی بیگناه . فیلم را یک زمانی من روی یو تیوب دیدم . این فرومایه فاشتست دقیقا , دقیقا , دقیقا همان حرفها و اتهاماتی که جنایتکاران نازی به یهودیان وارد کردند را این جا به مسلمانان وارد میکند , دقیقا میگو یم و در تمام جزئیات میگویم دوستان . این مردک فرومایه , حقیر , بی سر و پا و /////////// فاشیستی دیوانه است . چرا در این سایت از او مطلب گذشته میشود از اسراریست که فقط شیطان از آن آگاه است . فیلم را پیدا کردم آدرسش را میگذارم روی سایت تا شما ببینید این فرومایه بی سواد از کجا ها تغذیه فکری میشود . تف به گور//

    نام فیلم : Der Ewige Jude

    آدرس :

    https://www.youtube.com/watch?v=41J6BgpMFZA&bpctr=1562685700
    من این فیلم را با زیر نویس انگلیسی دیدم خودم ولی نتوانستم آن را پیدا کنم . در آدرس بالا فیلم با گفتاری است که برای من نا آشناست .
    اما قطعاتی از همین فیلم با زیر نویس انگلیسی هم هست از جمله در :
    https://www.youtube.com/watch?v=oVurfhMw1UU

    وقت صرف کنید کلیپ های دیگری هم در این ارتباط پیدا میکنید حتما .

    آری چنین جانورهایی قصد دارند تا هموطنان ما را در کوره های آدم سوزی بسوزانند . این افکار در همه کشور ها بیانشان در اجتماع جرم محسوب میشود و مجازات میشوند گویندگانشان . اما در این سایت نفرین شده صاحب سایت حساسیتی به این گونه گفتار ها ندارد در کمال حیرت . مبارک همدیگر باشند دوستان !

     
  11. سلام و درود

    سنجر قلیخان ( قسمت نهم )

    اثری از علی زین الدین.

    وقتی در میان مردم نباشند اصلاً پابند هیچی نیستند و حرفهایی میزنند که هیچ در گاراژی ای نمیگه ( در گاراژی معادل لمپن و افراد بی سر و پا و بدون اصالت در فرهنگ عامه کرمانشاهیهاست ! ) به برکت طلبیدن حضرت هر شب دو زن را صیغه میکردم و صبح هم ولشان میکردم. یک شب باز آقا بشیر طبق معمول با چهار زن آمد. خسته بودم و هیچکدام را قبول نکردم، زنها رفتند و آقا بشیر ماند، پس از آنکه شام خوردیم و ابراهیم منقل را کوک کرد آقا بشیر نشان داد که حریف کهنه کاریست. ضمن تریاک کشیدن پرسید خان هیچوقت نماز نخوانده ای و روزه نگرفته ای ؟ گفتم راستش نه، بچه که بودم به مکتب میرفتم، ولی چون ملا جرأت نمیکرد مرا فلک کند خیلی به درس و مشق گوش ندادم، بیشتر همکلاسیهام خوب با سواد شدند و علاوه بر نماز چندین سوره قرآن را هم حفظ کردند و حسابی حساب و انشاء را یاد گرفتند، وقتی آنها مثل خر درس میخواندند من داشتم کبک و کبوتر و قمری شکار و سواری و تیراندازی میکردم. آقا بشیر گفت پس از قرار معلوم پنجاه سالی نماز و روزه بدهکاری! چکار میکنی ؟ پرسیدم چکار میتوانم بکنم؟ منکه برای نماز خواندن حالایم هم درمانده ام . آقا بشیر گفت : خان! بهشت را به بها دهند به بهانه ندهند. افرادی را اجیر کن تا بجای تو نماز بخوانند و روزه بگیرند! گفتم مگر میشود کسی دیگر بجای من عبادت کند ؟ گفت بله خوشبختانه در اسلام بن بست و غیر ممکن وجود ندارد، در همین نجف افراد زیادی هستند که نماز اجاره ای میخوانند و روزه استیجاری میگیرند ! حتی افرادی هستند که طهارت اجاره ای میگیرند ! خنده ام گرفت و گفتم مگر میشود بجای کسی دیگر طهارت گرفت ؟ آقا بشیر گفت : نماز و روزه هم طهارت روح است و طهارت گرفتن طهارت جسم است، انواع طهارت نرخهای مختلفی دارند! داشتم شاخ در میآوردم پرسیدم مگر چند جور طهارت داریم ؟ آقا بشیر گفت : طهارت معمولی داریم، طهارت مسی داریم، طهارت چینی داریم! الکی نیست ! پرسیدم طهارت مصری با چینی چه فرقی دارند ؟ اینبار آقا بشیر خندید و گفت : خان، مصری نه، مسی! اگر موقع طهارت گرفتن شستن مقعد صدای شستن مس بدهد طهارتش مسی و اگر صدای شستن چینی بدهد طهارت چینی است و نرخ هر کدام فرق میکند. گفتم باشه مگر من چند سال دیگر عمر میکنم به هر تعداد میدانی افراد اجیر کن که من نماز و روزه قضا نداشته باشم و همه طهارتهایم هم بجا آورده باشم که فردای قیامت روسیاه درگاه خدا نباشم. روز بعد آقا بشیر 14 نفر آورد و قرار شد که ده نفرشان بجایم نماز بخوانند و طهارت بگیرند و چهار نفرشان هم بجایم روزه بگیرند و غسل جنابت انجام دهند. مرخصشان کردم و چون پول زیادی برایم نمانده بود روز بعد با راهنمایی آقا بشیر یک دلال عتیقه که در کار خرید عتیقه جات و کتابهای قدیمی و فروش آنها به انگیسیها بود پیدا کردم . هر وقت کم پول میشدم صدایش میزدم و یکی دو تکه از عتیقه ها را آب میکردم . از جانب اداره املاکم خیالم راحت بود، طوری کدخدا و مباشر و دشتبان و باغبانها و راننده تراکتورها و چوپانها و نوکر و کلفتها را با هم دشمن کرده بودم که بیست و چهار ساعته چهار چشمی همدیگر را میپاییدند و به خانم بزرگ و خانم کوچک گزارش میدادند، تنها نگرانیم اینبود که کسی نیست مثل خودم شلاق کاریشان کند و به فلک ببنددشان . در مقابل ضریح مطهر مولایم علی عهد کردم که در باز گشت کل رعیتها را وادار کنم نماز بخوانند و روزه بگیرند! آنها فقط اسمی از مسلمانی برده بودند و گرنه هیچ آداب و عبادات اسلام را بجا نمیآوردند. به قول آقا بشیر مسلمان کردن هر یک از آنها بقدری ثواب داشت که حتی ملائکه هم قادر به ثبت و ضبطشان نبودند ! یک روز که با آقا بشیر به زیارت میرفتیم داشتند جنازه ای را میبردند و مدام تکبیر میفرستادند و شهادتین میگفتند. بشیر پرسید خان! چرا در جوار حضرت قبری برای خودت نمیخری ؟ گفتم راستش به فکرش نبوده ام شما وکیلم باش و برایم بخر! گفت : سمعاً و طاعتاً، ولی قبر داریم تا قبر، هر چه مکان قبر به حرم آقا نزدیکتر باشد قبرش مرغوبتر و گرانتر است. اینجور قبرها هم خیلی نایابند چون شیعیان پولدار از همه جای جهان اسلام سعی میکنند که جایی قریب به مزار مولا پیدا کنند و از خرج پول مضایقه نمیکنند و هر مبلغی بگویند میخرند، اینست که قبر قریب به مرقد مطهر حکم کیمیا دارد. گفتم آقا بشیر منهم از خرج مال برای فردای قیامتم دریغ نمیکنم تو فقط پیدا کن و بگو چند است ؟ من هنوز اینقدر بیچاره نشده ام که از خرید یک قبر عاجز باشم ! خلاصه این بندهٔ خدا سید اولاد پیغمبر را ساعتی به حال خود نمیگذاشتم. آقا بشیر شب و روز گشت تا اینکه جای مناسبی در نزدیکترین نقاط به حرم پیدا کرد که در جریان توسعه حرم و تخریب گورستانهای قدیمی جایی برای مقبره علما و خواص در نظر گرفته بودند که هنوز پر نشده بود و به قیمت پنج تکه از بهترین عتیقه جاتم تمام شد، ولی خدا را شکر که به برکت کرم مولایم علی و زحمات آن سید بزرگوار اولاد پیغمبر خریدم . به قول آقا بشیر اگر خودم نمیکردم وقت مردنم کی به فکر فردای قیامت من بود ؟ روزی به آقا بشیر گفتم : سید تو چرا اینقدر خوبی ؟ جا خورد و گفت : خان من کجایم خوبه؟ اجداد من پیامبر و ائمه بوده اند و همانطور که دیدی و میدانی بهای یک قبر هم در جوار مولا بیشتر از قیمت پنج باب خانه درجه یک در یزد و کرمانشاه است، من اگر خوب بودم مستأجر یک عرب حریص و مشکوک الایمان نبودم که هر روزی یک جور بازی بسرم بیاورد. پرسیدم بهای یک خانه خوب در نجف چند است ؟ آقا بشیر گفت خانه خوب اعیانی بالای 30000 دینار است ولی برای منکه برای پرداخت اجاره خانه ام در مانده بودم و اگر شما به دادم نرسیده بودی بیچاره شده بودم خرید خانه ای 5000 دیناری هم یک رؤیاست. گفتم اگر خودت شخصا هم بجایم نماز بخوانی و روزه بگیری 10000 دینارش با من ! نمیدانید که این سید اولاد پیغمبر چه حالی پیدا کرد! گفت قبول میکنم، اگر از تمام درسهایم هم زده……

    ادامه دارد .

     
  12. سلام و درود

    سنجر قلیخان ( قسمت هشتم )

    اثری از علی زین الدین.

    برای ابراهیم و دو دختر از زیباترین دخترهای رعیت فرستادم، دخترها به علت نداشتن سجل و گیر و کش ثبت احوال برای صدور شناسنامه و عکس و انگشت نگاری و رضایت والدین که باید به دادگستری میرفتند و رضایت میدادند کارشان به درازا کشید و به موقع حاضر نشدند، منهم ناچار منصرف شدم ، این گدا گودوله ها هیچ وقت خدا مثل آدمیزاده نبوده اند طی اینهمه سال، بیشتر از صد قبضه شلاق روی سر و گرده شان بریدم و آنهمه فلکشان کردم، آدم نشدند که نشدند،والله منکه خسته شدم و بریدم، با شلاق هم نتوانستم آدمشان کنم از همه خنده دارتر رضایت والدین بود که به والدین و رضایتشان کلی خندیدم . از طرف دیگر پس از سکته اولم حضرت شدیداً طلبیده بود و واقعاً اختیارم دست خودم نبود.
    خانه ام در نجف با خانه ام در کربلا بکلی فرق داشت، این خانه نجف در زمینی به مساحت یک هکتار با 400 متر زیربنا و در دو طبقه که مجموعاً 800 متر مربع بود در شمال شرقی شهر نجف و قبل از کودتاهای عراق در دوران نظام سلطنتی متعلق به استاندار نجف یکی از بستگان یا وابستگان نوری سعید نخست وزیر مقتول ملک فیصل و متعلق به همان دوران بود. خانه کاملاً عربی و پر از گچبریهای ایرانی و فلز کاریهای استادانه عثمانی بود . خطوط نسخ و نستعلیق و آیات قرآن و اشعار زیبای عربی را که با گچ و فلز برنج توسط خطاطان و استاد کاران ایرانی و عثمانی ایجاد شده بود زیبایی خیره کننده ای به مهمانخانه آن داده بود. راه پله ها و نرده کاریها از چوب بلوط و کار نجاران فرانسوی بود. بقدری زیبایی و ظرافت در نرده ها کار شده بود که به جرأت میتوانم بگویم هموزن خودش نقره خرجش شده بود و پس از سقوط ملک فیصل و کشته شدن نوری سعید به مصادره دولت در آمده و سالها خالی و متروکه افتاده بود. مدتی خواسته بودند آنرا موزه کنند ولی به دلایلی منصرف شده بودند و بعد تحت نظر دولت به تجار و سرمایه دارانی که به شهر نجف مسافرت میکردند اجاره داده میشد. ظاهراً خانه اروپایی نبود ولی بیشتر از هر خانه اروپایی دارای امکانات و تفریحات بود. از همه بهتر باغ وسیع محوطه بود که انواع میوه های گرمسیری در آن کاشته بودند و با جویهای سیمانی منظم آدم را بیاد بهشت می انداخت، فقط حوریها و شیر و عسلش کم بود که دو روز بعد از توبه کردنم به لطف آقا بشیر ( سید عبدالحسین کمال یزدی ) حوریهایش هم فراهم شد . روز دوم در گشت و گذاری که در شهر نجف داشتیم و ابراهیم سایه وار بدنبالم میآمد در باز گشت گفت خان من از گفتگوی مردم و بخصوص ایرانیانی که برای خرید یخ آمده بودند فهمیدم که کارخانه یخ نجف مال پسر عمویت مرحوم عبدالحسین میرزا فرمانفرما است و در این فصل هر قطعه یخ در اینجا اگر هموزن خودش طلا نیرزد هموزن خودش نقره می ارزد !! واقعاً خشکم زد، هم از نبوغ جاسوسی و هوش این اِبی کج و کولهٔ اکبیری و هم از نبوغ و شم اقتصادی فرمانفرمای محروم که حتی پس از مرگ هم آب مردم نجف را به قیمت هر قالب چندین دینار به آنها میفروشد. و از کارهای عجیب و غریب خدا در عجب ماندم که از طرفی به فرمانفرمای با هوش از مال دنیا فقط سه دانگ از آسمان را نداده بود و از طرف دیگر به این ابراهیم بیچاره ای که جاسوس مادر زاد بود و با هوش و گوش حیرت آورش بهتر از آنتنهای آمریکایی اخبار را میگیرد، جز دربدری و بدبختی و تنی رنجور و علیل چیزی نداده بود.هر چه سعی کردم که ترتیب نماز خواندن و قرأت کلمات را یاد بگیرم فایده ای نداشت، ناچار بیخیالش شدم. سر شب آقا بشیر آمد و با خود یک طاقه جانماز که عکس گنبد و بارگاه مولایم علی بر آن نقش بسته بود با یک رشته تسبیح و یک مهر مخصوص و خربزه بزرگی با خود آورده بود. مهر نماز چیزی تماشایی بود و با هر بار سجده شماره می انداخت و یک قبله نما هم به آن نصب شده بود . ابراهیم بر خلاف سکوت همیشگیش سر صحبت را باز کرد و گفت : خان میخواست دو زن هم با خودش بیاورد که در ولایت غربت به حرام نیفتد ولی سجل و تذکره شان جور نشد! آقا بشیر که دو زانو نشسته بود، وقتی که شیر زیاده کسی مادگاو نگه نمیدارد! خان امر کنند چیزی که فراوانست زن و دختر ! گفتم آقا بشیر امر کردم حالا میخواهی چکار کنی ؟ آق بشیر گفت زن ایرانی میخواهی یا عراقی یا رومی ( ترکیه ای ) یا سوری یا مصری ؟ الحمدولله از این نظر جنس جور است ! گفتم آقا بشیر من دارم از ایران میآیم و طبعاً ایرانی نمیخواهم، با آنکه زن را بهتر از اسب میشناسم ولی بجز چند زن فرنگی تجربه خوابیدن با زن عراقی و مصری و سوری ندارم به نظر شما که تجربه داری زن کدام کشور بهتر است ؟ آقا بشیر گفت بستگی به پسند خان دارد، میخواهی تا هر شب یکی یا دو تا، از یک کشور بیارم ولی باید آنها را صیغه کنی! اینجا مردم متعصبی دارد که اگر بفهمند کسی مرتکب زنا شده قبل از آنکه قانون دخالت کند خودشان سنگسارش میکنند. گفتم آنها را کجا صیغه کنم ؟آقا بشیر گفت یا خودم صیغه آنها را میخوانم یا خودشان! بیشتر این زنها عربند و خودشان بلدند صیغه بخوانند و اگر عرب هم نباشند در حد صیغه خوندن عربی بلدند، وقتی که ذکر صیغه تمام شد و مبلغ و مدت مشخص شد شما باید بگویید « قبلتُ »! به شوخی گفتم تو اصل جنس را بیار قبلتُ صد بار قبلتُ ! خدا خیرش بدهد اگر زنده است یادش بخیر و اگر مرده خدا بیامرزدش، از آن شب به بعد هر شب دو و بعضی شبها چها زن با خودش میآورد تا من انتخاب کنم، تا انتخاب میکردم زن مورد نظر میگفت : قلو لو لو….. که اصلاً نمیفهمیدم دارد چی بلغور میکند ( در این حال که ادای آن زنان را در میآورد به سختی خنده اش میگرفت ) و در آخرش هم من میگفتم « قبلتُ ». یواش، یواش متوجه شدم که نجف پر است از زنان افغانی و پاکستانی و هندی و تونسی و مراکشی و اردنی و ایرانی و ترک و مصری و لبنانی و سوری! که همه را آخوندها آورده بودند و به آنها گفته بودند صیغه شدن ثواب جهاد در راه خدا دارد ! این آخوندا را اینجوری نبین یک جنس جلبی دارند….

    ادامه دارد .

     
  13. یادداشتهای اسدالله علم(پهلوی شناسی)
    ———————————————-

    اسدالله عَلَم: یک پیشخدمت بی سواد احمق برای دیدار اسحاق رابین نخست وزیر اسرائیل با شاهنشاه گذاشتم تا او را نشناسد! شاهنشاه اجازه ندادند رابین مرا ببیند!

    ✍️ اسدالله علم

    «ناراحتی خیال داشتم که فکر می کردم من صبح زود بیرون آمده ام، مبادا نخست وزیر اسرائیل به موقع نرسد و شاهنشاه معطل شوند. گو این که تمام ترتیبات را داده بودم یعنی تیمسار نصیری را به فرودگاه فرستاده و با گارد هم ترتیبات ورود او را به کاخ داده و پیشخدمت مخصوص هم در کاخ اختصاصی نیاوران گذاشته بودم، پیشخدمت بی سواد احمقی گذاشتم که رابین را نشاند!،گاهی احمقها به درد می خورند!

    قرار بود دیشب برسد نیامد، به علت بسته بودن فرودگاه به علت برف زیاد و قرار بود صبح بیاید. ساعت ۹.۳۰ وقتی برگشتم، معلوم شد با یک ساعت تأخیر آمده شرفیاب است!

    به هر صورت از ۱۱ تا یک و نیم بعد از ظهر شرفیاب بود، بعد می خواست مرا ببیند، اجازه نداشتم، وقت ندادم. اگر لازم بود مرا ببیند که شاهنشاه امر می فرمودند!»

    (خاطرات علم، جلد چهارم، ص ۲۶۹. ۱۵ آذر ۱۳۵۳).

     
  14. سلام و درود

    سنجر قلیخان ( قسمت هشتم )

    اثری از علی زین الدین.

    برای ابراهیم و دو دختر از زیباترین دخترهای رعیت فرستادم، دخترها به علت نداشتن سجل و گیر و کش ثبت احوال برای صدور شناسنامه و عکس و انگشت نگاری و رضایت والدین که باید به دادگستری میرفتند و رضایت میدادند کارشان به درازا کشید و به موقع حاضر نشدند، منهم ناچار منصرف شدم ، این گدا گودوله ها هیچ وقت خدا مثل آدمیزاده نبوده اند طی اینهمه سال، بیشتر از صد قبضه شلاق روی سر و گرده شان بریدم و آنهمه فلکشان کردم، آدم نشدند که نشدند،والله منکه خسته شدم و بریدم، با شلاق هم نتوانستم آدمشان کنم از همه خنده دارتر رضایت والدین بود که به والدین و رضایتشان کلی خندیدم . از طرف دیگر پس از سکته اولم حضرت شدیداً طلبیده بود و واقعاً اختیارم دست خودم نبود.
    خانه ام در نجف با خانه ام در کربلا بکلی فرق داشت، این خانه نجف در زمینی به مساحت یک هکتار با 400 متر زیربنا و در دو طبقه که مجموعاً 800 متر مربع بود در شمال شرقی شهر نجف و قبل از کودتاهای عراق در دوران نظام سلطنتی متعلق به استاندار نجف یکی از بستگان یا وابستگان نوری سعید نخست وزیر مقتول ملک فیصل و متعلق به همان دوران بود. خانه کاملاً عربی و پر از گچبریهای ایرانی و فلز کاریهای استادانه عثمانی بود . خطوط نسخ و نستعلیق و آیات قرآن و اشعار زیبای عربی را که با گچ و فلز برنج توسط خطاطان و استاد کاران ایرانی و عثمانی ایجاد شده بود زیبایی خیره کننده ای به مهمانخانه آن داده بود. راه پله ها و نرده کاریها از چوب بلوط و کار نجاران فرانسوی بود. بقدری زیبایی و ظرافت در نرده ها کار شده بود که به جرأت میتوانم بگویم هموزن خودش نقره خرجش شده بود و پس از سقوط ملک فیصل و کشته شدن نوری سعید به مصادره دولت در آمده و سالها خالی و متروکه افتاده بود. مدتی خواسته بودند آنرا موزه کنند ولی به دلایلی منصرف شده بودند و بعد تحت نظر دولت به تجار و سرمایه دارانی که به شهر نجف مسافرت میکردند اجاره داده میشد. ظاهراً خانه اروپایی نبود ولی بیشتر از هر خانه اروپایی دارای امکانات و تفریحات بود. از همه بهتر باغ وسیع محوطه بود که انواع میوه های گرمسیری در آن کاشته بودند و با جویهای سیمانی منظم آدم را بیاد بهشت می انداخت، فقط حوریها و شیر و عسلش کم بود که دو روز بعد از توبه کردنم به لطف آقا بشیر ( سید عبدالحسین کمال یزدی ) حوریهایش هم فراهم شد . روز دوم در گشت و گذاری که در شهر نجف داشتیم و ابراهیم سایه وار بدنبالم میآمد در باز گشت گفت خان من از گفتگوی مردم و بخصوص ایرانیانی که برای خرید یخ آمده بودند فهمیدم که کارخانه یخ نجف مال پسر عمویت مرحوم عبدالحسین میرزا فرمانفرما است و در این فصل هر قطعه یخ در اینجا اگر هموزن خودش طلا نیرزد هموزن خودش نقره می ارزد !! واقعاً خشکم زد، هم از نبوغ جاسوسی و هوش این اِبی کج و کولهٔ اکبیری و هم از نبوغ و شم اقتصادی فرمانفرمای محروم که حتی پس از مرگ هم آب مردم نجف را به قیمت هر قالب چندین دینار به آنها میفروشد. و از کارهای عجیب و غریب خدا در عجب ماندم که از طرفی به فرمانفرمای با هوش از مال دنیا فقط سه دانگ از آسمان را نداده بود و از طرف دیگر به این ابراهیم بیچاره ای که جاسوس مادر زاد بود و با هوش و گوش حیرت آورش بهتر از آنتنهای آمریکایی اخبار را میگیرد، جز دربدری و بدبختی و تنی رنجور و علیل چیزی نداده بود.هر چه سعی کردم که ترتیب نماز خواندن و قرأت کلمات را یاد بگیرم فایده ای نداشت، ناچار بیخیالش شدم. سر شب آقا بشیر آمد و با خود یک طاقه جانماز که عکس گنبد و بارگاه مولایم علی بر آن نقش بسته بود با یک رشته تسبیح و یک مهر مخصوص و خربزه بزرگی با خود آورده بود. مهر نماز چیزی تماشایی بود و با هر بار سجده شماره می انداخت و یک قبله نما هم به آن نصب شده بود . ابراهیم بر خلاف سکوت همیشگیش سر صحبت را باز کرد و گفت : خان میخواست دو زن هم با خودش بیاورد که در ولایت غربت به حرام نیفتد ولی سجل و تذکره شان جور نشد! آقا بشیر که دو زانو نشسته بود، وقتی که شیر زیاده کسی مادگاو نگه نمیدارد! خان امر کنند چیزی که فراوانست زن و دختر ! گفتم آقا بشیر امر کردم حالا میخواهی چکار کنی ؟ آق بشیر گفت زن ایرانی میخواهی یا عراقی یا رومی ( ترکیه ای ) یا سوری یا مصری ؟ الحمدولله از این نظر جنس جور است ! گفتم آقا بشیر من دارم از ایران میآیم و طبعاً ایرانی نمیخواهم، با آنکه زن را بهتر از اسب میشناسم ولی بجز چند زن فرنگی تجربه خوابیدن با زن عراقی و مصری و سوری ندارم به نظر شما که تجربه داری زن کدام کشور بهتر است ؟ آقا بشیر گفت بستگی به پسند خان دارد، میخواهی تا هر شب یکی یا دو تا، از یک کشور بیارم ولی باید آنها را صیغه کنی! اینجا مردم متعصبی دارد که اگر بفهمند کسی مرتکب زنا شده قبل از آنکه قانون دخالت کند خودشان سنگسارش میکنند. گفتم آنها را کجا صیغه کنم ؟آقا بشیر گفت یا خودم صیغه آنها را میخوانم یا خودشان! بیشتر این زنها عربند و خودشان بلدند صیغه بخوانند و اگر عرب هم نباشند در حد صیغه خوندن عربی بلدند، وقتی که ذکر صیغه تمام شد و مبلغ و مدت مشخص شد شما باید بگویید « قبلتُ »! به شوخی گفتم تو اصل جنس را بیار قبلتُ صد بار قبلتُ ! خدا خیرش بدهد اگر زنده است یادش بخیر و اگر مرده خدا بیامرزدش، از آن شب به بعد هر شب دو و بعضی شبها چها زن با خودش میآورد تا من انتخاب کنم، تا انتخاب میکردم زن مورد نظر میگفت : قلو لو لو….. که اصلاً نمیفهمیدم دارد چی بلغور میکند ( در این حال که ادای آن زنان را در میآورد به سختی خنده اش میگرفت ) و در آخرش هم من میگفتم « قبلتُ ». یواش، یواش متوجه شدم که نجف پر است از زنان افغانی و پاکستانی و هندی و تونسی و مراکشی و اردنی و ایرانی و ترک و مصری و لبنانی و سوری! که همه را آخوندها آورده بودند و به آنها گفته بودند صیغه شدن ثواب جهاد در راه خدا دارد ! این آخوندا را اینجوری نبین یک جنس جلبی دارند……

    ادامه دارد.

     
  15. سلام و درود

    به آرتین _ این پاسخ را ذیل کامنتت نوشتم ولی شک دارم که ارسال شده باشد !

    شریعتی ادبیات بسیار زیبا و معلومات فراوانی داشت. حاضر جوابی کم مانند و در تفهیم درسهایش بی رقیب بود. مردی شجاع و فداکار و بسیار پرخوان و زحمتکش و قانع و بی توجه به پست و مقام و ثروت بود.( اینها بخشی از فضایل فردی و قابل ستایش او بودند ) . اما از منظر اجتماعی همانطور که نوشته اید افکار و اهداف منسجم و مشخصی نداشت. او هم نظام سرمایه‌داری را رد میکرد و هم نظام سوسیالیستی را ! شریعتی موضع طبقاتی و جهت گیری روشنی نداشت. بعید میدانم هدفش حتی برای خودش هم مشخص بوده باشد! مالکیت دو شکل بیشتر ندارد و نمیتواند داشته باشد یا خصوصی است که در ادامه میشود سرمایه‌ داری و امپریالیستی، یا عمومی است و در ادامه میشود سوسیالیستی. شریعتی هر دو را رد میکرد بدون آنکه شق ثالثی پیشنهاد کند. او در این نقطه سر در گم بود و تا پایان عمرش هم بیهدف ماند. تعالیم شریعتی به رقصی پر شور و هیجان منجر میشد که در پایان افراد خسته و کوفته و مجروح و معلول میشدند و چند تن هم تلفات میدادند و باز هم سرجای خود بودند و تنها به دور خود گشته بودند ! براستی او جمع نقیضین و به تعریف شما که منهم موافقم با کمال تأسف روانپریش بود.( از نظر فردی، انسان و استادی قابل ستایش و از منظر اجتماعی انسانی سرگردان و روانپریش! ) تمام کسانیکه تکلیف خود را با سرمایه داری و سوسیالیسم روشن نمیکنند هم به نوعی آب در هاون میکوبند و روانپریشند. تا حالا چند بار به استاد نوریزاد تذکر داده ام که موضع طبقاتی روشنی در پیش بگیرد و بگوید که از منافع طبقه کارگر یا طبقه سرمایه دار حمایت میکند یا از منافع اقشار بینابینی؟ ولی میدانی که ایشان فعلاً در شکاف میان طبقات موضع روشنی ندارد و میخواهد همه را از خود راضی نگه دارد . این تیپ اشخاص( شریعتی و نوریزاد ) اگر به قدرت برسند و در قدرت بمانند مدام دستورات متناقض میدهند و جامعه را آشفته کرده و به گند میکشند.

     
  16. با سلام

    باطلاع دوستان موافق و مخالف گرامی می رسانم،که بنده در تداوم پست های قبلی،تاکنون دو فقره از یادداشتهای اسدالله علم را برای درج در سایت و ثبت تاریخی آن ارسال کرده ام که متاسفانه مدیر محترم ضد انقلاب-روحانیت سایت،جناب محمد نوریزاد،آنرا منتشر نکرده است.شاید نوعی بدبینی باشد،اما من بنظرم میرسد فلسفه اصلی اعلام تغییر رویّه در سایت،همین بوده که ایشان این یادداشتهای پرمطلب و حسّاس از تاریخ پهلوی را درج نکند چون احتمالا به تریجه قبای ایشان و برخی شاه دوستان و سلطنت طلبان سایت بر بخورد! دلیل این برداشت هم این است که ایشان بقیه نوشته های من اعم از آنچه خود انشاء می کنم یا ترجمه تحلیل های سیاسی برخی رسانه های امریکا را که ارسال می کردم،همه را درج کرده اند و فقط تاکنون دو یا سه مورد از یادداشتهای علم را که ارسال شده را منتشر نکرده اند و بنظرم این اشتباه بزرگی است که ایشان مرتکب می شوند،زیرا بنظر می رسید نقل این گزیده ها که فضای زیادی از سایت را هم اشغال نمی کند و غالبا از 5000 هزار کلمه تعیین شده برای کامنت ها کمتر است،مورد توجه و اقبال خوانندگان سایت (اعم از موافق و مخالف)واقع شده بود و این چیزی است که شاید موافق طبع ایشان نباشد! و احتمالا مورد توجه واقع شدن این یادداشتها و برخی تحلیل های کوتاه بنده ذیل آن،رقیب پست ها و متن های ارسالی ایشان واقع شده است! وگرنه،نمیدانم این چه نگرانی است که خاطرات یکی از اطرافیان شاهنشاه مورد توجه و نقد و تحلیل واقع شود؟ و چنانکه قبلا اشاره شد،بحث های خشتکیه مربوط به شاهنشاه بخش کوچکی از این یادداشتها را تشکیل می دهد که از آن گذر کرده ایم و باقی مطالب پیرامون سیاست های داخلی و خارجی محمد رضا شاه و فسادهای اخلاقی و مالی خویشان و درباریان او و خطوط کلی سیاست های پهلوی است که بد نیست مورد عنایت خوانندگان واقع شود.و این بنظرم برخلاف منش آزادی و آزادی خواهی است که مدیر سایتی،خودخواهانه چیزهایی قابل بحث بنویسد و خوانندگان و اندیشمندان حاضر در سایت خود را محدود به اظهار نظر پیرامون مطالب او کند و باصطلاح همه را پروانه هایی پیرامون شمع تفکرات یا تخیّلات خویش بخواهد و درب بحث و اندیشه آزاد و دیالوگ خردمندانه را ببندد صرفا به این جهت که مدیریتی قوی برای کنترل بی اخلاقی ها و نوشته های بی معنا و منطق ندارد.

    البته ریش و قیچی بدست ایشان است،اما بنده،هم آن موارد را بصورت یک موردی و کوتاه ارسال خواهم کرد و هم ایشان را توجه می دهم،که توجه کردن به تاریخ دربار شاه،امری لازم است و البته موافقان و مخالفان می توانسته اند و می توانند نظرات تحلیلی مثبت و منفی خود را ارائه کنند،و این منافاتی هم با توجه به پست های مدیر سایت و نقد و آنالیز آن بصورت موافق و مخالف ندارد.

    توصیه من به ایشان این است که (اگرچه هم اکنون یک حالت بغض و عداوتی از من در درون خویش احساس می کند!) خوانندگان سایت خود،چه در حال حاضر و چه در زمانهای بعد را،از مرور به این یادداشتها محروم نکنند.

    سپاس

    ——–

    حوزوی گرامی
    من هرگز کامنتی را حذف نمی کنم
    تعداد کپی پیست های شما از سهمیه ی روزی دو تا فزونی گرفت. با تریلی که نباید بار خالی کرد اینجا. بقول قدیمی ها، طناب مفت است، جانت که مفت نیست! من کپی پیست های اضافی شما را نگاه می داشتم و بمرور منتشر می کردم. هرگز من کامنتی را حذف نکرده ام مگر به ناسزا آلوده بوده باشد. اکنون که نوشته ی تازه ام را منتشر کردم، هیچ کامنت منتشر نشده باقی نمانده است. احتمالا کامنت های مورد نظر شما در لابلای همینهاست. بگردید پیدا می کنید.
    با احترام

    .

     
  17. در تاریخ دنیا هیچ کشوری وجود نداشته که پولشو خرج یه چیزی بکنه که نه مصرف داخلی داشته باشه نه خارجی و باعث جنگ هم بشه. منقلابیون ۵۷ چشتون روشن.

     
  18. نقدی بر بیانیه 14 نفرانه!
    ————————–

    “چهل سال است که ما ایرانیان گرفتار بدخیم ترین سرطان تاریخیم. سرطانی که از همان چهل سال پیش، بجان مردم ایران خزیده و دارایی های پولی و شعوری و آبرومندی شان را جویده است. این مالیخولیای ضد بشر، برای گسترش حوزه ی حضورش، پیوسته پای از مرزهای ایران بدر می برد و به دیگر کشورهای منطقه سرک می کِشد و می کُشد و ویران می کند و به اسم مردم ایران، با دنیا می گلاویزد”.

    (بخشی از بیانیه 14 نفرانه)

    ——
    بیانیه می گوید:”ما ایرانیان گرفتار بدخیم ترین سرطان تاریخیم”!

    ایراد اولی که به این بیانیه که ظاهرا تراوشات فکری و اصطلاحی مدیر این سایت و امضاء چند نفر دیگر مثل اوست،این است که :نویسنده یا نویسندگان امضاء کننده بیانیه،در توهّم نمایندگی از مردم ایران هستند! چون تعبیر کرده اند:”ما ایرانیان”!
    خوب شما از کجا اثبات و احراز کردید که شما زبان ناطق 80 میلیون ایرانی و نسل حاضر هستید که از جانب آنها سخن می گوئید؟! عنوان “ما ایرانیان”وقتی عنوان صادقی است که “همه مردم ایران”بطور رسمی بشما اعطاء نمایندگی کرده باشند که :بله شما از جانب این مطالب را بگوئید،و چنین وکالت یا نمایندگی از کجا اثبات و احراز شده است جز از توهم یا خیال نویسنده یا نویسندگان بیانیه؟!
    آری،نهایتا،بیانیه نویس و امضاء کنندگان می توانند ادعا کنند که ما 14 نفر و هر چند نفری که بعد این بیانیه را امضاء و تصدیق بمضمون آن کرده اند یا می کنند،چند نفر ایرانی هستند در داخل و خارج ایران که مضمون این بیانیه،خواست و مطالبه سیاسی آنان است،بنابر این “ما ایرانیان”چیزی جز یک ادعا یا یک “وکالت فضولی”بیش نیست.
    از این جهت،بقیه تعبیرات خزعبل و توهین آمیزی که در این بیانیه نسبت به انقلاب اسلامی عمومی مردم ایران در 40 سال قبل،و نسبت به نظام جمهوری اسلامی برخاسته از رای اکثریت مطلق این مردم،ابراز شده است،ناشی از جهالت،سوء ادب و رویا پردازی نویسنده و امضاء کنندگان این بیانیه است.
    —-
    نویسنده یا نویسندگان در ادامه نوشته اند:

    “این مالیخولیای ضد بشر، برای گسترش حوزه ی حضورش، پیوسته پای از مرزهای ایران بدر می برد و به دیگر کشورهای منطقه سرک می کِشد و می کُشد و ویران می کند و به اسم مردم ایران، با دنیا می گلاویزد”.
    (پایان نقل قول)

    نقد:این عبارت نیز عبارتی خزعبل،دروغ و ناشی از خیال پردازی و توهّم نویسنده یا نویسندگان،و نوعی اهانت و تهمت به نظام جمهوری اسلامی برخاسته از رای مردم است.زیرا،جمهوری اسلامی ایران هیچگاه (برخلاف دروغ نویسنده)پای از مرزهای ایران اسلامی بیرون نگذاشته و به هیچیک از همسایگان و غیر همسایگان خود،تجاوز نظامی،یا در آنها دخالت غیر مسئولانه نکرده است.بلکه بعکس،از همان اوایل انقلاب اسلامی ایران،دشمنان این نظام مردمی،یکی از همسایگان ایران،یعنی عراق زمان صدام را وادار به تجاوز بخاک ایران نمودند که ملت ایران و جوانان رشید این مرز و بوم،آنها را با رشادت بعقب راندند و پشیمان کردند،و هیچگاه در تاریخ بعد از انقلاب اسلامی ایران معهود نیست که ایران بکشوری تجاوز نظامی کرده باشد یا چنین قصدی داشته باشد.
    اگر مقصود نویسنده یا نویسندگان نادان و دروغگوی این بیانیه از تعبیر “سرک کشیدن و کشتن و ویران کردن” کمک های مستشاری و مالی و نظامی ایران به دولت قانونی سوریه که مورد تجاوز ابرقدرتها و برخی نوچه های آنها و تروریست های دست ساز آنها (باذعان خودشان)قرار گرفته بود،بدعوت و درخواست دولت قانونی و برای دفع تروریسم،بوده است،در این صورت باید در درک و فهم و عقلانیت و واقع بینی نویسنده یا نویسندگان و امضاء کنندگان این بیانیه شک کرد.برای اینکه،بنای ایران بر سرک کشیدن در سوریه نبوده است،بلکه این امریکا و نوچه ها و گاوهای نه من شیر ده امریکا بودند که برای سرنگونی یک دولت قانونی و تحکیم و تثبیت منافع اسرائیل،تروریست ها را ساختند و تجهیز کردند و به آنجا و عراق ترانزیت کردند،و کاری که ایران اسلامی کرد،اقدامی کاملا نوع دوستانه،انسانی و بدرخواست دولتین سوریه و عراق بوده است.و خزعبل نویسان این بیانیه خوب است بفهمند و توضیح دهند که امریکا و عربستان و ترکیه (در ابتدای کار) و نوچه های عرب و گاوهای نه من شیرده امریکا،با استناد بکدام اذن سازمان ملل متحد یا کدامیک از قوانین بین الملل در صدد سرنگونی دولتین قانونی در سوریه و عراق بوده اند؟! عجیب است که خزعبل نویسان این بیانیه،حرکت تجاوزکارانه امریکا و دنباله هایش را “سرک کشیدن”نمی بینند،اما کمک ایران -آنهم بدرخواست دولت قانونی سوریه-برای دفع تجاوز و تروریسم خشن از منطقه و حتی تامین امنیت برای خود ایران را،جاهلانه یا غافلانه به “سرک کشیدن ” تعبیر کردن و عوامفریبانه “کشتن و ویران کردن”را به ایران مدافع مظلوم نسبت می دهند!
    و نکته آخر اینکه:ایران اسلامی دنبال گلاویز شدن با هیچکس نبوده و نیست،و این دولت های مستکبر و نوچه های نه من شیرده آنان بوده و هستند که تامین منافع مشروع یا نامشروع خویش را در محروم کردن مردم ایران از حقوق طبیعی و قانونی و بین المللی خود قرار می دهند که نمونه واضح آن،همین ماجرای قرار داد برجام برای تحدید و نظارت بر استفاده صلح آمیز هسته ای ایران است که دیدیم که چه کسانی یاغیگری و بد عهدی کردند و منطقه را دستخوش تنش کرده اند.
    بنابر این،خوب است نویسنده و امضاء کنندگان این بیانیه،چشمان بسته خود را باز کنند و ببینند و بفهمند که چه کسانی در صدد گلاویز شدن با ایران و منافع ملی ایران اسلامی هستند.

    ادامه دارد….

     
  19. سفرنامه!
    ———

    فکر ددر کردم و به مقصد جُلفا، رود ارَس، عزم سفر کردم. شیرجه ای و کرالی.
    در این ماراتن شرق به غرب هیچ چیز دندان گیر، جدید، نو، بدیع، متفاوت و دیدنی ندیدم. فی الواقع مشهد گردی کردم. همان خیابان ها، ساختمان ها، مغازه ها، دکورها، اجناس، ماشین ها، آدم ها، زبان ها، فیلم ها، خوراک ها، چلوکباب و جوجه کباب. انگار از عدل پهلوی می انداختم توی احمدآباد و می پیچیدم سی متری طلاب و می رفتم خسروی نو و فلکه حضرت را دور می زدم.
    یک شب گرمسار خوابیدم ده بار پریدم. از صدای هلیکوپتر و سوت قطار. یک شب سمنان خوابیدم و تیمّم بدل از وضو کردم. آب نبود، کلوخ بود.
    تهران شهر خاصه خرجی ها بود و طبق های توت تموز، پل ها، روگذرها، زیرگذرها، تونل ها، برج ها، سربالایی ها، سرپایینی ها، سرسبزی ها و دخترهای بی حجاب. روسری تزیینی استفاده می کردند. مردم هم مذهبی تر و هیئتی تر و ملتمس دعا.
    تبریز همان مشهد بود با همان سیاق رانندگی. سه بار نزدیک بود بکوبم به در راننده. یهو باز می کرد.
    جلفا دو کلیسای تمیز باستانی داشت: چوپان و سنت استپانوس.
    ارَس اما زیبا بود. عریض، عظیم، آبی، آرام، روان، فاخر، پرشکوه، مرزی و ممنوع. صمد بهرنگی حق داشت غرق شد!

     
  20. صحبت های آقای حسن عباسی پاسدار ولایت عدل اسلامی در باره فروش دختران …..

    https://www.youtube.com/watch?v=QZtSkBd1fis

    Attachments area
    Preview YouTube video

     
  21. سنجر قلیخان

    قسمت هفتم

    اثری از علی زین الدین.

    در تمام مدتی که در عتبات بودم هم در کربلا و هم در نجف لوکس ترین و تمیزترین خانه ها را جهت اقامت گرفته بودم. خانه ام در کربلا قبلاً در اجاره کنسول بلژیک بود که بسیار مجهز بود، گر چه از بیرون به سبک اعراب ساخته شده بود ولی در داخل کاملاً اروپایی و دارای میز و صندلی و مبلمان و تخت خوابهای بزرگ و نرم دو نفره که چهار نفر هم میتوانستند براحتی روی آنها غلت بزنند و سرویس کامل آشپزخانه و حمام دارای وان بود. حتی « بار » کوچکی هم داشت.. ( حیف که در جوار حضرت بودم و توبه کرده بودم ) تمام درب و پنجره ها دارای حفاظ و توری بودند و کولر های گازی هم آنرا مثل بهشت خنک میکردند
    اما در آن فصل که اواخر خرداد ماه خودمان بود از زمین و آسمان آتش میبارید و خارج از منزل، کوچه و خیابان از مگس و کثافت موج میزد. اعراب ابداً پایبند نظافت و تمیزی نبودند و لوکسترین سویتهای هتلهایشان دست کمی از مسافرخانه های درجه دو و سه ناصر خسرو نداشت و همه جا پر از مگس بود ولی چون موقعیتم از همه مسافران و زائران بهتر بود از نبود امکانات زیاد ناراضی نبودم. ابراهیم خدمتکارم نیز مثل سایه همه جا همراهم بود مگر آنکه خودم دستور بدهم که تنهایم بگذارد و به موقع صبحانه و ناهار و شام و منقل را روبراه میکرد. هر وقت میخواستم زیارت تمیزی بکنم و با درد دل کردن با آقا استخوانم را از بار گناهان سبک بکنم، به ابراهیم میگفتم که شیره و تریاک را کُنج ( مخلوط ) کند و با هم بپزد ، او هم که انگار خدا برای منقل داری درستش کرده بود استاد اینکار بود، وافور را برایم میگرفت و با اشاره میگفت که فوت کنم یا مک بزنم. پس از آنکه حسابی کیفور میشدم و یکی دو لیوان شربت یا آب میوه خنک میخوردم راه صحن و سرای حرم مطهر را در پیش میگرفتم. ولی ابراهیم را با خود نمیبردم. ابراهیم با آنکه بیشتر از شصت سال سن داشت ازدواج نکرده بود و همیشه در خدمت بزرگان ( فئودالها ) خدمت کرده بود و با آداب و عادات بزرگان آشنا بود، سه سال پیش اربابش ایرج خان که از خوانین کلیایی بود مرد و اون بیچاره چون سگی که بدنبال صاحب میگردد دربدر شد و خدا میداند که در آن مدت چقدر خواری و خماری و بیچارگی کشید. دو ماه پیش در کرمانشاه مهمان قباد خان برادر زاده ایرج خان مرحوم بودم، وقتی منقل و مشروب آوردند ابراهیم هم همینجور که همیشه هست بیصدا خدمت میکرد از نحوه منقلداریش خوشم آمد، قبادخان گفت : خان حال که از الکل زده شده ای و تریاک میکشی، اِبی به دردت میخورد، زن و بچه و علاقه و وابستگی هم ندارد، معتاد است ولی خیالت راحت باشد که تریاک و شیره ات را نمیدزدد، این بیچاره به مرور زمان بخوری شده و با تریاک کشیدن دیگران نشئه میشود و خودش اصلاً نمیکشد، ببرش ثواب دارد به یک لقمه نان هم قانع است فرض کن یک سگ بیشتر داری! این بود که منهم برای رضای خدا و خوشنودی مولایم علی آوردمش و در اتاق نوکرها دو تکه جل به او دادم. بعد فهمیدم که این اِبی خبر چین و جاسوس درجه اولی است که هیچ حرف و حرکتی را فراموش نمیکند و یکپا روانشناس و پیشگو است. وقتی فهمیدم که حضرت طلبیده، سفت و سخت هم طلبیده در کرمانشاه تدارک کافی دیدم و مقدار کافی تریاک و شیره با خودم بردم. رئیس گمرگ خسروی یکی از هزاران پرعمویم بنام بهمن خان فرمانفرما بود که ترتیب عبور جنس و وسایلم از گمرگ را داد ولی بنا به عادت قجرها نتوانست از نصیحت کردن و منت گذاشتن خود داری کند و گفت خان! اگر تاریخ خوانده باشی باید بدانی که خاندان برمکی که ایرانی و وزرای عباسیان بودند خلفای عباسی را تریاکی و تریاک را وارد دستگاه حکومت عباسیان کردند، اینبود که هنگام حمله مغول خلیفه زادگان نشئه و خمار و خواب آلود عباسی نتوانستند دفاع کنند و هم امپراطوریشان را از دست دادند و هم مغولها تا آخرین نفر خاندان خلافت را قتل عام کردند، آخرین خلیفه عباسی را هم که مسلمانان مقدسش میدانستند لای نمد پیچیدند و نمد مال و آبلمو کردند. اینست که از آن تاریخ به بعد اعراب بشدت از انواع مخدر میترسند و مجازات مصرف یا حمل و نگه داری هر مقدارش را مرگ قرار داده اند. شاید به توریست و مسافر غریبه رحم کنند، اما مواظب باش که حتی یک سرسوزن مواد به عراقی جماعت ندهی و گرنه حکم مرگش را امضا کرده ای ! به هر حال پسر فرمانفرما منت خودش را گذاشت، ولی اگر صد چون او هم نبود با همت و کرم مولایم علی ( علی را طوری تلفظ میکرد که گویی هیزم میشکند و وقتی ضربه تبر فرود میآید همزمان با نشستن ضربه علی میگفت و رگهای گردنش ورم میکرد ) بجای آن یک و نیم کیلوی ناقابل صد کیلو و هزار کیلو هم از گمرگ رد میکردم! بهمن خان باید میدانست که منهم از جنس خودش هستم و اگر از نجابت به روی خودم نمیآورم، بهتر از او میدانم که ایل و خاندان قاجار جماعت اگر سر طرف را هم ببرند و چشمانش را هم از کاسه در بیاورند منت خودشان را هم میگزارند. ابراهیم از بس در مجلس بزرگان خبره و آموخته شده بود میدانست که من پس از عمری نوشیدن مشروبات الکلی نمیتوانم بدون مسکر و مخدر زندگی کنم اینبود که بجز روز اول که به علت ندانستن زبان عربی و محله های بازار برای تهیه ذغال دچار زحمت شد و با یکساعت تأخیر توانست ذغال نامرغوبی تهیه کند، بازار تنباکو و ذغال و قلیان فروشان را پیدا کرد، در روزهای بعد خود ذغال فروش بهترین ذغالهای چوب لیمو و بلوط و مو را که از کردستان عراق وارد میکرد میآورد و یکی دو دانگ هم مهمانش میکردم. ما زبان همدیگر را نمیدانستیم و او هر چه عربی بلغور میکرد من هی سر تکان میدادم و من هر چه میگفتم او هی شکراً شکراً میکرد و منهم به او میخندیدم. تنها چیزی که واقعاً آزارم میداد نبودن زن بود ، با آنکه موقع آمدن حیدر زیور ( یکی از نوکران خان و پسر نانوایشان زیور. چون حیدر در کودکی یتیم شده بود او را به نام مادرش میشناخند ) را به درب خانه امیر عبدالله خان جهانشاهلو گمرکچی برای گرفتن تذکره ( پاسپورت ) برای ابراهیم و…

    ادامه دارد.

     
  22. بهین یاران جان درود

    اگه شوما تولد شست سالگیتونو ندیدین حکمن معرکه گیری و شامورتی بازی هم

    ندیدین .معرکه گیر که مرشد صداش میزدن با بچه مرشدی که مسیولیت بقول شماها

    به چالش کشیدن هر چیزی که مرشد گفته بود را داشت سعی هم میکرد که رگه هایی

    از طنز اون دورانم بش اضافه کنه(مث تو که راس میگی یا آره اروا عمت ) باعث سرگرم

    کردن چن دقیقه ای مردم میشدن .ناگفته نمونه که شامورتی هم یه قوطی حلبی دس ساز

    استوانه ای بود که دور تادورش سوراخای ریزی داشت وبا استفاده از قانون ظروف مرتبطه

    چن ثانیه ای از سوراخای مثلن ردیف بالاش آب می آمد وقطع میشد وچن ثانیه بعد از سوراخی

    دیگه که به نظر نا مرتب هم می اومد آب جاری می شد .این فاصله ها را مرشدتمرین کرده

    میدونس اما وانمود می شد که بدستور مرشد قطع و وصل میشه.مردمم که با دهن باز

    مغز بسته هاج واج نیگا میکردن گاهی هم یه سکه تو بساط مرشد وبچه مرشدش مینداختن .
    ————————-
    مدتیه که تو سایت یکی با فحاشی به تموم کسایی که اقتصاد غرب روساختن و اصلاحش

    کردن وبه این سطح از در آمده سرانه رسوندن احساس خود بزرگ تر از گنده ها بینی میکنه

    اگه خدای نخواسه کسی هم زبونم لال سوالی بپرسه ردیف فحش های چارواداری وآب

    نکشیده روبراش قطار می کنه تازه کامنت بعدی با نام ناشناس باقی بد دهنی هارو حواله

    طرف می کنه ونوبت به بچه مرشدا میرسه که چشتون روز بد نبینه بگیرکه اومد .تو یکی از

    ادب نامه ها نوشته بود ((اگه مورچه تو /// بیفته بعد بذارنش رو کاغذ جای پاش از خط وربط

    تو بیتر بود )) گمون کنم شنفته که نش نامی هم خل وچل بوده هم در اقتصادکلان برا فرمولاش

    وپیش بینی و محاسباتش نوبلم گرفته .همون فیلم یک ذهن زیبا .شومام بفرمایید اقتصادکلان

    شناس با بچه مرشد و دو دهن …..را در همین سایت چن کامنت پایین تر سیاحت کنید.

     
    • سلام و درود

      آخر در آمد سرانه در نظام سرمایه‌داری یعنی چه ؟ فرضاً یک مؤسسه در سال یک میلیارد دلار در آمد داشته، 900 هز ار دلارش را یک نفر بر میدارد و یکصد میلیون دلارش بین دهها هزار کارکنانش تقسیم میشود. هنگام مشخص کردن در آمد سرانه اسماً آن یک نفر و 900 هزار دلاری که استثمارکرده با بقیه جمع زده میشود و روی کاغذ و در محاسبات ظاهراً به هر یک از کارکنان رقم قابل توجهی میرسد ! اما در عمل اینطور نیست و آن یک نفر به تنهایی به مراتب بیشتر از کل کارکنان برده و دزدیده است ! به قول شهید مطهری مثل آنست که بگوییم سر یک نفر را در بخاری( کوره ) و پاهایش را در آب یخ قرار داده ایم، پس او بطور متوسط احساس راحتی میکند و از دمای معتدل لذت میبرد !

       
    • اگر میتوانی تو بهتر بنویس یا با نقد و نقادی نقاط ضعف مقالات آقای کاوش را نشان بده. تو که قادر نیستی یک نامه قابل خواندن هم به خاله ات بنویسی شکلک در نیار! بدون شکلک هم بسیار بیشتر از هر استانداردی زشت و نفرت انگیزی! خیال میکنی حمله به آقای کاوش و امثال ایشان تو را در ردیف آنها قرار میدهد ؟ زهی خیال باطل !

       
  23. نوریزاد کیست ؟
    در میان مقامات و مسولان کشور در همه رده ها افرادی وجود دارند که مهره دشمنان حکومت هستند و با سیاست های مختلفی مثل جاسوسی اسرار هسته ای و یا لو دادن مسیر های دورزدن تحریم ها و یا انجام آگاهانه اعمالی بر علیه منافع و رفاه و آسایش مردم به ناراضی تراشی و همکاری با دشمنان حکومت مشغولند و این روش کثیف معدودی از گروههای سرسپرده مخالف حکومت است که در تاریخ سابقه نداشته و می توان به طور خلاصه گفت که این افراد با روشی زشت تر و بدتر انگل ها درون حکومت بوده ولی نه فقط علیه حکومت که علیه مردم و کشور خود هم فعالیت های جاسوسی و خرابکاری می کنند ، از مشخصه بارز سیاسی کاران این افراد اعمال و تشویق روش های فوق افراطی هست و در هر طیف سیاسی داخلی چنین افرادی وجود دارند ( بدتر از انگلند چون انگل فقط به فردی که از آن تغذیه می کند صدمه می زند ولی این افراد همزمان به مردم بی تقصیر و کشور خود هم صدمه می زنند، امری زشت که در تاریخ مبارزات سیاسی دنیا بی سابقه است و مختص کشور ما و این گروهکهای اپوزیسیون است ) ، بی جهت نیست ناگهان بعد از سال ۸۸ که خود آقایان موسوی و کروبی علیرغم حصر و محدودیت هایی که متحمل شده‌اند تاکنون هم ، چنان مواضع ضدحکومتی و ساختار شکنانه ای مثل برخی از اطرافیان و حامیان دروغین خود نداشته اند ( چون نامبردگان بین مبارزه در جهت منافع مردم و کشور با خیانت به مردم و کشور تمایز و مرز واضحی قایل هستند ) ، شک برانگیز تر از آن اطرافیان رهبران جنبش سبز ، رفتار همین نوری‌زاد است که ناگهان از یک مسلمان فوق افراطی و انقلابی دو آتشه ستون نویس کیهان ، در چرخشی کامل که هرگز در بین سیاسیون معمول نیست و واقعی بودن این قبیل چرخشهای کامل ، اصلا قابل باور و پذیرش توسط عقل سلیم نیست ، کاتولیک تر از پاپ و چنان می شود که هیچ صراطی را مستقیم نیست و از تحریم همه جانبه مردم کشور خود و به طور ضمنی از کل سیاست های فرد پلید و پیمان شکن و پول پرستی مثل ترامپ (سیاستهایی که اغلب توسط همان بانیان حمله ویرانگر عراق به ترامپ القا می شوند ) حمایت می کند، نوری‌زاد واقعا همینی است که الان و یا قبل از ۸۸ می گفت و یا نه او همیشه مهره همان گروهکهای مخالفی بوده که چون کشورهای دشمن حکومت اسلامی هم دیگر ننگ اقدامات تروریستی آنها را نمی پذیرند به سیاستی جدید و زشت که در دنیای مبارزات سیاسی تاریخ بشر در زشتی نمونه نداشته روی اوردند . وقتی هدف وسیله را توجیه کند هر کار زشتی در جهت هدف توجیه می شود.

     
  24. سلام کاوش این هم عمو استالین که دلت براش تنگ شده بود

    گوگولی اهل شوخی هم بوده چه مزه ای میندازه کوچولو چقدر هم با نمک بوده

     
    • امیر حسین جان تو آن مایه لازم را برای وارد شدن در این مسائل نداری عزیزم , آبروی خودت را می بری و زحمت ما را زیاد میکنی . نکن جانم , نکن عزیزم ! قبل از تو زیاد از این شر و ور ها این جا گذاشته اند . یک مدتی چرندیات خودت را نفرست و به کامنت های چند سال گذاشته این سایت مراجعه کن تا ببینی که داری زیره به کرمان می بری عزیزم . از نوشتنت پیداست که بیسوادی و نا آگاه. کمی بیاموز اول و ببین در این سایت چه کامنت هایی در چه سطو حی گذاشته شده قبلا و بعد اگر باز جرات کردی مطلب بگذار .

       
    • سلام و درود

      امیر حسین! بجز کنه دائمی که به در نشین این سایت چسپیده و حضوری دائمی دارد چند رأس مگس مزاحم و سمج هم در سایت هستند که کارشان فحاشی و توهین و لیچار بار کردن و متلک گویی و زر، زر کردن است و ضمن آنکه در بساطشان چیز قابل عرضه ای ندارند در آزار عقیدتی و ایمانی و زبانی اعضا ید طولایی دارند. مواظب باش اگر از آنها تقلید کنی باید در صف آنها قرار بگیری ! دیگر کسی جدی نمیگیردت و به شما پاسخ نمیدهد.

       
    • امیر حسین با این عملت نشون دادی که فاقد ذهن فعال و کنجکاو و جوینده یک دانش جو هستی‌ و به یک دلقک بسیار نزدیکتر. خصوصا حالا که شاگرد مکتب چرند گویی و تائید کننده مزخرفات و دنباله روی از مردک روانی‌ هم شدی.

      توهینت به جمعیت عظیم محروم و زحمت کش روستایی و حاشیه و زاغه نشینان ایران اوج نابخردی و نادانی‌ سیاسی و بیشرمی متفرعنانه و خرده کاسبی پایتخت و شهر نشینی نفت خام خورده و شیفته سلطنت ساقط شده و دلبسته عمو سام دلبسته “مجاهدین”، رو نشان میده. یعنی‌ نمونه دانش جو دانشگاه آزاد از خرد و درک و احساس لازمه یک شهروند مفید برای جامعه انسانی‌.

      به نصیحتم گوش کن قبل از اینکه به نقطه بی‌برگشت برسی برو استراتژی “کاکا” رو پی گیری کن. میدونی‌ که منظورم کی‌ و کجاست.

       
  25. سلام و درود

    « بیسوات
    ……………

    اسراییلو گفته ده ملیارد میدوم ایران از ان پی تی و

    همه چیز خارج شه تا یک هف هش تا از ای بمبای اتمی تاریخ گذشته مو حواله

    قم واراک ونطنزو اینا کنوم تا حق مسلمشونو کف دساشو ببینن عامو.ای چه حالی

    میده لشه آخوند جم کنی تپه تپه..مابقی هم عقیم بشن با چهارتا عقدی چهل تا صیغه »
    ………………….

    دوستان وطن پرستی این نامرد خائن را ببینید که چطور از فکر بمباران اتمی مردم کشورش مثل کودکان عقب مانده ذهنی ذوق زده شده و به وجد است. یکی نیست به این نکبت بگوید ، آخر بیشعور بمب اتم که بطور انتخابی فقط آخوند نمیکشد، آخوندها به خاطر امکاناتی که از مردم ایران دزدیده و خصولتی کرده اند بیشتر از همه در امانند و کله گنده هایشان در کشورهای دیگر خانه و زندگی و املاک دارند و هر کدام لااقل دارای دو تابعیتیند. آنچه نابود میشود مردم درمانده و گرسنه و اسیر و به گروگان شدهٔ ایرانند. بمب اتم علاوه بر اینکه انسان و تمام موجودات زنده را نابود میکند مقدار زیادی زمین و تمام عناصری که در خاکند را هم به گاز ( دود ) تبدیل و با آلوده و رادکیو اکتیوه کردن محیط زیست برای صدها و حتی هزاران سال آنجا را غیر قابل زیست میکند .بر اثر باد و باران آلودگی منتشر، و مردم و بازماندگان سایر نقاط دچار سرطان و بیماریهای کشنده میشوند. بمبهای اتمی انداخته شده بر هیروشیما و ناکازاکی در مقایسه با بمبهای اتمی نسل جدید چون اسباب بازیهای کودکانند.
    اگر فکر میکنی و در کابوسهای حاصل از نشئگیت توهم میکنی که جنگی اتمی روی میدهد و راه برای جولان دادن الدنگهای خائن و میهن فروش باز میشود تا در مصیبت مردم با وزوز گنگ و نامفهومشان جشن بگیرند و شادی کنند کور خواندی! مردم ایران به خائنان پیوسته به دشمن رحم نخواهند کرد !

     
    • بهین یاران جان درود

      یه بابایی که کله ومغزشو کنده دور انداخته دو باره با یک یاهو براش

      چسبوندن نمیدونه که حکمن نباس بمب اتمی از هوا بیاد میشه

      رو زمین در حال ساختش باشی ویکی که توانایی بردن چند تن

      سند اولترا محرمانه از ناف تهرون رو داره برات منفجرتش کنه .نشون به

      اون نشونی که نزدیکی های کرج کردن و تهرون لرزید .هرکی که

      فیلم چرنوبیل و اوضاع امروز اونجا ها رو دیده اگه الاغ نمره نشده هم

      باشه خطر ده تن اورانیوم غنی شده که با هزار بامبول به روسیه رفت

      رو هم باهاس بدونه.نمیخوام دهن به دهن اینا شم اما حق مسلم

      اون طرفی هم داره که چرنوبیل کوچولو کوچولوشه برا اونی که هیدروجنی

      هم داره نه ما که سه تا و نصفی اف 14 لکنته ارث اون بابا بهمون رسیده.

      توکه این همه غیرت داری بمب ببند بخودت جواب 220 حمله اسراییلو بده

      شایدم رفتی بهشت پیش لنین و استالین وباقی رفقا اهالی سایتم راحت

      شدن . قبل از انفجار یا هو یادت نره

       
  26. با درود، سید ، ناشناس اشنا و … ترا به جددتان قسم بگویید که ایا پیغمبر و امامان و قران و …. راضی به این کار هستند ؟

     
    • عزیزم این مرده پرستی را میگویند اقوام مهاجم مغول و ترک به ایران آوردند . نه در اسلام و نه در دین کهن ایرانیان قبل از آمدن اعراب به ایران چنین چیزی نیست . مرده پرستی بخش مهمی از مذهب شیعه است برای آنکه زنده ها را با زنجیر خرافات به مرده ها ببندند و دکانی شده پر رونق برای دین فروشان که همان ” روحانیون ” ما باشند . آن بابا که مسموم شد و رفت پی کارش اما از قبلش قرن هاست که آخوندهای گردن گلفت , نه آن بد بخت بیچاره هایشان , خورده اند و شکم گنده کرده اند و کون پهن ! در اسلامی که محمد آورد , نه اسلامی که آخوند آورده , قبر نباید یک وجب از خاک بالاتر باشد و روی آن هم تنها تکه سنگی به عنوان علامت که بازماندگان مرده بتوانند قبر را از دیگر قبور تشخیص دهند گذاشته شود . این بساط مرده پرستی و دینفروشی زیاد طول نخواهد کشید تا برچیده شود .
      عکس : قبرستان بقیع

       
    • ایرانی گرامی ؛ سید که همان امورنی باشه در ایجور مواقع دم به تله نمیده ؛ درسته که ایشون ماله کشه اما نه هرکجا سید مرتضی اعلم مقامه الشریف تپه های گنده را صاف و ماله کشی میکنه ؛ ایشان در مزایده های کوچک شرکت نمی کنه

       
  27. با درود

    نگاهی‌ کوتاه به به جمال مونوتوریسم

    عبارت انگلیسی‌ ذیل رو به خاطر بسپارید – پول سازی از بدهی و داده ; حتی داده و بدهی که به پول سازان تعلق ندارد

    Monetizing Debt and Data

    Debt یعنی‌ بدهی

    DATA یا داده شامل چیست؟

    مروری بر فرآیند ارتشا در شورای نگهبان و انتخابات
    نظارت استصوابی در مسجد سید عزیزالله
    https://zeitoons.com/64864

    در ساختار اقتصاد سیاسی متکی‌ بر مونوتوریسم پول سازی بدهی و داده با عرض پوزش از ک..ن و ک….ل و پ….ن خانم کارداشیان که به عنوان سرمای بیمه شده تا ساختار ملکولی و DNA گندم ترا ریخته شده توسط شرکت مونسنتا تا تائید حضور در لیست کاندیداهای مجلس توسط فقه‌های پیرو حاج حسن گوهر اندیش پول سازی می‌شه.

    لطفا اگر این ساز و کار نظام منوتوریستی جهانشمول رو نفهمیدید دهن کجی و متلک گویی یا حتاکی و بی‌ حرمتی نکنید و بگذرید اگر توضیح بیشتر خواستید میدم، اگر چه بسیار در مورد منوتوریسم کامنت گذاشتم.

    فقیهان اینزمانه دارای وجوه مشترک با حاج حسن نجفی و فقیهان فقه مونوتوریسم وال استریت دارند. هر گونه داده قابل پول سازی و خرید و فروش است.

    به عبارت ذیل هم توجه کنید.

