سر تیتر خبرها
فتواهای بی شعوری! + (فایل صوتیِ همین نوشته + داستان آرمان)

فتواهای بی شعوری! + (فایل صوتیِ همین نوشته + داستان آرمان)

یک: ریشه ی تاریخیِ قضاوت ها و فتواهای مذهبی در میان کشورهایی شبیه ایران، اگر یک درصدش، بنا بر رواجِ صلح و راستی و درستی و کدورت زدایی و نیک آراییِ روانی و اجتماعیِ مردمان داشته است، نود و نه در صدش، بنا بر ریاستگرایی و مفسده پردازی و مفتخواری داشته است. نه این که من – محمد نوری زاد – خواسته باشم “همینجوری” بر این مهم انگشت نهاده باشم. نخیر، صورتِ درونی و بیرونیِ هر جامعه، این را نشان می دهد. که یعنی: اگر در حوالی قضاوت ها و فتاوای مذهبی، راستی و انصاف و پاکدستی و مدارا و انسانیت پیدا شده بود، هم صورتِ درونی و هم صورتِ بیرونیِ مردمان، به پاکیزگیِ رفتاری، و به نیک اندیشی گراییده بود. مگر می شود شمایی که خودتان درستکارید، در وسعتی به درازنای تاریخ، وقت و بی وقت به مردم بگویید: درست باشید، و این درستی منتشر نشود؟ اگر می بینیم این درستی منتشر نشده، باید برای یافتنِ چرایی اش، به سر چشمه ها سر بزنیم. که اگر به سر چشمه ها سر بزنیم، بچشم خود خواهیم دید که: آنی که از چشمِ چشمه می جوشد، ناجور و نادرست است. چشمِ چشمه به ما می گوید: آدمهایی که خودشان خلافکار و ناجور و نادرست بوده اند، بظاهر و در درانای تاریخ، مرتب به مردمان می گفته اند: درست باشید، و خودشان در پس پرده، با زد و بندها و نکبت های اخلاقی، پوست از تنِ جسم و جانِ جامعه دریده اند.

دو: پوست کنده اگر بخواهم بگویم، می شود این: اگر در فتاوای آیت الله های نجف و قم و اصفهان و مشهد و اراک و هرکجا، راستی و درستی و انصاف و ادب بود، حتماً به “تربیت” مردمان می انجامید. دلیلِ این که مردمان ما به یک بی تربیتی ملی و مذهبی دچار شده اند، که این بی تربیتی، خودش به یک جور تربیتِ جاری بدل شده، علتش، تسرّیِ همین خصلتی ست که در خانه ی آیت الله ها دست بدست می شود و سر ریزش به سمت مردم هجوم می برد.

سه: اگر پادشاهان و حاکمان و قلچماقان، با بیرونِ مردمان سر و کار داشته اند، شخصت های دینی، با درونِ مردمان می آمیخته اند. حاکمان سرضرب و بدون معطلی، مستقیم می رفته اند سراغ اموال و زن و دختر و بچه های مردم و سهمشان را بر می داشتند و خط و نشان شان را می کشیدند و می رفتند، دکانداران دینی اما برای این که به همان دستاوردهای حاکمان نائل آیند، سر به درون مردمان فرو بردند. شب که یک روستایی سر بر بالین می نهاد، از دوسوی می سوخت: یکی برای مالی که ازش برده بودند، و یکی جهنمی که مرتب شعله اش زبانه می کشید.

چهار: اگر بخواهم بی اعوجاج سخن بگویم می شود این: اگر در قضاوت ها و فتاوای تاریخیِ آیت الله ها، رطوبتی از تربیت بود، باید از کوچه پس کوچه های نجف و قم، نور به آسمان ساطع می شد، نه این که شهر قم، بنا به آمارهای کشوری، نخستین شهر فاسد کشور باشد. دلیلِ این که آیت الله های قم نشین، از آراستنِ روان و جسمِ قم در مانده اند، هیچ نیست الا این که: برآیندِ هر چه که در کله ی آیت الله های مذهبی می گذرد، نسبتی با تربیتِ انسانی ندارد و در مجموع به بی تربیتیِ مردمان می انجامد. نیز از آنسوی این که: هرچه یک جامعه، از تراوشات و دخالت های مذهبی و امرو نهی های شخصیت های مذهبی دور و دورتر باشد، بهتر و شایسته تر و حتمی تر می تواند راه به بهروزی ببرد.

پنج: من در اینجا به یک نمونه از قضاوت ها و فتواهای مخوف مذهبی می پردازم تا شما ببینید چه بی تربیتی عمیقی در اینجور فتواها موج می خورد. فتواهایی که در درازنای تاریخ، نسل ها را روفته اند و دودمان ها را به باد داده اند و آبروها را برده اند و مال مردم را به مفت بالا کشیده اند. فتواهایی که از بدو تولد تا بیخ مرگ، برای مردم تعیین تکلیف کرده اند و بنا نیز ندارند که دست از سر شعور مردمان بردارند.

شش: یکی از مقلدان، از همین ” آسدعلی خودمون” پرسیده: حضرت آیت الله، فرزندی از فرزندانِ یک خانواده ی زرتشتی، رفته و مسلمان شده. حالا تقسیم ارث در این خانواده ی زرتشتی به چه شکلی صورت می پذیرد؟ حضرتش پاسخ داده: تا مسلمان هست، چیزی به کافر نمی رسد! یعنی دار و ندار آن خانواده ی زرتشتی، می رسد به همان یک نفری که رفته و مسلمان شده. و یعنی بقیه ی اهل خانواده بروند غاز بچرانند.

هفت: آسدعلی در این فتوا، به یک فاجعه ی بزرگِ انسانی و به یک بی شعوری آشکار پای نهاده است. او در این فتوا، با زبانی به درازی جهل، دارد داد می زند: اگر همه ی دنیا به یک لقمه بدل شود، آن لقمه حتماً باید نصیبِ ولیِ مطلقه ی فقیهی بشود که اسمش هست آسدعلی خامنه ای! حالا اگر چیزی از این لقمه اضافه آمد، نصیب حواریون می شود. و اگر بازهم ریزه ای باقی ماند، نصیب مقلدان ناب و خالص می شود. و اگر چیزکی و دور ریزی بود، می ریزند جلوی جماعتی که اسمشان است: مردم!

محمد نوری زاد
پانزدهم بهمن نود و هفت – تهران

ارتباط با من:
@NoorizadMohammad1331
@MohammadNoorizad
www.instagram.com/mnourizad


فایل صوتیِ همین نوشته + و در ادامه: داستان واقعی آرمان

Share This Post

درباره محمد نوری زاد

409 نظر

  1. حبرگزاری برره

    در چهل سالگی انقلاب .شاه و امت. مرگ بر امریکا را تعریف کنید ؟

    هااا یعنی مرگ بر .مک دونالد. و .مایک بولتون. و .جان پمپو.

    مک دونالد که نوعی همبرگره ! حتما منطورتان دونالد ترامپه ! اسم جان و مایک هم جابجا گفتی !؟

    هااا من که سواد سیاسی نداشته بیدم یه چیزی تو همین مایه ها بید که آقامون وگفت

    خوب اینها که نام بردی تازه سر کار آمدن شما چهل ساله که مرگ بر امریکا میگید و پرچمش را لگد مال میکنید ؟

    هااا این دیگه به شما مربوط نبید ابلهان دانند .

     
  2. معاون/* وزوزیر/* دفاع: اگر آمریکایی ها در سوریه دست از پا خطا کنند آن ها را از داخل ایران هدف قرار می دهیم.
    مش قاسم: انگار سنبه پر زوره. اینا هر روز میان یه جفنگ گندهتر میگن. تو اسراییل که یه روز درمیان توی سوریه تو سرتون میزنه رو نمیتونی کاری بکنی حالا میخوای با امریکا چه بکنی؟

     
  3. یکی از ساکنان اون طویله: چرا بعد از بیش از نیم قرن در صنعت خودروسازی باید پراید بسازیم؟
    مش قاسم: واسه اینکه بضاعتتون بیش از نیست. تازه توی ساخت همون در گل گیر کردن.

     
  4. این دومی یخواد بیاد راهبردی صحبت کنه. حاجی! اگه میخوای بیایی و به خواست ملت تمکین کنی بیا، والا بیخود وقت ما رو تلف نکن سرمون با براندازی تو و حکومت شامورتی شلوغه.

     
  5. جناب نورى زاد سلام
    بارها اعلام کرديد که در گذشته در جهالت بودىد ودر همان زمان نيز قلمتان بر مخالفانتان تيز بود امروز که بااز قلمتان بر مخالفان تىز است و جامعه روحانى را و نظام سىاسى حاکم را چنىن تىز نقد مى کنيد ايا حتى ذره اى در خود احساس جهالت دوباره نداريد ؟ ايا روزى فرا نخواهد رسيد که بگويىد من در جهالت بودم نظر عالمانه و دلسوزانه براى انسانيت و خصوصا اقتدار ميهن اسلامى تىز و تند نيست و نقد مسىولين برابر انصاف بايد باشد نقد مخالف نيز انصاف و تعادل مى خواهد دنىا صرفا بر احساس ولو که اين حس درست باشد نمى گردد لذا نمى دانم چرا نقدتان را اصلاح نمى کنىد وفقط جهت نقدتان را عوض کردىد اميدوارم روزى برسد که نقدى منصفانه و معتدل و حکىمانه و از دلسوزى بر مخالف خود داشته باشيد تا اگر متوجه خطا در نگرش خود شديد بار ديگر نگويىد که در جهالت بودىد خداوند همه ما را در صراط مستقىم قرار و راهنمايى کند با تشکر

    ——————-

    سلام و درود جناب یعقوبی
    من سخن مشفقانه ی شما را بر چشم می نهم. این شیوه ای که شما مرا بدان می خوانید، متعلق به یک سال و ده سال و بیست سال نخست این انقلاب است. که بله به خطاکاران باید فرصت داد. و با زبان نرم آنان را به درستی فراخواند. سخن و نقد امروز من و حتی تیزی سخنم در حوزه ی انسانی و حقوق بشری است. من زیر علم کسی و جریانی نیستم که فردا بگویم خطا کردم. حوزه ی انسانی نیز نافرسودنی است. و به مرور زمان از ریخت نمی افتد. من دیروز زیر علم یک نگرش خاص حکومتی بودم. که آدم می کشت و می روبید و من بخاطر همان چهار بندی که گفتم، از کنار فجایع می گذشتم. شما یک نگاهی به قد و بالای آخوند پورمحمدی بیندازید. این آخوند یک قاتل مسلم است. دستجمعی، فرزندان بی گناه ما را به سینه ی دیوار سپرده. با اینجور آدمها نمی شود زبان به نرمی گرداند. چرا که دوره ی خطاپذیری اش سپری شده. این قاتل چاره ای جز ادامه ی همین راه ندارد. به لفافه بردن قتل ها و دزدی ها و نامردمی ها در خصوص حاکمان، جفا به مردم است. بله اگر من به یک مسئول خاص اشاره می کردم و آن مسئول خاص از پنج تاخطا لااقل یک کار مثبت در پرونده داشت، می شد برای وی راه گشود. سخن از مردمی است که به عمق دره ای ژرف درانداخته شده اند. التماس و ادب در اینجا کارکردش محدود به کسانی است که هنوز خوی انسانی در آنان پای می کوبد.
    سپاس

     
  6. سلام جناب نوریزاد
    این جانب از شما یک درخواست دارم . بدون حاشیه عرض می کنم . برادر عزیز ، نوشته های شما از سر دغدغه است اما بزرگترین اشکال آن کلی گویی است . یک بار می گویید دین مایه ی انسانیت است و یک بار چنان بر دین می تازید که مگو!!! یک بار از منتظری دفاع می کنید و یک بار حکم دست زدن به نامحرم را زیر سوال می برید …..:
    ای کاش شما به جای کلی گویی ها ، اسم بردن دزدان مملکتی بدون ارائه ی هیچ سند و مدرکی و برخی حاشیه سازی ها ، به متن بپردازید .
    بیایید و یک بار هم که شده اصول فکری خود در زمینه های مذهبی ، سیاسی ، اجتماعی ، و … را بیان کنید . مثلاً در یک نوشته توافق ژنو را به صورت علمی بررسی کنید . یا اتفاقات جاری کشور را بدون جملات حاشیه ساز تحلیل کنید .
    یا مثلاً در مورد افکارتان به صورت جزئی بنویسید . شما می گویید باید به همه ی انسان ها احترام گذاشت . خب این را همه قبول دارند . اما وقتی پای مصادیق و مسائل مختلف پیش می آید ، قضیه فرق می کند .
    برادر ! آیا اگر قرار است به همه احترام بگذاریم ، و همه باید آزاد باشند ، آیا اگر کسی قصد اشاعه ی روابط نامشروع هم داشت ، باید آزاد باشد ؟؟؟؟؟
    نوشته هایتان کلی است . مقداری می توانید منظم تر کار کنید.

    ——————————–

    سلام دوست گرامی
    از توصیه های درست و منصفانه ی شما تشکر می کنم. با این اشاره که: هر که را بهر کاری ساخته اند. شما از یک شاعر نمی توانید بخواهید که مقاله ای در خصوص چوب و جنگل بنویسد. و یا از یک داستان نویس انتظار این را ندارید که در باره ی همین توافق هسته ای مطلبی محققانه بنویسد. من نیز همینگونه ام. محقق و مقاله نویس و جزء نگر نیستم. بیشتر نوشته های من به یکجور نگارش ادبی طعنه می زنند. اجازه بدهید من همین طعم را حفظ کنم. چرا که یک وقت دیدید رفتم سراغ نوشتن مطالب آنچنانی و خروجی اش چندان مطلوب نبود. اما در باره ی دزدی ها و این که موارد اتهامی مطالب من سند ندارند، باید بگویم: من عمدتا راجع به موضوعات و افرادی می نویسم که سندشان با خودشان است. مثل قاتلی به اسم شیخ مصطفی پورمحمدی که تاچندی پیش وزیر دادگستری بود. یا قاتلی چون فلاحیان. یا بی خردی چون رییس قوه ی قضاییه که بی هیچ سواد قضایی آمده و این مسئولیت سترگ را پذیرفته. یا قاتلی چون جلال الدین فارسی که بخاطر رفاقتش با رهبر، همین شیخ محمد یزدی از قصاص رهانیدش. یا همین شیخ محمد یزدی که در اوج بی سوادی و کارنابلدی، در یک قلم کارخانه ی لاستیک دنا را بالا کشیده و خودش هم انکار نمی کند اما می گوید من آن را برای فلان واحد آموزشی بالا کشیدم. یا پسر همین شیخ محمد یزدی که جنگل های شمال را درو کرد. یا نمایندگان وا داده و ترسو و از بیخ وابسته ی مجلس شورای اسلامی. یا خود رهبر که بخاطر سادگی اش مرتب فریب خورده و پوست از تن مردم دریده و همچنان طلبکار و مدعی است. یا احمدی نژاد و بابک زنجانی و سعید مرتضوی و دزدان سپاه و سرداران پف کرده ی سپاه و اینجور آدمها. اینها نیازی به مدرک ندارند. مدرکشان خودشان اند. مدرکشان بلایی ست که بر سر کشور آورده اند. مثل آقا مجتبی خامنه ای که بابک زنجانی از روی زانوی وی به پرواز درآمد. راز این که نمی توانند بابک و سعید مرتضوی و احمدی نژاد را بیخ بر کنند، همین قضایای اینجوریِ پس پرده است دیگر. موافق نیستید؟
    با احترام

     
  7. سلام
    امشب باز بى تاب بودم و دل شوره داشتم. فيلم افشاگرى هاى عباس پاليزدار را ديدم. دلم براى خودم سوخت و براى هم نسل هايم كه بى خبر زير آوار و لايه لايه رسوب سيلِ سال ها دروغ و دزدى مدفون شديم. ياد رئيس تازه منصوب شده مجلس خبرگان افتادم با آن سابقه درخشان، كه لابد استعداد تازه اى در وجودش كشف شده كه مى بايد منصوب اين منصب باشد و رقيب شكست خورده اش كه هر دو با طايفه هاشان سال ها در كنار ديگر طوايف مقدس سرزمين بيت المال، از اين خوان بى كران لقمه برميگرفتند. و البته بعد از آنان هم به ياد ديگر پاك دستانى كه پا يك قدم فراتر گذاشته و در اين راه حتى استادان خويش را تكفير كردند و اين بار تمام سفره را در هم پيچيدند و در كاسه نفتى كشيدند و به چشم بر هم زدنى به حلقوم شان فرو كردند و رفتند و باز دگران ديگرى كه باز آمدند و…
    وقتى نگاهى به سرنوشت خود و سرگذشت شوم اين ديار ميكنم از خود مى پرسم كه اين تاوان كدام گناه ماست در حالى كه در كشورهايى ديگر مردمان و جوانان شاد و خوشبخت به مشغله ها و سخت و آسان هاى واقعى خود مشغول اند و در پى فراغتِ عصرها و شام ها و آدينه ها، از آنچه هست، كم و زياد مى خورند و مى نوشند و مى پوشند و مى گويند و هر كدام زندگى شان را آن طور كه ميدانند معنا مي بخشند و مى زى اند. به راستى كدام؟ و بلافاصله جواب آن مسلسل وار با تصوير و صداى ترانه هاى انقلابى و ترور و انتقام و اعدام و نعره هاى مستانه مرگ و مرگ و پرچم هاى به آتش كشيده و مجسمه هاى فرو كوبيده و ديوارهاى فرا پيموده از جمعيت هاى خروشان با رنگ هاى سرخ و دهان هاى دريده براى بار هزار در ذهنم به نمايش درآمد
    بلى… جز اين، كدامين گناه است كه چنين تاوانى سنگين و دردناك دارد؟
    امروز نه آسمان، كه زمين از ما به كين ستانى بر خواسته است. همين زمينى كه مروت و عزت خويش را سال ها پيش در آن دفن نموديم و روى خاكش به غرورِ شكستن، چه پايكوبى ها كه نكرديم.
    باشد كه رستگار شويم
    دوستدار شما و مرامتان
    محمد

     
  8. حقوق بشر در ایران؛ از ‘بیدادگاه’ نظام سلطنتی تا ‘ویرانه’ قضایی جمهوری اسلامی

    این گزارش را بخوانید

    http://www.bbc.com/persian/iran-features-47061520

    قسمت جالب توجه:

    عفو بین‌الملل در گزارشی در همان سال‌ها می‌گفت مخالفان در زندان‌های ساواک با “شلاق و کتک، شوک برقی، کشیدن ناخن و دندان، تنقیه آب جوش، آویختن وزنه از بیضه، بسته شدن به تخت آهنی داغ، فرو کردن شیشه شکسته در مقعد و تجاوز” روبرو بودند.

    ساواک، یا همان سازمان اطلاعات و امنیت کشور، به همراه دادگاه‌های نظامی، از نظر کارشناسان اصلی‌ترین نهادهای ناقض حقوق بشر در دوران محمدرضا شاه بودند.

    عبدالکریم لاهیجی، حقوقدان، اشاره می‌کند که سپردن پرونده‌های سیاسی به دادگاه‌های نظامی بخشی از قانون تاسیس ساواک در سال ۱۳۳۵ بود، هرچند پیشتر و به دنبال کودتای ۲۸ مرداد، چهره‌های سیاسی در دادگاه‌های نظامی محاکمه شدند.

    این دادگاه‌ها مسئول رسیدگی به جرایم ضد استقلال و امنیت کشور، فعالیت جمعیت‌های غیرقانونی و امثال آن بودند و کسی به عنوان “متهم سیاسی” در آنها محاکمه نمی‌شد.

    آقای لاهیجی به بی‌بی‌سی فارسی گفت: “الان جمهوری اسلامی هم به همین ترتیب می‌گوید زندانی سیاسی نداریم.”

    = و این اواخر صادق لاریجانی از یک طرف و ظریف از سوی دیگر، اینگونه فرمودند:

    «ما محکومی با عنوان زندانی سیاسی نداریم. اگر کسی اقدامی علیه امنیت مرتکب شده است، عنوان مجرمانه مستقلی دارد که باید به آن رسیدگی شود. جرم سیاسی نیز در قانون تعریف شده و رسیدگی به آن هم ساز و کارهای قانونی خود را دارد».

    «کسی به خاطر عقیده‌اش در ایران زندانی نمی‌شود».

     
  9. حکایت کلنگ‌زدن‌های نمایشی و تابلو‌های بی‌ثمر در آستانه چهل سالگی انقلاب اسلامی

    از 1 تا 14 را ورق بزنید

    https://www.dw.com/fa-ir/%D8%AD%DA%A9%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%DA%A9%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B2%D8%AF%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DB%8C-%D9%88-%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D9%84%D9%88%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D8%AB%D9%85%D8%B1/g-47447511

    و این گزارش تازه گلچین شده ای از صدها پروژه ی عمرانی مجازیست که قرار بود تکمیل شود.

     
  10. آمورتی جواب بده، این حرف خاتم پیغمبراس !! قبول داری که توهم یکی ا اینا هسی ؟؟؟؟!! جالب اینه که آخر عاقبتتونو هم پیشگوئی فرمودن . ای بنازم به علمغیب جنابشون.!!! خوب ما تماشچی هسیم نه بیشتر. اگه داش محمد اجازه بدن من چن بار دیگه این کامنتو بعرض ملت به بیراهه رفته برسونم!؟!؟!؟

    قال رسول الله (ص) : سيأتي زمانٌ على أمتي لا يبقى من القرآن إلا رسمه ، ولا من الإسلام إلا اسمه ، يُسمّون به وهم أبعد الناس منه ، مساجدُهم عامرةٌ ، وهي خرابٌ من الهدى ، فقهاء ذلك الزمان شرّ فقهاء تحت ظلّ السماء ، منهم خرجت الفتنة وإليهم تعود . ص191 ثواب الاعمال

     
  11. به همه دوستان بسیار عزیزم !

    گویا چند نفری از نوکران دولتی هر از گاهی در اینجا آمده و بدمستی می کنند نظر شما عزیران یرای مجازات این افراد چیست ؟
    لطفا این مطلب را به بحث بگذارید . با احترام

     
  12. ما از این که بیگانگان نظام مشروطه را با کودتای سید ضیاء و رضا میر پنج به نظام استبدادی تغییر دادند , از این که با کودتای ۲۸ مرداد بساط قانون را برای بار دوم بر چیدند , از این که مسیر انقلاب سال ۵۷ را با تحمیل رهبری خمینی بالکل منحرف کردند , از همه این ها رنج بسیار برده ایم . ما نمیخواهم این مصیبت ها یکبار دیگر تکرار شوند و فرزندان ما هم دچار همان شوند که پدران ما و خودمان شدیم .
    ……………….
    مشکل تو و امثال تو جاسم اینه که خیال می کنید بیگانگان بخاطر ما ایرانیان از این و آن نفرت و یا عشق می ورزند. منافع ملی ایرانیان در سرنگونی این رژیم است بهر صورتی و اکنون که رژیم با سیاستهای ضد ملی و ایران ستیزش در منطقه جامعه بین المللی را بر ضد خود کرده بهترین موقعییت برای ایرانیان است که از دست این اراذل و اوباش /// رها شوند. سوریه و عراق و لیبی و غیره شدن و اصولا بوجود آمدن تمام مشکلات کنونی در این منطقه با روی کار آمدن خمینی و اراذل و اوباش /// در ایران بوجود آمد. اینها عامل تمام این خرابی ها و کشیده شدن پای بیگانگان تا این حد به منطقه هستند. کافی است کمی تامل کنی و به گذشته برگردی و بدون پیش داوری و تعصب به اخبار و نوشته ها و گفتار خمینی و سایر اوباش /// رجوع کنی تا دریابی چگونه این درنده گان /// و مست از قدرت چگونه به تهدید کشورهای منطقه پرداختند و تمام منطقه را بر هم زدند و با اینکار افکار دنیا را متوجه تهدیدهای پیاپی شان کردند. بنابراین ترساندن مردم از سوریه ایی و عراق و لیبی و افغانستان شدن ایرانی هیچ پایه و اساس درستی ندارد.در حقیقت وجود این جنایتکاران و اوباشان /// و استمرار حکومت آنها در ایران است که باعث گسست ایرانیان و پراکنده گی آنها و ضربه خوردن عرق و منافع ملی ایرانیان و ویرانی کشور شده. اگر خیال می کنی که این اوباش به همین اسانی دست از قدرت می کشند کاملا در اشتباه هستی .اینها تنها یک زبان می فهمند و آنهم زبان زور است. بهر روی ایرانیان نه قدرت جلو گیری از تصمیم بیگانگان در باره سرنوشت خود و کشورشان را در حال حاضر دارند و نه براحتی توان از بین بردن اوباشان حکومتی را.تنها راهی که باقی می ماند استفاده بهینه ایست که می توانند با بسیج عمومی و اتحادی بر محورهایی همچون تمامیت ارضی و ازادی و سیستم سکولار و دمکراتیک و حقوق بشر و منافع ملی که باید از نو تعریف شود نمایند. مسلما اگر چنین نکنیم بیگانگان چلبی ها را بر ما غالب خواهند کرد یکی از کاندیدهایش هم همین چاوش! مثل این هم زیادند!

     
  13. آمریکا، صادرات نفت ایران را صفر می کند

    آمریکا به جد در تلاش است تا ایران درآمدی از فروش نفت نداشته باشد.

    به گزارش اسپوتنیک، برایان هوک، نماینده ویژه آمریکا در امور ایران درباره معافیت های خرید نفت ایران هشدار داد: مشتریان نفت ایران نباید در ماه مه انتظار معافیت های آمریکا را داشته باشند.

    وی گفت:”چیزی که اعلام کرده ایم سیاست صفر کردن هر چه سریع تر واردات نفت خام از ایران است‌. ما قصد نداریم معافیت دیگری در آینده اعطا کنیم یا استثنایی برای تحریم‌هایمان قائل شویم. چه نفت باشد چه هر چیز دیگری “.

    آمریکا پس از اعمال دوباره تحریم ها علیه ایران در نوامبر گذشته به 8 کشور برای ادامه خرید نفت از ایران با مقادیر کمتر تا اوایل ماه مه 2019 معافیت داده بود.
    برخی از این خریداران، شامل 4 خریدار اصلی آسیایی نفت ایران، چین، هند، ژاپن و کره جنوبی اخیراً خرید نفت از ایران را با مقادیر محدود آغاز کرده اند. آنها باید مشخص می کردند چه مقدار و تحت چه شرایطی می خواهند نفت ایران را بخرند. ایران پیشتر از ایتالیا و یونان به خاطر عدم خرید نفت علیرغم دریافت معافیت انتقاد کرده بود.

    دولت آمریکا رسما اعلام نکرده که معافیتی در کار نخواهد بود ولی مقامات آمریکا می گویند که هدف صفر کردن صادرات نفت ایران است. هوک در مجمع جهانی انرژی 2019 شورای آتلانتیک در ابوظبی گفت:« ما نمی خواستیم قیمت نفت را بالا ببریم و در انجام این کار موفق بودیم. وقتی رئیس جمهور قرارداد برجام را ترک کرد نفت 74 دلار معامله می‌شد. وقتی تحریم‌های ما اعمال شدند و میلیون‌ها بشکه نفت ایران از بازار خارج شدند، نفت 72 دلار بود.

     
  14. حرف های شنیدنی جناب خزعلی

    مهدى خزعلى : شيرازه امور از دست مسئولين خارج شده و چهار گزينه در پيش رو داريم

    https://www.youtube.com/watch?v=Zwp-Sgku3GE

     
  15. یکی از این آخوندا که اسمش با خ شروع میشه و ذهنش با عقل خ تموم (با عرض معزرت به همه چهار پایان، در مثل مناقشه نیست): فرمول ساخت بمب اتم را داریم.
    مش قاسم: توی غار اصحاب کهفه، ۷۰-۸۰ ساله که فرمول دست همه بوده.

     
  16. حاج ممد مستراح پناه: . دائم تاکید که راه ما با راه براندازان کاملا جداست.
    مش قاسم: حاجی اینو خوب فهمیدی!

     
  17. علی مسکرانیان

    سرمقاله بلومبرگ: «ایران محتاج یک انقلاب جدید است»

    بلومبرگ در سرمقاله خود به قلم «ایلای لیک» با عنوان «ایران محتاج یک انقلاب جدید است»، به شرح چهل سال حکومت اسلامی می‌پردازد.

    این مقاله در آغاز با برشمردن وعده‌هایی که «روح‌الله خمینی» در ماه‌های منتهی به انقلاب ۵۷، در مورد به رسمیت شناختن حقوق اقلیت‌ها، دموکراسی و برابری زنان داد، به حمایت روشنفکران غربی از جمله فیلسوف فرانسوی، «میشل فوکو»، و تمایل گروه‌های لیبرال و کمونیست به پیوستن به خمینی برای سرنگونی نظام شاهنشاهی اشاره کرده و می‌گوید «خمینی با شخصیت کاریزماتیک خود هر آنچه را که جامعه خواهان شنیدن آن بود بیان می‌کرد، اما در واقع دروغ می‌گفت.»

    این مقاله سپس به شرح تاریخ چهل ساله سرکوب زنان و روشنفکران، ایجاد انواع محدودیت‌ها در زندگی روزمره ایرانیان، کشتار گسترده زندانیان سیاسی در سال ۶۷ و سرکوب روزنامه‌نگاران، و همچنین کشتار خشونت‌آمیز ایرانیان خارج از کشور، از جمله قتل خون‌بار شاپور بختیار، آخرین نخست‌وزیر حکومت پهلوی می‌پردازد: «اما در این چهل سال همزمان با قلع و قمع شهروندان ایرانی مقامات جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران با بدست گرفتن اقتصاد ایران به دنبال کسب ثروت رفته و روز به‌ روز در فساد بیشتری غرق شدند. هر چند امروز ایرانیان زیادی به فساد و بی‌کفایتی مسئولان جمهوری اسلامی پی برده و با آغاز تظاهرات و #اعتصابات_سراسری از دی‌ماه ۹۶، هر روزه نارضایتی و خشم خود را از طریق تظاهرات، اعتصاب، شعارنویسی و همچنین فضای مجازی نشان می‌دهند.»

    «ایلای لیک» در ادامه می‌نویسد: فعالان ایرانی خارج از کشور نیز در حال برنامه‌ریزی برای فردای پس از جمهوری اسلامی هستند. بعضی از مخالفان جمهوری اسلامی خواستار برگزاری رفراندوم هستند.

    سرمقاله نویس بلومبرگ سپس افزوده: «برخی رهبران کشورهای غربی مانند اتحادیه اروپا و یا وزیر خارجه پیشین ایالات‌ متحده جان کری، همچنان به وعده‌های جانشین خمینی و رژیم اسلامی در مورد عدم دستیابی به سلاح هسته‌ای اعتماد کرده و برای حفظ برجام تلاش می‌کنند. اما خبر خوب این است که میلیون‌ها ایرانی دیگر هیچ‌چیز را که از سوی این رژیم گفته شود باور نمی‌کنند. ایرانیان چهل سال وحشت، محرومیت، ظلم و ستم وحشیانه را تحمل کرده‌اند. کمترین کاری که آمریکایی‌ها و اروپاییان می‌توانند انجام دهند حمایت و دفاع از ایرانیان در راه مبارزه برای یک انقلاب دموکراتیک است.»

    —————–

    جناب نوری زاد
    این احمقانه ترین تصویر برای مردم ماست.
    وقتی دیدم با خبر گران شدن اجناس مردم برای خرید بیش از نیازشان به فروشگاهها هجوم اوردند و عده ای نتوانستند حتی نیازشان را برطرف کنند از پوشک گرفته تا رب با خودم گفتم هنوز بعد 40 سال نباید این نظام سرنگون شود باید بماند تا مردم به این باور برسند که :
    با فرامین اسمانی نمیشود امورات زمینی را مدیریت کرد !

     
  18. مزدک1
    4:11 ق.ظ / فوریه 10, 2019
    جناب مزدک – ۱؛
    تو هم اگر نظری و نقدی قابل اعتنا نداری حداقل از فحاشی و بیان سخیف و چرندیات و اتهامات بی‌ اساس و عقده خالی‌ کردن بی‌ دلیل خود داری کن.
    …………….
    آخه //////////////////////////////////////////// با چه رویی داری از چنین موضعی با دیگران برخورد می کنی؟ خیال کردی منهم شفیعی ام ///؟ تو که هر تعطیلاتت را در دارالاسلام ولایت فقیه می گذرانی و باد معده ات را در خارج پس می دهی. ///////////////// آیا کسی حق اینو نداره که از امثال تو که هم از /// می خورند و هم از /// بپرسه /// تو که همه را تختئه می کنی راه حلت چیست؟

    ==================================================

    به به گنده لات سایت نفس کش میخواد!!!!!!!! نه کنه لپتاپ تو هم به موشک زمین به هوا مجهز شده!!!!!!!

    آقای بی‌ چاک و دهان دکتر متخصص فحاشی و کف سازی آقای متمدن خواستار حقوق بشر و آزادی!!!!

    بازدید سالانه من از ایران چه ربطی‌ به نظر گا‌های سیاسی و اقتصادی من دارد؟ مگر بر شما محرز است که من مرتبط یا وابسته یا درون ساختار حکومتی هستم و از این طریق کسب معاش سیاسی و اقتصادی می‌کنم؟ ولی‌ در خارج و در فضای مجازی منتقد حکومت هستم؟ من به غیر از ارز بسیار محدود دوران دانش جوییم تا کنون یک ریرال از ایران خارج نکردم؛ من برای دریافت بهره مالکانه املاک و مستغلات و سهام بازار بورس و بهره بانکی و تجارت و بساز بفروشی و دلالی به ایران نمیرم؛
    من با در آمد خارجم و با صرفه جویی ۵ خانواده و ۸ جوان دانشجو و فارغ التحصیل رو در ایران تامین و حمایت مالی‌ می‌کنم.

    دکتر این لگام هتاکی تو ببند، خوبیت نداره ضایع میشی‌؛

    نوریزد گرامی رو از چنگال چنگگگگگگگگکککککککککککککک رها کن فکری به حال خود کن.

    سردار لپتاپ فعلا به چسب به برنامه ریزی برای “آرایش نیرو‌های دمکراتیک در میدان نبرد برای پاک سازی ایران زمین از وجود نحس آخوندا و اسلام”.

    کینه و نفرت تو از دین و اسلام و خصوصا از اخوندا در ایران و آرزوی قلبی توأم با اوهام به شدت غلیظ تو مبنی بر نابودی و ریختن تمام مسلمانان نه فقط ایران بلکه همه جهان هیچ نشان از وجود یک شخصییت منطقی‌ دارای عقل سلیم و روح و راون سالمی نیست!
    شاید دچار نوع بیماری حاد صادق هدایت شدی؛

    چرا؟ چونکه اگر واقعا هم زمان به داشتن عقل سلیم به همراه نفرت عمیق به دین و اسلام و مردم خرافی و ابله و نادان ایران و فرهنگ عقب مانده آن – به تصریح مکرر خودت در کامنت‌های پی در پی مغشوش و متناقض – باور داشتی و به زندگی اینجهانی علاقمند بودی و به فهم بجایی از “یک فرصت لحظه‌ای در درازنای هستی‌” بودن آن واقف بودی نمیبایست که عمر خود را برای این رویا و توهم تاریخی هدر کنی‌ و اوقات خود و قطعا اطرافیانت رو در این توهم نا ممکن لاقل در طول عمر خودت, با تلخ کامی‌ بگذرانی بجای آنکه در امن و اسایشی که فراهم کردی “خیام وار” به زندگی نوش خواری ایام بگذرانی و به جای پرسه زدن در این سایت و پاچه گیری و هتاکی و فحاشی به مومن و ملحد در میکده محل زندگیت جام پر کنی‌ و خوش باشی‌؛

    حال خطاب من به تو به عنوان نه هموطن, بلکه هم نوع این است که به خردت رجوع کن: ایرانی ضد دین و اسلام بودن تو به بشر یا انسان بودن تو بر روی این زمین ارجحیت دارد یا این رابطه بلعکس است؟

    تو قطعا شاگرد مکتب نقد دین و پرچم داران دین و شریعتمدارن ریاکار، حافظ نیستی‌ (که در شمع محفلش رندان جهان مثل گوته، شفا، طبری، مطهری و بختیار و کورس و بقال سر کوچه جمعند) اما نقطه مقابل شفیعی، شاگرد مکتب مخالف مولوی (کسروی‌هدایت) نه دین خو و غرق در ایمان الهی، بلکه دین ستیز و متعصب در ایمان به “بی‌ ایمانی” هستی‌.

    من قصدم این نیست که به تو خط بینش و منش فلسفی‌ بدم؛

    اگر هدف و نیت و قصد تو از حیات و زندگی انسانی‌ “بیا تا ٔگل برفشانیم و می در ساغر اندازیم” آنهم علیرغم نه تنها سلطه حکومت دین سالاران بلکه حضور فرهنگی میلیونها دین باوران، نیست و با انباشت جنون آمیز بغض و کینه و حسرت و تعصب نافرجام تاریخی, بدلیل پیدایش و پدیدار شناسی‌ دین اسلام و عوارض و دگرگونی تاریخ و فرهنگ ایران زمین, دچار دوزخ کالبد و وجدان و روح و روان خود‌ساخته شدی, خوب خیلی‌ این وضعیت نقدی فردی با دوزخ وعده شده نبی ساسانیان شیعه شده متفاوت نیست!!

    حالا خودت قیاس کن یه لیوان چایی خوردن با نوریزاد و سید مرتضی‌ و شیخ مصلح و آنارشیست و سایرین راحت تره یا یه جام شراب روحانی با شفیعی یا یه جام شراب رز با تو؟

    سعی‌ کن بر خشم و خشونت کلامیت احاطه پیدا کنی‌. پاسخ به سوال “راه حل من چیست” هم میدم.

     
    • کاوش گرامی درود و سلام

      شما پرسپکتیو قشنگی از شخصیت مزدک آنرمال این سایت ارائه کردید،اما توصیه من بشما بعنوان یک دوست مجازی اینترنتی این است که او و سخنان بی ارزش او را چندان جدّی نگرفته و صرف وقت و تلخی اوقات بابت او نکنید.

      روان شناسی شخصیت هتّاک،ایزوله و پوچ و نیهیلیست مزدک در این سایت برای غالب اهالی سایت مثل آفتاب روشن است:مزدک با این خشونت های کلامی و خروج از عفّت کلام،و آرمان خواهی های غیر قابل تحقق در جامعه غالبا مسلمان ایران،فقط و فقط بدنبال جلب توجه حاضران فضای مجازی برای رسیدن به “احساس بودن”و فرار از رنج تنهایی و احساس بیهودگی است،از شما انتظار می رود بجای توجه به سخنان غالبا چنگککککی او و صرف وقت برای پاسخ به او و کشاندن او به وادی نرمال بودن که ظاهرا و بتجربه امر غیر ممکنی است،وقت خویش را مصروف جمع و انتشار مطالب علمی،فنّی،تکنولوژیک،اقتصادی و سیاسی کنید.

      احتراما

       
    • دکتر چی ! کشک چی ! این بابا یه کم عقل علافه که کنار در فروشگاه می ایسته و مردم رو تشویق میکنه برای خرید از فروشگاه و بعد از پایان کارش هم کارش خنداندن آمریکایی هاست . جای دوست و دشمن رو نشون اونا میده و می خندانشان , همین .

       
  19. ناشناس:

    سید مرتضاجان
    داستان فرماندهی کل قوای آیت الله خمینی مثل رییس ستاد ارتش این آقای فیروزآبادی است. به شلوارش و کمربندش نگاه کنید. نباید فانوسقه می بسته؟

    ———–

    داریوش:

    جناب نوری زاد
    اینکه می گویند طرف نمیتونه خشتک خودشو جمع کنه، حکایت این باباست که یه زمانی رییس ستاد نیروهای زمینی و هوایی و دریایی ارتش بوده. مثل خود خمینی که با اون عبا و عمامه فرمانده کل قوا بود. یا مثل خامنه ای که فرمانده کل قوا هست و با اون عبا و عمامش از نظامی ها سان می بینه!

    هروقت این بابا تونست خشتک خودشو جمع کنه، آخوند هم می تونه به نظامیان دستور بده و انتظار داشته باشه بهش نخندن. به شکمش و کمربندش نگاه کنین.

    ————-

    محمد نوری زاد:

    داریوش گرامی، شکل ظاهری افراد زیاد مهم نیست اما ایکاش متناسب با این هیکل، ذره ای شعور و دانایی و ادب و ایرانی بودن در کله ی این جماعت وجود داشت. نیست اما.

    .

     
  20. درود و عرض ادب

    جناب نوری زاد

    موندم این مدعیان دین چه چیزهای عتیقه ای بودند و هستند که

    ما از دستشون مینالیم
    رضاشاه از دستشون مینالید
    کریمخان زند و نادرشاه افشار از دستشون مینالیدند

    مصدق و امیرکبیر از دستشون مینالیدند
    صادق هدایت و کسروی و همه روشنفکران از ریاکاری و دروغگوییشان مینالیدند

    حافظ و سعدی و فردوسی و مولانا و ایرج میرزا و ابن سینا و فرخی یزدی و هزاران شاعر و ادیب دیگر ازشون نالیدند

    و بازهم اینها دست برنمیدارند

    خداوکیلی فکر کنیم ببینیم دلیلش چیه
    بالاخره باید یه دلیلی داشته باشه که هیچ بشری نمیتونه جلوی جهل و خرافه پراکنی اینا بایسته

     
  21. معلم سیرجانی

    درود و سپاس،

    درست است، حیف که دیر فهمیدیم.
    یادمه که سالها پیش سر کلاس های بینش اسلامی ام که بعد شد دین و زندگی؛ از قول به اصطلاح شهید مدرس می گفتم: “دیانت ما عین سیاست ماست و سیاست ما عین دیانت ما” ، بعد یکی تو مجلس به اصطلاح متلک گفته بود که: “دیانت ما عین سیاست ماست اما سیاست ما عین دیانت ما نیست”.
    و از به اصطلاح امام نقل قول می کردیم: “آنانکه دین را از سیاست جدا می دانند نه دین را شناخته اند و نه سیاست را”.
    و حال نمیدانیم چطور معذرت بخواهیم که اینهمه خسارت جبران شدنی نیست.چون اگر دزدی مال نکردیم اما به اصطلاح “دزدی عقیده” را کردیم. شرمنده
    با آرزوی سلامتی و آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی و ایرانی آزاد، آباد و مستقل
    کارگر، معلم، دانشجو اتحاد اتحاد
    ارادتمند ملیحه //// معلم بازنشسته ٨۶ سیرجانی ‌‌۲۱ بهمن ۱۳۹۷

     
  22. گفت‌وگو با اردشیر زاهدی در مورد پیام‌هایی که مقام‌های آمریکایی به شاه می دادند

    رادیو فردا – در چهلمین سالگرد انقلاب بهمن ۵۷، رویدادی که در چهار دهه گذشته زندگی ایرانیان را تحت تأثیر خود قرار داده است، در قالب چهل گفت‌وگو با چهره‌های تاریخ‌ساز یا فعال ایرانی در سال‌های منتهی به انقلاب و پس از آن، روایت آنها را از این رویداد و تأثیرات آن، و نیز چشم‌انداز آنها از آینده ایران بازجسته‌ایم.

    در برنامه‌ای دیگر از این مجموعه گفت‌وگو، به سراغ اردشیر زاهدی رفته‌ایم؛ وزیر خارجه سابق ایران و همچنین داماد محمدرضاشاه پهلوی.

    آقای زاهدی که اکنون در شهر مونترو سوئیس زندگی می‌کند، در روزهای پیش از انقلاب ۵۰ سال داشت و سفیر ایران در ایالات متحده بود. در گفت‌وگوی ویژه امروز با اردشیر زاهدی از او در مورد پیام‌هایی که مقام‌های آمریکایی برای رساندن به محمدرضاشاه می‌دادند، پرسیده‌ام.

    آقای زاهدی، شما در روزهای پیش از انقلاب سفیر ایران در آمریکا بودید. ابتدا می خواهم از شرایط آن روزها و دیدارهایی که با مقام‌های آمریکایی داشتید، آغاز کنیم. اصولاً با چه کسانی در مورد مسائل ایران در آن روزها صحبت می‌کردید؟

    اولاً در آن زمان اعلیحضرت را از طریق تلگراف‌ها و تلفن و گزارش‌های خصوصی محرمانه در جریان می‌گذاشتم. تا اینکه پنجشنبه شبی که در نیویورک آقای راکفلر خواسته بود با من دیدار کند و شام بخورد، با من به تصریح راجع به وضع ایران سؤال می‌کرد و جواب‌هایش را دادم. بعد، از آقای برژینسکی‌ تلفن داشتم که اگر ممکن باشد روز جمعه ساعت ۱۰ صبح برای مذاکرات در کاخ سفید باشم. فوراً رفتم حضور رئیس‌جمهور وقت، کارتر و با برژینسکی هم چندساعتی صحبت شد.

    ایشان به من گفتند که وضع در ایران خوب نیست و ما علاقه‌مندیم که شما اگر می‌توانید به ایران بروید. در ضمن شایع است که شما یا نخست‌وزیر بشوید یا وزیر. اول به ایشان عرض کردم که نه، من نه این خواهم بود و نه آن، چون برای این کار درست نشده‌ام و اما رفتن من، چون سفیر اعلیحضرت هستم، ایشان باید به من اجازه بدهند.

    بعد از اینکه خیلی مفصل راجع به وضعیت صحبت کردیم، ایشان به من گفت که شما نگران سفارت نباش و شما لازم است که نزدیک اعلیحضرت باشید. من هم البته گفتم بسیار خب و به عرض‌شان خواهم رساند. بلافاصله شب با معاون رئیس‌جمهور در منزل آقای سناتور ریبیکوف شام خصوصی داشتیم. [او] یکی از شخصیت‌های بزرگی بود که من از سفر اول می‌شناختمش، در زمان کندی وزیر بود و بعد هم در زمانی که ما نیویورک را ترک می‌کردیم مهمانی بزرگی داده بود به افتخار والاحضرت شهناز و من.

    شما به هرحال داماد پیشین شاه بودید و …

    این هم که من اشاره کردم، مربوط به دوستی من با آقای ریبیکوف بود.

    همین را می خواهم بپرسم، آقای زاهدی، وقتی رفتید به ایران، چه مسائلی را با شاه مطرح کردید؟

    دنده دنده بیاییم جلو. چون کس دیگری هم در آن جا بود، معاون رئیس‌جمهور بود و این را بگویم که ریبیکوف و آقای هاوارد بِکِر، یکی از سناتورهای پرقدرت جمهوری‌خواه بود. آن یکی دموکرات بود. در آنجا مذاکرات شاید دو سه ساعت طول کشید و مخصوصاً به ایشان من توصیه می‌کردم که آمریکا و انگلیس باید یک جور حرف بزنند، نه اینکه هر کدامشان بروند حضور اعلیحضرت یک چیزی بگویند، که ایشان را گمراه بکنند. فردا صبحش هم آقای تِرنِس می‌خواست مرا ببیند که او را هم دیدم، رئیس سی آی اِی بود، در ایران بود. او را هم دیدم و با اولین هواپیما خودم را به نیویورک رساندم و از آنجا با طیاره ایران‌ایر مستقیماً آمدم تا تهران.

    شما وقتی که به ایران رفتید و با شاه دیدار کردید، چه مسائلی را اصولاً با شاه مطرح می‌کردید؟

    قبل از اینکه بیایم و اعلیحضرت را ببینم، با کمال تعجب دیدم که عده‌ای از آقایان امرا و چندین نفر از آقایان همکارهای قدیمم وزرا و چندین سناتور و وکیل در آن پاویونی هستند که به آن پاویون دولتی می‌گفتند. و خیلی تعجب کردم. و هر کدام یک صحبتی دارند.

    در ضمن آن وقت آقای امیرخسرو افشار وزیرخارجه بود، از ایشان هم خواستند که با من بیاید و با ماشین که می‌رویم مرا [مطلع] کند و در جریان وضع تهران بگذارد. ایشان هم همین کار را کرد تا آمدیم و به قصر رسیدیم و افسر و تیمسار رئیس گارد آمد که شما با ماشین بفرمایید تو، گفتم نه، من همین جا پیاده می‌شوم، مثل همیشه.

    پیاده شدم رفتم. وقتی که از پله‌ها بالا می‌آمدم که قصر سعدآباد بود، یکی از آقایان آجودان‌ها بود که می‌شناختیم، آمد گفت علیاحضرت شهبانو با شما کار دارند قبل از این که اعلیحضرت را ببینید. گفتم که من متأسفانه الان نمی‌توانم و الان باید حضور اعلیحضرت برسم. وقتی به هال آنجا وارد شدم، علیاحضرت خیلی با علاقه آمدند جلو و فرمودند چیزی نگویید که اعلیحضرت ناراحت بشوند، چون خطر دارد که مثلاً یک وقت خودکشی کنند.

    این مرا خیلی تکان داد و ناراحت شدم. وقتی این طور شد، آمدم تا نزدیک در اتاق اعلیحضرت، حالا ساعت یازده و نیم، دوازده شب است، بین آن حدود که رسیدم، قبل از اینکه در بزنم در باز شد. اعلیحضرت خودشان در اتاق تشریف داشتند، صدا را شنیده بودند در را باز کردند، من هم عرض ادب کردم، تعظیم کردم، فرمودند که بیایید بنشینید. اول اصرار داشتم که اعلیحضرت، چون من خیلی خسته‌ام این راه را آمده‌ام، شما هم که تا حالا دیر شده و برای حالتان… اگر اجازه می‌فرمایید چاکر بروم و فردا بیایم کل گزارش‌ها را به حضورتان برسانم. [گفتند] نه نه نه، بفرمایید بنشینید. امر بود، همین کار را کردم. شروع کردیم به مذاکرات، و اینکه چه صحبت‌هایی کرده‌ام با آقای کارتر و این که در ۲۴ قبل با چه کسانی بودم، همان‌هایی را که قبلاً اسمشان را گفتم به ایشان عرض کردم…….

    https://news.gooya.com/2019/02/post-23256.php

    —–

    درود گرامی
    با اطمینان می گویم: روزی در همین نزدیکی ها، پیامهای پوتین و نتانیاهو و اوباما به شخص سیدعلی خامنه ای آشکار می شود. زد و بندهای پس پرده ی خامنه ای و سرداران سپاه، و کودکی این جماعت در نسبت با طرف مقابل، کشور ما را به این روز انداخته. من هرگز مدافع زد و بندهای زمان شاه نیستم. اما اگر بنا بر این باشد که این زد و بندها نقطه ضعف باشد، از اینجور گندکاری ها در بساط ملاهای بیت رهبری و سرداران سپاه بوفور یافت می شود. به این توجه کنید که دوهزار کیلو اسناد هسته ای، از دل سپاه بیرون برده شده و به اسراییل منتقل شده. این را چه کسانی انجام داده اند؟ جاسوسان تابلودار؟ یا نه، سردارانی که از شخص سیدعلی امضا داشته و دارند برای اینجور نفوذها.
    با احترام

    .

     
    • باردیگر فردوست و نبرد امنیتی سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات

      در سالهای ابتدایی انقلاب، اغلب چهره‌های برجسته‌ی سیاسی و نظامی رژیم پهلوی در خارج از کشور دسته و گروهی تشکیل داده و مشغول برنامه‌ریزی و طراحی اقدامات مختلف برای براندازی جمهوری اسلامی بودند. گروهها و دستجات ریز و درشت سلطنت‌طلب در کشورهای مختلف حول افرادی مثل اشرف پهلوی، بختیار، اویسی، علی امینی، آریانا و پرویز ثابتی جمع شده بودند. اما از یک نفر خبری نبود: ارتشبد حسین فردوست، دوست صمیمی شاه از دوران کودکی، رئیس دفتر ویژه اطلاعات دربار و قائم‌مقام سابق ساواک….
      تا سالها هیچ کس خبری از فردوست نداشت تا اینکه ناگهان زمزمه‌های دستگیری فردوست در ایران شنیده شد؛ سال ۱۳۶۴. مدتی بعد، ظاهر شدن فردوست در قاب صدا و سیمای جمهوری اسلامی و بیان خاطراتش از رژیم پهلوی همه را غافلگیر کرد. فردوست در سال ۱۳۶۶ درگذشت این در حالی است که عده ای نیز معتقدند او تا سال ۱۳۷۴ در قید حیات بوده است و توسط وزارت اطلاعات در حالی که بدل به مهره ای سوخته بوده است کشته شده… .
      اکنون یکی از اعضای واحد اطلاعات سپاه پاسداران وقت که نامش فاش نشده برای اولین بار گوشه هایی از ماجرای شناسایی و دستگیری فردوست را بیان می کند:

      -بررسی پرونده فردوست از چه سالی شروع شد؟

      فکر می‌کنم اواخر سال ۵۹ بود که در اسناد لانه جاسوسی مطلبی درباره فردوست گیر آمد که او را مغز متفکر رژیم شاه معرفی کرده بود. خب برای ما این سوال پیش آمد که این مغز متفکر کجاست و کجا باید دنبالش بگردیم؟ …

      ما با بررسی اسناد متوجه شدیم که فردوست یک عنصر مهم این تشکیلات بوده و از بدو سلطنت محمدرضا تا آخرین روز هم در پستهای مهم و کلیدی حضور داشته است. معروف بود که مقدم روزها رئیس ساواک و فردوست شبها رئیس ساواک است. لذا روی موضوع فردوست متمرکز شدیم که او را بیابیم. آن زمان اغلب چهره‌های سرشناس رژیم پهلوی خارج از کشور بودند. ما هرچه در بین ضدانقلاب خارج از کشور دنبال کردیم، اثر و ردی از او نیافتیم…

      -گفتید در خارج کشور دنبال فردوست گشتید ولی ردی نیافتید؟

      بله، ما در خارج سرنخهایی که از فردوست بود را دنبال کردیم، ولی ردی از او نیافتیم و دیدیم نه، کسی او را ندیده است. آمریکا، آمریکای لاتین، کانادا، اروپا، ترکیه، حتی کاستاریکا که هژبر یزدانی، سرمایه‌دار مشهور و عضو تشکیلات بهاییت آنجا بود را بررسی کردیم، ولی ردی از حضور او یا ملاقاتش با کسی نبود…لذا به این نتیجه رسیدیم که فردوست می‌تواند در ایران باشد، یعنی لااقل سرنخهایی را می‌شود پیدا کرد که احتمال حضورش در ایران را تقویت می‌کند. آن زمان ما در داخل هم یک شبکه‌ پنهان از ساواکیهای قدیمی که به هر دلیلی در داخل کشور مانده و بریده بودند و با ما همکاری می‌کردند، تحت هدایت خود داشتیم که در پوشش ضدانقلاب داخلی فعال بودند….

      در جریان این جمع‌آوری‌ها به چند سرنخ مهم رسیدیم. اول اینکه گفتند فردوست بعد از انقلاب در ایران دیده شده است. این برای ما یک سوال شد که یک عنصر به این رده بالایی که در اسناد هم دیده‌بودیم از ابتدای دوران محمدرضا شاه با انگلیس مرتبط بوده؛ چرا از ایران خارج نشده؟ هم سفارت‌خانه‌های انگلیس و آمریکا و کشورهای اروپایی می‌توانستند او را خارج کنند…..

      -این مربوط به چه سالی بود؟

      حدوداً ابتدای سال ۶۲. چون از زمانی که ما از این دکتر به خود فردوست رسیدیم، چندماه بیشتر طول نکشید. این دکتر شد سوژه جدید ما. روی پرونده او هم تحقیقاتی کردیم و دیدیم جزو پزشکهای ساواک بوده و خودش هم عضو سازمان..

      اوایل بازجویی سوال اصلی ما این بود که تو چرا در ایران هستی و در این سالها مشغول چه کاری بودی؟ بعد از مدتی که بازجویی‌اش کردیم متوجه شدیم نرفتنش به خاطر این بود که واقعا به هیچ کس اعتماد نداشت و سرنخهای ارتباطی‌اش هم کور شده بود. روزهای حاکمیت دولت موقت هم با آنها و مهندس بازرگان مرتبط بود و آنها هم گفته بودند خارجت می‌کنیم، ولی عملی نشده بود و او مستاصل مانده بود….

      -ماجرای ارتباط او با دولت موقت و مهندس بازرگان چه بود؟

      ما اینها را بعد از دستگیری از خودش شنیدیم. توضیح داد که یک فردی رابط بین او و دولت موقت بوده، مهندس بازرگان هم گفته بود او را از ایران خارج کنید….

      …ما پس از آن بازه‌ی زمانی یکی دوماهه که مطمئن شدیم فردوست دنبال فعالیت ضدانقلابی و توطئه و طرح و کودتایی نبوده، دیگر اطلاعاتش از دوران فعالیتش در رژیم پهلوی برایمان مهم شد…

      از این طرف بازجویی‌هایش هم تفصیلی و ریز جلو می‌رفت و درباره مسائل مختلف کلیدی امنیتی و اطلاعاتی دوره محمدرضا صحبت می‌کرد. ساختار ساواک، اتفاقات مهم دوره پهلوی، کیس های اطلاعاتی، اختلافات داخلی، روابط اطلاعاتی رژیم پهلوی با انگلیس و آمریکا و اسرائیل و امثال این. فردوست همچنان یک کیس سری بود و هرچند وقت یکبار اگرگزارشی هم از روند بازجوییهایش می‌دادیم ،محدود به چندنفر مسئولین مرتبط بود….

      -شما صحت و سقم اطلاعاتی را که فردوست بیان می‌کرد ، چک می‌کردید؟

      بله، تا حدی که می‌توانستیم چک می‌کردیم. بخصوص چیزهایی که نمی‌دانستیم. مثلا یک فردی را معرفی کرد به عنوان یکی از مسئولین یک شبکه جمع‌آوری که به شبکه بی‌سیم معروف شد. ما هم تا آن زمان این فرد را در اطلاعاتمان نداشتیم. رفتیم سراغ او، راحت در خانه‌اش نشسته بود و داشت زندگی می‌کرد. او را برداشتیم بردیم مراکز مختلف این شبکه را نشان داد و تجهیزاتشان را کشف کردیم. یکی از دلایلی که ما سریع رفتیم دنبال شبکه بی‌سیم این بود که اگر الان همه اطلاعاتش را نداریم، لااقل برویم به آن ضربه بزنیم… .

      -جایی حس کردید فردوست دارد اطلاعات فریب می‌دهد؟

      نه، واقعا دلیلی نداشت این کار را بکند. چون خیلی جاها دارد خاطره تاریخی می‌گوید. از سویی اطلاعاتی که درباره افراد یا برخی جریانها بیان می‌کرد وقتی می‌رفتیم چک می‌کردیم می‌دیدیم دقیق است و واقعیت دارد…

      https://news.gooya.com/2019/02/post-23265.php

       
    • اردشیر زاهدی: تصور براندازی در ایران خوش‌خیالی است

      https://www.shahrekhabar.com/video/154978728068859

       
    • گویا سید مرتضی دارد سلطنت طلب می شود. چون مطلب بالا بیشتر از آنکه در رد پهلوی باشد در تایید آن است ! حرفها ی آقای زاهدی و خاطرات ایشان از محمد رضا شاه نشاندهنده دلسوزی برای مملکت از طرف سران آن موقع ایران است.

       
  23. فتوای این مفتی عمق بیخردی و نا آگاهیشو میرسونه که زردشتی رو کافر بحساب میاره. این بیسواد اون سند تاریخی رو نخونده که ا علی پسر ابیطالب میپرسن ایرونیا کافرن یا اهل کتاب ؟؟ علی جواب میده اونا پیامبر داشتن و کتاب مقدسشون رو ۱۲۰۰۰ ورق ا پوست گاو نوشته بوده !!!!!! این آخوندای به ظاهر شیعه حتی علی رو هم نمیشناسن! حالا ما ملت چقد خنگیم که اونا رو عالم میدونسیم!!!!!!!!!!!!

     
    • زرتشتی هم علی التحقیق از اهل کتاب محسوب است،منتها مطلبی که استاد عالیقدر آیت الله منتظری ره-والبته دیگر فقهاء-دارند این است که اهل کتاب نیز باصطلاح فقهی “کافر”هستند،نه باعتبار باور آنان به آفریدگار فرستنده موسی و عیسی و زرتشت و دیگر انبیاء علیهم السلام،چون آنها نیز از این جهت موحّدند،بلکه اطلاق کافر بر اهل کتاب به اعتبار عدم پذیرش نبوت ختمیه خاتم انبیاء محمد بن عبدالله علیهم است،در واقع “کافر”باصطلاح فقهی و روایات مصادیق متعددی دارد اعم از آنکه اساسا باور به آفریدگار جهان ندارد،یا با وجود باور اجمالی به آفریدگار جهان،نبوت عامّه انبیاء را نمی پذیرد،یا بر فرض پذیرش نبوت عامّه و رسالت برخی از انبیاء مثل موسی علیه السلام،مثلا نبوت عیسی و محمد علیهما السلام را نمی پذیرد،یا عیسوی که علیرغم بشارت عیسی علیه السلام بنبوت محمد (فارقلیط-پارقلیط)،نبوت محمد را نمی پذیرد.همینطور کسانی که احکام ضروری اسلام را نمی پذیرند آنان نیز کافر و از اسلام خارجند،چون کَفَرَ برحسب لغت عربی بمعنای سَتَرَ (پوشاند) است و کافر یعنی کسی که حقیقتی را که برای او روشن شده است انکار کند.پس این یک اصطلاح است نه یک فحش و ناسزا.
      و آنچه که در مورد زرتشتی ها در کلام مرحوم استاد بود ناظر به این بود که آنان نبوت ختمی پیامبر اسلام را نپذیرفته اند وگرنه اهل کتاب و از جمله زرتشتی ها همه موحّدند (یعنی مومن به آفریدگار جهان هستی و وحدانیت او) و مورد احترام اسلام.آن روایت مروی از مولی اکیر المومنین نیز مویّد و ناظر به همین مطلب است و آنها کافر نیستند،یعنی مشرک یا منکر خداوند نیستند نه اینکه کافر به نبوت حضرت محمد نیستند.(دقت کنید)

      ———–

      سید مرتضای گرامی
      اگز از خود خدا هم سند بیاورید که آن خانواده ی زرتشتی که یکی از فرزندانش رفته و مسلمان شده، سهمی از دارایی خانواده نمی برند، من آن سند را بر آب کافور می اندازم و به طرفداران چنین حکم ناجوانمردانه و هیولاگون و غیرانسانی و دد منشانه و پلید و زشت و مفسده انگیز می گویم: بروید و آدم شوید. خدایی که من می شناسم، شعور دارد. این خدایی که شما تبلیغش می کنید و نانش می خورید، یک خدای پخمه و دست به سینه ی شمایان است.
      با احترام

      .

       
  24. پاسخ به مناشه امیر
    یا بنی اسرائیل

    یا بنی اسرائیل اذکروا نعمتی التی انعمت علیکم !!! نه جناب مناشه امیرقصد منبر رفتن ندارم و اهل حوزه نیستم. این آیه را به کنایه آورده‌ام تا مگر نیکی های ایران و ایرانیان بویژه نیاکان بهدین ما ملت خائن را بیادشما و دیگر فرزندان یعقوب که اسرائیل نام دوم اوست بیاورم و از آنها بپرسم چرا نیکی را به بدی پاسخ دادند؟؟نه نه انکار نکنید نوشته‌اید که همه دولت ها سکوت کردند، بله می یذیرم که سال ۸۸ همه سکوت کردندهم دولت ها هم ملت‌ها اما چرا اسرائیل سکوت کرد؟ آیا ما دینی بگردن ملت و دولتی نداشتیم که بنا به اقاریرانبیای بنی اسرائیل و متون مقدس یهود و نیز اسناد بجا مانده از ملل تمدن‌های باستانی بین النهرین بویژه بابِل این قوم تنها بواسطه حمایت ایرانیان باستان از نابودی نجات یافتند.بگذارید بیاد بیاورم که سکوت ۸۸ سکوت دوم بود و سکوت نخست هنگامی بود که حرکت ایران پس از انقلاب سفید شاه نگونبخت مایه وحشت قدرقدرت های آن روزگار شدو با پیدایش اوپک که آن نیز ابتکار همان بخت برگشته بودو بواسطه آن او عنوان نمادین عقاب اوپک یافت این وحشت شدت گرفت و آنها تمام توان خود را بکار گرفتند تا این عقاب بلند پرواز را از پای در آورند. از آنجا که غارت منابع کشور های توسعه نیافته هدف بود دیگر شرق و غرب تقابلی نداشتندو در استرتژی غارت هم رای شدند . پس میبایست همگی سکوت کنند و به تماشای اجرای سناریوئی بنشینند که خود نوشته بودند.از آنروز تا پایان جنگ ایران و عراق غارت منابع بویژه نفت به حدی رسید که نفت فروشان خلیج فارس در موضع رقابت قیمت را تا بشکه ای۹ دلار تنزل دادند .!!!. حال اگر آن‌ها از دادخواهی ستمدیدگان بپاخواسته در سال ۸۸ حمایت میکردندو بساط دستار بندان مشکوک الهویه و معلوم الحال برچیده میشدیا بار دیگر رژیم پادشاهی برقرار می‌شد یا دولتی لائیک ملی و دمکرات بر سرکار می آمدکه نتیجه آن پایان یافتن غارتگری دول استعمارگر بود! اما تصور این دگرگونی لرزه بر اندام چپاولگران غرب و شرق می انداخت.و سکوت به همین دلیل بود . همه سکوت کردند و سکوتی خائینانه در راس آن‌ها آمریکا و اسرائیل! حال آن غلام سیاه کاخ سفید معلوم بود اما اسرائیل چرا؟!اگر سکوت اسرائیل در راستای حفظ منافع نبود پس از ترس بود؟؟! ترس از چه؟از حاکمیت نا مشروعیکه منفور اکثریت مردمش بود و سلاحش توپ و تفنگ و سرباز؟ و نه مانند اسرائیل که در زرادخانه اش علاوه بر ۳۵۰ بمب هسته ای مدرن بمب مخوف ترمو اتمیک داشت؟تنها یک بمب اسرائیل کافی است که تهران محو شود!!؟از انگلیس با ماهیت شناخته شده اش که بگذریم آمریکا میماند که نه هویتی دارد و نه ملتی و ابواب جمعی اش مهاجرینی ازهزارو یک نژادو قومند و در کنار غاصبین متجاوزی که با کشف قاره یورش آوردند و ملتی دوازده هزار ساله را قتل عام و سرزمینشان را تصاحب کردند جا خوش کرده‌اند . مضحک اینکه این متجاوزان مبلغ آزادی و دمکراسی شدند و پس از رشد سرطانی اقتصادی قدرقدرت سیاسی عالم شدند و نیمی از جهانرا بزیر سلطه خویش در آوردند. عوامل استعمار قدیم پیشکار این‌قدر قدرت شدند ودر جنایات او شریک.یکی از پیشکاران این هیولا دولت دوباره ایجاد شده فرزندان یعقوب همانا بنی اسرائیل بود ! آنهم با استفاده ابزاری از ملت خر در چمن ایران و دولت از پا در آمده اش!! دهها هزار یهودی لهستان تنها بخشی از مهاجرینی بودند که از همه جا رانده به ایران پناه آوردند و از ایران راهی امپراتوری کوچولوی اعلیحضرت بن گوریون شدند. کودکان بجا مانده از قرارگاه های نازیستها نیز از راه ایران به اسرائیل رفتند. همه آنها زندگی خوشی را آغاز کردند و به همه چیز رسیدند و بطاهر به ایرانی ابراز دوستی کردند ولی در خفا خنجر از پشت!!؟.آیا این رضا شاه نبود که به هیتلرهنگامیکه ارسال یهودیان را ازاو خواست پاسخ داد این‌ها سه هزار سال است در ایرانند و دیگر سامی نیستند بلکه ایرانی اند!؟ او جان آنها را نجات داد در حالیکه دیگر دولت ها به درخواست هیتلر پاسخ مثبت دادند!؟اما در نهایت یک یهودی خادم انگلیس رضا شاه را در ژوهانسبورگ دق مرگ کرد؟!شرم آور آنکه هنری لوی یهودی رضا شاه بینوا را همدست هیتلر معرفی میکند!! محمد رضا شاه تیره بخت میدانست که با جان خود بازی میکند آنگاه که به میانجیگری میان اسرأئیل و عموزادگان سامی شان همانا عرب‌ها پا پیش گذاشت.!.سادات را وادار به آشتی با اسرائیل کرد، به هردو طرف کمک‌های مالی بسیار کرد، به فلسطینی ها یاری رساند و با واسطه مصر و اعراب از آن‌ها خواست تا به صلح رو آورند، از طرح ابتکاری و کمنظیر خود با سادات سخن گفت و اینکه ابتدا او فلسطینی ها را راضی کند که پس ازعملی شدن قطعنامه ۲۴۲ شورای امنیت فدراسیون اسرائیل – فلسطین را تشکیل دهند و سپس کنفدراسیون بزرگ سرزمین مقدس را با مشارکت مصر، اسرائیل و فلسطین ایجاد کنند.! اما این طرح تنها از نظر اسرائیل منفور جلوه کرد چرا که آن‌ها به اسرائیل بزرگ از فرات تا دریای اژه می اندیشیدند.آری بطاهر به محمد رضا شاه بله قربان گفتند و در خفا با دشمنانش همعهد شدند. اگر همعهدی اسرائیل با دشمنان ایران نبود فاجعه نیم قرن اخیر رخ نمیداد!!ابتدا نگاهی به تاریخ و سپس مستند خیانت: نخست نجات بنی اسرائیل از انقراض توسط ایرانیان باستان از پادشاهی مادها تا اوج اعتلای ایران در عهد شاهنشاهان هخامنشی بویژه کورش بزرگ که نیازی به بازگوئی نیست. جبران این نیکی تاریخی سکوت بنی اسرائیل به هنگام یورش هلنیست های روانپریش به فرماندهی الکساندر همجنس باز پسر فلیپ پدوفیل مقدونی آنهم در حالیکه ماهیت پلید او از زبان پیامبران بنی اسرائیل بویژه دانیال در متون مقدس یهود به صراحت ذکر شده بود و عنوان گجسته برای الکساندر در همین رابطه است.از سکوت در باره قتل یوحنا که بگذریم به عیسی میرسیم که به صرف انتقادات از یهودیت نه تنها به دولت روم تسلیم شد بلکه دولت روم به تائید و تحریک اسرائیلیان متعصب و خودگرا وی را مصلوب کرد و اکثریت بنی اسرائیل به تماشا ایستادند.

