سر تیتر خبرها
وال استریت + فایل صوتیِ همین نوشته + دیدار با استاد شهرام گودرزی

وال استریت + فایل صوتیِ همین نوشته + دیدار با استاد شهرام گودرزی

یک: مهاجمینی که آمریکای کنونی را اشغال کرده بودند، برای محافظت از هجوم بومیان، در مرز شمالی نیویورکِ فعلی، دیوار بلندی احداث کردند که تا سالها این دیوار، همانند دژی نفوذ ناپذیر، آنان را از هر هجومی باز می داشت. سیصد و پنجاه سال بعد، محله ی منهتن نیویورک، در همین مکان شکل گرفت. منهتن، پرتراکم ترین منطقه در آمریکاست که جمعیت فراوانی از مهاجران و آمریکایی ها و بویژه سیاهپوستان را در خود جای داده است. گرچه آن دیوار بلند، رفته رفته فرو ریخت و اکنون نشانی از آن باقی نمانده، اما اسم “دیوار” برخیابانی در منهتن نهاده شد که اکنون، کانونی ترین نقطه ی اقتصادی جهان بشمار می رود. وال استریت، اسمی برگرفته از خیابان دیوار است. امروزه اما، هر که خبری از وال استریت می خواند یا می شنود، ذهنش به ساختمان هایی در خیابان دیوار قفل می شود که این ساختمانها، حساس ترین و کاری ترین و پر پول ترین و پرنفوذترین شرکت ها و آدمهای نام آور اقتصادی را در خود جای داده اند.

دو: خیابانی را در نظر آورید به اسم دیوار که بزرگترین مرکز بورس جهان (بازار بورس نیویورک) در آن قرار دارد. این مرکز، بزرگ‌ترین بازار بورس، از نظر میزان معاملات وارزش بازار سرمایه در آمریکا و جهان است که ارزش بازار شرکت‌هایش معادل ۳۱.۱ تریلیون دلار تا همین چند ماه گذشته بوده است. نیز میانگین معاملات انجام شده در یک روزِ این بازار، تقریباً ۱۶۹ میلیارد دلار می‌باشد. بازار بورس نزدَک (NASDAQ)، بازار بورس آمریکا (AMEX)، بازار بورس تجاری نیویورک (NYMEX) و میز بازرگانی نیویورک (NYBOT) نیز در این منطقه قرار دارند. کمی آنسوتر از خیابان دیوار و در محله ی دیگری از منهتن، سازمان ملل قرار دارد. و کمی آنسوتر، مجسمه ی آزادی نیز. و ساختمان های مرکز تجارت جهانی، که در یازده سپتامبر معروف، فرو ریختند.

سه: خلاصه وال استریت و منهتنِ نیویورک، نه تنها مغز پولیِ آمریکا، که مغز پولیِ جهان اند. در این معرکه ی سترگ است که دقیق ترین و موشکافانه ترین ترفند ها و شیوه های نوینِ اقتصادی دست بدست می شوند. با همه ی نقشی که وال استریت در پول آفرینی دارد، در میان بیشترِ مردمان آمریکا اما نامی ناخوشایند است. بسیاری از آمریکایی ها، شوربختی های اقتصادی خود را برآمده از سیاست های پولیِ وال استریت می دانند. خروشِ جمعیتی از مردم و بویژه جوانان آمریکایی در سپتامبر دو هزار و یازده، و اشغال خیابان وال استریت، و اطراقِ چند ماهه در آن، جلوه ای از نفرتِ بخش وسیعی از مردمان آمریکا از اخلاق پولیِ رایج در وال استریت است. یکی از شعارهای جوانان آمریکایی این بود: وقتی ثروتمندان پول فقرا را می‌دزدند، نام آن را معامله تجاری می‌گذارند!

چهار: قرار بر این شد که پنج تشکیلاتِ ستادیِ ارتشِ آمریکا(نیروی زمینی، هوایی، دریایی، کل ارتش، و وزارت دفاع) در یک بنا جای بگیرند. طراحی این بنای بزرگ و پیچ درپیچِ و پنج منظوره را به جورج برگ استورمِ معمار سپردند. این معمار، بنایی طراحی کرد پنج وجهی. و اسمش را نهاد: پنتاگون. با پنج طبقه بالای زمین و دو طبقه زیر زمین. واحدهای هریک از این هفت طبقه را، پنج راهرو به هم می پیوندد. جوری که اگر بخواهید فقط و فقط راهروهای پنتاگون را در نوردید، باید هفتاد و هشت کیلومتر راه بروید. و چون در آن موقع، قرارگاه خاتم الانبیاء اختراع نشده بود، اجرای پنتاگون را سپردند به جان مک شینِ پیمانکار. در کدام شهر؟ واشنگتن.

پنج: ساختمان پنتاگون در دل جنگ جهانی دوم و در پانزدهم ژانویه هزار نهصد و چهل و سه کامل شد. و شد: بزرگترین ساختمان اداریِ ارتش های جهان. با بیست و هشت هزار نظامی و سه هزار خدماتی. وزارت دفاع آمریکا، که یکی از پانزده وزارتخانه ی دولت ایالات متحده ی آمریکاست، در اینجا جای گرفت تا مسئول هماهنگی و ناظر بر همه نهادها و کنش‌های دولتی باشد که مستقیم با امنیت ملی و نیروی نظامی ایالات متحده در ارتباط اند. نیروهای مسلح آمریکا بزرگترین نیروی نظامی در جهان از نظر امکانات، میزان بودجه و تعداد پرسنل نظامی است. ریاست نیروهای مسلح آمریکا، با رییس جمهور آمریکاست. در حادثه ی یازده سپتامبر دوهزار و یک، یک هواپیمای بویینگ هفتصد و پنجاه و هفت، خودش را به گوشه ای از ساختمان پنتاگون کوفت!

شش: در آمریکا، کاخ سفید، کانون هر آن چیزی ست که در فهم متداول، به آن سیاست گفته می شود. ساختمان کاخ سفید بدست جیمزهوبان – معمار ایرلندی – طراحی شد. وی کاخ سفید را از خانه ی لینستر در دوبلین (پایتخت جمهوری ایرلند) الهام گرفت. بجز مکاتبات و نشست های محرمانه و فوق سری – که همه ی آنها بطور دقیق و قانونمند برگزار و ثبت و ضبط می شوند، تمامی رفت و آمدها و تصمیم ها و گفتگوها و مکاتبات در کاخ سفید، پیشِ چشمِ حضرتِ قانون – تأکید می کنم: پیشِ چشمِ حضرتِ قانون – انجام و ثبت و ضبط می شود.

هفت: در کاخ سفید هیچ چیزی رایگان نیست. همه ی ساکنان این ساختمان، یعنی رئیس‌جمهور و خانواده‌اش و دیگران، باید هزینه ی غذا و حتی هزینه ی لوازم آرایش و خشک شویی را به صورت ماهیانه پرداخت کنند. این هزینه‌ها از دستمزد سالانه ی رئیس جمهور کسر می‌شود. در کاخ سفید، همه ی دستگاههای نظامی و دولتی و اطلاعاتی و امنیتی به رییس جمهور و همکارانش مشاوره و خدمات می دهند تا آنها بهترین تصمیم ها را در جهت منافع ملی ( چه در داخل و چه در خارج) و در راستای رشد و رفاه مردم آمریکا اتخاذ کنند! کاخ سفید در خیابان پنسیلوانیای واشگنتن دی سی قرار دارد و بازدید از آن برای مردم – طبق برنامه ای مشخص – آزاد و رایگان است.

هشت: دو دستگاه پرقدرت درآمریکا، رییس جمهور و تمامی ارکان تحت امرش را از بلند پروازی و کجروی باز می دارند. یکی دستگاه قضایی ست و دیگری دستگاه قانونگذاری. تلاش قانون بر این است که رییس جمهور آمریکا را – با همه ی اختیاراتی که دارد – و تک به تک مسئولان و نمایندگان و قاضیان و کارکنانِ ریز و درشت و کل مردم آمریکا را، در تمامی شب ها و روزهای مسئولیت و زندگی شان، با ذره بین قانون – بله با ذره بین قانون – مراقبت کند تا دست از پا خطا نکنند. و در نقطه ی مقابل، راه را برایشان وا کند تا هر چه در توان دارند و هر چه فکر و نو آوری دارند، برای رشد و اعتلای کشورشان بکار گیرند.

نه: همه ی آنچه را که در بالا آوردم، از زوایای پیچیده و حساس و علمی و قانونی در وال استریت و پنتاگون و کاخ سفید و دستگاه قضا و مجلس قانونوگذار را، در هم فشرده کنید و مثل یک گلوله ی برفی، بدهید بدست یک ملا به اسم ولیّ فقیه تا به تناسب آنچه که در زیر عمامه اش جاری ست، آن گلوله ی برفیِ در هم فشرده را به تناسب میل خودش بر زمین بکوبد یا بر آفتاب اندازد یا بر درِ کوزه بنشاند! این کار را که کردید، اکنون کمی فاصله بگیرید و از دور به چشم اندازِ روبرویتان نیک بنگرید! چه می بینید؟ یک ملا، با گلوله ای برفی در دست. این چشم انداز یعنی: جمهوری اسلامی ایران! با این نشانه که: هر آنچیزی که در زیر عمامه ی این ملا جاری ست، هیچ ربطی به فکر و شعور و منافع ملی و حق و حقوق مردم ندارد!

ده: تمامی دستگاهها و تمامیِ سیطره و نفوذی که حضرتِ قانون در آمریکا دارد را در بیت رهبری و در زیر عمامه ی حضرت آسد علی مچاله ببینید. ولی فقیه در ایران، هم وال استریتِ پولی کشور را در زیر بغل دارد و اسلحه ی سرداران سپاه را بر کمر و هم دستگاه قضا و مجلس قانونگذار را در کنار. همه ی تک به تک مسئولان این دستگاهها، که مثلاً باید مراقب هم باشند و کجروی های ولی فقیه و همدیگر را افشاء کنند و بر عظمت و سترگیِ قانون بیفزایند، همگی در یک ماراتنِ چاکری، تلاش بر این دارند که بر میزان کُرنشگری خود بیفزایند تا دستگاه ولایت، لقمه ای پیششان بیندازد.

یازده: بُهتِ وال استریت را بنگرید که با نگاه به پولهای پارویی سیدعلی، همه ی فرمول های دقیق و موشکافِ پول افزایی اش را در ساحل رودخانه ای دفن می کند که این رودخانه، بی زحمت و بی هیچ دانشی از پیچیدگی های پولی، میلیارد میلیارد ثروتِ مردمِ نگون بخت ایران را به جیب یک ملا به اسم رهبر سرازیر می کند. بله، بُهتِ وال استریت، در گندابِ یک معرکه ی مذهبی به گل نشسته که: چه دستگاهی بر پول نفت و دیگر دارایی های این کشور، و بر داد و ستدهای پولی و دارایی های رهبر و دستگاههای تحت امرش نظارت داشته اند تا کنون؟ اینجاست که می گویم: شخص رهبر، در ایران، یک قانونگریز و قانون خرابکن و ویرانگر و ایرانخوار و ایرانروب است. و داستان نفرت انگیز و لقمه دار ولیّ فقیه و بیت رهبری در اساس، یک شیشکی بزرگ است به ریخت قانون با همه ی وَجَناتش!

دوازده: این درست که در آمریکا نیز فرماندهی قوای مسلح با رییس جمهور است و در اینجا، با رهبر. اما در آمریکا، حضرت قانون، چنان چهارستون اختیارات رییس جمهور را به چفت و بست آورده که رییس جمهور، بی اجازه ی قانون لب وا نمی کند و از جا نمی جنبد! در اینجا اما، نه که در زیر عمامه ی سیدعلی، یک چیزهای مرموزِ مذهبی وول می خورد، همان چیزِ مرموز مذهبی، ارتش را خمیر سپاه کرده و سپاه را خمیر شلتاق های سرداران پخمه ای چون قاسم سلیمانی، و همین قاسم سلیمانی را خمیرِ جاسوسان اسراییلیِ داخل سپاه. تا مگر بضرب پول مردم بی نوای ایران، آرزوهای وول خورکِ زیر عمامه ی حضرت سیدعلی، به دوردست های جغرافیایی برده شود حتی به توپ و تشر!

سیزده: کاخ سفید در آمریکا، اختیارات فراوانی دارد اما ریز به ریز اختیاراتش، زیر ذره بین دقیق و نافذِ قانون رصد می شود. این درست که در آمریکا و در زیر ذره بین نافذ قانون، هزار جور مفسده نیز در هم می پیچد اما آهنگ کلی کشور بر قانونمندی و نظارت و پاسخگویی استوار است. در جمهوری اسلامی اما این قانون بی نواست که از بیت رهبری تغذیه می کند هر دم. در کاخ سفید همه ی رفت و آمدها و تصمیم ها و دیدارها و مکاتبات زیر ذره بین حضرتِ قانون انجام می شود و کاخ سفید نشینان مثل بید می لرزند اگر بخواهند خطایی بکنند، در بیت رهبری اما، این قانون بی نواست که مثل بید می لرزد آنگاه که شخص سید علی خامنه ای و خمیرشدگان حضرتش، جلسه تشکیل می دهند و برای امروز و فردای مردم ایران، تاسِ شیعی بر تخته ی بختِ کشور می اندازند!

چهارده: در آمریکا و کلاً در جهان غرب، خط قرمز قانون است. در اینجا اما قاضیان دستگاه قضا و نمایندگان مجلس، تک به تک شان، دستمال های دستِ ملای گرسنه و حریص و سیری ناپذیری اند که یک تنه، به صورتِ تک به تک شان شیشکی می بندد و با شلتاق های شیعی اش به ریش تک تک شان می خندند. جوری که قاضیان دستگاه قضا و نمایندگان مجلس و نمایندگان مجلس خبرگان، از ترس، در دخمه های تنهاییِ خویش نیز جرأت پرسیدن این پرسش را ندارند که: آهای آسدعلی، آملا، تو قرار بود برای پنج سال رهبر باشی. آنهم با چاشنیِ “خون باید گریست!”. و قرار بوده و است که تو به این قانون بی نوا پاسخ بگویی!

پانزده: اگر همه ی ارکان پولی و نظامی و سیاسی و فرهنگی و حیثیتیِ آمریکا در دست با کفایتِ حضرت قانون است، همه ی اینها در کشورِ ما، در دست بی کفایت و حریص و قانونگریز و واپسگرایِ بیت رهبری ست. ملایانِ سر برآورده از “یک تاریخ گرسنگی”، اکنون که به لقمه های مفت رسیده اند، قانون که چیزی نیست، مردم که چیزی نیست، خدا که چیزی نیست، برای بقای همان لقمه های مفت، اگر لازم باشد، به ناموسِ هستی نیز تجاوز می کنند.

شانزده: رهبر چه گفته بود؟ گفته بود: ما در باره ی مسائلِ ناموسیِ انقلاب مذاکره نمی کنیم!؟ یکی نبود به این ملا بگوید: حاج آقا، ما که می دانیم منظور شما از مسائل ناموسیِ انقلاب، بقا و تداوم لقمه های مفت است. وگرنه، بزرگترین ناموس انقلاب، مردم و اعتماد مردم بود. بله، این ناموس، اکنون ورپریده و به گدایی و دریوزگی در افتاده است! به گرسنگان تاریخیِ بیت رهبری می گویم: نکند بی نوا مردمی را که از سرِ بی نوایی در روز قدس و بیست و دوی بهمن هوار می کشند، جلوه ای از ناموس انقلاب بدانید!؟ باشید تا یک به یکِ شما را از سوراخ های وال استریت ستاد اجرایی و پنتاگون قپه های سرداران سپاه و از سوراخهای مجلسِ ترسیده و ترشیده و از دخمه های دستگاه خمیرگونِ قضایی و از سوراخ های کاخ سفیدِ بیت رهبری بیرونتان بکشند! این سخن نوری زاد نیست. این سنتِ تغییرناپذیرِ هستی ست. حتماً و مطلقاً!

محمد نوری زاد
یازدهم خرداد نود و هشت – تهران

فایل صوتیِ همین نوشته (وال استریت)

دیدار با جناب شهرام گودرزی استاد مجسمه ساز

Share This Post

درباره محمد نوری زاد

429 نظر

  1. سید مرتضی
    2:50 ب.ظ / ژوئن 7, 2019
    درخواست بازبینی یک پرونده ای که ختم شده است،
    …………….
    نهایت /////////////و ناراستی سید!تو که خود آیت /// یا همان الله هستی! در کجا و کدام دادگاه کسی را که اتهام تجاوز به بچه های مردم را دارد محاکمه کرده اند که پرونده اش را ختم شده می دانی؟///////////////اون دین و باور و اسلام و مقدسات اسلامیت!تو سید بخاطر لقمه ایی شرافت و وجدان و انسانیت را زیر پا گذاشته ایی! ای ایرانی بدان که فرد ///// را نه شرافتی است و نه وجدانی و نه حس وطن دوستی و نه انسان دوستی است! این هیولاها جز مشتی آدمکش و وحشی و خونخوار و تجاوزگر نیستند چون باورشان آنها را براین نسق مجاز می دارد!

     
  2. سید مرتضی
    9:10 ب.ظ / ژوئن 7, 2019
    در بیانیه‌ای که رهبران جهان روز پنجشنبه همزمان با گذشت ۷۵ سال از پیاده‌سازی نیروهای متفقین در ساحل نرماندی فرانسه امضاء کردند تنها دونالد ترامپ بالای صفحه را امضاء کرده است! امضای رهبران دیگر کنار یکدیگر قرار دارد!

    @Sahamnewsorg

    ===

    ترجمه:

    1- خود شیفتگی فردی!

    2- خوی استکباری و خود بزرگ بینی امریکائی!
    ……………..
    آسید مرتضی اگر غرب و تفکر غربی را می شناختی چنین اراجیفی را ردیف نمی کردی.آخوند مفتخور غرب یعنی آمریکا. بله این آمریکاست که نوع زندگی و سیاست و حرف زدن و روش زندگی را در غرب تعیین می کند. تو اگر مدتی در آمریکا و یکی از کشورهای آمریکایی مثلا انگلیس یا فرانسه و …زندگی می کردی براحتی این موضوع را درک می کردی. بنابراین دل خوش کردن به فرانسه وآلمان و …یکنوع سرکار گذاشتن است. اروپا از همه لحاظ وابسته به آمریکاست. هر رهبر اروپایی و کل اتحادیه اروپا بخوبی می دانند که وابستگی آنها به آمریکا آنچنان زیاد است که بدون آن نمی توانند کاری کنند.مسلما رهبران اروپا با رهبران آمریکا اختلافهایی دارند ولی در نهایت این آمریکاست که آنچه را درست می پندارد به اروپا دیکته می کند.

     
  3. درود و سپاس مزدک گرامی
    البته روی سخن نوشته ی شما با من نیست. من تنها پرسش جناب سیدمرتضی را از همسر آقای امیرانتظام پرسیدم و پاسخ ایشان را در اینجا آوردم. بله من نیز باور شما را دارم که جناب خمینی، و آواری به اسم جمهوری اسلامی، از آشیانه ی نظام پیشین برآمد. البته بر این نیز اطمینان دارم که همراهی و راهگشاییِ غرب و شرق و قدرتهای اروپایی با ملایانی که از هر جهت تعطیل بوده اند و هستند، در این موج و انقلاب و خیزش کمرنگ نبوده است.
    با احترام
    ……………
    نوریزاد گرامی روی سخن من در آن نوشته با ایرانیان است مسلما نه با شما و نه زنده یاد امیر انتظام و یا همسر ارجمند ایشان! متاسفانه اکثریتی از ایرانیان همچون زنده یاد امیرانتظام باور دارند که /// بنام خمینی را غرب برما آوار کرد.ولی این مرد بزرگ و جوانمرد و ایراندوست و فداکاری که زندگیش را برای نه گفتن به استبداد دینی فدا کرد همچون بسیاری نقش عوامل داخلی را در سرنوشت کنونی ما نادیده و یا کوچک پنداشته اند.من برای خاندان پهلوی بعنوان ایرانیان وطن دوستی که خدمات بسیاری به ایران کرده اند احترام زیادی قائلم اما چنین احترامی باعث انتقاد از شیوه حکومتگرایی انها نمی شود. من بعنوان یک ایرانی نمی توانم از رئیس جمهور فلان کشور غربی انتظار خدمت به کشورم داشته باشم.چون او نه نماینده منست و نه ایرانی است. غرب و یا هر کشور خارجی در مناسبات بین المللی در پی حفظ منافع خویش است. منافع ایران را نمایندگان و رهبران ایران باید نمایندگی و حفاظت کنند. حضور استبداد در حکومت اولا تجاوز به حقوق مردم برای اگاهی سیاسی و انتخاب ازاد نمایندگان واقعی خود در داخل کشور هستند و دوما توافق با بیگانگان برای حفظ حاکمیت مستبد است نه منافع ملی! منافع ملی با منافع حکومت فردی و ایدیولوژیکی هیچ همخوانی ندارد. منافع ملی یعنی منافع تک تک ایرانیان چگونه می تواند با منافع گروهی که غیر از خود هیچ گروه و باور و تفکری را قبول ندارد یکی باشد؟ رعایت حقوق شهروندی از پایه های دمکراسی است. اگر حکومتی چنین حقوقی را به هر بهانه ایی زیر پای بگذارد چنین حکومتی مشروعیت خود را برای رهبری و حکومت از دست می دهد. رضاشاه و محمد رضا شاه و خمینی چه خوب و چه بد به تاریخ پیوسته اند و در حقیقت نباید مشکل ما زنده گان باشند. اما دین و بخصوص اسلام و سلطنت در ایران زنده اند و هواداران خود را خواهند داشت.خوشبختانه با جنایات و وحشیگریهای اراذل و اوباش مسلمین درایران از یکطرف و ناخوانی و به روز نبودن مزخرفات /// از طرف دیگر بازگشت اسلام به حکومت و قدرت بعد از سقوط اراذل و اوباش اسلامی درایران منتفی است.ولی جنایتکاران اسلامی با جنایات و وحشیگریهای 40 ساله خود استبداد پهلوی را تا حدودی در نظر عوام منزه کرده اند و در حقیقت هم چنین است! امروز رضا پهلوی بازمانده اخرین پادشاه سلسله پهلویست.فردی است که در عنفوان جوانی در ایران وارث تاج و تخت بوده و در بازیهای سیاسی انزمان دخالتی نداشته و هرچند پولی از خزانه ملی به ارث برده اما خود دزد و جنایتکار نبوده و دستش به خونی همچون اراذل و آدمکشان اسلامی اغشته نگشته. انسانی است که لااقل در گفتار ادعای آزادیخواهی و هوادار حقوق مردم و باورمند به حکومتی سکولار و برابری طلب بر مبنای حقوق بشر دارد.ایشان برای پیشرفت ایران خود را طرفدار دانش و خرد ورزی دانسته و بهمین دلیل هم گروهی از دانشمندان بنام قنقوس را په تشکلی از دانشمندان حوزه های مختلف( 14شاخه علمی)هستند بوجود آورده تا برای ایران آینده برنامه ریزیهای علمی نمایند! برنامه های قنقوس را دانشمندان بنام و موفق ایرانی در خارج از ایران رهبری می کنند و همه از افراد سرشناس و مطلع و کارآمد و موفق در حوزه علمی خود هستند.خود رضا پهلوی هم ادعای بازگشت به حکومت پادشاهی ندارد و حکومت آینده ایران را به رای مستقیم و در فضای آزاد واگذارده. من بعنوان فردی جمهوریخواه نه تنها هیچ مشکلی با چنین فردی ندارم بلکه وجود ایشان را بعنوان یک ایرانی میهن پرست و ازادیخواهی که دارای پایگاهی مردمی است برای اینده ایران ضروری می دانم!

     
  4. زندگی پیچیده همسر و برادر همسر نجفی؛ ماجرای خانه کوی فراز میترا استاد چه بود؟

    مسعود استاد برادر میترا استاد مدرس یکی از مدارس تیزهوشان در منطقه سعادت آباد بوده است. حضور او در آن مدرسه بدون حاشیه نبوده است. رویداد۲۴ اطلاعاتی از زمان حضور مسعود استاد در آن مدرسه به دست آورده که در ادامه می‌خوانید.
    رویداد۲۴ – در حالی که نزدیک به دو هفته از قتل میترا استاد توسط محمدعلی نجفی گذشته اما هنوز ابعاد زیادی از این ماجرا مخفی مانده است؛ برادر میترا استاد گفته در روزهای آینده انتقام می‌گیرد و ابعاد موضوع را روشن خواهد کرد؛ اما مسعود استاد برادر میترا کیست که از ابعاد ماجرا با خبر است؟ خبرنگار رویداد۲۴ اطلاعاتی از یک منبع آگاه به دست آورده که نشان می‌دهد مسعود استاد پیش از این در یک دبیرستان دخترانه (سمپاد) در منطقه ۲ تهران تدریس می‌کرده است.

    این منبع آگاه درباره برادر میترا استاد می‌گوید: مسعود استاد در رشته هوا فضا تحصیل کرده بود و مربی پژوهشی در یک مدرسه دخترانه در منطقه سعادت آباد تهران بود. اما به خاطر برخی مسائل حضور او در مدرسه ممنوع شد. در آن زمان شایعه شده بود که این ممنوعیت به خاطر مسائل اخلاقی بوده است.

    وی در ادامه گفته برخی از محصلان از مدرسه در ساختمانی در محله کوی فراز رفت و آمد داشتند و معلوم نبود دلیل این رفت و آمد چه بوده است. بعد از مدتی این موضوع نیز مسئله‌ساز شده بود.

    قانون حضور مردان در مدرسه‌های دخترانه می‌گوید مدرسه باید سه شرط اصلی داشته باشد؛ بالای ۳۰ سال، حتما متاهل و دارای تاییدیه حراست باشد. اسنادی که به دست رویداد۲۴ رسیده حاکی است که مسعود استاد در زمان حضور در این دبیرستان دخترانه هیچکدام از این سه شرط را نداشته است و با وجود مخالفت حراست، ادامه حضور او در این مدرسه با اصرار مدیر دبیرستان انجام شده است.

    موضوع استخدام مسعود استاد را از مدیر وقت مدرسه «ف» واقع در سعادت آباد تهران پیگیری می‌کنیم، او که اکنون از منطقه ۲ به منطقه ۱۸ رفته، اینگونه پاسخ می‌دهد: «مسعود استاد نیروی پژوهشی بوده و به مدت یکسال هر هفته پنجشنبه‌ها در مدرسه تدریس می‌کرد.»

    سوال می‌پرسیم که چرا فردی که هیچکدام از سه شرط تدریس را نداشته در مدرسه دخترانه مشغول بوده، خانم «ص» می‌گوید: «آقای مسعود استاد متاهل نبود و بالای ۳۰ سال هم نبود، اما سال اول تاییدیه گزینش را داشته ولی این تاییدیه در سال دوم رد شد و به همین دلیل ایشان را از مدرسه حذف کردیم. البته گزینش بعدا او را رد کرد، چون نامه رد گزینش مربوط به شهریور ۹۶ است، اما مسعود استاد خرداد ۹۶ از مدرسه رفت.»

    اطلاعات دیگر رویداد۲۴ نشان می‌دهد پس از اخراج مسعود استاد از مدرسه «ف» در سعادت آباد، خواهر او یعنی میترا استاد در همان دبیرستان استخدام شده است. حضوری که حواشی زیادی در پی دارد به نحوی که میترا استاد بعد از چندین ماه حضور در مدرسه به خاطر مسائل اخلاقی مجبور به ترک کار می‌شود.

    این موضوع را نیز از خانم «ص» مدیر وقت مدرسه پیگیری می‌کنیم که چگونه فردی با مدرک تحصیلی معمولی توانسته در مدرسه تیزهوشان تدریس کند؟ مدیر مدرسه می‌گوید: «شایعه شده بود اینها خواهرزاده‌های من هستند، اما این مسئله حقیقت نداشت و حرف‌های افرادی بود که ما را اذیت می‌کردند. درباره خواهر مسعود استاد هم ماجرا اینگونه بود که دو سال پس از اخراج برادرش در مدرسه استخدام شد.»

    یک منبع آگاه گفته ۶ پس از حضور میترا استاد در مدرسه «ف» بین مدیر مدرسه و میترا اختلاف به وجود می‌آید؛ گویا این اختلاف بر سر مسائل اخلاقی بوده و مدیر مدرسه به خاطر برخی مسائل گلایه داشته است. آنگونه که خبرنگار رویداد۲۴ کسب اطلاع کرده، در این اختلاف پای حراست نیز به میان می‌آید.

    مدیر وقت مدرسه «ف» در پاسخ اینکه چگونه هر دو نفر در یک مدرسه تدریس می‌کرده‌اند، می‌گوید: «به هر حال اتفاقی بوده که افتاد و این استخدام به سفارش یک فرد ذی‌نفوذ انجام شد.» مدیر وقت مدرسه درباره اینکه فرد سفارش کننده چه کسی بوده، صحبتی نکرد و صحبت‌های خود را با این توصیه ادامه داد «شما باید بروید ماجرا را از شهرداری پیگیری کنید، چون موضوع کلان‌تر و پیچیده‌تر از یک مدرسه است. بروید بپرسید صلاحیت میترا استاد چگونه برای انتخابات شورای شهر تایید شده است.»

    از خانم «ص» درباره ساختمانی در منطقه «کوی فراز» سوال می‌پرسیم که چرا آن زمان این مسئله گفته شده که دختران مدرسه به آنجا می‌رفته‌اند، او می‌گوید: «این‌ها مال سال ۹۶ و ۹۷ است و مربوط به دوران حضور مسعود استاد در مدرسه نیست و اطلاعات دقیقی از این ماجرا ندارم و فقط شنیده‌ام دختران دیگر آنجا می‌رفته‌اند، اما اینکه دختران مدرسه ما بوده‌اند را نمی‌دانم.»

    از مدیر وقت مدرسه تیزهوشان «ف» می‌پرسم چه شد که شما بعد از این ماجرا از سعادت آباد در شمال تهران به محله یافت آباد در جنوب تهران رفتید، آیا این انتقال با موضوع و حواشی آن مدرسه مرتبط بوده است، پاسخ می‌شنویم «این دو ماجرا ارتباطی با هم نداشته و من سال ۹۷ به منطقه ۱۸ رفته‌ام.»

    به گزارش رویداد۲۴ آنگونه که مسعود استاد گفته باید منتظر افشاگری‌های او در روزهای آینده باشیم، زیرا معلوم نیست سخنانی که او قرار است بگوید، درباره زمان تدریس او و خواهرش در مدرسه «ف» سعادت آباد هم خواهد بود؟ آیا قرار است اطلاعات بیشتری از ماجرای ساختمان کوی فراز بشنویم یا خیر. رویداد۲۴ ضمن آمادگی جهت انتشار صحبت های آقای مسعود استاد از حواشی حضور خود و خواهرش در یک دبیرستان دخترانه، بنا دارد در روزهای آینده ابعاد جدیدی از ماجرا را منتشر کند.
    https://news.gooya.com/2019/06/post-26947.php

     
  5. جهنمی
    10:35 ق.ظ / ژوئن 8, 2019
    من که دیدم دو امتیاز خیلی عالی بود . میشود حدس زذ یکی را خودش داده که میدانسته چه نوشته و یکی را هم مدیریت سایت قبل از هاشور زدن. مگر کسی هم با اینهمه هاشور میتواند مطلب را بفهمد و امتیاز دهد ؟ من مانده ام که چطور مزدک 1 با اینهمه تجربه هاشور بازهم تکرار میکند ؟ آیا اینها را فقط برای مدیریت سایت مینویسد؟
    ……………..
    جهنمی گرامی من می نویسم و نوریزاد گرامی هم هاشور می زند خب بزند!ولی هموطن گرامی هر چه می خواهی بگو حتی توهین کن ولی ناراستی و دغلبازی را بمن نسبت نده.چون من چنین نیستم و اصولا احتیاجی به امتیاز ندارم .هموطنانی که امتیاز چه منفی و چه مثبت می دهند بر مبنای شناختی که از نوشته های من دارند و باور خود جهت گیری می کنند.من و نوریزاد گرامی 5 سالست که با هم در گیریم.خوشبختانه انچه را من با زبان الکنم نمی توانستم بگویم نوریزاد گرامی با شیوایی و هنرمندی بیان می کنند و در حقیقت من چیزی جز تحسین و تائید توشته ها و گفته هایش ندارم که بگویم.اما در بعضی مواقع ایشان در بیان حقیقت و رعایت افرادی ملاحظاتی را می کنند.آنجاست که من چون هیچ ملاحظه و بند و تقدسی را نمی پذیرم مجبورم بنویسم.والا من بیشتر خواننده سایت ام تا کاربری فعال.

     
  6. مخالفین جمهوری اسلامی اکر فهم و شعور داشتند هرگز به معلولیت دست رهبر اشاره نمی کردند ، چون این دست سند آشکاری از تروریست بودن حداقل بخشی از مخالفین جمهوری اسلامی و اثبات این واقعیت که ایران خود قربانی تروریسم است و عاملین انفجار ۶ تیر، الان در فرانسه و واشنگتن ، حماقت و خیانت خود را در خدمت به این قدرت های استعماری ادامه می دهند و ثابت می شود که این کشورها در شعار مبارزه با تروریسم دروغ می گویند.

     
  7. کارگزاران سید علی

    افشاگری های خانم شهرزاد میرقلی خان , ببینید حتما دوستان !

    https://www.youtube.com/watch?v=fmvySyj3jTc

     
  8. ناشناس آشنایی محترم

    ماجرای غریبی است این گفتگوی من با شما ! دوست گرامی ، بررسی تاریخی و شعار سیاسی دو چیز متفاوت هستند که متاسفانه خیلی از دوستانی که در اینجا مینویسند رعایت این مرز بندی را نمیکنند. بنابراین سکه رایج گفتگوهای ما تکرار حرفهای خودمان است در یک فضای قهرآلود و بدوراز انصاف و نگاه منطقی که ادامه بحث بیفایده میکند .

    میگویید ” اگر شما خودتان و به قول خودتان ” یکسویه نگری و مطلق گرائی “نمی کنید پس چرا فقط در مدح شاه و پدرش نغمه سرایی میکنید ؟” ایکاش یکی دو تا از مداحی های مرا بعنوان نمونه ذکر میکردید. من اگر در باره دوران قبل از جمهوری اسلامی در این سایت نوشته ام عمدتا در مقایسه بااوضاع کنونی ایران بوده و در پاسخ دوستانی چون شما . برای شما و دو سه نفر دیگر در این سایت ۴۰ سال جعل تاریخ و منفی گوئی یکجانبه دولتی کافی نیست و مرتبا همان حرفها را تکرارمیکنید و اگر کسی خلاف نظرتان بنویسد مداح و شاه جونی است.

    آنجا که در مورد ادعای شما در مورد دموکراسی و پیشرفت سایر کشورها در ان زمان تقاضا میکنم نمونه ای ذکر کنید در بند سوم نوشته تان میگویید “بروید خودتان به مثلا هندوستان ، ترکیه ، عراق و مصر نگاه کنید” . چشم ، من نگاه کردم :

    هندوستان در تمام دوران حکومت رضا شاه مستعمره انگلستان بود و کمی قبل ازآغاز سلطنت پهلوی تنها در یک روز و در یک شهر سربازان انگلیسی حدود هزار نفر را بجرم تجمع به گلوله بستند و کشتند.

    در ترکیه (که بعنوان بخش کوچکی از امپراتوری عثمانی – نه مملکت ورشکسته و ملوک الطوایفی ایران – باقی مانده بود) آتاتورک بتازگی به حکومت رسیده بود که دوست و دشمن او را رضاشاه ترکیه میدانند و تا همین امروز حتی پس از روی کار آمدن اسلامیست ها ملت ترکیه به او در حد پرستش احترام میگذارند.

    عراق کشور تازه تاسیسی بود که انگلیسها بعد از قیمه قیمه کردن امپراتوری عثمانی بوجود آورده بودند وبرایش شاه تعیین کرده بودند .

    در مصراگر چه همزمان با سلطنت رضا شاه به ظاهراستعمار انگلستان خاتمه یافت و قانون اساسی بر پایه سلطنت با سیستم پارلمانی نوشته شد ولی عملا قوای انگلیس در آن جا باقی ماندند و هیچ دولتی بیش از چند ماه دوام نمیاورد و بالاخره همه مملکت میدان جنگ انگلستان و آلمان شد .

    منکه نفهمیدم این ممالک تحت سلطه مستقیم بیگانه (بجز ترکیه) چه وجهی از دموکراسی و پیشرفت را بشما ارائه میدهند .

    در مورد بقیه مطالبی که نوشته اید ترجیح میدهم بیش از این وقت خوانندگان را نگیرم ، بخصوص در باره بند ۶ که یا نهایت بی اطلاعی تاریخی را نشان میدهد و یا تظاهر به نا آگاهی ، ولی در هر دو صورت بحث در باره ان بیفایده است چون حتما این نوشته را هم شما مداحی خاندان پهلوی میدانید .

     
    • ناشناس آشنا

      جناب قدیمی صحبت از دمکراسی و یا مستمره بودن یا نبودن کشورهای نامبرده نبود بلکه صحبت بر سر ساخت و ساز ها در کشورهای نظیر آن روز ایران بود . دوست گرامی حرفها زده شده اند و به نظر من بهتر است که هم شما و هم من وقت خود را برای چیز های دیگر صرف کنیم . با تشکر از شما که خواننده مطالب اخیر من بوده اید .

       
  9. اونا پنجتن دارن!
    ——-————-

    چشم در برابر چشم. قانون هامورابی. اونا کلاه می ذارن، ما کلاه برمی داریم. اونا گران می فروشن، ما کم می فروشیم. اونا اختلاس می کنن، ما جنس تقلبی می دیم. اونا برکه ها را خشک می کنن، ما آب می بندیم به شیر. اونا می زنن، ما فحش می دیم. اونا دستگیر می کنن، ما حکم جلب می گیریم. اونا شکنجه می کنن، ما نور بالا کور می کنیم. اونا اعدام می کنن، ما روده خرمن می کنیم. اونا خجالت را خوردن حیا را قی کردن، ما چراغ قرمز روی خط عابر می ایستیم. اونا تقیّه می کنن و ما دروغ هایی می گیم توی جیب کت و شلوار هیچ خالی بندی پیدا نمی شود.
    – اونا پرستو می پرونن، ما موسی کو تقی. اونا چرب می کنن، ما //////////!

     
  10. وزوزیر/* نفت: آمریکا در تحریم هوشمند به بلوغ شیطانی رسیده.
    مش قاسم: خدا پدر این شیطون رو بیامرزه که جلوی تاراج ثروت ملت ایران به دست نایبان اون دوازدهمی رو گرفته.

    /*: ک

     
  11. وزوزارت/* خارجهکی: تحریم پتروشیمی را “نشانه پوچی ادعای ترامپ برای مذاکره” دانست.
    مش قاسم: حالا گیرم ادعای ترامپ پوچ باشه، با تحریم نفت و گاز و فلزات و پتروشیمی و بانکها و …….. با بیکاری و رکود تورمی چه خاکی به سرت میخواهی بریزی؟

     
  12. سید مرتضی

    اعترافات سعید طوسی به اعمال زشتی که انجام داده

    https://www.youtube.com/watch?v=Ibm8EvEzcfg

    https://www.youtube.com/watch?v=2xgTnPrWYiI
    Attachments area
    Preview YouTube video گفتگوی تلفنی صدای آمریکا با سعید طوسی
    Preview YouTube video اقرار سعید طوسی به ارتکاب جرم!

     
    • آمورتی لا جوابه این ملت هم که خوابه

       
    • این سعود تو سی منو یاد مقاله البرز ایرانزاد میندازه که تو خاطراتش ا دوران زندونش زمان شاه بدبخت نمونه هائی ا اعمال شنیع این طلبه ها نوشته بود آره این هرزگیا اونم تو زندون سیاسی اگه داش محمد اجازه بده یه بار دیگه این مقاله رو تقدیم میکنم

       
  13. شخصیت خودشیفته و پرخاشگر دونالد ترامپ در آمریکا با اروپا فرقی با هم ندارد. او از سفر اروپا هم برای حمله و اهانت به رقبای داخلی و منتقدانش استفاده کرد!

    واشنگتن پست

    دونالد ترامپ در سخنرانی خود به مناسبت هفتاد و پنجمین سالگرد پیاده‌سازی‌های نرماندی در جنگ جهانی دوم، جانفشانی قهرمانانی را که “خود را در دستان خداوند” قرار دادند، تحسین کرد.

    او اما پیش از این سخنرانی چند نکته را با شبکه فاکس نیوز در میان گذاشت. ترامپ اندکی پیش از برگزاری این مراسم در روز پنجشنبه در گفتگویی که از شبکه فاکس نیوز پخش شد، شرکت کرد و طی آن به مخالفان خود تاخت.

    ترامپ در این گفتگو رابرت مولر، بازرس ویژه رسیدگی به پرونده مداخله روسیه در انتخابات ۲۰۱۶ آمریکا را “احمق” خواند و نانسی پلوسی، رییس مجلس نمایندگان آمریکا را “رسوا” و “فردی زننده، کینه‌جو و افتضاح” دانست.او همچنین چارلز شومر، رهبر اقلیت سنا را فاجعه‌ای بزرگ و یک “احمق سیاسی تمام عیار” توصیف کرد.

    سفر پنج روزه ترامپ به اروپا بار دیگر لذت او از ایفای نقش رییس جمهور آمریکا را نشان داد اما او هرگز “ترامپ بودن” خود را متوقف نخواهد کرد.

    کارمندان او معمولاً تلاش می‌کنند مهارش کنند و روزهای او را برنامه‌ریزی کرده یا متن سخنرانی‌های او را در اختیارش قرار دهند اما او در نهایت کاری را که خودش می‌خواهد انجام می‌دهد و انتخاب می‌کند که چه زمانی سخنرانی‌های تند توییتری بامدادی‌اش را منتشر کند یا خود را در چارچوب قراردادی و مرسوم درخورِ ریاست جمهوری قرار دهد.

    جان میچم، تاریخ‌نگار ریاست جمهوری – با اشاره به اینکه جورج بوش پسر، رییس جمهور اسبق آمریکا همیشه در سفرهای جهانی بالش پر خود را به همراه داشت و ترامپ به جای آن گوشی موبایل و توییتر خود را همراه می‌برد – اظهار کرد:اگر او در کاخ باکینگهام یا در صحنه جهانی خود را کمی خارج از جایگاه مناسب حس کند، به آن شخصیت آشنای خود بازمی‌گردد!

    میچم افزود، در حالی که روسای جمهور پیشین معمولاً برای فرار از جنجال‌های داخلی و ترفیع خود به عنوان بازیگران جهانی به کشورهای خارجی سفر می‌کردند، به نظر می‌رسد ترامپ مرداب اطراف خود را در خارج از کشور نیز با خود حمل می‌کند!

    این تاریخ‌نگار آمریکایی می‌گوید: چیزی که درباره ترامپ بسیار قابل پیش‌بینی و خود ویرانگر است، این است که او به جای استفاده از صحنه جهانی برای فرار از نزاع سیاسی داخلی، این عرصه را تنها محلی دیگر برای حضور در شبکه فکس نیوز می‌بیند!

    او خطاب به ترامپ گفت: شما ایجاد صلح نمی‌کنید و جان‌باختگان ما را گرامی نمی‌دارید. شما خودشیرینی می‌کنید و (به مخالفان) لقب می‌دهید.

    مدت‌ها است که ترامپ میان عمل به وظایفش به عنوان رییس جمهور و شکستن هنجارها گیرافتاده است اما به نظر می‌رسد در سفر اروپا و طی حضورش در انگلیس، ایرلند و فرانسه در آهنگ کارتون‌های “لونی تونز” مونتاژ شده بود!

    او در ضیافت رسمی کاخ باکینگهام حضور یافت و با کراواتی سفید، گوشت برّه و شیرینی توت‌فرنگی با خامه طعم به‌لیمو خورد.

    او همچنین در شهر پورتسموت انگلیس دعای فرانکلین روزولت در شب حمله را خواند و روز بعد در فرانسه درباره اینکه “متحدان گرامی ما چطور به قلب میدان جنگ رفتند، در آزمون جنگ محک خوردند و از نعمت صلح و آرامش برخوردار شدند” صحبت کرد.

    او حتی در زمین گلف خود در دونبرگ ایرلند در دیداری که ظاهراً به دور از جنجال صورت گرفته، از دانش آموزان استقبال کرد.بی شاناهن ۱۶ ساله، یکی از دانش‌آموزانی که در این دیدار حضور داشته، تجربه ملاقات با رییس جمهور آمریکا را “دیوانه‌وار و بسیار غیرواقعی و عجیب و غریب” توصیف کرد!

    ترامپ در این سفر همچنین پیش از ورود به انگلیس به صادق خان، شهردار لندن نیز تاخت و او را یک “بازنده تمام عیار” خواند، در توییتی که نیمه شب منتشر کرد، بت میدلر، مجری آمریکایی را یک “روانی افول کرده” نامید، سرویس سلامت ملی انگلیس را در مذاکرات تجاری تهدید کرد و همچنین در حاشیه مراسم نرماندی به رقبای سیاسی خود حمله کرد.

    گفتگوی ترامپ با فاکس نیوز نخستین بار نیست که با ابراز بیاناتی جنجالی از سوی این رییس جمهور همراه است. ترامپ در نخستین روز کاری تمام وقت خود به عنوان رییس جمهور، از مقرّ سازمان سیا بازدید کرد و به مامورانی که در راه انجام وظیفه جان خود را از دست دادند، ادای احترام کرد تا از رسانه‌ها برای پوشش خبری جمعیت حاضر در مراسم تحلیفش انتقاد کند!

    او در سخنرانی‌اش در یک گردهمایی پیشاهنگی از لفظی رکیک استفاده کرد و به طرز خطرناکی به بیان داستان یک دوست ثروتمند که قایقی تفریحی خرید و “زندگی بسیار جالبی داشت” نزدیک شد؛ داستانی که می‌توانست محتوای نامناسبی برای پیشاهنگ‌ها در سنین نوجوانی داشته باشد.ترامپ اخیراً در تجمعی نظامی در کارخانه تانک “جنرال داینامیکس” به جان مک‌کین، سناتور درگذشته آمریکایی نیز حمله کرد.

    ترامپ هنگام بازگشت به واشنگتن در توییتر از نانسی پلوسی، رییس مجلس نمایندگان آمریکا نیز انتقاد کرد و از اینکه او پشت درهای بسته به دموکرات‌ها گفته است، ترجیح می‌دهد ترامپ را “در زندان” ببیند تا در حال استیضاح، ابراز ناراحتی کرد.

    ترامپ در واکنش به پلوسی در توییتر نوشت: «نانسی پلوسی عصبی، به خاطر گفتن یک چنین صحبت‌های چندش‌آوری به ویژه درست در زمانی که من نزد رهبران کشورهای دیگر در سفری خارجی بودم، مایه بی‌آبرویی برای خود و خانواده‌اش است. چیزی که به نظر می‌رسد ترامپ نادیده گرفته، این است که روز قبل از این اظهارات، او نیز حملاتی داخلی را در خاک یک کشور خارجی صورت داده بود و در گفتگویش با فاکس نیوز پلوسی را بی‌اعتبار و بی‌ارزش جلوه داده بود و تنها تفاوت او با پلوسی چندین کیلومتر فاصله میان آن‌ها بود!

    https://www.washingtonpost.com/politics/trump-calls-pelosi-a-nasty-vindictive-horrible-person-after-she-said-shed-like-to-see-him-in-prison/2019/06/07/ad19058c-890b-11e9-98c1-e945ae5db8fb_story.html?utm_term=.1618a1cda642

     
  14. قابل توجه منفی بین ها
    تیم ملی وزنه برداری برای چهارمین سال متوالی قهرمان رقابت‌های جهانی جوانان شد

    https://bbc.in/2QYmNMP
    @BBCPersian

    پیروزی ۳ بر ۱ تیم ملی والیبال ایران در مقابل آرژانتین

    تیم ملی والیبال ایران در دومین بازی خود از هفته دوم لیگ ملت های والیبال ۲۰۱۹ در ژاپن در مقابل آرژانتین توانست با نتیجه سه بر یک (۲۵-۱۹، ۲۰-۲۵، ۲۲-۲۵ و ۳۲-۳۴) به پیروزی برسد.

    تیم ملی ایران فردا و در سومین بازی خود خود در هفته دوم لیگ ملت‌های والیبال ۲۰۱۹ ساعت ۱۴:۱۰ به مصاف تیم میزبان (ژاپن) می رود.

    https://bbc.in/2QZAlrl
    @BBCPersian

     
  15. گلرو
    4:32 ب.ظ / ژوئن 7, 2019
    آقای مزدک اگر میدانید لطفا برای ما بنویسید که ایرانیان قبل از آمدن عرب ها چطوری با هم ازدواج میکردند و چه میگفتند به هم به جای خواندن صیغه عقد . با سپاس از شما که در کنار آقای نوریزاد این قدر ما را آگاه می کنید .
    ………………….
    گلروی گرامی ایرانیان قبل از اسلام چگونه و چطوری ازدواج میگرده اند و چه مراسمی داشته اند مهم نیست .مهم اینست که زن و مرد می فهمیده اند که بهم دیگر چی می گویند. بنابراین هرچی بوده بکاربردن سپوختن در مقابل وجهی معلوم نبوده.

     
    • به نوشته های هرودوت مورخ یونانی مراجعه کنین

       
    • قبلا چند بار اشاره شد که واژه “اَنكَحتُ”واژه ای ثانوی و مشتق (بر گرفته از ریشه نَكَحَ در باب ثلاثی مجرد) است در باب دیگری در زبان عربی که از آن به باب اِفعال یاد می شود و معنای ثانویه اصطلاحی پیدا می کند بمفهوم “عقد نکاح یا عقد ازدواج یا پیوند ازدواج” و گوینده (خواه خود عروس خانم و خواه وکیل او) با کاربرد چنین واژه ای ،انشاء و ایجاد یک “پیوند طرفینی”می کند در ظرف “اعتبار”،یعنی من خود را بعقد نکاح فلان مرد در آوردم،یا وکیل می گوید:من موکّل خود را بعقد نکاح و پیوند زناشوئی با فلان مرد در آوردم،و بدنبال چنین انشائی در عالم “اعتبار”،طرف دیگر،خواه خود داماد،خواه وکیل او،چنین پیوندی را با تعبیر “قبلت”تکمیل می کند و در جهان اعتبار یک پیوند مبتنی بر رضایت طرفین ایجاد می شود که مجموعا از این مکانیزم به “عقد”تعبیر می شود،عقد در زبان عربی بمعنای “گره زدن بین دو شی”است،گویا دو طرف یک اعتبار،خواست و اراده نفسانی خویش را در عالم اعتبار به هم گره می زنند و بدنبال چنین اعتبار و ابرازی،شرع و عرف و قانون،آثار و احکامی بر آن مترتّب می کند.بنابر این چنانکه بارها اشاره شد،بیانی که کامنت گذار نا آگاه و مغرض آنرا تکرار می کند،هم ناشی از نا آگاهی به لغت و فرایند لغوی زبان عربی است،و هم ناشی از دین ستیزی از پیش فرض قرار داده شده احمقانه،وگرنه هر آشنا به زبان (هر زبان) می داند و می فهمد که در همه زبانها،لغات،ریشه هایی دارند که ممکن است مبدا “اشتقاق”دهها لغت و اصطلاح دیگر شود،بله لغت نکح در مبدا اشتقاق و باصطلاح باب ثلاثی مجرد بمعنای سپوختن است،لکن این “نون” و “کاف” و “ح”بعنوان مبدا اشتقاق ،وقتی به باب ثلاثی مزید یعنی باب افعال (بکسر همزه) رفت،مفهومی ثانوی پیدا می کند که تابع “استعمال اهل آن زبان”است،پس انکحت در باب افعال، نه بمعنای در معرض سپوختن قرار گرفتن است (که البته از لوازم طبیعی پیوند زن و مرد است) بل بمعنای “خود را بعقد نکاح در آوردم است”.و این مطلب را بنده بعنوان یک کارشناس دینی و فقه و مطّلع از قواعد لغت عرب،بارها توضیح داده ام،در عین حال اینجا به دو نکته دیگر بعنوان تایید این مطلب نیز اشاره می کنم:

      اینکه در عقد نکاح اسلامی فقهاء هم کاربرد “انکحت” و هم کاربرد “زوّجت” و هم کاربرد “متّعت”را در انشاء و جعل اعتبار “پیوند زناشوئی بین زن و مرد” جایز دانسته اند و احتیاط را هم در کاربرد هر سه لفظ برای تثبیت و احتیاط شرعی دانسته اند،نیز تایید کننده و تعیین کننده معنای مراد از “انکحت”است ،زیرا روشن است که واژه “زوّجت”در باب تفعیل،بمعنای “خود را بزوجیت تو در می آورم”است،چون روشن است که زوّجت نیز واژه ای “مشتقّ”=گرفته شده از یک مبدا اشتقاق است یعنی لغت “زوج”در ثلاثی مجرد که بمعنای جفت بودن و جفت شدن است…
      بنابر این خود این واژه “خود را بزوجیت تو در آوردم” یا “خود را زوج تو قرار دادم”مویّد این است که مراد از واژه “انکحت”معنای مبتذل مورد نظر کامن گذار بیسواد و دین ستیز نیست.

      و مویّد دوم این است که بر حسب فتوا،فقهاء در صورت عجز و نا آگاهی زوجین یا نبود وکیل آگاه به معنای مورد انشاء،فتوا به اجازه انشاء لفظ به هر زبانی داده اند،یعنی زن می تواند بجای کاربرد انکحت و زوّجت و نظائر آن،از معادل های فارسی آن استفاده کند:مثلا زن بگوید خود را به زنی تو در آوردم یا خود را بهمسری تو در آوردم و چیزهایی نظیر این، و طرف دیگر یعنی مرد نیز،چنین ایجاب و انشائی را با تعبیراتی مثل “قبول کردم” یا “پذیرفتم” که همسر تو باشم پاسخ دهد.و اگر کسی به رساله های مراجع تقلید مراجعه کند در می یابد که هیچ جا در مقام تمثیل به کاربرد “عقد بزبان فارسی”مفهوم انکحت را بمعنای مبتذل مورد علاقه این کامنت گذار نا آگاه ترجمه یا تمثیل نکرده اند.

      در بین ملل و مذاهب و همه عقلاء در هر سرزمین نیز،آیین و تشریفاتی برای ابراز چنین پیوندی وجود دارد که هیچکس از عقلاء دیگری را تخطئه نمی کند،و اسلام نیز،نکاح و ازدواج ملل و اقوام دیگر در بین خود را معتبر دانسته است.
      البته مساله کامروائی و بهره مندی جنسی زن از مرد و مرد از زن نیز امری طبیعی و دو طرفه است و یکی از لوازم طبیعی پیوند زناشوئی مرد و زن است اما چنین لازمه ای هیچ ربطی به نوع تعبیر یا نوع تشریفات ابراز این پیوند ندارد.

      بنابر این،می توان نتیجه گرفت که اصرار در بد فهمی و جهل از سوی این کامنت گذار،ناشی از ستیزه جوئی مریض گونه او با دین و آیین هموطنان اوست که غایت اصلی او در همه این بحث هاست،و یکی از عجائب حاکی از کم شعوری یا بیشعوری او این است که فرایند گرل فریندی و بوی فریندی و دست یابی زن و مرد به یکدیگر در خارج از چهارچوبه عرفی شرعی قانونی را امری طبیعی و ناشی از اختیار آزاد دو طرف می داند،اما همین کامیابی و دست یابی متقابل زن و مرد به یکدیگر در قالب پیوند که هرجا بشکل و قالب و الفاظ خاصی مورد قبول و پذیرش عقلاء است را مورد انکار،طعن و نفی قرار می دهد که رفتاری خارج از رفتار شعوری عقلاء است،بنابر این می توان نتیجه گرفت این کامنت گذار از “عقلاء” نیست و با تبعیت از “جهل”،”عناد”و “تعصّب”خود را از جرگه “عقلاء”خارج کرده است! او را رها کنید در جهل خویش بماند!
      همین!

       
  16. یادداشتهای اسدالله علم (پهلوی شناسی و عبرت)
    ———————————————————

    عَلَم: من و شاهنشاه یک روز در میان یا لااقل هفته ای دوبار با دختران زیبای آمریکایی و اروپایی و ایرانی می خوابیم! با این همه، زنان واقعاً بی وفا هستند! چون همسر جان اف کندی با اناسیس ازدواج کرد! و شاه هم یک هفته بعد از ترور برادرش، با رفیقه او همبستر شد!

    ✍️ اسدالله علم

    «خبر دیگر ازدواج بیوه کندی(ژاکلین)، زن سابق پرزیدنت مقتول آمریکاست با اناسیس میلیونر معروف یونانی که خیلی تعجب آور و تأثرآور است!

    گمان می کنم در دفترچه قبلی خاطرات سفر آمریکا نوشته بودم، تصادفاً دختری که برای تفریح ما از نیویورک به سنت لوئیز فرستاده شده بود[ و با شاهنشاه همبستر شدند!]،دوست صمیمی رابرت کندی بود که[او] هم یک هفته قبل کشته شده بود. واقعاً وفای زن چیز عجیبی ست!»

    (خاطرات علم، جلد هفتم، ص ۳۸۶. ۲۶ مهر ۱۳۴۷).

    ===

    پی نوشت 1:قبلا اشاره کرده ام:اینکه برخی ابراز تردید می کنند در مورد خاطرات علم و اینجور فقرات را سبک و دلیل بر عدم صحت انتساب می دانند،کاملا در اشتباهند،برای اینکه بنظر من،هم شاهنشاه و هم علم اینقدر فاسد و خوشگذران بودند و قدرت و تسلط بر پول و قدرت را ابزار عیاشی های خویش قرار داده بودند که اصلا نه تنها چنین خانم بازی ها و فسادها و صرف کردن پول مردم ایران در این امور را “قبیح” نمی دانستند،بلکه آنرا ناشی از “زیرکی و زرنگی” خویش می دانستند و به آن مباهات و افتخار هم می کرده اند! چنانکه چند بار علم به “استحکام کمر همایونی”! افتخار کرده است! منتها کمر علم بقوت و استحکام کمر همایونی نبوده است.بنابر این نباید از تصریح به چنین فسادهای اخلاقی و شرعی و ریخت و پاش پول ملت ایران از ناحیه این دو بزرگوار! نه تعجب کرد و نه در درستی اینها شک کرد!

    پی نوشت 2:نگاه کنید به دیدگاه فاسد و متحجّرانه این غلام جقّه همایونی نسبت به زن! این بیشرف،از اینکه یک زنی بعد از مرگ همسرش یا فرضا جدا شدن او از همسرش،با اختیار خود ازدواج کند و مرد دیگری را اختیار کند،ابراز “تاسف و تعجب” می کند و اینرا نشانه “بی وفائی”زنان می داند! اما خانم بازی ها و …یوزی های خود و ارباب نامردش -که همسر و خانواده هم داشته اند- و فحشاء و زنا با زنان ایرانی و غیر ایرانی را،اصلا نشانه ای از “بی وفائی” نمی داند! و عجیب این است که این متولیان فاسد،دم از آزادی زنان و حقوق زنان و اینجور چیزها هم می زده اند!

    این فقره از یادداشتهای علم،مرا بیاد یکی از کامنت گذاران دین ستیز و خبیث این سایت انداخت که :به تشریفات شرعی و عرفی و سنت ها و آداب ایرانیان مسلمان برای ایجاد یک پیوند شرعی عرفی زناشوئی اختیاری بین یک زن و مرد،ایراد می گیرد،اما از بوی فرند و گرل فرند بازی و فحشاء و زنا زن و مرد خارج از حریم زناشوئی شرعی عرفی،دفاع می کند و برای آن تئوری می بافد! اف بر چنین تناقض و بیشرمی ها!

     
    • چه سپوختن , سپوختنی بوده تو دربار سید , جای ما خالی !

       
    • ناشناس آشنا

      سید این خانم هایی که شاه و علم و بقیه درباری ها می خوابیدند با آن ها را فاحشه های لوکس می گویند . غیر از این که بهای هم خوابگی با آن ها خیلی زیاد است , تمام مخارج آمدن و رفتن و اقامتشان هم با دعوت کننده است . ببینید چقدر پول مردم کون لختی گرسنه خرج معامله شاه و در باریان انگل , وطنفروش و دزد میشده و حالا از همه مسخره تر این که آقایان شاه جونی ما تو این سایت خودشان را از دل و جان دست در دست هم و چسبیده به هم دور شاه قرار میدهند که کسی مبادا فضاحت های شاه را ببیند . خسته نباشی سید ادامه بده !

       
    • عجیبه که حتی یکی ا این زنا یه کتاب خاطرات ا این همبستریها با اینا منتشر نکرد حالا علم که هیشکی نبود اما مم رضا شاه خدابیامرز کسی بود و کلی اسمو رسمو القاب داشت ا جمله عقاب اوپک آمورتی بیا و یه دروغنومنه ا زبون یکی ا زنای ولگرد اروپا امریکا ئی چیزی بنویس مثلا خاطرات مرلین اونرو یا مثلا ژاکلین ایناسیس

       
  17. درود به شرفت مهدی خزعلی

    خزعلی در صفحه اینستاگرام خود :

    چه کسی قاتل اصلی است؟

    برادر ارجمند جناب آقاى كرباسچى؛
    كم لطفى شما راجع به دكتر نجفى، اين شائبه را ايجاد مى كند كه ناگزير از همكارى با برادران هستيد!
    نجفی كانديداى رياست جمهورى شما بود!
    او قربانى مبارزه با مافياى فساد در شهرداری شد!
    او حيات سياسى، اجتماعى و جانش را در اين راه باخت!
    شما و ما پشت صحنه اين ماجرای تلخ را مى دانيم و از مافیای پشت پرونده نجفى خبر داریم، اگر امروز او را تنها بگذاريم، فردا نوبت تك تك آزاديخواهان است!
    مافياى قدرت مى خواهد با اعدام سریع نجفى، اين راز سر به مهر بماند!
    غافل از اين كه، ما بخاطر او سکوت کرده ایم و آنروز پرده از اين راز برخواهيم داشت!
    چرا مصاحبه گزينشى اعتراف او از سيما پخش مى شود! و نامه شش صفحه اى نجفى پخش نمى شود؟ چرا مطالب کلیدی پرونده که نجفی اعلام کرده از مردم مخفی است؟
    چه كسى قاتل اصلى است؟
    چه كسانى به نجفى قول داده اند كه اگر سكوت كند، آزاد مى شود!
    چرا تحقيقات انجام نمى شود؟
    چرا استعلام موبايل مقتول در مورد ارتباطات شب و روز قتل و قرارهاى او انجام نمى شود؟
    افراد دیگر مرتبط چرا بازجویی نمی شوند؟
    و دهها سئوال فنى ديگر كه در صورت ضرورت، مطرح خواهيم كرد!
    مهدى خزعلى
    ٩٨/٣/١٥ عيد فطر

     
    • این آقای دکتر بی استعداد چه می خواهد بگوید استعلام موبایل مقتول بفرض بدترین سناریو از نظر این دکتر بی انصاف مقتول را واجب القتل می کند، جناب نوری زاد از این فرد دوری کنید زیرا وی بی قید و شرط نیروی نفوذی است و زحمات جنابعالی را تحت شعاع قرار می دهد

       
  18. آرتین ایران

    سلام بر ناظران گرامی
    “ما علاوه بر اینکه زندگی مادی شما را میخواهیم مرفه بشد، زندگی معنوی شما را هم میخواهیم مرفه باشد. شما به معنویات احتیاج دارید.معنویات ما را بردند …”
    آمار ازدواج 36درصد کاهش یافت!افزایش 1200درصدی طلاق نسبت به سال57!!فاجعه اجتماعی.
    https://www.irankargar.com/%d8%b1%d8%b4%d8%af-%d9%81%d8%a7%d8%ac%d8%b9%d9%87%e2%80%8c%d8%a8%d8%a7%d8%b1-%db%b1%db%b2%db%b0%db%b0-%d8%af%d8%b1%d8%b5%d8%af%db%8c-%db%b1%db%b3-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b1%db%8c-%d9%86%d8%b1/

    پ.ن)ایکاش داستان پینوکیو واقعیت عینی داشت.

    به امید ایرانی آزاد و آباد

     
  19. سید بی زحمت چشمهایت را ببند تا قیافه این خانم را نبینی که نمازت باطل شود و گوش کن که نظز یک پرستو فراری در مورد قتل میترا نجفی چیست!!!
    https://www.youtube.com/watch?v=fmvySyj3jTc

     
  20. نظر اقتصادی اون اولی: بازار را شریک کنید در کارها…
    مش قاسم: دلیل این حرف چی بود؟ خمس و ذکات! بازاریهای اسلامیچی خمس و ذکات میدادن به آخوندا منجمله همون اولی. داره میگه جیب بازاریهای اسلامیچی رو پر کنین که اونها هم جیب ما رو پر کنن.

     
  21. چند روزی برادران قاچاقچی خودشون و برادران اسلامیچی ذوق زده شده بودن که حاجی ترامپ عقب نشینی کرد و جا زد. دیروز پتروشیمی رو هم آمریکا تحریم کرد. حال حاج علی مونده و حوض پر از آب گندیده و و پشها و کرمهایی که از این آب گندیده ارتزاق میکنن.

     
  22. سید مرتضی!تو فقط یک آدم //////////////////////////// و طلبکار آخوندی هستی و در خانه دیگران چون بهت رو می دهند با بی شرمی ///////////////////////////////////// تمام به ترویج////////////////////////////////// ادامه می دهی.والا تو را و آخوند ////////////////////////////////را به آدم و شرافت و انسانیت…چی؟برو اگر /// داری کاری شرافتمندانه بیاب و دست از مفتخوری بردار! در آنصورت حق داری مثل دیگران به اظهار باورت در هر جایی بپردازی. ولی تا زمانیکه مفتخور و ///// و آخوندی در نظر مردم بعنوان فردی بی /////////////////////////////////////////////////////////////////و تمامیت خواه هستی و هر چه بنویسی و یا بگویی ///////اندر لگن است همانطور که اسلامت و قوانین اسلامیت و همه مقدساتت برای ما ایرانیان//////////////////////////////////////

     
    • من که دیدم دو امتیاز خیلی عالی بود . میشود حدس زذ یکی را خودش داده که میدانسته چه نوشته و یکی را هم مدیریت سایت قبل از هاشور زدن. مگر کسی هم با اینهمه هاشور میتواند مطلب را بفهمد و امتیاز دهد ؟ من مانده ام که چطور مزدک 1 با اینهمه تجربه هاشور بازهم تکرار میکند ؟ آیا اینها را فقط برای مدیریت سایت مینویسد؟

      ——–

      درود گرامی
      من خودم را از مثبت و منفی دادن به نوشته های دوستان کنار کشیده ام.
      احساس می کنم این به انصاف نزدیکتر است. گرچه به هر روی من نیز یک رأی دارم برای خودم. با این همه ترجیح می دهم از دور تماشا کنم.
      سپاس

      .

       
      • آقای جهنمی یکی از اون امتیاز های عالی که همیشه مال منه به این شرط که با اندازه کافی تو نوشته مزی جونم هاشور باشه تا من بفهمم چی میگه , آخه من فقط هاشور ها رو میخونم , اما اون دومی رو نمیدونم کار کیه , کار خود مزی جونم نیست , مطمئنم , چون این عزیز خاله چه هاشور بزنه این نوریزاد نمک نشناس و چه نزنه عزیز من مزی جونم نمیفهمه , یعنی از همون بچگیش نمیفهمید چی میگه . خوب کسی که از نوشته ای سر در نمی آره که نمیتونه امتیاز بده . من احتمال میدم که اون یکی کار سید مرتضی باشه که برای دس انداختن مزی جونم بش امتیاز عالی میده . خدا ذلیلش کنه , جدش کیومرث تو کمرش بزنه الهی .

         
        • نه خاله جون،من امتیاز عالی یا خوب به نوشته مزدک نداده ام،چون غالبا سریع از کنار نوشته های مزخرف ،فاقد عقلانیت و فاقد محتوا و کلیشه ای او عبور می کنم ،طبیعی است که اگر هم گاهی امتیازی به نوشته های داده ام امتیاز بسیار بد بوده است،چون مزدک اصلا نه عقلی دارد و نه عقلانیتی و نوشته های کلیشه ای او که چیزی جز فحش و بی ادبی نیست،ارزش نگاه کردن ندارد.

          من برخلاف شما تصور می کنم چند نفر صرفا به نام ها امتیاز می دهند! از جمله مثلا چون طرفدار مزخرفات مزدکیه هستند،هرگاه به نام مزدک می رسند یک امتیاز عالی نثار او می کنند و اصلا شاید مطلب اش را نخوانند!

           
  23. نوریزاد گرامی سخنان گهربار و در عین حال شرم اور و زجر آور تان را در کاشان راجع به غارت بهائیان توسط سید مرتضی ها شنیدم و گریستم! دوست ارجمند من انسانی خرافه پرست و شیدای و حل شده در گذشته نیستم. اما همینکه راست یا درست در تاریخ آمده که کورش بابل را فتح می کند و حقوق بردگان و در بند شده گان را رعایت می کند و برده گان را ازاد می کند اگر دروغ و جعل تاریخ هم باشد باز هم چون بنفع بشریت و در جهت عدالت و رعایت حقوق بشر است مرا به وجد می آورد. بخصوص زمانیکه گفتار و رفتار او را با کسی و یا کسانی مقایسه می کنم که خود را پیام آور می دانند ولی در تجاوز و کشت و کشتار و شهوت رانی و سوءاستفاده از کودکان و تجاوز به ناموس تسخیر شده گان هیچ ابایی ندارند! دوست ارجمند این عناصر فاسد و بی شرم و جنایت پیشه و تبه کار اسلامی مشتی دزد و غارتگر و خونریزند. این اراذل و اوباش اصولا از کار مفید بیزارند. دلیل اش هم داده های /// است. در قران شما حتی یک آیه در مورد کار مفید نمی یابد! پا گرفتن /// نیز با غارتگری و دزدی و سر گردنه زنی و کشت و کشتار و غارت قبایل عرب و یهود ممکن شد.

     
  24. محمد نوری زاد

    درود جناب سید مرتضای گرامی
    از من خواستید پرسشی از همسر جناب امیرانتظام بپرسم.
    دو روز پیش برای ایشان نوشتم:
    درود بانوی گرامی

    امروز دیدم از قول جناب امیرانتظام گفته می شد: که آمدن آقای خمینی به ایران برنامه ریزی شده بود. بنده خدایی از من خواست از شما بپرسم که آیا در میان سخنان و نوشته های ایشان(آقای امیرانتظام) چنین چیزی هست. که مثلا خمینی و آمدنش توسط ابرقدرتها برنامه ریزی شده بود؟
    خانم امیرانتظام در پاسخ برای من نوشتند:
    جناب نوری زاد سلام برشما

    البته که هست. کتاب “در جستجوی حقیقت” که حاصل مدت هاى مدید اندیشیدن و حل کردن ‌پازل پیچیده وقوع انقلاب ۵۷ است در داخل زندان هاى كشور است ،اساسا بر محور اين موضوع نگاشته شده است. و البته نوار و فيلم هاى سخنرانى هاى ايشان در فاصله زندان ها هم موجود است.اما متاسفانه تاكنون اجازه چاپ طبيعتا مقدور نبوده و متاسفانه در سالهاى اخير كتاب هايى در آمريکا چاپ شده( اگر مايل بوديد نام آنها را متعاقبا خدمتتان ارائه نمايم) و نيز اسنادى پس از كذشت ٣٠ سال متعارف منتشر شده كه گاه و بيگاه آقاى كامبیز فتاحی خبرنگار بی بی سی با استناد به آنها گزارش تهيه مىنمايد. منتهى جزو مطالبى كه قلبم را بدرد مى آورد همين مطالب نگاشته شده توسط كسى است كه در شرايط مخوف دهه ٦٠ بدون دسترسى به هرگونه رفرنسى، و فقط با بهره گيرى از هوش و درايت خود، به رشته نحرير در آورد و پس از ١٧ سال نسخه اى از آنرا در اولين ديدار با مهندس بازرگان، در حاليكه ماموران امنيتى ايشان را همراهى مىكردند، بدست ايشان دادند تا مهندس بازرگان آنرا مطالعه نموده و نظر دهد
    دكنر نويد بازرگان در اين ملاقات حضور داشته اند.