    کالا سازی دغل ; Commoditization of Fraud

     
  28. پوپولیست از آنجا که عقلش نمی رسد معضلات کشور را چگونه حل کند دشمن دشمن می کند. حواس ها را از معضلات اساسی پرت می کند و یقه آمریکا را می چسبد. شعار های زیبا. همه چیز را گردن دیگران می اندازد. آمریکا باعث بدبختی ماست. تورم ناشی از سیاست های دوران قبل از انقلاب است!
    پوپولیست ها دست تنها نیستند. مقاله های انتقادی به غرب و آمریکا که در قالب کاملن متفاوتی طرح شده اند را برجسته می کنند نکات منفی را بزرگ نمایی می کنند و از دنیای غرب بخصوص عمو سام هیولایی می تراشند. هدف این است که به خوانندگان ساده اندیش اطمینان دهند مرگ بر آمریکا گفتن بی دلیل نیست و این همه روشنفکر و متخصص و دانشمند در دنیا مرگ بر آمریکا می گویند یا دست کم آمریکا را سرچشمه معضلات جهانی می دانند.
    طوری وانمود می کنند گویی تمام دنیا نوکر و اجیر و برده و اسیر آمریکاست و این تنها ماییم که داریم یکه و تنها حسین وار در مقابل توطیه های عموسام مقاومت می کنیم.

     
    • به نظر شما پوپولیست کیست؟ کارش چیست؟ سخنانش چه تاثیری بر جامعه دارد؟ چگونه او را میتوان شناخت؟ چگونه میتوان او را رسوا کرد؟ با او چگونه باید برخورد کرد؟

      جواب :

      ساسانم گرامی , به نظر من هر کس که سلطنت طلب نیست پوپولیست است چون فقط شاه با نبوغ خودش میدانست و حالا پسرش میداند با نبوغ خودش که در جهان امروز ما تا کجا میتوانیم رشد اقتصادی , اجتماعی , سیاسی و غیرو داشته باشیم . همه کسان دیگر پوپولیستند . سخنانشان هم هیچ تاثیری ندارد با وجود افراد دانشمندی مثل شما که دائم فریبکاری های آنها را افشاء میکند . آنها را همانطور که شما رسوا میکنید باید رسوا کرد راه بهتری وجود ندارد . بر خورد با آنها هم باید مثل زمان شاه , نور به قبرش بباره شب و روز , باشد . همه را هم باید در زندان ها شکنجه کرد و یا در بیابانهای اطراف اوین کشت و در روزنامه ها هم نوشت که عده ای تروریست موقع فرار کشته شدند . اما کار پوپولیست ها , یکی ازسئوالات شما , اینه که مردم را گمراه میکنند و نمیگذارند شاهزاده رضا پهلوی همان طور که پدر و پدر بزرگش مردم را خوشبخت کردند , خوشبخت کند . و اما سئوال مهمتر شما که چه طور میشود آنها را شناخت , خیلی ساده میتوان آنها را شناخت , همه آن ها احمقند و حرف مفت میزنند و عوام فریبی میکنند و دائم در باره شاه و پدرش دروغ میگویند . با تشکر از شما ساسانم گرامی که خیلی خوب از سلطنت دفاع میکنید . ما شاه پرستان خوشحالیم که شما در این سایت زحمت می کشید و هدایت ما را بر عهده دارید .

       
  29. سلام
    مسلمانان امريكا
    مزدک1
    1:39 ب.ظ / جولای 6, 2019
    نوریزاد گرامی در جواب من در باره مسلمین به مدارای مسلمین و رندگی کردنشان در کشورهای متمدن اشاره کرده اید.دوست گرامی واقعا اینطور که شما باور دارید نیست. شما خود گویا قبلا در آمریکا بوده اید. در تمام کشورهای متمدن امروزه اکثر مسلمین بصورت گروهی و در گتوهایی که خود بوجود آورده اند
    ——–
    التعليم والدخل
    مستويات الدخل بين المسلمين الأمريكيين هي تقريبا متساوية مع عامة السكان الأمريكيين
    درامد مسلمانان امريكا تقريبا با عموم مردم ساكن امريكا برابر است
    How income varies among U.S. religious groups
    pewresearch.org. October 11, 2016.
    ————
    هناك أكثر من 15000 من الأطباء يمارسون الطب في الولايات المتحدة الأمريكية من ذوي الأصول الباكستانية وحدهم
    15000 طبيب مسلمان با اصالت پاكستاني در امريكا شاغلند
    —-
    وقد ذكر أن عدد الباكستانيين الأمريكيين من أصحاب الملايين يقدر بالآلاف. شهيد خان، وهو أمريكي باكستاني المولد ورجل أعمال ملياردير، هو صاحب “جاكسونفيل جاغوار” في دوري كرة القدم الوطني، مما يجعل منه أول شخص من أعضاء الأقليات العرقية يمتلك فريقا، كما أنه يملك فريق الدوري الإنجليزي فولهام، ومصانع قطع غيار السيارات في إلينوي.

    عدد ميليونرهاي پاكستاني كه مقيم امريكا هستند هزاران نفر تخمين زده مي شود
    شهيد خان ميلياردر معروف مسلمان هم امريكايي پاکستانی است مالک جکسون
    ویل و تیم فوتبال فولهام انگليس ووووو
    =====
    45 في المئة من المهاجرين المسلمين يمتلكون مستويات دخل سنوي للأسرة بحوالي 50000 دولار أو أعلى
    45 درصد مهاجران مسلمان درامد ساليانه 50000 دلار و يا بيشتر دارند
    —–
    مع 19 في المئة لديهم دخل سنوي بحوالي 100000$ أو أعلى
    19 درصد مسلمين امريكا درامد ساليانه 100000 صد هزار دلار و يا بيشتر
    دارند
    ———
    ملاحظة=پاكستان يك كشور فقير است بنابراين ميليونرها وميلياردرهاي پاكستاني در خارج از موطن اصلي خود كسب ثروت كرده اند
    ——-
    عربهاي مسلمان مقيم امريكا
    بزرگترین کانون مسلمانان عرب تبار در ایالت میشیگان آمریکا است.
    میشیگان مقر جنرال موتورز، فورد، و دیگر شرکت‌های خودروسازی بزرگ آمریکایی است که سال‌ها باعث پیشرانی اقتصاد آمریکا بوده‌اند. شرکت کرایسلر نیز در این ایالت مستقر است.
    ——
    خداوندا از شر مزدك خناس به تو پناه مي بريم
    أعوذ بكلمات الله التامات التي لا يجاوزهن بر ولا فاجر من شر ما خلق وذرأ وبرأ، ومن شر ما ينزل من السماء، ومن شر ما يعرج فيها، ومن شر ما ذرأ في الأرض، ومن شر ما يخرج منها، ومن شر فتن الليل والنهار، ومن شر كل طارق إلا طارقا يطرق بخير يا رحمن

     
  30. سلام دوستان به نظر من احتمال میدم هدف اصلی حمایت های آمریکا و غرب از مجاهدین در واقع حمایت از حکومت آخوندی است این گروه در بین مردم ایران بسیار نا محبوب و نفرت بر انگیز است من خودم بسیار از این ها متنفر و .. هستم و حمایت آمریکا و … از این ها در واقع کمک و بهانه دادن دست آخوند ها است که بیشتر بتوانند به حکومت ننگین خود ادامه بدهند و اگر قصد واقعی آمریکا براندازی بود نمیرفت به سمت یک گروه وطن فروش و … که هیچ محبوبیتی در بین مردم ایران ندارند و از آن ها حمایت کند و هر حرف این ها درباره حمایت از گروه باعث ترسیدن و بی طرف شدن مردم ایران است و در واقع مجاهدین ابزاری برا رعب و وحشت و نگه داشتن حکومت آخوندی هستند آمریکا فقط دنبال امتیاز است گرفتن و به دست آوردن منافع خود است و ما هم به قول آقای نوری زاد یک کشور قمار باخته هستیم ولی از نظر من هنوز روزنه امیدی برای کشورمان هست و ما هنوز نباخته ایم و می توانیم روی پای خود به ایستیم و با سرنگونی حکومت آخوندی به وضعیت پر افتخار خود برگردیم و این رو بدونید که پیروزی نزدیک است به امید آبادی و آزادی ایران

     
  31. سلام … و البته
    درود بر تمامی دوستان و دشمنان مجازی
    خوشبختانه من دیگر در این سایت نمینویسم… امروز پس از روزها و شبهای زیاد توانستم اینترنت را شارژ کنم و یه سری به این سایت بزنم…البته بیشتر برای نیاز فرزندانم بود.

    -اصل مطلب

    رنجنامه:
    چند ماه پیش صاحبخانه جوابم کرد… چند سالی بود که در آپارتمان متعلق به او زندگی میکردم… حتی یک روز اجاره ام عقب نیافتاد… من از او راضی ام و او هم از من راضی … امیدوارم که خود و فرزندانش عاقبت بخیر شوند.
    ولی بازی روزگار او را مجبور کرد که علی رغم خواست خودش عذر مرا بخواهد.
    من عزا گرفته بودم… خواب و خوراک نداشتم… استرس و فشار و کم خوابی و هزار درد بیدرمان به سراغم آمد…
    چرا؟… چون آهی در بساط نداشتم… در این چند سال فقط توانسته بودم یه زندگی ساده را برای خود و خانواده فراهم کنم… بیشتر درآمدم خرج اجاره خانه و خورد و خوراک و ایاب و ذهاب و خرج تحصیل بچه ها و دارو و درمان شد… و پس اندازی نداشتم. به ناگاه امسال و آنهم سالی بحرانی و با این وضعیت اجاره ها، صاحب خانه عذرم را خواست… یادم است رفتم به پارکی و تصمیم گرفتم که به او زنگ بزنم و خواهش کنم یک امسال را به من وقت بدهد… اما نشد.
    بگذریم… خلاصه… ماشینم را فروختم… ماشینی که با آن نصف درآمدم تأمین میشد… تا پول پیش بیشتر را جور کنم.
    استرس فراوانی داشتم… افسرده شدم… خشمگین بودم… از خودم بیزار بودم… چرا در این همه سال نتوانسته بودم خانه ای بخرم؟… من بی عرضه بودم… الان هم دیگر نه جوان هستم و نه وضعیت جامعه به گونه ای ست که بختی و اقبالی برای خودم قائل باشم… همه ی شعارها برای نان حلال و همه ی جسارت ها و ایمانم… آری ایمانم به درستی و صداقت… همه به ناگاه فروریخت… من بازی زندگی را باختم!
    مرا چه میشود؟… ایراد کار در من است و نه در حرص و آز دیگران… همه بدنبال شکار یکدیگرند و فخر فروشی به دیگران… و من چه احمق و خوش باور بودم!… من بدنبال یک زندگی ساده… و اینک همسر و فرزندان من، نگاهی معنی دار به من دارند… نگاهی که فریاد میزند و چون آوار بر سرم خراب میشود که… تو بی عرضه ای!
    فعلاً سخت در تقلا هستم و آشفتگی مرا پایانی نیست.
    چندین سال بود که قلک کمک به بیماران سرطانی را پر میکردم و تحویل میدادم…اما دو سالی میشود تماس نگرفتم بیایند و آن را تحویل بگیرند… شرم از اینکه حتی یک دهم آن هم پر نشده!
    چندین سال است که هر سال خون خود را هدیه میدهم… امسال اما نتوانستم… چون حس کردم رمقی ندارم و باز شرمگین… البته هنوز امیدی دارم… چون چندین سال است که داوطلب اهدای عضو شده ام… امید که پس از مرگ عضوی سالم مانده باشد از پس اینهمه نگرانی و اضطراب و… قابل اهدا به آنانکه احتیاج دارند.
    آنچه در توان داشتم در کمک به دیگران دریغ نکردم و هرگز پشیمان نیستم… اگر زندگی من رنگی دارد همین هاست و باقی هیچ است و گذرا… ولی هنوزم شرمگینم… از خودم… از خانواده… از کسانی که نتوانستم آنگونه که باید در حقشان فرزندی کنم، برادری کنم، پدری کنم و …
    و البته خشمگین از این حکومت و این نظام که سالها مرا به بازی گرفت…
    این نظام نه صداقت میشناسد، نه انسانیت و نه شرافت… همه چیز آن خلاصه شده در دریوزگی، بی شرفی و خیانت.
    من هرگز خودکشی نمیکنم… سرانجام کار من، گذر از همه چیز و واگذاری آن خواهد بود و پوشیدن لباس رزم و جنگی تن به تن با دشمنی بی شرافت… دشمنی که هرآنچه برایش ارزش قائل بودم از من گرفت… هنوز جان به لب نشده ام و هنوز صبرم لبریز نشده… هنوز میل به زندگی دارم و دلشوره دارم… سخت است رها کردن دنیا، هر چند که زندگی ات فقط خلاصه شود در تلاش برای زنده بودن… هنوز عاشق لحظه ای هستم که در واپسین لحظات بیداری و شبانگاهان فرزندم را در آغوش میکشم و به هم شب بخیر میگوییم و او دو لیوان آب میریزد و به هم میزنیم لیوانها را و پیک را بالا میبریم برای سلامتی یکدیگر… و چه آب گوارایی!
    ولی… احساس خطر میکنم… آینده ی خودم و خانواده در خطر است… این سیستم حکومتی و این نظام حتی یک زندگی ساده را هم از من دریغ میکند… مبلغ اجاره خانه بالا رفته… هزینه ها سرسام آور… ماشینی درکار نیست و شاید دیگر مرا توان مبارزه و کنار آمدن با سختی ها نباشد. و امیدی هم به تغییر نیست…
    ولی… حس عجیبی دارم… مثل کسی که دیگر هیچ دلبستگی ندارد و کسی که نهایت تلاش او کوله باری از شرمساریست… کسی که امیدهایش به آن مدینه ی فاضله نقش برآب شد و بخار در هوا… سرابی در پی سرابی دیگر و باز هم تکرار و تکرار… چه میخواستیم و چه شد… گاهی هم به خودم بد و بیراه میگویم که چرا از فرصتهای مال اندوزی و باند بازی که داشتم استفاده نکردم و فکر امروز خود نبودم… جیک جیک مستونم بود ولی فکر زمستون را نکردم.
    دیگر نه امیدی دارم به مردم و نه امیدی به حکومت… و هرآن آتشفشان خشم من دامن حاکمان و وابستگان را خواهد سوزاند… من خودکشی نمیکنم… اگر در همین یکی دو ماه آینده اوضاع بر همین منوال بگذرد، تنها راه جنگی خونین خواهد بود و کسی که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد و شرمسار خانواده است… بهترین راه را مرگی شرافتمندانه میداند… و شاید هم این آخرین دلخوشی باشد برای التیام دردهای بی درمانش و رویکردی از روی ناچاری… ولی از نظر من هرآنچه باشد بهتر از خفت کشیدن پیاپی و بی پایان است… شاید تنها راه رسیدن به آرامش.
    مرگ پایان راه است و البته روزی قسمت همه خواهد شد… همه دوست دارند در صلح و آرامش و در کنار عزیزان لحظات آخر عمر را سپری کنند… ولی خود شاهدیم که سالیان سال است که شانس اینگونه مردن کمتر و کمتر میشود.
    از زندگی خود راضی هستم با تمام کم و کاستی هایش… ولی آنچه مرا میسوزاند از سر تا پا… و آنچه مرا نا امید میکند از بودن بیشتر در این دنیا… اینست که وجود من مفید به حال کسی نباشد و دیگران در نبود من راحت تر باشند.

    بدرود…
    و
    حق یارتان

    ———-

    درود دوست گرامی
    برای شما سلامت و بهروزی آرزو می کنم
    همچنان برای ما بنویسید
    سپاس

    .

     
  32. جناب ناشناسی که در مورد تفخیذ و مسائل جنسی ///////////////////
    ////////////
    /////////////
    یک موضوع مهم و تعیین کننده در سرنوشت ملیونها زن ایرانی است و موضوع تفخیذ نیز با سوئ استفاده جنسی از شیرخواران و کودکان زیر 18 سال دارد که امری رایج بین نه تنها مسلمین بلکه تمام مذاهب سامی و در مغایرت با حقوق کودک است. بنابراین اگر جنابعالی مریض و روانی نیستی اگر از این دید به موضوع نگاه کنید که پیام اصلی نوریزاد گرامی است خواهید فهمید که چنین موضوعی تا زمانیکه قوانین و مزخرفات اسلامی حاکمند باید تکرار شوند و بروز باشند. برای اطلاع بگویم که با وجود قوانین حمایت کودکان حتی این موضوع در کشورهای متمدن هنوز با چالشهایی مواجه هست. بنابراین اگر مزدور و مسلمان و /// نیستی دلیلی ندارد که از مطرح شدن چنین موضوع مهمی آزرده شوی!اگر نیستی هم با مزخرفاتت وقت منو نگیر!

     
  33. مخاطب این کامنت دوستان واقعی نوریزاد است نه کس دیگر.
    دوستان از این به بعد هر فردی که به نوریزاد توهین و درشت خویی کند باید با دوستان نوریزاد طرف باشد.وظیفه تمام دوستان نوریزاد است که با چنین اراذلی در گیر شوند. توهین به نوریزاد دراین سایت یا هر جای دیگر توهین به من مزدک1 است و توهین کننده باید منتظر جوابم باشد. این تنها توهین است والا انتقاد درست و منطقی را شامل نمی شود و نوریزاد خود بخوبی از عهده چنین کاری بر می آید. اما هر فردی که به نوریزاد در این سایت و یا در هر کجای دیگر توهین و درشتی کند باید منتظر جواب دوستان نوریزاد باشد.امروزه حرکت نوریزاد همچون چراغی است رهنمای کشتیها در شبهای تاریک میهن.بنابراین هر ضدیتی با چنین خطی یعنی دشمنی با ایران و ایرانی و مردم ایران و خیانت به ایران و منافع ایرانی!

    ——–

    مزدک گرامی
    تا زنده ام خودم پاسخگو خواهم بود. اگر می بینید که من توهین ها را منتشر می کنم و پاسخی بدانها نمی دهم، این بدین معنا نیست که از پاسخگویی بدانها عاجزم. حتما ارزشی برایم نداشته اند که خواسته باشم با فرد هتاک قلم بقلم شوم.
    سپاس

    .

     
    • مزی جونم چون میدونم /// نداری بفهمی که آقا نوری زاد چی میگن برات حرفش رو به زبان ساده که تو به اون عادت داری ترجمه میکنم گلم . آقا نوریزاد میگن که تو و دوستانت او را با دفاع خودتان بد نام نکنید . همین که آدم هایی مثل تو و دوستانت در سایتش آشغال میریزند برای هفت پشتش کافی است . مواظب خودت باش تو نعمتی هستی که خدا به ملت ایران داده عزیزم . انشاالله برمیگردی و همه ما رو تو دریا میریزی .

       
    • چی بگه آدم به زبون نفهمی مثل تو , آخر کسی به اندازه تو این بیچاره را در این سایت عذاب داده تا به حال ؟ بر چه اساسی فکر میکنی نوریزاد از تو خو شش میاید ؟ چرا اصلا باید بیاید ؟ اگر تو از دوستان او هستی چرا به اندازه ارزنی هم به تذکرات مکرر در مکرر در مکرر او توجه نکردی ؟ چقدر از تو خوهش کرد مراعات کنی و فحش ندهی ؟ چقدر گفت که کلی از وقت او صرف پاک کردن چرندیات بی ارزش تو میشود ؟ مردی که خسته از گرفتاری های بیشمار به خانه میامد و تازه باید کلی وقت و انرژی میگذاشت روی چرندیات تو . آنوقت تو دوست او هستی و آن دیگران دشمن او . با وجود دوستی مثل تو آیا او به دشمن احتیاج دارد ؟ اگر کسی به نوریزاد بد گفت از روی خیرخواهی بود نفهم وگرنه چه کسی دشمنی با نوریزاد دارد در این سایت ؟ دشمن او دوستان نفهم مثل تو هستند////. من توی همه عمرم ////تر از تو ندیده ام مزدک ! چندش آوری , نفرت انگیزی , کریهی ,
      …..!

       
  34. بهین یاران جان درود

    فتوا و توقعات از مفتی ها

    1-گر چه من هرگز نفهیدم این ادعای هماهنگی دین با فطرت انسان کو

    هر از گاهی متعصبان به آن استناد می کنند دلیلشان چیست وکدام

    انسان را در نظر دارند اما می دانیم که مفتی ها دست کم هفتاد سال

    دارند وبه عبارت واضخ تر مفتی وبا دسترنج دیگران و به نفع خمس دهندگان

    که یا بازاری و بازرگان و یا ملاکان و زمین داران هستند و به زیان گارگران یا

    تعاونی کارگران فتوا داده اند (قبل ار 57 با پاگیری فروشگاه های بزرگ شایعات

    عجیب و قریب وفتوا هایی به نفع بازاریان کم نبود وحتا در سال 41 و تقسیم زمین

    ملاکانی که چندین ده ده داشتند فتوای غصبی بودن صادر گردید که خمینی یکی

    از شاخص ترین ها بودو هیچ توجهی به بهای آن که نوسط بانک کشاورزی پرداخت

    وبا اقساط بلند مدت از زارعین دریافت می شد نکرذند) . به هر روی توقع فتوای مناسب

    زندگی جوانان از کسی کو ایزولایف (شورتهای پلاستیکی مخصوص بزرگ سالان که مثل

    همان لاستیکی نوزادان است) پوشیده وسخت نگران نشت از جلو عقب است بسیار دور

    از ذهن است .به همین دلیل بیش از 90ار 100 سخنان این بزرگان! یا در مورد مرگ ومرگ

    اندیشی و یا تمنا و درخواست قدرت های از دست رفته همچون قوت با و مشابهات آن

    است .(رسالات را بنگرید که بخش معاملات که خمس اندیشی و عبادات و طهارات ووو

    مرگ اندیشی ووو.. را می رسانند .)

    2- طبق سنت پیام آور که در بیست سالگی بدون یک روز کار بدنی از طریق ازدواج مالک

    ارث یتیمان خدیجه گردیدکه بیست و اندی سال بعد این زن سرمایه دار را بدون کفن از فرط

    فقر با تکه ای از لباس های مندرسش دفن کردند وچند روز بعد از آن سریه ها(راهزنی ها

    به نام /// وحتا در ماه های حرام آغاز شد).

    3-میدانیم دین های قبلی مثل زردشتی مسیحی بودایی که به ترتیب راستی ودرستی و

    سعی وکوشش زردتشتیان یا عشق وبخشش مسیحیان ویا خوار شمردن مال ومقام وهرچه

    دنیوی است حتا امپراطور بودن وگدا شدن روز بعد به میل واراده خود را به هیچ وجه نمی توان

    با دین ما و سابقه و سرمایه اولیه اش و دشمنی//////////پیامبرش از همان روزهایی که به قدرت

    نرسیده بودند(روایات خوار کردن مجوسان وبرتری عرب به عجم وبسیاری از موارد که سعی

    می شود از مردم ایران پنهان بماند).برهمین مبنا است که خامنه ای نامی اموال آشکار وپنهان

    این مردم را انفال و متعلق به تمام مسلمانان و خمینی هم ایران را غنیمت اسلام میدانند .

    4- سخن راکوتاه کنیم تنها راه روشن شدن تمام مردم وگفتن همان اسلام ناب محمدی و

    انگیزه های وی است که بصورت آرزو در جرقه کلنگ خندق کنی یا ترغیب غازیان در حمله به

    رم شرقی(سوریه ولبنان امروز) با برشمردن اموال آنان ورنگ چشم ومو وابروی زنان آن سامان

    در حالیکه در بستر مرگ بودند است.البته چند سالی پس ار ایشان سیسد وپنجاه هزار زن

    ودختر ایرانی در بازارهای برده فروشی لخت مادر زاد فروخته می شد وکتابخانه های بزرگ

    گندی شاهپور در آتش می سوخت وهزاران کاروان سیم و زر این مردم به دارالخلافه می رسید.

    تا خلیفه مسلمین را نگران فتنه و جنگهایی برسرمال ویا سهم از بیت المال کند .حقیر

    چندین بار سعی کردم که همین آخوند سایت سهم مالکانه و اموال همان اسوه مردانگی

    وبخشنده انگشتر غنیمت از رومیان به گدا یا همان سکه داغ کن وکف دست برادر کور گذاشته

    در 20 سالی که منتظر خلیفه شدن را بگویند اما نگفتند چرا که مردم نامحرم…

    نتیجه :شناخت دین و انگیزه الله و پیام آورش با توجه دقیق به اصل گفتار وپرهیز از سخنان

    طرف داران در این 14 قرن بهترین روش است همان اسلام ناب ناب ناب الله ومحمد.

     
  35. سلام و درود

    توصیه ای ویژه جهت جناب سید مرتضای مجتهد و سایر دوستانی که صدایشان بگوش حاکمان میرسد :
    لطفاً سریال 5 قسمتی « چرنوبیل » را با دقت ببینید ! دیدن آن برای همه نویسندگان و اندیشمندانی که دل در گرو میهن و مردم دارند و خواهان کشوری ثروتمند و مقتدر و مردمی مرفه و برخوردارند نیز بسیار مفید است، ولی دیدن و فهمیدن روح اصلی پیام آن برای حاکمان و تصمیم گیران را بطور فوتی و فوری از اوجب واجبات میدانم .

     
    • سلام به شفیعی گرامی.خوب چرنوبیل که معروف است که یکی از نیروگاههای هسته ای در روسیه بود و چندین سال قبل،فاجعه ای در آن اتفاق افتاد که اثرات زیست محیطی آن بر اطراف آن و خیلی از انسانها هنوز باقی است.بنظرم این فیلم نیز پیرامون این فاجعه باشد.اما ظاهرا روح اصلی و پیام آن -بتعبیر شما-ممکن است اشاره به احتمال مورد حمله قرار گرفتن مراکز هسته ای ایران و از جمله نیروگاه بوشهر از سوی امریکا و اسرائیل باشد.خوب البته این امر امری محتمل است و از خباثت ایندو کشور بعید هم نیست.اما چه باید کرد؟ بنظر شما ایران یا اساسا هر انسانی باید از ترس مرگ خود را بکشد؟! و آیا ایران بنظر شما باید از حق قانونی و طبیعی خود چشم پوشی کند و تسلیم زورگوئی های باند حاکم بر امریکا شود؟! در هر حال،امکانات بهره برداری از انرژی هسته ای در خیلی از کشورها هست و در عین حال،در تنازعاتی که ممکن است واقع شود هم این خطر چرنوبیلی هست اما چنانکه اشاره شد انسانها و مدیران جوامع نمی توانند از ترس مرگ محتمل،خودکشی کنند.بنظرم الان موضع ایران موضع حقی است و مذاکره با امریکا نیز در شرائط فعلی معنایی جز تسلیم ندارد و سیاست جمهوری اسلامی نیز تاکنون سیاستی هوشمندانه بوده است.البته آنها تهدید کرده اند و تهدید هم می کنند،اما شما مطمئن باشید غالب این تهدیدها چیزی جز یک بلوف نیست که فقط بدرد خوش خیال هایی مثل امیر حسین (موسوم به بریده بریده) و مدیر کج فهم این سایت می خورد! نمیدانم مقاله آن روزنامه اسرائیلی را دیدید یا نه؟ مقاله گفته بود که در ماجرای پهپاد و سیلی که ترامپ بابت آن خورد فهمیدیم ترامپ بیش از آنکه گاز بگیرد پارس می کند! بنظرم این تعبیر دقیق و بجائی بود.و من شخصا باورم این است که آن ادعای ترامپ که قصد حمله به سه جا داشتیم از جمله به بوشهر و ده دقیقه مانده حمله را متوقف کردم! چیزی جز یک دروغ و بلوف نبود برای توجیه سیلی که بابت سقوط آن پهپاد خورده بود و آبرویش رفته بود! و اساسا منطق نظامی نیز اینرا تایید نمی کند که یک نظامی مثل نظام امریکا عزم بر یک حرکت نظامی کند بعد ده دقیقه مانده تصمیمش عوض شود! این فقط از لابلای مغز علیل و متناقض ترامپ بیرون می آید! نخیر،آنها در محاسبات خود عواقب حمله به ایران اسلامی را می دانند و می فهمند عواقب گوناگون نظامی و اقتصادی و غیره،و می دانند که ایران عراق نیست که با چند تا بزن در رو یا حتی نیروی زمینی بتوان آنرا تسلیم کرد…این مطالب البته فقط سخن من نیست،اینها را می توانید در لابلای مقالات و مطالب روزنامه نگاران و استراتژیست های نظامی کارکشته در خود امریکا نیز ببینید.البته نگرانی شما بعنوان یک ایرانی قابل درک است و نگرانی من نیز نگرانی شماست،اما الان راه همین مقاومتی است که جمهوری اسلامی برگزیده است و عملا هم بانزوای امریکای ترامپ منتهی شده است.در آن ماجرای غار و خروج پیامبر و ابوبکر از مکه و تعقیب کفار،ابوبکر دائما مضطرب بود و خوف دستگیر شدن داشت،وحی آمد و پیامبر فرمود:”لا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنا”التوبه/40 اندوه مدار كه خدا با ماست‏.

       
      • سلام و درود

        جناب سید مرتضی روح کلی و پیام اصلی سریال این نیست که شما حدس زده اید. رهبران شوروی دروغ میگفتند و دروغهای خود را باور میکردند، یا لااقل مردم را وادار میکردند که دروغهای آنها را باور کنند. چون تکمیل یش از زمان تعیین شده پروژه ها برای رؤسا امتیازات مالی و ترقی در نردبان قدرت داشت آنها بدون تکمیل آزمایشات و موفقیت در تستهای فنی نیروگاه چرنوبیل با سمبل کاری کاری ناقص انجام دادند و به رؤسا گزارش دروغ دادند، رهبران شوروی حتی پس از وقوع فاجعه باز هم بخودشان و به دنیا دروغ میگفتند . در سیستم بسته شوروی اگر کسی بر خلاف گزارشات رسمی حکومتی و دولتی حرفی میزد با مجازات اخراج و زندان و تبعید روبرو میشد. رؤسا دروغ میگفتند و مردم ناچار بودند کف بزنند و هورا بکشند( به جای تکبیر فرستانها در کشور خودمان )
        . دروغ گفتن و آمار کذب دادن یک رئیس جمهور یا مسئول بلند پایه چون چاخان پاخان یک فرد عادی نیست. فاجعه هایی چون اضمحلال و فروپاشی کشور و ورشکستگی و نابودی زندگی میلیونها نفر دارد ایکاش فیلم را میدیدی . فکر میکنم آن دروغی که داریوش هخامنشی از آن میترسید و به اهورامزدا پناه میبرد، دروغ رهبران و مسؤلان است، نه هذیانهای افراد عادی . فیلم گزارش مستند و روز بروز و ساعت به ساعت و دقیقه به دقیقه و در مواردی ثانیه به ثانیه وقوع فاجعه است و در پایان راستگویان شجاعی که مانع توسعه فاجعه شدند و چشم رهبران را به روی حقایق باز کردند به بدترین وجهی به مجازات رسیدند،. فیلم را ببین به اندازه چند کتاب خوب مطلب و محتوا دارد .

         
      • خوب سیدجان میشه توضیح بدی چرا این همه اسراییل برادرا رو تو سوریه میکوبه اصلا انگار نظام هوشمند حاکم بر ایران نمیدونه اونجا چه خبره؟عزیزم شما که اسلحه تو عمرت دست نگرفتی هنوز مثل مرحوم امام نمیفهمی جنگ نیاز به پشتیبانی(بالاخص پشتیبانی افکار عمومی خود آمریکاییها) و متحد داره که دلیل خودداری آمریکا از جنگ نه قدرت نظامی شما آخوندا یا ضعف نظامی آمریکا که مشکل اونا تو این دو مورده.مورد مشکوک زدن پهباد پیشرفته آمریکایی هم هنوز زوده که بشه راجع بهش حرفی زد ولی اونچه که بوداره اینه که آمریکا که خودش برجام رو بهم زده داره مظلوم نمایی میکنه و خودشو مخالف جنگ نشون میده در حالیکه ابلهانی چون برادران اسلامی هر روز با یه شیرین کاری جدید بیشتر تو اذهان مردم دنیا جا میندازن که ما جنگ طلبیم.شاید حرفی که برادر پوتین زد که گفت دوستانه به ایران توصیه کردم که از برجام خارج نشن چون فردا هیچکی یادش نمیمونه که کی برجام رو ترک کرد بیراه باشه نه سید؟

         
  36. سلام آقای شفیعی عزیز جهت اطلاع روستاییان بیشترین نقش را در انقلاب ننگین داشتند بیشترین مردمی که در تظاهرات بودند از این قشر بودند که در چند سال پیش از انقلاب همزمان و به خاطر توسعه بسیار سریع به تهران و شهر های دیگر رفته بودند و چون امکانات برای سکونت مناسب آن ها فراهم نبود مجبور شده بودند در خانه های حلبی زندگی کنند با پیدا شدن دجال صفت که همه میشناسیدش این مردم گول این رو خوردند و در تظاهرات شرکت کردند در حکومت شاه قرار بر این بود تا چند سال دیگر که رشد اقتصادی دوباره بالا میرود به وضعیت این مردم رسیدگی بشود ولی انقلاب مانع این کار شد در واقع توقف کوتاه مدت رشد اقتصادی باعث شد که مردم به خیابان ها بریزند و شاه را سرنگون کنند در حالی که اگر صبر میکردند وضعیت به قبل بر میگشت و خمینی دجال صفت از این وضعیت استفاده کرد و به قدرت رسید به هر حال کاری که شده و باید حکومت را مردم خیلی زود پس بگیرند و از این وضعیت نجات پیدا کنیم وگرنه این ها همان بلایی را سرمان خواهند آورد که هیتلر بر سر کشورش آورد و کشوری خرابه و ویران تحویل ما خواهند داد تاریخ تلخ است و باید ازش درس عبرت بگیریم به امید آبادی و آزادی ایران

     
    • سلام و درود

      دوست عزیز به خارجی ترین لایه اجتماع و نقش سیاهی لشگران خیلی بها میدهی! ضمن آنکه نظام پادشاهی غیر مشروطه به شیوه شرقی « چه فرمان یزدان، چه فرمان شاه » و « خدا، شاه میهن » معایبی بسیار جدی و بنیادین دارد و در طول قریب 2500 سال مدیریت جامعه ایران به آن صورت، تعداد پادشاهان خوب و لایق به تعداد انگشتان دستها هم نمیرسد. عزل و نصب پادشاهان در شرق سالها و قرنهاست که توسط استعمار غرب بویژه انگلستان و فرانسه صورت میگیرد . در اواخر رژیم پهلوی تضادهای درونی جامعه ایران و نظام شاهنشاهی به حد انفجار آمیزی رسیده بود و چون دیگ بخاری که تا آخرین حد ظرفیت خود فشار را تحمل کرده باشد، هر آن امکان انفجارش بود. یکی از بدترین معایب آن اینبود که توسعه سیاسی همپای توسعه اجتماعی پیش نرفت و در آستانه شورش کور 57 مردم هیچ شناختی از سیاست و جریانهای سیاسی و نظامهای اجتماعی نداشتند و هر عوام فریبی میتوانست با زدن ضربه ای دیگ بخار جامعه را بترکاند و با دادن وعده های محال بر موج اعتراضات سوار شود . جامعه شناسان و متفکرین و برنامه ریزان نظام سرمایه‌داری که بیش از نیمی از جهان آنروز را مدیریت میکردند و بویژه سازمانهای اطلاعاتی و جاسوسی غربی پیشدستی کردند و در جهت منافع دراز مدت خود، توسط افرادی که خود تعیین کرده بودند قبل از زمان طبیعی درب دیگ را برداشتند و مدیریت انفجارش را به عهده گرفتند. حاصل این شاهکار اطلاعاتیشان سبب شد که کشور ایران و عراق و کویت و سوریه بطور کلی از مسیر توسعه طبیعی خود خارج شوند و با راه اندازی جنگ و تهدید اعراب نفت فروش توسط انقلابیهای عجول ایران، دلارهای انباشته شده اعضای اُپک( بجز ونزوئلا و الجزایر ) را از چنگشان در آوردند و آنها را از مدار توسعه اجتماعی خارج و به عقب ماندگی محکوم و بدهکارشان هم کردند. اگر به شما بر نمیخورد توصیه میکنم کتابهای« سقوط 79 » اثر پل امیل اردمن و« خون و نفت » اثر منوچهر فرمانفرمائیان و« موج سوم » اثر الوین تافلر و بویژه کتاب« اعترافات یک جنایتکار اقتصادی » اثر جان پرکینز و مقاله یا کتاب « امپریالیسم به مثابه آخرین مرحله نظام سرمایه داری » اثر لنین و کتاب « کمیته 300 » را با دقت و حوصله بخوانید تا قدری با موتور محرکه نظام سرمایه داری و نحوه عملکرد و جهتگیری و ماهیت نظام امپریالیستی حاکم بر جهان آشنا شوی و بدانی که نقش پادشاهان و اشخاص در تحولات اجتماعی خیلی بیشتر از صفر نیست .( البته معلومات من کهنه است و نسل گذشته مشتری و خواننده این کتابها بودند، الآن کتابهای بسیار بهتری منتشر شده اند که من نمیشناسم و امیدوارم دوستانیکه معلومات بیشتری دارند و معلوماتشان بروز است به شما پیشنهاد های بهتری بکنند. ). شور و نشاط جوانی باعث عجول شدن شما شده و ظاهرا فکر میکنید تازه ترین کتابی که خوانده اید وحی منزل است و خیلی سطحی نتیجه گیری قاطع میکنید. اگر من در سن شما بودم سعی میکردم از اساتید بیشتر بیاموزم و با مجادله بیهوده آنان را نمیرنجاندم و با تمام وجود چشم و گوش میشدم ! و زبان شدن و نتیجه گیری قاطع را برای مراحل آخر میگذاشتم. سیاست پیچیده ترین علم عالم است و در کشورهای متمدن کارمند سادهٔ شدن وزارت امور خارجه شدن به این سادگیها نیست و از بین هزاران دانشجوی نخبه و ممتاز که در رشته های مختلف علوم انسانی و سیاسی درس میخوانند تنها تعداد بسیار محدودی آنهم با امتحانهای سخت پذیرفته میشوند و آنها هم سالها زیر دست افراد خبره و موفق کار میکنند تا بتوانند به آنها اعتماد بکنند و با تحت نظر دائمی گرفتنشان اندک، اندک به آنها مسئولیتهای کوچک بدهند. وقتی سیاست علم است و پیچیده ترین علم عالمست، پس پرداختن به آن بصورت حرفه ای نیاز به تحصیلات آکادمیک و با موفقیت فارغ التحصیل شدن در دانشگاه دارد. حتی جهت گفتگو میان آماتورهای هیچکاره و بدون مسئولیتی چون ما هم به همین شیوه ای که مینویسیم و گفتگو میکنیم نیاز به مطالعات عمیق و گسترده و تفکر در تنهایی و صبر و حوصله فراوانی دارد .

      آن تأنی هست از رحمان یقین
      هست تعجیلت ز شیطان رجیم

      صبر را با حق قرین کرد ای جوان
      آخر والعصر را آگه بخوان

      صد هزاران کیمیا حق آفرید
      کیمیایی همچو صبر آدم ندید.

      موفق باشید .

       
    • چرا به شهر ها هجوم برده بودند روستائیان امیر حسین ؟ مگر اصلاحات ارزی نشده بود تا روستائیان صاحب زمین شوند و به کشاورزی مملکت رونقی بدهند ؟ چه شد پس ؟ اگر میگویید که زیاده خواهی کردند و برای زندگی بهتر به شهر ها هجوم بردند پس چه شد ؟ چرا انتظار آنها برآورده نشد ؟ میدانیم که اطراف شهر های بزرگ ما حلبی آباد ها شکل گرفت و فقر شدید گریبانگیر ساکنانشان شد . چرا بر نگشتند وقتی دیدند که مهاجرت به شهر ها برای زندگی بهتر سرابی بیش نبود ؟ من میدانم چرا , چون دهات ما دیگر جای زندگی نبودند . در شهر ها هم برای آن بینوایان جای زندگی نبود . در کشور خود ” زیادی ” بودند . همین حالا هم همین واقعیت جلوی چشم همه هست . اطراف شهر ها را انسانهایی ساکن شده اند که ” زیادیند ” و همین ها هم کسانی خواهند بود که با آخوند ها همان خواهند کرد که با شاه کردند . خوب حالا ما بیاییم این ها را مقصر بدانیم و بگوییم اگر چند سال دیگر صبر میکردند وضع بهتر میشد ؟ خوب است آدم درست حرف بزند جناب امیر حسین اگر چه به طرف خاصی , به فرد خاصی دلبستگی داشته باشد . در سالهای آخر زمان شاه کل مملکت در بحران همه جانبه بود و غرق در فساد . چیزی جز آن چه که شد نمیتوانست از آن شرایط بیرون بیاید جناب امیر حسین . شاه همه کاره بود و در فساد غوطه میخورد و در اطرافش هم نظایر خود او بودند و همه هم مملکت را رها کردند و با اموال غارتی در بهترین نقاط کشور های دیگر ساکن شدند وقتی گرسنه ها و نیمه گرسنه ها به میدان آمدند در کنار طبقه متوسط در حال خرد شدن زیر بار زندگی و همه کسانی که سالها خون در دل داشتند به خاطر جور و ستم شاه که بیش از جور و ستم آخوند بود و کمتر نبود . شما از چه دفاع می کنید جناب امیر حسین ؟

       
    • امیر حسین گرامی انقلابو شهرنشینان بعلت بی شعوری و وابسته گی به مزخرفات /// و به تبع آن ضدیت کور با مدرنیته و حکومت و اشتباهات حکومتیان و عدم شناختشان از اسلام و قدرت و نفوذشان در بین قشر شهر نشین بوجود آوردند اما روستائیان چون توانستند موقعیتی بیابند هر چند اکثرا در اوایل مخالف آن بودند مسلما نه از اینکه خیلی خوب می فهمیدند بلکه بخوبی آخوند ده را می شناختند و از خباثت و ددمنشی و لئامت این جماعت واقف بودند و از طرفی روستائیان مذهب را همانند شهر نشینان جدی نمی گرفتند(نمونه اش فحش و توهینهایی است که مردم روستا براحتی از /////////////////////////////////////////////////////را می نوازند!). تنها به طمع منافع و جا و مقامی به بیضه اسلام دودستی آویزان شدند و از آن دفاع کردند! ///////////////////////////////////////////////////

       
  37. نقد مختصر دیگری بر بخشی از خزعبلات مدیر ضد انقلاب-روحانی این سایت
    —————————

    مدیر این سایت مطابق معمول در کاربرد برخی الفاظ خاص و نامیمون در نوشته های خود،اینطور تعبیر کرده است:

    “امروزه چه کسی به فتوا بها می دهد که تو همه ی انرژی ات را بر افشای پریشان گویی های این جماعت متمرکز کرده ای؟ فتوای ملایی که هفت کفن پوسانده، چه جایگاهی در امروزِ ما دارد؟..”
    (پایان نقل قول قول)

    —–
    نقد:دو مدعا در این دو سه سطر هست:

    1- اینکه “فتوای ملایی که هفت کفن پوسانده چه جایگاهی در امروز ما دارد؟!

    2-“امروزه چه کسی به فتوا بها می دهد؟!”

    —-
    هردوی این گزاره های خزعبل، ناشی از جهل،نا آگاهی و عناد نویسنده آن است،زیرا در مورد ادعای اول،هیچکس (اعم از مجتهدان و کارشناسان زمان ما و اعم از مردم مسلمان شیعه یا سنّی که به فتوای کارشناسی رجوع می کنند) از فتواهای -بتعبیر زشت و دور از ادب مدیر این سایت-ملاهایی که هفت کفن پوسانده اند تبعیت نمی کنند،زیرا در مورد مجتهدان و مراجع تقلید فعلی،هیچ مرجع تقلید یا مجتهدی،از مجتهدان گذشته های دور یا نزدیک،تقلید و تبعیت نمی کنند،بلکه هر مجتهد یا مرجع تقلید اهل فتوا که مراحلی از علم و تجربه در مراجعه به متن دین و کارشناسی آن،را گذرانده است و باصطلاح رایج،یک کارشناس دین یا متخصص فهم منطق دین در جهان معاصر است،با مراجعه مستقیم و مجتهدانه به منابع دینی (قرآن،روایات معتبر نبوی و عترت،اجماع،و حکم قطعی عقل) احکام الزامی و غیر الزامی دینی را از آن منابع استخراج می کنند،و بعنوان فتوا و نظر کارشناسی تخصصی ابراز می کنند.و اینچنین نیست که مثلا یک مرجع تقلید یا فقیه و مجتهد صاحب فتوا در عصر حاضر ما،مثلا همینطور مقلّدانه،رای و نظر اجتهادی امثال شیخ مفید و شیخ طوسی و شیخ انصاری و محمد حسن نجفی صاحب جواهر را،بعنوان فتوا و نظر خود،ابراز کنند.بله البته فقیهان و مجتهدان ما،در مورد هر موضوع فقهی،از نظر تاریخی به همه اقوال و انظار فقیهان ،از عصر غیبت تاکنون،توجه می کنند و به استدلال های آنان نیز می نگرند،گاه برای ارزیابی میزان درستی ادعاهای “اجماع” یا “شهرت”در یک مساله،اما اینطور نیست که مثلا اگر بزرگانی مثل مرحوم آقای خوئی یا مرحوم آقای خمینی بخواهند،در موردی حکم آنرا بیان کنند،از فقیهان گذشته تقلید و تبعیت کنند،و البته هرکس با فقه و کتب فقهی آشناست،می داند که اختلاف آراء بین فقیهان قدیم تا فقیهان معاصر،الی ما شاء الله است،از باب اینکه نحوه استدلال آنها و برداشت های پایه ای آنها از کتاب و سنت،متفاوت است.

    در مورد مردم عادی غیر کارشناس (مثل مدیر مدعی این سایت) نیز،آنها هم عملا کاری به فتوای علمای قدیم مثل شیخ طوسی و شیخ مفید و دیگران ندارند،بلکه در وظائف و تکالیف عملی دینی، از باب سنت عقلی و عقلائی رجوع غیر کارشناس به کارشناس،یا رجوع غیر متخصص به متخصص که امری فطری و ارتکازی بین عقلاست،به فتاوی و نظرات مراجع دینی معاصر که اعلمیت آنها برای آنان احراز شده است مراجعه می کنند و به آن عمل می کنند.

    بنابر این،از بیان آشکار شد،پوچی و خزعبل بودن این جمله مدیر سایت که:کسی را با فتوای یک مفتی که هفت کفن پوسانده کاری نیست!

    —-
    2-ادعای خزعبل دیگر ایشان این است که گفته است:”امروزه چه کسی به فتوا بها می دهد؟!”

    پاسخ: بقول معروف:کافر- از روی خیال بافی و خودخواهی و خودمحوری- همه را بکیش خود پندارد!

    بله،شما و چند نفر مثل شما که نه مجتهدید و نه کارشناس دین،و در عین حال با ادعاهای گزاف،در جهل و عصبیت خویش غوطه ورید،کاری بفتواهای کارشناسان دینی ندارید،چون یا از هوی و هوس و امیال شخصی خویش تبعیت می کنید،و حدّ خود را نمی شناسید،یا اساسا از دین و مذهب اعراض کرده اید و به ناکجا باد جهل و بی دینی و بد دینی فرو رفته اید و آنرا با قرو و قمیش های روشنفکر مآبانه ای مثل “من حضرت شعورم”! یا “من مرکز فهم و شعورم”! یا “من تابع مذهب انسانیت ام”!و چیزهایی از این قبیل،توجیه می کنید و خیال می کنید عموم مردم متدیّن در ایران و غیر ایران،تابع افکار پوک و خزعبل و خودنمایانه امثال شما هستند!

    نخیر،بر خلاف فهم خزعبل و دروغ رسوای شما، و رغم انف پر باد شما،مردم مسلمان در ایران و غیر ایران،به فتاوی مراجع تقلید خود رجوع می کنند و به آن بها می دهند،و تکلیف دینی خود را از کار شناسان دین اخذ می کنند،و هیچ اعتنایی به پشتک واروهای خودنمایانه برخی افراد منحرف ندارند.

    ————–

    درود حوزوی گرامی
    همه ی توضیح المسائل آیت الله ها، کپی برداری های طنز از اسلاف شان است با مختصری تغییر
    این کپی برداری های طنز نه مگر دست بردن به فتاوای آیت الله هایی ست که هفت کفن پوسانده اند؟
    از این سخنان پوک که در انبار توضیح المسائل ها انباشته اند بیرون بخزید و به داغ ننگی خیره شوید که در همین نوشته، بر پیشانی حوزه ها و بر پیشانی تک تک حوزویان نشسته
    به این داغ ننگ بیندیشید.
    که همه ی ارث می رسد به مسلمان و بقیه ی اهل خانواده ی زرتشتی کافر بروند غاز بچرانند؟
    بله؟
    این داغ ننگ را جز با یک پوزشخواهی بزرگ بهیچوجه نمی توانید از پیشانی حوزویان پاک کنید
    به این داغ ننگ فکر کنید و یک فکری برایش بکنید
    با احترام

    .

     
    • نوری زاد گرامی ////////////////////////////////////////// با این موضوع اگر مشکلی داشتند که آنرا مطرح نمی کردند. این اراذل و اوباش مفتخور با همین جنایات و ////////////////////////////////////// تا کنون نان خورده اند. و بر گرده جهل مردم سوار شده اند بنابراین دلیلی برای شرم ندارند. چاره کار بیرون کردن این فاسدان انسان و تمدن ستیز و باور ضد انسانی شان از قدرت و از ایران است. همه را باید به دریا ریخت هر چند که دریا را هم //// و آلوده می کنند و در روضه خوانی و مفتخوری این جماعت مفتخور و پارازیت را بست و اسلام را درایران ممنوع کرد.

       
    • خیر،اینطور نیست،دقیقا نوشته من برای رفع همین جهل و نا آگاهی شما بود،مع الاسف شما بدون مطالعه و بررسی حکم می رانید،الان بقّال های سرکوچه نیز می فهمند که کلیات رساله های عملیه با هم تشابه دارند،وگرنه برخی فتاوی و بسیاری از احتیاطات واجب یا احتیاطات مستحب رساله ها با هم متفاوت است.عجبا که کسی سابقا ظاهر مسلمان باشد و چشم هم گذاشته و پوک مغزانه حکم کند که رساله ها و فتواها کپی برداری فتاوی اسلاف است! این دقیقا ناشی از کوته فکری و کج فهمی و کمی مطالعه شماست.من در نوشته ام توضیح دادم و اینجا علاوه می کنم که همه مراجع فعلی،نوشته های مبسوط استدلالی در خصوص فتاوی خویش دارند که حاصل بحث های دروس خارج آنهاست.آقای من اجتهاد مبنا دارد،زحمت و مرارت داد و استخوان پوک شدن دارد،و این مسائل مسائلی بچه گانه در سطح تفکر امثال شما نیست،من حقیقتا شرمنده ام از اینگونه سطحی نگری های شما و افسوس می خورم به کج فهمی و انحرافی که در آن فرو رفته اید،شما صلاحیت ورود به این مسائل را ندارید و چنانکه بارها نشان داده شد فهم و درک درستی از بنیان مسائل فقهی و اصولی ندارید،شما بنظرم بهتر است به امور تخصصی هنری خویش بپردازید و سلفی گرفتن ها و گردش ها در مناطق مختلف،توصیه ام این است که خودتان را با درگیر شدن در مسائلی که صلاحیتی در آنها ندارید،بیش از این مفتضح نکنید.

      همین.

      احتراما

      ————-

      حوزوی گرامی
      شما کل حیثیت رساله های عملیه را بچلانید و ببینید دوزار ازش شعور می چکد؟
      در همین رساله هاست که می شود سراغی از فتوای مبارک تفخیذ طفل شیرخواره ی حضرات آیت الله ها را گرفت که برای تحلیل و پرورشش معزها پوکانده اند در حجره های بیشعوری و وحشیگری طی قرون و اعصار

      .

       
      • درست می بینم؟! دو زار؟!!

        لابد این واژه چاله میدانی-مولوی-دروازه غاری،از “حضرت شعور”جناب پیامبر ادب چکیده؟! بله؟!

        راستی بالاخره معلوم نشد،پیامبر ادب،با این ادبیات چاله میدانی -دروازه غاری،مسلمان تشریف دارند یا نه؟!

        ————

        درود حوزوی گرامی
        اگر مسلمانی همینی ست که از کله ی مراجع تفخیذی و فتاوای پوک مغزانه ی زوجه ی زیر نه ساله بر می جهد، من کافرم
        با احترام

        .

         
  38. پدیده مهاجرت :
    مهاجرت از تمام کشورهای کمتر پیشرفته به سمت کشورهای با رفاه بیشتر وجود دارد و بر خلاف نظر برخی، بسیاری از
    کشورها به علت ناامنی و ….وضع بدتری در زمینه مهاجرت از ایران دارند و اگر در بعضی آمار کمتری ابراز می شود به علت عدم توانایی مردم آن کشورها برای مهاجرت و حتی شکاف طبقاتی بیشتر در ایران در سایه فرار مالیاتی ثروتمندان است که طبقه ای بسیار مرفه تولید کرده که براحتی می توانند هزینه های مالی مهاجرت را از قبل درامد غیرشفاف خود بپردازند . مهاجرت در ایران قبل از انقلاب هم بوده و افراد پولدار بسیاری زندگی و خانواده اشان در خارج بود ولی چون درصد این قشر متمکن مالی و یا تحصیلکرده در زمان پهلوی بسیار محدود بوده بنابراین مهاجرت آنها چندان مشهود نبود . علاوه بر مشکلات اقتصادی و جنگ و … یکی دیگر از علل گسترش مهاجرت در دنیا آگاهی بیشتر مردم از رفاه کشورهای پیشرفته از طریق پیشرفت رسانه ها و امکان اخذ پذیرش های اینترنتی و افزایش امکان مسافرت خارجی و دسترسی بیشتر جوامع به امکانات پروازهای  هوایی و دیگر ملزومات مهاجرت است ( دهکده جهانی )اکثریت مردم این کشورها منجمله ایران  قبلاً توانایی مسافرت داخلی هم نداشتند و توانایی سفر خارجی یک استثنا و آرزو بود. کسانیکه به  اروپا و امریکا رفته اند خوب می دانند که مهاجرین فراوانی از اسیای جنوب شرق و هند و تقریبا تمام دنیا در این کشورها ساکنند و مهاجرت مختص به کشور خاصی نیست .

    یکی دیگر از علل افزایش مهاجرت در دنیا بروز مشکل کهنسالی و نبود نیروی جوان کار در کشورهای پیشرفته و نیاز و برنامه ریزی آنها در جذب مهاجرین است طوری که گاه حتی با نوعی استثمار جدید نیروهای متخصص و جوان دیگر کشورها را با منت فراوان و بعضا با سیاست هایی تحقیر آمیز به خدمت خود درآورند .

     
    • عجب استثماری که این همه مشتاق داره!!نه اخوی.امروز به این نمیگن استثمار بلکه بهش برد برد گفته میشه.یعنی یه طرف امکانات و رفاه رو ایجد میکنه ضمن اینکه به مساله اساسی مثل آزادیهای فردی،سیاسی و اجتماعی توجه ویژه نشون میده و در مقابل از تخصص و توانایی طرف مقابل برای پیشرفت خودش استفاده میکنه.لابد انتظار داشتی فرش قرمز پهن کنن طرف بره اونجا بخوره بخوابه و هیچ ارزش افزوده ای هم نداشته باشه!!

       
  39. سلام و درود

    دوستان توهین و فحاشی زیر را که طبق روال رایج و سنت حسنه استاد نوریزاد در وبسایت ایشان درج شده را، شخصی بیشرافت و عقده ای بطور ناشناس و در واکنش به بخشی از داستان « سنجر قلیخان » که شکافتن و نمایاندن ماهیت طبقاتی شیخ و شاه و درویش و خان و آقا و….. و نمایش عملکرد ضد بشری و خدعه آمیز همکاری آنهاست، و در قالب داستانی گزارش گونه نشان داده ام که چگونه در جامعه طبقاتی دین بصورت حمام سونا و دلاک طبقات حاکم در میآید و آنها را با یک مشت کلمات و اعمال بی معنی تطهیر میکند و خون خلق را بر ایشان مباح و حلال میکنند ، نوشته، ابتدا نوشته آن شخص بیشرف و بیسواد و بی تقوا و بی مایه و پست فطرت را ملاحظه بفرمایید :

    ناشناس

    2:29 ق.ظ / جولای 4, 2019

    آخه مردک بیسواد //////////////// مگه سال ۱۳۳۵ اتومبیل داخلی هم وجود داشت که تو بنظرت عجیب میاید که همراهان شاهپور غلامرضا با “اتومبیل خارجی” به روستا آمدند. میخواستی با کجاوه و قاطر بیان ؟

    متن فوق را جناب استاد نوریزاد با تعدادی چنگک منتشر کرده است. چنگکها بخوبی نشان میدهد که ستار العیوب چه زشتگویی ها و چه فحاشیهایند . گرچه این اولین بار ایشان نیست که دست به انتشار چنین ادبیات و فحاشی چندش آوری میزند اگر به نصایح خردمندان و افراد صاحب اندیشه و دانشمند و باسواد ترتیب اثر ندهد مسلماً بار آخرش هم نخواهد بود. آقای نوریزاد با انتشار چنین نوشته هایی که نه نقد هستند، نه انتقاد هستند، نه بررسی علمی و فنی اثرند و نه فاقد هر گونه بار فرهنگی و ادبیند گویی خود چنین فحشهایی داده و چنین توهینهایی به نویسنده کرده است. اگر یکی از آیت‌الله های مورد نفرت و انتقاد ایشان دارای چنین وبلاگی میبود و چنین ناسزاهایی را منتشر میکرد آنوقت ایشان به جلد و قامت پیامبر ادب بودنش میرفت و آنرا چماق و پیراهن عثمان کرده و با ادب، ادب کردن سوزنش روی آن گیر میکرد و حالا، حالاها باید از ایشان نصایح پیامبرانه و شرح رؤیای رسولانه میشنیدیم و میخواندیم. دوستان صاحب فکر و با فضیلتی چون کاوش، سید مرتضی، جاسم، گنجعلی و…. بارها زحمت کشیده و مسیر و راهکارهای درستتری را به ایشان نشان داده اند، که طبق عادت ایشان از گوش شرقی گرفته و از گوش غربی بدر کرده اند. اگر ایشان از مجله « زن روز » و « جوانان » و حتی نشریات زرد عصر طلایی پدر آریامهر! هم تقلید و پیروی میکرد و مثلاً برای هر نوشته ای مشاوران مختلفی چون مشاور ادبی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و…. قرار میداد و مطالب زیر نظر آنها منتشر میشد مسلماً وارد این کوچه بن بست نمیشد و کاسه چکنم چکنم دست نمیگرفت. اصل مطلب اینست که ایشان، نقطه پرگار وجود و ستون خیمه وبسایتشان هستند و قصد دارند به تنهایی قهرمان این میدان خالی باشند تا بر سر « برده داری » و « تفخیذ » و « چند همسری پیامبر اسلام » و « اعتراضهای ایثار گونه به اختلاف سن عروس و دامادهای موهوم » و مسائلی که در زیر غبار زمان دفن شده اند بسان رستم دستان و سام نریمان بغرند و نعره های وبلاگ ترکان سر بدهند تا کلیه افتخارات ابدی تنها نصیب شخص ایشان شود. گرچه خود به طنز خود را آیت‌الله میخواند، اما در واقعیت امر و در ماهیت کار و کنشش هیچ فرق ماهوی با آیت الله های مورد انتقادش ندارد! هر دو نگاههایشان به دور دستهای تاریخ خیره شده و هر دو سوزنشان بر روی مسائل گذشته گیر کرده است. تنها تفاوتشان در اینست که هرچه آیت‌الله های مورد نفرت ایشان تأیید و تحسین میکنند، ایشان آنها را تکذیب و از آنها ابراز نفرت میکند. آقای کاوش تعدادی از مشکلات معیشتی مردم را فهرست کردند و با آنالیز سیستم اقتصاد سرمایه داری و ماهیت نظام شتر مرغ صفت و مارماهی آسای جمهوری اسلامی بخوبی نشان داد که طی چه فرایندی و توسط چه دستهایی پول ملی به زباله تبدیل شده و تک، تک رشته های مختلف طنابی که بیخ گلوی جامعه را میفشارند کدامند؟ و ضروریترین و حیاتی ترین مشاکل روز جامعه چیست ؟ اما ایشان نشان داد که محالست با خواندن و فهمیدن ذره ای ماهیت طبقاتی خرده بورژواییش تغییر کند و از درک استثمار سفاکانه طبقه کارگر که با در یافتی کمتر از یک و نیم میلیون تومان ماهانه ناگزیر است بیش از دو میلیون تومان کرایه خانه بدهد و از شکنجه طاقت سوز باز نشستگانی که تازه در نظام مقدس جزء اقشار خوشبخت بوده اند و توانسته اند دارای حقوق بازنشستگی شوند و ناچارند با داشتن عروس و داماد و دانشجو چشمشان در انتظار سربرج و رسیدن مستمری سفید شود و همیشه بدهکار بقال و سوپری و قصابی و میوه فروش و سبزی فروشند و هنگام خروج از خانه راهشان را کج میکنند که از طلبکار خجالت نکشند و در درون خانه هم از اهل و عیال و فرزند و نوه شرمندگی میکشند، خبر ندارد و اگر هزار بار یادآوری بکنی باز هم فراموشش میشود. دغدغه اصلی حضرت استاد اینست که فالوورهای بیشتری صدای نعره های ایشان را بشنوند و بدانند که این نعره های گوشخراش از حلقوم چه شیر شرزه ای بر سر « برده داری » و « تفخیذ » و « چند همسری پیامبر اسلام » و….. خارج میشود ؟ انتشار فحاشی و توهین به نویسندگان زحمت کشی که مدتها رنج و تحقیق و مطالعه بر خود هموار میکنند تا صفحه ای قابل خواندن به اعضای وبسایت و در حقیقت به مردم تقدیم کنند بخشی از ابزار کار و جاذبه جلب بیخردان و لمپنهای جامعه است تا چون قبرستان میکروبها جذب آواز دهل این سپرز پر بانگ و در باطن هیچ شوند.
    تعداد بالای چهل هزار و شصت هزار و صد هزار فالوور را عشق است .

     
    • بوی ////////////////////// حزب توده آید همی

       
    • شفیعی چه خیال کردی وقتی تمام عقدهاتو تو سایت //// می کنی و به همه توهین می کنی وهمه که مثل من نیستند که فقط به حواله کردن //// به مقدساتت و /// جونت قناعت کنند.خب بخودت بر می گردونند!

       
    • آیت الله شفیعی اینقدر حرص نخور. ان کامنت از من بود و لغتی که نوریزاد حذف کرده وبجایش بقول شما چنگک گذاشته “جفنگ گو” بود! “جفنگ” در فرهنگ لغت بمعنی بی معنی و بیربط است (فرهنگ معین) . متاسفانه نوریزاد عزیز از ترس آنکه بشما بربخورد این لغت را که فحش نیست حذف کرد و جنابعالی هم که مانند چند نفر دیگری که اسم برده اید سابقه طولانی در فحاشی به منتقدانتان را دارید بلافاصله بدترین توهین ها و فحش را جایگزین حرف بنده کردید.

      حالا که ان کلمه و معنی آنرا فهمیدی امیدوارم قبول کنی که اشاره به “اتومبیل خارجی” در داستانت بی معنی و بیربط (یعنی جفنگ) بود درست شبیه همان جفنگی که دونالد ترامپ یکی دو روز پیش گفت و همه دنیا به او خندیدند که ادعا کرد در زمان جنگهای استقلال امریکا انقلابیون “فرودگاه ها” را گرفتند!

      بر همان مبنا مطالبی هم که در بالا نوشته ای جفنگ است . مثلا گفته ای : « برده داری » و « تفخیذ » و « چند همسری پیامبر اسلام » و « اعتراضهای ایثار گونه به اختلاف سن عروس و دامادهای موهوم » و مسائلی که در زیر غبار زمان دفن شده اند….” خیر ، این مسائل در زیر غبار زمان دفن نشده اند و ما همین امروز و هر روز در گیر آنها و عواقبشان هستیم.

      طبق فرمول همیشگی رفقای توده ای گفته ای که نوریزاد “خرده بورژوا” ذره ای درک “استثمار سفاکانه طبقه کارگر” را ندارد اگر چه گویا شما و جاسم و اسید مرتضی و یکی دو رسوای دگر “هزار بار” او را یاد آوری کرده اید (لابد در لابلای اشعار مولوی و خاطرات علم و قال باقر و قال صادق . خوب اینهم یک جفنگ دیگر. بازم بگم !!!؟

       
      • اگر واقعاً ایرادی داشت یا دارد، آنرا در قالب نقد یا انتقاد مینویسند و البته با
        « مردک بیسواد » هم شروع نمیکنند. بعدها که کشور خود رو ساز شد خاندان جلیل سلطنت و اعوان و انصارشان با پیکان به شهرستانها میرفتند ؟ خودت میگویی خود رو داخلی وجود نداشت، وقتی وجود نداشته چه چیزی دارم در باره چیزی که هنوز بوجود نیامده بود بگویم ؟ آیا اینکه نوشته ام با اتومبیلهای خارجی آمدند ایراد دارد ؟ دروغ گفته ام یا جمله ایراد دارد ؟ میتوانی آن جمله اشتباه را اصلاح کنی و بگویی دقیقاً به چه شکل باید مینوشتم ؟
        بله میتوانستم در پرانتز بنویسم که « البته آنزمان کشور ایران خودش هنوز خود رو تولید نمیکرد » اما اولاً این مطلب را همه میدانند حتی تو! ثانیاً وقتی که ایرانهم خودروساز شد خاندان جلیل سلطنت هرگز از آنها استفاده نکردند .
        حالا هم خوب دقت کن ببین باز هم بهانه ای برای فحاشی و توهین پیدا میکنی ؟

         
    • جناب شفیعی،با بیشتر مطالبی که مطرح کردید موافقم خصوصا با این فقرات اخیر نوشته شما،که اشاره کردید به رفتارها و گفتارها ناشیانه و بی فائده ایشان در پرداختن به مسائلی نادر الوقوع یا غیر ممکن الوقوع،که همه از سر بیکاری و روز مرّگی و عدم توجه به سوژه ها و مشکلات مهم جامعه ما و تلاش برای اصلاح آنهاست،بله همینطور است غالب مطالب این ساله اخیر مدیر کج فهم این سایت چیزی جز نعره های خودنمایانه نبوده است،فرض کنید مساله تفخیذ را ،بارها در مورد آن توضیح داده شد که مساله ای فرضی و یک فرض اندر فرض دیگر بوده است که اساسا امکان وقوعی برای آن متصور نیست،شما از ایشان بپرسید (چون من اگر بپرسم ایشان شروع می کند به پشتک واروهای دیگر!) اساسا از اول تاریخ اسلام و ایران،یک مورد وقوع تفخیذ با یک کودک شیرخواره وجود داشته است؟! اصلا این مساله واقعا مصداق خارجی دارد؟! و آیا واقعا با طرح یک مساله فرضی در فرضی دیگر که اصلا اتفاق نمی افتد،چه مشکلی از جامعه ایران را حل می کند؟! بله البته مشکل بی سوژگی ایشان برای -بقول شما-نعره زدن های خودنمایانه برطرف می کند! اما مشکل اجتماعی ما الان مساله تفخیذ است؟! همینطور در خصوص برده داری و صور آن و روش تدریجی اسلام در ریشه کنی آن که بارها بحث کرده ایم اما خوب مرغ آبراهام لینکلنی ایشان یک پا دارد! تازه قضیه آبراهام لینکلن را هم من یکوقت باز کردم که اینکه معروف شده نبوده است! چیزی مربوط به جنگهای شمال و جنوب امریکا و نوعی معامله بوده است! بعد ایشان شروع می کند به قلم زدن در این زمینه و زمین و زمان تاریخ های دور را بهم دوختن! در حالیکه همین دیروز بود ظاهرا که در خبرها بود که حدود 40 میلیون انسان در همین زمان ما در شرائط برده داری هستند چه بردگی های جنسی و چه کارهای دیگر..همینطور مساله سنّ ازدواج دختر و پسر بالغ که مصادیق مختلفی دارد و ایشان با نعره های خود یک نوشته مطوّل می نویسد در این فرض که یک فرد کهنسال با یک دختر مثلا بالغ نه یا ده ساله چنین کند و چنان کند! یک مساله ذو ابعاد و دارای جنبه ها و مصادیق مختلف تبدیل می شود به یک نگاه قیفی! بقول خود ایشان!