     
    • انوشیروان گرامی یک مطلب مهم نیزدر رابطه با کمک رضاشاه و ایرانی ها به یهودی های فرانسه والمان در تاریخ ایران وجوددارد .ان این است که سفرای دولت ایران در فرانسه والمان در زمان رضا شاه تا انجا که در توان داشتند یهودی ها را با پاسپورت ایرانی از کوره ادم سوزی هیتلر نجات داده ر وانه ایران کرده به فلسطین فرستادند علاوه بر این عرب های مسلمان فلسطین غالبن زمین های خود را به یهودی ها نمیفروختند سید ضیاء ایرانی از انان میخرید وبه یهودی ها میفروخت با احترام .

       
      • با اینهمه باز فرزندان یعقوب نیکی ما را به بدی پسخ دادند. اجازه دارم بگویم که آفریدگار جناب یعقوب را اسرائیل که معنی آن انسان برگزیده میباشد ننامید بلکه این واژه ای مجعول از سوی عناصر نژاد پرست یهود برای اعمال افکار نژادپرستانه میباشد. اگر دقت کنید این حس نفرت انگیز نژاد گرایانه مشخصه سامینژادان از دریای اژه ، قبرس تا اقصا نقاط شبه جزیره عربی و حتی شمال شرق افریقا است. فعلا که این رندان روزگار ما را بیچاره کرده اند و رندانه ظاهرا با ما به همدردی نشسته اند. منتهای عوامفریبی.!!!!!!

         
  25. کوبیدن دوباره آب در هاون

    مزدک :

    ” جاسم از اینکه تو و امثال تو ////////////////////////// اخوند هستید من شکی ندارم ولی در اینجا چون مطلبی را ازکامنت من به دوستی برگرفته ایی و نوشته ایی مچبورم بهت چوابی بدهم. /// چان کنفرانس ورشو مثل کنفرانس گوادلوپ بدون آدم دونستن من و شما و حاکمان زور آور شده بر ما را تعیین کرده اند. در این کنفرانس که با تائید روسیه و چین هم هست سرنوشت رژیم حاکم بر ما مورد بحث خواهد بود و بطور حتم سرنگونی رژیم بعد از آن رقم خواهد خورد. خب بفرما وظیفه یک ایرانی وطن پرست دراین میان چه خواهد بود؟ایا باید دربست خود را در اختیار فرمایشات تعیین شده قرار دهد یا به آرایش نیرو پرداخته و در حد توان از نابودی کشور جلوگیری کند؟ مزدور جان هدف اصلی این کنفرانس تعیین سرنوشت من و تو و نسلهای اینده ایرانست بفرما نسخه ات چیست؟ // //// یا همکاری با نیروهای برانداز و دمکرات و سکولار برای نجات کشور؟

    …..

    ۱- عزیزم برای که می نویسی : ” جاسم از اینکه تو و امثال تو ////////////////////////// اخوند هستید من شکی ندارم ” ؟ اگر من آنیم که تو میگویی پس گفتن آن به خودم ضرورتی ندارد , برای خودت هم که منطقا نباید نوشته باشی , اگر برای خوانندگان کامنتت مینویسی , این به معنی آنست که قصد داری آن ها را از پیش آماده کنی برای قبولاندن مزخرفاتت و این کار درستی نیست دوست من . پرسیده ای : ” نسخه ات چیست؟” که بد نیست پاسخی هم از من بشنوی . ما , عزیز من , نمیخواهیم که دیگران در مسائل داخلی ما دخالت کنند , به هیچ شکل از اشکال . ما از این که بیگانگان نظام مشروطه را با کودتای سید ضیاء و رضا میر پنج به نظام استبدادی تغییر دادند , از این که با کودتای ۲۸ مرداد بساط قانون را برای بار دوم بر چیدند , از این که مسیر انقلاب سال ۵۷ را با تحمیل رهبری خمینی بالکل منحرف کردند , از همه این ها رنج بسیار برده ایم . ما نمیخواهم این مصیبت ها یکبار دیگر تکرار شوند و فرزندان ما هم دچار همان شوند که پدران ما و خودمان شدیم . پس چه باید کرد در حال حاضر ؟ پاسخ من این است مخالفت گسترده با هر نوع دخالت خارجی در امور داخلی خودمان و فشار روز افزون بر استبداد در داخل برای سرنگونی آن و استقرار حکومت قانون و در مراحل بد تغییر نظام به نظامی سکولار و دموکراتیک از راه های مسالمت آمیز به دور از خرابی و ویرانی . این وضع موجود باید با دست خودمان تغییر کند و به جای آن نظام حکومتی مناسب برای هدایت کشور به سمت آبادانی و دمکراسی ایجاد شود . راه طولانی و سخت است اما به نظر من این تنها راه درست است . البته کشور هایی که این را نمی خواهند نمی گذارند و به نظر من کار را به ویرانی کشور میکشانند و برای همین هم باید هر ایرانی وطندوست / پرستی از همین حالا در هر جا که زندگی میکند به بسیج هموطنان خود و حتی غیر هموطنان خود بپردازد و دائم با برگزاری اجتماعات اعتراضی نشان دهد که با دخالت بیگانگان مخالف است . جای تاسف است که به اصطلاح ایرانیانی در کنار دشمنان نه تنها ایرانیان بلکه کل بشریت می ایستند و عکس می گیرند . حال بماند کسانی که از بسیار سالها قبل با این ها عکس انداخته اند ولی رسانه ایشا ن نکرده اند هنوز تا وقت مناسب برسد .

    ۲- من زمانی با نام ” وطندوست ” یک سری مطالبی در نکوهش تو نوشتم که حتما آن ها را به خاطر داری . آن زمان که ترامپ روی کار آمد و چه شادی ها در دل وطنفروشانی مثل تو نیانداخت آمدنش . آن بحث ها دوباره ضروری میشود چون باز همان تهدیدات از سر گرفته شده اند توست همان نیروهای پلید . خوب است که این دوستان ما که به مسائلی کاملا پرت میپردازند و وقت خود و دیگران را تلف میکنند و بی راهه نشان میدهند و از جمله همین دوست بزرگوارمان نوریزاد , به این مطلب توجه کنند که خطر خیلی جدیست . این دوست ما نوریزاد که بهر حال روزگار بلند گو و میکروفونی در اختیارش گذارده هم کاری کند به سود کشور خود و مردمانش و مخالفت خودش را با دخالت بیگانگان اظهار کند صریح در هر مصاحبه ای و نوشته ای و سخنرانی که میکند .

    ۳-اما تو مزدک که همیشه خیلی سطحی به نظر من به مسائل نگاه کرده ای فکر میکنی که پس از این که به قول خودت : ” بدون آدم دونستن من و شما و حاکمان زور آور شده بر ما را تعیین کرده اند. در این کنفرانس که با تائید روسیه و چین هم هست سرنوشت رژیم حاکم بر ما مورد بحث خواهد بود و بطور حتم سرنگونی رژیم بعد از آن رقم خواهد ” خورد همان ها که این کار را صورت داده اند می آیند بقیه کار را به من و تو بسپارند ؟ نمی گذارند بی تردید و برای همین هم هست که ” یار گیری ” کرده اند . این هم ” بوس و کنار ” با ماه تابان و شازده رضا و …..برای همین بوده که کار را به من و شما نسپارند دیگر , این را که دیگر باید بتوانی بفهمی مزدک جان ! حال فرض کنیم که نه , کارشان را که کردند و همه جا را که کوبیدند و آخوند ها را همه با عمامه خودشان به درختی آویزان کردند و همه طرفدارانشان را هم دادند مزدک دلاور گردن بزند و زد کشور را دادند به دست مزدک و نیروهای سکولار و دمکرات , شما دیگر آن وقت چه غلطی میتوانید بکنند با چنین کشور ویرانی ؟ با چه نیرویی ؟ با کدام سازمان ؟ با چه پولی ؟ آیا حتی از عهده مصون نگهداشتن خود و خانوده اتان از شر اراذل و اوباشی که در آنزمان میشوند حاکمان کشور و در هر کوچه و محله ای میشوند همه کاره برمیآیید ؟ نگاه کن به لیبی , نگاه کن به افغانستان , نگاه کن به سوریه , نگاه کن به سومالی , نگاه کن به اتیوپی , نگاه کن به …… . دوستی در این سایت که با نام ساسانم مینوشت زمانی برای رفع نگرانی ما بیچاره های نا آگاه نوشت که ” امریکا ژنرالی میفرستند , یعنی طبق معاهدات بین المللی نا چارند این کار را بکنند , برای این که کشور پس از کوبیدن و ویران کردن به راه درست هدایت شود و امنیت برقرار شود و ….. همان طور که در لیبی و افغانستان و سوریه و….. کرده اند لابد .

     
  26. دوست گرامی من درمقام مشاور خارجی‌ متون علمی‌ و فنی‌ به زبان فارسی‌ در سطحی نوشتم که مدیران برجسته ریش سفید ایران از قلم کسی‌ که سالهاست خارج از ایران بوده با تحسین تعجب میکردند؛ من متون فنی‌ انگلیسی نوشته شده توسط مدیران انگلیسی رو غلط گیری می‌کنم و این امر موجب دلخوری بسیاری و تحسین اندکی‌ شده.
    ……….
    بفرمائید مزدور نظامی ولی بدجوری گاه وقتی نمک بشناسی می کنید جناب آنهم در سطح عالی! نکنه بفکر چلبی شدن هم هستید! پس ناشیانه به عمو سام نپر!

     
  27. بیانیه شاهزاده رضا پهلوی در آستانه چهلمین سالگرد انقلاب ایران

    رادیو فرانسه – شاهزاده رضا پهلوی پنجشنبه ۷ فوریه/۱۸ بهمن با صدور بیانیه ای در آستانه چهلمین سالگرد انقلاب در ایران گفت که در راه «برکناری هوشمندانه ایران‌ ستیزان» در کنار نسل جوان و «سازندگان ایران بزرگ فردا» بوده است و باقی خواهد ماند.

    شاهزاده رضا پهلوی ۷ فوریه/۱۸ بهمن با صدور بیانیه ای چهلمین سالگرد انقلاب ایران را «چهل‌ سالگی حصر ایران» خواند. در این بیانیه آمده است: «از قرنطینه شدن و حصر ایران چهل سال گذشت. چهل سال خیانت در دیانت و دستبرد در امانت و جعل در هویت و تخریب در اعتماد گذشت. (…) ایران و ایرانی چهل سالی است که جایگاه طبیعی خود را از دست داده‌اند. جایگاه طبیعی ایران، در تقاطع تمدن‌های شرق و غرب، از همان آغاز پایه‌ریزی موجودیت چندهزار ساله ما، در تداوم زمان و دگردیسی‌های آن جایگاه تاثیرپذیری و تاثیرگذاری فرهنگی و تسهیل ارتباطات و رونق تجارت در قلب راه‌های ابریشم بوده است.»

    ولیعهد سابق ایران اعتراضات دی ‌ماه ۱۳۹۶ را «بانگ بیداری ملت» و «نوید بهاران در قلب یخ زده زمستان» دانست و ﻣﺳﺆولیت نسل جوان ایران را در برکناری نظام دینی به منظور بازسازی تمدن ایرانی در قلب جغرافیای دنیای فردا یادآور شد.

    شاهزاده رضا پهلوی همچنین در حساب کاربری خود نوشته است که روز چهارشنبه ۶ فوریه/۱۷ بهمن با تعدادی از نمایندگان کنگره آمریکا از هر دو حزب جمهوریخواه و دمکرات دیدار و در مورد راههای پشتیبانی عملی از مبارزات مسالمت‌آمیز مردم ایران گفتگو کرده است.

    http://fa.rfi.fr/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%87%D9%88%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A7%D8%B9%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%AE%D9%84%D9%82-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%B3-%D9%88-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-%D8%B4%D8%A7%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%86%D9%87%D9%84%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%AF-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-201?xtor=CS1-52

     
  28. بازخوانی انقلاب از چپ، چهل سالگی انقلاب در گفتگو با فرخ نگهدار

    زیتون ـ محمدرضا سرداری: هر چند که انقلاب سال ۵۷ در ایران، نهایتا انقلاب اسلامی شد اما چپ غیر مذهبی یا سکولار بی تردید یکی از اضلاع مهم آن بود. با این وجود که این ضلع مهم انقلاب، هیچ سهمی در آن نیافت و در همان سال‌های نخست نه تنها از حاکمیت حذف شد؛ بلکه با سرکوب شدید فعالانش از حضور در عرصه سیاسی و اجتماعی نیز باز ماند. در میان چپ‌های سکولار، سازمان مارکسیستی چریک‌های فدایی خلق یکی از معروفترین گروه‌هایی بود که مسلحانه با حکومت پهلوی مبارزه می‌کرد. سازمانی که پس از انقلاب دچار انشعاب و به اقلیت و اکثریت تقسیم و سپس در سال ۶۲ به همراه حزب توده ایران به اتهام توطئه براندازی جمهوری اسلامی منحل شد. در چهلمین سالگرد انقلاب با فرخ نگهدار، دبیر کل سازمان فدائیان خلق (اکثریت) به گفت و گو نشستم تا ضمن مرور خاطراتش از انقلاب، داوری وی را نسبت به رویدادهای آن روزگار جویا شوم…

    سوال : آقای نگهدار،۴۰ سال از انقلاب ایران گذشت. پس از این چهار دهه فکر می‌کنید انقلاب ایران یک انقلاب برخاسته از اندیشه‌های اسلامی بود یا برخاسته از اندیشه‌های مارکسیستی؟

    نگهدار: به نظر بسیاری از تحلیلگران نیروی مسلط بر روند انقلاب طیف پیروان آیت‌الله خمینی بودند. لذا این انقلاب گرچه به دلیل هویت رهبری آن، انقلابی اسلامی است، اما من به دلیل تحولی که در موقعیت طبقات اجتماعی به وجود آمد، آن را یک انقلاب طبقاتی می‌شناسم؛ سمت این انقلاب به لحاظ تغییری که در طبقات اجتماعی ایران به وجود آورد و نیز به لحاظ تغییری که در روابط ایران با قدرت‌های جهانی ایجاد کردند؛ بی‌گمان باید آن را یک چرخش به سمت چپ باید ارزیابی کرد….

    از دهه ۴۰ به بعد ما شاهد بودیم که نظریات چپ، نظریات مارکسیستی در زمینه اقتصاد، در افکار فعالان مذهبیِ مخالفِ نظامِ پادشاهی به‌شدت گسترش یافت. اگر شما به آثار آقایان مطهری و شریعتی مراجعه کنید؛ در زمینه شیوه توزیع ثروت در جامعه، دیدگاه این دو به نظریات مارکسیستی شباهت بسیاری دارد. ترجمان اسلامی آن نظریات در دیدگاه‎های اکثر سیاسیون مذهبی وارد شده بود….

    پرسش: درست است که جریان چپ سکولار نقش غیر قابل انکاری در انقلاب داشت. اما چه عاملی باعث شد این جریان پس از انقلاب ناکام بماند و نتواندبه صورت بالفعل در صحنه انقلاب حضور یابد؟

    نگهدار: ظاهراً به نظر می‌رسد این که در آن زمان نیروها به طور بالفعل در صف انقلاب قرار گیرند، بسته به نحوه رفتار آنها با رهبر انقلاب داشته است. اما در خصوص نیروهای سکولار باید گفت حتی کنش و رفتار مثبت آنان با رهبری انقلاب نیز باعث اعتمادسازی نمی‌شد تا در صف انقلابیون پذیرفته شوند…

    در بررسی‌های تاریخی می‌بینم که آنچه که ماهیت تحولات ایران را رقم می‌زند، موضوع ایدئولوژی حاکم بر روند انقلاب نیست؛ بلکه تغییر و تحولی است که در بطن انقلاب اتفاق افتاد که از نظر من عبارت است از جایگزینی طبقات فرودست جامعه با طبقات بالا. در واقع کسب مواضع قدرت از طبقات فرادست جامعه؛ ماهیت این انقلاب را رقم می زند. بدین لحاظ انقلاب ایران بر اساس تعاریفی که هم چپ‌های سکولار و هم چپ‌های مذهبی شناخته‌اند، یک انقلاب طبقاتی است….

    پرسش : آیا به نظر شما نسبتی هم میان چپ مذهبی و سکولار از انقلاب تا کنون برقرار بوده است؟

    نگهدار: چپ به طور کلی در همه جای دنیا به لحاظ تاریخی به عنوان نیرویی که طرفدار عدالت است؛ شناخته می‌شود. مفهوم عدالت در این جا معطوف به مناسبات قدرت است. یعنی چپ خواهان توزیع قدرت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و دیگر بسترهای قدرت در جامعه است…

    …به نظر من جامعه ما محتمل است به سویی رود که اسلام و شعارهای اسلامی تا حد معینی وسیله‌ای شوند برای بسیج بخش‌های محروم‌تر جامعه و ترویج شعارهای مربوط به تعدیل مناسبات قدرت…

    نکته جالب در روندهای اخیر جامعه این است که ما می‌بینیم که مثلاً در اعتراضات دی ماه و پس از آن در اعتراضات خوزستان، هفت تپه و فولاد و همچنین معلمان، روزنامه‌های راست‌گرای جامعه ما که خواهان جامعه بسته‌تر و اقتدارگراتر هستند؛ بیش از نشریات اصلاح طلب، به آمال و خواسته‌های مردم پرداختند…

    …وقتی ما به آستانه انقلاب ۵۷ رسیدیم عموم فعالین چپ تحت لوای سازمان چریک‌های فدایی خلق وارد انقلاب شدند. سایر چپ‌ها، از جمله حزب توده ایران، یا سازمان تازه تأسیس راه کارگر یا سازمان پیکار، که از دل سازمان مجاهدین خلق بیرون آمده بود، هیچ کدام حضور میدانی و قدرت بسیج نداشتند. از این رو می‌توانم بگویم جریان چپ در آستانه انقلاب متحد عمل کرد….

    …در واقع همه این نیروهای غیرحاکم در برابر این سؤال قرار گرفتند: تقابل یا تعامل؟ عده‌ای می‌گفتند ما باید هر چه زودتر به مقابله با حاکمیت برخیزیم قبل از این که حکومت آمادگی سرکوب ما را پیدا کند. مسعود رجوی مبتکر اصلی و مجری این سیاست بود. ما می‌گفتیم هر چه این تقابل به تعویق بیفتد، امکان کشتار گسترده نیروهای مخالف تضعیف می‌شود و درست این است که در حال حاضر دست به مقابله نزنیم. به علاوه جمع‌بندی ما، یعنی توده‌ای ها و اکثریتی‌ها، آن بود که ما با رهبری آیت‌الله خمینی در جهت مبارزه با امپریالیسم به سرگردگی آمریکا و همچنین باز توزیع منابع ثروت و اخذ آن از بزرگ مالکان و کلان سرمایه‌داران و واگذاری آن به طبقات فرودست جامعه هم راستا هستیم. بنابراین موضوع همکاری هم بر سر این دو موضوع هم در دستور کار بود. سازمان ما نسبت به رفتار حکومت با خودش و سایر نیروهایی که قانونی رفتار می‌کردند، عملکرد حاکمیت را مورد نقد قرار می‌داد….

    …حساب مجاهدین خلق و طرز فکر اقلیتی‌ها این بود که پس از پیروزی انقلاب راه بسته نیست که آنان در نظام سیاسی دست بالا را به‌دست آورند. فرض و استراتژی آنان از ابتدا این بود که در این صورت به مقابله بپردازند….

    https://news.gooya.com/2019/02/post-23268.php

     
  29. مرسی آقای بنی صدر که لب کلام را گفتید ولی…!

    ف. م. سخن

    به یاد ندارم در باره ی آقای بنی صدر، جز دو سه یادداشت کوتاه، چیز دیگری نوشته باشم. علت آن را در همین مطلب خواهم گفت.

    ایشان با ۱۱ میلیون رایِ حاصل از نگاه مثبت خمینی، اولین رییس جمهور جمهوری اسلامی شد و بعد از تبدیل این نگاه مثبت به نگاه منفی، یک سال و چند ماه از ریاست جمهوری اش نگذشته، از این مقام خلع شد و به فرانسه پناهنده شد.

    کسانی که همسن و سال من هستند و دوران ریاست جمهوری ایشان را دیده اند می دانند که بنی صدر کاراکتری خودخواه و خودمحور دارد. زمانی که به او توصیه کردند در سطحی حرف بزنید که مردم هم بفهمند چه می گویید، ایشان در پاسخ گفت، مردم باید سطح سوادشان را بالا ببرند تا حرف های مرا بفهمند نه این که من سطح صحبت هایم را پایین بیاورم.

    در بحث های «مثلا» آزاد تلویزیونی هم که ایشان نقش سر آشپز آش در هم جوش سپاه و فداییان خلق و گروه های چپ و راست سیاسی را بازی می کرد و به عنوان داور و «بزرگ تر» در این بحث ها حضور می یافت، با غرور و تکبر به میان صحبت ها می دوید و مثل یک «همه چیز دان» بحث ها را به سمتی می برد که دلخواه اش بود.

    یکی از محسنات بنی صدر نوشتن خاطرات روزانه اش در روزنامه «انقلاب اسلامی» بود. می شد در این نوشته ها، قسمت ظاهری عملکرد او را دنبال کرد.

    هر چه اختلاف میان بنی صدر و جناح آخوندهای سرکوب گر نزدیک به خمینی -یعنی دار و دسته ی بهشتی و حزب جمهوری اسلامی که این روزها به جوانان به عنوان فرشته هایی پاک و ایران دوست معرفی می شوند- بیشتر می شد، دو آدم خود محور و خودخواه، یعنی بنی صدر و رجوی در پس پرده بیشتر به هم نزدیک می شدند. جالب اینجاست که یکی از اصطلاحات رایج در آن زمان که زیاد به کار برده می شد «کیش شخصیت» بود که بعدها دیدیم هم بنی صدر و هم رجوی گرفتار این خصلت مذموم هستند.

    البته کیش شخصیت بنی صدر، موجب شد دو سه کار خوب از او در زمان مسوولیت و بعد از مسوولیت اش سر زند. یکی حضور مستقیم و بی واسطه ی او در جبهه های جنگ ایران و عراق، و دیگری جدا شدن قاطعانه اش از دار و دسته رجوی در دورانی سخت و دشوار برای خیانت نکردن به کشور و مردم ایران.

    اما بنی صدر، بسیار به ۱۱ میلیون رای ریاست جمهوری اش می نازید و همچنان می نازد و این اشتباه بزرگ اوست. این ۱۱ میلیون رای، به بنی صدری که تازه جامعه با اسم او آشنا شده بود و هیچ چیز از او در تاریخ ایران ندیده بود، رای به او نبود؛ رای به نماینده ای بود که خمینی او را به عنوان اداره کننده ی کشور صالح و لایق می دانست.

    آقای بنی صدر بعد از سی و خرده ای سال، هنوز به این آرا چسبیده، و آن را دلیلی برای مشروعیت خود در جایگاه ریاست جمهوری ایران می داند.

    اخیرا بنی صدر در گفت و گویی با «الشرق الاوسط» جمله ی بی پروایی بیان کرده است که موجب نوشتن این مطلب شد. او به صراحت در پاسخ به این سوال که نماینده ی مبارزه با نظام فعلی کیست گفت:
    «نماینده این خط، همین بنی صدری است که جلوی شما نشسته است. او نخستین رییس جمهوری بود که ملت ایران انتخاب کرد. برخی از نیروهای اصلاح طلب نیز اکنون به این نتیجه رسیده اند که این رژیم غیر قابل اصلاح است و «من را آلترناتیو یگانه می بینند».»

    در عرصه ی سیاست ایران، که سیاستمداران دو پهلو و سه پهلو حرف می زنند، و انسان نمی داند که نظر واقعی شان در باره ی آینده ی خودشان و ایران چیست، این گونه صحبت کردن بنی صدر جالب است و مشخص کننده ی تکلیف! این رک گویی نشان دهنده ی این است که زندگی با خاطرات گذشته، در تنهایی «ورسای» آن هم در طول ۴ دهه، می تواند شخص را «خود آلترناتیو پندار» کند که موجب تاسف و «دل ریش» شدن آدمی می شود. بنی صدری که بخش بزرگی از جوانان ایران اصلا نمی دانند که کیست و در طول حیات سیاسی اش چه کرده است باید کمی محتاطانه تر سخن بگوید! این که ما هم چیزی در باره ی ایشان ننوشته ایم به خاطر مطرح نبودن ایشان در جامعه ی جوان امروز ایران بوده است.

    آقای بنی صدر، با ۸۵ سال سن، و به عنوان اولین رییس جمهور اسلامی ایران، بهتر است به جای میل به در دست گرفتن حکومت در آینده در وضعیتی که قطعا بحرانی و پر برخورد خواهد بود، مثل یک پیر با تجربه و سرد و گرم چشیده، در گوشه ای بنشیند و از راه های خطایی که می تواند آینده را هم مثل امروز تلخ و ناگوار کند سخن بگوید.

    حفظ احترام خود، در چنین سن و سالی، مهم ترین کاری ست که یک شخص می تواند انجام دهد. تا چه قبول افتد و چه در نظر آید!

    https://news.gooya.com/2019/02/post-23247.php

     
  30. هم مثل يك كارگر ساده كه با دستش ، پنجه‌اش و بازويش خاك را مىكند و در آن سرزمين سوزان بدون ابزار قنات مىكند ، و هم مانند
    يك حكيم مىانديشد ، و هم مانند يك عاشق بزرگ و يك عارف بزرگ عشق مىورزد ; هم مانند يك قهرمان شمشير مىزند ، و هم مانند يك سياستمدار رهبرى مىكند ، و هم مانند يك معلم اخلاق مظهر و سرمشق فضائل انسانى براى جامعه‌است ; هم يك پدر بزرگ است و هم يك دوست بسيار وفادار . چنين انسانى و در چنين سطحى معلوم است كه در دنيا تنهاست »
    …………
    این مزخرفاتیکه در مورد علی و دیگر آدمکشان و پدوفیلها و متجاوزین اسلامی آورده شده همه ساخته ذهن مشتی اراذل و اوباشی است که برای بر قرار بودن دکان دین و دروغ و خرافه از هیچ جنایتی روی گردان نبوده اند. اگر علی را شخصیتی تاریخی مطابق همین روایت سنتی از اسلام بدانیم حضرتش نه تنها هیچ برتری بر دیگران نداشته بلکه از حد متوسط همان جامعه عرب هم از نظر فکری و شعور و تدبیر و سیاست ورزی و مدیری و معرفت پائین تر بوده.در ضمن شما طبق کدام سند علی را معلم اخلاق و و مظهر و سرمشق …می دانید؟ کی علی مثل کارگر ساده رسید که بیل بزند؟ علی بچه بوده که با محمد در خانه خدیجه مفتخوری می کرده و بعد هم که به مدینه آمده و براهزنی و دزدی و آدمکشی و غارت و تجاوز به مال و زن و عیال مردم مشغول شده. بفرمائید کدام اندیشه حکیمانه از علی بدست رسیده؟ لابد دروغهای آخوندها را اصل گرفته ایی ؟ ولی 4/5 حکومت علی بخوبی نشان داده که خمینی هم از حضرتش حکیمانه تر بوده و هم به نسبت کمتر آدم کشته. تنهایی علی اگر هم چنین چیزی درست باشد بخاطر عدم مدارا و تسامح و بی تدبیری و بی سیاستی و تندخویی و خشک مغزیش و در نتیجه افتادن به گرداب تنهایی و نفرت کور و از دست رفتن توان و بتدریج دچار توهم و ترس و از بین رفتن تعادل روحی اش بوده .چنین رفتاری انسانها را به چنون می کشد .نمونه بارز چنین رفتاری در علی برخورد بی رحمانه و درنهایت سفاکی با برادر کور و معیل و علیل اش بوده! چنین کاری جز از انسانی روانی و مریض سر نمی زند. حالت جنون و بی رحمی و توهم توام با ترس در بسیاری از انسانهای قدرت طلب و بی رحم و تمامیت خواه بمرور رشد کرده و باعث نابودی خود و جامعه شده. نمونه اش هیتلر و استالین و نادر و شاه عباس …این سر در چاه کردن و عرعر کردنها و…همه از دردی بوده که نتیجه بی شعوری سیاسی و خشک مغزی و بی تدبیری و زیاده خواهی خود علی بوده. والا علی نه درد مردم داشته و نه اصولا مردم برایش در برابر باورش ذره ایی ارزش نداشته. در عجبم چه گروهی سعی در جدا چردن علی از اسلام دارند تا از او شخصیتی دروغین بسازند. علی خروجی اسلام است و در اسلام هم انسان عبد و برده و بنده الله است و هیچ ارزشی بجز برده و بنده فکری و روحی الله بودن ندارند. و علی هم بعنوان مسلمانی خشک مغز و متعصب نمی توانسته بهتر از این فکر کند.

     
    • بسی مایه تاسف است این هرزگی ها و عربده های مستانه گفتاری یک مجنون مفنگی عرق خور در سایت یک ظاهر مسلمان
      —-
      می گویم :آخر، تفاله عاشق عرق سگی و ودکا و کنیاک و مزبله خوری های دنیائی،ترا چه به اسم بردن از علی و فهم سنت و سیره و حقیقت و معنویت و عدالت علی؟! تو مشغول همان هرزگیهای رایج در غرب و نشخوار مطالب غربیها باش،ترا چه به فهم علی؟ تو آیا قدرت مراجعه و اسناد و استناد به تاریخ برای یکی از این عربده کشی ها و نسبت های ناروا داری یا با کف بدهان آوردن و عربده کشی،سخنان یاوه امثال جمالی بی شعور و دین ستیزان دیگر را قرقره و نشخوار می کنی؟ کسی حتی اگر انسان باصطلاح مدرن هم باشد باید اینقدر فهم و درک و زبان و قلم او نیز مدرن باشد که فقط چشمانش را مثل کرگدن نبندد و با کف بدهان آوردن شروع کند به شاخ زدن به این و آن،بلکه انسان مدرن و نو اندیش حتی در تحلیل و تبیین تاریخ و گذشتگان و بزرگان تاریخ با سند و اسناد و استناد سخن گوید نه فقط جفنگ گوئی و سادیسم و دگر آزاری.تو اینقدر بی شعور و نافهم هستی که من اینجا بعنوان کارشناس دین و اهل مراجعه به متن ده بار برایت توضیح دادم که علی مطابق نقل مستند تاریخ در برابر زیاده تر خواستن عقیل از سهم مساوی بیت المال،فقط پاره آهن گداخته را به بدن او نزدیک کرد تا الم حرارت پاره آهن را حس کند نه آنکه پاره آهن را به پوست برادر چسباند،و این جلوه و مظهری از عدالت علی بود در تقسیم بالسویه سهم بیت المال مسلمین،آنگاه توی نافهم بی منطق آنرا اینطور گزارش و تحلیل می کنی؟! بیچاره آنرمال،تو فقط عقده های حقارت شخصی را نشان می دهی و گرنه ترا چکار به تاریخ و سند و استناد؟ این التراب و ربّ الارباب؟

       
  31. نظر وزیر خارجه شاه درباره رضا پهلوی و وضعیت امروز ایران

    اردشیر زاهدی، وزیر خارجه دولت هویدا در دوره پهلوی در مصاحبه‌ای به مناسبت چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب به ارزیابی وضعیت امروز ایران پرداخت.

    نظر وزیر خارجه شاه درباره رضا پهلوی و وضعیت امروز ایرانبه گزارشگروه بین‌الملل باشگاه خبرنگاران جوان، اردشیر زاهدی، داماد و وزیر خارجه شاه در دولت هویدا و آخرین سفیر ایران در آمریکا در مصاحبه‌ای به مناسبت چهل سالگی انقلاب اسلامی ایران به تمجید از دستاوردهای ایران در ۴۰ سال اخیر پرداخت.

    اردشیر زاهدی در این مصاحبه با اشاره به برخی دستاوردهای انقلاب اذعان کرد: «امروز ایران با آنچه در ۴۰ سال پیش بود کاملا متفاوت است. ایران امروز حدود ۸۳ میلیون نفر جمعیت دارد و ۶۰ درصد مردم ایران تحصیل‌کرده هستند. چهل میلیون نفر از این جمعیت، در داخل ایران و در دانشگاه‌های این کشور در رشته‌های مختلف تحصیل کرده‌اند و رهبران آینده به شمار می‌روند. سی میلیون نفر از این ۸۳ میلیون نفری که دارم درباره آنها صحبت می‌کنم کسانی هستند که کار می‌کنند، دکتر هستند، فارغ‌التحصیل هستند، رئیس بیمارستان، وزیر، رئیس دانشگاه یا هر چیز دیگری هستند. دو سوم از این ۳۰ میلیون نفر هم زن هستند، زنان تحصیل‌کرده.»

    او که هم‌اکنون در سوئیس اقامت دارد، در ادامه ضمن تمجید از پیشرفت‌های ایران در چهل سال اخیر افزود: «من به این مسئله افتخار می‌کنم. این چیزی است که در این ۴۰ سال گذشته رخ داده است. آن‌ها (دولت ایران) در اداره چنین کشور بزرگی با دشواری‌هایی در زمینه اقتصادی و موارد دیگر مواجه هستند. من به آن‌ها احترام می‌گذارم چرا که آن‌ها طبق یک منطق عمل می‌کنند. ایالات متحده به دنبال تغییر حکومت ایران است و او (رضا پهلوی) یکی از گزینه‌هاست. [اما] این خوش‌خیالی است. او البته مثل پسر من است اما اگر بخواهم درمورد اپوزیسیون [خارج‌نشین] به طور کلی صحبت کنم، باید بپرسم آن‌ها پولشان را از چه کسی می‌گیرند؟ چه کسی قرار است از آن‌ها پشتیبانی کند؟ چقدر نیروی نظامی در اختیار دارند؟ به همین راحتی که نمی‌شود به ایران رفت. امروز ایران ارتش دارد، پلیس دارد. چطور می‌خواهند به ایران بروند؟ آیا قرار است جت ویژه‌ای آن‌ها را ببرد و در آنجا پیاده کند؟ این‌ها خوش خیالی است. من به آن‌ها توجهی نمی‌کنم چون خیلی از آن‌ها فاسد هستند و از خارجی‌ها برای اقدام علیه مردم خود پول می‌گیرند. من او (رضا پهلوی) را خائن می‌نامم.»

    گفتنی است روز گذشته خبرگزاری آسوشیتدپرس نیز در گزارشی به مناسبت چهل سالگی انقلاب اسلامی ایران، به افزایش نرخ سوادآموزی در میان مردم کشورمان اشاره کرد. آسوشیتدپرس در این گزارش با اذعان به این مسئله نوشت: «امروزه تقریبا تمام مردم ایران سواد خواندن و نوشتن دارند. این در حالیست که این رقم در سال ۱۹۷۶ (سه سال پیش از انقلاب) طبق آمار دولتِ آن زمان، تنها ۴۷ درصد بود.»

    نکته قابل توجه اینکه جمعیت ایران در آن زمان حدود ۳۰ میلیون نفر بود اما امروز بالغ بر ۸۰ میلیون نفر است. بنابراین، اگر فاکتور جمعیت را برابر فرض کنیم، تعداد افراد باسواد در ایران در چهل سال گذشته بیش از ۵ برابر افزایش یافته است.

    https://www.yjc.ir/fa/news/6827823/

    ———-

    دوست گرامی
    امروز تعداد کپی پیست های شما زیاد شده.
    بهتر نیست از خودتان بنویسید؟
    سپاس

     
    • آ مورتی، اگه متفقین تبهکار به تشویقو ترفند انگلیس به ایران تجاوز نمیکردن و رضا شاه ده سال دیگه پادشاهی میکرد ایرون ما ا ژاپن هم پیشرفته تر میشد. این ملا اردشیر هم ا شیری افتاده موش شده. تو سرمون بخوره این پیشرفت که حاصلش تن فروشی بیشتر ا نیم میلیون زن و دختر تو تهرون آره فقط تهرون اونم واسه یه لقمه نون. تو هم ملتو خر دیدی هی بارشون میکنی اونم پشکل

       
    • اردشیر زاهدی پادو و بله قربان گوی شاه، در دوره پهلوی چاپید و خورد و برد . امروز هم بدون شک مواجب بگیر ایران است . آدم خودفروش ، خودفروش است ، تا پای گور ..مزدور خرفت می گوید مخالفان از کجا با خودشان نیروی نظامی می برند . مگر خمینی با خود ارتش و لشگر آورد؟؟ دلارهای ایران ، سر پیری و پای تابوت آنچنان به دهانش مزه کرده که نه فقط از رژیم جنایت پیشه غارتگر تمجید می کند بلکه بذر ناامیدی در مخالفان می پاشد تا دست از مبارزه بردارند . اگر رژیم ایران چنین دوست داشتنی و کارآمد و قابل تحسین است، برگرد به ایران و بیا در جوار حضرت عظما زندگی بکن !!

       
  32. واقعا این سایت مثل دانشگاه میمونه من به شخصه خیلی چیزها یاد گرفتم بخصوص از عاقای سید مرتضی یادگرفتم که معترضین به تفخیذ بچه شیرخوار دچار خفت عقل هستند اما ایشان نفرمودند که آمر و عامل تفخیذ و همچنین خود ایشان دارای چه درجه ای از عقل هستند !

     
  33. بالاخره چهل سالگی حکومت اسلام فرا رسید، چهل سالگی که در 40 سال پیش برایم غیرقابل باور بود، اما فرا رسید
    اگر کسی از من بپرسد که بزرگترین قمار زندگی ات چه بود؟ جواب خواهم داد که همین انقلاب بهمن بود و اگر بپرسد که بزرگترین باخت زندگی ات چه بود، باز هم جواب خواهم داد : انقلاب بهمن بود
    جوان بودم و برخاسته از اقشار پائین جامعه، دنبال عدالت اجتماعی و اقتصادی و آزادی و رهائی از ستم شاهی بودم، با هزاران امید و آرزو از هر انچه در توانم بود، مایه گذاشتم، دلم خوش بود که انقلاب کردم، اما ناگهان در مقابل این سئوال از خود قرار گرفتم که:
    “ما انقلاب کردیم یا انقلاب ما را؟؟؟”
    گروه های منافع رانت خوار و چپاولگر نزدیک به دربار اما عمدتا کارآفرین و سازنده جای خود را به گروه های منافع رانتخوار و چپاولگر نزدیک به بیت و بیوت اما بی لیاقت و حیف نان و چس هیکل و چس وجود و متعفن دادند که در بهترین حالت مناسب شغل پا اندازی بودند
    درست است که دو قلم غلامرضا و اشرف پهلوی ام الفساد دوران خود بودند که عرض و طول مملکت را اوراق می کردند، اما در طول 40 سال گذشته، ام الفساد های ریز و درشت مثل مور و ملخ از هر پای هر منبری تکثیر شدند و ما را به جائی رساندند که امروز می بینید

     
  34. ابهامات هواپیمای ارتش همچنان زیادتر می شود

    ایران بریفینگ / ابهامات پیرامون سقوط هواپیمای نیروی هوایی ارتش از قرقیزستان به تهران نه‌تنها هیچ‌کدام رفع نشده است بلکه بیش‌ازپیش به آن‌ها اضافه می‌شود.

    ماه گذشته هواپیمای بوئینگ ۷۰۷ نیروی هوایی ارتش در حوالی فرودگاه فتح کرج و صفادشت دچار سانحه شد، این هواپیمای باری ۷۰۷ از بیشکک قرقیزستان به سمت فرودگاه پیام در حال حرکت بوده است که خلبان به‌اشتباه در فرودگاه فتح کرج فرود آمده است.

    خبرگزاری فارس، دقایقی پس‌ازاین سقوط ضمن برشمردن خطا در تشخیص فرودگاه (که امری بعید به نظر می‌رسد) اعلام کرد دومین اشتباه خلبان ۷۰۷ این بوده است که زمان ورود به باند فرودگاه فتح، نتوانسته هواپیما را کنترل کند و از انتهای باند خارج‌شده است و به دیواره فرودگاه برخورد کرده است و پس‌ازآن به شهرک مسکونی برخورد می‌کند. فارس در سه خبر پی‌درپی خود مدعی شد این هواپیمای باری مربوط به خطوط هوایی ایران نبوده است.

    سه ساعت بعد از انتشار خبرهای اولیه و پس‌ازآنکه سازمان هوایی قرقیزستان اعلام کرد: هواپیمای باربری که دوشنبه در ایران سقوط کرد از این فرودگاه پرواز کرده بود. این هواپیما متعلق به ما نیست و متعلق به هواپیمایی پیام ایران است.

    مطالب بیشتر در سایت ایران بریفینگ

    به نظر می‌رسد ایران به قرقیزستان اعلام نکرده بود که هواپیمای بوئینگ یک هواپیمای نظامی است!

    آخرین عکس این هواپیما که از سوی خبرگزاری فارس و ایرنا منتشرشده است نشان می‌دهد نام نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران IRIAF از روی این هواپیما برداشته‌شده است، درحالی‌که پیش‌تر این نام و پرچم ایران بر روی هواپیما بوده است.

    پس از واکنش سازمان هوایی قرقیزستان ابتدا خبرگزاری ایرنا و سپس فارس بدون نام بردن از نیروی هوایی ارتش اعلام کردند این هواپیما متعلق به یکی از «نهادهای داخلی» بوده است. لفظ «نهاد» معمولاً برای ارتش به کار نمی‌رود و بیشتر به سپاه و ارگان‌های انقلاب اسلامی گفته می‌شود.

    درحالی‌که ساعاتی پس از سانحه مدیر امور امنیتی البرز از نجات خلبانان هواپیمای سقوط کرده خبر داده بود، سخنگوی اورژانس کشور اعلام کرد: از ۱۶ سرنشین این هواپیما، فقط مهندس پرواز نجات‌یافته است!

    نهایتاً ۷ ساعت پس از سانحه امروز روابط عمومی ارتش تأیید کرد؛ هواپیمای سقوط کرده در اطراف کرج، متعلق به ارتش است

    پس‌ازآن لیست مسافران هواپیمای باری اعلام شد که عمدتاً افسران ارشد نیروی هوایی و جمعی حفاظت اطلاعات، کمیته اقدام مشترک آجا و همچنین چند افسر ستاد و پشتیبانی در میان آن‌ها بود که این نکته نیز بر ابهامات این سانحه افزود چراکه صرف‌نظر از این نکته که چرا باید نیروی هوایی ارتش در واردات گوشت یخی دخیل باشد، این حجم از افسران ارشد نیروی هوایی چرا باید در یک محموله باری گوشت حضورداشته باشند؟

    گفته‌شده است خلبان این هواپیمای ارتش به سمت فرودگاه پیام در حال حرکت بوده است و اشتباهاً در فرودگاه فتح کرج فرود آمده است، درحالی‌که نه در فرودگاه پیام و نه در فرودگاه فتح نیروی هوایی ارتش هیچ آشیانه و پلان هوایی ندارد و این هواپیما به‌صورت طبیعی باید در فرودگاه مهرآباد و یا باند شماره ۳ که متعلق است به پایگاه یکم شکاری نیروی هوایی در فرودگاه مهرآباد فرود می‌آمده، مگر اینکه مأموریت و یا محموله آن مقرر بوده دور از چشم دیگران و به‌صورت محرمانه تخلیه شود، فرودگاه فتح و فرودگاه پیام در اختیار سپاه پاسداران است.

    آخرین ابهام نیز به اظهارات سرلشکر موسوی برمی‌گردد که اعلام کرد چند تن از شهدای سانحه امروز در صف مدافعان حرم بودند.

    فرمانده کل ارتش جمهوری اسلامی با اشاره به سقوط هواپیمایی باربری ۷۰۷ نیروی هوایی و ادای احترام به روح بزرگ این شهدا، اظهار داشت: این عزیزان یادگاران دفاع مقدس و از مدافعان حرم بودند و اگر امروز سردار سلیمانی بیش از ما از این حادثه ناراحت نباشند حداقل به‌اندازه ما ناراحت هستند. از خداوند شادی روح این شهدا را طلب می‌کنیم.

    فرمانده ارتش به‌صورت مشخص اعلام نکرد کدام افسران نیروی هوایی ارتش که امروز در این سانحه کشته شدند در میان مدافعان حرم (نامی که ایران برای رزمندگان خود در سوریه و عراق به کار می‌برد) بوده‌اند و اینکه مگر نیروی هوایی ارتش نیز در جنگ سوریه حضورداشته است؟

    اکنون عکس‌هایی از سرتیپ ۲ خلبان غفور قجاوند منتشرشده است که نه در لباس نیروی هوایی ارتش که در لباس کاپیتان خلبان غیرنظامی در کابین هواپیمای مسافربری و در آغوش قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران است.

    انتشار همین یک عکس کافی است تا مهر تائیدی زده شود بر تمامی ادعاهای مقامات آمریکایی و غربی که ایران از ناوگان هوایی تجاری کشور همچون ماهان و یا ایران ایر استفاده نظامی می‌کند.

     
    • این عکس کجا منتشر شده ؟ منبع لطفا ! به نظر می آید که این عکس هم فتو شاپی است کار دوستان ما مثل بسیار عکس های دیگر که روی این سایت گذاشته شده قبلا . ای امان از ورشکستگی اخلاقی که همه جور دیگر ورشکستگی دیگر را میشود چاره کرد جز این نوع آن را !

       
      • این عکس به هیچ عنوان فتو شاپ نیست کاملا از دستهای سلیمانی معلوم است. بهتر است شما به جای ایراد الکی بدنبال کشف افتضاحات بیت رهبری باشید.

         
        • آقا جان مشخصه که زاویه عکس سر سلیمانی ( سرقت شده از عکسی دیگر ) با وضعیت بدن شخص بی نوای دیگری که عکسش را وسیله جعل این عکس کرده اید نمیخواند شما چرا منبع را ذکر نمیکنید و بیت رهبری را آویزان میکنید جلوی چشم ما که افتضاح فتو شاپی شما را نبینیم ؟ خجالت بکشید و دست از دروغ پراکنی بر دارید !! آخه شرف , حیثیت , مردانگی و این جور چیز ها یه وقت بین ایرانی ها مهم بود و ارزش داشت داشتنش چرا اینطور شده اید شما مردم ؟
          منبع ؟؟؟؟؟ منبع ؟؟؟؟؟؟؟ منبع ؟؟؟؟؟؟؟

           
  35. خانواده کاووس سید امامی خواهان حضور در صدا و سیما شدند

    خانواده کاووس سید امامی با ارسال نامه ای به دادسرا خواستار حضور در تلویزیون و پاسخگویی به اتهامات شدند.

    پیام درفشان وکیل مدافع خانواده سید امامی گفت: “درخواست رعایت حقوق قانونی برای امکان پاسخگویی به مواردی که از صدا و سیما پخش شده است را دارم.”

    کاووس سید امامی یکی از بازداشتی‌های محیط زیستی بود که نوزدهم بهمن ماه سال گذشته قوه قضائیه خبر خودکشی او در زندان را به خانواده‌اش اطلاع داد. خانواده آقای سید امامی ادعای قوه قضائیه درباره خودکشی کاوس سید امامی را رد می‌کند.

    این بازداشت شدگان تا پیش از آن متهم به جاسوسی بودند، اتهامی که وزارت اطلاعات، سازمان محیط زیست و محمود صادقی نماینده مجلس ایران آن را رد کرده‌اند. با این حال قوه قضائیه بارها بر اتهام جاسوسی این افراد تاکید کرده است./ بی بی سی

     
  36. پمپئو درباره حضور فرزندان مقامات رژیم ایران در آمریکا: آنها ثروت شما را می‌دزدند و خانواده‌شان را به آمریکا برای زندگی بهتر می‌فرستند

    وزیر خارجه آمریکا می گوید ایالات متحده در حال بررسی موضوع حضور فرزندان مقامات نظام در آمریکا است.

    شنبه شب به وقت آمریکا، حساب فارسی توئیتر وزارت خارجه آمریکا ویدئویی را منتشر کرد که در آن کاربران در فضای مجازی از وزیر خارجه ایالات متحده پرسیدند «چرا آمریکا در مورد فرزندان و خانواده های مقامات رژیم در آمریکا کاری نمی‌کند»؛ آقای پمپئو در پاسخ گفت: سوال خوبی است، درباره پرسشی که کردید، کمی فکر کنید. همان کسانی که مشغول نابود کردن زندگی مردم ایران هستند، فرزندان شان را به خارج می فرستند زیرا آنها ثروتمند هستند؛ زیرا ثروت شما را دزدیده‌اند و از طریق فساد پول شما را گرفته اند؛ آنها (مقامات) به مردم خوب و زحمت‌کش ایران لطمه زده اند.

    وی افزود: پول شما را گرفته‌اند و بچه‌های خود را به خارج می فرستند تا درس بخوانند، خرید کنند و از مزایای آزادی که ما در ایالات متحده داریم، استفاده کنند. آنها می دانند کشورشان برای خودشان دیگر به اندازه کافی خوب نیست. مقامات (ایران) می گویند کشور برای شما مردم خوب است اما برای خانواده آنها خوب نیست.

    آقای پمپئو درباره اقدام ایالات متحده گفت: ما در حال بررسی هستیم. این موضوع برای ما هم نگران کننده است که آنها (مقامات ایران)، اعضای خانواده‌شان را به خارج می‌فرستند.

    وزیر خارجه آمریکا افزود: ما بسیار درباره راهکارها برای حرکت به جلو خوشبین هستیم که مردم ایران بتوانند از زندگی خوبی در کشور خودشان برخوردار باشند تا نیاز نباشد برای رسیدن به آزادی و رفاه به ایالات متحده بیایند.

     
  37. حمله مسلحانه گارد زندان قرچک ورامین به زندانیان زن؛ استفاده از گاز فلفل و اشک‌آور

    وضعیت زندان قرچک بسیار وخیم گزارش شده است. سقف زندان تخریب شده، زندانیان زخمی در حال فرار هستند و صدای شلیک گلوله به گوش میرسد. زندان اکنون در شرایط بسیار بحرانی به سر می برد و صدای آمبولانس و ماشین‌های آتش‌نشانی در اطراف زندان قرچک شنیده می‌شود. طبق آخرین گزارش دریافتی تمامی راه‌های منتهی به زندان توسط نیروهای امنیتی مسدود شده است

     
  38. امیر فرشاد ابراهیمی / اختصاصی ایران بریفینگ

    مدتی است در رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از ایران خبر فرار تورج اسماعیلی که او را مشاور ارشد سایبری شورای عالی امنیت ملی و عضو ارشد سازمان پدافند سایبری و موشکی معرفی می‌کنند منتشر می‌شود.

    تاکنون وی در هیچ رسانه‌ای حضور پیدا نکرده است و اکثر اخبار منتشرشده از وی بیشتر بازپخش (کپی پیست) است.

    کیهان لندن معتقد است: «فرار تورج اسماعیلی باعث شدە جمهوری اسلامی دست بە تغییرات شتابزدە بزند. اسناد دکتر اسماعیلی سازوکارهای سایبری جمهوری اسلامی را به‌طورکلی شامل می‌شود»

    آواتودی نیز: «ضمن دعوت از همە مدیران و عوامل سایبری جمهوری اسلامی برای خدمت بە پیروزی انقلاب آزادی مردم ایران» وی را این‌گونه معرفی می‌کند: «دکتر تورج اسماعیلی یکی از طراحان و آنالیستهای اصلی سازمان پدافند جمهوری اسلامی و مشاور سایبری شورای عالی امنیت ملی نظام، با اسناد سری قابل‌توجهی از کشور خارج و به ترکیه گریخت»

    در خبرهایی ابتدایی آمده بود که وی سه‌شنبه‌شب دو هفته پیش (اواخر دی۱۳۹۷) محل سکونت موقت دکتر اسماعیلی در استانبول شناسایی و مورد یورش نیروهای اعزامی واجا و میت ترکیه قرار گرفت، ولی با اقدام بە موقع، وی موفق به فرار و مراجعه به کنسولگری یک کشور غربی در استانبول شد.

    به‌تازگی نیز اعلام‌شده است که تورج اسماعیلی، از مشاوران ارشد علی شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی هم‌اکنون تا انتقال به یک کشور امن دریکی از سفارت‌های غربی در ترکیه پناه داده‌شده است.

    طبق این گزارش‌ها تورج اسماعیلی صدها سند و مدرک سری و مهم از سازوکارهای اطلاعات سایبری ایران را به همراه خود به خارج برده است.

    در چند خبر نیز از «سایت انگلیسی ISICRC»، یادشده که در آن به نقل از یکی از نزدیکان علی شمخانی دبیر کل شورای عالی امنیت ملی ایران، تورج اسماعیلی روز یکشنبه ۱۳ ژانویه از ایران فرار و به یکی از سفارت‌های کشورهای غربی پناه برد.

     
  39. برخی چیزها که روحانیون در ۲۰۰ سال اخیر با انها مخالفت کرده اند:
    – تلگراف
    -قطار
    – قند
    – برق
    -بلندگو و میکروفن
    – دوچرخه
    -آب لوله کشی حمام
    – رادیو
    – سینما
    – تلویزیون
    – موسیقی و رقص
    – شطرنج
    – ویدئو
    – ماهواره
    – اینترنت آزاد
    و هر چیز که باعث رفاه و شادی مردم باشد!

    بعد از گذشت 40 سال بشنوید
    چندنمونه ازاعترافات انقلابیون سال ۵۷:

    عزت اله سحابی (ملی – مذهبی):
    “برنامه های شاه به نفع ایران بود و ما آن زمان متوجه نمی شدیم و از روی کینه و عناد با آن ها دشمنی و مخالفت می کردیم”.

    اکبر گنجی:
    “ما دروغ می گفتیم، ما به دروغ می گفتیم حکومت شاه 150هزار زندانی سیاسی دارد.
    ما به دروغ می گفتیم حکومت شاه دکتر شریعتی را کشت. همه این دروغ ها را گفته ایم، آگاهانه هم گفتیم”

    هما ناطق :
    “خودم کردم که لعنت بر خودم باد…”.
    او در مقاله ای به شدت به انتقاد از روشنفکران و خودش در انقلاب سال 57 می پردازد.

    دکتر اسماعیل خوئی (شاعر، سابق):
    “در پیشگاه ملت بزرگ ایران، از بدی هایی که در حق خانواده پهلوی کردم، صمیمانه عذر می خواهم. همچنین از شهبانو فرح، از شاهزاده رضا پهلوی، و خانواده پهلوی بارها و بارها معذرت می خواهم. لطفا مرا ببخشید و حلالم کنید”.

    محمد نوری زاد:
    “من یک پوزش خواهی بزرگ به پیشگاه رضا شاه بزرگ و فرزندش بدهکارم”.

    عمادالدین باقی:
    “آمار قربانیان دوره شاه دروغ بود، همه ساختگی و دروغ بود”.

    کیانوری (رهبر حزب توده):
    “محمد مسعود را ما کشتیم، همه جا شایعه کردیم و انداختیم گردن شاه”

    روح اله حسینیان (آخوند):
    “اگر قرار بر آباد کردن بود که شاه بهتر می توانست ایران را آباد کند”.

    مهدی هاشمی (از موسسان سپاه پاسداران):
    “شمس آبادی را کشتیم و انداختیم گردن ساواک و شاه”

    هاشمی رفسنجانی:
    “در زمان شاه من با پاسپورت ایرانی در اروپا هرکجا که دلم می خواست بدون ویزا سفر می کردم و کلی بهم احترام می گذاشتند”.

    محسن سازگارا:
    از “انقلاب” علیه شاه پشیمان هستم!

    حمزه فراهتی (فعال سیاسی و دوست صمیمی صمد بهرنگی):
    “بهرنگی جلوی دیدگانم غرق شد و ما به دروغ گفتیم کار ساواک بوده”.

    عباس میلانی ( نویسنده و استاد دانشگاه):
    “ما به دروغ می گفتیم که شاه نوکر آمریکاست. من با سند در کتابم ثابت کردم که شاه برای منافع ملت ایران عملا در حال جنگ با دولت آمریکا و دولت های اروپایی به ویژه انگلیس بود. من ثابت کردم که دولت آمریکا و انگلیس بارها خواستند شاه را سرنگون یا ترور بکنند ولی موفق نشدند. من با مدرک ثابت کردم که شاه قدمی جز برای منافع ایران بر ونداشت و ما انقلابیون به دروغ به او تهمت نوکری آمریکا می زدیم”.

    ما 40سال مردم ایران را با وعده های شیرین و دروغ های شاخ دار فریب دادیم.
    اکبر گنجی که عضو ارشد سپاه بود
    محسن سازگار عضو موسس سپاه .
    در جلسه ای که فیلم آن هم موجود است خمینی گفت وای به روزی که مردم بفمهمند شما چکاره اید و بفهمند شما چه بلائی بر سر آنها آوردید آنوقت مصیبت عظما خواهد بود.
    این هیئت به رهبری خمینی تشکیل شد تصمیم گرفتند برای دوام حکومت اگر میخواهید مردم و خانواده ها همیشه در صحنه های سیاسی و اجتماعی و در صحنه انقلاب بمانند و آنها را دعوت به خیابانها بنمائیم باید از هر خانواده یک جوان شهید بشود باید خانواده ها را مقید به حضور بنمائیم.
    آنوقت است که آن خانواده سالیان سال تابع امر و دستورات خواهند بود.
    جنگ ایران و عراق نمونه ای از تمهیدات صدور انقلاب بود.
    اگر مردم کشور ما تاریخ را ورق میزدند و چند سطری از پشیمانی سلمان فارسی (روزبه) را میخواندند هرگز مرتکب اشتباهات بزرگ نمیشدند.

     
  40. سید مرتضی
    11:16 ب.ظ / فوریه 9, 2019

    هیچ چی مزدک! شما هم برو کنار مسیح علی نژاد یک دانس باهاش برقص،بعد باهم برید کنار
    ………….
    آخوند /// دانس همان رقص است بنابراین یک دانس باهاش برقص یعنی ////////////////////////! آخه آخوند مگر مجبوری چیزی را که نمی دانی بنویسی؟ من افتخار می کنم که با مسیح علی نژاد بعنوان یک زن و یک هموطن برقصم.مگر این عیبی داره؟تازه اگه هم از نظر تو و امثال تو داشته باشه خب ///////////////////////////////////

     
    • این یک افتخار است که ما یتوانیم با خانم مسیح علی نژاد که مظهر یک ایرانی شرافتمند و متعهد است برقصیم. سید مرتضی تو هم با آسد علی برقص !

       
  41. جناب مزدک – ۱؛
    تو هم اگر نظری و نقدی قابل اعتنا نداری حداقل از فحاشی و بیان سخیف و چرندیات و اتهامات بی‌ اساس و عقده خالی‌ کردن بی‌ دلیل خود داری کن.
    …………….
    آخه //////////////////////////////////////////// با چه رویی داری از چنین موضعی با دیگران برخورد می کنی؟ خیال کردی منهم شفیعی ام ///؟ تو که هر تعطیلاتت را در دارالاسلام ولایت فقیه می گذرانی و باد معده ات را در خارج پس می دهی. ///////////////// آیا کسی حق اینو نداره که از امثال تو که هم از /// می خورند و هم از /// بپرسه /// تو که همه را تختئه می کنی راه حلت چیست؟

     
  42. با نهایت احتیاط و نگرانی بسیار از توپخانه فحاشی پر قدرت جنابعالی و با انجام اقدامات احتیاطی دفاعی کامل از جناب مزدک تمنا میکنم بفرمایند که اگر به فرمایش متین و کاملا سنجیده شما ” کنفرانس ورشو تعیین کننده آینده اراذل و اوباش اسلامی است ” آنوقت چگونه میشود که باز هم به فرمایش متین و کاملا سنجیده شما ” آینده ایران در دست ایرانیان ” باشد ؟ و ایرانیان چگونه میتوانند باز هم به فرمایش متین و کاملا سنجیده شما ” موقعیت خود را درک کرده و به بسیج نیروهای دمکرات و مردمی و وطن پرست بپردازند ” ؟ از همین حالا باز به فرمایش متین و سنجیده شما ” آمریکای قدرتمند ” (که مشغول چیدن مهره های خود است و فعلا دوتای آن ها را رو نمایی کرده است . لشگر پنهانش بماند زیر رهبری شازده آقا رضا و مریم خانم ماه تابان و انواع و اقسام دارو دسته های خلق فلان جا و خلق بیسار جا و ….) که نمی گذارد که به فرمایش متین و سنجیده شما ایرانیان ” موقعیت خود را درک کرده و به بسیج نیروهای دمکرات و مردمی و وطن پرست بپردازند ” . مگر این نیروهایی که به فرمایش سنجیده و متین شما ” آمریکای قدرتمند ” سر هم کرده برای “نجات” مردم ایران ” نیروهای دمکرات و مردمی و وطن پرست ” نیستند ؟ اگر هستند که مردم دیگر لازم نیست به خودشان زحمت بدهند و ” موقعیت خود را درک کرده و به بسیج نیروهای دمکرات و مردمی و وطن پرست بپردازند ” ! هست ؟
    ………..
    جاسم از اینکه تو و امثال تو ////////////////////////// اخوند هستید من شکی ندارم ولی در اینجا چون مطلبی را ازکامنت من به دوستی برگرفته ایی و نوشته ایی مچبورم بهت چوابی بدهم. /// چان کنفرانس ورشو مثل کنفرانس گوادلوپ بدون آدم دونستن من و شما و حاکمان زور آور شده بر ما را تعیین کرده اند. در این کنفرانس که با تائید روسیه و چین هم هست سرنوشت رژیم حاکم بر ما مورد بحث خواهد بود و بطور حتم سرنگونی رژیم بعد از آن رقم خواهد خورد. خب بفرما وظیفه یک ایرانی وطن پرست دراین میان چه خواهد بود؟ایا باید دربست خود را در اختیار فرمایشات تعیین شده قرار دهد یا به آرایش نیرو پرداخته و در حد توان از نابودی کشور جلوگیری کند؟ مزدور جان هدف اصلی این کنفرانس تعیین سرنوشت من و تو و نسلهای اینده ایرانست بفرما نسخه ات چیست؟ // //// یا همکاری با نیروهای برانداز و دمکرات و سکولار برای نجات کشور؟

     
  43. به از جان یاران درود

    هردم از این باغ بری می رسد تازه تر از تازه تری میرسد.آیت الله

    بی بی سی از دهان غیر(روزنامه نگار اسبق/ بدنود) وازه سردار عارف

    لابد با مشتقاتی از قبیل کشتار عارفانه 67 و ایضن جلوگاه عارفانه

    داخایو یا ام القرای عارفان آفریقای جنوبی سابق یاجمهوری فعلی

    خودمان با تبعیض ها و ژنهای مرغوب عارفانه که هفت کلانشهر را در

    کمتر از آنی اختلاس عارفانه می کنند زحمت بقیه مشتقات با شما

    . بجز جیغ بنفش عارفانه صادر کردن چه میتوان گفت؟

    .کل مزایای مادی ومعنوی آنرا هم (جیغ بنفش ) روباه بنفشی

    به نام خود کرده پس مجبوریم به جیغ زرد قناعت کنیم و این نوع

    عرفا را روی سر نهاده حلوا حلوا کنیم.

