سر تیتر خبرها
فراخوان محمد نوری زاد، آیت الله خامنه ای را برای مباهله! + فایل صوتی همین نوشته + فایل صوتی” چرا خمینی گاندی نشد؟” + فیلم سفر به گچساران و…+ مصاحبه با نوری زاد (ایران فردا 24 اسفند 97)

فراخوان محمد نوری زاد، آیت الله خامنه ای را برای مباهله! + فایل صوتی همین نوشته + فایل صوتی” چرا خمینی گاندی نشد؟” + فیلم سفر به گچساران و…+ مصاحبه با نوری زاد (ایران فردا 24 اسفند 97)

سلام به جناب آیت الله خامنه ای،
یک: مباهله آنجا پای بمیان می نهد که راه بر عقل و انصاف و ادب و خیرخواهی و منفعتِ جمع بسته باشد. و یا دو طرف، آنچنان به حقانیت خود مطمئن باشند، که از جایی که ایستاده اند، قدمی به عقب بر نگردند. احساسِ این روزهای بسیاری از مردم ایران بر این است که: شما و حواریونتان به راه جفاکارانه ی خود می روید و مردم را در بیراهه های غارت و تحقیر وانهاده اید. در این سالها، جمعی از خیرخواهان، از جان گذشتند و با شما خیرخواهانه سخن ها گفتند تا مگر بخود آیید و دست از ستم بشویید. من خود تا کنون، چهل نامه ی مستقیم و بیش از سیصد نوشته که به مسئولیت های شما مربوط است، رو به شما نوشته ام تا مگر شما را به اطوار ستمگرانه تان، و به ضرباهنگِ مرگ تلخی که چهارنعل بسمت شما می شتابد هشدار داده باشم. دریغ که شما – همانند همه ی ستمگران – با تخریبِ همه ی دارایی های مردم ایران، به سمت افق مطلوب خود می روید و هیچ اعتنایی نیز به آنسوتر از اطوارِ خویش نمی کنید.

دو: من شما را به مباهله فرا می خوانم. برویم بجایی و همدیگر را نفرین کنیم و از خدا برای همدیگر بلا بخواهیم. مکان مباهله دو جا باشد. یکجا به انتخاب شما، جای دیگر به انتخاب من. شما با یارانتان به عرصه ی مباهله بیایید و من نیز با یارانم. بهانه ی این مباهله نیز حکم وحشیانه ای باشد که برای بانو نسرین ستوده بافته اید. سی و هشت سال زندان، و یکصد و چهل و هشت ضربه شلاق. قبول؟

سه: شاید مکان مطلوب شما برای مباهله، بهشت زهرا باشد. و در میان مزار شهدا. خوبست؟ شما بیایید و فرزندتان جناب مجتبی خامنه ای و یکی از عروسان و یکی از نوه های تان. برای محکم کاری، دست جناب جنتی را نیز بگیرید و با خود به میدان آورید. شما پنج تن، مگر نه این که در پیشگاه خدا آبرو دارید؟ پس دست به آسمان ببرید و بر ما نفرین ببارید. باشد؟

چهار: مکان مطلوب ما، خاوران است. گورستانی از زندانیانی که سراسیمه با چهار خط نوشته ی جناب خمینی اعدام شدند و جنازه هایشان با کمپرسی در آنجا خالی شد. شاید بپرسید من با چه کسانی به صحنه ی مباهله می آیم؟ من با بانو گوهرعشقی می آیم. که مأمورین شما پسر رشید او را که تنها نان آورش بود، زدند و کشتند. دیگر که؟ جناب رضا خندان، شوی بانو نسرین ستوده. دو نفر دیگر؟ مهراوه و نیما. دو فرزند رضا خندان و نسرین ستوده. ما نیز پنج تن ایم.

پنج: موضوع مباهله چه باشد؟ ادعای ما و ادعای شما. همزمان در دو جا و دو مکان مشخص، همدیگر را نفرین می کنیم. و اما شما، پیشنهاد می کنم برای این که دل خدا را بدست آورید، در میان مزار شهدا، دست به ریش جناب جنتی ببرید و رو به آسمان کنید و بگویید: ای خدا، اگر به من و به پسرمن و به عروس من و نوه ی من نمی نگری، بر این پیرمرد رحم آور که من بارها، بارِ یک مملکت را بر دوش او نهاده ام و او نشده که از حمل آن همه بار، پای پس بکشد. خدایا ریشه ی این نوری زاد و دار و دسته اش از بیخ برکن که مرا در این سن و سال به این معرکه کشانده اند. خودت می دانی که من هرچه کرده ام برای برکشیدنِ نام تو و مذهب تو و اهل البیت و قرآن تو بوده. خدایا اگر مرا در کنار این شهدا خوار و خفیف کنی، تا ابد کسی از راه و رسم تو و اهل البیت محبوب تو سخنی به میان نخواهد آورد. خلاصه خود دانی. نوری زاد و دار و دسته اش مرا به ستمگری متهم می کنند. خودت بگو، من آیا ستمگرم؟ خودت مگر به من دستور نداده ای که مراقب دینت باشم؟ خب این مراقبت، گاه به پول و گاه به خون نیازمند است. من کاری بیرون از چارچوب های تو مرتکب نشده ام. خدایا تا می توانی بر سر مخالفان من بلا ببار و نسل شان را از زمین برکن.

شش: ما نیز در خاوران می گوییم: ای خدا، سیدعلی خامنه ای یک ملای بی ستاره بود که بضرب یک انقلاب هردمبیل، زد و رهبر شد. اما نه که انسان را نمی شناخت، حق و حقوق مردم را قبول نداشت، تعامل با مردم ایران و جهان را نمی شناخت، ادب را نمی شناخت، و یک چیزهایی از آرمانهای مخوف اسلامی در سر داشت، دست به مال و جان و ناموس مردم برد و تا توانست از کیسه ی مردم ایران پول برداشت و تا توانست معترضین را زندانی کرد و تا توانست مخالفانش را کشت و تا توانست پول های بی زبان مردم ایران را به بیرون از مرزها فرستاد تا مگر اسمی در کند و خود را مثلاً در آغوش تو اندازد. ای خدا، این است ادعای ما، اگر دروغ می گوییم ما را بخار کن و چیزی از ما بجای مگذار. اگر راست می گوییم، چیزی از سیدعلی و دار و دسته ی ایرانخوارش بجای منه!

هفت: قبول؟ ما برای مباهله آماده ایم. این فراخوان، هرگز یک شوخی و مطایبه نیست. نیز پرتاب سنگی در تاریکی نیست. این مباهله، خروجیِ دردها و زخم ها و آرزوهای تباه شده ی جمعی از مردم ایران است که از شما جز دروغ و تحقیر و دزدی و خونریزی در داخل و خارج ندیده اند. ما را برای مباهله خبر می کنید؟ دوازده فروردین خوبست؟ روز جمهوری اسلامی. که در آن روز، یا با جزغاله شدنِ ما، قوام و بقای شما حالا حالاها دوام خواهد آورد، یا با دود شدنِ شما، مردم ایران از شرّ نکبتی به نام جمهوری اسلامی و خزعبلی به اسم ولایت فقیه خلاص خواهند شد. با احترام و ادب

محمد نوری زاد
بیست و دوم اسفند نود و هفت – تهران

مصاحبه با محمد نوری زاد( ایران فردا – 24 اسفند 97)

فایل صوتی ” چرا خمینی گاندی نشد؟”
با صدای محمد نوری زاد

فایل صوتیِ ” فراخوانِ محمد نوری زاد آیت الله خامنه ای را برای مباهله”

گزارش تصویری سفر نوری زاد به گچساران و چرام و دهدشت و….

Share This Post

درباره محمد نوری زاد

489 نظر

  1. دمب حسن سه چارک!
    —————————–

    – صد سال به اون سال ها، زیر سایه خمینی، همه چیزامون کوپینی!
    این را همیشه آقام می گفت. نور به قبرش ببارد.

     
  2. آیت الله سید علی محمد دستغیب: با آزادی محصورین و زندانیان سیاسی، مردم را در ایام نوروز خوشحال کنید

    آیت الله سید علی محمد دستغیب در نامه‌ای خطاب به آیات عظام و حجج‌اسلام نوشت:

    بسمه تعالی

    قال الله تبارک و تعالی: إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْکُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدامَکُمْ (سوره محمد، آیه۷) چنانچه خداوند را یاری کنید، خداوند شما را یاری می‌کند و قدم‌هایتان ثابت و استوار می‌ماند.

    حضور محترم آیات عظام در قم، نجف و سایر شهرستان‌ها و حجج‌ اسلام در هر مکانی

    سلام علیکم و رحمة الله و برکاته

    شما ‌بحمدالله در سایه انقلاب اسلامی که به رهبری یک مرجع ممتاز و اهل معرفت مرحوم امام خمینی و به فداکاری مردم ایران مقام مرجعیت در جهات دینی و دنیایی مردم را در دست دارید. که البته توجه دارید آسایش شما و همه مردم در سایه جان‌بازی هزاران شهید و معلول و صبر و بردباری خانواده آنها بوده و هست.

    امّا انتظار آنها که رفتند و آنها که هستند چه بوده و چه هست؟

    اول از همه عمل به قرآن و سنّت در تمام جهات.

    دوم: فداکاری مسؤولین برای مردم از جهت دین و دنیا؛ ازجهت دینی متخلق بودن به اخلاق اسلامی و از جهت دنیایی گذشت از مادیات برای مردم.

    سوم: صداقت و امانت در مواجهه با مردم و کارهای آنان.

    چهارم: تحمّل در برابر نصیحت‌ها، اعتراضات و احیاناً در جوابگویی عاقلانه و محترمانه.

    پنجم: پرهیز از تعریف و تمجید‌های آنچنانی که موجب فساد‌های فردی و اجتماعی می‌شود.

    ششم: افراد صالح و متعهد و آشنا به امور برای پست‌های مختلف وجود دارند و احتیاج به اینکه یک‌ نفر چند پست داشته باشد نیست و چه بسا یک ‌نوع بی‌اعتنایی به آنها باشد و قهراً مورد اعتراض.

    هفتم: یاد‌آوری این معنا که علمای دین ـ ‌آنطور که شنیده شده ‌ـ از جهت مادّی سعی می‌کردند هم‌ردیف طبقه پایین جامعه باشند و مخارج زندگی آنها از راه خمس و سهم امام علیه‌السلام یعنی زائد بر مؤونه کسبه و تجار اداره می‌شد که همان را هم به فقرا و مستمندان کمک می‌کردند.

    هشتم: بارها تذکر داده شد که نظارت استصوابی در مورد انتخابات مجلسین خبرگان و شورای اسلامی و ریاست جمهوری به معنای رأی محصور و محدود به‌ نظر چند نفر از آقایان است امّا مثل اینکه آن وحی منزل است و اعتراض به هر‌نحوه ممنوع و مطرود است.

    نهم: علت دین‌گریزی جوانان در مدارس و دانشگاه‌ها چیست؟ ممکن است عدم تطابق گفتار و عمل بزرگان و اولیای امور باشد! ممکن است فقر اجتماعی با آن‌همه ثروت نهفته در سرزمین زرخیز ایران! ممکن است طرد و حصر نخبگان و فرهیختگان صادق و مورد علاقه مردم بخصوص جوانان باشد!

    دهم: شنیده شده فساد اخلاقی از هر نوع بخصوص در بین جوانان رو به‌گسترش است که یک علت آن فقر اجتماعی است و اهل اطلاع بارها تذکر داده‌اند و خطرات آن را گوشزد کرده‌اند.

    یازدهم: گفته می‌شود اتحاد داشته باشید، وحدت رمز پیروزی است، آری امّا تحقق این معنا به عمل می‌باشد که از جمله آنها برای مثال در حال حاضر احتیاج به رئیس قوه قضاییه‌ای داریم که محبوب مردم باشد همانند آیت‌الله سید محمد موسوی خویینی که سال‌ها در خدمت انقلاب و همراه با امام امت و مردم بود، همچنین رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام شخص محترم و مقبول جامعه اسلامی حضرت حجت‌الاسلام‌و‌المسلمین آقای سید محمد خاتمی است. البته اگر اغراض شخصی جهت اتحاد کنار برود، تا دید مردم نسبت به چهل‌سالگی نظام واقع‌بینانه باشد.

    عزیزان: جایگاه شهدا نزد پروردگار صاحب شرع محفوظ، امّا اگر اصلاح جامعه با اجرای قرآن و سنّت شروع شد ارواح آنها کمک‌کار خواهند بود و اگر بی‌اعتنایی گردید ارواح شهدا بی‌اعتنا و حتی در غضب بوده و سرانجام خوبی نخواهد بود. بیایید و این ایام نوروز را که آمیخته با اعیاد دینی است مردم را خوشحال کنید و امیدوار، یک قدم بردارید و آن آزادی بی‌قید و شرط محصورین از جمله آقایان حجت‌الاسلام‌و‌المسلمین کروبی و میرحسین موسوی و خواهر رهنورد و همچنین زندانیان سیاسی که سال‌ها در زندان به سر می‌برند و دلجویی از امثال حجت‌الااسلام‌و‌المسلمین سید محمد خاتمی می‌باشد.
    به امید آن روز.

     
  3. رشحه ای از رشحات فضائل خاندان پهلوی!

    در شبهاي باصطلاح عزاداري بايد خيلي احتياط كرد

    ✍️اسدالله علم

    “واقعاً علیاحضرت فرح یک فرشته است. با من خوب نیست، حق دارد. چون اولاً مرا نمی شناسد، ثانیاً هر زنی- مثل زن خود من- با دوست نزدیک شوهر خودش خوب نیست، زیرا فکر می کند اینها با هم عقب زن بازی می روند و اتفاقاً درست هم هست!.”(خاطرات علم، جلد دوم، ص ۱۳۷).

    “سرلشگر هاشمی نژاد، فرمانده گارد، خواسته بود اجازه بگیرم با خانم خودش به مکه برود. به عرض رساندم، ضمناً عرض کردم، به او گفته ام خانم را به مکه بفرست، خودت هم فعلاً در این دنیا به بهشت برو! شاهنشاه خیلی خندیدند. فرمودند، اینها نمی گویند ماها خیلی فاسق هستیم؟! عرض کردم، این بزرگها که خیر، زیرا می دانند شما واقعاً و قلباً مرد خدا هستید. ولی سربازهای کوچک که تحت تأثیر تعلیمات قشری اسلامی هستند، فوق العاده ممکن است خطرناک واقع شوند. به این جهت در شبهای به اصطلاح عزاداری باید خیلی احتیاط کرد. من یک شب تاسوعا در شیراز، با آن که کاری نمی کردم فقط با دوستم بودم، نوکرهایم به من شام ندادند!”

    (خاطرات علم، جلد دوم، ص ۱۴۴).

     
  4. سلام و درود

    عید نوروز را به همه ایرانیان و ایرانی تباران و تمام کسانیکه نوروز را عید خود میدانند و به شیوه سنت ستوده ایرانیان باستان در ابتداییترین روز از سال نو، تمام کینه ها و کدورتها را از اندرون بیرون میکنند و با شستن و زدودن دل و روح و روان خویش، خود را آماده پذیرش راستی و درستی و مهربانی و دوستی و دانش و تقوا میکنند تبریک و تهنیت عرض میکنم. همچنین نوروز را به انسانهای دلیری که در درون مرزهای ایران عزیز و فراسوی مرزهای آن، از منافع و موجودیت و امنیت مردم و استقلال و عزت کشور گرامیمان دفاع میکنند تا ایرانیان بتوانند همچنان آزادانه عید نوروز، عید غدیر، عید فطر، عید قربان، عید مبعث، عید کریسمس، عید پاک، عید پنطیکاست، عید شبات، عید پوریم و…. و جشن سده، جشن نیکو کاری و جشن عاطفه ها را عید و جشن بگیرند، و پیروان ادیان و فِرَق و مذاهب مختلف و باورمندان به فلسفه هایی که شادی و خوشبختی و رفاه و راحت خود را در برخورداری همگانی از این نِعَم بزرگ اکتسابی خداوندی میبینند و جستجو میکنند نیز صمیمانه تبریک میگویم. ایران جاودانه در سالی که گذشت، در جبهه دیپلماتیک به پیروزی و کسب اعتبار قابل قبولی دست یافت ،زیرا با همت و پایداری مردان و زنان نامدار و گمنامی که در آشکار و نهان به میهن و مردم و آیین خود عشق میورزند و برای موفقیت و سربلندی مردم و میهن تا پای جان نیز دست از میهن و مردم دوستی خود بر نداشتند و به وظایف انسانی و حرفه ای خود در برابر مردم ایران عمل کردند ، و به آرمانها و پیمانهای عالی و متعالی انسانی و میهنی خود وفادار ماندند، لذا در مصاف با زورگویان و انحصار طلبانی که با توطئه ها و تحمیل کردنهای خود در صدد تطمیع و تسلیم کادر دیپلماتیک وزارت امور خارجه و در نتیجه، تسلیم کردن مردم ایران از طریق مذاکره و راههای ظاهراً قانونی و کسب امتیازات نا مشروع و چپاول داشته ها و اندوخته های مکشوف و نا مکشوف کشور و مردم ایران بودند موفق عمل، و آزمونهای بزرگ و سترگی را تجربه کردند که تا کنون در تاریخ کهن و مدون ایران سابقه نداشته است، سرخ روی و سرافراز شدند زیرا در مقابل اتحادیه عظیم امپریالیسم دوزخ خوی بین‌المللی و باج خواهی زورگویانی که بی پروا پیمانها و عهد و میثاقهای پذیرفته و امضاء شده خود و تعهدات و قوانین و هنجارهای بین‌المللی، مصوب سازمان ملل متحد را، قلدر مآبانه میشکنند، تسلیم نشدند.درود بر آنان، و پایمردیشان افزون باد !
    در جبه جنگهای تحمیلی، نیابتی نیز مدافعان و جهادگران ایران به نحوی عالی به وظایف خود عمل کردند و به میثاق خود با میهن و مردم وفادار ماندند، همچنین با سرکوب و مضمحل کردن کانونهای سرطانی فتنه و خاموش کردن آتشهای بزرگی که راهزنان بین‌المللی بر افروخته بودند و همزمان، شهد شیرین زندگی مردمان چندین کشور همجوار را به شرنگ شوکران تبدیل کرده بودند در پیشگاه خداوند و مردم ایران و کشورهای درگیر روسپید شدند، زیرا بدون آنکه کمترین امتیاز و باجی به دشمنان ایران بدهند یا کوچکترین خدشه ای به استقلال کشور وارد کنند ارتشهای مزدور و متعصبشان نابود کردند . افتخار و سعادت ابدی نصیبشان باد.
    گرچه ثقل بار چنین جهاد مقدسی بیشتر بر شانه های مجاهدان سیاسی و نظامی سنگینی میکرد، اما مردم و شهروندان عادی بویژه کارگران و زحمتکشان و تهی دستان شهری و روستایی ایران نیز از پیامدهای تلخ چنین مبارزه ای مصون نماندند و با تحمل تحریم و گرانی. بیکاری و کم کاری و کمبود و نبود و عدم ثبات اقتصادی رنج بردند،و با تظاهرات مختلف به دوست و دشمن اعتراض کردند اما در این مبارزه کوتاه نیامدند و تسلیم کید کینه توزانه آزمندان و زورگویان سابقه دار بین المللی نشدند. خداوند پایدار و سزاوار بهترینهایش بداردشان.
    البته نفرین ابدی نیز نثار کسانی شد که در آن روزهای سخت با فرصت طلبی اموالی را که متعلق به همه یا بخشی از مردم ایران بود، سرقت کردند و چون مجرمان خائن و بزدل به دامان دشمنان طماعی پناه بردند که همان پناه دهندگان کذاب، اختلاس و دزدی آنها را بهانه توجیه دشمنی و حمله خود به دولت ایران و اشک تمساح و دلسوزی دروغین برای مردم ایران قرار دادند !!! تا مردم و دولت ایران را رو در روی یکدیگر قرار دهند و با پروپاگاندای هدفدار و مخلوط کردن راست و دروغ در درون کشور هیمه ای جهت آتش افروزی توده کنند. نفرین ابدی بر آنان باد که تا در کشور بودند با نفاق ذاتی و طمعکاری خود دشمنانی دوست نما بودند و با گریختن از دست قانون و عدالت، و پناه بردن به دشمنان مردم ایران، برای همیشه به ننگ کشده شدند. آنان در خیال باطل خود میپندارند که با ارتکاب جرم و فرار از عدالت پیروز شده و سودی کرده اند!! غافل از آنکه نه در پیشگاه هموطنانشان و نه در نزد پناه دهندگانشان هیچ عزت و آبرو و حیثیتی ندارند. نفرین بر آنان! ننگشان باد.
    در پایان بار دیگر به ایرانیان پاکیزه خو، با تقوا، و مردم و میهن دوست راستین آفرین، و به ایرانیان خائن و پلیدی که جهت کسب منافع مادی تن به ننگ دزدی و خیانت به مردم خود زدند نفرین، میفرستم.

     
  5. سال نو بر همگان مبارک باد.
    سالی پر برکت و همراه با سلامت و بهروزی برای همگان آرزو میکنم.
    زنده و پاینده باد ایران.
    به امید نابودی تمامی نظام های مستبد و دیکتاتور در دنیا و بویژه ایران عزیز.

     
  6. مولوی » دیوان شمس » غزلیات

    آب زنید راه را هین که نگار می‌رسد

    مژده دهید باغ را بوی بهار می‌رسد

    راه دهید یار را آن مه ده چهار را

    کز رخ نوربخش او نور نثار می‌رسد

    چاک شدست آسمان غلغله ایست در جهان

    عنبر و مشک می‌دمد سنجق یار می‌رسد

    رونق باغ می‌رسد چشم و چراغ می‌رسد

    غم به کناره می‌رود مه به کنار می‌رسد

    تیر روانه می‌رود سوی نشانه می‌رود

    ما چه نشسته‌ایم پس شه ز شکار می‌رسد

    باغ سلام می‌کند سرو قیام می‌کند

    سبزه پیاده می‌رود غنچه سوار می‌رسد

    خلوتیان آسمان تا چه شراب می‌خورند

    روح خراب و مست شد عقل خمار می‌رسد

    چون برسی به کوی ما خامشی است خوی ما

    زان که ز گفت و گوی ما گرد و غبار می‌رسد

     
  7. عید باستانی ایرانی بر همه شادان و مبارک باد.

     
  8. آهای ایرونی های میهن پرست، همت کنین حرفای نهفته که میون هسین فری و آیت الله سیستانی رد و بدل شده و ملت بدبخت ا اونا بی خبره به اطلاع مردم برسونه. منکه باور نمیکنم سیستانی چش دیدن این عوامفریبای ا خدا بیخبرو داشته باشه.!! ا یه جائی شنیده بودم که این بنده خدا گفته من ا این فتنه په خدا پناه میبرم!!!

     
    • تکاور گرامی ابن/// سر ته یک کرباسند.سیستانی و خامنه و خمینی …نداره اینها همه مشتی////////////////////////////////////////////////////////////////////نه بویی از انسانیت برده اند و نه شرافتی دارند.تا این اوباش مفتخور قدرت دارند ایرانی روی آرامش و آسایش و آزادی نخواهد دید. ترقی و پیشرفت ایران در گرو به زباله دان ریختن این ////////////////////////////////////////////////////////////////////////

       
  9. سبز و گلناری!
    ——————

    – بهار عنبره بشکن، گل سوسنبره بشکن
    – من نمیشکنم
    – بشکن!

     
  10. با سلام و درود

    فرهنگ بر آماده از نظام ولایت فقیه بر گرفته از فقه جواهری, بر گرفته از فقه علامه حلی و جولان تازه به دوران رسیده‌های اعراب ساسانی تیسفون نشین (لوسانات) عصر امام جماران؛

    باستی “بورلی هیلز”، سوپر لاکچری، ویلا، سونا، جکوزی، تریپلکس، دوپلکس، بالکنی، تراس، مستر، ویو، فول فرنیش، سکوریتی گیت، باربکیو،

    مبایل، اپپلیکشین، مسیج، ماساژ، میلیونر، بیلونر، میلیارد، سرویس، پارکینک، گرین کارت، امریکن پاسپورت

    فرهنگ علامه حلی: عبادات، عقود، ایقاعات، احکام، واجب، مستحب، مکرومات و محرمات،

    قیمت ویلا لاکچری از ۳۰ تا ۱۵۰ میلیارد تومن برای ویلای سوپر لاکچری (معادل ۲ الا ۱۰ میلیون دلار عمو سام) در بازار و فضای مجازی در گردش است و جویای خریدار خوشبخت و با اقبال و “سوپر” مایه دار.

    اما در بسیاری از روستاهای کشور هنوز خبری از حکومت امام زمانی‌ ولایت فقیه امام خمینی الهام گرفته از فقه علامه حلی و شیخ حسن نجفی جواهر کلام نیست، اهالی همچنان در عصر سلطان سنجر سلجوقی و امام غزالی زندگی میکنند.

    تصویر ضمیمه: فضای بیرونی ویلای سوپر لاکچری “باستی هیلز” و روستای پِز علیا از توابع بخش ذلقی شرقی ِ الیگودرز، استان لرستان. این روستا برای تامین برق چند صفحه خورشیدی داشته اما مدت‌هاست از کار افتاده‌ و اهالی روستا در شب از فانوس و آتش چوب بلوط برای روشنایی استفاده می‌کنند.

    بهاران خجسته باد، بهاران خجسته باد
    و این بند بندگی، و این بار فقر و جهل
    به سرتاسر جهان، به هر صورتی که هست
    نگون و گسسته باد، نگون و گسسته باد

     
  11. ۵ رقیب دموکرات ترامپ: اگر در انتخابات پیروزشویم، به برجام بازمی‌گردیم

    حداقل پنج نفر از نامزد‌های انتخابات آمریکا طی هفته‌های گذشته به المانیتور گفته اند اگر ایران به تعهدات خود در برجام پایبند بماند آن‌ها در صورت پیروزی در انتخابات بدون هیچ پیش شرطی به این توافق هسته‌ای باز می‌گردند. «برنی سندرز» سناتور مستقل ایالت ورمونت، «الیزابت وارن» سناتور دموکرات ایالت ماساچوست که هر دو در سال ۲۰۱۵ با رای خود از توافق هسته‌ای حمایت کردند، و سناتور «کامالا هریس» سناتور دموکرات از ایالت کالیفرنیا نامزد‌هایی هستند که چنین وعده‌ای داده اند.

    پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

    تارنمای «المانیتور» در گزارشی نوشت: نامزد‌های دموکرات انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۰ در آمریکا وعده داده اند در صورت پیروزی بدون هیچ پیش شرطی به توافق هسته‌ای با ایران بازگردند.

    به گزارش ایرنا به نقل از این تارنمای آمریکایی، ورود دوباره به توافق هسته‌ای با ایران به سرعت به آزمونی برای دموکرات‌هایی تبدیل می‌شود که امیدوارند در انتخابات سال ۲۰۲۰ دونالد ترامپ را به چالش بکشند.
    حداقل پنج نفر از نامزد‌های انتخابات آمریکا طی هفته‌های گذشته به المانیتور گفته اند اگر ایران به تعهدات خود در برجام پایبند بماند آن‌ها در صورت پیروزی در انتخابات بدون هیچ پیش شرطی به این توافق هسته‌ای باز می‌گردند.
    «برنی سندرز» سناتور مستقل ایالت ورمونت، «الیزابت وارن» سناتور دموکرات ایالت ماساچوست که هر دو در سال ۲۰۱۵ با رای خود از توافق هسته‌ای حمایت کردند، و سناتور «کامالا هریس» سناتور دموکرات از ایالت کالیفرنیا نامزد‌هایی هستند که چنین وعده‌ای داده اند.
    این مساله در حالی مطرح شده که گروه‌های حامی توافق هسته‌ای تلاش می‌کنند که تا پیش از اولین مناظره مقدماتی دموکرات‌ها در ماه ژوئن آینده با این نامزد‌ها ارتباط برقرار کنند. المانیتور خبردار شده است «اقدام امنیت ملی» که گروهی متشکل از مقام‌های دولت باراک اوباما رئیس جمهوری سابق آمریکا را گرد هم آورده است، پیش نویس یادداشتی را برای همه نامزد‌های دموکرات ارسال کرده و درباره بازگشت به برجام از آن‌ها سوال کرده است.
    «ند پرایس» مدیر سیاستگذاری این گروه اظهار داشت: پیامی که ما فرستاده ایم روشن و ساده است. اگر ایران پایبند بماند دولت بعدی آمریکا باید به توافق هسته‌ای باز گردد و از دیپلماسی اصولی برای مذاکره در خصوص دنباله توافق به منظور نگه داشتن برنامه هسته‌ای ایران در چارچوب، در طولانی مدت استفاده کند.
    به نوشته المانیتور، این استدلال در میان دموکرات‌ها جذابیت پیدا کرده است. یک سخنگوی کامالا هریس گفت: «اگر آمریکا بتواند راستی آزمایی کند که ایران به ملزومات سختگیرانه مشروح در توافق پایبند است، هریس به توافق با ایران باز می‌گردد.» آژانس «مدیریت اطلاعات ملی» آمریکا و «آژانس بین المللی انرژی اتمی» بار‌ها اعلام کرده اند که ایران همچنان به توافق هسته‌ای پایبند است…..

    http://www.entekhab.ir/fa/news/465979/۵-

     
  12. بنام خداوند خالق بهار و سائر فصول

    در این فرصت،میلاد امام علی علیه السلام و پیشاپیش حلول سال نو و عید باستانی نوروز و بهار دل انگیز را به میزبان محترم سایت جناب محمد آقای نوریزاد سابقا انقلابی و به همه دوستان موافق و مخالف اعم از نویسندگان و خوانندگان این سایت تبریک و تهنیت می گویم و برای همگان شادی و بهروزی آرزو می کنم.

    احتراما

    سید مرتضی

     
    • بنام خداوند خالق بهار و سائر فصول
      سلام به همه آقايان وخانومان محترم

      عن الرضا عن آبائه”عليهم السلام” ،عن النبي ( صلى الله عليه وآله ) : يقول الله ( عز وجل ) :
      ” لاإله إلا الله حصني ، من دخله أمن من عذابي ، قال الرضا بشروطها وانا من شروطها” .{ امالي شيخ طوسي ص279} و { مناقب آل ابي طالب / لابن شهراشوب ج2/ص296}

      =كلمه اخلاص واقرار به توحيد پروردگارهستي”لااله الاالله “دژ محكم وقلعه امن من است ،كسي كه درآن قلعه داخل شود ازعذاب من ايمن است .”

      قال النبي عن الله جل وعز : ولايت علي بن ابيطالب حصني ومن دخل حصني امن من عذابي.” {عيون چ2/ص143}و { معاني الاخبار صدوق /ص371 } و{من لايحضر.. ج2/ص 527 } وروضه ..فتال نيشابوري / ص42}

      =خداي عزوجل : ولايت علي بن ابي طالب دژمحكم وقلعه امن من است هركس درآن درقلعه درآيد ازعذاب من ايمن است .”

      ، عن النبي ( صلى الله عليه وآله ) ، عن
      جبرئيل عن ميكائيل ، عن إسرافيل ، عن اللوح ، عن القلم ، قال : يقول الله تبارك
      وتعالى :
      ولاية علي بن أبي طالب حصني ، فمن دخل حصني أمن ناري .{ امالي شيخ صدوق /ص 306 } و{ توحيد شيخ صدوق /ص 240 }.

      منم همين گفته آقاسيدمرتضي {اعلي الله كلمته }را مي گويم :

      در این فرصت،میلاد امام علی علیه السلام و پیشاپیش حلول سال نو و عید باستانی نوروز و بهار دل انگیز را به میزبان محترم سایت جناب محمد آقای نوریزاد سابقا انقلابی و به همه دوستان موافق و مخالف اعم از نویسندگان و خوانندگان این سایت تبریک و تهنیت می گویم و برای همگان شادی و بهروزی آرزو می کنم.

      احتراما

       
  13. سید اصغر قاتل

    هاااا در آستانه فقر و فلاکت مضاعف نوروزمان جای تبریک نداشته بید چون آلوده به طاعون بید فقط جا داشته بید که این نوروز باستانی اسلامی ! را خدمت آشیخ مرتضی تبریک عرض وکنم انشالله ماشالله که بیت المال همچنان به کام بید و در سال پیش رو چرت و پرتهای بیشتری برامان ونویسید که خیلی خنده دار بید که دچار /// عقل بیدی بشدت ! هاااا

     
  14. خواب ایرانیت
    آرامش دوستدار
    آنچه در زمانه‌ی حاضر روی داده و می‌دهد از عوارض غلبه‌ی جنبه‌ای از اسلام «ایرانی» شده است. و ما که با چنین ضربه‌ای از خواب ایرانیتمان پریده‌ایم، خود را با پدیده‌ای «نوظهور» ‌روبه‌رو می‌بینیم، پس از چهارده قرن مسلمانی! به همین جهت گمان می‌کنیم که این پدیده‌ی نوظهور را با حربه‌ی پیشینه‌ی «تاریخی خودمان» می‌توان و باید زد: با ایرانیت ناب یا با جنبه‌ی ایرانی این پیشینه‌ی اسلامی. غافل از اینکه این پدیده‌ی نوظهور چیزی جز یکی از جلوه‌های دیرپای ایرانیت اسلامی ما نیست و نوظهوری‌اش را از لگام‌گسیختگی انقلابی به سردمداری «روحانیت سلحشور» دارد. بنابراین وقتی در این بدخواب شدن و آشفته‌حالی ناشی از آن از خود می‌پرسیم: چاره‌ی نهایی این وضع را از کجا و چگونه باید یافت؟ پاسخ سهل‌انگار ما این است: در وهله‌ی اول و آخر از هرچه ایرانی‌ست، چه پیش از اسلام و چه در اسلام! انگار که چنین چیزی نزد ما هست و اگر باشد آسان به چنگ می‌آید و اگر به چنگ آید مؤثر خواهد افتاد! از اینرو آن‌هایی که از این زمین‌لرزه‌ی اعتقادی تکان و صدمه خورده‌اند ـ و تعدادشان نباید کم باشد‌ ـ به‌امید یافتن پناهی برای دفاع از خود و حمله به «اسلام سلحشور»، یا به دوره‌ی باستانی متوسل می‌شوند، یا به بزرگان فکر و ادب همین ایران اسلامی، یا به هر دو با هم. این دو به ‌اصطلاح حربه برای زدن «دشمن» است، اما هیچیک کارگر نخواهد بود.

    دوره‌ی باستانی خود ذاتاً زمینه‌ی مساعد برای کشت و پرورش دین اسلام بوده است،‌ و بزرگان فکر و ادب ما در زمین اسلامی شده‌ی چنین فرهنگی در عین حال روییده‌اند و رویاننده‌ی آن بوده‌اند. طبعاً در روزگاری که با شبیخون اسلامی خود ما را غافلگیر کرده، توسل به آنچه ایرانی‌ست یا ایرانی می‌نماید، خصوصاً وقتی که ما در نهب و غارت این شبیخون داریم از دست می‌رویم، یک واکنش طبیعی‌ست. اما این واکنش «طبیعی» نمی‌تواند در برابر آن نیرویی مؤثر افتد که زمانی از برون بر ما تاخته و سپس ما را به دستیاری خودمان به مرور از درون تسخیر و جذب کرده است. قرن‌هاست که ما طبیعت دیگری جز این نیروی مجذوب نداریم. و اینک پس از گذشت این زمان دراز، فرهنگ ما در همه‌ی زمینه‌ها آنچنان اسلامی شده است که ما حتا قادر نیستیم عناصر ایرانی آن را در خود اسلامی‌مان بازشناسیم، تازه اگر قادر می‌شدیم، شرطش این بود که شناسایی را با آن شوخی مجنونانه یکی نگیریم که ایران را زهدان دنیای قدیم می‌پندارد و ما را زادگان و وارثان آن. و جز این، شناختن صرف این عناصر چه کمکی به حل مشکلات فعلی‌شده‌ی ما می‌کند، مشکلاتی که در توفان حوادث اخیر از درون خود ما برون ریخته‌اند؟ این مشکلات از بنیادی برمی‌آیند که بدون آن حتا تصور این فرهنگ هزار و چهارسده ساله‌ی «ایرانی» ممکن نیست. این بنیاد، ‌پیش از آنکه اسلام پا به‌عرصه‌ی وجود گذاشته باشد، در بدایت خود ایرانی بوده است. به دو دلیل باید این بنیاد را شناخت. یکی آنکه وجهی از آن به عنوان پندار دینی اساساً چهارده قرن ایرانیت اسلامی را ممکن کرده و دیگر آنکه به عنوان الگویی که ما خود سازنده‌ی آن بوده‌ایم در اعماق این قرون مدفون مانده است.

     
  15. ‌در ستایش رسوا کردن

    برای ملتی که درزیست مذهبی خویش تا خرخره درگیر تعارفات اجتماعی وسرپوش است، رسواشدن بهترین نسخه‌ی برای بیان حقیقت هست باید واقعیت اجتماع امروز را بی‌پرده و عریان بر سر قشر عظیمی از کسانی هوار کرد که گمان می‌کنند “انحراف” و “لاابالی‌گری” منحصر به طبقه‌ی کوچکی است که غرب را پیامبر خود می‌دانند و از مسیر راستِ باورهای دینی، منحرف گشته‌اند. این را در یکی از دوره‌های آموزشی خود با مخاطبانی تجربه کردم که همگی تعلقات محکم خاطر به ارزش‌های چهل‌ساله و آرمان‌های خمینی جنایتکار داشتند.

    قدم اول این قشری مذهبی ها عظیم سنتی در رویارویی با مسائل اجتماعی این است که وجود آنها را در یک مقیاس بزرگ انکار کنند؛ تن‌فروشی، کودک‌آزاری، همجنس‌ بازی، فقر، تجاوز و این دست از مثال‌ها را تنها یک درصد کوچک از اجتماعی فرض می‌گیرند که به علت سست‌بودن باورهای دینی به این ورطه کشیده شده‌اند و هیچ ربطی هم به عقیم بودن باورهای دینی و سیاست‌های حاکم ندارد. می‌گفتند حق‌شان است و تا چشم‌شان هم کور شود. وقتی که از میزان فاحشگی در شهر تهران گزارش می‌دادم و نرخ دستمزد آنها را که از دو هزارتومان برای سکس سرپایی تا چندمیلیون تومان برای سکس‌گروهی و مسافرتی در نوسان است، اعلام می‌کردم، اعتقاد داشتند که فاحشه‌ی دو هزار تومانی می‌تواند برود گدایی کند، که سگ این کار شرف دارد، و فاحشه‌ی چند میلیونی هم لابد خوشش می‌آید و باید به دریا انداخته شود. برای آنها، آن “تعداد اندکی” که در ایران عرق می‌خورند، حق‌شان است که کور شوند و کودکان کاری که بهشان تجاوز می‌شود، لابد عشوه‌ی خرکی آمده‌اند، حتا اگر طبق آمارهای رسمی، به شصت‌درصد این کودکان در تهران تجاوز شده باشد. ..

    در قدم دوم، بحث که کمی جلو می‌رفت و آمارها را که برای‌شان می‌خواندم، در کسری از ثانیه تغییر موضع می‌دادند؛ “مشکل اینجاست که کار هنوز دست بچه‌های انقلابی ومذهبی نیفتاده است”، “باید زمان بدهیم که کار دست‌شان بیاید”. گویا این چهل سال کن ازمذهب وکم ازایین بیابانی حجاز خوردیم حال جدا از این دوستان که یک پای تعصب‌شان در ایدئولوژی و پای دیگرشان در تعلقات سیاسی تلوتلو می‌خورد، بسیاری از ما نیز در تحلیل و مواجهه با میدان‌های اجتماعی دخیل در آن، دچار تعصبات احمقانه و جانبداری‌های بزدلانه‌ایم. این انگاره‌های مقدس را باید تخریب کرد این ایین بیابانی حجاز هیچ هژمونی بادنیای امروز نداردو برای این تخریب باید مومنانه “رسوا” کرد. ورسواشد یک جامعه برای برون‌رفت از توهم‌های دینی و فرهنگی و اجتماعی، به تُف‌شدن حقایق بر صورتش نیاز مبرم دارد و کنش روشنگرانه در شرایط امروز چیزی جز پایین‌کشیدن تنبون ارزش‌های جعلی اسلامی وسنتی ، آدم‌های جعلی وسنتی و مصلحت‌های جعلی نیست. ما برای کار به یک تلاش جمعی نیاز داریم …

     
    • آقای بردیا اگر بخواهیم صادق باشیم باید بگویم که شما تا حدودی حقایق را می گویید من هم دوست ندارم که گرانی باشد من هم دوست ندارم که مشکلات اجتمایی باشد اما صادقانه بگویید تکلیف چیست ؟

       
    • بردیای گرامی تا به مذهب و دین و مقدسات ////////////////////////////////////.نشود و اوباشان و مفتخوران دین مجبور به نان درآوردن از راهی شرافتمندانه نشوند این ملک و این مردم روی آزادی را نخواهند دید .و/// مزخرفات دینی دست آویزی برای خر کردن مشتی ///////////////////////// خواهد شد که توان بکار گیری خرد خود را ندارند و دیگران را نیز با آتش بی خردی خود بنفع مشی انگل خواهند سوخت و از ایران چز ویرانه ایی پاره پاره بر جای نخواهند گذاشت.آدم دینی نه شرافتی دارد و نه بویی از انسانیت برده و نه دلی در گرو آبادی ایران دارد. به کامنت همین سید //////////////////////////////در این سایت برای تبریک گفتن نوروز به ایرانیان نگاه کن تا //////////////////////////////////////////////// نمک بحرامی این /////////////// را بهتر درک کنید. ای ///////////////////////////////////////////////////////

       
  16. کاش این آقا امسال را سال آشتی ملی اعلام کنه
    راستی مگه چی میشه؟
    چرا این کارو نمی کنه آقای نوری زاد؟

     
    • سال نو را بکسانی که به حقوق بشر احترام میگذارند شاد باش گفته و رهایی و آزادی مردممان را از شر این اختاپوس 40 ساله آرزو دارم.

      جناب ابراهیم

      در قامت وفکر این آخوند از دوستی و آشتی و صلح نیست وانتظار بیهوده نداشته باش ،به صحبت ها وبیانیه های او نظری بیفکنید تا دریابید که تراوشات او جز نقرت و تحقیر بدیگران ومردم ایران نیست، گاهی اندیشه دارم که ممکن است حسین موسوی فامیل او یا خاتمی پدر علی خامنه ای را کشته اند ویا شاید در کودکی عملی ناشایست از موسوی موجب تنفر امروزی خامنه ای ازوست و هر بار اسم اورا میشنود این خاطره بد زنده میشود و رهبر پریشان میشود.
      بنیان گزار این حکومت کج وموج هم چنین بود دوتا پا دریک کفش کرده بود که ابتدا به بغداد وبعد پیروزمندانه به بیت المقدس میرویم و رهبر این منطقه میشود چه ضرر وزیانی جانی ومالی بمردم ایران وعراق وارد آمد و درحالی که در جبهه شکستهایی را تحمل کردند از ترس مجاهدین روح …. خمینی جام زهر را تا قطره آخر سر کشید و با آبرو ریزی آتش بس را پذیرفت زیرا در قامت این قوم بدسگال انسان دوستی جای خود را به خود دوستی و خود شیفتگی داده، بسیار گفتند وتکرار کردند که آتش بس کنید و آشتی ولی امام برای نفرت وجنایت آرایش جنگی کرده بود، اصلا در مکتب آخوند جماعت پذیرش توصیه حرام است ومجازات دارد،آخوند خاتمی چند سال پیش چنین پیشنهادی ارائه داد ولی اول مورد هجوم خامنه ای قرار گرفت و دیگر خود دانید که بدنبال امام جمعه ها و چاپلوشان وفرصت طلبان ادامه دادند.

      هنر شغال اینست که دائم میدود، هو میکشد و در مسیرش به همه تر میزند ولی برای لاشخوری شامه اش صد برابر گرگ قوی ترست، هرچه درخاک هرجا وهر زمان پنهان کند میتواند بموقع بیابد، اومدند بچاپند به هر نحوی.

       
    • ما خون به دل داريم
      درد وطن داريم كه تاراج ميشود , درد ميراث پدري داريم كه سركوب ميشود
      درد تحقير ملي داريم كه در تاريخ چند هزار ساله ي ما ناياب است
      درد سفره ي بزرگ فقر ملت و تفاخر فرزندان پيشاني هاي كبود شده .
      ما آشتي نميكنيم
      ما آشتي نميكنيم
      ما آشتي نميكنيم
      ……
      ……

       
  17. با هزاران درود…
    آقای نوری زاد چه گنج بزرگی هستید شما،
    برای بیدار کردن ما خوابیده ها و
    خود به خواب زده ها، و تزریق جوهر
    انسانیت به نسل آخوندزده

    —-

    بقلم محمد نوری زاد
    قاضی و نمکفروش

    یک: ده سال پیش که دیدمش، بادکنک می فروخت. از آن گنده هاش. با صدایی بلند و آهنگین داد می زد: بادکنکه بادکنّک. و این دومین بادکنک را با تشدید نون می گفت. همیشه او را در حال پف کردن بادکنک دیده بودم. که بعدِ هر پفِ محکم، با کف دست بر قلمبه ی بادکنک می کوفت تا راه بر پفِ بعدی گشوده شود. کفشی سفید و کتانی به پا داشت و کیف سیاهی حمایل به گردن و سرو وضعی اسپرت اما روستایی. صورتش با این که بیست و چند سالی بیش نداشت اما سی و دو سه ساله می نمود. از بس که صورت به تیغ آفتاب و سوز سرما سپرده بود.

    دو: آشنایی ما از آنجا شروع شد که یک روز از من که چشم به بادکنک ها و پف کردن هایش داشتم بی هوا پرسید: ساعت چنده؟ و به ساعت مچی اش اشاره کرد: خوابیده نمی دونم چرا. و بعدش کلی معذرت خواهی کرد: ببخش اگه وقتتو گرفتم مزاحمت شدم. و ادامه داد: بدکردار هرچی کوکش می کنم تنظیمش می کنم باز می بینم خوابه. یک روز که باز ساعتش خوابیده بود و از من ساعت پرسید گفتم: چرا نمی دهی تعمیر؟ ساعتش را نشانم داد و گفت: اینو یه بار که رفته بودم قم، با یازده تا بادکنک عوضش کرده م. یادگارِ بابای یه دختره س. خداوکیلی دختره بهم گفت خرابه کار نمی کنه ها، اما من خودم قبول کردم. جوانِ بادکنکی یک صداقتِ محض بود. یک سادگی وسیع. مثل دشت های باران خورده ی اطراف آبادی اش.

    سه: ندیدمش تا روزی که با همان ساعت مچیِ خوابیده اش او را در حال هل دادنِ یک چارچرخِ کوچک دیدم. با دو کیسه ی بزرگ بر آن. این بار نان خشک می خرید و نمک می فروخت. بسیار با سلیقه و بی شتاب. انگار آفریده شده بود برای جمع آوریِ نان خشک مردم. نان های سالم را جدا می کرد و با احترام در کیسه ای تمیز می چید و بقیه را درکیسه ی دیگر می ریخت. آهنگ صدایش وقتی صدا می زد: نونِ خشک بیار نمک ببر، همان سادگی و طراوت دشت های باران خورده را داشت. با همه دوست بود. یعنی خیلی زود با همه دوست می شد. رازِ این دوست یابیِ راحت و همیشگی اش نیز در این بود که چیزی جز از همان سادگی دشت های اطراف آبادی با سخنِ وی نبود. حرف که می زد شما باور می کردید هرچه را که می گوید. و شاید رازِ دوست یابی های دیر به دیر ما در این است که خیلی دیر حرفِ همدیگر را باور می کنیم.

    چهار: یک روز با شتاب از کنارش گذشتم. کلی کار داشتم و دیرم شده بود. مبادا مرا به حرف بگیرد او. که آرام و بی تپش می ایستد به صحبت کردن از هرکجا. از او که رد شدم، با صدایی که انگار از لابلای یک خرمن گلِ سرخ بیرون زده باشد گفت: نپرسیدی چرا نمکی شدم؟ برگشتم. با شرم. و او خنده به لب و شادان. انگار که در یک مناقصه ی پر سود برنده شده باشد. خودش با اشاره به کیسه ها و ظرف نمکش ادامه داد: من تو این کار رشد می کنم. دور که می شدم صدایش را شنیدم که می گفت: نمکی ها حداقلش اینه که شبا گشنه نمی خوابند. آن روز، نمکفروشِ محله ی ما پیراهن آستین کوتاه قرمزی به تن داشت. از این پیراهن هایی که زنی یا مردی به او داده بود. مجانی یا به نمک. اما چه به صورتِ روستایی اش می نشست.

    پنج: سالها گذشت و ما از آن محل به محلی دیگر کوچیدیم و من او را ندیدم تا سالی که به اعتراض جلوی وزارت اطلاعات قدم می زدم. با پرچمی قرمز به دوش و تن پوشی سفید به تن و خواسته هایی سبز در سر. در میان غوغایی از فکر و خیال های تمام نشدنی، صدای دوره گردی را شنیدم که از بلندگویش حسیّ از دشت های باران خورده بیرون می ریخت: نون خشک بیار نمک ببر. بله این صدا آشنا می نمود. سر چرخاندم تا مگر مردی را ببینم که چارچرخی را پیش می راند با دو کیسه یکی تمیز و یکی همینجوری. اما نبود. کسی نبود. جز سربازان و رهگذران و مأمورانی که به داخل وزارت می رفتند.

    شش: داشتم فراموشش می کردم که حس کردم سایه ی مردی جلو آمد. خودش بود. زل زد به من. با لبخندی که هوای روستا را داشت. مرا دیده و شناخته بود. دستی به شانه ام نهاد و سیر نگاهم کرد. نوشته های تن پوشم را خواند و نیم نگاهی نیز به پرچم قرمزم نشاند. بجای این که بپرسد این چه هیبتی است که برای خود پرداخته ای، تبسمش را به طراوت دشت های باران خورده ی اطراف آبادی آمیخت و گفت: یه وانت خریدم با همین نونِ خشکا. چارچرخ خسته م می کرد. و وانتش را نشانم داد. یک پیکان بار سفید با بلندگویی برسرو کیسه های جور بجور بر پشت. نمی دانم چرا نگاهم چرخید به مچ دست چپش. هنوز آن ساعت خوابیده بر دستش بود. خندید و گفت: به ساعتم نگاه می کنی؟ بالاخره گرفتمش. انقدر به باباش التماس کردم که دخترشو داد به م. و با غرور ساعتش را نشانم داد. یازده تا بادکنک بالاش دادم. چهل تا هم اگه می خواست به ش می دادم. به م گفت یادگار باباشه اما برا من یادگار خودشه. ایستادنش در آنجا به نفعش نبود. اما آنقدر ساده و زلال و باور کردنی بود که مأمور اطلاعات با دو تا پرسش از او، رفت به دشت های باران خورده ی اطراف آبادی و باز آمد و راهی اش کرد که برود. مگر می رفت. یک پایش می رفت و یک پایش نمی رفت.

    هفت: رفته بودم دادگاه ویژه ی روحانیت. برای شکایت از طائب رییس سازمان اطلاعات سپاه. که سال نود و یک مأمورانش ریختند به خانه ام و کلی از وسایل حرفه ای و شخصی ام را بار کردند و بردند و هنوز نیز که تیرماه سال نود و شش است، پس نداده اند. شکایتم این بود که چرا از تصاویر خانوادگی داخل یکی از کامپیوترهای من، فیلم ساخته اند برای خراب کردنِ من و همان فیلم را نیز در فضای مجازی پخش کرده اند؟ با این که خود می دانستم شکایتم از یک آدمِ آدمکش چون طائب، چیزی جز خنده بر صورت قاضیان دادگاه ویژه نمی نشاند اما برای تفریح می رفتم آنجا شاید. یک بار رفتم دادگاه ویژه؟ نخیر، چندین بار.

    هشت: شاید بار سوم بود که رفته بودم دادگاه ویژه. نشسته بودم تا قاضی نمازش را بخواند و به دفترش برگردد. دیدم نمکفروش وارد شد با برگه هایی در دست. کمی ژولیده و پریشان. مرا که دید جا خورد. خزید کنارم و نشست. صدایش گرچه زلال و ساده بود اما طراوت دشت های باران خورده ی اطراف آبادی را نداشت. دشت های اطراف آبادی اش انگار لگد کوب گرازان وحشی شده بود. نه لبخندی با نمکفروش بود و نه ذوق و شوقی. بگو ببینم چی شده؟ چی می خواستی بشه؟ قاضی خونه خرابم کرد. آتیش به جونم زد. زنمو از دستم در آورد.

    نه: یکی از برادرانِ همسرش، زن را تشویق می کند به طلاق گرفتن. که حیف تو که زنِ یک نمکفروشِ دوره گرد شده ای. زن چه می کند؟ با داشتن یک بچه، بنای ناسازگاری می گذارد. می رود به دادگاه خانواده ی قم به شکایت. که می خواهم جدا بشوم. به چه خاطر؟ شوهرم بداخلاق است! اصلاً به من می خوره بداخلاق باشم؟ زن و بچه ی من همه چیزمن اند. من این همه سگ دو زدم بخاطر اونا. من زنمو دوست دارم. بچه مو دوست دارم. کی یه ساعتِ خوابیده رو ده سال به مچ دستش می بنده؟ من عقربه های این ساعتو که می بینم، دو تا حال پیدا می کنم. یکی حال خوشه بخاطر یازده تا بادکنک. یکی هم به خودم می گم اگه عقربه های این ساعت خوابیدن تو نخواب. کسی که بخوابه مفت نمی ارزه. نمکفروش آه کشید و عقب نشست و گفت: داشتم رشد می کردم برادرش نذاشت. حسودی کرد.

    ده: آمده بود به شکایت از قاضی. قاضی با دوز و کلک زنش را طلاق داده بود. و زن نمکفروش را عقد کرده بود برای خودش. روزهایی که جلوی وزارت اطلاعات قدم می زدم یاد داشتی نوشتم با عنوان: آن مرد آمد، آن مرد با وانت آمد. و پایان آن نوشته این بود. آن مرد رفت. آن مرد با وانت رفت. قاضی زنش را برده بود. قاضی آخوند بود.

    محمد نوری زاد
    پنجم تیرماه نود و شش – تهران

     
  18. سلام جناب نوریزاد
    این نوشته را ویراستاری کردم
    نامه به روحانی
    1. جناب شیخ حسن روحانی نیک میدانم که میدانی و بر اسب چموش سواری و میرانی و این چکامه نه میبینی و نه میخوانی
    دریغ آن اشکهای جانسوزی که در پای تو ریختند و آرمانها و آرزوهای که در پرویزن تو بیختند و بر دیوار اعتماد تو آویختند اما غدر کردی از ترس غداران قداره به دست و از روزگار غدار نیندیشیدی وخویشتن را به توهم در طیلسان رهبان در ردای رهبری دیدی و پشت به انسانهای اگاه و خردورزان جانکاه کردی
    قرار بود که با دفتر دیوان دیوار از دیوان بستانی و بجایش پنجر ه های باز بنشانی قرار بود با عقل وجدان عدالت را بر سریر سربلندی بنهی و بساط یاوه برافکنی
    کس این کند که دل از یار خویش بردارد
    مگر کسی که دل از سنگ سختر
    دارد
    صحبت از حصاریان راندی و مردم را به پای صندوق فرا خواندی
    و نیک گفتی اگر آرای من بیش گردد دل رقیبان من ریش گردد و اگر جایگاهم والا شود قدرت چانه زنی بالا رود
    چه شد که شیر بی یال و دم شدی و در برهوت جایگاهت گم شدی و مرعوب فتاوی مراجع قم شدی
    چه شد که بر خر مراد سوار گشتی و راندی وخود را ریچارد شیر دل خواندی ودر میدان معامله واحتیاط به گل ماندی. چه شد که ردای ریاست به قامتت قصیر آمد و آرا به چشمت حقیر
    هزار جامه خفت که من براندازم
    به قامتی که تو داری قصیر میاید

    به من باز گو خاستگاهت کدامین زهدان است و سرت به کدامین پستان که تورا نه پروای سفره ی خالی مستمندان است و نه حصاری شدن منتقدان در زندان؟؟چه شد که با فساد برادرت حسین فریدون تو را شبیخون زدند و قفل تعطیل بر دهانت نهادند .فرمودی که حقوقدانی وقدر گوهر آرای مردمان دانی و نیک آگاهی بزرگترین سرقت از مردمان حق تعیین سرنوشت است و دزدیدن چنین حقی باز کردن دروازهای دوزخ است و ندیدن روی بهشت است و گفتی مقابلت سرهنگانند یا پریشان احوالانند همانان که در مصاف با تو موشک به افلاک پراندند وبرجامت بر خاک نشاندند
    جناب شیخ حسن خود تا کنون به بازار رفته ای تا قیمت بالای کالا بدانی و نقد بازار آزار ت دهد ؟؟نیک میدانم که آگاهی اما قیمت جایگاهت نمیدانی
    به قول ملا ی رومی
    قیمت هر کاله ای دانی که چیست
    قیمت خود را ندانی ابلهیست
    وقتی مردم دفتر شکایت باز میکنند و شکو ه آغاز میکنند که بازاریان توان جیب مردمان را آزار میدهند ِآنها را به صبر فرامیخوانید البته حق دارید

    که سفره ی شما رنگین است و ایده هایتان ننگین است واین داغ بر دل ماسنگین است که شکمهایتان فربه از حرام است و ایامتان بکام است این مردمند که در اوج عزت به حضیض ذلت افتادند و از سریر سربلندی به چاه دردمندی در غلطیدند و محنت کشیدند
    کجاست سعدی که بانگ بردارد

    خفته خبر ندارد سر در کنار جانان
    این شب دراز باشد بر چشم پاسبانان

    البته لطف تو افزون باد که فحش از دهن تو طیبات بود و زهر از قبل تو نوش دارو
    زان یار دل نوازم شکریست با شکایت
    چهل سال است که درخت انقلاب کاریدیم و بر در ارباب بی مروت دنیا ژاژ خاییدیم و درخت بی بر بزک کردیم
    به سرو گفت کسی میو ه ای نمیاری؟؟؟
    رند ی گفت! بباید کندنش از بیخ و از بن
    تو پایان توهم اصلاحات بودی و بر این گمان من افزودی ویقین بر من ارمغان آوردی که اصلاحات کشکی بود که در مشک پاره ای سابیدیم
    و پشمی بود که ریسیدیم و بر بیضه ی بی نطفه خوابیدیم
    تخم بطی زیر مرغ خانگی
    زیر پر خویش کردش دایگی

    شیخ حسن
    تو همان مرد امنیتی هستی که دل آزادیخواه هان خستی و وقتی بر مسند نشستی در به روی یاران بستی و با بیگانه در پیوستی
    خلقت طاووس آید ز آسمان
    کی رسی با رنگ و دعوی ها بدان

    چه شد که قامت خونین میلیتاریسم را در عبای ملا تاریسم شما دیدیم
    چه شد که یک مشت بطال بلیه باور را یاور خود گرفتی و یک مشت چاپلوس را به پابوس خود فرا خواندی و به ناموس خردمندان جفا راندی

    از آن زمان که قامت جلاد دمشق را به آغوش کشیدی و عشق ورزیدی
    آب از سر انصاف گذشت و خون زیر پای ایوان جمهوری روان گشت .آه که چقدر حقیرید که ناله شامیان و دمشقیان که در برابر جلاد دمشق مشق مرگ کردند و سرود رهایی خواندند را نشنیدید و در غار خاموشی خزیدید و نیک بدانید که که خود و دیگر دولت مردانتان در این جنایت سهیمید

    سمند دولتتان سرنگون به گور رود
    چرا که خون دل از دستتان فراوان است
    طفلان حلقوم دریده و مادران داغ دیده پدران جلای وطن دیده و زنان پرده ی عصمت دریده و مبارزان به گور دسته جمعی طپیده را دیدید و دم بر نیاوردید

    باش تا نفرین دوزخ از تو چه سازد

    در این میان قهر کردن ظریف را که اذن شریف نداشت تا به حضور جلاد دمشق شرفیاب شود که تا با وی نرد عشق بازد و تیر از چله خفت براندازد حدیث پرآب و چشم دیگریست

    شرح این هجران و این خون جگر
    این زمان بگذار تا وقت دگر

    نامه سرگشاده
    زندانی سیاسی
    • همایون پناهی دانش آموخته فلسفه غرب

     
  19. کرمی از لرستان

    زندانی سیاسی یا عقیدتی !

    رژیم چین٬ مسلمانان ایغور را به اردوگاه های بازآموزی اعزام می کند تا ارزش های ایدئولوژیکی خود را به زور به آنها تحمیل کند. درمقابل رژیم جمهوری اسلامی٬ فعالین سیاسی و مدنی را به اتهامات واهی به زندان می فرستد تا در آنجا دست از افکار حقوق بشری برداشته و شستشوی عقیدتی پیدا کنند٬ آن هم چه عقاید فاخری: جنایت علیه بشریت

    بهنام ابراهیم‌زاده به کمپین حقوق بشر در ایران گفت ایمان افشاری، قاضی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب، طی حکمی، این فعال کارگری را به دلیل فعالیت‌ سیاسی به شش سال حبس تعزیری و مطالعه و رونویسی سه کتاب درباره جنگ و رهبری جمهوری اسلامی و ارزش‌های نظام محکوم کرده است: «حکم یک هفته بعد از دادگاه به من ابلاغ شد، انتظار حکم زندان را داشتم اما مطالعه سه کتاب و رونویسی از آن هم اضافه شده، یکی از این کتاب‌ها را به نام «دا» نگاه کردم هزار صفحه است، البته من گفتم حاضر هستم یک سال حبس بکشم اما این کتاب‌ها را مطالعه نخواهم کرد.»
    ح ک

     
  20. گزارش سید محسن(زین العابدین) قائمی شاهد عینی مرگ وحید صیادی نصیری در زندان مرکزی قم

    عصر روز 17 مهر در هواخوری بند دو زندان مرکزی قم یکی از دوستان به من گفت که مژده که تنها نیستی چرا که امروز یک زندانی سیاسی جدید وارد بند شده است و وحید را به من نشان داد، بلافاصله نزد وحید رفتم و خودم را معرفی کردم و گفتم که به جرم تبلیغ بر علیه نظام و توهین به رهبری به زندان افتاده ام و از جرم وحید پرسیدم، وحید گفت که اتهام وی هم مانند اتهام من است و گفت که در اینستاگرام فعالیت داشته است، وحید ابتدای ورود به بند دو وارد اطاق سبز شد و روز 22 مهر به اطاق یک که من هم در آنجا بودم آمد، به وحید خوش آمد گفتم و از حالش سئوال کردم، گفت که از روز 18 مهر در اعتراض به این که با انتقالیش به تهران مخالفت می کنند اعتصاب غذا کرده است، از وحید خواستم که اعتصابش را بشکند ولی قبول نکرد.
    در نوزدهمین روز اعتصاب غذا برای اولین بار رئیس واحد یک زندان وحید را احضار کرد و علت اعتصابش را پرسید.
    در روز پنجشنبه 24 آبان بلندگو وحید را صدا زد، سر وحید هنگام پائین آمدن از تخت گیج رفت و به زمین خورد و بینیش زخمی شد و به همین خاطر وحید را به بیمارستان منتقل کردند.
    روز شنبه نماینده دادستان قم برای گفتگوی با وحید به زندان آمد و از وی خواست که اعتصابش را بشکند ولی وحید گفت که تا دادستان با انتقالیش موافقت نکند به اعتصابش ادامه می دهد.
    از روز 18 آبان از معده وحید خون بالا می آمد که تشخیص پزشک زندان بیماری سل بود، از 24 آبان از معده وحید آب بالا می آمد و از 29 آبان آب زرد بالا می آمد، در روز دوم آذر وحید درد کلیه گرفت و در روز 5 آذر وحید را برای همیشه به بهداری زندان منتقل کردند و از آنجا به بیمارستان بردند و سرانجام وحید صیادی نصیری در روز 20 آذر بر اثر عوارض ناشی از اعتصاب غذا درگذشت.
    روحش شاد و یادش گرامی باد.

     
  21. در فرهنگ آخوندی
    پریدن از روی آتش گناه است..!،
    ولی قمه زنی در ایام محرم ثواب دارد.

     
    • کسی مخالفتی با چهارشنبه سوری ندارد و خیلی هم خوب است چون شادی آور است. در مورد قمه زنی البته قبلا هم گفته ام که من مخلف سرسخت آن هستم.

      ———-

      البته نظر استاد شما جناب مطهری در باره ی چهارشنبه سوری بجور دیگر است. چهارشنبه سوری را به احمق ها منتسب می کند.
      با احترام

      .

       
      • جناب نوریزاد

        بنده در ابراز نظراتم با کسی رو دربایستی ندارم،اما این نوشته از من نیست،و یکی دو باری است که مشاهده می شود شیّادی از نام بنده استفاده کرده و در صدد فریب شما و دیگر خوانندگان است و شما نیز دقت نمی کنید.

        ارزش انسانها بقدر و قیمت التزام آنان به عهد و پیمان هاست،فراموشتان نشود که عهدی بین من و شما بود که تنها نوشته ای تحت آی دی “سید مرتضی”متعلق بمن طلبه است که مقرون باشد با همان جی میلی که از من می شناسید.من مدتی است کسالت دارم و کمتر می نویسم،اما ظاهرا شیادی با آی بنده “سید مرتضی”تاکنون دو مطلب (تا اینجا که دیده ام) بجای من نوشته است که البته مطالب مهمی نیست ،اما ممکن است مطالبی بنویسد که خارج از مرام و عقیده و منطق بنده است،جای تعجب است که شما نیز بر سنت همیشگی عجله در قضاوت و اقدام عجولانه در کارهای تبلیغی،هم دقت در استناد مطلب بمن نمی کنید،هم فورا ترتیب اثر داده و ذیل آن خزعبلات تکراری خویش را تکرار می کنید.توجه کنید که اگر این بی دقتی خویش را در اعمال ضابطی که معیار نسبت مطالب ببنده است مراعات نکنید و دست این شیّاد غیر انسان و فاقد اخلاق انسانی را رو نکنید،بنده خود شما را مورد اتهام قرار خواهم داد که از روش منصفانه و امانت در نشر کامنت ها عدول کرده اید و روی دشمنی با من مطالبی را بعنوان سید مرتضی منتشر و ذیل آن بخیال خود بنده را محکوم می کنید که اگر چنین ظنّی واقعی باشد حکایت از عجز و ضعف منطق شما در گفتگو می کند،شما اگر بنا دارید چهره بنده را اینگونه تخریب کنید،این نشان از ضعف و عجز منطق شما و مجانبت از معیارهای اخلاقی خواهد بود.بنده هم البته کوتاه نخواهم آمد و هر نوشته ای که متعلّق بمن نباشد را تکذیب خواهم کرد تا مشت این شیّاد حقیر و بی منطق و اخلاق باز شود.نیز در صورت تکرار این بی دقتی ها رسما از سایت شما خداحافظی خواهم کرد و شما را با اینگونه افراد شرور و غیر انسان تنها خواهم گذاشت.

        این مطلب مربوط به چهار شنبه سوری متعلّق بمن “سید مرتضی” نیست.دقت کنید و شتاب در خزعبل نویسی در پانوشت ها نکنید.

        احتراما

         
  22. ⛔️مسابقه ملیِ «کی از همه بدبخت‌تره»؟

    ✍️ احسان محمدی

    – ما خیلی بدبختیم!
    + خیییییییلی!

    – ما خیلی بیچاره ایم!
    + خییییییلی!

    ▪️ این ژانر محبوب خیلی‌هاست. لذت خود بدبخت‌پنداری. اگر کسی هم به این نگاه تردید کند، عده‌ای چنان حمله می‌کنند که انگار از او طلبی دارند، حقوق بگیرشان است و مجبور است دقیقاً مثل آنها فکر کند و می‌گویند: ازت انتظار نداشتیم اینو بگی، تو از حکومت پول گرفتی بگی ما بدبخت نیستیم! ما خیلی بدبختیم. ما خیلی بیچاره‌ایم، ما خیلی خاک توسریم!

    ▪️بعد از نزدیک به بیست سال کار رسانه، می‌دانم چطور می‌شود لایک گرفت. یکی دو جمله شیک از از #شاملو، #کامو، #نیچه و …وسط می‌اندازی، بعد اضافه می‌کنی که عجب مسئولان بی‌عرضه و احمقی داریم و ما مردم چقدر گل و ماهیم. ما هیچ عیبی نداریم و هر چه هست تقصیر مدیران بی‌لیاقت و دشمن است.

    بعد جوری ژست می‌گیری که انگار پاسخ تمام مشکلات اجتماعی و اقتصادی توی جیب بغلت است! هیچکس نمی‌فهمد فقط تو می‌فهمی!

    ▪️هر چه هم سیاه‌تر بنویسی به نظر مردمی‌تر و باشعورتری. عده‌ای کف و خون بالا می‌آورند که هنرمند و ورزشکار واقعی توئی! از این ژست‌های بی‌خطر اعتراضی.

    نه مثل #نسرین_ستوده حرفی بزنی که برایت دردسر شود. نه! یک چیز بی‌خطری می‌پرانی. چیزی مثل عرفان لایت با طعم نعنا! بعد فیلمش را هم برای #سالومه می فرستند که ببین سالومه ما چقدر بدبختیم!

    احتمالاً BBC و #منوتو هم نشانت می‌دهد و احساس می‌کنی قهرمانی ملی هستی و در راه دفاع از خلق حداقل سه بار اعدام شده‌ای!

    ▪️دلایل ناامیدی روشن است و مردم را نمی‌شود با شعاردرمانی و وعده‌های مکرر برای همیشه راضی نگه داشت، دلسردی و ناامیدشدن‌شان اتفاق عجیبی نیست اما صاحبان فکر و اهل اندیشه و رسانه هم باید بازتولیدکننده حس ناامیدی بشوند؟

    ▪️فایده‌اش؟ گیرم که فهمیدیم ما بدبخت‌ترین، نسل سوخته‌ترین و بیچاره‌ترین موجودات کره زمین هستیم. هیچ انسانی در طول تاریخ اندازه ما به قهقرا نرفته، خیلی خاک توی سرمان است که #روحانی رئیس‌جمهور، #رئیسی رئیس قوه‌قضاییه و #لاریجانی رئیس مجلس‌مان است. خب بعد چه؟

    صورت‌مان را خنج بزنیم؟ مثل نهنگ‌ها خودکشی دسته‌جمعی کنیم؟ منقرض شویم؟ همه‌مان برویم خارج؟

    ▪️فکر می‌کنم ما مردمی متوسط با حکومتی متوسطیم. گاهی طماع و بی‌فرهنگیم، گاهی فداکار و بزرگوار. حکومت‌مان هم مثل خودمان است.

    سخت باور می‌کنم که در گوشه‌ای از جهان یک حکومت بد، برآمده از مردمی آگاه و فرشته‌صفت باشد. همانطور که مردمی بی‌مسئولیت و خموده، بعید است حکومتی فوق‌العاده داشته باشند.

    ▪️در خیلی از حوزه‌ها چشم امیدی به حکومت ندارم. در عرصه‌هایی که می‌توانم، برای‌ خودم راه و گریزگاهی می‌سازم که زندگی کنم و لذت ببرم.

    گاهی هم نمی‌شود اما دلیلی نمی‌بینم مثل #گلام در #گالیور هی بگوییم: «من خودم می‌دونم ما موفق نمیشم!» و زانوی امیدواران را سست کنم.

    ▪️ما هیچ چاره‌ای نداریم جز افزایش #آگاهی‌مان، تلاش برای ارتقای خودمان و بچه‌هایمان، مطالبه‌گری از حکومت و پرهیز از سفیدنمایی و سیاه‌نمایی مطلق. بین نق و نقد تفاوت هست. غُرغرو بودن نشانه #روشنفکری و دانایی نیست.

    باور کنیم مسابقه کی از همه بدبخت‌تره؟ من! من! من! هیچ برنده‌ای ندارد، اما بازنده‌هایش بسیارند. حتی آنها که در این مسابقه شرکت نکرده‌اند هم می‌بازند.
    @ehsanmohammadi95

     
  23. باز نشر بخشی از یکی از نظرات قابل تحسین آقای شفیعی به علت اینکه معدودی از کاربران این سایت و بعضی گروههای مخالف جمهوری اسلامی به راستی از مصادیق این نظر هستند :
    [ شفیعی
    3:03 ق.ظ / مارس 19, 2019
    سلام و درود

    این نشانه انحطاط یک انسان است که بسود دشمنان کشورش به هم میهنان خود پشت کند. رژیمهای سیاسی و نظامهای اجتماعی در همه جای دنیا مورد قبول کل مردم و اتباع خودشان نیستند. در دمکراتیک ترین کشورها اکثریت راضی و اقلیتی ناراضیند بالعکس در دیکتاتور ترین کشورها هم اقلیتی راضی و اکثریت ناراضیند. گر چه ما به همه ناهنجاریها و سؤاستفاده ها و سؤ مدیریتها و سؤاستفاده هایی که در آشفته بازار تحریم و دور زدن تحریمها که سبب میشود پول صادرات به جای آنکه بحساب دولت ایران واریز شود، به حساب اشخاص حقیقی واریز میشود و گاهی به آن خیانت میکنند معترضیم و انتقاد داریم، ولی هنوز طی انتخاباتی آزاد بطور قطع مشخص نشده که درصد راضی و ناراضی در ایران به چه صورت است. اصلا قابل تصور نیست که همه ناراضی ها در همه کشورها به مزدور و تبلیغاتچی دشمنان کشورشان تبدیل شوند. نمیدانم واقعاً کسانیکه برای آمریکاییهای قلدر و عهد شکن و قانونگریز و بد سابقه هورا میکشند، چگونه فکر میکنند ؟ این دوستان بدانند که کشور نمادی از خداوند است، خیانت به کشور از بدترین جلوه های کفر و در همه کشورها، ننگین ترین و بزرگترین جرم و جنایت ممکن به حساب میآید و حداقل کیفرش اعدام خائنین و حداکثرش هم بجز اعدام خانین انتقام کشی از خانواده های خائنین است . تصور بنده اینست که بسیاری از شیفتگان آمریکا تحت تأثیر ثروت و قدرت و آلات قتاله آن قرار گرفته اند و به این موضوع فکر نکرده اند و خائن نیستند، ولی متأسفانه سخت اشتباه میکنند. بهتر است بدانند که ادامه اشتباهات منجر به خیانت میشود …..]

    در طول تاریخ همیشه اینطور بوده که بعضی از خائنین خود را علامه دهر می دانستند غافل از اینکه تحت تاثیر پروپاگاندای قوی رسانه ای استعمار و زورگویان جهانی و ساده لوحی خود فرد ، فریب خورده و بازیچه ای بیش نبودند که باعث نابودی و شکست کشور خود می شدند و افسوس هم هرگز پاره ساز نبود، سرنوشت یوگسلاوی سابق و سالها جنگ و نسل کشی مردم آن نشانه روشنی از این مدعاست.

