سر تیتر خبرها
خمینی و کوری + فایل صوتیِ همین نوشته+ داستان گذرنامه+فیلم دیدار با گوهر عشقی+بازداشت در آق قلا

خمینی و کوری + فایل صوتیِ همین نوشته+ داستان گذرنامه+فیلم دیدار با گوهر عشقی+بازداشت در آق قلا

یک: منظور من از انتخاب این عنوان برای این نوشته، این نیست که ملاهایی چون شیخ فضل الله نوری و خلخالی و خمینی، جایی را نمی دیدند و به بیماری کوری مبتلا بودند. نخیر، بل شاید خواسته ام بگویم: گرفتاریِ شیخ فضل الله ها و خمینی ها و خلخالی ها به جایی دیگر بند است که من از آن به “هیچ، اما لقمه” یاد می کنم. بزرگی آدم ها به هیاهوهایی که در می پیچانند نیست. به اندازه ی رشد و آرامش و ادبی ست که بر مردمان فرو می بارند.

دو: به گمان من، یک چوپانِ بی نشان و درستکار و زلالی که در بلندی های زردکوه بختیاری به گوسفند چرانی مشغول است، هشت میلیون بار از همه ی آن درشت نامانِ نابکاری که در اطرافِ “هیچ، اما لقمه” اجتماع کرده اند و از بساط پت و پهن شان هیچ خیری جز شرّ بر نمی جوشد، برتری دارد. پس گندگیِ نام، و هیاهویی که از گنده نامان ساطع می شود، هرگز یکی را بزرگ و ماندنی نمی کند. مثل چی؟ مثل هیاهویی به اسم گنبد و گلدسته. که چی؟ که یعنی: گنبد طلا و گلدسته های بلند و بارگاه اشرافی و شبستانِ پر زرق و برق، هیچ نقش و سهمی در گنده کردنِ همانی که در آن زیر خاکش کرده اند ندارد! و خمینی و خلخالی اگر آدم کشتند، تنها برای لقمه بود و بقای لقمه.

سه: شیخ فضل الله آیا بزرگ بود؟ اگر بله، باید از خود بپرسیم: از این ملای پر آوازه، “چه” به مردم ایران و جهان رسیده که پیشتر از وی نبوده؟ و بپرسیم: ملایی چون خمینی که در زیر گنبد طلا و گلدسته های فیروزه ای و شبستان اشرافی اش خفته، چه در چنته داشت که امضایش می توانست یک کشور را جابجا کند، و بعد از رفتنش، میلیاردها پول، خرجِ جنازه ی جنابش کردند؟ بهتر بگویم: بزرگیِ آدمها به این است که مردمان یک روستا، یک محله، یک شهر، یک کشور، یک جهان، به کف دستشان که می نگرند، اثر پسندیده و شایسته ای در آن ببینند که پیشتر نبوده. ویعنی، یک کودک یک پیر یک دختر یک پسر یک جوان یک ایرانی، یک غیر ایرانی، از اطوار و رفتار و نوشته ها و گفته ها و تصمیمات و یافته ها و ابداعات و اختراعات و کشفیات و اخلاق شیخ فضل الله نوری و خمینی، “حال” ش از گذشته بهتر شده باشد.

چهار: شاید اگر عنوان این نوشته ام را ” نوری و کوری” می گذاردم، زودتر به منظور و مقصود من راه می یافتید. نوری و کوری، یا آشکارتر بگویم: شیخ فضل الله نوری و ماری کوری، در یک عصر می زیستند. یکصد و چندی سال پیش. این در ایران، آن در لهستان. شیخ فضل الله نوری، آن زمان که یقه اش را می درید و عمامه بر زمین می کوفت و کف به لب، نعره می کشید که: ایهاالناس مشروطه خواهان می خواهند دختران شما را به مدرسه بفرستند و اسم زن و بچه ی شما را روی کاغذ بنویسند، دختری که بعدها به ماری کوری شهرت یافت، در رشته ی فیزیک لیسانس گرفت و کمی بعد به فرانسه کوچید و در آنجا با فقر و نداری زیست و به دعوت یک پروفسور، در آزمایشگاه وی مشغول به کار شد.

پنج: ” نوری و کوری” را باید همزمان پی گرفت. صحنه ای از این و صحنه ای از آن. در صحنه ای به تماشای ضجه ها و عربده ها و منبرها و حدیث ها و آیه ها و حرص و جوش خوردن ها و زن زن زن زن زن زن زن زن زن کردن های شیخ فضل الله نوری بنشینیم، و در صحنه ای دیگر، به تماشای تحصیل و تحقیق “ماری” در دانشگاه و آزمایشگاه و فیزیک و فرمول و لوله های آزمایشگاهی و مواد و خواص! نوری را تجسم کنید که زن را با استناد به حدیث و روایت و قرآن و پیامبر و امامان در همان دخمه های ذلت تاریخی اش، به زیر گِل می برد، و ماری را ببینید که در آزمایشگاه ساده و محقرانه اش، کم کم به کشفی سترگ دست می یابد که بشریت، تا همه ی تاریخ و تا همه ی آینده، مدیونِ اوست. نوری بخاطر شلتاق ها و عربده های ابلهانه و هیولاوش اش، از پله های دار بالا رفت، و کوری – دو بار – از پله های آکادمی نوبل برای دریافت دو جایزه ی نوبل.

شش: شیخ فضل الله نوری، بلندگوی تکرار خزعبلاتی بود که زن را اسیر و بدبخت و کلفَت و فلک زده و رختخوابی می خواست، و ماری کوری، از اینجور خزعبلات رهیده بود و فراتر و جلوتر از میلیاردها مرد، پرچمداری شد برای گسترشِ علم و رشد و سلامتِ بشریت. کشفی که ماری کوری بجای نهاد و به بشریت سپرد، آنچنان درخشان و ناب و سرشار از فایده است که همه ی آیندگان شیخ فضل الله نوری بدان محتاج اند، اما ماری کوری هرگز به خزعبلات شیخ فضل الله نوری، نه که محتاج نیست بل از آن گریزان است.

هفت: ماری کوری، میوه ی دنیای فهم بود و شیخ فضل الله نوری میوه دنیای جهل. دنیای علم و جهان بشریت، بنیان همین عکس های رادیولوژی و خواص گسترده ی رادیو اکتیویته را مدیون ماری کوری ست. کوری در یکی از یافته هایش، کشف کرد که پرتوهای رادیوم می‌توانند بافتهای زنده ی اندامها را از بین ببرند. بعدها، پزشکان و پژوهشگران علوم پزشکی دریافتند که با اعتنا به کشف کوری، می‌توانند غده‌ها و بافتهای بدخیم را که در سرطان و همچنین بیماری‌های پوستی و غدد ترشحی بروز می‌کنند، از بین ببرند. شیخ فضل الله اما خود خود خود سرطان بود. که با هیچ پرتوی، ریشه و نسلش بیخ بر نمی شد.

هشت: دنیای فهم، میوه هایی چون ماری کوری بسیار برآورده است، در اینجا اما، دنیای جهل، میوه های تلخ و زهر آمیز و گزنده و سرطان زا فراوان به بار نشانده است. بجوری که اگر یکی از این سرطان ها فرو می میرد، بیش از او به بار می نشینند. شیخ از پله های دار بالا رفت، اما پشت بندش، خمینی از همان پله ها پایین آمد و سخنانِ در گلو مانده ی شیخ را هوار کشید و برهمان طبل کوفت و جامعه ای را که به شوق فهم، به سمت علم و درخشندگی خیز برداشته بود، به قهقراهای شیخ فضل اللهی گسیل فرمود تا ناکامی شیخ، در گور، به کام گراید!

نه: این چهل سال، شاید، هزینه ای باشد برای یک تاریخ: بدفهمیِ مردمان ایران. مردمانی که در درازنای همان تاریخ نیز، مرتب از این بدفهمی آسیب می دیدند و چاره ای نیز جز پناه بردن به دایره ی همین بدفهمی نداشتند. این بار اما داستان بجوری دیگر ست. به پایان داستان “هیچ، اما لقمه” نزدیک می شویم. البته در شکل ملی اش. وگرنه این سفره همچنان پهن است. ما اما محدود و محدودترش خواهیم فرمود. چرا که: در کشور ما، زمستان جهل دارد می کوچد. در این مصاف، روشنایی ست که بر تاریکی پیشی می گیرد. اگرچه تاریکی را در زیر چلچراغ ها و گنبد و گلدسته و شبستان های اشرافی جای داده باشند. سخن پایانی ام این است که: محمد نوری زاد و کلینی و خمینی و خلخالی و ماری کوری را در فایده ای که از خود برای رشد و سلامت و آرامش و رفاه و علم بجای می نهند، مقایسه و ارزیابی کنیم. و به همان کف دست بشریت. نه به هیاهوهایشان.

محمد نوری زاد
یازدهم اردیبهشت نود و هشت – تهران

ارتباط با من:
@NoorizadMohammad1331
@MohammadNoorizad
www.instagram.com/mnourizad

فایل صوتیِ “خمینی و کوری”

داستان گذرنامه:

فیلم دیدار با گوهر عشقی 98/2/13

در آق قلا پنج ساعت بازداشت شدم

Share This Post

درباره محمد نوری زاد

493 نظر

  1. ظلم های اچتماعی ج ا بر شهروندان دگرباش
    امروزه و در حالیکه همجنسگرایی بعنوان یک گرایش معمول در دنیا پذیرفته شده در قوانین جزایی ما این امر نه بعنوان یک جرم بلکه بعنوان جنایت تقسیم بندی گردیده و اعدام بعنوان مجازات ان پیش بینی شده.
    غیر از زمینه های مذهبی که سبب شده چنین جنایتی بر دگرباشان بصورت قانونی روا داشته شود زمینه های اچتماعی و فرهنگ مردم نیز بی تاثیر نیست.
    برای مثال:
    هنوز یک سال از زمانی سپری نشده که یکی از دوستان فعال در این سایت که من بنا به معذورات نام ایشان را نمی اورم
    و نامشان محفوظ است ،تابو شکنی کرد و با شهامت زیاد داوظلبانه قدم پیش نهاد و اقرار کرد که خودش یک دگرباش همجنسگرا میباشد و دارای تمایلات جنسی زنانه استت و صراحتا عنوان کرد که چون هورمونهای زنانه در بدنش تولید میشود گرایشی به زنان ندارد و تمایلات جنسی او دقیقن مانند نتمایلات یک زن میباشد و ترجیح میدهد در روابط جنسی درست مثل یک زن با او رفتار شود. بلافاصله بعد از این اقرار صادقانه دوست گرامیمان ،سایر کاربران با حمله به او به اشکال مختلف شروع به اذیت و ازار وی کردند تا جاییکه کم مانده بود این دوستمان از اقرارهای صادقانه خود برگردد و انقدر وی ا از سوی سایر کاربران ادیت شد که از طرح موضوع پشیمان شد. این گونه رفتارها از سوی افراد جامعه سبب میشود حکومت نیز بیشرمانه همین موضوع ظیسعی که مربوظ به ساختار بدن میباشد را بعنوان یک جنایت در قانون مدون بیاورد و برای ان مجازات اعدام قرار دهد.
    اگر واکنش افراد جامعه به موضوع طبیعی و معمول و بدور از مسخره کردن بود و نگاه جامعه به این افراد شرم گونه و ننگ اور نبود انگاه دولتها جرات نمیگردند انرا بعنوان جنایت در قوانین خود جای دهند. پس صرفنظر از نگاه شرعی حکومت به موضوع رفتارهای جامعه با این افراد نیز بگونه ای است که در واقع به حکومت برای برخورد با دگرباشان چراغ سبز نشان میدهد. وقتی این دوست ما در این سایت گفت که تمایلات زنانه دارد و مانند یک زن ارضا میشود سایر دوستان بجای برخورد معمول . معقول شروع به تکه پرانی و تحقیر این دوست شجاعمان کردند حتی دیگر بجای نام همیشگی وی ، از واژه انار و اناری انهم با حالت تحقیر استفاده کردند و برخوردها با وی بگونه ای تغییر کرد که گویی با یک قاتل و جانی روبرو شده اند بعضی پا فراترنهادند و با ناجوانمردی این دوستمان را با پیشوند خانم خظاب قرار دادند، گو اینکه خانم بودن یک عیب است این در حالی بود که این دوست عزیز خودش چند بار گفت که از تمامی هورمونهای تانیث برخوردار است و علیرغم ظاهر مردانه وی بسیار مفتخر است که از تمایلات و گرایشات بانوان عزیز برخوردار است و این به هیچ وجه عیب نیست بلکه امری معمول و پذیرفته شده در جوامع متمدن است. ولی برخورد بعضی از دوستان بقدری زننده و خارج از فرهنگ و مدنیت بود که توصیفی جز شرم اور نمیتوان بر ان نهاد و رفته رفته این برخوردهای غلظ اثار مخربش را روی این دوستمان برجا نهاد و او که قبلن منطقی و متعادل بود را تبدیل به شخصی تندخو ، کینه ای ، هتاک ، زودرنج ، عصبی ، بعضن دروعگو تبدیل کرد و شخصی که تا قبل از ان با ادب و منطقی بود را تبدیل به شخصی بی ادب و غیرمنطقی و ترسو تبدیل کرد. لذا در وهله اول لازم است ما با فرهنگسازی خود را اصلاح نماییم تا زمینه برای سو استفاده حاکمان و تحمیل خواست های غیر انسانی انها بر مردم از میان برود. با احترام به تمامی دوستان و خصوصا دوست عزیزی که در این نوشته به ایشان اشاره شد.

     
  2. افاضات حاجی زنگزده:
    -وزارت نفت نه می‌تواند از دستاوردهای خود به علن سخن بگوید و نه می‌تواند، روش‌ها و حتی کلیات عملیات خود را حتی برای خواص تشریح کند.
    ترجمه: هیچ شکری نتونستیم بخوریم.

    -در طول این مدت، دشمن، از راه‌های مختلف بسیار کوشیده است که ما را به حرف زدن و افشای رازها وادارد
    ترجمه: هیچ حرفی واسه گفتن نداریم، از زیر تا بنمون اطلاع دارن.

    – اما ما فشارها و زخم زبان‌ها را، همچون هزاران سرباز گمنام دیگر این سرزمین مبارک، به جان خریده‌ایم و خاموش و مظلوم به تلاش و مقاومت مجاهدانه خود برای سرافرازی ایران و جمهوری اسلامی ادامه داده و خواهیم داد.
    ترجمه: شعارهای همیشگی.
    – تا زمانی که این امانت مردم در دستان حقیر باشد، به یاری خداوند بزرگ حتی به بهای جان و مهم‌تر از آن به بهای آبرویم، با حمایت مقام معظم رهبری و در ادامه ریاست محترم جمهوری و دیگر بزرگان، از این امانت، حفاظت کرده و خواهم کرد و اجازه هم نخواهم داد که ذره‌ای به اموال مردم تجاوز شود.
    ترجمه: در اینجا چند ترجمه لازم است: ۱- خا…(سه نقطه از مش قاسم)ه مالی معمولی. ۲- آبرو هم که در قرارداد کرسنت رفت به حسابهای بانکی دوستهای اونور آب وآسه روزگار بازنشستگی و خرج عیالات و غیره……….۳-
    – امانت رو هم که خواص خوردن و بردن دست من نبوده دست اون دست کجه بوده (منظور از دست کج دست کجی فیزیکی نیست).

     
  3. امیر/*عبداللهیان: با ترامپ باید از موضع قدرت برخورد شود.
    مش قاسم: خوب که چی؟ تو موضع قدرت داری؟ یه زنگی به وزوزیرک بی دفاعی عراق در زمان برادر هم قاچاقچی خودتون صدام بزن.

    /*: ک

     
  4. ایسنا : یکی از اعضای ائتلاف الفتح عراق گفت که سفر وزیرخارجه آمریکا به عراق به‌منظور درخواست میانجیگری از بغداد بود.
    مش قاسم: آره حاجی، تو درست میگی. نه اینکه وزیرخارجه آمریکا خط تلفن نداره و کشورش در عراق سفیر نداره بدو بدو رفته عراق دست به دامن یه مواجب بگیر آخوندا بشه که میانجیگری کنه.

     
  5. جناب نوری زاد
    سلام
    هر چند نظرات من به شما نزدیکتر است! ولی سخنان مهدی خزعلی، اگر آن قسمت هایی که نشان از قید و بندهای مذهبی او دارد را فاکتور بگیرم، منطقی ست… روح سخن او که دوری از خشونت است، چه کلامی و چه فعلی، درست است.
    ولی همین جناب خزعلی آخوند زاده نمیداند که او نمیتواند نماینده ی راستینی برای شعار دوری جستن از خشونت باشد.
    او سالها در منازل غصبی زندگی کرده و از صدقه سری عایدات پدر و سهم حکومتی روزگار گذرانده و باید آگاه باشد که موجودیت او چه در گذشته چه در حال، یک موجودیت استوار بر پایه هایی از خشونت است.
    من هم بارها به شما توصیه کردم، خواهش کردم و به هر زبانی که بلد بودم رساندم که :
    بابا بی خیال دین و مذهب شو… 80 درصد دنیا گرفتار در یک چارچوب دینی و مذهبی ست… انسان در این دنیای پهناور، در نوع خودش، یک موجود تنهاست و برای رهایی از این تنهایی و همچنین ترس از مرگ و نابودی، مجبور است که برای رسیدن به جاودانگی و همچنین جبران خلع تنهایی، به چیزی یا کسی معتقد باشد.
    به دین و مذهب توهین نکن… تقصیری هم اگر باشد بر گردن من و شماست و نه دین و مذهب… این من و شما هستیم که به دین و مذهب روح حیات و ماندگاری میدمیم.
    هر آنچه فریاد داریم بر سر خود بکشیم!
    ز دست دیده و دل هر دو فریاد!
    آمممما… یک نکته ای که جناب خزعلی فراموش کرد بگوید این بود که راه عملی و روش صحیح مبارزه با این رژیم چیست؟ خب! ایشان منکر خشونت است… اگر تغییر بدون خشونت امکان پذیر است… پس راهش را نشان دهد.
    او زیرکانه پیچید به پروپای دین و مذهب و اصل قضیه را بی خیال شد… اصل قضیه اینست که بسیاری از مردم از این رژیم و رفتارهای آنها خسته شده اند و بدنبال یک تغییر اساسی هستند.
    خب، ایشان که ادعای علامه بودن دارد راهی نشان دهد.
    فقط یک نکته را باید مردم فراموش نکنند… نه گفتن به شاه و شاهزاده و نه گفتن به آخوند و آخوند زاده… در حکومت آینده عاقلانه است که این دو گروه حضور نداشته باشند… اینها ذاتاً احساس برتر بودن و ارجحیت بر دیگران دارند و این مشکل ژنتیکی ست و باید چند نسل بگذرد تا اصلاح شوند.
    البته گروه دیگری که نباید در حکومت آینده جایی داشته باشند، نظامی ها و نظامی زاده ها هستند.
    مردم ایران هزاران سال است که دارند به این سه گروه سواری میدهند.
    این سه گروه در تاریخ چند هزار ساله در ایران، همیشه ادعای برتری کرده اند و همیشه در کلاهک اصلی و بالاترین نقطه از هرم قدرت بوده اند؛ شاهان، روحانیون و نظامیان.
    از نگاه من، به آینده ی این سرزمین تنها زمانی میشود امیدوار بود که این سه گروه در ارکان حکومت جایی نداشته باشند؛ هم خودشان و هم فرزندانشان.
    و دیگر اینکه، تا چه حد رفتار این آخوند زاده، که دوری از خشونت بوده، توانسته به آنچه ادعا دارد جامه ی عمل بپوشاند؟
    ادعای تغییر دادن…

    جناب نوری زاد
    هرگز… هرگز… هرگز… نمیتوان ایرانیان را بدون دین و مذهب تعریف کرد؛ وجود ایرانیان و هویت ایرانیان هزاران سال است که با دین و مذهب، مانند تار و پود پارچه، در هم آمیخته. اگر خدا را هم از آنها بگیری باز یک راهی پیدا میکنند!
    در همین حال، ایرانیان از گذشته های دور، پیشگام در بدعت و نوآوری در دین و مذهب بوده اند… پس میتوان امیدوار بود که ایرانیان به دین و مذهب رنگ و رویی تازه و نو ببخشند… شکل و شمایلی که قابل قبول عقل و منطق و احساس و اخلاق باشد و رضایت و احساس رستگاری را به ارمغان آورد.
    من خودم قلباً به هیچ دین و مذهبی اعتقاد ندارم… ولی بی دین هم نیستم… من هم خدایی دارم.
    با اینحال نه تبلیغ دین و نه توهین به دین را قبول ندارم.
    اعتقاد من اینست که هر کس خدای خود را نمایندگی میکند. پس ما ایرانیان باید خوبی های خدای خویش را باهم به اشتراک بگذاریم و اینگونه است که روزی میرسد که همگان از زندگی رضایت داشته و احساس خوشبختی خواهند کرد.
    باید بدی ها و پلیدی ها مجال عرض اندام نداشته باشند…
    بگذریم… زیادی شعار دادم…

    سخن پایانی:

    از نگاه من در حکومت آینده، شاهان و روحانیون و نظامیان و همچنین فرزندان آنان نباید حضور داشته باشند… به تمام کشورهای جهان اول و متمدن و رشد یافته که نگاهی بیندازید… ارکان حکومت را خالی از این سه گروه خواهید یافت. و به عکس… در کشورهای جهان سوم و درب و داغون… تا دلتون بخواد شاه هست و روحانی و نظامی.
    من اعتقاد دارم که منبع اصلی فساد و عقب ماندگی این سه گروه هستند.

    حق یارتان

    ————-

    سپاس دوست گرامی
    پیشنهاد می کنم این نوشته ی خوب تان را در پست جدید باز نشر بدهید
    باز هم سپاس

    .

     
  6. – احتمالا باز جنسش جنس ناجور بوده!
    …….
    سید من به شرافت نداشته ات قسم حتی سیگار هم نمی کشم! و حتما روزی بین 1تا 2 ساعت ورزش می کنم بستگی بوقتم دارد. تنها مشروبی هم که میخورم گه گاهی ویسکی است انهم مارکهای اعلا! سید تو و امثال تو //// و دروغگوئید! علتش هم زندگی انگلی و مفتخوری و دین خواری ست. من بعنوان یک انسان بتو و تمام آخوندها توصیه می کنم که بجای زندگی وابسته بدین و باور دیگران زندگی شرافتمندانه ایی بیابند. سید کار باعث صیقل زندگی و روش زندگی می شود. مفتخوری و زندگی انگلی انسانها را به پستی و حقارت و دروغگویی و ////// و سیری ناپذیری و طلب کاری و تنبلی با توقعات زیاد و توهم خود بزرگ بینی وامی دارد. شما آخوندها جز ///////////// و ترویج دروغ و ///// و فساد و کینه و حقارت و فحشا و گدایی و فقر و پستی و پلشتی دراین 1400 سال هیچ نفعی برای ایرانیان نداشته اید.نه دین شما و نه مقدسات و ///// و اراجیف دینی شما هیچ ربطی به ایران و ایرانی ندارد. در این 40 سال هم بخوبی آنرا نشان داده اید! من بعنوان یک ایرانی وطن پرست و دمکرات نه تنها شما مفت خوران بلکه اصولا هر فرد //// را خطری برای ایران و ایرانی می دانم. دلیل اش هم باور شما ///// است. من با بهایی و زردشتی هر چند که خود هیچ باور دینی ندارم مخالفتی ندارم. چون برای آنها ایران مقدس است ولی برای یک مسلمان عربستان و عراق و هر جایی که عربی دفن شده و //// و زبان عربی و دزدان و غارتگران عرب …مقدس بوده و ایرانی عجم و ایران تنها برای غارت بنفع اسلام ارزش دارد. سید شماها فرزندان /////////////////////// به ایران و ایرانی هستید. شما می توانستید با نشان دادن عرق ملی تان و عشق به ایران و احترام به ایران و تاریخ و فرهنگ ایران در بین ایرانیان لااقل بعنوان کسانیکه تا این اندازه شرافتمند و قدر شناسند که نمک دان نمی شکنند قابل اخترام باشید. اما شما ترجیخ دادید که مشتی دزد و غارتگر و زن باره را بر ایرانیان ترجیح دهید. بهمین دلیل با کمال تاسف در اینده ایران شما و فرزندان شما روزگار سختی را در پیش دارید.قدرت به کسی وفادار نبوده و شما اراذل و اوباش ///// هم استثنا نیستید!

     
  7. امسا:جوری ریاکاری و وانمود می کنی که گویا زناشوئی و کام گرفتن زن از مرد یا مرد از زن در غرب -یعنی قبله گاه تو که زیر پای آنها می لولی تا دفن شوی!-جور دیگری است یا مثلا وقتی کشیشی رسما اعلام پیوند بین زن و مردی می کند،در آنجا مرد زن را می برد می گذارد طاقچه بالا و کادو پیچ می کند و خبری از گایش و زایش و اینجور چیزها نیست! نه بابا! خودت را بنفهمی نزن،گایش و کامجوئی متقابل زن و مرد از یکدیگر امری فطری و دو طرفه است و ربطی به دین و رنگ و نژاد و طرز رسمیت دادن به زندگی مشترک ندارد.
    ………….
    سید تو و امثال تو ///تر از آنید که من بخواهم باهاتون دهن بدهن شوم ولی چون اراجیفی را اینجا نوشته ای به همین اکتفا می کنم که بگویم بوی تعفن از گفتار و رفتار و مقدسات تان بر می خیزد و برای توجیه اش به هر مزخرفاتی دست می زنید. اینکه هدف از ازدواج یا زندگی زن و مرد در هر صورت به همخوابی و بقول خودت به گایش و زایش …می انجامد شکی نیست و حرف منهم نبود. ولی ایا کشیش مسیحی یا خاخام یهودی و یا مغ زردشتی و یا روحانی بودایی از زن برای سپوختن در برابر وجهی معلوم اقرار می گیرد؟ آنهم در شادترین روز زندگیشان؟ خب سید مگر برای خوابیدن با یک فاحشه یا همان صیغه یکساعت اسلامی مرد به زن چه پیشنهادی می کند؟ ببین سید دین و باور شما زشت تر و منفور تر آز انست که بتوانید ماله کشی کنید. اگر هدف سپوختن نبود چرا اینجا بیان می شد؟ شما برای زندگی انگلی خود مجبور به هر توجیهی هستید. تنها این مورد که نیست. می گوئیم علم می گوئید منظور قرآن از علم علم لدنی(بخون //////ر) است!
    می گوئیم منظور از لذات در بهشت همان شیر و عسل و حوری …است می گوئید نه شما درکی از آن ندارید و منظور معارف و معانی و …(بخوان /////.شعر)….در یک کلام مزخرف گویی شما برای ادامه زندگی انگلی و حفظ آن مرزی نمی شناسد.
    سید ما منظور از زندگی مشترک و نتیجه آنرا هم تجربه کرده ایم و هم درک می کنیم بهمین دلیل هم به شما مفتخوران برای این رسوایی و //////////////////////////////////// تان ایراد می گیریم.بله سید تو درست می گویی که سپوختن و همخوابی و سکس جزئی مهم و در بعضی موارد تعیین کننده از زندگی مشترک است و همه ما هم میدانیم که افرادیکه زندگی مشترک دارند با هم می خوابند.ولی آیا چنین آگاهی ایی احتیاج به فریاد زدن دارد؟ که آهای شما که می خواهید با هم زندگی کنید .ایا حاضرید که همدیگر را بگائید؟ ای زن ای ضعیفه ایا حاضری که گائیده شوی آنهم در مقابل وجهی معلوم!؟آیا سید این چیزی جز /////////////////شما انگلها و ///////////////////////////گریست؟مشکل شما //////////// بخصوص شما مفتخورانی که دین و باور مشتی ابله را به دکانی برای ادامه زندگی انگلی تان تبدیل کرده اید عقب افتاده گی و خشونت کلامی و بی شرمی و بی حیائی هم هست! /// پر از واژه های مروج خشونت و تحقیر و کینه گستر و تشویق به خشونت و توهین و فحش به دگراندیشان …است. شما با هیچ تفسیر و توجیهی نمی توانید آوردن کلمه انکحته یا همان سپوختن و گائیدن را در این مورد بخصوص ماله کشی کنید.دلیل هم خود همین رابطه انسانی و طبیعی دو نفریست که تصمیم گرفته اند و یا در نظام قوم و قبیله ایی/اسلامی تصمیم گرفته شده که با هم زندگی کنند!لفظ انکحته به هیچ معنی ایی در این مورد خاص با توجه به شرایط خاص آن جز سپوختن نمی تواند باشد.و این یعنی شما آخوندها ////////////// و عروس خانم هم /////////// ایست که درمقابل وجهی معلوم خود را به مردی می فروشد!جناب سید ///// شما در طول 1400 سال نه تنها شرافت و انسانیت و دانش و جوانمردی و حقوق طبیعی و فرهنگ و تاریخ و زندگی ما ایرانیان را نابودکرد بلکه ما را به فاحشه گانی تبدیل نمود که خود بدون آگاهی از فاحشه گی خودمان چه زن و چه مرد را بنام ازدواج مقدس شمردیم!تمام موارد و مقدسات //// تان هم غیر از این نیست./////////////// دینی است که در هر سرزمین وارد شود نه تنها شرافت و حمیت و جوانمردی و انسانیت مردمان آن جامعه را بر باد می دهد بلکه از آنها فاحشه گانی بنده وکنیزو نوکر و عبدی می سازد در خدمت نماینده گان سیری ناپذیر و انگل اسلامی. افسوس که هنوز در ایران انسانهایی هستند که نه تنها به این ویروس خطرناک و زشت و تهوع آور باور دارند بلکه برای توجیه باور ابلهانه خود به مزخرفات //////خود را به گفتن اینکه این حکومت اسلام نیست و از این اراجیف خود را به برده گی اسلام و اسلامیان در می اورند.حرف من به این هموطنان اینست!
    هموطن اسلام همین است که خمینی و طالبان و النصره و داعش …می گویند و تمام حکومتهایی که بنام اسلام به قدرت رسیده اند مثل ////////////////////////////////////////// بهمان اندازه به اسلام باورمنده بوده اند و به نسبت شرایطی که داشته اند و روزگاری که دران می زیسته اند از حکومت //////////////////////////////////// از او منصف تر و شرافتمندانه تر و آزادتر بوده اند هر چند که براستی حکومتهای اسلامی جوامع تحت فرمانروایی خود را به لجن زاری تبدیل نموده اند که شقاوت و عقب افتاده گی و ستیز با انسان و طبیعت و شرافت و ارجمندی انسانی و رواج کینه و دشمنی و گدایی و حقارت و بی حقوقی و فقر و تجاوز …روال عادی و روزانه بوده.دوستان! //// در لجنزاری زندگی می کند که خود با باور خود بوجود آورده ولی چون به آن خو گرفته بوی تعفن و لجن///// او را نمی آزارد.حتما داستان مولوی و دباغ در بازار عطرفروشان را خوانده اید!

     
    • قوانین ازدواج باعث فحشا نیست، باید فرقی بین شب عروسی در حضور جمعی از دوستان و خانواده، و رضایت طرفین، طبق اصولی که در هر جامعه ایی مورد قبول افراد ان جامعه است و رفتن به ناکجا اباد باشه، من سوالم اینه که اگر کسی درخواست ازدواج با ابجی شما را داشت، میخواین، طرف بیاد بالا و یک توافقی بین دو طرف مربوطه گاییده شونده از ابتدا بوجود بیاد، یا شما ترجیح میدی تو همون پارکینگ کار تموم بشه، بعضی اوقات وقتی خیلی چپی میشی، مواظب باش چپه نشی، اینجا مردمش بدون همان انکحته کذایی دختر به کسی نمیدن، تو قبول نداری این تو واین پارکینگ. ضدیت با دین را میشه فهمید ولی ریدن به اجتماع را نه.

       
  8. روزه چقوکی!
    ————-

    پارک 30 سانت، خیابان فرعی، در انتظار، پشت فرمان، سیگار می کشیدم. از پیرمردها، پیرزن ها، چادری ها و بچه ها قایم می کردم. ساسی مانکن گوش می دادم. ابرو می انداختم. یک آخوند رد شد، مثل لوله ی شیش اینچ دود دادم بیرون.
    درِ سمت شاگرد باز شد و یک یارو سر و هیکل میزونه سرش راکرد تو.
    – بگیرن 40 ضربه شلّاقت می زنن. از ریشت خجالت بکش.
    تارررق، در را کوبید. خارررت، ترمز دست را کشیدم. خاموش کردم. آمدم پایین.
    – این در را هم بکوب. جفت رگلاژ کنم!

     
  9. حاج مم رضا ناعارف نیازمند تحولات اساسی در کشور هستیم.
    ترجمه: من باید رئیس بشم!
    هدف: شیره مالی به سر ملت، فعلا با این حرفا سرشون رو گرم کنیم.

     
  10. حاجی عراقیچی: اگر فروش نفت به صفر برسد، ممکن است از افغان‌ها بخواهیم ایران را ترک کنند.
    مش قاسم: قربون زبون فارسی و امثال بیمثال این زبون: گنه کرد در بلخ آهنگری به شوشتر زدند گردن مسگری. به حکومت اسلامی نادانان و بیخردان اسلامی خوش آمدید.

     
  11. سید مرتضی

    من عاشق درد و رنج کشیدن شما هستم!

    من خیلی خیلی شما را دوست دارم. اصلاً عاشق شما هستم و برای شما دارم جانفشانی می کنم. آن قدر عاشق شما هستم که دارم تمامی درآمدهای شما را به صفر می رسانم. وقتی شما هیچ درآمدی نداشته باشید، تازه به سعادت می رسید. من همه شما را به فقر و فلاکت می اندازم. من کاری می کنم که از گرسنگی بمیرید. هر روز یک تحریم تازه وضع می کنم. اصلاً چه ضرورتی دارد شما صادرات نفتی و غیر نفتی داشته باشید؟ شما عشق من هستید. منتها من عاشق رنج کشیدن شما هستم. درد و رنج شما عشق مرا عمق می بخشد. من «مجنون» هستم و شما «لیلی». این که دیگران می گویند با اقدامات من ده ها میلیون تن از شما را به صورت فقرزدگان و گرسنگان می بینند، مهم نیست، من که عاشق شما هستم، «دیده مجنون» دارم و می دانم که «در طریق عشق هوشیاری بد است».

    ———-

    درود گرامی
    این کنایه ها را به ملایانی فرود آرید که مختصر نسبتی با خردمندی و حیا ندارند و کشور را با دزدی ها و آدمکشی ها و بی قانونی ها و شیعه گستری های ابلهانه شان به اینجا کشانده اند.
    با احترام

    .

     
  12. سید مرتضی

    ابراز نگرانی شدید هیلاری کلینتون نسبت به سیاست‌های ترامپ در خصوص ایران

    وزیر امور خارجه سابق آمریکا:
    من نمی‌توانم وضعیتی خطرناک‌تر از آن‌چه اکنون در آن قرار داریم را تصور کنم.

    ما در حال حاضر دولتی داریم که اعتقادی به توافقات ندارد.

    ایرانی‌ها گفته‌اند که اگر شما به توافقات پایبند نمی‌مانید ما نیز پایبند نخواهیم بود و غنی‌سازی اورانیوم را آغاز خواهیم کرد.

    من نگران این هستم که این تصمیمی ناشی از اقدامات این دولت (آمریکا) برای تحریک یک چیزی است.

    @Sahamnewsorg
    .

     
  13. سید مرتضی

    وندی شرمن: امیدوارم آمریکا نخواهد ایران را تحریک کند تا این کشور توافق هسته‌ای را کنار بگذارد یا ایران را برای ورود به یک درگیری منطقه‌ای تحریک کند

    رییس جمهور روحانی با دقت بسیار زیادی عمل کرده است؛ توافق را ترک نکرده اما گام‌های ابتدایی را اعلام کرده است.

    من از برایان هوک و دولت ترامپ سوال می‌کنم که آن‌ها پس از یکسال خروج از توافق هسته‌ای چه چیزی بدست آوردند؟ / ایسنا

     
  14. تکاور
    3:06 ب.ظ / می 8, 2019

    انفاقا رضا شاه دوم تو راهه. ببین آمورتی این دیگه مث روز روشنه که ملت با همه نادونیشون چش براه اومدن رضا شاهن!
    فکر نکنم که حتی به یه سال هم بکشه!!
    ————————————————————————————

    جناب تکاور – اگر چنین چیزی که شما میگویید درست باشد – که البته نیست چون اگر شازده رضای شما حتی از امکان بدست آوردن نیمی از رای مردم اطمینان داشت چند ماه پیش که گفتگویی با تبرزدی بعنوان سخنگوی جمهوری خواهان داشت پیشنهاد او بعنوان حضور ایشان مانند رهبر گروهی از مخالفان و نه شخصی که خود را تافته جدا بافته میداند قبول میکرد چون خیالش راحت بود که بعد میتواند با زد و بند که رسم تمام سیاستمداران فریبکار است اوضاع را به نفع خود عوض کند. ولی او میداند که چنین چیزی نیست . به همین دلیل این تبلیغات تهوع آور و وحشتناک بت سازی از خاندانش را در تمام شبکه های مجازی و تلویزیون های مزدور به راه انداخته است.

    تا پیش از شورش دی ماه 96 من گمانم بر این بود که حالا که هیچ حرکتی از طرف روشنفکران ما درخارج از کشور برای اتحادی بین خودشان صورت نمیگیرد شاید این شازده شما شخص مناسبی برای جمع کردن مردم برای سامان دادن به مخالفان باشد. ولی هر چه از دی ماه گذشت دیدم این شخص هنوز همان سودای سلطنت را در سر دارد – اصلا باورم نمیشد که شخصی 40 سال در کشور های دموکرات زندگی کرده باشد و دائم هم وطن وطن و مردم را به زبان بیاورد ولی هنوز دنبال احیای تاج و تخت باشد و آنهم با موذی بازی تمام عیار – که من چشمداشتی به سلطنت ندارم و فقظ نماد ملی باشم.

    با فریبکاری هایی که فقط در ظرف این دوسال از او و طرفدارانش دیده ام – که درست مانند فرقه ها عمل میکنند – به این نتیجه رسیدم که حتی پیدا شدن جسد رضا شاه درست در همان بحبوحه شورش ها و آنهم درست در ماه اریبهشت و روز هایی بسیار نزدیک به تاجکذاری رضا شاه کار او و مزدوران داخلی اش بوده چون چنین چیزی بیشتر به معجزه 100 در 100 شبیه است تا رویدادی همینجوری.

    همان مزدورانی که وسیله اش را فراهم کردند که تمام آرشیو های فیلم های دوران پهلوی را بخرند که تقریبا از همان دوران بطور گسترده در شبکه های تلویزیونی اش مانند من و تو و دیگر شبکه های مزدور تلویزیونی و شبکه های مجازی مورد استفاده قرار میگیرند. و چقدر هم مستند هستند فقط برای قشری گاگول و بی تفاوت که الف شان تیر چراغ برق است.

    درست مانند این میماند که ج.ا براندازی شود و بعد از چند سال دوباره بخواهند آن را احیا کنند و آرشیو فیلم های این 40 سالشان به شکلی از وابستگان شازده رضا بدست آورند و همان ها را بعنوان سند به خورد نادان های نسل بعد دهند که از چیزی خبر ندارند. و دیده اید که تلویزیون ج.ا در این 40 سال بهشتی را به تصویر میکشد که در هیج کجای تاریخ بشر دیده نشده.!!

    واقعا شما و مانند شما در این 40 سال نکبت و بدبختی و ویران شدن کشور و اخلاق و در دورانی که برای کسی که میخواهد حقیقت را بداند این پدیده شگفت انگیز اینترنت در دسترس بوده چه آموخته اید؟

    شخصی با پول های دزدی شده از همین مردم 40 سال در حال عشق و کیف در بهترین نقاط دنیا چگونه میتواند درد و رنج ما را بفهمد؟ و نگویید ج.ا هم بیشتر دزدیده این را خودم میدانم ولی دزد دزد است – چه یک وجب چه 100 وجب – اگر چه این ضرب المثل در ایتجا مصداق ندارد ولی مقصود را میرساند.

    بجای اینکه بعد از 40 سال هنوز میخواهید پادشاهی را احیا کنید شاد باشید باید بنشینید و های های گریه کنید.

    ما مردمان شرقی بقدری بیچاره ایم و تا بدان حد به دیکتاتوری و استبداد خو گرفته ایم که حتی در کشوری مانند ترکیه که دموکراسی بر قرار گردیده بیشرفی مانند اردوغان می آید و دوباره دارد آنرا به سوی دیکتاتوری سوق میدهد. یعنی دموکراسی هم در کشور های شرقی تا سالیان بسیاری هنوز در معرض خطر است یعنی باید همیشه گوش بزنگ بود تا طرف آنقدر قدرت پیدا نکند که دوباره در همان چاه دیکتاتوری بیفتیم.

    قدرت فساد آور است این را روزی هزار بار شما و همباورانتان تکرار کنید تا شاید آنرا درک کنید. اگر به شازده رضا و خاندان پهلوی غلاقه دارید به آنها برسانید که دست از این نادانی بردارند و بیشتر از این جلوی سامان بخشیدن به اپوزیسیون را نگیرند.

     
  15. سید مرتضی

    کانال تلگرام محمد نوریزاد:

    محمد نوریزاد:این مرد، یکی از بزرگان الهی را در خواب دیده که…..الخ”

    “داستان این مرد خوابزده، داستان جناب آسدعلی خودمان است که خود را «همینجوری» رهبر مسلمین جهان می داند و گمان می برد که با سرشاخ شدن با آمریکا و اسراییل و قدرت های برتر جهان، هم مسلمین جهان به یاری اش می شتابند هم قوای الهی!

    بقول جوونا: غنی سازی اورانیومتو!”

    (پایان نقل قول)

    https://t.me/MohammadNoorizad
    —–
    پی نوشت: می گویم یکی از تبلیغات خزعبلانه،دروغ و ناجوانمردانه محمد نوریزاد افراطی سابقا انقلابی و اکنون ضدّ انقلابی،تکرار خزعبلانه مسالهِ همینجوریِ!

    “رهبر مسلمین جهان”خطاب کردن آقای خامنه ای رهبر فعلی جمهوری اسلامی ایران است.

    بنظرم این تکرار های کودکانه،خزعبلانه و همینجوری یک دروغ،تهمت و نسبت ناروا،یا نشان از غباوت فهم و جهل انسان دارد،یا نشان از شیطنت و شیّادی است و یا نشان از بی اخلاقی و بی ادبی و کینه ورزی انسان.

    اولا:نشان دهند که آقای خامنه ای رهبر ایران،در کدام گفته یا نوشته،خود را رهبر تمام مسلمانان جهان نامیده است؟!

    ثانیا:در کدامیک از قوانین اساسی یا عادی جمهوری اسلامی ایران آمده است که رهبری که با واسطه خبرگان و نمایندگان منتخب مردم ایران،به رهبری جمهوری اسلامی ایران برگزیده می شود،برحسب قانون کشور جمهوری اسلامی ایران،رهبر همه مسلمانان جهان در کشورها و جغرافیاهای دیگر جهان است؟!

    ثالثا:من اینجا فرازهایی از نصّ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را نقل می کنم تا سیه روی شود آنکه در او غشّ و شیّادی باشد:

    1- اصل 110 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در مورد “وظائف و اختیارات”رهبری که باید بوسیله نمایندگان مردم در مجلس خبرگان انتخاب می شود اینطور می گوید:

    اصل 110-

    وظايف و اختيارات رهبر

    تعيين سياستها كلى نظام جمهورى اسلامى ايران پس از مشورت با مجمع تشخيص مصلحت نظام.

    نظارت بر حسن اجراى سياستهاى كلى نظام.

    فرمان همه ‏پرسى.

    فرماندهى كل نيروهاى مسلح.

    اعلام جنگ و صلح و بسيج نيروهاى.

    نصب و عزل و قبول استعفاى:

    فقه‏اى شوراى نگهبان.

    عاليترين مقام قوه قضاييه.

    رييس سازمان صدا و سيماى جمهورى اسلامى ايران.

    ريييس ستاد مشترك.

    فرمانده كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامى.

    فرماندهان عالى نيروهاى نظامى و انتظامى.

    حل اختلاف و تنظيم روابط قواى سه گانه.

    حل معضلات نظام كه از طرق عادى قابل حل نيست، از طريق مجمع تشخيص مصلحت نظام.

    امضاء حكم رياست جمهورى پس از انتخاب مردم صلاحيت داوطلبان رياست جمهورى از جهت دارا بودن شرايطى كه در اين قانون مى‏آيد، بايد قبل از انتخابات به تأييد شوراى نگهبان و در دوره اول به تأييد رهبرى برسد.

    عزل رييس جمهور با در نظر گرفتن مصالح كشور پس از حكم ديوان عالى كشور به تخلف وى از وظايف قانونى، يا رأى مجلس شوراى اسلامى به عدم كفايت وى بر اساس اصل هشتاد و نهم.

    عفو يا تخفيف مجازات محكوميت در حدود موازين اسلامى پس از پيشنهاد رييس قوه قضاييه.

    رهبر مى ‏تواند بعضى از وظايف و اختيارات خود را به شخص ديگرى تفويض كند”.
    (پایان)

    —-
    من پرسش می کنم:آیا در صدر این اصل اشاره به تعیین سیاست های کلی نظام جمهوری اسلامی ایران شده یا تعیین سیاست های کلی کشورهای دیگری که مسلمانان غالبا سنّی مذهب جهان در آنها زیست می کنند؟!

    و در دنباله:وظائف یا اختیاراتی که برای رهبر (مصداقش هرکس هست یا خواهد بود) تعیین شده مربوط به حیطه های درونی و ارگانها و اشخاص حقیقی یا حقوقی داخل نظام جمهوری اسلامی ایران است یا مربوط به امور داخلی مسلمانان جهان که در کشورها و جغرافیاهای دیگری زندگی می کنند؟! و آیا در بین این عناوین اختیارات و وظائف برای رهبر (هرکس هست یا باشد) مقوله ای مربوط به رهبریت مسلمانان کشورهای دیگر دیده می شود؟!
    —–
    بنابر این،روشن است که بقاعده حقوقی و نصّ قانون اساسی و ساختار حقوقی نظام جمهوری اسلامی ایران،رهبر منتخب مردم ایران (بواسطه خبرگان منتخب مردم) رهبر جمهوری اسلامی ایران واقع در جغرافیای کشور ایران است.و اینکه رهبر روی وظائف اسلامی عمومی و قاعده امر بمعروف و نهی از منکر یا تعاون اسلامی(تعاونوا علی البرّ و التقوی..)،پیرامون مصالح عمومی جهان اسلام،وحدت اسلامی،مقابله با نظام زور و سلطه،با اسلامیان و مسلمانان جهان مرتبط باشد،به آنان توصیه کند،به مظلومان و ستمدیدگان مسلمان و غیر مسلمان کمک های معنوی و مادی کند،اینها هیچ دلالتی بر این ندارد که رهبر منتخب جمهوری اسلامی ایران رهبر همه مسلمانان جهان باشد.

    بنابر این،انسان باشید و مودّب باشید،و وقتی دست اتان از سخن منطقی خالی است،مثل مارکسیستها،تبلیغات شیّادانه نکنید که موجب افتضاح خود شماست.

    بقول جوونا:انصاف و عقلتو!

    همین!

     
  16. فرض کنید رضا پهلوی بد و پدر و مادر و پدربزرگش بد آیا چنین تشکل علمی را می شود نادیده گرفت؟

    https://www.youtube.com/watch?v=8AsOgnC1G4o

    گفتگوی شهرام همایون با پرفسور الهیار کنگرلو-ققنوس

     
  17. سید مرتضی

    یادداشتهای اسد الله علم (پهلوی شناسی و عبرت)
    ———————————————————

    شاه: نیکسون به من گفت هر سلاحی اعلیحضرت بخواهد به ایران می فروشم! حالا نیکسون برای پیروزی در انتخابات نیاز به پول دارد، ایران هم محرمانه پولش را می دهد تا او در انتخابات پیروز شود!

    ✍️ اسدالله علم

    «[با سفیر آمریکا در ایران خیلی حرف زدم]. راجع به انتخابات آمریکا صحبت کردیم که اگر مخالف نیکسون برد برای دنیای آزاد خطرناک است، زیرا در مقابل کمونیسم جز از راه قدرت نمی توان ایستادگی کرد[مخصوصاً که الان که نیکسون به شاهنشاه وعده داده هرگونه سلاحی بخواهد، به ایران می فروشد!].

    این جا مطلبی به من گفت که احتیاط می کنم بنویسم! حتی ممکن است ۵۰ سال بعد از مرگ من برای روابط ایران و آمریکا زیان آور باشد!

    گو این که حالا خیلی خوب است و نشانه نهایت اطمینان رئیس جمهور آمریکا به شاهنشاه ماست!- راجع به انتخابات آمریکاست[که شاهنشاه از درآمدهای کلان نفتی در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا برای پیروزی نیکسون بر رقیب اش هزینه کنند!].

    گفتم: یقین دارم شاهنشاه با حسن قبول تلقّی می کند و من مطلب را عرض خواهم کرد، مطمئن باشید اجابت می شود!…

    صبح شنبه در نوشهر شرفیاب شدم، جریانات را عرض کردم. باعث تعجب خاطر شاهنشاه هم شد، ولی خوششان آمد!

    مطلب را قبول فرمودند. حالا منتظریم ببینیم از رئیس جمهور چه خبر می رسد!»

    (خاطرات علم، جلد دوم، ص ۲۷۵. ۸ مرداد ۱۳۵۱).

    —–

    پی نوشت:از این بخش از یادداشتهای علم اینطور استفاده می شود که غیر از ریخت و پاش های خانواده سلطنتی،و غیر از هزارها دلاری که صرف خانم بیاری برای شاهنشاه از پول ملت ایران می شده و صرف گردشهای متواتر جقّه همایونی
    می گردیده،حتّی هزینه پیروزی برخی روسای جمهوری امریکا (نیکسون) نیز از پول ملت ایران تامین می شده است! تا در ازای آن دوباره از امریکا سلاح خریداری کنند با پول مردم ایران!،تا حکومت شاه نقش ژاندارمی امریکا در منطقه و بیخ گوش شوروی کمونیستی سابق را ایفاء کند!

    واقعا امریکا در طول تاریخ در گاو نه من شیرده خواهی خود تفاوتی کرده است؟!

    و واقعا چه شاه دلسوز و مردم دوست و میهن پرستی داشته این کشور!

    قابل توجه آنان که شب و روز و خواب و بیداری اشان صرف خمینی کوبی و در عین حال تقدیس جقّه های همایونی می شود!

     
  18. امیر حسین

    سلام من شاید این آخرین کامنت باشه که میدم و میخواهم خلاصه حرف ها و …
    من اول از کسانی که نسبت به دین بد بین هستند باید بگم که مشکل از دین و پیامبر و … نیست مشکل دین تحریف شده و … است که این آخوند های کثیف به ما عرضه کردند دوستان لطفا نسبت به دین بد بین نشوید
    آن کسانی که از این حکومت جهل و … حمایت میکنند یا آدم های خیلی … یا یه چیزی میگیرن که دفاع میکنند و این کاملا ثابت شده است و من میخواستم به سید مرتضی بگم که آدمی که خواب رو میشه بیدارش کرد ولی آدمی که خودش رو به خواب زده نمیشه بیدارش کرد یا اینکه دست از جهل و … بر میداره و یا اینکه به کار های … ادامه میده و بیشتر در جهل و نادانی فرو میره و آن عکس که در کامنت های زیر گذاشته بودی بهتره اول بری درست عکس رو نگاه کنی بعد درباره آقای نوری زاد قضاوت کنی که من مطمئن هستم خودت خوب میدونی ولی از روی جهل و یا به خاطر اینکه مزدور حکومت هستی میای این نظر های … که در هر حال امیدوارم روزی به عقل بیای و بفهمی که داری چکار میکنی و از چه حکومت کثیفی داری حمایت میکنی و دست از این کار های شرم آور برداری و … من خودم قبلا مثل تو بودم یه آدم احمق که از این جنایت کار ها دفاع میکردم ولی یه روز به عقل اومدم و فهمیدم داره تو کشوری که دارم زندگی میکنم چی میگذره من خودم رو به خواب نزده بودم و تونستم از آن دوران جهل و حماقت بیرون بیام ولی تو که خودت رو به خواب زدی …
    حکومت شاه فقط نیاز اصلاح داشت و هیچ نیازی به انقلاب نبود حکومت شاه حکومتی بود که خوبی هایش چندین برابر بیشتر از بدی هایش بود ولی کشور ما الان نیاز به انقلاب دارد

     
    • 1- شما که الان هم هنوز احمق هستی و شاید احمق تر از گذشته،چون معتقدی حکومت شاه باید ادامه می داشت و فقط باید او را اصلاح می کرد! می دانی چرا می گویم احمقی؟! برای اینکه نکته اش اینه که در مورد یک نظام پادشاهی موروثی که بر خلاف قواعد عقل و قواعد دموکراسی هست حکم می کنی که باشد و فقط اصلاح شود! اما در مورد سیستم جمهوری اسلامی،یعنی سیستمی که اکثریت قریب باتفاق مردم ایران در سال 57 اونو با رای خود تاسیس کردند معتقد نیستی که باید اونو حفظ و در عین حال قوانین و روش های مدیریتی حکومتی آنرا اصلاح کرد!

      از این جهت بنظرم شما هم احمقی و هم خود را بخواب زده ای و انسان خواب را می توان بیدار کرد اما انسانی را که هم خود را بحماقت زده و هم بخواب،نمیتوان از خواب احمقانه اش بیدار کرد! می بینی که غرضم توهین نبود فقط خواستم حماقت ات را بطور مستدل آفتابی کنم!

      2-نوشته ای که این آخرین نوشته ات است! بله ممکن است این آخرین نوشته تو با این اسم (امیر حسین) باشد،اما آخرین نوشته تو در این وبسایت نیست،می دانی چرا؟! برای اینکه سرقفلی بسیاری از اسامی در این سایت متعلّق بتوست!
      همین!

      ———–

      درود گرامی
      نوشته اید:

      ….نظام پادشاهی موروثی که بر خلاف قواعد عقل و قواعد دموکراسی هست….
      من اگر این سخن شما را قبول داشته باشم، هرگز اما، نه که مختصری، بل ذره ای شعور و عقل و قانون و خردمندی و مملکت دوستی و منفعت ملی در خزعبلی به اسم “ولایت فقیه” نه دیده ایم و نه خواهیم دید. می شود یکی از شاخصه های شعوری و نفعی و ملی این خزعبل خود ساخته ی مذهبی را برای ما بنویسید؟ خزعبلی که خود آیت الله های شیعه آن را قبول ندارند اما نه که لقمه ها بدان وصل است، در کانون علائق شمایان است چه جور!!
      با احترام

      .

       
  19. جناب ن.م اگر سید مرتضی در اقلیت است خب طبق درست است که در یک سیستم دمکراتیک باید از حق حرف زدنش دفاع کرد ولی در همان سیستم هم اجازه اشغال جا بیش از رایش ندارد. بنابراین مقصر خود سید و است که با ///////////////////////// دهن گشادی می کند .والا همه اغلب کسانیکه در این سایت می نویسند هم رژیم پهلوی را می شناسند و هم خاطرات علم را خوانده و هم گذشته بسیاری از گروهای سیاسی را بخوبی می دانند. سید مرتضی آخوند است و از خصایل آخوندی /// طلبکارکاری و بی شرم ی و //// و نمک ناشناسی و تمامیت خواهی است. بهمین دلیل هم حضرتش این چنین در خانه دیگری به اشغالگری می پردازد ولی تا اینحد شرافت ندارد که سایتی بزنذ و همین نوریزاد را دعوت کند تا درآنجا آزادانه بنویسد!

    شکی نیست که بت ساختن پهلویا توسط عده ایی انجام می گیرد و همان عده هم سعی در جا انداختن حکومتی پادشاهی و با رهبری رضا پهلوی در ایران برپا کنند .و مجاهدین و سایر گروهای دیگر نیز بعنوان نیروهای سیاسی در ایران اینده برای گرفتن قدرت بسیج شده و می شوند.بفرمائید چه عیبی در اینکارست؟مگر بنانیست که در ایران اینده تمام گروهای سیاسی و نحله های فکری به رقابت بپردازند؟ایا انتظار دارید که سلطنت طلبان یا مجاهدین یا چپها و یا نیروهای دمکراتیک …براحتی دست از نوع حکومت ایده آل خود برداشته و قدرت را بدیگران واگذارند؟ مسلما چنین نخواهد شد. امیدوارم شما هم منظورتان نباشد که در آینده از این استبداد رها شده و به استبداد دیگری گرفتار شویم.

     
    • مزدک! من در سایت نوریزاد و با اجازه و رضایت خود او می نویسم،حالا -بقول خودت- بتوچی؟! و بقول آذریها :تو رو سن نه؟! مگر من در سایت تو می نویسم که در مورد نحوه نوشتن من یا محتوای نوشته هایم فضولی می کنی؟! راستی چرا خودت یک سایت نمی زنی بنام خودت تا من آنجا هم بیایم سراغت؟!
      در مورد یادداشت های علم،هم باز بتو مربوط نیست،بله خاطرات علم بصورت مجموعی مثل بسیاری از کتب دیگر در دسترس همه هست و شاید برخی آنرا خوانده باشند،یا نخوانده باشند،یا بطور ناقص و سطحی خوانده باشند،من خودم هم باور کن تاکنون خاطرات علم را نخوانده بودم با اینکه نسخه الکترونیکی هر 6 جلدش را دارم،اما خوب اینجور که اکبر گنجی زحمت می کشه و موضوع موضوع مسائل رو بصورت تکّه تکّه منتشر می کنه انصافا کار خوبی و خدمت خوبی است در جهت پهلوی شناسی،و عبرت تاریخی و تامل بیشتر در مورد حقانیت انقلاب عمومی مردم ایران اعم از همه گروهها و طبقات.یک کتاب طولانی را هم ممکن است من یا تو یا دیگری فرصت نکند همه اش را پیوسته و پشت سر هم بخواند،اما اینجور قطعه قطعه بررسی کردن و ضبط کردن و انتشار خدمت بزرگی است در فضای عمومی و به تاریخ ایران و خصوصا نسل هایی که اول انقلاب نبودند یا در آینده خواهند آمد تا بفهمند نظام پادشاهی و شخص شاه و اطرافیان او چه هیولاها و جانوران فاسد و دزدی بودند که هنوز در خارج در حال نشخوار آن دزدی ها هستند و هنوز گروهی ابله و نمک نشناس هم برای اینکه حقانیت انقلاب بزرگ و شکوهمند مردم ایران را بکوبند،در مورد این فاسدهای عیّاش و دزد و فریبکار و منفعل در برابر اجنبی گزافه گوئی می کنند و در صدد تطهیر و تقدیس آنها هستند.و من کاملا نگرانی برخی افراد را از نشر این قطعات تاریخی درک می کنم که چطور تلاش آنها برای وارونه نمائی و سیاه نمائی های خزعبلانه و نمک نشناسانه،با روشن شدن ماهیت شاه و دربار شاه،نقش بر آب می شود.ضمنا نه بنده و نه اکبر گنجی که من با خود او در بسیاری جهات و از جمله مخالفت با جمهوری اسلامی اختلاف دارم و در باب عقائد دینی او را فردی منحرف و کم دانش می دانم،هیچکدام هیچ تصرفی در اصل عبارات علم نمی کنیم،البته عنوان ها از گنجی است که از مضمون عبارات علم و گاه عین لفظ او انتزاع و نقل می شود،و بقیه قلّاب ها و توضیحات پرانتزی آن از ناشر آن است که دوست صمیمی علم و وزیر اقتصاد شاهنشاه بوده،و کاری هم که من می کنم یک ویرایش فارسی مختصر است تا متن از درهم بودن خارج شود و خواننده بصورت راحت و روان آنرا مرور و درک کند،برخی علائم تعجب انتقادی هم البته از من است اما اصل عبارات همه از علم وزیر دربار و یار غار و صاحب سرّ و خلوت شاهنشاه خانم باز ایران است.
      ضمنا من بنا دارم ذیل هر بخش،برداشت های انتقادی خود را ذیل آن ذکر کنم.
      یک نکته ای هم که برخی اشتباه می کردند یا می کنند این است که خیال می کنند این یادداشت ها صرفا بیان حریم خصوصی و گردش و دختربازی های شاه و ملیجک اوست! در حالیکه اینچنین نیست ،و می بینید که گنجی بترتیب همه گفتگوهای سیاسی یا امور مالی دربار و پشت صحنه های آنرا منتشر می کند.
      در هر حال یا ایّها المزدک! بتو ربطی ندارد که من -سید مرتضی-بعنوان اقلیت یا یک فرد طرفدار جمهوری اسلامی اینجا چقدر می نویسم یا چه می نویسم،تو سعی کن اول جنس خوب مصرف کنی!و وقتی هم می خواهی بنویسی جنس مصرف نکنی تا به عربده کشی و زشت گوئی و الفاظ چنگکی نیفتی!

      بی انصاف لا مروّت! اینقدری که تو اینجا نوریزاد را اذیت و خسته کردی من نکردم،من فقط مطالب انتقادی خودم را می نویسم و باشتباهات نوریزاد اشاره می کنم،اما تو فقط شرّ و ور می نویسی و ناچار می کنی میزبان را که خوب عربده هایت را پالایش کند!

       
  20. آمریکا و خیانت به مذاکره

    الان در هرجای دنیا، کسی به دنبال مذاکره باشد، مخالفین مذاکره، برجام را به سر نیزه می‌زنند و می‌گویند از گفت‌وگوی ایران با کشورهای 1+5 درس عبرت بگیر و وارد این بازی نشو. تصمیم‌های ترامپ از آغاز ریاست جمهوری‌اش تا به امروز به ضرر صلح جهانی بوده است و هیچ کمکی به بشریت نکرده است. انسانیت در زمان ترامپ قربانی پول نفت شده است.

    عصرایران؛ مصطفی داننده- ایران، یک سال بعد از خروج آمریکا از برجام اعلام کرد که دیگر خود را متعهد به رعایت محدودیت های مربوط به نگهداری ذخائر اورانیوم غنی شده و ذخائر آب سنگین نمی‌داند. ایران همچنین به کشورهای متعهد در برجام ۶۰ روز مهلت داد تا برای اجرای تعهدات خود بویژه در حوزه های بانکی و نفتی اقداماتی را انجام دهند.

    خروج ایالات متحده و تصمیم جدید ایران به معنای واقعی کلمه، برجام را به کما برد و امروز همه نگران فردای برجام هستند. پایان برجام برای جهان یعنی پایان گفت‌وگو.

    گفت‌وگوهای هسته‌ای میان ایران و کشورهای 1+5 از سال 2006 آغاز و در سال 2015 به سرانجام رسید. دو طرف 11 سال پشت میز نشستند، گفت‌وگو کردند، چانه زدند، قهر کردند تا بالاخره برجام به دنیا آمد.

    تقریبا می‌شود گفت به جز چند کشور محدود همه جهان از این توافق راضی بودند و آن را مقدمه‌ای برای گسترش گفت‌وگو در جهان معرفی کردند.

    برجام تازه داشت راه رفتن را یاد می‌گرفت که ترامپ از راه رسید و اعلام کرد پای برجام نمی‌ماند و از آن خارج خواهد شد. موش دوانی‌های اسرائیل و عربستان به عنوان دو مخالف جدی توافق هسته‌ای ایران نیز تاثیر فراوانی در این تصمیم ترامپ داشت. رییس جمهور آمریکا برجام را بدترین توافق تاریخ آمریکا خواند و بالاخره در ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۷ خورشیدی، ترامپ امضای خروج خود را پای برجام انداخت.

    آمریکا و خیانت به مذاکره

    ایران بعد از خروج آمریکا از برجام شرایط سخت اقتصادی را تحمل کرد و حالا با گذشت یک سال از آن روز، ایران بعد از دیدن ناتوانی اروپا در برابر تحریم‌های آمریکا تصمیم گرفت، وارد فاز جدیدی شود.

    خروج آمریکا، تصمیم جدید ایران و انفعال کشورهای اروپایی حکایت تلخی برای دیپلماسی در جهان است. اتفاقاتی که برای برجام افتاد، باعث شد نگاه‌ها به مذاکره و گفت‌وگو منفی باشد.

    درهمین ایران، خیلی‌ها شرایط بد اقنصادی ایران را حاصل مذاکره کردن با آمریکا می‌دانند و می‌گویند حداقل زمانی که مذاکره نکرده بودیم شرایط بهتری داشتیم.

    الان در هرجای دنیا، کسی به دنبال مذاکره باشد، مخالفین مذاکره، برجام را به سر نیزه می‌زنند و می‌گویند از گفت‌وگوی ایران با کشورهای 1+5 درس عبرت بگیر و وارد این بازی نشو.

    واقعا رفتار ترامپ با برجام مانند رفتار یک قلدر بود که می‌خواست حرف، حرف خودش باشد بدون اینکه به عواقب و اعتبار کشورش فکر کند. در حالی که تمام طرف‌های برجام مخالف خروج آمریکا بودند، ترامپ پایش را در یک کفش کرد که از توافق هسته‌ای خارج خواهیم شد.

    آمریکا امروز مهم‌ترین خائن به مذاکره است. ایران در زمینه توافق هسته‌ای به تمام بندهای برجام پایبند بود، درست برخلاف ایالات متحده.

    شاید برخی بگویند تصمیم‌های ترامپ برای منافع ملی آمریکاست اما باید به آنها گفت که آمریکا ترینیداد و توباگو نیست که تصمیماتش اثری بر جهان نداشته باشد. چه بخواهیم و چه نخواهیم آمریکا قدرت اول جهان است و هر تصمیمی می‌گیرد بر کل مردم دنیا اثر می‌گذارد.

    تصمیم‌های ترامپ از آغاز ریاست جمهوری‌اش تا به امروز به ضرر صلح جهانی بوده و هیچ کمکی به بشریت نکرده است. انسانیت در زمان ترامپ قربانی پول نفت شده است.

    بی‌جهت نیست که خیلی از مردم در سراسر دنیا دعا می‌کنند که شاهد تکرار ریاست جمهوری او نباشند.

    https://www.asriran.com/fa/news/667029/

     
  21. سید،
    این مومنین چه کسانی اند؟ افرادی که به الله محمد ایمان بی چون و چرا آورده اند، چه شک و تردید در اسلام نامش کافر و ملحد و شایسته ی مجازات است.
    سید یکدفعه جوش آوردی و آمپرت پرید که بله زنان هم نیز به بهشت می روند. بهشت زنان هم مثل مردان است؟ یا در کنار همسرانشان زندگی می کنند؟عینهو روی زمین؟ صیغه و دائمی؟ می تونند هر کاری که خواستند بکنند یا اونجا هم احتیاج به مجتهدی و ملایی است؟
    حوا که سیب را به آدم داد از کجا یکبار دیگر این کارو در بهشت مردانه نکند؟
    غیر از این در قران از هفت آسمان صحبت شده و کوهها که آسمان را برافراشته نگه داشته اند؟ تفسیر شماچیست؟
    فعلا این چند سوال برای کم جوش آورتنان کافی است.

     
    • بی تربیت!

      عوض تشکّرت بود که اطلاعات بهت دادم؟!

      اینقدر آزادگی و عرضه نداری که اگر کسی اشتباهت را نشان داد به اشتباه اقرار کنی پروفسور جاهل قرآن شناس؟!

      چون بی تربیتی،پس در جهل خود بمان!

      بهشت هم بشما مربوط نیست!

      یک فکری برای جهنّمی که از همین جا در حال تهیّه آن هستی کن!

      همین!

       
  22. امیر حسین خنجی
    برای آن که بدانید فلسفه در اسلام ممنوع است و فیلسوفان کافر استند کتاب پرآوازۀ امام ابوحامد غزالی را بخوانید عنوانش: تهافت الفلاسفه. دهها کتاب دیگر در همین زمینه توسط فقیهان بزرگ تألیف شده که فلسفه و فیلسوفان را تکفیر کرده اند.
    همۀ کسانی که عنوان فیلسوفان اسلامی دارند در زمان خودشان مسلمان اسمی بوده اند و نزد فقیهان ملحد شمرده شده‌اند. در این زمینه استثناء وجود ندارد. ملحد بودن همگی شان اثبات شده است.
    پس ما فلسفۀ اسلامی نداریم. فلسفه در سرزمینهای اسلامی شده داریم که نظریه پردازانش دانش وران برخاسته از خانواده های مسلمان بوده اند ولی خودشان انگ ملحد خورده اند. ردیف کنید نامهای فیلسوفان ملحد را، از رازی و فارابی و ابن سینا و بیرونی تا سدۀ هفتم هجری. تألیفات ابن سینا در برخی از تألیفات بزرگان مسلمان عنوان «کفریات ابن سینا» دارد. کفریات رازی که مشهور است. کفریات فارابی نیز همچنین.
    فلسفه «کفریات» است. کفریات نیز یعنی مخالف اسلام.

     
  23. ترجمۀ نوشته ئی از مقدمه ابن خلدون بخوانیم:
    «عربها وقتی بر سرزمینهائی دست یابند آن سرزمینها با شتاب رو‌ بە ویرانی می‌رود؛ زیرا عربها ذاتًا خوی وحشی‌گری دارند و این خو در آنها ریشه‌دار است و تبدیل بە خُلقیات و رفتارهای جمعی‌شان شده است… و این بە آن‌سبب است کە آنها اهل یک‌جانشینی نیستند بل‌کە در نقل و انتقال برای دست‌یابی بە غنائم‌اند، و این امر با آبادسازی منافات دارد، زیرا آبادسازی لازمه‌اش یک‌جانشینی است. بەعنوان مثال، سنگ در نظرِ آنها ابزاری برای ساختن کانون آتش است تا دیگ بر رویش بگذارند؛ از این‌رو سنگِ دیوار خانه را بَرمی‌کنند تا کانون آتش بسازند؛ یا کاربردِ تیر چوبین بەنظر آنها برای ستون خیمه است، و از این‌رو سقف خانه را خراب می‌کنند تا تیرش را برداشته تیرک چادر کنند… این حالتِ عمومیِ عرب است. عرب طبعًا گرایش بە تاراج‌گری دارد و می‌خواهد کە آن‌چە در دست دیگران است را از آنها بگیرد؛ زیرا روزیش را توسط نیزه‌اش بە‌دست می‌آورَد. عرب در گرفتنِ اموالِ دیگران هیچ حد و مرزی برای خودش نمی‌شناسد و همین‌کە چشمش بە مال و متاعی افتاد آن‌را تاراج می‌کند… آنها ساخته‌های اهل حرفه و صنعت را بە زور می‌گیرند و برای این ساخته‌ها بهائی قائل نیستند و پاداش و نرخی نمی‌شناسند. و چنان‌کە می‌دانیم هدف از صنایع و پیشه‌ها کسبِ مال است؛ و اگر قرار باشد کە هرچە ساخته شود بی مزد و بها برود دیگر تشویقی برای صنعت‌گر باقی نمی‌مانَد و دستها از ساختن بازمی‌مانند و صنعت از میان می‌رود. همچنین آنها عنایتی بە بازداریِ مردم از فساد و جلوگیری از بعضی بە وسیلۀ بعضِ دیگر ندارند؛ بل‌کە همۀ هدفشان آن است کە اموال مردم را بە زور یا بهانه از دستشان بیرون بکشند؛ و وقتی این هدف برایشان تحقق یابد از پرداختن بە اصلاحِ امور مردم و اندیشه دربارۀ مصالح و منافعِ آنها خودداری می‌کنند و کسانی کە فساد می‌کنند را از فسادکاری بازنمی‌دارند. اگر کیفرهائی هم وضع کنند برای آن است کە مال از دست دیگران بیرون بکشند. طبیعتِ آنها چنین است… بنگر بە سرزمینهائی کە توسط آنها تسخیر شد چەگونه تمدن در آنها فروپاشید و مردم در آنها تهی‌دست شدند و زمینهای آنجاها وضعیتِ اصلی‌اش را از دست داد!… در عراق همۀ آن ساخته‌های تمدنی کە ایرانیان بنا کرده بودند نابود شد».