     
    • نه دوست گرامی من با این تفکر زاویه دارم و باور ندارم که آورا شدن هیولایی بنام خمینی از طرف غرب و بخصوص امریکا و انگلیس برنامه ریزی شده بود. دوست گرامی چنین تفکری نه تنها توهین به شعور ایرانیان بلکه پاک کردن رد پای کسانی است که آگاهانه و یا نا آگاهانه اکثریت ایرانیان را چشم و گوش بسته فرش پای دراکولا کردند . دوست ارجمند استبداد پهلوی و تفکر نادرست و وابسته و غیره مارکسیستی و وابسته گی چپ در ایران در حوزه سیاسی باعث آوار شدن این هیولا بر ایرانیان شد. خمینی نتیجه سیاست اشتباه و توهم زا و ترس حکومت پهلوی بود. دوست ارجمند وقتی شما خود را از همه طرف در محاصره دشمنان می بینید از ترس چشم بر بسیاری از واقعیت ها می بنیدید و در دامی افتید که پهلویها افتادند و مردم ایران را هم با خود بزیر کشیدند.رضاشاه خدمات بسیار ارزشمندی به ایران کرد و محمد رضاشاه نیز اما یکی از مهمترین اشتباه آنها که هم سرانجام دامنگیر آنها شد و ایران را نیز به دست هیولا های اسلامی وا سپرد همانا زیر پا گذاشتن قانونی بود که ایرانیان در یک دوران تاریخی پر تلاطم و با جان فشانی ها و خون دادنها بر حاکمیت تحمیل کرده بودند. کسانیکه به مردم ایران توهین می کنند و آنها را ترسو و بزدل و …می دانند درکی از جان فشانی های آنها ندارند. دوست گرامی مردم ایران دیگر خسته اند ! خسته اند از استبداد و زور و کشت و کشتار و حقارت و زور گویی. از زمان انقلاب فرانسه تا کنون بیش از 6 بار ایرانیان برای برقراری کم و بیش حکومتی سکولار و دمکراتیک و برابری طلب با قوانینی بر مبنای حقوق بشر برخاسته اند. ولی هر دفعه از چاله به چاه افتاده اند. کدام مردم را می شناسید که تا این حد حاضر به جان فشانی و سعی و کوشش برای رهایی از استبداد بوده اند؟
      دوست گرامی علت برآمدن /// بنام خمینی و آوار شدن حرامیان و اراذل و اوباش اسلامی بر ایرانیان از همه مهمتر سیاست پهلویها یکی بخاطر استفاده سیاسی از اسلام و لاس زدن با مرتجعین اسلامی برای سرکوب مخالفان بخصوص چپ ها و دوم شرایط روز بین المللی بود. باور اینکه /// خمینی را غرب بما زورآور کرد ساده کردن موضوع و پاک کردن دامن نیروهای داخلی است. شما دوست گرامی یا غرب را نمی شناسید و یا تحت تاثیر تبلیغات شاه پرستان قرار گرفته اید. دوست ارجمند دلیل اصلی آوار شدن دراکولای اسلامی بر ایرانیان را باید در نا آگاهی و باورهای بدون پشتوانه فکری و خردورزی ما دانست نه رفتار غرب. اگر من و شما در سال 55/56 درکی از زندگی و سیاست و دین و اسلام و ایت الله و حوزه و تاریخ اسلام و حرکت خمینی در سال 42 و آنچه خمینی در کتابش نوشته بود می داشتیم و روشنفکران ما بجای روی خوانی از ترجمه های نادرست و سطحی و بدون بررسی دقیق به عمق موضوعات و مشکلات اجتماعی و سیاسی می پرداختند باز هم در سال 57 دنبال خمینی می افتادند؟ دوست ارجمند با کمال تاسف ما ایرانیان دچار نوعی فراموشی و پریشان حالی و عدم درک درست وقایع و تفکرات ارایه شده هستیم. آخه با کدام منطق و دلیل جز کوری و بی شعوری و نا آگاهی و یا از روی پستی و مزدوری و کوری سیاسی و خود باخته گی و خود فروشی یا وابسته گی سیاسی و در تضاد با پایه و اساس باورهای مارکس یک مارکسیست کراوات را به عمامه ترجیح می دهد؟ دلیل اش دوست گرامی استبداد ی بود که چون دلیلی برای ادامه حکومتش و قانون گریزیش نمی یافت دایره تفکر و مجادله فکری و خواندن و اندیشیدن و گفتگو را هر روز تنگ تر و تنگ تر می کرد تا جایی که تنها صدای خود را می شنید! دوست گرامی پذیرفتن اینکه همه چیز را غرب برنامه ریزی کرده بود گذشته از توهین به شعور ایرانیان بلکه نوعی گریز از پذیرفتن مسئولیت و مبرا کردن مقصران داخلی است. دوست گرامی غرب و هر کشور دیگر در ایران یا در هر نقطه ایی از جهان بدنبال منافع خود است و روی آن سرمایه گذاری می کند ولی بی شعوری و نا آگاهی مردمی موضوعی داخلی و مربوط به حاکمیت در آن کشورست.

      ————-

      درود و سپاس مزدک گرامی
      البته روی سخن نوشته ی شما با من نیست. من تنها پرسش جناب سیدمرتضی را از همسر آقای امیرانتظام پرسیدم و پاسخ ایشان را در اینجا آوردم. بله من نیز باور شما را دارم که جناب خمینی، و آواری به اسم جمهوری اسلامی، از آشیانه ی نظام پیشین برآمد. البته بر این نیز اطمینان دارم که همراهی و راهگشاییِ غرب و شرق و قدرتهای اروپایی با ملایانی که از هر جهت تعطیل بوده اند و هستند، در این موج و انقلاب و خیزش کمرنگ نبوده است.
      با احترام

      .

       
      • آرتین ایران

        سلام بر نوریزاد گرامی
        هرچند خمینی با استفاده ابزاری از افراد و با رنگ به رنگ شدنهای مداوم موفق شد انقلاب ایران را مصادره کرده عروس قدرت را به حجله خویش ببرد ولی این را بیشتر باید در جهل مردم زمانه جست.امروز طبق آمار اعلام شده 61هزار باب مدرسه در ایران داریم ولی 70 هزار مسجد در مقابل وجود دارد که اکثرا فاقد نمازگزار است.در بسیاری از روستاهای ما چندین حسینیه وجود دارد ولی دریغ از وجود یک درمانگاه!ملت ما نباید نقش تاریخی خود را در توهم دیدن عکس خمینی در ماه به فراموشی بسپارد.
        در مورد مرحوم امیرنتظام قبلا مطالبی در این سایت نوشته ام.ایشان در حوالی انقلاب 57 مصاحبه ای دارند که در آن به شدت به امثال خیامی ها و ایروانیها تاخته و ایشان را مشمول مصادره اموال دانسته است!با این طرزفکرها نباید تقصیر را به گردن بیگانگان انداخت.در ابتدای انقلاب فیلمی از آقای خمینی در مدرسه رفاه یا علوی است که برای جمعیت حاضر دست بلند می کند و در کنار او فردی کت و شلواری با کراوات ایستاد و برای تبرک دست بر دست خمینی می زند و بر سر مردم می مالد.این بیچارگان که با آن تفکرات عقب افتاده فقط دکوراسیون خویش را عوض کرده بودند نباید امروز از مسولیت خویش فرار کنند.آقای امیر انتظام هرچند یک عمر در زندانهای حکومت دینی سوخت که جای بسی تاسف است ولی از قبل حضور او و امثال بازرگان و یزدی و…حکومتی بر کرسی مصادره ای نشست که تاکنون بسیاری را زندانی کرده،کشته یا تبعید کرده و حداقل سه نسل این مملکت را بطور کلی در زندان خویش فنا کرده است.
        دوست گرامی بی دلیل از کسی بت سازی نکنیم.امثال امیر انتظام و منتظری و بازرگان هرچند از نظر این نگارنده محترم هستند ولی در وجود وضع کنونی نقش به سزایی داشتند هرچند توبه عملی کردند.
        موفق باشید

        ——-

        بله آرتین گرامی
        بهمین دلیل است که شما اگر بخواهید در یک روستا درمانگاه بسازید یا مدرسه بسازید کلی با مشکل مواجهید بجوری که از خیرش می گذرید. اما اگر بروید به اوقاف و بگویید: یکی از بستگان ما خواب دیده که در این نقطه از روستا خبرهایی ست یا میخواهیم در روستا مسجد و حسینیه و تکیه بسازیم، نمی گذارند دست خالی بازگردید. دلیلش مشخص است. در مدرسه، خبرهایی از شعور دست بدست می شود و در جاهایی مثل حسینیه و مسجد و تکیه و امامزاده، آنچه که اغلب حضور ندارد اتفاقا همین حضرت شعور است. و این نبود حضرت شعور، گوهر گرانبهایی است که خروجی اش همین روفتن دارایی های مردم است درست در حالی که مردم دارند حسین حسین می کنند و به شمر و خولی و شمر بن ذی الجوشن لعنت می فرستند..
        با احترام

        .

         
        • درود فراوان آرتین ایران گرامی! سپاس! ما ایرانیان باید یاد بگیریم که دوران تقدس گرایی و دین خویی گذشته. با رعایت احترام به افراد و سپاس از جان فشانی ها و خدمات ارزنده و فردیت و شخصیت افراد حق انتقاد را نیز محفوظ داریم! انتقاد برای جلو گیری از اشتباه در آینده نه انتقام گیری! امیر انتظام و بازرگان و منتظری و طالقانی …از نظر فردی انسانهای فرهیخته و حتما ایران و انسان دوستی بوده اند اما اشتباهات آنها در اوایل یورش اراذل و اوباش اسلامی برای ایرانیان فاجعه بار بوده و چندین نسل را به فنا کشانده!

           
  25. باهر از تبریز
    با درود و عرض ادب

    1 – از اینکه در تبریز کسی را معرفی فرمودید ، با اینکه مدت مدیدی است که ساکن تبریز هستم و تا حدودی کتابهای تاریخی و مذهبی و یا حتی چند تا از کتابهای زنده یاد احمدکسروی را مطالعه کردم و از اینکه 55 سال فصل پاییز( نه بهار) را گذراندم ، اسمی از هوارد باسکرویل را نشنیده بودم ، چه برسد به اینکه بدانم این گنجینه تاریخی در خاک تبریز خفته است . اگر اغراق نکنم شاید 70 درصد از ساکنان تبریز ازوجود همچین گنجینه ای و از سرگذشت و دلاوری های این سرباز امریکائی، بی خبرند و یا بیخیال .
    2 – استاد گرامی ممنون از شما که زحمت کشیدید و بیش از 700 کیلومتر راه پیمودید و به شناساندن این سرباز امریکائی را نه تنها به آذربایجانیها بلکه به تمامی ایرانیان و حتی به دنیا پیش قدم شدید ومعرفی کردید تا به دنیا ثابت شود و بگویید که : ” آهای دنیا ، آهای امریکائیها ” ما دشمن شماها نیستیم ، ما ایرانیها مهربان هستیم ، ما به سرباز دلاور شما احترام قائل هستیم ، کسانی که به پرچم شما و ملیت شما اهانت میکنند ، از جنس ما نیستند ، اونها کسانی هستند که حتی گنجهای ما را به اسارت گرفتند . کسانی به پرچم شما و ملیت شما اهانت میکنن که فرزندانشان با کمال احترام از کشور شما تحت هرعنوانی اقامت دائمی گرفتند ولی ابوی هایشان پرچم شما را در ایران و بنام ایرانی آتش میزنن.
    جناب آقا نوریزاد ، امروز اگه بگم حداقل ا ز افراد مختلف از تحصیلگردگان گرفته تا مسئولین ، از کارگر گرفته تا کارمند ، از پیر گرفته تا جوان هیچ کس این سرباز امریکائی را نشناختن و برام تعجب بود از اینکه از تعدادی از مسئولین شهر هم پرسیدم ، متاسفانه چنین نامی به گوششان نخورده بود . واقعا مرحبا بر شما که یه همچنین شخصی را برای ایرانیان معرفی کردید.

    3 – امروزه ایرانیان گنج هایی هم دارند که حی و حاضر و مورد احترام ، گنجینه هایی که به بعضی هایشان می توانیم دسترسی پیدا کنیم و بعضی هایشان را از اسارت نجات دهیم .
    گنج هایی هستند مثل محمد نوریزاد ، گنجی هست مثل حشمت اله طبرزدی ، گنجینه های هستند مثل نسرین ستوده ، نرگس محمدی ، آتنا و و و ، باید از این گنجینه ها استفاده های کرد ، قدر اینها را باید بدانیم ،

    4 – استاد عزیز ، آن فیلمی که از گورستان آشوری ها در تبریز تهیه فرموده بودید و آن حرفهایی دلنشین همراه با تاسف و افسوس و غم ، خیلی با ارزش است و هر ایرانی که این فیلم را ببیند حتما گریه خواهد کرد . به آن فیلمبردار عزیز باید حق داد که گریه کنه . میبایستی منقلب میشد ، چرا که عاشق مهربانی هاست ، عاشق دلاوریهاست ، و عاشق گنجهای تاریخی وعاشق ایران و ایراندوست هست .
    آری باید گریه میکرد ، جناب آقای نوریزاد شما انتظار داشتید که ایرانی باشد ولی با شنیدن سرگذشت یک سرباز امریکائی که جانش و درآن سن و سال فدای ایران و ایرانی کرده و ناشناخته مونده ، البته هر ایرانی بخصوص هر آذربایجانی خصوصا هر تبریزی منقلب خواهد شد. آفرین بر شما
    بلی باید گریست که چرا ما باید کسانی که به این کشور و به این ملت جان فدا کردند نباید بشناسیم ، چرا باید بیشتر مردم نداند که قبر امیرکبیر کجاست ، باید گریست هزاران بار باید گریست . در برابر زحمات جنابعالی هرچقدر تشکر کنیم کم است هزاران درود برشما

     
    • تعارض بین جمهوری اسلامی ایران و امریکا،تعارض با “ملت امریکا” نیست،تعارض با دستگاه سیاستگذاری امریکا و دولت هایی (اعم از دموکرات و جمهوری خواه) است که تحت سیطره و نفوذ کمپانی های متموّل صهیونیستی،اهداف امپریالیستی خود را دنبال می کند،البته تعقیب منافع مشروع امری عقلائی است و به دولت هایی هم که بر اساس رای مردم امریکا روی کار می آیند، از این جهت که منتخب اکثریت نصف بعلاوه یک مردم امریکا هستند باید احترام گذاشت و این قاعده روتینی در دموکراسی است،اما بحث اساسی چنانکه اشاره شد این است که دستگاه سیاست گذاری حاکم بر امریکا،بواسطه قوّت و قدرت نظامی و اقتصادی که دارند،دارای خوی سلطه جوئی،و فرادستی امپریالیستی است و بواسطه نفوذ کارتلهای صهیونیست در بقدرت رساندن دو حزب عمده رایج در امریکا (دموکرات ها و جمهوری خواه ها) ،تعریفی که از “تعقیب منافع”برای خود دارند،طوری است که بوضوح تاکید می کند بر اینکه این تعقیب منافع باید باشد،هرچند لازمه آن،پایمال کردن منافع کشورهای ضعیفتر در جهان سوم باشد،و حتی گاهی وقاحت بجایی می رسد که ممکن است منافع متحدان اروپائی خود را نیز مورد تهدید قرار دهند برای رسیدن به اهداف خود و سلطه خود بر جهان،چه سلطه نظامی و چه سلطه اقتصادی….این وضعیت آن مغز سیاست گذاری امریکائی است و همیشه هم آنها چنین خوئی داشته اند منتها در آب و رنگ و لعاب های زیبای دوستی و حقوق و بشر و اینگونه موارد،و شما این خوی درّندگی و سلطه خواهی و نخوت و تکبر را الان بخوبی در این باند حاکم بر امریکا مشاهده می کنید.یعنی تفاوت عمده چهره هایی مثل ترامپ و بولتون و پومپئو با دیگر رهبران قبلی امریکا این است که اینها دیگر وقاحت را بحدّ اعلا رساندند و بخوبی،هم خوی امپریالیستی و سلطه خواهی و تکبّر امریکائی را نشان دادند،و هم آبروی دموکراسی امریکائی را بردند! البته قبلا در دوران بوش پسر نیز،صدور دموکراسی امریکائی بمعنای حمله به عراق و افغانستان و نواحی دیگر مثلا افریقا بود،الان هم اینها همینطورند،یعنی مایلند ادعا کنند که مثلا بفکر مردم ایرانیم و اینکه دموکراسی واقعی در ایران باشد! در عین حال همین دروغگوهای هالو،با دیکتاتوری های سلطنتی و شاهانه در جهان عرب مثل عربستان و امارات و جاهای دیگر مشکلی ندارند! این همان ضرب المثل قسم حضرت عباس و دم خروس است! آنها به ایرانی که 40 سال است دهها انتخابات برای تعیین ارکان حکومتی خود در همه سطوح برگزار کرده مشکل دارند،اما با سلطنت های موروثی غیر انتخابی در عربستان و قطر و امارات و جاهای دیگر کاری ندارند! چرا؟! چرایش را همین ترامپ آنرمال،هم در پروپاگاندهای انتخاباتی گفت،هم بعد از انتخاب با وقاحت تمام تصریح کرد که :عربستان و نوچه های او باید پول بما بدهند برای تامین امنیت اشان! و اینکه: اینها گاوهای نه من شیر ده ما هستند! بنابر این ما آنها را می دوشیم! هم نفت شان را می خریم،هم با نفت آنها بازار را بنفع خود کنترل می کنیم! هم با تلقین و حقنه “ایران هراسی”به آنها،کمپانی های فروش سلاح خود را رونق می بخشیم! هروقت هم بخواهند تا دلشان بخواهد با آنها “رقص شمشیر” می کنیم!….داعش و تروریست هایی را برای بزیر کشیدن یک دولت قانونی به سوریه و عراق گسیل می کنند،بعد گاوهای نه من شیر ده را وادار به خرید و حمایت سلاح برای آنجا می کنند،یعنی جنگ های “نیابتی” بهدف فروش اسلحه،و البته پاکسازی منطقه وسوریه در جهت تامین امنیت اسرائیل! بعد هم جنگ نیابتی مدل اش تغییر پیدا می کند به “جنگ مباشری و حضوری” و تمرین و آزمایش سلاح ها!…

      خیلی ساده عرض کردم،این می شود ماهیت سلطه جو و مستکبر و باصطلاح امپریالیستی امریکا….آنگاه اگر جایی،ملتی،حکومتی بخواهد مستقل باشد و گاو نه من شیرده آنان نباشد،می شود همین وضعیت فشار فعلی که مشاهده می کنید. خواستم شما را توجه به این دهم که مشکل ایران و جمهوری اسلامی ایران نه با مردم امریکاست و نه سرباز مورد نظری که می گویید در تبریز مدفون است،مشکل،زروگوئی های خلاف اخلاق و حقوق دیپلماسی سلطه خواه و توسعه طلب دولت ها و مرکزیت حکومت امریکاست.

      ———-

      درست مثل دیگر کشورها که با مردم ایران کاری ندارند و تنها با هیولاهایی کار دارند که پولهای مردم ایران را می دزدند و هرجور که دلشان بخواهد خرجش می کنند و بالا می کشند و به احدی نیز پاسخگو نیستند و داستان مدافعان حرم خلق می کنند و حزب الله لبنان را تا خرخره از سلاح های آنچنان بهره مند می سازند و درست در حالی که مردم ایران در تنگنای پولی اند و کارگرانش ماههاست که حقوق نگرفته اند، پولهای گنده ی مردم ایران را از گلویشان بیرون می کشند و دو دستی تقدیم فلسطینی ها می کنند و حوثی های کوهی را به پهباد مجهز می کنند و هشتاد متر زیر زمین بدنبال ساخت بمب هسته ای اند و رهبرش قسم می خورد از باب تقیه که در مذهب ما حرام است تولید سلاح های کشتار جمعی!

      .

       
  26. دونالد ترامپ: نانسي پلوسی کثیف، کینه توز، وحشتناک و دارای اعصاب خرد است!

    دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، در یک حمله لفظی شدید علیه نانسی پلوسی رئیس مجلس نمایندگان، او را فردی «کثیف، کینه توز و وحشتناک» توصیف کرد. ترامپ در مصاحبه‌ با «فاکس نیوز» گفت:

    «به نظرم او (پلوسی) مایه ننگ است. در واقع، فکر نمی‌کنم که او فرد بااستعدادی باشد. من سعی کرده ام با او خوب باشم زیرا دوست داشتم به توافق‌هایی برسیم. اما او توان توافق کردن ندارد. او فردی کثیف، کینه توز و وحشتناک است. وقتی گزارش رابرت مولر منتشر شد این مساله فاجعه‌ای برای آنها بود. نانسی پلوسی یک فاجعه است. بگذارید هر کاری که می‌خواهد انجام بدهد. به نظرم، آنها (دموکرات‌ها) گرفتار مشکل بزرگی هستند. این اظهاراتی وحشتناک، کثیف و شرارت آمیز است.پلوسی فردی «عصبی و دارای اعصاب خراب» است.»

    پولیتیکو روز چهارشنبه گزارش داد که پلوسی در جلسه‌ای با «جری نادلر» رئیس کمیته قضائی مجلس نمایندگان از حزب دموکرات و سایر دموکرات‌های ارشد گفته بود: نمی‌خواهم ببینم که او (ترامپ) استیضاح شود بلکه می‌خواهم او را در زندان ببینم!

    @Sahamnewsorg

     
    • اسید مرتضی دعوای دموکراتها و جمهوری خواهان توی امریکا به ایرانی در بند آخوند و محتاج نان شب چه ارتباطی داره. بقول طرف فقط میخواهی فضا را پر کنی و جایی برای حرف حساب سایرین باقی نگذاری. بابا ایوالله!

       
  27. در بیانیه‌ای که رهبران جهان روز پنجشنبه همزمان با گذشت ۷۵ سال از پیاده‌سازی نیروهای متفقین در ساحل نرماندی فرانسه امضاء کردند تنها دونالد ترامپ بالای صفحه را امضاء کرده است! امضای رهبران دیگر کنار یکدیگر قرار دارد!

    @Sahamnewsorg

    ===

    ترجمه:

    1- خود شیفتگی فردی!

    2- خوی استکباری و خود بزرگ بینی امریکائی!

     
    • آقای سید مرتضی اگر مثل توده ایها ما را متهم به طرفداری از آمریکا نمیکنید
      میشود شما آن پائین صفحه جایی برای امضای ترامپ نشان دهید . ؟

       
      • برای رعایت ادب و احترام به دیگر امضاء کنندگان،می توانست امضاء خرچنگ غورباغه و تریلی گون! خویش را بصورت عمودی در کنار صفحه قرار دهد.بحث بحث کنار صفحه است وگرنه آنها هم که کنار صفحه امضاء کرده اند آنکه از نظر زمانی بعدتر آمده امضاء کرده طبعا بالای قبلی امضاء کرده،اما هیچکدام از باب “این منم طاووس علّیّین شده”! نرفته آن بالا بالاها امضا بزند! دقت کردید؟!

        شما چرا می خواهید یک واقعیت عینی و مجسّم در باره رئیس باند فعلی امریکا را انکار کنید؟! اینرا من نگفته ام،برخی از روان شناسان متبحّر در امریکا،رفتارهای مختلف او را مورد تدقیق قرار داده و او را به “خودشیفتگی”وصف کرده اند…این آقا اصلا تز اساسی تبلیغات انتخاباتی اش “اظهار ابّهت” و “بازگرداندان ابّهت امریکائی” بوده است،یعنی همان تکبّر و خود بزرگ بینی،البته بیزینس من و نفع طلب هم هست،اما کبریائی کردن منش اوست،اصلا این آدم بنظر من یک آدم جنتلمن و مودب و متواضع نیست و در گردهمایی هایی که حتی با همین متحدین اروپائی خود دارد،ببینید رفتارهایش را و اطوار و زبان بدنش را،عکس هایی هست که در حال اخم و تحقیر خانم مرکل است یا بخاطر تفاوت نظری که با آن خانم ایتالیائی رئیس اتحادیه اروپائی دارد،ژست های عجیبی در دست دادن با او دارد…

        واقعا گمان می کنید اینکه هنگام رفتن از یک سالن به سالن دیگر در معیت روسای متحدین اروپائی خود،نخست وزیر مونته نگرو را پس می زند تا خود نفر اول در ورود یا خروج باشد،این کار کار یک آدم نرمال و اخلاقی است؟!

        لابد کلیپش را دیده اید،من عکسش را که حاوی تعجب اروپائی ها از این بی ادبی و لات منشی امریکائی اوست برای شما ارسال می کنم…من گمان می کنم اگر این فرد بی ادب،و آنرمال از قدرت کنار برود ،آنگاه حتی متحدان اروپائی امریکا هم نفسی براحتی خواهند کشید و خواهند گفت :آخیش! کاش زودتر به درک می رفتی!

        این نکته را هم بگویم که در این دوره فعلی،اروپائی های با فرهتگ و متمدن و دموکرات در بوته آزمایش مهمی قرار دارند در این جهت که آنها هم مثل عربستان،گاوهای نه من شیرده یانکی های احمقی مثل ترامپ نباشند…

        من شما را نمی گویم اما می گویم :این ترامپ خواهد رفت و البته سیاهی زغال و روسیاهی آن بر چهره ایرانی نماهای ترامپیستی که نه عرق وطن دارند و نه واقعا فرهنگ ایرانی دارند،خواهد ماند!

        بله ترامپیست ها نیز در بوته آزمایش اند و البته خیلی از آنها خود را و حقارت و بی ریشگی ایرانی بودن خود را مفتضحانه لو داده اند!

        نه ناشناس محترم! من نمی گویم شما طرفدار امریکا هستی اما می گویم ترامپ امامزاده ای نیست که بشود از نزاهت او گفت یا کردار و گفتارهای ابلهانه و متناقض او را حمل بر صحت کرد! این حرف من نیست،حرف بسیاری از فرهیختگان و صاحبان فکر در امریکاست،روزنامه ها و مقالات امریکا را مطالعه کنید.

        ———-

        قورباغه!

        .

         
  28. درود
    و اما، دروغگو کم حافظه می شود هر چند هم تکرار کند . آخر شرم و حیا هم خوب چیزی است. انگار همه ی آثار و دلیلها از بین رفته وچند خاطره از یکنفر باقی مانده(خاطره یا نقل قول احتیاج به اثبات دارد وگرنه چندان معتبر نیست). تاریخ علم است و این علم بر مدارک و اسناد مختلف متکی است .

    اینقدر از سواد رضا شاه کبیر نگویید ، فهم و درکی که این فرد داشت از هزاران تحصیل کرده بیشتر بود و مهمتر از همه مسولیتی که نسبت به کشورش احساس می کرد. پس بیخود از سوراخ گشاد ندمید که بیهوده است پسرش هم خدمات شایانی به ایران کرد .

    تحصیلات یک راه بسوی جامعه مدرن است اساس جامعه مدرن بر جدایی دین از حکومت و اقتصاد آزاد وابسته است. هیچکدام را ما در انواع دیکتاتوری ها و بخصوص دیکتاتوری مذهبی مشاهده نمی کنیم، پس بیجهت سرو صدا را نیاندازید . مشکل مذهبی بودن هم نیست چون تا جهل حاکم است مذهب هم خواهد بود و به زیستش ادامه خواهد داد ، مشکل آمیختگی مذهب و قدرت و حکومت است و این خطرناک است زیرا مذهب امری شخصی است و هیچگاه همه یاافراد چون “من نوعی” نخواهند بود اما مگر اینرا ملایان می فهمند؟

    هر چه بود با آنچه اکنون است از لحاظ اقتصادی و فرهنگی قابل مقایسه نیست.با رانت خواری و دزدی و باند مافیایی کشور که هیچ یک شهر را نمی توان چرخاند امتحانتان را پس داده اید ، مردم ایران شما را نمی خواهند و شایسته ملت ایران نظامی سکولار و بر پایه ی دمکراسی و جامعه مدرن است. نمی روید بکنار! کنار زده خواهید شد بی برو برگرد.

     
      • بجای کپی های بیهوده
        فردوسی:

        بر ایرانیان زار و گریان شدم
        ز ساسانیان نیز بریان شدم
        چو با تخت منبر برابر کنند
        همه نام بوبکر و عمر کنند
        تبه گردد این رنجهای دراز
        نشیبی درازست پیش فراز
        نه تخت و نه دیهیم بینی نه شهر
        ز اختر همه تازیان راست بهر
        چو روز اندر آید به روز دراز
        شود ناسزا شاه گردن فراز
        بپوشد ازیشان گروهی سیاه
        ز دیبا نهند از بر سر کلاه
        نه تخت ونه تاج و نه زرینه کفش
        نه گوهر نه افسر نه بر سر درفش
        به رنج یکی دیگری بر خورد
        به داد و به بخشش همی‌ننگرد
        شب آید یکی چشمه رخشان کند
        نهفته کسی را خروشان کند
        ستانندهٔ روزشان دیگرست
        کمر بر میان و کله بر سرست
        ز پیمان بگردند وز راستی
        گرامی شود کژی و کاستی
        پیاده شود مردم جنگجوی
        سوار آنک لاف آرد و گفت وگوی
        کشاورز جنگی شود بی‌هنر
        نژاد و هنر کمتر آید ببر
        رباید همی این ازآن آن ازین
        ز نفرین ندانند باز آفرین
        نهان بدتر از آشکارا شود
        دل شاهشان سنگ خارا شود
        بداندیش گردد پدر بر پسر
        پسر بر پدر هم چنین چاره‌گر
        شود بندهٔ بی‌هنر شهریار
        نژاد و بزرگی نیاید به کار
        به گیتی کسی رانماند وفا
        روان و زبانها شود پر جفا
        از ایران وز ترک وز تازیان
        نژادی پدید آید اندر میان
        نه دهقان نه ترک و نه تازی بود
        سخنها به کردار بازی بود
        همه گنجها زیر دامن نهند
        بمیرند و کوشش به دشمن دهند
        بود دانشومند و زاهد به نام
        بکوشد ازین تا که آید به کام
        چنان فاش گردد غم و رنج و شور
        که شادی به هنگام بهرام گور
        نه جشن ونه رامش نه کوشش نه کام
        همه چارهٔ ورزش و ساز دام
        پدر با پسر کین سیم آورد
        خورش کشک و پوشش گلیم آورد
        زیان کسان از پی سود خویش
        بجویند و دین اندر آرند پیش
        نباشد بهار و زمستان پدید
        نیارند هنگام رامش نبید
        چو بسیار ازین داستان بگذرد
        کسی سوی آزادگی ننگرد
        بریزند خون ازپی خواسته
        شود روزگار مهان کاسته
        دل من پر از خون شد و روی زرد
        دهن خشک و لبها شده لاژورد
        که تامن شدم پهلوان از میان
        چنین تیره شد بخت ساسانیان
        چنین بی‌وفا گشت گردان سپهر
        دژم گشت و ز ما ببرید مهر
        مرا تیز پیکان آهن گذار
        همی بر برهنه نیاید به کار
        همان تیغ کز گردن پیل و شیر
        نگشتی به آورد زان زخم سیر
        نبرد همی پوست بر تازیان
        ز دانش زیان آمدم بر زیان
        مرا کاشکی این خرد نیستی
        گر اندیشه نیک و بد نیستی

         
  29. حاجیه ضعیفه پروانه سلحشوری: مجلس/* جزئی از ساختار کلان تبعیض‌آلود کشور است.
    مش قاسم: اون روزی که دنبال …(سه نقطه از مش قاسم)ون آخوندا میدویدی این فکر رو نکردی؟ اسلام همینه که میبینی. دورود بر رضا شاه که علوم جدیده رو در این مملکت راه انداخت والا این جماعت دستار بند با تو همون کاری رو میکردن که داعش با زنها در عراق و سوریه کرد.

     
  30. شرکت پشتیبانی امورد دام ایران: امسال قیمت گوشت قرمز افزایش نمی یابد.
    مش قاسم: اول من خیال کردم این شرکت برای پشتیبانی امور در مجلس/* مختلف و قم و مشهد و اینجور جاها تاسیس شده. دوم دیدم نه یه چیز دیگه است. نتیجه: امروز برم قصابی چند کیلوگوشت بخرم تا قیمت دوباره بالا نرفته.

    /*: ک

     
  31. با سلام و درود،

    چرخهای معیوب اقتصاد سیاسی جهانی‌ چه گونه ساخته شده و عمل می‌کند؟

    اصطلاح MIC اولین بار توسط تئودر روزولت ر.ج. ا.م.ا ضرب شد. MIC بنا بر ماهیت خود همچون انگلی بر میهمانی متکیست که وی را تغذیه می‌کند و وی به نوبه خود از میزبان محافظت؛ میزبان برای تامین انگل متکی‌ بر مالیات‌های اهالیست و فروش کالاهای MIC فقط به متحدین ( NATO) و کشورهای اقماری و تحت سلطه است. MIC در دوران جنگ دوم جهانی‌ شکل گرفت و از آن پس وبال گردن اهالی جهان شده، فهرست دخالت‌ها و تجاوزات جهانی‌ عمو سام طولانیست.

    تامین بودجه سالانه MIC بمرور زمان به ارقام نجومی رسیده و اکنون در زمان ترامپ ازمرز تریلیون (میلیون‌میلون یا هزار بیلیون) گذشته؛ اقتصاد ۲۰ تریلونی عمو سام مرکب از ۸۰% بخش خدمات و ۲۰% تولیدات صنعت ایست. واحد‌های تشکیل دهنده MIC در اکثر ایالات آمریکا پخش شده و از منضر قدرت لابی گری در رتبه دوم پس از نظام بانک داری یعنی‌ BIC قرار دارد.
    پس از نقض و ابطال توافق “طلا برای دلار” و ورشکستگی عمو سام بخاطر جنگ ویتنام و ولخرجی‌های دولت آقای جانسون تحت شعار “جامعه کبیر یا Great Society” – نسخه شاهانه آن تمدن بزرگ بود که عمو سام برای شاه نوشت – دو قولوی دغلباز و تبهکار “دیکی و هنری” گوش ملک فیصل بزرگ رو کشیدند و تهدیدش کردند که اگه بقای سلطنت خودتو و فرزندانتو میخوای میبایست نفتتو فقط با دلار عمو سام معامله کنی‌، وی علی رغم اینکه تمایل داشت در بازار جهانی‌ نفت طلای سیاه خود را با طلای زرد معامله کنه از ترس سقوط خود و خاندان سلفی به تهدید دوقولوی دغلکار عمو سام تمکین کرد و مابقی کشور‌های صادر کننده نفت هم به ناچار همین مسیر را پیموده و بدین سان دلار‌های نفتی‌ (Petro Dolar) عمو سام خلق شد. یعنی‌ ذخائر نفتی‌ جهان تبدیل به پشتوانه پول عمو سام شد؛ معادل تولید ناخالص ملی‌ آلمان در هر ۲ الی ۳ سال بر حسب قیمت نفت برای دلار عمو سام در بازار تقاضای مصنوعی ایجاد میشد؛ آنچه که هنوز بسیاری از وزیران نفت و کارشناسان بر جسته کشورهای صادر کننده قادر بدرک آن نشده، یعنی‌ آنچه آنها “بازار جهانی‌ نفت” میخوانند در واقع “بازار جهانی‌ دلار” عمو سام است که در مقابل نفت به فروش می‌رسد.
    پس بودجه MIC متکی‌ بر دلار‌های نفتی‌ شد؛ عمو سام دلار چاپ میکرد و با نفت معاوضه (حتا اگر خریدار نفت هندوستان بود و فروشنده ایران)؛ هنری رو دستم کم نگیرید. [هر کی‌ گفت بزرگترین صادرات عمو سام چیست جایزه دارد.]
    در دوران جنگ دوم عمو سام فقط در مقابل طلا تجهیزات نظامی و مواد غذایی به پسر خاله‌های اینگلیسیش میفروخت، در این فرایند ته مانده خزانه امپراطوری فخیمه خالی‌ شد که هیچ تا خرخره زیر با قرض رفت و آخرین اقساط وام یک میلیاردی به بریتانیای صغیر شده در دوران صدارت تاچر پس از نیم قرن بازپرداخت شد.
    عمو سام در مقابل کالا‌های وارداتی از کشور‌های صادر کننده به آمریکا دلار میپردازد. عمو سام در مقابل یک تانکر ماشین پورشه به آلمان یک جنگنده F۳۵ میفروشد؛
    کشورهای صادر کنده “صلح دوست شده” آلمان ژاپن و چین و مابقی در مقابل فروش کالا و نفت به عمو سام دلار دریافت میکنند. بانک فدرال نرخ بهره دلار رو با ترفند صفر کرده؛ خزانه داری عمو سام به صادر کننده (حتی مالزی هم دلارشو به عمو سام قرض میده) پیشنهاد می‌کنه بجا خوابوندن دلارهاش توی بانک مرکزیش بدون سود بهره، اوراق قرضه عمو سام رو که سود بهتری از صفر داره بخره؛ حالا اوراق قرضه یعنی‌ بدهی عمو سام تبدیل به “اعتبارات” صادر کننده شده و بدهی عمو سام سر از کائنات در آورده؛ هجوم برای فروش اوراق قرضه در بازار‌های مالی‌ موجب سقوط ارزش اسمی اوراق می‌شه؛ عمو سام بیضه طلب کارو تو مشتش گرفته (نه با مفهوم ایرانی)؛ روشون زیاد شه ارزش دلار رو کاهش میده؛
    عمو سام پس با ترفند اوراق قرضه، دلار‌های نفتی‌ رو پس میگیره، یعنی‌ زیر بار قرض میره، منتها به مرور زمان با چاپ پول بخشی از بدهیشو پس میده؛ اما این ترفند موجب تولید تورم پولی‌ در سطح جهان می‌شه به واسطه جایگاه دلار به عنوان پول ذخیره جهانی‌؛ یعنی‌ سر آخر شهروندان جهان با تحمل کاهش معیشت، سلامتی‌ و عمر، تحمل ریاضت و فقر و گرسنگی، بودجه پروژه‌های جنگ و ویرانی عمو سام رو تامین میکنند.
    بر گردیم سر تامین بودجه نجومی MIC متکی‌ بر تولید بدهی و مخارج کسری و اوراق قرضه خزانه داری آمریکا که از صادر کندگان عمده جهانی‌ خریداری شده، تامین می‌شه. یعنی‌ همه کشور هایکه ذخائر ارز دلار و اوراق قرضه دلار عمو سام دارند در تغذیه این ماشین نظامی و این هیولای آدم خوار و ویران کننده کینگ کنگ سهم دارند. بودجه MIC و پنتاگون بیش از مجموع بودجه نظامی ۱۰ کشور بعدی در فهرست بودجه نظامی کشور‌ها دیگر جهان قرار دارد.
    ژاپن و آلمان و چین از عمو سام از رو اکراه و اجبار کالای تولیدی خریداری میکنند. از طرفی‌ عمو سام هم دوست ندارد پایا پای کالا در مقابل کالا پرداخت کند (ایجاد توازن تجاری بین واردات و صادرات خارجی‌)، زیادت خواهی‌ نجومی بیشرمانه! اقتصاد عمو سام متکی‌ بر تجارت درون قاره ایست.
    ژاپنی‌ها بزرگ راه و اتوبان بیشتر واسه عابر پیاده ساختند تا واسه ماشین؛ در توکیو باید اول جای پارک رو که گرونتر از ماشینه بخری، بعد ماشین؛ رو زمین سخت و حصیر میخوابند، با تخته و مقوا اتاق خونشنو تقسیم بندی میکنند واسه فضای خواب؛ هر چی‌ تو دریا آزاد وول بخوره از ریز ماهی‌ تا نهنگ مفت شکار میکنند و میخورند غیر از قایق و کشتی؛
    همزمان کشتی کشتی ماشین تویتا و کالا روانه آمریکا می‌کنه؛ جون به جونشون بکنید کادیلاک سوار نمیشند؛ چینی‌ هام که ۹۰% شون کارگرند، طبقه متوسط هم قدرت خرید کالای عمو سام رو ندارد، اما کالا‌های عمو سام رو به کمترین قیمت تولید میکنند ( Apple, Dell, Nike و غیره ).

    MIC زأیده منوتوریسم و مرکانتلیسم است. جامعه جهانی‌ خود را به نادانی‌ (willful ignorance) مبتلا کرده.

    (Military Industrial Complex ( MIC
    Mercantilism = صادرت‌محور

    سپاس

     
    • آق کاوش تو اگه توده ای تواب نیستی ،یکی دو تا نقد در مورد
      استالین ، لنین و این آخری پوتین بنویس و اگه مزدور نیستی
      یه دو مورد نقد اسلام هم بنویس تا ما باورت کنیم.

       
      • جناب ناشناس,

        اگر توان فهم نظام اقتصاد متکی‌ بر منوتوریسم و میلیتاریسم عمو سام را داری در موضع پیشتیبان و شیفته دلخسته عمو سام نقد و نظرات خودت رو ارائه کن، اما اگر ناتوانی‌ و سر از امور اقتصاد سیاسی در نمیاری و حرف معقولی‌ هم برای گفتن نداری از چرند گویی پرهیز کن.

        اگر این عشق و چاکر مسلکی عمو سام چشم عقلتو نمیبست اونوقت متوجه میشدی که نقد بر منوتوریسم و میلیتاریسم متکی‌ به آن، فقط شامل عمو سام و دلارش نیست.

        اما ظاهرا متوجه نیستی‌ که قیمت از شیر مرغ تا جون آدمیزاد رو روبل دایی جوزف در بازار بورس مسکو برای جهان تعیین نمی‌کنه بلکه دلار عمو سام هست که هر روز اینکار رو در بازار بورس نیویورک انجام میده.

        نقد بر منوتوریسم نقد بر نظام اقتصادی متکی‌ بر ارز فیات است یعنی‌ همه نظام‌های پولی‌ کاغذی و چاپی از دلار گرفته، یورو، فرانک، روپیه، روبل،… تا ریال. انشالا که فهم علم اقتصاد سیاسیت بره بالا.

        فقط یک مغز آشفته و متعصب ممکنه فکر کنه نقد بالا در حمایت از روبل پوتین و تانک روسیست.

         
      • جناب ناشناس این آقا هم توده ایی است حالا تواب یا غیره توابش را نمی دانم ولی توده ایی هست یا بوده و در خارج زندگی می کند و به ایران هم رفت و آمد می کند و به مدیران یا همان مزدوران اراذل و اوباش //// هم مشاوره می دهد!بخوان هم از توبره می خورد و هم از آخور هم بعنوان اپوزیسیون خارج نشین است و هم /// ! متاسفانه از این افراد در ایران و در خارج از ایران زیاد هستند.

         
    • جناب کاوش
      مدتهاست میبینم که شما در اینجا گوجه فرنگی و شقیقه را بهم میدوزید و تئوریهای مثلا اقتصادی را با شایعات و تئوریهای توطئه قاطی میکنید و بخورد بعضی افراد بی اطلاع میدهید! بگمانم شما استاد اقتصاد یکی از دانشگاههای معتبر جمهوری اسلامی هستید و احتمالا فارغ التحصیل یکی از انها .
      آقا جان ، امریکا بعنوان بزرگترین اقتصاد دنیا طبعا پولش (دلار) را مرکز ثقل اقتصاد جهان کرده همانطور که زمانی دینار روم پول مورد قبول دنیا بود زمانی پزو اسپانیا و لیره انگلیس . منتظر باشید تا روزیکه یوان چین همین نقش را بازی کند. در مورد ارز معاملاتی نفت هم اولا امریکایکی از اولین تولید کنندگان و صادر کنندگان نفت از اواسط قرن نوزدهم بوده و بزرگترین صاحبان تکنولوژی صنعت نفت و شرکتهای تولید کننده و صادر کننده نفت آمریکایی بوده و هستند و بنابراین همیشه به پول خودشان معامله کرده اند و داستان گوش ملک فیصل کشیدن شما بچگانه و از بی اطلاعی است ثانیا آیا میدانید که مثلا طلا و نقره و آهن و مس و گندم و ….. و ….. به چه ارزی در بورسهای بین المللی معامله میشوند؟ در مورد آنها عمو سام گوش کی را کشیده!!؟
      ضمنا درک شما از لغت ترکیبی Petrodollar (دلار نفتی) هم اشتباه است (مثل بسیاری نکات دیگر که در اینجا نوشته اید). این کلمه در مورد درآمد کشورهای صادر کننده نفت بکار برده میشود و هیچ ارتباطی با دلار و پشوانه ان و غیره ندارد. لطفا علم اقتصاد را اگر با ان آشنا هستید به تفسیر های آبدوغ خیاری سیاسی آلوده نکنید.

       
      • جناب ناشناس

        بنظر میاد تازه اینجا تشریف آوردید؛
        پر واضح است که فاقد درک علمی‌ و عقلانی از نظام پولی‌ متکی‌ بر ارز فیات (پول چاپی- Fiat Currency) و نقش آن در نظام پولی‌ ، مالی‌ و اقتصادی در جهان و به خصوص نقش مخرب دلار در تولید بدهی و تورم پولی‌ در اقتصاد جهانی‌ هستی‌؛
        اینجانب قبلا در کامنت‌های متعدد تاریخچه نظام بانک داری مرکزی و پولی‌ مبتی بر ارز فیات، بانکداری ذخیره کسری، تاریخچهٔ پیدایش دلارنفتی، و پیش از آن توافق برتون وودز (طلا برای دلار)، توضیحات کافی‌ دادم. مفصل راجع به مکاتب اقتصاد مونوتریسم شیکاگو و آقای میلتن فریدمن شارلاتن، اقتصاد دولتی کینزی و مکتب اقتصاد اطریش به اندازه دوره کارشناسی ارشد مطلب نوشتم و توضیحات دادم. به تاریخ نظام پولی‌ متکی‌ بر سکه طلا و نقره و “تورم فلزی” در اقتصاد امپراطوری روم هم اشاره با نمودار کردم.
        اقتصاد به مفهوم مستقل و به عنوان “علم” مستقل از اراده و دخالت انسان در ساز و کار آن عینیت ندارد؛ مفهوم اقتصاد سیاسی، مفهوم معتبر و پذیرفته جهانیست؛ در امور اقتصاد مسایل و مصالح و ترفند‌های سیاسی دخیل است که شما از روی بی‌ اطلاعی بذم خود “شایعه و تئوری توطئه” تلقی‌ کردید، که این خطائ دید و درک کوتاه شماست.
        کامنتهای زیر و بخوان تا از اظهار نظر‌های ناشیانه و آبدو خیاری پرهیز کنی‌.
        اگر درک کردی و به معلوماتت اضافه شد فبها، اگر دچار تشتت فکری شدی سوال مشخص کن تا برات توضیح بدم، شاید روشن شدی و از قضاوت عجولانه و سفیهانه پرهیز کردی.

        http://www.nurizad.info/blog/29700#comment-225835 – تجارت نفت از زمان جنگ جهانی‌ دوم تا امروز و آیندهٔ آن

        http://www.nurizad.info/blog/31428#comment-319112/ نظام بانکی جهانی‌ و وطنی را بهتر بشناسیم

        http://www.nurizad.info/blog/32420#comment-485581/ گردانندگان کلان و اصلی‌ پانزی – دغل – بازی

         
        • آقای کارشناس ارشد در اقتصادی که امامتان تکلیفش را مشخص کردند ، زمانیکه شما اینها را میخواندی من آنها را در دانشگاههای معتبر درس میدادم . محبت کنید و این لاف در غریبی را به بازار مسگرها ببرید . ضمنا یاد بگیرید که بر خلاف روش معمول در جمهوری اسلامی جواب کسانی که شما را نقد میکنند فحاشی و توهین نیست.
          بهرحال خوشحالم که چیزی یاد گرفتید و در کامنت قبلی در جواب یکنفر دیگر حرف مرا تکرار کردید که فعلا قیمت تمام مواد اولیه به دلار (یعنی پول مقتدرترین اقتصاد دنیا – نه بولیوار ونزوئلا) تعیین میشود و انحصارا مربوط به نفت و گوش ملک فیصل نیست! صحبت من با شما هم فقط در همین مورد بود والا اگر میخواستم به سایر چیزهائی که اینجا مینویسید و یکی دو نفر برایتان به به و چهچه میکنند بپردازم کار به درازا میکشید .

           
    • درود کاوش گرامی

      مقاله نفیس و ذی قیمتی بود،از اطلاعات داخل آن برخوردار شدم.شما که هم با زبان خارجی آشنا هستید و هم با زبان و منطق اقتصاد،اگر گاه بگاه،آمارهای دقیق و به روز شده از امور داخلی امریکا اعم از آمارهای اجتماعی و اقتصادی را ارائه کنید سپاسگزار شما خواهم بود،چون،نفس ارائه آمارهای دقیق مربوط به اوضاع داخلی – بقول شما کینگ کنگ بزرگ :عموسام!- خود بخود گویا خواهد بود و نیازی به تحلیل های خیلی غامض و پیچیده و اصطلاحی نخواهد بود.

      و نکته دیگر اینکه،چه خوب است شما گهگاه،پیرامون “جنگهای تجاری” براه افتاده بین امریکا و دیگر غولهای اقتصادی جهان و ماهیت آنها و نتایج عاجل و آجل آن بنویسید و اینکه پیش بینی می کنید اگر ترامپ برنده دور دوم انتخابات امریکا باشد،پیامدهای اقتصادی اینگونه “جنگهای تجاری”بر سر تعرفه ها چه خواهد بود؟

      سپاس و آرزوی توفیق و سلامت شما

       
      • جل الخالق ! امریکا فقط با محروم کردن جمهوری اسلامی از استفاده از دلار و سیستم بانکی دنیا ایران را بخاک سیاه نشونده و این بابا به رفیقش میگه بیا راجع به مسائل اقتصادی عمو سام بنویس! اینا تو کدوم سیاره زندگی میکنن!؟

         
  32. نظر زنده ياد احمد کسروی در باب آخوندها

    زنده ياد احمد کسروی مینويسد:

    مگر شما ملايان را نمي‌شناسيد؟!

    آنان دسته‌اي هستند كه در اين كشور مفت مي‌خورند و كاري كه از دستشان برمي‌آيد ايستادگي در برابر پيشرفت توده است.

    هر گامي كه مردم بسوي بهتري بردارند اينان با آن دشمنند كه تا توانند ايستادگي خواهند كرد و سپس رها كرده فراموش خواهند گردانيد.

    مگر با مشروطه همين رفتار را نكردند و آن خونريزيها را بميان نياوردند؟!.. مگر با دبستانها كه برپا شده بود ساليان دراز دشمني ننمودند؟!..

    مگر با ثبت اسناد و دفترهاي رسمي بكشاكش نپرداختند؟!..

    مگر با يكساني رخت و كلاه اين رفتار را ننمودند و مايه‌ي خونريزي نگرديدند؟!

    اين ملايان ساليان دراز با دبستانها دشمني نشان مي‌دادند و بچه‌ها را «تكفير» مي‌كردند.

    اين مردم‌آزاري ملايان از آنجا برخاسته كه يك كار «مشروعي» در زندگاني توده‌اي نمي‌دارند. نه بافنده‌اند ، نه ريسنده‌اند ، نه سازنده‌اند ، نه كارنده‌اند ، نه دوزنده‌اند ، نه مي‌خرند و نه مي‌فروشند. يك جمله بگويم : هيچكاره‌اند.

    قانونها نيز جايي براي ايشان درميان توده باز نكرده و كاري بآنان نداده. خودشان مي‌گويند : «پيشوايان دينيم و بمردم دين مي‌آموزيم». ولي اين هم دروغست. زيرا چيزهايي را كه آنان مي‌آموزند مردم خودشان از پيش مي‌دانستند. اينست چون كاري نمي‌دارند و بيكار هم نمي‌توانند نشست بمردم‌آزاري مي‌پردازند!..

    داستان ملايان با توده‌ي بدبخت ايران داستان آن مرد بي‌چيز «نايب‌حسين» نامست كه چون پير و ناتوان شده بود ، بزنش نان و رخت نمي‌توانست داد و مهرباني نمي‌توانست كرد. ولي هر چند روز يك بار كتكش مي‌زد و دشنامش مي‌داد. اين كار را مي‌كرد تا نگويند بيكبار زنش را فراموش كرده و بخود واگزارده.

    ملايان نيز اين مردم‌آزاريها را مي‌كنند تا دانسته شود كه هستند و بيكبار فراموش نگردند. قرآن و اسلام نيز دستاويزي در دست ايشان است. شگفت از شماست كه آنان را تاكنون نشناخته‌ايد و بسخنانشان ارج مي‌گزاريد و دنبال مي‌كنيد.

     
  33. امیرحسین کمی کمتر تلاش کن بند و آب ندی. آخه کسی که دائما میگه من جمهوری خواهم که اینقدر در مدح و ثنای پهلوی ها مطلب نمیذاره. دیگه اینقدر کم آوردی رفتی سراغ فرشگردی ها که برای ما 4 تا افسانه تعریف کنند. فقط یه بی وجدان سلطنت طلب در میاد میگه وقتی میگن انقلاب را دزدیدند یعنی اینکه سهم ما را از انقلاب ندادند. شما سلطنت طلب ها با پوشش جمهوریخواهی و دموکراسی خواهی دو کلمه حرف بزنید خودتون رو لو میدید. سرتون رو مثل کبکه کردین تو برف. جمهوریخواه کمی هم در باره جمهوریت مطلب بذار ما یاد بگیریم چگونه یه جمهوریخواه بت ساز پادشاه ها میشه که تشخیص میده بعد از حکومت داریوش و کوروش فقط پهلوی ها وطن دوست بودند. و جمهوریخواه این
    وسط مردم کجا قرار میگیرند؟ بیچاره رضا شاه دوم رو چه کسانی سرمایه گذاری کرده.

     
  34. چه آشفته بازاری!

    آنچه از اخبار این چند روزه می آید که دو خانم ایرانی یکی در دانمارک به اسم آنا هیتا ملکیان و دیگری در بلژیک بنام دریا صفایی در انتخابات این دو کشور شرکت کردند که دریا پیروز شده و خوشبختانه حزب آناهیتا شکست خورد، این دو از فعالان حقوق زنان ایران هستند و چون با گوشت وپوست ظلم و نابرابری وتبعیض و تضییع حقوق زنان توسط رژیم قرونوسطایی بنیان گذاشتهشده خمینی را تحمل کردهاند حال در دنیای آزاد از حقوق خود ودیگر خانم های ایرانی دفاع میکنند و بگونه ای صدای داخلیان در برون مرزند تا اینجا آفرین دارند ولی این دو خانوم نم نمک قطارشان از ریل خارج شد و به دو حزب راسیست اروپایی دانمارک و بلژیک ملحق شدند، خلاصه هردو راسیست شدند البته جناب عارف اصلاح طلب نگفت که ما قویا ژن راسیستی هم داریم،اگر راسیست نبودیم که با برادران افغانی که شاید فقیر تر و کم سوادتر باشند بد رفتاری نمیکردیم و حد اقل بعد از سی چهل سال بهشان تابعیت میدادیم و به همسایگان عربمان توهین نمیکردیم در حالی که هموطن عرب هم داریم، بلی احزاب این دو خانوم دریا و آناهیتا راسیستی هستند و ضد خارجیان بویژه عرب ها ومسلمانان و موافق اخراج اینها و نیز مخالف ورود پناهجو وپناهنده و مشکل سازی برایشان، خوشبختانه حزب آناهیتا” حزب مردم دانمارک” شکست خورد و برنده حزب سوسیال دمکرات شد.
    حزب ان و آ بلژیک هوای تقسیم این کشور را دارد و منشاء گرفتاریهای این کشور است.

    رنگی دیگه و طرحی دیگه

    از مرور کنندگان خواهش میشود تشابهات و تفاوتهای خانم پری بلنده اعدام شده توسط عمال خمینی و حجت الاسلام طائب را مرقوم دارند تا بهرمند گردیم، از قبل ممنون.

     
    • شاهد گرامی اگر می خواهید چنین افرادی را بشناسید حتما داستان زنده یاد صادق چوبک شاید هم امین فقیری؟! بنام خود گم کرده را بخوانید.از این جانوران در دنیا بسیار یافت شود زیاد اهمیتی ندهید!

       
  35. دونالد ترامپ: تحریم ها به نحو خارق العاده ای ایران را به یک “ملت درمانده” تبدیل کرده است. ایران به راستی یک “ملت تروریستی” است. حاضر به گفت و گوی با رهبران ایران هستم!

    دونالد ترامپ امروز در مصاحبه مشترک با رئیس جمهور فرانسه درباره ایران گفت:

    «من فکر نمی کنم که ما [ایالات متحده و فرانسه] در مورد ایران با هم اختلاف نظری داشته باشیم. من فکر نمی کنم که رئیس جمهوری [فرانسه] خواهان مشاهده سلاح هسته ای باشد، و من نیز چنین چیزی را نمی خواهم. تمام مسئله همین است!

    او نمی خواهد آنها [ایران] جنگ افزارهای هسته ای داشته باشند. و من هم نمی خواهم آنها [ایران] جنگ افزارهای هسته ای داشته باشند. و آنها [ایران] جنگ افزارهای هسته ای نخواهند داشت.

    با در نظر داشتن این مطلب، خواهیم دید که در رابطه با ایران چه اتفاقی خواهد افتاد! وقتی من بیش از دو سال و نیم پیش به ریاست جمهوری رسیدم – باور [سرعت گذر زمان] دشوار است – ایران یک “ملت به راستی تروریستی” بود، و هنوز هم هست.

    آنها قهرمان بلا منازع تروریسم بودند. و این چیز بسیار بدی است. آنها در ۱۴ نقطه مختلف – از یمن و سوریه گرفته تا بسیاری از مناطق و میدان های نبرد دیگر – مشغول جنگ و آتش افروزی بودند! و همه جا پای ایران در میان بود و ایران در همه آنها دست داشت.

    اما حالا دیگر [نمی توانند] از این کارها بکنند. وضعیت آنها به عنوان یک کشور بسیار بد است. آنها یک کشور درمانده بوده اند و من نمی خواهم آنها یک کشور درمانده باشند!

    ما می توانیم این وضع را به سرعت تغییر دهیم. اما تحریم ها بسیار نیرومند، و به شکل خارق العاده ای [موثر] بوده اند. و مسائل دیگری نیز در میان بوده است.

    من فکر می کنم که آنها می خواهند گفتگو کنند. و اگر آنها خواهان گفتگو هستند، اشکالی ندارد. ما گفتگو خواهیم کرد. اما تنها چیزی که آنها [ایران] نمی توانند داشته باشند، جنگ افزارهای هسته ای است و من فکر می کنم که رئیس جمهوری فرانسه نیز قویا با این امر موافق است. من فکر می کنم او نیز با این مسئله موافق است که آنها [ایران] نباید جنگ افزارهای هسته ای داشته باشند.»

    از دقیقه ۱۲.۴۵ تا دقیقه ۱۴.۱۱ را ببینید.

    https://www.youtube.com/watch?v=bsyHChqe9gk

     
  36. سلام آقای نوری زاد عزیز چشم خیلی ببخشید از این به بعد قسمتی از مطلب را میزارم و ادامه مطلب را لینک میزارم تا بازدید کنندگان برای دیدن ادامه مطلب به این سایت بروند

    دوستان برای دیدن تمام مطلب چه کسی در ایران انقلاب کرد که اکنون هم باید خودش رژیم را براندازد؟ به این این لینک بروید
    https://kayhan.london/fa/1397/02/25/%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%DA%A9%D9%87-%D8%A7%DA%A9%D9%86%D9%88%D9%86-%D9%87%D9%85-%D8%A8

     
  37. یادداشتهای اسدالله علم (پهلوی شناسی و عبرت)
    ——————————————————–

    1-شاه: اجازه نمی دهیم هیچ کشوری با نام خلیج فارس بازی کند و بخواهد از نام دیگری برای آن استفاده کند.

    ✍️ اسدالله علم

    «عرض کردم: باز هم وزیر مختار انگلیس در قبال حرفهای عربی و خلیج عربی، ایران چه رویه ای اتخاذ کرده است( عمل اخیر عربها که می خواهند خبرگزاری خلیج عربی درست کنند.)

    فرمودند: معلوم است نمی گذاریم کسی با اسم خلیج فارس بازی کند و نخواهند توانست.»

    (خاطرات علم، جلد پنجم، ص ۳۹۷. ۳۰ بهمن ۱۳۵۴).

    ===

    2- عَلَم: سرلشکر زاهدی با فرمان شاهنشاه و با کمک سازمان سیا علیه مصدق کودتا کرد!

    ✍️ اسدالله علم

    «[کرمیت] روزولت کسی است که در زمان کودتای [سرلشکر] زاهدی علیه مصدّق بنا به فرمان شاهنشاه، مأمور سیا در ایران شده بود و خیلی به این مسئله کمک کرد!»

    (خاطرات علم، جلد پنجم، ص ۴۴۰- ۴۳۹. ۲۳ بهمن ۱۳۵۴).

    ===
    پی نوشت 1: رویکرد شاهنشاه در دفاع از عنوان “خلیج فارس” رویکردی وطن دوستانه و تاریخی و قابل ستایش بوده است،آنگاه جای این پرسش است که این نگاه وطن دوستانه و ناسیونالیستی چطور با واگذاری بحرین قابل جمع است؟!

    پی نوشت 2: قابل توجه شاه دوستانی که هنوز که هنوز است نقش امریکا و سیا در کودتای امریکائی انگلیسی 28 مرداد را انکار می کنند! گذشته از دهها و صدها سند و اذعان وزارت خارجه امریکا، این ظاهرا وزیر دربار شاهنشاه است که از نقش سیا و فرمان شاهنشاه در کودتای 28 مرداد علیه دولت منتخب و مردمی مرحوم دکتر مصدّق می گوید! یک دنیا حرف ذیل همین دو سطر یادداشت علم است

     
  38. این خبرها را کنار هم بگذارید بعد ببینید باز هم دلیلی برای جنگ و یا دشمنی آمریکا با ج.ا پیدا میکنید٬ بدون مذاکره هم به توافق خواهند رسید.
    ((دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، می‌گوید که ایران در حال ورشکستگی است و من این را نمی‌خواهم.
    ترامپ روز پنجشنبه ۱۶ خرداد با اشاره به اینکه در آغاز دوران ریاست‌جمهوری‌اش «ایران یک کشور تروریستی واقعی بود» و در منازعات متعددی در خاورمیانه دست داشت گفت: «ولی امروز دیگر چنین کاری نمی‌کنند؛ فقیر شده‌اند و به عنوان یک کشور، در حال ورشکستگی هستند. هرچند من چنین چیزی نمی‌خواهم».))

    خبر بعدی:((دکتر یاسین آق طای؛نویسنده و مشاور ارشد رئيس جمهور تركيه ترکیه نوشته است:«آمریکا مرغ تخم‌طلای خود را هرگز
    نمی‌کُشد».
    واقعیت امر این است که رژیم های کره شمالی و ولایت فقیه؛ نه تنها دشمن ایالات متحده آمریکا نیستند،بلکه به قول دکتر یاسین آقطای مشاور ارشد رهبر کشور ترکیه ( رجب طیب اردغان)،مرغ های تخم طلایی برای ترامپ می باشند.
    این مرغ های تخم طلای امریکا؛ به تازگی تخم های به ارزش ده میلیارد دلار و هشت میلیارد دلار در سبد ترامپ تقدیم ایالات متحده آمریکا نمودند.
    تمام کارخانه های تسلیحات سنگین‌مانند:هواپیمای های جنگی ،موشکهای پیش رفته و تانک‌های مدرن آمریکا به برکت شعار های ویرانگر ،کاذب و رجز خوانی های فرماندهان سپاه ایران و رهبر کره شمالی با تمام ظرفیت کار می کنند و به تولیدات خود می افزایند.
    همین لشکر کشی اخیر امریکا به خلیج ،تهدید متقابل سپاه ( انفجار کشتی های نفتی)و آزمایشات کره شمالی سبب شد تا به تازگی قراردادهای به ارزش ۱۸میلیارد دلار بین آمریکا با کشور های سعودی و ژاپن بسته شود.
    ترامپ که از تخم های طلای تازه،راضی به نظر می رسد؛ در تازه ترین اظهارات خود پیام های آرامش بخش به رژیم های کره شمالی و ایران ارسال نموده است.
    فقط در پنج سال گذشته مطابق اعلام مراکز تحقیقات راهبردی معتبر جهانی بیش از دویست میلیارد دلار تنها کشور های حاشیه خلیج فارس از امریکا و متحدین غربی آن اسلحه خریداری کرده اند.
    عربستان سعودی، بر اساس ارزیابی «مؤسسۀ بین‌المللی تحقیقات صلحِ استکهلم»، در پنج سال گذشته نخستین واردکنندۀ تسلیحات در جهان بوده است و میزان خرید این کشور در این زمینه، در فاصلۀ سال‌های ٢٠١٤ تا ٢٠١٨ به نسبت مدت مشابه پیش از آن، به میزان ١٩٢ درصد افزایش یافته است. عربستان در این مدت همچنین نخستین مشتری آمریکا در این زمینه بوده و ٢٢ درصد کل صادرات سلاح آمریکا را خریده است. عربستان سعودی پس از مصر و هند، سومین خریدار سلاح‌های فرانسه، نخستین خریدار تسلیحات بریتانیا، سومین خریدار تسلیحات اسپانیا و نخستین خریدار از سوئیس است.
    کابینه ژاپن (سه شنبه) تصویب کرد که تعداد جنگنده‌های سفارشی اف- ۳۵ آمریکایی برای ارتش این کشور، از ۴۲ فروند به ۱۴۷ فروند افزایش یابد. ارزش این خرید بیش از ۱۰ میلیارد دلار خواهد بود. این بزرگ‌ترین سفارش خرید هواپیمای اف – ۳۵ به شرکت آمریکایی ” لاکهید مارتین” (سازنده هواپیمای اف – ۳۵) است. بزرگ‌ترین خریدار هواپیماهای تولیدی این شرکت، ارتش آمریکاست.
    حالا برای یک لحظه فکر کنید که اگر همین فردا ؛ رژیم های موجود ایران و کره شمالی سقوط نمایند و نظام های قانونمند در این کشور ها حاکم گردند امریکا برای کشور های خلیج فارس و شرق دور از کی شیطان خطرناک بسازد تا ثروت های باد آورده ای حکام فاسد خاورمیانه را به امریکا سرازیر نماید؟))
    ( پوزش از بابت کپی و پیست)

     
    • کپی پیست برای یک تحلیل یا درست نشان دادن یک پیش فرض مانعی ندارد،بشرطی “گزینشی” و “محدود”به آنچه که پیش ذهن ماست نباشد.این یک اشکالی است که در رویکرد کامنت گذار هموطن 1 وجود دارد.حالا البته یک آقایی که سمت مشورت اردوغان را داردتحلیل ها و برداشت های خود از مسائلی خارجی را بیان کرده و شما برداشت ها و تحلیل های او را مبنی درستی پیش فرض های خود قرار می دهید در حالیکه اثبات درستی تحلیل های شما یا آنچه که پیش فرض های شماست،موکول به “واقعیات عینی”و “اخبار واقعی”است نه تحلیل های دیگران از امور خارجی.من اگر جا شد قطعات دیگری از گفتار این آقا (یاسین) را نقل خواهم کرد،اما فعلا می پردازیم به همین جمله “تخم مرغ های طلائی”که بنیان مفروض های شماست.پاسخ اینجا یک جمله است:اینکه امریکا یا قدرت های دیگر تولید کننده سلاح زرنگند از یکطرف،و اینکه حکام غیر منتخب مردم عرب،ببو یا متوهم تشریف دارند یا بتعبیر ترامپ “گاوهای نه من شیر ده”هستند،دلیلی است بر عدم حقانیت جمهوری اسلامی یا عدم درستی سیاست های جمهوری اسلامی؟! در عبارت های غیر منصفانه دکتر یاسین،هم به “تهدیدهای ایران نسبت به کشورهای همسایه”اشاره شده بود،من سوال می کنم از ایشان و از شما که خزعبلات تحلیلی او را مبنای درستی پیش فرض های کلیشه ای خود قرار داده اید،که ایران کی و کجا کشورهای حاشیه خلیج فارس و بطور کلی همسایه های خود را تهدید کرده است؟ یا کی یکی از آنها را مورد تجاوز زمینی،هوائی یا دریائی قرار داده است؟! ماجرای جنگ ایران و عراق که ماجرای منحاز دیگری است،اما شما نشان دهید یکجا که مبنای سیاست های کلی یا جزئی جمهوری اسلامی ایران تهدید عربستان،کویت،امارات،قطر،بحرین،یمن و هرچه از اینجور کشورها بوده است،ایران (چه دیپلمات های آن و چه مقامات نظامی) البته در برابر تهدیدهای لفظی دیگران موضع گرفته اند و باید هم بگیرند،اما کجا ایران بنایش تهدید کشورهای همسایه بوده است؟ من از شما می پرسم چرا خود همین ترکیه هیچگاه نگفته است ایران ما را تهدید کرد؟ می دانید پاسخش چیست؟ بنظر من پاسخش این است که ترکیه کشوری دموکرات و متکی بر رای مردم و احزاب است،همینطور کشورهای بالای ایران چرا تاکنون هیچکدام نگفته اند ایران ما را تهدید کرد؟ اما شیوخ پایین دست اینرا می گویند،می دانید چرا؟ برای اینکه آنها شاهان و سلاطینی هستند که منتخب مردم خود نیستند،سلطنت های موروثی اند و آنجاها هیچ شکلی از دموکراسی برقرار نیست،خوب اینها انقلاب ایران را دیده اند و بزباله دانی رفتن نظام سلطانی و شاه را دیده اند،پس دائم در این توهمند که مبادا اینجا هم این خبرها شود! وگرنه ایران نه ادعایی در مورد خاک این کشورها دارد ،نه نزاعی در مرزهای آبی،تازه این اماراتی ها هستند که هرچند یکبار نق نق جزایر سه گانه ای که برحسب اسناد دقیق بین المللی متعلق به ایران است را می کنند و حتی آنها ایران را تهدید می کنند! خوب اگر کسی تهدید لفظی کرد جواب های هوی است! خوب،بعد این شیوخ روی این توهم آمده اند شده اند خر امریکا! یا بتعبیر امریکائیها گاوها نه من شیرده! اینجا پایگاه برای امریکا درست کرده اند و موشک و هواپیما و سلاح …من سوالم الان این است که گناه ایران این وسط چیست؟! این ظاهرا حکایت همان گفته منصور حلّاج است که :وجودک ذنب”! یعنی اصلا مثل اینکه وجود جمهوری اسلامی برآمده از اراده سیاسی تاریخی مردم ایران “گناه”است! بنابر این،ایران کسی را تهدید نکرده و نمی کند،بلکه از نظر آنها که بتعبیر این آقا تخم مرغ طلائی کمپانی های فروش سلاح در امریکا و انگلیس و فرانسه و غیره هستند،وجود جمهوری اسلامی گناه است! و این یک بیشرمی آشکار از سوی امریکای نفع طلب و از سوی شیوخ متوهم و از سوی این دکتر یاسین است که اراده آزاد سیاسی مردم ایران را هم دستمایه پر کردن جیب خود کنند (امریکا)،هم تضمینی برای بقای قدرت خود(عربها).حالا می رسیم به جناب ترکیه و دکتر یاسین! این جناب دکتر یاسین که وجود ایران را گویا گناه می داند،و از دخالت های منطقه ای ایران سخن می گوید،توضیح دهد،چرا خود جناب ترکیه در منطقه دخالت های مختلف کرده و می کند؟! آن ماجرای کردها و تعدیات به شمال عراق،و آن افتضاح ترانزیت داعش از خاک ترکیه به کشورهای سوریه و عراق و مسلّح کردن تروریست ها در برابر دولت قانونی سوریه! چرا خود این جنابان تخم مرغ طلائی،بلکه محل تخم گذاری طلائی نباشند؟! بعد که تیرشان بسنگ خورد با پایمردی دولت قانونی سوریه و کمک متحدان او ایران و حزب الله البته (بدرخواست دولت قانونی) و بعد که با هجوم آوارگان سوری به ترکیه و اروپا مواجه شدند،بتعبیر من :ترکها یک پشتک زدند و شروع شد به داعش کشی! داعش را کی خلق کرد؟! ایران؟! اف بر آن ایرانی که چنین دروغی ببافد،داعش را خود امریکائی ها خلق کردند با همکاری جناب ترکیه و آن گاوهای نه من شیرده،برای چه؟! بله برای همین “تخم مرغ طلائی”که بنیان تحلیل شما و دکتر یاسین است! بله خرج سلاح ها را همین گاوها پرداختند و در جیب امریکا کردند،و همان وحشی های داعش که مخلوق خود اینها بود با دزدیدن نفت کشورهای عراق و سوریه! این وسط گناه ایران این بود که از امنیت خود و امنیت منطقه و همسایگانش دفاع کرد؟! و گناهش این بود که مانع از توسعه طلبی های اسرائیل شد؟! اگر اینها از نظر شما و دکتر یاسین “گناه”است،بله ایران گناه مرتکب شده است،اما ایران کسی را تهدید نکرده است،الان هم ایران حرفش این است که اگر امریکا و آن گاوها دستی بلند کنند،ایرانی دستشان را در هوا قطع خواهد کرد،و گرنه بنای ایران نه جنگ با امریکا بوده است و نه با اسرائیل،محو اسرائیل نیز یعنی بازگشتن حقوق فلسطینی ها و آوارگان فلسطینی با رای و انتخاب آزاد مسلمان و یهودی و مسیحی فلسطینی.حرف ایران و نظامیان ایران نیز همیشه تهدید در برابر تهدید بوده است:اگر اسرائیل غلطی کند،بله موشک های ایران تلاویو را در هم خواهد کوبید،این دفاع است و منطق عقل و منطق شرع.

      اینهم لینک اظهارات دکتر یاسین:

      http://ettelaat.net/2019/05/23/19490/

       
  39. فرازی ا یه مقاله شماره ۶ ژوئن روزنامه عصر امروز چاپ لس آنجلس تقدیم به داش محمد جوونمرد دوران
    انسانی دانا که برای جامعه ای نادان مجاهدت میکند مانند کسی است که خودش را آتش میزند تا نور و روشنائی برای کوران فراهم سازد

     
  40. ناشناس آشنا

    برای جناب قدیمی

    ۱- من نگفتم که شما با قصد فریب دادن جوانان همان کار شاه جونی ها را می کنید , بلکه گفتم شما غیر شاه جونی های مداح همانطور در فریب جوانان شرکت دارید که شاه جونی های حرفه ای قسم خورده افسانه ساز.

    ۲- اگر شما خودتان و به قول خودتان ” یکسویه نگری و مطلق گرائی “نمی کنید پس چرا فقط در مدح شاه و پدرش نغمه سرایی میکنید ؟ اگر شما آن روی دیگر سکه را هم نشان می دادید که ما نمی آمدیم وقت خود را تلف کنیم برای انتقاد از مداحان .