     
    • این آقای شفیعی بارها خودش اعلام کرده که سواد زیادی ندارد و اگرچه در همه مورد اظهار عقیده میکند ولی باز بگفته خودش متخصص هیچ رشته ای نیست و تنها هر چه به فکرش میرسد مینویسد. فقط دقت کنید باین جمله: “این دوستان بدانند که کشور نمادی از خداوند است” !! جل الخالق . تا امروز نمیدانستیم که خانم گرترود بل که کشورهای عراق و سوریه و اردن و…… را برای انگلیسها ساخت نماینده خدا بود و دست خدا بود که شبه جزیره کره را به دو قسمت کرد و یک تیکه اش را بعنوان ملک پدری خانواده کیم تعیین کرد. و بعد این متخصص جرم شناسی در تمام جهان میگوید “خیانت به کشور از بدترین جلوه های کفر و در همه کشورها، ننگین ترین و بزرگترین جرم و جنایت ممکن به حساب میآید و حداقل کیفرش اعدام خائنین و حداکثرش هم بجز اعدام خانین انتقام کشی از خانواده های خائنین است” . نتیجه اخلاقی اینکه هر کس برای امریکا “هورا بکشد” جمهوری اسلامی موظف است طبق “قوانین” همه کشورها خود و خانواده اش را نابود کند.
      من مطمئنم که ایشان اطلاعات چندانی راجع به تاریخ یوگسلاوی سابق هم از زمان پیدایش ان تا اتفاقات اواخر قرن بیستم ندارد و اصلا معلوم نیست به چه دلیل آنرا در اینجا ذکر کرده.

       
      • آدم گرامی توده ایی و آخوند که ترکیب شود می شود چیزی بنام همین شفیعی و چندتایی دیگر که من آنهارا گروه /// نامیده ام.

         
  24. گزارش ‎«میدل‎ ‎ایست‎ ‎آی» از نگاه آمریکا و غرب به سردار سلیمانی؛ شوالیه سفیدی که با ‎نماینده‎ ‎شیطان جنگید

    قاسم‎ ‎سلیمانی‎ ‎چه‎ ‎از‎ ‎نگاه‎ ‎متحدانش‎ ‎و‎ ‎چه‎ ‎از‎ ‎نگاه‎ ‎دشمنان، ‎ ‎یکی‎ ‎از‎ ‎قدرتمندترین‎ ‎بازیگران‎ ‎منطقه‎ ‎خاورمیانه‎ ‎قلمداد‎ ‎می شود‎. به‎ ‎عنوان‎ ‎فرمانده‎ ‎سپاه‎ ‎قدس‎ ‎سپاه‎ ‎پاسداران‎ ‎انقلاب‎ ‎اسلامی‎ ‎ایران‎ ‎به‎ ‎مدت‎ ‎بیشتر‎ ‎از‎ ‎دو‎ ‎دهه، ‎ ‎او‎ ‎مغز‎ ‎متفکر‎ ‎شطرنج‎ ‎راهبردی‎ ‎ایران‎ ‎در‎ ‎منطقه‎ ‎محسوب‎ ‎می شود‎.

    پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

    ‎گزارش ‎«میدل‎ ‎ایست‎ ‎آی» از نگاه آمریکا و غرب به سردار سلمیانی؛ شوالیه سفیدی که با ‎نماینده‎ ‎شیطان جنگید

    جین‎ ‎کوربین در ‎میدل‎ ‎ایست‎ ‎آی نوشت: قاسم‎ ‎سلیمانی‎ ‎ ‎ ‎چه‎ ‎از‎ ‎نگاه‎ ‎متحدانش‎ ‎و‎ ‎چه‎ ‎از‎ ‎نگاه‎ ‎دشمنان، ‎ ‎یکی‎ ‎از‎ ‎قدرتمندترین‎ ‎بازیگران‎ ‎منطقه‎ ‎خاورمیانه‎ ‎قلمداد‎ ‎می شود‎. به‎ ‎عنوان‎ ‎فرمانده‎ ‎سپاه‎ ‎قدس‎ ‎سپاه‎ ‎پاسداران‎ ‎انقلاب‎ ‎اسلامی‎ ‎ایران‎ ‎به‎ ‎مدت‎ ‎بیشتر‎ ‎از‎ ‎دو‎ ‎دهه، ‎ ‎او‎ ‎مغز‎ ‎متفکر‎ ‎شطرنج‎ ‎راهبردی‎ ‎ایران‎ ‎در‎ ‎منطقه‎ ‎محسوب‎ ‎می شود‎. طی‎ ‎سالهای‎ ‎متمادی‎ ‎که‎ ‎برای‎ ‎بی‎ ‎بی‎ ‎سی‎ ‎از‎ ‎منطقه‎ ‎خاو ‎میانه‎ ‎گزارش‎ ‎تهیه‎ ‎کرده ام، ‎ ‎به‎ ‎تعقیب‎ ‎پیشرفت‎ ‎این‎ ‎فرمانده‎ ‎سایه‎ ‎نشین‎ ‎پرداخته ام‎ ‎که‎ ‎در‎ ‎پشت‎ ‎صحنه‎ ‎امور‎ ‎را‎ ‎کنترل‎ ‎میکند‎. ‎

    به گزارش سرویس بین الملل «انتخاب»؛ در ادامه این مطلب آمده است: ژنرال‎ ‎آمریکایی، ‎ ‎دیوید‎ ‎پترائوس‎ ‎که‎ ‎طراح‎ ‎حمله‎ ‎آمریکا‎ ‎به‎ ‎عراق‎ ‎بود‎ ‎و‎ ‎سپس‎ ‎رییس‎ ‎سیا‎ ‎شد، ‎می گوید‎: ما‎ ‎سلیمانی‎ ‎را‎ ‎به‎ ‎عنوان‎ ‎یک‎ ‎انسان‎ ‎بسیار‎ ‎توانمند، ‎ ‎کاریزماتیک، ‎ ‎ماهر، ‎ ‎دارای‎ ‎صلاحیت‎ ‎حرفه ای‎ ‎می دانستیم‎.

    شیخ‎ ‎جلال‎ ‎الصغیر، ‎ ‎یکی‎ ‎از‎ ‎روحانیون‎ ‎شیعه‎ ‎عراقی‎ ‎که‎ ‎سالها‎ ‎سلیمانی‎ ‎را‎ ‎می شناخته‎ ‎و‎ ‎در‎ ‎کنار‎ ‎او‎ ‎جنگیده‎ ‎درباره‎ ‎او‎ ‎میگوید: ‎او‎ ‎گنجی‎ ‎کمیاب‎ ‎است‎ ‎که‎ ‎کمتر‎ ‎می توان‎ ‎مانند‎ ‎او‎ ‎یافت‎ ‎و‎ ‎از‎ ‎لحاظ‎ ‎معنوی‎ ‎و‎ ‎آرمانی، ‎ ‎تفاوت‎ ‎زیادی‎ ‎با‎ ‎فرماندهان‎ ‎خشن‎ ‎و‎ ‎سختگیر‎ ‎نظامی‎ ‎دارد‎….

    http://www.entekhab.ir/fa/news/465727/

    ———

    قرار شد هرگاه دشمن از شما تعریف کرد، به ریگ کفشش نیز نگاهی بیندازید. شیرین کاری های این شوالیه ی آدمکش را باید از مردمان سوریه و عراق پرسید. راستی چرا جناب سلیمانی با یک پخ مقتدا صدر، از عراق بیرون پرید؟
    با احترام

    .

     
    • آقای نوریزاد حواست باشد. با شنیدن بوی الرحمان نایب امام زمان یکمرتبه انگلیس و امریکا و ایتالیا و غیره هر کدام بفرمی مشغول لانسه کردن شوالیه هستند .

       
  25. حسن/*: ایران علیه کسانی که در اجرای تحریم‌های آمریکا نقش دارند شکایت می‌کند.
    مش قاسم: اینقده شیکایت کن تا علف زیر پات سبز شه. این کارا واسه مردم نون و آب و کار میشه؟ نمیشه. اینم یه یکی از کارهای خرکی ایناست واسه سرگرم کردن و شیره به سر مالیدن یه عده احمقتر از خودش.

     
  26. لعنتی!
    ——

    حسن روحانی: لعنت به آن کس بگویید که این شرایط اقتصادی را بوجود آورده است.
    ما: سمعا” و طاعتا”.
    – لعنت به آن ناکس. خودش، خانواده اش، فک و فامیلش، کس و کارش، قوم و خویشش، ایل و تبارش، خواهر زاده و برادرزاده و هفت پشت آن ور ترش. داغ عزیز ببیند، روسیاه دو عالم بمیرد، پایین تنه اش ایدز بگیرد، آبرویش بشود آب جو، به زمین گرم بخورد، رختخواب بیماری اش پهن بشود، زیر خایه اش خارخاسک در بیاورد، آکله ی شتری به بالا و پایینش بیفتد، تیر غیب به جگرش بخورد و چهار ستون بدنش بشود پنج ستون، یعنی عصای فلاکت و بیماری کف دستش بگیرد. بیش باد و کم مباد.
    – لعنت بر پدر و مادرش در این مملکت زباله بریزد.

     
    • جناب کمال آقا. روحانی آدم بدی نیست. نباید با عینک تیره به ایشان نگاه کرد. البته مشکلاتی در سپاه از نظر دخالت در کارهای اقتصادی و سواستفاده از موقعیت شده که امیدوارم درست شود.

       
      • جناب نوریزاد

        من اصلا بمحتواهایی که اخیرا شیادی غیر انسان با عنوان سید مرتضی می نویسد کاری ندارم و فقط میزان و معیاری که بین من و شما بود را یاد آوری می کنم.

        این نوشته از من “سید مرتضی”که چند سال است در سایت شما می نویسم نیست.لطفا دقت کنید،مطلبی متعلّق ببنده است که علاوه بر آی دی “سید مرتضی”همان جی میل قرار دادی بین من و شما همراه آن باشد وگرنه مطلبی که فقط بعنوان “سید مرتضی”به سایت شما ارسال شود از من نیست.اگر چنین روشی تداوم یابد بنده خود شما را متّهم می کنم به چنین شیّادی اینترنتی و حتما سایت شما را رسما ترک خواهم کرد.

        احتراما

         
  27. درود آقای نوریزاد.
    من این پیام رو انتشار دادم
    اگر شایسته میدونی در کانال و سایتت نشرش بده

    هم میهن

    «هیچ قدرتی در برابر یک ملت همبسته و آگاه یارای ایستادگی ندارد»

    حکومت فاسد و ستمگر و ناکارآمد اسلامی با بهره گیری از سکوت مرگبار حاکم بر جامعه، کارد را به استخوان ملت رسانده و با وجود فشارهای خارج از تحمل اقتصادی و سیاسی،همچنان طلبکارانه بر میزان فشارها می افزاید.
    جو سانسور و خفقان و احکام زندانیان سیاسی و فعالین اجتماعی روز بروز سنگینتر میشود، فشار اقتصادی در حال خرد کردن گُرده مردم غیر وابسته به حکومت،چه کشاورز و چه صنعتگر،چه حقوق بگیر و کاسب و چه شهرنشین و چه روستاییست و روزی نیست که چرخ چندین کارخانه بزرگ و کوچک از حرکت نایستد و تعداد قابل توجهی به شمار بیکاران افزوده نشود و در همین حال دزدان حکومتی به غارت و چپاول اموال ملت مشغولند و پیوسته اخبار دزدیهای چند هزار میلیاردی اینان از اموال عمومی به بیرون درز پیدا میکند.

    در حالی که میزان تورم در سال نودوهفت حداقل سیصد درصد بوده و قیمت کالاها عموما چندین برابر شده، حکومت،میزان افزایش دستمزدِ حقوق بگیران در سال نودوهشت را تنها بیست درصد اعلام کرده،این یعنی گسترش وحشتناک فقر و ناهنجاریهای اجتماعی در سال پیش رو.

    هم میهن ،بس است انفعال و بیعملی.
    به ظالم هر چه رو بدهی وقیحتر و طلبکارتر میشود.
    حکومت اسلامی درد مشترک همه ماست و این درد مشترک،جز با همراهی و همبستگی ما درمان نمیشود.

    نگارنده این فراخوان، از همه مردم آزادیخواه ایران با هر گرایش و باوری دعوت میکند با موج نافرمانیهای بدور از خشونت مدنی، که به گواه تاریخ،بهترین راه بزانو درآوردن حکومتهای سرکوبگر است همراه شوند و به سهم خود گامی در راه برون رفت از این شرایط دشوار بردارند.

    هم میهن،دامنه نافرمانیهای«بدور از خشونت»مدنی،بسیار گسترده است و بنا به تجربه خیزشهای مردمیِ دهه های اخیر جهان،موثر ترین ،کم هزینه ترین و کارآمدترین راه رویارویی با حکومتهای دیکتاتور و سرکوبگری همچون نظام جنایتکار و ضد مردمیِ حاکم بر ایران است.
    نافرمانی بدور از خشونت مدنی،مجموعه ای هدفمند از تحریمها،گرد هماییها و اعتصابهاست که میتواند بازوهای تبلیغاتی و اقتصادی و اجرایی حکومت را فلج کند.
    صدا و سیمای حکومت اسلامی،کارخانه های وابسته به سپاه و رهبری و افراد و نهادهای دست اندرکار سرکوب و نظایر اینها میتوانند اهداف تحریم باشند و در گامهای بعدی،تحریم همه جانبه انتخابات فرببکارانه و اعتصابات همگانی و گردهماییها و تظاهرات خیابانی هستند که به فراخور شرایط و زمان میتوانند در دستور کار جنبش قرار بگیرند.
    بیایید در اینباره گفتگو کنیم و آگاهانه تصمیم بگیریم.

    بیایید در برگی تازه از تاریخ این سرزمین،با یک حرکت آگاهانه و در یک عزم ملی به تاریخ ننگین حکومت ملایان پایان دهیم و با یاری و همراهی هم،حکومتی مردمی و غیر دینی را بجای آن بنشانیم.

    «هم میهن،اگر با نگارنده این نوشته درد مشترک داری در نشر و پخش آن بکوش»

     
    • بردیای عزیز بسیار هم عالی. امیدوارم آنهایی که وجدان بیدار دارند در این نبرد به یاری آزادیخواهان بپیوندند.

       
  28. سلام آقای نوری زاد جالب اینجاست که جناب حسن روحانی به تقلید از شما دست به مباهله زده است واز ملت ایران خواسته است تا انان نیز در کنار او به امریکا واسرائیل وعربستان ودشمنان جمهوری اسلامی لعنت ونفرین بفرستند اما بنظر من مباهله جناب روحانی بیشتر به نفرین پیرزنان درمانده شبیه است تا یک مباهله رودررو وجوانمردانه وبحق که در ان خیری برای ملت ایران نهفته باشد مباهله شما با آقای خامنه ای کجا ونفرین پیرزنان درمانده کجا، درودها بر شما

     
  29. فارس گزارش می‌دهد

    دوئل با غول‌های نفتی در پارس جنوبی/ ایران با همت پیمانکاران ایرانی از قطر جلو افتاد

    به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری فارس میدان گازی پارس جنوبی با داشتن ۴۱ درصد از کل ذخایر گاز طبیعی ایران و ۸ درصد از ذخایر گاز طبیعی دنیا، یکی از مهم‌ترین میادین گازی جهان به شمار می‌ رود. برداشت از این میدان گازی که بین ایران و قطر مشترک است به دلیل حضور شرکت های بزرگ خارجی در آن سوی مرزها اهمیت بیشتری برای ایران دارد.

    از طرف دیگر تقاضای نزدیک به 900 میلیون مترمکعبی گاز در کشور چه در بخش خانگی و تجاری و چه در بخش صنعتی و نیروگاهی باعث شده تا پارس جنوبی مهم‌ترین منبع تأمین امنیت عرضه گاز طبیعی در ایران باشد.

    اخیرا و پس از بهره‌برداری از 4 فاز 13، 22،23 و 24، ایران در تولید روزانه گاز از این میدان مشترک به صورت رسمی از قطر جلو افتاد؛ اما اگر نگاهی به روند توسعه این میدان گازی بیندازیم این نکته حائز اهمیت است که قطر تولید از میدان گازی پارس جنوبی را در سال 1991 آغاز کرد اما ایران 10 سال بعد به یاد توسعه این میدان مشترک گازی افتاد.

    بخش قطری میدان مشترک پارس جنوبی با نام “گنبد شمالی” شناخته می‌شود. قطر تمامی نیاز داخلی و صادراتی گاز خود را از “گنبد شمالی” تأمین می‌کند. طبق برآوردهای صورت‌گرفته میزان ذخایر گازی بخش قطری این میدان مشترک، 36 تریلیون مترمکعب است که IEA میزان قابل استحصال گاز در بخش قطری را حدود 26 تریلیون مترمکعب تخمین زده است.

    با وجود این، مخزن گازی پارس جنوبی بین دو کشور مشترک است و قسمت عمیق‌تر آن در بخش قطری قرار دارد و ساختار این مخزن نشان می‌دهد که شیب آن به‌سمت قطر است و هرچه قطر برداشت بیشتری داشته باشد، سیر حرکت منابع گازی و میعانات به‌سمت قطر بیشتر می‌شود. علاوه بر این، مساحت بخش قطری میدان پارس جنوبی دو برابر مساحت بخش ایرانی آن است و این مساله نیز به برداشت بیشتر قطر و اجرای پروژه‌های توسعه در بخش قطری میدان کمک شایانی می‌کند.

    قطر با دادن سهم حداکثری از میدان به غول‌های نفتی آمریکایی و اروپایی، توسعه “گنبد شمالی” را از سال 1991 آغاز کرده اما ایران توسعه “پارس جنوبی” را از سال 2001 آغاز کرده است. یعنی در شروع به کار 10 سال از قطر عقب مانده‌ایم. در فاصله سال‌های 1991 تا 2001، قطر حدود 210 میلیارد مترمکعب گاز از این میدان استخراج کرد که به‌ارزش آن زمان، حدود 60 میلیارد دلار برای قطر درآمد به‌دنبال داشته است.

    قطر پروژه‌های متعددی در میدان گنبد شمالی تعریف کرده و اکنون با 16 فاز تولیدی به‌میزان حدود 600 میلیون مترمکعب در روز از بخش قطری میدان مشترک پارس جنوبی برداشت گاز دارد. البته تعبیر دقیق‌تر آن است که ایران در این مدت در حال رقابت با بزرگ‌ترین غول‌های نفتی جهان در این گازی مشترک بوده است….

    توسعه در پارس جنوبی ادامه یافت و با بهره‌برداری از فازهای 17 و 18، 19 و 20 و 21 در سال 96 به رکورد تولید 570 میلیون مترمکعب در روز و با بهره‌برداری از سکوهای A و C فاز 14 در سال جاری به ظرفیت تولید 610 میلیون مترمکعب در روز رسیدیم،اتفاقی که به برکت تکیه بر توان شرکت‌های ایرانی در پارس جنوبی اتفاق افتاد.

    توسعه میدان گازی پارس جنوبی با حضور شرکت های ایرانی

    اما چگونه علی رغم وجود تحریم ها در طول سال های گذشته ایران در این میدان گازی توانست به تولید گاز و رکورد شکنی و سبقت گرفتن از غول‌های نفتی حاضر در بخش قطری میدان بپردازد؟ نگاهی به تاریخچه توسعه میدان تصویر دقیق تری به ما خواهد داد….

    https://www.farsnews.com/news/13971228000037/
    ===
    پی نوشت:هرچی دوست داری بنداز بالا!
    بالاتر!
    بالاترترترترتر!

    ————

    درود سید مرتضای گرامی
    سپاس که به خودتان و به ما امید می افشانید.
    در باره ی فاجعه ی کرسنت هم برای ما می نویسید؟ این که: چقدر پول بخاطر بی لیاقتی ها و بی کفایتی ها و پخمگی های مسئولینی چون بیژن زنگنه و احمدی نژاد، از کیسه ی مردم، آری از کیسه ی مردم بیرون کشیده شده است؟
    سپاس

    .

     
    • کلا قبول دارم که دزدی هایی صورت گرفته. تلاش هم بر این است که اینان دستگیر شوند. بی کفایتی کاری به جمهوری اسلامی ندارد اگر فلان وزیر بی کفایت و یا دزد است این یک انتخاب اشتباه بوده است.

       
  30. رشحه ای از خلقیات کهکشان یکتای تاریخ ایران!

    وقتی رضاشاه به زور دختری را همسر عَلَم کرد!

    «[غروب پنج شنبه] یکی از روزهای مهرماه ۱۳۱۸…[وقتی] به خانه آمدم، پدرم که وزیر پست و تلگراف رضاشاه و طرف لطف و مرحمت او بود و شبهای جمعه در منزل نماز و دعا می خواند و جایی نمی رفت. پیغام داده بود که من برای گردش بیرون نروم و برای شام در منزل بمانم. اطاعت کردم. وقتی سر شام رفتیم، از من پرسید، “آیا میل داری با دختر قوام ازدواج بکنی؟” من تعجب کردم که این چه حرفی است. گفتم، “دختر قوام کیست؟” گفت، “دختر قوام شیرازی، همان کسی که پسرش داماد شاه و شوهر والاحضرت شاهدخت اشراف است.” گفتم، “چنین مطلبی را اصلاً فکر نکرده بودم. از کجا سرچشمه می گیرد؟” گفت، “امر شاه است.” گفتم “می توانم بگویم نه؟” گفت “نه!” گفتم، “پس چرا از من سئوال می کنید؟” آن وقت رضا شاه میل داشت با فامیلهای کهن ریشه دار ایرانی، مثل خانواده ما و سایر خانواده های قدیمی که قوام هم یکی از آنها بود، بستگی پیدا بکند. به این صورت ازدواج ما صورت گرفت. در بین هفته بعد، با والاحضرت همایونی- شاهنشاه فعلی- یک شب منزل قوام رفتیم. یک روز عصر هم رفتیم تنیس با نامزدم بازی کردم. که باز والاحضرت همایونی و والاحضرت فوزیه بودند. جمعه بعد هم عروسی واقع شد. حالا سی سال از آن تاریخ می گذرد.» (خاطرات علم، جلد دوم، صص ۳۸- ۳۷، ۶ اردیبهشت ۱۳۴۹).

     
    • رشحه ای از خلقیات کهکشان یکتای تاریخ اسلام!
      … و خوله به خانه‌ی ابوبکر رفت و ام رومان مادر عایشه را بدید و گفت: « خداوند عزوجل چه خیر و برکتی برای شما فرستاده است.»
      ام‌رومان گفت: « مقصود چیست؟»
      گفت:« پیمبر مرا فرستاده که عایشه را خواستگاری کنم.»
      ام‌رومان گفت: « من راضیم، منتظر ابوبکر بمان که به زودی می‌رسد.»
      و چون ابوبکر بیامد خوله بدو گفت: « ای ابوبکر؛ خداوند عزوجل چه خیرو برکتی باری شما فرستاده، پیمبر خدا مرا فرستاده که عایشه ار خواستگاری کنم.»
      گفت: « مگر عایشه مناسب اوست، عایشه دختر برادر اوست.»
      خوله چون این بشنید پیش پیمبر بازگشت و سخن ابوبکر را با وی بگفت.
      پیمبر گفت: « با او بگو که تو در مسلمانی برادر منی و من برادر توام و دختر تو مناسب من است.»
      خوله پیش ابوبکر بازگشت و سخن پیمبر را با وی بگفت.
      ابوبکر گفت: « منتظر بمان تا بازگردم.»
      ام‌رومان به خوله گفت: «مطعم بن عدی عایشه را برای پسر خود نام برده و ابوبکر هرگز از وعده تخلف نمی‌کند.»
      ابوبکر پیش مطعم بن عدی رفت و زن مطعم و مادر همان پسر که عایشه را برای او نام برده بود پیش وی بود گفت: « ای پسر ابی قحافه اگر دختر ترا به زنی به پسر خویش دهیم وی را صابی کند و به دین تو درآرد.»
      ابوبکر رو به مطعم کرد و گفت: «تو چه می‌گویی؟»
      مطعم گفت: «او چنین می‌گوید.»
      ابوبکر بازآمد و وعده‌ای را که داده بود فسخ شده بود و به خوله گفت:« پیمبر را دعوت کن.»
      خوله پیمبر را دعوت کرد که بیامد و عایشه را عقد کرد و در آن هنگام وی شش سال داشت.
      تاریخ طبری یا تاریخ الرُسل و الملُوک، محمدبن جریر طبری، ترجمه ابوالقاسم پاینده، انتشارات بنیاد فرهنگ ایران، 1352، جلد چهارم، صفحه 1290

       
  31. نخست وزیر نیوزیلند: ما نباید اجازه دهیم قاتل خودش را مطرح کند او يك جنايتكار است

    جاسیندا آردرن در پارلمان این کشور ضمن ادای احترام به قربانیان حادثه حمله به دو مسجد در کریس چرچ گفت قاتل قصد داشته در دادگاه افکار و عقاید خود را هنگام معرفی خود مطرح کند که این اجازه به وی داده نشده است.

    وی افزود قاتل قصد دارد خودش را مطرح کند و ما نباید چنین اجازه‌ای به وی بدهیم.

    نخست وزیر نیوزیلند گفت من هرگز اسم او را نیز بر زبان نخواهم راند و شما هرگر اسمش را از زبان من نخواهید شنید.

    وی تاکید کرد: «او» یک تروریست است، «او» یک جنایتکار است،«او» افراطی است؛ و من فقط «او» خطابش می‌کنم!

    آردرن گفت بعد از 4 روز هنوز ویدئوی کشتار به صورت آنلاین وجود دارد و هرچند فیس بوک به من قول داده است تا مشکل را حل کند، اما نباید این ویدئو در فضای مجازی باشد و دیده شود!
    ===
    پی نوشت:این خانم با معرفت احتمالا مسیحی،با صدای بلند و زبانی صریح و بصورت شفّاف،یک جنایت غیر انسانی نسبت به متدینان به دیگر ادیان را محکوم کرد،آنگاه در این سایت برخی از مدعیان حقوق بشر و انسانیت،عارشان آمد این جنایت را محکوم کنند،نه تنها آنرا محکوم نکردند بلکه با الفاظی خاص،مراتب خوش خوشان حیوانی خویش از یک جنایت،یک ترور،و یک انسان کشی را لو دادند و باطن آلوده و کثیف خویش را آشکار کردند!

     
  32. گاوان و خران باربردار
    به ز /// مردم خوار
    هربار با نام ایران قلم خونین می شوند، مگر این ملت چقدر توان دارد؟درد بیکران ایرانیان را فقط آنها می دانندو بس .
    همین دردخونین ،ملت ایران را پیوند داده و یکپارچه کرده است . دردی که حاصل تروریسم وجلادی فرقه اسلامی است. تمامی در خون خفتگان از گلوی ملت فریاد دادخواهی دارند. باید کشور را از دشمن پس گرفت.

     
  33. محمد نوری زاد

    دوستانم
    عزیزانم
    هموطنانم
    این فیلم را ببینید و در این فیلم، سهم و نقش مردم را و شادمانی و “زندگی” مردم را پیدا کنید و در نقطه ی مقابل، سهم و نقش ملایان و سرداران جمهوری اسلامی را نیز.
    حتما این فیلم را ببینید
    من نمی دانم چرا این فیلم را با پرده ی اشکی که مدام بر چشمانم می نشست دیدم.

    https://video.almstba.tv/watch.php?vid=ab3b64646

    یکی از دوستان (جناب اشجاری) در باره ی این فیلم نوشته:

    فیلم Wolyn را که در انگیسی بنام Hatred (نفرت) معرفی شده، دو بار تماشا کردم، یک بار با زیرنویس انگلیسی و یک بار با زیرنویس فارسی
    منطقه ای بنام Volhynia که دو ملیتی بوده و بین دو کشورهای اکراین و لهستان تقسیم شده است، در طی سال های جنگ جهانی دوم دچار حوادثی شد که تا چند روز پیش از وقوع چنین حوادثی بی اطلاع بودم، جریان این حوادث، محور فیلم Wolyn است
    در بین ملت اوکراینی ساکن منطقه Volhynia ، گروهی از ناسیونالیست های افراطی متمایل به آلمان نازی فعالیت می کردند و مدام در حال تبلیغ تمایلات افراطی و نژادپرستانه ضد لهستانی بودند، در همین رابطه، برخی از کشیش های ارتدکس هم در نقش آتش بیار معرکه فعالیت می کردند، این کشیشان قابت کردند که همیشه در طول تاریخف دین فقط مخربی بیش نبود و در واقع، بین آسمان پرستی الهی و خاک پرستی ملی گرایان دلالی می کردند تا معامله جوش بخورد
    دولت لهستان با نادیده گرفت حق و حقوق اتنیکی اکراینی ها، زمینه رشد و گسترش ناسیونالیسم نژادپرستانه و فاشیستی اکراینی ها را فراهم کرده بود
    مخاصمات بین اکراینی ها و لهستانی ها زیر پوست جامعه و محدوده به فعالیت های گروهکی ادامه داشت، حتی بین اوکراینی ها و لهستانی ها ازدواج هم صورت می گرفت، صحنه های ابتدائی فیلم ، مراسم عروسی پسر اکراینی و دختر لهستانی را نمایش می دهد
    زوسیا یا صوفیا خواهر کوچکتر عروس لهستانی است که از قضا با دوست پسر لهستانی اش رابطه دارد و شاید عروس بعدی دوست پسر اکراینی اش خواهد شد
    زوسیا دختری شوخ و شیطان و قهرمان اصلی فیلم است، مقایسه چهره زوسیا با شب عروسی و انتهای فیلم، آینه تمام قدی است از آنچه که در طول 6 سال، بر سر Volhynia آمد
    تا زمانیکه دولت لهستان اقتدار داشت، وضع به همین منوال بود، هر چند که گروه های ناسیونالیست فاشیست، غر و غر می کردند، اما در تابستان سال 1939 و با تقسیم لهستان بین استالین و هیتلر و نتیجتا خلا قدرت دولت مرکزی، ناگهان ورق برگشت و زمینه برای تشدید فعالیت گروه های فاشیستی فراهم شد
    از اینجا به بعد، ناسیونالیست های فاشیست اکراینی دور برداشتند، سبعیت ناسیونالیست های اکراینی با همراهی کشیشان ارتدوکس، به چنان درجه ای بود که اگر با جنایات امروز داعش در عراق و سوریه مقایسه شود، قطعا داعش را می توان مظلوم و انسان واقعی رتبه بندی کرد، چرا که داعش تجاوز شرعی می کرد و سر می برید، اما مسیحیان ملی گرای اکراینی، مثل گروه کفتار ها، قربانی را زنده زنده مثله می کردند
    دولت امروز اکراین که پوتین حسابش را کف دستش گذاشت و قسمت روسی اکراین و شبه جزیره کریمه را جدا کرد تا به سرنوشت لهستانی ها گرفتار نشوند ، وارث همان ملی گرایان فاشیست دوران جنگ جهانی دوم اند که تحت حمایت امپریالیسم اروپائی و امریکائی قرار گرفته و بر سر همین حمایت است که روسیه را تحت تحریم قرار دادند
    در پایان فیلم، زوسیا زیر چتر حمایتی نیروهای نظامی آلمان که از مقابل شوروی در حال عقب نشینی هستند، از دست جنایتکاران اکراینی جان سالم بدر می برد و سپس با عبور از مرز آلمان نازی، به آرامش می رسد، از صحنه پایانی فیلم می توان چنین نتیجه گرفت که ملی گرایان فاشیست اکراین چنان وحشی بودند که قهرمان فیلم از دست آنان به هیتلر پناه می برد
    دیدن این فیلم را به همه دوستان در ایام بیکاری عید توصیه می کنم، در ایران هم حوادث مشابه قابل تکرارند، کافی است که ناگهان به هر علتی از قبیل جنگ یا کودتای سپاه، خلا قدرتی ایجاد شود
    گروه های پان فارس اعم از راست ها و یا چپ ها از یک طرف، و پان های طرف متخاصم مثل تورک ها و کورد ها و عرب ها و بلوچ ها می توانند آینده خود را اگر حوادث مشابه اتفاق بیفتد، در آینه فیلم Wolyn بینند ، چرا که نفرت پراکنی از همه سو جریان دارد
    فیلم را با حجم 3 گیگ از سایت زیر دانلود کردم و پس از چندین تست با زیرنویس های مختلف، زیرنویسی پیدا کردم که هماهنگ بود، در صورت درخواست، برای دوستان ارسال خواهد شد
    # Wolyn

    https://30nama.services/movies/6068960-wolyn-2016.html#p

     
  34. ناصر اشجاری

    امروزه وسعت دامنگیر فساد اقتصادی سیستم حکومت اسلامی به نقطه ای رسیده که حتی عشاق دلخسته نظام از دهک های پائین جامعه نیز صدای شان بلند شده، هرچند که بسیار دیر از خواب بیدار شده اند
    مرکز ثقل فساد اقتصادی، عمدتا ارگان های سرکوبگر نظام هستند که در ضدیت با حقوق بشر، بدون واهمه می تازند و از این نظر نفرت عمومی را به خود جذب کرده اند
    عامل مشدده نفرت عمومی، فقر، تورم، رکود، بیکاری و هزاران آسیب اجتماعی است که موجب ایجاد گسل طبقاتی شده و فساد وحشتناک اقتصادی نظام مسبب آن است
    حال هر کسی که در مسیر این تنفر عمومی ایستاده باشد و یا نسبتی حتی غیرمستقیم با این مسیر داشته باشد، آماج موج تنفر عمومی قرار خواهد گرفت که آخرین نمونه اش مهدی خلجی و همسر سومش مرجان شیخ السلامی است، شدت تنفر به قدری است که حتی ترکش هایش به مدافعین مهدی خلجی از جمله عبدالستار دوشوکی هم اصابت می کند.
    چند روز پیش سخنرانی مهدی خلجی را تحت عنوان “چرا در ایران انقلاب نمی شود؟” نگاه می کردم، به نظر می رسد که چنین نقطه نظرات سبک و بی معنی و مضحک به همراه وصلت ایشان با کسی که در یکی از بزرگترین فسادهای اقتصادی درگیر است، مهدی خلجی را بر زمین بکوبد و بلکه برای همیشه تشک سیاست و کارشناسی و تحلیلگری را برای همیشه ببوسد
    در جواب آن دسته از مردم که اصالت اختلاس و محاکم حکومت اسلام را فاقد وجاهت می دانند، باید عرض کنم که اسب ها به سربالائی رسیده اند و با این تفسیر، باید منتظر گاز گرفتن بیشتری از اسب ها از همدیگر در روزها و ماه های آینده باشیم
    فاسدان باید بروند و بهترین مقصد برایشان “دَرَک” است

     
    • فساد سیستمی اقتصادی،حرف مهملی است،فساد سیستمی یعنی اینکه عدم فساد ،استثناء شود و فساد بشود قاعده،یا اینکه خود سیستم مولّد فساد باشد.و در جمهوری اسلامی اینطور نیست الان،من نمی گویم فساد نیست،یا افراد فاسد در حکومت یا در بین مردم عادی وجود ندارند،سوء استفاده نیست،یا رشوه و ارتشاء نیست،یا اختلاس نبوده یا نیست،اما باید توجه کرد که فساد افراد -هرچند برحسب مصداق متعدد و کثیر باشد-هرگز معادل فساد سیستم و فساد قانون نیست،شما مگر اگر مثلا در برزیل آن رئیس جمهور سابق (سیلوا بود ظاهرا نامش) متهم بفساد شد و محکوم شد بخود اجازه می دهید کل سیستم برزیل را برحسب قانون یا نهادهای حاکمه فاسد بدانید و بگویید چون رئیس جمهور برزیل محکوم بفساد شد و حبس شد در برزیل فساد سیستمی است؟! یا اگر در کره جنوبی آن خانم رئیس جمهور بهر مقدار فساد کرد و محکوم شد شما می گوئید در کره جنوبی فساد سیستمی است؟!همینطور در جاهای دیگر.الان همین نتانیابو در اسرائیل متهم بفسادهایی شده است ،شما در این جهت می گوئید فساد در اسرائیل سیستمی است؟! بنابر این صرف اینکه یک مسئول یا ده مسئول گذشته یا حال در جایی قانون را دور بزنند یا مرتکب خلاف و فساد شوند نمی شود کل سیستم را بر اساس حرکت فردی آنان فاسد یا دچار فساد سیستمی دانست و این مطلب واضحی است.
      یک سلسله از فسادها نیز اصلا ربطی بمسئولان ندارد،خیلی از مردم عادی در همه جای دنیا،قتل مرتکب می شوند،دزدی و سرقت می کنند،اختلاس می کنند،رشوه می دهند،جعل سند و کلاهبرداری می کنند،آیا باید بصرف وجود مصادیقی حکم کرد بفساد یک سیستم حکومتی؟! این که سخن نامعقولی است.این است که بنظر من تعبیر به فساد سیستمی و حکم بفاسد بودن یک نظام،یک تعبیر سیاسی تبلیغاتی است،یک حربه است بر امواج رسانه های سریع و گوناگونی که الان وجود دارد.الان معمولا روحانیون در سیبل انتقاد و توهین برخی از شما منتقدان یا سکولارها هستند،شما نشان دهید چند نفر روحانی در ایران فساد مالی کرده اند؟ اگر چیزی نیز مطرح شود وقتی خرد شوی در قضیه چیزی جز شایعات و مطالب فاقد اسناد و دلیل نیست.همینطور در بین دولت های مختلفی که بوده اند یا هستند از سطح وزرا گرفته تا معاونان یا استانداران و فرماندارن،خوب شما نشان دهید عملا چند نفر فساد محرز شده برحسب قوانین و معیارهای قضائی مرتکب شده اند،من نمی گویم اصلا نبوده اما شما در بین اینهمه کثرت در مدیران در جمهوری اسلامی می توانید بگوئید همه آنها فاسدند؟! یا همه نمایندگان مردم در مجلس فاسدند؟! اینطور نیست. من عرضم این است که باید به فساد اشاره کرد و از آن پرده برداشت اما نه بر اساس شایعات و جعلیات و دروغ ها،بل بر اساس اسناد قابل قبول در محاکم،بله هیاهو می شود کرد که خوردند و بردند و چه! اما نشان دادن فساد بصورت مدلّل و مستند کم است.
      حالا این برداشتی که شما دارید را جور دیگر هم می شود تعبیر کرد:اینکه یک عزم جازم قضائی سیاسی (حال بهر علتی و از جمله فشارهای اقتصادی دشمنان) در جمهوری اسلامی پدید آمده برای برخورد با فساد،البته برخورد با فساد نیز باید قانونی باشد و بر اساس دلایل محکمه پسند و نه هیاهو و لاف های سیاسی جناحی.
      این آقائی هم که اسم بردید البته فرد قابل اهمیتی نیست،یک فردی است که علیرغم روحانی بودن پدرش پشت به ایران و اسلام کرده و با بنگاههای خبری سیاسی همکاری می کند و مزخرفاتی هم گهگاه می گوید یا می نویسد،اما صرف نکاح و ازدواج او با یک خانمی که الان مورد اتهام دستگاه قضائی واقع شده گناه نیست،ازدواج کرده حقش هم بوده و عمل او و پرستیژ او نیز ربطی به همسرش ندارد،همسرش نیز اگر مطابق معیارها و اسناد قضائی محکوم شود هیچ ربطی به این آقا ندارد مگر اینکه او نیز در عمل فساد مورد اتهام دخالت داشته باشد.بنابر این اینگونه تحلیل ها امثال نوشته شما ارزش خاص حقوقی یا سیاسی ندارد.

      ————

      درود سید مرتضای گرامی
      یعنی شما نیز مثل آسدعلی خامنه ای معتقدید هنوز در کشور فساد سیستمی نشده؟ می شود فساد سیستمی را برای ما تعریف کنید؟
      چرا رهبر یک امپراطوری پولی را بی حساب وکتاب بلوکه ی خودش کرده؟
      چرا آستان قدس از حسابرسی رسمی مبراست؟
      چرا تشکیلات تحت نظر رهبر حسابرسی نمی شوند؟
      چرا تشکیلات حوزوی از کیسه ی مردم پول برمی دارند و حسابرسی نمی شوند؟
      چرا سپاه از صدها اسکله ی خودش قاچاق می کند و حسابرسی نمی شود؟
      چرا سپاه به تمامی کریدورهای اقتصادی سیطره دارد و در هیچ پیمانی در تراز دیگر پیمانکاران در مناقصه شرکت نمی کند؟
      چرا بابک زنجانی ها از طریق مجتبی خامنه ای ها به مواضع اقتصادی ورود می کنند؟
      راستی چرا رهبر و سپاه در قبال کارهای اقتصادی و مفاسد دیگرشان پاسخگو نیستند؟
      می شود برای پاسخگو نبودن رهبر یک آیه از قرآن برای ما بیاورید که دلمان قرص شود به این که: اگر رهبر از پول مردم بر می دارد و به مردم پاسخگو نیست و اگر هرکاری رهبر می کند همه و همه بر گرفته از قرآن است.
      باشد؟

       
      • تلاش کنید بمغزای سخن توجه کنید،اگر سوال از فساد سیستمی است من آنرا در نوشته ام بیان کردم،اگر ایرادی بر تعریف دارید یا تعریف دیگری از فساد سیستمی دارید آنرا بیان کنید.

        سوالاتی نیز که در پی آوردید هیچیک دلالت بر فساد سیستمی یا وقوع آن نمی کند،اینها سوال از پاسخگوئی نهادهاست،برخی از سوالات نیز مبنی بر عدم پذیرش قانون در خصوص تخصیص بودجه هاست،فی المثل بشما چه مربوط که بودجه هایی به حوزه ها تخصیص می یابد،شما روشن کنید تخصیص آن منافی با کدام قانون است.

        نیز صحبت در این بود که فساد سیستمی چیست و آیا فساد سیستمی در جمهوری اسلامی وجود دارد یا نه؟عرض من این بود که وقوع فساد در برخی افراد چه در سطح مسئولان و چه در سطح مردم عادی که با آن برخورد قضائی شده یا می شود دلیلی بر فساد سیستمی نیست و این اختصاصی بجمهوری اسلامی ایران ندارد.

        نیز در مورد ادعاهایی که می کنید و تهمت هایی که میزنید سند ارائه کنید زیرا سخن تبلیغاتی مبتنی بر شایعات ارزش حقوقی و قضائی ندارد،فی المثل وقتی تهمت کلی می زنید که” چرا سپاه از صدها اسکله ی خودش قاچاق می کند و حسابرسی نمی شود؟”
        این یک ایراد اتهام کلی است،چیزی که شگرد همیشگی شماست،من بارها عرض کرده ام که کلی گوئی در مسائل و دعاوی حقوقی ارزش و بار حقوقی ندارد،شما باید مشخصا و با ذکر سند قابل ارائه به محاکم نشان دهید در کدام اسکله یا اسکله ها قاچاق صورت می گیرد و توسط چه اشخاصی صورت می گیرد،همینطور کلی گوئی که سپاه از “صدها”اسکله قاچاق می کند،دعوای دارای ارزش حقوقی نیست و صرف ادعا و کلی گوئی فاقد سند است و بدرد همین فضاهای خودنمائی سیاسی می خورد نه بیشتر.لطفا هیاهو نکنید و به اصل موضوع بحث بپردازید.

        احتراما

        ———

        درود سید مرتضای گرامی
        باور کنید تا زمانی که حضرت خامنه ای دست از دزدی نکشد، و تن به حساب و کتاب قانونی ندهد، فساد موجود در کشور، همچنان سیستم خود را با شاخص دزدی های بیت رهبری تنظیم خواهد کرد.
        این را لطفا به پلیس فتا گزارش دهید. .از ما گفتن. و از شما انکار.
        راز فساد در کشور، در دزدی های بیت رهبری و سپاه است. و تا زمانی که اینان تن به محاسبات دقیق مالی نسپرند، فلان بخشدار دور نیز نمی تواند از مزه ی رشوه و اختلاس و دزدی دل بکند.
        با احترام

        .

         
      • من معتقدم که حتی رهبر آقای سید علی خامنه ای هم جوابگو بوده و هست. آگر هم نبود ما بچه حزب الهی ها از او می خواستیم که باشد. در مورد موضوع آقا مجنبی من ورود نمی کنم چون اطلاعات درستی ندارم.
        من هیچوقت نگفتم که رهبر همیشه استناد به قرآن می کند. بهرحال یک وقتی هم صلاحدید می کند.
        بهرحال انسان جایزالخطاست و هیچ انسانی کامل نیست و ممکنه که ایشان هم اشتباهاتی کرده باشد.

        ————

        درود سید مرتضای گرامی
        می شود بفرمایید ایشان در پاسخگویی به هزار هزار پرسش مردم و صدها مسئولیتی که دارند، کجا و کی و چگونه پاسخگو بوده اند؟ کجا و کی با یک خبرنگار آزاد صحبت داشته اند؟ لطفا شوخی نفرمایید. و لطفا فاجعه هایی که توسط ایشان بر مردم ایران آوار شده را، اشتباه نخوانید. یکی اش فاجعه و قمار هسته ای است که ایشان یک فاجعه را با خلق واژه ای چون نرمش قهرمانانه، ماست مالی کرد و رفت.
        پس، پیشنهاد می کنم به معنای آزادگی خوب دقت کنید. دفاع از همه چیز یک نظام ویرانگر و دزد و آدمکش، نسبتی با آزادگی ندارد.
        با احترام

        .

         
        • جناب نوریزاد

          نوشته فوق با عنوان سید مرتضی متعلق بمن سید مرتضی با همان ایمیل قراردادی بین و من شما نیست.دقت کنید و تلاش کنید در قلم بدست گرفتن های عجولانه و شتاب در تبلیغات کلیشه ای،فقط با نوشته ای که از خود من است مواجهه و گفتگو کنید.این شتاب و عجله شما در اظهارات کلیشه ای همیشگی و عدم تدقیق در استناد یک نوشته بمن بر اساس قراری که داشتیم نشان می دهد شما اساسا تدقیق و تاملی در مطالب ندارید و صرفا همینکه مطلبی ذیل نامی تحت عنوان سید مرتضی دیدید بر خود لازم می بینید موضعی کلیشه ای برابر آن بگیرید!
          نوشته فوق از من نیست و احتمالا همان شیّادی که یکبار دیگر بجای من نوشت آنرا ارسال کرده است و شما را فریفته است.

          احتراما

          —-

          پوزش دوست گرامی
          دقت بیشتری می کنم
          سپاس

          .

           
  35. جناب نوریزاد خیلی عجیبید شما!

    اولا: اگر آن تعبیر خون باید گریست رهبر بعنوان تواضع و احترام به دیگر حاضران دلیل عدم مشروعیت قانونی گوینده آن است،چطور شما حالا بعد از سال 88 و بشکه معروف بر کلّه نوریزادیه به آن رسیدید و پیش از آن ساااااالها به بیت می رفتید و ساااااالها چاپلوسی می کردید و آثاری هم بر آن مترتب بود؟!

    ثانیا:چنانکه اشاره شد اینطور تعبیرات عرفی بعنوان تواضع و احترام به دیگر افراد هم رتبه حاضر تعبیری متداول است و هیچ تنافی با روند قانونی تفویض مسئولیت به کسی ندارد،فرض کنید شما در مجلسی مملوّ از هنرمندان و کارگردانان و سناریو نویسان فیلم و مستند سازان نشسته اید و بناست مسئولیتی،ریاستی و چیزهایی از این قبیل بر اساس رای اکثریت آراء به شما و چند نفر دیگر واگذار شود و شما تمایل به قبول این مسئولیت نداشته باشید اما کثرتی شما را شایسته می دانند و بر آن اصرار هم دارند،شما نطق می کنید و تواضع می کنید و می گویید:نه من قابل نیستم،دیگرانی هستند بهتر از من،من نمی پذیرم و …تعبیراتی از این دست که می خواهید از زیر بار یک مسئولیت سنگین کنار روید و تحاشی کنید،اما دیگر صاحبنظران برخلاف شما شما را شایسته تر می دانند و اصرار دارند و بعد هم اجماع می کنند یا اکثریت رای می دهند.
    واقعه مورد اشاره نیز از همین قبیل بوده،حتی خود ایشان رایش به شورای رهبری بوده و قبائی حقیقتا برای خویش ندوخته است،و افراد دیگری را سزاوارتر از خود می دانسته است،اما رای جمعی کارشناسی چیز دیگری بوده است…رای گرفته اند و مسئولیت خطیری را بعهده کسی گذاشته اند و او نیز بر اساس باور و اعتقاد به لزوم حفظ نظام اسلامی پس از آن محکم و قاطعانه سنگینی وظیفه را بدوش کشیده و در اینگونه مسئولیت ها نیز معیار نفع عامه جامعه است نه نفع شخصی زود گذر دنیائی..
    اینها واقعا بنظرم برای شما و امثال شما روشن است،منتها اینهم از قبیل مواردی است که انسان بخاطر انگیزه های مختلف شخصی،بر مقتضای عقل و علم خود پیش نمی رود و چیزهایی باید بگوید.من عرضم این بود که شما یا دیگران که با ایشان مخالفید یا سخن از “نصب” و “انتصاب” می گوئید”توضیح دهید،احتجاج کنید و استدلال کنید که در این فرایند تاریخی چه امر خلاف قانونی اتفاق افتاده است؟ بنظرم سخنی در این باب ندارید و فقط از هوای نفسی فعلی غالب بر خودتان پیروی می کنید.اگر هم بحث نقد عملکرد باشد خوب آنرا باید جدا مطرح کرد ،ممکن است عملکردی روی معیارهای نادرستی که شما الان قبول دارید درست نباشد اما بر اساس معیارهای دیگری درست باشد و شما در اشتباه فهم،یا تفاوت مبنا،یا غرض ورزی و لجاجت باشید…

    تلاش کنید عقل و انصاف خویش را معیار داوری ها قرار دهید نه اغراض شخصی و هواهای نفسانی را

    احتراما

    ——-

    درود سید مرتضای گرامی
    این فیلم خون باید گریست، به تازگی ها از پس پرده بیرون افتاده. مثل فایل صوتی آقای منتظری. مثل خاوران. مثل آن چهار خط معروف آقای خمینی طاب ثراه که در این چند ساله پرده برداری شده. مثل آدمکشی های نظام که در همین چند ساله به یمن فضای مجازی بدست ما رسیده.
    بله، من آن وقت ها شیدای آقای خامنه ای بودم. از عقل تهی. از شعور تهی. یک احمقی که تصور می کرد این جماعت بویژه جناب خامنه ای از آسمان خدا نور می نوشد و نماینده ی امام زمان است.
    بی خردی ها و بی خبری های مرا ملاک قرار ندهید. آدمکشی ها دم دست است. به آنها مراجعه بفرمایید.
    باشد؟
    با احترام و ادب

    .

     
    • چنانکه بارها عرض شد شما بدجوری تکراری هستید آقا! تحلیل اینجور مسائل تابع انتشار فلان فایل و فلان فایل نیست که! شما منطق داشته باشید و بمنطق و محتوا توجه کنید و از آزادگی دم نزنید،آزادگی انسان به این است که ملتزم بهمه قوانین باشد نه فقط فلان قانون که بنفع اوست مثل قانون بازنشستگی برای پول تو جیبی!
      در باره فایل صوتی مرحوم استاد و خاوران و چهار خط حکم برای اجرای قانون مجازات و مجازات محاربان تروریست صدها بار بحث کرده ایم،شما متاسفانه در اینها هیچ تحلیل منطقی ندارید جز خزعبلات و تکرار مدعا! این است که همیشه می گویم:شما تکراری هستید آقا! و هیچ استبعادی نکنید که این تهی عقلی و تهی شعوری که به گذشته خویش نسبت می دهید حال فعلی شما باشد بدون رودربایستی! من هم از افراط های قبلی شما بیزارم،اما می گویم پای یک نظام مردمی ایستادن،پای قانون ایستادن خود بخود تهی عقلی و تهی شعوری نیست،شما از افراط های خود و چاپلوسی های خود و تعبیرات افراطی خود (درست مثل تعبیرات افراطی حالا!) اگر بیزار هستید باشید،اما توجه کنید که تصحیح اشتباه افراطی بودن به این است که انسان در حال فعلی خویش افراطی نباشد نه اینکه صورت مسائلی را کلا پاک کند و خود را آزاده بپندارد!
      شما هم اکنون هم در اشتباه هستید آقا! همچنانکه هم اکنون نیز افراطی هستید،و هیچ تغییری اینجا واقع نشده مگر تغییر در موضوعات افراط و تغییر در سوژه های افراط اینور بام و آنور بام! این را من همیشه گفته ام کشک سابی! و سر کار گذاشتن دیگرانی که بمن توجه دارند ولو عده قلیلی باشند. در این تامل کنید در خلوات خود.و تامل کنید که پشت کردن به قانون و هنجار هرگز آزادگی نیست،آزادگی یعنی رهایی از خودیت خود و التزام بقانون هرچند آن قانون بضرر من و خلاف سلیقه من است.

      احتراما

      ————

      درود سید مرتضای گرامی
      پیشنهاد می کنم از هر چه سخن می گویید، لطفا از ” آزادگی” سخن مگویید.
      من آزادگی را در شما و در جمال جناب خمینی طاب ثراه، در ریخت جناب خلخالی می بینم. و در پولهای برده شده از ایران و ریختن پولهای مردم ایران به پای خزعبلی به اسم شیعه گستری ابلهانه و هیولاوش!
      پس، آزادگی را بگذارید برای کسانی که نسبتی با آن دارند.
      باشد؟
      سپاس که رعایت می فرمایید
      با احترام

      .

       
      • سید مرتضی

        شرف و وجدان آقای نوریزاد اجازه نمیدهد که هموطنانش به خاطر سیر کردن شکم بچه هایشان به خود فروشی روی بیاورند ولی کسانی هستند که شرف و وجدانشان را در کیسه سربسته کرده و از این رژیم خونخوار و دروغگو و دزد پشتیبانی میکنند .

        یادمان باشد که دروغگو دشمن خدا است

         
    • و پیش از آن ساااااالها به بیت می رفتید و ساااااالها چاپلوسی می کردید و آثاری هم بر آن مترتب بود؟! این برادر عزیز میداند که چاپلوسی برای بیت آثاری بر آن مترتب خواهد بود،فقط نمی دانیم خودش چرا استفاده نمی کند !

       
  36. زنده یاد امیرحسین خنجی:

    از دیگر ویژگیهای فرهنگ ایرانی آن بود که هیچ انسانی دارای تقدس شمرده نمی‌شد، بلکه تقدس خاص خدا و ایَزدان و فضایل ملکوتیِ هفتگانه بود که ضمن سخن از زرتشت شاختیم. به همین سبب بوده که در تمام دوران هخامنشی و پارتی و ساسانی هیچ زیارتگاهی برای هیچ انسانی، نه برای مغان و نه آتَروَنان و نه هیربدان، ساخته نشد. و از همین‌رو است که واژه‌هائی معادل «عصمت» و همچنین «زیارت» به مفهوم مذهبیش (زیارت به‌مفهومی که ما پس از مسلمانی‌مان شناخته‌ایم) در زبان ایرانی ساخته نشده است. و از آنجائی که در فرهنگ ایرانی هیچ انسانی در هر مقامی که باشد دارای تقدس و عصمت نیست، عقیده به اینکه انسان بتواند واسطه و شفیع میان انسان و خدا شود نیز در فرهنگ ایرانی وجود نداشت. زرتشت نیز واسطۀ میان انسانها و خدا شمرده نمی‌شد بلکه آموزگاری بود که نیک‌بودن و نیک‌زیستن را به انسانها آموخته بود. انبیای قوم سامی هم در حیاتشان و هم همیشه پس از مرگشان واسطه‌های میان خدا و مریدان خویش شمرده می‌شدند، و مریدانشان به‌اندازۀ فرمانهائی که برای انبیاء و جانشینانِ انبیاء می‌بردند و به‌اندازه‌ئی که به معبد خدمت می‌کردند و ثمرۀ تلاش و کارشان را به عنوان زکات و صدقات به متولیان معبد می‌دادند انتظار داشتند که انبیاء و رهبران دینشان در زندگی‌شان و حتی پس از مرگشان برایشان نزد خدایشان وساطت کنند (شفیع بشوند) تا خدا از خطاهایشان درگذرد؛ یعنی مردگان نیز واسطه میان انسان و خدا بودند. اما در دین ایرانی هیچ‌گاه چنین باوری دربارۀ انسانهای زنده و مرده شکل نگرفت.

    نماز نیز در دین ایرانی نه همچون نمازِ ادیان سامی ستایش پیامبرشاه و انسانهای مدعیِ‌ نمایندگیِ خدا و ستایش اعضای خانوادۀ پیامبرشاه، و نه دعا و تضرع و ابراز خواری و ذلت در حضور خدا به‌خاطر جلب ترحم خدای جبّار، بلکه ستایش ارزشها و پدیده‌های سومند بود که جلوه‌های عینیِ رحمت آفریدگار شمرده می‌شدند. به‌عبارتِ دیگر، نماز در دین ایرانی مجموعه‌ئی از سرودهای ستایشِ ارزشها و پدیده‌هائی بود که در خدمت سعادت بشر بودند؛ و در میان اینها سپنتَە‌مَنیو (منش مقدس) و وهومنَە (نیک‌اندیشی و نیک‌رفتاری) و اَرتَە
    (عدالت) از مقام والائی برخوردار بودند و در نمازها بیشتر از همه مورد ستایش قرار می‌گرفتند، به‌علاوه میترا (نور حیات‌بخش) و اناهیتا (برکتِ
    حیات‌بخش) و باران و آبِ جاری و کشتزار و زمینِ بارور و ستورانِ سودمند و مادران و زنان ستایش می‌شدند. به‌عبارت دیگر، آنچه نماز در دین ایرانی را تشکیل می‌داد سرود تلقین به‌خود برای همسان شدن با همۀ آفریدگان سودمند و خدمت‌رسان به بشریت بود. این نیایشها به‌انسان می‌آموزد که هر فردی چنانچه از این فضایل پیروی کند و اینها را در درون خویشتن بپرورد و خودیشتن را با آنها همسان سازد خواهد توانست که به‌بلندترین مرحله از تکامل انسانی رسیده خداگونه شود، و در این‌باره هیچ تفاوتی میان انسانها وجود ندارد.

     
  37. زنده یاد امیرحسین خنجی:
    هرودوت در سخن ازخصلتهای ایرانیان می‌نویسد: ایرانیان دروغ را بزرگ‌ترین گناه می‌دانند، و وامداری را ننگ می‌شمارند، و می‌گویند وامداری از این‌رو بد و ناپسند است که کسی‌که بدهکار باشد مجبور می‌شود که دروغ بگوید؛ از این‌رو همواره از ننگِ بدهکار شدن می‌پرهیزند. ایرانیان به‌همسایگان احترام بسیار می‌گزارند، هرچه همسایه نزدیک‌تر باشد بیشتر مورد توجه است و همسایگان دور و دورتر در مراتب پائین‌تری از احترام متقابل قرار دارند. ایرانیان هیچ‌گاه در حضور دیگران آب دهان نمی‌اندارند و این کار را بی‌ادبی به‌دیگران تلقی می‌کنند؛ آنها هیچ‌گاه در حضور دیگران پیشاب نمی‌کنند و این عمل نزد آنها از منهیات مؤکد است. در میگساری تعادل را مراعات می‌کنند و هیچ‌گاه چنان زیاده‌روی نمی‌کنند که مجبور شوند استفراغ کنند یا عقلشان را از دست بدهند.
    ایرانیان روز تولدشان را بسیار بزرگ می‌شمارند و در آن روز مهمانی و جشن برپا می‌کنند و سفره‌های گوناگون می‌کشند، گاو و گوسفند سرمی‌برند و گوشت آنها را در میان دیگران بخش می‌کنند (خیرات و صدقه می‌دهند). آنها هیچ‌گاه در آبِ رودخانه پیشاب نمی‌کنند و جسم ناپاک در آب جاری نمی‌اندازند؛ و اینها را از آن‌رو که سبب آلوده شدن آب جاری می‌شود گناه می‌شمارند.

    هرودوت می‌نویسد: ایرانیان معبد نمی‌سازند، برای خدا پیکره و مجسمه نمی‌سازند. آنها خدای آسمان را عبادت می‌کنند و میترا و اَناهیتا‌ و همچنین زمین و آب و آتش را می‌ستایند. آنها حیوانات را در جاهای پاک قربانی می‌کنند و گوشت قربانی را در میان مردم تقسیم می‌کنند و عقیده ندارند که باید چیزی از آن را به‌خدا داد، زیرا می‌گویند که آنچه به‌خدا می‌رسد و خشنودش می‌سازد روح قربانی است نه گوشت او. وقتی می‌خواهند قربانی بدهند حیوان را به‌جائی که فضای باز است می‌برند، آنگا به‌درگاه خدا دعا می‌کنند. در دعاکردن نیز رسم نیست که حسنات را برای شخصِ خود بطلبند، بلکه برای پادشاه و همۀ مردم کشور دعا می‌کنند و خودشان را نیز یکی از اینها می‌شمارند.

    از ویژگی فرهنگ ایرانی آن بود که هیچ‌کدام از عیدهای ایرانی با برگزاری مراسم برای هیچ انسانی در ارتباط نبود بلکه هرکدام از عیدها (نوروزِ کوچک که اکنون نوروز گوئیم، نوروز بزرگ که اکنون سیزده‌ به‌در گوئیم، مهرگان، سده، و جشنی که اکنون چارشنبه سوران گوئیم) مراسمی بود که برای پیوند با طبیعت برگزار می‌شد و مستقیماً با تحولات طبیعی در ارتباط بود. دین ایرانی به‌ شادزیستی بهای بسیار داده بود، و از این‌رو عید ایرانی نه مراسم عبادی بلکه سور و سرود و رقص دسته‌جمعی بود و جشنهایش مراسم شادی و سور و ستایش زیبایی‌ها بود. در فرهنگ ایرانی نه برای بزرگداشت انسانها ­حتی زرتشت­ مراسم دینی برگزار می‌شد و نه برای هیچ‌کدام ازشخصیتهای دیگر. این از آن‌رو بود که ایرانی برای هیچ انسانی تقدس و عصمت قائل نبود تا به‌خاطرش مراسم دینی برپا کند. ایرانی برای طبیعت جشن برپا می‌کرد و همراه با طبیعت ابراز شادی و سرور می‌نمود.

     
  38. جناب سید مرتضی لطفا یک ماله
    چطور میشه که یک عمر بر منبر راجع به مدارای حضرت علی سخن گفتید که: حضرت می دید طلحه و زبیر دارن از حوزه حکومتی حضرت خارج می شن و حتی دوستان حضرت می گفتن اینها خارج میشن که فتنه بکنن اما حضرت گفت: ما کار نکرده را مجازات نمی کنیم حالا بگید اینهمه هزینه برای سرکوب داعش که مبادا از دور دست به کشور ما بیاید یعنی چی. لطفا یه ماله بکش روی این قضیه ببینیم.

     
    • بله،همینطور که اشاره کردید قصاص قبل از جنایت در اسلام و در سنت عقلاء مردود است،و علی علیه السلام همینطور که اشاره کردید تا مخالفانش دست بقبضه شمشیر نبرده بودند با آنان مدارا کرد و حتی در سه جنگ بزرگی که پیش آمد (جمل -صفین-نهروان) ابتدا کننده به جنگ نبود و وقتی طرف مقابل تیر انداخت یا شمشیر کشید حضرت هم دفاع را آغاز کرد..
      اما توجه کنید همین مولی علی علیه السلام وقتی جناح معاویه و سپاهیان او دست اندازی می کردند به شهرهای مرزی و غارت هایی می کردند و می رفتند،برای اینکه مردم و سپاه خود را بشوراند برای دفاع در برابر دست اندازی های سپاه معاویه و غارت های آنها در مناطق مرزی،در همین نهج البلاغه و کتابهای دیگر فرمود:
      “َ ..قُلْتُ لَكُمْ اغْزُوهُمْ قَبْلَ أَنْ يَغْزُوكُمْ فَوَ اللَّهِ مَا غُزِيَ قَوْمٌ قَطُّ فِي عُقْرِ دَارِهِمْ إِلَّا ذَلُّوا فَتَوَاكَلْتُمْ وَ تَخَاذَلْتُمْ حَتَّى شُنَّتْ عَلَيْكُمُ الْغَارَاتُ وَ مُلِكَتْ عَلَيْكُمُ الْأَوْطَان‏..”
      من به شما یارانم توصیه کردم که وقتی بنای آنان بر غارت و تجاوز است،و این مطلب واضح شده است،شما به آنان یورش برید قبل از آنکه آنان بشما یورش آورند در محدوده خودتان،زیرا که قسم بخدا هیچ قومی در محدوده و خانه و کاشانه خود مورد هجوم قرار نگرفت مگر آنکه ذلیل شد،و می بینید که شما وقتی سستی کردید و بموقع برای دفاع از محدوه خویش تجمع نکردید و توصیه مرا نادیده گرفتید،آنان (سپاهیان شام و معاویه) شما را غارت کردند و اوطان و هرهای های شما توسط آنان بیغما رفت..
      در ماجرای داعش نیز،داعش اینطور نبود که جایی نشسته باشند و اهالی منطقه را نگاه می کردند! آنها با قتل و ترور و تصرّف مناطق مختلف در سوریه و عراق در حال بسط موقعیت خویش بودند و این را هم که فلان جا تا فلان جا متعلق بحکومت شام و عراق است را بصراحت می گفتند و از دشمنی خویش با شیعه و ایرانیان می گفتند و آنها را تکفیر می کردند و مستوجب قتل می دانستند! و حتی از طریق عراق تا حدود 50 کیلومتری مرزهای ایران اسلامی آمده بودند و اگر نبود فرمان جهاد مراجع بزرگ نجف و همت شیعیان در جنوب عراق عنقریب بغداد و مشاهد مشرفه را تسخیر می کردند و آن می کردند که در سوریه با مشاهد مشرفه و قبور بزرگان از صحابه پیامبر و علماء و آثار و ابنیه تاریخی کردند و زنان را بسارت بردند و سرهای بیگناهان بریدن.همینطور اگر نبود هشدار ارتش جمهوری اسلامی که اگر از محدوده 50 کیلومتری مرزهای ایران قدمی پیش نهید بمباران و نابود خواهید شد بدون شک اینها تا مرزهای ایران جلو میامدند چون آنها از قدرت نظامی ایران و وحدت مردم ایران آگاه بودند.و شما نباید اینگونه مسائل را نادیده بگیرید و بانتظار بنشینید تا وقتی جان و مال و ناموس شما مورد تطاول و تجاوز قرار گرفت آنگاه تکانی بخود دهید! بنابر این دفع داعش پیش از وقوع فتنه آنان بر ایران یک بایسته عقلانی بحکم عقل بوده است.
      و جدای از آن،عراق و سوریه از کشورهای دوست ایران بوده اند که مورد تجاوز داعش واقع شدند و ایران بعنوان یک دوست و متحد به آنان برای دفع تروریزم فاسد کمک کرده است و حضور مستشاری ایران و کمک ایران به ایندو کشور در دفع تروریزم دست ساز قدرت های بزرگ برای ساقط کردن حکومت های قانونی،باذن و اجازه و درخواست آنان بوده است.
      اینها واقعیت هایی است که شما بعنوان یک عاقل نباید چشم بر آن ببندید و واقعیات را بی ادبانه به ماله کشی تعبیر کنید.

       
  39. عیدانه – بخش پنجم

    9⃣1⃣ حتماً به دست‌هایتان نگاه کنید؛ به انگشت‌ها و ناخن‌ها. این دست‌ها خیلی قشنگ هستند. آیا تاکنون شده است که با آنها (دست‌ها) حرف بزنید؟ یا حرف‌هایشان را بشنوید؟ اینها با ما حرف می‌زنند. حتماً از چشم‌تان تشکر کنید. از بینی‌تان [که با او] نفس می‌کشید و رایحه‌ها و بوهای خوش را با او استشمام می‌کنید، تشکر کنید.

    0⃣2⃣ آیا از تابستان تشکر کردید که رفت؟ و آیا به پاییز سلام گفتیم که آمد؟ اینها (این کارها و تشکرها) باعث می‌شود که ما آدم‌های بامعرفتی شویم. اینکه مدام درگیر بدهی و کار و تلاش و رفت‌و‌آمد و عصبیت و وقت‌نداشتن [باشیم]، خودمان را فرسوده می‌کنیم. اصلاً کاری ندارد (کارِ دشواری نیست/ وقتی از ما نمی‌گیرد) که در گیر و دارهای بدهی و طلب‌داشتن و نداشتن، مثلاً به پاییز که می‌رسیم، یک سلام کنیم [به پاییز]. به یک نسیم، به یک باد که برمی‌خوریم، او را ببینیم، به او بگوییم من تو را چشیدم. دیدمت. این [کارها] از ما وقتِ زیادی نمی‌گیرد؛ اما یک تربیتی را در درون ما ترسیم می‌کند.

    1⃣2⃣ پدیده‌ها [به ما] می‌گویند: “بی‌وفا، من کنارِ شما بودم [و] هستم. تو بیست، سی، پنجاه، هفتاد سال از عمرت گذشته است [و به من حتی یک] نگاه نکردی.

    2⃣2⃣ حتماً در آینه به خودتان نگاه کنید. [وقتی] به صورت قشنگ‌تان و چشم‌تان و گونه‌هایتان نگاه می‌کنید و موهایتان را شانه می‌کنید، حتماً از این ترکیب‌تان تشکر کنید. از این زیبایی که دست به دست هم دادند و از شما یک جوان یا میانسال یا پیر ساختند؛ تشکر کنید. شما هستید که “هستی” هست. و بعد از تک‌تکِ آنچه که در آینه می‌بینید، تشکر کنید.

    3⃣2⃣ از بسیاری چیزها که در درون شماست و شما آن‌را نمی‌بینید [تشکر کنید]. مثلاً ما چقدر از قلب‌مان تشکر کردیم؟ [چقدر تشکر کردیم] از روده‌ی کوچک و بزرگ‌ و آپاندیس و مثانه و پاها و استخوان‌هایمان؟
    ما معمولاً موهایمان را شانه می‌کنیم. به پوست‌مان عطر و کِرِم می‌زنیم. به ظاهر و بیرون‌مان می‌پردازیم.

    4⃣2⃣ تشکر و سپاسگزاری کنید و لبخند بزنید به چشمی که دارید و [توسط آن] “می‌بینید”. لبخند بزنید به شعوری که دارید و [توسط آن] “می‌‌فهمید”.لبخند بزنید به صدایی که از لب‌های قشنگ شما بیرون می‌آید و [توسط آن] “حرف می‌زنید” و مقصودتان را به طرف مقابل می‌رسانید.

    5⃣2⃣ تشکرکردن “زیبایی” می‌آفریند و شما [با تشکرکردن] “زیبا” می‌شوید و دیگران این زیبایی را می‌بینند. من خودم قبلاً خیلی بی‌خرد و بی‌شعور بودم؛ آدم‌ها را تقسیم‌بندی می‌کردم به ثروتمند و فقیر، زشت و زیبا، شهری و روستایی، با دانش و بی‌ دانش. و بعد به‌تناسبِ این تقسیم‌بندی، میزانِ ارتباطم با آنها را تنظیم می‌کردم. باور کنید من خیلی به یک‌سال‌ونیم زندانِ خودم مدیون هستم. آن یک‌سال‌ونیم خلوت، در من دگرگونیِ بزرگی ایجاد کرد. و [اکنون] من [وقتی] به فردی، مردی، بانویی برمی‌خورم که از نظر ظاهری زیبا نیست و ظاهراً هم انسان فقیری است؛ همان [میزان] احترامی را برای او قائل می‌شوم که برای فرد ثروتمند و [فردِ] زیبا و دارای چهره‌ی بانشاط، قائل می‌شوم.
    اگر آدمی چنین نگرشی داشته باشد، “احترامی” را به طرفِ مقابل منتقل می‌کند که داد و ستدِ این احترام، باعث کشف و [ظهورِ] یک “زیبایی” در ما و در طرف مقابل می‌شود.

    6⃣2⃣ این چیزهایی را که می‌گویم، تجربه‌های شخصیِ خودم است. و اصلاً [به] این [معنی] نیست که من الآن مثلاً در برجِ بلند فهم و ادب و خرد هستم. اصلاً من همین الآن هم گاهی اوقات بی‌دلیل از خودم ضعف‌هایی نشان می‌دهم که نشانه‌ی این است که “بشر راهِ درازی در پیش دارد”. ولی از زندان که بیرون آمدم؛ دیدم عجب، بهایی‌ای که من از او پرهیز می‌کردم، همان اندازه برای من محترم است که یک آیت‌الله شیعه، یا یک مسیحی. به همین دلیل، این تقسیم‌بندی‌ها برچیده می‌شود.

    7⃣2⃣ [و اینها حاصل نمی‌شود] مگر اینکه ما از نسیمی که [می‌وزد] و [خنکایش] بر گونه‌هایمان می‌نشیند؛ تشکر کنیم. بگوئیم ای نسیم قشنگ، من فهمیدم تو آمدی خنکایت را به گونه‌ی من نشاندی و رفتی.
    برگی که تکان می‌خورد، بازی می‌کند و می‌رقصد؛ می‌گوید: “مرا ببینید”.

    8⃣2⃣ به همین دلیل، خواهش می‌کنم به اطراف‌تان خوب نگاه کنید. پیشنهاد می‌کنم به اطراف‌مان خوب نگاه کنیم؛ چرا که اگر نگاه نکنیم؛ هستی را نابود می‌کنیم. بشر اگر به اطرافش خوب نگاه نکند؛ [پیش از هر چیز] خودش را از بین می‌برد، خودش را نابود می‌کند؛ [به ظاهر] هست؛ ولی نابود [شده] است؛ و سپس پدیده‌های اطرافش، و دیگران، و هستی را نابود می‌کند.

    روزهای قشنگی داشته باشید عزیزانم.
    خوب ببینید.
    لبخند بزنید.

     
  40. عیدانه – بخش چهارم

    9⃣ پیشنهاد می‌کنم از این پس، هرگاه خواستید میوه‌ای را میل کنید، او را با سرعت پوست نکنید یا گاز نزنید. کمی به او نگاه کنید. من خودم اینجوری‌ام. من خیلی به انگور علاقمندم؛ به خوشه‌های انگور و حبه‌های آن نگاه می‌کنم، می‌بوسم‌شان و بعد می‌خورم، و تشکر می‌کنم؛ بویژه دانه‌های انار. به شگفتیِ این‌ها نگاه کنید. [بیندیشید] به اینکه اینها دویدند و “بدو بدو” و نفس‌زنان خودشان را به شما رساندند که شما او را بخورید.

    0⃣1⃣ هر بار که آب می‌نوشید، پیش از نوشیدن به او نگاه کنید. دیدنِ پدیده‌ها و تشکر از آنها زندگی را خیلی قشنگ می‌کند. اصلاً کاری هم نداریم به اینکه این انسانی که به آب نگاه می‌کند ثروتمند است یا فقیر، بدهکار است یا طلبکار، امروز باید اعدام شود یا فردا جشن تولدش است، مشهور است یا ناشناس. به یک لیوان آب خوب نگاه کنید. به جویباری که آب در او جاری است و می‌لغزد و پیش می‌رود، خوب نگاه کنیم و سپاس‌شان گوییم.

    1⃣1⃣ پیشنهاد می‌کنم هر گربه‌ای که از کنار شما رد شد، نگاهش کنید و از او تشکر کنید. آن گربه در آن موقعیت -که یا روی دیوار است، یا از تنه‌ی درختی بالا می‌رود، یا روی سقف اتومبیلی نشسته است، یا از کنار شما رد می‌شود- او در آن لحظه، بدیع‌ترین، ناب‌ترین و منحصربه‌فرد‌ترین تابلو را برای “شخصِ شما” به تصویر کشیده است. تابلویی برای شخص شما که؛ “آقا (یا خانم)، من زنده هستم، و اینجا هستم تا شما مرا ببینید”. او را ببینید و از او تشکر کنید.

    2⃣1⃣ من چون روستایی‌ام، در دورانِ کودکی با پرنده‌ها زیاد سر و کار داشتم. خیلی اذیت می‌کردیم در دوران کودکی. در اطراف ما کلاغ‌های بسیاری بودند. احساس (فکر) می‌کردیم اگر [پرنده‌ها را] درجه‌بندی کنیم، بلبل‌ها چون پرندگانِ خوشخوانی‌اند در رتبه‌ی اول جای می‌گیرند. بعد می‌آمدیم به سمت [رتبه‌ی] قرقی‌ها. دو درختِ کاجِ بسیار بلند در آبادی ما بود و قرقی‌ها [روی آن] بودند. برای ما داشتنِ یک قرقی، آرزو بود. بعد می‌آمدیم به [رتبه‌ی] سِهره ها و پرنده‌های رنگین‌تن و گنجشک‌ها و [در رتبه‌ی] آخر هم زاغ و کلاغ را جای می‌دادیم.