      حالا شما تصور کنید یک نویسنده ای با چنین محدوده های فکری ضعیف و ناقص،با خودمحوری خود را مرکز “حضرت شعور”پنداشته و بخود اجازه دهد که در یک سلسله مسائل تخصصی و کارشناسی بقول شما عربده بکشد! و بدتر از آن اینکه دیگران را بخواهد در فضای عمومی محدود کند به اظهار نظر پیرامون آراء فائل و ضعیف یا باطل خود! من از این رویکرد به چیزی جز “خودمحوری” و “کیش شخصیت” و “تاراندن اصحاب فکر و اندیشه آزاد از پیرامون خود” نمی توانم تعبیر کنم.
      موفق باشید

      ———

      حوزوی گرامی
      آیا ازدواج کودکان زیر سیزده سال که به وفور انجام می شود، یک امر نادر الوقوع است؟ سالی چهل و دو هزار ازدواج. آیا نجس بودن بهاییان و عدم تحصیل جوانانشان در دانشگاهها امری غیر ممکن الوقوع است؟ آیا داستان ارث بری مسلمان از کافران زرتشتی و دنبال غاز چراندن رفتن زرتشتیان نیز؟ آیا فتوای “آنکس که زوجه ای کمتر از نه سال دارد” همینطور؟ آیا فتواهای دیگری که خواهم نوشت نیز؟
      ذره ای انصاف داشته باشید بد نمی شود ها؟
      با احترام

      .

       
      • مزدک گرامی توهین ونا سزا گوئی وفهاشی های رکیک که متاسفانه ختی از نویسندگان ادبی واقتصادی (با پوزش شما نیز به حاطر قوانین مذهبی ج ا از ان استفاده میکنید که با توجه به اطلاعات شما به نظر من کمی نا هنجار است)کار نادرستی است لذا به نظر من اگر کسی از این لغات برای توهین به نوریزاد هم استفاده کند بهترین را ندیده گرفتن ان میباشد چه این افراد به دنبال همین در گیری با دیگران هستند لذا بهتر است از طرف ما جوابی داده نشود همان طور که اقای نوریزاد گفت این توهین ها ارزشی ندارد که جواب داده شود شما نیز سعی کنیدانچه لازم است در انتقاد از این خکومت دینی با استدلال ومنطق رو در رو شوید با پوزش

         
    • راستی یادم رفت از آقای نوریزاد تشکر کنم که ابراز لطف ملیحانه شفیعی نسبت به بنده در غالب کلماتی چون “بیشرف” “عقده ای” “بی مایه” “پست فطرت” و غیره را (که البته فحش و توهین نیستند) حذف نکرد و چنگک نزد! سپاسگزارم هم از شفیعی “صاحب فکر و فضیلت” بخاطر ادبیات عالمانه و پر از ادب او و هم از قضاوت آقای نوریزاد.

       
  40. مجله آمریکایی «ژاکوبین»:

    اشتباه نکنید! آمریکا یک کشور سرکش و قانون شکن است نه ایران / چرا کاهش تعهدات تهران در چارچوب برجام جای تعجب ندارد؟

    خوب اجازه دهید نگاهی به صحبت ها و اقدامات ترامپ داشته باشیم. شاید او واقعا به دنبال دستیابی به یک توافق بهتر باشد. ما حتی فرض می کنیم که دولت ترامپ نمی تواند به حرف های مقامات ایرانی یا نهادهای اطلاعاتی آمریکا اعتماد کند، اگرچه آن ها طی گزارش خود در سال 2007 اعلام کردند که ایران از سال 2003 برنامه خود برای توسعه تسلیحات هسته ای را متوقف کرده است. خوب حال این سوال مطرح می شود که ترامپ به دنبال چه نوع توافقی با تهران است؟…….

    https://www.entekhab.ir/fa/news/487547/

     
    • سید فاکت آوردن از مجلات آمریکایی وقتی آمریکا را شیطان و سرکش و …می دانید بیشتر به /// می مونه. مسلما شما آخوندها با خواندن انکحته برای ابلهانیکه بهترین روز زندگی خود را با فاحشه نامیدن شان توسط شما آخوندها شروع می کنند در این کار ورزیده شده اید!
      ////////////////////////////////////////// که اعچوبه هایی همچون تو و هم فکران که چه عرض کنم هم //// را تربیت کرده. باور کن سید ///////////////////////////
      /////////////////////
      ////////////////
      ///////////

       
  41. بهین یاران جان درود

    شاعرفرمودند :بر طارق جبلی رفتم دوش — دیدم دو هزارتنی گشته خموش

    ناگاه یکی بشکه برآورد خروش–گور بابای نفت خر و نفت بر ونفت فروش

    گویا شاعر عزیزما در یکی از قایق های پناهدگان بوده اند و سخت تحت تاثیر

    ضرب المثل ((بشکه ای که برا حوتی بجوشه ببخشید شرمنده جو گیر شدم

    درستش اینه :: دیگی که برا ما نجوشه سر سگ توش بجوشه حتا اگه 150

    ملیارد دلارم توشه )) .روانت شاد خیام که گفتارت زمان نمی شناسد.

     
  42. سلام آقای نوری زاد عزیز با آقای هوشنگ امیر احمدی مصاحبه کنید مصاحبه بسیار زیبایی خواهد شد

     
  43. یادداشتهای اسدالله علم (پهلوی شناسی و عبرت)
    ——————————————————–

    1-شاهنشاه درگذشت نخست وزیر اسرائیل را محرمانه به رئیس جمهور‌ آن دولت تسلیت گفتند!

    ✍️ اسدالله علم

    «[لوی] اشکول نخست وزیر اسرائیل سکته کرد و مُرد!

    ترتیبی دادم که از طرف شاهنشاه به رئیس جمهور اسرائیل تسلیت گفته شود و به خارج هم- محض خاطر عربها- درز نکند!

    [ایگال] آلون وزیر کار، جانشین او شد تا انتخابات آینده که ده ماه دیگر است.

    اشکول مرد عجیبی بود. از [اولین یهودی هایی بود] که به فلسطین آمدند. از اوکراین روسیه پنجاه سال قبل به عنوان کارگر ساده آمد و به مقام نخست وزیری رسید. از متعصبین کشور یهود بود.»

    (خاطرات علم، جلد اول، ص ۱۳۴. ۷ اسفند ۱۳۴۷).

    ===

    2-شاه : معنی ندارد مدافع سیاست اسراییل اشغالگر بشویم.

    ✍️ اسدالله علم

    “صبح شرفیاب شدم. پیامی [از] سفیر اسراییل- سفیر غیر رسمی- به عرض رساندم.

    خلاصه اش این که از ما خواسته اند اگر سیاست اسرائیل به نفع ماست، با [ویلیام] راجرز[وزیرخارجه آمریکا] که به زودی می آید، به سختی صحبت کنیم که چرا آمریکا سیاست خودش را نسبت به آنها تغییر می دهد و شل و سفت می کنند؟!

    شاهنشاه خندیدند! و فرمودند: ما سیاست آنها را که اشغال سرزمین اعراب است نمی پسندیم، و این مطلب را اعلان هم کرده و مکرر هم گفته ایم، ولی از این که عربها را تا [اندازه ای] سرجای خودشان بنشانند خوشوقتیم. دیگر معنی ندارد که مدافع سیاست اسراییل بشویم!”

    ( خاطرات علم، جلد اول، ص ۱۹۶. ۳۰ اردیبهشت ۱۳۴۸)

    ===

    3-عَلَم: سفیر اسرائیل نگران تأثیر اعلام جهاد سعودی علیه اسرائیل بود، اما با شکست کنفرانس اعراب با دم خودش گردو می شکست!

    ✍️ اسدالله علم

    «از اخبار مهم جهان…اعلام جهادی است که ملک فیصل علیه اسرائیل کرده است برای تمام مردم مسلمان جهان!

    اتفاقاً نماینده اسرائیل پیش من آمده بود و در این خصوص صحبت می کرد. مثل این که نگران شده اند که مبادا روی افکار عمومی جهان تأثیر بد بگذارند.»

    (خاطرات علم، جلد اول، ص ۲۵۰. ۷ شهریور ۱۳۴۸).

    «نماینده غیر رسمی اسرائیل دیدنم امد.[به علت شکست کنفرانس اعراب در رباط] با دم خودش گردو می شکست!»

    (خاطرات علم، جلد اول، ص ۳۲۷. ۳ دی ۱۳۴۸).

    ===

    پی نوشت:بنظرم این فرازها از خاطرات علم،حاوی اطلاعات مهمّی در مورد فلسفه رابطه حکومت شاه با اسرائیل اشغالگر،آنهم محرمانه و در زمانی که رابطه با اسرائیل،یک تابو در جهان اسلام بوده است،می باشد:

    1-قبلا اشاره شد که یکی از نگرانیهای شاه از ارتباط با اسرائیل،مخالفت های داخلی از سوی روحانیون و گروههای دارای گرایشات اسلامی بوده است.علاوه بر آن،از این فرازها استفاده می شود که یکی از علل محرمانه بودن ارتباط حکومت شاه با اسرائیل،نگرانی او از انزوا در جهان اسلام و بتعبیری جهان عرب بوده است.

    2-بهترین شاهد بر مدعای پیش گفته،این است که شاه،برای مرگ نخست وزیر اسرائیل،پیام تسلیت می فرستد،اما پیامی محرمانه! و بتعبیر علم:پیامی که درز نکند! آنهم محض خاطر عربها!.
    پس این فراز حاکی از این است که یکی دیگر از علل محرمانه بودن ارتباط حکومت شاه با اسرائیل،نگرانی از انزوا در جهان عرب بوده است.

    3-در این فراز بوضوح اشاره به نحوه شکل گیری حکومت جعلی اسرائیل شده است، اینکه:لوی اشکول (نخست وزیر متوفای اسرائیل) جزء آن دسته از یهودیانی بوده است که از اوکراین به فلسطین آمدند،و بتعبیر دقیق تر:آورده شدند!

    4-فراز دوم نیز حاوی نکات مهمی است:شاه از یکطرف اشاره به اشغالگری اسرائیل و غاصب بودن آن می کند،از سوی دیگر،مناسبات با اسرائیل را ابزاری برای “نشاندن عربها بجای خود” قلمداد می کند! جای سوال است که اگر شاه اسرائیل را یک رژیم جعلی و اشغالگر می دانست،چرا با آن ارتباط،آنهم ارتباط پنهانی برقرار می کرد؟!

    5-بنظر می رسد،مقصود شاه از “نشاندن اعراب بجای خود”از طریق ارتباط با اسرائیل،موضوع رقابت های نفتی و اقتصادی یا وجاهت های منطقه ای بوده است،در زمانی که برسمیت شناختن اسرائیل و ارتباط با او یک “تابو”در جهان اسلام و عرب بوده است.

    در واقع بتعبیری،شاه،از ارتباط محرمانه با اسرائیل استفاده ابزاری می کرده است برای نشاندن اعراب بجای خود.جای سوال است که آیا چنین رویکردی،با اعتقاد به جعلی بودن و غاصب و اشغالگر بودن اسرائیل هماهنگ بوده است؟!

     
  44. نوریزاد گرامی در جواب من در باره مسلمین به مدارای مسلمین و رندگی کردنشان در کشورهای متمدن اشاره کرده اید.دوست گرامی واقعا اینطور که شما باور دارید نیست. شما خود گویا قبلا در آمریکا بوده اید. در تمام کشورهای متمدن امروزه اکثر مسلمین بصورت گروهی و در گتوهایی که خود بوجود آورده اند زندگی رقت باری را می گذرانند. دلیل اش هم ضدیت با قوانین جامعه میهمان و دزدی و ناراستی و سوءاستفاده از امکانات رفاهی در جامعه و کار نکردن و بیکاری و خلافکاری بیش از حد و عدم توان وفق دادن خود با جامعه میزبان است. از ایرانیان و گروهایی از مسلمین که واقعگراتر بوده اند و خود را تا حدودی با قوانین و رسوم جامعه میهمان وفق داده اند که بگذرید اکثریتی از مسلمین که از کشورهای اسلام زده به غرب آمده اند همچون کرمهایی در گتوهایی خودساخته در هم لول می خورند و به تولید مثل ادامه می دهند. تنها قوانینی را که این گروه زالو و انگل بخوبی در همان اوایل یاد می گیرند قوانین سوءاستفاده از امکانات رفاهی جامعه است. از قتلهای ناموسی و با زور شوهر دادن دختران و زشتیها و پلشتیها می گذریم که بسیار غم انگیز است.

    منصفانه از این گروه زشت تر و پلید تر توده ایی های ایرانی است جه توابانش و چه مثل همین کاوش سایت که از مقعد عموسام می خورد و به نفع آخوند برای به بهره سپردن سرمایه اش در ایران(خوردن از توبره یا مقعد آخوند و خون ایرانیان) از عمو سام بد و بیراه می گوید آنهم بخاطر فاصله طبقاتی در ایران و جهان! این بی شرافتهای بی همه چیز معجونی از آخوند و استالینند با مبارزه طبقاطی شان. ولی برای این گروه باید گفت که ابلهان /////////////////////////////// شماها اگر برای همان طبقات زیردستی که سنگش را به سینه می زدید ارزشی قائل بودید اولا در سال نحس 57 کراوات را به عمامه نمی فروختید و هزاران انسان شرافتمند ایرانی را لو نمی دادید.
    برای خاطر این ////////////////////////////// بگویم که اختلاف طبقاتی پدیده ایی کاملا طبیعی و نابود شدنی نیست. امروزه هم دو نو برخورد با این پدیده تا کنون صورت گرفته .یکی برخورد سرکوب و دولتی کردن و فشار برای از بین بردن طبقات است که نمونه اش را بلوک شرق از لنین و استالین و مائو و پول پوت و انورخوجه…برای نابودی کشورشان برآنها تحمیل کردند و از کشور جز مشتی فاحشه و گرسنه و و ویرانه ایی برجای نگذاشتند و ملیونها انسان را قربانی کردند. نظریه دوم نوعی تعامل با سرمایه داری و بوجود آوردن اتحادیه های کارگری و صنفی …است که ضمن پذیرش اختلاف طبقاتی به رفورمهایی دست می زنند. نمونه اش را در کشورهای اسکاندیناوی بخوبی می توان دید و تا حدودی هم موفق بوده اند. ولی درایران با وجود اسلام و در قدرت بودن حرامیان اسلامی هیچ رفرمی نمی تواند موفق باشد.بنابراین جنابان بجای لیسیدن ک…آخوند بهتره با مردم باشید و اگر راستی و درستی در گفتار دارید تمام هم و غم خود را برای بزیر کشیدن این جرثومه اسلامی و فاسد و ویرانگر بکار گیرید.

     
    • مردک پست و فرومایه
      /////////////// عمو سام خودتی لاشی که شدی وکیل وصی‌ و دستمال بدست //////////////// مردک چنککی فرومایه پست و بیشرف، این تویی که ماتحت شدید میسوزه چون حرفی‌ به غیر از فحاشی نداری و گواله پر//دهنتو باز میکنی‌ و مثل م//// فضولات نشخوار شده تو توئ این سایت تخلیه میکنی‌؛

      تو حتی فاقد سواد و دانش سیاسی و دینی و اقتصادی و تاریخی و علمی‌ ابتدایی و فن نقد و گفت گوی معمول و حفظ حرمت کلام و عقل سلیم هستی‌؛ چندین سال است که اینجا یه مشت برداشت‌های مزخرف ضد دینی و ضد فرهنگ سنتی صادق هدایت قرقرو الکلی عیاش, فیلسوف و مرجع تقلیدت رو اینجا کپی‌ پیست کردی و با تکرار یه مشت خزعبلات شبه حقوق بشری و حکومت سکولار و مباهت به مرام و منش فاشیستی ریختن اهالی ۸۰ میلیون مسلمان به دریا و چرند بافی‌ و مزخرف گویی بیمار گونه و بی‌ پایان، با حضور نحست موجب رنجش مستدام صاحب سایت و بسیاری دیگر از ویزیتور‌های دیندار و بی‌ دین این سایت بودی.

      مردک جفنگ گو ////////////////////سخت در سوزش از این جهت است که توانی بحث وِ استدلال در رد موضوعاتی که من در موردش کامنت مینویسم رو نداری و بناچار فکر میکنی‌ با فحاشی و حتاکی و اتهمات احمقانه برای شخصیت فرومایه و/////////////////////////////////// مثل خودت که حتی توانائی نوشتن یه کامنت ۲ یا ۳ جمله‌ای غیر از فحاشی یا حتاکی یا در بهترین حالت متلک گویی حرفی‌ برای گفتن ندارند، رذیلانه و مذبوحانه و زبونانه اعتبار دست و پا میکنی‌.

       
      • آقا خجالت بکش! تو و مزدک یکی اینور جوی یکی اونور دارین بهم فحشهای چارواداری میدین به مرحوم صادق هدایت بیچاره چرا توهین میکنی. این چه فرهنگ و ادبی است که شما ها دارین؟ توی کدوم “خونه” بزرگ شدی؟

         
    • حرفهای این مردک بر گرفته شده از فیلمیست قدیمی که زمان نازی های آلمان ساخته شد در آلمان برای آماده کردن افکار مردم جهت نابود کردن میلیون ها یهودی بیگناه . فیلم را یک زمانی من روی یو تیوب دیدم . این فرومایه فاشتست دقیقا , دقیقا , دقیقا همان حرفها و اتهاماتی که جنایتکاران نازی به یهودیان وارد کردند را این جا به مسلمانان وارد میکند , دقیقا میگو یم و در تمام جزئیات میگویم دوستان . این مردک فرومایه , حقیر , بی سر و پا و /////////// فاشیستی دیوانه است . چرا در این سایت از او مطلب گذشته میشود از اسراریست که فقط شیطان از آن آگاه است . فیلم را پیدا کردم آدرسش را میگذارم روی سایت تا شما ببینید این فرومایه بی سواد از کجا ها تغذیه فکری میشود . تف به گور//

       
  45. پل پیلار، عضو سابق “سی ٱی ای” و استاد دانشگاه جرج تاون/نشنال اینترست
    —————————————————————————————

    چرا دونالد ترامپ ایران را به سمت جنگ می راند؟ تمامی اقدامات ایران در خاورمیانه واکنش به اقدامات خصمانه دیگران علیه ایران و منافعش در منطقه بوده است.

    —–
    بیانیه مایک پومپئو، وزیر امور خارجه آمریکا، درباره آخرین حادثه نفتکش ها در خلیج عمان را از بسیاری جهات می توان بحث برانگیز خواند.

    این بیانیه با مقصر دانستن ایران شروع شد در حالی که هنوز منشاء آتش سوزی و انفجار در تانکرهای نفتکش معلوم نشده بود. شرکت ژاپنی مالک یکی از نفتکش ها اعلام کرد که گزارش خدمه درباره آنچه در کشتی رخ داده، با گزارش اولیه ایالات متحده از حادثه همخوانی نداشته است.

    از همه مهم تر اینکه هیچ کس نمی تواند بگوید ایران دقیقا چرا باید تا این اندازه برای خجالت زده کردن آبه شینزو، نخست وزیر ژاپن که در زمان حادثه در تهران به سر می برد، تلاش کرده باشد؟!

    فهرست پمپئو از دلایل آنچه او «ارزیابی دولت ایالات متحده» از دست داشتن ایران در این حادثه خواند، از بسیاری جهات سوال برانگیز است. یکی از دلایلی که پومپئو به آن اشاره کرد، «حملات مشابه اخیر ایران به کشتیرانی» بود که اشاره ای مستقیم به حادثه ماه مه در ارتباط با چهار نفتکش در ساحل امارات متحده عربی محسوب می شد.

    اگرچه ایالات متحده بلافاصله پس از آن حادثه انگشت اتهام را رو به ایران دراز کرد، اما هنوز هم شک و تردیدهای زیادی درباره آن وجود دارد.

    دلیل دیگر مطرح شده از سوی پومپئو این بود: «هیچ یک از گروه های شبه نظامی فعال در منطقه منابع و توانایی لازم برای انجام چنین عملیات دقیقی را نداشتند.»

    اما سوال این است که چرا او تنها به «گروه های نیابتی» اشاره می کند و دیگر کشورهای منطقه را مد نظر قرار نمی دهد؟ به ویژه که کشورهای زیادی در منطقه هستند که از تشدید تنش ها بین ایران و ایالات متحده بسیار خشنود خواهند شد.

    اما به هر حال، ایالات متحده ایران را مظنون شماره یک در حمله به نفتکش ها می داند. آنچه در بیانیه پومپئو جالب توجه است، استفاده از واژه «تحریک نشده» درباره اقدامات ایران است!

    دولت ترامپ بیش از یک سال پیش به تعهدات ایالات متحده به برجام، توافق چند جانبه ای که برنامه هسته ای ایران را محدود و همه مسیرهای ممکن برای دستیابی آن به یک سلاح هسته ای را بسته بود، پشت کرد.

    برغم آنکه ایران همچنان به تعهدات خود به برجام پایبند مانده بود، دولت ترامپ یک جنگ اقتصادی علیه این کشور آغاز کرد و در تلاش های بی وقفه برای فلج کردن اقتصاد ایران، مدام بر شدت تحریم های اعمال شده علیه این کشور افزود و زندگی را برای ایرانی ها به فاجعه تبدیل و ایران را از هر جهت ممکن تضعیف کرد.

    آمریکا همه کشورهای سراسر جهان را برای قطع روابط تجاری شان با ایران تحت فشار قرار داد و این کمپین را با خصومت نامحدود، تهدید به حمله نظامی و کشیدن شمشیر از رو از جمله اعزام نیروی نظامی به حیاط خلوت ایران، همراه کرد. اگر هیچ یک از این اقدامات تحریک کردن ایران به شمار نیایند، واژه «تحریک» همه معنای خود را از دست داده است!

    تنش های اخیر پیش آمده از جمله حملات به نفتکش ها، نتیجه مستقیم و قابل پیش بینی کمپین ناموفق «اعمال فشار حداکثری» ترامپ هستند.

    حتی بر فرض اینکه تصور شود اتهامات دولت ترامپ مبنی بر مقصر بودن ایران در حمله به نفتکش ها درست بوده، باز هم هیچ شواهد و مدرکی وجود ندارد که نشان دهد اگر ایالات متحده به تعهدات خود پایبند می ماند و از دیپلماسی برای حل مشکلات بین دو کشور استفاده می کرد، ایران هرگز به فکر خرابکاری در نفتکش های یک کشور دیگر می افتاد.

    هیچ کس در واشنگتن دوست ندارد که اظهارات مقامات در تهران را تایید کند، اما وقتی ایرانی ها به این مساله اشاره می کنند که هیچگاه از نیروهای نظامی برای تجاوز به یکی از کشورهای همسایه خود استفاده نکرده اند، نمی توان آن را تایید نکرد.این دقیقا چیزی است که درباره شمار دیگری از کشورهای منطقه به هیچ وجه صدق نمی کند.

    حتی اگر ایران در واکنش به حمله اقتصادی علیه این کشور اقدام به خرابکاری در نفتکش ها کرده باشد، باز هم این اقدام همانند باقی فعالیت های ایران در منطقه منفعلانه بوده است.

    وقتی عراق به ایران حمله کرد، ایران مجبور به جنگ با آن شد. ایران زمانی به حزب الله کمک کرد که اسرائیل به لبنان حمله کرده بود. ایران زمانی از حوثی ها حمایت کرد که یمن از سوی عربستان سعودی و امارات متحده عربی هدف حمله هوایی قرار گرفته بود. ایران زمانی به عراق و سوریه کمک نظامی کرد که این کشورها از سوی داعش و دیگر شورشی ها مورد حمله قرار گرفته بودند.

    انتظار اینکه ایران باز هم در واکنش به حملات نظامی یا اقتصادی از سوی ایالات متحده اقدامی انجام دهد، چندان دور از ذهن نیست.

    نمی توان از ایران انتظار داشت پس از صبری که در یک سال گذشته نشان داده، همچنان دست روی دست بگذارد و همه چیز را تحمل کند.

    نیروهای حامی جنگ در داخل دولت ترامپ اکنون مجبور به عقب نشینی شده اند چون ظاهرا صبر رئیس جمهوری که جنگ با ایران را نمی خواهد، لبریز شده است!

    اما مساله اینجاست که اگر ترامپ واقعا خواهان جنگ نیست، باید درک کند که دیپلماسی معنای درخواست از سوی یک طرف و قبول درخواست از سوی طرف دیگر را نمی دهد!

    او همچنین باید متوجه شود که کمپین اعمال فشار حداکثری او در دستیابی به یک «توافق بهتر»، تغییر رفتار ایران در جهت بهتر، یا آسیب به نظام ایران بیشتر از مردم این کشور، شکست خورده است!

    کمپین او یکی از مهمترین دستاوردهای منع گسترش تسلیحات هسته ای در سال های اخیر را به نابودی کشانده و واکنش هایی را در پی داشته که جنگ را بیش از هر زمان دیگری قریب الوقوع کرده است.

    https://nationalinterest.org/blog/paul-pillar/why-donald-trump-will-push-iran-war-64866

     
  46. سلامی چو بوی خوش آشنایی

    سلام جناب شفیعی گرامی , از محبتی که نثارم کرده اید سپاسگزارم بسیار . خیلی خوب گوشه هایی از زندگی مردم محروم روستا ها را توصیف کرده اید دوست من . من خودم یک سال و نیم در دوران سربازی در روستاهای بخشی از کشورمان شاهد زندگی فاجعه بار هموطنانمان بودم , همانطور که گفته اید روستاهای نیمه متروک و نیمه ویران که تنها سالخوردگان ساکنانش بودند و به امید پولی که فرزندانشان از شهر های اطراف بفرستند تا آنها همان نان و ماستی که گفته اید را در بهترین حالت برای نهارشان داشته باشند . زندگی هموطنانمان در حاشیه شهر ها و مناطق محروم درون شهر ها هم بهمین اندازه دردناک بود . دوستان ما مثل جناب داور نمیدانم آیا این ها را دیده اند یا نه که از آنهمه مصیبتی که گوشه هایی از آنها در خاطرات علم آمده آن برداشت عجیب را می کنند . پس از انقلاب همانطور که خوب گفته اید همین کسانی که حالا حاکمند بی دریغ کسانی را که دانش اندوخته بودند سالها و به امید آباد کردن کشور به میهن برگشته بودند تا دست در دست دیگران کشور را بسازند و نان را تقسیم کنند , همه را این دیوهای از دخمه های جهل و خرافه آزاد شده زیر خاک کردند تا حالا کسی نباشد که بگوید که این دیو ها فقط به درد سرنگون کردن در جهنم می خورند و بس .
    تغییر سیاست جناب نوریزاد که با اعتراض به حق بسیاری روبرو شده متاسفانه در را بر روی چنین کارهایی که جناب سید مرتضی زحمت انجامشان را تا به حال کشیده اند میبندد و راه را باریک میکند به قدری که تنها کسانی که کارشان دنباله روی از خود جناب نوریزاد است میتوانند از آ ن بگذرند . تا به حال خود ایشان منتقد آخوند ها و بخصوص آیت الله ها بوده اند که مردم را گوسفند به شمار آورده ا ند و حالا او خود به آیت اللهی تبدیل شده است . ایشان با بی اعتنایی به همه کامنت گذارانی که او رونق دکانش را مدیون آنهاست یکباره تغییر جهت داده اند . کیست که نداند که مطالب خود ایشان خیلی کم مورد استقبال قرار گرفته اند اکثرا در این سایت و حالا همین مطالب دری می شوند که تنها عده ای که زیر بار تحمیل ایشان میروند می توانند از آن وارد سایت شوند و این باعث تاسف است , خیلی زیاد . نمیدانم که مطالب شما آیا میروند که جایشان خالی باشد در این سایت از این پس و یا این که شما ماندن را بهر حال بهتر از ترک کردن سایت میدانید . با آرزوی سلامتی برای شما .

    خیر خواهی : پیشنهاد من به جناب نوریزاد این است :
    ۱- چند هفته فقط نوشته های خودشان روی سایت بیاید . بخش کامنت ها بسته شود
    ۲- در این مدت هم خودشان استراحت کنند و هم خوب بیندیشند برای اتخاذ تصمیمات درست
    ۳- قبل از شروع این کار در یک پست ؛ مثلا در طول چهار روز , از همه علاقمندان نظر خواهی کند . همه میدانند که کار گرداندن سایت برای جناب نوریزاد خیلی سنگین است و ایشان دیگر جوان هم نیست و به استراحت نیاز دارد . با توجه به این ها چه محدودیت هایی را باید اعمال کرد . هدف این است که کیفت سایت بالا رود و در بر روی علاف ها و لوده ها و فحاشان و بیماران روانی بسته شود و در عین حال محدودیتی برای دیگران به وجود نیاید .
    ۴- معمولا هرج و مرج آن جا پدید میاید که قاعده و قانونی نیست و یا هست ولی کافی نیستند یا گنگ هستند . باید برای کامنت گذاران مثل روز روشن باشد که چه قواعد و قوانینی بر سایت حاکمند و در صورت تخلف چه پیش میاید . این که کسی با وجود تذکر های پی در پی در طول چند سال همان خطا را تکرار میکند و هنوز هم در این سایت مطلب میگذارد باعث شگفی است .
    ۵- توصیه خود من به جناب نوریزاد این است که سلامتی خودشان را مقدم بر همه چیز دیگر قرار دهند . شما میتوانید تعداد کلمات یک کامنت را به دو هزار تقلیل دهید مثلا , شما میتوانید سهم هر کس را به یکی دوتا کامنت در هر پست تقلیل دهید , شما میتوانید از گذاردن …. خوداری کنید و از قبل هم مورد غیر قابل درج را مشخص کنید . در مورد فحاشان حرفه ای هم تحمل در حد صفر را پایه قرار دهید و کل مطلب را حذف کنید به جای هاشور زدن به محض دیدن اولین کلمه زشت و عذر کامنت گذار را هم بخواهید در صورت تکرار .
    ————

    گنجعلی گرامی درود
    از خیرخواهی های شما سپاسمندم. یکی از علت هایی که در این سایت اینهمه ناشناس داریم، چه می تواند باشد؟ جز این که دوستان ما ترس از این دارند که مبادا گرفتار شوند و نوشته شان مدرک جرمی برای پلیس فتا؟ بعد از چند باری که دوست حوزوی ما نوشت که به پلیس فتا گزارش می دهد، من چه باید می کردم با افزایش ناشناس نویسان. اینجا که یک سایت حکومتی نیست که مطلوب آنچنانی باشد. دریچه ای ست رو به آزادی. روزنی ست. گاه به این می اندیشم که شاید بازکردن دروازه ی آزادی برای جمع بسیاری آسیب بار است. گاه نیز بخود می گویم: ما باید آنقدر در میدان آزادی زمین بخوریم و برخیزیم تا ملات رفتارمان با ازادی خو بگیرد و بیامیزد. یکی از علت هایی که دوستان به نوشته های من واکنش نشان نمی دهند، شاید آنسوی خط قرمزی بودن نوشته های من است. یعنی جمعی از دوستان نمی خواهند ردی از خود بجای نهند تا مبادا آسیبی متوجه شان شود. من با محدود کردن کامنت ها، هرگز خواستار این نیستم که نوشته های من ملاک انتشار کامنت دوستان باشد. هرگز. دوستی می تواند مطلبی را بخواند و سکوت کند. و تعداد کامنت های زیاد و انبارگون برسد به پنج تا. دوستانی که مطالب آزاد دارند برای انتشار آنها سایت های جوربجور فراوان است. فراوان. حتی در خبرگزاری های دولتی دیده ام فضا برای انتشار نظرات و نوشته های مخاطبان دیده شده . ترس ناجوانمردانه ی حکومتی باعث شده که یک دوست اساسا نمی خواهد ردی از خود بجای بگذارد که آیا نوشته ای از نوری زاد را خوانده یا نخوانده. بهمین خاطر، اطلاق دیکتاتوری به رویه ای که من اتخاذ کرده ام، کمی نامنصفانه است. من مگر چه می خواهم؟ می گویم: کامنت های پراکنده و غیر مرتبط، بروند بجای دیگر. قبول دارم که این رویه، راه کمپرسیِ عده ای خاص را بند می آورد. پس دوستان از این پس، یا کوچ می کنند و می روند. که من برایشان دست تکان می دهم و بخاطر همراهی هایشان سپاس شان می گویم. یا تنها خواننده ی مطالب باقی خواهند ماند. یا در نسبت با مطلب اصلی مشارکت خواهند داشت. خود قبول دارم که خط قرمزی بودن نوشته های من، قلم ها را برای مشارکت می لرزاند. اما منصفانه اگر بکار این سایت بنگریم، خروجی اش این می شود که: یک بابایی انگور تولید می کند و می خواهد در باره ی انگور تجربیاتش را به اشتراک بگذارد و جمعیتی از مخاطبانش، بی خیال انگورهای او، به هر چیزی دیگری سر فرو می برند. من در خصوص این ماجرا این بگویم و بگذرم: صورت ظاهرش کمی زورگویی ست اما باطنش یک حق بدیهی ست.
    با احترام

    .

     
    • نوریزاد گرامی این گنچعلی و آخوند /////////////////////////////// دراین سایت از جمله گروه جاش با تکرار مزخرفات خود که مثلا نوشته های نوریزاد خواننده ندارد ویا موضوعات تکراری و یا مستقیما توهین به شما و دوستداران شما هدفشان نا امید کردن شماست ولی دوست گرامی امروز این شما و دوستانتان هستید که شرافت ایران و وطن دوستان و افتخار و سربلندی ایرانید و خدمتگذاران این مرز و بومید. باید إذعان کرد که اعلامیه دوم شما نه تنها باعث سربلندی و سرافرازی ایرانیان که باور کنند هنوز شرافتمردانی راد در این خاک آلوده به ویروس اسلام و غارت و ویران شده توسط اشغالگران هستند که میهن و انسان دوستند. وحاضرند از خود مایه بگدارند تا حتی اراذلی مثل همین گروه ////////////////////////////////////// که سر در زیر برکرده اند و اینهمه چنایات و ددمنشی و توهین و تحقیر ایرانی را نمی بینند ولی تنها هنرشان مزخرف نویسی بنام انتقاد از شماهاست بتوانند به وراجی های تکراری خود ادامه دهند. جناب گنجعلی و رفقای گروه ///////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////// اینها به وزن خود در جامعه و آینده تاریک خود در ایران آگاهند بهمین دلیل هم بی خود دست و پا می زنند.

       
      • مزدک گروه جاش نه گروه ///(جاسم-آخوند مرتضی-کاوش-شفیعی)

         
        • مزدک جان ” ناشناس ” نه ” جیگر مامانی” خودمون معروف به Jm همون که از/// مبارکت تغذیه میکنه ! بمک جانم بمک !

           
        • آهای ناشی‌ /// اون شغل شریفی که تو ذهن مریض و عقده‌ای و فرومایه تو و امثال تو توئ این سایت ترسیم شده همون شغل شریف علم و ایادی, غلام و پزشک شاه هفت کفن پوسانده – جانتون نثارش- و سایر درباریان حکومت ساقط شده دست نشانده پهلوی, همگی پااندازان عمو سام و کارگزارانش بود که حالا همتون در غیابشان عزا دارید. ناشی‌//// میبایست با شعبان بی‌ مخ و پری بلنده گفتمان سازی کنه که جایش توی این سایت نیست.

           
      • پیر مرد پیزوری فاشیست درب و داغون ترا چه به این//////////////////// خوری ها ! توی ////////////////////فاشیست کارت در این سایت یا وطنفروشی بوده و دلالی برای ارباب های آمریکاییت , یا فحاشی بوده به دیگران , یا توهین به مسلمانان و دینشان و افراد مورد احترامشان , یا تهدید آن ها به دریا ریختن و کشتن و اخراج کردنشان , یا توهین به کامنتگذاران سایت بوده و تهدیدشان , یا پرت و پلا نوشتن روی پرت و پلا که همه و همه و همه فقط و فقط بیسوادی ترا نشان داده اند و بس , آخر پیزوری پوشکی تو در موقعیتی هستی که بتوانی کسی را تهدید کنی ؟ ما که از وطنمان در مقابل وطن فروشانی مثل تو دفاع کرده ایم را می ترسانی از فردای ایران و توی پیزوری فاشیست فکر میکنی که اگر مردم بدانند که تو در همین سایت چه کرده ای از توی پیزوری پوشکی فاشیست ریقو چیزی هم باقی میگذارند تا کسی بگوید روزی روزگاری////////////////////////// هم در این جهان بود ؟ بیا اگر مردی نا شناس برو ایران , نه در شهر ها , نه در روستا ها , نه در جایی کی حتی یک ایرانی باشد , یک موجود زنده آن سر زمین باشد , پرنده ای , چهار پایی , ….در جایی که بنی بشری نباشد همین ////خوری ها را بکن و بعد بیا به ما نشان بده ///// را . مردک///// آخر تو را کی آدم حساب کرده ؟ فقط پر رویی یا نمی فهمی سر زنش دیگران را . سالها پیش وقتی تو دهنی خوردی از من چند روز پنهان شدی و بعد آمدی با این حرف که : ” ما اگر می خواستیم با این چیز ها در برویم که کار سیاسی نمیکردیم ” /////////// در همین مایه ها . دائم ///////// به تو گفت که//////////////////////////////////// بازی نکن , گوش نکردی حرفش را و کردی و شدی بچه پر رو , میدانم که میفهمی که چه میگو یم . ////////////////////////پیزوری و فاشیست میشود همین که هستی !

         
    • دوست عزیز برای من احتیاط , ترس دوستان قابل درک است . نا شناس نوشتن اشکال سایت نیست عزیزم , خود مطلب میتواند اشکال کار باشد نه نام نویسنده . اگر تعداد زیاد کامنت ها برای شما ایجاد زحمت زیاد میکند , که حتما هم میکند , تعداد کامنت های هر پست را محدود کنید جانم به مثلا ۵۰ کامنت , ۲۰ کامنت , ۱۰ کامنت و پس از آن ببندید آن بخش را . توجه کنید که شما به کسی چیزی بدهکار و یا مدیون نیستید . به جای آنکه آ ن چیزی را که دوست دارید مجاز کنید آن چیز هایی که دوست ندارید را ممنوع کنید قاطع . باز میگویم شما بر دیگران منت دارید به خاطر وقتی که صرف این سایت میکنید , زحمتی که میکشید , هزینه ای که متحمل می شوید , نه مراجعه کنندگان . این تصمیم اخیر شما قبل از هرچیز از شما چهره ای کاملا مغایر با چهره ای که برای ما آشنا بوده تا به حال میسازد . با ز هم توصیه میکنم که سلامتی خودتان را در خانه اول بگذارید که اگر از دست دادیدش نه سایتی میماند و نه توانی که به کار دیگری بپردازید . سایت میتواند هر چند گاه با اطلاع قبلی تا مدتی که بخواهید به حالت استراحت در آ ید . من از شما به خاطر این همه سال که امکان نوشتن در این سایت را داشته ام تشکر میکنم دوست عزیز , من گاهی در باره شما تند نوشتم به خاطر این که از کارهای آن موقع شما عصبانی بودم اما من به شما همان علاقه ای را دارم که با خواندن ” تراژدی شلر ” در من ایجاد شد .
      آن نوشته را یکبار دیگر اگر می شود برای آنها که آن نخوانده ا ند بگذارید لطفا ! حماسه داد خواهی است آن نوشته بیگمان . دادخواهی همه قربانیان جنایات انجام شده توسط فرومایگان این سرزمین در این چهل سال شوم .

       
      • پست فطرت بی شرم تو اینهمه بدو بیراه /////////
        ////////////
        /////////

        ————-

        با پوزش، من تعدادی از کامنت های سراسر فحش شما را حذف کردم.
        با احترام

        .

         
      • گنجعلی به خدا تو و رفقا با انواع و اقسام نام و لقب کوتاه بیای کامنتهای این سایت از نصف میشه.اگه بشمارن با اسامی مختلف چقدر فحش دادی و جفنگ گفتی شاید از نصف کامنتام بیشتر باشه.خودتم فکر کنم قبول داری روت نمیشه بگی.

         
    • “بعد از چند باری که دوست حوزوی ما نوشت که به پلیس فتا گزارش می دهد..”
      (پایان نقل قول)
      —-
      این نسبت دروغ،تکذیب می شود،بنده تاکنون در مورد نوشته های کسانی که اینجا می نویسند،هرگز با پلیس فتا،نه تماسی داشته ام و نه ارتباطی،مگر در یک مورد خاص در مورد کامنت گذاری بنام آرتین که نسبت ناروای جنسی به حضرت امام خمینی ره داده بود که آنرا به سایت پلیس فتا گزارش کردم که آنهم ناشی از اصرار کامنت گذار نامبرده بر این نسبت زشت بود،که در مورد برخورد یا عدم برخورد پلیس فتا با وی نیز اطلاعی ندارم،و پس از آنهم در پی تماس تلفنی که پلیس فتا با من داشت مبنی بر اینکه،غالب آی دی های سایت جناب محمد نوریزاد مربوط به خارج از کشور است،و اینکه در مورد اینطور تخلّفات به ایشان تذکّر داده شده است،دیگر کلّا از چنین رویکردی منصرف شدم چون مطالب مدیر این سایت و سایر نوشته ها در معرض دید و نظارت پلیس فتا هست.

      اینکه،بعد آنها یا دیگر مسئولان قضائی در مورد تخلّفات اشخاص در فضای مجازی چگونه برخوردی کرده باشند یا بکنند،در حیطه مسئولیتهای قانونی آنان است و بمن طلبه ارتباطی ندارد.

      ضمنا چنانکه بارها گفته ام،اگر در مورد شخص خاصی یا مطلب خاصی از کسی یا کسانی،بنای بر تعقیب و پیگرد قانونی باشد،جابجائی و تغییرات اسامی مجازی یا ناشناس نویسی،تاثیری در این جهت ندارد،چون آنطور که از اهل فن شنیده ام،از نظر فنّی،معیار،ردیابی آی پی های اشخاص متخلّف است نه اسم و عنوانهای مجازی یا ناشناس نویسی ها.

      از مدیر ضد (انقلاب-روحانیت) و در عین حال مدعی آزادی و آزادگیِ این سایت انتظار می رود که جوانمرد بوده و از نسبت های دروغ و مظلوم نمائی و توجیهات نادرست خودداری نمایند.

      ————

      حوزوی گرامی
      از این که مرا – محمد نوری زاد – را ضد انقلاب و ضد روحانی می دانید، از شما سپاس مندم.
      این دو صفت، بلند ترین مرتبه ی شعوری من است که بنا دارم به آن برسم.
      سپاس

      .

       
      • سلام سید مرتضی خیلی … هستی خودت هرچی دلت میخواد میای نسبت های جنسی دروغ به شاه میدی ولی ینفر که میاد حقیقت رو میگه اینطوری مثل … رفتار میکنی این رو بدون به زودی به سزای اعمالت میرسی به امید آبادی و آزادی ایران

         
      • ضد انقلاب-روحانیت گرامی

        سلام!

        ———

        معتقدم اگر در میان تمامی واژه های غیر مرتبط و نچسب و کاسبکارانه بگردیم و یکی را بر بلندا بنشانیم، همین واژه ی “روحانی” برای حوزویانی ست که در با لباسی متفاوت و در مکانهایی بی ربط به اجتماع، در بحث های کهنه و فرسوده فرو می روند و غواصی می کنند و ناگهان با یک فتوای نجاست سر بر می آورند که: یافتم.
        با احترام

        .

         
      • آرتین ایران

        سلام بر نوریزاد گرامی
        بنا داشتم دیگر در بحثها شرکت نکنم اما چون دیدم کامنت گذار متعصب و فارغ از منطق این سایت نامی به سبک گذشته همراه با دروغ و افترا از اینجانب آورده عارضم علی رغم دروغ و کذب منتسب به این نگارنده بنده مبنای خود را بر روی اظهارات فردی به نام روح الله الموسوی خمینی گذاشتم نه بر فرضیات و حدسیات خود که بتوان نام افترا را بر آن نهاد.این فرد در فتوایی حکم به لذت جنسی از یک طفل شیرخواره داده و امروزه به چنین شخصی منحرف جنسی یا پدوفیل گویند که البته من با یک درجه تخفیف نام آن را مروج پدوفیلی گذاشتم.این نه یک افترا و بهتان بلکه استنتاجی از سخنان این فرد است که در هر دادگاه بی طرفی نه از نوع ایدئولوگ و بالاخص آخوندی آن که خود مروج اینگونه افعال بوده و تمام هم و غم بشر را در زیر شکم او جستجو می کند همین اظهارنظر نامبرده ظن انحراف جنسی او را تقویت و حکم به محکومیت او می دهد بالاخص که چنین منحرفی پیروانی چون این فرد متعصب را رهبری هم کند!.از سویی این فرد متعصب در جایی در پاسخ به یکی از کاربران سایت با پوزخند می گوید اگر عالمی به گفته خود عمل نکند که مصداق عالم بی عمل است!!!پس چگونه است که مجتهدی چنین سخنان منحرف و سخیفی بر زبان می راند و بعد همین فرد متعصب عمل بدان را نه تنها مصداق عمل عالم به علم خویش نمی داند بلکه معترض به اینگونه سخنان انحرافی را تهدید به بگیر و به ببند کرده در خیال خام خود و با تاسی از هم قطاران خویش در حوزه های اعتقادی بنا را بر این می گذارد که با ارعاب واقعیات و برتر از آن حقایق را به حاشیه براند.البته تهدیدات و ارعاب او تنها مختص این نگارنده نبوده و هرجا منطق و قلمی او را در کنجی به دام انداخته چنین افعالی از او مسبوق به سابقه بوده و در مورد این نگارنده هم مبحث فوق تنها بهانه ای برای ارتکاب عمل زشت او در گزارش یک بحث و جدل دوطرفه به سروران خود در پلیس فتا بوده که باز در اینجا هم دروغگویی پیشه می کند.قرار این نگارنده با او که البته از سوی خودش با بی ادبی و جهالت مختص به خودش گذاشته شده بود این بود که مشخص شود چه کسی دیگری را به ….خوری(عین عبارت اوست) می اندازد.امیدوارم نتایج به خوبی گواه باشند چه کسی با خفت به این روز افتاده است.
        به امید حاکمیت خرد

         
    • سلام آقای نوری زاد عزیز من با حرف های شما کاملا موافقم ولی با یه اسم که کسی نمیتونه کسی رو پیدا کنه که بعضی دوستان با شناسه ناشناس کامنت ارسال می کنند من حتی ایمیل خودم رو هم این جا گذاشتم تا دوستان اگر نظر و انتقادی نسبت به من دارن بیان بگن من خودم هیچ ترسی ندارم و به صراحت میخوام بگم که من اهل شهر نجف آباد در استان اصفهان هستم آقای نوری زاد شما یک بار به حسینیه شهر ما فکر کنم آمدید و هیچ ترسی هم ندارم که کسی من رو پیدا کنه چون کسی نمیتونه با این اطلاعات کسی رو پیدا کنه پس از این سگ های هار نترسید و با اسم خودتون بنویسید و این رو بدانید که پیروزی نزدیک است به امید آبادی و آزادی ایران

       
    • سلام و درود

      جناب گنجعلی گرامی منتظر میمانم تا ببینم تغییرات وبسایت در عمل چگونه میشود، اگر با امثال جنابعالی و سایر عالیجنابانی که دارای سواد و دانش و حامل فکر و فرهنگند همکلام و هم خطاب باشم، البته میمانم و در اینجا مینویسم، اما اگر قرار باشد هر روز از لمپن ها فحش بخورم و توهین بشنوم و استاد نوریزاد هم آنها را منتشر کند، نمیمانم و در اینجا نمینویسم. آثار ناقص و نیمه کاره بسیاری دارم که بهتر میدانم اوقاتی که میتوانم به نوشتن اختصاص دهم را روی آنها کار کنم . اعصاب هر انسانی ضرفیت محدودی دارد که بلآخره پر میشود و به ستوه میآید.

       
      • شفیعی جان نرو ؛ اگر تو بری که بماند و کی رمانهای صد من یه قاز را اینجا کمپرس کنه ؛ راستی اگه میشه رمان سلیمانیه را یک بار دیگر اینجا کمپرس کن خیلی جالب بود ؛ انجا که درویشه دستش را قطع کرد اما یک قطره خون هم نیامد ؛ البته از خواص انغوزه و کتیرا و خاکشیر و گل گاوزبان هم بنویس ؛ اقا جان بمان و نرو ملا مرتضی و کاوش و گنجعلی را در این ولایت غربت به که می سپاری ؟ تو را قسم به روح پر فتوح لنین و مولوی نرو

         
  47. این چیزی بود که در مورد تصمیم جدید جناب نوریزاد بعنوان یک کاربر چند روز پیش نوشتم.
    جناب نوریزاد در مورد شیوهَ جدیدی که قرار است در پیش بگیرید با تجربه شخصیم ( که زیاد هم طولانی نیست) فکر کنم کار نخواهد کرد و بعد از مدّتی باز سرکیسه را شل خواهید کرد و مطالب متفرقه را نشر خواهید داد. معمولأ چند درصد مطالب کاربران در ارتباط با موضوع بحث شماست؟ این را میتوانید در پستهای قبلی ببینید٬ مخصوصأ وقتی مطلب ارایه شده از جانب شما در ارتباط با مسایلی باشد که مورد علاقه کاربران نیست مثل مسایل دینی. یک چیز را باید در نظر داشته باشید که درصد بالایی از کاربران نسل جوانند (من اینرا از نوشتهایشان و علاقه مندی به موضوعات مشخصی که از خود نشان میدهند حدس میزنم٬ وگرنه هیچ آماری ندارم) و متاسفانه به دلایل مختلف مشتاق وارد شدن به بحثهای جدّی و ریشه ای نیستند و این یکی از دلایل پراکنده نویسی هست٬ بجای خواندن یک تحلیل دوست دارند چهارتا شعار که هزاران بار شنیده اند را دوبار بشنوند . بخش دیگر مشکل مدیریت سایت هست٬ بعنوان نمونه وقتی یکبار تذکر دادید که از کپی-پیست مطالب طولانی خودداری کنید همان بار اول و یا با یک تذکر بار دوّم مطلب را منتشر نکنید و اجازه ندهید که هر روز دو قسمت یک سریال چند صد قسمتی را پخش کنند٬ یا اگر از کسی خواستید که از ادبیات مشخصی استفاده نکند همان بار اوّل مطلب را منتشر نکنید٬ یا دعواهای شخصی را نشر ندهید وقتی مطالبشان نشر نیافت یاد خواهند گرفت که رعایت کنند و در این موارد هیچکس را مستثنی نکنید بهر دلیلی٬ همه باید یاد بگیرند به قوانین سایت احترام بگذارند و بدانند که در برابر قانون سایت (بر عکس جامعه ما) همه یکسانند. مطالب بسیار ارزشمندی پیدا میشود که میتوان با هموطنان به اشتراک گذاشت و از هم یاد گرفت . البته شیوه جدید میتواند کارایی داشته باشد در صورتیکه مطالب با دقت و با توجه به شرایط روز انتخاب شود که برای کاربران جذابیت داشته باشند.
    امروز که به مطالب ارسالی نگاه میکنم میبینم نوریزاد زیاد هم بی حق نیست٬ آخه هموطن عزیز این چه بچه بازی هست که در میآورید! فلانی اینو گفت اون یکی اینو گفت٬ ناشناس اینو گفت ٬ آشنا اون گفت …… بس کنید. بعضی ها توهم مامور ۰۰۷ بودن دارند و فقط در پی مچگیری و جاسوس بازی هستند و جالب و خنده دار این است که همین افراد معترض به نشر مطالب متفرقه هستند. اگر میخواهید از آزاد نویسی و باز بودن فضا برخوردار باشید اوّل نشان بدهید که فرهنگش را دارید.

     
    • هموطن گرامی پیشنهادوراهکاری که برای اقای نوریزاد نوشته اید بسیارمنطقی وعملی است از خق هم نباید گذشت که نوریزاد از این بلبشوی کامنت ها وکپیپیست ها وداستان های مطول در چند کامنت ونوشته های مملو از ناسزاها ودرگیری های بین دو یا چند نفر به ستوه امده لذا دست به تغیر روش زده است امیدوارم پیشنهاد شما مورد قبول واجرای اقای نوریزاد قرار بگیرد با تشکر

       
  48. بهین یاران جان درود

    ازدیاد زور سمبه مردم باعث شد که کله شق های فریز

    14 قرنی بپذیرند که دیه زن با مرد همسان باشد ولی لاکن اما

    چون اون مفت گفت نصف مبلغ از جیب مردم تامین شود.لذا پیشنهاد میشود:

    1- هیچ دختری تا 18 سالگی حق ازدواج یا دریافت تذکره یا گواهینامه رانندگی

    وو… را ندارد مگر تا سقف 17 سال 11 ماه و 29 روز از صندوق سن ثبت احوال به

    نامبرده بلا عوض سن اختصاص داده شود .

    2- با این روش میتوان تمام اشکالات (اون گفت ) را با قوانین و استانداردهای امروزه

    وفق داد به طوری که نه سیخ نه کباب بسوزد نه حقوق بشر .

    3-نه جنگ می شود نه با آمریکا مذاکره می کنیم این بن بست را می شود با تغییر نام

    آمریکا به (یو اس )یا ممالک محروسه (یانکی جات)وحتا با نامگذاری اکید (مرافعه )

    به اتفاقات بین دو کشور حل کرد و حال کرد.مثل اونی که یک کیلو عنب / ازون / انگور/

    /گریپ/و/../خرید تا جماعتی زبان هم نفهم با همدیگر بخورند.شوما به بزرگیتون ببشخید.

     
  49. ناشناس
    1:40 ب.ظ / جولای 5, 2019

    آفرین گنجعلی خیلی خوب اوضاع و احوال داورها رهگذر ها و تکاور ها را توصیف کردی. ولی گنجعلی گمانم تکاور بوده ها!! نمیدانم شاید هم
    آرزوش این بوده که بالاخره تکاور بشه.
    و از پاسخ نوریزاد به امیر حسین فهمیدم که نوریزاد سرش را تراشیده که الگویی باشد برای دیگران که آنها هم سرشان را بتراشند و بیایند
    میدان آزادی. مثل مسیح علینژاد که همیشه یه گل میزنه گوشه چپ موهاش و چون یکشبه ره صد ساله رفت گمان کرد الان همه دختر ها و
    زن ها هم یه گل میذارن گوشه چپ موهاشون ولی خوب نشد.
    حالا هم از همه درخواست میکنم سرهایتان بتراشید و همگی روز جمعه بیایید میدان آزادی. تو کشور ما انگلیس یه گروهی هستند به نام
    skinheads . که مانند نوریزاد سرشان را از ته میزنند ولی اینها گروه خشنی هستند با خارجی ها و سیاهپوست ها و خلاصه جماعتی از نوادگان شعبون بی مخ. حالا به خاطر اینکه گروه نوریزاد با این skinheads های خشن اشتباه گرفته نشوند از دوستان تقاضا میکنم که هر کدام یه گردنبند پای کبوتر که نشانه صلح است مثل زمان جوانی مان که هیپی بودیم – بندازند گردنشان که نشان دهند ما خشونت طلب نیستیم.
    همه بیایید چون امیرحسین هم میاد و برامون تفسیر های سیاسی می کنه کلی میخندیم.
    در ضمن آقای نوریزاد این شما نبودید که به یک باره تصمیم گرفتید که روش اداره سایتتون را تغییر بدید این دفعه کاوش بود که آن بشکه را از
    بالا انداخت رو سرتون حق امتیاز ایده های نو را محفوظ بداریم.

    خاله جون
    11:04 ق.ظ / جولای 5, 2019

    تو مزی جونم هیچ نگران نباش آقا نوریزاد همون طرفی نماز میخونه که خودت میخونی . تو که با آقا نوریزاد زاویه نداری که عزیز دل خاله ! آقا نوریزاد این کار و اتفاقا برا خاطر تو و آدمهای نازنین مثل تو میکنه . وقتی همه کسایی که دل تو رو خون کردن بیرون کنه جا برای تو و دوستانت باز میشه یه عالمه . چی بود کامنت های اونا ؟ همش حرف های درست میزدن , همش از شاه بد میگفتند , همش نشون میدادن که خیلی ها مثل تو مزخرف میگن و خود آقا نوریزاد هم مزخرف میگه . حالا دیگه تا دلتون میخواد مزخرف بگین . آقا نوریزاد فقط آدم هایی که مزاحمش بودن رو برو می کنه نه ترو . الهی قربونت بره خاله , گفتم که این فحشات بالاخره یه روزی به کارت میاد ! نگفتم ؟ همینا نگهت میداره تو سایت , پشت سر آقا نوریزاد هم که نماز میخونی دیگه چی میخوای ! همه به صف نماز جماعت پشت سر آیت الله نوریزاد , بسم الله رحمن رحیم ………..

    سلیم
    11:22 ق.ظ / جولای 5, 2019

    همین چند کامنت پایین تر نوری زاد در جواب به مش قاسم مینویسد که میدانی چه قدر وقت من گرفته میشد برای حذف کلمات رکیک نوشته های مزدک و چه قدر به او توجه دادم و اهمیت نداد و مزدک هم حتما آن را خوانده و با این حال ببینید چه نوشته . واقعا که !! آقای محترم حرف هایت ذره ای ارزش نداشته اند و هیچ کمکی به هیچ کسی هم نکرده اند . امیدوارم که نوریزاد همان خطای گذشته را دیگر نکند و به جای هاشور زدن , با دیدن اولین کلمه نا مناسب کل کامنت را حذف کند . آقا جان مگر وقت و اعصاب زیادی داری ؟ تا کی میخواهی دل هر کس و نا کسی را به دست بیاوری ؟

    جاسم
    5:34 ب.ظ / جولای 5, 2019

    نوری زاد جان , عزیزم این ” آدم ” عقل درست و حسابی ندارد که حرفای شما را بفهمد , یک پیر مرد مفنگی دیوانه است که در واقع برای دیگران خطرناک است وجودش و باید در بیمارستانهای روانی تحت شدید ترین کنترل ها نگهداری شود . من هیچ شک ندارم که اگر روزی او بتواند میلیون ها تن را در کوره های آدم سوزی زنده زنده می سوزاند . وجودش در این سایت لکه ننگی برای سایت است , توهین به آدم هاست , تحقیر آزادی و حقوق پایه ای هر انسانی در انتخاب عقیده , آزاد بودن در داشتن هر عقیده ای است . این فرومایه نمی تواند بفهمد که اکثر مردم ایران را کسی نمیتواند از کشوری که مال آنهاست بیرون کند . خیلی دوست دارم کسی این//////////////////////////را از امریکا بردارد به ایران بیاورد و بدهد به دست همان مردمی که میخواهد از ایران اخراج کند .

    —————————————-
    سلام دوستان در جواب ناشناس میخواستم بهش بگم بهتره تو و امثال تو برین کمی مطالعه کنید و بعد بیاید درباره شاه و … حرف بزنید و آقای نوری زاد از روی چیز دیگری این حرف رو زدن میخواستن بهم بگن صبر داشته باش و نه این حرفایی که تو زدی و این برداشت ها و … که داشتی که عقل و منطق و … خودتو نشون دادی و این نشون میده بدجوری داری میسوزی که میای این حرف ها رو در جواب من میزنی و این رو بدون بزودی کشورمان را آزاد خواهیم کرد
    و مزدک سوالی ازت داشتم این خاله جون کیه فقط جواب نظر های تو رو با کلی حرف های … میده ؟؟؟
    و در جواب این میخواستم بهش بگم اگر در حرف های مزدک اشتباهی دیدی درست بهش بگو نه اینکه همش بیای و کلی … بار این کنی و بری و مشکل رو حل کن و با این حرف ها چیزی حل نمی شود
    و در جواب دوستانی که به مزدک این حرف ها رو زدن میخواستم بگم خوب ایشون شاید اون موقع عصبانی بوده باشند و این حرف ها رو زدن مزدک خودش بار ها گرفته همه هر دینی که داشته باشند میتونن در حکومت و جامعه آینده سهیم باشند و این رو از روی عصبانیت زدن و اصلا درست نیست این حرف ها که نسبت دادید من خودم وقتی به خبر از جنایات و خیانت های حکومت آخوندی میخونم چنان عصبانی میشم که … و شاید هم مزدک راست میگه و حرف هایی که زده درست باشد پس زود قضاوت نکنید ما الان فقط باید به فکر بیرون کردن این شیطان صفت ها باشیم نه این که با این حرف ها بین خودمون اختلاف درست کنیم و باعث خوشحالی دشمنان خونی کشورمان مانند سید مرتضی و امثال این بشویم و این رو بدونید پیروزی با ماست و به زودی جشن پیروزی را بر جنازه حکومت آخوندی خواهیم گرفت به امید آبادی و آزادی ایران

     
    • امیر حسین گرامی من بارها نظرم را دراین سایت نوشته ام و این اوباش همه بخوبی می دانند. این خاله جون یه ای واخواهره که به سایت عوضی اومده. راه گم کرده بیچاره ! بهترین کار برای چنین اراذلی بی محلی است. ولی دوست گرامی همانطوریکه نوشته اید تا این اراذل و اوباش اسلامی و اصولا اسلام در ایران در قدرت است ما به هیچ جایی نخواهیم رسید. هر فرد یا گروهی که در این موقعیت قلم و قدمی غیر از در راه نابودی و از قدرت بزیر کشیدن این جنایتکاران اسلامی بزند خائن به ایران و هودست این مزدوران است بهر صورت و بهر نامی که می خواهد باشد.هرآنچه بر ضد این جنایتکاران نیست حتما در چهت منافعشان است.

       
    • آقا امیر حسین شما که آدم با تربیتی به نظر میرسید نباید با این پسر خواهر من که ما متاسفانه نتونستیم تربیتش کنیم بگردین , بد نام میشین ها ! من هم دیگر این خاک بر سرو کاریش ندارم چون آدم بشو نیست . شما ببینید چی میگه , کامنت های قبلیشو بخونین تا بفهمین که این چه جونوری شده . به نظر من که دیونه شده اگر چه هیچوقت عاقل هم نبود . //// جون میگه باید مردم ایران از ایران برن چون مسلمونن , خب احمق جون کجا برن ? سر قبر //////////////////////////////////////////؟ کجا برن ؟ شما امیر حسین جون از این ////// فاصله بگیرید اگر حرفی درست برا زدن دارین وگرنه میشوید بد نام مثل همین /////////////////// . خاک بر سرت مزی جون . مرده شور ریختت رو هم ببرن نکبت//////////////

       
  50. نمیدونم تصویر گروهی گروه G۲۰ رو در ژاپن دیدید. این کشورها ۸۶ درصد اقتصاد دنیا رو در دست دارن. در این تصویر ولیعهد عربستان در کنار ۱۹ رهبر دیگر این گروه میبینیم. حال تصویر را در ذهن تجسم کنید: این دست کجه در کنار بشار اسد ورهبر طالبان افغانی و یکی از یمن. حال اینا میخوان رهبری دنیا رو در دست بگیرن.

    /*: ک

     
  51. خواجه نصرالدین فرمود :
    ای شیخ تو کوشش ها در دین مبین کرده ای و اصول اخلاق محمد که سلام خدا بر او باد را میدانی . و همانا محمد و جانشینانش بسیار از اخلاق گفته اند و از بامداد که مومن از خواب برمیخیزد تا شبانگاه راه بر او شناسانده شده است اما چه رازی است که هیچکدام از ایشان ذره ای بر اخلاق نیستند و بی اخلاق ترین مردمانند و آنکه اخلاق دارد از وجدان بیدار اوست نه از
    مسلمانی اش . من بسیار سفرها کرده ام از شرق تا غرب عالم و دینها و آیین ها دیده ام > از غوتمه ( بودا ) در خاور زمین تا
    ( مانی ایرانی )در باختر زمین که همانا پیروانشان چه نیکو می زیستند و هرگز بر دشمنی و عداوت نیستند>
    آنها هرگز چون مسلمانان در اخلاقشان فرع و اصل نیست و تنها بنیان اخلاق را خودشناسی میدانند و معتقدند آنکه خود را بشناسد وجدان خود را بیدار کرده و نیازی به جزییات اخلاقی همچون مسلمانان ندارند
    اما عیب اخلاق مسلمانی چیست ای شیخ ؟ در اخلاق مسلمانی هر گاه به تو فرمانی میدهند آن فرمان – اما – و – اگر – دارد
    در اسلام تو را گویند :
    دروغ نگو … اما دروغ به دشمن اسلام باکی نیست
    غیبت مکن …. اما غیبت انسان بدکار را باکی نیست
    قتل مکن … .. ام قتل نا مسلمان را باکی نیست
    تجاوز مکن … اما تجاوز به نامسلمان را باکی نیست
    این – اماها – مسلمانان را گمراه کرده و هر مسلمانی به گمان خود دیگری را نابکار و نا مسلمان میشمارد.