    ۳- من که بارها نوشتم که شما این تغییرات ضروری را در همه کشور هایی که کم و بیش اندازه آن روز ایران توسعه یافته بودند می توانید ببینند , بروید خودتان به مثلا هندوستان , ترکیه , عراق , مصر و …..نگاه کنید . من یک وقت خواندم که زمانی که رضا شاه از ایران فرار کرد ایران در زمره عقب مانده ترین کشور های منطقه بود .

    ۴- از زمان سقوط دیکتاتوری رضا شاه تا کودتای ۲۸ مرداد فضای باز سیاسی در کشور گسترده شد . در آن زمان محمد رضا شاه هیچ کاره بود و نمیتوانست به ادعای پوک شما ” محدودیتهای دوران پدرش را بردارد ” .
    این که مطبوعات بازهم به قول شما ” هر روز به شاه و نخست وزیر و همه ارکان و بزرگان مملکت (بجز ملاها البته) هر توهینی بکنند و کاریکاتور شاه را بشکل الاغ و نخست وزیرانش را در غالب سگ (قوام) و عنتر (مصدق) بکشند بیندازید ” را باید نتیجه همان دیکتاتوری حاکم در دوران رضا شاه بدانید جناب قدیمی . اگر کسی یاد نگرفته باشد که از آزادی های سیاسی و اجتماعی درست استفاده کند از او هم نباید انتظار داشته باشیم که درست رفتار کند وقتی ناگهان بساط دیکتاتوری برچیده میشود .
    این توهین ها و تظاهرات و اعتصابات به هیچوجه دلیل برقراری دیکتاتوری بعدی نمیتواند باشد و دلیل برقراری دیکتاتوری پس از کودتای ۲۸ مرداد هم خاموش کردن صدا ها برای ادامه وطنفروشی های پهلوی ها و غارتشان بود نه برای برقراری دمکراسی و آموزش دادن مردم برای زندگی در دمکراسی , که هیچ گاه هم چنین کاری در دوران محمد رضا شاه نشد که نشد .

    ۵- من به شما انگ نزدم , تنها گفتم که کارتان نتیجه اش با کار شاه جونی ها یکیست . هر دو جوانان را فریب می دهید شاه جونی ها خواسته و معتقد به فریب دادن جوانان ( نگاه کنید به افسانه سازی های آنها که به هر قصه کودکانه ای متوسل میشوند برای فریب دادن دیگران طوری که آدم حالش بهم میخورد وقتی میبیند که انسانی چنین میتواند سقوط کند از نظر اخلاقی ) و شما مداحان سلطنت جمهوری خواه هم از سر نادانی ( من نمی فهمم این چه جمهوری خواهی است که برای سلطنت تبلیغ میکند , آن هم آن سلطنت بی آبرو )

    ۶- میگویید : ” پیش زمینه دموکراسی فرهنگ سازی ، سواد آموزی و رشد اقتصادیست و تجربه در سراسر دنیا نشان داده که تا این زمینه ها آماده نباشد آزادی سیاسی کامل (از نوع اروپای غربی کنونی) مساویست با هرج و مرج و بی قانونی ”
    خوب چه کسانی , گروهی , حزبی , سازمانی وقتی دیکتاتوری رضا شاهی حاکم بود میتوانست فرهنگ سازی کند , بیسوادی را از بین ببرد ؟ رضا شاه هیچ اقدامی برای ریشه کن کردن بیسوادی نکرد تا آن جا که من میدانم و در دوران رضا شاه مردم ایران در فقر مطلق زندگی میکردند , ( از این لحاظ یکی از سیاه ترین دوران حیات ایرانیان بینوا بود دوره رضا شاه در حالی که خود او محصولات کشاورزی و دامی آبادی های دزدی را از جمله به روسیه صادر می کرد) .

    ۷- در کشوری دیکتاتوری حاکم است و هر نوع فعالیت سیاسی , فرهنگی , اجتماعی سر کوب میشود . مردم هیچ از دمکراسی نمیدانند جز اندکی از آنها که یا در زندانند و یا فراری و یا ساکت بالاجبار . دیکتاتوری میرود و مردم بدون به قول شما ” پیش زمینه دموکراسی فرهنگ سازی ، سواد آموزی و رشد اقتصادیست و تجربه ” هم که نمیتوانند دمکراسی داشته باشند چون به فرمایش شما : ” تا این زمینه ها آماده نباشد آزادی سیاسی کامل (از نوع اروپای غربی کنونی) مساویست با هرج و مرج و بی قانونی ” . پس قاعدتا مردم باید با همان شیود قبلی به زندگی ادامه دهند غیر از این است ؟ خوب جناب قدیمی مردم چگونه میتوانند بالاخره به دمکراسی دست یابند ؟ شاید می فرمایید ذره , ذره , قطره , قطره باید به کامشان دمکراسی چکاند . از زمان شاه شدن رضا شاه تا سرنگونی سلسله پهلوی بیش از پنجاه سال گذاشت , از دمکراسی خبری شد ؟ از آزادی سیاسی خبری شد ؟ از مطبوعات آزاد خبری شد ؟ نویسندگان چقدرشان بسیار سالها از زندگی خود را در زندانهای شاه و پدرش گذراندند ؟ چه تعداد نویسنده آ ثارشان ممنوع شدند از انتشار ؟ شما بیا به من بگو چه کارهایی در زمان شاه و پدرش برای برقراری دمکراسی به جای دیکتاتوری شد , بالاخره از یک جایی و زمانی باید این شروع میشد یا نه ؟ کجا و کی قطره ای از آن آب حیات بخش در کام مردم بینوا چکانده شد ؟ شما به همین خاطراتی که سید مرتضی دوست ما زحمت میکشد و این جا میگذارد و ناسزا تحویل میگیرد , به جای تشکر , نگاه کنید . رضا شاه که تکلیفش معلوم بود , آیا شما در این خاطرات نشانه ای از معتقد بودن شاه به دمکراسی می بینید ؟ خوب این مردم پس چطور میتوانستند تمرین دمکراسی کنند و در گفتگو ها مشکلات کشور را مطرح کنند و به کمک هم راه حل پیدا کنند به جای به خیابان ریختن و سر کله هم را شکستن و کشتن همدیگر ؟

    و در خاتمه , نه رضا شاه با دمکراسی آشنا بود و نه پسرش که به دمکراسی آشنا بود , زمانی که کاملا یکه تاز شده بود , به دمکراسی اعتقادی داشت . مردم ایران مثل مردم همه کشور هایی که صاحب دمکراسی شده اند شایستگی برخورداری از دمکراسی را همیشه داشته اند و دمکراسی را هم پس از جان نثاری ها و تحمل سختی های فزون از شمار بدست آوردند و قانون را به جای استبداد فردی حاکم کردند که آن هم متاسفانه با کودتایی که رضا شاه چماقش بود وقتی هنوز کاملا خردسال بود سر بریدند و کشور بیش از پنجاه سال رفت زیر بدترین نوع استبداد و غارت و نتیجه اش را هم میبینیم که چماق رضا شاه و پسرش را سید علی دست گرفته حالا .

     
    • ناشناس اشناهرکس به شما گفته ایرانیان در زمان رصا شاه در فقر مطلق بودند ادرس غلط داده من زمان رضا شاه را خودم دیده ام بیشتر ایانیان درروستاها زندگی میکردند علی رغم اینکه خانها مقدار بیشتری از دسترنج انان را میگرفتن ولی با ایحال در فقر مطلق نبودند در شهر ها اکثریت با کسبه متوسط بود اقلیتی هم کارگر ساختمان یامراکز دولتی بودند که فقیر به معنای دقیق ان نبودند.دیگر اینکه توقع از رضا شاه (که با همه دیکتاتوری برغم نوشته شما خدماتی نیز داشت واین خدمات به جز دیکتاتوری وقاطع بودن به دست نمیامد)برای ایجاد دمکراسی برای ملتی که نود در صد انان بیسواد بودند مرغ پخته را به خنده میاورد خوبه که لغت شاه جونی را اقا مرتضی باب کرد که شما استفاده کنی. انچه در مورد محمد رضا شاه گفتی به کل درست بود وبحثی در ان نیست ضمنن این را هم اضافه کنم که فقر مطلق بعد از ورود متفقین به ایران وبردن رضا شاه گریبان ایرانیان را گرفت

       
      • امی گرامی
        چون نسبت نادرست دادید،لازم دیدم عرض کنم که لغت “شاه جونی”را من وضع نکردم،تصادفا بنظرم اولین بار این تعبیر را در این سایت از “ناشناس آشنا”دیدم،بله من هم گاهی آنرا در نوشته هایم بکار برده ام اما قبلا آنرا جایی غیر از این سایت ندیده بودم،و بگمانم،در این سایت نیز،این تعبیر را ناشناس آشنا بکار برد،اینکه تعبیری به ابتکار خود او بوده است یا او هم آنرا جایی دیگر دیده است را نمیدانم.
        در مورد فقر مطلق هم البته خود مخاطب قاعدتا بشما پاسخ خواهد داد،اما بنظرم تعبیر “فقر مطلق”بمعنای دقیق دقیق آن مقصود نبوده است،بلکه مقصود غالب بودن زندگی فقیرانه بر مردم ایران چه در روستاها و چه در شهرها بوده است،در حالیکه امکانات و درآمدها و ثروت متعلق بمردم،بیشتر صرف عیاشی ها و فسادهای درباری ها و اطرافیان شاه می شده است.من قبلا گفته ام،تا الان (بر خلاف فساد خشتکی محمد رضا) چیزی در مورد فساد خشتکی رضا شاه ندیده و نشنیده ام،ظاهرا رضا شاه چهار بار ازدواج کرده بوده که یکی از آنها که قبل از تاج الملوک بوده،بصورت ازدواج موقت بوده است،اما در مورد بالا کشیدن املاک مرغوب سرتاسر مملکت،علی الخصوص املاک در مناطق شمالی،نه تنها شک و تردیدی وجود ندارد بلکه صدها سند در مورد آن وجود دارد که رضا،غالبا با تهدید و به ثمن بخس (قیمت بسیار نازل) املاک مردم بیچاره را به اموال خود اضافه می کرده است…
        در هر حال مقصود این است که مردم در زمان رضا و محمد رضا،از منابع ثروتی که متعلق بخود آنها بود برخوردار نبودند….بله یک روستائی و کشاورز ممکن است زراعت کند و نان بخور و نمیر داشته باشد و ماست و کشک و دوغی…اما مهم این است که سهم روستاها و روستائیان چه در حکومت رضا و چه در حکومت محمد رضا،از ثروت کشور و امور بایسته چه بوده است؟ آیا بهداشت آنها مطلوب بوده؟ آیا امکانات سواد آموزی برای آنها بوده؟ و…بنابر این،بنظرم تعبیر “فقر مطلق”تعبیری تسامحی بوده برای بیان “فقر غالب” و “محرومیت” عموم مردم ایران از منابع عمومی کشور که در اختیار شاهان و از جمله این پدر و پسر بوده است..
        من برداشتم از فقر مطلق بکار رفته در نوشته این دوستمان این است…البته خود او می تواند در این مورد توضیح دهد.

         
  41. چه کسی در ایران انقلاب کرد که اکنون هم باید خودش رژیم را براندازد؟ (بخش سوم)
    منبع نوشته : kayhan.london

    با توجه به شرح کوچک و ناقصی که از وضع کشور گفته شد می‌توان با اطمینان گفت: انقلاب را خود مردم ایران از سال‌ها پیش به دنبالش بودند. متاسفانه شاه مخالفان زیادی در ایران پیدا کرد که در دو سال آخر حکومتش (آنطور که من خود شاهد بودم) به شدّت به مبارزه و مخالفت با شاه در اشکال متفاوت تا سر حدّ کشتن پلیس و خارجیان و آتش زدن سینماها (به نام حکومت) اضافه شده بود و پیش از اینکه بی‌بی‌سی به آنها کمک کند و یا کارتر در کنفرانس گوادالوپ شرکت کند با نوارهای فراوان خمینی که به دست مردم تکثیر می‌شد خبرهای انقلابی به سرعت در ایران پخش می‌شد و خبر تظاهرات و دستور کارها به مردم داده می‌شد و مردم تشنه انقلاب و ضد شاه نیاز حتمی‌ به خبرگزاری‌های خارجی نداشتند. مردم همیشه در صحنه، از نان و آب و زندگی خود می‌بریدند تا خبرهای «امام» خود را ظرف یک روز در سراسر ایران پخش کنند و می‌کردند.

    من متوجه نمی‌شوم هم‌میهنانم که از من بهتر همه اینها را دیده‌اند و می‌دانند چرا می‌گویند انقلاب به دست کارتر و بی‌بی‌سی انگلستان اتفاق افتاد؟ چرا مسئولیت خود را می‌خواهند به گردن غریبه بیندازند؟ و به همین دلیل است که اپوزیسیون نمی‌تواند راه خود را بیابد، چاره‌ای بیندیشد و به پیروزی برسد و به همین دلیل است که مردم برای رفع مسئولیت از گردن خود می‌گویند آمریکا انقلاب کرده حالا خودش هم بیاید درستش کند…!

    نه! هم‌میهنان گرامی، شما خود انقلاب کردید! و خودتان هم باید درستش کنید! ما همه در رخداد انقلاب شریک جرمی‌ سنگین هستیم و جوان‌های امروز این موضوع را فهمیده‌اند و پدر و مادرها را به محاکمه خانوادگی کشیده‌اند و یا در شعارهای جوانان خیزش مرداد هم شنیدیم که از نسل پنجاه و هفتی‌ها می‌پرسیدند مرگتان چه بود که انقلاب کردید و ما را به آتش انداختید؟ و یا مالباختگان اصفهانی که شعار می‌دادند «ما انقلاب کردیم چه اشتباهی کردیم!»

    آری، ما ملت ایران از لحظه ورود پای پهلوی‌ها به ایران به فکر سرنگون کردن آنها بودیم و هر روز که می‌گذشت بدون توجه به پیشرفت‌ها و کارهایی که می‌شد در مخالفت خود با شاهان پهلوی کوتاه نیامدیم تا اینکه به آرزوی خود رسیدیم.

    از آنجا که من سعی می‌کنم این نوشته بی‌طرفانه نوشته شود باید از اشتباه بزرگی که در زمان محمدرضا شاه پهلوی، پادشاهی که عاشق پیشرفت ایران بود صورت گرفت، یعنی زندانی کردن دکتر محمد مصدق نام ببرم که ای کاش او اجازه نمی‌داد دکتر مصدق را به آن صورت دادگاهی و زندانی کنند تا پایه بزرگی برای مشکلات خود بسازد؛ دکتر مصدق یکی از دوستداران نظام پادشاهی برای ایران بود و از همه نخست وزیران دوران اخیر، بیشتر به شاه احترام می‌گذاشت. او به خوبی قدر شاه را می‌دانست و همچنین می‌دانست ایران به پادشاهی ترقیخواه نیاز دارد اما شاه را اطرافیان مزوّر و نادان نسبت به دکتر مصدق ترسانده و منحرف کرده بودند.

    چون تاریخ را با ای کاش و اگر نمی‌شود تغییر داد. امیدواریم امروز در میان همه مخالفان شاه فقید و زنده‌یاد دکتر محمّد مصدّق نخست وزیر زمان دو پادشاه پهلوی، خردمندی، میزان اتحاد گردد تا این حکوت خطرناک وحشی را از اریکه قدرت بیندازد. هیچ غیرایرانی نباید و نمی‌تواند این کار ملی را برای ایرانیان انجام دهد. شاه‌دوستان و پیروان دکتر مصدق بزرگترین جمعیت را در کشور دارا هستند که با آشتی و دوستی آنها ایران را به راحتی می‌توان از دست آخوندها درآورد و ادامه این دشمنی ریختن آب به آسیاب دشمن است. سایر گروه‌هایی که در اقلیت هستند هم با دیدن اتحاد بین این دو گروه نیرومند به آنها خواهند پیوست و در فردای آزادی ایران این بار همه در کنار یکدیگر به خوبی و دوستی زندگی خواهیم کرد . بیگانه همیشه بیگانه است و بدون چشمداشتی بزرگ، حتّی کار کوچکی را هم انجام نمی‌دهد… با پوزش از نارسایی سخن و احتمالا ناراحت شدن برخی از هم‌میهنان نازک‌دل. ولی آیا راه حل دیگری باقی مانده است؟

    ———–

    درود امیرحسین گرامی
    خواهش دارم لینک مطلب را بیاورید و قسمتی از نوشته، و بقیه اش را بعهده ی دوستان بگذارید. اینجوری این سایت پرشده از کپی پیست های اینجوری.
    سپاس

    .

     
    • برای مصدقی ها متاسفم. دنبال …(سه نقطه از مش قاسم)ون آخوندا راه افتادن (روزها حاجی سنجابی کلاه بدست پشت در اتاق اون اولی نشست و با یه قول کشکی وزوزارتی خودشو و جبهه ملی رو به آخوندا فروخت و همینکه خر آخوندا از پل گذاشت با یه آوردنگ انداختنش بیرون و در راه فرار به آمریکا در مرز ترکیه از الاغ افتاد و تا آخر عمر لنگان لنگان میرفت) و منقلابی شدن. با اینکه سقوط ایران رو میبینن ولی از کینه شتریشون نمیتونن بگذرن.

       
  42. ویژگی‌های متمایز و متشابه ایران و عراق در رابطه با حمله آمریکا،
    علی صدارت

    در هیچ جنگی هیچ پیروزی وجود ندارد، و همه جنگ‌ها فاجعه‌آمیز هستند، و در هر جنگی بزرگترین ابعاد فاجعه، متوجه مردم بوده و هست و خواهد بود.
    نظر بسیاری از کارشناسان نظامی، سیاسی، و اقتصادی دنیا این است که، حمله به ایران، ‘بزرگترین اشتباه’ امریکا خواهد بود. امریکا به کنار، برای پیش‌بینی اینکه در نتیجهٌ این ‘بزرگترین اشتباه’ چه بلایا و خطراتی متوجه میهن ما خواهد بود، کافی است که نگاهی به عراق و افغانستان و لیبی و سوریه و…. بیاندازیم که بعضی از افراد و گروههای آن کشورها، برای حل مشکل استبداد و دیکتاتوری، به قدرت‌ها مراجعه نمودند.
    ///////
    ////
    ///////

    ————-

    دوست گرامی درود
    من ادامه ی مطلب کپی پیستی شما را حذف کردم
    شاید بپرسید چرا مطالب کپی پیستی سید مرتضی و دیگرانی چون وی منتشر می شود؟ بله؟ سید مرتضای گرامی، نماینده ی جمهوری اسلامی در این سایت است. او هر چه که بنویسد یا هر چه که به اینجا بیاورد، دقیقا انگار شخص جناب خامنه ای خمینی و خلخالی و آدمکشهای بیت رهبری به اینجا آورده اند. قدر بدانیم این حضور را. باشد؟

    بقیه اش را از اینجا بخوانید:
    https://news.gooya.com/2019/06/post-26847.php

     
    • من این مقاله را دقیق خواندم و این مقاله تصادفا مورد تایید من است چون مقاله ای “وطن دوستانه،مستدل و ضدّ ترامپیستی”است! و من اگر آنرا زودتر از ناشناس می دیدم آنرا با اندکی ویرایش و مرتب کردن،بطور کامل ارسال می کردم!

      روی این ضابطه ای که مدیر محترم سایت تعیین کرده است که “چون سید مرتضی طرفدار جمهوری اسلامی است -و این مرا آزار می دهد!-پس من همه کپی پیست های سیاسی او را منتشر می کنم،می بایست این مقاله که ناشناس زحمت ارسال آنرا کشیده بود،تماما منتشر می شد!

      از اینجا می شود اینطور نتیجه گرفت که “مدیر محترم این سایت”اصلا همه مقالات،یا لااقل “مقالات ضد ترامپیسمی” را نمی خواند! حال،یا اهل مطالعه نیست،یا وقت خواندن اینطور مقالات را ندارد،یا چون خود گرایشات ترامپیستی دارد،از خواندن اینجور مقالات ایران دوستانه دچار “تهوّع و حال بهم خوردگی”می شود! البته نوشته های عمیق “مش قاسم” و “مش قاسم ها” را حتما می خواند!

       
      • //////////////////////آخوند اینو یکی از طرفداران بنی صدر نوشته بدون هیچ راه حلی ! خب معلومه مورد تائید توی مفتخور و /////. سردر گمی مردم معلومه بنفع و خواست تو و امثال توی //////////.دین و باور شما مفتخوران ///////////// بر همین سرخورده گی و جهل و ناتوانی مردم سواره!

         
    • به این میگن شیپور از سر گشادش زدن. اینا هر روز میگن آمریکا اشتباه میکنه اگه به ایران حمله کنه. این مشکل آمریکایی هاست. ما رای دهنده آمریکایی هستیم؟ نیستیم. ما از اینور دنیا هیچ تاثیر قابل ملاحظه ای بر رای دهندگان آمریکایی نداریم. ما باید هوای ایران خودمونو داشته باشیم، نه دایه مهربانتر از مادر واسه امریکا بشیم. ای که مرده شور هرچه منقلابی ۵۷تی رو ببرن که این مملکت رو به این روز سیاه نشوندن.، از این جماعت نادانتر و احمقتر و گمراهتر در تاریخ این مملکت وجود نداشته.

       
  43. سعید طوسی قاری قرآن

    محمود صادقی، نماینده مردم تهران در مجلس، در نامه‌ای به رئیس قوه قضائیه خواستار بازبینی مجدد پرونده سعید طوسی شد.

    محمود صادقی، روز پنجشنبه ۹ خرداد در صفحه توئیتر خود نامه‌ای خطاب به ابراهیم رئیسی، رئیس قوه قضائیه مبنی بر درخواست پیگیری و بازبینی مجدد پرونده سعید طوسی «پیرو درخواست تعدادی از پدران نوجوانان قرآنی» منتشر کرد.

    آقای صادقی در نامه‌ای خود آورده است که «حسب سوابق و مدارک موجود در جریان رسیدگی به پرونده نامبرده، پاره‌ای مداخلات و سوء جریان‌ها مشهود است

    وای بر مملکتی که آزادی خواهانش در بند و زیر شکنجه جان دهند و لواط کاران مورد علاقه رهبرش درس دین و خدا دهند

    ((( باید خون گریست به حال این ملت و مملکت )))

     
    • درخواست بازبینی یک پرونده ای که ختم شده است،با نامه و درخواست های سیاسی،کاری مطابق قانون نیست،مگر اینکه شاکیان و مدّعیان،دوباره در قالب شکایت جدید،دادخواست ارائه کنند و دلایل و مدارک و شواهد خود را عرضه کنند.و چنانکه قبلا گفته ام برای عنوان “لواط” که دارای مجازات سنگینی مثل اعدام است ،در قوانین شرع و قوانین کشور،راههای خاصی تعیین شده که حقیقتا اثبات و احراز آن با شرائط آن مشکل یا ناممکن است.مگر اینکه عنوان اتهامات مدعیان عنوان های دیگری مثل آزارهای جنسی یا روحی جسمی یا تشویق به ارتکاب اعمال خلاف اخلاق یا عفّت باشد که مجازات های دیگری در قانون دارد.در هر حال درخواست باز بینی از سوی یک نماینده یا نامه نوشتن،یک کار صرفا سیاسی است و راه قانونی همان است که عرض شد:اینکه مدعیان،دادخواستی جدید علیه فرد متهم ارائه کنند و فی الواقع بهتر بود این نماینده محترم که وکیل و حقوق دان هم هست،راه و طریق قانونی به مدعیان ارائه کند.من قبلا هم گفته ام مسائل قضائی را نباید با عینک ها و دیدهای سیاسی دید،اینکه فردی یکوقتی در بیتی قرائت قرآن کرده است یا قاری قرآن بوده است نه مصونیتی دارد از ارتکاب جرم،و نه قاری بودن او در جایی ربطی به آنجا دارد،باید دید هر فرد،فعل یا ترک اش با دلایل و مستندات دقیق (نه شایعات و هو و جنجال ها) آیا مصداق یک عنوان مجرمانه هست یا نیست؟ بله مدعیان علیه فرد مورد نظر می توانند اگر دلایل و مستنداتی دارند،شکایت مجدد کنند.

       
    • جناب حقیقتگو، گمانم شما در ملک اسلام زندگی نمیکنی و از قواعد حکومت اسلام آگاهی ندارید. در دخمه های قم و مشهد و این جور جاها /// جزوی از مدارجی میباشد که اینا باید طی کنن، قوانین شرع هم راه و رسمش رو مشخص کرده. حالا حاجی صادقی آمده یه چیزی گفته، اینم یه اسلامیچیه مثل بقیهشون، چه میدونیم، شاید میخواسته رد گم کنه، از اینا هرچی بگی ور میاد.

       
      • به صادقی و مطهری اجازه دادن یک حرفهایی بزنند تا بتونن در انتخابات اینده ریاست جمهوری باز ملت رو به سمت اینا سوق بدن

         
  44. https://www.youtube.com/watch?v=7X2paa2a0Dk
    Attachments area
    Preview YouTube video مافیای هزار پایی به نام جمهوری اسلامی

     
  45. این دست کجه (منظورم فیزیکی نیست): به دریا ریختن یهودی‌ها فایده‌ای ندارد، “غاصبان” باید خود تسلیم شوند.
    مش قاسم: معتادها برای نشئه شدن در طول زمان باید مقدار موادی که مصرف میکنن رو زیاد کنن. حکایت این دست کجه و طرفدارانش. این بیچاره هی باید دروغهای بزرگتر بگه تا خودشو بسازه و طرفدارشم هی باید دروغهای گندهتر بشنفن تا در عالم هپروت بمونن. اونایی که قرار بود با سطل آب به دریا ریخته بشن که نشدن حالا بیان به تو تسلیم بشن؟ مواد ارسالی حاج قاسم از کرمان چها که نمیکنه.

     
    • الان تعبیر “دست کجه”کردن از رهبر قانونی این کشور کردن که عرفا مصداق یک “توهین”است،توهین و جرم نیست؟ و علاوه بر آن،منتشر کردن یک اهانت در موردی که در قانون برای آن مجازات تعیین شده،جرم دیگر و بی اخلاقی دیگری نیست؟

      بعد،امثال این مش قاسم،بی ادب و فاقد شعور،اگر ردیابی و دستگیر و مجازات شوند،شروع می شود در سایت ها و شبکه های اجتماعی به تعبیراتی سوسولی و خلاف واقع که :بله،رهبر گفته است بمن هم می توانید انتقاد کنید،و مش قاسم و مش قاسم ها هم “انتقاد” کردند،بعد جمهوری اسلامی آمد یک “منتقد!” و یک “فعّال مدنی”! را بزندان برد، و “زندان هم که جای منتقد و فعال مدنی نیست”!
      حقیقتا اینجور تعبیرات “انتقاد”است یا اظهار عجز و فقدان منطق و نقد مستدلّ؟
      حالا مش قاسم که نمیدانم کیست،بی ادب و تربیت است،چرا “مدیر با ادب”این سایت که مدعی “پیامبری ادب” هم هست چرا “بی ادبی و توهین”را منعکس می کند؟! آیا باید به عیب و ایرادات جسمانی اولیه یا عارضی اشخاص اشاره کرد و انتقاد کرد؟ مثلا اگر فرضا مش قاسم این سایت “کچل”باشد،کسی اگر انتقاد به مطالب او دارد اگر بگوید :این مش قاسم کچل”….تعبیرش مطابق ادب و قانون است؟!

       
      • لابد////////////////////////////////////////////////////////////////توهینه؟ نه؟ ولی شاشیدن به دهن یک ملت انهم 40 سال توهین که نیست هیچ خیلی هم خوبه؟ برو اخوند ////////////////////////////////////////////////////////////////////تو را چی به آدم بودن؟

         
  46. آمار بسیار جالب :

    در تاریخ ۲۱ ما ه می آقای نوریزاد مقاله قبلی خود را تحت عنوان “خمینی و خامنه ای و مرکل….” در ۶۰ سطر منتشر کرد.

    از ان تاریخ تا این پست جدید در تاریخ اول ژوئن یعنی بفاصله ده روز ۴۱۴ کامنت زیر ان مقاله گذاشته شد.

    از نظر تعداد حدود یک سوم ان کامنتها (۱۳۱ کامنت) از سید مرتضی هستند و اکثرا هیچ ارتباطی با مقاله اصلی ندارند.

    از نظر حجم بیش از ۴۰% فضای زیر ان مقاله را سید مرتضی اشغال کرده.

    تعداد سطرهای کامنت های سید مرتضی بیش از ۶۰ برابر ان ۶۰ سطر مقاله اصلی است .

    با احتساب روزانه بیش از ۱۳ کامنت که بسیاری از آنها در پاسخ سایرین است،یعنی ایشان مجبور بوده مطالب دیگران را بخواند ، راجع به آنها فکر و احیانا بقول خودش تحقیق کند و بعد مطلب بنویسد و پست کند حساب کنید این سید بنده خدا روزی چند ساعت باید علاف سایت نوریزاد باشد.
    چه
    سید مرتضی میگوید بابت اینکار مواجبی نمیگیرد و تنها ممر درآمدش حقوقی است که برای کارهای “پژوهشی” میگیرد . بنابراین ایشان یا از وقت کارش میدزد تا با ما بقول نوریزاد کل کل کند یا وقتی که در این سایت میگذارد بحساب همان کارهای “پژوهشی” اوست.
    می
    پیدا کنید پرتقال فروش را ….. (منکه با این کار تحقیقی و آمار گیری از نفس افتادم!)

    ———–

    درود آدم گرامی
    سپاس که دست بکار شدید و این کار بزرگ آماری را به سرانجام رساندید. البته تنها در یک بخش و یک نوشته. من نیز چون شما به رفتار جناب سید مرتضی می اندیشم. وی کاملا به این گزاره فکر کرده که چه تریبونی برای مجاهدت، بهتر از اینجا؟ یک سایتی هست به اسم نوری زاد برای دیگران، که وی در این سایت، زیر و بالای نظام ولایی را بهم می دوزد. پس من چرا بیشترین فضای این سایت را اشغال نکنم؟ درست مثل زمین هایی که اسراییلی ها خریدند و خریدند و خریدند و عرب های زمین دار نیز فروختند و فروختند و عشق وحال کردند و ناگهان یهویی دیدند اسراییلی ها صاحب اصلی فلسطین شده اند. با این تفاوت که یهودی ها حداقل پول زمین ها را می پرداختند اما حضرت سید مرتضی مفت و مجانی صاحب یک تریبون شده. من نیز البته استقبال می کنم.. سید مرتضی مثل کلیت نظام جمهوی اسلامی، هیچگاه هیچ چیز را بجز فراوانخواهی و فزونخواهی و تمامتخواهی و ….. نفهمید. بویژه رسانه را. من سالها در تلویزیون و سینما بوده ام. فهم رسانه، این که چه بسازی و چه پخش کنی تا خروجی اش بر دل و فهم مخاطب بنشیند، یک تخصص است. خالی کردن هر خزعبلی به صدا و سیما و مطبوعات و هرکجا، جز نفرت و دین گریزی و دلزدگی ندارد. و مگر این همه سخن و آیه و حدیثی که شب و روز بر سر مردم می بارد، فایده ای داشته؟
    به هر روی من از حضور جناب سید مرتضی با هر رویکردی که داشته و دارد بشدت استقبال می کنم. ایشان اگر می دانست که یک تنه – درست مثل دیگرانی چون خودش و درست مثل جمهوری اسلامی – چه نفرتی را می پراکند، کمتر و گزیده تر می نوشت. اما ایشان این کار فراوان نویسی را بحساب مجاهدت می گذارند که یعنی باید زد توی دهان مخالفان و سکه ی یک پول شان کرد. و نمی داند که در این معرکه ی زدن توی دهان مخالفان نظام، وی – مثل صدا و سیما و بیت رهبری، یک اصل بزرگ قانونی و شرعی و انسانی را نادیده می گیرد. اگر گفتید چه؟
    با احترام

    .

     
  47. درود
    باند بنجل و شترگاوپلنگی بد جوری در تله گیر کرده و از این دنده به آن دنده می چرخد که هر چرخ را فرجی است و هر روز را غنیمتی که چگونه بزور بماند و این زور و باید را به دنیا بقبولاند وگرنه فاتحه ملت ایران را که از روز اول خوانده است .
    از قاچاق مواد مخدر و زنان فاحشه و کودکان که بگذریم عده ای مفتخور بیعار جهادی که به دنبال حوری های بهشت صف کشیده اند را چگونه باید راضی کردکه حتما حکم الله همان حکم حسن تروریست و قاسم وخامنه ای آدمخور است؟

    اینکه جنگ یک تهدید است همه می دانیم، اما این جرقه از هر جا ایجاد شود نفعی برای این باند نخواهد داشت. این لحاف هزار تکه را دیگر راهی برای وصله کاری نیست. بیشرمی در اینجاست که خود نیز می دانند و می مانند بزور وسرکوب و دروغگوهایشان در همه جا جاری شده اند که زندانی عقیدتی سیاسی را آزاد کنید ؟؟ چی شد تا کنون همه خفه شده و نفی زندانی سیاسی می کردید؟
    دروغگویید بدون استثناء
    تنها راهتان کنار رفتن است بجنبید تا دیر نشده، یك بار جستی ای ملخک، دو بار جستی ای ملخک، بار سوم چوب است و فلك.

     
  48. 14 سئوال بی پاسخ مانده درباره قتل “میترا استاد”!

    این تحلیل از ماجرای قتل همسر نجفی شاید از همه جهت کامل و درست نباشد، اما دارای هسته های حقوقی قابل توجهی است و نشان میدهد که یک حقوقدان آن را نوشته است:

    یک) اسلحه ای که از سال 94 تمدید نشده و اوایل انقلاب به نجفی تحویل شده باید خونه اول نجفی باشه و نه خونه ای که یک ماه قبل اجاره کردن.

    دو) بین ساعات اعلام شده توسط شاهدان و ساعت عکس فرضی نجفی در آسانسور تناقض وجود دارد. اول رسانه ها گفتند که جسد رو پسر میترا پیدا کرده و بعدش مشخص شد که اینطور نبوده و ظاهرا دختر نجفی و راننده‌ی او ( واقعا راننده بوده؟!) اول از همه اونجا بودن.

    سه) پسر نجفی می گوید که داشتن در رو می شکسته ولی در فیلمی که یک ساعت بعد روی نت آمد هیچ اثری از ضربه به در و شکستن آن نبود.

    چهار) در خبر(سازی) اول گفته شد که یکی از تیرها کمونه کرده و به پای نجفی خورده که حتما به مخاطب عام ثابت کنه که قاتل نجفی بوده. در حالی که فیلمها و عکسها نشانی از کوچکترین زخم روی تن نجفی ندارد.

    پنج) نجفی در بازپرسی درست لحظه‌ای که می‌خواد شروع درگیری رو تشریح کنه دچار حمله هیستریک میشود و تقریبا میتوان فهمید که تلاش می کنه عین جمله ساخته شده قبلی رو تکرار کند که خبرنگار دخالت می کند و نمیشود.

    شش) اگر طبق گفته نجفی میترا قبل از شلیک دستهاش را دور گردن نجفی انداخته و همون لحظه گلوله شلیک شده پس باید رد کشیده شدن خون کنار وان حمام وجود داشته باشد که مطابق عکس منتشر شده این طور نیست.

    هفت) ساعتها غیبت نجفی بعد از قتل اصلا قابل توجیه نیست. خودش می گوید که به قم رفته. اما با هوش و ذکاوتی که دارد قصه را طوری طراحی می کند که نتوانیم سند پیدا کنیم. چون به دیدن آدم زنده نرفته. رفته سر خاک. حتی با اتومبیل شخصی هم نرفته که بتوانیم از روی پلاک ماشین صحت ماجرا را بفهمیم. با اتوبوس رفته !

    هشتم) برای باور پذیر شدن اتهام قتل نجفی می گوید که نامه نوشته و در خانه دخترش گذاشته که خود این نکته چند تضاد مهم را آشکار می کند. مگر نجفی در بازپرسی نمی گوید که قصد قبلی برای قتل نداشته. پس چطور نامه اعتراف نوشته؟ اگر بعد از قتل این نامه را نوشته آیا نمی توانسته صرفا با یک تماس چند دقیقه‌ای همه ماجرا را بگوید؟ پس قبل از قتل باید نوشته شده باشد که مثلا کسی جلوی قتل را نگیرد و پس از تکمیل قصه، ان نامه پیدا شود و ماجرا شفاف. در حالی که دختر نجفی آن دست نوشته رو کلا انکار می کند و می گوید که نیروهای پلیس آن را از خانه اش دزدیده اند،

    نهم) موضوع قرار مصاحبه آن هم با انصاف نیوز (سایت امنیتی وابسته به اطلاعات سپاه) بسیار مشکوک است و احتمال پرستو بودن و … را خیلی تقویت می کند. در توجیه انتخاب انصاف نیوز نوشته بودند که مرحومه قبلا فقط با آنها مصاحبه کرده و جای دیگری را بلد نبوده. اولا که از کاندیدای شورای شهر و بازیگر جایزه گرفته چنین چیزی بعید است و دوما که دست به نقد همین چند ساعت پیش روزنامه فرهیختگان فایل صوتی مصاحبه‌ش رو در هفت آبان گذشته منتشر کرد که خب دلیل ذکر شده رو زیر سوال می برد.

    دهم) عکسی که از حرم منتشر شده نجفی را در حال زیارت نشان می‌دهد. شخص دیگری عکس را گرفته. اون شخص کیه؟ چطور درست سربزنگاه عکس رو رسانه‌ای کرده. اگر هم نجفی در سفر به قم همراه داشته پس چرا می گوید که تنها رفته بودم؟

    یازدهم) رنگ لباسهای نجفی در عکس آسانسور وحرم و آگاهی تفاوت دارد. اگر بعد از سفر لباسهایش را عوض کرده کجا این کار را کرده است؟ خانه اول؟ خانه میترا؟ هر دو محال است.

    دوازده) نجفی که مقابل دوربین همه چیز را بسیار شفاف می گوید و آتش به آبرویش می زند چرا وقتی به بحث نیروهای امنیتی می رسد ناگهان تغییر می کند و صریح حرف نمی زند. مگر یک متهم به قتل که اعدام در انتظار اوست چه چیزی برای از دست دادن دارد؟

    سیزدهم) انگشت نگاری اسلحه زمان بر است. آزمایشگاه تخصصی می خواهد. نجفی ساعت هفت اعتراف می کند و خبرنگار(!) ساعت هشت کلت را به دست گرفته و جلوی دوربین صدا و سیما با آن بازی می کند. پلیس انقدر احمق است؟! یا دستور رسیده که اثر انگشت پاک شود؟ چه سندی آشکارتر از پذیرتر پاک شدن اثر انگشت مقابل دوربین تلویزیون؟

    چهاردهم) جایی به خبرنگار می گوید که با صدای پرخاش میترا از خواب بیدار شده و جای دیگر وقتی خبرنگار می گوید که میترا چهار صبح به مادرش پیام داده، تایبد می کند. اگر خواب بوده پس چه چیزی را تایید می کند؟

    http://www.pyknet.net/1398/10khordad/13/page/najafi.htm

     
    • جناب دکتر با سلام و ادب
      پیک نت ارگان وطن فروشان و خائنان به این سرزمین مقدس است
      مزدوران و خود فروختگان به روسیه که نقش سیاهی در تاریخ معاصر
      ایران داشته اند.
      لطفا” سایت خود را آلوده به این بی وطنها نکنید.

       
  49. سلام دوست ناشناس عزیز من به عنوان یک جمهوری خواه با حرف های شما درباره حکومت پهلوی مخالف هستم و در بعضی حرف ها موافق شما هستم تصور کنید بعد از حکومت قاجار حکومت مستقیم به دست آخوند ها افتاده بود در این صورت هیچ کدام از این کار های اقتصادی که انجام شد در این سال های حکومت پهلوی انجام نمیشد این حکومت پهلوی بود که فکر روشنفکری و بیرون آمدن از جهل و خرافات مذهبی را در ایران … و ایران مدیون این دو شاه میهن پرست و دلسوز است لطفا کمی انصاف داشته باشید شما از روی چه منطق و … این حرف هارا میزنید و سعی دارید کار های حکومت پهلوی را بی اهمیت و … نشان بدید آیا اپوزسیون نما هستید و قصد تخریب دارید یا اینکه … پیشبینی شده است که اگر حکومت شاه ادامه پیدا میکرد ایران بالاتر از کشور هایی مانند ژآپن و … می بود و این حرف ها به جز به هم زدن اتحاد چیزی دیگری ندارند باید متحد بشویم تا بتوانیم زودتر و … این فرقه تبهکار را از کشورمان بیرون کنیم به امید آزادی و آبادی ایران

    عکس زیبا از محمد رضا شاه در ورزشگاه آریامهر

     
    • یادداشتهای اسدالله علم (پهلوی شناسی و عبرت)
      ——————————————————–

      شاه: مردکه پدرسوخته! “بی بی سی” می گوید با حجم سلاحی که ما خریداری می کنیم، احتمال انقلاب نمی رود. چون سرکوب خواهد شد

      ✍️ اسدالله علم

      «مدتی راجع به بی بی سی صحبت شد. فرمودند: مردکه پدرسوخته! گفته است با این اسلحه که ایران می خرد، احتمال انقلاب در ایران نمی رود، چون با قوای انتظامی سرکوب می شود!

      پدرسوخته! کارگر و دهقان راضی ما می خواهد انقلاب کند؟!

      خیلی عصبانی بودند!»

      (خاطرات علم، جلد سوم، ص ۱۹۷. ۱۵ مهر ۱۳۵۲).

      ===

      پی نوشت:کارگر و دهقان و همه قشرهای ملت ایران خطاب به شاهنشاه در عالم برزخ:

      دیدید که انقلاب کردیم و شد! اگر از شما راضی بودیم که انقلاب نمی کردیم! خلاف به عرض همایونی رسانده بودند!

       
    • ناشناس آشنا

      عزیزم با دروغ نه میشود ایران را آزاد کرد و نه میتوان آباد کرد . پس از قاجار ها نمی توانست حکومت دست آخوند ها بیفتد جانم . آخوند ها در زمان همان اعلاحضرتی که عکسش را گذاشته اید چاق و چله شدند و صاحب حزب شدند و سازمان یافته شدند عزیز پرت و پلا گوی من و لازم بود که شاه و پدرش هم پس از قاجار ها بیایند و آنقدر خیانت و جنایت و غارت بکنند تا آخوند جماعت در فقدان نیروهای سیاسی با تجربه بتواند بر مردمی که از حکومت شاه به جان آمده بودند سوار شود .

       
  50. چهار افسانه درباره انقلاب ۵۷ (بخش چهارم)
    نویسنده : شروان فشندی، عضو فرشگرد / علی اشتری، عضو فرشگرد

    با این همه نیروهای انقلابی در آن زمان و برخی تا همین امروز ادعا می‌کنند که نظام پیشین انعطاف لازم برای اصلاح را نداشت و چاره‌ای جز انقلاب نبود. حتی اگر ادعای این افراد را درباره شخص محمدرضا شاه پهلوی بپذیریم، باز هم قانون اساسی مشروطه ظرفیت‌های فراوانی برای دموکراتیک شدن داشت، چنانکه در کشورهای مشروطه پادشاهی در سراسر جهان اتفاق افتاده است. برای مثال امکان داشت محمدرضا شاه که از بیماری هم رنج می‌برد از پادشاهی استعفا کند و ولیعهد جوانش جانشین ایشان شود، یا همسر ایشان یا هیأتی از رجال ملی و خوشنام موقتا نیابت سلطنت را بر عهده بگیرند، و امور اجرایی نیز می‌توانست زیر نظارت مجلس به دست نخست وزیری مقتدر سپرده شود. جان سخن آنکه چندین راهکار اصلاح‌گرایانه و شدنی موجود بود که در مقایسه با برپایی ولایت فقیه، احتمالا هر کدام‌شان بخت بیشتری داشتند تا ایران را به امنیت و آزادی و رفاه برسانند.

    پایان سخن آنکه این نوشتار به قصد سرزنش انقلابیان سال ۵۷ که شاید بیشترشان نیز از این جهان رخت بربسته باشند نوشته نشده است. مطلب را به هدف دست یافتن به تحلیلی دقیق و واقع‌گرایانه نوشتیم تا با عبرت‌آموزی از گذشته، آن را چراغی فرا راه آینده کنیم، بویژه اینک که در چهل سالگی نظام برآمده از آن انقلاب، در آستانه یک بن‌بست سیاسی دیگر به سر می‌بریم و خواست براندازی نظام جمهوری اسلامی در میان بخشهایی از جامعه طنین‌انداز شده است. رودکی هزار سال پیش سرود:

    هر که نامخت از گذشت روزگار

    هیچ ناموزد ز هیچ آموزگار

    ———-

    لینک نوشته را اگر می گذاشتید اینهمه به زحمت نمی افتادید.
    لطفا

     
    • یک هوشمند یا نمیدانم احمقی دیگر گفته بود ایرانیان دسته جمعی مانند نهنگان در سال 57 اقدام به خودکشی کردند . آیا شاه برای همان اصلاحات ارضیش توانست ارسنجانی را تحمل کند تا کار به درستی انجام شود ؟ یا همه چیز صرفا یک نمایش بود. آزادی زنان ! ، آیا مردانش حق راِی داشتند که زنانش اضافه شوند . کدام مجلس ؟ در سال 55 همه باید میرفتند در حزب رستاخیز شاه و ملت . سایه شاهنشاه یا برادر بزرگتر از صبح تا شام بتو القاء میکرد که هرجه داری از اوست و تو هیج هستی. تورم و بیکاری ، حاشیه نشینی شهرها و فقر از سال 55 ببعد آیا کم بود ؟ در سال پنجاه جشنهای تاج گذاریش آیا چایزه کشتن جوانان بود ؟ این نظام فعلی با زمان جنگ دارد و دیر یا زود رفتنی است اما مدینه فاضله کردن نطام قبلی واقعا شرم آور است .

       
    • کسی این مطالب را نوشته،اصلا نه درکی از “دموکراسی”داشته و نه درکی “از سلطنت مطلقه موروثی پادشاهی”که رضا و محمد رضا پهلوی در ایران بوجود آورده بودند،سلطنت مطلقه موروثی پادشاهی هیچ ربط مهومی و مصداقی با دموکراسی نمی تواند داشته باشد زیرا یکی از بنیادهای روتین دموکراسی در همه تفاسیر و قرائت های آن،این است که حاکم حاکمی انتخابی و برآمده از رای مردم باشد،در حالیکه رضا پدر محمد رضا،با یک “کودتای نظامی”قدرت را بدست گرفت و بعد هم با زورچپان و سر نیزه،قدرت خود را بمجلسیان تحمیل کرد…پسرش محمد رضا نیز بعد از او “منتخب”مردم ایران نبود،بلکه سلطنت بطور موروثی و بامر و فرمان اربابان خارجی از پدر به پسر انتقال یافت.درد سرتان ندهم: حاصل جریان دو شاه پهلوی این بود که انگلیسیها تدارکات کردند و به رضا گفتند بیا! بعد هم که منافعشان تامین شد،منافع شان اقتضا کرد که به او بگویند:حالا برو! و رضا هم پسر خوب و حرف گوش کنی بود،بامر آنها آمد و بامر آنها هم رفت! بعد به پسرش گفتند:حالا تو بیا! و محمد رضا آمد! بعد هم در گوادلوپ تشخیص دادند محمد رضا برود شاید بعد که اوضاع آرام شد بیاید،این است که به محمد رضا هم گفتند:برو! و محمد رضا هم گفت :چشم!

      قانون مشروطه نیز این بود که شاه سلطنت کند نه حکومت،یعنی یک عنوان تشریفاتی از باب اینکه خو و سابقه تاریخی ایرانیان “داشتن شاه”بود! و ترک عادت موجب مرض بود! شاه سلطنت کند نه حکومت،یعنی چیزی مثل مقام ملکه در انگلیس.آیا رضا و محمد رضا به این قانون مشروطه احترام گذاشتند یا “فعّال مایشاء”بودند؟! مگر در همین خاطرات علم نیست که :شاه سخن لوئی چهاردهم را مورد اشاره قرار داد که :”دولت یعنی من!” و هویدا و امثال او از جمله علم نیز پوسته این ماجرا بودند والا بگزارش همین خاطرات علم ،شاهنشاه دائم در حال ادای این عبارت بودند که :وزیر خارجه گه خورده اینو گفته! فلان نظامی گه خورده اینو گفته یا اون کار رو کرده!

      بنابر این،پهلوی ها گرایان هرقدر زور بزنند نمی توانند واقعیت های تاریخی را انکار کنند که دو شاه پهلوی عملا با استبداد خود شاشیدند به قانون مشروطه با آنهمه زحمت و شهیدانی که بابت آن داده شده بود.و این واقعیت که سلطنت موروثی شاهنشاهی به سبک دو شاه پهلوی یعنی:بول کردن به دموکراسی،و غربال کردن کشور و منابع و ثروت کشور را بنفع خود و اطرافیان فاسد خود…

       
  51. چهار افسانه درباره انقلاب ۵۷ (بخش سوم)
    نویسنده : شروان فشندی، عضو فرشگرد / علی اشتری، عضو فرشگرد

    افسانه: انقلاب را دزدیدند

    افسانه دیگری که همه بار‌ها شنیده‌ایم این است که “انقلاب را دزدیدند”. جا دارد دقیق شویم و ببینیم به باور تکرارکنندگان این گزاره چه کسی چه چیزی را از چه کسی دزدید؟ این گزاره معمولا از سوی کسانی بیان می‌شود که به امید سرنگونی شاه و گرفتن سهمی در قدرت از آیت‌الله خمینی پشتیبانی کردند و دنباله‌رو او شدند، بعضا به ایشان لقب امام دادند که در فرهنگ شیعه ایران بار عاطفی سنگینی دارد. چه بسا بسیاری از آنان گمان می‌کردند که آقای خمینی یک ملای پیر و ساده‌دل است و پس از سرنگونی شاه یا خواهند توانست کنارش بزنند یا خودش در گوشه‌ای به کنج عبادت خواهد نشست. اما در عمل خود این افراد در مقاطع گوناگون یکی پس از دیگری از قدرت کنار زده شدند. برخی از این کنار زده‌شدگان از سفره انقلاب، به مبارزه مسلحانه دست زدند که از سوی جمهوری اسلامی به خشن‌ترین شکل سرکوب شدند. پس چون نیک بنگریم، بسیاری از کسانی که از دزدیده شدن انقلاب‌شان شکایت دارند، در واقعا خود به دنبال ربودن انقلاب از رهبرش بودند که در این کار ناکام ماندند.

    افسانه: خمینی ما را فریفت

    افسانه سوم که بسیار شنیده می‌شود این است که بسیاری از دست‌اندرکاران یا شرکت کنندگان در انقلاب می‌گویند: خمینی ما را فریفت! نگاهی به دهه کارنامه سیاسی آقای خمینی نشان می‌دهد که ایشان تنها به مدت چند ماه پیش از انقلاب در اواخر اقامت‌شان در نجف و عمدتا در نوفل لوشاتو خود را تا حدودی دموکرات و لیبرال می‌نمایاندند؛ پیش از آن برای دهه‌ها درباره ولایت فقیه و حکومت اسلامی و تحمیل احکام شرع و مخالفت با حقوق زنان کتاب و رساله نوشته و سخنرانی کرده بودند. در واقع آثار آقای خمینی پیش از به قدرت رسیدن را می‌توان به دو دسته کلی تقسیم کرد: آثار فقهی همچون تحریرالوسیله که در آن احکامی ارتجاعی همچون ازدواج و سکس با کودکان شیرخواره نیز یافت می‌شود، و آثار سیاسی-اجتماعی که شاخص‌ترین آنها کتاب ولایت فقیه آیت‌الله خمینی است. در هیچیک از این دو دسته آثار نشانه‌ای از دموکراسی، ارزش‌های لیبرال یا حقوق بشر نمی‌توان یافت. روشن نیست که سران انقلابی و روشنفکران سال ۵۷ از کدام مطالب آقای خمینی فریفته شدند؟

    تا چند ماه مانده به انقلاب، آقای خمینی هیچ‌گاه درباره انگیزه اصلی‌ خود در برپایی حکومت اسلامی بر مبنای ولایت فقیه دروغ نگفته بود. از همان هنگامی که با رأی دادن زنان و با آزادی سوگند به “کتب آسمانی” غیر از قرآن مخالفت کرده بود – یعنی آغاز ورودش به صحنه سیاسی و اجتماعی – آشکارا و با شهامتی کم-نظیر دشمنیش را با آزادی بیان می‌کرد. بار‌ها و بار‌ها آزادی را به تمسخر گرفته بود. هیچ گاه کتاب یا مقاله یا سخنرانی‌ نداشت که در آن از لزوم آزادی و لیبرالیسم و سکولاریسم و حقوق بشر بگوید. تنها موارد نادری که آیت‌الله خمینی ضدیت خود را با آزادی و حقوق بشر با صراحت کمتری بیان می‌کرد، ماه‌های منتهی‌ به انقلاب بود که حتی در آن زمان نیز همیشه آزادی را در “چارچوب اسلام” مقید می‌نمود. لیکن شکست خوردگان انقلاب هنوز می‌گویند که فریب خمینی را خوردند و گمان کردند او می‌خواهد برای مردم لیبرالیسم و حقوق بشر بیاورد!

    خوانش دقیق‌تر و درست‌تر از ادعای روشنفکران انقلابی که “خمینی ما را (یا مردم را) فریب داد” شاید این باشد که این روشنفکران با استناد به انگشت شمار مصاحبه‌های کمابیش لیبرال‌منشانه آقای خمینی در ماه‌های منتهی‌ به انقلاب، مردم عامی را فریفتند که خمینی برایتان آزادی می‌آورد. بیراه نیست اگر بگوییم این روشنفکران فریب نخوردند، فریب دادند. همانگونه که پیشتر اشاره شد، انگیزه مشارکت بسیاری از سران انقلابی در فریب توده‌ها چه‌بسا این بود که امید داشتند خود خمینی را نیز فریب دهند و پس از انقلاب قدرت از او بربایند.

    افسانه: انقلاب ناگزیر بود

    چهارمین افسانه‌ای که در تحلیل انقلاب شنیده می‌شود اینست که حکومت پهلوی همه راه‌های اصلاح را بسته بود و در قانون اساسی مشروطه انعطاف و ظرفیتی برای تغییر بدون انقلاب نمانده بود. طرفه آنکه این ادعا گاه از سوی گروه‌ها و شخصیت‌هایی مطرح می‌شود که پس از چهل سال خشونت و استبداد – آنهم استبداد تمامیت‌خواهانه totalitarian به همراه اصل ولایت فقیه – از سوی نظام جمهوری اسلامی، هنوز نظام را قابل اصلاح می‌دانند!

    بطلان این ادعا را نیازی نیست به اما و اگر واگذاریم. مسیر حوادث باطل بودن ادعا را در همان سال ۵۶ و ۵۷ نیک نشان داد. از یک سال و اندی پیش از انقلاب، حکومت شاه سرگرم باز کردن فضای سیاسی و دادن امتیازهای کوچک به مخالفان بود. هرچه آتش انقلاب تندتر شد، حکومت شاه (هرچند دستپاچه) بیشتر در اصلاحات سیاسی کوشید و آزادی‌های بیشتری به مخالفان داد. سرانجام با روی کار آوردن یکی از خوشنام‌ترین مخالفان خود – شادروان شاپور بختیار – کمابیش همه آزادی‌های سیاسی برقرار شد. حتی در مواردی، از سر وسواس درباره نقض حقوق بشر، تصمیماتی گرفته شد که بقای نظام سیاسی موجود و بلکه کیان کشور را نیز به خطر انداخت، برای مثال انحلال ساواک در زمان نخست وزیری دکتر بختیار. وانگهی، شخصیتی سوسیال دموکرات (چپ میانه) همچون بختیار امید داشت که دستکم بخشی از مخالفان چپ را به خود جذب کند یا به همکاری وادارد. لیکن در عمل بیشتر نیروهای چپ آن زمان به کمتر از براندازی کامل حکومت و لغو کامل قانون اساسی مشروطه راضی نبودند.

     
  52. با دکترین مادلین آلبرایت، عده ای در واشنگتن برای جان همه مردم جهان تصمیم می گیرند! ترور، بمباران کشورها، اشغال کشورها، کشتار غیر نظامیان، اتحاد با بدترین دیکتاتورها و دخالت در امور داخلی همه کشورها؛ همیشه بخشی از سیاست خارجی آمریکا بوده است! این سیاست به افزایش نفرت از آمریکا و گسترش تروریسم منتهی شده است. ترامپ هم دکترین آلبرایت را دنبال می کند که گفت :کشتن نیم میلیون کودک عراقی ارزشش را داشت!

    داگ بندا

    نشنال اینترست

    سیاست خارجی امریکا متکبر و کشنده به نظر می‌رسد. از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ تاکنون ایالات متحده امریکا از لحاظ نظامی بسیار فعال بوده زیرا به بهانه مبارزه با تروریسم به دو کشور حمله نظامی کرده، چندین مکان دیگر را بمباران و نیروهای عملیات ویژه را در چند کشور مستقر نموده وعلیه بسیاری از کشورها تحریم اعمال نموده است.

    این در حالی است تهدید خشونت و تروریسم نیز مانند غده سرطانی رشد نموده است. سه دولت (بوش، اوباما و ترامپ) به طور پیوسته و عمیق ایالات متحده امریکا را در خاورمیانه به دام اندخته اند.

    جنگ با ایران به نظر می‌رسد بسیار ترسناک باشد. متحدان ثروتمند هر چه بیشتر وابسته به آمریکا هستند. روسیه به طور فعال با ایالات متحده امریکا و اروپا دشمنی می ورزد. واشنگتن و پکن به نظر می‌رسد در یک دوره برخورد فراتر از برخورد تجاری قرار دارند. با این حال به نظر می‌رسد دولت فعلی متقاعد شده است که انجام بیشتر این اعمال نتایج بسیار متفاوتی خواهد داشت و این بهترین تعریف دیوانگی است.

    با وجود سخنان گاه گمراه کننده و فریبنده، رئیس جمهور ترامپ نیز سیاست‌های دولتهای پیشین را ادامه می‌دهد از جمله نیروهای امریکا هنوز در افغانستان و سوریه مستقر هستند، نیروهای نظامی امریکا در اروپا بیشتر شده و واشنگتن تحریم‌های اقتصادی را در مورد کوبا، ایران، کره شمالی و روسیه تشدید نموده و حتی کشورهای دیگری همچون ونزوئلا را مجازات کرده است. مشکل در کاستی‌های سیستماتیک در یک تیم سیاسی غیر رسمی است.

    در سال ۱۹۹۸، آلبرایت، وزیر امور خارجه، اعلام کرد:

    «اگر ما مجبور به استفاده از زور هستیم، به این دلیل است که ما آمریکا هستیم! وجود ملت ما برای جهان ضروری است. ما در قله ایستاده‌ایم و بهتر از سایر کشورها آینده را می‌بینیم! ما خطری که همه کشورها را تهدید می‌کند بهتر از بقیه می‌بینیم!»

    مقامات ایالات متحده به ندرت برای رویدادهایی که در هفته یا ماه آینده اتفاق می‌افتد آماده می‌شوند. شاید بدترین شکست سیاست خارجی ایالات متحده نادیده گرفتن تاثیرات اجتناب ناپذیر مداخله خارجی باشد.

    امریکایی‌ها هرگز بمب گذاری، حمله، ترور و دخالت در امور داخلی خود توسط دیگر کشورها یا سازمانها را نمی‌پذیرند. با این حال واشنگتن تمام این اقدامات را علیه دیگر کشورها انجام داده است! بی توجهی به آسیب این اقدامات باعث شده تروریسم علیه ایالات متحده امریکا رشد چشمگیری داشته باشد.

    امروزه تروریسم تبدیل به سلاح انتخابی مردم ضعیف علیه مداخله دولت‌های صنعتی جهان شده است.

    پرونده ایالات متحده امریکا بعد از ۱۱ سپتامبر منفی بوده است. به جای به حداقل رساندن خصومت نسبت به آمریکا، واشنگتن سیاستی را انتخاب کرده که باعث ایجاد جنگ‌های جدید، کشتار غیر نظامیان بی گناه و نابودی جوامع شده است و این مصایب باعث ایجاد دشمنان، تشدید افراط گرایی و گسترش تروریسم می‌شود.

    بر اساس فرضیه آلبرایت سیاستمداران امریکایی انتخاب شده بودند تصمیمات مرگ و زندگی را برای کل سیاره زمین اتخاذ کنند!

    هنگامی که از وی برای توجیه سیاستش مبنی بر تحریم عراق و کشته شدن نیم میلیون نوزاد سوال شد وی پاسخ داد:«من فکر می‌کنم این یک انتخاب بسیار سخت است اما ارزش آن را دارد!»

    در هر کشور عادی چنین ادعایی حیرت انگیز خواهد بود: چند نفر در پایتخت نشسته باشند و تصمیم بگیرند چه کسانی باید بمیرند و چه کسانی باید زندگی کنند!

    کسانی که قیمت این اقدامات را پرداخت می‌کنند در تصمیم گیری هیچ نقشی نداشته و هیچ راهی برای متقاعد کردن مجرمان ندارند.

    طیف گسترده‌ای از مداخلات آمریکا، اعمال تحریم‌های اقتصادی، بمباران، تهاجم و اشغال کشورهای دیگر، تایید رژیم‌های استبدادی، حمایت از کشورهایی که وطن ملت‌های دیگر را اشغال نموده و به مردم آنها ستم می‌کنند و نمایش ریاکاری ظاهری،دلیل اینکه چرا کشورهای دیگر اغلب از امریکا و مردمش نفرت دارند و چرا آنها فکر می‌کنند مردم امریکا از آنها متنفر هستند را شرح می‌دهد.

    اعضای تیم غیر رسمی سیاست خارجی امریکا به نظرات مردم امریکا توجه کمی دارند و توده‌های نادان باید کاری را انجام دهند که آنها می‌گویند. از نظر آلبرایت، جنگ فقط یک ابزار سیاست خارجی است.

    یک نفر می‌تواند یادداشتی دیپلماتیک را بنویسد، تحریم‌های اقتصادی تحمیل کند یا فرمان جنگ را صادر کند. پیوستن به ارتش ایالات متحده امریکا به معنای قرار دادن زندگی خود در اختیار آلبرایت و همکارانش است.

    آنها منعکس کننده یک نگرش خطرناک برای آمریکایی‌ها و خارجی‌ها هستند. متاسفانه جادوگران سیاست خارجی ایالات متحده امریکا نشان می‌دهند که این ذهنیت به هیچیک از افراد محدود نمی‌شود. در نهایت باید گفت که هر رئیس جمهوری که به طور جدی به دنبال سیاست جدید در سیاست خارجی است باید از این گروه فاصله بگیرد گرچه این امر دشوار است.

    https://nationalinterest.org/blog/skeptics/understanding-failure-us-foreign-policy-albright-doctrine-60477

    ===

    پی نوشت:بنظر من،این مقاله ارزشمند،نه فقط بنیاد سیاست های باند فعلی حاکم بر امریکا را بنقد و آنرا مفتضح کرده است،بلکه اساسا بنیاد سیاسی مبتنی بر “تکبّر”،”نخوت” و “سلطه طلبی” دستگاه سیاستگذاری حاکم بر امریکا را آشکار و رسوا کرده است

    ——————

    استاد حوزوی گرامی درود
    در غرب اینقدر شعور و قانون و آزادی هست که یک نویسنده می تواند به زیر و بالا و زوایای پنهان و آشکار بسیاری از مسئولان و دستگاهها فرو شود. همین نوشته ای که به اینجا آورده اید، مرهون آزادی ای ست که در غرب هست و ذره ای از آن در زیر عمامه های بیت رهبری و در زیر قپه های دزدان سپاه نیست. هست؟ نشان ما می دهید؟
    یاشار سلطانی،
    دزدی های قالیباف
    دزدی ها و آدمکشی های سپاه و بیت رهبری
    مجتبی خامنه های
    بابک زنجانی
    ای بگم چی بشی شیخ مصطفی پورمحمدی قاتل و سید ابراهیم رییسی وحشی و آدمکش
    با احترام

    .

     
  53. چهار افسانه درباره انقلاب ۵۷ (بخش دوم)
    نویسنده : شروان فشندی، عضو فرشگرد / علی اشتری، عضو فرشگرد
    گروه‌های اسلام‌گرای انقلابی بیش از همه نگران آزادی‌های اجتماعی و حقوق برابر مدنی در دوران پهلوی بودند، به‌ویژه حقوق و جایگاهی‌ که زنان در این دوران به دست آورده بودند. حق رأی، آزادی پوشش، و قوانین خانواده و مدنی که با شرع هزار و چهارصد ساله در تضاد کامل بودند، از جمله انگیزه‌های اصلی متعصبان مذهبی‌ برای مخالفت با نظم نوین بود. آزادیهای اجتماعی و اصلاحات مدنی نوین در ایران متعصبان مذهبی‌ را آشفته کرده بود. تصویر زن مینی‌ژوپ پوشی که در تلویزیون آواز می‌خواند، برای متحجران قابل‌تحمل نبود. فراموش نکنیم که به باور بیشتر هواداران و پیروان آقای خمینی و روایت رسمی جمهوری اسلامی، ورود جدی آیت‌الله خمینی به صحنه سیاست با مخالفت ایشان با حق رای زنان و حق اقلیت‌های مذهبی برای سوگند خوردن به کتاب‌های آسمانی جز قرآن آغاز شد.

    از آن بالاتر، آزادی‌های مذهبی‌ نیز برای اسلام‌گرایان غیر قابل تحمل بود. در پیشگاه قانون، بهاییان و یهودیان و مسلمانان غیرشیعه از حقوق کمابیش برابری با مسلمانان شیعه دوازده امامی برخوردار بودند. تغییر دین از اسلام به ادیان دیگر غیرقانونی‌ نبود. این وضع برای کسانی که بهاییان و یهودیان و کلا غیرمسلمانان را قرن‌ها نجس دانسته بودند بسیار سنگین بود. مبارزه اسلام‌گرایان با حکومت شاه، در درجه اول مبارزه با آزادی‌های اجتماعی و مدنی حکومت او بود.

    علاوه بر اسلام‌گرایی، کمونیسم نیز بال دیگر انقلاب ۵۷ بود. از اوایل سده بیستم میلادی، کمونیسم به عنوان اندیشه‌ای پیشرو به گفتمان غالب در بسیاری محافل روشنفکری و دانشگاهی اروپایی درآمده بود و طبیعتا روشنفکران و دانشگاهیان ایران- بویژه آنان که در غرب درس خوانده بودند – سخت تحت تاثیر این فضا بودند. از میانه سده بیستم و پیروزی شوروی استالینی بر هیتلر در جنگ جهانی دوم، اقبال یا دستکم سمپاتی به کمونیسم در میان روشنفکران و تحصیل‌کردگان بیشتر هم شد. روشنفکران انقلابی که با عینک ایدئولوژی کمونیستی یا شبه‌کمونیستی رخدادهای اجتماعی و پیشرفت‌های اقتصادی دوران پهلوی را تحلیل می‌کردند، طبعا هر گونه توسعه اقتصادی، صنعتی شدن ایران، کاهش فقر، و حتی تشکیل شوراهای کارگری و احقاق حقوق کارگران و اعطای زمین به کشاورزانی را که قرنها رعیت بودند چیزی بیش از «نقشه‌های بورژوازی کمپرادور» و وابسته به «امپریالیسم جهانی» برای ادغام هرچه بیشتر و وابسته‌تر کردن اقتصاد ایران به سرمایه‌داری جهانی نمی‌دیدند. در این چارچوب و پارادایم فکری، مثلا رشد دورقمی تولید ناخالص ملی ایران در یک دوره ۱۵ ساله پیشرفت اقتصادی مطلوب به شمار نمی‌آمد. پیشرفت اقتصادی مطلوب برای روشنفکران چپ آن دوره، “راه رشد غیرسرمایه‌داری” یا مفاهیمی شبیه آن بود.
    نمونه‌ای از بریده‌های روزنامه اوایل انقلاب، مربوط به سال ۱۳۵۸، برگرفته از مجله اندیشه پویا، شماره ۵۶، بهمن ۹۷

    نمونه‌ای از بریده‌های روزنامه اوایل انقلاب، مربوط به سال ۱۳۵۸، برگرفته از مجله اندیشه پویا، شماره ۵۶، بهمن ۹۷

    یکی دیگر نیروهای محرک کمونیسم تلاش‌های شوروی برای زیر سلطه قرار دادن ایران بود که از دوران روسیه تزاری و پیش از انقلاب کمونیستی ۱۹۱۷ آغاز شده بود. شوروی در مقاطع گوناگون، به‌ویژه پس اشغال ایران در جنگ جهانی دوم، تلاش کرده بود که در بخش‌های مختلف ایران جمهوری‌هایی سوسیالیستی برپا کند و به تعبیری ایران را به “اتحاد جماهیر شوروی ایران” تبدیل کند. تئوریسین‌های حزب توده و بسیاری گروه‌های کمونیستی دیگر نیز ایران را کشوری “چند ملیتی” یا “کثیرالمله” می‌خواندند. حکومت پهلوی و شخص محمدرضاشاه و دولتمردانی همچون قوام‌السلطنه در برابر دست‌اندازی‌های شوروی (از جمله در آذربایجان و کردستان) ایستادگی کرده بودند. در مقابل، نیروهای کمونیستی داخل ایران (از جمله حزب توده) چندین بار تلاش کردند شاه را ترور کنند.

    علاوه بر تلاش به حذف فیزیکی‌، شوروی سابق در پروپاگاندا و جنگ روانی و تبلیغاتی بسیار قوی بود و از این حربه نیز برای ضربه زدن به حکومت ایران استفاده می‌کرد. با بهره‌گیری از جو غالب جهانی، کمونیست‌ها یا نیروهای سمپات به آنان نبض فضاهای دانشگاهی و روشنفکری را دست گرفتند و قشر تحصیل‌کرده و روشنفکری تربیت کردند که اغلب دلباخته آرمان‌های انقلاب اکتبر یا مشابه آن بود. در شباهتی تاریخی به انقلاب اکتبر روسیه و بسیاری جنبش‌های چپ انقلابی در سراسر جهان، انقلابیون چپ ایرانی‌ اغلب از قشر مرفه‌تر و دانشگاهی بودند نه از طبقه کارگران و دهقانان. در میان رهبران‌شان از نوادگان روحانیون بزرگ (همچون نورالدین کیانوری رهبر حزب توده) تا شاهزادگان قاجار (همچون عبدالصمد کامبخش و ایرج اسکندری و مریم فیروز) فراوان دیده می‌شد. دهقانان ایرانی‌ که با اصلاحات ارضی شاه از سلطه خوانین و فئودال‌ها رها شده بودند و کارگران ایرانی‌ که با صنعتی شدن پرشتاب ایران از درآمد و رفاه بالا برخوردار گشته بودند، پس از روشنفکران و اشراف‌زادگان چپ و چیره شدن جو انقلابی به کاروان انقلاب پیوستند.
    به طور خلاصه، بخش بزرگی از گفتمان انقلاب ۵۷ را می‌توان انقلاب اسلام‌گرایان علیه آزادی‌های اجتماعی و مدنی و انقلاب گروه‌های کمونیستی و شبه‌کمونیستی علیه اقتصاد آزاد و رفاه اقتصادی (یا آنچه بورژوازی کمپرادور می‌خواندند) دانست. آرمان‌های لیبرال در انقلاب ۵۷ اگر هم جایی داشتند، در حاشیه بودند، نه در متن و موتور محرک اصلی جنبش.

     
  54. چهار افسانه درباره انقلاب ۵۷ (بخش اول)
    نوشته شروان فشندی، عضو فرشگرد / علی اشتری، عضو فرشگرد

    شروان فشندی و علی اشتری دو کنشگر عضو فرشگرد می‌گویند چهل سال پیش انقلابی انجام شده که به ویرانی ایران انجامیده، ولی‌ هنوز بخش بزرگی از اپوزیسیون جمهوری اسلامی، در دفاع از این انقلاب، “افسانه‌”سرایی می‌کنند.

    در آستانه چهل سالگی انقلاب اسلامی سال ۵۷، هنوز تحلیل‌های متناقضی درباره آن می‌شنویم که گه‌گاه با افسانه نیز آمیخته‌اند. بسیاری از این افسانه‌ها در واقع توجیهاتی هستند که از سوی برخی نقش‌آفرینان و دست‌اندرکاران آن واقعه ساخته و پرداخته و پیاپی تکرار شده‌اند، چنانکه از فرط تکرار گاه به جای واقعیت پذیرفته گشته‌اند. انگیزه این افسانه‌ها گاه توجیه مشارکت این تحلیل‌گران در انقلابی است که ایران را از مسیر پیشرفت اقتصادی و مدرن‌سازی بازداشت و در راه پسرفت اقتصادی قرار داد؛ از دیدگاه آزادی‌های سیاسی و اجتماعی نیز پس از چهل سال، جامعه ایران را در چنان بن‌بستی وانهاده که در چارچوب قانون اساسی و نظام جمهوری اسلامی روزنه گشایشی دیده نمی‌شود.