    3⃣1⃣ من در زندان اوین و در سلول انفرادی، از دوردست‌ها صدای کلاغ‌ها را می‌شنیدم . صدای هیچ پرنده‌ی دیگری نبود؛ اما صدای کلاغ می‌آمد. آنقدر این صدا برای من شورانگیز بود که احساس می‌کردم خوشخوان‌ترین پرندگان برای من آواز می‌خوانند. یعنی از آن دوردست‌ها صدا می‌زند:
    “نوری‌ زاد! زندگی کن؛ زندگی زیباست. من هستم؛ من برای تو می‌خوانم”.
    و این باعث می‌شد من بی‌تابِ آن لحظه‌هایی باشم که کلاغ‌ها از دور قارقار و با من نجوا می‌کردند.

    4⃣1⃣ از این به بعد، با هر حشره‌ای که روبرو شدید، خوب به اندامش نگاه کنید. در داخلِ سلول انفرادی، برای انسان چیزی جز “تنهایی” نیست. من در سلول حشره‌ای بسیارکوچک شبیه به مثلاً پشه دیدم. خیلی مورّب پرواز می‌کرد. انگشتم را که به طرفش می‌بردم، به پهلو پرواز می‌کرد و مثلاً پنج سانتی‌متر آنطرف‌تر روی دیوار می‌نشست. او برای این آمده بود که من ببینمش. و من ساعت‌ها به او نگاه می‌کردم و برایش احترام زیادی قائل می‌شدم و از او تشکر می‌کردم که خودش را از [لابه‌لای] دیوارهای ضخیم رسانده بود تا من ببینمش.

    5⃣1⃣ پیشنهاد می‌کنم هر وقت باران بارید، هر وقت برف بارید، دست‌تان را زیر قطره‌های برف و باران بگیرید و از آنها تشکر کنید. برف دانه‌های بسیار متنوعی دارد. باران هم همینطور. ریز است، درشت است، تند است، و آرام است. تشکر کنیم از [همه‌ی] پدیده‌های قشنگی که در کنار ما هستند.

    6⃣1⃣ نگاه کنید به اینکه چقدر زیبایی در “سلام” هست. شما وقتی به کسی سلام می‌کنید؛ حتماً یک “لبخند” [هم] چاشنیِ او کنید. سلام خیلی زیباست. درود خیلی زیباست. هیچ‌وقت با چهره‌ی بی‌تفاوت به کسی سلام نکنید؛ حتماً یک لبخندی با او بیامیزید. اصلاً می‌دانید این “لبخند” چه اختراع بزرگی است؟ چه دست‌هایی از کهکشانِ هستی دست به دستِ هم دادند تا لبخند خلق شد. اختراع و آفریده شد. قدر لبخند را بدانیم.‌ من شخصاً یکی از عذاب‌های روحی‌‌ام این است که چرا بخشِ وسیعی از عمرم بدون لبخند یا کم‌لبخند سپری شد. لبخند یک “بزرگی” است. یک “قشنگی” است. یک “زیبایی” است. و چهره‌ی بالبخند، خواستنی‌تر است. زحمتِ زیادی هم ندارد برای اینکه کسی لبخند بزند. دمِ دست است.

    7⃣1⃣ اگر به انسانِ باادبی برخوردید؛ انگار که دارید شربتی گوارا می‌نوشید، از او سیراب شوید. انسان‌های باادب، انسان‌های “زیبا درون” و محترمی‌ هستند.

    8⃣1⃣ از این پس، هر گنجشکی که از کنارتان رد شد، چند ثانیه‌ای با چشم‌تان همراهی‌اش کنید؛ منظورم موقع رانندگی نیست(!) که برایتان حادثه‌ای [ناگوار] رخ دهد.
    برای ما موقعیت‌های مختلفِ [تفکرانگیزِ] بسیاری پیش می‌آید.

     
  41. عیدانه – بخش سوم

    محمد نوری زاد:
    درود، سلام عزیزانم
    امروز پنج‌شنبه ۲۷/مهر/۹۶ است و دوست دارم با آرامش به سخنان من گوش بسپارید.

    1⃣ من امروز صحبت متفاوتی دارم؛ نه‌اینکه از مسائل سیاسی دست کشیده و [صرفاً] به موضوعات انسانی و درونی روی آورده باشم؛ بلکه می‌خواهم بگویم این‌دو نیازمند و وابسته به هم‌اند. ما هر قدر هم که درگیرِ مسائل روز و درگیر حساسیت‌های اقتصادی و سیاسی، و حتی در قلب زندان‌های مخوف تحت شکنجه باشیم، بی‌نیاز از روحیات ظریف انسانی که در درونِ تک‌تکِ ما به ودیعه نهاده شده، نیستیم.

    2⃣ ما هر قدر فقیر یا ثروتمند باشیم، هر قدر باسواد یا بی‌سواد باشیم، در یک خصوصیاتِ متنوعی، مشترک هستیم. مثلاً هم آدم ثروتمند و هم آدم بی‌چیز و بینوا هر دو غمگین می‌شوند. او می‌خندد، این هم می‌خندد. او عبوس می‌شود، این‌هم عصبانی می‌شود. او رنج می‌برد، این‌هم رنج می‌برد. او شادمان می‌شود، این‌هم شادمان می‌شود. در دایره‌ی روحیات انسانی، مشترکاتِ اینچنینی فراوان‌ و متنوع‌اند.

    3⃣ قرار نیست کسی که ثروتمند است و با یک امضاء یک کوه پول را جا‌بجا می‌کند، افسرده و غمگین نشده، و همیشه مستِ شادی باشد. اصلاً این‌گونه نیست. قاعده‌ی هستی بر این اصل مبتنی است که چنانچه ویژگی‌های انسانی در یک راستای درست قرار گیرند؛ انسان‌ها خواهند توانست به “نیکبختی” دست یابند. اصلاً این‌گونه نیست که انسانِ دارای “قدرت” نیکبخت باشد. و همچنین این‌گونه نیست که انسان‌های زیبارو، مشهور و ثروتمند، شاد و شادمان و خوشبخت و نیکبخت باشند. و همچنین انسانِ فقیر نیز نمی‌تواند بخاطرِ فقرش غرور بورزد و بگوید من قانع و بی‌نیازم؛ پس خوشبختم. اصلاً این‌گونه نیست. یک “تعادلِ درونی” است که باعث می‌شود انسان‌ها احساسِ شادمانی و آرامش و خوشبختی کنند. و من علاقمندم امروز به این مسئله بپردازم.

    4⃣ من گاهی‌ اوقات که به قصد رفتن به محل کارم از خانه بیرون می‌آمدم، با چیزهایی که مواجه می‌شدم، با خود می‌گفتم:
    “تو اصلاً این درخت را که در کنارِ مثلاً هزاران درختِ دیگر در مسیر تو هست، دیده بودی؟”
    رازش از اینجا شروع شد:
    درختی بلند، خیلی بلند، درست روبروی محل کار من بود که ما فقط تنه‌ی او را می‌دیدیم. ارتفاع بلندی داشت و شاخ و برگش بالا رفته بود. [هیچ‌وقت] نشده بود که من سرم را بالا بیاورم و بلندای این درخت را ببینم. یک روز صبح که [من به سر کار] آمدم، دیشب‌اش توفان شدیدی درگرفته بود و شاخ و برگِ این درخت، شکسته، از ریشه درآمده، و به طرفینِ درازای بسیار زیادی آسیب رسانده بود. درختِ صنوبرِ خیلی بلندی بود. آمدند آن‌را ارّه و قطعه‌قطعه کردند و بردند.
    آن روز یکی از دوستانم به من گفت:
    “می‌دانی که این درخت برای چه افتاد؟ برای اینکه‌ ما فقط یک بخشی از او را می‌دیدیم و به بقیه‌اش کاری نداشتیم [و آن‌را] نمی‌دیدیم. و او اینجوری خودزنی کرد.”
    البته این [تفسیر و] تعبیر او بود. قاعده‌ی طبیعی این است که بادی وزید و [درخت] ریشه‌ی سستی داشت و افتاد و او را قطعه‌قطعه کردند و بردند. ولی ما می‌توانیم از هر حادثه‌ی طبیعی “برداشتی متفاوت” داشته باشیم.

    5⃣ آن روزها من تصمیم گرفتم وقتی از خانه بیرون می‌روم از پدیده‌های اطراف‌ام تشکر کنم. باور کنید علاوه بر درون خانه، به‌محضِ اینکه از خانه بیرون می‌آمدم، از زمینِ زیر پایم تشکر می‌کردم. هنوز هم گاه‌به‌گاه این احساس در من می‌جوشد و در بخشی، خیلی قوی هست. از زمین تشکر می‌کردم که وزنِ مرا تحمل می‌کند. وزنِ ساختمان‌ها و اتومبیل‌ها و مردم را تحمل می‌کند. از او تشکر می‌کردم.

    6⃣ یادم هست که در مسیر من، تعدادی درختچه‌های توت بودند که میوه‌هاشان می‌رسید و بی‌آنکه کسی به آنها توجه کند، می‌ریخت. دست به تنه‌ی این درخت‌ها می‌زدم، نوازش‌شان می‌کردم و از آنها تشکر می‌کردم و می‌گفتم:
    “ما را ببخشید که قدر شما را نمی‌دانیم، شما کارتان را می‌کنید، محصول می‌آورید، ولی زمانه جوری شده که ما قدردان نیستیم و از برکت شما سود نمی‌بریم.

    7⃣ پیشنهاد می‌کنم از درخت تشکر کنید. از درخت‌های اطراف‌تان [تشکر کنید]. گاهی اوقات به تنه‌ی آنها دست بکشید، حتی ببوسیدِ[شان]. آنها احساس و شعور دارند. شعور طبیعیِ آنها نیازمند این است که ما آنها را ببینیم. “دیده‌شدن” برای آنها بسیار مهم است. شما وقتی پدیده‌ای را نمی‌بینید، او احساس می‌کند که هست و نیست‌اش ظاهراً تفاوت چندانی برای اطرافیان و مردمِ اطراف ندارد. [نتیجه‌ی] “ندیدنِ” یک پدیده مثلاً طبیعت [و] درخت، این است که ما نسبت به آنها “بی‌توجه” می‌شویم. مثلاً نگهداری جنگل اصولی دارد. این‌گونه [درست] نیست که شما یک کارخانه‌ی mdf در کنار جنگل تاسیس کنید و جنگل را درو کنید و بفرستید در دهانِ رنده‌های کارخانه و از آن تیر و تخته بیرون بدهید و جنگل را نابود کنید. “دیدنِ” جنگل در این است که علاوه بر [درکِ] زیبایی‌اش، از آن “محافظت” هم بکنید.

     
  42. عیدانه – بخش دوم

    شش. روشن است که این سخنان یونگ، اگرچه بسیار برانگیزاننده و تاثیرگذارند؛ اما راهی و روشی عملی برای دستیابی به چنین روی‌آوردی به هستی ارائه و پیشنهاد نمی‌کنند (زیرا این کتاب نوشته‌ی خودِ یونگ نیست؛ بلکه نتیجه‌ی گفتگویی طولانی با او در دوران کهنسالی است)؛ اما آموزه‌های سه‌گانه‌ی این سخنان شما (احترام‌گزاری، و قدردانی، و شکرگزاری نسبت به هستی و آفرینش و قاطبه‌ی پدیده‌های آن) راهی و شیوه‌ای عملی و نویدبخش نیز برای نیل به چنین مواجهه‌ای با هستی در دسترس می‌گذارند.
    به این می‌اندیشم که از یک نظامِ جهان‌بینی یا مکتبِ فکری یا یک آیین و مذهب، چه انتظاری بالاتر و بیشتر از این می‌توان داشت که روی‌آوردی اینچنین عارفانه، آگاهانه، قدرشناسانه و سپاسگزارانه به هستی و عموم آفریدگان را به پیروانِ خود تعلیم دهد و در ذهن و ضمیر و جانِ باورمندانش بنشاند؟ مواجهه و رفتاری اینچنین مهربانانه و شفقت‌آمیز با جمیع موجوداتی که جملگی به “رنجِ فراگیر و اجتناب‌ناپذیرِ برآمده از نفسِ وجود” دچارند.
    از جمیع آموخته‌ها و دانسته‌های آدمی، چه دستاوردی بزرگ‌تر و ارزشمندتر از این تواند حاصل شد؟

    هفت. به سخنان‌تان بپردازم. برایم بسیار جالب و تفکرانگیز و شورانگیز است که در باره‌‌ی جملگیِ پدید‌ه‌هایی که از آنها سخن گفتید، وحدت‌گرایانه و هویت‌بخشانه از ضمیر “او” استفاده کردید و نه “آن” (پدیده‌های درخت، زمین، میوه، آب، جویبار، گربه، کلاغی در بیرون از زندان، حشره‌ای شبیه پشه در سلول انفرادی، باران، برف، سلام، لبخند، آدمِ باادب، گنجشک، دست‌ها، انگشتان، ناخن‌ها، چشم‌ها، بینی، تابستان، پاییز، نسیم، ترکیبِ صورت، قلب، روده‌های کوچک و بزرگ، آپاندیس، مثانه، پاها، استخوان‌ها و برگی که تکان می‌خورد).

    هشت. چنین نگرشِ وحدت‌ِ وجودی‌، و هویت‌بخشی و روح‌بخشی‌تان به عموم پدیده‌های هستی و ذی‌شعور دانستن آنها، اندیشمندانه، عارفانه، درس‌آموز، و یگانه راهی‌ست که برای “کشفِ راز هستی” می‌توان بدان امید بست؛ زیرا چنانکه می‌دانیم “هستی” موضوعِ “فلسفه” است نه “علم”، و بسیاری از فیلسوفان بزرگ برآنند که بایستی “هستی” را “راز” بدانیم و نه “مسئله”.
    برای “مسئله” شاید بتوان دیر یا زود پاسخی یافت و فارغ و خرسند و مغرور کنارش نهاد و آسوده شد. اما راز سربه‌مُهر است و دغدغه‌ایست پاسخ‌نیافتنی و پایان‌ناپذیر و ابدی.

    نه. آدمی “رازِ” خود را با کسی در میان می‌نهد که با او “مانوس” باشد و “اعتماد”اش را برانگیزد. و “احترام” و “قدردانی” و “شکرگزاری” (سه امری که شما در سخنان‌تان بر آنها بسیار تاکید داشتید) زاینده‌ی “انس” و “اعتماد”اند و ما را برمی‌انگیزند تا “راز”مان را با “مونس” و “معتمد”مان در میان بگذاریم. “هستی” را نیز چنین انگاشته‌اند؛ هستی رازِ خود را بر کسی مکشوف می‌سازد که با او مانوس باشد و اعتمادش را برانگیزد. پس دستاوردِ آموزه‌‌های سه‌گانه‌ی سخنان شما (احترام به هستی و قدردانی و شکرگزاری نسبت به عموم پدیده‌های آن) یگانه راه است برای تقرب به ذات هستی و کشفِ راز آن.

    ده. بر همین بنیاد، من برای خودم عنوان این سخنان‌تان را گذارده‌ام:

    آموزه‌‌ی کشفِ راز جهان:
    “انس با هستی و احترام‌گزاری و قدردانی و سپاسگزاری نسبت به عموم پدیده‌های آن”

    (اگرچه “کشفِ رازِ جهان” می‌تواند ازجمله‌ی امیدها و دستاوردهای چنین روی‌آوردی به هستی انگاشته شود؛ اما هدف و مقصودِ آن نیست؛ زیرا بنا بر آن نیست که انگیزه‌ی کردارهای ما چشمداشتِ حصول چیزی -هرچند امری معنوی- باشد. کار خوب را بایستی صرفاً بخاطرِ “خوب‌بودن‌”اش انجام داد).

    یازده. به باورِ من، این سخنان‌تان آنچنان غنی و سرشار است که می‌توان آن‌را “بیانیه‌ی جهان‌نگریِ عرفانی و اخلاقی”تان انگاشت. و بر همین‌ اساس است که من باآنکه همیشه نوشتنِ صدای ضبط‌شده را کاری ملال‌آور و خسته‌کننده می‌انگاشتم (و طی تقریبا بیست سال تحصیلات رسمی‌ام تقریباً هیچ‌گاه به آن تن ندادم!)، با اشتیاقی بسیار سخنان‌تان را روی کاغذ آوردم تا هر روزه سهل و سریع مرورشان کنم. متن سخنان‌تان را به شما نیز تقدیم می‌کنم تا چنانچه صلاح دانستید بعنوان بهترین “عیدانه”ی سال ۹۸ در دسترس مخاطبان‌ پرشمارتان نیز بگذارید تا آنان هم علاوه بر صوت، متن را نیز جهت مرور سریع‌تر و آسان‌تر در اختیار داشته باشند.

    دوازده. پوزش می‌طلبم بخاطرِ پرگویی‌ام. برآنم که نمی‌توان به این فایل صوتی گوشِ جان سپرد و، به وجد نیامد و، حراف و پرگو نشد. بگذارید با مدد جستن از حضرت عطار، پرگویی‌‌ا‌م را توجیه کنم:
    در ازل چون عشق با جان خوی کرد
    شورِ عشقم اینچنین پرگوی کرد

    تقدیم به شما، و بدرود استاد

     
  43. “عیدانه” – بخش نخست

    درود استاد نوری زاد عزیز

    فایل صوتیِ تقریباً ۲۲‌ دقیقه‌ایِ مورخ ۹۶/۷/۲۷ تان با عنوان “سخن روز” عمیقا بر من تاثیر گذارد. بارها بدان گوشِ جان سپردم و هر بار گریستم. با خود اندیشیدم بایستی آموزه‌هایش را هر روزه مرور کنم و به کار بندم، و برای تسهیل این کار، چه‌بهتر که به روی کاغذ آورم‌ و مکتوب‌شان کنم. فکر می‌کنم بی‌‌دلیل نیست که تاکنون بیش از یکصدوسی‌پنج هزار نفر آن را شنیده‌اند و همچنان بطور روزافزون می‌شنوند. برآنم چنانچه شمارِ شنوندگان و عاملانِ آموزه‌های آن به میلیون‌‌ها تن برسد (که بسیار امیدوارم برسد) “آرمانشهر” در دسترس ما خواهد بود؛ همان شهر آرمانی که مردمانش درست‌اندیش و نیکوکردارند، و با گردآمدنِ جمیعِ فضیلت‌های انسانی در وجود شهروندانش، “انسان‌های مودب” پدیدار می‌شوند؛ همان‌ها که شما سالهاست حسرت‌زده و سوگوار کمیابیِ شدیدشان در سرزمینِ غم‌زده‌مان هستید.
    در باره‌ی سخنان‌تان نکاتی را عرض می‌کنم:

    یک. می‌دانم که شما هرگونه تعریف و تمجید از خودتان را برنمی‌تابید، و از آزردگی و تکدر خاطرتان در مواجهه با ستایش‌شدگی آگاه‌ام. از این‌رو به شما اطمینان می‌دهم آنچه که می‌نویسم صرفاً بیان استنباطم از این سخنان است و نه چیزی جز آن.

    دو. گوش‌سپاری به این سخنان، بابی تازه و فراخ برای روی‌آوردی متفاوت و شورانگیز به هستی، پیشِ رویِ منِ افسرده و سرگشته، و دلبرده‌ی تقرب به “ذات وجود” گشود. اگر بخواهم مومنانه حرف بزنم، باید بگویم: این سخنان، قویاً و عمیقاً ایمان‌افزاست، و آفریدگار هستی با آفرینش شما در زمانه‌ی ما، مشتاقانِ شیفته و بی‌قرار حقیقت اما نومید و دلزده از مدعیان تهیدست و ناکام را، به گشایش بابی تازه و متفاوت برای راه‌جُستن به حاق حقیقت، و باطنِ هستی، و غیبِ عالم نوید داده است. می‌دانم که شما از “مرید و مراد بازی” بیزارید؛ اما برای تقریب مقصودم به ذهن‌تان عرض می‌کنم که: مریدی به بایزید بسطامی گفت: “مرا از ایمان و یقین، هیچ بهره‌ای نیست؛ اما به ایمانِ شخصِ شما مومن، و به یقینِ شما موقن‌ام.”

    سه. هماره برآن بودم و هستم -و این سخنان‌تان نیز بیش از پیش به من تفهیم کرد- که: شخصیتِ اخلاقی و عرفانی و معنوی و هنری شما بر شخصیت سیاسی و مبارزاتی‌تان قویاً تفوق دارد و می‌چربد. به باور من، شما از آن‌رو برای مردم سرزمین‌تان آزادی و عدالت و امنیت و رفاه را ‌مطالبه می‌کنید و در راستای نیل به آنها شجاعانه مجاهدت می‌ورزید تا هم‌میهنان‌تان با حصول اینها، و رهیدن از دلمشغولی‌ها و دغدغه‌های مادی و معیشتی و امنیتی، روی‌آوردی اینچنین عارفانه و شورانگیز به هستی و حقیقت، و لذتِ بی‌مانند و جایگزین‌ناپذیرِ آن‌را تجربه کنند. بگذارید روشن‌تر بگویم: شما اصلاً سیاسی نیستید. عرصه‌ی سیاست آکنده است از ناراستی و نفاق‌ورزی و فریبکاری و سخت‌دلی و ستمگری و امنیت‌طلبی و محافظه‌کاری؛ حال‌آنکه شاخص‌ترین ویژگی‌های شما عبارتند از: راستگویی و یکرنگی و زلال‌بودگی و نرم‌دلی و عدالت‌ورزی و شجاعت و خطرپذیری.

    چهار. و همه‌ی اینها دلیل و گواهِ بارزی است بر اینکه شما بایستی انسانی معنوی و اندیشمند، و در عدادِ کم‌شمار انسان‌هایی انگاشته شوید که شگفتی و عظمت و زیباییِ هستی آنچنان ذهن و ضمیر و روح و جان‌ِ مشتاق‌تان را تسخیر کرده است، و آنچنان وحدت‌‌گرایانه و همدلانه با قاطبه‌ی پدیده‌های آفرینش پیوند یافته‌اید که با انسی عمیق و صمیمانه، سهراب‌وار با ماه و خورشید و چشمه درخت و اسب و مار و کرکس و گربه و کبوتر و لاله و شبدر سخن می‌گویید.

    پنج. من پیشتر هم اندکی درباره‌ی چنین روی‌آوردی به هستی خوانده بودم. بویژه مدتها تحت تاثیرِ این فراز از کتابِ “خاطرات، رویاها، اندیشه‌ها”ی “یونگ” بودم:
    “ما در “جهانِ پروردگار”ی زندگی می‌کنیم که او آن‌را بسیار منظم ساخته و در آن به معانیِ مرموز پرداخته است: [و این رمز و راز معلوم است] مثلاً در نگاه‌های محزون و گم‌گشته‌ی گاوها، و در چشمان بی‌تفاوت اسب‌ها، و در وفای سگ‌ها که چنین عاجزانه به انسان می‌چسبند، و حتی در گام‌های استوار گربه‌ها که خانه‌ها و انبارها را منزل و شکارگاه خود کرده‌اند. من تمام حیوانات خونگرم را بخاطر نسبت بسیارنزدیک‌شان با ما و مشارکت‌شان در جهل‌مان و اینکه روحی چون ما دارند، دوست می‌داشتم و می‌پنداشتم که با هم تفاهمی غریزی داریم و غم و شادی و عشق و نفرت و گرسنگی و تشنگی و بیم و توکل را مشترکاً تجربه می‌کنیم؛ تمامی خصائلِ اصلیِ موجودیت، جز قوه‌ی بیان و خودآگاهی و علم را. اگرچه علم را مطابق مرسوم می‌ستودم، می‌دیدم که به بیگانگی و انحراف از جهانِ پروردگار می‌گراید و فسادی را همراه می‌آورد که حیوانات از آن بری‌اند…”

     
  44. وقتی حکومت نمی گوید مردمی‌که میدانند می‌گویند!

    دادگاه متهمان دست چندم اختلاس و غارت مملکت در دوران احمدی نژاد زیر نام “دور زدن تحریم ها” که در آنها تلاش می شود نامی از متهمان اصلی برده نشود، سرانجام کار را به آنجا کشانده که دیگرانی این کمبود را جبران کرده و با اعلام اطلاعات خود گوشه ای از چادری که قوه قضائیه سر خود کرده را کنار بزنند تا چهره زشت پنهان در پشت این چادر نمایان شود. از جمله این اطلاعاتی که پرویز پرستوئی فاش کرد:

    همسر اول مرجان شیخ‌الاسلامی متهم ردیف ششم پرونده پترو شیمی که فیلم دفاع او از خودش را در شماره دیروز پیک نت منتشر کردیم و همچنان در صفحه اول پیک نت قابل دسترسی است، سردار مجید باقرنژاد (از سرداران قرارگاه خاتم الانبیاء سپاه) بوده که نفر اصلی بزرگترین اختلاس تاریخ ایران است.

    خانم شیخ‌الاسلامی بعد از طلاق با فردی به نام غلامحسین خواجه‌علی ازدواج می‌کند که دزد دکل نفتی دوره احمدی‌نژاد و مدیرعامل پیشین شرکت”سپانیر” و عضو هیئت مدیره “شرکت صنعتی دریایی ایران” بوده است. وی پس از جدائی از خواجه علی، در خارج از کشور با مهدی خلجی محقق و کارشناس مسائل اسلام و جمهوری اسلامی ازدواج می کند.

     
  45. 1. جناب شیخ حسن روحانی نیک میدانم که میدانی و بر اسب چموش سواری و میرانی و این چکامه نه میبینی و نه میخوانی
    دریغ آن اشکهای جانسوزی که در پای تو ریختند و آرمانها و آرزوهای که در پرویزن تو بیختند و بر دیوار اعتماد تو آویختند اما غدر کردی از ترس غداران قداره به دست و از روزگار غدار نیندیشیدی وخویشتن را به توهم در طیلسان رهبان در ردای رهبری دیدی و پشت به انسانهای اگاه و خردورزان جانکاه کردی
    قرار بود که با دفتر دیوان دیوار از دیوان بستانی و بجایش پنجر ه های باز بنشانی قرار بود با عقل وجدان عدالت را بر سریر سربلندی بنهی و بساط یاوه برافکنی
    کس این کند که دل از یار خویش بردارد
    مگر کسی که دل از سنگ سختر
    دارد
    صحبت از حصاریان راندی و مردم را به پای صندوق فرا خواندی
    و نیک گفتی اگر آرای من بیش گردد دل رقیبان من ریش گرد و اگر جایگاهم والا شود قدرت چانه زنی بالا رود
    چه شد که شیر بی یال و دم شدی و در برهوت جایگاهت گم شدی و مرعوب فتاوی مراجع قم شدی
    چه شد که بر خر مرادی سوار گشتی و راندی وخود را ریچارد شیر دل خواندی ودر میدان معامله واحتیاط به گل ماندی. چه شد که ردای ریاست به قامتت قصیر آمد و آرا به چشمت حقیر
    هزار جامه خفت که من براندازم
    به قامتی که تو داری قصیر میاید

    به من باز گو خاستگاهت کدامین زهدان است و سرت به کدامین پستان که تورا نه پروای سفره ی خالی مستمندان است و نه حصاری شدن منتقدان در زندان؟؟چه شد که با فساد برادرت حسین فریدون تو را شبیخون زدند و قفل تعطیل بر دهانت نهادند .فرمودی که حقوقدانی وقدر گوهر آرای مردمان دانی و نیک آگاهی بزرگترین سرقت از مردمان حق تعیین سرنوشت است و دزدیدن چنین حقی باز کردن دروازهای دوزخ است و ندیدن روی بهشت است و گفتی مقابلت سرهنگانند یا پریشان احوالانند همانان که در مصاف با شما موشک به افلاک پراندند وبرجامت بر خاک نشاندند
    جناب شیخ حسن خود تا کنون به بازار رفته ای تا قیمت بالای کالا بدانی و نقد بازار آزار ت دهد ؟؟نیک میدانم که آگاهی اما قیمت جایگاهت نمیدانی
    به قول مولا رومی
    قیمت هر کاله ای دانی که چیست
    قیمت خود را ندانی ابلهیست
    وقتی مردم دفتر شکایت باز میکنند و شکفه آغاز میکنند که بازاریان توان جیب مردمان را آزار میدهند ِآنها را به صبر فرامیخوانید البته حق دارید

    که سفره ی شما رننگین است و ایده هایتان ننگین است واین داغ بر دل ماسنگین است که شکمهایتان فربه از حرام است و ایامتان بکام است این مردمند که در اوج عزت به حضیض ذلت افتادند و از سریر سربلند به چاه دردمندی در غلطییدند و محنت کشیدند
    کجاست سعدی که بانگ بردارد

    خفته خبر ندارد سر در کنار جانان
    این شب دراز باشد بر چشم پاسبانان

    البته لطف تو افزون باد که فحش از دهن تو طیبات بود و زهر از قبل تو نوش دارو
    زان یار دل نوازم شکریست با شکایت
    چهل سال است که درخت انقلاب کارییدیم و بر در ارباب بی مروت دنیا ژاژ خاییدیم و درخت بی ثمر بزک کردیم
    به سرو گفت کسی میو ه ای نمیاری؟؟؟
    رند ی گفت! بباید کندنش از بیخ و از بن
    تو پایان توهم اصلاحات بودی و بر این گمان من افزودی ویقین بر من ارمغان آوردی که اصلاحات کشکی بود که در مشک پاره ای سابیدیم
    و پشمی بود که ریسیدیم و بر بیضه ی بی نطفه خوابیدیم
    تخم بطی زیر مرغ خانگی
    زیر پر خویش کردش دایگی

    شیخ حسن
    تو همان مرد امنیتی هستی که دل آزادیخواه هان خستی و وقتی بر مسند نشستی در به روی یاران بستی و با بیگانه در پیوستی
    خلقت طاووس آید ز آسمان
    کی رسی با رنگ و دعوی ها بدان

    چه شد که قامت خونین میلیتاریسم را در عبای ملا تاریسم شما دیدیم
    چه شد که یک مشت بطال بلیه باور را یاور خود گرفتی و یک مشت چاپلوس را به پابوس خود فرا خواندی و به ناموس خردمندان جفا راندی

    از آن زمان که قامت جلاد دمشق را به آغوش کشیدی و عشق ورزیدی
    آب از سر انصاف گذشت و خون زیر پای ایوان جمهوری روان گشت .آه که چقدر حقیرید که ناله شامیان و دمشقیان که در برابر جلاد دمشق مشق مرگ کردند و سرود رهایی خواندند را نشنیدید و در غار خاموشی خزیدید و نیک بدانید که که خود و دیگر دولت مردانتان در این جنایت سهیمید

    سمند دولتتان سرنگون به گور رود
    چرا که خون دل از دستتان فراوان است
    طفلان حلقوم دریده و مادران داغ دیده پدران جلای وطن دیده و زنان پرده ی عصمت دریده و مبارزان به گور دسته جمعی طپیده را دیدید و دم بر نیاوردید

    باش تا نفرین دوزخ از تو چه سازد

    در این میان قهر کردن ظریف را که اذن شریف نداشت تا به حضور جلاد دمشق شرفیاب شود که تا با وی نرد عشق بازد و تیر از چله خفت برندازد حدیث پراب و چشم دیگریست

    شرح این هجران و این خون جگر
    این زمان بگذار تا وقت دگر

    نامه سرگشاده
    زندانی سیاسی
    • همایون پناهی دانش آموخته فلسفه غرب

     
  46. سیدمرتضی عزیز
    آیا شما میدانید من هم نمی دانم

    که در دولت احمدی نژاد چه کسانی بیت المال را سرقت کردند مال و اموال مردم را دزیدند و غارت کردند
    خوردند ، بردند و هیچ مرجعی هم تاکنون رسیدگی نکرد. اگر مسئولین تراز اول کشور فراموش کردند ملت فراموش نمی کند ملت همچنان در پای حقوق از دست رفته و سرقت شده اموالش خواهد ماند اگر رسیدگی می شد اکنون کسی جرات نداشت به مال و اموال مردم مظلوم ایران تعرض دوباره نماید و مواد غذایی و بخصوص دام و گوشت مصرفی ملت را به غارت ببرند و قاچاق کند و دروغ و تهمت رویه ی همیشگی شان باشد

     
  47. بقلم محمد محبی

    سروش از مشروطه هم چیزی نمی‌داند.
    برخی دوستانِ مدعیِ «انصاف»! معتقدند که نباید فقط به واسطه چند دقیقه از سخنرانی عبدالکریم سروش در «باسواد»! نامیدن خمینی در مقایسه با تمام شاهان تاریخ ایران و حتی شاهان دیگر کشورهای جهان، او را تخطئه کرد، بلکه باید به جان کلام او در این سخنرانی توجه کرد. حالا جان کلام سروش در آن سخنرانی چه بود؟ مدافعان سروش روی این فقره از سخنرانی تأکید می‌کنند: «انقلاب اسلامی پیروزیِ شیخ فضل‌الله نوری بر آیت‌الله نائینی و آخوند ملّامحمدکاظم خراسانی بود. یک انقلاب ضدمشروطه بود. تمام آن‌چه که مشروطه بافته بود، این‌ها رشته کردند.»
    اینکه انقلاب اسلامی، یک انقلاب ضدمشروطه بود، تردیدی در آن نیست، اما هرگز به معنای «پیروزیِ شیخ فضل‌الله نوری بر نائینی و آخوند خراسانی» نبود! اصحاب ایدئولوژی و روشنفکری در ایران معاصر، چنان غباری بر تاریخ اندیشه در ایران پاشیده بودند که فهم اندیشه بزرگان عصر مشروطه در آن دوره، امکان‌پذیر نبود. محسن کدیور در سخنرانی صدمین سالگرد انقلاب مشروطه، به نقل از استادش حسینعلی منتظری (که رئیس مجلس خبرگان قانون اساسی بود) می‌گوید که قانون‌گذاران اولیه جمهوری اسلامی هیچ شناختی از اندیشه آخوند خراسانی نداشتند که موافق یا ضد آن باشند!
    اینکه سروش، همه کاسه‌کوزه‌ها را سر شیخ فضل‌الله می‌شکند و انقلاب و خمینی و ولایت فقیه و جمهوری اسلامی را امتداد راه شخ می‌داند، یا نشانه بی‌سوادی اوست و یا اینکه با رندی، آدرس غلط می‌دهد. اندیشه شیخ، ارتباطی با ولایت فقیه و جمهوری اسلامی ندارد. اینکه سران جمهوری اسلامی، بعد از انقلاب، نام شیخ فضل‌الله را برجسته کردند و نام یکی از مهم‌ترین بزرگراه‌های تهران را به نام وی نام‌گذاری کردند، دقیقاً از روی سطحی‌نگری و ناآگاهی آنها از اندیشه شیخ است.
    کسی که لوایح و رساله‌های شیخ فضل‌الله را بخواند، هرگز ولایت فقیه و جمهوری اسلامی و خمینی را امتداد شیخ فضل‌الله تلقی نمی‌کند. شیخ فضل‌الله، یک فقیه سنتی و به شدت قشری بود، حکومت مطلوب او همان سلطنت عرفی قاجار و صفویه و … (البته بدون مشروطیت) بود. دقیق‌ترین تحلیل درباره اندیشه سیاسی شیخ فضل‌الله را محسن کدیور در کتاب «نظریه‌های دولت در فقه شیعه» ارائه می‌کند و شیخ را طرفدار نظریه «سلطنتِ عرفیِ سلطانِ مسلمانِ ذی‌شوکت‌» می‌داند. شیخ فضل‌الله بر آن بود که «فقها در امور شرعی حق فتوادادن و دخالت دارند. اما امور عرفی‌، یعنی سلطنت‌، تدبیر دنیا و سیاست و مصالح عامه به‌عهده سلاطین صاحب‌شوکتِ اسلام‌پناه خواهد بود».
    شیخ فضل‌الله، گرچه در دقیقه نود به مشروطه‌خواهان پیوست و در جریان تدوین متمم قانون اساسی مشروطه، از حامیان اصل دوم متمم (معروف به اصل تراز) شد. اما خیلی زود راهش را از مشروطه‌خواهان جدا کرد. اگر اصل دوم متمم، یادگار انحصاری شیخ بود، مشروطه‌خواهانی که بعد از فتح تهران، پادشاه کشور را برکنار کردند و شیخ را به دار کشیدند، به راحتی می‌توانستند، اصل دوم متمم را هم حذف کنند.
    مهم‌ترین بخش اندیشه شیخ فضل‌الله، مخالفت او با اصل قانون‌گذاری بود. او هرگونه قانون‌گذاری در هر مجلسی را عین «شرک» می‌دانست. شیخ همچنین مخالف اجتهاد روحانیون در سیاست بود. او بر آن بود که، وظیفه فقیه، اجتهاد در «احکام» است، نه «موضوعات». اجتهاد در موضوعات جایز نیست. سیاست هم جزو موضوعات است نه احکام. حال آنکه خمینی، واضع نظریه ولایت فقیه، نه تنها در موضوعات، بلکه در اصول هم دست به اجتهاد زد! و اتفاقاً تمام تلاش سروش در سه دهه حضورش در ایران بعد از انقلاب، پیدا کردن راهی برای توجیه اجتهاد در اصول بود. نظریه «قبض و بسط تئوریک شریعت»، بزرگترین نماد این تلاش بود. از آنجا که در فقه، اجتهاد در اصول بی‌معناست، لذا سروش برای سرپانگهداشتن اندیشه خمینی، به یافتن توجیه، از منابعی خارج از فقه و متون دینی روآورد. و آخر سر هم طبعاً به بن‌بست خورد، و در «رؤیاهای رسولانه»، به اوج آشفتگی فکری رسید.
    سروش از ابتدا هم دلبسته خمینی بود، به اعتراف خودش در «قبض و بسط …»، «… دوران دانشجویی کتاب مخفی حکومت اسلامی (ولایت فقیه) او را خواندم و در سلك مقلدان او درآمدم». در «قصه ارباب معرفت»، خمینی را «تلفیقی از غزالی و سیدجمال» می‌نامد.
    سروش یا نمی‌داند و یا خود را به نادانی زده است! ولایت فقیه و جمهوری اسلامی، امتداد شیخ فضل‌الله نیست، بلکه یک بدعت در تشیع است. و این بدعت نتیجه التقاط تشیع با چندین جریان، از جمله جریان چپ، جریان تجدیدنظرطلب در شیعه (که به شدت تحت تأثیر سلفیسم و اندیشه محمد بن عبدالوهاب بود)، جریان موسوم به بیداری اسلامی به رهبری سیدجمال‌، جریان اخوانی، و جریان موسوم به «روشنفکری دینی» است. این جریان آخری هم دقیقاً نتیجه التقاط آشفته 4 جریان قبلی است.

     
  48. آقای نوریزاد دوستان این خبر را شنیده یا خوانده اید؟

    ” ممنوعیت اسلام در یک کشور در تاریخ جهان رخ داد”

    دولت کشور آفریقایی آنگولا
    اولین کشوری شد که با تخریب همه مساجد و غیر قانونی دانستن آموزشهای اسلام رواج اسلام را در کشور آنگولا جرم دانست و اسلام را بطور کامل در کشور آنگولا ممنوع اعلان کرد
    آنگولا اولین کشور در جهان است که دین اسلام را ممنوع اعلام و تمامی مساجد در این کشور را تعطیل کرد.
    «روژه ادواردو دوش سانتوش» رئیس‌جمهور آنگولا
    ضمن توضیح این اقدام گفت:

    «ممنوعیت دین اسلام به نفوذ این دین در کشور ما پایان می‌دهد».
    رزاکروز سیلوا، وزیر فرهنگ آنگولا با اشاره به اینکه این اقدام بر اساس مبارزه با فرقه‌های مذهبی صورت گرفته است، تاکید کرد:

    دین اسلام توسط وزارت دادگستری و #حقوق_بشر آنگولا مورد تایید واقع نشده است و به همین سبب این دین و پیروانش غیرقانونی اعلام شده و تمامی مساجد آنها بسته شده‌اند»

     
    • “مردم آنگولا مسیحی هستند که بیش از نیمی از آن‌ها پیرو مذهب کاتولیک رومی و یک‌چهارم نیز پروتستان هستند”.
      https://fa.wikipedia.org/wiki/

      اولا : منبع این خبر کجاست؟

      ثانیا:ممکن است ممنوعیت ترویج و تبلیغ اسلام بصورت قانون در جایی تصویب شود،اما ممنوعیت اسلام،یعنی اینکه کسی در باطن خود گرایش به اسلام داشته باشد و مسلمان باشد، امر معقولی نیست،من از درصد مسلمانان در آنگولا اطلاعی ندارم اما احتمالا در آنجا مسلمان هم ولو به درصد ناچیزی وجود دارد.علاوه اینکه انتخاب آزاد دین و مذهب مگر یکی از اصول اعلامیه حقوق بشر نیست؟! چطور حکومت آنگولا توانسته این اصل از این بیانیه را نقض کند؟

      ثالثا: منبع خبر تخریب مساجد در آنگولا کجاست؟

      بنابر این مجموعا بنظر می رسد اینطور اخبار معمولا همان خزعبلاتی است که در فیس بوک و صفحه های شخصی افراد درج می شود و دست بدست می شود

       
  49. اظهارات هدایتی در دادگاه درباره پرداخت ۲۱ میلیارد تومان به سفیر سابق ایران در ترکیه

    حسین هدایتی، از سرمایه‌گذاران فوتبال، در پنجمین جلسه دادگاه خود اعلام کرد که به سفیر سابق ایران در ترکیه« ۲۱میلیارد تومان پول داده» و «دو میلیارد دلار» نیز به رئیس فدراسیون فوتبال برای هزینه‌های تیم ملی پرداخت کرده است.

    به گزارش راديو فردا به نقل از خبرگزاری ایسنا، هدایتی روز دوشنبه ۲۷ اسفند، در دادگاه خود گفت: «به خاطر گرفتن وام با وثیقه به من اخلال گر می‌گویند. ای کاش می‌شد مسائل جبهه مقاومت و مسائل داعش را عنوان کنم».

    وی توضیح بیشتری درباره این سخنان خود نداده است.

    اشاره هدایتی درباره «جبهه مقاومت» می‌تواند اشاره به کمک احتمالی مالی او به حضور نیروهای نظامی ایران در عراق و سوریه باشد.

    وی همچنین گفت: «سفیر ایران در ترکیه در دولت قبلی ۲۱میلیارد تومان از من پول گرفته است و پس از چهار سال صدور کیفرخواست هنوز دادگاهش رسیدگی نشده است».

    هدایتی اشاره ای به نام این سفیر نکرده است.

    فیروز دولت آبادی تا سال ۸۵، بهمن حسین‌پور درسال های ۸۷ تا ۹۱ و علیرضا بیگدلی درسال های ۹۱ تا ۹۴ سفیر ایران در ترکیه بوده‌اند.

    هدایتی درجلسه دادگاه خود همچنین اعلام کرد که بیش از ۲۵۰ میلیارد تومان به ۱۴ فدراسیون ورزشی کمک کرده است.

    وی گفت: «آقای تاج(رئیس فدراسیون فوتبال) از من دو میلیون دلار پول گرفته است که آن را هم تأیید کرد. چند بار به آقای تاج گفتم که از سپاه و دادستانی مجوز بگیر که از من پول می‌گیری اما او گفت که بنده اسم سه نفر را برای دریافت پول معرفی کرده‌ام که آنها گفته‌اند فقط از حسین هدایتی پول بگیر».

     
  50. جمهوری‌اسلامی: خودکشی یا انتحار؟

    “زوگ زوانگ” به وضعیتی در بازی فکری ومفرح شطرنج گفته می‌شود که بازیکن شطرنج‌ نه کیش است نه مات است نه پات.! حق حرکت دارد. اما خوش‌تر می‌دارد، ای کاش همین یک حرکت راهم نداشت! حق حرکات بسیار دارد. اما فایده‌ای ندارد. چون با هرحرکتی، توسط حرکت بعدی حریف مات می‌شود”.

    جمهوری‌اسلامی پس از چهل‌سال با نوعی از سیاست‌ورزی ستیزجویانه که بخوانید، حکومتداری معیوب، امروز به وضعیتی در صحنه شطرنج سیاست بین‌الملل رسیده، که نه کیش است. نه مات شده هنوز. نه در شرایط پات قرار دارد. نخست آنکه آچمز است! آچمز در برجام نافرجام و بی‌سرانجام. یعنی در برجام حضور دارد. اما عملاً هیچ حرکتی صورت نمی‌گیرد وهیچ سودی از آن نمی‌برد. بی‌حرکت است. اما حق حرکت دارد. می‌تواند از آن خارج شود.

    یا می‌تواند FATF را تصویب کند و به شبکه بین‌المللی حساب و کتاب‌های پولی شسته و رفته بپیوندد و دروازه پولشویی را ببندد اما مع‌الاسف مبتلا به مصیبت‌های دیگر می‌شود.! می‌تواند درهمین حالتی که الان قرار دارد بماند ونابودی واضمحلال کشور ومردم را با چشم باز وبا توسل به سرکوب نظاره کند و یا لاجرم دست به حرکتی بزند.

    نمی‌تواند حرکت هم نکند. چون در داخل بشدت تحت‌فشار است. اقتصادش فروپاشیده است. و در آستانه فروپاشی محتوم اجتماعی‌ست. که فاجعه‌آمیزترین نوع از فروپاشی‌‌هاست. دارد آن تتمه مشروعیت‌اش را هم ازدست می‌دهد و هرلحظه امکان دارد باشورش کور گرسنگان مواجه شود.

    اما می‌تواند دست به یک حرکت انتحاری بزند. مانند اینکه، باخروج ازبرجام دوباره فعالیت هسته‌ای‌اش را از سربگیرد. یا یک موشک شلیک کند بطرف اسراییل.!

    اما با کدام پشتوانه؟ وبا کدام اقتصاد.! با این وضعیت فروش نفت – یعنی نفت دربرابر غذا و دارو – ودر شرایط بغرنج و رنج‌آور اقتصاد داخلی، که هر روز مردم گرسنه‌تر ومتلاشی‌تر از پیش می‌شوند.؟ – نظام در بررسی وتصویب لایحه بودجه سال آینده کشور دچار گرگیجه شده است. گیج می‌زند. هرچند گاهی دچار توهم است.

    چون نمی‌داند اصلاً آیا سال آینده می‌تواند نفتی صادر کند یا نه.!؟ به چه مقدار و چگونه؟ به کدام کشور متقاضی؟ آیا اساساً مشتری‌ای برایش مانده؟ با توجه به سفر مشکوک اخیر محمدبن‌سلمان ولیعهد عربستان به سه کشور پاکستان، هند و چین.؟ و ایضاً به چه قیمتی و چسان در دریافت پول.؟ با این فشار سهمگین تحریمی از سوی ایالات متحده، واینکه اساساً با این رشد تورمی افسارگسیخته و کمبودها ونارسایی‌ها و اعتراضات جسته و گریخته داخلی چه کند!؟

    اینکه طی مدت یکسال گذشته، چه در تورم نقطه‌به‌نقطه، چه درتورم سالانه ارزش پول ملی، بیش ازنزدیک به دویست‌درصد کاسته شده، چگونه می‌خواهد حقوق کارمندان را افزایش دهد واز کدام منبع یا منابع!

    مشکل نظام جمهوری اسلامی از آنجایی آغاز شد – سوای فساد فراگیر که تمام بنگاه‌ها و نهادهای مالی و اداری کشور را در برگرفته – سیاست استراتژیک خود را بجای آرایش بر مبنا منافع‌ملی، بر مبنا دیوار سست منافع ایدئولوژیک تبیین و تعیین کرده است. برخلاف همه کشورهای دنیا.

    حساب وکتاب جمهوری‌اسلامی در مواجهه با جهان خارج نه هیچگاه براساس منافع‌ملی وسنجش سود وزیان آنی مصالح کشور ورفاه مردم کشورش بود، نه براساس مشی Fictitious (آینده‌نگرانه)، بل همواره آن بوده که در رابطه با فلان کشور آیا می‌تواند به گسترش منافع ایدئولوژیک خود دست یابد یا خیر.! که ابداً برای او مهم نیست نفع ملی ومالی می‌برد یا نه. واگرنه کیست که نداند فی‌المثل رابطه باجرثومه‌ای به نام بشار اسد و ایضاً با این سوریه لت‌پارشده تنها موجب زیان ملی، درخطر افتادن منافع‌ استراتژیک و زوال اقتصاد کشور ودر نهایت منجربه تلاشی بنیان حکومت خویش می‌شود، که هم‌اینک د آستانه آن قرار گرفته است.

    اینکه دل بسته است به حمایت دواختاپوس وراهزن بین‌المللی، روسیه وچین که این دو برخلاف تصور، تمام گردونه ومدار سیاست خارجی‌شان علی‌رغم حاکمیت نظام کمونیستی – سوسیالیستی همواره غایت انتفاع ملی وتامین منافع‌ کشورشان راجستجو می‌کنند، که اولویت نخست تمام تدابیر سیاسی‌شان است. باحداکثر توان. و اگرگاهی دست به جنبش‌هایی می‌زنند درسطوح کلان بین‌المللی، – مانند استفاده از حق وتو – نه با هدف حمایت ازسیاست نداشته ما، که خام‌اندیشی‌ست، بل با هدف ایجاد توازون قوا وحفظ هژمونیک قدرت وصیانت از بازار تجاری خود وتامین آن دربرابر توان بالای اقتدار آمریکا والبته همچنین اروپاست.
    گری کاسپاروف اسطوره شطرنج جهان معتقد است، زوگ زوانگ وحشتناک‌ترین وضعیت دربازی تماماً فکری شطرنج است که یک بازیکن ناشی در نهایت بدسلیقگی می‌تواند خودش را در چنان وضعیت غیرقابل بازگشتی گرفتار کند، واز هر صدمیلیارد دفعه تنها یک بار اتفاق می‌افتد، که از دردناک‌ترین نوع از انواع خودکشی‌های شطرنجی‌ست!

     
  51. واکنش برایان هوک به اظهارات روحانی: آنچه مردم ایران می‌خواهند کار است، نه نفرین و جادو

    وزارت خارجه ایالات متحده شامگاه دوشنبه به وقت شرق آمریکا در پیامی در توئیتر با نقل قول از برایان هوک نماینده ویژه این وزارتخانه در امور ایران، اظهارات امروز حسن روحانی رئیس جمهوری ایران را شانه خالی کردن از پذیرش اشتباهات دانست.

    در این توئیت، خبر واشنگتن پست درباره سخنان روحانی پس از آخرین جلسه هیئت دولت در سال ۱۳۹۷ – که مشکلات کشور را به گردن آنچه «دشمن» خوانده انداخته و گفته هر چه لعنت دارید به آمریکا و اسرائیل و سعودی بفرستید – بازنشر شده و از قول برایان هوک نوشته مردم ایران کار می‌خواهند، و علاقه‌ای به نفرین و جادو ندارند.
    دولت ایالات متحده بارها از فساد رهبران و مسئولان جمهوری اسلامی و وعده‌هایی که در چهل سال گذشته به مردم ایران داده اما به آنها عمل نکرده‌اند سخن گفته‌ است، و مایک پمپئو وزیر خارجه دولت پرزیدنت ترامپ نیز اوایل اسفند تاکید کرد که آمریکا در تلاش است ضمن تحریم مقام‌های فاسد جمهوری اسلامی، به مردم عادی ایران آسیبی وارد نشود.

    واشنگتن سیاست‌های جمهوری اسلامی در نقض حقوق بشر و سرکوب مردم و منتقدان در ایران را محکوم کرده، و با این استدلال که رژیم ایران درآمد حاصل از اجرای توافق هسته‌ای تیر ۱۳۹۴ با قدرت‌های جهانی و لغو تحریم‌ها را برای فعالیت‌های بدخواهانه خود در منطقه و جهان صرف می‌کند و نه حل مشکلات مردم ایران، از این توافق خارج شده است.

    دولت پرزیدنت ترامپ، ضمن ارائه دوازده شرط برای تغییر رفتار جمهوری اسلامی جهت رسیدن به یک توافق جدید، تاکید دارد که هدف از کارزار «فشار حداکثری» تغییر رژیم و اعمال فشار بر مردم نیست، و دلیل مشکلات اقتصادی امروز ایران بیش از آن که به تحریم‌ها مربوط باشد، بی‌کفایتی مسئولان ایرانی و بی‌توجهی آنها به نیازهای مردم است.

    پرزیدنت ترامپ در پیام نوروزی سال گذشته خود برای مردم ایران، با اشاره به فساد و سوء مدیریت مسئولان جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران و اقدامات آنها در سرکوب مردم و چپاول ثروت کشور، گفت که فریبکاری سیاست رسمی حکومت شده است.

    رئیس جمهوری ایالات متحده با بیان این که مردم ایران با وجود این سرکوب‌ها برای بازپس گرفتن حقوق خود مبارزه می‌کنند، گفت که آمریکا در کنار مردم ایران و آرمان‌های آنها برای ارتباط با دنیای بزرگتر و برخورداری از یک حکومت مسئول و پاسخگو می‌ایستد.

     
  52. آقای نوریزاداگه میشه این مطلبو منتشر کنین ممنون میشم خداقوت

    ما جزو کدام دسته ایم؟!!!
    اگر چیزی خارج از قاعده گران شود:

    در جوامع متمدن:
    مردم خردمندانه آن را تحریم می کنند.

    در جوامع عصبی:
    مردم وحشیانه شورش می کنند.

    و در جوامع احساساتی:
    مردم حریصانه می خرند و انبار می کنند.

    بعید میدانم در تاریخ چندهزارساله بشریت هیچ کس به دلیل نخوردن پسته در شب عید از دنیا رفته باشد، آجیل نه کسی را سیر می کند و نه کسی از نخوردنش دچار سوءهاضمه می شود پس می توانیم به جای اینکه در صف‌های طولانی بایستیم تا پستۀ کیلویی ٢۵٠ هزارتومانی را به خانه ببریم خشکبار نخریم و به مهمانان مان بگوییم که: نه از سر نداری و فقر بلکه به خاطر اعتراض به گرانی بی‌قاعده آن را نخریدیم چون ما بخشی از همین جامعه هستیم و قرار نیست هر طور که خواستند با ما رفتار کنند و اجناس‌شان را به هر قیمتی که تحمیل کردند مانند احمق‌ها بخریم!!!

    می توانیم برای گرم شدن محفل شب عید، تعریف کنیم که یک بار در آلمان شیر را بیش از حد متعارف گران کردند و پاسخ مردم به جای شورش این بود که دو روز شیشه‌های شیر توزیع کنندگان را از پشت در خانه‌هایشان برنداشتند. به همین راحتی ٣ روز بعد قیمت‌ها به روال سابق برگشت.

    در ادامه می توانیم این رفتار_متمدنانه را با رفتار…….سودانی‌ها مقایسه کنیم
    که در اعتراض به گرانی بنزین، پمپ بنزین‌ها را آتش زدند و میلیون‌ها دلار به کشورشان آسیب رساندند و باز می شود آنرا با رفتار_نامعقول خودمان مقایسه کنیم که وقتی چیزی گران میشود خریدمان را چند برابر می کنیم تا به گران کنندگان جایزه هم بدهیم!!!
    این در حالی‌ست که قطع موقتی خرید خیلی از اقلام ضروری به زندگی ما لطمه نمی زند همان طور که در آلمان هیچکس از نخوردن شیر نمرد.

    می شود علت نداشتن آجیل در شب عید امسال فقر نباشد بلکه احساس مسئولیت یک شهروند در قبال جامعه‌اش باشد، در این صورت مهمانان هم نه تنها ما را فقیر نخواهند پنداشت بلکه تحسین مان هم می کنند زیرا آنقدر شعور دارند که بفهمند مسئولیت اجتماعی بسیار ارزشمندتر از شکستن چند تخمه و خوردن چند پسته است!!!

    آیا وقت آن نرسیده که در روبرو شدن با گرانی‌ها اندکی خردمندانه عمل کنیم.
    لطفا شما هم برای فقط سه نفر بفرست و خرید آجیل و خیلی چیزهای دیگر را خردمندانه تحریم کنیم.
    به خدا این کار سختی نیست!!!

     
  53. نوریزاد گرانمایه
    ما آدم‌ها دو سبد با خودمون داریم : یکی جلومون آویزونه، یکی هم پشتمون !
    نکات مثبت وخوبی‌هامونو می‌ندازیم تو سبد جلویی، عیب‌هامونو تو سبد پشتی !
    وقتی تو مسیر زندگی داریم راه می‌ریم، فقط دو چیزو می‌بینیم :
    خوبی‌های خودمون و عیب‌های نفر جلویی …!

    پائولو کوئیلو

     
  54. من این نامه رو تقدیم می کنم به خانمهای این سایت که از قدیم تا حالا می نوشتند و می نویسن: خانم فائزه خانم آتینا خانم مریم خانم ملیحه خانم فریبا و……..

    نامه ای عاشقانه از دختری در عهد قاجار
    نمونه ای از نامه نگاری های قدیمی

    ​​​​بسم المعطّرٌ الحبیب

    تصدقت گردم، دردت به جانم، من که مُردم وُ زنده شدم تا کاغذتان برسد، این فراقِ لاکردار هم مصیبتی شده. زن جماعت را کارِ خانه وُ طبخ وُ رُفت و روب وُ وردار و بگذار نکُشد، همین بی‌همدمی و فراق می‌کُشد. مرقوم فرموده بودید به حبس گرفتار بودید، در دلمان انار پاره شد. پری‌دُخت تو را بمیرد که مَردش اسیر امنیه‌چی‌ها بوده و او بی‌خبر، در اتاق شانهٔ نقره به زلف می‌کشیده.
    حی لایموت سرشاهد است که حال و احوال دل ما هم کم از غرفهٔ حبس شما نبوده. اوضاع مملکت خوب نیست؛ کوچه به کوچه مشروطه‌چی چنان نارنج‌هایی چروک و از شاخه جدا بر اشجار و الوار در شهر آویزانند وُ جواب آزادی‌خواهی، داغ و درفش است وُ تبعید و چوب و فلک. دلمان این روزها به همین شیشهٔ عطری خوش است که از فرنگ مرسول داشته‌ایدُ شب به شب بر گیس می‌مالیم.
    سَیّد محمود جان، مادیان یاغی و طغیان‌گری شده‌ام که نه شلاق و توپ و تشر آقاجانمان راممان می‌کند و نه قند و نوازش بیگم باجی. عرق همه را درآورده‌ام و رکاب نمی‌دهم، بماند که عرق خودم هم درآمده. می‌دانید سَیّدجان، زن جماعت بلوغاتی که شد، دلش باید به یک‌جا قُرص باشد، صاحاب داشته باشد، دلِ بی‌صاحاب، زود نخ‌کش می‌شود، چروک می‌شود، بوی نا می‌گیرد، بید می‌زند. دلْ ابریشم است.
    نه دست و دلم به دارچین‌نویسی روی حلوا و شُله‌زرد می‌رود، نه شوق وسمه وُ سرخاب وُ سفیدآب داریم. دیروزِ روز بیگم باجی، ابروهایمان را گفت پاچهٔ بُز. حق هم دارد، وقتی که آنکه باید باشد و نیست، چه فرق دارد پاچهٔ بُز بالای چشم‌مان باشد یا دُم موش و قیطانِ زر.
    به قول آقاجانمان؛ دیده را فایده آن است که دلبر بیند. شما که نیستید وُ خمرهٔ سکنجبین قزوینی که باب میلتان بود بماند در زیرزمین مطبخ و زهرماری نشود کارخداست. چلّه‌ها بر او گذشته، بر دل ما نیز. عمرم روی عمرتان آقا سَیّد، به جدّتان که قصد جسارت و غُر زدن ندارم ولی به واللّه بس است، به گمانم آنقدری که در فالکوتهٔ طب پاریس طبابت آموخته‌اید که به علاج بیماری فراق حاذق شده باشید، بس کنید، به تهران مراجعت فرمایید وُ به داد دل ما برسید، تیمارش کنید وُ بعد دوباره برگردید. دلخوشکُنکِ ما همین مراسلات بود که مدّتی تأخیر افتاد وُ شیشهٔ عطری که رو به اتمام است. زن را که که می‌گویند ناقص‌العقل است، درست هم هست؛ عقل داشتیم که پیرهن‌تان را روی بالش نمی‌کشیدیم وُ گره از زلف وا کنیم وُ بر آن بخُسبیم. شما که مَردید، شما که عقل‌تان اَتّم وُ اَکمل است، شما که فرنگ دیده‌اید وُ درس طبابت خوانده‌اید، مرسوله مرقوم دارید و بفرمایید این ضعیفهٔ ناقص‌العقل چه کند.

    تصدقت پری‌دُخت
    بوسه به پیوست است.

    پری‌دخت، مراسلات پاریس طهران

     
  55. دوستان اظهار نظر کنند و سید مرتضی ماله بکشد
    تناقض‌ ‌هاي قرآن

    ⭕️در قرآن دهها بار تناقض‌گويي شده است براي بسياري از افراد (خصوصاً مومنان) شگفت‌انگيز، و پذيرش آن سخت باشد. اما واقعيتها را نمي‌توان ناديده گرفت! در اينجا به چند نمونه از تناقض‌گويي‌هاي قرآن اشاره مي‌کنم:
    ⭕️آيه 54 سوره انعام مي‌گويد:
    … هر كس از شما كه از روي ناداني كار بدي كند، آنگاه توبه كند و نيكوكار شود، بداند كه خدا [نسبت به او] آمرزنده و مهربان است.
    ⭕️آيه 119 سوره نحل نيز همين مضمون را تكرار مي‌كند:
    پروردگار تو براي كساني كه از روي ناداني مرتكب كاري زشت شوند، سپس توبه كنند و به اصلاح آيند، آمرزنده و مهربان است.
    ⭕️آيه 17 سوره نساء نيز با صراحت بيشتري، شرط قبولي توبه را جهل به گناه مي‌داند:
    [قبول] توبه بر خدا فقط براي كساني است كه بدي (گناه)‌ به ناداني كنند، سپس بزودي توبه كنند. آنانند كه خدا بسويشان بازمي‌گردد [و توبه‌شان را مي‌پذيرد]…
    طبق آيات فوق، توبه افرادي كه با علم به گناه بودن يك عمل، مرتكب آن شده‌اند قبول نمي‌شود. اما ⭕️آيه 153 سوره نساء مي‌گويد:
    اهل كتاب از تو مي‌خواهند كه كتابي از آسمان بر آنان فرو آري، همانا از موسي بزرگتر از اين خواستند كه گفتند: خداي را آشكارا به ما نشان بده، پس صاعقه آنان را به سبب [گستاخي و] ستمشان بگرفت. سپس گوساله را پس از آنكه نشانه‌هاي روشن و آشكار [معجزات] برايشان آمده بود [به خدايي] گرفتند و ما [پس از آنكه توبه كردند] از آن گناه درگذشتيم…
    ⭕️سؤال اين است كه خداوند چگونه توبه بني‌اسرائيل را ـ با آنكه عالمانه (و پس از آنكه حجت بر آنها تمام شده بود) مرتكب شرك شدند، قبول كرد و گناهشان را بخشيد؟ آيا اين ‌با مفاد آيه 17 سوره نساء در تناقض نيست؟ اكنون به آيات 89ـ86 سوره آل‌عمران بنگريد:
    چگونه خداوند، قومي را كه بعد از ايمانشان كافر شدند، ‌هدايت كند؟ با آنكه شهادت دادند كه اين رسول، بر حق است و برايشان دلايل روشن آمد و خداوند قوم ستمگر را هدايت نمي‌كند؛ آنان سزايشان اين است كه لعنت خدا و فرشتگان و مردم، همگي بر ايشان است؛ در آن (جهنم) جاودانه بمانند، نه عذاب از آنها كم مي‌شود و نه مهلت مي‌يابند؛ مگر كساني كه پس از آن توبه كردند و درستكاري پيشه كردند كه خداوند آمرزنده مهربان است.
    ⭕️طبق اين آيات، كساني كه دلايل روشن (بينات) برايشان آمده و به حقانيت رسول خدا پي‌برده و ايمان آورده‌اند، چنانچه دوباره كافر شوند، عذاب ابدي در انتظارشان است، مگر آنكه توبه كنند و راه درستكاري در پيش گيرند. يعني توبه چنين افرادي ـ كه عالمانه و آگاهانه از ايمان خود دست كشيده‌اند و دوباره كافر شده‌اند ـ نيز مورد قبول واقع مي‌شود!؟ باز هم تناقضي ديگر! حال به آيه 90 همين سوره (آل عمران) نگاه كنيد:
    ⭕️كساني كه پس از ايمان خود كافر شدند، سپس بر كفر خود افزودند، هرگز توبه آنها پذيرفته نخواهد شد، و آنان، خود گمراهانند.

    هنوز ادامه دارد
    بعد از پاسخ شما ادامه میدهم

     
  56. درود بر استاد بزرگوار نویزاد عزیز، من چند سال هست که بناچار خارج زندگی میکنم از ابتدا ورودمان هرجا ساکن شدیم همسایه هایمان دوست داشتن از وضعیت ایران شناخت پیدا کنند و از ما میپرسیدن که مردم ایران در چه وضعیتی هستند و ما تما مشخصات این حکومت را برایشان تعریف میکردیم و میگفتیم که حکومت دیکتاتور همه چیز از مردم گرفته رفاه، شادی، ازادی، حق انتخاب و همه مواردی که هم شما میدانید و هم ما. بعد چند سال که گذشت دیروز دیدم امده درب خانه و با تعجب میپرسه اون حرفای که در مورد حکومت ایران زدی واقعیت داشت منم با جدیت گفتم اره بعد گفت من امروز رفتم تو سایتهای ایرانی میبینم همه در خیابانها مشغول شادی و رقص هستند و در چهره هایشان نشانی از نارضایتی نیست، منم بعد توضیحهای زیاد اخرش گفتم چون نزدیک عید ایرانیهاست مردم این جشن در خیابانها میگیرند. هدفم از این داستان این بود که اقای نوریزاد عزیز شادی و رقص خیلی خوبه ولی بنظر شما وقتی خارجیها این رقص و پایکوبی میبین نظرشان نصبت به حرفهای مخالفان حکومت عوض نمیشه و باعث میشه فکر کنند که ایران انگونه که مخالفها میگن نیست، خوب اینان که در بطن جامعه نیستن تا مشکلات مردم لمس کنند و از دور هرچه میبینند باور دارند، ای کاش مردم ما اتحاد و همبستگی یکجا جمع میکردند و یکپارچه نسخه این نظام میپیچیدن تا چهل سال نشه پنجاه سال، بهترین شادی، شادی سقوط دیکتاتورهاست. پاینده باشید.

     
  57. محمد نوری زاد:
    حسن گرامی
    دوست من درود
    عرصه ی مذاهب، ورطه ی توجیهات و کلاه گذاری های شرعیست. یک مذهبی، می تواند با استناد به مفاهیم مذهبش، برای خود صد جور گریز از صد جور مهلکه تفسیر کند. قانون رانندگی نیست که تفسیر نپذیرد
    با احترام

    ————-
    درود و آفرین دوست عزیز آقای نوری زاد
    همین توجیهات و کلاه شرعی هاست که جوامع مذهبیِ اسلامی را به زوال عقل دچار ساخته و شیعه هایی همچون فلاحیان و پورمحمدی را به جوامع اسلامی تحویل داده است!
    همین سید مرتضای خودمان اگر در یک جامعه و خانواده غیر مذهبی بدنیا میامد، قطعا با آنهمه نبوغ و پژوهش می توانست امروز یک توماس ادیسون یا ریچارد داوکینز باشد.

     
    • حسن جان از این امام زاده هیچ بخاری جز توجیه جنایات و پستی و پلشتی و دزدی برنمی آید.چون اگر چنین بود حضرتش به همان برق ادامه می داد .ایشان فرصت طلبی بی شرم و پرو و بی وجدانیست که بویی از انسانیت نبرده و مثل همه آخوندها کارش حفظ دکان کید و دروغ و خرافات است برای ادامه زندگی///!

       
  58. “ایران” بانو٬
    مهربان مادرم !
    تو را چه می شود این سالها ؟
    بوی زلفِ سوخته ی کدامین لیلا ی مجنون رسیده
    کدامین «نسرین»٬ زنجیرِ زمهریر بر پای٬ بر زمستان تاخته
    در مقدم بهاران٬ حسرتِ کدامین شهلای «نرگس» را دیده ای
    کدامین «آتنا»٬ الهه ی خِرد گشته٬ در بند بی خردی است
    کدامین گل٬ رویِ «گلرخ» را به یادت می آورد
    مهربان مادرا !
    غمین مباش، تاب بیاور،
    حزینِ ناله ها را بر سر پاسداران زمستان فریاد کن
    به بهاران سلام کن
    دخترانت٬ تاج آزادگی را یافته اند

    لیلا رضائی
    اسفندماه ۹۷

     
  59. سلام، جناب نوری زاد خوش آمدید به منطقه لر نشین. دوست دارم هر وقت شد ی سر هم به ممسنی بزنید. سرزمینی باستانی از زمان ایلام تا هخامنشیان و ساسانیان. که دارای هفت شهر باستانی هخامنشی از جمله لیدوما. نقش برجسته گورنگان که به روایتی قدیمی ترین نقش برجسته دنیا هست. دخمه دی و دوور (مادر و دختر) نقش برجسته سراب بهرام (سرزمین بهرام گور) قلعه ی طبیعی دژ اسپید ( به روایتی جایی که آریو برزن در مقابل اسکندر مقدونی ایستادگی کرد ولی به خیانت یک خیانت کار قافیه رو باخت، جایی که روستاییان گوسنگان در مقبل آنها ایستادند و حاصل این مقاومت جسورانه پرت شدن مردان گوسنگان از دژاسپید و به اسارت بردن زنان و دختران گوسنگانی بود که البته این زنان و دختران هنگام عبور لشکر اسکندر از رودخانه فهلیان برای حفظ ناموس خود را به رودخانه می اندازند و غرق می شوند).
    موفق باشید

     
  60. این مطلب را آیت الله خامنه ای و آیت الله ها و طلبه ها و سیدمرتضی بخوانند

    «محمد بن راشد آل مکتوم» حاکم دبی و نویسنده کتاب «نگرش من و چالشهای برتری» در مقدمه ترجمه فارسی کتاب خود چنین می گوید:

    بسیار خوشحالم که امروز این کتاب به زبان شیوای فارسی ترجمه شده است تا ایرانیان این ملت بزرگ و بافرهنگ، این همسایگان قدیمی و دیرآشنا و نیز همه فارسی زبانان –مردم تاجیکستان و افغانستان- بتوانند آن را بخوانند و بهره ببرند.

    و امیدوارم و از خداوند بزرگ مسئلت می کنم ترجمه این کتاب سبب همدلی و تفاهم هرچه بیشتر میان دو ملت ایران و امارات متحده عربی باشد.»‌

    و اکنون بخشی هایی ازکتاب ارزشمند فوق :

    احساس معصومیت سبب می شود که رهبر فکر کند که هیچ گاه اشتباه نمی کند و حق همیشه با اوست. هرگاه انسان به چنین حالتی رسید به قهقرا می افتد و خود و امتش را به سمت پرتگاهی عمیق می برد. بنگرید که مدعیان معصومیت در جهان عرب، ما را به کجا رساندند و بنگرید که «معصومان» در دیگر مناطق جهان، خود و ملت های خود را به کجا کشاندند.

    ما می خواهیم که دبی برترین شهر تجاری، گردشگری و خدمات در قرن بیست و یکم باشد. آری ما می توانیم زیرساخت پیشرفته و محیط الگوی مناسب برای ایفای این نقش را فراهم و پی ریزی کنیم.

    تجربه ما در امارات به ما یاد داد که فرق میان حکومت موفق و ناموفق گهگاه همان است که اولی دشواری ها را از سر راه مردمش بر می دارد و دومی بر سر راه مردمش قرار می دهد.

    یک بار به نزد پدرم رفتم و گفتم که نشریه ها درباره ما مطالب دروغ می نویسند. آنها درباره دبی چیزهایی می نویسند که درست نیست. پس از آن پیشنهاد کردم که جلوی آنها را بگیرد. اما او مرا آرام کرد و گفت: بهتر این است که همچنان به آنها اجازه فعالیت بدهی؛ چراکه اگر چیزهایی که درباره ما می نویسند، درست باشد، ما سزاوار انتقاد هستیم و حقمان است و اگر دروغ باشد، کسی آن را قبول نمی کند. پاسخی نداشتم؛ قانع از نزدش بیرون رفتم و پس از آن هیچ گاه خواستار لغو امتیاز نشریه ای نشدم.

    هر کس از این شهر [دبی] دیدن کند فورا در می یابد که اینجا با دیگر جاها تفاوت دارد. او از زمان فرود هواپیمایش و تا زمانی که آنجا را ترک می کند برترین خدمات را می بیند. نگاه اول در ذهن مردم یک تاثیر دائمی از خود بر جای می گذارد. بنابرین استقبال خوب، مهمانداری خوب و یاری رسانی بسیار مهم است.

    در دبی خیابان ها تمیز، ساختمان هایی زیبا و باغ هایی که سازمان دهی آنها فوق العاده است، وجود دارد. ما به مردم نمی گوییم چه بپوشند، هنگامی که درون زیبا باشد، برون نیز خود را همساز می کند. کسانی که قدر برتری را می دانند و ارج می نهند، نوعی آراستگی و برازندگی و توجه به ظاهر و رفتار در آنها وجود دارد.

    یکی دیگر از صفات برتری دبی، احترام گذاشتن به ادیان و اعتقادات دیگران است. این امر به این خاطر است که دیگران به دین و اعتقادات ما احترام بگذارند.

    ما اگر در سال ۱۹۷۷ به مردم می گفتیم که می خواهیم به چین و آمریکا ملحق شویم و چیزی بسازیم که انسان بتواند آن را از روی کره ماه ببیند، چه بسا می گفتند: خواب ببینید ای عرب ها؛ زیرا ارزان تر از حرف مفت فقط خواب دیدن است! دو سال بعد دبی ساخت بندر جبل علی را که ۶۷ اسکله داشت به پایان رساند و پس از آن بزرگ ترین پروژه مسکونی سیاحتی جهان یعنی پروژه جزایر نخل ساخته شد. [که از کره ماه دیده می شوند]

    میان دین و مدرنیسم و یا میان دینمان و آنچه تمدن سالم ارائه می کند، هیچ نوع تناقضی نمی بینیم. از این رو هرگز برای دنیایمان از دینمان هزینه نمی کنیم زیرا در این صورت هم دینمان را از دست خواهیم داد و هم دنیایمان را!

    من زمانی که رهبری می کنم، رهبر هستم؛ زمانی که بر پشت اسب نیکو هستم، شهسوارم؛ زمانی که شعر می نویسم، شاعرم و زمانی که در جلسه ای یا دیداری با دیگر هموطنانم هستم، شهروندی عادی هستم. خواسته هایم از دنیا اندک است و هرجا می روم، اتومبیلم، سجاده نمازم، ظرف آب و چه بسا ابزار صید، شغل، دلمشغولی ها و نگرشم را با خود همراه دارم.