     
  52. بر اساس فتوای فقیهان : اگر پدری نا مسلمان دارای فرزندی مسلمان باشد پس از مرگش کلیه ماترک به فرزند مسلمانش تعلق میگیرد و دیگر فرزندان را حقی نیست ؛ و نیز اگر پدری مسلمان و فرزندانش غیر مسلمان باشند ماترک پس از مرگش به فرزندان تعلق نداشته و از طرف حاکم مسلمان ضبط میشود که البته مقصود مفتیان از مسلمان ؛ شیعه اثنی عشری است
    و اما ؛ این اندیشه خرد ستیز است و با عقل و منطق نسبتی ندارد ؛ این تفکر از انصاف و مروت بی بهره است و با نظام خلقت و افرینش سر نا سازگاری دارد
    عقل و منطق چگونه میتواند بین دو انسان هم خون به صرف داشتن دو عقیده متفاوت متا فیزیکی موهومی که معلوم نیست حقیقت هم داشته باشند چنین ظالمانه به قضاوت و داوری و سپس اجرا بنشیند.
    فقیهان شیعه با تمسک به چنین اندیشه ویرانگر و غیر مسلمان ستیز بدنبال چه هستند ؟
    وقتی سایر اقلیت های دینی هم وطن با چنین فتواها و قوانین بر امده از فقه شیعه که نمونه چنین فتواهای ضد ناموس خلقت انسان در ان بکرات وجود دارد ؛ مواجه اند ؛ چگونه باید انتظار رشد و توسه و رفاه اجتماعی که مستلزم مشارکت دلسوزانه همه احاد ملت است ؛ را داشت ؟ درست است که امروز زیر سر نیزه قدرت قاهره حکومت ؛ در ظاهر همه اقلیت های مذهبی خاموش و سردمداران حکومت دلخوش به استقرار امنیتند ؛ اما سکوت همیشه دلیل رضایت نیست و بلاخره روزی روزگار این تحقیر و بیداد متراکم شده ؛ منفجر و این غده چرکین سر باز خواهد کرد و شوربختانه زبانه این اتش بیداد کلبه بی گناهان را نیز بکام خواهد کشید
    و اخر انکه مفتیان شیعی بر اساس کدام نص متقن کتاب الله و سنت عینی- تاریخی رسوالله چنین فتوایی را صادر کرده اند ؟ و چرا مفتیان سایر مسلمانان که تعداد انان پنج برابر جمعیت شیعیان است چنین حکمی را بصورت دیگر و حتی متضاد صادر کرده اند ؟ مفتیان سنی فتوا میدهند که ماترک مورث غیر مسلمان به وارث مسلمان نمی رسد و از ان فرزندان و یا وارث غیر مسلمان است ؛ با توجه به این تضاد فتوای نتیجه میگیریم که منشا این حکم و بسیاری از این گونه احکام حدیث و روابت است که شیعه به امام معصوم منتسب میکند و مدارک ان قال باقر و قال صادق است

     
    • Jmگرامی این حکم اسلام است و هیچ ربطی/////////////////////////////////////////////////////////////////// بر ضد انسان و تمدن و حقوق انسان است و برطبق اسلام فرد مسلمان بر غیره مسلمان برتر است و فرد غیره مسلمان یا باید اسلام را قبول کند و یا بین جزیه و تحقیر و مرگ یکی را انتخاب کند. بنابراین حکم قرآن ربطی به شیعه و سنی ندارد. متاسفانه بعضی از گروهای سیاسی با توسل به دروغ و تفسیر برای خود بدنبال فریفتن دوباره مردم هستند. ما ایرانیان هم اکنون در بهترین دورانی قرار داریم که بزرگترین شانس را برای زدودن فرهنگ و اجتماع خود ار/////////////////////////////// را یافته ایم .بناید با بری نمودن/////////////////////////////از جنایت و غارت و انسان و تمدن و زن و کودک آزاری …به ادامه حیاتش کمک کنیم. کاریکه نوریزاد گرامی می کند بسیار هوشمندانه و درست و موثر است. بهمین دلیل ///////////////////////// سیبری از شفیعی و ناشناس آشنا و سید مرتضی ////////////////////////////و کاوش و ناشناس و جاسم …اینهمه به ایشان توهین می کنند.نوریزاد با شناخت درست از /////////////////////// دزد و بی شرافت و مفتخور و قاتل بخوبی به ریشه می زند. این اراذل و اوباش بخوبی از برد سخنان نوریزاد مطلع اند.ولی بگذار همچون ////////////////////////////////////////////گیج و منگ بدور خود بچرخند. گاهی از نوریزاد می خواهند که از گروهش برضد جنگ و تحریم استفاده کند گاهی هم ایشان را با سخنانی که لایق خود و مقدساتشان از محمد و علی و قران …اورا می نوازند. این جماعت بخوبی دریافته اند که هیچ آینده ایی در ایران فردا نه خود و نه اسلامشان نخواهند داشت.

       
      • مزدک جان منظور من تطهیر اهل سنت نبوده ؛ اصولا من هر دین و مذهب و ایدیولوژی بسته ای را بلای جان انسان میدانم اگر از یک سنی یا زردشتی و یا بهایی دفاع میکنم بخاطر مذهبش نیست بلکه بواسطه بعد انسانی مسیله است ؛ منهم معتقدم تا مردم ایران گرفتار مذهبند روی اسایش نخواهند دید

         
      • مردک بیشرف دروغ گو پست /////////////////////////, من کی تا بحال به جناب نوریزاد – حتی یکبار – توهین کردم ////////////////////////// آیا غیر از این که همیشه از دست فحاشی‌ها و هتکی ها و چرندیات تو اشغال کله ساواکی مسلک ناله میکنه؟ ////////////////

         
  53. #قابل_تأمل…

    برگرفته از کتاب : روضه الصفای ناصری…

    تصحیح : جمشید کیان فر…

    نصیحت آغا محمدخان قاجار خطاب به ولیعهدش فتحعلی شاه :

    رعیت چون آسوده گردد در فکر عزل رئیس و ضابط افتد و علی هذا القیاس…

    چون عموم اهالی ملک را فراغت روی دهد به عمال و حکام تمکین نکنند و در فکرهای دور و دراز درافتند…

    این ملت فرومایه را باید به خود مشغول کردن که از کار رعیتی و گرفتاری فارغ نگردند…

    ارباب زراعت و فلاحت باید چنان باشد که هر ده تا خانه را یک دیگ بیشتر نباشد تا به جهت طبخ آشی یک روز به عطلت و انتظار بسر برند ….
    و الا رعیتی نکنند و نقصان در ملک روی کند ….

    با توجه به اینکه موقت له علاقه خاصی
    به سبک زندگی سلاطین قاجار دارد؛ آیا
    این جملات برای امروز ما آشنا نیست!!!؟

     
  54. سلام
    امروز يك مورد مشابه فتواي 4 در صدر اسلام يافتم
    —–
    در المصنف لابن أبي شيبة این روايت ذكر شده

    أن الأشعث بن قيس ماتت عمة له مشاركة يهودية، فلم يورثه عمر منها وقال: يرثها أهل دينها.
    اشعث بن قيس عمه اي يهودي داشت كه از دنيا مي رود
    اشعث بن قيس نزد خليفه دوم عمر بن الخطاب مي رود و مطالبه ارث مي كند
    ولي عمر بن الخطاب به اشعث مي گويد كه ارثي به تو نمي رسد وتنها وارثان
    عمه جنابعالي هم كيشان او هستند
    ——-
    در همين كتاب رواياتی از حضرت علي عليه السلام ذكر شده است
    حدثنا أبو الأحوص عن أبي إسحاق عن الحارث عن علي : قال : لا يرث الكافر المسلم ولا المسلم الكافر .
    حدثنا محمد بن فضيل عن بسام عن فضيل عن إبراهيم قال : لا يرث النصراني المسلم ولا المسلم النصراني ، فهذا قول علي وزيد ، وأما عبد الله بن مسعود فإنه كان يقضي بأنهم يحجبون ولا يورثون
    —–
    و اما مهمترين روايت اين روايت است جناب نوري زاد و ساير دوستان
    حدثنا كثير بن هشام عن جعفر بن برقان عن الزهري قال : لا يرث المسلم الكافر ، ولا الكافر المسلم على عهد رسول الله صلى الله عليه وسلم ولا عهد أبي بكر ولا عهد عمر ، فلما ولي معاوية ورث المسلم من الكافر ولم يورث الكافر من المسلم ، قال : فأخذ بذلك الخلفاء حتى قام عمر بن عبد العزيز ، فراجع السنة الأولى ثم أخذ بذلك يزيد بن عبد الملك ، فلما قام ابن عبد الملك أخذ بسنة الخلفاء
    —-
    در عهد رسول الله صلى الله عليه و اله و سلم و عهد ابو بكر و عمر نه مسلمان
    از كافر ارث مي برد ونه كافر از مسلمان تا اينكه معاوية بن ابي سفيان حاكم شد
    مسلمان از كافر ارث مي برد ولي كافر از مسلمان ارث نمي برد
    و به همين صورت ادامه داشت تا زمان عمر بن عبدالعزيز كه به سنت رسول الله
    برگشت و بعداز وفات عمر بن عبدالعزيز خليفه بعدي يزيد بن عبدالملك همين راه
    را ادامه داد ——

     
  55. سلام
    قانون ارث دركشور مصر
    قانـون الميراث المصــري

    قانون المواريث

    رقـــم 77 لســنـة 1943

    أحكام المواريث

    الباب الأول – في أحكام عامة

    مادة : 1
    يستحـق الإرث بموت المورث أو باعتباره ميتا بحكم القاضي


    مادة : 6

    لا توارث بين مسلم وغير مسلم ويتوارث غيـر المسلمين بعضهم مـن بعض واختـلاف الـدارين لا يمنع من الإرث بين المسلمين ولا يمنع بين غيـر المسلمين إلا إذا كانـت شريعـة الـدار الأجنبيـة تمنـع مـن توريث الأجنبي منها.

    —-
    لا توارث بين مسلم وغير مسلم=مسلمان و غيرمسلمان از يك ديگر ارث نمی برند
    ——-
    قانون ارث در كشوركويت
    المادة رقم 293
    أ- لا توارث بين مسلم وغير مسلم. ب- يتوارث غير المسلمين بعضهم من بعض. جـ- اختلاف الدارين لا يمنع من الإرث بين المسلمين. د- لا يمنع اختلاف الدارين – بين غير المسلمين – من الإرث إلا إذا كانت شريعة الدار الأجنبية تمنع ذلك
    ————-

     
  56. آفرین گنجعلی خیلی خوب اوضاع و احوال داورها رهگذر ها و تکاور ها را توصیف کردی. ولی گنجعلی گمانم تکاور بوده ها!! نمیدانم شاید هم
    آرزوش این بوده که بالاخره تکاور بشه.
    و از پاسخ نوریزاد به امیر حسین فهمیدم که نوریزاد سرش را تراشیده که الگویی باشد برای دیگران که آنها هم سرشان را بتراشند و بیایند
    میدان آزادی. مثل مسیح علینژاد که همیشه یه گل میزنه گوشه چپ موهاش و چون یکشبه ره صد ساله رفت گمان کرد الان همه دختر ها و
    زن ها هم یه گل میذارن گوشه چپ موهاشون ولی خوب نشد.
    حالا هم از همه درخواست میکنم سرهایتان بتراشید و همگی روز جمعه بیایید میدان آزادی. تو کشور ما انگلیس یه گروهی هستند به نام
    skinheads . که مانند نوریزاد سرشان را از ته میزنند ولی اینها گروه خشنی هستند با خارجی ها و سیاهپوست ها و خلاصه جماعتی از نوادگان شعبون بی مخ. حالا به خاطر اینکه گروه نوریزاد با این skinheads های خشن اشتباه گرفته نشوند از دوستان تقاضا میکنم که هر کدام یه گردنبند پای کبوتر که نشانه صلح است مثل زمان جوانی مان که هیپی بودیم – بندازند گردنشان که نشان دهند ما خشونت طلب نیستیم.
    همه بیایید چون امیرحسین هم میاد و برامون تفسیر های سیاسی می کنه کلی میخندیم.
    در ضمن آقای نوریزاد این شما نبودید که به یک باره تصمیم گرفتید که روش اداره سایتتون را تغییر بدید این دفعه کاوش بود که آن بشکه را از
    بالا انداخت رو سرتون حق امتیاز ایده های نو را محفوظ بداریم.

     
  57. در ایران به خاطر این‌که دو تا تار موی خانم‌ها بیرون بیاید یک عالمه مسأله در کشور ایجاد می‌کنند. واقعا چرا خانم ریاضیدانی ‏که استاد ریاضی جهان می‌شود و نابغه است از ایران مهاجرت می‌کند؟ ما اصلا فکر کرده‌ایم که این رفتن مغزها چه مشکلی ‏ایجاد می‌کند؟ ببینید! اسکاتلندی‌ها در شمال انگلیس قرار دارند که از نظر آب و هوایی بدتر از انگلستان است. در یک بررسی ‏اجمالی در طول ۵۰‌سال دوم قرن بیستم، مهاجرت از اسکاتلند به انگلستان را مورد تحقیق قرار داده‌اند. نزدیک به مهاجران ایران ‏یعنی حدود ۱۷‌درصد از نخبگانشان مهاجرت کرده‌اند. نتیجه این است که در طول ۵ دهه، ۵ نمره‌ای کیوی جامعه پایین آمده ‏است. این یک تحلیل علمی است نه گفته من. الان آمارهای صندوق بین‌المللی پول حاکی از این است که در بین ۶۱ کشور در ‏حال توسعه و کشورهای عقب‌مانده‌ای که مثل ایران می‌خواهند به سمت توسعه بروند، ایران با حدود ۱۷‌درصد مهاجرت مغزها ‏حائز رتبه اول است! آیا فکر نمی‌کنیم که ایران هم بعد از ۴۰‌سال چه شرایطی پیدا می‌کند؟ پس در کنار معیشت، رعایت کرامت ‏انسان و آزادی‌های اجتماعی اولویت زندگی امروز شهرنشینی است‎.‎

     
    • نادی گرامی مگر مسلمان و اسلام احتیاجی به فکر و ///////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

       
  58. این ناشناس اشنا کسی نبست جز همان انارشیست انار صفت که سعی کرده در اسم جدیدش حتی الامکان از حروف انارشیست استفاده کند ولی غافل از اینکه همان بوی تعفن سابق از نوشتهای با اسم جدیدش هم صادر میشود و قضای سایت را می الاید. فردا که با اسمی جدید ظاهر شد بهترین کار بی توجهی و کم محلی به اوست.

     
    • ابله تو هنوز نفهمیدی آنارشیست حرفی واسه گفتن داشت و سوزی در دل که اونو با ناشناس آشنا و گنجعلی و خاله جون و ….که تنها هنرشون رنگ به رنگ شدن و یه مشت چرت و پرت گفتن و از بقبه طلب کار بودن و خود همه چیز دونیه یکی میکنی.این نوریزاد همون بهتر تو سایتش فقط نظرات در مورد پست اصلی خودش رو منتشر کنه تا اینکه اینطور مزخرفات که سبب کوچ جمعی کاربرای قدیمی سایته چاپ کنه تا هم خودش ارضا شه هم لااقل سایتش سبب فحاشی و عقده خالی کردن یه عده ناشناس نشه.تو که دوزار از آیین نگارش سرت نمیشه نمیفهمی طرف رفته و نوشته ها شباهتی به سبک نگارش اون نداره بازم داری بهش جفتک پرونی میکنی.لابد توی نادون چون نوشته های آنارشیست بعضا تند میشد و گاهی عصبانی فکر کردی این همون ناشناس آشناس که هنرش فقط فحش حواله این و اون کردن و بقیه رو خر خطاب کردنه که بارها تو این سایت از یه رنگی به رنگ دیگه گفته .خجالتم خوب چیزیه.شرم و حیام بد اکسیریه که این روزا تو جامعه ما از بالا تا پایین پیدا نمیشه.حالا توپخونه جهالتت رو بگیر سمت من که لابد آنارشیست تویی و آی انار انار و یه مشت جفنگ دیگه تا عقدت به خورده بیشتر خالی شه.ما تو این سالها عادت کردیم.باکی نیست.

       
      • ما تو این سایت جز خود آنارشیست کسی را نداریم که از او حمایت کنه از بس ////////////////////////////////////////////// را گذاشت روی سایت . خوب شما کی هستی جز خود آنارشیست ؟

         
        • سلام و درود

          مگر آمار گرفته ای که کسی از آنارشیست حمایت نمیکند ؟ آنارشیست از نویسندگان خوب و صاحب اندیشه سایت بود. نوشته هایش نشان میداد که فردی زحمتکش و اهل مطالعه است .

           
      • انار توی شیت جان خوب خیلی ساده میگفتی که به دیگران تهمت نزنید و آن ها را بد نام نکنید کار تمام بود دیگه .

         
      • تو هم ناشناس آروم باش خوب هر کسی حق دارد حدسی بزند بدون اینکه سزاوار بدو بیراه باشه.آروم باش !

         
      • سوز داشت ولی تو مطمئنی که سوزش در دلش بود ؟

         
      • توجه توجه
        بلاخره اناری لو رفت
        انار هویتش لو رفت
        به جرزتباس قسم توخود اناری هسنی. بقران تو خود خود انارشیستی. ای انار انار بردار و بیار.
        ////
        تی انار انار

         
    • دوست عزیز ناشناس آشنا همان سید مرتضی هست هر چند تکذیب می کند

       
      • تکذیب می شود.بنده (سید مرتضی سید ابراهیمی) هرگاه در این سایت نوشته ام یا بنویسم،تنها با آی دی (سید مرتضی) مطلب نوشته یا می نویسم،چون در بیان عقائد و نظرات و گرایشات خود،نیازی به وانمود یا تظاهر به اسامی دیگر ندارم.

         
    • ناشناس گرامی نه ایشان همان جاسم ///////

       
  59. نوریزاد گرامی من قبول دارم که موضوعات بیشتر کامنتها خوبه که راجع بموضوعی باشد که شما مطرح می کنید.ولی باید قبول کرد که همه کامنتها را نمی توان فقط درباره همان یک موضوع و پیرامون آن نوشت. تازه دوست گرامی من هرچی در این مورد بنویسم که هاشور می زنید. مثلا من اگر بخواهم درباره همین پست شما بنویسم آیا انتظاری غیر از/////////////////////// کشیدن اسلام و مقدسات اسلامی از من دارید؟ بدبختی ما از این مزخرفاتی است که عده ایی برای رونق دکان خود مقدس کرده اند و مشتی ابله هم به آنها باور دارند و مفت و مجانی آب به آسیاب مشتی انگل و مفتخور می ریزند. /// همین عبدالله
    امثالهم از عراق بلند شده آمده ایران دانشگاه ایران مفت و مجانی جای یک ایرانی را گرفته بعد معلومه که برای چنین مزدورانی زردشتی نباید حق داشته باشد چون اگر قرار باشد که زردشتی و بهایی و ملحد و بی خدای ایرانی حق داشته باشند این حرامیان دزد و آدمکش و غارتگر و اشغالگر جایی در ایران ندارند. تمام مسلمینو در ایران آینده باید مجبور کرد که بین اسلام و ایرانی بودن یکی را برگزینند. اگر اسلام را برگزینند نباید در ایران بمانند. دینی که پایه و اساس اش بر ضد انسان و حقوق انسانی و ایرانی و تاریخ و فرهنگ و تمدن ایران است باید در جامعه ممنوع شود.شما در کدام کشور دمکراتیک سراغ دارید که گروهی را که به دین و باور و فرهنگ و تاریخ و تمدن آنها توهین می کند در کشورشان اجازه فعالیت بدهند؟فاشیسم و نازیسم بهمین خاطر در این کشورها ممنوع هستند.اسلام از هر دوی آنها بدتر و خطرناکتر و انسان و تمدن و زن و ایران ستیزتر است.

    ———–

    درود گرامی
    این همه مسلمان در فرانسه در انگلستان و در آمریکا و هرکجای دیگر، همه بین اسلام و آن کشورها مجبور بوده اند؟ یا با مردمان همان کشورها به همزیستی و احترام رسیده اند؟
    نگاه شما جور دیگری از تفسیر داعش از جهان است.
    پوزش

    .

     
    • سلام مزدک دوست عزیز به نظر من ما باید یه چیز متعادل درست کنیم یک جامعه عادی جامعه ای که وقتی برای مثال یک توریست خارجی به ایران میاید اصلا نه بتونه به جامعه ما بگه مسلمان و یا مسیحی و یا دین های دیگه اصلا احساس نکنه و از نظر من در حکومت آینده و جامعه آینده ما هیچ چیز مقدس نباید داشته باشیم چون همان تبدیل به ابزاری برای فساد خواهد شد

       
    • تو مزی جونم هیچ نگران نباش آقا نوریزاد همون طرفی نماز میخونه که خودت میخونی . تو که با آقا نوریزاد زاویه نداری که عزیز دل خاله ! آقا نوریزاد این کار و اتفاقا برا خاطر تو و آدمهای نازنین مثل تو میکنه . وقتی همه کسایی که دل تو رو خون کردن بیرون کنه جا برای تو و دوستانت باز میشه یه عالمه . چی بود کامنت های اونا ؟ همش حرف های درست میزدن , همش از شاه بد میگفتند , همش نشون میدادن که خیلی ها مثل تو مزخرف میگن و خود آقا نوریزاد هم مزخرف میگه . حالا دیگه تا دلتون میخواد مزخرف بگین . آقا نوریزاد فقط آدم هایی که مزاحمش بودن رو برو می کنه نه ترو . الهی قربونت بره خاله , گفتم که این فحشات بالاخره یه روزی به کارت میاد ! نگفتم ؟ همینا نگهت میداره تو سایت , پشت سر آقا نوریزاد هم که نماز میخونی دیگه چی میخوای ! همه به صف نماز جماعت پشت سر آیت الله نوریزاد , بسم الله رحمن رحیم ………..

       
    • همین چند کامنت پایین تر نوری زاد در جواب به مش قاسم مینویسد که میدانی چه قدر وقت من گرفته میشد برای حذف کلمات رکیک نوشته های مزدک و چه قدر به او توجه دادم و اهمیت نداد و مزدک هم حتما آن را خوانده و با این حال ببینید چه نوشته . واقعا که !! آقای محترم حرف هایت ذره ای ارزش نداشته اند و هیچ کمکی به هیچ کسی هم نکرده اند . امیدوارم که نوریزاد همان خطای گذشته را دیگر نکند و به جای هاشور زدن , با دیدن اولین کلمه نا مناسب کل کامنت را حذف کند . آقا جان مگر وقت و اعصاب زیادی داری ؟ تا کی میخواهی دل هر کس و نا کسی را به دست بیاوری ؟

       
    • ناشناس
      11:37 ب.ظ / جولای 3, 2019

      تو اگه از اون خاطرات میهن پرست بودن شاه رو کشف کردی که وضعت باید خیلی خراب باشه داداش . معلومه که اصلا نمیدونی میهن پرستی چیه !!!

      —————————————————

      سلام دوست عزیز ببخشید که نمیدونستیم این جنایات و خیانت های این سال های حکومت آخوندی میهن پرستی بوده و اقدامات و کارهای شاه خیانت و وطن فروشی بوده شرمنده به بزرگی خودت ببخش خیلی خوب معنی میهن پرستی رو یادمون دادی دیگه چی میخای یادمون بدی ؟؟؟

      این جمائت آخوند انقدر /////////////// هستند که هرچی آدم بگه کم دنیا چنین /////////// به خود هرگز ندیده است تن چنگیز خان تو گور میلرزه اگه بخوام بگم مثل این میموند اینا رو این رو هم سفید کردند مردم ایران هرگز این قسمت از تاریخ نحس و شوم را فراموش نخواهند کرد و تا نسل های بعد این را در ذهن شان ماندگار خواهند داشت و تا ابد اجازه نخواهند داد هیچ اراذل و اوباش بر آن ها تسلط پیدا کند

       
    • نوری زاد جان , عزیزم این ” آدم ” عقل درست و حسابی ندارد که حرفای شما را بفهمد , یک پیر مرد مفنگی دیوانه است که در واقع برای دیگران خطرناک است وجودش و باید در بیمارستانهای روانی تحت شدید ترین کنترل ها نگهداری شود . من هیچ شک ندارم که اگر روزی او بتواند میلیون ها تن را در کوره های آدم سوزی زنده زنده می سوزاند . وجودش در این سایت لکه ننگی برای سایت است , توهین به آدم هاست , تحقیر آزادی و حقوق پایه ای هر انسانی در انتخاب عقیده , آزاد بودن در داشتن هر عقیده ای است . این فرومایه نمی تواند بفهمد که اکثر مردم ایران را کسی نمیتواند از کشوری که مال آنهاست بیرون کند . خیلی دوست دارم کسی این//////////////////////////را از امریکا بردارد به ایران بیاورد و بدهد به دست همان مردمی که میخواهد از ایران اخراج کند .

       
    • آقای نوریزاد

      شما درست میفرمایید خیلی از مسلمانان در خارج زندگی میکنند و سیتیزن آن کشور هستند و از مزایای آنجا استفاده میکنند و برای اقامت گرفتن باید قسم بخورند به مقدسات خود که خیانت به کشور نکنند ولی این افرادی که به ایران میایند آیا تعهد میدهند که به این مملکت خیانت نکنند نه چون سال 88 دیدیم که از لبنان تعدادی وحشی آورده شده بودند برای سرکوب مردم و این حشت الشعبی ها مزذور قاتل

       
  60. جواد ظریف :
    ایران کل زندگی و تنها تعهد من است.

    محمد جواد ظریف در مصاحبه با روزنامه نیویورک‌تایمز در پاسخ به این سوال که مقام‌های دولت «دونالد ترامپ»، رئیس‌جمهور آمریکا از احتمال قرار دادن او در فهرست تحریم‌ها سخن گفته‌اند، گفت: «هر کس که من را می‌شناسد می‌داند که من یا خانواده‌ام ملکی در خارج از ایران نداریم. من شخصاً حتی حساب بانکی هم در خارج از ایران ندارم. ایران کل زندگی و تنها تعهد من است. بنابراین، من هیچ مشکل شخصی با تحریم‌های احتمالی ندارم.»

     
    • تاریخ فراموش نشده

      اگر واقعا ندارد به ایشان و رهبر و دیگر وابستگان رژیم که میگویند ملک و پولی در خارج از کشورندارند به خانه سالمندان کهریزک ویا محک و یا … وکالت بدهند و در ان بنویسند ” کلیه اموال منقول و غیر منقول خارج از کشور خود را به …. میبخشم ” در انصورت چون ببخشش هم شده مالیاتی هم از ان کسر نمیشود .

       
  61. من فکر میکردم این منقلابیون خط امامی بالاخره تجربه ۴۰ ساله یه چیزی بهشون یاد داده تا اینکه مقاله یکی دو هفته پیش حاج عباس/* گروگانگیر و مقاله چند روز پیش حاج سعید گروگانگیر کله سنگی مادر کمیته ای رو خوندم. اینا همون منقلابیون نادان و گمراهی هستن که ۴۰ سال پیش بودن. انگار نه انگار ۴۰ سال جنایات و پلشتیهای این حکومت/* ضد آدمی در ذهن اینا ذره ای تحول ایجاد کرده. برای بچهاشون متاسفم که باید با این ارثیه ابویهاشون در میان ما زندگی کنن.

     
  62. توضیح : قبل از این که نوریزاد در سایتش را بر روی آدم حسابی ها هم ببندد من هم از فرصت استفاده میکنم و این طنز را تقدیمتان میکنم .

    داور :

    اگه نقل قول های آمورتی علم نبود هنوز گمون میکردم ممرضا شاه یه خائن بود اما حالا پی بردم یه پا میهن پرست بود اونم با چه غیرتی روحش شاد که البته هس و اینو محضرین ارواح مکرر تجربه کردن

    ….
    خاطرات علم

    من از اون خاطرات توانستم جواب این سئوال هام را پیدا کنم که چرا شاه همش تو عکس هاش اینقدر خسته به نظر میامد و عینک دودی بر چشم داشت . من فکر میکنم که خسته بود چون زن ها اذیتش میکردند خیلی زیاد و عینک داشت برای این که زیر چشمانش گود افتاده بودند از زور خستگی آزار زن ها . من از خاطرات این را هم فهمیدم که شاه از یاد برده بود که آن ها که خودش و پدرش را آورده بودند میتوانستید راحت هم او را بردارند .
    من دلم برای شاه خیلی سوخت چون او همه اش به فکر زن ها بود ولی داور فکر میکند که او همش به فکر میهن بود . من دلم برای داور هم میسوزد چون داور آدم خیال بافی است و کلا توی این سایت آدم های خیالباف زیادند و همین هم نوریزاد را خسته کرده اگر چه خود او هم کم خیالباف نیست و کلا این سایت محل خیالبافی است . در قدیم ها چون مردم کار میکردند وقت برای خیالبافی نداشتند اما حالا از برکت حکومت آخوند ها مردم کار ندارند و ناچارا خیال بافی میکنند در باره همه چیز . آنها خیال می بافند که ” این هم بگذرد ” و اگر جنگ بشود بمب روی خانه همسایه پایین میاید نه خانه آنها و پسر همسایه در جنگ شهید میشود نه پسر آن ها . داور اما تو خارج است و پسرش هم خارج است و هنوز صبح زود ساعت سه , طبق روال پنجاه سال پیش , از خواب بلند میشود و لباس گروهانی خودش را بر تن میکند و به پادگان میرود در عالم خیال و در آن جا مرتب می گوید جان نثار اعلاحرضت همایونی ولی نعمت ما و یا خدایگان شاهنشاه آریامهر بزرگ آرتشتاران , همانطور که پنجاه سال قبل میکرد به این امید که یک درجه دیگر بگیرد و با درجه استوار سومی بازنشسته شود تا لااقل ماهی یکبار بتوانند پلو قیمه ای نوش جان کند با عیال و بچه ها . انقلاب شد و شاه طبق معمول به جای این که تا آخر مثل کاپیتانهای کشتیها در کشتی در حال غرق بماند فورا سوار بر هواپیما شد و برای بار دوم فرار کرد و گروهبان داور نرسید که درجه بگیرد و با همان درجه گروهبان یکی خارج نشسته شد به جای باز نشسته . اگرچه وضع و حالش بهر حال بهتر از زمان شاه است حالا ولی خیلی به یاد ایام گذشته است و هر چه عیالش میگوید یادت رفته نون درستی نداشتیم شکممان را سیر کنیم گور پدر شاه , باز او نمیخواهد دل از شاه بکند مثل خیلی های دیگه تو این سایت . چرا آنها دل نمیکنند از شاه با وجود آن که میدانند شاه خوب نبود , به نظر من چون آنها کس دیگری را ندارند که چماقش کنند برای کوبیدن توی سر آخوند ها . ببین آخوند ها چه گندی زده اند که میشود از شاه چماق ساخت و بر کله پر از خالی آنها کوبید .
    البته از کوروش هم همین استفاده را همیشه میکنند ولی نه برای تو سر آخوند ها زدن بلکه کوروش را بر سر شاه قدیم مسلمان ها محمد می کوبند.
    گویا کوروش فقط یک زن داشت ولی محمد خیلی بیشتر , گویا کوروش از زنش سی سال جوانتر بود ولی محمد چهل سال پیرتر و از این قبیل چیز ها . کلا ما ایرانی ها دوست داریم خیال ببافیم . بعضی ها فکر میکنند که داستانهای هزار و یک شب آخرین خیالبافی های ما بود ولی ما هنوز از همان داستانها میسازم برای شاه , برای پدرش , برای پسرش , برای همه چیز که درستش را نمیدانیم یا دوست نداریم که بدانیم . عالم خیال است دیگر , هر جور می خواهیم رنگ آمیزیش میکنیم و نوریزاد هم نیست دیگه که بگه چه خیالی ببافیم و چه خیالی نبافیم .

     
    • سلام دوست عزیز من سطلنت طلب نیستم ولی حرف های شما به نظر من اشتباه است شاه هیچ رابطه ای با هیچ زنی نداشت اگر داشت در طی این سال های یکی از این ها میومد و میگفت و یا حکومت آخوندی بهشون پول میداد و میگفتند هیج کدوم از این حرف ها درست نیست در زمان شاه بیشتر افراد بر اساس توانایی هایشان رتبه میگرفتند ولی الان رو ببین همشون … و اینکه میرفتن دست بوسی و پست و مقام میگرفتند درست نیست من این جمله را قبلا گفته ام و باز هم میگم میهن پرست ترین حکومت ها در ایران حکومت های قبل از اسلام و حکومت پهلوی بودند من هنوز در حال تحقیق هستم که مشکل از دین یا مشکل از جای دیگه ای است به امید آبادی و آزادی ایران

       
    • سلام و درود

      گنجعلی نوشته خوبت و طنز ملایم مستتر در آن خیلی به دلم نشست . بی شک اطلاع داری که در واپسین روزهای سقوط نظام شاهنشاهی بسیاری از روستائیان به صورت دسته های چماقدار به حمایت از آن پرداختند .اما واقعیت زندگی روستائیان چه بود ؟ اکثریت قریب به اتمام مردم قوت اصلیشان نان بود و اگر خوشبخت بودند و گاو و گوسفند و علفچر و تکه زمینی جهت کاشت علوفه داشتند خورششان هم لبنیات بود . بجز درصد بسیار اندکی همه کفش لاستیکی میپوشیدند که گاهی چندین بار پینه روی پینه به آنها میچسپاندند. با آنکه خانواده حقیر بطور نسبی جز متمکنین روستا محسوب میشدند، بنده در سن 13 سالگی برای اولین بار آنهم در مراسم عروسی یکی از اقوام برنج و خورش را با هم خوردم ! با آنکه آمدن سپاهیان دانش و سپاه بهداشت برای مردم موهبتی بود ولی وضع فرهنگ و بهداشت هم تعریف چندانی نداشت . روستاها فاقد برق و آب آشامیدنی سالم بودند و راههای روستایی مناسب هم بسیار کم و اغلب در زمستانها چند ماه قابل عبور و مرور با وسایل نقلیه نبودند . وجود نیروهای انقلابی اصیل در سالهای اول پس از اضمحلال نظام شاهنشاهی سبب شد که علیرغم همه آشفتگیها و جنگ داخلی در بسیاری از نقاط کشور خدمات اجتماعی خوب و قابل قبولی از قبیل جاده، برق، آب آشامیدنی، سواد آموزی و احیای قنوات و چشمه ها صورت بگیرد. کوپنی شدن ارزاق عمومی و دفترچه ای شدن پارچه و لوازم خانگی و مصرفی و…. باعث شد که تغذیه روستائیان هم چون تغذیه شهرنشینان و البسه و اشیائشان شبیه خوراک و اسباب افراد طبقه متوسط شهری بشود. به قول سید مرتضی و به تقلید از هموطنان آذری « آما » روستائیان هرگز راضی نشدند و الآنهم راضی نیستند! زیرا تولیدشان ثابت مانده ولی مصرف و مخارجشان بطور نامعقول و بی تناسبی با تولید و درآمدشان زیاد شده است. نسل گذشته نیاز به تلویزیون رنگی و یخچال و ماهواره و لب تاب و گوشی هوشمند و کامپیوتر و ماشین لباسشویی و سرویسهای مختلف غذا پزی و غذاخوری و مبلمان و خودرو … نداشت، آما! الآن دارند و اگر هر یک از آنها را نداشته باشند احساس نداری و بیچارگی و بینوایی میکنند! اگر آن نیروهای انقلابی اصیل که بسیاری از آنها در حکومت پهلوی زندانی سیاسی و نسبتاً دارای دانش و آگاهی و کارآمدی بودند در مراکز قانونگذاری و اجرایی دولتی ماندگار میشدند و به مسئولیت و قدرت میرسیدند، بیگمان دهها راهکار خوب برای اصلاحات اجتماعی در شهر و روستا داشتند و میتوانستند با تصویب قوانین متناسب با توان و نیاز کشور و مطالعه و محاسبه شده و استفاده از دانش و تحولاتی که جهت تولید علمی کشاورزی و دامداری و ایجاد کارگاههای کوچک در کشورهای موفق و توسعه یافته ابداع شده و جامعه را« آپدیت » کردن، کاری بکنند که میان تولید و مصرف و درآمد و هزینه تناسب معقولی برقرار شود و اینگونه که الآن زندگی و تولید روستایی به بن بست رسیده و روستا جای پیر و پاتالها شده و حتی بندرت سگ و گربه هم در آنها پیدا میشود، نمیشد. آن نیروهای انقلابی یا طعمه توپ و خمپاره و گازهای کشنده جبهه ها شدند و یا به طناب دار سپرده و در خاورانهای با نام و بی نام گم گور شدند و یا به کشورهای دیگر فراری و پناهنده شدند و بجای آنها نوحه خوان و مصیبت سرا و مزدوران آدمکش و مطیع مطلق از سایر کشورها بویژه از عراق وارد و به آنها زبان فارسی آموزش و تابعیت ایرانی دادند و به فرماندهی و آقایی و سروری رساندند ! قوه قضائیه که در زمان حکومت پهلوی هم تا حدود زیادی در اختیار حضرات معممین بود، بطور مطلق به انحصارشان در آمد. با انحلال و الغای قانون اساسی مشروطیت تصویب قوانین هم بطور مطلق بدست آخوندها افتاد که بجز فقه و فتاوی فقهی و صیغه کردن و ذکر مصیبت در هیچ کاری هیچ سرشته و تخصصی نداشتند و هم اکنون خود به اصل مصیبت تبدیل شده اند . بتدریج آخوندها قوه مجریه هم به تملک مطلق خود در آوردند و اگر احیاناً رئیس جمهور ظاهراً آخوند نباشد ناچار است طوری مطیع و رام آنها و تابع فتاوی مرجع تقلیدش باشد که باید گفت صد رحمت به رئیس جمهور آخوند ! به این ترتیب گل به سبزه و سیاهه و رنگین کمانی آراسته گشت که کشور گل و بلبل به کشور خل و بنجل مبدل و نور علی نور علی نوری شد! بطوریکه همه هم اکنون از ثمراتش برخورداریم . به عنوان نمونه کار سواد آموزی حضرات به این صورت شد :
      دانشگاهها و مراکز آموزش عالی را تعطیل، و اساتید قابل و باسواد را حذف و تصفیه و دربدر کردند و در عوض به روضه خوان و نوحه خوان و زنجیر زن و رمال و جنگیر و دعا نویس و شمایل گردان و استخاره چی مقام آموزگاری و استادی داده و توسط نهضت سواد آموزی و بکار گیری آنها و دیپلمه ها و زیر دیپلمه های بیکار حزب الهی به پیرمردان و پیر زنان« آب ، آب ، بابا آب ! »و« آن مرد آمد، آن مرد با مصیبت آمد » و … یاد میدادند که چنان علومی حتی به درد قبرستانشان هم نمیخورد .

      آری اینچنین بود برادر !

       
  63. سلام و درود

    نقد و نگاهی به افکار و آثار دکتر شریعتی و عملکرد معترضینی که گرایش طبقاتی مشخصی ندارند و تنها در حصار اعتراضات خود بدون اهداف مشخصی سرگردانند !

    قسمت دوم ( پایان )

    درضمن چنین با تقوای مفروضی اغلب میوه و ثمره جامعه سالم و با تقوی است که روال و و سنت و شیوه اش اجرای عدالت و تقوای فردی و اجتماعی باشد . ( چنانچه در روستای مزینان سبزوار زادگاه دکتر شریعتی که جامعه ای روستایی و سنتی بود چنین بود و احتمالاً هنوز هم هست. چنان جوامعی ظرفیت بسیار محدودی برای کار نیک و بد در حد اجتماعی دارند. اما برای خودسازی فردی به شیوه سنتی و گزیدن زاویه انزوا بسیار مناسبند. اغلب عرفا در چنین جوّ و جامعه ای پرورش یافته اند. ) به این معنا که اجتماع سالم فرد و افراد سالم میسازد ولی فرد سالم قادر به ساخت اجتماع سالم نخواهد بود. ( البته این امر هم چون سایر امور مطلقِ مطلق نیست و پیامبران با آنکه در ابتدا تنهای تنها بوده اند توانسته اند کل جامعه را تحت تأثیر تعالیم خود قرار دهند. ) .بنا بر این همه چیز را به امام عادل موکول کردن خطای بزرگ تعالیم دکتر شریعتی بود.چنین امام عادلی هرگز در هیچ تاریخی بجز در ذهن افراد ایده آلیست و ذهن گرا وجود نداشته و در هیچ تاریخی اجرای عدالت اجتماعی کامل یا قابل قبولی هم توسط آنان صورت نگرفته است. ( با إنکه حکومت کوتاه امام علی ( ع ) جامعه ای مثالی و مورد حسرت دوستداران ایشانست اما هرگز عدالت ایشان بحدی نرسید که نیازمندان را به سطح توانگران برساند و آنان را از دریافت کمک بی نیاز کند.) اما در سایه پیشرفت صنعت و تکنیک چنین امکانی وجود دارد که در مرحله ای خاص بطور جبری اجتماع جز اجرای عدالت چاره ای نداشته باشد! تا کنون چنین رشد صنعتی و تکنولوژیکی ای هم پدید نیامده اما متفکرین و مصلحین و جامعه شناسان از کجا میدانند و با تکیه بر چه محاسباتی چنین ادعای بزرگی دارند؟ میدانیم که در قدیم میزان تولید کشاورزی و دامداری به اراده انسانها صورت نمیگرفت وهنوز هم تا حدودی صورت نمیگیرد زیرا ممکن بود که بذری افشانده شود ولی خشکسالی مانع به ثمر رسیدنش بشود!ممکن بود برخلاف تمام محاسبات نوعی بیماری بروز کند و نسل انواعی از دام و پرنده و گیاه رادر معرض نابودی قرار دهد، بنا بر این تولید کشاورزی و دامی هیچ حساب کتاب قابل اتکا و اطمینانی نداشت. اما تولید صنعتی اینطور نیست و مقدار تولید به اراده و خواست انسانها بستگی دارد و میتوان به دلخواه تولید و عرضه کرد ،پس میشد و میشود که بر اساس تولید صنعتی به محاسبات و تجزیه و تحلیل و پیش بینی و پیشگویی پرداخت.البته پیشبینیهایی که بر اساس آمار تولید صنعتی و عرضه و تقاضا صورت میگرفت و میگیرد همه درست در میآیند و باید هم درست در بیایند ! یکی از این پیش بینیها تحقق جامعه سوسیالیستی است که در مرحله ای خاص از تولید اجتماعی بطور جبری و ناگزیر اتفاق خواهد افتاد اما در تمام تعالیم دکتر شریعتی و گرایش عدالت طلبانه ایشان هیچ نام و نشانی از چنین نگرش علمی که بر اساس محاسبات اقتصادی باشد وجود ندارد ! بلکه ایشان عدالت و عادلان واقعی و فرضی را با عالیترین و زیباترین ادبیات و کلمات بشدت میستاید و خواننده را عاشق و شیفته عدالت اجتماعی و عادلان تاریخی میکند اما در تعالیمش هیچ راه کار علمی و عملی برای تاسیس چنین جامعه ای نیست و معلوم نیست که چگونه عدالت اجرا میشود ؟ و خواننده را سرانجام با مشتی پندار و احساسات شاعرانه هیجانی و به غلیان در آمده تنها میگذارد! خواننده به شدت تحریک میشود و میخواهد که کاری بکند اما نمیداند که دقیقاً چکار کند و از کجا آغاز کند ! این تعالیم منجر به جنبش و حرکت اجتماعی میشود اما این جنبش چیزیست شبیه به رقصیدن و همانطور که بر خلاف راه رفتن، هیچ کس قصد ندارد با رقصیدن به جایی برسد و فرضاً با رقص از نقطه a به نقطه b برسد بلکه هدف از رقصیدن خود رقصیدن است!! و در پایان رقصنده خسته و انرژیش تخلیه شده و به هیچ جایی هم نرسیده است ! در تعالیم دکتر شریعتی چون تعالیم تمام پندار گرایانی که آرزوهای خود را با واقعیات اشتباه میگیرند جنبش همه چیز و هدف هیچ است. آثار و کتابها و سخنرانیهای دکتر شریعتی در مسائل اجتماعی منجر به هدر رفتن انرژی و عمر و توان چندین نسل و تسلط صنفی مضر و به بباد رفتن تمام آمال و آرزوها و تلاش و کوشش و جهد و جهاد و فداکاری سوسیالیستها و عدالت طلبان راستین شد ! . جناب دکتر نوریزاد هم بدون آنکه قدرت و قوت و جاذبه و دانش و تجربه دکتر شریعتی را داشته باشد دارد به همان راه میرود.

    پایان .

     
    • آرتین ایران

      سلام بر شفیعی گرامی
      در متنی که زحمت ارسال ان را کشیده اید در مورد نقدی و نگاهی به شریعتی آنچه بیشتر به چشم می آید تمجید و تخطئه است تا نگرشی به آثار به جای مانده از شریعتی و به نقد کشیدن آنها یا تایید ایشان با مراجعه به این متون است.از سویی این نوشته در مجموع جمع نقیضین است که خود باید پاسخ دهید که چگونه آثار شریعتی مورد تحسین بود و در نهایت موجب بدبختی ملتی شد؟!!
      اما از نظر این نگارنده که با برخی از آثار او ارتباط دارم اگر بخواهم شریعتی را صرفا در یک کلمه توصیف کنم خواهم گفت روان پریش و اصولا یک روان پریش در جامعه ای مورد اقبال عمومی قرار می گیرد که خود دارای مشکلات حاد روانیست و قطعا نتیجه چنین اتحادی سقوط به دره فلاکت و بدبختی خواهد بود.امثال این افراد که نام امروری ایشان به نوعی با پوپولیسم عجین شده است در ایران ما به وفور بوده اند افرادی چون جلال آل احمد که از این قائده مستثنی نیست یا حتی در سطح جهانی بسیار نمونه دارند نظیر هیتلر،استالین و همین ترامپ خودمان.نگاهی گذرا به آثار شریعتی این گفتار را به اثبات می رساند.او در جایی به سراغ فاطمه می رود و از زنی که هیچ اثری در جامعه خود نداشته یک مثال بی بدیل می سازد(لطفا رگهای گردن به تکاپو نیفتند.به یاد دارم روزی در این سایت با مراجعه به اقوال جعفر ابن محمد گفتم او دانشی کمتر از یک دانش آموز دبیرستانی امروز داشته و به جای پاسخ یا ارائه کتاب یا نوشتاری از او که خلاف این را ثابت کند مشتی دشنام تحویل گرفته و در نهایت تکفیر شدم!!)سپس برای جلب افکار عده ای دیگر اسلام بی روحانیت را اختراع می کند و باز از شاخه ای به شاخه دیگر پریده شاهکار خود مبنی بر وجود امام که لازم الاطاعه است و امت که تنها وظیفه او اطاعت از امام برای رسیدن به سعادت!!است تحت عنوان تئوری امام و امت ارائه می دهد.او بدین هم بسنده نکرده بازگشت به خویشتن را می نویسد و در آن از عدم وجود خویشتنی در ایران می گوید و حتی سیاهان آفریقا یا سرخپوستان فلان قبیله را در این مورد برتر از ایرانیان می داند!!.شریعتی هیچگاه افکار منسجمی نداشت و صرفا با توجه به زمان خویش تئوری بافی می کرد برای همین هم امروزه نه از سوی مذهبیون به او وقعی نهاده می شود و نه جامعه تحصیل کرده امروزی پذیرای افکار پریشان اوست.
      پاینده و پیروز باشید

       
      • ذخیره:
        سلام و درود

        شریعتی ادبیات بسیار زیبا و معلومات فراوانی داشت. حاضر جوابی کم مانند و در تفهیم درسهایش بی رقیب بود. مردی شجاع و فداکار و بسیار پرخوان و زحمتکش و قانع و بی توجه به پست و مقام و ثروت بود.( اینها بخشی از فضایل فردی و قابل ستایش او بودند ) . اما از منظر اجتماعی همانطور که نوشته اید افکار و اهداف منسجم و مشخصی نداشت. او هم نظام سرمایه‌داری را رد میکرد و هم نظام سوسیالیستی را ! شریعتی موضع طبقاتی و جهت گیری روشنی نداشت. بعید میدانم هدفش حتی برای خودش هم مشخص بوده باشد! مالکیت دو شکل بیشتر ندارد و نمیتواند داشته باشد یا خصوصی است که در ادامه میشود سرمایه‌ داری و امپریالیستی، یا عمومی است و در ادامه میشود سوسیالیستی. شریعتی هر دو را رد میکرد بدون آنکه شق ثالثی پیشنهاد کند. او در این نقطه سر در گم بود و تا پایان عمرش هم بیهدف ماند. تعالیم شریعتی به رقصی پر شور و هیجان منجر میشد که در پایان افراد خسته و کوفته و مجروح و معلول میشدند و چند تن هم تلفات میدادند و باز هم سرجای خود بودند و تنها به دور خود گشته بودند ! براستی او جمع نقیضین و به تعریف شما که منهم موافقم با کمال تأسف روانپریش بود.( از نظر فردی، انسان و استادی قابل ستایش و از منظر اجتماعی انسانی سرگردان و روانپریش! ) تمام کسانیکه تکلیف خود را با سرمایه داری و سوسیالیسم روشن نمیکنند هم به نوعی آب در هاون میکوبند و روانپریشند. تا حالا چند بار به استاد نوریزاد تذکر داده ام که موضع طبقاتی روشنی در پیش بگیرد و بگوید که از منافع طبقه کارگر یا طبقه سرمایه دار حمایت میکند یا از منافع اقشار بینابینی؟ ولی میدانی که ایشان فعلاً در شکاف میان طبقات موضع روشنی ندارد و میخواهد همه را از خود راضی نگه دارد . این تیپ اشخاص( شریعتی و نوریزاد ) اگر به قدرت برسند و در قدرت بمانند مدام دستورات متناقض میدهند و جامعه را آشفته کرده و به گند میکشند.

         
  64. سلام و درود

    نقد و نگاهی به افکار و آثار دکتر شریعتی و عملکرد معترضینی که گرایش طبقاتی مشخصی ندارند و تنها در حصار اعتراضات خود بدون اهداف مشخصی سرگردانند !

    در تاریخ معاصر کشورمان و در شرایطی که رژیم وابسته به امپریالیسم شاهنشاهی ایران را به زباله دان و زائده نظام سرمایه داری تبدیل کرده بود و علیرغم زرق و برقی و رونق و رفاهی که در سالهای فرجامین نظام شاهنشاهی ناشی از جهش قیمت نفت بر اثر اختلافات اعراب و اسرائیل بطور موقت حاصل شده بود و دولت شاهنشاهی از شیر مرغ گرفته تا جان آدمیزاد را وارد میکرد جامعه ایران دچار ایست و سکوت مرگ آوری شده بود. طبقه سرمایه دار و خورده بورژوا ضمن واسطه گری واردات کالاهای غربی، بویژه محصولات استراتژیک کشاورزی و خوراکی از قبیل گندم و برنج ارزان و با کیفیت آمریکایی و لبنیات هلندی و دانمارکی و گوشت نیوزلندی و برزیلی در مدتی کوتاه کشاورزی و دامداری ایران را تا لبه نابودی کامل برد و سبب کوچ روستائیان به حاشیه شهرها و رواج و توسعه حلبی آبادها گردید. هیئت حاکمه و طبقه حاکم و اقشار نزدیک به آنها با مصرف به شیوه غربی و پوشیدن و پیروی از مدهای غربی به تقلیدی مهوع از غرب روی آورده بودند. روشنفکران چپ که نمایندگان واقعی قشر تحصیل کرده بودند با توده مردم که اکثریتشان تابع ادیان و مذاهب موروثی خود بودند زبان مشترکی نداشتند و توده مردم از فهم ادبیات و افکار آنها عاجز بودند. در جامعه ای که اکثریت آن مسلمان و پیرو مذهب شیعه بودند، زنده یاد دکتر شریعتی به عنوان واکنش قشر اندک و کم جمعیت روشنفکران مذهبی از متن جامعه مذهبی تحصیل کردگان غیر چپ ایران به آنهمه تقلید و ابتذال و تصنعی بودن واکنش نشان داد و ظهور کرد.
    بیگمان دکتر شریعتی نقشی بی بدیل در خرافه زدایی از دین و بویژه از مذهب شیعه و قرائتی نوین از مفاهیم دینی و مذهبی، و در گشایش معانی از شعائر و مناسک و اعمال مذهبی بیانی شعر گونه و تا حد اعجاز داشت.انگار فرهنگ و اصطلاحات و واژگان مذهبی در تعریف دکتر شریعتی معانی دیگری دارند بگونه ای که حتی اشخاص لا دین و لا مذهب را هم به کرنش و ستایش خود وادار میکند . نقش دکتر شریعتی و افکار او در حرکت مردم و وقوع آنچه انقلاب اسلامی نامیده میشود بیمانند و انکار ناپذیر است .
    چون دکتر شریعتی با بیان و ادبیاتی مؤثر همزمان به جامعه و فرهنگ قدیم و جدید معترض بود و آنها را به نقد میکشید در تربیت نسلی از معترضین که بساط نظام شاهنشاهی را در هم پیچید نقش اصلی و اساسی را داشت. واقعیت اینست که سخنرانیها و کتابهای دکتر شریعتی تآثیر و نقشی اساسی در خیزش اعتراضی مردم داشتند . اما چون چشم جامعه بیشتر به ایشان دوخته شده بود با مرگ مشکوک او ابتدا نظر و نگاهها متوقف و سپس در کجراهه ای بسوی روحانیت منحرف شد و در ادامه به مصیبت تلخ و دردناک سلطه و حاکمیت روحانیت منجر شد. دکتر شریعتی ناخواسته انرژی پتانسیل و انباشته شده چندین نسل از ایرانیان را تحریک، بیدار و به استخدام آخوندها در آورد و چون از ابتدا هیچ هدف روشن و قابل اجرایی نداشت، و با آنکه خود کتابی تحت عنوان « جهت گیری طبقاتی اسلام » نوشت و تدریس کرد و بخوبی خود به ارزش بنیادین جهتگیری طبقاتی پی برده بود، عمرش کفاف نداد و در عمل جریاناتی که با او همراه شدند، برای آنکه به کمونیست بودن متهم نشوند به پوپولیسمی منحط گرائیدند و جهتگیری طبقاتی را از یاد بردند و با نداشتن چشم انداز و هدفی جهت آینده، هدف خود را در گذشته های دور و رجعت به گذشته در نظر گرفتند و سیری مرتجعانه و قهقرایی در پیش گرفتند . کار نا تمام دکتر شریعتی باعث شد، نیروی چندین نسل از انقلابیون و روشنفکران ایران به هدر رود و در نهایت هم خود را خنثی کرده و هم صنفی زائد و خرافه ساز و اباطیل پرداز را به حکومت و سلطنت و سروری برساند که این صنف مطلقاً در هیچ زمینه ای هیچ نقشی در تولید و تجارت و فعالیتهای مفید اجتماعی نداشته و در اموری که به حیات اجتماعی و کار و تولید مربوط میشود هیچ نقش و استعداد و توانی، جز ضرر و زبان و رواج خرافات و افکار خام و غیر علمی و مضر به حال اجتماع چیزی برای عرضه نداشت و ندارد در ادامه با از دم تیغ گذراندن روشنفکران، حتی شاگردان و پیروان دکتر شریعتی بتدریج موجودیت مذهب را هم در لبه پرتگاه نابودی قرار داده است بطوریکه مذهب و جامعه دینی سنتی هیچ راه نجاتی بجز مرگ محتوم ندارد ! یکی از معایب بزرگ مذهبیهای متعصب اینست که در مسائل اجتماعی به دنبال فردی معصوم و عاری از گناه و خطا میگردند و به تقوای فردی بیش از حد بها میدهند.تردیدی نیست که تقوای فردی نقش ارزنده ای در پارسایی فردی و اجتماعی دارد اما دارای چند نقطه ضعف اساسی نیز هست! اولاً یافتن چنین فردی که دارای وسوسه های نفسانی نباشد و وابستگی طبقاتی و نژادی و خانوادگی و تعصبات مذهبی خنثایی داشته باشد محال است. ثانیاً ممکن است هر لحظه شخص تحت تآثیر خواهشهای نفسانی قرار گیرد و تقوا را زیر پا بگذارد و مرتکب بدترین جنایات شود ( در انقلاب کبیر فرانسه نیز ماکسیمیلین روبسپیر از این قماش آدمهای با تقوا بود که تقوای فردی را با تقوای اجتماعی اشتباه گرفت و مرتکب چنان جنایات و آدمکشیهایی شد که فرصت تدفین اجسادشان نبود و رود سن ژرمن سرشار از نعش قربانیان شد بطوریکه خوردن ماهی های رود سن ژرمن به مثابه خوردن گوشت انسان تلقی و تا مدتها ممنوع کردند. ( به کتاب « روبسپیر » اثر رومن رولان با ترجمه م. ا. به آذین مراجعه فرمایید .) تکیه کردن به شخص ماهیتاً با پادشاهیهای مستبد قبل از مشروطیت یکیست ولو آنکه شخص دمکرات ترین شخص جامعه باشد. ممکن است شخص بیمار شود و همانطور که سلامت جسمش زائل میشود سلامت عقلش هم به خطر بیفتد،ممکن است شخص با تقوا مرتکب خطا شود یعنی خسارت و خطایش از روی دلسوزی باشد و در عمل زیانهای هنگفتی به اجتماع وارد کند. ، ممکن است شخص بمیرد .

    ادامه دارد.

     
  65. درود
    در مورد نابرابری و تبعیض بارها نوشته شده که در قران نه زن با مرد برابر است و نه بردگی رد می شود. رفتار با کنیزان و جزیه دادن غیرمسلمانان چیزی جز تبعیض نبوده و نیست و این در حالی است که مومن جدا شده و مقامی بالاتر می گیرد گویی دیگر ادیان مومن نداشته و تنها مسلمان مومن اند. تناقضات بسیار هستند و نتیجه را در حکومتهای اسلامی ما شاهدیم. از کوزه همان برون طراود که دراوست.بدین خاطر تکرار تاریخ تکرار حماقتتهای بشری است وگرنه هیچ دانشی و تکاملی قابل بازگشت نیست.

    و در مورد حکومتیان دزد که از سرو کول هم با دروغ بالا می روند باید گفت:
    تمام تلاشهایتان بعد از مرگ سهراب است.
    سهراب همان امید و آرزوی ملت ایران بود کهدر زندانها وجبهه ها بادروغهایتان نابود کردید ودیگر بازگرداندنی نیست.
    ملت ایران تنها یک چاره دارند ،باید باهم متحد شده و اوباشان را سرجایشان بنشانند. دستهای هر یک از حکومتیان آغشته به خون دیگران است و هیچکدام به آسانی کنار نخواند رفت.
    چاره ملت بپا خاستن و براندازی وقیحان است.

     
  66. آخوند بجز دری وری گفتن چیز دیگری بلد نیست .

    https://www.youtube.com/watch?v=13-D2TGIMKA

     
  67. با سلام

    نادانی‌ مرگبار

    حیات وحش آموزگار بی‌ نظییریست، خصوصاً برای آنها که فاقد خرد لازمند، دیدن این ویدئو کلیپ کوتاه از مناقشه دو آهوی شاخ در شاخ شده، آهوان تماشاچی دور از میدان و گریز به موقع آنها از مهلکه و از زیر دندان و چنگال جان بدر بردن یکی‌ از دو آهوی درگیر و سرانجام قربانی شدن آهوی نگونبختی که در چنگال شیر درنده گرفتار شد؛ چشم بستن بر دشمن اصلی‌ و با رقیب فرعی گلاویز شدن.

    درسهایی در این فرایند سرنوشت ساز و خطیر تنازع بقای حیات هست که در صدها کتاب سیاسی به این روشنی توضیح داده نمیشه.

    البته در عالم و حیات بشر، بسیاری روبه صفتان هستند که تشویق به مناقشه و درگیری مخالفان میکنند، منتظرند که این وقایع پیش آید و سپس با دست افشانی در پیشخدمتی شیر شادمانی کنند، که شاید تکه استخوانی بابت این خوش رقصی برای آنها پرتاب کند.

    https://dms.licdn.com/playback/C4D05AQGNFSaNiarSVA/b586c989a1e3411b81f28668d62fff6d/feedshare-mp4_3300-captions-thumbnails/1507940147251-drlcss?e=1562331600&v=beta&t=DsOFoVaMdMMa3T4MkEwssUc-EvL7BNv3neA1_uEuShQ

     
  68. بهینه یاران جان درود

    آخر الدوالکی(بخوانید آخرین افاضات)

    آورده اند چوپانی را سودای سلطنت بود ومال وفهم هیچش نبود.پیر زنی متمول بفریفت

    که جوانی دهم و ارث یتیمانت برم.بکرد و بکرد تا به پیری و پیزوری رسید و نیم سلطه ای

    باچندین زوجه جوان. عظیم غمی خوردی که خویش نا توان و زنان جوانش خریدارانه بر جوانان

    همی نگریستند.پس استغاثه همی کرد کی بپوشانید آنچه حق جوانان است و پیران

    برآن چنبره دارند. عاقبت کار بدان جای رساندی که بعد من متعلقاتم را هیچ کس انکحته

    نکند که مادران شمایند .ظریفی گفت هر زنی مادر وخواهر ودخت کسی است یا کل

    انکحته را تعطیل کنید یا بگویید که اسرار مرا پس از من کسی آگاه نگردد حتا برجنازه ام

    جز فلانی کو همه اسرار میداند کسی نظر نکند چه جعفرییل فن ختنه ندانس…

     
    • بی سواد جان ؛ اینکه راویان اخبار و ناقلان اثار و طوطیان شیرین شکر شیرین گفتار حدیت ها و روایات متواتر در بحاالانوار ها اورده اند که چوپانک را در اخر عمری قدرت جماع ۴۰ جوان صفر کیلومتر را دارا بوده ؛ به منظور ماله کشی و پوشاندن اصل قضیه بوده است ؟؟

       
  69. حاج عباس/* گروگان گیر آمده گفته با آمریکا نباید مذاکره کرد. حاج سعید کله سنگی گروگانگیر مادر کمیته ای ملت رو از تجزیه ایران میترسونه. به این میگن آب در سولاخ مورچها افتادن.

     
  70. اخبار: نفتکش ایران در راه به سوریه توسط دولت جبل‌الطارق توقیف شد.
    مش قاسم: به این میگن یه تلنگر خیلی خیلی کوچیک (البته به زبون اسلامیچیا بهش میگن تو دهنی یا سیلی) به دست کجه (منظورم فیزیکی نیست) و هار و پورتهایی که میکنه. در ضمن، اون کشتی نیروی دریایی برادران قاچاقچی که قرار بود به سواحل آمریکا بره کجاست؟

     
  71. جان جانان نوریزاده دلبند درود

    پیشنهاد می شود تا دو سه جمله با سقف سد کاراکتر را که اشاره

    به اوضاع و اخبار روز به ویژه اگر طنز باشد را اجازه فرمایید البته قبلن

    به روشنی به اطلاع برسانید که سو استفاده نشود .میدانم ارزشش را

    میدانیدچرا که خود هنرمندید. سپاسمندم.

     
  72. بهین یاران جان درود

    سر آبدارکل ج ا (همون حسن کلید) فرمودند:اینتسکس بی فایده است ” اما

    نگفتند غنی سازی وچرخه کامل هسته ای البته بدون ارشاره به هزینه ها و ضایعات

    اتمی برای مردم ایران چه فایده ای داره .بقول آبادانی های گل (عامو جان تهدید

    دنیا خیلی وقته بی فایده تره .اسراییلو گفته ده ملیارد میدوم ایران از ان پی تی و

    همه چیز خارج شه تا یک هف هش تا از ای بمبای اتمی تاریخ گذشته مو حواله

    قم واراک ونطنزو اینا کنوم تا حق مسلمشونو کف دساشو ببینن عامو.ای چه حالی

    میده لشه آخوند جم کنی تپه تپه..مابقی هم عقیم بشن با چهارتا عقدی چهل تا صیغه

     
  73. سید مرتضی
    6:46 ب.ظ / جولای 1, 2019

    از صفحه مندرس شده قبل!
    —————————–

    ساسانم
    12:52 ق.ظ / جولای 1, 2019

    به نظر شما پوپولیست کیست؟ کارش چیست؟ سخنانش چه تاثیری بر جامعه دارد؟ چگونه او را میتوان شناخت؟ چگونه میتوان او را رسوا کرد؟ با او چگونه باید برخورد کرد؟

    ===
    به نظر شما پوپولیست کیست؟!

    بنظر من،ساسانم یعنی پوپولیست یا بعبارتی پوپولیست یعنی ساسانم!فرق نمی کند!

    —–
    کارش چیست؟

    کارش اینجا علی الظاهر سخنگوئی وزارت خارجه امریکا و تئوریزه کردن حضور فرماندار نظامی امریکا در ایران بعد از تسلّط خیالی نظامی امریکا بر ایرانه!ولی البته برخی نظرشون اینه که ایشون اهل بخیه تشریف دارند یعنی احتمالا بنگاه معاملات ملکی در ایران یا اونور آبها دارند!

    ——-
    سخنانش چه تاثیری بر جامعه دارد؟

    تقریبا “هیچ”! البته سخنان تکراری او که در این سایت گاهی با اولدورم بولدورم و گاهی با وعده وعید همره بوده تاثیر خاصی بر جامعه ایران نداره درست مثل بیانیه های 14 نفرانه نوریزادیه با سلفی بگیران همیشگی!

    —–
    چگونه او را میتوان شناخت؟

    ساسانم بعنوان اسپوکس من وزارت خارجه امریکا و تئوریسین تسلط نظامی امریکا بر ایران و احتمالا داشتن بنگاه معاملات ملکی!،معرّف حضور همه هست و نیازی به زحمت شناختن یا شناساندن او نیست!

    —–
    چگونه میتوان او را رسوا کرد؟

    کافی است با سرچ کردن کلمه ساسان یا ساسانم در کادر سرچینگ سایت نوریزاد نوشته های خائنانه او در دفاع از امپریالیسم امریکا و نظام استبداد شاهنشاهی را،بدست آورده و در معرض دید اهالی سایت (از جمله نوپای جدید سایت امیر حسین رضی موسوم به بریده بریده نفس نفس!) قرار داد!

    —–
    با او چگونه باید برخورد کرد؟

    نباید برخورد خاصی با او کرد چون گناه دارد! باید به او فرصت ری استارت و بازنگری در دگماتیسم نقابدار وی داد تا شاید بتواند از حال و هوای عشق به “جقّه همایونی”خارج شده و واقعیت های تاریخی و گذشت زمان و آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت و گذار مردم ایران از جقّه های همایونی خارج شده و به رای جمهور مردم ایران یعنی جمهوری اسلامی گردن نهد و مثل نوریزاد با بیانیه های 14 نفرانه در عالم خیال سیر نکند.البته نیازی به برخورد خاصی با او در این سایت نیست،همینکه دیگر نای نوشتن چیزی ندارد و اگر هم چیزکی بنویسد چند نفر از جمله من به نوشته های شاهدوستانه او گلاب می پاشند کفایت می کند.ضمنا او اگر خارج از ایران است و مرتکب جرم و جنایتی نشده باشد می تواند مثل یک ایرانی معمولی در ایران زندگی کند و دیگر گنده تر از دهانش چیزی نگوید!