    بدیهی ست که در وقایع بزرگ ملی همچون انقلابها یا جنگها (جنگ داخلی یا خارجی)، اگر کار به شکست یا فاجعه بیانجامد، مسئولیت (یا با وام گرفتن از واژگان دینی: گناه) کار بر دوش یک یا چند تن انگشت‌شمار نیست. به عبارتی مسئولیت پیروزی یا شکست‌های ملی میان میلیون‌ها تن پخش و سرشکن می‌شود. لیکن گاه دیده می‌شود که شخصیت‌ها یا گروه‌های سیاسی که نقش کلیدی در وقایع ملی داشته‌اند، به جای قبول مسئولیت متناسب خود در اشتباهات تاریخی‌، در لاک دفاعی فرو‌رفته و تا سال‌ها بعد در پی توجیه تصمیمات و اقدامات سرنوشت‌ساز خود در گذشته‌ها برمی‌آیند.

    برای لمس بهتر چرایی غلبه این افسانه‌ها در تحلیل‌های سیاسی و فضای روشنفکری ایران، سناریوی فرضی و تمثیلی زیر را در نظر بگیرید. فرض کنید چهل سال از انقلاب/کودتای اکتبر ۱۹۱۷ گذشته و گروهی از پیروان و هواداران تروتسکی که از حلقه قدرت در ساختار حزب کمونیست شوروی رانده شده‌اند، روایت خود را از عواملی که موجب شد به قول خودشان “انقلاب کبیر اکتبر” به بیراهه رود و به جنایات دهشتناک دوره استالین بیانجامد، بازگو می‌کنند. این سناریوی تمثیلی، چهل سال است که در ایران واقعیت است. انقلابی انجام شده که به ویرانی ایران انجامیده، ولی‌ هنوز بخش بزرگی از اپوزیسیون نظامِ برآمده از آن انقلاب – یعنی جمهوری اسلامی – افسانه‌هایی را درباره انقلاب ۵۷ به عنوان واقعیت پذیرفته و به نسلهای بعد نیز منتقل می‌کند. این افسانه‌ها چیستند؟ در این نوشتار به آنها می‌پردازیم.

    افسانه: آرمانهای لیبرال و آزادیخواهانه انقلاب

    یکی از افسانه‌هایی که درباره انقلاب ۵۷ تکرار می‌شود این است که آن انقلاب همچون انقلاب کبیر فرانسه آرمان‌های زیبا و آزادی‌خواهانه و لیبرال داشت، اما به دست تندروهایی همچون روبسپیر دچار ترمیدور شد و به خونریزی و استبدادی خشن‌تر از پیش انجامید. لیکن نگاهی به جزوه‌ها و نشریات گروه‌های انقلابی نشان می‌دهد که اغلب آرمان‌های غالب انقلاب ملهم از اندیشه‌های کمونیستی (از گونه امپریالیست‌ستیز) و/یا اسلام‌گرایانه بود، همان همبستگی و اتحادی که محمدرضا شاه فقید از آن با تعبیر “ارتجاع سرخ و سیاه” نام می‌برد.

    تردیدی نیست که آزادی‌های موجود در دوران محمدرضا شاه از آزادی‌های لیبرال دموکراسی‌های غربی عقب‌تر بود. با این وجود، مشکل عمده قاطبه انقلابیون با محمدرضا شاه کمبود آزادی‌ها نبود. برعکس، مشکل اصلی اغلب آنها، همان مقدار آزادی‌های اجتماعی، مدنی و مذهبی‌ای بود که در دوران شاه وجود داشت. این گزاره بدین معنا نیست که آرمانهای لیبرال و آزادی‌خواهانه در میان انقلابیان ۵۷ مطلقا جایی نداشت. رگه‌هایی از آرمانهای لیبرال در میان برخی گروه‌ها و شاخه‌هایی که در انقلاب سال ۵۷ شرکت جستند دیده می‌شد ولی این آرمانها بخش غالب گفتمان انقلاب ۵۷ نبودند. در حاشیه بودند، نه متن.

    اساسا خود واژه لیبرال در سالهای آغاز انقلاب گونه‌ای دشنام سیاسی به شمار می‌آمد و عمدتا برای برچسب زدن به رقبای سیاسی به کار می‌رفت. برای مثال هنگامی که حزب توده یا دیگر گروه‌های چپ آقای بازرگان یا نهضت آزادی را لیبرال می‌خواندند، قطعا نیت‌شان ستایش از آقای بازرگان و حزبش نبود. وانگهی، اطلاق صفت «لیبرال» به بازرگان که سیاستمداری اسلام‌گرا و مؤسس یکی از اولین احزاب اسلامی ایران (نهضت آزادی) بود خود نشان از غایب بودن آرمان‌های لیبرالیسم در انقلاب اسلامی دارد. همچنین درباره حقوق بشر نیز دیدگاه غالب میان بیشتر گروه‌های انقلابی آن بود که مفهوم حقوق بشر برساخته‌ای بورژوایی و/ یا دستمایه غرب برای دخالت در کشورهای جهان سوم و انقلابی و بهره‌کشی از آنان است. لذا مفهوم حقوق بشر در گفتمان امپریالیست‌ستیز بسیاری از گروههای انقلابی اولویت بالایی پیدا نمی‌کرد یا حتی از ریشه نفی می‌شد.

    مفهوم “حق مالکیت خصوصی” که از پایه‌ای‌ترین اصول لیبرالیسم و اقتصاد آزاد است، از سوی بیشتر گروه‌های انقلابی- حتی آنان که از سوی رقیبان و دشمنان سیاسیشان برچسب لیبرال می‌خوردند – رد می‌شد یا در بهترین حالت با قیدوبندهایی سنگین به صورت مشروط پذیرفته می‌گشت. درست از همین‌رو بود که مصادره کلان بزرگترین بنگاه‌های تولیدی و اقتصادی کشور از کارآفرینان و بنیانگذاران‌شان که گاه هیچگونه وابستگی سیاسی نیز به حکومت پهلوی نداشتند، همچنان پدیده‌ای مطلوب پنداشته می‌شد. برای مثال همین‌که که انتشارات امیرکبیر یا کفش ملی و بلا یا کارخانه ایران ناسیونال موفق و سودده بودند، بزرگترین دلیل بر فساد بنیانگذاران‌شان دانسته می‌شد و شایسته مصادره پنداشته می‌شدند.

     
  55. خمینی و هیتلر بر روی دو کفه ترازو – کدام یک سنگدل تر، ضد مردمی، و جنایت کار تر بود؟ (بخش اول)
    نوشته امید کسروی

    مفهوم حکومتهای توتالیتر، تمامیت خواه یا اقتدارگر، همزمان با پیدایش نازیسم در آلمان ، فاشیسم در ایتالیا و استالینیسم در شوروی زاده شد، و بعدها حکومتهای توتالیتر دیگری از این نوع بر سر کار آمدند که جمهوری اسلامی در ایران یکی از آنها بود. در این نوشتار برخی از ویژگیهای حکومتهای توتالیتر ذکر شده و ساختار حکومت نازی و جمهوری اسلامی با این ویژگیها تطبیق داده خواهد شد. در ادامه خصوصیات مشترک دیگری بین خمینی و هیتلر جدای از ساختار مشترک حکومتی بررسی خواهد شد:
    جهان زیبای ما را هزاران دیکتاتور و خودکامه اشغال کرده، یک پلیس، یک معلم، و حتی یک مرد می توانند نسبت به مردم، کودکان، و خانواده خود دیکتاتور باشند. ولی بزرگ دیکتاتورهایی که در صد سال کنون میلیون ها مردم را به خاک و خون کشاندند، عباتند از؛ هیتلر، موسولینی، فرانکو، و خمینی.

    ۱ – اقتدارگرایی از یک ایدئولوژی تغذیه می شود. و همه افراد جامعه به تبعیت از این ایدئولوژی ملزم می شوند. اسلام شیعی در ایران و حاکمیت نژاد برتر و خالص آریایی در آلمان ، ایدئولوژیهای شکل دهنده این دو حکومت بودند.

    ۲ – حکومتهای توتالیتر بر اساس ایدئولوژیهایشان تعریفی از انسان ایده آل ارائه می دهند و همه انسانها را به این شکل می خواهند. افراد متفاوت یا حذف فیزیکی شده یا در رده پست تری از ساختار اجتماعی قرار می گیرند.

    “شیعه پیرو ولایت فقیه” در ایران و انسان موبور چشم آبی با نژاد خالص آریایی” در آلمان تعریفهای انسان ایده آل این حکومتها بودند و با اقلیت های مذهبی ، فکری و نژادی در این جوامع به عنوان شهروندان درجه دوم رفتار می شد و حتی برای برخی از این اقلیتها، حق شهروندی هم به رسمیت شناخنه نمی شد. بلایی که در ایران بر سر بهاییان و در آلمان نازی بر سر یهودیان آمد به بهترین شکل واقعیت را بیان می کند.

    ۴ – حکومت توتالیتر، عرصه خصوصی زندگی انسان را به رسمیت نمی‌شناسد و خود را محق و مکلف می‌داند که بر تمامی لحظات زندگی تک‌تک انسان‌ها نظارت کند. حکومت تعیین می کند که فرد چه نوع موسیقی گوش دهد، چه فیلمهایی ببیند و به سختی می توان در این حکومت ها چهارچوبی به دور فرد رسم کرد و آن را حیطه شخصی او نامید.

    ۵ – ساده انگاری بیش از حد مسایل، متولیان این حکومتها معمولا بدنبال راه حل نمی گردند و ایدئولوژی این راه حل را در اختیار آنها قرار می دهد. اگر هیتلر فکر می کرد که با حاکمیت نژاد خالص آریایی بر دیگر نژادها تمام مشکلات آلمان حل خواهد شد و یا خمینی راه حل همه مسایل را در بازگشت به اسلام ناب محمدی می دید. از ساده انگاری ذهن آنان نشأت می گیرد.

    خیمینی و هیتلر شباهتهای دیگری نیز داشتند که لزوما به شکل حکومت بستگی نداشته و از شخصیت آنها ناشی می شود. که در ادامه به ذکر این شباهتها پرداخته می شود:

    ۱ – افرادی که نردبان بالا رفتن از قدرت توسط هیتلر و خیمینی بودند بعد از به قدرت رسیدن از صحنه کنار گذاشته شده ، یا به قتل رسیدند، قتل عام رهبران SS به دستور هیتلر و رفتار خیمینی با بنی صدر، یزدی و قطب زاده گویای این واقعیت است. و جالبتر اینکه این کار توسط سایر حکومتهای توتالیتر مثل مائو در چین و استالین در شوروی نیز دیده می شود.

    ۲ – شدت بی رحمی در هر دو نفر قابل توجه است. باید توجه داشت که اگر خمینی به اندازه هیتلر آدم نکشت از این روست که به اندازه هیتلر قدرت نداشت. میزان کشتار در دادگاههای انقلاب به اندازه ای بود که به قول مکارم شیرازی امام جمعه قم: به این آسانی که در دادگاههای انقلاب آدم میکشند گوسفند هم سر نمی برند، دکتر شفاء در کتاب تولدی دیگر می نویسد:
    “در تحلیلی که چندین روانشناس آمریکایی و اروپایی بر اساس بررسی های متعدد روانشانسی از وی کردند و گزارشی از آن را در نشریه US New and World Reports بچاپ رساندند، خمینی چنبن توصیف شده است: انتقامجو، لجوج، یکدنده، بدگمان، لبریز از حس کینه توزی در حدی که این حس در او جای همه عواطف دیگر را گرفته است.”

    نقل قول زیر از خمینی که شفاء در کتابش آورده است شاهد گویای دیگری بر شدت قساوت خمینی است:
    “ما خلیفه می خواهیم که دست ببرد، حد بزند، رجم کند،همانطور که رسول الله صلی اله علیه دست می برید،حد می زد، رجم می کرد، و همانطور که یهود بنی قریظه را که چون جماعتی ناراضی بودند قتل عام کرد. اگر رسول الله فرمان داد که فلان محل را بگیرید، فلان خانه را آتش بزنید، فلان طایفه را از بین ببرید، حکم به عدل کرده است.”
    کشتار زندانیان سیاسی با چشمانی بسته در سال ۶۷ به دستور خمینی جنایت کار و خردباخته تنها نمایانگر گوشه ای از جنایاتی است که به دست خمینی به وقوع پیوسته است. باید دید تا کی این جنایات باید از سوی مشتی آخوند بی سر و پا تکرار شود و جوانان میهن دوستمان به خاک و خون کشیده شوند؟.

    ۴. هر دو به مبارزه با اشکال هنر موجود پرداختند هیتلر هنری را ستایش می کرد که در خدمت نظریه نازی باشد و خمینی هنر اسلامی را می خواست. به همین دلیل خمینی از موسیقی فقط آهنگی را که به مناسبت شهادت آخوند مطهری مرتجع ساخته شده بود جایز می دانست! در آلمان نازی هیتلر هنر مدرن را کار ”غارنشینان فرهنگی،کوتوله های زیبایی شناسی و الکن های هنری” می دانست و برای همین آثار هنرمندانی چون پیکاسو و ونگوگ جمع اوری شد. و کتابهایی نویسندگانی چون آلبرت انیشتین،زیگموند فروید،جک لندن و ارنست همینگوی سوزانده شد.

    ۵ – دروغ اساس کار هر دو حکومت را تشکیل می داد . گوبلز وزیر تبلیغات نازی ها اعتقاد داشت که دروغ هر چه بزرگتر باشد مردم بیشتری آن را باور خواهند کرد. در مورد خمینی ، دکتر شفاء موارد زیادی از دروغگویی حاکمان ولایت فقیه و به خصوص خمینی را می شمارد و اعتقاد دارد دروغهایی که در این حکومت به خورد مردم داده شد در کمتر حکومتی می توان سراغ داشت.و باید گفت که احمدی نژاد از این حیث واقعا فرزند خلفی برای خمینی است.

     
  56. اخبار: تشکیل دو هزار گروه تذکر لسانی و عملی در سپاه گیلان.
    نقل از حاج ممد مستراح پناه: به این میگن الگو برداری از شغل آفرینی در مدینه النبی.

     
  57. لزومی نیست که یکی بیاد توضیح بده ناشناس ،البته از ذیل گفتارت پیداست که تازه وارد نیستی،اما واقع ماجرا درست عکس چیزی است که شما بیان کردی،یعنی همینطور که شما اشاره کردی،یک نفر سایتی زده و نظراتش را بصورت یک پست بالای این صفحه قرار میده و بقول شما بازدید کننده ها میتونن بخونن اعم از اینکه مخالف باشند یا موافق،تا اینجا درست؟ خوب من هم بعنوان یک خواننده غالبا با طرز تفکر و نوع استدلالها و ادبیات ایشون مخالفم و در مواردی نقد خودم رو ذیل هر پست می نویسم و مواردی هم نظر نمی دهم و سکوت می کنم،تا اینجا که درسته و مشکلی نیست؟ کامنت گذاران هم البته آزادند و می توانند نسبت به نظرات یکدیگر نظر موافق و مخالف بدهند و بحث کنند،خوب در اینجا هم من بعنوان یک خواننده در مواری ذیل نظر کامنت گذارها نظر موافق یا مخالف اظهار می کنم و بحث و نظر هم می کنم،تا اینجا که خلاف این چیزی که شما درست میدونی که نیست؟ حالا اینکه من مامور باشم یا نباشم یک امر بیرون از این قضیه است که شما فرض کن من مامور باشم درست؟ سوال:یک مامور نمیتونه اینجا نظر بده و در بحث ها شرکت کنه؟
    اینکه نظر کسی بی مایه هست یا نیست را هم،خود بحث و استدلال ها روشن می کنه پس شما موضع قبلی کلی نگیر که مثلا نظرات من کم مایه هست یا نیست،شما یک شناسه مشخص برای خودت انتخاب کن و ذیل نوشته های من،کم مایگی نظرات مرا نشان بده.این هم درست؟
    می رسیم به “زورچپون”،من نظرم و بحثم رو میکنم و دیگران هم همینطور،چطور میشه کسی نظر خودشو به دیگری زور چپون کنه؟! در این مورد توضیح بده.
    اما برگردیم باصل ماجرا:آیا این من هستم که با -بقول شما-مدیر سایت که فرد مودبی است “کل کل”می کنم یا قضیه برعکس است؟ من میگویم قضیه برعکس است،یعنی شما اگر نگاه کنید و دقت کنید،مدیر مودب (حالا اینکه ادب چیست و چه تعبیرات ایشون موافق ادب هست یا نیست و ارائه شواهد اون بکنار) این سایت یک نوشته اون بالا میگذارد باندازه مثلا یک کاغذ آ چهار،اما شما بنشین استقصاء و جمع آوری کن ببین که چندین برابر یک کاغذ آ چهار ایشون اند که زیر نظرات ابتدائی من یا زیر بحث هایی که با دیگر کامنت گذاران می کنم،پانوشت می زنند! اگر جمع آوری کنی شاید به این نتیجه برسی که هم تعداد پانوشت هایی که ایشون ذیل بحث های من با دیگران می گذارد دهها برابر اصل پستی است که مثلا نیمساعت یا یکساعت صرف اون کرده ،و هم تعداد الفاظش از اصل کامنت ها و از جمله کامنت های من بیشتره! حالا از نوع تعبیرات بقول شما مودبانه ای که ایشون نسبت به من یا بستگی های من ابراز می کنند و اتهامات یا تعبیرات ناروائی که لابد برخاسته از ادب است می گذریم اما خوب شما خودت قضاوت منصفانه کن که چه کسی است که با دیگری در حال “کل کل”است؟! بنظر من معمولا “کل کل” ها از ناحیه ایشون شروع میشه،و ایشون اینقدر در نظرات خود دگم و بسته و متعصب تشریف دارند که اصلا غالب اصول مدیریتی مدیریت یک سایت رو فدای اونها می کنند،فرض کنید من یک خبر اینجا می گذارم همونطور که مثلا مش قاسم این سایت خبر می گذارد،شما برو مقایسه کن ببین چند مورد ذیل خبرها و برداشت های مش قاسمی پانوشت زده! اما تقریبا بلا استثناء،ذیل هر خبری یا تحلیلی که من می نویسم پانوشت می زند و خوب طبعا چالش درست می کند یا باید مطلب ایشون رو پاسخ داد یا به سوالش جواب داد و الی آخر.. ایشون حتی در ذیل بحث های دیگر من با کامنت گذاران هم پانوشت می زنند! یعنی گویا اصلا تحمل این را ندارند که پست خودشون رو بگذارند و اجازه دهند دیگران با هم بحث کنند،در غالب موارد هم نظر منفی بر خلاف نظر من دارند،البته من هم گاهی مثلا از تلگرام ایشون چیزی رو نقل می کنم و نقد می کنم که طبعا ایشون حق پاسخ دارند،اما میخواهم از شما بپرسم،این از اصول حرفه ای اداره سایت هست که مدیر سایت در یک صفحه دهها و صدها پانوشت ذیل نوشته های یک کامنت گذار بگذارند،تعبیراتی تحریک آمیز کنند،بتعبیر من کلوخ های بطرف پرتاب کنند؟! البته می بینید که من اینقدر سواد و مطالعه دارم که مطالب غالبا نادرست ایشون رو جواب دهم،اما من فقط می خواهم شما بدون تعصّب و جانبداری اینو بفهمی که صرفنظر از اینکه من مامور کسی یا جایی هستم یا مامور درک و فهم خودم هستم،این چه کسی است که “کل کل” رو آغاز میکند و اینکه آیا مدیریت سایت به این است که در همه بحث های بین من و کامنت گذاران مداخله کند،یا ذیل هر نوشته من پانوشت بزند؟! شما خودت اگر بین خودت و خدا اگر قائل هستی،و بین خودت و وجدان خودت اگر خدا نداری،درست قضاوت کنی مشاهده می کنی که کل کل کننده اصلی این سایت خود جناب مدیر این سایت است نه من! و ظاهرا ایشون اصلا نمیتونند تحمل کنند که من مثلا یک خبر،یک گزارش،یک تحلیل،یک استدلال برخلاف آنچه که در کلّه مبارکشون هست رو اینجا بنویسم! تو گوئی من اینجا در حال منحرف کردن افراد هستم،و ایشان بعنوان یک عقل کل یا یک پیامبر وظیفه دارند،مانع از منحرف شدن دیگران توسط من شوند!
    من نمی گویم ایشون اصلا ذیل نوشته های من پانوشت نزند،حرفم اینه که هم مثل غالب رویکردها “افراط” و “افراط گری” رو کنار بگذارد و تحمّل نظر مخالف را داشته باشند،هم اینجور بطور واضح آبروی خودشون را با زیر پا گذاشتن اصول حرفه ای مدیریت یک سایت نبرند و علیرغم مخالف بودن با نظرات من یا هر فرد دیگری،خودشون رو نخود هر آشی نکنند.من مادامی که ایشون تصریح نکند که از حضور و نوشتن من در اینجا ناخرسند هستند و ادعای آزاد بودن اظهار نظر در سایت خودشون رو داشته باشند،مایل بحضور و ابراز نظر هستم و اهمیتی برایم ندارد که شما یا دیگری مرا مامور بدانید یا ندانید یا نطراتم را با کلی گوئی کم مایه بدانید یا ندانید،اما میخواهم بگویم اون لحظه ای که احساس کنم ایشون از حضور من ناخرسند است و اینگونه رویکردهای افراطی و زیر پا گذاشتن اصول مدیریتی یک سایت به این جهت است قطعا بوادی سکوت خواهم رفت.
    همین!
    .
    .

     
  58. امیر حسین
    1:50 ب.ظ / ژوئن 5, 2019

    آیت الله برقعی مرجعی که از تشیّع برگشت و آخوند را اختراع شیّادان نامید (بخش سوم )
    نوشته احسان فتاحی
    ………
    امیر حسین گرامی اینها همه سروته یک کرباسند و یا بقولی /////////////////////////////.ما ایرانیان یکبار برای همیشه باید اسلام و فرهنگ اسلامی و شرع و باور اسلامی را ///////////////////////////// .تا زمانیکه به چنین اقدامی دست نزده و در بند راست و ریس کردن و گرفتن سوراخ و سمبه های اسلامیمم روزگار مان همین خواهد بود و شاید هم بدتر! نزدیک به دویست سال است که ایرانیان سعی در برقراری حکومتی سکولاتر و دمکراتیک و برابری طلب دارند ولی در تمام مراحل با مقاومت و مخالفت اسلامیان روبروشده اند. دلیل اش دوست گرامی باور اسلامی است که تمدن و انسان و زن و ایران ستیز است.////دوست گرامی باوری بشدت خشن غیره انسانی گدا و مفتخور پرور یست که باعث تبعیض و نابرابری و تن پروری و رشد گروهای مافیائی و تروریستی و متجاوز به جان و مال و ناموس شهروندان و فقر و فحشا و … میگردد. دوست گرامی امروزه جوامع متمدن و پیشرفته به این نتیجه رسیده اند که دین و باور و مقدسات افراد و گروها جایی در حریم عمومی نمی توانند داشته باشند هرچند که باور مندان به دین و یا باوری می توانند در حکومت و سیاست و قدرت نقشی نه بعنوان باورمندان به دین و یا شریعتی خاص بلکه در چهار چوب قوانین جاری و ساری عرفی ایفا کنند. موضوع دوست ارجمند بسیار ساده است! انچه را یک مسلمان مقدس می داند من یا میلیونها انسان دیگر مقدس نمی دانیم و نمی توانیم به عنوان اصلی غیره قابل تغییر و یا بدون انتقاد بپذیریم! بنابراین چنین مقدسی خود بخود در حریم عمومی از تقدس می افتد!

     
  59. گنجعلی
    4:48 ب.ظ / ژوئن 4, 2019

    بر مزدک حرام کردم هر گونه استفاده , سوء استفاده , دستبرد به مطالب من , مستقیم و یا غیر مستقیم , با نیت خیر یا از روی هاشور . لطفا مطالب ما را از چشم دیگران نینداز برادر .
    ………
    جناب گنجعلی نه شما و نه من و نه محمد و مارکس و سید 24 ساعت علاف سایت و نوریزاد و…و نه هیچ کس دیگری هیچ حقی راجع به آنچه در فضای مجازی و حریم عمومی منتشر کرده ایم نداریم. در ضمن من آنچه را می نویسم بنام خودم می نویسم و ربطی به مطالب وزین شما ندارد !

     
  60. درود دوست گرامی
    اصلا بنا بر همین تعبیر جناب مزدک می گیریم
    مهم اما بیش از یک میلیارد مسلمان است که با همین واژگان دو نفر را بهم محرم می کنند که بروند سراغ زندگی شان.
    شما فکر می کنید در جاهای دیگر مثلا چه الفاظ نابی رد و بدل می شود؟
    آیا آنها هم شامل فتوای جناب مزدک می شوند؟
    بله یک عرف غلط مقبولیت پیدا کرده و به زمان نیاز دارد که جایگزینش را پیدا کرد.
    این به خود مردم مربوط می شود که نرم نرم الفاظ قشنگ دیگری را بر گزیننند.
    با احترام
    …………
    نوریزاد گرامی از شما دیگر بعید است! چون رسم غلطی را میلیونها انسان بکار گرفته ما نیز بهمان راه برویم. خوب دوست گرامی چرا این همه به لقمه این مفت خوران انگل گیر می دهید؟ دوست ارجمند کلمه انکحته بمعنی سپوختن است و کار آخوند اینجا کار همان رابط یا ج…ه . خب اگر جاکشی و فاحشه گری بده چرا ما این سنت زشت فاحشه گی را در این حد گسترده نادیده بگیریم؟ مگر خواندن یا نخواندن همین چرندیات نیست که می تواند به سنگ سار و قتل زنی و یا یک عمر نابودی زندگی انسانهایی بنام حلال زاده و حرام زاده بینجامد؟ دوست گرامی همین روش زشت و نادرست در تمام قوانین اسلامی رایج است. اسلام دین و باوری انسان و تمدن و زن ستیز و در کل زشت و نا زیباست و هیچ همخوانی با فرهنگ ایرانیان ندارد. کدام زرتشتی یا مانوی و یا مزدکی یا رزوانی … و یا دیگر باور ایرانی چنین برخورد زشت و کوچک کننده ایی با پایه ایی ترین منش و روش و اخلاق انسانی دارد؟ اسلام فرهنگ مشتی وحشی بیابانگرد بی فرهنگ و غارتگری بوده که شاید زمانی کاربردی داشته. عجیب است که باورمندان به اسلام از جمله همین سید 24 ساعت علاف هنوز درکی از آنچه اسلام می گوید با وجود سالها مفتخوری بنام اسلام ندارد! قران خود ادعا می کند که مبین است یعنی ساده و روشن و قابل درک برای عوام است. این بدین معنی است که ای مسلمان قرآن هیچ احتیاجی به توجیه و تفسیر و توضیح از طرف هیچ کس و برای هیچ فردی ندارد!بعد این اراذل مفتخور ما را به صغرا و کبرا بافی رجوع می دهند! مردک بی همه چیز نامرد مفتخور قرآن خود می گوید مبین است! بنابراین انکحته چیزی غیر از سپوختن و گائیدن و کردن معنی نمی دهد. و //// دزدان مدینه هم منظور ی غیر از این ندارد! اصولا اگر به فرهنگهای کهن بنگرید بیشتر نامها و گفته ها و مثالها …از طبیعت و اتفاقات اطراف گرفته شده. بنابراین آوردن انکحته و نکاح که همان جفتگیری شتران است برای چنین منظوری بین عرب هیچ تعجبی نیست. به همین دلیل منظور قران از نکاح و انکحته هم غیر از سپوختن چیز دیگری نمی تواند باشد. حالا بیا توی مفتخور و علاف اینجا اینو بچسبون به حفت و زوج و این مزخرفات. خب مگر دونفر که با هم می خوابند جفت نمی شوند مگر زوج نیستند؟ دوتا جوراب دوتا کفش مگر جفت نیستند؟ ایا احتیاج به اراجیف ملا دارند؟ بنابراین آنچه در خطبه عقد اسلامی خوانده می شود چیزی جز فروش زن بمرد در مقابل وجهی معلوم که همان فاحشه گی و خرید و فروش کالا(زن) است نیست و آخوندی هم که این اراجیف را می گوید نقشی جز همان ج…ش نمی تواند داشته باشد! بخصوص که دستمزدی هم می گیرد!

     
    • آقای مزدک اگر میدانید لطفا برای ما بنویسید که ایرانیان قبل از آمدن عرب ها چطوری با هم ازدواج میکردند و چه میگفتند به هم به جای خواندن صیغه عقد . با سپاس از شما که در کنار آقای نوریزاد این قدر ما را آگاه می کنید .

       
  61. پیشنهاد می کنم برنامه “خمینی” رو از طریق اینترنت و هر چی که شده از شبکه من و تو که به مناسبت سالگرد مردن این بابا پخش شد رو حتماً ببینید!! تقریباً تمام فیلم هایی رو که در اون دوران تلویزیون کذایی سانسور کرد رو میشه دید! می شه دید که کرم حمله عراق به ایران از همین ور بوده نه از عراق و اونم به بهانه تغییر صدام حسین و اینکه اظهار فضل ایشون این بوده که چه معنی داره یه بعثی بر امت شیعه حکومت کنه و این بابا باید اعدام بشه!!!!! یه جای دیگه به کارتر مثال شیری رو می زنه که از اون و امت خل و دیوونه می ترسه و هر چند نعره می کشه اما از خودش هم یه چیزی در می کنه (از ترس) و دمش رو هم تکون می ده!! (من که چیزی نفهمیدم و اگر کسی دیده شیر موقع نعره کشیدن خودش رو زرد کرده حتماً اینجا بگه!!) …. بعد مردن هم به امت عزادار که توی جمکران و جاهای دیگه می ریزند یه نیگاهی بکنین می بینین با مردمی طرف هستیم که عین خل و چل ها روی صندلی اون می پرن و بعد که پر می شه روی هم می پرن و نتیجه کار هم آخر سر معلوم نمی شه!! حالا چند قلو بودن و قس علیذلکِ قضیه بماند!!! البته بعد یه صحرای محشر می بینین که پاسدارا دارن همه رو می زنن… سرانجام قضیه اینکه هر چند شبکه من و تو نشون نداد اما یه ور عورت آقا هم یه کوچولو معلوم می شه و عکسش رو قبلاً دیده بودم… در نهایت فکر که می کنم می بینم خمینی اشتباه هم نگفته بوده چون با این شکل و شمایلی که از عزادارها می بینی، شیر با تمام وحشی بودنش جلوی این وحشی ها حتماً کم می آره!!! راستی نوری زاد ببم جان اون روز شما کجا بودی؟؟؟!!! من ببم جان اون روز سرباز بودم و توی آماده باشی که بهمون خورد (از ترس کودتا یا یه انقلاب دیگه و …) بمدتی طولانی توی پادگان اسیر بودیم!!! حتی اجازه نمی دادند هیچ فرمانده ای هم بره خونه!!! روزگار غریبی بود نمی دونم چه مدت طول کشید تا یه مرخصی بریم!!! یه اضافه خدمت هم بخاطر تمرد تو اون شیش و بش خورد بهم!!!

     
  62. ناشناس
    2:27 ب.ظ / ژوئن 3, 2019

    خیلی ببخشید , اونی که شما میگید گربه ی مرتضی علی نبود ؟
    …………
    ناشناس گرامی آخوند هم //////////////// مرتضی علی است.پس ایشان درست گفته اند!

     
  63. این دست کجه (منظورم فیزیکی نیست): سعودی‌ها توبه کنند، راه بازگشت باز است.
    مش قاسم: به این میگن دست پیش گرفتن که پس نیفته.
    =========================
    این دست کجه (منظورم فیزیکی نیست): امروز به منطقه‌ی ما که نگاه کنید، می‌بینید صف‌آرایی‌ها به جای اینکه بین مؤمنین و متجاوزین باشد، بین مسلمانها است.
    مش قاسم: تبریک و تهنیت به رهبر مسلمین جهان و سیاستش که آنچنان تدبیراتی در طول ۴۰ سال انجام داده که کار به اینجا رسیده. در ضمن چه خبر از بیش از نیم ملیون کشته سوریه و نصف جمیعت آواره اون مملکت بدبخت سپاه/* اسلامی زده**؟

    /*: ک
    **: بر وزن طاعون زده

     
  64. این دست کجه (منظورم فیزیکی نیست): زرنگ‌بازی سیاسی رئیس‌جمهور آمریکا، مسئولان جمهوری اسلامی و ملت را فریب نخواهد داد. نباید اجازه داد آمریکایی‌ها نزدیک شوند، قدم آنها قدم نامبارکی است و هر جا پا گذاشته‌اند، جنگ و برادرکشی یا فتنه یا استثمار و استعمار و تحقیر ایجاد کرده‌اند.
    مش قاسم: زرنگ‌بازی سیاسی اسلامیچیا ملت را فریب داد. نباید اجازه داد اسلامیچیابمونند، قدم آنها قدم نامبارکی بوده است و هر جا پا گذاشته‌اند، جنگ و برادرکشی یا فتنه یا استثمار و استعمار و تحقیر ایجاد کرده‌اند.

     
  65. دونالد ترامپ: دنبال جنگ با ایران نیستم، بلکه خواستار مذاکره مستقیم بر سر توافق هسته ای و گسترش دادن محدودیت های آن هستم!

    برنی سندرز: ترامپ برای اثبات جدیت خود، اول باید به توافق هسته ای باز گردد.

    دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا به مقام‌های انگلیسی گفته:به دنبال درگیری نظامی با ایران نیست و در عوض به دنبال گفت‌وگوی مستقیم با تهران بر سر طرح خود جهت مذاکره بر سر توافق هسته‌ای برجام و گسترش دادن آن است.

    مقام‌های آمریکایی در گفت‌وگو با همتایان انگلیسی خود در حاشیه سفر سه روزه ترامپ به لندن هم به آنها اطمینان خاطر داده‌اند آمریکا سر جنگ با ایران ندارد.

    مقام‌های آمریکایی مدعی شده‌اند اقدام آمریکا در اعزام یک ناو، بمب‌افکن و نیروهای بیشتر به منطقه با هدف بازدارندگی صورت گرفته است.

    سناتور برنی سندرز، نامزد ریاست جمهوری ۲۰۲۰ آمریکا، امروز نوشت:

    «آقای ترامپ حالا، بعد از تهدید به درگیری نظامی فاجعه‌بار با ایران می‌گوید ترجیح می‌دهد با ایران گفت‌وگو کند! این خوب است. رئیس‌جمهور اکنون می‌تواند جدیت خود در دیپلماسی را با بازگشت به توافق هسته‌ای که سال گذشته از آن خارج شد نشان دهد.»

    https://www.theguardian.com/world/2019/jun/05/donald-trump-us-war-iran
    .

     
  66. مصاحبه با آقا ( دنباله )

    ما : آقا اگر گماشتگان شما خطا کنند چه کسی مسئول است ؟
    آقا : خودشان دیگر , منظورت را میفهمم گنجعلی , نخیر ما مسئول نیستیم ما تشخیص میدهیم که این یا آن فرد میتواند فلان کار را بکند و دیگر دخالتی نمیکنیم تا گندش حسابی در آید . مسئول بهر حال ما نیستیم و امکان تشخیص غلط ما هم البته هست و اصولا کی خطا نمیکند ؟ حتی پیغمبران و امامان ما , سلام خدا بر همه آنها باد , هم از خطا مصون نبودند و این را هم خودشان گفته اند , فقط یکی را حضرت حق فراموش کرد که مکانیسم خطا کردن را در او هم تعبیه کند و برای همین هم هرگز خطا نکرده و نمیکند و اصلا نمیتواند خطا کند

    ما : چه کسی
    آقا : سید مرتضی نامی

    ما : آقا این گفته شما را من نشنیده میگیرم , وقت برای درد سر ندارم آقا
    آقا : میدانم گنجعلی

    ما : حتی اگر این خطا فرستادن پرستو باشد ؟
    آقا : توضیح بدهید پرستو چیست و بیش از این طفره نروید

    ما : چشم , چشم , فقط اجازه بدهید چند سئوال که سئوال مردم هم هستند را بپرسم قبل از آن
    آقا : بپرسید

    ما : بفرمایید اگر حالا جنگی در بگیرد ما چند روز میتوانیم مقاوت کنیم در برابر آمریکایی ها
    آقا : صفر روز

    ما : متوجه نشدیم
    آقا : مقاومتی در کار نخواهد بود , کی میخواهد مقاومت کند ؟ سرداران ما فقط به درد دزدی میخورند

    ما : سئوال دیگری که سئوال همه مردم هم هست از سالها قبل را اجازه بدهید مطرح کنم , بفرمایید پس از شما چه کسی رهبر میشود , یعنی چه کسی را شما قبلا انتخاب کرده اید
    آقا : ما البته نمیتوانیم در این باره چیزی بگوییم , یکی به خاطر حفظ ظاهر و دیگری جلوگیری از به جان هم افتادن مردم , حالا اگر جنگی هم بین آ خوند ها میخواهد بشود , بگذارید بعد از ما بشود ……

    آقا وحید از پشت پرده میاید بیرون

    آقا وحید : آقا , سیده مه جبین سادات خانم آمده اند برای گرفتن دعای سوم برای بچه دار شدنشون
    آقا : بگویید دارم می آ یم ! گنجعلی فکر میکنم کافی باشد برای این بار با شما حتما تماس میگیرند و وقت میدهند برای دیدار دوم ما
    ما : با سپاس از شما آقا و به امید دیدار بعدی . خدا شما را برای مسلمانان جهان نگهدارد .

    آقا وحید : آ آ آ مین

     
  67. ویژگی‌های متمایز و متشابه ایران و عراق در رابطه با حمله آمریکا،
    علی صدارت

    در هیچ جنگی هیچ پیروزی وجود ندارد، و همه جنگ‌ها فاجعه‌آمیز هستند، و در هر جنگی بزرگترین ابعاد فاجعه، متوجه مردم بوده و هست و خواهد بود.
    نظر بسیاری از کارشناسان نظامی، سیاسی، و اقتصادی دنیا این است که، حمله به ایران، ‘بزرگترین اشتباه’ امریکا خواهد بود. امریکا به کنار، برای پیش‌بینی اینکه در نتیجهٌ این ‘بزرگترین اشتباه’ چه بلایا و خطراتی متوجه میهن ما خواهد بود، کافی است که نگاهی به عراق و افغانستان و لیبی و سوریه و…. بیاندازیم که بعضی از افراد و گروههای آن کشورها، برای حل مشکل استبداد و دیکتاتوری، به قدرت‌ها مراجعه نمودند.

    افرادی که بیشتر از دیگران، خودشان خیلی بهتر می‌دانند که انقدر خوار و بی‌مایه هستند و در توان خود نمی‌بینند که با رژیم ولایت مطلقه فقیه، در کنار مردم، مبارزه کنند و دست به دامان این و آن قدرت هستند، فرومایگی و پستی را به حدی رسانده‌اند که زیر پرچم ترامپ و نتانیاهو سینه می‌زنند و برای ارتش امریکا دعوت‌نامه می‌فرستند و برای قشون خارجی برای آمدن به ایران و تجاوز به مام وطن، فرش قرمز پهن کرده‌اند…..
    ۵- عده‌ای از قدرت‌پرستان، مسحور و مفتون قدرت نظامی امریکا هستند و چرا که بودجه نظامیامریکا، برابر با جمع مجموعه بودجه نظامی ده کشور بعدی در دنیاست. ولی این زورپرستان به این واقعیت را در نیافته‌آند که آنچه که سرنوشت جنگ را تعیین میکند، اسلحه نیست، بلکه انسان‌ها و افراد رزمنده هستند که پیروزی و یا شکست را رقم یزنند. آنها باید قبل از اینکه در فاجعه تجاوز به ایران و خشونت‌گستری در منطقه، بیشتر نقش‌آفرین باشند، بیاد بیاورند که امریکا گرچه ارتش رسمی عراق را شکست داد و مثلا چهار لشکر تانک مجهز آن کشور را کاملا از بین برد، ولی ‘بزرگترین ارتش تاریخ’ از وقتی به دردسر افتاد که مقاومت عراق، شکل ارتش غیررسمی و میلیشیایی و صورت جنگهای نامنظم به خود گرفت. و در افغانستان هم وضعیت بهتر نیست، چرا که بعد از گذشت ۱۸ سال از تجاوز امریکا به آن کشور و آغاز به قول خودشان ‘عملیات صلح پایدار’ امریکا برای خود چاره‌ای جز مذاکره با طالبان نمی‌بیند که این ساخت و پاخت البته که نه ‘صلح پایدار’ بلکه چیزی جز خشونت و فساد پایدار ببار نخواهد آورد.

    ایران گرچه ۵۰۰هزار پرسنل کادر نظامی دارد ولی یک و نیم میلیون هم بسیجی دارد. به غیر از اینه، شمار مردمی که داوطلب دفاع از میهن خواهند شد، از تخمین خارج است.

    ۶- افکار عمومی:

    الف- ایرانیان در ایران و در سراسر دنیا، (صرف نظر از عده‌ حقیری خودفروخته و سرسپرده که از امریکا دعوت می‌کنند به مام وطن تجاوز و حمله کند)، مخاف جنگ هستند….

    مشاوران خشونت‌گستر و جنگ‌طلب کاخ سفید، اکثرا در شرکتهای نفتی مشغول به کار هستند و رد پای اینگونه افراد در حکومتهای قبلی امریکا هم دیده می‌شود، و از آن جمله دیک چینی و جورج بوش هستند. کسانی که به ترامپ مشورت می‌دهند، از جمله جان بولتون است که در جلسات گروههایی که وابستگی‌شان واضح است، حاضر می‌شوند و گفته شده است که از آنها وجوهاتی هم دریافت می‌کنند. ویژگی مشترک گروههای «ایرانی» وابسته به قدرت‌ها، جنگ‌طلبی است. هرچه میزان سرسپردگی و وابستگی بیشتر است، میزان جنگ‌طلبی آنها هم بیشتر است…..
    آقای پهلوی، خطر تجاوز امریکا را به سکوت گذرانده است و در عین حال با نشست و برخواستهای خود در جلسات متعدد با جنگ‌طلبان و لابی‌های خشونت‌گستر اسرائیلی با صدای بلند موافقت و پشتیبانی خود را نسبت به حمله خارجی به میهن ابراز می‌کند. این «سرمایه ملی!!» قبلا هم در مورد فدرالیسم در ایران گفته بود «چه اشکالی دارد!!!» …… و می‌دانیم که به علت مخالفت و مقاومت هموطنان کورد و عرب و آذری و بلوچ و…. در مقابل تجزیه‌طلبان، این خائنان به وطن، دیگر جرات نمی‌کنند به صراحت بگویند که تجزیه‌طلب و یا جادیی‌طلب هستند و اکنون خود را، در مقابل افکار عمومی، و از جمله و به خصوص افکار عمومی هموطنان کورد و عرب و آذری و بلوچ و…. مجبور می‌بینند که در بوق ‘فدرالیسم’ بدمند.

    آقای رجوی در به قدرت رسیدن، از بعضی دیگر بیشتر عجله داشت و آرزو داشت که قبل از غوره شدن مویز شود! او و فرقه او، با تمام توان خود را به خدمت صدام، دشمنی که علنا و عملا در حال جنگ با میهن بود، گذاشتند. آنها مدت‌ها است که سرنوشت همه وابستگان به قدرت را پیدا کرده‌اند که آنرا پایانی جز مرگ سیاسی و اجتماعی، و حتی مرگ فیزیکی، نیست. سیاست‌های این فرقه مدتها است که آنها را در خدمت اسرائیل و عربستان سعودی و تندروترین دست راستی‌های آمریکا و اروپا قرار گرفته است.

    آقای مصطفی هجری هم در زمانی که جورج بوش به عراق حمله کرد، از او خواست که به ایران هم حمله کند و گفت که «چند میلیون پیش‌مرگه» خود را در اختیار وی خواهد گذاشت. و این از چشم هموطنان کورد ما یک خیانت است.

    با اینکه برنامه صدام این بود که مساله کوردها را با کشتار حل کند، وقتی به حضور آقای عبدالله مهتدی در واشنگتن و راهروهای وزارت خارجه امریکا اعتراض کردم، بدون هیچ‌گونه عار و آزرمی، به فریاد گفت: «…. این که چیزی نیست… ما به عراق هم رجوع کردیم…. ما به صدام در زمان جنگ هم مراجعه کردیم….» و این از چشم هموطنان کورد ما یک خیانت است…..بعد از حمله گروههای وابسته کورد به پادگان سنندج و شکست مفتضح آنها، مدارک به دست تیمسار فلاحیان افتاده بود که به آقای بنی صدر نشان داد که حتی به تقسیم غنائم پرداختند که مثلا ۳ سهم به حزب دموکرات، و سه و نیم سهم به کوموله و….. قرار بود برسد.

    خوب که بنگری، فرق زیادی بین آقایان پهلوی و رجوی و هجری و مهتدی، یافت نمی‌شود. هرگاه هرکسی در راه وابستگی و سرسپردگی، وارد شود، خروج از آن راه دیگر دست او نیست. اگر گوش به فرمان قدرت نباشی و میزان سرسپردگی را هرروزه افزایش ندهی، حذف خواهی شد!…..
    https://news.gooya.com/2019/06/post-26847.php

     
  68. حسن/*: دشمن در برنامه‌ریزی‌های خود علیه ملت ایران دو صبر را در نظر نگرفته است؛ اول صبر نظام و مسئولین و دوم صبر ملت ایران و به همین دلیل است که دائما دچار اشتباه محاسباتی می‌شوند.
    مش قاسم: …. و در این گیر و گرفتاری درآمد سرانه ایرانیان به یک چهارم ۴۰ سال پیش رسیده، تولید پرستوی بومی به دست برادران قاچاقچی به مرحله انبوه سازی رسیده، هرکی هم یه ذره عقل داشته یا خودشو کنار کشیده یا از ایران رفته. به این میکن دچار اشتباه محاسباتی نشدن.

    به جمهوری اسلامی پرستو سازی اسلامی و جفنگ گویی و شیادی و شارلاتانی و شامورتی بازی اسلامی مزرعه حیوانات خوش آمدید.

     
    • نمیدونم این استعمار انگل یس کی دس ا سر ایرونو ایرونی برمیداره ؟؟؟!!! با شرلی و دارودسته سیک شروع شده و هنوز هم با حسن فری ادامه داره ؟؟!!!! اگه میتونسم دس کم به انتقام امیر کبیر جزیره لعنتی انگل یس رو نابود میکردم

       
  69. با سلام و درود،

    شواهد مبتنی بر اینکه ایالت متحده در حال تحریک ایران به آغاز جنگ است;

    https://www.youtube.com/watch?v=hOudBT4S4y0

    در این لینک “جیمی دور” گزارشگر و تحلیل گر و منتقد سیاست خارجی‌ و نظامی عمو سام، در برنامه تلویزیونی خود در مقابل حضار مخاطب در یک نشست تحلیلی و افشاگرانه به همراه چند تن دیگر از ناظرین مواضع و وقایع و تحولات سیاست خارجی‌ عمو سام موضع گیریها، اظهارات و سخنرانی‌های برخی‌ نمایندگان کنگره، اعضأ و مشوقین جنگ افروزی اتاق فکر‌های دست راستی‌ واشنگتن و نقش مهندسی‌ افکار عمومی‌ یا خنثا سازی انها را توسط شبکه رسانه‌های وابسته و همراه مجتمع صنعتی نظامی و در تقابل با توطئه لشکر کشی‌ خود سرانه عمو سام مورد نقادی و استهزا قرار میدهند.

    بدون استثنا عمو سام از زمان جنگ اول جهانی‌ تا توطئه تجاوز به عراق و افغانستان با ترفند و توطئه‌های خود ساخته اقدام به دخالت و حمله نظامی به کشورهای مقصود کرده. عادات قدیمی‌ سخت جون هستند؛ از ژنرال کاستر تا جنرال دانفرد….نمایش جنگ و ویرانی در “تأتر جنگ” همچنان بر اکران است.

    عمو سام دولت ملی‌ و مبادی قانون بین الملل روانشاد دکتر مصدق و جبهه ملی‌ رو با کاشتن بادِ کودتا و البته با تکیه به حمایت وابستگان فاسد و مزدور و مرتجع داخلی از اقشار فرا دست گرفته تا فرودست، ساقط کرد.

    ولی‌ پس از ۲۷ سال حمایت بیدریق سیاسی و امنیتی از حکومت سلطنتی و دست نشانده پهلوی دوم و به رغم ایجاد “قدرتمندترین ارتش غیر اتمی‌ جهان” مفتخر به عنوان ژاندارم خلیج فارس با تکیه به درامد حاصل از تولید و صادرات ۶ میلیون بشکه نفت و روند توسعه ضعیف نظام سرمایه داری وابسته و بسط گسترده و همزمان طبقه کاسب و تجار و بازرگان به مثابه پشتوانه اصلی‌ مالی‌ و طبقاتی قشر روحانیت، توفان انقلاب اسلامی و نظام ولایت فقیه و حزب موتلفه و انجمن حجتیه و سپاه پاسدارن و بسیج و حزب الله و حماس و جهاد اسلامی درو کرد.

    این بار با حمله نظامی هوایی به ایران ۸۳ میلیونی که بیش از نیمی از آن‌ها در زیر خط فقر بسر میبرند، با میلیونها جوان فقیر و تحصیل کرده بیکار که مترصد تغییر اساسی‌ در وضعیت معیشتی خود و خانواده هستند چه طرفی خواهد بست؟

    آیا پروژه تغییر نقش خاور میانه و شمال آفریقا، تغییر رژیم در کشورهای عراق، افغانستان، سوریه، یمن، لیبی‌، سومالیا، سودان، لبنان مطابق نقشه مطلوب از قبل ریخته شده، پیاده شده که قصد تجازو و حمله به ایران را دارد؟

    اینطور به نظر می‌رسد که افسار نظامیان کم مخ و بی‌ مخ عمو سام رو صهیونیست‌های شاگرد کلاس درس استاد تاریخ اسلام -برنارد لویز، انگلیسی‌آمریکایی یهودی و صلیبیون اِونجلیکال باشگاه AiPAC میکشانند.

    از طرف دیگر حکام میراث دار فرهنگ و قوم قوس و قزح فارس و عرب و ترک میانرودان ساسانی شیعه شده، پیروان حاج حسن نجفی حیات اینزمانی آنها رو ضمان سرقفلی قبة الصخره قرار داده؛ دسترسی‌ به ایستگاه آسانسور فوق صورت نور برای رسیدن به بهشت موعود، سلاح هسته‌ای میطلبد.

    ارواح سرگردان عبد الملک مروان, علم دار اولین جنبش “اسلام = صلح” با برادران سامی سرزمین وحی در جان سلطان خراسان علم الهدا میلولد؛ اگر فلسطینیان هم با بنی اسرائل صلح کنند ما این صلح را نمی پذیریم، وی معنی‌ “تسلیم = اسلام” را میپسندد.

    متاع کفر و دین بی‌ مشتری نیست

    گروهی آن گروهی این پسندند

     
    • کاوش گرامی٬
      کارد دسته اش را نمیبرد٬ هیچ جنگی اتفاق نخواهد افتاد چون نیازی به جنگ نیست. این بازیها برای لولو خورخوره نشان دادن ج.ا. به کشورهای عربیست تا آمریکا و اروپا بتوانند کارخانه های اسلحه سازیشان را که هزاران نفر را جذب کار خواهد کرد فعال نگه دارند و هم تولیدات آن را بفروشند٬ مثل گذشته. اگر لازم دیدند یک الم شنگه ساختگی هم راه میاندازند تا بیشتر مشتریهایشان را بترسانند٬ تبلیغ احتمال بروز جنگ را آنقدر پیش میبرند تا همه باور کنند ولی به دلایل مختلف جنگی در نخواهد گرفت که مهمترین آن ضرر دیدن تمام کشورهای درگیر جنگ خواهد بود٬ جنگی که همه بازنده آن خواهند بود.

       
      • هموطن ۱ گرامی؛

        کارد اسلامی‌-امریکأیی ؟! دسته ش امام خمینی و فق جواهری، تیغه ش عمو سام و میلیتاریسم؟

        کامنت جدید حقیر رودر مورد چرخهٔ معیوب اقتصاد سیاسی جهانی‌ و تکیه گاه MIC ملاحظه کنید.

        تفسییر آقای دکتر یاسین و تمثیل مرغ تخم طلا ساده انگاری سیاسیون جهان سومیست که شناخت درستی از چرخه اقتصاد سیاسی جهانی‌ ندارند، فاقد شناخت روند توسعه و تحول نظام منوتوریسم و میلیتاریسم عمو سام هستند.

        هر کسی‌ که اخبار سیاسی رو هم گوش بده میتونه نظیر آقای دکتر یاسین صاحب نظر بشه.

        اینشتین میگه واسه حل یه مساله مشکل تا آنجا که ممکن ساده ش کنید، اما آنرا ساده نه انگارید.

         
        • کاوش یه کم برا استالین
          روضه بخون تا اعضای
          سایت دو ضرب سینه بزنن
          تاریخ توبت هم ذکرکن

           
  70. مصاحبه با آقا

    از د فتر آقا زنگ زدند که آب دستت است بگذار زمین و بیا که آقا احساس میکنند که آخرین روزهای عمرشان است و عنقریب دست از سر ملت بد بخت ایران بر می دارند . هر چه عذر آوردیم که ما کجا و آقا سید علی کجا گفتند نمیشود آقا فرموده من تا به حال دم به تله مصاحبه نداده ام اما این گنجعلی همچین زبل به نظر نمی آ ید و میشود مصاحبه کرد با او تا بعدها در تاریخ ننویسند که سید علی از مصاحبه میترسید . ما هم شرط گذاشتیم که ” ما بی پرده سیول میکنیم ” که آن ها هم به عرض آقا رساندند و آقا هم فرمودند هیچ مانعی ندارد و تضمین هم کردند امنیت ما را پس از مصاحبه . ما که میدانستیم این تضمین ها به درد عمه ما می خورند فقط , ولی چون کاریش نمیشد کرد , قبول کردیم . کار ما بهر حال تمام شده بود چون آقا با هر که دوست شد و یا به هر که نظر کرد نابود شد بیچاره .

    در دفتر آقا ما را روی زمین جلوی آقا نشاندند چهار زانو و خود آقا هم به کوری چشم نوریزاد روی صندلی جلوس فرمودند که ما هم بی رو در بایستی گفتیم ما گردنمان درد میگیرد این طور که همش سرمان را بالا بگیریم برای رویت چهره خندان مبارک آقا , که برای ما هم صندلی کوتاه تری آوردند که دیگر چاره ای نبود و نمیشد بیشتر از آن چانه زد , نشستیم روی آن .

    ما : آقا واقعا ما را سر افراز فرمودید هیچ چنین انتظار نداشتیم که شما ما را با دادن افتخار مصاحبه با خودتان وارد تاریخ کنید , شرمنده فرمودید ما را

    آقا : گنجعلی با ما خودمانی باش و لفظ قلم صحبت نکن راحت باش و هرچه میخواهی بپرس ما هم صادقانه جواب میدهیم حتما

    – ما دیدیم که از لای پرده دوتا چشم مغولی به ما خیره شده که گویی ما ناپدریش هستیم و با مادرش مشغول سلام علیک کردن جلوی چشمش

    ما : آقا اینطور نمیشود چون ما زیر تهدید تا به حال با کسی مصاحبه نکرده ایم و چنین مصاحبه ای هم به درد کسی نمیخورد
    آقا : کی شما را این جا تهدید کرده ؟
    ما : از پشت پرده دو تا چشم به ما بدجوری نگاه میکنند
    آقا : این پدر سوخته های لات و لوت که مثلا سردارند این مردک گنده را این جا گذاشته اند که مراقب همه چیز باشد و به آنها گزارش بدهد

    آقا ناراحت با صدای بلند : آقا وحید میتوانی شرت را کم کنی یه , یه ساعتی ؟
    از پشت پرده : چشم آقا فقط مراقب بودیم این گنجعلی انتقام ملت را از شما نگیرد یک وقت

    آقا : برو جای دیگر مواظب باش تا گنجعلی ترا نبیند

    در دل گفتم بی انصاف ها مردم را در ترس نگاه داشته اند و خودشان هم از مردم میترسدند و آقا امام زمان هم که میترسد , هم از مردم و هم از اینها , و هی عذر و تقصیر که شرایط آماده نیست فعلا و کسی هم نیست به عرض مبارکشان برساند که اگر حالا با این وضع شرایط آماده نیست پس امت شیعه او را دیگر برای چه میخواهد که بیاید

    ما : ممنون آقا اگر اجازه بدهید چند سئوال که سئوالات اغلب مردم در واقع هستند را از شما بپرسم
    آقا : بله بفرمایید

    ما : اجازه بدهید از تازه ترین اتفاقات کشور شروع کنیم , شما از این جریان ” پرستو ” های پسرتان و آقا طائب خبر دارید ؟
    آقا : پرستو ؟ منظورتان کبوتر است البته , نه آن مربوط میشود به دوران جوانی آقا مجتبی

    ما : خیر منظورم پرستو است آقا
    آقا : توضیح بدهید پس , من که چیزی نمی فهمم

    ما : چشم کمی دیرتر توضیح میدهم آقا ولی قبل از آن اگر اجازه بفرمایید سئوال دیگری که بی ارتباط با پرستو ها نیست را بپرسم
    آقا : بپرسید

    ما : آقامجتبی در بین مردم شایع است که کارهای بسیاری زیر سر ایشان است و مردم بطور کلی در باره ایشان قضاوت خوبی ندارند . بفرمایید بر طبق کدام قانون ایشان در همه چیز دخالت میکنند
    آقا : قانون به من قدرت داده در باره همه چیز تصمیم بگیرم و من هم بر طبق همان قانون میتوانم به هر که بخواهم اختیار بدهم که در کارها دخالت کند . گنجعلی ما درست طبق قانون عمل میکنیم شما بروید قانون اساسی را اول بخوانید و بعد ایراد بگیرید

    ما : بله همینطور است که میفرمایید ولی خوب اگر این فردی که شما به کاری میگمارید کار های غیر قانونی کرد چطور ؟
    آقا : این دیگر به او مربوط است و او خودش مسئول است نه من گنجعلی

    ما : یعنی بعد از انتخاب شما و واگذاری مسئولیت به آ ن فرد کار شما تمام میشود دیگر ؟ نظارتی , چیزی ؟
    آقا : شما مثل این که قانون اساسی را نخوانده اید جناب گنجعلی , طبق قانون رهبر مسئول سیاست های کلی نظام است , من که نمی توانم و نمی رسم هم که در جزئیات دخالت کنم که کی چه میکند !

    ما : حتی اگر آن شخص پرستو برای این آن بفرستد شما اهمیت نمی دهید ؟
    آقا : شما که به ما توضیح نداده اید که منظورتان از پرستو چیست

    ما : چشم کمی دیرتر برایتان توضیح میدهم اما اجازه بدهید که سئوال دیگری که بی ارتباط با پرستو نیست بکنم
    آقا : بفرمایید

    دنباله در زیر

     
  71. مصاحبه با آقا ( دنباله )

    ما : آقا اگر گماشتگان شما خطا کنند چه کسی مسئول است ؟
    آقا : خودشان دیگر , منظورت را میفهمم گنجعلی , نخیر ما مسئول نیستیم ما تشخیص میدهیم که این یا آن فرد میتواند فلان کار را بکند و دیگر دخالتی نمیکنیم تا گندش حسابی در آید . مسئول بهر حال ما نیستیم و امکان تشخیص غلط ما هم البته هست و اصولا کی خطا نمیکند ؟ حتی پیغمبران و امامان ما , سلام خدا بر همه آنها باد , هم از خطا مصون نبودند و این را هم خودشان گفته اند , فقط یکی را حضرت حق فراموش کرد که مکانیسم خطا کردن را در او هم تعبیه کند و برای همین هم هرگز خطا نکرده و نمیکند و اصلا نمیتواند خطا کند

    ما : چه کسی
    آقا : سید مرتضی نامی

    ما : آقا این گفته شما را من نشنیده میگیرم , وقت برای درد سر ندارم آقا
    آقا : میدانم گنجعلی

    ما : حتی اگر این خطا فرستادن پرستو باشد ؟
    آقا : توضیح بدهید پرستو چیست و بیش از این طفره نروید

    ما : چشم , چشم , فقط اجازه بدهید چند سئوال که سئوال مردم هم هستند را بپرسم قبل از آن
    آقا : بپرسید

    ما : بفرمایید اگر حالا جنگی در بگیرد ما چند روز میتوانیم مقاوت کنیم در برابر آمریکایی ها
    آقا : صفر روز

    ما : متوجه نشدیم
    آقا : مقاومتی در کار نخواهد بود , کی میخواهد مقاومت کند ؟ سرداران ما فقط به درد دزدی میخورند

    ما : سئوال دیگری که سئوال همه مردم هم هست از سالها قبل را اجازه بدهید مطرح کنم , بفرمایید پس از شما چه کسی رهبر میشود , یعنی چه کسی را شما قبلا انتخاب کرده اید
    آقا : ما البته نمیتوانیم در این باره چیزی بگوییم , یکی به خاطر حفظ ظاهر و دیگری جلوگیری از به جان هم افتادن مردم , حالا اگر جنگی هم بین آ خوند ها میخواهد بشود , بگذارید بعد از ما بشود ……

    آقا وحید از پشت پرده میاید بیرون

    آقا وحید : آقا , سیده مه جبین سادات خانم آمده اند برای گرفتن دعای سوم برای بچه دار شدنشون
    آقا : بگویید دارم می آ یم ! گنجعلی فکر میکنم کافی باشد برای این بار با شما حتما تماس میگیرند و وقت میدهند برای دیدار دوم ما
    ما : با سپاس از شما آقا و به امید دیدار بعدی . خدا شما را برای مسلمانان جهان نگهدارد .

    آقا وحید : آ آ آ مین

     
  72. سواستفاده ناجوانمردانه از گفته امام خمینی که جنگ نعمت است توسط ضد انقلاب 

    هنه افراد بی طرف و حتی بیشتر مخالفین جمهوری اسلامی عراق را شروع کننده جنگ می دانند و سازمان ملل هم این را تایید کرده است و همین مورد که ایران درگیر اختلافات داخلی بوده و ارتش ان در هم پاشیده بود برای افراد عاقل کافی است که ایران نمی توانست شروع کننده جنگ باشد .

    حمایت شدید بسیاری از کشورها از عراق عملا باعث شده بود که جنگ در شرایطی کاملا نابرابر ، از نظر پشتیبانی تسلیحاتی کاملا به سود عراق جریان داشته باشد و فقط شجاعت و حماسه مردم ایران بود که در این جنگ نابرابر سد راه عراق بود، در چنین شرایطی آیا فرمانده جنگ کشور باید مردم را به ادامه جنگ و مقاومت تشویق کند و یا با ذکر صدمات و فجایع و دیگر عواقب جنگ که هر کودکی نیز انها را می دانست بایستی  روحیه مردم خود را تضعیف کند؟
    در ضمن منظور امام خمینی دقیقا این بوده که جنگ  باعث تشدید احساس نیاز کشور به استقلال و خودکفایی نظامی صنعتی و اتحاد ملی و ….می شود که کاملا حرف درستی است و نیاز ، مقدمه بسیاری از پیشرفت ها و اختراعات دنیا بوده و کسانیکه با سو نیت و پلیدی  از این حرف ها می خواهند سواستفاده کنند یا می خواهند مردم را فریب دهند فریبکار و ریاکار هستند و یا اینکه نادان هستند و در جهل به سر می بردند و کسانی را که در تنها جنگ بزرگ چند قرن اخیر کشور، اجازه ندادند یک متر از ایران جدا شود را ناجوانمردانه تخریب کنند .

     
    • خمینی عامل اصلی ایجاد تنش و جنگ با عراق بود. دعائی که مترجم زبان عربی خمینی در دوران تبعید او در عراق بوده باآغاز تهاجم لفظی خمینی به دولت عراق و شخص صدام بارها به خمینی التماس کرده بوده که این کار را نکند چون صدام به مرحله انفجار رسیده و دیگر تحمل نخواهد کرد.

       
  73. قسمت سوم :
    محافظ آقای محمدی گیلانی، نفوذی سازمان مجاهدین بود
    آقای محمدی گیلانی. این محافظ، دوست کاظم افجه‌ای(قاتل شهید کچویی) بود و افجه ای در مدرسه ای که با هم بودند، پشت سر این محافظ نماز می‌خوانده. من به یکی از مسئولین گفتم که شواهد و قرائن نشان می دهد این محافظ، به لحاظ رتبه سازمانی، از امثال افجه ای هم بالاتر است؛ آن مسئول می دانید به من چه گفت؟ گفت اگر نفوذی بود که تا الان آقای محمدی گیلانی را زده(ترور) بود! به آن فرد گفتم، برای سازمان، بودن در کنار آقای گیلانی، مفیدتر از ترور ایشان است؛ ….
    مثلا «گوهر ادب‌آواز» دختر ۱۶ ساله جهرمی که بمب به خود بسته بود، به بهانه سوال شرعی از آقای دستغیب، خود را منفجر کرد…..
    خط توبه از اواخر مردادماه سال ۱۳۶۰ از سوی سازمان اعلام شد اما به زندان نرسید؛ برای همین، بسیاری از اعضای سازمان که اعدام شدند، به دلیل ایستادن بر سر موضع و بد و بیراه گفتن به حاکم شرع بود.
    بنابراین هدف ایجاد خط توبه، جلوگیری از اعدام اعضای سازمان در زندان بوده است؟
    هدف خط توبه، در اختیارگرفتن مدیریت زندان‌ها بود؛ تواب‌ها خط خود را از سازمان می‌گرفتند. جریان تابوت‌ها و قفس‌ها و آن ماجراهای عجیب و غریب که به مرگ افراد منتهی می‌شد، همگی کار تواب‌ها بود…
    ماجرای این قفس‌ها و تابوت‌ها چه بوده؟
    جعبه‌ای به شکل تابوت را به طور عمودی، سمت دیوار یا یک تکیه‌گاه می‌گذاشتند و یک آدم را درون آن جای می‌دادند؛ غذا که می‌دادند، آن فردِ درون تابوت به سختی می‌توانست غذا بخورد. معمولا، افراد درون تابوت، قبل از ۲ یا ۳ ماه می‌مردند چون دائما در حالت ایستاده بودند. همه این کارها را تواب‌ها انجام می‌دادند….
    تواب‌ها در ظاهر، به اسم افراد انقلابی که طرفدار جمهوری اسلامی بودند، این کارها را انجام می‌دادند تا چهره انقلابی‌ها نزد زندانی‌ها مخدوش شود. سازمان با این کارها می‌خواست، انگیزه اعضایش در ضدیت با جمهوری اسلامی و نفرت از آن، بیشتر شود. به نظر من زندان‌های سیاسی ایران طی سال‌های ۶۰ تا ۶۷ توسط اعضای سازمان اداره می‌شد. …. این‌ها(مجاهدین) به غیر از کل حاکمیت، به هیچ چیز دیگری رضایت نمی‌دادند. این‌ها همه چیز را می‌خواستند اما این خواسته را اعلام نمی‌کردند؛ اما مثلا رجوی در بعضی سخنرانی‌هایش، کُد می‌داد که اگر فلان نشود یا بهمان نشود، وضعیت ایران شبیه لبنان می‌شود که درگیر جنگ شهری است.ناگفته هایی از اسرار مجاهدین خلق

    احمدرضا کریمی در گفتگوی تفصیلی با مهر

    https://www.nejatngo.org/fa/posts/27361

     
  74. قسمت دوم اسرار ی از مجاهدین خلق :
    انتشار یافت و مطلقا هم تکذیب نشد….
    سوال : چرا رجوی، خود شخصا اقدام نکرد؟ چرا برای خالی‌کردن اطراف میثمی، دست به دامان سعادتی شد؟
    رجوی خود را در سطح خدا می‌دانست! خدا می‌آید پایین با مردم حرف می زند ؟ رجوی از همان قدیم، در پی جایگاهی عجیب و غریب برای خود در سازمان بود. رجوی اصلا در شان خود نمی‌دید که بخواهد با زندانی‌های معمولی حرف بزند….
    سوال : ورود به فاز نظامی، توسط چه فرد یا گروهی در سازمان کلید زده شد؟
    ورود به فاز نظامی از همان ابتدای انقلاب کلید زده شد. وقتی یک کمیته مرکزی مخفی شکل می‌گیرد، برای چه درست می شود؟ مسئولیت این کمیته و شبکه مخفی با «علی زرکش» و «مهدی افتخاری» بود؛…
    کسی که کار مسالمت‌آمیز انجام می‌دهد، در جایی نیروی نفوذی نمی‌فرستد. این نیروهای نفوذی مانند جواد قدیری یا اطلاعاتی بودند، یا عملیاتی. اینگونه نبود که سازمان به یکباره و دفعتا وارد فاز نظامی شده باشد؛ یک شبه که چنین تصمیماتی گرفته نمی‌شود….
    اولین مورد نفوذ سازمان، در دادگاه‌های انقلاب بود. دو نفر بودند که دادگاه‌های انقلاب را اداره می‌کردند، یکی «نادر رفیعی‌نژاد» و دیگری «رضا خاکزاد»؛ این دو نفر از اعضای سازمان بودند. در ابتدای انقلاب، حاج مهدی عراقی رئیس زندان قصر شد و عزت شاهی(مطهری) هم معاونت وی را به عهده گرفت. یک قسمتی از زندان قصر را به ساواکی‌ها و مقامات رژیم پهلوی اختصاص داده بودند؛ افراد سازمان، این بخش را از دیگر بخش های زندان جدا کردند و مسئولیت آن را به عهده گرفتند؛ نام این بند جداگانه را هم «بند صفر» گذاشتند. رئیس این بند، محمدرضا سعادتی بود.در اواخر اردیبهشت سال ۵۸ به شورای انقلاب خبری رسید مبنی بر اینکه ۸ نفر ساواکی در این بند خودکشی کرده اند؛ یکی از آدم های سازمان به حاج مهدی عراقی گفت که این ها از سر ناراحتی وجدان، خودکشی کردند! حاج مهدی عراقی باور نکرد و نظرش را به شورای انقلاب انتقال داد و گفت که در این بند دارد شکنجه اتفاق می افتد.
    در حقیقت سعادتی، نفوذی سازمان در بند صفر زندان قصر بود.
    خیر؛ همگی علنا می‌دانستند که سعادتی متعلق به سازمان است. آن زمان چندان سازمان را از خود جدا نمی‌دانستند.
    داشتید درباره گفتگو میان مهدی عراقی و شورای انقلاب صحبت می کردید.
    آقای خلخالی حاکم شرع مجاهدینی ها، حرف عراقی را گوش کرد. یک صحبت هم درباره دادگاه های انقلاب و عملکرد آقای خلخالی داشته باشم؛ اینکه می گویند حکم همه اعدام ها را ظرف چند دقیقه صادر می‌کردند، همه این ها با هدایت افراد مجاهدین انجام می‌شد….
    آقای نراقی که الان هم دفتر وکالت دارد، سمپات مجاهدین بود؛ مجاهدین وی را نماینده دادستان کرده بودند. نراقی صدای جذابی داشت؛ با همکاری نراقی کیفرخواست ها را تنظیم می‌کردند؛ فقط به نام خدا و به نام خلق ایران را نداشت…
    داشتید درباره واکنش مهدی عراقی به مساله خودکشی ها در بند صفر و عکس العمل شورای انقلاب صحبت می‌کردید.
    آقای بنی‌صدر و آقای بهشتی از اعضای شورای انقلاب با هم، بند صفر را منحل کردند. تکلیف شد که مسئولین بند صفر که همگی از سازمان مجاهدین بودند، از زندان بروند و تاکید شد که این بند در اختیار حاجی عراقی قرار بگیرد. افراد سازمان که از زندان بیرون آمدند، جزوه هایی را با امضای «قضات و بازپرسان سابق دادگاه انقلاب مرکز» منتشر کردند. نشریه مجاهد(ارگان مطبوعاتی سازمان مجاهدین) هم حملات خود علیه شورای انقلاب و دادگاه انقلاب، با این عنوان که این ها می خواهند سران رژیم سابق را نجات دهند را آغاز کرد. بلافاصله پس از این اتفاقات، حضرت امام دست خطی را به آقایان بنی صدر و بهشتی دادند. امام در این دست خط خطاب به آقای «مهدی هادوی» دادستان کل انقلاب نوشتند که جز در دو مورد، دادگاه انقلاب حق اعدام ندارد؛ یکی اینکه کسی شخصا خودش فرد دیگری را با گلوله کشته باشد و دومی اینکه کسی، زیر شکنجه فردی را به قتل رسانده باشد. در حقیقت اعدام ها محدود به همین دو مورد شد…..قضات وابسته به سازمان با اخراج از دادگاه های انقلاب، با انتشار مطالبی، علیه قضاتی که جای آن ها را گرفته بودند، مثلا به قول خودشان افشاگری می کردند؛ مثلا می گفتند چرا فقط جاسوسی برای شوروی را دستگیر می کنید؛ چرا جاسوسی برای آمریکا را دستگیر نمی کنید. برای همین حرف ها، عباس امیرانتظام از اوین به قزل حصار منتقل شد؛ چون می‌دانستند سازمان مجاهدین نسبت به امیرانتظام بسیار کینه دارد.
    از ترس اینکه مبادا سازمان امیرانتظام را بکشد، به قزل حصار منتقلش کردند. بله …..
    یک سال پس از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰(روز عزل بنی صدر). کشمیری پس از انقلاب ایدئولوژیک سازمان در بهار سال ۶۴، برای مسعود و مریم رجوی نوشت: «السلام علیک یا مسعود، السلام علیک یا مریم؛ انی سلم لمن سالمکم!» یک چیزی شبیه زیارت عاشورا؛ فقط مریم و مسعود مخاطب بودند!
    پس از حادثه هشتم شهریورماه سال ۱۳۶۰، آیا خط نفوذ سازمان مجاهدین در نهادها برای انجام عملیات تروریستی، ادامه پیدا کرد؟
    عملیات نفوذ ادامه پیدا کرد اما نَه صرفا برای ترور؛ بلکه برای کسب اطلاعات. کارویژه اصلی این نفوذی ها، کسب اطلاعات، انتقال اطلاعات و کمک کردن به زمینه های تبلیغاتی سازمان بود.
    چگونه؟
    پس از ترور کچویی در ۸ تیرماه سال ۱۳۶۰، آقای لاجوردی پاسدارهای قدیمی اوین را به کلی تغییر داد و از سه نقطه پاسدار جدید جذب کرد.
    چون دیگر به پاسدارهای قدیمی اعتمادی وجود نداشت؟
    بله. آقای کروبی یک سری پاسدار جوان از الیگودرز آورد؛ آقای «نادی نجف آبادی» از نجف آباد پاسدار آورد که سن برخی از آن ها بسیار بالا بود؛ یک سری بسیجی هم که تعدادشان کم نبود را آقای موسوی تبریزی که دادستان کل انقلاب بود، از تبریز آورد. این سه جمع، پاسداران اداره کننده زندان اوین شدند…
    محافظ آقای محمدی گیلانی، نفوذی سازمان مجاهدین بود
    آقای محمدی گیلانی. این محافظ، دوست کاظم افجه‌ای

     
  75. (ناگفته هایی از اسرار مجاهدین خلق و دشمنی آنان با امیرانتظام )

    احمدرضا کریمی در گفتگوی تفصیلی با مهر
    قسمت یکم
    بعد از ضربه شهریور و کشته‌شدن احمد رضایی در بهمن سال ۵۰. کشته شدن احمد رضایی بهانه‌ای بود تا یادی از او شود و هم اعلامیه موجودیت سازمان منتشر شود. تراب حق‌شناس و حسین روحانی با مشورت با هم اسم سازمان مجاهدین خلق را روی گروه گذاشتند، نام مجاهدین را از جریان الجزایر گرفتند اما سازمان و خلق ایران را از چریک های فدایی خلق ایران اقتباس کردند. …..سعید محسن مدیرکل تاسیسات وزارت کشور بود. با این همه، اعضای سازمان شغل خود را رها می‌کردند تا انقلابی حرفه‌ای شوند؛ همان توصیفی که در جزوه «مبارزه چیست؟» نوشته نیک بین رودسری (عبدی) آورده شده بود. این جزوه هم برگرفته از جزوه «چه باید کرد؟» نوشته «لنین» بود که درباره پیشاهنگ نوشته شده بود. بچه ها خارج از جزوه هایی که سازمان می‌نوشت، مطلب دیگری نمی‌توانستند بخوانند.
    آیا سازمان در سال ۵۴ دفعتا مارکسیست شد؟
    بسیاری از آقایان از جمله آقای هاشمی رفسنجانی از اتفاقات سال ۵۴ سازمان، تعبیری دارند که واقعیت ندارد؛ آن هم اینکه در سازمان، «کودتا» شد اما کودتایی در کار نبود چون اگر کودتا بود، کسانی که در زندان تغییر ایدئولوژی دادند را می‌خواهیم چگونه توجیه کنیم؟ من اینجا صحبتی را از بهمن بازرگانی نقل می‌کنم؛ بهمن بازرگانی در مصاحبه ای گفت برای اولین بار که جزوه تضاد مائو را خواندم، سوالی به ذهنم رسید و به محمد حنیف‌نژاد گفتم اگر ما همانند انقلابی‌های ویتنام یا کوبا باشیم و مسلمان هم نباشیم، آیا مبارزه می‌کنیم؟ محمد گفت بله. من هم گفتم چه ضرورتی دارد که در چارچوب اسلام مبارزه کنیم؟ محمد هم گفت که الان جای این بحث‌ها نیست. فعلا باید فکر و ذهن‌مان را صرف مبارزه کنیم. همین برخوردها باعث شد که.
    سوال: جرقه مارکسیست‌شدن سازمان زده شود.
    بله جرقه زده شود؛ بهمن بازرگانی می‌گفت وقتی به زندان رفتم، دیگر مارکسیست شده بودم؛….
    . سازمان با آیت‌الله بهشتی، آیت‌الله طالقانی، آقای هاشمی رفسنجانی و آقای لاهوتی در ارتباط بود و مساله تغییر ایدئولوژی را با این ۴ نفر مطرح کرده بود. از همه این ها به سازمان نزدیک‌تر، آقای هاشمی رفسنجانی بود. همه این ۴ نفری که نام بردم، به درخواست کمک سازمان، دست رد زدند. تقی شهرام معتقد بود که نفوذ آیت‌الله بهشتی روی بقیه، باعث استنکاف در کمک‌رسانی شد.
    سوال : صحبت تقی شهرام درباره نفوذ آیت‌الله بهشتی روی بقیه، تاچه اندازه مستند بود؟
    صحبت خودش بود؛ وحید افراخته در تک‌نویسی بازجویی‌های خود درباره تقی شهرام، تصریح کرد که تقی شهرام می‌خواست دکتر بهشتی هم ترور شود اما به طور نامحسوس، مثلا به شکل تصادف چون نمی خواستند این اتفاق(ترور بهشتی) علیه سازمان، انعکاس داشته باشد.
    سوال : برای ترور آیت‌الله بهشتی برنامه داشتند؟
    بله؛ داشتند آماده می شدند. آن کاری که تقی شهرام و بقیه می خواستند در سال ۵۴ انجام دهند(اشاره به ترور آیت الله بهشتی) ۷ تیرماه سال ۶۰ توسط رجوی انجام شد. بهرام آرام در دیدارش با هاشمی رفسنجانی می‌گوید که دشمن ما مشترک است(اشاره به رژیم شاه) و شما باید به ما کمک کنید که آقای هاشمی این درخواست را رد می کند….سال ۵۱. ما به آقای هاشمی گفتیم که شما چرا این طور گفتید(اشاره به اینکه چرا چو انداختید که امام گفته باید به سازمان کمک کنیم) آقای هاشمی گفت که ما از امام استفتاء کردیم، ایشان هم فرمودند به خانواده‌هایی که فرزندان‌شان دارند در چارچوب اسلامی مبارزه می‌کنند، کمک شود. آقای هاشمی بر اساس این استفتاء اینگونه برداشت کرده بود….بهمن ماه سال ۵۰ حسین روحانی در نجف دیداری با امام داشت. سازمان از این دیدار چه هدفی را دنبال می‌کرد؟ حسین روحانی، جزوه شناخت را نوشته بود. حسین روحانی ۶ یا ۷ جلسه نزد امام رفت. امام درباره این دیدار گفتند که اظهارات حسین روحانی روی نزدیکان من مثل سیدمحمود دعایی تاثیر گذاشت. امام با مضمون کتاب‌های سازمان مخالف بودند؛ امام این مساله را فقط به خود حسین روحانی گفت؛ هیچ کسی حتی محمود دعایی از این اظهار نظر خبر نداشت. امام نمی‌خواست از زبانش چنین نقل قولی پخش شود چون هنوز معلوم نبود، این جریان(اشاره به سازمان مجاهدین) می‌خواهد چه کار کند و به کجا برسد….امام با روش مبارزه مسلحانه هم موافق نبود. امام به حسین روحانی گفت شما به فرض یک نفر را هم کشتید اما در کنار آن یک نفر، ۱۰ نفر انسان پاک و تمیز اعدام می‌شوند؛ پس این روش مبارزه بی‌فایده است. امام معتقد بود با سنجشِ هزینه فایدهِ روش مسلحانه، موفقیت بیرون نمی‌آید….مام می‌گفتند اگر من جریانی را تایید کنم که آدم می‌کُشد، اگر یک روز هم یکی از ماها کشته شد، در واقع من حرکت آن جریان را تایید کرده‌ام. دکتر شریعتی می‌گفت کسانی که به نام اسلام آدم‌کشی می‌کنند، آدم کشی به جریان خودشان هم سرایت خواهد کرد و همین اتفاق هم در سازمان اتفاق افتاد….
    سوال : سازمان، ساواک را مدیریت می‌کرد!؟
    بله؛ رژیم می‌خواست یک طرح کثیف تروریستی جعلی را پیش ببرد مبنی بر اینکه عده ای را در زندان بکُشد و بگوید این‌ها می‌خواستند فرار کنند. کاظم رجوی برادر مسعود رجوی، از این مساله اطلاع داشت؛ کاظم رجوی اگر آدم بود باید قبل از نجات جان برادرش، در دنیا افشاگری می‌کرد؛ چون حقوقدان بود و بعدها هم پس از انقلاب، نماینده حقوق بشر در شورای ملی مقاومت شد. رژیم در این طرح ، در صورت دستگیرنشدن بهمن نادری‌پور معروف به تهرانی در زمان جمهوری اسلامی، افشا نمی شد….«پرویز ثابتی» مدیرکل اداره سوم ساواک هم در خاطراتش می‌گوید که با برادر مسعود رجوی، پیش از آنکه به خارج برود، دوست بوده است.
    برادر رجوی می‌خواست مسعود زنده بماند که بیاید بیرون و بشود رهبر سازمان مجاهدین؟
    خیر؛ اصلا سمت این تحلیل‌ها نروید؛ فقط می‌خواست مسعود زنده بماند. اطلاع برادر رجوی از این توطئه، توسط وحید لاهوتی مطرح

     
  76. دونالد ترمپ: ایران یک «ملت تروریست» است و از این نظر در جهان اول است. گزینه نظامی روی میز است، ولی من حاضرم با حسن روحانی مذاکره کنم.