    «هرچند این کتاب را من خطاب به امت عربی و به ویژه برای مردم خودم در امارات متحده عربی نوشته ام اما همیشه علاقه مند بودم که همه مردم دنیا تا جایی که ممکن است به این کتاب دسترسی داشته باشند و آن را بخوانند و بدانند که در این گوشه عالم، در کناره خلیجی کوچک که روزگاری شاهد نبرد سهمگین نیاکان دلیر ما با دریای خروشان برای صید مروارید بوده است، راهبرانی با فکری روشن و نیتی پاک و عزمی راسخ و همتی بلند با همراهی مردمی سخت کوش و غیرتمند چگونه توانسته اند کمترین داشته های طبیعی را با بیشترین اندیشه ها و تدابیر درست و برترین علوم و فن آوری نوین دنیا و نیز گران ترین تجربیات دیگران تلفیق کرده و موفق به خلق دنیای جدید و متفاوتی شوند که امروز آرزوی هر انسانی در این کره خاکی است. دنیایی برخوردار از امنیت و آزادی، سرشار از سلامت و شادمانی و همراه با معیشت و رفاه.

     
  61. من اصلاح طلبم

    اول سراغ مخالفین رفتند
    گفتم من که مخالف نیستم من انقلابی چپم٬ یک بالِ نظامم.
    بعد سراغ منتقدین رفتند
    گفتم من که منتقد نیستم من اصلاح طلبِ نظامم.
    بعد سراغ فعالین مدنی و دانشجویان رفتند
    گفتم من تدارکاتچی اصلاح طلبم.
    بعد به سرکوب مردم معترض پرداختند
    گفتم من معترض نیستم بلکه اصلاح طلب سبز نظامم.
    بعد سراغ کارگران٬ معلمان٬ زنان٬ و حتی دستفروشان و کودکان کار و خیابان رفتند
    گفتم من در کنار این مردمم اما اصلاح طلب بنفش نظامم.
    آنگاه که جنایتکاران به مقام چهل سال پیش بازگشتند
    گفتم باکی نیست اصلاح طلبان نظام حتی با شیطان در قعر جهنم مذاکره می کنند.
    .
    .
    .
    در پایان٬ مملکت به تاراج رفت و چیزی از نظام پوشالی باقی نماند
    اما باز تَکرار می کنم من اصلاح طلبم.

     
  62. پوران ناظمی

    اصلاح طلبان :فرزند دادگستری آمد

    آقایان اصلاح طلب
    لطفا یکبار به سازی که میزنید خود برقصید ….
    قرار نیست همیشه در حال نواختن باشید
    یکروز مخالف بزنید …
    یکشب موافق …..
    گاهی باید نواختن” را کنار بگذارید و به آنچه تا کنون نواخته اید گوش بدهید

    لطفا از ملت بیش از این هزینه نکنید
    اگرمرد میدان هستید
    بیایید وسط گود …
    همیشه که نمیشود مرشد بود …
    این چندسال به اندازه چندهزار سال چهره کثیفِ “قدرت پرستی” در کشور ما ازطرف عده ای مشخص شد
    اینها بزرگترین خیانت را به ملت وکشور کردند زیرا “امید” مردم را نابود کردند .
    چه آنها که با چهره اندوهناکِ یک منتقد مشفق آمدند …
    چه آنها که زیر نقابِ یک مخالف معترض رفتند ….
    از اصلاحات” گفتند ولی هیچگاه راست نگفتند …

    و نفهمیدند صداقت و راستی نیاز اصلی همه ما هست
    انها نفهمیدند …
    اما مردم میفهمند …

    اینکه آقای ابراهیم ریسی از طرفِ اصولگرایان” برای ریاست بر قوه قضاییه انتخاب شود شگفت آور وعجیب نیست.
    افرادِ هزار رنگی که هر جا نسیمی خنک تر بوزد، بدانجا کوچ میکنند ودرزمستان غزل از نسیمِ بهار میسرایند باید باعث شگفتی باشند؟
    از دوستانی که یکروز زیر عَلَمِ “خیبر “شمشیر زدند و روزی در جَمَل تیغ کشیدند ….
    باید ترسید …
    نه از دشمنانی که از ابتدا بر یک شیوه وعقیده وایدیولوژی اصرار داشتند و از افشا کردن عقیده وتفکرشان نترسیدند
    اینها ‌که امروز آقای ریسی را فرزندِ پرافتخار دادرسی میخوانند مگر همانهانیستند که تا ماه پیش او را شریک قتلها و اعدامها میخواندند و فریاد میزدند این احکام بر اساس عدالت نبوده؟
    اقای “ابراهیم ریسی “در یک شب
    “ابراهیم اَدهم ” شد .
    یا اینها در یکشب به زُمره ” توابین” پیوستند؟
    سالها قبل میپنداشتم هرکس بر بیعدالتی فریاد بکشد مبارز ومیهن پرست است ، اگر بلندتر فریاد بکشد شجاع تر است وچون شجاعتر است راستگو تر است
    اما امروز یقین دارم این نیست
    انروزها میپنداشتم باید از هرکسی که طرفدار اصلاح وتغییری به نفع ملت است حمایت کرد
    اماامروز فهمیدم باید از “اصلاح وتغییر” حمایت کرد، نه از انان که هر روز در حال تغییر “هستند ولی” اصلاح” نمیشوند .
    فهمیدم کسانی که دوسال پیش برای سهیم ماندن در قدرت همه گناهان را به گردن او انداختند (و ما باور کردیم ) امروز او را بیگناه نشان میدهند .شاید روزی باور کنم در مورد آقای ابراهیم ریسی آنموقع دروغ گفتند و بزرگنمایی کردند اما دیگر
    به این آقایان باور ندارم

    دیگر “باورشان” نمیکنم .
    این سیاستِ باهر نیرنگ و ترفند و به هر بهایی در قدرت ماندن” ننگین ترین” روشِ سیاسی است .
    این یعنی “باج گیری احساسی” از مردم
    یعنی جامعه را با دروغهای آتشین به هیجان بیاوری ملت هزینه بدهند زندان وحبس بکشند ،کشته و آواره بشوند تا برخی در قدرت بمانند …
    نمیشود که بر اساس منافع خود

    یکروز طرفدار” صلح حسنی” باشید
    یکروز اهل “جهاد حسینی” …
    دوسال پیش دشمن خونی باشید امروز برادر شیری ….
    کج بنشینید و راست بگوئید..

    کی راست گفتید ؟
    آنروز ؟؟؟یا امروز ؟؟
    پوران ناظمی

     
  63. سلام استاد ،گرفتاری من از اینجا شروع میشود که قهرا” از پدر و مادری شیعی بدنیا آمدم و مثلا مثل همه شماها در مکتب شیعه بزرگ شدم ،از زمانیکه خودم را شناختم ،تمامی آنچه دین و مذهب من درراستای رستگاری به من وعده داده است ،به طور مطلق و تمام و کمال در این دنیا به من رسیده است ،خب ،استاد عزیز الان من مانده ام که چه دلیلی هست که حقیر خودم را با چنین مذهب و وعده و وعیدهایی که حداقل به درد من نمی خورد، سرگرم سازم ؟؟؟چه کنم با این با مذهبی ؟؟؟استاد به قول خودتان “مذهب بدن منهم خیلی خیلی اضاف اومده “

     
  64. جماب نوریزاد گرامی درود و سلام به شما و پدر و مادر تان
    از شما می پرسم:
    آیا خدا اشتباه کرد؟!!! …

    یک روز تلویزیون بخشی از پیشرفت های شگرفِ چین در ۳۰ ، ۴۰ سالِ اخیر را نشان میداد ؛ دود از مغزم بلند شد . یادم آمد روزهایی را که سجاده زیر بغل به نمازِ جمعه میرفتیم تا از خدا بخواهیم که کافران را نابود ، کشورمان را آباد ، زندگیمان را پُربرکت ، تنمان را سالم ، دلمان را شاد و عُمرمان را دراز گرداند ؛ امّا نمیدانم چه شد که سر از اینجا در آوردیم . آیا خُدا اشتباه کرد؟!
    و همه چیزهایی را که همه ما ملتِ ایران در مدتِ نزدیک به ۴۰ سال با اَشک و آه و توسل به مقامِ کبریایی خودش ، عزّت و آبروی ۱۴ معصوم ، پهلوی شکسته زهرا (ع) ، فرقِ شکسته علی (ع) ، سرِ بریده حسین (ع) ، دستِ قطع شده عباس ، علی اکبر جوان ، علی اصغرِ خِردسال و با گرو گذاشتنِ خونِ شهدا ، امامِ شهدا ، ناله و ضجهٔ مادران ، پدران و همسر شهدا ، اشکِ یتیمانِ شهدا ، حرمتِ میلیونها جلسه قرائتِ قرآن ، مفاتیح‌الجنان ، جلساتِ دعای ندبه ، کُمیل ، سمات ، ابوحمزه و غیره ما از خدا میخواستیم ، همه را به چینی های کمونیست خدانشناس ، داده و در عوض همه درد و رنج روحی و جسمی ، فقر‌ ، خرابی مملکت ، بیکاری و فحشا ، خرابی اعصاب و روان ، خزانه خالی ، لشکر معتادین ، ده ها میلیون پرونده قضایی ، تهمت ، افترا ، دروغ ، دزدی ها و اختلاس های میلیاردی ، چپاول بیت المال توسط کسانی که خود را مرد خدا میخوانند ، برترین مقامها در منفی ترین ها ، پایین ترین مقام ها در موضوعات مثبت ، خشکسالی های ممتد و غیره .
    همه را یکجا به ما داده .
    اشکال کار کجا بود؟!
    یادم میآید در خیابان منتهی به نماز جمعه، چادر و روسری و جانماز چینی به وفور دیده میشد و بعدها ، قرآنِ چینی و مُهرِ چینی نیز اضافه گردید .
    شاید خدا به خاطر مهربانی چینی ها، تمام موهبت ها را به آنها داده ، چرا که بازار مملکت را پر کرده‌اند از تمام وسایل زندگی ، از سفیدی قند تا سیاهی زغال ؛ تا ما ، وقت گرانبهایمان را با خیال راحت برای کسب جواز بهشت به دعا و عبادت بگذرانیم .
    یا شاید رهبران چین ، مدیران فرصت طلب و زیرکی بودند ! یا شاید چراغ عقل ما و رهبرانمان خاموش شده بود و در بی خبری و توهم به سر میبردیم ! شاید هم هردو !
    آیا سجاده به دست شدیم ، چراغ عقلمان خاموش شد؟! یا اوّل چراغ عقلمان خاموش شد که سجاده به دست شدیم؟!
    آیا امید نجاتی باقیمانده ست؟!
    آیا رهبران ما از عالم توهم بیرون و به دنیای واقعیت ها پا گذاشته‌اند؟!
    مگر اسلام ناب فقط مال ما نبود؟!
    مگر دیگران کافر ، نجس ، گمراه ، منحرف و در ضلالت نبودند ؟!
    مگر ما تنها هدایت یافتگان راه حق نبودیم؟!
    چرا کارمان به اینجا کشید؟!
    مگر کافران هرروزه با بی حجابی ، دنسینگ، شادی و خنده ، اعصاب خدا را خورد نمیکنند؟!
    آیا ممکن است خداوند ، مردم ما را با مردمان چین کمونیست اشتباه گرفته باشد !!؟ .

     
  65. آقاسیدمرتضی آیا با این جمله برتراندراسل موافق نیستین که میگه:

    علم اگر اشتباه کند اشتباهش را خواهد پذیرفت.
    اما مذهبیون شما را می کشند تا ثابت کنند دین هرگز اشتباه نمی‌کند..!,

    ‏خب پس فهمیدیم وقتی میگن ایران سوریه میشود طبق چه مکانیزمی ست، قراره حشدالشعبی، فاطمیون افغان، زینبیون پاکستانی و حوثی‌ها رو برای کشتار مردم وارد کشور کنند، رییس دادگاههای انقلاب تهران لو دادن

     
  66. فراکسیون «امامزادگان» در مجلس ایران تشکیل شد
    https://ir.voanews.com/a/iran/4836502.html

    اعلام موجودیت “فراکسیون امامزادگان” در مجلس
    https://www.dw.com/fa-ir/iran/a-47967261

    + یعنی آدم میمونه چی بگه؟
    پاچه خواران مقام عظما، دنبال فرصت هستند تا دمی تکان دهند!
    همه چیز این مملکت درست شد، فقط دغدغه ی قبر امامزاده داریم! و نمایندگانی دست بکار شده اند…
    ای خاک بر سر نمایندگان خودفروش مجلس!

     
  67. “آنها هم مرد به دنیا نمی آیند، مرد می شوند.” مردان فرادستند که هستند. به چشم خویشتن می بینیم. هم ما زنان می بینیم و هم مردان احساس می کنند و مسجل می دانند و بر همان اساس، می فلسفند، می نویسند، می شوند خالق ادبیات و سازنده امر کلان و تعریف کننده یونیورسل و… تاریخ می نویسند، پیروزی به ثبت می رسانند، قانون وضع می کنند؛ می شوند متولیان سیاست و صاحبان قدرت و تئوریسین های نظم های مسلط و مشروعیت های مطمئن.

    طبیعت می گوید مرد و زن دو وجه یک چهره اند، چهره موجود زنده. موجود انسانی زاییده این تفاوت است و محصول یک تصادف هورمونی؛ یک کم استروژن بیشتر این جا(می شویم زن) و اندکی آندروژن بیشتر آنجا(می شویم مرد) . تفاوت نمی تواند سرمنشاء و مشروعیت بخش سلسله مراتبی باشد. با این همه قرن ها است انسان ها بر اساس همین تفاوت تصادفی، سیستم های سمبولیک بسیاری ساخته اند و به این دوگانگی طبیعی بارهای معنایی متفاوتی داده اند. طبیعت این تفاوت را امضا کرده است و اسطوره ها، فلسفه ها، ادیان، نظام های اجتماعی و سیستم های حقوقی برای فهم و توجیه آن سر به دنبال هم گذاشته اند. پرسش این است که چگونه بر اساس تفاوتی آناتومیک به نوعی سلسله مراتب ارزشی مذکر-مونث رسیده شده است؟

    نظام های سمبولیک خوشبختانه ازلی ابدی نیستند. دستخوش علم اند و زمان؛ معطوف به خوانش ها و در نتیجه خوانندگانِ خود و از همین رو انعطاف پذیر. مسیرِ طی شدهِ تاریخیِ ساخت و ساز این نظام های سمبولیک را که با فلسفه، اسطوره، تاریخ و حقوق خشت به خشت سربرافراشته اند را می توان برگشت تا معلوم شود چگونه زنان و مردان گرفتار زندان های هویتی جنسیتی شده اند.

    مردان فرادستند؟ نیستند، شده اند و تا اطلاع ثانوی برترند؛ امکاناتش را داشته اند، پشتشان گرم بوده است به تاریخ، قانون، سنت، توجیهات مذهبی و…در کنار زور بازو …. آنها نیز محصول بلاتردید مناسبات، تربیت، طبقه اجتماعی، ..بوده اند مناسباتی که یک تصادف را بدل کرده است به فرصت. معنایش این است که تغییر مناسبات می تواند تصادفی دیگر را به نام زن بودن بدل کند به فرصتی جدید و نه تهدیدی محتوم. روسو می گفت: “ما ضرورتاً انسان به دنیا می آییم و تصادفاً فرانسوی..”؛ به تقلید از او می توانیم بگوییم: “ما ضرورتاَ انسانیم، تصادفاً مرد یا زن” ؛ تفاوتمان تصادفی است و هیچ قانونی بر اساس یک تصادف پایه گذاری نمی شود؛ شده است اما تداوم ندارد. باید همراهی اسطوره ها، ادیان، قوانینی جدید را تدارک دید. جور دیگری نوشت، به ثبت رساند تا ما باورمان شود فرودست نیستیم . تا مردان قبول کنند فرادست نخواهند ماند. جهانی بی سلسله مراتب هم ممکن است. دیر یا زود مردان هم قبول خواهند کرد…

    سوسن شریعتی
    بمناسبت روز زن هشت مارس

     
    • همین این اونجا بودن خودش موجب تفاوت است واین تفاوت الی الابد محو نخواهد شد وگرنه مرد بابیستی حامله شود وفرزند بزاید والبته که زن ومرد دو روی یک سکه اند ومکمل همدیگر وهردو به یک معنی انسان هستند ولی تفاوت وجودی بمعنای تفاوت حقوق انسانی نیست هردو مکرم و مورد احترام هستند .
      رهگذر

       
  68. درود و عرض احترام خدمت دوست و برادر بزرگ آقای نوریزاد
    تعریف از شما نمیکنم
    اما شما پندارتان کردارتان گفتارتان به مانند یک کتاب میباشد، که هر روز از شما میتوان آموخت تمام خصلت‌های انسانیت را.
    پاینده و پیروز باشید عزیزم
    شما جزو انسانهای زیبا و دوست داشتنی هستید که تمام خصلت های نیک ایرانی در وجودتان هویدا است

    آدم های زیبا و دوست‌ داشتنی، به صورت تصادفی به وجود نمی‌‌آیند
    زیباترین و دوست ‌داشتنی ‌ترین انسانهایی که می‌شناسیم،
    آنهایی هستند که با شکست آشنا شده‌اند،
    آنهایی که رنج را تجربه کرده‌اند،
    آنهایی که از دست دادن را تجربه کرده‌اند،
    آنهایی که پس از این رویدادهای دشوار دوباره مسیر خود را به سمت زندگی پیدا کرده‌اند،

    این افراد، زندگی را به شکل متفاوتی می‌فهمند،
    آن را به شکل متفاوتی تحسین می‌کنند
    و نیز به شکل متفاوتی حس می‌کنند
    به همین دلیل ،
    آرامترند و دوست داشتن و محبت به دغدغه‌شان تبدیل می‌شود.
    بهزاد

     
  69. مردم ، اینجا چقدر مهربانند ;

    دیدند کفش ندارم برایم پاپوش دوختند ,

    دیدند سرما میخورم سرم کلاه گذاشتند

    و چون برایم تنگ بود کلاه گشادتری

    و دیدند هوا گرم شد , پس کلاهم را برداشتند

    و چون دیدند لباسم کهنه و پاره است به من وصله چسباندند

    و چون از رفتارم فهمیدند که سواد ندارم محبت کردند و حسابم را رسیدند .

    خواستم در این مهربانکده خانه بسازم ، نانم را آجر کردند گفتند کلبه بساز . . . .

    روزگار جالبیست،
    مرغمان تخم نمی گذارد ولی هر روز گاومان
    می زاید…!

    حسین پناهی

    ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌

     
  70. درود بر شما
    تبعيد يعني دور كردن شخص از زادگاهش و محل زندگيش.
    جناب مهدوي فر نازنين سالهاي جواني اش را دور از زادگاهش داوطلبانه در جبهه ها بسر برد و دور از خانواده اش براي اب و خاك و انقلابش جنگيد. دور از انصاف است كه امروز هم كه جنگي در كار نيست او را دور از زادگاهش در شهر سرباز تبعيد كنند.
    راستي مردمان سرباز هم در تبعيد ند؟!

     
  71. یه شوخی با سیدمرتضی

    پسر بچه ای فیلمی در باره امپراطور چین میدید:فیلم که تمام شد رو کرد به مادرش و گفت:
    مامان منم وقتی بزرگ شدم مثل این امپراطور هفت تا زن میگیرم؛
    یکی آشپزی کنه؛
    یکی لباسامو بشوره؛
    یکی خونه رو تمیز کنه؛
    یکی برام آواز بخونه؛
    یکی منو ببره حمام؛
    یکی شبا برام قصه بگه؛
    یکی هم مشت و مالم بده؛
    مادر پرسید:
    خوب یکی دیگه نمیخوای که بغلت بخوابه؟پسر گفت:
    نه. من تورو دوست دارم. تو بغلم بخواب.
    چشمان مادر پر از اشک شد. پسرش را بغل کرد و بوسید و از پسرش پرسید:
    خوب اونوقت زنات کجا بخوابن؟
    پسر گفت:برن پیش بابا بخوابن
    اینبار چشمان پدر پر از اشک شد و پسرش را در آغوش گرفت و گفت:
    راضیم ازت بابایی

     
  72. سالهای اول انقلاب بود یه معلم دینی داشتیم خیلی توصیه می کرد که کتابهای #صادق_هدایت رو نخونید می پرسیدیم چرا؟
    می گفت هر کی بخونه خودکشی می کنه!
    نامرد راستشو نمی گفت!!!

     
  73. همایونی بسیجی جانباز آزاده

    حیله و ترفندجدید برای مشغول کردن عده‌ای و پر کردن صندوق های رای یا انجام کودتای نظامی در فرصت های آتی:

    قوه مجریه تاکنون هیچ گاه در اختیار نیروهای جهادی و انقلابی نبوده است. در این دوره حسن روحانی قاپ مردم را دزدید و رأی آنها را با حرافی از ابراهیم رئیسی که حراف نبود گرفت. حالا مردم دارند نتایج این انتخاب بدشان را می بینند. مردم به نیروهای جهادی و انقلابی رأی دهند. سپاه در برابر نیروهایی که به دنبال سازش هستند می ایستد.

    سرلشکر محمدعلی جعفری فرمانده کل سپاه در مصاحبه ای به مناسبت چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب گفت: “اگر جریانی بخواهد ذهن مردم را از اصول انقلاب اسلامی و خاصیت‌های این حرکت و دست‌آوردهای مثبت آن به سمت سازش هدایت کند و بگوید مردم به نفع شماست که سازش کنید، قطعا سپاه مقابل آن می‌ایستد. باید بدانند که اگر سازش کنند، ذلت و بدبختی به بار می‌آید. سپاه با جریانی که با نفاق و دو‌رویی، سازش را طور دیگری تبلیغ می‌کند، مبارزه همه‌جانبه کرده و آن را افشا می‌کند. آن وقت عده‌ای به این کار می‌گویند مخالفت سیاسی سپاه و دسته‌بندی سیاسی که سپاه به آن ورود کرده! در‌حالی‌که این عین وظیفه سپاه است که با تمام جریانات فکری انحرافی که علیه انقلاب اسلامی موضع گرفته‌اند، مقابله کند. سپاه با جریانات انحرافی که مخالف مسیر انقلاب اسلامی هستند و دنبال تغییر باورهای مردم‌اند، حتما مبارزه خواهد کرد. جریان اسلامی واقعی با مبانی و تفکر اسلامی، تاکنون در حاکمیت اجرایی کشور نبوده و این جریان بر اجرائیات کشور حاکم نبوده است. این، مشکل اصلی ماست. تفکر جهادی و انقلابی غیر از جنگ هیچ وقت بر کشور و مدیریت اجرایی آن حاکم نبوده است…مشکلات [کشور] تقصیر کسی نیست و مردم باید درست انتخاب کنند. مردم حواس خود را جمع کنند. به این نگاه نکنند که در مناظره تلویزیونی، هر کسی رقیب خود را بهتر شکست داد، یا بهتر حرافی کرد و با دو کلمه، رقیب خود را شکست داد، به او رای بدهند. اگر قرار باشد پیروز صحنه انتخاب حرف‌زن خوبی باشد، همه‌ی انقلاب می شود حرف. امروز هم حرف تحویل مردم می‌دهند. کسی که فقط خوب حرف می‌زند، بعد از رای آوری هم صرفا خوب حرف خواهد زد اما کسی که خوب عمل می‌کند، ممکن است در مناظره نتواند رقیب خود را شکست دهد. مردم باید تشخیص دهند. مردم باید به سابقه عمل و کارکرد افراد نگاه کنند. این را مردم دارند می‌فهمند و تجربه کردند، به‌خصوص در همین دوره این اتفاق بیشتر از قبل رخ داد. کسانی که خیلی سیاسی نیستند، این را بیان می‌کنند. انتخاب، باید درست و دقیق باشد. جبهه انقلاب و جبهه حق، کار رسانه‌ای و تبلیغی را به‌خوبی بلد نیست. جبهه انقلاب در مقایسه با جبهه مقابل، یک‌سری محدودیت‌هایی دارد. ممکن است کسی بتواند چیزی بگوید که راحت قاپ مردم را بدزدد و جور دیگری بیان کند”.

     
  74. سلام بر شفیعی گرامی

    اولا: آن دوقوز آباد و بروایتی تورقوز آباد و نتانیابو را خوب آمدی درویش! مرحبا!
    ثانیا:نه خنده و نه گریه! بالاخره اینها و حتی همین مزدک این سایت هموطنان ما هستند و اگر در هیچ چیز تشابه و اشتراکی نداشته باشیم لااقل در این وجه مشترکیم اگر آنها ما را قابل بدانند! اما عرض شد نه خنده نه گریه،برای اینکه منطق یک مسلمان باید منطق قرآن باشد،قرآن در این موارد دو تعلیم اساسی دارد:

    1- مومنان و متقیان حقیقی و مطلوب قرآن وحیانی و عباد الرحمان آنانند که از کنار “لغو”کریمانه گذر می کنند و به لغو گویان سلام می کنند :فرمود :(وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً.الفرقان/63: و بندگان خداى رحمان كسانى‏ اند كه روى زمين به نرمى گام برمى‏ دارند؛ و چون نادانان ايشان را طرف خطاب قرار دهند به ملايمت پاسخ مى‏ دهند.)

    2-در طریق گفتگو و مجادله و بقول امروزی ها دیالوگ نیز قرآن انسانها را به “حکمت” و “موعظه حسنه” و “مجادله باحسن”توصیه کرد:حکمت اینجا نه حکمت یونانی اصطلاحی و نه فلسفه شرق یا غرب است،حکمت یعنی سخنان حکیمانه و برهانی و دور از شوب اوهام و خیالات.و موعظه حسنه ،یعنی وعظ نیکو و نه وعظ بالادستانه و ناشی از کبر و غرور. و جدال باحسن،یعنی مجادله و گفتگو و استدلال و تکیه بر مسلّمات طرف گفتگو..

    ایندو میزان معیار نیک و زیبائی در تعاملات اجتماعی و گفتگوهاست که امید است همه ما چنین توفیقی یابیم.

    فرصت را غنیمت دانستم چون امروز نیز به پزشک دیگری غیر از پزشک متخصص اورولوژی مراجعه نمودم و حین گفتگو یادی از برخی از توصیه های طب سنتی شما نمودم،هم مجددا تشکر کنم از محبت شما و مزدک،هم حکایت پیگیری معالجه را خدمت شما عرض کنم.خوشبختانه در مراجعه ای که به اورولوجیست بهمراه سونوی کلیه ها و مثانه و پروستات داشتم مورد حادی مثلا بعنوان توده یا اختلال در کلیه ها و پروستات و مثانه دیده نشد و فقط سونو سنگهایی باندازه 4 میلی نشان می داد که متخصص مجاری تاکید کرد سنگهای زیر 6 میلی فاقد اهمیت اند و رفع می شوند و اطمینان داد و می گفت درد احساس شده حین حبس البول مربوط به عضلات شکمی است.توصیه به استفاده از مایعات کرد و عرقی بنام “خارشتر”که معرف حضورتان هست،الحمدلله از ناحیه اورولوجی و مجاری ادرار مشکل خاصی نبود،چون من نگران بودم پرش پاهایم ناشی از نارسی کلیه ها باشد.اما آزمایش نشان می داد میزان کلسترول خونم 261 است که نرمال آن بین 200 تا 240 می باشد،از این جهت توصیه به تحرک بیشتر می کرد و پرهیز از چربی و شیرینی جات و قرص “رزو واستاتین”20 میلی گرم را در یک دوره درمان 6 ماهه تجویز کرد که هرشب یک عدد مصرف شود.البته قندم برخلاف تصور مشکلی نداشت و آزمایش می گفت 88 است.

    اما در مورد “رست لس لگ سندروم”یا سندروم پای بی قرار”امروز به دکتر عمومی خانوادگی مان مراجعه کردم،تا گفتم “رست لس لگ سندروم”! یعنی پرش پاها در شب و اختلال خواب تا صبح،چون از فعالیت های اینترنتی من در این سایت و جرّ و بحث ها آگاه بود فورا گفت:ترک کنید! ترک کنید! که این صد در صد ناشی از فشار عصبی و استرس است! تکرّر ادرار و سوت زدن گوش ها را هم می گفت ناشی از همین فشار عصبی است! چیزی که علاوه بر این توصیه کرد،شربت گیاهی “والریان”بود که می گفت روزی سه بار در لیوانی مخلوط از عسل و بهار نارنج مصرف شود،نیز دو جور آرام بخش تجویز کرده است :گلوردیازپوکساید 5 روزی دوبار و ،”نورتریپیتیلین 10″که شبی یکی مصرف شود. که از امشب باید شروع کنم.

    من بعد از آن گفته و استدلال شما در مورد سلول های مرده و انباشتگی آن در اندام های تحتانی در اثر کم تحرّکی و توصیه به حجامت و زالو را بازگو کردم بعنوان طبیب سنتی،واکنش اورولوجیست البته این بود که این مطلب توجیه علمی ندارد اما زالو گذاشتن در پاها مانعی ندارد و می گفت علیرغم عدم توجیه علمی من خود دوستانی از طب سنتی دارم که به کارهای تجربی آنان ایمان دارم و البته عمل به این توصیه ها مادام که معارض با روش ها یا ابزارها و ادویه طب نوین نداشته باشد مانعی ندارد.اما این دکتر عمومی آشنایم که خود از اعضاء انجمن حجامت قم هست و در مطبّ خود داروهای گیاهی و حجامت و زالو انداختن هم دارد،بسیار استقبال کرد و حتی مرا توصیه به حجامت و زالو در ساقین پا نمود،البته در مورد انباشتگی و انسداد مویرگ ها حرف او این بود که فشار عصبی وارد بر شما موجب انباشتگی سوداء در قسمت های پایین پا می شود و بعید نیست که تیک و پرش پا ناشی از آن باشد.بنابر این بلافاصله عملیات حجامت ساقین روی دو ماهیچه پاها انجام گرفت که جای شما خالی غیر از 50 هزار تومان هزینه سوزش و درد شدیدی روی ماهیچه هایم حس کردم! البته من قبلا مکرر حجامت روی تخته پشت انجام داده بودم که آنهم نسبی درد دارد اما درد این ناحیه بخاطر لطافت پوست روی ماهیچه جانکاه است،نمیدانم بگویم خدا حجامت ساقین نصیبت کند یا نکند؟! فردا هم بناست دو فروند! زالو روی پا در نواحی قوزک پا بنشانند!

    این بود ماجرای معالجه مشکلات مجاری ادرار و سندروم پا و سوت زدن گوش من! البته در مورد گوش سمت راست هم نوار گوش (شنوائی سنجی) دقیقی با رایانه گرفتند که نتیجه این بود که عصب گوش راست آسیب دیده و 60 درصد شنوائی آن از بین رفته است،متخصص شنوائی سنجی توصیه می کرد برای رهایی از سوت شدید در سکوت و خلوات،از طریق سمعک اصوات بیرونی تقویت شوند تا صدای سوت احساس نشود.

    این بود انشای من برای زنگ انشای “پارک تفریح و سرگرمی و کشک سابی”محمد نوریزاد! چون برخی دوستان از دست رفته از این سایت و فعالیت های نوریزاد سابقا انقلابی آنطرف بامی و اکنون ضد انقلابی اینطرف بامی! به “پارک تفریح و سرگرمی نوریزاد”تعبیر کردند،بنابر این کسی پیله نکند که این گزارشات اینجا چرا؟! بالاخره اینجا تفریح و سرگرمی آزاد است دیگر! نمی بینی هرکول های پشت رایانه و کمینه های کمیته ساز ضد انقلاب مردم ایران را؟!

    ممنون از شما و مزدک درجه 1!

     
    • جناب سید مرتضی ، ظاهرا از سر تا بیمارید و به روغن سوزی افتاده اید ! بهتر نیست تا دیر نشده از ملت ستمدیده ایران عذرخواهی و طلب بخشش بکنید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

       
  75. گاریچی!
    ————

    – آخ برم راننده رو، اون کلاج و دنده رو، نازش نده، گازش بده، برو دو، مُف ته پاک کن، بوق بزن، راست کن، بده دست شاگرد.
    چراغ قرمز 99 درصد روی خط عابر پیاده می ایستند، تعیین مسیر نمی شود، راه بندان سه خط را می کنند هشت خط، چراغ زرد سبز است، خط سبقت عروس راه می برند، شانه ی خاکی سبقت می گیرند، وسط خیابان می ایستند می روند خرید، قیژژژ، پراید هاش بک میلیمتری لایی می کشد، راه نمی دهند، مهر رضا در دل شان نیست، نبش چهارراه پارک می کنند، دزدگیرشان 45 دقیقه روی اعصاب است، نور بالا کور می کنند. زن ها را باید پشت فرمان شناخت و حق تقدم با اتوبوس واحد، تاکسی، وانت سفید، آبی و جوانان ناخن دراز است.
    – در مشهد خطوط نمی بینی بین شان حرکت کنی. من بزرگراه را تقسیم بر سه می کنم وسط می روم!

     
  76. سلام و درود

    از حضرت مولانا بیاموزیم :

    « نقد چیست و نقاد کیست ؟ »

    نقد کلمه ای عربی و با انتقاد از یک ریشه اند و از اصطلاح کشاورزی ( جدا کردن گندم از کاه ) گرفته شده و به عنوان روشی کار آمد وارد علوم مختلف از جمله علوم اجتماعی و سیاسی و ادبی شده است. حضرت مولانا میفرماید :

    بر سر خرمن به وقت «انتقاد»
    نی که فلاحان ز حق جویند باد ؟

    « انتقاد» یعنی جدا کردن کاه از دانه و اصل از فرع، و به کسی که عملاً در حال انجام این عملست منتقد گفته میشود. اما زمانیکه کار منتقد تمام شد و تمام آنچه را که اصل میداند از تمام آنچه که فرع محسوب میدارد جدا کرد آنگاه دارای « نقد» شده است. البته
    « نقد» کردن یک موضوع واحد در دید و داوری همه یکسان نیست و بستگی به عقاید و ایدئولوژی و ارزیابی نقاد یا منتقد دارد . حضرت مولانا در مثنوی معنوی داستان زیبایی دارد که اجمالش اینست :
    مغازه داری طوطی سخنگویی در دکان دارد که در حد کودکی سه_چهار ساله دارای فهم و شعور است. مرد مغازه دار فوق العاده به طوطی دلبسته است و به او پسته و فندق و بادام و شکر میدهد ( البته شکرهای آن روزگار چون شکرهای شوکران صفت کنونی از محصولات تراریخته استحصال، و شکر صنعتی محسوب نمیشدند ) . مرد تاجر یا بقال شبی با طوطی تنهاست و سخت خوابش میگیرد نگهبانی دکان را به طوطی میسپارد و میخوابد. عیار طراری که از قبل در کمین مغازه و مغازه دار بود فرصت را غنیمت میشمارد و با سرعتی چون اختلاس کنندگان کنونی مغازه را غارت میکند. صبح مرد بقال میگردد و متوجه ماجرا میشود. پس به شماتت طوطی میپردازد و میگوید : آهای طوطیک! مگر تو نگهبان دکان نبودی و مگر قرارمان این نبود که اگر دزدی دست به دخل و دکان زد و کالاها را خارج کرد تو با جیغ کشیدن مرا خبر کنی؟ ( معلوم میشود که نیاکان هندیان بقدری پیشرفته بوده اند که در هنگام حمله مغول و سرودن مثنوی آژیر هوشمند داشته اند ! * الهی خیر نبینی چنگیز خان به حق پنج تن که اگر گذاشته بود الآن به جای چین همه نیازهایمان را از هند تهیه میکردیم و مجبور نبودیم تا چین و ماچین برویم و چلو سوسک و عقرب پلو بخوریم! )

    تاجری در کشور هندوستان
    طوطئی زیبا خرید از دوستان

    خواجه شد در دام مهرش پای بند
    دل ز کسب و کار خود یکباره کند

    در کنار او نشستی صبح و شام
    نه نصیحت گوش کردی نه پیام

    تا شد آن طوطی برای سَودَگر
    هم رفیق خانه هم یار سفر

    هر زمانش زیر پا شکر فشاند
    گاه بر دوش و گهی بر سر نشاند

    بزم خالی شد شبی از این و آن
    خانه ماند و طوطی و بازارگان

    گفت سوداگر بطوطی کای عزیز
    خواب از من برده ادراک و تمیز

    چونکه امشب خانه از مردم تهی است
    خفتن ما هر دو شرط عقل نیست

    نوبت کار است اهل کار باش
    من چو خفتم ساعتی بیدار باش

    دخمه بسیار است این ویرانه را
    پاسبانی کن یک امشب خانه را

    چون نگهبان بهر سو کن نظر
    بام کوتاهست گر بسته است در

    طوطیک پر کرد زان گفتار گوش
    شد سراپا از برای کار هوش

    سودگر خفت و ز شب پاسی گذشت
    هم قفس هم خانه قیراندود گشت

    برفکند از گوشه ای دزدی کمند
    شد بزیر آهسته از بام بلند

    موش در انبار شد دهقان کجاست
    بیم طوفانست کشتیبان کجاست

    هر چه دید و یافت چون ارزن بچید
    غیر انبان شکر کان را ندید

    کرد همیانها تهی آن جیب بُرّ
    زانکه جیب خویش را میخواست پُرّ

    دزد بار خویش بست و شد روان
    خانهٔ خالی بماند و پاسبان

    صبحدم برخاست بازرگان ز خواب
    حجره ها را دید بی فرش و خراب

    خواست کز همسایه گیرد کوزه ای
    گشت یکساعت برای موزه‌ای

    کرد از انبار و از مخزن گذر
    نه اثر از خشک دید و نه ز تر

    چشم طوطی چون ببازرگان فتاد
    بانگ زد کای خواجه صبحت خیر باد

    گفت آب این غرقه را از سر گذشت
    کار من دیگر ز خیر و شر گذشت

    سودم آخر دود شد سرمایه خاک
    خانه مانند کف دست است پاک

    فرشها کو کیسه های زر کجاست
    گفت خامُش کیسهٔ شکر بجاست

    گفت دیشب در سرای ما که بود؟
    گفت شخصی آمد اما رفت زود

    گفت دستار مرا بر سر نداشت
    گفت من دیدم که شکر بر نداشت

    گفت مهر و بدره از جیبم که برد
    گفت کس یکذره زین شکر نخورد

    زانچه گفتی نکته ها آموختم
    چشم روشن بین بهر سو دوختم

    هر کجا کردم نگاه از پیش و پس
    کاله این انبان شکر بود و بس

    پیش ما ای خواجه شکر پر بهاست
    تا چه چیز ارزنده در نزد شماست

    بنا بر این قانون نسبیت چتر خود را بر سر نقد و نقادی هم کشیده و هر کسی تعریف خاصی از اصل و فرع و نقد دارد.
    سعدی علیه الرحمة میفرماید :

    ای سیر تو را نان جوین خوش ننماید
    معشوق منست آنکه به نزدیک تو زشت است.

    همچنین حضرت مولانا در مثنوی میفرماید :

    آن یکی در چشم تو باشد چو مار
    هم وی اندر چشم آن دیگر نگار

    یوسف اندر چشم اخوان چون ستور
    هم وی اندر چشم یعقوبی چو حور

    زید اندر حق آن شیطان بود
    در حق شخصی دگر سلطان بود

    آن بگوید زید صدیق سَنی** ست
    وین بگوید زید گبر  کشتنی است.

    بنا بر این انتقاد و نقد و نقادی بستگی به داوری پیشین شخص نقاد دارد که چه چیزی اصل و چه چیزی را فرع بداند.

    * یک ایرانی و یک مصری بخاطر تمدن و تاریخ کهن کشورهایشان مفاخره میکردند :
    مصری گفت : ما در میان سنگهای اهرام
    سیم نازک مسی پیدا کرده ایم، معلوم میشود که ما در عصر فراعنه تلفن داشته ایم!
    ایرانی گفت : ما در میان خرابه های تخت جمشید و چغازنبیل و شوش و آناهیتا هر چه گشته ایم سیم مسی نیافته ایم، معلوم میشود که نیاکان ما در ایران باستان موبایل و به احتمال صد و بیست درصد گوشی هوشمند داشته اند!

    ** سَنی به معنای مرد عالیمقام، رفیع و بزرگوار در فرهنگ معین و دهخدا آمده است. به نظر حقیر نگارنده لغت
    « سَنی » مخفف مستعمل سیدی است و همانطور که در مثنوی لغت و عنوان زنانه « سَتی » مخفف مؤنث سیدی ( آقایم ) است و بر اثر کثرت استعمال و بی دقتی های عوام سَیدَتی ( خانمم) به سَتی تبدیل شده، سیدی هم بر اثر تکرار استعمال ودخالت دادن لهجه عوام و احتمالاً عوام غیر عرب به « سَنی » مبدل شده است. ( اللهُ اعلم )

     
  77. سایت چوپون سردار/* شکستخورده: رئیس/* قوه غذاییه با محکوم کردن مجدد عملیات تروریستی اخیر علیه نمازگزاران در نیوزیلند، از همه قضات و حقوقدانان جهان دعوت کرد که با محوریت دستگاه قضایی جمهوری اسلامی، به نهضت حقوقی مقابله با تروریسم و نژادپرستی بپیوندند.

    مش قاسم: با محوریت این دم و دستگاه آواره؟ با قاضی مرگ؟ آره جون عمت. قضات و حقوقدانان جهان آبرو دارن، اگه تو رو توی خیابون هم ببینن راهشون رو کج میکنن. حکایت یکی رو تو ده راه نمیدادن……………
    چوپون/* سردار/* شکستخورده این جفنگیات رو توی سایتش نزاره چی بزاره؟ اینم حکایت روزهایی که الدرم بلدرم میکرد که در همه جبهه ها هر روز پیروز میشد تا رسید به جام زهر.

    /*: ک

     
  78. آقای نوریزاد
    ایشون وانسا ترامپ هستند عروس خانواده ترامپ تو صفحه شبکه اجتماعیش ننوشته عروس ترامپ، فعال سیاسی، حامی حقوق زنان، مدل لباس یا هرچیز دیگه ..فقط نوشته مادر 5 فرزند
    به فاصله سنی بچه هم دقت کنید
    اون وقت سبلریتی‌های ما هم بچشون سگ و گربه ست تازه خیلی هم به این کارشون افتخار میکنند

    ⚡️

     
  79. سلام جناب نوریزاد
    در این ایام نزدیک به نوروز و زمستان پر بارش
    تمام ارگانهای دولتی وغیر دولتی به هر نحوی مشغول کار وخدمت رسانی به مردم هستند مثل هلال احمر بیمارستانها آتش نشانی نیروی انتظامی ارتش کشاورزان کارگران بازاریان معلمان دانشجویان
    میخواستم بدونم کار تقریبن این نیم میلیون ملا تو کشور چیه؟چه سودی اینها برای مملکت دارن ؟!!!
    میشه یه فتوایی بدین؟

     
  80. درود خداوند برانسانهای آزاده شجاع وفداکاری که ازهمه چیز گذشتند تا دیگران به زندگی شرافتمندانه دست پیداکنند. ودرود خداوند برشما استاد بزرگوار جناب دکتر نوریزاد عزیز. داشتم تمام دل نوشتهای شمارا دریوتیوب گوش میدادم. این صداها واین فریادها تنها نتیجه رسیدن به رشدو بلوغ فکری یک انسان فداکاره. جناب دکتر نوریزاد استاد بزرگوار اگرچه من فرصت تحصیلات عالیه نداشتم چون دریک خانواده فقیر متولد شدم اما خداوند به من توفیقاتی عطا نموده که بتوانم حق رااز ناحق تشخیص دهم. این سخنان شما مرا به قدری تحت تاثیر خود قرارداده که . با توجه به تمام گرفتاریهای اقتصادی که برمن تحمیل شده. هرگز دربرابر ظلم وستم سکوت نکنم.واز این بابت خدارا شاکرم. که اگرچه مدارک عالی آکادمیک دانشگاهی ندارم اما بی سواد وجاهل نیستم. قسم به خداوندی که پروردکار جهانیان است صدایی که از تو میشنوم به جز حق نیست. این صدا واین فریاد اگر باعث بیداری تنها چند نفر انسان. که قرار است با باتمی به ناحق برسر فردی بکوبند دستی رابه ناحق بشکنند و یا دستور شیک گلوله ای بر سینه حق طلبی جلو گیری نماید. واگر این صداها وفریادهای شما بتواند جلوگیری از کشته شدن. تنهایک نفر به ناحق شود شما تمام وظیفه خودرا به عنوان یک انسان در تمام عمر خود انجام داده اید. سوگند به یگانگی خداوند که این بالا ترین درجه. رشد یک انسان آزاده و فداکاره .افسوس که ما دراین دانشگاهای زیادی برپاکردیم و هزاران دکتر ومهندس وکارشناس مرجع وولی فقیه تولیدکردیم اما انسان فداکار شجاع که حاضر باشند برای رهایی مردم. از ظلم وستم و رهایی مردم از فقر وفلاکت. وجلوگیری ازنابودی خانوادها وجلوگیری از فساد گسترده جامعه وتباهی ونابودی کشور حاضر باشند از همه چیز خود بگذرند انسان به معنای واقعی تربیت نکرده ایم همیشه به چاپ تعداد زیادی مقالها و کپی تعدادی رساله به عنوان علم.وپیشرفت علم درکشور افتخار کرده ایم که ما درجهان برتری داریم درحالیکه واقعیت چنین نبوده. این نوشتها برای قانونی جلوه دادن ربا خواری رانت خواری رشوه خواری ودریافت حقوقهای نجومی وغارت این کشور بوده. نه برای پیشرفت کشور ونجات مردم ازفقر وفلاکت. وتنها از چیزیهایی دفاع کرده ایم که هرگز منطقی وعقلانی نبوده وبا کسانی دشمنی کرده ایم که هیچ اطلاعی از واقعیت ماجرا نداشته ایم . وحتی به یک بیت شعر به صورت عمیق فکر نکرده ایم. علم آدمیت است وجوانمردی وادب. ونی ددی به صورت انسان مصوری.

     
  81. کمک کن آقای نوریزاد.
    فرصت،همیشه برجا نمیمونه ها
    چند نفر در داخل،چند نفر در خارج،چند رسانه و خردی شایسته مردم رو به حرکت وامیداره و کمر حکومتو میشکنه

    هم میهن

    هیچ قدرتی در برابر یک ملت همبسته و آگاه یارای ایستادگی ندارد.

    حکومت فاسد و ستمگر و ناکارآمد اسلامی کارد را به استخوان ملت رسانده و با وجود فشارهای خارج از تحمل اقتصادی و سیاسی،همچنان طلبکارانه بر میزان فشارها می افزاید.
    جو سانسور و خفقان و احکام زندانیان سیاسی و فعالین اجتماعی روز بروز سنگینتر میشود، فشار اقتصادی در حال خرد کردن گُرده مردم غیر وابسته به حکومت،چه کشاورز و چه صنعتگر،چه حقوق بگیر و کاسب و چه شهرنشین و چه روستاییست و روزی نیست که چرخ چندین کارخانه بزرگ و کوچک از حرکت نایستد و تعداد قابل توجهی به شمار بیکاران افزوده نشود و در همین حال دزدان حکومتی به غارت و چپاول اموال ملت مشغولند و پیوسته پرده از دزدیهای چند هزار میلیاردی از اموال عمومی بدست عوامل حکومت برداشته میشود.
    در حالی که میزان تورم در سال نودوهفت حداقل سیصد درصد بوده و قیمت کالاها عموما چندین برابر شده، حکومت،میزان افزایش دستمزدِ حقوق بگیران در سال نودوهشت را تنها بیست درصد اعلام کرده،این یعنی گسترش وحشتناک فقر و ناهنجاریهای اجتماعی در سال پیش رو.

    هم میهن ،به ظالم هر چه رو بدهی وقیحتر و طلبکارتر میشود.حکومت اسلامی درد مشترک همه ماست و این درد مشترک،جز با همراهی و همبستگی ما درمان نمیشود.

    این کمیته از همه مردم آزادیخواه ایران با هر گرایش و باوری دعوت میکند با موج نافرمانیهای بدور از خشونت مدنی جنبش دموکراسی خواهی ایران که به باور این کمیته بهترین راه بزانو درآوردن حکومت است همراه شوند و به سهم خود گامی در راه سرنگونی این حکومت ایرانستیز و برپایی حکومت عقلانی و مردمی بردارند.

    بدیهیست مصداقهای این نافرمانیها در اعلامیه های بعدی کمیته به آگاهی همگان خواهد رسید.

    «کمیته مشترک هماهنگی نافرمانیهای مدنیِ بدور از خشونتِ جنبش دموکراسی خواهی مردم ایران»

    من در راه انداختن این کمیته دستم بسته اس و ناتوانم.

     
  82. محمد نوری زاد:

    در یک فروشگاه، به دو جوان برخوردم که نظافتچی بودند. روی گلشان را بوسیدم و به آنان گفتم: گرچه من از روی شما شرمگینم که با تحصیلاتی که دارید، در اینجا نظافت می کنید. اما آفرینتان می گویم که نخواسته اید بیکار باشید و نخواسته اید بخود بگویید: بیکاری بهتر از نظافتچی بودن است، چرا که این کار در شأن من نیست. آفرین به شما که خواسته اید نظافتچی باشید اما بیکار نباشید. اطمینان دارم شما آینده ی بسیار بهتری دارید نسبت به جوانی که اینجور کارها را قابل نمی داند و منتظر می ماند تا کاری در شأن به سراغش بیاید. به این دو جوان گفتم: تلاش کنید کار مناسب تری پیدا کنید اما هرگز از این که در اینجا به نظافت گری مشغولید، احساس شرم نکنید.

    97/12/24
    ——————–

    درودها و سپاسها استاد

    به احتمال قریب به یقین، این دو جوان تاکنون هیچ‌گاه اینچنین تاثیرگذار و برانگیزاننده تشویق نشده‌اند.

    یقیناً این شوق‌انگیختنِ شما، سرمایه‌ی گرانسنگی برای همیشه‌ی زندگی‌شان خواهد بود.

    و همچنین امیدآفرین و انگیزه‌بخش است برای دیگرجوانانِ متاسفانه پرشمارِ نومید و دلسرد و افسرده‌ی سرزمین‌مان.

    لطف دارید. تشویق می‌فرمایید.
    هماره برآن بودم و هستم که معنادارترین و لذیدترین زندگانی در این سرزمین و چه‌بسا جهان از آنِ شما و حقِ شماست (بموجب دانایی و دلیری و خودبودگی‌تان). و خشنود و سپاسگزارم که با پذیرش من بعنوان کوچکترین شاگردتان، بابی فراخ پیش رویم گشودید تا من‌هم با زندگانی معنادار و لذت‌بخش آشنا شوم و بیاموزم که:
    آغاز زندگیِ هر انسان از هنگامی است که بتواند بیرون از پوستین خویش زندگی کند”.

     
  83. درود آقای نوری زاد

    مقایسه آیت الله خمینی با گاندی یکی از دشواریهای عظیم است. به این سبب که هر کدامشان دارای ویژگیهایی هستند که نمیتوان آنها را در یک سطح قرار داد و مقایسه کرد.

    “مهاتما” بمعنی روح بزگ است. لقبی است که مردم هند برای بزرگی شأن و مرتبه گاندی به او دادند.

    یکی از ویژگی های تفکر گاندی که او در طول زندگی سیاسی اش به آن باور داشت و تا آخر هم بر آن ایستاد پرهیز از هر نوع ترور و خشونت برای رسیدن بمقصد بود. و معتقد به شیوه عدم خشونت و نافرمانی مدنی و مقاومت آرام بود. و در این راه توانست با همراهی مردمش استقلال هندوستان از بریتانیا را بدست آورد.

    گاندی همیشه می‌گفت که اصول او ساده هستند و از باورهای سنتی هندو به نام‌های ساتیا(حقیقت) و آهیمسا(ضد خشونت) گرفته شده‌اند. او می‌گفت:”من چیز جدیدی ندارم که به دنیا یاد بدهم؛ حقیقت و ضد خشونت بودن هم ‌سن کوه‌ها هستند”.

    گاندی میگفت:”وظایف شخص نسبت به خود، به خانواده، به وطن و به جهان از یکدیگر جدا و مستقل نیستند. نمی‌توان با زیان رساندن به خود یا خانواده خود به وطن خویش خدمت کرد. به همین قرار نمی‌توان با زیان رساندن به جهان نیز به وطن خود خدمت کرد”.

    حتی گاندی در راه مبارزه سیاسی اش در جامعه متکثر هند برای ایجاد وحدت میان مسلمانان و هندوها یک ماه روزه گرفت و توانست یک جبهه واحد برای جنبش استقلال طلبی و مبارزه ضد استعماری تشکیل دهد.

    بواقع گاندی تا آخر همان بود که دیدیم حتی در مسیر مبارزه روحش کاملتر و سایه اش بر سپهر عالم سیاست سنگینتر میشد.

    —————–

    در ایران عصر انقلاب هم مردم برای تجلیل از آیت الله خمینی لقب “امام” به وی دادند.

    برای ما ایرانیان شناخت آیت الله خمینی از یک جهت دشوار است و از جهتی سهل و آسان.
    دشوار به این دلیل که دیدگاه و ذهنیت عموم ایرانیان مسلمان قبل از انقلاب، از رهبران مذهبی بر پایه یک جور معصومیت و معنویت استوار بود.
    و سهل و آسان به این خاطر که وقتی به آثار و نتایج کارهای آیت الله خمینی نظر میکنیم، قضاوت چندان برایمان دشوار نمیباشد.

    شاید بتوان با یک قیاس کوچک این نکته را شرح داد:
    بنقل از محمد جریر طبری(مؤلف کتاب تاریخ طبری) وقتی که پیامبر از مکه به مدینه هجرت کرد و در مدینه مستقر شد: آیه های صبر و احتمال(که دم از مدارا و صلح جویی میزد و در مکه تبلیغ میشد) فرو گذاشت، و آیه های جنگ و قتال آورد”.

    آیت الله خمینی با الهامی که از تاریخ تکوین اسلام و سنت رسول گرفته بود وقتی که در پاریس بود و در جایی که فاقد قدرت بود، سخنان بسیار زیبا و دلنشینی میگفت و “آیه های صبر و احتمال” بر زبان میراند.
    سخن از آزادی، دموکراسی، فعالیت احزاب و روزنامه ها برای جامعه ای که تا بوده سایه مستبد و دیکتاتور را بر سرنوشت خود دیده، یکی از آرمانهای بزرگ و تاریخی و دست نایافتنی بود. به گونه ای که حتی خود غربی ها تصورشان از خمینی، گاندی دوم بود!

    ولی میبینیم بعد از ورود حضرتش به ایران و فراهم شدن مقدمات حکمرانی، هرگز نتوانست به عهد خود در پاریس(معاهده پاریس) وفادار بماند!
    به سبب اینکه شخص آیت الله خمینی بیش از آنکه خود را متعهد به قولها و وعده هایش به ملت بداند، تعهدش در مقابل مذهب و الله ی بود که روح و ضمیرش را تسخیر کرده بود.
    و عجیبتر اینکه میخواست با یک فقه پوسیده و زنگ زده که میراث عصر بدوی و قبایلی بود، اوضاع کشور را در تلاطم بحرانهای قرن بیستم به سامان کند!
    اینجا بود که آیت الله خمینی “آیه های جنگ و قتال برکشید” و طنابهای دار و جوخه های اعدام را بر پا کرد!

    آنچنانکه شیخ فضل الله نوری در رد مشروطه و حریت و عدالت میگفت:”در اسلام اصل بر تفاوت است”، خَلَف بر حقش آیت الله خمینی نیز همان اندیشه ای که در عصر مشروطه طرد شده بود را در شرایط خاصی که جامعه ایران به آن مبتلا بود(سرمستی و هیجان برآمده از پیروزی انقلاب و در کوران احساسات مذهبی، فقدان احزاب و جبهه ای نیرومند برای مقابله با فاشیسم مذهبی که هر روز نیرومندتر میشد)؛ توانست دوباره احیا کند.
    و شوربختانه جامعه ایران مغلوب اندیشه ای شد که اجداد و نیاکان ما در یک قرن گذشته دست رد بر سینه آن زده بود. از این بابت ما شرمسار گذشتگانمان هستیم!

    دیگر آنکه
    از آنجا که فساد و قدرت همزاد و ملازم باهم هستند، در صورتیکه اخلاق یا سیستم دمکراتیک حاکم نباشد، این روح اهریمنی است که حاکم میشود و حکم میراند!

    در جایی که آیت الله خمینی بهره گرفتن از اصل تقیه یا فریب مذهبی(لکن ما خدعه کردیم) را برای زیر پا نهادن عهدش روا میدانست، یا حفظ نظام را اوجب واجبات میشمرد، و یا اینکه ایران را غنیمت اسلام میپنداشت، قضاوت از وی را بمراتب برایمان سهل تر میکند!

    با این مختصر شرحی که رفت
    سوال اینجاست که اساسا چگونه میتوان آیت الله خمینی را با مهاتما گاندی مقایسه کرد؟!
    بی شک در کنار هم قرار دادن این دو نام، ظلم بزرگی بر گاندی خواهد بود!

    با سپاس- محمد

     
    • اقای محمد خانی با درود برشما ازنوشته قبلی اقای نوریزاد در مقایسه این دو باهم کامنت های زیادی اینجا درج شده من در کتابی به نام سرگذشت کاندی مطالب زیادی در مورد او خوانده ام اگنون ان کتاب در دسترسم نیست تا بتوانم خلاصه بخش های مهم انرا اینجا بیاورم چیزی که در خاطرم است وفرق مهم گاندی را با اقای خمینی روشن میکند این است که گاندی با تمام تهدیداتی که از طرف انگلیس وجود داشت پای پیاده یا با ترن به روشتاها میرفت وبا روستائیان صحبت کرده انها را به وظایف اجتماعیشان اگاه میکرد به انان میاموخت که نظافت شخصی را رعایت کنندهمراهان اوکه نه مسلح بودند ونه نام بادی گارد داشتند برای مردم روستا توالت میساختند واگر درست یادم باشد گویا دستگاه ساده ای نیز ابداع کرده بودند که گازهای حاصل از توالت را تبدیل به یک جراغ کوچک گازی میکرد.اگر کتابی را داشتم پیدا کردم سعی میکنم خلاصه ای از خدمات اجتماعی گاندی در روستا ها اینجابیاورم .

       
  84. استادگرامی
    باسلام
    آمدم وپولی به پیرمردی بدهم که داشت درسطل زباله به دنبال ضایعات بود سرورویش تمیز وپاک بود.گفت نمیگیرم وهمین کاررامیکنم وزندگی ام میگذرد.
    وبعدیافتم که میخواست این عمل مرا کرامت من بیان کنه وگفت حافظ بزرگ درششصدسال پیش فرمودآدمی درعالم خاکی نمیآید بدست عالمی دیگرببایدساخت.
    ودرنهایت ازصائب تبریزی شعری گفت .درخودفرورفتم ودستم راپس گرفتم ازفرزندم که همراهم بودخجل زده شدم که چه انسانی رامن میخواهم کمک کنم.ولعنت فرستادم به هیجان ناخواسته سال 57!!!!
    دوستدارشماازاهواز

     
  85. جناب سید مرتضی –
    من از نادرستی و دروغ و ریا بیزارم.
    دیدم که خظاب به بردیا گرامی با طعنه نوشتید و همینطور مستقیما گفتید که من – ن.م.

    – اسمم را عوض کرده ام. من چه موقع از اقای نوریزاد خواستم تشکیل حزب دهند؟

    روشنفکران داخل و خارج ما آنقدر قدر هستند که در طی این 40 سال حداقل 400 حزب و

    سازمان های گوناگون برای پوشش ناکارآمدی و بی عملی و بی لیاقتی شان به وجود

    آورده اند که دیگر نیازی به حزب جدیدی نیست تا همین الان هم گمانم در تاریخ کشور ها

    بی مانند هستیم – گفتم هنر از هر نوع تماما نزد ایرانیان است و بس.

    آیا شما در این مدت کوتاه که اینجا نوشتم از من نادرستی دیدید که من هرچه به شما

    میگویم من فقط با آی دی ن.م. مینویسم برایتان باور به آن تا این حد دشوار است؟

    زمانی به من گفتید چاپلوسی آقای نوریزاد را میکنم به شما عرض کردم اگر زمانی به این

    باور برسم که ایشان دارند اشتباه میکنند آنرا هم خواهم گفت و گفتم.

    مانند پست های مقایسه ایت الله خمینی و گاندی و پست در باره سادات و این پست که

    چه دستاور های بزرگ و مثبتی در به هم پیوند دادن اپوزیسیون هزار تیکه و سیاست بازان

    حقه باز و افشای آنها و کلا سامان دادن به وضع آشفته کشور داشته است. و اینکه

    اینگونه پست ها چقدر میتوانند جلوی این جامعه در حال انفجار را بگیرند و مانند آبی

    هستند که ایشان روی آتش می پاشند.

    من به این نتیجه رسیدم که اپوزیسیون ج.ا در داخل و خارج از کشور و ج.ا دو روی یک

    سکه اند. تنها تفاوت آنها این است که آن طرف سکه که ج.ا است قدرت دارد و طرف دیگر

    یعنی آپوزیسیون داخل و خارج فاقد قدرت هستند. وگرنه از جهت بی خردی نادانی

    خشونت و هر چه که بتوانید از صفت های بی تدبیری نام ببرید در این دو گروه جمع است.

    جای قدرت در این دو گروه را عوض کنید تا به توانایی های روشنفکران و فیلسوفان و ..

    سیاست بازان 40 ساله اپوزیسیون و بازی کنندگان با واژه های زیبای آزادی – حقوق بشر –

    دمکراسی و … و طرفداران شان از نظر هرج و مرج و خشونت و ناکارآمدی آنها پی ببرید.

    ایرانی جماعت بت ساز و بت پرست و بت شکن است. ده ها سال است که از بت افراطی

    اسلامی رها نشده بت داریوش و کوروش و نژاد آریایی و … راه انداخته اند .

    ایرانی بدون وجود یک بت خود را تهی از هر چیزی می بیند.

    آنهایی که قرن ها ما را استثمار و استعمار کردند تحلیل روانشناسانه درستی از ما ایرانیان

    داشتند و دارند. میدانستند که ایرانی کشته مرده این است که ازش تعریف کنند و تجلیل

    کنند.

    حالا این تعریف شخصی باشد – فرهنگی باشد و …فرقی نمیکند راست باشد دروغ باشد

    مهم نیست همینقدر که ایرانی را باد کنید کافی است کیف میکند.

    میدانستند که هر چه را برای آنها در دایره “تقدس” بگذاری بعد میتوانی بطور عالی در

    موقع لازم از آن بهره ببری.

    کوروش را مقدس کن فردوسی را مقدس کن امام و امامزاده و مسجد و .. که از قبل

    مقدس بودند زبان را مقدس کن خلاصه هر چیزی در این مملکت خراب شده مقدس است

    جز انسانیت و خرد و وجدان.

    جناب مرتضی به خاطر خدا چیزی ننویسید که دوباره من را تحریک به نوشتن کنید. تازه از

    کابوس های شبانه داشتم خلاص میشدم. جناب کاوه آهنگر را می بینم با آن پتک و پیش

    بند چرمی در حالی که هزارها نفر از آزادیخواهان پشت سر ایشان در حرکتند به سمت من

    می ایند. و در همان موقع از خواب می پرم.

    سالی خوش برای جناب نوریزاد و همینطور شما و همه دوستان آرزو میکنم سالی به از

    این سالها.

    در پارک سرگرمی و تفریحات سالم جناب نوریزاد هم خوش باشید.

     
    • سلام

      بسیار خوب،دیگر چیزی در باره شما و بردیا نمی نویسم و شما را هم تحریک نمی کنم،می خواهید بنویسید و می خواهید ننویسید.

      اما خودمانیم،آفرین گفتم به لطافت طبع و ذوق شما در تعبیر،این تعبیر”پارک سرگرمی و تفریحات سالم نوریزاد” تعبیر بجا و قشنگی بود و خیلی از درشتی ها و بلند پروازی های کمیته کمینه بردیا جذاب تر بود،چون کمیته پیشنهادی کمینه بردیا دنباله همین چیزهایی است که می گویید هر شب بصورت کابوس بسراغ شما می آید! من از آن تعبیر به “کشک سابی”می کنم و با نکات نوشته شما هم موافقم،البته همه سرگرمی ها و تفریحات در پارک نوریزاد لزوما “سالم”نیست،و تفریحات ناسالمی هم از سوی صاحب پارک و تفریح کنندگان بکار گرفته می شود،و شاید همین تفریحات ناسالم موجب کابوس های شبانه شما و خروج از این پارک شده است،تنها “ناراستی”این نوشته شما در این فقره بود وگرنه من برداشت نادرست و حاشیه روی در نوشته های قبلی شما مشاهده کرده بودم اما خوب ناراستی نه.حالا اگر شما بردیا نیستید حضور داشته باشید و بردیا را کمی توصیه کنید به پرهیز از “بلند پروازی”! این تحریک نبودها! چون اختیار با شماست.
      در مورد خوشی هم که من خیلی هم واقعا خوشم! طوری خوشم که تاکنون دو پزشک مجرّب و از جمله پزشکی که امروز برای سندروم پاهای بیقرار که خواب شبانه مرا مختلّ کرده است توصیه های اکیدی بمن کرده اند به پرهیز از فشار عصبی و استرس که منشا آن است!

       
  86. شفیعی اولا من هیچوقت به کسی بیخود تو هین نمی کنم و مطلقا به کسی فحش نمی دهم.ولی باور کن افرادی مثل تو حتی ارزشی اینکه بهشون فحش داده شود هم ندارند تا چه رسد که من بخوام اینکارو کنم.تو همینکه در همه حال مورد تشویق و به به سید علاف و///سایبری سایت قرار می گیری خود از هزاران توهین و فحش بدتره.

     
    • همین که به کسی بگویند:تو حتی ارزش فحش دادن هم نداری! خود نوعی فحش و ناسزا و تحقیر اشخاص.همینطور همین که از یکی از نویسندگان این سایت تعبیر به “علّاف” شود این خود نوعی فحش و ناسزا و تحقیر و کینه جوئی است.و نویسنده مدعی چنین تناقضاتی هم معنای اخلاق و ادب و مرام را نمی فهمد،هم خود بخود و اتومات فریاد می زند که در مسلک عقلی من “اجتماع نقیضین” رواست!

       
    • تو انگار با من و چند نفر دیگر ، پدر کشتگی داری! اگر نوشته و نظریات مرا بد و خطا میدانی خطا و بدیشان را نشان بده تا همه بدانند. چهار خط پر از چنگک و هاشور و توهین و فحش نوشتن برای بر افروختن مجادله و منازعه و فحاشی که منطق نشد.

       
  87. سلام و درود

    ( به جناب سید مرتضی )

    جناب سید مرتضی در معمای وطن دوستان و ناسیونالیست های نژاد پرست این سایت در مانده ام . اگر از قدرت و توان و اعتبار و پیروزی و بحق بودن ایران صحبتی بشود و کامنتی نوشته بشود همه بشدت عصبانی شده و رو ترش میکنند و تا حد انفجار کینه نویسنده را بدل میگیرند !! اما اگر بگویند آمریکاییها فلان و بهمان اسلحه کشتار جمعی را ساخته اند که چنین است و چنانست که در یک روز یا یکساعت یا یک دقیقه ( هرچه کمتر، بهتر !) هزاران شهروند بیگناه را نیست و نابود کرده و میتوانند در یک ثانیه شهری به عظمت تهران را ( که البته غلط زیادی میکنند ) با مردمش بکلی از روی زمین محو و پودر میکنند اینها باد توی غبغبشان میکنند و غبغب در میکنند ! واقعاً در این معمای لاینحل در مانده ام که این میهنپرستان آریوبرزن آسای کاوه منش! * که منتظرند بیگانگان ظالم و قلدری که هیچ قانونی را به رسمیت نمیشناسند و هیچ امنیت و حریمی برای کسی باقی نمیگذارند و تابع هیچ اصولی نیستند برایشان آزادی و استقلال و رفاه بیاورند، منظورشان از میهن و وطنی که میپرستند دقیقاً کدام کشور است ؟ اطلاعاتی های ایران با عملیات ریشخند آمیزی یک کامیون اطلاعت غلط از دوقوز آباد بار و تا تل آویو حمل و ساپورت کردند و بخورد موساد دادند بطوریکه نخست وزیر اسرائیل و موساد گه گیجه گرفته اند ولی این میهنپرستان بیشتر از ناتان یابو لج کرده و سم به زمین میکوبند که الا و بلا همه از دم اطلاعات سری کشور است! حتی توجه نمیکنند که دوقوز آباد در محاورات و تداول عامه نوعی متلک وسمبل قوز بالای قوز بودن و بی اعتباری است. انگار مأموران اطلاعات هم مایه ای قوی از طنز دارند ! عجیب است که هنگامیکه خبرنگاران در خصوص اسناد سری و فوق محرمانه اتمی قالی شویی دوقوز آباد!!! از دکتر ظریف همیشه خندان سؤال میکنند او خنده اش نمیگیرد .

    * اگر شاهنامه را مطالعه کرده باشید، کاوه آهنگر در شاهنامه فردی ستمدیده است که ضحاک ماردوش همهٔ پسرانش، به استثنای یکی از آنها را کشته و مغز سرشان را خوراک مارهایش کرده و پیشبند چرمین و سوخته و سوراخ سوراخش را به نشانه درماندگی و بیچارگی و مظلومیت و استمداد از مردم بر سر چوب یا نیزه میکند، اما کاوهٔ آهنگر منظور نظر این نژاد پرستان و شاه الهی های ورژن جدید که همه ضمن اظهار تنفر ار ژن برتر دیگران، خود را حتی بدون آزمایشی که استاد نوریزاد سفارش میکند پیشاپیش، بدون تردید از نژاد خلص و خالص آریایی میدانند، کسی است چون ستمدیه زحمتکشی بسان آقای رضا پهلوی !! حقیقتاً بر احوال و افکار این بزرگواران خوش نژاد نمیدانم بخندم یا بگریم ؟ نظر شما چیست ؟ چکار کنم بهتر است ؟

     
    • سلام و درود

      این نشانه انحطاط یک انسان است که بسود دشمنان کشورش به هم میهنان خود پشت کند. رژیمهای سیاسی و نظامهای اجتماعی در همه جای دنیا مورد قبول کل مردم و اتباع خودشان نیستند. در دمکراتیک ترین کشورها اکثریت راضی و اقلیتی ناراضیند بالعکس در دیکتاتور ترین کشورها هم اقلیتی راضی و اکثریت ناراضیند. گر چه ما به همه ناهنجاریها و سؤاستفاده ها و سؤ مدیریتها و سؤاستفاده هایی که در آشفته بازار تحریم و دور زدن تحریمها که سبب میشود پول صادرات به جای آنکه بحساب دولت ایران واریز شود، به حساب اشخاص حقیقی واریز میشود و گاهی به آن خیانت میکنند معترضیم و انتقاد داریم، ولی هنوز طی انتخاباتی آزاد بطور قطع مشخص نشده که درصد راضی و ناراضی در ایران به چه صورت است. اصلا قابل تصور نیست که همه ناراضی ها در همه کشورها به مزدور و تبلیغاتچی دشمنان کشورشان تبدیل شوند. نمیدانم واقعاً کسانیکه برای آمریکاییهای قلدر و عهد شکن و قانونگریز و بد سابقه هورا میکشند، چگونه فکر میکنند ؟ این دوستان بدانند که کشور نمادی از خداوند است، خیانت به کشور از بدترین جلوه های کفر و در همه کشورها، ننگین ترین و بزرگترین جرم و جنایت ممکن به حساب میآید و حداقل کیفرش اعدام خائنین و حداکثرش هم بجز اعدام خانین انتقام کشی از خانواده های خائنین است . تصور بنده اینست که بسیاری از شیفتگان آمریکا تحت تأثیر ثروت و قدرت و آلات قتاله آن قرار گرفته اند و به این موضوع فکر نکرده اند و خائن نیستند، ولی متأسفانه سخت اشتباه میکنند. بهتر است بدانند که ادامه اشتباهات منجر به خیانت میشود . اگر خارجی ها در دُبی یا فلانجا با هزینه مردم محلی برای عیاشی و رونق دادن به کار و کسب کساد ساختمانسازی چند هتل و اتوبان و زیرگذر و رو گذر و پارک و استخر و کازینو و سایر نیازهای مرتبط با آنها ساخته اند، این پیشرفت نیست. ویدیوی از یکی از چوبداران و گوسفند فروشان دُبی در فضای مجازی منتشر شد که در طبقات بالای یکی از شیکترین مجتمع های آپارتمانی گوسفند میفروخت و آنجا را تبدیل به طویله کرده بود !!. این سطح شعور و دانش یک سوداگر پولدار عرب است که توانسته یک یا چند واحد از آن آپارتمانها را بخرد . افراد ظاهر بین این ابنیه را که همه توسط پیمانکاران خارجی و برای پول دار شدن و نجات از ورشکستگی و رونق کسب کساد خود ،و بخشی هم برای عیاشی و الواطی و خالی کردن جیب مردم بومی و احیاناً جهت تفریح توریستها ساخته شده را نشانه پیشرفت کشوری میدانند که مردم عادیشان کمترین آمار تحصیل کردگان و پایین ترین ترین سرانه مطالعه را در جهان دارند. عجیب است که استاد نوریزاد سفارش میکند که بنده سری به آنجا بزنم و با چشم خود ببینم که چگونه کلاهشان عوض شده، در حالیکه مغزشان همان مغز شتر سواری و بیابانگردی است ! از اینها گذشته آن ابنیه برای مردم و شهروندان آنجا ساخته نشده، و اغلب دفاتر شرکتهای تجاری چند ملیتی و بخشی هم هتل و محل تفریح و عیاشی و به گند و فساد کشیدن مردم محلی است . کل مصالح و سازندگان و کارکنانش هم خارجی بوده اند . نمیدانم چرا من نمیتوانم این پیشرفتهای محیرالعقول را بفهمم ؟ البته مشکل از فهم منست !