     
  24. خواهر شهید

    در نروژ در بعضی از خانه‌هایی که درخت سیب دارند رسمی وجود دارد که صاحبخانه‌ها سیب‌های اضافی حیاط را در بسته‌های کوچک قرار می‌دهند و به دیوار حیاط نصب می کنند تا عابرین اگر دوست داشتند آنها را بردارند.حالا تصویر مربوط به ایران را ببینید

     
    • یک فعال کارگری

      آخر بی انصاف این خرما رزق و روزی یک بدبختی است که با هزار خون جگر نمی تواند خرج زن و بچه اش را در بیاورد چکار دارد به سیب های باغ یک نروژی که از سر تفنن درخت سیب در حیاط خانه دارد و میوه آن را با همشهری‌هایش تقسیم می کند که به جای خود کار سوسیال و شایسته ای است. آخر کی ما باید متوجه بشویم که یک با یک برابر نیست عزیز دل برادر. ولی ما ایرانی ها هم آنطور که می گویند بد نیستیم . در موقع سیل دیدید که مردم چطور به همدیگر کمک کردند و حتی از جان گذشتگی بخرج دادند. وقتی مردم خوب بلوچستان برای سیل زدگان آب ارسال کردند من اشک در چشمانم از این همه شرافت حلقه زد.
      در انقلاب بعدی خواهید دید که ما چه ملت ارزشمندی داریم
      پیروز باشید

       
  25. خواهر شهید

    در نروژ در بعضی از خانه‌هایی که درخت سیب دارند رسمی وجود دارد که صاحبخانه‌ها سیب‌های اضافی حیاط را در بسته‌های کوچک قرار می‌دهند و به دیوار حیاط نصب می کنند تا عابرین اگر دوست داشتند آنها را بردارند.حالا تصویر مربوط به ایران را ببینید

     
  26. اجلال کردستانی

    به جناب نوریزاد سلام می کنم

    ساسی مانکن همه را بر باد داد

    این روزها ویدیوی منتشر شده از رقص و شادمانی دانش آموزان واکنشهای بسیاری را در شبکه های اجتماعی به همراه داشت.دلواپسان به شدت برآشفته شدند و فریاد بر آوردند که ایمان رخت بر بست.
    دلواپسان چشم ها را بسته و گوش شان از این همه داد و فغان خلایق پر شده و تنها نگرانی که دارند، شادمانی دانش آموزان است.
    علی مطهری نماینده اصولگرای اصلاح طلب! مجلس بیش از همه بر افروخت و روی ترش کرد و خواهان محکمه ی عاملان این اتفاق ناگوار! شد.مطهری که این روزها کعبه آمال اصلاح طلبان برای ریاست جمهوری ۱۴۰۰ شده در مقام مدعی العموم حکم‌ به داغ و درفش داد.
    این آشفتگی و دست پاچگی علی مطهری و دیگر دلواپسان چند پرسش را به ذهن متبادر می سازد.
    یکم: ۴۰ سال از استقرار و تثبیت نظام می گذرد،‌حال پرسش اینجاست چه شده است که ترانه ساسی مانکن همه آموزه های این چهار دهه آموزش و پرورش را بر باد داده است.
    دوم: چرا رگ غیرت علی مطهری و دیگر دلواپسان دنیا و آخرت مردم در برابر سوختن دست وصورت #دانش_آموزان شین آبادی نجنبید و عذاب# وجدان نداشتند.

     
  27. جناب نوریزاد
    جمهوری اسلامی
    فرصت بی‌نظیر و منحصر به فردِ تاریخیِ تشیّع برای حکومت بود
    که شیعیان آن را با عقده‌گشایی، ظلم و ستم، بی‌اخلاقی و نفاق، ریا، رشوه، ربا و … آنرا هدر دادند.
    منبعد ِ تاریخ، شیعه همواره حسرت آنچه را که داشت و تلف کرد خواهد خورد …

     
  28. طلبه تبعیدی

    درود دوست گرامی چهل سال بر روحانیون شیعه چه گذشت دادگاه ویژه روحانیت یک غده سرطانی است و مخوف ترین و امنیتی ترین دادسرا و دادگاه کشور و دادگاه فوق العاده است و تاسیس ان خلاف قانون اساسی کشور است که حاکمیت به اعتبار همین قانون اساسی خون مردم را دارد می مکد سیطره دادگاه ویژه روحانیت انقدر است که مراجع تقلید را به بند بکشند کافی است که ابدار چی دادسرای ویژه روحانیت باشید انوقت می توانید یک امام جمعه وحتی یک فقیه بلند اوازه را به سلابه بکشید حوزه های علوم دینی دولتی شده اند و وابسته به رژیم هستند و همانند یک پادگان نظامی عمل می کنند قسمت حراست است دادسرای روحانیت بر ان سیطره دارند همه طلاب باید مشق فکری عالمی را بنویسند وبه نوکری او در ایند که سرش به اغور بیت رهبری است و الا نابود می شود و تباه می گردد این است علت عقیم شدن حوزه های علوم دینی ترس از دادسرای ویژه روحانیت و مکافا تش دادگاه و دادسرای ویژه روحانیت این جزیره مستقل فسق وفساد پرکارترین دادسرا و دادگاه طی چهل ساله بوده است رژیم وحشت دارد از رو حانیون غیر دولتی ومستقل وانان را تحت نظر میگیرد برای عده ای پرونده واهی تشکیل می دهد و احکام سنگینی محکوم میکند تا عبرت دیگران شوند فشار به روحانیون بر اساس ترس است و استیصال چون مشروعیتشان محل پرسش و علامت سوال است به اقای ثابتی رییس ساواک حکومت مرحوم پهلوی درود می فرستم جناب ثابتی شما شریف بودید وشرافت داشتید در مقابل رژیم سفاک و خون اشام که موسوم است به حکومت اسلامی رژیم حکومت اسلامی پدر خوانده داعش ابوبکر بغدادی است یعنی داعش نوادگان حکومت جمهوری اسلامی هستند وخوی سرکشی وخون خواری ونابودی تمدن بشری را از ایران اموختند چهل سال به روحانیت شیعه چه گذشت در رژیم استبدادی و دیکتاتوری ایران قربانیان دادگاه ویژ ه روحانیت چه کسانی هستند. یاد و خاطره علما فقها مصلحان و فر هیختگان علمی و دانشگاهی مان کانون نویسندگان قتلهای زنجیره ای شهدای کوه دانشگاه تهران شهدای گلستان بهشت خاوران تهران شهدای جنبش سبز کودتای انتخابات سال ۸۸ راگرامی میداریم یادمکنیم ازفقهای معظم شیعه که در حبس حصر محل تبعید سلاخی شدن وبه شهادت رسیدند مرحوم ایت لله شریعتمداری ایت الله سید حسن قومی طباطبایی ایت الله سید حسین قمی طباطبایی ایت الله خاقانی ایت الله برقعی ایت الله سید محمد شیرازی ایت الله سید محمد روحانی ایت الله سید رضا شیرازی ایت الله سیدحسن ابطحی ایت الله احمدقابل ایت الله اذری قمی ایت الله لاحوتی و فقیه عالیقدر ایت الله منتظری ووو یادشان گرامی باد باسپاس عین الله رضا زاده جویباری

     
    • طلبه تبعیدی گرامی.این درود به ثابتی را خوب نیامدی چون ثابتی کثیفترین رذلترین بیشرفترین و………….فرد در زمان پهلوی دوم بودبا پوزش ما اگر باجمهوری اسلامی مشگل داریم که زیادهم داریم دلیل بر درود فرستادن به مخمد رضا نیست مقایسه ونوشتن خلاف های او لازم است چون باعث فهم درست تاریخ میگردد که موجب بازشدن چشممان ونیفتادن مجدد در چاه شاهنشاهی میگردد./

       
  29. آقای نوریزاد

    روح الله حسینیان نماینده مجلس بود و رییس مرکز اسناد انقلاب اسلامی. روحانیون با سابقه حوزه علمیه قم او را به بدنامی میشناسنددر دوران اولیه طلبگی اش به ( خسرو خوشگله ) در حوزه معروف بوده است پرونده اش زیر بغل اولین نماینده آشوری ها در مجلس اول بوده که این شخص بنام (بیت اوشانا ) که جراح و متخصص بیماری های مقعد بود و چندین بار در حاشیه مجلس با خنده گفته بود بعضی ها چون من مسلمان نبودم برای درمان نزد من میامدند و این نماینده مجلس متمایل به چپ بود و همه نمایندگان این را میدانستند و به او کاری نداشتند و میترسیدند که دهان باز کند و در باره حسینیان حرفی بزند
    حسینیان بعدها عضو وزارت اطلاعات شد . در دهه 60 قاضی یا بقول خودش قاتل شد و احکام اعدام صادر کرد پس از آن نیز مشغول صدور فتوای قتل شد از جمله ترور حجاریان

     
  30. مرم ایران درمانده از حکومت اسلامی اند.
    مبارزه دائمی ایرانیان برعلیه حکومت ولایت فقیه راباید باور کرد و اهمییت داد نه تنها زندانها و گورستانها شاهدانند ، بلکه پرونده سازی های حکومت داعشی بر شهروندان و حکمهای علیه نظام علیه رهبری و میزان مهاجران نشانه خشم و تضاد ملت ایران با این حکومت داعشی است.
    حکومت ولایت فقیه داعشی با احکام شرعی و دینی خود دختران و زنان را خرید و فروش می کند ایران را تصاحب کرده و با کلییت آن چون غنیمتی جنگی دوران پیامبر رفتار می کند. حساب پس نمیدهد و جوابگو نیست ، چرا باید به بردگان جوابی داد؟

    حکومت ولایتی اینکه اکنون به تهدید جهان دست زده فقط دلیل بر استیضال موقعیت اوست. حکومتی که فقط برای عده ای ترورریست بنام امت پدید آمد و دروغ گفت و دروغگوست. این حکومت پایه اش بر دروغ بنا شده است حقوق بشر را نادیده گرفته وزیر پا گذاشته و از آن برای خود در سطح جهانی استفاده می کند.

    مردم ایران ناتوانند بدلیل سرکوب شدید این حکومت داعشی است. تمامی کسانی که اکنون در حکومتند دست در خون ملت شسته و باید محاکمه جنایی شوند و به این دلیل از ترس چون موش های فراری از آتش خشم ملت به هر سو دوانند ، دنیا دریافته که با این طاعون باید مبارزه کرد.

     
    • “حکومت ولایت فقیه داعشی با احکام شرعی و دینی خود دختران و زنان را خرید و فروش می کند”.

      ===
      یک قانون از قوانین جمهوری اسلامی ایران را نشان دهید که بمعنای “خرید و فروش دختران و زنان ایران” باشد.

      فقط یک “احمق و عقب مانده تاریخی” یا یک “شارلاتان دروغگو” می تواند چنین ادعاهایی کند.

      چه دلیلی وجود دارد که حکومت ایران دختران و زنان را “خرید و فروش” می کند؟!

      آیا باید برای مخالفت با یک سیستم،عاجزانه هر دروغی را مطرح کرد؟!

      مگر شما انسان نیستید و دم از اخلاق و انسانیت نمی زنید؟!

      وقتی به صورت مستند به زنبارگی شاه و بی ناموسی های او نسبت به دختران و زنان ایرانی اشاره می شود،ترش می کنید و عاجزانه می گویید تاریخ بیان نشود،اما خود،اینجور احمقانه و دور از اخلاق دروغ می گویید.

      همین است که مردم ایران به سکولارهای احمق و دروغگوئی مثل شما اعتمادی ندارند و بیشترتان پشت بوطن کرده،دستمالچی قدرت های جهانی شده اید!

      در قوانین ایران،زنان حقوقی دارند،حق تحصیل و اشتغال بکار دارند و بسیاری از مدیریت های گوناگون کشور بدست بانوان تحصیلکرده ایرانی است،بعد یک احمق دروغگوئی اینجا می نویسد: در جمهوری اسلامی زنان و دختران خرید و فروش می شوند!

      اف بر شما و بی ادبی و بی اخلاقی و بی سوادی شما!

      حتی گوبلز هم از برخی از شما سکولارهای بی منطق وطنی روسفید است!

       
  31. این دومی که صحبت از آتیش زدن میزد و گردن کلفتی میکرد چند روزه که نطقش کور شده. نادانان و خود شیفتگان آخر عاقبت ندارن.

     
  32. واتیکان!

    ———–

    آخوند حلق شیعیان جهان را چرب و شیرین پر می کند نمک گیر اهل بیت بشوند و محتاج زیارت و دعا و شفاعت. حرمین شریفین را هم طلا کاری، نقره کاری و آینه کاری می کند و گنبد، گلدسته، مناره، صحن، سرا، شبستان، رواق، بزرگترین هتل خاورمیانه در نجف، بیمارستان 2000 تخت خوابی در کربلا، بیمارستان فوق تخصصی و کارخانه های سیمان می سازد و فضای سبز و کاشت درختان نخل نجف را می سپارد به شهرداری تهران و کاروان اربعین راه می اندازد و تا خلال دندان زوار را ردیف بودجه می کند که فرهنگ اربعین نهادینه شود و زُوّار حج تمتّع متمایل بشوند به حج تشیّع، تلکه بکند.
    آخوند نیک می داند این ملک به اجنبی وفا نکرده و خانه ی اول و آخرش کربلا و نجف است، دکوراسیون می کند!

     
  33. از خیر ژاپن شدن گذشتیم بیاییم به سودان و الجزایر برسیم.

     
  34. شورای/* عالی امنیت آخوندی (شما بخون یه مشت اسلامیچی نادان دور همی): در مرحله فعلی دیگر خود را متعهد به رعایتِ محدویت های مربوط به نگهداری ذخائر اورانیوم غنی شده و ذخایر آب سنگین نمی داند.
    …..و ادامه داد: نگه داری اینا واسه ما خرج داره و وضع مالی هم اینروزها خوب نیست در نتیجه در طول ۶۰ روز آینده ورانیوم غنی شده و آب سنگین رو به جای نون و آب و گوشت به سر سفره های امت گشنه میبریم.

     
  35. حاج احمد زیدآبادی: جنگ می‌شود یا نمی‌شود؟
    مش قاسم: اخوندا ماستها رو کیسه کردن. سردارکان شکستخورده هم طبق دستور از بالا رجزی نخوندن. توقف فروش اورانیم غنی شده و آب سنگین هم واسه تبلیغات داخلیه. مگه اصلا در دنیا کمبود اورانیم غنی شده و آب سنگین وجود داره؟ این دیگه یکی از جوکهای تاریخی خواهد شد، فروش نفت که لازم و حیاتیه قطع شده، حاجی به تلافی میاد میگه اورانیم غنی شده و آب سنگین که هیچکی خریدارش نیست رو متوقف میکنه. داستان گ…(سه نقطه از مش قاسم)ز و شقیقه. آخونده دیگه. بضاعت عقلیش بیش از این نیست.

     
  36. سید مرتضی

    رحمان قهرمان پور، تحلیلگر بین الملل در گفت و گو با «انتخاب»:

    کاهش برخی تعهدات ایران در برجام حرکت مثبتی است؛ می‌تواند ما را از انفعال درآورد / تهران می‌خواهد قدرت چانه‌زنی پیدا کند / این استدلال که حرکتی نکنیم، زیرا آمریکا همین را می‌خواهد، متعلق به زمانی بود که آن‌ها خط قرمز‌های ما را رعایت می‌کردند؛ اکنون ترامپ دو خط قرمز ایران را رد کرده / چرا باید از برجامی که خودمان درست کردیم، بترسیم؟ / ممکن است تهران گام‌های دیگری هم بردارد؛ به رفتار آمریکا و اروپا بستگی دارد

    یک مقام ایرانی اخیرا نزدیک به هیئت نظارت بر برجام اخیرا خبر داده که احتمالا رئیس جمهور روز چهارشنبه هفته جاری در گفتگوی زنده رادیو و تلویزیونی، برنامه‌های مرحله‌ای ایران برای انجام اقدامات متقابل در برابر خروج امریکا از برجام را اعلام خواهد کرد. به گفته او، کاهش جزئی و کلی برخی تعهدات ایران و آغاز بخشی از فعالیت‌های هسته‌ای که انجام آن در چارچوب برجام متوقف شده بود، اولین گام ایران در واکنش به خروج آمریکا از برجام و همچنین بدعهدی کشورهای اروپایی در اجرای تعهداتشان است. رحمان قهرمان پور، تحلیلگر مسائل بین الملل درباره این تصمیم می گوید: از این نظر که می تواند ما را از این وضع انفعال در بیاورد، حرکت مثبتی است….

    https://www.entekhab.ir/fa/news/475464/

     
  37. امیر حسین

    سلام دوستان من میخواستم بگم که ما باید بیش از همه صفویه را لعنت کنیم که دین اسلام را اینگونه تحریف کردند و چیزی به اسم شیعه صفوی به وجود آوردند که با شیعه علی و اسلام اصیل کاملا متفاوت است و چیزی به اسم آخوند درست کردند و دین خدا را به خرافات و … کشانند و دینی پر از جهل و نادانی را بر جای گذاشتند که حال امروز کشور ما نتیجه این کار های کثیف حکومت صفوی است و با دین خود ساخته خود بین مسلمانان تفرقه ایجاد کردند و ریشه بیشتر مشکلات امروز و جنگ های امروز و بیشتر تفرقه های بین مسلمانان به آن زمان بر میگردد این دین با جهل و خرافات دین اسلام را کاملا از مسیر خود تغییر داد و به جهل و … کشاند دوستان من مشکل از دین نیست مشکل از دینی است که این آخوند های کثیف به ما عرضه کردند اگر پیامبر هم زنده بشوند و یا امام زمان بیایند هیچ کدام از این چیز هایی که این آخوند های کثیف به ما گفتند را قبول نمیکنند و اگر امام زمان ظهور کنند اولین دشمنان ایشان همین آخوند های پست و …هستند پس از دین زده نشید و با کسانی که دین را به اینجا کشانند و چیزی از اسلام به جا نگذاشتند جنگ کنید کشور ما در سال 57 نیاز به انقلاب نداشت و فقط با چند اصلاح کوچک مشکل حل میشد ولی الان کشور ما نیاز به یک انقلاب داریم مردم اگر به خیابان ها بیایند و این حکومت کثیف را سرنگون کنند دیگر هیچ اتفاقی نمی افتد نه جنگ میشود و چیز دیگر پس مردم نترسید و به خیابان ها بیایید و بدانید که پیروزی نزدیک است

     
    • خوب شما از خودت شروع کن! یک فراخوان بده به اسم و رسم حقیقی و واقعی خود (چون امیر حسین که هرکول پشت رایانه هست!) در فلان روز و فلان ساعت در فلان خیابان یا میدان در فلان شهر!

      نوریزاد رو هم دعوت کن برای سخنرانی یا تهیه سلفی و فیلم و مستند! حتما میاد!
      حتما هم انقلابتون پیروز میشه!

       
  38. سید مرتضی

    دستگیری فرد اسیدپاش در شاهین‌شهر

    حسین بساطی، فرمانده انتظامی شاهین‌شهر از دستگیری یک فرد اسیدپاش خبر داده است.

    بنابر اعلام منابع انتظامی این فرد دیروز سه‌شنبه (هفدهم اردیبهشت) به دو زن در شاهین شهر اصفهان اسید پاشیده بود که در همان ساعات اولیه دستگیر شد.

    به گزارش خبرگزاری ایسنا، فرد اسیدپاش همسر یکی از قربانیان بوده است.

    علت این اقدام مشکلات خانوادگی عنوان شده است.

    @bbcpersian

     
    • حاج آقا عامل اين اسيد پاشي را كه دوستان شما انجام نداده اند در همان ساعات اوليه دستگير كردند
      اما از آن اسيدپاشي كه دوستان شما ان را انجام دادند قريب به 5 سال ميگذرد و هنوز كسي دستگير
      نشده است و قرار هم نيست دستگير شود .

       
      • هیچ دوست اسلام یا دوست انقلابی چنین عمل شنیعی انجام نداده،منتها در مواردی مجرم یا مجرمینی می گریزند و شما مخالفان کلیشه ای از فرصت استفاده می کنید شروع می کنید به تهمت زدن! من می گویم چرا آنها که اسید به صورت بانوان محترمه ای پاشیدند و گریختند،امثال شما مخالفان نظام یا دوستان شما نبوده باشند؟! اگر بنای بر تهمت زدن باشد می شود طرفینی تهمت زد.اصلا چرا منافقین و مزدوران خارجی ها نباشند؟ آیا صرف اینکه مجرمی گریخت توجیه کننده تهمت زدن به نظام اسلامی است؟ کدام قانون یا کدام توصیه یا فتوایی وجود دارد که اگر مثلا بانویی پوشش قانونی را مراعات نکرد باید بصورت او اسید پاشید؟! همینجور حرف مفت نزنید.موارد مختلفی بوده که مجرم هم دستگیر شده حال یا قصاص شده یا از او دیه گرفته اند یا حبس اش کردند.شما ببینید قانون جمهوری اسلامی چیست. من می گویم شما بیجا می کنید می گویید دوستان من شخصی یا من نوعی این کار را کرده اند،شما سند اگر دارید ارائه کنید که فلان شخص اینکار را کرد واگر سند ندارید لطفا خفقان بگیرید چون من می گویم هر الاغی چنین جرمی مرتکب شد از نظر من و از نظر دین اسلام و از نظر قوانین این کشور محکوم و مطرود و منفور است و اگر دستگیر شود مجازات دارد.
        البته اسید پاشی نه اختصاصی به جامعه ما دارد و نه انگیزه آن لزوما مربوط به پوشش زنان می شود،خیلی موارد دعواهای شخصی و عشقی و خانوادگی و غیره است.بحث پوشش زنان نیز مطابق قوانین راهکارهای قانونی خود را دارد و هیچکس شرعا و قانونا حق ندارد به زنی که پوشش قانونی اسلامی را مراعات نکرده حتی اهانت کند تا چه رسد به اینکه اسید بصورت او بپاشد.بنابر این منصف باشید و از باب مخالف خوانی های کلیشه ای دری وری نگویید.خیلی از موارد ارتکاب جرم در ایران و غیر ایران هست که مجرم بهر شکلی دستگیر نمی شود،آیا باید در همه این موارد پلیس یا نظام یا افراد خاصی را مورد اتهام قرار داد؟
        دوستان من یعنی چه؟! کمی مودب باشید،چرا دوستان شما و مخالفان نظام اینکار را نکرده باشند؟

         
  39. مادران و پدران ما

    کوتاه در پاسخ به جناب مزدک و شاید مفید برای کسان دیگری هم

    دوست عزیز جناب مزدک با تشکر از شما که وقت صرف کردید و مطلبی در ارتباط با نوشته کوتاه من , خطاب به جناب گه گاه آدم قبلی و حالا دیگر همیشه آدم فعلی , نوشته اید . دوست عزیز صرفنظر از این که من طرح این مشکل , تبعیض در مورد خواهران و مادران و دخترانمان , در حال حاضر که مساله بود و نبود همه , چه زن و چه مرد , مطرح است را درست نمیدانم اما به خاطر زحمتی که کشیده اید کوتاه چند نکته در این ارتباط ذکر میکنم :

    ۱- زنان ما که مادران همه ما مردان هستند باید مبارزه برای رفع تبعیض را از خود آغاز کنند . ما مردان ایرانی ” برتر ” بودن خودمان را از همان شیرخوارگی از مادرانمان آموخته ایم . مگر این مادران ما نبوده اند که از شادی پر در آورده اند وقتی خبر پسر بودن نوزادشان را شنیده اند و در ماتم و غم فرو نرفته اند وقتی نوزادشان دختر بوده است ؟ مگر این مادران ما نبوده و نیستند که در خانه از همان کودکی دختران را مورد انواع تبعیض ها قرا داده و میدهند ؟ مگر همین مادران ما نبوده و نیستند که مدام در کار دخترانشان دخالت کرده و میکنند و آن ها را محدود کرده و میکنند ولی هیچ دخالتی و نظارتی در کار پسران خود نداشته و ندارند ؟ پس این ماردران ما هستند که سیگ بنای کج را میگذارند از همان آغاز .

    ۲- اما خود این مادران ما هم خود قربانی فرهنگیند که به ارث برده اند و نمیتوان آنها را اول گناهکار دانست . این فر هنگ به ارث برده شده است که از آنها طلب میکند که در خانه دختر را محدود کنند و پسر را به حال خود بگذارند .

    ۳- مردان ما هم که از همان بدو تولد به عنوان جنس بر تر مدام از خود خواهی و خود برتر بینی پر میشوند توسط مادران خود هم در واقع قربانیان همان فرهنگ به ارث برده شده اند . و این که گیتی مینویسد که : ” از مرد بودنتان شرم کنید ” در واقع نمیفهمد چه میگوید .

    ۴- در نظام سرمایه داری تبعیض در مورد زنان به درون خانواده محدود نشد به این خاطر که نیروی کار زنان هم به بازار فروش نیروی کار وارد شد و
    چون این امکان وجود داشت و دارد که این نیروی کار را صاحب کار کمتر به خاطرش بپردازد , به دلایل مختف , زنان در این مورد هم مورد تبعیض قرار گرفتند سوای این که در رقابت با مردان برای گرفتن شغلی معینی باز این مردان بودند که شانس بیشتر به آنها داده شد از طرف کارفرما به دلایل مختلف .

    ۵- پس میبینیم که صحبت اصلا بر سر این که من به خاطر مرد بودنم باید خجالت بکشم نیست و این شرایط زندگی است که همه ما به ارث برده ایم و کسانی هم که این شرایط مساعد برای حفظ منافعشان است در تغیر آن مانع ایجاد میکنند و این ها همه مردان نیستند .

    ۶- مساله تبعیض در مورد زنان در جوامع مختلف در سطوح مخلف است همانطور که میدانیم . در کشور ما هم به نظر من رفتار با زنان در خانواده ها بسیار متفاوت است . در مورد مواردی که شما ذکر کرده اید که مربوط به دید اسلام به زنان میشود این دید هم در کشور های مختلف اسلامی بسیار مختلف است و مساله در ایران یک جور است و در عربستان جور دیگر و در واقع ان احکام اسلامی که به زنان مربوط میشوند از فیلتر فرهنگ مردمان هر سر زمینی میگذرند ابتدا و بعد تاثیر خود را میکنند . در کشور ما , بجز در صد اندکی , خوشبختانه مردمان ما هیچگاه مسلمان آنطور که شما تصور میکنید نبوده اند و در نتیجه با زنان مثل دوران اولیه اسلام بر خورد نشده است هرگز دوست من . شما بهتر نیست که با گذشته های دور سرزمینی ایضا دور خداحافظی کنید و به واقعیت های امروز کشور خودمان توجه کنید ؟ با آرزوی شادکامی برای شما .

     
  40. در مورد اینکه جناب سید مرتضی از خاطرات علم پست سر هم در این سایت کامنت میگذارند که باعث شکایت برخی از دوستان شده که ایشان فضای سایت را اشغال کرده اند. باید بگویم من دو ویژگی در مورد جناب نوریزاد و جناب سید مرتضی پیدا کرده ام که در هر دو مشترک است – بابا ن.م. تو کی میخواهی دست از نقد شخصیت برداری !! – یکی اینکه مرغ هر دو یک پا دارد و دیگری اینکه هر دو از نظر شیوه مبارزه شان تنهای تنهایند. اگر چه گاهی اوقات دوستانی از ایشان ( سید مرتضی ) دفاع هایی میکنند ولی با شناختی که از نوشته های این دوستان دارم هیچکدام نه تنها از طرفداران ج.ا نیستند بلکه از مخالفان سرسخت آن هستند. اگر گاهی از برخی از نکته های نوشته های سید مرتضی دفاع میکنند آن دفاع از حق و درستی آن نکته است که اگر از طرف مخالف ما هم باشد اگر به اخلاق پایبند هستیم باید آنرا بپذیریم یعنی نگذاریم کینه و نفرت چشمانمان را بر روی حقیقت ببندد.

    پس به همین جهت جناب سید مرتضی هم در این سایت بعنوان یک مخالف تقریبا تنها هستند. در عوض تعداد ما مخالفان و در نتیجه تعداد کامنت هایمان بیشتر است . بنابراین این حق سید مرتضی است که اگرمیخواهد کامنت های بیشتری بگذارد چون یک نفر است. اگر چه میدانم که نه سید مرتضی و نه دیگر هم باوران ایشان چنین حقی برای ما قائل میشوند ولی ما نمی خواهیم ماننذ ج.ا رفتار کنیم بنابراین اگر به این واژه های – دموکراسی حقوق بشر و سکولاریسم – که ظاهرا برخی از دوستان فقط شکل نوشتن آنرا آموخته اند ولی در عمل درست واژگونه آن در این سایت عمل میکنند باور داریم باید حق مخالف را هم محفوظ بداریم. ( پیشتر به خاطر این گونه نوشتن از طرف دوستی به لقب ستون پنجمی مفتخر شدم – حالا شاید ستون ششم هم بیاید!!)

    ظاهرا هیچکس دوست ندارد و یا آنرا مهم نمی پندارد که چگونه سلطنت طلب ها در فضای مجازی به بت سازی وحشتناکی از خاندان پهلوی مشغول هستند. در همه شبکه های مجازی – اینستا گرام و … به شکل چندش آوری به اینکار مشغول هستند که تهوع آور است – همین دیشب یا یریشب در اینستاگرام یکی از عنوان هایشان چیزی به این مضمون بود: شاهنشاه پدرم تو پیامبر ما ابرانی ها هستی.و بیشتر مطلب هایی که میگذارند فقط بزرگنمایی های اینگونه ای است – از هر 5 تا فیلم یا عکس سه تای آنها درمورد خاندان پهلوی است.

    اگر اکبر گنجی چنین نوشته هایی از علم را شروع کرده شاید واکنشی به همین بت سازی های بیمارگونه ای است که در همه جا از پهلوی ها شیوع یافته – البته به صورت “خودجوش” همان شکلی که ج.ا آنرا تعریف میکند. – و این برای من سئوال است که چرا به باز نشر نوشته های علم بوسیله گنجی و یا سید مرتضی در این سایت تا این حد واکنش نشان میدهید ولی حتی یکبار ندیدم کوچکترین واکنشی به این امر نشان دهید. آیا واقعا رزیم شاهنشاهی تا این حد مقدس و بی عیب و گل سرسبد نه تنها خاور میانه بلکه تمام دنیا بود؟ آیا به خاطر ستم و جنایت و دزدی ج.ا باید چشممان را به روی واقعیت ها ببندیم؟ فرض کنید اصلا چنین بود – اگر چه حتی نزدیک به این تبلیغاتی که میشود هم نبود. ولی آیا بعد از گذشتن 40 سال از دوران پادشاهی و نزدیک به منسوخ شدن این شیوه حکومت در سراسر دنیا ما قصد داریم باز هم آنرا احیا کنیم؟ پس ما در این 40 سال چه آموختیم فقط آموختیم که بگوییم اسلام باعث تمام بدبختی های ما در دوران تاریخ
    بوده؟ آیا نفرت و کینه از ج.ا چنان چشممان را کور کرده که هر موضوعی به غیر از اسلام و ج.ا تا این حد بی اهمیت است ؟

    علارغم همه تلاش ها برای بی گناه جلوه دادن محمد رضا پهلوی او هم در کنار روشنفکران ما جزو مقصران اصلی این بلاهایی است که ما در این 40 سال دیده ایم. قرار بود خروجی این انقلاب چه باشد؟ اگر مجاهدین خلق می آمدند و یا کمونیست ها باز هم تمام جنایت ها و بدبختی ها را داشتیم. ما پیش از انقلاب چند بار واژه دموکراسی به گوشمان خورده بود چند بار از حقوق بشر؟ و چرا به خاطر همان فضای بسته سیاسی که تجربه اش کردیم.

    اسماعیل بخشی ها پر – سپیده قلیان ها پر – سیل زدگان پر – حشدالشعبی ها پر – دیکتاتوری و دزدی های پهلوی پر – با سوادترین رهبر ایران پر و … پر.

    آری همه مقطعی و بعد پر – فقط به بحث شیرین اسلام ستیزی و دین ستیزی به پردازید حتما بعد از آن هم در کشوری آشفته و اسلحه در دست همه طرفداران جاه طلبان 40 ساله و تجزیه طلبان و مجاهد و کمونیست اعلیحضرت رضا شاه دوم به دادمان خواهد رسید.

    ما که مانند مردم گاگول سوریه و لیبی نیستیم که چنین رویداد هایی بر ما واقع شود ما ایرانی هستیم ما تمدن 2500 ساله داریم ما آریایی هستیم و په گمانم آریایی ها فقط در زمان حال زندگی میکنند و به آنچه گذشته و آنچه خواهد آمد نمی اندیشند مانند همین شعر: از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن — فردا که نیامدست فریاد مکن.

     
    • آفرین نون میم!

      آفرین به انصاف و واقع بینی ات!

      موافقم با نکته های منصفانه ات!

      شما به نکته های دقیقی در باره غفلت ها یا بی انصافی های برخی از سکولارهای وطنی اشاره کردی.

      اما همچنان برخلاف شما معتقدم،مولّفه های واقع بینی و واقعیت بینی های فرهنگی و اقلیمی چنین حکم می کند که :وجود یک جمهوری اسلامی اصلاح شده از حیث برخی قوانین و برخی مدیریت ها و انتخابات ها،بصلاح جغرافیای فعلی ایران است…

      اینجا سوئیس و ناف اروپا نیست،اینجا کشور ایران است با طیف وسیعی از قومیت ها در کنار هم،با اعتقاد اکثریت قریب به اتفاق آنان به دین اسلام و مذهب تشیّع..

      و هرکس چنین مولّفه های واقعی و مهم اجتماعی را نادیده بگیرد،نه جامعه ایران و گرایشات آن را می شناسد،و نه حظّ و بهره ای از قواعد تجربه شده جامعه شناسی دارد…

      از این جهت است که همیشه گفته ام:غالب مخالفان جمهوری اسلامی در داخل و خارج،فقط کشک می سایند! و فقط خود را خسته می کنند…

      بنابر این یا می شوند کسی درشت گو و مهمل گو مثل نوریزاد و بردیا!

      یا می شوند تقدیس کننده مطلق شاهنشاه آریامهر!

      یا می شوند “سپوکس من” و …لیس قدرت های خارجی که دیگر کشورها را فقط “گاوهای نه من شیر ده خود”می دانند!

      یا می شوند خائنان و وطن فروشان فراری مثل مزدک که در خلسه های ناشی از میگساری شبانه روز خود،تخیّل نابودی اسلام و به دریا ریختن مسلمانان می کنند و …لیسی اجانب، البته امثال مزدک، بعد ذیل هیمالیائی از ….دفن خواهند شد! و اینگونه آرزوها را به زیر هیمالیائی از …خواهند برد!

      ممنون از انصاف شما ،همین!

       
  41. شاه: مشارکت سیاسی مردم، انتخابات آزاد و انتقاد کردن مردم از حکومت، به کشور صدمه می زند! ممکن است مردم بگویند گرانی وجود دارد و این خطرناک است!

    ✍️ اسدالله عَلَم

    «عرض کردم: به هر صورت چه بخواهیم و چه نخواهیم، در دنیای پر آشوب پر غوغا[یی] هستیم و باید خودمان را تطبیق بدهیم. اعلیحضرت همایونی هم که همیشه می فرمایید، از حوادث جلو هستید، پس چرا در این زمینه ها فکری نکنیم؟!
    فرمودند: آخر چه فکری می شود کرد؟ بیش از این که کار می کنیم و صمیمانه هم کار می کنیم، که نمی توان کرد!

    عرض کردم :بلی، ولی باید برای مردم قابل لمس باشد!

    فرمودند: من علت نارضایتی نسل جوان را فکر کرده ام چیست. تفاوت حقوقها بین جوانها و آنها که بر سر کارند، زیاد است، باید از بین برود.

    عرض کردم: این یک عامل است ولی عوامل دیگر زیاد است. اگر مردم به یک اصولی توجه بکنند و بفهمند که به آن اصول از طرف اولیاء امور هم توجه می شود، حاضرند با گرسنگی هم بسازند.

    فرمودند: آن اصول چیست؟

    عرض کردم: مردم باید به حساب و به بازی گرفته شوند و برای آنها سرگرمی و وسیله بازی درست کرد.

    نمی دانم چه طور شد که به عرض من طور دیگر توجه کردند. فرمودند: تربیت بدنی وسائل ندارد. نه زمین بازی داریم! نه بودجه کافی هست! نه مربی داریم!

    من عرض کردم: منظورم این نبود، منظورم این است که مردم باید در سیاست بازی کنند و خود را در آن شریک بدانند!

    یک دفعه به عرض من توجه کردند! عرض کردم: چه دلیل دارد که دولت بر سر کار باشد، همه عوامل انتخاباتی را در دست بگیرد و مثلاً در انتخابات شهرداری و انجمنهای ولایتی و ایالتی مداخله بکند؟!

    بگذارید مردم حس بکنند که انتخابات آزاد است! انجمنهای شهر و ایالتی و ولایتی چه تأثیری در سیاست کشور دارد که دولت می خواهد در دست داشته باشد؟

    بگذارید آزادانه سروکلّه هم بزنند و اگر انتخابات مجلس، حالاها باید یک حدودی داشته باشد، چرا باید در انتخابات شهرداری چنین باشد؟! چرا باید مردم در مسائل زندگانی روزمره شان حرف نزنند! این که به جایی صدمه نمی زند.

    فرمودند: چه طور صدمه نمی زند؟! مثلاً مزخرفات عجیبی در مورد گرانی می گویند، که این طور نیست!

    عرض کردم: اولاً متأسفانه این طور است!

    ثانیاً بر فرض چرت و پرتی می گویند چه ضرری دارد؟ یک دریچه اطمینانی باز می شود.

    فرمودند: به همین مناسبت هم من گفته ام حزب اقلیت باشد!

    عرض کردم: فرموده اید، ولی شیر بی یال و دم و اشکم است! اقلیتی که نتواند حرف بزند چه معنی دارد؟!

    فرمودند: آخر این همه کارهای بزرگ را مردم چه طور توجه ندارند؟!

    عرض کردم: تبلیغات هم غلط است! یک مقداری را درست نمی گویند، یک مقداری را هم که می گویند، آن قدر مبالغه می کنند و آن قدر تملق نسبت به اعلیحضرت همایونی می گویند که مردم را بیزار می کنند!

    مثلاً در قضیه نفت که واقعاً فتح بزرگی فرمودید، یا جزایر، آن قدر مبالغه شد که من خودم هم که به عظمت کار واقف بودم، سر خوردم و بیزار شدم!…

    شب کاخ ملکه پهلوی رفتم. سر شام شاهنشاه مدتی با علیا حضرت شهبانو درباره این که ما چرا به روزنامه های خارجی باید گوش کنیم، صحبت فرمودند.

    منظور این بود که من بشنوم. معلوم شد از عرایض صبح من راضی نبودند! من هم گوش کردم.

    بالاخره عرض کردم: چه بخواهیم، چه نخواهیم، با دنیا در تماس هستیم و مورد نقّادی می باشیم. البته نباید از آنچه آنها می گویند یا می نویسند بلرزیم، ولی نمی توانیم به کلی هم بی اعتنا به آن چه می نویسند ، باشیم. به همین جا تمام شد!»

    (خاطرات علم، جلد دوم، ص ۲۱۱- ۲۱۰. ۳۰ فروردین ۱۳۵۱).


    پانویس:معلوم می شود برخلاف جقّه همایونی،اسدالله علم چیزکی از دموکراسی در چنته داشته است!

     
  42. حسن/* در جلسه هیئت دولت/*: فروش اورانیوم غنی‌شده و آب سنگین متوقف شد.
    مش قاسم: از خنده روده بر شدم! اینهمه خط و نشون کشیدی واسه همین یه چ…(سه نقطه از مش قاسم) مثقال؟ خبر رو که خوندم گفتم حتما مثلا یه چیز گنده میگه. اورانیوم اورانیوم غنی‌شده و آب سنگین؟ همین؟ کیک زردشو از کجا میخواهی بیاری؟ تازه اینا رو به کی میخروتی؟احمق خیال میکنه همه یه مشت اسلامیچی احمق مثل خودش هستن.
    ترجمه اعلامیه: نشسته پارس کردن!

    /*: ک

     
  43. حسن/*: بخشی از اقدامات خود در اجرای برجام را از امروز، چهارشنبه، ۱۸ اردیبهشت (۸ مه) متوقف کردیم.
    مش قاسم: آفتابه دستته بزا زمین و بقیه اقدامات رو هم متوقف کن. بدو! بجنب! همین الان!

     
  44. قوری زاد تو گوه خوردی داری جدایی می اندازی بین مردم ایران. خیلی وطن فروش و بی عرضه ای. پشت حرفات فتنه ها خوابیده. هیچ کس جلوی هم میهنان بلوچ و عرب و نگرفته. تا وقتی ادمهایی وطن فروشی مثل تو سو استفاده میکنن از مردم بلوچ همینطور خواهد موند. پف یوز بی شرف برو برو یک کاری کن بجای جدایی اندازی. شرف نداری بی عرضه
    جات تو هلوفتونیه ولد///// .
    درود بر هم میهنان عزیز مخصوصا بلوچ وعرب.
    نگذارید این بی شرف سو استفاده کنه از شما. زنده باد بلوچ و عر ب هم میهن

     
    • امیر حسین

      از حرفات معلومه مزدور حکومت هستی و یا اینکه انقدر … هستی که حرفای آقای نوری زاد رو اینطوری مبینی که به نظر من احتمال اول بیشتر است ببینید که چقدر این حکومت پست و … شده که داره دست به این کار های کثیف میزنه و این رو باید بدانند که هیچ غلطی نمی توانند بکنند و پیروزی بر این دیکتاتوری نزدیک است

       
  45. لذت می برم از صداقتت نوری زاد که صادقانه می گی در سال 57 منگ و گیج بودی
    این صحبت شما مال پنج سال پیش بوده

    https://www.radiofarda.com/a/26434621.html

     
    • تصادفا،برخلاف تصوّر شما مدّاحان امروزین ایشان،من فکر می کنم ایشان،الان در منگی و گیجی مضاعفند و این منگی و گیجی آنچنان وخیم است که رو به کماست!

      تربیت نااهل را چون گردکان بر گنبد است
      اصل بد نیکو نگردد چونکه بنیادش بداست

      https://www.fardanews.com/fa/news/114614/

      لینک مداحی های نوریزاد خطاب به آقای مصباح یزدی

      الان اتفاق خاصّی برای ایشان نیفتاده،فقط موضع و موارد مدّاحی ها و مذمّت ها جابجا شده!

      همین!

       
      • سید مرتضی

        نکوهش مکن چرخ نیلوفری را————– برون کن ز سر باد خیره سری را

         
  46. محمد نوری زاد

    تازگی ها مصاحبه ای از شیخ روح الله حسینیان منتشر شده که در آن به آدمکشی هایش افتخار می کنم و می گوید: اگر لازم باشد بازهم آدم می کشد:

    محمد نوری زاد:

    این شیخ روح الله حسینیان، یک آدمکش حرفه ای است. و یک ملای فاسد است. این آدمکش، و ملاهای آدمکشی چون شیخ مصطفی پورمحمدی و سید ابراهیم رییسی و شیخ علی فلاحیان و شیخ علی رازینی و شیخ حسین طائب و…، شبها خواب شان نمی برد. هم از صدای ضجه ی بی گناهانی که به سینه ی دیوارشان سپرده اند، و هم از وحشت فرداهایی که در راه است.

    این آدمکشها، برای روحیه دادن به همدیگر، هر از گاه آفتابی می شوند و می گویند: ما اگر آدم کشته ایم، بدان افتخار می کنیم و اگر لازم باشد، باز هم می کشیم.

    شاخکهای این آخوند آدمکش، خوب کار می کند. بچشم خود می بیند که نظام ایرانخوارش، هم در عرصه های بین المللی، و هم داخلی، به نفس تنگی دچار شده و گامهای نفرت و خشم مردم، به آدمکشانی چون وی نزدیک و نزدیک تر می شود. باش تا صبح دولتت بدمد.

    من با اطمینان می گویم: در روزهای خروش خشماگینِ مردم، این آدمکش ها، با خفت به پای مردم می افتند و همدیگر را لو می دهند و اگر لازم باشد، همدیگر را می درند.

    ارتباط با من:
    @NoorizadMohammad1331
    @MohammadNoorizad
    http://www.instagram.com/mnourizad

     
    • گفت:”..بچشم خود می بیند که نظام ایرانخوارش، هم در عرصه های بین المللی، و هم داخلی، به نفس تنگی دچار شده..”
      —-
      می گویم:نظام مقتدر جمهوری اسلامی ایران به نفس تنگی دچار نشده،بلکه خائنان ترسویی که همچون گدایان بی مقدار چشم و دل به عربده ها و واق واق های اجانب دوخته اند،به نفس تنگی مزمن دچار شده اند و شب و روز مهمل می بافند…

      تفاوت ما بین “نوری زاد” و “نوری زاده” فقط بود و نبوده یک “ه” در انتهاست،وگرنه هردو در خیانت و چشم امید دوختن به “اجنبی”مشترکند…

       
    • آقای نوریزاد

      روح الله حسینیان نماینده مجلس بود و رییس مرکز اسناد انقلاب اسلامی. روحانیون با سابقه حوزه علمیه قم او را به بدنامی میشناسنددر دوران اولیه طلبگی اش به ( خسرو خوشگله ) در حوزه معروف بوده است پرونده اش زیر بغل اولین نماینده آشوری ها در مجلس اول بوده که این شخص بنام (بیت اوشانا ) که جراح و متخصص بیماری های مقعد بود و چندین بار در حاشیه مجلس با خنده گفته بود بعضی ها چون من مسلمان نبودم برای درمان نزد من میامدند و این نماینده مجلس متمایل به چپ بود و همه نمایندگان این را میدانستند و به او کاری نداشتند و میترسیدند که دهان باز کند و در باره حسینیان حرفی بزند
      حسینیان بعدها عضو وزارت اطلاعات شد . در دهه 60 قاضی یا بقول خودش قاتل شد و احکام اعدام صادر کرد پس از آن نیز مشغول صدور فتوای قتل شد از جمله ترور حجاریان

       
  47. درود آقای نوریزاد عزیز. هزاران آفرین بر مردانگی و بزرگی و شرافت شما به این حرکت شما بازدید و دیدار از انسان‌های زخم خورده در راه ایران و ایرانی، با تمام وجود به داشتن دوست و معلمی همچون شما بلند فریاد میزنم افتخار میکنم. و به عنوان یک سفیر از طرف مردم ایران تمام این حرکات شما را با مسئولینی که شناخت دارم در کشور سوییس گزارش میکنم تا بدانند بزرگی و معرفت و مبارزه در ایران ستودنی است با تمام جوانبی حکومت فرقه تبهکار اسلامی برای سرکوب ایجاد نموده. پاینده و استوار باشید

    اين دو مرد,
    دو الگوي ناب.
    عصاره بزرگيهاي گمشده اين ميهن ويران!

    گزارش سفر نوری زاد به بلوچستان برای دیدار با محمد مهدوی فر که به شهر راسک تبعید شده:
    https://www.youtube.com/watch?v=3McWOFKFh_Y

     
  48. آقا سید مرتضی لطفا جواب بدهید

    در قیامت از گناهکاران پیرامون گناهشان سوال می شود یا خیر ⁉️⁉️

    ✅ سوال نمی شود.❗️

    سوره الرحمن : فَيَوْمَئِذٍ لَا يُسْأَلُ عَنْ ذَنْبِهِ إِنْسٌ وَلَا جَانٌّ(39)

    در روز قیامت از گناه انسان و جن سوال نمی شود

    ✅ سوال می شود.❗️

    سوره النحل : وَيَجْعَلُونَ لِمَا لَا يَعْلَمُونَ نَصِيبًا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ تَاللَّهِ لَتُسْأَلُنَّ عَمَّا كُنْتُمْ تَفْتَرُونَ(56)

    و از آنچه به ايشان روزى داديم نصيبى براى آن [بتان] كه نمى دانند [چيست] مى نهند به خدا سوگند كه از آنچه به دروغ برمى بافتيد (كه طبعا عمل بدي است) حتما سؤال خواهيد شد

    سوره الأعراف : فَلَنَسْأَلَنَّ الَّذِينَ أُرْسِلَ إِلَيْهِمْ وَلَنَسْأَلَنَّ الْمُرْسَلِينَ(6)

    البته از مردمى كه برايشان پيامبرانى فرستاده شده و نيز از پيامبرانى كه فرستاده شده‌اند سؤال خواهيم كرد

    سوره الحجر : فَوَرَبِّكَ لَنَسْأَلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ(92)

    پس سوگند به پروردگارت كه از همه آنها سوال خواهیم کرد

    همانطور که مشاهده کردید قرآن دارای تناقض و تضاد شدید است و تضاد دلیل بطلان است که مشخص شد قرآن کلام محمد است و نه کلام خدا زیرا خدا سخن متناقض نمیگوید.

    لطفا یه ماله کشی در حد لالیگا

     
    • حسن السوال نصف العلم،اما افسوس که از این حدّ از علم نیز محرومید!

      اگر جمله بی شرفانه ذیل سوال نبود،بر اطلاعاتت می افزودم،اما هیهات که جهل امثال شما جهل مرکّب است و عناد از پیش ساخته و تفاخر به کفر و خود نمائی جاهلانه و در عین حال عاجزانه!… و البته “آخر الدواء، الکیّ”!

       
  49. دانشجوی بلوچ

    من یک بلوچم جناب نوریزاد از شما تشکر می کنم که از تهران تا منطقه سرباز و راسک رفتید و گوشه ای از ناهنجاری های آن منطقه را بزبان آوردید
    اما راجع به صحبت های شما
    من یک دانشجوی سنی ام

    مساله ندیدن نیست… مشکل نادیده گرفتنه… دانشگاه زابل دانشجوهای سنی روز اول ماه رمضان تقاضای غذا برای سحر میکنن که رییس دانشگاه میگه کشور ما سنی نیست که امشب رمضان باشه…
    آقای نوریزاد این کسایی هم که گذاشتن فرماندار و بخشدار، بیشتر شبیه به مترسک سر جالیز هستن تا مسوول… اینا رو گذاشتن که پز بدن ما تبعیض قایل نمیشیم ولی از زمانی که مسوول سنی و بلوچ منصوب کردن، اوضاع بدتر شده چون تصمیم گیرندگان اصلی امنیتیها و نمایندگان بیت هستن… بودجه ادارات و سازمانها ر بشدت کاهش دادن… مسوول هم بخاطر اینکه پستشو ازدست نده، صداش در نمیاد… جو استان کاملا” امنیتی با قتلهای و سرقتهای عجیب و پی درپی شده… دلیل گذاشتن بلوچها بعنوان فرماندار اینه… که با این وضعیتی که خودشون درست کردن، تقصیر رو بندازن گردن بلوچها که شما نمیتونین..
    تشگر از شما
    https://www.youtube.com/watch?v=3McWOFKFh_Y

     
  50. آخرین خبر: حاج آقا کلمه (بوق استمرار طلبان در خارج) یه کلمه درباره وقایع چند روز گذشته نه خبر نوشته نه تحلیلی داشته. سگ* زرد برادر شغال*، شریک دزد رفیق قافله.

    * با عرض معذرت خدمت همه سگها و شغالها. در مثل مناقشه نیست.

     
  51. ایران در نامه به ۱+۴ کاهش تعهدات خود را در برجام اعلام می‌کند
    ………..
    همزمان با اعلام این خبر آقای ظریف برای دیدار با مقام‌‌های روسیه، تهران را به مقصد مسکو ترک کرده است.
    ایران و کشورهای اروپایی باقی‌مانده در برجام (بریتانیا، فرانسه و آلمان) در یک سال گذشته در حال مذاکره برای یافتن راه‌حل هایی بودند که تاثیر تحریم‌های آمریکا در مبادلات اروپا با ایران را کاهش دهند.
    تحریم‌های آمریکا به گونه‌ای است که شرکت‌های خارج از آمریکا را هم در صورت مبادله با ایران مجازات و از فعالیت در آمریکا محروم می‌کند.‌
    نتیجه مذاکرات ایران و اروپا راه‌‌اندازی یک کانال مالی با نام اینستکس بود. اما ایران از این نتیجه راضی نیست و می‌گوید اروپایی‌ها تلاش لازم را برای از سرگیری تجارت با ایران انجام نمی‌دهند.
    ……….
    http://www.bbc.com/persian/iran-48186279
    ………
    من نه هوادار حکومت پادشاهیم و نه اصولا به حکومت فردی یا حزبی و یا قوم و قبیله ایی و یا وراثتی و یا هر گونه حکومتی که متکی بفرد یا گروه و یا حزبی باشد باور دارم. من حکومت را از آن عامه مردم می دانم و تنها حکومتی را برسمیت می شمارم که اکثریت مردم در یک رای گیری آزاد و آگاهانه به آن رای داده باشند! باری! قبل از سال منحوس 57 ایران دارای رژیمی پادشاهی بود و شاه با شناختی نسبتا درست از اوضاع منطقه و جهان و نیروهای داخلی سیاستی را اتخاذ کرده بود که هر چند ایرانیان در داخل تا حدوی می توان گفت از نظر سیاسی اخته شده بودند و نظام تحمل هیچ حزب و گروه مخالف و منتقد را نداشت اما در سیاست خارجی با شناخت درست دوست و دشمن و استفاده بهینه از تضادهای نیروهای قدرتمند بین المللی رزیم شاه توانسته بود لاقل در خاور میانه به قدرتی بلا منازعه بدون مقابله با غرب تبدیل شود.می گوئید که در داخل گرسنه گی و بی عدالتی و تضاد طبقاطی بود من هم می گویم حرف شما را تائید می کنم.اما ایرانیان لاقل در خارج از کشور هر چند شاید یکدهم ایرانیان هم قدرت سفر به خارج را نداشتند ولی ارج داشتند.دوستان من با هر نوع حکومت استبدادی مخالفم ولی استبداد که از مردم اجازه حکومت بر مبنای زد و بند و کشت و کشتار نمی گیرد.از اول بنام ملت و با رای ملت بر مردم سوار شده و بعد از اسقرار قدرت مردم را فقط تا جایی قبول دارد که بمراد و فرمان او گله وار حرکت کنند. در غیر اینصورت تنبیه و زندان و کشت و کشتار و شکنجه و عذاب است. من شکی ندارم که حکومتهای پهلوی به سرکوب آزاد اندیشان و مبارزان پرداختند ولی در این هم شکی ندارم که مخالفان و منتقدان پهلوی ها را بیشتر گروهای عقب افتاده و تروریست اسلامی و یا چپ های وابسته به قدرتهای بیگانه و استالینیستاهایی تشکیل می دادند که هیچ درکی از آزادی و حکومت سکولار و دمکراتیک و حقوق بشر و ارجمندی انسان و حقوق برابر زن و مرد و برابری انسانها بدون هیچ اما و اگر در برابر قانونی بر مبنای حقوق بشر … نداشتند . متاسفانه مردم ایران بعلت نا آگاهی که خود زایده استبداد است بدام مشتی انگل و فریبکار و تروریستی افتادند که نه بویی از انسانیت برده اند و نه دانشی در سیاست و کشورداری دارند. مشتی غارتگر و آدمخوار که گویی از کرات دیگری به ایران سفر کرده اند و تنها برای غارت این سرزمین از جایی به ایران فرود آمده اند! این جماعت دزد و دروغگو و مکار و انگل نه به تاریخ و فرهنگ و مردم و جاه و مقام ایران در عرصه جهانی اهمیتی می دهند و نه اصولا ایران و ایرانی برایشان اهمیتی دارد. پهلوی ها هر چند دیکتاتور و در عرصه داخلی هم سیاسیون را سرکوب میکردند اما عرق ایرانی داشتند و ایرانی را در چشم جهانیان سربلند و سرافراز می خواستند اما این اراذل و اوباش نه تنها در داخل ایرانی را سرکوب می کنند بلکه در خارج هم او را همردیف مشتی تروریست اسلامی معرفی می کنند. امروز ایران ما نیروی نظامی -اش در عرصه بین المللی تروریست خوانده می شود و نظام حاکم بران هم در چشم جهانیان و هم در بین ایرانیان بدرستی طاغی و یاغی و تروریست و آدمکش و مافیا نامیده می شود. آیا ما ایرانیان سزاوار چنین هیولاهایی هستیم؟ ایا ما ایرانیان بدهکار اراجیف 1400 سال پیش هستیم؟ آیا ما ایرانیان برای چندمین بار موش آزمایشگاهی مزخرفات 1400 سال پیش مشتی عرب وحشی هستیم که خود قربانی تفکر و خشونت قوم و قبیله ایی عرب 1400 سال پیش گشتند؟ اگر در یک مثال عامه پسند بخواهم نسبت این قوم اراذل و واوباش و خونخوار و پهلویها را خلاصه می توانم بگویم که پهلویها شاید بزن همسایه نظری داشند ولی این بی همه چیزهای بی وجدان و وحشی ///// از خواهر و مادر و زن شوهردار و حتی بچه قنداقی و برادر خردسال هم نگذشتند! امامشان به تفخیذ با کودک شیر خوار حکم می دهد و ////// با 7 سالاگان همبستر گردیده و /////// هیچ مرزی در شقاوت و بی رحمی و شهوترانی برای باورمندانش قائل نیست!

     
    • سید مرتضی

      1-کلمه ها و ترکیب های تازه!

      طبقاطی!=طبقاتی

      —-

      2- احتمالا باز جنسش جنس ناجور بوده!

       
  52. سلام به آقای نوری زاد و همه بازدیدکنندگان این سایت من اول میخواستم به سید مرتضی ماسمالی کن حکومت آخوندی بگم روزی میرسه که باید جواب اینهمه طرفداری از این حکومت پست و .. رو بدی زندگی راحتت در این نظام آخوندی بزودی تمام خواهد شد بعد از پیروزی مردم بر این دیکتاتوری باید جواب طرفداری از این حکومت کثیف رو بدی و مردم تو و سران این حکومت کثیف رو به سزای اعمال بی شرمانه و … میرسانند حتی اگر از این کشور هم فرار کنی و هر جایی هم بخوای بری زندگی ای با درد و عذاب داری و آن دنیا هم باید جواب این کار های کثیف/ رو بدی تو و سران حکومت این آخوندی دین رو تبدیل به ابزاری برای تحت کنترل در آورن این مردم کردید ولی امروز مردم دست شما ها رو … و حرفاتون دیگه برای ما مردم هیچ ارزشی نداره دو راه بیشتر نداری یا اینکه به مردم بپیوندی و بعد از سرنگونی این حکومت کثیف به کشورت کمک کنی یا به این زندگی … ادامه بدی و با لعن و نفرین این مردم بمیری هرکسی که از حکومت طرفداری میکنه مطمئنن چیزی میگیره که از این حکومت آخوندی طرفداری میکنه و این کاملا ثابت شده است

     
    • سید مرتضی

      یادداشتهای اسدالله علم (پهلوی شناسی)

      شاه: همه افکار و گفتار و اوامر من درست و منطقی هستند و نیاز به هیچ مشاوری ندارم!

      ✍️اسدالله علم

      «فرمودند: مگر من حرف غیر منطقی می زنم؟!

      عرض کردم: استغفرالله! باز هم شاهنشاه خنده شان گرفت!»

      (خاطرات علم، جلد دوم، ص ۱۵۲. ۳ بهمن ۱۳۴۹).

      فرمودند: مگر این همه پیشرفتهای بزرگ کرده ایم، کسی به ما مشورت داده است؟!

      عرض کردم: خیر! درست است که اعلیحضرت همایونی درست می بینند و درست می سنجند و درست اوامر صادر می فرمایند، ولی طبیعت کار امروز دنیا یک طبیعت فنّی است. یک نفر محال است بتواند همه جهات کارها را ببیند. مگر در کاخ سفید مشاور برای نیکسون در هر امری نیست؟!

      دیگر چیزی نفرمودند!»

      (همان، ص ۲۲۳- ۲۲۲. ۱۰ اردیبهشت ۱۳۵۱).

       
      • سید تو واقعا خجالت نمیکشی که در جواب آنچه امیر حسین در مورد شخص تو نوشته از خاطرات علم مینویسی ؟ تو دیگه چه /// هستی که همچین پوست کلفتی داری .

         
        • ///و حیا و خجالت؟ جناب ناشناس وقتی شرافت و حیا را تقسیم میکردند آخوندها غایب بودند و این /// ما هم سرش تو/////////////// علم بود و خاطرات علم را تو سایت می گذاشت! هموطن شرافتو کسی داره که زندگی شرافتمندانه ایی داشته باشد. هیچ انگل و مفتخوری نمی تواند زندگی شرافتمندانه داشته باشد بهمین دلیل هم ////ترین مردمان همین ///// دین خوار مفتخور و انگلند! ایران فردا باید از این حرامیان و باور ایران و انسان و تمدن و زن ستیز شان پاک شود.

           
    • فکر نکنم این حرف ها و تبلیغات جرم حساب بشه. مرتضی یا هر کس دیگه آزاد هست در ابراز عقیده. مهم مرتضی ها نیستند مهم مردم اند که از رشد کافی برخوردار باشند و فریب نخورند. قرار نیست جمهوری اسلامی رو با دیکتاتوری دیگه ای عوض کنیم که آزادی بیان و عقیده رو نقض کنه.
      محاکمه در چارچوب قانون است. طرفداری از جمهوری اسلامی جرم نیست که قابل تعقیب قانونی باشه. حالا ما از روی عصبانی بودن و احساسات ممکنه یه چیزایی بگیم ولی در یک دادگاه عادل و با قاضی عادل ارزشی نداره و مرتضی در آینده هم مسجدش رو خواهد رفت و نماز جماعت هم خواهد خواند و امیدوارم زندگی اش هم در حد متعارف رو به راه باشد.

       
      • سید مرتضی

        ساسانم هم ىر بيان عشق و علاقه اش به جقّه و جقّه های همایونی آزاد است مشروط به عدم توهین و عدم افتراء به جمهوری اسلامی.

        من هم پیش از اینکه ساسانم برای آینده من یا آینده مردم و کشور ایران ایده ای بده،به او توصیه می کنم اگر خبط و خطا و خیانتی مرتکب نشده،به مردم ایران بپیونده و در ایران زندگی معمولی خود را دنبال کنه و هیچکس بصرف انتقاد مودبانه و قانونی و بدون اهانت و افتراء،با او کاری نخواهد داشت.

        و اگر خبط و خطا و جرم و خیانتی برابر با قوانین جمهوری اسلامی مرتکب شده،بیاد به ایران و خود رو معرفی کنه به قوه قضائیه و دادگاههای ایران،من قول می دهم در چهارچوبه قوانین جمهوری اسلامی و مرّ قانون محاکمه بشه.

         
      • ساسانم گرامی درست است که طرفداری از تفکر اسلامی جرم نیست ولی سید مرتضی خود مجتهد هستند و قاضی شرع! بنابراین ایشان تنها به ابراز عقیده اکتفا نکرده اند.من باور دارم که ایرانیان نباید از شیرخوارگان این /// نیز بگذرند!

         
  53. نامه جدید شاه از «جهنم» به مردم؛ ببخشید نتوانستم در پرورش جیرجیرک و ملخ موفق باشم!

    سلام، هموطنان عزیزم؛

    خوبید؟ اوضاع خوبه؟

    شنیدم یارانه میگیرید!

    آب و برق هم که مجانی شد!

    راستی گوشت الان کیلویی چنده؟

    شنیدم بعد از رفتن من دیگر در ایران کسی دزدی نکرده!

    شنیدم ایران زده تو دهن روسها و ۱۰ درصد دریای خزر را گرفته!!!

    واقعا دم شان گرم، چه قدرتی!

    به مقام آدمیت هم که رسیدید!…

    رئیس جمهور را هم هر ۴ سال خودتان انتخاب میکنید!

    دلار از ۷ تومن کمتر شده، مگه نه؟

    آزادی‌هاتون هم که تکمیل شده!!!

    شنیدم … هیچ گرسنه‌ای ندارید!

    تابستونا و عیدا هم که میرین مسافرت خارج!

    خدارو شکر حقوق زنها هم با مردان برا بر شده!

    مدرسه و دانشگاه هم که کلاً رایگان شده و مهمتر از همه فرار مغز‌ها هم ندارین!

    دیگه هزارفامیل با شما کاری نداره و همه تون حقوق مساوی دارین!

    دیگه اونقدر قوی شدین که اجازه نمیدین کسی بنزین را دهشاهی گرون کنه؟!

    راستی ارزش پول ملی تون چقدر زیاد شده!…

    میخواهید سه صفر ازش کم کنید؟

    شنیدم الان دیگه کسی مشروب نمیخوره!!!…

    مواد هم مصرف نمیکنه؟!

    ارتش هم که اونقدر قوی شده که نگو! پر از تیمسارهای دوره دیده و افراد وطن پرسته!

    دانشگاه پشت دانشگاه افتتاح میکنین!

    اورانیوم هم غنی میکنین!

    هواپیمایی هما هم که روزبروز بهتر شده!

    دو سه تا امام به ۱۲ امام اضافه کردین!

    خلاصه ببخشید دیگه؛ من مملکت داری بلد نبودم!!!

    “محمدرضا پهلوی”

     
  54. منبع فرانسوی: به تهران ابلاغ شد نقض بخشی از برجام باعث تحریم‌های اروپا خواهد شد

    خبرنگار “العربیه” به نقل از یک منبع فرانسوی گزارش داد، پاریس به تهران هشدار داده که در صورت خروج از توافقنامه هسته‌ای مورد تحریم اروپا قرار خواهد گرفت.

    این منبع ىر رياست جمهوری فرانسه که خواست نامش فاش نشود تأکید کرد که اگر تهران بخشی از توافق هسته‌ای را نقض کند، اروپا مجبور خواهد شد دست به تحریم ایران بزند.

    اين منبع گفت: «ما نمی‌خواهیم تهران فردا اعلام کند که توافقنامه هسته‌ای را نقض خواهد کرد؛ در این صورت ما به عنوان اروپا مجبوریم تحریم‌ها را بر اساس تبرجام مجددا از سر بگیریم … ما نمی‌خواهیم این کار را انجام دهیم و امیدواریم تهران هم چنین تصمیمی نگیرد.»

    خبرگزاری صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران شامگاه دوشنبه 6 مه به نقل از یک مقام نزدیک به هیئت نظارت بر توافق هسته‌ای (برجام) گزارش داد که ایران قصد دارد «بخشی از فعالیت‌های هسته‌ای که در چارچوب توافق هسته‌ای متوقف شده بود در واکنش به خروج آمریکا از این توافق و «بدعهدی کشورهای اروپایی در اجرای تعهداتشان» از سر می‌گیرد.

    این گزارش به نقل از این مقام مسئول افزود: «برنامه‌های پیش‌بینی‌شده کشورمان در چارچوب بندهای 26 و 27 برجام خواهد بود و فعلاً موضوع خروج از برجام مطرح نیست، اما کاهش جزیی و کلی برخی تعهدات در دستور کار قرار می‌گیرد».

    بندهای یاد شده درباره توقف اجرای جزئی یا کلی توافق هسته‌ای و نیز اعلام رسمی «عدم پایبندی اساسی» طرف مقابل به سازمان ملل است.

    بر خلاف ایالات متحده آمریکا دیگر کشورهای طرف برجام، خواهان حفظ این توافق هستند. کشورهای اروپایی از تلاش برای دست یابی به سازوکاری برای ادامه مبادلات تجاری با ایران خبر داده بودند که تهران می‌گوید تا کنون این تلاش‌ها جدی نبوده است.

     
  55. دلار شده ۱۵۰۰۰تومن / تُن ماهی ۱۸ تومن/ کرایه تاکسی ۶۰۰۰ تومن/ تورم نزدیک ۵۰ درصد/ رکود مسکن و افزایش مرگبار قیمت خودرو و مشکلات معیشتی. بعد دغدغه نماینده‌ی اصلاح‌طلب مجلس رو بخونید: مطهری: مدیران مدارسی که در آن رقاصی شده باید اخراج شوند!!!

     
  56. چرا سید مرتضی مدارک را نشان نمی دهد ؟

    سید مرتضی چرا مدارک …./// خودت را در اینجا به همه نشان نمی دهی ؟؟

     
  57. بهشت آنجاست آزاری نباشد
    کسی را با کسی کاری نباشد
    را ایرانیان مصیبت اسلام زده بخوبی حس می کنند. زمانی که پز انگشت زدن به رای های از پیش تعیین شده می داند، زمانی که پای منبر نشسته و عقل را تعطیل و اطوار را تقلید و به من چه شعار شان شد .
    اسلام تا توانسته هویت ایرانی را به ضد ایرانی تبدیل کرده است. ترسی که الله در میان افکار ایجاد کرده فقط جهل و مرگ نتیجه اش بوده. مردم از ترس روضه می گیرند و نماز می خوانند و دعا می کنند ؟ ترس از دست دادن بهشت از شعور کاسته ودکان دین فروشان را رونق داده و آنچه انتهایی ندارد جهالت است.
    تعجب من از زنان است .
    در کجای قران الله بهشتی برای زنان وعده داده ؟

     
    • سید مرتضی

      همچو طرف می نویسد در کجای قرآن وعده بهشت برای زنان داده شده؟! که گویا یک پروفسور قرآن شناسی است که دهها بار قرآن را از اول تا آخر با ترجمه و تفسیر و تامل دقیق خوانده و به چنین فکتی نرسیده!