    دونالد ترامپ در مصاحبه با شبکه آی‌تی‌وی گفت:

    «ایران جایی است که وقتی من رئیس جمهور شدم، بسیار خصمانه عمل می‌کرد. آنها یک ملت تروریست بودند که از این نظر در جهان اول بودند و احتمالا الان هم هستند.»

    ترامپ در پاسخ به این سوال که آیا احتمال عملیات نظامی علیه ایران وجود دارد، گفت: «همیشه احتمالش هست. این خواست من است؟ نه. من ترجیحم این نیست. اما همیشه احتمالش هست».

    او در پاسخ به این سوال که آیا حاضر است با حسن روحانی مذاکره کند، گفت: «البته، من بسیار ترجیح می‌دهم گفت‌وگو کنم.»

    https://www.cnbc.com/2019/06/05/trump-says-there-is-always-a-chance-of-military-action-against-iran.html

    ===
    ترامپیست های سایت توجه کنند،عبارتش اینطوره:

    “Iran is a place that was extremely hostile when I first came into office… They were a terrorist nation, number one in the world at that time and probably maybe are today.”

    ===

    “They were a terrorist nation”

    لابد “نیشن”از دیدگاه ترامپیست ها یعنی دولت! یعنی حکومت!

     
  77. برای ایرانی و ایران دوست و …دیگر شاه جونی هایی که زیاد مانور میدهند روی وضع اقتصادی خوب زمان شاه و نخست وزیری هویدا و ارزش ریال اونوقت و کالاهای اونوقت رو برخ می کشند و با تفاوت 40 سال زمان ،ریال و دلار و طلا و کالاهای اونوقت رو با الان (40 سال بعد) مقایسه می کنند!

    ===
    گرانی زمان هویدا !

    #مطبوعات_دوره_پهلوی
    #۳۰_بهمن_۱۳۵۰

    هویدا به انتقاد مخالفان درباره گرانی قیمتها پاسخ داد.

    زمان #هویدا گرانی نبود؟!

    هویدا در دادگاه حرف از این زده بود که #خودکار_بیک در دوران او قیمتش ثابت مانده!؟

     
    • سید خودت میفهمی چی میگی. خوب اون هویدای بدبخت به انتقادات پاسخ داد . کدوم یکی از شماها تاحالا جواب انتقادها و ناله های مردمو دادین ؟

       
    • سهم امسال امام از
      بودجه سال 1398 …

      نشر آثار امام: 26 میلیارد تومان
      آستان امام: 25 میلیارد تومان
      تجلیل از امام: 18میلیارد تومان
      موسسه آموزشی و پژوهشی: 14میلیارد تومان
      پژوهشکده امام: 9 میلیارد تومان
      مراسم ارتحال: 9میلیارد تومان
      اداره امور حرم امام: 9 میلیارد تومان
      سایت امام: 5 میلیارد تومان
      و …

       
    • سید میگویند اخوندها مانند … هستند !! کاش متن ان را میخواندی و بعد قضاوت میکردی !! دوست خوب ، قیمتها بالا میرود ولی روی اصول ، قیمت بنزین از 10 ریال شده بود 11 ریال که با اتش زدن یک پمپ بنزین بدون اینکه کسی کشته و یا زندانی شوند دوباره به 10 ریال برگشت !! بله باید تعجب کنی !! تازه میشود 10درصد نه اینکه در دوران حکومت اسلامی با تحویل گرفتن بنزین 10ریالی به برکت اسلام به ده هزار ریال یعنی هزار برابر و تازه با فشار بر مردم ایران خرج سوریه و لبنان و … بشود . پیشنهاد میدهم کمتر بنویس چون جوانان بیشتر تحقیق میکنند و بیشتر به اسلام واقعی پی میبرند .
      من ایرانی هستم ولی شاه دوست نیستم ولی قدردان زحمات رضا شاه کبیر و پسرش هستم چون تا میتوانستند برای ایران خدمت کردند نه برای کشورهای بیگانه .{قسم میخورم که چندین سال قبل یک لبنانی در پارکی در مشهد دیدم میگفت با خرج حکومت ایران به ایران امده و در انجا هم ماهانه پاکتی حاوی 500(پانصد)دلار (دقت کن دلار) و یک کوپن برنج و روغن به هر خانواده لبنانی میدهند . (باورش برایت غیر ممکن است)}…
      میدانم حالا مدرکش را میخواهی ولی اگر قبول نداری حساب کن با فروش نفت و خاک و اب و ماهی و … که همگی در حال نابودی هستند چرا باید ایران اینگونه باشد ؟

       
  78. فاجعه اي كه بر ايرانيان و شيعيان مانند صاعقة نازل شد و همچنان ادامه دارد

    نظام ولايت فقيه
    ——————
    يكي از دوستان اين مطلب را برايم فرستاد بنده هم صد در صد با اين نوشته موافقم
    الان در سال 2019 هستيم و بعد از 40 سال از شروع اين مصيبت عظيم وخسارت جبران نا پذير
    بر جان و روح ايرانيان و مردم منطقة خاورميانه منتظر فاجعه بزرگتر هستيم يعني نبرد تمام عيار
    ونابودي كامل ايران و كشورهاي منطقة و به تبع اين فتنه عظيم تنها برنده اسراييل خواهدبود
    بنا براين واضح است كه اين نظام در باطن دست نشانده اسراييل است
    نوشته را با هم مرور مي كنيم

    روح الله خمینی از آغاز فعالیت سیاسی خود براي سوار شدن بر موج احساسات مسلمانان منطقه بر
    طبل مبارزه با اسرائیل کوبید اما علیرغم تمامی شعارهاي ضد اسرائیلی ، خمینی در دوران جنگ میلیاردها دلار تسلیحات از
    اسرائیل خریداري نمود که اسناد این معاملات از سوي غربی ها افشاء گردید. حتی گفته می شود که بمباران نیروگاه اتمی
    عراق با مساعدت جمهوري اسلامی انجام یافته است

    گري سیک ، استاد دانشگاه و متخصص امور خاورمیانه که در دوران
    ریاست جمهوري جرالد فورد و جیمی کارتر و رونالد ریگان، عضو شوراي امنیت ملی امریکا بوده است در مورد این عملیات می
    نویسد: » به گفته اري بن اناشه ، مقامات اسرائیل و فرستاده خمینی مدتی قبل از عملیات اپرا در پاریس جهت تبادل نظر و
    اطلاعات محرمانه با یکدیگر دیدار کردند که در آن حتی موافقت شد که در صورت بروز اشکال فنی در حین اجراي عملیات ،
    بمب افکن هاي اسرائیلی به طور مخفیانه در فرودگاه تبریز فرود اضطراري نمایند.

    یکی از نتایج کمکهاي میلیاردي
    جمهوري اسلامی به فلسطینیان سلفی )که رسم برگزاري مراسم عروسی در روزهاي تاسوعا و عاشورا داشته اند( این بوده است
    که سران اخوانی حماس و فتح در آغوش امیر قطر و نخست وزیر ترکیه قرار گیرند و سخن از تشکیل یک جامعه سلفی در
    فلسطین بگویند و نتیجه دیگر این که دولت هاي عربی منطقه که پیش از انقلاب سه بار با اسرائیل جنگیده بودند با اعلام
    اینکه: » خطر شیعه براي اعراب از خطر یهود بزرگتر است« به متحدان منطقه اي اسرائیل تبدیل شده و نوك پیکان دشمنی
    خویش را متوجه ایرانیان و شیعیان نموده اند! بزرگترین حاصل انقلاب ایران براي اسرائیل ، ایجاد اختلاف فرقه اي بین
    مسلمانان شیعه و سنی است که سعی دارد آن را به یک جنگ بزرگ منطقه اي تبدیل نماید
    —————

     
    • دستون درد نکنه جوونمرد کاس بیشتر افشا میکردین من منو توپ های اورلیکن اسرا ئیلی با اون غرش مهیبشون یادمه

       
  79. درود
    جریان پرستو ها در جامعه ی صیغه ای کمی عجیب و غریب است. جاسوس پرستو اگر برای غیر ایرانی است خوب حتما حیثیت وغیرت و آبرویی است اما نه برای این یلغوزان که غیرت و آبرو را سالهاست قورت داده اند.

    مگر می شود در این باندکسی دزدی و کشتار کند بدون اطلاع ریس مافیا؟ این گروه کفتر باز باکمال میل پرستوباز هم است .گویا رهبر مافیا ی عظما بهش برخورده و اعتراض کرده به جای اسلحه از پلخمون باید استفاده می شد!

     
  80. چرا ناو هواپیمابر لینکلن وارد آب های خلیج فارس نشد؟

    رادیو اسرائیل – مقامات آمریکایی تایید می کنند که در حال حاضر ارتش آن کشور قصد ندارد به ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن که یکی از بزرگترین امکانات جنگی آن کشور است دستور بدهد وارد آب های خلیج فارس شود.

    ایالات متحده ماه گذشته به این ناو دستور داده بود که زودتر از موعد رهسپار خاورمیانه شود و با آن که حدود دو هفته ابراهام لینکلن به نزدیکی آب های خلیج فارس رسیده، هنوز دستور عبور از تنگه هرمز و ورود به خلیج فارس صادر نشده است.

    برخی محافل خبری، این امر را نشان دیگری از رفتار محتاطانه ایالات متحده در برابر تهدیدهای سپاه پاسداران و یا تلاشی برای کنار آمدن با حکومت اسلامی می دانند.

    مایک پمپئو، وزیر خارجه ایالات متحده در این هفته گفته است که دولت واشنگتن حاضر است از شروط خود برای آغاز گفتگوها با حکومت ایران صرفنظر کند تا مذاکرات در محیطی آزاد و بدون پیش شرط آغاز گردد.

    پرزیدنت ترامپ نیز در هفته های اخیر بارها گفته است در انتظار ابراز آمادگی رژیم برای حضور در دور میز مذاکره است. پیشتر حتی گفته شده بود که دولت واشنگتن از طریق دولت سوئیس شماره تلفن کاخ سفید را برای تماس مستقیم، در اختیار حکومت ایران می گذارد.

    واکنش مقامات ایران نسبت به این اقدامات، تا کنون ابراز مخالفت قاطع با مذاکرات بوده و حسن روحانی نیز، با وجود اشتیاقی که برای این کار نشان می دهد پیش شرط هایی قائل شده که مهمترین آن ها بازگشت ایالات متحده به برجام و باطل کردن تحریم های بوده است.

    مقامات ارتش آمریکا هنوز درباره علل عدم ورود ناو هواپیمابر لینکلن به خلیج فارس واکنشی نشان نداده اند.

    فرماندهان سپاه پاسداران پیشتر ادعا کرده بودند که این رزمناو باید برای عبور از تنگه هرمز، از سپاه اجازه بگیرد و حتی ادعا کرده بودند که ناوها و کشتی ها باید چنین تماسی را به زبان فارسی انجام دهند.

    برخی تحلیلگران می گویند که خودداری لینکلن از ورود به خلیج فارس، بخشی از تلاش دولت آمریکا برای آرام ساختن فضا، به امید آن است که رژیم ایران به آغاز گفتگوهای سیاسی تن در دهد. و این در حالی که آشنایان امور ایران می گویند که هر اندازه دولت واشنگتن کوتاه آید و سیاست نرم تری در پیش گیرد، موجب گستاخی بیشتر جناح تندرو در حکومت ایران خواهد شد.

    آشنایان امور نظامی می گویند که در حال حاضر، ناو هواپیمابر لینکلن در فاصله ۳۲۰ کیلومتری از تنگه هرمز لنگر انداخته و در انتظار دریافت دستور از کاخ سفید است.

    برخی فرماندهان سپاه پاسداران ادعا کرده بودند که با شلیک دو موشک قادرند این ناو عظیم را که همانند یک پایگاه نظامی قدرتمند و بزرگ است، به قعر آب های خلیج فارس بفرستند.

    دریاسالار براون، فرمانده آبراهام لینکلن، در پاسخ به این پرسش که چرا وارد خلیج فارس نمی شود، به خبرگزاری آسوشیتدپرس گفت که ایالات متحده در حال حاضر مایل نیست موجب شدت گیری بحران و درگیری شود.

    دریادار جون واید فرمانده نیروهای تهاجمی این رزمناو به خبرنگاران گفت که نیروهای او، برای انجام هرگونه ماموریتی در زمان مناسب، آمادگی کامل دارند.

    رسانه های وابسته به رژیم در ایران، امروز با انتشار این خبر جشن گرفتند و ادعا کردند که این امر نشان میدهد که ایالات متحده در برابر تهدیدهای ایران عقب نشینی کرده است. ولی مقامات رسمی حکومت، تا هنگام تدوین این گزارش واکنش رسمی نشان نداده اند.

    https://news.gooya.com/2019/06/post-26815.php
    .

     
  81. آقای ناشناس آشنا
    قبل از هر چیز بگذارید بگویم که مطمئن باشید من قصد فریب هیچکس را ندارم و تنها هدفم از ورود باین بحث به چالش کشیدن یکسویه نگری و مطلق گرائی بسیاری از هموطنانم است که معتقدم بزرگترین عیب جامعه ماست . برای من بسیار نگران کننده است که حتی پس از تمام تجربیات سالهای اخیر هنوز خیلی از افراد تحصیل کرده و مثلا روشنفکر این مملکت همه چیزرا یا سیاه سیاه میبینند یا سفید سفید و هرگز بخودشان اجازه ارزیابی نسبی اتفاقات و مسائل و تاثیر عوامل جنبی را نمیدهند . متاسفانه شما باز هم بدون آنکه نشان دهید کوچکترین درکی از گفته و منظور من دارید به هتاکی نسبت به من و غرض خوانی تحت تاثیر افکار و امیال خودتان ادامه میدهید.

    در هر حال من میخواهم به دو نصیحت جناب سید مرتضی گوش کنم و اولا گفتگوی با شما را تا حد امکان ادامه دهم و ثانیا از جنابعالی برای کلی گوئی هایتان به شیوه ایشان سند و مدرک بخواهم …. البته با اجازه.

    ۱. باز هم برای چندمین بار این جمله را تکرار کرده اید که ” کار های خوب انجام شده از ضروریات زندگی در جهانی دیگر دگرگون شده بود و چندان ربطی به این که احمد شاه یا رضا شاه یا محمدرضا شاه بودند یا نبودند هم نداشتند و دیر یا زود , کمتر یا بیشتر انجام میشدند و این جور کار ها در سایر ممالک نظیر ایران هم شدند و معمارانشان هم نه رضا شاه بودند و نه محمد رضا شاه” . ممکن است تقاضا کنم که چند کشور دیگر را که در همان برهه زمانی در شرایط اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی مشابه ایران بودند نام ببرید و پیشرفت هایشان و سیستم حکومتی شان را هم مثلا در همان دوران کوتاه سلطنت رضا شاه ذکر کنید تا به معلومات ما هم اضافه شود.

    ۲. پرسیده اید ” شما چطور میتوانید این را توضیح دهید که مملکت افتاد دست آخوند جماعت” . اگر اندکی دقت کرده بودید متوجه میشدید که من با نقل چند جمله از مقاله ای که یکی از همفکران شما (اکبر گنجی) نوشته پیشاپیش جواب این سوال را داده بودم. ضمناچون من سن شما را نمیدانم شاید لازم باشد از کسانی که دهه ۱۳۲۰ را تجربه کرده اند در مورد “احزاب و انجمن ها و مطبوعات آزاد” در ان سالها که محمد رضاشاه محدودیتهای دوران پدرش را برداشته بود بپرسید تا جواب سوالتان را بگیرید. اگر دسترسی دارید نگاهی به روزنامه های ان دوران (بخصوص نشریات چپ) که آزاد بودند هر روز به شاه و نخست وزیر و همه ارکان و بزرگان مملکت (بجز ملاها البته) هر توهینی بکنند و کاریکاتور شاه را بشکل الاغ و نخست وزیرانش را در غالب سگ (قوام) و عنتر (مصدق) بکشند بیندازید و اخبار اعتصابات و در گیرهای روزانه در خیابانها را بخوانید تا بدانید دیکتاتوری بعدی چنان ابتدا بساکن و بی ریشه نبوده. کمی مطالعه کنید در باره کارنامه مشعشع حزب توده و فدائیان اسلام در ان سالها و ترور دهها سیاستمدار و ارتشی و روزنامه نگار و حتی شخص شاه توسط آنها تا اندکی با هرج و مرج و ناامنی دوران “آزادی سیاسی” آشنا شوید .

    خواهش میکنم انگ دیکتاتوری را هم به بقیه القابی که بمن نسبت داده اید اضافه نکنید ولی قبول کنید که بگفته بسیاری از جامعه شناسان پیش زمینه دموکراسی فرهنگ سازی ، سواد آموزی و رشد اقتصادیست و تجربه در سراسر دنیا نشان داده که تا این زمینه ها آماده نباشد آزادی سیاسی کامل (از نوع اروپای غربی کنونی) مساویست با هرج و مرج و بی قانونی. من معتقدم که ایران در راه پیشرفت در این هرسه زمینه بود ولی ترکیبی از ایدالسیم کورو عجول ، جاه طلبی و بالاتر از همه فناتیسم و کینه دیرینه ملاها نسبت به پیشرفت و مدرنیته کرد آنچه که کرد و نتیجه اش را امروز میبینیم .

     
  82. آیت الله برقعی مرجعی که از تشیّع برگشت و آخوند را اختراع شیّادان نامید (بخش چهارم )
    نوشته احسان فتاحی

    21: رد انقلاب شوم آخوندها
    http://m.youtube.com/watch?v=0AEWp4QEqWw
    22: بدگویی روضه خَوان ها از آیت الله برقعی
    http://m.youtube.com/watch?v=Vc4SdytBAxU
    23: تحولات فکری شیعه هدایت یافته
    http://m.youtube.com/watch?v=ff4OQq4E1gc
    24: آیا برقعی سنی یا وهابی شده بود؟
    https://m.youtube.com/watch?v=OPqjOZi1MJI&itct=CA4QpDAYACITCK7894y8w88CFU3fFgodk6cLTjIHcmVsYXRlZEiY4LWM4oe09js%3
    D

    سخن پایانی
    آری عزیزان سر انجام آیت الله سید ابوالفضل برقعی قمی ابن الرضا در سال ۱۳۷۲ شمسی در منزل فرزندش در کن در گذشت و و در قبرستان مجاور امامزاده شعیب دفن شد. (جریانها و سازمان‌های مذهبی ـ سیاسی ایران رسول جعفریان چاپ ششم. بهار ۸۵)
    در پایان از همه دوستان چه دیندار و چه بی دین خواستاریم که کتاب “سوانح ایام” را مطالعه فرمایند که نکات فراوان تاریخی را بخصوص درباره زندگی ساده و خالص علامه برقعی ، چگونگی نفوذ روحانیون در دستگاه پهلوی و از همه مهمتر انقلاب مخوف اسلامی و ترور دگراندیشان بدست سپاه شرح داده شده است.
    منابع
    ١:ویکی پدیا
    ٢:سایت برقعی دات کام
    ٣:جعفریان، رسول. جریان‌ها وسازمان‌های مذهبی-سیاسی ایران، تهران:خانه کتاب۱۳۸۷
    ۴:یوتوب ورسانه های مذهبی
    ۵: زندگینامه برقعی( مؤلف علامه برقعی) https://sites.google.com/site/islamicpersiantext/Home/borqeie

     
    • برقعی نه مرجع تقلید بوده است،و نه با انحرافاتی که در اصول عقائد اسلامی و فروع عملی پیدا کرد،در جرگه روحانیت بحساب می آید.انظار او در مسائل گوناگون نیز غلط و قابل نقد است.کسانی هم که او را دستمایه توهین و هجمه به روحانیت و مراجع تقلید قرار می دهند،اصل روحانیت را قبول ندارند،نه اینکه این روحانی را قبول دارند و آن یکی را قبول ندارند.مشکل شما اصل صنف روحانیت است نه شخص،چنانکه از تیتر این نوشته ها پیداست.بنابر این تمسک به برقعی منحرف برای کوبیدن اصل روحانیت،مصداقی از همان رویکرد مارکسیستی است در سیاست که :هدف وسیله را توجیه می کند.

       
  83. آیت الله برقعی مرجعی که از تشیّع برگشت و آخوند را اختراع شیّادان نامید (بخش سوم )
    نوشته احسان فتاحی

    آیت الله برقعی
    سوانح ایام :زندگینامه که خودنوشت مرحوم ابوالفضل برقعی، از سردمدارانِ مبارزه با خرافات و بدعت‌های شیعه در ایران معاصر است. کتاب حاضر از آن نظر حائز اهمیت است که تاریخ تحولات سیاسی- مذهبی ایران معاصر را در دوران حکومت پهلوی (رضا و محمدرضا شاه) پس از انقلاب ایران تا سال هفتاد شمسی روایت کرده و نقش و موضع‌گیری روحانیون شیعه را در قبال رویدادهای مختلف جامعه ایران شرح و تحلیل می‌کند و پرده از حقایقی برمی‌دارد که برای بسیاری از خوانندگان مجهول بوده‌اند. بنابراین، “سوانح ایام” علاوه بر اینکه شرح حال شخصیِ علامه برقعی است، بیان ناگفته‌های تاریخی و پرده‌برداری از چهرة حقیقیِ حکومتِ به ظاهر اسلامی ایران است. نویسنده پس از معرفی نسب و خاندان خود، شمّه‌ای از دوران کودکی و تحصیلات ابتدایی و سپس آموزش‌های حوزوی خود را شرح می‌دهد. بیان فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی او در دوران جوانی، معرفی اساتید حوزوی و متن اجازه‌های نقل حدیث از ایشان در ادامه کتاب آمده است. شرح ملاقات‌ها و صحبت‌های برقعی با بسیاری از روحانیون سرشناس شیعه و نامه نگاری با بسیاری از آنها – از جمله خمینی و خامنه‌ای- بخش مهمی از کتاب است، که صفحات زیادی را به خود اختصاص داده است. فصل‌های پایانی کتاب، به نحوه برخورد حکومت ایران با او و شرح آزار و اذیت‌ها، حوادث زندان و ترور نافرجام وی اختصاص دارد.

    برای دسترسی داشتن به زندگینامه این شخص اصلاحگر دین به سایت برقعی مراجعه کنید.

    « از مھمترین دلایلی که دولت قصد ترور مرا داشته و لاغیر و ضارب، مأمور حکومت بوده این است که پس از گذشت چند روز از حادثه که آقای سالخورده در کلاس مأموریت خود حضور داشت١. مأمورینی از طرف دولت او را دستگیر میکنند و از او تعھد میگیرند، تا حادثه ترور برقعی را برای کسی بازگو نکند!.

    البته شبی که ضاربین او را در منزل ما دستگیر و از منزل خارج کرده بودند از او میپرسند چرا به خانه این مرد آمدی او تو را سنی میکند. وی در جواب میگوید: من خود از اھل سنتم، ضاربین باور نمیکنند و او میگوید اگر حرفم را باور نمیکنید از اداره گاز مشھد سؤال کنید. من از کارمندان اداره گاز بوده و الآن به عنوان مأمور شرکت گاز مشھد به تھران آمده ام ، البته میتوانید از اداره گاز تھران ھم سؤال کنید. و از این طریق ضاربین به حکومت اطلاع میدھند فلذا پس از چند روز اورا در کلاس درس دستگیر و تھدید میکنند. و إلا اگر ضاربین به حکومت اطلاع نداده بودند، مأمورین دولت از کجا میدانستند، “سالخورده” کیست و کجاست؟!.

    به ھر حال او را ھنگام کلاس دستگیر کرده ًو او را ملزم میکنند ماجرای ترور برقعی را به أحدی نگوید و او ھم اجبارا و برای اینکه در محل کارش دچار مشکل نشود تعھد میدھد. بدین ترتیب شکی باقی نمیماند،این توطئه کار حکومت بوده است. البته قرائن دیگر نیز موجود است، مانند آنکه خبرگزاریھای غیر ایرانی در رادیوھای خود جریان ترور مرا گزارش کردند ولی دولت آخوندی و روزنامه هایش ورادیو ایران کاملا ًآن را مسکوت گذاشتند!.
    قسمتهایی ازسخنان برقعی در مورد خرافات وایرادگرفتن از تشیع

    ١: خاطراتی از آیت الله برقعی که تشیع را کنار گذاشت

    ٢: مجتهدی که خرافات مذهبی را کنار گذاشت.

    http://m.youtube.com/watch?v=QaH_K7FrjgQ

    ٣: آیت الله برقعی خمس در اسلام نیست بلکه دروغ آخوندهاست کلیپ پایین را مشاهده نمایید .

    https://m.youtube.com/watch?v=nYG81zQ3AE8&itct=CAUQpDAYCSITCKzR3L67w88CFZUOFgod1e0ExjIHcmVsYXRlZEiY4LWM4oe09js%3D

    ۴: تضاد مفاتیح الجنان با آیات قرآن

    https://m.youtube.com/watch?v=SFnjJEFhqe0&itct=CA0QpDAYACITCNy5zpC8w88CFU9bHAodgZgO_TIHcmVsYXRlZEiY4LWM4oe09js%3D

    ۵: آیت الله برقعی در مورد شفاعت؟

    https://m.youtube.com/watch?v=0oGMIgeklcQ&itct=CAwQpDAYAiITCK7894y8w88CFU3fFgodk6cLTjIHcmVsYXRlZEiY4LWM4oe09js%3D

    ۶: دین وامامت

    http://m.youtube.com/watch?v=BxP6gMDsaE8

    ٧:قرآن میزان سنجش

    http://m.youtube.com/watch?v=TfwV5aEs9l8

    ٨: سوگند به غیر خدا

    https://m.youtube.com/watch?v=wO5FwMLPibs&itct=CAoQpDAYAyITCNy5zpC8w88CFU9bHAodgZgO_TIGcmVsbWZ1SJjgtYzih7T2Ow%3D%3D

    ٩: خرافات مذهبی

    https://m.youtube.com/watch?v=5uJR2SJ6FVY&itct=CAkQpDAYBCITCOrOmOG9w88CFUGvFgodBCMOgTIGcmVsbWZ1SJjgtYzih7T2Ow%3D%3D

    ١٠: جهل مایه بدبختی مهدی موهوم

    https://m.youtube.com/watch?v=-axy_Wgxgl0&itct=CAsQpDAYAyITCK7894y8w88CFU3fFgodk6cLTjIGcmVsbWZ1SJjgtYzih7T2Ow%3D%3D

    ١١: یاران پیامبر

    https://m.youtube.com/watch?v=6tTN6rb1ntY&itct=CAkQpDAYBCITCMDv_fC9w88CFVdoHAod_IABbDIGcmVsbWZ1SJjgtYzih7T2Ow%3D%3D

    ١٢: فداکاری اصحاب

    http://m.youtube.com/watch?v=RwSs5AfHmN8

    ١٣: دروغ امام زمان برای سواری است.

    https://m.youtube.com/watch?v=5KiJuhdxUo8&itct=CA0QpDAYASITCK7894y8w88CFU3fFgodk6cLTjIHcmVsYXRlZEiY4LWM4oe09js%3D

    ١۴: خطاب قرآن به چه کسی است؟

    https://m.youtube.com/watch?v=ZcrVZbnrj0U&itct=CAkQpDAYBSITCK7894y8w88CFU3fFgodk6cLTjIHcmVsYXRlZEiY4LWM4oe09js%3D

    ١۵: مردم ایران کَر وکور شده اند

    http://m.youtube.com/watch?v=Jk30dPodEXI

    ١۶: دانایان چه کسانی هستند؟

    https://m.youtube.com/watch?v=Wl5k3_Z5tKs&itct=CAgQpDAYBiITCK7894y8w88CFU3fFgodk6cLTjIHcmVsYXRlZEiY4LWM4oe09js%3D

    ١٧: راز بی دینی آیت الله زادگان

    http://m.youtube.com/watch?v=5MZj3Fsgeuo

    ١٨: برقعی و کاظم شریعتمداری

    http://m.youtube.com/watch?v=dx2D3-uU4FY

    ١٩: افسانه وهابیت
    http://m.youtube.com/watch?v=FmSVS6fHz6w

    ٢٠: ملاهمیشه مردم را خَر ومتعصف می خواهد
    http://m.youtube.com/watch?v=b7xA0460KAE

    ———-

    درود دوست گرامی
    من پرهیز دارم که ریخت سایت اینجوری شود
    که یعنی برود بسوی کل کل با سید مرتضی
    و یکجور رو کم کنی
    اینجور مطالب باید گزیده کاری شود
    بیش از اندازه اش خوب نیست
    سپاس

    .

     
    • سلام آقای نوری زاد عزیز چرا نباید من مطالب افشاگرانه بزارم ولی سید مرتضی بیاد و هرچی مطلب دروغ درباره شاه بزاره و کلی دروغ بگه و بره مطالب من برگزیده از بین مطالب بسیاری هستند

       
  84. آیت الله برقعی مرجعی که از تشیّع برگشت و آخوند را اختراع شیّادان نامید (بخش دوم)
    نوشته احسان فتاحی

    دیروز تو یه ماشین داشتم میرفتم بهش گفتم آقاجان آخه تو نوشتی رو ماشینت یا مهدی ادرکنی اون مهدی مگه بشر نیس اولا راسته ؟ مهدی امام حسن عسکری اصلا اولاد نداشت …مگه شما عقل نداری گفت آیت الله میلانی همچین گفته، من چکار کنم؟ حالا اینا دنبال کم آیت الله افتاده… عقلشو حاضر نیس! که بره دنبال عقلش! تا میای حرف بزنی ، میگه آیت الله نمیدونم کی همچین گفته!
    خوب ملتی که دنبال عقلش نره چشماشو باز نکنه همون گفتم محله کورا … هرکه گفت من خوشگلم قبول میکنن! ملت باید چشمشو باز کنه عقلشو باز کنه نمیکنه بابا جان! محمد از همه بالاتر محمد سم بش داد دختر یهودی! سم بهش داد محمد پیغمبر صلی الله علیه مسموم شد خودشو نتونست نجات بده از سم ؛ بعد تو رو نجات میده؟ ها بله مهدی همه جا حاضره !

    به چه دلیل مهدی الان به داد ما میرسه ؟ به چه دلیل کی گفته اینو ؟ مهدی ، ایمان به مهدی جزء اصول دینه ؟ نه ! خود مهدی اصول دینه نه خود مهدی فروع دینه ؟ نه! امام باید تابع دین باشه خود علی نه اصل دینه نه فرع دین؛ پس چیه تابع دینه…. خود علی چکاره بود تابع دین بود دیگه. ولی اینا بهش میگن .اینو کردن اصل دین! چرا جدال ؟ حالا میخوای بهش حالی کنی جدال میکنه! آقا از یک خیابون ما همینطور رفتیم با این شوفر هی هی حرف زدیم هی جدال کرد هی… دیدیم فایده نداره گفتم آقا منو پیاده کن چون فایده نداره هرچی بهش میگی یه چیز دیگه میگه ! آقای میلانی همچین گفته لعنت به آقای میلانی پس این ملت گمراه ، کی میخواد اینها رو هدایت کنه ؟ باید خودشون طالب هدایت باشند که نیستن ”
    روش برقعی در استنباط احکام شرع

    برقعی معیارهای سه‌گانه‌ای دارد که نقش مرجعیت فقیه مسلمان برای استنباط احکام و عقاید دینی را بازی می‌کند:

    ۱) معیار اول، قرآن به همراه سنت قطعی؛ برقعی بر این معیار، سخت تأکید می‌کند، و از همین‌جا می‌توان او را از جمله کسانی شمرد که «قرآنیان شیعه» نامیده شده‌اند.

    ۲) معیار دوم، فهم متقارن و تطبیقی اسلام است. منظور برقعی از «مقارن» آن است که رجوع به روایات و نصوص آراء و عقاید عموم مسلمین باید به عنوان معیار شناخته شود، نه یک مذهب واحد جدای از دیگر مذاهب! دیگر این که شواهد و قرائن را از عموم منابع موجود اسلامی گردآوری کنیم تا مفهوم اسلامی و حکم شرعی الهی را به دست آوریم.

    ۳) معیار سوم: عقل؛ برقعی در نقد احادیث، همان گونه که به قرآن استناد و تکیه م یکند، برعقل صریح سلیم نیز کاملاً تکیه و تأکید دارد.
    مذهب و عقیده ی علامه برقعی

    چنان که متذکر شدیم علامه برقعی در شروع از جمله ی علما ی مذهب شیعه اثنا عشری بوده و از مجتهدین اعلامشان می رفت، ولی اخلاص، صدق و مبارزه او با بدعتها و خرافات و اتسلط او به زبان قرآن باعث شد که تشیع را کنار بگذارد و آخوندها را شیاد بنامد.

    برقعی پس از تحقیقات و مطالعاتی که در زمینه علوم دینی کرده بود، در سن ۴۵ سالگی مدعی شد که در مذهب شیعه، خرافات زیادی وجود دارد که خلاف متون دینی هستند و بر اساس گفته خودش، سعی کرد تا با این خرافات مبارزه کند.و با حکم به ظاهر قرآن و سنت عمل کرده است.

    از آن به بعد، وی اصلاحاتی در ایده و نظرهای خود ایجاد کرد، از جمله مخالفت با بزرگ نمایی علی ابن ابی طالب، زیر سؤال بردن توسل به امامان و محدود کردن خمس تنها برای غنایم جنگی، هم چنین او انتقاداتی نیز به حوزه علمیه و برخی روحانیون کرد. وی معتقد بود که «قرآن احتیاج به تفسیر ندارد، چون تفسیر نظر انسانی است در حالی‌که قرآن سخنان خداوند است و هر فرقه‌ای به نفع خودش قرآن را تفسیر می‌کند اما باید برای غیر عرب زبان، قرآن را خوب ترجمه نمود نه تفسیر».

    آغاز تحول فکری برقعی، در تألیف کتاب درسی از ولایت متبلور بود. وی در این کتاب به طور مفصل و مدلّل، اندیشه ولایت تکوینی را که برخی علمای دینی غالی، در زمان وی آن را ترویج و تبلیغ م می‌نمودند، رد می‌کرد. این اثر علامه برقعی باعث عکس العمل‌های گوناگون و درگیری‌های فکری میان موافق و مخالف گردید و غالیان در رد آن، کتاب‌ها نوشتند و سخنرانی‌ها کردند.

    وی در کتاب «تضاد مفاتیح‌الجنان با قرآن» می‌گوید:

    ازجمله خرافاتی که در میان عوام مسلمین حتی در میان عالم نمایان رواج دارد و نتیجه سکوت علما است، اعتقاد به کرامات و معجزات از قبور ائمه یا اعقاب آنها و سایر بزرگان دین است. در حالی که چنین اعتقاداتی مخالف اصل «توحید» و عقاید اصیل اسلامی و قرآنی است

    حمله برقعی به تشیع البته برایش گران تمام شد و در عمر طولانیش سختی بسیار کشید.
    وی اصلاحاتی در ایده و نظرهای خود ایجاد کرد، از جمله مخالفت با بزرگ نمایی علی ابن ابی طالب، زیر سؤال بردن توسل به امامان و محدود کردن خمس تنها برای غنایم جنگی، هم چنین او انتقاداتی نیز به حوزه علمیه و برخی روحانیون کرد. وی معتقد بود که «قرآن احتیاج به تفسیر ندارد، چون تفسیر نظر انسانی است
    آثار علامه برقعی

    در سال‌های اخیر اکثر آثار وی در خارج از ایران و بطور عمده توسط منابع اهل سنت منتشر شده‌است.

    درسی از ولایت
    حافظ شکن (ردی بر حافظ)
    عرض اخبار اصول بر قرآن و عقول
    تابشی از قرآن
    اصول دین از نظر قرآن
    خرافات وفور در زیارات قبور
    بررسی علمی در احادیث مهدی
    تضاد مفاتیح الجنان با قرآن
    دعاهایی از قرآن
    دعای ندبه و خرافات آن

     
  85. آیت الله برقعی مرجعی که از تشیّع برگشت و آخوند را اختراع شیّادان نامید (بخش اول)
    نوشته احسان فتاحی

    پیشگفتار
    لازم است در ابتدا خدمت خواننده عرض نماییم که هدف از نوشتن این نوشتار برتری مذهبی بر مذهبی دیگر نمی باشد بلکه گفتن حقایقی است در باره شخصیتی از مراجع بزرگ قم که بدلیل اندیشه و اراده ایی که داشته است مورد آزار واذیت ملایان قرار گرفته چه پیش از انقلاب و چه پس از انقلاب ،باوجود اینکه ایشان گفته است ،نه سنی هستم نه شیعه بلکه پیرو قرآن هستم . شاید خوانندگان از اینکه درباره یک آخوند می نویسیم تعجب کنند ولی بهر حال مبارزات افراد می تواند در سطوح مختلف از عقایدشان باشد.
    برقعی پیش از انقلاب از منبر و مسجد محروم شد ، چون تشیع خرافی را تقبیح می کرد. او اعلام کرد که اسلام چیزی بنام آخوند ندارد و تمامی خرافات شیعه از امامزاده و شفاعت تا خمس وعزاداری، همگی ساخته ملایان شیّاد است. صراحت او در نقد تشیع باعث شد که حتی ساواک او را بازداشت کند. پس از انقلاب هم بارها به زندان افتاد و یکبار وسیله سپاه ترور و بشدت مجروح شد. او جمله مشهوری دارد که می گوید : صد رحمت به زندان ساواک! آنها اقلاً قرآن و سجاده بما دادند ولی این سپاهی ها نه شرم دارند و نه انسانیت !
    خلاصه زنگینامه علامه برقعی

    علامه سید ابو الفضل ابن الرضا برقعى قمی تهرانی در سال ۱۳۲۹هـ ق مطابق با ۱۲۸۷ هـ ش در شهر قم- ایران- در خاندان شیعه مذهبی به دنیا آمد و پدرش سید حسین شخص فقیر و زاهدی بوده است.

    جد او سید احمد بن رضی الدین عالم مجتهد و مبارزی بوده که از شاگردان شیرازی کسی که فتوای تحریم تنباکو- ضد نفوذ بریطانیا در ایران- را صادر کرده است میباشد.

    مادرش سکینه سلطان دختر شیخ غلام رضا قمی نویسنده ی کتاب ریاض الحسینی میباشد علامه، از اولین روز های حیات پای در مکتب گذاشته، تعلیم و قراءت قرآن مجید و خواندن و نوشتن را فرا گرفت.

    سپس به نزد شیخ عبدالکریم یزدی حائری که در آن وقت یکی از بزرگترین علمای شیعه بود رفت تا مراحل تحصیلش را ادامه دهد.

    علامه برقعی در حکایت از احوال خویش میگوید: به مدرسه رضویه قم که در آن زمان معروف بود رفتم ولی از اینکه خرد سال بودم به من اطاقی ندادند ولی با اصرار زیاد اطاق کوچکی به من دادند که نه از گرمی محفوظ بودم و نه از سردی.

    به هر حال از خانه ی خودم حصیر و فرشی آوردم و در این حجره ی کوچک و یا در این زاویه شب و روزم را گذراندم تا که الحمد لله دروس علوم شرعی را کسب نمودم.

    از صرف ونحو شروع کردم وآخرین کتاب مغنی البیب وکتاب الأعاریب ابن هاشم وشرح جامی بر کافیة ابن حاجب را به انتها رساندمبعد از این خود شیخ حائری مدیر از من امتحان گرفت والحمدلله از موفقیت کامل برخوردار شدم که سپس از طرف حوزه ی برایم حقوقی تعیین شده تا ادامه ی تحصیل دهم .

    وبه دنبال آن تحصیلم را در علم فقه واصول فقه که در حوزه های علمی رایج است ادامه دادم،در اثنای تحصیل به تدریس درسهای ابتدایی نیز مشغول بودم ورفته رفته یکی از مدرسین حزوه ی قم فائز گردیدم بعدا برای تخصص در علم فقه واصول فقه به نجف اشرف رفتم ودر نزد کبار مراجع شیعه مراحل عالی دروس فقه واصول فقه را طی کردم سه سال در نجف اشرف گذراندم واز بسیاری از علمای کبار آن دیار منجمله: مرجع بزرگ شیعه در آن وقت سید ابوالحسین موسوی اصفهانی کسب علم کردم.

    سپس علامه برمی گردد ودر قم نیز اجازه ی اجتهاد را از آیت الله عبدالنبی نجفی عراقی که یکی از مراجع بزرگ شیعه بود اخذ می کند.

    گفتاری حکمیانه از آیت الله برقعی در مورد اصول و دزدیدن أفکار مردم توسط آخوندها ونداشتن جوابی صحیح

    “ مادر همه بدبختی های ما جهل مردم و غالبا سعی کردن رؤسا و زمامداران که مردم رو جاهل نگه دارن که مردم بیدار نشن سواری بدن محله کورا باشه که اگر گفت من خوشگلم کورا قبول کنن اما اگر چشمشون باز باشه ببینن که خوشگل نیست رسوا میشه تو محله کورا میشه هرکسی بگه من خوشگلم نمیفهمند کورا اما اگر کور نشد بینا شد دیگه هرکسی نمیتوانه ادعای خوشگلی بکنه الان مملکت ما همینحوره سابقا هم همینطور بود یک مشت کر و کور آی اسلام اسلام اسلام چیچیه نمیدونن هیچکدوم نمیدونن اسلام چیه؟

    رییس دانشگاش نمیدونه رییس دانشگاه الهیات اومده یه روز اینجا گفت آقا من رییس دانشگاه الهیاتم گفتم خیلی خب اصول دین چندتاس بهش برخورد اصول دین همه میدونن گفتم خب بگو گفت پنج تا گفتم خب مدرکش چیه رفت تو فکر خدا گفته پنج تا نه همچین آیه ای نداریم پیغمبر گفته پنج تا اصول دین همچین حدیثی نداریم موند توش معلوم شد رییس دانشگاه الهیات اصول دینش رو نمیدانه قم برو قم پیش آیت الله العظمی هر آیت اللهی که قبول داری بگو آقا اصول دین چندتان میگه پنج تا بگو آقا مدرک شما خدا گفته کجا پیغمبر گفته کجا نمیدونه وقتی که بنا باشد رییس دانشگاه و ایت الله العظمی اصول دین رو ندانند ببین اون مملکت چه خر تو خری خواهد شد.

    ببین ملتش چقدر نادانن رؤساشون اینجور شد که اصول دینش رو نمیدونه مدرکش چیه .حالا فرعون های زمان مثلا پهلوی چی میگفت؟ میگفت امام زمان کمر من رو گرفته میخواستم از اسب بیفتم ! در نمیدونم کجا امام زمان کمر من رو گرفت! در صورتی که به خدا عقیده نداشتا ! ولی برای خر کردن مردم به یاد امام زمان میفته !

    یا مهدی ادرکنی همه جا نوشتن ادرکنی یعنی چی ؟ این شرکه خدا باید به داد ما برسه یا مهدی مهدی! کیه چیکارس کجاس مهدی اصلا؟! مهدی راسته یا دروغه؟ یک مهدی دروغ برا ما درست کردن دادرس همه ماست ! پس خدا چه کاره است؟ خدا بره پی کارش خدا رو بردن جاش یه مهدی موهوم گذاشتن! چرا برای اینکه ملت ما نادانه دیگه.

     
  86. سلام

    در مورد معنى كلمه نكاح در قران كريم كه منبع اصلي فقه اسلامي است چند سال قبل در همين سايت مطلبي نوشتم

    عزيزان من نكاح در قران كريم فقط و فقط به معني ازدواج است و لا غير
    صريحترين اية در سورة احزاب قرار دارد

    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَكَحْتُمُ الْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِن قَبْلِ أَن تَمَسُّوهُنَّ فَمَا لَكُمْ عَلَيْهِنَّ مِنْ عِدَّةٍ تَعْتَدُّونَهَا فَمَتِّعُوهُنَّ وَسَرِّحُوهُنَّ سَرَاحًا جَمِيلًا ( 49 )

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هنگامی که با زنان با ایمان ازدواج کردید و قبل از همبستر شدن طلاق دادید، عدّه‌ای برای شما بر آنها نیست که بخواهید حساب آن را نگاه دارید؛ آنها را با هدیه مناسبی بهره‌مند سازید و بطرز شایسته‌ای رهایشان کنید.

    ——

     
  87. آیت الله سید ابولفضل برقعی :
    آخوند از نادانی مردم سوء استفاده می کند چیزی به اسم مهدی وجود ندارد چون حسن عسگری فرزند نداشت .

    ایشان پس از دور انداختن خرافات شیعه و اعتراف به دروغ آخوند ها، توسط آخوند ها ترور شد

     
  88. البناء:

    سلاح سرّی که ایران از آن سخن می گوید چیست؟ / آیا این سلاح باعث عقب نشینی ترامپ شد؟

    سلاح سرّی ایران که به گفته تحلیلگران نظامی آمریکایی شباهت زیادی به سلاح روسها دارد، همان عاملی بود که باعث شد ترامپ از رجز خوانی دست برداشته و دست ردّ بر سینه گروه ب که خواستار جنگ با ایران بودند، بزند.

    پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

    البناء چاپ بیروت نوشت: بسیاری در مورد ماهیت سلاح سرّی ایران سوال می کنند که سپاه پاسداران این کشور تهدید کرد برای مهار آمریکا از آن استفاده می کند.

    به گزارش سرویس بین الملل «انتخاب»؛ در ادامه این مطلب آمده است: پاسخ این سوال پیش ایرانی هاست؛ این سلاح دو نوع است؛ نوع ویژه ای که تا زمان وقوع جنگ بزرگ ناشناخته باقی می ماند و نوع دیگری که برای دولتهای بزرگ شناخته شده است. ایران با صرف تلاش داخلی محض به هر دو نوع سلاح دست یافته است.

    اما سلاحی که دولتهای بزرگ با آن آشنا هستند و ایران نیز به آن دست یافته، سلاح AD و سلاح A2نام دارند، یعنی سلاح سیاست Area denial و منطقه ممنوعه و A2 به معنای Anti Access .

    به زبان آسانتر، این سلاح متکی بر مجموعه ای از سامانه های جنگی الکترونیکی است که نه تنها برای تشویش الکترونیکی از آن استفاده می شود؛ بلکه قادر است اهداف دشمن را به طور کامل به نابودی الکترونیکی بکشاند. این سامانه ها که در کشورهای مختلف نامه ای متفاوتی دارند، متمرکز بر تکنولوژی الکترومغناطیس هستند.

    مهمترین نشانه های اثرگذاری این سامانه ها در زیر می آید:

    حادثه اول؛ تسلط سپاه پاسداران ایران بر پهباد جاسوسی آمریکا که از تکنولوژی پیشرفته ای برخوردار بود و در سال 2011 یعنی 8 سال پیش، این سامانه منجر به فرود آوردن سالم پهباد آمریکایی در داخل ایران شد.

    حادثه دوم؛ استفاده از تکنولوژی مشابه توسط روسیه در سال 2014 و اقدام بمب افکن روسی غیر مسلح به موشک در دریای سیاه که با سلاح الکترونیکی اش به کشتی آمریکایی ضربه زد.

    بنابراین، سلاح سرّی ایران که به گفته تحلیلگران نظامی آمریکایی شباهت زیادی به سلاح روسها دارد، همان عاملی بود که باعث شد ترامپ از رجز خوانی دست برداشته و دست ردّ بر سینه گروه ب که خواستار جنگ با ایران بودند، بزند.

    ارکان دولت پنهان آمریکا که اطلاعات و ارزیابی های دقیقی در مورد امکانات جنگی ایران دارند، به ترامپ هشدار دادند که هر گونه تحرکی علیه ایران، این کشور را وادار به استفاده از تمام ظرفیتهای خود در زمینه جنگ الکترونیک می کند که قادر است ناوهای دریایی و هوایی آمریکا را در دولت های خلیج فارس و غرب اقیانوس هند هدف قرار دهد.

    هر گونه حمله نظامی آمریکا با هر حجمی نمی تواند بر تاسیسات استراتژیک نظامی یا شهری ایران که مورد حمایت گنبد الکترومغناطیسی عظیمی است، آسیب برساند. علاوه بر اینکه مهندسان نظامی می توانند در صورت نیاز قطر این گنبد را تا قطر گسترش دهند.

    بنابراین، ورود به جنگ نظامی علیه ایران، خسارتهای سنگینی برای آمریکا به دنبال خواهد داشت. این است دلیل واقعی عقب نشینی ناو غول پیکر آمریکا، ابراهام لینکلن از آبهای خلیج فارس.

    شرایط مذکور، ترامپ را بر آن داشت تا به سمت صلح سوق پیدا کرده و از واسطه هایی برای قانع کردن مسئولان ایرانی در مورد مذاکره، استفاده کند. اما طرف ایرانی که منتظر لحظه سرنوشت سازی است که ایالات متحده مجبور به پذیرش مذاکره تحت شروط ایران شود.

    https://www.entekhab.ir/fa/news/481054/

     
  89. پرواز «پرستوها» بر «آشیانه» نظام (۱)

    رادیو فردا

    «پرستو» واژه‌ای که پیش از این در ادبیات سیاسی ایران سابقه داشته، این روزها وارد رسانه‌ها نیز شده است. واژه پرستو درباره زنانی به کار می‌رود که نهادهای امنیتی بر سر راه مقامات، چهره‌های سیاسی، منتقدان و مخالفان حکومت و حتی دیپلمات‌های خارجی قرار می‌دهند تا برای آنان پرونده‌سازی کنند.

    هرچند شایعه حذف برخی از فعالان سیاسی با استفاده از «پروژه پرستوها» سابقه داشته، اما پرونده محمدعلی نجفی به اتهام قتل همسر دومش، میترا استاد، این عبارت را بر سر زبان‌ها انداخته است.

    تعدادی از چهره‌های اصلاح‌طلب و علی مطهری، نماینده مجلس شورای اسلامی، میترا استاد را متهم کرده‌اند که «پرستو» بوده است.

    برادر میترا استاد و غلامحسین اسماعیلی، سخنگوی قوه قضائیه، اما اتهام ارتباط میترا استاد با نهادهای امنیتی را رد کرده‌اند. برخی از کاربران شبکه های اجتماعی نیز مطرح کردن این موضوع را توجیهی برای حمایت از نجفی دانسته‌اند.

    حسین موسوی تبریزی، عبدالمجید معادیخواه، عطاء‌الله مهاجرانی و علی جنتی شاخص‌ترین چهره های سیاسی بوده‌اند که به دلیل مطرح شدن‌ رابطه‌شان با زنان از سیاست حذف و یا به حاشیه رفته‌اند.

    درباره برخی از این پرونده‌ها از جمله مهاجرانی و جنتی، گمانه‌زنی‌ها و گزارش‌هایی درباره نقش نهادهای اطلاعاتی در این اتفاق منتشر شده است و برخی از رسانه‌ها هم از آن سخن گفته‌اند اما خود آنان به این موضوع واکنشی نشان نداده‌اند.

    در اکثر موارد نیز به دلیل خاص بودن این پرونده‌ها، گمانه‌زنی‌ها از سوی نهادهای رسمی یا خود افراد تائید نمی شود.

    مطالب بیشتر در سایت رادیو فردا

    با این حال برخی در این‌باره صریح‌تر سخن گفته‌اند. از جمله شیرین عبادی گفته بود که ماموران وزارت اطلاعات از این طریق برای شوهرش پرونده‌سازی و او را وادار به مصاحبه تلویزیونی کرده‌اند.

    مهرانگیز کار نیز از پروژه مشابهی برای همسرش سیامک پورزند گفته که «خانمی را که اطلاعاتی بود سر راهش گذاشتند» و برایش پرونده اخلاقی درست کردند.

    موضوعی که درباره پرونده محمدعلی نجفی نیز مطرح است. علی مطهری اما تلویحا نهادهای امنیتی را متهم کرده که «پرستوها» را «بر گرد سیاسیونی که منتقد یا مخالف به شمار می‌روند به پرواز در می‌آورند و آنگاه فیلم و عکس تهیه می‌کنند برای بستن دهان او و حذف وی از صحنه سیاست».

    همزمان با پرونده شهردار پیشین، محمد سرافراز، رئیس پیشین سازمان صداوسیما، در صفحه توئیتر خود با اشاره به کنایه‌ای که رئیس دفتر غلامعلی حداد عادل به او زده است، نهادهای امنیتی را متهم کرده که یک «پرستو» به سراغش فرستاده بودند.

    موضوع استفاده از زنان برای حذف مخالفان که در اکثر سیستم‌های امنیتی جهان سابقه دارد در ایران نیز از زمان شاه رواج داشته است. پرویز ثابتی، مسئول امنیت داخلی ساواک، در کتاب «دامگه حادثه» گفته که ساواک زنانی را برای رابطه با تعدادی از وعاظ و روحانیون از جمله محمد تقی فلسفی، جعفر شجونی، محمود قمی و محمد صادق لواسانی مامور کرده است.

    جعفر شجونی نیز در مصاحبه با «برنامه دید در شب»، وجود فیلم‌ها و عکس‌هایی از روابط این زنان با این روحانیون را تایید کرده است و عکس‌هایی از این زنان و تعدادی از این روحانیون نیز منتشر شده است.

    پس از انقلاب بهمن ۵۷ نیز وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران این روش را برای حذف چهره‌های سیاسی مخالف به کار گرفت اما این موضوع در دوره وزارت علی فلاحیان نمود بیشتری یافت.

    بر اساس شواهد موجود اجرای این پروژه اما روش های متفاوتی داشته است. گاهی نهادهای امنیتی خود زنانی را سر راه مقامات و چهره‌های سیاسی قرار می‌دهند و گاهی زنانی که راه پیشرفت سریع را در نزدیکی به مقامات و سیاسیون جست‌وجو می‌کنند تحت نظر قرار دارند و راه نزدیکی آنان به مقامات را کوتاه‌تر می‌کنند.

     
  90. پرواز «پرستوها» بر «آشیانه» نظام ۲۱)

    پس از اعترافات تلویزیونی برخی از مقامات سابق دولت محمد خاتمی و چهره‌های سیاسی شاخص، گزارش‌ها حکایت از این داشت که در بازجویی‌ها، از روابط آنان با زنان برای وادار کردن‌شان به اعتراف استفاده شده است.

    برخی از فعالان سیاسی براساس یک روایت مشهور در بین خودشان می‌گویند که «باید سه زیپ سیاستمدار بسته باشد، شلوار ،جیب و دهان». شاید از همین رو مصطفی کواکبیان، نماینده مجلس، این پرسش را مطرح کرده که «اگر آشیانه‌ای وجود نداشته باشد، آیا به‌کارگیری پرستو امکان‌پذیر است؟».

    در مقابل، گروه دیگری نیز تاکید می‌کنند که تنها چهره‌های منتقد و مخالف حکومت به دلیل این اقدامات از عرصه سیاست حذف می‌شوند و مقامات نزدیک به حکومت برای هر اقدامی آزادند.

    از جمله سعید منتظری، فرزند آیت‌الله حسینعلی منتظری، در نامه اخیرش به آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، درباره روح‌الله حسینیان نوشته است که «اگر دوستان او در دادگاه ویژه روحانیت ‏پروندۀ اخلاقی شنیع وی را فرمالیته و مختومه نکرده بودند به حکم شرع و قانون، ادامۀ حیات ‏وی میسور نبود».

    در حالی که نهادهای امنیتی از «پروژه پرستوها» برای به دام انداختن برخی از دیپلمات‌های خارجی استفاده کرده‌اند، برخی از مقامات جمهوری اسلامی نیز در دام سرویس های امنیتی دیگر کشورها افتاده‌اند.

    از جمله سازمان امنیت آلمان در جریان یکی از سفرهای علی اکبر حسینی، نماینده سابق مجلس مشهور به «حسینی اخلاق در خانواده»، زنی بر سر راهش قرار داد و از او فیلم تهیه کرد. بر اساس این روایت، قصد سازمان امنیت آلمان معامله این فیلم‌ها در ازای آزاد شدن هلموت هوفر، بازرگان آلمانی، بود که در آن زمان به اتهام ارتباط جنسی با یک دختر ایرانی به اعدام محکوم شده بود. هلموت هوفر گفته بود که نیروهای امنیتی این دختر را بر سر راهش قرار داده بودند.

    هوفر افزوده که البته هدف نیروهای امنیتی از این اقدام، آزاد کردن کاظم دارابی، متهم ترور میکونوس، بوده است.

    استفاده از روش‌های شبیه «پروژه پرستوها» در همه سرویس‌های امنیتی جهان نیز امری رایج است، شاید با این تفاوت که بیشتر در درگیری با رقبا و سرویس‌های امنیتی خارجی از آن استفاده می‌شود و کمتر در سیاست داخلی مصرف دارد.

    از جمله مشهورترین موارد این روش که فاش شده، مربوط به روسیه و اسرائیل بوده است.

    از جمله زمانی که زیپی لیونی سیاستمدار اسرائیلی پس از به اغما رفتن آریل شارون به رهبری حزب کادیما رسید ساندی تایمز مدعی شد که او در جوانی‌اش برای اهداف مورد نظر اسرائیل در به دام انداختن فعالان فلسطینی، در خدمت موساد بوده است.

    ساندی تایمز با وجود این در گزارش خود توضیح بیشتری نداد و مثالی از این «پیشینه» خانم لیونی را ذکر نکرده بود. زیپی لیونی و حامیان او نیز در برابر این ادعا سکوت کردند اما این موضوع در انتخابات ضربه‌ای به وی نزد.

    ساندی تایمز پیش از آن نیز از بهره‌گیری موساد از یک زن زیبارو برای به دام انداختن مردخای وانونو، افشاگر برنامه اتمی اسرائیل، خبر داده بود؛ امری که هیچ‌گاه تکذیب نشد و گزارش‌های متعدد رسانه‌های اسرائیل این احتمال را تقویت می‌کرد که این ادعا انعکاسی از واقعیت ماجرای دست یافتن موساد به وانونو بود.

    https://news.gooya.com/2019/06/post-26820.php

     
  91. عراقچی: ژاپن احتمالا قادر باشد تا به آمریکایی‌ها شرایط کنونی را بفهماند
    سفر آبه به تهران برای روزهای ۱۲ تا ۱۴ ژوئن (۲۲ تا ۲۴ خرداد) برنامه‌ریزی شده است.

    معاون وزیر امور خارجه ایران ابراز امیدواری کرد که سفر هفته آینده نخست وزیر ژاپن به تهران به کاهش تنش‌ها در منطقه منجر شود.

    «عباس عراقچی» معاون وزیر امور خارجه ایران ابراز امیدواری کرد که سفر «شینزو آبه» نخست وزیر ژاپن به تهران به کاهش تنش‌ها در منطقه منتهی شود.

    وی که با شبکه تلویزیونی ان‌اچ‌کی گفت‌وگو می‌کرد گفت: ژاپن احتمالا قادر باشد تا به آمریکایی‌ها شرایط کنونی را بفهماند.

    عراقچی گفت که آبه در سفر چهارشنبه هفته آینده به تهران با مقامات ایرانی از جمله رهبر ایران دیدار خواهد کرد.

    سفر آبه به تهران برای روزهای ۱۲ تا ۱۴ ژوئن (۲۲ تا ۲۴ خرداد) برنامه‌ریزی شده است.

    بر اساس برنامه اولیه، انتظار می‌رود آبه روز ۲۳ خرداد با «حسن روحانی» رئیس‌جمهور ایران و روز ۲۴ خرداد با رهبر معظم انقلاب دیدار داشته باشد.

    آخرین سفر یک نخست‌وزیر ژاپن به تهران به سال ۱۹۷۸ باز می‌گردد. سال گذشته نیز زمزمه‌هایی از احتمال سفر آبه به تهران وجود داشت، اما آنطور که رسانه‌های ژاپنی خبر دادند، خروج آمریکا از توافق هسته‌ای موجب لغو آن سفر شد.

     
  92. پمپئو: پیشنهاد مذاکره بدون پیش‌ شرط با ایران جدید نیست!

    پمپئو در بخش دیگری از این گفتگو به دیدارش با وزیر خارجه بریتانیا اشاره می‌کند و می‌گوید: «من با جرمی هانت دیدار کردم و با یکدیگر نگرانی‌های مشترک خود را در خصوص تهدید ایران مطرح کردیم. ما از برجام خارج شدیم چرا که تحلیل متفاوتی نسبت به [بریتانیا] درباره راه‌های جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح اتمی داشتیم.»

    پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

    مایک پمپئو، وزیر مایک پمپئو، وزیر خارجه آمریکا در مصاحبه اختصاصی با یورنیوز گفت که کشورش علاقه‌مند است بر سر موضوعات مختلف با ایران گفت‌وگو کند.

    پمپئو در پاسخ به پرسشی درباره مذاکره بدون پیش‌شرط با ایران گفت: «در یک سال گذشته رئيس جمهور ترامپ اعلام کرده که ما حاضریم بدون هیچ پیش‌شرطی درباره مسائل مختلف از برنامه هسته‌ای گرفته تا برنامه موشکی و فعالیت‌های نظامی ایران گفت‌وگو کنیم و این موضوع تازه‌ای نیست. ما قبلا هم در این خصوص اعلام آمادگی کرده بودیم.»

    پمپئو همچنین در بخش دیگری از این گفتگو به دیدارش با وزیر خارجه بریتانیا اشاره می‌کند و می‌گوید: «من با جرمی هانت دیدار کردم و با یکدیگر نگرانی‌های مشترک خود را در خصوص تهدید ایران مطرح کردیم. ما از برجام خارج شدیم چرا که تحلیل متفاوتی نسبت به [بریتانیا] درباره راه‌های جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح اتمی داشتیم.»

    وزیر خارجه آمریکا همچنین به اختلاف نظر این کشور با اروپا بر سر ایران اشاره کرد و افزود: «درست است که ما با اروپایی‌ها در روش‌های جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای اختلاف نظر داریم اما هدف‌مان یکی است و من فکر می‌کنم آمریکا و اروپا فهم مشترک بسیار خوبی نسبت به این مسئله با یکدیگر دارند.»

    پمپئو پیش از این نیز تاکید کرده بود که کشورش حاضر است بدون پیش‌شرط با ایران وارد مذاکره شود، با این حال وی افزوده بود زمانی این گفتگوها انجام می‌شود که «ایران همچون کشوری عادی رفتار کند.»

    سال گذشته و همزمان با خروج آمریکا از برجام آقای پمپئو ۱۲ پیش شرط را برای آغاز گفتگو با ایران طرح کرده بود.

    منبع: یورونیوز

    https://www.entekhab.ir/fa/news/481262/

     
  93. یادداشتهای اسدالله عَلَم (پهلوی شناسی و عبرت)
    ——————————————————–

    عَلَم: جوان های تروریست یا مأمور آمریکا و انگلیس هستند، یا دیوانه. مگر در خانواده شاهنشاه دو جوان دیوانه نداریم؟ مگر خود شاهنشاه نمی فرمایند همه اعضای خانواده من خُل هستند؟

    ✍️ اسدالله علم

    «باز هم از وضع دانشگاهها اظهار عدم رضایت فرمودند که : من نمی دانم اینها دیگر چه می خواهند؟! همه چیز که دارند، پس هم آهنگی آنها با ماجراجویان و تروریستها[چیست]؟!
    [روز پیش از این گفت و گو، کاترین عدل، دختر پروفسور یحیی عدل دوست نزدیک شاه، و همسرش بهمن حجت کاشانی با افراد ژاندامری در حوالی خرم دره به زد و خرد پرداختند که طی آن سرهنگ رضایی فرمانده ژاندارمری قزوین و کاترین عدل کشته شدند. بهمن حجت کاشانی فرار کرد ولی در تهران در برخورد مجدد با مأمورین انتظامی کشته شد].

    عرض کردم : یک عده که مأمورند و معذور!

    فرمودند: مأمور کی؟!

    عرض کردم: خارجیها! مگر خارجی ساکت می نشیند؟! همین الان دکتر کنی(رئیس سابق حزب مردم) که از بندگان شاهنشاه است و همه می دانند که به خارجی کاری ندارد و احتیاجی هم ندارد شب و روز انگلیسیها و آمریکاییها سعی دارند با او تماس بگیرند. منتها من به او گفته ام طفره برود و حالا دو سه سال است که از این کار طفره می رود!

    شاهنشاه خیلی تعجب فرمودند و من از تعجب شاهنشاه تعجب کردم. معلوم است خارجی بی کار نمی نشیند.