    ———————————————————————————————————

    سلام سید مرتضی تو و حکومت آخوندی خودتون رسوای عالم هستید و دیگه نمیخواد به دنبال رسوا کردن کس دیگری باشی خیلی واقعا پر رو و /////////////////////////////////// هستید شما آخوند های … از رو هم نمیرید گند زدید به مملکت رفتید و حالا اومدید طلبکار هم هستید واقعا من///////////////// تر از شما هیچ جای دنیا ندیدم /////////////////////////////////////////// داره به شما وطن فروش هاش های ////////////////// تشنه به خون ایران و هویت و مردم ایران من بعد از اعتراضات 96 و وقتی با چشم های خودم وحشی گری های شما جلادان را دیدم قسم خوردم ریشه شما جنایتکاران را بکنم مگه من کور بودم و ندیدم با شلنگ و … شما//////////////////////////// مثل … افتاده بودید به جون اونایی که بازداشت شده بودند و به شدیترین شکل ممکن میزدیدشون و برای اینکه برای حق خواهی به خیابان ها آمده بودند به شدید ترین شکل ممکن سرکوب کردید من کارت بسیج خودم رو سوزاندم و کاملا پشت کردم به حکومت /////////////////// آخوندی و در اعتراضات شرکت کردم لعنت ////////////////////// بهتون که هیچ چیزی از انسانیت در وجود شما نیست من تا حالا اگر چیزی نگفتم از روی صبر بود و تحمل کردم ببینم و با خودم گفتم یه ذره غیرت در وجودت هست بیای یه عذر خواهی کوچک و مختصر بکنی دیدم نه تازه پر رو تر و فحاش تر هم شدی زمان آگاهی و روشنفکری من از اون موقع شروع شد و این رو بدون بعد از سرنگونی حکومت///////////////// آخوندی هرجا باشی پیدات خواهم کرد و در دادگاه محاکمت از نزدیک به عنوان شاهد سرکوب و شکنجه حضور خواهم یافت به امید آبادی و آزادی ایران

     
  74. سلام آقای نورزی زاد عزیز تقریبا اکثر دوستان با نظر من موافت کردند و درخواستی داشتم اگر میشه در کنار بحث های خرافه های حکومت آخوندی درباره اخبار و … و تحلیل و برسی آن ها مانند احتمال حمله آمریکا و … بزارید به امید آبادی و آزادی ایران

     
  75. سلام آقای نوری زاد عزیز این سید مرتضی سایت حد خودش رو رد کرده و حرف هاش شده فقط زدن حرف های زشت و تهمت زدن مثل من که … میزارم میاد بهم میگه … و در حالی که منظور من چیز دیگری است و خوب معلومه چرا این کار ها رو میکنه ولی من صبور تر از شما ندیدم که تونستید این تشنه به خون و هویت ایران را این همه سال تحمل کنید و بهش چیزی نگید ولی برای ما غیر قابل تحمل است رفتار های ایشان من بار ها سعی کردم بهش راهنمایی کنم که کار ها و … که داری میکنی اشتباه است ولی فایده نداشته و مطمئن هستم که روزی به عقل میاد و تا اون روز خیلی سخت است تحمل این رفتار ها برای ما کاربران این سایت و میدانم که برای آزادی بیان نظر هایش را منتشر می کنید ولی زیاد از حد آن طرف را پر رو می کند مثل این که بعد از چند سال که بهش آزادی کامل دادید انقدر … شده که دیگر شروع به زدن حرف های بی شرمانه کرده میدانم شما بار ها باهاش حرف زده اید و بهش تذکر داده اید ولی درخواست دارم تذکری بهش بدید و اگر دوباره کار هایش را ادامه داد کامنت هایش را منتشر نکنید

     
  76. سید مرتضیا و شرکا

    کاسبی شورای نگهبان با نظارت استصوابی

    محمود صادقی
    (نماینده مجلس) در گفتگو با موج،
    جزئیات جدیدی از این موضوع بیان کرد و گفت:
    پیش از طرح موضوع به صورت علنی، آنرا بصورت حضوری و مستقیم و حتی بصورت غیرمستقیم با آقای کدخدایی در میان گذاشته بودم، و امید داشتم که به موضوع رسیدگی شود.

    این افراد می‌گفتند که ما رد صلاحیت شدیم،
    و بعد تماس‌هایی با ما می‌گرفتند و درخواست‌ها و پیشنهادهایی برای تایید صلاحیت مطرح می‌کردند.

    امروز برای اولین بار می‌خواهم اعلام کنم که
    حتی عده‌ای از این افراد می‌گفتند که ما را حضوری
    دعوت می‌کردند و بصورت حضوری به ما این پیشنهادها را می‌دادند. یکی از جاهایی که این افراد را دعوت می‌کردند خیلی معروف است. آنها را به مسجد سیدعزیزالله در بازار تهران دعوت می‌کردند.

    من پنج نفر را به عنوان شاهد
    به هیات نظارت بر رفتار نمایندگان معرفی کردم.
    یکی از شهود می‌گفت که از من یکصد میلیون تومان
    برای تایید صلاحیت خواستند. دیگری می‌گفت ابتدا به من پیشنهاد دو میلیارد تومانی دادند، اما بعد به پانصد میلیون تومان راضی شدند. یک‌نفر دیگر هم می‌گفت که مرا به مسجد سیدعزیزالله دعوت کردند و به من پیشنهاد سیصد میلیون تومانی دادند تا تایید شوم.

     
  77. ( تا قوانین اینجا عوض نشد از فرصت استفاده کنم و یکی از کوپن های کپی-پیست را زنده کنم٬ البته با اجازه صاحب خانه)

    مسعود نقره کار
    1
    نقش مؤثر اپوزیسیون خارج ازکشوردرمبارزه علیه حکومت اسلامی نقشی روشن است. فقط به سه نمونه اشاره می کنم:
    1- روشنگری دربارۀ ماهیتِ، افکارورفتار جنایتکارانه حکومت اسلامی
    2- پشتیبانی وتقویت اپوزیسیون داخل کشورو بازتاباندن خواست های آنان در سطح جهانی
    3- ایده و گفتمان سازی در راستای شکل گیری جایگزینی ملی، دموکراتیک و سکولار در داخل کشور.
    بخشی ازاپوزیسیون تحت تاثیرمحیط زندگی ونیزدریافت شناخت بیشتری از ضعف خویش، با روی آوردن به آموزش، تربیت و پرورش خود در راستای فهم وکاربرد آزاداندیشی و دموکراسی گام هائی مثبت برداشته است. این گام ها درمیزان اثربخشی اپوزیسیون درمبارزه با حکومت اسلامی مؤثربوده اند.
    2
    اپوزیسیون خارج از کشورعلیرغم نقش مؤثرش در مبارزه علیه حکومت اسلامی اما نتیجه چهاردهه تلاش اش برای غلبه بر پراکندگی و شکل دهی حتی یک تشکل دموکراتیک فراگیر یا ائتلافی (اتحاد و وحدت پیشکش ) از نیروهای متنوع حول خواست هائی مشترک، سنجاق شدن کارنامۀ رفوزگی برسینه دارد. دلیل ناتوانی دراین عرصه روشن است. اگرپاره ای ازعوامل فرهنگی، اخلاقی، اجتماعی و سیاسی را کناربگذاریم، بیش ازهرچیزمشکلات شخصیتی و روانی و رفتاری بسیاری از رهبران و چهره های سیاسی و فرهنگی گروه های اپوزیسیون را می باید عامل اصلی این ناتوانی و ضعف دید. اینان عامل درماندگی، به ویژه درشرایط حاضرند. نگاهی به سخنان و رفتار برخی از این خود رهبر پندارها تردیدی برجای نمی گذارد که در این چهل سال رشدی کیفی درعرصه همکاری و همگرائی در کار نبوده و اپوزیسیون علیرغم پاره ای تلاش های مؤثر و مثبت، که شرچشمه بیشترین آن ها خود انگیحته و ازبدنۀ اپوزیسیون برخاسته است، درسایه رهبری و زعامت این حضرات کودکی چهل ساله مانده است. گیرهای شخصیتیِ خود شیفتگی، خودخواهی، خودمحوری، خود رهبرپنداری و فرقه گرائی و انواع توهم های ریز و درشت، دورافتادگی طولانی از بستراصلی مبارزه، خلاصه کردن مبارزه درسالن ها، محفل ها، کنفرانس ها و اتاقک های رادیو تلویزیونی پرت افتاده ازصحنه واقعی و اصلی، کاررا به جائی کشانده که این عزیزان حتی آزادیخواهان داخل کشور، آزادیخواهانی که شعارسرنگونی حکومت اسلامی سر داده اند و خواست های مردمی و دموکراتیک را درچنگال خونین آخوندیسم فریاد می کنند را نه فقط با تفرعنی ناباورانه قبول نداشته باشند بلکه در راستای تضعیف آنان نیزاقدام کنند.
    3
    آری، عامل اصلی ضعف ها و لغزش ها، و وجود پراکندگی و بی راهه رفتن بخشی از اپوزیسیون در خارج از کشور گرفتاری های شخصیتی، روانی و رفتاری اکثر خود رهبرپنداران است. بدخیمی به حدی ست که برخی از این حضرات با ژست ریاست جمهوری ها، و البته خیلی با مزه و خنده دار، ازاینجا برای ارتش وسپاه و مردم فرمان صادر می کنند، و به آن ها دستور می دهند که چنین و چنان کنند، و آنان را سرزنش می کنند که چرا به کف خیابان ها نمی ریزند!…و این درحالی ست که جمع های سی چهل نفره این عزیزان “چهل تکه ” اند ودرهمین خارج کشورجرات، وقت و حوصله به کف خیابان آمدن را ندارند.!
    اما، اما، اما، شادا ! مبارزه در داخل کشوررو به سوی ارتقا و گسترش دارد، و بی نیازبه مجوزما ازدل بیانیه های سیاسی و جنبش های صنفی ومدنی، جنبشی سیاسی وجایگزین و آلترناتیوی کارساز سربرخواهد افراشت، و از میان همین “گمنامان جوان و یک لا قبا”، رهبرانی لایق و شایسته سرفرازخواهند کرد و دودمان و طومار ننگین وچرکین حکومت اسلامی درهم خواهند پیچید.

     
  78. سلام بر نوریزاد گرامی
    در بیش لز سه سالی که در این سایت مهمان شما بودم در ابتدای ورود بنا بر سنت مالوف زندگانی خود بیشتر شنونده بودم تا گوینده.در ادامه برخی کاربران با چالشهای خود این نگارنده را مجبور به سنت شکنی کرده نوشتار بیشتری به طبع رساندم و این اواخر باز تصمیم بر آن گرفتم که کم نویسی پیشه کرده در هر پست حداکثر دو تا سه کامنت به رسم رفاقت این چندساله به عنوان به جای آوردن ادب دیدار تقدیم حضورتان کردم و همواره شما را محق می دانستم که به عنوان مدیر سایت ترسیم کننده سیاست اداره این مکان باشید.حال که تصمیم شما دوست گرامی بر این قرار گرفته که ورودکنندگان این مکان صرفا حول و حوش مطالبی که شما مایل به نگارش آن هستید بنویسند این نگارنده که همواره علی رغم علاقه قلبی به جنابعالی از منتقدتن مشفق شما بودم عارض می گردم که این سیاست را حق شما دانسته ولی از نظر خود شایسته این مکان نمی دانم.لذا با آرزوی سلامت و موفقیت برای شما اعلام می دارم بازهم به سیاق گذشته صرفا شنونده بوده و زمان ۳۰ دقیقه ای که از خود بصورت روزانه صرف این مکان می کردم به ۱۰ دقیقه تقلیل خواهم داد.اگر صحبتی داشتم حول و حوش مطالب مورد علاقه شما که باز رسم رفاقت این چندساله را به جای می آورم و در غیر اینصورت تنها شنونده خواهم بود.امیدوارم من بعد شاهد نوشتار قابل توجهی که در این چندسال هر روز کمتر از روز قبل شد باشیم.
    موفق و پایدار باشید

    ————-

    سپاس و درود آرتین گرامی
    من خود رنج می برم برای این محدودیتی که ناگزیر به اجرایش هستم. بله این محدودیت، قلم برخی از دوستان آزاد نویس را از تحرک باز می دارد. اما خودتان را بجای من بگذارید و با نگاهی به ریخت سایت، ببینید چه چیزی از یک انبار کم دارد؟ همین که خواننده ی مطالب من و دوستان خود هستید و همین که سری به این سایت می زنید، خودش برای همچو منی موجب امتنان است.
    سپاس

    .

     
  79. خبر آمد که دیه مرد و زن برابر شد
    قانونا
    اما
    ديه زن و مرد با هم برابر نشده
    بلكه مقرر شده مابه تفاوت از بيت المال پرداخت شود
    يعني از جيب بيت المال
    يعني اگر يك زن به قتل برسد، قاتل مرد هم چنان نصف #ديه را مي دهد و نيم ديگر را همه مردم ايران!
    کلاه شرعی در عصر اتم
    مسخره کردن شعور مردم
    مسخره کردن حضرت شعور

     
  80. ناشناس
    7:06 ب.ظ / جولای 3, 2019

    منظور حاجی واضح بود امیر حسین , گفت دهنت رو ببند امیر حسین و لاف نیا این قدر ! وقت شکار تو هم///////////// میگیره و بهانه داری برای قایم شدن تو پستو !!!

    ——————————————————————-

    سلام دوست عزیز از حرفایی که زدید درباره من بگذریم و اصلا هم واسم مهم نیست من هیچ وقت حرف الکی نزدم و همیشه به حرفم عمل کرده ام من کار هایی بسیاری انجام داده ام ولی الان به دلیل مشکلات زندگی فعلا نمیتونم من در تظاهرات سال 96 شرکت داشتم و مورد ضرب و شتم شدید نیروهای سرکوبگر قرار گرفتم و کار های بسیاری مانند زدن پوستر به دیوار ها شعار نویسی و … به امید آبادی و آزادی ایران

     
  81. اگه نقل قول های آمورتی ا علم نبود هنو گمون میکردم ممرضا شاه یه خائن بود اما حالا پی بردم یه پا میهن پرست بود اونم با چه غیرتی روحش شاد که البته هس و اینو محضرین ارواح مکرر تجربه کردن

     
    • تو اگه از اون خاطرات میهن پرست بودن شاه رو کشف کردی که وضعت باید خیلی خراب باشه داداش . معلومه که اصلا نمیدونی میهن پرستی چیه !!!

       
      • امامتون نسل سوم یه سیک خادم کنسولگری انگلیس و به گواه کتاب پول خون اری بن مناشه متصل به موساد جانشیننش رفیق خامنوف شاگرد مکتب ک جی بی به گواه کتاب رفیق آیت الله و ممرضا شاه دشمن روس و انگلیس و امریکا به گواه نقل قول های آمورتی ا اسدالله علم، حالا یه نگا به /////////////// حوزویت بنداز وببین که وضع تو خرابه اونم چه جور نکنه تو هم تو حمام منصوری مشد کار کردی

         
  82. سلام و درود

    بدرستی نمیدانم نوشته زیر در تعریف کفر و کافر از کیست؟ ولی به نظرم میرسد که تعریف نسبتاً درستی از کفر و کافر و قضاوت خوبی در مورد نیچه و مارکس دارد. همچنین دکتر سروش در یکی از کتابهایش که متأسفانه اسم کتاب فراموشم شده بدرستی بین کافر فقهی و اصطلاحی با کافر حقیقی که منکر حق روشن و بدیهیات است و حضرت مولانا به آنها نام« جحود » داده است فرقی ماهوی قائل است. در هر صورت به نظر میرسد که فقه و فقیهان با غصب قدرت سیاسی و در سایه اسلحه و انفرادی و آزادی و آزاده کشی واژگان و فرهنگ دینی را هم غصب کرده و به استخدام خود در آورده اند. این بر روشنفکران بی تعصب است که فریب این فرهنگ دزدی را نخورند و خارج از حب و بغض و منافع مادی و اعتبار اجتماعی دروغین فقیهان عبوس، که مقلدین بیشعور به آنها داده اند، خود به باز فهم و باز ترجمه اصطلاحاتی که همه فکر میکنند معانیشان را میدانند ولی با اندک تحقیق و مطالعه معلوم میشود که تا چه حد از اصل موضوع پرت و گمراهند بپردازند. نتیجه چنین تحقیقی هر چه باشد چون متکی بر علم و آگاهی است امری مبارک است و یک کافر فقهی دانشمند بیشتر از هزاران مؤمن خشک مغز مقلد می ارزد.

    اصل نوشته :

    « کفر چیست و کافر کیست؟

    کفر پوشاندن حق است اما اگر کسی حقی را پوشاند، بلافاصله کافر نمی شود بلکه ترازوی اعمال نیکش سبک می شود (خفت موازینه) اگر کسی هم از حقی دفاع کرد به صرف آن، مومن نمی شود بلکه ترازوی اعمال نیکش سنگین تر می شود. (ثقلت موازینه). داوری نهایی به برآیند اعمال نیک و بد و رویکرد حق مدار یا ناحق مدار شخص، بر می گردد. بنابراین نه می توان از مومن بودن قاطع همه مسلمانان سخن گفت نه از کافر بودن همه غیر مسلمانان. وفق وعدة راستین خداوند مثقالٌ ذره ای از اعمال نیک و بد هر انسانی در قیامت محاسبه می شود و پاداش و مجازات می یابد. در واقع ایمان و کفر نسبی و تجمیعی است. کافر و مسلم مطلق هم نداریم. به همین علت کفر و ایمان پیش از آن که صفت اشخاص باشند، صفت اعمالشان هستند. پس بهتر است “کفروا” را ترجمه کنیم به “کفر ورزیدند” و “آمنوا” را هم ترجمه کنیم به “ایمان ورزیدند.” چنان که “یعقلون” هم یعنی عقل ورزیدند یا از عقلشان استفاده کردند نه این که عاقل هستند . “لایعقلون” هم یعنی عقل ورزی نکردند نه این که عقل نداشتند. چرا که عقل در همه هست؛ اما عده ای از عقل خدادادشان استفاده نمی کنند.

    به همین دلیل اقبال لاهوری حتی قلب نیچه و مارکس را مومن و ذهن و زبانشان را کافر می داند:

    اقبال لاهوری در بارة نیچه می گوید که دستش به خون مسیحیت آغشته است:

    نیشتر اندر دل مغرب فشرد
    دستش از خونِ چلیپا احمر است

    آن که بر طرح حرم بتخانه ساخت
    قلب او مؤمن، دماغش کافر است

     

    و راجع به مارکس می گوید که حق و باطل را به هم آمیخته است:

    صاحب “سرمایه”، از نسل خلیل
    یعنی آن پیغمبرِ بی جبرئیل

    زان که حق در باطل او مُضمر است
    قلب او مؤمن، دماغش کافر است »

    کفر چیست و کافر کیست؟
    http://amin-mo.blogfa.com/post/1359

     
    • خیر جناب شفیعی،این تفسیر از کفر و ایمان،تفسیر نادرستی است،هم از جهت لغت،هم از جهت متن شناسی دینی (کتاب و سنت)،اجمالا متعلَّق (یعنی آن چیزی که کفر و ایمان به آن تعلّق می گیرد) کفر و ایمان،گرایش و باور قلبی است که البته در افعال و اعمال جوارحی انسان،ظهور پیدا می کند.البته کفر و ایمان دارای مراتبی هست که شامل برخی از افعال انسان نیز می شود،مثل همین تعبیر “کفران نعمت”،یا “کفر،نعمت از کفت بیرون کند”که مربوط است به بجا بکار نبردن نعمت ها و امکانات خدادادی در طبیعت…اما اگر مروری در قرآن کنید،موارد “کفر و کفروا و آمن و آمنوا….”و مشتقات اینها،غالبا در خصوص “باور” یا “عدم باور”بکار رفته است،و کفر و ایمان صفت فعل انسان نیستند،بلکه صفات و برآیند گرایشات قلبی انسان…اگر با استفاده از معاجم الفاظ قرآنی،لغت “امن” و “کفر” و مشتقات آنرا دنبال کنید،مطلب را در می یابید،در واقع کفر و ایمان از مفاهیم درون دینی هستند و نمی شود آنرا با برخی خصوصیات خارج از محیط شریعت تبیین و توجیه کرد و چیزی بر خلاف آنچه که در قرآن بکار رفته است تفسیر کرد:وقتی قرآن می فرماید:یومنون بالغیب،یومنون بالاخره،یومنون بالله و رسوله،آمنوا بالله و رسوله..و بسیاری از این تعبیرها،یعنی مومنین به شریعت پیامبر آنانند که “باور”به وجود جهان نامحسوس (ماوراء طبیعت) دارند که از حواس عادی ما پوشیده است،همینطور ایمان به آخرت یعنی باور و تصدیق و یقین به وجود جهانی پس از مرگ و بعد از متلاشی شدن نظم فعلی هستی طبیعی..اینها همه متعلّقات ایمان اند که در آیات مختلفی ذکر شده است.

      همینطور تعبیراتی مثل “کفروا بالله”یعنی باور به خدا ندارند،یا در مقام انکار او هستند،چون کَفَرَ در لغت بمعنی پوشاندن است،یعنی کسی حقیقتی را که بر او آشکار شده است (از هر مبدائی اعم از برهان عقلی یا ادراک حسی و وجدانی و غیره) بپوشاند و آنرا تعمّدا انکار کند.پس کفر و ایمان مفاهیمی درون دینی هستند که در اصل مرتبط با گرایش عقلی و قلبی هستند،اگرچه،نوع باور انسان موجب نتایج و آثار عملی خاص است.

      نیز،از آنجا که کفر متعلقات گوناگونی ممکن است داشته باشد،ممکن است از جهات مختلفی،وصف انسان باشند،مثلا در عرف مفاهیم قرآنی و قرآن شناسی،اهل کتاب کافرند،از آن جهت که برحسب باور،انکار پیامبری پیامبر اسلام را می کنند (با وجود آشکار بودن دلایل و شواهد مختلف)،در عین حال اهل کتاب برحسب باور به دین موسی و عیسی علیهما السلام،قهرا مومن به خدا و مبدا برای جهان هستند،یا مومن به جهان پس از مرگ هستند.از این جهت امثال مارکس را که به ماتریالیسم فلسفی قائل هستند یعنی،برای جهان مبدائی قائل نیستند و ماده را واجب الوجود و ازلی می دانند،و طبیعتا باوری به نبوت عامه و پیامبری ندارند و قاعدتا ایمان به معاد که ره آورد تعلیمات انبیاء است ندارند،را نمی توان بهیچ اطلاقی “مومن”نامید،منظورم ایمان و کفر لغوی نیست،چون مارکس هم باور و ایمان به ماتریالیسم دیالکتیک و ماتریالیسم تاریخی و برخی نتایج تحقیقات اقتصادی خود دارد و “مومن”به اینها است،اما ایمان به اینها ربطی به ایمان و کفر مصطلح در شریعت نبوی که منشا آثار و احکام خاصی است،ندارد.

      این بحث البته مبسوط است و باید در فرصت دیگری آنرا بیشتر بسط دهیم،اما اینها اجمالا در قرآن و روایات معتبر نبوی و عترت او آمده است و اختراع شخص خاص یا صنف خاص نیست.

      —————–

      حوزوی گرامی
      یک پرسش
      از نگاه شما حوزویان، یک مردی که اهل البیتی و سینه زن و قرآن سر بگیر و نماز خوان و اهل روضه و پول دادن به مراجع است، اما رفتارش سراسر پلید و مال مردمخواری ست، مثل بسیاری از سران جمهوری اسلامی، آیا این مرد یا زن مسلمان اند و صاحب حقوق مدنی و احتماعی و بهره مند از ویژه خواری های حکومت دینی؟، و یک زرتشتی که نه به اهل البیت ایمان دارد و نه به قبله و نه به پیامبر و نه به عاشورا اما انسانی ست نوعدوست و درستکار، آیا این فرد، کافر است و از حقوق مدنی یک انسان، مبرا؟
      خجالت نمی کشند آنانی که اولی را بخاطر شلتاق های ظاهری اش مسلمان می دانند و آن دومی را با عنایت به همه ی درستکاری هایش: کافر.
      داغ ننگی که می گویم بر پیشانی حوزه ها نشسته از همین نوع است.

      با احترام

      .

       
  83. با درود

    نقدی بر کیهان امروز؛ ریشهٔ مشکل مسکن کجاست؟
    فصل تابستان و گرما فصل اضطراب و و تنش روحی‌ و جسمی‌ برای حداقل یک سوم جمعیت کشور که از حق داشتن مسکن محرومند.
    زندگی خانوار‌های مستاجر با خفت و خواری مسیری از شمال شهر به سمت جنوب شهر دقیقا در جهت خلاف تورم پولی‌ از جنوب به شمال طی‌ می‌کند. اقتصاد سیاسی نه تنها زیر سختار یا اندام‌های حیاتی‌ یک جامع بلکه جریان گردش پول یا در اصل بدهی را به مثابه جریان خون در درون مویرگ‌ها و عروق و بافت‌ها و اندام‌های یک ساختار یا سامانه اجتمایی و فرهنگی تشریح و تحیل می‌کند. تحلیل کیهان و بسیاری از لیبرال‌های کهنه و نو وطنی از طیف موتلفه‌ای تا کارگزارانی (بازاری بیسواد فرصت طلب با عنوان حاجی تا سیاسی کار فرصت طلب کم سواد با عنوان دکتر اقتصاد ) بیانگر فقر فلسفه – البته نه تنها به علت نادانی‌ بلکه منافع رانتخواری – و نه فلسفه فقر است .
    به زعم کیهان علت اصلی‌ این مشکل عظیم اجتماعی که دامنگیر بیش از یک سوم جمعیت کشور است، پائین بودن عرضه مسکن ارزان قیمت در بازاری با تقاضای بالا، بی‌ انصافی و زیاده خواهی‌های پولی‌ موجران، دغل کاری‌های طیف دلالان و بنگاهای مسکن و نقش و منافع آن‌ها در بالا بردن مبالغ اجاره و پیش پرداخت، نبود ساز و کار مستقل یا ضعف نهاد‌های دولتی یا عمومی‌ در نظارت و مهار قیمت ها، وجود بیش از ۲.۶ میلیون واحد مسکن خالی‌، و مهمتر از همه بی‌ توجهی‌ یا ریشخند گرفتن وزارت مسکن در پیش بردن برنامه مسکن مهر موروثی مموتی و یا حتی عدم اجرای طرح خود ساخته مسکن اجتماعی وزیر راه و مسکن لیبرال مقاطه و پیمان کار مستعفی، آخوندی رو مسبب اصلی‌ این درد عظیم اجتماعی میداند. و سپس بدون آگاهی همان طور که طبق سنّت موروثی از فقه حاج حسن پیروی می‌کند، طبق فتوای فقیه اقتصاد استقراض دولتی انگلیسی جناب آقای کینز پیشنهاد سرمایه گذاری در بخش مسکن و تحریک زنجیره بخش‌های مرتبط با تامین مصالح (فولاد و سیمان، سنگ و آجر پزی، کاشی، وسایل بهداشی و لوله سازی ، کابل و سیم برق،…) نتنها مشکل مستاجرین مستاصل و پریشان حال رو حل می‌کند بلکه یک عامل تحرکی برای اقتصاد گرفتار در سیاه چاله رکود تورمی خواهد بود. (نسخه استقراض دولتی کینزی و پول درمانی بانکداری فریدمنی). علت اصلی‌ افزایش بیرویه و سرسام آور اجاره بهای مسکن ترکیب دو عامل تورم پولی‌ و تورم جمیعتی درون ساختار پولی‌ و اجتماعی کشور است. این معضل در حکومت پهلوی نیز در سال‌های ۵۰ بدنبال رشد روز افزون تورم پولی‌ ، افزایش جمعیت و تقاضا برای مسکن ارزان قیمت از عوامل اصلی‌ سرنگونی رژیم پهلوی بود. وقتی‌ که در ساختار اقتصاد کشور میزان تولید نقدینگی از میزان تولید ناخالص ملی‌ سبقت گرفت یعنی‌ سرعت پول (نسبت تولید ناخالص بر نقدینگی) یا گردش پول کمتر از یک و نزدیک نیم یا حتی به گمان اینجانب (بر اساس آمار‌های بانک مرکزی) کمتر از نیم شد یعنی‌ اقتصاد کشور خیلی‌ بیشتر از آنچه کالا تولید کند پول یا بدهی تولید می‌کند. در این صورت مشکل مسکن و تامین هزینه زندگی برای اقشار فرودست تبدیل به یک مشکل ساختاری مزمن میشود نه مقطه ای. زنجیره دراز برج‌های ناتمام در امتداد بزرگ راه شهید همت منتهی‌ به اتوبان کرج که سایه یک جرثقیل خاموش چندین سال است بر هر کدام افتاده یادواره دوران طلایی نفت ۱۰۰ دلاری مموتی و میدان داری دلار‌های نفتی‌ ارزان و تسهیلات مفت برادران و اقتصاد بساز و بفروش با چشم انداز نفت ۱۵۰ و ۲۰۰ دلار در بشکه بود اما همگی بیخبر و بی‌ اعتنا به انقلاب نفت شیل و افزایش تولید روزانه ۵ میلیونی عمو سام و سقوط نفت به بشک‌ای ۳۰ دلار، هست که امروز دیگر نه دلار کافی‌ برای اتمام آنها موجود است نه برای خرید آپارتمان ناتمام. برادران هم گرفتار پروژه‌های اقتصادی بساز بفروشی اسپانیا و یونان بودند با این تفاوت اون‌ها از بانک‌های اروپا میلیارد‌ها دلار قرض نگرفته بودند بلکه از بانک مرکزی روفته بودند یا بدون وثیقه قرض کردند و حالا میگند هر کی‌ طلب کار بیاد موشک هامونو بگیره!
    مشکل مسکن و مهتر از آن مشکل اقتصاد ایران با نقدینگی (در اصل بدهی) ۱۷۰۰ تریلیون تومن یا حتی دلار‌های عمو سام حل نمی‌شه، اگه میشد عمو سام خودش بدهکار کلان جهانی‌ نمی‌شد، اما چون قلدره طلب کاراش (چین، ژاپن، آلمان) جرات نمیکنند ادعای خسارت کنند، به دادگاهش بکشند، پس بشکل تورم پولی‌ (افزایش قیمت کالا، نصف پول بنز و پورشه طلبی که کم و بیش از عمو سام داره) به بقیه دنیا انتقال میده. بدون درک مفهوم پول و بدهی کسی‌ نمیتونه مدعی علم اقتصاد باشد.
    ماشین چاپ پول بانک مرکزی رو میبایست اسقاط کرد؛ تمام اموال بدهکارن کلان نظام بانکی رو باید مصادره کرد، این برج‌ها و سایر پروژه‌های ناتموم ساختمان سازی مشابه بخش خصولتی که با وام‌های بانکی‌ (اموال سپرده گذاران) راه افتاده میبایست مصادره و به حراج یا مزایده گذاشت تا قیمت پاریس و لندن و نیویورک و لوس آنجلسی املاک و ویلا‌ها و آپارتمان‌های چندین میلیون دلاری رانت خواران فرو بریزه و قیمت اصلی‌ خودش رو بر حسب “اقتصاد مقاومتی” از فساد رها شده تعدیل کنه.
    خیل عظیم کارگران و کارمندانی که بین ۵۰ تا ۷۰ در صد دستمزد و حقوقشون رو برای تامین سقفی رو سر زن و بچه هاشو میپردازند در واقع اسکلت و تیر و ستون برج‌ها و ویلا‌های شیمیرانت و باستی هیل‌ها هستند. جناب نوریزاد شما که الحمد الله دغدغهٔ اجاره نشینی ندارید، بنظر شما ۳۰ میلیون مستاجر مستاصل این لحظه داغ ایران دغدغه فتاوی تفخیذ و انکهت زیر ۱۳ سال و امثالهم رو دارند؟ برادر با دکتر دانا و دکتر طباطبایی مشورت کن، شورای مشورت خودمانی و دوستانتو در خدمت سایت بکار بگیر. سلام گرم من رو هم برسان. قبل از این که این سایت تبدیل به خزینه خزعبلات ناشی‌‌های شبه لاییک لمپن و بیسواد بشه، با معرفی‌ نظم ثبت نام و حفظ میزان حرمت کلام و اندیشه, منزلت سایت رو ارتقا بده. بیاد کروس گرامی ، آگورا رو تبدیل به منبر و حسینیه سینه زنی‌ فقیه‌زدایی نکن؛ دغدغه اصلی‌ رو بچسب.
    سپاس

     
    • جیمی این کامنت بالا از من و نقدی بر اقتصاد سیاسی حاکم بر کشور است.

      این هم کامنت تو که نقدی بر نقد‌های اقتصاد سیاسی من است.

      Jm
      1:10 ب.ظ / جولای 3, 2019
      هر کس فهمید این جناب اقتصادان کبیر سوسیالیست ولایت فقیهی چی میگوید برای ما هم توضیح بدهد ؛ بابا جون ردیف کردن کلمات قلنبه سلنبه خارجی که دلیل با سواد بودن نمیشه ؛ عقده اقتصاد دان شدن عجب کاوی خان را پنجر کرده

      خوب واضح است که دانش تو در این عرصه مثل همان دانش ناقص تو در مورد ریاضییات پیشرفته، شرکت سهامی ایدولوژیک، توازن قوا و مبارزه سیاسی، تاریخ رستگاری اسلام……..و غیره است.

      مسول دانش نازل از مقولات بر شمرده و نفهمیدن تو من نیستم. اگر مفاهیم و مقولاتی را نفهمیدی در موردشان مطالعه و تحقیق کن یا سوال کن تا میزان فهم و دانش خودت رو ارتقا بدی. من خودم همین روش رو با جدیت دنبال می‌کنم.

      خوب حالا بگو به دوستان اینجا عقده‌ای کیست؟ قلمبه و جفنگ گو کیست؟

       
  84. مدیر آنتی حوزوی این سایت،در بخشی از نوشته خود نوشته است:

    “..می گویم: ای جان من فدای همه ی حلال ها و حرام های انسانی و فهیمانه و متمدنانه ی محمد. اما من – محمد نوری زاد – چه خاکی به سر کنم با حلال و حرامی که همین امروز، مزاحم شعور من است و ملاهای عتیقه آن را از کوچه های کاه گلی محله ی بنی هاشم به امروز کشانده اند و پیش پای فهم من، تخته سنگ کرده اند؟..”

    (پایان نقل قول)

    —-
    بنظر من،این عبارت عبارتی “منافقانه و متظاهرانه” و در عین حال مبتنی بر “خود محور بینی و بتعبیر قرآن “نومن ببعض و نکفر ببعض”است.

    در خصوص رویکرد “نومن ببعض و نکفر ببعض”قبلا بارها به ایشان تذکر داده ام که آنچه که از قرآن کریم و سنت معتبر نبوی و عترت طاهرین او استفاده می شود،این است که :ایمان بالله و برسوله،یعنی ایمان به تمام “ما جاء به النبی”؛یعنی ایمان و باور به حقانیت هر آنچه خاتم پیامبران محمد بن عبدالله -که درود خدا بر او باد-در قرآن؛ یعنی کتاب وحی و آنچه که در سنت نبوی و دستورات الزامی و غیر الزامی آمده،و رویکرد “نومن ببعض الکتاب و نکفر ببعضه”رویکرد برخی از یهود و نصاری و برخی از منافقان زمان رسول الله بوده است،و مسلمان یعنی کسی که به “همه احکام قرآن و همه احکام ثابت بدلیل معتبر در سنت نبوی”ایمان داشته باشد و به آن ملتزم باشد،و تفصیل قائل شدن بین این حکم و آن حکم خدا و پیامبر،که این حکم قرآن را قبول دارم و آن یکی را قبول ندارم،آن حکم و سنت پیامبر را قبول دارم و آن یکی را با تعبیراتی دور از ادب و ناشی از بی تربیتی (کوچه های کاه گلی محله ی بنی هاشم) تعبیر کردن،با “ایمان راستین به خدا و رسول”هماهنگی ندارد.اینجا نه باید مجامله و تعارف کرد و نه تقیه و ترسوئی.در این چند ساله مکرّر در مکرّر از “مدیر ضد حوزوی”این سایت مشاهده شده است که ببهانه های سیاسی یا جاهلانه یا مخالفت با این مجتهد یا آن مجتهد،بسیاری از احکام و نصوص صریح قرآن را انکار کرده است..من بتفصیل در این بخش وارد نمی شوم،اما مگر “قصاص نفس و قصاص اعضاء”از احکام قطعی قرآن نیست؟! مگر مکرّر ایشان کمپین نفی اعدام و مخالفت با قصاص راه نینداخته است؟! البته بارها بحث شد که قصاص حکم قطعی تعیّن یافته اسلام نیست،و در قتل ها و جنایات “عمدی”،اولیاء دم کسی که بقتل رسیده است “مخیّرند”بین کشتن قاتل،یا دیه گرفتن از قاتل و نکشتن او،یا اصلا عفو و گذشت بدون گرفتن دیه.همینطور در جنایات “عمدی” وارد بر اعضاء بدن یک انسان،کسی که جنایت به وارد شده،مخیّر است بین سه چیز:قصاص کردن در مورد همان عضوی که بعمد از طرف جانی از بین رفته است،یا گرفتن دیه آن عضو،یا عفو اغماض کلی.

    بنابر این “حکم قصاص”یکی از احکام قطعی و ضروری قرآن کریم است،و کسی که مسلمان زاده است و تظاهر بمسلمانی می کند نمی تواند با پزها و ژست های توخالی و خود را مرکز “حضرت شعور”دانستن،هم حکم ضروری قرآن را انکار کند،هم در عین حال ریاکارانه بنویسد:”ای جان من فدای همه ی حلال ها و حرام های انسانی و فهیمانه و متمدنانه ی محمد”!

    همینطور،است انکار احکام واضح و روشنی مثل “لزوم پوشش بانوان”که نص قرآن مجید است…و برخی موارد دیگر مثل احکام نجاسات و چیزهای دیگر.

    بنابر این،یا کسی مسلمان و مومن به “ما جاء به النبی”است،و ملتزم به احکام آن است،یا از دین اسلام خارج است،البته قبول اسلام امر اجباری نیست و اصول و پایه های دین را باید در بحث های عقلی نفی یا اثبات کرد،اما این ادعا که:من مسلمانم ولی با تعبیرات چرندی مثل “حضرت شعور”احکام قطعی قرآن را انکار کردن و فرو رفتن به بحث های فقهی و عملی که راه و رسم خود را دارد و زشت گوئی های ناجوانمردانه ای مثل “وحشی” یا “احکام وحشیانه”،چیزی جز “خود محوری”،وحشی گری و خروج از ایمان راستین نیست.نیز کسی که احکام قطعی نقل شده از عترت طاهرین پیامبر اسلام مثل “مانعیت کفر از ارث”را نفی و انکار می کند و آنرا “توحّش” و وحشیگری می خواند،فی الواقع در حال اهانت به عترت رسول الله است که بنص حدیث متواتر ثقلین منقول از پیامبر،مفسّران و تبیین کنندگان احکام شریعت اسلام هستند.

    این یک جهت بحث،که ایمان به خدا و رسول،بنص قرآن تفصیل بردار نیست و ایمان به بعض احکام قرآن یا پیامبر دارم و ایمان به بعض دیگر ندارم چون “من حضرت شعورم”! ،چیزی جز نامسلمانی و عدم باور حقیقی به اسلام نیست.


    و جهت دیگر بحث در این تعبیر “متظاهرانه و منافقانه”که:

    ” ای جان من فدای همه ی حلال ها و حرام های انسانی و فهیمانه و متمدنانه ی محمد”.

    این است که اصلا این جمله یعنی چه؟! یعنی نویسنده این عبارت می خواهد-در عین ادعای ایمان و مسلمانی-بگوید برخی از حلال ها و حرام های محمد رسول الله،حلال و حرام هایی “غیر فهیمانه و غیر متمدّنانه”است؟!

    اگر مسلمان نیستید و باور به احکام اسلام ندارید چرا قر و قمیش می آیید و زبان به این مزخرفات می گشائید؟! بزدل نباشید و شجاعانه بگوئید من مسلمان نیستم چون برخی از احکام و حلال و حرام های محمد رسول الله،”غیر فهیمانه و غیر متمدنانه”است (بگذریم از اینکه چه کسی گفته است که مدار فهم و شعور شماست و شما صاحب فهم و شعورید که حضرت شعور را بخود می بندید؟!).
    در این صورت ما با یک غیر مسلمان مواجهیم که باید در اصول اسلام با او گفتگو کنیم نه در فروع آن پس از پذیرش اصول،چون عدم پذیرش اصل اسلام و پرداختن خودنمایانه به احکام عملی،کاری نابخردانه است.

    اگر هم واقعا،نویسنده این عبارت مسلمان است و در حال تظاهر نیست،لطف کند “احکام و حلال و حرام های فهیمانه و متمدّنانه محمد”را که قبول دارد و آنها را حلال و حرام الی یوم القیامه می داند،برای ما “لیست کند”ببینیم کدامیک از حلال و حرام های محمد را “قبول دارد” اولا.

    و ثانیا:توضیح دهد که :معیار او در فهم و پذیرش “حلال و حرام فهیمانه و متمدنانه پیامبر اسلام”چیست؟ یعنی از چه طریقی پی می برد که اولا “فلان حلال و حرام” فهیمانه و متمدنانه است، و ثانیا از چه طریقی در می یابد که فلان حلال و فلان حرام منتسب به پیامبر اسلام است؟!

    ————-

    حوزوی گرامی
    فهم از حلال و حرام هر آنچیزی ست که شعور جمعی مردمان فهیم از آن مستفاد می کنند. شعور جمعی فهیمان همان است که: یکصد و بیست و چهار هزار پیامبر هرگز و هرگز و هرگز با برده داری در نیفتادند اما یک نفر به اسم آبراهام لینکلن این لکه ی ننگ بشری را از پیشانی بشر زدود. شعور جمعیِ مردمان فهیم را در اعلامیه ی جهانی حقوق بشر باید جست که: انسان را بماهو انسان، صاحب حق می داند و نکبت خودی و غیر خودی و برده و کنیز را به گورستان بی شعوری تارانده است. بی شعوری را در فتاوای جمعی از ملایان زیرخاکی بجویید که: به صف مردمان می نگرد که چشم براه توزیع چیزی به اسم حق اند. اما این آیت الله های بی شعور، دست به صف مردمان می برند و عده ای را به اسم کافر و زندیق و مرتد و منافق و …. بیرون می کشند و به ته صف می فرستند با خفت. تا مومنان در ابتدای صف قرار گیرند. بی شعوری مفرطی که داغ ننگش الی الابد بر پیشانی گنده و کوچک ملایان و آیت الله ها خواهد ماند از جنس همین فتاوای نکبت باری ست که خامنه ای برای آن خانواده ی زرتشتی صادر فرموده. که: در جایی که مسلمان هست، چیزی به کافر نمی رسد. و بقیه ی اهل خانواده را پی غاز چراندن می فرستد. بله، این یعنی داع ننگ. و یعنی غلظت غلیظی از بی شعوری و ناجوانمردی و ضد بشری!
    با احترام

    .

     
    • بنده بجهت “بی وزنی”مطالب مدیر این سایت در حیطه هایی خارج از تخصص وی و میل به مجادلات لفظی بیهوده،دیگر تمایلی به خطاب با مدیر این سایت ندارم،فقط توجه ناظران را به این جلب می کنم که خودشان ملاحظه کنند اینگونه لفّاظی های لجوجانه کودکانه،اصلا ربطی به نوع اشکال و سوالاتی که بنده به دو سه سطر نوشته ایشان کردم داشت؟! من از مدیر ضد حوزوی این سایت می پرسم:کسی که در عین تظاهر به گرایش به اسلام،بین احکام تعبدی شریعت تفصیل قائل می شود و خودخواهانه،حضرت شعور را بخود می بندد و می گوید:برخی احکام پیامبر اسلام فهیمانه است و متمدنانه و برخی غیر فهیمانه و غیر متمدنانه،جدای از بدفهمی او در خصوص مطالبی که شعور او در مورد آنها بخطا رفته است و در عین حال خود را امامزاده شعور فرض می کند،بر او لازم است که وقتی ادعا می کند:ای من بفدای احکام متمدنانه و فهیمانه پیامبر اسلام…اگر مسلمان است باید بطور روشن بتواند “لیستی از احکام اسلام که از نظر او فهیمانه و متمدنانه است”را ارائه کند و بطور نظری توضیح دهد که از چه راههایی و با چه مکانیسمی آن لیست را فهیمانه می داند و متمدنانه و معیار او چیست؟ در اینجا پاسخ به سوال مفروض،این نیست که کسی چیزهایی را که شعور او به آن نرسیده است و در مورد آنها دچار بدفهمی است لیست کند!

      و چیزی که جالب است این است که چنین شخصی،مایل است در رویّه ای جدید،هر آنچه از خزعبلات و نافهمی های غیر کارشناسی او از دین است را معیار قرار داده، و انسانهای صاحب علم اندیشه و مطالعه را وادارد که در انشائات کودکانه و اهانت آمیز او فقط اظهار نظر کنند،و در این فضای عمومی،درب اندیشه آزاد و تضارب آراء افراد مختلف با زمینه های فکری متفاوت را ببندد! من تمایل به اسم آوردن از کسی نیستم که شاید موجب سوء تفاهم دیگران شود،اما اگر مثلا اینجا کسی است که سالها در رشته اقتصاد یا اقتصاد سیاسی و مفاهیمی از این قبیل درس خوانده،استاد دیده یا مطالعه کرده،لزوما باید اگر اینجا حضور یافت،حتما و فقط در خصوص مطالب معمولا خزعبل مدیر این سایت بنویسد و دیگران از آگاهی و تخصص او محروم شوند! یا فرض کنید اگر مثلا کسی استاد علوم سیاسی است یا استاد در رشته فلسفه است یا هر رشته دیگر از شاخه های علوم،اگر سری به اینجا زد،لزوما باید یا فحاشی ها و هتاکی های مدیر این سایت به کارشناسان رشته های علوم دینی را ببیند،حال یا خفقان گیرد و سکوت کند،یا کف مرتبی برای خزعبلات ایشان بزند! اما مثلا اگر خواست مطلبی در رشت تخصصی خویش را در طبق اخلاص با دیگران باشتراک بگذارد،”حضرت شعور”مدیر این سایت باید آنرا حذف کند! بنظر من این چیزی جز “خود محوری”،”بستن درب اندیشه آزاد و برخورد اندیشه ها” نیست،چیزی که ناشناس آشنا با ناراحتی به آن اشاره کرد،سخن او درست بود هرچند لحن او لحن خوبی نبود.بنظر بنده -برخلاف مدیر این سایت- تصادفا آن وضعیت کشکول گونه سایت وضعیت خوب و مفیدی خواهد بود برای آیندگانی که مرور به این صفحات خواهند کرد،چون مطالب متنوع سیاسی علمی مذهبی اخلاقی تاریخی فلسفی و غیره هست که هر صاحب فکری بتناسب فهم و سلیقه خود آنرا مطرح می کند.

      و بنظرم معمولا هم اظهار نظر مثبت و منفی نسبت بمتن های مدیر این سایت همیشه وجود داشته،نمیدانم این چه منطقی است که حتما اینجا هم مثل آن نمایشگاه خط خطی های آماتور ایشان همه باید حتما چون پروانه ها! حول شمع وجود ایشان پرپر بزنند و برای ایشان کف مرتّب بزنند؟!

      بنده بنظرم می رسد که این روش روش نامیمونی خواهد بود و باحتمال زیاد،خود من نیز دیگر چیزی نخواهم نوشت،اما مگر نمی شود،مثلا شرط کرد که هر کامنت گذاری ابتدا اظهار نظری پیرامون کلی یا جزئی نوشته درست یا غلط ایشان کند،بعد مجاز به طرح مطالب مورد علاقه خویش هم باشد؟ من از باب مثال می گویم،فرضا خود بنده مگر چگونه حضوری در اینجا دارم؟ مگر غالبا مطالب غالبا نادرست ایشان را نقد نمی کنم؟ حال اگر مثلا زحمت بکشم و هر روز یک فقره از خاطرات سیاسی یکی از نزدیکان شاه را نقل و تحلیل کنم ،باید به تریجه قبای ایشان بر بخورد؟! یا اگر مثلا مقاله ای سیاسی و مستدل از جایی نقل کنم که خط بطلان بر انظار نادرست سیاسی ایشان می کشد،باید ایشان را آزرده یا آشفته کند؟!

      بنابر این،باز هم می گویم،بنظر بنده،روش مورد نظر روشی نادرست و مساوق با بستن درب اندیشه آزاد و سلایق متفاوت و برخورد آنها با یکدیگر است.

      بله،کاری که قاعدتا مدیر یک سایت باید داشته باشد این است که ساحت سایت خویش را از توهین و ناسزاگوئی و بی مسئولیتی و قایم باشک بازی! حفظ کند،کاری که مع الاسف ایشان اصرار به آن ندارد!

      و بنظرم آن پیشنهاد کاوش،پیشنهادی درست و منطقی و موجب نظم و رونق سایت و خالی شدن آن از افراد بی منطق و بی سواد خواهد بود که هنری جز خودنمائی و چزاندن و اهانت بدیگران ندارند،یعنی راه صحیح که زحمت مدیر سایت را کم خواهد کرد این است که سید رضی همیشه سید رضی باشد،سید مرتضی همیشه سید مرتضی باشد،شفیعی همیشه شفیعی باشد،احمد قدیمی همیشه احمد قدیمی باشد با شاخصه های تفکر خود ،و آن فرد هزار ماتیک! یک اسم باشد حال مهرداد یا تیرداد یا هرچه،آنگاه اشخاص منضبط و آراء و افکار واقعی با هم برخورد خواهند کرد،و البته هرکس هم باید ولو یکبار چیزکی پیرامون آنچه که مدیر سایت “حضرت شعور”! می خواند بنویسد.

      —————

      حوزوی گرامی
      فاجعه ی فتوا های وحشیانه آنقدر مشمئز کننده و ویرانگر است که تک به تک این فتواها داغ ننگی ست بر کل حوزه ها و حوزویانی که در آنجا این اباطیل را دهن به دهن می کنند. پیشنهاد می کنم آزادگانی در میان خود پیدا کنید – اگر پیدا شود – که دست بدست هم بدهند برای پاکسازی این فتواهای وحشیانه و دور ریختن احادیث نفرت انگیز و تهی از شعور. اگر این کار را کردید، ای بسا مختصری شعور به ساخت حوزه باز آید. وگرنه در چرخه ی شعور، ناپدید خواهید شد و مضحکه ی مردمی که با شعور می آمیزند و روز به روز جمعیت شان فزونی می گیرد.
      کفتن از ما
      با احترام

      .

       
    • بهین یاراران جان درود

      به گفته های بی سو ته این آخوندک نظری بیفکنید.بجز ریا وسالوس و

      مغلطه بلی مغلطه وخلاف گویی هیچ باقی نمی ماند .اندازه ومیزان پوشیده

      بودن زنان چه مقدار است آیا حوای شما با برگی از درخت مو در جلوش

      پوشیده نیست ؟ چرا نیست ؟ ومیزان را کدام پیامبر (اگر حتا قبول کنیم

      خدا چنان محتاج است که به بشری نیاز داشته باشد که پیام هایش را

      برساند و هردم باج های گونه گون به او عطا کند ) عملن وبقول شما

      مبین کجا نشان مردم داده است .از این ریا کاری ونومن بعض بدر آیید واز توهین به

      مردم به سود آیت الله ها(نشانه های خدا که لابد هرکس قبولشان ندارد

      خدا راهم قبول ندارد چرا که نشانه خدا را قبول نکرده لابد ) دست بردارید

      و بپذیریدتمامی134 ملیارد پیامبر هم که باشند به اندازه یک نرس طبابت

      وبه اندازه یک کودک کلاس سوم دبستان ریاضی وجغرافی ووو را نمی دانسته اند.

      سال های قبل از شما پرسیدم چرا دارندگان علم لدنی مانند فلان شخص

      دویست سال پیش اندازه واحد متر (فاصله دماغ مبارک الهی تا سرانگشتان)

      و(اندازه غذای یک وعده اش را من ری یا من تبریز نکردند) تا بشریت گام بزرگی

      در فهم وشعور برداشته باشد .همان سوال بی پاسخ که اسلام چه گفت

      که مردم قبل از آن نمی دانستند من وامثال من وبال گردن شماست تا

      جوابی روشن و واضح پیدا نکنی مقلدی با مقداری محفوضات قال این قال آن

      بیش نیستی ودلیل مغالطه هایت درک بی اعتباری گذاره های دینت است و لاغیر.

       
    • تقدیم به ملت ایران :
      تایلند ببخشید مشهد لند!

      کشوری که مهمترین شهر مذهبیش
      برای روسپیگری به کار می آید،
      باید فاتحه اش را خواند.

      مشهدلند بهشت توریستهای عراقی
      به خاطر زنان ایرانی!

       
  85. پل پیلار، عضو سابق “سی ٱی ای” و استاد دانشگاه جرج تاون/نشنال اینترست
    —————————————

    چرا دونالد ترامپ ایران را به سمت جنگ می راند؟ تمامی اقدامات ایران در خاورمیانه واکنش به اقدامات خصمانه دیگران علیه ایران و منافعش در منطقه بوده است.

    —–
    بیانیه مایک پومپئو، وزیر امور خارجه آمریکا، درباره آخرین حادثه نفتکش ها در خلیج عمان را از بسیاری جهات می توان بحث برانگیز خواند.

    این بیانیه با مقصر دانستن ایران شروع شد در حالی که هنوز منشاء آتش سوزی و انفجار در تانکرهای نفتکش معلوم نشده بود. شرکت ژاپنی مالک یکی از نفتکش ها اعلام کرد که گزارش خدمه درباره آنچه در کشتی رخ داده، با گزارش اولیه ایالات متحده از حادثه همخوانی نداشته است.

    از همه مهم تر اینکه هیچ کس نمی تواند بگوید ایران دقیقا چرا باید تا این اندازه برای خجالت زده کردن آبه شینزو، نخست وزیر ژاپن که در زمان حادثه در تهران به سر می برد، تلاش کرده باشد؟!

    فهرست پمپئو از دلایل آنچه او «ارزیابی دولت ایالات متحده» از دست داشتن ایران در این حادثه خواند، از بسیاری جهات سوال برانگیز است. یکی از دلایلی که پومپئو به آن اشاره کرد، «حملات مشابه اخیر ایران به کشتیرانی» بود که اشاره ای مستقیم به حادثه ماه مه در ارتباط با چهار نفتکش در ساحل امارات متحده عربی محسوب می شد.

    اگرچه ایالات متحده بلافاصله پس از آن حادثه انگشت اتهام را رو به ایران دراز کرد، اما هنوز هم شک و تردیدهای زیادی درباره آن وجود دارد.

    دلیل دیگر مطرح شده از سوی پومپئو این بود: «هیچ یک از گروه های شبه نظامی فعال در منطقه منابع و توانایی لازم برای انجام چنین عملیات دقیقی را نداشتند.»

    اما سوال این است که چرا او تنها به «گروه های نیابتی» اشاره می کند و دیگر کشورهای منطقه را مد نظر قرار نمی دهد؟ به ویژه که کشورهای زیادی در منطقه هستند که از تشدید تنش ها بین ایران و ایالات متحده بسیار خشنود خواهند شد.

    اما به هر حال، ایالات متحده ایران را مظنون شماره یک در حمله به نفتکش ها می داند. آنچه در بیانیه پومپئو جالب توجه است، استفاده از واژه «تحریک نشده» درباره اقدامات ایران است!

    دولت ترامپ بیش از یک سال پیش به تعهدات ایالات متحده به برجام، توافق چند جانبه ای که برنامه هسته ای ایران را محدود و همه مسیرهای ممکن برای دستیابی آن به یک سلاح هسته ای را بسته بود، پشت کرد.

    برغم آنکه ایران همچنان به تعهدات خود به برجام پایبند مانده بود، دولت ترامپ یک جنگ اقتصادی علیه این کشور آغاز کرد و در تلاش های بی وقفه برای فلج کردن اقتصاد ایران، مدام بر شدت تحریم های اعمال شده علیه این کشور افزود و زندگی را برای ایرانی ها به فاجعه تبدیل و ایران را از هر جهت ممکن تضعیف کرد.

    آمریکا همه کشورهای سراسر جهان را برای قطع روابط تجاری شان با ایران تحت فشار قرار داد و این کمپین را با خصومت نامحدود، تهدید به حمله نظامی و کشیدن شمشیر از رو از جمله اعزام نیروی نظامی به حیاط خلوت ایران، همراه کرد. اگر هیچ یک از این اقدامات تحریک کردن ایران به شمار نیایند، واژه «تحریک» همه معنای خود را از دست داده است!

    تنش های اخیر پیش آمده از جمله حملات به نفتکش ها، نتیجه مستقیم و قابل پیش بینی کمپین ناموفق «اعمال فشار حداکثری» ترامپ هستند.

    حتی بر فرض اینکه تصور شود اتهامات دولت ترامپ مبنی بر مقصر بودن ایران در حمله به نفتکش ها درست بوده، باز هم هیچ شواهد و مدرکی وجود ندارد که نشان دهد اگر ایالات متحده به تعهدات خود پایبند می ماند و از دیپلماسی برای حل مشکلات بین دو کشور استفاده می کرد، ایران هرگز به فکر خرابکاری در نفتکش های یک کشور دیگر می افتاد.

    هیچ کس در واشنگتن دوست ندارد که اظهارات مقامات در تهران را تایید کند، اما وقتی ایرانی ها به این مساله اشاره می کنند که هیچگاه از نیروهای نظامی برای تجاوز به یکی از کشورهای همسایه خود استفاده نکرده اند، نمی توان آن را تایید نکرد.این دقیقا چیزی است که درباره شمار دیگری از کشورهای منطقه به هیچ وجه صدق نمی کند.

    حتی اگر ایران در واکنش به حمله اقتصادی علیه این کشور اقدام به خرابکاری در نفتکش ها کرده باشد، باز هم این اقدام همانند باقی فعالیت های ایران در منطقه منفعلانه بوده است.

    وقتی عراق به ایران حمله کرد، ایران مجبور به جنگ با آن شد. ایران زمانی به حزب الله کمک کرد که اسرائیل به لبنان حمله کرده بود. ایران زمانی از حوثی ها حمایت کرد که یمن از سوی عربستان سعودی و امارات متحده عربی هدف حمله هوایی قرار گرفته بود. ایران زمانی به عراق و سوریه کمک نظامی کرد که این کشورها از سوی داعش و دیگر شورشی ها مورد حمله قرار گرفته بودند.

    انتظار اینکه ایران باز هم در واکنش به حملات نظامی یا اقتصادی از سوی ایالات متحده اقدامی انجام دهد، چندان دور از ذهن نیست.

    نمی توان از ایران انتظار داشت پس از صبری که در یک سال گذشته نشان داده، همچنان دست روی دست بگذارد و همه چیز را تحمل کند.

    نیروهای حامی جنگ در داخل دولت ترامپ اکنون مجبور به عقب نشینی شده اند چون ظاهرا صبر رئیس جمهوری که جنگ با ایران را نمی خواهد، لبریز شده است!

    اما مساله اینجاست که اگر ترامپ واقعا خواهان جنگ نیست، باید درک کند که دیپلماسی معنای درخواست از سوی یک طرف و قبول درخواست از سوی طرف دیگر را نمی دهد!

    او همچنین باید متوجه شود که کمپین اعمال فشار حداکثری او در دستیابی به یک «توافق بهتر»، تغییر رفتار ایران در جهت بهتر، یا آسیب به نظام ایران بیشتر از مردم این کشور، شکست خورده است!

    کمپین او یکی از مهمترین دستاوردهای منع گسترش تسلیحات هسته ای در سال های اخیر را به نابودی کشانده و واکنش هایی را در پی داشته که جنگ را بیش از هر زمان دیگری قریب الوقوع کرده است.

    https://nationalinterest.org/blog/paul-pillar/why-donald-trump-will-push-iran-war-64866
    —-
    پی نوشت: نوریزاد! بدو بیا بابا! ؛ ساسانم! تو ایندفعه نیا! اینها رو امثال تو نمی فهمند!

     
  86. مطهری : زندانیان سیاسی : زیادی داریم

    مطهری: «زندانیان سیاسی» زیادی داریم
    گروه سیاسی: علی مطهری نماینده مردم تهران در مجلس در مصاحبه با روزنامه اعتماد در باره حقوق مجرمان سیاسی گفت: نهادهای امنیتی و اطلاعاتی و قوه ‌قضاییه به کار برده اند برای آنکه همه منتقدان و مخالفان نظام را گروه‌ها و متهمان امنیتی تلقی کنند تا قانون جرم سیاسی شامل حال آنها نشود و این ظلمی است که در حق منتقدان و مخالفان نظام صورت می‌گیرد. بخشی از مصاحبه را می خوانید:

    بعضی مسوولان از نبود زندانیان سیاسی در کشور سخن می‌گویند و متهمان و دستگیرشدگان را مجرمان امنیتی نام‌گذاری می‌کنند. به نظر می‌رسد نقص قانونی در زمینه جرم سیاسی در کشور وجود دارد که از مجرمان سیاسی آن‌طور که باید و شاید حمایت نمی‌کند، شما تا چه حد با این موضوع موافق هستید و این نقص را در امنیتی خواندن مجرمان سیاسی دخیل می‌دانید؟
    به عقیده من نقص قانونی در این زمینه در کشور وجود ندارد ولی متاسفانه برخی آقایان تجاهل می‌کنند و خودشان را به نادانی می‌زنند. اول یک قداستی برای نظام جمهوری اسلامی قائل می‌شوند که به موجب آن قداست، در واقع نظام را غیرقابل انتقاد می‌دانند، بنابراین حاضر نیستند که بگویند ما در کشورمان منتقد و مخالف نظام هم داریم. اینها می‌خواهند بگویند اساسا در ایران ما هیچ منتقد و مخالف نظامی نداریم و هر فردی هم که اقدام به مخالفت می‌کند، در حقیقت متهم و مجرم امنیتی است در حالی که این‌طور نیست. ما نمی‌توانیم یک منتقد و حتی مخالف نظام را متهم و مجرم امنیتی بدانیم بلکه این افراد متهم سیاسی محسوب می‌شوند بنابراین ما در ایران، هم مخالفان سیاسی داریم و هم زندانیان سیاسی. زندانی و مجرم امنیتی کسی است که امنیت مردم را به خطر می‌اندازد و مبارزه مسلحانه انجام می‌دهد، کسی است که سلاح به دست گرفته نه کسی که صرفا انتقادی به مقامات کشور داشته است لذا این اظهارات ترفندی است که تاکنون نهادهای امنیتی و اطلاعاتی و قوه ‌قضاییه به کار برده اند برای آنکه همه منتقدان و مخالفان نظام را گروه‌ها و متهمان امنیتی تلقی کنند تا قانون جرم سیاسی شامل حال آنها نشود و این ظلمی است که در حق منتقدان و مخالفان نظام صورت می‌گیرد. بالاخره باید جواب دهند که مثلا بهزاد نبوی را متهم سیاسی می‌دانند یا امنیتی؟ همچنین آقای تاجزاده و سایر افرادی که به دلیل انتقاد به زندان افتادند. اینها ظلمی است که متاسفانه انجام می‌شود بنابراین ما از رییس قوه ‌قضاییه انتظار داریم که این رویه را تغییر دهند و منتقدان و مخالفان را مشمول قانون جرم سیاسی دانسته و امتیازات ذکر شده در قانون را برای آنها قائل شوند و ظلمی که تا امروز ادامه داشته را متوقف کرده و از آن جلوگیری کنند.

    در این بین برخی حقوقدانان معتقدند که قانون جرم سیاسی مصوب مجلس شورای اسلامی شفافیت لازم درباره جرم سیاسی را ندارد و بیشتر تفاسیر را برعهده قضات گذاشته است. به نظر شما این قبیل موارد در شکل‌گیری وضع کنونی و عدم اجرای قانون جرم سیاسی تا چه حد تاثیرگذار بوده است؟
    به نظر من این موارد چندان تاثیرگذار نبوده است. اگر قضات ما آزاد باشند و از گروه‌های امنیتی و اطلاعاتی و بازجوها نترسند، قانون را اجرا می‌کنند. به نظر من این حرف‌ها بهانه است. اینکه بگوییم در قانون جرم سیاسی آمده اگر انتقادی به قصد اصلاح مطرح کرده باشد، مجرم سیاسی است و چون ما آن قصد را تشخیص نداده‌ایم، پس متهم مجرم امنیتی است و نه سیاسی، قابل‌قبول نیست.این موارد توجیهاتی است که بعضا مطرح می‌کنند و قابل‌قبول نیست.

    در صورت تصویب اصلاح قانون جرم سیاسی که در مجلس شورای اسلامی تهیه شده و خودتان هم جزو امضاکنندگانش هستید، به‌ نظرتان وضع فعلی تا چه حد سامان پیدا می‌کند؟
    آن طرح هم‌اکنون در نوبت است و در دستور کار قرار خواهد گرفت ولی با این چیزها این موضوع درست نمی‌شود. اراده‌ای در کشور وجود دارد که اساسا منتقدان و مخالفان را متهمان و مجرمان امنیتی قلمداد کنند برای اینکه این افراد می‌خواهند بگویند که نظام جمهوری اسلامی آن‌قدر مقدس و پاک است که اصلا مخالف سیاسی ندارد و قصد ایجاد قداست بی‌جایی برای حکومت خودمان دارند در حالی که حکومت حضرت علی (ع) هم مخالف داشت. داشتن مخالف سیاسی نقصی در نظام جمهوری اسلامی محسوب نمی‌شود. به نظر من این موارد باید در سطح مسوولان امنیتی و اطلاعاتی و قضایی کشور حل شود تا وضع سامان یابد.

     
  87. علی مطهری در گفت‌و‌گو با خبرگزاری فارس:

    پلیس نباید تحت تأثیر فضای مجازی از وظایفش سر باز زند

    علی مطهری نماینده مردم تهران و عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با خبرنگار انتظامی خبرگزاری فارس، درخصوص عملکرد نیروی انتظامی در سال‌های اخیر اظهار داشت: به طور کلی عملکرد ناجا در چند سال اخیر خوب و قابل قبول بوده است.

    نماینده مردم تهران با تاکید بر این مطلب که باید پلیس اقتدار بیشتری داشته باشد تصریح کرد: مردم قدردان زحمات پلیس در مرزها و در داخل شهرها هستند ولی فکر می‌کنم انتظار بیشتری از پلیس دارند تا از حقوق آ‌نها دفاع کند.

    وی با ذکر این مطلب که قبول داریم امکاناتی که در اختیار نیروی انتظامی قرار دارد کافی نیست، گفت: مثلا کلانتری‌ها به اندازه کافی نیرو یا ماشین ندارند یا مشکلات دیگری وجود دارد؛ فرض کنید یک تبهکاری را بازداشت می‌کنند و فردا می‌بینند که او آزاد شده است و هماهنگی با قوه قضاییه وجود ندارد.