       
  88. سید مرتضی اینو بخون جواب بده

    سید مرتضی اینو بخون

    راس هرم قدرت نظم سرمایه داری ایران بمناسبت سالروزمرگ خمینی در صحبتهای خود به دهه ۶۰ هم گریزی زده است. نمی‌توان نقش خامنه ای که در همان دوران ریاست قوه اجرایی کشور دردست داشت را ناچیز انگاشت.در واقع او بهمراه راس دو قوه دیگر یعنی هاشمی رفسنجانی و موسوی اردبیلی سه گانه ای بودند که همواره با تمامی جنایات انجام شده دوران طلایی امام خود را هماهنگ نمودند. دورانی که علاوه بر سرکوبگری درمراکز تولید، خیابانها و محلات بر سرعت ماشین کشتار رژیم در زندانها افزوده گردید تا ضد انقلاب حاکم بتواند نظم سرمایه داری را از خطر فروپاشی و اضمحلال نجات دهد.
    اما چه اتفاقی افتاده است که اکنون خامنه ای مجبور به مطرح نمودن هر چند وارونه آن جنایات می شود؟ اینکه پس از سالها سکوت، راس هرم قدرت در چنان وضعیتی قرار گزفته که دست اندر کاران حکومت را فرا میخواند تا بگونه ای آن جنایات را بازگویی نمایند که نه تنها هر علامت سوالی زدوده شود بلکه بگونه ای کاملاً قلب شده آنرا بیان نمایند و در هاله ای از تقدس هم قرار دهند نشانه چه چیزی می‌تواند باشد؟
    خامنه ای و نظامی – امنیتی ها پیرامون او در جریان راه اندازی بساط صندوقهای رأی گیری شاهد این بودندکه تلاشهای مستمر سردمداران و مدافعان آشکار و ینهان رژیم برای پوشاندن گرد و غبار فراموشی بر آن دوران، معلق در هوا گردیده است. بنابر این در صدد این بر آمده‌اند تا شیوه دیگری را در دستور کاری خود قرار بدهند. آنها اکنون در یافته‌اند مسکوت نگه ذاشتن آن جنایات کارایی لازم نخواهد داشت پس سعی می‌کنند با شیوه کاملاً قلب شده واقعیات آنچه اتفاق افتاده است را دگرگون نمایند. چنین تشخیصی از جانب راس هرم قدرت خود حاکی از این است که علیرغم سرکوبگری های ٣٨ ساله و علیرغم تضعییقات مختلف ازجانب رژیم و علیرغم فشارهای هردم فزاینده اقتصادی که مردم با آن دست بگریبان هستند اما هموراره بخشهای وسیعتری از جامعه و خصوصا جوانان در صدد پی بردن به واقعیات آن جنایات می‌باشند. این البته با تلاش و همت فعالین مبارز و کنشگران اجتماعی صورت گرفته که همواره کوشیده اند کوچکترین امکان را تبدیل به موقعیتی نمایند تا بهتر بتوان نقاب از چهره همیشه خونبار رژیم برکند.
    خامنه ای کاملاً متوجه این موضوع شده که چگونه بسیاری از فعالین اجتماعی به فضای نمایشات انتخاباتی همچون امکانی نگاه کردند برای نقب زدن به دهه خونبار ۶۰ و جنایاتی که صورت گرفته است. اما او ناتوان از درک این واقعیت است که وقتی در زیر مهمیزهای سرکوبگرانه جناحهای مختلف رژیم، آزادیخواهان و کنشگرانی هستند که چارچوبهای ترسیمی آن‌ها در مقاطع مختلف از جمله در زمان انتخاباتی را درهم می شکنند و از این توان برخوردارند تا ترسیمگر فضایی گردند که اذهان توده ها متوجه یکی از خونین ترین دوران تاریخی ایران و جنایات صورت گرفته گردد اکنون نیز همان انسانهای مبارر خواهند توانست ریلی کاملاً متضاد با خواست تحریف گرایانه اش ایجاد نمایند. ریلی که ضمن بررسی جنایات دهه شصت، نقش دست اندکاران مختلف رژیم در آن جنایات همه جانبه تر از قبل در اختیار توده های وسیعتری از جامعه قرار خواهد گرفت.بدون شک در این راه نقش و جایگاه خانوده های آن سر فرازان بر دار شده، یا جان بر کفان جسته از دار و درفش که اکنون در ایران هستند و یا بناچار در تبعید می زیند بیش از پیش موثز خواهد افتاد. بخصوص اینکه اکنون توده ها بیش از گذشته آمادگی اینرا دارند تا بهتر از گذشته ابعاد جنایات را بشناسند و بیشتر به نقش و ماهیت تأیید کنندگان و دست اندرکاران آن جنایات واقف گردند.
    آنچه خامنه ای بقول خودش در “بین الهلالین“ صحبتهایش گفته است در ‌واقع تاییدی دوباره براین موضوع می‌باشد که تنها خمینی و یا چند نفر در دستگاه قضایی و زندانها مسئول آن جنایات نیستند بلکه همه سردمداران که در ارگانهای مختلف اجرایی، قضایی، و یا قانون گذاری عهده دار سمتی بوده‌اند همچون چرخدنده های آن ماشین کشتار عمل نموده اند. او که همواره شاهد موج وسیعی از افشاگری ها توسط کنشگران داخل وخارج ایران بوده است با اذعان به ناکارآمدی ایجاد دیوار سکوت، همه دست اندرکاران و صدالبته چرخدنده های اصلی آن کشتار را فرا می‌خواند تا بتناسب ظرفیت و موقعیت خود نقشی بر عهده گیرند. در ‌واقع نقش کنونی که برای آن‌ها در نظر گرفته است این خواهد بود تا واقعیات آن جنایات را کاملاً دگرگونه جلوه بدهند. مقابله با افشاءگریهای وسیع تاکنونی، مورد نظر خامنه ای می‌باشد. اودر این اوهام بسر می برد که حتا اندک گفتارهای افشاء گرانه ای که در مقطعی توسط شخصی مانند منتظری هم بیان شده است بر زیر آن وارونه گویی ها مدفون گرداند شاید بتواند چهره خونریز مقتدای خویش «خمینی» را نیز وارونه جلوه دهد. علاوه بر این او در این وادی بسر می‌برد تا یک چنین وارونگی بتواند گماشتگان نزدیک بخود مانند رئیسی را از تیر رس خشم مستقیم توده ها برهاند. خامنه ای درهمان بخش “بین الهلالین“ یک بار دیگر بر پتانسیل کشتارگرانه رژیم نیز تأکید نمود و خواست قلبی خود را بدین نحو بیان کرد که بازهم مانند دهه شصت در راه مقابله با اعتراضات اجتماعی توده ها از هیچ گو نه جنایتی فرو گذاری نخواهد کرد.
    سیر مقابله با خواست خامنه ای اکنون قابل پیش‌بینی نمی باشد اما می توان گفت همانگونه که سکوت مورد نظر رژیم درباره جنایات مختلف بالاخص کشتارهای دهه شصت درهم شکسته شد این خواست دگرگونه جلوه دادن موردنظر خامنه ای هم درهم خواهد شکست. در این راستا تلاش و پیگیری هر چه وسیعتر کنشگران اجتماعی خصوصا دادخواهان وشاهدان زنده آن دوران فاجعه بار و نیز اختصاص بخش ویژه ای در سایتهای اینترنتی، شبکه های اجتماعی، رادیو تلویزیونها و دیگر رسانه‌ها برای بازگویی دگرباره ابعاد جنایات دهه شصت می تواند نقشی موثر درجهت روشنگری اذهان توده ها ایفا نماید و گامی ارزنده برای شکست هر سریعتر وارونه جلوه دادنهای خامنه ای خواهدبود.

    —————

    درود دوست گرامی
    چند باری خواهش کرده ام در عنوان یا اسمی که برای خود انتخاب می کنید، نام دوستانی را از این سایت نبرید.
    این درست نیست. شما می توانستید در طول این متنی که فرستاده اید، این تقاضا را بکنید. نه این که جایی را که باید اسم تان نوشته شود، به یک پرسش اختصاص دهید.
    اخلاق را رعایت کنیم.
    باشد؟

     
  89. رجز خواني خامنه اي و رد پاي جنايات او در حمايت تروريسم!

    علی خامنه‌ای، ولايت فقيه و رهبر جمهوری اسلامی، روز یکشنبه ۲۸ خرداد در سخنانی هیئت حاکمه جدید ایالات متحده را «چاقوکشانی تازه‌کار و بی‌تجربه» خواند که «ملت ایران را نشناخته‌اند» و در برابر ایران «نمی‌فهمند چکار می‌کنند». خامنه‌ای که به طور معمول در سخنانش، از برچسب‌هایی چون «خبیث»، «سخیف»، «کریه» و صفاتی از این دست برای توصیف دشمنان استفاده می‌کند، پیشتر هم در مواردی مقام‌های آمریکایی را با ادبیات و صفاتی دور از انتظار توصیف کرده بود، و از جمله زمانی وارن کریستفر، وزیر خارجه اسبق آمریکا، را «بدترکیب» خوانده بود.اين ادبيات سياسي ولايت مطلقه است كه هم براى داخل فتوا صادر مي كند و هم براي خارجيان شاخ و شانه مي كشد و آنچه در دهانش ميايد ، بدون اينكه فكري كند ، بيرون ميريزد ، آن از فتوي آتش به اختيارش براي سركوب داخلي مطرح کرد و اين بار هم آمريكا را با تحريكهاي تو خالي با دم شیر بازی می کند تا جنگ دیگری را شاید دان زند! در اين موقعيت حساس كشور و آن تهديدهايي خامنه ای كه روحاني را در مقابل لاريجاني ها سكّه يك پول كردن، همه و همه نشان از يك بي ادبي سياسي و بي لياقتي رهبري است ! چه سیاست داخلی وچه خارجی، بی پرنسیپی حد ندارد. او در سال ۸۸، در اظهاراتی در واکنش به سفر هیلاری کلینتون، وزیر خارجه وقت آمریکا، به منطقه او را به «دوره‌گردها» تشبیه کرد، و اخیراً نیز در توصیف دولتمردان سعودی از اصطلاح «احمق‌ها» استفاده کرد.با این حال لحن ولايت فقيه ایران در مورد هیئت حاکمه جدید آمریکا، حتی در مقایسه با سخنان پیشین او هم کم‌سابقه است. سخنانی که گرچه در ابتدا در پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر او منتشر شد، اما در متن کامل سخنان منتشر شده در این سایت بخش‌های تند این سخنان حذف شده است. يعني كه اين اين اولدرم بلدورمها تو خالي هايي بيش نيستند . از طرفي آمريكا مي گويد تغيير رژيم ولي آهسته را در دستور كار دارد، بايد گفت اگر قصد تغيير رژيم را داشتند با قراردادهاي اقتصادي و فروش هواپيماهاي بوئينگ هم موافقت نمي كرد ، آمريكا بعد از شصت سال در كوبا سفارتخانه زد و روابط دپيليماسي خود را از سر گرفت ولي همين امروز مي بينم كه بخاطر آزاد نشدن زندانيان سياسي در كوبا ، روابط خود را يكطرفه قطع مي كند ! اما چرا با جمهوري اسلامي مرتب با آمریکا بازي مي كند و شل كن سفت كن در مياورد ؟ نتيجه اين است ، حرفهايي كه خامنه اي يا ترامپ به يكديگر مي زنند جنبه تفريح وشوخي دارد و همه مذاكرات در پشت پرده صورت مي گيرد ! دعواي ترامپ خامنه اي مانند دو نفر نوجوان است كه براي هم خط و نشان مي كشند و آخر سر هم با كُري و رجزر خوانی به كارشون خاتمه ميدهند ! به اين جمله دقت كنيد بيشتر به رمز اين گُري خواني پي مي بريد . خامنه اي در این سخنرانی یادآور شد که انقلاب و نظام اسلامی «از اول با دشمنی‌های سخت مواجه بوده» و در ادامه در مورد دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، گفت که «به این هارت و هورت‌های این بابایی که تازه آمده در آمریکا نگاه نکنید، اینها جدید نیست. اینها از اول بود، حالا زبان‌ها و لحن‌هایشان فرق می‌کند». خامنه‌ای ولايت مطلقه يعني با ديكتاتوري كامل اضافه کرد که «از روز اول این هارت و هورت‌ها علیه جمهوری اسلامی بوده تا امروز. قریب چهل سال است هیچ غلطی نتوانستند بکنند. آین نهال را آن وقتی که یک ترکه نازک روی زمین بود نتوانستند بکنند، امروز تبدیل شده به یک درخت تناور؛ می‌توانند بکنند؟ غلط می‌کنند».ا البته هيچ غلطي نتوانسته بكند ، فقط يك قلم تحريم ها، مردم ايران را بيش از هميشه تحت فشار قرار داده و تهيدست تر از گذشته كرده است ، خامنه اي واقعن فكر مي كند كه رژيمش ثبات پيدا كرده است او خود بهتر از هر كس ديگري مي داند سي و اندي سال است كه با كلمات بازي مي كنند ولي فشارهاي سياسي و اقتصادي اش را مردم ايران تحت فشار تحمل ميکنند.اگر يك روز خامنه ای ،دست از سركوب بردارد و طنابهاي اعدام را از گوشه و كنار كشور جمع كند و سايه سرداران سركوبگر را از سر مردم کم کند به بي ثباتي رژيمش پي خواهد برد و معنای مردمی را که هربار از آنها نام می برد را خواهد فهمید.

    خامنه اي اگر به صدور تروريست و دخالتهايش در سوريه پايان دهد يك روز هم دوام نخواهد آورد با اينكه چندين بار (تاكنون) آمريكايي ها را تهديد كرده و به كشتيهاي آنها در تنگه هرمز نزديك شده اندولی هنوز موش وگربه بازيها همچنان ادامه دارد. چندين بار هم آمريكايي ها ، ايران را تهديد كرده اندو باز مي بينيم كه چگونه قراردادهاي اقتصادي بخوبي بسته ميشو، اينها همه در اصل ، نشان از يك شوخي سياسي دارد در سخنان خامنه اي هم مي توان اين شوخي ها را ديد .ایالات متحده در سال‌های گذشته بارها در مورد رفتارهای ایران، به ویژه در زمینه «حمایت از تروریسم» و «بی‌ثبات‌سازی منطقه» هشدار داده است، گرچه از زمان به قدرت رسیدن دونالد ترامپ در آمریکا، تأکید بر عدم تحمل چنین رفتارهایی بیشتر شده است.ولي تا كنون كه عمل جدي در رابطه با دخالتهاي رژيم ايران در عراق و سوريه و… صورت نگرفته است،آنچه مشخص است ، خامنه اي، صدايش از جاي گرم در ميايد و نشان از واقعیت دیگری دارد. ایالات متحده در سال‌های گذشته بارها در مورد رفتارهای ایران، به ویژه در زمینه «حمایت از تروریسم» و «بی‌ثبات‌سازی منطقه» هشدار داده است، گرچه از زمان به قدرت رسیدن دونالد ترامپ در آمریکا، تأکید بر عدم تحمل چنین رفتارهایی بیشتر شده است. . چندی پیش “مایک پنس” ، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، به ایران هشدار داده بود که در جدیت دونالد ترامپ تردید نکند و آن را محک نزد، و تأکید کرده بود که بهتر است ایران نگاهی به تقویم بیندازد و دریابد که رئیس‌جمهور جدیدی در کاخ سفید مستقر شده است. اين جمله نشان ميدهد كه خودشان هم ميدانند

    فراموش نكنيم اسيد پاشان را خامنه اي كه در عالم چاقو كشان رشد كرده است در جامعه بوجود آورده است .بايد پرسيد كسي كه سينما ركس آبادان ( قبل از آن بنا بود سينما سهيلا آتش بزنند) را با بيش از چهارصد تماشاچي و زنان حامله آتش مي زند جايش واقعن در وسط جهنم است يا كساني كه هنوز كاري انجام نداده اند كه خامنه اي برايشان شاخ و شانه مي كشد تا جنگ دیگری را بوجود آورد ؟ بايد گفت مردم در روز “ر ” و در ساعت “سين ” جواب آن همه جنايات و اذيت و آزار و كشتارهايي را كه خامنه اي و دارو دسته اش انجام داده اند خواهند داد.آن زمان ما هم جواب سوالمان را خواهیم گرفت.
    ________

     
  90. ضرورت محاکمه سریع علی خامنه ای به اتهام خیانت و جنایت علیه بشریت

    وقایع رخداده در سالها و ماههای اخیر در ایران، ماهیت سرکوبگر و جنایتکار رژیم جمهوری اسلامی را بخوبی نشان داده است. اگر جه به لحاظ سانسور شدید خبری و حاکمیت استبداد در همه بخش ها ، مستند سازی برای اینگونه رفتارهای فاشیستی نظام حاکم همواره با دشواریهایی مواجه بود، اما خوشبختانه در ماههای پس از قیام سبز 22 خرداد، این استبداد خبری تا حدود زیادی فروپاشید. بطوری که استفاده از موبایل برای تصویر برداری از فجایعی که در سراسر این ماهها رخ داد کمک فراوانی به فرو افتادن پرده از چهره سیاه رویان رژیم دینی نمود و هر روز با انتشار تصاویر جدید روسیاهی بیش از پیش این جنایتکاران آشکار گردید. انتشار بخش کوچکی از آنچه که نه در زندان های مخوف ،بلکه در خوابگاه دانشجویان! و نه در منطقه نظامی و در حین نبردبا دشمن ، که در مرکز ام القراء اسلام! و در برابر شهروندان بیگناه و بی پناه رخ داد، مشتی کوچک است از خروارها جنایت ضد بشری نظامی ضد انسانی حاکم که رهبری آن را شخصی به نام علی خامنه ای بر عهده دارد و او مسئول مستقیم تمامی فجایع رخ داده توسط نیروهای سرکوبگر تحت امرش است.

    تا پیش از این، انتشار تصاویری نه تا این حد وحشیانه نیز سندی کاملا قانونی برای محاکمه عوامل جنایت در دادگاههای مردمی یا بین المللی بوده تا آمران چنین فجایعی کیفر جنایات خود را ببینند. بنابر این ضرورت دارد هر چه سریعتر در سطح ملی و بین المللی، با استفاده از این سند مهم و سایر مدارک و اسناد موجود،به دنبال محاکمه علی خامنه ای به اتهام خیانت، سوءاستفاده از قدرت و جنایت علیه بشریت باشیم تا مانع از تداوم جنایات ضد بشری او و باند تبهکارش شویم.

    اولویت در این مسیر سرنوشت ساز ، علاوه بر تلاش همه جانبه برای پیروزی جنبش ملت ، اطلاع رسانی گستره در سراسر ایران و جهان و استفاده از مدارک موجود برای طرح دعوا در مجامع بین المللی و صدور کیفر خواست برای محاکمه هر چه سریعتر این خائن به ملت ایران است.

     
  91. کشتارگران و سیدمرتضی جواب بدهند

    هیئت سه نفره ی مرگ —

    فاجعه ی سه چهار دهه جنایت علیه ملت مظلوم ایران !

    هیئت مرگ سه نفره —
    صاحبان رای علیه سیاسیون ! علیه مطبوعات چی ها !

    رانت خوار اطلاعاتی — کریم شیره ای حضرت آقا — شریعت مدار کیهان و….!
    کشور بی قانون — پرونده ی زندانی قبل از بیدادگاه در این هیئت حکم می گیرد!
    ریشه ات بسوزد خامنه ای !!!
    با فرزندان این ملت مظلوم چه ها که نمی کنی!?

    !قایان پاسخ دهید ! چرا زبانتان بسته است !
    !قا مجتبی خامنه ای
    !قای اژه ای
    !قای طائب
    سوال کننده رضا ملک نیست که بگویید ضد انقلاب و قصد قهوه ای کردن دارد!
    سوال کننده ید طولایی در امضای هزاران سند اعدام ! ترور و حذف را داراست !
    سائل روحانی است ، رییس جمهور رژیم ستم آخوندی است !
    بنام خدا
    آنچه روحانی در افتتاحیه ی نمایشگاه مطبوعات گفت ! اشاره به تعیین تکلیف فوج عظیم زندانیانی است که در یک نمایش و شوی چند دقیقه ای به سلاخی فرستاده می شوند !
    او گفت : احکام و اتهامات ومحکومیت ها پیش از انکه در یک دادگاه صالحه مطرح شود ، حکم می گیرد و نتیجه ی بیدادگاه آتی بعنوان خبر قطعی از احکام منتشر می گردد !
    به عبارت دیگر سالهاست ! ده ها سال است که احکام در نقاط دیگر صادر و به قاضی پرونده دیکته می گردد !
    آقای روحانی حالا چرا ? مگر این روال ده ها ساله نیست ?
    چرا ؟ چون منافع شما در خطر قرار گرفته و یا هیئت عوض شده !?
    خب این پرونده ها کجاست ? این اتاق رمز کجاست ?این اتاق تصمیم کجاست ?
    چه کسانی رای صادر می کنند ?
    چرا این رای را قبل از تشکیل بیدادگاه صادر می کنند ?
    پس قاضی چه کاره است ?
    پس چرا به تظاهر ! زندانی را به اتاق حاکم می برند ?
    واقعیتش آن است که حقیر سال ها است که در خصوص این جنایت !
    یعنی در بدو نگارش کتاب افشای قتل های زنجیره ای بدان پرداختم ” کتابی که برایم سیزده سال مرگ و خشونت و زندان در بر داشت ” و با اطلاع کامل ، این جنایت را افشا کردم ! البته بعد ها دیگران هم بدان پرداختند .
    ولی اینکه رسما از زبان رئیس جمهور رژیم بعنوان یک سند مطرح شود ! بسیار مهم و مستند است !!!

    ولی این اتاق مرگ کجاست که کریم شیره ای حضرت آقا رانت خوار اوست !?
    مقطع هشتاد و هشت —
    بیاد دارم در مقطع هشتاد و هشت ، وقتی از انفرادی های بند دویست و چهل به بند هشت منتقل شدم . متوجه شدم ! اتاق رای و این اتاقی که حکم صادر و سپس به محکمه فرستاده می شود در اینجاست !
    زندان یک طبقه از بند انفرادی های ” دویست و نه شماره ی دو “را با کشیدن دیوار به طبقه ی دوم ” سالن هشت ” از بند هشت متصل کرده بود . وزارت بازجویی می کرد ! اژه ای حکم صادر می کرد !?
    حالا بیدادگاه می رفت یا نمی رفت دیگر مهم نبود همانجا تکلیف مشخص می شد !
    اینگونه بود که هزاران جوان زخمی و کتک خورده یِ سبزِ ضدِ کودتا ، حکم گرفتند !!
    خب شریعتمدارِ وزارت اطلاعاتی از سالی که با توصیه ی موتلفه و مشخصا حاج احمد قدیریان و با حکم خامنه ای عنان روزی نامه ی کیهان را در اختیار گرفت ! فورا اتاق فکری در خارج از کیهان بر پا کرد !
    عناصری در آنجا کارشان اخذ اطلاعات از حفاظت وزارت و دیگر حفاظت ها و دفتر بیت ال لواط خامنه بود تا با تدوین ، ویرایش و انتشار در روزی نامه کیهان بتوانند حرکات سیاسی و اجتمایی جامعه را شکل دهند !
    دفتر بیت چه اخباری را منتشر میکرد !?
    اخبار پسا تصمیماتی که هنوز در مرجع رسمی و قانونی گرفته نشده بود !
    اصولا این جمله بین سیاسیون مصطلح است که وقتی می پرسی خب تو که مخالفی پس چرا کیهان می خوانی ?
    می گویند :
    می خواهیم فردا را ببینیم ! میخواهیم سیاست خامنه ای را بفهمیم !
    می خواهیم سیاست آینده ی رژیم را بشناسیم !
    لذا بخش اعظم تیراژ این نشریه سهم مخالفینی است که از رانت اطلاعاتی بر خوردار نیستند !!!!
    یعنی اگر این سهم از کیهان گرفته شود ، تهش هیچی نمی ماند !
    بی خود نیست روحانی اینگونه آمار می دهد !!
    اما رانت !
    آنچه مربوط است به اطلاعاتِ بیدادگاه های انقلاب و مطبوعات قبل از تشکیل ، تازه یکی از کانال های رانت جناب شریعت مداری یا کریم شیره ای هرزه !قاست !
    اول — هیئت سه نفره

    این هیئت مرگ ، در دفتر بیت ال لواط تشکیل می شود و پرونده ای که در وزارت اطلاعات ، در اطلاعات سپاه ، در اطلاعات ناجا تشکیل شده ،حکم می گیرند و به بیدادگاه انقلاب ارسال می گردند ! تا در آنجا طی مراحلی در معاونت امنیت تدوین و برای ظاهر سازی پرونده به دفتر دادگاه ارسال و طی یک خیمه شب بازی جعلی و بی هویت ! در حضورِ قاضی ، دوباره برای الصاق برگه ی حکم اصلی به معاونت امنیت بیدادگاه انقلاب در همان ساختمان احاله می گردد !!!???
    اینگونه است که خامنه ای از طریق این هیئت سه نفره ی مرگ ، بر جوانان این ملت ، آن می راند که مهاجمین شقی بر ایران راندند !?
    و اما چه رذیلانه و البته چه احمقانه آمار و حدودِ این شقاوت ها حتی قبل از بردن زندانی به محکمه در روزنامه های جناح خامنه ای مثل کیهان ! وطن فروش ، جام جم و …… منتشر می گردد !!!
    دوم — سیاست ها
    این بخش نیز جالب است ! چون دیکتاتور ها حتی بی توجه به قوانین خود سعی در دیکته ی نظرات خود به مثلا قانون گذاران و کارگذاران در سطح کشور دارند !
    لذا همواره درز خبر از طریق عواملشان در روزی نامه های وابسته به صحنه ی اجتماع بدیهی است !
    یکباره شما می بینید یک آدم احمق در نشریات وابسته به بیت در حال گنده شدن است ! دو ماه بعد او سر از رای مجلس و یا سر از قوه ی قضا در می آورد !
    ویا سیاستی در روزنامه منتشر می گردد ! مدتی بعد در مجلس مصوب می شود !
    این رانت دیکتاتور ، سهم دستگاه فاسد رهبری برای خودی هاست !
    جناح خودی ! جناح راستِ بازاری !جناح اسلام سنتی ! جناح دل واپس !جناه دیکتاتور و قاتل !
    با آرزوی روی کار آمدن نظامی که حداقل به قوانین خود احترام بگذارد !

    رضا ملک از زندان اوین

     
    • رضا ملک خود شریک و یار سعید امامی در کارهای وی بوده و بعد از لو رفتن نقش خائنانه گروهشان در ترورهای گوناگون ، ناگهان انقلابی و روشنفکر شد و در دفاع از همسر امامی و دیگر اعضای این گروه وارد صحنه شد تا با انحراف پرونده از افشاشدن کامل بقیه اعضای گروهشان پیشگیری شود

       
  92. این ملا کیست؟

    این ملا را بشناسید

    دو دهه ای را که آقای خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی شده، باید سال های فقر و فساد و تبعیض و اختلاس و بی قانونی نامگذاری کرد. رهبری آقای خامنه ای با ترور بزرگ “میکونوس” در خارج کشور آغاز شد، با توطئه به دره انداختن اتوبوس هنرمندان ادامه پیدا کرد، قتل های زنجیره ای سازمان یافت. کار به حمله به خوابگاه دانشجویان و کشتن و از بالای ساختمان به پایین پرتاب کردن آنان کشید و سرانجام نیز با کودتا 22 خرداد علیه رای مردم و به خیابان کشاندن چماقداران و پاسداران و بسیج ادامه یافت.

    در عرصه اقتصادی نیز رهبری آقای خامنه ای به وسیع ترین و گسترده ترین فسادها و دزدی ها انجامید. شریک کردن سپاه و فرماندهان آن در امور اقتصادی و غارت ثروت ملی، راه اندازی اسکله های قاچاق، جنگ بر سر خصوصی سازی ها و تکه تکه کردن صنایع و تقسیم غنایم، تکیه به حزب موتلفه و سپردن امور صادرات و واردات کشور بدست این حزب، اختلاس 123 میلیارد تومانی که سرانجام آن به اختلاس 3000 میلیارد تومان کشید. از دوران روی کار آمدن احمدی نژاد اوضاع صد برابر بدتر شد و هرچه در دوران محمد خاتمی رشته شده بود پنبه شد. امروز کار به جایی رسیده که خود حکومتیان همدیگر را دزد و مختلس معرفی می کنند. از صادق محصولی و مشایی و بقایی گرفته تا جهرمی و بهمنی و رحیمی و نمایندگان مجلس و همه و همه هم در حکومت اند و زیر سایه آقای خامنه ای و هم پرونده اختلاس و دزدی و سواستفاده دارند که این پرونده ها هم دست آقای خامنه ای است تا اگر یکی از آنها خواست نافرمانی کند به حسابش رسیدگی شود.

    چرا چنین شد؟ چرا به دره انداختن اتوبوس یا قتل چند زنجیره ای چند تن جایش را در دوران آقای خامنه ای به کودتای همه جانبه علیه رای ملیون ها مردم داد؟ چرا فساد اقتصادی از اختلاس 123 میلیارد تومانی به 3000 میلیارد تومانی کشیده شد؟ دلیل همه اینها را باید در نبود حکومت قانون، خودکامگی و خودرایی آقای خامنه ای در این سال ها، نبودن مطبوعات و رسانه‌های آزاد و مستقل، سرکوب احزاب و بالاخر فریبکاری و دروغگویی رهبر دانست.

    در دوران رهبری آیت‌الله خامنه ای جنایات و فساد بی شماری رخ داد که ملت از آن بی خبرند. ولی هربار که حادثه ای رخ داده که مردم خبردار شده اند آقای خامنه ای فورا به میدان آمده و بقول خودش دستور رسیدگی و برخورد داده است. در جنایت کوی دانشگاه در سال 1378 اول مدعی شد که قلبش به درد آمده و به آن رسیدگی خواهد شد ولی کار دست آخر به محکوم کردن دانشجویان و تبرئه همه متهمان و محاکمه یک تن به جرم دزدین ریش تراش ختم شد.

    در جریان قتل های زنجیره ای قاتلان را از وزارت اطلاعات بیرون کشید و آنها را به اطلاعات بیت رهبری منتقل کرد. در پرونده اختلاس 123 میلیادر تومانی، محسن رفیق دوست را از رییس بنیاد مستضعفان کنار گذاشت و یک مقام دیگر به او داد. آخرین نمونه فاجعه کهریزک بود که اول با چشمان اشکبار، در برابر پدر روح الامینی که از مریدان خود وی بود، مدعی شد که به آن “قاطعانه”‌ رسیدگی خواهد شد و این روزها خبر تبرئه سعید مرتضوی متهم اول آن پرونده منتشر شد.

    در دوران رهبری آقای خامنه ای آنجا که پای دزدها و قاتلان حکومتی در میان بود هیچ پرونده‌ای به نتیجه نرسید. اما هرجا پای مخالفان و منتقدان او در میان بود ناگهان همه دستگاه‌ها به کار افتاد و بسیج شد. کرباسچی را به جرم حمایت از محمد خاتمی ولی به اتهام اینکه به مدیران خود تخفیف داده است به محاکمه کشد و 5 سال زندانش کرد و سپس نوبت به عبدالله نوری و دیگران رسید. همین امروز امثال موسوی و کروبی در حصر خانگی هستند که از زندان صدبار بدتر و شکنجه آورتر است، یا این همه اعضای جبهه مشارکت و مجاهدین انقلاب و دفتر تحکیم که در زندان هستند ولی قاضی مرتضوی خالق جنایت های کهریزک راست راست می گردد و نه حبس خانگی می شود و نه به زندان می رود.

    اگر از قتل چند تن در دهه اول رهبری آقای خامنه ای رسیدیم به کودتا و سرکوب هزاران هزار تن در دهه دوم، اگر از اختلاس 123 میلیاردی رسیدیم به بعد 3000 میلیارد تومانی در دهه دوم، اگر از آفتابه دزدی این یا آن بسیجی رسیدیم به جایی که امروز بسیج شده مرکز اوباش و به جان مردم افتاده و نه تنها دزد مال بلکه متجاوز به جان و ناموس آنها شده، همه از آنروست که هرچه فاسد و قاتل و جانی و مختلس و خلافکار و دزد است در زیر سایه آقای خامنه ای و زیر پرچم ولایت مطلقه ایشان احساس امنیت کامل می کند. آقای خامنه ای امنیت یک ملت و یک کشور را برباد داده تا امنیت یک مشت جانی و مختلس و خلافکار را که شریک رهبری او هستند حفظ کند.

     
  93. از سایت خامنه ای برداشتم

    خامنه‌ای میگه: اختلاط دختر و پسر به جنایات جنسی می‌انجامد
    من میگم: اختلاط ملا با ملا و حکومت ملا بر مردم به جنایت علیه بشریت می انجامد و کل دنیا را به فساد می کشد

    آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، امروز دیدار با رؤسای مراکز دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی کشور برخی فعالیت ها در دانشگاه های ایران را محکوم کرد و گفت: “برخی کار فرهنگی را با برگزاری کنسرت و اردوهای مختلط اشتباه گرفته اند و برای توجیه کار غلط خود می گویند : دانشجویان باید شاد باشند.”

    رهبر جمهوری اسلامی ضمن مخالفت با اختلاط جوانان مدعی شد که اختلاط جوانان دختر و پسر به “جنایات جنسی” می انجامد، چنانکه این امر به ادعای او در کشورهای غربی روی داده است.

    رهبر جمهوری اسلامی سپس گفت که به اعتقاد وی کار صحیح فرهنگی باید به پرورش انسان های مؤمن، معتقد به آرمان ها و دوستدار نظام اسلامی ایران و افراد دارای بصیرت و عمق دینی و سیاسی بیانجامد.

    رهبر جمهوری اسلامی در ادامۀ این استدلال میلیون های ایرانی معترض به نتیجۀ دهمین انتخابات ریاست جمهوری را بی بصیرت خواند و گفت اعتراض های خیابانی میلیون ها ایرانی پس از دهمین انتخابات ریاست جمهوری نتیجۀ از بین رفتن بصیرت در نزد آنان بود.

    وی همچنین گفت که خبرهای ناخوشایندی به گوش او می رسد مبنی بر اینکه “جوانان انقلابی و مؤمن و خوش فکر در دانشگاه های کشور تحت فشار قرار گرفته اند.” رهبر جمهوری اسلامی ضمن اعتراض به این موضوع خواستار آن شد که فضای دانشگاه های کشور بیشتر به این افراد سپرده شود.

     
  94. خروج اسناد محرمانه در باره جنایات خامنه ای
    افشاگری یک سازمان بین المللی از سرکوب شهروندان ایرانی، پس از دستیابی به یک پرونده محرمانه قضایی

    سازمان گزارشگران بدون مرز اعلام کرد که به پرونده قضایی رایانه‌ای که در آن شمار زیادی از موارد مربوط به بازداشت‌ها، حبس و اعدام‌ها در جمهوری اسلامی به ثبت رسیده، دسترسی پیدا کرده است. این نهاد مدافع حقوق‌بشری، تاکید می‌کند این پرونده محرمانه، از سوی گروهی از افراد که خواهان آگاهی افکار عمومی و نهادهای جهانی درباره سرکوب دستگاه قضایی جمهوری اسلامی بودند، در اختیار این سازمان قرار گرفته است.

    سازمان گزارشگران بدون مرز اعلام کرد به سندی رایانه‌ای دست یافته که مطابق اطلاعات موجود در آن بین سال‌های ۱۳۵۸ تا ۱۳۸۸ مقام‌های قضایی جمهوری اسلامی حدود ۸۶۰ روزنامه‌نگار را زندانی یا اعدام کرده‌اند.

    به گزارش يورونيوز، گزارشگران بدون مرز روز پنج‌شنبه ۱۸ بهمن اعلام کرد بر اساس فهرستی که از منابع رسمی قضایی در تهران به بیرون درز کرده، «تمام بازداشت‌ها، حبس‌ها و اعدام‌ها» در این بازه زمانی در ۳۰ ساله ذکر شده است.

    این نهاد مدافع آزادی بیان می‌گوید تقریبا تمامی این افراد با برخوردهای قهری قضایی و امنیتی روبرو شده و دست کم چهار نفر از آنها اعدام شده‌اند.

    گزارشگران بدون مرز گفته است که اصالت و سندیت این اطلاعات در کمیته‌ای متشکل از چند کنشگر حقوق بشر و آزادی مطبوعات تأیید شده است.

    به گفته گزارشگران بدون مرز سند محرمانه‌ای که برای تهیه گزارش آنها استفاده شده شامل یک میلیون و ۷۰۰ هزار مدخل نام افراد حاوی مشخصات فردی و جزئیات پرونده قضایی آنان است. بسیاری از این پرونده‌ها به طور رسمی و عمومی از سوی مقام‌های حکومت ایران اعلام نشده بودند.

    همچنین بر اساس این گزارش در دهه‌های اخیر دست کم ۶۲ هزار زندانی سیاسی و عقیدتی در ایران وجود داشته که بیش از ۶ هزار نفر از آنان از بازداشتی‌های اعتراضات ۸۸ هستند.

    سازمان گزارشگران بدون مرز می‌افزاید: این پرونده محرمانه، حاوی مشخصات دقیق افراد، از جمله، نام، تاریخ بازداشت و اتهام و نام نهاد بازداشت‌کننده” است.

    این در حالیست که حكومت ایران مدعی است که هیچ روزنامه‌نگار و به شکل کلی هیچ زندانی عقیدتی یا سیاسی در زندان‌هایش وجود ندارد.

     
  95. قاتل کیست؟ خامنه ای -قسمت دوم

    حزب الهی های طرفدار خامنه ای هرگز از آدمکشی و جنایت پیشگی خویش نه پشیمان بوده و نه کوشش در پنهان کردن آن داشته اند! حمید رضا احمدآبادی یکی از همین فدائیان رهبر در فیس بوک نوشته است:

    ” با سلام من حمیدرضا احمدآبادی فعال سیاسی و فعال دانشجویی از دانشگاه علمی کاربردی واحد هفت تهران در رشته روابط عمومی تحصیل می کنم و سخنی و حرفی با آن اشخاصی که فکر می کنند می توانند با این ملت ایران بازی کنند و نظام جمهوری اسلامی ایران را زیر سئوال ببرند سخت در اشتباه هستند ما گردنش را می شکنیم… ما با ولایت زنده ایم، تا زنده ایم رزمنده ایم!..”

    تنها او نیست که در روز روشن از شکستن گردن مخالفان ولایت که خامنه ای باشد داد سخن می دهد، در مجلس و دولت و روزنامه کیهان حسین شریعتمداری هم مدام همین شیوه تبلیغ می شود و خامنه ای سال هاست از همه ی این ها با خبر است و نه تنها در پیشگیری از این فجایع کاری نمی کند، بلکه با دادن پاداش به قاتلان مشوقشان هم هست.

    ستار بهشتی در وبلاگش چه نوشته بود که ماموران آماده به جنایت خامنه ای جانش را گرفتند؟ او نوشته بود:

    “بنده به عنوان یک ایرانی می گویم من نمی توانم در برابر این همه مصیبت سکوت کنم. بنده می گویم آقایان شما زیاد وراجی انجام می دهید و با این اراجیف کشور را به نابودی کشاندید. من سکوت نمی کنم حتی اگر قرار به رسیدن لحظه مرگ من باشد در هرکجای دنیا که باشم و تهدید از طرف هرکسی باشد برای بنده اهمیت ندارد. آقایان دهانتان را ببندید ظلم نکنید تا افشاگری نکنیم.”

    در همان جا ستار ادامه می دهد:

    “نظام جمهوری اسلامی، فریاد وامصیبتا برای فلسطین، بحرین و بسیاری از کشورها سر می دهد و از نبود آزادی بیان و اطلاع رسانی نشدن از آن کشورها ابراز نگرانی می کند. اما نمی گوید این همه فیلم و عکس که به صورت حرفه ای گرفته می شود از کجا می آید؟ نمی گوید چگونه اطلاع رسانی نمی شود، که گزارشگران، شبکه های تلویزیونی نظام به طور مستقیم از آن کشورها، گزارش زنده تهیه می کنند و به خورد مردم می دهند. آن هم گزارشاتی یک طرفه و آنقدر این مطالب را به زور به خورد مردم می دهند، که حالت تهوع و تنفر از دیدن شبکه های جمهوری اسلامی به انسان دست می دهد. اما در مورد وضعیت اسفبار نقض مداوم حقوق بشر در ایران سکوت می کند! از هر روز بازداشت، شکنجه، زندان و اعدام های دسته جمعی سخنی به میان نمی آورد، زندانیان سیاسی را در بدترین شرایط و بدترین وضعیت قرار می دهد برای شکسته شدن آن ها، اما خبری از وضعیت آن عزیزان نه تنها به وکلای آنها نمی دهند و در برخی موارد اجازه داشتن وکیل را به آنها نمی دهند، بلکه حتی از اطلاع رسانی از حال آن عزیزان به خانواده هایشان نیز جلوگیری می کند! خانواده های این عزیزان را تهدید می کنند، که نه اجازه مصاحبه و نه اطلاع رسانی به هرگونه درباره عزیز خود ندارید! تهدید خود را به این مرحله ختم نمی کنند، و اظهار می دارند، اگر اطلاع رسانی کنید خود و جان خانواده خود را به خطرمی اندازید! می گویند دختران و اعضای خانواده را بازداشت می کنیم. شعار آنها این است: ما بازداشت می کنیم، شکنجه می دهیم. شما سکوت کنید! شما اطلاع رسانی نکنید!”

    و باز این جوان عاصی و شجاع ادامه می دهد با همان لحن ساده و صمیمی اش که:

    “شما اگر از اطلاع رسانی هراس دارید؟ یا ازحکومت کناره گیری کنید و یا ظلم نکنید. شما بازداشت نکنید، شکنجه ندهید، سلاخی نکنید تا اطلاع رسانی هم نشود. در غیر این صورت نه تنها اطلاع رسانی می شود بلکه به زودی بساط ظلم شما بر سرتان فرو خواهد ریخت. اطلاع رسانی از وضعیت هر انسان در حال ظلم و ستم کشیدن وظیفه تک تک افراد یک جامعه است، و هرکس در این کار کوتاهی کند به خود و به وجدان خود خیانت کرده است! هرکس در اطلاع رسانی دریغ کند چاهی برای خود کنده است!”

    و این ها واپسین سخنان این کارگر است که با همان لحن و لهجه ی نوشتاری ساده و صمیمی اش در وبلاگش آمده است، حرفهایی که به قول زنده یاد قاضی در میهن ما به بهای جان آدمی تمام می شود!

    “ما را از تهدیدات خود نترسانید چون ترسی در دل ما نیست، دیگر جای ترسی نمانده، شلاق و شکنجه شدن، ما را از اطلاع رسانی کردن باز نمی دارد. اگر شعار شما این است که ما بازداشت می کنیم، شکنجه می دهیم. شما سکوت کنید! شما اطلاع رسانی نکنید! شعار ما هم این است. پا به میدان گذاشتیم در این مبارزه یا از قفس تن رهایی می یابیم یا قفس ظلم شما را در هم می شکنیم. زنده وپاینده ایرانی و ایران جانم فدای ایران.”

    و این چنین است که حرف های رک و صاف و ساده ی این جوان که از هر قشون و لشکری برای نظام مطلقه فقیهی آقایان خطرناک تر است، تبدیل به سلاحی موثر می شود برای به زیر کشیدن حکومت جهل و جور. این جانیان جوانخوار جان جوان و عاشقش ستار بهشتی را از او می ستانند، اما نمی دانند که پیکر بی جان این عاشق همچون هزاران هزار عاشق دیگر بالاخره بساط ظلم آنها را از بیخ و بن برخواهد کند.

     
  96. قاتل کیست؟ خامنه ای – قسمت اول

    سال ها پیش زنده یاد محمد قاضی تعریف می کرد، هنگام که برای عمل حنجره به لندن رفته بود، پزشک معالج او به رسم رایج در این سوی دنیا که پیش از هر عملی پیامدهای آن را به بیمار می گویند، به او می گوید که پس از این عمل او قادر به حرف زدن نخواهد بود و زنده یاد قاضی می گفت، پاسخ دادم نگران نباشید من به این امر عادت دارم، پزشک که گمان کرده بود آقای قاضی مطلب را نگرفته دوباره توضیح داده بود، و قاضی تکرار کرده بود که فهمیدم!

    دکتر پرسیده بود یعنی چه شما عادت دارید؟ این خبر بدی است که پس از این عمل شامل حال شما می شود. قاضی گفته بود ما اگر در میهنمان حرف دلمان را بزنیم حکومتی ها کاری می کنند که حرف آخرمان باشد برای همین است که بود و نبود عضوی که کاربرد ندارد چندان توفیری به حال صاحبش که من باشم نخواهد کرد. این را زنده یاد قاضی تقریبن هر بار که به دیدنش می رفتیم تکرار می کرد.

    قاضی درست می گفت همین روزها جوانی به نام ستار بهشتی را به جرم حرف زدن کتبی برده اند و بعد به خانواده او تلفن کرده اند که بروند جسد جوانشان را تحویل بگیرند!

    طرح توکا نیستانی ـ شهروند

    نه تنها ستار را به جرم حرف زدن در وبلاگ شخصی اش کشته اند، بلکه پس از کشتن او به خانواده اش هم دستور داده اندکه حرف نزنند.

    عموی ستار بهشتی به فرشته قاضی روزنامه نگار سرشناس ایرانی گفته است: “گفته اند هیچ چیزی نپرس و فقط شنونده باش. با خانواده هماهنگ کن و فردا پس از هماهنگی جنازه را از پزشکی قانونی کهریزک تحویل بگیرید.”

    می بینید دستور داده اند خانواده حرف نزنند، تنها بروند کهریزک و جنازه را تحویل بگیرند.

    فکر کنم حالا دیگر همه، چه در ایران و چه در خارج از ایران می دانند که قاتل اصلی ستار بهشتی، خامنه ای است چرا که قاتل ها مدام او را رهبر و فرمانده ی خویش می خوانند و هنگام که قتل و ترور می کنند، مانند عامل ترور حجاریان، تنها چند روزی از انظار عموم غایب می شوند و چندی بعد با کبکه و دبدبه به مقام و منصب می رسند و قدر می بینند و بر صدر می نشینند.

    این ها را خامنه ای می داند، چرا که بر همه ثابت شده است که بدون خواست او هیچ چیزی در آن مملکت فلک زده نه جا به جا می شود و نه تغییر می کند. او قاتلان مختاری و پوینده و فروهرها را می شناسد و تنها با قربانی کردن مهره ی باطل شده ای مانند سعید امامی راه رسیدن به متهمان اصلی قتل ها را مسدود کرده است تا هر وقت به نفع ولایتش بود باز هم آنها را به خدمت بگیرد.

    در ماجرای کهریزک هم این خامنه ای بود که با گرفتن طرف قاتلان راه پی گیری پرونده را بست، تنها به این خاطر که احساس کرده بود پایه های ولایت مطلقه اش به لرزه افتاده است. این همه حکایت از نقش او در این جنایت ها دارد، زیرا او اگر اراده به روشن شدن سرچشمه ی این جنایت ها می کرد هرگز این فجایع تکرار نمی شد و هم اکنون نه کارگر جوانی به نام ستار بهشتی در تهران به دست ماموران به قتل می رسید، و نه جمیل سویدی، کارگری دیگر در اهواز.

     
  97. تشکر بشار اسد از جنایات خامنه ای و نصرالله ضمن توهین به اردوغان

    بشار اسد که جنایت های زیادی علیه مردم سوریه انجام داده می گوید که ارتش وی با کمک حمایت‌های سیاسی، اقتصادی و نظامی ایران، روسیه، چین و حزب‌الله لبنان توانست آنچه تلاش کشورهای غربی برای سرنگونی حکومتش خواند را خنثی کند. وی همچنین رئیس جمهوری ترکیه اردوغان را هدف حمله شدید لفظی قرار داد و او را گدای سیاسی نامید.

    بشار اسد اعتراف کرد که ایران از هیچ کمکی به سوریه دریغ نکرده است. سپاه پاسدارن به رهبری خامنه ای در کنار حزب الله لبنان به حمایت از جنایات اسد می پردازند. شبکه العالم به نقل از بشار اسد افزود: حمایتهای دوستان به ایستادگی کشور سوریه کمک کرد و مطالب زیادی درباره خامنه ای و نصر الله نوشته خواهد شد. مطالب زیادی درباره حمایتهای چین و روسیه و ایران و حزب الله و اخلاق آقای خامنه ای و حزب الله و آقای نصر الله نوشته خواهد شد. اسد از حزب الله گروه ترویستی مورد حمایت سپاه قدس نیز تشکر کرد.

    بشار اسد گفت: “ما از نظر اقتصادی و فرهنگی باید نگاهمان به شرق “ایران، روسیه چین” باشد. شرق با ما با احترام تعامل می کند ولی طرف ترکیه ای حامی تروریستها است و ما به آن اطمینان نداریم.”

    بشار اسد، رئیس جمهور سوریه امروز در سخنانی در دفتر وزارت خارجه این کشور آنچه خود “نبرد با تروریسم” می نامد سخنانی ارائه داد. وی مدعی است که هنوز ارتش سوریه به پیروزی کامل دست نیافته ولی از حامیان مالی خود بخصوص از خامنه ای به خاطر حمایت از جنایات خود، تشکر نمود.

    اسد در سخنان یک‌شنبه 29 مرداد 1396، بارها از تمامی گروه‌های مخالف خود از جمله ترکیه و کشورهای غربی را با عنوان “تروریست” یاد کرده و رئیس جمهور ترکیه را نیز گدای سیاسی نامید. او در بخشی از سخنان خود با اشاره به حمایت‌های دولت ترکیه از مخالفان رژیم سوریه، گفت: پس از اینکه حمایت‌های رییس‌جمهوری ترکیه از تروریست‌ها افشا شد، اردوغان نقش گدای سیاسی را برعهده گرفته است. او افزود: “ما طرف ترکیه‌ای را شریک یا تضمین‌کننده روند صلح نمی‌دانیم و به آن اعتمادی هم نداریم.”

    دولت بشار اسد در زندان صیدنایا بین پنج تا ۱۳ هزار زندانی را در فاصله سال‌های ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۵ میلادی بدون برگزاری دادگاه اعدام کرده است. زندانیان این بازداشتگاه همچنین به طور سیستماتیک شکنجه شده‌اند. این “جنایت جنگی” مورد حمایت مستقیم خامنه ای و سید حسن نصرالله صورت گرفته است.

    در جنگ داخلی سوریه، دولت ترکیه از برخی از گروه‌های مخالف حکومت بشار اسد حمایت کرده است. ترکیه به پناهندگان سوری کمک های شایانی کرده است. جنگ داخلی سوریه در اوایل سال ۲۰۱۱ و در جریان حرکت اعتراضی موسوم به بهار عربی با تظاهراتی در آن کشور آغاز شد. تظاهرکنندگان سوری در ابتدا خواستار اصلاحات سیاسی و مبارزه با فساد در تشکیلات دولتی بودند اما بعد از اینکه اقدامات ارتش برای جلوگیری از ادامه تظاهرات تلفاتی برجای گذاشت، شماری از نظامیان با تشکیل گروهی به نام “ارتش آزاد سوریه” اعلام کردند که در نظر دارند از تظاهرکنندگان در برابر حملات ارتش حمایت کنند.

    حکومت ایران، دولت چین، ارتش پوتین از روسیه و گروه تروریستی حزب‌الله لبنان، ارتش سوریه را در مقابله با مخالفان حکومت بشار اسد همراهی می‌کنند. حکومت ایران جهت تنویر افکار عمومی کشته شدگان در سوریه را مدافع حرم می‌نامد، در صورتی که آنان از مزدوران سپاه پاسداران هستند که جهت حفظ دولت بشار اسد به سوریه اعزام می‌شوند.

    درگیری بین این گروه و نفرات ارتش به تدریج گسترش یافت و به بروز جنگ مسلحانه بین دو طرف و ورود گروه‌های مختلف مخالف حکومت سوریه به جنگ منجر شد. با شدت گرفتن جنگ، گروه‌های تندرو اسلامگرا از جمله داعش نیز وارد درگیری شدند و مناطق سوریه را تصرف کردند.

    تلفات جنگ داخلی سوریه بین ۳۵۰ تا ۴۵۰ هزار نفر تخمین زده شده که شامل نیروهای دولتی و طرفداران داخلی و خارجی آنها، نیروهای مخالف دولت و غیرنظامیانی است که بسیاری از آنان در نتیجه بمباران هوایی نیروهای دولتی یا تبادل آتش بین طرف‌های درگیری جان خود را از دست داده‌اند.

    همچنین در حمله شیمیایی که بارها توسط دولت بشار اسد صورت گرفته صدها نفر از غیرنظامیان از جمله کودکان و زنان به طرز فجیعی در سوریه قتل عام شدند. سیدحسن نصرالله، دبیرکل گروه خرابکار تروریستی حزب الله لبنان با حمایت های مالی سپاه پاسداران و خامنه ای به جنایات سنگینی علیه کودکان و زنان و مردم بی دفاع سوریه دست زده است.

    در طول جنگ داخلی، ده‌ها هزار نفر از مخالفان حکومت این کشور نیز زندانی، مفقود و اعدام شده‌اند در حالیکه برخی گروه‌های اسلامگرای تندرو نیز مسئول آدم‌ربایی و قتل گروگان‌ها معرفی شده‌اند.این جنگ خسارات سنگینی را نیز به شماری از شهرهای سوریه وارد آورده و چند صد هزار شهروند سوری را در داخل و خارج از این کشور آواره کرده است.

    حکومت ایران در مجموع سالانه بین 6 تا 15 میلیارد دلار به دولت بشار اسد و حزب‌الله لبنان کمک مالی می‌کند. جنگ سوریه از ۶ سال و نیم پیش تاکنون بیش از ۳۵۰ هزار کشته و میلیون‌ها آواره برجای گذاشته است.

    بشار اسد از تابستان سال ۲۰۰۰ میلادی به عنوان وارث پدرش بر سوریه حکومت می‌کند. پیش از او حافظ اسد که با کودتایی در سال ۱۹۷۱ به قدرت رسیده بود نزدیک به سه دهه به عنوان “رئیس جمهور منتخب” رهبر سوریه بود. خاندان اسد به اقلیت علوی مذهب سوریه تعلق دارند. منبع: گونازتی وی

     
  98. گوشه هایی از جنایات خامنه ای و خمینی

    خمینی خود را نماینده خدا در زمین به مردم معرفی کرد و قرار بود پس از انقلاب رفراندمی برای تعیین نوع حکومت برگزار شود. این رفراندم اولین مورد رویارویی بین خمینی و سایر نیروهای انقلابی بود،چهره های لیبرا‌لتر روحانیون مانند طالقانی و شریعتمداری به همراه گروه هایی مانند جبهه ملی و بازررگان موافق وجود چندین گزینه انتخابی برای رفراندم بودند. اما سرانجام به فرمان خمینی مردم تنها می توانستند تنها بین گزینه جمهوری اسلامی در مقابل نظام سلطنتی انتخاب کنند.

    با وجود آنکه آزادی بیان یکی از محورهای اعتراضات زمان انقلاب بود، بزودی معلوم شد که این آزادی بیان شامل انتقاد از نظام نمی‌شود. هرکسی که به مخالفت برمی خواست و یا علیه اعمال کمیته های انقلاب سخنی می‌گفت قربانی همان کمیته های انقلاب می شد. به طور آشکاری شیفتگی مردم نسبت به نظام روز به روز کاهش می یافت بطوری که 20,400,000 شرکت کننده در رفراندم 12 فروردین به چهارده میلیون در اولین انتخابات ریاست جمهوری اسلامی در ژانویه 1980 کاهش یافت و این تعداد شرکت کننده در اولین انتخابات مجلس شورای ملی در مارس 1980 به شش میلیون و صدهزار نفر رسید.

    پس از انقلاب به فرمان سید روح‌الله خمینی، برای محاکمه مقامات نظام شاهنشاهی پهلوی، صادق خلخالی به عنوان حاکم شرع دادگاه های انقلاب منصوب شد. کمیته های انقلاب در

    هر شهری تشکیل شد، صدها نفر در اویل انقلاب اعدام شدند. این اعدام ها بعضی بخاطر جرایم ناچیز و حتی گاهی بدون محاکمه انجام می شد.

    در فروردین سال هزار سیصد و شصت به فرمان خمینی دانشگاه ها بسته شد و بدنبال آن کسانی که به ظن نظام، اسلامی نبودند و یا سوابق راضی کننده‌ای در قبل از انقلاب نداشتند از دانشگاه ها اخراج شدند. همچنین دانشگاه ها از چپگرایان و بهایی ها پاکسازی شدند، در همان زمان حجاب در ایران اجباری شد و حزب الله به هر زنی که در خیابان حجاب مناسب نداشت حمله می کردند.

    خمینی در 30 خرداد شصت دستور قتل و عام مجاهدین، که تا آن زمان در راستای اصلاح رژیم فعالیت سیاسی میکردند را داد و با این کار انقلاب را از انقلابیون ربود و هر کس که مخالف رژیم بود را به جوخه های اعدام سپرد.

    خمینی تا پایان عمر قاطعیت و تغییر ناپذیری خود را حفظ نمود، او با پایان جنگ با صدام که بطور مداومی نارضایتی مردم رو به افزایش بود مخالفت می کرد. در این زمان دیگر آرزوی وی برای سرنگونی صدام و صدور بنیاد گرایی دست نیافتنی بود و در اواسط سال 1367 ارتش آزادی بخش ایران در عملیات فروغ جاویدان وی را مجبور به پذیرش قطنامه 598 شورای امنیت سازمان ملل متحد کرد و به تعبیر خود «جام زهر» را نوشید و آتش‌بس را پذیرفت.

    در تابستان ۱۳۶۷ به دنبال فرمان خمینی ده ها هزار زندانی سیاسی در زندانهای جمهوری اسلامی طی محاکماتی سرپایی اعدام گردیدند. از این اعدام ها به عنوان کشتاری درتاریخ ایران یاد می شود که شدت خشونت در آن در تاریخ معاصر ایران بی سابقه است.این اعدام پس از حمله مجاهدین در روزهای پایانی جنگ ایران و عراق بود. با وجود اعتراض شدید جانشین خمینی، منتظری، با حکم حکومتی خمینی بیش از سی هزار زندانی سیاسی که بیشتر آنان دوران محکومیت قضایی خود را گذرانده بودند یا در حال گذراندن بودند اعدام شدند.

    دو دهه ای را که آقای خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی شده، باید سال های فقر و فساد و تبعیض و اختلاس و بی قانونی نامگذاری کرد. رهبری آقای خامنه ای با ترور بزرگ «میکونوس» در خارج کشور آغاز شد، با توطئه به دره انداختن اتوبوس هنرمندان ادامه پیدا کرد، قتل های زنجیره ای سازمان یافت. کار به حمله به خوابگاه دانشجویان و کشتن و از بالای ساختمان به پایین پرتاب کردن آنان کشید و سرانجام نیز با کودتا 22 خرداد علیه رای مردم و به خیابان کشاندن چماقداران و پاسداران و بسیج ادامه یافت و در درگیریهای پس از انتخابات 88 دستور به سرکوب و قتل تمام معترضین را با محارب نامیدنشان داد و با احساس خطر از جانب مجاهدین در کمپ اشرف به نخست وزیر عراق دستور قتل و عامشان را داد.

    در عرصه اقتصادی نیز رهبری آقای خامنه ای به وسیع ترین و گسترده ترین فسادها و دزدی ها انجامید. شریک کردن سپاه و فرماندهان آن در امور اقتصادی و غارت ثروت ملی، راه اندازی اسکله های قاچاق، جنگ بر سر خصوصی سازی ها و تکه تکه کردن صنایع و تقسیم غنایم، تکیه به حزب موتلفه و سپردن امور صادرات و واردات کشور بدست این حزب، اختلاس 123 میلیارد تومانی که سرانجام آن به اختلاس 3000 میلیارد تومان کشید. امروز کار به جایی رسیده که خود حکومتیان همدیگر را دزد و مختلس معرفی می کنند. از صادق محصولی و مشایی و بقایی گرفته تا جهرمی و بهمنی و رحیمی و نمایندگان مجلس و همه و همه هم در حکومت اند و زیر سایه آقای خامنه ای و هم پرونده اختلاس و دزدی و سواستفاده دارند که این پرونده ها هم دست آقای خامنه ای است تا اگر یکی از آنها خواست نافرمانی کند به حسابش رسیدگی شود.

    چرا چنین شد؟ چرا به دره انداختن اتوبوس یا قتلهای زنجیره ای جایش را در دوران آقای خامنه ای به کودتای همه جانبه علیه رای ملیون ها مردم داد؟ چرا فساد اقتصادی از اختلاس 123 میلیارد تومانی به 3000 میلیارد تومانی کشیده شد؟ دلیل همه اینها را باید در نبود حکومت قانون، خودکامگی و خودرایی آقای خامنه ای در این سال ها، نبودن مطبوعات و رسانه‌های آزاد و مستقل، سرکوب احزاب و بالاخر فریبکاری و دروغگویی رهبر دانست.

    در دوران رهبری آیت‌الله خامنه ای جنایات و فساد بی شماری رخ داد که ملت از آن بی خبرند. ولی هربار که حادثه ای رخ داده که مردم خبردار شده اند آقای خامنه ای فورا به میدان آمده و بقول خودش دستور رسیدگی و برخورد داده است. در جنایت کوی دانشگاه در سال 1378 اول مدعی شد که قلبش به درد آمده و به آن رسیدگی خواهد شد ولی کار دست آخر به محکوم کردن دانشجویان و تبرئه همه متهمان و محاکمه یک تن به جرم دزدین ریش تراش ختم شد.

    در جریان قتل های زنجیره ای قاتلان را از وزارت اطلاعات بیرون کشید و آنها را به اطلاعات بیت رهبری منتقل کرد. در پرونده اختلاس 123 میلیادر تومانی، محسن رفیق دوست را از رییس بنیاد مستضعفان کنار گذاشت و یک مقام دیگر به او داد. آخرین نمونه فاجعه کهریزک بود که اول با چشمان اشکبار، در برابر پدر روح الامینی که از مریدان خود وی بود، مدعی شد که به آن «قاطعانه»‌ رسیدگی خواهد شد و این روزها خبر تبرئه سعید مرتضوی متهم اول آن پرونده منتشر شد.

    در دوران رهبری آقای خامنه ای آنجا که پای دزدها و قاتلان حکومتی در میان بود هیچ پرونده‌ای به نتیجه نرسید. اما هرجا پای مخالفان و منتقدان او در میان بود ناگهان همه دستگاه‌ها به کار افتاد و بسیج شد.

    اگر از قتل چند صد تن در دهه اول رهبری آقای خامنه ای رسیدیم به کودتا و سرکوب هزاران هزار تن در دهه دوم، اگر از اختلاس 123 میلیاردی رسیدیم به بعد 3000 میلیارد تومانی در دهه دوم، اگر از آفتابه دزدی این یا آن بسیجی رسیدیم به جایی که امروز بسیج شده مرکز اوباش و به جان مردم افتاده و نه تنها دزد مال بلکه متجاوز به جان و ناموس آنها شده، همه از آنروست که هرچه فاسد و قاتل و جانی و مختلس و خلافکار و دزد است در زیر سایه آقای خامنه ای و زیر پرچم ولایت مطلقه ایشان احساس امنیت کامل می کند. آقای خامنه ای امنیت یک ملت و یک کشور را برباد داده تا امنیت یک مشت جانی و مختلس و خلافکار را که شریک رهبری او هستند حفظ کند.

    اینها تنها گوشه هایی از جنایات خمینی وخامنه ای بود و امیدواریم پس از این ولی فقیه در کار نباشد که بخواهد برای ملت ایران تصمیم گیری کند.

    احمد لطفی

     
  99. ملایی با ساطور – قسمت دوم

    مقایسه اختیارات ولی‌فقیه و رئیس‌جمهور

    اگر مقایسه کنیم، این اختیارات ولی‌فقیه نسبت به اختیاراتی که رئیس‌جمهور دارد، اختیارات رئیس‌جمهور در همین قانون اساسی مصوب سال۵۸، به‌اندازه اختیارات یک نخست‌وزیر است. در حالی که اختیارات نخست‌وزیر در یک نظام سلطنتی مشروطه بیشتر از رئیس‌جمهور این رژیم، و اختیارات شاه در یک نظام سلطنتی مطلقه از ولی‌فقیه کمتر است. در نظامهای ریاست جمهوری، مثل آمریکا، باز هم اختیارات رئیس‌جمهور بسا کمتر است. مثلاً در آمریکا، قضات دیوان عالی کشور را رئیس‌جمهور نصب می‌کند اما همین رئیس‌جمهور حق عزل آنها را ندارد. در نتیجه همواره ترکیب دیوانعالی کشور که عالیترین مرجع قضایی کشور است توسط رؤسای مختلف جمهور تعیین شده‌اند و عملاً از احزاب و تمایلات مختلف هستند. در قانون اساسی رژیم، اختیارات ولی‌فقیه دقیقاً همان اختیاراتی است که یک سلطنت خودکامه، از نوع ناصرالدین شاه یا فتحعلی شاه قاجار و متعلق به صد سال پیش. البته با این‌ تفاوت که آنها این یال و کوپال جمهوریت و اسلامیت را نداشتند.

    اما بازنگری در قانون اساسی هم که در خود قانون اساسی پیش‌بینی شده است جالب است و تأکید می‌کند که برخی از اصول قانون اساسی مانند ولایت‌فقیه تغییر ناپذیر است: «مقام رهبری پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت حکمی خطاب به رئیس‌جمهور صادر می‌کند که شورای بازنگری تشکیل بدهد». یعنی که شورای بازنگری تغییر قانون اساسی را هم خود ولی‌فقیه تشکیل می‌دهد. باضافه این‌که «مصوبات این شورا پس از تأیید و امضای مقام رهبری باید از طریق مراجعه به آرای عمومی به تصویب اکثریت مطلق شرکت کنندگان در همه‌پرسی برسد». با این شروط که محتوای مربوط به اصول «اسلامی بودن نظام و جمهوری بودن آن و ولایت امر و امامت امت» قابل تغییر نیست و هیچ‌گونه بازنگری در مورد «ولایت امر و امامت امت» شدنی نیست.

    این‌ها که شمردیم، البته در متن اختیارات رسمی ولی‌فقیه است اما همان‌طور که خواهیم خواند، ولی‌فقیه در‌ عمل به این مواد اکتفا نمی‌کند.

    سید علی خامنه‌ای بر کل دستگاه حکومت اعمال کنترل می‌کند

    سیدعلی خامنه‌ای اصلاً به آنچه در مواد قانون اساسی تصریح شده اکتفا نکرده است و انبوهی ارگانهای رسمی و غیر‌رسمی، تحت‌نظر خود به‌وجود آورده که کل دستگاه حکومتی را کنترل می‌کند. مثلاً نمایندگیهای ولی‌فقیه در ارگانهای مختلف، در تک‌تک دانشگاهها تا و وزارتخانه‌ها و لشگرها و تیپهای مستقل ارتش و سپاه و سایر قوا، در کارخانه‌ها، یا تشکیل ارگانهای ویژه تا تشکیل و تصدی ارگانها و بنیادهای مالی که اسم بردیم همراه با تولیت آستانه حضرت معصومه در قم، اینها همه بنیادهای خیلی بزرگ مالی هستند. تصرفهای مالی اوقاف وصل به ولی‌فقیه است. اموال بازمانده از خانواده سلطنت گذشته هم همین طور. اینها همه ارگانها و توابع دستگاه ولی‌فقیه هستند که با استفاده از اختیارات عمومی که در قانون اساسی به آن اشاره نشده یا اختیارات خاص و مشخصی که در قانون اساسی به آن اشاره شده و بر اساس آنها در حوزه اختیارات ولی‌فقیه است.

    در یک کلام، سید علی خامنه‌ای دارای تنها نظام حکومتی است که همه جنایاتش را در طی نزدیک به سه دهه به قانون تبدیل کرده است.

    حکم سیدعلی خامنه‌ای حکم امام زمان است!

    آیت‌الله منتظری در خاطرات خود خطاب به مصاحبه‌ کننده می‌گوید:“من یک سخنرانی کردم در ۱۳ رجب [۲۳آبان ‏‏۱۳۷۶ در انتقاد به آیت‌الله خامنه‌ای و ولایت‌فقیه] ، عقیده‌ام بود. حرفهایی که گفته بودم حق بود. حالا شما‏ ‏بگویید: ‏فرضا یک مقدار حرفهای من اشکال داشت، ولی نزدیکان من، ‏ ‏شاگردان، مقلدان و علاقه‌مندان چه گناهی کرده ‏اند… . این حسینیه ما چه گناهی کرده است. ده‏ ‏سال است در این حسینیه را بسته، دفتر مشهد را هم بسته‌اند و هم‌چنان در‏ ‏‏غصب است، دفتر اصفهان که بدتر آقای علی رازینی روی آن حکم نوشته که‏ ‏فروش برود به نفع دادگاه ویژه. به آقای ‏محسنی اژه‌ای گفته‌اند، او گفته:“بله، روی‏ ‏آن حکم شده، مثل این‌که حکم امام زمان است! “ با کدام قانون و شرع ‏ملک‏ ‏شخصی را می‎توانند یک چنین حکمی برایش بدهند؟ … ”‏

    سیدعلی خامنه‌ای پیشاپیش در نمازجمعه تهران اول بهمن ۱۳۶۶، پاسخ به این سؤال را به نوعی داده بود. او خط بطلان روی هرنوع قانون و حق مردم کشیده و گفته بود: «اکثریت مردم چه حقی دارند که قانون اساسی را امضا و لازم‌الاجرا کنند»…

    در این عکس شما ثروت مندترین ملاها را می بینید. بقیه اوضاعشان زار بوده. این یکی تونسته برا خودش یه قلیون جور کنه

     
  100. ملایی با ساطور – قسمت اول

    سید علی خامنه‌ای پشتیبان طرحهای مخفی توسعه اتمی رژیم:

    محمد مخبر یکی از نزدیکان سیدعلی خامنه‌ای و از رؤسای ستاد خامنه‌ای در سال ۲۰۰۸ توسط اتحادیه اروپا به‌دلیل دست داشتن در فعالیتهای موشکی و هسته‌یی رژیم در لیست تحریم قرار گرفت.

    سیدعلی خامنه‌ای و همدستی با جنایتهای رژیم

    سیدعلی خامنه‌ای یکی از شرکای خمینی در شکل‌گیری رژیم ضدبشری ولایت‌فقیه و دزدیدن حق حاکمیت مردم ایران از طریق تقلب و خدعه در آرای مردم و به انحراف کشاندن شعارها و خواسته‌ای مردم در انقلاب ضدسلطنتی است.

    سیدعلی خامنه‌ای یک از آمران قتل‌عام بیش از سی هزار زندانی سیاسی مجاهد و مبارز در سال ۱۳۶۷

    خامنه‌ای سالها به‌عنوان رئیس‌جمهور گماشته شده به‌وسیله خمینی، در راه‌اندازی ماشین جنگی در جنگ هشت ساله، در قتل‌عام زندانیان سیاسی مجاهد و مبارز در تابستان ۱۳۶۷ نقش تعیین‌کننده و مدافع داشت.

    سید علی خامنه‌ای در رأس قتلهای زنجیره‌یی

    سید علی خامنه‌ای ریاست عالی کمیته‌یی مرکب از سران رژیم را به عهده داشت که در مورد قتلهای زنجیره‌یی تصمیم‌گیری می‌کرد و آخوند حجازی مسئول دفتر ویژه خامنه‌ای ارتباط و هدایت ارگانها و افراد عمل کننده را به‌عهده داشته است. یک هرم ۱۴۰نفره از مقامات و عناصر بالای دستگاه ترور و شکنجه رژیم متشکل از عناصر خاص وزارت اطلاعات و نیروی تروریستی قدس در بیت ولی‌فقیه ارتجاع (خامنه‌ای) مسئولیت پیشبرد این ترورها را به عهده داشت. که آخوند اژه‌ای سخنگوی قوه قضاییه رژیم در دوره حسن روحانی از جمله مهره‌های این ماشین جهنمی قتل و کشتار است.

    روزنامه فیگارو ۵ دی ۷۹ نوشت: «گفته می‌شود آمران، در بین روحانیان عالیرتبه هستند. ناظران می‌گویند، این پرونده به سرنوشت رژیم یا حداقل برخی از مقامات بلندپایه آن گره خورده و به‌همین دلیل خامنه‌ای رهبر رژیم، به قوه قضاییه دستور داده هر چه زودتر و به هر بهایی شده، پرونده را برای همیشه ببندند».

    سید علی خامنه‌ای با اختیاراتی فراتر از هر دیکتاتور و نزدیک به خدا!

    برای شناخت دامنه جنایتهای سیدعلی خامنه‌ای کافی است نگاهی به فهرست اختیارات ولی‌فقیه در اصل۱۱۰ قانون اساسی نظام ارتجاعی ولایت‌فقیه بیفکنیم: ۱٫ انتصاب اعضای شورای نگهبان

    ۲٫ انتصاب رئیس قوه قضاییه

    ۳٫ فرماندهی کل نیروهای مسلح (شامل انتصاب و عزل فرمانده کل نیروهای مسلح، انتصاب و عزل فرمانده کل سپاه پاسداران، تشکیل شورای عالی دفاع متشکل از هفت نفر…

    ۴٫ انتصاب فرماندهان عالی نیروهای سه‌گانه (زمینی، هوایی و دریایی

    ۵٫ اعلان جنگ، صلح و بسیج نیرو

    ۶٫ امضای حکم ریاست‌جمهوری

    ۷٫ عزل رئیس‌جمهور پس از رأی دیوان عالی یا رأی مجلس

    ۸٫ عفو مجرمین و…

    اینها اختیارات ولی‌فقیه در قانون اساسی اول است که خبرگان به‌عنوان اختیارات ولی‌فقیه نوشتند و سپس در سال ۱۳۵۸ رفراندوم گذاشتند و تصویب کردند. تازه بعد از مرگ خمینی، در «بازنگری قانون اساسی» این اختیارات تغییر کرد و افزایش یافت.

    حال اگر یکی از این مواد را که در اول لیست اختیارات آمده، باز بکنیم بقیه خیلی مشخص می‌شود، یعنی همان ماده انتصاب اعضای شورای نگهبان.

    شورای نگهبان نهادی است برای حفظ قانون اساسی و وظایفش عبارتست از:

    ۱٫ نظارت بر قوانین مصوب مجلس رژیم

    ۲٫ تعیین صلاحیت کاندیداها در همه نمایشهای «انتخابات»

    نظارت بر قوانین مصوب مجلس رژیم یعنی این‌که این قوانین مغایر با قانون اساسی و مغایر با -به‌قول خودشان- شرع انور نباشد یعنی همان اسلامی که آنها می‌گویند. پس تا این‌جا، قوه مقننه و مجلس یعنی «کشک»، چون یک شورای نگهبانی هست که اعضایش را ولی‌فقیه تعیین می‌کند و این شورای نگهبان باید تشخیص بدهد که قوانین درست است یا نه. هرچه در‌ مجلس بگویند، اصل نمایندگان ولی‌فقیه در خبرگان هستند که باید آن را تعیین‌تکلیف بکنند. مهمتر از آن، همین شورای نگهبان است که باید صلاحیت کاندیداهای مجلس قانون‌گزاری را تأیید بکند، همین‌طور در تعیین صلاحیت کاندیداهای مجلس خبرگان رهبری یا انتخابات رئیس‌جمهوری. بنابراین، یک شورای نگهبانی هست که اعضایش را ولی‌فقیه تعیین می‌کند و این شورا ناظر بر همه چیز است و خارج از این‌ نظارت، کسی نمی‌تواند در هیچ انتخاباتی شرکت کند. و هیچ قانونی هم نمی‌تواند خارج از نظارت اینها تصویب شود. وقتی همین یک بند از اختیارات ولی‌فقیه فهم بشود، کافی است تا روشن شود چگونه «سلطنت مطلقه فقیه» را در قالب این قانون اساسی رسمیت داده‌اند. در عمل می‌بینیم و در اخبار روزانه شاهد هستیم که این شورای نگهبان و فقهای شورای نگهبان هستند که همیشه تعیین‌کننده هستند، بقیه مواد اختیارات ولی‌فقیه هم که خیلی روشن است از سیستم قضاییه تا تمامی قوای مسلح تا دستگاههای اصلی تبلیغاتی مثل رادیو و تلویزیون و… همه در اختیار ولی‌فقیه قرار دارد.

    سید علی خامنه‌ای در سیاست روز هم تحت نام ولی‌فقیه فعال مایشاء است. در مورد فرماندهی کل نیروهای مسلح هم، تمام تحولاتی که در سالهای گذشته در فرماندهی ارتش و حتی در فرماندهی سپاه به‌وجود آمده در‌ جهت تبعیت بیشتر از ولی‌فقیه است. در تغییرات فرماندهی کل ارتش، مستمراً افرادی را بالاتر آورده که بیشتر تابع ولی‌فقیه هستند. همین‌طور در سپاه که هر چند از اول در دست ولی‌فقیه بوده با این‌حال دار‌ و‌ دسته پاسدار جعفری را بالا می‌آورد که بیشتر از دار و‌ دسته رحیم صفوی یا محسن رضایی در دستش باشد.