    فرمودند: آخر آمریکا و انگلیس چه می خواهند؟!

    عرض کردم: به هر حال استخوانی لای زخم به هر صورت می خواهند و نباید غافل بود. اما عده دیگر جوانند و احساساتی و پرشور که تحت تبلیغات قرار می گیرند و یا اصولاً جوانها طاغی طبع می باشند و اگر هم بعضی دیوانگان بین آنها فکر کنیم کار بدتر می شود. مگر در خاندان خود شاهنشاه دو دیوانه نداریم؟! یکی علی پسر مرحوم شاهپور علیرضا و دیگری بهزاد پسر شاهپور حمید رضا! [تازه خود اعلیحضرت به من فرمودید که همه اعضای خانواده شما خُل هستند!].»

    (خاطرات علم، جلد پنجم، ص ۵۳- ۵۲. ۴ اردیبهشت ۱۳۵۴).

    ===
    پی نوشت1: معمولا اینجور جاها،علم می نوشت:شاهنشاه خندیدند! ولی اینجا وقتی همه اعضای خانواده شاهنشاه را از قول خودشان “خل”معرفی کرده است،معلوم نیست شاهنشاه خندیده اند یا توی لب رفته اند یا فحشی نثار کسی فرموده اند؟!

    پی نوشت 2:واقعا جای سوال است که امریکا و انگلیسی که خاندان پهلوی را بصدارت رساندند و تا آخرین لحظه هم از آنها حمایت کردند واقعا دنبال تحریک دانشجویان بودند یا واقعیت مساله امر دیگری بوده است؟!

     
  94. شاید قبلأ دیده باشید٬ این نتیجه آزمایش روی میمونهاست که به بی عدالتی چگونه اعتراض میکنند. به دو میمون تعلیم داده شده که در ازای پراخت (تکه سنگ) میوه دریافت خواهند کرد.
    – میمون سمت چپ٬ اول پرداخت میکند و خیار به او داده میشود.
    – میمون سمت راست سنگ پرداخت میکند و بجایش انگور میگیرد.
    – بقیه را از زمان ۱:۲۰ ببینید.
    – بیاد داشته باشید که در کشورهایی مثل ایران اندکی کباب میخورند و جماعتی دود کباب بدون داشتن حق اعتراض برای دود خورها.
    – و جماعتی هم بدون پرداخت مفت میخورند که معرف حضور هستند.
    https://youtu.be/meiU6TxysCg

     
  95. خمینی و هیتلر بر روی دو کفه ترازو – کدام یک سنگدل تر، ضد مردمی، و جنایت کار تر بود؟ (بخش دوم) نوشته امید کسروی

    ۶ – اسطوره سازی برای حاکم مستبد: اینکه به خمینی لقب امام داده شده است با توجه به بار معنایی امام در تشیع به خوبی نشان دهنده اغراض کسانی است که چنین القابی را برای خمینی به کار می برند، ذکر سه صلوات بعد از نام خمینی و شایعه دیدن عکس خمینی در ماه از جمله این اسطوره سازیهاست در حال حاضر نیز چنین اسطوره هایی برای خامنه ای ساخته می شود. برای مثال سعیدی امام جمعه قم ادعا کرده است که خامنه ای موقع تولد یا علی گفته است. در آلمان نازی گفته می شد سگی وجود دارد که عاشق هیتلر است و هر وقت از او بپرسی هیتلر کیست می گوید پیشوای من!
    این فرتور نمایانگر مقدار ارزش و احترامیست که اسلام و خمینی ها برای زنان قائل هستند، تعداد بسیاری از زنان بیگناه ایرانی توسط آخوند ها در طی این سی و دو سال ننگین اعدام و سنگسار شدند، در نظام های دیکتاتوری جای زنان فقط در خانه و رختخواب است و بس. زنان حق حضور در اجتماع را در نظام دیکتاتوری اسلامی ندارند.

    ۷ – دیدگاه به زن: دیدگاه حقارت آمیز خمینی نسبت به زنان و مخالفت با حق رای زنان مطمئنا برای مخاطبین این مقاله آشنا است، آنکه جالب است این است که در حکومت نازی هم دیدگاه مشابهی در خصوص زن وجود داشت. از نظر رهبران رایش، زن ایده آل “دختر دهقان تپل، با باسن پهن ، چهره شاداب بدون آرایش، موی بور جمع شده به صورت یک گوجه فرنگی بافته” بود و عالی ترین هدف زن تامین فرزندان سالم برای آلمان بود.

    ۸ – مخالفت با علم و دانش روز: خمینی با صراحت می گوید که “همه گرفتاری ما از این دانشگاه و دانش دیده هاست،هر چه می کشیم از این طبقه ای است که می گویند روشنفکریم و دانشگاه رفته ایم و حقوق دانیم. هر چه می کشیم از اینهاست” و البته یک نگاه اجمالی به کتاب کشف الاسرار خمینی نشان می دهد که چقدر به دیده تحقیر آمیز به دانش روز می نگرد. و هیتلر تاکید داشت که “هیچ آموزش فکری نخواهم داشت. دانش سبب تباهی جوانان من است”

    ۹ – رفتار ددمنشانه با اقلیتهای خاص: یهودیان، همجنسگراها و کولیها در آلمان و جامعه بهایی در ایران از اقلیتهایی بودند که به اندازه اقلیتهای دیگر خوش شانس نیودند. کلا رفتار با بهاییان در قبل از انقلاب، با استاندارهای حقوق بشری فاصله بسیار داشت ولی بعد از انقلاب تمام حقوق شهروندی از آنان سلب شد. نگارنده گفتگویش را با یکی از افسران سپاه به خاطر می آورد که به دلیل انجام موفقیت آمیز ماموریتش در پراکنده ساختن اعضای روستایی که بهایی بودند ترفیع گرفت. و البته رفتار با یهودیان در آلمان نیاز به توضیح ندارد.

    ۱۰ – جاسوسی مردم بر علیه مردم: هر دو حکومت برای تسلط بیشتر بر ارکان زندگی مردم، مردم را تشویق می کردند که جاسوسی همدیگر را بکنند. خمینی در پاییز ۶۱ از دانش اموزان می خواهد که معلمان خود را زیر نظر بگیرند و انحرافات آنها را به مسئولان امنیتی گزارش کنند و از معلمان نیز می خواهد که رفتار مشکوک دانش اموزان یا اولیای آنها را به همین مسئولان گزارش کنند.

    در آلمان این کار صورت سیستماتیک داشت به طوری که راینهارد هایدریش رییس گشتاپو بیش از صد هزار خبرچین نیمه وقت را اجیر و تربیت کرده بود که وظیفه شان نوشتن نام هر کسی بود در باره دولت یا پیشوا نظر انتقادی ابراز می کرد.

    البته خصوصیات دیگری هست که در ان تفاوتهایی بین دو دیکتاتور دیده می شود. هیتلر اگر چه به آموزش دانش علاقه ای نداشت ولی سطح دانش خود وی کم و بیش به روز بود ولی خمینی هنوز در صدر اسلام و یونان باستان سیر می کرد.

    در نهایت از لحاظ سخنوری هیتلر قدرت فوق العاده ای داشت و اصولا نگاه تئاتریک به این موضوع داشت به طوری که قبل از سخنرانی بررسی زیادی در خصوص فضا، نور و وضعیت صوتی محل سخنرانی می کرد. در انتخاب جملاتی که مخاطبان را جذب کند وسواس داشت ولی خمینی در سخنرانی هایش حتی ترتیب کلمات را در فعل درست به کار نمی برد. و سخنوری اش با هیتلر به هیچ وجه قابل مقایسه نبود.

     
  96. کیهان ملا خور شده: عطر فطر، عطر حرم.
    مش قاسم: بوی گند دزدی و آدمکشی و خیانت و جنایت و شکنجهگری و شیادی و شارلاتانی و شامورتی بازی.

     
  97. سید مرتضی
    2:12 ق.ظ / ژوئن 4, 2019

    دیکتاتور و دیکتاتور پروری؛ از دکتربهرام آبار

    http://seculardemocrat.org/?p=2182
    —-
    پی نوشت1:البته این جناب “دکتر”،کلمه “اختلاس” را “اختلاص”! و تعبیر “سوء استفاده”را “سوع استفاده”! کتابت فرموده اند! و کپی پیست کننده سارق متن نیز،بخود زحمت اصلاح غلط املائی را نداده،یا خود نیز سواد آنرا نداشته است!

    پی نوشت 2:جناب سارق متن،هنگام سرقت و کپی پیست بخش اول آن،از آنجا که دائم در حال تغییر نام های متعدّد خود است،فراموش کرده است که نام امیر حسین را در کادر مرورگر خود درج کند!،از این جهت،قسمت اول متن سرقت شده،با عنوان “ناشناس”درج شده و قسمت دوم آن،با نام سارق آن “امیر حسین” مزیّن شده است!

    پی نوشت 3: یادش بخیر! یک فرد (با مرد اشتباه نشود!) هزار چهره ای در سایت نوریزاد بود که نامش …….بود (اگر گفتید کی بود؟!)،این مرد هزار چهره آنموقع هم که با آن نام “ها” می نوشت خیلی شارت و شورت و شلوغ می کرد،درست مثل حالا که با امیدواری به ترامپ و باند تبهکارش،خیلی شارت و شورت و تهدید می کند!

    —————————–

    سلام سید مرتضی جواب این نظرت رو در پایین دادم ولی بسیار یا نظرات … دادم و گفتم که همه را جمع کنم و بهت بگم

    1- این نوشته در این سایت رو مدیر سایت نوشته نه این آقای دکتر و تو انقدر … هستی که میای و میگی و همین مدیر سایت هم دچار اشتباه شدند و کلمات رو اشتباه نوشتند و گاهی وقت ها برای آدم پیش میاد که کلمات رو اشتباه می نویسند و بهتره به جای توهین و … البته کاملا معلومه برای چه چیزی داری این حرف ها رو میزنی

    2- وقتی از یک جایی کپی میگیری حق دست بردن در آن را نداری و باید اصل و اصالت نوشته را رعایت کنی و تو انقدر بی سواد و … هستی که این رو نمیدونی بهتره یه نگاه به قوانین بکنی و تازه کسی که اکثر مطالب که میزاره کپی پیست است و کلی در آن دروغ اضافه می کند و … و میاد و میگه … واقعا چقدر این آدم شیاد و … است

    3- من مطلب را نوشتم و میخواستم اسمم رو بنویسم ولی دستم رو یه کلید خورد و نظر ارسال شد و این نوشته یکی از دوستان برای من فرستاده بود و بدون اسم نویسنده بود و فقط پیوند لینک داشت و من اسم نویسنده را پیدا کردم تا در آخر مطلب بنویسم ولی بعد از انتشار بخش اول فکر کردم نوشتم ولی حالا متوجه شدم که یادم رفته و به هر حال از دوستان معذرت میخواهم

    4 – من حدود یک ماه که در این سایت هستم و فقط با این کامنت گذاشتم و بهتره اول فکرت رو به کار بندازی و بعد تهمت بزنی که تهمت زدن و شیاد بازی و … جز شخصیت شما دلالان دین است

    5- از این حرف های این مزدور تشنه به خون ایران و هویت ایران معلوم می شود که چقدر کم آورده است از این مطالب که میاد و این چیز هارو میگه به هر حال پیروزی با مردم ایران است به امید آزادی و آبادی ایران

     
    • حاصل اين توجيهات اين مي شود که :اگر دوستی از طریق تلگرام مقاله ای برای من فرستاد،من اینقدر متمدن هستم و بقانون کپی رایت احترام می گذارم که لازم نمی بینم برای حفظ آبروی یک “دکتر” هم که شده در پرانتز، غلط املائی “اختلاص” و “سوع استفاده”این دکتر دموکرات را تذکّر دهم،چون در اینصورت معلوم می شود که نوشته ارسال شده یک “سرقت ادبی”است!

      آمّما! با وجود اینهمه متمدّن بودن و احترام بقانون کپی رایت،باز هم مقاله دریافتی را که “پیوند لینک”آن همراه آن بود را به اسم خودم ارسال کردم چون با اینکه سرچ کرده بودم و نام نویسنده را هم یافته بودم (دکتربهرام آبار) خیلی کار داشتم و نمی شد یکدقیقه صرف نوشتن نام نویسنده مقاله و باشتراک گذاشتن لینک آن کنم!

      این بود ماجرای عذرخواهی متمدنانه کسانی که می خواهند برای آینده این سرزمین تصمیم بگیرند!

       
      • آدم بی سواد و بی منطق و … همین دیگه بهتره درباره این کامنت حرف نزنم بهتره وقتی کم میاری از مطالب میای و این چیز هارو میگی امید وارم روزی … وقتی میگم یادم رفت بنویسم میاد میگه … و نشون دادی که هیج فکر و … نداری و آبرو با نوشتن چند کلمه اشتباه نمیرود و شما ک ادعا مومن بودن دارید نمیدونید که مسخره کردن و … گناه که میای و …

         
  98. مزدک گرامی
    لطفا توهین نکنید.
    پدر و مادر خود شما و من و سید مرتضی و هفتاد میلیون نفر در ایران و بیش از یک میلیارد مسلمان در سراسر جهان به شیوه اسلامی و با همین کلماتی که شما به سخره اش می گیرید ازدواج کرده اندو می کنند. دیگران نیز به گونه ای دیگر. مثلا تجسم کن در هندوستان مردمی با الفاظی دیگر و ناجور تر با هم ازدواج می کنند و بچه هایشان بزرگ می شوند و به دانشگاه می روند. آیا به همه ی اینها باید گفت: فاحشه گی؟
    ………….
    نوریزاد گرامی آنها اگر معنی انکحته را می فهمیدند هیچوقت دست به چنین عمل زشت و ناپسندی نمی زدند و با زبان فارسی از همدیگر خواستگاری می کردند. معنی انکحته جناب نوریزاد جز سپوختن معنی دیگر نمی دهد . در عقد اسلامی سپوختن در برابر وجهی معلوم است و این یعنی خرید و فروش جنس(ایجا زنان).مگر فاحشه ها چکار می کنند. شرافت آنها بهتر از //// است. /// بودن جز ننگ و نکبت برای ایرانی نیست!

     
    • بارها این توضیح داده شد که انکحت و زوّجت و متّعت در صیغ عقد نکاح،بمعنای اصطلاحی “بازدواج در آوردن است” و به هریک از اینها می توان اکتفاء کرد،یک قرینه که شاید در کلّه پوک مزدک وارد شود:وقتی کسی از جانب عروس خانم وکالت در اجرای صیغه نکاح را بعهده می گیرد و تعبیر می کند به “انکحت موکّلتی فلان خانم را برای فلان آقا بعنوان داماد” و “زوّجت موکّلتی یعنی فلان خانم را به فلان آقا بعنوان داماد” و “متّعت موکّلتی فلان عروس خانم را به فلان آقای داماد”آیا مفهوم عرفی این است که من که وکیل عروسم او را به …. او دادم ،یا متفاهم عرفی این است که فلان عروس خانم را بعقد ازدواج فلان آقا بعنوان داماد درآوردم؟! زوّجت در این صیغه عقد نکاح از ریشه زوج است باصطلاح در باب تفعیل،یعنی بزوجیت در آوردن فلان خانم را برای فلان آقا،همینطور در دو صیغه دیگر مفاد لفظ،یعنی عقد ازدواج و ایجاد وانشاء و اعتبار “علقه زوجیت”.

      بنده که سی چهل سال است مشغول درس و بحث و تدریس فقه و مقدمات و مبانی آن هستم،دهها بار به این آقا توضیح دادم،ریشه لغوی یک لغت کاری به وضع و جعل اصطلاح ندارد،و این در همه زبانها وجود دارد که یک لغت گاه بر حسب ریشه لغوی معنایی دارد لکن بر حسب معنای وضعی و جعلی،یا معنای استعمالی و کاربردی،مفهوم اصطلاحی ثانوی پیدا می کند و در فقه وقتی می گویند “کتاب النکاح”یعنی کتاب و باب احکام مربوط ازدواج و پیوند زن و مرد،نه کتاب ….دن”.
      متاسفانه این توضیح در کلّه پوک این کامنت گذار وارد نمی شود،یعنی هم جهل دارد و جاهل است و سخن کارشناسی را نمی فهمد،و هم غرض ورزی دارد،یعنی خیال می کند کینه ورزی نسبت به یک دین و آیین،توجیه کننده این است که یک آیین و تشریفات رایج عرفی در آن را بهر حال مورد هتک قرار دهد هرچند این هتک مستلزم هتک والدین و خویشان خود او نیز باشد،آقا! “نکح”بر حسب ریشه لغت و در باب ثلاثی مجرد یعنی سپوختن،اما “اِنكاح” و “اَنكحته” لغت دیگری و اصطلاح دیگری است مشتق شده از آن،و انکاح (بکسر همزه) یعنی خود را بزوجیت و همسری و عقد ازدواج این مرد در میاورم،یا وکیل او می گوید:موکّله خود را به زوجیت و عقد ازدواج و زندگی مشترک با این آقا درآوردم….واقعا زبان ما مو در آورد از بس این مساله روتین را توضیح دادیم ولی خوب وقتی انسان هم کینه جو و بدخو باشد و هم در عین حال در جهل آنهم از نوع مرکّب آن باشد،نتیجه همین است که می بینید و می بینیم! من بنا نداشتم دیگر حتی اشاره به کامنت گذار کنم چون اساسا و ظاهرا همه مشکل روانی او “مورد توجه واقع شدن”است و ابزار او برای تحقق چنین هدفی چیزی نیست جز “درشتی کردن”،”بدخوئی”،و بد دهنی،نسبت به چه چیز؟ نسبت به دین و آیین اکثریت ملت ایران! بگو خوب اگر مشکل سیاسی داری مشکل سیاسی خود را با سیاستمداران این کشور طرح کن،هرچند آنجا در نقد سیاسی نیز،یک انسان “نرمال” و “منطقی” و “دموکرات” به کسی اهانت نمی کند،فقط نقد می کند،و ایراد می کند…همینطور در باب دین و معرفت دینی نیز،فحّاشی و دروغ بستن و تندی،مشکلی را حل نمی کند،این کاربر چنانکه همه شاهدند اینقدر نسبت به دین و مذهب اکثریت مردم ایران (اسلام و تشیّع) کینه دارد که بارها گفته است:باید همه مسلمانان (از جمله اکثریت هموطنانش اگر البته ایرانی باشد!) را باید بدریا ریخت! و گفته است:همه مسلمانان بالقوه تروریست هستند! یعنی اکثریت هموطنان او (اگر ایرانی باشد البته!) بالقوه تروریست هستند! آیا حقیقتا چنین انسانی یک انسان “نرمال”است یا باید با رجوع به روان شناس مشکلات روانی خود را حل کند؟!
      برای آخرین بار به او خطاب می کنم:بحث سیاست و نقد سیاسی جدا،اما اگر شما به آسمان بروی یا به اعماق زمین بروی،یا خود را قطعه قطعه و پاره پاره کنی،نمی توانی بنیاد و نفوذ دین در بافت جامعه ایران را از بین ببری! این یک تلاش بیهوده و عبث و ناشی از جهل به بافت سنتی جامعه ایران است..و شما اگر انسان خردمند اولا و انسان مسئول نسبت به جامعه سیاسی ایران باشی،نباید خود را با دین و آیین اکثریت هموطنانت مواجه کنی و اینطور خود را با سخنانی جاهلانه و پوچ رسوا و مفتضح کنی…این کار چیزی جز صرف انرژی بیهوده و خستگی و فرسودگی بدنبال ندارد و شما اگر عقلانیتی داشته باشی و در باب سیاست هدفی داشته باشی راه همین است که من مخالف تو می گویم:اینکه تلاش کنی با کار و تبلیغات سیاسی (نه تبلیغات ضد دینی) توجه اکثریت را به آراء و اهداف سیاسی خود جلب کنی و گرنه تلاش برای نابود کردن از عرصه جامعه ایران اسلامی جز جز حرکت بر خلاف امواج خروشان نیست و به چیزی جز دست و پا شکسته شدن یا تلف شدن ختم نخواهد شد…حدّ خود را بشناس و تلاش بیهوده نکن.

      والسلام

       
  99. کانال تلگرام محمد نوریزاد
    —————————-

    امروز جناب خامنه‌ای زحمت کشید و یک چند تایی از نشانه های افول آمریکا را بیان نمود.

    حضرتش اما اسم رییس جمهور آمریکا را که بلد نیست، اسم کسی را نیز که میخواهد زیر زیرکی و به نمایندگی از بیت رهبری با آمریکا مذاکره کند، به ما نگفت!
    بقول جوونا: ابهتتو!

    در این چهل سال، آدمهایی که هم چیزی در چنته ندارند و هم زیاد حرف می زنند، مرتب موجبات تبسم تاریخ را فراهم آورده اند اما گویا مردمان ایران را نسبت کمتری ست با عبرت های تاریخ!

    (پایان نقل قول)

    https://t.me/MohammadNoorizad

    ===

    خامنه‌ای: زرنگ بازی سیاسی ترامپ ما را فریب نمی‌دهد

    رهبر جمهوری اسلامی در مراسم سی‌امین سالگرد درگذشت آیت‌الله خمینی گفت که “زرنگ بازی سیاسی ترامپ” مسئولان جمهوری اسلامی و ملت را فریب نمی‌دهد و آمریکایی‌ها نباید نزدیک بیایند.

    آیت‌الله خامنه‌ای در مراسم سی‌امین سالگرد درگذشت آیت‌الله خمینی گفت “زرنگ بازی سیاسی ترامپ” مسئولان جمهوری اسلامی و ملت را فریب نمی‌دهد. او در واکنش به سخنان اخیر دونالد ترامپ، شرط پیشرفت را نزدیک نشدن آمریکایی‌ها دانست وافزود: «باید آمریکایی‌ها نزدیک نشوند. هر جا آمریکایی‌ها پا گذاشتند یا جنگ شد یا برادرکشی شد یا فتنه شد.»

    رئیس جمهوری آمریکا گفته بود ایران با رهبران کنونی هم می‌تواند پیشرفت کند.

    خامنه‌ای در ادامه گفت: «آنها می‌خواهند ما شکست بخوریم. آنها می‌خواهند ما منصرف شویم. آنها می‌خواهند ما به عنوان تسلیم دست‌هایمان را بالا ببریم. چون نمی‌کنیم دشمنی می‌کنند.»

    رهبر جمهوری اسلامی با ستایش از “دکترین مقاومت امام خمینی” عنوان کرد که هیچ جاذبه‌ای نمی‌تواند با “جاذبه امام” برابری کند: «در این سی‌ سال تلاش‌ها و شیطنت‌های زیادی صورت گرفت برای این که نام و یاد امام کمرنگ شود و اصول امام، فکر امام و راه امام در اداره کلان جمهوری اسلامی ایران نادیده گرفته شود اما واقعیت این است که جاذبه امام نه فقط کم نشده بلکه حتی امتداد بیشتری هم پیدا کرده است.»

    خامنه‌ای طرح مسئله قدس در بیش از ۱۰۰ کشور را دلیل “جاذبه امام” و “عامل نفوذ امام” خواند و گفت: «چهل سال پیش امام بزرگوار روز قدس را برای دفاع از مسئله فلسطین ابداع کرد. چهل سال می‌گذرد اما روز قدس کهنه نشده است.»

    رهبر جمهوری اسلامی در توضیح منطق مقاومت عنوان کرد که هزینه تسلیم در برابر دشمن بیشتر از هزینه مقاومت است: «رژیم پهلوی در مقابل آمریکا تسلیم بود. هم نفت و باج می‌داد هم توسری می‌خورد. امروز دولت سعودی هم همین‌جور است. هم دلار می‌دهد و هم طبق خواست آمریکا عمل می‌کند و هم توهین می‌شنود…»

    او افزود: «جبهه مقاومت امروز یک جبهه قوی است. هرگاه ملت ایران مقاومت را دودستی چسبید پیش رفتیم و موفق شدیم، دیگران هم تشویق شدند به مقاومت.»

    اذعان به مشکلات داخلی

    خامنه‌ای در بخش‌های پایانی سخنرانی خود با اذعان به مشکلات اقتصادی، نبود بن‌بست در کشور را مهم خواند: «ما در کشور بن بست نداریم، نه در مسائل اقتصادی، نه در مسائل اجتماعی نه در مسائل سیاسی.»

    او تاکید کرد که مسائل فرهنگی و مسائل امنیتی هم مهم هستند اما مسائل اقتصادی و معیشتی از همه “نقدتر” هستند. خامنه‌ای رونق تولید، ارزش پول ملی، بهبود فضای کسب و کار، استقلال اقتصاد از فروش نفت، تبدیل دخالت دولت در اقتصاد به هدایت و نظارت دولت و بریدن دست مفسدان اقتصادی را رئوس اصلی مسائل اقتصادی خواند.

    https://www.dw.com/fa-ir/iran/a-49056557?maca=per-rss-per_politik-4076-xml-mrss

    ===

    پی نوشت :”در این چهل سال، آدمهایی که هم چیزی در چنته ندارند و هم زیاد حرف می زنند، مرتب موجبات تبسم تاریخ را فراهم آورده اند!”.
    (پایان کلام محمد نوریزاد)

    یکی از آن آدمها؟! آنکه در رویا و خلأ معلّق است: محمد نوریزاد!
    .

    ———–

    درود استاد حوزوی گرامی
    نمی خواستم به این نوشته ی شما پاسخ بگویم.
    اما دیدم از یک واژه در کلام حضرت خامنه ای بهره برده اید با عنوان”دکترین مفاومت امام خمینی”
    این عنوان دهن پرکن آیا می دانید یعنی چه؟
    در پشت این عنوان، و بویژه در پشت واژه ی دکترین، ظاهراً باید یک دریا شعور و تحقیق و ارزیابی های دقیق علمی نهفته باشد.
    حالا شما بروید در قاموس جناب خمینی
    در فاموس حوزه هایی که خروجی اش شمایان هستید
    در قاموس بیت رهبری و بساط علم الهدی ها و جنتی ها
    در قاموس سرداران شیریاخطی
    و اساسا در قاموس جمهوری اسلامی
    چیزکی
    چیزکی
    چیزکی
    از شعور و تحقیق و مجادله های علمی وجود دارد که حالا مقاومت خمینی، صاحب وجاهت و شأن دکترین باشد؟
    در این بساط
    هر چه هست زشتکاری و فریبکاری ست.
    جناب خامنه ای و جناب شمایان تنها و تنها از یک دکترین می توانید اسم ببرید و به آن ببالید. که من و بسیاری از ایرانیان این دکترین شمایان را قبول داریم.
    و آن:
    دکترین مفتخواری ست.

    و اما:
    شما چه زیرکانه از زیر بار تبسم تاریخ سریده اید و بجایی دیگری نگریسته اید. اینهمه در این سالها از در و دیوار اسم دونالد ترامپ برجهیده است و حضرت خامنه ای آن را رونالد ترامپ تلفظ می کند. آمریکایی ها و اروپایی ها و کانادایی ها و استرالیایی ها و ژاپنی ها و دوبی ای ها و ترکیه ای ها و … را تجسم کنید که این تلفظ پر ابهت حضرت خامنه ای را برای همدیگر می فرستند و به میزان آگاهی و … حضرتش غش غش می خندند. این اشتباه، بله در هر کجا رخ می دهد اما از بس در اینجا غرور های همینجوری دست بدست می شود که یارو حاضر است داستان زمین خوردنش را با سینه خیزی ممتد و شبانه روزی و به درازنای یک تاریخ، ماست مالی کند.
    با احترام

    .

     
    • اعتراف برادر خمینی
      بر هندی‌بودنشان …

      برادر بزرگتر خمینی،
      مرتضی پسندیده خمینی
      در کتاب خاطرات خویش می‌نویسد:

      جد اعلای ما سید احمد هندی،
      هندی بود و در کشمیر سکونت داشت

      خاطرات
      آیت‌الله مرتضی پسندیده،
      صفحه ۴۱

       
    • آیت‌الله خامنه‌ای: هدف رسیدن به نقطه بازدارندگی است
      2 ساعت پیش

      رهبر جمهوری اسلامی ایران در سخنرانی خود گفت ایران به نقطه بازدارندگی نظامی نزدیک شده است.

      آیت‌الله خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد این کشور از نظر نظامی تا حدودی به نقطه بازدارندگی، “برای جلوگیری از تعرض دشمن” نزدیک شده است.

      او که در مراسم سی‌امین سالگرد درگذشت آیت‌الله خمینی رهبر انقلاب اسلامی ایران سخنرانی می‌کرد گفت: مخالفان با برنامه موشکی ایران هرگز نخواهند نتوانست ایران را از نقطه تثبیت و بازدارندگی که در آن قرار گرفته محروم کنند.

      آقای خامنه‌ای در عین‌حال سخنان رییس جمهوری آمریکا را در”پذیرفتن ایران با رهبران فعلی‌اش” یک “زرنگ‌بازی سیاسی” خواند و گفت: دشمن گاهی تهدید می‌کند و گاهی تطمیع، مثل همین مردِ رندیِ اخیر رئیس‌جمهور آمریکا که گفته ایران با همین رهبران کنونی هم می‌تواند به پیشرفت‌های بزرگی برسد. معنایش این است که قصد براندازی شما را نداریم. این زرنگ بازی سیاسی است.”

      رهبر ایران افزود “پیشرفت ایران با رهبران فعلی”، درصورت مجاهدت رهبران این کشور حرفی درست است اما “شرط آن این است که آمریکایی‌ها نزدیک نشوند.”
      دونالد ترامپ رییس جمهوری آمریکا اخیرا و در پی چند هفته تنش میان تهران و واشنگتن گفت به دنبال “تغییر رژیم” در ایران نیست.

      آقای ترامپ در جریان سفرش به ژاپن، کشوری که در تلاش میان میانجیگری بین تهران و واشنگتن است گفت: “ایران با همین رهبران موقعیت تبدیل شدن به کشوری بزرگ را دارد. می‌خواهم به صراحت بگویم که ما به دنبال تغییر رژیم نیستیم. ما به دنبال جلوگیری از تسلیحات هسته‌ای هستیم.”

      آمریکا می گوید برنامه موشکی ایران به بی ثباتی در خاورمیانه دامن زده و انتقال آن به گروه های مسلح در لبنان و یمن خطر “رقابت تسلیحاتی در منطقه” را افزایش داده است.

      این کشور یکی از دلایل خروج از توافق هسته‌ای با ایران را برنامه موشکی این کشور عنوان کرده و مدعی است ایران با آزمایش موشک های بالستیک قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل در تایید برجام را نقض کرده است.

      شورای امنیت سازمان ملل متحد بعد از امضای برجام در سال ۲۰۱۵ قطعنامه ۲۲۳۱ را تصویب کرد که در پیوست دوم آن از ایران “درخواست” شده هیچ فعالیتی در ارتباط با موشک های بالستیکی که “برای برخورداری از قابلیت حمل سلاح های هسته ای طراحی می شوند” انجام ندهد.

      ایران می‌گوید از آنجا که قصد ندارد از سلاح های متعارفش برای حمل سلاح هسته ای استفاده کند، این بند از درخواست شورای امنیت عملا بلا موضوع است.

      http://www.bbc.com/persian/iran-48519786

      ===
      پی نوشت: می خواستم پاسخی نگویم اما :حقیقتا باعث “تبسّم تاریخ”کیست؟ آنکه عکسی جدّی از شخصیتی می گذارد و با وجود دهها عکس خندان او را عوامفریبانه به اخمو بودن متّهم می کند،باعث تبسّم تاریخ نیست؟!

      نیز،آنکه در میان یک سخنرانی یکساعته یک سخنران،کودکانه بر یک سهو لفظی بی ارزش انگشت می گذارد ،باعث تبسّم تاریخ نیست؟! شما صد بار بگو “دونالد” یا “رولاند” که مشاکلت لفظی دارند،این در ماهیت قضیه چه دخلی دارد؟!
      اینها عزیز من عقلانیت رفتاری نیست،لجبازی ها و تیر و کمان زدن های دوران طفولیت است:کسی اگر دقیق باشد و نکته سنج،شما نیز در مقام نوشتن که دقت و تمرکز انسان بیشتر از سخنرانی در یک جمع است،صدها غلط سهوی فاحش داشته اید…تلاش کنیم قدری از طفولیت در تفکّر جدا شویم و مصالح مهم اجتماعی را با کینه ورزی ها و کلوخ اندازی های کودکان سرکوچه ها مخلوط نکنیم.

      باشد؟!

      احتراما

       
  100. آرتین ایران

    سلام بر ناظران گرامی
    از شب سالگرد درگذشت مصادره کننده انقلاب مردم ایران جاده های کشور شاهد حضور ملیونی سیل مشتاقان به سمت عکس مسیر مرقد ملیاردی جناب خمینی بود.این چندمین بار است که نشان می دهد قاطبه مردم ایران نه به خمینی علاقه ای دارند،نه روز قدس را به رسمیت می شناسند و نه دیگر بهایی به دین می دهند.
    https://www.irna.ir/news/83340762/%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C%DA%A9-%D8%B2%D9%88%D8%AF%D9%87%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%85-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D8%A7-%D8%B4%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%87-%DB%8C%DA%A9%D8%B7%D8%B1%D9%81%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D8%AF
    پ.ن) یکی از دوستان امروز صبح از یکی از جاده های خروجی شهر تهران عکسی را برای این نگارنده ارسال کرد که حاکی از مسدود بودن راه مذکور بود.این دوست اعلام کرد که روز جاری مسیر ۳ ساعته را بیش از ۸ ساعت پیموده است!گویا علاقه به بنیان گزار کبیر انقلاب ایران هر سال فزونی می گیرد!!
    امید است پول حرامی که بدون رضایت صاحبان آن صرف سالمرگ چنین فردی که مورد علاقه جامعه نیست می گردد حداقل صرف امور خیریه گردد.
    به امید ایرانی آزاد و آباد

     
    • امسال کارشون تموم میشه اگر نشود چنان بلایی به سر ملت ایران میارن که جتی مغول ها هم نیوردند و میگم شما چقدر … دارید که میرید سایت های حکومت آخوند هارو میخونید من که اصلا حالم بهم میخوره برم تو سایت های این هارو نگاه کنم تو یکی از سایت هاشون است میرم نظر میدم که هیچ کدوم منتشر نمیشن بعد سید مرتضی بی چشم و رو میاد تمام نظر هاش منتشر میشن بعد میاد هرچی در حد خودش به آقای نوری زاد میگن به امید آزادی و آبادی ایران

       
  101. درود
    بحث صیغه هم با اسلام بخورد ملت داده شد و با آن نیز بدر شود.
    اما، نکته مهم دیگر،بحث مهریه است، گویا مجلسیان ول معطل رودوش ملت سوار خوشی زیادی زده زیر عبا و چادرشان وشیفته هزل گویی خود مشغول دوخت دوز پوست انداخته افعی ملایانند.

    مهریه هم از تبعیض سرچشمه می گیرد از نابرابری زن و مرد در اسلام. خوب گاو و گوساله که هیچ گوسفند هم که بخری باید قیمتش را بپردازی چه برسد به زنی که ارزشش برابر بیضه راست مرد است؟
    حال مجلسیان کاسه لیس از بی عاری به یاوه گویی افتاده اند ونرخ فروش تعیین می کنند که مثلا انگار نرخ های ثابتی تا کنون برقرار بوده از شیر مرغ گرفته تا جان آدمیزاد، که آن دختر طلاق گرفته ۱۵ ساله از نرخ فروشش هم گذشت کند !!؟

    مهریه شاید تضمینی برای زن حساب شود اماتضمینی برای راستی عهدو عشق و علاقه و احترام و وفاداری متقابل مرد نیست. مگر می شود در جامعه ای که برابری وجود ندارد و زنانش انسانهای درجه دو در حد کنیز و نیمه عقل حساب می شوند عشق و احترام متقابل هم وجود داشته باشد ؟
    عشق و زندگی با احترام و فهم متقابل هم راه است و با مبادله فرق دارد. حال این مهریه و صیغه عهدکهن در دنیای اکنون چه می کنند باید فقط به ریخت ملایان نگریست.

     
  102. پرواز «پرستوها» بر «آشیانه» نظام

    سلام
    «پرستو» واژه‌ای که پیش از این در ادبیات سیاسی ایران سابقه داشته، این روزها وارد رسانه‌ها نیز شده است. واژه پرستو درباره زنانی به کار می‌رود که نهادهای امنیتی بر سر راه مقامات، چهره‌های سیاسی، منتقدان و مخالفان حکومت و حتی دیپلمات‌های خارجی قرار می‌دهند تا برای آنان پرونده‌سازی کنند.

    تعدادی از چهره‌های اصلاح‌طلب و علی مطهری، نماینده مجلس شورای اسلامی، میترا استاد را متهم کرده‌اند که «پرستو» بوده است.
    حسین موسوی تبریزی، عبدالمجید معادیخواه، عطاء‌الله مهاجرانی و علی جنتی شاخص‌ترین چهره های سیاسی بوده‌اند که به دلیل مطرح شدن‌ رابطه‌شان با زنان از سیاست حذف و یا به حاشیه رفته‌اند.
    با این حال برخی در این‌باره صریح‌تر سخن گفته‌اند. از جمله شیرین عبادی گفته بود که ماموران وزارت اطلاعات از این طریق برای شوهرش پرونده‌سازی و او را وادار به مصاحبه تلویزیونی کرده‌اند.

    مهرانگیز کار نیز از پروژه مشابهی برای همسرش سیامک پورزند گفته که «خانمی را که اطلاعاتی بود سر راهش گذاشتند» و برایش پرونده اخلاقی درست کردند.

    همزمان با پرونده شهردار پیشین، محمد سرافراز، رئیس پیشین سازمان صداوسیما، در صفحه توئیتر خود با اشاره به کنایه‌ای که رئیس دفتر غلامعلی حداد عادل به او زده است، نهادهای امنیتی را متهم کرده که یک «پرستو» به سراغش فرستاده بودند.

    در تويتر محمد سرافراز خطاب به حداد عادل مي نويسد

    جناب حدادعادل
    ازانجاکه یک منصوب شما خواست مثلا عملیات روانی برایم راه بیندازد،بدانید
    یک “پرستونما”بنام م-اسراغ من امده بودولی سرآنهابه
    سنگ خورد
    ازجناب طائب بپرسیدچطورکسی که درباره زندانهای امریکاکتاب نوشته ومیتوانست فرصتی برای نظام باشدبااخراجش به تهدیدی علیه خودشان تبدیل کردند؟
    ——
    الحق كه اين نظام شيطاني است

    https://www.radiofarda.com/a/f4_sparrow_espionage_political_activists_iran/29979286.html

     
  103. (کوکب مشهدی)

    صد شکر که این آمد!
    —————————

    – صد حیف تموم رفت. ماه عزیزی بود. تا لنگ ظهر موخوابیدوم. افطارم پول مدادوم بره شله بخره. سحرام گوشت بار مذاشتوم فیتیله ره مکشیدوم پایین جا بیفته. گوشت کوبیده شم ساندویچ مکردوم برِی ناهار کمال آقا. دوازده ماه سال ویار بامیه دروم. چربی های دور شکمم و دستگیره هام آب رفت. آبجیم مگه هزار ماشالله ترکَه باریکَه رِفتی. سپنج دود کن. شلوار لی یه بود پام نمرفت، پام کردوم. چسب. قنبل. کمال آقا چپ مره مگه خانومی شب جمعه دو چیز یادت نره، راست مرَه مگه اولیش دعای ندبه. مگه شب عید هم شگون دره قربونت بروم!

     
  104. خشایار بسیجی

    تو که نوریزاد را میشناسی پس هر موقع او را دیدی دمی هم تکان بده تا محبتت بیشتر بشه

     
  105. man yek arteshi bazneshasteh az holand hastam va tashakor mikonam az zahamat shoma ensan pak va mobarez

     
  106. اخبار: کاهش ۱۶ درصدی بهای نفت خام ظرف دو هفته اخیر.
    مش قاسم به یحیی تپه: حاجی اون تیر رو در کن دیگه!

     
  107. عباس امیرانتظام: آمدن خمینی “برنامه‌ریزی” بود! (بخش دوم )

    من واقعیت را دیده بودم. فهمیده بودم آنچه بر سر ملت ایران می‌آید یک ضایعه جبران ناپذیری ست و هیچ‌کس نمی‌فهمد، همه چشم‌ها و گوش‌ها بسته بود.

    کسانی که در مقابل دوربین نشسته‌اند ریش گذاشتند و شلوارهای اتو نکرده، کفش‌های واکس نزده و لباس‌های اتو نکرده می‌پوشیدند و اسمشان هم وزیر بود، تا دو ماه قبل کراوات و ادکلن استفاده می‌کردند اما یک باره خود را عوض کردند آمدند شدند آنچه را که باید می‌شدند و بلایایی بر سر مردم ایران وارد کردند که نباید می‌کردند

    شما اولین کسی بودید که لایحه انحلال مجلس خبرگان را صادر کردید.

    بله! من اولین کسی بودم که لایحه انحلال مجلس خبرگان را دادم. برای اینکه این‌ها آمدند یک باره قانون اساسی را زیرپا گذاشتند و خبرگان به جنگ قانون اساسی آمد. آمدند قانون نوشته‌شده دولت را تغییر دهند آن‌ها فقط مذهب را می‌شناختند نه قانون. به همین دلیل مجلس خبرگان را عوض کردم. آمدم اعتراض کردم. هیات دولت ایران به اتفاق آرا نظریات من را قبول کرد که این قانون نباید از طریق مجلس خبرگان عوض شود و بایستی ازطریق مجلس موسسان عوض می‌شد.

    شما در خاطرات خود نوشته‌اید که بخش اداره ۸ ساواک (اطلاعات خارجی) تامین جانی شده بودند. در مجموع بخش اداره هشتم ساواک تامین جانی گرفتند و جزو اعدامی‌ها نبودند؟

    زمانی که من سرپرست نخست وزیری هم بودم به من اطلاع دادند که عده زیادی از کارمندان اداره هشتم ساواک ریختند آنجا. من از آن‌ها خواهش کردم که بیایند آمفی تئا‌تر، خانم‌ها و اقایان اداره هشت اطلاعات گفتند محل تزریق زندگی ما از این اداره بود چون این اداره را بستند ما بیکار شدیم و مصیبت‌های بزرگی سر ما آمد. من بلافاصله به اطلاع اقای نخست‌وزیر رساندم. اقای نخست‌وزیر ترتیب این کار را دادند که افراد کارمند اداره هشتم ساواک بیایند و کارهای خودشان را انجام دهند. از جمله تیمسار سپهبد مقدم که نمی‌دانم دقیقا ریاست این اداره را داشتند یا نداشتند، آمدند یک سری مدارک محرمانه خود را به من دادند و من آن‌ها را به اطلاع آقای نخست‌وزیر رساندم. حالا چه اتفاقی بین مذاکرات خصوصی آقای نخست‌وزیر و اداره هشتم ساواک اتفاق افتاد، من هیچ اطلاعی ندارم.

    در شهریور ۱۳۵۷ چند ماه قبل از ورود خمینی به ایران، روزنامه‌های سراسری برای نخستین بار عکس خمینی را منتشر می‌کنند، ابراهیم یزدی برای دیدن خمینی به فرانسه رفت، در مورد این مسایل چه نظری دارید؟

    یک برنامه‌ای از قبل ریخته شده بود و ملت ساده‌دل و خدا پرست ایران با توجه به شکل لباسی که رهبر این حرکت پوشیده بود و پیشانی همه مردم ایران را به خاک رسانده بود و همه زمین را سجده می‌کردند که خدا این فرد را بعد از پیغمبر اسلام به زمین رسانده و عکسش را در کره ماه گذاشته است.

    من در مورد اقدامات آقای دکتر ابراهیم یزدی هیچ آگاهی ندارم. حتما رسالتی و وظیفه‌ای داشته‌اند که یک مرتبه به پاریس می‌روند. این رشته‌کار سال ۵۷ ایران پیچیده‌ترین عملی ست که در جهان سیاست واقع شده است. بنابراین به این سادگی‌ها نمی‌توان در این مورد قضاوت کرد.

    از شورای انقلاب بگویید قبل از تاسیس آیا برنامه‌ریزی وجود داشت که چه کار باید بکنند؟ مشکلات کجا بود؟

    توجه داشته باشید که من هیچ وقت عضو هیات اجرایی شورای انقلاب نبودم و به همین دلیل هیچ چیز از مذاکرات آقایان در درون شورا نمی‌دانم. فقط می‌دانم که آقای موسوی اردبیلی از طرف شورای انقلاب خواستند که من با شورای انقلاب تماس بگیرم و از طریق شورای انقلاب از آقای سالیوان و اقای استمپل درباره موضوعی که من در جریانش نبودم و فقط واسطه تماس گرفتن بودم، خبر بگیرم. بنابراین آقای بازرگان و سالیوان که سفیر امریکا در ایران بودند، خودشان با هم در تماس بودند.

    شما یکی از اولین زندانیان سیاسی در زندان اوین بودید الان هم که ممنوع المصاحبه هستید.

    ببینید در آن زمان به من اتهام زدند که جاسوس امریکا هستم. حالا جریان این جاسوسی چه بوده؟ اقای سالیوان در نامه خود به من نوشته معاون نخست‌وزیر «عزیز» دولت موقت ایران. به خاطر همین یک لغت، من شدم رفیق آقای سالیوان و جاسوس امریکا. با نوشتن یک لغت «عزیز» من شدم جاسوس و ۳۶ سال زندان را تحمل کردم.

    شما فرزندان خود را بعد از انقلاب ملاقات نکردید؛ درست است؟

    من ۳۷ سال است آن‌ها را ندیده‌ام. نه اجازه می‌دهند از ایران خارج شوم و نه اجازه می‌دهند آن‌ها به ایران بیایند. بنده هم در حبس خانگی هستم. البته خانم من دو ماه پیش مراجعه کردند و شفا‌ها به ایشان گفته‌اند می‌توانید به خارج کشور بروید ولی اجازه را به صورت مکتوب ندادند. به بچه‌ها هم گفته‌اند که می‌توانید برگردید ایران، ولی من این ریسک را نمی‌پذیرم. بچه‌های من هم حاضر به آمدن ایران نیستند الان ۳۵ ساله، ۳۷ ساله و ۴۳ ساله هستند. وقتی از ایران رفتند سه، پنج و هشت ساله بودند. شما ببییند در این مدت عظیم بچه‌هایم را ندیده‌ام، به من اجازه ندادند که بچه‌هایم را ببینم

     
    • “شما اولین کسی بودید که لایحه انحلال مجلس خبرگان را صادر کردید.

      بله! من اولین کسی بودم که لایحه انحلال مجلس خبرگان را دادم. برای اینکه این‌ها آمدند یک باره قانون اساسی را زیرپا گذاشتند و خبرگان به جنگ قانون اساسی آمد. آمدند قانون نوشته‌شده دولت را تغییر دهند آن‌ها فقط مذهب را می‌شناختند نه قانون. به همین دلیل مجلس خبرگان را عوض کردم. آمدم اعتراض کردم. هیات دولت ایران به اتفاق آرا نظریات من را قبول کرد که این قانون نباید از طریق مجلس خبرگان عوض شود و بایستی ازطریق مجلس موسسان عوض می‌شد”.

      (پایان نقل قول)

      ===

      من نمیدانم واقعا این عبارات عبارات مرحوم امیر انتظام هست یا نیست،ولی این مطالب،اظهارات کسی است که ظاهرا هم آشنائی به قواعد حقوقی ندارد،و هم در صدد تحریف تاریخ انقلاب اسلامی ایران است.

      اولا دولت مرحوم مهندس بازرگان که ایشان یکی از اجزاء آن بوده است،یک دولت موقت انتقالی بوده است تا با انجام رفراندوم تاسیس سیستم و رفراندوم قانون اساسی آن،دولتی منتخب با انتخاب رئیس جمهور یا نخست وزیر از ناحیه مردم تعیین شود.

      ثانیا:آنچه که پیش از انتخاب و تشکیل مجلس خبرگان قانون اساسی،بوده است،صرفا یک “پیش نویس”بوده است که با کوشش جمعی از حقوق دانان و آشنایان بزبان فرانسه،مثل مرحوم دکتر حسن حبیبی و عبد الکریم لاهیجی و مرحوم حاج سید جوادی و برخی دیگر،با مطالعه قانون اساسی فرانسه و برخی دیگر از کشورها،تهیه شده بود،بنابر این یک “پیش نویس” که هنوز بررسی و بازنگری کامل نشده و به رای مردم گذاشته نشده،”قانون اساسی”نام ندارد.

      ثالثا:به تعبیر مرحوم امام خمینی،اصلا دولت موقت یا مرحوم امیر انتظام چکاره بوده اند که بخواهند لایحه بدهند و یک مجلس منتخب اکثریت مردم ایران را “منحل” اعلام کنند؟! اصلا خود دولت موقت در دوران گذار و انتقال،مگر منتخب مردم ایران بوده است که چنین حقی داشته باشد؟! دولت موقت را مرحوم امام خمینی بعنوان رهبر کاریزماتیک مورد اتفاق مردم انقلابی ایران،با اتکاء به اینکه ملت ایشان را رهبر می دانستند و رهبری تعیّن یافته بوده است،تعیین کرده بود صرفا برای حفظ نظم و انتظام اداره کشور در دوره انتقال.بنابر این اصلا یک دولت موقت انتقالی که از باب ضرورت تشکیل شده و متکی بر رای مستقیم مردم نبوده،چنین حقّی نداشته است که چنین لایحه ای دهد یا اقدام به انحلال “مجلس خبرگان قانون اساسی” که منتخب اکثریت قاطع مردم ایران بوده است،کند.از اینجا معلوم می شود عبارت “برای اینکه این‌ها آمدند یک باره قانون اساسی را زیرپا گذاشتند و خبرگان به جنگ قانون اساسی آمد” عبارتی غیر حقوقی،عوامفریبانه و مغالطه آمیز بوده است،زیرا آنچه توسط دولت تهیه شده بود یک “پیش نویس مقدماتی هنوز به رای نگذاشته ” بود و نه یک “قانون اساسی تصویب و امضاء شده توسط مردم و نمایندگان آنها.

      رابعا:روش و بنای کار نیز این بود که “مجلس خبرگانی”با رای مستقیم مردم تشکیل شود که پیش نویس تهیه شده توسط دولت را با شور و گفتگو و بحث، بررسی و تکمیل و کم یا زیاد کنند،و چنین هم شد،و نمایندگانی انتخاب شدند و این پیش نویس را جزء جزء بررسی و تکمیل و کم یا زیاد کردند که مشروح مذاکرات آنها در معرض دید همه است،بعد هم این قانون اساسی تهیه شده،با اینکه خبرگان قانون اساسی نمایندگان مستقیم و منتخب مردم ایران بودند،و همان انتخاب کافی بود،باز در عین حال اصرار مرحوم امام خمینی این بود که قانون بدست آمده به “رفراندوم”نهاده شود و چنین شد و مردم با رای تقریبا 98 درصدی به این قانون رای دادند.

      خامسا:اینکه ایشان گفته است :”آن‌ها فقط مذهب را می‌شناختند نه قانون”
      یک دروغ تاریخی واضح است،برای اینکه آن مجلس متشکل بود از روحانیون برجسته و مجتهدانی که برخی از آنان اکنون از مراجع تقلید هستند و برخی هم البته از دنیا رفته اند،نیز متشکل بوده است از برخی روحانیون اهل سنت،و برخی نمایندگان اقلیت های شناخته شده دینی کشور یعنی کلیمی و نصرانی و زرتشتی،و متشکل بوده است از برخی افراد مکلّای حقوق دان و تحصیل کرده مثل ابوالحسن بنی صدر و مرحوم مقدم مراغه ای و چند نفر دیگر که اسامی آنها را بیاد ندارم،بنابر این،اینکه خبرگان قانون اساسی فق مذهب را می شناختند،یک دروغ یا تحریف تاریخی آشکار است.

      سادسا:اینکه بر عنوان مجلس موسسان اصرار داشته است،جدای از اینکه هم بحث و نزاعی لفظی است،و جدای از اینکه مجلس موسسان هم بهر حال می باید منتخب مردم می بود،اصلا این سخن ایشان در تناقض با اول سخن اوست! ایشان اول می گوید همین پیش نویس (که البته او آنرا قانون اساسی می خواند!)که در دولت تصویب شد کافی بود و نباید تغییر می کرد! بعد در انتهای کلام می گوید خبرگان قانون اساسی نباید می بودند بلکه مجلس موسسان باید آنرا تغییر می دادند! ما در بحث های طلبگی از این تعبیر می کنیم به “تناقض صدر و ذیل”،و امروزیها البته از آن تعبیر می کنند به “پارادوکس!

       
  108. عباس امیرانتظام: آمدن خمینی “برنامه‌ریزی” بود! (بخش اول )

    عباس امیرانتظام، معاون نخست‌وزیر و سخن‌گوی دولت موقت پس از انقلاب بهمن ۵۷ در ایران که سال‌ها به اتهام جاسوسی در زندان بود، روز ۲۱ تیر ۱۳۹۷ درگذشت. آقای امیرانتظام در زمان حیات خود با فیروزه رمضان‌زاده، روزنامه‌نگار همکار ‘مجله حقوق ما’ و ‘سازمان حقوق بشر ایران’ گفت‌وگویی انجام داده بود که به دلیل شرایط ایران و ممنوع‌المصاحبه بودن، درخواست کرد تا در زمان حیاتش منتشر نشود.

    او گفت که به نظرش هدف انقلابیونی که از خارج آمده بودند، اعتلای ارزش‌هایی نبود که از آن دم می‌زدند، بلکه «آمدند تا اوضاع را به صورتی در بیاورند که امروز ملاحظه می‌کنید.» امیر انتظام گفت در حالی که مردم فکر می‌کردند آیت‌الله خمینی، پیامبر جدیدی است که از آسمان به زمین آمده، لیکن او بر این باور بود که همه‌چیز «برنامه‌ریزی» شده است.

    او درباره برخی اعضای دولت موقت گفت: «ریش گذاشته‌اند و شلوارهای اتو نکرده، کفش‌های واکس نزده و لباس‌های اتو نکرده می‌پوشیدند و اسمشان هم وزیر بود، تا دو ماه قبل کراوات و ادکلن استفاده می‌کردند اما یک باره خود را عوض کردند آمدند شدند آنچه را که باید می‌شدند و بلایایی بر سر مردم ایران وارد کردند که نباید می‌کردند و امروز همه پشیمان شدند.»

    امیرانتظام درباره اقدامات ابراهیم یزدی در همراهی با خمینی و آوردن او به ایران، اظهار بی‌اطلاعی کرد و در جمله‌ای کوتاه، گفت: «حتما رسالتی و وظیفه‌ای داشته‌اند که یک مرتبه به پاریس می‌روند.»

    متن گفت‌وگو را که ماه ژوئیه سال ۲۰۱۵ انجام شده، در ذیل می‌خوانید.

    آقای امیرانتطام! روزی که با همکاران‌تان دولت موقت را در دست گرفتید، کشور در چه شرایطی قرار داشت؟ اگر ممکن است، تصویری از شرایط سیاسی، اجتماعی و اقتصادی آن زمان برای ما ترسیم کنید.

    تصویری بسیار مبهم بود. من از دیدگاه خودم صحبت می‌کنم، چون آقایان با اعتقادات عمیقی که نسبت به تربیت اسلامی داشتند [و] اعتقادات خاص خودشان را داشتند، اما من با وجود اینکه مسلمان اثنی عشری هستم و شیعه، ولی با شک و تردید و ابهامات خاص خودم آن جریانات را در نظر می‌گرفتم.

    به همین دلیل بسیار وضع آشفته بود و دولت، دولتی نپخته [بود] با عدم آمادگی نسبت به وقایع آن زمان و من بی‌اغراق می‌توانم بگویم تنها شخصی بودم که آمدن آن آقایان از خارج به داخل ایران برایم وضع خاصی داشت. من آن طور که همه نگاه می‌کردند نسبت به حوادث آن زمان نگاه نمی‌کردم.

    من فکر می‌کردم که این آقایان با یک برنامه خاص برای تغییرات خاص و زیر ورو کردن احوال کشور به سر کار آمده بودند. شاید به این دلیل بود که فردی با تربیت مذهبی نبودم مسلمان و شیعه اثنی عشری بودم ولی با دیدگاه خودم نسبت به حوادث آن زمان نگاه می‌کردم و باور نداشتم. به همین دلیل وقتی با شرایط آن زمان به اوضاع نگاه می‌کردم باور ۹۹ درصد مردم را نداشتم و امروز بعد از گذشت نزدیک به ۴۰ سال ثابت شد که باور من درست بوده و آن آقایان نیامدند برای بالا بردن ارزشی که به آن معتقد بودند، آمدند اوضاع را به صورتی دربیاورند که امروز ملاحظه می‌کنید.

    از نظر اقتصادی، اداری و سیاست خارجی ایران در آن زمان دارای چه مشکلاتی بود، وزارتخانه‌ها وقتی دولت را تحویل گرفتید در چه شرایطی قرار داشتند؟

    در آن زمان ما از نظر اقتصادی اجتماعی، سیاسی و نیز تولید نفت حالت بسیار مبهمی داشتیم. جو آنچنان سنگین بود که هیچ کس جرات نمی‌کرد نظریات خود را برای کس دیگری بیان کند. شاید تنها کسی بودم که مخالف ۹۹ درصد جریان حوادث بودم، برخلاف دیگران که فرض می‌کردند از آسمان پیامبری به زمین آمده، من فکر می‌کردم آنچنان که الان مردم فکر می‌کنند، [نیست]. آن زمان مردم فکر می‌کردند که پیامبر جدیدی از آسمان به زمین آمده و این پیامبر جدید راه جدیدی برای زندگی و آینده مردم ایران تعیین خواهد کرد. در حالی که من باورم این بود که همه چیز برنامه‌ریزی شده و هم رسول و هم مردم که پذیرای این رسول بودند سراپا درخود گم شده بودند؛ چه افراد دانشگاهی و چه بی‌سواد کنار و چه آن‌ها که تصاویر پیامبر جدید را در ماه می‌دیدند. واقعا این طور نبود و مردم به راه راست هدایت نشدند.

    دادگاه انقلاب در زمانی که دولت را تحویل گرفتید در چه شرایطی قرار داشت؟

    بسیار بد، یعنی بد‌تر از این شاید در تاریخ انقلاب‌ها و جنبش‌ها وجود نداشت. مردم فکر می‌کردند رییس دادگاه و نماینده آن، نماینده خدا هستند. می‌گفتند گردن بزنید، زن‌ها را بگیرید، دختران را بگیرید، اقتصاد مملکت را زیر رو رو کنید، نفت را ندهید. تمام وضعی را که حاکم کردند وضعی بود که غیر قابل تصور و باور بود. من حتی جرات نمی‌کردم به نخست وزیر وقت که نزدیک‌ترین فرد به من بود بگویم آقا این طور که شما فکر می‌کنید نیست، چون جو ناسالم و بدی بود.

    آقای خمینی در جایی دولت بازرگان را دولت شرعی و اسلامی اعلام کرد اما چرا این بقای این دولت آن‌قدر کوتاه بود؟

    من شخصا نشنیدم ولی عملا ثابت کردند که عکس قضیه را باور دارند. یعنی اگر امکانش نبود سر همه ما را لب جوی گذاشته بودند. همه ما که البته نه، چون یک عده بودند که دست‌بسته اسیر آن‌ها بودند و با قلب و وجودشان هر چه ایشان می‌گفتند می‌پذیرفتند. بنابراین فرق است بین آنچه من به شما گفتم و این آقایان به عنوان استاد دانشگاه و تحصیل کرده مذهبی تا عمق در مذهب ذوب شده و فرو رفته گفته بودند.

    علت استعفای دولت بازرگان به خاطر اعدام‌های روزهای نخست بود؟

    یک نخست وزیر وقتی تصمیمی می‌گیرد تصمیم را با مسوولیت خود اجرا می‌کند وقتی اقای بازرگان به دیدار آقای برژنسکی، نماینده دولت امریکا برای مذاکرات الجزایر رفتند اقای خلخالی ایشان را زیر سوال بردند که چرا برای رفتن به این اجلاس از امام اجازه نگرفتی و ایشان هم به صراحت جواب دادند که «نخست وزیری که برای صحبت با یک دیپلمات و دیدار با او به گرفتن اجازه از رهبر احتیاج داشته باشد جایش لای جرز دیوار است» بعد از آن ایشان استعفای خود را تحویل دادند.

     
    • “امیرانتظام درباره اقدامات ابراهیم یزدی در همراهی با خمینی و آوردن او به ایران، اظهار بی‌اطلاعی کرد و در جمله‌ای کوتاه، گفت: «حتما رسالتی و وظیفه‌ای داشته‌اند که یک مرتبه به پاریس می‌روند.»!”

      “..من بی‌اغراق می‌توانم بگویم تنها شخصی بودم که آمدن آن آقایان از خارج به داخل ایران برایم وضع خاصی داشت!…”

      (پایان نقل قول)

      اگر صرف “در خارج بودن و در خارج تحصیل کردن”دلیل بر وابستگی و داشتن رسالت و وظیفه از ناحیه اجانب باشد،بنابر این خود ایشان هم روی همین منطق در مظانّ اتهام بوده است چون تحصیلاتی در فرانسه و در امریکا داشته است! :

      “…وی دارای فوق لیسانس مهندسی برق و ماشین از دانشکده فنی دانشگاه تهران در سال ۱۳۳۴، گواهینامه بتون از پاریس ۱۳۴۲ و فوق لیسانس در سازه ساختمان از دانشگاه برکلی آمریکا (۱۳۴۳–۱۳۴۵) بود…”

      https://fa.wikipedia.org/wiki/

      ===
      “برخلاف دیگران که فرض می‌کردند از آسمان پیامبری به زمین آمده..”!
      “آن زمان مردم فکر می‌کردند که پیامبر جدیدی از آسمان به زمین آمده و این پیامبر جدید راه جدیدی برای زندگی و آینده مردم ایران تعیین خواهد کرد”!
      (پایان نقل قول)

      اینها یک دروغ و افتراء بیشرمانه است،نه رهبر کاریزماتیک ایران حضرت امام روح الله خمینی ره ادعا داشت که پیامبر است،بلکه او صرفا یک مرجع تقلید و یک مجتهد عالی و یک رهبر سیاسی تعیّن یافته بود،و نه مردم ایران یا فعّالان و دست اندرکاران سیاسی ایشان را پیامبر می دانستند.

      ===
      “در حالی که من باورم این بود که همه چیز برنامه‌ریزی شده و هم رسول و هم مردم که پذیرای این رسول بودند سراپا درخود گم شده بودند”!
      (پایان)

      یعنی چه؟! برنامه ریزی شده بود؟! کی و کجا و توسط چه کسانی؟! سند ایشان بر این خزعبلات چه بوده است؟! نکند همان یاوه ها در مورد گوادلوپ مقصودش بوده است؟! و اساسا اگر کسی 99 درصد خود را با دیگران متفاوت می دانسته چرا فعال در دولت می شود؟! چرا سخنگوی دولت می شود؟! و چرا سفارت قبول می کند؟!
      بنظر من،تصادفا-اگر این مطالب از ایشان صادر شده و مصاحبه واقعی است-باید در اغراض و نیّات خود این آدم شک کرد! برای اینکه در آن فضای اول انقلاب اینقدر صمیمیت و یگانگی و حسن ظنّ به یکدیگر وجود داشت که باید در مورد اینگونه افراد – اینطور که خود را 99 درصد تافته جدا بافته می دانسته اند-باید مشکوک بود.و اگر هیچ شکی هم نکنیم در نیات او،لااقل باید بپذیریم که تصدی او در پست های مختلف دولتی از همان باب “باقلوا خواهی” بوده است!

      ===
      “چه آن‌ها که تصاویر پیامبر جدید را در ماه می‌دیدند”!
      (پایان)

      این نیز از آن یاوه های عجیب و غریب است! حالا مغرضان فعلی اینها را بگویند مهم نیست،ولی ایشان نمی فهمیده که چنین مطلبی یک گرایش عام نبوده است و یک شایعه سطحی در حد چند نفر عوام سطحی را نباید بنیاد ارزیابی خود از انقلاب و اهداف انقلاب و رهبر بزرگ انقلاب قرار دهد؟! کم سوادترین افراد بمبانی دینی و کلامی می دانند که معجزات از ویژگی های پیامبران است.

      ===
      “می‌گفتند گردن بزنید، زن‌ها را بگیرید، دختران را بگیرید، اقتصاد مملکت را زیر رو رو کنید، نفت را ندهید..!”
      (پایان)

      این عبارتها عجیب است! واقعا من باور نمی کنم مرحوم امیر انتظام اینها را گفته باشد،واقعا دادگاه های انقلاب می گفتند:”گردن بزنید”؟! یک نمونه از گردن زدن کسی سراغ دارد؟! همینطور الکی “زنها را بگیرید”؟!،”دختران را بگیرید”؟!
      دادگاه انقلاب وظیفه اش رسیدگی به جرائم مجرمان و مفسدان و وابستگان به ساواک و دربار شاه بوده است،دادگاه انقلاب چکار دارد که بگوید :”اقتصاد مملکت را زیر و رو کنید”؟! و دادگاه انقلاب چه ربطی به “فروش نفت” داشته است؟!

      ===
      “من حتی جرات نمی‌کردم به نخست وزیر وقت که نزدیک‌ترین فرد به من بود بگویم آقا این طور که شما فکر می‌کنید نیست، چون جو ناسالم و بدی بود”!
      (پایان)

      عجیب است! شما که مرید و دانشجوی مرحوم بازرگان بوده اید! اگر چنین احساسی بوده و اگر شجاعت چنین انتقاداتی – ولو در خلوت-به مرحوم بازرگان نداشته اید،خوب اصلا چرا در دولت مانده بودید؟! قضیه باقلوا خوری بوده؟!

      ===
      پی نوشت:من با مرحوم امیر انتظام و گرایشات او مخالفم امابنظر من،این مطالب به شخصیت مرحوم امیر انتظام نمی خورد،و من تصورم این است که این مصاحبه را بعد از مرگ وی به او بسته اند،چون چنانکه نشان دادم سر تا پا تناقض و عوامفریبی و اطلاعات غلط و تحریف تاریخ است.

      روی این جهت من به خود ارسال کننده این مصاحبه (امیر حسین) که مدتی است در این سایت پیدا شده،و ضمن دری وری گوئی،خیال پردازی می کند و وعده های سر خرمن می دهد! شک دارم.

      جناب نوریزاد،بنظر شما این مصاحبه با شخصیت امیر انتظام سازگاری دارد؟ اینرا می توانید از همسر وی پرسش کنید.من بخشی از خاطرات مرحوم امیر انتظام را دیده ام یا برخی نقل قولها از او را شنیده ام،او منتقد و آدم صریحی بوده اما اینطور سطحی و بی اطلاع یا فریب کار که در این مصاحبه نشان می دهد نبوده.نه بنظرم این مصاحبه جعلی است،و اگر اثبات شود که از اوست بنظرم پر از تناقض هایی است که گوینده آنرا فردی ترسو و ریاکار معرفی می کند که من به بخشی از آنها اشاره کردم.

      این مصاحبه از نظر من مشکوک است و کاملا بضرر آن مرحوم است قطع نظر از اینکه در آن ماجرای محکومیت واقعا اتهامش درست بود یا نبود،ولی این سخنان سخنانی متزلزل،فریبکارانه و بنوعی خود ستایانه و خلاف انصاف است….من به این امیر حسین مشکوکم!

      ———-

      می پرسم
      چشم

      .

       
  109. در باب اهمیت سفر «آبه» / فریدون مجلسی

    این روزها رفت‌وآمد غیرمستقیم در مسیر تهران و واشنگتن قوی‌تر و سازمان‌یافته‌تر از گذشته در جریان است. وساطت‌ها از سوی کشورهای مختلف از قطر، عمان و عراق تا شرقی‌ترین نقطه جهان، ژاپن برای تنش‌زدایی میان ایران و آمریکا شتاب گرفته است. بعد از سفر عبدالمهدی به ایران و متعاقبا سفرش به نیویورک که در تلاش برای مدیریت بحران میان ایران و آمریکا و خارج‌کردن مسیر تنش دو کشور بود، صحبت از سفر قریب‌الوقوع شینزو آبه، نخست‌وزیر ژاپن، به تهران است.

    در پی سفر سه‌روزه ترامپ و یارانش به توکیو و رایزنی با مقامات این کشور برای حل تنش میان ایران و آمریکا، به نظر می‌رسد نخست‌وزیر ژاپن با دست پر و شاید حامل پیام‌های مهمی به تهران می‌آید. در اهمیت این سفر همین بس که در گذر تاریخ و دست‌کم در نیم قرن اخیر، ژاپن کنشگری بین‌المللی خاصی نداشته و کمتر در کشاکش‌های دیپلماتیک حضور داشته است. امروز رهبران این کشور بر این باورند که منافع ملی ژاپن و امنیت نظام جهانی ایجاب می‌کند نقشی جدی‌تر و فعال‌تر در صحنه بین‌المللی ایفا کنند؛ به‌و‌یژه اینکه توکیو حسن روابط بالایی هم با ایران و هم با آمریکا دارد. حساسیت ژاپنی‌ها وقتی به مدیریت منازعه ایران و آمریكا بیشتر شد که از نزدیک نشانه‌های افزایش تنش و به تبع آن احتمال رویارویی نظامی میان ایران و آمریکا را ملاحظه کردند.

    حضور ناو لینکلن و بمب‌افکن « B52» این باور را در هیئت حاکمه ژاپن ایجاد کرده که منطقه خاورمیانه بیش از هر دوره تاریخی دیگری در نزاع بزرگ نظامی قرار دارد. ژاپنی‌ها نیک می‌دانند که عواقب و پیامد هرگونه منازعه احتمالی میان ایران و آمریکا چه میزان مخرب و ویرانگر خواهد بود. ژاپنی‌ها تجربه جنگ بین‌الملل دوم را دارند؛ در این جنگ امپراتوری ژاپن تنها زمانی تسلیم متفقین شد که با حمله مهیب و نابودگر هسته‌ای مواجه شد. برای همین این دیدگاه مطرح است که منازعه ایران و آمریكا با توجه به حضور اسرائیل، کش‌دار و فرسایشی خواهد بود و از سوی دیگر احتمال به‌کارگرفته‌شدن سلاح‌های ویرانگر هسته‌ای وجود دارد. وقوع چنین جنگی برای ژاپن مساوی با ازدست‌رفتن منافع سرشار اقتصادی هم از جهت واردات و هم صادرات است.

    توکیو واردکننده انرژی از منطقه خاورمیانه است و از سوی دیگر صادرکننده انواع کالاهای صنعتی و الکترونیکی به منطقه است. ژاپن مایل نیست چنین بازار بزرگ و مهمی را از دست بدهد و طبیعی است که ایران سهم عمده بازار را در منطقه دارد. دولت ژاپن مخالف سیاست‌های تحریم نفتی آمریکا علیه ایران است. از نگاه ژاپنی‌ها خاصیت اقتصاد به تنوعش است. ایران کشور بزرگ نفتی است و ژاپن نمی‌خواهد صرفا به نفت اعراب متکی باشد. ایمنی تجارت در وجود بازار‌های متنوع و کار مستمر و فعال با این بازارهاست. حذف هرگونه منبع ورودی انرژی ریسک است و به تبع آن قیمت دگرگون می‌شود.

    با عطف به همه این واقعیت‌ها نخست‌وزیر ژاپن به‌خاطر منافع ملی کشور خودش هم که شده با سفر به تهران دنبال جلب نظر بیشتر دولتمردان ایرانی به کاهش تنش با آمریکاست، زیرا منازعه منافع همه بازیگران را به خطر می‌اندازد. البته باید گفت هرچند دولت ایران اعلام کرده است رویکردی صلح‌طلبانه دارد و از این جهت جای نگرانی از آغاز منازعه از سوی ایران نیست؛ اما آبه به‌نوعی با انجام سفر به‌دنبال اعتمادسازی بیشتر برای حراست از صلح و امنیت جهانی و تداوم تجارت حیاتی بین‌المللی است.

    http://www.iran-emrooz.net/index.php/news2/79749/

     
  110. یادداشتهای اسدالله علم (پهلوی شناسی و عبرت)
    ——————————————————–

    1- شاه: این حقیقت است، گزاف نیست، در دوران پهلوی، دولت یعنی من و پدرم! همان که لوئی چهاردم می گفت!

    ✍️ اسدالله علم

    «در خصوص تز سخنرانی خودم در مورد رضا شاه کبیر و خود شاهنشاه که سال آینده ایراد خواهم کرد، کسب اجازه کردم. اجازه دادند.

    تز سخنرانی من این است( و واقعاً اعتقاد دارم) که این هر دو (رضا و محمد رضا پهلوی) تجلی خود ایران هستند و جمله لوئی چهاردم که می گفت: “دولت یعنی من”! در باره آنها صدق می کند!

    فرمودند: به خودم که نگاه می کنم، این یک حقیقت است! و هیچ چیز جز ایران نمی خواهم و نمی بینم. بنابراین گزاف نخواهی گفت!»

    (خاطرات علم، جلد پنجم، صص ۳۹۹. ۳۹۸. اول بهمن ۱۳۵۴).

    ===

    2- عَلَم: کمونیست ها و آخوندها و سگ ها از یک جنس اند، باید در برابر آنها ایستاد!

    ✍️ اسدالله علم

    «در قبال کمونیست و سگ و آخوند باید با قوّت ایستاد وگرنه کلاه انسان پس معرکه است!»

    (خاطرات علم، جلد پنجم، ص ۶۳. ۷ اردیبهشت ۱۳۵۴).