     
  44. مزدک گرامی درود
    انتقاد یک نفر به معنی نفی کلی فرد نیست .انتقاد یک نفر به معنی نفی کلی فرد نیست .
    عیب می جمله چو گفتی هنر ش نیز بگو
    اینکه خانم علینژاد فعال و مبارز زنان و روزنامه نگاری برجسته است یک طرف موضوع است. و اینکه نقش سیاستمدار بازی کنند جانب دیگر است.
    کار خطا را باید گفت ، البته ملت ایران با آمریکا سر جنگ ندارد و این حکومت اوباشان داعشی است که باعث این بدبختی ها شده و من اقدامات ترامپ در مورد تحریمها را کاملا تایید می کنم.

    مسئله من روی پا ایستادن و همت و پشتبیبانی همدیگر است.بین دعوای یک خانواده از بیگانه کمک گرفتن خطاست. اشاره من از درس نگرفتن تاریخ همین است. آخرین مصاحبه های شاه را مرور فرمایید من یک بار دیدم ولی همان یکبار در ذهنم نقش بست . شاهی که بوضوح می داند چون بازیچه ای کنار گذارده شده از طرف همان کسانی که بدان ها اطمینان داشته.
    تا مردم به این نرسند که همه اعضای یک پیکرند در به همین پاشنه خواهد چرخید.

     
  45. ” اتحاد ، اتحاد رمز پیروزی است.”
    ” ایرانیان کمتر ازملت افغانستان و عراق نیستندکه به طالبان و داعش نه گفتند .”

    – بازم این فریبا رفت بالای منبر و شروع کرد فتوا دادن!

    این جمله ها یعنی چی؟

    در مورد اتحاد…اتحاد از چه نوعی منظور شماست؟…خب، گوسفندها هم به نوعی متحد هستند! ولی اتحاد آنها هیچ مشکلی برای گرگ ایجاد نمیکند…یک گرگ براحتی تمامی گوسفندان متحد را یکی یکی میدرد، درست جلوی چشمان بقیه متحدان!…آیا اتحاد از نوع گوسفندی، رمز پیروزیست؟ … یا یک مثال دیگه…مگه مردم در سال 57 متحد نبودند؟…آیا 40 سال خفقان و ظلم و جنایت حاکمان، نتیجه ی این اتحاد نامیمون نیست؟

    اینکه ایرانیان کمتر از افغانستانی و عراقی نیستند… یعنی شما درک نمیکنی که افغانستان 40 سال و عراق 37 سال است که درگیر جنگ داخلی و خارجی هستند و هرج و مرج در این کشورها حکمفرماست! و بین ابرقدرتها دست بدست میشوند و کشورهای همسایه هم در آن کشورها مشغول موش دوانی! و درگیریهای قومی قبیله ای، مذهبی و نژادی انگار که تمامی ندارد… خبر نداری طالبان دارد در حکومت افغانستان شریک میشود! و یا نمیدانی که هنوز داعش نابود نشده؟!
    توصیه میکنی، ایران هم بشه مثل این کشورها!؟
    آیا ملت عراق و افغانستان بودند که “نه” گفتند؟ یا اینکه خود ملت مقصر و شروع کننده ی این بی نظمی و جنگ خونین بودند؟ … ملت بدون دخالت خارجی هیچ کاری از پیش نمیبرد… و این خارجی برای خدماتش مزد میخواهد…

    برای اینکه تو را روشن کنم:

    1- ایرانیان قبل از اتحاد نیاز دارند که ابتدا درک و شناخت و شعور خود را ارتقاء دهند و همینجوری گوسفند وار متحد نشوند.
    2- “نه” گفتن به تنهایی کافی نیست…باید دید که بعد از نه گفتن به حاکم فعلی، به چه نوع حکومتی قرار است “بله” بگوییم؟

    نگو که باز میخوای که ملت ایران بشه مثل افغانستان و عراق؟! که هنوز که هنوز است نمیدانند چه میخواهند؟ و هر کسی بدنبال سهم خواهی در قدرت است؟ آنها حتی به خودشان رحم نمیکنند! …و اینجاست که وطن فراموش شده…و اینجاست که متوجه میشوی درد وطن بهانه بوده…
    آیا ملت ایران به این شعور رسیده که ابتدا و انتها فقط وطن و منافع وطن؟! من که شک دارم!… مردمی که بدنبال بهانه هستند تا سر هم کلاه بزارند و یا اینکه کلاه هم را بردارند…ملتی که فقط متخصص در کلاه برداشتن و کلاه گذاشتن هستند…این ملت اگر هم متحد شوند، هرگز به آن مدینه ی فاضله نخواهند رسید… حتی عاقبت ما مثل الان افغانستان و عراق هم نخواهد شد… ملتی که از همان نخستین ساعات اتحاد، هرکسی نقشه میکشد سهمی قلمبه در قدرت داشته باشد…وطن سیخی چند؟
    ملت ایران دیر زمانی ست که دیگر ملت نیست… در ایران دیر زمانی ست که هرکی به هرکی ست!
    ملت ایران با کله میرن در انتخابات فرمایشی شرکت میکنن…به جشن و پایکوبی میپردازند…در مراسم و راهپیمایی ها شرکت میکنند…این ملت اگه میخواست میتونست همین انقلاب رو خیلی وقت پیش سرو سامان بده.
    مشکل اصلی بدبختی ما، همین اتحاد ملت است که 40 سال ادامه داشته…اتحادی گوسفند وار که گرگها در این 40 سال دریدند و بردند و خوردند و ملت متحد، همچنان متحد باقی ماندند!
    حالا همین ملت با این تجربه ی 40 ساله…باید بار دیگر متحد شوند؟ که بعد چه بشود؟
    ما مردم ایران هنوز از دموکراسی، آزادی و عدالت اجتماعی هیچ نمیدانیم. و دیگر هیچکس خودش نیست…همه به دروغ گویی، ریاکاری و دغل بازی معتاد شده ایم و غرق در خودخواهی و زیاده خواهی و روزمرگی … و آیا این ملت قرار است متحد شود؟…که بعد چه بشود؟!

     
    • آمار زندانیان سیاسی به کنار. مردمی که از هر جهت جانشان به لبشان رسیده و در افکارشان تجدید نظر کرده اند کم نیستند.
      یک کلاه بزرگ که با اسلام در طول ۱۴۰۰ سال بر سر ملت ایران رفته یکی دانستن الله غاصب با خدای خردمند ایرانیان بوده است این جنگ بین عقل و خرد با نادانی و خرافات ادامه دارد تا هر کس از این خلسه بخود آید .
      نتیجه اش را هم بارها ملت تجربه کرده اند.اما شیعه بلایی بدتر بوده زیرا فقط و فقط قشر مفتخور و چرندگوی ملایان را وسعت داده و از شعور ملت کاسته .
      تا مردم تکلیفشان را با خرافات وملایان و الله مشخص نکنند اوضاع کمابیش همین خواهد بود.
      اتحااد ملت نیز بر یک محور است براندازی ولایت فقیه و استقرار سکولاریسم و حقوق بشر در ایران.

       
  46. شفیعی
    11:54 ق.ظ / فوریه 9, 2019
    سلام و درود

    جناب کاوش قطعاً مقاله را برای خوانندگان نوشته ای، ولی این نوشتار شبیه مقاله که دارای مقدمه و متن و نتیجه گیریست نمیباشد. نحوه نگارش و انشایش هم طوریست که کل زحماتت را بباد داده چونکه براستی مفهوم نیست. ابداً قصد ایراد گیری و کل کل بیهوده ندارم، انگار ترجمه تحت
    اللفظی از زبانی دیگر است که ویرایش نشده است. شما از نزدیکترین دوست و همفکرت بخواه تا در غیاب خودت و بدون توضیحات حضوری و شفاهی آنرا نقد کند تا صحت عرایضم معلوم شود.مقاله بایستی گویا و واضح باشد و اگر نکته ای دارای ابهام است و ممکنست عموم خوانندگان آنرا درک نکنند یا به یک معنا نگیرند در پرانتز یا پانوشت ابهام زدایی شود. لطفاً در صورت امکان آنرا طوری اصلاح و باز نویسی کنید که اکابری و غیر اکابری آنرا درک کنند. انگار درس انشاء را جدی نگرفته ای ؟!

    =======================================

    جناب سردبیر خود خوانده مستئفی و خود ابقا شده ناقلا داری نقش سر ویراستار سایت هم بازی میکنی‌!؟

    همانطور که قبلا بار‌ها اشاره کردم انشائ نویسی اصولا کار میرزا بنویسان است که شما به این روش علاقه وافر دارید و واضح است که خود ارضایی ادبی‌ موجب نشاط خاطر و نفس شما و پیروان قلم طاووس علیین سایت و روح سرگردان صوفی قونیه میشود.

    سبک نگارش من فنی‌ و فاکت‌محور است و با کلمات طنازی و عشوه گری نمیکند، دور خود نمیپیچد و نمیرقصد؛ از قافیه نثر و نظم ادبی‌ خارج است; الزاما قواید انشای ادبی فارسی‌ کهن یا رایج را رعایت نمیکند؛ گاهی‌ نیز بر اثر سرعت در تایپ کردن فینگلیش بعضی‌ کلمات ربط مثل “را” و “که” و “با” و “و” از قلم میافتد و نتیجتا خواندن جمله را کمی‌ نامانوس یا ثقیل می‌کند اما مفهوم پابر جاست و قابل دریافت؛ با این وجود سعی‌ می‌کنم مطالب را برای اکابریان هم قابل درک کنم.

    به رغم باز خوانی و سعی‌ بر غلط گیری متن پیش از ارسال باز این امر بدون نقص انجام نمی‌‌گیرد؛ یک دلیلش هم اینست که این امر با نرم افزار فعلی‌ بشکل خودکار انجام پذیر نیست و با چشم انجام می‌گیرد. معهاذا سعی‌ دارم که جملات را کوتاه تر و یا با نقطه و نشانه گذاری (کاما و سمی‌کولن و کولن ) تغطیح کنم که متن کامنت مفهوم تر و صریح تر خوانده شود. قبلا دوست گرامی ن.م این نکته را با یک نمونه از نوشته‌های اینجانب گوشزد کردند.

    من مقاله علمی‌ با رعایت قسمت بندی مقدمه و بحث و نتیجه‌گیری برای ارائه در این سایت نمی‌‌نویسم؛ سعی‌ می‌کنم در محدوده ی کلامی‌ مجاز مطالب و نکات مهم مرتبط با موضوع یا موضوعات مورد نظرم را بیان کنم. جناب شفیعی آن گونه مقالات را برای نشریات علمی‌ و یا اتاق فکر‌های بین المللی یا سایت سازمان سیاست خارجی‌ عمو سام تهیه و ارسال میکنند که مورد نقد و ارزیابی متخصصین و محققین و کارشناسان برجسته رشته‌های گوناگون علوم سیاسی، امنیتی، نظامی و اقتصادی قرار بگیرد.

    اینجانب مقاله نویسی علمی‌ و فنی‌ رو برای انجمنهای علمی‌ و حرفه ی مناسب میدانم؛ این روش مناسب این سایت نیست چرا که در واقعه یک وبلاگ عمومیست و عمدتا به مسایل سیاسی و اجتماعی روز میپردازد آنهم ترجیحا در نوشته‌های کوتاه و خلاصه. خوانندگان اکابری و با سواد و صاحب تحصیلات و فرهیخته آن نیز اغلب هواداران پر و پا قرص یا پشیمان شده نظام پیشین و مخالفان نظام فعلی‌ و مثل خودت آخوند و فقیه ستیز ا‌ند – با این تفاوت که تو عاشق سینه چاک نبی و کتاب آسمانی و امام علی‌ و امام عمر و صوفی سنی قونیه هستی‌.

    اکابری عزیز با این ایرادت ناگفته پیش خودت فکر میکنی‌ که با تخلیه کولی کولی آیات و روایات مثنوی و ترجمه بعضی‌ کلمات نامانوس عامیانه آن با علامت و شماره گذاری و تفسیر‌های تمثیلات تکراری مرادت مثلا در اینجا مقاله قابل پذیرش و دعوت به انجمن فلسفه جغد مینروا (هگل) در آمریکا ارائه میکنی‌؟ !!!

    همانطور که بار‌ها به شما توضیح دادم من سالهاست عادت به انگلیسی فکر کردن و نوشتن متون علمی‌، فنی‌، ریاضی دارم؛ من از زمانی‌ که اینجا شروع به کامنت گذاری کردم فارسی‌ نوشتن رو هم از سر گرفتم؛

    دوست گرامی من درمقام مشاور خارجی‌ متون علمی‌ و فنی‌ به زبان فارسی‌ در سطحی نوشتم که مدیران برجسته ریش سفید ایران از قلم کسی‌ که سالهاست خارج از ایران بوده با تحسین تعجب میکردند؛ من متون فنی‌ انگلیسی نوشته شده توسط مدیران انگلیسی رو غلط گیری می‌کنم و این امر موجب دلخوری بسیاری و تحسین اندکی‌ شده.

    انشا الله که این مرتبه موضوع رو گرفتید بعد از چند بار توضیح؛

    ———

    کاوش گرامی
    سپاس از شما که نوشته های اقتصادی و تخصصی خود را برای ما به ارمغان می آورید. من خودم از نوشته های خوب شما بهره ها می برم. هرگز در توان من نیست که دو جمله ای چون شما بنویسم. اما آنسوتر از نوشته های تخصصی شما، مخاطب به نوشته های ادبی و غمزه های ادبی نیازمند است. به نثر و شعر سعدی. به مولوی . به حافظ. به بهار. به شاملو. اینها همه به غمزه سخن و شعر گفته اند. غمزه های ادبی. که اینها، هرگز جا را برای نوشته های دیگر تنگ نکرده اند.
    سپاس گه برای ما می نویسید
    سپاس

    .

     
    • با سلام و درود

      جناب نوریزاد گرامی بسیار سپاسگزارم از اظهار لطف و محبت و توجه شما به نوشته‌های حقیر.

      اینجانب مخالفت سلیقه‌ای با تنوع و سبک نگارش کأمنت گذاران خصوصا جناب شفیعی ندارم؛ اینجانب با زبان شعر کهن و معاصر بیگانه نیستم. قبلا هم یک نقد بر “خداشاه نقد، حافظ” از دیدگاه یک تکنوکرت در همدلی نقادانه با “ریشه ها” نوشتم، و مورد لطف و محبت جناب عالی‌ نیز واقع شد. [http://www.nurizad.info/blog/29237#comment-210765 ]

      با این حال با من موافقیید که این سایت شما یک مجله یا جُنگ ادبی‌ نیست که محل تخلیه کولی کولی مثنوی صد منی آن هم در پاسخ هر بحثی‌ و استدلالی بشود; از دین و دیانت و نبی شناسی‌ و فلسفه گرفته تا هستی‌ شناسی‌ و معرفت شناسی‌ عصر ما با تکیه به فیزیک ذرات بنیادین و کوانتومی، کیهان شناسی‌ و کوانتوم فیزیک و نسبیت و تا “ماهواره معلق” روی قطب شمال; و سپس به گوش جان سپردن این سروش الهی و قبول تجویز و تزریق این افیون به عنوان “جوشانده درمان هر دردی” توسط طبیب گیاهی و مرید سینه چاک ایشان .

      قطعا وبلاگ و وبسات‌های فراوانی برای بحث و نقد در مورد شعرا و آثار و اندیشه‌ها آنها موجود است. اما اینجا ارواح سرگردان صوفی قونیه با تمثیل بافی‌ هاش میخواد توسط نماینده عصرش ایدئولوژی فقیهان ناقلا یا طاووسان علیین افتاده تو خم رنگرزی رو با بی‌ رنگی طریقت مدارانه عقل گریز اما در عین حال همه چیز دان صوفی قونیه ۹ قرن پیش تاخت بزنه و به عنوان کتاب دعای جایگزین حلیه المتقین, اینجامشترک واسه آبونمانش پیدا کنه. به خودش هم قبولونده که “نسبی‌ گرایی” سکوی پشتک و وارو زدن فلسفی‌ و تاریخی و اقتصاد سیاسی و صنعتی و کشاورزی هر و موضوع دیگه ایست به شرطی که با انشأ نویسی ادبی‌ ارائه بشه.

      و اما در این بین هم گویا به فکر دانشمند ایرانی سازمان هوا فضای ناسا, مرید همین صوفی نرسیده که به عمو سام بگه در این تشکیلات عظیم علمی‌ صنعتی متکی‌ به سالی‌ بیش از یک میلیارد دلار بودجه رو گِل بگیرید و بجای سفر به کائنات و دور دست‌های منظومه شمسی‌ و چرخیدن دور کره زمین با ایستگاه فضایی و ماهواره برید به خانقاه صوفی قونیه و اول خودتون رو ختنه کنید بعدش با دامن ختنه دراویش به دور مقبره صوفی بچرخید و سرگیجه بگیرید تا به نور ایمان حضرت حق وصل بشید. و تمام فرمول‌ها و محاسبات ذره‌ای و کیهانی و نورانی رو از لابلای یکصد من مثنوی استخراج کنید و سند ثبت اختراع هم از آن کشف کنید، و سرانجام هم دنیا و هم اخرت را تصاحب کنید. تا کور شود هر آن که نتواند دید چرخش آسمانی را.

      مجددا از لطف نظر شما سپاس گذارم.
      به یزدان اگر ما خرد داشتیم.

       
  47. غلط‌کردم گویی‌های تماشایی آخوندها‼️

    حسن روحانی در جمع سفرای خارجی در تهران با اظهار ندامت از مواضع قبلی و چند فقره غلط‌کردم‌گویی در برابر آمریکا، با زبان وارونه خواستار گفتگو و بازگشت آمریکا شد.این صحبت البته که با اجازه از خامنه ای صورت گرفته است
    روحانی گفت:

    «حتی آمریکا هم اگر توبه کند و از مسیر گذشته خود برگردد و محاسبه دقیق انجام دهد و در برابر دخالتهای گذشته‌اش در ایران عذرخواهی کند… ما باز هم آماده‌ایم حتی با آمریکایی که سالیان دراز بر ما ظلم روا داشته است بازگشت و توبه او را بپذیریم».

    ⁉️سوال : چرا آخوند روحانی در این شرایط و در جمع سفرای کشورهای خارجی این‌طور ذلیلانه به اظهار ندامت می‌پردازد؟
    در شرایطی که:

    اوضاع جامعه انفجاری است
    دایره تحریم‌هایی که اخیراً زنگنه اعلام کرد، تکمیل شده است
    زمزمه‌هایی از تحقق قریب‌الوقوع تشکیل یک ائتلاف منطقه‌ای و بین‌المللی علیه رژیم به گوش می‌رسد

    روشن است که در جامعهٔ بین‌المللی و در منطقه یقهٔ رژیم را به‌خاطر صدور تروریسم و دخالتهای جنگ‌افروزانه‌اش گرفته‌اند و رئیس‌جمهور نظام قسم و آیه می‌خورد که والله قصد بدی نداشته و قصد کمک داشته است و…

    پاسخ :

    واقعیت قضیه البته همین اوضاع انفجاری جامعه است. همین رسیدن قیمت گوشت به ۱۱۰هزار تومان است و شورش‌هایی که همه روزه در جا ی‌جای میهن برپا می‌شوند.

    از سوی دیگر هفتهٔ آینده در کنفرانس ورشو در لهستان پدیده‌ای به منصهٔ ظهور می‌رسد که تماماً در ضدیت با رژیم است. پیشاپیش باید سؤال کرد رژیم در این تنگنا چه‌ كار می‌خواهد بکند؟

    یک گزینه‌اش ایستادن در برابر این توفان و ضرباتی پیاپی است که سرانجامش معلوم است!
    گزینه‌ دیگر هم تسلیم و دست بالا کردن و خوردن جام‌زهر است.

    نتیجه :

    رژیم زمان بسیار کوتاهی دارد که در مورد این دو راه تصمیم بگیرد، اما اگر باز هم نتواند به‌قول کارشناسان خودش، آن تصمیم بزرگ را بگیرد و به جراحی بزرگ تن بدهد، تاریخ البته منتظر تصمیم رژیم نمی‌ماند و حکم خود را صادر و آن را به مرحله اجرا می‌گذارد. با تصمیم رژیم یا بی‌تصمیم‌شان، چرا که عامل نهایی تمامی تصمیم‌ها در خیابان است: جوانان شورشی و خلق قهرمان ایران!

     
    • تنهایی علی “ع”

      انسان به ميزانى كه به مرحله انسان بودن نزديك مىشود ، احساس
      تنهايى بيشترى مىكند . مىبينيم اشخاصى كه عميق ترند ، اشخاصى كه داراى روح برجسته تر و ممتازتر هستند ، از آنچه كه توده مردم هوس روزمرّه شان است و لذّت عموميشان ، بيشتر رنج مىبرند ; و يا مىبينيم كسانى را كه به ميزانى كه روح در آنها اوج مىگيرد و انديشه تعالى پيدا مىكند ، از جامعه و زمان فاصله مىگيرند و در زمان تنها مىمانند . شرح حال نوابغ را اگر بخوانيم مىبينيم كه يكى از صفات مشخص اين نوابغ تنهاييشان در زمان خود آنهاست . در زمان خودشان مجهولند ، غريب اند و در وطن خويش بيگانه‌اند .
      چه كسى تنها نيست ؟ كسى كه با همه ، يعنى در سطح همه است ، كسى كه رنگ زمان را به خود مىگيرد ، اين آدم احساس تنهايى و احساس تك بودن نمىكند ، چرا كه از جنس همگان است ، او در جمع است و با جمع مىخورد و مىپوشد و مىسازد و لذّت مىبرد .
      احساس تنهايى و احساس عشق در يك روح به ميزانى كه اين روح رشد مىكند ، قويتر و شديدتر و رنج آورتر مىشود . درد انسان ، درد انسان متعالى ، تنهايى و عشق است .
      روزها شير نمىنالد ! در برابر نگاه روباهان ، در برابر نگاه گرگها و در برابر نگاه جانوران شير نمىنالد ، سكوت و وقار و عظمت خويش را بر سر شكنجه آميزترين دردها حفظ مىكند . امّا تنها در شبهاست كه شير مىگريد .
      نيمه شب به طرف نخلستان مىرود ، آنجا هيچ كس نيست ، مردم راحت آرميده‌اند ، هيچ دردى آنها را در شب بيدار نگاه نداشته‌است ; و اين مردِ تنها كه روى اين زمين خودش را تنها مىيابد ، با اين زمين و اين آسمان بيگانه‌است ، به نخلستان مىرود و هراسان است كه كسى او را در آن حال نبيند كه شير در شب مىگريد و در تنهايى . و باز براى اين كه ناله او به گوش هيچ فهم پليدى و هيچ نگاه آلوده‌اى نرسد ، سر در حلقوم چاه فرو مىكند و مىگريد . اين گريه از چيست ؟
      افسوس كه گريه او يك معما براى همه است ، زيرا حتى شيعيان او نمىدانند كه على چرا مىگريد . از اين كه خلافتش غصب شده ؟ از اين كه فدك از دست رفته ؟ از اين كه چه كسى روى كار آمده ؟ از اين كه او از مقامش . . . ؟ از اين كه . . . ؟ از . . . ؟ اين حرفها نيست ، يك روح تنها در دنيايى كه با آن بيگانه‌است ، در يك جامعه‌اى كه دائماً در آن زندگى مىكند ، امّا در سطح دركى كه ياران پيغمبر از اسلام داشته‌اند نتوانسته خودش را منطبق كند ، تنها مانده‌است و مىنالد » . ( 1 )
      حكماى اسلامى قواى انسان را به سه دسته « عقلانى » ، « شهوانى » و « غضب » تقسيم مىكنند ، و هرگاه يكى از اين قوا بر ساير قوا چيره مىشود انسان را به همان نام مىخوانند ; انسان موزون و عادل انسانى است كه قواى او به موقع وظيفه خويش را انجام دهند و نوعى تعادل و بهره گيرى بجا و مناسب از آنها انجام گيرد و مداخله بى جا در ساير قوا نكنند .
      اما شخصيت انسانها به محيطى كه در آن به سر مىبرند و رشد مىكنند بستگى دارد . در محيطى كه غريزه غيرت و مقاومت تقويت مىشود ( مانند محيطهاى جنگى و نظامى ) برخى از غرايز ديگر مانند رأفت ضعيف مىشود . در محيط علمى محض ، غريزه دفاع و مقاومت سست مىشود ; و به هرحال تعادل ميان قوا برقرار نمىگردد و در يك جا غريزه‌اى قوى و در جاى ديگر ضعيف است . امّا در على ( عليه السلام ) همه غرايز مثبت نيرومند بود و توازن شگفت آورى ميان آنها وجود داشت . ( 2 )
      « على در طول تاريخ تنها انسانى است كه در ابعاد مختلف و حتى متناقضى كه در يك انسان جمع نمىشود قهرمان است .
      هم مثل يك كارگر ساده كه با دستش ، پنجه‌اش و بازويش خاك را مىكند و در آن سرزمين سوزان بدون ابزار قنات مىكند ، و هم مانند
      يك حكيم مىانديشد ، و هم مانند يك عاشق بزرگ و يك عارف بزرگ عشق مىورزد ; هم مانند يك قهرمان شمشير مىزند ، و هم مانند يك سياستمدار رهبرى مىكند ، و هم مانند يك معلم اخلاق مظهر و سرمشق فضائل انسانى براى جامعه‌است ; هم يك پدر بزرگ است و هم يك دوست بسيار وفادار . چنين انسانى و در چنين سطحى معلوم است كه در دنيا تنهاست » . ( 1 )
      و شاهد همه اين ادّعاها ، تاريخ زندگى على و نهج البلاغه على است ، از همين روست كه بايد هر دو را شناخت ، زيرا على در همه جهات متعالى و الگو است .
      شناخت على ( عليه‌السلام ) از زبان خودش
      عناصر ضرورى براى ساختن يك جامعه ايده‌آل ، آزاد و انسانى در ميراث فرهنگى – دينى ما از آغاز وجود داشته‌است ; امّا صيادانى كه اين عناصر را كشف و شكار كنند و در طراحى جامعه به كار بندند وجود نداشته يا نادر بوده‌اند . جوهر آنچه امروزه به عنوان « اومانيسم » و اصالت دادن به انسان و كرامت انسانى مطرح است ، و اساس آنچه در اعلاميه حقوق بشر در قرن بيستم مندرج است ، در شخصيت و انديشه هاى امام على ( عليه السلام ) قابل بازيافت هستند .
      ))درس هائی. ازنهج البلاغه. / آیت الله الاعظم الشیخ حسینعلی المنتظری ” رحمت الله علیه )

       
    • ادامه مقاله تنهایی علی “ع”

      يكى از نويسندگان عرب با اشاره به حقوق بشر و اين كه همه قوانين اساسى در حكومتهاى دموكراسى بر حق مساوات ميان همه هموطنان صرف نظر از رنگ و نژاد و مذهب و طبقه تأكيد و تصريح دارند مىنويسد : حقوقى كه در اين قوانين بدانها پرداخته شده عبارتند از : 1 – حق حيات 2 – آزادى شخصى 3 – حق مالكيت فردى ( كه اين دسته از حقوق سه گانه شامل آزادى رأى و بيان و نوشتن و اجتماعات و . . . مىگردد ) 4 – حق تكثر سياسى و حق مبارزه سياسى 5 – حق مساوات در حقوق 6 – حق مورد حمايت قرار گرفتن در مجازات مانند حق وكيل گرفتن و . . . .
      نويسنده مذكور سپس اين حقوق را در عالى ترين حدّ خود در نهج البلاغه تعقيب مىكند و به آن مستند مىسازد . ( 1 ) از جمله در فرازى از مقاله خود مىنويسد :
      « مسلمان و غيرمسلمان در حقوق مساوى هستند بهويژه در حق حيات ; امام على ( عليه السلام ) در اين زمينه مىگويد : « خون غيرمسلمان مانند خون ماست » و نيز مىفرمايد : « خون مسلمان مانند خون ذمّى – غيرمسلمانى كه در جامعه اسلامى و تحت حمايت آن است – محترم است » ; همچنين در برابر قانون و اموال عمومى مساوى هستند » .
      مدارك و مستندات اين حقوق در مقاله فوق مضبوط است .
      همان على كه وقتى خلخال از پاى يك زن اهل ذمّه مىربايند ، صرف نظر از عقيده و ايدئولوژى آنان بر اين ستم ناراحت مىشود و مىگويد : « اگر مسلمانى از اندوه اين ستم بميرد قابل سرزنش نيست » . ( 2 ) و در نامه به مالك اشتر كه مأمور به حكومت مصر بود ، درباره رعايت حقوق مردم مصر مىنويسد : « فانّهم صنفان : امّا اخ لك فى الدّين او نظير لك فى الخلق » ( 3 ) مردم مصر – كه تو بر آنان حكومت مىكنى – يا برادر دينى تو هستند ( اگر مسلمانند ) و يا نظير تو هستند در خلقت ( يعنى آنان كه مسلمان نيستند بالاخره همنوع تو و انسانند ) .
      اساس اسلام بر عدالت و رعايت حقوق همه افراد استوار است . على ( عليه السلام ) هيچ نوع اجبارى را در امر حكومت و حتى پذيرفته شدن رهبرى خويش از سوى مردم تجويز نمىكرد . او در نخستين روزهاى خلافت كه ايام بيعت بود به آن دسته از يارانش كه از بيعت نكردن برخى از صحابه پيامبر ، مانند سعد بن ابى وقاص و عبدالله بن عمر ، با حضرت على ( عليه السلام ) نگران بودند فرمود : « هر كس را كه نمىخواهد
      با من بيعت كند به شرط اين كه عليه مسلمانان قيام نكند و فتنه نينگيزد به حال خود واگذاريد » .
      او حتى بالاتر از اين ، حرمت و آزادى و استقلال افراد را چنان محترم مىداشت كه در لحظات حساس و خطير جنگ نيز آن را ناديده نمىگرفت و مردم را در اين كه در جنگها به لشكر او بپيوندند يا نپيوندند تحت فشار قرار نمىداد ; با آن كه مردم با او بيعت كرده بودند و اطاعت از او واجب بود ، در جنگ صفّين همه را آزاد گذاشت تا هر كس مايل بود به صفّين برود و سهم مردان جنگى را از بيت المال بگيرد . امام حتى براى آنان كه از مرگ بيمى نداشتند امّا به هر دليل رغبتى به جنگ با معاويه نيز نداشتند راه سوّمى نشان مىداد كه از خانه نشينى بگريزند و بر خلاف ميل خويش هم به جنگ نروند ; امام فرمود : « هر كس ميل دارد مىتواند به نيروهايى كه در مرزهاى ايران و خراسان با كفار مىجنگند ملحق شود » . او چند تن از سران لشكر را به خراسان فرستاد تا خوارزم را فتح كنند . چندين شهر از جمله خوارزم و فرغانه در زمان خلافت امام على ( عليه السلام ) گشوده شد .
      امام على ( عليه السلام ) ميان آزادى فردى و آزادى جامعه تفاوت مىگذاشت و حدود آن را به دقت رعايت مىكرد ، به نحوى كه آزادى فرد مادامى كه به امنيت جامعه آسيب وارد نمىكند نبايد تحديد شود ; ( 1 ) و به گفته استاد شهيد مرتضى مطهرى : خوارج كه به امام مسلمين در هر كوى و برزن افترا بستند و هتك حرمت كردند و جوّسازى نمودند ، مورد تعرض قرار نگرفته و آزاد بودند و حتى حقوق آنها از بيت المال قطع نشد ، تا وقتى كه دست به شمشير بردند . از هنگامى كه به شرارت و كشتار دست زدند ، هزاران تن از خوارج را از دم تيغ گذراند . ( 2 )
      اخلاق سياسى امام در حكومت نيز چون بيانيه‌اى عليه سياستمداران و حتى بسيارى از زمامداران مدّعى پيروى او در همه ازمنه تاريخى است . او به مردمى كه در شهر انبار به پيشوازش آمده بودند و به رسم ساسانيان در ركاب او
      پياده مىدويدند فرمود : « به خدا كه اميران شما از اين كار سودى نبرند و شما در دنيايتان خود را بدان به رنج مىافكنيد و در آخرتتان بدبخت مىگرديد » . ( 1 ) اين روش درست بر خلاف رويه آدمهاى اين روزگار است كه با خروارها توجيه ، تكريم خود را از سوى مردم تكريم روحانيت و تعظيم دين و شعائر دينى قلمداد مىكنند و مىگويند مادامى كه دستبوسى و پيشواز از سوى مردم عادى به قصد تقرب به خدا باشد مشركانه نيست و مصداق تعظيم شعائر است . البته كشف نيّت ها نيز امرى محال است ، و با اين توجيهات بستر آلوده شدن جامعه را مساعد مىكنند .
      {درسهايي ازنهج البلاغه ؛استادنا الشيخ آيت الله المنتظري /ج1/ص40} )

      ———–

      درود دوست گرامی
      به گمان من، این نوشته به دوران پیش از انقلاب مربوط است که همه ی آدمهایی چون من – نوری زاد – در یک رویای گنگ مدینة النبی ای تلوتلو می خوردیم و مغزمان تعطیل و کرکره ی فکرمان پایین کشیده شده بود. ما که به تاریخ هزار و چهار صد سال پیش دسترسی نداریم. احاذیث در این زمان طولانی هزار جور دستمالی شده است. واقعیت را باید لمس کرد. نظام جمهوری اسلامی با توحشش و با دزدی ها و آدمکشی هایش و با پاسخگو نبودنش و با بی قراری و آتش افروزی اش می تواند نمونه ی صادقی از آن دوران دور باشد. مثلا من یک پرسش از سید مرتضی داشته ام که هرگز پاسخ نداده است. این که: اگر علی (ع) همینی است که شما آورده اید، آیت الله خمینی و خامنه ای بعنوان شیعیان درگاه امام علی، چه نمره ای می گیرند از بیست؟ پانزده؟ هفده؟ نوزده؟ ده؟ هشت؟ دو؟ می بینید نه سید مرتضی و نه هیچکس که خود را شیعه می داند نمی تواند به اینان نمره بدهد. چرا؟ چون تا بگوید نمره ی خمینی از بیست ، هفده است، ناگهان ردیف آدمکشی های او و بی پاسخگویی های او و قلدر بودن و دیکتاتور بودنهای او و خام بودن های او و خش بودن های او و دنیا ناشناسی ها و مردم ناشناسی های او جلوی چشم ما و مردم جهان رژه می رود. پیشنهاد می کنم به ترسیم چهره ی آدمهای امروزی بپردازیم و در ترسیم چهره ی شخصیت های تاریخی غلو نکنیم. چرا؟ چون امروز جلوی چشم ماست و تاریخ با هزار جور تفسیر همراه است. شیعه یکی می گوید و سنی جور دیگر و دیگران جورهای دیگر.
      با احترام

      .

       
      • “… ما که به تاریخ هزار و چهار صد سال پیش دسترسی نداریم. احاذیث(احادیث) در این زمان طولانی هزار جور دستمالی شده است. واقعیت را باید لمس کرد. …”

        جناب نوری زاد
        شما مثل اینکه فراموش کردید همین چند پست قبل تر داشتید راجع به صحت مطالب منسوب به فاطمه و پیامبر اسلام و عدم اعتبار مطالب منسوب به عایشه و پیامبر، سخن ها میراندید…

        و مگر من نگفتم که اینگونه احادیث و روایات مال 1400 سال پیش است و 1400 دست چرخیده… و مگر شما نبودید که بارها به قدم زدن در کوچه های مدینه و مکه و کربلا و کوفه پرداختید و من باز به شما توصیه کردم که بجای پرسه زدن در ناکجا آباد، امروز را دریابید.
        و حالا در اینجا از لمس واقعیت میگویید!؟
        بیخود نبود که میگفتم…نوری زاد از فرط فروتنی نمیتواند نقد دیگران را بپذیرد!

        و اینکه نقد دیگران را بپذیرید، از شما چیزی کم نمیکند!

        حسن ختام با کلام خود شما:
        … پیشنهاد می کنم به ترسیم چهره ی آدمهای امروزی بپردازیم و در ترسیم چهره ی شخصیت های تاریخی غلو نکنیم. چرا؟ چون امروز جلوی چشم ماست و تاریخ با هزار جور تفسیر همراه است. شیعه یکی می گوید و سنی جور دیگر و دیگران جورهای دیگر.

        با احترام

        ———

        درود دوست گرامی
        نوشته اید:

        جناب نوری زاد
        شما مثل اینکه فراموش کردید همین چند پست قبل تر داشتید راجع به صحت مطالب منسوب به فاطمه و پیامبر اسلام و عدم اعتبار مطالب منسوب به عایشه و پیامبر، سخن ها میراندید…

        من کجا چنین مطلبی نوشته ام که خودم یادم نیست؟
        نشانی اش را می نویسید؟

        سپاس

        .

         
      • بسمه تعالی

        نمره حضرت آیت الله العظمی امام روح الله خمینی رضوان الله علیه:

        19/75

        توضیح:کسری 25 صدم این نمره را می گذاریم بحساب عدم عصمت این رهبر خدمتگزار ملت ایران.

        نمره محمد نوریزاد سابقا انقلابی کوچیده از آن سوی بام به این سوی بام و مشغول به خزعبلات:

        – 0 -!

        تک ماده و بازبینی هم ندارد!

        امید است خداوند مشکلات داخلی ایشان را مرتفع گرداند

        والسلام

        ————-

        درود سیدمرتضای گرامی
        می بینم که از دوردست ها به میانه ی میدان آمدید و دل به دریا زدید و نمره ی نوزده و هفتاد و پنج صدم به آیت الله خمینی دادید. نمره ی صفر به محمد نوری زاد را قبول می کنم. چرا که همراهی من با این نظام دزد و آدمکش، هیچ قابلیتی برای همچو منی باقی نمی گذارد. اما چند پرسش:
        در این نمره ای که به حضرت آیت الله خمینی دادید، آیا موارد زیر لحاظ شده است؟
        – پاسخگو نبودن ایشان به قانون؟
        – انتخاب جلاد و دراکولایی چون خلخالی
        – اعدام های بی حساب و کتاب و بدون دادگاه و بدون فرصت دادن به متهمین
        – تأیید اشغال سفارت آمریکا توسط ایشان
        – عدم شناخت ایشان از انسان و انسان مدرن
        – عدم شناخت ایشان از مناسبات جهانی
        – ورود ابلهانه به جنگ
        – تداوم بی خردانه و ناجوانمردانه ی جنگ با آنهمه خسارت جانی و مالی
        – کشتار سال 67 که طی آن چندین هزار زندانی بدون این که فعالیت مجرمانه ای داشته باشند.
        – خلف وعده های مکرری که در آن ده سال از ایشان دیده شد. در پاریس وعده هایی دادند و بعد زیرش زدند.
        – ترجیح مکتبی بودن بر تخصص و پشت بندش ورود به عرصه ی خسارت های ناشی از آن
        -و…..

        سپاس

        .

         
        • چه سوال و جواب احمقانه ای!!!مثل اینکه از گوبلز بپرسن نمره هیتلر چنده؟!این وسط هم سوال کننده تعطیله و هم جواب دهنده بیطرف نیست!جای این بهتر بود می پرسیدی هیتلر و استالین بهتر بودن یا حضرت امام؟چرا؟اونوقت می شه از دید یه منتفع از مواهب حضرت امام فهمید که دیکتاتورها چه وجوه مشترکی باهم دارن.یکی از این وجوه این خواهد بود که طرفداراشون اونا را دیکتاتور نمی دونستن.

           
  48. ایرانی
    8:10 ق.ظ / فوریه 9, 2019

    سید ایا خدا وکیلی نمیدانی به شرطی 50هزار زندانی ازاد شدند که هر کدامشان باید برای راهپیمایی حداقل 5تن دیگر را خود به راهپیمایی ببرند !! اگر بگی نمیدانی لعنت بر ادم دروغگو.
    (پایان نقل قول)

    ====

    ایرانی! من که حقیقتا اطلاعی از این ادعایی که می کنی ندارم و تصور نمی کنم این مطلب واقعیت داشته باشد مگر در موهومات و تخیلاتی که جناب نوریزاد مطرح می کند و بخورد امثال شما می دهد!

    باشد، لعنت بر آدم دروغگو و هر آنکسی که چنین ادعایی دارد و سندی برای آن نیاورد.اما اینرا هم بدان که اگر فرضا این پنجاه هزار نفری که مطرح شده واقعیت خارجی پیدا کند تا روز دوشنبه 22 بهمن،باز شکوه حضور میلیونی مردم ایران در سالگرد انقلاب شکوهمند اسلامی ایران برای مایوس کردن گردن کلفت های خارجی و زبان درازهای داخلی، متوقف بر این پنجاه هزار نفرهای تخیّلی یا پنج نفرهای خیالی که شماها می بافید نیست.

    من دقیقا پشت این گزافه گوئی های ناسنجیده، تاپ تاپ قلب قلیلی زبان دراز داخلی را مشاهده می کنم که یکسال یاوه می بافند و وقتی 22 بهمن نزدیک می شود به این هذیان گوئی ها می افتند ،برای اینکه می بینند یکسال یاوه ها و مهملات بافته شده آنان در این روز می شود باد هوا و و خستگی و حقارت باقی مانده از تقلّاهای پوچ!

    همینطور از الان قیافه های گردن کلفت های خارجی امثال ترامپ و پمپئو و آن سبیلوی ابله متکبر دیدنی است!

    بسیار خوب لعنت بر دروغگو!

    ———–

    درود سید مرتضای گرامی
    راهپیمایی 22 بهمن، وقیحانه ترین، بی شرمانه ترین، ناجوانمردانه ترین، زشت ترین، غاصبانه ترین ، فریبکارانه ترین شکل برگزاری یک میتینگ ولایی است برای فریب مردمی که به ناگزیر یا به علاقه، به خیابانها می آیند و ضربان قلب ملایان مفتخوار را ترمیم می کنند. اگر یک جو، نه بیشتر، در ملایان ولایی غیرت و شرف و انسانیت و ادب و ایرانیت و نوعدوستی و احترام به حقوق مردم بود، به سیل جمعیت مردمی که سر به تن این نظام پلید نمی خواهند، اجازه ی برگزاری راهپیمایی می داد تا مردم معترض، معنای تالاپ تلوپ ضربان قلب را نشانتان می دادند.

    با احترام

    .

     
    • خیلی جالب است نحوه استدلال کردن سید مرتضی ! دوست عزیزمان آقا یا خانم ایرانی دارد می گوید که تمام این داستانهای راهپیمایی 22 بهمن ساختگی و نمایش است انوقت سید مرتضی در جواب مشغول فحش دادن به ترامپ و گروه او می شود. !!!
      واقعا باید یه این نحو جواب دادن سید مرتضی خندید ! یکی نیست یه این سید مرتضی بگوید عموجان خوابی یا خودت را به خواب زده ای !!

       
      • کاوه گرامی ایشان نه خواب است و نه خود را به خواب زده بلکه ایشان مست است ؛ مست از غنایم فتح سر زمین پرو پیمان ایران در سال ۵۷ ؛ و اگر این غنایم نبود ایشان و ههمپالگی هایش الان در کوچه پس کوچه های قم بدنبال اجاره نماز و روزه مرده گان و یا قران خوانی سر قبور بودند ؛ مست اقا جان مست !! مستی فقط خوردن شراب نبست قدرت و ثروت نیز مستی میاورد ؛ ندیدی ایشان در پست های پیشین چطوری عده ای را تهدید به پلیس فتا کرد ؟؛ ایا خبر داری که ایشان نان چند نفر از اعضای این سایت را اجر کرد ؟

         
        • Jm عزیز کاملا صحیح می فرمایید ولی ما هم نباید اجازه دهیم که اینطور افراد در اینجا پرت و پلا بگویند و دوستان را تهدید کنند. بیایید همگی عهد کنیم که از این به بعد هر کدام از این افراد دولتی ! در اینجا خواست بد مستی کند چنان او را مجازات کنیم تا هیچ وقت هیچ نوکر امنیتی همچین هوسی نکند. موافق هستید ؟

           
  49. تقدیم به فتواهای بیشعوری

    ‏۷میلیون جوان بیکار
    ۲۲میلیون دختر پسر مجرد
    از هر ۱۰ ازدواج ۶ طلاق
    ۶۸درصد افسردگی
    ۶میلیون معتاد
    رسیدن سن فحشا به ۱۴ سالگی
    فروش سالانه ۱۴هزار کلیه
    ۴۲درصد زیر خط فقر

    در مجموع خواستم بگم
    دهه فجر پیشاپیش مبارک

     
  50. درود جناب نوری زاد عزیز راجع به توئیت جدید حسام الدین آشنا در مورد انتشار آرشیو صدا و سیما خواستم متذکر بشم که نام این کار خیانت به مردم ایران نیست اتفاقا اونایی خائنن که واقعیت رو از مردم پنهان میکنن و از دسترسی آزاد اطلاعات جلوگیری میکنن خائن اصلی همین امثال حسام الدین آشنا هستند، همینها در زمان انتخابات ژست روشن فکری میگرفتن و از آزادی بیان و عقیده دم میزدن الان دارن ذات پلیدشون رو نمایش میدن داره میگه مردم باید چیزی را ندانند و واقعیت رو باید از اونها پنهان کرد و از آرشیو چند ده سال پیش صدا و سیما هراس دارند این جماعت هراس از دیدن فیلمهایی توسط مردم دارن که همه شان حداقل برای یک بار در زمان خودش از رسانه های ملی ایران پخش شده اند، الان کشورهای توسعه یافته بیشتر اسناد فوق سری اطلاعاتی و امنیتی شون رو که مربوط به اون سالهاست رو از حالت طبقه بندی خارج کردن و منتشر کردن و این آرشیو چیز سری ای نیست که شخصی بخواهد آن را اصلا اسناد ملی به حساب آورد، آنوقت اینها آنقدر مردم رو پایین میدونن و خودشون رو بالا که مردم در نظرشون حتی حق دیدن فیلم و ویدئو های گذشته رو ندارن چرا که در دیدگاهشان مردم نباید واقعیت را بدانند و باید آن چیزی را بدانند که خودشون میخوان مردم آن را بدانند.

     
  51. تقدیم به فتواهای بیشعوری


    دو فراز از سخنان آیت‌الله خمینی بنیانگذار جمهوری‌اسلامی طی سال‌های ۱۳۴۲ و ۱۳۴۳ خطاب به شاه:

    [ شما خیال می‌کنید آن دزدی که شب‌ها از دیوار، با آن همه مخاطرات بالا می‌رود و یا زنی که عفت خود را می‌فروشد، تقصیر دارد؟
    وضع معیشت مردم بد است که شب و روز این همه جنایات و مفاسد در روزنامه‌ها می‌خوانید.
    اگر راست می‌گویید برای بیکاران کار پیدا کنید.! ]

    “صحیفه نور جلد ۱ صفحه ۶۵
    امام خمینی”

    [ وزارت اوقاف را دست ما بدهید، آن‌وقت خودتان ببینید که آیا این پول‌ها مثل امروز لوطی‌خور می‌شود؟ نخواهد شد.
    دست ما بدهید آن‌وقت ببینید که ما با همین اوقاف، فقرا را غنی‌ می‌کنیم یا نه؟
    شما عرضه‌اش را ندارید، بفرمایید جاده بسازید، کارخانه ذوب‌آهن بیاورید؛ کدام روحانی گفته نیاورید؟
    بفرمایید طیاره بـسـازید، بفرمایید اتومبیل‌سازی کنید…
    شما عرضه‌اش را ندارید.
    اما ما برای شما هم راه خواهیم ساخت و هم کـشـتی نیز خواهـیـم خرید…
    همین رادیو را دو ساعت دست روحانیون بدهید ببینید مردم را چطور با اسلام آشنا ‌می‌کنیم.!
    شما عرضه حکومت‌داری ندارید، فقط می‌گویید روحانیون نمی‌گذارند.
    والا چون عرضه‌اش را ندارند می‌گویید روحانیون نمی‌گذارند.
    اگر از شما بهتر اداره نکردیم، بعد از ده – پانزده سال ما را بیرون کنید.! ]

    “صحیفه نور – جلد1- صفحه ۳۹۰ و ۳۹۱ امام خمینی”

    ■ چهل سال شکست

    —————

    درود دوست گرامی
    دنیای آقای خمینی، یک دنیای کودکانه است. دنیایی که او می شناسد، انگار با اسباب بازی بهم چقت شده. او دنیا را نمی شناخت. مطلقا. همینجوری و بنا به ریشه ی تاریخی یک تاریخ فریب، یهویی شد شخص اول مملکت. امشب تلویزیون داشت رژه ی ارتشیان را جلوی آقای خمینی نشان می داد. که دستهایش را بالا برده بود. گریه که هیچ، باید ضجه زد. فرمانده ی کل قوا ….؟

    .

     
  52. نقد اجمالی این پست

    1-سوال: ارث بين زرتشتى و مسلمان چگونه است؟ آيا زرتشتيان كافرند با اين كه خدا را قبول دارند؟

    جواب: زرتشتيان از نظر فقه ما همچون يهود و نصارى اهل كتاب مى‌باشند و كافر حربى نيستند؛ ولى بالاخره هيچ يك از اين فرقه‌ها مسلمان نيستند، و در فقه اسلام در برخى از مسائل بين مسلمان و غير مسلمان تفاوتى وجود دارد. در مسألۀ ارث اهل سنّت روايتى دارند كه: «لا يتوارث اهل ملّتين» يعنى اهل دو آيين از يكديگر ارث نمى‌برند. و در نتيجه نه كافر از مسلمان ارث مى‌برد، و نه مسلمان از كافر. ولى در فقه شيعه كه از اهل بيت (ع) اخذ شده است مسلمان از كافر ارث مى‌برد ولى كافر از مسلمان ارث نمى‌برد. و در اثر شرافت اسلام با وجود وارث مسلمان، او بر وارث كافر مقدم است. و بالاخره مسأله از نظر فقه امرى است قطعی كه كفر مانع ارث است.‌

    رساله استفتاءات (آیت الله منتظرى)، ج‌2، ص: 495‌
    ============
    سؤال 1143- يكى از پسرهاى يك خانواده زرتشتى در سال 62 به عنوان يكى از مهره‌هاى تقريباً مهمّ چريكهاى فدايى دستگير و زندانى مى‌شود و حكم محكوميّت نامبرده به زندان نيز صادر و در زندان توبه كرده و پس از گرايش به اسلام و نيز پس از تحمّل مدّت زندانى آزاد مى‌شود. در سال 66 پدرش فوت مى‌كند و در سال 68 شخص مورد نظر سهم الارث خود را مى‌گيرد و غير منقول را رسماً منتقل مى‌كند. اكنون با راهنمايى يكى از وكلاى دادگسترى به استناد ماده 881 مكرّر قانون مدنى كه مى‌گويد: «كافر از مسلم ارث نمى‌برد و اگر در بين ورثه متوفاى كافرى مسلم باشد ورّاث كافر ارث نمى‌برند اگر چه از لحاظ طبقه و درجه مقدّم بر مسلم باشند» اقدام به طرح شكايت بر عليه مادر و خواهر و برادرش كرده است، بفرماييد آيا غير از وارث مسلمان بقيّه ورثه هم ارث مى‌برند؟

    جواب: در فرض مسأله تنها وارث مسلمان از او ارث مى‌برد ولى اگر مسائل اخلاقى را در اينگونه موارد رعايت كنند بهتر است.

    استفتاءات (آیت الله مكارم)، ج‌1، ص: 336
    ====
    2- مدارک این مساله در فقه،یکی اجماع و اتفاق است و دیگری روایات باب 1 از ابواب موانع الارث از کتاب الفرائض و المواریث وسائل الشیعه ج 26 ص 11،روایات 2 و 3 و 4 و 15 است که مضمون آنها این است که “کفر”در فقه اسلامی یکی از موانع توارث بین مسلمانان و کفار است چنانکه قتل نیز یکی از موانع است.البته روشن است که متوفی می تواند با عنایت به این مساله،در زمان حیات خویش اموال خویش را به دیگر اطرافیان خویش منتقل کند،چنانکه مجاز است حین موت تا ثلث ما ترک خود وصیت کند و صلح و رعایت مسائل اخلاقی نیز ممکن است.
    ====
    3-مضمون این فتوا یکی از مواد قانون مدنی ایران است:«كافر از مسلم ارث نمى‌برد و اگر در بين ورثه متوفاى كافرى مسلم باشد ورّاث كافر ارث نمى‌برند اگر چه از لحاظ طبقه و درجه مقدّم بر مسلم باشند» ماده 881 قانون مدنی ایران.تعبیر از مفاد یک قانون رسمی توهین و بی تربیتی آشکار به قانون و قانون گذار است.
    ===
    4- مرحوم شیخنا الاستاد آیت الله منتظری در ص 464 سوال 341 از کتاب پاسخ به پرسش های دینی،پاسخ هایی به برخی شبهات در این مورد داده اند.

    ====
    5- نوشته این پست تحت عنوان “فتواهای بی شعوری”حاوی چندین اهانت است:

    یکی اینکه فتاوی علماء و مراجع تقلید شیعه رمی به “بی تربیتی”شده اند و محتوای فتاوی آنها که برگرفته از فقه اهلبیت است دور از ادب و تربیت دانسته شده که این خود نوعی ورود به مسائل تخصصی است که از مصادیق بی تربیتی فکری است.

    در این نوشته اهل فتوا و مراجع دینی به “دکان داری” متهم شده اند که افتراء و بی ادبی است.

    در این نوشته شهر مقدس قم بدون ارائه هیچ آمار و شاهد مشخصی “فاسدترین”شهرهای ایران معرفی شده است که توهین به این شهر است.

    در این نوشته، مورد مراجع و علما تعبیر شده به اینکه “کلّه های آنان فاقد تربیت است”که این تعبیر عرفی “کلّه” و نسبت بی ادبی دادن به مراجع یک بی کلّگی و توهین آشکار عرفی است.

    در این نوشته با ایراد افتراء و اتهام ادعا شده است که “فتاوی علماء و مراجع “باعث روفته شدن نسلها و بباد رفتن دودمان ها”! شده است!

    در فراز دیگری با اشاره به یکی از فتاوی رهبر جمهوری اسلامی ایران در مورد مانعیت کفر در مساله ارث که حکم و فتوای عموم فقیهان شیعه نیز هست و اختصاصی به ایشان ندارد اهانت هایی را متوجه ایشان کرده است،عبارت توهین آمیز این نوشته اینطور است:

    “آسدعلی در این فتوا، به یک فاجعه ی بزرگِ انسانی و به یک بی شعوری آشکار پای نهاده است. او در این فتوا، با زبانی به درازی جهل، دارد داد می زند: اگر همه ی دنیا به یک لقمه بدل شود، آن لقمه حتماً باید نصیبِ ولیِ مطلقه ی فقیهی بشود که اسمش هست آسدعلی خامنه ای! حالا اگر چیزی از این لقمه اضافه آمد، نصیب حواریون می شود. و اگر بازهم ریزه ای باقی ماند، نصیب مقلدان ناب و خالص می شود. و اگر چیزکی و دور ریزی بود، می ریزند جلوی جماعتی که اسمشان است: مردم!”
    (پایان نقل قول)

    اولا: با بی ادبی از رهبر قانونی یک کشور تعبیر شده به “آسد علی”

    ثانیا:نسبت “پای نهادن به یک بیشعوری آشکار” با بیان این فتوای مورد اتفاق، به رهبر قانونی.

    ثالثا:نسبت “داشتن زبانی به درازی جهل!” به رهبر.

    رابعا:در حالیکه موضوع این فتوا ارث بردن مسلمان از کافر و ارث نبردن کافر از مسلم که نص روایات اهلبیت علیهم السلام می باشد،رهبر را متهم کرده که انگیزه اش از بیان این حکم اجماعی اسلامی،نفع طلبی حکومتی است! و نفع بردن خود رهبر و اطرافیان او! که این یک تهمت و افتراء آشکار و مصداق بی تربیتی و طغیان قلم است، در حالیکه اشاره شد که این فتوای عموم فقیهان امامیه است.
    ———
    6- فرض کنیم نویسنده این نوشته مسلمان نباشد و از احکام اسلام و شیعه عدول کرده باشد،چه حقی دارد بجای نقد یا پرسش، حکم اسلامی مورد اتفاق فقه شیعه و یک قانون رسمی را مورد اهانت و ریشخند قرار داده و از آن به بی شعوری و جهل تعبیر کند و در عین حال رهبر قانونی این کشور را مورد تهمت و افتراء سوء استفاده از این فتوا قرار دهد؟

    ————–

    درود سید مرتضای گرامی
    سپاس که تلاش کردید این بیشعوری بزرگ را بجوری پس برانید و جایی برای خردمندی در این میان برای خود و برای فقه و برای فقها پیدا کنید.
    آورده اید:

    3-مضمون این فتوا یکی از مواد قانون مدنی ایران است:«كافر از مسلم ارث نمى‌برد و اگر در بين ورثه متوفاى كافرى مسلم باشد ورّاث كافر ارث نمى‌برند اگر چه از لحاظ طبقه و درجه مقدّم بر مسلم باشند» ماده 881 قانون مدنی ایران.تعبیر از مفاد یک قانون رسمی توهین و بی تربیتی آشکار به قانون و قانون گذار است.

    من یکبار در پاسخ به جناب مصلح نوشتم که قانون که هیچ، فقه که هیچ، ملا که هیچ، کراواتی که هیچ، اگر این فتوا از جانب شخص و خود خدا بوده باشد، من این فتوای بیشعوری را بر ورودیِ مزبله ها می آویزم. بیشعوری را اگر با هزار بند و تبصره و قانون بخواهند بخورد مردم بدهند، البته به ضرب دگنگ شدنی ست. اما بوی متعفن بی شعوری اش چیزی نیست که بشود نادیده اش گرفت. در همین فتوا، کمی و تأکید می کنم: کمی، از خردمندی و شعورمان را اگر بکار بگیریم، حتما به بیشعوری موجود در این فتوا پی می بریم. یک خانواده، زرتشتی اند. با هزار زحمت وخون دل، مال و منالی جمع آورده اند. این خانواده، شش نفر، هشت نفر، ده نفره اند، بعد یکی از فرزندان این خانواده، می رود و مسلمان می شود. پدر و مادر می میرند. فتوای بیشعوری به کمک آن یک نفری که از این خانواده رفته و مسلمان شده، می رود و همه ی دارایی آن خانواده را می گیرد و به آن یک نفر تازه مسلمان می دهد. شما کاری به قانون و فقه و خدا و قرآن نداشته باشید. همین یک مسئله را پیش بچه های دبستانی بگذارید، بچه های دبستانی با مراجعه به مختصر شعورشان، نظر می دهند که مال خانواده باید بالسویه میان فرزندان تقسیم شود. بی شعوری موجود در این جور فتاوا هرگز با توپ و تشر و اخم و تخم ، رفوغ شدنی نیست.
    با احترام

    .

     
    • ولى در فقه شيعه كه از اهل بيت (ع) اخذ شده است مسلمان از كافر ارث مى‌برد ولى كافر از مسلمان ارث نمى‌برد. و در اثر شرافت اسلام با وجود وارث مسلمان، او بر وارث كافر مقدم است. و بالاخره مسأله از نظر فقه امرى است قطعی كه كفر مانع ارث است.‌
      ……….
      من بعنوان یک ایرانی سکولار و خدا نا باور نه تنها از هموطنانی که به نحوی از این اراذل و اوباش ستم دیده اند بخاطر خریت تاریخی ما ایرانیان پوزش می طلبم بلکه ////////////////همه فقه و مقدسات شیعه و سنی و اسلام و قوانین ضد انسانی اسلامی اش! و با تمام وجودم برای سرنگونی این رژیم جنایتکار و ضد ایران و ایرانی خواهم کوشید و از هر روزنه ایی برای مبارزه با این اراذل و اوباش //// و زدودن ایران از ////و باورهای ضد ایرانی و ایران و انسان ستیز اش استفاده خواهم کرد.بهمین دلیل هر ایرانی مسلمان را ////ایران و ایرانیان می دانم!

       
      • فقه عبارت است از مجموعه دستور العملها و ساز و کار گروهی مفت خوار (دزدان متشرع) جهت ارتزاق و کسب معاش ؛ این مجموعه دستور العمل ؛ استراتژی و تاکتیک فتواگران اغواگر مذهب …….است

         
    • اولا آسد علی قانونا رهبر نشده است و این رهیری غضبی است.
      دوما وقتی ملتی از یک رهبر غیر قانونی کارهای غیرقانونی می بینند مسلم است اول آرام اعتراض می کنند و سپس اعتراض خود را شدیدتر می کنند و در نهایت او را سرنگون می کنند.
      سوما شما که داری می بینی که چه اتفاقی دارد می افتد و بزودی آسید علی سرنگون و افراد مجرم حامی او دستگیر و محاکمه خواهند شد. چرا خودت هر چه زودتر این کارهای ناروای خود را ترک نمی کنی ؟

       
      • کی گفته قانونی نبوده؟ به چه توضیحی؟ چرا غرور و نخوت دارید و بخاطر کینه شخصی مهمل بافی متظاهرانه می کنید و حقیقت را قلب می کنید؟ باور کن برای من فرقی نمی کرد یا نمی کند که خبرگان رهبری به چه نتیجه ای برسند،ایکس یا ایگرگ،وقتی آنها مطابق شرح الوظیفه قانونی کسی را انتخاب کردند باید همه قانون را بپذیرند،خواه مرحوم آقای منتظری را ،خواه رهبر فعلی را و خواه هرکس دیگری را. در آنوقت قانون این بوده که رهبر باید یکی از مراجع تقلید باشد و در عین حال در همان زمان ارتحال مرحوم امام رحمت الله علیه،قانون در هر حال بازنگری بود،شما فرض را این بگیر که ایشان مرجع تقلید نبوده،آنوقت که خبرگان رای دادند با اکثریت آراء و ایشان را معرفی کردند،بعد از دو یا سه ماه که قانون عوض شد و شرط مرجعیت برداشته شد،باز رای گیری کردند و گفتند رای اکثریت اضافه تر هم شده بود.این قانون اساسی است و رایی که خبرگان دادند.آنچه هم که امثال مرحومین هاشمی رفسنجانی و سید احمد خمینی انجام دادند فقط ادای شهادت در خصوص نقل قول از امام بوده است و هاشمی یا دیگری هیچکس را اجبار نکرده است،رای هم رای مخفی بوده و هرکس آزاد بوده رای مثبت دهد یا رای منفی،ظاهرا دوازده سیزده نفر هم رای منفی داده بودند.سبک کار در نوبت اول هم با توجه به قانون اول که مساله شورا را داشت این بوده که رای گیری کردند رهبری شورایی باشد یا فردی،حتی اینطور که مرحوم هاشمی بازگو می کرد خود آقای خامنه ای و هاشمی موافق شورای رهبری بوده اند منتها شورا رای نیاورده و در رهبریت فردی نیز اکثریت به آقای خامنه ای رای داده اند هرچند ایشان مخالف بوده و دیگرانی را شایسته تر می دانسته است و تعبیراتی بعنوان مخالفت یا تواضع داشته است،اما رای اکثریت را که نمی شود نپذیرفت،ممکن است بنده بحال شخصی خودم بگویم من لایق این کار نیستم اما وقتی کسانی با اجماع یا اکثریت وقتی باری بر دوش من می گذارند بنده باید تکلیف الهی خود را ادا کنم.این قضیه انتخاب ایشان بوده،حالا این غرو لندت چیست مهرداد؟! شما مگر قانون را اصلا قبول داری ؟! حضرت عباسی قانون اساسی را قبول داری؟! اگر قبول داری پس مهمل نباف! خبرگان منتخب مردم برحسب وظیفه جمع شده اند و با بحث و رای گیری مخفی دوبار (بار دوم از باب احتیاط و نق نزدن نق زن هایی امثال شما) رای گرفته اند تا شبهه نباشد،و یک وظیفه سنگین را بر دوش کسی گذاشته اند،اگر قانون اساسی را قبول داری،خوب پس نتیجه کار را بپذیر و بقانون ملتزم باش،این حرف مفت که رهبری غصبی بوده است یعنی چه؟ چرا غصبی؟ چه چیزی اینجا غصب شده؟
        اگر هم قانون اساسی و نظام را اصلا قبول نداری خوب قبول نداشته باش،اکثریت مردم این نظام را قبول دارند پس بشما مربوط نیست که با استناد ظاهری بقانون چیزی را نادرست بدانی.
        اما واضح است که شما یاغی از قانون هستید و این خود نوعی تکبّر است،در حالیکه اقتضای رعایت حداقل های دموکراسی این است که اقلیت به خواست اکثریت احترام بگذارند هرچند با تلخی ذائقه.

        ————

        درود سید مرتضای گرامی
        در خط پایانی نوشته ی خود سخن از قانون رانده اید. که همگان باید مطیع قانون باشند. بله؟ می شود بفرمایید رهبری مادام العمری آسدعلی نیز قانونی ست. و لابد خبرگان رهبری مرتب ایشان را پشت سر هم برگزیده اند و کسی لایق تر از ایشان نبوده و نیست. و با توجه به خسارات و بی لیاقتی ها و دزدی ها و آدمکشی ها و قمار هسته ای ای که توسط ایشان و بفرمان ایشان صورت گرفته، بی کفایتی ایشان نمی بایستی طبق قانون لحاظ می شد؟
        با احترام

        .

         
  53. فلاحت‌پیشه از داخل اون طویله: توپ در زمین اروپایی‌هاست و باید در چارچوب برجام پاسخ دهند.
    مش قاسم: حاجی جوابتو دادن، تو نفهمیدی! باید و ماید هم حالیشون نیست.

     
  54. یکی از این دستار بندان بیت شده خدا میدونه از زیر کدوم بوته در موضوع کودک همسری : “فقط در موارد ضرورت بوده است”.
    مش قاسم: حاجی، این “موارد ضرورت” رو توضیح بده ببینیم چی هستن. به این میگن پشتک و وارو.