    مطهری با اشاره به این مطلب که در همه نهادها و سازمان‌های کشور این گونه مشکلات وجود دارد و باید با وجود تنگناها و امکانات کم بتوانیم مردم را راضی نگه داریم اظهار داشت:

    پلیس هر کشوری باید اقتدار داشته باشد چه پلیس راهنمایی و رانندگی، چه مرزبانان، چه پلیس امنیت و چه پلیس مبارزه با ناهنجاری‌های اجتماعی چرا که وقتی پلیس ضعیف می‌شود و اقتدار خودش را از دست می‌دهد انسان‌های سرکش از جمله لات‌ها و عربده‌کش‌ها و کسانی که دنبال ترویج ناهنجاری‌های اخلاقی هستند سر برآورده و می‌خواهند میدان‌داری کنند.

    وی با تاکید بر این مطلب که پلیس باید ضمن احترام به مردم اقتدار خودش را حفظ کند،‌ گفت: پلیس نباید تحت تاثیر فضای مجازی از انجام وظایف خودش سرباز زند؛ معنی ندارد که پلیس فردی را به خودروی خودش هدایت کند و او مقاومت کند و سر و صدا راه بیندازد؛ یا پلیس راهور دستوری دهد و راننده یا عابر بی‌توجهی کند.

    مطهری با اظهار تاسف از اینکه این موارد در کشور ما وجود دارد، افزود: در کشورهای توسعه‌ یافته این گونه نیست؛ در یک کشور اروپایی من شاهد بودم که با اشاره دست پلیس موتورسوار، همه خودروها به سمت راست رفته و راه را باز می‌کردند ولی در کشور ما این‌گونه نیست و برخی رانندگان خیال می‌کنند که باید در مقابل فرمان پلیس مقاومت کنند.

    نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی به بحث ناهنجاری‌های اجتماعی پرداخت و گفت: در این موضوع هم اگر پلیس دستور می‌دهد باید اجرا شود؛ حال اگر رفتار پلیس بد بود مسئله دیگری است که باید پیگیری و شکایت شود؛ اما وقتی پلیس دستور می‌دهد همه باید اطاعت کنیم.

    نماینده مردم تهران در پاسخ به دیگر پرسش درخصوص عملکرد پلیس در برخورد با ناهنجاری‌های اجتماعی و اینکه مردم در مواجهه با ناهنجاری‌های اخلاقی فقط پلیس را مسئول می‌دانند، اظهار داشت: بالاخره وظیفه اصلی با پلیس است؛ چرا که در نهایت آن چیزی که در جامعه ظهور می‌کند به پلیس مربوط می‌شود و این پلیس است که باید در مقابل جرم مشهود عکس‌العمل نشان دهد.

    مطهری تصریح کرد: البته باید بگویم که قبول داریم که در مساله ناهنجاری‌های اخلاقی در درجه اول خود دولت وظیفه دارد؛ یعنی آن مرتبه از امر به معروف و نهی از منکر که مستلزم اعمال قانون است وظیفه مردم نیست بلکه وظیفه دولت است؛ مثلا درباره موضوع حجاب در درجه اول دولت باید نظارت داشته باشد در ادارات دولتی، وزارتخانه‌ها، سازمان‌های دولتی و اماکن عمومی مربوط به دولت مانند فرودگاه‌ها و…؛ خود دولت باید بر این موضوع نظارت داشته باشد و مردم احساس نکنند که موضوع حجاب برای دولت مهم نیست و فقط نیروی انتظامی دنبال این موضوع است.

    مطهری تاکید کرد: باید دولت به این موضوع حساس بوده و نظارت داشته باشد؛ وقتی مردم احساس کنند دولت خواهان اجرای درست موضوع حجاب است 50 درصد مشکل حل می‌شود ولی اگر احساس کنند یک دوگانگی در داخل حکومت درمورد این موضوع وجود دارد و دولت این موضوع را بی‌اهمیت دانسته و نیروی انتظامی با اهمیت می‌داند کار مشکل می‌شود؛ لذا دولت‌ها در این زمینه وظیفه دارند و متاسفانه دولت‌ها معمولا به این وظیفه خودشان عمل نمی‌کنند. هم در دولت قبلی و هم در دولت فعلی این مشکل وجود داشته است.

    وی تصریح کرد: به هر حال وقتی نیروی انتظامی در سطح جامعه با ناهنجاری‌های اخلاقی مواجه می‌شود وظیفه دارد که اقدام کند. البته این اقدام باید ناصحانه و با ملاطفت باشد اما اگر کسی در مقابل دستور پلیس مقاومت کرد چاره‌ای از شدت عمل نیست چرا که باید دستور پلیس اطاعت شود و اگر کسی نسبت به رفتار پلیس شکایت دارد باید به مرجع قانونی مراجعه کند.

    وی در پاسخ به این سوال که به عنوان عضو کمیسیون فرهنگی مجلس چقدر از اقدامات نیروی انتظامی در برخورد با ناهنجاری‌های اخلاقی و اجتماعی حمایت می‌کنید اظهار داشت: ما همیشه حمایت کرده‌ایم منتها باید رفتار پلیس خیلی حساب شده باشد تا بهانه به دسته مخالفان ندهد و همیشه تمهیدات لازم را برای اجرای طرح‌ها و برنامه‌ها فراهم کنند؛ مثلا در برخورد با یک زن حتما مامور زن وجود داشته باشد گرچه در موارد اضطراری همان وظیفه را باید پلیس مرد انجام دهد، همان طور که زمانی که زنی در اثر تصادف مصدوم شده و باید او را به بیمارستان رساند، نمی‌توان گفت چون نامحرم هستیم نباید به او دست بزنیم.

    نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با تاکید بر این مطلب که پلیس نباید تحت تاثیر فضاسازی‌های مجازی قرار بگیرد و باید به وظیفه ذاتی خود عمل کند، راجع ‌به حادثه اخیری که در پارک پلیس خبرساز شد، گفت: البته من اطلاعات زیادی از آن حادثه ندارم اما باید عرض کنم که همیشه فرمان پلیس باید اطاعت شود و مقاومت در برابر فرمان پلیس جرم است.

    وی گفت: پلیس نمی‌تواند در برابر ناهنجاری‌های اخلاقی بی‌تفاوت باشد. از سوی دیگر باید فرهنگ مردم ارتقا یابد و فکر نکنند که مقاومت در برابر فرمان پلیس یک هنر است.

    https://www.farsnews.com/news/13980411000517/

     
  88. جنیفر روبین / واشنگتن پست
    ———————————

    تهدیدهای ترامپ علیه ایران نه‌تنها تأثیری بر رفتار تهران نداشته بلکه آن‌ها را در قدم برداشتن علیه منافع آمریکا شجاع‌تر کرده است

    —–

    «ایران روز دوشنبه از ظرفیت مجاز برای ذخیره اورانیوم با درصد غنی‌سازی پایین که در توافق هسته‌ای بین ایران و قدرت‌های جهانی قید شده بود، عبور کرد زیرا اروپا در تقلیل اثرات تحریم‌های آمریکا شکست خورد. این حرکت می‌تواند شکاف میان تهران و واشنگتن را افزایش دهد.»

    پس از آن‌که دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا تصمیم گرفت پاسخ ادعایی خود برای حمله به ایران در پاسخ به سرنگونی یک پهپاد این کشور را لغو کند، بدون شک ایران توانست ورای صبر غرب گام بردارد.

    محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران اعلام کرد که اقدام ایران [عبور از مرز 300 کیلو ذخایر اورانیوم غنی‌شده] بازگشت‌پذیر است اما هشدار داد که ایران ممکن است به کاهش تعهدات خود به توافق در صورت عدم اقدام اروپا در حفظ بخش دیگر توافق [مربوط به منافع ایران] ادامه دهد.

    با این‌که ترامپ هشدار داد ایران در حال بازی با آتش است، تهران این را می‌داند که حرف‌های او توخالی هستند! یک بیانیه ناهماهنگ از سوی کاخ سفید این آشفتگی را بیشتر به نمایش گذاشت!

    در این بیانیه آمده بود: «شک اندکی در این باره وجود دارد که ایران حتی در زمان عدم وجود توافق نیز مفادی از آن را نقض می‌کرد و ما باید استانداردهای عدم غنی‌سازی توسط ایران را احیاء کنیم. ایالات متحده و متحدانش هیچ‌گاه به ایران اجازه نمی‌دهند سلاح هسته‌ای بسازد»

    به عقیده برخی، خروج از توافق هسته‌ای با ایران، قدرت نفوذ آمریکا را از بین برد و جبهه‌ای متحد علیه ایران را قربانی کرد.

    عبور ایران از سقف غنی‌سازی در کوتاه‌مدت چه هدفی را دنبال می‌کند؟

    معاون رئیس سابق سیا می گوید: چنین کاری فشار بر اروپا را افزایش می‌دهد اما این فشار نباید به حدی برسد که آن‌ها را به دوراهی ماندن یا خروج از توافق برساند.

    جام مک‌لافلین معاون اجرایی پیشین سیا گفته است:

    «ایران از خیر ۹۸ درصد از اورانیوم غنی‌شده خود گذشت و این کار تنها اورانیوم دارای غنی‌سازی پایین را اندکی افزایش داد. اگر آن‌ها غنی‌سازی را تا ۲۰ درصد افزایش دهند خطر افزایش می‌یابد زیرا پس از آن رسیدن به غنایی که برای ساختن بمب لازم است تسهیل می‌شود. اما هنوز به آن‌جا نرسیده‌ایم»

    وی افزود: «البته تنها دلیلی که این اتفاق در حال افتادن است، این است که ترامپ از این توافق خارج شد و داشتن دست بالا را واگذار کرد و مسائلی را مجدداً ایجاد کرد که حداقل تا چند سال پیش نمی‌آمد.»

    دنیس راس، مذاکره‌کننده سابق آمریکا در امور خارومیانه نیز در این خصوص به واشنگتن‌پست گفته است:

    «به‌نظر می‌رسید که این دولت [دولت ترامپ] در حال اعمال فشار حداکثری بر ایران است اما با حملات نیابتی، عملیات خرابکارنه و اکنون خروج تدریجی از محدودیت‌های برجام، در حال مشاهده ورژن ایرانی فشار حداکثری هستیم!»

    وی می‌افزاید: ایرانی‌ها هرگز قرار نبود بدون وارد کردن مقداری فشار بر ما، دوستان ما و منافع ما در منطقه، تسلیم فشار حداکثری آمریکا شوند. او به دولت آمریکا هشدار داد: «در برهه فعلی ایرانی‌ها این‌طور فکر می‌کنند که می‌توانند این فشار را مدیریت کنند، آرامش داخلی آنها در خطر نیست و سیاست‌های دولت ترامپ به انزوای ایران منجر نمی‌شود.»

    https://www.washingtonpost.com/opinions/2019/07/02/chaotic-iran-non-strategy-projects-weakness/

     
  89. سلام و درود

    آقای دکتر نوریزاد همزمان در قامت یک معترض سیاسی و یک معترض دینی خود را به جامعه معرفی کرده است. ایشان انقلابی نیست، زیرا انقلابی از منافع طبقه یا اقشار اجتماعی معینی حمایت میکند و از آنها حمایت میطلبد، ایشان در این مورد تأثیر گذاری بر کل مردم را علیرغم همه تنوع و تضادی که دارند هدف خود قرار داده است ! پس فاقد خصلتها و خصوصیات یک انقلابی است و انقلابی محسوب نمیشود. یک مصلح اجتماعی نیز ویژگیهای مادی و معنوی اجتماع را برسمیت میشناسد و برای اصلاح و بهبود آنها راه حل و پیشنهادهای بهتری دارد،و به مصلحان درون جامعه و حاکمیت نزدیک میشود و آنها را متحد میکند، اما ایشان فقط به نواقص و خطاها و ناهنجاریهای حاکمیت و دولت و جامعه و مذهب بویژه اعمال و رفتار روحانیت معترض است ولی هیچ پیشنهاد مشخص و راهکار عملی برای هیچکدام از آنها ندارد، پس تعریف مصلح اجتماعی هم به ایشان تعلق نمیگیرد و برازنده ایشان نیست. ایشان فقط شجاعانه و بی پروا اعتراض میکند، به نظام، به دولت، به روحانیت، و…. اعتراضهای شداد و غلاظ میکند بدون آنکه هیچ هدف مشخصی داشته باشد. تصمیم جدید ایشانهم ایشان را تا حد یک معلم انشا تنزل میدهد، موضوعی تنها به
    تصمیم و انتخاب هنرمندانه خود انتخاب میکند و دیگر اعضا تنها باید در همان محدوده بیندیشند و بنویسند! طبق معمول به نظر و پیشنهاد هیچکس هم توجه نمیکند و اهمیت نمیدهد. سایت، سایت خودش و صلاح، صلاح خودش است و همانطور که به پیشنهاد حذف فحاشی و توهین ترتیب اثر نداد، به هیچ پیشنهاد دیگری از جانب هیچکس نیز ترتیب اثر نخواهد داد. انتهای این روش و منش یعنی اعتراض همه چیز، هدف هیچ چیز !

    البته صلاح سایت و کار خویش مدیران و خسروان دانند !

     
  90. سلام و درود

    ضمن عرض تشکر از دوستانی که قلم نازک و هنر نازل این بنده را قابل تحمل میدانند و تشویقم میکنند، بابت آنکه به عللی ناخواسته که برای اغلب ما در ارسال مطلب پیش آمده و میآید، قسمت چهارم داستان« سنجر قلیخان » به هنگام سند نشد و علاقمندان داستان ناگزیر باید خود این قسمت را بجا بخوانند تا ارتباط منطقی و خط سیر داستان در نظرشان غریب و بی ربط جلوه نکند . باز هم از مدیریت محترم و اعضای گرامی پوزش میخواهم .

     
  91. آقای نوریزاد ، مطالبی که شما در باره رژیم و افرادش می نویسید آنقدر جامع و کامل است که حرفی باقی نمی ماند که دیگران بر آن چیز ی بیفزایند ، جز ناله و نفرین و تاییدی بر آن و فقط مخالفان و سینه چاکانش در مخالفت با شما قلم فرسائی میکنند و حرفی برای کوبیدن شما دارند از جمله سید مرتضی و کاوش و شفیعی و چند تن ازشیفتگان رژیم و مزدورانش ، چرا که مطالب شما جنبه فنی و روانشناسی و اقتصادی و غیره ندارد که خواننده درباره اش مطالب تحقیقی جمع بکند و و بر نوشته شما چیزی بیفزاید . بنابراین کاری که شما می کنید نوعی سانسور است حتی فراتر از خود سایتهای حکومتی چون در بعضی از سایتهای داخلی حتی می شود انتقاد کرد ولو خارج از تیتر و موضوع اصلی ، چه بسا که خستگی و بی حوصلگی شخصی شما و یا اخطار های امنیتی مسبب این تصمیم است .. واما در مورد مزدک کم لطفی کردید که کاسه کوزه را سر او شکستید اما کمترین اشاره ای به فحاشی و تهدید و توهین های سید مرتضی و کاوش و شفیعی با مطالب طولانیشان ( بدون هاشور و حذف کلمات )نکردید . اگر شما کپی های سید مرتضی و بقیه را بجای اخطار اصلا نمی خواندید و چاپ نمی کردید شاید به خستگی امروز نمی رسیدید . بهر حال متاسفم که سایت شما تنوع و جذابیت خود را از دست میدهد و بعد از این فقط موافقان رژیم با هر مطلب جدید با شما جرو بحث خواهند کرد . متاسفم که سایت خواندنی شما به شکل بعدی، خوانندگان وفادارش را از دست میدهد .

    ———-

    درود دوست گرامی
    از دور که به ریخت سایت خود می نگریستم، آن را انباری از هرجور مطلب می دیدم. و می بینم. این انبار، کشکولی ست که در هر دائرة المعارفی پیدا می شود. و حال آنکه اراده ی نخست من از راه اندازیِ این سایت، این بود که دوستان در باره ی یک موضوع محوری، همدیگر را به چالش بکشند. قبول دارم که شکل کشکولی سایت، می تواند جداب باشد. نیز اما از این که این سایت انباری باشد برای این که جمعی از دوستان مطالب کپی پیستی خود را با کمپرسی در اینجا خالی کنند، پرهیز دارم. خود می دانم که با اتخاذ تصمیم تازه، جمعی از دوستان از این سایت خواهند کوچید. دوستانی که من با صبوری یک به یکشان را به اینجا دعوت کرده ام و برای نوشته هایشان آغوش گشوده ام. اما چه کنم؟ از این که سایت چهره ی انبار بخود بگیرد نیز حالم بهم می خورد. احساس می کنم این سایت می تواند و می توانست چهره ی مطلوب تری داشته باشد. اما نیست. از شیر مرغ تا جان آدمیزاد درش پیدا می شود. از همه ی دوستان همراه که در این سالها با من و با هم بوده ایم، سپاس مندم. بقول یکی از دوستان، من مطلب نوشته ام از این که مرا جلوی وزارت اطلاعات زده اند و پوست دریده اند و دریغ از یک کامنت همدلانه یا منتقدانه. اصلا نه انگار. به این می ماند که یکی مهمانانی را به خانه آورده و خودش داخل که می شود سر و رویش خونی ست. اما می بیند مهمانان به دعواها و خوش و بش های همیشگی مشغول اند. بی هیچ اعتنایی به صاحب خانه. با نوشته ی تازه ای که بزودی منتشر خواهم کرد، رویه ی معهود را پیش خواهم گرفت و کامنت های بی ربط را حذف خواهم کرد. احتمال دارد نوشته ای را نیز برای کمپرسیِ دوستان درنظر بگیرم اما این دومی هنوز نهایی نشده و من چند و چونش را وارسی نکرده ام. در برابر همه ی دوستان سر به تعظیم فرود می برم. چه موافق و چه مخالف.
    با احترام

    .

     
    • ناشی‌ مردک‌چنککی،

      این چرندیات که کاوش از شیفتگان و مزدوران نظام هست از مزخرفاتیست که در این سایت همونی که‌با شناسه ناشی‌ شدی وکیلش و واسش روضه ننه من غریبم مثل بیسوات خرفت و بیشرم که از رو نمیره میخونی‌، مرتب در این سایت بدنبال کامنت‌های من استفراغ کرده چون که هیچی‌ بارش نیست و یه مشت جفنگیات ضد دینی از صادق هدایت الکلی قرقرو و عیاش مسلک, فیلسوفش یا کسروی یاد گرفته مرتب اینجا تخلیه می‌کنه؛ میخواد در عالم هپروتی و پهلوان پنبه ایش جمعیت ۸۰ میلیونی مسلمان ایران رو به دریا بریزه بعد به من میگه “هوادر استالین” !!!!!!

      هیچکی‌ در این سایت به اندازه من زیر و زبر ساختار سیاسی و اقتصادی و پولی‌ و مالی‌ و بانکداری جهانی‌ و وطنی رو با تکیه به آمار‌های بانک مرکزی و مرکز آمار و مقالات و با تکیه به منابع گوناگون ملی‌ و خارجی‌ و مصاحبه‌های سران و گردانندگان و فیلسوفان و متولیان اقتصادی نظام در حدی که متناسب این سایت باشد, نقد و تحلیل نکرده.

      پس این ننه من غریبم و روضه خونیت فقط بدرد ناشی‌‌های امثال خودت و موکلت میخوره. فحاشی و هتاکی به تاریخ غبار الود و رستگاری اسلام و تمجید تاریخ رستگاری ایران باستان و عرب ستیزی، دین ستیزی و اسلام ستیزی و شیعه ستیزی و و مرتب بلغور کردن حکومت دمکراتیک بر مبنای حقوق بشر بدون ایدولوژی دینی و سیاسی فقط نشانه توهم و خیال بافی‌ یک مغز پیر و از کار افتادست، چونکه اگر هنوز حیات مفیدی داشت میبایست میرفت بدنبال لذت بردن از زندگی در امن و آسایش و آزادی غرب نه این که دچار بیماری مالیخولیایی به دریا ریختن ۸۰ میلیون مسلمان باشه. خوب یه هم چین فردی به وکیل نیاز ندارد به روانپزشک نیاز دارد.

      در ضمن ناشی‌ اگر درکی هر قدر قزمیت از دمکراسی داری، مطالبی رو که مطابق سلیقهٔ سیاسی تو نیست نخون و بگذر، نه این که موافق بستن دهان و شکستن قلم دیگران بشی‌.

       
      • حزب اللهی مزدور خارج نشین ، مزدک هزار بار به امثال تو شرف دارد ، چنکگی و هاشوری شدن هم ننگ نیست بلکه افتخار است که مثل تو کاسه لیسی شیعه و آخوند را نمی کند والا سانسور نمی شد ، ضمنا اینرا بفهم که مزدک از امثال تو چه ترسی دارد که خودش را جای فرد دیگری جا بزند . پس من مزدک نیستم ، پیر هم نیستم مثل تو ضد بشر هم نیستم که به پیری و سالمندی اهانت کنم . جوانم و حالا حالاها دشمن و خار چشم امثال تو هستم . اما این سایت را بعد از تغییراتش رها می کنم و آنرا به شما تازی پرستان و دشمنان قسم خورده مردم و ملت وامیگذارم و نامش را از تیتر سایتهای مورد علاقه ام پاک می کنم . خوش باشی با ادامه جفنگیا تی که که می نویسی و یک شاهی ارزش ندارد . اسلام یک دین زن ستیز ، انسان ستیز ، آزادی ستیز و حتی حیوان ستیز است اما تو سرت را توی تئوریهای اقتصادی آمریکا کرده ای و از فجایع کشورت با سیطره اسلام و آخوند ، به عمد غفلت میکنی . یک کشور اروپائی ضرب المثلی دارد که به امثال تو می گوید نخبه خل و چل ! ضمنا آنقدر از بیخ عربی که حتی فرق نگارش مزدک و دیگران را تشخیص نمی دهی …

        ——–

        کاش شما دوستان را مدارایی بود
        کاش

        .

         
        • ناشناس گرامی بمان و بنویس ! در پیرامون کامنت های نوریزاد نیز مطالب بسیار میشود نوشت ؛ نقد کامنت ؛ گسترش نطلب ؛ هدایت نطلب به مسیر اقتصادی علمی ؛ و ایکاش نامی برای خود انتخاب میکردی تا از میان ناشناسان این سایت قابل شناسایی بودی

           
        • ناشناس چیه بد جوری کف کردی؟

          مگر مردک هم توئ آپارتمان رو کله تو در تهران زندگی میکنه که به ذهن ناقص تو خارج نشینی‌ من سند “مزدوری” من است؟

          تو ضد بشر نیستی‌ اما من تازی پرستم؟!!! یعنی‌ تو ضد عرب (تازی) نیستی‌؟ یا عرب بشر نیست؟

          پیر خرفت و جوان خام کم سواد پر مدعا از یک قماش ا‌ند. تو آنقدر کودن بودی که نفهمیدی در کامنتم بین تو و مردک, تمیز فردی قایل شده بودم، منتها تو اصل رو برابر کپی‌ تلقی‌ کردی و با این کامنتت نشانه “آئ کیوم کجا بود”، خودتو نشون ما دادی.

          خوب چرا خودت یک تئوری اقتصادی که یک شاهی‌ – جونت نثارش – ارزش داشته باش اینجا مطرح نکردی؟

          خودت یه مطلب به درد بخور نداری در عوض یه مشت چرت و پرت از دهنت بیرون می‌ریزی. و اینو نشانه آگاهی سیاسی و اقتصادی از کشور و جهان میدانی‌؟

           
  92. سلام و درود

    سنجر قلیخان ( 4 )

    مأموران مسلح و لباس شخصی ساواک کراوات زده و دوربین به دست و گردن تمام سوراخ سنبه ها و دشت و باغ و مزرعه های اطراف را زیر نظر گرفتند و گویی در خط مقدم جبهه اند و از کیان کشور دفاع میکنند مدام با بیسیم با هم در ارتباط بودند و گزارش هر جنبنده ای را به فرماندهانشان میدادند . شرح پذیرایی و جشن و پایکوبی پذیرایی از شاپور غلامرضا طی دو شبانه روزی که با همراهانش در ده بودند بیشتر از هر چیز به افسانه های هزار و یکشب شبیه بود. خان با آوردن و تهیه انواع خوراکیها و مشروبات ایرانی و خارجی سخاوت را از حد گذراند و با نشان دادن تعداد زیادی عتیقه جات و فرش و اشیاء نفیسی که بخشی به ارث برده بود و بخشهایی خود به آن کلکسیون عجیب و غریب افزوده بود حسابی مهمانش را تحت تأثیر قرار داد. غافل از ٱنکه بر خلاف علیرضای مخبط مرحوم با چه موجود ٱزمند سیری ناپذیر ی سرو کار دارد. شاپور غلامرضا با رندی بیسابقه ای زبان به تحسین خان گشوده بود و از مجموعه عتیقه جاتش تعریف کرده بود، خان هم در حالیکه نیمه مست بود گفته بود : قربان پیشکش! قابل شما را ندارند! همین تعارف مستانه باعث شد که شاپور غلامرضا با فداکاری بیمانندی تعارف خان را قبول کند و چون یک چپوچی حریص به خدمتکارانش دستور داده بود تا کلیه آنها را به هلیکوپترش منتقل کنند ! هر تکه از آن اشیاء سرگذشتی طولانی داشتند و حاصل سالها خبرچینی عوامل خان و مردم حسودی بود که گزارش آنها را به خان و عواملش داده بودند و او راهزنانش را فرستاده بود و شبانه به قیمت کشته و مجروح و معلول شدن مالباخته و سارق آنها را سرقت کرده بودند. سه قالیچه ابریشمی بسیار نفیس و یک قبضه شمشیر دسته طلایی دوران عباسی و یک رشته تسبیح دانه درشت از جنس توپاز که بهتر از هر جنس شبنمایی در تاریکی نورافشانی میکردند و خان نام گوهر شبچراغ به آنها داده بود و تعدادی از سکه ها و زیور آلات باستانی و سایر عتیقه جات را که سالها پیش راهزنانش از خوانین نزدیک همدان سرقت کرده بودند و به قیمت کشته شدن دو تن از راهزنان و شل و معلول دائمی شدن یکی دیگرشان تمام شده بود و البته مشخص نبود که صاحبان اموال علاوه بر از دست دادن اشیاء ارزشمند و عتیقه جاتشان چه تعداد افرادشان را نیز از دست داده اند. خان به داشتن آنها عادت کرده بود و با نشان دادنشان به خواص محرم و خوانین همشأن خود بداشتنشان افتخار میکرد، ولی با یک بی احتیاطی در حال مستی و میزبانی گرفتار راهزنی بمراتب طماعتر و حریصتر از خود شد و تنها با تعارفی مستانه کل گنجش به تاراج راهزنی بزرگتر رفت. با آنکه خان با نامبردن از رفیق استانداردش مرحوم علیرضا پهلوی خود را همردیف و همشأن خاندان سلطنت نشان میداد و شنونده را متوجه قدرت و نفوذ خود تا اعلاترین درجه یعنی دوستی با اعلیحضرتین نشان میداد هرگاه اسم شاپور غلامرضا مطرح میشد خان بی اختیار اخم میکرد و چهره در هم میکشید و البته بغضش را بر سر بیچاره ای از خدمتکارانش خالی میکرد و گاهی آنها را به ترکه و فلک و تازیانه میبست و تا سر حد مرگ شکنجه شان میکرد ! اما علیرغم این زیان و به تاراج دادن عتیقه جات آمدن شاپور غلامرضا بیش از حد تصور سبب قدرت و ترس مردم و سایر خوانین از خان شد و میشود گفت چندین برابر ارزش پولی قالیچه ها و عتیقه جات را به انحا و اشکال مختلف بویژه از راه اعزام دسته های راهزن به هر جایی که اموالی جهت دزدیدن بود، بدست آورد بدون آنکه کسی جرأت کند حتی نامی از او ببرد چه رسد به شکوه و شکایت و دادخواهی کردن . عمده شهرت سنجر قلیخان که در رعیت و غیر رعیت ایجاد ترس و هراس میکرد و از مرزهای استان فراتر رفته بود شرور و ماجرا جو بودن او و در استخدام داشتن دسته های راهزنش بود که به صغیر و کبیر رحم نمیکردند . اغلب آن راهزنان در ولایت خود مرتکب جنایت شده و یاغی و فراری محسوب میشدند و به قول معروف راه بازگشت نداشتند و در هیچ جا بجز در پناه سنجر قلیخان در امنیت نبودند و او با دادن نان و دوغ آنها را به فداکاری تا سر حد مرگ وادار میکرد، وای بحال راهزنی که دست خالی بر میگشت! سرنوشت محتوم آنها مردن و دفن در قعر نوره های کوه بود . بدرستی معلوم نیست که چه تعداد از آنها طی درگیری و راهزنی کشته شده بودند، اما روزی یکی از راهزنان در حالیکه پس مانده مشروب خان را دزدیده و مست کرده بود در حال مستی گفته بود که هر گاه یکی از رفقای ما دست خالی برگردد یا کشته شود جایش در نوره است! ( نوره ها چاه های طبیعی بسیار عمیق و کج و معوجی بودند که در دوره های طولانی تغییرات زمین در کوهها بوجود آمده اند و در عمق آنها رود خانه های طبیعی در جریانست . گاهی مهندسان و کارشناسان وزارت کشاورزی در آنها رنگ میریزند و مظهر قناتها یا چشمه های اطراف را تحت نظر میگیرند تا بدانند آب نوره ها به کدام سمت و سو میرود .) پس از آنکه سنجرقلیخان به عیاشی و بخصوص قمار روی آورد تمام محصول املاک و رنجهای بیشمار رعیت کفاف مخارج اقامت و عیاشی و الواطی و باختهای سنگین و مستمرش را در قمارهای سنگین کازینوهای پایتخت نمیداد و او هر بار ثروتی هنگفت با خود میبرد و میباخت و بدون آنکه بروی خود بیاورد دست از پا دراز تر باز میگشت. شایعه بود که مبالغ هنگفتی به دامادهایش بدهکار شده که خالی از حقیقت نبود ، اینبود که بفکر کسب در آمد از راههای دیگری افتاد و به سازمان اطلاعاتی و جاسوسیش که بطور خصوصی تأسیس کرده بود توسعه بیشتری داد و اراذل ناس و افراد یاغی و فراری وحسود و دشمن خو با مردم، بیشتری را بدون جیره و مواجب قابل توجه به خدمت خود گرفت و آنها را به جاسوسی و کشف اموال و عتیقه جات واداشت، آنها نیز به نوبه خود افراد ساده لوح و بخیل و فضول و حراف را جهت کشف ثروت و محل اندوخته های مردم و نقاط قوت و ضعف خانه های آنان در جهت اهداف و نیت و نقشه های سنجر قلیخان بخدمت گرفتند و مدیریت میکردند .

    ادامه دارد .

     
  93. جناب نوریزاد

    عکس العمل پاره ای از دوستان که مدتهاست از سایت شما برای باز نشر افکار و تبلیغات کیهانی استفاده (در واقع سوء استفاده) کرده اند به تصمیم منطقی شما برای تعیین خط مشی آینده سایت دور از انتظار نبود. ولی حمله توهین آمیز و حق بجانب “ناشناس آشنا” بشما برای من تعجب آور بود . ببینید فقط در همین جملات کوتاه ازایشان چه زورگوئی و مطلق طلبی نهفته … درست مانند همه رفتارهای سردمداران جمهوری اسلامی:

    “تو چطور به خودت اجازه میدهی یکباره در لباس دیکتاتور احمقی ظاهر شوی مرد حسابی ؟ کی به تو این اجازه را داده ؟ با این گند و کثافتی که در بالای هر پست جدیدی میگذاری انتظار داری که ما هم در ارتباط با آنها بنویسیم ؟….. چنین دکانی که تو آرزوی داشتنش را میکنی درش بسته میماند.” (بخوانید درش بسته میشود!)

    دم خروس از دور دست نمایان است . میفرماید بله اگر ما بتو “اجازه” داده ایم این سایت را ادامه دهی بخاطر آنست که هر مزخرفی که خودمان میخواهیم اینجا بنویسیم و صفحه را پر کنیم و همه را وادار به خواندن مطالب مورد نظرمان بکنیم نه اینکه تو هر چه دلت خواست بنویسی! بهر حال امیدوارم همانطور که خودش گفته این آخرین فحشهایی باشد که شما از این شخص دریافت میکنید . البته مطمئنم که او از فردا تحت نام دیگری بانجام وظیفه بر میگردد.

     
    • من در بحثی که همین چند وقت پیش با تو داشتم وقتی از بی سوادیت کلافه شدم به شکل محترمانه ای عذرت را خواستم . تو از این ناراحتی قدیمی ! حال با خواندن این مطلبت , که قائدتا نمی بایستی در باره من که عطای نوشتن در سایت را به لقای دنباله روی از فردی که خود گمراه است در سیاست بخشیده ام , فهمیدم که علاوه بر بیسوادی فرومایه هم هستی قدیمی ! اما تو نوری زاد نباید مزخرف این قدیمی فرومایه را در باره من روی سایتت می گذاشتی . خیلی محترمانه میتوانستی بنویسی که چون احتمال دارد که فلانی نبیند از گذاشتن مطلبت معذورم ای فرو مایه !

       
    • ناشناس آشنا

      با پوزش درست مطلب این است :

      من در بحثی که همین چند وقت پیش با تو داشتم وقتی از بی سوادیت کلافه شدم به شکل محترمانه ای عذرت را خواستم . تو از این ناراحتی قدیمی ! حال با خواندن این مطلبت , که قاعدتا نمی بایستی در باره من که عطای نوشتن در سایت را به لقای دنباله روی از فردی که خود گمراه است در سیاست بخشیده ام روی سایت گذاشته میشد , فهمیدم که علاوه بر بیسوادی فرومایه هم هستی قدیمی ! اما تو نوری زاد نباید مزخرف این قدیمی فرومایه را در باره من روی سایتت می گذاشتی . خیلی محترمانه میتوانستی بنویسی که چون احتمال دارد که فلانی نبیند از گذاشتن مطلبت معذورم ای قدیمی فرو مایه !

      همین جا از همه کسانی که خواننده کامنت هایم بوده اند در طول این چند سال که من با اسامی مختلف , همانطور که بار ها قبلا هم نوشته ام , مطلب ارسال کرده ام سپاسگزاری میکنم و برایشان بهروزی آرزو میکنم . من تا زمانی که صحبت از دنباله رویست در این سایت مطلبی برایش نمی نویسم اما اگر روزی جناب نوریزاد راه حل درستی برای خلاص شدن از شر کالا های بنجل , از نظر خودش نه ما , پیدا کرد و دیگران را در انتخاب موضو ع راحت گذاشت و برایشان قیم نشد واضح است که هنوز دوست دارم که بادوستان در گذاشتن کامنت همراه باشم . با تشکر از جناب نوریزاد هم , صد البته !

       
      • بچه پررو ! دیدی که بخاطر ماموریتی که داری مجبوری کماکان این سایت رو بخونی. این قدیمی خوب مچتو گرفت . برو آقا خدا روزیتو جای دیگه حواله کنه !

         
  94. بهین یاران جان درود

    نوریزاد دلبند

    خیلی پیش تر این روش می باید اجرا میشد.به سهم خودم از شما

    و دوستانی کو هم راهی نمودند سپاسمندم.یکی از روش های به

    فرومایگی رساندن هر چیز ارزشمند همراه ساختن هجویاتی چون

    رمان های دراز یا پا ورقی هایی چون خاطرات فلانی از ریخت انداختن

    وکم اثر کردن این سایت است .(یکی طامات می بافد ودیگری مشق

    رمان نویسی ودیگری در حالیکه ماشین حساب های حرفه ای مورد

    استفاده حسابداران (سرجمع حساب های سنواتی گاهی به نزدیکی

    بیست رقمی میرسد) فقط تا شانزده رقم را جای می دهند.با سو استفاده

    از ویکی پدیا در مورد اعدادی با سدها رقم سخن می راند واز یازده بعدی

    که نظریه ایست وجهانهای موازی و ریسمانی و اصل عدم قطعیت درحالتی بینابین

    ماده وانرژی ووو که چون خقیر سراپا تقصیر بجز نامی و ادایی هیچ از آن نمی دانند

    قیگور گیری می کنند وسوال احتمالی را با ادبیات پاچه ورمالیده ای جواب می دهند .

    اومیدوارم انگل هایی که راه ناله این مردم دیکتاتور زده را تنگ کرده اند یا بسمت

    سایت های علمی یا رمان نویسی ووو بروند و این سایت برای ستمدیدگانی کو خود را

    نفروخته وستم ها کشیده اند وناله ای و روشن گری وو باقی گذارند .خوش آمدند ما را

    بدین فضل فروشی به ویژه اکنون نیازی نیست .راهتان پر رهرو بادا //آنان نیز بسلامت

    بروند وهم کیش خود بیابند.

     
    • مش قاسم بیسوات کی میخوای دست از این نوشته های چندش آور بی معنی برداری ؟ مجبوری پرت و پلا بنویسی طناز دلنواز روان گداز حقه باز ؟
      خدا چنین طنازی را نصیب گرگ بیابان نکند. تبدیل به /// اره این سایت شده ای.
      غر، غر، غر، غر، غر، غر. قر، قر، قر، قر، قر قر……. این شده کل گفتار و نوشتارت .

       
  95. علی از استرالیا

    درود جناب نوریزاد . دستاورد خمینی:
    قیمت سیب زمینی از هر کیلو ۹ هزار تومن گذشت
    ۴۱سال قبل با ایرفرانس از ایران تا فیلیپین با نصف قیمت فعلی یک کیلو سیب زمینی پرواز کردم

     
  96. در اردیبهشت ماه ۱۳۹۰ محمدتقی مصباح یزدی، از بانیان عقاید مهدویت باوری، که نامش به عنوان مرجع صدور فتوای قتلها در جریان قتلهای زنجیره‌ای شهرت دارد از «ترويج مسيحيت» در برخی استان‌ها انتقاد کرد و گفت: «در راستای مبارزه با مسيحيتی كه در بعضي استانها رواج پيدا می‌كند كارهايی انجام گرفته و هزينه‌هايی هم صرف شده است اما بازدهی ندارد به اين دليل كه برنامه و نظارتی نیست.»

    وحید خراسانی ـ پیشتر از او نیز آیت الله وحید خراسانی، از مراجع تراز اول شیعه و از منتقدان حاکمیت فعلی، با هشدار دادن در مورد افزایش گرایش جوانان به مسیحیت آن را ناشی از سوء مدیریت حکومت دانسته بود. او گفت: «مردم دارند مسیحی می شوند اینها دنبال ریاست خودشان‌ هستند…یكی نیست به این دستگاه بگوید این همه تبلیغات مسیحیت ضال و مضل حتی در قم به چه معناست؟….اینها را دارند به خورد این امت می دهند و درقبال اسلام، این دستگاه با این بساط اگر یک جایی یک كلمه بویی برای تزلزل مقام من باشد همه آنجا حاضر می شوند، اما دین و ایمان از مغز این جوان ها برده می شود همه در خفقان و خوابیده اند». او افزود: «دنبال مقام و مالند دم از اسلام می زنند، بساط تبلیغ مسیحیت باید از این مملكت برچیده شود والا آبرو برای … نخواهم گذاشت.»
    پاسخ اکبر گنجی ـ اکبر گنجی، روزنامه نگار ناراضی درباره سخنان آیت الله وحید خراسانی در سایت «روز» نوشت: «این حکم ناقض حقوق بشر، از ضعف ایمان به دین خود حکایت می کند. اگر به حقانیت دین خود باور داریم، نباید از تبلیغ یهودیت و مسیحیت و بهائیت و بودیسم و… بهراسیم. بگذارید پیروان ادیان مختلف آزادنه دین خود را تبلیغ/ترویج کنند، دین حق در این بازار خریداران بیشتری پیدا خواهد کرد. ممانعت و سرکوب، شأن جباران است. فقیهان به طرق مختلف برای خود “حق ویژه” برساخته اند… نباید این «حق ویژه» را به آنان داد که به دیگر مومنان دشنام دهند، و کسی مجاز به انتقاد از آنان نباشد. نباید این «حق ویژه» را بدانان داد که فرمان سرکوب صادر کنند، و کسی مجاز نباشد بگوید:حضرت آیت الله، شما یکی از ناقضان حقوق بشر هستید. حضرت آیت الله با اینکه در حکومت نیست، و نشانی از مبارزه با حاکم ستمگر از خود بروز نداده، اما در قامت ستمگر ظاهر می شود. به جای آنکه به «سلطان جائر» که خود استاد سرکوب اقلیتهای دینی است، بگوید:مسیحیان و یهودیان و بهائیان و سنیان هم چون من و تو «انسان» اند، چرا بر آنها ستم روا می داری؟ به سلطان فرمان می دهد که ستمگری بر آنان را افزایش دهد. وگرنه، آبرو برای دولت باقی نخواهد گذارد.»

    اکبر گنجی در جای دیگری از این مقاله می نویسد: «مرجع تقلید ما فاقد حس ستم شناسی است. هزاران هزار جنایت و شکنجه و ظلم در سه دهۀ گذشته به وسیلۀ این «نظام سلطانی فقیه سالار» رفته و می رود و این آیت الله آنها را ندیده یا نادیده گرفته است… حضرت آیت الله در مقام آمر سرکوب هویدا می شود. وقتی او حکم برچیدن بساط تبلیغ مسیحیت را صادر می کند، سربازان گمنام امام زمان- سعید امامی/طائب ها – دست به کار شده و بساط آنان را به شیوه ای که بساط دیباج و میکائیلیان را برچیدند، بر می چینند. عدالت (حقوق بشر) داور مستقل آدمیان است، نه مشرب فقهی آیت الله. بر مبنای این میزان عدالت، مرجع تقلید حوزۀ علمیه قم، ناقض حقوق بشر و عدالت است.»

     
  97. سید مرتضی
    11:10 ب.ظ / جولای 2, 2019

    امیر حسین (موسوم به بریده بریده نفس نفس) قرار شد با فراخوان مدیر آنتی حوزوی سایت،روز جمعه سر خویش را از ته تراشیده و از شکل و شمایل یک “هرکول پشت رایانه”! خارج و در میدان آزادی تهران حضور بهم رساند برای ساقط کردن حکومت جمهوری اسلامی!

    هنوز دو روز تا جمعه مانده،جناب بریده بریده نفس نفس،اقدامی در این جهت بنماید!

    بقول مدیر آنتی حوزوی سایت:
    باشد؟!

    ————————————————————————–

    سلام سید مرتضی خیلی … هستی آقای نوری زاد منظور دیگه ای از این حرفشون داشتن و منظور قرار گذاشتن نبود و یکم اگه ممکن عقلت رو به کار بنداز و بعد حرف بزن فعلا از این چند وقت باقی مانده نهایت استفاده را بکن ناراحت هم نباش به موقعش که برسه به خدمتتون میرسیم به امید آبادی و آزادی ایران

     
    • منظور حاجی واضح بود امیر حسین , گفت دهنت رو ببند امیر حسین و لاف نیا این قدر ! وقت شکار تو هم///////////// میگیره و بهانه داری برای قایم شدن تو پستو !!!

       
  98. توهین و ناسزای خامنه ای به هخامنشیان و شاهان کیانی و کوبیدن پهلوی ها

    پیشنهاد می کنم این فیلم خنده دار را ببینید. خامنه ای میگه: من تأکید می کنم که در دنیا هیچ مردم سالاری به پای مردم سالاری ما نمیرسه. خجالت نمی کشه به حباب خودش نمره می ده و از عظمت دیگران …. فیلم را ببینید
    https://www.youtube.com/watch?v=eDgdMHYtYZs

     
  99. اين ها تنها گفتار خامنه اى نيست. از ديد اسلام غير مسلمان كافر حساب مى شه. اگر موحد (اهل كتاب) باشه كافر ذمى حساب مى شه كه بايد جزيه بده، و در غير اين صورت كافر حربى است كه بايد باهاش جنگ بشه
    اسلام دين رحمت است، من و شما خبر نداريم :))

     
  100. در اینکه این نوع تبعیض ها محکوم هست شکی نیست اما باید بگم که تو این یک مورد آقا(!) ادبیات فتوا رو رعایت کرده فقط. احتمالا منظورش کافر به اسلام هست. طبق قوانین فقه شیعه، اگر یکی از ورّاث غیر مسلمان باشه به بقیه ارث نمیرسه! (حتی اگر اونها مسیحی، یهودی یا زرتشتی باشند).
    البته باز هم بگم که من این نوع تبعیض هارو محکوم می کنم. در ضمن خودتون رو با فتوای کسی که حتی مراجع شیعه اون رو واجد شرایط فتوا دادن نمیدون، اذیت نکنین.

     
  101. اسلام ريشه همه بدبختی های ايران است. تا زمانی که اسلام در ايران است بهتر از اين نخواهد شد. تا زمانی که اسلام در این کشور است آب خوش از گلوی ایرانیها پایین نخواهد رفت، تا اسلام در ایران است، آش همین و کاسه همین است. چاره ای نداريم مگر اينکه به دين خودمان دين زرتشت برگرديم. البته با اين شرط که مانند اسلام در سياست دخالت نکند. کشوری که دينش در سياستش دخالت کرد به روز سياه می نشیند.
    اهورامزدا ایرانزمین را از دروغ، دشمن و خشکسالی نگاه دارد!

     
    • در مورد نظر زرتشتیان در مورد طهارت با ادرار گاو و ازدواج با خواهر و مادر …. و علت شکست حکومت فاسد موبدان زرتشتی امپراطوری ساسانیان از ساکنان پابرهنه جزیره عربستان هم ما را آگاه کنید

       
      • تا انجا که من تحقیق کردم این چرندیات را به زرتشتیان میزنند تا مسلمانان ایران از برکت اسلام به دین زرتشتی نپیوندند . علت شکست ایرانیان هم از اعراب فقط این بوده که به انها اموخته بودند که اگر در جنگ از زر و سیم گرفته تا زن و دختر برای خودت و اگر کشته شوی حوریان بهشتی و جوی شراب و …در انتظارت هستند و چون تازیان چیزی برای از دست دادن نداشتن برای بدست اوردن اینها تلاش کردند و…

         
  102. زمانی که عرب بادیه نشین بت پرست بود، ایرانی زرتشتی یکتا پرست بود و اهورا مزدا را ستایش میکرد….ما به دین تو کافریم خامنه ای و به این کفر میبالیم

     
  103. از نظر زرتشتیان هم تو ای خامنه ای کافر هستی‌.
    از نظر ادیان دیگر هم تو کافر هستی
    این کافر بازی اگه میدانداری کنه بشریت جز خون و خونریزی کار دیگه ای نخواهد داشت.
    حالا که دیگران اجازه داده اند که توی کافر زندگی کنی، تو کی هستی که دیگران را کافر می دانی؟
    از نظر اکثریت مردم ایران هم خامنه ای نه تنها کافر به انسانیت و اخلاق است که یک دیکتاتور بدبخت مفلوک هم هست

     
  104. از نظر خامنه ای به جز آقازاده هاش و سه چهار نفری که دوستشون داره ، همه از دم الاغ و خر و گوسفند و چهارپا و فتنه گر و ملحد و محارب و … محصوب میشوند چه برسد به زرتشتیان و بیدینان و مسیحیان و …

     
  105. سلام
    سلام عليكم جناب سيد مرتضى عزيز و گرامی
    ببينيد من ادامه سخنان شيخ علي جمعه را اينجا ذكر ميكنم
    من اراد ان يدخل الاسلام فانه لا يرث من ابيه و لا من امه لانه اصبح مسلما
    و اصبح اختلاف الدين عائقا من انتقال الثروة
    و لذالك دخل الناس في دين الله افواجا من غير اتهام للمسلمين انهم ياكلون
    اموال الاخرين لاننا عندما ندخل الاسلام نترك الاموال فنحن دخلنا لوجه الله
    —-
    در كشور مصر ميليونها قبطي مسيحي وجود دارد يك مسيحي مي داند در صورت
    مسلمان شدن طبق قانون مصر ااز والدين خود ارث نخواهد برد بنابراين
    اين مسلمان شدن ارزش دارد زيرا ايمان واقعي است نه براي كسب مال و ثروت
    ——–

     
  106. سلام و درود

    سنجر قلیخان ( 6 )

    بشیر گفت احسن به تو مرد امیدوارم که آقا شفاعتت کند و گناهانت بخشوده شود و خدای رحمان و رحیم در بهشت جایت دهد . بعد سه آخوند دیگر را هم که قبلاً دعوت کرده بود به عنوان شهود انجام معامله السلام علیکم، السلام علیکم گویان آمدند و نشستند، بشیر در حضور شهود گفت محتویات این دستمال را که کل اموال تست به قیمت یک سیر نمک از تو میخرم آیا راضی به این معامله هستی ؟ منهم گفتم بله! دو بار دیگر همان جمله را تکرار کرد و منهم همان جواب را دادم، بعد او یک سیر نمک از جیبش در آورد و به من داد و منهم همه سفته ها که در دستمال پیچیده بود به او دادم، بعد به نشانه تمام شدن و قطعی شدن معامله با هم دست دادیم و دست همدیگر را بوسیدیم. پس از چند دقیقه که دل تو دلم نبود و نگران بودم که مبادا مرتکب حماقت شده و دار و ندارم را از دست داده باشم غرق اضطراب و دلهره شده بودم و به بشیر نگاه میکردم ،سر انجام بشیر بدون آنکه دستمال حاوی سفته ها را باز کند گفت من این دستمال را با هر چه در آنست به قیمت یکصد هزار تومان به تو میفروشم، آیا میخری و راضی هستی ؟ گفتم بله خریدارم و راضیم و باز هم سه بار از من رضایت گرفت ، به این ترتیب حواله ای به مبلغ یکصد هزار تومان نوشتم و به او دادم تا پس از بازگشت پولش را حواله کنم و او در کنسولگری نقدش کند و تمام سفته هایم را خریدم و فوری مهر و امضاهایشان را پاره کردم. آقا بشیر که نامش در اصل حجت الاسلام سید عبدالحسین کمال یزدی بود لبخندی زد و گفت تو الآن فقط مانده که توبه کنی وقتی توبه کردی مثل آنست که چون طفلی نوزاد و معصوم از مادر زاده شده ای و پاک و مطهر میشوی و اموال حرام و مشکوکت هم چون دست بدست شده مثل شیر مادر حلال، حلال است و دیگر برای روز قیامت هیچ نگرانی نداشته باش. آنروز لطف و کرم مولایم علی ( علی را طوری از عمق سینه با تأنی و سنگینی ادا میکرد که گویی میخواهد وزنه سنگینی بردارد ) کاری کرد که توفیق توبه پیدا کنم و سنگینی بار آنهمه گناه و قتل و جنایت و خونهای بناحق ریخته از روی قلبم برداشته شد ! در اینحال خادمی برایمان چای نبات آورد و گفت معامله خیر کرده اید شیرینی من فراموش نشود، منهم پنجاه دینار عراقی با یک انگشتر عقیق و یک تسبیح صندلوس که عتیقه بود و خیلی می ارزید به او دادم. شهود هم صلوات فرستادند. یکیشان گفت باید ولیمه معامله بدهید، نمیدانستم ولیمه یعنی چه ؟ آقا بشیر یا همان حجت الاسلام سید عبدالحسین کمال یزدی گفت باید مهمانشان کنی و به آنها غذا بدهی که فوراً قبول کردم گوسفندی بخرم و بکشم و هر طور صلاح دانستند گوشتش را تقسیم کنند پول یکی یکدست لباس هم به آنها دادم . بشیر گفت واجبتر از لباس کرایه خانه عقب افتاده آنهاست کاشکی بجای لباس کرایه خانه شان را میدادی، که بدون گفتگو رفتم و پنج ماه کرایه خانه های عقب افتاده آنها راهم تسویه کردم، بعد بشیر گفت این دوستان از بس از کسبه اطراف نسیه کرده اند که دکاندارها نه به آنها نسیه میدهند و نه جواب سلامشان را، اگر تعارفت نکردند معذور بودند ، تو نگو که اوضاع خودش هم بدتر از آنها بود ولی این سید اولاد پیغمبر از نجابت نامی از خودش نبرد، وقتی دکاندار اولی با فارسی ضعیف و لهجه داری از بشیر پرسید بدهیهای خودت چه میشود فهمیدم که وضع او از آن سه طلبه خرابتر است رفتم و تا فلس آخر بدهی هایشان را صاف کردم . بشیر گفت کاش نصف بدهیم به دکاندارها را میدادی تا بتوانم قدری از کرایه خانه عقب افتاده ام را بدهم! واقعاً از آنهمه نجابت و عزت نفس آقا بشیر شگفت زده شدم، گفتم آقا بشیر نگران نباش، برویم و صاحب خانه ات را نشانم بده، راضی نشد و گفت غیر ممکن است، بعداً فکری به حال کرایه خانه میکنم! اینبود که بزور وادارش کردم پیش صاحبخانه اش برویم، هم کرایه هفت ماه عقب افتاده را پرداختم و هم کرایه پنج ماه آینده را دادم. مرد عرب ذوق زده شده بود و میخواست دستم را ببوسد. سپس مراسم توبه کردنم شروع شد. آقا بشیر مرا به خسینیه برگرداند و دستش را در میان دستم گذاشت و گفت هر چه من میگویم تو هم بگو،! او یک چیزهایی به عربی گفت که من نمیفهمیدم و نمیتوانستم بگویم چند بار اشتباه کردم و نتوانستم کلمات عربی را تلفظ کنم عاقبت رفت و آخوندی دیگر را آورد تا وکیلم باشد و در حالیکه با آقا بشیر دستهایمان در میان هم بود، او بجای من با اون آخوند به عربی حرف زد و به این ترتیب مراسم توبه کردنم برگزار شد و خودم هم درست نفهمیدم که دقیقاً کی توبه کردم ! با بشیر دست همدیگر را بوسیدم و اینجوری توبه کردنم تمام شد. بار دیگر و در آخر بشیر باز هم دستش را در میان دستم گذاشت و دعایی به عربی خواند و گفت : خان الآن تو مثل آنست که تازه از مادر متولد شده ای و مثل یکی از معصومینی، فقط از نظر شرعی باید شارب هایت ( سبیلهایت ) را کوتاه کنی چون سبیل بلند کراهت و اشکال شرعی دارد، گفتم آقا بشیر من عمری عادت کرده ام که هرگز سبیلهایم را کوتاه نکنم، مردم هم عادت کرده اند همیشه مرا اینطوری ببیند و اگر سبیلهایم برود آبرویم رفته است. آقا بشیر گفت خوشبختانه در اسلام بن بست وجود ندارد و تو اگر میخواهی شارب بلند داشته باشی باید جزء دراویش باشی. پرسیدم درویشی چیه؟ گفت آنهم همینست آنها هم مسلمان و شیعه اند ولی در اقلیتند و همه کس قبولشان ندارد تو فقط باید ولایت مولا علی ( ع ) را بپذیری! گفتم از جان و دل میپذیرم. گفت پس امروز نمیشود باید از مشایخ طریقت وقت بگیرم ببینم کی اذن میدهند تا بخدمتشان بروی و انجام مراسم درویشیت برگزار شود.آنروز پنج شنبه بود و بشیر بلآخره توانست برای روز چهارشنبه آینده وقت بگیرد. تا چهارشنبه نزدیک به یک هفته مانده بود و من همه اش نگران بودم که مبادا در آن یک هفته بمیرم و پیش خدا مسئول باشم و ولایت شاه مردان مولایم علی ( باز هم کلمه علی را با سنگینی و شدت هر چه بیشتر ادا کرد ) را قبول نکرده و از دار دنیا بروم.

    ادامه دارد.

     
  107. جفنگگوی قوه/* غضائیه (یه مشت که مال مفت میخورن): ما رئیس دولت اصلاحات را محدود نکرده‌ایم….
    …… و ادامه میده: … خودش و خانواده خودشون رو محدود کردن به خاطر آدمکشیها و دزدیها و فسادی که در طول حداقل ۴۰ سال گذشته در پرونده شون هست. میترسن از گذشته خودشون.

    /*: ک

     
  108. حاج سعید کله سنگی گروگانگیر هر از چندی میاد یه مصاحبه میکنه، مقاله ای مینویسه ابراز وجود و فضله میکنه. اینکه یکی بشینه و یک طرفه حرف خودشو بزنه که هنری نیست. حاجی! اگه توان داری به صورت زنده تبادل افکار با شخصی که مخالف حکومت/* اسلامی هست بکن. جرات نداری! بضاعت عقلیشو نداری. حاج ممد مستراح پناه هم همینطور، حاج اکبر گنجی هم که در آمریکا رحل اقامت افکنده همینطور. هیچ کدومشون بضاعت عقلی و جرات اینکه بشینن با یکی که از خودشون نیست تبادل نظر کنن ندارن.

    /*: ک

     
  109. سلام و درود

    سنجر قلیخان ( 5 )

    سازمان اطلاعاتی ای که اینگونه بوجود آورده بود، بطور شبانه روز کشیک مردم را میکشیدند. اگر خانواده ای فرشی بافته بودند یا کسی گوساله و گوسفندانی جهت فروش پروار کرده بود یا بزش دوقلو زاییده بود بلافاصله گزارشش را به حضرت خان میدادند و او هم دسته های راهزنانش را میفرستاد و هست و نیست آنها را چپاول میکرد. ظاهراً او بدون آنکه خود شخصاً در راهزنی شرکت کند در اصل راهزنها و دزدان سابقه دار و جنایتکاران حرفه ای را هم بشدت استثمار میکرد، زیرا طوری آنها را به رقابت با هم و جاسوسی از همدیگر وادار کرده بود که هیچکدام از ترس دیگران جرأت فرار از دام او را نداشتند و عملاً بجز همان نان و دوغ معروف و ته مانده سفره خان بهره و نصیبی نمیبردند ، هر گاه اموالی قابل سرقت کردن مییافت آنها را بخدمت میگرفت، آنها نیز اموال آن بینوایان را چپاول میکردند و تحویل خان میدادند . و اگر فراری و ناگزیر به ماندن بودند آنها را به کار بیل زدن باغ و تعمیرات ابنیه و سایر کارهای کشاورزی میگماشت بدون آنکه کمترین مزدی به آنها پرداخت کند. با آنکه برای بیشتر مالباختگان واضح بود که دزد اصلی اموالشان کیست کسی جرأت نمیکرد شاکی شود و شکایت به قانون ببرد زیرا همانطور که پیش از این ذکر شد پاسگاه و بویژه رئیس پاسگاه را هم بخدمت خود گرفته بود . این جناب خان عمری نسبتاً طولانی کرد و تا سال 1359 یعنی سال اعدامش در هشتاد سالگی زنده بود . او در سال 1354 قریب 75 سال سن داشت و چون سکته ای ناقص کرد و نزدیکی مرگ را حس کرد ناگهان بطور بیمار گونی مذهبی شد. با آنکه از نظر آمار جز.ء مسلمانان محسوب میشد و اسلام هم چون سایر داشته هایش به او ارث رسیده بود بدون آنکه نماز بخواند یا روزه بگیرد، دهانش همراه با بوی الکل پر از کلمات خدا و پیغمبر و قیامت و بهشت و جهنم شد و بخصوص با حرارت بسیار خیلی علی، علی میکرد. با آنکه در سالهای پایانی نظام شاهنشاهی روابط ایران و عراق تیره شده و رفتن به عتبات عالیات برای ایرانیان ممنوع شده بود او از طریق نفوذ و روابطی که داشت به زیارت کربلا و نجف رفت. خودش تعریف میکرد : روزی در صحن و سرای مطهر حضرت مولا به یاد زنی افتادم که هنگام غارت خانه شان حامله بود و چنان ترسید و تکان خورد بطوریکه چند روز بعد کودک پسری را سقط کرد و خودش هم عیب دار شد و پس از تحمل دوسال درد و بیماری او هم مرد. با یاد آوری آن مادر و کودک و دربدری و بیچارگی شوهرش دلم شکست و گریه ام گرفت و بر حال خودم یک شکم سیر گریه کردم ، پس رفتم و ضریح مطهر مولایم علی را گرفتم و با همین زبان کوردی گفتم یا مولای متقیان خودت میدانی که من چقدر گناهکارم و چقدر آدم کشته و مرتکب جرم و جنایت شده ام اینهمه راه آمده ام و به تو پناهنده شده ام تا گناهانم را ببخشی! میگفتم و بلند، بلند میگریستم . تو نگو که آخوندی ایرانی که قیافه شناس و آدم شناس بود مرا تحت نظر گرفته بود، پس از آنکه حسابی گریه کردم و از گریه کردن خسته شدم و خواستم خارج شوم آمد و پرسید ایرانی هستی ؟ گفتم بله. پرسید خوشا به حالت که در حرم آقا دلت شکست و گریه کردی، نمیدانی که گریه کردن در این مقام چقدر ثواب دارد. گفتم ثواب نمیخواهم فقط میخواهم، آقا گناهانم را ببخشد ! آخوند پرسید مگر چکار کرده ای ؟ گفتم آن جنایتی نمانده که من نکرده باشم، به حوض داخل محوطه اشاره کردم و گفتم اگر حسابش کنی به اندازه پنج برابر آن حوض عرق خورده ام و در کاباره ها و فاحشه خانه ها، حتی با زن و بچه رعیت همه جور جرم و جنایتی مرتکب شده ام و با سرقت اموال مردم خون کافر و مسلمان را قاطی کرده و خورده ام، خودم هم نمیدانم بطور مستقیم و غیر مستقیم چند نفر کشته ام ، امروز بیاد گل خاتون افتادم که بیچاره حامله بود و وقتی خانه شان را غارت کردیم سقط جنین کرد و بعداً خودش هم بدنش عفونت گرفت و با تحمل درد و رنج فراوانی مرد و شوهرش قلی هم با دو دختر خورد سالش دربدر شدند و نمیدانم چی به سرشان آمد. حال نمیدانم با اینهمه جرم و جنایت آقا گناهانم را میبخشد یانه ؟ خدا پدرش را بیامرزد آخوند نورانی و خیلی خوب و خوش اخلاقی بود گفت برادر همه ما گناهکاریم، نا امید مباش، ناامید شیطانه بیا تا ترا بخدمت بزرگواری ببرم تا راه نجات را نشانت بدهد. بعد گفت اسم من عبدالحسین کمال یزدی است ولی در اینجا مرا بشیر صدا میکنند، بشیر یکی از اسامی امام حسین است . پس از آن مرا بخدمت یکی از علما برد که با آنکه بیشتر از هشتاد سال سن داشت از تمیزی مثل دسته گل بود و همینجوری نور از چهره اش میبارید و بوی عطر و گلاب میداد. فکر کنم از باطنم خبر داشت که من چقدر گناهکارم به همین خاطر اصلاً نگاهم نمیکرد . بشیر بطور مختصر شرح حالم را داد، آن آقا در حال ذکر گفتن بود و یک لحظه نگاهم کرد و گفت که باید اول توبه کنی و اموالت را حلال کنی. گفتم میکنم او بشیر را مأمور توبه دادنم کرد. پس از إنکه از
    خدمت آن عالم بزرگوار مرخص شدیم، بشیر مرا به حمام برد و گفت برای توبه کردن باید اول غسل کنی و این ذکر عربی را بخوانی. هرچه ذکر عربی را تکرار کردم یاد نگرفتم و فایده ای نداشت بشیر گفت من پشت در می ایستم و بجای تو ذکر توبه ات را میخوانم که بلٱخره غسل کردم و او هم به نیابت از من ذکرش را خواند. پس از آنکه غسل کردم، بشیر مرا به یک مغازه برد و گفت باید به اندازه قیمت تمام اموالت سفته بخری. در آن تاریخ اگر کل اموالم را با املاک و همه چیزم میفروختم و بدهیهایم به دامادها و فرزندانم را میدادم به پول سال 1355 بیشتر از شش میلیون تومان نمیشد ولی من احتیاط کردم و معادل شش میلیون و پانصد هزار تومان سفته خریدم، بعدبشیر مرا به یک تکیه یا شاید هم حسینیه برد و گفت همه سفته ها را امضاء کن که کردم، بعد همه آنها را در دستمالی پیچید و گفت این کل اموال و دارییهای توست چیزی از قلم نینداخته ای؟ گفتم نه تازه حدود پانصد هزار تومان هم احتیاطاً اضافی در نظر گرفته ام.