     
  101. آقایان خانمهای این است
    درود به نوری زاد و همه شما
    دوست دارم با مجتبی خامنه ای آخوندک ابر جنایتکار کشورمان بیشتر آشنا شوید – قسمت اول

    مثل معروفی است که می گویند: “ در روز قیامت مارهایی وجود دارد که از ترس آنان انسان به افعی پناه می برد”. این حکایت امروز کشور ما است. در ایران جنایتکاران بسیارند. هر آخوند و طلبه و هرسپاهی و ارتشی و هر بسیجی جنایتکار است و یا می تواند جنایتکار باشد. ما جنایتکاران بزرگی چون خمینی، خلخالی، خامنه ای، هادی غفاری، رفسنجانی، هزار اندر هزار سپاهی و بسیجی و شکنجه گرداشته و داریم ولیکن تا کنون مانند طلبه بی سواد و جاه طلبی چون“ ابرجنایتکار مجتبی خامنه ای” نداشته ایم.
    به راستی این آخوندک سنگلدل و بی رحم را باید با چنگیز خونخوار، هیتلر بی رحم، و پینوشه مخوف و آدم کش، و استالین قتل عام کننده انسان های بزرگ مقایسه نمود که اگراز آنان پیشی تر و جلو تر نباشد دست کم نیز نخواهد داشت. این جانور اگر می توانست و قدرت بیشتری داشت دستور قتل عام چند میلیون مردم ایران می داد. در لیست زیر اسامی ۳۸۸ تن از جنایتکاران رژیم را می خوانید و به هویت پلید آنان پی می برید.
    چند نمونه از جنایات مجتبی خامنه ای
    این آخوندک پلید و هرزه تا کنون دست به هر کار و جنایتی زده و همواره تلاش نموده تا همه صاحب منصبان حکومتی و رقیبان را مانند رفسنجانی، … را با دسیسه و توطئه خانه نشین و یا خاکستر نشین کند. ما در مقاله های گذشته خود به شرح کوتاهی از عملکرد ضد انسانی این جانور پرداختیم. نا انسانی که دست همه جنایتکاران به وی‍ژه پدر بزرگوارش خامنه ای جلاد را از پشت بسته و در این راستا پدر آدم کش در برابر فرزند چموش و شرور خود لنگ انداخته است. چند نمونه کوچک از جنایات این آخوندک خونخوار بدین گونه است:
    ۱- مهندسی و فرو نشاندن خیزش مردمی ۲- اسید پاشی در چهره زنان ۳- تنظیم برنامه های آدم کشان بسیجی ۴- یورش به زنان کم حجاب در کوچه و خیابانها بازهم از سوی نوکران مجتبی خامنه ای ۵- توط‍ئه و جاسوسی در کشورهای دیگر۶- بالاتر از همه، برنامه ریزی سپاه در قاچاق موادمخدر
    در این جا به شماره ۱ و ۶ بیشتر اشاره می شود. در مورد نکات ۲، ۳، ۴، ۵ در مقاله های گذشته بدانها پرداخته شده و نیازی به تکرار آنان در این جا نیست.

    ۱- مهندسی و فرو نشاندن خیزش مردمی
    در سال ۸۸ مردم ایران دلیرانه و با اتحاد و همبستگی هرچه بیشتر در تهران و شهرستان ها به خیابان ها آمدند و علیه رژیم جبار و جنایتکار ولایت فقیه به اعتراض و راهپیمایی پرداختند. در آن سال جسارت و قدرت مردم آنچنان بود که لرزه بر اعضاء حکومت افتاد و خامنه ای ترسو بزدل تا سرحد مرگ به پیش رفت.
    در روزهایی که سقوط رژیم ضد انسانی ولایت فقیه مسلم و بدیهی بود، از یک سوی خیانت موسوی نوکر و وابسته خمینی که شور انقلابی مردم را از آنان گرفت و آنان رادلسرد و بی برنامه روانه خانه هایشان نمود. از سوی دیگر نمایندگان و مزدوران برگزیده مجتبی خامنه ای مانند بسیجی های آدم کش، مزدوران و مزد بگیران جنایتکار تربیت شده، و شماری از پاسداران آدم کش به جان مردم افتادند شمار زیادی مانند ندا آقاسلطان را با تیر اندازی از پشت بامها و حتی از بالای درختان بزرگ خیابان هایی مانند خیابان پهلوی از پای در آوردند.
    شمار زیادی را با یورش بدانان دستگیر و پس از شکنجه و تجاوز در زندان ها به طرز وحشتناکی به قتل رساندند. روش برخورد آنان با دستگیر شدگان، به ویژه زنان آنچنان بیرحمانه و از روی قساوت قلب و غیر انسانی بود که داستان یورش تازیان غارتگر ۱۴ سده پیش و چنگیز مغول به مردم بی دفاع نیشابور را در ذهن و اندیشه هرفرد زنده می کرد.

     
  102. مجتبی خامنه ای – قسمت دوم

    چرا جنایات رژیم همچنان ادامه دارد؟
    مردم ایران که در سال ۸۸ با وحشت از آدم کشان رژیم ساکت شدند، پس هدف از ادامه شبانه روزی آنهمه جنایت و آدم کشی چیست؟. ملت ایران بدین نتیجه رسید که: “ هرکجا خرس است، جای ترس است”. به راستی نیز با آنهمه جنایات آشکار و یاپنهان در هزاران زندان های مخوف رژَیم و پاسداران آدم کش، مردم ایران به کلی شهامت و حتی دفاع از میهن و ناموس را فراموش کردند. تا آنجا که می توانستند به کشورهای دیگر و نقاط کور و دور افتاده سرزمینمان پناه بردند و گروه بیشماری نیز خانه نشینی را برگزیدند. در هرحال، تلاش بیشترین مردم زندگی در خاموشی و فراغ از جهنم ساخته و پرداخته ولایت فقیه بود.
    این پیروزی بزرگ رژیم خونخوار ولایت فقیه در فرونشاندن انقلاب مردمی سال ۸۸ بدانان آموخت که از آن پس تا کنون هرصدا و آهنگی را از همان آغاز در گلو خفه کردند. دستگیری های شبانه روزی وبلاگ نویسان و یورش به مجالس دور هم نشینی مردم حتی مجالس شادمانی و زناشوئی آنان همه و همه تجربه تلخ رژیم از رستاخیز مردمی در سال ۸۸ است.

    ۶- برنامه ریزی سپاه در تخریب و ویرانی کشور
    پاسداران را باید آدم کش، غارتگر و قاچاقچی نامید. این گروه فرصت طلب به هم آمده که هرکدام در گذشته در تاریکی و بدبختی به سر می بردند کشورمان را به کلی قبضه کرده و در اختیار خود در آوردند. سوای گروه اندکی از آنان که در جنگ ایران و عراق برای حفاظت و نگهداری از مام میهن از هیچ فداکاری و از خود گذشتگی کوتاهی نکردند، گروه بسیاری راه دوم یعنی زد و بند و تاراج مملکت را پیشینه خود ساختند. در این باره می توان دست کم یک کتاب پرحجمی نوشت و کارهای ضد میهنی و ضد مردمی آنان را به نگارش در آورد.
    شمار زیادی از آدم کشان و سرکوبگران رژیم خونخوار اسلامی را در این ویدیو می شناسید و به هویت کثیف آنان برید.پی می
    قاچاق موادمخدر
    اگر در ایران اعتیاد، افسردگی، خودکشی، درماندگی، و دزدی و فحشاء دیده می شود نتیجه پخش و گسترش تریاک، هروئین، ماری جوانا، مواد مخدر و ویران کننده دیگر در میان خانه و خانواده ها است که در این راه دروازه های ایران به روی کشورهای همسایه باز و کشت خشخاش و پرورش تریاک و ساخت سموم دیگر در افغانستان دهها بار از زمان حکومت طالبان به بعد از برکت خریداری و سرمایه گذاری سپاه جنایتکار پاسداران زیر پوشش مجتبی خامنه ای بیشتر شده است.
    پاسداران نه تنها به مسموم کردن، به فساد و تباهی کشاندن و نسل کشی ایرانیان نپرداختند. بلکه با قاچاق مواد مخدر به کشورهای دیگر جهانی را در این فرسایش ضد انسانی شریک ساختند. این فساد و همه گیر شدن اعتیاد به مواد مخدر از برکت لطف پاسداران هم اکنون در بیشتر کشورهای اروپائی دیده می شود و خرید و فروش مواد مخدر علنی است و در میان جامعه به ویژه قشر جوان اروپایی به آسانی دیده می شود. گزارش ار اف فرانسه در این باره است.
    از آنچه گذشت:
    مجتبی خامنه ای یک آخوندک بی شرف و غیر انسان ابر جنایتکاری است که با تسط و در اختیار خود گرفتن پاسداران، و بسیجی ها، و مزدوران فرصت طلب جنایتکار و هرگونه توطئه و برنامه ریزی علیه افرادی چون رفسنجانی و دیگر ملاها که زیر پرچم او قرار نگرفته اند و همچنین جنایت های بیشماری چون فرو نشاندن و سرپوش گذاشتن بر روی انقلاب مردمی در سال ۸۸،
    اسید پاشیدن بر چهره و دست دختران و زنان اصفهان، یورش و حمله به زنان کم حجاب در خیابان ها، دستگیری و تجاوز بدانان در زندان های بیشمار رژیم، و برنامه ریزی و اجرای قاچاق مواد مخدر به کمک و راهنمایی پاسداران بی وطن، ایران و بسیاری از کشورهای دیگر را به لجن و کثافت کشانده است. جنایتی نیست که سر خط و آغاز آن از مجتبی خامنه ای نباشد. توطئه، دستگیری، آزار و اذیت، و شکنجه و قتلی نیست که با خواست و اشاره این حیوان انسان نما انجام نشده باشد.
    نکته پایانی:
    گرچه خامنه ای خود جنایتکار قرن است و در چند دهه گذشته تا کنون صدها و صدها انسان شرافتمند و بیگناه و بسیار میهن پرست را به دلیل آن که با سیاست او اندکی مخالفت کرده اند نیست و نابود نموده، ولیکن بالاتر و برتر از او ابر جنایتکار قرن مجتبی خامنه ای است که درهمه فساد و تباهی جامعه و فروکش ارزش های اخلاقی و نابودی اقتصاد و فرهنگ کشور دست داشته است. به جرأت می توان گفت که اگر آخوندها رامارهای خطرناک جامعه خود بنامیم، مجتبی خامنه ای سر این مارهاست که تا از بدن مارها ی دیگر جدا نشود مردم ما در قٰعر بدبختی، فساد، و تباهی غوطه ور خواهند بود.

     
  103. هیچ تعجب نکنید. این اسلام راستین است: متهم اول پرونده فساد پتروشیمی “در نهاد زیرنظر رهبر جمهوری اسلامی سمت داشته است”. تا بوده همین بوده.

     
  104. سفیر سابق ایتالیا در عراق اطلاعات تحریف‌شده بی‌بی‌سی درباره قاسم سلیمانی را منتشر کرد

    مارکو کارنلوس، سفیر سابق ایتالیا در عراق در گزارشی اطلاعات اصلی را که بی‌بی‌سی در یک مستند درباره حاج قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران تحریف کرده ارائه داد.

    به گزارش گروه بین‌الملل باشگاه خبرنگاران جوان، مارکو کارنلوس،سفیر سابق ایتالیا در عراقدر گزارشی اطلاعات اصلی را که رسانه دولتی بی‌بی‌سی در قالب یک مستند درباره حاج قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تحریف کرده ارائه داد.

    کارنلوس که سابقاً مشاور چند نخست‌وزیر ایتالیا در مسائل غرب آسیا و شمال آفریقا بوده در این یادداشت در پایگاه «میدل‌ایست‌آی»، آقای سلیمانی را یک «استراتژیست زبده» توصیف کرده و دیدگاه ارائه‌شده در برنامه بی‌بی‌سی درباره او و نقش ایران در خاورمیانه (غرب آسیا) را «ساده‌انگارانه» خوانده است.

    او در بخش آغازین این تحلیل نوشته مستند بی‌بی‌سی حاوی اطلاعات جدیدی نیست و بخش زیادی از روایتش را همان چیز‌هایی تشکیل می‌دهد که سال‌ها پیش هم گفته شده. کارنلوس در ادامه می‌نویسد: «مشکل اصلی [این مستند]آن است که رویدادهایش را از چشم‌اندازی منحصراً غربی روایت می‌کند. حتی از یک عضو سپاه پاسداران یا یک مقام ایرانی کلامی نقل نمی‌شود.»

    دیپلمات ایتالیایی، این شیوه روایت را بازتابی از مشکلی بزرگ‌تر و رایج در تفکر جهان غرب درباره ایران و غرب آسیا می‌داند. او می‌نویسد: «این نوع روایتگری، منعکس‌کننده نقائصی است که گاهاً در سیاست‌های آمریکا و غرب در قبال ایران و درنگاهی کلی‌تر خاورمیانه وجود دارد: ساده‌انگاری و دوپاره‌سازی غیرضرور میان نیکی و پلیدی.»

    وی در توضیح درباره استدلال خود می‌نویسد: «به مخاطبان بی‌بی‌سی و در سطح وسیع‌تر به عموم مردم در جهان غرب این استدلال ارائه می‌شود که همه مشکلات در منطقه فقط از یک ام‌الفساد- خواه یک دولت باشد یا یک گروه، یا چنانکه در این مستند گفته می‌شود، یک نفر- سرچشمه می‌گیرند.»

    مارکو کارنلوس دلیل اتخاذ چنین رویکردی را نیاز جهان غرب به دشمن‌سازی دانسته تا بتواند افکار عمومی را علیه ارزش‌های متفاوت با خود، بسیج کند.

    او، علاوه بر این می‌نویسد: «روایت جهان غرب درباره ایران و سلیمانی را تا حد زیادی منابع اسرائیلی، بدون راستی‌آزمایی‌های جدی تولید می‌کنند. مستند بی‌بی‌سی هم از این قاعده مستثنی نیست: روایت اصلی آن را دنی یانتوم، رئیس سابق موساد تدوین کرده است. به مخاطبان گفته می‌شود که هر بحرانی در منطقه توسط سلیمانی مهندسی می‌شود. برخی از شخصیت‌های آمریکایی از این روایت حمایت می‌کنند اگرچه آن‌ها دست‌کم برای توانمندی‌های سلیمانی، قدری هم حرمت قائلند.»

    کارنلوس درباره سخنانی که «دیوید پترائوس»، اولین فرمانده نیرو‌های آمریکایی در عراق در مستند بی‌بی‌سی در خصوص سردار سلیمانی مطرح کرده هم اظهارنظر کرده است: «یکی از بخش‌های جالب مستند آنجا است که ژنرال دیوید پترائوس پیامی از سلیمانی را بازگو می‌کند مبنی بر اینکه فرمانده سپاه قدس از او خواسته برای مدیریت بهتر اوضاع خاورمیانه مستقیماً با او وارد مذاکره شود.»

    وی در ادامه می‌نویسد: «پترائوس در جلسه‌ای با سیلویو برلوسکونی در سال ۲۰۰۸ هم درباره همین پیام بحث کرده و گفته بود ”تازه خبردار شده قاسم سلیمانی چه نقش مهمی در تحولات خاورمیانه دارد”. یعنی پترائوس که معمار افزایش نیرو‌های آمریکا در عراق است یک دهه بعد از رسیدن سلیمانی به فرماندهی نیروی قدس دارد از او درس یاد می‌گیرد؟ پس جای تعجب ندارد که سلیمانی توانسته اینقدر آزادانه مهره‌هایش را در منطقه چیده و بر دشمنانش چیره شود.»

    سفیر سابق ایتالیا در عراق در ادامه بر اساس تجربیاتش در عراق، یکی دیگر از اطلاعات غلط مستند بی‌بی‌سی را زیرسوال برده است.

    او می‌نویسد: «مقام‌های آمریکایی که بی‌بی‌سی با آن‌ها مصاحبه کرده از دشمن ایرانی‌شان تصویر فردی مشتاق برای برقراری رابطه با خودشان ترسیم کرده و گفته‌اند که آن‌ها به صورت سیستماتیک این درخواست‌های او را رد کرده‌اند. بر اساس تجربیاتی که در عراق داشته‌ام، دقیقاً عکس این درست است.»

    کارنلوس می‌افزاید: «طی بیش از دو سالی که در بغداد بودم مقام‌های آمریکایی بار‌ها از من خواستند پیام‌هایی را به شبه‌نظامیان شیعه منتقل کنم و اکثراً می‌خواستند ترتیب گفت‌وگوی مستقیم با همتایان ایرانی‌شان را بدهم. این درخواست‌ها به صورت منظم توسط دو سفیر ایران که من با آن‌ها در تعامل بودم و گفته می‌شد عضو سپاه هستند و دستورات سلیمانی را اجرا می‌کنند، رد شد.»

    مقام سابق ایتالیایی در بخش پایانی یادداشت خود به توصیف ویژگی‌ها و قابلیت‌های سردار سلیمانی پرداخته است.

    او می‌نویسد: «جای هیچ شک وجود ندارد که سلیمانی یک فرمانده نظامی فوق‌العاده است. افرادی که بار‌ها با او تعامل داشته‌اند از جمله موافق الرباعی، مشاور امنیت ملی سابق عر

    اق سه ویژگی اصلی او را در این‌ها خلاصه می‌کنند: ”به طرز هراس‌آوری باهوش، از لحاظ ایدئولوژیک با انگیزه و مهم‌تر از همه صاحب ترکیب نادری از توانمندی‌های تاکتیکی و استراتژیک. ”

    وی همچنین خاطرنشان کرده قاسم سلیمانی با آنکه فردی به شدت با استعداد است «تکرو» نیست و بدون حمایت نظام سیاسی ایران نمی‌توانست به این جایگاه دست پیدا کند. اوهمچنین در توضیح بیشتر درباره ویژگی‌های سردار سلیمانی نوشته است: «سلیمانی آدم جزم‌اندیشی نیست. او آراسته به شجاعت، فروتنی، تعهد انقلابی و همدلی با کارکنانش است. او انگیزه‌دهنده‌ای قوی و مستمعی صبور است که گفتگو‌های میان شبکه وسیعی از طرف‌ها در عرصه میدانی را تسهیل می‌کند- خصائلی که گاهاً در دشمنان اسرائیلی و عرب او یافت نمی‌شوند. اصلی‌ترین دلیل موفقیت او توان منحصر به فرد او برای بهره‌گرفتن از اشتباهات بی‌شماری است که همین دشمنان مرتکب می‌شوند.»

     
  105. اين دومين باريست كه مي فرستمت سلام
    ليكن نكردي ادب منتشركني بار اول سلام

    من رهگذري بيش نيستم اي پيامبر ادب
    من درتوآنچه كه نديدم همان بود ادب

    درود ها وسلام هابه بندگان الله

    نه شاه مي خوايم نه ملاه

    مرده شور هردورابرد والاه

    چقدرستمكشي اي الله
    سيسال بس است والله

    همين را گفته است الله
    بجنبيدتابيش نخوريد ازملاه

    دست خودتان است حل مشگل والله
    اينقدرشكوه نكنيدازحزب الله

    بي عرضه ايد همتان والله
    همت كنيدبلندشويد باذن الله

    توكل كنيد همگي براين الله
    پيشنهاددهيدبه نماينگان قلابي همان الله

    مي گويم چه پيشنهادي كه پسنددخدايمان الله :

    سركردگان نظام طاغوتي اگر دلشان براي اين ملك وملت مي سوز چنانكه درسخنرانيشان مي نمايانند .

    بهترين راه براي برونرفت ازاين بحران سياسي واقتصادي ؛ اعلان كناره گيري محترمانه ازحكومت جائرانه است.

    وواگذاري تعيين نوع حكومت به مردم مي باشد. واعلان رفراندوم وهمه پرسي است ميان چندگزينه :

    1- حكومت شاهانشاهي مشروطه مثل حكومت انگلستان .شاهي فقط تشريفاتي باشدشاه درآن بالا بنشيند ويك مستمري ازدولت داشته باشدففط . اين گزينه براي دلخوشي شاه طلبان وياسلطنت طلبان است .

    2- همين جمهوري اسلامي باشد كه هست . اين گزينه هم براي دلخوشي هواداران ذوب درولايت است .

    3- جمهوري دموكراتيك سكولار دموكراسي باهمه اركانش ؛آزادي ،استقلال ،تحزب ،آزادي رسانه ها ومطبوعات .
    كه دين وآئين ومذهب هيچگونه دخالتي درسياست نداشته باشد ؛ وسياست هم هيچگونه تعرضي به دين ومراسمات ديني نداشته باشد، مومنين وملايان هردين درمعابدومسجدشان مشغول عبادات وراز ونيازشان بامعبود يكتايشان باشند.
    اين هم براي خوشدلي سكولاريست هاي وطني وغيروطني است.

    4- جمهوري اسلامي بدون ولايت فقيه ياغيرفقيه .

    بابررسي قانون اساسي وحذف اصول ولايت واصلاح تضاد وتناقاضت آن وتكميل آن كه بااصل منشور حقوق بشري تضادي نداشته باشد ورهبري قواي مصلح بانماينده گان سه قوه مجلس وقضائيه ومجريه باشد. اين گزينه هم براي خوش آمدن متدينان ومسلماناني است كه اكثريت را تشكيل مي دهند .

    اين چهار گزينه به راي عموم گذاشته شود باناظري بي طرف ازسازمان بين الملل نظارتگري نمايد ،واكثريت آرائ ملت به هريك ازاين گزينه هاراي دادند همان گزينه نوع جكومت براي عموم ملت انتخاب شود .وحق جرزني هيچ يك ازطرفداران گزينه هاي ديگر نباشد .

    به نظر مي رسد اين راه حلي محترمانه هم براي ملت است كه بدون خشونت ورزي واغتشاش وتخريب سرمايه كشوراست .وهم براي حاكمان حكومت ستم كه بيش ازاين به خشونت ورياكاري وغارتگري وهتاكي وسفاكي نپردازد ودستش بيش زاين به رنج ملت درازنكندوبخون ملت نيالايد .
    رهگذر

     
  106. یاران جان درود

    راستی چرا هیچ کس از کشته شدن کودکان سالخوردگان زنان و

    غیر نظامیان آلمانی در اواخر جنگ دوم جهانی با بمباران یا حملات

    زمینی روس و آمریکا کشته شده نه سخنی میگویند نه دلی میسوزانند.

    شاید جرم بزرگشان رای نود هشت ودو دهم در سدی به هیتلر باشد .ژاپنی

    بیچاره که به امپراتور رای نداده بود آنها چرا؟شاید جرمشان کامیکازه بازی

    وجان باختن برای امپراتور که نه نماینده الله که خود خود الله بود باشد .
    ——-
    آیا جنایات داعش و القاعده و طالبان و جمهوری اسلامی که همه در پی

    پیاده سازی دستورات الله برمبنای کتاب و رفتار فرستاده الله هستند باعث

    نشده است که بسیاری این کشتار ها را عکس العمل رفتار و اعتقادات خود

    مسلمانان بدانند. چگونه یک مسلمان معتقد میتواند در جامعه ای که لاییک

    وبی خدا و حتا ضد خدا یا پرستندگان اهریمن است زندگی کنند و از

    مزیت های آن استفاده ویا حتا مستمری بگیرند؟.آنانی که مقیم قانونی اند که به

    قوانین غیر الهی متعهد و قسم خورده اند به زبان ساده هم الله و هم

    خرما را خواسته اند . بنا براین آن در سد کمی که به اسلام معتقدند و در

    غرب و شرق زندگی می کنند یا باید جاسوس و یا ویروسی در حال کیست

    به حساب آیند مانند همین دختر انگلیسی که به داعش پیوسته و سه

    داعشی آینده زاییده وبا کمال افتخار از کارش می گوید واجازه برگشت به انگلیس

    نه به بنگلادش را می خواهد .نمی توان همه سیاست مدارن غرب را

    ابله فرض کرد آنگاه که اشک تمساح برای کشته شدگان مسلمان می ریزند

    آنان هم انسان بودن خود رامی نمایانند هم متوجه رای این دو زیستان مسلمان

    هر چند اقلیت اندکی باشند هستند.کاش عبده و اسد آبادی وحسن بنا و شریعتی

    ( در لندن مرد) بودند تا ببینند چه تخمی پراکندند .در آینده لابد خواهیم دید که

    خارجه نشینان مسلمانان باید ثابت کنند که به هیچ وجه بخش های خشن

    و قتال را قبول نداشته و نخواهند داشت گر چه هم اکنون نیز مسلمان به افراطی و

    غیر افراطی تقسیم بندی شده و در سفارت خانه ها وکنسول گری ها مورد توجه

    ویژه است . چه نیکو گفت : آن که باد کاشت توفان درو کند. باش تا صبح دولتت…

     
  107. اخور: افتتاح رسمی ۴ فاز پارس جنوبی با حضور رئیس/* جمهور/*
    مش قاسم: تا بحال چنتا افتتاح رسمی فاز یک تا هزار پارس جنوبی رو خوندیم و شنیدیم؟ هزار بار. تا بحال چن بار شنیدیم چن نفر اونجا کار میکنن، چیزی از پارس جنوبی استخراج، واردات، صادرات شده؟ پولی ازش در آمده؟ چه مقدار و واسه کی؟

    /*: ک

     
  108. چوپان سردار/* شکست خورده: ایران اسلامی نخستین کشوری است که علیه نفوذ استعمار خارجی قیام کرد و توانست بساط آنها را از کشور جمع کند.
    مش قاسم: ایران اسلامی نخستین کشوری است که استعمار دینی را آغاز کرد و توانست بساط آدمکشان، دزدان، و شکنجهگران را در کشور پهن کند.

    /*: ک

     
  109. بیمه اوستا کریم!
    ———–———

    به عقل ناقص من، خداوند منّان آدمیزاد را از علق آفرید و افسارش را داد دستش. یک پیمانه عقل و یک انگشتانه وجدان هم در کوله اش نهاد که نه جای گله باشد. مکمّل هم برایش “انرژی حمایتی” پراکند که جایی دستش از زمین و آسمان کوتاه بود، اختیار نداشت، به فریادش برسد.
    انرژی حمایتی را به بها دهد. به انرژی مثبت. به آدم مثبت. به پندار و گفتار و کردار مثبت. انرژی منفی دافعه دارد و انرژی حمایتی را پس می زند. مثل جن و بسم الله. منفی باف همیشه دیگ چکنم اش به بار است و پشت ندارد.
    گور پدر قطب شمال، شما ماست تو بخور. قربون خدا و درویشش، شما توسل کن به انرژی حمایتی. از این دست بده و از آن دست پس بگیر. بیمه ی اوستا کریم کن. بیمه ی عمر و آتیه و شغل و سرمایه و سلامت و ثالث.
    انرژی مثبتِ بیشتر، انرژی حمایتی ی افزون تر. تا کار به معجزه می رسد. دیدم که می گم. شیشه را در بغل سنگ نگه می دارد. درد دردمندان را دوا. حاجت حاجتمندان را روا. مریضان بد احوال را شفا!

     
  110. روحانی: برجام کشور را از فصل هفت شورای امنیت نجات داد

    بوشهر- ایرنا – رئیس جمهوری گفت: در یک توافق بسیار مهم خدمتی بی نظیر تاریخی به کشور انجام شد که حاصل آن برجام و نجات دادن جمهوری اسلامی ایران در فصل هفت شورای امنیت سازمان ملل متحد است.

    به گزارش ایرنا، حجت الاسلام و المسلمین دکتر حسن روحانی شامگاه یکشنبه در نشست شورای اداری استان بوشهر افزود: 16 سال پیش امریکا کشور عراق را اشغال کرد و قبل از اشغال آن کشور را به فصل هفت شورای امنیت برد و هنوز دولت و ملت عراق گرفتار تبعات آن هستند .

    وی یادآورشد: باید قدر دیپلمات ها و نعمتی که حاصل تلاش شبانه روزی آنها بود را بدانیم چرا که یک کار تاریخی بزرگ و عظیمی انجام شد و امروز نیز امریکا برغم اینکه از این توافق خارج شد تمام کشورهای دنیا بجز سه چهار کشور رفتار هیات حاکمه امریکا را تقبیح و پایبندی جمهوری اسلامی به قوانین بین المللی را می ستایند.

    روحانی افتتاح ۴ فاز پارس جنوبی در یکروز را افتخار ملی دانست و با بیان اینکه توسعه صنعت گاز، برای تولید، محیط زیست و زندگی مردم بسیار مهم است، تصریح کرد: بدون برجام، افتتاح ۱۵ فاز پارس جنوبی در این مدت کوتاه امکان نداشت و ما نه در جنگ تحمیلی و نه در جنگ اقتصادی آغازگر نبودیم اما می ایستیم.

    وی با تاکید بر اینکه باید با مقاومت به آمریکا بفهمانیم مسیرش اشتباه است، اظهارداشت: کسی که جلوی دارو و مواد غذایی را می گیرد، جانی است و دستگاه قضایی، سران آمریکا و طراحان تحریم را به خاطر جنایت علیه بشریت، در داخل و خارج تحت پیگیرد قرار دهد.

    رئیس جمهوری گفت :دشمنان ایران اسلامی و هیات حاکمه امریکا بنداند ما راهی که رفته ایم درست و صحیح بوده است و قصد داریم با همه دنیا و آنهایی که می خواهند با رفتار خوب و احترم کنند مراوده داشته باشیم و اگر خدمت کنند ، فراموش نمی کنیم و اگر ظلم هم کنند در برابر آنها می ایستیم.

    وی افزود:بنظرم بالاترین نعمت کشور، مردم خوب و فداکار هستند که بواسطه تلفیق فرهنگ غنی ایرانی و اسلامی یک درخت تنومندی را برای کشور ایران ایجاد کرده است….

    http://www.irna.ir/fa/News/83246946

     
  111. نقل می شود که بهنگام خلقت، حضرت آدم خطاب به جنتی می گوید: “پیرمرد از آن طرف تر رد شو گِلی نشی”!

     
  112. با حضور رئیس جمهور و به صورت ویدئو کنفرانس؛

    33 پروژه زیربنایی و اقتصادی در استان بوشهر افتتاح یا عملیات اجرایی آن آغاز شد

    بوشهر- ایرنا – 33 طرح و پروژه زیربنایی و اقتصادی در سطح استان بوشهر با حضور رئیس جمهور و به صورت ویدئو کنفرانس، افتتاح و یا عملیات اجرایی آن ها آغاز شد.

    به گزارش ایرنا حجت الاسلام والمسلمین دکتر حسن روحانی عصر یکشنبه در جلسه شورای اداری استان بوشهر، دستور افتتاح 22 پروژه و آغاز عملیات اجرایی 11 پروژه اقتصادی و زیربنایی در حوزه‌های بهداشت و درمان، راه و شهرسازی، انرژی و نیرو، گردشگری، کشاورزی، صنعت و معدن و ورزشی را صادر کرد.

    رئیس جمهوری در ارتباط ویدئو کنفرانسی با شهرهای مختلف استان بوشهر، دستور افتتاح 26 پروژه بهداشتی درمانی، 6 طرح گردشگری، 450 طرح و پروژه کشاورزی ، 5 پروژه در حوزه راه و شهرسازی، یک طرح در حوزه صنعت و معدن، سه طرح در حوزه وزارت نفت و 2 طرح ورزشی را صادر کرد.

    همچنین در این جلسه با دستور رئیس جمهوری عملیات اجرایی 21 پروژه بهداشتی و درمانی، 3 پروژه در بخش کشاورزی، 2 پروژه راه و شهرسازی، 3 طرح در بخش صنعت و معدن و یک طرح در حوزه نیرو آغاز شد.

    مجموع این طرح ها در سطح استان برای 5109 نفر اشتغال ایجاد کرده است.
    در جلسه شورای اداری استان بوشهر با حضور رییس جمهور همچنین 14 تفاهم نامه در حوزه‌های کشاورزی و شیلات، اقتصادی و ‌تولیدی و ‌همچنین خدمات تخصصی فناورانه و پژوهش های کاربردی و مطالعاتی بین استانداری بوشهر و بانک‌های عامل، صندوق کارآفرینی امید، مرکز ملی فرش ایران، ایدرو و جهاد دانشگاهی امضا شد.

    http://www.irna.ir/fa/News/83246959

    —-
    پی نوشت:عکس های سلفی را بذار تو آلبوم و چیکار کن؟! بنداز بالا اون کلاه واقع بینی رو و تلاش هموطنانت توی این شرائط سخت رو ببین!

     
  113. رامین کامران
    یکی از پدیده هایی که در اپوزیسیون ایران شاهدش هستیم، مسئلۀ بی ثباتی سازمانی
    است. تا آنجا که به گروه های قدیمی نظیر جبهۀ ملی یا حزب توده یا چریکها فرضاً مربوط
    میشود، این بی ثباتی خود را به صورت از هم پاشیدگی، انشعاب و کلاً تعدد نشان میدهد.

    در مقابل، گروه های جدید اصلاً چندان نمیپایند و بعد از تشکیل، در فرجه ای کوتاه، پراکنده
    میگردند. ولی یک گروه هست که قدیمی بودنش باید مختصری در آن ثبات ایجاد کند، اما
    نوع فعل و انفعالاتی که در آن مشاهده میگردد، غیر عادیست و یه گروه های نوپا شبیهش
    میسازد: گروه پهلوی طلبان.

    نگاهی به سیر جابجایی گروه های پهلوی طلب، تصویر روشنی پیش چشممان خواهد
    نشاند. اول حزب مشروطه بود، بعد نوبت شورای ملی شد، بعد از آن فرشگرد سرش را
    بیرون آورد و حالا هم ققنوس آواز سر داده است. این رفتن و آمدن از بهر چه؟ اگر بنا بر کار
    جدی باشد و با آدمهای جدی که باید یک سازمان درست کرد و همان را در طول زمان رشد
    داد و تحکیم کرد. پس چرا نشد؟
    شاید بتوان گفت که حزب مشروطه از ابتدا، برای وارث تاج و تخت، مشکل آفرین ترین گروه
    بود. به این دلیل که تشکیلش با زحمات اشخاصی ممکن شد که به طور مستقل
    میکوشیدند تا دستگاهی بر پا کنند و در این زمینه، چندان منتظر رهنمودهای ملوکانه
    نبودند. داریوش همایون که در آن حزب نقش اساسی داشت و ردش را هم با وارد کردن
    مضامین لیبرال در آن باقی گذاشت، هوشمند ترین مشاور سیاسی بود که رضا پهلوی
    میتوانست به وی تکیه کند. ولی همین استقلال نسبی حزب مشروطه، امری که همایون
    با آگاهی تمام کوشش در حفظ آن داشت، بود که شاهزاده را به آن بی مهر کرد. در نهایت
    هم داستان تمامیت ارضی که باز همایون اهم میشمرد، صیغۀ طلاق را جاری کرد.
    شورای ملی که با اولین انتخاباتش بی آبرو شد و فرشگرد هم که زبانه کشید و خاموش
    گشت و ققنوس هم دیر یا زود به باقی خواهد پیوست. رد اصلی که از این گروه های یکبار
    مصرف بر جا مانده است، چهره های شاخص آنهاست که از میان چند ده یا صد نفر اولیه
    سر برآورده اند و در رسانه ها خودی نشان داده اند. عمر سیاسی این بازماندگان کشتی
    های غرق شده، بیش از خود گروه بوده، البته بدون اینکه بتوانند استقلال شخصیتی پیدا
    کنند و کاری صورت بدهند.

    همان عاملی که پهلوی را از حزب اصلی طرفدارش دور کرد، در موردگروه های دیگر هم
    عمل کرده، منتها با سرعتی بیشتر. دینامیسم این جایگزینی، در درجۀ اول از سیاست
    آمریکا متأثر است و از امیدی که برخی بدان بسته اند تا با یاری آن به جایی برسند. ولی، از
    این گذشته، در بین اعضای این گروهکهای جدید، پیوند به سلطنت، آن سابقه و استحکام
    قبلی ها را ندارد. آنها پهلوی دیده بودند و اینها از پهلوی فقط رضا را دیده اند. پیوندشان
    همانقدر سطحی است که سست و پس از چندی، اگر به آنچه که میخواستند، نرسیدند،
    بار سفر خواهند بست تا بخت خود را در جای دیگر بیازمایند، یا اینکه مستقیم برگردند بر
    سر کار و زندگی خود. کار سیاسی برای اینها فرصتی است برای ترقی، حاصل شد، چه
    بهتر، در حد انتظار نبود، باید امید برید و رفت جای دیگر، شرکت هواپیمایی، خرید و فروش
    مستغلات، خدمات کامپیوتری، یا…

    اینکه رضا پهلوی به هیچوجه نمیخواهد خود را در جایی درگیر بکند و بخصوص برای خود
    مشاور و حتی پیروی بتراشد که توقع داشته باشند به سخنان و عقایدشان توجه شود،
    بسیار روشن است. میاید، تأییدی میدهد و میرود. به صراحت هم میگوید بیش از این از من
    توقعی نداشته باشید. خودتان کار ها را بکنید، من در نهایت برای ایفای نقش ریاست
    جمهور یا سلطنت آماده هستم. او به هیچوجه نمیخواهد دارایی سیاسی خود را که ارث
    برده است، در جایی سرمایه گذاری بکند و به خطر بیاندازد ـ البته خطر نکردن باخت ندارد،
    ولی برد هم ندارد. از اینها گذشته، درگیر کار رهبری یا حتی ادارۀ این و آن گروه نشدن، با
    ادعای پادشاهی مشروطه نیز هماهنگ است و دستاویز خوبی برای طفره زدن از قبول
    هر مسئولیت.

    ولی آخرین و نه کمترین عامل که ناکامی پهلوی طلبان در سازماندهی را رقم زده است،
    نداشتن فرهنگ تجمع و تصمیمگیری متکی به خود است. وقتی دنبال استبداد میروید،
    نمیتوانید همزمان از مزایای دمکراسی هم که در اصل و اساس، روشی درست برای
    تصمیمگیری مستقل جمعیست، بهره مند گردید. مشکل چاره ندارد و بس.

    ۴ مارس ۲۰۱۹

     
  114. سلطنت خواه نیستم ولی از دروغ و حقه بازی بیزار.
    سروش و مهاجرانی دو شارلاتان که اولی از جیب مولوی خرج میکند.

    اول چیزی که بنظرم رسید اینکه در مدت صدرات و پادشاهی رضا شاه ومحمد رضا شاه جنگی اتفاق نیفتاد هرچند زمینه آن حد اقل بین ایران وعراق بود و سعی میکردند بین دوبلوک شرق و غرب بازی کنند، واما خمینی از روز نخست در صدد صادر کردن انقلاب را داشت تا امت اسلامی را گسترش دهد و اولین پرش او بسوی عراق بود و نتیجه………

    آخوند ها با رضا شاه مخالف بودند زیرا قدرتی که در عهد قاجار داشتند تضعیف شد و مهمتر قوه قضاییه مستقلی تاسیس شد که تحت تسلط آخوند ها نبود، رضا شاه اگر کم سواد بود ولی اطرافیان او اغلب درخارج تحصیل کرده و مسلط به یکی دو زبان خارجی و کاردان ولی اصحاب خمینی افرادی مزدور و پادو چون حسین فرج اله دباغ متخلص به شروش که امروز لابی رژیم در آمریکاست و مهاجرانی که لابی در لندن هست.

    حکومت اسلامی آخوندی از روز اول دروغ را در برنامه داشت حتی قبل از آن چنان که سینمای آبادان را خود به آتش کشیدند و رژیم شاهنشاهی را متهم کردند و بر منبر ها عربده کشی و نیز مسجد کرمان، سر قبر رضا به موسی در مشهد بمب ترکاندند و به مجاهدین نسبت دادند و چند تا مجاهد را هم ازین قرصت خود ساخته اعدام کردند.

    تصورم برین است که سروش قبل از فاجعه 57 مدت مدیدی ایران نبوده و نا آگاه و یا بدروغ جیغ میکشد و احساس خطر از طرف رضا پهلوی میکند که ممکن است او کاوه ایران باشد وسیستم که او و مهاجرانی هم از اعضای آنها هستند نابود شود که خواهد شد هم اکنون در حال قروپاشیست و سقوط محتوم آن دیری نخواهد پایید.

    در ایران تنها پسران به مکتب میرفتند و همین هجویات دینی و قران یاد میگرفتند تا اینکه در زمان محمد شاه قاجار اولین مدرسه اروپایی توسط کشیشی در رضاییه افتتاح شد و دومی در تبریز و ناصرالدین شاه که باچند سفر به اروپا چشم وگوشش باز شده بود در فکر تاسیس دارالفنون بود و بهمت امیر کبیر ولی نباید تلاشهای میرزا حسن رشدیه را از یاد برد و مدرسه گشایش یافته ابتدایی بود با معلمان اتریشی و تاسیس دبیرستان آن زمان مظفرالدین شاه بود چون یکروز و یک سال نمیشد شاگرد و کادر را زیاد کرد و بالابرد و مظفر الدین هم سه سفر اروپایی داشت،آخوند ها با مدارس جدید مخالف بودند زیرا سواد آنهم مکتبیش را فقط مختص خو میدانستندکه مردم محتاجشان باشند و رشدیه صدمات زیادی ازین قوم دریافت کرد.

    آقایان سروش ومهاجرانی ما زندهایم و از 56 تا کنون را نیک میدانیم حتی فتنه 42 را که خمینی ضد رفورمهای شاه چون برابری زن ومرد بود آیا مصدق هم ضد زن بودآیا مصدق هم در رساله اش میگفت با کودکان شیرخوار لواط کنید یا دختر زیر 9 سال را اگر افضا کردید یعنی جلو و عقبش را یکی کردید رها کنید؟ شرم بر شما جاهلان ،آنچه شما بیان میکنید جز پرت وپلا نیست، در دوره پهلوی دوم ایران تا سال 50 در آمد چندانی نداشت ولی از آن هنگام که در آمد نفتی افزایش یافت همه ایران کارگاه بود.
    12 سالی داشتم با پدرم به بندعباش رفتیم از نایین به آنطرف خاکی بود در 18 سالگی رفتم اینبار از نایین تا بندعباس هم اسفالت بود، خود شهر بندر از فلکه شاه حسینی شروع میشد ولی عید 58 که رفتم شقو و و نیر آباد همه تا دوراهی میناب شهری سازی شده بود و آنهم زیبا.
    56 رفتم بوشهر از 10 کیلومتر کارگاه و ساختمان سازی خانه وشرکت بود، شهر صنعتی قزوین که ده ها هزار مهندش ،تکنسین،کارمند و گارگر کار میکردند، شهر صنعتی ساوه، شهر صنعتی رشت و شهر صنعی ابهر و………….. و آریاشهر اصفهان برای ذوب آهنی ها، شاهین شهر اصفهان برای مسکن ، 55 رفتم چاه بهار هزاران هزار کارگر وکار فرما در حال کار برای پایگاه بو دند، همه ایران کارگاه سازندگی بود و مردم انضباط و کار کردن را یاد گرفته بودند.

    انتخابات هم همانند بیشتر کشورهای اروپایی بود نه اینکه پوسیده ای از دوره پارینه سنگی چون جنتی تعیین کند چه شخصی صلاحیت کاندید شدن دارد یعنی گوش بفرمان وپادو ومزدور باشد، فردی سگی را بر مرغزاری دید حال واحوال باش کرد گقت سگ فلان خان ام، فرد بهش گقت تو که چمن میخوری سگ خودت باش، حالا این دونفر رانده ومانده هنوز پارس برای ولی فقیه میکنند.
    بلی یادم می آید که تیمساری که رییس شهربانی اصفهان و بدنبال مشهد و در بازنشستگی بعد از ترور فاتح یزدی مدیر کارخانه ریسندگی بافندگی کرج شد تمایل به نمایندگی از طرف مردم در مجلس شورای ملی داشت و آن موقع انجمن شهر باید شخص داوطلب را تایید میکردند و سوئ پیشینه هم نداشته باشد و تحصیل وکارایی را هم خود بسمع انتخاب کنندگان برساند ولی انجمن این شهر درجه3 او را رد کردند زیرا 6 ماه در محل سکونت نداشت، سه حزب هم وجود داشت ایران نوین، مردم و پان ایرانیسم محسن پزشک پور.

    یا سروش از فقر مردم در قبل از فاجعه 57 گوید، ما نشنیدیم که در آنسالها مردم کلیه و کودکانشان را بفروشند و دخترانشان در کشورهای مجاور به روشپی گری روی آورند که از فقر و بیچارگیست، یک نکته ای هست که در همه کشورها فساد هست زمان شاه هم کسیکه شرکت ساختمانی داشت و مثلن اسفالت جاده ای را میکرد با کارفرماش زد وبند میکرد ویک سانتیمتر اسفالت کمتر میریخت ویا دوپل را حدف میکرد ولی این در سطح بالا کمتر بود، مردم هم دزدند یادم میاد در وزارت داریی روزی وروزگاری 200 نقری را با گرفتن 2000 تا5000 توان از هر نفر استخدام کرده بودند وروزیکه آمدند پست بگیرند همه را آگاهتوقیف کرد و استخدام کنندگان متقلب روانه زندان، در نیروی دریایی افسرانی را که سود جویی کرده بوند زندانی کردند و برای همیشه بیکار، رییس یک بخش راه آهن تهران که دزدیش بر ملا شده بود خود کشی کرد، در اصفهان فردی که سئوالات دیپلم را فروخته بود تو سط آگاهی روانه حبس شد

    کار دز زمان محمد رضا شاه این هم از آن نامهای مردم گول زن است، شما در یک صبح اداری میتوانستید 5 جا کار کنید ، کارگر و راننده از کره جنوبی آنهم هزاران هزار وارد کرده شد، هندی و افعانی در تهران مشعول

     
  115. همراهی آمریکا با عراق در ماجرای حلبچه

    حسین_باستانی

    در ۲۵ اسفند ۱۳۶۶، ارتش عراق شهر کردنشین حلبچه در کردستان عراق را بمباران شیمیایی کرد و حداقل ۵ هزار نفر از ساکنان این شهر را کشت. این بمباران، یک روز بعد از آغاز عملیات والفجر ۱۰ از سوی ایران –با همکاری کردهای عراقی مخالف صدام حسین- صورت گرفت که باعث عقب راندن نیروهای ارتش عراق از این شهر شد.

    بعد از بمباران حلبچه، شورای امنیت به مدت ۷ هفته موضعی در مقابل این حمله نگرفت. حتی پس از آن هم، از مقصر دانستن حکومت صدام حسین خودداری کرد و درعوض، به محکوم کردن “ادامه استفاده از سلاح های شیمیایی در مناقشه میان جمهوری اسلامی ایران و عراق” پرداخت. شورای امنیت، در ادامه از “هر دو طرف” خواست از “استفاده بیشتر از سلاح های شیمیایی خودداری کنند”.

    واشنگتن پست در بررسی مفصلی که در ۱۷ ژانویه ۲۰۰۳ منتشر کرده تاکید دارد که تحلیل هزاران سند پلیس مخفی عراق که (قاعدتا بعد از جنگ اول خلیج فارس) به دست آمریکایی ها افتاده، اسناد ازطبقه بندی خارج شده دولت آمریکا و مستندات دیگر نشان می دهد که آمریکا شکی نداشته حمله شیمیایی به حلبچه کار عراق بوده است.

    بعد از این حمله شیمیایی، ایران که شهر را در اختیار داشت، انبوهی از خبرنگاران غربی را به حلبچه دعوت کرد. صحنه های تکان دهنده شهر، به فاصله چند روز در بخش های خبری اصلی شبکه های تلویزیونی دنیا و از جمله آمریکا به نمایش در آمد.

    با وجود این، موضع واشنگتن بعد از حمله شیمیایی عراق به حلبچه این بود که ایران نیز در حمله سهم داشته و مقام های وزارت جنگ، در مصاحبه های گوناگون با شبکه های خبری، بر این ادعا پافشاری کردند. یک سند دولت آمریکا که در سال ۲۰۰۳ از طبقه بندی محرمانه خارج شده نشان می دهد که دیپلمات های آمریکا دستورالعملی را از وزارت خارجه دریافت کرده بودند که بر لزوم پافشاری بر این موضع در گفتگو با متحدان آمریکا و پرهیز از “بحث درباره جزئیات” تاکید داشته است.

    مجله فارین پالیسی، در گزارشی در ۲۶ اوت ۲۰۱۳، به توضیح اسنادی پرداخت که از نقش غیرمستقیم آمریکا در اقدامات ارتش عراق در کردستان عراق در ماه های پایانی جنگ حکایت دارند. مطابق این اسناد در سال ۱۹۸۸، ماهواره های جاسوسی آمریکا کشف کرده بودند که ایران با استفاده از شکافی در خطوط دفاعی عراق، در آستانه یک پیروزی استراتژیک است. به نوشته فارین پالیسی دولت آمریکا در این مقطع، با “اطلاع کامل” از اینکه ارتش عراق برای متوقف کردن ایرانی ها از سلاح های شیمیایی استفاده خواهد کرد، محل استقرار نیروهای ایرانی را به عراقی ها اطلاع داده است.

    هرچند فارین پالیسی مشخص نکرده در چه ماهی از سال ۱۹۸۸ ایران قصد نفوذ استراتژیک به داخل عراق را داشته، اما تنها عملیات تهاجمی بزرگ ایرانی ها در سال ۱۹۸۸، عملیات والفجر ۱۰ بوده که در اسفند ۱۳۶۶ (مارس ۱۹۸۸) صورت گرفته و عقب زدن عراق از حلبچه، از جمله دستاوردهایش بوده است.

    در نتیجه، به نظر می رسد اطلاع آمریکا از امکان واکنش شیمیایی عراق به عملیات در دست انجام ایران در سال ۱۹۸۸، درواقع پیش بینی همان چیزی بوده که در عمل، به فاصله کوتاهی در حلبچه اتفاق افتاده است.

    yon.ir/ZXDrO

    ===
    پی نوشت: این امریکای جنایتکاری است که برخی از ساده اندیشان سیاسی داخلی برای اصلاح جامعه ایران بانتظار او و حسن نیت نشسته اند،از آنسوی آبها در جهت تامین منافع نامشروع خود در این منطقه دخالت می کند و بانی چنین جنایت های چندش آور تاریخی است،در عین حال به دخالت منطقه ای ایران گیر می دهد! و منادی حقوق بشر در جهان است!
    ساده اندیشان داخلی بیشتر امریکا را بشناسند!

     
  116. آقای مصباحی مقدم به سخن اقتصاددانان، متخصصان و کارشناسان، گوش دهید!

    ✍️ احمد حیدری

    ✅ آقای مصباحی مقدم عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در باره سخنان راجع به FATF در فضای رسانه‌ای کشور، گفته است: «عموم مردم حق اظهار نظر در مسائل کشور را دارند اما با کوچه بازاری کردن مبحث FATF مخالفم».

    به ایشان عرض می‌کنیم:

    ✅ آقای مصباحی مقدم اینها سخنان کوچه بازاری نیست، سخن اقتصاددانان و متخصصان کشور است! به چند نمونه توجه کنید:

    ✅ 1. دکتر جمشید پژویان، اقتصاددان و رئیس پیشین شورای رقابت: :جای تاسف و تعجب دارد که گروهی بدون توجه به مشکلات جامعه و گرفتاری هایی که برای مردم به ‏وجود آمده است، به جای نقد و ارایه نظر، تخریب و سیاه نمایی و حتی اتهام زدن را در دستور کار خود قرار داده‌‏اند و… و در راستای ‏همین رفتارهای‌شان، موضوع مهمی چون ‏FATF‏ همچنان بلاتکلیف مانده و زمزمه هایی مبنی بر عدم تصویب اش ‏شنیده می شود.»

    ✅ 2. دکتر فرشاد مؤمنی اقتصاددان: «عدم عضویت در FATF از هیچ جنبه‌ای به صلاح کشور نیست. با نفی FATF ثابت می‌کنیم ایران کشوری است که می‌خواهد به قاعده‌های شفاف‌سازی و اطمینان دهنده«نه» بگوید. با صراحت می‌گویم هر کوششی که پیوستن و اصل عضویت ایران به FATF را زیر سؤال ببرد نه تنها خدمت به کشور تلقی نمی‌کنم بلکه از بسیاری جهات شائبه خیانت را هم در آن پررنگ می‌بینم».

    ✅ 3. دکتر پازوکی اقتصاددان: «شفافیت مهم است. وقتی سیستم بانکی دست خودمان است باید بتوانیم پول‌های کثیف را رصد کنیم.اصلا FATF مبارزه با پولشویی است. رییس جمهوری قانونی مملکت که 24 ملیون رای دارد می گوید fatf به نفع منافع ملی است. شورای امنیت ملی می گوید به نفع ماست، اکثریت مجلس هم آن را تصویب کرده، اما عده ای جوی درست کرده اند که اگر کسی از fatf دفاع کند، فکر می کنند اجنبی است».

    ✅ 4. دکتر همتی رئیس کل بانک مرکزی: «پذیرش FATF به نفع ماست زیرا همه کشورها این را پذیرفتند و ما هم دوست نداریم وارد لیست سیاه شویم؛ اگر این مساله تصویب نشود اثر خوبی نخواهد داشت».

    ✅ 5. دکتر پویا جبل‌عاملی، اقتصاددان حوزه پولی و بانکی: «برای برقراری تعامل با بانک‌های دنیا مجبور هستیم معیارها و استانداردهای بین‌المللیFATF را رعایت کنیم چرا که اگر طرف‌های بانکی ما در خارج از ایران بفهمند که ایران قائل به آن معیارها نیست، روابط خود با ما را قطع خواهند کرد».

    ✅ 6. دکتر کمیل طیبی، عضو گروه اقتصاد دانشگاه اصفهان: «اقدامات دولت مبنی بر یافتن راهی برای برقرای تعاملات و ارتباطات بین‌المللی منطبق با خواست جامعه ما است، چرا که اکنون جامعه ما حق خود می‌داند تعاملات بین‌المللی بیشتری با کشورهای مختلف دنیا برقرار کند»

    ✅ 7. دکتر حیدر مستخدمین حسینی – اقتصاددان: «به عنوان یک کارشناس قطع به یقین قهر کردن با نهادهای بین‌المللی را توصیه نمی‌کنم و معتقدم اگر ایران همچنان در لیست تحریم‌های FATF باقی بماند مشکلات مضاعفی بر اقتصاد کشور تحمیل خواهد شد.»

    ✅ 8. دکتر محمد قلی یوسفی، استاد اقتصاد دانشگاه علامه: ««نقل و انتقال پول به صورت شفاف و مبارزه با پولشویی»، «جلوگیری از قاچاق»، «جلوگیری از فعالیت‌های تروریستی» و «کمک به بهبود روند فعالیت‌های تجاری و اقتصادی» از جمله فوایدی است که تعامل با FATF برای کشورها به همراه دارد.

    ✅ 9. دکتر کامران ندری، معاون پژوهشکده پولی و بانکی:
    توصیه‌های FATF در چارچوب اقتصاد مقاومتی می‌گنجد. می‌توانیم از طریق عملی کردن توصیه‌ها و استانداردهای FATF، مبارزه با پولشویی و مقابله با فساد را هم با جدیت بیشتری پیگیری کنیم».

    ✅ 10. دکتر طهماسب مظاهری، وزیر اقتصاد پیشین: «مهم ترین پیامد مثبت عضویت ایران در FATF معرفی کشورمان به عنوان جزیی از کشورهای پیشرو در مبارزه با پولشویی در جهان است و به جهانیان ثابت می‌کند جمهوری اسلامی در نظام اقتصادی خودش اجازه ورود پول فاسد، تروریسم و مواد مخدر را نمی‌دهد».

     
  117. در ارتباط با برنامهَ چالنگی.
    اینکه حکومت اسلامی ایران باعث و بانی شکلگیری بسیاری از سازمانها و گروهای تروریستی بوده و هست درست٬ اینکه مسلمانان تندرو در بسیاری از نقاط جهان دست به ترور زدند و میزنند درست و و و و. ولی این چیزها دلیل نمیشود که جنایت یک دیوانه نژاد پرست را توجیه کنید ( به حرفهای نوریزاده و چالنگی گوش کنید!). این دیوانه خود را ضد مهاجر میداند ولی به مسجد حمله میکنه! آیا تمام مهاجرین نیوزیلند مسلمان هستند؟؟!! ترور محکوم است حال چه توسط مسلمان چه بر علیه مسلمان.

     
    • هموطن۱ مثل اینکه طرف اولا خودش مسیحی راستگرا بوده و دوما رفته تو مسجد و تیراندازی کرده.بفرمائید غیره مسلمان در مسجد چه کار میکرده؟

       
  118. امیر حسین میرزایی

    امیر حسین میرزایی :

    فاشیسم در نیوزلند مسلمانان دو مسجد را قتل عام نمود
    حمله دهشتناک ضد مسلمان به یک مسجد مسلمانان در نیوزلند از طرف جریان فاشیست راست افراطی نژاد پرست شهروند استرالیا برنامه ریزی و به مرحله اجرا گذاشته شده است. در این حمله ۴۹ نفر از مسلمانان که مشغول برگزاری نماز جمعه بودند ترور شده اند. حمله تروریستی در نیوزلند یک هشدار جدی در مورد رشد فاشیسم نژاد پرست در سراسر جهان هست.
    کشتار مسلمانان در نیوزیلند به صراحت از برتری طلبی سفید پوستان آمریکایی که به مساجد مسلمانان،کنیسه یهودیان و دیگر اقلیت های مذهبی در آمریکا حمله میکنند الهام گرفته شده و در خدمت برنامه و اهداف فاشیستی برتری نژادی سفید پوستان آمریکا قرار دارد.
    ضروری است که همه ما خود را به چالش بکشیم. زیرا در آمریکا و سراسر جهان افرادی وجود دارند که تلاش میکنند این حمله تروریستی نژاد پرستانه سفید را بی ارتباط با سیاست قلمداد کنند و آنرا حرکت یک دیوانه روانی تجزیه و تحلیل کند. فاشیسم در سراسر جهان رو به رشد است، و نور افکنش در قلب و مرکز کاخ سفید امپریالیسم آمریکا قرار دارد. نماینده فاشیسم رژیم ترامپ-پنس هست که باید متوقف شود و این کاری است که با رفرم نظام سرمایه داری- امپریالیستی آمریکا دست یافتنی نیست. فاشیسم به همراه کلیه جناح های مختلف هیئت حاکمه آمریکا همچون حزب دمکرات و بقیه شان باید از قدرت به زیر کشیده شود و سرنگون شود. چنین برنامه ای ازطرف حزب کمونیست انقلابی آمریکا به رهبری رفیق باب آواکیان برای ساختن یک جنبش برای انقلاب در دستور روز قرار دارد .
    ما حرکت کشتار دهشتناک نژادپرستان سفید پوست به مسلمان نیوزلند را به شدت محکوم میکنیم . عروج و رشد روزافزون فاشیسم در سراسر باید متوقف شود و کمونیستهای انقلابی طرفدار سنتز نوین کمونیسم چه در آمریکا(همچون حزب کمونیسم انقلابی امریکا به رهبری رفیق باب آواکیان) و چه در کشورهای مختلف(از جمله ایران) برای متوقف کردن فاشیسم و رهایی بشریت با درسگیری از رشد فاشیسم هیتلری در آلمان و کشورهای دیگر در جنگ جهانی دوم، انقلاب کمونیستی و نه چیزی کمتر را در دستور روز قرار داده اند.
    گروه کمونیست‌های انقلابی سنتز نوین کمونیسم در ایران
    جمعه، ۲۴ اسفند ۱۳۹۷

    کانال کمونیسم نوین
    https://t.me/New_Communism

     
    • جناب این نسخه ایست که قرآن برای پیروانش دد مورد برخورد با غیره مسلمانان پیچیده.حالا چون یک غیره مسلمانی از نسخه پیچیده شده برای مسلمین بر علیه خودشون استفاده کرده شد فاشیست و نژاد پرست و…؟راستی اگر این فاشیست و نژادپرستی نام دارد برخورد محمد و قرآن و مسلمین با دگراندیشان و غیره مسلمین چیست؟بنظر من بهترین نسخه در برخورد با مسلمین همان نسخه قرآنشونه. کسانیکه به کشوری وارد می شوند و زنانشان را فاحسهفاحشه و مردانشان را فاسد می دانند و اگر بتوانند از خونشان نمی گذرند و به هر درزدی و جنایتی دست می زنند و به قوانین کشور احترام نمی گذارند و…راستی انتظار چه برخوردی از طرف مردم آن کشورها دارند؟چرا آقای روشنفکر یک لحظه خودت را جای آنها نمی گذاری؟مگر مردم ایران در این ۴۰ سال از دست اراذل و اوباش مسلمان کم کشیده اند؟کدوم فاشیست؟کدوم نژادپرستی؟اگر فاشیسم و نژادپرستی اینست پس دستورات قران و رفتار محمد و مسلمین با دگراندیشان را چه می نامید؟

       
      • خوانندگان ملاحظه کردند ذاتیات مزدک این سایتو؟! مزدک نه تنها اگر دست اش بقدرت برسد مسلمانان ایران و هموطنانش (یعنی 95 در صد از مردم ایران!) را قتل عام خواهد کرد و بدریا خواهد ریخت! بلکه خیلی خیلی هم وجدانش (اگر داشته باشد!) از اینکه یک فاشیست نژاد پرست در هرجای جهان مسلسل خودکار دست بگیرد و نمار گزاران مسلمان را بسبک بازی های رایانه ای مثل برگ روی زمین بریزد،خوش خوشانش می شود! چرا؟ چون هنوز نتوانسته واقعیت جنگهای پیامبر با مشرکان مهاجم در صدر اسلام را درک کند و روی این کینه انباشته، نه که هیچ جراحتی بر وجدانش (اگر داشته باشد) وارد نمی شود بلکه خوش خوشانش می شود از اینکه پیر و جوان و حتی کودکان خردسال در یک مسجد مثل برگ خزان روی زمین بریزد چون این جناب عرضه ندارد حکومت جمهوری اسلامی ایران را سرنگون کند و فرار را بر قرار ترجیح داده و قرار گرفتن زیر سایه مستکبران و غربی هایی که او و امثال او را حتی در حدّ سنگ استنجاء نمی دانند.
        یک بی شرافتی و بی وجدانی این است که کسی خود را انسان بداند و در برابر اینگونه وقایع فجیع سکوت کند و دم نزند از مرگ 50 انسان،آنگاه بی شرافتی و حیوانیت آنجا مهیب تر و اسف بارتر است که کسی خود را انسان بداند و ریاکارانه شب و روز از انسانیت و انسان و حقوق ذاتی انسان دم بزند و در عین حال از این عمل زشت و غیر انسانی (کشته شدن پنجاه انسان بزرگ و کوچک و کودک) ابراز خوشی و شادمانی کند بصرف اینکه قربانیان افرادی مسلمان بوده اند.اف بر این بی شرمی و حیوانیت!

         
  119. امیر حسین میرزایی

    امیر حسین میرزایی :

    با سلام و عرض ادب

    جناب شفیعی یک جا نوشته بودی که بعضیها از روی موزیگری با من تعارفی الکی میکنند و خودشانم با اسمی دیگه همونو بهانه حمله به من میکنند .
    من خدا را شاهد میگیرم که هر چه راجع به نوشته های شما نوشتم از رو صداقت قلبی نوشتم.
    واقعاً از قلم و تحلیل های شما خوشم میاد .
    بعضیاشم قبول ندارم ولی واضح مینویسی .
    فکر نکنی که فلانی قدمش برام نحس بود و دو کلمه تعارف و یک سوال کرد و باعس اینهمه حرف و حدیس شد .
    اولن از راهنماییات ممنونم و واقعاً نتیجه گرفتم .
    دومن ( ببخشید کیبوردم تنوین و چند حرف دیگه نمیزنه، از بیسوادیم نیست ) کار انبار گردانی پایان سال باعس شد که بعضی روزا چهارده ساعت ‘حتا دو شیفت کار بکنم و دیگه حالی واسه مجازی نداشتم و اگر نه خدمت بی ادبانی که نانجیبانه هم به من و هم به شما توهین کردند میرسیدم .
    این تحلیل که راجع به جنگ و صلح نوشتی از ایران و روسیه و بشار اسد جلاد یک معصوم ساختی .
    حقیقتن با این نوشتت قافلگیر شدم و هنوزم باور نمیکنم که شفیعی مخالف جمهوری اسلامی آنرا نوشته .
    همه میدانند که بشار اسد با همدستی ایران و روسیه سوریه رو به خاک و خون کشیدند ‘ اون وقت شما جوری نوشتی که انگار مردم عراق و سوریه عاشق ایرانیهایند ! و باید ازشان تشکرم بکنن !
    این تحلیلت خیلی اشتباه بود و از جنایتکارا معصوم و ناجی ساختی .
    از غلط های املاییم ببخش، نمیدانم چرا کیبوردم بعضی وقتا مس امشب حرف س سه نقطه و همزه و تنوین رو نمیزنه بعضی وقتام خوبه، بعضی وقتام به جای چ فقط ج و به جای گ فقط ک تایپ میکنه ‘ولی امشب بعضیاش خوب بود و بعضیاش خوب نبود .

     
    • جناب شفیعی،این همان یکی از دو فرد هزار چهره سایت و همان فیلسوف بزرگ است که با شما صحبت می کند! تعمّدا غلط می نویسد و در صدد سر کار گذاشتن دیگران است! فیلسوف بزرگ هم که معرّف حضور هست؟!

       
      • جناب سید مرتضی شما یا واقعا متوجه نیستتی یا اینکه از سر عداوت مرتب این اتهامات کذب را تکرار میکنید که در هر دو حال غرض و مرض موجود است. بنده چکار به جناب شفیعی دارم ایشان نظراتشان را مینویسند و بنده نیز با توجه به فرصتم گاها انها را مطالعه میکنم و مسلما نظر ایشان چون سایرین برای من قابل احترام ست اگرچه در پاره ای موارد اختلاف عقیده با ایشان درم لیکن ایشان را فردی اهل مطالعه و با دانسه های فروان لیکن در مواردی از هم گسیخته میدانم در ضمن ایشان فردی مودب هستند که صداقت و حسن نظر به سایرین از مشخصه های ممتاز ایشان است و بدین لحاظ برای من محترم هستند. شما لطفا دست از این موش دوانی بردارید که نه انسانی است و نه برای شما شرعی.

         
        • من گفتم فیلسوف بزرگ!کجا گفتم سید رضی؟! پس شما پذیرفتی که فیلسوف بزرگ شما بودی! حالا بروم موش و گربه بازی ها و سرکار گذاشتن هایت در مورد شفیعی را جمع آوری کنم بیاورم؟!
          نه! رهایش کن،وقت عزیز است و در آستانه شب عید هستیم بخودی اوقاتت تلخ می شود!

           
    • سلام و درود

      جناب میرزایی، سبک این نوشته ات با نوشته های گذشته ات فرق میکند و انگار با لهجه مشهدی خواسته ای به کسی sms بدهی . به همین دلیل فکر میکنم کسی دیگر با اسم شما نوشته. فکر میکنم گوشیت تا خرخره پر شده که بد تایپ میکنه آنرا خالی و خاموش وروشن کنی درست میشود ( البته اگر با گوشی تایپ میکنی ) ، شما دیر به دیر سری به این وبسایت میزنی و تا حالا هم بیشتر روی نوشته های من زوم کرده ای. در مورد اینکه فرموده ای از جنایتکاران ناجی و معصوم ساخته ام هم عرض میکنم که جنگ دو طرف اصلی دارد، در جنگ و حوادث عراق و سوریه یک طرف آمریکا و عربستان و مرتجعین عرب بودند یک طرف هم سوریه و روسیه و ایران، اگر ایران و روسیه و سوریه جنایتکار بوده اند، لابد آمریکا و عربستان و داعش بر حق و نیکوکار و معصوم بوده اند؟! از دوران اتحاد جماهیر شوروی سابق، کشورهای عراق و سوریه و لیبی جزء رژیمهای متمایل به شرق و خود را سوسیالیستی میدانستند و این کشورها بیش از نیم قرن روابطی گرم و دوستانه با هم داشتند و ارتشهایشان به سلاح های روسی مجهز بودند و افسرانشان در رسته های مختلف بهترین آموزشها را یا در شوروی میدیدند یا کارشناسان و مستشاران و افسران روسی به آنها آموزش میدادند. روابط ایران و سوریه هم بگونه ای بود که در دوران جنگ ایران و عراق، سوریها تا پایان جنگ جانب ایران را گرفتند. نه شورویها و نه بعد روسها و نه ایرانیها نه تنها کمترین مشکلی برای دولت و مردم سوریه ایجاد نکردند بلکه روابطی گرم و همکاریهای مختلف با هم داشتند ، این آمریکای ها و عربستانیها و سایر مرتجعین عرب و بعضی از کشورهای اتحادیه اروپا بودند که با پروردن و تجهیز و سازماندهی مزدورانی از همه کشورها استارت حوادث تلخ و جنگ داخلی را در سوریه و عراق و لیبی زدند، اگر آتش این توطئه امپریالستی در همان سرزمینها خاموش نمیشد بدون تردید به ایرانهم سرایت میکرد. این اتحادیه امپریالیسم غرب و مرتجعین عرب بودند که بهترین سلاح های آمریکایی را در اختیار داعش گذاشتند و بهترین آموزشها را به آنها دادند و از هر نظر ساپورتشان کردند و بجان مردم و دولتهای عراق و سوریه و لیبی انداختند. اگر سربازی کرده باشید میدانید که یادگیری کار با یک سلاح انفرادی که تنها برای دفاع از خود است و نقش چندانی در جنگ ندارد به چقدر آموزشها و مربیها و تمرین و ممارست طولانی نیاز دارد. لابد فیلمهای داعش را دیده ای که چگونه شیاطین داعش از انواع اسلحه های پیچیده آمریکایی بنحو احسن استفاده میکردند، آیا عقل شما قبول میکند که آنها از قبل هیچ آموزشی ندیده و یکشبه همه فنون جنگ را آموخته اند ؟ چرا از خود نمیپرسی که محل آموزششان کجا بوده و کدام مربیها و از کدام کشورها و به چه منظوری به آنها آموزشهای عالی و تخصصی داده اند ؟
      چون هر از گاهی به سایت سر میزنی و جزء نویسندگان ثابت نیستی، خواهش میکنم به هیچ وجه با من تعارف نکنید و با ذکر اسم جانب مرا نگیری ! این تشویق و هواخواهی شما برای من خیلی گران تمام میشود.آتشی روشن میکنی و خود کناره میگیری و غیب میشوی ! این رسم دوستی نیست .

       
    • به به جناب امیر حسین زالویانی معروف به اسمال اقا حالتان چطور مطور است؟ انغوزه بدجور اسر(کیبوردم ث را تایپ نمیکنه و مجبور شدم اثر را بنویسم اسر البته بعصی وقتها خوبه ولی امشب بده) راستی میفرمودید که در بچگی چگونه دیگران ر وادار به خرید چلسمه برای خود میکردید و به چی معروف شدید؟ امان از انغوزه ناشتا که باعث میشه خودمون از یشار معصوم بسازیم و بعد خودمون حرف خودمون را نقبولیم. عجب روزگاریست درویش.

       
      • تو چرا ناشناسی ؟ نکنه تمام این بیشرافتیها کار تشت تا وقت مرا ضایع کنی ؟ کور خواندی .

         
  120. درود برشما جناب نوری زاد

    چرایی اولین ملاقات رسمی یک رئیس جمهوری ایران بعد از انقلاب با اقای سیستانی روحانی شیعه اهل عراق را چگونه میتواند تببین کرد؟ شاید باید کمی به عقب تر رفت وگفت
    بیش از دوسال پیش شاید سیاستمدران ایرانی درخواب هم نمیدیدند که فردی همچون ترامپ به عنوان یک تاجر وفردی مبتدی در دنیای سیاست کلاسیک در امریکا ظهور کند وهمچون توفانی تمام توافق های همراه با سازش دمکرات هارا به ویران کند وتنها خاطره ای توام حسرت برای ذینفع های این توافق در هردو طرف این توافق ها بجای بگذارد ولی ازبخت بد بعضی ها وبخت خوش گروهی دیگر چنین شد که هست
    امد ولی ایرانی ها با خوش خیالی فکر میکردند که تهدیدهای ان نوعی تذکر است وترساندن برای کنترل از راه دور ایران
    ولی بی خبر که ترامپ در اکثر مواقع مرد عمل است وشاید میتوان گفت نخست عمل میکند وسپس سخن میگوید نه همچون سیاستمداران ما که تنها سخن میگویند واین سخن گفتن ها جبران عمل نکردن هایشان است
    سخن به درازا میکشد امد وتوفان تحریم ها شروع شد ایرانی ها اگر به هرکسی بدبین بودند لاقل به کشورهای که پول وجان جوانان را هزینه کرده بودند امید بسته بودند که حتی ازتحریم ها سخن هم نگویند ولی تجربه وتو نکردند روسیه درزمان تحریم ها وحمایت ازتحریم ها در سالهای نخست وباج خواهی روس ها وسپس وتو کردند باقی قعطنامه ها باردیگر تکرارشد عراقی ها بخوبی ازروس ها یاد گرفتند چگونه میشود باج خواهی کرد در زمان شروع تحریم ها نخست وزیر عراق شاید زودتر از دیگر کشورهاسخن ازپیروی از ازتحریم های امریکا کرد بخاطریک اصل وان منافع ملی کشورشان بود
    ولی اندکی بعد نرمشی ازانها مشاهده کردیم شاید نرمشی دیگر بازهم بخاطر منافع ملی چرا که بعد از تهدید نماینده مجلس اقای محمود صادقی ویاداوری بدهی یک میلیارد دلاری ایشان بابت غرامت جنگ هشت ساله میان دوکشور اینچنین محاسبه کردند که قهر امریکا هزینه اش از پرداخت یک تیلیارد دلار کمتر باشد وسخن خود را پس گرفتند ولی شروع به امتیازگیری ازایرانی ها کردند نمونه ای ازان پرداخت نکردن بدهی خود بابت گاز وبرق وغیره است اینچنین گرایشی به پیروی سیاستمدران عراقی به به اعمال تحریم های ایران توسط امریکا که ازنگاه بنده سیاستمدران عراقی بسیار بابت این اتفاق خرسند هستند باعث شد که ایرانی ها دست به دامان روحانی شیعه وخلاصه کلام باج دهی به ایشان ازطریق غیر مستقیم درقالب بازسازی ارامگاهای امامان شیعه دست بزنند مگر نه بازسازی این ارامگاها ازطریق پرداخت پول نقد نیست؟ واین پول به چه نهادی پرداخت میشود ؟ بدون شک اداره ای همچون اداره اوقاف کشورمان که توسط رهبران دینی مدیریت وکنترل میشود ملایان مرام وروحیه افراد هم صنف خود را بهتر ازهرکسی میشناسند میدانند که روحانیان درهرکجای دنیا وقتی پای پول درمیان باشد همه چیز را توجیه خواهند کرد منافع ملی که هیچ خدا ودینی که سالها شغل شان بوده وشعار درس های این اموزها را داده اند را به پول خواهند فروخت
    فرستادن بالاترین مقام سیاسی کشور برای ملاقات با این روحانی شیعه که هیچ منسب سیاسی رسمی ندارد نه تنها احترامی بود فرای جایگاه ایشان بلکه کرنشی بود وباج دهی دیگر درقالب باج دهی میلیون ها دلار وشاید میلیارد دلار به روحانی شیعه درعراق برای حفط اعتماد وحمایت وگرایش شیعیان عراق به سیاست ها وسیاستمدران ایران چرا که دراین برهه سخت وتاریک سیاستمدران ایران حمایت که هیچ فوش چند نفر درهرکجای دنیا به امریکا ومستند کردن ان وسرخط خبرها کردن ان همچون تنفسی است به جسد مرده وخط نشان به امریکایی ها که اگرشده تمام پول هایمان که هیچ جوانان را نیز به کشتن خواهیم داد ولی درجایی که پایگاه دارید برایتان ازطریق مزدوران مان لاقل دردسر که نه بلکه بذر دشمنی خواهیم کاشت

    این مطلب رو خودم نوشتم پراکنده است ولی فکر میکنم که به حقیقت برداشتم از این ملاقات اندکی به واقعیت نزدیک است . نظر شما چیه بزرگوار؟

     
    • تحلیل شما تحلیل نادرست و غیر واقع گرایانه و مبتنی بر چند فقره اطلاعات غلط یا برداشت های غلط بود که مجملا به آنها اشاره می کنم:

      برجام یک تفاهم خوب و ضامن منافع ملی ایران در جهت بهره برداری معقول از توان و حق هسته ای ایران بود،اینکه بعد گاگولی در امریکا پیدا شود و بر خلاف اخلاق و منطق حقوق بین الملل یکطرفه یک قرار داد تحت اشراف سازمان های بین المللی و قطع نامه های سازمان ملل را نقض کند هیچ دلیلی بر بد بودن یا ناکارآمدی آن قرار داد نیست،و این خصلت کابوئی و خودخواهانه دولت فعلی حاکم بر امریکا بوده است که از چند قرار داد مشابه بین المللی خارج شده است.بب شک برجام یک دیپلماسی موفق بود که منجر به کنسل شدن چند قطع نامه شورای امنیت علیه ایران و خارج شدن ایران از عواقب بند 7 از منشور ملل متحد بود (پی ام دی) و برسمیت شناخته شدن حق غنی سازی برای ایران در جه فعالیت های صلح آمیز هسته ای در صنعت و برق و کشاورزی و طب بود و علاوه بر آن موجب لغو شدن همه تحریم های سازمان ملل و اتحادیه اروپائی و تحریم های خاص امریکا شد و رابطه مالی بانکی ایران با سوئیفت و شرکتهای بیمه و کشتیرانی بحال عادی درآمد و تولید و فروش نفت ایران از 500 هزار بشکه در آن مقطع به سطح دو و نیم تا سه میلیون بشکه در روز رسید که باعث مثبت شدن رشد اقتصادی ایران در سال 92 شد و اینها نتایج یک دیپلماسی درست و موفق بود که مع الاسف دلواپسان داخلی و کودن های سیاسی مخالف جمهوری اسلامی بدون در نظر گرفتن منافع ملی کشور خود پیرامون آن هنوز نق می زنند،این یک موفقیت بزرگ برای دیپلماسی نظام جمهوری اسلامی بطور عام و دولت شیخ حسن روحانی بطور خاص بود که نباید پرده های غرض ورزی انسان را از واقع بینی دور کند.بنابر این برجام کار بجا و درستی بود و شقاوت و پفیوزی و بد عهدی رئیس جمهور نامرد و زنباره فعلی امریکا را نباید به مرد عمل بودن او تفسیر کرد.