     
    • مش قاسم به این می گن پستی و پلشتی و ////////////////////////// و جنایت و نابودی زندگی کودک و پدوفیلی که فقط از /////////////////////////////////// بر می آید! حتی خوکها هم نارسها را نادیده می گیرند و مرزی برای دفع شهوت و تخم ریزی دارند ولی دینداران و شریعت مداران و بخصوص //// شرافت و تمام مرزهای انسانی و حتی حیوانی را دریده اند. این جانوران درنده و دریده همچون منحرفین و روان پریشان جنسی از صبح تا شب اصولا فکری بجز شکم و زیر شکم ندارند. کافیست که به نوشته ها و کتب این اراذل و اوباش پدوفیل و مریض رجوع کنید. مش قاسم گرامی وقتی یک //// از ضرورت می گوید چیزی جز همیشه ندارد ! بفرمائید این ضرورت چیست که نره غولی پست و پلشت و بی وجدان باید خود را با طفلی بی دفاع ارضاع کند. اصلا کل اسلام یعنی ضرورت! هموطن این دین و باور یعنی بی شرمی و تجاوز و پستی و پلشتی و مفتخوری و دروغ و تبعیض و پدوفیلی و زن و ایران و تمدن ستیزی! ما ایرانیان باید بعد از 40 سال حکومت جهل و دروغ و دزدی و تجاوز و کودک آزاری و ویرانی …مشتی اراذل و اوباش /// به این نتیجه منطقی رسیده باشیم که با چنین باوری نمی توان در دنیای امروز سربلند بود! من ایرانی مسلمان را با هر موضع گیریی مزدور و خائن و ضد ایران و تمدن و انسان می دانم! ایران با اسلام به کشتی ایی می ماند که ته اش سوراخ شده و در وسط اقیانوسی سرگران است و در حال غرق شدنست! ایرانی وطن پرست کسی است که ////////////////////////////////// اسلام و دوری از اسلام می تواند کمکی به بستن سوراخ کشتی کرده و به نجاتش کمک کند!

       
  55. اخوار: سلام نظام فرماندهان ارتشی به علم الهدی.
    مش قاسم: ذلیل شدن، ذلیل!

     
  56. افزایش هفت برابری تولید بنزین در چهار دهه گذشته

    تهران- ایرنا- افزایش 2 برابری ظرفیت پالایشگاه ها، رشد هفت برابری تولید بنزین، توقف واردات بنزین، افزایش چهار برابری تولید گازوئیل و جهش40 برابری صادرات فرآورده‌های اصلی و تولید سوخت های با کیفیت یورو4 از دستاوردهای صنعت نفت و پالایش در سال های پس از پیروزی انقلاب اسلامی است.

    به گزارش روز شنبه ایرنا، در سال های پس از پیروزی انقلاب اسلامی با هدف جلوگیری از خام فروشی و تولید فراورده های نفتی با ارزش، توسعه پالایشگاه ها در دستور کار قرار گرفت.

    همزمان با ساخت پالایشگاه های جدید، پالایشگاه های قدیمی نیز بازسازی و نوسازی شدند که نتیجه آن تولید شتابان بنزین، گازوییل و سایر فراورده های نفتی بود.

    **افزایش 2 برابری ظرفیت پالایشی
    ظرفیت پالایش نفت ایران در سال 1357، همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی ایران روزانه یک میلیون و 175 هزار بشکه بود که اکنون به 2.2 میلیون بشکه در روز رسیده است.

    ظرفیت پالایشی ایران در طول سال‌های جنگ تحمیلی به کمترین حد خود (روزانه 751 هزار بشکه) رسیده بود، اما پس از آن با افزایش سرمایه‌گذاری در طرح‌های پالایشگاهی از طریق ساخت پالایشگاه‌های جدید و بهینه‌سازی پالایشگاه‌های موجود این ظرفیت به تدریج افزایش یافت.

    **افزایش 7 برابری تولید بنزین کشور
    در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی روزانه به طور میانگین 14 میلیون لیتر بنزین در کشور تولید می شد که اکنون به ظرفیت تولید 105 میلیون لیتر رسیده است.
    البته رکورد تولید روزانه 105 میلیون لیتر به تازگی و پس از راه اندازی فازهای جدید پالایشگاه ستاره خلیج فارس راه اندازی شده است.

    **توقف واردات بنزین
    با دستیابی به رکورد تولید روزانه 105 میلیون لیتر بنزین، ایران نه تنها موفق به توقف واردات بنزین شده بلکه فرصت صادرات را نیز یافته است.

    میزان واردات بنزین در دهه 1360 حدود 3.7 میلیون لیتر در روز بود که به دلیل افزایش شمار خودروها در فاصله سال‌های 84 تا 87 به بالاترین حد خود یعنی 16.8 میلیون لیتر در روز رسید.

    به تدریج با اعمال روش های مدیریت سوخت و راه اندازی طرح های پالایشی جدید میزان واردات بنزین رو به کاهش گذاشت بطوری که در فاصله سال‌های 92 تا 95 به 7.6 میلیون لیتر در روز رسید.

    در نهایت با در مدار قرار گرفتن فازهای پالایشگاه ستاره خلیج فارس، واردات بنزین از مهر امسال به طور کامل متوقف شد.

    **افزایش چهار برابری تولید گازوئیل و توقف واردات
    در سال های ابتدایی پیروزی انقلاب اسلامی، روزانه حدود 24 میلیون لیتر گازوئیل در کشور تولید می‌شد که در طول سال‌های 96 تا 97 (9 ماهه ابتدای سال) با افزایش چهار برابری به روزانه 98 میلیون لیتر رسید.

    با افزایش تولید گازوییل، ایران نه تنها در تولید این فراورده خودکفا شده بلکه به صادرکننده نیز تبدیل شده است بطوری که در فاصله سال‌های 96 تا 97 (9 ماه ابتدایی) روزانه 4.1 میلیون لیتر گازوییل از کشور صادر شده است.

    ** رشد 40 برابری صادرات فرآورده‌های اصلی
    صادرات فرآورده‌های اصلی کشور در فاصله سال‌های 57 تا 68، صفر بود، اما به تدریج جهش در صادرات فراورده ها آغاز شد.

    بر اساس آمار، میزان صادرات فرآورده‌های اصلی در کشور در فاصله سال‌های 96 تا 97 (9 ماه ابتدایی سال) با رشد 40 برابری در مقایسه با سال 57 به روزانه 40 میلیون لیتر رسیده است.

    ** جایگزینی 20 میلیون مترمکعب سی.‌ان.‌جی با بنزین
    مصرف سی.‌ان.‌جی (گاز طبیعی فشرده) در کشور از روزانه 2.3 میلیون مترمکعب در روز در فاصله سال‌های 84 تا 87 اکنون به روزانه 20.4 میلیون مترمکعب در روز افزایش یافته است.

    با مصرف این میزان از سی.ان.جی از سوزانده شدن روزانه 20 میلیون لیتر بنزین در کشور جلوگیری می شود.

    **افزایش تولید سوخت های یورو4
    تولید سوخت با کیفیت و متناسب با استانداردهای روز نیز در سال های اخیر مورد توجه قرار گرفته است بطوری که میزان تولید بنزین یورو 4 از روزانه 3.3 میلیون لیتر در سال 92 به روزانه 25 میلیون لیتر در نیمه نخست سال 97 رسید.

    همچنین در این مدت میزان تولید گازوییل یورو 4 در کشور از پنج میلیون لیتر در روز در سال 92 به 25.1 میلیون لیتر در روز در نیمه نخست امسال رسید که نشان دهنده رشد پنج برابری تولید این فرآورده است.

    http://www.irna.ir/fa/News/83202892

    ————-

    درود گرامی
    گرچه افزایش تولید بنزین خودش یک جور پیشرفت است اما در این میان، افرادی که با بنزین آلوده به سرطان مبتلا شده اند و مرده اند ، تکلیف شان را شرع چگونه مشخص می کند؟ بعدش، مهم ، نظام درست مصرف است که به مدیریت محتاج است. مثل این که صد برابر تولید می کنیم اما همین صد برابر را در یک نظام مسخره خودمان مصرف می کنیم. مشکل دوست من، در ملا ست. که مملکت داری بلد نیست و ناجوانمردانه، منصب های مدیریتی و مملکتی را غصب کرده و پاسخگوی ضایعاتش نیز نیست.
    با احترام

    .

     
  57. حدود 227 میلیارد ریال طرح در آذربایجان شرقی بهره برداری شد

    تبریز – ایرنا – در هشتمین روز از دهه فجر اانقلاب اسلامی، امروز جمعه 26 طرح به ارزش حدود 227 میلیارد ریال در شهرستان های آذربایجان شرقی به بهره برداری رسید.

    به گزارش ایرنا، امروز 3 طرح عمرانی و خدماتی شامل ساختمان اداره برق و 2 طرح هادی روستایی در بخش لیلان شهرستان ملکان با هزینه 15 میلیارد ریال به بهره برداری رسید.

    در بستان آباد هم خانه ورزش روستایی به زیر بنای 100 متر مربع و با هزینه یک میلیارد و 100 میلیون ریال افتتاح شد.

    3 طرح کشاورزی و ورزشی هم در اهر با هزینه 20 میلیارد ریال به بهره برداری رسید؛ این طرح ها شامل سالن تیراندازی، احداث و بهسازی کانال آبیاری عمومی کشاورزی در 3 روستا و راه قشلاق عشایر بود.

    2 واحد پرواربندی گوساله و گاوداری شیری روستایی به ظرفیت 110 راس نیز امروز در هوراند به بهره برداری رسید؛ برای این واحدها 13 میلیارد ریال هزینه شده است و 5 نفر هم مستقیم مشغول کار شده اند.

    در هشتمین روز از فجر انقلاب، بهره برداری از یک واحد تولیدی فرآورده های لبنی با هزینه 120 میلیارد ریال در سراب آغاز شد.

    ظرفیت این واحد تولیدی روزانه 100 تن انواع محصولات لبنی است و برای 70 نفر هم فرصت شغلی ایجاد شده است .

    در شهرستان شبستر هم 11 طرح عمران شهری ، تولیدی و گازرسانی با هزینه 159 میلیارد و 655 میلیون ریال افتتاح شد.

    این طرح ها شامل کارخانه صنایع غذایی و تبدیلی روستایی با سه سالن مجزا برای تولید رب، انواع پوره میوه، گلاب وانواع عرقیات گیاهی با اشتغالزایی برای 70 نفر و نیز زیرسازی، آسفالت ریزی، دیوارچینی و ساماندهی خیابان های شهر و پل روبروی دانشگاه آزاداسلامی واحد شبستر و همچنین برخورداری مردم 6 روستای محروم بخش صوفیان شبستر از نعمت گاز طبیعی بود.

    پارک کودک یک روستا از توابع بخش مرکزی هشترود هم با هزینه 740 میلیون ریال افتتاح شد.

    در شهرستان کلیبر هم 5 طرح عمرانی با هزینه 20 میلیارد و 250 میلیون ریال به بهره برداری رسید.

    ساختمان اداره گاز و کف پوش سالن فوتسال در آبش احمد، بهسازی و مناسب سازی مدرسه روستایی ، جدول گذاری، سنگ فرش و زیرسازی و آسفالت معابر روستایی از جمله این طرح ها بودند.

    http://www.irna.ir/eazarbaijan/fa/News/83202782

     
  58. توسعه بهداشتی محور طرح های افتتاحی روز هفتم دهه فجر

    ارومیه – ایرنا – هفتمین روز از دهه مبارک فجر امسال با افتتاح 10 طرح در هفت شهرستان و صرف هزینه ای معادل 728 میلیارد ریال همراه بود که بخش قابل توجه آن به طرح های بهداشتی و درمانی اختصاص داشت که با حضور وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی به بهره برداری رسید.

    به گزارش ایرنا، روز هجدهم بهمن ماه امسال که به نام «40 سال ایثار، جهاد فی سبیل الله و شهادت طلبی» نامگذاری شده است، با حضور «محمد شریعتمداری» وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در آذربایجان غربی همراه بود و در این سفر، چهار طرح از جمله 2 طرح بزرگ درمانی در شهرهای خوی و ارومیه مورد بهره برداری قرار گرفت.

    در این سفر علاوه بر بررسی وضعیت حوزه زیرمجموعه وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، بیمارستان تامین اجتماعی امیرالمومنین (ع) خوی نیز که 25 سال پیش کلنگ زنی شده بود، به بهره برداری رسید.

    برای احداث این بیمارستان 32 تختخوابی 500 میلیارد ریال هزینه شده است و در آن مرکز اقدامات درمانی برای بیمه شدگان تامین اجتماعی در خوی و دیگر شهرهای شمال استان عرضه خواهد شد.

    در کنار این طرح، درمانگاه جدید بیمارستان امام رضا (ع) ارومیه نیز مورد بهره برداری قرار گرفت که برای اجرای آن نیز 140 میلیارد ریال اعتبار هزینه شده است.

    در این درمانگاه اکثر تخصص های لازم برای درمان مراجعان از جمله دارندگان بیمه تامین اجتماعی فراهم شده است و با قول مساعد وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، بخش آنژیوگرافی نیز به آن اضافه خواهد شد.

    همچنین در سفر محمد شریعتمداری به سلماس اورژانس اجتماعی این شهرستان با 800 میلیون ریال هزینه و پیاده راه شهید سوره ای با 2 میلیارد و 500 میلیون ریال هزینه افتتاح شد.

    علاوه بر طرح های افتتاحی در سفر وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی به آذربایجان غربی، 6 طرح دیگر نیز در شهرستان های میاندوآب، تکاب، اشنویه و پلدشت به بهره برداری رسید.

    2 طرح آبخیزداری با هزینه پنج میلیارد و 500 میلیون ریالی در اشنویه، یک طرح بهداشتی و میدان عرضه دام در میاندوآب با هزینه 54 میلیارد ریالی، طرح توسعه گردشگری منطقه تخت سلیمان تکاب با هشت میلیارد ریال هزینه و طرح تصفیه آب هشت روستای پلدشت با 17 میلیارد و 500 میلیون ریال هزینه این طرح ها را شامل می شود.

    همچنین در هفتمین روز دهه مبارک فجر امسال کلنگ احداث نخستین پد هوایی اورژانس آذربایجان غربی در یکی از روستاهای سردشت و مزرعه پرورش آبزیان در ماکو به زمین زده شد.

    به گزارش ایرنا، در دهه فجر امسال 27 هزار میلیارد ریال طرح عمرانی، خدماتی، کشاورزی، اقتصادی و صنعتی در آذربایجان غربی به بهره برداری می رسد؛ طرح های افتتاحی امسال پس از ایام دهه فجر نیز ادامه می یابد و قرار است طرح 10 هزار میلیارد ریالی سد کرم آباد پلدشت نیز در اواخر بهمن ماه افتتاح شود.

    http://www.irna.ir/wazarbaijan/fa/News/83202278

     
    • آسید جمع این دو کار بزرگ نظام که تو بوغو کرنا کردی مجموعا ۱۰۰ملیارد نمی شه در دو استان بزرگ و پهناور و پر جمعیت ایران.جهت فهم و درک تو باید بگم این معادل ۱به ۳۰ یه قلم اختلاس کوچولوی ولاییه.این هزینه معادل ۱۰درصد کمک آخوندا طی یکسال به حسن نصراله گردن کلفته.این رقم از درآمد سالیانه حرم رضوی در یکسال به مراتب کمتره.این رقم از هزینه سالیانه ای که واسه مثلا تحقیق امثال تویی می شه تا چند جلد چرندیات در مورد تحریرالوسیله که خودش مشتمل بر کلی مزخرفاته بنویسن هم کمتره و….یعنی یه آدم البته اگه این عنوان درست باشه چقدر باید وطن فروش باشه و چقدر به تاسی از رهبر مرهولش باید احساسش به ایران و ایرانی هیچ باشه که این مسایل ساده رو با /// طی کنه؟!!!۱۰۰ملیارد واسه دو استان طی چند سال هزینه شده و اونوقت یه /// از حوزه بیاد و منتش رو سر مردم ایران بذاره.خاک بر سر ملتی که از سر نادونی سکان یه مملکت تاریخی رو دست شماها سپردن تا امروز بابت دو زار هزینه اینجوری منت سرشون باشه!!!قبلا هم واسه چندرغاز هزینه تو سیستان همچین شکری خورده بودی ولی مثل اینکه تو دهنی که اونجا بهت زدم افاقه نکرد که بازم این خزعبلات رو بهم بافتی.
      نوریزاد حالا سانسورش کن به تریش قبای آقا برنخوره.

       
  59. اجلال کردستانی

    برای شاعر رنج های کردستان

    به ۶۵ رسیده اما قامتش خمیده از رنج و محنت است.کاک جلال ملکشاه شاعر رنج و محنت یک ملت است.او دردها، رنج ها و کشتار هم زبانانش را سراییده و با آن زندگی کرده است.فصل، فصل دفتر شعرش از رنج، زندگی و مقاومت مشحون است و همواره از تفرق و نامرادی های روزگار با ملتش شکوه می کند.
    کاک جلال ملکشاه خوددر دهه ۶۰ گرفتار بند و حبس شد و مرارت ها دید اما همچنان زندگی و مقاومت راسرود.امید به آینده را در اشعارش چونان چراغی می افروزد و نوید صلح و آرامش می دهد.باور به آزادی و حقوق انسانها محور سرایده های این شاعر نامی و صاحب سبک کردستان است.جلال ملکشاه یک مکتب است و شعر او هویت سیاسی و اجتماعی خاص خود را دارد.دردمندی شاکله ی شعرهای جلال است.
    اکنون جلال ملکشاه در بستر بیماری است اما روح رنجورش بی تاب از ناملایمات این روزهای جامعه است.دموکراسی و احترام به حقوق انسانها و تساهل را دوای درد مزمن استبداد می داند.
    جلال ملکشاه برای کردستان همچنان در قله است.
    هنوز جنگ و صلح واژه اند
    اگر درخت یا پرنده
    یا گوزن می شدند

    اجلال قوامی

     
    • آره دوست و هموطن گرامی تسامح و مدارا نسخه ایست که ما مردم ایران در برابر هموطنان خود و در برابر همدیگر سخت به آن محتاجیم. دوست من اراذل و اوباش /// ما را رو در روی همدیگر قرار داده و از این رهگذر به سر کوب همه پرداخته. ولی دوست و هموطن دوران این شرموطه بازی دیگر بسر رسیده و دلاوران کرد و ترک و فارس و بلوچ و عرب و لر و گیلک و …کسانی هستند که با یاد آوری نام ایران و تمامیت ارضی و استقلال ایران برای ازادی و حکومتی دمکراتیک و سیستمی سکولار و برابر با جنایتکاران و دزدان و غارتگران و ایران و انسان و تمدن و زن به مبارزه برخاسته اند و تا پیروزی و آزادی و رهایی وطن از پای نخواهند نشست.

       
    • هم وطن نازنین کردم ، ملت ایران یک پوزش بزرگ به سر زمین کردستان و هم وطنان کرد زبان و ایرانی تبار بدهکار است ؛ پوزش از اینکه فرزندان رشید کرد را در چنگال اخوندیسم تبه کار تنها گذاشت تا این گرگان درنده از خون عزبز ترین و رشید ترین جوانان کرد فربه شود ؛ از اینکه زنان و مردان کرد در صخره ها و گذرگاهای خطرناک برای تامین معاش جان خویش را در خطر بیاندازند ؛ و این در حالی است که اخوندیسم چراغ خانه را وقف مسجد سوریه و لبنان میکند در حالی که با یک قلم از این اموال دزدیده شده ملت میتوانست کردستان را از فقر نجات داد ؛ رژیم جهل و جنایت عمدا کردستان را در فقر و فلاکت و استبداد نگه میدارد زیرا اگر این مردم دغدغه معیشت و سیر کردن شکم نداشته باشند هرگز ستم و زور را بر نخواهند تافت ؛ هموطن شرمنده از رویتان و نیز عدم همراهی و همگامی با مظلو میتتان ؛

       
  60. جناب استاد نوری زاد
    زیاد به این سیدمرتضی فشار نیاورید که در باره این دو پست آخر شما نظر بدهد. جوزویان از بیخ تا بام همه مکلف اند که یکجور فکر کنند. از کلینی تا خمینی. اوج تکلفشان هم شیخ مفید و طبرسی و شیخ طوسی و سید بن طاووس است. اینها ومخصوصا علامه حلی همه اینها در باره ارث بردن کافر از مسلمان با اطمینان گفته اند که: هیچ. حالا شما انتظار دارید سید مرتضی خلاف رودخانه فقه و فقاهت شنا کند و بگوید: این فتوا ناجوانمردانه و بیشعورانه و بی خردانه است؟ باور کنید من وقتی این استفتاء را دیدم که زیرش آقای خامنه ای نظر داده که: کافر از مسلمان ارث نمی برد یا در جایی که مسلمان هست کافر ارث نمی برد، بخودم گفتم: آفرین به روزگار که زد پس کله یک نفر تا این فتوا را از خامنه ای بخواهد تا مشت این بی وجدانها بیش از پیش وا شود. پس زیاد به سید مرتضی و به مشابه ایشان فشار نیاورید که بیا نظر بده ببینیم چی در چنته دارید؟ در چنته اینها همان پوسیدگی های علامه حلی و شیخ مفید و سیدبن طاووس است. ربطی به میزان شعور در این روزگار ندارد.

     
  61. با درود و عرض ارادت …
    چه زیباست فتواهای بیشعوری استاد !
    وچه شیواست فتواهای بیشعوری استاد !!
    وچه پرمعناست فتواهای بیشعوری استاد !!!
    وچه به وفورند گوشهای در و دروازه مولود فتواهای بیشعوری !!!!
    نفست گرم و جاودانه باد

     
  62. آقای نوری زاد
    دیدار مایک پامپؤ با مسیح علینژاد ممکن بر کثیری از اصحاب رسانه های ایرانی خارج از کشور، و کثیری از افراد و شخصیتهای اپوزیسیون برون مرزی خوش نیاید. اما این دیدار و این دعوت در چنین برهه ای از تاریخ مبیین این حققیقت است که دولتمردان آمریکا یا هر کشور دیگری با ارزیابی عملکرد عناصر اثر گذار اپوزیسیون کار دارند و نقشی که این عناصر میتوانند بر مبارزات آزادیخواهانه و مبارزات مدنی و رشت و تعالی آن بگذارند، ونه داد و قال و سرو صداهای بی حاصل و خودخواهانه. بسیاری از مدعیان اپوزیسیون تاختند که مسیح دو استری است و فرمان از اطاقهای فکر درون کشور میگیردو او مشابه مهاجرانی و فرخ نگهدار و بهنود و امثالهم معرفی میکردند و مستمرا بدنبال تخریب مسیح بودند بودن اینکه حرکتهای اورا مورد ارزیابی قرار بدهند. گویا هنوز این فرهنگ آلوده و چرکین در عرصه اپوزیسیون خارج از کشور فرهنگ غالبی است که هیچ عنصری از عناصری که زمانی در اردوگاه اصلاح طلبی فعالیتی داشته اند قدرت و قابلیت این حقیقت را ندارند که تغییر جهت بدهند و با درک واقعیتها به اردوگاه دمکراسی خواهی و ازادی طلبی پرتاب شوند. مسیح یکی از صدها یا شاید هزاران باشد که در عین جوانی به رشد فکری و تعالی خود شناسی رسید و توانست خودش را از بسیاری قید و بندهای جهالت برهاند. و حاصل چنین تغییری اینست که صفحات اجتماعی او خیلی زود به صفحاتی موفق با انبوهی از کاربران بویژه در میان زنان و جوانان مواجه شود تا جائیکه بتواند با دعوت رسمی بدیدار وزیر خارجه آمریکا برود. امید که این تحول سرمشقی باشد برای کهنه فکران سیاسی و مدعیان دمکراسی خواهی که یا هنوز در ۲۸ مرداد یخ زده اند ویا در دایره خود پسندی و گنده بینی خودشات اسیرند.

     
    • دانش گرامی درود بر شما باد!منهم با شما کاملا موافقم و مسیح را انسانی آزاد و سکولار و ایراندوست و برابری طلبی میدانم که خود را از بند بایدها و نبایدهای دست و پاگیر رهانموده و برای آنچه باور دارد از جان مایه گذاشته! سالها پیش من همین حرفها را در دفاع از نوریزاد و در سال 58 بر ضد اراذل و اوباش و وحوش /// زدم و گذر زمان تائیدی بر برداشت و موضع گیری من بوده و هست!

       
  63. متن نامه مادر دکتر قاسم شعله سعدی به خامنه ای(2)

    اعلیحضرتا هر چه زمان می‌گذرد من و این ملت به حقانیت و درستی سوالاتی که پسرم در سال ۸۱ از شما پرسیده بود بیشتر پی می‌بریم و چنانچه قاضی دادگاه هم گفته بود به اذن شما فرزندم به زندان محکوم شده است ولی با این حساب این حکم توسط رئيس قوه‌قضائیه نقض شده بود اما گذشته از این که این حکم دیگر وجاهتی برای اجرا ندارد و غیرقانونی است اینجانب به عنوان مادر‌ داغدار یک شهید و دلسوخته و نگران فرزند در بند دیگرش شما را مسئول این بازداشت غیرقانونی می‌دانم. زیرا چه آنگونه که فرزندم دکتر شعله‌سعدی معتقد است شما از اول به دلیل فقدان شرایط قانونی رهبر غیرقانونی بوده‌اید یا نه، به هر حال چون هم عملا کشور در ید شماست و هم آنگونه که قاضی حداد گفته به اذن شما فرزندم را محکوم نموده و چون در واقع شما طرف دعوی فرزندم بوده‌اید و در واقع شما هم شاکی بودید و هم قاضی و به هزار و یک دلیل مسئولیت مستقیم حبس غیرقانونی و خودسرانه فرزندم و عواقب آن متوجه شخص شما خواهد بود.

    اعلیحضرتا با همه مراتب فوق، همانطور که گفتم حتی درخواست مرخصی استعلاجی برای فرزندم ندارم ولی چون به دلیل کهولت سن، بیماری، فرسودگی جسم و جان، بُعد مسافت و کثرت پله‌های زندان اوین حتی امکان ملاقات از پشت میله‌های زندان هم ندارم، نظر شما را به موارد زیر جلب می کنم:

    ۱. یا دستور فرمایید سینه مرا هم محافل خودسر بشکافند همانطور که سینه پروانه فروهر را شکافتند و مرا به گورستان ببرند تا به فرزند شهیدم اصغر بپیوندم:
    اعلیحضرتا به دلیل کبر سن، فرسودگی جسم و جان، بُعد مسافت و سرانجام کثرت و نفس‌گیر بودن پله‌های زندان اوین حتی‌الامکان ملاقات با پسرم، دکترقاسم شعله‌سعدی را از پشت میله‌های زندان اوین که امروز به دلیل اجرای سیاست‌ها و دستورات شما یا کار به دستان منصوب و منسوب شما به دانشگاه تبدیل شده است را ندارم و یکسال است که همچون یعقوب نبی حتی از عطر یوسفم نیز محرومم. با وجود این حتی از شما درخواست مرخصی استعلاجی وی را هم ندارم، علی‌ٰرغم این که به علت شکنجه دچار آسیب نخاعی شده و همان پزشک متخصص زندان به علت وخامت وضع سلامتی و در معرض آسیب دیدگی کلی نخاعی قرار داشتن چهار مرتبه نظر به عدم تحمل کیفر داده ولی مقامات قضایی ظاهرا تعمد دارند که از طرفی نظر پزشک معتمد خود را نادیده بگیرند و از طرف دیگر قصد دارند پسرم را آنقدر در زندان نگه دارند تا فلج شود، این درحالیست که مدت حبس وی که توسط قاضی صلواتی و به دستور مقامات دستگاه امنیتی شما محکوم شده بود به پایان رسیده و اکنون او را به بهانه اتهام و حکم نقض شده، مشمول مرور زمان شده و غیرقانونی، قاضی حداد که طبق همان قانون رسمی که شما ظاهرانه مدعی تعهد به آن هستید کاملا از اعتبار ساقط شده است، او را در زندان نگه داشته‌اند.

    اعلیحضرتا من در آستانه سال نو برخلاف سال‌های گذشته که فقط یک شمع به یاد اصغر شهیدم در سفره هفت‌سین روشن می‌کردم، امسال یک شمع هم به یاد پسر اسیرم دکترقاسم شعله‌سعدی روشن کردم. راستی در سفره هفت‌سین شما چند شمع روشن بود؟ آیا اصلا به هفت‌سین که یک سنت ایرانی است، باور و اعتقاد دارید؟!

    من تصور می‌کنم که یک اراده سیاسی برای نگه داشتن غیرقانونی فرزند اسیرم در زندان وجود دارد که اگر واقعا چنین اراده سیاسی‌ای وجود دارد تا برخلاف مقررات فرزندم را در حبس نگه دارید، صادقانه بگویم این نشان می‌دهد که شما از فرزندم می‌هراسید که اگر چنین استنباطی درست باشد خدا را سپاس می‌گویم که فرزندی به من عطا کرده که رهبر جهان اسلام از او می‌ترسد و به خاطر چنین ترسی اعلیحضرت رهبر جهان اسلام مجبور شده است او را در حبس نگه دارد زیرا قلم مستحکم او چون عصای موسی و زبان برنده‌اش چون یدبیضا و دانش او همچون بالطل‌السحر است در غیر این‌صورت اگر توان پاسخ منطقی به پرسش‌هایش داشتید نیاز به محکومیت و حبس او نبود.

     
  64. متن نامه مادر دکتر شعله‌سعدی به آیت‌الله خامنه‌ای (1)

    اعلیحضرت همایونی علی خامنه‌ای

    سلطان که خشم گیرد بر بندگان حضرت
    حکمش رسد ولیکن حدی بود جفا را

    اعلیحضرتا شاید تعجب کنید که چرا می‌گویم اعلیحضرت، این نامه خود گویای این مفهوم خواهد شد. چرا که این نامه از طرف مادری دلسوخته و داغدار ۸۶ ساله است که هم داغ فرزندی شهید را برخود دارد، شهیداصغر شعله‌سعدی و هم دلسوخته فرزند اسیری است که ظالمانه و غیرقانونی هم‌اکنون در کشوری که شما در راس آن قرار دارید توسط عوامل شما اسیر گشته است، دکترقاسم شعله‌سعدی. آری اعلی‌حضرتا آن زمانی‌که مجتبی‌ای شما به درس و مشق می‌پرداخت، اصغر نوجوان من که دانش‌آموزی بیش نبود و آن هم دانش‌آموز ممتاز دبیرستان، دانشگاه شیراز، درس و مشق را رها و به جبهه‌ها پیوست، شما باید حافظه خوبی داشته باشید؛ آیا یادتان هست در آن زمان که اصغر نوجوان من، هدف آر‌پی‌جی قرار گرفت خواهر محترم شما به کدام دشمن پیوسته بود و صدای داماد محترم شما از کدام رادیو پخش می‌شد؟

    نصف بدن اصغر من متلاشی شد. در آن روز وداع من فقط نیمی از بدن اصغرم را به خاک سپردم، گفتم؛ من فرزندان دیگری نیز دارم و نیز گفتم همه جوانان ایران فرزندان من هستند، در همان زمان نیز پسر دیگرم دکترقاسم شعله‌سعدی این استاد حقوق و سیاست دانشگاه در دادگاه‌های بین‌المللی از حقوق ملت ایران در جبهه حقوقی و دیپلماتیک دفاع می‌کرد. از این گذشته پس از شهادت آن فرزند، فرزند دیگرم را به جبهه‌ها فرستادم. چرا؟ چون نمی‌خواستم سنگر ایران زمین در جبهه‌ها هیچ‌گاه خالی بماند. هم‌اکنون نیز بر این عهدم پایبندم. باز هم از ملت و کشور دفاع خواهم کرد همراه با فرزندانم بدون توجه به اینکه بستگان شما و… باز هم به دشمن می‌پیوندند یا نه.

    اعلی‌حضرتا شهادت اصغرم به اندازه‌ غم و اسارت فرزند دیگرم قلب مرا نیازارد؛ زیرا اصغر من به دست دشمن شهید شد اما فرزند دیگرم که هم‌اکنون اسیر شماست تنها به جرم دفاع از حقوق ملت، امر به معروف و آزاداندیشی اسیر شد. مگر شما خود خواستار آزاداندیشی نشده‌اید؟ دکترقاسم شعله‌سعدی به دنبال طرح چند سوال قانونی از شما در سال ۱۳۸۱ یعنی ۱۰ سال قبل به دست قاضی دستگاه قضای شما، قاضی حداد محکوم شده است و قاضی حداد همان کسی است که به علت شکنجه منجر به قتل و تخلف درباره زندانیان کهریزک هم‌اکنون از مسئولیت قضایی تعلیق شده است.

    راستی آیا ننگ این شکنجه‌ها تا ابد از پیشانی جمهوری‌اسلامی پاک خواهد شد؟

    چنین محکمه‌ای و چنین حکمی هیچ زیبنده آن طرح دلفریبی که شما ترسیم ‌می‌کنید نیست. هست؟ البته رای صادره چنان ناشیانه و بی‌پایه بود که رئيس قوه‌قضائيه منصوب شما که گویا استاد شما هم بوده حکم ص
    در اين قحط سال فضيلت و عدالت همه از شما شاکی‌اند و من از شما متشکرم. “زان يار دلنوازم شکری است با شکايت.” نه اينکه شکايتی نداشته باشم. دارم و بسيار دارم اما آنها را با خدا در ميان نهاده‌ام. گوشهای شما چندان از ستايش و نوازش مداحان پر و سنگين شده است که جايی برای صدای شاکيان ندارد. ولی من از شما بسيار متشکرم. شما گفتيد که “حرمت نظام هتک شد” و آبروی آن به يغما رفت. باور کنيد که در تمام عمر خود خبری بدين خوشی از کسی نشنيده بودم. آفرين بر شما که نکبت و ذلت استبداد دينی را اذعان و اعلام کرديد.

    شادم که آخرالامر آه سحرخيزان به گردون رسيد و آتش انتقام الهی را برافروخت. شما حاضر بوديد آبروی خدا برود اما آبروی شما نرود. مردم به ديانت و نبوت پشت کنند اما به ولايت شما پشت نکنند. شريعت و طريقت و حقيقت مچاله شوند اما ردای رياست شما چين و چروک نخورد. اما خدا نخواست. دلهای سوخته و لبهای دوخته و خونهای ريخته و دست‌های بريده و دامانهای دريده نخواستند و نگذاشتند. پاکان و پارسايان و پيامبران نخواستند. محرومان و مصلحان و ستم کشيدگان و ستم ستيزان نگذاشتند.

    “پری نهفته رخ و ديو در کرشمه حسن،” قصه جمهوری‌ولايی شما بود. و اينک خدا را شکر که پرده عصمت دروغين اين ديو دريده شد. رازش فاش و مشتش باز شد و تردامنی‌اش بر آفتاب افتاد. و جهانيان با خشم و حيرت آن را برهنه مشاهده کردند.
    لذا من حتی درخواست مرخصی او را نکردم بخصوص که پسرم وکیل دادگستری و استاد حقوق و سیاست دانشگاه است و نه هیچ نسبتی با آیات عظام و نه هیچ پیوندی سببی و نسبی با مقامات نظام داشته و نه هیچ ارتباطی با علمای اعلام دارد تا از مزایای آن برخوردار شود. بنابراین هیچ انتظاری برای پسرم از جانب شما ندارم. اما شنیده‌ام که پسرم هم‌اکنون در بند ۳۵۰ زندان اوین در کنار بعضی از دانشجویانش زندانی است. جرم او مصاحبه و آزاداندیشی و طرح سوالات قانونی است. حالا جناب جلالت‌مآب اگر از شما بپرسند شعار آزاداندیشی شما موجب اسارت خواهد شد چه پاسخی دارید؟ جلوگیری از آزادی تنها یک مورد است. علاوه بر این فساد هم در کشور بیداد می‌کند. اگر از شما بپرسند مسئولیت فسادهای بزرگ که در تاریخ ایران و جهان بی‌سابقه بوده آن هم در دولتی که از حمایت کامل شما برخوردار بود، چه کسی است، چه پاسخی دارید؟

    اعلیحضرتا چگونه در ارتباط با منتقدین خود و نه حتی مخالفین، آنها را به طلحه و زبیر تشبیه می‌کنید و خود را بی کم و کاست جای پیشوای منزه می‌نشانید و علی‌وار جلوه می‌کنید ولی در زمان اجرای عدالت تجاهل می‌کنید و از جمله خواستار عدم کش دادن قضیه فساد سه هزار میلیارد تومانی می‌شوید؟!

    اعلیحضرتا مگر فرزند من چه کرده است جز طرح چند سوال نسبت به حضور شما در جایگاه رهبری در حالیکه فاقد شرایط بودید به جای توضیح در این زمینه چرا به تیغ آهن روی آورده‌اید؟ آیا دولت‌ها آن هم یک دولت که مدعی اسلامی بودن هم هست و می‌خواهد مرکز جهان شود به تیغ حلم هم نیاز ندارد؟ و البته به شفافیت و دموکراسی؟ در ایران امروز میلیونها نفر در فقر و تنگدستی زندگی می‌کنند، معترضین محبوسند و ثروت ملی ایران یا اختلاس می‌شود یا به حزب‌الله لبنان، حماس، بولیوی و… بخشیده می‌شود. آیا این چراغ به خانه خودمان بیشتر روا نیست؟ مسئول این کارها چه کسی است؟ فقر و تنگدستی و فرار مغزها به راستی دستاورد چه حکومتی است و مسئولیت شما در این زمینه چیست؟ مگر دکتر شعله‌سعدی جز طرح سوالات فوق‌الذکر جرمی مرتکب شده است؟ چرا با استادان دانشگاه و دانشجویان و نخبگان کشور چنین برخوردی می‌شود. گروهی زندانی و گروهی اخراج و بازنشسته و گروهی نیز ترور می‌شوند.

    پسر من یکی از همین‌هایی است که اکنون در حبس است و همه اینها حتی بدون رعایت ظاهری قانونی انجام می‌شود. برخورد دستگاه قضایی شما مناسب نبوده و در شان ملت ما نیست، دزد را آزاد و مالباخته را به زندان می‌برید. این حکایتها را پیش از این هم در قضیه پرونده اختلاس ۱۲۳ میلیاردی دیده‌ایم و در قضیه شهرام جزایری نیز همین قضیه تکرار شد و بسیاری که مقصر بودند از مجازات معاف شدند. قضیه پالیزدار و حمله به کوی دانشگاه تهران آن هم دو بار در سال.
    دانشجویان مظلوم مظنون ولی مهاجمان مصون ماندند. این ملت چگونه می‌تواند به این دستگاه قضا اعتماد کند. از بگیر و ببندهای پس از انتخابات آنچنانی ۸۸ هم بگذریم.

     
  65. میتوانیم کمتر از ده دقیقه رژیم صهیونیستی را بگیریم

    عصر ایران: فرمانده قرارگاه راهبردی‌ عمار گفت: برای‌رسیدن‌ به شرایط ظهور امام زمان(عج) باید رژیم صهیونیستی از بین‌ برود و ارتباط میان عربستان سعودی و رژیم‌ صهیونیستی برای‌‌ اسلام خطرناک است.

    به گزارش فارس، حجت‌الاسلام مهدی طائب شامگاه گذشته در ویژه برنامه دهه فجر و شهادت حضرت زهرا(س) که در محل مسجد جامع سبزوار برگزار شد‌‌، گفت: مهم‌ترین راه مقابله با نقاق شناخت کامل امام خمینی(ره) است و همه ما برای جلوگیری‌از هرگونه نفاقی به‌شناخت بنیان‌گذار کبیر انقلاب اسلامی برسیم.

    فرمانده قرارگاه راهبردی‌ عمار افزود: جنگ صفین به‌دلیل بی‌بصیرتی و عدم مقاومت از دست‌ رفت و یاران حضرت علی(ع) شکست خوردند و با الگوبرداری از دلایل حضرت یاران حضرت(ع) باید بصیرت و شناخت کامل داشته‌ باشیم.

    وی با اشاره به اهداف شکل‌گیری انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی(ره)، تصریح کرد: انقلاب اسلامی مقدمه‌سازی برای ظهور امام زمان(عج)‌ است و‌ بسترهای ظهور امام زمان(عج) در جامعه فراهم شود‌‌‌، یعنی نقطه‌ای که امام زمان(عج) می‌آید، باید امن‌ شود.

    طائب ادامه داد: باید منطقه و جهان را برای حضور امام زمان(عج) امن شود، چرا که دشمنان در گذشته می‌خواستند امام زمان(عج) را به‌شهادت برسانند.

    فرمانده قرارگاه راهبردی‌ عمار با بیان اینکه در اسلام شمشیر برای دفاع است و اگر هیچگونه هجوم و حمله‌ای نباشد، شمشیر دیگر کاربردی ندارد، گفت: امام زمان(عج) زمانی ظهور می‌کند که تمامی سلاح‌های علیه او از کار بیفتد و با تلاش مسلمانان جهان باید این موضوع محقق شود.

    وی افزود: مسلمانان همیشه ثابت کرده‌اند که با حجت الهی می‌توانیم سلاح‌ها علیه امام زمان(عج) را از کار بیندازیم.

    طائب با بیان اینکه خط قرمز دنیا سوال از رژیم صهیونیستی است و متاسفانه هر غلطی که علیه مسلمانان انجام دهد، مصون‌ است، ادامه داد: به‌برکت انقلاب اسلامی تاکنون رژیم صهیونیستی به‌اهداف خود در جهان نرسیده است، چرا که ایران اسلامی سلاح رژیم صهیونیستی را از کار انداخته است.

    فرمانده قرارگاه راهبردی‌ عمار بیان کرد: برای رسیدن به‌شرایط ظهور امام زمان(عج) باید رژیم‌صهیونیستی از بین برود و همچنین ارتباط میان عربستان سعودی و رژیم صهیونیستی برای اسلام خطرناک است.

    وی با اشاره به اهداف کشورهای غربی طی 40 سال اخیر برای ضربه‌ زدن به انقلاب اسلامی، تصریح کرد: رئیس جمهور آمریکا در سخنرانی‌های خود اطلاعاتی را به‌جهانیان لو می‌دهد که با کلی هزینه و سرمایه‌گذاری نمی‌توان به‌دست‌ آورد.

    طائب گفت: براساس گفته‌های رئیس جمهور آمریکا، ایران اسلامی می‌توانست در کمتر از 12 دقیقه خاورمیانه را بگیرد و از زمانی که ایران در شرایط تحریم قرار گرفته، درگیر کف خیابان‌ها شده‌ است.

    فرمانده قرارگاه راهبردی‌ عمار ادامه داد: مقصود ترامپ از خاورمیانه رژیم صهیونیستی است، چرا که اگر ایران اسلامی با رژیم صهیونیستی درگیر شود، در کمتر از 10 دقیقه می‌توانیم رژیم صهیونیستی را بگیریم.

    وی با بیان اینکه ترامپ رژیم صهیونیستی را به خاورمیانه تشبیه می‌کند، افزود: همچنین ترامپ در سخنرانی‌های خود اعلام کرده که از ایران بازی‌ خورده و با برجام به‌دنبال تغییر ایران رفتار در سطح بوده‌ است.

    طائب در خصوص خروج آمریکا از برجام، بیان کرد: مقام معظم رهبری چندین بار به مسؤولان ما اعلام کرده‌ بود که به‌غرب اعتمادی ندارم ولی متاسفانه مذاکره‌کنندگان به فرمایشات رهبری توجهی نکردند و اکنون مذاکره‌کنندگان ما نتیجه فرمایشات رهبری رسیده‌اند که دیر‌ است

    ما هم میگیم شتر در خواب بیند پنبه دانه گهی لپ لپ خورد گه دانه دانه

    ———

    دوست گرامی
    این جناب طائب را می شناسم
    تعادل ندارد.
    اما بدا که تریبون دارد.
    برادر ایشان دستهایش خونی ست.
    حسین طائب
    معاون اطلاعات سپاه
    از جانب رهبر
    .

     
  66. سلام و درود

    نفرت و بیزاری از « آخوندها *1» تنها مختص جامعه کنونی و مردم جان بلب رسیده ایران از حاکمیت ولایت فقیه و زمان ما ندارد. در کتاب کلیله و دمنه که جزء قدیمی ترین مکتوبات ماندگار جامعه بشریست، برهمن ها که آخوندهای هندو بوده و هستند مظهر آزمندی و فریبکاری و مفت خواری و استحمار کردن مردم بوده اند. ( به قول ولتر بزرگ تاریخ روحانیت از روزی آغاز شد که اولین شیاد سر در گوش اولین احمق کرد و احمق هم سرش را به تأیید تکان داد!). خصومت آخوندها با عرفا و موحدان راستین چنان معروفست که نیازی به پرداختن و تذکر نمیبینم. جالبست بدانید که حضرت مولانا هم بشدت ضد آخوند بوده و گه گاهی هم کلمه ای شبیه، و حتی تندتر از کلمات هاشور خوردهٔ مزدک1 در ابیاتش خطاب به آنها گفته است! ( بنده برای مولانا دوستی «البته اگر قبولم کند » و با افتخار، مرید پیر قونیه شدن دلایل و انگیزه های زیادی دارم و البته بیزاری حضرت مولانا از دین خواران دون هم یکی از آنهاست! ) به ابیات زیر توجه فرمایید تا بدانید تنها این نسل نحس و نگون بخت ما نیست که گرفتار چنین آفت شوم و چاره ناپذیری شده ایم، و ناچاریم چون گاو سر در خُم کرده ملانصرالدین سر خود را ببریم تا از این خُم خالی مقدس شده و آلوده به موذیترین و مخربترین میکروبها و ویروسها و خرافه های مسخ کنندهٔ خانمان برانداز در آوریم، تنها به امیدی که از گرسنگی نمیریم !!!

    1( * منظور از آخوند در اینجا روحانیون و آخوندهای همه ادیان و باورهای خرافی است، اعم از برهمن و شمن و جادوگر قبیله و خاخام و ربی و کاهن و کهین و مُغ و مؤبد و کشیش و کاردینال و اسقف و آیت الله و سایر اندیشه سوزان و آدمیخواران. )

    آن شغالی رفت اندر خم رنگ
    اندر آن خم کرد یک ساعت درنگ

    پس بر آمد پوستش رنگین شده
    که منم طاووس علیین1 شده

    پشم رنگین رونق خوش یافته
    آفتاب آن رنگها بر تافته

    دید خود را سبز و سرخ و فور2 و زرد
    خویشتن را بر شغالان عرضه کرد

    جمله گفتند ای شغالک حال چیست؟
    که ترا در سر نشاطی ملتویست

    از نشاط از ما کرانه کرده‌ای
    این تکبر از کجا آورده‌ای؟

    یک شغالی پیش او شد کای فلان
    شید3 کردی یا شدی از خوش‌دلان؟

    شید کردی تا به منبر بر جهی
    تا ز لاف این خلق را حسرت دهی؟

    و آن شغال رنگ‌رنگ آمد نهفت
    بر بناگوش ملامت‌گر بکفت

    بنگر آخر در من و در رنگ من
    یک صنم 4چون من ندارد خود شمن5

    چون گلستان گشته‌ام صد رنگ و خوش
    مر مرا سجده کن 6 از من سر مکش

    کِرّ و فِرّ و آب و تاب و رنگ بین
    فخر دنیا خوان مرا و رکن دین

    مظهر لطف خدایی گشته‌ام
    لوح شرح کبریایی گشته‌ام

    ای شغالان هین مخوانیدم شغال
    کی شغالی را بود چندین جمال

    آن شغالان آمدند آنجا بجمع
    همچو پروانه به گرداگرد شمع

    پس چه خوانیمت بگو ای جوهری؟
    گفت : طاوس نر چون مشتری

    پس بگفتندش که طاوسان جان
    جلوه‌ها دارند اندر گلسِتان

    تو چنان جلوه کنی؟ گفتا :که نی
    بادیه نارفته چون کوبم منی؟

    بانگ طاووسان کنی؟ گفتا: که لا
    پس نه‌ای طاووس خواجه بوالعلا

    خلعت طاووس آید ز آسمان
    کی رسی از رنگ و دعویها بدان

    سوی طاووسان اگر پیدا شوی
    عاجزی از جلوه و رسوا شوی.

    1_ علیین = اعلاترین درجه، ملکوت.
    2_فور = رنگ بور
    3_شید کردن = شیدا شدن، دیوانه شدن.
    4_صنم = بُت
    5_ شمن = بت پرست، به آخوندهای مغول که پیرو آیین اجدادی خود هستند نیز شمن گفته میشود.
    6_ سجده کردن = حالتی فروتر از دست بوسی و فراتر از پا بوسی و از ارکان اعمال استحمار شدن و از دست دادن شرافت است که به قول زنده یاد اقبال لاهوری، قربانی بینوا و بیشعور گوهر انسانی خود را نذر قباد و جم و خاخام و کاهن و کهیم و مُغ و مؤبد و دُستور و کشیش و اسقف و کاردینال و ملا و مُترِف «1» و مفتخور و آخوند میکند!

    ( خیال نکنید که سجده کردن به انسانها ور افتاده و به تاریخ دوران جاهلیت و حماقت پیوسته، همین حالا هم فرومایگان و شرف و شعور باختگانی هستند که با پالیسی و کفش بوسی، شیادان و فرومایگانی چون خود، به اسفل درجه ای فروتر از سجده کردن به انسان، سقوط کرده اند.)
    «1» مُترِف = ناز پروردهٔ دینی، عزیز کردهٔ خدایی ، آقا، آقا زاده، کسیکه با وجوهات شرعی و نذورات و صدقات و کفارات و زیارات و اوقاف و … ( اخیراً هم با اموال بدست آمده، و به غنیمت گرفته شده از اختلاسات و خیانات و مصادرات و گمرکات بی رسم و چاه نفتهای بی اسم و پورسانتاتات و حلال کردن حرامات و غیره بقدری پرورده و پروار شده اند و این نو دولتان چنان پروبال گرفته اند که « ناز بر غلام و اسب و استر» و پورشه و گرین کارت و کُد رمز حساب پس انداز در بانکهای معتبر عالم میفروشند و نه خدا را به خدایی قبول دارند و نه پیامبر را به رسالت به رسمیت میشناسند و نه کمترین باوری به روز جزا و محاسبه الهی و « فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرّاً يَرَهُ‏» دارند، و با چنان کبکبه و دبدبه و ابُهتی
    بر فرق سر اجتماعات مسخ و به گروگان گرفته شده ایران ویران نشسته اند، « به قول مزدک1 در همانجا هم می…. ند » که تا کسی عمر و استعداد و جان و جوانیش در این محنت سرا نابود نشده باشد قادر به درک رنجهای طبقات دوزخی دَرَکش نیست و چیزی نمیداند.
    حافظ شیرین سخن هم در باره مُترفین «آقاها و آقا زاده ها» میفرماید :
    ناز پرورد تنعم نبرد راه به دوست
    عاشقی شیوهٔ رندان بلا کش باشد

    به هر حال به چنین دوالپاهای مخوفی مُترف گفته میشود).

    آیا براستی گذاشتن آن تاج پارچه ای بر سر و پوشیدن عبای بلند و پیراهن بدون یقه و بپا کردن نعلین و گذاشتن ریش و پشم و صعود به روی منبر و به حقارت در مردم نگریستن و سلانه، سلانه و با وقار و سنگینی راه رفتن ، افتادن در خم رنگرزی حوزه ها نیست؟
    تا برده پروران و مرید سازان جامعه طبقاتی، برای جاهل و مطیع کردن توده های مردم و به استحمار و انحراف کشیدن آنها، کلاغ را رنگ و گریم کرده و نه تنها به نرخ طاووس و طوطی، بلکه به بها، و به جای، سیمرغ قاف به ماها قالب کنند. ؟

    ——-

    درود شفیعی گرامی
    سپاس شما را که زحمت می کشید و برای ما نوشته های خوب ارمغان می آورید. از وقتی که صرف می کنید و از زحمتی که متحمل می شوید، سپاس مندیم
    سپاس

    .

     
    • درود و سلام
      جناب شفیعی وقتی کامنتت را میخواندم یک لحظه فکر کردم که دارم اثری از دکتر علی شریعتی میخوانم. قلمی قوی و نثری عالی داری. کاش آلوده به دین و مذهب نبودی.

       
      • سلام و درود

        سپاسگزارم. کاش به جای این لطف و تشویق نوشته ام را نقد میکردی، دوست عزیز مقایسه نوشته های بنده با آثار جاوید یاد دکتر علی شریعتی، چون مقایسه یابوی مردنی و لاغر یست با رخش رستم! این مقایسه مرحمت آمیز جنابعالی به اصطلاح قیاسی مع الفارق است .گرچه مردم و روشنفکران به علت رنجی که از حاکمیت ولایت فقیه برده و میبرند و سهم بزرگی جهت فریب خوردنشان را به دکتر شریعتی نسبت میدهند و او را مقصر میدانند، ولی فکر میکنی در کل تاریخ ادبیات و جامعه شناسی و روشنفکری ایران کسی همسنگ و قابل مقایسه با دکتر علی شریعتی وجود دارد ؟ لطف شما را به حساب تشویقی دوستانه میگذارم و میگذرم و تشکر میکنم.
        بزرگواری کن و با اسم بنویس چون ناشناس نوشتن سبب سؤتفاهم و سؤ برداشت میشود .

         
    • شفیعی هر چند میدانم که در کامنتهای بعدی به ////خواهی پرداخت که رو اعصاب همه راه خواهی رفت! /// این هم یک عالی!

       
  67. جناب شفیعی

    تو و تمام سینه چاکان فلسفه تمثیل‌بافی‌ صوفی قرون وسطا , کور شده در نور الهی , مختارید که طبق تمثیل مراد خودشیفته و شیدا و عقل گریز افیونی, خود را همچون کرمی‌ در میان سیب ببینید.

    این صوفی نسل بنی بشر را با درک بسیار محدود زمان خود از هستی‌ و معرفت شناسی‌ مبتنی‌ بر ایمان عقل گریز، نادان و همگی شما مریدان را از خود نادانتر میداند.

    وی برای همه شما سینه چاکان سفیر صدور ویزا و عبور به کائنات نور ایمانیست که ربطی‌ به نوری که علم فیزیک میشناسد و با کمک آن ستاره‌ها و کهکشان‌ها رو شناسی‌ و پایش می‌کند ندارد.

    آن نور با ضرب و آهنگ و قافیه بازی “مرده بودم زنده شدم, عاقل فرزانه شدم” قابل پایش و اندازه گیریست. این جشن نور مبارکتان باد.

    همین پاسخ را نیز به همکیش خود دانشمند ناسا روانه کنید.

    =====================================

    جناب مزدک – ۱؛

    تو هم اگر نظری و نقدی قابل اعتنا نداری حداقل از فحاشی و بیان سخیف و چرندیات و اتهامات بی‌ اساس و عقده خالی‌ کردن بی‌ دلیل خود داری کن.

     
  68. گریستم آری گریستم برای مردم و ایران!

    زیرا جوانان ما از صحنه سیاسی ،اقتصادی و اجتماعی حذف شدهاند و افرادی که پدر بزرگ آنها هستند و هیچ تحصیل وتجربه کشورداری مناسب را ندارند بچند سمت ومنصب چسبیده اند و بعلت نا آگاهی و نا کاردانی به خشونت یعنی جنایت وسرقت متوسل بوده وهستند و باید نگران آینده این مردم و کشور بود.

    و اما آلترناتیو ها هم همان ها هستند با اختلاف سنی در حدود جنتی و علم الهدا و غیره جناب بنی صدر که همچنان بیرق انقلاب اسلامی را بدوش میکشد یکی دو روز پیش آمادگی خود در سن 85 سالگی برای اداره کشوره بیان کرد در حالی که موسم استراحت اوست،خانم مریم رجوی یکی دو ماه پیش از مرز 65 سالگی گذشت در اغلب کشورهای اروپایی سن بازنشستگی برای خانمها بین 60 تا 65 است یعنی او هم باید بفکر آسایش واستراحت باشد ودست ازریاست جمهوری مادام العمر چون جناب بنی صدر بردارد این کشور احتیاج به این همه رییس جمهور ندارد و تا چندی پیش از قاجاریان هم فردی ادعای سلطنت داشت که عمرش را به جنتی بخشید ورفت.
    آقای رضا پهلوی هم که در مرز 60 سالگیست و تحصیلات وتجربه ای هم ندارد ولی دوستاران سلطنت بادش میکنند و جدیدا بیانیه ای پخش نموده ودر جایی میگوید فرهیختگانم گویا او آنها را تربیت کرده، بلی حتی این اطلاعیه انشاء وادبیات او نیست، با اینکه شاه دوستان ناراحت میشوند ما مینویسم که محمد رضا شاه هم تحصیلاتی بیش از دبیرستان نداشت زیرا در 19 سالگی با فوزیه ازدواج نمود و یکی دوسال بعد از ماه عسل وتولید مثل جنگ جهانی شروع شدودر 22 سالگی توسط سران متفقین به سلطنت گماشته شد و 57 هم همان ها زیرابش را زدند، عمه اشرف گوید پدرم را انگلیس ها بردند و برادرم را آمریکایی او درست گوید ولی نصف قضیه را که همین ها ایندو را آوردند وهمین ها بردند،حال اگر رضا شان و محمد رضا شاه تلاشی کردند وظیفه شان بود زیرا هردو مانع وجود دولتی و نخست وزیری مقتدر بودند و میبایست خود کوششی کنند، مردم اگر شاهی و وزیری کاری برای آنها کردند نباید بدهکار سیاست مدار باشند بلکه اگر چون امروز بلجن کشیدن باید باز خواست شوند، و نکته مهم که خون و کشتار عفو ندارد حال شاه باشد یا آیت اله.

     
  69. چه می خواست بگوید ؟

    مزدک :

    ” شفیعی جان , هموطن تو و من و نوریزاد و کاوش که خیلی دوستت داره و دوست ش هستی که اون هم آدم توده ایی سابق و مزخرفی مثل خودت هست ( ” شفیعی جان” به کجا رفت یکباره ؟؟؟) و حتی انارشیست بدبخت روضه خون و جاسم ///ملا زده و هر اراذل دیگه ( منظورش هر رذل دیگر است . بی چاره هیچ نخوانده تا مبادا به خردش آسیبی برسد خدا نکرده و به همین علت لغت نمیداند و مفرد جمع آن نمیداند ولی تا دلتان بخواهد استوار است در ان چه که میخواهد ) همه در یک چیز لااقل مشترکیم و ان هم بدبخت انه ( بدبختانه منظورش بود احتمالا ) انسان بودن ماست ”

    – و ؟؟؟

    خواننده انتظار دارد که پس از این مقدمه چیزی خیره کننده عقل از جانت مزدک خردمند صادر شود که ناگهان :

    ” ……تو بسیار خوانده ایی بهمین دلیل متزلزل و پریشان فکری!”

     
  70. مزدک ذاتا خردمند :

    ” پرفسور مبشر و هر ایرانی یا خارجی دیگر که هر /// میخورد با رجوع به مولانا و یا هر ازگل دیگر مزخرفات خود را توجیه می کند!”

     
  71. یکه سوار عرصه بی خردی

    مزدک به شفیعی :

    “هموطن خودت باش و به خرد خود رجوع کن .تو بسیار خوانده ایی بهمین دلیل متزلزل و پریشان فکری!”

    نتیجه۱ : نخوان تا مثل مزدک استوار باشی !

    نتیجه ۲ : خرد چیزیست ذاتی و با خواندن از بین میرود و با خواندن زیاد کاملا محو میشود !

    نتیجه ۳ : هرچه نادانتر , خردمندتر , مثل مزدک !

     
  72. دوم : با آنکه خویشاوندی عرب‌های اسماعیلی نسب با اولاد یعقوب شناخته شده و مسلم بود بازخودخواهی اسرائیلیان هیچ فرصتی به محمد نداد و حتی توسط آن‌ها مسموم شد که مرگ او در سن ۶۱ سالگی ناشی از آثار آن مسمومیت بود. شاید عیسی و محمد کار نیکی در حق بنی اسرائیل نکرده بودند اما ایرانیان از پیدایش شاهنشاهی ایران تا عصر پهلوی ها به همه اقوام تحت ستم نیکی های بسیارکردندولی سزای نیکی بدی بود!!.آیا این ایرانیان نبودند که مسیحیان تحت تعقیب روم در ابتدای مسیحیت را در پناه خود گرفتند و یهود تماشاچی بود؟ آیا بازماندگان محمد که تحت تعقیب دشمنان عرب خود بودند و به ایران پناه آوردند از ایرانیان نیکی ها دیدند! آیا هرگز یهود دست یاری بسوی آنها دراز کرد؟ اسناد افشا شده در کتاب پول خون حاکی از آن است که از سال ۱۹۶۰ موساد توسط یکی از مامورین زن خود در ارتباط با خمینی بوده .آن زن تا آنجا به خمینی نزدیک بوده که خمینی صراحتاً گفته یگانه زنی است که میتواند بااوتنها دریک اتاق باشد!!!!این رابطه تا نوفل لوشاتو ادامه داشته !! آیا در این همه سال آن مامور قصه هزارو یک شب گفته و شنیده یا پی به اسرار مگوی او برده؟؟؟!!؟چگونه است که موساد میدانسته خمینی خواهان نابودی اسرائیل است اما در تمام این مدت هیچ واکنشی نشان نداده؟؟!!؟آیا کشتن خمینی آنقدر برای اسرائیل و موساد ش مشکل بود ؟!؟ اسرائیلی که نازیست های فراری و پنهانشده را در اقصای عالم شناسائی، ردیابی، دستگیر و سربه نیست میکرد چرا این دشمن بظاهر سوگند خورده اسرائیل را از میان برنداشت؟!؟ ناتان یهو گفت ایرانی‌ها از دو هزار سال پیش میخواستند قوم یهود را نابود کنند!! زهی بی‌خردی و بی شرمی!!این گفته متکی به کدام سند است؟ حتی متن مشکوک و تقریباً مجعول کتاب استر چنین چیزی را به صراحت نگفته!!!.یونانیان که هیچ محبتی نسبت به ایرانی نداشته و به استثنای یک اثر از گزنفون تحسینی از ایرانی و فرهنگش درکل آثار هلنیستی دیده نمیشود، حتی یک اشاره مختصر در رابطه با ادعای ناتان یهو در آثار بجا مانده از وقایع نگاران یونانی دیده نمی شود..جناب مناشه امیر، گمان نکنید که من در تائید و حمایت ملت امروز این مقاله را بالحنی تند نوشته ام، بر عکس من از این ملت بیزارم زیرا به ماهیت اکثر این به اصطلاح هموطنان پی برده‌ام . اکثراً دو رو ، ریاکار و ابن الوقت اند. خصم مظلوم و یار ظالم.اینان هیچ نسبتی و شباهتی با مردمانی که در ایران باستان نماد پندار، گفتار و کردار نیک بودند ندارند. من شکنجه و اسارت دو رژیم را تجربه کرده ام. وحشتناک بود وقتی دیدم همان کسانی که تحت لوای شاه دوستی از من بخاطر انتقاداتم از فساد سیاسی، اقتصادی و اجتماعی نفرت داشتند و خواهان مرگ من بودند، پس از فروپاشی رژیم پادشاهی همان افراد با تظاهر به خمینی پرستی و تحت لوای اسلام من مسلمانرابخاطر انتقاداتم از فساد حاکمیت تا حد مرگ روحا و جسما شکنجه دادند. آری جهان در ۸۸ سکوت و خیانت کرد اما خیانت اسرائیل بیشتر از دیگران بود
    ارادتمند جوانمردان عالم
    انوشروان

     
  73. جناب فریبا!
    من نمیخواستم پاسخی بدم به این ادعای شما…ولی…
    همین جمله : من به هفت جدم می خندم که معرکه گیر وسط میدان باشم.
    در بررسی مکالمات و محاورات، 99 درصد مواقع توسط مردان ادا میشود… یعنی چی؟ یعنی اینکه: سرکار خانم! … شما زن نیستید و البته مرد هم نیستید!…
    شما بنویس و کسی مانع نوشتن شما نیست. و همچنین هر کسی را که میخواهی محترم شمار…
    پرسش اینجاست که : چرا در پاسخ هایتان و توهین های قبلی، هر جا کم میاورید؛ از زن بودن و دفاع از حقوق زنان میگویید و یا اینکه مثل همین فقره، عاشق نوری زاد هستید؟! این ادعاها هیچ ربطی به اصل موضوع ندارد و یک نوع هوچی گری ست.

     
  74. جناب مزدک گرامی – درست وارونه نظر شما مسیح علینژاد یک انسان فرصت طلب است که بیشتر کارهایی را هم که تا

    به حال انجام داده برای کسب وجه ای برای خود بوده تا کمک به اپوزیسیون ایران.

    کمپین های ایشان برای مبارزه با حجاب برای کشورهایی مانند عربستان سعودی که حکومتشان قرار نیست براندازی

    شود قابل قبول است و نه برای ما. این بحث مبارزه با حجاب هم شاید در زمانی که خاتمی دولت اصلاحات را در دست

    داشت به عنوان راهی برای مبارزه قابل قبول بود چون قرار بود اصلاحاتی به تدریج صورت پذیرد ولی ما سالهاست که

    از این مرحله عبور کرده ایم. و این مبارزه با حجاب هم شده یک کاسبکاری سیاسی برای مشتی بیکار در شبکه های

    اجتماعی. مگر ما پیش از انقلاب مشکل حجاب و بی حجابی داشتیم؟

    اینکه شخصی هزاران کیلومتر آن طرف دنیا بنشیند و دختران جوان و بی تجربه را که بی تردید حتی به اندازه یک کاغذ A4

    در مورد زندانهای این هیولا ها نخوانده و اطلاعاتی در مورد آن ندارند را تشویق به برداشتن حجاب کند دلیری است؟ و یا

    به درد کسب وجه و بالابردن بیننده های ناآگاه برای تلویزیون است؟

    شهامت را شما باید حتی در میان این خانم های مالباخته که هر روز و در همه جای ایران و با شعار های آنچنانی برای

    گرفتن پولهای به سرقت رفتشان ببینید و نه امثال مسیح علینژاد که پای گود نشسته اند. چون میدانیم که این رژیم ننگ

    به یکباره تصمیم بگیرد تمام این مالباختگان را دستگیر و چنان بلایی سرشان می آورد که نه تنها از پس گرفتن حق خود

    بگذرند بلکه وثیقه های بالا هم فراهم کنند که بطور موقت آزاد شوند.

    ایشان که استاد برپاکردن کمپین های گوناگون هستند چرا کمپینی درست نکردند که این اکثریت روشنفکران و

    دانشمندان خارج از کشور را زیر سئوال ببرند که این چگونه اپوزیسیونی است که بعد از 40 سال به اندازه یک هیئت

    مذهبی ج.ا نه قدرت دارد نه سامان.

    چرا رضا پهلوی را بوسیله یکی از کمپین هاشون زیر سئوال نبردند که چرا ایشان جلوی این همه طرفداران لمپن سلطنت

    طلب را که در تلویزیون ها و شبکه های اجتماعی به این همه مبارزان داخل کشور که بیشترین سالهای زندگی شان در

    زندانهای این دژخیمان به سر آمده توهین و دروغ سازی نکنند – بجای اینکه با ایشان عکس یادگاری بگیرند.