      این دو نمونه برای بهت کافری که اهل مراجعه نیست: “فبهت الذی الکفر،والله لا یهدی الظالمین”!
      —-
      1- وَ مَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَ لا يُظْلَمُونَ نَقيراً .(النساء/124)

      و كسانى كه كارهاى شايسته كنند -چه مرد باشند يا آن- در حالى كه مؤمن باشند، آنان داخل بهشت مى ‏شوند، و به قدر گودى پشت هسته خرمايى مورد ستم قرار نمى‏ گيرند.

      2- مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُون‏.النحل/97

      هر كس -از مرد يا زن- كار شايسته كند و مؤمن باشد، قطعاً او را با زندگى پاكيزه ‏اى، حياتِ [حقيقى‏] بخشيم، و مسلماً به آنان بهتر از آنچه انجام مى‏ دادند پاداش خواهيم داد.

      پی نوشت 1 :از این دست آیات در اشاره به شرافت و کرامت انسان (اعم از زن و مرد)در قرآن فراوان است که اگر بخواهم همه آنها را اینجا درج کنم،آنوقت منکران قرآن که به ذوقشان زده می شود خواهند گفت:چقدر کپی پیست قرآن در اینجا؟! یا مگر اینجا سایت حوزه علمیه است؟!

      پی نوشت 2:جالب است که آیه اول در همان سوره نسائی است که یک سوپر فمینیست مرد ستیز اینجا ادعا کرد که از اول تا آخر سوره نساء توهین بمقام زن شده است!

      حقیقت این است که قرآن را با موانع درونی و چیزی که قرآن از آن به “امراض درونی”، یا “کری و کوری”،یا “حجابی از انکار”،یا “سنگینی در گوش فهم” ،یا “اخلاد الی الارض”یعنی اصالت دادن عالم خاکی و…نمی شود فهمید،بله قرآن “مبین” است و قرآن بتعبیر خودش “نور”است و “یسّرنا القرآن للذکر” است، اما از قبیل سهل ممتنع است چون نه نظم است و نه نثر،کتاب وحی است،یک مجموعه منعطف بهم است و هرکس پاکیزه تر برحسب اوصاف نفسانی،بیشتر از آن بهره مند،و آنکه مبتلا بدرد ها و آلام درونی و رذائل اخلاقی، از آن محروم،و بزرگترین دردها “پیش فرض انکار”است که سبب عدم نیل به قرآن و معارف آن است و طبعا آنکه پیش فرض او انکار است قرآن برای او ثقیل است،در گوش او ثقیل است،و رو ترش می کند و انگشتان در گوش و لباس را بر سر می کشد!…..این است که جایی فرمود :

      “وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنينَ وَ لا يَزيدُ الظَّالِمينَ إِلاَّ خَسارا”
      (الاسراء/82)

      ترجمه : و ما آنچه را براى مؤمنان مايه درمان و رحمت است از قرآن نازل مى‏ كنيم، و[لى‏] ستمگران را جز زيان نمى‏ افزايد.

      وَ إِذا تُتْلى‏ عَلَيْهِ آياتُنا وَلَّى مُسْتَكْبِراً كَأَنْ لَمْ يَسْمَعْها كَأَنَّ في‏ أُذُنَيْهِ وَقْراً فَبَشِّرْهُ بِعَذابٍ أَليمٍ .
      (لقمان/7)

      ترجمه : و چون آيات ما بر او (ظالم و منکر) خوانده شود، با نِخوت روى برمى ‏گرداند، چنانكه گويى آن را نشنيده [يا] گويى در گوشهايش سنگينى است؛ پس او را از عذابى پردرد خبر ده….

      از این قسم آیات زیاد است که اشاره بموانع فهم قرآن و تدبّر در آن می کند،در واقع قرآن “هدی للناس” است و برای همه مردم نازل شده و نه فقط اعراب صدر اسلام و مخاطب آن “ناس” یعنی همه مردم اند در همه زمانها،اما واقعا بلحاظ مصداق خارجی، قرآن “هدی للمتقین” است متقین از آن بهره می برند و شفا می یابند،و متقین کسانی هستند که موانع فهم و امراض باطنی و حجاب های درک قرآن را از خود دور کرده اند،البته چون تقوی و پاکیزگی نفس و درون مراتب دارد بنابر این مراتب فهم قرآن نیز برحسب پاکی درون انسان متفاوت است،از این جهت جایی دیگر فرمود که علم همه قرآن و همه مراتب قرآن و همه ظواهر و بطون قرآن مختص به “راسخون در علم”است که عبارت است از “مَن خُوطِبَ به”یعنی پیامبر و اهلبیت طاهرین او….و دنبال آنها بقدر استعدادشان آنها که تربیت الهی یافته اند امثال محمد حسین طبا طبائی ها رضوان الله علیه …

      پی نوشت 3:ایکاش کافران و آنانکه نگاهی از بیرون به وحی و متن قرآن دارند،بجای انکارهای کودکانه از راه دور،بطور موضوعی قرآن را در هر موضوعی از بدو تا ختم با تدبّر مطالعه می کردند،آنگونه که به مبهمات یا سخنان پارادوکس گونه فلان و فلان اندیشمند غربی اهتمام دارند…اما هیهات …”ولایزید الظالمین الا خسارا”…

       
  58. یک سوال از سید مرتضی

    آیا شما میدانید چرا آقای خامنه ای که مرتبا

     
  59. بخش (1)

    هدف دولت ترامپ در خصوص ایران چیست؟

    استفان والت، استاد روابط بین الملل دانشگاه هاروارد
    فارن پالیسی

    والت مقاله خود را با این پرسش آغاز کرده که «هدف دولت ترامپ در خصوص ایران چیست؟» او سپس به اعزام یک ناو هواپیمابر آمریکایی به منطقه و توجیهات جان بولتون، مشاور امنیت ملی کاخ سفید در این‌باره اشاره کرده و نوشته است: «من هنوز متوجه نمی‌شوم این کار قرار است به چه بینجامد. این تاحدودی از آن‌روست که رئیس‌جمهور ترامپ به غیرقابل پیش‌بینی بودن علاقه دارد و دولت او که با هرج و مرج اداره می‌شود قادر نیست یا نمی‌خواهد توجیهات شفاف و جامع در خصوص اتخاذ بسیاری از تصمیمات سیاسی ارائه کند. اگر شما به کسی نگویید که سعی دارید چه کاری انجام دهید برای افراد بیرونی دشوار خواهد بود که شما را در آینده مورد مواخذه قرار دهند.» استفان والت سپس ۵ سناریوی محتمل برای دولت ترامپ در دشمنی با ایران می سازد:

    * ژستی برای خشنودی دیگران: امکان دارد که دولت آمریکا در حال گرفتن ژستی برای خوشحال نگه داشتن سعودی‌ها، اسرائیلی‌ها، کشورهای حاشیه خلیج فارس و جمهوری‌خواهان پول‌داری همچون شلدون آدلسون باشد که به او کمک اعطا کرده‌اند. شاید ترامپ، مایک پامپئو وزیر خارجه و جان بولتون، مشاور امنیت ملی در دل باور دارند که نظام سیاسی ایران فرونمی‌پاشد و برای توافقی بهتر از برجام نیز مذاکره نمی‌کند. اما چون نحوه اداره امور ایران از سوی دولت سابق آمریکا مورد انتقاد قرار داده و تحت فشار متحدین و لابی‌های داخلی قرار دارند چاره‌ای جز این نبوده که به سیاست فشار شدید علیه ایران روی آورند حتی با وجود اینکه این سیاست هرگز در گذشته به نتیجه نرسیده است. من باور چندانی به صحت این گزینه ندارم چرا که اگر این گزینه صحت داشت، به ریسک در خطر قرار دادن روابط با متحدین دیرینه برای نخریدن نفت ایران نمی‌ارزید.

    * فشار بر ایران برای دست‌یابی به توافقی جدید: این گزینه بدان معناست که هدف فشار حداکثری برای ایران مجبور ساختن این کشور به بازگشت به میز مذاکره و متقاعد شدن تهران به پذیرفتن ۱۲ خواسته‌ای است که یک‌سال قبل، مایک پامپئو مطرح کرد…..چنین گزینه‌ای اصلا عملی نیست. تحریم‌های سخت‌تر علیه ایران احتمالا نمی‌توانند این کشور را قانع کنند که همه خواسته‌های آمریکا را بپذیرد، به‌خصوص زمانی که ایالات متحده دیگر آن پشتوانه چندملیتی دوران مذاکره در خصوص برجام را با خود ندارد. حتی کشورهای ضعیف‌تر از ایران هم تمایلی به تسلیم در برابر باج‌خواهی ندارند چرا که منجر به خواسته‌های بیشتر می‌شود. بیش از یک دهه تحریم‌های سخت تهران را قانع نکرد که از تمام ظرفیت غنی‌سازی خود چشم بپوشد و اکنون نیز به‌نظر نمی‌رسد که چنین شود. مشکل دیگر این سناریو این است که «چرا ایران باید با دولتی که برجام را پاره کرده، بارها در تعامل با شرکای تجاری زیر قولش زده و در خصوص آن فخر فروخته، به توافق برسد؟ اگر گزینه دوم چیزی است که دولت آمریکا می‌خواهد به آن برسد، احتمالا ناامید خواهد شد.»

    * تغییر نظامی سیاسی: بر اساس این گزینه، ترامپ، بولتون و پامپئو به سرنگون کردن نظام سیاسی ایران تمایل داشته و خود را قانع کرده‌اند که فشار بیشتر بر مردم ایران، آنها را بر آن خواهد داشت که حکومت را سرنگون کنند. پولتون و پامپئو این را در فرصت‌های متعدد (و گفته می‌شود با کسب سود مالی) در اتحاد با گروه‌های مخالف ایران گفته‌اند…تجربه‌های مشابه آمریکا در کوبا و لیبی در این مورد شکست خورده است…بسیاری از ایرانیان دارای احساسات میهن‌دوستانه هستند و ممکن است خشم بیشتری نسبت به ابرقدرتی پیدا کنند که سعی می‌کند اقتصاد آنها را فلج کند. خروج آمریکا از توافق هسته‌ای به نفع گروه‌های تندرو در ایران تمام شده، چرا که نظرات آنها در خصوص دشمنی آمریکا و غیرقابل اعتماد بودن کلام آمریکایی‌ها را تقویت کرده است. هیچ تضمینی وجود ندارد که حتی در صورت تغییر نظام سیاسی در ایران، نیروهای طرفدار آمریکا در این کشور به قدرت برسند. صداهای حامی آمریکا در ایران با افزایش فشارهای این کشور بر ایران در حال کاسته شدن هستند…تجربه‌های سیاست تغییر رژیم آمریکا در عراق، افغانستان، لیبی، سومالی، سودان، یمن و سوریه و بدتر شدن اوضاع در این کشورها موید این نظر است.
    https://foreignpolicy.com/2019/05/06/if-nobody-knows-your-iran-policy-does-it-even-exist-bolton-trump/

     
  60. بخش (2)

    هدف دولت ترامپ در خصوص ایران چیست؟

    استفان والت، استاد روابط بین الملل دانشگاه هاروارد
    فارن پالیسی

    بهانه‌جویی برای جنگ: ممکن است آمریکا به‌دنبال آن باشد که با فشار حداکثری علیه ایران، این کشور را به سوی توسعه برنامه هسته‌ای خود یا خروج از ان‌پی‌تی سوق داده تا از این طریق، توجیه لازم را برای اقدام نظامی پیشگیرانه علیه تاسیسات هسته‌ای ایران فراهم آورد….بمباران تاسیسات هسته‌ای ایران به‌معنای از بین رفتن دانش ساخت آنها در این کشور نیست و همچنین درسی عینی به ایران و دیگر کشورها در خصوص غیرهسته‌ای بودن خواهد داد. قذافی پس از آن سرنگون و کشته شد که همه سلاح‌های کشتار جمعی خود را کنار گذاشت و ایران ممکن است به‌خاطر اینکه هنوز فاقد سلاح اتمی است بمباران شود اما دیکتاتور قاتلی چون «کیم جونگ اون» موفق به دیدارهای دوجانبه با ترامپ می‌شود که ادعا می‌کند این دو به یکدیگر علاقه پیدا کرده‌اند! اگر شما یک استراتژیست ارشد ایرانی بودید، از چنین الگوی رفتاری به چه نتیجه‌ای می‌رسیدید؟…فراموش نکنید، اگر ایران واقعا آن‌گونه که دولت ترامپ و کسانی که در خصوص ایران هشدار می‌دهند دارای شبکه‌ای گسترده از نواب گوش به فرمان در منطقه است، چرا باید فرض کنیم آنها در صورت اینکه ببینند تهران هدف حمله قرار می‌گیرد، بیکار می‌نشینند؟ خوب چه انتظاری از استراتژیست‌های باهوشی دارید که فکر می‌کردند سرنگون کردن صدام حسین، همه مشکلات آمریکا را در منطقه حل می‌کند؟!

    * سیاست مهار: کارزار فشار حداکثری ممکن است با هدف تضعیف ایران و کاهش نفوذ آن در منطقه دنبال شود. این گزینه، محتمل‌ترین گزینه در بین ۵ سناریوی مطرح شده است. در این سناریو، می توان پذیرفت که اعمال فشار، سیاست‌های کلان ایران را تغییر نمی‌دهد، منجر به تغییر نظام سیاسی نمی‌شود، توافقی بهتر از پی نخواهد داشت و حتی تهران را به خارج از ان‌پی‌تی سوق نخواهد داد تا درب‌ها برای جنگ پیشگیرانه باز شوند. همه این فشارها از آن رو به تهران وارد می‌شوند که حمایت خود را از برخی شرکایش در منطقه بکاهد و نفوذش کاسته شود. این بهترین توجیهی است که من می‌توانم در خصوص آنچه دولت آمریکا انجام می‌دهد به آن فکر کنم و البته احتمال کمی دارد که واقعا در ذهن این دولت باشد! این گزینه البته دو مشکل دارد: اولا، احتمال جنگ را بالا می‌برد و ثانیا، هیچ‌گونه راه‌حل بلندمدتی برای بی‌ثباتی منطقه‌ای ارائه نمی‌کند…سیاست مزبور آمریکا را در پیوند محکم با برخی متحدین منطقه‌ایش مانند عربستان سعودی و مصر که به کمک آمریکا و گوش ندادن به حرف این کشور عادت کرده‌اند حفظ می‌کند و از سوی دیگر کشوری مانند ایران با جمعیت بسیار و تحصیل‌کرده را بیشتر به چین و روسیه نزدیک می‌کند و از این رو اشتباه است…اعمال فشار بر ایران هیچ تاثیری بر رفاه و امنیت شهروندان آمریکایی ندارد. اگر آمریکا می‌خواست به صلح در خاورمیانه دست یابد، باید برجام را مبنا قرار می‌داد و خود را در موقعیت یک میانجی منصف در تمام منطقه نشان می‌داد.

    https://foreignpolicy.com/2019/05/06/if-nobody-knows-your-iran-policy-does-it-even-exist-bolton-trump/

     
  61. ج.ا. نه تنها در بخش اقتصادی که در بخش سیاسی و سیاستگذاری هم دچار مشکل اساسی شده و وضع آنقدر خراب است که هر روزه میتوان چند نظر کاملأ مخالف یکدیگر از سران رژیم شنید.
    آنطوریکه از شواهد و گفته ها بر میآید ٬ در داخل نظام دو تحلیل در مورد سیاست داخلی وجود دارد و هر جناح سعی میکند که بنحوی تحلیل خود از داخل را به سیاست خارجی پیوند بزند.
    هر دو جناح نگران از قیام مردمند و هر جناح بشیوه خود سعی در جلوگیری از قیام مردم را دارد. یک جناح معتقد است که با ترساندن مردم از آینده ای بدتر از آنچه امروز هست میتوان جلوی اعتراضات را گرفت٬ این جناح مدام تبلیغ جنگ میکند و وقوع جنگ را حتمی میداند (به صحبتهای سرداران و فرماندهان سپاه و حرفهای خامنه ای توجه کنید). این جناح از یک درگیری نظامی کوچک و محدود (بطور مثال٬ بمب باران توسط هواپیما و یا چند موشک توسط آمریکا) استقبال هم میکند ولی به هیچ وجه خواستار جنگ واقعی نیست چون خوب میدانند که قدرت مقابله ندارند. اینها میخواهند که جنگ را بهانه ای برای سرکوب مردم و توجیه اوضاع کنند و در خفا با نیروهای خارجی به توافقهای پشت پرده دست بزنند و نظام را حفظ کنند. (آمریکا هم از اینکار استقبال خواهد کرد).
    جناح دیگر معتقد است که با ترساندن مردم از جنگ شرایط قیام مردمی بیشتر فراهم میشود بنابر این نباید صحبت از وقوع جنگ کرد بلکه باید به مردم اطمینان خاطر داد که جنگی در میان نیست و اوضاع بزودی بهتر خواهد شد و ما سعی میکنیم به آمریکا پیشنهاد گفتگو بدهیم و مسایل را حلّ کنیم ( به سفر ظریف به آمریکا و صحبتهایش توجه کنید٬ اینکه ترامپ بدنبال جنگ نیست). آنچه کار ج.ا. را سختر کرده سیاستهای آمریکاست٬ با آنکه سخترین فشارهای اقتصادی را اعمال کردند و ناو خود را بسمت منطقه فرستادن ولی در کلام میگویند که ما قصد جنگ نداریم٬ ج.ا. نه میتواند آمدن ناو را ندیده بگیرد و نه میتواند مخالفت و ابراز وجود کند (فعلأ هیچ چیزی نگفتند٬ سکوت)٬ نه میتواند چشمش را بروی آمدن ناو ببندد و نه حرف مقامات آمریکایی را باور کند و اینها خود بر گیجی ج.ا. میافزاید. ج.ا. سعی کرد (البته دقیقه ۹۰) با فرستادن ظریف به آمریکا و آغاز گفتگو اوضاع را آرام کند ولی آمریکا متوجه ضعف و درماندگی ج.ا. شد و حضور ظریف را نادیده گرفت و این برای ج.ا. بسیار سنگین تمام شد ( حضور ظریف در آمریکا با توافق هر دو جناح مخصوصأ خامنه ای صورت گرفت٬ هیچکس تا زمان حضور ظریف در آمریکا و قبل از جواب رد گرفتن ابراز نظر نکرد) در شرایط فعلی ج.ا. در ضعیفترین شرایط خود هست٬ ج.ا. در شرایطی قرار دارد که در هر حرکت چه نظامی و چه دیپلماسی و سیاسی بازنده این رویارویی خواهد بود
    شاید افرادی بر این باورند که صحبت از قیام مردمی یک توهم و خیالات است٬ باید به این افراد یادآور شد که سال ۵۷ هم خیلیها چنین فکر میکردند و کمتر کسی پیش بینی آنچه اتفاق افتاد را میکرد٬ در یک انبار باروت فقط جرقه ای کافیست٬ اینرا بهتر از هر کسی سران ج.ا. و نیروهای سرکوبگرش میدانند.
    به امید حاکمیتی ملّی و استقلال و آزادی وطن

     
  62. آرتین ایران

    سلام بر ناظران گرامی
    انقلاب ایران چگونه مصادره شد؟!
    خمینی قبل از تصاحب قدرت:جزای آنها که بر علیه حکومت بازرگان قیام کنند خیلی سخت است!
    خمینی 10 سال پس از سوار شدن بر مرکب قدرت(در نامه عزل مرحوم منتظری):واللَّه قسم، من با نخست وزیرى بازرگان مخالف بودم ولى او را هم آدم خوبى مى دانستم!!(صحیفه امام جلد 20 ص 481)
    پ.ن)صاحب افاضات قلبی مطمین و ضمیری امیدوار به فضل الهی در زمان انتخاب بازرگان گفته بود:”چون جناب آقای مهندس بازرگان را سال‌های طولانی است از نزدیک می‌شناسم و مردیست فاضل، متدین از لحاظ دیانت و امین به ملت و ملی و بدون گرایش به چیزی که خلاف مقررات شرعی است من ایشان را معرفی می‌کنم. که ایشان رئیس دولت باشد و ایشان وزرای خود را تعیین می‌کنند…”پس چگونه شد که چنین فریبی به ملت ایران داد و سالها بعد ضمیر واقعی خویش را هویدا کرد؟!!پاسخ این سوال در اظهارات بقیه فریبکاران مشخص می گردد.محسن رضایی در مورد انتخاب بازرگان می گوید:”اگر امام اول انقلاب بازرگان را بر سرکار نمی گذاشت شاید انقلاب به ثمر نمی رسید!!.بازرگان کلاهی بودکه امام بر سر آمریکا گذاشت،ایشان نیرویی را به کار گرفت که امریکا احساس خطر نکند!”(محسن رضایی، تابناک ، ۲۷ دی ۱۳۸۹ )حمید رضا نقاشیان از محافظان خمینی می گوید:”به آقا اعتراض کردم چرا بازرگان؟!آقا فرمودند:پس کی؟گفتم خیلی ها.ایشان فرمودند بین مردم شناخته شده نیستند!!…”بازرگان بعدا گفت آقای خامنه ای در یکی از مصاحبه های خود در دهه فجر گفت که:”شخص دیگری را نداشتیم و خودمان هم آن موقع نمی توانستیم”هاشمی رفسنجانی در این زمینه می گوید:”عامل مهم دیگری هم اعضای شورای انقلاب را به انتخاب آقای بازرگان ترغیب کرد که آن رابطه ایشان و بختیار بود که تصور می شد از حاد شدن مسائل و درگیری های خونین جلوگیری خواهد کرد و انتقال قدرت را آسان می کند. بالاخره جبهه ملی و نهضت آزادی و اعضای آن باهم روابط و سوابقی داشتند که این می توانست در مذاکرات و گفت وگوها موثر باشد.”(علت انتخاب بازرگان از زبان هاشمی رفسنجانی، مرتضی صفارهرندی، کیهان،۳۰/۹/۸۹ )عده ای دیگر در این راستا انتخاب بازرگان را بدلیل خط مشی معتدل او عدم وجود حساسیت از سوی آمریکا می دانند و…
    از جمیع این موارد مبرهن و مشخص است که خمینی در راه کسب قدرت از هیچکس و هیچ کاری فروگذار نکرده است.او حتی برای رسیدن به هدف از وسیله کردن اشخاص باکی نداشته است.او روزی با آمریکا نرد عشق می بازد،روز دیگر بزرگان حوزه های اعتقادی نظیر شریعتمداری و منتظری را به بازی می گیرد و در جایی از سوابق بازرگان برای تثبیت قدرت خویش سودجویی می کند و پس از سوار شدن بر خر مراد همگی را به سان یک دستمال یک بار مصرف به دور می اندازد.به راستی بررسی پشت پرده انقلاب نشان می دهد که شعار انقلابی و مردمی بودن این بلوای خانمانسوز تا چه میزان دور از واقعیات است.
    به امید ایرانی آزاد و آباد

     
  63. فرمانده/* نیروی هوایی: نیروی هوایی در ساخت مسجد پیشتاز است.
    وزوزیر/* دفاع: تحریم فروش نفت ایران با شکست مواجه می‌شود.
    مش قاسم: روح الصحاف در این بیچاره حلول کرده. بیچاره تو برو مچتتو بساز!

    فرمانده/* نیروی هوایی هم لابد میخواد مچت پرواز بده واسه جنگ هوایی. لابد میخواد درجه بگیره. گمان نکنم در تاریخ نیروهای هوائی جهان یه همچین نادانی به این مقام رسیده باشه.

    /*: ک

     
  64. حاج غلومعلی جعفرزاده ایمن‌آبادی (یکی از اینا که توی اون طویله امرار معاش میکنه): اعتقاد دارم که ما اگر مدیران قدرتمند و شجاع می‌داشتیم چند شوک اقتصادی جالب می‌داد و می‌توانست شرایط را تغییر دهد.
    مش قاسم: خدا شاهده گشتن نادانترینها رو بردن توی اون طویله، بیله دیگ بیله چغندر. ای نادان، ما ۴۰ ساله داریم چوب شوک اقتصادی “جالب” بهمون داده میشه. و اما اصل قضیه: اوضاع قراره از اینم بدتر بشه.

     
  65. نه خودم جنگ میرم، نه میزارم بچههام برن، نه بچههای قوم و خویش و نه بچههای همسایه ها و هم محله ایها. همونایی که دارن جنگ دوباره راه میندازن بچهای خودشون رو بفرستن.

     
  66. “افشاگری‌” شهرزاد میرقلی‌خان درباره نحوه دورزدن تحریم‌ها
    ___________________________________________________________________

    شهرزاد میرقلی‌خان، مدیر سابق روابط بی‌الملل پرس‌تی‌وی و بازرس ویژه صدا و سیما در ویدیویی که به تازگی در شبکه‌های اجتماعی منتشر کرده بخش‌هایی از کتاب خود را که به گفته او تا ۲ ماه آینده منتشر می‌شود، منعکس کرده است.

    به گزارش دویچه وله، میرقلی‌خان پیش از انتشار این ویدیو در برنامه اینترنتی “اتاق شیشه‌ای” به صورت تلفنی شرکت کرده بود. محمد سرافراز، رئیس پیشین صدا و سیمای جمهوری اسلامی، در این برنامه مدعی شد که شهرزاد میرقلی‌خان زیر فشار سازمان اطلاعات سپاه بوده و این نهاد به او اتهام جاسوسی زده است.

    محمد سرافراز آبان سال ۱۳۹۳ از سوی رهبر جمهوری اسلامی رئیس صدا و سیما شد و میرقلی‌خان را به عنوان بازرس ویژه خود منصوب کرد. اخیرا فیلمی از او و خانم میرقلی‌خان منتشر شد که در آن سرافراز اسنادی را تحویل شهرزاد میرقلی‌خان می‌داد. سرافراز به خبرگزاری کار ایران (ایلنا) گفته بود: “اسنادی که دو هفته پیش تحویل خانم میرقلی خان دادم، مربوط به پنج سال زندان و مکاتبات ایشان با دادگاه‌های آمریکا به اتهام تلاش برای خرید دوربین‌های دید درشب است.” شهرزاد میرقلی‌خان اکنون درباره این ماجرا و همچنین نقش همسر سابقش دست به “افشاگری” زده است.

    میرقلی‌خان همسر سابق محمود سیف رئیس شرکت تهران فناور است و “به دلیل مشارکت و همکاری با سیف” دستگیر شده است. میرقلی‌خان در ویدیوی خود از محسن سبحانی‌نیا (محمود سیف) همسر سابق خود به عنوان “مهره کلیدی دور زدن تحریم‌ها” نام برد و مقامات جمهوری اسلامی را تهدید کرد در صورتی که خواسته‌های هشت گانه‌اش که به گفته خودش در نامه به آیت‌الله خامنه‌ای مطرح شده برآورده نشود فرآیند دور زدن تحریم‌ها را افشا خواهد کرد.

    میرقلی‌خان همچنین اتهاماتی را علیه برخی چهره‌ها از جمله مجتبی خامنه‌ای، محمود احمدی‌نژاد، حسین طائب، محسن رضایی و محمدباقر قالیباف و محمود سیف، همسر سابق خود مطرح کرد.

    میرقلی‌خان در ابتدای ویدیوی خود گفت: «کتاب دومم معضل حیاتی برای حکومت جمهوری اسلامی ایران است. به مجرد اینکه از زندان آمریکا به ایران برگشتم می‌دانستند من شاهدی هستم که در صورتی که زبان به سخت بگشایم مرگ نظام حتمی است…»

    او تاکید کرد که در زندان آمریکا خیلی مسائل را در مورد محمود سیف نوشته است و شوهر سابقش را “مغز متفکر دورزدن تحریم‌ها” و خرید تسلیحات برای سپاه، نیروی انتظامی و ارگان‌های وابسته به آن‌ها معرفی کرده است.

    او در ادامه ویدیوی خود تاکید کرد که ناخواسته “قربانی برنامه‌های سپاه” بوده و “به دام آنها افتاده است” و شوهر سابقش محمود سیف در “رساندن محموله‌ها به پیروان جمهوری اسلامی در لبنان، سوریه، افغانستان و عراق نقش اساسی داشت”.

    او در ادامه ویدیوی خود به اعتراضات ۸۸ هم اشاره کرد و مدعی شد که سال ۸۸ اتفاقات زیادی در ایران افتاده و خرید تمام ماشین‌های ضد شورش، سپرها، دستبندها و باتوم‌های برقی توسط محمود سیف برنامه‌ریزی و انجام شده است.

    شهرزاد میرقلی‌خان درباره دور زدن تحریم‌ها به تاسیس شرکت‌های صوری هم اشاره می‌کند که این شرکت‌ها بدون ذکر نام محمود سیف ثبت شده است: «ایشان با ثبت شرکت‌های مختلف در کشورهای مختلف از جمله امارات، اسپانیا، آلمان، ایتالیا و… از طریق ال‌سی‌های یوزانس این خریدها را انجام می‌داد. بدون اینکه نامی از محمود سیف برده شود.»

    میرقلی‌خان همچنین گفته است که محمود سیف برای مجتبی خامنه‌ای پسر رهبر جمهوری اسلامی و حسین طائب رئیس سازمان اطلاعات سپاه “مهره بسیار مهمی” بوده است: «وقتی من می‌گویم شاهدی هستم که برای آقایان قیامت بر پا می‌کنم، حقیقت را می‌گویم. (افشاگری) برای من خرجی ندارد. خرج‌اش ۴ تا ایمیل به سفرای کشورهای مختلف است که در آن اسم بانک‌ها و شرکت‌ها را بدهم و مدل ماشین‌های ضد شورش و سپرها را بگویم. کشورها می‌دانند این را به چه کسی فروخته‌اند.»

    او در ادامه “افشاگری” خود مدعی شد که خریدهای نظامی با هدف سرکوب داخلی انجام گرفته و کشورهای فروشنده هم از رسیدن این تجهیزات به دست سپاه اطلاع داشته‌اند.

     
  67. تیمسار فاسد ارتش مدیرعامل «ایران ‎ایر» شد؛ تورج دهقانی زنگنه در فهرست تحریم‎های آمریکا قرار دارد

    در جلسه هیأت دولت که یکشنبه، ۱۵ اردیبهشت، به ریاست حسن روحانی برگزار شد تورج دهقانی زنگنه به عنوان مدیرعامل جدید هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران (هما) تعیین شد.

    به نوشته کیهان لندن، تورج زنگنه بنیانگذار و مدیرعامل هواپیمایی «معراج» بود که با معرفی محمد اسلامی وزیر راه و شهرسازی به عنوان مدیرعامل هما انتخاب و جایگزین فرزانه شرفبافی شد.

    شرفبافی مهرماه سال ۹۷ در دوره وزارت عباس آخوندی به عنوان مدیرعامل ایران ایر منصوب شده بود اما منتقدان زیادی داشت.

    سوم خرداد ۱۳۹۷ (۲۴ مه ۲۰۱۸) وزارت خزانه‌‏داری ایالات متحده ۹ فرد و شرکت ایرانی و ترکیه‌ای و ۳۱ هواپیمای متعلق به چهار شرکت هواپیمایی ایرانی را تحریم کرد و طی آن «ماهان» و «معراج» و تعدادی از هواپیماهای متعلق به شرکت هواپیمایی «کاسپین» و «پویا ایر» (متعلق به سپاه) در فهرست تحریم‌های (OFAC) قرار گرفتند. در این فهرست همچنین به نام تورج زنگنه نیز اشاره شد.

    این افراد و شرکت‎ها متهم‌اند با هواپیماهای تجاری و مسافربری محموله نظامی و نیرو و پول به سوریه و لبنان حمل می‌‌کنند و از خشونت و تروریسم در منطقه پشتیبانی می‎کنند.

    تورج دهقانی زنگنه کیست؟

    خلبان تورج دهقانی زنگنه از امرای ارتش جمهوری اسلامی است که چند سالی فرمانده آشیانه‎های نیروی هوایی در مهرآباد بود و پس از بازنشستگی با توجه به روابط و رانتی که در دوران خدمت دست و پا کرده بود توانست شرکت «معراج» را تاسیس کند و خود نیز مدیرعامل آن شد. «اشاعه فرهنگ غنی اسلامی در کشورهای مقصد» یکی از برنامه‎های ایدئولوژیک او برای هواپیمایی «معراج» بود!

    ۲۲ اسفند سال ۹۶، عباس آخوندی وزیر راه به خاطر بی‎کفایتی در مجلس استیضاح شد. گرچه اصلاح‏‌طلبان این استیضاح را سیاسی و دعوای جناحی خواندند اما پشت پرده زد و بندها فراتر از این بود که تنها زمزمه‎هایی از آن به گوش رسید، از جمله صدور مجوز تاسیس شرکت‎های هوایی برای افراد خاص از جمله شرکت «کاموتک»، «دنا» و «سپهران»، خرید ۲۰ فروند هواپیماهای مسئله‎دار دو برابر قیمت، اجاره‌‏ی بودار هواپیما از پاکستان و قزاقستان و در اختیار گرفتن غرفه دولت در فرودگاه مهرآباد، صدور مدرک خلبانی برای افرادی که شایسته نبودند و بارها در امتحانات مربوطه نمره قبولی نگرفته بودند، زد و بند با سازمان هواپیمای کشوری در مورد در اختیار گرفتن پروازها و کنار زدن شرکت‎های غیرخودی از پرواز در مسیرهای خاص و پر مسافر.

    کی از نمایندگان موافق استیضاح وزیر راه، احمد علی‌رضابیگی نماینده تبریز بود که دست روی نام تورج دهقانی گذاشت و او را به عنوان یکی از عوامل دخیل در این زد و بندها و فسادها معرفی کرد.

    دهقانی زنگنه از جمله مدیرانی است که به دلیل جرایم فرودگاهی به دادستانی مشهد احضار شد.

    بعلاوه بانک حکمت ایرانیان و موسسه مالی و اعتباری توسعه، در فهرست بانک‎های مسئله‎دار هستند. آذر سال ۱۳۹۶ (نوامبر ۲۰۱۷) معاون مدیرعامل بانک ملت در نامه‎ای به شرکت‎های تابعه این بانک دستور داد برای پیشگیری از انتقال خطر بانک‏‌های پر ریسک به زیرمجموعه بانک ملت ضروری است از افتتاح هر نوع حساب در بانک‎های سرمایه، ایران‌زمین، دی، قوامین، گردشگری، آینده، حکمت ایرانیان و موسسات اعتباری و مالی توسعه، کوثر و ملل «پرهیز» کنند و در صورت وجود حساب‎های بانکی قبلی نسبت به بستن حساب خود اقدام کرده و سرمایه‎های خود را ظرف یک ماه از این بانک‎ها و موسسات خارج کنند.

    بانک حکمت ایرانیان با انبوهی از اتهامات مالی روبروست که سال گذشته پرسنل ارتش کمپینی برای تحریم آن به راه انداختند. اتهام اصلی این بانک «دست‌درازی به حساب مشتریان» و «برداشت بدون اجازه پول» از حساب آنهاست. اواخر بهار سال ۱۳۹۶ تحریم این بانک توسط پرسنل ارتش باعث افت ۷۱ درصدی سود سهام آن شد.

    با انتصاب زنگنه افزایش تحریم‎های آمریکا علیه سازمان هواپیمایی کشوری و هواپیماهای ایران ایر محتمل است.

     
  68. سید مرتضی

    شهبانو: من جرئت ندارم به شاهنشاه بگویم! تو به اعلیحضرت بگو که سوء استفاده های خواهران و اعضای خانواده اش به سلطنت فرزند من صدمه می زند!

    عَلَم: شهبانوی عزیز! اولاً :همه اعضای خانواده شما هم همان کارها را انجام می دهند!

    ثانیاً: سلطنت در جهان امروز خلاف عقل و منطق است و هیچ کس نمی تواند سلطنت فرزند شما را تضمین کند!

    ثالثاً :تنها راه بقاء، پادشاهی مطلقه است که الان موجود است، ولی باز هم ضمانتی برای سلطنت فرزند شما نیست!

    ✍️ اسدالله عَلَم

    «شهبانو از بعضی عملیات خواهران و بستگان شاهنشاه ناراضی است، که مبادا به سلطنت ولیعهد صدمه بزند. خودشان هم جرئت مذاکره با شاه را ندارند!

    فرمودند: تو با شاه صحبت کن!

    بعضی قسمتها را درست می فرمایند، اما نسبت به[خویشاوند] خودشان فراموشی دارند که ایشان هم از اسم شاهنشاه و شهبانو سوء استفاده زیاد می کنند!

    این مطلب را من گوشه دادم و عرض کردم که به هر صورت همه اینها بد است.

    با انصاف تمام تصدیق کردند. ولی فرمودند: «این مطالب را تو به شاه عرض کن. زیرا من اگر صحبت بکنم، خودم ناراحت می شوم و شاهنشاه را هم ناراحت می کنم!»…

    من مجموعاً شهبانو را نسبت به آینده نگران دیدم. حق هم دارد. فرزند دلبند و نور چشم او باید در آینده شاه بشود و هر عملی بر ضرر رژیم، بر ضرر اوست.

    من هم مکرر به ایشان عرض کرده ام: با آن که معتقدم سلطنت در ایران با توجه به سنن ملی که ما داریم هنوز لااقل دویست سیصد سال دیگر طرف احتیاج مبرم کشور است! ولی حقیقت این است که سلطنت در دنیا رنگی ندارد. آن هم سلطنت موروثی! یعنی خلاف عقل و منطق است!

    به چه مناسبت فرزند بزرگ شاه باید مالک جان و مال مردم باشد؟! مگر آن که شاه سلطنت بکند نه حکومت! آن هم در ایران ممکن نیست، یعنی به محض آن که شاه به سلطنت کردن قانع شد، فاتحه خودش را خوانده است! مثل احمد شاه قاجار و امثالهم.

    و واقعاً مردم هم رشد آن را ندارند که قابل حکومت دموکراسی باشند! به قول شاهنشاه: اگر قرار باشد در ایران حکومت دموکراسی واقعی برقرار گردد، ۲۷ ملیون جمعیت ایران، ۲۷ ملیون رای مختلف یک دیگر می دهند! این امر را من وقتی رئیس دانشگاه پهلوی بودم و در مرکز انتلکتوئل ایران بودم به تجربه دریافتم.

    پس راه چاره ایران، چنان که حالا اتفاق افتاده است، داشتن پادشاهی باهوش، مدبر، روشن بین، عاقل، با انصاف و عادل است!

    خوشبختانه اکنون این سعادت را داریم، ولی این کار را خداوند تضمین نکرده است. پس ملت ایران حق دارد نگران باشد و شهبانو نیز به همچنین!»

    (خاطرات علم، جلد دوم، صص ۴۳- ۴۲. ۱۹ اردیبهشت ۱۳۴۹).

    —-
    پی نوشت:

    می گویم:ظاهرا اسدالله علم،علیرغم اینکه غلامی شاه را می کرده و اسباب عیش و عشرت ملوکانه را فراهم می نموده! و در هر حال،نظام موروثی سلطنتی را بفهم خود برای لااقل 200- 300 سال آینده ایران لازم می دیده و تئوریزه می کرده! اما باز اینقدر بصیرت داشته که دیگر با وجود دموکراسی،حکومت موروثی سلطنتی،چِرتی بر خلاف عقل و منطق بوده و هست!

    بنظر می رسد علم-غلام و خانوم بیار شاهنشاه-در این جهت خیلی از زمانه خود جلوتر بوده و خیلی از غلامان و چاکران جقّه همایونی در زمان ما -شاهیست ها و سلطنت طلب های فراری و خائن- بهتر می فهمیده!

     
    • انفاقا رضا شاه دوم تو راهه. ببین آمورتی این دیگه مث روز روشنه که ملت با همه نادونیشون چش براه اومدن رضا شاهن! فکر نکنم که حتی به یه سال هم بکشه!!

       
      • سید مرتضی

        یادداشتهای اسدالله علم (پهلوی شناسی و عبرت)
        ———————————————————

        شاه: برای هر شب اقامت سلطان قابوس در ایران چند دختر ایرانی در اختیارش گذاشتی؟!

        علم: اعلیحضرت! هر شب چهار پنج دختر تمیز شده ایرانی در اختیارش گذاشتم!

        ✍️اسدالله علم

        «[محمد انور] سادات[رئیس جمهور مصر] رفت…بعد سلطان قابوس وارد شد او را به کاخ شهری رساندیم…شاهنشاه هم گردش تشریف بردند. ولی گویا به وجود مبارکشان خوش نگذشته بود! سر شام شکایت فرمودند…

        علیا حضرت شهبانو برای فردا شب باز عده ای را در کاخ شهری برای مهمانی به افتخار سلطان قابوس دعوت فرمودند.

        من یواشکی به شاهنشاه عرض کردم:قابوس از این مهمانی بیزار است، چون با آن که زن گرفته، این جا تنها آمده که قدری الواتی کند! شاهنشاه به شهبانو فرمودند :باید زود برگردیم.
        خوششان نیامد».

        (خاطرات علم، جلد ششم، صص ۱۶۱- ۱۶۰. ۳۱ خرداد ۱۳۵۵).

        «صبح به فرودگاه رفتم که شاهنشاه تشریف می آوردند سلطان قابوس را راه بیندازند…سئوال فرمودند: در این دو سه شب [سلطان قابوس] خوش گذرانی چه کرد؟!

        عرض کردم: هر شبی چهار پنج خانم در اختیارش بود(در خارج کاخ!)، اما چه کرد،نمی دانم!

        فرمودند:تازه داماد احیانا ناخوش نشود!

        عرض کردم: دخترهای ایرانی تمیز شده اند و او هم خیلی آنها را دوست می دارد!»

        (همان، ص ۱۶۷. ۳ تیر ۱۳۵۵).

        ===
        پی نوشت:الولد سرّ ابیه! (در برخی نسخه ها :الولد ترّ ابیه!)

         
      • آره تو بمیری!

        بع بع کنان و عر عر کنان… همچنان… پافشاری در گوسفند بودن و سماجت در خریّت!…عجب!

        باش تا بیاد!

        ملت!؟

         
  69. سید مرتضی
    11:27 ب.ظ / می 4, 2019
    مقصود من از ….خوری در نوشته بردیا،نسبت زنا و فحشاء به خاتم پیامبران یعنی پیامبر اسلام بود،من این …خوری را نادرست و نامستند می دانم لذا از کسی که این …خوری را بدون ارائه سند کرده بود خواستم،اسناد این ….خوری خود را ارائه کند.شما نیز اگر مثل اهل چنین …خوری هایی هستی یا چنین …خوری کرده ای،شما هم لطف کن برای آن اگر سندی داری ارائه کن.بنده هم معمولا در بحث ها اسناد مدعاهای خود را ارائه می کنم ولی مثل شماها اهل اینجور …خوری ها در مورد پیامبر معصوم خدا نیستم.حالا بردیا که برای …خوری خود در مورد پیامبر اسلام،سواد و سندی نداشت ارائه کند،اما شما اگر مدافع او هستی و اهل همین …خوری ها هستی،شما بجای او داوطلب ارائه سند برای چنین …خوری کن.
    ………………….
    سید تو …//////////////////// که از دیگران طلب سند می کنی وقتی برای تمام مزخرفات///////// چیزی جز مزخرفات خود ///////// نداری.در ضمن نسبت زنا و فحشا دادن به /// مگر بر خلاف ///// است؟ مگر خطبه عقد همان اورادی نیست که در موقع خرید و فروش زن انجام می شود؟خب چی فرقی است بین فاحشه گری و عقد ////؟
    آخوندی انگل و مفتخور بزن می گوید .. دوشیزه …ایا حاضرید در مقابل وجهی معلوم زیر پای فلان بخوابید تا ایشان شما را بگاید؟ دختر خانم هم بدون اینکه معنی این مزخرفات عربی را بفهمد سرش را پائین می اندازد و سکوت می کند.بار دوم آخوند مفتخور و انگل …دوشیزه ….آیا حاضرید که زیر اقای فلان بخوابید و برای سپوختن اگر مایلید بگوئید بله! و خانم جوان که در حقیقت بجز همان قسمتهای فارسی چیزی سر در نمی آورد باز هم سکوت می کند و آخوند/// و/// برای بار سوم دوباره می پرسد که…دوشیزه …ایا حاضرید که توسط این فرد /// شوید در مقابل وجه معلوم؟ و اینبار دخترک با اجازه فلان و فلان بعله می گوید! و آخوند هم به پولی می رسد !حالا فرض کنید مردمان ایران از چنان شعوری رسیده بودند که زن و مرد بدون ///(دین و آخوند و مفتخور و …) مثل دو انسان آزاد و برابر با همدیگر پس از هفته ها و ماهها و یا سالها دوستی وروابط ازاد و داشتن فرزند یا فرزندانی تصمیم بزندگی مشترک می گرفتند.آیا کدام از این دوحالت ذکر شده اسلامی و آزاد انسانی تر و غیر خرید و فروش بود؟/// پر است از توجیه شهوت رانی و تجاوز //////// حریص بودنش در دستیابی به زن و سکس و تا آنجا پیش می رود که تمام زنان مسلمان و مومن و تسخیری را زیر پای محمد می کشد بدون هیچ زد و بندی و رسم و رسومی بعد مشتی اراذل و اوباش و انگل بیان حقیقت را توهین به /// و ///////////////// می دانند!////////// از زن پسر خوانده خود و از دختر 6 ساله نگذشت بعد توی//////////////////////// نان و جاهت را از کیسه دیگران می گیری /// می گویی؟

     
    • سید مرتضی

      در بیشعوری تو مزدک همین بس که:

      اولا: توجه نمی کنی که آخوند شرط اجرا و انشاء و ابراز اراده دو طرف ازدواج نیست،و خود زن و مرد یا وکیل آنها -هرچند روحانی نباشد-می توانند مراسم عقد شرعی را اجراء کنند.

      ثانیا:یک زن و یک مرد وقتی سر سفره اجرای عقد شرعی می نشینند،یعنی اینکه پیش از آن با گفتگو و تفاهم طرفینی اراده دو طرفه پیدا کرده اند برای زناشوئی مشترک،و اجرای عقد بلحاظ شرع و قانون یعنی رسمیت دادن و ابراز اراده ای که در دو طرف پیدا شده است.

      ثالثا:بیسواد جان! چند سال است اینجا برایت توضیح دادم که لغت “نکاح”بله بلحاظ اصل لغت یعنی “..دن”و “ارتباط طبیعی جنسی دو طرفه زن و مرد”،اما آنچه که در کتاب نکاح فقهی و در صیغه عقد ازدواج مطرح می شود یک اصطلاح است ورای معنای لغوی آن،و کتاب النکاح در فقه بمعنی کتاب گاییدن! نیست! کتاب النکاح یعنی کتاب احکام مربوط به پیوند زناشوئی.و یکی از شواهد این ادعا این است که در عقد و صیغه،علاوه بر “انکحت”یعنی خود را بعقد نکاح تو درآوردم،دو صیغه دیگر نیز بکار می رود :زوّجت نفسی” و “متّعت نفسی”یعنی خود را بزوجیت تو در آوردم که زن می گوید و تصادفا اول هم او باید بگوید…و این ابراز رسمی شرعی ما فی الضمیر،یعنی زندگی مشترک با یک مرد است،و مطلب هم دو طرفه است و از هردو طرف موکول برضایت زن و مرد است.

      رابعا:یکی از نشانه های بیسوادی یا عناد تو این است که نمی فهمی یا خود را بنفهمی می زنی که اساسا رابطه جنسی طبیعی و فطری بین زن و مرد که نوعی کشش طبیعی است که در آفرینش هردو هست و فلسفه اساسی آن آرامش روح و جسم و حفظ نسل بشری است،امری طرفینی است،و بتعبیر بی ادبانه تو و امثال تو “گایش”یعنی نیل و دسترسی و کامروائی مرد از زن و زن از مرد امری دو طرفه است،یعنی هم مرد از زن کام جنسی بر می گیرد و هم زن از مرد کام جنسی بر می گیرد،بلکه برخی تحقیقات مطرح علمی نشان می دهد التذاذ زن در آمیزش جنسی مطلوب و مورد رضایت طرفین شدیدتر و عمیقتر است.بنابر اینقدر خود را در فضای عمومی بنفهمی نزن و خود را رسوا نکن.
      خامسا:جوری ریاکاری و وانمود می کنی که گویا زناشوئی و کام گرفتن زن از مرد یا مرد از زن در غرب -یعنی قبله گاه تو که زیر پای آنها می لولی تا دفن شوی!-جور دیگری است یا مثلا وقتی کشیشی رسما اعلام پیوند بین زن و مردی می کند،در آنجا مرد زن را می برد می گذارد طاقچه بالا و کادو پیچ می کند و خبری از گایش و زایش و اینجور چیزها نیست! نه بابا! خودت را بنفهمی نزن،گایش و کامجوئی متقابل زن و مرد از یکدیگر امری فطری و دو طرفه است و ربطی به دین و رنگ و نژاد و طرز رسمیت دادن به زندگی مشترک ندارد.منتها چیزی که هست امثال تو از انگلهایی که مقلد غربی ها هستند مایلند پیش از ازدواج هم دختر و پسر الف مرّه همدیگر را ماساژه دهند و در هم بلولند بعد اگر شکمی بالا آمد یا میل داشتند بوی فرند گرل فریندی خود را به ازدواج رسمی ارتقاء دهند! این خرّیت یا فحشائی است که در غرب هست و تو هم که زیر پای غربی ها می لولی! از این جهت از اینکه مطابق عرف و سنت حساب شده اسلامی زن و مرد از طریق درست و با مراسمی خاص بهمان چیزها که آنها می رسند برسند عصبانی می شوی و چرندیاتی سر هم می کنی! قدری از تعصّبات دین ستیزانه بکاه و فهمت را بالا ببر،ماهیت ازدواج در هیچ قوم و قبیله ای تفاوت ندارد،و بهره مندی زن و مرد نیز از لوازم طبیعی و فطری کشش دو طرفه زن و مرد است،هر قوم و قبیله و مذهبی هم مراسم و عرفیات خاصی دارند.سعی کن موقع نوشتن جنس ناجور نزنی و فهم خود را هم ارتقاء دهی!

       
  70. آه که زندگی لحظه ای بیش نیست
    رویا که به پایان می رسد دنیا جای غمناکی است
    سحر گاه بود که بوسه خداحافظی زدم
    قبول کن در عمق وجودمان هرگز دلیلش را نیافتیم
    راهی باریک و دراز پیش رو است
    چشم که در چشم معشوق می افتد
    احساسی غریب انسان را فرا می گیرد
    من دیوار جدایی که سرنوشت بینمان کشید را قبول ندارم
    اکنون اگر چه زندگی بی تو سخت و دشوار است
    افتان و خیزان
    هنوز هم با تمام وجود مال تو ام
    من یک زن عاشقم
    هر چه از دستم بر آید می کنم
    تا تو را وارد دنیای خود کنم و آنجا نگهت دارم
    این حق من است
    غیر از این چه کنم
    وقتی برای همیشه مال من باشی
    برای عشق زمان بی معناست
    قرار گذاشتیم
    من و تو
    در قلب های یکدیگر باشیم
    حتی اگر اقیانوس ها از هم فاصله بگیریم
    تو عشق مرا احساس کنی
    من هم صدایت را بشنوم
    مگر می شود حق دروغ باشد
    هر چند افتان و خیزان عمر را بی تو می گذرانم
    ولی هنوز هم با تمام وجود مال تو ام

    ترجمه WOMAN IN LOVE

    یکی از مشهور ترین ترانه های باربارا استرایسند
    Barbra Streisand
    شعری است در سوگ همسر درگذشته

    تقدیم به بانوان وطن که با احساسات پاک و لطیف و آسمانی خود از زمانه رنجی مضاعف می برند

     
  71. سید مرتضی
    5:23 ب.ظ / می 5, 2019
    آخر آدم بی عقل! بهشت و مدارج و مراتب و معارف آن که اختصاصی به شهوات جنسی که غایت آمال و آرزوی اهل دنیا -مثل تو-هست،ندارد.و اساسا مگر چند شوهری و در اختیار چند مرد بودن،برای طبیعت زن،یک کمال است که اینطور جفنگ سرهم می کنی؟! شما مشغول به همان آب و علف های دنیائی باش و کاری بمعارف مربوط به معاد انسان پس از مرگ نداشته باش!
    …………
    سید شما آخوندها ////////// از آنید که در وصف بگنجید.شما نان مفت می خورید لباس می پوشید ماشین سوار می شوید و زندگی انگلی می کنید و دستتان تو جیب مردم است بزنان مردم ////////// و در شهوت رانی مثل////////// و سایر رهبران دینی تان سیری ناپذیرید و با وجودیکه می دانید که حتی نفس کشیدنتان هم مادیست اما برای فریب مردم به مزخرفاتی چون معارف و معانی …بخوان شعر و شر و ور برای پنهان کردن ///////////////// هایتان می اویزید. همانطور که بارها نوشته ام خود قرآن می گوید روشن و مبین است این یعنی ////////// تو و بقیه آخوندهای //// بیشتر به ///////////// می ماند تا منطق.منظور قرآن از شیر و عسل و حوری و خوراکهای خوشمزه و باغ و سبزی… هیچ چیزی جز آنچه مردم عادی می فهمند نیست و///// شما آخوندها همچو /////////////////////////////// است. بهتره که این چرندیات را هم روی منبر برای گاوهایی که دور منبرت جمع می شوند بگویی.والا دراین سایت خریداری ندارد. مردم لاقل در این 40 سال درنده خویی و /////////// و سیری ناپذیری و دروغگویی و جنایتات شما را بخوبی با گوشت و پوست خود حس کرده اند نتیجه معنویات و عرفان و راز و نیازهای شب و روانه تان را بخوبی دیده اند. شما همان بهتر که بجای چس ناله و زندگی ///// کاری شرافتمندانه بیابید و دست از دروغ و مردم فریبی بردارید.

     
  72. متن زیر قسمتی از مقاله/خاطرات حاج احمد زیدآبادی از زمان جنگ اول امریکا و عراق. در این مقاله توفیر بین سیاستمداران آگاه و توانا که یه عمری در سیاست استخون خورد کردن و نادانان منقلابی اسلامی بی تجربه که در دنیای افکار پوچ خودشون غرق هستند میبینین. اینم لینک مقاله: http://www.iran-emrooz.net/index.php/news2/79439/

    …… یکی از دلخوشی‌های مخالفان آن جنگ – از جمله من- این بود که با شروع حملات آمریکا، بهای نفت سر به آسمان می‌کشد و چون دنیای صنعتی تاب تحمل قیمت‌های کمرشکن را ندارد، فشارها بر جرج بوشِ پدر برای خاتمه دادن به جنگ و پذیرش راه‌حلی دیپلماتیک برای پایان دادن اشغال کویت افزایش می‌یابد و در نتیجه آمریکا از ادامۀ جنگ باز می‌ماند!

    این دلخوشی اما چون دیگر دلخوشی‌های آن روز – ازجمله فروپاشی ائتلاف بین‌المللی علیه عراق، قیام توده‌های عرب و سرنگونی رژیم‌های متحد آمریکا در جنگ، ورود ناگزیر اسرائیل به معرکه و خروج سوریه از ائتلاف، بالا رفتن تلفات ارتش آمریکا در جنگ و فشار افکار عمومی مردم آمریکا به دولت بوش و چند مورد دیگر- همگی پوچ از آب درآمد!

    پیش از شروع جنگ ۱۹۹۱ علیه عراق، بهای نفت حدود ۳۰ دلار در هر بشکه بود. مقام‌های ایرانی که ظاهراً به دلیل تماس‌های پشت پرده با آمریکا نسبت به وقوع حمله اطمینان داشتند؛ در صدد برآمدند تا از جهش بهای نفت پس از آغاز جنگ، بهره ببرند. گویا آنها چند نفت‌کش غول‌پیکر حامل نفت ایران را در اقیانوس آرام آماده نگه داشته بودند تا به محض اعلام خبر جنگ و افزایش بی‌سابقۀ قیمت نفت، آنها را به نخستین مشتریان بفروشند.

    یک روز پس از پایان ضرب‌الاجل آمریکا و متحدانش به صدام حسین برای پایان اشغال کویت، جرج بوش پدر نیمه‌شب به وقت خاورمیانه، دستور حملات گستردۀ هوایی علیه عراق را صادر کرد. خبر آغاز جنگ به سرعت برق در سراسر جهان پیچید. اینک چشم‌ها به نیوزیلند به عنوان شرقی‌ترین کشور عالم بود تا با طلوع آفتاب در آنجا، قیمت جهانی نفت آشکار شود. قیمت نفت بلافاصله آشکار شد! حدود ۲۷ دلار!

     
  73. اپوزیسیون!
    ———–

    آخوند اپوزیسیون تولید می کند و اپوزیسیون را به محاق می برد. تولیدی حاج عبدالله. اپوزیسیونِ سی سانتی، سوسول، زشت، حرّاف، پر ادعا و دیپلم. به او پول، تریبون، تلویزیون، اطلاعات، ستلایت و سایت می دهد. سپس می سوزاند و اپوزیسیون را از ریخت می اندازد. خیزش 96 را روح الله زم کارگردانی کرد، امید دانا معضل را در کلاه گیس بهرام مشیری می جوید، نویسنده ی رفیق آیت الله به خیالش علی آباد شهری است و مهدی خزعلی شرکت در انتخابات را تَکرار می کند.
    این به آن فحش می دهد و آن به این. این مجاهد است و آن فرشگردی. این سوسیال دموکرات است و آن سلطنت مطلقه طلب. شاهزاده رضا پهلوی را هم دارند می سوزانند.
    این اپوزیسیون ایران را سوریه ای می کند، هر کس نکند!

     
    • این خط از نوشته شما – شاهزاده رضا پهلوی را هم دارند می سوزانند. — واقعا جای سئوال دارد. که آیا شما این را به طنز فرمودید یا جدی گفتید. چون اگر جدی فرمودید چقدر باعث تاسف است که چنین شخصی که حداقل 40 سال است رنجی کشیده اند برای مردم ایران و غصه خورده اند و خلاصه زندگی خود را وقف آزادی ایران کرده اند حالا اگر ج.ا موفق شود ایشان را هم بسوزاند دیگر برای مردم فلک زده ایران که همه امید و آرزوشان شازده رضا بوده چه باید بکنند؟

       
  74. سید مرتضی
    کپی کردن هایتان به پایان نرسید؟
    برای این دین مصیبت زای شما چه باید کرد چون هر چه دلیل و مدرک آوردیم تفسیر کردید و فقط کپی های خودتان را قبول دارید.
    البته این وسط چند فحش و دشنام و لگد هم بدیگران پرتاب می کنید و خلاصه کم نمیآورید .
    سوالی دارم از شما مزد شما هم زیر خط فقر است؟

     
    • سید مرتضی

      خاطرات منشی مخصوص فرح از خاندان پهلوی در سوییس!

      مینو صمیمی که سالها منشی سفیر ایران در سوئیس و بعد از آن مدتی منشی فرح همسر شاه بود، در کتاب، خاطرات خود مستندی از ولخرجیها و حیف و میلهای شاه و درباریان او ارائه می دهد….

      اشرف ، رئیس قمارباز کمیسیون حقوق بشر!

      شاهزاده اشرف پهلوی سمت نمایندگی رژیم شاه در کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد را نیز برعهده داشت . گفتنی است که او هربار برای شرکت در این کمیسیون عازم نیویورک می شد سر راه خود در جنوب فرانسه هم توقف می‌کرد تا ابتدا همراه معشوقه جدیدش در کازینوها به قمارهای چند میلیون پاوندی بپردازد و آنگاه آماده حضور در کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد می‌شد!

      در دوران پهلوی مصرف انواع مواد مخدر، از تریاک تا هروئین و حشیش در ایران رایج گردید. برخی از درباریان به ویژه اشرف، خواهر دو قلوی شاه، نقش مهمی در واردات این مواد به کشور داشت. درصد فراوان قاچاق این مواد، صرف هرزگی ها و قماربازی های اشرف و سایر درباریان در ایران و خارج از ایران می شد…

      بدنامی خاندان سلطنتی در سوئیس!

      در سالهای اولیه دهه 1970 که ثروت خانوادة شاه به چند برابر نسبت به گذشته افزایش یافته بود، سلسله پهلوی عصر طلائی خود را می‌گذراند. در ژانویه 1972 بنای جدیدی در محوطه پشت ویلای «سوورتا» در سن موریتس به عنوان ورزشگاه اختصاصی شاه و ملکه ساخته شد، که در آن بهترین و مدرن‌ترین وسایل ورزشی وجود داشت. ولی علی‌رغم آن همه مخارج سرسام‌آور شاه در سوئیس، هر سال که می‌گذشت ناخرسندی مردم سوئیس از سفرهای شاه به کشورشان بیشتر نمودار می‌شد.

      شاه و خانواده در سنت موریتس، سوئیس، فوریه 6، 1969

      گرچه روزنامه‌های چاپ ایران به خاطر سانسور بسیار شدید هیچ مطلبی راجع به ولخرجیهای شاه و دربار منتشر نمی‌کردند، لیکن روزنامه‌های سوئیس همواره مقالات مشروح انتقادی راجع به اعمال افراطی و اسراف‌کاریهای خانوادة پهلوی به چاپ می‌رساندند. و به خصوص اوج این مقالات در زمانی بود که شاه در اکتبر 1971 جشنهای ویژه سالگرد 2500 سال شاهنشاهی ایران را در تخت جمشید برگزار کرد…

      به دستور شاه در این جشنها 62 چادر در یک محوطه لم‌یزرع برافراشته شد و درون هر کدام را نیز با پرده‌های مخمل بنفش، چلچراغهای برنز مطلّا، و میز سنگ مرمر صورتی، تزیین کردند تا مورد استفادة مدعوین قرار گیرد.

      برای تأسیسات مورد نظر جشنهای 2500 سال شاهنشاهی از یک سال قبل کاروان کامیونها وسایل موردنیاز را به محل برگزاری آن حمل کردند. و چون همة سران کشورها به جشن دعوت شده بودند، برای پذیرایی از آنها: 165 سرآشپز و پیشخدمت و گارسن را مستقیماً‌ از رستوران «ماکسیم» پاریس با هواپیما به ایران آوردند، و 2500 بطری شراب درجة یک نیز به فرانسه سفارش دادند که قیمت هر بطر آن سر به یکصد دلار می‌زد…

      وزارت خارجة ایران با آگاهی از بدنامی خانوادة سلطنتی در سوئیس، به من مأموریت داده بود هر مقاله و گزارشی در مطبوعات سوئیس راجع به ایران و سفرهای شاه به سوئیس انتشار می‌یابد، همه را به فارسی ترجمه کنم تا از سوی سفارتخانه برای اطلاع مقامات وزارتخانه به تهران ارسال شود! و البته در جهت هر چه بیشتر کاستن از درج مقالات ناخوشایند راجع به شاه نیز وزارت خارجة ایران همه ساله قبل از کریسمس هدایای گرانقیمتی از قبیل: فرشهای ابریشمی، مقادیر معتنابه خاویار، و قوطی سیگارهای طلا یا نقره با آرم دربار شاهنشاهی، به سفارتخانه می‌فرستاد تا از طریق من به روزنامه‌نگاران سوئیسی داده شود.

      ولی گفتنی است که مطبوعات سوئیس علی‌رغم دریافت هدایای ارزشمند، نه تنها دست از رویة خود برنمی‌داشتند، که حتی بر دامنة انتقاد از اعمال شاه و درباریان می‌افزودند…

      ولخرجی های شاه و انتقاد شدید رسانه های سوئیسی

      سفیر وقت ایران در سوئیس یک بار برای تهیه پمادی جهت مداوای خارش دست شاه،هواپیمایی را در بست به لندن فرستاد تا ده حلقه از پماد مورد نظر را برای شاه بیاورد! زیرا پمادی با نام مورد دستور شاه در سوئیس وجود نداشت. بلکه مشابه آن با نامی دیگر موجود بود اما سفیر معتقد بود امر شاه باید همان طور که هست اجرا شود!

      ولخرجیهای شاه و اطرافیان در سوئیس تا بدان حد بود که بارها مورد اعتراض مطبوعات سوئیسی و اروپایی قرار گرفته بود اما سفیر می کوشید با اهدای هدایای گران قیمت به روزنامه نگاران صدای آنها را خاموش کند اما برخی پول می گرفتند و در عین حال به انتقادات خود شدت می دادند. این اعتراضات منجر به تظاهرات دانشجویی علیه حضور شاه در سوئیس می شد…

      عیاشی های شاه در سوئیس

      شاه در مسافرتش به سوئیس از همان فرودگاه از فرح جدا می‌شد و به دنبال عیاشی خود می‌رفت! در یکی از این مسافرتها شاه «از فرودگاه مستقیماً عازم محل اقامت یکی از ستارگان معروف شد و تمام ساعات بعدازظهر را در جوار او گذراند!»

      بریژت باردو، هنرپیشه مشهور فرانسوی

      در ویلای مجلل شاه، اتاق شاه از همسرش به دستور شاه جدا شد تا وی بتواند با صرف پولهای گزاف، چهره های مشهور سینمایی غرب و … را دعوت کند که از آن جمله می توان به بریژت باردو (هنرپیشه مشهور فرانسوی) اشاره کرد…

      http://iranembassy.ch/fa/399

       
  75. بردیا

    8:02 ب.ظ / می 5, 2019

    ‏- مقدار پولی که بهاییان از ایران اختلاس کرده‌اند = 0$
    – مقدار پولی که اسراییل و ترامپ و بن‌سلمان از ایرانیان اختلاس کرده‌اند = 0$
    – مقدار پوای که پیروان ولی فقیه و مسلمان و انقلابیون از مردم ایران اختلاس کرده‌اند دو برابر فروش نفت از ابتدای کشف آن تا امروز
    – دغدغه اصلی بی‌بی‌سی؟ خاشوقچی

    ،،،،،،،

    سرمایه معادل دو برابر پول کل فروش نفت تاریخ ایران، از کجا و از چه منابعی وارد ایران شده که انقلابیون آن را بدزدند؟ اینهمه ماشین که هر خانواده گاه تا چند تایش را دارند (و قبل از انقلاب در هر خیابان یک ماشین هم نبود ) ؛و هزاران وسیله مصرفی دیگر و طرحهای عمرانی و اتوبان در کشور و …. را حتما اسرائیل و آمریکا به افرادی مثل تو هدیه کردند و پول نفت صرف ساخت و یا ورود آنها نشده ؟
    مگر دزدی فقط از دیوار مردم بالا رفتن است، اگر آمریکا به نوکرش عربستان دستور می دهد انقدر نفت به بازار بده که ارزان شود دزدی و غارت نفت مردم کشورهای نفت خیز نیست باشعور ؟

    مگر اسرائیل طبق قطعنانه های سازمان ملل یک کشور اشغالگر سرزمین همسایگانش نیست چطور می توان انسان بود و از اسرائیل و جنایاتش تحت حمایت مستقیم و آشکار آمریکا و سکوت مرگبار نوکران عرب منطقه ای امریکا، دفاع کرد؟
    چرا از اینکه کسی از جنایت تکه تکه کردن یک نویسنده سخنی بگوید ناراحت می شوی ؟ ، تو طرفدار آزادی و دمکراسی هستی ؟
    شرم و ننگ بر وطن فروشان و دروغگویانی که استعمار و استثمار و اشغالگری و امپریالیسم و نوکرانشان را، تطهیر می کنند.
    اگر می خواهی از انقلابیون انتقاد کنی ، انتقاد درست و عاقلانه بکن تا به تو نخندند، چون حتما موارد زیادی برای انتقاد درست هست زیرا بعد از هر انقلابی عده ای بی تجربه مثل همین نوریزاد به قدرت می رسند که با آزمون و خطا کار می کنند و حتما اشتباهات فراوانی می کنند، ولی جنایتکاران جهانی را تطهیر نکن ما که نفهمیدم نوری زاد آن موقع که انقلابی بود صادق بود و واقعا اتقلابی و یا الان که ضد انقلابی شده صادق شده و ماهییت خود را نمایان کرده است

     
    • سید مرتضی

      ناشناس گرامی،من همه سکولارهای وطنی را نمی گویم اما حقیقتا در اصل ایرانیت اینجور سکولارهای پررو و بی منطق مثل بردیای این سایت شک دارم،همینطور در انسانیت اینها و درک عاجل منافع فعلی ایران تحت هر سیستم حکومتی که باشد.من اینجور افراد را مریض هایی می دانم که نه بوئی از انسانیت برده اند (برای اینکه می بینید خیلی راحت در نوشته های ایشان نوشته می شود که جنایت در اسرائیل علیه فلسطینی ها بمن چه؟! بتو چه؟!،اینکه عربستان گاو نه من شیرده احمقهای فعلی امریکا مردم بیگناه و غیر نظامی یمن را بمباران کنند بمن چه؟! بتوچه؟! اینکه در سوریه،داعشی را بوجود بیاورند و قصد سرنگونی یک دولت قانونی کنند بمن چه ؟! بتو چه؟! اینکه در میانمار مسلمانان را قتل عام کنند بمن چه؟! بتوچه؟!)اینها را آیا خیلی از این سکولارهای وطنی بصراحت نمی گویند؟! این یعنی چه؟! یعنی انسانیت زیر پا له،فقط علف حیوانی مرا بدهید بخورم! پس اینها علیرغم پزیشن انسانیت و پزهای مکاتب اومانیستی حقیقتا انسان نیستند.این در مورد انسانیت.

      در مورد ایرانیت شان نیز شک است ،برای اینکه مگر شما بارها ندیده ای که اینها تلویحا یا تصریحا حکومت فعلی ایران را تهدید می کنند که مثلا با التیماتوم آن احمقهای امریکا دیگر کارتان تمام است! و مگر بارها چند نفر از این مدعیان ایرانیت بصراحت حمله و غلبه نظامی امریکا را تئوریزه نکرده اند و برای آن هورا نکشیده اند؟! برگردید نوشته های همین مردک بیشعور میگسار این سایت را بخوانید و برخی نوشته های آنکه من او را اسپوکس من وزارت خارجه امریکا و دستمالچی ربع پهلوی می نامم! را ببینید.
      این است که من حتی در ایرانی واقعی بودن برخی از اینها نه که تردید دارم بلکه یقین بوابستگی و مزدوری آنان دارم.

      و جهت سوم،این کینه و نفرت سوسول هایی مثل بردیاست،که البته شجاعت و نمودی در واقعیت جامعه ایران ندارند،بلکه اینها ولگردهای اینترنتی هستند که بخاطر کینه و نفرت از اسلام-یعنی دین بیش از 95 درصد مردم ایرانی که اینها خود را هموطن آنان می دانند-حاضرند خایه مالی بهائی ها و وابستگان به اسرائیل را بکنند تا طعنی به دیانت اسلام زده باشند.مگر همین مردک میگسار این سایت جایی ننوشت که باید همه مسلمانان (یعنی یک و نیم میلیارد انسان در جهان و بیش از 95 درصد از ایرانیان مسلمان و مسلمانان ایرانی!) را باید بدریا ریخت؟! و مگر ننوشت که مسلمانان همه بالقوه تروریست اند؟!