      در مورد دیدار به مرجع عالیقدر شیعه آیت الله سیستانی دام ظله،این دیدارها دیدارهایی سنتی و ادای احترام بمقام مرجعیت شیعه است فارغ از اینکه آیت الله سیستانی یک مرجع تقلید ایرانی هستند که آنجا ساکن هستند،در گذشته نیز مقامات مختلف ایران هرگاه به عراق رفته اند با ایشان و سایر مراجع شیعه ملاقات کرده اند و این دیدارها خارج از اسلوب روابط و دیدارهای سیاسی رایج است،و رئیس جمهور ایران و هیئت همراه برای گفتگو در باره مناسبات سیاسی و اقتصادی جداگانه با مقامات سیاسی عراق دیدار و موافقت نامه هایی را امضا کردند از جمله بخشی از بدهی های عراق بابت برق و گاز مطابق قرار داد به ایران پرداخت شدو الباقی نیز پرداخت خواهد شد .بنابر این دیدارهای سنتی با مراجع تقلید و کسب فیض و رهنمودهای آنان ربطی به ارتباطات سیاسی ایران با کشور عراق ندارد . بحث غرامت جنگ ایران و عراق نیز برخلاف مزخرفاتی که برخی افراد بی خبر مثل شما مخالف خوانی می کنند بجای خود محفوظ است و ایران برابر با قطع نامه 598 سازمان ملل که عراق را رسما مقصر جنگ و مکلف به پرداخت غرامت کرده است همچنان پیگیر این غرامت ها هست و از آن صرفنظر نکرده است و ظاهرا اطاله این ماجرا هم باز می گردد به تحولات و تغییرات قدرت پس از رفتن صدام و کوتاهی هایی که از سوی سازمان ملل صورت گرفته است و در هر حال هیچگاه ایران اعلام نکرده است که ما از غرامت جنگی خود صرفنظر کرده ایم و البته آنها که در همه چیز دنبال مخالف خوانی هستند نق و غرو لند خود را می کنند.

      موضوع باز سازی یا ترمیم زیارتگاههای امامان شیعه نیز عمدتا مربوط می شود به کمک های داوطلبانه مردمی از سوی شیعیان ایران ،و اینگونه کمک ها بر بنیاد اعتقادات شیعی همیشه در ادوار مختلف وجود داشته و ربطی به مناسبات سیاسی بین دولت ها و حکومت ها نداشته است و در این تحلیل شما اموری بی ربط را بر اساس سلیقه مخالف سیاسی خویش بهم ربط داده اید.

      برخی مطالب شما در ذیل این مزخرفی که نوشتید مطالبی دروغ و ناجوانمردانه بود،بله آیت الله سیستانی حفظه الله از مراجع عالیقدر شیعه رسما در جایگاه های متداول سیاسی کشور عراق قرار ندارند اما هم در داخل عراق چه مردم عراق و چه دولت های حاکم بر عراق برای رهنمودها و مواعظ ایشان احترام قائلند و به ن ترتیب اثر می دهند.همینطور در ایران اسلامی برسم احترام به مرجعیت عالیقدر شیعه و مقام علمی و معنوی او برای ایشان احترام قائلند اما اوضاع سیاسی حاکم بر ایران تابع قوانین حاکم بر ایران و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است و اوضاع عراق نیز تابع خواست مردم عراق است در دولت هایی که انتخاب می کنند.نیز شما دروغ گفتید و مرجع عالیقدر شیعه آیت الله سیستانی هیچ نیازی یه دریافت پول از حکومت ایران ندارند،ایشان یکی از مراجع مورد توجه شیعه در جهان اسلام هستند و مقلدان زیادی در ایران و عراق و مناطق دیگر دارند و وجوهاتی که از ناحیه مقلدان بدست ایشان می شود نیز تماما صرف ترویج اسلام و حفظ حوزه های فقاهت شیعی و شهریه طلاب دینی برای امکان تحصیلات دینی و کمک بفقراء و جهات عام المنفعه می شود و ایشان در سطح زندگی شخصی مرجعی بسیار ساده زیست هستند و هیچ منفعت شخصی در این جهات ندارند و دیگر مراجع شیعه نیز همچنین،بر حسب تکلیف شرعی وجوهات شرعی اخذ شده را در مصارف مشخصی صرف می کنند بنابر این حضرت آقای سیستانی وقتی ماهانه چند میلیارد تومان از وجوهات شرعی بدست آمده را بعنوان شهریه حوزه های علمیه عراق و ایران پرداخت می کنند نیاز خاصی برای دریافت پول از حکومت جمهوری اسلامی ایران ندارند.شما البته در تحلیل آزاد هستید اما تلاش کنید در تحلیل سیاسی،بنیاد تحلیل خود را بر اطلاعات غلط،وارونه ،ناقص یا خیالات و توهمات و تمایلات شخصی استوار نکنید.

       
  121. محمد نوری زاد

    ابراهیم:

    جناب نوریزاد از ما پرسیدید چرا خمینی گاندی نشد؟ گاندی همه دزدا و آدمکشها را از اطرافش دور کرد و آدمهای سالم را به مشاوره گرفت اما خمینی تا آمد، خلخالی ها و لاجوردی ها و اینجور قاتل ها را گذاشت بر مصادر امور!
    یکی از دلایلش اینه!

    ارتباط با من:
    @NoorizadMohammad1331
    @MohammadNoorizad
    http://www.instagram.com/mnourizad

     
  122. محمد نوری زاد

    محمد نوری زاد:

    آران و بیدگل
    دیدار با جناب محمد مهدوی فر
    و خانواده ی همراه و همدلش
    محمد مهدویفر پس از چهارصد و چهل روز زندان، به تبعید رفت، و اکنون از تبعید، چند روزی به مرخصی آمده. جناب مهدویفر، نشانه ی درستی از یک انسان پاکدست و فهیم و خیرخواه و نیک اندیش است که در نوشته هایش رهبر را به راستی و درستی می خواند. تحملش نکردند و برایش پرونده ها پرداختند.

    او در سالهای جنگ، رزمنده ای صادق بود و پس از جنگ، هرگز از رزمنده بودنش طرفی نبست و کاسبی ای براه نینداخت. زندانی کردن فردی چون وی، حتماً داغ ننگی ست بر پیشانی همه ی مسئولان کشور از صغیر تا کبیرشان.
    97/12/23

    ارتباط با من:
    @NoorizadMohammad1331
    @MohammadNoorizad
    http://www.instagram.com/mnourizad

     
  123. محمد نوری زاد

    یک هموطن:

    آقای نوری زاد،
    مهندسی معکوس، میگه: از مردم ایران بپرس در ریخت این جماعت و در میزان شعور این جماعت، چی دیدین که یهویی هوایی شدین و برگشتین به عهد دقیانوس؟ جادو بهمین میگن آقای نوریزاد، که مردمی شب بخوابن، صبح بیدار شن ببینن چهل ساله کلاهی بسرشون رفته که تا نافشون پایین اومده و به این راحتیا برگشت پذیر نیست! معتقدم مردم ما به یک توبه ملی نیاز دارن. توبه از هرچی ملاست. از دم.

    ارتباط با من:
    @NoorizadMohammad1331
    @MohammadNoorizad
    http://www.instagram.com/mnourizad

     
  124. محمد نوری زاد

    بانو راحمی پور
    در سال ۶۷، برادر جوان این بانو را، همراه با چندین هزار زندانی، و بضرب چهار خط نوشته ی جناب خمینی به سینه ی دیوار سپردند و جنازه هایشان را با کمپرسی در اینجا خالی کردند! برادر این بانو، همسری داشت که در زندان وضع حمل کرد. همسر برادرش را آزاد کردند و این بانو سالهای سال است که در بدر در پی فرزند برادرش است که در زندان زاده شده و به خانواده تحویل داده نشده. فریادهای او سر از سازمان ملل در آورد. طی نامه ای، سازمان ملل، از دستگاه قضایی ایران خواست که فرزند برادر وی را تحویلش دهند. اما دریغ……

    خاوران، تا قیام قیامت، داغ ننگی ست بر پیشانی جمهوری اسلامی و گنده های صاحب نامش!

    عمامه ی شیخ مصطفی پور محمدی
    عمامه ی سید ابراهیم رییسی
    و عمامه ی همه ی آیت الله های نظام
    بالا
    بالاتر
    بالاترترترتر!!

    خاوران – ۹۷/۱۲/۲۴

    ارتباط با من:
    @NoorizadMohammad1331
    @MohammadNoorizad
    http://www.instagram.com/mnourizad

     
  125. محمد نوری زاد

    به یاد ستار بهشتی،
    که زیر مشت و لگد «برادران» از پای در آمد.
    به یاد گوهر بانو، مادر ستار،
    که ساااااالهاست سیاهپوش ستارش است!
    به یاد بانو نرگس محمدی،
    که سااااااالهاست در زندان است،
    و سااااااالهاست دو کودکش را ندیده،
    و سااااااالهاست صدایشان را نشنیده!

    ارتباط با من:
    @NoorizadMohammad1331
    @MohammadNoorizad
    http://www.instagram.com/mnourizad

     
    • کسانی که اشکال میکنن به محمد نوریزاد که چرا فازو عوض نمی کنی و مثلا حزبی قانونی یا غیر قانونی تشکیل نمیدی؟! یا چرا با بزرگان اپوزیسیون در داخل و خارج هماهنگ نمیشی و ساز فردی خودتو کوک می کنی؟! یا چرا علیرغم ادعاهای گنده گنده در لزوم اسقاط رژیم جمهوری اسلامی، در هیچ تظاهرات صنفی اصناف و اقشار گوناگون مردم که مطالباتی اقتصادی یا صنفی دارن شرکت نمی کنی و فقط نشستی توی خونه ات کنار تابلوهای نقاشی،تابلو نثار اونها می کنی یا ویدئوی تظاهرات اونها رو منتشر می کنی و مطالبات اونها رو بنفع خزعبلات خودت مصادره می کنی؟! و و و…

      خوب توجه کنن،که جواب محمد نوریزاد همین سلفی ها و دیدارهای خاصی است که اول توی کانال تلگرامش منتشر میکنه،بعد ذیل اونها افاضاتی و درشتی های لفظی میکنه و دوباره اونها رو توی وبسایتش باز نشر می کنه با اینکه مطمئنه فالوورهای کانال تلگرامش که برخی از اونها اینجا هم هستن حتما اونها رو قبلا دیده اند! این کارها و تحجیم ها و تکثیرها میدونین برای چیه؟! خوب معلومه ایشون با زبان بی زبونی و با زبان با زبونی می خوان جواب اونهایی که به ایشون انتقاد می کنند که بابا نوریزاد تو چرا اینقدر تکراری هستی؟! و چرا از این فازهای تکراری وارد فازهایی که ما میگیم ولی خودمون جراتشو نداریم و از جلوی رایانه تکون نمی خوریم،اینطور جواب اونارو بده که بابا من شمارو از سال 88 که بشکه ای به کلّه مبارکم خورد و اینجوری شدم،از باب اینکه هنرمندم،شمارو سر کار گذاشته ام! و محدوده فعالیت ها و کارهای من چیزی جز اینا نیست که :با چند نفر تکراری سلفی بگیریم و لبخند بزنیم و زیر سلفی هام هم تندی هایی از باب سنگ بزرگ علامت نزدنه بکنم! کمی هم تابلوی نقاشی درست کنم،یکوقتایی هم تک نفره یا با برخی از همین تکراری های توی سلفی شرق و غرب کشورو در نوردیم و هوائی تازه کنیم و بصورت گزارش لحظه بلحظه سفرمونو متنی و صوتی و تصویری پوشش زنده بدیم! بعله! ما که نوریزاد سابقا انقلابی اونطرف بامی بودیم دلمون میخاد حالا اینطوری ضد انقلاب برانداز اینطرف بامی بشیم! خوب چیکار کنیم؟ ما هرچند شب و روز برخی مفاهیم دینی از جمله “تقیه”رو لجن مال می کنیم ولی خوب بالاخره باید با تقیه یک محدوده ای رو مراعات کنیم برای براندازی! چیکار دارین؟! ما دلمون میخاد اینجوری براندازی کنیم و اینجوری ریشه جمهوری اسلامی رو بکنیم که :داریم براتون! همینجوری هم ادامه می دیم تا پمپئو که خیلی گردنش کلفته! و بولتون جنگجو که خیلی سبیلش کلفته! خودشون با تحریم اقتصادی علیه این آخوندا و بعد هم اگه شد با حمله نظامی بیان فاز رو عوض کنند و مارو از دست این آخوندا نجات بدهند و همه بریم روی فرش قرمز! این انتقادا چیه بمن می کنین که تا کی سلفی و تا کی لبخند و تا کی نقاشی های خط خطی و تا کی سفرهای همراه با گزارش لحظه به لحظه؟! بالاخره محدوده ای گفتند! بالاخره تقیه ای گفتند! فاز ماز چیه هی می کوبی توی ملاج من؟! فاز ماز مال جعلّق های مجاهد خلق بود که هم خودشونو و هم ملتو توی زحمت انداختن و به درک رفتن ولی خوب یه سوژه ای شدن برای سناریوی سرکاری امروز ما که در همین محدوده خودمون هی نوحه اونا را بخونیم و کار سرکاری خودمونو پیش ببریم! ولم کنین بابا فاز ماز جدید چیه؟! بذارین من تا آخر عمر دور خودم بچرخم! میخام بچرخم چیکار دارین؟! میخام تکرار کنم چیکار دارین؟! بالاخره این تکرارها و دوباره آوردن سوژه های سوخته تلگرامی اینجا کمترین فائدش اینه که شاید شاید شاید این آخوند سمجه اینجا رو (سید مرتضی رو میگم!) بچزونه و از اینجا بتارونه و از شرّش خلاص شیم! خدارو چه دیدین؟!

       
      • آخوند سمج (چه لقب خوبی به خودت دادی!) در علم سیاست تکرار و پافشاری بر دیدگاههای یکفرد به معنی پایداری و ثزلزل ناپذیری اوست . اما تکرار خزعبلاتی از نوع آنچه که تو مینویسی اسمش سماجت است که به وقاحت ختم میشود. شما از اینکه نوریزاد پی در پی رفقا و هملباسانت را دزد مینامد و چهره واقعی شان را نشان میدهد ناراحتی و بدنبال قانع کردن او برای شروع یک “فاز جدید” هستی که البته در ان فاز جدید نباید او صحبتی از دزدیها و جنایتها بکند بلکه بهتر است عکس و تفصیلات افتتاح آبریزگاه عمومی یالغوز اباد را توسط امام جمعه شهر در سایتش منتشر کند.
        کور خوندی برادر!

         
  126. ‏میدونستید امام خمینی اولین امامی بود که سوار هواپیما شد؟ نه واقعاً میدونستید؟

     
  127. سلام و درود

    ( جنگ و صلح و پیروزی درخشان ایران بر امپریالیسم آمریکا )

    قسمت سوم ( پایان )

    همه میدانیم که غربیها سلاحهای ممنوعه شیمیایی را به صدام دادند تا مانع پیروزی نظامی ایران شوند که شدند، بعد به بهانه احساس خطر از همان سلاح ها در دست صدام، دست به تبلیغات کذب و پرونده سازی های بی اساس زدند تا تجاوز خود را توجیه کنند و با استفاده از غرور و حماقت صدام اتحادی بین‌المللی زیر پرچم سازمان ملل بوجود آوردند و با هزینه بیلیونها دلار و تحمل تلفات جانی و قتل عام بسیاری از شهروندان عادی عراق، و تخریب بیشتر زیربناهای اقتصادیش، کشور عراق را اشغال کردند، ترکیه هم که عضو ناتو و از همپیمانان ثابت و سنتی غرب بود و پایگاه اینجرلیک، پایگاه دائمی آمریکایی ها بوده و هنوز هم هست ، همزمان افغانستان را هم در اشغال داشتند، نفوذ آمریکا در سیاستمداران و احزاب پاکستان هم که اظهر من الشمس است، در این اواخر نیروهای خود را در جمهوری آذربایجان و بعضی از جمهوری های آسیای میانه هم مستقر کرده بودند و با دادن تجهیزات دریایی به بعضی از آنها داشتند بصورت تهدیدی در دریای خزر در میآمدند ، خلیج فارس هم که جولانگاه و قرق همیشگیشان بود،آمریکایی ها تا قبل از شکست خفتبار کنونیشان در حقیقت ایران را چون نگین انگشتری از همه طرف در میان گرفته و محاصره کرده بودند. الآن ببینید اوضاعشان در منطقه چطور است ؟ ایران و روسیه، سوریه را از چنگ آمریکا و اتحادیه غرب در آوردند، عراق، کشور اشغال شده ای که پل برمر آمریکایی مدتی رسماً رئیس جمهورش بود را از حلقومش بیرون کشیدند، در افغانستان هم پس از اینهمه سال و هزینه های نجومی بیلیون دلاری و تلفات فراوان، با تمام ابهت و هیبت ابرقدرتیش مجبور شده در مقامی برابر با گروه کوچک طالبان سر یک میز به مذاکره بنشیند تا افرادی چون ملا برادر راه فراری برایشان باز کنند و فرار و هزیمت نهایی خود را بطرز آبرومندانه ای توجیه کنند!! حضورش در آسیای میانه کمرنگ و نامحسوس شده،آمریکا همراه با کنیز فرتوتش عربستان، در باتلاق یمن گیر کرده و عملاً هیچ کاری از پیش نبرده و به هیچیک از اهدافش نرسیده است .
    اما ایران همزمان در عراق و سوریه و یمن و افغانستان موفق به بیرون راندن حریف و رقیب و دشمن متجاوز و طماعش شده است، ارتشی دائمی از خود مردم عراق بنام حشدالشعبی ایجاد کرده که حافظ امنیت و منافع هر دو کشورند و از نظر حقوقی و قوانین بین‌المللی کسی نمیتواند به ایران ایرادی بگیرد که اشغالگری کرده است، با توجه به اینکه مردم و دولت عراق بیشتر از مردم و دولت ایران در معرض خطر داعش بودند و دستشان هم پر از ارزهای معتبر خارجی بود، بعید است که ایجاد حشدالشعبی برای ایران بار مالی چندانی داشته بوده باشد ، ایران یمنی ها را با خود همپیمان و همسو کرده بطوریکه هم برای منافع و استقلال خود میجنگند و هم عربستان، دشمن متعصب و ثروتمند و وابسته، ایران را زمینگیر و افلیج کرده اند.به دلیل منافع مشترک مادی و معنوی و استراتژیک میان مردم ایران و سوریه جای پای ایران در سوریه محکم و ایرانیان در آنجا ماندگارند. گرچه تمام کسانیکه در سرکوب و نابودی داعش و سایر گماشتگان امپریالیسم مستحق مدال افتخارند، اما به نیابت از همه آنها بالاترین مدال افتخار ایران که مزین به نقش ذوالفقار و نام مبارک مولا علی بن ابیطالب( ع )است به حق و شایستگی به سردار سلیمانی داده شد و این اولین باریست که چنین مدالی بر سینهٔ شایسته ای نصب شده که حقیقتاً استحقاق و برازندگیش را دارد. بدون هیچ تردیدی ایران به پیروزی عظیمی رسیده که تا کنون در تاریخش چنین پیروزی درخشانی نداشته است ! ( ایرانیان بارها در تاریخ طولانیشان به سواحل مدیترانه رسیدند ولی چون اغلب فتوحاتشان با قهر و غلبه جنگی و کشتار مردم بود دوام طولانی نداشت زیرا مردمی که به زور تحت سلطه و انقیاد ایرانیان در آمده بودند نه تنها دلشان با فاتحان نبود، بلکه چون هر مردمانی که مورد هجوم و تجاوز قرار گرفته بودند از اشغالگران بیزار و متنفر بودند، اما اینبار مردمان عراق و اقلیم کردستان و سوریه ایرانیان را ناجی خود میدانند. ایران خود کشور ثروتمندیست و چشم طمع به ثروت مردمان دیگر ندارد، لذا چون به داشته های آنها طمع نمیکند و امنیت خود را در امنیت مشترک با آنها میبیند، دل مردمان این کشورها با ایرانیان است لذا چنین پیروزی بی سابقه ای ریشه دار و ماندگار است . همچنین بر خلاف تبلیغات منفی و اتهامات بی پایه و اساسی که شایعه شده، ایرانیان در هیچ جا حتی برای یکبار هم تحمیل عقیده و مذهب و شیعه گستری نکرده اند.)
    اگر اینها برای ایران پیروزی نیست، پس پیروزی چیست ؟
    اما سخنی با آنانکه چشم امیدشان به امپریالیسم در حال مرگ آمریکاست :
    فرانسویها ضرب المثلی دارند که میگوید : « سگی که پارس میکند گاز نمیگیرد! )
    کسانیکه دل خود را به عو عوی ترامپ و پمپئو و پنس و…. خوش کرده اند، بهتر است فریب آنها را نخورند و قدری احتیاط و مطالعه و فکر و محاسبه کنند، سگهای هار امپریالیسم دارند دق دلی خود را خالی میکنند زیرا شکستهای متوالی نظامی و سیاسی و اخلاقی سبب شده که کنترل اعصاب و زبانشان را از دست بدهند، این آغاز پایان حیات ننگین امپریالیسم آمریکاست .

    پایان.

     
    • باور کنید از شما /////////////////////////// امپریالیسم تر نیست! شما ئید که بجای خرد ورزی به /////////////////// بنفع این و آن مشغولید! تا دیروز زیر علم کیانوری و جاسوسان روس بخیال خود بنفع حکومت پرولتاریا سینه می زدید حالا هم زیر علم سید علی و اوباش اسلامی برای نابودی ثروت و دار و ندار ایرانیان . جالبه که در هردو مورد هم بر حق بودن مبارزاتتان پای می فشارید. بله /// گرامی تا دیروز انتر ناسیونالیسم بودید الان برای تروریست های اسلامی ///////////////// می کنید!

       
      • سلام و درود

        « مزدک1
        5:50 ب.ظ / مارس 17, 2019
        باور کنید از شما /////////////////////////// امپریالیسم تر نیست! شما ئید که بجای خرد ورزی به /////////////////// بنفع این و آن مشغولید! تا دیروز زیر علم کیانوری و جاسوسان روس بخیال خود بنفع حکومت پرولتاریا سینه می زدید حالا هم زیر علم سید علی و اوباش اسلامی……»

        جناب مزدک! گاهی فکر میکنم که نکنه مزدک یکی از خدایان باشد و لمپنهای کور باطن او را نمیشناسند تا رسم بندگی و خدا پروری را بجا بیاورند !!
        میدانی چرا فکر میکنم که چون اساطیر یونانی یکی از خدایانی ؟ چون نه کسی به تو میماند و نه تو به کسی میمانی ! در ضمن هیچ وقت هم عوض نمیشوی و سنت ثابتت تزاحم و تهمت و توهین و چنگک و چندش و چالش است !!
        باور کن اگر در آتن به دنیا میآمدی الآن به عنوان رب النوع فحش و چندش توسط همه لمپنها و فواحش و…. پرستیده میشدی !!

         
    • احسنت! با این تحلیل رئال و واقع بینانه موافقم،اضافه کنید به این اطلاعات و برداشت درست،اذعان و اعتراف عاجزانه خود امریکائی در قالب عربده و قمپزهای کابوئی آنها و اعتراف خود ترامپ به اینکه دستگاه حاکمه امریکا حدود 7 تریلیارد دلار هزینه کردند برای اهداف منطقه ای خود و تسلّط بر منطقه و منابع منطقه،آنگاه این جناب برای ورود و فرود در یکی از جاهایی که هزینه کردند ناچار شده است بصورت سر زده و همچون شبیخون راهزنان و در عین حال دزدانه با چراغ های خاموش بطور ذلت باری در عراق فرود آید! این وضع منطقه ای پیرامون ماست که حتی اگر صرفا برای ناکام کردن سلطه نفع طلبانه امریکا و اذنابش ایران می بایست در منطقه ایفاء نقش می کرد حجتی کافی بود ،با اینکه تامین امنیت منطقه و امنیت ایران با دفع کردن تروریسم و تروریست های دست ساز امریکا خود حجتی جداگانه بر عقلانیت و هوشمندی سیاست های منطقه ای ایران است،آنگاه می بینید مع الاسف کسانی در ایران با ادعاها و هیاهوهای خزعبلانه و کاذب سیاست های بجا و درست و کارشناسی شده جمهوری اسلامی ایران را به عناوین گوناگون و خزعبلی مثل تهمت ناجوانمردانه شیعه گستری و خزعبلاتی از این دست متهم می کنند و در عین حال دم از ایرانیت و ایران دوستی و فهم و درک و شعور می زنند!به حجت های ضعیف و خنکی مثل اینکه چون در ایران عده ای فاحشه بطور پنهان فاحشگی می کنند لابد باید جمهوری اسلامی دست روی دست می گذاشت تا داعش سرتاسر عراق و سوریه را در می نوردید و مرزهای امنیت و ثبات ایران را مورد تهدید قرار می داد! نمیدانم تا کی چنین دیدگاههایی غرض ورزی ها و کینه های شخصی یا مخالفت های کلیشه ای با جمهوری اسلامی و حقد و نفرت ها مانع می شود که با عقلانیت منافع کلان حال و آتی کشور خودشان ایران را عیار داوری های خویش قرار دهند؟!

      سپاس از هوشمندی و عقلانیت شما

       
    • اقای شفیعی گمان میکنم اگر دی ان جواب ان صد درصد عرب خواهد بود

       
  128. آقا نوریزاد فیلم دخمه شما منو یاد این عکس انداخت. یه روز خامنه ای و سرداراشو اینجوری از سوراخ بیرون می کشیم. صدام اصلن فکر می کرد یه روز از سوراخ بکشنش بیرون؟ فدایی های صدام یه روز فکر می کردن رهبرشون از سوراخ بیرون کشیده میشه؟سیدمرتضی راپورت بده

     
    • انشا الله

       
    • شما که ارزش راپورت را هم ندارید برای اینکه نه درکی از منافع عام و کلان جامعه اسلامی ایران دارید،نه شهامت انتخاب حتی یک نام مجازی در این سایت و ثبات پای آنرا دارید،بنابر این فعلا در همان سوراخ هایی که هستید بمانید و چنین آرزوهایی کنید شاید به آرزوی خود رسیدید!

       
  129. تاریخ یکصدساله اخیر خاورمیانه و شمال افریقا٬ بخصوص در دوران جنگ سرد میان بلوک شرق و غرب نشان می دهد٬ ناکارآمدی و فساد حکومتها٬ و وابستگی آنها به قدرتهای بیگانه زمینه بروز کودتا و روی کار آمدن نظامیان را بعنوان منجی فراهم آورده است. قذافی٬ صدام و اسد تنها نمونه هایی از آن جریان هستند که به محض فروپاشی نظم آهنین آنها٫ کشورشان نیز به قهقرای فروپاشی و تجزیه فرو رفتند.
    بنظر میرسد تا زمانی که مردم به حق و نقش خود در اداره جامعه آگاه نشده و جهت تحقق آن نکوشند٬ خطر ظهور منجیان دروغین در کسوت های وجیه المله دور از انتظار نیست.
    رژیم جعلی جمهوری اسلامی نیز که از آبشخور تئوری های از مد افتاده روسیه سیراب می شود٬ ایران را در ۵-۲ سال آینده در آستانه حوادث بزرگی قرار می دهد که میتواند نقطه عطفی در تاریخ آن باشد. امیدوارم با تلاش و همت مردم نتیجه آن به حفظ منافع ملی و همزیستی با تمدن و فرهنگ انسانی بیانجامد.

     
  130. آقای نوری زاد
    ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
    ‼️”سکسی” ترین کشور دنیا کجاست؟

    آیا سکسی ترین کشور دنیا لزوما عریان ترین کشور دنیاست؟

    آیا سکسی ترین کشور دنیا جایی ست که آزادترین روابط بین دختر و پسر ها و زن و مردها وجود دارد؟

    بطور یقین باید گفت که جواب هیچکدام از سوالات بالا مثبت نیست!

    سکسی ترین کشور دنیا جایی ست که مردمانش سکسی ترین افکار دنیا را در ذهن های خود دارند.

    جایی ست که مهم ترین دستورات دینی و حکومتی آنها دستورات سکسی باشد.

    جایی ست که به محض دیدن یک زن و دختر تنها، انواع و اقسام نقشه های شیطانی به اذهان افراد متبادر می گردد.

    جایی ست که چشم های پیر و جوان دهها لایه پوشش چادر و مانتو و … را درمی نوردد برای صید نیم نگاهی گذرا به بالای زانویی و یا برجستگی سینه ای و حرکت و جنبش اندامی در زیر لایه های متعدد پارچه ها!

    آنجاست که مهم ترین دغدغه نوجوانان و دانشجویانش جنس دیگرست!

    آنجا که رابطه جنسی زن و مرد به جای عشق و کمال و عواطف انسانی بر صدر می نشیند و زن خوبتر آن است که بالای کوهان شتر نیز خود را تسلیم بباید و هر آن دم که مردش او را طلب کند!

    آنجا که عطر و سخن و صدای پاشنه زنانش، مردان بی ظرفیتش را به آتش می کشاند.

    آنجا که لبخندی گذرا و سلام و علیکی یعنی مجوز هر دست اندازی و تهمت و حدیثی و …
    آنجا که تکه موی دخترکی زیبا شعله های غیرت مردان کفن پوشش را به آسمان می کشاند

     
  131. بیا اینطرف بازار
    مراجع پشت به پشت برای کامجویی از طفل شیرخوار فتوا صادر کردن
    اینم سندش
    مدرکش

     
  132. درود بر بزرگمرد ايران ويران ، درخواست مباهله شمارا خواندم ، اندكي قبل از نهادن متن در كانال در فكر تقليل اعضاء كانال شما بزرگوار بودم و افسوس و غم بزرگي مرا فرا گرفت ، اين مردم ترسيده نميخوانند مطالب شمارا ؟ درعجبم كه سلام كردن به نوريزاد عزيز را براي خود چه ميپندارند ؟ ؟ مبارزه با استبداد و ديكتاتوري هزينه دارد ، ما ترسيده ها حد اقل وظائفي براي اينده كشور و نسل هاي بعدي داريم چرا از انهائيكه جان بركف گرفته و وقت مينهند حمايت را دريغ ميكنيم ، ازجهالت ما مردم چه ميكشيد ؟ باتمام وجود دركتان ميكنم ، شايد من عجله دارم ، فقرمطلق و گذشت زمان ترس را از چشمان مردم ميبرد و انروز سرنوشت كشور را تعيين ميكند ، كه دورنيست ، ميدانم خسته هستيد ، دستانتان را باافتخار ميبوسم و به شما افتخار ميكنم ، باشيم و ببينيم روده درازي كردم ، درد دل شبانه شايد مشترك ،شادوخوش خرد و نيك انديش باشيد

     
  133. سلام جناب نوری زاد شما بارها در سخنان ونوشته های خوبتان تأکید براین مهم داشتید که انسان باید قدر دان نعمت های ریزودرشتی باشد که در هر صورت در طول زندگیش در اختیار دارد وهمواره باید از تک تک آنها تشکر بعمل بیاورد فرمودید من هرروز از زمین زیر پایم بخاطر تحمل وزن بدنم تشکر می‌کنم از پا بخاطر راه رفتن از دستان وانگشتان ودهان وزبانم برای نوشتن وغذا خوردن وسخن گفتن از چشمانم برای دیدن زیبایی ها از اکسیژن برای نفس کشیدن از میوه ها وغذا ها ی گوناگون بخاطر خوردنشان از عقل وشعورم برای تشخیص خوب وبد زندگی ووو همواره تشکر می‌کنم، من فلسفه این تشکر اخلاقی و انسانی وپسندیده نیکو را دریافته ام

    در ایران باستان از روز نوزدهم تا بیست و ششم اسفند ماه به مدت هفت روز جشنی با نام “نوروز ِ رودها” برگزار می‌شده است.

    در این روزها مردم به کنار رودها، نهرها و چشمه‌ها می‌رفتند و به رقص و پایکوبی می‌پرداختند و گل های زیبا، گلاب و مواد خوشبوی دیگر را به آب می‌ریختند و بدین وسیله از رودها به‌خاطر جاری شدن دوباره قدردانی می‌ کردند، حناب نوری زاد این قدر دانی سنتی تمام ایرانی گوارای وجودتان باد❤️

     
  134. مبارزه با استکبار به چه قیمت؟
    این چه مسلمانی‌است، وای به دیندارها.
    نفت شده مُلک ری، این همه تزویر چرا؟

    حضرات مخالفfatf در تشخیص مصلحت، آیا برای ماندن در قدرت، ارزش حراج حیثیت و دارایی ملتی که این همه پای انقلاب خون دادند را دارد؟ گمانم افشای این اختلاس ۶/۵ میلیارد یوریی پتروشیمی صرفا برای بیداری شما بود تا بخشی از فاجعه پول‌شویی روشن شود.
    ایران رتبه نخست فساد اقتصادی جهان شد. کاسه‌های داغتر از آش انقلاب، این چه طرز مبارزه با استکبار است؟
    ای کسانی که فتوا به حرام دانستن رأی به FatF می‌دهید تا همچنان راه اختلاس باز بماند، بیدار شوید که دریاى پنهانکارى جرائم اقتصادى بیرون زده. این‌ اختلاس‌ها بخشی از چپاول گرگهای در کمین تحریم است.
    نکند شما دور زدن تحریم‌ها را به مصلحت نظام تشخیص می‌دهید. این عدالت را از قوطی کدام نهج‌البلاغه بیرون آورده‌اید که به نام عدل علی خنجر به اقتصاد ملت می‌زنید؟ مگر خرج شما را این ملتِ در صف گوشت یخی با تمام و کمال نمی‌پردازد؟ مگر در ویلاهای شمال شهر زندگی اشرافی ندارید؟ پس شما چی کم دارید که قوانینی در راستای mi6 انگلیس و دزدان داخلی‌اش صادر می‌کنید؟ چرا تمام این پول‌ها از طریق کانادا روانه انگلیس می‌شود؟
    کافیست در اتاق فکر خود به جای ور رفتن به دولت و تهمت زدن به امثال ظریف، اندازه و میزان فسادهاى کلان یک سال گذشته را محاسبه کنید.
    آی، دلواپسان؛ از لجاجت با مردم دست بردارید. پناه بردن مردم به روحانی ناشی از عملکرد دولتی بود که اکنون فساد‌هایش در حال بیرون زدن است. حال با این اختلاس‌ها معلوم شد ۸۰۰ میلیارد دلار درآمد نفتی آن دولت از کجا سردرآورده.
    آنها که بر طبل جنگ و تحریم و قطع ارتباط با دنیا می‌کوبند، خود شریک این بدبختی‌های مردم‌اند. با حشدالشعبی عراقی، فاطمیون افغانی و زینبیون پاکستانی که نمی‌توانید به جنگ با دنیا بروید. کافی است ۲ ماه حقوق دلاری آنها را قطع کنید. چقدر ساده‌اید؛ اینها غواصان کربلای ۴ و شهدای کانال کمیل نیستند که با لب تشنه به دشمن «نه» بگویند.
    بیایید با ملت آشتی کنید تا به پیش‌بینی آیت‌الله جوادی آملی شما را به دریا نریزند.
    آی رسانه ملی، از رنگ کردن ملت دست بردارید و تمام کثافت‌های آلوده به اختلاس چپ و راست را با هم معرفی کنید. گناه مداحان دستگاه امام‌ حسین در جریان اختلاس هدایتی‌ها بیش از ورزشکاران و هنرمندان است.
    و اگر جسارت بیان حقایق را ندارید، پس سکوت پیشه کنید و این‌قدر نمک به زخم مردم خسته از تزویر نپاشید.
    خدایا؛ به کدامین گناه این‌گونه تحقیر می‌شویم؟

     
  135. دوباره نرم نرمک میرسد ازره بهار
    یک سال از زندگی کم ولی برآزمودهایمان افزوده شد .
    برخی دراین سال به جهان خاکی چشم گشودند و برخی چشم بستند و رفتند
    به آمدگان خوشآمد و به رفتگان روانشاد میگوییم
    اما چهل سال است که هرساله میگوییم دریغ از پارسال ولی من میگویم دریغ از
    ایرانیان میهن دوستی که چهل سال پیش ازدست دادیم وبرجایشان انیرانیان بی نیاز ازوطن که تنها به امت ونه به ملت باوردارند را بجایشان نشاندیم .
    ایران من تو چون دماوندت گرچه شکوهمندانه ایستاده ای اما پای در بندی سترگ داری ؛ تنها زمانی بندهایت ازهم خواهندگسیخت که آزادانه گام برداری؛ که ذهن را از خرافه های تازی زدگان به پالایی . راه رستگاری را تنها درگزیدن راه اَشایی بدانی و سه پند نیاکان خرد ورزات که پیوسته چراغ راه آینده برای رسیدن به نیک بختی است روشن نگهداری .
    چراغ راه اَشایی با یورش بی امان تازیان خاموش گشت و سرزمین ات لگدمال سم توسنهای بی لگامی شدکه ازجهان خود از ان زمان تا به امروز جز پرکردن شکم از خوراک و ذهن از گزافه ها و خرافه ها چیزی نیاندوختند ؛ زبانشان زبان شمشیر بوده و هست وبرپرچمشان نیز نمایان است .
    دانشمندان و خردورزان ایران را با زبان شمشیر آشنایی دادند و گردن زدند .
    زبان خشن خود را با هزاران ترفند می خواستند جانشین زبان شیرین مادریمان کنند که هاتا با شمشیر هم نتوانستند وازاین روی هنوز مارا مجوس می خوانند وخود نمیدانندکه مجوس یا مگوس به چَم خداپرست است ؛ انان هزارو اندی سال است خدای را شناخته اند و ما هزاران سال پیشتر .
    برهر ایرانی بایسته است نامه خلیفه دوم به یزدگرد وپاسخ یزدگرد را به او بخواند تا بسیاری از پنهانیهای درپرده مانده برون افتد وهر ایرانی بداند به نیاکانش چه گذشته است .
    کارنامه اسکندر و چنگیز را بخوان و به باد بسپر که تاریخ هر سرزمینی پر از جنگ است و آشتی ولی برگ برگ کارنامه تازیان را بخوان و به ذهن بسپار وازیاد مبر که آشتی را نشایند .
    کشتن و سوختن و بردن کارهمه دشمنان غارتگر است ولی باورهایت را زیر و رو کردن و زبانت را آلودن و یوغ بردگی وبندگی بر گردنت افکندن وذهنت را از راستیها پالودن و به جایش کژی و رشک و کین را نشاندن فراموش شدنی نیست .
    بایدکه نسلها با تاریخ کشورمان بیشتر آشنا شوندتا بدانند دراین پهنه چه رُخداده و چگونه مردمی آزاده گرفتار دیوان بیابانی شدند وبا سست شدن باورهایشان در درازای زمان چه گنجینه پرارزشی را ازدست دادندودردام تارهای تنندویی سیاه زندگی پر رنجی را آزموده اند . هر زمان که ذهنها بیدارشوند رستاخیزی دوباره برپا میشود وباید همه با هم بخوانیم
    دوباره می سازمت وطن
    اگرچه باخشت جان خویش
    ستون به سقف تو میزنم
    اگرچه با استخوان خویش
    گیتی پورفاضل

     
    • وکیل دادگستری و اینچنین در چنبره نژاد پرستی و ناسیونالیسم کور و افراطی اسیر؟!

       
  136. درود براستاد عزیزم جناب نوریزاد عزیز. هروقت دلتنگ می شوم. باید ازاستاد خودم یاد کنم داشتم دریوتیوب مقایسه. امام خمینی ورضا شاه کبیر این بزرگ مرد تاریخ ایران اززبان شیوای شما می شنیدم واقعا لذت بردم. بسیاری از هم وطنان. دراینستا از می پرسند که چرا آقای نوریزاد دستگیرو زندانی نمیشه. وچون زندانی نمیشه بنابراین جزو این حکومت هست. پاسخ من.درباره این پرسش این بوده برداشت من به عنوان یک هموطن شما این هست که دکتر نوریزاد عزیز اگر چه سالها درسپاه بوده وبا این حکومت همکاری داشته ولی درحال حاضر. به هیچ دستگاهی وابسته نیست. ومن کاملا به ایشان ایمان دارم واما چرا دستگیر وزندانی نمی شود. ایشان بارها تکرار کرده اند که من هیچ ترسی ازمردن واعدام شدن ندارم. چون با تحقیق دریافت ام که درگذشته مرتکب اشتباه شده ام. پس بنابراین پاسخ این پرسش را باید ازکسانی بپرسید که چرا ایشان را دستگیر نمی کنند. برداشت من به عنوان یک هموطن این هست که دکتر نوریزاد یک انسان آزاده وفدارکاره ومن هیچ. چیز دیگر ی به جز گفتن حقیقت ندیده ام. درود برشما. اگر نقدی برنوشتهای بنده دارید ونیاز. اصلاح میدانید تا برای اطلاع رسانی به پرسشهای هموطنان. پاسخ دهم. لطفا بیان کنید

    یک پرسش دیگر مطرح میشود که آیا اینهمه صداهای دکتر نوریزاد که در کوه وبیابان فریاد می زنه ثمره ای هم داشته. پاسخ من این بود اگر امروز من وامثال من به راحتی شجاعت وجسارت نوشتن حقایق را پیداکرده ایم. وگفتهاودردهای مردمی را که صدایی برای اعتراض وفریاد زدن ندارند منعکس میکنیم. میتواند نتیجه. فریادهای او بوده و اثبات این ادعا باشد. اگر چه. مردم. این کشور در وضعیتی بسرمیبرندکه تنها به فکر سیر شدن خانواده. خود هستند چون فقر را برمردم تحمیل کرده اند تا حکومت کنند تا واز طریق نامشروع واز راه رانت خواری وربا خواری واردات وقاچاچ به کشور به ثروتهای نجومی دست پیدا کنند واز این. ثروت خود محافظت کنند ودریغ از درک واقعیتهای موجود که اینها چه بلایی برسرمان آورده اند. می ترسیم چون. مارا ترسانده اند. از بیکار شدن از زندان رفتن از شکنجه شدن. وافراد بسیار کمی هستند که. همانند دکتر نوریزاد به این نتیجه می رسند. من چیزی برای ازدست دادن ندارم وهیچ هراسی از مردن واعدام شدن چون از حق دفاع میکنم وخداوند طرفدار ناحق نیست . واگر تعداد زیادی به جمع اضافه شوند. که از دانش کافی برای اثبات حقایق برخوردار باشند. این حکومت خودبه خودساقط شده است بدون اینکه گلوله ای شلیک شود. ویا فردی با باتوم وهموطن خودرا درخیابانها لت وپار وقتل وعام کند درود برشما

     
  137. محمد نوری زاد

    در یک فروشگاه، به دو جوان برخوردم که نظافتچی بودند. روی گلشان را بوسیدم و به آنان گفتم: گرچه من از روی شما شرمگینم که با تحصیلاتی که دارید، در اینجا نظافت می کنید. اما آفرینتان می گویم که نخواسته اید بیکار باشید و نخواسته اید بخود بگویید: بیکاری بهتر از نظافتچی بودن است، چرا که این کار در شأن من نیست. آفرین به شما که خواسته اید نظافتچی باشید اما بیکار نباشید. اطمینان دارم شما آینده ی بسیار بهتری دارید نسبت به جوانی که اینجور کارها را قابل نمی داند و منتظر می ماند تا کاری در شأن به سراغش بیاید. به این دو جوان گفتم: تلاش کنید کار مناسب تری پیدا کنید اما هرگز از این که در اینجا به نظافت گری مشغولید، احساس شرم نکنید.

    97/12/24

    ارتباط با من:
    @NoorizadMohammad1331
    @MohammadNoorizad
    http://www.instagram.com/mnourizad

     
  138. سلام و درود

    ( جنگ و صلح و پیروزی درخشان ایران بر امپریالیسم آمریکا! )

    قسمت دوم.

    بنا به تفاسیر مختلف از قرآن کریم، صلح و مشتقات آن 180 بار در قرآن آمده و به معانی نیکوکاری، آبادگری، ترمیم، الفت، مهر، دوستی، جبران خطاو اشتباه، رفع ستم و… آمده است. با آنکه جنگ کلمه ای فارسی و صلح کلمه ای عربی است، در شاهکار جاودانه حضرت مولانا، متضاد کلمه صلح، جنگ است. میتوان گفت که جنگ یعنی شرّ، فساد، تباهی، خرابی، دشمنی، تنفر، نکبت، تیره روزی، و بطور کلی در جنگ تمام جلوه های شیطانی و کلیه بدیها روی میدهد. جنگی که ابتدا با دسیسه و توطئه آمریکاییها به نیت تجزیه و شکست ایران و احیای سلطه مجدد امپریالیسم به ایران تحمیل شد و به مردم دو کشور ایران و عراق آنهمه خسارات و عزا و ماتم و ویرانی و نکبت و عقب ماندگی و کودکان یتیم و زنان بیوه و آسیب دیدگان قطع نخاع شده و مجروحین و معلولین شیمیایی و غیر شیمیایی و هزاران مفقود و نابودی زندگی دهها هزار اسیر و…. تحمیل کرد ، با مقاومت حماسی و مؤمنانه ایرانیان نتایج مورد انتظار امپریالیسم را ببار نیاورد،و با پایان آن جبهه های جدیدی گشوده شد تا با به خطر انداختن منافع استراتژیک ایران، کشورمان را بطور مداوم در حال جنگ و صرف هزینه های نجومی و تحمل خسارات جانی و مالی در گیر کنند. لذا جنگ در سایر جبهه ها آغاز شد. بی شک منابع گاز ایران و قطر، مورد نیاز جامعه جهانی و به لیست و فهرست مشتقات آن روز بروز افزوده میشود. طبق ارزیابی و محاسبات کارشناسان، مقادیر هنگفت ذخایر آن در ایران و قطر میتواند طی پنج قرن آینده، درصد قابل توجهی از نیاز جامعه جهانی را تأمین کند. امپریالیسم که شکل تکامل یافته و بمراتب وحشی تر و آزمند تر و ادامه استعمار کلاسیک است و با غارت منابع کشورهای مختلف فربه و امپریالیست شده، بنا به ذات انحصارگرایانه خود به هر منبع ثروتی در هر کجای جهان طمع دارد و برای بدست آوردن آن با مرتجع ترین و مخوفترین دیکتاتورهای جهان متحد و همپیمان میشود! ( نمونه اش پشتیبانی از پینوشه و انجام کودتا علیه رژیم سوسیالیست آلنده، برای غارت مس شیلی و دائمی کردن حاکمیت نظام قبیله ای سعودی برای چپاول نفتش. دهها نمونه دیگر را هم میشود فهرست کرد. ) گاز را نمیشود چون نفت با کشتی صادر کرد، لذا نیاز به لوله کشی از مسیرهای امن و مقرون به صرفه دارد، مشتری اصلی و عمده گاز ایران و روسیه و قطر اتحادیه اروپاست. جغرافیای منطقه به گونه ایست که تنها دو مسیر مقرون به صرفه و امن برای صدور گاز وجود دارد :
    1_ جمهوری ترکیه
    2_ اقلیم کردستان و سوریه

    آمریکایی ها به بهانه برکناری رژیم شبه سلطنتی خاندان اسد در سوریه دست به ایجاد ارتش آزاد زدند و از صرف هیچ کمک و دادن هیچ ابزاری هم دریغ نکردند تا رژیم اسد را ساقط کنند و با حاکم کردن رژیم دست نشانده خود، با سلطه بر مسیر صدور گاز، برای قرون آتی چنگ بر گلوی ایران بگذارند تا نهایتاً ایران نیز چون سعودیها رام و مطیع آنها بشود. ارتش آزاد علیرغم هیاهوها و بزرگنماییهای تبلیغاتی اولیه بدلیل وابستگی به بیگانگان و نداشتن ریشه در میان مردم سوریه کاری از پیش نبرد، اینجا بود که امپریالیسم آمریکا گروههای تعلیم دیده و سازماندهی شده خود را که برای جنگ با کمونیسم و مبارزه با اتحاد شوروی در افغانستان ایجاد کرده بود وارد معادلات نظامی کرد و پدیده شوم « داعش » زاده شد. امپریالیسم آمریکا برای آنکه دستان خونین خود را پنهان کند چند تن از غربیان سرشناس را که اغلب افرادی بی آزار چون مرحوم جیمز فولی روزنامه نگار و خبرنگار بودند را به کام این گروه مزدور فوق افراطی انداخت تا آنها هم با تبلیغات و هیاهوی بسیار سر آنها را ببرند و و فیلم برداری بکنند و به مردم جهان نشان بدهند که نه تنها وابسته به آمریکا نیستند بلکه از هر ضد امپریالستی ضد امپریالیست ترند! تا مردم منطقه فریب آنها را بخورند و تبدیل به ریشه و پایگاه اجتماعی داعش جهت سربازگیری مدام بشوند. سیاست خردورزانه ایران و روسیه و سوریه دست بدست هم دادند و سرانجام طی جنگهای تحمیلی و پرتلفات و خسارتباری که سوریه و بخشی از عراق را به تلی از ویرانه ها با میلیونها کشته و زخمی و ناپدید و آواره و قحطی زده تبدیل کرده بودند، از چنگال خونین، داعش و امپریالیسم آمریکا بیرون کشیدند. بدون تردید ایران و روسیه بدلیل دهها سال روابط خوب و همکاریهای گسترده استراتژیکی، خواهان تحمیل خسارات جانی و مالی به مردم سوریه نبودند و اینهمه جنایات بیشمار حاصل دخالت و آزمندی آمریکاییها و متحدان منطقه ای آنان است. خوشبختانه تدابیر عاقلانه و فداکاریهای کم نظیر مدافعان استقلال سوریه و عراق به بار نشست و داعش و سایر گروههای مزدور و آدمکش شکست خوردند و مضمحل شدند. آخرین گروه نظامیان روحیه باخته و شکست خورده آمریکایی نیز راهی بجز عقب نشینی ندارند و دیر یا زود مجبورند خاک سوریه و عراق را ترک کنند. برای ایرانیان این پیروزی بزرگ و کم مانندیست که هنوز ابعاد آن بدرستی توسط مردم ایران درک نشده است!
    واقعیت روشن اینست که اتحاد ایران و روسیه و سوریه در جنگ با داعش و گروههایی که ساخته و پرداخته آمریکا و اروپا و اسرائیل بودند به پیروزی بزرگی منجر شده و نه تنها آن گروهها نابود شدند بلکه امپریالیسم غرب هم به هیچیک از اهداف خود نرسید و استقلال و منافع و امنیت ملی سوریه و عراق و منافع استراتژیک ایران و روسیه نیز تأمین شده است ، نتایج شکست آمریکا چنان ابعاد عظیمی دارد که هم اکنون ابرقدرت آمریکا با آنکه بیلیونها دلار از دست داد و مزدوران متعصبش هم قربانی شدند ناچار شده باقیمانده نیروهایش را، از سوریه و عراق و افغانستان نیز خارج و عملاً در همه جبهه ها میدان را خالی کند.

    ادامه دارد.

     
  139. من اعتراف میکنم که وقاحت و شرارت و شیادی این اسلامیچیها رو دست کم گرفتم. لطفا پست قبلی مرا که درباره وقایع نیوزیلند نوشتم نادیده بگیرید. این اسلامیچیا بیش از اینکه من فکر میکردم منحط هستن.

    روزینامه کیهان ملا خور شده جنایت در نیوزیلند را به غرب نسبت داد: سیاستمداران غربی نیز برای اهداف پلید خود از داعش در سوریه و عراق و از منافقین مستقر در فرانسه و آلبانی و از نژادپرستان اسلام‌ستیز فاشیست لانه کرده در اروپا و آمریکا حمایت می‌کنند.

     
  140. پیش بسوی چهارشنبه سوری بزرگ!

     
  141. منقلابیون اسلامی: چرک و بی‌تربیت و بداخلاق و وحشی و جنازه دزد. همین جنازه دزدها بعدا شدن سردارکان شکستخورده سپاه/* در میدان جنگ و برادران قاچاقچی و دزدها و اختلاسگران بلیون دلاری.

    منقلابیون اسلامی اینا بودن. از خاطرات دو نفر:
    ۱- شهره آغداشلو:
    دو هفته [به انقلاب] مانده بود، یک راهپیمایی عظیم به راه افتاد. از خیابان شاه آباد، قرار شد مردم از هر جا که می توانند بیایند در صف، از آن جا برویم میدان بهارستان. ما دوباره زنگ زدیم به این دوست بچگی‌مان که آقا مهدی بیا برویم میدان بهارستان. به محض اینکه به خیابان اصلی رسیدیم، من یک دفعه نگاه کردم و دیدم وسط خیابان، آن جایی که باید ماشین می‌آمد و نمی‌آمد، و برای تظاهرات بود، مثلاً ۸۰ درصد خانم و ۲۰ درصد آقا، آدم‌های حسابی (مثلاً کارمند، از لباس پوشیدنشان معلوم بود، خانم‌ها خیلی شیک لباس پوشیده بودند) به هر جهت، مردم وسط خیابان راه می‌رفتند، آدم‌های حسابی که حرفی برای گفتن داشتند، و دو طرف خیابان، لب خیابان، لب پیاده‌رو که قرار است بعدش خیابان بشود، بغل هم، کیپ تا کیپ پلیس ایستاده بود. پلیسی که نقاب شیشه‌ای داشت، سپر داشت، باتوم داشت، اسلحه داشت…

    اینها یک دیوار درست کرده بودند بین آدم‌های حسابی که این وسط راه می‌رفتند و [آنهایی که] توی پیاده‌رو [بودند]. من که در آن مملکت این همه زندگی کرده بودم، توی عمرم انقدر آدم چرک و بی‌تربیت و بداخلاق و وحشی ندیده بودم. اسم آدم نمی‌شد رویشان گذاشت… یک مشت وحشی، فحش می‌دادند، فحش‌های بد، نه فحش‌های معمولی، [خطاب] به کسانی که آن وسط راه می‌رفتند. متهم‌شان می‌کردند به اینکه زنها که خرابند، مردها که خرابند، اینها دارند راه می‌روند برای چلو کباب، …
    ۲- حاج احمدزیدآبادی: در کوران انقلاب ۵۷ مادر بزرگ پیر و فرتوت‌ام درگذشت. به هر زحمتی بود آمبولانسی پیدا کردیم و جنازه‌اش را به بهشت زهرا رساندیم تا به خاک بسپریم. در بهشت زهرا همین‌که جنازۀ پیرزن را از آمبولانس پایین کشیدیم، ناگهان جمعی خشمگین از راه رسیدند، جنازه را سر دست گرفتند و با فریادِ «می‌کشم، می‌کشم آنکه برادرم کشت!» به تشییع جسد مشغول شدند. من که از این «سوء‌تفاهم» جمعیت حیرت‌زده و دستپاچه شده بودم، به دنبال آنها شتافتم و داد زدم که آقایان! شما ظاهراً اشتباه… هنوز جمله‌ام تمام نشده بود که مردی تنومند مرا به کناری کشید و با لحنی خشم‌آلود گفت: «چه خبرته؟ چرا داد می‌زنی؟ مگه می‌خوان بخورنش؟همین جا سرِ جات بشین چند ساعت دیگه پس‌اش می‌آرن برات!» چاره‌ای جز اطاعت نبود!

     
  142. واکنش حکومت/* اسلامی اگه واقعه تروریستی نیوزیلند حمله عده ای مسلمان به یه کنیسه یا کلیسیا بود: کار خود اسرائیل و آمریکاست! روز قبلش هم به یهودیها گفتن فردا نرن کنیسه.

     
  143. سلام و درود

    ( قسمت اول )

    قصد داشتم مقاله ای راجع به جنگ و صلح و باز تعریف آنها، بویژه مسائل روز و نتایج پیروزمندانه و افتخار آفرین جهاد مدافعان ایران در جنگهای تحمیلی و نیابتی و شکست مفتضحانه اتحادیه امپریالیستهای غربی به سرکردگی ایالات متحده، با اتکا و استناد به آموزه های جاودانه حضرت مولانا بنویسم که بخشی از نوشته( سخنرانی ) بانوی فرهیخته سرکار خانم اشرف بروجردی نظرم را جلب کرد که آنرا کاملتر از مقدمه ای که خود نیت نگارشش را داشتم، یافتم. بنابراین ابتدا بدون هیچ دخل و تصرفی آنرا تقدیم میکنم و پس از آن نوشته خود را میآورم و از خوانندگان هوشمند انتظار دارم که آنرا مقدمه کامنت بنده که بطور اعم پیرامون جنگ و صلح و بطور اخص، دفاع مشروع و مقدس ایران در مواجهه با تجاوز عراق تحت حاکمیت صدام ملعون و حزب جنایتکار و نژاد پرست بعث عراق و نقش ایران در جنگهای نیابتی و نتایج پیروزمندانه و افتخار آمیز آنها قرار دهند. در ضمن امیدوارم همهٔ ما بیش از پیش
    از فرهیختگان و هموطنان و انسانهای فهیم بیاموزیم :

    اشرف بروجردی:صلح در شعر مولانا هم وجه عرفانی دارد هم وجه اجتماعی

    رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی با اشاره به مفهوم صلح در اندیشه مولانا گفت: :صلح و دوستی در شعر مولانا هم وجه عرفانی دارد هم وجه اجتماعی.
    به گزارش باشگاه خبرنگاران پویا،‌ مراسم اختتامیه هشتمین نشست دو روزه «مِهرِ مولانا»، با عنوانِ «صلح از نظرگاهِ مولانا»، شامگاه یکشنبه نهم دی‌ماه، در تالار قلم سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران و با حضور محسن جوادی، معاون فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و نیکنام حسین‌پور، مدیرعامل خانه کتاب برگزار شد.

    بروجردی در ابتدای این مراسم گفت: در روزگاری که جنگ و خشونت، انسان را دربرابر انسان قرار داده و چهره مِهر و مِهرورزی را با آتش ستیزه و عناد سیاه کرده است، به‌جاست که گفتار بزرگان فرهنگ و تمدن را بازخوانی کنیم و سخن‌سترگشان را درباره صلح و آشتی به جان بنوشیم و تردید نیست که مولانا جلال‌الدین محمد، شاعر و عارف نامدار، یکی از نامدار‌ترین این بزرگان است.

    وی با بیان اینکه صلح و آشتی یکی از مضامین محوری در اندیشه و عاطفه مولانا است، اظهار کرد: در جهان‌بینی عرفانی او رسیدن به باطن مفاهیمی مانند «وحدتِ عرفانی» یا «فناء فی‌‌الله و بقاء بالله» با کنار گذاشتن اختلاف‌ها و تفاوت‌ها، و ستیزه‌ها و تمایزهای ظاهری مقدور است. در قرآن، ویژگی دوزخیان در تخاصم تعریف می شود: «إِنَّ ذلِکَ لَحَقٌّ تَخاصُمُ أَهْلِ النَّارِ»، و همچنین طبق این آیه، اهل بهشت را در نادیده انگاشتن خود و محو در ذات حق توصیف می‌کند.

    بروجردی به روایتی از پیامبر اکرم(ص) اشاره کرد و گفت: «اِنّ اَهل الجنّه لا یتحسَّرون علی شیئیٍ فاتهُم من الدنیا کتحسرُّهم علی ساعه مَرّت من غیر ذِکر الله» یعنی، پس وقتی خصومت نباشد که ویژگی دوزخیان است، بهشتیان رخ می‌نمایند و در سایه «وحدتِ وجود» خود را تعریف می‌کنند. مولانا این ویژگی بهشتیان را در مدارا و رأفت و رحمت تعریف می‌کند و حاصل آن که همان صلح و همزیستی است به وحدت می‌رسد.

     رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران اضافه کرد: چه زیبا، تجلیِ حلم و بردباریِ حق را در سلیمان نبی(ع) نشان می‌دهد که با همه مرغان می‌سازد و میان زاغ و باز فرقی نمی‌گذارد:

    «ای سلیمان در میان زاغ و باز/
    حلم حق شو با همه مرغان بساز».

    مدارا با بدان و نیکی با نیکان، وفاداری به عهد و پیمان، و پرداختن به جنگِ درون و رها کردن جنگ‌های برون، همه، جلوه‌های اخلاقی و اجتماعی انسان‌دوستیِ مولوی و دیدگاه صلح‌آمیز اوست:

    هست احوالم خلاف همدگر
    هریکی باهم مخالف در اثر

    چون که هر دم راه خود را می‌زنم
    با دگرکس سازگاری چون کنم

    موج لشکرهای احوالم ببین
    هریکی با دیگری در جنگ و کین

    می‌نگر در خود چنین جنگ گران
    پس چه مشغولی به جنگ دیگران

    رنگ و رنگارنگی در خم بی رنگی خداوند یکی می‌شود:

    صبغه‌الله هست خم رنگ هو
    پیس‌ها یک رنگ گردد اندرو

    آن زمان که رنگ‌های گونه‌گون و ناهمگون به بی‌رنگی می‌‎رسند، اضداد عالم آشتی می‌کنند و وحدت ادیان رخ می‌نماید:

    «چون به بی رنگی رسی کآن داشتی/ موسی و فرعون کردند آشتی».

    پس، صلح و دوستی در شعر مولانا هم وجه عرفانی دارد هم وجه اجتماعی.

    بروجردی با بیان اینکه ارج نهادن به حقوق انسانی با روحیه تسامح و تساهل، و سخاوت و بخشندگی پیوند دارد، گفت: فرد یا جامعه‌ای که حسادت و کین ورزی، و بخل و تنگ‌نظری را بهر خدا یا برای راحت جان خود رها کند، دیگران را دوست می‌پندارد و جنگ و نزاع از روان و فکر او دور می‌شود:

     خیر کن با خلق، بهر ایزدت
    یا برای راحت جان خودت

    تا هماره دوست بینی در نظر
    در دلت ناید ز کین، ناخوش صور

    مشاور رئیس جمهوری افزود: آن روز جهان ما جهانی سراسر صلح و عاری از خشونت است که این آموزه‌ها را بر جریده دل ثبت کنیم و پندار و گفتار و کردارمان بدان درآمیزد.

    وی ادامه داد: این گفته‌ها بر زبان کسی جاری می‌شود که دست بخشنده، چشم بینا، پای پویا، زبان گویا، دهان پر فریاد، مغز اندیشنده، دل فروشنده، قلبی دوستدار و دوست داشته او بر کسی پوشیده نیست و اینچنین است که در همه فرهنگ‌ها متجسّد می‌شود؛ فرهنگ‌های هند، ایران، تُرک، تاجیک، افغان، یونان و بیزانس و… .

    رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران در پایان گفت: او می‌سراید و ما می‌نویسیم که صلح خواسته همه انسان‌هاست. آنهایی که قلبی مهربان و زندگی سرشار از عشق و محبت  را می‌طلبند، باصدای بلند به همه جنگ افروزان می‌گویند که با صلح زندگی شکوفا می‌شود و انسان‌ها به بالندگی می‌رسند.

    ادامه دارد.

     
  144. نوری زاد گرامی
    چرا سنگاپور به سرعت آباد شد،
    و چرا ایران به سرعت ویران شد…؟!!

     
  145. درود آقای نوری زاد

    گویا تا قیامت ما را از خراجات شیخ و شاه گریزی نیست!

    چند سالیست* که با آشکار شدن ضعف ساختاری و بروز بحران مشروعیت رژیم ملایان، عده ای شاه الهی پیدا شده اند که مدام بر طبل بازگشت به نظام و دوران خوش شاهنشاهی می کوبند!
    در مقابل، جماعت شیخ الهی نیز بعد از فرو ریختن بنیان های ایدئولوژیک و شکست در همه عرصه ها، هنوز که هنوز است در کمال وقاحت بدنبال بسط قدرت و تحمیل نظام شیخنشاهی به هر قیمتی هستند!
    آنچه در این میانه مغفول مانده سهم ملک و ملت ایران است در رسیدن به آمال و اهداف بیش از یک قرن(از انقلاب مشروطه بدین سو) مبارزه در راه عدالت، آزادی و دموکراسی!

    وجه اشتراک نظام گذشته با رژیم کنونی:
    یکی در اتخاذ روش حکمرانیست که بر پایه استبداد بوده است،
    و دیگری رویکرد و نگاهیست که هر دو جریان به مقوله تجدد و توسعه داشته و دارند. که عبارتست از پیشرفت مادی(وارد کردن کالا و تکنولوژی برای جبران عقب ماندگی)، منهای توسعه سیاسی، اجتماعی و فرهنگی.

    در واقع تلاش حاکمیت در هر دو دوره این بود که جامعه را از مظاهر تجدد و دستاوردهای تمدن جدید برخوردار کند، ولی نسبت به مقوله فرهنگ و گوهر اصلی مدرنیته(که آزادی و دموکراسی بود) میلی و میانه ای نداشتند چون در تضاد با ساختار سیاسی حاکم بود. و از این بابت جامعه ما از آن بی بهره ماند!

    حتی در این مدل از تجدد و نوسازی گزینشی، سهم و برخوردای حاکمیت بیش از جامعه بوده.
    یعنی به عوض اینکه این پیشرفتها از سویی به تقویت زیرساختهای اجتماعی و فرهنگی کمک کند، صرف گسترش قدرت نظامی و امنیتی برای تسلط و کنترل بیشتر بر جامعه و تقویت دستگاه استبدادی شده است.

    گویا حاکمان قبلی و فعلی دشمنی جز ملت را برای خودشان سراغ نداشتند که همیشه از آن در بیم و هراس بوده اند!

    به همین خاطر است که خراجات ما را به شیخ و شاه پایانی نیست!

    —————————-
    *وقتی که نشانه های شکست پروژه مردم سالاری دینی(که در ابتدای انقلاب نام جمهوری بر آن بود) بروز کرد، پوچ بودن این نظریه را بیش از گذشته آشکار کرد که نمیتوان قدرت فراقانونی را در ذیل قانون گنجاند و محدود کرد.
    نگاه دستگاه رهبری به ساز و کار انتخابات، صندوق رای و نهادهای بر آمده از آن به چشم یک رقیب بود. از این رو آنرا به آلت فعلی برای اجرای منویات ملوکانه و باند نظامی-مافیایی تبدیل کردند!

    با سپاس- محمد

     
  146. مختار کردستانی ام

    نظر من بە نظر ایشان نزدیک نیست. جرم است؟
    امروز چهارشنبە بیست و دوم اسفند هزار و سیصد و نود و هفت بە شعبە دوم بازپرسی سنندج احضار شدم و بابت یاداشتم تحت عنوان” انقلابی نیستم و نخواهم بود” کە در اینستا و کانال تلگرامیم منتشر نمودە بودم بازخواست شدم و بە این ترتیب پروندە دیگری برایم گشودە شد. مبارک است این را بە عنوان عیدی قلمداد میکنم.
    گزارش ادارە اطلاعات بسیار قابل تامل است. در این گزارش آمدە است کە با توجە بە اینکە مقام معظم رهبری فرمودەاند: من یک انقلابی هستم و با توجە بە سابقە متهم(یعنی من) در انتقاد از رهبری، این یاداشت و این موضع گیری احتمالا در مخالفت با رهبری است.
    اولا خدا را شاهد میگیرم در زمان نوشتن آن یاداشت اعلام مخالفت با نظر رهبر مد نظرم نبود بلکە جو سیاسی حاکم بر برخی رسانەهای خارجی مد نظرم بود کە میخواستند از محمد رضا شاه یک ناجی بسازند و مرتب بر طبل جنگ میکوبند و واقعا نمیدانم این گزارشنویسان ادارە اطلاعات فازشان چیە کە هر یاداشتی را در اعلام مخالفت با رهبر تفسیر میکنند!!! اما حالا کە چنین گزارشی آن هم برای تشکیل پروندە کیفری تدوین شدە است بگذارید یک بار برای همیشە و بە صراحت تمامتر موضعم را اعلام نمایم تا این برادران بە زحمت نیفتند برای کشف و اثبات مخالفت من با رهبری دست نیاز بە قوە تخیل و تحلیل دراز کنند.
    اینجانب مختار زارعی هیچ قرابتی با نظرات معظم لە ندارم. سایە ایشان بر سر کسانی کە نظرشان بە نظر ایشان نزدیکتر است کم نشود. اما بدانید اگر میخواهید این عدم قرابت را جرم انگاری کنید باید قبلش بە نمایندگانتان در مجلس دستور دهید آن را جرم اعلام کنند بعد دست بە گزارش نویسی و پروندە سازی ببرید.

     
  147. دروود پیر مرد
    کیف کردم از این پاسخ شجاعانه و خردمندانه
    هزاران دروود بر تو
    دوستت دارم❤️❤️
    ————-

    شهرام:

    آقای نوری زاد
    بهتر نیست لااقل یک تفاوتی بین انواع تربیت مذهبی قایل شویم و همه را به یک چوب نرانیم؟!
    بهتر نیست اصولا اینقدر کلیت و قطعیت در تحلیل و بیان ارائه ندهیم؟!
    من خودم فردی هستم که از دین گریزی عمیق ناشی از حکومت آخوندها، امروز برعکس، تربیت دینی مسلمانی توحیدی دارم و خیلی ها را هم می شناسم که تربیت دینی دارند ولی مودب، مهربان، آزاد اندیش، دیگر پذیر، دموکرات و حتی سکولار هستند و همه این ها را هم از همان تربیت دینی و حضور الله متعال در سبک زندگیشان دارند!

    —————————

    درود نازنین.
    تربیت دینی یعنی زیست فردی و اجتماعی مطابق فرمایشان دین. که زنان چگونه باشند و دختران و پسران و پیران چگونه و در معاملات چگونه؟ کلاه شرعی یعنی چه؟ مراجع چه می گویند؟ سنی باشیم به یک جور و شیعه باشیم به جور دیگر و … آنچه شما بدان متصف اید و از آن به تربیت دینی مستفاد می کنید، تربیت دینی نیست بل تربیت گزینشی ست. که چیزهای خوب دین را گرفته اید و بدهایش را وانهاده اید. پس تربیت شما تربیت دینی نیست. یک چیز دیگر و التقاطی ست. که من خودم نیز به همین شیوه ی تربیتی همچون شما قائلم. که: ما خوبی های هر سخن و باور و جمع و فردی را بگیریم و بدهایشان را برای خودشان باقی گذاریم. این را نمی گویند تربیت دینی. یک شترگاوپلنگی ست که از همه ی اندیشه ها و نحله ها و یافته های بشری و آسمانی در آن هست. و شعور نیز همین را تأیید می کند. تربیت دینی با پیچاندن شاکیان سعید طوسی و محو کردن پرونده ی شاکیان، به شما می گوید: سعید طوسی مجرم نیست بل شاید یک گناهی مرتکب شده باشد که به خودش و آسمان مربوط است. اما تربیت شما و من که متأثر از آخرین دستاوردهای فکری بشری ست و تجلی انسانی و شعوری اش را می شود در اعلامیه جهانی حقوق بشر تماشا کرد، همانی ست که وجدان یک مسلمان یک مسیحی یک شیطان پرست و … آن را می پسندد. در تربیت دینی شما مجبورید بهایی را نجس بدانید و درویش را انحرافی و کمونیست را کافر و هندوها را مشرک و دیگری را زندیق و از دین برگشته ها را مرتد بنامید و از آنان دوری کنید و اگر صاحب حکومت اید، آنان را از حقوق اجتماعی اشان محروم کنید وگرنه دین تان ناقص است. تربیت دینی ست که فردی چون خمینی را وا می دارد که در چهارخط چندین هزار زندانی را به سینه ی دیوار بسپرد. تربیت دینی ست که عزاداران امام حسین را به گریستن و بر سر و سینه زدن فرا می خواند و نفرین ها را نثار شمرو خولی می کند و کاری به شمرها و خولی های بیت رهبری و سپاه ندارد.
    سپاس

     
    • تصادفا این بیان همچون سایر بیانات نویسنده بیان خزعبلی است با پیش زمینه
      فقدان ایمان مستحکم ناشی از روشن بینی عمیق دینی و سوء نیت نسبت به تعالیم دینی در عین جهالت به محتوای آنها. در واقع گویندگان و نویسندگان اینطور عبارتها با جهل و ناآگاهی خویش دعوا و نزاع دارند! در همه این مصادیق و چند و چون آنها می توان بحث کرد اما مشکل اساسی نویسنده این خزعبلات -چنانکه عرض شد-این است که نویسنده با جهل خود بمفاهیم و مصادیق مفاهیم دینی نزاع دارد و جالب این است که این تحوّل ناگهان بر اثر برخورد یک بشکه از پس یک انتخابات بر فرق نویسنده پدید آمده است! یعنی اموری که سالیان طولانی نیاز به
      استعداد شخصی و درس خواندن و کار کارشناسی،دیدن استاد قابل و پخته و رنج و زحمت مطالعه و مباحثه و تامل درک شوند برای نویسنده بشکه بسر خورده بصورت دفعی و خلق الساعه کشف و حل شده است! در واقع نویسنده ناگهان از حوض دین به حوض انسانیت شیرجه رفته است و باعث این شیرجه همانا همان بشکه انتخاباتیه بوده است!

       
  148. به هیچ چیز ایمان نیاور، هیچ‌چیز را بی‌دلیل نپذیر، هرگز خون شهیدان چیزی را به اثبات نرسانده است.
    هیچ آیینی نیست…
    به نام ایمان است که مردم می‌میرند و به نام ایمان است که دست به قتل می‌زنند. شوقِ دانستن از تردید زاده می‌شود. از اعتقاد دست بردار و بیاموز. آن‌ که می‌کوشد تا حرف خود را به زور بقبولاند، حجت موجهی ندارد. مگذار بدین‌گونه گمراهت کنند. مگذار چیزی را به زور به تو بقبولانند.

    آندره‌ ژید

     
    • “به هیچ چیز ایمان نیاور و هیچ چیز را بی دلیل نپذیر”
      از جمله همین جملات آندره ژید را !