    بسیار ساده لوحانه است تصور کنیم که اتفاقی بوده پمپئو ایشان را برای ملاقات انتخاب کرده در جایی که کسان بسیار

    موثق تری از ایشان وجود دارند که به تمام چم و خم انقلاب از اول تا بحال آگاهی کامل دارند.

    از سخنرانی های ایشان در پارلمان اروپا یا آمریکا یا ملاقات با وزیر امور خارجه آمریکا چه نتیجه مثبتی برای مخالفان در

    داخل و یا خارج از کشور حاصل شده ؟ جز شهرت برای خود ایشان. جاه طلبی در وجود ایشان بوضوح دیده میشود.

    با وجود این همه انسانهای بی خرد تحت عنوان روشنفکر و رهبرانی مانند رضا پهلوی که حتی به تازگی بدون تاجگذاری

    از عنوان شاهزاده به اعلیحضرتی ترفیع پیدا کرده اند شاید بهتر است همین ج.ا ننگ باقی باشد که حداقل برای گرفتن

    نانی مجبور نشویم سینه خیز تا نانوایی برویم که از رگبار گلوله های طرفداران رضا پهلوی و مجاهدین و کمونیستها در

    امان باشیم.

    با احترام

     
  75. کاوش
    11:11 ب.ظ / فوریه 8, 2019

    با سلام و درود
    قسمت – ۱
    تاریخ رستگاری، افسانه ها، و اسطوره‌ها و جهان بینی‌ و معرفت شناسی‌ زاده و پرورده شده در هلال حاصلخیز یا سرزمین وحی از حضرت آدم تا حضرت خاتمت و اهل بیت مطهر و تمامی متفکرین، فقیهان و علمأی سینه چاک و مومن و معتقد درازنای تاریخ ساسانیان فارس و ترک و مغول و عرب میان رودان, از الکندی اولین فیلسوف اسلامی نو افلاطونی در آغاز قرن ۹ میلادی یا سال ۱۸۵ هجری گرفته تا آقای جوادی آملی حی‌ و حاضر فیلسوف اصول گرای “دیاثت” و سعید حجاریان فیلسوف اصلاح گرای “تدلیس” با همهٔ ظرفیت‌ها و قابلیت‌های ایمانی و عقیدتی، سیاسی و اجتماعی و تاریخی به مثابه پشتوانه، تکیه گاه، جایگاه، و خاستگاه فرهنگی‌ و تمدنی طیف وسیعی از اقشار مرفه فرا دستی‌ دیوان سالاران، نظامیان بلند پایه، تجار و بازرگانان (بعضا یا عمدتا تازه به دوران رسیده از برکت انقلاب و دسترسی‌ به دلار‌های نفتی‌ عمو سام) و بازاریان میانی و فرودستان شهری و روستایی را در ساختار‌های صنفی خاص خود،در طی‌ قرون شکل داده.
    ………….
    کاوش گرامی آنچه شما نوشته اید همه درست ولی انها همه انتقاد از وضع موجود و تاریخ است عزیز راه حل شما برای آینده چیست؟ شما که سیستم غربی را که در آن بقول خودتون2/3 از عمرتان را گذرانده اید تختئه می کنید و بقیه را هم که از چپ و راست می کوبید. تا اینجای کار اصلا من شخصا با شما مشکلی ندارم چون هم منتقد رژیم قبلی و نظام سلطنتی بوده و هستم و هم از اوباش اسلامی متنفرم. انتقادات شما را در مورد غرب هم تا حدود زیادی وارد می دانم چون با چنین انتقاداتی از وضع موجود و گذشته در غرب بیگانه نیستم ولی هموطن راه حلی از شما که واقعگرایانه باشد نخوانده ام. انسانها در موضع اپوزیسیون براحتی می توانند همه چیز را نفی کنند ولی در مقام مسئولان کار به این ساده گی نیست. ایران امروز در قهقراست و بهترین حالت برای ایرانیان همان برگشتن به دورانی است که شما الان در بالاترین شکلش که بقول خود شما اختلافات طبقاتی است را می بینید. در غرب دین و باور و باورمندان و مفتخوران دینی را به جایگاه خودشان رساندند و در ایران نیز اگر چنین اتفاقی بیفتد مسلما فکر و نیروی افراد و گروهای سیاسی و اجتماعی در جامعه آزاد خواهد شد. و جامعه در بهترین حالت به همین نقطه ایی خواهد رسید که غرب و کشورهای متمدن امروزی رسیده. آیا شما شکل بهتری از حکومت را توصیه می کنید درآن صورت چنین حکومتی چه شکل و فرمی و مرامی و روش حکومت کردنی دارد؟

     
  76. آدم بد بخت

    مزدک : ” در یک چیز لااقل مشترکیم و ان هم بدبختانه انسان بودن ماست”

    در همین پست فرموده اند :

    “شفیعی جان ///////////////////////////پرفسور مبشر و هر ایرانی یا خارجی دیگر که هر /// میخورد با رجوع به مولانا و یا هر ازگل دیگر مزخرفات خود را توجیه می کند! هموطن تو و من و نوریزاد و کاوش که خیلی دوستت داره و دوست ش هستی که اون هم آدم توده ایی سابق و مزخرفی مثل خودت هست و حتی انارشیست بدبخت روضه خون و جاسم ///ملا زده و هر اراذل دیگه همه در یک چیز لااقل مشترکیم و ان هم بدبخت انه انسان بودن ماست. هموطن خودت باش و به خرد خود رجوع کن .تو بسیار خوانده ایی بهمین دلیل متزلزل و پریشان فکری!”

     
  77. (دنباله خاطرات تاج الملوک همسر رضا خان)

    تاج الملوک از ملاقات با هیتلر و استالین می گوید:

    “من از رجال خارجی هم خاطرات زیادی دارم.با هیتلر و استالین از نزدیک صحبت و گفت و گوی خصوصی کرده ام. البته پادشاهان و امرا و رجال معروف خارجی را از نزدیک دیده و با آنها هم صحبت شده ام. اما معروف ترین هایشان همین افراد هستند که خدمتتان می گویم.

    موقعی که همراه با اشرف و شمس به آلمان رفته بودم تیمور تاش مارا در برلین به ملاقات هیتلر برد. در آن موقع هیتلر اکثر نقاط تحت سلطه ی انگلستان و فرانسه را در آفریقا و آسیا فتح کرده بود و دست استعمارگران انگلیسی , فرانسوی , بلژیکی و دیگران را از کشور های دیگر قطع کرده بود . هیتلر قدرت آلمان را افزایش داده و این کشور تبدیل به مملکت درجه ی اول جهان شده بود.

    هیتلر در دنیا محبوبیت زیادی داشت و در ایران هم خیلی مورد توجه واحترام مردم بود! هیتلر ایرانی ها را از نژاد آریایی می دانست وچون آلمانی ها هم از همین نژاد بودند لذا به ایران علاقمند بود ودردوران حکومت خود تا آنجا که توانست در ایران تبلیغات و به ایران کمک کرد.

    “رضا” هم که ازدخالت های انگلستان درامور ایران به تنگ آمده بود، به طرف آلمانی ها گرایش وعلاقه پیدا کرد و طی چند سال روابط ایران وآلمان نازی خیلی صمیمانه شد!

    آلمانی ها درامورساختمان، راه ها وجاده های ایران فعالیت می کردند و درساختن راه آهن، بنادر و سیلوها و کارخانجات به ایران کمک رساندند.آلمانی ها درایران خیلی کارهای بزرگ کردند، که بعضی از آنها هنوز مثل راه آهن سراسری بعد بیش ازنیم قرن مورد استفاده ایرانیان قراردارند.

    ایستگاهای راه آهن درتهران وتبریز و اهواز و امثالهم. خط آهن سراسری. پل ورسک، پل های راه آهن درمناطق صعب العبور، فرودگاه ها، کارخانه مونتاژ هواپیما، کارخانه شکرسفید، کارخانه ذوب آهن کرج، سیلوهای گندم، کارخانجات آرد و خیلی تاسیسات که حالا یادم نیست نام ببرم.

    من یادم هست مردم تهران آنقدر به هیتلرعلاقه داشتند که درمیدان توپخانه جمع می شدند تا از رادیو به سخنرانی های هیتلر گوش کنند.

    درآن موقع اکثر مردم رادیو نداشتند، ایستگاه رادیو درخیابان بیسیم پهلوی (سید خندان) تاسیس شده و روزی یک ساعت برنامه رادیویی زنده پخش می کرد. از بیسیم پهلوی به میدان توپخانه یک خط کابل کشیده بودند و درمیدان توپخانه چند بلندگو گذاشته بودند تا مردم اخبار رادیو را بشنوند. مردم هروقت خبرپیروزی قوای هیتلر را می شنیدند ازته دل برای آلمانی ها هورا می کشیدند! حتی بعضی ها آنقدر تعصب داشتند که برای قوای آلمان گوسفند قربانی می کردند. یک عده جوانان تهران هم به سبک جوانان هیتلری سرخود را اصلاح می کردند و در خیابان ها به هم سلام هیتلری می دادند!

    موقعی که ما به ملاقات هیتلر رفتیم آقای محتشم السلطنه اسفندیاری هم حضورداشت. هیتلر با من و اشرف و شمس دست داد و از من حال واحوال رضا شاه را پرسید. از طرف سفارت ایران یک مرد جوان به عنوان دیلماج حضورداشت که مطالب هیتلر را برای ما و حرف های ما را برای هیتلرترجمه می کرد. اگراشتباه نکنم این مرد جوان، جمالزاده پسر سید جمال واعظ اصفهانی بود که بعدها نویسنده معروفی شد.

    ما برای هیتلرچند هدیه برده بودیم که عبارت بود ازدو قطعه قالی نفیس دست باف ایرانی ومقداری پسته رفسنجان و هدایای دیگر. حاج محتشم السطنه اسفندیاری قالی ها را درجلوی پای هیتلر باز کرد وشروع به توضیح کرد. هیتلرخیلی ازنقش قالی ها و بافت و رنگ آنها خوشش آمد! روی یک قالی که درتبریز بافته شده بود عکس خود هیتلر بود. روی قالی دیگرهم علامت آلمان نازی را که عبارت از سواستیکا (چلیپای شکسته) بود نقش کرده بودند.ازمطالب هیتلر دستگیرمان شد که باورش نمی شود این تصاویر ظریف را با دست بافته باشند.

    هیتلر هم متقابلاً سه قطعه عکس خود را امضا کرد و به من و دخترانم داد. دیلماج سفارت گفت: آقای هیتلر می گویند متأسفانه، پیشوای آلمان، مثل شاه ایران، ثروتمند نیست و نمی تواند متقابلاً هدیه گران قیمت به ما بدهد و از این بابت، معذرت می خواهند!

    هیتلرموقع حرف زدن آرام نمی گرفت، یا دورخودش می پیچید و یا به این طرف وآن طرف اطاق می رفت وحرف می زد. درموقع حرف زدن هم مرتبا پلک چشمانش را بهم می زد و دندانهایش را روی هم فشارمی داد. دستهایش را پشت کمرمی برد وناگهان جلومی آورد و ناگهان بالا می برد و در هوا تکان می داد. درعین حال روی پنجه های پا هم بلند می شد! درست مثل این بود که زیرپایش آتش روشن است و نمی تواند آرام بگیرد. موقع حرف زدن هم با آنکه ما درنزدیکش بودیم با صدای بلند صحبت می کرد.

    از رضا خیلی تعریف کرد وگفت زندگی او را می داند و از اینکه یک نظامی قدرت را درایران به دست دارد خوشحال است! رضا ازاین قسمت خیلی خوشش می آمد و من هر وقت به این قسمت از ملاقات خودم با هیتلرمی رسیدم باید آنرا چند بار تکرار می کردم!

    دیدار با استالین

    از بازی تقدیر با استالین که دشمن هیتلر بود هم ملاقات داشته ام.موقعی که رضا از ایران خارج شده و محمد رضا به سلطنت رسیده بود،در تهران یک کنفرانس سران متفقین برگزار شد و رئیس جمهوری آمریکا،نخست وزیر انگلستان و رهبر اتحاد شوروی به تهران آمدند.

    در آن موقع محمد رضا جوان بود و انگلیسی ها و آمریکایی ها هم چون ایران را اشغال کرده بودند خود را حاکم می دیدند و حاضر نشدند به دیدن محمد رضا بیایند بلکه محمد رضا را وادار کردند تا به دیدن رئیس جمهوری آمریکا و نخست وزیر انگلستان برود!

    اما مرحوم یوسف استالین شخصا به کاخ سعد آباد آمد و با شاه جوان ایران و من که مادرش بودم و دختران و سایر فرزندان رضا ملاقات کرد و عصرانه خورد.

    خوب،شما می دانید که استالین رهبر اتحاد شوروی،یعنی بزرگترین کشور جهان بود.استالین که در شوروی و در همه دنیا به او “مرد آهنین” می گفتند نقش اول را در پیروزی متفقین و شکست حکومت آلمان داشت.در حقیقت اگر مدیریت استالین نبود جنگ بنفع هیتلر تمام می شد..

    (خاطرات منسوب به تاج الملوک همسر رضاخان،ص 93-98)

    ادامه دارد..

     
    • خوب آمورتی که چی،؟؟ با این مطالب میخوای چیو ثابت کنی؟

       
      • دوست عزیز امورتی باید اخر ماه بیلان کار بدهد و بر حسب میزان بحر طویل نویسی از غنایم فتح ایران در سال ۵۷ مواجب بگیرد در اخر برج این نوشته ها متر میشود و بر حسب متری خدا تومان مواجب اعطا میشود

         
  78. درود
    حکومت اسلامی داعشی ولایت فقیه ۴۰ سال نکبت بارش را با سرنگونی رسمیش پایان می دهد. هر چند مدتهاست دیگر قدرت مردمیش را از دست داده و سرنگون شده است.
    سرکوب شدید ملت توسط امت و ملایان ره بجایی نخواهد برد. ایرانیان کمتر ازملت افغانستان و عراق نیستندکه به طالبان و داعش نه گفتند .
    اتحاد ، اتحاد رمز پیروزی است.

     
  79. مزدک ۱
    8:44 ب.ظ / فوریه 8, 2019
    فریبا در مورد مسیح علی نژاد اشتباه می کنید. بهتره مصاحبه اش با رادیو آمریکا گوش کنید.آمریکا کشوری قدرتمند است و غرب و بیشتر کشورهای جهان را بنوعی رهبری می کند.بنابراین دیدار مسیح با وزیر خارجه چنین کشوری با موضع گیریهای ضد ددمنشان اسلامی اتفاقا بسیار بنفع جنبش است.منتقدان مسیح علی نژاد یا مزدوران اراذل و اوباش اسلامی و یا استمرار طلبان و یا گروهایی که خود هیچ تحرکی ندارند هستند.درست همانها منتقدان مسیح هم نگران کنفرانس ورشوند! رژیم در حال سقوط است و کنفرانس ورشو تعیین کننده آینده اراذل و اوباش اسلامی است ولی آینده ایران در دست ایرانیان است بشرطی که موقعیت خود را درک کرده و به بسیج نیروهای دمکرات و مردمی و وطن پرست بپردازند. برخوردهای ابلهانه و دشمنی با غرب جز ویرانی ایران و بر باد رفتن ثروتهای ایران نتیجه ایی نداشته. موضع گیریهای نادرست به همسو شدن با اراذل و اوباش اسلامی خواهد انجامید.مسیح علی نژاد زنی دلیر و ایران دوست و طرفدار آزادی و استقلال و حکومتی سکولار و برابری زن و مرد در ایران است. گا نباید فریب مشتی اوباش و سایبری رژیمو خورده و هموطنان وطن پرست و آزادیخواه خود را زیر سئوال ببریم.چنین کاری را به گروه جاش واگذارید!
    ………………..
    با نهایت احتیاط و نگرانی بسیار از توپخانه فحاشی پر قدرت جنابعالی و با انجام اقدامات احتیاطی دفاعی کامل از جناب مزدک تمنا میکنم بفرمایند که اگر به فرمایش متین و کاملا سنجیده شما ” کنفرانس ورشو تعیین کننده آینده اراذل و اوباش اسلامی است ” آنوقت چگونه میشود که باز هم به فرمایش متین و کاملا سنجیده شما ” آینده ایران در دست ایرانیان ” باشد ؟ و ایرانیان چگونه میتوانند باز هم به فرمایش متین و کاملا سنجیده شما ” موقعیت خود را درک کرده و به بسیج نیروهای دمکرات و مردمی و وطن پرست بپردازند ” ؟ از همین حالا باز به فرمایش متین و سنجیده شما ” آمریکای قدرتمند ” (که مشغول چیدن مهره های خود است و فعلا دوتای آن ها را رو نمایی کرده است . لشگر پنهانش بماند زیر رهبری شازده آقا رضا و مریم خانم ماه تابان و انواع و اقسام دارو دسته های خلق فلان جا و خلق بیسار جا و ….) که نمی گذارد که به فرمایش متین و سنجیده شما ایرانیان ” موقعیت خود را درک کرده و به بسیج نیروهای دمکرات و مردمی و وطن پرست بپردازند ” . مگر این نیروهایی که به فرمایش سنجیده و متین شما ” آمریکای قدرتمند ” سر هم کرده برای “نجات” مردم ایران ” نیروهای دمکرات و مردمی و وطن پرست ” نیستند ؟ اگر هستند که مردم دیگر لازم نیست به خودشان زحمت بدهند و ” موقعیت خود را درک کرده و به بسیج نیروهای دمکرات و مردمی و وطن پرست بپردازند ” ! هست ؟

     
  80. آذر هستم از آذربایجان

    ✔️ وزیر اطلاعات
    با طرح شکایت از اسماعیل بخشی،
    “فعال کارگری شرکت نیشکر هفت تپه”،
    او را متهم به نشر اکاذیب کرده است…!!!

    به این میگن بی شرمی و وقاحت و پلیدی و ایرانخواری ملایانه ی بیت رهبری!

    ارتباط با من:
    @NoorizadMohammad1331
    @MohammadNoorizad
    http://www.instagram.com/mnourizad

    ——————-
    جناب نوری زاد ، آتا بیگ جان ، من برای این نیز راه حل دارم.

    در تمام شهرها از هر صنفی معلم ، پزشک ، کارگر ، کارآفرین ، کارخانه دار ، تاجران در همه ی صنوف ، خلبانان ، پرستاران،تاکسی داران ، روزنامه نگاران ، کارمندان ، رانندگان ، تمام بیکاران ، همه و همه در جلوی دادگاه جمع بشوند و در روی کاغذی و یا در روی پیشانی بندی و یا در روی لباسشان و یا با گرفتن پرچمی ، یا به مانند شما با استفاده از همه ی اینها که رویشان نوشته باشند
    من اسماعیل بخشی هستم
    من …. قُلیان هستم .

    و هر موقع یکی رو گرفتند همین کار بکنند و هر روز در جلوی دادگاهها جمع بشوند و بعد از ظهر بروند استراحت ، آیا این رژیم سفاک ٍ بیشعور عقب نشینی نمیکند؟
    همه بر روی شیشه ماشینشون عکس اسماعیل بخشی و خانم قُلیان رو بچسبونند.

    مرگ بر خودپرستی
    مرگ بر بی تفاوتی
    مرگ بر بی عاری
    مرگ بر بی مسئولیتی در قبال آینده ی مملکت
    مرگ بر خودشیفتگی.

     
    • ببین داشم من بهتون امتیاز عالی دادم اما اینو بدون که این ملت همچی لیاقتی نداره.تنهائی و بیکسی داش محمد رو ببینو مث من آه بکش. نه داشم اگه ما لیاقت داشتیم به پهلوی ها جوونمردی نشوم میدادیم می شدیم نماد بزرگواری تو دنیا. اما با همه اینا واستون موفقیت آرزو دارم

       
  81. پاسخ به پاسخِ مرتضی

    پرسیدم: « چرااینان از تو بیزارند و با تو دشمنی می کنند…؟» چیزهایی گفتی که دلچسب نبود و منطقی ننمود. حال بعضی از علل بیزاری مردم از تو و امثال تو را از نظر خودم می گویم.
    مردم از تو بیزارند؛ چون چنانت کرده اند که حتا به نزدیک ترین کسانت نیز رحم نمی کنی.
    یعنی چه؟
    یعنی با این که با این که تفکر اسلامی به مادر، خواهر ، همسر، و دخترت که عزیزترین ها هستند اهانت میکندو آنان را ناشایست برای قضاوت، ریاست، و امثالهم می داند و بدتر از این، آنان را انسان نمی خواند و حق و حقوقی برابر با نصف انسان برای آنان قائل است و خواهان در بند وزندان کردن انان است؛ بازهم از این تفکر دفاع می کنی.
    بیزارند از تو چون مردی را که بنا به قضاوت های همه ی تاریخ در همه ی ملل متمدن، در سن پیری با کودکی خردسال ازدواج کرده است، و ده ها کار زشت چون این انجام داده است؛ مقدس می دانی و شایسته احترام میخوانی.
    از تو بیزارند چون می بینی که جایگاه مردم کشورت هرروز فروتر از دیروز شده و می شود و جهانیان به چشم یک تروریست به هموطنان می نگرند ولی بازهم از حکومتی که چنین کرده دفاع می کنی.
    از تو بیزارند چون اشغالگردها، فاحشه ها، معتادها، دزدها، دعواگرها، طلاق ها و امثالهم، هرروز بیش از دیروز می شود و تو چشم برهمه چیز بسته ای و به خدمت غارتگران نشسته ای.
    از توبیزارند چون خیال میکنی توسید هستی ودیگران عام.
    ازتوبیزارند چون …
    وسرانجام ، از تو بیزارند چون مسخ شده ای. ازخود تهی گشته ای. از درجه ی استقلال به وابستگی رسیده ای و چنان وابسته ات کرده اند که ساده ترین چیزها را نمی بینی.
    آرزو می کنم اگر من به اشتباه سخن میگویم هرچه زودتر ازبنداشتباهاتم آزاد شوم و اگرتواسیرو در بند باورهای مخربی، هرچه زودتر به جمع انسانهای آزاد و آزاده بپیوندی.

     
  82. آیه وان یکاد

    ✦ پيامبر فرمود:
    «ان العين حق و انها تدخل الجمل و الثور التنور»
    چشم زخم حق است و به قدرى كارساز است كه شتر و گاو را داخل تنور مى‌كند. ~ بحار الانوار ج 63 ص 17

    ✦ در آستانه در ورودی بعضی منازل آیه‌ای از قرآن می‌بینید که بصورت تابلو و یا بافته شده بصورت فرشی نصب گردیده است،
    همین آیه را در گذشته‌ها بیشتر و امروز کمتر روی سکه‌های گردنبند بویژه روی سینه بچه‌ها با سنجاق قفلی می‌چسباندند.
    هر دو این کار در پی یک اندیشه خرافی به نام مصون ماندن از چشم زخم، و یا حفظ مال و جان انجام می‌شود.
    معمولا، معانی این آیه‌هاست که دلیل استفاده آن‌ها در جاهای گوناگون می‌شود،
    و قاعدتا بایستی معنایی در این آیه مشهور به «وان یکاد» باشد که به حفظ جان و مال و یا چشم زخم خوردن!
    مربوط شود. این آیه در سوره القلم قرآن آمده است».

    ✦ به معنای این آیه نگاهی می‌اندازیم و بی‌ربطی آن را بر آنچه از آن طلب می‌کنند در می‌یابیم‌.

    القلم ٥١
    وَ إِنْ‌ يَکَادُ الَّذِينَ‌ کَفَرُوا لَيُزْلِقُونَکَ‌ بِأَبْصَارِهِمْ‌ لَمَّا سَمِعُواالذِّکْرَ وَ يَقُولُونَ‌ إِنَّهُ‌ لَمَجْنُونٌ‌

    و آنان كه كافر شدند، چون قرآن را شنيدند چيزى نمانده بود كه تو را چشم بزنند،
    و مى‌گفتند: «او واقعاً ديوانه‌اى است.»

    القلم ٥٢
    وَ مَا هُوَ إِلاَّ ذِکْرٌ لِلْعَالَمِينَ‌
    و حال آنكه قرآن‌ جز تذكارى براى جهانيان نيست.

    عجب آیه‌ای، عجب پیام آسمانی مهمی، و عجب‌تر از همه چقدر مهم است
    که این آیه بی‌ربط و بی‌معنا در دیوار منازل و روی لباس فرزندانمان حتما گذارده شود؟

    ✦ براستی در این آیه چه کلام با ارزشی و چه پیام سودمندی وجود دارد
    که این همه برای مسلمانان با اهمیت گردیده تا هر روز و هر لحظه باید در کنار آن و زیر سایه آن باشند،

    دوم اینکه این آیه چه ربطی به چشم زخم و تندرستی انسان و حفاظت مبلمان و جواهر و آت آشغال‌های داخل منازل ما دارد و چشم زخم یعنی چه؟

    ✦ شوربختانه، تمام افکار مسلمانان در ارتباط با اسلام به همین شکل سطحی، بی‌معنا و از روی نابخردی کامل است.

    این یک نمونه ساده و روشنی است که ما مسلمان‌ها هرچه سرمان بیاید مقصر خودمان هستیم، این آیه را شما در منزل رجال مملکت گرفته تا استاد دانشگاه – معلم‌ها تا بازاری و متخصصین و از همه قشرها می‌بینید.

    گذرتان اگر به منازل بسیاری از نظامیان افتاده باشد این تابلوی «وان یکاد» را می‌بینید.

    تمام قرآن مسلمانان با چنین جملات بی سر و ته و بی ارزشی پر شده است،
    و یک میلیارد مسلمان بدون کوچکترین شک و اندیشه‌ای چشم بسته هرچه را آن مرد عرب بیابانی هزار و چهارصد سال پیش گفته
    بدون اینکه معنای حرف‌های او را فهمیده باشند و بدانند، پذیرفته‌اند

    و هنوز هم نمی‌خواهند از یک غفلت و خواب طولانی بیدار شوند و احساس شرمندگی کنند
    از اینکه جهان پیشرفته پانصد سال از آن‌ها جلو افتاده و در راحتی و آرامش و لذت بردن بیشتری در زندگی رسیده است. و ما به دنبال کمک گرفتن از موهومات.

     
  83. ماه زیر ابر پنهان نمی‌ماند، پس از ۱۴۰۰ سال، ذات و واقعیت اسلام، ساعت به ساعت و روز بروز بهتر و بیشتر در حال روشن شدن است. خجسته باد این پرده دری و چهره گشایی.
    ✦ مشکل انسان‌ها تنها در ولایت فقیه (آیت الله، پاپ، خاخام) نیست، بلکه بیشتر در ولایت کبیر است (الله، يهوه، گاد) که به آسمانش نشانده‌ایم.
    ✦ اگر دینی خدایی باشد، حق هم باشد، چرا این دین باید به زور و کُشتن انسان‌ها پیشرفت کند.
    ✦ خدایی که نتوانسته، خانه خودش عربستان را آباد کند و جایی سبز و خرم و خوش آب و هوا بسازد، چگونه می‌تواند برای دیگران کشور و خانه‌ای قابل زندگی بسازد.
    ✦ در کشورهای اسلامی، رهبران دینی که هنوز نتوانسته‌اند مستراح مساجد خود را تمیز نگهدارند چگونه می‌توانند ما را به بهشت تر و تمیز و زیبایی رهنمون شوند.
    ✦ اعتقاد داشتن به یک تکه چوب یا سنگ با ارزش تر و شرافتمندانه تر است از باور داشتن به دروغگوها، کُشتارگران و دزدان نامدار.
    ✦ امامان و پیامبرانی که نتوانسته‌اند بیماری‌های خود را شفا بدهند و سر سالم به گور ببرند، چگونه می‌توانند بیماری مردم را شفا بدهند.
    ✦ اگر ادیان سامی که ادیان ابراهیمی هم نام دارند از سوی خدایی آمده بود، دستکم عربستان و عراق و اسراییل یکی از یکی بهتر، یکی از یکی پیشرفته تر و یکی از یکی با امنیت تر بودند.
    ✦ در کشورهای پیشرفته «امدادهای دولتی» خیلی زودتر از «امدادهای غیبی» به سر تصادف کرده‌ها می‌رسند.
    ✦ «مأمورین آتشنشانی» حتی در کشورهای فقیر و عقب مانده زودتر از «فرشتگان رحمت خداوند» خود را به محل حادثه می‌رسانند.
    ✦ در اتاق اورژانس «جایگاه فوریت‌های پزشکی» با وجود اینکه کارها خیلی کند انجام می‌شود هنوز پزشکان زودتر از خود خداوند به داد انسان‌ها می‌رسند.
    ✦ خداوند آنقدر بخشنده و مهربان است که هیچ درخواستی از مردمش را بدون التماس و گریه و زاری و نذر و سفره انداختن و غيره پاسخی نمی‌دهد.
    ✦ تا اسلام در ایران باقی است، از حاکمیت ملی، مجلس ملی، دولت ملی، احزاب ملی و افراد ملی خبری نیست.
    ✦ عوامی که فریب می‌خورند نا آگاهند.
    ✦ با سوادهایی که فریب می‌خورند گناهکارند
    ✦ روشنفکرانی که فریب می‌خورند تبهکارند
    ✦ روشنفکرانی که فریب می‌دهند جنایتکارند
    ✦ دین اسلام خراب کننده خاورمیانه، خراب کننده اروپا و خراب کننده جهان است
    ✦ دین اسلام اگر زورش برسد ویران کننده هستی و همه کهکشان‌ها هم خواهد شد.

     
  84. نکته‌هایی درباره‌ی «فرهنگ» اسلامی

    آنچه در زیر می‌خوانید جلوه‌هایی است از «فرهنگ» اسلامی.

    ۱. نوع انسان بنده و برده‌ی خداست. باید از خدا بترسد و فقط او را بستاید.

    ۲. نوع انسان از خود اختیاری ندارد و باید از فرمان‌های خدا و پیام‌آور او بی‌چون و چرا پیروی کند.

    ۳. سرنوشت هر انسانی پیشاپیش از سوی خدا نوشته شده و خداوند هرکس را که خود بخواهد هدایت یا گمراه می‌کند.

    ۴. پیام‌آور اسلام نماینده و جانشین خدا در روی کره زمین است. دستورها و فرمان‌های او بی‌چون و چرا باید اجرا شوند.

    ۵. همه‌ی دین‌های جهان به جز اسلام نادرستند.
    دین‌های یهودیت و مسیحیت، گرچه خود را آسمانی می‌دانند، اما اسلام بسیار برتر از آن‌هاست.

    ۶. فقط مسلمانان به بهشت می‌روند. پیروان سایر دین‌ها همگی به جهنم خواهند رفت.

    ۷. جنس مرد برتر و داناتر از جنس زن آفریده شده است. دختران و زنان باید، بی‌چون و چرا، از مردان پیروی کنند.

    ۸. دختران و زنان باید سراسر بدنشان را بپوشانند. زیرا مردان شهوتی و هوسبازند

    ۹. مردان می‌توانند چهار زن عقدی و تا آنجا که می‌توانند زن صیغه داشته باشند.

    ۱۰. پیروان سایر دین‌ها به اسلام فرا خوانده می‌شوند. اگر نپذیرفتند کشته خواهند شد.

    ۱۱. کشتن غیر مسلمان نه تنها جرم نیست بلکه پاداش آن جهانی هم دارد.

    ۱۲. هنرهایی مانند نقاشی، مجسمه سازی، موسیقی و سرودن شعر نباید مورد توجه باشند.

    ۱۴. خدای اسلام خدایی است جبار، قهار، مکار، سنگدل و بی‌گذشت. خودش می‌گوید مهربان هم هست!

    ۱۵. مردم سراسر جهان که به زبان‌های گوناگون سخن می‌گویند باید نماز را فقط به زبان عربی بخوانند.

    ۱۶. قوم عرب قوم برگزیده‌ی خداست. فرهنگ و فلسفه‌ی اسلام جاودانی است.

    ☜دین نفتی اسلام با تمام شدن نفت چراغ عمرش به خاموشی خواهد گرایید.☞

     
  85. حاج نجفقلی حبیبی: نظام همت کند و افراد فاسد را از خود بِراند.
    مش قاسم: ملت همت کند و نظام فاسد را از خود بِراند.

     
  86. سردار/* شکست خورده: رونمایی از موشک بالستیک هوشمند «دزفول» در کارخانه زیرزمینی سپاه.
    مش قاسم: غیب شدن گوشت یخزده و ماست و شیر و میوه از سفره ملت. به حکومت اسلامی کره شمالی مزرعه حیوانات خوش آمدید.

     
  87. دادستان/* کل کشور: حضور عوامل نفوذی در لایه‌های مختلف را مانع از مقابله با گرانی در جامعه دانست.
    مش قاسم: اینا هنوز خیال میکنن سال ۵۷ و یه مشت نادان و گمراه مخاطبشون. ۴۰ سال چاپ بی پشتوانه پول دلیل گرونی و تورم نیست، حضور عوامل نفوذی در لایه‌های مختلف باعث گرونی و تورمه؟ سربازان گمنام اون دوازدهمی که از پرواز پشه و صدای پای مورچه آگاه هستن نتونستن عوامل نفوذی در لایه‌های مختلف رو پیدا کنن؟

     
  88. زمان گذشت و گذشت و شعور پا گرفت و رسیدیم به قرن اکنون. شما از ملایان و آیت الله ها و آسدعلی و نمایندگان ذلیلِ مجلس بپرسید: چرا طرح ممنوعیت ازدواج دختر بچه های کم سن و سال، در مجلس شورای اسلامی رأی نیاورد؟
    ……………….
    نوریزاد گرامی یا شما درک درستی از چهارچوب ایدئولوژیکی و باور دینی ندارید یا به خود فریبی می پردازید. دوست ارجمند مشکل از باور اسلامی است نه اس خمینی و علی یا فلان ////////////////////// که باز صد شرف به //////////////////////که واقعا مقایسه این //////////////////////////////////////////..توهین به این //////است. اسلام دینی انسان و تمدن ستیز است عزیز. شما در تمام قران حتی یک آیه در مورد کار مفید(سنگ بنای ساختن جامعه و تعهد پذیری) برای جامعه نمی بینید ولی تا بخواهید از هرزه گی و دشنام و توهین و رفتار وحشیانه و ضد انسانی و زن ستیزانه و غارت و کشت و کشتار دگر اندیش … در آن می یابید. دوست ارجمند اجداد ما ایرانیان یا خود بنیان گذار اسلام بودند و یا اسلام چنانچه روایت سنتی است به آنها زور اور شد در دره ایی از لجنزار و و بمعنی واقعی///////////////////////////////// غرق مان کردند و با کمال تاسف برای رهایی از این ///بجای جمع و جور کردن خود و بازگشت به خرد و فرهنگ پویای خود و دوری جستن از تعفن/// و مبارزه درست و فرهنگی و همه جانبه با این مصیبت ویرانگر سعی در تلطیف و استحاله همان چاه متعفن کردند و چیزی بنام /// که نهایت پستی و پلشتی و بمعنی واقعی ///اسلامی است را بوجود آوردند. حدود 6 دهه //////////////////////////////// ذهن و روح و تفکر ایرانی را به لجن کشید و باعث فقر و بدبختی و عقب افتاده گی ما ایرانیان شد و فرهنگ و اخلاق و هست و نیست ما را به لجنزاری تبدیل کرد که بزرگترین نویسندگان و روشنفکران ما را یا دق کش کرد و یا توسط اوباش شیعی بنام توهین به مقدسات(مزخرفات و///////////////////////////) سلاخی نمودند. راستی ما ایرانیان را چه شده که هنوز دل در گرو ///داریم که ما و فرهنگ و روزگار مان را به لجن کشیده؟ آیا باید این اراذل و اوباش حتما دختر خرد سال تک تک ما ایرانیان را مورد تچاوز قرار دهند تا ما به این شعور و بلوغ برسیم که این عناصر اسلامی از هر قماش مشتی متجاوز و کودک ازار و دچار بیماری جنسی اند؟ دوست گرامی ما با باوری سرو کار داریم که جروجی اش سعید طوسیها و خمینی هاست! مشتی کودک ازار و متجاوز و خونخوار و دارای انحرافات شدید جنسی و روانپریش .این عناصر در یک جامعه متمدن بهیچ وجه نمی توانند ازاد باشند بلکه در بند و زیر نظر روان شناسان و تحت معالجه قرار می گیرند. دوست ارجمند ما با انسان به معنی واقعی و متداول طرف نیستیم بلکه با //// بی احساس و وحشی و جنایتکار و روان پریش و مریض و ///و آدمکش و بی رحم و حریص و حسود همچون //////// طرفیم. بنابراین تنها راه در پیش رو نابودی این عناصر زائد و آدمخوار و انسان و تمدن ستیز است!

     
  89. محمد نوری زاد

    محمد نوری زاد:

    ایشان جناب سیدحسن عاملی امام جمعه ی اردبیل اند. به عکسش نگاه کنید. حضرتش،
    جوری عمامه اش را پیچانده،
    جوری دست هایش را بالا برده،
    جوری چشمانش را درشت کرده،
    جوری گردنش را افراخته،
    و جوری برای سخن گفتن حالت گرفته که انگار میخواهد راستش را بگوید،
    و از حق مردم دفاع کند،
    و غصه ی زنان و دختران تن فروش را بخورد،
    و با بیکاران،
    و بیماران،
    و خانه بدوشان،
    و گرسنگان بگدازد!

    ارتباط با من:
    @NoorizadMohammad1331
    @MohammadNoorizad
    http://www.instagram.com/mnourizad

     
    • به این عمامه و دین و باورش///////////////////////////////

       
    • یا بنی اسرائیل

      یا بنی اسرائیل اذکروا نعمتی التی انعمت علیکم !!! نه جناب مناشه امیرقصد منبر رفتن ندارم و اهل حوزه نیستم. این آیه را به کنایه آورده‌ام تا مگر نیکی های ایران و ایرانیان بویژه نیاکان بهدین ما ملت خائن را بیادشما و دیگر فرزندان یعقوب که اسرائیل نام دوم اوست بیاورم و از آنها بپرسم چرا نیکی را به بدی پاسخ دادند؟؟نه نه انکار نکنید نوشته‌اید که همه دولت ها سکوت کردند، بله می یذیرم که سال ۸۸ همه سکوت کردندهم دولت ها هم ملت‌ها اما چرا اسرائیل سکوت کرد؟ آیا ما دینی بگردن ملت و دولتی نداشتیم که بنا به اقاریرانبیای بنی اسرائیل و متون مقدس یهود و نیز اسناد بجا مانده از ملل تمدن‌های باستانی بین النهرین بویژه بابِل این قوم تنها بواسطه حمایت ایرانیان باستان از نابودی نجات یافتند.بگذارید بیاد بیاورم که سکوت ۸۸ سکوت دوم بود و سکوت نخست هنگامی بود که حرکت ایران پس از انقلاب سفید شاه نگونبخت مایه وحشت قدرقدرت های آن روزگار شدو با پیدایش اوپک که آن نیز ابتکار همان بخت برگشته بودو بواسطه آن او عنوان نمادین عقاب اوپک یافت این وحشت شدت گرفت و آنها تمام توان خود را بکار گرفتند تا این عقاب بلند پرواز را از پای در آورند. از آنجا که غارت منابع کشور های توسعه نیافته هدف بود دیگر شرق و غرب تقابلی نداشتندو در استرتژی غارت هم رای شدند . پس میبایست همگی سکوت کنند و به تماشای اجرای سناریوئی بنشینند که خود نوشته بودند.از آنروز تا پایان جنگ ایران و عراق غارت منابع بویژه نفت به حدی رسید که نفت فروشان خلیج فارس در موضع رقابت قیمت را تا بشکه ای۹ دلار تنزل دادند .!!!. حال اگر آن‌ها از دادخواهی ستمدیدگان بپاخواسته در سال ۸۸ حمایت میکردندو بساط دستار بندان مشکوک الهویه و معلوم الحال برچیده میشدیا بار دیگر رژیم پادشاهی برقرار می‌شد یا دولتی لائیک ملی و دمکرات بر سرکار می آمدکه نتیجه آن پایان یافتن غارتگری دول استعمارگر بود! اما تصور این دگرگونی لرزه بر اندام چپاولگران غرب و شرق می انداخت.و سکوت به همین دلیل بود . همه سکوت کردند و سکوتی خائینانه در راس آن‌ها آمریکا و اسرائیل! حال آن غلام سیاه کاخ سفید معلوم بود اما اسرائیل چرا؟!اگر سکوت اسرائیل در راستای حفظ منافع نبود پس از ترس بود؟؟! ترس از چه؟از حاکمیت نا مشروعیکه منفور اکثریت مردمش بود و سلاحش توپ و تفنگ و سرباز؟ و نه مانند اسرائیل که در زرادخانه اش علاوه بر ۳۵۰ بمب هسته ای مدرن بمب مخوف ترمو اتمیک داشت؟تنها یک بمب اسرائیل کافی است که تهران محو شود!!؟از انگلیس با ماهیت شناخته شده اش که بگذریم آمریکا میماند که نه هویتی دارد و نه ملتی و ابواب جمعی اش مهاجرینی ازهزارو یک نژادو قومند و در کنار غاصبین متجاوزی که با کشف قاره یورش آوردند و ملتی دوازده هزار ساله را قتل عام و سرزمینشان را تصاحب کردند جا خوش کرده‌اند . مضحک اینکه این متجاوزان مبلغ آزادی و دمکراسی شدند و پس از رشد سرطانی اقتصادی قدرقدرت سیاسی عالم شدند و نیمی از جهانرا بزیر سلطه خویش در آوردند. عوامل استعمار قدیم پیشکار این‌قدر قدرت شدند ودر جنایات او شریک.یکی از پیشکاران این هیولا دولت دوباره ایجاد شده فرزندان یعقوب همانا بنی اسرائیل بود ! آنهم با استفاده ابزاری از ملت خر در چمن ایران و دولت از پا در آمده اش!! دهها هزار یهودی لهستان تنها بخشی از مهاجرینی بودند که از همه جا رانده به ایران پناه آوردند و از ایران راهی امپراتوری کوچولوی اعلیحضرت بن گوریون شدند. کودکان بجا مانده از قرارگاه های نازیستها نیز از راه ایران به اسرائیل رفتند. همه آنها زندگی خوشی را آغاز کردند و به همه چیز رسیدند و بطاهر به ایرانی ابراز دوستی کردند ولی در خفا خنجر از پشت!!؟.آیا این رضا شاه نبود که به هیتلرهنگامیکه ارسال یهودیان را ازاو خواست پاسخ داد این‌ها سه هزار سال است در ایرانند و دیگر سامی نیستند بلکه ایرانی اند!؟ او جان آنها را نجات داد در حالیکه دیگر دولت ها به درخواست هیتلر پاسخ مثبت دادند!؟اما در نهایت یک یهودی خادم انگلیس رضا شاه را در ژوهانسبورگ دق مرگ کرد؟!شرم آور آنکه هنری لوی یهودی رضا شاه بینوا را همدست هیتلر معرفی میکند!! محمد رضا شاه تیره بخت میدانست که با جان خود بازی میکند آنگاه که به میانجیگری میان اسرأئیل و عموزادگان سامی شان همانا عرب‌ها پا پیش گذاشت.!.سادات را وادار به آشتی با اسرائیل کرد، به هردو طرف کمک‌های مالی بسیار کرد، به فلسطینی ها یاری رساند و با واسطه مصر و اعراب از آن‌ها خواست تا به صلح رو آورند، از طرح ابتکاری و کمنظیر خود با سادات سخن گفت و اینکه ابتدا او فلسطینی ها را راضی کند که پس ازعملی شدن قطعنامه ۲۴۲ شورای امنیت فدراسیون اسرائیل – فلسطین را تشکیل دهند و سپس کنفدراسیون بزرگ سرزمین مقدس را با مشارکت مصر، اسرائیل و فلسطین ایجاد کنند.! اما این طرح تنها از نظر اسرائیل منفور جلوه کرد چرا که آن‌ها به اسرائیل بزرگ از فرات تا دریای اژه می اندیشیدند.آری بطاهر به محمد رضا شاه بله قربان گفتند و در خفا با دشمنانش همعهد شدند. اگر همعهدی اسرائیل با دشمنان ایران نبود فاجعه نیم قرن اخیر رخ نمیداد!!ابتاد نگاهی به تاریخ و سپس مستند خیانت: نخست نجات بنی اسرائیل از انقراض توسط ایرانیان باستان از پادشاهی مادها تا اوج اعتلای ایران در عهد شاهنشاهان هخامنشی بویژه کورش بزرگ که نیازی به بازگوئی نیست. جبران این نیکی تاریخی سکوت بنی اسرائیل به هنگام یورش هلنیست های روانپریش به فرماندهی الکساندر همجنس باز پسر فلیپ پدوفیل مقدونی آنهم در حالیکه ماهیت پلید او از زبان پیامبران بنی اسرائیل بویژه دانیال در متون مقدس یهود به صراحت ذکر شده بود و عنوان گجسته برای الکساندر در همین رابطه است.از سکوت در باره قتل یوحنا که بگذریم به عیسی میرسیم که به صرف انتقادات از یهودیت نه تنها به دولت روم تسلیم شد بلکه دولت روم به تائید و تحریک اسرائیلیان متعصب و خودگرا وی را مصلوب کرد و اکثریت بنی اسرائیل به تماشا ایستادند.

       
  90. محمد نوری زاد

    محمد نوری زاد:

    چند سال پیش در سفر به کردستان، گذرم به ارومیه و از آنجا به مراغه افتاد. در مراغه به خانه ی دکتر محمد نصیری رفتم. مادرش بیهوش و در حالت اغما بود. هشت سالی بود که دکتر محمد نصیری را سپاه برده بود تا چند پرسش از او بکند.

    برادرش می گوید: خودم دکتر را بردم و تحویل سپاه دادم. او رفت داخل و به من گفتند برو خودش می آید. اما نیامد. هرگز نیامد.

    اکنون شاید دوازده سالی از برده شدنِ دکتر محمد نصیری می گذرد. این مادر پیش از بیهوشی، در کنار تختش، عکس های پسرش – دکتر نصیری – را چیده بود.

    برادرش به من گفت: تا مدتها، خودم می رفتم بیرون و بجای محمد تلفنی با مادرم صحبت می کردم. می پرسید کجایی چرا به من سر نمی زنی؟ می گفتم رفته ام سفر.

    این مادر، چندی پیش، بی آنکه پسرش محمد را ببیند، در همان حالت بیهوشی از دنیا رفت. راستی سپاه، چه بر سر دکتر محمد نصیری آورده است؟

    ارتباط با من:
    @NoorizadMohammad1331
    @MohammadNoorizad
    http://www.instagram.com/mnourizad

     
  91. محمد نوری زاد

    حدود 50 میلیون نفر در ایران
    زیر خط فقر هستند…!

    رئیس کمیته امداد می‌گوید :
    حدود 40 میلیون نفر زیر خط فقر هستند!، اما با دقت بیشتر شاید حدود 50 میلیون نفر از جمعیت 80 میلیونی ایران زیر خط فقر باشند، که همه ی این‌ها نتیجه سیاست‌های اقتصادی نادرست است.

    ابراهیم رزاقی افزود :
    60 تا 70 درصد کارگران زیر خط فقر هستند!، و این در حالیست که برخی از مدیران بالای 30 میلیون تومان حقوق میگیرند!، ولی حقوق اکثر کارگران، ماهیانه حدود یک میلیون تومان است…!!!

    چهل سال سرفرازی رو باش!!!

    ارتباط با من:
    @NoorizadMohammad1331
    @MohammadNoorizad
    http://www.instagram.com/mnourizad

     
  92. خیانت دیگر

    حسام‌الدین آشنا مشاور روحانی در صفحه توئیتر خود نوشت: آرشیو سازمان صداوسیما در دوره ای به «من و تو» فروخته شد.

    صداوسیما همواره گفته شبکه ماهواره ای «من و تو» متعلق به اسرائیل است. اکنون که مشاور روحانی این ادعا را کرده، چرا توضیح نمی دهد این خیانت توسط چه کسی و در چه دوره ای صورت گرفته؟ چرا من و تو؟ کدام نادانی آرشیو اطلاعات کشور خود را می فروشد؟

    @j_sh_sammonjezi

    ———-

    محمد نوری زاد:

    خود همین حسام الدین آشنا، یکی از چهره های حتمی اطلاعاتی ست. وی سالها مدیرکل اداره ی اطلاعات قم بوده. اگر صدا و سیما آرشیوش را به «من و تو» فروخته، گلی به گوشه ی جمال اطلاعاتی ها، و گوارای وجود «من و تو»! ایشان دارد از کی و چی انتقاد می کند؟ مگر نه این که صدا و سیما همه جوره از رهبر خط می گیرد؟

    مگر نه این که سردارانی که در دل سپاه برای اسراییل جاسوسی می کنند، دو هزار کیلو از اسناد هسته ای را از تهران بیرون بردند و تقدیم نتانیاهو در اسراییل کردند و سپاه، نطق نکشید؟! آرشیو صدا و سیما که جای خود دارد!

    ———————————–
    درود جناب نوری زاد عزیز
    راجع به توئیت جدید حسام الدین آشنا در مورد انتشار آرشیو صدا و سیما خواستم متذکر بشم که نام این کار خیانت به مردم ایران نیست اتفاقا اونایی خائنن که واقعیت رو از مردم پنهان میکنن و از دسترسی آزاد اطلاعات جلوگیری میکنن خائن اصلی همین امثال حسام الدین آشنا هستند، همینها در زمان انتخابات ژست روشن فکری میگرفتن و از آزادی بیان و عقیده دم میزدن الان دارن ذات پلیدشون رو نمایش میدن داره میگه مردم باید چیزی را ندانند و واقعیت رو باید از اونها پنهان کرد و از آرشیو چند ده سال پیش صدا و سیما هراس دارند این جماعت هراس از دیدن فیلمهایی توسط مردم دارن که همه شان حداقل برای یک بار در زمان خودش از رسانه های ملی ایران پخش شده اند، الان کشورهای توسعه یافته بیشتر اسناد فوق سری اطلاعاتی و امنیتی شون رو که مربوط به اون سالهاست رو از حالت طبقه بندی خارج کردن و منتشر کردن و این آرشیو چیز سری ای نیست که شخصی بخواهد آن را اصلا اسناد ملی به حساب آورد، آنوقت اینها آنقدر مردم رو پایین میدونن و خودشون رو بالا که مردم در نظرشون حتی حق دیدن فیلم و ویدئو های گذشته رو ندارن چرا که در دیدگاهشان مردم نباید واقعیت را بدانند و باید آن چیزی را بدانند که خودشون میخوان مردم آن را بدانند.

     
  93. جناب نوری زاد درود

    شواهدی وجود دارد که نشان می دهد اکثر طرح هایی که در طول ۴۰ سال گذشته٬ بنام و به ابتکار جمهوری اسلامی قلمداد شده٬ شروع و یا حداقل مطالعات مقدماتی آنها برمی گردد به حکومت شاه. طرح هایی نظیر انرژی هسته ای٬ سدها٬ پتروشیمی و پالایشگاه٬ فرودگاه و …
    علاوه براین٬ اشاره ای دیدم در بخش پایانی کتاب «یکرنگی» زنده یاد بختیار در مورد هلال شیعی. بزعم ایشان محمدرضاشاه در پی بسط قدرت خود در میان شیعیان عراق و لبنان بود و بر همین اساس امام موسی صدر را به مأموریت به آن خطه ترغیب کرد و مورد حمایت قرار داد.
    بنظر میرسد٬ هدف قدرتهای جهانی در غارت منابع خاورمیانه که با سرکشی شاه محقق نشد٬ به ملایان واگذار شد. از همین روست که تنور جنگهای دینی و مذهبی میان مسلمانان و یهود٬ و شیعه و سنی٬ کماکان شعله ور است.
    بنظر من راز ماندگاری ملایان حاکم بر ایران علاوه بر جهل و نادانی مردم٬ ایفای نقش ماهرانه مزدوری است که قدرتهای جهانی برای آنها تعریف کرده اند. به تعبیری غارت منابع خاورمیانه ابتدا با شعله ور ساختن جنگهای ایدئولوژیک محقق گردید و اکنون با رقابت تسلیحاتی. دراین میان بازیگر اصلی تمام این بحران آفرینی ها٬ ملایان بی وطن هستند.

    در ضمن در پاسخ به آقای شفیعی بگویم که من شفیعی یا میرزایی نیستم. من شخصیت مستقلی دارم و کرمی هستم از لرستان

     
    • سلام و درود

      پاینده باشید جناب کرمی.
      متشکرم.

       
    • چناب کرمی من ///////////////////////////////////////////////////////// که همه بدبختی و رنچ و فلاکت ما از همین مزخرفات///////////////////////// است و خیانت پهلوی ها بخصوص محمد رضاشاه به مردم هم همین ضعف و واداده گیش در برابر این اراذل و اوباش /// بود!

       
    • وقتی میگن بیشعوری انتها نداره مورد همین کرمی هست که میگه جون زمان شاه یه طرحی رو کاغذ بوده پس افتخار انجامش توسط رژیم بعدی هم میشه مال شاه ، اخه بیشعور اگه من یه طرحی پوچی بدم که سفینه رو خورشید بشینه ، اگه ۱۰۰۰۰ سال بعد کس دیگه ای اون رو عملی کرد افتخارش به من بر میگرده یا اونها که عملیش کردتد؟ واقعا خلایق هر چه لایق

       
  94. سلام به نوری زاد و دوستانش
    با همدیگه
    نفوذ صهیونیسم در جهان را بررسی میکنیم

    آمریکا برای یهود
    شرکت های معتبر اروپا برای یهود
    اغلب شرکت های روسی برای یهود
    40درصد شرکت های چین برای یهود
    اسراییل برای یهود
    هزاران بمب اتمی برای یهود
    البرت انشتین ، یهودی
    زیگموند فروید ، یهودی
    کارل مارکس ، یهودی،
    پل ساموئلسون ، یهودی،
    میلتون فردمن، یهودی
    تلگرام سهام دار یهودی
    فیسبوک یهودی
    کوکاکولا یهودی
    هالیوود یهودی
    اینستاگرام یهودی
    مارک مشور پولو یهودی
    گوگل یهودی
    شرکت نوکیاسهام یهودی
    شرکت اینتل یهودی
    شرکت نستله یهودی
    شرکت آی بی ام یهودی
    شرکت بابیلون یهودی
    شرکت تیمبرلند یهودی
    شرکت لیمیت برندز یهودی
    شرکت جونز یهودی
    نخست وزیر روسیه یهودی
    نخست وزیر انگلیس یهودی
    رییس جمهوری پرتقال یهودی
    صدر اعظم اتریش یهودی
    نخست وزیر سنگاپور یهودی
    نخست وزیر کانادا یهودی
    نخست وزیر فرانسه یهودی
    وزیر خزانه داری امریکا یهودی
    وزیر دفاع آمریکا یهودی
    ترامپ یهودی
    بوش پدر یهودی
    بوش پسر یهودی
    کلینتون یهودی
    ریگان یهودی
    سی ان ان یهودی
    واشنگتن پست یهودی
    نیویورک تایمز یهودی
    فارسی ۱ یهودی
    روزنامه وال استریت یهودی
    700 شبکه آمریکا یهودی
    شیطان پرستان برای یهودیان
    بهاییت برای یهودیان
    انقلاب مخملی برای یهودیان
    بانک های اروپایی یهودی

    جالبه که بدونید یهودیا 0.2 درصد جمعیت جهان هستند!

     
    • اینشتاین را مستثنی کن چون او به اسلام گروید

       
    • صرفنظر از درستی یا نادرستی این لیست و آمار و اینکه همه این افراد واقعا یهودی بوده اند یا نه، یهودی یعنی کسی که معتقد و ملتزم به دین یهود و حضرت موسی علیه السلام است،و یهودی بودن لزوما بمعنی صهیونیست بودن و التزام به صهیونیزم نیست،و بسیاری از یهودیان در سراسر جهان با حزب سیاسی صهیونیزم و نماد آن اسرائیل مخالفند.
      ضمن اینکه بسیاری از افراد و شخصیت های موثر علمی،سیاسی و فرهنگی جهان از گذشته تاکنون مسیحی هم بوده اند و حتی ممکن است عدد آنان از یهودیان بیشتر بوده باشد.خلاصه التزام بمذهب و از جمله التزام به یهودیت و نصرانیت غیر از التزام به حزب صهیونیستی و دولت جعلی اسرائیل است.

      ——–

      درود سید مرتضای گرامی
      شاید سخن امیر به این بوده که مردمی (یهودی) با دو صدم جمعیت جهان، توانسته اند به این مراتب از ثروت و نفوذ و تأثیر دست یابند. شما زحمت بکشید و یک مورد از اینها را که در این چهل سال با بهره مندی از آموزه های نظام جمهوری اسلامی بدست آمده برای ما شماره کنید.(البته بجز نفوذ در سوریه و عراق و….و ویران کردن آنجاها و کشتن مردمان آنجاها) البته امیر اگر سخنش را به سمت کاشفان و مخترعان و نوبل گیران یهودی می برد، این فهرست به درازا می انجامید. راستی چرا در باره ی دو نوشته ی اخیر من سکوت فرموده اید. بسیار دوست می داشتم قلم توانای شما در باره ی فتواهای بیشعوری و فرهنگ مفتخواری چیزکی می نگاشت. ما را از نظرات اجتهادی خود محروم نفرمایید.
      بااحترام

      .

       
  95. مختار سنندجی ام

    مادربزرگم* روشنفکر نبود خوشبختانە
    فقط دوازدە سال داشت کە بە عقد پدربزرگ* در آمد. البتە پدر بزرگ هم کە بە توصیە پدرش برای تولیت شخص* پیر مقداد یا بە روایتی پیر مغان بە روستای پیرمغار میرود خود نوجوانی بیش نبودە. حاصل این ازدواج سە پسر و یک دختر(مادر) بود*. پدربزرگ فوت میشود در حالی کە هنوز مادر بزرگ بیست سالش نشدە بود. بعد از فوت شوهرش بە عقد برادر شوهرش* در میآید. او کە خود سە فرزند* داشت. نتیجە این ازدواج هم سە فرزند دیگر* کە جمعا میشود دە فرزند. برادر شوهر هم فوت میشود و مادر بزرگ کە هنوز سی سالش نشدە بود دوبارە بیوە میشود. لطفا یک لحظە درنگ کنید مخصوصا شما روشنفکران همیشە طلبکار. مادر بزرگ با دە فرزند قد و نیم قد کە بزرگترینشان پانزدە سال داشت میماند و حوضش. شوهر کە از شهر آمدە بود نە زمینی داشت و نە مالی تا برای بیوە و فرزندانش بە ارث بگذارد. مادر بزرگ بە ناچار دست فرزندانش را میگیرد و پرسان پرسان* بە شهر میآید و بە خانە پدر شوهر بلکە از ارث و میراث شوهرهایش چیزی بە این یتیمان برسد. پدر شوهر و مادر شوهر کە از دنیا رفتەاند و بازماندگان بە او توصیە میکنند از همان راهی کە آمدە برگردد” زنیکە پر روی دهاتی”. مادر بزرگ کە نە راه رفت داشت نە برگشت بە دعوت و لطف احمد خان سیاناو، مالک روستاهای دانان و سیاناو بە آنجا میرود تا بر روی زمین آنها کار کند با این امتیاز کە بە حرمت مەڵاژن* بودن، مالکانە ندهد. این برای مادر بزرگ یعنی خوشبختی شش دانگ. یک لحظە دیگر درنگ کنید مخصوصا شما روشنفکران همیشە طلبکار. مادر بزرگ با پنج دختر و پنج پسر خوردسال و نوجوان دست بە کار میشوند. اول یک خانە میسازند. پسرا رو زمین خان کشاورزی و دامداری میکنند. دختران هم شیردوشی، تپالە درست کردن، جارو کردن، ظرف شستن،آب از چشمە آوردن و قالی بافی، مادر بزرگ هم نان پختن و آشپزی*. این زندگی برای همە آنها عین خوشبختی بود یک خوشبختی شش دانگ. مخصوصا وقتی برادرا، غروب از دشت* برمیگشتند و همە شام گرم میخوردند. مادر بزرگ میگفت: جوهر زن، ناموس است و جوهر مرد، کار. مادر بزرگ روشنفکر نبود اما درد و بلاش بخورە تو سر همە روشنفکران بیعرضە همیشە طلبکار.
    …………..
    *١مریم
    *٢صالح
    *٣ در کوردستان بە مرقدهای مقدس میگویند شخص. چیزی معادل امامزادە
    *٤بها، طها، انیس خانم(مادرم) احمد
    *٥حسن
    *٦سعدیە،عالیە،سعید
    *٧عطیە،طوبی،حسین
    *٨ یک اصطلاح کوردی است بە معنای پرسیدن آدرس از افراد متعدد
    *9یک اصطلاح کوردی بە معنی همسر ملا
    *١0خاطرات مادر
    *١١ یک اصلاح کوردی بە معنی زمین کشاورزی یا باغ

     
  96. جانباز جنگ هستم

    اشگ چشم
    اشگ شادی اشگ غم
    اشگ از برای خود واشگ برای دیگران
    گریه بر حال خود وگریه بر حال دیگران
    گریه بر حال خود سبک تر وقابل تحمل تر است
    ولی گریه بر حال دیگران سنگین تر وغیر قابل تحمل تر
    گاهی انسان برای خطای دیگران ونادانی وجهالت ااشخاصی گریه میکند که انها را دوست دارد ولی انها دچار خطایی می شوند که موجب افت وجود وشخصیت انهاست اینجا گریه خیلی سخت تر است
    مثلا گریه بنده به حال روزگار فعلی هنرمندم عزیزم اقای ابراهیم حاتمی کیا که یک شخصیت ارزنده ومفید و دوست داشتنی است که از صمیم قلب ارادت داشته ودارم
    ولی وقتیکه لحظه بوسیدن او را توسط سردار قاسم سلیمانی این چهره منفور ملت را مشاهده میکنم به حال وروزگار ایشان گریه میکنم که او را به چه وضع فلاکت باری کشاندن
    حیف از این چهره مردمی ودوست داشتنی
    مکاران روزگار فعلی جمهوری اسلامی از چنین چهره هایی خوف وهراس دارند اول سعی میکنند انها را به اردوگاه جهنمی خود فرا خوانند اگر نشد ترور شخصیتی انجام دهنده اگر جواب نداد یا به بند بکشند یا سلاخی کنند اول سعی بر همان گزینه اول دارند که که بهره برداری سیاسی نمایند وجولان دهند که بله این ماییم
    ولی حیف بود که حاتمی کیا با ان کیاست وزرنگی طعمه شود این اشتباه حاتمی او را از اوج عزت مردمی پایان کشید گاهی یک اشتباه انسان را بیمار وبیچاره میکند
    ودرست بر عکس ان یک انتخاب قشنگ ومردمی قرنها عزت وافتخار می افریند
    مگر انهایی که به اوج اقتدار وسربلندی وعزت جاویدانی دست یافتند فقط با یک عمل خداپسندانه ومردمی نبود
    مانند پوریای ولی وغلامرضا تختی
    کسانیکه مردم را به حکومت ظلم وجور مقدم دانسته وهمپا وهمیار مردم باقی مانند
    دریغا وصد افسوس که خیلی ها مردم را به حکومت فروختند
    واز مردم حمایت نکردند وکنار مردم نماندن
    شما ببینید بین دو هنرمند بزرگ خواننده جناب گلپا وگلریز کدامیک جایگاه مردمی بیشتری دارند کدامیک نزد ملت محبوب تر
    هستند گلپا یا گلریز
    به نظر حقیر با توجه به عدم فعالیت گلپا از طرف حکومت
    از ایشان یک چهره دوست داشتنی ومردمی برای همیشه به یادگار خواهد ماند
    گاهی یک رفتار مطلوب مردمی غوغا میکنذ
    وبار دگر صد افسوس به هنگامیکه رییس صد ا وسیما به طور نمایشی وسالوس صفتی به ملاقات یک شخصیت بزرگ هنری میرود ایکاش این هنرمند محبوب قلب ها جناب نصیریان عزیز لب به سخن می گشود وگلایه خود را نسبت به هنرمندانی چون ناصر ملک معطیعی وفردین وگلپا وایرج واستاد اواز شجریان ووو را اعلام می نمود که اگر چنین می شد
    بر اوج عظمت واقتدار وعزت خود قوت می بخشید ومهر ومحبت مردمی را نسبت بخود فزونی
    امیدوارم که شخصیت های هنری وپیشکسوتان عرصه هنر مردم را در این اوضاع بحرانی گشور ودر سایه ظلم وستم جور تنها نگذارند
    مردم مظلوم ونجیب ایران امروز شدیدا به حمایت شما عزیزان نیازمندند
    عزت زیاد بامید ریشه کن شدن ظلم وستم وجور
    محمدی شهریار
    ۹۷/۱۱/۱۸

     
  97. سلام دوست عزیزم
    دیروز به اکراه وعلی رغم میل باطنی در مراسمی شرکت کردم
    روحانی گردن گلفت وشکم کندی داشت از مصیبت بانو فاطمه زهرا میگفت که پهلوی فاطمه بین در ودیوار شکست وچه کشیدند فرزندان فاطمه وتعدادی حضار بیچاره هم با شیون وناله فریاد می زدند وبرای بانو مانند ابر بهاری اشگ میریختند
    بنده نه به گفته های ان روحانی کار دارم
    ونه مصیبت های وارده به فاطمه زهرا را انکار میگنم
    ونه به ان اه وناله حضار
    فقط میخواهم به این جماعت بی فکر وبدبخت بگویم فاطمه زهرا به چه دلیل وبرای چه این همه مصیبت ورنج کشید چه چیزی را می خواست بدست بیاورد وهدفش از اینهمه مبارزه چه بود که حاضر شد برایش اینهمه جانفشانی کند

    منهم در بین حضار حضور داشتم
    وبا خودم گفتم بمیرم برای ان اقایی که در جوانی بدنش با چاقوی ملاها سلاخی شد وسپس بدن پاره پاره اش به اتش کشیده شد
    چه کشیدند پدر ومادر وفرزندان ان شهید راه حق
    بمیرم برای مادر پیر وعلیلی که فرزندش وتنها حامی اش ستار بهشتی را انگونه فجیحانه به قتل رساندن
    بمیرم برای انهایی که جرعت نمی کنند برای فرزندان کشته ومفقود خود توسط ملاهای نابکا ر مراسم بگیرند وووووووووووووووووو
    خلاصه کلام من اول برای مردم بیچاره و بی خبر افتاده در جهالت میگریم سپس برای این ملک ومملکت همان از نوع گریه فاطمه زهرا
    الهم نورا فی بصیری وسلامتا فی عقلی ونجاتا فی جهلی
    محمدی شهریار

     
  98. درود آقای نوریزاد عزیزم ساعت ۳ بعد از ظهر امروز یه دیداری دارم با شهردار محترم داووس و گرابوندن . این فیلم رو میخوام نشون بدم و براشون ترجمه کنم. تا بیشتر آشنا بشوند با محبت و دوستی و همدردی شما و تمام معترضین زخم خورده نسبت به هم. و سادگی و زندگی بانو گوهر عشقی عزیزمان

    سلام آقای نوریزاد عزیزم
    از ته دل خوشحالم چون تونستم دیدار موفقی داشته باشم و از حاکمان مستبد و دیکتاتور ایران صحبت کنم. خیلی سعی کردم کوتاه اما جامع صحبت کنم. از ستار و خانم گوهر عشقی صحبت کردم از مبارزات و حمایت ها و بازدید شما از خانواده های ستم دیدگان و کشته شدگان در اعتراضات صحبت کردم خیلی مشتاق بود در مورد خانم ستوده و خانم نرگس محمدی بگویم و هر آنچه که برای این عزیزان اتفاق افتاده را کوتاه توضیح دادم و ذکر کردم این عزیزان افراد شناخته شده هستند که اینطور تحت شکنجه و ظلم قرار میگیرند اما هزاران هزار معترض هستند که اسمی ازشان نام برده نمی‌شود اما در بازداشتگاه های مخفی فرقه تبهکار تحت سخت ترین شکنجه ها قرار میگیرند و کشته میشوند.
    چند عکس از تابلوهایتان وعکس با خانم عشقی و همین عکس پروفایلتان و چندین عکس از خانم قلیان و اعترافات اجباری در ایران را.
    سعی کردم سفیر خوبی باشم از طرف همه شما عزیزان که میدانم متحمل چه مشکلاتی هستید در ایران

    خیلی برایشان مهم است مسائل ایران و کاملا پیگیر تمام مسائل هستند من احساس میکردم برایشان مهم نیست مسائل ایران اما کاملا اشتباه میکردم.