      بنابر این یک جهت دیگر اعوجاج اینها مساله کینه و نفرت به اسلام مردم ایران است،در حالیکه گزینش دین و مذهب یکی از حقوق بشری همه انسانهاست،این مردک میگسار ملعون …مال و انگل غربی ها،براحتی به دین و آیین اکثریت مردم ایران اهانت می کنند و یک ظاهر مسلمان سابقا انقلابی،اهانت ها و چرندیات او را با یک قر و قمیش و سانسور ضعیف،انعکاس می دهد!

      بنابر این از نظر من بیشتر سکولارهای وطنی نه حقیقتا انسانند و نه حقیقتا ایرانی اند و نه حقیقتا مدافع حقوق بشر.

       
      • جناب سید مرتضی – شما هم کم کم دارید بی ادب میشوید. این واژه زشت چیه اینجا نوشتید. خودتان را کنترل کنید.

         
  76. اخبار: مدیرعامل جدید ایران‌ایر در فهرست تحریم‌های آمریکا.
    مش قاسم: انگار اوضاع خیلی خرابه. مجبور شدن یکی رو بیارن که جزو گروه اول سرسپردگان و اراذل و اوباش و اسلحه بدستان حکومت/*یه. کارمندان ایران‌ایر کارتون درسته.

     
  77. وزوزیر/* بهداشت اسلامی: روان‌های افسرده برای انحراف، اعتیاد و آسیب‌های اجتماعی، آمادگی دارند. چرا آمار مسمومیت با الکل دست‌ساز در کشور رو به افزایش است؟ چرا این واقعیت را نمی‌پذیریم که روح‌های افسرده به سوی مواد مخدر گرایش دارند؟ چرا روان‌پریشی‌ها را جدی نمی‌گیریم و برنامه‌ها را شاد نمی‌کنیم؟
    مش قاسم: حاجی در حکومت/* اسلامی اصل کار بر نوحه و گریه و زاری گذاشته شده. خود نادانت هم جزیی از همینا هستی و بهش رای هم دادی. شادی و حکومت/* اسلامی؟

    /*: ک

     
  78. با سلام و درود به دوستان

    دوست گرامی گیتی‌-وکیل اینجابب با شما در ستیز نیستم، از شما انتظار میرود که در مقام یک حقوق دان مبانی و ساختار قانون اساسی‌ بر آمده از فقه موبدان مجوزِ شیعه شده- تحفه اعراب سامی ساسانی – رو با توجه به دانش اندوخته و تجربیات حرفه‌ای و در مقام مقایسه با قوانین مترقی عصر حاضر مبتنی‌ بر حقوق بشر بطور عام و چناچه مایل بودید با تمرکز و تاکید بر حقوق زنان و کودکان منصفانه و موشکافانه جهت تنویر افکار عمومی‌ در فضای عمومی‌ نقد و برسی کنید.

    روح طغیان گر و مبارز مرد طلب و تسخیر گرای شما نه تنها در امتداد ریسمان تاریخ ارتمیس و رودابه و تهمینه نیست بلکه بیشتر یاد آور با عرض پوزش روح جاه طلب ترکان خاتون، لیدی مکبث، مادام مائو و خانم تاچر است (به اعتراف خودتان – و قطعا اطلاع ندارید که چه قدر مورد تنفر اقشار آگاه و زحمتکش انگستان بود، خصوصاً اتحادیه ملی‌ کارگران صعنت ذغال سنگ بریتانیا).

    مریم میرزاخانی قله اورست ریاضیات رو متواضانه فتح کرد. پروین را کنار بگذاریم، فروغ و سیمین را ارتقا ببخشید.
    سخن گوی سپیده، نسرین، مریم، نرگس، زهرا، آزیتا، هما، زینب، نازنین، مهوش، فریبا، نسیم، الهام، فاطمه، رویا، بهاره، ریحانه، آفرین، مریم، صدیقه، بهناز و گوهر بانو و هزاران بانوی گمنان مظلوم دیگر در بند و هزاران زن بی‌ سرپرست و نان آور و کودک کار در سراسر کشور باشید،
    وکالت حضرت مولانا را به دکتر دینانی در سیما و جناب شفیعی در این سایت واگذار کنید.

    همان بینش و منش و گماشتگان نظام مقدس که بانوان نام برده را به بند کشیده و مورد ظلم و تعدی قرار دادند، هزاران مخالف عقیدتی و فعال و کنشگر سیاسی و اجتماعی و محیط زیستی‌ و روزنامه نگار و وکلای حقوق بشری مرد رو هم در زندان‌های کشور همنشین خلاف کاران، قانون شکنان، بزه کاران، تبه کاران و قاچاقچیان و دزدان و اشرار و اراذل و اوباش کرده.

    تضاد‌ها و شکاف‌ها و اولویت‌های نقد و برسی اجتماعی سیاسی اقتصادی و فرهنگی‌ و غیره را دریابیم و از موضع گیری توام با افراط و تفریط عقیدتی و جنسیتی و بیان جاه طلبی‌های فردی و خود شیفتگی‌ خانوادگی از نوع نسخهٔ ایرانی خانواده کندی و کلینتون پرهیز کنیم.

    ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده ایم
    از بد حادثه اینجا به پناه آماده ایم

     
  79. ناشناس
    9:54 ب.ظ / می 5, 2019
    توضیح لازم
    من وقتی در باره اولین مطلب مزخرف گیتی در باره فلان و بیسار بودن زنان و خاک بر سر بودن و کم استعداد بودن مردان در قیاس با زنان نوشتم , از آنجا که در چرندیات گیتی از آدم و حوا هم اسم برده شده بود نام آدم را موقت برای خود انتخاب کردم غافل از این که فرد دیگری این اسم را قبلا تصرف کرده و مهر مالکیت خود بر آن زده بود آخر مامان جونش بش گفته بود اسمت رو بذار آدم تا به خریتت کسی پی نبره .
    …………..
    جناب ناشناس گیتی نه مزخرف می نویسد و نه شرو ور. بجز بعضی تندرویها و پراکندن نوعی بدبینی و تنفر نسبت به مردان که در گفتار ایشان باعث تاثیر منفی می شود بقیه حرفهایش درست و عین واقعیت جامعه مردسالار و اسلام زده ایران و خاور میانه است.مشکلات و وضعیت زنان امروز یکی از بغرنج ترین مشکلات حتی در جوامع متمدن و پیشرفته است. در جامعه ما دید بشدت زن ستیزانه و عقب افتاده اسلامی و سایر مذاهب بخصوص مذاهب ابراهیمی مسیحی و یهودی و حتی زردشتی و تا حدودی بهایی(هرچند بهائیان ادعا می کنند که به برابری زن و مرد باور دارند ولی در شورای مرکزیشان یا همان بیت العدل زنان جایی ندارند!)…باعث شده تا زن بعنوان شهروندی دست دوم از طبیعی ترین حقوق خود محروم گشته ودر اسلام و ادیان ابراهیمی زنده ماندن و ارزش زن تنها دلیل اش دفع شهوت مرد و تولید مثل و کلفتی در خانه است.و مردان بسیاری نیز با کمال تاسف به چنین مزخرفاتی برای سرکوب زنان توسل می جویند. ما کاری به مزخرفاتی مثل کرامت انسانی زن و بهشت زیر پای مادران و جایگاه رفیع زن در اسلام … این اراجیفی بی ارزش که از دهان کسانی بیرون می ریزد که باورمند به قرآنی هستند که زن را مرغزار مرد دانسته و فرمان ورود از هر طرفی را می دهد آنهم برای دفع شهوت!شما مثلا مادام کوری را در ایران امروز تصور کنید در جوار (ببخشید در آغل …چون زن در اسلام اصلا انسان بحساب نمی آید و مثل حیوان دسته دسته در حرم سراها نگه داری می شوند!) خاتمی و خامنه ایی و سید مرتضی ها! خب چرا گیتی ها و مسیح نژادها و ملیونها زن ایرانی بر این بی حقوقی نشورند؟ چون مردان ناراحت می شوند؟خب بدرک!مگر اینهمه بی حقوقی و برخورد حیوانی جزء مقدسات همین مردان نیست؟ مگر همین مردان نیستند که دختران و مادران و زنان و خواهران خود را در همه جا ازار داده و از این بی حقوقی آنها نهایت سوءاستفاده را نمی نمایند و ناجوانمردانه حتی آنها را از یک گردش ساده در خیابان هم با برخوردهای زشت و غیره انسانی باز می دارند؟ چه کسی با اجازه بدهکار برای گرفتن طلبش شکایت می کند که زنان در جامعه ایی مرد سالار با قوانینی بدوی و اسلامی و عقب افتاده 1400 سال پیش از مردان اجازه بگیرند؟کدام خان و یا قلدر به رعیتش اجازه اعتراض داده که مردان بزنان چنین اجازه ایی را بدهند.من باور دارم که زنان خود باید در این کار پیش قدم شده و از هر وسیله ایی برای رهایی از این بی عدالتی و قوانین زن و انسان ستیز بسیج شوند.مسلما مردان آزادیخواه در این مسیر بدون ترس از تنهایی و یا از دست دادن امتیازهایشان زنان و خواهران و مادران و دخترانشان را یاری خواهند کرد. چون بخوبی می دانند که تنها جامعه ایی آزاد است که زن و مرد آزاد و همگام و همراه و برابر در برابر قانون به کار و کوشش بپردازند. تنها در چنین جامعه ایی است که می توان از ارجمندی انسان چه زن و چه مرد سخن راند.والا اراجیف دینی/اسلامی نه حقوقی برای زن قائل است و نه زن را انسان می داند.اسلام زن را برای شهوت رانی مرد از شیرخواره گی بالغ می داند ولی برای گرفتن پاسپورت و سفر کردن و بیرون رفتن از خانه و لباس پوشیدن و انتخاب شریک زندگی و حق نگهداری از فرزند و ارث و…در هیچ سنی بلوغ نمی داند.من اگر زن بودم به چنین دین و باور و مقدساتی می …م!

     
    • آرتین ایران

      سلام بر مزدک گرامی
      اولا زن کشتزار مرد عنوان شده نه مرغزار.این اصطلاحات شما بعضا جالب است.دوم اینکه ما در شرایط فعلی نه مردانمان مردند و نه زنانمان زن.مردان آینده ایران که به نام آزادی زیر ابرو بر می دارند و جمعی باید به کمکشان بیایند که شلوار خود را از روی باسن بالاتر ببرند جز نام نامی از مرد نبرده اند.یا زنان ما هم جز مشابه کردن خویش با عادات مردانه نظیر سیگار و قلیان کشیدن که این روزها به وفور دیده می شود زاویه ای از بالندگی خود را به نمایش نمی گذارند.استثنائات را رها کنید که اگر در مقابل جمعیت ایران در نظر بگیریم درصد ناچیزی خواهد بود.این بحث زنان و مردان آنچنان بی نتیجه است که تا زمانیکه مردان ما بفهمند مرد هستند و زنان ما درک کنند زن هستند ادامه خواهد داشت.شروع این راه اینست که مردان زن را به عنوان یک انسان با تفاوت ماهوی با مردان تنها وسیله دفع شهوت ندانند و زنان هم این موضوع را کاملا باور کنند که زن هستند با توانایی های بسیار و صرفا به دنبال یکسان سازی خود با مردان نباشند.البته تاریخچه دینی و فرهنگی ما در ایجاد این ذهنیات نقش مهمی دارند.
      موفق باشید

       
      • آرتین ایران
        8:00 ق.ظ / می 8, 2019

        سلام بر مزدک گرامی
        اولا زن کشتزار مرد عنوان شده نه مرغزار.این اصطلاحات شما بعضا جالب است.دوم اینکه ما در شرایط فعلی نه مردانمان مردند و نه زنانمان زن.مردان آینده ایران که به نام آزادی زیر ابرو بر می دارند و جمعی باید به کمکشان بیایند که شلوار خود را از روی باسن بالاتر ببرند جز نام نامی از مرد نبرده اند.یا زنان ما هم جز مشابه کردن خویش با عادات مردانه نظیر سیگار و قلیان کشیدن
        …………..
        آرتین گرامی سپاس از یاد آوری تون اره شما درست می گوئید کشتزار است نه مرغزار ولی الله اگر شکارچی نبود محمد و سایر پیروانش شکارچیان ماهری بوده و هستند پس مرغزار هم بی ربط نیست! باری بحث بر سر حقوق انسانهاست در قانون اساسی یک کشور و یا در دید باورمندان به یک باور یا دین یا ایدیولوژی. طرف چطور لباس بپوشد و یا چطور ارایش کند اینهم جزئی از همان حقوق افراد است و حریم خصوصی افراد. در ضمن ملاک مرد و یا زن بودن را کی تعیین می کند؟ مسلما در جامعه نرمهایی در زمانهای مختلف پدید می آید و چون اکثریتی آنرا می پذیرند دائما در حال تغییرند. دین و دینداران در طول تاریخ از پیشتازان نادیده گرفتن خواست مردم بوده و مسلما در ماتمکده ایی که اسلام و اسلامیان برای مردم بوجود آورده اند آنچه را شما امروزه در ایران می بینید بازتاب مردم نسبت به چنین بند و بستهاست. مسلما می شود روی این موضوعات بحثهای زیادی کرد ولی هر انسانی حق دارد آنطوری که می خواهد تا زمانیکه روش زندگیش به کسی یا کسانی ضربه ایی نزند زندگی کند و هیچ گروهی چه حکومتی و چه غیره حکومتی حق تعرض به او را ندارند.اصولا وظیفه قانون و مجریان قانون دفاع از تنوع نوع زندگی و افراد در برابر گروهای فشار است. اصل برابری حقوقی و ازادی افراد بدون هیچ اما و اگری در برابر قانون است نه اینکه این فرد یا افراد با آزادی و حقوق خود چکار می کنند.

         
  80. چند روز پیش با اتوبوس از شیراز عازم ارومیه شدم ؛ عصر اتوبوس در سعید اباد گلپایگان اتوبوس توقف کرد و راننده اظهار داشت بمدت یک ربع ساعت جهت شام و نماز توقف داریم و جالب انکه ۴ اتوبوس دیگر در این محل که امام زاده بزرگی هم وجود دارد برای شام و نماز ودست شویی متوقف شدندکه همه مسافران پیاده شدند و من در این موقع حساس شدم که از این ۵ اتوبوس که حد اقل هر کدام ۳۰ نفر و مجموعا ۱۵۰ مسافر پیاده شده اند چند نفر نماز خواهند خواند ؟ بر این اساس درب نماز خانه که بسیار هم شیک و برزگ بود توقف کردم جهت سر شماری ؛ خوشبختانه !! و باز ۴۰ سال تبلیغات سر سام اور و هزینه میلیاردها تومان جهت گسترش اسلام ۱۵ نفر از این تعداد افراد مشغول نماز شدند که ۵ نفر انان زن و بقیه مرد بودند که سن انان بالای ۵۰ سال بود ؛ برای ادای نماز صبح هم اتوبوس ۳۵ نفره ما در بوکان جلوی نماز خانه ای توقف کرد که افراد جهت دستشویی !! به طرف مسجد رفتند ؛ اینجا نیز کنجکاو شدم که دیدم فقط ۴ نفر جهت نماز صبح به طرف نماز خانه رفتند

     
    • سید مرتضی

      یکوقتی “علی کبیری”که بعد یک اصطکاک و کنتاکی با مدیر این سایت پیدا کرد و غیب شد! هم،همین قصه یا مشابه آنرا اینجا نقل کرده بود! خیلی هم برای وبلاگ خودش اینجا تبلیغات می کرد برخلاف جیرجیرک فعلی یا همان جیمی جامپ سایت نوریزاد که دیگر لینکی به وبلاگ متروکی نمی دهد!

       
  81. سید مرتضی

    قابل توجه برخی نق زن های سطحی نگر:

    مصدق در اراک

    پس‌از تهران، یک خیابان در اراک هم به نام محمدمصدق، رهبر ملی‌شدن نفت‌ایران، نامیده‌شده.

    شورای شهر اراک با هشت‌رای موافق و سه رای مخالف، تصویب کرده که نام خیابان پیروزی، از خیابان‌های پر رفت‌و‌آمد شهر که یک بیمارستان مهم دولتی و ساختمان شرکت نفت در ‌آن قرار دارد، به خیابان مصدق تغییر کند.

    محمدمصدق از سمت پدری، تباری آشتیانی دارد و آشتیان از شهرهای استان‌مرکزی است و اراک مرکز این استان است.

    ✅@kaleme

    ====

    خیابان آخوند خراسانی واقع در مشهد:

    https://hamgardi.com/fa/List/

     
  82. ای کاش خدا دو تا حوا خلق کرده بود که همان روز اول آدم را دق مرگ کرده بودند و بعد هم خودشان آنقدر کتک کاری و گیس و گیس کشی می کردند که یکدیگر را کشته بودند. که نسل این اشرف مخلوقات درست نمیشد پایش هم به روی این کره خاکی نمی گذاشت که آنرا چنین آلوده کند و کره زمین فقط برای حیوانات میماند که در برخی مواقع “انسانیت شان” از ما انسانها بیشتر است.

    گویا کمک فمینیستی هم برای سرکار خانم گیتی پور فاضل رسید. ما نمیدانیم خانم ها دیگر به کجا ها میخواهند برسند. رهبر شده اند – رئیس جمهور – نخست وزیر – وزیر – وکیل – مدیر عامل – فضانورد – کشتی گیر – بکسور – بقال – خیاط – پاسبان – رئیس پلیس و … خلاصه چیزی نمانده که زمانی مردانه به حساب می آمده و از دست آنان در امان مانده باشد.

    حتی کت و شلوار ما مردان را هم به راحتی می پوشند ولی ما بیچاره مردان اگر کت و دامن و یا لباس زنانه بپوشیم مضحکه خاص و عام می شویم!! بهشت هنوز هم زیر پایشان است. هنوز هم حق تقدم با خانم هاست. اگر در خیابان به دلیلی خانمی به گوش شما سیلی بزند آب از آب تکان نمیخورد ولی امان از زمانی که مردی اینکار را انجام دهد.

    ما البته دیده ایم که رهبران زن هم همانند مردان بیشرف از آب در می آیند مانند خانم آن سوچی. سیاستمدارانشان هم دزد از آب در می آیند مانند برزیل – حقه باز و سیاست باز مانند هیلاری کلینتون و …. و خلاصه هیچ بهبودی در تغییر رفتار هایی که در مردان در هر حرفه ایی میشود دید در آنها دیده نمیشود و دلیلش اینکه مرد و زن هر دو انسان هستند.

    علی رغم همه مظلومیت هایی که به زنان در طول تاریخ نسبت میدهند یک چیز کاملا مشخص است و ربطی هم به منطقه و کشور خاصی ندارد و آن هم اینکه بیشتر مردان از زنانشان میترسند!! و به همین جهت هم من گمان میکنم خدا باید مرد باشد چون مراعات حال ما مردان را کرد و زنان را با جثه کوچکتری خلق کرد وگرنه …

    مردان دیکتاتور و قلدر باعث اکثر بدبختی های طول تاریخ بشر هستند و این بخش مربوط به حقوق زنان هم کار چنین انسان نما هایی در طول تاریخ بشر بوده. ولی بی تردید همه مردان هم اینگونه نبوده اند علارغم اصرار فمنیست ها.
    اینکه فمنیست ها برای دستیابی به حقوق برابر مبارزه میکنند و از اینگونه شعار ها فقط بهانه ای است برای پوشش همان بی خردی و نادانی که در مردان دیکتاتور و قلدر است و حالا بوضوح این بی خردی و قلدری هم در فمنیست ها دیده میشود.

    اینگونه که شما خانم ها دارید پیش میروید تا 30 یا 40 سال دیگر ما مردان باید برای برابری حقوق زن و مرد مبارزه هایمان را شروع کنیم. – با الهام از آیت الله خمینی بر همان وزن میگویم: آقایان من اعلام خطر میکنم.!!

    ما باید شاکی باشیم که حوا خانم به چه جهت بدون مشورت با آدم آن کار را کرد – اگر ایشان با آدم مشورت کرده بود حضرت آدم حداقل برای مدتی حوا را از این کار برحذر میداشت تا فرصت کنذ به خدا بگوید آن درخت را از جلوی چشمان حوا خانم دور کند و ما همه الان در بهشت برین بودیم بشری وجود نداشت که این همه رنج و نکبت را تحمل کند.

    گاهی به این موضوع فکر میکردم که خدا چرا آدم را از بهشت بیرون انداخت برای ندانم کاری حوا خانم. و چرا آدم به این بی عدالتی اعتراض نکرد. بعد از کمی اندیشه دیدم برای خلق حوا از یکی از دنده های جناب آدم استفاده شده بود پس به این نتیجه رسیدم که آدم از همان اول یه دندش کم بوده!! – و اینگونه بود که خدا حوای سرکش و خود رای را به آدم انداخت!!

    در هر صورت گیتی خانم گرامی هر کسی در ج.ا برای کمک به همنوعش خطر کند قابل تقدیر و احترام است و شما هم عزیز ما هستید ولی واقعا آن کامنت اول و دوم شما در مورد ستم مردان به زنان و زنان دیگر نیازی به مردان ندارند و اسپرم مردان ذخیره شده و … اگر از طرف فرض کنید خانم شادی امین و یا خانم شادی صدر می آمد حداقل در مورد من واکنشی بر نمی انگیخت ولی از طرف شما دوست گرامی کمی سنگین و نا امید کننده بود.

    کاش به وضعیت آشفته این کشور و این بی سامانی قشر روشنفکر داخل و خارج می پرداختید که بلکه سرانجامی پیدا کنند.

    با احترام.

    پ.ن: الان به یادم آمد یکی از توانایی های خانم ها که مردان هیچگاه به آن نخواهند رسید استفاده از تلفن است که تمام شرکت های مخابرات دنیا 3/4 درآمدشان را مدیون آنها هستند.

     
  83. ناشناس :
    اشراف پهلوی را بگو سید این که پیش او پشه ای بیش نبود . تمام در آمد نفت در زمان رضا ماکسیم بنا بر اسناد به حساب خودش ریخته شد که بعد به بازماندگانش رسید , تمام ایران را غارت کرد که باز به بازماندگانش رسید . صحبت بر سر صد ها میلیارد دلار است به پول حالا . من فکر نمیکنم که هیچ خاندان دیگری به اندازه خاندان رضا ماکسیم ایران را چاپیده باشد .
    ………………………….
    ناشناس در جواب به ناشناس بالا :
    طرفداران سيد هم مانند خودش در درس حساب و رياضي لنگ ميزنند اين بنده ي خدا هم نميداند
    ميليارد چقدر است كه ميگويد صدها ميليارد دلار (دقت كنيد نوشته اند صدها ميليارد دلار )
    غارت كرده است كه به فرزندانشان رسيده است .
    فقط براي اينكه كمي با رقم يك ميليارد آشنا شويد عرض ميكنم كه 504 سال ديگر كه بيايد و برود
    يك ميليارد دقيقه از هجرت پيامبر گذشته است يعني تقريبا” سال 1902 خورشيدي.
    واما در آمد ايران از فروش نفت تا زمان رضا شاه چند صد هزار پوند انگليس بود كه تا دوره مصدق
    هم كماكان به همين شكل بود پس از آن هم تا قبل از سال 1353 درآمد ايران بطور متوسط 2
    الي 2.5 ميليارد دلار بوده است ولي در سال 1353 ودر جريان جنگ مصر و اسرائيل وتحريم كشورهاي
    عربي وافزايش قيمت نفت درآمد ايران از فروش نفت تا 1356 (سال 1357 بدليل اعتصابها صادرات نبود)
    در حدود 20 ميليارد دلار بوده است با اين حساب كل فروش نفت در زمان پهلوي پدر و پسر به
    صد ميليارد دلار نميرسد حالا چطوريكي از اعوان وانصار آنها صدها ميليارد دلار بالا كشيده بايد از
    آقا سيد بخواهيم با ماله سحر آميزخود يك ماله كشي ناب انجام دهند .
    ………………………
    پاسخ ناشناس اولی به ناشناس دومی :

    جناب ناشناس کور که نیستی انشاالله ! نوشته ام به پول حالا , به ارزشی که اموال مسروقه رضا ماکسیم و خاندانش امروز دارند , بیش از شانزده سال پول نفت , سهم ایران , به اضافه شش هزار تا هشت هزار ده آباد به اضافه زمینها و باغات تصاحب شده به اضافه کارخانجات با پول دولت خریداری شده ولی در مالکیت رضا ماکسیم و … این از آقا رضایتان , پسرش به جای خود و اشرف و شمس و رضا و ….. هم به جای خود . تو که حساب میدانی حساب کن ببین همه این ها به پول حالا آیا چند صد میلیارد دلار حالا میشود یا نه و به یاد داشته باش که ارزش دلار در آن سالها در مقایسه با حالا چه قدر تغییر کرده است ببین یک دلار آنوقت حالا چند دلار است و بعد به شکل دیگری که کمی پیچیده تر باشد خرفتی و کودنیت را به رخ بکش ! هر گروهان نقلی ارتش پیزوری شاه شده حالا کامنت گذار در این سایت و هنوز جان نثار شاه میکنه , بابا شاه رفت از خواب بیدار شوید گروهبان قند علی ها !

     
  84. بر اساس آمارهای بانک مرکزی، در میان دریافت‌کننده‌های ارز دولتی، تنها «خيريه تعليماتی و تحقيقاتی علمی و دينی مكتب اميرالمومنين» موفق به دریافت دلار آمریکا به مبلغ هشت میلیون دلار با نرخ ۴۲۰۰ تومان شده و بقیه شرکت‌ها، ارزهای دیگری از یورو تا یوان و درهم و غیره دریافت کرده‌اند. این بنگاه خیریه به غیر از دلار همچنین میلیون‌ها یورو دریافت کرده است.

    به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی خیریه‌های ایران، محدوده فعالیت موسسه خیریه مکتب امیرالمومنین، شهر تهران عنوان شده است و معلوم نیست برای چه فعالیت‌های اقتصادی میلیون‌ها دلار ارز دولتی دریافت کرده است.

    در سایت رسمی این بنگاه، حوزه فعالیت آن امور نیکوکاری، مذهبی، تحقیقاتی، ورزشی و هنری معرفی شده است.

    اطلاعات مندرج در این سایت حاکی از آن است که دانشگاه مفید از زیرمجموعه‌های آن است. آیت‌الله عبدالکریم موسوی اردبیلی، رئیس قوه قضائیه جمهوری اسلامی از سال ۱۳۶۰ تا ۶۸، بنیانگذار این دانشگاه بوده است. وی سوم آذر ۹۵ در ۹۰ سالگی فوت کرد.

    آمارهای بانک مرکزی نشان می‌دهد که تاکنون بیش از ۲۹ میلیارد معادل دلار ارز دولتی به شرکت‌ها و افراد پرداخت شده است که تقریبا نیمی از آن یورو و بیش از ۲۲ درصد آن هم یوان چین بوده است.

    طیف‌ زیادی از شرکت‌های خودروسازی، داروسازی، هواپیمایی، سازمان حج و زیارت، همچنین برخی سازمان‌های دینی، شرکت‌های تجاری و غیره ارز دولتی از بانک مرکزی دریافت کرده‌اند که تنها بخشی از آن برای واردات کالاهای ضروری بوده است.

     
  85. اگر جنگ با آمریکا راه بیفته بزرگرین مقصر استمارا طلبان شیاد میباشند. زمان آن رسیده است که اینا بین حکومت اسلامی و ایران یکی رو انتخاب کنن. امکان اینکه اینا ایران رو انتخاب کنن به نظر من خیلی کمتره.

     
  86. گیتی - وکیل

    شیخ روح الله حسینیان: امام فرمود منتظری هم خودش فاسد است و هم شاگردانش

    .

    ✅ شاگردان منتظری :

    سید مصطفی خمینی
    سید محمد خاتمی
    سید موسی صدر
    سید علی خامنه ای
    محمد فاضل لنکرانی
    مهدی کروبی
    هادی خامنه‌ای
    اکبر هاشمی رفسنجانی
    محمد موسوی خوئینی‌ها
    اسدالله بیات زنجانی
    یوسف صانعی
    محمدعلی کوشا
    محسن کدیور
    محمود صلواتی
    احمد قابل
    سید محمود هاشمی شاهرودی
    سید مصطفی محقق داماد
    محمدتقی فاضل میبدی
    سید حسین موسوی
    محمد علی گرامی
    علی،اکبر ناطق نوری

    منبع: ویکی پدیا

     
    • این هم سطح فکر گیتی ” ای کیو بالا ” !

       
    • سیدمرتضی سید ابراهیمی رو یادت رفته!

       
    • سر رشته سنت و صنعت جادوگری حکومتی را نه در سرزمین حجاز بین اهالی قبیله نشین و بیابان گرد که در سرزمین فارس و طایفه مغان و در دستان هیربدان هیربد، مبد موبدان، ماهداد، آذر اسپندان، بهرام خورزاد, تنسیر، ارداویراف، کرتیر و کردیرهرمز باید جست.
      ترک تاریخ رستگاری و پیگری و کنکاش تاریخ تحلیلی و خود‌نقادی کار دشواریست.

      نه در جمهوری اسلامی پاکستان، نه در جمهوری شبه اسلامی ترکیه نه در جمهوری سکولار یا حتی اسلامی مصر و نه حتی در پادشاهی موروثی عربستان فرمانده کل قوا و رئیس جمهور و قاضی القضات و وزیر اطلاعات از طایفه مغان است.

      در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی

      خرقه جایی گرو باده و دفتر جایی

       
    • سید مرتضی

      روح الله حسینیان غلط کرد و دروغ گفت،با شمایی که این دروغ فتنه انگیز را نقل می کنید،هرگز چنین چیزی از مرحوم آیت الله امام خمینی صادر نشده است و هیچ وثوقی به نقل های اینگونه امثال روح الله حسینیان نیست.

      مرحوم امام خمینی رضوان الله علیه،مرحوم شیخنا الاستاد آیت الله منتظری طاب ثراه را “یک فقیه عالیقدر”، “یک ملای پخته”،”عالم وارسته”، و “فقیهی که حوزه و نظام باید از نظرات او بهره گیرند”می دانستند…

      اینها کلمات صادر شده و قطعی از امام خمینی در باره فقیه عالیقدر و وارسته آیت الله منتظری است:

      “حضرت حجت الاسلام و المسلمين، فقيه عاليقدر، آقاى منتظرى- دامت ايام بركاته‏
      پس از اهداى سلام و تحيت، علاقه اين جانب به جنابعالى بر خود شما روشنتر از ديگران است. به حسب قاعده طول آشنايى صميمانه و معاشرت از نزديك، مقام ارجمند علمى و عملى شما، مجاهدت با ستمگران و قلدران، و رنجهاى فراموش نشدنى جنابعالى در سالهاى طولانى براى اهداف اسلامى، قداست و وجاهت و وارستگى كم نظير آن جناب، و بالاتر حيثيت بلندپايه ‏اى كه دنباله اين امور به خواست خداوند تعالى براى شما فعلًا حاصل است، و احتياج مبرمى كه جمهورى اسلامى و اسلام به مثل جنابعالى دارد، انگيزه علاقه مبرم است. لهذا اين حيثيت مقدس بايد از هر جنبه محفوظ و مصون باشد. حفظ اين حيثيت به جهات عديده بر شما و همه ماها واجب، و احتمال خدشه‏ دار شدن آن نيز منجز است براى اهميت بسيار آن‏…”

      (صحیفه امام ج 20 ص 136،مورّخ 12 مهر 1365)

      “…شما ملاحظه كنيد همين نماز جمعه‏ اى كه در زمان طاغوت نمى‏ شد درست به جا بياورند، گاهى يواشكى در داخل يك مسجدى نماز را مى‏ خواندند، در صورتى كه وضع نماز جمعه اين نبود. وضع نماز جمعه اين است كه حالا انجام مى ‏گيرد، و انجام گرفت چند هفته. و مع الأسف آقاى طالقانى فوت شدند. و بحمد اللَّه به جاى ايشان يك فرد (آیت الله منتظری ره) بسيار ارزنده ‏اى است؛ مُلّاى متعهدى است. و ايشان هم حبسها ديده است زجرها كشيده است، و پخته شده است در اين امور..”

      (صحیفه امام،ج 10 ص 16)

      حضرت حجت الاسلام و المسلمين آقاى حاج شيخ حسينعلى منتظرى- دامت بركاته‏

      هيچ از دستگاه جبار جنايتكار تعجب نيست كه مثل جنابعالى، شخصيت بزرگوار خدمتگزار به اسلام و ملت را سالها از آزادى- ابتدايى ترين حقوق بشر- محروم و با شكنجه‏هاى قرون وسطايى با او و ساير علماى مذهب و رجال آزاديخواه رفتار كند.

      خيانتكاران به كشور و ملت از سايه مثل شما رجال عدالت‏خواه مى ‏ترسند. بايد رجال دين و سياست دربند باشند تا براى اجانب و بستگان آنان هر چه بيشتر راه چپاول بيت المال و ذخاير كشور باز باشد. در منطق كارتر و ساير نفتخواران مفتخوار، فضاى آزاد يعنى به زندان كشيدن جناحهاى آزاديخواه و استقلال طلب، از علماى روشنفكر مذهبى تا رجال سياسى و دانشجويان و رجال محترم بازار و سانسور مطبوعات و دستگاههاى تبليغاتى؛ و در اين منطق، ترقى و تمدن كشور يعنى وابستگى شريانهاى آن از فرهنگ و اقتصاد و ارتش تا دستگاههاى قانونگذارى و قضايى و اجرايى. اين برنامه در كشور ما بيش از پنجاه سال دوران سياه پهلوى پياده و مورد عمل بوده و هست….

      (صحیفه امام،ج 4 ص 261،مورّخ 11 آبان 1357)


      “خبرنگار: [رابطه شما با آيت اللَّه منتظرى چگونه است؟ آيا وى به عنوان يكى از مخالفين رژيم براى پيوستن به شما به فرانسه خواهد آمد؟]

      – من ايشان را ساليان درازى است كه مى ‏شناسم. ايشان امروز از علماى بزرگ ايران و مورد احترام مردم مسلمان است”.

      (صحیفه امام ج 5 ص 440،مورّخ 23 دى 1357 پاریس)
      —-

      “خدمت جناب مستطاب حجت الاسلام و المسلمين آقاى منتظرى- دامت افاضاته‏

      مرحوم مجاهد بزرگوار آقاى طالقانى، پس از عمرى مجاهدت و پاسدارى از اسلام، به رحمت خداوند پيوست و ما را سوگوار كرد. تكليف پاسدارى از اسلام به عهده همه ماست؛ و من شما را- كه مجاهدى بزرگوار و فقيهى عاليقدر مى‏ دانم- براى دژ محكمى كه آن فقيد سعيد پاسدار آن بود انتخاب و منصوب نمودم..”

      (صحیفه امام،ج 9 ص 492،مورّخ 21 شهريور 1358)

      —-

      “قبلًا در نجف اشرف كه بودم براى امور ايران، چهار نفر از آقايان علماى اعلام را وصى خود قرار داده بودم. اينك كه در قم هستم وصيت سابق را لغو نمودم، و وصى خود قرار دادم حضرت حجت الاسلام و المسلمين آقاى پسنديده، اخوى مكرم و جناب حجت الاسلام و المسلمين آقاى منتظرى- دامت افاضاتهما- را راجع به جميع امور، خصوصاً مربوط به وجوه شرعيه كه در نزد خودم و آقاى پسنديده يا جاى ديگر است.كسى حق مزاحمت با آنان را ندارد، و اين دو نفر وصى مطلق من هستند…”

      (صحیفه امام ج12 ص 120،مورّخ 2 دى 1358)

      پيام [تشكر به آقاى منتظرى (تسليت سقوط هواپيماى مسافربرى توسط امريكا)]

      “جناب آيت اللَّه آقاى منتظرى- دامت افاضاته‏

      پيام جنابعالى تسكينى بود بر آلام تمامى كسانى كه از شيطان بزرگ، امريكاى حيله‏ گر ضربه خورده ‏اند. مردم آزاده جهان هميشه از ابرقدرتها خصوصاً امريكاى جنايتكار صدمه ديده ‏اند و تا عزم خود را براى رويارويى با كفر و شرك جهانى و امريكاى سلطه ‏گر جزم ننمايند، هر روز شاهد جنايتى تازه خواهند بود…..جنابعالى كه يكى از ذخاير اين انقلاب مى ‏باشيد، با پشتيبانى از آقاى هاشمى وقت خود را مصروف در ساختن دنيا [يى‏] از كرامت و بزرگوارى نماييد….”

      (صحیفه امام ج 21 ص 69،مورّخ 13 تير 1367)

      و بالاخره بعد از ماجرای کناره گیری ایشان از کاندیدایی برای رهبری:

      “…طلاب عزيز، ائمه محترم جمعه و جماعات، روزنامه ‏ها، و راديو- تلويزيون، بايد براى مردم اين قضيه ساده را روشن كنند كه در اسلام مصلحت نظام از مسائلى است كه مقدم بر هر چيز است، و همه بايد تابع آن باشيم. جنابعالى ان شاء اللَّه با درس و بحث خود حوزه و نظام را گرمى مى ‏بخشيد. و السلام عليكم”.
      8/ 1/ 68

      روح اللَّه الموسوي الخمينى‏

      پی نوشت:واقعیت این است که امثال شما نه خیر خواه مرحوم امام هستید و نه خیرخواه مرحوم منتظری،شما فتنه گران دشمن روحانیتید.

      ————-

      دفاع روح الله حسینیان از آدمکشی های سید ابراهیم رییسی

      https://www.youtube.com/watch?v=86eZBE8knvo

       
  87. گیتی - وکیل

    آقای نوری زاد من نمیتوانم همه وقتم را صرف پاسخگویی به مردانی کنم که به جای پاسخ منطقی به نوشته هایم تنها هنرشان توهین به نویسنده است .
    این گروه از مردان را بحال خود بگذارید زیراهیچ مطالعه تاریخی ونگاه تیزبین و موشکافانه درمسایل روزوموقعیت علمی و اجتماعی که زنان با کوشش چندین دهه نصیب خود کرده اند را ندارند . نگاه اینگونه مردان به زنان همان نگاه سلف خودشان است ؛ زمان را نمی شناسند و وتوانایی زنان را نه در علم ونه در کشورداری باوجود سیاستمدارانی چون ایندرا گاندی ؛ مادام تاچر و به ویژه خانم مرکل که یکی از سیاستمداران برجسته جهان وتاریخ کشورش است را نمیبینند.
    از کوته نظری نوشته را به خانواده نویسنده ربط میدهند که در پاسخشان بایدبگویم خوشبختانه مردان زندگی من ازشعوروسوادکافی ونیز احساس انسانی لطیف برخوردار بوده و هستند.
    پدرم نخستین مشوق من درآشنایی با بزرگان ادب کشورم بودوبااندیشمندانی چون فردوسی و سعدی وحافظ ونظامی و مولوی آشنا کرد ؛ هنوز کودکستان نمی رفتم که غزل حافظ را از بَر بودم .
    برادرانم هریک ازتحصیلات عالی برخور دارند وشوهرم همراه و همفکر من بوده و هست ؛ دخترم وپسرم هم همچنین خود و همسرانشان دارای تحصیلات عالی هستند وبا هم همگام وهمدل .
    مردان خانواده ام هرگزبادیدبرتری مردان به زنان ننگریسته اند وادبیات دینی بر
    براندیشه و افکارشان حاکم نبوده است .
    خودرا زنی موفق درکارو پیشه ام میدانم وخداراسپاس که درخانواده اهل علم وبا افکاری روشن بالیده وبایاری همسرم نیز درتربیت فرزندانم موفق بوده ام .
    هرکسی میتواند افزون بر رشته تحصیلی اش دارای مطالعه در رشته های دیگر هم باشد ؛ من نویسنده ام ودرادبیات کشورم ونیزتاریخ و فرهنگش کندوکاوی بسیار دارم واهل علم وادیبان بزرگ رااز ایرانی وخارجی میستایم .
    باافرادیکه هنوزدرباورشان تساوی حقوق انسانی زن ومردنمی گنجدبحثی ندارم تنها میخواهم که خداوند ازاین بیماری مزمن شفایشان دهد .
    خوشبختانه برشمارمردان روشن اندیش روز به روز افزوده میشود وزنان توانسته اندباهمیاری چنین مردانی جامعه رابجلو برانند ؛ آینده جهان باوجودکنوانسیونهای جهانی که در هر موضوعی تصویب وبه کشورها عرضه میشود بویژه درخصوص حقوق زنان گامهایی به جلوست تا در آینده ای نه چندان دور حتی کشورهای واپس مانده ای مانند ایران اینگونه کنوانسیونها را بدون شرط پذیرفته و مفادش را به اجرا گذارد .
    درپاسخ به مردانی که زنان را به سخره میگیرند وبه تواناییهایشان باورندارند باید بگویم که سرانجام زمان به راهشان خواهد آوردوبان دسته هم که ایراد های دورازذهن میگیرندبایدگفت
    من اگر خوبم و گربد تو برو خودرا باش

     
    • کاوه آهنگر

      خانم گیتی یا سلام و تشکر از مقالات بسیار جالب و مفید شما.

      عقیده من این است که هیچگونه فرقی بین زن و مرد نیست و هیچکدام بر آن یکی برتری ندارد.
      به امید پیروزی ملت ایران بر اوباش حاکم.

       
  88. سید مرتضی

    یادداشتهای اسدالله عَلَم (پهلوی شناسی)

    1-شاه: نظر مردم درباره فرمان من به جدایی بحرین از ایران چیست؟! من که حاضرم جانم را فدای منافع آنها بکنم؟!

    ✍️ اسدالله علم

    عَلَم: آنها که عِرق ملیت دارند به تمام معنی واقعاً ناراضی هستند. اما خارجی ها آفرین بر شاهنشاه می گویند! گوینده احمق رادیو هم خبر جدایی را به گونه ای می داد که گویی ایران بحرین را فتح کرده است!

    «در کاخ نیاوران به من فرمودند: مردم از این جریان کار بحرین چه می گویند؟

    عرض کردم محافل خارجی خیلی تعریف می کنند، که عمل شاهانه[دولتمردانه] بود!

    فرمودند: پادگورنی[رئیس جمهور شوروی] هم همین عقیده را داشت. اغلب ایرانیهای عوام هم خیال می کنند واقعاً ممکن است رأی مردم به نفع الحاق بحرین به ایران در[آید]. یک عده هم که عِرق ملیت دارند، واقعاً ناراضی به تمام معنی هستند که چه عجله ای برای این کار بود؟ یک عده هم که با هوش و اهل سیاست هستند می گویند خوب[شد] به این دمل بالاخره نیشتر زدیم، نتیجه هر چه باشد خوب است!

    عرض کردم: نطق وزیر خارجه[اردشیر زاهدی] خیلی بهتر از این می توانست باشد.

    فرمودند: چه طور؟!

    عرض کردم: [وزیر خارجه ایران] به جای آن که به انگلیسها بد بگوید، مقدمه را طوری ترتیب بدهد که امیدی در دلها برای الحاق بحرین به ما زنده نماید و بعد بگوید چون شاهنشاه در دهلی فرموده اند، ما هم به آراء [عمومی] مراجعه می کنیم! باید بگوید وضع سیاسی کلی خلیج فارس ایجاب می کند که ما از شر این مرافعه…خلاص شویم! والا هیچ قرار مداری را در خلیج نمی توانیم بگذاریم. اهمیت حفظ خلیج فارس بیش از اینهاست که ما با یک ادعای کهنه آن هم در جایی که بر فرض زور تصاحب کنیم، جز خرج و دردسر برای ما چیزی در بر نخواهد داشت- به تمام این منافع…اعم از قرارهای سیاسی، یا بهره برداری از خلیج فارس و حفظ خلیج فارس، پشت پا بزنیم.

    شاهنشاه توجه فرمودند که عرض من صحیح است، ولی چون نطق [اردشیر زاهدی]…را قبلاً خودشان ملاحظه فرموده بودند، دیگر چیزی نفرمودند!»

    (خاطرات علم، جلد دوم، صص ۱۹- ۱۸. ۱۱ فروردین ۱۳۴۹).

    «شاهنشاه فرمودند:«بعضیی مردم به من می گویند، چرا مسئله بحرین در مجلس به این صورت مطرح شد، که تمام مسؤولیت قضیه را بر گردن شما گذاشت؟ ممکن بود دولت مسؤولیت را بر عهده بگیرد!»

    بعد فرمودند که: «من دیگر از این حرفهایم گذشته است. اگر ملت ایران نداند که من حاضرم جانم را در راه منافع او فدا کنم، دیگر فایده ای ندارد که من مطلبی را بخواهم از خود دور نگاه دارم، و اگر مطلب اول را فهمیده باشد، دیگر نگرانی معنی ندارد!»
    شاه این صحبت را با کمال خلوص می کرد، چون کسی غیر از خودمانیها [حضور] نداشت!»

    (همان، ص۲۱. ۱۵ فروردین ۴۹).

    «شورای امنیت به اتفاق آراء میل مردم بحرین را در داشتن استقلال کامل تصویب کرد. نماینده ایران هم فوری آن را پذیرفت!

    خنده ام گرفته بود؛ گوینده رادیوی تهران [پسر دایی شهبانو رئیس مادام العمر رادیو – تلویزیون بود!] طوری با غرور این خبر را می خواند، که گویی بحرین را فتح کرده ایم!

    ولی این خنده، به آن معنی نیست که من با این کار مخالفت دارم! شاید[درباره] طرز اجرای آن، یا در اصل مطلب که همه اقلیتهای ایرانی در همه شیخ نشینها به رسمیت شناخته بشوند…حرف داشته باشم. ولی حال که آن نشد با این راه حل موافق هستم. غیر از این نمی شد!»

    (همان، ص۴۵، ۲۲ اردیبهشت ۴۹).

    ===

    2-ساختن کاخ مادر شاه در چالوس با ۱۵۰ هزار متر مربع زمین و کاخ اشرف در تمیشان با یک میلیون متر مربع زمین!

    ✍️ اسدالله علم

    «عرض کردم: کاخ علیا حضرت ملکه پهلوی در چالوس آماده شده و خیلی قشنگ است، به خصوص که منظره بسیار عالی دارد.

    فرمودند: راستی زمین آن مال کیست؟!

    عرض کردم: زمین مال غلام است!

    فرمودند: نه، این نمی شود!

    عرض کردم: غلام هر چه دارم متعلق به اعلیحضرت همایونی است، به علاوه این زمینی است که خودتان مرحمت فرموده بودید!

    فرمودند: کی دادم؟!

    عرض کردم: خیلی قبل!

    فرمودند: لابد از ما خریدی؟!

    عرض کردم: به قیمت بسیار بسیار ناقابل که اصولا قابل بحث نیست!

    بعلاوه، غلام معتقدم که العبد بما فی یده کان لمولاه!

    عرض کردم: باغات اطراف را تا مساحت ۱۵۰ هزار متر به نام شاهنشاه خریدم!

    فرمودند: پولش را از کجا آوردی؟!

    عرض کردم: از بانک عمران گرفتم.

    فرمودند: مخارج ساختن کاخ مادرم را که می دهد؟!

    عرض کردم: تا حالا که خود غلام داده ام!

    خندیدند. عرض کردم: اگر نظر مبارک باشد، سه چهار تا اتاق بیخ گوش نوشهر برای گردش رفتن شاهنشاه درست می کنم! بعد که علیا حضرت ملکه پهلوی اظهار علاقه فرمودند که می خواهم نزدیک شاهنشاه در تابستان محلّی داشته باشم و اصرار می فرمودند و شاهنشاه هم تایید فرمودند، عرض کردم: همین را بزرگتر و مجللتر برای علیا حضرت درست می کنم!

    تمام تصمیم همین بود، حالا هم خیلی بزرگ و پر خرج نشده، اما بسیار زیباست!

    عمارتهای اطراف را هم که با پول شاهنشاه می سازم!

    خیلی اظهار مرحمت فرمودند!

    عرض کردم: اما کاخ شاهنشاه در نوشهر، فکر نمی کنم سه سال دیگر هم آماده بشود، به علاوه نسبت به عظمت این کاخ، زمین و باغ ندارد.

    والاحضرت اشرف در تمیشان [در ۵ کیلومتری شهر نور مازندران در کنار دریای خزر] باغ یک میلیون متری! گرفته اند، همچو باغی برای کاخ لازم بود!

    فرمودند: می خواهم زمین چه کنم؟! یک طرف دریا و یک طرف کوه را که می بینم.

    ماشاء الله به این عظمت و بی اعتنایی به مال!»

    (خاطرات علم، جلد ششم، ص ۳۵۲- ۳۵۱. ۲۲ آذر ۱۳۵۵).

     
    • بابا ای والله آمورتی روشنمون کردی !! ما نمیدونسیم ممرضا شاه یه عالمه آگاهی سیاسیو شناخت ژئوپولیتیکی داشت!!! نماز عشا واسس یه فاتحه بخون که اینهمه در حق ملت ناشکر فداکاری کرد.

       
      • سید مرتضی

        یادداشتهای اسدالله علم (پهلوی شناسی!)

        باید در سراسر کشور برای اعلیحضرت همایونی کاخ ساخته شود!

        ✍️ اسدالله علم

        «عرض کردم: می خواهم برای اعلیحضرت همایونی، در خانه هم(در مرز کردستان) محل اسکی بازی بسازم! در چاه بهار هم قصر بسازم!

        فرمودند: تو این پولها را از کجا می آوری و دائما هم می گویی دربار بی پول است؟!

        عرض کردم: انسان وقتی تصمیم گرفت پول پیدا می شود!

        فرمودند: کی می خواهد به خانه برود؟

        عرض کردم: این اسم در قسمت کردنشین لازم است! در چهار گوشه کشور باید اسم توقفگاه شاهنشاه باشد. ولو تشریف نبرید!

        فرمودند: آخر نوشهر منزل ندارم، تو پولها را این طرف و آن طرف خرج می کنی؟!

        عرض کردم: اگر علیا حضرت کار آن جا را به من بگذارند، من کار را تمام می کنم! ماشاء الله ایشان تصمیم نمی گیرند!»

        (خاطرات علم، جلد هفتم، ص ۴۴۰- ۴۳۹. ۱۵ دی ۱۳۴۷).

         
    • تاریخ بهترین قاضی است:

      دکتر نورالدین پیرمؤذن
      نماینده ادوار ششم و هفتم مجلس:

      با دیدن صحنه‌های دردناک و حوادث
      تلخ خیابان‌های ونزوئلا و شهرهای
      سوریه که نشان می‌دهد
      یک دیکتاتور برای چند صباحی در
      قدرت ماندن، چگونه مردم بی‌گناه
      و بی‌دفاع را به خاک و خون می‌کشد
      و چطور شهرها را ویرانه و
      خرابه می‌سازد،
      بی‌اختیار سال ۵۷ تداعی می‌شود
      که چگونه شاه فقید ایران وقتی
      متوجه شد ملت او را دیگر نمی‌خواهند،
      با گامی استوار اما دلی خونین
      با پای خود سوار هواپیما شد و رفت
      و کشور و قدرت را ترک کرد
      تا مبادا مردمش آسیب ببینند و
      کشورش ویران شود.

      روحش شاد که با رفتنش
      برای همیشه در قلب ایران و ایرانی،
      اصیل جاویدان و همیشگی بماند.

      ♥️تقدیم به محمدرضاشاه پهلوی

       
  89. حاج ممد مستراح پناه دوباره بر منبر رفته و به دروغ درمانی پرداخته. اولا حاجی! ما ۴۰ سال ازگاره که حکومت اسلامی رو با پوست و گوشت و استخون تجربه کردیم، بسه دیگه. دوما، آخوندی که با ۵ تومن سر امام حسین رو میبرد و حالا به جایی رسیده که ۵۰ ملیون تومن واسه خوندن خطبه عقد پس افتادگان برادران قاچاقچی خودشون حق الزحمه میگیره میخواستین چیزی بگه آخور چربش از دستش بره؟

     
  90. چون که دزدیدند فکر مردمان
    برده ساختند آزاد زندگان
    مردگان حاکم شدند روی زمین
    زندگان در گورها لانه گزین
    زیر پاها خالی شد
    از وطن
    سیل غم باریدو شد تن
    را کفن
    هم وطن دزدیده اند هم فکر و دین
    زآنکه فرمان راند اسلام مبین

     
  91. تبریک ماه رمضان از سوی ارتش‌های متحد آمریکا به زبان‌های مختلف از جمله فارسی.

    https://ir.voanews.com/a/4903051.html

    یک نکته :
    ماه رمضان شده … (البته از روز سه شنبه در ایران)
    سر سفره ی بیشتر مسلمانان ایران
    ماکارونی نیست
    شکر نیست

    نمیگم گوشت نیست!
    کی گفته نیست؟!… همه چیز هست ولی برای از ما بهتران!
    بیشتر مردم مستضعف ایران الان خیلی وقته که روزه ی اجباری میگیرن!
    کافیه یه چرخ توی شهر بزنید… اختلاف فقیر و غنی به اندازه ی اختلاف زمین تا آسمونه.

    ( یه پیام بدم به ماسبت حلول ماه رمضان به رهبر فرزانه! )

    ای حضرت آیت اله سید علی خامنه ای… شرم بر تو باد!
    به همان الله شما قسم که، رذل تر ، فاسدتر، ظالم تر، نامردتر، بی شرف تر، پست تر و بی وجدان تر از تو در کرۀ خاکی نیست.
    خوشبحال اونکه خونه داره و گرون شده، خونه ی اضافی داره و کرایه خونه بیشتر میگیره، ماشین داره و ماشینش گرون شده، طلا داشته و دلار و زمین و خلاصه… خوش بحال اونکه داراست. براش فرقی نمیکنه… تازه بهتر هم شده!
    بدا بحال کسی که مستأجر و کارگر و زحمتکشه و نان حلال میاره سر سفره. بدا بحال کسی که فقط حقوق بازنشستگی داره، یا یه حقوق بخور نمیر داره، بچه محصل و دانشجو داره، یکی از افراد خانواده یا خودش مریضه… و خلاصه بدا بحال اونکه نداره.

    این بود جمهوری اسلامی؟ این بود حکومت عدل علی؟ این بود حق خواهی و عدالت اجتماعی؟
    الحق و الانصاف که در پستی یگانه ای… ای سید علی… بی شرف!
    یعنی بچه های تو هم سختی میکشند؟
    راستی ماه رمضون، به پا کردن سفره ی افطاری یادت نره؟… لقمه ی حروم رو تعارف کن به نام الله و بده به دور و بری هات!

    اگه نشان مردانگی لای پاهاته… یکماه، فقط یکماه رمضان را مثل افراد عادی زندگی کن.
    مرتیکه ی چلاقِ سرطانیِ روانی!… حداقل حسنش اینه که این ماه رمضان آخرین ماه از زندگی نکبتی تو میشه!
    راستی دوا دکترت که براهه و توصیه های طبیب را هم انجام میدی دیگه؟ نه؟ نبینم بری توی صف وایسی… نبینم لنگ دوا دکتر و کرایه خونه و خرج خونه بشی… نبینم شرمنده زن و بچه هات بشی، نبینم برای یک لقمه نون از صبح خروس خون تا بوق سگ بدوی… بی شرف!
    راستی خدم و حشمت چند هزارتاست؟ متراژ اون جایی که زندگی میکنی چند هکتاره؟ درخت و گل و بوته و بلبل و آبنما و همه چی هم براست دیگه!

    کاش فقط یکبار تو را از نزدیک میدیدم… کاش!
    اگه خودت یا ریزه خوران آستان این متن را میخونن… از تو درخواست ملاقات حضوری دارم!
    نه چیزی میگم و نه وقتت را میگیرم… از در وارد میشم و از جلوی تو رد میشم و فقط یک تف میندازم توی صورتت!
    همین!

    ( نوری زاد مرد نیستی اگه حتی یک کلمه را سانسور کنی )

     
    • آرتین ایران

      سلام بر آنارشیست گرامی
      حدودا شش ماه پیش در همین سایت اعلام کردم مواد اولیه با بحران شدید تامین مواجه است و بالتبع این مورد باعث نقصان تولید و به سبب آن کمبود و افزایش قیمتها خواهد بود.در حال حاضر این سونامی در یک قدمی مردم ایران است.منتظر انفجار آن باشید.ماکارونی و شکر و…فقط مشتی از خروار است.شاید خنده دار باشد ولی یکی از مشکلات تولیدکنندگان در شرایط فعلی تامین مواد اولیه بسته بندی تولیدات است.البته این فقط یکی از مشکلات است.بماند که وضعیت اسف بار بازار خودرو و لوازم خانگی و صنایع دیگر دلایل بسیاری دارد که عمده ان مربوط به مواد اولیه است و در این مقال نمی گنجد.بالاخره سال رونق تولید ملیست.شما کدام مورد از نام گذاریها را در این سالها دیده اید که حکومت دینی وضع کرده باشد و درست از آب دربیاید که رونق تولید ملی تحقق بیابد!!
      پاینده و پیروز باشید

       
    • آره آنارشیست آدم خوبه مرد ( جوانمرد ) باشه ولی بهتر از اون اینه که آدم مرد باشه و با ادب هم باشه . تو باید این روش خشن و تهاجمیت را در گفتگو با دیگران کنار بگذاری . این فحش هایی که نثار سید علی کرده ای هم هیچ مشکلی را حل نمیکنند برادر من حتی اگر او این کامنت ترا بخواند . کلا به نظر من زیاد جاذبه نداری و به آدم احساس نا خوشایندی دست میدهد وقتی نامت را میبیند .

       
    • جناب نوریزاد امیدوارم که متوجه باشی که با محل دادن به چنین مطالب چندش آوری در سایت خودتان فضای عمومی حاکم بر سایت را به چه سمتی میبرید . اگر توهین و فحاشی درست نیست این باید در مورد همه رعایت شود دوست من .
      اما خطاب به آقای آنارشیست عرض میکنم که بهتر است شما به یکی از مراکز انتظامی بروید و این نوشته خود را برای فرمانده آن جا بخوانید و از آن ها خواهش کنید که نوشته را به سید علی برسانند . نشستن در جای امن و به رهبر کشوری , خوب یا بد , توهین کردن به این شکل کار یک “مرد” نیست . اگر از نوریزاد “مردانگی” طلب میکنی پس خودت هم مردانگی نشان بده و به حساب نوریزاد خرج نکن و او را سپر بلا نکن چون اگر روزی به خاطر همین کامنت تو از او حساب پس بگیرند آن وقت این تو نیستی که باید مکافات پس بدهی .

       
      • یه وقت ملاقات از آقا برام بگیر.
        مرد نیستم اگه نرَم و خدمتش نرسم.
        مرد نیستم اگه اینا رو جلوی روش نگم!
        اینها توهین نبود و حقایق بود… توهین ها را میشود بگی کدامش بود؟
        من به اندازه کافی با این رژیم درگیری داشتم و توی ناشناس نیاز نیست برای من تعیین تکلیف کنی.
        این رهبر منتخب تو بوده؟
        چه کسی این رهبر را انتخاب کرده؟
        خودش که اعتراف کرد این کاره نیست و شعور رهبری نداره… فیلمش را ندیدی؟
        پست تر از این رهبر توی دنیا نیست. این فرد رهبر نیست بلکه رهزن است!
        این رهزن ترویج کننده ی ریاکاری، چند رویی، رباخواری، خیانت به بیت المال، دزدی، جنایت، ظلم و ستم و ده ها خصلت پلید است و در ایران بسیاری از پلیدی ها را نهادینه کرده
        خاک بر سر من که چنین رهبری دارد بر من حکومت میکند!
        لیاقتم همین است… البته دارم براش!
        آن روز دور نیست…

         
        • آقا وقتی از کسی وقت ملاقات می گیرند باید پروتکل ملاقات را رعایت کنید بنابر این در وقت ملاقات نمی توانید فحش کاری بکنید ،برای فحش کاری نیاز به وقت ملاقات ندارید .

           
  92. بردیا
    9:01 ق.ظ / می 5, 2019

    جناب نوریزاد
    استاد عزیز
    دیدم در یک فیلم بسیار هنرمندانه با آیت الله های شیعه صحبت کرده اید و از آنها پاسخ خواسته اید. آیت الله ها که پاسخ نمی دهند اما می شود این سفره را پیش سید مرتضی پهن کرد که هم نماینده خداوند است و هم نماینده آیت الله ها و هم نماینده اسلام ناب محمدی
    می شود جواب بدهید آقا سید مرتضی
    این سخنان استاد محمد نوری زاد را؟
    …………..
    بردیای گرامی سید مرتضی فعلا سرش تو /// علم گیر کرده و تا سیر نشه بیرونش نمیاره!

     
  93. جناب نوریزاد ببخشید از بابت کپی- پیست. (البته این از کتاب خاطرات نیست٬ واقعیتیست که امروزه زیر پوست شهر میگذرد ٬ به گفتهَ خود آقایان)

    محمد جواد آذری جهرمی، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات ایران با انتشار تصویری از یک آگهی ازدواج موقت ساعتی، نسبت به ارسال اینگونه پیام‌های تبلیغاتی اعتراض کرده و خواستار شناسایی و برخورد با ارسال‌کنندگان شد.

    بالا گرفتن فساد جنسی در ایران تحت پوشش ازدواج موقت هر چند وقت یک بار خبرساز می‌شود و این بار وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات به آن اعتراض کرد و با انتشار تصویر یک آگهی صیغه ساعتی، در صفحه توئیترش نوشت: «تاکنون از انواع شیوه‌های فنی برای توقف ارسال پیامک‌های تبلیغاتی بهره گرفتیم. از هزاران سیم‌کارت ارسال کننده در روز به حدود 400 سیم‌کارت رسیده‌اند. خواستم برخورد جدی‌تر شود. شرکتها و افراد ارسال کننده را شناسایی و ضمن پیگیری قضایی همزمان به مردم نیز معرفی خواهیم کرد.»

    چندی پیش نیز روزنامه شرق از قول محمد قانعی، رئیس اتحادیه هتلداران مشهد از وجود 6000 مرکز اقامتی، در این شهر خبر داد که به مسافران خدمات جنسی ارائه می‌دهند. قانعی گفته بود: « «در شهرهایی مثل مشهد و قم که زائرپذیر هستند، مراوده و مراجعه افراد غیرایرانی به خصوص عراق خیلی بیشتر مشهود است و حالا با مطرح شدن موضوع ازدواج موقت باید بیشتر مراقب باشیم. » اگر چه این مقام مسئول بعدها سخنان خود را تکذیب کرد، اما رئیس سازمان امور اجتماعی ایران از وجود فساد در این کشور پرده برداشت.آمارها نشان می‌دهد گستره فساد اخلاقی در ایران محدود به شهرهای زیارتی نیست و این آمار در پایتخت نیز بسیار بالاست. آمار ارائه شده در پژوهشی که مرکز پژوهش‌های مجلس انجام داده و تهیه‌کنندگان آن « تاکيد کرده‌اند که اين آمار گوشه‌ای از حقيقت را نشان می‌دهد نه همه آن را» نشان می‌دهد « 80درصد دختران مورد پرسش در چند دبيرستان دخترانه تهران گفته‌اند که رابطه با جنس مخالف را تجربه کرده‌اند.»

    در سال‌های پیش نیز تحقیقی که به سرپرستی سیدکاظم رسول زاده طباطبایی، مدیر گروه روانشناسی دانشگاه تربیت مدرس و رئیس کارگروه زنان و دختران آسیب دیده و در معرض آسیب، انجام شد، مشخص شد که « 11 درصد روسپیان شهر تهران با اطلاع همسرانشان دست به روسپیگری می زنند.» در بخش دیگری از این تحقیق آمده که « در دهه 60 و 70 سن روسپیگری بالای 30 سال بود اما اکنون سن روسپیگری از 15 سال به بالا رسیده است.»
    (( خوب میشد آقای وزیر دلیل صیغه یک ساعته و پایین آمدن سن فحشا را هم توضیح میداد و میفهمید که با برخورد کردن مشکلی حلّ نخواهد شد))

     
  94. حرفهای شهرزاد میرقلی‌ خان و علی دایی رو در باره سردارک آدمکش شنفتین. تمام این موضوعات و بیشترش رو برادران اسلامیچی استمرار طلب میدونن ولکن جیکشون در نمیاد. چرا؟ واسه اینکه اولا خودشون هم از این کارا کردن و دوما اینا هم از همون آخوری میخورن که سردارک میخوره. به حکومت اسلامی آدمکشان و دزدان و شکنجهگران و شیادان اسلامی خوش آمدید.

     
  95. با سلام و درود

    لحظه بخشیدن تنها دارائئ بجامانده از ستار، رخت خواب دامادی که مادرش بانو گوهر عشقی‌ برای ستار تهیه کرده بود جهت کمک به هموطنان سیل زده، دل سنگ و صخره را نیز ذوب میکرد چه رسد به هر بنی بشری که بویی از انسانیت بمشامش رسیده باشد و این صحنه بخشش و جدایی را مشاهده کند؛ ارزش انسانی‌ و معنوی و مادی این بخشش مادر ستار فراتر از همه کمک‌های هموطنان ما به سیل زدگان است.

    جناب نوریزاد سپاسگزاریم که این سخاوت و گذشت و حس همدردی مادر ستم دیده ستار را برای تاریخ ثبت به ما نشان دادید.
    حکومت سلطان علیشاه فقیه روی حکومت سلطان سنجر را سفید کرد.

    سپاس سپاس

     
  96. نوری زاد
    واقعا ما باید الان به شجاعت شما پی ببریم یااینکه شما با دستور و برنامه دارید این پروپاگندا ها را تولید می کنید؟ شما حقیقت ندارید ، به دل هم نمی نشینید ، مرگ بر جمهوری اسلامی ، ننگ بر خائن ، امان از این ملت شوت که شما را باور کردند 

     
  97. درود سید مرتضی
    این خاطرات علم را چه کسی می خواند، یکی چون شما و من که کنجکاو است به این خرده ها قانع نیست، و اصل را به جزییات ترجیح می دهد، می ماند عده ای چشم بر دهان دوخته که فکر نمی کنم بتوانید در این سایت بجز چند جیره خوار مذور پیداکنید.
    شما با این خاطرات خاله زنکی از طرفداران شاهی کم نمی کنید و یک نوع وقتتان را تلف می کنید.
    اما ، اصل مطلب من بر می گردد به تاکیدتان بر علت زندانی شدن افراد دلیل برتوهین به رهبری وضد امنیتی بودن افراد. سوال این است که مددکاران اجتماعی و فعالان محیط زیستی و افرادی با عقاید مخالف چه کارشان ضد امنیت ملی است؟ خانم نرگس محمدی و آتنا دائمی و نسرین ستوده و … چه کارهایی یرضد امنیت ملی انجام داده اند که باید در زندان باشند؟
    رهبری که تحمل مخالف را ندارد رهبری بزدل و ترسوست و فاقد قدرت رهبری و چگونه می تواند رهبرباشد مگر با سرکوب اما تا به کی؟

    جناب سید ، اوضاع وخیم است نگرانی من از خشم سیری ناپذیری است که شما باعث آنید . تحمل حدو مرزی دارد .

     
    • سید مرتضی

      شاه: بالای کارت تبریک سلام نوروز بر سر آرامگاه رضا شاه بنویسید، با خواست خدا!

      ✍️اسدالله علم

      «کارهای جاری را به عرض رساندم. منجمله کارت دعوتی که برای سلام عید نوروز بر سر آرامگاه اعلیحضرت رضا شاه کبیر خواهد بود که نمونه آن را این جا می گذارم.

      فرمودند: چرا بالای آن به خواست خدا ننوشته اید؟!

      عرض کردم: صحیح می فرمایید، غفلت عجیبی شده!»

      (خاطرات علم، جلد پنجم، ص ۴۸۷. ۱۳ اسفند ۱۳۵۴).

       
  98. درود بر شما جناب نوری زاد
    مصاحبه شما را با ایران فردا دیدم
    با اين نظر شما كاملاً موافقم به صفات رذيله ملاهاي حاكم بزدلي و ترسو بودن رو بايد بيفزاييم. خود بر اين باور م كه جماعت مفتخواري كه بدون زحمت صاحب قدرت ومكنت و ثروت باداورده شده اند براي حفظ ان در هراس دائمي اند و شاهدم كه چطور از ترس در بيشتر مواقع بدون لباس رسمي شان ظاهر ميشوند!
    يادم نمي رود در نماز جمعه تهران ازصداي ترقه اي چطور اقاي خامنه اي به وحشت افتاد و به زير تريبون جست!
    من به هار و پورت هاي پوشالي شان هيچ اعتنايي نميكنم. اگر مردم ما يه ذره شجاعت نشان دهند دمار اين نامردمان روزگار در مي اورند و طومار زندگي ننگينشان را كه جز نكبت حاصلي ندارد در هم مي پيچند.
    ان روز به همت دلاور مردان اين سرزمين نزديك است. تاريخ اين سرزمين شاهد گويايي است.

     
    • يادم نمي رود در نماز جمعه تهران ازصداي ترقه اي چطور اقاي خامنه اي به وحشت افتاد و به زير تريبون جست!
      (پایان)
      —–
      دروغ گفتید! بنابر این اگر اعتقادی به خدا و حساب و کتاب دارید،استغفار کنید

      اولا: ترقّه نبود و یک انفجار قوی بود،بنده خودم در آن نماز جمعه باتفاق یکی از اخوی هایم که از بچه های جبهه بود و الان وکیل است حضور داشتیم،نماز در دانشگاه تهران بود،من و اخوی تلاش کردیم به داخل زمین چمن برویم اما خوب جا نبود و لابد قسمت نبود،ما زیر درختان کنار زمین چمن فوتبال دانشگاه روی زمین آسفالت نشستیم،این زمانی بود که هواپیماهای صدام حسین به همه شهرهای تهران میامدند و بمبی می انداختند و می رفتند،آنموقع هم تهدید کرده بود که نماز جمعه را بمباران خواهیم کرد! وقتی صدای انفجار مهیبی از داخل زمین چمن آمد،غالبا -حتی خطیب نماز که خود آقای خامنه ای رهبر فعلی ایران بود- خیال کردند که هواپیمای عراقی چیزی انداخته است،وقتی انفجار شد،من و اخوی ام قطعات تکه تکه شده برخی نمازگزاران مظلوم را بالای سر خود روی درختها دیدیم که آویزان شده بود،من فراموش نمی کنم که تنه نیمه کاره یکی از شهداء را دیدم بالای درخت گیر کرده بود….در هر حال یادم نیست تعداد شهدای نماز جمعه آنروز چقدر بود،این خاطره مربوط به حدود 40 سال قبل است ،بنظرم سیزده نفر نمازگزار مظلوم شهید شدند،بعد خود آقای خامنه ای که چند لحظه خطبه اش بخاطر انفجار دچار وقفه شده بود -و این طبیعی هم بود- توضیح داد که ظاهرا منافقین خلق خائن بملت ایران (همانها که عده ای در دفاع از مجازات آنان دین و ایمان خویش را بباد دادند) بمب قوی ای را بصورت یک جانماز جاساز کرده بودند و آن سیزده نفر که روی آن یا کنار آن بودند قطعه قطعه شدند…

      ثانیا: خدای را گواه می گیرم،آنچه می گویم بدون هیچ انگیزه ای عین واقع محسوس من بود،آن نماز جمعه، بعد از انفجار بفاصله شاید یکی دو دقیقه وقفه ادامه یافت و خطیب شجاع آن با همان لحن قوی ای که خطبه می خواند کار خود را ادامه داد…

      من و برادرم در کنار زمین چمن خطیب را نمی دیدیم،اما زمان وقفه همان یک دقیقه بود که عرض کردم،بعد هم در تصویر تلویزیونی کاملا واضح بود که وقتی انفجار واقع شد،بطور طبیعی موج انفجار همه و از جمله خطیب و چهره او را تحت تاثیر قرار داد و ایشان یک لحظه بطور واکنشی طبیعی فقط صورتش را برگرداند..بعد هم با توضیح اینکه این انفجار کار منافقین بوده است نه هواپیماهای عراقی،با همان طنین قبلی بخطبه خویش ادامه داد..