       
  149. درود آقای نوریزاد
    هیچ تغییر تاکتیکی در مبارزه نخواهید داد؟
    اوضاع مملکت و جهان تو این چند سال بدون تغییر نبوده ها
    حزبی ،تشکلی چیزی؟؟
    یکبار از حزب با ادبان گفتید.تموم شد و رفت؟؟

    حواست باشه،داری درجا میزنی و فرصت سوزی میکنی

    آقای نوریزاد.
    استبدادیون سخت به جنب و جوش افتادن.در بیحرکتی و انفعال دموکراسی خواهان دارن تاخت و تاز میکنن.
    یکسره هم بر سر ما میکوبند که لیدر شما کو؟
    نارضایتی مردم به نقطه جوش رسیده ،حکومت با مردم فرسنگها فاصله گرفته و این فاصله روزبروز بیشتر میشه.
    کشور شده بشکه باروت.مبادا در انفعال و بلاتکلیفی ما این بشکه بترکه؟
    اگر چشم انداز و لیدر و برنامه ای نداشته باشیم در صورت وقوع انفجار مملکتمون از هم میپاشه ها
    بیا و بحرفهام گوش کن و اگر همراه نگرانیم هستی تلاشت رو بکن برای ایجاد یه همگرایی بین چهره های شناخته شده و موجه جنبش ،برای تشکیل یک گروه راهبری اعتراضات
    من مطمئنم امروز اگر یک نفر و ترجیحا یک گروه ،نقش راهبر و هماهنگ کننده جنبش رو ایفا کنن با آغاز نافرمانیهای حداکثری و بدور از خشونت مدنی،گذاری امن و کم هزینه از این حکومت ویرانگر و در حال مرگ خواهیم داشت.
    لطفا به حرفهام فکر کن

     
    • “..یکبار از حزب با ادبان گفتید.تموم شد و رفت؟؟…”

      می دانید سرّش چیست؟ سرّش همان خزعبلی است که شما هم با جابجائی های اسمی و سلام و خداحافظی های ظاهری و جلوه گری های موسمی در پوشش تقیه! دنبال آن هستید: بله براندازی! بله شماها براندازید اما جربزه پیگیری اقتضائات براندازی را ندارید! و این سجیّه عموم اپوزیسیون داخل و خارج نشین جمهوری اسلامی است.

      و البته مشکل ایشان هم مثل شما همین است که واقع گرا نیستید و جامعه ایران را نمی شناسید،از این جهت شما و ایشان معمولا “با اطمینان” خزعبل می بافید و بهم دیگر اعتراض می کنید،البته ایشان هم باذعان خودشان و لحن کلامشان و ادله 22 گانه شان! مثل شما بنایش بر براندازی است منتها همینطور که شما کار و هنری جز تغییر نام و تقیه و خزعبل بافی های اینترنتی ندارید،ایشان هم مثل شما کاری جز این ندارد و از حدود لفّاظی های متهوّرانه در عالم مجازی فراتر نمی رود،البته او از شما باز شجاع تر است برای اینکه با اسم و هویت مشخص در این فضای مجازی (و نه واقعیت ایران) و در محدوده ای خاص نه بیشتر دست و پا می زند،اما شما چطور؟! شما که او را دعوت به کار عینی و حزبی در دنیای واقعی می کنی خودت این مردانگی را داری که در عالم واقع مثلا در تاسیس حزب (البته تاسیس حزب و تشکل در همین فضای کم خطر مجازی والا در عالم واقع خارجی که به براندازان حزب واگذار نمی شود!) به او کمک کنی و مثلا قائم مقام ریاست حزب یا دبیر آن باشی یا همه همت و جرات و شهامت ات این است که از سر عافیت طلبی گاهی بردیا باشی و چیزهایی بگوئی و مدتی بروی به عوالم سکوت یا اسامی دیگر؟!

      نیز بگویم: اعتراضت به ایشان بجاست ،معمولا ایشان از هر مقوله ای فقط “یکبار”سخن می گویند و می روند سراغ مقولات دیگر! چون بالاخره در فضا و ساحت های مجازی (و نه واقعیت های جامعه ایران اسلامی) باید صبحی را به شبی وصل کرد و شبی را به روزی وصل کرد!

      حال شما مایلید از آن تعبیر به “روزمرّگی” کنید یا تعبیر به “شب مرّگی”! ولی من از محتوا و گفتمان و روش سیاست ورزی بیهوده ایشان به “کشک سابی و سرکار گذاشتن مخاطب”تعبیر می کنم! غیبت هم نیست،اینرا بارها بصورت حطاب رو در رو به ایشان گفته ام!
      .

       
  150. نوری زاد جون 25 اسفند زاد روز پروین اعتصامیه یه شعر از ایشون تقدیمت می کنم

    روز شـکـار ، پـیـرزنـی با شاه گفت
    کز آتش ِ فساد ِ تو جز دود و آه نیست

    روزی بـیـا به کـلـبـهٔ ما از ره ِ گـذر
    تحقیق ِ حال گوشه‌نشینان گناه نیست

    دزدم لحاف برد و محتسب گاو پس نداد
    دیگر به کشور تو امان و پناه نیست

    هنگام ِ چاشت سفرهٔ بی‌نان ِ ما ببین
    گندم تراست حاصل ِ ما غیر کاه نیست

    ویرانه شد ز ظلم تو هر مسکن و دهی
    یغماگرست چون تو کسی پادشاه نیست

    حکم دروغ دادی و گفتی حقیقت است
    بر عیب‌های روشن خویشَت نگاه نیست

    صدجور دیدم از سگان دربان ِ درگهت
    جز سفله و بخیل دراین بارگاه نیست

    یک‌دوست از برای تو نگذاشت دشمنی
    کار تباه کردی و گـفـتـی تباه نیست

    جـمـعـی سیـه‌روز ِ سیـه‌کاری تـواَنـد
    باور مکن که بـهـر تو روز ِ سیاه نیست

    مُردی در آن زمان که شدی صید ِگرگ آز
    از بهر مُرده حاجت ِ تخت و کلاه نیست

    تقویم عمر ماست جهان هرچه میکنیم
    بیرون ز دفتر ِ کهن سال و ماه نیست

    سختی کشی ز دهر چو سختی دهی بخلق
    در کیفر ِ فلک ، غلط و اشتباه نیست …

     
  151. پس چرا اسلام مایه سعادت نشد

    به تکلیف سعدبن‌وقاص اسلام را قبول کردیم تا در هر دو عالم به شادی و شاهی بوده باشیم. از عالم‌آخرت که هنوز خبری نداریم! ولی از عالم دنیا، آنچه واقع است این‌ست که از هجرت تا این زمان به ایرانیان مصیبت‌هایی رسیده است که در هیچیک از صفحات دنیا خلق بدانگونه مصائب گرفتار نگردیده است

    آیا لشگرکشی و خونریزی عرب‌ها را بگویم یا لشگرکشی و خونریزی غزنویان و سلجوقیان و اتابکان و خوارزم‌شاهیان و چنگیزیان و آل‌مظفر و تیموریان و غوریان و شیبانیان و چوپانیان و آق‌قویونلو و قره‌قویونلو و پادشاهان‌صفویه و خوانین‌افغانیه و افشاریه و زندیه و قاجاریه را؟

    تازه این تنها اهل ایران نیستند خود عرب‌ها به چه روزی رسیدند! حالا در دنیا گمنام تر و بدبخت‌تر از آن‌ها کمتر طایفه‌ای را می‌توان یافت، پس چرا اسلام مایه سعادت ایشان نشد؟
    الحال همه آن‌ها گرسنه و برهنه، بی علم و بی هنر در گوشه‌ای افتاده می‌مانند هرگاه در حال بت پرستی باقی می‌ماندند يحتمل به روزی رسیده بودند.

    ملت ما چرا اینقدر ناتوان باشد که هر دد و دامی از گوشه و کنار سر بلند کند و ملت ایران را دچار اینگونه بلیات نماید.

    فتحعلی‌آخوندزاده

     
  152. درود آقای نوریزاد
    آدینتون خوش

    اخیرا گفتگوتونو با آقای مشیری شنیدم.
    خیلی خوب بود.
    خوشبختانه بر خلاف خیلیا از ادبیاتی استفاده میکنید که اینروزا تاثیر گذاره و خریدار داره.صداقت و شهامت در بازگو کردن حقایق و زبان دموکراسی.
    آقای نوریزاد،این مهندس مشیری در روند بیدار شدن جامعه نقش بسیار بررنگی داشته و اساس اندیشه اش درسته و درد رو درست تشخیص داده و بگمونم به جایی یا کسی هم وابسته نیست.
    کاش بشه با آدمای خوشنام و تاثیر گذاری مثل ایشون و اقای حسن شریعتمداری و آقای طبرزدی و بانو ستوده و بانو محمدی و آقای مهندس ملکی و دیگرانی که خودتون بهتر میشناسیدشون یه ائتلافی،شبهه حزبی چیزی تشکیل بدید و یه مبنایی بر پایه یه حداقلهایی بزارید و دیگرانی رو هم که پایبند این مبانی هستند برای پیوستن به این تشکل دعوت کنید و یواش یواش جنبش اعتراضی رو هماهنگ و همصدا کنید.
    آقای نوریزاد،سال آینده به احتمال زیاد فشار اقتصادی کارد رو به استخوان مردم میرسونه و شورش گرسنگان نزدیکه و وقتی رخ بده بنیان مملکت به باد میره ها.
    کار بزرگ و بینظیری رو که تا امروز کردی با موقعیت شناسی و گام درست و بایسته بعدی تکمیل کن.
    شما شروع کن اگرم نشد شما کار خودت رو کردی و در پیشگاه تاریخ سربلند خواهی بود.

     
  153. درود آقای نوریزاد
    این پیام رو خودم نوشتم

    پرسشم ازتون اینه که آیا تشکیل همچین کمیته ای رو از افراد شناخته شده یا ناشناس و صدور همچین فراخوانهای نافرمانی مدنی رو سودمند و موثر میدونید یا نه؟
    آقای نوریزاد ،چرا آخه وارد فاز جدیدی از مبارزه نمیشید؟
    به راستی سوگند میشه و نتیجه میده ها

    فرصت تنگه آقای نوریزاد،خواهش میکنم کمی به حرفام و پیشنهادم فکر کنید

    —–

    «هشدار به شرکتها و موسسات یاری رسان به سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی»

    صدا و سیمای جمهوری دروغین اسلامی سنگر نخست این حکومت ضد مردمیست برای دروغپردازی،پرونده سازی و جهل پراکنی و عوامفریبی.

    به همه شرکتها و موسساتی که از راه دادن تبلیغ به این سازمان کمک مالی میرسانند هشدار داده میشود که این سازمان دشمن مردم است و در صورت ادامه این همکاری و همراهی،کالا یا خدمات آنها از سوی مردم ایران تحریم خواهد شد و مردم به آنها به چشم خائن و شریک جرم حکومت خواهند نگریست.

    این هشداریست از سوی مردم ایران و واکنش شما به آن در حافظه تاریخ ثبت خواهد شد.

    «کمیته مردمی هماهنگی نافرمانیهای مدنی بدور از خشونت جنبش دموکراسی خواهی مردم ایران»

     
    • من عاشق این فازهای جدیدت آنهم از پشت رایانه هستم داداشم م.ن بردیا!

       
    • بسیار پیشنهاد عاقلانه ایست و عملی . از همین امروز میتوان کمپین نخریدن کالاهایی را که در صدا وسیما آگهی میکنند شروع کرد و همه هموطنان را تشویق کرد که با این کار بی خطر و بی ضرر همراهی کنند. شبکه های اجتماعی میتوانند بشدت تاثیر گذار باشند.

       
    • این در نفر که پشت بهم نشسن موجودات عجیبی هسن. آدم رو چارپایه میشینه، اما اینا هرکدوم رو یه دونه باتوم نشسن؟؟؟!!! لابد به همین خاطره که یه آدم عاقل علامت ممنوع روش کشیده!!

       
  154. جناب جمهوری اسلامی
    جناب سیدمرتضی
    جناب مصلح
    جناب آنارشیست.
    برا من توضیج بدین چطوری میشه یه نماینده به این خانم تجاوز می کنه این زن کشته میشه بعد این نماینده دوسال ازکار محروم میشه و بعدش خانم نسرین ستوده سی و هشت سال این قضاوت اسلامی از کجاش درآورده این چیزارو؟

     
    • اولا به مصلح و آنارشیست چه؟! ایندو رفیق که مخالف جمهوری اسلامی هستند.

      ثانیا:حکم نسرین ستوده برحسب تعدد و تکرار عناوین مجرمانه او 38 سال بوده که مطابق یکی از مواد قانون مجازات اسلامی در جرائم متکرّر بالاترین مجازات اجراء میشه و بقیه اجراء نمیشه،ظاهرا مدت حبس این وکیل مجموعا 12 سال هست،اینرو شوهر ایشون هم تایید کرد.البته ظاهرا حکم بدوی است و هنوز جای اعتراض و دادگاه تجدید نظر وجود دارد.

      ثالثا:احکام بدوی صادر شده در مورد آن نماینده متهم،مربوط به تجاوز نیست؛چون اثبات تجاوز در قانون شرع و قوانین کشور طرقی دارد،و اتهام تجاوز در مورد این فرد باثبات قضائی نرسیده و حکم تازیانه و حبس تعلیقی و محرومیت مربوط است به اتهام رابطه نامشروع نه وقوع تجاوز.حکم او هم البته بدوی است و باید در صورت اعتراض در دادگاه تجدید نظر بررسی مجدد و قطعی شود.

      شما ظاهرا از نظر پیگیری اخبار بروز نیستی یا اغراض خاصی رو دنبال می کنی.
      .

       
      • جناب ناشناس تجاوز زمانی محرز می گردد که دو نفر شاهد عادل دوسر نخی را مابین بدن مرد و زن که روی هم قرار دارند رد کنند اگر نخ رد شد رابطه بوده و اگر به زائده ای گیر کرد آن وقت احتمال تجاوز دارد

         
  155. آقای نوری زاده من خیلی لذت بردم از دوتا نامه ای که به علی و خدا نوشتی من هم بخدا هم به علی اعتقاد دارم این نامه رو اینجاهاشو خیلی حال کردم ممنون

    علی جان، نیک تر از من می دانی، وقتی عقل از کله ی مردمی برود، بجایش تعصب می نشیند. جوری که چشم هایشان نمی بیند و گوش هایشان نیز نمی شنوند. اینجاست که محبت ها و کینه های کور به جهالت می انجامند. و این جهالت، گوهر شاهواری بوده است برای دکانداران و علما و آیت الله های تاریخی. مردمی که کرکره ی عقل خود را پایین کشیده باشند، ناگزیر به کسانی که ظاهراً می دانند مراجعه می کنند. اینجا درست همانجایی است که سرکیسه کردن ها رونق می گیرد. پس به من حق بده از تو بپرسم: راه تو ای علی چه بوده مگر که این همه قرن، جماعتی در محبتِ به تو مستغرق بوده اند و جنگ ها پرداخته اند و نفرت ها برجوشانده اند و و زشتی ها سامان داده اند و هیچ نیز جز اندکی، بر درستی های انسانی متمایل نشده اند. من وقتی می بینم خروجیِ تشیعی که امامش تویی، شیخ فضل الله ها و جنتی ها و علم الهدی ها و پورمحمدی ها و فلاحیان های قاتل و منگ اند، چگونه دریابم که تشیعی که امروز در جامعه ی ما جاریست همان است که تو پیموده ای و تو می خواسته ای؟ اگر این تشیعی که در ایران جاری است، همان باشد که تو می خواسته ای، من این علی را قبول ندارم. من آن علی ای را دوست می دارم که خروجیِ تشیع اش گالیه ها و گاندی ها و نلسون ماندلاها و مارتین لوترها باشد نه شیعیان تیزکلام و تیز رفتاری چون خمینی و خامنه ای که خساراتشان برای بشر، کم از خسارات کل تاریخ ادیان توحیدی نبوده و نیست. چرا که اگر خسارات دیگران، در عصر بی خردی بوده، اینان در عصر خردمندی تیغ بر خرد کشیده اند و بر نام تو خراش انداخته اند.
    با این همه علی جان بنشین تا نصیحتت کنم. من اگر تو را نصیحت نکنم، هرگز نمی توانم خمینی و خامنه ای را نصیحت کنم. من اگر از تو ایراد نگیرم و به تو انتقاد نکنم، کجا می توانم به رهبر بگویم: این ره که تو رفته ای و می روی همان راه اشقیاست؟ اطمینان دارم با من موافقی که: رهبر و امام و پیغمبر و حتی خدایی که نشود نقدشان کرد، هیچ به کار بشر که نمی آیند، نیز هیچ جز مزاحمت برای بشر نخواهند داشت. جماعتی اما برای رهاندن خودشان از نهیبِ نقد، شما را به وادی عصمت رانده اند تا غباری بر دامان کبریایی خودشان ننشیند. وگرنه شما را که تقوای الهی است و علم الهی و زهد و فهم و شجاعت، چه باک از پرسش و نقد این و آن. آن کسی از پرسش و نقد می هراسد که دستش تهی از درستی است. علی ای که من می شناسم و علی ای که من قبولش دارم، جز با درستی نیست. این علی، بر من نهیب می زند که شیعیان من، مرا نقد کنید و رفتار مرا وابشکافید با هر تندی که می توانید! که من، علی، پاسخگوی هرچه گفته ام و هرچه که کرده ام هستم. خودت بگو علی جان، این علیِ نقد پذیر دوست داشتنی است، یا آن علی ای که دیگران بسته بندی اش کرده اند و در زرورق پیچانده اندش بی هیچ اعوجاج؟
    علی جان، تو مگر نه این که بهنگام عبور از شهر انبار – شهر ایرانیِ تازه مسلمان شده – بر مردمِ هلهله گری که پیشاپیش تو می دویدند و دست افشانی می کردند و پای می کوفتند، سرکوفت زدی؟ نیز نه مگر از آنان پرسیدی: این چه کاری است که می کنید؟ گفتند: این عادت ما است. ما اینگونه به امرای خود تعظیم می کنیم. تو چه گفتی؟ گفتی: بخدا قسم امرای شما از این کار شما هیچ سودی نمی برند. این را تو گفتی علی جان. اما خبر نداشتی روزگاری بر شیعیانت گذر می کند که یکی در لباس تو و با اسم تو بر صندلی می نشیند تک و تنها، و همگانِ مردم و مخاطبانش را بر زمین می نشاند از سرِ تکبر. و همو در سفر به شهرها و استان ها، کل ادارات و مدارس را تعطیل می کند و مردم را به استقبالِ از خود فرا می خواند. اتومبیل ضد گلوله اش که در خیابانها براه می افتد، مردم در ازدحامی مست کننده، پیشاپیش و از پی او می دوند و هلهله سر می دهند و اشک می ریزند و حضرتش با تکان دست مبارک تشویقشان می کند که مرحبا بدوید. چرا که بساط رهبری ما به گرمای هجوم همینجوریِ شما بی نوایان محتاج است.
    تو به مردمِ پایکوبِ شهر انبار گفتی: امرای شما از این پایکوبی ها هیچ سودی نمی برند. برخیز و سوووووود را در بساط حضرت رهبرِما تماشا کن. علی جان، رک بگویم: رهبر و امام و پیغمبر و حتی خدایی که نشود نقدشان کرد، از دسترس و از وادیِ درستی خارج اند. آنان که نقد نمی شوند یا اجازه نمی دهند که مردم نقدشان بکنند، به دو سوی روی دارند. یا آسمانی اند یا دزد و آدمکش و دروغ پرداز. ما زمینیان را که به آسمان راهی نیست. پس، نقد می کنیم. هم تو را و هم سیدعلی خامنه ای را و هم همه ی آنانی را که به اسم تو و به اسم خدا و پیغمبر، قرن های قرن بر پشت مردم هودج بسته اند و دستشان مدام در جیب مردم بوده است.

     
  156. جناب نوری زاد سلام
    شما خمینی را با گاندی مقایسه کردی
    گاندی کجا و خمینی کجا؟ خمینی یک موی ادب و انسانیت گاندی نبود.
    شما بیا خمینی را با یکی مثل این بانو مقایسه کن.
    *خانم حلیمه یعقوب، رئیس جمهور مسلمان سنگاپور* – 300 میلیارد دلار در سال محصول ملی 6 میلیون نفر – قویترین گذرنامه در جهان – 85 هزار دلار درآمد شهروند سنگاپوری در هر سال – بهترین فرودگاه در جهان _ دختری یتیم که فقر را از نزدیک مشاهده کرد، او با مردی یمنی ازدواج کرده و ابتدا برای ادامه تحصیلات خود، با همسرش در یک اتاق کوچک زندگی میکردند. ایشان پس از دریافت پست های دولتی، گفت: «من حلیمه یعقوب، بنده ای از بندگان خدا هستم و از خدا میترسم. هر کسی می خواهد با من برای مردم سنگاپور کار کند، من بخاطر خدا، خواهر او هستم. تصمیم و همّ و غم من، بالا بردن سطح زندگی شهروندان سنگاپور است و نه چیز دیگر». *دستاوردها:* – درآمد سنگاپور به 2 تریلیون دلار افزایش یافت. – درآمد شهروند سنگاپور در سال به 85،000 دلار افزایش یافت. – گذرنامه سنگاپور ارزشمندترین گذرنامه در جهان شد. – بیکاری را به 1 درصد رساند. – نزدیک به (۱۰۰۰۰) ده هزار پروژه بسیار بزرگ را به انجام رسانید. – فساد در سنگاپور را به صفر رساند. – تمام مالیات ها را از محصولات سنگاپور حذف کرد. – درآمد ملی به نسبت 5 تريليون مازاد افزايش يافت.

     
  157. استاد سلام ،استاد چند روز است حرفی این مخیله مرا سخت آزار میدهد و میگوید ؛فرض اینکه نوریزاد در شمار این لشکریان یزید باقی میماند ،آن وقت کدامین آتش و خاکستر را می خواستید به کله مبارکتان بریزید؟تازه ،گیرم که خاکستری پیدا کردید و به کله مبارکتان ریختید ،آن جوهره طلایی مکتوبات وی را کدامین باسواد ی بر سیاهه وجود رقم میزد ،باشد؟باشد جواب این سوال حقیر را از زبان جنابعالی بشنوم ؟؟؟خیلی ارادتمندم استاد.

     
  158. درود به نوری زاد گرامی
    ۵ ماه از ملاقات یکدیگر محروم بودند، فوژان ۲۰ ساله است و میلاد ۳۱ ساله است. اول مهرماه در حالی که فقط یک ماه از ازدواجشان می‌گذشت هردو به دلیل اعتقاد به آئین بهایی بازداشت شده‌اند وتا هفته گذشته، نتوانسته بودند، یکدیگر را ملاقات کنند. یک منبع آگاه به ایران وایر می‌گوید: «در طی این مدت به دلیل نداشتن مدارک شناسایی مانند کارت ملی و شناسنامه از ملاقات همدیگر محروم بوده‌اند. مسئولین زندان، عقدنامه مذهبی بهائی را هم به عنوان سند ازدواج نپذیرفته بودند. مدارک شناسایی این زوج جوان در هنگام تفتیش منزل و دستگیری‌شان توسط ماموران امنیتی ضبط شده که بالاخره هفتهٔ گذشته به آنها بازگردانده شد و توانستند پس از پنج ماه با یکدیگر ملاقات کنند.»
    حوالی ساعت شش و نیم صبح روز یک‌شنبه اول مهر ماه سال جاری، ماموران اداره اطلاعات به طور هم‌زمان با دراختیار داشتن حکم بازرسی به منازل شش شهروند بهائی ساکن بهارستان مراجعه کرده و پس از بازرسی کامل و ضبط بعضی وسایل شخصی، کامپیوتر، لپ تاپ و تلفن همراه، پنج تن از صاحب‌خانه‌ها را به نام‌های افشین بلبلان، فرهنگ صهبا، انوش راینه، سپیده روحانی و بهاره زینی بازداشت می‌کنند. یکی از منازل، خانه پدری فوژان رشیدی بوده است. آقای رشیدی به ماموران می‌گوید که دخترش حدود یک ماه است ازدواج کرده و با آنها زندگی نمی‌کند. ماموران پس از تفتیش منزل خانواده رشیدی همراه با پدر و مادر فوژان به منزل او می‌روند و پس از تفتیش محل، فوژان و همسرش، میلاد داوردان را هم بازداشت می‌کنند. چند ساعت بعد، یک شهروند بهائی دیگر به نام سهام آرمین هم بازداشت و هر هشت تن بهائی بازداشت‌شده به بازداشت‌گاه اطلاعات سپاه در اصفهان منتقل می‌شوند.
    زندانیان، هفده روز در انفرادی و تحت بازجویی شدیدقرار می‌گیرند و سپس زنان به زندان دولت آباد و مردان به زندان دستگرد اصفهان منتقل می‌شوند. جلسه دادگاه هشت شهروند بهائی دستگیر شده به همراه یک فرد بهائی دیگر به نام علی ثانی در ۲۰ آبان ماه در شعبه یک دادگاه انقلاب اصفهان به ریاست قاضی علی دیانی تشکیل شد و متهمان به اتهام «عضویت در تشکیلات غیرقانونی بهائی به قصد اقدام علیه امنیت داخلی» و «فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی از طریق تبلیغ بهائیت» محاکمه شدند. در ۹ آذر ماه حکم بدوی صادر شد. طبق رای صادره، پنج تن از زندانیان از جمله میلاد به شش سال حبس و چهار تن دیگر از جمله فوژان به چهار سال حبس محکوم می‌شوند. دادگاه تجدیدنظر به ریاست قاضی اسدی در ۴ دی ماه، تشکیل و حکم بدوی عینا تایید شد. پس از رای تجدیدنظر، هر۹ زندانی عقیدتی بهائی جهت اجرای حکم در زندان نگه داشته شدند.
    این منبع مطلع به ایران وایر می‌گوید: «متاسفانه، خبرگزاری‌ها و رسانه‌های حقوق بشری به اخبار نقض حقوق بهائیان در تهران و شهرهای بزرگ توجه بیشتری دارند و کمتر اخبار مربوط به بازداشت یا ممانعت شغلی بهائیان در شهرستان‌ها را انعکاس می‌دهند. همین امر موجب شده تا فشار بر شهروندان بهائی در شهرهای کوچک افزایش پیدا کند. محکومیت این شهروندان بهائی نمونه‌ای از همین فشارهاست. در طی سه ماه با سرعت بی‌سابقه‌ای، ۹ شهروند بهائی در شهرستان بهارستان بازداشت، محاکمه و حکم اولیه در دادگاه تجدیدنظر عینأ، تایید و به مرحله اجرا درآمد. به مدت پنج ماه، یک زن و شوهر بازداشت‌شده بهائی که یک ماه بیشتر از ازدواج‌شان نمی‌گذشت، ممنوع ملاقات با یکدیگر بودند چون هیچ مدرک شناسایی نداشتند تا ثابت کنند با یکدیگر ازدواج کرده‌اند. مدارکی که توسط خودِ ماموران، ضبط و ضمیمه پرونده‌شان بود. مطمئنأ اگر شبیه این ظلم به شهروندانی در تهران یا یکی از شهرهای بزرگ کشور افتاده بود توجه نهادهای حقوق بشری و خبرگزاری‌ها را تاکنون به خود جلب کرده بود!»
    فوژان رشیدی، تازه عروس بیست ساله بهائی در دوران حبس انفرادی، دچار افت شدید فشار شد ولی بازجویان بدون توجه به وضعیت جسمانی وی، بازجویی‌ها را ادامه دادند و شرایط وخیمی را برای فوژان به وجود آوردند که اثراتش هنوز با اوست. فوژان پیش از بازداشت دانشجوی روانشناسی دانشگاه پیام نور بود که پس از بازداشت، اخراج شد. میلاد داوردان، تازه داماد سی و یک ساله هم پیش از بازداشت، حسابدار یک شرکت بود که به دلیل طولانی شدن بازداشت از کار اخراج شد. این زوج بهائی مجموعا به ده سال حبس محکوم هستند. در کمتر از شش ماه، به حکم قضایی زندگی یک زوج جوان تازه مزدوج بهائی در شهرستان بهارستان به دلیل پیروی از آیین بهائی دگرگون شد

     
  159. گویا دیروز ائمه جمعه ناگهان دم زدن از اف ای تی اف را خیانت ندانسته اند. البته تذکر رهبری باعث شده است. آیا نباید از ائمه مذکور بپرسیم چرا؟ چرا نظرتان عوض شد؟ مگر در کمال عقل و شعور و دیانت به این نرسیده بودید که خیانت است؟ الان چه اتفاقی افتاد؟ نظرتان برگشت؟ تقیه می کنید؟ توریه می کنید؟ فیلم بازی می کنید و منتظر فرصت می نشینید؟ امان از مردمی که پشت سر شما نماز می خوانند و کاری به مواضع تان ندارند.

     
    • نه اینطور نیست،ای تی اف که در محل قانونی آن بررسی می شود و رای گیری می شود،بنظر من این تصحیح در گفتار و موضعگیری است بدنبال تذکر رهبر که دو طرف بحث و استدلال کنند اما هیچکدام یکدیگر را به تعلّق به دشمن متهم نکنند.بنظر من نیز هم آن تذکر بجا و درست بود،هم تصحیح رویکرد جناح ها و خطباء بجاست و آنها نمی بایستی حامیان پیوستن به ای اف تی اف را که غالبا عقل گرایان و واقع گرایان و حامیان دولت مستقر هستند متهم به خیانت یا همراهی با دشمنان می کردند.البته مخالفان پیوستن به آن نیز دغدغه کشور و نظام خود را دارند و آنها نیز تعلّقی به دشمن نداشته اند. روال بحث کارشناسی قانونی نیز مسیر خود را طی می کنند

       
  160. سلام بر استاد عزیز اقای سید رضی
    استاد گرامی من در صفحه قبلی شعری تقدیمتان گردم که شاید انرا ندیده باشید پس من ان شعر را با افزودن یک بیت دیگر در این صفحه تقدیم به شما میکنم.
    ای رضی ای گوهر یکدانه ای استاد ما
    شعر تو چون حرف تو الحق بود فریاد ما
    گر صد انسان چون تو پیدا میشد اندر این دیار
    قصه شیخ و خرافه سرنگون میشد به قعر روزگار
    بیگمان نامت به هر متنی زنیکی میفزاید اعتبار
    بهر ما شاگردی استاد والایی چو تو هست افتخار
    با چنان میزان نبوغی باز خاکی مسلکی
    کاش پیدا میشد انسانی به مردیت یکی
    کاشکی درد و بلای مردم ازاده یی مانند تو
    جملگی میشد نصیب نوکران این رژیم کیسه نو

     
    • “شاعر “جان کاشکی هم می نوشتی که ما این معرت را با چه آهنگی باید بخوانیم تا شعر بشه . ریتم بیت اولش را جور میکنیم , به دومی نمی خوره , سومی را با هزار مکافات برایش ریتم دست و پا میکنیم به چهارمی نمی خوره و همینطور تا آخر . بهتر نبود “شاعر “جان که به نثر تملق رضی , استادت , را میگفتی ؟ حتما که لازم نیست به معر باشه جانم .

       
  161. گل پسر!
    ———-

    من در بزنگاه تاریخ بشریت و در نقطه ی عطف تاریخ کشور به خشت افتاده ام. یک شاهد عینی هستم. یک گنج. از خودم بپرس. آخرین کسی که جهان بدون وب یادش است. هم صفربند را دیده و هم موبایل را، چاپ ملخی و هلیوگرافی، ماشین هندلی و فول آپشن، پیشخدمت کمر باریک و روبات، مینی ژوپ و مانتو، دو تکّه و شیش تکه، پر و پاچه فروزان و ریش سبیل معتمد آریا، هم شرقی و هم غربی، پادشاهی و جمهوری، نسل شکفته و نسل سوخته، شاه و شیخ، چکمه و نعلین، ژنرال و سردار، جنگ و صلح، انقلاب و براندازی. من شاهد عکس امام در ماه، حلالیت شطرنج، ریزش دیوار برلین، فروپاشی شوروی، ساخت پدرخوانده، تسخیر ماه و شبیخون آخوندها به ایران بودم، هم عصر ماندلا. ولایت باسوادترین رهبر را درک کردم و معاصر بزرگترین اختلاس بشریت هستم. کم کسی نیستم. در آینه می گویم: چی پسری!

     
    • به به تمیرحسین میرزایی شفیع الدوله!!!
      شفیعی خداوکیلی از تعجب شاخ درنمیاری که به هر اسمی بنویسی هنوز ولین کلمه رو نخونده میفهمم که تو هستی؟!

      ———–

      درود گرامی
      تا جایی که من دانسته ام، کمال آقا هرگز جناب شفیعی نیست.
      دو نویسنده ی جداگانه اند که در طنز چیره قلم اند.
      سپاس

      .

       
      • مهرداد جون! پواروی این سایت منم! بیخود پوارو بازی و مرد هزار چهره بازی در نیار و خودت باش! شفیعی نیازی به هزار چهره بازی-مثل تو-نداره،هزار چهره بازی شگرد خودته!

         
      • بی سلام و بی درود !

        دروغگوی نامرد چرا نتایج کار و فکر و زحمت دیگران را به من نسبت میدهی ؟ بین فکر و سبک نوشتاری من با نوشته کمال آقا بقدری تفاوت و تضاد هست که بجز احمقان مغز افلیج کسی چنین اتهام کذبی نمیزند.مثل اینکه همزمان بنگ و باده و افیون مصرف میکنی و بعد به کشف و کراماتی این چنین مفتضح و رسوا میپردازی !؟

        هین کمالی دست آور تا تو هم
        از کمال دیگران نَفُتی به غم !

         
  162. بهین یاران جان درود

    نوری زاد دلبند را مقایسه ای بود بین خمینی وگاندی وچرایی هایی .

    استادم شاید بهینه تر آن بود که دانیل اورتگاه که از هیچی وگماشته گری

    حکومت داران زور آور شد وچون خمینی بر آب راهی (کانال پاناما/ تنگه هرمز)

    هم جوار. هردو عربده کشی کردندو ین مست نفت و آن نشیه کوکایین هردو

    آنانی را که می ترسیدند بساتشان را بهم ریزد کشتند دانیل یکی یکی وخمینی

    هزار هزار .بزرگان را سیاستی بزرگ باید پس به اندک ستمی نشورند هر دو این

    بی سیاستان نفهمیدند که تا میوه خشم مردم 300 میلیونی امریکا نرسد

    می توانند عربده کشی وگروگان گیری کنند .(در خیال ببینید که نه گروگان گیری

    و نه عربده کشی و نه اتم بازی کرده ایم چند در سد آمریکاییان موافق تحریم های

    نفت در ازای دارو و خوراک ما بودند ؟) نه از عربده مرگ بر این وآن ونه از غنی سازی

    ونه از گروگان گیری بجز سدها میلیارد دلار زیان چه دیده ایم ؟صدام و غذافی راهم

    که از لوله فاضل آب بیرون کشیدند آنگاه که کویت را گرفت وچند اسباب بازی را به

    عنوان مدار ماشه بمب اتمی نشان داد. گروه نامبرده با خودشان فرزندان بی آبرویشان

    را هم راهی عدم کردند .پسر خمینی غذافی وصدام ووو. از شور بختی ما ایرانیان

    این آخوندک ها با فرستادن پیک (امام جمعه اهواز یا الاحواز)مراتب غلط کردیم

    شما ببخش را به وسیله انگلیس ابلاغ می کنند . اما خشم مردم ایران و امریکا

    چه ؟ همان کسانی که برای مردم ویتنام چنان همدلی کردند که کشورشان نیمه

    فلج شد .راستی چرا بجز روسیه و چین (رقیبان آمریکا)برای سود خودشان هیچ

    انسانی دلش برای کودکان زنان سالخوردگان این مملکت نمی سوزد ؟ آیا میوه

    خشم جهانیان رسیده است ؟ دیر نیست زمانی که بگویند این سد نفری که در

    مسجد کشته وزخمی شدند حقشان بود چرا که نیمی از کتاب مقدسشان کشتن

    دیگران به روش داعش یا خمینی و یامصر و تر کیه است .

     
  163. برایان هوک، نماینده ویژه وزارت خارجه آمریکا در امور ایران، بار دیگر سفر اخیر حسن روحانی به عراق را «نه به سود مردم عراق»، بلکه با هدف «تسلط بر آن کشور» خواند و به نهادهای مالی عراق هشدار داد تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی را در نظر داشته باشند و از همکاری با شمار زیادی از بانک‌های ایرانی که «بانک کثیف» هستند خودداری کنند.

    برایان هوک روز جمعه، ۲۴ اسفند، در مصاحبه با «الحره»، شبکه ماهواره‌ای عربی‌زبان که از آمریکا پخش می‌شود، تأکید کرد که از سال ۱۳۵۷ «سیاست خارجی ایران مطمئنا احترامی برای حاکمیت و استقلال سایر کشورها قائل نیست و آنها فقط در پی تضعیف حکومت‌ها و جایگزین کردن هویت‌های فرقه‌ای هستند».

    حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران، هفته گذشته در سفری سه‌روزه به عراق، با مقام‌های سیاسی و مذهبی آن کشور دیدار کرد و در جریان این سفر، قراردادها و توافقنامه‌هایی بین دو کشور به امضا رسید.

    برایان هوک با اشاره به این که «مهم نیست که آقای روحانی در جلسات و سخنرانی‌های عمومی‌اش چه می‌گوید یا چه امضا می‌کند» تأکید کرد که «هدف پنهانی آنها یقینا تسلط بر عراق و ایجاد هلال شیعی است».

    @Sahamnewsorg

    —–
    پی نوشت : بنظرتون این سخنان آشنا بنظر نمی رسد؟!

     
  164. یادداشت سفیر اسبق ایتالیا در عراق، در «میدل ایست ای» درباره مستند اخیر BBC:

    ژنرال قاسم سلیمانی یک استاد استراتژیست است، نه یک شومن / از روی تجربه، اطمینان می دهم که این امریکایی ها بودند که دنبال مذاکره با سلیمانی بودند، نه «ژنرال» با آنها / بارها امریکایی ها از من خواستند که پیغامشان را به ایرانی ها برسانم / سلیمانی متعصب و خشک مغز نیست؛ او دارای شجاعت، تعهد انقلابی و حس همدردی نسبت به افرادش است؛ دشمنان عرب، امریکایی و اسرائیلی او، این ویژگی ها را ندارند

    یک بخش تحریک امیز از این مستند متعلق به قسمتی‌ است که ژنرال دیوید پترائوس، فرمانده سابق ارتش آمریکا در عراق، دریافت پیغامی از سردار سلیمانی را بازگویی می‌کند که به او پیشنهاد داده بود برای کنترل بهتر جریان وقایع در خاورمیانه، وارد معامله مستقیم با سپاه قدس شود. پترائوس سال ۲۰۰۸ در مذاکره درباره همان پیغام با سیلویو برلوسکونی، نخست‌وزیر وقت ایتالیا، تصریح می‌کند که به تازگی متوجه درجه اهمیت قاسم سلیمانی در خصوص وقایع خاورمیانه شده بوده است./مستند بی بی سی نیز از این قاعده مستثنی نیست.

    مقدمه آن توسط رییس سابق موساد، دنی یاتوم بیان می شود. به مخاطبان گفته می‌شود که هر دردسری در خاورمیانه زیر سر سلیمانی و سازمان زیر نظر اوست که اسراییل مصمم به نابودی آن است. برخی مقامات آمریکایی به حمایت از این موضع سخن می‌گویند اما دست‌کم نگاه محترمانه‌ای به سلیمانی دارند.

    http://www.entekhab.ir/fa/news/465198/

    ————

    درود سید مرتضای گرامی
    یک زمانی، امام خمینی طاب ثراه گفته بود : هرگاه دشمن از شما تعریف کرد، بدانید که ریگی در کفش شماست. چیزی شبیه این. نه آیا؟
    با احترام و ادب

    .

     
    • ایتالیا که دشمن ما نیست،حالا کاملترش اینجاست:

      مارکو کارنلوس، دیپلمات ارشد ایتالیایی و سفیر اسبق این کشور در عراق در «میدل ایست آی» نوشت:

      چند شب پیش شبکه دوم بی بی سی، مستندی درباره یکی از اعضای ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران پخش کرد که تبدیل به قهرمانی ملی برای ایرانیان و چهره هراسناکی برای غرب شده است: سردار قاسم سلیمانی. این برنامه به بازخوانی تاریخ خاورمیانه در سایه حضور ایران از طریق سپاه قدس به رهبری قاسم سلیمانی می‌پرداخت. این مستند اطلاعات جدیدی در خود ندارد و اغلب مطالب آن سال‌ها قبل فاش شده‌اند.‌ مشکل این مستند این است که تنها از دید غرب به مسایل خاورمیانه می‌نگرد. از طرف هیچ یک از فرماندهان سپاه یا حتی مقامات رسمی ایران در این مستند نقل قولی نشده است.

      به گزارش سرویس بین الملل «انتخاب»؛ در ادامه این مطلب آمده است: داستان این مستند، منعکس کننده برخی محدودیت‌های سیاست غرب و آمریکا در قبال ایران و خاورمیانه بوده و بیش از حد ساده‌انگارانه است. این مستند به مخاطبان القا می‌کند که تمام وقایع خاورمیانه تحت تاثیر اقدامات یک کشور، گروه یا شخص خاص است. این رویکرد نشان دهنده نیاز همیشگی غرب به ترسیم یک دشمن یا یک بیگانه است که مرتکب رفتارهای شرورانه شده و باید با آن مقابله کرد. گفتمان غرب علیه ایران و سلیمانی تا حد زیادی از زبان اسراییلی‌ها بیان می‌شود بدون اینکه حقیقت یابی خاصی از آن به عمل آید.

      مستند بی بی سی نیز از این قاعده مستثنی نیست. مقدمه آن توسط رییس سابق موساد، دنی یاتوم بیان می شود. به مخاطبان گفته می‌شود که هر دردسری در خاورمیانه زیر سر سلیمانی و سازمان زیر نظر اوست که اسراییل مصمم به نابودی آن است. برخی مقامات آمریکایی به حمایت از این موضع سخن می‌گویند اما دست‌کم نگاه محترمانه‌ای به سلیمانی دارند.

      در طول شرح نسبتا درست رویدادهای تاریخی به ترتیب تقدم آنها، دوره مربوط به سالهای ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۸ در بصره، به اشتباه عنوان می‌کند که سپاه قدس پشت سیطره شبه‌نظامیان شیعه بر این شهر و آشوب متعاقب آن بود که تا زمان آغاز عملیات نظامی به رهبری نخست‌وزیر وقت، نوری المالکی با پشتیبانی آمریکایی‌ها برای بازپس گیری شهر ادامه داشت. اما واقعیت از این پیچیده‌تر بود. گروه اصلی شبه‌نظامی در این شهر یعنی جیش المهدی وابسته به مقتدا صدر بود که علیه نظامیان بریتانیایی فعالیت می‌کرد. صدر همواره رابطه پیچیده‌ای با ایران داشته که کنترلش را برای آن دشوار می‌کند. دلیل اصلی دلواپسی سلیمانی، نگرانی جدی او از منازعات داخلی میان نیرو‌های شیعه بود.

      یک بخش تحریک امیز از این مستند متعلق به قسمتی‌ است که ژنرال دیوید پترائوس، فرمانده سابق ارتش آمریکا در عراق، دریافت پیغامی از سردار سلیمانی را بازگویی می‌کند که به او پیشنهاد داده بود برای کنترل بهتر جریان وقایع در خاورمیانه، وارد معامله مستقیم با سپاه قدس شود. پترائوس سال ۲۰۰۸ در مذاکره درباره همان پیغام با سیلویو برلوسکونی، نخست‌وزیر وقت ایتالیا، تصریح می‌کند که به تازگی متوجه درجه اهمیت قاسم سلیمانی در خصوص وقایع خاورمیانه شده بوده است.

      یک دهه پس از آنکه قاسم سلیمانی به فرماندهی سپاه قدس ایران رسید، پترائوس که معمار حمله به عراق تلقی می‌شود، تازه داشت درباره او اطلاعات پیدا می‌کرد. بنابراین جای تعجب نیست که سلیمانی طی این مدت به راحتی اهداف خود را در منطقه پیش می‌برد و دشمنان خود را دور می‌زد. مقامات آمریکایی در این مستند مدعی هستند که سلیمانی مدام خواستار برقراری رابطه با آنها می‌شده و آنها دست رد به سینه او می‌زدند. اما از روی تجربه‌ای که در عراق پیدا کردم می‌توانم اطمینان بدهم که قضیه درست برعکس آن است. طی دو سالی که در بغداد بودم، بارها مقامات آمریکایی از من خواستند که پیغام آنها را به شبه‌نظامیان شیعه برسانم که بیشتر حول تقاضا برای ارتباط مستقیم با ایرانیان بود. این درخواست مرتبا از سوی دو سفیر ایران در بغداد که با آنها برخورد داشتم رد شده بود. هر دو سفیر احتمالا کاملا با سلیمانی در ارتباط بودند.

      مستند بی بی سی تلاشی نمی‌کند فراتر از مصاحبه کوتاهی که که با رهبر شبه‌نظامیان نزدیک به ایران، قیس الخزعلی داشته، اهمیت عبارت حیاتی «مقاومت» را از دید ایرانیان و شیعیان تبیین کند.

      هیچ تردیدی نیست که سلیمانی یک فرمانده نظامی نابغه است. افرادی که از نزدیک با او تعامل داشته‌اند، مانند موفق الرباعی، مشاور نظامی و امنیت ملی مالکی، سه ویژگی اصلی او را به طور خلاصه بیان کرده‌اند: به طرز هراسناکی باهوش، با تفکر مکتبی و از همه مهم‌تر دارای استعدادهای کم‌نظیر راهبردی و تاکتیکی.

      هنگام ارزیابی نقش سلیمانی طی دو دهه گذشته در لبنان، یمن، سوریه،عراق و افغانستان، دو عنصر مهم را باید در خاطر داشت. نخست اینکه او نمایشی یک نفره را اجرا نمی‌کند. اگرچه او استعداد بالایی دارد، هرگز نمی‌توانست بدون حمایت سیاسی تهران که علی‌رغم شکاف‌های عمیق داخلی، دارای اهداف شفاف و واقع بینانه‌ای در حوزه امنیت و سیاست خارجی می‌باشد، به این دستاوردهای بزرگ برسد.

      دوم اینکه سلیمانی فرد متعصب و خشک مغزی نیست. او دارای شجاعت، سخاوت، تعهد انقلابی و حس همدردی نسبت به افرادش است. او رهبری الهام‌بخش و شنونده است که مذاکره را با توسل به شبکه ارتباطی عظیمی که دارد، تسهیل می‌کند. این‌ها ویژگی هایی هستند که دشمنان عرب، آمریکایی و اسراییلی او گاهی فاقد آنها هستند. منشأ اصلی موفقیت‌های او، توانایی بی‌همتای او در تکیه بر خطاهای بی‌شمار دشمنانش می‌باشد. عامل اصلی قهرمان شناخته شدن او و محبوبیت بالایی که در ایران به دست آورده، که حتی ممکن است مسیر ترقی سیاسی او را نیز هموار کند، دشمنان او هستند که بسیاری مواقع ناخواسته به متحد ناآگاه او تبدیل می‌شوند.

      http://www.entekhab.ir/fa/news/465198/

      پی نوشت:همه باهم:نوریزاد! بنداز بالا دیگه! چی رو؟! اون کلاه عقل و انصافو دیگه!

       
    • نوریزاد گرامی این غربیها هرکه را که می خواهند بزنند و یا بلایی سرش بیاورند او را آنچنان بزرگ و ترسناک می کنند تا زدن چنین هیولایی را براحتی بمردم خود بفروشند! کافیست که به سرنوشت صدام و قذافی …نظری بیندازید!

       
  165. حسین نژاد- فاضلی – ساواش

    شما که توهین به آقای نوریزاد کردید . آیا بعد از شنیدن این کلیپ شعورتان اجازه میده که از نوشته خود پشیمان شوید

    این کلیپ پروترین و ریاکارترین افراد را معرفی میکنه

    https://www.dailyvideoreports.net/last-page-march-15/

     
  166. بهین یاران جان درود

    چند روز پیش روز جهانی زن بود . آنهایی که بیاد دارنددر تظاهرات ضد پیشرفت

    وعامیانه 57 زنان وکودکان را به ویژه آنانی که با کودکشان بودند با جریت در صف نخست

    ساماندهی می شدند تا سربازان و فرماتدهان شلیک نکنند. اولین ایرانی نوبل گرفته

    یا ریاضی دان برتر دنیا وووو هم زن بوده اند .فلان ابن فلان روایت کرده که کل محاسبات

    پیچیده انیشتن را زنش انجام می داد در حالی که حامله بود (هر بار زایش در سد بسیار

    زیادی فشار به تمام پیکره زن وارد می کند و از استخوان ها و مغز و دیگر اندام های مادر

    جنین برداشت می کند).بی گمان اگر ارستو افلاتون رازی پاستور وووو زن ومادر بودند

    می توانستند؟برعکس اگر خمینی مادر بود فرزند دیگران را روی بام مدرسه ویا با یاداشتی

    کوتاه اعدام می کرد ؟هیتلر چنگیز گوبلای خان ووو اگر خودشان مادر چند فرزند بودند چه

    از آن مهمتراگر //// زن بود و مادر با سریه وغزوه کاروان زنی شروع می کرد ؟ آیا در

    /////////////////////////////////////// شوهر داشت که مجبور باشند پایان عمرشان بی زن بمانند مبادا

    اسرا زیر لحاف برملا شود؟ آیا آخوندک ها برمبنای سیره او اجازه هم آغوشی همزمان

    23 مرد با یک زن را حلال می دانستند؟ و بسیاری آیا های دیگر که همه برمبنای الله

    است اگر زن بود با ضمیر مونث ذکر می شد و لابد همه آخوندک ها ی کنونی هم زن بودند.

    برمبنای انتخاب اصلح و تبدیل بوزینگان به انسان باید پذیرفت که مردان پشم و پیله دار

    که چون اجداشان با اندک ناملایمتی مثل خراش بر اتومبیل عربده می کشند وبا مشت

    گره کرده و با زدن وکشتن به حل مشکل می پردازند بسیار از زنانی که به گفت گو

    و بحث می پردازند عقب ترند چرا که وابسته به قدرت و زور نیستند وظریف تر از گوریل

    عنتر و مرد هستند نه مزرعه او .

     
  167. جمشید پژویان، اقتصاددان در گفتگو با «انتخاب» از دلایل اوضاع نامناسب اقتصادی سال ۹۷ می‌گوید؛

    موضوع مهمی چون ‏FATF‏ همچنان بلاتکلیف مانده؛ برخی متوجه نیستند با رفتار‌های رادیکال خود چه ضرر‌هایی به کشور وارد می‌کنند / درِ اقتصاد ایران بر پاشنه نفت می‌چرخد؛ طبیعی بود که با خروج ترامپ از برجام، «دو، دو تا چهار تای» ما از حالت طبیعی خارج شود / برای پشت سر گذاشتن این برهه دشوار، به رفتار منطقی ‏و دور از هیجان احتیاج داریم

    ‏ «سال ۹۷ در شرایطی آخرین روز‌های خود را سپری می‌کند که اقتصاد در سالی که رو به پایان است، به کلی به ‏هم ریخت و مشکلات عدیده‌ای را برای مردم به وجود آورد.» ‏

    پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

    ‏موضوع مهمی چون ‏FATF‏ همچنان بلاتکلیف مانده؛ برخی متوجه نیستند با رفتار‌های رادیکال خود چه ضرر‌هایی به کشور وارد می‌کند / درِ اقتصاد ایران بر پاشنه نفت می‌چرخد؛ طبیعی بود که با خروج ترامپ از برجام، «دو، دو تا چهار تای» ما از حالت طبیعی خارج شود / برای پشت سر گذاشتن این برهه دشوار، به رفتار منطقی ‏و دور از هیجان احتیاج داریم

    «سال 97 در شرایطی آخرین روزهای خود را سپری می کند که اقتصاد در سالی که رو به پایان است، به کلی به ‏هم ریخت و مشکلات عدیده ای را برای مردم به وجود آورد.»‏

    جمشید پژویان، رئیس پیشین شورای رقابت در گفت و گو با «انتخاب» با طرح اظهارات بالا ادامه داد: این روزها همه دولت و به طور ‏مشخص، تیم اقتصادی کابینه را مقصر گرانی و تورم موجود می دانند. با اینکه نمی توان تصمیم گیران این حوزه را ‏بدون سهم دانست، باید این را در نظر داشت، ایران بعد از خروج آمریکا یا بهتر است بگوییم، ترامپ از برجام ‏ناخواسته در موقعیتی کاملا پیچیده قرار گرفت و به واسطه نفوذ آمریکایی ها در نظام بین الملل انواع و اقسام ‏تحریم ها را متحمل شد. در چنین حالتی، طبیعی است، قبل از هر بخشی، این فضای اقتصادی است که آسیب می ‏بیند. البته این مساله ای نبود که بر کسی پوشیده نباشد. ‏

    این تحلیلگر اقتصادی ادامه داد: به هر حال در اقتصاد ایران بر پاشنه نفت می چرخد و وقتی فروش نفت ‏پایین می آید، طبیعی است که مناسبات مالی و دو_دوتا، چهارتای مان از حالت طبیعی خارج می شود. به همین دلیل، ‏دستگاه دیپلماسی همه هم و غم اش را به کار گرفته تا با اروپایی ها به نظر و تشخیص مشترکی برسد تا بلکه از ‏این طریق، تهدید بازار نفت تا حد زیادی کمرنگ شود.‏

    پژویان با اشاره به وضعیت اینستکس اظهار داشت: به هر حال اروپایی ها هم برای اینکه با ایران وارد تعامل ‏اقتصادی شوند، شرایط داخلی و همچنین موقعیت بین المللی خود را هم در نظر می گیرند. اما مهم این است که ‏اروپا بنای خروج از برجام را ندارد و به همین دلیل، ما باید در داخل به یک انسجام و همصدایی لازم برسیم تا ‏بتوانیم در مذاکره با کشورهای اروپایی، قراردادهایی بر اساس منافع ملی داشته باشیم. واقعیت این است، ایران ‏مشکلات زیادی دارد و برای اینکه این برهه دشوار پشت سر گذاشته شود، بیشتر از همیشه به نگاه و رفتار منطقی ‏و دور از هیجان احتیاج داریم.‏

    او در ادامه اظهاراتش درباره سهم و نقش مخالف خوانی هایی که در فضای داخل انجام می شود، در بحران های ‏فعلی افزود: اینکه در ساختار سیاسی_اجتماعی کشور چند صدایی و حتی اختلاف باشد، فی نفسه نه بد است و نه ‏ضرر رسان. اما جای تاسف و تعجب دارد که گروهی بدون توجه به مشکلات جامعه و گرفتاری هایی که برای مردم به ‏وجود آمده است، به جای نقد و ارایه نظر، تخریب و سیاه نمایی و حتی اتهام زدن را در دستور کار خود قرار داده ‏اند و به هر بهانه ای، دولت مستقر را متهم به بی توجهی به مصلحت ملی و منافع عمومی می کنند و در راستای ‏همین رفتارهای شان، موضوع مهمی چون ‏FATF‏ همچنان بلاتکلیف مانده و زمزمه هایی مبنی بر عدم تصویب اش ‏شنیده می شود. آنها ترجیح شان منافع سیاسی و جریانی است و به همین دلیل اصلا توجه ندارند، کشور در چه ‏مرحله ای قرار دارد و چقدر از بابت رفتارهای شان رادیکال گونه شان چه ضررهایی را وارد می کند.‏

    جمشید پژویان در پایان صحبت هایش گفت: ایران در بدترین شرایط هم به دلیل بهره بردن از پتانسیل های ‏موجود، می تواند بر مشکلاتش فایق آید. البته به این شرط که اختلاف سلیقه های داخلی به جدل و مانع تراشی ‏نینجامد و همه در کنار هم، امور را با کمترین اهمال کاری ممکن به پیش ببرند.‏

    http://www.entekhab.ir/fa/news/465196/

     
  168. مظنون حملات نیوزیلند به دادگاه برده شد

    برنتون ترنت، مرد ۲۸ ساله استرالیایی به عنوان مظنون اصلی حمله به دو مسجد در شهر کرایست‌چرچ برای نخستین بار به دادگاه برده و در حضور قاضی تفهیم اتهام شده است.

    در جریان این حمله که ظهر روز جمعه روی داد ۴۹ نمازگزار کشته و دهها نفر دیگر زخمی شدند.

    این دادگاه به دلایل امنیتی غیر علنی برگزار می‌شود. آقای ترنت با لباس زندان و دست‎بند در جایگاه متهم قرار گرفت و در جریان تفهیم اتهام کوتاه، دستش را به نشانه “قدرت سفید‌پوست‌ها” بالا برد.

    http://www.bbc.com/persian/world-47592220
    @BBCPersian

    —-
    پی نوشت : آقای مدعی جنایتکاران منافق و تروریست مربوط به سی سال قبل! بنداز بالا! چی رو؟! اون کلاه ادعای شرف و انسانیت و فعّال حقوق بشری و محکوم کردن جنایت رو!

    بالا! بالا!

    بالاترترتر!

     
  169. عامل حمله به دو مسجد نیوزیلند تفهیم اتهام شد (+عکس)/نخست‌وزیر: قانون مالکیت اسلحه باید تغییر کند

    عامل حمله مرگبار به دو مسجد در نیوزیلند صبح امروز (شنبه) در برابر دادگاه حاضر و در خصوص اتهام قتل تفهیم اتهام شد. این در حالی است که در پی کشته شدن حدود ۵۰ نمازگزار و زخمی شدن بیش از ۴۰ تن دیگر در دو مسجد کرایست‌چرچ نخست وزیر نیوزیلند اعلام کرد، مقامات در قانون مالکیت حمل سلاح بازنگری خواهند کرد. وی تاکید کرد، تحقیقاتی روی فعالیت‌های راست‌گرایی افراطی آغاز شده است.

    به گزارش ایسنا، به گزارش سایت شبکه الجزیره، دادگاه کرایست‌چرچ در جریان محاکمه برنتون تارانت به دلیل حساسیت‌های امنیتی این پرونده به روی عموم مردم بسته شد.

    برنتون تارانت، مرد ۲۸ ساله استرالیایی به عنوان مظنون اصلی حمله به دو مسجد در شهر کرایست‌چرچ برای نخستین بار به دادگاه برده و در حضور قاضی تفهیم اتهام شد.

    این مربی سابق بدن‌سازی و فعال راست‌گرا به صورت دست بسته و با لباس سفید که زندانیان می‌پوشند، در برابر دادگاه حاضر شد. او هیچ درخواستی برای آزادی به قید ضمانت نداشت. برنتون تارانت قرار است برای بار دوم روز پنجم آوریل (۲۰ روز دیگر) به دادگاه برده شود. او تا آن زمان در زندان خواهد بود. او تا آن زمان در بازداشت خواهد بود.

    مایک بوش،‌ رئیس پلیس نیوزیلند می‌گوید، این مرد که در حال حاضر با اتهام قتل روبه‌رو است با اتهامات دیگر نیز روبه‌رو خواهد شد.

    وی افزود: این اتهامات در سریع‌ترین زمان ممکن اعلام خواهند شد.

    دو نفر دیگر هم به همراه برنتون تارانت بازداشت شده‌اند که هویت آنها هنوز معلوم نشده اما پلیس می‌گوید هیچ کدام از آنها سابقه کیفری و قضایی نداشته‌اند.

    بوش تاکید کرد: تحقیقات ما هنوز در مراحل اولیه است و ما برای شناسایی همدستان دیگر این قتل‌عام به طور دقیق تحقیق خواهیم کرد. هیچ خطری در منطقه وجود ندارد البته شهروندان باید هوشیارتر باشند.

    وی افزود: دو تن از زخمی‌های این حمله حال‌شان وخیم است که یکی از آنها کودک چهار ساله است.

    براساس اعلام پلیس، تعدادی کودک نیز در میان قربانیان و زخمی‌های این حمله وجود دارند.

    در جریان این حمله که ظهر روز جمعه روی داد ۴۹ نمازگزار کشته و دهها نفر دیگر زخمی شدند.

    حمله دقیقا کمی بعد از نماز ظهر جمعه آغاز شد و آن طور که مهاجم اظهار کرده دو سالی به دنبال برنامه‌ریزی برای چنین حمله‌ای بوده هر چند تنها ظرف چند ماه گذشته این دو مسجد در شهر کرایست‌چرچ را به عنوان هدف خود انتخاب کرده است.

    جسیندا آردرن، نخست‌وزیر نیوزیلند گفته بود که مهاجم پنج سلاح داشته و به طور قانونی مجوز حمل اسلحه داشته است.

    خانم آردرن وعده داد که قوانین مالکیت اسلحه در کشورش را اصلاح کند.

    تدابیر دولتی

    از سوی دیگر، جسیندا آردرن امروز جزئیات جدیدی از اهداف مظنون اصلی تیراندازی به نمازگزاران دو مسجد در روز جمعه فاش کرد.

    او گفت، فرد جانی اگر پلیس او را بازداشت نمی‌کرد قصد داشته به حملاتش ادامه دهد.

    نخست وزیر نیوزیلند به خبرنگاران گفت: او دو قبضه سلاح دیگر در خودرواش داشت و قصد داشته به حملاتش ادامه دهد.

    وی اظهار کرد، قوانین مالکیت اسلحه پس از این حمله تروریستی باید تغییر کنند.

    این مقام خاطرنشان کرد: عامل حمله به دو مسجد کرایست‌چرچ برای مقامات شناخته شده نبود و هیچ اطلاعات قبلی درباره این حمله در دست نبود.

    نخست وزیر همچنین تاکید کرد، پلیس همچنان در حالت آماده باش قرار دارد و از ساکنان خواسته شده در منازلشان بمانند.

    وی افزود: نیوزیلند به ارتباطات خود با دیگر کشورها برای دستیابی به هرگونه اطلاعی درباره شرایط حمله ادامه خواهد داد.

    نخست وزیر تاکید کرد: عامل حمله کرایست‌چرچ به چند کشور دیگر سفر کرده بود و برای مدتی طولانی در این کشور اقامت نداشته است.

    آردرن تصریح کرد: مرد استرالیایی به صورت پراکنده و در دفعات مختلف به نیوزیلند سفر کرده بود و دروه‌های مختلفی در این کشور اقامت داشته و نمی‌توان گفت او مدتی طولانی در کشور نیوزیلند اقامت داشته است.

    https://www.asriran.com/fa/news/658599/
    —-
    پی نوشت: باید پرسید چرا مدّعیان اخلاق و انسانیت در این سایت و دیگر ساحت های خود که شب و روز متظاهرانه دم از انسانیت و اخلاق می زنند و برای مجازات جانیان تروریست و منافق سی سال قبل اشک تمساح می ریزند،اینجا در برابر جنایت دردناک و غیر انسانی 50 انسان بیگناه سکوت اختیار کرده اند و عارشان می آید جنایت علیه هم مسلکان سابق خویش را بظاهر لفظ هم شده محکوم کنند؟!

    نیز وجدان های انسانی که بدون تامل در فلسفه احکام و مجازات های اسلامی،احکام اعدام قصاص و حدود اسلامی را زیر سوال برده و تظاهر به انسانیت می کنند،بیندیشند که آیا چیزی جز نابودی اینطور وحوش مجازات عادلانه آنان است؟ به ژست این حیوان وحشی و علامت ابراز پیروزی او بنگرید،آیا حتی مجازات حبس ابد مجازات درخور برادروی این جانور انسان نماست؟

    ————–

    درود سید مرتضای گرامی
    با شما موافقم که هر حرکت غیر انسانی را از هر کسی باید توبیخ کرد و محکوم کرد. چه برسد به تروریسم و آدمکشی. بویژه آدمکشی های مذهبی. اما بارها و با اطمینان گفته و نوشته ام که: دلیل و علت العلل برآمدن هیولاهای طالبان و القاعده و داعش و النصره و جیش المختار و جیش العدل و حشد الشعبی و… همه و همه، شیعه گستری ابلهانه ی ملاها و آیت الله های جمهوری اسلامی بوده و است. این را داشته باشید تا بعدا راجع به این حادثه نیز با هم گفتگو کنیم.
    شیخ مصطفی پورمحمدی ملاقات کرده اید تا کنون؟ با جناب سید ابراهیم رییسی چطور؟ به سرانگشتان اینان نگاه کردید؟ شره های خون را ندیدید که از سرانگشتان اینان فرو می بارید؟

    با احترام و ادب

    .

     
    • شما تکراری هستید! در مورد این ادعاهای خزعبل شما (شیعه گستری) بارها گفتگو کرده ایم.

      راستی اگر محکوم کردن هر جنایت و ترور و انسان کشی در هرجای جهان محکوم است و انسانیت مرز و رنگ و دین و مذهب نمی شناسد چطور است در کانال تلگرام شما هر خزعبل و جوک و مطلب بی ارزشی دیده شد جز محکومیت این جنایت فجیع در اسرع وقت؟! نه آقا مشغولیت های تکراری شما و سلفی های خنک و تکراری شما وقتی برای چنین تاملاتی برای شما بجا نگذاشته!

       
  170. بهزاد خان ششم

    انار اول توهین میکنی بعد یادت میفته به من که میام و پوست از سرت مثل دفه قبل میکنم اونوقت میای اینجوری با حمایت کردن سعی میکنی به من حالی کنی که غلط کردی. خوب اناری از اول خودتو نگهدار که به کسی توهین نکنی تا بعدش نخای مثل فلان چیز از ترس من مجبور به ماله کشی /////////// بشه. یه بار برای توجیه من صادقانه اعتراف به ترشح /////////////////////////////////////// ولی این برات مجوز نیست که به همه توهین کنی ادم باید مرد باشه. چرا فکر میکنی مردونگی تنها مختص جنسیت مردهاست؟ مگه یه زن نمیتونه مردانگی در رفتار داشته باشه؟ من خیلی از زنها رو میشناسم که از هر مردی مردترند پس حواست یاشه که اون قضیه هورمون نمیتونه مجوز و مصونیت از نامردی برای کسی ایجاد کنه و دیگه به کسی توهین نکنی و مرتکب نامردی نشی که فارغ از نژاد و رنگ و زبان و جنسیت هر کی نامردی کنه مجازات میشه و هیچ هورمونی نمیتونه رافع مسئولیتش تلقی بشه و این قانون مختص یک جنسیت خاص نیست بلکه مرد و زن و در برابر این قانو.ن برابر هسند.

     
  171. دل شير دارد تن ژنده پيل
    نهنگان بر آرد ز درياى نيل
    به یاد استاد بی کنش
    رستم و اسفندیار – تقابل دین و ازادی
    قسمت پنجم
    و به پدر ميگويد ؛اكنون نيز رستم -بدون زره و نيزه و بدون سلاح-به ديدن تو امده است و من نميدانم چه رازى را ميخواهد با تو در ميان گذارد؛
    بيامد كنون تا لب هيرمند
    ابى جوشن و خود و گرز و کمند))
    به ديدار شاه آمدستش نياز
    ندانم چه دارد همى با تو راز
    اسفنديار به علت اينكه بهمن رستم را در سخن خود ستوده دچار حسادت ميگردد و بهمن را نزد انجمن خوار و تحقير مينمايد و بيان ميكند كه ؛ زيبنده انسان سر افرازى نيست كه راز خود را به زنان بگويد و يا اينكه كودكان را براى انجام كارى بزرگ برگزيند و به بهمن ميگويد؛
    تو گردنكشان را كجا ديده اى ؟!
    كه اواز روباه بشنيده اى
    كه رستم همى پيل جنگى كنى
    دل نامور انجمن بشكنى
    اسفنديار به بهمن ميگويد تو که تاکنون بیشتر از اواز روباه نشنیده ای كجا گردنكشان و جنگاوران را ديده اى كه اكنون بتوانى با مقايسه انها رستم را مردى جنگ اور، معرفى كنى ؟ و سبب ايجاد ترس در سپاه شوى ؟
    سپس اسفنديار براى رفتن نزد رستم دستور ميدهد كه اسبش را اماده كنند؛
    بفرمود كآسب سيه زين كنند
    به بالاى او زين زرين كنند
    كسانى كه با شاهنامه اشنايى دارند ، ميدانند كه فردوسى در اشعار خود حتى يك كلمه زايد و بى مصرف نيز بكار نميبرد ، او شاعرى نيست كه مجبور گردد به منظور رعايت وزن يا گذر از تنگناى قافيه ، از كلمات و جملات زائد يا بى مصرف و خالى از بار معنايى كه خود اراده ميكند ، استفاده كند و يكى از ويژگيهاى بارز او نيز همين موضوع ميباشد ، حال با وصف مذكور چرا فردوسى رنگ اسب اسفنديار را نيز بيان ميكند؟ و همچنين چرا از زبان اسفنديار انجا كه ميگويد “….به بالاى ان زين زرين كنند” ، حتى نوع رنگ زين را نيز بيان ميكند؟
    فردوسى از ذكر اين رنگها ، در پى رساندن چه معنايى ميباشد ؟ زيرا اگر بيان رنگ اسب و رنگ زين ان فاقد معناى مشخصى باشد ، انگاه فردوسى كار بيهودهاى را صرفا جهت تكميل بيت مورد نظر انجام داده ، حال اينكه همه ميدانند سخن فردوسى اينگونه نيست و مطلقا خالى از مواردى اينگونه ميباشد.
    پاسخ اين سوال را احاله ميدهم به بخش هاى اينده كه به قرائن بيشترى در خصوص پاسخ اين موضوع، بر ميخوريم ، زيرا پاسخى كه اكنون بيان نمايم ، ممكن است ساخته و پرداخته ذهن من تصور گردد ، نه حاصل انديشه فردوسى.
    به هر روى اسب سیاه رنگ اسفنديار اماده ميگردد و اسفنديار به همرا صد نفر از سپاهيانش براى ملاقات با رستم رهسپار رود هيرمند ، در نزديكى ، ميگردد، رستم تنها و بدون سلاح به ديدار اسفنديار امده ليكن اسفنديار به همراه صد نفر از سواران خود و با همراه داشتن سلاح به استقبال رستم ميرود:
    پس از لشكر نامور صد سوار
    برفتند با فرخ اسفنديار
    بيامد دمان تالب هيرمند
    به فتراك بر گرد كرده كمند
    براى اثبات سخن قبل ، در خصوص اينكه فردوسى تك تك كلماتى را كه بكار ميگيرد با هدف مشخص و انگيزه خاص، ميباشد ، مجددا نگاهى به بيت اخر مى اندازيم؛
    بيامد دمان تا لب هيرمند
    به فتراك بربسته پيچان كمند
    شايد در بادى امر مصرع دوم زايد بنظر برسد يا حداكثر استفاده انرا به منظور بيان مسلح بودن اسفنديار، محسوب كنيم ، ليكن عمده اهميت اين چند بيت ، در همين مصرع نهفته ميباشد و على الخصوص در نوع سلاحى كه اسفنديارهمراه دارد .
    فردوسى حتى در نوع سلاحى كه اسفنديار به همراه دارد ، از رويكرد اصلى داستان غافل نميشود . در اينجا همانگونه كه از متن شعر مشخص ميگردد ، اسفنديار فقط يك سلاح حمل ميكند و ان چيزى نيست جز يك كمند، سلاحى كه تنها به منظور بستن دست يا پا و به اسارت در اوردن مورد استفاده قرار ميگرد ، يعنى دقيقا به همان منظورى كه اسفنديار در پى ان است، هدف اسفنديار نابودى و كشتن رستم نيست زيرا شمشير يا گرز يا كمان به همراه ندارد ، هدف او صرفا اسارت و تحت امر خود دراوردن ازادى و ازادگى (رستم) است.
    اسفندیار با این تصور که رستم برای تسلیم شدن در برابر فرمان شاه امده ، تنها کمندی به همراه میبرد تا دست رستم را با ان ببندد.
    از اینسو خروشی براورد رخش
    وز ان روی اسب یل تاجبخش
    پس از روبرو شدن رستم و اسفندیار همدیگر را در بر میگیرند و بعداز تعارفات معمول رستم از اسفندیار درخواست میکند که به خانه او رفته و مهمان او شود ولی اسفندیار پاسخ میدهد:
    شاه اجازه توقف در زابل را به ما نداده است
    به زابل نفرمود مارا درنگ
    نه با نامداران این بوم جنگ
    و سپس میگوید:
    تو ان کن که بر یابی از روزگار
    بر ان رو که فرمان دهد شهریار
    تو خود بند بر پای نه بیدرنگ
    نباشد ز بند شهنشاه ننگ
    اسفندیار به دلیل نداشتن درک درست از ماهیت رستم از او میخواهد که بی معطلی خودش پای خود را به بند کشد زیرا فرمان گشتاسب(خدا) نه چون و چرا پذیر است و نه اینکه اجرای ان کسی را شرمگین میکند هر چند ان عمل شرم اور باشد(مانند تفخیذ)
    و سپس با بیان اینکه پس از ان هر مقام و هر مقدار مال که بخواهی به تو میدهم ، سعی در تطمیع رستم میکند.
    رستم پاسخ میدهد: گمان من این بود که با دیدن تو (با شناخت دین) روح و روان من به خرمی میرسد لیکن اکنون دریافتم که تو سبب ازردگی من هستی(همان تصوری که برخی از دین دارند و میخواهند به وسیله ان روح و روان و معنویات خود را ارتقا بخشند)
    دو گردن فرازيم پير و جوان
    خردمند و بيدار دو پهلوان
    رستم در اين بيت خود را پير و اسفنديار را جوان معرفى ميكند كه شايد این به گونه ای ، بيان تقدم وجودى ازادى نسبت به دين باشد ، چون درازاى عمر ازادى و ازادگى در بشر قدمتى همپاى عمر بشر داشته كه هرچه زمان سپرى ميگرديده به قيود ان افزوده ميشده و بر اين اساس قدمت ان بسيار بيشتر از اديان ميباشد
    سپس می افزاید که من ترسم از انست که
    همی یابد اندر میان دیو راه
    دلت کژ کند از پی تاج و گاه
    فردوسى در اینجا دقيقا دست ميگذارد بر علت اصلى انحطاط اديان ، از انچه در ابتدا، داعيه دار ان هستند ؛ يعنى گرايش شديد به قدرت،

     
  172. تن آدمی عزیز است بجان آدمیّت
    نه همین لباس زیباست نشان آدمیّت
    فرهنگ و تمدن تعریفی خاص خود را دارند،که حکومت داعشی تروریست ایران از آن تهی است.این پلیدان در مسند چیزی بنام انسان در آنها یافت نمی شود. اما این پلیدان کیستند؟
    طلبه های بی مغز و افراد خودفروخته ، همانها که برای دستگیری می آیند همانها شکنجه کرده و زندانبانند و دست در توبره مردم دارند.

    هیچکس نمی تواند در میان دزدان و قاتلان بگوید من مامورم و معذور . اگر می گوید دروغگوی بزرگی است. فرهنگ با دروغ همسازی ندارد ، همانگونه که تمدن بدون فرهنگ و قانون بی معناست.
    احکام شرعی اسلامی :حدود،قصاص،نهی از منکر، تعزیر ، اعدام ضد بشری و ضدقانونند در قبیله دزدان شاید تاثیر گذار بوده باشند اما برضد جامعه متمدن انند. ولایت وقیح دزدان نه انسان را می داند چیست و نه بویی از انسانیت برده است.

    این غرقه گان دست به هر چیز یابند با خود غرقه خواهند کرد . اینها ثابت کردند که نه فرهنگ و نه تمدنی داشته و همان بهتر که به نیستی تاریخ بپیوندند و اینچنین خواهد شد.
    نیستان را نیست با هستان حضور
    شب نماند از پی خورشید نور

     
  173. سیدمرتضی اینو بخون!!!!!!!!!