     
  99. نــخــســت وزير ژاپــن اينــجــورى بــه ديدن ســيل زدگــان رفــت و زانــو زد
    نــه بــاديگــاردى داشــت و نــه از دور ســخــنــرانــى كرد ،بــا كفــش هم نــرفــت رو زنــدگــيشــونــ
    بــراے همــیــنــه ژاپــنــیــا مــوفــقــن،مــســئولــیــن خــودشــون رو بــرتــر از مــردم نــمــیــدونــنــ
    حــالــا بــیــا مــســؤلــان مــا را بــا خــدم و حــشــمــشــون را نــگــاه ڪــن ،خــودشــون فــڪــر مــیــڪــنــنــد ڪــه خــدا شــدنــ،اماشــمــا فــقــط زالــو هســتــیــن و بــســ

     
  100. جناب نوری زاد

    یه مسلمان، یه یهودی، یه مسیحی و یه آتئیست به یه کافی‌شاپ رفتن، اونها صحبت کردن، خندیدند، نوشیدن و دوستای خوبی برای هم شدن!

    این یه جوک نبود؛ این اتفاق میفته وقتی احمق نباشیم.

     
  101. دین، منظره‌ا‌ی از توهم توده

    ما برای کسانی که باورهای فاقد توجيه عقلانی دارند نام‌هايی داريم. هنگامی اين باورها بسيار شايع باشند آن افراد را دين‌دار می‌نامیم، در غير اين صورت معمولن ديوانه، روانی يا خيالاتی نامیده می‌شوند. مسلمن عقلانيت در جماعت است. در ضمن، اين يک تصادف تاريخی صرف بوده که در جامعه‌ی ما باور به خالق جهان نرمال شمرده می‌شود، اما اگر فکر کنيد که خدا توسط ضربات قطرات باران بر پنجره‌ی اتاق خواب‌تان با شما ارتباط مورس برقرار می‌کند، بيمار روانی محسوب می‌شويد و به اين ترتيب، گرچه مردمان دين‌دار معمولن ديوانه نيستند، اما باورهای اصلی‌شان مطلقن ديوانه‌وار است.
    آتئیسم (بی‌خدایی) چیزی نیست جز استدلال‌های عقلی افراد معقول در برابر توجیهات ناموجه دینی.

    آتئیست انکار خدا نیست، غیر عقلانی است که ما چیزی را که کوچک‌ترین باوری به وجودش نداریم انکار کنیم؛ ما در ساده‌ترین تعریف باور به وجود هیچ خدایی نداریم چیزی که تعبیر به انکار می‌شود همان رفلکس‌های ما در برابر ناتوانی باورمندان در جهت توجیه موهومات‌شان است صد البته که ما موهومات را انکار می‌کنیم.
    حاکمین قدرت و اربابان دین و تمام مدعی‌ها و مُبَلغ‌ها و مروج‌ها که بر طبل توهمات خدایی و دین می‌کوبند از خود هیچ قدرتی ندارند. قدرت آن‌ها بر جهل مردم باورمند استوار است، می‌توان اینطور گفت که با خرج خودشان آن‌ها را به بردگی و فلاکت می‌کشانند.

    ایمان قطعیت به وجود چیزی است که احتیاج به اثبات ندارد و بی‌اثبات باید پذیرفته شود. تلاشی مفلوکانه برای تثبیت ایمانی مچاله که منشاء آن پوشش ترس درونی است.
    با این‌همه تلاش که قرن‌هاست می‌کنند خدای آن‌ها هنوز از آن شکل سنتی و اولیه خود خارج نشده و همیشه در جاهایی جا می‌گیرد که هیچ علم و منطقی نمی‌تواند آن را توجیه کند. خدای آن‌ها، خدای حفره‌هاست، پادشاه شواهد پنهان!

    – سم‌هریس (عصب‌شناس و فیلسوف)

     
  102. آذر هستم از آذربایجان

    محمد نوری زاد:

    به اندوهی که در چهره ی این مادر پاوه ای خانه کرده، نیک بنگرید! این روزها بر در و دیوار شهر نوشته اند: چهل سال سرفرازی! یعنی جمهوری هردمبیل اسلامی، برای مردم ایران، چهل سال سرفرازی و رفاه و رشد و آگاهی و آزادی و انسانیت و پاکدستی و اخلاق و ادب و قانون‌گرایی و رفع تبعیض پدید آورده!

    اندازه ی سرفرازی جمهوری اسلامی را باید از مادر صانع ژاله پرسید! که برادران در ۲۵ بهمن ۸۹ زحمت کشیدند و با تیر مستقیم، این جوان دانشجوی هنرمند پاوه ای را در خیابانهای تهران از پای در آوردند!

    —–

    آذر:

    نگاه این مادر ( خانئم نه نه ) منو داغون کرد آنهم چه داغون کردنی.

    اون معنی که برای کلمه ی ” خانئم ” نوشتم یعنی تو خان هستی ولی مونث هستی. مترادف بیگ برای مردان ، به درستی که لایق این زن بزرگ میباشد.
    این زن میتواند ملقب باشد به : خانئم ، خانئم نه نه ، سولطان نه نه ، خانئم سولطان ، خانئم بیگ ( البته بیگ مختص جنس مذکر میباشد ولی من نمیتوانم بر احساسم که ایشان را ملقب به صفت بیگ میکند غلبه کنم ) ، جان جان نه نه ، بیوک نه نه ، سردار نه نه ، …
    من یک زن عمو داشتم بخاطر شیر زنی اش بهش میگفتند : عرب زنگی = حرف ن ساکن ، یه مار هم به این نام میگویند و البته این صفتی که به زن عموی من میدادند بار مثبت داشت و بخاطر سلحشوری بهش میگفتند ، میگفتند بسیاری از مردان روستا از او میترسیدند ، به هیچ وجه شرور نبود اتفاقا بسیار هم مقید بود ، کار بلد بود ، اندازه ی چند مرد میتوانست کار کند.
    یه چیزی در مورد ایشان خدمت باسعادت شما عرض کنم که کیف خواهید کرد.
    در حیاط خانه یشان چند کارگر کار میکردند در بین آنها میچرخید ، وقت ناهار میشود در سایه دیوار حیاط به کارگران ناهار میدهد و ناهار رو میخورند و جمع میکند حامله بوده ، شکمش درد زایمان میگیرد ، هیچ کس نبود ، در اتاق به تنهایی زایمان میکند ، جفت بچه رو میبرد یه دختری از فامیلها به پیش او میرود ( شاید دختر خودش ) وضع رو میبیند فورا به خونه ی عمه ی من میرود که بیا اینجوری شده ، عمه ام تعریف میکند فورا به سمت خونه ی زن عمویم میدود ، میگوید وقتی که وارد شدم دیدم همه ی کارها رو خودش به تنهایی کرده و در حیاط هیچ کارگری این موضوع رو نفهمیده و کارگران در حال کارند ، بچه رو گرفتم و به کارگران نشون دادم ، همشون مات و مبهوت میمانند که این زن همین الان پیش اونا بوده و تعجب میکنند کی رفته و زاییده ؟ موقع زاییدن بخاطر حب و حیا کوچکترین صدایی ازش درنمیاید و عمه ام میگفت همون لحظه زن عموی ما بلند میشود و به کارگران چای درست میکند، میگفت حتی ثانیه ایی نمیخوابد یعنی استراحت نمیکند. عمه ام میگفت وقتی رسیدم که همه ی کارها رو خودش انجام داده بود و هیچ کاری نمونده بود که انجامش بدهم.
    این زن شجاع بود تعریف میکردند در ایامی که هنوز عروس بوده با میرباشر به وقت خرمن سر یه موضوعی دعوا میکند با او بگو مگو میکند که کمتر مردی این جرأت را داشته. البته عمویم نیز اگر الان بود چندین بار قوی ترین مرد جهان درمیامد. فوق العاده قوی بوده با قدی بلند و پهنای شانه هایش بسیار عریض و ضمن بدون شکم.

     
  103. فریادهای یکی فعالان محیط زیست در دادگاه
    مردم! من را شکنجه کردند، به زور اعتراف گرفتند
    نیلوفر بیانی، فعال محیط زیست بازداشت شده در دومین جلسه دادگاه اعلام کرده که بارها توسط ماموران مورد ضرب و شتم قرار گرفته و تهدید شده است.

    او در دادگاه رو به دیگران کرده و فریاد زده “اگر شما رو هم مثل من به آمپول زدن تهدید می‌کردند، اعتراف می‌کردید! مردم این چند ماه من را انفرادی نگه داشتند، کلی زدنم و به زور اعتراف گرفتن، دارن منو میبرن پیش صلواتی اعدامم کنن”

    بیش از یک سال است که فعالان محیط زیستی در زندان دو الف وابسته به اطلاعات سپاه در بازداشت به سر می برند و پس از گذشت یک سال بی آنکه حق انتخاب وکیل داشته باشند با وکلای انتصابی از سوی قضای صلواتی در دادگاه حاضر شده اند.

    در این پرونده فعالان محیط زیست به جاسوسی متهم شده اند وکاووس سید امامی نیز در زندان جان خود را ازدست داد . هیچ کس نمی داند چه بر آنها طی این یک سال در زندان رفته است و در معرض چه برخوردهایی قرار گرفته اند و معمولا نیز خانواده هایشان همراه با ماموران اطلاعات سپاه با آنان دیدار داشته اند.

     
  104. به نظرم انقلاب یک تراژدی است.
    هم برای انقلابیون ، هم برای ضد انقلابیون، هم برای نسل آینده..

    شاهدش هم این مرد است.
    با این قیافه خنده دارش.

    شگفت انگیز است که سرنوشت انسان هایی را به دست او سپرده باشند. او در دادگاه انقلاب می نشست و برای سرنوشت انسان ها تصمیم می گرفت. تراژدی واقعی.

     
  105. جناب آقاي آيت الله سيد علي خامنه اي رهبر جمهوري اسلامي ايران

    با احترام ؛

    آدم هاي ساكن بر روي كره زمين ، همانسان كه ؛مخلوطي از چند عنصر در هنگام وپس از ريخته شدن در حوضچه آبي سنگين وساكن ، به نسبت وزن مخصوص شان ته نشين ميگردند، در عرصه اجتماعي ودر پيشگاه داوري تاريخ نيز ، هريك به نسبت بخت وشانسي كه در جريان هاي متلاطم زندگي به آنها روي مي گشايد، در دو گروه كلي بشري ، دسته بندي ميشوند.
    دسته اول ؛گروهي از ابناي بشر هستند كه از نعمت شانس بدور مانده و به گردونه ي تاريخ نزديك نمي شوند . به زباني ديگر،شانس وبخت وارد شدن به تاريخ را پيدا نمي كنند.
    واما؛دسته ي دوم ، در حوزه هايي چند منجمله شجاعت وشهامت ، سلطنت (اكتسابي وموروثي) ، علم وفن ، ادبيات وهنر، اخلاق وسياست و…. – خواسته يا ناخواسته ، هدفمند يا بي هدف ، باهمت اراده ويا تصادفي – وارد تاريخ ميگردند .
    نا گفته پيداست ؛ قاعده وقانون ِثنويت ِنيك وبد ، روشن وتاريك ، … وحتي بهشت وجهنم نيز در تداوم تاريخ ، صفت ناشي از كار كردي ي خوبي و بد ي را برچسبي ماندگار ، در خوشنامي وبد نام ماندن در وجدان عمومي به انسان هاي وارد شده در تاريخ ، پيوند مي زند.
    بي شك مقيم ِمقام رهبري جمهوري اسلامي ؛ از گروه وارد شدگان در تاريخ هستند كه چه بخواهند وچه نخواهند، معرض انتخاب چنين صف ورده اي از باشندگي در باشندگان مثبت ومنفي تاريخ را در پيش ِرو ، داشته وخواهد داشت .
    ولذا با استعانت از آئين اعتقادي حاكم بر كشور ، كه؛ شور ، مشورت، امر بمعروف ونهي از منكر را از واجبات مسلماني بر شمرده والتزام عمل به اين دو بنيان فرعي ِدين را بر هر مسلماني بي در نظر آوري ي موقعيت اجتماعي ، جنس وسن،فريضه قرارداده است ، به حضرت ايشان توصيه مينمايد ؛ تا دير، نشده با تفكري عبادي -اسلامي،و وارد شدن در صف ابرار ونيكان ِتاريخ ، پيش تراز آنكه فرصت وزمان فوت شود وامكان پذيرش اداره امور مملكت از جانب مصلحين جامعه – همچون اواخر ِدوران سلطنت پادشاهي – به بن بست برسد ،با سپردن اداره امور مملكت به توانمندان ِصالح ِاهل ، كه دل در گروي سعادت ملت دارند ، مبادرت به برچيدن بساط تشكيلات نظارت استصوابي وسازمان هاي همانندِموازي ِآن ،بحكم نص اصل قانون اساسي كه به شخص رهبري اجازه برگزاري همه پرسي ملي( رفراندوم) را اعطاء نموده است، در صدد رفع مضايق قانوني برآمده تا متعاقب آن مردم ايران بتوانند با توسل به انتخاباتي آزاد ومورد تأييد سازمانهاي صالح جهاني ، به سپردن امور به نمايندگان واقعي شان ، موجب نجات كشور از سقوط حتمي در ورطه نا بساماني وعقب ماندگي ها گردند.
    نا گفته پيداست؛ اقدام به چنين حركت معقول وخدا پسندانه موجب خواهد شد تا هم ممرِنجات گروه اندكي از باشندگانِ سليم النفس ِعاشق خدمت ، كه بهواي خدمت به خلق خدادراين گرداب فساد گرفتار آمده و از فراواني وشدت فساد وغارت رايج قادر به ايفاي نقش وارائه آثاري نگرديده ونمي توانند گردند، فراهم آيد وهم اينكه پرچم ماندگار صلحاي دين وآئين مسلماني را بردوش تاريخي تان استوار نمائيد كه منتهاي بهره گيري از شانس عنايت پروردگاري ست.
    ويقين متقن است كه در آنصورت ، ملت بزرگ ايران، باب عفو ورحمتش را نيز باعتبار خصلت گذشت ومردانگي ايراني ، بر روي شما نخواهد بست تا متضمن خير دنيا وآخرت ، براي شما وموجب شادي وآسايش عمومي بندگان خدا گردد.
    خليل خليلي پور دارستاني

     
  106. درود استاد عزيز
    در مورد فرهنگ مفت خواري نوشته ايد. غيراز حوزويان كه يد طولايي در اين خصوص دارند ، اين موضوع بدجوري گريبان مردم ما را گرفته است. اگر به اين قضيه دقيق شويم ميبينيم كه تقريباً بيشتر مردم ايران به مفت خواري عادت كرده و اين مسأله بصورت فرهنگ درامده است.
    به چند مورد مفت خواري اشاره گذرايي ميكنم
    بعد از انقلاب خانه ها و زمين هاي وابستگان رژيم ويا حتي ثروتمندان غير وابسته به ان توسط نهادهاي انقلابي مصادره شد و در روستاها و شهرهاي كوچك به زمين هاي كشاورزي زمين داران بزرگ حمله كرده و با تخريب تأسيسات ان، زمين ها را به تصرف خود در اوردند در واقع مفت صاحب زمين شدند و بعضاً بعد از مدتي به فروش رساندند. در منطقه خود ما چند مورد داريم كه نيازي به اشاره به ان نمي بينم.

    يكي ديگر از مفت خواري ها گرفتن يارانه توسط افراد غير نيازمند است. كساني كه در امدهاي چندين ميليوني دارند حاضر نيستند از چهل وپنج هزار تومان بگذرند!
    ايا اين مفت خواري نيست؟
    شما بارها حمله مردم به غذاهاي نذري را ديده ايد. در واقع چون يك وعده غذاي مفت است انگونه رفتارها را ميبينيم. ويا ايستگاههاي مثلاً صلواتي كه چاي و خرما و شربت ميدهند، چه غوغايي به پا ميشود براي ان؟!
    از ديگر مفت خواري ها ايام محرم است كه ميليونها نفر زن و مرد در تكيه ها و حسينيه ها فقط براي خوردن حاضر ميشوند و اگر بساط شام پهن نباشد اندكي شايد در ان مجالس حاضر شوند. البته اين مورد دقيقاً به تعاليم حوزويان ربط دارد.
    ديگر از مفت خواري ها سر و دست شكستن مردم در صف هاي توزيع مواد كميته اي و يارانه اي است كه بارها شاهد نزاع و درگيري و حتي قتل بوده ايم.
    كدام ملت را سراغ داريم كه بمانند مردم ايران رفتار كنند؟!
    يك ضرب المثل داريم كه ميگويد مفت باشد كوفت باشد. يقيناً اين رفتار كه به صورت يك فرهنگ در جامعه ايراني در امده است به واسطه حاكميت مطلق مفت خواران است. هيچ راه و چاره اي براي اصلاح اين عادت بد نداريم جز برداشتن اين سنگ و سد بزرگ كه همان رژيم منحط وضد انساني است كه مردم ما را به اين روز انداخته است.
    به اميد پيروزي

     
  107. محمد نوری زاد

    خبردار شدم امیرحسین نجفی، فرزند جناب محمد نجفی – وکیل شازندی – در یکی از بیمارستان های اراک بستری و جراحی شده است. برای این پسر خوبم سلامت و بهروزی، برای مادرش صبوری، و برای پدرش که اکنون در همان اراک تنها و تنها بجرم پاک بودن و دزد نبودن و سخن حق گفتن زندانی ست، پایداری آرزو می کنم.
    محمد نوری زاد
    بیستم بهمن نود و هفت – تهران

     
  108. آقاي نوريزاد عزيز:
    آيا واقعا حكومت جمهوري إسلامي آنگونه كه نوانديشان ديني در بيانيه شان متذكر شده اند، بازتوليد همان استبداد سلطنتي است؟ اين شباهت سازيهاي تقليلگرايانه به آنجا منجر نميشود كه كورچمشي تاريخي ما همچنان ادامه يايد و نتيجه اش آن بشود كه از ديدن تفاوتها و تمايزات دربمانيم و به روال تاكنونيمان دوغ و دوشاب را از هم تميز ندهيم؟ خودآگاه يا ناخودآگاه، آيا تبليغ اين تلقي كه استبداد، استبداد است، چه ميخواهد از نوع شاهيش باشد يا از نوع شيخي آن ، مگر زمينه ساز يك عمل فريب دهنده نيست كه ميكوشد با شلوغكاري و خلط مبحث نأن نيت پشت پرده و رقابتهاي سياسي خود را بر ذهن ساده انگار مخاطب خود به تنور بزند؟
    اين دوستان كه براي جاانداختن فهمشان از إسلام عزيز! همواره كوشيده اند مو را از ماست جداكنند و از هيچ حديث و روايتي به نفع خود چشم نپوشند، چگونه است كه همه تاريخ ايران را سر و ته يك كرباس ميكنند و حكم ميدهند كه استبداد ديني بازتوليد همان استبداد دوهزار و پانصد ساله سلطنتي درايران است؟
    براي اينكه إثبات بكنيم نظام جمهوري مطلوب و مورد نظر ما بر نظام مشروطه مرجح است، در اين مسير كدام انگيزه و نيت و تمايل هنوز ناشناخته، ما را واميدارد كه فراز و فرود تاريخي دوهزار و پانصدساله يك سرزمين را نبينيم و بكوشيم بر گنجينه تاريخي آن رنگي از بيرنگي بپاشيم؟
    آيا اين نوع ساده سازيها از همان انگيزه و عادتي رنگ نميگيرد كه با سياه جلوه دادن تاريخ پيش از ورود إسلام به ايران، ميكوشد براي اين هزار و چهارصد سال اين حضور ويرانگر اعتبار و آبرو بسازد و در آشفته بازار ذهني و تلقي كودكانه ما از تاريخ بنجل خودساخته اش را بقيمت گزاف بفروش برساند؟

     
  109. دوستان دورد
    دین مهلک‌ترین بیماری روانی است

    ‏زکریا هفت ساله که با مادرش برای زیارت پیامبرشان محمد میرفت،
    وقتی راننده تاکسی متوجه شد، شیعه هستند،
    ایستاد،
    زکریا رو گرفت،
    شیشه ماشین رو شکست،
    سر زکریا را برید…..
    جلوی چشم مادرش!!!
    مادرش فریاد زد مسلمونا به دادم برسید،
    خدایا به دادم برس،

    نه محمدی که برای زیارتش رفته بود، و نه خدایی که از مادر مهربانتر است، کاری نکردند، خب حتما حکتیمست دیگر، مگه نه مسلمان؟
    کاری که “دین و مذهب” کرده،
    دادن “بهانه” جدید به بشر برای جنگ و دشمنی و جنایت است!
    تا روزی هم که بتوان از دین و مذهب،به پول رسید تبلیغ خواهد شد!

    فرقی بین مذاهب نیست! همشون منبع درآمد، بدرد نخور و سرشار از خرافات و دروغ!
    پیروان تمام مذاهب هم خدا رو برای اینکه تنها گروه بر حق هستن شکر میکنن! و خدای یکدیگر را قبول ندارند….
    خدای هر دین دستور به قتل پیروان خدای دیگر داده، و اگر امروزه کمتر چنین مسائلی را میبینید، به خاطر وجود قوانین حقوق بشر است که مانع میشود، وگرنه اسلام و پیروان آن، وظیفه دارند هر روز جنگ کنند و فقط کسانی که از اسلام پیروی کنند، در امان بمانند، و مابقی کشته شده، سرشان را ببرید و زنانشان را به تملک بگیرید…

     
  110. قسمت – ۲

    با هزاران آقایان ته ریش دار و انکارد کرده و پیرهن سفید بی‌ یقه در ستوه مختلف مدیریتی – نا کار آمد، بیسواد و کم سواد ، غیر متخصص استاد سؤ مدیریت و آغشته به فساد اداری و مالی‌ و اختلاس و دزدی و آویزان دیوان سالاری انگلی در بخش‌های گوناگون عریض و طویل دولتی و خصولتی و تعاونی و از همه مهمتر با متولیان و مدیران فاسد نظام و ساختار فاسد بانک مرکزی و شبکه بانک‌ها و موسست پولی‌ و مالی‌ و صندوقات پس انداز و بازنشستگی کارگران و کارمندان نهاد‌های گوناگون که اموال مردم را به مانند غایر خان و ترکان خاتون به یغما برده چه می‌کنید؟

    من به عنوان یک تکنوکرات که بیش از دوسوم عمر خود را در غرب به سر برده و با فرهنگ و تاریخش به خوبی‌ اشنایی دارم بر خلاف آنچه که انتظار میرود بمراتب ناقد بینش و منش و رفتار سیاسی افرد تحصیل کرده و ته ریش زده و پیرهن آخوندی پوشیده مدعی “ژن برتر” امثال دکتر نجفی فارغ تحصیل ام- ای- تی و دکترعارف فارغ تحصیل دانشگاه استنفورد رانت خوار و انگل دیودکتر سالاری هستم تا امثال پناهیان و اژه‌ای فارغ التحصیلان مدرسه حقانی؛

    یک نظری به اسامی اعضای حزب کار گذاران (حزب رستاخیز اسلامی و حزب خانوادگی هاشمی ) بزنید ببینید که در مقابل هر روحانی معمم چند تکنوکرات خوشنام و سالم و شایسته و لایق بدور از سؤ مدیریت و فساد مالی‌ و اختلاس پیدا می‌کنید؛

    نوربخش، نعمت زاده، جهانگیری، شریعتمداری، زنگنه، کرباسچی، آخوند زاده، ترکان، کلانتری،…….کدامیک از این‌ها میتواند مستقل از دیوان
    سالاری و رانت خواری برای خود کسب و کاری بپا کنند، کار افرینی برای دیگران و جوانان بیکار به جای خود چه رسد به این که نسخهٔ ایرانی بیل گیت و استیو جابز ، دکتر پورشه و یا آقایان هوندا یا سونی یا هیوندای بشند.

    از ظل السلطان و رضا شاه و آریامهر و جمشید آموزگار و هزبر یزدانی و برادران خیامی و برادران رفیق دوست و افراشته و ریخته گران و فاضل
    خداداد و بابک زنجانی ، هدایتی و سرداران محصولی و احمدی مقدم و رویانیان و قرار گاه خاتم الانبیا نه پادشاه سوئد، نه آقای لوازم خانگی سامسونگ، نه شرکت نفتی‌ توتال نه صنایع هیوندایی زأییده نمیشه.

    سپاس

     
    • سلام و درود

      جناب کاوش قطعاً مقاله را برای خوانندگان نوشته ای، ولی این نوشتار شبیه مقاله که دارای مقدمه و متن و نتیجه گیریست نمیباشد. نحوه نگارش و انشایش هم طوریست که کل زحماتت را بباد داده چونکه براستی مفهوم نیست. ابداً قصد ایراد گیری و کل کل بیهوده ندارم، انگار ترجمه تحت
      اللفظی از زبانی دیگر است که ویرایش نشده است. شما از نزدیکترین دوست و همفکرت بخواه تا در غیاب خودت و بدون توضیحات حضوری و شفاهی آنرا نقد کند تا صحت عرایضم معلوم شود.مقاله بایستی گویا و واضح باشد و اگر نکته ای دارای ابهام است و ممکنست عموم خوانندگان آنرا درک نکنند یا به یک معنا نگیرند در پرانتز یا پانوشت ابهام زدایی شود. لطفاً در صورت امکان آنرا طوری اصلاح و باز نویسی کنید که اکابری و غیر اکابری آنرا درک کنند. انگار درس انشاء را جدی نگرفته ای ؟! .

       
  111. با سلام و درود
    قسمت – ۱

    تاریخ رستگاری، افسانه ها، و اسطوره‌ها و جهان بینی‌ و معرفت شناسی‌ زاده و پرورده شده در هلال حاصلخیز یا سرزمین وحی از حضرت آدم تا حضرت خاتمت و اهل بیت مطهر و تمامی متفکرین، فقیهان و علمأی سینه چاک و مومن و معتقد درازنای تاریخ ساسانیان فارس و ترک و مغول و عرب میان رودان, از الکندی اولین فیلسوف اسلامی نو افلاطونی در آغاز قرن ۹ میلادی یا سال ۱۸۵ هجری گرفته تا آقای جوادی آملی حی‌ و حاضر فیلسوف اصول گرای “دیاثت” و سعید حجاریان فیلسوف اصلاح گرای “تدلیس” با همهٔ ظرفیت‌ها و قابلیت‌های ایمانی و عقیدتی، سیاسی و اجتماعی و تاریخی به مثابه پشتوانه، تکیه گاه، جایگاه، و خاستگاه فرهنگی‌ و تمدنی طیف وسیعی از اقشار مرفه فرا دستی‌ دیوان سالاران، نظامیان بلند پایه، تجار و بازرگانان (بعضا یا عمدتا تازه به دوران رسیده از برکت انقلاب و دسترسی‌ به دلار‌های نفتی‌ عمو سام) و بازاریان میانی و فرودستان شهری و روستایی را در ساختار‌های صنفی خاص خود،در طی‌ قرون شکل داده.

    اگر فرض کنیم که مجموعه متنوع و گسترده صنف روحانیت از طلبه صفر کیلومتر گرفته تا آیات عضام و خود مقام معظم ولایت نه ۲۰۰ هزار نفر یا ۵۰۰ هزار نفر بلکه از یک صنف یک میلیونی تشکیل شده باشد و به فرض محال بشود تمای اعضای این صنف را نه طبق توصیه متمدنانه جناب نوریزاد و استاد فیزیک دانشگاه شریف با سلام و صلوات و سینی و مجمع بر دست و اسپند-سوزان با دوعا‌های خیر روانه پستو‌های حوزه‌های ایمان و تقلید و متکی به کمک‌های داوطلبانه مومنین و معتقدین جامعه کرد (نه بودجه دولتی)، بلکه البته با عرض پوزش از مومنین سایت، جناب مصلح و سید مرتضای گرامی و سایرین، بر طبق آرزوی مرید صوفی قونیه و هواداران سینه چاک همایونی “دفن تاریخی” کنیم، در آنصورت تودهٔ عظیم مردمی که پایگاه اجتماعی و فرهنگی این صنف را تشکیل میدهند این صنف را جهت هدایت ایمانی و سیاسی خود در مقابل “طاغوت زمان” از خاک بیرون میکشند؛ همانطوری که انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ این منطق یا دیالکتیک تاریخ را به ما نشان داد.

    دوستان گرامی از آخوند زاده و ملکم خان گرفته تا امیر کبیر و مشروطه خواهان و رضا خان و دکتر مصدق و ارانی و صدیقی و جقه همایونی و داریوش همایون و بختیار و طبری و کیا نوری و آرامش دوستار، آخوند ستیز قم، آرش ایرانی، صوفی تمثیل باز، … دیوار کوتاه اما به درازای تاریخ روحانیت با باستان شناسی‌ و کاویدن منابع مجعول و مجهول و کاذب و مشکوک و متناقض تاریخ رستگاری اسلام و کتاب نبی و امام و روایت اهل بیت و طهارت و مقربین و رساله‌های بزرگان و علما و شیوخ اعصار و سخنرانی‌‌ها و خطابه‌های آتشین فرو نریخته و نمیریزد.

    امروزه واتیکان از پس گذشت ۵ قرن تهاجم بیوقفه سرداران و لشگریان رنسانس و روشنگری و علم بر دژ مستحکم ایمان الهی، هنوز به منزله یک نهاد قدرتمند تاریخی و فرهنگی و دینی و مذهبی‌ در عرصه سیاست و اقتصاد جهانی‌ حضور ملموس و با نفوذی دارد اما هرگز از قدرت و نفوذ جهانی‌ وال استریت و شبکه بانکی جهانی‌ و بنگاه‌های عظیم صنعتی و نظامی بر خوردار نیست. آقایان امپراتوران بانکی و نفتی‌ روسچیلد، راکفلر، مورگن، و آقایان امپراتوران و بنگاه داران فناوری جدید بیل گیت و مرحوم استیو جابز و جف بزوز و مارک زوکربرگ از آلیجنا بان سفید پوش واتیکان پوپ با نفوذتر و قدرتمند ترند.

    در فرایند تاریخی صنعتی شدن کشورهای اروپای غربی نقش اجتماعی و فرهنگی غالب نهاد و ساختار روحانیت و کلیسا تقلیل یافت و دو طبقه نوین بورژوازی و پرولتاریا یا طبقه سرمایداری و کارگری با اتکا به شرایط خاص تاریخی و اقلیمی غرب شکوفا شد و بافت و تار و پود این جوامع صنعتی دگرگون کرد.

    مشاهدات نجومی گالیله و اندیشه‌های خرد ناب کانت و بدعت خود ایینی دکارت و تجربه گرایی جان لاک، دیالکتیک هگل و فلسفه دگرگونی مارکس اگرچه مبانی و تاریخ ایمان رو نقد و رد کردند اما دو طبقه نوین بورژوازی و پرولتاریا سلطه سیاسی و اقتصادی حکومت سلطنتی متکی‌ بر فئودالیسم و کلیسا و واتیکان رو ساقط و جایگزین کردند و شریعتمدارن از دربار رانده و به ناچار به کلیسا‌ها و صومه‌ها جهت انجام وظایف و اعمال و عبادی پرهیز کاری و رستگار سازی امت خود روانه شدند.

    فرو ریختن دیوار کوتاه ایمان و تعصب مذهبی‌ شیخ فضل الله توسط انقلابیون مشروطه در سرزمین مومنین متعصب بازاری شهر نشین و روستایی دهقان و کشاورز و سپس سرکوب و مصادره اموال آنها توسط شاه قلدر و زیاده خواه و بدنبال آن توسعه بورژوازی کمپرادر با تکیه به وام‌های کلان و مفت دلار‌های نفتی‌ و ۴ برابر شدن درامد‌های نفتی‌ و سیل کالاهای مصرفی و رشد روزافزون اقشار و اصناف گوناگون بازاری به همراه تورم لجام گسیخته و حضور گسترده نظامیان عمو سام کافر در سرزمین اسلام با هزینه هنگفت تحمیلی به علاوه مطالبه حق کاپیتلاسیون و گسترش منابر آزاد روحانییت معترض، و خطبه‌های آتشین شیخ کافی‌، فلسفی‌، شریعتی‌، شهید مطهری، بگیر و بند و شلاق و داغ و درفش شاهانه، بستن بازار احزاب و نارضایتی‌ کاسبین بازار از محروم ماندن از دلار‌های نفتی‌ در انحصار تکنوکرسی و نظامیان حاکم همگی از عوامل سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگیست که موجب شد روح شیخ اعدام شده به جسم روح الله حلول کند و مجددا دیوار بلند ایمان انقلابی ساسانیان شیعه شده بر سر میراث خواران خسرو پرویز فرو بریزد.

    جناب نوریزد و استاد گرامی دانشگاه شریف فرض کنید که همگی آقایان ثقة السلام و حجت السلام ، آیت الله و آیت الله العظما و مراجع تقلید فرمان حکومت را رها کرده و عرصه سیاست و نظامی گری و اقتصاد و سینما و هنر و موسیقی و ورزش و صنعت و کشاورزی و موشک و هسته‌ای و سانتریفوژ و ماهواره و نانو و سلول بنیادین و انرژی خورشیدی و نفت و گاز و برق و شکر و ماهی‌ و پسته و خاویار و فرش و قالی و زعفران و زیره رو ترک کنند و به مدارس و حوزه‌ها و حجره‌های بحث حلال و حرام جایز و مباح و مجالس موعظه گری و روزه خوانی در تکایا و مساجد بر گردند.

     
  112. پسر شجاع!
    ———–

    من و ترس همسفریم. با ترس به دنیا آمدم، زیستم و چانه خواهم انداخت. نترس، اون با من.
    از معلم ترسیدم، ناظم، پلیس، رئیس، معاون، سرگروهبان، ساواک، نوپو، سانسور، از آتش جهنم ترسیدم، عذاب دوزخ، سرازیری قبر، نکیر و منکر، مار غاشیه، جن بو داده، لعن اولیاء، از حضرت عباس ترسیدم، حضرت ابوالفضل، حضرت علی اصغر، محمد و آل محمد، صلوات فرستادم، قمه زدم، ختنه کردم، خمس دادم، اشک ریختم، نذری پختم، گشنگی کشیدم، خم و راست شدم و قنبل هوا کردم. از خدا ترسیدم. در هم کوبنده، قاسم، قدّار و قهّار!
    من آدم گردن فرازی بودم، ترس مرا کوتوله کرد. وقتی می ترسم، دلُم مِلِرزَه!

     
  113. سلام،

    تازه شما به یکی اش اشاره ای کرده ای. اگر در طول تاریخ نگاهی کنی، نمونه های بسیاری می توان یافت.

     
  114. فریبا در مورد مسیح علی نژاد اشتباه می کنید. بهتره مصاحبه اش با رادیو آمریکا گوش کنید.آمریکا کشوری قدرتمند است و غرب و بیشتر کشورهای جهان را بنوعی رهبری می کند.بنابراین دیدار مسیح با وزیر خارجه چنین کشوری با موضع گیریهای ضد ددمنشان اسلامی اتفاقا بسیار بنفع جنبش است.منتقدان مسیح علی نژاد یا مزدوران اراذل و اوباش اسلامی و یا استمرار طلبان و یا گروهایی که خود هیچ تحرکی ندارند هستند.درست همانها منتقدان مسیح هم نگران کنفرانس ورشوند! رژیم در حال سقوط است و کنفرانس ورشو تعیین کننده آینده اراذل و اوباش اسلامی است ولی آینده ایران در دست ایرانیان است بشرطی که موقعیت خود را درک کرده و به بسیج نیروهای دمکرات و مردمی و وطن پرست بپردازند. برخوردهای ابلهانه و دشمنی با غرب جز ویرانی ایران و بر باد رفتن ثروتهای ایران نتیجه ایی نداشته. موضع گیریهای نادرست به همسو شدن با اراذل و اوباش اسلامی خواهد انجامید.مسیح علی نژاد زنی دلیر و ایران دوست و طرفدار آزادی و استقلال و حکومتی سکولار و برابری زن و مرد در ایران است. گا نباید فریب مشتی اوباش و سایبری رژیمو خورده و هموطنان وطن پرست و آزادیخواه خود را زیر سئوال ببریم.چنین کاری را به گروه جاش واگذارید!

     
    • سلام و درود

      جاش یعنی کره الاغ، اگر مغز کره الاغ در کاسه سر یک ایرانی قرار بگیرد، به احتمال زیاد در خصوص مسائل روز و خطراتی که کشور را تهدید میکند، طوری فکر میکند که میان تنش زدایی و همکاریهای جهانی و منطقه ای و داشتن روابط احترام آمیز متقابل با تسلیم بی قید و شرط هیچ فرقی قائل نخواهد شد و درست مثل یک جاش حقیقی با شادی در انتظار تجاوز و تحمیل خارجیهای زورگو و غارتگر میماند تا بیایند و اختیار هست و نیستش را بدست بگیرند و برایش آزادی! بیاورند و آزادش بگذارند تا هر روز مست کند و سرش با ماتحتش گرم بشود و شیهه شادی بکشد.

       
  115. ای کاش خمینی نمی آمد!

    کاش خمینی نمی آمد و گوشت ارزان می ماند.
    کاش خمینی نمی آمد و نان ارزان می ماند.
    کاش خمینی نمی آمد و میلیونها نفر آواره نمی شدند.
    کاش خمینی نمی آمد و میلیونها نفر در جنگها کشته نمی شدند.
    کاش خمینی نمی آمد و میلیونها نفر بیکار نمی شدند.
    کاش خمینی نمی آمد و دلار گران نمی شد.
    کاش خمینی نمی آمد و اخلاق جامعه تا این حد سقوط نمی کرد.
    کاش خمینی نمی آمد و اینقدر اختلاس در کشور ما نبود.
    کاش خمینی نمی آمد و این همه ما زندانی نداشتیم.
    کاش خمینی نمی آمد و ما این همه ظلم به کودکان نداشتیم.
    کاش خمینی نمی آمد و این همه قاچاقچی ما نداشتیم.
    کاش خمینی نمی آمد و این همه آخوند مفت خور نداشتیم.
    کاش خمینی نمی آمد و این همه دادگستری ما جای ظلم به مردم نبود.
    کاش خمینی نمی آمد و این همه اختلاف طبقاتی نبود.
    کاش خمینی نمی آمد و ما صدور انقلاب و دخالت در سایر کشورها نداشتیم.
    کاش خمینی نمی آمد و پولهای ما خرج آدم کش ها و تروریست ها نمی شد.
    کاش خمینی نمی آمد و پولها ضرف موشکها و رویای اتمی نمی شد.
    کاش خمینی نمی آمد و این همه زن و بچه و مرد به گناه نامعلوم زندانی و اعدام نمی شدند.
    و در آخر کاش خمینی نمی آمد و انسانیت و مهر قلبی ما را نسبت به سایر انسانها نمی گرفت !

     
    • کاوه جان خمینی اومد و /// به ایران و ایرانی و شرافت و فرهنگ ایران و ایرانی حالا ما مانده ایم و /// خمینی و /////////////! هموطن مزخرفات بس است چه باید کرد؟

       
      • هیچ چی مزدک! شما هم برو کنار مسیح علی نژاد یک دانس باهاش برقص،بعد باهم برید کنار پومپئوی گردن کلفت و آن سبیلوی ابله یک عکس یادگاری بگیرید تا اینجا برایتان فرش قرمز پهن بشه و تشریف بیارید اینجا! دیدار با رضا پهلوی هم که میگن اخیرا اعلیحضرت شده یادت نره! برای دیدار با اعلیحضرت هم هماهنگی با ساسانم سخنگوی وزارت خارجه امریکا و سلطنت طلبان یادت نره!
        اگر اینها هم ازت بر نمیاد،همینجا توی سایت نوریزاد پمپاژ فحش کن حتما وضع ایران درست میشه!

         
  116. پوتین به وضوح اقرار کرد که آخوندها احمق و نفهم هستند و به ما 500 میلیار دلار پول دادند که

    https://youtu.be/qdFtToIfXks

     
  117. سئوال از محضر مبارک آیت الله :

    حضرت آیت الله نوری زاد دامت افاضاته , با سلام خدمت آن مرجع عالیقدر جهان اسلام و جهان کفر , همانطور که مستحضرید این روزها از کشور ونزوئلا که از دوستان کشور اسلامی است خبر های داغی میرسد . آمریکای ملعون میخواهد رییس جمهور آن کشور را بر کنار کند و کس دیگری از دوستان خودرا جای او بگذارد . میخواستیم از محضر مبارک حضرت آیات الله استدعا کنیم که قدری روشنگری بفرمایند تا امت مسلمان و کافر در این آشفته بازاری که دنیا اسمش است دچار سر در گمی نشوند و بدانند که حق با کیست و چه باید بکنند . اصولا شرع مقدس این اجازه را به آمریکای ملعون میدهد که هر کاری خواست با کشور های دیگر بکند ؟ خداوند حضرت ایت الله را برای امت مسلمان و کافر تا ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف زنده نگهدارد . ان شاء الله !

    ———–

    درود دوست گرامی
    شرع مقدس اجازه اش در دست ملایان بیت رهبری است. خود خدا هم باید از اینان اجازه بگیرد. چرا که خدایی که ملایان تبلیغش می کنند و نانش می خورند، خدایی است که همیشه یک انگشتش را بالا گرفته و به ملایان و آیت الله ها می گوید: اجازه، اینم بگم؟ از نظر ما اما، اجازه آینده ی ونزوئلا در دست مردمش است. یا این که می خواهند مثل مردم ایران در سال 57، عکس رییس جمهور جدیدشان را در ماه ببینند و چهل سال به او و دار و دسته اش سواری بدهند یا نه، بر فهم و اراده ی جمعی شان اصرار ورزند. البته من از میزان نفوذ ملایان ونزوئلایی در آن اقلیم خبر ندارم.
    با احترام

    آیت الله محمد نوری زاد

    .

     
  118. تبریک به مسئولین دولت اسلامی و ملت شهید پرور وهمیشه در؟صحنه ولی خواب:

    فلسطین هم به قطعنامه عربستان رای مثبت داد

    فلسطین نیزچون دیگرکشورهای عربی به قطعنامه عربستان رای مثبت داد واعلام کرد مانیز چون برادران درکنار عربستان پدرکشورهای عرب ومسلمان می ایستیم وباایران قطع رابطه کرده وایران راعامل تروریست ودخالت درکشورهای منطقه میدانیم !!!
    هموطن روز قدس یادت نره
    *
    در پی بیانیه تمام ضد ایرانی اتحادیه عرب آنچه بیش از هر چیز نفرت بر انگیز است رای نماینده عراق در محکومیت ایران است کشوری که جان صدها هزار نفر از هموطنانمان را گرفت دهها هزار نفر را در گیر عوارض پس از جنگ کرد و از همه مهمتر بعد از جنگ هم به جای آنکه ما از آنها غرامت بگیریم سالانه میلیونها دلار بابت بازسازی و… به آن کشور پولی که هم وطن خودمان نیاز دارد میدهیم، آن وقت در اتحادیه عرب علیه ما رای میدهد و از همه سخیف تر اینکه تلوزیون ما از خبری شدن این خیانت عراق جلو گیری میکند.

    خدایا به حاکمان ما بزرگ منشی اصالت ایرانی عطا فرما
    وبه مردم این سرزمین بینش ودرک وشعور
    باید این پیام به گوش همه برسد

    ———-

    قابل توجه برادران و ملایان بیت رهبری و آسیدعلی و مجتبی و جنتی و علم الهدی و مکارم شیرازی و شیخ علی فلاحیان و شیخ مصطفی پورمحمدی و حکم خدایی که از آستین جهالت مردم بیرون کشید و جمعی از فرزندان این سرزمین را به سینه ی دیوار سپرد.
    ای بگم چی بشی مجتبی خامنه ای

    .

     
  119. سلام و درود

    جناب کاوش، میدانی که پروفسور بهرام مبشر دانشمند ایرانی سازمان ناسا هم یکی از مثنوی خوانان و مولانا فهم های مطرح زمان ماست و حین سخن گفتن در خصوص فضا و زمان و کهکشانها و یافته ها و تئوریهای فیزیک نظری و رفتار فوتونها و کوانتها، مرتب به ابیاتی از مثنوی استناد میکند ؟ بدون تعارف و شکسته نفسی من در زمینه مثنوی و مولانا شناسی در حد هیچ و نهایتاً یک آماتور علاقمندم .
    ( آنکه هیچی از مثنوی نمیداند و هیچی هم نمیگوید هیچ است، آنکه هیچی نمیداند و داوری میکند کمتر از هیچ و آنکه اندکی میداند و اندکی میگوید احتمالاً اندکی و کسری بیشتر از هیچ است ) درویش نیستم و فکر نمیکنم قابلیت درویش شدن هم که اغلب تعالیمشان را در سکوت میگیرند داشته باشم. علاقه زیادی به مطالعه دارم و 90 در صد اوقات آزادم را به خواندن و 10 درصد هم به نوشتن اختصاص داده ام. همین.

    گرچه جناب پروفسور مبشر معروفتر از آنست که نیاز به معرفی داشته باشد، فقط جهت تذکر به لینک زیر مراجعه کن.

    دانشمند ایرانی در قلب ناسا

    http://www.otaghkhabar24.com/news/3475

     
    • شفیعی جان ///////////////////////////پرفسور مبشر و هر ایرانی یا خارجی دیگر که هر /// میخورد با رجوع به مولانا و یا هر ازگل دیگر مزخرفات خود را توجیه می کند! هموطن تو و من و نوریزاد و کاوش که خیلی دوستت داره و دوست ش هستی که اون هم آدم توده ایی سابق و مزخرفی مثل خودت هست و حتی انارشیست بدبخت روضه خون و جاسم ///ملا زده و هر اراذل دیگه همه در یک چیز لااقل مشترکیم و ان هم بدبخت انه انسان بودن ماست. هموطن خودت باش و به خرد خود رجوع کن .تو بسیار خوانده ایی بهمین دلیل متزلزل و پریشان فکری!

       
      • جناب مزدک – ۱؛

        اگر نظری و نقدی قابل اعتنا ندارید حداقل از فحاشی و بیان سخیف و چرندیات و اتهامات بی‌ اساس و عقده خالی‌ کردن بی‌ دلیل خود داری کنید.

         
  120. سلام و درود

    جناب کاوش! شما را دارای سازمان اطلاعاتی و شبکه رسانه ای نمیدانم، ولی دارای علم اقتصادی و توان آنالیز مسائل اقتصادی و توان نگارش مقالات میدانم. نمیدانم نامه معروف مارکس به انگلس را پس از انتشار نخستین جلد «کاپیتال» خوانده ای یا نه؟ مارکس به دوست و همفکرش مینویسد : در آمدی که از چاپ و انتشار نوشتن کاپیتال به من رسیده، به اندازه پول سیگارهایی که هنگام نوشتن کشیدم نیست! مارکس یک روزنامه نگار آلمانی بود، با اینحال به خاطر دانش و شعور و درکی که از ماهیت جامعه طبقاتی داشت آثاری نوشت که دنیا را دگرگون کرد و تا چیزی بنام جامعه طبقاتی وجود داشته باشد، ارزش و اهمیت خود را حفظ خواهد کرد. به ندرت کسی پیدا میشود که به اخباری که توسط رسانه های دروغپرداز داخلی و هذیانهای ناشی از نشئگی کیهان اعتماد کند، شنیدن اخبار گوناگون دلیل فهم ماهیت آنها نیست. سالهاست که هوشمندانی که مغز متفکر کشورهای بزرگند، ترفند عجیب و ساده ای بکار میبرند، و ظاهراً همه اسرار خود را بدون بیم از سنگسار هویدا میکنند، منتها خبر اصلی و اساسی را در زیر انبوهی از اخبار خنثی و بی اهمیت و کم اهمیت پنهان و منتشر میکنند، که یافتن آنها در میان آنهمه اطلاعات کار هر کسی نیست. بنده کتاب «جنگ خلیج فارس و آینده خاورمیانه» از محمود طلوعی روزنامه نگار خوب کشور مان را خوانده ام و با گوشه ای از افکار عمومی سازی و خط دادن و مدیریت سیاستمداران هدف ( افکار خصوصی سازی) سازمانهای اطلاعاتی و شبکه مطبوعاتی غرب در به دام انداختن صدام و حزب بعث آشنا شدم. در آن کتاب که بسیار مختصر و سرسری هم به مسائل پرداخته شده، نکات بسیار جالبی جهت فهم و درک یک نو آموز ایرانی چون بنده هست که خواننده را حیرتزده میکند. منظورم اینست که برای درک و تجزیه و تحلیل کنفرانس ورشو و اهداف آن خیلی به سازمانهای اطلاعاتی خصوصی داشتن نیازی نیست، اطلاعات را، حتی سری ترین اطلاعات و توافقات را هم منتشر، ولی با کوهی از اخبار دیگر مخلوط میکنند که نیاز به چشمی بیدار و ذهنی هوشیار دارد تا بخوبی آنرا حلاجی کند. درک و فهم آنچه در ورشو میگذرد در حوزه طریقت و شریعت نیست و از شما عجب است که فکر میکنی من خیال دارم با غزلهای عاشقانه و تعالیم عارفانه به افشای توطئه جاری کنفرانس ورشو بپردازم!
    بیگمان رژیم شاهنشاهی ایران حلقه ای از زنجیره امپریالیسم غرب بر گرد اتحاد جماهیر شوروی سابق بود، اما شخص شاه به عنوان یک انسان خصوصیات ویژه ای داشت، که علیرغم محکومیت خسرو روزبه با اعدام او موافق نبود و با گفتن اینکه :چنین افسری حیف است اعدام شود، سعی کرد مانع اعدامش شود، شاه با اعدام خسرو گلسرخی و کرامت الله دانشیان هم موافق نبود، و با گذاشتن دریچه فرجام خواهی قصد داشت پس از محکومیت با دادن یک درجه عفو و تخفیف ملوکانه به زندانی کردن آنها بسنده کند. حال این رفتار و خصلت شاه را با قصابی هولناک پینوشه در شیلی و ویدلا در آرژانتین و نگوین وان سام در ویتنام و صدام و….. مقایسه کن و ببین. شاه ایران در قیاس با آنها، نه تنها مهربان بلکه یک فرشته بود. دوست عزیز مگر دنیایی که در آن زیست میکنیم نسبی نیست و با قوانین نسبیت اداره نمیشود؟ در این دنیای نسبی خوب مطلق و بد مطلق وجود ندارد. بنده بیش از چهل جلد کتاب در باره استالین خواندم ولی هرگز به این جمع بندی که استالین خوب بود یا بد بود نرسیدم، در باره ناپلئون هم پنج، شش جلد خواندم، باز هم با اطمینان نمیتوانم بگویم ناپلئون خوب بود یا بد بود! ارزیابی صریح در خصوص، مسائل و واقعیات و اشخاص را از دو تیپ آدم دیده ام، یکی آخوندها و دیگری نادانهای متعصب! ( به پندار بنده این دو تیپ کمترین فاصله را با بد مطلق بودن دارند).
    چرا به متلک گویی میپردازی؟ همه کشورها به سازمانهای اطلاعاتی و جاسوسی و ضدجاسوسی نیاز ندارند؟ چنین سازمانی در زمان رژیم سابق ساواک بود و انصافاً در حوزه مسائل خارجی کارنامه موفقی داشت. به چارت سازمانی آن در جلد دوم کتاب ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، دقت کن و ببین با چه دقت ریاضی وار و هندسه آسایی طراحی شده بود و حد و حدود فعالیتهای ادارات مختلفش تعریف شده بود. تمام آنچه در رژیم شاهنشاهی مصیبت بار بود این حقیقت است که جامعه ایران متعادل رشد نکرد، یعنی آزادیهای اجتماعی بود، ولی آزادیهای سیاسی نبود و همین نقص، تعادل جامعه
    را بر هم زد و مردم در آستانه شورش 57 چیز قابل توجهی از سیاست نمیدانستند و به سهولت توسط عوام فریبان فریفته و به کژراهه رفتند. آیا اگر بگویم فلان شخص یا بهمان سیستم، خوب است یا بد، باعث اعتراض شما نمیشود؟ آنوقت چماق نسبیت را حواله سر و قلم من نمیکنی؟ نوع انسان و جامعه انسانی تنوع شگفت آوری دارد، در یک سمت از آن رئالیسم رایج است و در یک سو پنداربافی و افسانه و اسطوره سازی رواج دارد، گروهی سر در پیله طبیعت اطراف کرده و به مصداق :

    همان کرمی که در پیله نهان است
    گمان دارد کل دنیا همانست

    همه چیز را مادی و کره زمین را معیار کل ماده میگیرند، یکی هم، چون حضرت مولانا میفرماید :

    آسمانها و زمین یک سیب دان
    کز درخت قدرت حق شد عیان

    تو چو کرمی در میان سیب در
    وز درخت و باغبانی بی خبر….

    من تعریف و برداشت حضرت مولانا را بیشتر میپسندم و به دستاوردهای فیزیک نظری نزدیکتر میدانم. همان بحث جذاب و جالبی که شما در مورد رفتار موجی و ذره ای نور و حق انتخاب فوتونها نوشتی، مولانا در مثنوی به شکلی ساده تر و قابل فهم تر، در خصوص جبر و اختیار دارد. حس میکنم شما ابداً مثنوی را نخوانده ای و با یک پیشداوری منفی به آن نگاه میکنی، اینکه متفکران بزرگ و مطرحی چون زنده یادان فروزانفر و جعفری و گلپینارلی و شهیدی و دکتر سروش و مصفا و اقبال و….. اینهمه به این کتاب اهمیت میدهند و بیشتر افکار و اعتبار خود را از آن گرفته اند، شما را کنجکاو نمیکند تا در آن کاوشی بفرمایید؟
    به ادامه دو مصراع زیر در مثنوی توجه کن!
    درک وجدانی به جای حس بود….
    و
    اختیاری هست ما را بیگمان….

    موفق باشید.

     
  121. راز پایداری نظام مقدس!!
    —————————–
    مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی, [07.02.19 22:44]

    ♨️سوال:

    آیا اگر کسی دعای عهد را چهل صبح بخواند، یکی از یاران امام زمان (عج) خواهد شد؟

    ✍️پاسخ:

    ✅مرحوم شيخ عباس قمي روايتي را از امام صادق ـ عليه السلام ـ نقل مي کند مبني بر اين که اگر کسي چهل صباح دعاي عهد را بخواند ازياران قائم ما باشد و اگر پيش از ظهور آن حضرت بميرد خدا او را از قبر بيرون آورد که در خدمت حضرت باشد.[۱] ظاهر اين روايت با توجه به معني صباح که در مجمع البحرين و برخي کتب لغت آمده است مي رساند که دعا بايد چهل روز پي در پي قبل از اذان ظهر خوانده شود.

    زمان فضیلت خواندن دعای عهد پس از نماز صبح و قبل از طلوع آفتاب است.
    “و صبح به لحاظ فقهی از طلوع فجر صادق تا طلوع خورشید محسوب می شود. ولی عرفاً تا یکی دو ساعت از بر آمدن آفتاب را هم شامل می شود.”

    البته گفتني است که در مستحبات خيلي دقت لازم نيست و اگر قدري وقت آن ها جابجا شود اشکال ندارد ولي اگر انسان بخواهد به دستوري که داده شده عمل نمايد بايد دقيقا همانگونه که سفارش شده رفتار کند.

    در ضمن قابل توجه است که روايات موجود به هيچ وجه خواندن اين دعا را عامل ديدن حضرت بيان ننموده اند، بلکه اگر شرايط استجابت دعا رعايت شود، باعث خواهد شد ان شاءالله پس از ظهور دعا کننده از جمله ياران حضرت ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ قرار گیرد.

    پي نوشت:
    ۱.مفاتيح الجنان، شيخ عباس قمي ره ، دعاي عهد.

    مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی

    @pasokhgoo1

    #مهدویت

     
    • بدتر و مسموم تر از اباطیل و دروغهای شاخ دار شیخ عباس قمی چیزی نوشته نشده. تنها خواندن یک کتابش برای دچار جنون شدن کافیست.

       
  122. محمد نوری زاد

    محمد نوری زاد:

    دختر بچه ای که خیلی زود مادر شده

    از هیولاهای درنده ای که نقاب بشر به صورت بسته اند، انتظاری نیست، اما عجبا که در میان یکصد و بیست و چهار هزار پیامبر، یک پیامبر پیدا نشد که بگوید: با دختر بچه ها ازدواج نکنید!

    زمان گذشت و گذشت و شعور پا گرفت و رسیدیم به قرن اکنون. شما از ملایان و آیت الله ها و آسدعلی و نمایندگان ذلیلِ مجلس بپرسید: چرا طرح ممنوعیت ازدواج دختر بچه های کم سن و سال، در مجلس شورای اسلامی رأی نیاورد؟

    در پشتِ این فضاحت عظما، به وسعت یک تاریخ، خنده ی مستانه ی ملاهای هفتاد و هشتاد ساله نهفته است که دیگران را به کامجویی از دخترکان تحریص می فرمودند تا خنده های شیطانی خود را با ضجه و رنج دختر بچه های کم سن و سال بیامیزند.

    دوستی داشتم در دوران دبیرستان، که هرگاه به یکی بر می خورد که خیانتی کرده، تف گنده ای پیش پای او می انداخت و پشت بندش می گفت: به غیرتی که نداری!

    ارتباط با من:
    @NoorizadMohammad1331
    @MohammadNoorizad
    http://www.instagram.com/mnourizad

     
    • هزار و اندی سال است که این باتلاق متعفن و گنداب تاریخی شامه بشریت ازاده را ازار میدهد ؛ ای بسوزد انکه این سنت و قانون را به پا کرد تا انسانیت و شرف را تا منتهی الیه سبعیت و درندگی نزول دهد ؛ واقعا چگونه یک پیر مرد ۶۰ ساله راضی میشود چون گرگی درنده که بره ای را به چنگ میاورد دختر بچه ای معصوم را در چنگال بگیرد و پستی و دنایت خویش را ارضا کند ؟ مسیله عشق و جوانی و هم جفتی سر شار از احساس جوانی را چه باید کرد ؟ در حیوانات وحشی نیز جنس نر هر گز بدون امادگی جنس ماده چنین کاری انجام نمیدهد ؛ پدر لیلی برای اینکه مجنون را از عشق لیلی منصرف کند توسط فردی برای مجنون پیغام می فرستد که امشب عروسی لیلی است و او با ابن سلام ( شوهر لیلی) به حجله میرود ؛ وقتی فرد مامور این خبر را به مجنون میرساند توقع دارد که مجنون سکته کند ولی بر خلاف انتظار مشاهده میکند ؛ مجنون به رقص و پایکوبی می پردازد و میگوید اینک خوشترین لحظه عمر من است زیرا که روز خوشحالی لیلی است !! ایا نه۵ اینست که این انسانهای کثیف عشق را نیز از این کودکان معصوم میدزدند

       
      • سلام و درود

        Jm
        گرامی نمیدانم کتاب بوف کور زنده یاد صادق هدایت را خوانده ای یا نه؟ آن پیرمرد خنزر پنزری که انسانها را مسخ میکند، دین جدیدیست بنام آخوندیسم که پس از اسلام، با تخریب اسلام و سرهم بندی کردن قطعات تخریب شده
        آن درست شد. این قارچ سمی در حاشیه تمام ادیان روئید و به انگل و ارتزاق کننده از آنها تبدیل شد. عنکبوتهایی هستند که طوری زهر خود را به شکار نگون بختشان تزریق میکنند و زهرشان خواصی دارد که شکار را نمیکشد، بلکه زنده و ساکنشان میکند تا نمیرند و تازه بمانند و بعدها خوراک خود یا بچه هایش بشوند. تعالیم آخوندی دقیقاً چون زهر آن عنکبوت است که بدون آنکه یکسره جامعه را نابود کند، زنده و خنثی نگهش میدارد. آخوندها همیشه در کمین افرادی هستند که برای نخستین بار آراء و نظریه های تازه ای عنوان کنند، آنگاه از زوایای تاریک تارتنیده آنها موجوداتی سرسیاه و سرسفید سر بر میآورند و شروع میکنند به ردیه نویسی! جامعه شناس خوب معاصر آقای علی رضاقلی، کتاب ارزشمندی بنام « جامعه شناسی نخبه کشی در ایران »نوشت ( مطالعه آنرا به همه دوستان توصیه میکنم ) به محض آنکه این کتاب منتشر شد و نظر اهل دانش و خردمندان را بخود جلب کرد، سیل ردیه نویسی بر آن آغاز شد و آخوندکی بیسواد با در هم ریختن اسم و عنوان کتاب ردیه ای به اندازه کل کتاب بنام« جامعه کشی و نخبه شناسی! » بر آن نوشت، در مطبوعات انحصاری که ارث پدری آخوندها و اعوان و انصارشان است، هم صدها ردیه بر آن نوشتند که اگر کسی جامعه ایران و مسخ کنندگانش را نشناسد، خیال خواهد کرد که هر سال صدها جامعه شناس در حوزه های علمیه « علمیه؟!! » تولید و تربیت میشوند!
        شَکَر کل جهان اسلام و حومه، حلال آقای مکارم شیرازی باد که فرموده است تولید فکر در حوزه ها به صفر رسیده است.( البته طبق معمول و رویه رایج آخوندها، ایشان نیمی از حقیقت را گفته که برای حلال کردن کل شکرهای جهان اسلام کفایت میکند.) ایکاش تولید فکرشان براستی صفرِ صفر بود ، اگر حقیقتاً حاصل لمیدن و لمباندنشان صفر میبود و ضرر و زیانی نداشت، بجز کل مملکت که طوعاً یا کرهاً مصادره و بر خود حلالش کرده اند، به هر آخوند عمامه سفیدی ده دور کولی، به نشانه انعام زکات خواری و کرایه دندان، و به هر عمامه سیاهی هم پانزده دور کولی، به نشانه خمس و زکات میدادیم تا از خساراتشان ایمن شویم، شوربختی جامعه ایران اینست که این بزرگواران افکاری تولید میکنند که جامعه را به جنون دچار کرده و همین مانده که در پس پشت هر یک از مردُم ایران یک دُم در آید!

        اگر آدمیت به این بی دُمی است
        دُمی کو؟ که من عارم از آدمی است.

         
        • نه جناب شفیعی سر نوشت آن شلیته شرنوشت ما ایرانیان و فرهنگ ایرانی است در زیر نعلین و تجاوز مسلمین و فرهنگ عقب مانده و خونریزان و عقب مانده گان اسلام است!

           
  123. وزارت بهداشت برای پرداخت حقوق بازنشستگان خود پول ندارد، اما برای بیمارستانها اخوند استخدام کرده است تا بالای سر بیماران دعا بخوانند و پول مفت بگیرند. یکی از بیماران به دکتر معالج خود گفته بود که بیماری اذیتم نمی‌کند اما حضور اخوند در بالای سرم بشدت اذیتم می‌کند، آقای نوری زاد آیا بر روی این طرح و تصمیم وزارت بهداشت (طرح استقرار روحانی بالینی در بیمارستانها )جز تبلیغ و ترویج فرهنگ مفتخواری که شما قبلا به آن پرداختید چه نامی می‌توان نهاد که شایسته آن باشد؟

    من چند روز است در مورد طرح روحانی بالینی تحقیق کرده ام و با چند نفر از پزشکان اشنا گفتگو کرده ام و مطمئنم که این طرح در چندین بیمارستان از جمله در بیمارستان طالقانی و بیمارستانهای مشهد و جاهای دیگر اجرا شده است.

     
  124. سلام استاد عزیز ، سخنان جناب صادق لاریجانی را در بخشهای مختلف خبری دیروز حتما شنیدید ، یادم می اید چندین سال پیش مجلس شورای اسلامی نتوانست تعریفی برای جرم سیاسی پیدا کند و یا اینکه نخواست پیدا کند ، چرا ؟ جوابش را من به شما خواهم گفت و ان اینکه انسانهای پاک نهاد و سیاسی را به چه جرمی می توانست در بند کند و چگونه می توانستند سر این مردم بی نوا را شیره بمالند که یک ایت الله و روحانی که همیشه دم از راستگویی در اسلامشان و دینشان و مکتبشان میزنند چنین دروغهای بزرگی گفته باشند ، جناب مهدوی فر و سلطانی بزرگ و با ستوده و غیره اگر زندانی سیاسی نیستند به کدامین گناه در بند هستند

     
  125. ‍ اگر خدایی نیست، چرا خوب باشیم؟

    طرح پرسش با این بیان، بسیار ناکسانه می‌نماید. هنگامی که یک فرد دیندار این پرسش را با من مطرح می‌کند (که مکرر رخ می‌دهد)، فوراً وسوسه می‌شوم او را چنین به چالش بگیرم:
    “آیا واقعاً می‌خواهید بگوئید که فقط برای کسب رضایت و پاداش خدا، یا اجتناب از نارضایتی و عذاب او سعی می‌کنید خوب باشید؟”

    این اخلاقیات نیست، این تملق‌گویی است؛ دستمال کشی است.
    یک جور پاچه‌خواری جلوی دوربین امنیّتی عظیمی می‌ماند که از آسمان شما را زیر نظر دارد، یا ضبط صوت استراق سمعی که درون کله‌تان کار گذاشته شده و کوچک‌ترین حرکات و اندیشه‌هایتان را ثبت می‌کند.