    «چند نفر آخوند از قم آمده بودند و به نفع محکومین [زندانیان سیاسی محکوم به اعدام] تظاهراتّ کرده بودند.

    فرمودند: “به آیت الله خوانساری بگو به آنها بگوید، هر کدام دلتان می خواهد، نه تنها گذرنامه بلکه پول هم می دهیم که به شوروی یا عراق برید! همان بهشتی که این خرابکاران را به ایران می فرستد”!»

    (خاطرات علم، جلد دوم، ص ۲۴۱. ۲۹ اردیبهشت ۱۳۵۱).

    ===

    پی نوشت 1:شاه جونی ها خودشان قضاوت کنند که آیا “لوئی چهارهم”ایران یک خود شیفته و مستبدّ بود یا نبود؟

    پی نوشت 2: آیا کسی که آخوند و کمونیست و سگ را یک کاسه می کند،خود، یک انسان است؟! البته در مورد کلاه پس معرکه،پیش بینی علم درست بود و مراد و محبوبش (یعنی لوئی چهاردهم ایران!) و دربار فاسدش کلاهشان پس معرکه شد و هنوز که هنوز است چهل سال است پسمانده های آنها هم کلاهشان پس معرکه است و خواهد هم بود!

     
    • هنگامی که
      ایران را ترک کردم…

      ذخایر ارزی کشور
      به بیش از دوازده میلیارد دلار
      بالغ میشد ،
      و نه تنها در کشور ما مطلقا
      بیکاری وجود نداشت ،
      بلکه یک میلیون خارجی
      در ایران کار میکردن…

      محمدرضا شاه پهلوی
      کتاب پاسخ به تاریخ

       
  111. گزارش لاجوردی از جنجالی‌ترین پرونده تروریستی دهه 60

    «ورود مسعود کشمیری به نخست‌وزیری با اطلاع و تصمیم محسن سازگارا و خسرو تهرانی و اقدامات علی‌اکبر تهرانی و هماهنگی با محمدکاظم پیرو رضوی انجام شد.»

    https://www.farsnews.com/news/13961109000621/

     
    • سلام دوست عزیز شما خبری را منتشر کرده اید از سایت وابسته به گروه تروریستی و مزدور حکومت آخوندی که همه مطالب آن دروغ و … است و در جهت شست و شوی مغزی مردم ایران است بهتره اخبار را از منابع بی طرف دنبال کنید

       
  112. رویت هلال ماه
    مجتهد ما در سایت میگوید روزه بگیر وقتی هلال ماه را رویت کردی و ترک کن وقتی هلال ماه بعد را رویت کردی .
    با گزاره فوق من نتیچه گرفتم که هیچگاه نباید روزه بگیرم. زیرا بنا نیست همه مردم ماه را رویت کنند تا روزه بگیرند که اگر اینطور باشد کورها از روزه معاف هستند و یا اگر اول ماه ابر بالا سر شهری باشد آن شهر از روزه معاف میشوند و یا اگر کسانی گرفتار باشند و یادشان برود سرشان را بالا بگیرند چی ؟
    بنابراین میماند به اینکه اگر در محلی یا منطقه ای توسط یک یا چند نفر در اول ماه ، ماه رویت شد ، حجت برای روزه گرفتن تمام است . این گزینه هم دارای اشکالات فراوانی است . زیرا در منطقه خوزستان ممکنست ماه دیده شود ولی در خراسان دیده نشود به دلیل اینکه این دو منطقه دارای طول و عرض جغرافیائی مختلفی هستند و قرار گرفتن ماه در افق این دو منطقه ممکنست در دو روز مختلف باشد.
    میماند به اینکه از امت اسلام هرگاه هرکه هلال اول ماه را رویت کرد حجت تمام است و باید مسلمانان روزه بگیرند. این گزینه نیز با اشکال مواجه است زیرا این امت اسلام در سرتاسر کره زمین پراکنده اند و در تمام 29 یا 30 روزه مدت ماه در نقطه ای از زمین اول ماه است و معلوم نیست در فلان نقطه اول شعبان است یا رمضان و یا شوال. مگر آنکه برای امت اسلامی منطقه مکه مرکز محسوب شود و ملک سلمان اعلام کند که ما اصلا قبول نداریم او مسلمان باشد.

    ——-

    درود دوست گرامی
    اصل سخن بر این است که وقتی یک بابایی ستاد استهلال راه می اندازد با فلانقدر بودجه، مثلا باید دیگر مراجع و مردم غلاف کنند. این جماعت حتی اصول جاری خودشان را نیز به سخره می گیرند. خب اکنون که یک روز به ماه رمضان اضافه شده، نظم ماههای بعدی را چه باید بکنیم؟ می دانید چه پاسخ می دهند؟ می گویند: ما در باره ی ماه رمضان روایت و تأکید داریم نه در باره ی ماههای دیگر. همه ی اینها اشاره به این دارند که: پول را بفرست به جیب ما. دکان ما اینطرفی ست نه آنطرفی. می بینید که حضرت استاد حوزوی در اینخصوص سکوت اختیار کرده اند چه جور!؟ ایشان اگر بنا بر اشتباه بگذارند، این رشته تا بیخ مکاسبشان امتداد می یابد. پس، در این حوزه و در حوزه، نباید اشتباهی باشد. اشتباه به دیگرانی که بیرون از حوزه اند تعلق دارد. ای بگم چی بشی سعید طوسی!
    با احترام

    .

     
    • بترتیب به سوالات و ابهامات جهنّمی پاسخ می گویم:

      بله،عرض شد که بر مبنای روایات معتبر از پیامبر اسلام و عترت ایشان،معیار در شروع به روزه واجب در ماه رمضان و ختم آن با حلول ماه شوّال،”رویت حسّی و بصری”است نه رویت با ابزار و تلسکوپ و چیزهایی از این قبیل (فرمود: صوموا للرویه و افطروا للرویه:روزه بگیرید وقتی ماه رمضان را رویت کردید و روزه را پایان دهید وقتی ماه شوال را رویت کردید) این متن بیشمار روایات معتبر در این باب است که مورد فتوای مجتهدان است،بنابر این،بحث در این باب ماهیتا بحثی نجومی،محاسبه ای و ریاضی نیست،البته محاسبات نجومی و ریاضی می تواند مقدمه این رویت قرار گیرد،اما معیار رویت حسّی بدون ابزار است.

      ایراداتی هم که شما مطرح کردید ناشی از این تصور نادرست است که راه برای عمل به تکلیف،منحصر به رویت مباشری همه مکلّفین است و از این جهت خیال کردید:پس کورها یا غالب مردمی که فرصت یا امکانات استهلال را ندارند نبایند روزه بگیرند!.نه اینطور نیست.

      ببینید من برای اینکه مساله روشن شود متن عبارت شیخنا الاستاد مرحوم آقای منتظری ره در بیان راههای اثبات حلول ماه که میزان در عمل به تکلیف یا ترک آن است را نقل می کنم:

      “رؤيت هلال‌

      «سؤال 2976» آيا مكلف براى تشخيص اين‌كه چه روزى عيد فطر است بايد از مرجع تقليد خود سؤال كند يا منتظر اعلام ولىّ فقيه باشد؟ به طور كلى اگر ولىّ فقيه روزى را به عنوان عيد فطر اعلام كرد بايد روزۀ خود را افطار كند يا صبر كند تا ببيند مرجع تقليدش چه روزى را به عنوان عيد، تعيين مى‌كند؟

      جواب: به طور كلى اول ماه به پنج راه ثابت مى‌شود:

      1- خود انسان، ماه را بدون استفاده از دوربين يا تلسكوپ ببيند.

      2- دو مرد عادل گواهى دهند كه در شب در آن منطقه، ماه را رؤيت كرده‌اند؛ به شرط آن‌كه شهادت هر يك خلاف ديگرى يا خلاف واقع نباشد.

      3- از گفته عده‌اى يا از هر چيز ديگر اطمينان حاصل شود.

      4- سى روز از آغاز ماه گذشته باشد، مثلًا اگر سى روز از آغاز ماه رمضان گذشته باشد، به واسطه آن، اول ماه شوال (عيد فطر) ثابت مى‌شود.

      5- حاكم شرع جامع‌الشرايط حكم كند كه اول ماه است، ولى اگر حكم نكند و فقط نظر خود را بيان كند يا كسى بداند كه حاكم شرع اشتباه مى‌كند و يا كسى او را جامع الشرايط نداند نبايد به آن عمل كند”.

      (رساله استفتائات،آیت الله منتظری،ج3 ص 113)

      ===
      خوب این متن فتوای یک مرجع تقلید جامع الشرائط،البته این فتوا اختصاصی هم به ایشان ندارد و در سایر رساله های فتوائی مراجع تقلید هست.

      از این بیان،پاسخ شبهات شما معلوم می شود:

      1- گفتید: پس کورها از روزه معاف اند!

      پاسخ: نه اینطور نیست،در تکلیف به صوم فرقی بین کور و بینا نیست،اگر کسی کور است می تواند به بیّنه شرعی یعنی شهادت دو عادل بینا در رویت ماه اکتفاء کند یا به راههای دیگر مثل شهادت دادن عده ای از بینایان،یا حکم حاکم شرع.

      2- گفتید :” اگر اول ماه ابر بالا سر شهری باشد آن شهر از روزه معاف میشوند”

      پاسخ:اینطور نیست،اگر فرضا افق شهری طوری ابر آلود باشد که امکان رویت حسّی نباشد،رویت شهرهای مجاور هم افق با آن شهر کفایت می کند.

      3-گفتید:اگر کسانی گرفتار باشند و یادشان برود سرشان را بالا بگیرند چی؟
      پاسخ:عمل بوظیفه روزه تکلیف شایع بین مسلمانان است و اگر فرضا کسانی گرفتار باشند یا یادشان برود استهلال کنند،می توانند به طرق دیگری که اشاره شد اکتفاء کنند.

      4-گفتید:”بنابراین میماند به اینکه اگر در محلی یا منطقه ای توسط یک یا چند نفر در اول ماه ، ماه رویت شد ، حجت برای روزه گرفتن تمام است.این گزینه هم دارای اشکالات فراوانی است.زیرا در منطقه خوزستان ممکنست ماه دیده شود ولی در خراسان دیده نشود به دلیل اینکه این دو منطقه دارای طول و عرض جغرافیائی مختلفی هستند و قرار گرفتن ماه در افق این دو منطقه ممکنست در دو روز مختلف باشد”

      پاسخ:این ایراد وارد نیست،برای اینکه،معیار در رویت یا عدم رویت ماه برای اثبات تکلیف روزه،افق هر کشور یا شهر یا منطقه است با مختصات و طول و عرض جغرافیائی مخصوص بخود،بهمین جهت هم هست که در جایی بجهات طول و عرض جغرافیائی خاص رویت ماه می شود و جایی نمی شود.بنابر این تفاوت رویت در دو افق مختلف در دو منطقه در دو روز مختلف مشکلی ایجاد نمی کند و هر منطقه بر اساس رویت خود یا معیارهای دیگر عمل می کنند.

      5- گفتید :”میماند به اینکه از امت اسلام هرگاه هرکه هلال اول ماه را رویت کرد حجت تمام است و باید مسلمانان روزه بگیرند. این گزینه نیز با اشکال مواجه است زیرا این امت اسلام در سرتاسر کره زمین پراکنده اند و در تمام 29 یا 30 روزه مدت ماه در نقطه ای از زمین اول ماه است و معلوم نیست در فلان نقطه اول شعبان است یا رمضان و یا شوال. مگر آنکه برای امت اسلامی منطقه مکه مرکز محسوب شود و ملک سلمان اعلام کند که ما اصلا قبول نداریم او مسلمان باشد”.

      پاسخ این سوال همان پاسخ سوال قبل است،مانعی نیست که امت اسلامی در مناطق غربی یا شرقی و با طول و عرض جغرافیائی متفاوتی زندگی کنند،چون چنانکه اشاره شد معیار در ثبوت تکلیف روزه برای مکلّفین،رویت ماه رمضان در افق مربوط بخود است،و از این جهت هم هست که هم در شروع ماه رمضان بین نواحی مختلف از افریقا و اروپا و امریکا و استرالیا گرفته تا آسیا،اختلاف وجود دارد و در عین حال هریک بتکلیف خود عمل می کنند،و هم در اختتام ماه رمضان و حلول ماه شوّال که مصادف با عید فطر است تفاوت وجود دارد و هریک بتکلیف خود عمل می کنند.

      و نکته آخر مهم این است که اثبات حلول ماه رمضان یا بتعبیری رویت ماه،یکی از موضوعات خارجی (در مقابل احکام دینی فتوائی) است،و موضوعات خارجی،ربطی به مساله تقلید ندارد،یعنی اینکه مکلّف می تواند کاری بمرجع تقلید خود نداشته باشد و خود برود مباشرتا استهلال کند و رویت کند و عمل بتکلیف کند،یه بطرق دیگری که در متن فتوای استاد بود اطمینان به حلول ماه پیدا کند.قبلا هم اشاره شد که موضوع استهلال یک بحث ماهیتا فقهی است نه هیوی ریاضی نجومی.

       
    • و اما در پاسخ بمطالب عامیانه،تکراری و بددلانه مدیر این سایت،می گویم:

      اینگونه طعن ها و تعبیرات سرکوچه ای ناشی از فقدان اطلاعات،نا آگاهی و اغراض سیاسی است،یک بابائی ستاد راه نمی اندازد،مودب باشید،رهبر مورد احترام یک کشور،در جهت مصالح عمومی مسلمانان این جامعه و سهولت در عمل بتکلیف دینی،ستادی متشکل از کارشناسان دینی و دانشگاهی و آگاهان بمسائل نجومی و تقویمی تشکیل داده است و بودجه آن نیز مشخص است که عرض خواهم کرد،حالا بودجه آنها اینقدر که شایعه می کنند هم نیست ولی شما فرض کنید بودجه ای باشد،این بشما چه مربوط است؟کشوری است،مصالحی است و مردم مسلمانی و ردیف بودجه ای برای کاری عامّ المنفعه از نظر تکلیف دینی.

      در مورد مراجع دینی هم به تعبیر سرکوچه ای شما بحث غلاف کردن یا نکردن مطرح نیست،اولا این ستاد با مراجع محترم دیگر ارتباط و تماس و هماهنگی دارند و ثانیا اصلا بحث استهلال ماه،بحث تقلید از فتوا نیست،این بحث از یک موضوع خارجی است که حتی هر مکلّفی نیز می تواند برود در جایی که در افق مظنه بود یا نبود ماه است،خودش مباشرتا موضوع را احراز و عمل بتکلیف کند.
      ===
      نوشته اید:”خب اکنون که یک روز به ماه رمضان اضافه شده، نظم ماههای بعدی را چه باید بکنیم؟!”

      پاسخ این است که حالا مگر شما در خود این ماه رمضان چه کردید تا نگران ماههای بعدی باشید؟! اینطور نبود که غالبا برای فرار از روزه در سیر و سفر بمناطق خوش آب و هوا بودید؟! بگذریم!

      بعد،حالا کی گفت ماه رمضان کم یا زیاد می شود؟! ماه یا 29 روزه است یا سی روزه و معیار در اینجا هم رویت ماه برای عمل بتکلیف الزامی روزه یا ترک آن است.

      این سوال شما هم که “نظم ماههای بعدی را چه باید کرد” هم ناشی از جهل شما به واقعیت امر و کار ستاد استهلال مزبور است.شما ظاهرا تصورتان این است که این ستاد فقط در ماه رمضان و شوّال فعالند و بعد می روند می خوابند تا رمضان آینده! نوع برداشت ها و تحلیل های شما از این قبیل است دیگر!

      در حالیکه اینطور نیست،این ستاد در همه ماههای قمری دیگر نیز فعالند و استهلال می کنند،منتها چون ماه رمضان و شوال محلّ بحث از تکلیف وجوبی و الزامی (عمل بصوم در رمضان و ترک صوم با حلول شوال) است حساسیت ها و توجه ها بیشتر می شود،من بعد چند لینک از مکانیزم کار این ستاد می گذارم امیدوارم بجای دائم الرجوع بودن به مزخرفات یوتیوب و پرداختن به خزعبلات رسانه های دیگر و دیگر موارد،اندکی وقت مطالعه بگذارید برای آن،اما اینجا عبارت مسئول این ستاد در این بخش را نقل می کنم:

      “خبرنگار:”چه تعداد گروه به سراسر کشور اعزام می‌شود؟

      حجه الاسلام موحّد نژاد:در چند سال اخیر تعداد گروه‌هایی که با ستاد در ماه‌های رمضان و شوال ارتباط دارند، به ۱۵۰ گروه می‌رسد. در ماه‌های دیگر (که خیلی‌ها نمی‌دانند در سایر ماه‌ها نیز کار استهلال صورت می‌گیرد) نیز به حدود ۴۰ تا ۵۰ گروه می‌رسد. در برخی اوقات نیز این تعداد در ماه‌های رمضان و شوال به ۱۹۰ تا ۲۰۰ گروه می‌رسد…”.

      http://farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=30318

      —-
      نیز در مصاحبه ای دیگر:

      “خبرنگار: از فعالیت ستاد استهلال بپرسیم. آیا ستاد در ماه‌های دیگر هم فعالیت دارد؟

      موحّد نژاد: بله؛ ستاد استهلال در واقع در همه ماه‌ها مشغول استهلال است. در هر ماه، برای رؤیت ماه قمری استهلال صورت می‌گیرد. منتها تعداد گروه‌ها کمتر است. از طرفی افراد به صورت داوطلبانه وارد می‌شوند. اینگونه نیست که شغل فردی رؤیت هلال باشد. جوانان به صورت داوطلبانه تصمیم می‌گیرند که پیگیر این جریان شوند. البته امکاناتی در حد وسیله نقلیه در اختیارشان قرار می‌گیرد. با استانداری یا فرمانداری هماهنگ می‌کنند و چند ساعتی خودرویی را در اختیار می‌گیرند. این رصد در همه ماه‌ها جریان دارد و گزارش آن تنظیم می‌شود و به دفاتر ائمه جمعه هم ارسال می‌شود. در سایت مقام معظم رهبری (لیدر) و در بخش مربوط به استهلال این نتایج و گزارشات قید شده است.

      تعداد گروه‌ها چه میزان است؟

      گروه‌هایی که هلال ماه رمضان را رصد می‌کنند حدوداً ۱۱۰ گروه هستند. اما در ماه‌های دیگر، حدود ۵۰ تا ۸۰ گروه کار رصد را انجام می‌‎دهند. مردم ممکن است خبر نداشته باشند که همه ماه‌ها استهلال انجام می‌شود…”.

      https://www.isna.ir/news/98022110833/

      ===
      باز در مصاحبه دیگر:

      استهلال در تمام فصول

      “استهلال ماه نو، فقط مختص به رمضان و شوال نیست. جالب است بدانید كه این كار برای تمام ماه‌های قمری انجام می‌شود! هم بنا بر جنبه‌ی شرعی و هم از نظر اهمیت زمان آغاز هر ماه قمری و هم از حیث دستاوردهای علمی آن، این عمل هر ماه و مستمراً تكرار می‌شود. اگر دانشمندان و منجمان ما می‌توانند در كنفرانس بین‌المللی استهلال كه چندی پیش در ابوظبی برگزار شد، به آقای يالوب (یكی از دانشمندان این رشته كه صاحب معیار است) بگويند كه ما در ایران، چهل رصد انجام داديم كه اين 40 رصد، نقض‌كننده‌ی معيار شما است و معيار شما مشكل دارد، اين به پشتوانه كار بزرگی است كه به صورت ماهانه در ستاد استهلال انجام می‌شود.

      https://www.yjc.ir/fa/news/4062345/

      ===

      اما در مورد بودجه این ستاد:

      “با ساختار ستاد استهلال آشنا شویم؟

      در مورد بودجه سالانه ستاد رقم‌های عجیبی قید می‌شود، اما هیچ‌کدام از این رقم‌ها تأیید نشده است. ‏بودجه ۱۴‌میلیارد تومانی که در برخی خبر‌ها مطرح شده، توسط مسئولان این ستاد رد شده ‏است. بودجه درنظر گرفته شده برای این ستاد حدود ۱۴۰‌میلیون تومان در‌سال است. این ستاد به هیچ وجه ‏نیروی رسمی و ثابت ندارد. افراد به صورت داوطلبانه وارد این ستاد می‌شوند….”

      https://www.yjc.ir/fa/news/6954619/
      ‏===
      اینهم لینک گزارش کار این ستاد در ماههای قمری سال 97

      https://www.leader.ir/fa/book/9/
      ===
      باقی مطالب و تعبیرات شما نیز ارزشی برای پاسخگوئی ندارد جز اینکه بگویم:
      اینگونه تعبیرات سرکوچه ای و جاهل مآبانه،بدرد کاسبی ها و معرکه گیری های اینترنتی می خورد نه بدرد فهم و کشف حقیقت!

      ———–

      درود استاد حوزوی گرامی
      ما از شما بیلان کار که نخواستیم
      شما زیرکانه شلوغ کاری فرمودید و از زیر پرسش ما گریز فرمودید. ما از شما پرسیدیم وقتی یک روز از ماه رمضان – رسماً – و بنا به تأیید ستاد استهلال، کم یا زیاد می شود، این اضافه و کم شدن یا از سر دانش و علم تلسکوپی ست یا باد شکم. اگر مثلا مثلا مثلا علمی ست، پس تکلیف ماههای بعدی چه می شود؟ یعنی همینجوری همینجوری همینجوری، بی خیال ماههای بعدی بشویم؟ فرض کنید تقویم ها ماه رمضان را بقول شما بیست و نه روز نوشته اند. بعدش بلافاصله تقویم ها وارد ماههای بعدی شده اند. ستاد استهلالی که پولش از جیب من و ما در آورده می شود، می آید و یک شیشکی می بندد به همه ی تقویمها و می گوید: نخیر این ماه سی روز است. خب یک روز در اینجا از ماه بعد گدایی شده. آیا این پرسش اینقدر گنگ است که سراسیمه شده اید و آی دزد آی دزد می فرمایید؟
      یعنی می فرمایید از آنجایی که ستاد استهلال به ما مربوط نیست، همینجوری بی خیالش شویم؟
      این واژه ی به شما چه مربوطی که مرتب تکرار می کنید، دقیقا برآمده از فرهنگ مفتخواری ست. وگرنه در یک نظام درست همه ی مردم مسئولند که پوست از تن گنده های دزد و غیر پاسخگو بکنند. اینجا اما نه که کانون مفتخواری در مدار توجه است،افکار عمومی و پاسخگویی کیلویی چند است.
      با احترام

      .

       
      • درود متقابل بر ضدّ حوزوی گرامی

        حقیقتا ادبیات مشمئز کننده ای دارید و من پیش از هر چیز،از این نوشته،واژه چاله میدانی “شیشکی”! را نیز به ادب،ادبیات و واژه نامه نوریزادیه افزوذم! اگر مقصودتان طعن زدن و کلوخ اندازی است خوب بگویید من اصلا با شما خطابی نکنم،اما اگر مقصود مشخص شدن یک موضوع عرفی است که پایه برای یک حکم شرعی قرار می گیرد که بحثی علمی است،بنابر این لطفا الفاظ نوشته های خود را از تعبیرات چاله میدانی و زشت و مشمئز کننده تلنبار نفرمایید.

        اما بعد:من شلوغ می کنم یا شما با اینگونه سخیف،چکشی و اتهامی سخن گفتن؟!

        من نه شلوغ کردم و نه بیانم بیان بیلان کار کسی بود،توضیحات من و لینک هایی که ارائه کردم – که گمانم این نیست در این موارد چشم و گوش خود را باز کنید و مطالعه کنید – روشن کردن زوایای کار یک ستاد بود که شما خیلی راحت و با ادبیاتی چاله میدانی آنرا مورد اتهام قرار می دهید و چیزهایی می گویید.

        من و شما که الان در حال حلّ معادله انتگرال دیفرانسیل یا حل کردن ابهامات علمی مربوط به سیاه چاله ها در فضا که نیستیم!

        من عرضم این است که ما اینجا یک “عمل بوظیفه و تکلیف شرعی”داریم و آن مربوط است به رعایت برخی احکام الزامی مثل “روزه در ماه رمضان” و “ترک روزه در آغاز ماه شوال”،حرف این است که تکلیف شرعی اقتضای این دارد که عمل به تکلیف الزامی،موکول به “رویت ماه”در آغاز و پایان ماه است.

        اگر ماه رویت شد در جایی و افقی،تکلیفی وجود دارد و اگر رویت نشد تکلیفی وجود ندارد و آفاق نیز برحسب طول و عرض های جغرافیائی متفاوت متفاوت است.

        الان اتفاقی که افتاده است این است که با توجه به عدم رویت مسلّح و غیر مسلّح ماه در اول رمضانی که گذشت،ماه عملا 29 روزه بوده است و تکلیف الزامی از این جهت روشن است،خواه الان روز عید فطر در تقویم،روز سه شنبه ثبت شده باشد خواه چهار شنبه،برای اینکه مبنای تقویمی که نوشته می شود و از ناحیه مجامع دانشگاهی ارائه می شود بر “پیش‌بینی مشاهده‌پذیری “استوار است،یعنی آنها محاسباتی می کنند و می گویند،در فلان روز “امکان رویت ماه”هنگام غروب وجود دارد،خوب این تقویم هست و کسی تقویم را تغییر نمی دهد،البته در تقویم،بحث ماههای شمسی که روشن است و خارج از بحث ماست،اما در باب ماههای قمری که برای ما میزان برای برخی “اعمال الزامی” یا “اعمال غیر الزامی”یا مثلا”مناسبت های مذهبی”است،معیار،از نظر شرعی،رویت یا عدم رویت ماه است،نه پیش بینی محاسبه ای رویت پذیری یا رویت ناپذیری.

        من واقعا متوجه نمی شوم اینگونه تعبیرات تند،گزنده،و گاه دور از ادب و مبنی بر سوء ظن شما به چه هدفی ایراد می شود،توضیح دادم که ستاد مورد نظر فقط در ماه رمضان و شوّال فعال نیست،و در همه ماههای قمری اینها گروههایی و فعالیتهایی دارند برای استهلال و اینکه معلوم شود مثلا ماه رمضان 29 روزه است یا سی روزه،حال شما فرض کنید بر اساس محاسبات در تقویم نوشته شده باشد که فلان روز اول ماه است یا فلان ماه سی روز است بر اساس محاسبه امکان رویت پذیری یا عدم امکان،برای اینکه آنطور که اهل فن می گویند،برای 29 روزه بودن یا30 روزه بودن آن ضابطه ای وجود ندارد و ماه ممکن است دو یا سه یا حتی چهار بار پیاپی 29 روزه باشد چون حرکات ماه متنوع و متغیّر است،بسیار خوب آنها در فلان مرکز دانشگاهی روی محاسبه و حرکت ماه و زمین و خورشید می گویند و در تقویم ثبت می کنند که ماه رمضان سال 86 شروعش بر حسب امکان رویت اینجاست و پایانش اینجاست،اما مساله اینجا این است که در بحث شرعی،معیار عمل بتکلیف الزامی(یعنی وجوب روزه در رمضان و حرام بودن روزه در شوّال) فقط و فقط “رویت ماه در افق”است نه محاسبه امکان رویت پذیری یا عدم امکان آن.

        متوجه نمی شوم واقعا،این تاکید شما که تقویم کم و زیاد می شود یعنی چه؟! یعنی شما به پرسش من پاسخ دهید که مثلا بعد از رمضان که حاوی یک تکلیف الزامی (لزوم و وجوب زوزه) است،شما در ماههای بعد مثل ذوالقعده و ذو الحجه و محرّم و صفر،دنبال حل چه مشکل شرعی یا عرفی هستید؟ و آیا مقصود شما این است که ما باید بفتوای شما میزان شرعی و گفته آورنده شریعت (صم للرویه و افطر للرویه) را کنار بگذاریم و بگوییم چون برحسب محاسبات نجومی “پیش بینی مشاهده پذیری”ماه شده است،به همان تقویم اکتفاء کنیم؟

        شما این دو پرسش را بدون حاشیه روی و کاربرد الفاظ چاله میدانی مثل شیشکی و متهم کردن برادران مسلمان خودتان (اگر هنوز مسلمان هستید) پاسخ دهید تا بپردازیم بادامه بحث.

        احتراما

        ————-

        درود گرامی
        باور کنید من سخنان این ملای پوک مغز حوزوی را که دیه ی زنان را نصف مردان می داند به این دلیل که: در اسلام، نان آور، مرد است و نه زن، بله من این سخن را شیشکی به هر چه علم وعقل و شعور و خرد و خردمندی می دانم.
        این شیشکی را تسری بدهید به کل افراد و آیت الله ها و ملاهایی شبیه به این. که اساسا هیکلشان شیشکی به شعور است. همین سخنان شما نیز راجع به استهلال باور کنید با همه ی بال و پری که به هر طرف کوفته اید، یکجور شیشکی به علم و دانش و شعور است. شرعی اش همینی است که شما می فرمایید. در شرع شما، هر ناجوری می شود بضرب یک توجیه و حدیث و روایت : جور. خوش باشید.
        با احترام

        .

         
        • متاسفم که شما هر روز که می گذرد،بی ادبی خود را بارزتر نشان می دهید،حضرت عباسی،این تعبیر “شیشکی”در مقام گفتگوهای علمی،چه تفاوتی با آن تعبیر “مادر فلان”که شما می گوئید از مودکی عادت به کاربردش نداشته اید دارد؟! اینها همه در مقام کاربرد،الفاظی زشت،سرکوچه ای و چاله میدانی است و من از این فرافکنی و خروج از بحث و عوض کردن موضوعات و درشتی کردن و کاربرد الفاظ سرکوچه ای اینطور می فهمم که برای تداوم یک بحث علمی چیزی در چنته ندارید.از این جهت دیگر با شما گفتگو نمی کنم و ترجیحم گفتگو با کامنت گذاران این سایت است،شما هرچه دل تنگتان از اینجور فحش ها و دری وری ها ذیل نوشته های من یا جای دیگر،می خواهد،بگوید.چون کسی که بجای استدلال رو به فحاشی و ادبیات زشت و چاله میدانی میاورد ارزش مخاطبه ندارد.

          اینجور احترام ها برای خودتان.

          ———

          درود استاد حوزوی گرامی
          مرجع تقلیدی که در چهار خط نوشته، چندین هزار زندانی را به سینه ی دیوار بسپرد، مگر جز این است که به هیکل حضرت شعور و قانون و ادب و انسانیت و خردمندی شیشکی بسته؟
          اصلا شما یک نگاهی به هیکل شیخ مصطفی پورمحمدی و سیدابراهیم رییسی بیندازید. هیکلشان کلا شیشکی است. به هر چه قانون و قانون و قانون و انصاف و شعور
          واژه ی شیشکی ای که من برای این هیولاها بکار می برم، تنها به مختصری از هیولاگونگی این جماعت اشاره دارد. با تخفیف اطلاق می کنم شیشکی را برای این هیولاها.
          با احترام

          .

           
  113. درود
    یارب مباد آنکه گدا معتبر شود
    گر معتبرشودز خدا بی خبر شود
    و ملایان ایزد دانای مهربان و پر لطف و بخشایش ایرانیان را گرفتند و ۱۴۰۰ نتوانستند ///را غالب کنند مگر می شود خدایی دستور نابودی و کشتار و تبعیض بدهد؟ و خود را مهربان هم بخواند؟

    اینکه سفره های ملایان و حزب الله واسد پر است ، و ملت گرسنه اند برای این باند مهم نبوده و نیست.و اینکه ملت ایران هیچگاه جز فریب برای کشته شدنشان براای اسد و حزب الله و حکومت ملایی بدرد این دروغگویان نخورده است. را حتا خواجه حافظ هم می داند.
    همین ملایانی که آنچنان از اجر و پاداش الهی دهان چاک می کنند ، گوییا با الله در مشورتندو یا برعکس، در حالی که چپاول و غارت ونیستی اهدافشان بوده و است.
    اما، این باند و دسته اوباشان سرکوبگر را نه می توان حکومت و نه نظام خواند چه برسد به دولت ؟ تنها بدلیل اینکه قادر به چرخاندن کشور و مردمداری نیستند و اگر سر مذاکره هم بنشینند هم تنها دلیلشان برای ماندن است.
    حکومت و نظام تعریف مشخصی دارد عده ای باند دزد و آدمکش بی قانون وضد بشر را مگر می شود نظام وحکومت خواند.
    مهم این است که مردم می دانند.

     
  114. این دست کجه (منظورم فیزیکی نیست): دشمن می‌داند که اگر یکی بزند، ده‌تا می‌خورد.
    مش قاسم: مواد سناتوری ارسالی حاج قاسم از کرمان چه که نمیکنه! حاجی! زده ولیکن تو آنچنان در هپروت هستی که احساس نمیکنی.

     
  115. استمرار طلبان: حاج میر حسین دو سر طلا میتواند ماندلای ایران شود.
    مش قاسم: اگه ماندلا هم گفته بود میخواد به دوران طلایی آپارتاید برگرده صد در صد! یه مشت شیاد که از هر سولاخی که شده میخوان وارد شن.
    ========================
    به نقل از بالاترین:
    شیره مالی جدید حکومت/* آخوندی: مهندسی افکار عمومی با کش دادن سریال عشقی _ سیاسی شهردار «قاتل» صورت پذیرد، یا بازکردن چاه اصلاحات و بالا آوردن زباله های غیر قابل بازیافت خمینی پرست و دوران طلایی دوست!

     
  116. استاد گرامی با درود ایا کسی از شوهر اول میترا استاد خبر دارد که چه کسی است؟ شنیده ام که یک ولایت مدار دو اتشه بوده و …
    خواهش میکنم که اگر کسی نامش را میداند برایمان بنویسد .

     
    • نه اون ولایتمدار همان حاج طالبه که ////////////////////// نه شوهر اولش! ینها فحشه خونه های اسلامی برای تربیت پیروان اهل////////////////// دارند.قیافه هاشونو کمی دقت کنید گویا همه از ///////////////// آمده اند. اصلا تمام ولایتمدارا /// خود اصل ولایت یعنی ///////!

       
  117. یادداشتهای اسدالله علم (پهلوی شناسی و عبرت)
    ——————————————————–

    شاه: تروریستهای سازمان مجاهدین خلق دو مستشار نظامی آمریکایی را کشتند. می ترسم آمریکایی ها خیال کنند خود ما آنها را کشته ایم!

    ✍️ اسدالله علم

    «از پیش آمدهای نامطلوب که باز صحبت پیش آمد، این بود که دیروز صبح خرابکاران دو نفر مستشار آمریکایی (مستشاران ارتش) [سرهنگ جک ترتر و سرهنگ پل شفر را در قیطریه ] کشتند.

    به حضور شاهنشاه عرض کردم: از این پیش آمد واقعاً متأسف هستم ولی وقتی مخبرین آمریکایی شاهنشاه را سئوال پیچ می کنند که چرا زندانیان سیاسی دارید شاهنشاه می فرمایند اینها زندانی سیاسی نیستند و تروریست هستند.

    آن وقت آنها جواب می دهند که چرا تروریست را اعدام می کنید؟ و شاهنشاه می فرمایند: من اگر آنها را اعدام نکنم، حق مردم ایران را ضایع کرده ام و آنها شانه بالا می اندازند!

    در این جامعه بی بند و بار جوابش همین است که خدا داد و حالا بعد از مصاحبه های شاهنشاه در آن جا مثل توپ صدا می کند. اما واقعاً جای تأسف است.

    فرمودند: باید همین طور باشد! یک وقت نگویند خود ما آنها را کشته ایم!

    عرض کردم: این قدرها آمریکاییها باهوش نیستند! بعد هم یک مهندس بدبخت ایرانی هم کشته شده است.»

    (خاطرات علم، جلد پنجم، ص ۷۷. اول خرداد ۱۳۵۴).

     
  118. با سلام و درودهاي گرم و پرمهر

    رسول بداقي، فعال صنفي معلمان، در گفتگو با راديو ندا با يادي از معلمان زنداني (بهشتي، حبيبي، عبدي، قنبري، مرداني و زحمتكش) و معلمان اخراجي (حسين سپهري، ايرج رحمانپور و همسرش)، از حكم اخراج و مرگ تدريجي خانواده مي گويد!

    http://radio-neda.blogspot.com/2019/06/blog-post.html

     
  119. ناشناس آشنا

    در جواب به دوست گرامی جناب قدیمی

    با سلام به جناب قدیمی گرامی , نه دوست عزیز همه آن سخن رویش به دوستان شاه جونی ما بود و اگر نام شما برده شد و از مطلب قبلیتان به عنوان مشت نمونه خروار تکه هایی یاد شده بود این به این معنی نیست که کل مطلب برای شما بود . کلا آن مطلبی که شما در انتقاد از ما مخالفان تبلیغات شاه جونی ها نوشته بودید در واقع دفاع از تبلیغات شاه جونی ها بود و لاجرم شما را هم یکی از همان ها میکرد و شریک در فریب دادن نسل های بعد از ما , کسانی که آن روزهای مصیبت بار زمان شاه و پدرش را ندیده اند . ما این را به وضوح میبینیم در فضای مجازی و در همین سایت هم بسیاری مطالب از جانب کسانیست که در حقیت از دیگران همان جنبه های زیبای زندگی زمان شاه را شنیده اند و خوانده اند . فرقی هم نمی کند که آن کسانی که قصه ” خوش بخوابی عزیزم ” برای جوانان تعریف میکنند شاه جونی حرفه ای هستند و یا جمهوری خواهانی که برای سلطنت تبلیغ میکنند و یا از شاه جونی ها حمایت میکنند . ” از خرد است که کلان بر می خیزد ” دوست من , همین تعریف کردن های نسنجیده و مسکوت گذاشتن جنبه های مصیبت بار حکومت شاه و پدرش ذره ذره این و آن جا جمع میشوند برای سرازیر کردن سیلی تا بنیان ملتی را دوباره بروبد . من فرقی بین شاه جونی حرفه ای قسم خورده و جمهوریخواهان مداح شاه و پدرش نمی بینم دوست عزیز چون هر دو به کار فریب جوانان مشغولند .
    در نوشته اخیر شما تنها در عبارت شماره یک آن بخش قابل توجهی هست آنجا که فرموده اید : ” ” حرف کاملا درستی است ولی دو چیز در اینجا مطرح است. یکی اینکه عین همین منطق درباره عیوب و کسریهای ان دوران هم صادق است اما شماو همفکران شما همه عیبها را در شخص شاه میبینید . دوم اینکه باز بدرست میگویید “فروغی و داور [و البته بسیاری دیگر] معماران ان تغییرات بودند” اما نمی گویید که چطور و چرا همین آدمها که اکثر آنها قبل از سلطنت رضا شاه زنده و مصدر کارهایی هم بودند نتوانستند همین برنامه ها را که بقول شما ضرورت زمانه بوده پیاده کنند . اگر میگویید رضا شاه قلدر و دیکتاتور بود و همه تصمیمات را خودش میگرفت پس باید قبول کنید که اگر کار مثبتی هم شده اودر ان نقش داشته ” . در این حرف شما من دو نکته را دوست دارم در باره شان بعدا نظرم را بگویم :

    ۱- شریک بودن دیگران در به قول شما ” عیوب و کسریهای ” دوران رضا شاه و پسرش و
    ۲- نقش رضا شاه و پسرش در ساخت و ساز های دورانشان و این که چرا قبل از رضا شاه فروغی و دیگران آن کارها را نکردند .

    اگر چه اینها موضوعات دیگری هستند دوست من و ربطی به آنچه که من قبلا نوشته ام ندارند . خلاصه آنچه که من قبلا گفتم این است که :

    ۱- کار های خوب انجام شده از ضروریات زندگی در جهانی دیگر دگرگون شده بود و چندان ربطی به این که احمد شاه یا رضا شاه یا محمدرضا شاه بودند یا نبودند هم نداشتند و دیر یا زود , کمتر یا بیشتر انجام میشدند و این جور کار ها در سایر ممالک نظیر ایران هم شدند و معمارانشان هم نه رضا شاه بودند و نه محمد رضا شاه ( در مورد نقش شاه و پدرش در تقویت ارتش من نمی توانم چیزی بگویم چون چیزی در این باره نمیدانم , دوستان دیگری اگر می دانند به ما هم بیاموزند ) .

    ۲- بزرگترین خسارتی که شاه و پدرش به کشور وارد کردند جلوگیری از رشد سیاسی مردم , محروم کردن آنها از حقوق قانونی خود مثل تشکیل احزاب و انجمن ها , تشکل های صنفی و فرهنگی و مطبوعات آزاد , و خلاصه خفه کردن مردم بود که به همین نظام حاکم حاضر هم منجر شد عاقبت کار . شما چطور میتوانید این را توضیح دهید که مملکت افتاد دست آخوند جماعت اگر به استبداد شاه و پدرش توجه نکنید ؟ اگر کودتای رضا شاه و تعطیلی مشروطه و خفقان حاکم در دوران خودش و پسرش نبود مگر آخوند میتوانست سوار مردم شود ؟

     
    • نتیجه تقویت ارتش رضا شاهی این بود که وقتی روس ها و انگلیسیها شروع کردند به وارد شدن به خاک ایران،بتعبیر شاهدان عینی آن زمان،یک ساعت یا دوساعت هم مقاومت شان طول نکشید! و فرماندهان و سربازان از سربازخانه گریختند و اقتدا کردند به مقتدایشان که در خفّت و خواری و بامر اربابشان که گفتند برو و رفت!، همه فرار کردند طوری که در برخی خاطرات نزدیکان خود رضا شاه هست که رضا وقتی با فرار فرماندهان و نظامیان خود روبرو شد اینجور بزبان عوامی خود تعبیر کرده بود که :عمری دادیم به این قرمساق ها خوردند تا اینطور فرار کنند؟! (در خاطرات تاج الملوک و دیگران این قضیه نقل شده است)

      و در همین یادداشتهای اسدالله علم که بنده تاکنون در این سایت منتشر کرده ام،فکر می کنم در فقره ای در این پیج یا پیج قبل بود که علم گفته بود:با شاهنشاه رفتیم بازدید از مانور نیروی دریائی،در آنجا هیچیک از تیرها یا توپ هایی که انداختند بهدف نخورد! طوری که شاهنشاه عصبانی شد از فرماندهان خود به “گُه”تعبیر کرد!

       
  120. واکنش ایران به سخنان پومپئو: ملاک ما تغییر رفتار آمریکاست نه بازی با کلمات

    ۱۲/خرداد/۱۳۹۸

    رادیو فردا

    سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی گفته‌های وزیر خارجه آمریکا مبنی بر مذاکره بدون پیش شرط با ایران را «بازی با کلمات پنهانی» خواند و گفت که «تغییر رویکرد کلی و رفتار عملی ایالات متحده آمریکا در قبال ملت ایران ملاک است».

    به گزارش خبرگزاری ایرنا، عباس موسوی روز یکشنبه ۱۲ خرداد گفت: «برای جمهوری اسلامی ایران بازی با کلمات و بیان اهداف پنهانی در قالب کلمات جدید ملاک عمل نیست؛ بلکه تغییر رویکرد کلی و رفتار عملی ایالات متحده آمریکا در قبال ملت ایران ملاک است».

    وی تاکید کرد که سخنان آقای پومپئو مبنی بر تداوم کارزار فشار حداکثری بر ایران «نشان دهنده تداوم رویکرد نادرست قبلی است که لازم است اصلاح شود».

    وزیر خارجه آمریکا روز یکشنبه گفت که دولت ترامپ آماده است با ایران «بدون هیچ پیش‌شرط» وارد مذاکره شود، اما افزود که ایالات متحده به کارزار «فشار حداکثری» بر جمهوری اسلامی ادامه خواهد داد.

    با این حال محمد جواد ظریف، وزیر خارجه ایران، در مصاحبه با شبکه ای‌بی‌سی آمریکا که پیش از این سخنان آقای پمپئو ضبط شده، گفته که مذاکره ایران و آمریکا محتمل نیست.

    وی تاکید کرد: «صحبت کردن با تداوم فشار بر ایران ممکن است در بنگاه‌های املاک جواب دهد اما برای تعامل با ایران کار نمی‌کند».

    وزیر خارجه ایران در پاسخ به این سئوال که اگر بخواهید پیام مستقیمی به رئیس‌جمهوری آمریکا بدهد آن پیام چه خواهد بود، گفت: «پیش از این گفته‌ام، هرگز تهدید ایران جواب نخواهد داد. هرگز یک ایرانی را تهدید نکنید، تلاش کنید احترام بگذارید، شاید کار کند»…..

    https://www.radiofarda.com/a/mousavi_iran_reaction_pompeo_talk_no_precondition/29977262.html

     
    • ‏ زنده یاد احمدکسروی
      در «زندگانی من» آورده است که

      وبا و حماقت!
      نجات احمقان آسان نیست!
      بیماری وبا که درايران پيدا شد،
      در تبريز نيز كشتار بسيار كرد.
      از كوچه‌ها قرآن آويزان کردند
      تا هركس از زيرش بگذرد در امان باشد
      ودر کوچه ها فرش گستردند و
      نذرها کرده و روضه‌خوانی‌ها برپا کردند.
      یکروز پسرآیت الله تبریزی را سوار خرکرده
      در كوچه‌های تبریز چرخاندند
      تا مردم دست و دامنش ببوسند
      و به وبا گرفتار نشوند!
      پسر خود وبا گرفت ومُرد.
      مردم جای اینکه به عقایدخود
      شک کنند گفتند:
      «آقا بلا را بتن فرزند خود پذيرفت،
      تا ما را نجات دهد»!!!
      و به باورشان به خاندان آیت الله تبریزی
      صدها بار افزوده شد!»…

       
  121. کانال تلگرام محمد نوریزاد
    —————————-

    رژیم ایران در حالی برای مقابله با تحریم‌های آمریکا کمربندها را محکم بسته، که اساسا شلواری به پا ندارد و فقط همان کمربند را محکم بسته…!!!

    استیو هانکه
    استاد اقتصاد کاربردی دانشگاه جانز هاپکینز

    (پایان نقل قول)

    https://t.me/MohammadNoorizad

    ===

    پی نوشت:ضدّ حوزوی گرامی! تا جایی که من در تیترهای اخبار و مقالات اقتصادی سایت ها دیده ام،استیو هانکه بر اساس محاسبات و استدلال هایی،ارقامی برای تورّم در اقتصاد ایران ذکر کرده است…من تخصصی در اقتصاد ندارم و قضاوتی در مورد مطالب او نمی کنم، قضاوت در مورد درستی یا نادرستی محاسبات و استدلال های این اقتصاد دان،با کارشناسان اقتصادی.

    اما می شود نشان دهید تعبیری که به او نسبت دادید را در کدام مصاحبه یا مقاله اظهار کرده است؟

    احتراما

    ——————

    درود گرامی
    این خبر را یکی از دوستان برای من فرستاده و من با این اعتماد که محتوایش عین درستی و واقعیت و حقیقت است، آن را منتشر کردم. من پیش از انتشار هر خبر، به انطباقش با واقعیت موجود می اندیشم. گرچه درست تر این است که از درستی خبر مطمئن شویم. مثلا چندی پیش “برایان هوک” آمریکایی جمله ای گفته بود که خبرساز شد. شما ببینید آیا محتوای این سخن برایان هوک – چه او این سخن را بر زبان آورده باشد و یا نه – نادرست است؟ ایشان گفته بود: حقوق یک شبه نظامی حزب الله بیشتر از دریافتی یک آتش نشان است.
    پیشنهاد می کنم آنگاه که به باطن سخن برایان هوک دقت می کنید، هم عشق و حال سیدحسن نصرالله قاتل را در نظر آورید و هم ساختمان پلاسکو را با آتش نشانانی که در زیرش دفن شدند.
    با احترام

    .

     
    • روش نادرستی دارید و بنظرم -مع الاسف-عوامانه کارهای خود را توجیه می کنید.بحث از مقایسه محتوا با واقعیت خارجی نبود که البته آنهم محل بحث جداگانه ایست و کار من و شما نیست و در هر زمینه،کار، متخصصی دارد.

      بحث از این است که آیا چنین تعبیری از یک استاد دانشگاه در رشته اقتصاد صادر شده یا نه؟! این آقا نسبت به ارائه نظرات کارشناسی در زمینه اقتصاد،محمد نوریزاد نیست که هر تعبیر خزعبل و دلبخواهی بزبانش جاری شود یا دست به هر تشبیه خزعبلی بزند! این یک کارشناس و استاد اقتصاد است که می تواند بر اساس معیارهای علمی تجربی پذیرفته شده در باره اقتصاد جهانی یا اقتصادهای خاص عدد و رقم ارائه کند و محاسباتی داشته باشد.

      بنده پیش از اینکه از شما پرسش هم بکنم می روم بررسی می کنم که چنین گفته ای وجود دارد یا نه؟ غرضم این بود که شما بعنوان یک روشنفکر-اینطور که می نمائید-تعهد داشته باشید که ساحت های مجازی خود را با خزعبلات پر نکنید.
      نه، این مطلب از ایشان صادر نشده و اینها اینطور بی تربیت نیستند که هر سخن بی تربیتی که نوعی اهانت به یک جامعه و ملت است از آنها صادر شود…اینها معمولا تولیدات اینستائی و فیس بوکی برخی ولگردها و افراد بیکار و عاجز در فضای مجازی است که متاسفانه در خیلی موارد می شود ماخذ تحلیل و احکام صادره از شما در قضاوت هایی که دارید.از باب مثال من یک لینک برایتان می گذارم که در آنجا صدور چنین عبارتی از این استاد دانشگاه مورد تردید قرار گرفته است:

      “…البته خیلی مطمئن نیستم این مطلب از گفته های استاد دانشگاه جانز هاپکینگز باشد ولیکن…”

      https://deskgram.net/explore/tags/

      —-
      توصیه می کنم تلاش کنید روشنفکر متعهد باشید و خود را از تبلیغات پوچ جدا کنید.

      احتراما
      .

      ———-

      درود استاد حوزوی گرامی
      من اصل سخن شما را قبول دارم. که منبع خبر باید موثق باشد. و من باید به خبرهایی که به من می رسد دقت بیشتری بکنم.
      اما یک پرسش، اینهمه حدیث موثق که شمایان برای ما آوار کرده اید مگر نه این که نتیجه اش همینی هست که هست؟ مگر کسی به شما گفت فلان حدیث غیر موثق است. بنا را بر این می گیریم که هر خزعبل مذهبی ای را که شما بر زبان و قلم جاری می فرمایید همه بکر و درست و بر آمده از دو لب راوی مورد وثوق است. خب، من به این شلوار نداشته ی بیت رهبری نگاه می کنم که شعار می دهد کمربندش را برای عبور از تحریمها محکم کرده. مگر هیولای وحشی ای چون شیخ جعفر کاشف الغطا از باد شکم حرف می زده؟ وی نیز با استناد به آیه و حدیث های غیرقابل انکار یک سوم مملکت را با بی شعوری اش به باد داد. دیگران نیز همینجور. در همین فتوای تفخیذ، بنا را بر این میگذاریم که: همه ی استنادات حضرت خمینی برگرفته از سنت پیامبر و آیه و حدیث باشد. خب خروجی این وثاقها مگر نه این که یک بی شعوری و وحشی گری بزرگ است؟
      با این همه اصل سخن شما را قبول دارم. مثلا اگر می گوییم جناب خمینی حکم تفخیذش را از فلان حدیث و فلان آیه برگرفته. خوب است؟ برای ما، بعدش مهم است که این همه منبع خبر موثقی که شمایان را بهم دوخته تهش جز نکبت مذهبی نیست. دلخوش باشید به منابع موثقتان.
      https://www.facebook.com/timarestan8090/photos/a.542714846231614/619777075192057/?type=3&theater
      با احترام

      .

       
      • باور کنید قصد من آزار دادن شما نیست،مقصودم تذکر دوستانه و دلسوزانه است که طرزی رفتار نکنید که آبروی خویش ببازید.چنانکه گفتم رفتار و واکنش های شما واکنش هایی عوامانه از قبیل همان مثل دعواهای کودکان این محل و آن محل و کلوخ اندازی های متقابل است! و این روش درستی در مجادله و گفتگو نیست.کسی که جایی به یک فقره از قرآن تمسّک می کند که :”لِمَ تقولون ما لا تفعلون”،که همان ضرب المثل دو صد گفته چون نیم کردار نیست است،بتوصیه همان قرآن که “و جادلهم بالّتی هی احسن” در مقام گفتگو مجادله باحسن می کند نه “سنگ و کلوخ اندازی های کودکانه”یا “مقابله بمثل کردن و قیاس های مفارق”.بحث ما در صدور یا عدم صدور جمله فوق الذکر از یک استاد دانشگاه و اقتصاد دان بود،من حرفم این بود که در کنش و فعالیت سیاسی،خوب نیست شما بعنوان یک مخالف سیاسی،رفتارها و گفتارهای خود را بر خزعبلاتی که برایتان می فرستند استوار کنید و همان رفتار کلوخ اندازی سیاسی را دنبال کنید! همین! بحث و تذکّر دوستانه من همین بود و بنظرم همان جمله توضیحی اول شما معرّف جنتلمنی و شخصیت شما بود اگر عبارت های بعد را بعنوان کلوخ اندازی پرتاب نمی کردید.

        بحث روایات را من بارها اینجا طرح کرده ام که استناد مجتهدین به روایات،استنادی ضابطه مند،سخت و دقیق است و اینجور نیست که در بحث های فقه و احکام عملی به هر روایتی استناد شود،در این مورد ضوابطی و مقدماتی بعنوان علوم درایه الحدیث و رجال و شاخصه های گوناگون ادبی و متن شناسی وجود دارد که عمری باید زحمت کشید و تلمّذ و شاگردی کرد تا به مرتبه ای رسید،و یک فرد عادی فیلمساز یا نقاش مثل شما حق ندارد در خارج از حیطه تخصصی خود اظهار لحیه یا خودنمائی کند،چنانکه بنده هم بعنوان یک طلبه هرگز بخود اجازه نمیدهم در امور فنی مربوط به کارگردانی و فیلمسازی با شما کل کل کنم…شما اگر یک باورمند به دین اسلام هستید باید توجه کنید که برداشت و استنباط از احکام داخل شریعت قاعده و ضابطه دارد و هر عوامی نمی تواند در خصوص احکام و موازین دینی و فقهی اظهار نظر کند….اگر هم دیگر باورمند به شریعت اسلام نیستید،خوب پس نگاه شما نگاهی برون دینی است یعنی از بیرون به دینی که قبول ندارید نظر می کنید و احکام عملی و تعبدی آنرا انکار یا زیر سوال می برید،در حالیکه در بحث های برون دینی،بحث باید ابتدا متمرکز شود بر حقانیت دین،درستی نبوّت عامّه انبیاء و درستی نبوّت خاصه محمد بن عبدالله پیامبر اسلام…از این جهت می توان این تعبیر را کرد که کسانی که اصول و اصل دین و شریعت را نپذیرفته اند و در واقع شبهه آنها در اصول عقائد است،اگر اینرا رها کردند و رفتند سراغ فروع عملی منبعث از اصل،یا افرادی نادان هستند یا افرادی مغرض و خودنما.

        در مورد بحث های مورد اشاره هم که کودکانه بعنوان کلوخ نثار شد! قبلا مفصّل بحث شده است،وقتی بنابر لجبازی و کلوخ اندازی کودکانه باشد بحث بیفائده است،قرینه آن نیز همین تکرار کودکانه و حقیرانه واژه دور از ادب و انسانیت “هیولای وحشی”است! شما آیا از تکرار اینطور تعبیرات احساس راحتی درونی می کنید؟ بسیار خوب تا ابد آنرا تکرار کنید،این تاثیری بر من ندارد،بلکه سبکی و کم جنبگی و فقدان رویکرد عقلائی در شما را می رساند.بحث ما اینجا در گفته یا ناگفته یک اقتصاد دان بود…

        احتراما

        ——–

        درود استاد حوزوی گرامی
        در میان ملاها و آیت الله های اکنون و تاریخ، آنقدر وحشی گری و نجاست و پلیدی و ناجوانمردی و زشتکاری هست که تا خود شمایان به پاکسازی اش همت نکنید، این کثافات و پلیدی ها را به شانه حمل می کنید. در وادی علم، تا یک دانشمند سخنی و رفتاری غیر علمی می کند، مورد تمسخر دیگر دانشمندان قرار می گیرد اما شمایان همه ی خزعبلات و زشتکاری های همطریقان خود را در زرورق توجیه و شرع نگهداری می کنید و با خود حمل می کنید. باور کنید پوزشخواهی عده ای از مراجع اکنون، از کثافتکاری همکاران تاریخی شان و پاکسازی کتابهایشان می تواند به بقای خردمندانه ی خودشان کمک کند. مثل داستان تفخیذ. تا زمانی که شما همگی از حضرت شعور عذر خواهی نکنید، این لکه ی ننگ بشری بر پیشانی تک تک شمایان در نمایش است. باور کنید سخن من سخن مشفقانه ای ست.
        با احترام

         
      • یکی می تونه بگه این دیگه چه صیغه ای است ،یک نفر سایتی رو راه انداخته نظراتش رو می نویسه بازدید کننده ها می تونن بخونن و نظراتشون اعم از موافق و مخالف رو بنویسند،حالا من نمی فهمم اینکه با صاحب سایت که فرد بسیار مودبی هم هست کل کل بکنی و بخواهی نظرات بی مایه رو زور چپان بقبولانی چه معنی داره.به این علت شایبه مامور بودن مطرح می شود هی بیا انکار بکن. عزیز من اینکه شما نمی توانی دراین مملکت چیز بدی ببینی و همه اختلاسها، دزدیها، بی ناموسی ها از نظر شما چیز معمولی و عادیست یک جای کار ایراد داره ،عوض یکی بدو کردن و متلک پرانی و بی ادبی بگرد ببین کجای کارت ایراد داره که این خفت وخواری رو بجون خریدی به قول خودتون کدوم لقمه حرومی تو بساط بوده والا از تعقل ضرر نمی کنی ،فکر کن سیستم الان دیگه نیست و شما باید زندگیتو بچرخونی اون کارو الان بکن ،بنداز کنار این حرفهای دهن پر کن تحقیق و تدریسو ،بعدا به این کارها یک پاپاسی هم نمی دن،حالا از ما گفتن از شما نشنیدن

         
  122. سید مرتضی
    3:28 ب.ظ / ژوئن 3, 2019

    من که یک طرفدار جمهوری اسلامی هستم، هم با وضع فعلی نوریزاد مخالفم و هم با براندازهایی مثل تو که هرکول پشت رایانه ای و فقط در فضای مجازی و پشت رایانه عرض اندام می کنید.البته من امیدوارم روزی نوریزاد راه خودشو از شما اقلیتی پرمدعا و نافهم که توهین به اکثریت مردم ایران می کنید جدا کنه،اما شما که اینجا پشت کی برد ادعا می کنی اکثریت مردم با نظام جمهوری اسلامی مخالفند و روزی بخیابان خواهند آمد،خوب اولا بحرفت عمل کن،هم خودت بخیابان بیا و هم اونهایی رو که توهم می کنی اکثریت این ملتند.اما حواست باشه که خودت رو بکوری نزنی،اگر مردم که معمولا با درصدهایی بالای 50 درصد در انتخابات های ریاست جمهوری و مجلس شرکت می کنند،و به حرف اقلیتی مثل شما اعتنایی نمی کنند،و اون مردمی که با زبان روزه میلیونی در روز قدس خیابانها رو پر می کنند،یا در 22 بهمن با حضور میلیونی در همه شهرهای بزرگ و کوچک ایران بخیابان می آیند،آنوقت طبعا افراد پرمدعایی مثل شما باید بحکم دموکراسی و میزان بودن خواست و اراده اکثریت ملیت دهانتان را از توهین بمردم و مسئولان منتخب اونها ببندید..حالا شما به روش نوریزاد اشکال داری،من هم البته اشکال دارم و او را مثل تو در اشتباه می بینم اما فقط می گویم تو در توهمی،و چشمانت لوچ است و اکثریت را اقلیت می بینی و اقلیت را اکثریت…خیلی خوب میزان صحت و سقم حرف توی مخالف و من موافق همین انتخابات پیش رو،شما و امثال شما هرچه دلتون میخاد انتخابات رو تحریم کنید ولی لااقل روز انتخابات خودتونو بکوری نزنید و بروید توی شهرهای مختلف حضور مردم رو ببینید…الان شما نابینا بودی که حضور میلیونی جمعه گذشته این مردم در روز قدس رو ببینی؟! یا در 22 بهمن سال گذشته که امثال شما ترامپیست ها و اون عربهای مرتجع منطقه و وزیر خارجه گردن کلفت امریکا نگفتید که مردم از انقلاب بریده اند و انقلاب 40 ساله نخواهد شد؟! آیا چشمتون کور بود حضور میلیونی مردم ایران در همه شهرها رو در 22 بهمن ببینید؟! شاید اینها اجنّه بودند از نظر شما یا از کرات آسمانی دیگر آمده بودند؟! قدری واقع بین باشید و اگر حقیقتا دموکراسی رو قبول دارید مادامی که اکثریت مردم (ولو بزعم شما بغلط) چیزی را می خواهند به خواست اونها احترام بگذارید و کودکانه جرزنی نکنید.

    همین!
    ………..

    سلام سید مرتضی میخواستم بگم این حرفایی که زدی میدونی یچیزی مثل این دو عکس میمونه خوب دقت کنی متوجه میشی والبته امیدوارم سرنوشت کشورمان ایران مثل این نشه و زود مردم کار این حکومت آخوندی رو تموم کنند و کار به این جاها نکشه و زیاد دلت رو به این مردمی که تو این نمایش هاتون میان خوش نکن من به صراحت میخوام بگم که اکثر این هایی که میان یا به زور اومدن و یا اومدن بیرون ببینن چه خبره و … و شما فقط کافیه یک روز و یا حتی یک ساعت سرکوب نکنید آنوقت چنان جمعیت میلیونی به خیابان ها خواهند آمد که دنیا تا به حال به خود ندیده باشد و بهتره هرچی در حد خودت و حکومت آخوندی و امثال تو به بقیه نسبت ندی و بار ها هم بهت گفتم بهتره وقتتو اینجا تلف نکنی تا میتونی از این وقت باقی مانده در این حکومت آخوندی استفاده کن و هرچی میخای … بکن بالاخره خیلی زود نوبت ما هم میرسه به هر حال این رو بدون پیروزی با مردم ایران است و به زودی جشن پیروزی بر جنازه حکومت آخوندی را خواهیم گرفت و به امید آزادی و آبادی ایران

     
  123. خانم بیار های سید علی
    ………….
    ازدواچ به طریق اسلامی و شرعی همان فاحشه گی است!

    ————-

    مزدک گرامی
    لطفا توهین نکنید.
    پدر و مادر خود شما و من و سید مرتضی و هفتاد میلیون نفر در ایران و بیش از یک میلیارد مسلمان در سراسر جهان به شیوه اسلامی و با همین کلماتی که شما به سخره اش می گیرید ازدواج کرده اندو می کنند. دیگران نیز به گونه ای دیگر. مثلا تجسم کن در هندوستان مردمی با الفاظی دیگر و ناجور تر با هم ازدواج می کنند و بچه هایشان بزرگ می شوند و به دانشگاه می روند. آیا به همه ی اینها باید گفت: فاحشه گی؟

    .

     
    • بر مزدک حرام کردم هر گونه استفاده , سوء استفاده , دستبرد به مطالب من , مستقیم و یا غیر مستقیم , با نیت خیر یا از روی هاشور . لطفا مطالب ما را از چشم دیگران نینداز برادر .

       
    • جناب نوریزاد اگر خطبه عقد را به فارسی دقیق ترجمه کنیم مخصوصا کلمه انکحت را شاید حرف جناب مزدک زیاد بیراه نباشد

      ————

      درود دوست گرامی
      اصلا بنا بر همین تعبیر جناب مزدک می گیریم
      مهم اما بیش از یک میلیارد مسلمان است که با همین واژگان دو نفر را بهم محرم می کنند که بروند سراغ زندگی شان.
      شما فکر می کنید در جاهای دیگر مثلا چه الفاظ نابی رد و بدل می شود؟
      آیا آنها هم شامل فتوای جناب مزدک می شوند؟
      بله یک عرف غلط مقبولیت پیدا کرده و به زمان نیاز دارد که جایگزینش را پیدا کرد.
      این به خود مردم مربوط می شود که نرم نرم الفاظ قشنگ دیگری را بر گزیننند.
      با احترام

      .

       
    • سلام آقای نوری زاد عزیز فکر کنم مزدک جان از روی چیز دیگری این حرف زدن و منظور دیگری فکر کنم داشتند و به هر حال این مسخره بازی و با چند کلمه به عقد و … آوردن باید برداشته بشوند باید هرچی خرافات و … از بین بروند من در حال حاضر تحقیق هستم و اگر برایم ثابت بشود که پیامبران و امامان خود این کار ها ار تایید کردند از دین اسلام میام بیرون و … اگر دیدید کشوری داره به خاطر آن دین داره به نابودی و … کشیده میشه و … بفهمید که یا آن دین درست برداشت نشده است و یا آن دین مشکل دارد

       
    • نه بابا؟؟؟!!!
      خوب همدیگه رو پیدا کردیدها!!!
      اینترنت و اونترنت برای شما دو نفر یعنی این – تر میزنه در نت و اون – تر میزنه در نت!!!
      دوتا عقل کل!!!!!
      فقط یه نگاه به متن و یه نگاه به جواب بندازی متوجه میشی.

       
  124. درود
    برای سرگرمی افکار مردم ، حکومت اسلامی کم نمی آورد، اینکه وضعییت معیشتی مردم چگونه است برای این دارو دسته چغندر همیشه بی تفاوت بوده ولی اینکه قاشق دزدی های کلانش به ته دیگ رسیده دیگر بی بروبرگرد نگرانش کرده است،حسن تروریست حزب الله و قاسم ششلوبند هم که سر در آخور ملایان ایرانی داشته و دارند همچنان دورو بر اسد می پلکند که مبادا نسل آدم خوران نابود شود.

    اما، بر طبق همیشگی این آستین کوته ان ودهان پر کفشان از گفتن کی بودکی بود من نبودم مشغول استخاره اند که آیا مذاکره کنیم یا نه؟ آیا حکومت اسلامی را عروس کرده وبدهیم یا نه؟
    البته در آخر خواهند داد چه با زهر و چه بی زهر ، سوال این است آیا کسی قبول خواهدکرد یا نه؟
    در هر صورت دیر دیر است و اینرا ملا خامنه ای و اصحافش بخوبی می دانند.. ملت بادروغهایتان آشناست .

    در نتیجه هر غلطی که بکنید خود دانید و اسد و حزبالله اتان و نوش جانتان باد که ایرانیان مثلی دارند، جوجه را در آخر پاییز باید شمرد.

     
  125. جناب نوری زاد درود
    پیشنهاد می کنم با سید مرتضی کل کل نکنید. اینها شما را به وادی پریشانگویی های متداولشان می کشند و وادارتان می کنند با ادبیات آنان به شعور و خرد و عقل و اندیشه نگاه کنید. اینها حاضرند بمیرند اما نگویند اشتباه کرده اند. اینها حاضرند یک ملت را با خود به زیر بکشند اما نگویند که فاجعه خلق کرده اند. همین داستانی که شما نوشتید از فتوای ملا سبحانی که میگوید دیه زن نصف مرد است، شما فکر می کنید یک روزی سید مرتضی بیاید و به شعور مراجعه کند و بگوید این فتوا اشتباه است؟ این همه زن نان آور و نان نیاور در ایران و جهان دیه شان نصف مردهاست؟ این را در هر کجای مدنیت بگویید شما را زندانی می کنند اینها هرگز نمی گویند اشتباه کرده اند چرا؟ چون در یک جا بگویند اشتباه کرده اند تا فیهاخالدونشان که اشتباه است یکی یکی رو می شود پس هرگز سید مرتضی را در چرخه عقلانیت نخواهید دید چرا که دایره حضور اینها بیرون از دایره عقلانیت است وگرنه این داستان مسخره استهلال و این سوالی که شما مطرح کردید از دید عقل یک پدیده زشت آنهم در این عصر است خلاصه بی خیال شوید اینها خودشان را می کشند که نگویند فلانجا یک ملا اشتباه کرده سرتاپایشان اشتباه است یادتان است راجع به فتوای خمینی مطلب نوشیتد که می گوید زنان سیده در پنجاه سالگی حیض می شوند دیدید چقدر توی سروکله اش کوفت تا اون آخرها یکبار بگوید خمینی اشتباه کرده خب خمینی اشتباه کرده بقیه چی؟

     
    • والله راست میگه این بردیا! چون قبلا بارها نتیجه کل کل کردن با سیدمرتضی را چشیده! برای همین هم اون اوائل که استرالیا بود و هنوز وبلاگ داشت و با مصلح هم چاق سلامتی و رد و بدل ایمیل داشت،و هنوز می ترسید برگرده ایران و هنوز وبلاگشو کلا پاک نکرده بود،چند تا سوال و شبهه و باصطلاح تناقض قرآن مطرح کرد و چون جواب گرفت،دید بهتره عطای کل کل کردن با سید مرتضی رو به لقایش ببخشه! و مدتها رفت بمحاق و دورادور بحث فقهی که چیزی هم ازش نمی فهمید رو دنبال می کرد تا بالاخره تصمیم گرفت یا توصیه اش کردند که نه بابا نترس،بیا ایرون! منتها قبلش وبلاگتو کلا پاک کن تا چیزی علیه ات وجود نداشته باشه! بعد حالا که اومدی عیبی نداره توی اینترنت ولگردی کنی و از توی سایت های دین ستیزها چیزهایی رو بدون اینکه چیزی از محتواش حالیت باشه کپی کنی توی سایت نوریزاد و مثلا سید مرتضی رو اذیت کنی! یا فراریش بدی! اما اگه سید مرتضی جواب کپی پیست هاتو داد،نه دیگه کل کل نکن! اون مورد قبلی رو ول کن،یک کم دیگه ولگردی کن و یک مورد دیگر بیار و شانستو آزمایش کن! اینه که توصیه بردیا به نوریزاد توصیه مجرّبیه و نوریزاد هم باید بدونه که کل کل با سید مرتضی بنفعش نیست!
      ===
      پی نوشت:من کجا گفتم آقای خمینی در این فتوا اشتباه کرد؟ فایل اون بحث ها هست و روی وبسایت نوریزاد هم هست:من گفتم در فضای یک بحث فقهی،وقتی روایات مختلفی وجود دارد،و هریک از فقهاء در جمع بندی این روایات به نتیجه ای رسیده اند در فتوا،و از طرفی فتوا و نظریه مورد نظر اختصاصی بمرحوم امام نداشته که یک آدم خودنما یک پست به اون اختصاص بده و عکس رساله آن مرحوم رو برای رونق کسب و کار خودش درج کنه،گفتم نهایت این است که در فضای یک بحث فقهی بگوییم فقیهانی که با جمع بندی امثال مرحوم امام موافق نیستند می توانند فتوا و جمع بندی او را اشتباه بدانند،چنانکه عکسش هم صادق است یعنی مرحوم آقای خمینی رضوان الله علیه و دیگر فقیهانی که به آن تفصیل قائلند می توانند مجتهدان دیگر را تخطئه کنند.در هر حال غرض این است که بحث فقهی یک سلسله عقبه و اصول و قواعدی دارد و کار هر بز نیست خرمن کوفتن!

      بردیا! حالا تورو چه به عقلانیت؟!

      —————-

      درود استاد حوزوی گرامی
      پس با این تفاصیلی که در پاسخ به جناب بردیا فرمودید، حتی اگر جناب خمینی در باره ی آن فتوا و فتوای تفخیذ اشتباه کرده باشند، دیگر مراجع تاریخ و اکنون که نمرده اند،می توانند همچنان تنور اینجور فتاوای وحشیانه و نابخردانه را گرم نگه دارند. بله؟
      یعنی در باره ی اینجور فتواها اگر یکی اشتباه کرد، بساط دیگری که برقرار است؟
      ذره ای و مختصری شعور در این بساط پیدا می شود؟
      چرا یکی از شماها جرأت نمی کنید این فتوای تفخیذ (آمیزش جنسی حتی با دختربچه های شیرخواره) حضرت خمینی و دیگر مراجع وحشی تاریخ را مفتضح کنید و در زیر کوه کوه پوزشخواهی از حضرت شعور جل و پلاس خود را از این معرکه ی پلید و کثیف بدر ببرید؟
      با احترام

      .