      بنابر این شما دروغ گفتید،و باید بعکس ملاحظه کرد امثال شما از صدای ترقّه به چه وضعی خواهید افتاد! و ترس از مرگ خصیصه کسانی است که ایمانی به خدا و جهان باقی ندارند. شما تلاش کنید بغض نسبت به شخص یا عقیده را محور ارزیابی قرار ندهید و بورطه دروغ نیفتید..

      اینهم البته یکی از دسته گل های آن جانوران وحشی پشت بملت کرده (یعنی منافقین خلق) بود که برخی هنوز درکی از لزوم مجازات این وحوش و قاطعیت و شجاعت امام خمینی در این مورد ندارند و فقط دین و دنیای خویش بباد می دهند.
      —-
      گزارش: انفجار در نمازجمعه تهران؛ از استقامت آیت‌الله خامنه‌ای تا شعار مردم علیه منافقین

      https://www.tasnimnews.com/fa/news/1397/12/24/1969374/

      گفت‌وگو با محمود مرتضائی‌فر
      ناگفته‌هایی از انفجار سال ۶۳ در نمازجمعه تهران

      http://farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=8621

      انتشار به مناسبت سالروز انفجار بمب در نماز جمعه سال ۶۳؛
      لحظه وقوع انفجار در نماز جمعه سال ۶۳ تهران +فیلم

      https://www.yjc.ir/fa/news/6866941/

       
  99. پژوهش دیگرم تقدیم به شما
    با احترام به شما عزیزان

    یک «خدا» یک «پیامبر» یک «قرآن» اما «دوتا اسلام»

    اسلام ادعا میکند که دین برادری و برابری است اما :
    بعلت مبهم بودن قرآن و سنت هرکسی میتواند نسخه ای از اسلام به نفع خودش بسازد و دیگران را خارج از دین قرار دهد و تکفیر کند بهمین خاطر است که فرقه های گوناگون درست شده و ۱۴۰۰ سال است که مسلمین دستشان به خون یکدیگر آلوده است مسلمان کشی مسلمین همچنان ادامه دارد.

    بقول شکسپیر
    «ابلیس نیز می‌تواند از کتاب مقدس جهت منافع خود آیه بیاورد»

    ﺩﯾﺪﮔﺎﻩ فرقه‌ی ﺷﯿﻌﻪ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ سنی‌ها

    ﺑﻪ ﺍﺟﻤﺎﻉ ﺭﺃﯼ ﻋﻠﻤﺎﯼ ﺷﯿﻌﻪ،ﺍﻫﻞ ﺳﻨّﺖ ﮐﺎﻓﺮ ﻭ ﭘﻠﯿﺪ ﻫﺴﺘﻨﺪ .
    ﻧﺎﺻﺒﯽ ﻫﺎ ﮐﺎﻓﺮ ﻭ ﻧﺠﺲ ﻫﺴﺘﻨﺪ،ﻭ ﺍﺯ ﯾﻬﻮﺩ ﻭ ﻧﺼﺎﺭﺍ ﺑﺪﺗﺮﻧﺪ
    [ﺍﻻﻧﻮﺍﺭﺍﻟﻨﻌﻤﺎﻧﯽ جزایری ﺝ۲ ﺹ۲۰۶ ﻭ۲۰]
    .
    ﻧﻤﺎﺯﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﺑﺮ ﺟﻨﺎﺯﻩ ﯼ ﺍﻫﻞ ﺳﻨﺖ ﺟﺎﯾﺰ ﻧﯿﺴﺖ .
    [ﺗﺤﺮﯾﺮ ﺍﻟﻮﺳﯿﻠﻪ ﺧﻤﯿﻨﯽ ﺝ۱ ﺹ۷۹ ﻭ ﺝ۲ ﺹ۱۴۶]

    ﺣﯿﻮﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺫﺑﺢ ﮐﻨﻨﺪ ﺣﻼﻝ ﻧﯿﺴﺖ .
    [ﺗﺤﺮﻳﺮ ﺍﻟﻮﺳﻴﻠﺔ خمینی ﺝ۲ ﺹ۱۷۴]

    ﺍﻫﻞ ﺳﻨّﺖ ﺍﻭﻻﺩ ﺯﻧﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ
    [ﺍﻟﺮﻭﺿﻪ ﮐﺎﻓﯽ ﮐﻠﯿﻨﯽ ﺹ۱۳۵]

    ﺍﻫﻞ ﺳﻨﺖ ﺑﻮﺯﯾﻨﻪ ﻭ ﺧﻮﮎ ﻫﺴﺘﻨﺪ
    [ﺑﺤﺎﺭﺍﻻﻧﻮﺍﺭ مجلسی ﺝ۲۷ ﺹ۲۹ ﻭ۳۰]

    ﮐﺸﺘﻦ ﻭ ﺗﺮﻭﺭ ﮐﺮﺩﻥ ﺍﻫﻞ ﺳﻨّﺖ ﻭﺍﺟﺐ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻏﻨﯿﻤﺖ ﺍﻣﻮﺍﻟﺶ
    [ﻭﺳﺎﯾﻞ ﺍﻟﺸﯿﻌﻪ حرعاملی ﺝ۱۸ ﺹ۴۶۳]

    ﻟﻌﻦ ﻭ ﻧﻔﺮﯾﻦ ﺍﻫﻞ ﺳﻨّﺖ ﺭﺍ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﻋﺒﺎﺩﺕ ﺍﺳﺖ .
    [ﺟﻮﺍﻫﺮ ﺍﻟﻜﻼﻡ ﺝ۲۲ ﺹ۶۲ شیخ‌نجفی]

    ﻧﻮﺯﺍﺩ ﻧﺎﺻﺒﯽ ‏ﺷﯿﻄﺎﻥ ﺍﻧﮕﺸﺘﯽ ﺭﺍ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺩﺭ (عقب)ﭘﺴﺮ ﺑﭽﻪ ﻧﮕﻪ ﻣﯽﺩﺍﺭﺩ ﺗﺎ ﻣﺄﺑﻮﻥ ﻭ ﺯﻥ ﺻﻔﺖ ﺷﻮﺩ، ﻭ ﺍﮔﺮ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﭽﻪ ﺑﻮﺩ ﺍﻧﮕﺸﺘﺶ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺟﻠﻮ ﺍﻭ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽﺩﻫﺪ ﺗﺎ ﻓﺎﺣﺸﻪ ﺷﻮﺩ
    [ﺗﻔﺴﻴﺮ ﺍﻟﻌﻴﺎشی ﺝ۲ ﺹ۲۳۴ ،ﺗﻔﺴﻴﺮ ﺍﻟﺒﺮﻫﺎﻥ ﺝ۲ ص۱۳۹]

    ﺩﯾﺪﮔﺎﻩ فرقه‌ی سنی ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ شیعه(#رافضی )

    ﺭﺍﻓﻀﯽ ﻫﺎ ﺑﻪ ﺍﺟﻤﺎﻉ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺴﻠﻤﯿﻦ ﮐﺎﻓﺮﻧﺪ
    ﺭﺍﻓﻀﯿﺎﻥ ﺑﺪﺗﺮﯾﻦ ﺍﻣّﺘﻨﺪ
    ﺭﺍﻓﻀﯿﺎﻥ ﮐﺎﻓﺮ ﻭ ﻣﺸﺮﮎ ﻭ ﻣﻨﺎﻓﻘﻨﺪ
    ﺭﺍﻓﻀﯽ ﺧﺒﯿﺚ ﻫﺴﺖ. ﺁﺩﻡ ﺑﺪﯼ ﺍﺳﺖ
    [ﺫﻫﺒﯽ ﺗﻬﺬﯾﺐ ﺍﻟﮑﻤﺎﻝ ﺝ۴ ص۳۲۲]
    ﮔﻮﺷﺖ ﺫﺑﺢ ﺷﺪﻩ ﯼ ﺩﺳﺖ ﺷﯿﻌﻪ ﺣﺮﺍﻡ ﺍﺳﺖ
    ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺑﺎ ﺷﯿﻌﻪ ﺣﺮﺍﻡ ﺍﺳﺖ
    [ﮐﺘﺎﺏ ﻓﺘﺎﻭﻱ ﻋﻠﻤﺎﺀ ﺍﻟﺒﻠﺪ ﺍﻟﺤﺮﺍﻡ]
    خطر ﺷﯿﻌﯿﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺧﻔﺎﯼ ﺍﻣﺮﺷﺎﻥ ‏( ﻧﻔﺎﻕ ﻭ ﺷﺮﮎ ‏) ،ﺑﺰﺭﮔﺘﺮ ﺍﺯ ﺧﻄﺮ ﯾﻬﻮﺩ ﻭ ﻧﺼﺎﺭﺍﺳﺖ ‏» ﻃﺒﻖ ﺑﻘﺮﻩ۲۰۴،ﻣﻨﺎﻓﻘﻮﻥ ۴،ﻗﻠﻢ۹
    [ﺷﯿﺦ ﻋﺒﺪ ﺍﻟﺮﺣﻤﻦ ﺑﻦ ﺍﻟﺒﺮّﺍﮎ]

    جالب اینجاست شیعه و سنی در توجیه تکفیر همدیگر به قرآن استناد میکنند و طبق دستورالعمل احکام قرآن را روی مقابل اجرا میکنند
    قران ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ:
    ﮐﻔﺎﺭ ﺯﻧﺎﺯﺍﺩﻩ ﺍﻧ ﺳﮓ ﻭ ﺧﻮﮎ ﻭ ﭼﺎﺭﭘﺎﯾﺎﻥ ﻭ ﺑﻮﺯﯾﻨﻪ ﺍﻧﺪ ﻧﺠﺲ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻫﺮﺟﺎ ﮐﺎﻓﺮ ﺩﯾﺪﯾﺪ ﺑﮑﺸﯿﺪ
    ﻭ چندین آیه و صدها حدیث تکفیری دیگر…

     
    • سید مرتضی

      چه پژوهش عمیقی!

      و چه پژوهشگر فرهیخته ای!

      اولا: معیار اساسی در اسلام،ایمان به خدا و نبوت و معاد است و اینها اصول اساسی دین اند،و عدم قول به امامت موجب کفر نیست،از این جهت،همه کسانی که به این سه اصل قائلند مسلمانند و اسلام دو تا یا چند تا نیست.

      ثانیا:اختلافات در فروع و احکام عملی ربطی به کثرت و تعدد “اسلام”ندارد،زیرا منشا اختلافات فرعی عملی فقهی،تفاوت روایات است از این جهت امامی و حنفی و حنبلی و شافعی و مالکی،همه مسلمانند و تفاوت در مذاهب فقهی موجب کثرت “اسلام”ها نیست.

      ثالثا:خزعبلاتی که بعنوان شاهد آورده شده است را یک به یک بررسی می کنیم تا میزان سواد و پژوهش؟! نویسنده آن پی ببریم:

      پژوهش 1-ﺑﻪ ﺍﺟﻤﺎﻉ ﺭﺃﯼ ﻋﻠﻤﺎﯼ ﺷﯿﻌﻪ،ﺍﻫﻞ ﺳﻨّﺖ ﮐﺎﻓﺮ ﻭ ﭘﻠﯿﺪ ﻫﺴﺘﻨﺪ .
      ﻧﺎﺻﺒﯽ ﻫﺎ ﮐﺎﻓﺮ ﻭ ﻧﺠﺲ ﻫﺴﺘﻨﺪ،ﻭ ﺍﺯ ﯾﻬﻮﺩ ﻭ ﻧﺼﺎﺭﺍ ﺑﺪﺗﺮﻧﺪ

      (پایان پژوهش!)

      پاسخ: این ادعا دروغ است! و چنین اجماعی در باره کفر اهل سنت،بین علمای شیعه وجود ندارد،و بیشمار فتوای فقیهان شیعی در کتاب الطهاره را می توان نشان داد که حکم به اسلام و طهارت “اهل سنت”داده اند از باب اینکه اهل سنت علیرغم اختلاف کلامی فقهی در مساله امامت با شیعه امامیه،اما ایمان به “خدا” و “پیامبر” و “معاد”دارند و هرکس چنین ایمانی دارد در اصطلاح قرآن و روایات “مسلمان”است نه کافر.

      بله،فقهاء امامیه “ناصبی” یا “نواصب”را کافر می دانند،و ناصبی اخص از اهل سنت است،چون هر ناصبی اهل سنت است ولی هر اهل سنتی ناصبی نیست،زیرا ناصبی یعنی کسی که نصب عداوت و دشمنی با اهل بیت پیامبر کرده است و به آنان ناسزا می گوید.

      بنابر این،چنین اجماعی وجود ندارد.برای اینکه به میزان آگاهی و پژوهش نویسنده مطلب پی ببریم،از وی می خواهم،عین لفظ عبارت کتاب “الانوار النعمانیه”را نقل کند.
      ——

      پژوهش 2-“ﻧﻤﺎﺯﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﺑﺮ ﺟﻨﺎﺯﻩ ﯼ ﺍﻫﻞ ﺳﻨﺖ ﺟﺎﯾﺰ ﻧﯿﺴﺖ”!

      (پایان پژوهش!)

      پاسخ:این ادعا و رفرنس دروغ است! عبارت تحریر الوسیله در این مورد اینطور است

      :”يجب الصلاة على كلّ مسلم و إن كان مخالفاً للحقّ على الأصحّ. و لا يجوز على الكافر بأقسامه‏”(تحریر الوسیله،ص 67،کتاب الطهاره،القول فی الصلاه علی المیت)
      ترجمه:واجب است نماز خواندن بر “هر مسلمانی”هرچند که مخالف با حق (یعنی رای امامیه در امامت) باشد،اما نماز میت خواندن بر کافر جایز نیست.
      قبلا توضیح داده شد که اهل سنت از نظر فقیهان امامیه مسلمانند مگر غالیان و نواصب که کافرند.
      ——

      پژوهش 3-“ﺣﯿﻮﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺫﺑﺢ ﮐﻨﻨﺪ ﺣﻼﻝ ﻧﯿﺴﺖ”
      [ﺗﺤﺮﻳﺮ ﺍﻟﻮﺳﻴﻠﺔ خمینی ﺝ۲ ﺹ۱۷۴]
      (پایان پژوهش!)

      پاسخ:این اسناد و رفرنس نیز دروغ است! بر عکس،فتوای مرحوم امام و دیگر فقیهان امامیه این است که آنچه که در “ذبح کننده”شرط است “مسلمان”بودن اوست و نه شیعه بودن او.عبارت تحریر الوسیله در کتاب “الصید و الذباحه”:

      “يشترط في الذابح: أن يكون مسلماً أو بحكمه كالمتولّد منه، فلا تحلّ ذبيحة الكافر مشركاً كان أم غيره؛ حتّى الكتابي على الأقوى. و لا يشترط فيه الإيمان، فتحلّ ذبيحة جميع فرق الإسلام، عدا الناصب و إن أظهر الإسلام‏.

      ترجمه:شرط است که ذبح کننده مسلمان باشد یا کسی که در حکم مسلمان است مثل مسلمان زاده،بنابر این آنچه که یک کافر یا مشرک ذبح کند خوردن آن حلال نیست،حتی اگر اهل کتاب باشد،اما در ذبح کننده ایمان (شیعه بودن)شرط نیست،بنابر این ذبیحه (حیوان ذبح شده) همه فرقه های اسلامی حلال است مگر ذبیحه ناصبی (دشمن و ناسزا گوینده به اهل بیت پیامبر).
      ——

      پژوهش 4-“ﺍﻫﻞ ﺳﻨّﺖ ﺍﻭﻻﺩ ﺯﻧﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ”
      [ﺍﻟﺮﻭﺿﻪ ﮐﺎﻓﯽ ﮐﻠﯿﻨﯽ ﺹ۱۳۵]
      (پایان پژوهش!)

      پاسخ:این ادعا نیز دروغ است!،و از نظر اسلام،نه تنها نکاح و ازدواج اهل سنت ممضا و مورد تایید اسلام است،بلکه ازدواج و نکاح دیگر ملل و مذاهب و کفار خارج از اسلام نیز ممضا و صحیح است.و این مطلب بر حسب فتوای اسلامی همه فقهاء مذاهب است،و در این جهت تمسک به نوادر روایت های واحد و ضعیف السند صحیح نیست.
      ——

      پژوهش 5-“ﺍﻫﻞ ﺳﻨﺖ ﺑﻮﺯﯾﻨﻪ ﻭ ﺧﻮﮎ ﻫﺴﺘﻨﺪ!
      [ﺑﺤﺎﺭﺍﻻﻧﻮﺍﺭ مجلسی ﺝ۲۷ ﺹ۲۹ ﻭ۳۰]
      (پایان پژوهش!)

      پاسخ:اولا بنده چنین تعبیری در رفرنس داده شده نیافتم،شما اگر یافته اید آنرا بعبارت نقل کنید.
      ثانیا:این اصلا یعنی چه؟! اینکه خلاف مشاهد و محسوس است! بوزینه و خوک دو نوع حیوان خاص هستند با صورت نوعیه خاص،و اهل سنت انسان هستند با صورت نوعیه خاص.
      ——

      پژوهش 6-“ﮐﺸﺘﻦ ﻭ ﺗﺮﻭﺭ ﮐﺮﺩﻥ ﺍﻫﻞ ﺳﻨّﺖ ﻭﺍﺟﺐ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻏﻨﯿﻤﺖ ﺍﻣﻮﺍﻟﺶ
      [ﻭﺳﺎﯾﻞ ﺍﻟﺸﯿﻌﻪ حرعاملی ﺝ۱۸ ﺹ۴۶۳]”
      (پایان پژوهش!)

      پاسخ:این مطلب نیز دروغی مغالطه آمیز است،قبلا توضیح داده شد که حکم “اهل سنت”یعنی جمیع فرقه های مسلمان با هر نحله و مذهب فقهی کلامی،غیر از حکم “ناصبی”است و ناصبی یعنی کسی که دشمن اهلبیت است و اهلبیت را سبّ می کند و به او ناسزا می گوید،بنابر این آنچه که در باب 27 از ابواب القذف کتاب وسائل الشیعه و در برخی روایات آمده حکم مربوط به ناصبی یعنی آنکه سبّ علی و فرزندان او می کند است،عنوان این باب در وسائل هم این است :

      “باب قتل من سبّ علیّا علیه السلام او غیره من الائمه علیهم السلام و مطلق الناصب مع الامن”

      یعنی باب جواز کشتن کسی که علی و فرزندان علی را سبّ (سبّ یعنی لعن و فحش و اهانت و نسبت ناروا) کند و باب جواز مطلق ناصبی در صورت امنیت.
      بنابر این بحث از اهل سنت بمعنای عام نیست،بحث از ناصبی و فحّاش و لعّان نسبت به اهلبیت پیامبر است آنهم در شرائط خود.

      ضمن اینکه پژوهشگر باید بداند که برای نسبت دادن یک مطلب به یک طائفه ای (مثلا فقیهان امامی) نشان دادن روایت کفایت نمی کند،چون روایت در بحث های فقهی برحسب سند و محتوا مورد نقد و بررسی قرار می گیرد و تمسک به روایت ضعیف لزوما منجر به فتوا و حکم نمی شود.
      —-
      بررسی بقیه موارد این پژوهش(؟!) را به کامنت دیگری موکول می کنیم

       
    • سید مرتضی

      بردیا:”پژوهش دیگرم تقدیم به شما
      با احترام به شما عزیزان”
      —-
      اینهم منابع پژوهش اختصاصی ایشان!:

      https://www.instagram.com/p/Bu_zm23ntH9/

      https://www.pictame.com/tag/

      —-
      پی نوشت: خوانندگان لابد متوجه شدند! پژوهش یعنی “ولگردی در فیس و اینستا و تلگرام و سایت های الحادی و کپی پیست کردن منابع دروغ و مراجعه نشده و ارسال آن!

      ——–

      درود و سپاس
      این وظیفه ی من است که بگردم و اصل مطلب را پیدا کنم
      سپاس
      از دوستان خواهش می کنم نوشته های دیگران را به اسم خود منتشر نکنند. این به انصاف و درستی نزدیک تر است.
      سپاس

      .

       
  100. دوستان این علوی وزیر اطلاعات که با استخاره شده وزیر اطلاعات اخیرا گفته:

    در یکی از شهرهای همدان افرادی گرایش به مسیحیت پیدا میکنند که جزو افراد عادی جامعه اند مثلا کارشان ساندویچ فروشی و امثال اینها بود و خانوادگی مسیحی می شدند.

    ناچار شدیم اینها را احضار کنیم و دلیل گرایش به مسیحیت را از آنها جویا شویم.

    برخی از این افراد عنوان می کردند که ما به دنبال دینی هستیم که به ما آرامش بدهد و بین ما صفا و صمیمیت و برادری ایجاد کند. به آنها گفتیم اسلام دین برادری و صفاست.

    گفتند ما می بینیم علمای اسلام و کسانی که پشت تریبون صحبت می کنند به طور مداوم علیه یکدیگر سخن می گویند، اگر اسلام دین صمیمیت باشد باید قبل از هرچیز بین علمای خود باید صفا و صمیمیت ایجاد کند./شفقنا

     
  101. الو سلام عليكم،
    من 90 سالمه و تا حالا تو عمرم حتی یک روز هم روزه نگرفته ام.
    میخواهم بدونم کفاره روزه هام چقدر میشه؟!

    پاسخگوی مسائل شرعی:
    سلام و زهرمار، خاک بر سرت،

    سه راه داری:

    ۱) یا باید دو قرن پشت سرهم روزه بگیری.
    ۲) یا باید به تمام مردم چین غذا بدی.
    ۳) یا باید کل مردم فلسطین و آزاد کنی

    ———-

    درود دوست گرامی
    البته گزینه ی چهارمی هم هست که شما بدان اشاره نفرموده اید.
    4) پول بده ما خودمون راست و ریستش می کنیم تو برو حالشو ببر!

    .

     
    • ما همین سوال رو کتبا ا طریق چاه جمرون ارسال کردیم پاسخ فرمودن اشکال نداره چون با نون کیلوئی سه هزارتومن دائم الصوم هستین

       
    • شاعر در بیان حساب و کتاب و ثواب و عقاب گفته است:

      این سخنهای چو مار و کژدمت —- مار و کژدم گردد و گیرد دُمت!

       
  102. کورش بزرگ

    احمد خاتمی :
    ” فضای مجازی ، سگ هار است . ”

    جوابیه زهرا فراهانی به احمد خاتمی به زبان شعر

    آنکس که خورَد شام ضعیفان ، سگ هار است
    دزدیده ز ما نان و نمکدان ، سگ هار است

    آنکس که بَرَد مال من و هموطن من
    تا “ونکور” و “لندن” و “تایوان” ، سگ هار است

    آنکس که زده ضربه ی شلاق قساوت
    بر کارگر و دستفروشان ، سگ هار است

    آنکس که جدا کرده به رفتار بد خویش
    از راه خدا ، پیر و جوانان ، سگ هار است

    آنکس که به کوه و دکل و نفت، نشد سیر
    شد تشنه ی معدن به بیابان ، سگ هار است

    آنکس که به کام وطن و کشور دیگر
    دزدیده ز اموال یتیمان ، سگ هار است

    دارد شرف ای دوست ، سگ هار به دغلکار
    دلواپسی اصلی دزدان ، سگ هار است

    همین ….

     
  103. آخوند زاده ای را گفتند:

    روزی خويش از كجا بدست آوردید؟

    گفت: از مال مردم!

    گفتند: چگونه؟

    گفت: ابتدا مخ ايشان را بخورید تا عقل در آن نماند و سپس از نان و مال و عيال ايشان آنچه را خواهی به تمامی كسب كنید.

    گفتند: آيا خطری در آن هست؟

    گفت: اگر بنام خدا و دين بخوری ، خطری نيست كه نيست!

    گفتند: اگر كسی بر تو شوريد چه؟

    گفت: خونِ آنانكه بر خدا و دين خدا بشورند حلال است!

    گفتند: به دست چه كسانی ايشان را بكشید و چگونه؟

    گفت: بدستِ آنانكه در انديشهٔ رفتن به بهشت اند!
    با وعدهٔ نسيهٔ «حوری و پری» كه كسی آنان را نديده است….

    گفتند: چگونه آدمی با وعدهٔ يک حوری دست به قتل همنوع خود می زند؟

    گفت: با رعايت حجاب!!!

    بدين صورت كه آنان را سالها در كف و حسرت بدن عريان يک زن قرار دهيم و در وقتِ مناسب ، اينچنين روانهٔ بهشت بگردانيم.

    پرسيدند: استادِ تو در اين راه چه كسی بوده؟

    گفت: استادِ من در اين راه ، سفرهٔ خالی از نان و مغزِ تهی از عقلِ مردمان است.

    ⚜️به آنان گفته ايم «فقرا به بهشت می روند و ثروتمندان به جهنم».

    بنابراين فقير مانده اند.

    گفته ايم «هر كس در كارها انديشه كند و عقل به كار ببرد چون شيطان رانده می شود».
    بنابر اين آنان ايمان با مغز تهی را بر انديشه كردن در كار خداوند ترجيح داده اند….

    و بدين صورت ذليل مانده اند.

    گفتند: آيا كسی هست كه از تو فرمانبردار نباشد؟

    گفت: آری ، آنكه بداند «برای رسيدن به خدا نياز نيست به خلق خدا باج بدهد!»

     
  104. سلام و درود به همه شما خوبان
    یکی از پژوهش هایم را تقدیمتان می کنم
    با احترام

    زن از نگاه علي امام اول شيعيان و خطبه ها و نامه هاي نهج البلاغه

    بي شك علي ابن ابيطالب در ميان شخصيتهاى اسلامى، يكى از زن ستيز ترين انهاست. براى اثبات اين ادعا سرى به كتاب نهج البلاغه ميزنيم و زن ستيزى مولاي متقيان را ميبينيم.

    خطبه ٨٠ نهج البلاغه

    ➖معاشرالنّاس ان النساء نواقص الایمان نواقص الحظوظ نواقص العقول…

    ترجمه:

    ای مردم, زنها از ایمان و ارث و خرد کم بهره هستند اما نقصان ایمان آنها به جهت نماز نخواندن و روزه نگرفتن است در روزهای حیض و جهت نقصان خردشان آن است. که در اسلام گواهی دو زن به جای گواهی یک مرد است و از جهت نقصان نصیب و بهره هم، ارث آنها نصف ارث مردان می باشد پس از زنهای بد پرهیز کنید و از خوبانشان بر حذر باشید و در گفتار و کردار پسندیده از انها پیروی نکنید تا در گفتار و کردار ناشایسته طمع نکنند.

    خطبه ١۵۵ نهج البلاغه (این خطبه بعد از جنگ جمل خطاب به عایشه خوانده شده است)

    ➖و اما فلا نه فادرکها رای النساء و ضغن غلافی صدرها…

    ترجمه:

    اما بر فلان زن(عایشه) اندیشه زنان غلبه یافت و کینه در سینه او جوشیدن گرفت، همچون دیگ آهنگران که در آن فلز گدازند و اگر او را فرا می خواندند تا آنچه با من کرد با دیگری کند، نهی می نمود و بعد از این هم حرمت و بزرگی پیش از این برای او باقی است و حساب و بازرسی با خداوند است

    نامه ١۴ نهج البلاغه

    ➖ولا تهیجوا النساء با ذی و …..

    ترجمه :

    و زنان را با آزار رساندن به آنها بر میانگیزید، هر چند دشنام به شرافت و بزرگواری شما داده، به سرداران و بزرگانتان نا سزا گویند، زیرا نیروها، جانها و خردهای ایشان ضعیف و سست است حتّی در زمانی که زنان مشرک بودند ما را گفته بودند که از آنها دست باز داریم در زمان جاهلیت اگر مردی زنی را با سنگ یا چماق میزد، بر اثر آن او را و بعد از او فرزندانش را سرزنش می نمودند

    نامه ۳١ نهج البلاغه

    ➖وایاک و مشاورة النّساء فانّ رایهنّ الی افن و عزمهن الی و هن و

    ترجمه:

    از رای زدن بازنان بپرهیز، زیرا ایشان را رائی سست و عزمی ناتوان است با پرده نشینی، نگاه آلوده شان را راه ببند که سخت گیری در پرده نشینی آنان، ماندگاریشان را افزون کند خارج شدن زنان از خانه بدتر نیست از اینکه کسی را که به او اطمینان نداری به خانه در آوری(یعنی هر دو اینها به یک اندازه میتواند خطرناک باشد) اگر توانی کاری کنی که جز تو را نشناسند، چنان کن کاری که بدور از توان اوست بدو مسپار زیرا زن چون گل ظریف است نه پهلوان خشن، گرامی داشتن او را از حد مگذران و او را به طمع میانداز چندان که دیگری را شفاعت کند. زنهار از رشک بردن و غیرت نمودن نابجا، زیرا سبب میشود که زن درستکار به نادرستی افتد و زن به عفت آراسته را به تردید کشاند

    حکمت ۵٨ زن چون کژدم است که شیرین است گزیدن او.

    حکمت ١١٩ غیرت زن کفر است و غیرت مرد ایمان است.

    حکمت ١۳١ جهاد زن خوشرفتاری با شوهر و اطاعت از اوست.

    حکمت ٢٢٧ بهترین خوهای زنان بدترین خو های مردان است که تکبر و ترس و بخل باشدپس هر گاه زن متکبره باشد، سر فرود نمی آورد و هر گاه بخیل و زفت باشد مال خود و شوهرش را نگاه می دارد و هر گاه ترسو باشد از آنچه به او رو آورد می ترسد و دوری می گزیند

    حکمت٢۳٠ همه چیز زن بد است و بدتر چیزی که در اوست این است که مرد را چاره ای نیست از بودن با او

    ذکر حکمتها از منبع ترجمه نهج البلاغه فیض الاسلام می باشد.

    در تمام خطبه ها و نامه ها کلمه عام النّساء به کار برده شده و این نشان می دهد که عموم زنان مورد نظر علی ابن ابیطالب بوده اند. بنابر این، این توجیه که در واقع روی صحبت با گروه خاصی از زنان بوده است، به هیچ وجه قابل قبول نیست که اگر چنین بود علی می بایست با بکار بردن عباراتی مناسب این ابهام را از بین می برد همچنانکه آنجا که در مورد مردان صحبت می کند و از آنان گله می کند هیچگاه همه مردان را مورد خطاب قرار نداده. به عنوان نمونه علی در قسمتی از خطبه ٢٧ چنین می گوید ای کسانی که به مردان می مانید ولی مرد نیستید!

    ای کودک صفتان بی خرد و ای عروسان حجله نشین! چقدر دوست داشتم که هرگز شما را نمیدیدم و نمیشناختم همان شناسایی که سر انجام مرا اینچنین ملول و ناراحت ساخت خدا شما را بکشد که این قدر خون به دل من کردید و سینه مرا مملو از خشم ساختید و کاسه های غم و اندوه جرعه جرعه به من نوشاندید و با سر پیچی کردن و یاری نکردن، نقشه های مرا تباه کردید.

     
  105. ﺍﻟﻠَّﻪُ ﻟَﻄِﻴﻒٌ ﺑِﻌِﺒَﺎﺩِﻩِ ﻳَﺮْﺯُﻕُ ﻣَﻦْ ﻳَﺸَﺎﺀُ ﻭَﻫُﻮَ ﺍﻟْﻘَﻮِﻱُّ ﺍﻟْﻌَﺰِﻳﺰُ
    ﺧﺪﺍ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺑﻨﺪﮔﺎﻧﺶ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﻫﺮ ﻛﻪ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﺭﻭﺯﻯ ﻣﻰ ﺩﻫﺪ ﻭ ﺍﻭﺳﺖ ﻧﻴﺮﻭﻣﻨﺪ ﻏﺎﻟﺐ

     
    • دنیا با وجود آدم نماهایی چون تو که فقط طلبکارند به این گندآب تبدیل شده. و این فرد نیز همینطور…
      شاید لطف الله برای چنین بندگانی که مورد ستم بندگان دیگر هستند، زودتر به دیار باقی فرستادنشان باشد…
      به بهشت برین!… مگه الله باید هر کاری میکنه به تو جواب پس بده؟! درک تو از زندگی همین دو روز دنیاست!
      تو که به اسلام اعتقاد نداری، حداقل توی توالت اسلام هی چرخ نزن! اسلام هم مثل دیگر ادیان خوبی هایی دارد… اگر اهل انصاف باشی به خوبی ها هم اشاره میکنی و اینقدر نفرت پراکنی نمیکنی…
      این سایت را کردی جولانگاه اراجیف و کج فهمی های خودت از دین و اسلام!
      نکنه مسیحی شدی یا دینت را عوض کردی؟… نکنه بی دین شدی؟… خُب مبارک است!
      یکمی هم در توالت ادیان دیگر چرخ بزن! تا بیطرفی خود را نشان دهی.
      همه ی ادیان سراپا یک کرباسند!… این احادیث و آیات مربوط به بیش از 1000 و اندی سال پیش است… یعنی الله آنزمان و انسانی با درک و شعور آنزمان و شرایط زندگی آنزمان… مفهومه؟ و البته باید در صحت و درستی بسیاری از آنها هم شک کرد… بلاخره تکلیف را مشخص کن که شما از نگاه یک مسلمان نقد میکنی یا یک پیرو دیگر ادیان و یا یک بی دین؟… از نگاه یک فرد امروزی و با مطالعه و یا یک فرد با تحصیلات اکابر و پا منبری؟

      با چه سندی میتوانی اثبات کنی که:
      1- الله این سخنان را گفته؟
      2- امامان این سخنان را گفته اند؟

      حرف من اینست که انسان باش و اخلاق و آداب انسان بودن را فدای اینگونه برخوردهای کینه توزانه نکن.
      عیسی به دین خویش و موسی به دین خویش… بزار هر کسی به قدر فهم خودش با خدایش حال کنه و به هرکسی میخواد دل ببنده… تو رو سنه نه!… کسی تو را مجبور نکرده چه دینی داشته باشی… پس به ادیان دیگر احترام بگذار!

      تو اگه ادعا داری… برو به هرجا که این همنوع تو هست… برو و به او کمک کن! و یک سلفی هم بگیر!

      مثلاً میخوای بگی اسلام اینه و دین اینه… شیعه اینه و سنی اینه؟ … مگه بقیه ی ادیان چه گلی هستند؟
      مگه همه ی تقصیرها را باید گردن الله انداخت؟ … اینهمه زیبایی در دنیاست و اصل دنیا زیباست… اگه گفتی چه موجودی گند زد به تمام هستی؟… اگه گفتی؟

      نکنه فکر کردی اینجا سایت حوزۀ علمیه س و همه سید مرتضی هستند؟ که داری اینگونه مبارزه میکنی؟
      اصلاً فایده ی اینگونه بحث های خود حق پندارانه چیه؟

      جناب اندیشمند!
      زنگ تفریح:
      یک پرسش برای سنجش میزان اسلام شناسی و الله شناسی شما:
      چرا محل تولد اسلام که حجاز باشه و اطرافش ( که 90 درصدش بیابان است ) ، اینقدر نفت و گاز و دیگر منابع طبیعی هست؟ ( جالب اینکه مشرکان این منابع را کشف کرده اند… حتماً و به یقین، الله زده پس گردنشان! )

      راستی یادت نره بگی به چه اعتقاد داری؟ و چگونه شد که این شدی؟
      اینها را بگو… تا دیگران هم از تجربیات و تفکرات تو الهام بگیرند.

       
      • اناری چرا نمیفهمی که تو فقظ سالی یبار باید بگی عید مبارک. تو فهم این چیزهارو نداری والله نداری بالله نداری پس ساکت شو و خودتو مفتضح نکن. من خیرو صلاح تو رو میخوام تو انار ترکیده منی. تو همنجور مثل بزرگها نقد بنویس عزیز کوچولوی من

         
        • اینقدر عشوه نیا!
          نازت خریدار نداره!
          من با … جماعت حال نمیکنم!
          هی بیا خودت رو بچسبون به من!
          منکه … تو نیستم!
          برو یکی دیگه رو پیدا کن!… پارک دانشجو…
          آب انار توی تشت یادت نره!
          البته سالی یکبار میتونی رخ را زیارت کنی!… اگه بخوای!
          به اولیاء مخدره سلام برسون!
          کاش میتونستم توی رؤیاهات شرکت کنم!

          ——-

          کاش اینجوری نمی نوشتید. سرشار از کنایه های ناجور
          سپاس

          .

           
  106. چرا باید فمینیست باشیم؟

    فمینیست یعنی کسی که به برابریِ اجتماعی، سیاسی و اقتصادی هر دو جنس معتقد است.

    “فمینیست‌بودن” یک ارزش است، چرا که عدالت یک ارزش است. فمینیسم در راستای عدالت عمل می‌کند. پس دلیلی ندارد که از فمینیست‌بودن بترسیم؛ همان‌قدر که دلیلی ندارد از عادل‌بودن بترسیم.

    امّا ترس هدیهٔ جامعه به زن‌هاست! ترس از پذیرفته‌نشدن، ترس از دوست‌داشتنی‌ نبودن، ترس از مسخره‌شدن، ترس از ازدواج‌نکردن، ترس از بچه‌دار نشدن، ترس و ترس و ترس… و در نهایت ترس از زن‌بودن.

    “فمینیسم” مخالف هرگونه برتری‌ست و برخلاف تصور خیلی‌ها، سعی در بزرگ‌نماییِ زن‌ها ندارد، بلکه به برابریِ اجتماعی و اقتصادی و سیاسی هر دو جنس معتقد است؛ یعنی ابتدایی‌ترین نشانهٔ متمدّن‌بودن‌مان!

    امّا جامعه با رفتاری که نسبت به زن‌ها دارد، فردیّت‌شان را از آن‌ها می‌گیرد. دخترها از همان دوران کودکی با “بکن” و “نکن”هایی که به آن‌ها تحمیل می‌شود، “جنس دوّم” بودن را می‌پذیرند؛ این که نسبت به پسرها حقیرترند و ارزش کمتری دارند! و امروزه این جنسِ دوّم‌بودنِ زن‌ها، به شکلی نهادینه شده.

    هنوز هم در خیلی از دادگاه‌ها، زن را نصف مرد حساب می‌آورند! و این دامن‌زدن به حقیر بودنِ زن‌ها، جلوه‌های متفاوتی دارد؛ حتی در فحش‌هایی که ردوبدل می‌شود، ردّی از زن و زنانگی به چشم می‌خورد.

    امّا باید در مقابل همهٔ این مسائل ایستاد؛ چرا که اگر مردم به برده‌داری هم تن می‌دادند و از جایی به بعد برای براندازیِ آن تلاش نمی‌کردند، بی‌شک برده‌داری هنوز هم جزو فرهنگ بود.

    فرهنگ نباید مردم را بسازد، بلکه این مردم هستند که باید فرهنگ را بسازند!

    قطعه ای از کتاب.

    ————

    قطعه ای از کتاب چی؟
    اسم کتاب؟

    .

     
    • بانوی گرامی اگر هدف فمنیسم برابری انسانها بدون در نظر گرفتن هر اختلافی چه جنسی و طبقاطی و نژادی و … در برابر قانون باشد اکثریتی از مردان فمنیست هستند ! فمنیسم با مرد ستیزی و تنفر از مردان همان دید اسلامی/دینی به عدالت است. دیدی که زن را انسان نمی شمارد و بهمین دلیل هم حقی برایش قائل نیست.

       
  107. ‏- مقدار پولی که بهاییان از ایران اختلاس کرده‌اند = 0$
    – مقدار پولی که اسراییل و ترامپ و بن‌سلمان از ایرانیان اختلاس کرده‌اند = 0$
    – مقدار پوای که پیروان ولی فقیه و مسلمان و انقلابیون از مردم ایران اختلاس کرده‌اند دو برابر فروش نفت از ابتدای کشف آن تا امروز
    – دغدغه اصلی بی‌بی‌سی؟ خاشوقچی

     
  108. ‏جمهوری اسلامی، از ما مردم راوی ساخت.

    صبح به صبح اخبار ‎اختلاس/ بازداشت / تجاوز / تورم و اعدام را منتشر می‌کنیم و همه یکصدا اینها را می‌خوانیم!

    درست مثل سرود صبحگاهی مدرسه.!

    نکند گوشهایمان عادت کردند به اخبار منفی که اینگونه از به تصویر کشیدنِ آینده‌ی روشن دور شده‌ایم؟!

     
  109. آزادی زنان معیار سنجش آزادی جامعه است. تحقیر زن یکی از ویژگی‌های اساسی تمدن کنونیست.
    هیچ کس به اندازه‌ی خود مرد از اسارت زن مجازات نمی‌شود.

    زنان را محدود کنید؛
    کاری کنید تا آرزویشان ازدواج و هنرشان آشپزی و خیاطی باشد؛
    تخم تفکری، در ذهن پدرانشان بکارید تا دخترانشان را در قفس پرورش دهند؛
    آنها را بی هویت، عقده ای و افسرده، تربیت کنید…
    چون؛
    زنان “زیبا، آگاه و آزاد” هیچوقت “کشتزار، برده و مطیع” مردان؛ “مردسالار” نمیشن.

     
  110. نوروز_از_دیدگاه_اسلام

    حکم عید نوروز از دیدگاه أهل سنت:

    پایبند بودن به دین اسلام بر دو عنصر بسیار مهم قرار گرفته است وآنهم :

    پذیرفتن واطاعت کردن از فرمایشات شارع .
    منکر شدن وکافر شدن به آئین وعقائد باطل ونادرست .

    واز آنجایکه أعیادی مانند : عید نوروز وکریسمس وغیره از آئین ومقدسات غیر اسلامی بشمار می آید واجب است هر فرد مسلمان منکر این نوع عیدها باشد .

    زیرا جشن گرفتن وشاد بودن به این نوع عیدها مانند اینست که شخص آنها را پذیرفته باشد در حالیکه در دین اسلام دو عید بیشتر وجود ندارد وآنهم عید فطر وقربان همانگونه که در حدیثی که أبو داود (1134) ونسائی (1556 از رسول الله صلی الله علیه وسلم روایت کرده اند که فرموده است :

    عنْ أَنَسٍ رضی الله عنه قَالَ قَدِمَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ الْمَدِینَةَ وَلَهُمْ یَوْمَانِ یَلْعَبُونَ فِیهِمَا ، فَقَالَ : مَا هَذَانِ الْیَوْمَانِ ؟ قَالُوا : کُنَّا نَلْعَبُ فِیهِمَا فِی الْجَاهِلِیَّةِ . فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ : ( إِنَّ اللَّهَ قَدْ أَبْدَلَکُمْ بِهِمَا خَیْرًا مِنْهُمَا : یَوْمَ الْأَضْحَی ، وَیَوْمَ الْفِطْرِ ) وصححه الألبانی فی السلسلة الصحیحة (2021).

    زمانیکه رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم وارد مدینه شدند مشاهده کردند أهل مدینه دو روز در سال را بعنوان عید اعلام کرده اند ودر آن جشن ومراسم برگزار می کنند که از آن پرسید وگفتند این روزی است که ما در آن جشن می گیریم رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند : ” پروردگار دو روز بهتری را برایتان قرار داده است وآنهم عید فطر وقربان است ”

    ذهبی رحمه الله درکتاب “التمسک بالسنن والتحذیر من البدع” گفته است: أما مشابهة الذِّمة فی المیلاد ، والخمیس ، والنیروز ، فبدعة وحشة”

    شباهت با کفار در عید میلاد وپنچ شنبه ( که از عید نصاری محسوب می شود )وعید نوروز از جمله ی بدعتها دور از اسلام بشمار می رود .

    وروی عن عبد الله بن عمر رضی الله عنهما أنه قال : من مر ببلاد الأعاجم فصنع نیروزهم ومهرجانهم وتشبه بهم حتی یموت وهو کذلک , حشر معهم یوم القیامة .

    از عبدالله ابن عمر وارد شده است که فرمودند : اگر شخصی به شهرهای عجمها ( ایرانیان وغیره) سفر کرد ومانند ایشان در نوروز وعیدهایشان شرکت کرد وبه ایشان شباهت نمود وبر همین وضعیت باقی ماند تا از این دنیا رفت پس روز قیامت همراه ایشان حشر خواهد شد .

    همچنین قاضی خان فرموده است : “رجل اشتری یوم النیروز شیئا لم یشتره فی غیر ذلک الیوم : إن أراد به تعظیم ذلک الیوم کما یعظمه الکفرة یکون کفرا , وإن فعل ذلک لأجل السرف والتنعم لا لتعظیم الیوم لا یکون کفرا . وإن أهدی یوم النیروز إلی إنسان شیئا ولم یرد به تعظیم الیوم , إنما فعل ذلک علی عادة الناس لا یکون کفرا . وینبغی أن لا یفعل فی هذا الیوم ما لا یفعله قبل ذلک الیوم ولا بعده , وأن یحترز عن التشبه بالکفرة” .

    شخصی چیزی را فقط در روز نوروز می خرد وآن چیز را در غیر از آن روز نمی خرد اگر نیتش تعظیم آن روز باشد همانگونه که کفار آن را تعظیم می کنند کفر خواهد بود واگر به قصد ترفه باشد کفر بشمار نمی رود واگر هدیه ی به شخصی داد نه بقصد بزرگداشت آن روز فقط به قصد عادت وتقلید مردم انجام داد کفر نخواهد بود وشایسته است آن فعل را درآن روز انجام ندهد واز مشابهت با کفار بپرهیزد .

    شیخ ابن جبرین حفظه الله فرموده است : ” لا یجوز الاحتفال بالأعیاد المبتدعة کعید المیلاد للنصاری ، وعید النیروز والمهرجان ، وکذا ما أحدثه المسلمون کالمیلاد فی ربیع الأول ، وعید الإسراء فی رجب ونحو ذلک ، ولا یجوز الأکل من ذلک الطعام الذی أعده النصاری أو المشرکون فی موسم أعیادهم ، ولا تجوز إجابة دعوتهم عند الاحتفال بتلک الأعیاد ، وذلک لأن إجابتهم تشجیع لهم ، وإقرار لهم علی تلک البدع ، ویکون هذا سبباً فی انخداع الجهلة بذلک ، واعتقادهم أنه لا بأس به ، والله أعلم ” برگرفته از کتاب “اللؤلؤ المکین من فتاوی ابن جبرین” ص 27 .

    جشن گرفتن به عید بدعتگرایان مانند عید نصاری ( مسیحیان ) وعید نوروز وهمچنین جشنهائی مانند مولود پیامبر که در ربیع الاول انجام می گیرد وجشن اسراء ومعراج ومانند آن جایز نبوده ویکی از أمور نوآوری در دین بشمار می آید وجایز نیست شخص از غذاهائی که نصاری ( مسیحیان ) وکفار ومشرکین به قصد جشن در آن روز آماده کرده اند بخورد وهمچنین جایز نیست در آن مراسم شرکت کند برای اینکه پذیرفتن دعوتشان دلگرمی برایشان خواهد بود وهمچنین تأئیدی خواهد براین نوع مراسمشان ومدرکی خواهد بود برای برخیهائی که معلومات شرعی ندارند وندانسته به استناد به حضور فلان شخص ایشان نیز حاضر شوند. والله أعلم

     
  111. آدم های بزرگ فکرهای از پیش ساخته شده یی دارند و هرگز خیالبافی نمی کنند و هرگز هم نمی توانند فکر کنند که چیز دیگری هم غیر دانسته های آنها می تواند وجود داشته باشد.

    بعضی وقتا آدمی پیدا می شود که می خواهد چیز ناشناخته یی را به مردم بشناساند و همیشه هم مردم به ریشش می خندند و حتی گاهی هم اتفاق می افتد که او را به زندان می اندازند و سرانجام پس از مرگ آن مرد است که مردم متوجه می شوند حق با او بوده. آن وقت مجسمه اش را می سازند و این همان کسی است که به او می گویند:
    نابغه!

     
  112. من شیوه کارتان را خوب فهمیده‌ام. شما مردم را گرسنه نگاه داشته‌اید و آن ها را از هم جدا کرده‌اید تا عصیان و شورش‌شان را از بین ببرید، شما آنها را ضعیف و درمانده می‌کنید و سبعانه، نیروی آنها را می‌بلعید و اوقات‌شان را مشغول می‌کنید تا از وحشت نه جوشش بکنند و نه مجالی برای جوشش داشته باشند!
    آنها در یک جای ایستاده‌اند و درجا می‌زنند، راضی باشید! علیرغم جمعیتی که دارند تنها هستند. من هم تنها هستم. همه ما تنها هستیم زیرا دیگران ترسو و ذلیل هستند ولی با وجود تنهایی و اسارت، با وجود آن که مانند آن ها خوار و پست شده‌ام، به شما اعلام می‌کنم که شما هیچ نیستید و این که این قدرتی که تا چشم کار می‌کند، گسترش دارد و تا اعماق آسمان را به سیاهی و تاریکی کشانده است چیزی نیست مگر سایه کوچکی که به روی قطعه خاکی سنگینی می‌کند و براثر بادی خشمگین نابود می‌شود.

    آلبر کامو
    حکومت نظامی

     
  113. دوستان درود
    فاجعه ای که شاه مرتکب شد این بود که به ملاها مسئولیت نداد
    اگر داده بود و ازشان مسئولیت می خواست و به همه می فهماند که اینها عرضه هیچ کاری را ندارند خود بخود مفنضج می شدند و می رفتند پی کارشان
    توجه کنید:
    سخنرانی آیت الله خمینی در ۱۸ شهریور سال ۱۳۴۳ در مسجد اعظم قم.
    «باید بگیم چه رویی داشتند اون موقع یا چه رویی دارن الان»

    وزارت اوقاف را دست ما بدهید، آن‌وقت خودتان ببینید که دیگر این پول‌ها مثل امروز لوطی‌خور می‌شود؟ نخواهد شد ، دست ما بدهید آن‌وقت ببینید که ما با همین اوقاف، فقرا را غنی‌ می‌کنیم یا نه … شما عرضه‌اش را ندارید ، بفرمایید جاده بسازید، کارخانۀ ذوب‌آهن بیاورید. کدام روحانی گفته نیاورید، بفرمایید طیاره بـسـازید بفرمایید اتومبیل‌سازی کنید. آقا عرضه‌اش را ندارید اما ما برای شما راه هم خواهیم ساخت، کـشـتی نیز خواهـیـم خرید … از همین رادیو دو ساعتش را دست روحانیون بدهید ببینید مردم را چطور با اسلام آشنا ‌میکنیم، شما عرضۀ حکومت‌داری ندارید اما فقط می‌گویید روحانیون نمی‌گذارند!
    والا چون عرضه اش را ندارند می گویند روحانیون نمی گذارند…
    اگر از شما بهتر اداره نکردیم، بعد از ده- پانزده سال ما را بیرون کنید.

    صحیفه نور«امام خمینی »جلد یک صفحۀ ۳۹۰ و ۳۹۱

     
  114. جناب سید مرتضی
    من فکر می کنم:
    دین‌ها، از خنده نفرت دارند
    قبول ندارید؟

    هوبرت شلایشرت، فیلسوف اتریشی، در کتاب «چگونه با یک بنیادگرا بحث کنیم بدون از دست دادن عقل مان» به نکات جالبی اشاره دارد:

    همهٔ ایدئولوژی‌ها، بویژه دین‌ها، از خنده نفرت دارن، زیرا بر خطرناکی آن آگاهند. کسی که به چیزی بخندد، دیگر از آن نمی‌ترسد. از این روست که خنده و حتی لبخند به شدت نهی شده و کیفر سختی می‌بیند. در معبد‌ها (حتی اگر مقبرهٔ شاه کافر باشد) نباید خندید. خنده، از معبد جدیت عبوسش را می‌گیرد. کسی که نتواند خنده را در گلویش بشکند، بی‌ادب و موهن نام می‌گیرد.

    هر مستبدی بیان لطیفه‌های سیاسی را کیفر سختی می‌دهد…
    در استبداد مذهبی ریشخند دین جنایت دانسته می‌شود.
    نفرت و ترس ایدئولوژی‌ها از خنده پدیده‌ای جهانی است. هرجا که خشک‌اندیشی پا گیرد، داستان همیشگی این ترس و نفرت نیز تکرار می‌شود. نیچه این نکته را این‌چنین تقریر کرده است:
    هر از گاهی به‌انسان‌ها حکم می‌کنند: «چیزی وجود دارد که کسی مطلقا نباید به آن بخندد.»
    ترس از خندیدن ترس از اندیشیدن است. فرد «بی‌ادب» به جای آنکه چشم فروبندد و به هرچه تعلیمش می‌دهند گردن بگذارد، بی‌باکانه چشم‌هایش را باز می‌کند تا نگاهی به خلوت آقایان و آن کارهای دیگرشان بیفکند. چیزهایی را می‌بیند که مبتذلند و مطلقا حس ادب را برنمی‌انگیزند. او خنده‌اش می‌گیرد. گاو‌های مقدس به صورت گاوهای معمولی درمی‌آیند. کسی که یک‌بار هم که شده به یک ایدئولوژی، یک حکم جزمی و یک موضوع در ظاهر بسیار مهم از ته دل بخندد، دیگر اسیر جذبهٔ مقدس آن نمی‌شود.

     
    • سید مرتضی

      شما غلط فکر می کنید.

      نه! قبول ندارم.

      شما بروید هرچه دلتان می خواهد بخندید!

      خنده از نظر حکم شرعی امر مباح است.

      خنده هم البته ناشی از نوعی تعجّب است،و البته خنده سبب و دلیل می خواهد.
      شما اگر همینجور راه بروید و بی دلیل بخندید،عابران خواهند گفت:مخش تعطیله!

      در هر حال،بنده هیچ مدرکی در منابع دینی مشاهده نکرده ام که مفاد آن این باشد که :خندیدن یا شاد بودن حرام یا ممنوع است،و در روایات یکی از شاخصه های مومن،خوشروئی و تبسّم ذکر شده است و اینکه حزن مومن (در مورد خطاهای خود،یا خوف از خدا،یا خوف از سوء عاقبت و حساب و کتاب جهان پس از مرگ) در قلب اوست و بُشر و شادی در وجه اوست (حزنه فی قلبه و بُشره فی وجهه).
      منتها چیزی که هست انسان الکی خوش و سبک و بی جنبه نباید باشد،و بنظرم مشکل اهل دنیا و کسانی مثل شما که دین ندارید یا به دین بد بینید،مایلید “الکی خوش”باشید،یا خوش باشید به “عمل حرام و خلاف شرع”.

      و مشکل دیگر اینکه می خواهید با اینگونه مطالب،مواردی از لزوم گریه کردن در مورد اموری را انکار کنید یا زیر سوال ببرید مثل برخی شعائر دینی،و مناجات عاشقانه با خدا و برخی عزاداری ها…وگرنه شاد بودن یا ادخال سرور و شاد کردن دیگران،در روایات ما تایید شده و بزرگان و اولیاء دینی ما نیز عبوس نبوده اند،مثلا در تاریخ زندگی مولی علی بن ابیطالب هست که بسیار هم اهل مزاح و شوخی بوده اند طوری که برخی مخالفان ایشان به ایشان ایراد گرفته اند که :”فیه دعابه”دعابه یعنی شوخی کردن،یعنی علی زیاد شوخی می کرد،در عین حال که شجاع بود و در کارزار و جنگ،پشت عرب از مقابله با او می لرزید و در تاریخ هست که اینقدر شجاع بود و هراسی از مرگ نداشت که زره او پشت نداشت…در عین حال همین علی بشهادت تاریخ و حکایت نزدیکان،شبها در مناجات با آفریدگار و عبادت،چون مارگزیده بخود می پیچید و گاه از شدت گریه از خوف خدا بیهوش می شد…

      بنابر این،شوخی و شاد بودن و خوشرو بودن منافاتی با امور دیگر ندارد،و من تصور می کنم انسانی که مایل است در سرتاسر لحظات عمر خود فقط بخندد و الکی خوش باشد و اندیشناک در باره خدا و عاقبت و انجام خویش نباشد،انسانی ناقص،یک بعدی و محتملا ضعیف العقل باشد…باید نرمال بود و متعادل بود و تک بعدی نبود…

       
  115. مطهری را اگر پیش از انقلاب بررسی کنیم مثلا در کتاب عدل الهی، مباحثی دارد که برخلاف مناسک گرایی ای است که امروز شاهد آن هستیم. معتقد بود اسلام حقیقت گرایی است.

    در موضوع تسامح، نگاهش این است که اساس عالم رحمت است و خداوند رحمتش واسعه است و نهایت انسان، نجات است. معتقد است کسی که خدا را در زبان نفی می کند لزوما ملحد نیست و می توان حقیقت متعالی دیگری را تصور کرد که او دلبسته آن است.

    در جاذبه و دافعه می گوید علی به دموکراسی معتقد است.

    اما بحث امروز من، درباره مطهری دهه چهل و اوایل دهه پنجاه نیست. می خواهم دو دهه جلوتر بیایم و محتویاتی را طرح کنم که مطهری در زمستان 57 در دانشکده الهیات و مسجدالجواد و مسجد فرشته مطرح کرده و در مصاحبه هایش گفته است. او به صراحت در بهمن 57 می گوید حکومت به معنای حکومت طبقه روحانیون نیست. و این درست علی رغم چیزی است که شد.

    مطهری در ابتدای پیروزی انقلاب وقتی می خواهد جمهوری اسلامی را ترسیم کند، بنظر من از چیزهایی می ترسید که سال چهل و یک گفته است. مطهری مقاله ای دارد که بحث سازمان روحانیت را در آن مطرح می کند و تاکید دارد که اولاد و حواشی علما منشا فساد و حق کشی و هرج و مرج در جامعه می شوند. او از همان دهه چهل نگران این موضوعات بود. همان درک باعث می شود که در آستانه انقلاب بگوید جمهوری اسلامی حکومت طبقه روحانیون نیست و انها نباید در مصادر اجرایی باشند مگر قضاوت و تدریس. به فقیه هم که می رسد می گوید فقط نظارت عالی داشته باشد تا مذهبیون مطمئن باشند خلاف دین اتفاق نمی افتد.

    به آزادی فکر و عقیده تصریح داشت و معتقد بود هر کس که قلمرو فکری اش مشخص باشد باید اجازه بیان دیدگاه هایش را داشته باشد. می گفت در حکومت اسلامی احزاب آزادند. نمی گفت آزادی وجود دارد اما اگر برخلاف ما باشد محدود است! آزادی از نگاه او یعنی آزادی بیان حتی سخن خلاف اسلام. چون بعنوان یک عالم مسلمان اعتماد بنفس داشت و از آزادی بیان نمی ترسید. در نگاه او کتابی که فکر خلاف خدا را بگوید ضاله نیست. تاکید داشت که اکثریت مسلمان نمی تواند استبداد بر اقلیت داشته باشد.

    از نگاه من، مطهری از درونی ترین و در عین حال مرزی ترین افراد در جمهوری اسلامی است. برخی افراد بودند که قدرت و ریاست آنها را کرخت کرده بود و کرده است. اما مطهری در عین درونی بودن با دیگران ارتباط و مراوده داشت. مطهری هم درونی بود هم مرزی بود. تفاوتش با طالقانی و بازرگان در این بود.

    اما نکته محوری بحث من این است: مطهری در زمستان 57 و بهار 58 تلاش می کند اساس درستی را بگذارد اما باید دانست با مفردات دیدگاه های خوب نمی توان جامعه را ساخت. ما افراد هوشمند کم نداشتم و نداریم آنچه کم داشتیم سیستم هوشمند بوده است. اینکه من بیایم بگویم مطهری چه حرف های خوبی زده است دردی دوا نمی کند. سیستم باید هوشمند باشد. ما عقلا کم نداریم.

    ایران کشوری با سرمایه انسانی بالاست. آنچه کم داشتیم و کم داریم عقلانیت است. وقتی اساس عقلانیت نیست، زور عقلا به هیچ جایی نمی رسد. ما تفسیرهای خوب از اسلام کم نداریم. تفسیرهای خوب از جمهوری اسلامی هم داریم. ایران کشور متنهای زیبا و ساختارهای بد است. حرفهای زیبا و رویه های زشت. اگر به قران عقیده داریم می گوید لم تقولون مالاتفعلون… این که این همه گرفتار خشونت و اشفتگی هستیم، ناشی از نبود عقلانیت است.

    تفسیر خوب، کافی نیست، تاسیس خوب لازم است. من تعبیر تاسیس را از مرحوم نایینی الهام گرفتم. او وقتی درباره مشروطه بحث می کند می گوید دنیا عدل و رفع ظلم و رفع استبداد را تاسیس کرده و این همان چیزی است که ما می خواهیم. آنچه ما داریم تفسیر خوب است تاسیس نداریم و این حرفهای خوب باعث سرخوردگی مردم است. ما نهادهای خوب لازم داریم. نهاد خوب.

    دی ماه 57 مصطفی رحیمی نامه ای به امام خمینی نوشته و گفته است ما هم مثل شما با امریکا مشکل داریم و با ظلم مشکل داریم اما این اساسی که میگذارید غلط است و باب انحصار و استبداد و حق کشی را شروع می کند. رحیمی هم عاقل است ولی او هم به جایی نمی رسد.

    در اسفند 57 طالقانی می گوید حجاب را اجباری نکنید. گفت اینکه پنجاه شصت نفر هم لباس همفکر در یک مجلس جمع شوند، می خواهند چه کنند؟
    اذر و دی 60 نصرالله پورجوادی، می گوید با یک ایدئولوژی حکومتی نمی توان دانشگاه را ساخت. حکومت کارگزار خوبی برای علم نیست.
    حجتی کرمانی سال 67، می گوید با پذیرش قطعنامه، شعور می تواند جای شور را بگیرد. ما خشم مقدس را کنترل نکردیم. یا می گوید بگذارید حجاب گناه شرعی بماند و آن را جرم سیاسی نکنید. اما هیچکدام از این عقلا برای این به جایی نمی رسند که عقلانیت را نهادینه نکردیم. نهادینه شدن عقلانیت یعنی چه؟ سوالی است که باید به آن اندیشید.
    مقصود فراستخواه

     
  116. موندم توش که چرا
    خدا انسان را بدليل خوردن يك سيب از بهشت اخراج ميكند
    بعد يك لشكر پيامبر ميفرستد، ميليونها نفر را به كشتن ميدهد،
    تا همان انسان را قانع كند كه برگردد بهشت!

     
    • سعی کنید توش نمانید! چون ر چیزی ماندن یعنی رکود و سکون و عدم رشد،و رشد و حرکت کمالی نیازمند بکار گرفتن عقل و پرهیز از هوس و خودنمائی است…

      ماجرای ابتدای خلقت انسان هرچه باشد و معنای خروج انسان از بهشت هرچه باشد،اما این جهان جهان اختیار است تکوینا و انسان در این جهان برحسب تکوین،آزاد و مختار است (این که گوئی این کنم یا آن کنم….این دلیل اختیار است ای صنم) و آزاد و مختار بودن انسان و مجبور نبودن او آنگونه اشاعره پنداشته اند،امری وجدانی و محسوس است که نیازمند به تجشّم استدلال بر آن نیست..

      پس انسان برحسب تکوین و مبادی ارادی خویش موجود آزاد و مختار است،اما بر حسب تشریع و لزوم هدایتی که باراده حکیمانه الهی،بر عهده پیامبران الهی است،انسان آزاد مطلق و رهای مطلق نیست،و بحکم عقل و فطرت و لزوم شکر از نعمت دهنده هستی انسان یعنی آفریدگار جهان،باید طریق مستقیمی که شرایع انبیاء الهی ترسیم کند حرکت کند برای رسیدن به سعادت این جهانی و البته سعادت های ابدی در جهان دیگر..

      اما در عین حال،پیامبران وظیفه ابلاغ پیام را داشتند،و مامور به رساندن پیام عبودیت الهی در هر زمان،و پیامبران نه آمدند سعادت و هدایت و حقیقت را بکسی تحمیل کنند،و نه آمدند کسی را بکشند…اما استقامت بر طریق ماموریت الهی این اقتضاء را داشته است که در برابر اشراری که خار راه انسانیت و عبودیت الهی بودند و مانع از ابلاغ پیام به توده مردم می شدند بایستند،وگرنه پیامبران بر سر ایفاء وطیفه ابلاغ پیام،جنگی با کسی نداشتند چون باور امری تحمیل ناپذیر است..از این جهت پیامبران نه تنها دنبال آدمکشی نبودند بلکه بسیاری از آنان و تابعان راستین آنها اذیت شدند،شکنجه شدند،ارّه شدند و باشکال گوناگون کشته شدند تا اصل ماموریت الهی را ترک نکنند…

      امیدوارم با این توضیحات،دیگر توش نمانی! چون اگر در این نکته واضح بمانی،قطعا در اموری نازلتر از این قبلا مانده ای!

       
  117. ولید جنبلاط: رژیم ایران با دخالت‌های آشکار خود در امور منطقه و به‌خصوص در سوریه و یمن، منطقه را به وضعیت فعلی رسانده است. ولید جنبلاط رئیس حزب پیشرو لبنان افزود: «خلقی خواستار زندگی و آزادی شد، نیروهایی آمدند و به‌نفع رژیم (اسد) دخالت کردند: ابتدا رژیم ایران سپس روسیه، دخالت رژیم ایران ما را به این چشم‌انداز بن‌بست رساند، رژیم ایران علیه مردم سوریه به رژیم اسد کمک کرد و در یمن دخالت می‌کند، امروز هم تهدید به بمباران همه شهرهای خلیج‌فارس می‌کنند.» رئیس حزب پیشرو لبنان با تمسخر گفت: «بشار اسد نمی‌تواند باقی بماند، بر چه حکومت کند؟ بر ویرانه‌های سوریه؟ و بر مردمی رانده شده در لبنان و اردن و ترکیه؟ برای چه بماند؟ او به‌خاطر ارتشهای سوریه، روسیه و رژیم ایران سرپا مانده است، آخرش چه؟ ولید جنبلاط مردم سوریه را مورد خطاب قرار داد و گفت: «به مردم سوریه می‌گویم که آزادی خواهد رسید

     
  118. با سلام و درود

    رئیس جمهور روحانی: چرا دانش آموز ما نمیتواند به زبان خارجی‌ (به‌ویژه انگلیسی و عربی) صحبت کند؛

    به همان دلیلی‌ که رئیس جمهور پس از صرف ۶۰ سال عمر به تلمذ در مدارس و حوزه‌های دینی و آموزش قواید صرف و نحو زبان عربی‌ و خواندن کتب قرآن و احادیث و منابع عربی‌ در علم کلام و فقه اسلامی بدون مرتجم قادر به حفظ مکالمه با رئیس جمهور و وزاری کشورهای عربی‌ نیست (همانطور که امامش قادر نبود آن هم با صرف ۱۵ سال عمر در تبعید در نجف) و نه اینکه علا رغم دریافت مدرک دکترا از دانشگاهی در اسکاتلند توان صحبت کردن آنهم در حد احوال پرسی‌ ساده با روسای جمهور و وزیران و خبرنگاران انگلیسی زبان را دارد.

    اما (شاگر حجت السلام تاجر پسته، فرمانده کل قوا، سردار سازندگی، اکبر شاه، خواص بی‌ بصیرت، ولایت مستعجل, کوسه مستغرق ) استاد معظم خالیبندی، دروغ گویی، دغل و فریبکاریست؛ برادر و همرزم دینی سیاسی ایدلوژیکی امنیتی قضایی جزایی عمامه سیاه خود را که همه عمر سیاسی خود با وی همراه و هم فکر (در سرکوب مخالفین) اما رقیب ریاست و منزلت سیاسی و اجتماعی وی بوده سیاه نما می‌کند و خود را هم چون رنگ عمامه ش سفیدنما. خود را بهشتی‌ مینمایاند، وی را لاجوردی.

    وی استاد زبان ماکیاولیست.

    واعظان کاین جلوه بر محراب و منبر میکنند

    چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند

     
  119. اونا شیخ فضل الله دارن!
    —————————

    اونا ها می کنند، ما هو می کنیم. گران می کنند، زنبیل می گذاریم. کتک می زنند، فیلم می گیریم. فحش می دهند، فحش بلدیم. شلاق می زنند، جوک می سازیم. شکنجه می کنند، هشتگ می زنیم. اعدام می کنند، پتیشن می زنیم. روضه می خوانند، سینه می زنیم. رانت زیارت می دهند، هفت مرتبه بین صفا و مروه هروله می کنیم. اختلاس می کنند، واگذار می کنیم به صاحب اسم شان. رفراندوم می کنند، با روحانی تا 1400 . چپاول می کنند، شاید این جمعه بیاید. تاراج می کنند، پا را می گذاریم آن ور خط. ویران می کنند، زنگ می زنیم در می رویم. قره کی می کنند، خارش می کنیم. دست به /// می زنند، سست می شویم. مست شبانه و افتاده بی خبر!

     
  120. جناب نوریزاد
    استاد عزیز
    دیدم در یک فیلم بسیار هنرمندانه با آیت الله های شیعه صحبت کرده اید و از آنها پاسخ خواسته اید. آیت الله ها که پاسخ نمی دهند اما می شود این سفره را پیش سید مرتضی پهن کرد که هم نماینده خداوند است و هم نماینده آیت الله ها و هم نماینده اسلام ناب محمدی
    می شود جواب بدهید آقا سید مرتضی
    این سخنان استاد محمد نوری زاد را؟
    https://www.youtube.com/watch?v=GjzYhE0l9dE

     
  121. آقای نوریزاد و دوستان

    روزنامه کویتی «الجریده»، از قول منبعی در وزارت خارجه ایران، مدعی شد واشنگتن به تهران اطلاع داده است که حل مشکلاتش با آمریکا می‌تواند از موافقت با «معامله قرن» آغاز شود. معامله قرن اصطلاحی است که به طرح دولت آمریکا برای سازش اسرائیل و فلسطین اطلاق می‌شود که قرار است بعد از ماه رمضان ارائه شود.
    بنا به ادعای منبع الجریده، آمریکا پیشنهاد ایران برای تبادل زندانیان را نپذیرفته و ادعا کرده است که آمریکایی‌های زندانی در ایران مرتکب هیچ جرمی نشده و به خاطر مسائل سیاسی زندانی شده‌اند.. برخلاف ایرانیان زندانی در آمریکا که مرتکب جرم‌هایی شده‌اند. به گفته این منبع، آمریکایی‌ها ممکن است با آزادی تعداد محدودی از زندانیان ایرانی در آمریکا، و نه همه آن‌ها، موافقت کند.