    به قول آلبرت_انیشتین : “اگر نیکی کردن ما فقط از ترس عقوبت و به امید پاداش باشد، پس به غایت پست هستیم.”

    مایکل شرمر هم در کتاب علم خیر و شر این نکته را پایان بحث می‌خواند. چرا که به نظر او اگر بگوئید که در غیاب خدا “مرتکب دزدی، تجاوز و قتل” می‌شوید، نشان داده‌اید که شخصی غیراخلاقی هستید “و باید به شدّت از شما احتراز کنیم”.

    از سوی دیگر، اگر بپذیرید که حتی در صورت عدم وجود نظارت الاهی همچنان آدم خوبی می‌مانید، قطعاً بنیان این ادعا را زده‌اید که برای خوب بودن، وجود خدا لازم است.

    ریچارد_داوکینز

     
  126. سلام جناب نوريزاد عزيز
    در خبرها آمده است كه در آستانه بيست و دوم بهمن ماه حدود پنجاه هزار از زندانيان آزاد و مورد عفو قرار خواهند گرفت
    داشتم با خودم دلائل اين بذل و بخشش و ريخت و پاش ولائي را بررسي ميكردم كه در آخر به اين نتيجه رسيدم كه چند دليل بيشتر ندارد كه آنها را برايتان ميشمارم
    اول اينكه نگهداري و تأمين نيازهاي اوليه اين افراد منوط به رديف بودجه و هزينه هاي زيادي از طرف نظام دارد كه صد البته در اكثر كشورها اين اينچنين است و نظام با اين عمل اهرم فشار را از روي خود برداشته و بر دوش جامعه ميگذارد كه نمونه بارز گذاردن مردم در مقابل مردم به شمار مي آيد
    دوم اينكه با آزاد سازي اينگونه افراد و تعهدي كه از اينان براي شركت در راهپيمايي بيست و دوم بهمن ماه گرفته ميشود مهر تائيدي براي نظام خود دست و پا كرده و مشروعيت نه چندان با دوامي براي خود ميخرد
    سوم اينكه نظام به اين موضوع پي برده است كه دير يا زود نياز به افرادي خواهد داشت كه به فرماندهي سرداراني چون سردار همداني بايد اينان را در مساجد سازماندهي كند و اين نيز مصداق بارز قرار دادن مردم در مقابل مردم ميباشد
    در پايان اين را نيز عرض كنم كه اگر خيلي ادعا دارند زندانيان سياسي ما را نيز آزاد كنند
    در آخر از تمام آزاد انديشان تقاضا دارم در هر جا و هر مكاني كه ميتوانند اگاه سازي كرده تا اين شوآف حكومتي در نقطه اي متوقف بشود
    با تشكر معمار قمي

     
  127. مجانی می کنیم!
    ——-

    – قربون جدش بُروم، کمال آقا مِگه یک فراز از سخنان امام راحل در مورد انقلاب اسلامی مغفول افته ده. نسل سه نشنیده و اپوزیسیون از یادش رفتَه. تو مدِنی چی بود؟
    – علاوه بر این که زندگی مادی شما را می خواهیم مرفه بشود، زندگی معنوی شما را می خواهیم مرفه بکنیم. دلخوش نباشید که تنها مسکن می سازیم، آب و برق را مجانی می کنیم، اتوبوس را مجانی می کنیم. دلخوش به این مقدار نباشید، معنویات شما را، روحیات شما را عظمت می دهیم.
    – ای که درَه دهن به دهن مگردَه.
    – خودت بگو.
    – آن پدر و پسر پنجاه سال مملکت را ویران کردند، حداقل بیست سال طول می کشد آباد کنیم.
    – وا!
    – والّا.
    – به حق چیزهای نشنفته.
    – کمال آقا مگه یادُمه با خودُم گفتوم برِی تخم و ترکه مان خوب مرَه و آمدوم خواستگاریت بِچَه پس بندزوم!

     
  128. سایت خبری اعتماد: توصیه رهبر انقلاب برای اصلاح ساختاری کشوری و پیشنهاد همکاری دادستانی با رسانه‌ها
    مش قاسم: این یارو خودش در مقابل هرگونه اصلاح حداقل در ۳۰ سال گذاشته واستاده، سد بوده، حالا پیشنهاد همکاری با رسانه‌ها میده؟ همونایی که با شرفهاشو سالیان سال توی زندون انداخته و یا کشته؟ به این میگن ر…(سه نقطه از مش قاسم)مان به دستور این دومی.

    ————

    دیدم روابط عمومی مجلس بیانیه داده که : منظور علی لاریجانی از اصلاح ساختاری، اصلاح ساختاری بودجه ریزی بوده نه اصلاح ساختاری در کلیت نظام و بعدش لابد رفراندوم. می گویم: اینان را چاره ای نیست که با سرعت به سمت سرنوشت محتوم خویش بتازند و همچنان در این راه بدزدند و بکشند تا نهایتاً با کله به قعر دره ای که جز فضاحت و نابودی و نکبت و فراموشی در آن نیست فرو افتند. بدا که در این راه، خسارت هایشان را بجان مردم ایران بجای می گذارند. دیدم بعضی ها به عربستان پیغام داده اند در فهرست کشورهایی که از گوشت قربانی در ایام حج استفاده می کنند، اسم ایران را نیز بگنجاند.
    سپاس

    .

     
  129. يك داستان و چندين سئوال بى جواب

    آخوند: #فاطمه_بنت_اسد مادر امام على وقتى كه درد زايمان گرفت به سوى كعبه رفت،
    ديوار كعبه شكافته شد و اين بانوى بزرگ وارد كعبه شد و در اين مكان مقدس،
    مولود كعبه را به دنيا آورد.
    علماى بزرگ شيعه در تمامى كتابهايشان اين واقعه را شرح داده و بر وجود آن صحه گذاشته اند.

    سئوالات:
    ١) چه كسى اين داستان را تعريف كرده؟
    ٢) #علماى_شيعه حدود دو قرن بعد اولين كتب خود را نوشتند، چطور در مدت دو قرن اين خبر به آنها رسيد؟
    ٣) اينكار #فاطمه يعنى معجزه، مگر ايشان پيامبر بودند؟
    ٤) چرا در #قرآن اشاره اى به اين معجزه نشده؟
    ٥) چرا #پيامبر_اسلام در هيچ جا از اين معجزه ياد نكرد؟
    ٦) چرا #امام_على در هيچ جا و مخصوصا نهج البلاغه نامى از آن نبرد؟
    ٧) چرا پدر و مادر #امام_على با وجود اين اتفاق، به اسلام نگرويدند؟

    از دل همين افسانه مضحك ميتوان بيش از صد سئوال بى جواب بيرون كشيد و #آخوندهاى_/// را رسوا كرد.

     
    • “…ماجرای تولد حضرت علی علیه السلام در کعبه مکرمه از احادیث مواتر بین شیعه و سنّی است که با سندهای مختلفی نقل شده است،وحاکم نیشابوری از علمای معروف اهل سنت در کتاب خود (المستدرک علی الصحیحین ج3 ص 550،ح 6044) تواتر آنرا مورد تاکید قرار داده است.

      نیز حافظ گنجی شافعی در کتاب (کفایه الطالب ص 407) و محدث دهلوی در کتاب (ازاله الخفاء ج2 ص 251) و آلوسی در (شرح قصیده عینیه ص 15) این حادثه را مشهور در دنیا نامیده اند.

      نیز مرحوم امینی در کتاب الغدیر (ج6 ص 22-37) با استناد به بسیاری از کتب اهل سنت ولادت امیر المومنین را در کعبه می داند،از جمله در کتابهایی از اهل سنت مثل:
      تذکره الخواص،ابن جوزی ص 7.
      السیره النبویه علی حلبی شافعی ج1 ص 151.
      شرح الشفاء علی قاری حنفی ج1 ص 151.
      مطالب السول،محمد بن طلحه الشافعی ص 11.
      و محاضره الاوائل،علاء الدین السکتواری ص 120.
      المناقب،امیر محمد صالح الترندی ص 87.
      نزهه المجالس،عبد الرحمن المنصوری الشافعی ج2 ص 204.
      روائع المصطفی،صدر الدین احمد البردوانی ص 10.
      نورالابصار،محمد الشنبلجی ص 76.
      کفایه الطالب،حبیب الله الشنقیطی ص 37.

      بنابر این حکایت این واقعه از اختصاصات مولفان شیعی نبوده است.جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به الغدیر آدرس پیش گفته.

      نیز اصل رفتن فاطمه بنت اسد به داخل کعبه و تولد حضرت علی در آنجا از قبیل امور خارق العاده و نوعی معجزه و بر خلاف عادت و اسباب و علل مادی و عادی می باشد.بنابر این تشکیک در جزئیات و فروع پیرامون آن مثل نبودن هوای مناسب در آنجا و اینکه چه کسی فاطمه بنت اسد را زایمان کر و طفل و مادر کجا ادرار می کردند و..تشکیکات بی موردی است زیرا اگر کسی اصل آن را ر مقام ثبوت با اتکاء به امکان ذاتی آن و در مقام اثبات با اتکاء به نقل متواتر آن در کتب شیعه و سنّی قبول کرد ،فروع این قضیه بطریق اولی ممکن و قابل قبول خواهد بود.

      اینکه چرا امام علی ذکری از آن نکرده اند،باید گفت:علاوه بر اینکه بخاطر مراعات ادب نسبت به پیامبر اسلام بوده است،ممکن است از ترس غالیان غلو غالیان بوده باشد،از این جهت پیامبر اکرم نیز از ترس خطر غلو نسبت به مولی علی همین ملاحظه را داشته اند و از آن نامی نبرده اند.در روایتی هم هست که پیامبر به حضرت امیر فرمودند::ای علی! اگر نبود ترس از اینکه بعضی از مردم در حق تو بگویند آنچه را نصارا در حق عیسی گفتند ،در باره تو چیزی می گفتم که بر هیچکس نمی گذری مگر آنکه خاک زیر پایت را بردارند.

      نیز فاطمه بنت اسد مادر امیر المومنین قبل از بعثت رسول الله موحد و متدین به دین جدّش حضرت ابراهیم بود و بعد از بعثت پیامبر مومن به دین مقدس اسلام شد.پیامبر اسلام نیز به او عنایت خاصی داشتند تا آنجا که هنگامی که از دنیا رفت و خبر آن توسط حضرت علی به آن حضرت داده شد پیامبر گریستند و او را مادر خود خطاب نمودند و بحضرت امیر فرمودند که او را در پیراهن و عبای آنحضرت کفن نمایند (بصائر الدرجات ص 307).

      (برگرفته از کتاب پاسخ به پرسش های دینی،مرحوم استاد و فقیه عالیقدر آیت الله منتظری رحمت الله علیه،ص 262،سوال 195)

      اضافه کنم،برخلاف ادعاها،دلائل گوناگونی بر ایمان ابوطالب پدر علی علیه السلام وجود دارد که در برخی کتابهای کلامی و تاریخی مفصّل پیرامون آن بحث شده و شواهد آن ذکر شده است.

       
    • ابوطالب بسیار فقیر و عیالوار بود بنابر این همسر و فرزندانش در خانه دیگران کار میکردند از جمله ان روز فاطمه بنت اسد برای کار به خانه خدیجه رفته بود که درد زایمانش میگیرد و بنا دارد به خانه خود برگردد که در بین راه و کنار کعبه درد زایمان به نقطه اوج میرسد و چند نفر مرد عربی که انجا بوده چون وضیعت او را وخیم میبیند و نیز درب کعبه را بسته ؛ درب را میشکنند و فاطمه را بدرون کعبه میکشانند تا بجای کوچه در کعبه زایمان کند و بعد از ۲ قرن مورخان شیعی موضوع را به معجزه و شکافتن دیوار کعبه و هزار شاخ وبرگ دروغ وصل کردند همانطوریکه شیوع وبا در لشگر ابرهه را به ابابیل و سنگ ریزه نسبت میدهند وگرنه چطور دیوار کعبه برای زایمان زنی می شکافد و تا دو قرن بعد صحبتی از ان در هیچ منبعی وجود ندارد ؟ اولین منبع مکتوب در باره زندگی پیغمبر سیره ابن هشام است که اصلا در این ارتباط مطلبی نگفته

       
      • Jm گرامی جالبه که ابوطالب مسلمان نشد و کافر از دنیا رفت! دوتان ما فریب خوردیم و اشکالی م نداره اگر به این فریب ویرانگر اقرار کنیم! ولی بدبختی اصرار بر این حماقت و فریب است!

         
      • شما جیمی جامپ این سایت که بگمانم با این لحن دگم و معمولا دور از ادب،همان علی کبیری غیب شده از این سایت هستی! (بجهت اصطکاکی که با نوریزاد پیدا کرد در قضیه اعتراض وکلاء و نوریزاد جلوی مجلس شورا) معمولا اشاراتی دگم و فاقد استناد به برخی مسائل تاریخی داری (دقیقا همان سجیه علی کبیری که با لحن های دگم و بدون سند در خصوص مسائل تاریخی ابراز نظر می کرد و وقتی در بحث های استنادی به بن بست می خورد شروع می کرد به ناسزا گوئی و اشتلم پرانی!).

        شما باید اینرا در عصر انفجار اطلاعات خوب دانسته باشی که امروز دیگر دورانی نیست که هرکس در باب مسائل تاریخی یا دینی یا مقولات دیگر هرچه دلش خواست بصورت شکمی و من درآوردی در فضای عمومی رها کند و به آن دلخوش کند و ماجرا را ختم کند.

        الان در این صفحه خوانندگان سایت شاهد هستند که چطور پاراسایت گونه ذیل چند مساله تاریخی ریشی جنباندی و چند ادعای فاقد سند و استناد در فضای عمومی رها کردی.

        شما مقیّد باش در مورد هر ادعا یا تحلیل و برداشت تاریخی که مطرح می کنی دلیل و مدرک تاریخی و نحوه برداشت یا تحلیل خود را ذکر کنی و از ریش جنباندن صرف و فضل فروشی فاقد استناد پرهیز کنی وگرنه ناظران در فضای عمومی حق خواهند داشت اینطور تحلیل کند که جیمی جامپ این سایت و بظن قوی علی کبیری غیب شده از سایت فردی دگم و غیر منطقی و دلخوش به تخیلات من در آوردی خویش است که البته مطالب او فقط مورد تایید و استقبال مزدک دین ستیز و آنرمال این سایت قرار می گیرد!

         
  130. بيعت امام حسن و امام حسين با معاويه

    #اسلامگرايان_شيعه با فرياد و هوچى گرى از عدم بيعت دلبخواه فرزندان #امام_على با #معاويه گفته اند و اين كار را مبارزه با ظلم از جانب آنها خطاب ميكنند.

    ولى وقتى به كتب علماى شيعه سر ميزنيم، داستان را به گونه اى ديگر ميبينيم.

    خلاصه داستان در معتبرترين كتب علماى بزرگ شيعه بدين منوال ميباشد:

    #ﻣﻌﺎﻭﻳﻪ ابن ابوسفيان خليفه مسلمانان، ﻧﺎﻣﻪ ﺍى خطاب به #امام_ﺣﺴﻦ مينويسد و از او ميخواهد كه همراه برادرش #حسين و ياران نزديك پدرش به نزد او بروند.

    امام حسن و برادرش به همراهى ﻗﻴﺲ ﺑﻦ ﻋﺒﺎﺩه و ديگران ياران امام على ﺑﻪ ﻧﺰﺩ ﻣﻌﺎﻭﻳﻪ ﺭﻓﺘﻨﺪ.

    ﺩﺭ ﺁﻥ ﻣﺠﻠﺲ ﻣﻌﺎﻭﻳﻪ ﺑﻪ امام ﺣﺴﻦ ﮔﻔﺖ ﻛﻪ ﺑﺮﺧﻴﺰﺩ ﻭ #ﺑﻴﻌﺖ ﻛﻨﺪ،

    ايشان ﺑﺮﺧﺎﺳﺖ ﻭ ﺑﻴﻌﺖ ﻛﺮﺩ،

    ﺁﻥ ﮔﺎه ﺑﻪ امام ﺣﺴﻴﻦ ﮔﻔﺖ ﻛﻪ ﺑﺮﺧﻴﺰﺩ ﻭ ﺑﻴﻌﺖ ﻛﻨﺪ
    ﻭ ايشان نيز ﺑﺮﺧﺎﺳﺖ ﻭ ﺑﻴﻌﺖ ﻛﺮﺩ،

    ﺳﭙﺲ ﺑﻪ ﻗﻴﺲ بن عبادهﮔﻔﺖ ﻛﻪ ﺑﺮﺧﻴﺰﺩ ﻭ ﺑﻴﻌﺖ ﻛﻨﺪ،

    ﻗﻴﺲ ﺑﻪ ﺳﻮى امام ﺣﺴﻴﻦ نگاه كرد تا از او براى اينكار نظر بخواهد،

    در اينحال امام ﺣﺴﻴﻦ به او گفت:
    اى ﻗﻴﺲ برخيز كه ﺍﻣﺎﻡ ﻣﻦ ﺍﻭ ﺍﺳﺖ(اشاره به معاويه).

    #منبع:
    كتاب بحاﺭﺍﻻﻧﻮﺍﺭ از علامه مجلسى، ﺝ ٤٤، ﺹ ٦١ ﺑﻪ ﻧﻘﻞ ﺍﺯ كتاب ﺭﺟﺎﻝ ﮐﺸﻲ

    حال #روحانيون_شيعه این حدیث كه داراى اعتبار صحت رجالى است را حمل بر تقیه کرده و كار امامان حسن و حسين را تقيه از ترس جان ناميده اند !

    موجودات عمامه به سر دروغگو، يادشان رفته كه در معتبرترين كتاب حديث شيعيان يعنى #کتاب_اصول_کافی، بابى است به نام:
    ” ﺇﻥ ﺍﻷﺋﻤﺔ ﻳﻌﻠﻤﻮﻥ ﻣﺘﻰ ﻳﻤﻮﺗﻮﻥ ﻭﻻ ﻗﻢ ﻓﺒﺎﻳﻊ، ﻓﻘﺎﻡ ﻓﺒﺎﻳﻊ ﺛﻢ ﻗﺎﻝ ﺇﻻ ﺑﺎﺧﺘﻴﺎﺭ ﻣﻨﻬﻢ”
    یعنی : امامان ﺑﺎﺧﺘﻴﺎﺭ ﺧﻮﺩ ﻣﻰﻣﻴﺮﻧﺪ ﻭ ﺯﻣﺎن مرگشان را نيز ﻣﻰﺩﺍﻧﻨﺪ.
    ﺃﺻﻮﻝ ﺍﻟﻜﺎﻓﻲ: جلد ١ / ص ٢٥٨

    حال از #روحانيون_گنبد_پرست ميپرسيم كه در اینصورت با توجه به این ادعاى شيخ کلینی، دیگر تقیه و ترس از کشتن جان خود چه معنا و توجیهی دارد؟

    اصولا امامى كه از ترس جانش يك حاكم فاسد و فاسق را امام خود بنامد به چه دردى ميخورد ؟

    #آخوندهاى_فاسد_شيعه با همين دروغها قرنها مردم نااگاه ايران را فريب داده و حاصل دسترنج آنها را براى ادامه حيات زالو وارشان، از دستشان خارج كرده اند.

     
    • این ماجرا مربوط است به بعد از صلح ناخواسته ای که به امام حسن علیه السلام تحمیل شد،و بعد از عقد صلح نامه بین طرفین.طبیعی است که مفاد صلح نامه واگذاری خلافت بود به معاویه،مشروط بر التزام او به مواد آن،که یکی از آن مواد این بود که معاویه بعد از خود فرزند خود یا دیگری را بخلافت نصب نکند و آنرا به اجماع مردم واگذارد،چیزی که معاویه آنرا مراعات نکرد و موجب اعتراض و قیام امام حسین شد.بنابر این دروغی واقع نشده است و روایت مزبور مربوط به بیعت قهری بعد از عقد نامه صلح بود.

       
  131. حَدَّثَنَا مُسَدَّدٌ، حَدَّثَنَا يَحْيَى، عَنْ سُفْيَانَ، حَدَّثَنَا عَطَاءُ بْنُ السَّائِبِ، عَنْ أَبِي عَبْدِ الرَّحْمَنِ السُّلَمِيِّ، عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلَام: ” أَنَّ رَجُلًا، مِنَ الْأَنْصَارِ دَعَاهُ وَعَبْدَ الرَّحْمَنِ بْنَ عَوْفٍ فَسَقَاهُمَا قَبْلَ أَنْ تُحَرَّمَ الْخَمْرُ، فَأَمَّهُمْ عَلِيٌّ فِي الْمَغْرِبِ فَقَرَأَ قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ فَخَلَطَ فِيهَا، فَنَزَلَتْ {لَا تَقْرَبُوا الصَّلَاةَ وَأَنْتُمْ سُكَارَى حَتَّى تَعْلَمُوا مَا تَقُولُونَ} [النساء: ۴۳]”.(اسناده صحیح)

    #منابع :
    ۱)سنن أبي داود نویسنده : السجستاني، أبو داود جلد : ۳ صفحه : ۳۲۵

    ۲)كنز العمال نویسنده : المتقي الهندي جلد : ۲ صفحه : ۳۸۶

    ۳)المسند الموضوعي الجامع للكتب العشرة نویسنده : صهيب عبد الجبار جلد : ۷ صفحه : ۴۶

    ۴)السنن الكبرى نویسنده : النسائي جلد : ۱۰ صفحه : ۶۵

    ۵)الاحادیث المختاره جلد ۲ صفحه ۱۸۸

    ۶)تفسیر طبری روایت ۹۵۲۴

    #ترجمه : از علي بن ابی طالب روايت شده است که شخصي از انصار ، او و عبد الرحمن بن عوف را دعوت نموده و به آن دو قبل از حرمت شراب ، شراب نوشانيد؛ علي در نماز مغرب امام ايشان شده و سوره کافرون را اشتباه خواند ؛ پس آيه نازل شد که : لا تقربوا الصلاة … .

    ⚡️همچنین این روایت به لحاظ سند کاملا صحیح می باشد و تمام راویان آن ثقه هستند همچنانکه علمای بزرگ اسلام همچون آلبانی و ارنووط و… آن را صحیح دانسته اند؛ لذا ثابت شد که علی بن ابی طالب شخصی شرابخوار بوده است.

    یکی از موضوعاتی که در تاریخ زندگی علی بن ابی طالب وجود دارد مسئله “شراب خواری” ایشان است که نشان می دهد آنچه که امروزه توسط اسلامگرایان و بالخصوص شیعیان درباره ی علی بیان می شود صرفا ساخته ذهنشان است و مبنای تاریخی ندارد.

    ⚡️بزرگان اسلام با اسناد فراوان پرده از شرابخواری علی بن ابی طالب برداشته اند و در حدیثی صد در صد صحیح چنین نقل کرده اند :

    #متن_عربی
    أَخْبَرَنَار أَبُو أَحْمَدَ عَبْدُ الْوَهَّابِ بْنُ عَلِيِّ بْنِ عَلِيٍّ ، بِبَغْدَادَ ، أَنَّعَبْدَ الأَوَّلِ بْنَ عِيسَى السِّجْزِيَّ أَخْبَرَهُمْ ، قِرَاءَةً عَلَيْهِ ، أَنَا عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ الْمُظَفَّرِ ، أَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ أَحْمَدَ السَّرْخَسِيُّ ، أَنَا إِبْرَاهِيمُ بْنُ خُزَيْمٍ ، ثَنَا عَبْدُ بْنُ حُمَيْدٍ ، أَنَا عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ سَعْدٍ ، قَالَ : أَنَا أَبُو جَعْفَرٍ الرَّازِيُّ ، عَنْ عَطَاءِ بْنِ السَّائِبِ ، عَنْ أَبِي عَبْدِ الرَّحْمَنِ السُّلَمِيِّ ، عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ، قَالَ : صَنَعَ لَنَا عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ عَوْفٍ طَعَامًا ، فَدَعَانَا ، وَسَقَانَا مِنَ الْخَمْرِ ، فَأَخَذَتِ الْخَمْرُ مِنَّا ، وَحَضَرَتِ الصَّلاةُ فَقَدَّمُونِي ، فَقَرَأْتُ قُلْ يَأَيُّهَا الْكَافِرُونَ { 1 } لا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ { 2 } سورة الكافرون آية 1-2 وَنَحْنُ نَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ ، قَالَ : فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ يَأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَأَنْتُمْ سُكَارَى حَتَّى تَعْلَمُوا مَا تَقُولُونَ سورة النساء آية ۴۳ .

    #منابع:
    ۱)لأحاديث المختارة = المستخرج من الأحاديث المختارة مما لم يخرجه البخاري ومسلم في صحيحيهما نویسنده : المقدسي، ضياء الدين جلد : ۲ صفحه : ۱۸۷

    ۲)سنن الترمذي – ت بشار نویسنده : الترمذي، محمد بن عيسى جلد : ۵ صفحه : ۸۸

    ۳)تفسير القرطبي نویسنده : القرطبي، شمس الدين جلد : ۵ صفحه : ۲۰۰

    ۴)أحكام القرآن – ط العلمية نویسنده : ابن العربي جلد : ۱ صفحه : ۵۵۱

    ۵)جامع الأحاديث نویسنده : السيوطي، جلال الدين جلد : ۳۱ صفحه : ۶

    #ترجمه : از علی بن ابی طالب نقل شده است که گفت : عبدالرحمن بن عوف برای ما غذایی درست کرد و ما را دعوت نموده و به ما شراب داد؛ وقتی شراب نوشیدیم وقت نماز شد؛ عبدالرحمن من را مقدم کرده و من در نماز سوره کافرون را اینگونه خواندم لا اعبد ما تعبدون و نحن نعبد ما تعبدون پس خداوند این آیه را نازل نمود که : ای کسانی که ایمان آوردید مبادا در حال مستی به سراغ نماز بروید تا زمانی که بدانید چه می گویید.

    ⚡️این حدیث کاملا صحیح است چنانچه شیخ ناصر الدین آلبانی بعد از نقل این حدیث می نویسد :

    تحقيق الألباني: صحيح

    #منبع : صحيح وضعيف سنن الترمذي نویسنده : الألباني، ناصر الدين جلد : ۷ صفحه : ۲۶

    ⚡️طبق این حدیث صحیح مشخص شد که علی بن ابی طالب فردی شرابخوار بوده است و این شرابخواری او مربوط به دوره مسلمانی اش است چنانچه در حدیث امده شراب نوشیده و سپس نماز خوانده است!‌.

    347 – (1316) وحَدَّثَنِي …

    #منبع : صحيح مسلم جلد ۲ صفحه : ۹۵۳
    ترجمه مختصر صحیح مسلم صفحه ۵۰۳

    #ترجمه : من با ابن عباس کنار کعبه نشسته بودیم که یک مرد بادیه نشین آمد و گفت : چرا پسر عموهایشان شیر و عسل، میان حجاج تقسیم می کنند؟ اما شما نبیذ تقسیم می کنید؟ بخاطر بخل یا فقیری شماست؟ ابن عباس گفت : الحمد الله ما نه فقیریم و نه بخیل، پیامبر در حالی که پشت سرش اسامه سوار بود آمد و آب خواست و ما به ایشان نبیذ دادیم و پیامبر آن را نوشید و باقی مانده اش را به اسامه دادو گفت : کار خوب و زیبایی انجام دادید این گونه عمل کنید، لذا ما نمی خواهیم دستور پیامبر را تغییر دهیم.

    ⚡️طبق این روایت صحیح، مشخص شد که پیامبر اسلام نبیذ مصرف می کرده است و باید بدانید که نبیذ همان شراب است و به عبارتی بهتر پیامبر اسلام فردی شرابخوار بوده است؛ محيی الدين نووی در كتاب المجموع در خصوص “نبیذ” چنین می نويسد :

    #متن_عربی
    واما النبيذ فهو نجس لأنه شراب فيه شدة مطربة فكان نجسا كالخمر.

    #منبع : کتاب المجموع نوشته محيی الدين النووی جلد ۲ صفحه ۵۶۳

    #ترجمه : و اما نبيذ، پس آن نيز نجس است زيرا شرابی است كه غليظ شده و به طرب می آورد؛ از اين رو ، مانند شراب نجس است.

    —————

    درود دوست گرامی
    آیه ی حرمت شراب و شرابخواری بعدها نازل شده. و بعد از آن مسلمانان در ظاهر شرابخواری را کنار گذارده و آن را حرام دانسته اند. بله پیش از آن، شرابخواری جاری بوده و عیبی نداشته. بعدها که آیه نازل شده، شرابخواری حرام شده. و این، خسارتی بر چهره ی کسی وارد نمی آورد. به این می ماند که مردمی از یک خیابان با اتومبیل هایشان عبور می کرده اند و بعدها پلیس تابلوی ورود ممنوع بر ورودی آن نصب می کند. بعد از آن، کسی ایرادی به روندگان پیشین نمی گیرد. که شما یک زمانی از این خیابان که اکنون ورود ممنوع است، عبور می کرده اید.
    با احترام

    .

     
    • این بیانی که در پانویس ذکر شده است توجیه است برای شراب خوردن برخی دیگر از صحابه قبل از بیان تحریمی قرآنی و اما در مورد مولی علی بن ابیطالب اصلا چنین نقل هایی بدلائلی که ذکر می شود غیر قابل قبول است.

      اما در مورد این دو سه حدیث عامّی (نقل شده از طرق اهل سنت) برخلاف وانمودی که نویسنده متن فوق کرده است،هم مشکل سندی در آنها هست،هم بلحاظ عناصر داخلی آنها متناقض هستند.

      اما در مورد سند،هم سفیان ثوری در کتابهای رجال اهل سنت مورد قدح واقع شده است،هم “عطاء بن السائب”که در همه این چند روایت هست مورد قدح رجالیین است و رمی به “خلط” شده است،چه خلط را بمعنای قاطی کردن از حیث قوه درک معنا کنیم،چه آنرا بمعنای مخلوط و قاطی کردن مفاد احادیث،در هر دو صورت،”تخلیط”از اموری است که سبب سقوط روایت راوی می شود:

      عمرو بن عاصم صاحب “کتاب السنه”می نویسد:

      “عطاء بن السائب کان اختلط و حماد بن سلمه روی عنه قبل الاختلاط و بعده فلایعرف حدیثه فی حاله الصحه عن حاله الاختلاط” .

      (کتاب السنه،عمرو بن عاصم،ص 438)

      مفاد این عبارت این است که عطاء بن السائب قاطی کرده بود! و حماد بن سلمه که بیشتر از او حدیث نقل کرده است،هم بعد از قاطی کردن عطاء از او نقل روایت کرده است،هم قبل از آن،بنابر این در مورد احادیث عطاء بطور دقیق مشخص نیست کدام حدیث او مربوط به قبل از اختلاط است و کدام مربوط به بعد از اختلاط،و این یعنی سقوط حدیث راوی از قابلیت احتجاج.

      نیز برای توضیح بیشتر در مورد اختلاط عطاء رجوع شود به تحفه الاحوذی ج8 ص 302.

      جدای از بحث سندی و ضعف این روایات،این روایات تعارض دارند با برخی روایات دیگری که باز از طریق اهل سنت نقل شده است و برخلاف اینها تصریح دارد به اینکه در مجلسی که شراب آوردند علی بن ابیطالب برخاست و از مجلس بیرون رفت:
      مثلا ابن شهرآشوب که نوعا در کتاب خود “المناقب”روایات منقول از اهل سنت را نقل می کند از حسن بصری اینطور روایت کرده است که:

      عن القطان في تفسيره عن عمر بن حمران، عن سعيد بن قتادة، عن الحسن البصري، قال:
      اجتمع علي و عثمان بن مظعون و أبو طلحة و أبو عبيدة و معاذ بن جبل و سهيل بن بيضاء و أبو دجانة الأنصاري في منزل سعد بن أبي وقاص، فأكلوا شيئا ثم قدم إليهم شيئا من الفضيخ‏ (عصیر العنب) ، فقام علي و خرج من بينهم قائلا: لعن اللّه الخمر، و اللّه لا أشرب شيئا يذهب عقلي، و يضحك بي من رآني، و أزوج كريمتي من لا أريد. و خرج من بينهم فأتى المسجد، و هبط جبرئيل بهذه الآية: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا يعني هؤلاء الّذين اجتمعوا في منزل سعد، إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ الآية.فقال علي عليه السّلام: يا رسول اللّه لقد كان بصري فيها نافذا منذ كنت صغيرا، قال الحسن البصري: و اللّه الّذي لا إله إلّا هو ما شربها قبل تحريمها و لا ساعة قط.

      حاصل حدیث این است که:علی علیه السلام و چند نفر دیگر از جمله عثمان بن مظعون در منزل سعد بن ابی وقّاص جمع شدند،طعامی خوردند،آنگاه میزبان فضیخ (شراب انگور) آورد،پس علی بن ابیطالب به اعتراض برخاست و فرمود خدا لعنت کرده است خمر را،قسم بخدا چیزی را که سبب زوال عقل من است نخواهم خورد…پس از میان آنان خارج شد و بمسجد رفت و جبرئیل نازل شد به این آیه که:یا ایها الذین آمنوا (یعنی کسانی که در خانه سعد مجتمع شدند):إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُون‏.المائده/90
      پس علی گفت:ای رسول خدا،بصیرت من نافذ بود در مورد خمر از زمان کودکی.
      حسن بصری راوی روایت در ذیل آن می گوید:قسم بخدای متعالی که علی شرب خمر نکرد،نه قبل از تحریم آن و نه ساعتی قبل از آن.

      ( البرهان في تفسير القرآن، ج: 1، ص: 500- 501).

      و نکته آخر اینکه:جدای از بحث ضعف سندی این چند روایت و تعارض آن با روایاتی نظیر روایت حسن بصری و این نکته که علی علیه السلام از کودکی و صباوت تحت تعلیم و تربیت پیامبر بزرگوار اسلام بود،خود این چند حدیث بلحاظ عناصر داخلی آن دارای تناقضند که شاید نکته آن همان تخلیط عطاء بن السائب باشد،چون در بین این روایت بالاخره معلوم نشد آنکه طعامی ساخت و میهمانی داد علی بود یا سعد بن ابی وقاص یا رجلی از انصار؟!

      آیا آنکه امامت کرد و نماز خواند و آیات را مخلوط خواند علی بود یا عبد الرحمان بن عوف یا فلان که تعبیر برخی از روایات است؟!

      و آیا آنکه قاری و امام جماعت بود حین قرائت اینطور خواند که: قل يا أيها الكافرون إلى آخرها، بعد خواند: ليس لي دين، و ليس لكم دين؟ یا خواند: قل يا أيها الكافرون: أعبد ما تعبدون؟!

      یا اینطور خواند: قل يا أيها الكافرون لا أعبد ما تعبدون، و نحن نعبد ما تعبدون؟! یا خواند: و نحن عابدون ما عبدتم؟! (که اینها تفاوت هریک از این روایاتهاست در این جهت)

      یا مثلا در یک روایت می گوید حضّار آن میهمانی سه نفر بودند:علي، و عبد الرحمن بن عوف، و رجل من الأنصار،از آنطرف در روایت دیگر می گوید حضّار پنج نفر بودند: أبو بكر و عمر، و علي، و عبد الرحمن بن عوف، و سعد!..

      بهرحال اینها و جهات دیگری از تناقض در این چند روایت هست که درستی این نقل ها را مخدوش می کند.

      نیز مرحوم علامه در المیزان اشاره به روایاتی می کند که مفاد آنها این است که علی و عثمان بن مظعون قبل از نزول تحریم خمر آنرا بر خود حرام کرده بودند:

      “أنّ عليّا و عثمان‏ بن مظعون كانا قد حرّما الخمر على أنفسهما قبل نزول التحريم‏” .
      ( تفسير الميزان، ج: 6، ص: 132)
      —-
      طالبان تفصیل در این زمینه می توانند به کتاب تاریخ تحلیلی مورّخ ارجمند جعفر مرتضی عاملی مراجعه کنند(الصحيح من سيرة النبى الأعظم، ج‏6، ص: 265).
      —-
      نیز رجوع کنند به لینک ذیل:

      شيعيان ، در رد اتهام شراب خواري به امير مؤمنان (ع) كه توسط اهل سنت مطرح شده است ، چه پاسخي دارند ؟

      https://www.valiasr-aj.com/persian/shownews.php?idnews=5132

       
      • سید علی/////////////////////////////////مثل خودت بوده .چرا فکر می کنی وقتی تو و امثال تو مفت و مجانی از خزانه عمومی ارتزاق می کنید نباید /// مشروب می خورد؟

         
  132. غلامرضامحمدي جانباز جنگ

    غلامرضا محمدی جانباز جنگ
    جناب نوری زاد
    حکایتی از زبان یک البوم عکس
    شناسنامه نوري زاد اززبان يك آلبوم
    سلام دوستان خوبم من یک البوم عکس هستم
    در سال شصت یک جوان خوش قد وقامت وشاد وشنگول مرا از یک کتابفروشی خیابان انقلاب خریداری کرد وبا شوق وذوق فراوان مرا زیر بغل خود گرفت
    وبا هم امدیم شهریار ودر یکی از روستا های شهریار در خانه ویلایی وقدیمی در یکی از اطاق های کاهگلی اسکان پیدا کردم
    انروز تا صبح فردا در تاقچه اطاق استراحت کردم
    نزدیک ظهر مالک من همان اقای خوش قلب و مهربان با یک پاکت بزرگ عگس امد سراغم
    مرا بغل کرد وروی فرش گذاشت
    منکه دارای هشتاد برگ ضخیم مقوایی بودم یک بار از اول تا اخر برگ هایم را با دستان مهربانش ورق زد
    وسپس شروع کرد به زیبایی وارایش واراستن من
    در صفحه اول من تنها یک عکس بزرگ قرار داد ملبس به لباس روحانی وعبا وعمامه که پایین ان با خط زیبا نوشته شده بود تمثال مبارک رهبر کبیر انقلاب
    پرسیدم عزیزم این عکس کیه ؟
    گفت مگه نمی بینی این رهبر است وفرشته نجات رهبر مستضعفان جهان
    در صفحه دوم من یک عکس دیگر قرار داد انهم روحانی بود
    وزیر عکس نوشته شده بود ایت الله منتظری قایم مقام رهبری
    ودر صفحه سوم من دوباره سه تا عکس روحانی قرار داد که دوتا از انها سیدم بود
    وبا خطی که زیر ان نوشته شده بود
    درود بر سه یاور خمینی
    هاشمی ودو سید حسینی
    گفتم این سه یاور چه کسانیند
    گفت خوب معلومه هاشمی وبهشتی وخامنه ای
    ودر صفحه چهارم من هم این عکس ها نصب شد
    چهار وپنج تا عکس روحانی
    وزیر هر یک از انها نوشته شده بود شهید محراب
    شهید مدنی شهید دستغیب شهید صدوقی شهید اشرفی اصفهانی وقاضی طباطبایی
    وباز دوباره صفحه بعدی من با دو عکس یکی لباس شخصی ودیگری لباس روحانی مزین شد
    گفتم اینا دیگه کیند ؟
    گفت اینا هم شهیدند عزیزم
    عکس رییس جمهور و نخست وزیر دوتا عکس هم که یادم رفت بگم بازم یک روحانی بود که نوشته شده بود شهید استاد مطهری
    واز زبان رهبر انقلاب نوشته بود که ایشان پاره تن او بوده واز مردم خواسته بود تمام اثار او را که همه ارزنده ومفید است بخوانند
    ویک عکس دیگری که لباس شخصی ولی نظامی بر تن داشت
    زیر عکس نوشت بود شهید چمران
    که سیمای دلنشین داشت گفتم این کجا شهید شده گفت در جبهه جنگ
    سرتون درد نیارم هر روز وهر ماه وهر سال همی کم کم صفحات من با همین عکس ها پر شده بود
    یک زمان فرا رسید که صفحات من کم کم با عکس های فراوان شهدای جنگ پر شد وقسمتی هم از عکس های نمایشگاه دهه فجر ومراسمات مذهبی وراهپیمایی های مختلف
    پر شد حالا دیگه با این انبوه حجم اضافه وزن هم پیدا گردم وخیلی کم جابجا میشدم
    گاهی با خودم میگفتم این مالک من
    دیگه کار وزندگی نداره همه شب ها که بیداره ونماز شب میخوانه وروزی یک بار تمام صفحات مرا ورق میزند وبا یک یک شهداء گفتگو وراز ونیاز میکند
    گاهی اشگ می ریزد ومخفیانه هم گریه میکند
    خیلی دلم براش می سوخت وکاری هم از دستم بر نمی امد
    گاهی که مرا بغل میکرد وگریه میکرد تمام بدن من هم خیس می شد وسپس با دستمال خشکم کرده ودر طبقه بالای کتابخانه قرارم میداد
    دو دهه از عمر من سپری نشده بود که کم کم متوجه شدم دیگه مثل اون اولا نیست وخیلی کمتر ملاقات من میاد
    که بعدا فهمیدم پس از جنگ شدیدا درگیر زندگی روز مره شده وصاحب زن وبچه و دچار زندگی سخت وطاقت فرسا ودر چم وخم روزگار وانفسا
    ولی روزی از روز ها مدتها بود همدیگر را ندیده بودیم به سراغم امد خیلی پریشان احوال وگرفته
    وناراحت وبا شتاب مرا پایین اورد
    واولین عکسی که با ان همه شوق وذوق وشعف در سر من جا داده بود کند واز من جدا کرد
    این شروع واغاز یک عملیات بود دیگه همینطور شروع کرد به کندن عکس ها وخلوت کردن پیرامون من
    طوری که دیگه واقعا احساس سبکی میکردم واز ان اضافه وزن هم نگران نبودم
    تنها نگرانی من از حالات واحوالات
    وپریشان حالی مالکم بود وجای هر گونه شک و تردیذ که خد ایا این چه کاریه؟
    بلاخره طاقت نیاوردم وعلت را پرسیدم گفت هیچی نگو هیچی نگو که گول خوردم وعمرم به هدر رفت از پشت خنجر زدند همه ما را فریب دادند
    مستعضف کجا بود عدل وعدالت علی کجا بود پا برهنه ها چه شدند
    محرومین کجا رفتند استقلال وازادی کیلویی چند راه ورسم شهدا چه شد رزمنده ها چرا فراموش شدند برابری وبرادری مثقالی چنده
    اسلام کجا بود وووووووووووووو
    همینطور با عصبانیت میگفت وداد میزد
    طوری که تمام بدنش می لرزید وصورتش چون اتش بر افروخته
    وصدایش گرفته و با اشکی خشک شده چشمایش حالت عجیب وغریبی داشت که تا کنون ندیده بودم ولی یک لحظه صدایش قطع شد وفهمیدم که پدرش امد داخل وگفت چه خبره پسرم چی شده
    ازترس گفت هیچی پدر فقط نامردی شده
    پدرش فهمید ویک کلام بیشتر نگفت ورفت
    خود کرده را تدبیر نیست حالا برو دو باره,وبدون دلیل بگو زنده باد ومرده باد والسلام
    اینجا دیگه دیدم مالک عزیزم دست بر کمر نهاد ودست دیگر روی پیشانی وارام بر کف زمین نشست
    گویی که تیر اخلاص خورد
    اینجا که رسید من برایش گریه کردم
    ودوستان عزیز حالا دیگه عمر من هم رو به اتمام است تمام ورق های من خالی وکهنه وبعضا پاره شده
    فقط تعدادی از ان عکس ها در بغلم مانده فکر کنم یکی همان عکس قایم مقام رهبری ایت الله منتظری
    ویکی هم ان شهید چمران جبهه ویکی از ان پنج شهید محراب بنام شهید مدنی وتعدای از شهدای جبهه وجنگ ویک عکس هم از خود مالکم با لباس رزم جبهه ودیگر هیچ

    چه عواملی باعث شد که نوري زاد از آنوري به اين ور باصدوهشتاد درجه بچرخد هنوز معلوم نيست فقط خودش مي گويد بشگه بزرگي برسرم افتاده است وبه اين درد مبتلا گشته است.
    آيا بشگه اي ديگر برسرش بيفتد چگونه خواهدشد معلوم نيست؟

     
  133. ۴۰ سال دروغ حکومت جمهوری اسلامی: قسمت دوم

    دست‌کم چهار روزنامه‌نگار حرفه‌کار اعدام شده‌اند

    دست کم در ایران در سال‌های سیاه شصت ۴ روزنامه‌نگار اعدام شده‌اند. علی اصغر امیرانی [شماره ثبت: ۵۸۸۰۷۱ ]، سعید سلطان‌پور [ شماره ثبت: ۲۸۰۸۳۸ ]، رحمان هاتفی منفرد[ شماره ثبت: ۵۶۹۸۰۳ ] و سیمون فرزامی [ شماره ثبت: ۳۹۰۶۴۱ ] پرونده داده‌های قضایی برای نخستین بار نشان می‌دهد که این افراد چه زمانی و با چه اتهامی بازداشت شده‌اند. سیمون فرزامی یکی از قربانیان هنگام اعدام ۷۰ سال داشت. این روزنامه‌نگار سوئیسی ایرانی‌تبار، رییس دفتر خبرگزاری فرانسه در ایران و سردبیر ژورنال دو تهران بود که در اردیبهشت ۱۳۵۹ بازداشت و با اتهام جاسوسی برای امریکا شش ماه پس از بازداشت اعدام شد. دست‌کم ده‌ها زندانی عقیدتی مخالف نظام که فعال سیاسی بوده‌اند و برای روزنامه‌ها و ارگان‌های مطبوعاتی مخالفان فعالیت می‌کرده‌اند نیز در میان اعدام شدگان هستند.

    ۲۱۸ زن روزنامه‌نگار و شهروند خبرنگار

    از ۶۱۹۲۴ زن ثبت شده در این سند رسمی دستگاه قضایی ۲۱۸ تن روزنامه‌نگار و شهروند-خبرنگار هستند. از این میان روزنامه‌نگار و چهره مدافع حقوق زنان و مدیر کانون زنان ایران ژیلا بنی یعقوب [شماره ثبت: ۲۲۲۵۴۰۷ ] را می‌توان نام برد. وی درهشت مارس ۱۳۸۸ در تجمعی برای بزرگداشت روز زن بازداشت شد و یک هفته را در زندان معروف اوین گذراند. تجربه‌ای که آن را در قالب کتابی به تحریر درآورد که در خارج از ایران منتشر شده است. ژیلا بنی یعقوب سکوت تحمیل شده را نیز به خوبی می‌شناسد. در سال ۱۳۹۰ وی از سوی شعبه‌ای از دادگاه انقلاب تهران به یک سال زندان و سی سال محرومیت از کار روزنامه‌نگاری به اتهام «تبلیغ علیه نظام و توهین به رئیس جمهوری» محکوم شد. حکم یک سال زندان از شهریور ۹۱ تا تیر ماه ۹۲ به اجرا درآمد. ژیلا بنی یعقوب پیش از این هم برای اتهام‌هایی چون «تبلیغ علیه نظام» و یا «توهین به رییس جمهور» بازداشت و زندانی شده بود. نام این روزنامه‌نگار چند بار در پرونده دستگاه قضایی با بازداشت از سوی نهادهای گوناگون ثبت شده است که نشان‌گر سخت گیری نظام علیه روزنامه‌نگاران مستقل است. روزنامه‌نگار و مدیر سایت کانون زنان ایرانی، محکوم شده است تا سال ۲۰۴۰ ممنوع کار باشد.

    بازداشت ده‌ها هزار شهروند
    افزون بر روزنامه‌نگاران این پرونده برای نخستین بار تایید می‌کند که بیش از ۶۰۴۸ تن در اعتراض‌های مردمی علیه برگزیدن دوباره‌ی محمود احمدی نژاد به ریاست جمهوری اسلامی در سال ۱۳۸۸ بازداشت شده‌اند. آماری که تا امروز برآورد آن دشوار بود. جمهوری اسلامی همواره بازداشت شهروندان را برای انجام تظاهرات رد می‌کرد. در این سال دست‌کم بیش از ۶۰۰ زن و ۵۴۰۰ مرد با اتهام «اقدام علیه امنیت داخلی» بازداشت شده‌اند. این اتهام نیر برای روزنامه‌نگاران و شهروند-خبرنگارانی که تظاهرات‌ها را پوشش می‌دانند استفاده شده است.

    پرونده داده‌های دستگاه قضایی حاوی اطلاعاتی در باره‌ی دست‌کم ۶۱۹۴۰ زندانی سیاسی از سال ۱۳۵۹ است. دست‌کم ۵۲۰ تن از آنها به هنگام بازداشت میان ۱۵ تا ۱۸ سال سن داشته‌اند. این داده همچنین در برگیرنده نام شماری از قربانیان کشتار بزرگ زندانیان سیاسی در تابستان سال ۱۳۶۷ است. در تابستان این سال نزدیک به ۴ هزار زندانی از این میان شماری از روزنامه‌نگار بنا بر «حکم» آیت‌الله خمینی، در جلسه‌هایی که در اغلب موارد تنها چند دقیقه‌ طول کشید، دوباره بازجویی شدند و بسیاری ازآنها به مرگ محکوم شدند. اعضای هیات‌های مرگ که در سراسر ایران تشکیل شده بودند، حکم اعدام برای اغلب زندانیانی صادرمی‌کرد که از عقاید خود ابراز پیشیمانی نکردند. بسیاری از این زندانیان در تهران در گورهای جمعی از این میان گورستان خاوان به خاک سپرده شدند. جمهوری اسلامی هیچگاه به شکل رسمی این کشتار را نپذیرفته است.

    پرونده داده‌های دستگاه قضایی برای نخستین بار مشخص می‌کند که ۵۷۶۰ شهروند ایرانی در تهران تنها به اتهام عضویت به گفته دستگاه قضایی در «فرقه ضاله بهایت» تحت تعقیب قرار گرفته و یا بازداشت و یا برخی نیز اعدام شده‌اند. جمهوری اسلامی همواره بازداشت پیروان آیین بهایت را برای باورهایشان نفی می‌کند.

    نام شمار بسیاری از شخصیت‌های ایرانی نیز در این پرونده ثبت شده‌ است از این میان شیرین عبادی وکیل مدافع حقوق بشر و برنده جایزه نوبل صلح، نسرین ستوده وکیل زندانی مدافع حقوق بشر، عبداکریم لاهیجی وکیل و رییس جامعه دفاع از حقوق بشر در ایران و رییس افتخاری فدارسیون جهانی جامعه‌های مدافع حقوق بشر، منصوره شجاعی مدافع حقوق زنان. برخی از این افراد هیچگاه بازداشت نشده و نامشان در این فهرست به معنای وجود حکم بازداشت برای آنها و تلاش نهادهای امنیتی برای بازداشت آنان است.

    پیوست‌ها

    راست آزمایی پرونده داده‌های دستگاه قضایی

    از زمان دریافت این پرونده، گزارش‌گران بدون مرز به مدت چندین ماه‌ کار بررسی و مطابقت داده‌ها را انجام داد. نخست این داده‌ها با فهرست‌های دیگر نهادهای ملی و جهانی در باره روزنامه‌نگاران زندانی از این میان اطلاعیه‌های گزارش‌گران بدون مرز و سپس با داده‌های عمومی منتشر شده‌ی طرزعمل‌های ویژه سازمان ملل متحد مطابقت داده شدند. شماری از ناظران و متخصصان و همچنین اعضای «کمیته دیده‌بانی از استفاده داده‌های دستگاه قضایی»، و جان بدر بردگان کشتارهای دهه شصت و هفتاد نیز صحت و درستی این اطلاعات را در باره زندانیان سیاسی تأیید کردند.

    زندان بدنام اوین

    این زندان در دوران شاه سابق ایران ساخته شد و مکانی برای زندانی و شکنجه کردن مخالفان بود. پس از انقلاب اسلامی این زندان گسترش داده شد و زندانی که برای کمتراز سیصد زندانی ساخته شده بود تا نزدیک به ۱۵۰۰۰ نفر را درخود جای داد. این زندان در تئوری بازدشتگاه موقتی است که زندانیان را تا زمان برگزاری دادگاه باید نگاه دارد. اما برخی از زندانیان تمام حبس خود را در آن می‌گذرانند. در این زندان شمار بسیاری از زندانیان شکنجه و اعدام شده‌اند.

     
    • ////////، نمی داتی چند نفر از نظامیان و مسئولین حکومتی ایران توسط مخالفین ترور شدند ، و مخالفین به اصطلاح ملی گرای خرفتی مثل کریم سنجابی و بختیار و بنی صدر هم که ظاهراوابسته به گروههای تروریستی نبودند با نادانی کامل از آن ترورها حمایت کردند

       
  134. ۴۰ سال دروغ حکومت جمهوری اسلامی: قسمت اول

    رادیو فردا – سازمان گزارشگران بدون مرز روز پنج‌شنبه، ۱۸ بهمن‌‌ماه، در بیانیه‌ای اعلام کرد که با استناد به یک سند رسمی دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران می‌تواند تایید کند که دست‌کم ۸۶۰ روزنامه‌نگار و شهروند- خبرنگار در فاصله سال‌های ۱۳۵۸ تا ۱۳۸۸ در کشور بازداشت، زندانی و حتی اعدام شده‌اند.
    روز چهارشنبه، ۱۷ بهمن‌ماه، سازمان گزارشگران بدون مرز با برپایی یک نشست خبری از «به دست آوردن پرونده‌ای رایانه‌ای» خبر داده بود که بر اساس «اطلاعات و محتویات» آن که در ایران ثبت شده می‌توان از «بازداشت‌ها، زندانی کردن‌ها و اعدام‌ها در تهران» پرده برداشت.

    به گزارش سازمان گزارشگران بدون مرز، این پرونده را «افشاگرانی که خواهان اعلام خطر درباره سرکوب بی‌رحمانه… به افکار عمومی و نهادهای جهانی بودند» در اختیار این سازمان قرار داده‌اند.

    بر اساس بیانیه سازمان گزارشگران بدون مرز، این پرونده شامل «داده‌های دستگاه قضایی ایران» در دهه‌های اخیر است و گزارشگران بدون مرز بخشی از این داده‌ها مربوط به دوره زمانی سال‌های ۱۳۵۸ تا ۱۳۸۸ را واکاوی کرده است.
    در حالی که ایران چهلمین سالگرد انقلاب اسلامی را جشن می‌گیرید، گزارش‌گران بدون مرز (RSF) دروغ حکومتی بزرگی را که به مدت ۴۰ سال در باره سرکوب قضایی گفته شده است، بر ملا می‌کند. در کنفرانس مطبوعاتی به تاریخ ۱۸ بهمن ۱۳۹۷ با حضور شیرین عبادی برنده نوبل صلح و دیگر کنشگران و پژوهشگران و شاهدان سه دهه سرکوب از این میان منیره برادران، ایرج مصداقی، از وجود پرونده‌ای رایانه‌ای که در آن شمار زیادی از بازداشت‌ها، زندانی‌ کردن‌ها و اعدام‌ها در تهران ثبت شده است، پرده برداشت. این پرونده تا امروز محرمانه را افشاگرانی که خواهان اعلام خطر در باره سرکوب بی‌رحمانه دستگاه قضایی ایران به افکار عمومی و نهادهای جهانی بودند، در اختیار گزارش‌گران بدون مرز (RSF) قرار داده‌اند.

    این پرونده «داده‌های دستگاه قضایی ایران» در دهه‌های اخیر است که سازمان بخشی از آن یعنی از سال ۱۳۵۸ تا ۱۳۸۸ را واکاوی کرده است. در این پرونده یک میلیون هفتصد هزارنام ثبت شده است که همه اقشار و افراد اجتماعی را از زن، مرد و کودک، اعضای اقلیت‌های دینی و قومی، زندانیان عادی و زندانیان سیاسی از این میان مخالفان سیاسی نظام و روزنامه‌نگاران و شهروند-خبرنگاران در بر می‌گیرد. واکاوی این پرونده برای نخستین بار نشان می‌دهد دستگاه قضایی تلاش کرده است که حقیقت را در باره وضعیت و اتهام‌های روزنامه‌نگاران و زندانیان سیاسی دستکاری و یا بزک کند
    روزنامه‌نگاران با اتهام‌های جعلی چون «اقدام علیه امنیت داخلی»، «تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی» و یا «همکاری با عوامل بیگانه» و «جاسوسی» بازداشت و زندانی شده‌اند. اتهام‌های دیگری نیز چون «توهین به مقدسات اسلامی» و «توهین و اهانت به مقام رهبر جمهوری اسلامی و یا بنیان‌گذار نظام» نیز برای بازداشت روزنامه‌نگاران و شهروند خبرنگار بکار گرفته ‌شده است. در این باره دست کم ۵۷ تن از آن‌‌ها با این اتهام‌ها بازداشت و زندانی شده‌اند.

    شمار بسیاری از روزنامه‌نگاران زندانی از حقوق بنیادین خود محروم و در سلول‌های انفرادی نگاهداری می‌شوند، آنها از حق ملاقات دایم با نزدیکان ومشاور حقوقی و از حق درمان بایسته محروم هستند و برخی مورد بدرفتاری و شکنجه قرار می‌گیرند.

    کریستف دولوار مدیرکل گزارش‌گران بدون مرز در این باره گفت «وجود این پرونده و داده‌ی میلیونی آن نه تنها پردامنه بودن دروغ مقامات حکومتی ایران در همه این سال‌ها مبنی بر نبود زندانی سیاسی و روزنامه‌نگار در زندان‌های کشوررا بر ملا می‌کند که همچنین نشان می‌دهد که رژیم جمهوری اسلامی به مدت ۴۰ سال با سرکوبی بی کم و کاست و سازمان داده شده‌ صدها زن و مرد را برای عقیده و یا کار اطلاع رسانی‌شان به بند کشیده است. در برابر این دروغ حکومتی گزارش‌گران بدون مرز، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد، میشل باشله را فرا می‌خواند تا مقامات جمهوری اسلامی ایران در برابر این اقدام‌ها خود پاسخ‌گو کند.»

    در میان صدها نام در میان پرونده روزنامه‌نگاران شناخته شده زندانی به مانند فرج سرکوهی، رضا علیجانی، تقی رحمانی، اکبر گنجی، محمد صدیق کبودوند، ژیلا بنی یعقوب و همسرش بهمن احمدی امویی، سعید متین‌پور، هنگامه شهیدی، نرگس محمدی، احمد زیدآبادی، و…. را می‌توان دید.
    جمهوری اسلامی ایران همه توان خود رابکار می‌گیرد تا سرکوب صداهای منتقد را از چشم جهان پنهان کند. فرج سرکوهی [ شماره ثبت: ۶۹۴۹۶۸ ] یکی از نمونه‌های این سرکوب است. به تاریخ ۱۳ آبان ۱۳۷۶ زمانی که به مقصد آلمان و دیدار با خانواده‌اش ایران را ترک می‌کرد از سوی ماموران وزارت اطلاعات به هنگام سوار شدن در هواپیما ربوده شد در حالی که پاسپورت وی مهر خروج از کشور را خورده بود. رژیم می‌خواست وانمود کند که وی به آلمان رفته است و در آنجا ناپدید شده است. در آن زمان بسیاری از سازمان‌های مردم نهاد جهانی از این میان گزارش‌گران بدون مرز نگران از ناپدید شدن این روزنامه‌نگار مقامات ایران را مسوول آن می‌دانستند. در زیر فشارهای جهانی رژیم مجبور شد با برگزاری کنفرانس مطبوعاتی در فرودگاه مهرآباد و تحت فشار فرج سرکوهی را وادار کرد تا بگوید در این مدت نه زندانی که در ترکمنستان بوده است. در حالی که وی در خانه امن وزارت اطلاعات زندانی بود. این روزنامه‌نگار دوباره ناپدید و پس از انتشار نامه‌ای که پیش از زندان نوشته بود، رژیم مجبور به پذیرش زندانی بودنش شد. پرونده داده‌های دستگاه قضایی نشان می‌دهد که وی در زندان اوین بود است.

    دستگاه قضایی ایران همواره کشتن زهرا کاظمی [شماره ثبت: ۱۸۰۲۱۶۶ ] عکاس خبرنگار کانادایی ایرانی تبار در زندان را نفی کرده است. این خبرنگار در تیر ماه ۱۳۸۲ در حین عکسبرداری از تجمع خانواده‌های زندانیان در مقابل زندان اوین بازداشت شد. در هنگام بازداشت مورد ضرب و شتم قرار گرفت و به قتل رسید.

     
  135. یاران به از جان نور دیده نوری زاد دلبند

    آورده اند کی سالخورده و به غایت محتشمی را در جمع یاران ساکت مجلس

    حدثی فوق الاکبر حادث شد چنان که ترومپت هم عاجز است از عظمت

    چنان صوت.نزدیکان و یاران را هیچ چاره نماند مگر چنان تر کنند تا این کار

    خاص را عام نمایند و آ بروی رفته به جوی باز گردانند .پس جملگی به قوت وهمت

    سعی در حدث نموده و پاره ای خشتک خویش آلودند. فتوا دهنده کشتن سگان

    (منظور همان حیوان با وفا است نه ژن خوب ها وماموران سرکوب) و یا تفحیذ(حدود

    آن را طنازی جویا شده بود) در همین مقوله است .بلی بسیاری فتوا های این چنینی را

    میدهند در حالیکه به هیچ وجه دخت خود را کمتر از بیست ونه سالگی شوهر نمی دهند.

    چرا که محتشمی در دور دور های تاریخ مرتکب شده و می باید اینگونه کارهای سایکو را

    به کار ی عام تبدیل کنند و به هیچ وجه نگران بی تربیتی امتی نیستند آنگاه که لازم است

    ثابت شود آن محتشم که شاید عادتی نا نیک داشته برهد .کاش وهزاران کاش که این گونه

    موارد را هم حواله جعل یا ضعف سند یا عدم تکرار حدیث ویا …. میکردند تا هیچ

    کودکی مادر نشود و هیچ حیوان و انسانی مجبور به ترک افکار وکردار نیک نگردد.چنین باد

     
  136. سلام و درود جناب شفیعی

    قبلا در برخی بحث های سیاسی که داشتیم عرض کرده بودم که خیلی وقت و حوصله مجادلات سیاسی کشدار و پرداختن به جزئیات مطالبی که ممکن است در ذهن شما راسخ شده باشد و بحث در آن ثمری جز اوقات تلخی یا مجادله بیهوده ندارد،ندارم.اینجا ضمن احترام به انظار و برداشت های شما، فقط اشاره می کنم به برخی تعبیرات شما که از نظر من نامقبول و غلط انداز است:

    1-هیچگاه بنای بنده در بحث های سیاسی دفاع از اشخاصی که نام بردید یا اشخاص دیگر سیاسی نبوده نیست،مگر در مورد شخصیت استثنائی و برجسته مرحوم امام خمینی رحمت الله علیه که از نظر من ریشه و بنیان نهضت اسلامی ملت ایران بوده است که در مورد ایشان با هیچکس مماشات نمی کنم.دفاع من بر اساس اعتقادم به درستی انقلاب اسلامی ایران،از کلیت انقلاب اسلامی ایران و شجاعت و صداقت بنیانگذار و معمار آن است نه دفاع از اشخاصی که نام بردید که دفاع از برخی از آنان دون شان بنده است.

    2-اگر مایل به گفتگو و مفاهمه و دوستی با کسی هستید،تلاش کنید حین گفتگو و مخاطبه،مودب باشید و از کاربرد الفاظ زشت و ناهنجار در مورد شخصیت هایی که مورد علاقه و احترام اوست (امثال فقیه وارسته شیخ مرتضی انصاری و مرحوم صاحب جواهر و مرحومین کلینی و مجلسی قدس الله اسرارهم) بپرهیزید،برای اینکه حالت وجدانی مرا وقتی با این تعبیرات دون شان مواجه شدم خوب درک کنید،تصور کنید که کسی حین گفتگو با شما در مورد شخصیت محبوب شما مرحوم مولوی (که البته مورد احترام من نیز هست) چنین تعبیرات زشت و دور از اخلاقی کند.

    3-چنانکه قبلا گفته ام،با این تعبیر بی اساس شما “شورش کور”در مورد انقلاب عظیم اسلامی ایران مخالف و آنرا غیر واقعی و ادعایی گزاف و توهین به شعور مردم شریف ایران می دانم.

    4-نیز با این تعبیر که “انقلاب اسلامی ایران ولیده اراده بیگانگان” یا حاصل کنفرانس هایی مثل “گوادلوپ”بوده باشد،مخالفم،بنده البته در مورد این کنفرانس نه تنها مطالعه داشته ام،بلکه در یکی از پست های این وبسایت که کسی همین مدعای گزاف را مطرح کرده مفصلا بحث و گفتگو کردم و طی بحث هایی بی بنیادی این ادعا را روشن کردم و نشان دادم که انقلاب اسلامی ایران برهبری بی بدیل مرحوم امام خمینی ره،نه تنها ولیده خواست و اراده عموم ملت ایران بود،بلکه بیگانگان را مجاب کرد که آلت دست خویش شاه را از ایران بیرون برده و به خواست و اراده ملت ایران گردن نهند.اگر خواستید آن نوشته ها را باز نشر خواهم کرد یا با سرچ روی این سایت بیابید،اما اجمالا بدانید،ملت ایران تحت رهبری های داهیانه امام خمینی در کوران انقلاب ،به هیچ چیز قانع نبودند مگر به زباله دانی تاریخ رفتن شاه و بساط شاهنشاهی،در حالیکه بیگانگانی که شاه ابزار اعمال منافع آنان بود،سعی بسیاری داشتند در نگهداشتن شاه،وقتی نتوانستند،در گوادلوپ گرد آمدند و علیرغم اختلافاتی که بین آنان بود که شاه بماند یا برود،نهایتا بر این تسالم کردند که شاه برود و دولتی دیگر در ادامه مسیر او جایگزین شود تا منافع آنان را استمرار بخشد،بعد از آنهم وقتی نمایندگان امریکا در پاریس بحضور رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران رسیدند،آنچه که توصیه ایشان به آنان،این بود که اگر می خواهید ایران روی آرامش ببیند توصیه کنید شاه از ایران برود و ارتش نیز از سرکوب مردم ایران بپرهیزد،دو خواسته ای که در آن مقطع طبیعی بود و ناشی از عقلانیت و هوشمندی رهبر ایران بود.شما که می گویید پیروزی انقلاب اسلامی ایران حاصل توافق و تقسیم منافع ابر قدرتها بود،توجه نمی کنید که مرحوم امام خمینی مطالبه خویش در مورد خروج شاه از ایران را تعقیب کرد،و نمایندگی دولت بختیار از نظام شاهنشاهی را نپذیرفت،آنگاه هم که به ایران وارد شد،اولین سخن قاطع او این بود که دولت بختیار دولتی غیر قانونی است و باید برود… و اینکه من به پشتیبانی عموم مردم دولت تعیین می کنم و به دهان دولتی می زنم که دنباله شاه و بیگانگان است..
    آنگاه شما چطور قلم می چرخانید و اینگونه با اهانت به مردم انقلابی ایران،هم انقلاب اسلامی را شورش کور می نامید،هم آنرا ولیده بیگانگان می دانید؟!