    ادامه دارد

     
  110. سلام و درود

    سنجر قلیخان ( 4 )

    مأموران مسلح و لباس شخصی ساواک کراوات زده و دوربین به دست و گردن تمام سوراخ سنبه ها و دشت و باغ و مزرعه های اطراف را زیر نظر گرفتند و گویی در خط مقدم جبهه اند و از کیان کشور دفاع میکنند مدام با بیسیم با هم در ارتباط بودند و گزارش هر جنبنده ای را به فرماندهانشان میدادند . شرح پذیرایی و جشن و پایکوبی پذیرایی از شاپور غلامرضا طی دو شبانه روزی که با همراهانش در ده بودند بیشتر از هر چیز به افسانه های هزار و یکشب شبیه بود. خان با آوردن و تهیه انواع خوراکیها و مشروبات ایرانی و خارجی سخاوت را از حد گذراند و با نشان دادن تعداد زیادی عتیقه جات و فرش و اشیاء نفیسی که بخشی به ارث برده بود و بخشهایی خود به آن کلکسیون عجیب و غریب افزوده بود حسابی مهمانش را تحت تأثیر قرار داد. غافل از ٱنکه بر خلاف علیرضای مخبط مرحوم با چه موجود ٱزمند سیری ناپذیر ی سرو کار دارد. شاپور غلامرضا با رندی بیسابقه ای زبان به تحسین خان گشوده بود و از مجموعه عتیقه جاتش تعریف کرده بود، خان هم در حالیکه نیمه مست بود گفته بود : قربان پیشکش! قابل شما را ندارند! همین تعارف مستانه باعث شد که شاپور غلامرضا با فداکاری بیمانندی تعارف خان را قبول کند و چون یک چپوچی حریص به خدمتکارانش دستور داده بود تا کلیه آنها را به هلیکوپترش منتقل کنند ! هر تکه از آن اشیاء سرگذشتی طولانی داشتند و حاصل سالها خبرچینی عوامل خان و مردم حسودی بود که گزارش آنها را به خان و عواملش داده بودند و او راهزنانش را فرستاده بود و شبانه به قیمت کشته و مجروح و معلول شدن مالباخته و سارق آنها را سرقت کرده بودند. سه قالیچه ابریشمی بسیار نفیس و یک قبضه شمشیر دسته طلایی دوران عباسی و یک رشته تسبیح دانه درشت از جنس توپاز که بهتر از هر جنس شبنمایی در تاریکی نورافشانی میکردند و خان نام گوهر شبچراغ به آنها داده بود و تعدادی از سکه ها و زیور آلات باستانی و سایر عتیقه جات را که سالها پیش راهزنانش از خوانین نزدیک همدان سرقت کرده بودند و به قیمت کشته شدن دو تن از راهزنان و شل و معلول دائمی شدن یکی دیگرشان تمام شده بود و البته مشخص نبود که صاحبان اموال علاوه بر از دست دادن اشیاء ارزشمند و عتیقه جاتشان چه تعداد افرادشان را نیز از دست داده اند. خان به داشتن آنها عادت کرده بود و با نشان دادنشان به خواص محرم و خوانین همشأن خود بداشتنشان افتخار میکرد، ولی با یک بی احتیاطی در حال مستی و میزبانی گرفتار راهزنی بمراتب طماعتر و حریصتر از خود شد و تنها با تعارفی مستانه کل گنجش به تاراج راهزنی بزرگتر رفت. با آنکه خان با نامبردن از رفیق استانداردش مرحوم علیرضا پهلوی خود را همردیف و همشأن خاندان سلطنت نشان میداد و شنونده را متوجه قدرت و نفوذ خود تا اعلاترین درجه یعنی دوستی با اعلیحضرتین نشان میداد هرگاه اسم شاپور غلامرضا مطرح میشد خان بی اختیار اخم میکرد و چهره در هم میکشید و البته بغضش را بر سر بیچاره ای از خدمتکارانش خالی میکرد و گاهی آنها را به ترکه و فلک و تازیانه میبست و تا سر حد مرگ شکنجه شان میکرد ! اما علیرغم این زیان و به تاراج دادن عتیقه جات آمدن شاپور غلامرضا بیش از حد تصور سبب قدرت و ترس مردم و سایر خوانین از خان شد و میشود گفت چندین برابر ارزش پولی قالیچه ها و عتیقه جات را به انحا و اشکال مختلف بویژه از راه اعزام دسته های راهزن به هر جایی که اموالی جهت دزدیدن بود، بدست آورد بدون آنکه کسی جرأت کند حتی نامی از او ببرد چه رسد به شکوه و شکایت و دادخواهی کردن . عمده شهرت سنجر قلیخان که در رعیت و غیر رعیت ایجاد ترس و هراس میکرد و از مرزهای استان فراتر رفته بود شرور و ماجرا جو بودن او و در استخدام داشتن دسته های راهزنش بود که به صغیر و کبیر رحم نمیکردند . اغلب آن راهزنان در ولایت خود مرتکب جنایت شده و یاغی و فراری محسوب میشدند و به قول معروف راه بازگشت نداشتند و در هیچ جا بجز در پناه سنجر قلیخان در امنیت نبودند و او با دادن نان و دوغ آنها را به فداکاری تا سر حد مرگ وادار میکرد، وای بحال راهزنی که دست خالی بر میگشت! سرنوشت محتوم آنها مردن و دفن در قعر نوره های کوه بود . بدرستی معلوم نیست که چه تعداد از آنها طی درگیری و راهزنی کشته شده بودند، اما روزی یکی از راهزنان در حالیکه پس مانده مشروب خان را دزدیده و مست کرده بود در حال مستی گفته بود که هر گاه یکی از رفقای ما دست خالی برگردد یا کشته شود جایش در نوره است! ( نوره ها چاه های طبیعی بسیار عمیق و کج و معوجی بودند که در دوره های طولانی تغییرات زمین در کوهها بوجود آمده اند و در عمق آنها رود خانه های طبیعی در جریانست . گاهی مهندسان و کارشناسان وزارت کشاورزی در آنها رنگ میریزند و مظهر قناتها یا چشمه های اطراف را تحت نظر میگیرند تا بدانند آب نوره ها به کدام سمت و سو میرود .) پس از آنکه سنجرقلیخان به عیاشی و بخصوص قمار روی آورد تمام محصول املاک و رنجهای بیشمار رعیت کفاف مخارج اقامت و عیاشی و الواطی و باختهای سنگین و مستمرش را در قمارهای سنگین کازینوهای پایتخت نمیداد و او هر بار ثروتی هنگفت با خود میبرد و میباخت و بدون آنکه بروی خود بیاورد دست از پا دراز تر باز میگشت. شایعه بود که مبالغ هنگفتی به دامادهایش بدهکار شده که خالی از حقیقت نبود ، اینبود که بفکر کسب در آمد از راههای دیگری افتاد و به سازمان اطلاعاتی و جاسوسیش که بطور خصوصی تأسیس کرده بود توسعه بیشتری داد و اراذل ناس و افراد یاغی و فراری وحسود و دشمن خو با مردم، بیشتری را بدون جیره و مواجب قابل توجه به خدمت خود گرفت و آنها را به جاسوسی و کشف اموال و عتیقه جات واداشت، آنها نیز به نوبه خود افراد ساده لوح و بخیل و فضول و حراف را جهت کشف ثروت و محل اندوخته های مردم و نقاط قوت و ضعف خانه های آنان در جهت اهداف و نیت و نقشه های سنجر قلیخان بخدمت گرفتند و مدیریت میکردند.

    ادامه دارد.

     
  111. نمیدانم چرا هر بار نام آخوند مرتضی را می بینم چهره آن دختری در نظرم ظاهر می شود که بالای چهار پایه رفت و طناب دار را به گردنش انداختند و هر چه گریست که من توبه کرده ام دیگر از من چه توقعی دارید کسی به او رحم نکرد. گریست و گفت شما جلاد هستید و انسانیت در شما مرده است پس بیایید کار را زود تر تمام کنیم. (نقل به مضمون از اظهارات آیت الله منتظری در اعتراض به اعدام هزاران زن و مرد و پیر و جوان این مرز و بوم با وضعی که خود ایشان تشریح کردند)
    من با آخوند مرتضی دشمنی ندارم. می گویند انسان می بایست بتواند حتی با دشمن نیز گفت و گو کند. لیک نمی دانم چرا برایم ناممکن شده گفت و گو با مرتضی ها.
    در میدان جنگ رو در روی دشمن هنوز هم جا برای انسان بودن هست. هنوز هم میتوان پرنسیپ داشت.
    لیک با کسی که پرنسیپ انسانیت را به کناری زده و به روی مبارک هم نمی آورد چه میتوان گفت؟ چگونه میبایست رفتار کرد؟

     
  112. دوستان گرامی
    از این که نام عزیزان را به دلیل سهولت نوشتار نمی برم پوزش می طلبم
    گفت و گو ها به سمت و سوی عاقلانه ای پیش می رود
    همگی کم و بیش اذعان دارید وضعیت وبلاگ بسیار پراکنده و آشفته است. هر کس هر موضوعی که خواست را مطرح می کند و صحبت هایی در می گیرد در نهایت هر یک مونولوگی را ارایه می دهد و پست بعدی خط بطلانی می کشد بر تمام گفت و گو های پیشین بدون آن که به نتیجه مفیدی دست یافته باشیم بلکه بیشتر باعث کدورت فی ما بین می شود.
    محدود شدن مباحث به عنوانی که نوریزاد بر گزیده به هیچ وجه به معنی سانسور نیست بلکه به معنی عمیق تر شدن مباحث و نتیجه بخش تر شدن آن است.
    چه اشکال دارد دوستان مسایلی که به نظرشان می آید را به نوریزاد پیشنهاد بدهند و وی هر کدام را مناسب دید برای پست بعدی برگزیند و باب گفت و گوی تازه و مفیدی را باز کند اگر چه نوریزاد را میتوان بعنوان فردی پذیرفت که نبض جامعه دستش است و درد جامعه و بیماری هایش را به خوبی درک می کند و خوب می داند چه موضوعاتی ضروری ترند.
    نوشته ها که محترمانه تر شد و ادبیات که فاخر شد چه بسا دوستان بیشتر و دارای سطح علم و دانش بالاتری متمایل به مشارکت در گفت و گو ها شوند. کسانی که تا کنون به دلیل سطح نازل کلمات رد و بدل شده در شان خود نمی بینند با هر کسی دهان به دهان شوند.

     
  113. سلام و درود

    سنجر قلیخان ( 3 )

    او به علت شب زنده داریهای زیاد و بی توجهی به دین و مذهب و بی تقوایی و علاقه به عیاشی شدیداً الکلی شده بود و در تکمیل کمالاتش به زنبارگی هم روی آورده و هنگام مستی به نزدیکترین زنی که در دسترسش بود تجاوز میکرد. او مشتری ثابت میخانه ها و میفروشیها و محله های بدنام شده بود و با مالخرها هم دوست جانجانی بود و هر گاه در روستا نبود میشد در یکی از این جاها پیدایش کرد که البته گم و گور شدن موقتی او و عدم حضورش در روستا برای رعیت موهبتی بزرگ بود و باعث میشد که اندکی از ثقل سایه او کاسته و مردم بتوانند اندکی راحت تر نفس بکشند و کمتر بترسند. پس از آنکه در سال 1345 شاهنشاه فراخوان داد و از کدخدایان و سران عشایر دعوت کرد تا به دیدار و دستبوسیش بروند مبلغ هنگفتی پول و چندین قطعه عتیقه با خود برد و در سفری چند روزه به تهران بیش از پیش عاشق زرق و برق پایتخت و همنشینی با بزرگان شد و با مزه کباب غاز خوابانده در شراب و خاویار و ماهی سفید سرخ کرده با ویسکی و شامپاین و جانی واکر و چند نوع دیگر از اغذیه و مشروبهای خارجی و مباشرت و همنشینی و همخوابی با خانمهای لوکس و زیبا و عطر و اُدکلن زدهٔ درباری و خارجی آشنا شده بود لذا تا حدود زیادی زندگی در روستا از چشمش افتاده بود . خمخانه اش مدام پر از انواع مشروبات ایرانی و خارجی بود و همیشه حتی در مراسم ختمی که به اجبار شرکت میکرد و همگنان با آشنایی ای که به خو و خصلتش داشتند و بساط مفصلی برایش میچیدند یک قوطی فلزی کنیاک در جیب بغلش آماده داشت و هر گاه اراده میکرد بدون هیچ شرم و حیایی از آن مینوشید . سال 1345 و جهت جشنهای تاجگذاری که به عنوان یکی از سران عشایر همراه با جمعیت زیادی از سایر کدخدایان و خوانین خورده مالک چند روزی در مهمانخانه های وابسته به دربار بسر برد، باعث گردید تا علاوه بر ابراز ارادت و فرمانبرداری و وفاداری به اعلیحضرت همایونی و عکس گرفتنهای دسته جمعی و تکی یادگاری با شخص اعلیحضرت و درباریان و خوردن و نوشیدن و غنودن در کاخها و هتلهای دربار و آشنایی با جمع کثیری از سایر خوانین با هیبت و عظمت و قدرت و ثروت شاهنشاه نیز آشنا شود و ضمن نمک گیر شدن خیال هر نوع سرکشی و نافرمانی را هم از سر بدر کند و تمام بغض و کینه و نفرت ذاتی و طبقاتیش را بر سر رعیت بی پناه بریزد و غرور خود را ارضا و در حوزه و محدوده خود فرمانروایی و خدایی و اعمال قدرت کند. بنا به خوی عیاش و عشرت طلب و روح هرزه ای و بی پروایی خاص فئودالهای موروثی که داشت در همان مدت اقامت در تهران راه محله بدنام و کاباره های پایتخت را هم فرا گرفته بود و با مخارج سنگین و هزینه های سرسام آور خوردن و نوشیدن و عیش و عشرت درهتلها و کاباره ها بخوبی آشنا شده بود بیشتر از هر چیز عاشق و شیفته کازینو و برد و باختهای کلان در قمار خانه شده بود و با حالتی رؤیایی خاطرات کازینویی خود را برای رفقایش تعریف میکرد. البته این اطلاعات از طریق نوکر و خدمتکار و کلفت و کنیزانش که او اصولاً آنها را به حساب نمیٱورد و ٱدم حسابشان نمیکرد به بیرون درز میکرد و مردم آگاه میشدند . به عللی که ذکر شد هنگام بازگشت دسته جمعی سایر سران عشایر که رفت و برگشت در تاریخهای معین و برنامه ریزی شده با هزینه و اتوبوسهای دولتی صورت گرفت او مدتی بیشتر،یعنی متجاوز از یک ماه در تهران ماند و پس از باخت پولها و عتیقه جاتش بازگشت. از آن به بعد به نحو غیرقابل قیاسی با گذشته، بمراتب آزمندتر و ظالمتر و حریصتر و سفاکتر شد . جاذبه و مزه برخورداری از امکانات تهران و عیاشی در پایتخت او را بکلی هار کرده بود تا از هر راه ممکن پول بیشتری بدست آورد و راهی تهران شود تا ضمن انواع تفریح در قمارهای کلان شرکت کند . او با فشردن گلوی رعیت و چلاندن جسم نحیف رعایا، آنها را تا آخرین قطره های خون و عرق میفشارد و میدوشید و به بهای بینوایی و محکومیت به عریانی و گرسنگی و خواری و محرومیت کشیدن خانواده های رعایا در میخانه و فاحشه خانه و کاباره و کازینوهای تهران، در مدتی کوتاه شهرت بزرگی به هم زده بود و حسابی مشهور شده و بصورت پای ثابت آنجاها در آمده بود. اما کل در آمد املاکش و استثمار رعایا که با بیدادگری بیمانندی زندگی دوزخ آسایی برایشان ایجاد کرده و با فرمانروایی مطلق، مو را از ماست میکشد و پیوسته بر رعیت بیچاره اعمال قدرت میکرد . البته پای خان قبل از کودتای 28 مرداد 1332 و سرنگونی حکومت ملی دکتر مصدق به دربار باز شده بود ولی در آنزمان شاه یکصدم قدرت و ثروت و تجملات سال 1345 را نداشت و چون پایه های حکومت خود را سست میدید بطور رسمی تاجگذاری هم نکرده بود. با آنکه همه آشنایان خان با مناسبات او با دربار آشنا بودند و پس از آنکه علیرضا پهلوی در آبا سال 1333 در یکی از ماجراجوییهایش با هلیکوپتر سقوط کردو کشته شد و سنجر قلیخان برایش مراسم ختم بزرگی گرفت و مشکی پوشید اغلب آنها نیز به مراسم ختم دعوت شدند و شاهد بودند که در حالیکه خان و نزدیکانش از شدت تأثر پیکها و پیاله های مشروبات الکلی را در شکم خالی میکردند ، رعیتهایش را وادار کرده بود که در عزای والاحضرت شاپور علیرضا پهلوی خود را گِل بگیرند و بر سر و سینه زنان فریاد آه و واویلا و اسفاها سر دهند و از اینکه عموی بزرگوارشان را از دست داده اند احساس یتیمی کرده و خاک بر سر کنند. همچنین بیاد داشتند که سه سال پس از آن واقعه در تابستان سال 1335 شاپور غلامرضا پهلوی نیز با هلیکوپتر به مهمانی خان آمد و یک هفته قبل از آمدنش راهداری راه شوسه روستا را حسابی مرمت کرد. پس از نشستن هلیکوپتر بلا فاصله گاوی در مقابل هلیکوپترش قربانی کردند تا مبادا چشم ناپاکی در میان مردم باشد و به آنها چشم زخم بزند. قبل از آمدن شاپور غلامرضا قریب یکصد نفر از اعوان و انصار و آجودان و محافظ و خدمتکارانش با دهها اتومبیل خارجی روستا را قرق و در باغ وسیع خان جاگرفتند.

    ادامه دارد.

     
    • آخه مردک بیسواد //////////////// مگه سال ۱۳۳۵ اتومبیل داخلی هم وجود داشت که تو بنظرت عجیب میاید که همراهان شاهپور غلامرضا با “اتومبیل خارجی” به روستا آمدند. میخواستی با کجاوه و قاطر بیان ؟

       
  114. سلام و درود

    سنجر قلیخان ( 2 )

    خان دارای یک قبضه تفنگ پنج تیر روسی بود که اغلب سوار بر اسب آنرا بدوش داشت و علاوه بر کمربندی که تیردان محسوب میشد، قطاری فشنگ هم به گردن می انداخت که در جلو سینه اش حالتی ضربدری داشتند و به او ابهتی ترس آور میدادند. او با این هیبت سوار بر اسب به تمام املاکش سر میزد و هرگاه به بینوایی غضب میگرفت در جا با تازیانه اسب به جانش می افتاد و البته این غیر از فلک کردنش توسط فراشان بود که آداب خاصی داشت و گاهی تا سر حد مفلوج شدن به کف پای محکوم ترکه و تازیانه میزدند. تقریباً تمام خانوارهای رعیت همیشه بدهکارش بودند و او بدتر از هر نزولخواری ربح و بهره آن بدهیهای تحمیلی را محاسبه میکرد و با محاسبه اصل و نزول در نزول پیوسته به آن ارقام می افزود و رعیتها روز بروز بیش از پیش بدهکارش میشدند. اغلب این بدهیها به علت ناتوانی در پرداخت مالیتها پدید آمده بودند و بهره و فروع این بدهیهای کوچک به مرور زمان چون تار عنکبوت در هم تنیده و به طنابی ستبر تبدیل شده بودند و طوری به دست و پای رعیت پیچیده و روز بروز ضخیمتر شده بودند که، اگر به هر علت و دلیلی خان اراده میکرد با به اجرا گذاشتن سفته ها و رسید بدهیها، از نظر قانونی ضخامت آنها برای نابودی و به دار زدن خانواده رعیت کفایت میکرد. تعداد و تنوع این بدهیها و برگه های سفته به حدی بود که کمتر کسی امید داشت روزی بتواند از زیر بار بدهکاریهای خان خلاص شود.سه پسر و دو دختر از دو زن داشت که دو پسرش شهاب و شاپور و ملک تاج خانم از زن اولش خانم بزرگ شمس الملوک بودند این دو پسر به استخدام ارتش در آمده و یکی در نیروی هوایی و دیگری در نیروی دریایی به مقامات بالایی رسیده بودند و بندرت در ده پیدایشان میشد، ولی هر گاه میآمدند با اتومبیلهای گرانقیمت و تشریفات پر زرق و برق و خیل عظیمی از مهمانان و رؤسا و اعوان و انصار و کلفت و نوکر و سگهای مینیاتوریشان روستا را به اشغال خود در میآوردند. پسر دیگر خان امیرعباس با افسر الملوک از زن دیگرش اخترالدله بودند، امیر عباس وارد مشاغل دولتی نشده بود و دارای بنگاه معاملات ملکی و سر و کار داشتن با دادگستری و رؤسای ادارات مختلف و مدام در کار سند سازی و خرید و فروش املاک و زمین و مسکن و جعل اسناد جهت تملک اراضی و املاک منابع ملی و خالصجات عباسی ( املاک دولتی زمان شاه عباس ) و خالصجات عهد نادری و ناصری و مظفری بود و چندین گاو صندوق بزرگ پراز قباله و بنچاق و اسناد عجیب و غریب داشت که با در اختیار و در استخدام داشتن چندین وکیل و کار چاق کن و عوامل گوناگون در صدد اثبات مالکیت خود یا عوامل و شرکای خود و تملک آنها و تقسیمشان با افرادی بود که هر یک در این کلاه برداریها نقشی بزرگ یا کوچک داشتند. معروف بود که امیر عباس نیز از ثروتمندترین افراد سرشناس شهر و بلکه کشور است و ضمن داشتن اندوخته های فراوان و سهام کارخانجات بسیاری در چند بانک و خرید امتیاز نشریات محلی و سهام روزنامه و به خدمت گرفتن چندین روزنامه نگار و نویسنده، بویژه خرید سهام فراوانی از روزنامه اطلاعات در پایتخت و حتی دربار هم دارای نفوذ فوق العاده ای است و در موفقیت یا شکست نمایندگان مجلس نقشی عمده و تعیین کننده دارد و در مجموع انجام هیچ کاری برایش محال نبود. امیر عباس به واسطه شوهر خواهر ناتنی اش ملک تاج خانم به عضویت یکی از لژهای فراماسونری در آمده بود . ملک تاج خانم دختر بزرگ خان با یکی از وکلای مجلس که او نیز از خوانین زنجان و اصالتاً او هم از خاندان قاجار بود ازدواج کرده بود، افسر الملوک دختر دیگرش که از زن دوم و خواهر تنی امیر عباس بود نیز همسر یکی از کارمندان عالیرتبه وزارت کشاورزی، که معاون مدیر کل اداره کشاورزی استان و در عمل بسیار قدرتمندتر و ثروتمندتر از شخص مدیر کل بود، شده بود و شایعه بود که شوهر کم حرف و تودار او نیز عضو فراماسونری است . آمدن علیرضا پهلوی در بهار سال 1333 با هلیکوپتر به مهمانی خان و با هلیکوپتر همراه او به شکار رفتن و کشتن تعداد زیادی کل و آهو مردم را به این باور رسانده بود که سنجر قلیخان از رفقای نزدیک شخص شاه و از نزدیکترین افراد به خاندان سلطنت است و نه تنها خود شاهی کوچک، بلکه برای رعیت بینوا خدایی قهار و جبار و حریص و عاری از هر ترحم است بعد در اصلاحات ارضی املاکشان را با قیمت نسبتاً مناسبی به اقساط به رعیت فروختند و رعیت بیچاره را بصورت دیگری بدهکار کردند و به بند کشیدند و نامش را هم انقلاب سفید و اصلاحات ارضی گذاشتند ، او تنها دارای یک روستا بود که خالصه ناصری محسوب میشد و در دوره مظفرالدین شاه با چندین روستای دیگر به تیولداری و اجاره به جدش حشمت قلیخان داده بودند و بر اثر تقسیمهای مکرر بین ورثه اینک همین روستا برای سنجر قلیخان مانده بود که با سند سازی و رشوه دادن و پارتی بازی بصورت ملک طلق خالصهٔ خاصهٔ او در آمده بودند و بر خلاف سایر زمینداران هیچ گونه مالیاتی به دولت و دیوان نمیپرداخت و ملک شخصیش محسوب میشد. در جریان انقلاب سفید و اصلاحات ارضی شاهنشاهی ظاهراً اینگونه املاک خالصه مشمول قانون تقسیم اراضی نشدند و علیرغم پافشاری و سماجت وزیر کشاورزی ضد فئودال وقت، زنده یاد مرحوم حسن ارسنجانی که قصد ریشه کن کردن فئودالیسم و بساط خان خانی داشت، رعایایی که نسلها در آن زمینها جان کنده بودند هیچ بهره و نصیبی نبردند. روستای خالصهٔ خاصهٔ سنجر قلیخان نسبت به جمعیتش بیشتر از دو روستا زمین مزروعی داشت و چون بیشتر زمینهایش آبی و دارای خاکی سیاه و بسیار حاصلخیز بودند و آب رودخانه هم بسیار بیش از نیازش در اختیارش بود و بخوبی بر زمینهایش سوار میشد میشود گفت که هر هکتار از زمینهایش به اندازه متوسط حاصل سه و شاید چهار هکتار سایر زمینها محصول میدادند و ارزش داشتند.

    ادامه دارد .

     
    • شفیعی جان سر جدت قسم یک کانال و یا سایتی باز کن رمانهایت را انجا بریز تو را جد سید مرتضی قسم این بحر طویل هایت را اینجا خالی نکن ؛ اگر مطلبی داری مختصر و مفید ارایه بده در غیر این صورت فضای این سایت را اشغال نکن

       
    • بدو شفیعی زودتر تو این پست داستانت رو تموم کن وقت زیاد ندارسگیم از پست بعد کلا سایت تعطیله.

       
    • هی به خودت امتیاز بده شفیعی , تا حالا که حد اکثر پنج نفر قصه هات رو میخوندن و چهار نفرشون هم منفی میدادن , چی شد یه مرتبه ۱۴ امتیاز عالی ؟ دیدی نوبت آخره زدی به سیم آخر تو هم ؟

       
  115. جاسوسان اسرائيل در ايران

    ✍️ اكبر گنجي
    سخنان ذوالنور بهترین هدیه به نتانیاهو و راست افراطی اسرائیل است. یعنی نتانیاهو باید صدها میلیون دلار هزینه کند تا به جهان بگوید ایران به دنبال نابودی اسرائیل است و همه را علیه ایران بسیج کند. اما جاسوسان اسرائیل در ایران، این کار را مجانی برای او انجام می دهند. ذوالنوری که پیش از این قائم مقام نمایندگی ولی فقیه در سپاه پاسداران بوده است، مانند دیگر سپاهیان جاسوس اسرائیل عمل کرده و می کند. منتهی برخی از این جاسوس ها گیر افتاده و اعدام شده اند، اما امثال او به ریاست کمیسیون مهم مجلس دست یافته اند.

     
  116. سلام و درود

    تذکر : گرچه این داستان بر اساس واقعیت نوشته شده اسامی اشخاص داستان بنا به سلیقه نویسنده عوض شده و هر گونه شباهت با اشخاص واقعی کاملاً تصادفی است. جهت پرهیز از درگیری با ورثه و بازماندگان اشخاص داستان مخصوصاً نامی از مکان جغرافیایی نبرده ام.

    سنجر قلیخان ( 1 )

    سنجر قلیخان یکی از خوانین سرشناس و مشهور غرب کشور و دارای روستایی شش دانگ با حدود ششصد هکتار زمین بود که حدود چهارصد هکتارش زمینهای مرغوب و بسیار حاصلخیز آبی بود که جزء املاک خالصه در اداره ثبت اراضی بنام او ثبت شده بود ،قریب یکصد هکتار از املاکش باغ بود که مرکب از درختان مو و بادام و گردو و گیلاس و آلبالو و سیب و قیسی بودند که به شیوه باغداری سنتی دوران فئودالی تنها درختان مو دارای نظم بودند و سایر درختان نظم خاصی نداشتند و انواع درختان در کنار هم کاشته شده بودند و از روزیکه چغاله قابل خوردن میشد تا زمانیکه اولین برف پاییزی میبارید باغ دارای میوه بود.
    در جنب باغ نزدیک به پنجاه هکتار هم زمین ویژه سیفی کاری داشت که انواع محصولات جالیزی و بویژه کدو تخمی در آن میکاشت . دو دستگاه تراکتور مارک بولندر که بعدها تراکتور های رومانی جای آنها را گرفتند با راننده هایشان که تا حدودی مکانیک هم محسوب میشدند و حدود هشتاد خانواده رعیت هم در آن املاک مدام در حال کار و زحمت بودند و تحت سیطره خان در حالتی شبیه به بردگی زندگی میکردند. تقریباً در وسط باغ برج بزرگی ساخته شده بود که حالتی قلعه مانند داشت و به سبک دوران فئودالی در لبه بامش جاهایی برای مدافع و تیر انداز تعبیه شده بود. برج با طویله و سر طویله و انبار علوفه ای هم در جنب این قلعه وجود داشت که، احتمالاً قبل از تولد خان ساخته شده بودند و بخوبی میتوانست پنجاه رأس اسب و مایحتاج پنجاه سوار را تأمین کند و در خود جای دهد که هر سال آنها را تعمیر و سقفها را اندود میکرد. البته سالها بود که این تشکیلات بلااستفاده مانده بودند و سر طویله بصورت گاراژ تراکتورها در آمده بود. سنجر قلیخان قدی متوسط مایل به بلند داشت ولی با داشتن شانه های عریض و هیکلی پرگوشت کمی کوتاه قد بنظر میرسید. او بدون آنکه علل دینی و مذهبی داشته باشد دارای سبیلهای بلندی بود و قبل از آنکه آنها را در تهران فر کند تا روی چانه اش را میپوشاند، ولی پس از آنکه به قول خودش با هزینه شصت تومان که آنزمان رقم گزافی بود سبیلهایش را فر کرد، موی سبیل بجای رشد عمودی رشدی افقی پیدا کردند و هر گاه آنها را نوازش میکرد و میکشید از بناگوشش هم بدر میرفتند. صورتی پهن و بسیار گوشتالود داشت ولی چشمانش در این صورت پهن کوچک بنظر میرسیدند و با پلکهای کم مژه و افتاده اش که حاصل مصرف مدام الکل بودند با صورتش تناسب نداشتند . عمده شهرت سنجر قلیخان به واسطه سخت گیری بیش از حد و اندازه اش به رعیت و بستن مالیتهای خود سرانه اش به هر آنچه که در آمد محسوب میشد از حاصل کار و رنج و صرفه جویی رعیت بود. دخالت و دستور دادن در ریزترین امور زندگی و خورد و خوراک و رخت و لباس و نحوه آرایش موی مردان و ساخت و ساز رعیتها بصورت طبیعت ثانویه او در آمده بود و برای انجام هر کاری باید ابتدا رضایت و اجازه حضرت اجل را کسب میکردند . این سختگیری بویژه در امر ازدواج سختتر بود زیرا او میترسید که اگر بین دو خاندان بزرگ و پر جمعیت وصلتی صورت بگیرد ممکنست بصورت رقیبی برایش در آیند. او که از خاندان قاجار و وابستگان طبقه حاکم و دربار بود و خود را شاهزاده بحساب میآورد با داشتن عموزادگانی در سایر نقاط کشور و روستاهای اطراف و وابستگی به خاندان پرجمعیت و پر قدرت قاجار در همه جا اقوامی درجه دوم و سوم و دوست و آشنایان فراوانی داشت. رؤسای پاسگاه هم بیشتر از آنکه در خدمت سازمان ژاندارمری و تابع دستورات مرکز و فرماندهانشان در امور بخش باشند، در عمل تابع اوامر خان بودند و پس از تحویل گرفتن پاسگاه پیش از هر کار دیگری به خدمت خان میرفتند و خود را مطیع و آماده اجرای دستورات ایشان نشان میدادند و البته در کنار سفره او سبیلی چرب میکردند . مالیتهای سنجرقلیخان علاوه بر گرفتن سهم مالکانه که سهم قانونی محسوب میشد شامل گرفتن یک سوم مرغ و تخم مرغ و و روغن و بره و بزغاله و گوساله و پشم هم میشد، زیرا در هر صورت چرنده و پرنده در املاک خالصه خان میچریدند و دانه بر میچیدند و او تمام اینها را موبمو تحت نظر داشت و برای آنها حساب باز میکرد. مباشر و ضابط و ناظر و دشتبان و سایر عواملش با چنان دقتی رعیت و حتی همدیگر را تحت نظر داشتند که اگر بز بینوایی دوقلو میزایید یا مرغ کسی تخمی دوزرده میکرد گزارشش را به جناب خان میدادند و او با حرصی بی پایان سهم خود را طلب میکرد و میگرفت.تعداد گوسفندانش بیش از پانصد رأس و توسط چهار چوپان مزدور چرانده میشد. هشت زن از زنان رعیت و سه کلفت مدام در کار دوشیدن و ماست بندی و مشک زدن و تهیه فراورده های لبنی بودند و هر گاه فصل پشم چینی دامها فرا میرسید تمام افرادی را که در این فن مهارت داشتند بکار میگرفت. دو نفر از تجار یهودی خریدار محصولات او بودند که هر سال کلیه آنها را بار کامیونهای باری میکردند و به شهر انتقال میدادند. علاوه بر گوسفندان حدود پانزده رأس مادگاو هم داشت که با گوساله هایشان به قریب سی رأس میرسیدند. دو اسب و چهار مادیان هم زینت بخش طویله اش بودند و نوکری بنام عبدالعلی اختصاصاً فقط به امور اسبها میپرداخت. در حقیقت کل روستا خانه خان محسوب میشد و رعیت ها همه خدمتکاران و کارگران او محسوب میشدند. خانه اش بسیار وسیع و دارای بیرونی و اندرونی و مطبخ و شاه نشین و انبار و هیزم دان و ذغالدان و اتاق مخصوص کلفتها و اتاق مخصوص نوکرها و چوپانها بود. چشمه ای پر آب در جویی سر پوشیده درست وارد حوض بزرگ حیاطش میشد و پس از آن از جلوی درب خانه اش روان میشد و اهالی استفاده میکردند. تعداد زیادی غاز و اردک هم در این حوض مدام در حال شنا و غوطه خوردن و سر و صدا کردن بودند.

    ادامه دارد.

     
  117. من بابام مسلمون بوده وقتی هم واسم شناسنامه گرفته نه از پدرم نه از خود نوزادم چیزی نپرسیدن بدون حق انتخاب تو شناسنامه من نوشتن مسلمان و شیعه

     
  118. ناصر اشجاری

    غلامحسین اسماعیلی، سخنگوی قوه قضاییه گفته است: «واقعا زندانی سیاسی نداریم».

    او که در برنامه تلویزیونی جهان آرا در شبکه افق سخن می‌گفت، گفته است زندانیانی که در ایران هستند، «تروریست» هستند یا «با اصل نظام و انقلاب مخالف هستند» یا با سرویس‌های جاسوسی همکاری کرده‌اند و زندانی سیاسی نیستند.

    مجری برنامه پرسید: خب عامو؟ زندانی باید شاخ داشته باشه که بشه گفت سیاسی؟ یا دُم؟
    غلامحسین اسماعیلی: نه نه، هیچ نیازی به شاخ و دم نیست، مثلا وقتی سپور محله داره کوچه شماره را جارو میزنه، اگه بهش اعتراض کنین و بیفتید زندون، اونوقت میشین زندانی سیاسی، یا مثلا تو تاکسی دارین میری و یهوئی “پسسسسسسس” ماشین پنچر شد، شما که به صدای “پسسسسسسسس” اعتراض می کنید و زندان می افتین، میشین زندانی سیاسی، در بقیه موارد شما زندانی امنیتی هستید

     
  119. ناشناس
    1:26 ق.ظ / جولای 1, 2019
    این وسط حزب توده و روسیه کجای عقیده شما قرار دارد ؟

    نادانرا به از خاموشی نيست واگر اين مصلحت بدانستی نادان نبودی.

    چون نداری کمال فضل آن به
    که زبان در دهان نگه داری

    آدمی را زبان فضيحت کند
    جوز بی مغز را سبکساری

    خری را ابلهی تعليم ميداد
    برو بر صرف کرده سعی دايم

    حکيمی گفتش ای نادان چه کوشی
    در اين سودا بترس از لوم لايم

    نياموزد بهائم از تو گفتار
    تو خاموشی بياموز از بهائم

    هر که تأمل نکند در جواب
    بيشتر آيد سخنش ناصواب

    يا سخن آرای چو مردم بهوش
    يا بنشين همچو بهائم خموش

     
    • شفیعی تو یه آدم حراف ، لوده ، پرگو ، وقیح و فاقد نزاکت هستی.
      ما را با تو صحبتی نیست.اگه برای استالین یا روس ها ناراحت
      شدی بزارش ////////////////////////////////

       
      • مرا هم با /// های لیچار گو صحبتی نیست . آثار جاودانه و پر معنا و مجذوب کننده خودت بخصوص آنها که با« اتل متل تتوله …. » و« یه توپ دارم قلقلیه…. » آغاز میشوند را عرضه کن،در آن صورت کسی نوشته های نازل مرا نمیخواند.

         
    • خود را به نادانی نزن جواب سئوالش را بده

       
      • پاسخ یک توده ای تواب چه می تواند
        باشد!؟ اگه یه ذره شعور باشه همه چیز
        در حزب توده مستتر است بهش فک
        کن!

         
    • این همه بی ادبی برای یک سئوال منطقی برای چیست ، ظاهرا”
      درست زده وسط خال که این چنین بر آشفته شده ای

       
  120. گفت‌وگوی با سعید حجاریان درباره‌ی خطر تجزیه‌ی ایران

    متن کامل گفت‌وگوی انصاف نیوز با سعید حجاریان درباره‌ی خطر تجزیه‌ی ایران، راهکارها برای مقابله و همچنین چگونگی ممکن کردن ایجاد اتحاد سیستماتیک میان پوزیسیون و اپوزیسیون مخالف تجزیه را در ادامه بخوانید:

    انصاف نیوز: خطر تجزیه‌ی ایران را چقدر جدی می‌دانید؛ اساسا کاری عملی هست یا خیر؟

    سعید حجاریان: زمانیکه امریکا می‌گوید همه‌ی گزینه‌ها روی میز است، باید به این نکته توجه کرد که یکی از گزینه‌های او و به‌خصوص هم‌پیمان‌های منطقه‌ای‌اش تجزیه‌ی ایران است. چندی پیش، جان بولتون از لفظ مجعول «خلیج عربی» استفاده کرد و بعید نیست، دست‌اندرکاران دولت فعلی امریکا در هم‌آوایی با کشورهای خلیج فارس ادعاهایی درباره‌ی جزایر سه‌گانه مطرح کنند و احیانا در یک درگیری محدود این جزایر را تصرف کنند. در صورت وقوع چنین رخدادی، باید با نیروی دریایی و موشک آن جزایر را پس گرفت که امری است به غایت دشوار. چون آن‌ها در جنگ دریایی دست بالا را دارند و می‌دانیم این همه ناو بی‌جهت در خلیج فارس حضور پیدا نکرده‌اند. البته کسانی که در میان اپوزیسیون آریایی ادعای تمامیت‌ ارضی می‌کنند، معلوم خواهند کرد فردا که بر من و تو وزد باد مهرگان/ آنگه شود پدید که از ما دو مرد کیست!

    از طرف دیگر، سناریوی عراقیزاسیون ایران نزد برخی ایران‌ستیزان مطرح است. اگر امریکا بخواهد سناریوی عراق را درباره‌ی ما اجرا کند، قطعا دو نیروی سیاسی مستقل در دو منطقه‌ی ایران به راه خواهد انداخت البته با پول سعودی. در این صورت، دیگر به شعار «بزن و دررو» قناعت نخواهند کرد و به «بزن و بایست» روی خواهند آورد؛ بدین معنا که دو منطقه را پرواز ممنوع اعلام خواهند کرد تا نیروی اپوزیسیون بتواند جایگاه لجستیکی خود را محکم کند و به پیش‌روی ادامه دهد. اگر وقایع عراق را فراموش نکرده باشید، هم در شمال و هم در جنوب، و نیز اهوار، منطقه‌ی پرواز ممنوع اعلام کردند. در شمال، کردها، دولتی نیمه خودمختار تشکیل دادند و برای خود پیش‌‌مرگه داشتند و حتی به تجارت نفت روی آوردند. در جنوب نیز گروه‌هایی به‌وجود آمدند و دردسرهای زیادی برای نیروهای صدام پدید آوردند و حتی تا زمان سقوط وی در آنجا ماندند.

    ایران یکپارچه و تجزیه نشده چه هزینه‌هایی برای آنهایی دارد که در حال برنامه ریختن برای تجزیه‌ی ایران هستند و با تجزیه‌ی ایران چه نتیجه‌ای پیش بینی می‌شود؟

    شاید بتوان به ضرب و زور خاک را یکپارچه نگه داشت اما قوت یا ضعف یک کشور را باید در عنصر همبستگی اجتماعی جست. بالکان، یکپارچه بود اما همبستگی نداشت و به‌محض وارد شدن قوه زور، روند بالکانیزاسیون رخ داد. در مقابل، هند کشوری است که دین‌ها و زبان‌های بسیاری را در خود جای داده است، تا حدی که بعضا طرفین کشور زبان و دین دیگر را نمی‌شناسند؛ اما به‌واسطه‌ی دموکراسی، همبستگی اجتماعی وجود دارد. پس باید تعریف کنیم، ایران بناست مانند یوگسلاوی یکپارچه شود یا هند. به‌ اعتقاد من، مردم همبسته‌ای که باور دارند در این ملک سهم دارند، مقابل تجزیه خواهند ایستاد و نیروی مقاومت تشکیل می‌دهند.

    در میان گروه‌های اپوزیسیون هم همیشه حساسیت بر تجزیه‌ی ایران مشاهده شده. چه چیزی مقابله و مخالفت با تجزیه‌ی ایران را به امری ملی تبدیل کرده است؟

    من معتقدم بسیاری از نیروهای اپوزیسیون وطن‌خواه هستند اما در نیت بعضی از آن‌ها شک دارم. آنان به‌دنبال تحریم و جنگ هستند تا صرفا تکه‌ای از وطن را که هرگز بویی از آن نبرده‌اند، به‌دست آوردند؛ این‌ها دو دسته‌اند یا بی‌وطن‌اند یا وطن‌فروش. و من توصیه می‌کنم آنها در همان خارج کشور با یکدیگر معامله کنند و بی‌وطن‌ها از وطن‌فروشان وطن بخرند!

    با توجه به اینکه پوزیسیون و بخش بزرگی از اپوزیسیون [چه در داخل و چه در خارج از کشور] اهمیت زیادی برای تمامیت ارضی ایران قائل هستند برای مقابله با این موضوع چگونه می‌توان از این ظرفیت استفاده کرد؟ آیا می‌توان بر سر این موضوع وحدتی سیستماتیک میان دو گروه پوزیسیون و اپوزیسیون بوجود آورد؟

    آن دسته از اپوزیسیون که به‌دنبال وحدت سرزمینی است، در گام اول باید به‌دنبال رفع سایه‌ی جنگ و تحریم از سر ایران باشند تا نشان دهند در مدعای خود صادق‌ است. بعد از آن می‌توان به کمپین‌های مشترک فکر کرد.

    راهکار شما برای مقابله با برنامه‌ی «تجزیه‌ی ایران» چیست؟

    یگانه راه مقابله با تجزیه، پذیرش مقوله‌ی شهروندی برای همه‌ی ایرانیان فارغ از قوم و نژاد و زبان و مذهب و دین و آیین است. با پذیرش این نکته، همگان در برابر قانون مساوی خواهند بود و از مواهب و نعمات این سرزمین مشترک به یکسان بهره‌مند خواهد شد. آنگاه احساس علقه به سرزمین پدید می‌آید و چشم‌ها از دست و عمل یگانه برداشته خواهد شد.

    یکی از راهکارهای پیشنهادی برخی تحلیلگران تقویت حس ملی‌گرایی در میان مردم و گروه‌های مختلف است؛ در تاریخ ایران چهره‌های

     
    • آرتین ایران

      سلام دوست گرامی
      در این سالها نظام اسلامی چیزی برای مردم ایران تولید نکرده باشد به وفور فیلسوف و تحلیل گر و تدلیس گر و امثالهم تحویل جامعه داده که تمام آنها را جمع کنید یک پاپاسی ارزشی برای کشور ایران ندارند.ببینید مخترع عنوان تدلیس چه فرموده اند:
      “زمانیکه امریکا می‌گوید همه‌ی گزینه‌ها روی میز است، باید به این نکته توجه کرد که یکی از گزینه‌های او و به‌خصوص هم‌پیمان‌های منطقه‌ای‌اش تجزیه‌ی ایران است. چندی پیش، جان بولتون از لفظ مجعول «خلیج عربی» استفاده کرد و بعید نیست، دست‌اندرکاران دولت فعلی امریکا در هم‌آوایی با کشورهای خلیج فارس ادعاهایی درباره‌ی جزایر سه‌گانه مطرح کنند و احیانا در یک درگیری محدود این جزایر را تصرف کنند. در صورت وقوع چنین رخدادی، باید با نیروی دریایی و موشک آن جزایر را پس گرفت که امری است به غایت دشوار. چون آن‌ها در جنگ دریایی دست بالا را دارند و می‌دانیم این همه ناو بی‌جهت در خلیج فارس حضور پیدا نکرده‌اند. البته کسانی که در میان اپوزیسیون آریایی ادعای تمامیت‌ ارضی می‌کنند، معلوم خواهند کرد فردا که بر من و تو وزد باد مهرگان/ آنگه شود پدید که از ما دو مرد کیست!”
      جناب فیلسوف از کجا به ابن نتیجه رسیده اند که اکر آمریکا می گوید تمام گزینه ها روی میز است یکی از گزینه ها تجزیه ایران است سوالیست که خود باید جواب دهند که در کدام مصاحبه یا اظهار نظر رسمی یا غیر رسمی مقامات آمریکا چنین چیزی گفته شده است.بعد در ادامه مشتی مزخرفات از پس گرفتن جزایر با موشک و …که به نظر او به غایت مشکل است(از کرامات شیخ ما این است عسل را خورد و گفت شیرین است!)به بیرون از دهان پرتاپ کرده است و در آخر گفته مهمترین کار باید اعطای حقوق شهروندی باشد و…
      احتمال اینکه در جنگ بحث تجزیه هم بصورت ناخودآگاه بروز کند بسیار محتمل است.تجربیات تاریخی بیانگر این موضوع است.ولی واقعا مسبب وضعیت کنونی کشور و نگرانی دلسوزان واقعی ایران غارت زده در مورد جنگ و بحث تجزیه کشور نه در گزینه های روی میز آمریکا که جناب تدلیس گر استمرارطلب آن را بیان کرده اند تا مردم را پشت نظام جمع نماید بلکه ریشه در اقدامآت ضد ایرانی حکومت دینی دارند که حتی در سرود حکومتی خویش نامی از ایران برده نمی شود.وقتی امثال خمینی احساس هیچ نسبت به ایران داشتند و دورانش دوران طلایی خطاب شد و امثال قاسم سلیمانی با مزدوران حشدالشعبی و حزب الله و حوثیها نرد عشق می بازد و قهرمان ملی !!خطاب می گردد و امثال مهدی طائبها از برتر بودن سوریه نسبت به خوزستان عزیز می گویند و باز بر سریر قدرت است و کرور کرور پول مردم بلا زده ایران در کربلا و نجف و هزار کوفت و زهرمار دیگر خرج می گردد این جناب استمرارطلب باید سخن از خطر کم رنگ شدن عرق ملی و به تبع آن امکان تجزیه ایران به سبب کاهش علایق ملی که مسبب آن حکومت دینیست بگوید.کجاست غیر ستارخانهای این مملکت که امثال این بوزینگان که خود مسبب وضع کنونی کشور هستند را به جای خود بنشاند که در زمانیکه چهل سال نکبت حضور شمایان کشور ایران را به وضع اسفبار کنونی رسانده به مردم ایران اینگونه کد اشتباهی ندهند.
      به امید ایرانی آزاد و آباد

       
  121. سلام و درود

    استاد نوریزاد گرامی، داستانی نوشته ام که در ارتباط با سؤاستفاده از دین و عرفان و درویشیهای دروغین و چگونگی اشاعه خرافات و همکاری و همدستی آخوندیسم مفاتیح الجنانی و شبه عرفانهای تقلبی و درویشی منحط در تبرئه ستمگران است. گر چه داستان بظاهر ربط مستقیمی با سرمقاله جنابعالی ندارد، اما باطناً در همان جهت بوده و با زبان و سبکی دیگر همان معانی را به ذهن متبادر و در راستای همان اهداف است. داستان در 5 الی 6 قسمت 5000 حرفی تمام میشود. با توجه به تغییراتی که وعده اش را داده اید آیا در صورت ارسال آنها را منتشر میکنی ؟

    ———

    درود گرامی
    به همین پست بفرستید.
    از پست بعدی محدودیت ها شروع می شود
    سپاس

    .

     
  122. سخنگوی/* قوه غضائیه (محل نون حروم خوری اسلامیچیا): هیچ دادگاهی در ایران به شنود استناد نمی‌کند
    ترجمه: شنود منود چیه؟ ما هر حکمی که برادران بهش استناد بکنن حکم صدر میکنیم، چه شنود باشه چه نباشه. اینجا ملک اسلامه در ید برادران قاچاقچی خودمون.

    /*: ک

     
  123. سلام دوستان در جواب ناشناس میخواستم بگم به نظر من آقای نوری زاد راست میگند من خودم در سایت هایی که میرم اگر کسی کامنت غیر مرتبط با مطلب سایت بزارد منتشر نمیشود و اگر هم منتشر بشود فقط یکبار و آن هم تذکر بهش داده می شود که دوست عزیز لطفا نظری که ربطی به مطالب سایت ندارد را ارسال نکنید و این مشکل بالاخره حل خواهد شد دوست عزیز و ناراحت نباشید آقای نوری زاد به نظر من یه مطلب برای ارسال نظر های آزاد درست کنید در سایت و بعد مطلب هایی مانند فتواهای وحشیانه که درست می کنید در آخر نوشته هایتان بنوسید فقط کامنت های مرتبط با این مطلب ارسال کنید و در صورتی که کسی خواست نظر درباره موضوع های دیگر ارسال کند به این جا مراجعه کند و لینک این قسمت از سایت که برای ارسال نظر درست کرده اید را در زیر آن بزارید

    ——–

    درود گرامی
    پیشنهاد خوبی ست .
    تا نظر دوستان چه باشد.
    سپاس

    .

     
  124. اخبار: ورود تمساح‌ها به شهری در جنوب شرق ایران.
    مش قاسم: این خبر خیلی قدیمیه. حدود چهل ساله که تمساح‌ها (با عرض معذرت به تمساح‌های چارپا-در مثل مناقشه نیست) نه تنها به شهری در جنوب شرق ایران بلکه در سرتاسر اینرانزمین ورود کردن. به حکومت /// تمساح‌های /// خوش آمدید.

     
  125. در مورد پست قبل،چون مطلبی تکراری بود و بارها در مورد آن توضیح داده شده بود،چیزی ننوشتم.و در مورد پست فعلی نیز،قبلا نویسنده غیر کارشناس آن چیزکی نامربوط تحت عنوان “فتواهای بیشعوری”نوشته بود که من مطلب ذیل را در نقد آن نوشتم که آنرا باز نشر می کنم:

    ===
    1-نظر دو مرجع تقلید:

    1-سوال: ارث بين زرتشتى و مسلمان چگونه است؟ آيا زرتشتيان كافرند با اين كه خدا را قبول دارند؟

    جواب: زرتشتيان از نظر فقه ما همچون يهود و نصارى اهل كتاب مى‌باشند و كافر حربى نيستند؛ ولى بالاخره هيچ يك از اين فرقه‌ها مسلمان نيستند، و در فقه اسلام در برخى از مسائل بين مسلمان و غير مسلمان تفاوتى وجود دارد. در مسألۀ ارث اهل سنّت روايتى دارند كه: «لا يتوارث اهل ملّتين» يعنى اهل دو آيين از يكديگر ارث نمى‌برند. و در نتيجه نه كافر از مسلمان ارث مى‌برد، و نه مسلمان از كافر. ولى در فقه شيعه كه از اهل بيت (ع) اخذ شده است مسلمان از كافر ارث مى‌برد ولى كافر از مسلمان ارث نمى‌برد. و در اثر شرافت اسلام با وجود وارث مسلمان، او بر وارث كافر مقدم است. و بالاخره مسأله از نظر فقه امرى است قطعی كه كفر مانع ارث است.‌

    (رساله استفتاءات ،آیت الله منتظرى ره ج‌ 2، ص: 495‌)

    —–

    2- سؤال 1143- يكى از پسرهاى يك خانواده زرتشتى در سال 62 به عنوان يكى از مهره‌هاى تقريباً مهمّ چريكهاى فدايى دستگير و زندانى مى‌شود و حكم محكوميّت نامبرده به زندان نيز صادر و در زندان توبه كرده و پس از گرايش به اسلام و نيز پس از تحمّل مدّت زندانى آزاد مى‌شود. در سال 66 پدرش فوت مى‌كند و در سال 68 شخص مورد نظر سهم الارث خود را مى‌گيرد و غير منقول را رسماً منتقل مى‌كند. اكنون با راهنمايى يكى از وكلاى دادگسترى به استناد ماده 881 مكرّر قانون مدنى كه مى‌گويد: «كافر از مسلم ارث نمى‌برد و اگر در بين ورثه متوفاى كافرى مسلم باشد ورّاث كافر ارث نمى‌برند اگر چه از لحاظ طبقه و درجه مقدّم بر مسلم باشند» اقدام به طرح شكايت بر عليه مادر و خواهر و برادرش كرده است، بفرماييد آيا غير از وارث مسلمان بقيّه ورثه هم ارث مى‌برند؟

    جواب: در فرض مسأله تنها وارث مسلمان از او ارث مى‌برد ولى اگر مسائل اخلاقى را در اينگونه موارد رعايت كنند بهتر است.

    (استفتاءات، آیت الله مكارم شیرازی ج‌1، ص: 336)

    ===

    2- سند این مساله در فقه،یکی اجماع فقهی است و دیگری روایات باب 1 از ابواب موانع الارث از کتاب الفرائض و المواریث وسائل الشیعه ج 26 ص 11،روایات 2 و 3 و 4 و 15 است که مضمون آنها این است که “کفر”در فقه اسلامی یکی از موانع توارث بین مسلمانان و کفار است چنانکه قتل نیز یکی از موانع است.

    البته روشن است که متوفی (میت کافر) می تواند با عنایت به این مساله،در زمان حیات خویش اموال خویش را به دیگر اطرافیان خویش منتقل کند،چنانکه مجاز است حین موت تا ثلث ما ترک خود وصیت کند و صلح و رعایت مسائل اخلاقی نیز ممکن است.

    ===

    3-مضمون این فتوا یکی از مواد قانون مدنی ایران است:

    «كافر از مسلم ارث نمى‌برد و اگر در بين ورثه متوفاى كافرى مسلم باشد ورّاث كافر ارث نمى‌برند اگر چه از لحاظ طبقه و درجه مقدّم بر مسلم باشند» ماده 881 قانون مدنی ایران.

    تعبیرات زشت از مفاد یک قانون رسمی توهین آشکار به قانون و قانون گذار است.

    ===

    4- نوشته این پست تحت عنوان “فتواهای بی شعوری”حاوی چندین اهانت است:

    یکی اینکه فتاوی علماء و مراجع تقلید شیعه رمی به “بی تربیتی”شده اند و محتوای فتاوی آنها که برگرفته از فقه اهلبیت است دور از ادب و تربیت دانسته شده که این خود نوعی ورود به مسائل تخصصی است که از مصادیق بی تربیتی فکری است.

    در این نوشته اهل فتوا و مراجع دینی به “دکان داری” متهم شده اند که افتراء و بی ادبی است.

    در این نوشته،در مورد مراجع تعبیر شده به اینکه “کلّه های آنان فاقد تربیت است”که این تعبیر عرفی “کلّه” و نسبت بی ادبی دادن به مراجع یک “بی کلّگی” و توهین آشکار عرفی است.

    در این نوشته با ایراد افتراء و اتهام ادعا شده است که “فتاوی علماء و مراجع “باعث روفته شدن نسلها و بباد رفتن دودمان ها” شده است!

    در فراز دیگری با اشاره به یکی از فتاوی رهبر جمهوری اسلامی ایران در مورد “مانعیت کفر در مساله ارث” که حکم و فتوای عموم فقیهان شیعه نیز هست و اختصاصی به ایشان ندارد اهانت هایی را متوجه ایشان کرده است،عبارت توهین آمیز این نوشته اینطور است:

    “آسدعلی در این فتوا، به یک فاجعه ی بزرگِ انسانی و به یک بی شعوری آشکار پای نهاده است. او در این فتوا، با زبانی به درازی جهل، دارد داد می زند: اگر همه ی دنیا به یک لقمه بدل شود، آن لقمه حتماً باید نصیبِ ولیِ مطلقه ی فقیهی بشود که اسمش هست آسدعلی خامنه ای! حالا اگر چیزی از این لقمه اضافه آمد، نصیب حواریون می شود. و اگر بازهم ریزه ای باقی ماند، نصیب مقلدان ناب و خالص می شود. و اگر چیزکی و دور ریزی بود، می ریزند جلوی جماعتی که اسمشان است: مردم!”

    (پایان نقل قول)

    اولا: با بی ادبی از رهبر قانونی یک کشور تعبیر شده به “آسد علی”

    ثانیا:نسبت “پای نهادن به یک بیشعوری آشکار” با بیان این فتوای مورد اتفاق، به رهبر قانونی.

    ثالثا:نسبت “داشتن زبانی به درازی جهل!” به رهبر.

    رابعا:در حالیکه موضوع این فتوا ارث بردن مسلمان از کافر و ارث نبردن کافر از مسلم که نص روایات اهلبیت علیهم السلام می باشد،رهبر را متهم کرده که انگیزه اش از بیان این حکم اجماعی اسلامی،نفع طلبی حکومتی است! و نفع بردن خود رهبر و اطرافیان او! که این یک تهمت و افتراء آشکار و مصداق بی تربیتی و طغیان قلم است، در حالیکه اشاره شد که این فتوای عموم فقیهان امامیه است.

    ===

    5- فرض کنیم نویسنده این نوشته مسلمان نباشد و از احکام اسلام و شیعه عدول کرده باشد،چه حقی دارد بجای نقد یا پرسش، حکم اسلامی مورد اتفاق فقه شیعه و یک قانون رسمی را مورد اهانت و ریشخند قرار داده و از آن به بی شعوری و جهل تعبیر کند و در عین حال رهبر قانونی این کشور را مورد تهمت و افتراء سوء استفاده از این فتوا قرار دهد؟

    ———–

    حوزوی گرامی

    نوشته اید:

    ….3-مضمون این فتوا یکی از مواد قانون مدنی ایران است:

    «كافر از مسلم ارث نمى‌برد و اگر در بين ورثه متوفاى كافرى مسلم باشد ورّاث كافر ارث نمى‌برند اگر چه از لحاظ طبقه و درجه مقدّم بر مسلم باشند» ماده 881 قانون مدنی ایران.

    تعبیرات زشت از مفاد یک قانون رسمی توهین آشکار به قانون و قانون گذار است….

    .

    می گویم: اگر چیز وحشیانه ای صورت قانونی پذیرفت، هرگز از وحشی بودنش کاسته نمی شود. این قانون بشدت وحشیانه است و تمامی آنانی که این قانون را وضع کرده اند، ذره ای شعور و معرفت و انسانیت و آدمیت و ادب نداشته اند و در مقابل هر چه که داشته اند، در مدار وحشیانه بوده است حتما و مطلقا.
    چرا مثال مرا تجسم نمی کنید؟ تصور کنید در عربستان سعودی دارید زندگی می کنید. که مذهب رسمی وهابیت است و مذهب منفور تشیع. اگر همین ماجرا به حکمیت ملاهای وهابی برده شود و دار و ندار یک خانواده ی شیعه را بگیرند و بدهند به یکی از فرزندان که رفته و وهابی شده خوبست؟

    با احترام

    .

     
    • ما میگوییم ” نره” امورتی میگوید نخیر بدوش ؛ ما میگوییم این گونه فتوا ها غیر انسانی و ضد قانون خلقت است ؛ امورتی میگوید شما حق ندارید در مسایل شیعه اظهار نظر کنید و جالب انکه در اخر موذیانه و هدفمند از میان همه پیغمبران جرجیس را انتخاب میکند بدین معنی که منتظری مظلوم را جلو می اندازد انهم هدفمند و ماهرانه. درصورتی که اگر ایشان زنده بود اولین کسی می بود که به لحاظ این فتوای ظالمانه عمامه بر زمین می کوبید ؛ منتظری گفته است مسلمان از کافر ارث می برد ولی کافر از مسلمان ارث نمی برد ؛ این مسیله کجایش با محروم شدن دیگر فرزندان شخص متوفای زردشتی از ارث و تعلق گرفتن تمام ارثیه به فرزند مسلمان ربط پیدا میکند ؟ اگر پدر هم مسلمان شده بود بلی طبق فتوای منتظری دیگران فرزندان غیر مسلمان از ارث محروم میشدند ؛ من نمیدانم این ملا چرا هر کجا کم می اورد از منتظری مایه می گذارد در صورتی که خودش خیلی خوب میداند اگر منتظری تا کنون زنده مانده بود فاتحه بسیاری از این اراجیف ضد انسانی را خوانده بود۷

       
  126. جناب نوریزاد من با صفاتی از قبیل پخمه ؛ پوک مغز و…….‌ که شما برای محصولات حوزه های قم و مشهد و نجف بر می شمرید موافق. نیستم. بلکه این موجودات را بسیار زرنگ و شارلاتان و حسابگر میدانم ؛ کارهایی که اینان میکنند و راه های بدیعی که برای جذب افراد به مذهب ابداع کرده اند شیطان را با همه شیطان بودنش انگشت به دهان کرده ‌ ؛ مثلا همین یکی ؛ تملک همه ارثیه خانواده غیر شیعه توسط فردی از این خانواده که به شیعه گرویده !!
    کارا و حساب شده ترین روش برای جذب و هدایت افراد به مذهب و نیز سهل ترین روش جهت پر کردن جیب گشاد متولیان مذهب ؛ زیرا فردی که به هر دلیل و انگیزه ای به مذهب گرویده است به راحتی و با طیب خاطر مبلغ کلانی از این ثروت باد اورد را تحت عنوان خمس و زکات و هزار کوفت و زهر مار ابداعی اخوند شیعه ؛ تقدیم میکند. تا خود و ثروت مفت بدست امده اش را در کنف حمایت ملای شیعه ؛ مصون از هر گونه تعرضی نگه دارد
    این فتوا و فتواهای مشابه این نشان از عمق نیات شوم و پلید ///////// در طول تاریخ را دارد ؛ و ان اینکه این مذهب هیچ گاه حاضر به همزیستی مسالمت امیز با غیر باور مندان به مذهب خود نبوده و به انحا مختلف و بسته به شرایط و موقعیت ؛ در صدد حذف دگر اندیشان بر امده است ؛ در مسیله مربوط به دیه انسان غیر مسلمان ؛ مسایل نجس و پاکی وهزاران مسیله دیگر حکایت از ان دارد که ملا و مفتی شیعه نه تنها بهشت را بلکه زندگی در این کره خاکی را منحصر بخود میداند ؛ داستان امام زمان و کشتار همه انسانها جز دوستداران علی و دوازده فرزندش مگر چیزی غیر از این و ارزوی همیشگی شیعه در طول تاریخ پیدایش خویش نیست؟
    در تفکر اخوند شیعی تساهل و تسامح جای خود را به تضاد و تقابل میدهد زیرا به باور اینا
    ن کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا است
    به باور اخوند شیعی جهان و هستی به خاطر گل روی علی و اولادش خلق شده و غیر باورمندان به این تفکر غاصبان کره خاکی هستند و باید حذف شوند و اگر از کلینی تا خمینی چنین اتفاقی نیفتاده است قطعا خواهد افتاد
    پر کردن اخور حسن نصرالله و حواریونش ؛ پاییدن قد و قواره بشار اسد و تخم و ترکه علویون سوری ؛ پرورش حشرات عراقی و کیش دادن پاپتی های یمنی به وهابیون سعودی و بلاخره ایجاد هلال شیعی اینها همه ریشه در همین فتا وای به ظاهر ساده و پیش پا افتاده دارد ؛ اخوند شیعی دنیا را در صلح و صفا نمی خواهد حیات او در تضاد و تقابل است

     
  127. سناتور برنی سندرز: ترامپ عاشق دیکتاتورهای بی رحمی چون محمد بن سلمان است که رهبری جنگ وحشتناک یمن را در دست دارد. ترامپ آمریکا را به سوی جنگ با ایران پیش می برد.

    جرج استفانوپولوس مجری برنامه «این هفته» شبکه «ای‌بی‌سی نیوز» از دیدار اخیر دونالد ترامپ با «کیم جونگ اون» رهبر کره شمالی در منطقه غیرنظامی دو کره سوال کرد و نظر او را درباره سومین دیدار ترامپ و کیم جویا شد.

    برنی سندرز: «نگرانی‌ای که (درباره ترامپ) وجود دارد، تناقضات باورنکردنی اوست. من مشکلی با نشستن او سر میز مذاکره با کیم جونگ اون در کره شمالی یا جاهای دیگر ندارم، اما من نمی‌خواهم که چنین دیداری فقط برای گرفتن عکس یادگاری باشد!

    توجهات همه رسانه‌های جهان به آنجا جلب شد. فردا و پس فردا قرار است چه اتفاقی حادث شود؟! او وزارت خارجه را تضعیف کرده است.

    اگر قرار است که ما صلح را برای جهان به ارمغان بیاوریم باید یک وزارت خارجه قوی داشته باشیم، ما باید به صورت دیپلماتیک به جلو برویم نه اینکه فقط عکس‌های یادگاری بگیریم!» «در حالی که او با کیم جونگ اون دیدار می‌کند، همچنان در اقدامی تحریک‌آمیز تقریبا ما را به سمت جنگ با ایران پیش می‌برد.

    او مصوبه کنگره آمریکا را که من از آن حمایت کردم و ما در مجلس سنا و نمایندگان توانستیم آن را تصویب کنیم وتو کرد؛ مصوبه‌ای که ایالات متحده را از جنگ وحشتناک یمن خارج می‌کرد؛ جنگی که دیکتاتور بی‌رحمی به نام محمد بن سلمان آن را رهبری می‌کند.

    در مجموع باید بگویم که من هیچ مشکلی با نشستن او سر میز و مذاکره‌اش با دشمنانمان ندارم من فقط نمی‌خواهم که چنین کاری فقط فرصتی برای گرفتن عکس یادگاری باشد. ما نیاز به یک دیپلماسی واقعی هستیم.»

    «روش‌های متفاوتی برای پیش رفتن وجود دارد اما به نظر من، نشستن ما سر میز مذاکره با دشمنانمان ایده بدی نیست. ای کاش او این کار را در خاورمیانه و خلیج فارس هم انجام دهد.

    ای کاش او با دیکتاتوری عربستان سعودی سر میز بنشیند و ایران را هم وارد مذاکره کند و به آنها بگوید که ما از اینکه به خاطر ادامه جنگ شماها تریلیون‌ها دلار هزینه کرده‌ایم، خسته شده‌ایم و آنها را سر یک میز بیاورد و روی رسیدن به یک صلح پایدار در منطقه کار کند.»

    «البته ما این موضوع را هم می‌دانیم که (ترامپ) رئیس‌جمهوری است که به نظر می‌رسد افراد مستبد را دوست دارد، خواه محمد بن سلمان عربستان سعودی باشد خواه کیم جونگ اون!

    شما مجبور نیستید که درباره دیکتاتورهای بیرحم حرف‌های خوبی بزنید اما باید با آنها سر میز نشسته و مذاکره کنید.

    در مورد کره شمالی، اگر ما بتوانیم که از دست سلاح‌های اتمی و سیستم موشکی آنجا خلاص شویم که اینها تهدیدی برای اروپا و ایالات متحده هستند، در این صورت رسیدن به چنین هدفی کار خیلی خوبی خواهد بود».

     
  128. با سلام و درود،

    پیرو دستور جدید عملیاتی صاحب سایت و تغییر کاربری آن و پذیرش کامنت منوط بر ارتباط محتوایی با پست ایشان یا به عبارت انگلیسی تاپیکال بودن کامنت با پست, حکم روال جدید بدین کامنت مشق میگردد.

    در پست ذیل ساز و کار بسیط ارث بری شیعه از زردشتی یا غیر مسلمان و ارث بری جهان اول از جهان سوم مورد نقد و بررسی فقی قرار گرفته که امید است رضایت خاطر آیات الله ادب و انصاف نوریزاد را جلب کند.

    فتوای سلطان علی‌ در مورد تمامییت خواهی‌ و سهم بری ارث فرزند شیعه از والدین غیر مسلمان طبق نوشته مندرج در سایت. تفسیر آن را به مجتهد سایت واگزار می‌کنیم.