    منبع الجریده ادامه داد میانجیگر اروپایی به تهران اطلاع داده که موضوع تبادل زندانیان از لیست درخواست‌های دوازده‌گانه مایک پومپئو، وزیر خارجه آمریکا، جدا نیست و تهران نباید تواقع داشته باشد که قبل از اجرای این درخواست‌ها فشار‌ها یا تحریم‌ها کمتر شود و آغاز گفتگو‌ها برای یک توافق جدید، به برنامه هسته‌ای محدود نخواهد بود، بلکه برنامه موشک‌های بالستیک و فعالیت‌های ایران در منطقه را هم شامل خواهد شد. علاوه بر این، میانجیگر اروپایی به مقامات ایرانی اطلاع داده است که اگر تهران در اجرای «معامله قرن» مشارکت کند و مانع از اجرای آن نشود، واشنگتن این امر را یک حُسن نیت تلقی خواهد کرد و در مقابل از فشار‌ها خواهد کاست. اما این بدین معنا نیست که آمریکایی‌ها درخواست‌های دوازده‌گانه را کنار خواهند گذاشت.

    https://www.youtube.com/watch?v=m8te0K5Asgo

     
  122. سید مرتضی

    یادداشتهای اسدالله علم (پهلوی شناسی)

    1-شاه: دانشجویان دانشگاه ها تظاهرات و اعتصاب کرده اند. این خیانت به کشور است!

    ✍️ اسدالله عَلَم

    «صبح شرفیاب شدم…وضع دانشگاه تهران بد است[تظاهرات و اعتصاب دانشجویان]. شاهنشاه عصبانی هستند!»

    (خاطرات علم، جلد دوم، ص ۱۲۰. ۱۲ آذر ۱۳۴۹).

    «دانشگاه های کشور شلوغ شده است. خاطر شاه از این که چرا [دانشجویان] درک موقعیت ممتاز امروز کشور را نمی کنند، بسیار آزرده است.

    من به شاه عرض کردم: غر و لند کردن حق مسلم مردم است.

    فرمودند: صحیح است، ولی این غر و لند نیست، این خیانت به کشور است!

    در این چند روزه که شعارهای عجیب بر علیه انقلاب شاه و مردم می دادند که انقلاب سفید قلّابی است!، انقلاب باید خونین و سرخ باشد!

    باری شاهنشاه دستور دادند، دانشگاه تهران بسته شد!»

    (همان، ص ۱۲۳. ۴ دی ۱۳۴۹).

    [دو شعار که بیش از همه رایج بود این بود: یکی «مرگ بر این نظام آموزشی»؛ و دیگری که سخت بوی سیاسی داشت، بخشی از شعری بود از امیر هوشنگ شفا: «من اگر بنشینم، تو اگر بنشینی، چه کسی برخیزد؟/ من اگر برخیزم، تو اگر برخیزی همه بر می خیزند»]

    (همان، ص ۱۸۴).

    ===

    2-شاه: جنبش دانشجویی ۹۶۸ فرانسه توطئه آمریکایی ها و یهودی هاست! ما باید سریع در دانشگاه ها اصلاحاتی انجام دهیم که گرفتار این نوع جنبش ها نشویم. تمامی روسای دانشگاه ها سریع استعفا بدهند تا رئیس جدید به جای آنها منصوب کنم! وقتی همه روسای دانشگاه ها و اساتید را خودم منصوب می کنم، دیگر رئیس دانشگاه حق عزل استاد را ندارد!

    ✍️ اسدالله عَلَم

    «شاهنشاه معتقدند کار فرانسه[جنبش دانشجویی ۱۹۶۸] زیر سر یهودیها و آمریکاییهاست!

    تعجب می کنم، زیرا کمونیستها دست دارند و دست قوی دارند، کم کم معلوم می شود.»

    (خاطرات علم، جلد هفتم، ص ۳۰۶. ۸ خرداد ۱۳۴۷).

    «فرمودند: باید یک رفورمی بکنیم و به دانشجویان قبل از آن که خودشان بخواهند، حق اظهار عقیده در امور دانشگاه بدهیم [تا مانند فرانسه جنبش ۱۹۶۸ راه نیندازند].

    عرض کردم: سال گذشته این برنامه را در دانشگاه پهلوی فرستادم، تصویب نفرمودید!

    از بس شاهنشاه با انصاف است فرمودند! مثل این که اشتباه کردم، نظر شما صحیح بود!»

    (همان، ص ۳۰۸. ۹ خرداد ۴۷).

    «فرمودند: خیال کرده ام همه روسای دانشگاه ها وسط تابستان استعفا بدهند که اشخاص دیگری را انتخاب کنم!

    عرض کردم: عیبی ندارد. چون خودم رئیس دانشگاه پهلوی هستم، نتوانستم حرفی بزنم!»

    (همان، ص ۳۲۴. ۱۱ تیر ۴۷).

    «راجع به استادی که [فضل الله رضا]رئیس جدید دانشگاه آریامهر، از آن جا اخراج کرده است، فرمودند: سئوال کن چرا چنین کاری کرده است؟ در صورتی که هم آن استاد و هم خود رئیس دانشگاه را ما تعیین کرده بودیم، حق نداشت چنین کاری بکند!

    عرض کردم: وقتی رئیس دانشگاه انتخاب می فرمایید، این مسائل حق مسلم اوست، نباید مواخده بشود. از این عرض من به هیچ وجه خوششان نیامد، ولی چیزی نفرمودند!»

    (همان، ص ۳۲۵. ۱۳ تیر ۴۷).

    ===

    3- شاه: ترور سپهبد بختیار در عراق توسط ساواک از ما قدرت افسانه ای نزد مخالفان می سازد!

    ✍️ اسدالله عَلَم

    «صبح شرفیاب شدم. عرض کردم: قتل [تیمور] بختیار[فرمانده نظامی تهران و رئیس بعدی سازمان امنیت توسط ساواک در عراق] انعکاس عجیبی در مردم کرده است. یک عده زیادی که از کشته شدن این آدم شقی خوشحال هستند، یک عده دیگر هم از این قدرت عجیب دستگاه شاهنشاه ماستها را کیسه کرده اند! حتی می گویند آن دو نفر جوانی که هواپیمای ملی ما را [ربودند]، مأمور ساواک بودند که خواستند رد گم کنند و آنها هم در قتل بختیار شرکت کردند!

    شاهنشاه خندیدند. فرمودند! این قسمت که مهمل است ولی شما تأیید بکنید! چه بهتر که قدرت ما هم مثل قدرت سابق انگلیسها افسانه ای بشود!»

    (خاطرات علم، جلد دوم، ص ۸۶. اول شهریور)
    ===

    4-شاه: آیا آیندگان برای قبول استقلال بحرین از ایران مرا خائن خواهند نامید یا فردی که کار بزرگی برای نجات منطقه از شر کمونیسم انجام دادم؟!

    ✍️ اسدالله عَلَم

    «فرمودند: مسئله بحرین دارد حل می شود. با کمال آقایی و بزرگواری! فرمودند:

    «حالا که من و تو هستیم آیا فکر می کنی در آینده ما را خائن خواهند گفت، یا چنان که معتقدم و اغلب سیاستمداران دنیا هم معتقدند، من که حاضر به حل مطلب بحرین شدم، خواهند گفت کار بزرگی انجام دادیم و این منطقه از دنیا را از شر کشمکش های پوچ و بالنتیجه نفوذ کمونیسم نجات دادیم؟!»

    (خاطرات علم، جلد اول، ص ۳۷۰. ۱۹ بهمن ۱۳۴۸).

    ————

    درود گرامی
    روزی یک مورد از این ها کفایت می کند. بیشتر نفرستید لطفا
    سپاس
    بخاطر خودتان می گویم

    .

     
    • ناشناس آشنا

      به چه دلیل جناب نوریزاد ؟

       
      • محمد نوری زاد

        به نظر شما بهتر نیست؟ پر کردن اینجا با این مطالب کپی پیستی – از هر کس – درست نیست. کاش لینک یک نوشته یا کتاب را می نوشتند و از این پاورقی های مداوم پرهیز می کردند.
        با احترام

        .

         
        • ناشناس آشنا

          نه جناب نوریزا بهتر نیست عزیز من , جان من دوست گرامی من . ما به خاطر خالی بودن حافظه مبارکمان از حقایق , از گذشته خود , از افراد موثر , چه باشرفشان و خدمتگزارشان و چه بیشرف و خائن شان , همواره اگر از دامی جستیم به دامی دیگر گرفتار آمدیم , جهل , جهل , جهل , جهل برادر من دوست من ما را به ورطه نابودی کشانده . ببینید همین لحظه , درست همین لحظه در همین سایت مبارک حضرتعالی در باره خاندانی که قانون را سر برید , دهان ها را بست , بهترین فرزندان کشور را کشت یا در زندانها پوساند و کشور را غارت کرد چه ها که نمینویسند دوستان شاه جونی ما و همه هم به امیدی که شازده رضا برگردد ( این امری جدی و واقعیست دوست من , کسانی میخواهند نظام فعلی , که از فاسدترین و نا کارآ
          مدترین نظامهای مستقر شده در ایران است , را برچینند و دوباره بساط سلطنت را پهن کنند ) . همان خاندانی که نگذاشت مردم در باره امور مربوط به خود آگاه باشند , آخوند و آیت الله شیاد را بشناسند , بگذارد تا خمینی هر چه میخواهد بگوید و اصلا اگر عاقل بودند باید هر هفته چند ساعت را به همین ایت الله های مفت خور گردن کلفت اختصاص میدادند تا در رادیو , تلویزیون شر و ور هایشان را بگویند تا مردم بفهمند که در دنیای آخوندی چیزی جز مهملات و خرافه نیست . بر عکس دیدیم که دهان منتقد را بستند اما آخوند را رها کردند تا خرافات بپراکند و در آخر هم دعا به جان اعلیحضر ت کندو آخر کار هم مملکت و مردم را بدهند دست آخوند و فرار کنند . شما بگذار لطفا تا سید کارش را بکند .کار سید خوبست برای مردم , برای کشور . همچنین اجازه بده به آنطرف قضیه که هر چه میداند راجع به تبهکاری و فریبکاری آخوند ها بگوید . به این طریق چشم ها باز و بازتر میشوند . فکر کن که به وسیله ای میشد این جور افشاگری ها و انتقادات را در تمام کشور بطور مرتب پخش کرد . آنوقت مردم غیر از اینکه این بساط شرم آور را زودتر برمیچیدند هیچگاه هم گول نمیخوردند که شازده رضا و یا ماه تابان مریم خانم و یا شیادانی دیگر نظیر این دو بر گرده مردم دوباره سوار شوند . ما هر چه میکشیم از همین نادانی ماست دوست عزیز من . به برکت انقلاب , نه به برکت اسلام و آخوند , چشم ها تا حدودی باز شدند در مقایسه با زمان شاه و شما خودتان خوب این را میدانید . اما آخوند های حکومتی خیلی زود به همان شیوه ای که شاه و پدرش متوسل شده بودند , متوسل شدند و رقبایی که میتوانستند چیزی غیر از شر و ور های آن ها بگویند را قلع و قمع کردند به این خاطر که مردم نه آخوند شیاد را میشناختند و نه آن ها که قربانی شده بودند را . این همه در خیابانها , در زندانها از بهترین فرزندان این آب و خاک کشتار شدند و از آ ن ملت صدایی در اعتراض که چه میکنید این ها فرزندان ما برادران ما , خواهران ما پدران ما هستند در نیامد . شما بگذار سید کارش را بکند و این قدر هم حضور او را در این سایت به کامش تلخ نکن لطفا و مثل آدم های کینه ای پای کامنت های او شر و ور ننویس و این کار را به مزدک و سایر دوستانت بسپار و شما و دوستانتان هم تا میدانید و میتوانید رسوا کنید آخوند ها را و شرکای تبهکارشان را . من به آخوند های با شرف احترام میگذارم نه به عنوان آخوند بلکه به عنوان انسان با شرف البته و منظور من از آخوند ها در این نوشته آنها نیستند که خوب میدانم که بسیاری از آخوند همیشه با مردم محروم بوده اند و مثل آنها ازندگی کرده اند نه با مفتخوری و دینفروشی . ( کجایی مصلح خبری ازت نیست , همچنین کجایی شفیعی گم و گور شدی یکباره برادر ) نه به خاطر آخوند بودنشان بلکه به خاطر انسان بودنشان . وجود سید در این سایت به نظر من در کل سودمند است و کارش در مقایسه با خیلی ها در این سایت با ارزشتر است . مزاحم نشو لطفا !

           
          • به نظر من این دو نفر که به هم نون قرض می دهند یکنفر هستند و اینجا داره مسخره بازی در می آره اگر خوب به دو متن نگاه کنید متوجه می شوید که لحظاتی مخاطبش رو فراموش می کنه بخصوص در متن ناشناس که در واقع آشناست اونهم چقدر طلبکار . حتی با استاندارد بآیت اله ی بی سی هم چنین کاربرانی حذف می شوند

             
          • جناب نا شناس – آخر این همه انگ زدن به کسی که بر خلاف باور شما مینویسد یعنی چه؟.

            شما بگویید کجای این کامنت غیر واقعی است و حقیقت ندارد. و چون از خاندان پهلوی و آنهم بدرستی و نه به دروغ یا افراط انقاد کرده باید بجای پاسخ مستدل تلاش کنید واقعیت ها با انگ زدن واژگونه نشان دهید و چون از پهلوی انتقاد میکند باید طرفدار ج.ا باشد. واقعا که.

             
      • سید مرتضی

        دلیلش روشنه جناب ناشناس آشنا،خوب وقتی همه قیام و قعود و بنای فکری و عملی کسی،سیاه نمائی مطلق جمهوری اسلامی باشد،طبیعتا یکی از ابزارهای چنین کاری،تقدیس و مقدّس کردن پهلوی هاست! چیزی که من از آن به عوامفریبی،و عدم تحمّل تعبیر می کنم!

        نگاه کنید انصاف ایشان را که شب و روز از آن دم می زند! ایشان یکوقتی بمن نوشته بودند که روزی یک کامنت اینجوری! خوب من رعایت کرده ام و در هر روز فقط یک مورد از این یادداشت ها را ارسال می کنم ،البته گاهی در دو یا سه فقره،چون گزیده هایی که منتشر می شود کوتاه است،شاید مجموع یک کامنت اینجوری بشود باندازه یک کاغذ آ پنج،یعنی مثلا ده پانزده سطر! با اینکه بنده شبانه روز چندین مورد هم بقلم خودم می نویسم.

        حالا ملاحظه کنید آنطرف ماجرا را! غالب مطالبی که اینجا بوسیله ایشون منتشر میشه،کپی پیست های مخالفان جمهوری اسلامی است،خیلی از اونها از این یادداشت های علم هم طولانی تر هست،ایشون اصلا ککشون هم نمی گزد! میدونید چرا؟! بخاطر همان “ذرّه ای انصاف” که در ایشان هست و از مخالفان خود سلب می کنند! و بخاطر اینکه،ایشان تحمّل بازگو شدن تاریخ پهلوی که مردم بخاطر اون ریخت و پاش ها و کثافت کاری ها ریختند و اونها را بزباله دانی تاریخ فرستادند را ندارند! وگرنه چه کسی بیش از من اینجا بقلم خود مطلب می نویسه؟! حالا متوجه شدید علت اصلی ماجرا چه بود؟! مشکل اینه که نباید تاریخ دربار پهلوی بصورت عریان افشا بشه،چون چنین افشائی،کار و کسب سیاه نمائی ایشان را کساد می کنه!

        من ضمنا حرفی ندارم،اگر ضابطه ای از سوی ایشان تعیین بشه در همه موارد -نه فقط کپی های من طلبه-در همه موارد کپی،همه مقید بشوند که مثلا 5 سطر از یک نوشته کپی پیستی را ارسال کنند و ذیل آن لینک بگذارند.اگر ایشان و همه اینرا پذیرفتند،من هم تابع خواهم بود،ولی مشکل اساسی همون کیش شخصیته که در ایشان الان است و آن محور قرار دادن “خوش آمدهای خود”است! یعنی میزان اینه که ایشان از چی خوشش آید و از چی خوشش نیاید! در واقع محور اساسی همان “من”است!
        همین!

        ———-

        درود سید مرتضای گرامی
        من برای ریخت نوشته ها و هویت خودتان گفتم. وگرنه شما از اول هم آزاد بودید که هر چه – هرچه – هرچه می خواهید بنویسید و با مسئولیت من منتشر کنید. شما یک جا نشان من بدهید در تمامی هیکل جمهوری اسلامی که مثل این سایت، توانسته باشد نوشته های تند و تیز شما و دیگران را با مسئولیت نوری زاد – در داخل منتشر کند. کاش شما نیز شهامتی بخرج می دادید و یکی از سایت های خود و یا دوستان خودتان را به ما معرفی می فرمودید که ما هر چه دلمان خواست در آنجاها منتشر کنیم. می شود آیا؟
        خودتان یک سایت بزنید. مجانی. یک وبلاگ. مجانی تر.
        باشد؟
        آباریک الله

        .

         
    • سید مرتضی

      برای کوته نظران بی انصافی که بدون مطالعه و تدقیق،و برای خودنمائی ریاکارانه، دائم “غارت غارت”می کنند در امر هزینه هایی که درک درستی از آن ندارند!
      ———————————————————————–

      غارت ملی به شیوه شمس پهلوی و با تأیید شاهنشاه!

      شمس پهلوی یکی از زمین خواران بزرگ بود که ثروت بسیاری از راه های مختلف به هم زد. او در «مهر شهر» تا قبل از اصلاحات ارضی ۳ هزار هکتار زمین داشت.

      پس از اصلاحات ارضی ۲ هزار هکتار مرغوب آن را برای خود نگاه داشت و کاخ معروف مروارید را در آن ساخت. مطابق اسناد ساواک، فقط از بخشی از یک هکتار دیگر در سال ۱۳۵۰، ۸۰۰ میلیون تومان به دست آورد!

      با توجه به این که همه ثروت او از راه رانت خواری به دست آمده و احتمال مشکلات برای او وجود داشت، طرح جالبی با اعلیحضرت ریختند! شمس در ۱۰ دی ۱۳۵۱ طی نامه ای به شاه، «کلیه مملوکات خود را به پیشگاه همایونی پیشکش می نماید»

      (زنان دربار به روایت اسناد ساواک، جلد ۴، شمس پهلوی، ص ۱۷۲- ۱۷۱).

      شاه در نامه مورخ ۱۱ بهمن ۵۱، ضمن قبول این پیشکش- و بدین ترتیب خارج شدن آنها از حدود بررسی قانونی!- آنها را مجدداً به شمس بخشید تا او هرچه خواست، با آنها انجام دهد!

      (همان، صص۱۷۴- ۱۷۳).

      شمس در نامه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۵۲ به اسدالله علم- وزیر دربار- تکلیف آن دارایی ها را به ترتیب زیر روشن کرد:

      الف- همه مملوکات پیشکشی به طور مساوی میان فرزندانش تقسیم شود!

      ب- «چهل هکتار از اراضی اقامتگاه فعلی من در مهر شهر که کاخ نوبنیاد اختصاصی و اقامتگاه فعلی در محدوده آن قرار دارد به انضمام کاخ نوبنیاد و عمارت فعلی که بعداً گسست هاوس خواهد بود و منزل کالیفرنیا و انگشتر ۵۰ قیراطی برلیان و انگشتر و گوشواره و برش سفیر و انگشتر و گوشواره زمرد و انگشتر برلیان صورتی ۱۷ قیراطی در سهم والاگهر شهرآزاد قرار گیرد!».

      پ- تا آخر عمر ماهیانه ۴۰۰ هزار ریال به همسرم پرداخت شود.

      ت- سالی ۱۰ میلیون تومان برای نگاهداری کاخ زمرد به والاگهر شهر آزاد پرداخت شود! و…

      شمس چند ماه قبل از پیروزی انقلاب، حدود یک میلیارد دلار! به خارج منتقل کرد و خود نیز به امریکا رفت و در ویلایش در کالیفرنیا زندگی می کرد. شمس در سال ۱۹۹۶ درگذشت و در کالیفرنیا دفن شد.

      شمس در «بورلی هیلز» کالیفرنیا یک زمین و یک ویلا داشت. ویلای شمس در سال ۱۹۷۸ به مرو گریفین- شومن تلویزیون- به مبلغ ۵.۵ میلیون دلار فروخته شد.

      شمس قصد ساختن یک ویلای با شکوه در زمینش را داشت.

      برای این که روشن شود ارزش واقعی دارایی های آنها در آن دوران چقدر بود، فقط به قیمت زمین او در کالیفرنیا توجه کنید که اینک به یک میلیارد دلار رسیده است! حالا بقیه ثروت شمس را هم به قیمت امروز تبدیل کنید تا ببینید غارت ملی چه معنایی دارد؟!

      https://la.curbed.com/2015/9/2/9924556/vineyard-beverly-hills-1-billion

      —–
      ثروت‌ عجیب‌ و غریب‌ شمس‌ پهلوی +اسناد

      https://www.mashreghnews.ir/news/696802/

       
      • اشراف پهلوی را بگو سید این که پیش او پشه ای بیش نبود . تمام در آمد نفت در زمان رضا ماکسیم بنا بر اسناد به حساب خودش ریخته شد که بعد به بازماندگانش رسید , تمام ایران را غارت کرد که باز به بازماندگانش رسید . صحبت بر سر صد ها میلیارد دلار است به پول حالا . من فکر نمیکنم که هیچ خاندان دیگری به اندازه خاندان رضا ماکسیم ایران را چاپیده باشد .

         
        • طرفداران سيد هم مانند خودش در درس حساب و رياضي لنگ ميزنند اين بنده ي خدا هم نميداند
          ميليارد چقدر است كه ميگويد صدها ميليارد دلار (دقت كنيد نوشته اند صدها ميليارد دلار )
          غارت كرده است كه به فرزندانشان رسيده است .
          فقط براي اينكه كمي با رقم يك ميليارد آشنا شويد عرض ميكنم كه 504 سال ديگر كه بيايد و برود
          يك ميليارد دقيقه از هجرت پيامبر گذشته است يعني تقريبا” سال 1902 خورشيدي.
          واما در آمد ايران از فروش نفت تا زمان رضا شاه چند صد هزار پوند انگليس بود كه تا دوره مصدق
          هم كماكان به همين شكل بود پس از آن هم تا قبل از سال 1353 درآمد ايران بطور متوسط 2
          الي 2.5 ميليارد دلار بوده است ولي در سال 1353 ودر جريان جنگ مصر و اسرائيل وتحريم كشورهاي
          عربي وافزايش قيمت نفت درآمد ايران از فروش نفت تا 1356 (سال 1357 بدليل اعتصابها صادرات نبود)
          در حدود 20 ميليارد دلار بوده است با اين حساب كل فروش نفت در زمان پهلوي پدر و پسر به
          صد ميليارد دلار نميرسد حالا چطوريكي از اعوان وانصار آنها صدها ميليارد دلار بالا كشيده بايد از
          آقا سيد بخواهيم با ماله سحر آميزخود يك ماله كشي ناب انجام دهند .

           
        • بله شما درست می فرمایید،خاندان پهلوی همه شان اعجوبه و منشا خیر و برکت برای این کشور بوده اند،طوری که وقتی انقلاب اسلامی اتفاق افتاد می شود گفت تقریبا تمام روستاهای کشور از نعمت آب و برق محروم بودند،حالا گاز که مربوط به بعد بود،اما هنوز خوش انصاف های سیاه نمائی دور و بر ما وجود دارند که مشکلشان کفران نعمت است طوری که الان اینکه تقریبا همه روستاهای بالای ده نفر ایران دارای آب و برق و گاز و مخابرات و حتی اینترنت هستند،برای آن خوش انصاف ها اصلا مهم نیست و اصلا آنرا نمی بینند،می دانید چه چیزی را می بینند؟! اینکه روزی رضا شاه یک راه آهن سراسری از شمال به جنوب کشید! یا یک دانشگاه در ایران تاسیس کرد با اینکه سابق بر آن دانشگاه در ایران دانشگاه گندی شاپور بوده است،و…اینها البته باید ذکر شود اما کارهای جمهوری اسلامی را باید دائما بگویند:یک دونه بگو! آباریک الله! بعد اگر کسی تاریخ دو پهلوی را تحلیل کرد و بیان کرد،لابد می شود مزدور جمهوری اسلامی!

          بله درست است،این سلسله کل ایران را چاپیدند،و اختناق و استبداد بوجود آوردند و خوردند و بردند و با خانم های مختلف از نژادهای مختلف -با پول مردم ایران-خوابیدند!
          منتها مجال برای ذکر گل کاری های آنها نیست،یا مجال نمیدهند!
          حالا اگر کسی اینها را با استناد بسخن یکی از خود آنها بیان کرد،می گویند:چرا می گوئی؟! چرا سایت مرا از ریخت می اندازی؟! گویا ریخت سایت ایشان با کلمات گهر بار مش قاسم ها زیبائی می یابد! و ….الخ.

           
          • حاج آقا اين مطلبي كه شما نوشته ايد يك روي سكه است , روي ديگر سكه هم اين است كه
            اگر من نادان به همراه آن 36 مليون نفر ديگر شعور سياسي داشتيم و بر عليه رژيم شاهنشاهي
            حركت نميكرديم و آن رژيم بدون وقفه به ساختن ايران مشغول بود امروز پس از 40 سال واقعا”
            ايران ما چه شكلي بود ؟
            بنظر من آنچه شما نامش را پيشرفت و سازندگي در دوران جمهوري اسلامي مي گذاريد قبل از
            سال 1360 به بهترين نحو انجام شده بود .

             
  123. https://www.youtube.com/watch?v=xWUlOZCcLZw

    آقای نوریزاد
    این فیلم را دیدم و خیلی گریه کردم
    دستتون درد نکنه

    نمی گم خدا چون اعتقادی بهش ندارم اما میگم امید دارم که خیلی زود حق داغ این مادر را از تک تک آخوندها و بسیج ها و حکومتی ها میگیریم و به امید آن روز که لباس قرمز بر سر سر بی تن خامنه ای بپوشیم
    به گوهرعشقی میگم:
    گوهر زمان ، مادرم ، خواهرم شما خیلی فرزند و برادر در دنیا داری عزیزم ، مهربانوی گرامی . امیدوارم که بچه های علی خامنه ای مانند پسران صدام به دام بیفتند . گوهر زمانه نگران نباش ، حق شما گرفته می‌شود از این عمله های ظلم ،

     
  124. آرتین ایران

    سلام بر ناظران گرامی
    انقلاب ایران چگونه مصادره شد؟!
    خمینی در ابتدای راه قدرت:کارهای رضاخان و پسرش از حمله مغولها بدتر بود!
    و اینک چهل سال پس از بلوای 57:رتبه 67 ایران در برابری اجتماعی و شکاف طبقاتی(فراموش نکنیم که رهبران این انقلاب داعیه برابری و عدالت اجتماعی داشتند!)!
    https://www.isna.ir/news/96111407677/%D9%85%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%87-%D8%B4%DA%A9%D8%A7%D9%81-%D8%B7%D8%A8%D9%82%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%B1-%D9%86%D9%82%D8%A7%D8%B7-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86
    به امید ایرانی آزاد و آباد

     
  125. آرتین ایران

    سلام بر ناظران گرامی
    انقلاب ایران چگونه مصادره شد؟!
    خمینی در ابتدای راه قدرت:کارهای رضاخان و پسرش از حمله مغولها بدتر بود!
    و اینک 40 سال پس از بلوای 57:در تهران 50 درصد زیر خط فقر هستند.در مورد کارگران 70 درصد زیر خط فقر می باشند!
    https://www.tabnak.ir/fa/news/856008/%D8%AE%D8%B7-%D9%81%D9%82%D8%B1-%DA%86%D9%86%D8%AF-%D9%85%DB%8C%D9%84%DB%8C%D9%88%D9%86-%D8%AA%D9%88%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA
    به امید ایرانی آزاد و آباد

     
  126. آرتین ایران

    سلام بر ناظران گرامی
    انقلاب ایران چگونه مصادر شد؟!
    خمینی در ابتدای راه قدرت:کارهای رضاخان و پسرش از حمله مغول بدتر بود!
    و اینک 40 سال پس از بلوای 57:رتبه ا06 ایران در فهرست شادترین کشورهای دنیا!
    https://www.asriran.com/fa/news/623723/%D8%B4%D8%A7%D8%AF%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-2018-%DA%A9%D8%AC%D8%A7-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF
    به امید ایرانی آزاد و آباد

     
  127. آرتین ایران

    سلام بر ناظران گرامی
    انقلاب ایران چگونه مصادر شد؟!
    خمینی در ابتدای راه قدرت:کارهای رضاخان و پسرش از حمله مغولها بدتر بود!
    و اینک 40 سال پس از بلوای 57:ایران از لحاظ تعداد رتبه دوم و از نظر سرانه با توجه به جمعیت رتبه اول اعدامها در جهان را دارد!
    https://www.google.com/search?rlz=1C1NHXL_enIR829IR829&ei=xFfOXJW7GIeYkwWEx7GgBQ&q=%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D9%87+%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86+%D8%AF%D8%B1+%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%85+%D8%AF%D8%B1+%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86&oq=%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D9%87+%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86+%D8%AF%D8%B1+%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%85+%D8%AF%D8%B1+%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86&gs_l=psy-ab.3…43045.48571..50097…0.0..0.225.2950.0j1j13……0….1..gws-wiz…….0i71j0i7i30j0i8i7i30j0i13i5i30j0i8i13i30j0i7i5i30j0i8i30.ZfOkF_gwNUw
    به امید ایرانی آزاد و آباد

     
  128. آرتین ایران

    سلام بر ناظران گرامی
    انقلاب ایران چگونه مصادره شد؟!
    خمینی در ابتدای راه قدرت:کارهای رضاخان و پسرش از حمله مغولها بدتر بود!
    و اینک 40 سال پس از بلوای 57:ایران از نظر تعداد رتبه دوم و از نظر سرانه با توجه به جمعیت رتبه اول اعدامها در جهان را دارد!
    https://www.google.com/search?rlz=1C1NHXL_enIR829IR829&ei=xFfOXJW7GIeYkwWEx7GgBQ&q=%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D9%87+%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86+%D8%AF%D8%B1+%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%85+%D8%AF%D8%B1+%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86&oq=%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D9%87+%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86+%D8%AF%D8%B1+%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%85+%D8%AF%D8%B1+%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86&gs_l=psy-ab.3…43045.48571..50097…0.0..0.225.2950.0j1j13……0….1..gws-wiz…….0i71j0i7i30j0i8i7i30j0i13i5i30j0i8i13i30j0i7i5i30j0i8i30.ZfOkF_gwNUw
    به امید ایرانی آزاد و آباد

     
  129. آرتین ایران

    سلام بر ناظران گرامی
    انقلاب ایران چگونه مصادره شد؟!
    خمینی در ابتدای راه قدرت:کارهای رضاخان و پسرش از حمله مغولها بدتر بود!
    و اینک 40 سال پس از بلوای 57:ایران با دو رتبه صعود در رتبه نهم مفلوک ترین کشورها!
    https://www.eghtesadnews.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-57/161354-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%88%D8%B6%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D8%B4%D8%A7%D8%AE%D8%B5-%D9%81%D9%84%D8%A7%DA%A9%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86
    به امید ایرانی آزاد و آباد

     
  130. آرتین ایران

    سلام بر ناظران گرامی
    انقلاب ایران چگونه مصادره شد؟!
    خمینی در ابتدای راه قدرت:کارهای رضاخان و پسرش از حمله مغول بدتر بود!
    و اینک چهل سال پس از بلوای 57:رتبه آزادی اقتصادی ایران 130!!
    https://www.isna.ir/news/97071005675/%D8%B4%D8%A7%D8%AE%D8%B5-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF-%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86
    به امید ایرانی آزاد و آباد

    —————-

    درود آرتین گرامی
    همه ی این ها را می شد در یک پست جای داد
    نمی شد؟
    سپاس که رعایت می فرمایید

    .

     
    • آرتین ایران

      سلام بر نوریزاد گرامی
      منظور شما روشن نیست چون من تمام اینها را در یک پست قرار داده ام(شوخی).علی ایحال هر چند این یک مورد بدلیل نوع کار متفاوت بود و از سویی نوشته های اینچنینی حالت flash دارند و جمع کردن انها در یک کامنت از منظور اصلی نگارنده و تاثیر پذیری فاصله می گیرد و هرچند کل این کامنتها از یک کامنت مجموعا وقت و فضای کمتری می گیرند.ولی چشم.من محدودیت شما را درک و اطاعت امر می کنم.
      پاینده و پیروز باشید

       
  131. چندی پیش یکی از معلمین فعال مدنی به نکته جالبی در زمینه آموزش و پرورش اشاره کرده بود و آن اینکه نظام دینی حاکم بر کشور مصرانه بدنبال تربیت “عبد صالح” است و این امر با هدف یک نظام آموزشی که باید در خدمت توسعه باشد فرق دارد.
    بنظر بنده هم این اشاره درستی به یکی از فجایع جاری در نظام آموزشی کشور است که ما بدنبال تربیت مشتی مقلد و بیفکر و بدون سئوال و یا قدرت طرح سئوال بعنوان خروجی نظام آموزشی باشیم در حالیکه جوامع پیشرفته صنعتی بدنبال انسانهائی پرسش گر از محیط اطراف خود هستند. در تاریخ تحولات غرب ظهور فلاسفه و متفکرین منجر به جدا شدن از نوعی نظام دینی و کلیسائی شد که مانند ما بدنبال “عبد صالح” بود و نه انسانهای پرسشگر و این شاید راز اصلی جهش غرب از قرون وسطی به بعد باشد.
    دادستان جدید تهران هم گفته است که فضای مجازی نباید مرکز به زیر سئوال بردن نظام باشد. از نطر وی فضای مجازی وقتی خوب است که مداح اوضاع و نظام باشد و حق کوچکترین سئوالی را نباید داشته باشد.
    در تعالیم دینی کاراکتر و شخصیت پیامبران بیشتر انسانهای شورشی بر ضد باورهای رایج زمانه خود است تا کسی که سر به اطاعت زمانه خود بگزارد و لی شوربختانه خود ان پیامبران در جریان کار خود مردم را به اطاعت محض از خود فراخوانده و پرسش گنندگان را انسانهای بی فهم معرفی کرده اند.
    “عبد صالح” بودن که منظور از آن فردی تابع خدا هست در حقیقت شامل کسی است که حرف یک انسان دیگر را بعنوان عالم دینی و ناقل حرف خدا پذیرفته و تابع حرف آن بشر شود. ای بسا اگر ماسک قدسی بودن را از حرفها و نظرات علما بر داریم، هیچ کس به آنها اعتنائی ننماید و آنها را مشتی حرف یاوه بیشتر نداند.

     
  132. تا دلار ۷۰ ریال نشود این وطن وطن نشود!

     
    • مش قاسم آسوده باش تا چن ماه دیگه اینا میرن دلار هم ۷۰ ریال میسه اما این وطن وطن نمیشه آخه ما ملت ایرون اکثرا خائنیم البته میبخشین که این حقیقت تلخو گفتم

       
  133. با سلام و درودهاي گرم و پرمهر
    سه گفتگوی شنیدني با رادیو ندا

    1/ پاسخ علي اكبر باغاني، عضو شوراي هماهنگي تشكل هاي صنفي فرهنگيان ايران، به افاضات علم الهدي در مورد معلمان

    http://radio-neda.blogspot.com/2019/05/blog-post_4.html

    2/درخواست عثمان اسماعيلي، فعال كارگري، براي آزادي بازداشت شدگان روز جهاني کارگر

    http://radio-neda.blogspot.com/2019/05/blog-post_2.html

    3/صالح نيكبخت، وكيل شريف كارگران:بازداشت كارگران و دانشجويان در روز جهاني كارگر محكوم است !

    https://radio-neda.blogspot.com/2019/05/blog-post.html

     
  134. جناب نوری زاد
    اگر بخواهم نانی را که ملاها می خورند به ساده ترین شکلش تشریح کنم می شود داستانی که الان تقدیمت می کنم. بویژه ملاهایی که بابت همین نان، سر همدیگر کلاه می گذارند و با هم جنگ و جدل براه می اندازند و اسمش را می گذارند تأویل! مثل اختلافی که بین خامنه ای و خاتمی هست.

    .
    دوتا مردشور بودن هر جنازه‌ای میاوردن شکمشو وا‌ میکردن غذای داخل معده شو میخوردن
    .
    .
    .
    یه روز شکم یکیو واز می‌کنن توش ماکارونی‌ بود، مرده شوره به رفیقش میگه من نمیخوام تو بخور
    رفیقش میگه چرا توکه ماکارونی‌ خیلی‌ دوس داشتی!!؟
    میگه نمیخوام دیگه، رفیقشم همشو میخوره.
    بعد که تموم می‌شه میگه میدونی چرا نخوردم ؟ رفیقش میگه چرا؟ میگه چون توش مو بود
    اونم حالش به هم میخوره همه‌رو بالا میاره
    بعد اون یکی‌ شروع می‌کنه به خوردن، رفیقش میگه نخور کثافت مگه نمی‌‌گی توش مو بود چندش
    رفیقش میگه : دروغ گفتم ! خواستم ماکارونی گرم بشه بعد بخورم !

     
    • نمیدانستم بردیای این سایت اینقدر فرد “سبک”،”بی شخصیت”و “کم سوادی”است،چون آن اوایلی که بنده بمناسبتی اقدام بنوشتن در این سایت کردم (سال 88 ببعد) اینطور که از اظهارات بردیا بر میامد،فردی بود که بنابر جهاتی یا توهماتی به استرالیا گریخته بود،می گفت آنجا مشغول درس خواندن هستم (یادم نیست فیزیک یا ریاضی یا اینجور چیزها) و یک وبلاگ یا سایتی هم داشت که آنجا مطالبی می نوشت،بعد از مدتی بنظرم بدرد غربت گرفتار شد و از تمایل خود و خانواده اش برای بازگشت به ایران می گفت،خودش می گفت بتوصیه دوستانم اول کل سایت یا وبلاگم را محو کردم چون در آنجا مطالب زیادی بعد از سال 88 نوشته بودم که می دانستم اگر به ایران بروم بابت عناوین مجرمانه آنها مواخذه خواهم شد! بالاخره هم ظاهرا استرالیا را رها کرده و به ایران آمده بود و ظاهرا عددی هم نبود و مهم هم نبود که کسی به او اهمیت دهد،در عین حال در سایت نوریزاد نیز گاهی چشمک هایی می زد و باز پس می رفت! با من هم بحث هایی در باب معارف دینی داشت،یعنی چرندیاتی مطرح می کرد و جواب می گرفت و بعد هم مدتها غیبش زد! من کاری ندارم هرکس می خواهد باشد و جایی بنویسد یا نباشد و ننویسد چون من یک طلبه ام و وظیفه تبلیغی خودم را انجام می دهم و اگر کسی مشکل امنیتی داشته باشد یا جرمی مرتکب شده باشد امر او با قوه قضاء یا نهادهای امنیتی است.صحبتم سر الان است که این فرد ولگرد در فضای اینترنت که ظاهرا در قضایای 88 هم جزء براندازی خواهان بود و نه کسانی که صرفا هوا خواه موسوی یا کروبی بودند و به انتخابات ایراد داشتند و اصل نظام را هم می خواستند.بهر حال بعد که در رفت و آمد و تیر براندازان کودن هم به سنگ خورد و دشمنان خارجی هم طرفی از آن ماجرا نبستند،حالا دوباره این ولگرد اینترنتی اینجا فعال شده و احتمالا با وضعیت فشارهای سیاسی و اقتصادی امریکا،مثل خیلی از ساده لوحان و کشک سابان برانداز،هوا برش داشته! من مایل بودم با او و در پاسخ مطالب او مثل دو دوست مخالف گفتگو کنم،اما در این صفحه چند نوبت دریافتم که این وارفته خیالباف سیاسی،غیر از اینکه هوا برش داشته و خیال کرده حالا دوران بمیدان آمدن و همان سوسول بازی ها را در آوردن است،خیلی هم فرد کم سواد و در عین حال بی ادبی است،چون هم مثل این نوشته احمقانه و کودکانه بالا،به روحانیت توهین می کنه،و هم قلم کثیفش رو به جسارت به پیامبر اسلام حرکت می ده،از جمله در یکی از کامنت های پایین این صفحه که نعوذا بالله،نسبت ناروای زنا به پیامیر اسلام داد آنهم در سایت یک مسلمان زاده ظاهر مسلمان و این ظاهر مسلمان هم آن جسارت را انعکاس دادم.
      فقط اینجا بعنوان یک طلبه می گویم،بنده آماده بحث و گفتگوی محترمانه دینی هستم،اما حواست جمع باشد و هوا هم برت ندارد،این خبرهایی که تصور می کنی نیست که در اینجا و فضای عمومی هر ….خوری خواستی انجام دهی.شخصیت داشته باش و غیر از هنر کپی و پیست چرندیات،حرف و بحث مستدل داشته باش نه لوس و ننر بازی و سوسول بازی های اینترنتی،چون اگر در ایران باشی چنانچه اهانت کنی و قوانین رو نقض کنی،کاملا در دسترسی.

       
  135. درود بر نوریزاد گرامی و خستگی ناپذیر

    هنگامیکه امروز به شعر زیبای زیر برخوردم، به این واقعیت پی بردم که در این سالهای طولانی که نوشته ها و سخنرانیها و دیگر فعالیت های مدنی شما را پیگیری کرده ام، هرگز به موردی برنخورده ام که شما بجز زبان ادب و انساندوستی و نگاه داشتن حرمت دیگران،. سخنی گفته باشید.
    تمام ویژه گیهای والای انسانی را که این شعر زیبای مولانا بدانها اشاره میشود، میتوان در شما یافت.
    لذا این شعر زیبا را به شما تقدیم میکنم.

    پایدار و سرزنده باشید


    عشق را بی معرفت معنی‌ٰ مکن
    زر نداری، مشت خود را وا مکن

    دگر نداری دانش ترکیب رنگ
    بین گلها، زشت یا زیبا مکن

    خوب دیدن شرط انسان بودن است
    عیب را در این و آ ن پیدا مکن

    دل شود روشن ز شمع اعتراف
    با کس ار بد کرده ای حاشا مکن

    ای که از لرزیدن دل آگهی
    هیچ کس را هیج جا رسوا مکن

    زر بدست طفل دادن ابلهی ست
    اشک را نذر غم دنیا مکن

    پیرو خورشید یا آئینه باش
    هرچه عریان دیده ای افشا مکن

     
  136. تحلیل محتوای کتاب فارسی اول دبستان سه کشور ایران، چین و آلمان

    در پژوهشی به بررسی و تحلیل داستان‌های کتاب فارسی کلاس اول در ایران و مقایسهٔ آن با داستان‌های کتاب زبان کلاس اول در دو کشور شرقی و غربی یعنی چین، بعنوان نمایندهٔ فرهنگ جمع‌گرا و آلمان، بعنوان نمایندهٔ فرهنگ فردگرا پرداخته شد. به این منظور کلیهٔ داستان‌های کتاب فارسی اول ابتدایی در ایران، شامل ۵١ داستان منتشر شده در سال ١٣٩١، همچنین ۴۴ داستان از داستان‌های کتاب کلاس اول چین و ٢۶ داستان از مجموعه چهار کتاب کلاس اول آلمان به عنوان نمونهٔ پژوهشی انتخاب شدند. در این پژوهش، تحلیل روان‌شناختی با استفاده از یکی از معتبرترین آزمون‌های فرافکن تحلیلی یعنی «آزمون اندریافت موضوع» که یکی از مناسب‌ترین آزمون‌ها برای تحلیل داستان است انجام گرفت تا مشخص شود چه موضوعاتی در قالب تم اصلی داستانها قرار دارند و چه نیازها و فشارهای محیطی توسط کتابهای درسی به کودکان القاء می‌شود، و تفاوت میان این سه جامعه کدام است.

    نتایج این پژوهش نشان داد نیازهای «پیروی» در ایران، «پیشرفت» در آلمان و «مهرورزی» در چین، سه نیاز اول و اصلی هستند. نیاز به «پیروی» به دو نوع «تسلیم» و «احترام» تقسیم میشود.

    پرتکرارترین نیاز در کتابهای ایران، «پیروی» از نوع «تسلیم» است. در چین و آلمان نیاز به پیروی تنها به شکل «احترام» یا «سپاسگزاری» نمود پیدا کرده است.

    نیاز «مهرورزی» پرتکرارترین نیاز در چین است که به شدت با ساختار جمع‌گرای شرقی مطابقت دارد. در مرتبه‌های بعدی نیاز «فهمیدن» و همچنین نیاز به «ارائه و بیان» قراردارند. می‌توان گفت کودک چینی به دنبال آن است که مهر بورزد، بفهمد و بفهماند. پس از این سه نیاز که اساساً در ارتباط با دیگران (نیازهای جمعی) معنا پیدا می‌کنند، نیازهای شخصی‌تر مانند «پیشرفت» و «بازی» رخ می‌نمایانند.

    بروز نیازها در آلمان درست برعکس چین است. در آلمان نیاز به «پیشرفت»، «بازی»، «شناخت» که نیازهای فردی و معطوف به خود هستند، در درجهٔ اول قرار دارند و پس از آنها نیاز «پیوندجویی» ظهور می‌کند.

    کودک ایرانی می‌آموزد که طلب‌کننده و گیرنده (تلویحاً مصرف‌کننده و تنبل) باشد؛ کودک چینی می‌آموزد دهنده و بخشنده (تلویحاً تولیدکننده و کارگر) باشد و کودک آلمانی می‌آموزد تا چیزی طلب نکند (تلویحاً استقلال طلب) و در عین حال تا حدی بخشنده باشد.

    در نهایت میتوان گفت، کودک ایرانی در کتاب درسی خود یاد می‌گیرد که مطیع و سر به زیر باشد. نگاه کودک ایرانی یا به سمت پایین است و یا از پایین به بالا نگاه می‌کند. نگاه کودک چینی به اطراف است و یک نگاه دایره‌وار دارد، ولی کودک آلمانی یک حرکت و نگاه رو به جلو و هدفمند دارد. او به یک نقطه و هدف چشم دوخته و تنها برای رسیدن به‌ آن در یک خط سیر مشخص تلاش می‌کند.

    ————

    درود بردیای گرامی
    این نوشته از خود شماست؟
    سپاس اگر مشخص کنید
    سپاس

    .

     
    • این بررسی و مقایسه ها را چه کس / کسانی کرده اند جناب بردیا ؟ آیا این مقایسه ها به سه کشور نامبرده شده محدود شده است ؟

       
    • من خود مقیم آلمان هستم و دخترم هم در مدارس آلمان آموزش دیده است و اصلاً چنین چیزی که شما می گویید حداقل در مورد آلمان صدق نمی کند. در آلمان معلم در چهار چوب قانون اساسی آزاد است که مطالبی را که صلاح می داند آموزش دهد البته معلمان در حد یک متخصص در سطح بالایی شش سال آموزش می بینند و هدف تربیت آزاد کودکان است. کودک در مدرسه می آموزد که یک انسان آزاد است و لذا باید حریم او و آزادیش صرف نظر از اینکه طرف مقابل چه کسی است محترم شمرده شود. ادب و احترام به کودک اساس قرار می گیرد. با هرچه بزرگتر شدن کودک حریم خصوصی او و آزادیش غلیظ تر می شود. پدر و مادر کودک متوجه می شوند که مالک کودک نیستند و اگر به هر نحوی به کودک آسیب برسانند کمترین عقوبت آن گرفتن کودک از پدر و مادر است. در مدرسه کودک فرا می گیرد که بتواند حرفش را بدون هیچ ترسی و چهار چوبی به زبان بیاورد. به جرات می توانم بگویم که یک فرد شانزده ساله تبحرش در فرموله کردن افکار خویش به اندازه یک استاد دانشگاه ایران است. البته چون آلمان یک دولت فدراتیو دارد، هر ایالتی برای خود پارلمان دارد و در خیلی از مسائل خود مختار است و یک روش همگونی وجود ندارد ولی خطوط کلی در وزارت آموزش و پرورش ترسیم می گردد که فی المثل در فلان مقطع انتظار می رود که دانش آموز چه توانایی هایی داشته باشد.
      خیلی از فعالیت های آموزشی گروهی است و دانش آموز یاد می گیرد که باید تکالیف و پروژه های مدرسه را مثل یک بازی فوتبال گروهی انجام دهد. ایرادی که دارد این است که فشاری بر روی دانش آموز برای فرا گیری مطالب نیست و اکثر دانش آموزان ترجیح می دهند که بیشتر به تفنن و بازی های کامپیوتری بپردازند تا فراگیری مطالب و نتیجه این می شود که تنها افرادی که واقعاً درس برایشان مهم است وارد آموزش عالی شده و بقیه در مدارس حرفه ای بعد از مدرسه برای حرفه های مختلف تربیت می شوند. با اینکه درب دانشگاه برای همه به رایگان باز است، افراد زیادی وارد آن برای ادامه تحصیل نمی شوند. برای این است که آلمان کم کم دارد وارد بحران متخصص می گردد و ترجیح می دهد متخصصانی که کشور های دیگر برای تربیت آنها کلی هزینه کرده اند را جذب نماید. اینطوری خیلی ارزان تر تمام می شود. البته نانوشته ترجیح می دهند که از کشور های مسلمان نباشند چون همانطور که آقای خزعلی در بالا به آن اشاره کردند مسلمانان دارای مقدساتی هستند که اگر کسی به آن توهین کند حاضرند برای دفاع از آن سر طرف را گوش تا گوش ببرند تا دفاع جانانه ای از مقدسات کرده باشند خوب در یک جامعه متمدن این روش پسندیده نیست. ضمن اینکه مقدسات به رسمیت شناخته نمی شود و هر کس می تواند هر چیزی را نقد کند و خط قرمزی هم قرار نیست وجود داشته باشد.

      ———-

      درود و سپاس دوست گرامی
      به چه نکته های خوبی اشاره کردید
      من نیز باورم به این است که اگر کودکان یک سرزمین، نیک و درست و بایسته رشد کنند، حتما آینده ی آن سرزمین را به سمت درستی به سمت نیکبختی های فهیمانه راه خواهند برد. که البته این کودکان باید معلمان خوبی داشته باشند که شما نوشته اید در آلمان، سالها وقت می برد تا یکی معلم شود. برخلاف اینجا که معلم، حتما در سبد شخصیتش، تحقیر نیز هست.
      سپاس

      .

       
    • ناشناس
      2:20 ق.ظ / می 5, 2019

      من خود مقیم آلمان هستم و دخترم هم در مدارس آلمان آموزش دیده است و اصلاً چنین چیزی که شما می گویید
      ……………..
      در آلمان معلم در چهار چوب قانون اساسی آزاد است که مطالبی را که صلاح می داند آموزش دهد البته معلمان در حد یک متخصص در سطح بالایی شش سال آموزش می بینند و هدف تربیت آزاد کودکان است. کودک در مدرسه می آموزد که یک انسان آزاد است و لذا باید حریم او و آزادیش صرف نظر از اینکه طرف مقابل چه کسی است محترم شمرده شود. ادب و احترام به کودک اساس قرار می گیرد. با هرچه بزرگتر شدن کودک حریم خصوصی او و آزادیش غلیظ تر می شود. پدر و مادر کودک متوجه می شوند که مالک کودک نیستند و اگر به هر نحوی به کودک آسیب برسانند کمترین عقوبت آن گرفتن کودک از پدر و مادر است. در مدرسه کودک فرا می گیرد که بتواند حرفش را بدون هیچ ترسی و چهار چوبی به زبان بیاورد. به جرات می توانم بگویم که یک فرد شانزده ساله تبحرش در فرموله کردن افکار خویش به اندازه یک استاد دانشگاه ایران است.
      ………………
      مگر گزارش بالا غیر از این را گفته جناب ناشناس؟ آنچه شما در مورد استفاده از متخصیصن خارجی در آلمان و سایر کشورهای اروپایی نوشته اید تا حدودی درست است ولی علتش کمبود متخصص در این کشورها نیست. اکثریت مطلق دانشگاهای اروپایی را خود اروپائیان تشکیل می دهند و هیچ بحران تخصیص در این کشورها نیست.ولی بسیاری از خود اروپائیان لاقل در آغاز کار سعی می کنند که در کشورهای دیگر دوره های کاری و یا دانشگاهی خود را بگذرانند.بسیاری از رشته های درسی که برای جهان سومی ها بخصوص ایرانیان مهم هستند مثل پزشکی و مهندسی و …برای اکثریتی از اروپائیان از آنچنان جذابیتی برخوردار نیستند و یا لاقل در اولویت نیستند. چون اولا وقت زیادی باید صرف آن کنند و برای فرد هم وام تحصیلی زیادی بالا می آورد. اصولا در این ÷شورها انسانها بدنبال رشته تحصیلی مورد علاقه خود بیشتر می روند تا مثلا بخاطر کسب درآمد. از طرف دیگر برای این کشورها بصرفه تر هم هست که از متخصصین خارجی استفاده کنند.یکی از انتقادهای سازمانهایی که برای آزادی و سیستمی دمکوکراتیک در کشورهای جهان سوم مبارزه می کنند به اروپائیان هم همین تهی کردن جهان سوم از نیروهای متخصص است.البته چنین انتقادی هم از طرف نیروهای ناسیونالیست در خود کشورهای اروپایی منتها با دلایلی مثل اینکه با آوردن متخصصین خارجی کشور را در خطر کمبود متخصص وطنی و وابسته به نیروهای خارجی نمودن می شود.ولی آنچه مسلم است خود دست اندرکاران حکومتی در پی نوعی توازن هستند و بنظر نمی رسد که چنین موضوعاتی بتواند در روند تکامل و پیشرفت در این کشورها مانعی بوجود بیاورد.چون برخلاف سیستم دینی و ایدئولوژیکی که دارای چهار چوبی بسته و تنگ نظرانه است سیستم فکری و آموزشی در این کشورها از آنچنان توانمندی و کششی برخوردار است که براحتی هر تفکر و نظری را در خود جای داده و به بهترین وجهی از آنها استفاده می کنند.

       
    • بردیای گرامی منصفانه بود که منبع را ذکر می کردید! انتشار پژوهش و یا کار دیگران بدون نام بردن از منبع دزدی ست!

       
  137. رزمنده هشت سال جنگ

    سلام به نوری زاد
    سلام به دوستان خوبم
    نظریه پردازانِ پرت از مسئله !!

    آنانکه علی خامنه ای را نصیحت می کنند به باور من او را نمی شناسند !!

    آنانکه که از او می خواهند به رای ملت کردن بنهد و رفراندم برگزار کند ، خیال پردازانی هستند که همچنان در رویای بروز و حدوث انسانیت از روحانیت خمینی گونه بسر می برند !!

    تصورشان این است که با رژیم شاه مواجه هستند که رها کرد و رفت و …

    جمهوری اسلامی ؛

    اولا اصلا رژیم‌ نیست ! این اشتباهی بوده که از روز اول همه مرتکب شدند !

    رژیم کنایه از یک ساختار است ( منظم یا نامنظم ) !! آیا به نظر شما این موجود که اسمش جمهوری اسلامی است ، اصلا ساختاری دارد ؟!

    دوما ، اینها مشتی اوباش هستند ، اوباش !! که به عنوان وزیر و وکیل و رئیس جمهور و رهبر ، چهل سال است بر مصدر امور تکیه کرده اند و فقط یک مشت واژگانی را که یا از زمان شاه باقی مانده و یا ترجمه انگلیسی به فارسی است ، برای اداره کشور ، لقلقه زبان کرده اند !!

    سوم اینکه اینها فهمیده اند که بدنه وزارتخانه ها هستند که کار را انجام میدهند ، همان کارشناسان و کارمندان متخصصی که در اغلب وزارتخانه ها و سازمانهای دولتی مشغول بکار هستند !!

    یکی از دلایل اختلاس های محیرالعقول همین است که بسیاری از رئیسان سازمانها و ادارت ، مستقیما با باند بازی ها و بده بستانهای وزرا ، نمایندگان مجلس و مدیران ارشد دولتی بر مسند ریاست سازمانها و یا نهادها به کار گمارده می شوند ! اینان از خواب برنمی خیزند و صبح از رختخواب خود بیرون نمی آیند مگر اینکه در اندیشه خیانت و دزدی و چپاول از ملت و کشور باشند !!

    از آن گذشته ، شتاب گرفتن فساد و اختلاس و ارتشاء در دولت ، به این دلیل است که ، بسیاری از ایشان ، اسقاط حکومت و از دست دادن موقعیت را عنقریب می بینند !!

    بدتر از دزدی و اختلاس و خیانت هایی که می کنند اینست که بسیاری مزخرفات را در جامعه بر علیه ملتِ خود منتشر و بصورت یک اپیدمی در می آورند !!
    مثلا می گویند ؛
    ملت نفهم است !!! لیاقت ملت ایران بیشتر از این نیست !! و … این جملات را امروزه در هر کجا به وفور می توان شنید !!

    اینقدر از این دست جملات کثیف را تکرار کرده اند که بصورت یک اپیدمی در سطح کشور پیچیده و بعضا مردم فکر می کنند که واقعا لیاقتی در دیگری ( نه خودشان ) وجود ندارد !!!
    این تحقیر شنیع را در حق ملت ایران روا می دارند در صورتی که بنده اعتقاد راسخ دارم ، ملت ایران یکی از با وجدان ترین ، خوشرو ترین و همچنان با اخلاق ترین و آقا ترین ملت های دنیاست !!

    اینکه می گویم شعار نیست !! دلیل قاطع دارم !! مثلا هستند هنوز کسانی که اوائل انقلاب را بخاطر می آورند !! آن زمانی که ملت ایران با روی های گشاده با هم برخورد می کردند و از خود گذشتگی نشان می دادند ! مگر یادمان رفته !! آیا همین ملت ایران نبودند که تا زمانی که به خمینی ایمان و اعتقاد داشتند ، اتحاد پنجاه و دو کشور بر علیه انقلاب اش را نا کام گذاشت ؟!
    ملت ایران اگر صداقت و راستی از حاکمان شان ببینند ، جان شان را نثار می کنند و این بزرگترین سرمایه است ، اگر شعور و فهم آن را داشته باشیم .

    منتظر خیر از خامنه ای و روحانیت خمینی گونه نباشیم !
    خامنه ای اینک به یک ضحاکی مبدل شده که بر سر هریک از شانه های او اژدهای هفت سری لانه کرده است !!!

    او در اندیشه حقارتی است که تا چهل سالگی او و فرزندانش و اهل بیت اش را بغایت نواخته بود !! او هر چه بی اندوزد مانند تیغی دست اش را زخمی می کند !! خامنه ای حقارت هایی را که در دوران نوجوانی و جوانی و میانسالی بواسطه فقر مطلق متحمل شده بود هیچگاه از یاد نمی برد ، ایضا که اندوختن مال و منال مرتفع کننده حقارت های گذشته اش نیست !!

    او بسیار می کوشد که به خود بقبولاند که انسان بزرگی است ! در صورتی که خود نیک می داند که چقدر حقیر و فرومایه است !!

    و سرمنشاء تمام جنایت هایش در منطقه و خباثت های بی حد و مرز او و مال اندوزی های بی بدیل اش و هر خیانت و شرارتی که از او سر می زند ، حقارتی است که همواره او با خود حمل می کند !

    خامنه ای اینطور می اندیشد ؛

    کشور و ملت ایران فدای من و بچه های من !!

    خامنه ای هیچ واهمه ای از تجزیه کشور و فلاکت و بیچارگی مردم ندارد !! او هیچ حسی به مصیبت هایی که دامنگیر کشور و ملت ایران شده است ندارد !!
    و همه اینها ناشی از عقده حقارتی است که از دوره نوجوانی و جوانی و میانسالی اش ( البته تا قبل از انقلاب ) داشته است !!

    خامنه ای و تمامی آخوندهای خمینی گونه اطراف او اینطور می اندیشند که بقول معروف ؛
    دیگی که برای من نجوشد ، بگذار که سر سگ در آن بجوشد !!

    ملت ایران با چنین موجود پلیدی مواجه است !!

    امید بستن برای اینکه ذره ای انسانیت از خامنه ای ببینید ، یک امید پوچ و بی معنی است !!! بهتر است به این بیاندیشیم که چگونه این جمهوری کثیف را سرنگون و خامنه ای و اطرافیان پلید او را به محاکمه بکشیم .

     
  138. درود آقای نوریزاد عزیزم
    بعد از دیدن برنامه خوب تفسیر خبر
    بر خود لازم دانستم چند مطلب را خدمت شما عرض نمایم
    لطفا این نوشته بنده را با دقت مرور نمایید به عنوان فردی که سالها درون ایران و فرقه تبهکار اسلامی حضور داشتم اول از همه باید بگویم که در تاریخ از آقایان موسوی و کروبی به عنوان بزرگ‌ترین خیانت کاران که مردم و ایران را فریب دادند یاد خواهد گردید آن هم به این علت که تظاهرات میلیونی مردم سراسر ایران را که بدنبال تغییر حکومت بودند را به بن بست کشاندند چون تنها به فکر تغییر در طبقه ریاست جمهوری بودند و نه بیشتر و حفظ نظام را واجب میدانستند و این اولین و بزرگ‌ترین یأس و نامیدی بر پیکره مردمی بود که خواستار تغییر بودند و بعد از سالها غارت و ظلم و ستم اعتماد کردند و در مقابل گارد مجهز زد شورش و یک سپاه پاسدارن تروریست چند میلیونی ایستادگی کردند و اعتراض و خون دادند
    و در مرحله دوم فرقه تبهکار اسلامی با درسی که «« سرکوب گسترده و وحشیانه و در نتیجه یأس و نامیدی »» از اعتراضات سال ۸۸ آموخته بود اعتراضات ۹۶ را پایه گذاری و مدیریت کرد.. و این یعنی واکسینه کردن، چون میدانستند که مردم تا چه حد به انفجار نزدیک شده اند .
    در ضمن متاسفانه آقای نوریزاده خود را تفسیرگر و کارشناس میداند و با افتخار می‌گوید حاضر است بر دستان مردم سودان بوسه بزند به علت اینکه غیرت داشتند و اعتراض کردند و باعث سقوط عمرالبشیر شدند
    اما نمیداند که مردم کشور من ایران اسیر چنگال نیروهای چند صد هزار نفری گارد ضد شورش و یک سپاه چند میلیونی قاتل و سرکوبگر و تروریستی هستند که حتی اجازه تجمع بیش از سه نفر را سرکوب و قتل عام روبرو هستند اما با تمام این مسائل شاهد اعتراضات میلیونی بوده ایم۷۸ ،۸۸،۹۶
    بله در زمان محمد رضا شاه فقید بلافاصله در مقابل گرانی بلیط اتوبوس مردم اعتصاب کردند چون نیروی سرکوبگر تروریست چند میلیونی وجود نداشت
    لطفا به ‍♂️آقای نوریزاده بگویید در کشور سودان و ونزوئلا و لیبی تنها یک نیروی زد شورش چند ده هزارنفری وجود دارد برای سرکوب معترضین و این ایران است که با اعزام نیروهای تروریستی سپاه و حزب الله به دیگر کشورها کمک می‌کند تا معترضین را سرکوب کنند
    اما مردم ایران درون لانه و زندان و محاصره مادر تمام نیروهای سرکوبگر قرار دارند با این وجود به دفعات به مانند ۷۸ و ۸۸ و ۹۶ به اعتراضات گسترده روی آوردند پس دل و جرأت و غیرت بیش از اندازه دارند که توانستند در مقابل سپاه چند میلیونی و نیروهای گارد ویژه زد شورش تاریخ ساز شوند پس باید پای مردم ایران را بوسید

    لطفا از آقای چالنگی درخواست ادامه بحث در این مورد را داشته باشید در برنامه آینده به این موضوع بپردازید و خون دیگری به جوش آورید تا جوانان و مردم ایران بار دیگر از سایه یأس و نامیدی خارج شوند و دست در دست هم غوغایی به پا کنیم و ایران را نجات دهیم
    با تشکر فراوان از شما آقای نوری زاد عزیز

     
  139. درود دوستان

    پیرزنی را ستمی درگرفت

    این شعر بلند را ۶ سال پیش پس از مرگ ⁧ ستار بهشتی⁩ و دیدن شیردلی مادرش سرودم. سالها آرزو داشتم آن را خودم به دست خانم گوهر عشقی برسانم، ولی از آن هنگام هرگز نتوانسته ام به ایران بروم.

    امیدوارم پیش از آنکه این گوهر از میان ما برود، جوانمردی (چه بسا از بچه محلهای ستار) پیدا شود که این شعر را از جانب من و همه بچه های ⁧ #فرشگرد⁩ به ایشان تقدیم کند. اگر بیهقی امروز بود، می نوشت: و مادر ستار زنی بود سخت جگرآور …

    شعر تضمینی است از این مثنوی معروف نظامی گنجوی: تنها مصراع نخست از بیت نخست آن از نظامی گرفته شده است.

    پیرزنی را ستمی درگرفت
    ‏زار زنان چفیه ی رهبر گرفت

    ‏گفت که درمانده ام و بیکسم
    ‏زار زنم تا که به جایی رسم

    ‏داد کنم داد که دادم دهند
    ‏وز غم بیداد مرا وارهند

    ‏پور گرفتی ز من و یاورم
    ‏نور دو چشمانم و نان آورم

    ‏هارترین گله سگهات را
    ‏لشگر قداره کش لات را

    خود تو کشاندی به در خانه ام
    ‏زفت ربودی دُر یکدانه ام

    ‏از پس آن کم ز یکی هفته شد
    ‏کز غم فرزند دلم تفته شد

    ‏نزد من آورده سگان پیکرش
    ‏در کفنی بسته و خونین سرش

    ‏هیچ ندادند به یک دم مجال
    ‏تا که ببوسم رخ و آن سفت و یال

    ‏یا که زنم بر تن سیمین گلاب
    ‏زخم و کبودیش بشویم به آب

    ‏از ستمت بر من بیکس چه باک؟
    ‏با تن بی غسل گر او شد به خاک

    ‏شرع شما گفته و خود خوانده اید
    ‏نیست روا شستن تن بر شهید

    ‏شرم نداری ز زبونی خویش؟
    ‏دیه فرستی به من دلپریش؟

    ‏کاین بستان و خفه شو دم مزن؟
    ‏پول چه مرهم به من پیرزن؟

    ‏بود گمانت که ببوسم زمین؟
    ‏چون پدر محسن روح الامین؟

    گرچه نه من دکترم و جاه مند
    ‏لیک منش دارم و طبع بلند

    ‏تیر خلاصی نزدم من یکی
    ‏کز پس آن قاب کنم مدرکی

    ‏یک پسرم کشتی و باکم مباد
    ‏ملت ایران همه پورم بُواد

    ‏گر که تو ضحاک شدی کاوه ام
    ‏کین طلبم از غم نوباوه ام

    ‏در ره ایران پسرم گر برفت
    ‏گشت سیاوش ره دوری نرفت

    خون سیاووش چو آید به جوش
    ‏از همه ایران تو ببینی خروش

    ‏از پی خونش همگی کینه خواه
    ‏لابه کنان خوار بیافتی به چاه

    ‏چشم بدارم که ببینم جزات
    ‏بسته و دربند شده مجتبات

    ‏نام تو آلوده ی صد ننگ باد
    ‏ننگ به تو خونی دلسنگ باد

    ‏صد چو من و پور من و بیش از این
    ‏باد فدا در ره ایرانزمین

    ***
    شاعر شوریده که شیون شنید
    ‏شیردلی از زن بیچاره دید

    ‏در دل خود گفت بر آن زن درود
    ‏آنچه که خواندیش هم اینک سرود

    ‏بود امیدش که کند جاودان
    ‏شرح دلیری زن قهرمان

    ‏چون رفقا شعر شنودند ازو
    ‏جمله بگفتند که خامش، مگو

    ‏قرمه و سبزیت بپز روی بار
    ‏لیک ز بویش سر خود پاس دار

    ‏از سر سبز تو دریغا دریغ
    ‏گر دهدش سرخ زبان زیر تیغ

    ‏شاعر شوریده سخنها شنود
    ‏گفت نه زنهار شما یاوه بود

    شاعر شوریده سخنها شنود
    ‏گفت نه زنهار شما یاوه بود

    ‏لیک مرا می نرود پند یاد
    ‏پند گرانمایه که مادر بداد

    ‏گفت که جانا سخنم گوش کن
    ‏بزدلی و یاس فراموش کن

    ‏گفت بسی خوانده ام و دیده ام
    ‏خوشتر از این قصه بنشنیده ام

    ‏گشت نگون تخت ستمکاره ای
    ‏زآه زن عاجز بیچاره ای
    .

     
  140. آتش به اختیار

    نوری زاد بیا اینطرف بازار

    دخالت رهبری درمصوبه نام گذاری خیابان های تهران به نام استاد شجریان و دیگر نام آوران

    در شرایط بحرانی فعلی، سطح دغدغه ها و دخالت های آیت الله خامنه ای به مصوبات شورای شهر تهران نیز رسید.

    بیش از ده روز است که مصوبه ای در شورای شهر تهران تصویب شده که خیابانی در تهران به نام محمدرضا شجریان نامگذاری شود. همچنین براساس مصوبه شورای شهر تهران خیابان ارغوان به نام هوشنگ ابتهاج، میدان بی نام به نام علی حاتمی، کوچه رهبری به نام سیمین دانشور، کوچه‌ای به نام علی معلم، معبری در منطقه ۳ محدوده شهید کلاهدوز به نام منوچهر آتشی، عمران صلاحی، محمد قهرمانی، بیژن ترقی، اسماعیل شاهرودی، پروین دولت آبادی، اخوان ثالث، سیمین بهبهانی، فروغ فرخزاد، فریدون مشیری، محمدعلی سپانلو، سیدکریم امیری فیروزی کوهی، نامگذاری شده است.

    اما با گذشت بیش از ده روز از تصویب این مصوبه، محسن هاشمی ریاست شورای شهر تهران از ابلاغ آن به شهرداری خودداری کرده است.

    این مخالفت و تحمیل سلیقه شخصی رهبر جمهوری اسلامی در حالی است که منتخبان مردم در شورای شهر با رای ۱۰۰درصدی خود این نام گذاری ها را تصویب کرده بودند.

    مردم انتظار دارند که ریاست شورای شهر تهران طی روزهای آینده مصوبه را به شهرداری تهران ابلاغ و یا علت عدم ابلاغ آن را به صورت علنی و شفاف بیان کند.

    متاسفانه مردم ایران در حال حاضر همچنان در حال دادن هزینه در مسیر سلیقه های شخصی آیت الله خامنه ای و نزدیکان وی هستند. دامنه دخالت ها و سلیقه های شخص رهبر، از ارتباط با امریکا تا نامگذاری یک خیابان را شامل می شود.