       
  126. راستی جناب سید مرتضی
    شما که به ریز و درشت نوشته های نوریزاد دخول می کنی چرا سوال ایشونو جواب نمی دی؟ ماجرای پس و پیش کردن روزهای ماه رمضان داستانش چیه؟ چطوریه که وقتی یه روز ماه رمضان اضافه و کم میشه، روزهای ماه بعدش دست نخورده سرجاشه؟ می دونی جناب سید مرتضی، اینجا همونجاییه که خزعبلات فقهی با علم به تناقض دچار میشه. جواب چیه خلاصه؟ یه جوری ماست مالی کن دیگه!؟

     
  127. سلام دوستان آقای نوری زاد هیچ وقت نگفته اند که انقلاب خوب نیست و فقط و … با رای ندادن و … این ها سرنگون بشوند ایشان دارن میگن که این راه بهتره وگرنه نگفتن که … و هیج وقت نگفتند که برید تو خونه بشینید و به خیابان نیاید من پست هایی که در زمان اعتراضات 96 گذاشته بودند را خواندم و این چیز هایی که بعضی ها میگن ندیدم و ایشان در زمان اعتراضات بسیار خوب عمل کردن با این راه میتوان حکومت آخوندی را سرنگون کرد ولی بسیار سخت تر از انقلاب کردن است و وقتی که اعتصاب کامل در کشور راه بیفتد و … و حکومت هیچ فعالیتی نتواند بکند وارد مذاکره با مردم می شود و کشور دست مردم خواهد افتاد و رفراندوم برگزار می شود ولی به نظر من انقلاب راحت تر است و مطمئن تر است و سریعتر و این راه بهتر است نظر من این است که سال 98 سال پایان این فرقه تبهکار در ایران است
    ایمیل : nazartoamirhossein@gmail.com
    و این هم ایمیل من و وحشت برای سید مرتضی دوستان میدونید این /////////////////////////// از چند چیز به ترس و وحشت میافته مانند گذاشتن ایمیل و … که فکر میکنه طرف میخواد گروه تشکیل بده و … و یا گذاشتن پرچم شیر و خورشید که از ترس و … دیگه شب خوابش هم نمیبره و خیلی چیز های دیگه هستن و این رو بدونید پیروزی با ماست به امید آزادی و آبادی ایران

     
  128. دیکتاتور و دیکتاتور پروری (بخش دوم)
    خیانت در امانت بشدت مجازات شده در رسانه هاانتشارمییافت. شهروندان منافع عموم را بسهولت فدای منافع شخصی نمیکردند. اختلاص وسوع استفاده از اموال عمومی شدیدا مجازات میشد والا آخر.
    کشورهای جهان سوم (اسلامی) قرون وسطی راترک نکرده ونمیکنند، تحولی دراستبداد دین ومذهب ایجاد نشده ونمیشود. قید وبند های سنتی-مذهبی کماکان معتبرند، زن ستیزی (حجاب اجباری، نا برابری حقوقی ودر تملک مرد بودن) واحکام خشن، جزئی از قوانین اجتماعیست. ازاینرو مسلمانان نمیتوانند برتاریکی سنت های ناهموارخود پیروز شوند وازاین چرخه رهائی یابند. آنهنگام با گردن نهادن به استبداد ودیکتاتوری پاسداران دین ومذهب وقوانین تمامیت خواه که جزئی ازفرهنگ اسلامیست، استعداد وسیرت دیکتاتوری ودیکتاتورپروری را پایدار میدارند. درجهان سوم هرکسی درقلمرو خود یک دیکتاتوراست وامکانات برای اعمال نفوذ وبرتری بردیگران راقویا بکار میگیرد. درعین حال بدنبال دسترسی به قدرتی بیشتروابزاروامکانات بهتر، برای رسیدن به دیکتاتوری محض میباشد. درجوامعی که فرهنگ حاکمیت مردم (دمکراسی) نهادینه نشده، این روش ازنسل بنسل وازوالدین به فرزندان انتقال میابد. اینست راه وروش حفظ ومراقبت ازدیکتاتوری ودیکتاتور پروری، که شواهد آن در اکثرکشورهای اسلامی درگوشه وکنارجهان بسیاراست. تاریخ نشان داده، اکثر کسانی که به قدرت مطلق ودیکتاتوری میرسند، دروهله اول ازجوامع مذهبی مرتجع ودروهله دوم ازجوامع فقیر وسر خورده سوء استفاده کرده اند. همانگونه که فقرمادی-معنوی وبیکاری زمینه ساز همه نوع فساد است، فقر مهمترین عامل پیدایش دیکتاتورها وآستوارکننده آنها نیز میباشد. پیشنیازدمکراسی پس ازسکولاریسم رفاه مادی ومعنوی درجامعه است. حاکمان دیکتاتور بنا برطبیعتشان سعی درتداوم قدرت خود، در کمال بی لیاقتی بویژه بتوسط سلاح دین، بسیارموفق و پیروزبوده اند. درواقع آنان، با سلاح دین برای حفظ قدرت وحکومت وپیشبرد خواسته‌ها، ا‌هداف نامشروعشان ازهرگونه فساد وتبهکاری دریغ ندارند. درتلاش دراین راه دست آوردها ومیراث فرهنگی هزاران ساله ملت است که نابود میکنند. دیکتاتورها با گماردن افرادی فاسد وفرصت طلب بدورخود، ازتعریف وتمجید های بی اساس وبزرگ داشتهای بیمورد وچاپلوسی بیحد وحساب، سرمست شده خواستارقدرت ابدی میشوند. درجوامع جهان سوم، نهاد های جلوگیری کننده ازاستبداد ودیکتاتوری وجود ندارد وشرائط مطلوب برای تولید وپرورش استبداد برجامعه حاکم است. آموزش وپرورش کودکان وجوانان در سپهری ازخشونت، مالامال ازاستبداد و دیکتاتوری، درلابلای قوانین خشن، زن ستیزو تمامیت خواه ادیان طی میشود. همگان در حیرتند که ازقافله تمدن، علم ودانش وتکنولوژی عقب مانده، وابستگی آنها به دیگران که پیشرواند افزاونی میگیرد. آنگاه برای رهائی ازاستبداد ودستیابی به آزادی ودمکراسی شورش وانقلاب میکنند اما گرفتاردیکتاتوری دیگرمیشوند که برای ازدست ندادن اهرم های قدرت راه را برفرهنگ، دانش وخرد مسدود میکند. با بسط خرافات واقتدار گرائی، اتکاء بنفس، شجاعت و جسارت را ازآنان میگیرند وتوده ها رابا انواع ترفند ها به بیتفاوتی وسهل انگاری هدایت میکند. دردنیای مدرن امروزی سنت گرائی مذهبی، دیکتاتورپروری و زن ستیزی پراهمیت ترین دلیل عقب ماند گی جهان سوم است. یقینا هستند افراد بسیاری که بیزارازدیکتاتوری واستبداد، پاک ومنزه ازنادرستی، درراستگویی، متانت واخلاق زبانزد خاص وعامند. جلوه هایی ازویژه گیهائی مناسب با منافع ومصالح عمومی-اجتماعی درهرکجای دنیا میتوان پیدا کرد. اما آنچه سرنوشت یک کشوررا رقم میزند ویژگیهای عمومی واکثریت مردم وملت آن سرزمین است.

    درجوامع مرفه با فرهنگ حاکمیت مردمی (دمکراسی) نهادینه شده، تعداد کسانی که خوستاردیکتاتوری هستند بسیار ناچیز است. جامعه دمکرات ازپذیرش وبکار گرفتن دیکتاتور سربازمیزند واز آنها دوری میکند. ضمنا دست آنها بسادگی به ابزارهای لازم برای تمرکز قدرت نمیرسد، نظارت شهروندان دمکرات و نهادهای مدنی برساختار سیاسی قدرت و ابزارهای های آن از نمو دیکتاتوری جلوگیری کرده سدی محکم درمقابل آن ایجاد میکند.

    حکومتی بنام ولایت فقیه 38 سال درایران جریانی منفی وضد مردمی طی میکند وانتهای آن نامعلوم است. دراین میان بسیاری براین باورند که ویژگیهای نیکووپسندیده ما ایرانیان، بطور تصاعدی درحال تغیری منفیست. جامعه ایرانی بسوی بیمهری، تندی وخشونت میگرود. ویژه گیهائی مرسوم و متداول شده است که موجب سرگشته شدن جامعه شناسان است. با گذشت زمان همگان شاهد نتایج مخرب ودردناک آنها هستند. ناموس پرستی، احساس برتری بر زنان، که حاصل فرهنگ بیابانگردان بدوی که جائی دردنیای مدرن امروزی ندارد بشدت متداول است. مسدود کردن کسب دانش ودانائی برانسان بویژه برزنان با بی ناموسی، رسوائی، بدنامی همراه میگردد. دانائی وخردمندی شایسته ترین روش برای نیکنامی وحفظ ناموس است. تحول ودگرگونی درفرهنگ وسنن، احترازاز زن ستیزی، پدرسالاری مستبدانه وروش دیکتاتوری بی ناموسیست. قوانین مدنی برگرفته از قوانین بنیادین وانتقال ناپذیر اعلامیه جهانی حقوق بشر، تضمین شکوفائی آزادی، دمکراسی وپیشرفت خواهد بود وپس ازچند نسل نهادینه خواهد شد.

    ولایت فقیه باید برود. حاکمیت باید به ملت ایران بازگردانده شود. ما، خواهان برکناری نظامی هستیم که داعیه مدیریت جهانی دارد اما با سرکوب و زندان و شکنجه و کشتار معترضین و مخالفین بدشمنی با ایرانیان وجهانیان برخاسته. براندازی این هیولای شیطانی حاکم بر سرزمین ما ایران، نیروئی کلان می‏خواهد. با پیوند وهمبستگی نیروها، کاستن ازتوقعات و خواسته‏ا، با فداکاری، کمی ایثارگری، دوری ازتک روی و خودمحوری، خود‏بزرگ ‏بینی و خودخواهی به هدف خواهیم رسید!

     
    • دیکتاتور و دیکتاتور پروری؛ از دکتربهرام آبار

      http://seculardemocrat.org/?p=2182
      —-
      پی نوشت1:البته این جناب “دکتر”،کلمه “اختلاس” را “اختلاص”! و تعبیر “سوء استفاده”را “سوع استفاده”! کتابت فرموده اند! و کپی پیست کننده سارق متن نیز،بخود زحمت اصلاح غلط املائی را نداده،یا خود نیز سواد آنرا نداشته است!

      پی نوشت 2:جناب سارق متن،هنگام سرقت و کپی پیست بخش اول آن،از آنجا که دائم در حال تغییر نام های متعدّد خود است،فراموش کرده است که نام امیر حسین را در کادر مرورگر خود درج کند!،از این جهت،قسمت اول متن سرقت شده،با عنوان “ناشناس”درج شده و قسمت دوم آن،با نام سارق آن “امیر حسین” مزیّن شده است!

      پی نوشت 3: یادش بخیر! یک فرد (با مرد اشتباه نشود!) هزار چهره ای در سایت نوریزاد بود که نامش …….بود (اگر گفتید کی بود؟!)،این مرد هزار چهره آنموقع هم که با آن نام “ها” می نوشت خیلی شارت و شورت و شلوغ می کرد،درست مثل حالا که با امیدواری به ترامپ و باند تبهکارش،خیلی شارت و شورت و تهدید می کند!

       
      • سلام دوست گرامی
        1- وقتی از یک جایی کپی میگیری حق دست بردن در آن را نداری و باید اصل و اصالت نوشته را رعایت کنی و تو انقدر بی سواد و … هستی که این رو نمیدونی بهتره یه نگاه به قوانین بکنی و تازه کسی که اکثر مطالب که میزاره کپی پیست است و کلی در آن دروغ اضافه می کند و … و میاد و میگه … وافعا چقدر این آدم شیاد و … است
        2- من حدود یک ماه که اینجا هستم و همیشه با این اسم گذاشتم در این بار دستم روی Enter خورد و قبل از اینکه اسم را بنویسم پیام فرستاده شد و بهتره اول فکرت رو به کار بندازی و بعد تهمت بزنی که تهمت زدن و شیاد بازی و … جز شخصیت شما دلالان دین است
        3- از این حرف این ///تشنه به خون معلوم می شود که چقدر کم آورده است از این مطالب که میاد و این چیز هارو میگه به هر حال پیروزی با مردم ایران است به امید آزادی و آبادی ایران

         
      • و همچنین میخواستم بگم من مطلبی که نوشتم و اینجا اوردم یکی از دوستان برای من در تلگرام فرستاده بود و فقط پیوند لینک این سایت در آن بود و اسم نویسنده در آن نبود و در اینترنت سرچ کردم و اسم نویسنده را پیدا کردم و میخواستم بنویسم ولی انقدر اون موقع کار و … داشتم که حتی اسم خودم رو هم یادم رفت بنویسم و در بخش دوم فکر کردم در بخش اول نوشتم ولی الان که نظر ها منتشر شده فهمیدم چه اشتباه بزرگی کردم و … به هر حال معذرت از دوستان معذرت میخوام و بسیار شرمنده هستم به امید روزی که کشورمان از دست این شبطلان صفت های آزاد شود و به امید آزادی و آبادی ایران

         
      • ماحصل اين توجيهات اين مي شود که :اگر دوستی از طریق تلگرام مقاله ای برای من فرستاد،من اینقدر متمدن هستم و بقانون کپی رایت احترام می گذارم که لازم نمی بینم برای حفظ آبروی یک “دکتر” هم که شده در پرانتز، غلط املائی “اختلاص” و “سوع استفاده”این دکتر دموکرات را تذکّر دهم،چون در اینصورت معلوم می شود که نوشته ارسال شده یک “سرقت ادبی”است! ولی با وجود اینهمه متمدّن بودن و احترام بقانون کپی رایت،باز هم مقاله دریافتی را که “پیوند لینک”آن همراه آن بود را به اسم خودم ارسال کنم چون خیلی کار داشتم و نمی شد یکدقیقه صرف نوشتن نام نویسنده مقاله و باشتراک گذاشتن لینک آن کنم!

        این بود ماجرای عذرخواهی متمدنانه امیر حسین!

         
        • سلام اولا من چنان متن این دکتر عزیز قشنگ بود که من غلط های آن ها را ندیدم و فرستادم و دیگر موارد را هم توضیح دادم و وقتی کم میاری و جوابی برای مطالب من نداری میای و دنبال یه غلط و چیزی در متن میگردی تا بیای و … به هر حال این حقه هات دیگه قدیمی شده به امید آزادی و آبادی ایران

           
      • و همچنین میخواستم بگم من مطلبی که نوشتم و اینجا آوردم یکی از دوستان برای من در تلگرام فرستاده بود و فقط پیوند لینک این سایت در آن بود و اسم نویسنده در آن نبود و در اینترنت سرچ کردم و اسم نویسنده را پیدا کردم و میخواستم بنویسم ولی انقدر اون موقع کار و … داشتم که حتی اسم خودم رو هم یادم رفت بنویسم و دستم رو یه کلید که فکر کنم Enter بود رفت و منتشر شد و در بخش دوم فکر کردم در بخش اول نوشتم ولی الان که نظر ها منتشر شده فهمیدم چه اشتباه بزرگی کردم و اسم نویسنده رو هم ننوشتم به هر حال از دوستان معذرت میخوام و بسیار شرمنده هستم و از آقای نوری زاد خواهش دارم که اگر امکان دارد به آخر مطلب من اسم نویسنده را اضافه کنند و به امید روزی که کشورمان از دست این شیطان صفت ها آزاد شود و به امید آزادی و آبادی ایران

         
  129. دیکتاتور و دیکتاتور پروری (بخش اول)
    برتری خواهی یک ویژگی بنیادیست که بطور طبیعی درژنتیک کلیه موجودات زنده حفظ میشود. این استعداد درطی چند میلیون سال دگرگونی وتحول انسان اولیه (میمون انسان نما) به بشر اندیشمند ومدرن حائز اهمیتی فوق الاده بوده است. نظریه داروین دراین باره میگوید؛ درروند دگرگونی، تحول وافزون شدن گونه بشر، انسانهائی زنده ماندند که سرکردگانی قدرتمند مدافع ومحافظ آنها شدند. روانشناسان بالینی نظر میدهند که اکثریت انسانها درانتظاریک فرد قدرتمندند که ازآنها محافظت کند، این سرشت بشر وسیله ایست که دیکتاتورها برای جذب هواداران ازآن استفاده میکنند.‌ ازطرفی زیانهائی که دیکتاتورهای خود شیفته درطی تاریخ بربشریت روا داشتند، موجب تحول فرهنگی وروی آوردن بشر به حاکمیت مردم (دمكراسی) ودوری گرفتن از استبداد ومحدود کردن دیکتاتوری گشت.
    با گذشت زمان روی آوردن به مدرنیته موجب سستی آداب و رسوم زیانبخش ومردم ستیزسنتی برگرفته ازادیان ودگرگونی وتحول فرهنگی جامعه هوشمند گردید. مدرنیته دارای حرکت ودگرگونیست، برخلاف سنت که دارای سکون ومردم فریبیست. ازاینرونارسائی فرهنگ سنتی موجب روی آوردن به مدرنیته، دمكراسی وآزادی، جهشی برای رهائی از استبداد ودیکتاتوریست.
    پیشینه دمكراسی بسیار طولانیست، بطوریکه سولون شاعر، دولتمرد، سیاستمدار وقانونگذار آتنی (638ـ558 پیش ازمیلاد مسیح) اولین فردیست که درکنارفرهنگ وادب به قانون ‌گذاری برای دمكراسی پرداخت. اگرچه اندکی پس از مرگ او بسیاری ازقوانین واصلاحاتش ازمیان رفت ولی بنیانگذاری دمكراسی درآتن، نقشی جاویدان باو بخشید وپدرشهرآتن یا پدردمكراسی معرفی شد. پس ازسولون، پریکلس سرداروسياستمداری برجسته آتن، (461ـ 431پیش ازمیلاد مسیح) بااراده محکم “دموکراسی شهر آتن” راکه “حكومت مردم” بیان میکرد، زنده کرد، که ایرادش تبعیض کاری آن بود. ازآن پس “دموکراسی مردانه درشهرهای یونان” آغازوبالنده شد. مردان آتنی شایستگی انتخاب کردن و انتخاب شدن فرمانروائی را ازبیست سالگی احراز میکردند. زنان، غریبه ها (مهاجران) وبردگان ازحقوق سياسی برخوردار نبودند واختیار انتخاب کردن و انتخاب شدن هم نداشتند. آرمان دموکراسی آتن در خطابه معروف پريکلس، به گونه‌ای شگرف بازگو شده است. پريکلس؛ بشرح اجتماعی میپردازد که درآن شهروندان برای توانائی، بازدهی، رفاه وامنیت عمومی، بطور برابرمشارکت میکنند. برابر بدين سان که قدرت، ثروت وسلسله مراتب، برای مشارکت وبرگزیدن وبرگزیده شدن اهمیتی نداشت. شهروندان آزادانه فردی را برمیگزيدند که به مقام فرمانروايی برسد وبرای رفاه، امنیت وتوانائی جامعه تلاش کند. ازاینرومردان بنحو برابر، آزادانه و مستقيم درقانون‌ گذاری، امنیت، دادگستری وامور شهروندی شراکت داشتند.
    با سقوط آتن حکومت دمکراسی نیزدرهم فرو ریخت وآزادی ودمکراسی راازتاریخ انسانی برای مدت مدیدی حذف کرد. تمدن روم باکپی برداری ازمدنیت یونان، بدون اینکه ازآن تمدن درخششی برای دمکراسی واصول آزادی دیده شود بنا گشت. درجمهوری روم باستان، دیکتاتور مقامی بود قانونی که بهنگام بحران سیاسی با پیشنهاد سناتورها برای گذارازآن آشفتگی به فردی خشن ومستبد برای مدتی محدود واگذار میشد. حکومت وارتش تا پایان یافتن بحران دراختیارآن دیکتاتور قرارمیگرفت. درخاتمه اگر خودبخود کنارگیری نمیکرد بقتل میرسید. دردوران جمهوریت روم، آئین دمکراسی مردم فریب وفاقد رسمیت ونمایشی بیش نبود. بطوریکه بعداز جمهوریت وپانهادن به امپراطوری، دموکراسی ظاهری نیزبکلی زایل شد ودیکتاتوری مطلق فرمانروایان یا امپراطوران روم نهادینه گردید. پس ازپذیرفتن مسیحیت رومیان درسپهری از دین گرفتار آمدند وپاپان کاتولیک به فرمانروایانی خودکامه ارتقاء یافته، جهل و فساد واستبداد دنیای مسیحیت را فرا گرفت. کلیسا با دردست داشتن قدرت معنوی ومادی، دانش وخرد انسانی را دربند کرد وبا تفتیش عقاید، شکنجه واعدام قرون وسطی، قرن ها جنایات بسیاری بربشریت مرتکب گشت. اواسط قرن پانزدهم اختراع دستگاه چاپ، علاوه بر چاپ کتب دین ومذهبی، تحول فرهنگی وراهی برای انتشار افکار وعقاید، اندیشه وبیان، بوجود آورد. جنبش فرهنگی اروپا با نوزائی افکارواندیشه (رنسانس)، آغازگری وگشودی پراهمیت بود ودوران اصلاحات دین ومذهب، تحولی بزرگ دردانش و پیشرفت علم وهنر، رستاخیز بزرگ قرن پانزدهم میلادی را سبب شد. واژه رنسانس (رستاخیز) را نخستین بار، فرانسویها درقرن ۱۶ میلادی، بکار بردند. رنسانس، این دوره دگرسانی های شگرف اجتماعی، سیاسی و اقتصادی یک تحول ۳۰۰ ساله بود که درایتالیا آغاز شد ودر انگلستان پایان یافت، آنرا میتوان خروج ۳۰۰ ساله اروپا از قرون وسطی نامید. سرعت تحول فرهنگی اروپا درقرن هفدهم، گذارازقرون وسطی راشتاب بیشتری بخشید. سکولاریسم، آزادی ودمکراسی واحترازاز زن ستیزی را درهم آمیخت. انسان مدرن با دگرگونی فرهنگی، خردگرائی ودانائی، خرد جمعی را برخرد فردی ترجیح داد، دیکتاتوری واستبداد را متروک داشت وبمروراختیارات پادشاهان را هم محدود کرد. درکشورهای پیشرفته، آزادیخواه ودمکرات، دانشمندان وفیلسوفان برای راهنمائی ونگهداری از دمکراسی وآزادی به کاوش وبررسی پرداختند، برای جلوگیری ازفساد، سوء استفاده قدرت، برای پیشگیری از پدیده مخرب تبلوردیکتاتوری، روش هائی هوشمند و خردمندانه یافتنند. آزادی عقیده و بیان، آزادی رسانه ها، آزادی فعالیت سیاسی، آزادی احزاب، سندیکا ها و سازمانهای سیلسی، جلوگیری ازخفقان و سرکوب، جلوگیری ازهرگونه تبعیض، شرایط عادلانه رقابتی وانتخاب بهترین، آزادای کاندید شدن، شمارش درست و دقیق آرا را میتوان پاسداران آزادی ودمکراسی تلقی کرد. نظارت دموکراتیک شهروندان و نهادهای مدنی بر ساختار سیاسی قدرت، نهادینه شدن دمکراسی فرهنگ اعتراض وانتقاد بدون خشونت و اعتراض وانتقاد پذیری را استوار کرد. نظامهای دموکرات وخردگرا، مشاغل دولتی رابه افرادی سپردند که آرام، امین وانتقاد پذیربوده، گفتار، رفتاروکارهای آنان همواره مورد توجه وانتقاد عموم قرار میگرفت.

     
  130. خانم بیار های سید علی

    ما نمیدانیم که در حکومت “اسلامی” آیا خانم بیاری جایز است یا نه ولی این را میدانیم که خانم بازی با رعایت تشریفات دینی و پرداخت حق الزحمه /// مربوطه , آخوند صیغه خوان منظور است , جایز است همانطور که شما هم میدانید ” فی المدت المعلوم و فی اجرت المعلوم ” . دیدم که رییس سابق سازمان صدا و سیما جناب محمد سرافراز هم اشاره ای کرده بودند به این که دارو دسته طائب معلوم الحال و سید مجتبی صد البته معلوم الحال تر هم ایشان را فراموش نکرده بودند و ” پرستویی ” هم به جانب ایشان پرواز داده بودند . آدم از خودش میپرسد که/////////////////خانه است این یا محل ظهور آقا صاحب الزمان ! یعنی///تشریف میاورند برای تحویل گرفتن پرستوهای که آ قا طائب و سید مجتبی پرواز میدهند ؟

     
  131. یادداشتهای اسدالله عَلَم (پهلوی شناسی و عبرت)
    ——————————————————–

    شاه: رهبران گروه های تروریستی که مرتکب قتل نشده اند، حتی اگر توبه کنند، عفو نمی کنم، چون دیگران تشویق به عمل تروریستی می شوند.

    ✍️ اسدالله علم

    «یک نفر اعدامی(به مناسبت هدایت خرابکاران)، اظهار ندامت کرده بود.

    عرض کردم:[محکومیتش] تبدیل به حبس ابد شود.

    فرمودند: نمی شود در کارهای کشوری اغماض کرد. من اگر از [گناه] او بگذرم چند نفر دیگر را تشویق به این کار کرده ام و آن وقت[تکلیف] بی گناهانی که در نتیجه به خاک و خون کشیده می شوند….چیست؟

    درست هم می فرمایند، ولی من عرض کردم: به هر حال چون خودش مرتکب قتل نشده[است] از لحاظ قضایی و حتی مذهبی نمی توان او را اعدام کرد.

    فرمودند: با جاسوس چه کار می کنیم؟ او هم مرتکب عملی شخصاً نمی شود ولی جان هزاران نفر را به خطر می اندازد، از این جهت اعدام می شود.

    باز اگر مطلب مربوط به خودم بود، چنان که ضاربین خودم را در قضیه کاخ مرمر عفو کردم، ممکن بود فکری کرد، ولی راجع به کشور نمی توان شوخی کرد.

    درست هم هست.»

    (خاطرات علم، جلد سوم، ص۴۶. ۲۳ اردیبهشت ۱۳۵۲).

    ===

    پی نوشت:بنظر من،استدلال های شاه در مورد اعدام تروریست ها و قاتلان و جاسوسان بر اساس همان قوانین آنروز کشور و منطق و مصلحت کشور داری،استدلال درستی بوده است،و سخن علم در اینجا ابراز احساسات بوده است،نظیر همین ابراز احساسات اینروزهای نوریزاد خودمون!

    راستی نوریزاد اون زمان حضور نداشته که در برابر اعدام تروریست ها و قاتلان،قد علم کند و کمپین ضد اعدام راه بیندازد؟!

    من با اینکه با شاه و حکومت او مخالف هستم،نظرم رو صریح اعلام کردم،نوریزاد هم صریح اعلام نظر کنه که این رویکرد شاه و استدلال او درست بوده یا نه؟!

     
    • سید مرتضی سلام.شما که یادداشتهای اسدالله عَلَم را مینویسید امکان داره خاطرات خلخالی.خاطرات کاظم دارابی.خاطرات ناصرالدین شاه.را هم بنویسید ممنون و متشکر از زحمات شما

       
      • سلام پیمان گرامی

        من در آن واحد نمی توانم چند کار در عرض هم انجام دهم،همین خاطرات علم را هم که ارسال می کنم،با توجه به اینکه یک طلبه هستم و بمسائل و شبهات دینی که در این سایت مطرح میشود هم می پردازم و مجادلاتی هم در باب سیاست دارم،کلی مورد لعن و طعن و نفرین و کنایه های مدیر سایت و مریدانش قرار می گیرم که مثلا : تو مزدوری! یا چرا یک قطعه خاطرات علم را اینجا گذاشتی؟! چرا دل ما شاهیست ها را شکستی؟! چرا دروغ های ما را آشکار کردی؟! و….چیزهایی از این قبیل!

        حالا شما می گوئید من چند کار دیگر اضافه کنم به این امور؟!
        من جلوی فعالیت کسی را نگرفته ام،پیشنهاد می کنم شماها زحمت اینجور کارها را بکشید.

        موفق باشید

         
    • ❎ بعد از وبا …

      عبا هولناک ترین بیماری
      خطرناک جهان است!!!

      احمد شاملو

       
  132. یادداشتهای اسدالله عَلَم (پهلوی شناسی و عبرت)
    ——————————————————–

    شاه: اعضای حکومت لاشخورانی هستند که در حال چپاول پول مردم اند!

    ✍️ اسدالله علم

    «موضوع تاکس قند و مداخله…را عرض کردم، ولی عرض کردم: بدبخت…تنها نبوده، اشخاص دیگری هم بوده اند!

    فرمودند: من که به تو گفتم، لاشخورها هم جمع شده بودند!

    من دیگر اسامی را که عبارت بود از امیر هوشنگ دولّو و یکی از وزرا عرض نکردم،شاهنشاه هم چیزی نفرمودند،ولی می دانم که می دانستند!

    حال باید دید عکس العمل آینده شاهنشاه چه خواهد بود…

    فرمودند: در فرمان ارتش از فرمانده نیروی هوایی(خاتم) تقدیر شود. خاتم شوهر والاحضرت شاهدخت فاطمه است. مرد بسیار لایقی است، اگر استفاده هم می کند[به فرموده شاهنشاه ثروتش حدود ۱۰۰ میلیون دلار است!] ، نوش جانش باد! بالاخره کار و کار موثر می کند.»

    (خاطرات علم، جلد سوم، ص ۲۷- ۲۶. ۲ اردیبهشت)

    ===
    پی نوشت:هرچند از نظر تاریخی،لاشخوری های شاهنشاه و دیگر خویشان نزدیک ایشان بتصریح خودشان،واضح و مبرهن! است،اما در هر حال،از این فراز گفتگوی شاهنشاه و علم،اینطور استفاده می شود که برخی لاشخوری ها لاشخوری های مجاز بوده است! و شاهنشاه نسبت به لاشخوری خویشان نزدیک خویش خیلی کک اشان نمی گزیده! اما در مورد لاشخوری های بیرون از حلقه خویشان و نزدیکان حساسیّت داشته اند!

     
    • بیت رهبری و خودی ها هم امروز پا در جای پای شاهنشاهان درگذشته گذاشتند و لاشخوری ها با شدت بیشتر ادامه دارد.یک فرق اساسی دارد و آن اینکه با نام الله و بنام الله این لاشخوری ها میشود و الله هم شریک جرم یا صحیح تر بانی جرم است این وسط.
      آیا از لاشخوری های اهل بیت خمینی و آیت الله ها و آقازاده ها و همچنین خامنه ای و دار و دسته خودی ها اطلاع دارید یا باید برایتان مدرک بیاورم؟
      با تعابیری میگویم که برای شما آشناست
      در قرآن در مورد وضعیت امروز ما آمده
      وَقالُوا لَوْکُنّا نَسْمَعُ اوْ نَعْقِلُ ماکُنّا فِی اصْحابِ السَّعِیرِ
      و به رهبر ایران و انصارش
      أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنسَوْنَ أَنفُسَکُمْ
      و البته در مورد افرادی مثل شما هم در قرآن آمده
      أَأَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لاَ یُؤْمِنُونَ
      لابلای اینهمه اشاره به مفاسد رژیم گذشته یک چند خطی هم در مورد مفاسد رژیم کنونی قلم فرسایی کنید.یا باید صبر کنیم اینها هم بروند و بعد.ممکن است کسی هم در بیت رهبری پیدا شود که صداقت علم را داشته باشد.

      —————

      درود دوست گرامی
      دزدی ها و آدمکشی ها و کثافتکاری ها و مفاسد و مسائل خشتکی ای که در بیت رهبری و در بساط مجتبی خامنه ای
      در بیت آیت الله ها و ملاها
      در بساط سرداران
      در بساط نمایندگان مجلس
      در بساط دستگاه قضایی
      در میان دولتمردان
      و در میان آقازاده ها و حواریون این حضرات دست بدست می شود
      صد میلیون بار بیش تر و عمیق تر و نانجیبانه تر و هیولاوارتر و وقیحانه تر و ناجوانمردانه تر و وحشیانه تر از رژیم گذشته است.
      با احترام

      .

       
  133. خوش به حال قدیما که مردم بی ریا و بدون ترس از حکومت روزه میگرفتند و خر دجال بازی و کشمکش ملک سلمان و سلطان علی را جهت رویت ماه نداشتند ؛ در ان روزگار ۸۰ درصد مردم روزه میگرفتند بدون وجود تشکیلات پروار بندی ستاد استهلال که تعدادی کثیر دستار بند بیکاره مفتخور را در طول ۱۲ ماه پای اخور منابع حاصل از غارت بودجه ملی پروار میکنند تا یکی دو ساعت اول و اخر ماه رمضان با ابزاری مسخره از قبیل تراز ؛ ذره بین ؛ دوربین و احیانا رمل و اسطرلاب و با قیافه منجم باشی مابانه مَشغول رویت هلال ماهی هستند برای مردمی که ۸۰ درصد انان نه روزه میگیرند و نه به روزه اعتقادی دارند و این در حالی است که هلال ماه در کشورهای همجوار رویت شده و بعضا در پاره ای از شهرهای مرزی هم وطنان ما انرا رویت کرده اند ؛ اما چه کسی را جرعت انکه قبل از دستور سلطان سید علی نظری ابراز کند ؟ سالهای پبشین که هنوز پایه های قدرت مطلقه ولایت فقیه بطور کامل ثبیت نشده بود بعضی ایت الله های قم نشین نظر خود را ابراز میکردند و میدیدیم که در یک شهر دو بار نماز عید خوانده میشد مثلا صبح زود مقلدین ایت الله گلپایگانی بر اساس اثبات رویت ماه برای ایشان ؛ نماز عید اقامه میکردند و عصر طرفداران ولایت فقیه ماه را رویت میکردند!!! الحمد الله با قدرت گرفتن بیشتر حکومت این بساط و دو گانگی بر چیده شد و دیگر مرجع تقلیدی جرات دیدن ماه را جلوتر ویا عقب تر از ستاد معظم استهلال ندارد میماند پادشاه سعودی که انشاالله بزودی و بعد از حسینه کردن کاخ سفید و محو اسراییل و یک پارچه شدن جهان اسلام تحت زعامت ایران ؛ این مشکل حل شده و امت اسلام همه در یک روز و گوش به فرمان منجمان خبره ستاد استهلال عید فطر را برگزار میکنند ؛ در اینجا سیوالی برایم مطرح است که افرادی که خوراک غالب انان گوشت مرغ و ما کیان است چرا باید زکات فطره را گندم بدهند و نیز سازمان تعاون روستایی گندم را کیلویی کمتر از ۲ هزار تومان از کشاورزان میخرد درصورتی که ایت الله مکارم قیمت ۳ کیلو گندم را نه هزار تومان پای مقلدین حساب کرده ایا این موضوع گران فروشی نیست ؟

     
  134. احمد کسروی :

    《ما یک حکومت به آخوندها بدهکاریم. یعنی باید قدرت سیاسی به دست روحانیون بیفتند تا بعد ملت ایران دیگر دل از شعائر خرافه‌آمیز در قالب تشیع صفوی برکند. 》

     
    • روحت شاد جناب کسروی

       
    • این سخن،اگر هم فرضا از کسروی صادر شده باشد،سخنی نامعقول و ناسنجیده است هرچند شهرت پیدا کرده است و دستاویز دین ستیزان و روحانی ستیزان و مخالفان جمهوری اسلامی قرار گرفته است،برای اینکه مقصود از “ما”در این جمله چیست و کیست؟! اگر مقصود ملت ایران است که حقیقتا هم صاحب این کشور و مملکت هستند،خوب به کسروی چه ربطی دارد از جانب مردم ایران سخن بگوید؟! مگر کسروی نماینده رسمی ملت ایران بوده است؟! و اگر هم مقصود،از کلمه “ما”خود کسروی یا افراد منحرفی مثل اوست،آنها صاحب این کشور نبوده اند که حکومت را بکسی یا کسانی واگذار کنند! این مملکت متعلق بمردم ایران بوده است و آنها در انقلابی تاریخی و عمومی،نظام شاهنشاهی و روشنفکران تابع آن را بزباله دانی تاریخ پرتاب کردند و خودشان در رفراندومی بزرگ و آزاد،حکومتی را تاسیس کرده اند بصورت سیستم جمهوری مبتنی بر قواعد و احکام اسلامی که همه ارکان آن از صدر تا ذیل توسط مردم انتخاب با یا بی واسطه می شوند،و اساسا سیستم جمهوری اسلامی واگذاری حکومت به روحانیین نیست…

      بنابر این،در هر دو احتمال،سخن منتسب به کسروی سخنی سست و بی پایه و خزعبل است.

      در عین حال،من در بررسی که کردم،این عبارت در کتابهای کسروی نوشته نشده،و صرفا یک نقل قول افواهی بی ماخذ است :

      “حسن امین به نقل از یکی از حاضرین در جلسات احمد کسروی، می‌نویسد:

      “ما یک حکومت به آخوندها بدهکاریم. یعنی باید قدرت سیاسی به دست روحانیون بیفتند تا بعد ملت ایران دیگر دل از شعائر خرافه‌آمیز در قالب تشیع صفوی برکند”.

      https://fa.wikipedia.org/wiki/

      مراجعه کنید به این رفرنس،همینطور که روشن است،مدعا این است که حسن امین نامی آنرا از یکی از حاضرین در جلسات کسروی نقل کرده است،در عین حال در پاورقی مربوط به این عبارت در ویکی پدیا اینطور آمده است:

      خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب ‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام hafez وارد نشده‌است!

       
  135. رحیم‌ تپه: شلیک اولین تیر قیمت نفت را ۱۰۰ دلار می‌کند.
    مش قاسم: حاجی تو بیا و این تیر رو در کن. کشورهایی که میتونن نفت صدر کنن پول بیشتری به جیبشون میریزه. این خدمت رو به کشورهایی مثل نروژ، آمریکا، روسیه، اینگیلیس، عربستان، عراق، امارات،…….. انجام بده. اجر اخروی داره. حاجی ترامپ حتما بهت دعا میکنه.

     
  136. آرتین ایران

    سلام بر ناظران گرامی
    ماجرای قتل همسر دوم یکی از منصوبان حکومت این روزها سرفصل اخبار رسانه های مجازی و حقیقیست.با توجه به حواشی ذکر شده و عدم امکان رد یا تایید آنها نمی توان اظهار نظری در این مورد کرد ولی اظهارات اخیر آقای نجفی در مورد قتل همسر و اقدامات بعد از آن نمایانگر ذهن بیمار یک مذهبیست.ذهنی که اصولا برای قتل هم تعاریف خویش را در گناه و …می جوید.به این قسمت از اظهارات ایشان توجه کنید:
    “بعد از اینکه میترا جانش را از دست داد، از شدت ناراحتی و فشاری که داشتم می‌خواستم خودم را از بالکن به پایین پرت کنم. تا لبه بالکن هم رفتم، اما از خدا ترسیدم و پشیمان شدم و دوباره به داخل برگشتم. وسایلم را جمع کردم و به قم سر مزار پدرم رفتم. در قم شهروندی من را شناخت و از من خواست با او سلفی بگیرم. وضع روحی خیلی بدی داشتم، اما آن‌قدر بامحبت جلو آمد و به من ابراز لطف کرد که نتوانستم دلش را بشکنم و قبول کردم. بعد از اینکه سلفی گرفتم، به سمت حرم حضرت معصومه (س) رفتم.”
    یعنی یک بیمار مذهبی ابتدا به ساکن به خانواده خود بدلیل عدم تسلط بر بند تنبان خویش خیانت می کند احساس شرم ندارد چون آن را با مزخرفات مذهبی توجیه می کند.سپس فردی را صحیح یا غلط می کشد احساس ناراحتی ندارد چون لابد مذهبش به او آموخنه که زنان مایملک مردان بود و این جماعت بر آنها ولایت دارند!بعد قصد خودکشی می کند احساس گناه!!مانع می شود.در آخر کار هم به زیارت یک مرده که هیچ توانی حتی برای محافظت از خود ندارد می رود لابد برای اینکه بابت گرفتن جان انسان دیگری توبه کند و باز مذهب عمل شنیع او را توجیه نماید!و جالب اینکه در بعضی جاها صرفا به دنبال نشکستن دل این و آن است و گویا هیچ اتفاقی نیفتاده است!
    به راستی اگر بی توجه به اینکه او که بوده و هست به این ماجرا نگاه بیندازیم با یک بیمار روانپریش کامل مواجه هستیم که تنها تفاوت او با دیگر جنایتکاران توجیه اعمال خود با قال الباقر و الصادق است.این تفکرات مذهبی با انسان حامل خود چه می کند که حتی اگر در بهترین دانشگاهها و مراکز آموزشی دنیا به تحصیل پرداخته و بالاترین سمتهای حکومتی را هم در اختیار داشته باشد باز هم اینگونه بیمارگونه بیندیشد.این هشداری برای مردم ایران است تا بدانند در راس این حکومت چه تفکراتی فارغ از صاحبان آنها بر ایشان حاکم است.
    به امید حاکمیت خرد

     
  137. مساله ندیدن نیست… مشکل نادیده گرفتنه… دانشگاه زابل دانشجوهای سنی ماه رمضان تقاضای غذا برای سحر میکنن که رییس دانشگاه میگه کشور ما سنی نیست که امشب رمضان باشه…
    آقای نوریزاد این کسایی هم که گذاشتن فرماندار و بخشدار، بیشتر شبیه به مترسک سر جالیز هستن تا مسوول… اینا رو گذاشتن که پز بدن ما تبعیض قایل نمیشیم ولی از زمانی که مسوول سنی و بلوچ منصوب کردن، اوضاع بدتر شده چون تصمیم گیرندگان اصلی امنیتیها و نمایندگان بیت هستن… بودجه ادارات و سازمانها ر بشدت کاهش دادن… مسوول هم بخاطر اینکه پستشو ازدست نده، صداش در نمیاد… جو استان کاملا” امنیتی با قتلهای و سرقتهای عجیب و پی درپی شده… دلیل گذاشتن بلوچها بعنوان فرماندار اینه… که با این وضعیتی که خودشون درست کردن، تقصیر رو بندازن گردن بلوچها که شما نمیتونین..

     
  138. خشایار بسیجی

    نوریزاد، حرومزاده،////////////// اگر گیرت بیارم شک نکن هر کجا باشی ترتیبت رو میدم، کل نظام رو میکنم تو ////////////مادرت که تو حرومزاده رو پس انداخته هیچ کس ندونه من خوب تو ////////////////// رو میشناسم. شک نکن

     
    • یکی می تونه بگه چرا این اطلاعاتی های فحاش همگی اسمهای اصیل ایرانی انتخاب می کنند

       
  139. آقای نوری زاد من فحاشی نمیکنم ولی شما باید بدانید که قیام مردم ایران یعنی همان رفراندم بزرگ و بی چون و چرا. خواستار ////////////////////////////////////// در واقع یعنی تائید این نظام. ما میخواهیم سر به تن هیچکدامشان نباشه. رفراندم رسمی باید بعد از سقوط کامل رژیم و توسط دولت موقت در دوره گذار انجام بگیرد. شما دارید سعی میکنید که حرکت و انقلاب ملت ایران را به بیراهه بکشانید. حالا بخوبی مشخص شد که چرا شما را دستگیر نمیکنند. شما هم از خودیها هستید. مرگ بر کلیت و تمامیت جمهوری اسلامی

     
  140. نوریزاد
    مگر اینکه یه سری نادان برای تو وطنفروش و مزدور اجنبی دست بزنند . واقعا که سگ آخوندا به تو شرف داره که میخوای مملکت ایران رو //// برای همیشه ” خلع سلاح کنی . تف تو روت بی شرف و خاک بر سر احمق هایی که به این شخص درود میفرستند . ملتی که به این حیوان درود بفرستند جمهوری اسلامی هم ازسرشون زیاده و باید داعش بهشون حکومت کنه

     
  141. جناب نوریزاد عزیز
    می دانم که از همین حالا بفکر رأی ندادن امسال هستین

    اخه اقای نوری زاد شما هی میگن رای ندیم رای ندیم الانم حکومت میدونه مردم دیگه جمهوری اسلامی رو نمیخاییم. حالا ایندفه شما شک نکنید مردم رای نخواهند داد گزینه رهبری وسپاه خواهد امد اینترنت ذو قطع خواهد کرد وتمام این ارتباط ماوشما ومردم رو قطع خواهد کرد شما فکر میکنین رژیم از اینکه هفتادوسه درصد رای مردم بشود چهل درصد سی درصد به رفراندوم که شما میگین اری یانه به جمهوری اسلامی که قبلش با کم رای دادن مردم درانتخابات نتبجه اش مشخصه ومیدونه موجودیتش صددرصد از بین میره راضی میشه نه اقای نوری زاد اتفاقا درست گفتین اصلاح طلبان مانع سرنگونی نظام هستن ولی یک گرینه اصلی رو یادتون رفت اونم خود شما وچند نفری هستن که حکومت اجازه میده به رهبر هم فحش بدین ولی لحظه سرنگونی نظام که مردم در خیابانها هستن میگین برگردین خونه وبیان چندساله دیگه که انتخاباته تحمل کنین اونوقت رای ندین که مثلا رژیم بفهمه جایگاهی درمردم نداره وافعا تز مسخره وخنده داریه حکومت همین الانم میدونه جایگاهی بین مردم نداره خب مثلا الان حکومت چیکار میکنه مردم رو اسراییلی وامریکایی میدونه که میخان حکومت رو ساقط کنن برو اقای نوری زاد بزار مردم کارشون رو بکنن که دارن میکنن شک نکن ایندفه خیلی زود بزرگتر ومتحد تر به خیابانها خواهند امد امروز مردم فهمیدن به حرفهای امثال شما گوش بدن ولی کار خودشون رو بکنن تنها راه مقابله با ظلم اعتراض میدانیه که حکومت به شدت وحشت داره ازش هر شهری که به خیزش ها میپیونده یک تبر بر تنه درخت ابن حکومت فاسده نه شرکت نکردن در انتخابات. خانه نشینی که ایا حکومت به این نتیجه خواهد رسید بیاد وبه دست خودش رفراندوم پایان عمر خودش رو برگزار کنه واقعا اقای نوری زاد شما واصلاح طلب ها مردم ذو خیلی ساده فرض کردین شماهنوز مردم رو مردم دهه هفتاد وهشتاد میدونین نه مردم امروز فهمیدن باید برن وسط میدون هیچ پشتوانه ای هم نه از داخل نه از خارج ندارن امیدشون به خدا واتحاد وعشق به ازادیه ایندفعه انقلاب میکنن وبعدش دیگه رهاش نمیکنن که انقلابشون رو بدزدن وبه بیراهه ببرن امروز مردم با تمام وجود درک کردن لحظه رسبدن به پیروزی کار اونها رو تمام نمیکنه بلکه باید مراقبت از انقلاب خیلی سخت از انقلابه به ابن امید پا در راهی گذاشتن که نه زندان نه حیله اصلاح طلبان وخودی های غیر خودی نمیتونن اونا رو خونه نشین کنه وبه اینده حواله بده

     
    • من که یک طرفدار جمهوری اسلامی هستم، هم با وضع فعلی نوریزاد مخالفم و هم با براندازهایی مثل تو که هرکول پشت رایانه ای و فقط در فضای مجازی و پشت رایانه عرض اندام می کنید.البته من امیدوارم روزی نوریزاد راه خودشو از شما اقلیتی پرمدعا و نافهم که توهین به اکثریت مردم ایران می کنید جدا کنه،اما شما که اینجا پشت کی برد ادعا می کنی اکثریت مردم با نظام جمهوری اسلامی مخالفند و روزی بخیابان خواهند آمد،خوب اولا بحرفت عمل کن،هم خودت بخیابان بیا و هم اونهایی رو که توهم می کنی اکثریت این ملتند.اما حواست باشه که خودت رو بکوری نزنی،اگر مردم که معمولا با درصدهایی بالای 50 درصد در انتخابات های ریاست جمهوری و مجلس شرکت می کنند،و به حرف اقلیتی مثل شما اعتنایی نمی کنند،و اون مردمی که با زبان روزه میلیونی در روز قدس خیابانها رو پر می کنند،یا در 22 بهمن با حضور میلیونی در همه شهرهای بزرگ و کوچک ایران بخیابان می آیند،آنوقت طبعا افراد پرمدعایی مثل شما باید بحکم دموکراسی و میزان بودن خواست و اراده اکثریت ملیت دهانتان را از توهین بمردم و مسئولان منتخب اونها ببندید..حالا شما به روش نوریزاد اشکال داری،من هم البته اشکال دارم و او را مثل تو در اشتباه می بینم اما فقط می گویم تو در توهمی،و چشمانت لوچ است و اکثریت را اقلیت می بینی و اقلیت را اکثریت…خیلی خوب میزان صحت و سقم حرف توی مخالف و من موافق همین انتخابات پیش رو،شما و امثال شما هرچه دلتون میخاد انتخابات رو تحریم کنید ولی لااقل روز انتخابات خودتونو بکوری نزنید و بروید توی شهرهای مختلف حضور مردم رو ببینید…الان شما نابینا بودی که حضور میلیونی جمعه گذشته این مردم در روز قدس رو ببینی؟! یا در 22 بهمن سال گذشته که امثال شما ترامپیست ها و اون عربهای مرتجع منطقه و وزیر خارجه گردن کلفت امریکا نگفتید که مردم از انقلاب بریده اند و انقلاب 40 ساله نخواهد شد؟! آیا چشمتون کور بود حضور میلیونی مردم ایران در همه شهرها رو در 22 بهمن ببینید؟! شاید اینها اجنّه بودند از نظر شما یا از کرات آسمانی دیگر آمده بودند؟! قدری واقع بین باشید و اگر حقیقتا دموکراسی رو قبول دارید مادامی که اکثریت مردم (ولو بزعم شما بغلط) چیزی را می خواهند به خواست اونها احترام بگذارید و کودکانه جرزنی نکنید.

      همین!

       
  142. جناب نوری زاد امریکا آنطور هم که شما تشریح وتعریف می کنید نیست / شما اززیرپوست امریکا چندان خبری ندارید متاسفانه >>>؟> http://jamshid2net.blogspot.com/2018/08/blog-post_8.html بعد هم امریکا نمی تواند ادعا هایش رابه دیگران تحمیل کند دوره گرنه بندی وباح گیری جهانی به سررسیده است .//////// باشرایط نامناسب اقتصادی ایران موافقم / فراموش نکن ترامپ مردم ایران را باگستاخی تروریست خوانده است / راستی بفرمائید امریکا درگوشه وکنار جهان ازجمله خلیج پارس چه می کند ؟

     
    • جناب مخلص ولایت،جناب نوریزاد،معمولا در برابر اینگونه سوالات،یا سکوت حکمت آمیز دارند،یا اگر هم چیزکی بنویسند،شما را با مقولاتی مثل وال استریت و چیزهایی از این قبیل سرگرم می کنند! البته بگذریم از اینکه حتی برخی موارد وولوم صدای خود را با وولوم صدای ترامپ و بولتون و آن وزیر خارجه گردن کلفت امریکا هماهنگ می کنند! فکر می کنم بهتر است شما برای پاسخ به اینگونه سوالات اساسی،به علیرضا نوری زاده مراجعه کنید نه محمد نوری زاد،چون علیرضا نوری زاده در دروغ بافی و گزافه گوئی و پیچاندن مخاطب،از ایشان ماهرتر هستند!

       
    • به همون علتی که پلیس در هر کشور مانع این می شود که متمردان و گردن کشان مزاحم نوامیس مردم شوند.آمریکا در حال حاضر همون سمت را در جهان ایفا می کند و این قدرت را پس از شکست دولت فاشیست نازی که به همه کشورها تجاوز می کرد بدست آورده اگر دخالتهای همین ابر قدرت نبود بخش آذربایجان ایران نیز طعمه شوروی سابق می شد هر چند این ابر قدرت جهانی در جهت رسیدن به اهدافش بسیار خطا هم میکند.کما اینکه پلیس هم برای مقابله با خلاف کاران ممکن است به مردم عادی آسیب برساند که آنرا کسی تایید نمی کند.لازم به ذکر است که بسیاری از کشورها بصورت رسمی ویا غیر رسمی در پیمانهای دفاعی بااین ابر قدرت قرار دارند.علت حضور این ابر قدرت در خلیج فارس جلوگیری از صدور انقلاب و یا تجاوز کشورهای عقب افتاده به یکدیگر است .فکر میکنم کویت از دست صدام با این ابر قدرت نجات پیدا کرد ما و شما و شیوخ که در مقابل صدام جام زهر بالا می انداختیم.نکته مهمتر اینکه دمکراسی آمریکا مانع اصلی تجاوز در برابر چنین قدرت شگرفی شده که باید به آن احترام گذاشت فقط لحظه ای فکر کنید این قدرت نظامی اقتصادی در اختیار یک ایدیولوژی شبیه کمونستها یا اسلامیها بود ،شاید اون موقع معنی تجاوز رو می فهمیدی.

       
  143. آقای نوریزاد
    چرا خودتونو زدید به نفهمی؟مهمترازهمه موضوع تجارت جهانی وfatfاست که موضوع حزب الله زیرمجموعه آن است.مسئله این است که با وجودfatfتوان مالی جمهوری اسلامی جهت تأمین نیروهای سرکوبگردرایران وخارج ازایران ازبین میرود.نیروهایی که رژیم، دلش را به آنها جهت سرکوب میلیونی مردم ایران خوش کرده!نیروهایی که به نوعی مزدورهستندواگرپول نباشدبه میدان نمی آیندودست به سرکوب نمیزنندوجمهوری اسلامی خوب میداندکه دراینصورت باید جل وپلاس خودرا جمع کند وبرودقبل ازاینکه بدست مردم خشمگین تیکه پاره شودودرست به همین دلیل است که هرگز وهرگز پای مذاکره نخواهدرفت زیرا پای مذاکره رفتن وپذیرفتن aftfبه معنای خودکشی است وگرنه شما بهترازهرکسی میدانیدکه جمهوری اسلامی برای حفظ بقاءخود،همه چیزش راحاضراست به فروش بگذاردایران که اساسا وطن آنهانیست که سهل است ومهمترازهمه اینکه شخص شما نسبت به این موضوع کلیدی کاملا آگاه هستیدوهزارالبته که عامدا میپیچانیدوبه اصل نمی پردازید.چرا؟چرایش را ملت کاملا میداند.باشناخت کاملی که ازجنابعالی دارد!

    ———–

    درود بانوی گرامی
    درست به همین دلایلی که شما برشمردید، ملاها اتفاقا سر میز مذاکره خواهند نشست. چرا؟ چون ملاها بدلیل اشتیاق تاریخی شان به لقمه های مفت، و برای بقای خود، ابتدا دوستان و هم پیمانان و بعدش آرزوهای شیعی و بعدش وطن را دو دستی تقدیم می کنند تا در گوشه ای از همان چیزی که اسمش ایران است، جریانِ همان لقمه ی مفت برقرار بماند. درست مثل هیولای وحشی ای چون شیخ جعفر کاشف الغطاء که با شلتاق ها و عصبیت ها و بی خردی های شیعی اش، در اصرار به فتحعلیشاه قاجار که باید با کفار روسی بجنگی و خدا با قوای غیبیه مثل جنگ بدر کمکت خواهد کرد، یک سوم مملکت را از بدنه ی کشور کند و اصلا نه انگار که اتفاقی افتاده، رفت و برگشت سر درسش و به طلابش ضربا ضربوا و لمعه و سیوطی و خارج فقه و از اینجور خزعبلات درس داد. اصلا نه انگار! چرا؟ چون هیولایی چون شیخ جعفر کاشف الغطاء چیزی به اسم وطن در کله و عاطفه و تعلقاتش وجود ندارد. و بچای همه ی این نداشته ها، کله اش از خزعبلات مذهبی انباشته شده. و در آن خزعبلات مذهبی، وطن، و تعلق به خاک و وطن، یک بی تعریف است. از وطن، همان لقمه های مفتش گواراست. نخیر بانوی گرامی، مذاکره می کنند. چرا؟ چون جریان لقمه های مفت به خطر افتاده!
    با احترام

    .

     
    • ملاحظه کردند ناظران عمومی،ادب و تظاهر به ادب و در عین حال لج بازی های نوریزادیه را؟!

      من دقیقا اشکالم به ایشان به همین نوع رویکردهای ناگهانی، دور از ادب و دور از فرهیختگی و عقلانیت ایشان است،جایی در مقام نقد یک فقیه بزرگ شیعی،از او تعبیر به “هیولای وحشی” کرده است،بعد اگر من تعبیراتی در پاسخ ایشان دهم،ریاکارانه برای دیگری پانوشت می زند که:

      بله من این حوزوی (سید مرتضی) را همه تعبیراتش را درج می کنم و سانسور نمی کنم تا نشان دهم:

      1- روحانیت شیعه کلّا بی ادب است!
      2- من پیامبر و کانون ادب و فرهنگم!

      الان ملاحظه کنید،من در پست قبل که ایشان از مرحوم شیخ جعفر کاشف الغطاء یکی از فقهاء و مجتهدین بزرگ شیعه در عصر قاجار بی ادبانه تعبیر به “هیولا” آنهم نه هیولای خالی،هیولای موصوف به “وحشی” کرد،گفتم،هم در اصل بحث تاریخی اشتباه می کنید و هم تعبیرتان نقد نیست بی ادبی است،پیشنهاد هم دادم که ایشان آنچه در چنته دارد در زمینه این ادعای تاریخی،بجای خزعبل نویسی هایی مثل وال استریت که دم دست همه هست،یک پست را مستندا به شیخ جعفر کاشف الغطاء صاحب کتاب مهم فقهی “کشف الغطاء” اختصاص دهد و اسنا و مدارک این نسبت تاریخی را نشان دهد.و جدای از آن توصیه کردم شما که خود را “پیامبر ادب” و کانون ادب و فهم و تربیت می دانید،مقوله نقد را از مقوله بی تربیتی و تعبیر دور از ادبی مثل “هیولای وحشی” خودداری کنید و از مخاطبان خود عذرخواهی کنید.

      می بینید که ایشان نه به آن پیشنهاد عنایتی کرد و نه از تعبیر دور از ادب خود فاصله گرفت،بلکه ترجیح داد اینجا در مقام پاسخ بمطلبی دیگر به یک کامنت گذار،به روش های موسوم به روش های خاله زنکی! مثلا پاسخ سوال تاریخی مرا با “تکرار یک مدعا”بدهد و در عین حال کودکانه و بروش های سرکوچه ای،بر آن تعبیر دور از ادب “هیولای وحشی” ابرام و لجبازی کند! یعنی روی این رفتار متناقض جناب “پیامبر ادب”شما باید مودّب باشید،اما در بحث های نظری، وقتی با یک مخالف طرف هستید و با سخن یا رفتار او مخالفید،مجاز هستید (لابد عقلا!) هر لیچار چاله میدانی – و از جمله “هیولای وحشی”- را بر او بار کنید!

      این است که من همیشه گفته ام،غالب رفتارها و گفتارهای محمد نوریزاد،رفتارها و گفتارهایی “متناقض”، “افراطی” و بی فکرانه است و ایشان گمان می کند با نرم کردن “تون” صدا و “عشوه های لفظی” و نوعی لفظ قلم سخن گفتن و مدح و ستایش های افراطی نسبت به سوژه های محبوب فعلی! انسان مجاز است نسبت به سوژه هایی که الان با آنها مخالف است هر تعبیر زشت و دور از ادب و شرافتی را بزبان جاری کند. ما در فقه یک اصطلاحی داریم بنام “جنون ادواری” در برابر “جنون اِطباقی”،جنون اطباقی (بکسر همزه)یعنی جنون دائمی و همیشگی و غیر قابل بازگشت،و جنون ادواری چنانکه از لفظش پیداست،یعنی جنون گاه بگاه!

      یک نویسنده ای داشت این سایت که الان مدتهاست در محاق رفته است،مطالب عریض و طویل بی محتوا زیاد می نوشت و در انتها می نوشت:

      “خدا همه ما را شفاء ذهد! ”

      آمین!

       
      • سید حرفات در کل خوب بود فقط یه قسمت که گفتی فقیه بزرگ عهد قاجار مرحوم کاشف الغطا مشکل داشت.به نظرم توام باید قبول کنی کاشف الغطا یه وطن فروش هیولاصفت پوک مغز بود.وگرنه کسی که از کارای شیطان دفاع کنه با اون چه فرقی داره.حالا کاشف الغطا باشه یا خمینی یا هر کی دیگه.پس باید بگی فقیه بزرگ ملعون شیخ جعفر کاشف الغطا بعد بقیه حرفات رو بزنی.

         
      • آقا شما از تجزیه و تحلیل مسایل روز عاجزی ،اتفاقاتی که خودت زنده بودی دیدی رو نمی تونی درست تحلیل کنی رفتی تاریخ رو تحلیل می کنی،حرف هیچکس رو هم قبول نداری و از کسی هم چیزی یاد نمی گیری

         
  144. یکی مثل عزراییل

    چی گفتی خامنه ای؟
    روز قدس؟
    فلسطین؟

    دیگر کم مانده که بیت رهبری و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با یک افتابه بروند و طهارت مردم فلسطین و حزب الله لبنان و مردم عراق و یمن و سوریه را هم بگیرند!! //////////////////// را ملت خواهد ////////// و اسلام//// و زورکی و فاشیستی شما دیگر خریدار ندارد!! زنده باد ایران ومردم عزیز ایران

     
  145. به جای قضاوت در مورد آقای نوریزاد به تحلیل و افکار ایشون پاسخ بدین، دوستی یا دشمنی با جمهوری اسلامی صرفا ارزش به حساب نمی آد، راستگویی و عدم بی تفاوتی نسبت به سرنوشت مردم و کشور ارزشمند است. هر کس رو هم به وجدان و باور خودش واگذار کنیم. به جای دشمنی بیایید با هم نه علیه هم زندگی کنیم

     
  146. in amricaeiha cheghad nafaham tashrif darand hamash be manfaeat meli fekr mikonand in hameh nadani va hemaghat hichkoja dide nashode inhameh irani onja zendegi mikonand az inha yad nagerftand mamlekateshon ro mesle ma abad konand

     
  147. آخه استاد شما در این “وال استریت” خودتان، آمریکا رو با ایران قیاس میکنید؟ ان هم در مورد قانون.به قول شخصی در صد سال گذشته میلیونها نفر رفتند به آمریکا و کشورهای غربی کافر .اما به تعداد انگشتان دست از آنطرف نیامدن به کشورهای اسلامی.

     
  148. صفحات این وبسایت شاهدند که من از ادامه گفتگوهای طولانی و تکراری خود داری میکنم چون زندگی بمن آموخته که نمیتوان طرز فکر و تعصبات افراد را باسانی تغییر داد مگر آنکه واقعا بدنبال گفتگو برای روشنگری باشند. نمونه بارز ان جناب سید مرتضی است که حتی در مورد موضوع ساده ای چون حقوق بازنشستگی بعد از آنکه چندین نفرفلسفه و مبنای آنرا به ایشان گوشزد میکنند باز هر بار بنوعی حرف خودش را تکرار میکند و به نوریزاد میگوید نمک نشناس نباشد و قدر الطاف جمهوری اسلامی را بابت “حلوای بازنشستگی” بداند! صاحبان چنین طرز فکری هرنظر مخالفی را دشمنی و کینه ورزی و ناشی از توطئه میدانند والا چگونه ممکن است آنچه را که خودشان حقیقت مطلق میدانند دیگران نبینند.

    با این مقدمه ، اما با توجه به زحمتی که دوست محترم “ناشناس آشنا” کشیده و مفصلا درسه بخش مطالبی را خطاب به من نوشته اند طبق پیشنهاد خودشان یک به یک بانها پاسخ میدهم .

    ۱. فرموده اید ” بین دوستان شاه جونی ما , همه نوع آنها , معمول است که کارهای مفید انجام شده در دوران حکومت شاهان پهلوی را به خود آن شاهان منتسب کنند تو گوئی این خود رضا شاه بود که ریل های راه آهن را بر کول خود نهاد و در جاهایی که خود نقشه اش را هم کشیده بود گذاشت…” حرف کاملا درستی است ولی دو چیز در اینجا مطرح است. یکی اینکه عین همین منطق درباره عیوب و کسریهای ان دوران هم صادق است اما شماو همفکران شما همه عیبها را در شخص شاه میبینید . دوم اینکه باز بدرست میگویید “فروغی و داور [و البته بسیاری دیگر] معماران ان تغییرات بودند” اما نمیگویید که چطور و چرا همین آدمها که اکثرآنها قبل از سلطنت رضا شاه زنده و مصدر کارهایی هم بودند نتوانستند همین برنامه ها را که بقول شما ضرورت زمانه بوده پیاده کنند . اگر میگویید رضا شاه قلدر و دیکتاتور بود و همه تصمیمات را خودش میگرفت پس باید قبول کنید که اگر کار مثبتی هم شده اودر ان نقش داشته .

    ۲. بخش دوم نوشته تان موضوع تاریخی بسیارمفصل و پیچیده ایست که شاید لازم باشد همانطور که سید مرتضی گزیده خاطرات علم را در اینجا “کپی پیست” میکند چنین مطالبی هم مستقیما از کتب تاریخی قابل اعتمادذکر شوند نه بر اساس آنچه که من و شما فکر میکنیم.

    ۳. در این قسمت کماکان “تئوری توطئه” را مطرح میکنید در صورتیکه لااقل آنچه که منظور من بوده همین است که شما میگویید. بله منهم معتقدم که اگر بدنبال بررسی تاریخ هستیم باید اولا اتفاقات را بطور نسبی و در قالب زمانی خودشان بسنجیم و ثانیا در مورد خوب و بد شاهان قاجارهم بهمین ترتیب صحبت کنیم. البته همانطور که گفته اید اگر تنها نگرانیتان بازگشت سلسه پهلویست ، آنوقت میتوان درک کرد که چرا تا این حد تنها از این دو پادشاه بد میگویید .

    ۴. در بخش ۴ نوشته مفصل تان باز به کلی گویی و انواع اتهامات متوسل میشوید که پاسخ بانها نیاز به یک کتاب دارد نه چند سطر در بلاگ آقای نوریزاد. شما اصرار دارید که مرا به دفاع از “سلسله پهلوی” وادارید (و متهم کنید) در صورتیکه در مطلبی که من خطاب به شما در پست قبل نوشته بودم هیچ دفاعی از شخص خاصی نبود بلکه ایراد من به نوشته های شما بود و منفی بافی مطلق تان که متاسفانه در اینجا هم ادامه داده اید .

    ۵ و ۶ . گفته اید ” دوستمان قدیمی , که گویا داوطلبانه برای آن که حق ضعفا پایمال نشود و شازده رضای یتیم را تنها نگذارد دوران خوش زندگی در ایران زمان شاه را یاد آور میشود” و بعد مقداری کلی بافی . دوست محترم ، شما در کجای نوشته من کوچکترین اشاره ای به “شازده رضای یتیم” و یا “دوران خوش زمان شاه” پیدا کردید. در واقع شما به هیچیک از نکاتی که من مطرح کردم (که مهمترین ان نقش چپهای روشنفکر نما در کشاندن “همین طبقه متوسط که اول پا به میدان نهاد” به خیابانها بود) پاسخ نداده اید اما بر اساس فرضیات خودتان نسبتهائی به من داده اید که از حقیقت و انصاف بدور است . این روش حمله و تهمت بجای دفاع یا توضیح در یک گفتگوی دوستانه بیجا وغیر اخلاقی است . جهت یادآوری جمله ای را از نوشته قبلی ام در اینجا تکرار میکنم: “بله ایران در زمان محمدرضا شاه مسائل اجتماعی و سیاسی فراوانی داشت ولی آنها که الگوی ایده الشان روسیه شوروی و چین مائو تسه تنگ و خلافت اسلامی بود نمیتوانند هنوزخودشان را ببهانه نبودن آزادیهای سیاسی دران دوران تبرئه کنند و مسئولیت فاجعه ای را که برای ملت ایران بوجود آوردند نپذیرند” . امیدوارم این جمله ساده و منطقی را قبول داشته باشید.

    ۷. در باره پشیمان شدن از عاقبت انقلابی که شد درست میفرمایید. اصل مطلب همین است که لااقل در این وبسایت آنها که در باره رژیم سابق کامنت مثبت میگذارند ، و حتی خود آقای نوریزاد در دو سه مقاله ای که دراینمورد نوشته تماما بر اساس مقایسه حکومت اسلامی و اوضاع امروز وطنمان با ان دوران بوده نه مطلق گوئی ونستالژی . اگر شما معتقدید که ایران و ایرانیان امروز درشرایط بهتری از چهل سال پیش هستند ان امریست جدا.

    ۸. ترجیح میدهم در باره نسبت “مداحی” که بمن داده اید چیزی نگویم .

    ۹ و ۱۰ . بر خلاف ادعای شما من هم مطالب قبلی و هم این آخرین کامنت طولانی شما را بدقت خوانده ام و آنچه که نوشته ام مستقیما در پاسخ اظهارات شما بوده. نه قصد مداحی و بوق زدن داشته ام (که در هیچ کجای نوشته ام نیست) و نه بدنبال آموزش دیگران هستم. اگر شماچینین حسی کردید ان مربوط به خودتان است و متاسفم که بانی عصبانیت شما شدم. شما و دو سه نفر دیگر در این سایت اصراردارید که مرتبا بگویید تمام فلاکت و خباثت و فساد و جنایت و بیرحمی و ناانسانی که امروز ایران را فرا گرفته در گذشته هم عینا همین بوده . من از حضورتان استدعا کردم قبول کنید امروز از هر زمانی (بر اساس همان قاعده نسبیت و ضرورت زمان) بدتر است. زیاده عرضی نیست .

     
    • من در محتوای گفتگوی جناب احمد قدیمی و جناب ناشناس آشنا دخالتی نمی کنم و در مورد تعریضی هم که احمد در مورد قضیه باقلوا زد ورودی نمی کنم چون چند بار در مورد نوع ایرادم به مدیر این سایت توضیح داده ام.

      فقط یک نکته ای را به جناب احمد و دیگر دوستانی که از درج خاطرات علم در این سایت احساس بدی به آنها دست می دهم،تذکّری می دهم و آن اینکه،کامنت گذاشتن و مطلب نوشتن (اعم از انشاء از قلم خود یا کپی و پیست مطلب دلخواه) در این سایت آزاد است،همچنانکه نقد مطالبی که ارسال می شود آزاد است،من یادداشتهای علم را بطور کلی دارای مطالب متنوعی می بینم،هم برای خودم جالب است و هم فکر می کنم برای دیگرانی که شاید مثل خود من فرصت یکسره و پیوسته خواندن این یادداشتها را نداشته و ندارند.از این جهت،درک اینهمه حساسیت منفی برایم دشوار است،خوب اینها خاطرات بجا مانده از نخست وزیر و وزیر دربار شاه است که ده سال محرم اسرار او و مشاور او بوده است،اگر کسی ایراد اسنادی و استنادی به این یادداشتها دارد من جلوی کسی را نگرفته ام و نمی توانم هم بگیرم چون مدیریت این سایت با فرد دیگری است،می توانید و می توانند در جهت اسنادی یا استنادی اصل یادداشتهای علم بحث و نقد و ایراد کنید تا همه آنرا ببینند.و اگر فارغ از مساله سندیت و انتساب این یادداشتها به علم،در جزئیات محتوای آن اشکال و نقد دارید و دارند،خوب آن جزئیات را بنقد بکشید و مثلا با استناد به تواریخ دیگر و نقل های دیگر،نادرستی این فرازها را اثبات کنید،چون این یادداشتها که فقط بقول آن کامنت گذار مسائل خشتکیه شاه و علم نبوده که! خیلی جزئیات تاریخی دیگر در امور مربوط به فساد های مالی،یا امور اقتصادی یا سیاسی زمان شاه و برخوردها با مخالفان،در این یادداشتها هست و اگر کسانی اینها را خلاف واقع می دانند(فارغ از اینکه یک شاهیست باشند یا یک جمهوری خواه) سعی کند با استناد به کتابها و خاطرات و نقلهای دیگر،نادرستی این موارد را نشان دهند و تصادفا من خوشحال و شاکر خواهم بود اگر خلاف آن اثبات شود،فرض کنید مثلا اگر علم جایی از بالا کشیدن فلان مبلغ توسط شهبانو یا شاهزاده یا شاهدخت یا فلان درباری سخن می گوید،خوب اگر خلاف آن حجت دارید آنرا ارسال کنید،والا همینطور بصورت کلی،بدیده تردید نگاه کردن به این یادداشتهای روزانه،معنایی پیدا نمی کند جز نگاه حبّی و تنزیهی به شاه و حکومت شاه هرچند شما صد بار بگوئی من یک طرفدار شاه نیستم.من غیر از جناب احمد دیدم یک دوست خوب دیگری بنام (امی یا امیر)گفته بود پهلوی شناسی فقط از خوانش یادداشتهای علم حاصل نمی شود و باید کتابها و اسناد دیگر را نیز دید.بسیار خوب،فارغ از اینکه من اسناد دیگر را دیده باشم یا ندیده باشم،شمائی که الان در مقام مقایسه بین رژیم شاه و قبل از او پدرش،با حکومت جمهوری اسلامی مدعی هستید اوضاع آن زمان از زمان جمهوری اسلامی (از هر جنبه و شاخصه ای که مورد نظر شماست) بهتر بوده است و الان یک فاجعه اتفاق افتاده است،خود را با اعتذار به اینکه نمی شود نظر دیگران را عوض کرد،از ادامه بحث ها کنار نکشید،چون فضای عمومی فضای طرح نظرات و نقد متقابل است در محضر همه ناظران عمومی،خواه طرف مقابل مطلب شما را صد در صد بپذیرد،یا صد در صد رد کند یا بخشی را بپذیرد و بخشی را نپذیرد،پس بواسطه عدم امکان تحمیل عقیده نمی شود راحت طلبی پیشه کرد و کنار نشست و در کمین،بعد یک جاهایی ناگهان بمیان بحث پرید و مثلا مچ گیری کرد که این ایراد همیشگی من به جناب احمد قدیمی بوده است.

      حالا عرضم بامثال احمد قدیمی و دیگرانی که مثل او بدیده تردید یا نفی به مطالب علم نگاه می کنند و می گویند:1- “پهلوی شناسی فقط از یادداشت های علم حاصل نمی شود” و 2-وضعیت در رژیم شاهنشاه عالی بوده و بعد از انقلاب در همه شاخصه ها ما الان در یک فاجعه قرار داریم.
      عرضم این است که شما از بحث کنار نکشید:اینهمه کتاب و مقاله و خاطرات و یادداشتها در مورد دودمان پهلوی از موافق و مخالف وجود دارد،الان برای من جالب تمرکز بر یادداشتهای اسدالله علم بعنوان یار غار شاه است،شما می گوئید محتوای یادداشت