    حال نگاهی‌ اجمالی‌ به فتوای حوزه نظام بانکی جهانی‌ با کارگزاری موسسه معظم صندوق جهانی‌ پول در مورد تمامییت خواهی‌ و سهم ارث قلدری یا ارث پدری جهان اول از جهان سوم میپردازیم؛

    جریان پول یا ارث از جهان سوم به سمت جهان اول؛
    ———————————————————
    قراداد ها، پرداخت اقساط وام ها، فی‌ یا دستمزد پروژه‌های متورم

    مناقصه‌های دستکاری شده

    پرواز سرمایه

    دستخوش‌های پرداختی در حساب‌های فرا‌ساحلی

    بازار‌های دستکاری شده مواد خام

    انتقال منابع اختلاص شده به حساب‌های فرا سااحلی

    قرارداد‌های تسلیحاتی

    خدمات و تدارکات گوش‌نشان شده

    فرار مالیاتی و پول شویی

    غلط قیمت گذاری نقل و انتقالات

    اجبارات یا زوراوری:
    ———————

    انتخابات تقلبی

    رشوه خواری

    نفوذ در نیرو‌های نظامی و امنیتی

    دستکاری نرخ ارز و نرخ بهره بانکی محلی

    دخالت و دستکاری در مناقشات قومی محلی

    قتل یا حذف رهبرانی که همراه نیستند

    استفاده از نیرو‌های امنیتی و میلیشای محلی

    مداخله یا تجاوز نظامی

    جریان منابع (بدهی) به سمت کشور‌های نا توسعه یافته
    —————————————————————

    وام یا تسهیلات برای طرحهای متورم (چاق و تپل شده)

    تسهیلات تعدیل ساختاری ( یعنی‌ دریافت وام برای پرداخت اقساط بدهی‌های عقب مانده تسهیلات قبلی‌) – همون بلایی که سر یونان آوردند آنهم صدها بیلیون دلار (زئوس کجایی که ملتتو خار کردند نه با تانک بلکه با بانک، عرصه سلطه مکتب منوتوریسم آقای میلتن فریدمن)

    تسهیلات توسعه ای

    کمک‌های مالی‌ نظامی

    تامین آژانس اعتبارات صادرات

    برون سپاری یا فرا ساحلی سازی تولید

    شرایط دریافت کمک مالی‌، وام یا تسهیلات و سرمایه گذاری
    ——————————————————————-

    توافق و صدور جواز برای بهره برداری از منابع طبیعی

    توافق‌های تقسیم تولید یک جانبه

    شراکت با نخبگان محلی

    حذف نامتقابل تعرفه ها

    انباشت غیر ضروری نیرو‌های نظامی و امنیتی

    سرمایه گذاری با منابع عمومی‌ در جهت تقویت سرمایه گذاری خصوصی (اقتصاد کینزی، حتی بیسوات هم دیگه این درس رو مثل کوادریلیون باید فوت آب شده باش از بس تکرار کردم)

    کنترل بودجه توسط حوزهٔ بانکی IMF و طبق فتاوی فقیهان عالی‌ مقام جنابان آیات مونوتوریست جان مینارد کینز و میلتن فریدمن دمت افاضاته و سایر خیل عظیم مقلدین جهان سومی‌ این آقایان از دکتر هزیر گرفته تا سیف.

    به کوری چشم عمو سام، استالین و مائو و پوتین‌های کوتاه و بلند و کلیه و ناشناسان نادان و خرفت

    السلام عليكم و رحمة الله و بركاته

    آیت الله کاوش

    حوزه اقتصاد سیاسی , فیزیک و ریاضیات پیشرفته

    امام جمعه استالینگراد وین و لندن

     
    • کاوی جون
      نکنه یه وقت حرف اونایی که میگن حسابی ….خل شدی ناراحت بکنه. اونا حسودن و نمیتونن ببین که چه حرفای قلمبه قشنگی بلدی.

       
      • ناشی‌ واسه من هیچ فرقی‌ نداره که یک یا دو یا چندتا باشید، سرشتئون عقده‌ای ، بیمایه و علافیید اینجا و نشون دادید جمع کل مغزیتون در مقیاس فندقی هست.

        سایت نوریزاد رو با حموم محلتون اشتباه گرفتی‌.

        ناشی‌ های تهی مغز چنگکی همگی‌ میتونید توی حمام عمومی‌ یا تو یه خزینه دور هم جمع شید با هم وول بخورید و از حضور نزدیک جسمی‌ و فکری هم لذت ببرید.

        ————

        درود کاوش گرامی
        یک سوال
        شما این دوستان را با این الفاظ توصیف فرمودید. چرا؟ چون منتقد یا معترض به نوشته های شما بوده اند. می خواهم بدانم شما یک مسئول و یک ملای خیانت کاری را که به میلیونها ایرانی آسیب رسانده و می رساند با چه الفاظی توصیف می فرمایید؟
        بقول جوونا: میشه؟
        یعنی میشه یک نمونه ای از توصیف جلادان و هیولاهایی چون سید ابراهیم رییسی و شیخ مصطفی پورمحمدی یا فتوا دهندی همین داستان زرتشتیان را برای ما نمونه بیاورید؟
        سپاس

        /

         
    • هر کس فهمید این جناب اقتصادان کبیر سوسیالیست ولایت فقیهی چی میگوید برای ما هم توضیح بدهد ؛ بابا جون ردیف کردن کلمات قلنبه سلنبه خارجی که دلیل با سواد بودن نمیشه ؛ عقده اقتصاد دان شدن عجب کاوی خان را پنجر کرده

       
  129. قابل توجه توابین و بازماندگان حزب توده و پیروان استالین ، مائو و رفیق پوتین .

    دیدگاه شاعر بزرگ نظامی گنجوی
    در مورد روس ها :

    زروسی نجوید کسی مردمی
    که جز صورتی نیستشان ز آدمی

    چو ره یافتند آن حریفان به گنج
    بسی بوم ها را رسانند رنج

    به بیداد کردن بر آرند بال
    ز بازا رگانان ستانند مال

    خلل چون در آن مرز و بوم آورند
    طمع در خراسان و روم آورند

    (اسکندرنامه)

     
    • ریاضی دان ناشی‌ تو که در پاسخ دادن به یه مساله ساده ریاضی که واست لقمه کردم و ازت چندین بار پرسیدم درمانده شدی!!!!!حالا میخوای دانش ادبی‌ تو با کپی‌ پست کردن آثار بزرگان ادب به ما نشون بدی؟

      آخه بیخرد چه ارتباطی‌ بین داستانسرایی‌های شاعرانه قرون وسطایی عهد نظامی با تاریخ سیاسی مائو و استالین و پوتین و حزب توده است؟

      این همون میراث خرفتی و خرافاتی بودن آرامهریست که در خاطرات علم آشکار است و در شما ناشیان هم ریشه دوانده، اگه مادر شاه هم بلند میگوزیید شاه فکر میکرد توطئه کمونیست‌ها و حزب توده است و قسط ترورش رو دارند.

      قبلا که همین اشعار رو اینجا کپی‌ پیست کردی ازت پرسیدم اگه نظامی از ترکان خاتون و غایر خان اطلاع داشت راجع به ایرانیان چه اشعاری میسرود؟ به این سوال هم پاسخ ندادی و جیم شوی و بازم با همون اشعار تکراری برگشتی‌.

      فرق بین خشایر با اسکندر چیه؟ مثل فرق بین تیم پرسپولیس و تیم الیمپیاکس ؟

      شما ناشی‌‌ها درک نمیکنید که تنفر زیاد سلیقه‌ای از موضویی سیاسی و فلسفی‌ شما را صاحب نظر در آن موضوع نمی‌کنه چه رسد به صاحبنظر شدن.

       
  130. یادداشتهای اسدالله علم(پهلوی شناسی و عبرت)
    ——————————————————-

    شاه: این مردکه! پدر سوخته فضول کیست که انتخاب کرده اید؟! از مردم آمریکا پرسیده: “آیا در ایران آزادی وجود دارد؟! آیا زندانیان سیاسی را شکنجه می کنند؟!” با این گزارش ها می خواهند دل ما را خالی کنند!

    عَلَم: شاهنشاه نباید ناراحت شوند. راه حلهای آنان برای درست کردن چهره ایران در اروپا و آمریکا مهم است که پس از تأیید معاون وزارت اطلاعات اسرائیل به شاهنشاه تقدیم خواهد شد.

    ✍️ اسدالله علم

    «گزارش سفیر اسرائیل را که دیشب نوشته ام عرض کردم. فقط گوش دادند و چیزی نفرمودند.

    بعد گزارش ضمیمه [سیروس] پرتوی را که با یانکلوویچ کار می کند، برای شاهنشاه خواندم.

    یک دفعه به شدت عصبانی شدند و فرمودند: این پدر سوخته چه طور این مطالب منفی به عقلش رسیده که از مردم نظر خواهی بکند؟! اصلاً این کیست که شما انتخاب کردید؟! مردکه فضول!

    عرض کردم: مدتها مطالعه کردیم تا او را انتخاب کردیم و ملاحظه فرمودید که مشاور انتخاباتی کارتر هم بود!

    فرمودند: این هم شد سوال که ایران به صلح منطقه کمک می کند یا نه؟! و این سئوالی است که کسی در بین مردم آمریکا به نظر خواهی بگذارد؟!

    عرض کردم: اتفاقاً سوال بسیار به جایی است و این هم که اکثریت مردم آمریکا اطلاعی از این مطلب نداشته و ۱۰ درصد گفته اند بلی و ۱۰ درصد هم گفته اند نه، یک مسئله خیلی طبیعی است و به نظر غلام به این موسسه بزرگ نمی شود ایراد گرفت.

    فرمودند: خوب، این که در ایران آزادی هست یا خیر، یا زندانیان سیاسی زجر می بینند یا خیر، به این مردکه پدر سوخته ربطی ندارد!

    عرض کردم: اول دردها را پیدا می کنند، بعد دوایش را می گویند. به علاوه این مسئله حادّ و بحث روز در آمریکاست. چه طور ممکن است از آن چشم پوشی کرد؟ به نظر غلام او تقصیری ندارد و باید ببینیم برای دوای کار چه پیشنهادی می دهد.

    فرمودند: به من گفته، مگر به تو نگفت؟

    عرض کردم: چرا، گفت، ولی باید گزارش کتبی با نظر معاون وزارت اطلاعات اسرائیل بدهد.

    فرمودند: خوب ببینیم، ولی این پدر سوخته ها هم بر اثر تحریک نفتی ها می خواهند دل ما را خالی بکنند!

    عرض کردم: ممکن است، ولی تا این جا غلام مطلبی دال بر تحریک نفتیها نمی بینم!

    با عصبانیت فرمودند: بسیار خوب! نمی بینید که هیچ!

    باز توضیح عرض کردم که آخر یک موسسه به این بزرگی را گفته ایم چهره ایران را در آمریکا و بعد اروپا مطالعه کن و اگر معایبی هست بگو و راه علاج را هم بگو، چه طور می تواند از دردها اغماض بکند؟!

    دیگر چیزی نفرمودند و من مطالب جاری و کارهای روز را عرض کردم. ولی معلوم بود تمام مدت عصبانی هستند!…او را از کنگره عرش صفیر می زنند، او ایران را بالاتر و والاتر و پر عدل تر و دادتر …از تمام دنیا می خواهد. چه طور می تواند چنین مطالبی درباره ایران بشنود؟!»

    ( خاطرات علم، جلد ششم، ص ۳۴۴- ۳۴۳. ۷ آذر ۱۳۵۵).

    ===

    پی نوشت 1: از این فراز از یادداشتهای علم اینطور ظاهر می شود که شاهنشاه در این روز بخصوص از “دنده چپ”بلند شده اند! بسیاری عصبی و نفوذ ناپذیر! درست مثل مدیر محترم این سایت که ذیل این پست ناگهان از دنده چپ برخاسته اند و با استبدادی وصف ناپذیر و نفوذ ناپذیر،در صدد تثبیت این نکته اند که:همه باید فقط در مورد آنچه بنظر من میرسد و آن بالا می نویسم بنویسند! وگرنه همه نظرات غیر مربوط به آنچه که من نوشته ام را خذف می کنم! به این مردکه ها! و زنک های کامنت گذار در سایت من چه ربطی دارد که آزادانه در مورد مسائل دیگر بنویسند؟! مگر این مردکه ها و زنک های کامنت گذار فضولند؟! نمی فهمند که :همه باید حول محور من – محمد نوریزاد- و اندیشه های من -محمد نوریزاد-بچرخند هرچند مطالبی که من می نویسم مطالبی خارج از شناخت و تخصص من باشد؟! چطور جرات می کنند که در باره پست های من ننویسند؟! و چطور جرات می کنند در فضای آزاد اینترنت آزادانه در باره موضوعات بنویسند؟! و چطور جرات می کنند در باره پست های تکراری من چیزی ننویسند،خصوصا این مردکه آخوند سید مرتضی را می گویم!

    پی نوشت 2:از عصبانیت های شاهنشاه در این فقره و شکیبائی اسدالله علم،باز هم این نکته قابل استفاده است که فهم و درک و شعور و سعه صدر اسدالله علم پیرامون دموکراسی و لوازم و ملزومات آن،از شاهنشاه بیشتر و بالاتر بوده است و گهگاه در این موضوعات با شاهنشاه “مستبد و یکّه گو و خود محور”که نظرش این بوده است که همه از دم باید مثل پروانه “حول شمع وجود همایونی”بچرخند و فقط او را تصدیق کنند و چیزی خلاف نظرات مبارک همایونی نگویند،با شاهنشاه مجادله نیز می کرده است و البته دست آخر،بحکم غلامی شاهنشاه یا سیاست آب زیرکاهی انگلیسی،تسلیم نظرات همایونی می شده است! خوانندگان در این بخش توجه کنند که چطور شاهنشاه در مورد فاکتور مهمی در جوامع آزاد (یعنی نظر سنجی و نظر خواهی و حق ابراز نظر آزاد در همه مسائل و نه فقط دیدگاههای همایونی!) بر شوریده و از نظرات مخالف نظر خود عصبانی شده است،ولی علم بخلاف او،به نظر سنجی و حق بیان و نظر آزاد بها داده و از آن دفاع کرده است! بنظرم این ناشی از “سعه صدر و درک بیشتر علم از دموکراسی و لوازم آن” بوده است و من تصورم این است که اگر علم در زمان ما بود برخلاف نظرات تنگ نظرانه همایونی،حتما حتما از “حق آزادی بیان و اندیشه آزاد در فضای اینترنت”دفاع می کرد و فضای عمومی را به “دکان شخصی”تشبیه نمی کرد!

    پی نوشت 3:ممنون از ساسانم که علیرغم آنهمه مشغله اسپوکس من بودن و تئوریسین حضور نظامی امریکا در ایران و اداره بنگاه معاملات ملکی،بحکم دوستی دیرین،از حق آزاد این مردکه آخوند! سید مرتضی دفاع کرد و از نوریزاد درخواست کرد که :ولی نوشته های این مردکه آخوند سید مرتضی را بی کم و کاست منتشر کند!
    ممنون ساسانم،معلومه که از نقل یادداشتهای علم و تحلیل آن خوشت آمده و در حال ری استارت کردن خود هستی!

    ساسانم بدو بیا بابا!

     
  131. قبل از اینکه قسمت نظرها محدود بشه گفتم اینم واستون بنویسم:
    سایت چوپان/* سردار/* شکست خورده: خورشید گرفتگی امروز از ایران قابل‌مشاهده نیست.
    مش قاسم: اگه فردا یکی از این اسلامیچیهای منقلابی آمد و گفت آمریکای جهان خور ظالمانه خورشید گرفتگی رو هم برای امت اسلامی تحریم کرد هیچ تعجب نکنید.

     
  132. خلاصه شیر تو شیر شده که کی درباره چی فتوا بده. به عنوان مثال:
    حاجیه ضعیفه نامعصومه مبتکر گروگانگیری: برابری دیه زن و مرد در حکم قانون است.
    مش قاسم: حاجیه لابد با پس افتادش توی آمریکا تلفنی صحبت میکرده بعد پایان تلفن یادش رفته توی ملک اسلام زندگی میکنه. حاجیه ضعیفه، اولا در آمریکا دیه ندارن. دوما زن و مرد در آمریکا برابر هستن. سوما، کدوم قانون؟ ما در این مملکتی که تو منقلابیش بودی قانون نداریم، قانونک داریم. میگی نه؟ یه مجرم گروگان گیر میشه معاون/* رئیس/* جمهور/*.

    به حکومت اسلامی بیقانونی و جفنگ گویی منقلابیان اسلامی خوش آمدید.

    /*: ک

     
  133. اینجاست که دست ملاها رو میشه
    سید مرتضی نه در باره پست قبلی نوریزاد چیزی نوشت و نه در باره همین پست
    چرا ننوشته؟ دلیلش معلومه. چون در این دو پست سید مرتضی دیگه سوراخی به اسم توجیه و ماله کشی نداره و باید بقول نوریز اد با حضرت شعور دربیفته

     
  134. از همه پدران
    مادران
    خواهران
    انسانهای آزاده
    از همه ایرانی ها
    می خواهم
    که این فیلم را ببینند
    ای داد از ظلم
    ای داد از ملا
    https://www.youtube.com/watch?v=-jTK94UBns0

     
  135. جگرم سوخت از این فیلم
    جگرم سوخت از این زن
    جگرم سوخت از این خانه
    جگرم سوخت از این فقر
    ای بر بانیان ظلم سرنگونی

    https://foozool-it.com/videos/video?cat=6&subcat=0&letter=&search=&sourceid=175&id=692249

     
  136. آقای محمد نوری زاد
    شما سابقا همین موضوع را نوشته بودید (داستان خانواده زرتشتی و یک فرزند مسلمان شده و فتوا گرفتن از خامنه ای)
    با عنوان “فتواهای بیشعوری”
    اما عجیبه که هر چی گشتم نوشته اش را پیدا نکردم اما فایل صوتی آن را پیدا کردم. اگر دوستان آن نوشته را پیدا کردند به اینجا بیارند.

    https://foozool-it.com/videos/video?cat=6&subcat=0&letter=&search=&sourceid=175&id=739401

     
  137. جناب نوریزاد ، پدر من سال گذشته فوت کرد ما چهار برادر هستیم و یک خواهر ، بعد از اتمام داستان انحصار وراثت ، برگه ای به ما دادند که در آن نوشته بود اولاد نساء نصف اولاد مذکر ارث میبرد ، ماچهاربرادر هم در جلسه ای که داشتیم به این نتیجه رسیدیم که گور پدر //////////////////////// با این حکمش ، ما این حکم را قبول نداریم و هر چه هست باید به صورت مساوی بین همه تقسیم شود

     
    • احکام ارث و توارث اسلامی در بین مسلمین،در صورت اصرار هریک از متوارثین، بر حق تعیین شده شرعی او،اجراء می شود و اگر به تنازع انجامید،در صورت مراجعه به محاکم اسلامی،مطابق نصّ قرآن کریم و روایات معتبر اسلامی که در قوانین کشور اسلامی ما انعکاس یافته است،حکم و ترکه متوفی تقسیم می شود،وگرنه اگر اختلافی نباشد و با رضایت یکدیگر،مثلا ماترک میت را بین خود تقسیم کنند و راضی باشند،مشکلی نیست و این رویکرد تحت عنوان “عقد صلح”که آنهم از احکام اسلامی است قرار گیرد.

      در این مساله مطرح شده در این پست نیز همینطور است،یعنی اگر همه فرزندان اعم از مسلمان و کافر بنوعی با هم صلح کنند،ماترک میت تقسیم می شود،اما اگر تنازع وجود داشته باشد و مساله به ترافع به محاکم و قوانین کشور اسلامی منتهی شود،در این صورت،”کفر”از نظر قوانین اسلامی،یکی از موانع ارث است.
      البته برخی تعابیر شما (گور پدر..) و “ما این حکم را قبول نداریم”تعبیراتی زشت و دور از ادب،و سبب خروج شما از اسلام است،چون احکام مربوط به ارث،نصّ قرآن کریم است و از ضروریات احکام اسلامی است،و انکار ضروریات اسلام،یعنی کفر و خروج از اسلام.بنابر این،اگر مسلمان و ملتزم به احکام اسلام نیستید،طوری بی ادبی نکنید که مسلمانان نیز بشما بگویند:گور پدر خودتان….

      ———–

      حوزوی گرامی
      در این فتوای جناب خامنه ای آنچنان پتانسیلی از نادرستی و ناجوانمردی و زشتی و ضد بشری نهفته است که برای فهم گوشه ای از زشتی اش، من شما را به تماشای یک صحنه ی واقعی می برم تا خودتان نهایت نادرستی و ناجوانمردی اش را تجسم کنید.
      بفرض که یک خانواده ی زرتشتی با پدری و مادری و شش فرزند دختر و پسر بخوبی و خوشی و ناخوشی با هم زندگی می کنند. یکی از فرزندان این خانواده از دین اجدادی اش خروج می کند و مسلمان می شود. پدر می میرد و برای تقسیم ارث مشاجره در می گیرد. هم مادر هم شش فرزند دختر و پسر می روند پیش جناب خامنه ای. که عدالت را در میان این هفت نفر اجرا کند. حضرتش فی الفور دستور می دهد که همه ی پول نقد و دارایی و مغازه و ملک و آذوقه های موجود در انبار و حتی پول توی جیب خانواده را یکجا بلوکه کنند و به اسم فرزندی که رفته و مسلمان شده سند بزنند. مادر و آن پنج فرزند دختر و پسری که همچنان زرتشتی اند، از پیش آقای خامنه ای که بیرون می روند، کرایه ی ماشین ندارند که بخانه برگردند. چه می گویم؟ خانه هم ندارند. ملکی ندارند. مغازه ای ندارند. لباسشان نیز متعلق به همان برادر یا خواهری ست که مسلمان شده. این صحنه ای که من برای شما تصویر کردم، نهایت نکبت و ناجوانمردی و پلشتی ست. یعنی آنکه رفته و مسلمان شده، همه ی دارایی های خانواده را بالا می کشد و مادر و دیگر برادران و خواهرانش را لخت و عریان( از ارث) به امان اجل رها می کند.
      شما ملایان، این داع ننگ را باید خیلی پیشتر ها پاک می کردید و نشان می دادید که با حقوق بشر آشنایی دارید. این فتوای وحشیانه، برآمده از قانونی بوده برای دوردست های تاریخ. حالا که شعور بشر رشد کرده و مقوله ای به اسم انسانیت و حقوق بشر مظهریت پیدا کرده، می بایستی یک ذره شعور به این قوانین کهن تزریق می شد. نباید؟ شما خودتان را بجای آن خانواده ی زرتشتی بگذارید. مگر نه این که: چیزی را که برای خود نمی پسندی، برای دیگران نیز نپسند؟ اینها همه اش شعار است یعنی؟
      با احترام

      .

       
  138. آقای نوریزاد، این مش قاسم یلا قبا اگه اینجا درد دلشو ننویسه کجا بنویسه؟

    ————

    دوست خوبم، درود
    می دانم که این تصمیم، بسیاری از همراهان و شایستگان را می تاراند. اما باور کنید هم صبح ها و هم شب ها، وقت زیادی از من صرف خواندن و پاکسازی کامنت ها می شود. کامنت هایی که اغلب هیچ ارتباطی با نوشته ی اصلی من ندارند. و می توانند در هر کجا و در سایت های خبری از آنها سراغ گرفت. بعضی از دوستان هم از سایت من برای دعوا و پرتاب سنگ به دیگران بهره می برند. من بسیار روی این تصمیم فکر کردم. و دوستانی را در نظر آوردم که با این تصمیم، عطای سایت نوری زاد را به لقایش خواهند بخشید و برای همیشه اینجا را ترک می کنند. و این برای من که سالها با آنان بوده ام و خواه ناخواه الفتی با آنان برقرار کرده ام، بسیار دشوار است. مثلا من چقدر برای پاکسازی نوشته های دوستمان مزدک وقت صرف کرده باشم خوبست؟ او که می داند من روی چه کلماتی حساسم، چرا اصرار بر تداوم ناسزا دارد و وقت مرا می گیرد؟ دلم پیش شما دوستان است اما چه کنم که شعورکم می گوید: تو را چاره ای جز این نیست. تلاش کنید در ارتباط با نوشته ی اصلی بنویسید و اجازه ندهید چشم من در انتظار نام یک به یک شما به راه بماند که دوستان این سالها، آیا به نوری زاد سر می زنند؟
    سپاس بخاطر این همه همدلی و همراهی و سالها گام به گامی
    این نوشته و این پست به روند سابق است اما از نوشته ی بعدی، من در را به روی کامنت های غیر مرتبط با نوشته ی اصلی یا عکس ها و فیلم هایی که در همان پست منتشر می کنم، خواهم بست.
    و با احترام
    .

     
    • مدیر سایت:”بعضی از دوستان هم از سایت من برای دعوا و پرتاب سنگ به دیگران بهره می برند”.
      (پایان)
      —–
      این روش سنگ و کلوخ اندازی به این و آن و ورود ناآگاهانه به بحث های کارشناسی که مدیر سایت درک درست و عمیقی از آنها ندارد،چیزی است که جوهره اصلی،نوشته های خود مدیر سایت را تشکیل می دهد!

      از این جهت، نسبت دعوا و پرتاب سنگ و کلوخ به دیگران،و رفتار مشابه یا بدتر از آن در اصل پست ها،سبب شگفتی و مصداق سخن عالم بی عمل است.ضرب المثل خوب و مجرّبی است که :دو صد گفته چون نیم کردار نیست.

       
    • فکر می کردم یکی از آثار این رویکرد جدید مدیر ضد حوزوی سایت،دمغ شدن شدید همین مش قاسم سایت است که تعداد کامنت های بی محتوایش-علیرغم کوتاهی-شاید ثلث کامنت های هر پست را تشکیل می داد! نگاه کنید به جملات مش قاسم که چطور مثل گربه هه که کز کرده و دم علم کرده و دست اش بگوشت نمی رسد،مش قاسم هم کز کرده و مظلومانه در حال گلایه از مدیر آنتی حوزوی سایت است! خوب از این جهت هم خوب نیست که مدیر ضد حوزوی سایت،اینجور دل همفکرانش را بشکند!

      بنظر من،فلسفه اساسی این چرخش مدیر آنتی حوزوی سایت،این است که با لجاجت،آن کاری را که منطقا می باید بکند نکند! یعنی همان پیشنهاد منطقی و درست کاوش گرامی:اینکه ناشناس نویسی کلّا ممنوع! و هر کامنت گذاری با عنوان ثابت و منضبط و با یک نشانه رمزی بین خود و مدیر سایت (اگر بمدیر سایت اطمینان دارند) مطلب بنویسد،در این صورت،هم بنداز در روئی و بی مسئولیتی در مورد اظهار نظرات منتفی می شود،هم طرز تفکر هرکس مشخص می شود و می توان به انظار گذشته او استناد کرد،هم فحش و فحاشی و بی اخلاقی و چزاندن یکدیگر منتفی می شود.ناظران می دانند که مشکل اساسی این سایت اینهاست،اینکه آیا رسم این شود که هر کامنت گذار فقط در محدوده اظهار نظرات غلط یا درست،کارشناسی یا غیر شناسی مدیر آنتی حوزوی سایت اظهار نظر کند،و اینکه اساسا این رسم با تفکر آزاد و لزوم تضارب آراء متفاوت و حتی مغایر با مدیر آنتی حوزوی سایت،هماهنگ هست یا نیست،مساله ای ثانوی است.اما مهم این است که مدیر ضد حوزوی این سایت ،فعلا ترجیحش برای عمل نکردن به آن پیشنهاد منطقی و درست کاوش که البته پیشنهاد خیلی ها بوده است،این است که بحث خودمحورانه “فقط پیرامون مطالب من”بنویسید را مطرح کند!

       
  139. با سلام

    جناب نوریزاد توصیه حقیر به جنابعالی اینست که پیش از ارائه تحلیلات و قضاوت‌های تاریخی سست و بی‌ مبنا و هیجانی و احساساتی به منابع تاریخی مکتوب فراوان رجوع فرموده یا با منابع زنده امثال جناب دکتر حاج سید جواد طباطبایی در داخل کشور یا دکتر تورج دریایی در آمریکا از طریق تلفن یا ایمیل تماس برقرار و مشورت بکیند و با تصویر روشنتر و نزدیکتر به حقیقت تاریخ ایران اعلامیه یا فتوا صادر کنید.

    چرچیل میگفت هرچه به گذشته دور خیره شوید آینده دور تری رو هم میتوانید در ذهن خود ببینید.

    ما با تشبیه یا انالوژی تاریخی میتوانیم ارواح سرگردان خسرو پرویز و سردار نامی‌ ایشان شهربراز یا عبد الملک مروانی از تبار اعراب ساسانی مسیحی‌ و سازنده قبه الصخره با معماری ساسانی را امروز در کالبد سلطان علی‌ فقیشاه و سردار نامور ایشان حاج قاسم سلیمانی ببینیم و یا در نقش و رسالتی که صلاح الدین ایوبی اولین سلطان مصری در جنگ‌های خود با صلیبیون داشت، ایشان هم در عصر ما در نقش رهبر و هدایت کننده تقابل فرهنگی و سیاسی و نظامی میراث داران ساسانیان زردشتی و مسیحی‌ مسلمان و شیعه شده در تقابل با میراث داران رومیان مسیحی‌ و صلیبیون اروپایی در قامت مسیحیان صهیونیست آمریکایی، ظاهر شده.

    اشکال دیدیگاه تاریخی شما و بسیاری از هواداران شما و ایرانیانی که ایران را امروز در تهران و شمیرانات می‌بینید این است که بطور ساده لوحانه اهالی امپراطوری‌های ایران باستان یا حتی بعد از اسلام را نا خود آگاهانه در محدوده ایران امروز میبینند، یعنی‌ عمدتا اهالی پهلوی زبان یا فارسی‌ میانه زبان و زرتشتی. و آنگاه شما و بسیاری با چماق ایدولوژی بیگانه اسلامی و شیعه و امت گرا و به زعم شما‌ها بی‌ اعتنا به کشور و ملت ایران (آریامهری) فقه و ولی‌ و ولایت را به باد انتقاد گرفته نفی می‌کنید و فریاد ایرانم و وطن پرستی و ایران دوستی میزنید.

    ارواح امپراتوران هخامنشی [کمبوجیه، داریوش (1,2,3)، خشایار (1,2)، اردشیر (1,2,3,4) و سقدیانوس]،که همزمان فرعون مصر نیز بودند و شهروندان قلمرو آنها که از نظر نسبت تعداد نفوس به جمعیت جهان روزگار خود (طبق تخمین مورخین و باستانشناسان ۴۰% بر آورد شده) بزرگترین امپراطوری تاریخ که که ملل گوناگون آن به زبان‌های گوناگون مکالمه میکردند و پیرو آیین ها و مذاهب و ادیان گوناگونی بودند و همگی‌ خراج گذار یک حکومت مرکزی و حکام محلی اش بودند, به این تصور خام و تنگ نظرانه شما میخندند.

    جناب نوریزاد جمهوری اسلامی ایران ، جمهوری اسلامی پاکستان، جمهوری اسلامی مالزی یا اندونزی نیست. مختصات تاریخی و فرهنگی ما با آنها خیلی‌ فرق دارد. ساختار حکومت در ایران مشابه ساختار حکومت در دوبی‌ یا سنگاپور یا تایوان نخواهد بود.

    همانطور که آلمان در درون خود قابل مهار نبود اما برای سلطه بر جهان ناتوان، سرانجام خود را بر اتحادیه اروپا مسلط کرد؛ و بریتانیای سابقا کبییر نیز نمیتوانست زیر بلیط آنها باشد البته هیچ وقت در قلب و ذهنش خود را عضوی از این اتهادیه نمیدید به واسطه رقابت‌های تاریخی و جایگاه سابقا کبیر و خروج را به ماندن ترجیح داد .

    حکومت مستقل ایران چه جمهوری اسلامی چه سکولار نیز در پوسته محدود جقرافیایی امروز خود نخواهد گنجید (این سابقه پیشین تا روز پسین باشد)؛

    تشکیل اتحادیه کشورهای “اسلامی” میان رودان و آسیای میانه و خاور میانه با تاریخ مشترک صلح و جنگ (همانطور که بین دول اروپایی تاریخی مشابه در طی‌ قرون حکفرما بوده) میبایست الگوی راه در پیش و آینده ایران و عراق و ترکیهٔ و آذربایجان و ارمنستان و افغانستان و تاجیکستان و ترکمنستان و پاکستان و کشورهای حوزه خلیج فارس باشد؛

    این تمدن‌ها و فرهنگ‌ها هزاران سال است که در همسایگی گاهی‌ با هم در صلح و شاید اغلب در جنگ بسر بردند، با هم مراوده فرهنگی، تجاری، و پیوند خویشاوندی داشتند، و با ادیانی ابراهیمی با ثقل سنگین دین اسلام ، مذاهب و فرقه‌های گوناگون و همچنین زبان‌های پارسی و ترکی‌ و عربی‌ و اردو و دری و ارمنی و سوری و با گویش های گوناگون ملی‌ و محلی همچون خانوادهٔ بزرگی‌ در کنار هم هزاران سال زیستند.

    در چارچوب یک چنین اتحادیه نیز فرصت و زمینه حل مناقشات مرزی و مسلهٔ اقوام و مذاهب کم جمعیت اما مورد ظلم و ستم حکومت‌های مرکزی (اکراد و بلوچ‌ها و سایرین نیز) مرتفع و ظلم مضاف ملی‌ یا قومی و دینی برطرف خواهد شد.

    تشکیل این اتحادیهٔ ضرورت عصر چند قطبی شدن جهان ما نیز هست؛ ما به تنهایی قادر به رقابت با آمریکا ، اروپا، چین، روسیه یا هند هم نیستیم. با این اتحاد میتوانیم بلوک قدرتی‌ دارای حق وتو در سازمان ملل شویم. بازار مصرف کالای تولیدی هم دیگر شویم. صاحب ارز مشترک متکی‌ بر تولید و استاندارد طلا شویم. مرز‌های سیاسی و داد و ستاد رو برداریم.

    این ضرورتیست که میبایست کشورهای بزرگ منطقه مثل پاکستان، ترکیه و عراق و افغانستان و سایرین نیز به اهمیت استراتژیک تشکیل این اتحادیهٔ بزرگ درمنطقهٔ پی برده و خود را از یوغ استعمار و نفوذ قدرت‌های بزرگ نوظهور اقتصادی برهانند،

    مجموعه تواندمندیهای تجاری و بازرگانی و صنعتی به اتکا ذخائر عظیم انرژی و نیروی انسانی‌ خاور میانه میتواند در این قرن یک بلوک قدرتمند و ثروتمند از کشورهای جهان سومی‌ و اسلامی در خاور و اسیایه میانه و آسیای صغیر بسازد.
    تشکیل این اتحادیه روند عقب نشینی حضور تهاجمی و نظامی و استعمار گرایانه و انحصار گرایانه صلیبیون رومی و اروپایی و آمریکایی را شتاب خواهد داد و جای خالی‌ آن‌ها با قدرت‌های نوظهور چین و هند و روسیه پر نخواهد شد. در امریکای لاتین و جنوبی نیز اتحادیه تجاری و اقتصادی قاره‌ای شکل گرفته.

    شاید که پیش بینی‌ فردوسی‌ ( از ایران وز ترک وز تازیان ******نژادی پدید آید اندر میان) بر خلاف آنچه که فکر میکرد ارزوهای برباد رفته وی را در عصر پسا مدرن برای بازماندگانش به گونه‌ای دیگری تحقق ببخشد، و اما همچنان به شعر حافظ شیراز میرقصند و مینازند سیه چشمان کشمیری و ترکان سمرقندی.

    سپاس

    ————-

    درود کاوش گرامی
    من متن خوب شما را خواندم اما ارتباطش را با نوشته هایم و بیانیه هایی که با دوستان همراه صادر می کنیم نیافتم.
    کاش یکجای مواضع مرا کاوش می فرمودید و آشکارم می کردید که کجا را دارم اشتباه می روم.
    سپاس

    .

     
    • به قول موقت له ؛ شتر در خواب بیند پنبه دانه . این آش شله قلم
      کاری که درج کردی قورباقه را هم به خنده وا میدارد!
      آیا صلاح الدین مصری بود !!!!؟ البته میدونم که تو ماموری و
      معذور ، ولی اگه اینگونه نیستی من توصیه می کنم به خاطر
      خود شیفتگی وخود دانشمند پنداری هر چه زودتر به یه روانپزشک
      مراجعه کن.

       
      • بیسواااااااااد وقیح و پررو ، شاهان هخامنشی ایران که هم زمان فرعون یا فرمانروای مصر بودند، هم مصری بودند؟

        صلاحدین بنیان گذار خاندان ایوبیان, سرداری از تبار کردهای سنی میان رودان بود که به عنوان اولین سلطان مصر و شام در پی جنگاوری با صلیبیون و فتوحات منطقهٔ ای بر آن سرزمین‌ها حکومت راند.
        https://en.wikipedia.org/wiki/Saladin

        تو برو با حمومی محلتون راجع به قورباغه اختلاط کن.

        چرا اصرار داری که مدام حماقت و سفاهت محض خودت رو در فضای عمومی‌ ومجازی نشون بدی ؟

         
        • کاوی جون
          چرا فکر میکنی این ناشناسائی که سر بسرت میزارن همشون یه نفرن . نه عزیزم . اونیکه بهت گفت دلاک حمو م محلشون باندازه تو اقتصاد میدونه من بودم نه اون یکی ناشناس! حالا این یکی رو هم میفرستی سراغ حمومی ما و سرش شلوغ میشه و دیگه نمیتونه مقاله اقتصادی بنویسه .

           
    • ضرب المثل 《 روباه نمی تونست تو سوراخ محل زندگیش بره یه دسته جارو
      هم به دم خود می بست.》یا اینکه یارو
      رو به ده راه نمی دادند ، سراغ خونه کدخدا رو می گرفت! کاوش شرافتاً
      راستشو بگو ، جنسی که می زنی از همون جنس داش حسین فضانورد
      ورق پاره کیهانه یا جنس دیگریه!؟

       
    • با سلام
      نوریزاد گرامی کامنت من معطوف به بیانیه اخیر شما و یارانتان بود.

      بیانیه ی دوم 14 کنشگر مدنی و سیاسی داخل کشور

      ای همه ی آزادگان ایران و جهان

      چهل سال است که ما ایرانیان گرفتار بدخیم ترین سرطان تاریخیم.
      در امتداد شیعه گستری شخص سیدعلی خامنه ای و رویای ابلهانه ی «هلال شیعی» ملایان و سرداران سپاه است و هیچ به ما مردم ایران مربوط نیست.
      ایرانیان، نمی خواهند شاهد مرگِ تدریجیِ خویش و شاهد مرگِ غرور ملی و تاریخیِ خویش باشند.

       
    • سلام کاوش دوست عزیز آخه چرا انقدر بی منطق هستی از حرف هایی که زدم بهت در پست قبل معذرت میخواهم ولی هر کسی که میاد از حرف هایی که در طرفداری از کمونیست ها میزنی انتقاد میکنه بهش کلی چرت و پرت میگی و میری و هیچ وقت من ندیدم درست با طرف هر بزنی خیلی ها در این سایت اینجوری هستند و چنین رفتاری دارند و همش … ولی نصیحتی میخواستم بهت بکنم در تاریخ هر گروهی که با ستیز وارد شدند کشور را به نابودی کشاندند به امید آبادی و آزادی ایران

       
      • امیر حسین (موسوم به بریده بریده نفس نفس) قرار شد با فراخوان مدیر آنتی حوزوی سایت،روز جمعه سر خویش را از ته تراشیده و از شکل و شمایل یک “هرکول پشت رایانه”! خارج و در میدان آزادی تهران حضور بهم رساند برای ساقط کردن حکومت جمهوری اسلامی!

        هنوز دو روز تا جمعه مانده،جناب بریده بریده نفس نفس،اقدامی در این جهت بنماید!

        بقول مدیر آنتی حوزوی سایت:
        باشد؟!

         
    • بهین یاران جان

      ((تشکیل اتحادیه کشورهای “اسلامی” میان رودان و آسیای میانه و خاور میانه با تاریخ مشترک ))

      به وضوح این شخص از بردن نام ایران وفردوسی طفره می رود . ملاحظه فرمایید تشکیل اتحادیه

      کشورهای اسلامی !؟ نه پارسی زبان نه سکولار وهزار نه دیگر .در پست قبلی که یکی از

      دستاوردهای غربی موشک(فون براون) هواپیمایی بی سرنشین (برادران رایت ) را با کمک

      رادار و جی پی اس ودروبین های فرو سرخ وووو آنان که هیچکدامشان مطلقن نسبتی

      با هیچ مسلمانی ندارند ایشان را چنان شیدا کرد که بدون نام بردن از ایران و فردوسی وو

      کلی شر ور نثار آرش (لابد گمان دارد کماندار را نام آراشینف بوده).راستی چرا

      پیشنهاد سوپر دانشمندانه فیله سوفیانه ندادید (کشور های پارسی زبان با قانون اساسی

      مبتنی بر حقوق بشر ولوحه هخامنشی با راستی ودرستی کردار واندیشههای نیک اتحادیه ای

      تشکیل دهند .جناب آیت الله (خیرالماکرین) سید کاوش میان رودانی. طبق معمول

      آیت الله ها جوابم حکمن سی چل تا فحش چارواداری خواهد بود. لذا خودتی

       
      • سلام و درود

        به احتمال قریب به یقین اگر مگسی توی جوهر می افتاد و روی کاغذ راه میرفت متنی پرمعنا تر ازاین هذیانهای تب آلود بی معنا و جملات گنگ که به شطحیات بنگیان میماند می آفرید..

        بزرگش ندانند اهل خرد
        که نام بزرگان به زشتی برد .

         
      • بی سوات

        سر راه که به مطب روانپزشکت مراجعه میکنی‌، یه سری هم به چشم پزشک بزن تا نمره جدید عینک بهت بده.

        “شاید که پیش بینی‌ فردوسی‌ ( از ایران وز ترک وز تازیان ******نژادی پدید آید اندر میان) بر خلاف آنچه که فکر میکرد ارزوهای برباد رفته وی را در عصر پسا مدرن برای بازماندگانش به گونه‌ای دیگری تحقق ببخشد،”

        واقعا که نمونه یک فسیل زنده هستی‌ که میخوای طیب و سلمان و نهیان و شیخ ممد و عمران خان و ….زرتشتی کنی‌؛ ارواح شاپور ذولکتاف و بهرام گور گور‌گم شده از اون دنیا واست یه بیلاخ کنده ارسال کردند.

         
  140. این نخستین بار نیست که وبلاگ نوریزاد را چرند نویسان به اشغال خود در می آورند.
    قرار شد نوشته هایی که خارج از موضوع است انتشار نیابد مگر آن که دست روی دردی از درد های مردم بنهد.
    بعضی اینجا را با چاله میدان اشتباهی گرفته اند.
    مراعات این شرط اگر چه تعداد پست ها را کم می کند لیک بر کیفیت وبلاگ می افزاید.
    البته من موافقم آخوند مرتضی هر چه نوشت منتشر شود بدون هیچ کم و کاست.

     
    • تو یکی فقط ////////////////////ساسانم ! کی از تو بیشتر چرند گذاشت روی این سایت ؟ یا //////////////////////////// آمریکایی ها را کردی یا //////////////////////////// رضا پهلوی را ! تو فقط ////////////// !

       
    • جناب ساسانم،

      من نیز با این نکته که میبایست موضوعاتی را که دست رو درد‌های مردم میگذارد را اینجا مطرح کرد، موافقم. البته ما اینجا ویزیتوریم و تسلیم نظر صاهب خونه؛ فقط میتونیم دوستانه توصیه به اصلاح کیفیت سایت کنیم.

      حتما شما نیز موافقید که فتاوی مطرح شده تا کنون به رقم سوابق تاریخی در زمره معضلات خُرد چه رسد به کلان اجتماعی مردم، هم نیست.
      درد‌های عظیم اجتماعی مرتبط با کارگرانیست که ماهاست حقوق دریافت نکردند، اعتراضات بازنشستگان کشوری و لشکری به افزایش نامتناسب و نا عادلانه هزینها در مقابل حقوق و مستمری دریافتی ناچیز، بیکاری جوانان فارغ التحصیل، رکود شدید اقتصادی، تورم لجام گسیخته، دادخواهی و مال خواهی مالباختگان صندوق‌های پس انداز قرض الحسنه یا بانک‌های جَلب، فساد نظام بانکی، و شیوع اپیدمی اختلاس، دیوان سالاری گسترده ناکار آمد و فاسد پرور و انگلی، غارت بودجه کل کشور توسط شرکت‌ها و بانک‌های خصولتی، فقر دامن گستر، اعتیاد، کودکان کار، تن فروشی، عضو فروشی، ….. یا مطرح کردن موضوعات فرعی و حاشیه‌ای از قبیل تفخیذ و سهم ارث شیعه از والدین غیر شیعه، و مظالم و تضییق حقوق فردی و گروهی فرقه‌های دینی خارج از شیعه و فق حاج حسن نجفی،هر قدر که به نوبه خود موجه و قابل کندکاو و پی گیری هستند, کدامین دسته از این معضلات در زمره درد‌های اصلی‌ جامعه است؟

      گیر دادن به سردرد یا ترشی معده – هر چند سابقه طولانی‌ داشت باشد – بیماری که حال نیازمند به عمل فوری جراحی قلب یا مغز دارد خامی طبیب را می‌رساند،

      خود شما پیش قدم شوید و موضوعاتی این چنینی را برگزینید، مطرح و نقد کنید، راه حل پیشنهاد کنید، یا به راه حل‌های قبلا پیاده شده اشاره کنید.

      مگر اینکه خود شما نیز معتقدید که حل این مشکلات منوط است بر تسخیر ایران توسط عمو سام گرامی و پیاده شدن قوای نظامی آن بر سرتاسر سرزمین اهورایی و باز گشت شاه زاده جوان بخت به همراه هزاران متخصص زبده سیاسی، بازرگانی، اقتصادی، صنعتی، علمی‌ و فرهنگی در رکاب ایشان (لشگر فرشگرد) که همگی چمدان‌های سمسونایت خود را بسته فقط منتظر فرمان سنتکام مستقر شده در تهرانند. و این فرایند عظیم بازگشت به عصر تلایی آریامهر و ماموریت برای وطنم ورژن ۲، آپدیت شده با عزم راسخ برای رسیدن به تمدن بزرگ فراموش شده , راه حل شماست برای درد‌های جامعه ما؟

      خوب حال که این رویای توهمی میسر نیست کالبد شکافی حاج حسن نجفی رو بچسبیم؟ حد عقل با اینکار میشود فقیهان و مقلدینشون رو کفری کرد و آزار ایمانی داد؟

       
      • سلام و درود

        این کامنت کوتاه از درستترین نوشته هاییست که تا کنون در این سایت منتشر شده است و اگر براستی مدیر گرامی به ارزش و اهمیت آن پی میبرد در سر فصل همه صفحات و پستهایش آنرا منتشر میکرد. اصل مسائل و مشکلات روز جامعه همینهاست.

         
      • بهین یاران جان درود

        هر کودکی میداند که قوانین و مقررات خرد مشکلات خرد را یا

        از پیش پای بر می دارند (چراغ راهنمایی) یا مشکلاتی عمومن خرد

        را بر مردم تحمیل می کنند ( حجاب زوری) اما چه کسی است نداند

        انبوه مشکلات خرد که جمع شوند مشگل هایی کلان می آفرینند .علاوه

        بر آن این جماعت حکام سده های متوالی گوش فلک را کر کرده بودند

        که ما با یک ساعت حرافی رادیویی ویا بودجه اوقاف (قبل از 57) معضل های

        کلان را می روبیم .در این چهل سال نشان داده شد که با مدیریت هیتی

        و احادیث جعلی ودروغ یک من گندم به خانه یتیمی بردن وبا دست خود نان

        پختن ووو شاید بتوان دهی 50 نفری را مدیریت نمود اما با این همه ادعای

        پوچ حقانیت که حتا ده سالی تنها کشوری بودیم که سازمان برنامه و بودجه

        را منحل وبه زنبیل احمدی نجاد تبدیل نمودیم.لازم است چند دقیقه ای در مورد

        همان فتوای اهم واجبات حفظ نظام حتا مهم تر از اصول وفروع دین است فکر

        کنید و این فتوای اساسی تر از قانون اساسی کذایی فعلی را با خون هایی

        که ریخته می شود وجنایاتی که ذیل آن انجام میگیرذ را “کاوش “فرمایید تا به

        لزوم بررسی فتاوی (چه تاریخی وچه حال) واقف شوید .مگر هیتلر ومغولان و

        دیگر خون ریزان ده ها ملیونی چه می گفتند وچه می خواستند. گر چه به

        روشنی هم نیت شما از کشیدن به جاده فرعی و هم ماموریتتان برای هر

        کودکی روشن شده است (مانندهمان استاد دانشگاهی که اسلحه بدست

        خواهد گرفت وبه هم میهنانش شلیک هم می کند) پیشنهاد می کنم به سایتی

        که این سخنان شما را سر لوخه خود می کنند بروید چه جماعت این سایت

        نظرشان اسهال طلب اصول گرا دیگه تمومه ماجرا را بخوبی دانسته و دورویان

        را با اولین جمله هرچند با ایهام وابهام وو هم باشد می شناسند .

         
        • سلام و درود

          اگر میشد رونامه ها را چرخ کرد، از آنها چنین معجون غریب و بی معنایی از کلمات در میآمد . این نوشتجات نمونه کاملی از بلغور کلمات است و اگر در غرب بود در مسابقه بی معنیترین جملات سال برنده جایزه زرشک طلایی میشد. ( جایزه زرشک طلایی در غرب بویژه انگلستان برای سیاستمداران خبره و کار کشته ای که در مواجهه با روزنامه گاران سمج با گنگ و نامفهوم گویی افکار و اهداف خود را پنهان میکنند در نظر گرفته و هر سال برگزار میشود. در جریان جنگ اول خلیج فارس که سیاستمداران غربی با ادای چنین جملاتی صدام را دچار اشتباه محاسبات کردند، دونالد رامسفلد وزیر دفاع وقت آمریکا جایزه زرشک طلایی را نصیب خود کرد..) و به همین دلیل به آن امتیاز بسیار عالی دادم .

           
      • آقای کاوش

        اگر شما واقعا معتقدید که:
        “… فتاوی مطرح شده تا کنون به رقم سوابق تاریخی در زمره معضلات خُرد چه رسد به کلان اجتماعی مردم، هم نیست”
        معلوم میشود که سالها اقامت در انگلستان شما را بکلی از جامعه ایران و مسائل ان دور و بی اطلاع کرده. نخیر برادر ، بر خلاف نظر شما و آقای شفیعی بزرگترین درد جامعه ایران همین فتواهای جاهلانه و خزعبلات حوزویست که تا پته آنها روی آب نریزد این مملکت درست بشو نیست .

        اینجاست که بارها دوستان بشما گفته اند درد ملت ما با گرفتاریهای انگلیس و امریکا از زمین تا آسمان متفاوت است. ما حوزه علمیه را ام الفساد میدانیم و شما وال استریت را . //// ما کلینی و مجلسی و خمینی هستند و شما به کینز و فریدمن فحش میدهی و مدعی هستی که روشنگری میکنی.

         
  141. سلام
    راجع به موضوع ارث مسلمان از غير مسلمان و بالعكس در فقه اهل سنت كه اكثر جمعيت مسلمانان جهان به هر حال سني هستند نه مسلمان از كافر ارث مي برد و نه كافر از مسلمان
    در اين ويديو شيخ علي جمعه مفتي سابق كشور مصر در همين مورد صحبت مي كند
    ————–
    من اراد ان يدخل الاسلام فانه لا يرث من ابيه و لا من امه لانه اصبح مسلما
    و اصبح اختلاف الدين عائقا من انتقال الثروة
    ترجمه= كسي كه مي خواهد مسلمان شود از پدر و مادر غير مسلمان خود ارث
    نمي برد زيرا او مسلمان شده است و اختلاف دين مانع انتقال ثروت مي شود
    https://www.youtube.com/watch?v=WtXsWWqtBck

    ————-

    درود دوست گرامی
    این فتوا سخنی ست که به درستی نزدیک تر و به شعور نیز آمیخته تر است.
    سخن هماره ی من در باره ی ملایان و آیت الله های شیعه این است که چرا شهامت پاکسازی بی خردی های انبار شده در اینجور فتاوا را ندارند و اراده ای برای همسنگ سازی مفاهیم حوزوی با مرام حضرت شعور نیز.
    رازش را هم من می دانم هم شما و هم خود حضرات

    سپاس

    .

     
    • السلام علیکم

      1- قال السید المرتضی فی الانتصار:

      “و أما الخبر المتضمن لنفي التوارث بين أهل ملتين فنحن نقول بموجبه، لأن التوارث تفاعل، و هو مقتض أن يكون كل واحد منهما يرث صاحبه، و إذا ذهبنا إلى أن المسلم يرث الكافر و الكافر لا يرثه فما أثبتنا بينهما توارثا”.

      (الانتصار في انفرادات الإمامية، ص: 591)

      2- و عنه ایضا فی المسائل الناصریات:المسألة السابعة و التسعون و المائة [نحن نرث المشركين و نحجبهم]

      قال السید:”هذا صحيح، و إليه يذهب أصحابنا، و روي القول بمثل مذهبنا عن معاوية بن أبي سفيان و معاذ، و محمد بن الحنفية و مسروق و عبد الله بن معقل المزني
      و سعيد بن المسيب.

      و خالف باقي الفقهاء في ذلك و قالوا: إن المسلم لا يرث الكافر، و الكافر لا يرث المسلم.

      دليلنا على صحة ما ذهبنا إليه: الإجماع المتردّد، و ظاهر آيات المواريث في الكتاب؛ لأنه تعالى قال:” يُوصِيكُمُ اللّٰهُ فِي أَوْلٰادِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ” ، و لم يخصّ مؤمنا من كافر.

      و أيضا ما رواه أبو الأسود الدؤلي : أن رجلا حدّثه أن معاذا قال: سمعت رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم يقول: «الإسلام يزيد و لا ينقص» فورّث معاذ المسلم، و ورّثه معاوية بن أبي سفيان و قال: كما يحل لنا النكاح منهم و لا يحل لهم منا، فكذلك نرثهم و لا يرثونا.

      فإن تعلق المخالف بما روي عنه عليه السلام من قوله: «لا يرث المسلم الكافر و لا الكافر المسلم»،و بخبر آخر: «لا يتوارث أهل ملتين».

      فالجواب عن ذلك: أن الخبر الأول إذا صحّ فظاهر القرآن يدفعه، و أخبار الآحاد لا يخصّ بها القرآن، و لو ساغ العمل بها في الشريعة.

      فأما الخبر الثاني(ای لا توارث بین ملتین): فالأمر فيه واضح، لأن التوارث تفاعل، و إذا لم يكن من الجهتين لم يطلق عليه اسم التفاعل، و نحن نقول إن المسلم يرث الكافر و لا يرثه الكافر، فلا توارث بين الملتین.

      (المسائل الناصريات، ص 425)

      3- و قال شیخ الطائفه (الطوسی ره) فی الخلاف:

      “…و ما رواه المخالفون من قول النبي صلى الله عليه و آله: «لا يتوارث أهل ملتين» صحيح، لأن ذلك لا يكون إلا بثبوت التوارث بين كل واحد من صاحبه،و ذالک لانقوله.

      و يدل على صحة ما قلناه، قوله تعالى «يُوصِيكُمُ اللّٰهُ فِي أَوْلٰادِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ»، و قوله «وَ لَكُمْ نِصْفُ مٰا تَرَكَ أَزْوٰاجُكُمْ»، و قوله:«لِلرِّجٰالِ نَصِيبٌ مِمّٰا تَرَكَ الْوٰالِدٰانِ وَ الْأَقْرَبُونَ وَ لِلنِّسٰاءِ نَصِيبٌ مِمّٰا تَرَكَ الْوٰالِدٰانِ وَ الْأَقْرَبُونَ»،فهو على عمومه إلا ما أخرجه الدليل.

      (الخلاف، ج‌4، ص: 25)

      4 – و قال الشهید الثانی فی المسالک،فی ذیل قول المحقق:”و يرث المسلم الكافر، أصليّا و مرتدّا”.

      هذا موضع وفاق بين الأصحاب، و قد تقدّم من الأخبار ما يدلّ عليه.و خالف فيه أكثر العامّة، و رووا أن النبيّ صلّى اللّه عليه و آله قال: «لا يتوارث أهل ملّتين».

      و أجيب بأنه- مع تسليمه- محمول على نفي التوارث من الجانبين، لأن التفاعل يقتضي ذلك، و هو لا ينفي ثبوته من أحد الطرفين.

      و قد ورد هذا الجواب مصرّحا في رواية أبي العبّاس قال: «سمعت أبا عبد اللّه عليه السلام يقول: لا يتوارث أهل ملّتين، يرث هذا هذا، و لا يرث هذا هذا، إن المسلم يرث الكافر، و الكافر لا يرث المسلم.

      (مسالك الأفهام إلى تنقيح شرائع الإسلام، ج‌13، ص: 22)

      —-
      5- و قال صاحب الجواهر:

      …”المقدمة الثانية في موانع الإرث و هي كثيرة حتى أنه في الدروس أنهاها إلى عشرين، لكن ذكر المصنف و غيره منها هنا الثلاثه المشهورة: الكفر و القتل و الرق ثم ألحق بها في آخر المقدمة أربعة، و الأمر في ذلك سهل.

      [أما الكفر]:
      ف‍الکفر المانع عنه هو ما يخرج به معتقده أو قائله أو فاعله عن سمة الإسلام، فلا يرث ذمّيّ و لا حربيّ و لا مرتدّ و لا غيرهم من أصناف الكفار مسلما بلا خلاف فيه بين المسلمين، بل الإجماع بقسميه عليه، بل المنقول منه مستفيض أو متواتر كالنصوص.

      و لا ينعكس عندنا بل يرث المسلم الكافر أصليا و مرتدّا ؛فإنّ الإسلام لم يزده إلا عزّا، كما في النصوص و لا ينافيه النبوي «لا يتوارث أهل ملتين»؛إذ المراد نفيه من الطرفين، بأن يرث كل منهما الآخر، كما ورد تفسيره بذلك في بعضها، لا أن المراد منه نفي إرث المسلم للكافر، خلافا لأكثر أهل الخلاف و هو كما ترى.

      (جواهر الكلام في شرح شرائع الإسلام، ج‌39، ص: 16)

      ————–

      حوزوی گرامی
      شما حضرت شعور را رها کرده اید و رفته اید سراغ بی شعوری های جواهر الکلام زیرخاکی؟ حضرت شعور گریبان شما را می گیرد و می گوید: اگر ثروت خانواده ی زرتشتی برسد به یکی که رفته و مسلمان شده، بقیه چرا باید بروند و غاز بچرانند؟ این داستانها متعلق به دوران برده داری ست. حضرت شعور که خدای متعال همه ی شعور را یکجا با خود دارد، می فرماید که آن آدمهایی که شما انگ کافر بر پیشانی شان می چسبانید، مگر غذا نباید بخورند؟ مگر نبایداز باغی که خود کاشته اند، سیبی بچینند؟ این چه نکبتی ست که شما حوزویان با خفت در برابر دنیای شعور، دست بسوی دور دست ها می برید؟

      در این فتوای جناب خامنه ای آنچنان پتانسیلی از نادرستی و ناجوانمردی و زشتی و ضد بشری نهفته است که برای فهم گوشه ای از زشتی اش، من شما را به تماشای یک صحنه ی واقعی می برم تا خودتان نهایت نادرستی و ناجوانمردی اش را تجسم کنید.
      بفرض که یک خانواده ی زرتشتی با پدری و مادری و شش فرزند دختر و پسر بخوبی و خوشی و ناخوشی با هم زندگی می کنند. یکی از فرزندان این خانواده از دین اجدادی اش خروج می کند و مسلمان می شود. پدر می میرد و برای تقسیم ارث مشاجره در می گیرد. هم مادر هم شش فرزند دختر و پسر می روند پیش جناب خامنه ای. که عدالت را در میان این هفت نفر اجرا کند. حضرتش فی الفور دستور می دهد که همه ی پول نقد و دارایی و مغازه و ملک و آذوقه های موجود در انبار و حتی پول توی جیب خانواده را یکجا بلوکه کنند و به اسم فرزندی که رفته و مسلمان شده سند بزنند. مادر و آن پنج فرزند دختر و پسری که همچنان زرتشتی اند، از پیش آقای خامنه ای که بیرون می روند، کرایه ی ماشین ندارند که بخانه برگردند. چه می گویم؟ خانه هم ندارند. ملکی ندارند. مغازه ای ندارند. لباسشان نیز متعلق به همان برادر یا خواهری ست که مسلمان شده. این صحنه ای که من برای شما تصویر کردم، نهایت نکبت و ناجوانمردی و پلشتی ست. یعنی آنکه رفته و مسلمان شده، همه ی دارایی های خانواده را بالا می کشد و مادر و دیگر برادران و خواهرانش را لخت و عریان( از ارث) به امان اجل رها می کند.
      شما ملایان، این داع ننگ را باید خیلی پیشتر ها پاک می کردید و نشان می دادید که با حقوق بشر آشنایی دارید. این فتوای وحشیانه، برآمده از قانونی بوده برای دوردست های تاریخ. حالا که شعور بشر رشد کرده و مقوله ای به اسم انسانیت و حقوق بشر مظهریت پیدا کرده، می بایستی یک ذره شعور به این قوانین کهن تزریق می شد. نباید؟ شما خودتان را بجای آن خانواده ی زرتشتی بگذارید. مگر نه این که: چیزی را که برای خود نمی پسندی، برای دیگران نیز نپسند؟ اینها همه اش شعار است یعنی؟
      با احترام

       
  142. جناب نوری زاد مشکل آخوندها نیستند مشکل خود مردم هستند، این حکومت برخواسته از دوران پاره سنگی فقط و فقط در بین مردم کشورهای خاورمیانه امکان پذیر است. ما در دنیا شاهد انواع دیکتاتوری بوده ایم و هستیم ولی هیچکدام از اینها چک سفیدی از طرف خدا نداشتند. چرا که ان چک سفید در آن جوامع سریع برگشت میخورد.

     
  143. این تبعیض ها در قرآن آشکارا آمده فقط دقت کنید به تعداد دفعاتی که از واژه کافر استفاده شده در قرآن ،آخوند که از خودش اختراع نکرده ، علی امام اول شیعیان از ایران شکست خورده در جنگ ، از زرتشتیان جزیه های سنگین میگرفت و به عدالت میان اعراب مسلمان تقسیم میکرد که شهرت دارد به عدل علی . ریشه این تبعیض ها را در دین مسلمانان جستجو کنید اگر هنوز مسلمان هستید تجدید نظر کنید

     
  144. اگر در خانه کس هست ، همین یک حرف بس است..در سال ۲۰۱۹ که سازمان حقوق بشر داریم این حکم دقیقا نشون میده که چقدر دین اسلام و رهبر مسلمانان جهان ظالم و ستمگر هستند.شما حساب کنید اسلام ۱۴۰۰ سال پیش دیگه چی بوده

     
  145. سلام بر نوریراد گرامی
    مطلب مرتبط با پست خواستید این مطلب رو تقدیم شما و علاقمندان به خرد گرایی می کنم.اصل مطلب به کلی پاسخ ما به شرایط عجیب جامعه است که به نوعی مرتبط با پستهای اخیر شما در مورد فتاوای مدرن دوستان حوزویست و البته به نوعی دیگر جواب پرسشگریست که می پرسد این فتاوای ابلهانه اصلا چرا محلی برای حضور باید بیابند که مفتی آنها را بی شرمانه بیان کند چه برسد به اینکه بخواهیم منطق آنها را زیر سوال ببربم.به امید حاکمیت خرد:

    مهدی جان! کار خوبی کردی رفتی یه زن دیگه گرفتی!؛ (به قلم ف. م. سخن)

    خیلی ملت عجیبی هستیم ما! اصلا چرا ماها اینجوری هستیم؟!مهدی هاشمی، همون که نقش سلطان و شبان اش رو توو دهه ی شصت خیلی از ما به یاد داریم، همای سعادت اومده نشسته روو شونه اش، سلطان بانو رو گذاشته کنار، رفته یه زن جوون گرفته، اون وقت ملت به خروش اومده که چرا چنین اتفاقی افتاده و مهدی چنین کاری کرده!
    عجبا عجب! من تعجب می کنم از خودامون که گاهی خودمون رو سوییسی می بینیم گاهی اهل دهات ابرقو! گاهی خودمون رو سوپر مدرن می بینیم، گاهی تبدیل میشیم به امام جمعه ی مسجد بالای کوه!
    چه جوری میشه که گاهی یادمون میره که ما مسلمون شیعه ی دوازده امامی هستیم، و واسه امام حسین سینه می زنیم و قیمه ی نذری می خوریم و مذهب اسلام عزیزمون به ما اجازه می ده چهار تا زن رسمی و تا دل ات بخواد زن صیغه ای داشته باشیم؟
    آخه مگه میشه آدم ماهیت اش این قدر عوض بدل بشه!
    بابا جون! تویی که به خدا و پیغمبر و اهل بیت و دوازده امام و اینا معتقدی، تویی که آخوند میاد عقدت رو می خونه و قرآن توو گوش بچه ی تازه به دنیا اومده ات زمزمه می کنه، تویی که وقتی می میری، و خلد آشیان و جنت مکان میشی و به سبک اسلام شیعه تغسیل و تکفین و تدفین می شی، تویی که اگه پاش بیفته و جای مهدی هاشمی باشی، نه یکی که چهار تا زن می گیری، تویی که فمینیست هستی و طرفدار حقوق برابر زنان، وقتی شوهرت می خواد طلاق بگیره تا مهریه ات رو ازش نگیری یقه اش رو ول نمی کنی و حتی اگه شد زندان میندازیش، خلاصه تویی که به این آیین و دین هستی، تو چرا از ازدواج سلطان-شبانِ ما تعجب می کنی؟ یا بد تر از اون، ازش ایراد می گیری که این چه کاری بود کردی و سر پیری معرکه گیری کردی؟
    من و تو، اگه خیلی شاکی هستیم، اگه خیلی دادخواه حقوق زن هستیم، اگه خیلی از کار مهدی خان بد مون اومده، چرا نصفه نیمه عمل می کنیم و چیزای خوبِ اسلام، «واسه خودمون» رو میگیم باشه، چیزایی که به نفع مون نیست یا به هر دلیل ازش خوشمون نمیاد میگیم نباشه!
    آقا جون، خانم جون! ما مملکت رو دست کسایی دادیم که قانون اسلامی می گذرونن که تا ۴ تا زن عقدی و تا خدات تا زن صیغه ای می تونیم داشته باشیم.
    ما وزیر فرهنگ مثلا با سواد و دنیا دیده و انگلیسی و عربی دون مون، میره روی زن اول اش زن میگیره و زن اول هم عین خیال اش نیست اون وقت تو از مهدی ایراد می گیری؟!
    ما کتب اسلامی مون، بدون استثنا، بدون استثنا، زن رو نصف مرد می دونن، و ملاصدرا هم که اسم اش روی یه خیابون مرغوب و گرون قیمت هست، میگه زن از جنس حیوون ه و از جنس آدم نیست.
    حضرت علی اش وقتی جوش میاره و احتمالا با فاطمه دعواش میشه، توو نهج البلاغه می نویسه که عقل زن نصف مرده!
    همه ی اماما و معصوم ها هم هر کدوم هف هش ده تا زن دارن!
    حالا مهدی رفته زن با اختلا