    گویا رهبر ایران با نام سه تن از این نامداران، از جمله استاد شجریان، سيمين بهبهانى و فروغ فرخزاد مخالفت كرده است. زاویه رهبر ایران با محمدرضا شجریان، علیرغم دوستی دیرینه پیش از انقلاب؛ تا حدی است که حتی در سخنرانی خود در سال ۱۳۷۰ گفته بود آن «ربّنا»هایى که شجریان خوانده و در ماه رمضان قبل از اذان مغرب مى‌گذارند، یک کار هنرى است؛ یک کار حالى نیست؛ مناسب نیست که بعد از اذان، کسى بخواهد آن‌طور چیزى را بگذارد؛ نه، بعد از اذان، به نظرم مى‌رسد که همین صداى معمولىِ مسجدىِ ما بهتر و مناسب‌تر باشد.»

    عدم وجود یک مجلس خبرگان ناظر و مستقل برای نظارات بر شخص اول مملکت، و نیز دیکتاتوری دینی نهادینه شده در راس حکومت، باعث شده که جامعه ایران طی دهه های اخیر دچار از هم فروپاشیدگی اخلاقی و انسانی شود. در کنار آن، تحمیل هزینه های سياست ایدئولوژیکی به مردم، باعث بروز فقر و بیکاری و فساد شده است.

    سال هاست که جامعه ایران با دخالت های ریز و درشت آیت الله خامنه ای در امور مختلف، دست به گریبان است و شرایط فعلی خود بهترین گواه برای تعیین کفایت يا عدم کفایت رهبر است.

     
  141. راست میگه امام. ماه رمضان آدم روزه‌دار رو میکنه! جون من جمله‌بندی رو نگاه کنید. شما باورتون میشه کسی که جمله‌ی معمولی فارسی رو از نظر دستوری اشتباه حرف میزنه بتونه دیوان شعر داشته باشه؟ دیوان امام در واقع سرجمع شعرهای احمد خمینی و شهریار هست که آخر عمرش توی پول تریاکش لنگ مونده بود.

     
  142. گیتی - وکیل

    به جناب سید مرتضی
    و جناب آنارشیست
    و دیگر دوستان

    آقای سید مرتضی

    هرگاه سوره نساء را بخوانید به تحقیر زنان در قرآن پی میبرید .
    آنقد شوراست که وقتی به ترجمه انگلیسی قرآن نگاه کردم آیه های کذایی که دستور زدن را میدهد حذف شده دیدم ؛ مردان باندازه کافی با قوانین زمینی و آسمانی خود به زنان ستم رواداشته اند ؛ ازچه میترسید ؟ از آگاهی زنان که دیگرنتوانید پرده نشینشان کنید؟ و یاحرمسرا های انچنانی داشته باشید .
    همه قوانین آسمانی تان هم ضدزن است
    تورات را بخوانید تا بدانید ان دو دیگر که بران پایه خودرا آراسته اند درمورد زنان چه میگویند .
    نهج البلاغه که به آشکارا نوشته با زنان مشورت نکنید ؛ اگر مشورت کردید عکس ان را عمل کنید چون زنان ناقص العقلند. گذشت زمانیکه زنان رابیسواد ودرپستو نگهمیداشتیدتانتوانند بخوانند که در موردشان چه میگویید .
    امروز پرده ها بکناری رفته و چهره کریه و زشت مردسالاری نمایان شده است .
    هر زن باسواد وبا شعوری که نوشته های زمینی و آسمانی تان را بخواند متوجه میشود طی هزاران سال با روح و جسم این موجود ظریف ولی توانمند چگونه رفتار کرده اید . البته همه مردان را با یک چوب نمیتوان راند ؛ مردان فهیم خود از این ستم تاریخی گلمندند .
    شمابیشتردرکتابهای آسمانی تان غورکنید
    ازکرامات شیخ ما اینست
    شهد راخورد وگفت شیرین است
    فدوی طوقان یکی از برجسته ترین شاعران زن تازی زبان است که در سال ۱۹۱۷
    درخانواده ای سخت پیچیده شده درباورهای اسلامی درشهر نابلس به دنیا میآید.
    او به دلیل باورهای سنتی حقارت بارخانواده اش که براوبار میشده ناگزیر وناخواسته ازادامه دانش اندوزی بازمیماندتا ان که پس از چندی به یاری برادرش ابراهیم طوقان
    که از شاعران پیشگام مقاومت فلسطین بوده به آموختن ادامه میدهدوبا دنیای شعر و ادب آشنا میشود .
    اوتا پیش از سال ۱۹۶۷ گرایشی غم آلود وسرخوردبه جامعه وانسان دارد که با سبک رومانتیزم در پیوند است ولی پس از ژوئن ۱۹۶۷ که جمال عبدالناصر با تاکتیک ارتش اسراییل زمینگیر میشود وسایه ای سنگین ازابرحسرتزای بی باران برسر کشورهای عرب زبان دراثرشکست ازیهودیان می افتد؛ تاریخی تازه رغم زده میشود ؛ فدوی طوقان سبک شعری اش تغییر مییابد ؛ با محموددرویش وسمیح قاسمارتباط می گیرد وبا انتشار مجموعه شعر “شب وسواران” به شاعران مقاومت می پیوندد.
    با دگرگون شدن سبک شعری طوقان اودر اسطوره پردازی از منش زن در مبارزه با بکارگیری نمادهای زمین ؛ باروری ؛ واشاره های معنادار ومستقیم بهزنان وکودکان
    واقعی ازاو شاعری میسازد که به بالاترین بیان موقعیت فراموش شده زن را در دو ساحت عشق و مبارزه به خوبی اشکارمیسازد ؛ اوزن را حامل بذر مقاومت میداند .
    اودرسال ۲۰۰۳ روی در نقاب خاک میکشد ولی سروده هایش برسرزبانها جاودانه میشود . برگرفته از کتاب “شکوفه های زخم ” ترجمه مجید اسدی
    مرا بسنده همین به که بمیرم بر زمین اش
    ودفن شوم درآن
    وزیر خاک نمناکش ذوب و محو گردم
    وبه هیات یک علف سربرآرم بر زمین اش
    وبه شمایل گلی سربازکنم
    که بازیچه دست کودکی ست پرورده ی
    سرزمینم
    مرابسنده آن که همیشه درآغوش سرزمینم
    خاک باشم
    سبزه و گُل
    گیتی پورفاضل

     
    • به دوستانی که از شر و ور های اخیر گیتی عصبانی شده اند و انتقاد کرده اند , خود من هم یکی از آن , پیشنهاد میکنم که این خانم را به حال خراب خودش رها کنید تا در جهنمی که برای خود ساخته بسوزد . من هرگز فکر نمیکردم که انسانی باید شصت سالی از عمرش بگذرد تا تازه مثل آدمی شانزده ساله بتواند سخن بگوید . ما در حال حاضر نه جامعه ا ی به این عقب ماندگی که این خانم محترم تصویر میکند داریم و نه مردانی که ایشان در خیال خود میبیند آنها را .خواندن حکایت ها و افسانه ها ی چند هزار ساله و به خشم آمدن و مردان زنده را به جای مردان مرده چند هزار ساله گرفتن و از آنها انتقام گرفتن حکایت از روانی بیمار دارد . دوستان به حال خودش بگذاریدش و به مسائل مهم روز بپردازید و وقت خود تلف نکنید .

       
      • همیشه آدم

        اگر واقعا آدمی یک اسم دیگر برای خودت انتخاب کن نه اینکه با مزخرفاتی که مینویسی دیگری را با دزدیدن اسم او بد نام کنی .

         
        • توضیح لازم
          من وقتی در باره اولین مطلب مزخرف گیتی در باره فلان و بیسار بودن زنان و خاک بر سر بودن و کم استعداد بودن مردان در قیاس با زنان نوشتم , از آنجا که در چرندیات گیتی از آدم و حوا هم اسم برده شده بود نام آدم را موقت برای خود انتخاب کردم غافل از این که فرد دیگری این اسم را قبلا تصرف کرده و مهر مالکیت خود بر آن زده بود آخر مامان جونش بش گفته بود اسمت رو بذار آدم تا به خریتت کسی پی نبره . من که هر شر و وری را در این سایت نمیخوانم و کسی به اسم آدم را هم به یاد نمیآوردم زمانی که در انتقاد از گیتی نوشتم , بهر حال لازم است به اطلاع دوستان برسانم که من آدم آن گوساله ای که خیال میکنه همیشه آدمه نیستم . خدا وقتی اسم اولین بشر را آدم گذاشت میدانست که او واقعا آدمه نه مثل این همیشه آدمه . من همانطور که قبلا نوشتم خیال ندارم بیشتر در باره شر و ور های اخیر گیتی ” ای کیو بالا ” بنویسم پس اسم آدم را به “همیشه آدم” برمیگردانم شاید کمی آدم شود اگر خدا بخواهد , تا حالا که البته نخواسته .

           
          • موقتا بی نام!

            من قبلا یکی دوبار به شما یادآوری کردم که این نام را کس دیگری استفاده میکند و چون اظهارات شما کاملا بر عکس نظرات منست لطفا از این اسم استفاده نکنید ولی شما ادامه دادید. با اینحال نیازی به اینهمه توهین و فحاشی نبود . شاید من برادر زاده یا پسر عمه خودتان باشم چون تحت این اسامی انتخابی کسی دیگری را نمیشناسد ! ضمنا تقاضا دارم تکلیف مرا روشن کنید که خر هستم یا گوساله تا از این ببعد بهمان نام بنویسم و آدمیت را به شخص متین و مودبی چون شما واگذار کنم.

             
          • ناشناس ناراحت نشوید و نامی اختیار کنید و اظهار نظر کنید،فقط این نکته را بدانید که این چند سالی که من اینجا میهمان سایت محمد نوریزاد سابقا انقلابی و اکنون ظاهرا ضد انقلابی بوده ام،برای بوضوح روشن است که لزوما عدد افرادی که اینجا مطلب می نویسند به این کثرتی که بنظر می رسد نیست،و برخی اسامی علی البدل و موسمی است و برخی افراد هم سرقفلی تعداد زیادی اسم را در اختیار دارند! که یکی از آنها فردی است بنام مهرداد که البته الان بیشتر از مهرداد بودن استعفاء داده است! یا اینقدر با این اسم دست گل به آب داده بود که شاید دیگر از اظهار نظرهای مهرداد گونه خجالت می کشد! اما حضور او در این سایت و نقش و نگار نوشته هایش برای من و برخی دیگر از دوستان کاملا آشکار است،لذا این مهرداد یکی از آن سرقفلی داران حرفه ای اسامی است! نمی گویم قطعا ،اما بعید نمیدانم که این دعوا سر یکی از اسامی سرقفلی شده -یعنی آدم-دعوای سرقفلی دار معروف این سایت یعنی حضرت مهرداد لا علیه السلام است که من او را پسر شجاع خیابان پاستور هم خوانده ام! البته عنوان “ناشناس”هم یکی از اسامی سرقفلی شده او هم هست! از این جهت توصیه می کنم آدم و ناشناس و آشنا و داور و چند اسم دیگر را که در سرقفلی مهرداد پسر شجاع خیابان پاستور در حمایت از نوریزاد در روزی که عینکش شکست! را رها کنید و یک اسم دیگر اختیار کنید یا مثلا آدم را با پیشوند یا پسوندی دیگر.
            ببخشید

             
    • به گیتی

      هر چه من به شما بگویم افاقه نمیکند… از نگاه شما مرغ یک پا دارد!
      ولی برای بار آخر میگویم که:
      با توجه به این نوشته، همانگونه که قبلاً اشاره کردم… شما مرد ستیز هستید!
      با اینگونه پیش زمینه های فکری و سرک کشیدن در افسانه ها و کتب مقدس و روایات و احادیث و… توصیه میکنم هرگز و هیچگاه وکالت و دفاع از حقوق زنان را به عهده نگیرید.
      شما انگار که هنوز در گذشته های دور سیر و سیاحت میکنید و کینه های کهنه ی قدیمی نسبت به مردان در دل دارید… دلی تباه و فکری سیاه… شما انگار نه از پدر، نه از برادر، نه از همسر، نه از پسر و نه از هیچ جنس مذکر در اطراف و دور و بر، از هیچ کدام تصویر مثبتی در ذهن ندارید… انگار تمامی مردان فامیل همگی به شما کم لطفی کرده اند و حق شما را خورده اند… یعنی چطور شد که شما وکالت خواندید؟ و چرا اینقدر به مردان کینه دارید؟… آیا مقصر فقط مردان هستند؟
      موضوع مهمی که شما متأسفانه نمیفهمید یا خود را به نفهمی میزنید اینست که سیستمی چندین هزار ساله، چه درست و چه غلط، که مردان را برتر از زنان میداند… شما تازه بدوران رسیده های از خود متشکر که فقط ادعا دارید، میخواهید همینجوری ظرف چند ده سال از ریشه برکنید… آیا دین را و دستورات دینی را میشود به همین سادگی برداشت؟ آیا عرف و سنّت را چطور؟ شما فکر کرده اید که در کجا زندگی میکنید؟ حتی در بیشتر نقاط اروپا و آمریکا هم، هنوز که هنوز است مرد سالاری و یا برتری مردان بر زنان ساری و جاری ست.
      وقتی یک سیستمی چند هزار ساله حکم میکند، حال اگر بسیاری از مردان هم بخواهند، نمیتوانند مخالف سیستم عمل کنند…بله، میتوانند در زندگی شخصی عقاید خود را اعمال کنند ولی در جامعه و در قوانین کشور نمیتوانند دخل و تصرف کنند. این نیاز به همکاری همه و تمام افراد جامعه است.
      شما یک عینک بدبینی به چشم زدی و داری آسمون و ریسمون میبافی که چه؟
      ” گذشت زمانیکه زنان را بیسواد و در پستو نگه میداشتید تا نتوانند بخوانند که در موردشان چه میگویید .
      امروز پرده ها بکناری رفته و چهره کریه و زشت مردسالاری نمایان شده است .”
      خب، بعدش چه؟
      شما نمونه ی یک زن باسواد… حرف حسابت چیست؟
      اینکه بدون یک ذره فکر و اندیشه، همینجوری یلخی بیای و مردان را مقصر بدانی که نشد کار.
      بفهم که:
      – هم سیستم مقصر است.
      – هم مردان مقصر هستند.
      – هم زنان مقصر هستند.
      بجای اینهمه سفسطه بافی کافیست که نگاه خود را تغییر دهی. اول باید پیش زمینه های عهد بوق و عهد عتیق را از ذهنت بدور بریزی و الان را ببینی… وضعیت زنان امروز را مشاهده کنی؛ نه در ایران که در تمام دنیا.
      بعد به این پرسش ها پاسخ بدهید:
      آیا بواقع زمان آن رسیده که شما زنان ادعای برابری با مردان کنید؟
      آیا بواقع این شدنی ست که زن و مرد در تمامی امور برابر باشند؟

      اگر پاسخ شما “آری” یا “بله” است… لطفاً دلیل بیاورید… یک دلیل حقوقی و به روز و قابل درک و فهم بیاورید. از آمار هم میتوانید کمک بگیرید…

      سخن پایانی:

      زنان اگر خواهان حق و حقوق خود هستند باید نشان دهند که لیاقت دارند و به مردان بفهمانند که توانایی اش را دارند.
      با مرد ستیزی و رفتار تهاجمی نشان میدهید که در عمل کم آورده اید و بر هرآنچه از هزاران سال قبل بوده، مهر تأیید میزنید.

      هرگز فراموش نکن که بدون مرد، چون تو زنی هرگز بوجود نمی آمد.
      برای بالا بردن ارزش زنان، هرگز بدنبال خرد کردن مردان نباشید.
      اگر گذشت آن زمان… پس شما بچسب به این زمان… از امروز بگو.
      شعار ندهید و عمل کنید… و بقیه امور را بسپارید به گذشت زمان.
      و
      بهتر است شما امر وکالت و دفاع از حقوق زنان را بیخیال شوید.
      و
      مردان بدون زنان، اینک هیچ بودند؛ همانطور که زنان بدون مردان.
      و
      دیگر با شما بحث بیفایده است!… از نگاه شما مرغ یک پا دارد!

       
    • خانم گیتی-وکیل

      بنده به بحث هایی که خطاب به دوستان دیگری طرح می کنید،یا به شعر و مسائل شعری کاری ندارم و ترسی هم -بقول شما- از چیزی ندارم،حرفم از ابتدا این بود که در حوزه تخصصی خود -اگر واقعا یک حقوقدان یا وکیل هستید-ابراز نظر کنید و در ماورای حوزه تخصّصی-از جمله معارف دینی-لا اقل محتاط باشید.این کلیت سخن بنده بود.من نیز مجادله خاصی با شما یا دیگری ندارم،و مانع نوشتن و اندیشیدن شما نیز نیستم،اما سخنم با شما این است که بحث ها را بسطح شعارهای هاید پارکی و کلی گوئی های تبلیغاتی تنزّل ندهید،بله می شود بسبک بحث های هاید پارکی شعار علیه این و آن یا علیه دین و خدا و پیامبران،یا شعارهای افراطی فمینیستی مرد ستیزانه داد و دست خود را بالا دانست ولو بتوهم،اما در بیرون از فضای بحث های تبلیغاتی و بنداز در رو،اگر مایل به تبادل نظر و گفتگو و نفی و اثبات مستدل هستید،هرگاه اشاره ای به فاکتی می کنید لازم است اگر توضیحی یا احتجاجی پیرامون آن دارید آنرا بطور مشخص و نه کلی گوئی (مثل این ادعا که کل سوره نساء اهانت به زنان است یا در نهج البلاغه فلان مطلب است،یا ارسطو و افلاطون و ملاصدرا زن را حیوان گیسو بلند خوانده اند! و..) و با رفرنس و توضیح ارائه دهید،وگرنه فرافکنی و کلی گوئی ها دگماتیک و گذرا،برهان و استدلالی بر صحت مدعاهای شما نیست.بنده در نوشته قبل نیز قطع نظر از مسائل غیر مربوط به دین که با دوستانی مطرح کردید ،عرض کردم در باب معارف دینی،قرآن،فلان روایت و هر نوع فکت دینی وقتی ادعایی می کنید لازم است آنرا بطور مشخص و با بینه و برهان بیان کنید و برداشت خویش را در معرض نقد دیگران قرار دهید.

      ضمنا،همینطور که دوستانی اشاره کردند و استنباط بنده بعنوان یک کارشناس دینی است،شما ظاهرا ،نه یک فمینیست باصطلاح رایج که صرفا دنبال تساوی حقوق زن و مرد و جبران حقوق تضییع شده تاریخی زنان است،بلکه یک سوپر فمینیست هستید! یعنی چیزی بالاتر از روش های فمینیستی مایلید بنوعی مرد ستیزی کنید و با مردان جدال کنید برای اثبات برتری زنان بر مردان! در حالیکه چنانکه عرض شد بحث معمول و رایج در فمینیسم یعنی تلاش برای استیفاء حقوق زنان یا برابری آنها در حقوق اجتماعی و فردی،و نه لزوما اثبات برتری جنس زن بر جنس مرد!

      بنده ضمنا اشاره کردم که بلحاظ متون و منابع دینی اسلامی،زن و مرد بلحاظ ارزشی و انسانی تفاوت جوهری و ذاتی ندارند زیرا حقیقت انسان عبارت از نفس ناطقه و روح انسانی اوست که با برهان های فلسفی دقیق،مجرد از ماده است و میزان در شخصیت و تشخص انسان،بدن زن یا مرد یا تفاوت های تکوینی آنها نیست،و اشاره کردم که تفاوت هایی که در برخی احکام دینی بین زن و مرد ملاحظه می شود ربطی به کرامت و ارز انسانی زن ندارد،بلکه باز می گردد به وظائف خاصی که تکوین و طبیعت بواسطه برخی تفاوت های ظاهری جسمانی بین زن و مرد قرار داده است…و در مورد برخی فکت ها هم که از دید فمینیستی یا سوپر فمینیستی مرد ستیزانه شما نا عادلانه یا نادرست است باید توضیح داد.
      غرضم این است که برای تبادل نظر،باید بحث ها را بصورت جزئی و مشخص مطرح کرد و نه کلی گوئی و اتهام زدن و بدبینی و دیگری را به ترس متهم کردن که شئونی سیاسی و خارج از محدوده اینطور بحث هاست.
      موفق باشید

       
    • همیشه آدم

      باز سید مرتضی و نوچه اش آنارشیست همزمان و همکلام افتادند به جان یکنفر که اعتقاداتشان را زیر سوال برده. سید ، باورکن اگر تمام ماست دنیا را رویش بمالی نمیتوانی زن ستیزی اسلام را از نظرها بپوشانی. ان کرامت انسانیت را بذار سر کوزه و آبش را بخور . لاطائلات آنارشیست که اصلا ارزش جواب دادن ندارد.

       
      • عنتر!
        ////////

        /////////////////////

        //////////////////////////

        فحش آلود بود حذفش کردم

        .

         
      • یک “همیشه آدم”هم عفّت در کلام را حفظ می کند،هم نیازی به در اختیار داشتن سرقفلی بیشمار اسامی ندارد،بلکه مثل یک آدم به همان نام مهرداد خود اکتفاء می کند و ضمن مراعات عفّت کلام،در مورد محتوا اظهار نظر مستدل می کند،بنده نه ارادت خاصی بکسی دارم و نه کسی مرید من است و نه اساسا بنده دنبال جذب مرید یا مرید پروری هستم،برای من در اینجا همه بزرگوار و محترمند مادام که انسانی و مودبانه و مستدل بنویسند و نقائص فکری خود را با اسم عوض کردن و نقش بازی کردن و کارهای دیگر،رفو نکنند.

        بنده بعنوان یک کارشناس دینی بر مطلبی که بر اساس فهم و برداشت خود به کتاب و سنت نسبت می دهم اصرار مستدل دارم مگر آنکه کسی بطور مستدل خلاف آنرا اثبات کند.

        شما یک کلمه پیرامون محتوای مطلب من که(1) حقیقت انسانی زن و مرد بلحاظ فلسفی نفس ناطقه و جان و روح آنهاست نه شکل و شمایل ظاهری جسمانی،و(2) اینکه در کتاب و سنت،بلحاظ ارزش انسانی،نگاه به زن و مرد نگاه یکسان است..
        و (3) اینکه جدای از بسیاری از احکام مشترک بین زن و مرد،تفاوت در برخی احکام دارای فلسفه و بنیانی است و آن تفاوت های تکوینی بین زن و مرد و تقسیم وظائف تکوینی است که آفرینش و آفریدگار از آندو خواسته است…
        هیچ مطلبی،بیان نکردی و صرفا بمن و یک نویسنده دیگر سایت اهانت کردی و اقدام به لغز خوانی کردی…و لغز خوانی و تهمت و اهانت،داب و عادت کسانی است که بلحاظ منطق و استدلال تهیدستند.
        همین!

         
  143. شخصی را به معبدی برده، می خواستند قدرت خدایان را به وی نشان دهند و به ایمان بیاورند. برای این کار، لوحه های نذر کسانی را که به علت نذر برای خدا از طوفان نجات یافته بودند به وی نشان می دادند ولی او به همه این ها پاسخ بسیار خوبی داد و گفت: پس لوحه آن ها که نذر کردند و با وجود این غرق شدند کجاست؟

    تمام خرافات از قبیل عقیده به احکام نجوم و رویاها و تفالات و غیب گویی ها و امثال آن به هم شبیه است. عقیده به این خرافات از اینجا ناشی شده که فقط یک بار یا در یک قضیه نتیجه مثبت داده است ولی هیچکس دفعات بی شماری را که این خرافات نتیجه منفی داده است در نظر نمی آورد!

    فرانسیس_بیکن

     
  144. تقدیم به اهالی قلم
    نوری زاد
    بردیا
    سیدمرتضی
    مزدک
    ابراهیم
    م.ن
    فریبا
    کورس
    و همه عزیزان
    دشمن از آنچه در آینه می‌بینید به شما نزدیک‌تر است!

    حدود ۵ تا ٦میلیون ایرانی خارج از کشور زندگی می‌کنند که اغلب تحصیلکرده یاثروتمند هستند. یعنی چیزی در حدود جمعیت کشورهایی نظیر دانمارک، سنگاپور، فنلاند و نروژ افراد تحصیل‌کرده یا ثروتمند به دلایل مختلف از کشور رانده شده‌اند! در حالی ایران می‌توانست از سرمایه معنوی و مادی آنها بهره‌مند شود.آیا هیچ دشمن خارجی می‌توانست چنین خسارت مادی و معنوی عظیمی را به ایران واردکند؟!

    ارزش پول رایج کشور از سال ۵۷ (معادل یک دلار ۷ تومان) تا کنون (معادل یک دلار ۱۵ هزار تومان) بیش از ۲۰۰۰ برابر کاهش یافته است. پاسپورت ایرانی که در بیش از ۷۰ کشور مهم دنیا اعتبار داشت اکنون در رده بی‌ارزش‌ترین و بی‌اعتبارترین پاسپورت‌های جهان قرار گرفته است. آیا هیچ دشمن خارجی می‌توانست تا این حد به اعتبار ایران و ایرانی در سطح بین‌المللی لطمه بزند؟!

    در سال ۵۷ تولید ناخالص ایران ۲۶ درصد بیشتر از ترکیه و اقتصاد ایران ٣۹ درصد قوی‌تر از اقتصاد کره جنوبی بود. همسایگان جنوبی ایران حتی در مقام قیاس با ایران هم نبودند. اکنون رسیدن به هر یک از این کشورها فقط در حد یک رؤیاست. آیا هیچ دشمن خارجی می‌توانست این چنین بذر فساد، پولشویی، قاچاق و واسطه‌گری را در کشور بپراکند و تا این حد به توسعه و پیشرفت ایران که روزگاری بر دروازه‌ تمدن بزرگ ایستاده بود لطمه بزند و موجبات عقب ماندگی کشور را فراهم سازد؟!

    در اسفند ۹۵ حدود ۱۱ میلیون نفر از جمعیت ۸۰ میلیون نفری ایران زیر خط فقر بودند (پرویز فتاح، رئیس کمیته امداد/ مشرق). این رقم در فروردین ۹۷ به حدود ۴۰ میلیون نفر رسید (ابراهیم رزاق، اقتصاددان/ تسنیم). اگر تورم ۵۱ درصدی نقطه به نقطه فروردین ۹۸ نسبت به فروردین ۹۷ را در نظر بگیریم، احتمالاً این رقم در حال حاضر به بالای ۵۰ میلیون نفر رسیده است.آیا هیچ دشمن خارجی می‌توانست ملت برومند و پرافتخار ایران را این چنین بخاک سیاه فقر و فلاکت بنشاند که “خوردن ملخ” را بعنوان یک آپشن غذایی در نظر بگیرند و محتاج گوشت قربانی حجاج بیت الله الحرام شوند؟!

    اکثر مردم نه بر اساس آگاهی و شناخت، بلکه بر پایه اعتمادی که به قشر روحانیت و بالاخص به آیت الله خمینی داشتند در سال ۵۸ به قانون اساسی رأی مثبت دادند تا از استبداد و خودکامگی و انحصارطلبی رها شده و سرنوشت خویش را خودشان تعیین کنند. در حالیکه اکنون بر اساس آمارهای غیررسمی اکثریت آحاد جامعه از جمهوری اسلامی ناراضی‌اند. آیا هیچ دشمن خارجی می‌توانست با زیر پا گذاشتن حقوق شهروندی مُصرّح در قانون اساسی این چنین به اعتماد مردم صدمه بزند؟!

    کشوری که قرار بود منادی آزادی و برادری در جهان و پرچمدار گفتگوی تمدن‌ها باشد، امروز از رایج‌ترین شعار ایدئولوژیکش مرگ و نفرت زبانه می‌کشد و به منفورترین و ماجراجوترین کشور خاورمیانه تبدیل شده است. به گونه‌ای که حتی کشورهای مسلمان برای مقابله با تهدیدات جمهوری اسلامی با اسرائیل متحد شده‌اند. آیا هیچ دشمن خارجی می‌توانست این چنین ایران را در جهان و منطقه‌ منزوی سازد و کشورهای مسلمان را بر علیه ایران متحد نماید؟!

    کشوری که شهروندانش به ایرانی بودن خود می‌بالیدند به دلیل نگرش فرقه‌ای به مذهب شیعه، بین مذاهب و ادیان و اقوام مختلف ایرانی شکاف عمیق ایجاد شد و تبعیض‌های ناروا و غیرانسانی مذهبی و قومی، ایرانیان را هزار شقه کرد. آیا هیچ دشمنی خارجی می‌توانست این چنین به آتش تفرقه و جدایی را در بین اقشار مختلف ایرانی دامن بزند؟!

    دشمن اصلی کشور و مردم همان جریان فکری است که دین را دستمایه خودکامگی خود قرار داده و موریانه‌وار پایه‌های جمهوری را سست نموده و با اجرای گزینشی قانون اساسی و عدم اجرای همه‌پرسی حق تعیین سرنوشت را از مردم سلب نموده و مردم را از ابتدایی‌ترین حقوق شهروندی و نیازهای روزمره یک زندگی معمولی محروم ساخته و با نظارت استصوابی شعور جامعه را به سخره گرفته و تمام مسیرهای دموکراتیک برای اعمال نظر مردم را مسدود ساخته و فضای سیاسی کشور را به گونه‌ای محدود و مسدود نموده که مردم برای رسیدن به حقوق اساسی خود هیچ راهی جز شورش و انقلابی ویرانگرتر از انقلاب ۵۷ پیشِ روی خود نمی‌بینند.

    دشمن اصلی این کشور و مردم همان سیاست ایدئولوژیک مخرب و بی‌پایه و اساسی است که بجای تعامل با جهان مسیر تقابل را در پیش گرفته و با هزینه کردن سرمایه کشور در خارج از مرزها سرنوشت مردم و کشور را بازیچه اهداف توسعه‌طلبانه و بی‌حاصل خود ساخته و بعد از ۴۰ سال رنج و فقر و محرومیت و جنگ، تهدید و تحریم، امروز کشور را آبستن جنگ ویرانگر دیگری نموده است!

    آری دشمن اصلی این آب و خاک سالهاست که در این خانه جا خوش کرده است و از رگ گردن هم بما نزدیک‌تر است.

    دکتر جلال پورالعجل
    دهم اردیبهشت ۱۳۹۸

     
  145. در نصایح حاجی آقا به پسرش برای دستیابی به موفقیت، یک انسان باید دارای چه صفاتی باشد؟

    ۱)صداقت

    ۲)تحصیلات بالا

    ۳)وطن‌دوستی

    ۴)پررویی و وقاحت✅
    باید کاسبی یاد بگیری، با مردم طرف بشی. از من می‌شنوی برو بند کفش تو سینی بگذار و بفروش، خیلی بهتره تا بری کتاب جامع‌عباسی را یاد بگیری. سعی کن پررو باشی، نگذار فراموش بشی، تا می‌توانی عرض اندام بکن. حق خودت را بگیر، از فحش و تحقیر و رده نترس، حرف توی هوا پخش میشه. هر وقت ازین در بیرونت انداختند، از درِ دیگر با لبخند وارد بشو. فهمیدی؟ پررو، وقیح و بی‌سواد. چون گاهی هم باید تظاهر به حقیقت کرد تا کار بهتر درست بشه‌.
    “مملکت ما امروز محتاج به این جور آدم‌هاست، باید مردِ روز شد. اعتقاد و مذهب و اخلاق و این حرف‌ها همه دکان‌داریست. اما باید تقیه کرد، چون در نظر عوام مهمه. برای مردم اعتقاد لازمه، باید به آن‌ها پوزه‌بند زد. وگرنه اجتماع یک لانه‌ی افعیست‌، هر کجا دست بگذاری می‌گزند. باید مردم مطیع و معتقد به قضا و قدر باشند تا بااطمینان بشه از گرده‌ی آن‌ها کار کشید.
    چیزی که مهمه طرز غذا خوردن، سلام و تعارف معاشرت، لاس زدن با زنِ مردم، رقصیدن، خنده‌های تودل‌برو و مخصوصاً پررویی را یاد بگیر. سعی کن با مقامات عالیه مربوط بشی، با هر کس و هر عقیده موافق باش تا بهتر بتوانی قاپشان را بدزدی.

    صادق هدایت
    حاجی آقا

     
  146. جناب نوریزاد گرامی
    حکایت شما و آنانی که مرتب می پرسند : نوری زاد را چرا نمی کشند، حکایت کسانی ست که همیشه بهانه ای برای سرپوش نهادن به وجدان درد خویش می تراشند. هر پاسخی بدهید، باز بهانه ای دیگر. چرا؟ چون اگر شما را باور کنند، باید در کنار شما بایستند یا همین کارهایی که شما می کنید بکنند. همین جناب سید مرتضی چرا هیچ لکه ننگی را بر دامان ایکبیری جمهوری اسلامی تحمل نمی کند. چون اگر سر کیسه را شل کند، چیزی در آن باقی نمی ماند. کار خوب را شما می کنید که بی خیال این اراجیف، به راه خود که همانا راه بسیاری از مردم ایران است می روید و اعتنایی به اهالی وجدان درد نمی کنید.

    .
    ساعد مراغه ای از نخست وزیران دوران قبل از انقلاب نقل کرده بود:

    زمانی که نایب کنسول شدم با خوشحالی پیش زنم آمدم و این خبر داغ را به اطلاع سرکار خانم رساندم…
    اما وی با بی اعتنایی تمام سری جنباند و گفت «خاک بر سرت کنند؛ فلانی کنسول است؛ تو نایب کنسولی؟!»

    گذشت و چندی بعد کنسول شدیم و رفتیم پیش خانم؛ آن هم با قیافهایی حق به جانب…
    باز خانم ما را تحویل نگرفت و گفت «خاک بر سرت کنند؛ فلانی معاون وزارت امور خارجه است و تو کنسولی؟!»

    شدیم معاون وزارت امور خارجه؛ که خانم باز گفت :
    «خاک بر سرت؛ فلانی وزیر امور خارجه است و تو…؟!»

    شدیم وزیر امور خارجه گفت :
    «فلانی نخست وزیر است… خاک بر سرت کنند!!!»

    القصه آنکه شدیم نخست وزیر و این بار با گامهای مطمئن به خانه رفتم و منتظر بودم که خانم حسابی یکه بخورد و به عذر خواهی بیفتد…
    تا این خبر را دادم به من نگاهی کرد؛ سری جنباند و آهی کشید و گفت:

    “خاک برسر ملتی که تو نخست وزیرش باشی”

    کانال بهلول؛ مجموعه حکایات و سخن بزرگان

     
  147. سید مرتضی

    سنت‌موریتس؛ پایتخت زمستانیِ پهلوی دوم؛شهری که برای شاه ناامن شد!

    ویلای سوورتا در سنت‌موریتس سوئیس که یکی از مکانهای گردشگری بسیار معروف و البته پرهزینه به‌شمار می‌آید، در سال 1348ش با قیمت یک‌میلیون‌وهشتصدهزار فرانک توسط محمدرضاشاه خریده شد. ماجرای چگونگی خریداری این ویلا و فرجام آن پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران یکی از برگهای خواندنی تاریخ معاصر ایران است.

    یکی از وقایع مهم دوره سلطنت محمدرضاشاه و به عبارتی بهتر، برجسته‌ترین رویداد اقتصادی دهه آخر حکومت پهلوی دوم، صعود ناگهانی قیمت نفت و به دنبالِ آن افزایشِ درآمد اقتصادی کشور بود که تقریباً به مدت نیم دهه (1348-1353ش) تداوم یافت. یکی از پیامدهای این عایدات هنگفتِ بادآورده، سوءاستفاده مسئولان حکومت سلطنتی پهلوی از این منبع مالی و فساد اقتصادی سردمداران آن رژیم بود. یکی از جوانبِ برجسته این فساد اقتصادی را می‌توان در استفاده نابجا و غیرقانونی شخص اول حکومت از این منبع درآمد ملّی کشور در تفریحات و لهو و لعب خود و خانواده‌اش مشاهده نمود….

    یکی از وجوه بارزِ این ثروت ملّی کشور، خرید املاک مسکونی و ویلا در برخی مناطقِ توریستی خارج از کشور و سفرهای تفریحی مکرّر به آن مکانها بود.
    سوئیس در قلب اروپا و، به عبارتی دقیق‌تر، شهر کوهستانی سنت‌موریتس در این کشور، یکی از نقاط دائمی برای تفریحِ محمدرضا پهلوی و خانواده‌اش در خارج از ایران محسوب می‌شد. پهلوی در دوره اوجِ رونق درآمد نفتی (1348-1353ش)، یک ویلای گران‌قیمت را در آن نقطه از اروپا خریداری نمود و به تجهیز کامل آن همّت گماشت. وی در حدود دو ماه از هر سال را در آنجا سپری می‌کرد، تا آنجا که حتی برخی، از اصطلاح «پایتخت زمستانی شاه» برای این شهر زیبای سوئیس استفاده کردند!….

    …به روایت همین شخص، خرید ویلا همراه اصلاحات و تغییرات دکوراسیون داخلی‌اش که به وسیله طرّاحان برجستة فرانسوی و دانمارکی انجام شد، در مجموع، تقریباً سه میلیون پوند هزینه به همراه داشت….فرح دیبا صراحتاً اظهار نموده است که در هر سال، دکوراسیون داخلی ویلا را با کمک معماران فرانسوی و دانمارکی تغییر می‌داد، فقط بدین‌خاطر که «از یکنواختی بیرون بیاید!…..

    بعد از انقلاب اسلامی و درحالی‌که شاه و خانواده‌اش آواره و سرگردان بودند، بنابر پیشنهاد فرح دیبا، تصمیم گرفته شد که شاه مخلوع ایران همراه خاندانش به سوئیس برود و در ویلای سنت‌موریتس اقامت گزیند، اما با اولین تماس تلفنی اردشیر زاهدی با وزارت امورخارجه سوئیس، «سوئیسیها گفتند که از پذیرش پناهندگان سیاسی و یا تبعیدیهای تحت تعقیب معذورند و نمی‌خواهند با پذیرش این پیشنهاد، بی‌طرفی خود را نقض کنند»…..

    بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، سران حکومت انقلابی ایران درصدد برآمدند اموال شاه مخلوع را که از راه بیت‌المال مردم ایران گردآوری شده بود، پس بگیرند؛ ازهمین‌رو، به ضبطِ ویلای سوورتا که ارزش پولی آن در این مقطع زمانی بیش از پنج‌میلیون دلار بود، توجه نمودند، اما بنابر گزارش روزنامه «بریان تایمز» مورخ ژانویه 1981م، مقامات دولت سوئیس اعلام کردند که هرگونه اقدامی در این زمینه باید از طریق دادگاه سوئیس انجام شود؛ ازاین‌رو، در مَسندِ قضاوت برای صحّت ادّعای طرفین منازعه، یعنی انقلابیون ایران و اعضای خانواده آخرین شاه ایران نشستند. در همین زمان، درحالی‌که ارزش واقعی ویلا بیش از پنج‌میلیون دلار بود، حکومت سوئیس در اقدامی عجیب، ارزش مالی آن را فقط یک‌میلیون دلار تعیین نمود.

    مارگارت پدرینی، سرایدار ویلا نیز درصدد گواهی به نفع وارثان شاه مخلوع برآمد. او همچنین در اظهاراتی عنوان نمود که فرح دیبا بسیار علاقه دارد به ویلای سوورتا برود و تمایل دارد در آنجا اقامت گزیند. او سنت‌موریتس را دوست دارد و عاشق اسکی است، اما آنجا برایش تداعی‌گر خاطراتی است که سبب رنجیدگی خاطر او می‌گردد!….

    در زمانی که نبرد حقوقی میان حکومت جمهوری اسلامی با خانواده سلطنتی بر سر ویلای سوورتا، بیش از یک‌ونیم دهه (یعنی سالهای 1980-1995م) ادامه داشت و هنوز مشخص نبود که چه کسی مالکیتِ اصلی ویلا را در اختیار خواهد گرفت، ویلای یادشده از سوی سوئیسیها در اختیار یکی از سیاستمداران بانفوذ و بسیار ثروتمند ایتالیایی، یعنی سیلویو برلوسکونی، قرار گرفت، تا آنکه سرانجام در اواسط دهه 1990م، دادگاه مرکزی سوئیس، این ویلا را به وارثانِ آخرین شاه ایران واگذار نمود و آنان نیز مدتی بعد، در حالی‌که ارزش ویلا به ده‌میلیون دلار رسیده بود، آن را به شخص دیگری فروختند!….

    http://www.iichs.ir/News-5460/%D8%B4%D9%87%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D8%A7%D9%87-%D9%86%D8%A7%D8%A7%D9%85%D9%86-%D8%B4%D8%AF!/?id=5460

    ===

    سن موريتس، پايتخت زمستاني ايران!…

    https://www.farsnews.com/news/8811191830

    ===

    اسرار سقوط-2/فسادهای خانواده سلطنتی

    سوئیس، کشور مورد علاقه محمد رضا پهلوی برای عیاشی/ ماجرای شاه پهلوی و هنر پیشه های زن فرانسوی! + تصاویر…

    http://www.dana.ir/news/230476.html/

    ===

    خاطرات منشی مخصوص فرح از خاندان پهلوی در سوییس…

    http://iranembassy.ch/fa/399

     
  148. سید مرتضی

    دونالد ترامپ: اگر قدرت در آمریکا در دست جان بولتون بود، تاکنون باید در چندین نقطه از جهان- علاوه بر ونزوئلا- جنگ می‌کردیم!

    کیتلان کالینز و کوین لیپتک
    سی ان ان

    دونالد ترامپ رئیس جمهوری ایالات متحده پس از ناکامی انتظاراتش درباره انتقال قدرت در ونزوئلا، با ابراز ناراحتی از تحریک آشکارتر برخی از مشاوران بلندپایه اش مانند جان بولتون مشاور امنیت ملی و مایکل پمپئو وزیر امور خارجه به مداخله نظامی در ونزوئلا، خواستار خویشتنداری دستیارانش در این باره شده است!

    ترامپ پس از تماس تلفنی با ولادیمیر پوتین همتای روس خود در روز جمعه، به رغم ادعاهای مقام های بلندپایه کاخ سفید درباره ادامه کمک رسانی مسکو به کاراکاس، احتمال دخالت مسکو در ونزوئلا را اندک دانست. این امر به معنی وجود تضاد میان رئیس جمهوری آمریکا با مقام های دولتش است که افزون بر درخواست کاملا آشکار برای تغییر قدرت در کاراکاس، به صورت مداوم از رد احتمال مداخله نظامی واشنگتن در ونزوئلا خودداری می کنند.

    ترامپ از تحریک آشکار مشاور امنیت ملی و دیگر دستیارانش برای روی آوردن به گزینه نظامی، ناراحت شده و به دوستانش گفته است اگر بولتون راه خود را ادامه داده بود، تاکنون در چند مکان دنیا جنگ به راه انداخته بود!

    با اینکه ترامپ از مدت ها پیش اعلان کرده است که همه گزینه ها درباره ونزوئلا روی میز قرار دارد، اما ظاهرا دستیارانش همزمان با قیام روزهای گذشته به رهبری خوان گوآیدو که ایالات متحده او را به عنوان رئیس جمهوری قانونی ونزوئلا به رسمیت شناخته است، تمایل بیشتری به گزینه نظامی پیدا کرده اند.

    پمپئو به شبکه فاکس نیوز گفته است که احتمال کاربرد گزینه نظامی وجود دارد و در صورتی که این اقدام لازم باشد، ایالات متحده آن را اجرا خواهد کرد.

    بولتون نیز همزمان با فشار بر پنتاگون برای آمادگی برای گزینه نظامی، به یک شبکه خبری گفته است که واشنگتن اجازه بدرفتاری با گوآیدو را نخواهد داد. بر این اساس،به نظر می رسد ترامپ که تاکنون به بولتون امکان عمل گسترده ای برای مدیریت اوضاع ونزوئلا داده بود، اخیرا محتاط شده و به صورت خصوصی درباره قابل اعتماد بودن طرح های وی برای دستیابی به قدرت و جلب حمایت ارتش ونزوئلا، ابراز نگرانی کرده است.

    همچنین سی ان ان در مطلب تحلیلی با عنوان پرسش هایی درباره قابل اعتماد بودن سازمان های اطلاعاتی ایالات متحده افزود:

    تردید رئیس جمهوری آمریکا در باره اطلاعاتی که در باره اوضاع ونزوئلا دریافت می کند، پس از شکست کودتای ارتش این کشور که گوآیدو و مقام های واشنگتن روی آن حساب بازکرده بودند، افزایش یافت و منجر به بدگمانی وی درباره قابل اعتنا بودن اطلاعات سازمان های امنیتی ایالات متحده شد که حاکی از آمادگی مقام ها و دستیاران ارشدنیکلاس مادورو رهبر ونزوئلا برای دست برداشتن از قدرت و پیوستن به اردوی مخالفان بود.

    به نوشته سی ان ان به نقل از منابع آگاه کاخ سفید، ترامپ در نشست های روزهای اخیر با دستیارانش، درباره قابلیت اعتماد به اطلاعات دریافتی در باره گوآیدو و ونزوئلا، و درستی روش تحلیل و تفسیر آنها، ابراز تردید کرده است!

    سی ان ان به نقل از یک فرد آگاه از محتوای نشست روز چهارشنبه گذشته کاخ سفید برای بررسی اقدامات بعدی در ونزوئلا نوشت که این مذاکرات تنها حدود ۱۰ تا ۱۵ دقیقه طول کشیده است.

    دولت ونزوئلا سه شنبه گذشته از خنثی سازی تلاش گروهی نظامی برای کودتا که آنان را خائنان مرتبط با مخالفان توصیف کرد، خبر داد. خورخه رودریگز وزیر اطلاع رسانی ونزوئلا افزود که نیروهای امنیتی کشورش با گروهی خائن در ارتش مقابله می کنند که در تلاش برای کودتا در این کشور بوده اند.

    این درحالیست که گوایدو رئیس جمهوری خودخوانده ونزوئلا مدعی شده بود که برخی از عوامل ارتش این کشور به وی پیوسته و خواستار آغاز عملیاتی برای آزادی ونزوئلا شد.

    بولتون، پمپئو و شماری از مقام های واشنگتن از عصیان گوآیدو و شورش نظامیان حمایت کرده اند!

    https://www.cnn.com/2019/05/03/politics/trump-caution-bolton-venezuela/index.html

     
  149. سید مرتضی

    “به نظر می رسد که مفهوم خدا از این احساس برمیخیزد که چیزی عظیم‌تر از ما وجود دارد. آیا این عظیم‌تر همان بی ذهنی است و یا چیزی دیگر است؟
    هیچ چیز عظیم‌تر از تو وجود ندارد. هیچ چیز بزرگتر از خودت وجود ندارد. زیرا تو همان کائنات هستی. تو جهان هستی ،میباشی، هیچ چیز بزرگتر از تو وجود ندارد….”.

    (پایان نقل قول)
    —–
    این عبارت کوتاه را که من مورد مداقّه قرار می دهم،طلیعه مطالب درهم و برهم و بی پایه ای است که کامنت گذاری بنام بردیا پیرامون “اندیشه خدا” نوشته است..
    ظاهرا یک رویّه ای در رسانه های اجتماعی مد شده که هرکس هرجور خواست با نوعی لفّاظی و بهم پیوستن الفاظی مبهم یا بی ربط،اقدام بنوعی خودنمائی و جلوه گری کند پیرامون امور یا چیزهایی که قرنهاست فکر بشر را بخود مشغول کرده و اندیشمندانی و فیلسوفانی الهی و غیر الهی پیرامون آن نوشته اند و فلسفیده اند و احتجاج کرده اند و نفی و اثبات،مثل معمای هستی،چگونگی پیدایش و حدوث جهان بر فرض حادث بودن آن،و چگونگی حقیقت آن بر فرض قدم و قدیم بودن آن،و اینکه آیا جهان بر فرض حدوث آن آفریننده قادر ذی شعوری داشته است،یا جهان موجود،خود موجودی قائم بذات و باصطلاح فلسفی واجب الوجود ازلی و ابدی است،یا جهان محسوس و بیکران پیرامون ما حاصل یک “تصادف”در محدوده ماده و طبیعت بوده است و مثلا پس از میلیونها یا میلیاردها سال تحولات در ماده و یک انفجار،ناگهان این دستگاه عظیم و منظّم و محیّر العقول صورت بندی شده است؟ اینها سوالاتی است که وراء نیازهای طبیعی انسان و لزوم پاسخگوئی به آن نیازهای مادی و غرائز طبیعی،همیشه فکر بشر را مشغول کرده است…و کسانی نیز با ادعای پیامبری و ارائه معجزات،سخن از مبدا و منتهای جهان بمیان آورده اند و اینکه جهان را آفریننده و نظام دهنده و نگهدارنده ای است خدا نام….

    من قبلا اشاره به یک نکته در واقع روان شناسانه کنم و آن اینکه،کنکاش های تاریخی نشان می دهد،در طول تاریخ،مادیین،یعنی آنانکه هستی را مساوق با ماده و طبیعت دانسته اند،و متافیزیک را نفی کرده اند،یا ماده را ازلی و ابدی دانسته اند و در پیدایش صورت بندی فعلی جهان سخن از صدفه و تصادف رانده اند و بالاخره وجود یک شعور مطلق بعنوان آفریننده و نظم دهنده و نگهدارنده جهان را نفی کرده اند.

    اولا :در مقام اثبات و احتجاج سخنی نداشته اند جز اظهار تحیّر،و اینکه هستی یعنی هستی محسوس و من جز اجزاء جهان ماده و زمین و آسمان چیزی نمی یابم تا آنرا خدا بنامم،و اینکه مثلا دلایل الهیّون برای من قانع کننده نبوده است،برهان و بیّنه خاصی برای ادعای خود اقامه نکرده اند..

    و ثانیا:نمی گویم تماما،بلکه میگویم غالبا،این مادّیّت اخلاقی و خواست رها بودن در همه چیز بوده است که باعث “مادّیت فلسفی”یعنی ادعای بی خدائی،یا اینکه خدا وجود ندارد،یا خدا برای من نامفهوم است و اینطور واژه ها یا قضایا واژه ها یا قضایائی گنگ و متافیزیکی و کلی است،یا جز ماده محسوس چیزی مجرّب نیست بوده است…

    بنده الان مقصودم اینجا ورود به ذیل اینگونه بحث های طولانی و مبسوط و پر از حواشی و مصطلحات فنی نبوده و نیست.بلکه مقصودم تاملی کوتاه در اینگونه گزاره های بردیائی و خود نمایانه است که دور از احاطه یا اشراف بر بنیان های فلسفی،مایلند الفاظی گنگ و بی سر و ته را در فضای عمومی دستمایه فیصله دادن به مسائلی عمیق قرار دهند که حکیمان بزرگی چون افلاطون ها و ارسطوها و فیثاغورث ها و بقیه حکیمان الهی و غیر الهی را به اندیشه و گاه تحیّر واداشته است،و تصور اینگونه افراد این است که مثلا با چنین گزافه گوئی های جاهلانه ای مسائل عمیق و فوق العاده مهم در زندگی بشر حل شد و بقول معروف تمام!

    من اینجا همین چند جمله مطرح شده در نوشته بردیا را مورد سوال قرار می دهم که خود او پیرامون آن توضیح دهد:

    “به نظر می رسد که مفهوم خدا از این احساس برمیخیزد که چیزی عظیم‌تر از ما وجود دارد”

    من می پرسم آیا واقعا اندیشه خدا و اینکه جهان پیرامون ما (واقعیت روی این فرض که ما رئالیستیم و نه سوفیست منکر واقعیت خارج از وجود و ذهن مان) معلول یک هستی قادر ذی شعور و برتر است و خود جهان محسوس،عبارت از خدا نیست،آیا چنین سوال ارتکازی و فطری محصول یک احساس درونی در باره وجود چیزی یا چیزهایی عظیم تر از خود ماست؟! نمیدانم اینجا مراد از عظیم و عظمت چیست؟اینرا کسی که واژه ای را در تحلیل خود بکار می برد باید تعریف کند،اما می پرسم مگر ذهن شما و فکر شما شکی و تردیدی در این نکته دارد که خارج از وجود شما و خارج از محیط فکر شما (ذهن)موجود یا موجوداتی بسیار بسیار عظیمتر از شما وجود دارد؟! همین زمینی که روی آن راه می روی از شما عظیمتر نیست؟! همین فضای وسیعی که در آسمان می بینی و سیارات و ستارگانی که آنها را می بینی و امروزه با ابزارهای بسیار دقیق رصد می شوند از شما عظیمتر نیستند؟! بنابر این ،روشن است که شکی در وجود اشیاء عظیم تر و بسیار عظیم تر از وجود من در واقعیت جهان وجود دارد و تردیدی در آن نیست.بنابر این معلوم می شود که “احساس اینکه چیزی عظیم تر از ما وجود دارد”بنیان و ریشه اندیشیدن در بود یا نبود خدا (یعنی جهان آفرین نیست) حال خدا عظیم باشد یا نباشد.این یک غلط در این گفتار که نشان می دهد،اندیشه بود یا نبود خدای جهان و مغایرت آن با جهان آفرینش،ربطی به چنین احساسی ندارد.

    گزاره دیگر:”آیا این عظیم‌تر همان بی ذهنی است و یا چیزی دیگر است؟”
    (پایان)

    چنانکه اشاره شد،قطع نظر از عظیم بودن یا نبودن خدای مفروض،باید ببینیم اصل چنین اندیشه ای از احساس وجود عظیم تر از من نشات می گیرد یا نه؟!

    بعد نویسنده این گزاره با چنین پیش فرضی از خود می پرسد،آیا این عظیم تر فرضی “بی ذهنی”است؟!

    بگویید اصلا بی ذهنی یعنی چه؟! و پیش از آن توضیح دهید اصلا ذهن یعنی چه؟!

    شما وقتی هنوز نه ذهن را تعریف کرده ای و نه مفهوم سلبی آن “بی ذهنی”را تعریف کرده ای،چطور مبادرت می کنی به یک حکم قطعی در این مورد که “خدا یعنی بی ذهنی”؟!

     
  150. بردیا
    1:08 ق.ظ / می 4, 2019
    آقای نوریزاد
    نظام به سرعت به فرمان رهبری عمل کرد و ارایش جنگی گرفت
    و در روز کارگر حدود چهل کارگر را بازداشت کرد ، اگر این سرعت عمل در اجرای فرامین رهبری نیست پس چه است؟
    این دو نفری که عکسشان را می بینید
    خوب نگاه کنید
    یکی نیستند؟
    راهشان
    رسمشان
    حرفشان
    نگاهشان
    به انسان
    به هستی
    به دنیا
    به مردم
    ……………
    بردیای گرامی احتمال زیاد می رود که ابوبکر بغدادی مثل سران طالبان در ایران باشند.بقول علی جوانمردی از عکس جدید ابوبکر بغدادی بر می آید که به احتمال زیاد در جایی نگه داشته شده که از نظر خوراکی بهش بد نگذشته…حتما باید تروریستهای سپاهی از این موضوع باخبر باشند و آمریکا هم بطور حتم اینرا می داند و یکی از عللی که این تروریستهای اشغالگر را بنام اصلی شان نامیده اند هم می تواند همین باشد.

     
  151. شما حالا فرض کن در این کشور عده ای تخلّفات مالی کرده باشند،قوانین را دور زده باشند یا اختلاس کرده باشند و…خوب مگر چشمتان لوچ است و نمی بینید هرجا اتهامی مستند به اسناد قابل قبول قضائی بوده برخورد قانونی شده و می شود؟
    …………….
    فقط یک مزدور می تونه به چنین ///// برای توجیه مزخرافات و باورهایش بیاویزد!////////////////// و باوری که چنین انگلهایی پرورانده! بعد از 40 سال دزدی و آدمکشی و زمین و زمان خواری آقا تازه از ما می خواهد که فرض کنیم مثلا لاریجانی ها و هزاران مزدور عراقی در بالاترین لایه های قدرت تخلفات مالی کرده اند! و بعد راه حل اش هم مثلا بدست خود همان حرام لقمه هاست!سید یو یک مزدور ////////// و بی وجدانی!

     
  152. وَ مَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَ لا يُظْلَمُونَ نَقيراً .(النساء/124)
    و كسانى كه كارهاى شايسته كنند -چه مرد باشند يا آن- در حالى كه مؤمن باشند، آنان داخل بهشت مى ‏شوند، و به قدر گودى پشت هسته خرمايى مورد ستم قرار نمى‏ گيرند.
    ……………..
    بفرما زن بره بهشت چکار کنه؟آیا حق دارد مثل مردانیکه هزاران حوری (الله واقعا در تفکر اسلامی ج…ه و بهشت هم//// خونه!) الله بهشون هدیه میده چندتا مرد داشته باشند؟ یا اینکه اونجا هم باید هر روز باکره شوند تا مردان دوباره از همخوابی با آنها کیفور شوند؟برو شما آخوندها مثل همان //////// و بقیه وحوش عرب اسلامی مشتی بچ ترید که فقط بقکر شکم و زیر شکم هستید.مرده شور ببره خودتونو و/////////////که شکم و زیر شکمو ازش برداری بقول ترکها /// ازش نمی مونه! شما ها اگر انسان بودید و زن را انسان بحساب می آوردید حقوق اش را رعایت می کردید و مثل انسان باهاش برخورد می کردید نه مزخرفات 1400 سال پیشو چماق می کردید تو سر زن و مادر و خواهر خود می زدید و در این دنیا از او موجودی توسری خور و بدبخت و کنیز و وسیله شهوت و کارخانه بچه سازی و مثل حیوان گله وار در آغل نمی کردید.قرآن خودش میگه من مبین هستم این یعنی به هیچ انگلی احیتیاجی نیست که بین من و کسانیکه مرا می خوانند بهر عنوان قرار بگیرد.این یعنی تو و همفکرانت از قرآن و دین دکان ساخته اید و تفاسیر و توجیه هات شما برای رواج دکان و زندگی انگلی تان است.شما چون نون دین را می خورید هر مزخرفی را بنام دین بمردم می فروشید. دلیل اینکه قرآن می گوید روشن و صریح است همین جلوگیری از دکان سازی از آنست.تمام احادیت و روایات وسنن و مزخرفاتی را که مسلمین آورده اند با همین مبین بودن قرآن می توان دور ریخت و دروغ پنداشت.قران هیچ احتیاجی به توضیح و تفسیر و فلسفه و حاشیه ندارد و آنچه را خواسه بطور واضح گفته.هرکسی هم باید خود به آن رجوع کند وبهر طریقی که می پسندد با آن برخورد کند.درد شما قرآن و دین نیست بلکه دکان دروغ و ریا و پستی و پلشتی ایی است که برای ادامه زندگی انگلی تان بنا نهاده اید. خود محمد می گوید من انسانی مثل بقیه ام شما مفتخوران از او قدیس می سازید!

     
    • سید مرتضی

      آخر آدم بی عقل! بهشت و مدارج و مراتب و معارف آن که اختصاصی به شهوات جنسی که غایت آمال و آرزوی اهل دنیا -مثل تو-هست،ندارد.و اساسا مگر چند شوهری و در اختیار چند مرد بودن،برای طبیعت زن،یک کمال است که اینطور جفنگ سرهم می کنی؟! شما مشغول به همان آب و علف های دنیائی باش و کاری بمعارف مربوط به معاد انسان پس از مرگ نداشته باش!

       
  153. سید مرتضی
    4:54 ب.ظ / می 3, 2019
    “..در قرآن بارها از قتل دگراندیشان و غارت و به برده و کنیزی بردن زن و بچه هایشان و غارت اموالشان سخن رفته…”
    (پایان نقل قول)
    ===
    قبلا صد بار اینجا توضیح داده شد که مواجهه پیامبر اسلام با مشرکان و بت پرستان حجاز،مواجهه ای از قبیل مواجهه دو “دگر اندیش” نبوده است،دگر اندیش یک اصطلاح جدید و متجدّد در ادبیات سیاسی فرهنگی زمان ماست،
    ……………….
    تو بی خود کردی گفتی و جواب دادی مگر تو الله ایی یا نماینده اش یا نماینده محمدی؟اصلا //// مفتخور بتو چی که از قرآن و الله و این //////// دفاع می کنی؟برو پی زندگی /////. انتقاد من از قرآن و اسلام است و من هر طوری که بخواهم با ////دینی برخورد می کنم.بتو و دیگر ////////////// چه اسلامی و چه غیره اسلامی ربطی ندارد. اگر بقول قرآن الله خالق هستی است من هم جزیی از هستی ام و حق دارم به خالقم /////بفرما بتو چی؟شاید بگویی من به این //////// باور دارم خب بمن چی ؟داشته باش تا جونت تو و همفکرانت و میلیاردها متدین و گاو مقدس در ره.اگر محمدی بوده آمده و /////// و رفته و در هیچ جای تاریخ نوشته شده کسی را بماینده گی انتخاب نکرده.و چیزی را هم مقدس ندانسته پس این /////////// تو و همفکرانت ادعای توهین به مقدسات مردم تنها دلیل اش چیزی جز ادامه زندگی انگلی و مفتخوری و زیستن بحساب دیگران نمی تواند باشد.دوباره و صد باره بهت میگم/// بتو مربوط نیست اگر من به الله و قرآن و محمد و هر چی مقدس شده /////////////////////// اگر باور به دنیای دیگر داری خب منم و الله بعنوان خالقم یا او مرا می سوزاند یا من /////////////////////////////////////// پس بتو چی ؟تو اگر //// داری برو دنیال کاری شرافتمندانه بگرد و دست از طفیلی و انگل بودن بردار.

    ———

    کاش می توانستی فحش ندهی
    کاش می توانستی همین استدلال های خود را بی هیچ کنایه و ناسزایی می نگاشتید
    تأثیرش بیشتربود
    فحش، گوینده اش را کوچک می کند
    از ما گفتن

    .

     
    • سید مرتضی

      ظاهرا مطلبی که موجب تشنّج مزدک شد،به بد جایی برخورد کرده! و محتمل هم هست جنسی که مزدک ایندفعه مصرف کرده بود،جنس اصل نبوده!
      اما در هر حال،من برای ناظرانی که احیانا در جریان این بحث نبودند،یکبار دیگر مطلبی را که پایین این صفحه نوشته بودم و سبب تشنّج و هذیان گوئی این کامنت گذار شد را باز نشر می کنم تا ببینند من چه گفته بودم که موجب چنین تشنّج یا تهوّعی در مزدک لا علیه السلام شد!
      توضیح من در مورد اصطلاح “دگر اندیش” بود.ببینید:

      —–

      سید مرتضی خطاب به مزدک لا علیه السلام که قرآن و پیامبر را متهم به برخورد خشونت آمیز با “دگر اندیش” کرده بود:

      “قبلا صد بار اینجا توضیح داده شد که مواجهه پیامبر اسلام با مشرکان و بت پرستان حجاز،مواجهه ای از قبیل مواجهه دو “دگر اندیش” نبوده است،دگر اندیش یک اصطلاح جدید و متجدّد در ادبیات سیاسی فرهنگی زمان ماست،و قرآن از دعوت اسلامی سخن گفته است و از جهاد دفاعی در برابر اشرار مشرکی که دائما قصد قتل و نابودی پیامبر را داشتند،ابتدا خواستند او را به زن و مال تطمیع کنند،بعد از آن قصد ترور او را کردند که موفق نشدند،و زمانی که محمد در مسجد الحرام بعبادت خدای یگانه می ایستاد آنها که توی نفهم آنان را “دگر اندیش” می نامی در حال سجده شکمبه گوسفند بر سر مبارکش کشیدند و نزدیک بود او را خفه کنند،بعد هم پیامبر و یاران او را تحریم اقتصادی کردند در شعب ابیطالب،و نهایتا او را وادار به خروج از مکه کردند،شما آیا چنین اشرار متهاجم ووحشی را دگر اندیش فکری بلحاظ اصطلاح سیاسی فرهنگی کلاسیک امروز می خوانی؟! محمد پیامبری بود که در مدینه حتی یهود و نصاری را دعوت به اسلام و ایمان کرد اما آنان را آزاد گذاشت و با آنان پیمان دفاعی و اخوّت بست،و مادامی که خیانت نکرده بودند با آنان بصلح بود،پس یهود و نصارایی که خائن نبودند دگر اندیش بودند برابر پیامبر ،نه کفار و مشرکانی مثل ابولهب و ابوجهل و ابوسفیان ها که شب و روز دنبال قتل و نابودی پیامبر بودند….وقتی قلم بدست می گیری بفهم چه می نویسی! دگر اندیش یک اصطلاح فرهنگی جدید است و به دو طرف یک جنگ و قتال اطلاق نمی شود…نیز اسیر گیری و اسارت و غارت دشمنی که به قتل و اسیرگیری و غارت شما آمده،از سنّت ها رایج قرنهای طولانی در زندگی بشر و اقوام گوناگون بوده است …بحث قرآن بجث دفاع و جنگ دفاعی و کارزار در برابر فتنه مشرکان مهاجم است نه بحث شمشیر کشیدن بروی دگر اندیش!
      درست بفهم قرآن را مردک!”

       
  154. ناشناس آشنا

    «عرض کردم: پریروز در نوشهر صحبت از صرفه جویی شد. بعد غلام به این فکر افتادم که امسال برای تولد والاحضرت همایونی یک عدد رولزرویس تقدیم می کنم! نکند احیانا علیا حضرت شهبانو بفرمایند والاحضرت را به اسراف و تبذیر آشنا می کنم، لازم نیست!
    آن وقت آبرویی پیش نوکرها برای غلام باقی نمی ماند! این است که از حالا خاطر مبارک را آگاه می کنم و جسارتا اجازه می خواهم.

    فرمودند: این یک مطلب خصوصی است، به کسی چه ربطی دارد؟!

    عرض کردم: زیر سایه اعلیحضرت همایونی خیلی پول دارم! پارسال امر فرمودید ۵۰ میلیون تومان [بیش از ۷ و نیم میلیون دلار!] زمین به دولت فروختم!

    وقتی پول دارم نمی توانم خودم را به گدایی و ننه من غریبم که معمول به ایران است، بزنم. گو این که در این دوره شکوفایی کشور، این پولی نیست!

    ولی بالاخره یک چیزی هست. وقتی این پول را دارم، آن وقت مثلا یک تفنگ بادی به ولیعهد تقدیم کنم که به مردم حالی کنم بی پولم؟! من مطلقا اهل این جور حقه بازیها نیستم!

    من زیر بار سایه اعلیحضرت همایونی اتومبیل بزرگ سوار می شوم، باغ بزرگ دارم و زندگی عالی دارم. چرا اتومبیل کوچک سوار بشوم و مردم را گول بزنم یا چرا باغ بزرگم را اجاره بدهم و برای گول زدن مردم در آپارتمان بنشینم؟!

    باغ بزرگ دارم، درِ آن را هم برای مردم باز دارم (در این جا حرام زادگی کرده و کنایه به نخست وزیر[هویدا] می زدم!).

    شاهنشاه خندیدند و فرمودند: من این طور می پسندم!»

    (خاطرات علم، جلد ششم، ص ۲۰۱- ۲۰۰. ۲۵ مرداد ۱۳۵۵).

    …………………..

    در این نظام آخوندی با همه فساد های رایج در آن باز ما می بینیم که مرتب از میان خیل دزدان و خالی کنندگان سفره مردم کس , کسانی افشاء و به محاکمه کشیده میشوند و تا آن جا که امکان پذیر است از اموال دزدی پس گرفته میشود چیزی که هیچ کس هیچ وقت در زمان شاه ندید و نشنید و اگر هم دزدی گرفتند در میان خودشان چیزی در باره میزان دزدی و دزد به گوش کس نرسید . این بخش کوتاه از خاطرات علم را من از یکی از نقل خاطره های علم که توسط جناب سید مرتضی در این سایت صورت میگیرد بر گرفته ام نه برای دفاع از حاکمیت تا خر خره غرق در فساد کنونی و نه برای این که نشان دهم در زمان شاه در دربار چه میگذشته و چگونه زمین هایی که در طول قرن ها خاندان های حکومت گذار در ایران تصاحب کرده بودند , زمانی که ایل و طایفه اشان حکومت را از ایل و طایفه حاکم قبلی گرفت و تمام اموال غارتی قبلی ها را خود صاحب شد ) در زمان مناسب ” به دولت فروخته میشدند ” و در واقع دو بار مردم سرقت میشدند . میدانیم که رضا شاه چیزی در حدود شش هزار ده آباد را از چنگ صاحبانشان در آورد . از میان این دهات تعدادی به صاحبانشان پس از تجمع آنها مقابل مجلس , پس از فرار رضا شاه , و اعتراض آنها , به آن ها برگردانده شد ولی اکثر آن دهات بوسیله همان نوکران دربار رضا شاه ” بطور قانونی ” به مالکیت پسرش در آمدند که پس از ” انقلاب سفید شاهانه ” باز به همان دولت ( ملت ) فروخته شدند و از جمله با همان پول هاست که بازماندگان شاه عمری را در ناز و نعمت سر کرده اند و تا صد ها نسل دیگرشان هم به کوری چشم مردم غارت شده و به گدایی افتاده خواهند کرد . اما منظور اصلی من از باز گو کردن این مطالب , که همه کم و بیش میدانند , این است که ببینیم چطور در سایه دیکتاتوری حاکم در کشوری نه فقط خود دیکتاتور میبرد و میخورد بلکه بدتر از آن هزاران هزار نوکر و عمله در خدمت دستگاه استبداد است که میبرند و میخورند . همین ها بوده و هستند که پاسدار دیکتاتوریند , همین ها هستند که از تازه به تخت شاهی نشسته ای , به حاکمیت رسیده ای , که شاید در آغاز حتی مخالف استبداد بوده , دیکتاتوری میسازند تا در سایه استبدادی که حاکم میکنند مردم را غارت کنند . همانطور که از محمد رضا شاه در سویس تحصیل کرده که اتفاقا انسان ملایم و مهربانی هم بود , دیکتاتوری ساختند برای غارت مردم . کاری که با همین سید علی گلشیری و شاملو خوان پیپ کش خودمان هم کرده اند . منظورم این است که دوستان شاه جونی ما هوشیار باشند که در کشور ما به خاطر وجود همان خاندان های حکومتگذار که حالا در خارج تشریف دارند و صاحب شرکت های چند میلیاردی هستند و در این وانفسای کمر شکن ریالی به مردمانشان در داخل و حتی در همان خارج هم کمک نکرده اند , این ها اگر برگردند باز از شاه دیکتاتوری میسازند مثل محمد رضا شاه .

     
  155. سیمای ضد مردمی سید علی خامنه ای
    بخش نخست: سید علی خامنه ای و فساد
    در طول چهل سالی که آیت الله خامنه ای (ریاست جمهور از ۱۳۶۰ و رهبر از سال ۱۳۶۸) که در عالی ترین مقام کشور بوده است، کشور را فساد های گسترده سیستمی و میلیاردی فراگرفته است و کمتر ماهی است که یک یا چند فساد میلیاردی رو نشود، متاسفانه سید علی خامنه ای را باندهای فاسد در کشور از همه طرف دوره کرده اند. متاسفانه سرباندهای های فساد کشور به دور بیت رهبری حلقه زده اند. کسانی که در 20 میلیارد دلار قاچاق سالیانه به کشور، ورود سالیانه غیر قانونی هزاران خودرو به کشور، زمین خواری… قاچاق از طریق حدود یکصد اسکله غیرقانونی و .. نقش دارند. خود سید علی خامنه ای هم نظر مساعدی به این باندهای فاسد دارد و از آنها حمایت می کند. بهر حال موضع رهبر راجع فساد ها و دزدی ها پوشیده نگهداشتن، کش ندادن بوده است و حتی فتوای شرعی داده گزارش دادن ظلم و فساد مسئولان به مردم حرام است که در لینک های زیر ملاحظه می فرمائید:

    خامنه ای: موضوع اختلاس را در مطبوعات کش ندهید و …. !!؟

    انتقاد شدید خامنه ای از برخورد با بورسیه های تقلبی/ خلاف قانون، تدبیر و اخلاق بود!

    گزارش صداوسیما از ناراحتی خامنه ای از برگزاری همایش مبارزه با فساد!

    مخالفت رهبری با تحقیق و تفحص مجلس از بنیاد تعاون ناجا/ سرداران متخلف در حاشیه امن

    مخالفت رهبر با افشای بیشتر ابعاد اختلاس

    پیام رهبر برای مقابله با فساد

    پیام عجیب خامنه ای به همایش ضد فساد! – این سمینار بناست چه معجزه ای بکند!

    اختصاصی جرس/توقف پیگیری پروندۀ فساد رحیمی با حکم حکومتی رهبری

    رسیدگی به پرونده فساد مالی رحیمی با تصمیم خامنه‌ای متوقف شده است

    وحشتناک دیدنی-شیوه برخورد حضرت علی(ع) با خائنین اقتصادی

    فتوای رهبری در خصوص حرمت اطلاع رسانی: گزارش دادن ظلم مسئولان به مردم حرام است

    دستورالعمل امام علی(ع) در برخورد با یک مفسد اقتصادی

    فرمان هشت ماده‌ای خامنه‌ای به سران قوا در رابطه با فساد اقتصادی

     
  156. محمد نوری زاد

    مصاحبه با محمد نوری زاد
    98/2/13

    آیا آمریکا وارد جنگ با ایران می شود؟

    http://iranefardalive.com/Archive/51713?fbclid=IwAR02GeWDO_o8BhmeMzljOLls1_4TiGCs_HxuN39hCz0PRxOWTGuUkeLW9s8

     
  157. آرتین ایران

    سلام بر ناظران گرامی
    انقلاب ایران چگونه مصادره شد؟!
    خمینی قبل از تصاحب قدرت:”نه رغبت شخصی من، و نه وضع مزاجی من، اجازه نمی‌دهند که بعد از سقوط رژیم فعلی شخصاً نقشی در اداره امور مملکت داشته باشم”(در مصاحبه با خبرگزاری آمریکائی Associated Press، نوفل لوشاتو، 17 نوامبر 1978])
    خمینی در ابتدای ورود به ایران با رمز عملیات هیچ:”دولت را به زودی معرفی می کنم”!!
    پ.ن)خمینی پس از تصاحب قدرت 10 سال قدرت بلامنازع کشور ایران بود!
    به امید ایرانی آزاد و آباد

     
  158. باعرض تبریک روزکارگربه تمام کارگران ایران زمین ودرودفراوان به گوهربانو عشقی مادرشهیدکارگرستاربهشتی ودرودبرمردآزاده وشجاع ودلیر ایرانپرست جناب نوری زاد وآقای دکترملکی،به امیدروزی که استبداد ودیکتاتوری وجهل وخرافات ازاین سرزمین رخت بربندد وکشوربه صاحبان اصلی آن که همانا مردم وجوانان ایرانی ووطن دوست وزحمتکشان بازگردد،شخصا امیدوارم که طولی نخواهدکشید که باآگاهی رسانی درست ومنطقی سایه خرافات وجهالت ومختخوارگی قشری متقلب وریاکار چون ملایان که همچون زالوهایی برتن وبدن این جامعه چسبیده اند وخون مردم رامیمکند ازمیان خواهدرفت ،کجای این انصاف هست که کارگرانی چون ستار کشته شوند وعموم مردم باعرق ریختن وزحمت کمرشکن تولیدثروت کنند وملاها بدون اینکه کاری انجام دهند پول مفت بگیرندبخورند وصیغه راترویج دهند وجهل وخرافات راتبلیغ کنند ،هرجای دنیا کسی اینگونه ترویج خرافات کند محاکمه میشود لیکن دراین مملکت بنهایت رفاه وثروت نیز رسیده اند ،هموطن التماس تفکر

     
  159. کمیسر حقوق بشر سازمان ملل خانم میشل باشله: از اعدام دو نوجوان ایرانی بهت‌زده شدم
    _______________________________________________________________________________________

    کمیسر حقوق بشر سازمان ملل گفته است از شنیدن خبر اعدام دو نوجوان در ایران بهت‌زده شده است. سازمان دیده‌بان حقوق بشر نیز اعدام این دو کودک مجرم را محکوم کرده است.

    به گزارش دویچه وله، میشل باشله، کمیسر حقوق بشر سازمان ملل متحد، اعدام دو نوجوان در ایران را محکوم کرد. او روز جمعه ۱۳ اردیبهشت (۳ مه) در ژنو گفت: «من بهت‌زده شدم.»

    باشله اعدام افرادی را که زیر سن قانونی مترکب جرم می‌شوند، نقض کنوانسیون حقوق کودک دانسته که ایران نیز به آن پیوسته است.

    مهدی سهرابی‌فر و امین صداقت روز پنجم اردیبهشت (۲۵ آوریل) در زندان مرکزی شیراز اعدام شدند. اتهام این دو “تجاوز در حین سرقت” اعلام شده بود و در زمان ارتکاب جرم انتسابی ۱۵ سال داشته‌اند. به گفته سازمان حقوق بشر ایران این دو متهم که نسبت پسرعمه و پسردایی با یکدیگر داشته‌اند “تحت شکنجه” به این جرم اعتراف کرده‌اند.

    حکم اعدام این دو نوجوان یکبار در دیوان عالی کشور نقض شده بود اما بار دوم تایید شد. این درحالی بوده که به نوشته سازمان حقوق بشر ایران، پزشکی قانونی رشد عقلی دو کودک-مجرم را تایید نکرده بود.

    مهدی سهرابی‌فر نیز به مدرسه ویژه کودکان دارای معلولیت ذهنی می‌رفته است. یک سخنگوی دفتر حقوق بشر سازمان ملل نیز تایید کرده که سلامت ذهنی این متهم مورد معاینه قرار نگرفته بود.

    سازمان دیده‌بان حقوق بشر ایران نیز اعدام این دو نوجوان را محکوم کرده است. مایکل پیج، معاون بخش خاورمیانه دیده‌بان حقوق بشر گفته است: «هیچ توجیهی برای اعدام کودکان وجود ندارد.»

    به گفته او مقامات ایران مهدی سهرابی‌فر و امین صداقت را “از یک مرکز نوجوانان مستقیماً به چوبه‌ دار منتقل کرده‌اند.”

    ایران مجرمان زیر ۱۸ سال را که به اعدام محکوم می‌شوند تا رسیدن به سن ۱۸ سالگی در زندان نگه داشته، سپس آنها را اعدام می‌کند. بدین ترتیب جمهوری اسلامی ایران مدعی میشود که افراد زیر ۱۸ سال را اعدام نمی‌کند. این در حالیست که بر اساس معیارهای بین‌المللی، منظور از “کودک مجرم” سن فرد در زمان وقوع جرم است و نه لحظه اعدام.

     
  160. پمپئو: تنها مردم ایران می‌توانند رژیم را تغییر بدهند
    ________________________________________________________________________

    به گزارش صدای آمریکا، پمپئو در گفت‌وگو با پادکست «اینتلیجنس مترز» که چهارم اردیبهشت انجام شد و در پاسخ به این پرسش که آیا کسی درون نظام توانایی تغییر را دارد یا نه گفت: تنها مردم ایران هستند که می توانند رژیم را تغییر بدهند؛ روحانی تغییری نمی دهد، ظریف و قاسم سلیمانی هم همین طور؛ یا فرمانده جدید سپاه پاسداران. این ها همانی هستند که بودند. من با کسانی هم‌صحبت بودم که در زمان گروگان‌گیری سفارت آمریکا، و تا یک هفته پیش از پایان آن گروگان گرفته شده بودند. همه آن‌ها به من یادآوری کردند رهبران فعلی ایران همان‌هایی هستند که آن زمان کتکشان می‌زدند. این‌ها همان شخصیت‌ها هستند.

    مایک پمپئو در مورد سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران و این که چرا به یکی از نقاط توجه دولت پرزیدنت ترامپ تبدیل شده گفت: ایران مهم است، چرا که در مرکز سیاست خارجی ما در قبال خاورمیانه و پایین آوردن خشونت و بی‌ثباتی قرار دارد. وقتی به استراتژی پرزیدنت ترامپ در مورد خاورمیانه نگاه می‌کنید، این طور است که: خطر ترور را چطور پایین می‌آورید؟ چه کسانی با منابع و پول هستند؟ وقتی لایه‌های این چالش را در لبنان کنار بگذارید به حزب‌الله می‌رسید، در یمن اگر این کار را بکنید به حوثی‌ها می‌رسید، وقتی می‌بینید چرا عراق نمی‌تواند مستقل بایستد، می‌بینید همه از یک جا جاری می‌شود و آن جمهوری اسلامی ایران است. از همین رو ایران به یکی از نقاط بنیادین تلاش‌های خاورمیانه ما تبدیل شد.

    او افزود: خیلی از عوامل در این حرکت وجود دارد. برخی از آن‌ها مختص ایران است و برخی فراتر از آن می‌رود. ولی به هیچ‌وجه راه خطا نروید. از دیدگاه ما جمهوری اسلامی ایران نقطه مرکزی بی‌ثباتی است که امروز در خاورمیانه شاهد آن هستیم.

    وزیر خارجه آمریکا در پاسخ به این پرسش که پس قصد اصلی آوردن آن‌ها سر میز مذاکره است گفت:‌ بله. ولی نه فقط برای رسیدن به توافق اتمی، که مجبورشان کنیم مثل یک دولت عادی و با تمامی خصوصیت‌های مرتبط با آن رفتار کنند.

    آقای پمپئو در مورد این که نیروی قدس پیشتر در فهرست گروه‌های تروریستی بود، ولی بعد چرا تمامی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به فهرست گروه‌های تروریستی اضافه شده گفت: بازوی اصلی اجرای ترور در تمامی نقاط جهان سپاه قدس است، ولی آن‌ها زیر نظر مستقیم رهبری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی کار می‌کنند. دلیل دوم این است که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی یک خانواده مافیایی است. حدود ۲۰ درصد اقتصاد ایران را در اختیار دارند. پس این سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است که در صنایع زیرساختی ایران رخنه کرده که بخش بزرگی از اقتصاد ایران است. این اضافه کردن آن‌ها به فهرست گروه‌های تروریستی به ما اجازه می‌دهد دنبال نقاط پول‌ساز آن‌ها که خرج سپاه قدس می‌کنند برویم و ماموریت ما واضح است: اگر بودجه سپاه قدس را پایین بیاوریم – برای مثال بین ۷۰۰ میلیون دلار تا یک میلیارد دلار که هر سال به حزب‌الله می‌دهند – دیگر توانایی پرداخت حقوق ندارند و ایجاد ترور خارجی برای آن‌ها سخت‌تر و دشوارتر می‌شود.

     
  161. سید مرتضی

    یادداشتهای اسدالله علم (پهلوی شناسی)
    ————————————————

    1-علم: فقط یک بار هفت و نیم میلیون دلار زمین به دولت فروختم! وقتی ثروتمند هستم، چرا بهترین هدیه ها را به ولیعهد برای تولدشان ندهم؟! اعلیحضرت تایید فرمودند!

    ✍️ اسدالله عَلَم

    «اجازه گرفتم اتومبیلی به والاحضرت همایونی تقدیم کنم به مناسبت تولد معظم له که فرداست. اجازه فرمودند!»

    (خاطرات علم، جلد چهارم، ص ۲۲۹. ۸ آبان ۱۳۵۳).

    «امروز مصادف با سالگرد میلاد مسعود والاحضرت همایون ولایتعهد بود که ۱۵ سالگی را پشت سر می گذارند و به اصطلاح شرعی کبیر می شوند. در تهران متأسفانه تشریفاتی برای این کار ترتیب نداده بودیم و به نظر من صحیح نبود.

    حضور شاهنشاه و شهبانو عرض کردم. فرمودند: باشد برای سال آینده.

    باری! حضور والاحضرت با تلفن عرض تبریک کردم. والاحضرت از تفنگی که حضورشان به همین مناسبت تقدیم کرده بودم، تشکر فرمودند. خدا این پسر را حفظ کند. به نظر من پادشاه بزرگی خواهد شد!»

    (خاطرات علم، جلد پنجم، ص ۳۲۲. ۹ آبان ۱۳۵۴).

    «عرض کردم: پریروز در نوشهر صحبت از صرفه جویی شد. بعد غلام به این فکر افتادم که امسال برای تولد والاحضرت همایونی یک عدد رولزرویس تقدیم می کنم! نکند احیانا علیا حضرت شهبانو بفرمایند والاحضرت را به اسراف و تبذیر آشنا می کنم، لازم نیست!
    آن وقت آبرویی پیش نوکرها برای غلام باقی نمی ماند! این است که از حالا خاطر مبارک را آگاه می کنم و جسارتا اجازه می خواهم.

    فرمودند: این یک مطلب خصوصی است، به کسی چه ربطی دارد؟!

    عرض کردم: زیر سایه اعلیحضرت همایونی خیلی پول دارم! پارسال امر فرمودید ۵۰ میلیون تومان [بیش از ۷ و نیم میلیون دلار!] زمین به دولت فروختم!

    وقتی پول دارم نمی توانم خودم را به گدایی و ننه من غریبم که معمول به ایران است، بزنم. گو این که در این دوره شکوفایی کشور، این پولی نیست!

    ولی بالاخره یک چیزی هست. وقتی این پول را دارم، آن وقت مثلا یک تفنگ بادی به ولیعهد تقدیم کنم که به مردم حالی کنم بی پولم؟! من مطلقا اهل این جور حقه بازیها نیستم!

    من زیر بار سایه اعلیحضرت همایونی اتومبیل بزرگ سوار می شوم، باغ بزرگ دارم و زندگی عالی دارم. چرا اتومبیل کوچک سوار بشوم و مردم را گول بزنم یا چرا باغ بزرگم را اجاره بدهم و برای گول زدن مردم در آپارتمان بنشینم؟!

    باغ بزرگ دارم، درِ آن را هم برای مردم باز دارم (در این جا حرام زادگی کرده و کنایه به نخست وزیر[هویدا] می زدم!).

    شاهنشاه خندیدند و فرمودند: من این طور می پسندم!»

    (خاطرات علم، جلد ششم، ص ۲۰۱- ۲۰۰. ۲۵ مرداد ۱۳۵۵).

    ===

    2-شاه: این خلبانهای ایرانی که برای ما دو تا دو تا خانم های اروپایی و آمریکایی و ایرانی می آورند، آیا می فهمند یا نمی فهمند که آنها را برای من می آورند و من با آنها چه می کنم؟!

    ✍️ اسدالله عَلَم

    «در کیش بین فرودگاه و کاخ، من در رکاب مبارکشان سوار بودم. سئوال فرمودند: مهمانها رسیدند؟!

    عرض کردم: اولی رسید، ولی دومی در راه است. همان هواپیما که اولی را آورد، برگشته که دومی را بیاورد!

    فرمودند: این خلبانها که اینها را می آورند، فکر نمی کنند برای کیست و برای چیست؟!

    عرض کردم: البته که فکر می کنند. چه طور ممکن است امیدوار بود که فکر نکنند؟! تنها امیدی که می توان داشت این است که فکر بکنند لااقل دومی متعلق به غلام است!

    شاهنشاه خیلی خندیدند! عرض کردم: می توان از مردم انتظار داشت که نبینند و نشوند، ولی نمی توان انتظار داشت که فکر نکنند و نفهمند!

    فرمودند: درست است. عرض کردم: به هر حال این مسائل مهم نیست. مهم آن است که کار کشور در چه حال است و آن که دز زیر سایه مبارک، عالی و بالاتر از عالی است!»

    (خاطرات علم، جلد پنجم، ص ۳۵۳. اول آذر ۱۳۵۴).

    ===

    3-شاه: تا حالا فکر می کردم من که تقریبا یک روز در میان بعد از ظهرها چند ساعتی با دختران آمریکایی و اروپایی و ایرانی گردش تشریف می برم، در دنیا رتبه اول را کسب کرده ام! اما این رئیس جمهور پدرسوخته آمریکا که علی امینی را به عنوان نخست وزیر به من تحمیل کرد! در ۲ سال ریاست جمهوری، با ۱۲۰۰ دختر شناوری کرده است!

    ✍️ اسدالله عَلَم

    «فرمودند: چیز عجیبی است. کندی ها را هم هو کرده اند! یک دختر آمریکایی که با [جان] کندی، رئیس جمهور، ارتباط داشته، حالا دارد فاش می کند که کندی در دوره دو ساله ریاست جمهوری خودش با بیش از ۱۲۰۰ نفر دختر آشنا شده است!

    حتی موقعی که قضیه خلیج خوکها مطرح بود و آمریکا در گرفتاری جنگ یا صلح با شوروی بود، آقا شب در استخرخ شنای کاخ سفید با دختران متعدد مشغول شناوری بوده اند!»

    (خاطرات علم، جلد پنجم، ص ۴۲۲. ۱۲ بهمن ۱۳۵۴).

     
    • عجیبه که این همه دختر اروپائی با ممرضا شاه خدا بیامرز همدمو همبستر بودن اما حتی یکیشون نقل خاطرات نکرد اونم تو دنیائی که همچی خاطراتی پول و شهرت میاره اما آمورتی این قلمای صدتا یه غاز ا درد و رنج گرسنه های ایرون چیزی کم نمیکنه

       
      • اینجور افتخار کردن ها و غالبا هم رشوه و مطالبه خسارت کردن،الان مد شده است! حالا یا با توجیهاتی فمینیستی و برای منکوب کردن افراد و اشخاص پولدار یا سیاسی مثل ترامپ و امثال او ،یا برای پر کردن جیب و نوعی کاسبی! و اینها مال زمان حالاست!

        اما آن موارد متعدد از دختران و زنانی که خانم بیار فاسد شاه (اسدالله علم) از آن در یادداشت های خود سخن گفته،هم بنای کار بر پنهان کاری از همسران و زنان دربار و فرار از دریافت لنگه کفش بوده! هم آن قضایا مربوط می شود به پیش و بیش از 50 ساااال قبل! و الان بعد از آن سالیان،همانطور که محمد رضا شاه زنباره و ملیجک خانم بیار او زیر خروارها خاک به ابدیت پیوسته اند،بسیاری از آن خانم خوشگلها که با هزارها دلار از پول ملت بدبخت و فقیر ایران،جذب گردش ها و ماساژهای عصرانه ملوکانه می شدند،هم یا مرده اند و زیر خروارها خاکند،یا پیرزنان بالای 70 80 سال! و شما باور می کنی که مثلا یک خانم 80 یا 90 ساله سوئدی بیاید ادعا کند:ننه! این من بودم که 60 سال قبل مرا با هواپیما به ایران بردند برای گردش و ماساژ عصرانه محمد رضا شاه؟!!
        بنابر این شما یک تجدید نظری در داوری و خردی که در داوری لازم است داشته باشی بد نیست!

         
  162. یک فعال کارگری

    قطعنامه” اثری از برتولت برشت

    نظر به اینکه
    ما ضعیفیم
    برای بندگی ما
    قانون ساختید
    نظر به اینکه دیگر
    نمی‌خواهیم بنده باشیم
    قانون شما در آینده باطل است
    تهدید می‌کنید ما را
    تصمیم ما بر اینست
    کز زندگانی بد
    بیشتر از مرگ بترسیم
    نظر به اینکه
    گرسنه خواهیم ماند
    اگر زین بیش تحمل کنیم
    تا که باز
    غارت کنید ما را
    مصممیم که زین پس
    از نان شب که فاقد آنیم
    کسی نیست ما را جدا نماید
    جز شیشه‌های ویترین
    نظر به اینکه
    با تفنگ و توپ
    تهدید می‌کنید ما را
    تصمیم ما بر اینست
    کز زندگانی بد
    بیشتر از مرگ بترسیم
    نظر به اینکه
    خانه‌های بسیار
    در هر کجا به پاست
    ولی ما
    بامی بر سر نداریم
    تصمیم ما بر اینست
    که در این خانه‌ها بخوابیم
    زیرا که دیگر
    زاغه‌هامان خوش نمی‌اید
    نظر به اینکه
    با تفنگ و توپ
    تهدید می‌کنید ما را
    تصمیم ما بر اینست
    کز زندگانی بد
    بیشتر از مرگ بترسیم
    نظر به اینکه
    ذغال‌ها به خروار
    در انبارهایتان پر است
    ما بی ذغال
    از سردی زمستان می‌لرزیم
    تصمیم ما بر اینست
    که آن ذغال ها را
    در اختیار گیریم
    نظر به اینکه
    با توپ وتفنگ
    تهدید می‌کنید ما را
    تصمیم ما بر اینست
    کز زندگانی بد
    بیشتر از مرگ بترسی
    نظر به اینکه
    موفق نمی‌شوید
    ما را دستمزدی کافی دهید
    خود کارگاهها را
    در اختیار خواهیم گرفت
    نظر به اینکه بدون شما
    ما را نان کافی خواهد بود
    نظر به اینکه با توپ وتفنگ
    تهدید می‌کنید ما را
    تصمیم ما بر اینست
    کز زندگانی بد
    بیشتر از مرگ بترسیم
    نظر به اینکه
    به گفته‌های دولت
    ایمان نداریم
    زین پس مصممیم
    رهبری را خود در دست گیریم
    و دنیای بهتری سازیم
    نظر به اینکه
    تنها زبان توپ را آشنا هستید
    و به زبان دیگری تکلم نمی‌کنید
    ناچار خواهیم بود
    لوله‌های توپ را
    به طرف شما برگردانیم

     
  163. کلامی در باب بلوغ سیاسی
    هر گاه نام رضا شاه بزرگ محمد رضا شاه فقید و شاهزاده رضا پهلوی به میان می آید برخی افراد تحریک می شوند و در مقابل ایشان موضع گیری می کنند.
    بسیار خوب این حق شماست. نظر شماست. صحبت من اما رد یا قبول این نوع موضع گیری ها نیست. از طرفداران و عاشقان بیت آیت الله العظمی امام خامنه ای رهبر مسلمین و مستضعفین جهان که بگذریم شمار زیادی از مردم مایل به جمهوری ایرانی و شماری نیز متمایل به پادشاهی مشروطه پارلمانی هستند.
    منطقی است که جمهوری خواهان و مشروطه خواهان در لزوم رهایی کشور از نظام قرون وسطایی آخوندی وجه مشترک دارند. هر دو خود را به دمکراسی و حقوق بشر و تحقق دنیای مدرن پایبند می دانند. سوال اینجاست که آیا اکنون زمان رقابت انتخاباتی بین جمهوری خواهان و مشروطه خواهان است؟ آیا در نظامی که اهدای گل به بانوان کافیست تا سر از زندان در آورید با آینده ای نا معلوم شرایط برای رقابت سیاسی سالم بین این دو طرز فکر وجود دارد؟ پس این حساسیت ها به چه درد می خورد؟ در جایی که امکان شکل گیری گفتمان یا دیسکورس آزاد سیاسی در جامعه با حضور کارشناسان تاریخ نگاران جامعه شناسان و صاحب نظران نیست چه جای درگیری سیاسی بین دو جناح است؟ به عقیده من کسانی که در مقطع کنونی به بهانه طرفداری از یکی از این دو جناح دیگری را مورد حمله قرار می دهند و قصد حذف آن را دارند نه جمهوری خواهند نه مشروطه خواه.
    اگر سایبری های نفوذی نظام نباشند افرادی کم اطلاع و از لحاظ سیاسی نابالغی بیش نیستند.
    شما اگر به موازین دمکراسی اعتقاد داشته باشید اختلافات را کنار می گذارید و رقابت سالم را موکول می کنید به بعد از خلاص شدن از هیولاهای خون آشامی همچون خامنه ای و مجتبی و طایب و دیگر دزدان و راهزنان و مافیای قدرت که چهل سال است خون ملت را می مکد.
    شاهزاده رضا پهلوی اکنون نه تنها برای طرفداران مشروطه بلکه برای بسیاری از جمهوری خواهان بعنوان سنبل یکپارچگی مردم مطرح است. وی بار ها تاکید کرده که نظام آینده ایران بنا بر رای مردم شکل می گیرد و او تا مشخص شدن نتایج صندوق های رای هیچ مقامی برای خود قایل نیست.
    در شرایط حاد کنونی که کشور در خطر فروپاشی و اضمحلال است مهمترین و حاد ترین دغدغه مردم حفظ یکپارچگی ملی و فراهم کردن زمینه قیام ملی باید باشد. پر واضح است که برای رسیدن به قیام ملی به رهبری واحد نیازمند هستیم. شماری از هموطنان که روز به روز بر تعدادشان افزوده می شود بنا بر شرایط و امکانات موجود موافق رهبری شاهزاده رضا پهلوی هستند تا بتوانیم کشور را از دوران پر تلاطم و نا هموار کنونی عبور دهیم و به ساحل نجات برسانیم. حال اگر فرد مناسب دیگری در سپهر سیاسی ایران ظهور کند چه اشکال دارد در کنار شاهزاده قرار گیرد و با او هم آوا شود و چه بسا رهبری را بر عهده گیرد. باور کنید خود شاهزاده پشت سر این فرد قرار خواهد گرفت. بنا بر این تعصبی در شخص نیست. شما که رضا پهلوی را قبول ندارید فرد مورد علاقه خود را معرفی کنید و از مردم بخواهید پشت سرش بایستند.
    مشکل اینجاست که افراد کاری بلد نیستند بغیر از نه گفتن. به این منوال پیش برویم یکسال که سهل است هزار سال آینده هم آخوند ها بر کشور سلطه خواهند داشت و مثل زالو خون ملت را خواهند مکید و طلبکار هم خواهند بود و منت هم سرمان خواهند گذاشت.
    مردم ونزویلا بسیار سریع رهبری گوایدو را پذیرفته اند و در حال تکمیل مراحل قیام ملی هستند. وی یک فرد فرا جناحی نیست بلکه حزبی دارد و رقبای سیاسی فراوان منتهی مردم ونزویلا و رقبای سیاسی گوایدو از بلوغ سیاسی کافی برخوردارند و این را درک کرده اند که اکنون زمان درگیری جناحی نیست بلکه باید وحدت ملی را حفظ کرد.
    ونزویلا اواسط قرن نوزدهم میلادی متولد شد. دو قرن از حیاتش می گذرد. جمعیت ونزویلا ترکیبی است از قبایل بومی و مهاجران اسپانیایی و پرتغالی.
    ایران کشوری است با ……. سال قدمت. فلاسفه آن را مهد تمدن بشر می دانند.
    خجالت آور نیست ما در بلوغ سیاسی از ونزویلا عقب بمانیم؟
    البته اگر دوستان گوشزد کنند که ونزویلایی ها از آفاتی به نام محمد خاتمی و میر حسین موسوی و رفسنجانی مصون ماندند باید به ایشان حق داد. اگر بگویند بلایی که شیخ کلینی و الکافی بر سر ملت ایران آورده در ونزویلا موجود نیست باید قبول کرد ولی با این حال چه اشکال دارد ونزویلایی ها را سرمشق قرار دهیم و از بلوغ سیاسی ایشان بیاموزیم؟

     
    • بابا یگ کسی بیاد حالی این بنده خدا که مدعی بلوغ سیاسی هم هست کنه که:بالام جان! آن سبو (رضا خان میر پنج!) بشکست و آن پیمانه (محمد رضای پهلوی خانم بیار!) ری…!

      مشکل اساسی اینه که بلوغ سیاسی باید بفهمه که رضای جامانده از آن سبو و پیمانه! محبوبیت خاصی بین اپوزیسیون 77 رنگ نداره! بلوغ سیاسی یعنی فهمیدن این قضیه که “رضای مزبور جامانده از آن سبو و پیمانه و جقّه همایونی”نه تنها نزد اپوزیسیون 77 رنگ محبوب نیست (مگر نزد نابالغان سیاسی جامانده ای مثل حضرت مستطاب عالی!) بلکه اصلا وجود او از باب “وجودک ذنب لایقاس به شی!”مایه اختلاف و سردرگمی اپوزیسیون بیچاره است!

      وقتی “جامانده آن سبو و پیمانه و جقّه!” و خاندان و حول و حوش او هنوز در حال ارتزاق از پول های دزدیده شده از ملت ایرانند که سبو و پیمانه در بانک های خارجی برای آنها گرد آوردند و خودشان هم شب و روز اینقدر دنبال خانم بازی و خانم آوردن بودند که زود بامراضی مبتلا شدند و رفتند آنطرف ماجرا!،همین اپوزیسیون 77 رنگ که مثلا شما سپوکس من امریکا یکی از آنان هستی،هم پشمی بکلاه باقیمانده آن سبو و آن پیمانه نمی بینند تا او را سمبل مبارزه علیه اراده سیاسی مردم ایران قرار دهند! سمبل هاردا دی بالام؟! و سمبل نمن دی؟!

      شما همین حال خودت را ببین! وقتی داری نقش “سپوکس من” نظام سلطه و زور امریکائی رو بازی می کنی که قصد فضولی و کودتا و دخالت نظامی در کشور ونزوئلا داره و مردم دنیا و کشورها رو بحال خودشون باقی نمی گذاره و مایله “دموکراسی زورمدارانه امریکائی” و در واقع منافع خودش رو با زور و تهدید و تحریم به کشورهای دیگر دنیا صادر و تحمیل کنه،آنوقت شما و امثال شمارو چه به “بلوغ سیاسی” و “وحدت و ائتلاف”؟!

      شما شاهیست ها و اون ربع پهلوی الان “اِند اِند اِند” تفرقه و عدم بلوغ سیاسی هستید و واقعش هم این است که اگر فرضا هم (فرض محال که محال نیست!) باقیمانده همان سبو و پیمانه را دوباره بازگردانید درست مثل زمان خود آن سبو و پیمانه دیگر جایی برای گروههای مختلف از چپ چپ گرفته تا راست راست باقی نخواهید گذاشت! چون این سیلی را زمان پیمانه (محمد رضای زنباره) خوردید و تجربه شد!

      در هر حال،بلوغ سیاسی اینه که بفهمید دیگر در ایران نه جا برای پیمانه است و نه جا برای سبو و نه جا برای بادمجان دور قاب چینان آن پیمانه ها و سبوها! چون مردم ایران تصمیم تاریخی خود را گرفتند و آن پیمانه ها و سبوها و غلامان و چاکران آنها را برای همیشه به زباله دان تاریخ ریختند! اینجا اگر اشکال و اختلافی وجود داشته باشه مردم اونو بین خودشون حل می کنند و اعتنائی به “سبو روحت شاد ندارند”!
      همین!

       
      • از خدا ميخواهم آنقدر به شما عمر عطا كند تا با چشمان از حدقه بيرون زده خلاف
        گفته هاي خود را ببيني .

         
    • چه پاسخ متین و محترمانه و مستدلی به کسانیکه جز توهین و فحاشی چیزی در چنته ندارند.
      با تشکر.

       
  164. نوری زاد گرگی است در لباس میش شیپورچی اصلاح گران اصلاح طلب است وظیفه اصلی ایشان اتحراف افکار عمومی است اگر جسارتی دارد که ندارد عملیاتی را که از شروع تغیر رژیم انجام داده و نقش خود را در ب قدرت رسیدن آبدارچی های قهوه ای و بنفش ب روشنی بیان نماید یا ب نوعی طلب مغفرت نماید.
    در غیر این صورت سکوت بهترین هدیه حضرتشان ب مردم همیشه در خلسه است.

     
    • و آقا یا خانم جمالی چه جسارتی دارد و چه عملیاتی برای تغییر رژیم انجام داده؟؟؟؟؟

       
  165. شما بودى كه دست ناشايستگان را ميبوسيدى و همكارى ميكردى، خودمانيم با اقيانوس هم پاك نمى شويد، بلايى كه امثال شما مغز تهى هاى مذهبى سر ما آورديد ، اسكندر و مغول بر سر ما نياورد، آقاى نوريزاد خر خودتى برادر خيانتكار!!!!!!متاسفانه ملت شريف ايران زود گول شما هنرپيشه ها را ميخورند. آخوند و سپاهى و بسيجى ////خوب ميدانند كه بايد بيشتر از منتقدان خود را نقد كنند تا افكار عمومى را آرام كرده و زمان بخرند، چه كسى بهتر از شما كه اين نقش را برايشان بازى ميكند!!! اگر عذاب وجدان گرفته بودى فقط با خودكشى آرامش پيدا مى كردى، چهار نسل را سوزانديد جناب نوريزاد!!!!!

     
  166. نوری زاد

    منم آرزومه این حرفهایی که در باره تو میگن دروغ باشه و شما واقعا با مردم ایران باشی و با این دجالان نباشی که ایشالا نیستی.چون فکر نمیکنم یک انسان بتونه تا این حد بی شرافت باشه که بیاد و انقدرتودل مردم جاباز کنه وبعد بهشون خیانت کنه. اگه انقدر بی شرافت باشه ازترس مردم که تکه پاره اش خواهند اینکارو نخواهد کرد

     
  167. درود بر شرف وازادگی شما آقای نوری زاد. دنیا مال آدمهای پست وبی شرفی هستش که آنرا دو دستی چسپیدن و براش هم همه چیز خود شون رو فروختن.اینها نه انسانیت.نه ابرو .نه ترس از بدنامی. هیچ چیز باارزشی دیگه برای خودشان باقی نگذاشتن. دلم تیکه تیکه شد وقتی در دقیقه آخر فیلم (داستان گذرنامه) آن جمله رو به پسرت گفتی

     
  168. آقای نوری زاد

    به سلامتی قشنگترین واحد پول دنیا ” تومن ” که هم( تو) توش هستی هم( من) ولی اون نه تو جیب تو هست و نه توجیب من

     
  169. نوری زاد جان
    این آخوندا رو دیدین که لباس سپاه رو پوشیدن و هشتگ “من سپاهی‌ام” میزنن؟ حالا اگه بهشون بگی بیاید دو ماه برید خدمت سربازی، ۴۰تا حدیث و روایت برات میارن که “جبهه جنگ ما همین جبهه فرهنگی است و ما نباید لباس پیامبر را با هیچ لباس دیگه‌ای عوض کنیم” #دلاوران_پوشالی

     
  170. جناب نوری زاد عزیزم

    ‍ یک دوست ایرانی متخصص آب مقیم آمریکا در رابطه با سیل ایران برای ما چنین نوشته‌:
    «شاید ندانید ولی من بیست‌و‌نه سال در سمت هیدرولوژیست ارشد و متخصص مدیریت سیل در تگزاس مشغول به کارم. این فاجعه بزرگ اخیر ایران قلب مرا شکسته. وطنم قلب من است….
    اندازه‌ی باران که آنجا آمده، آنقدر ناچیز و ‌پیش‌پاافتاده است که وقتی بچه‌های سر کارمون از من پرسیدند، خجالت کشیدم بگم…..راه حل برای اینگونه فجایع طبیعی هست. در شهر ما یک شبه بیست‌وسه اینچ باران میاد و دو ساعت بعد شما یک قطره آب در خیابان‌ها نمی‌بینید. یک دوست در ایران از من راه حل پرسید. گفتم: اول غارتگران اموال عمومی و اختلاسگران را بدون هیچ ملاحظه‌ای زندانی کنید ….بعد دزدهای دولتی را زندانی کنید!
    با مدیریت منسجم، بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و هدر ندادن پول مردم می‌شه یک سیستم مدیریت سیل راه انداخت. در شهر ما، ما هزاران آبکند داریم. هر محله، هر مرکز فروش و تجارتی، هر پارکینگ ، برای خودش اجبارن باید قبل از احداث، یک آبکند به اندازه مساحت اون جا بسازه.
    این آبها در این Retention Ponds (مخزن آبگیر) جمع می‌شن …شما اگر باران‌های سیل آسای تگزاس و یا سیاتل را داشتید، در همان روز اول تمام استان زیر آب می‌رفت. ما سیل ها را با ” صد ساله” و پانصد ساله” طبقه بندی می‌کنیم. آنچه شما در ایران داشتید، یک باران معمولی بهاره در تگزاس است. برای مثال باید بگم در هالووین پنج شش سال پیش، ما بیست و دو ( 22) اینچ معادل ۵۵ سانتیمتر ارتفاع ریزش باران داشتیم که فقط یک محله که آن هم در ده متری یک نهر بود مورد آسیب قرار گرفت.

    ما اینجا دریچه‌های سدها را به روی مردم باز نمی‌کنیم. در شهر ما دو سد بزرگ است که سازمان مدیریت کلرادوی سفلا اون‌ها را مدیریت می‌کنه. من با اونها از نزدیک کار می‌کنم. نمی‌خوام کشورم را ملامت کنم، ولی اونجا خیلی کار داریم. بچه‌های سر کارم وقتی پرسیدند چند اینچ بارون اون سیل را راه انداخته، خجالت کشیدم بگم. در شهر ما دوازده سال پیش، بیست و سه اینچ بارون ( حدود 60 سانتیمتر ) در بیست و چهار ساعت ریخت، آب از آب تکان نخورد.
    ما یک تیم صد و پنجاه نفره داریم که هر روز ( بله هر روز) سیلاب‌های شهر را نظارت می‌کنند. شاید فکر کنید تگزاس خشک است، ولی بیایید و ببینید که ما چطور برای جلوگیری از سیل نهضت درختکاری و چمن راه انداخته‌ایم.

    در تگزاس شما اگر یک درخت را بدون اجازه چندین ارگان شهری، ایالتی و یا دولتی فدرال قطع کنید، یک جرم بزرگ محسوب می‌شه. اینجا ما آنلاین ثبت نام می‌کنیم و دو هفته بعد برایمان سه تا درخت مجانی می‌آورند و می‌گذارند جلوی در و می‌روند.
    در تگزاس، قبل از اینکه شما اجازه و پروانه ساخت یک مجتمع تجاری را بگیرید، باید نشان بدید که به ازای مساحت اونجا ، چه مخزن آبگیری در نظر دارید. ما اینجا دو نوع آبکند داریم که احداث اونها اجباری است. یکی Retention Pond و دیگری Detention Pond.. در جاهای بزرگ تر هم Flood plane داریم. این آبکند‌ها ، گنجایش سیل صد ساله تا پانصد ساله را دارند. این‌ها بدین دلیل نیست که این سیل‌ها هر صد سال و یا پانصد سال رخ می‌دهند. مثلا باران شب هالووین هفت سال پیش، بیشتر از بیست و‌سه اینچ (حدود نیم متر) باران را یک شبه ریخت و رفت. فقط خانه‌هایی که بیست متر از Williamson Creek فاصله داشتند، مورد خسارت قرار گرفتند. در اینجا خانه‌ای نزدیک به رودخانه و نهر گران تر و ناب‌تر است. ….
    در عکس زیر یک سردار داخل آب دارد مصاحبه می کند
    جای دیگری نبود؟

     
    • سید مرتضی

      “شاید ندانید ولی من بیست‌و‌نه سال در سمت هیدرولوژیست ارشد و متخصص مدیریت سیل در تگزاس مشغول به کارم. این فاجعه بزرگ اخیر ایران قلب مرا شکسته. وطنم قلب من است….
      اندازه‌ی باران که آنجا آمده، آنقدر ناچیز و ‌پیش‌پاافتاده است که وقتی بچه‌های سر کارمون از من پرسیدند، خجالت کشیدم بگم…..راه حل برای اینگونه فجایع طبیعی هست. در شهر ما یک شبه بیست‌وسه اینچ باران میاد و دو ساعت بعد شما یک قطره آب در خیابان‌ها نمی‌بینید”.

      (پایان نقل قول)

      —–
      بارندگی شدید و سیلاب در بسیاری از نقاط ایران

      “سازمان هواشناسی ایران پیش‌بینی کرده که در ۴۸ ساعت آینده بر شدت بارندگی در مناطق جنوب و جنوب غرب ایران افزوده خواهد شد در برخی مناطق میزان بارش به حدود ۴۰۰ میلی‌متر می‌رسد…”

      به گزارش خبرگزاری تسنیم محمدرضا رحمان‌نیا، مدیرعامل شرکت آب منطقه‌ای استان گلستان گفته است که میزان بارش در برخی از ایستگاه‌ها به ۳۱۵ میلیمتر هم رسید و به گفته او کل بارندگی متوسط استان در شرایط عادی ۴۵۰ میلیمتر است یعنی بالغ بر ۶۰ درصد بارندگی سالیانه در ۲۴ ساعت اتفاق افتاده است…

      http://www.bbc.com/persian/iran-47690388

      —-
      132 میلی متر بارش باران در سه روز برای لرستان ثبت شد

      خرم آباد – ایرنا – مدیرکل هواشناسی لرستان گفت: 132 میلی متر بارش باران در سه روز برای لرستان ثبت شد که شهرستان های پلدختر و دلفان با 165 میلی متر بیشترین بارش ها را داشته اند….

      به گزارش ایرنا، محمد ناصر هاشمی شامگاه چهارشنبه در نشست ستاد بحران استان که با حضور وزیر ارتباطات و فناوری و رئیس مجلس شورای اسلامی برگزار شد، اظهار داشت: در سه روز بارندگی شدید در لرستان در روز نخست 8.6 میلی متر، روز دوم در شهرستان پلدختر 142، الیگودرز 45 و خرم آباد 106 میلی متر بارش باران ثبت شد.

      وی بیان کرد: میانگین بارش باران در روز سوم 97 میلی متر بود و در روز سوم بارش باران میزان کمتری نسبت به روزهای قبل داشت.

      مدیرکل هواشناسی لرستان ادامه داد: در مجموع 132 میلی متر بارش در سه روز ثبت شد و متوسط بارندگی ها در شهرستان های دلفان و پلدختر با 165، الیگودرز 57 میلی متر و در خرم آباد 16 میلیمتر ثبت شد….

      http://www.irna.ir/lorestan/fa/News/83264202

      —-
      بارش بیش از ۲۹۱ میلیمتر بارش باران در گلستان

      معاون توسعه و پیش بینی هواشناسی گلستان گفت: میزان بارش استان از ابتدای سال زراعی تا به امروز ۲۹۱ میلیمتر و ۷ دهم بوده است.

      محمدرضا رحمان نیا معاون توسعه و پیش بینی هواشناسی گلستان در گفتگو با خبرنگار گروه استان های باشگاه خبرنگاران جوان از گرگان، گفت: سامانه اخیر که در سطح استان فعال بود تا به امروز بارش‌های خوبی را در استان ایجاد کرده است که در مناطق شهری بین ۲۰ تا ۷۰ میلیمتر و ۳۰ تا ۷۰ سانتی متر ارتفاع برف در ارتفاعات گزارش شده است.

      وی ادامه داد: میزان بارش استان گلستان از ابتدای سال زراعی تا به امروز ۲۹۱ میلیمتر و ۷ دهم بوده است و در مقایسه با دوره بلند مدت آماری ۵۸ درصد افزایش داشته است.

      رحمان نیا گفت: همچنین این میزان در مقایسه با سال گذشته ۴۹ درصد افزایش داشته است و در بین شهرستان‌های استان بیشترین بارش‌ها با ۴۲۶ میلیمتر مربوط به رامیان است…

      https://www.yjc.ir/fa/news/6823534/

      —-
      بارش های سیل آسا هم خشکسالی سیستان و بلوچستان را برطرف نکرد..

      بررسی خبرنگار ایرنا نشان می دهد که این شرایط در جریان بارش های سنگین باران در حدود 40 نقطه سیستان و بلوچستان روی داده که میزان بارش های 15 نقطه بیش از 60 میلی متر بوده است….

      مدیرکل هواشناسی سیستان و بلوچستان در بخش دیگری به وضعیت بارش های این استان از ابتدای فروردین تا کنون اشاره کرد و گفت: در این مدت «هامون» در شمال استان با دریافت 4.8 میلی متر باران کم باران ترین شهر و «نگور» در جنوب استان با دریافت 187 میلی متر باران، پربارش ترین شهر استان بوده است….

      48.2 میلیون مترمکعب آب وارد سدهای استان شد
      فعالیت سامانه های بارشی اخیر برای منابع آبی سیستان و بلوچستان نیز نجات بخش بود چرا که تا قبل از این بارش ها وضعیت این منابع در آستانه شرایط بحرانی قرار داشت….

      مدیر عامل آب منطقه ای سیستان و بلوچستان ادامه داد: حجم ورودی آب به سدهای شی کلک چابهار و خیرآباد نیکشهر نیز به ترتیب 2.9 و 1.35 میلیون مترمکعب برآورد شده است.
      وی خاطر نشان کرد: هم اینک مجموع آب ذخیره شده در هفت سد مخزنی سیستان و بلوچستان 448 میلیون مترمکعب است….

      http://www.irna.ir/sb/fa/News/83215484
      —-
      پی نوشت:من قصدم رفع و رجوع یا رفوی کمبودها یا کاستی ها یا قصور و تقصیرهای حکومتی در باب مسائل مربوط به سیل اخیر نیست ،اما میگم وقتی ولگردی در شبکه های فریبکار اجتماعی با غرض ورزی و عدم اطلاعات دقیق تلفیق بشه،نتیجه اش میشه همین جور نوشته های کپی پیستی بی مایه یا کم مایه امثال بردیا!

      بعد این رفیق غیر منصف ما در این سایت،اصلا توجه نمی کنه ،یکی بمیزان و حجم بارش های سیل آسای اخیر در ایران،و دیگری شدت و وسعت آن که تقریبا همه استانهای ایران را فراگرفته بود،ایشون میره با کپی پیست اینجور مطالب ساختگی و کلیشه ای در شبکه های اجتماعی،قیاس میکنه بارش در یک ایالت از ایالت ها امریکا رو با حجم و وسعت و شدت بارش های سیل آسای اخیر در ایران که تقریبا تمام کشور ما را درگیر کرده بود!

      حالا اینها را ضمیمه کنید به اطلاعاتی که هرچند یکبار از آسیب های طوفان ها و بارش ها و سیل ها به ایالت های مختلف امریکا،در خود رسانه های داخل امریکا منتشر میشه! تا شناخت بیشتری پیدا کنید به روشنفکرهای جامعه ما امثال بردیای این سایت که چه جور یا کشک می سابند یا سر دیگران را شیره مالی!
      بالاخره اینا ثمره لزوم مخالفت های کلیشه ای با یک نظامه دیگه! آمار و ارقام نمن دی؟!

       
      • تکمله:

        می خواهید منابع اینجور افاضات را که دستاورد ولگردی های بردیاها در شبکه های اجتماعی است هم بدانید؟!
        اینهم آدرس های اینجور کلیشه های تبلیغاتی بی محتوا و غالبا دروغی که در شبکه های اجتماعی دست بدست می شوند!

        https://www.instagram.com/p/BwENsokFdbI/

        https://www.balatarin.com/permlink/2019/4/5/5069348

        https://fr-fr.facebook.com/pages/category/Arts—Entertainment/shahrvandyar/posts/
        —-
        https://www.pictame.com/user/mhsltnk/3940919066

        https://deskgram.net/darushdana
        —-
        پی نوشت:نمی گویم شبکه های اجتماعی بد است یا نباید از آنها استفاده کرد یا باید حتما آنها را فیلتر کرد،حرفم این است که ما ایرانیها هنوز فرهنگ بهره گیری درست از تکنولوژی های جدید را یاد نگرفته ایم،از کسب اطلاع،تحقیق، منبع یابی،رشد علمی و چیزهایی از این قبیل که باید هدف اساسی اینجور تکنولوژی ها باشد،فقط تکثیر بدون تحقیق،هیاهو و غوغا سالاری،بهره برداری بد برای تخریب افراد یا گروهها،استفاده های غیر اخلاقی،ورّاجی های بدون پایه و اساس،آنرا یاد می گیریم و همه چیز و همه کس را از ظنّ خود یار خود می دانیم! خصوصا اگر اپوزیسیونی خسته،فرسوده،بی منطق،وابسته،و ناامید باشیم! می شویم همان ضرب المثل “الغریق یتشبّث بکلّ حشیش”! حشیش در اصل لغت یعنی خار و خاشاک کنار مرداب ها یا تالاب ها!

        حالا واقعا اون معزّی نامی که برداشته یک مزخرفات آماری رو سرهم کرده واقعا یک هیدرولوژیست بوده؟! یا واقعا توی تگزاس امریکا بوده یا توی تگزاس دروازه غار تهرون خودمون؟! یا آمارهایی که در باره تگزاس و غیر تگزاس و سیلابهای ایران داده درست بوده یا نبوده؟! اینها برای بردیاهای سرگردان مهم نیست! مهم این است که روزی شب شود،و تیری در تاریکی های سایت هایی مثل سایت نوریزاد رها شود!

         
    • این کتاب را بخوان تا متوجه شوی که چرا …
      https://mamnoe.files.wordpress.com/2011/03/dive-moghadas.pdf

       
    • این متن کلا جعلی است

       
      • کار بردیا هم در فضای مجازی چیزی جز این نیست که با سطحی نگری،هر مطلبی که بنوعی طعن سیاسی به جمهوری اسلامی باشد را منعکس کند!
        بله بنده هم با ارائه اعداد و آمار رسمی اعلام شده در باره میزان بارش ها در فروردین امسال،خواستم سستی،پوچی و بی فکرانه بودن اینگونه نقل قول های کذب و بی منطق روش شود.

         
  171. پرویز خرسند

    سلام برادرعزیز !
    تلاش هاوازجان مایه گذاشتن های
    حضرت نوری زاد به اندازه ایست که
    همه ی ماراازآدم بودن خودمان به
    تردیدمی اندازد . من که دربرابر او
    بیش ازهرموقعی آرزوی جوانی میکنم
    وتوان همراهی بااو ؛ گرچه مرددم که
    درصورت یافتن اکسیرمحال جوانی هم قدرت وشجاعت همپایی بااورا
    نمیتوانم داشت ، چنان که بسیاری از
    جوانان امروز ! پس چراخودمان را
    فریب بدهیم ! اوازداروندار خودبریده
    وعاشق مردمی است که چندی تنهاشان گذاشته بود ولی مگرمابرای
    مردم چه کرده ایم که چنین آسوده ایم
    دریغا جوانی ولذت ازخودبریدن و
    به خلق پیوستن !

    شاعر حسینیه ارشاد

     
  172. درود بر ملکه ی قلب ها در سودان
    درود بر آلا صالح
    شیرزن مهندسی که سودان را به ارزه درآورد.
    او با شعر و موسیقی و رقص در سودان انقلابی به راه انداخته است که دیکتاتور خونخوار سودان را سرنگون کرد.
    این تصویر او در تاریخ جاودانه خواهد شد.
    او ۲۲ ساله است و در رشته معماری در دانشگاه بین المللی خارطوم درس میخواند. او در یکی از ویدئوها خطاب به معترضین میخواند:
    “ما را به اسم دین سوزاندند … ما را به اسم دین کشتند … ما را به اسم دین زندانی کردند … دین از آنها بری است … دین میگوید بگذر … نمیگوید ساطور به دست بگیر … میگوید عبور کن و در مقابل بایست … و با حاکمان مقابله کن …”
    و در میان هر مصرع، معترضین میگویند: ثوره. به معنای انقلاب.
    **
    او درباره ی جهانی شدن تصویرش به گاردین گفته بابت دیده شدن تصویرش در این سطح خوشحال است زیرا این عکس «به مردم سراسر جهان این امکان را داده که از این طریق از انقلاب سودان باخبر شوند». او میگوید: «روزی که آن عکس گرفته شد، من به ۱۰ تجمع مختلف رفتم و سرود انقلاب را برای مردم خواندم. بار اول به میان پنج شش زن رفتم و شروع به خواندن کردم؛ آنها هم شروع به همخوانی کردند و بعد تجمع بزرگی شکل گرفت».
    او دربارهی مشارکت زنان در این راهپیماییهای اعتراضی میگوید: «زنان سودانی همواره در انقلابهای این کشور مشارکت داشتهاند؛ اگر تاریخ سوران را نگاه کنید، ملکهها دولتها را هدایت میکردند و این بخشی از میراث ماست». یک کاربر سودانی هم در توئیتر نوشت «سودان پر است از این ملکهها و آلاء صالح فقط یکی از آنهاست». صالح میگوید به اینکه در این انقلاب نقش دارد افتخار میکند و امیدوار است که انقلاب سودان به اهداف خود برسد.
    سرود «الثورة» به معنی انقلاب، سرودهی شاعر سودانی به نام ازهری محمدعلی است. بندی در این سرود هست که میگوید:گلوله نمیکشد؛ آنچه میکشد، سکوت مردم است.
    محمود کویر

     
  173. عکس از من
    تفسیرش از سید مرتضی
    یه ماله بکش ببینیم سید

     
  174. نوری زاد نوری زاد نوری زاد
    من یکی از این جوانها هستم
    می دانی اینجا کجاست؟
    حتما می دانی
    روستای سیل زده چم شهران
    معمولان
    چه خوب که دیدیمت
    چه روزی بود آن روز
    یکی خبر آورد که بدوید نوری زاد اینجاست

     
  175. سیل
    سیل
    سیل
    گوهر عشقی
    زندانیان سیاسی
    معلمان زندانی
    کمک به خانواده های زندانیان سیاسی
    تهران
    شهرستانها
    سفر
    سفر
    با این سن و سال؟
    خوب شد که آیت الله نشدی وگرنه همه اش در بیت مکرم بیتوته می کردی.
    در دزفول ((پاهای میثم))
    درود آقای نوریزاد عزیزم
    عامیانه سخن میگم و راحت
    واقعا تو کی هستی
    تو یک فرشته هستی، یا اینکه یک انسان واقعی هستی
    خیلی خوبی خیلی خوبی
    چطور به این درجه از انسانیت دست پیدا کردی
    لطفا بنویس برای همه بنویس راه و روش انسان بودن رو
    بی پرده بگم احتیاج داریم مثل شما تلاش کنیم تا به اصل خویش بازگردیم
    اونموقع هستش که میتونیم خواهان یک حکومت ایده ال باشیم وگرنه هر روزمان بدتر از روز گذشته خواهد بود
    تنها آرزوم این است که یکبار شما رو در آغوش بگیرم و بر پیشانیت یک بوسه نثار نمایم

     
  176. عربای با شعور
    ملاهای بی شعور
    اینجا میدونید کجاست ؟

    اینجا قبلا صحرای امارات بوده ، الان تبدیل شده به پارک انرژی خورشیدی محمد بن راشد در دوبی ، که بزرگترین مجموعه جذب و ذخیره انرژی خورشیدی در جهان هست و قراره میزان دی‌اکسید کربن رو 6.5 میلیون تن سالانه کم کنه

    دقت کنید، صحرا بوده 🙂

     
  177. میم نیک افکار

    متاسف شدم استاد عزیز ولی نگران نباشید مگر این وضع چقدر میتواند ادامه داشته باشد. این داستان همه پدر و مادرها یی است چشم انتظار دیدار فرزندانشان هستند. و این بهایی و قیمتی است که ما برای آزادی می دهیم. وزارت اطلاعات خیلی تلاش کرد که برای مثال من را به سفارت بکشد و از ضعف و عشق من به خانواده سوع استفاده کند. پدر و خواهرم را به وزارت اطلاعات کشید. بریدها را به خونه ما برد و از رعفت و عفو براشون صحبت کرد که موقع برگشت هیچ مشگلی برای کسی پیش نمی آید و تهدیدهای دیگر. بیاد میارم که پدرم پشت تلفن گریان میگفت دیدارمان در قیامت و بلا خره بعد از پانزده سال دوری چشم از جهان بست. اکنون نوبت مادر شده کهولت سنی دارد و از این نگرانم که او را هم بعد سالها نبینم. ولی این چیزی است که ما اگاهانه انتخاب کرده ایم. هر موقع چنین افکاری بسرم میزند یاد هزاران دختر و پسر جوانی می افتم که گرفتار و اسیر چه هیالوهایی در اوین و سایر زندانها بودند. و جهان خبردار نشد که چه بلاهایی سرشان آوردند. بله همینطور که گفتم این قیمت و بهای آزادی است که هر کسی در حد توانش پرداخت میکند. مطمئن باشید دیدار اباذر عزیز هم دور نیست.

     
  178. آسد مرتضی

    ‏سینما مکلف شده ازین به بعد فیلمها رو بر اساس ۴ رده سنی دسته بندی و نمایش بده.
    خیلی جالبه؛ ازدواج بچه زیر ۱۲ سال اشکال نداره ولی بعضی فیلما رو نباید ببینه

     
  179. آقای نوریزاد
    نظام به سرعت به فرمان رهبری عمل کرد و ارایش جنگی گرفت
    و در روز کارگر حدود چهل کارگر را بازداشت کرد ، اگر این سرعت عمل در اجرای فرامین رهبری نیست پس چه است؟
    این دو نفری که عکسشان را می بینید
    خوب نگاه کنید
    یکی نیستند؟
    راهشان
    رسمشان
    حرفشان
    نگاهشان
    به انسان
    به هستی
    به دنیا
    به مردم

     
    • سید مرتضی

      آرایش جنگی،تعبیری بود برای اشاره به آرایش جنگی دشمن (احمقهای حاکم بر امریکا) در جنگ سیاسی و اقتصادی،نه جنگ نظامی.

      به بردیا توصیه می کنم،غیر از وبگردی -و فی الواقع ولگردی-در سایت ها و شبکه های اجتماعی و کپی پیست چرندیات چند نفر مثل خود،وقتی می خواهی سخن کسی را ارزیابی یا تحلیل کنی،خودت به اصل مطلب مراجعه کن و از این و اون تقلید کورکورانه نکن.این مغالطه را ظاهرا اول رضا حقیقت نژاد کرد و مقلّدانی مثل بردیا هم اونو نفهمیده مضمضه کردند.

      عبارت رهبر جمهوری اسلامی در این زمینه این بود،ببین:

      ” آرایش دشمن، آرایش جنگی است؛ در میدانهای سیاسی، اقتصادی و فضای مجازی. علی‌الظاهر از لحاظ نظامی، آرایش جنگی ندارند که البته نظامی‌های ما حواسشان جمع است.

      -در مقابل این آرایش جنگی، ملت هم باید آرایش جنگی بگیرد و مهم‌ترین کار، حفظ اتحاد و وحدت کلمه است. همه مراقب باشند به‌خاطر اختلاف سلیقه‌های کوچک مقابل هم قرار نگیرند چون قدرت این ملت و آن چیزی که به این کشور اقتدار میبخشد، اتحاد است”

      https://www.asriran.com/fa/news/665706/

      —-
      پی نوشت برای بردیا: حالا شما که اینقدر مدافع کارگر و معلّم هستی،چنین جربزه ای در خود سراغ داری که از ولگردی در فضای مجازی بیرون آمده و به عالم واقعیت خارجی در آیی و به تظاهرات آنها جلوی مجلس بپیوندی،یا مثل مدیر این سایت ترجیح دادی که در این دو روز،در اقدامی صلح جویانه و مسالمت آمیز و بی خطر،بجای رفتن جلوی مجلس،ملاقاتی با خانواده یک معلّم یا یک کارگر کنی و یک سلفی خوش ژست با آنها بگیری؟!

       
  180. خیاط هستم

    سلام اقای نوریزاد صحبتهایتان درباره گذرنامه را گوش کردم خیلی ناراحت شدم لعنت بر زورگویانی که اینگونه به شما ظلم میکنند و شما را از دیدن فرزند محروم میکنند نمیخواهم بگویم فکر هیچ چیز را نکنید ولی تورو خدا مراقب خودتان باشید ناراحتی قلبتان را میگویم خلاصه نگرانتیم

     
  181. سلام اقای نوری زاد عزیزم. امیدوارم برقرار باشی
    ویدئوهایی که تو کانال گذاشته بودی رو دیدم و توضیحات شما هم شنیدم. توی صدای شما یک غم بزرگ بود. غم سرزمین. یک تنهایی بزرگ بود از این همه آور مصیب بر مردم و این همه حجم بدبختی که مثل افت ملخ ها به گندمزار ایران حمله ور شده اند . این صدای شما درد بزرگ چنبره زده
    به قول خودتان هیولاهای سپاه بر این سرزمین هست. آیت الله هایی که در زیر عمامه هایشان خون ها چکه میکند و با یک چرخش خودکار زندگی ها را زیرو رو. چندین سال است که این حالت صدای شما را میشناسم. این حالت ناراحتی و رنجش از تنهایی مردک است. از اینکه مردک را میبینی که چطور هرچه بیشتر گرفتار باتلاق میشوند ولی همه شان بنوعی دچار عارضه ی جهموری اسلامی شده اند. همانند همان مامورهایی که در فرودگاه ایلام شمارا بدرقه میکردند و با شما سوال جواب میکردند. همانند همین مامورهایی که در اق قلا برای ساعاتی شما را بازداشت کردند. اینها جرات نکردند به خاطر حقوق و ماهیانه ای زبان حق بگیرند و کلام حق بشنوند. همان مامور راهنمایی رانندگی حرف درست را به شما زد که وقتی برای جریمه شمارا نگه داشت و شما را به جا آورد از جریمه کردن امتناع کرد و گفته بود کسانی چون تو حرف دل ما را میزنی ولی این قپه ها نمیگذارد ما حرف بزنیم و جراتش را نداریم.
    سرتان سلامت و سایه تان برقرار

     
  182. سلام عرض میکنم بزرگوار
    من متنی رو‌که در گروه گذاشتم عینن برای حضرتعالی فوروارد کردم‌ ،مطمئنم پیشنهاد خامی بسیار دارد اما بهمین اندازه هم همت نمیزارند دوستان وهم میهنان

    سلام
    اجازه از بزرگواران هموند سرپولک
    میخام تا چیزی که بنظرم مهم اومد
    بعرض رفقا برسونم یا همون بگم
    چند مدتی هست چندکه چه عرض کنم خیلی وقته انگار هرچی ادم من میشناسم بعلاوه خودم مسخ شده اند، انگار بیخبر تمام کارهایی که ب اونا الغاء شده رو مو ب مو انجام میدهند ،،،
    کسی از کسی دستور یا فرمانی نمیگیرید ولی عینن همه یکسان همان کار را انجام میدهند،،
    ماشین شده ۱۴۰ میلیون همه اونهایی که پولش رو‌دارند میخرند
    تمام کالاهایی که نمیخام یکی یکی اسم ببرم میخرند
    از هرکدوم بپرسی که پرسیدم ؟
    میگه من نخرم ببین چندنفر پیش خرید کردند همه دارند میخرند ،،،
    این تفکر اون چیزی هست که هرحکومتی ارزوی ان را دارد ،
    (ازیکی ازهمین اشناها وبرادران ایمانی طرح سوالی کردم ،،،)
    پرسیدم فرض کن زن شوهرداری
    تن فروشی میکند بهردلیل
    اکثرادمهایی که میشناسی با اون خانم نشستی داشتند ، چرا شما اینکارو نمیکنی ؟؟؟؟
    خوب میتونید خودتون حدس بزنید که کلی دلایل موجه وانسانی برای ناپسند بودن اینکار برایم گفت ،،،،،،
    حالا سوالم اینه
    کارگر جز مقدار پول نون نداشته باشه واسه خانواده ش
    معلم جای روزی ۸ ساعت ۱۴ ساعت درس بده قاعده ۸ ساعت کارش هم پول ندهند بهش
    حالا واسم مساله ست که کسی بره پمپ بنزین ۵۰ لیتر بنزین بزنه ، و کلی هم لذت ببره که مقداری پول کمتر داده ،،،،، قربون این حضرات برم امروزه انگار فقط وفقط خودمون روعشقه باقی رو ،،، فلان لق شون ،،،
    عزیز دل برادر ،،،، ۱۵ روز بنزین نزن
    اگه مث داستان بالا که عرض کردم
    مقیاس میخوای بگیری که هیچ شما کارخودت رو بکن ،،، ولی اگر قراره هرکاری که میکنند عین ماست نیگاه کنیم ،،،نمیخاد جنگ مسلحانه
    انجام بدی ۱ ماه مردباشیم بنزین نزنیم ،،،،وقتی اینجور میروند توصف پمپ بنزین یعنی پس فردا اگه میخواهید بنزین روگرون کنین
    عیب نداره ، ما امادگی ش رو داریم ما منتظریم ( ازشما دستور دادن‌،،،، ازما ب سر دویدن )
    اگه کسی حاضرنیست همین اندازه گذشت داشته باشه تروخدا بهونه ودلیل های صدمن یه قاز نیاره
    همین والسلام ،،، ولاغیر ،،،ودیگرهیچ

     
  183. گیتی- وکیل

    سرآن ندارد امشب که برآید آفتابی
    چه خیالها گذرکردوگذرنکرد خوابی
    با کسی مجادله ندارم ؛ اندیشه خود را می نویسم ؛ هرکه به آزادی اندیشه وبیان که ازپایه های نخستین دمکراسی است باورداشته باشد بجای ورود به مجادله با هراندیشه ای وازبالانگاه کردن به دیگران
    به انتشار باورهایش می پردازد .
    گویا شما با نوشته هایم اشنا نیستیدکه قلم را باتیغ اشتباه گرفته وتاخته اید.
    یکی از معدودکسانی که در یورش تب مصنوعی تزریق شده به جامعه سال ۵۷ به هذیان گویی نیافتادودربرابر هجوم دینداران تسلیم نشدبه تنهایی استوارانه ایستادگی کردودر کنگره سراسری وکلا احکام فقهی را به چالش کشید من بودم که تاوانش را هم دادم وهرگز از این که در رفراندوم ملتهب شدگان شرکت نکردم ودایم هشدار میدادم که ابرقدرتها آشی برایمان پخته اندبایک وجب روغن بیم وهراس به دل راه ندادم .
    وکلای معمر مرا می شناسند و میدانند چگونه هرگز سرخم نکردم وبرای آب و نانی بیشتر بدست ارگانهایی که مترصد شکار افراد برای مزدوری خودهستندصید نشدم .
    پروانه کارم را آیت الله گیلانی بهمراه چند وکیل دیگر که زبان درازی میکردیم بدون هیچ محاکمه ای درسال ۶۲ باطل اعلام و خانه نشین کرد ؛ ابطال پروانه نه زبانم را کوتاه کردونه قلمم را شکست که همچنان مینوشتم و میگفم ودر همایشها به جهل و خرافه میتاختم .
    دردفاع ازحقوق زن و جفایی که دردرازای تاریخ براورفته دمی از پای ننشسته ام واز سال ۷۶ که هیات مدیره کانون با آرای وکلا انتخاب شدندوپس از استقراراز قوه قضاییه خواستار رسیدگی به وضع من و وکلایی که بدلیل زبان درازی ازکارییکار شده بودندشدندوپس از رسیدگی واحراز این که باگروههای سیاسی چپ و راست همکاری و هماندیشی نداشته ایم ناگزیر شدند پروانه هایمان را پس دهند.
    شوربختانه قلم بدستان مابرای خودنمایی بدون اگاهی وشناخت از سابقه کسی یک نوشته ازصدنوشته اش را ملاک تاختن قرار داده وبه آزادی اندیشه و قلم حرمت ننهاده بدون شناخت از پیشینه اش به پند و اندرزش می پردازند.
    از سال ۷۶ که پس از ۱۴ سال بکار وکالت بازگشتم بیشترین اوقاتم راصرف پرونده
    دگراندیشان کرده وبسیاری را بدون چشم داشتی به حق الواله به انجام رسانیده و برخی را از چوبه دار نجات دادم .
    اگرازپیشینه ام نوشتم برای این است که اززهر قلمتان بکاهیدوبه کسی که درهمه زندگی گامی به پس نرانیده وهمچنان در مقام مبارزه از پای ننشسته وبه جلورانده و میراند آگاه شوید .
    مراازکوچکی پدرم با بزرگان ادب پارسی آشناوبه ادبیات دلبسته کرد ؛ با انکه در رشته حقوق قضایی تلمذ کردم هرگز از مطالعه و تحقیق وانماندم .
    یک خوانشگربرداشت خودرامی نویسدو دردیدگاه همگان میگذاردشوربختانه در ایران هنوز قلم بدستان نیاموخته اند که بازبان منطق بسخن بنشینندویا بنویسند بجای نقد نوشته به نویسنده میتازند.
    درپاسخ به آقایانی که هریک به تیغ زبان بجای قلم خودرا اراسته اند باید بگویم
    بامادام کوری وخدمتی که بجامعه بشری کرده آگاهم ونیز در مطالعاتم با آسمان و جهان ستاره ها آشنا واین که کیهان در حال انبساط است و کهکشانها با خنیایی دل انگیز درحال دورشدن ازهم هستند .
    وبه اقایی که گفته زنان صدسال است به جامعه ورود کرده اند ونتوانسته اند به جایی برسند باید بدانند که زنان دراین صدسال توانسته اند به پای هزاران سال که مردان یکه تاز میدان علم ودانش بوده اند برسند ، امروز دهها زن دانشمند در ناساکار میکنند وهنوزچندسالی از رُخدادریاضیدانی چون مریم میرزاخانی نگذشته که شگفتی همه جهانیان را برانگیخته است .
    زنان از یکصدسال پیش اگربه مبارزه با مردان خودخواه و پیورز خشک مغز پرداخته اند ب ای این بوده که قوانین را مردان نوشته وانان را به پستوها رانده بودند و هزارسال دیگر هم باید مبارزه کنتد تا پدران وبرادران خشک مغز اجازه دانش اندوزی به زنان خانواده بدهند .
    هنوز زنان درکشورهای پس افتاده از آزار مردان چه جسمی وچه روانی در امان نیستند وهمچنان دراندیشه شکستن در قفس اند .
    تنها به مردانی میتوان باورداشت که به جای پرداختن به جنسیت وتحقیر زنان
    دخترانشان را به دانش اندوزی تشویق میکنندتابجای اویزان شدن به مردی بنام شوهر برای لقمه نانی ؛ خود نان آورباشند
    از خوانندگان نوشته هایم می خواهم که بی خودخواهی و برخ کشیدن دانسته ها یشان ونااگاه شمردن نویسنده تنها به نقد نوشته به پردازندتابا تبادل اندیشه روبرو باشیم نه ستیزه گرانی نااگاه .
    من انچه شر