    5-نیازی نمی بینم در مورد گزافه هایی که در مورد وضعیت ایران در زمان وقوع انقلاب اسلامی ایران سخنی بگویم چون در این زمینه هم در این سایت نوشته ام از زمان رضا پدر او و هم در خصوص اوضاع سیاسی و اختناق زمان او و زیر پا گذاشتن احکام اسلامی که مطابق قانون مشروطه ملزم به مراعات آن بود.

    6-در مورد کنفرانس ورشو در لهستان نیز هیچ نیازی به سرچ خاصی نیست،اخبار داخلی و خارجی در این مورد گویاست،این کنفرانس اهداف گوناگونی را دنبال می کند و اختصاصی به کشور ایران ندارد،چیزی که هست امریکای ترامپ در دنباله هیاهوی گذشته بدنبال محکوم کردن یا انزوای جمهوری اسلامی ایران است از طریق تبلیغات،البته خود لهستانیها نیز توضیحاتی دادند که این کنفرانس مربوط به ایران نیست،ضمن اینکه کشورهای پارلمان اروپا نیز روی خوشی به آن نشان نداده اند،شما این حرکات امریکائیها را ادامه مسیر گردن کلفتی های امثال بولتون و ترامپ و پومپئو فرض کنید.ملت ایران و جمهوری اسلامی ایران نیز از این گردن کلفت ها و گردن کلفتی ها هراسی بخود راه نمی دهند و در چهلمین بهار انقلاب شکوهمند خود ایستاده اند.اشتباه مهم شما اینجا یکی در فهم و تحلیل کنفرانس گوادلوپ بود و دیگر قیاس مع الفارق کنفرانس ورشو با گوادلوپ! گویا تخیل کرده اید ایران اسلامی در آستانه انقلاب دیگری است و الان هم مثل آنموقع ابرقدرتها نشسته اند و برای ملت ایران تعیین تکلیف می کنند! زهی خیال باطل.

    موفق باشید

    ————–

    درود سید مرتضای گرامی
    در باره ی امام خمینی قدس الله اسرارهم نوشته اید:

    1-هیچگاه بنای بنده در بحث های سیاسی دفاع از اشخاصی که نام بردید یا اشخاص دیگر سیاسی نبوده نیست،مگر در مورد شخصیت استثنائی و برجسته مرحوم امام خمینی رحمت الله علیه که از نظر من ریشه و بنیان نهضت اسلامی ملت ایران بوده است که در مورد ایشان با هیچکس مماشات نمی کنم.دفاع من بر اساس اعتقادم به درستی انقلاب اسلامی ایران،از کلیت انقلاب اسلامی ایران و شجاعت و صداقت بنیانگذار و معمار آن است

    من بارها از شما خواسته ام از عدد بیست، یک نمره به ایشان بدهید. مثلا بگویید: شخصیت (بقول شما استثنایی و برجسته) ی امام خمینی قدس الله اسراره، بلحاظ شعوری و انسانی و اسلامی و شیعی و ادب و مدارا و مدیریت و سلامت نفسانی و پاکیزگی فکر و اندیشه و دیگر نیازاری و دیگر نکشی و احترام به مردم و اقلیت ها و حقوق آنان و….. نمره اش از بیست هفده است، شانزده است، نوزده و هفتاد و پنج صدم است. باور کنید این کاملا شدنی ست. نهراسید. یک نمره بدهید.
    می شود؟
    لطفاً
    خواهش می کنم اجابت کنید.
    لطفا
    پرهیز نفرمایید.
    سپاس

    .

     
    • جناب نوریزاد گربه را هر طوری به هوا پرتاب کنی سر چهار دست و پا به زمین می اید و اخر دفعه در چشمان ادم زل میزند و میگوید ” میو !!

       
      • مودب باش! چون ظاهرا در سایت پیامبر ادب و موسس ادبستان نوریزادیه می نویسی علی کبیری سابق!

         
    • اینطور که از نوشته سید مرتضی معلوم است ایشان از نظام جمهوری اسلامی فقط یه خمینی اعتقاد دارد در واقع سید مرتضی به خامنه ای دیگر اعتقاد ندارد. در واقع به قدری سران جمهوری اسلامی ظلم و جنایت کرده اند که دیگر حتی عوامل انها نظیر سید مرتضی خجالت می کشند که از این ///( بلانسبت حیوانات !) حمایت و طرفداری کنند.

       
  137. سلام و درود;

    شفیعی هوادار سینه چاک فلسفه تمثیل- بافی‌ همه جوره صوفی قونیه،

    اینجانب صاحب و گرداننده موسسه و سازمان بین المللی اطلاعاتی‌ و شبکه رسانه‌ای نیستم که در جریان نشست یا کنفرانس امپریالیست خبیث و آزمند و درنده خوی و شرکای ریز و درشت وی در ورشو, باشم.

    شما “جایگاه” بنده را با جناب سردار قلم کیهان که از چنین جایگاهی‌ بر خوردار است اشتباه گرفتید. معهاذا در پاسخ به اظهار نگرنی دلسوزانه شما جای نگرانی نیست چون که ایشان و تشکیلات معظم اطلاعاتی و رسانه‌ای کیهان این نشست و توطئه اخیر استکبار جهانی‌ را تیزبینانه پایش و رصد و تفسییر خواهد کرد و گزارش شکست این توطئه را نیز همچون سایر حلقه‌های توطئه ناموفق استکبار جهانی‌ بر علیه حکومت ناب محمدی به گزارش امام و امت اسلامی خواهد رساند.

    اما باز طبق معمول شما دچار تشتت افکار و تناقض گویی شدید اینبار از نوع سیاسی شدی.

    بالاخره شما خواهان دفن روحانیت و لاجرم حکومت آنها مبتنی‌ بر فقاهت و روایت و رسالت نبی که به تصریح شما آغشته به بوی تعفن و مشمئز کننده ادرار و مدفوع و منی‌ و حیض و نفاس و انواع نجاسات و کثافات فرو رفته تا فی‌ خالدون فرهنگ میراث داران ساسانی شیعه شده هستی‌ یا نه؟ اگر نیستی‌ که به اعتراف خود در این سایت هستی‌ و قصد داری آن‌ها را به زباله دان تاریخ روانه کنی‌.

    حال که هستی‌ پس تو نیز در آن نشست ورشو به عنوان نماینده طریقتمداران خوشبو و ضد شریعتمداران گندبو میبایست حضور داشته باشی‌ چونکه هدف غایی و مطلوب آنها اینست که نوه پدر ایران نوین و پسر شاه مهربان و فرهیخته و درس خوانده سوئیس را بر روعایا یکه در سوئیس درس نخواندند حاکم کنند. سپس شکل نوین ساواک، سازمان خوشنام و وزین و معتبر و راه گشا در پیچ و خم کوره راه‌های راهبردی و امنیتی و بازوی اطلاعاتی توسعه تمدن بزرگ اریامهری را مجددا ابقا کنند و قیمت دلار هم از ۱۲ هزار تومان به ۱۲ تومان برسانند!
    خوب در این صورت تو با این “توطئه” چه تنازع و تضادی خردمندانه داری؟

    در کامنت‌های متعدد با جملات هزار کلمه‌ای ریز تا درشت نا هنجاری‌های اجتماعی و فرهنگی زاده بینش و منش نظام فقاهتی شریعتمداران بدبو را بر ملا میکنی‌؛

    و طبق تجارب شخصی‌ مزایای برتر سیاست‌های کلان صنعتی و اقتصاد کشاورزی شاه مهربان را و به عبارتی مزایای برتر انقلاب سپید و اصلاحات ارضی تدوین شده در دبیرخانه ریاست جمهوری کندی را بر انقلاب ولایت فقیه تدوین شده در نجف و مدیریت شده در قم و سیاست‌های مخرب صنعتی و جهاد کشاورزی امام جماران که ویرانی منابع آبی‌، و زمینی‌ و خاکی و جنگلی‌ و جوی را برای امت اسلام در طی‌ ۴۰ سال خدمت حکومتی به ارمغان آورده، بر میشماری.

    با این وصف بر چه مبنایی مخالفت شدید خود را با توطئه یا طرح جدید امپریالیستی دبیرخانه ترامپ (خواهان تسلیم یا بر اندازی نظام) که قرار است کلیایت و جزئیات عملیاتیش در نشست ورشو برسی شود، را مطرح و از همه اهالی این سایت و خصوصن اینجانب احتمالا به عنوان سرپرست پروژه پیگیری و افشا توطئه عمو سام جهت بر اندازی نظام فقاهتی مورد تنفر شفیعی، در مقام خود خوانده رئیس هیأت دیبره سایت فراخان صادر کرده، یا طلب استمداد می‌کنید و هشدار میدهید که میبایست پاسخگوی فرزندان و نوادگان خود در آینده باشیم و به مانند “پاسبان کاروان تجار” خود را از ترس دشمن و جان به خواب نزنیم زیرا که کوتاهی و غفلت در انجام این امر مهم ما را شرمنده تاریخ و نوادگان مان خواهد کرد؟!

    شفیعی اگر دقت کرده باشی‌ عمده نوشته‌ها و نظریات اینجانب در مورد تشریح و تفسیر و تحلیل و نقد نظام غالب اقتصاد سیاسی جهانی‌ بقول تو امپریالیسم (عمو سام) و خرده امپریالیسم ساسانیان شیعه وطنی و دیوان سالاری متکی‌ بر مونوتوریسم و میلیتاریسم در ابعاد خودشون بوده.

    هیچ متوجه توضیحاتی که در مورد فیزیک کوانتمی و رفتار ذره‌ای و موجی ذرات بنیادین دادم شدی؟

    چه گونهٔ در آزمایش تفرق یک فوتن (ذره نور) همزمان از چندین شکاف روحانیت بدبو، نبی و امام معطر، ابقا پور شاه مهربان مهره یا عامل امپریالیسم ، دشمنی با امپریالیسم خبیث، تاریخ رستگاری و ماتریالیسم تاریخی، خلقت الهی و فرگشت داروین …. نورانی عبور میکنی‌؟؟؟

    من هیچ قصد گاز گرفتن گوشت لذیذ دوریش را ندارم، خودش مرتب تو تله تناقض گیر میکنه.

    یا حق

     
    • سلام و درود

      تا حالا چندین بار توضیح داده ام که بنده نسبی گرا هستم و در کلیه مکاتب و نحله های فکری و فلسفه های مختلف عناصری درست و خرد پذیر میبینم،بالعکس عناصری خرافی و غیر عقلانی که اغلب حاصل تعصبات مذهبی و قومی و صنفی و نژادی و نگرشهای ایدئولوژیک است نیز میبینم، فکر میکنم عقلانیت آنست که وجوه عقلانی و خرد پذیرش را بپذیریم و از ابعاد کژیها و خطاهایش پرهیز کنیم. در عین حال هیچکدام از ادیان و مذاهب و فلسفه ها را مطلقاً درست نمیدانم.هدف و ماهیت گفتگو و نوشتن بنده تبادل فکر و اندیشه و آموخته هاست، بیشتر قصدم یادگیری و قدری هم عرضه برداشتها و تحلیلهای مختلفی است که از مسائل مختلف دارم. سخنی را که درست و مفید به حال کشور و مردم تشخیص بدهم از هر کسی قبول میکنم و تا جایی که مقدور است سعی میکنم از مطلق گرایی و تعصب پرهیز کنم.
      بدیهی است که در هر انسان قدری خود خواهی هست، کاملاً ممکنست در بنده هم باشد ، منکه ادعای معصومیت ندارم. در ضمن فکر میکنم همین حس خود خواهی هم اگر درست تربیت، کانالیزه و هدایت شود میتواند سبب فعالیت بیشتر و ارتقای قابلیتهای انسان شود و ماهیتاً چیز بدی نیست. نگاه نسبی من به واقعیت یک نظام سیاسی اجتماعی چنین است : در بستر نظام کاپیتالیستی و بورژوایی و بر پایه استثمار انسان از انسان، تمدن پیشرو و ثروتمند و قدرتمند کنونی با تولید انبوه و ارزان کالاها و توسعه دانش و رواج فرهنگ و آزادیهای سیاسی و اجتماعی و امنیت و بهداشت پدید آمده، اگر نظام کاپیتالیستی مطلقاً بد بود این دستاوردها را نداشت، میشود گفت که اگر چنین و چنان میشد یا فلان معایبش برطرف یا به محاسن تبدیل میشد، دستاوردهای آن نظام بیشتر و بهتر بود، اما کسی جز متعصبان خشک مغز منکر خواص و دستاوردهای نظام سرمایه داری نمیشود. همچنین مطالعه نظام شوروی سابق که ادعای سوسیالیستی بودن داشت، ولی هرگز شرایط احراز ایجاد سوسیالیسم در آن جامعه ایجاد نشد، و بیشتر ماهیت آن نظام سرمایه داری دولتی بود، هم نشان میدهد که همه چیز شوروی سابق یکسره خوب و همه چیزش هم بطور کلی بد نبوده است، اگر دوستی به تجزیه و تحلیل و بر شمردن خوبیها و بدیهای این نظامات بپردازد و دانش و معلومات اعضا را ارتقا دهد یا برداشتهای اشتباه و تعصب آمیز را اصلاح کند، بنده کارش را بسیار مفید میدانم و خیال متهم کردنش را هم ندارم. جوامع انسانی از سلطه نظامات ایدئولوژیک و ترویج دروغ و تعصب زیان بسیار دیده است، حتی الامکان میکوشم خود آلوده و مبتلا به ایدئولوژی و تعصب نشوم، اما توجه بفرمایید که منهم مثل جنابعالی و سایر دوستان انسان هستم و سعه صدر و صبوریم در محدوده ظرفیت شماهاست. بلانسبت شما و اعضای محترم، ما که گاو نیستیم شاخهایمان را به هم گیر بدهیم و همدیگر را از میدان بدر کنیم، در بحث و گفتگو هرچه طرف مقابل داناتر و آگاهتر باشد بهتر است زیرا بیشتر میشود از او آموخت.

       
  138. حسن عباسی: از آمریکا برای مشاوره نزدم آمدند که چطور مدل “ولایت فقیه” را در نوع سکولاریزه برای كشورشان ترتیب ببینند
    نوانديش: حسن عباسی در توييتى جديد نوشت: از آمریکا چند رساله‌ی دکترا برای مشاوره نزدم آمدند با این موضوع که چطور مدل “ولایت فقیه” را در نوع سکولاریزه برای آمریکا ترتیب ببینند؟
    چین و ترکیه هم به این سمت می‌روند که چطور حکومتی باثبات داشته باشند؟
    نظریه ولایت فقیه اکنون در جهان بعنوان یک نظریه مترقیِ علوم اسلامی مطرح است.

    ———-

    درود گرامی
    تعجب من در این است که خود ملایان بیت رهبری، از گفتن چنین یاوه هایی پرهیز می کنند اما افرادی چنین تعطیل، برای پراکندنش تریبون های ملی پیدا می کنند. شیرین کاری های ولایت فقیه را از مردم سوریه و عراق و افغانستان و یمن و لبنان و مردم چهل سال اسیر ایران باید پرسید. ولایت فقیه یعنی قرار گرفتن یک ملای نابلد حوزوی بر مقدرات یک کشور بزرگ با وجود کثیری از دانشمندان و فرهیختگان. راستی از جناب دکتر زیبا کلام یک بار پرسیدم: در تراز شخصیت هایی که در نظام پهلوی و پیش از آن پرورانیده شدند، یک نفر را نام ببرید که در جمهوری اسلامی پرورانیده شده. نتوانست.
    سید مرتضی آیا کمک می کند این یک نفر را برای ما پیدا کند؟ یک نفر که چهل ساله باشد و درخشیده باشد و جهانی شده باشد. حتی در حوزه ی سیاست و فرهنگ، مثل محمد علی فروغی.
    سپاس

    .

     
    • بعد از سال ۵۷ تشکیلات سری اسراییل ساخته در ایران دست نخورده ماند ؛ اگر کسی بخواهد سرتاسر نظام ولایت را کثافت اندود کند ایا بهتر از حسن عباسی و امثالهم عمل خواهد کرد؟!

       
  139. همه ملت‌ها سقف آزادی دارند؛ سقف آزادی رابطه‌ی مستقیم با قامت فکری مردمان دارد، با همت بلند مردمان سقف بلند میشود، در جامعه ای که قامت تفکر و همت مردم کوتاه باشد، سقف آزادی هم به همان نسبت کوتاه میشود. وقتی سقف آزادی کوتاه باشد، آدمهای بزرگ سرشان آنقدر به سقف میخورد که حذف میشوند. آدمهای کوتوله اما راحت جولان میدهند، بعضی از آدمهای بزرگ هم برای بقا آنقدر سرشان را خم می کنند که کوتوله میشوند. آن وقت سقف ها هی پایین تر و پایین تر می آید و مردم هی بیشتر و بیشتر قوز میکنند تا اینکه تا کمر خم میشوند و دیگر نمیتوانند قد راست کنند. مردم نیز آزادی شان میشود یواشکی و زندگی شان میشود جهنم!

    فئودور داستایوفسکی

    + حکایت مردم ایران در این عصر و دوران

     
  140. آخوند شش میلیون دلاری!
    ——————————

    آخوند قبل از انقلاب در عسرت و حسرت می زیست و سالی یک ماه دیوانه می شد، ماه محرم ، در ماه صفر هم، ده ماه دگر هم.
    خمس، زکات، خیرات، نذورات، وجوهات و رد مظالم را حرام و حلال می کرد و بهشت، جهنم، امام حسین، دست بریده، پهلوی شکسته، طفل شیرخواره، ریش پر خون، نیزه غریبی، کاروان اسیری و روضه عروسی قاسم می فروخت و دوزار کاسب می شد. قیافه اش هم مثل دوزار ده شی پول خرد بود و صدایش می کردند آخوند دوزاری.
    نسل سه او را آخوند دوزاری می شناسد، ولی نسل چهار او را آخوندِ میلیارد دلاری به جای خواهد آورد: آقا، آقازاده، نجیب زاده، اصیل زاده، نوبل زاده، حلال زاده، امام زاده، سید اولاد پیغمبر، ذرّیه رسول الله و میوه دل بتول عذرا!

     
  141. 6 یا 7 سال پیش جائی در کرمان کار میکردم که کارگر افغانی زیاد بودند. یکی از آنها بنا بر ضرورتی قصد داشت چند روزی برود افغانستان و بعد برگردد برایش آرزوی سفری خوش کردم در جواب گفت چه خوشی ؟ موبایلش را نشان داد وگفت همین را جرآت ندارم با خود ببرم اگر دستم به بینند میگیرند و محکم به زمین میزنند و خردش میکنند و میگویند کفر است .
    خلیل زاد نماینده آمریکا میگوید در افغانستان راه حل نظامی وجود ندارد و برای خروج سربازان آمریکائی با طالبان مذاکره میکند.
    طالبان در مذاکره با نمایندگان آمریکا و نمایندگان به اصطلاح مردم در مسکو، حاضر به پذیرش نمایندگانی از جانب دولت و حکومت نیست و مشروعیت نظام را نمیپذیرد.
    ترامپ میگوید 20 سال در افغانستان جنگیدیم حالا زمانی است که به نتایجی برسیم و سربازمان را از آنجا خارج کنیم. در واقع میگوید 20 سال جنگیدیم و شکست خوردیم.
    طالبان میگوید تا زمانی که آمریکا بطور کامل از افغانسان خارج نشود به جنگ ادامه داده و آتش بس بی معنی است.
    دولت اقغانسان بعد از طالبان با حمایت و حضور ناتو و آمریکا حریف طالبان نشد و سال به سال منطقه نفود طالبان افزایش یافت. اکنون بدون حضور آنها چگونه میتواند ادامه دهد؟
    صرفنظر از فشاری که از جو عمومی جامعه و توده مردم به حکومت وارد میشود در قانون اساسی افغانستان زنان حق رای دارند ، حجاب اجباری نیست، ملزومات قانونی دمکراسی تا حدودی برقرار است . ولی آیا زنی بی حجاب در خیابان دیده میشود؟ حزبی مانند احزاب کشورهای غربی تشکیل شده است؟ یا قدرت همچنان در دست نهادهای سنتی و شخصیت های محلی و قومی (جرگه ها) است ؟ ممکنست در شهرهای بزرگ جوامعی از سازمان و ساختار سیاسی و اجتماعی پیشرفته بر خوردارباشند آما آیا نقش و نیروی آنها به اندازه ای هست که حریف فرهنگ و مذهب سنتی بقیه جامعه باشد؟.
    در بیانیه اخیر طالبان در نشست مسکو آمده است : قانون اساسی کنونی افغانستان اعتبار ندارد، زیرا از جانب “کشورهای غربی بر مردم افغانستان تحمیل شده” و باید قانون اساسی جدید با “معیارهای اسلامی و ارزش‌های افغانی” پس از خروج کامل نیروهای خارجی ازاین کشور تدوین شود.
    آیا دوباره حکومت اسلامی و امارت طالبان در افغانستان بر قرار میشود ؟
    ما در مملکت خودمان بعد از 40 سال حکومت اسلامی در چه مرحله ای از سازمان و ساختار سیاسی و اجتماعی هستیم ؟

     
  142. این هم یکی دیگر !

     
  143. درود استاد نوری زاد عزیز

    سپاسمندم بخاطر انتشار این تصویر زیبا و پیامِ روشنگر و آگاهی‌بخش آن درباره‌ی نقشِ تعیین‌کننده‌ و جایگزین‌ناپذیرِ زنانِ آگاه در راستای ایجادِ “جامعه‌ی خوشبخت”.

    به شکرانه‌ی انتشار این پیام، در همین راستا بخش‌هایی از شعر زیبایی از “پل الوار” را تقدیم‌تان می‌کنم:

    《 به زنانی که می‌اندیشند 》

    نهصد هزار زندانی
    پانصد هزار سیاسی
    یک میلیون کارگر!

    خاتونِ خواب‌ها!
    نیروی استواری به آنان ببخش
    در این سیاهیِ بی‌مرز
    لب‌های عاشقی به آنان ببخش
    که همطعمِ فراموشیِ رنج‌ها باشد!

    خاتونِ خواب‌ها!
    ای دختر!
    همسر!
    مادر و خواهر!
    سرزمینی از آن دست که می‌خواهند به آنان ببخش!
    سرزمینی خواستارِ زندگی
    سرزمینی که سُنبله‌هایش سرخوشند
    کودکانش چابک و سالمندانش به طراوتِ سپیدارند!
    آن‌جا می‌شود با زنان سخن گفت!

    نهصد هزار زندانی
    پانصد هزار سیاسی
    یک میلیون کارگر!

    خاتونِ خواب‌ها!
    ای سپیده‌ی قدسی!
    از دلِ شعله‌های توسَری‌ خورده
    با عصای سپیدت
    راهی را نشانشان بده
    آنان به لطفِ شکنجه
    با ابلیس رو در رو شدند و پا پس نکشیدند!
    اندامشان پوشیده از “فضیلت” و “زخم” است
    باید جاودانه شوند!

    ای خاتونِ آرامشِ این قوم
    بانوی بیداری
    آزادی به ما ببخش
    اما شرمساری‌مان را از ما مگیر
    تا این ننگ را بزداییم.

    بدرود استاد گرامی

     
  144. مردی از آران

    سلام دوستانم
    سلام جناب نوری زاد
    در تفت شب را در باغ حاجی محمدحسن گذراندیم. یک نفر معمم بسیار فضولی حضور داشت. دیدم حاجی محمدحسن هم از وجود او در عذاب است. من هم راحت نبودم. بعد از صرف شام که با حاجی تنها شدم پرسیدم این ملا که بود و با شما چکار داشت؟

    گفت این آخوند بی‌شرم صدمه‌ای به من زده که نظیر آن به کمتر کسی وارد شده! این بی‌حیا از شاگردان شیخ محمد سبزواری است که در این شهر بعنوان مجتهد ریاست میکند. من این ملا را بواسطه تقوایی که شیخ سبزواری از او حکایت میکرد، برای تعلیم دخترم به خانه آوردم. چون دختر بزرگ شد دیگر مناسب ندیدم و به آخوند گفتم دیگر نیاید.

    بعد ازچند روز این نمک‌نشناس بی‌شرم نزد پسرم آمده میگوید همشیره شما معقوده من است و دخترم هم شاهد است! آن جوان مشتعل شد و او را از خانه بیرون راند.

    روز بعد شیخ محمدسبزواری مرا احضار کرده و گفت: وصلت شما باجناب آخوند ملاعلی اکبر که شخص محترمی است مبارکباد! خوب است دختر را بدهید ببرد! گفتم خدا نکند من به چنین امر نامبارکی اقدام کنم. گفت دختر شما بالغه و عاقله است و در شریعت مقدس اختیارش با خودش است. آمده پیش من اقرار کرده عقد کرده ملاعلی اکبر است و تو دیگر اختیارش را نداری!

    گفتم محال است دخترم ازخانه بیرون رفته باشد. حالا بگویید چگونه دختر مرا شناختید؟ فورا مثل آتش شده گفت میخواهی مرا تکذیب کنی! گویا مذهب بابی را قبول کرده‌ای!

    به خانه رفتم. دخترم از این ملای بی‌شرم و استادش مثل بید لرزان و مثل ابر گریان بود. از دخترم سوال کردم. ابدا خانه شیخ را ندیده و صحبتی نکرده و تمام گفته‌های آن دو را انکار کرد.

    فردایش باز شیخ سبزواری مرا احضار نمود و گفت شما میخواهید مرا دروغگو بدانید!؟ من دیدم این لعین ایستاده تا با تهمت و افترا، مال و جان و آبرویم را پامال کند. گفتم کمی به من مهلت دهید.

    درمانده و بی‌پناه به محمدخان والی حاکم یزد که مرد سالمی است پناه برده و ماجرا را برایش بازگو کردم. گفت من میدانم که شما راست میگویید اما میدانید زندگی و مرگ ما بدست اینهاست. باید با خودشان بطوری بسازید!

    گفتم اجرا به دست شماست. این خلاف‌ها را اجرا نکنید. مردم وقتی میبینند کاغذ یکی را اجرا میکنید تسلیم او میشوند، نکنید.

    گفت عجب است از تو که هنوز نمیدانی! آیا ما میتوانیم آشکارا با اینها مخالفت کنیم؟ این جماعت که شهرها را پُر کرده‌اند به اسم شریعت هرچه بخواهند میکنند. برای یکی سند میسازند، وکیل میشوند، شاهد میشوند، جرح میکنند، مومن میسازند، تکفیر میکنند و..‌. حال ما میتوانیم بگوییم آقا دروغ میگوید؟ اگر تبانی کردند و به من تهمت زدند که ظلم میکند یا بابی است و بیرق واشریعتا بلند کردند من چه باید بکنم؟ آیا ما مجبور نیستیم با اینان بسازیم؟

    ایراد میکنی، میگویند مجتهد را ایراد جایز نیست. تکذیب میکنی مثل این است خدا و پیغمبر را تکذیب کرده‌ای! میگویی فلان مجتهد درفلان کتاب چنین نوشته، میگویند مجتهدم و رای خودم است. هرچه میخواهند میکنند. خواهش دارم برو و با آخوند مهربانی کن بلکه توانستی طلاق صوری بگیری. غالبا مقصود اینها از این شرارت‌ها به دست آوردن مال است.

    خلاصه فعلا مجبورم با این آخوند بی‌شرم و حق ناشناس مهربانی کنم بلکه پولی داده و یک طلاق‌نامه صوری از او به دست آرم. این است روزگار ما!

    منبع
    خاطرات حاج سیاح. خلاصه صفحات 175 تا 178

     
  145. تو چرا گریه میکنی مرد بزرگ

    يقينا میدانستی دخترهای ما را به كشورهاي عرب ميبرند كه بکارت خود را بفروشند
    حتما میدانستی عرب ها برامون شاخ میشن و به ما ویزا نمیدن و بهمون تجاوز میکنن من شک ندارم میدانستید
    میدونستی ما میریم اروپا گدایی میکنیم با خفت و خاری پناهنده میشیم
    شک ندارم میدونستی یه مرد پنجاه ساله جلوی پای یه دختر شانزده ساله ترمز میزنه تا به فحشا ببردش

    چرا ما که تو رو ندیدیم انقدر دوستت داریم ما بچه های دهه پنجاه و شصت عاشق غیرت تو شدیم
    عاشق میهن پرستی تو شدیم

    راستی میدانستی اون عکسی که شاه عربستان به دستت بوسه میزنه بیشتر از پانصد هزار لایک خورده

    میدونستی ما توی دنیای مجازی به چهل سال پیش ایران افتخار میکنیم و فقط کلیپ های تو رو نگاه میکنیم که چطور قدرت خودتو به دنیا نشون میدادی

    شاهنشاه تو گریه نکن تو شاد باش تو یک ملت عوام رو از دست دادی در عوضش تاریخ برای توست

     
    • احساساتی نشو جوون جکومت اسلامی میراث خوار جکومت شاهنشاهی است. تمام روش های جکومتی را از آن جکومت گرفته است. ساواک زندان سانسور قشار نقهمی همه میراث ان دوره است. و تو برای نخات ملتت باید بسیار بیاموزی و یسیاذ تدبیر کنی . یک عکس گاندی و مندلا را هم پیدا کن ببین آنها نه گریه کردند و نه ناله تا آخرین نفش با شادمانی و شچاعت مبارزه کردند.

       
  146. یعنی باید منتظر باشیم و تماشا کنیم ببینیم امسال در چهلمین سالگرد انقلاب مصادره شده به نفع آخوندها، در راه پیمایی 22 بهمن چند نفر شرکت میکنند.

    ولی من میگم : حکایت راهپیمایی مثل حکایت رأی دادن میمونه … اگه از انقلاب 40 سال میگذره و اکثریت مردم ادعا داریم که گول خوردیم و قرار نبود اینجوری بشه. ولی تازه 3 سال از جشن و پایکوبی نسل جدید همین مردم میگذره، درست بعد از انتخاب شدن روحانی به ریاست جمهوری…مردم ایران هنوز همان مردم هستند…با یک غوره سردیشون میکنه و با یک مویز گرمیشون!

    ولی در دل هنوز امید دارم به اینکه مردم با همین کمترین کار، یعنی عدم شرکت در راهپیمایی 22 بهمن، نشون بدن هنوز حرفی برای گفتن دارند… هر چند این ممکنه یک امید واهی باشه!

    من که تکلیفم با خودم روشنه… از سال 68 نه راهپیمایی رفتم و نه رأی دادم…شما را نمیدانم.
    یادم میاد یکبار در سال 72 از طرف شرکتی رفته بودم سنندج برای نصب یک دستگاه در یکی از بانکها…موقع برگشتن مسافرها را در ایست بازرسی به خط کردند و از جوانها شناسنامه میخواستند…اونموقع کارت ملی هنوز نبود و وقتی به سفر می رفتیم باید شناسنامه همراهمون میبود…خلاصه… از من مدارک خواستند و علت سفر به سنندج… با دیدن شناسنامه و مرور کرد صفحات آن…مأمور سپاهی به من گفت: پس چرا صفحه ی مربوط به مهر انتخابات خالیه و بدون مهر؟تو قاچاقی اومدی به ایران و خرابکاری! و الخ…بگذریم.

    سخن پایانی:
    این حکومت و این رژیم غاصب که برای بیشتر مردم ایران حکم اسرائیل خودی را داره و یک غدۀ سرطانی، 40 سال با زندگی ما بازی کرد و همه ی ما رو به بازی گرفت…آیا اینقدر بی شعور و نفهم هستیم که هنوز هم به آنها این اجازه رو بدیم؟
    بهترین راه در قدم اول و برای نشان دادن اعتراض بدون خونریزی، شرکت نکردن در راهپیمایی و انتخابات، و پشتیبانی نکردن از حاکمان و مشروعیت ندادن به آنهاست.
    تا زمانی که نتونیم نشون بدیم که میتونیم، حقا که حقمون همینه…پس باید زجر بکشیم و دم نزنیم!

    حق یارتان

     
    • انارشیست گرامی من بابت جوابهائی که برای شما نوشتم با کمال شرمندگی پوزش میخواهم نمیدانم در چه وضعی بودم که از انتقاد شما به نوریزاد بهم ریختم پوزش مجدد./

       
  147. حمله مهاجمان نقابدار ( احتمالا اعزامی توسط وزارت اظلاعات) به یک “فعال سیاسی” ایرانی در برلین

    دویچه وله ـ به گفته پلیس برلین یک فعال سیاسی ایرانی در این شهر مورد حمله سه مهاجم نقابدار قرار گرفته است. مهاجمان به زبان فارسی قربانی را تهدید کرده‌اند. پلیس آگاهی برلین مسئولیت رسیدگی به این حادثه را برعهده گرفته است.

    به گزارش پلیس برلین چهارشنبه گذشته (۱۰ بهمن) یک ایرانی ۴۷ ساله در محله اشتگ‌لیتس برلین مورد ضرب و شتم سه مهاجم نقابدار قرار گرفته است. این فرد به پلیس گفته است که مهاجمان او را به اسم صدا کرده‌ و به زبان فارسی حرف می‌زده‌اند.

    پلیس برلین در اطلاعیه‌ای که در این زمینه منتشر کرده گفته است که این حمله در شامگاه چهارشنبه ۳۰ ژانویه در ساعت ۲۲ و سی دقیقه رخ داده است. قربانی که “یک فعال سیاسی” ایرانی است به پلیس برلین گفته که احتمالاً این حمله در رابطه با فعالیت‌های سیاسی او صورت گرفته است.

    پلیس آگاهی برلین (بخش مبارزه با فعالیت‌های تروریستی) مسئولیت رسیدگی به این حادثه را برعهده گرفته و پرونده‌ای نیز در این زمینه گشوده شده است. پلیس برلین در تماسی تلفنی به دویچه وله فارسی گفت که درباره این حادثه در حال حاضر نمی‌تواند جزییات بیشتری بیان کند.

    به گفته قربانی، مهاجمان به زبان فارسی او را تهدید کرده‌ و با مشت و لگد او را مجروح کرده‌اند. پلیس نیز تایید کرده که قربانی در این حمله زخمی شده است.

     
  148. وقتی در سلامت روانی افراد شک یاید کرد !

    حسن روحانی گفته است : ” حتی آمریکا هم اگر از مسیر غلط خود بر گردد، از مداخلات گذشته عذرخواهی کند و با احترام با ملت ما سخن بگوید؛ حاضریم توبه او را بپذیریم !!

    اگر این سخن گفنه روحانی باشد (که هست ) چه کلاه گشادی بر سر مردمی که فریب خوردند و رای به روحانی دادند رفته است. دنیا ایران را تحریم کرده مردم گرسنه اند و روحانی به جای چاره اندیشی یازی خاله زنگ راه انداخنه است.مسلما بیت رهیری و سرداران قاچاقچی در این کلاه برداری یا روحانی همدست هستند. وای بر ما که همچین افراد فاسدی بر ما حاکم هستنند.

     
  149. .
    مطلبی همسو با بخش 6 از سرمقاله ی همین پست:

    کافر انواع و اقسام دارد که شرح آن در این مقوله نمیگنجد…

    و اما زرتشتیان؛ که از نظر فقه شیعه، کافر فقهی محسوب میشوند و در گروه ” کافر اهل کتاب غیر حربی ” جای میگیرند.
    از نظر فقه اسلامی، پیروان ادیان آسمانی دیگر مثل مسیحیان، یهودیان و زرتشتیان ( با رأی اکثر فقها ) “اهل کتاب” هستند و اقلیت فقها، زرتشتیان را اهل کتاب نمیدانند. و “غیر حربی” به معنای اینست که این افراد در سرزمین مسلمانان به شکل صلح آمیز زندگی میکنند و تابع قوانین آنها هستند.

    پس تا اینجای کار مشخص شد که زرتشتیان مانند دیگر پیروان اهل کتاب که در ایران زندگی میکنند از نظر فقه شیعه کافر هستند و کسانی که در سرزمین ایران زندگی میکنند چون تابع قوانین ایران هستند و همچنین متخاصم نیستند، میشود آنها را “کافر بی آزار” یا “کافر مطیع” یا “کافر ذمی” نامید.

    حکومت اسلامی شیعه ( که در ایران هم 40 سال است که بر سر ما خراب شده ) متعهد است ازآنان به عنوان شهروند حمایت کند و هیچ مسلمانی حق آزار آنها را ندارد… آممما… بشرطها وشروطها

    * بخشی از مهمترین شرایط و قوائد زندگی اهل ذمه در سرزمین مسلمانان و ایضاً ایران:

    – نزاع و درگیری و آزار مسلمانان و همچنین همکاری با دشمن ممنوع.

    – تظاهر کردن به محرمّات ممنوع. ( مثل مشروب خوری…خوردن گوشت خوک…روزه خواری و … )

    – تبلیغ دین، همچنین ساختن معبد و کلیسا و عبادتگاه جدید ممنوع.

    – سرپیچی از قوانین و مقررات اسلامی ممنوع.

    – ورود به مسجد و مکانهای مقدس مسلمانان ممنوع.

    – سکونت در ساختمانی بلندتر از ساختمان مسلمانان و مشرف بر ساختمان آنها ممنوع.

    – وکیل شدن و شغل وکالت ممنوع. ( وقتی که طرف دعوا مسلمان باشد )

    – ذمی باید جزیه یا مالیات مخصوص بجای خمس و ذکات و مالیات معمول پرداخت کند ( که البته الان بیش از 100 سالی میشود که منسوخ شده و باید مثل دیگران فقط مالیات پرداخت کند … خوش بحالشان که حداقل دیگر خمس و ذکات نمیدهند! البته در مواردی خاص مثل خرید زمین باید خمس بدهند… رویهمرفته از این بابت وضعشان از مسلمانان بهتر است… مسلمانان هم خمس و ذکات میدهند و هم مالیات! )

    – شهادت آنها و یا شاهد بودن آنها پذیرفته نیست.

    – اگر مسلمانی، ذمی را بکشد قصاص نمیشود و باید دیه بپردازد، مگر آنکه اعتیاد به قتل ذمی ها داشته باشد، یعنی قاتل سریالی باشد، که پس از دادن اختلاف دیه از طرف خانواده مقتولان، قصاص میشود…که رقم سنگینی میشود و در ادامه خواهید خواند…

    – اگر ذمی، مسلمانی را به عمد بکشد… یا قصاص میشود و یا مالش در اختیار و خودش در خدمت اولیای دم تا پایان عمر( بردگی ) و یا هر دو ( بنا به اقوال دیگر)

    – دیه 12.5 نفر! مرد ذمی آزاد برابر دیه یک نفر مرد مسلمان است. ( یعنی اگر یک نفر مسلمان 12.5 مرد کافر ذمی آزاد یا 25 زن آزاد از آنان را بکشد، قصاص میشود و خانواده ی مقتولان دیگر نیاز نیست اختلاف قیمت بپردازند! )
    ( 10000 درهم در مقابل 800 درهم – یا – 100 شتر در مقابل 8 شتر )
    حق دیه زنان، مثل مسلمانان، نصف مردان است. یعنی دیه 25 زن کافر ذمی آزاد برابردیه یک مرد مسلمان است!
    البته نظر فقهای اهل سنت هم، در مورد زرتشتیان همین مقدار است؛ با این تفاوت که آنها زرتشتیان را اهل کتاب نمیدانند؛ اکثر فقهای شیعه، یهودیان و مسیحیان و زرتشتیان را یکی میدانند و دیه را بر پایه زرتشتیان میسنجند! ولی فقهای سنی، دیه یک مرد اهل کتاب ( یهودی و مسیحی) را یک سوم یا نصف یک مرد مسلمان میدانند ولی دیه یک مرد زرتشتی (مجوس) را یک دوازده و نیم از دیه یک مرد مسلمان!
    ( و شاید یکی از بهانه های دشمنی ایرانیان با اهل سنت، جدای از بحث اختلاف شیعه و سنی؛ آنها اجداد ما ایرانیان را مجوس میدانند و نه اهل کتاب و البته امروز هم بسیاری از آنها همچنان ما ایرانیان را مجوس میدانند تا شیعه…)

    – کافر ذمی نجس نیست؛ یعنی یهودیان، مسیحیان و زرتشتیان نجس نیستند. که البته استثناهایی هم هست…

    … و دیگر تفاوت ها، شرایط و قوانین، که اگر تمایل داشتید، زحمت جمع آوری اش را خودتان متقبل شوید.

    توضیح : شاید در قوانین جدید تغییراتی باشد که من مجال پی گیری نداشتم…

    حق یارتان

     
  150. سلام و درود

    نوشته زیر به علت اشتباه سهوی بنده در زیر نخستین کامنت قرار گرفته بود، با عرض پوزش از مدیر محترم و اعضای سایت ناگزیر مجدداً در اینجا تقدیم میکنم. امیدوارم مدیر گرامی وقتی برای محو آن که در زیر نخستین کامنت قرار گرفته بیابد.

    ابتدا به کاوش، و بعد به همه! :

    در زبان زیبای فارسی لغت مرکبی بنام جایگاه وجود دارد,که «جای» از
    ویژه گی مکانی و «گاه» خاصیت زمانی امری و عملی را بیان میکند.این را فعلأ داشته باشید!

    در مثنوی داستانی هست که کاروانیان یک نفر را اجیر میکنند تا در هنگام اتراق و استراحت کاروان، به نگهبانی بپردازد و در صورت احساس یا مشاهدهٔ خطری با صدای بلند و داد و فریاد کشیدن به آنها هشدار دهد تا اعضای کاروان برای دفاع آماده شوند.روزی کاروان خسته به منزلگاهی رسید تا پس از خوردن و آشامیدن ساعاتی بیاسایند. دسته ای راهزن که مدتها در انتظار آمدن و آسودن کاروان، به شوق چپاول سرزنش های خار مغیلان را تحمل و زیر سبیلی رد میکرد، از فرصت بدست آمده به وجد، و خون در رگهایشان بجوش آمد لذا به قصد غارت کاروان از کمینگاه خود خارج و در حال تاخت داشتند نزدیک میشدند، نگهبان آنها را و آنها هم نگهبان را دیدند، یکی از راهزنان که ظاهراً تجربه زیاد و بهره ای هم از روانشناسی در رشته رهزنی داشت، نظر و نگاه نگهبان را به خود جلب کرد و ابتدا با گذاشتن انگشت سبابه بطور عمودی روی لبانش امر به سکوتش داد و بعد با کشیدن همان انگشت مبارک چند منظوره، بطور افقی روی گردنش، نگهبان را در صورت عدم اطاعت به سر بریدن تهدید کرد. نگهبان هم که حسابی ترسیده و خود را باخته بود، نیمه غشی کرد و در انتظار لیوانی آب قند ناقابل، خود را به کری و کوری و گنگی زد و کاروان طعمه راهزنان شد، و اموالشان چپاول و خودشانهم مجروح و کتک خورده، چون مرغ پرکنده هر یک بسویی پراکنده شدند .پس از رفتن راهزنان و فرو نشستن گرد و غبار و جمع شدن تجار ، کاروانیان مجروح و مالباخته، نگهبان را مورد باز خواست،قرار دادند رییس کاروان از او پرسید:مردک بی وجود مگر تو از ما حقوق نگرفتی که نگهبانی کنی و به موقع داد و فریاد راه بیندازی ؟ پس چه شد که هیچ صدایی ازت در نیامد ؟ مرده بودی یا خوابت برده بود؟ نگهبان گفت : راهزنان همه مسلح و بسیار بودند و منِ تنها در حالیکه کمان و ترکشی سنگین پر از تیر روی کولم بسته بود ، و یکدستم به قبضه شمشیر و یکدستم هم به ساقه زوبین بند بود و خنجر و کاردی که به کمربندم آویزان بودند، کلی وزن داشتند و صد رقم مزاحمت ایجاد میکردند، با اینحال مجبور بودم گُرز را هم به دنبال خودم بکشم ، چه کاری میتوانستم بکنم؟ کاروانسالار گفت:مردک ترسوی تنه لش! کسی نگفته که تو به تنهایی از پس راهزنان بر بیایی! تو پول گرفتی و هر چه هم ما خوردیم از سفره ما خوردی که در مواقع خطر داد و فریاد بزنی, هشدار بدهی تا ما برای دفاع آماده شویم ؟ نگهبان دلاور! گفت : بله یک چنین قرار دادی داشتیم، منکرش نیستم، من حقوق میگرفتم تا « فریاد! » بزنم ,حالا هم جهت انجام وظیفه حاضرم و هر چه میخواهید، بفرمایید تا برایتان فریاد بزنم!!
    کاروانسالار که بخوبی میدانست آن نگهبان خائف و بی ارزش دارد با سفسطه به یک لغت چسپیده و خود را به حماقت میزند، گفت : آنجا و آنگاه که باید فریاد میزدی ,نزدی! حالا فریاد زدنت، جز آزار و آزردن گوشها به چه کارمان می آید ؟! گمشو که نبودنت بهتر از بودنت است.
    در مسایل اجتماعی و سیاسی نیز همینطور است و هر کنشگر سیاسی و هر نویسنده اجتماعی باید جایگاه کار و کنش و سخن و سرود خود را بداند و بدرستی « جای» و «گاه» کردار و گفتار خود را بشناسد.

    اگر فردا و فرداهای آتی، فرزندان و نوه ها و نبیره ها و نتیجه ها و ندیده های جناب کاوش از او بپرسند، شما که مرد تحصیل کرده و روشنفکر و اهل قلم و دنیا شناس و دنیا دیده ای بودی، در همان هنگام که کنفرانس ورشو برگزار میشد و آزمندترین و بد سابقه ترین و درنده خوترین امپریالیستهای زمان، برای سلطه و غارت بر ایران و ایرانیان نقشه میکشیدند و توطئه میچیدند و مزدور استخدام میکردند و در صفوف ایرانیان بذر دشمنی و نفاق و چند دستگی میکاشتند، بابا بزرگ روشنفکر و وطن پرست ! تو چکار میکردی و چطوری از« ایران زمین » دفاع و با دشمنان کشورت مبارزه میکردی ؟

    پی نوشت :

    نه تنها کاوش، بلکه کل اهالی کشور از جمله همهٔ اعضای این وبسایت باید به این پرسش پاسخ بگویند و بگوییم.
    خواننده محترم پاسخ شما چیست ؟.

     
  151. یاران به از جان درود

    بدون دقت هم میتوان در این سایت دید کی چون مرغانی که در طلب

    سیمرغ می رفتند هر یک در جایی و مرحله ای موتورشان جوش آورده

    زمین گیر میشوند .(در مورد تفحیذ چند تایی و اکنون نیز با سهم الارث

    بازماندگان مسلمان وغیر مسلمان هم) .این درست است که بار کج اولیه

    دوستان هیچ گاه به منزل و مقصود نمی رسد چرا که از همان اول به

    خود دروغ گفته وباور کرده بودند که برحق و منطق سوارند هیهات که

    نمی دانستند “بد لوزر” بازندگان بذی هستند و در مقطعی با داد و فریاد و

    ناسزا میروند امابدون ادعای درستی منطق و مکتبشان. از اینان باید پرسید

    اگر یکی از ارث برندگان رندانه خود را مسلمان نامید مرجع راستی و

    قلبی بودن این ادعا را چه کسی تایید می کند؟ یا در مورد تفحیذ آیا

    با کودکی که هنوز کامل بدنیا نیامده(زایمان نصفه است) میتوان تفاحیزات

    نمود اصلن با عنایت به تعیین جنسیت قبل از تولد آیا با اذن پدر دختر و

    رعایت حقوق او چگونه میتوان تفاحیزات کرد.دقت کنید مادر زن محرم است

    بقول دوستی بحث که بجای شیرینش می رسد شانه خالی کردن خطاست.

     
  152. ✅خانواده کاووس سید امامی خواهان حضور در صدا و سیما شدند

    ✅خانواده کاووس سید امامی با ارسال نامه ای به دادسرا خواستار حضور در تلویزیون و پاسخگویی به اتهامات شدند.

    ✅پیام درفشان وکیل مدافع خانواده سید امامی گفت: “درخواست رعایت حقوق قانونی برای امکان پاسخگویی به مواردی که از صدا و سیما پخش شده است را دارم.”

    ✅کاووس سید امامی یکی از بازداشتی‌های محیط زیستی بود که نوزدهم بهمن ماه سال گذشته قوه قضائیه خبر خودکشی او در زندان را به خانواده‌اش اطلاع داد. خانواده آقای سید امامی ادعای قوه قضائیه درباره خودکشی کاوس سید امامی را رد می‌کند.

    ✅این بازداشت شدگان تا پیش از آن متهم به جاسوسی بودند، اتهامی که وزارت اطلاعات، سازمان محیط زیست و محمود صادقی نماینده مجلس ایران آن را رد کرده‌اند. با این حال قوه قضائیه بارها بر اتهام جاسوسی این افراد تاکید کرده است.

    @Sahamnewsorg
    @MostafaTajzadeh

    http://up.upinja.com/271fv.jpeg

     
  153. حرکت به سمت حکومت اسلامی با چراغ خاموش!

    ✍️ دکتر جلال پورالعجل – ۱۰ بهمن ۱۳۹۷

    ✅اگر آیت الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی و نظریه پرداز ولایت فقیه، در اعماق ضمیرش به حاکمیت توأمان دین و مردم اعتقاد داشت اعقاب او هرگز اعتقادی به جمهوریت و حاکمیت مردم نداشته و ندارند یا لااقل در عمل چنین وانمود نموده اند.

    ✅اگر مواضع آیت الله خمینی چه قبل از پیروزی انقلاب و چه بعد از پیروزی را مرور کنید شاید یکی از واژه های پرتکرار گفتار ایشان کلمه “مردم” یا “ملت” باشد.

    1⃣ “حکومت اسلامی حکومتی است که صددرصد متکی به آراء ملت باشد، به شیوه ای که هر فرد ایرانی احساس کند با رأی خود سرنوشت خود و کشور خود را می سازد.” [صحیفه نور: جلد ۵: ص ۴۴۹]

    2⃣ “در اسلام، دموکراسى مندرج است و مردم آزادند در اسلام، هم در بیان عقاید و هم در اعمال.” [صحیفه نور: جلد ۵: ص ۴۶۸]

    3⃣ “اینجا آراء ملت حکومت می‌کند. اینجا ملت است که حکومت را در دست دارد. این ارگانها را ملت تعیین کرده است. و تخلف از حکم ملت برای هیچیک از ما جایز نیست و امکان ندارد.” [صحیفه نور: جلد ۱۴: ص ۱۶۵]

    4️⃣ “ما بنای بر این نداریم که یک تحمیلی به ملتمان بکنیم. و اسلام به ما اجازه نداده است که دیکتاتوری بکنیم. ما تابع آرای ملت هستیم. ملت ما هر طوری رأی داد، ما هم از آنها تبعیت می کنیم. ما حق نداریم، خدای تبارک و تعالی به ما حق نداده است، پیغمبر اسلام به ما حق نداده است که ما به ملتمان یک چیزی را تحمیل کنیم.” [صحیفه نور: جلد ۱۱: ص ۳۴]

    ✅گرچه ایشان پایه گذار جمهوری اسلامی و ابداع کننده نظریه ولایت فقیه بود، ولیکن همواره به تأیید و آرای مردم اصرار می ورزید تا جایی که “تخلف از حکم ملت را جایز نمی دانست”. به همین جهت در بدو پیروزی انقلاب با وجود اینکه می توانست رأساً حکومت اسلامی تشکیل دهد ولیکن با قاطعیت اعلام نمود که “جمهوری اسلامی نه کلمه کم، نه یک کلمه بیش” و همین را به همه پرسی گذاشت.

    ✅ناگفته نماند که نظام سیاسی بر پایه جمهوریت و اسلامیت از اساس قابل جمع نبودند و اشتباه بودن این نظریه را بسیاری از روشنفکران در ابتدای تأسیس جمهوری اسلامی به ایشان گوشزد نمودند و احتمال بروز دیکتاتوری و استبداد دینی را پیش بینی نمودند، ولیکن ایشان بر درستی نظریه خود مبنی بر حاکمیت توأمان و نشدنی جمهوریت و اسلامیت اصرار داشت و نتیجه این شد که امروز شاهد آن هستیم.

    ✅بعد از فوت آیت الله خمینی، جمهوری اسلامی در حرکتی خزنده و آرام، گام به گام در جهت تشکیل “حکومت اسلامی” حرکت نمود. نقطه عطف این حرکت احاله نمودن اختیارات فراوان و بی حد و حصر ذیل اصل ۱۱۰ قانون اساسی به ولایت فقیه در بازنگری قانون اساسی در سال ۶۸ بود. “تعیین سیاست‌های کلی نظام” که یکی از این اختیارات است به تنهایی برای مهار قوای مقننه و مجریه کفایت می کند.

    ✅خیز دوم جمهوری اسلامی برای تسخیر و مهار هر چه بیشتر جمهوریت و دموکراسی اجرای “نظارت استصوابی” بود. اجرای این سیاست سبب شد تا حاکمیت بتوانند انتخاباتی نمایشی را به اجرا گذارد تا هم از گزند اتهام استبداد و دیکتاتوری در امان بماند و هم ژست دموکراسی و مردمسالاری دینی را به رخ جهانیان بکشد. مسئولین نظام به خوبی دریافته اند که تا زمانی که انتخابات مدیریت شده باشد و کاندیداها به صورت گزینشی انتخاب شوند خطری برای موجودیت آنها نخواهد داشت. در واقع قربانی اصلی نظارت استصوابی، جمهوریت و حاکمیت مردم بود.

    ✅گام سوم جمهوری اسلامی برای مهار دموکراسی تشکیل “هیات نظارت بر اجرای سیاست‌های کلی نظام” وابسته به مجمع تشخیص مصلحت بود که بعد از فوت هاشمی رفسنجانی قوت گرفت و اکنون همانند مجلس سنا در زمان پهلوی بر تمام مصوبات مجلس نظارت می کند. این اقلیت غیرانتخابی در کنار اقلیت غیرانتخابی شورای نگهبان به عنوان دو اهرم قدرتمند بر تمام مصوبات مجلس استیلای کامل دارند و از حق وتو برخوردارند. یعنی حتی اگر تمام نمایندگان مجلس به اجماع قانونی را تصویب کنند این دو نهاد غیرانتخابی براحتی می توانند مصوبات مجلس را وتو نمایند. بحث FATF و پالرمو که اکنون شاهد آن هستیم یک نمونه ساده از دست می باشد.

    ✅در واقع سلسله مراتب تصمیم گیری و قانونگذاری در جمهوری اسلامی به گونه ای است که رأی و نظر مردم محلی از اعراب ندارد. اهرمهای نظارتی حاکمیت در این ۴۰ سال به مدد تفاسیری که شورای نگهبان از قانون اساسی ارائه نموده است به قدری قدرتمند شده اند که عملاً جمهوریت نظام به یک مترسک بی خاصیت تبدیل شده است که بود و نبود آن هیچگونه تأثیری بر رفتار و عملکرد و تصمیمات مسئولین جمهوری اسلامی ندارد و انتخابات دوره ای مجلس و خبرگان و ریاست جمهوری فقط یک وصله ناچسب و نمایش مضحکی است که برای دلخوشکنک عوام و ژست گرفتن در مجامع بین المللی برگزار می شود.
    @MostafaTajzadeh

     
  154. ما تو دهن اين حكومت مي زنيم

    ما تودهن اين حكومت مي زنيم

    ما هم دولت تعيين مي كنيم

    ما خواهان جدایی دین و دولت در ایران ‌هستیم

    ✍️بیانیّه‌ تحلیلیِ جمعی از نواندیشان دینی در زیتون

    ✅جمعی از نواندیشان دینی به مناسبت چهلمین سالبرپایی «جمهوری اسلامی ایران» در بیانیه‌ای تحلیلی، حکومت مبتنی بر ولایت فقیه را «تجربه‌ای سراسر شکست‌خورده» دانسته و خواهان «جدایی دین و دولت» شدند.

    ✅به گزارش زیتون، در این بیانیه‌ با اشاره به این‌که حکومت فعلی اگرچه «در پی انقلابی مردمی و ضدّ استبدادی و با نام جمهوری بر سر کار آمد» امد اما به « بازتولید همان استبداد دیرپای سلطنتی، این بار در شکل و شمایلی دینی» منجر شده است.‌

    ✅امضاء‌کنندگان بیانیه «مصرّانه خواستار برابری دینی و مذهبی، اندیشگی، جنسیّتی، زبانی و قومی و به رسمیّت شناختن تکثّر سبک زیست برای همه شهروندان ایرانی» شده‌اند.

    ✅به باور جمعی از نواندیشان دینی که این بیانیه را امضاء کرده‌اند، تجربه چهل ساله جمهوری اسلامی نشان داده «مبنا قرار دادن احکام فقهیِ متعلّق به قرون و اعصار پیشین و تعصّب و جمود بر این احکام» به «تباهی‌ها و فجایع» انجامیده و «جامعه‌ای مشحون از فقر، تبعیض و فساد به دنبال آورده است».

    ✅در بخشی دیگر از این بیانیه هم‌چنین آمده است: «جمهوری اسلامی با فقهی‌اندیشیِ قشری و ماجراجویی بین‌المللی خویش بار سنگینی بر گرده اقتصاد، حقوق و سیاست، به خصوص در حوزه زنان و اقلیّت‌ها نهاده و از باب نمونه با لایحه قصاص، اجباری کردن حجاب و مبنا قرار دادن باب اجاره در فقه برای نوشتن قانون کار، گره‌هایی ناگشودنی بر هزارتوی مشکلات جامعه زده است».

    ✅این بیامیه به امضای «حسن یوسفی اشکوری، محمد جواد اکبرین، عبدالعلی بازرگان، رضا بهشتی معز، سروش دباغ، محمود صدری، رضا علیجانی، حسن فرشتیان، یاسر میردامادی و صدیقه وسمقی و مصلح رسیده است.

    منبع ،زيتون

     
  155. تاملاتی بر تحریمات گسترده عمو سام و آقا نظام هم زمان بر امت شهید پرور ; قسمت – 2

    رادیو فردا و کیهان
    وزیر نفت در پاسخ به سؤال خبرنگار کیهان که پرسید «آیا قرار بود برجام پس از سه سال، از وعده دریافت پول نفت، به نفت در برابر غذا برسد؟» در اظهاراتی عجیب مدعی شد: «وضع ما خوب بود، شما دعا کردید و برجام را به هم زدید»!

    وزیر نفت ایران می‌گوید عراق ماهانه ۲۰۰ میلیون دلار گاز از ایران دریافت می‌کند، اما بعد از وضع تحریم‌های ایالات متحده پولی به ایران نداده است.
    بیژن نامدار زنگنه، وزیر نفت، روز سه‌شنبه، ۱۶ بهمن‌ماه، در نشست مطبوعاتی گفت که عراق تاکنون دو میلیارد دلار بدهی به خاطر واردات برق و گاز ایران دارد، اما می‌گوید به خاطر تحریم‌ها نمی‌تواند پولی به ایران بدهد.
    وی همچنین در رابطه با همکاری ایران و عراق در توسعه میادین مشترک نفتی گفت: «ما اصرار کردیم، آنها پا پس کشیدند. ما پیشنهاد دادیم دو میدان مشترک کوچک خرمشهر و نفت‌شهر را با همدیگر توسعه دهیم، آن را هم رد کردند، چه رسد به میادین مشترک بزرگ. عراق که تحریم نیست و هیچ محدودیتی برای انتخاب شرکت‌های بین المللی ندارد، آیا حاضر می شود با ایران قرارداد امضا کند تا با تحریم‌های آمریکا مواجه شود؟»

    «عراق اگر از این فداکاریها بکند خیلی راه‌های ساده تری وجود دارد؛ ۱۱ هزار بشکه سوآپ نفت میان دو کشور وجود داشت که عراق بعد از تحریم‌ها، آن را هم متوقف کرد. هیچ کس حاضر نیست خود را فدای ایران کند.»
    ایران پنج میدان عظیم نفتی مشترک با عراق دارد. عراق بیش از دو برابر ایران از این میادین تولید نفت دارد. ایران نیز طی چند سال گذشته برخی میادین مرزی و مشترک واقع در بلوک غرب کارون مانند یادآوران را توسعه داده است،

    ========================================

    اما در این بین “ممد نبودی ببینی‌” که میراث داران امام جماران آب و برق و گاز و خاک خوزستان رو با قیمت یارانه‌ای به لشگریان باز مانده و پشیمان و ناراضی‌ صدام افلقی و صهیونیست و اهالی حامیش به عراق صادر میکنند؛ حالا دیگه برادرن طراح عملیات گمراه کننده کربلای ۵ سرداران تاجر و پیمان کارو بازرگان و قاچاق چی‌ و کار قاچاق کن و غیره شدند، اما ‌ای کاشکی‌ این برادران عراقی پول ناقابل کالا و خدامتی رو که از مستضعفین ایران دریغ شده میپرداختند. نا گفته نماند که در این میان هم باغدار و چوبدار وطنی گوجه و گوسفند خودشون رو به آنسوی مرز قاچاق کرده دلار تحویل میگرند و اهالی مستضعف نیز میبایست روزه اجباری بلا انقطاع بگیرند.

    اما ممد جون نیستی‌ که ببینی‌ برداران همرزم و سردار چه نمایش با شکوهی با هدایت آیات اعظام و فقهای سیاسی کار قم در ایام عربعین در خاک پاک اشورا ییان بر پا میکنند و چنان خاکی از زیر پای برهنه میلیون‌ها مشتاقان زیارت حسینی با پای پیاده بر چشم استکبار و صهیونیسم و سلطنت طلبان و کمونیست‌ها و منافقین و زنجیره ایهای زرد و اصلاح طلب و مفت خور میکنند که توفان شن و خاک و گرد غبار خوزستان و ایلام و لرستان و تهران در مقابل آن موژه بر هم زدن است.

    من یکی‌ جات و خالی‌ نمیکنم؛ آسوده بخواب سایر برادران بیدارند البته با چشمان نگران.

    رئیس الوزرا‌ای نفت با سردار قلم کیهان پینگ پنگ “کرسی مدیرت کی‌ دولتیه کی‌ وقتشه بازنشست شه” به پا فرقونی و ضایع نشی‌؛ بازی میکردند؛ جنتی هم اون بالا تو مجلس خبرگان بهشون میخنده؛

    نمیر المبدین کرتیر هم هفت پادشاه ساسانی رو به گور برد؛ مادراشون چه نفرینی حوالش میکردند.

    با سپاس

     
  156. با سلام و درود

    تاملاتی بر تحریمات گسترده عمو سام و آقا نظام هم زمان بر امت شهید پرور ; قسمت – ۱

    عمو سام صاحب ماشین چاپ دلار‌های نفتیست.

    آقا نظام بر شورای پول و اعتبارات نظام انقلابی نظارت دارد.

    شورای پول و اعتبارات مسٔول سیاست گذاری پولی‌ و ارزی یعنی‌ چاپ لجام گسیخته پول (بدون پشتوانه) و تعیین نرخ خودی و غیر خودی بهره بانکی و نرخ تبدیل ارز و صدور روزانه بخش نامه‌های متناقض و آشفته و گمراه کننده برای نهاد‌های گوناگون و همزمان مشغول ارسال کیسه‌های دلار بر ترک موتور سیکلت بابک زنجانی‌های امروز است که به صرافی‌های وابسته به بانک مرکزی مراجعه کرده و قیمت آزاد دلار را طبق نیازمندی‌های پولی‌ و مالی‌ دیوان سالاری انگلی و بنگاه داران خصولتی رانت خار سنتی‌ و صنعتی با ایجاد شکاف لازم با ارز ارزان دولتی و تخصیصی به این طیف، تعیین و تنظیم و سپس به بازار آزاد غارت گری امت اعلام کنند.

    دلار‌های نفتی‌ عمو سام بعد از پایان بازه زمانی‌ بین پایان جنگ دوم و سال ۱۹۷۱ که دلار آمریکا طبق توافق برتون وودز پشتوانه طلا داشت به واسطه ولخرجیهای دولت‌های متمادی و ورشکستگی خزانه داری به واسطه هزینه هنگفت جنگ ویتنام یکجانبه و ناگهان و بدون هشدار قبلی‌ به مشترکین لغو شد (شوک نیکسون).

    عمو سام و جهان غرب و اقتصاد جهانی‌ دچار بحران منابع انرژی و خصوصاً نفت شدند. قیمت نفت بین ۳ تا ۴ برابر افزایش یافت.

    دو قلوی شیاد “دیکی و هنری” میبایست فکری به حال دلار بدون پشتوانه آمریکا میکردند.

    این دو قلو با ملک فیصل پدر بزرک ولیعهد جانی کنونی عربستان طی‌ مذاکرات محرمانه تعهد کردند که پادشاهی ال صعود را عمو سام را نسل در نسل امنیت و بقایشان را تضمین خواهد فقط به یک شرط، آنهم نفت خود را فقط با دلار در بازار جهانی‌ معامله کنند، ملک فیصل علیرغم اینکه تمایل به معاوضه طلای سیاه خود با طلای زرد داشت، از زیاده خواهی‌ خود منصرف شد و با منت شرط پیشنهادی را پذیرفت و در پی این ترفند و توافق واژه دلار نفتی‌ زاده شد؛ به زودی مابقی صادر کندگان یا در واقع فروشندگان نفت جهانی‌ و خصوصاً اعضای اوپک نیز در این تله پولی‌ عمو سام افتادند؛

    در این ترفند عمو سام منابع و ذخائر نفتی‌ و گازی و انرژی جهانی‌ رو یعنی‌ دارایی‌های منابع طبیعی دیگر کشور‌های جهان رو تبدیل به پشتوانه پول جدید خود دلار‌های نفتی‌ کرد. حال نه تنها بازار جهانی نفت بلکه در واقع بازار جهانی‌ پول را به کنترل خود در آورد و به مثابه یک دولت یا امپراتوری جهانی‌ عمل میکرد. ایجاد تقاضای “مصنوعی” برای دلار‌های عمو سام معادل یک سوم تا یک چهارم اقتصاد آلمان در سال بر حسب قیمت نفت.

    هنوزم اغلب این صادر کنندگان یا فروشندگان نفت بر این باورند که بازاری به نام بازار جهانی‌ نفت و گاز و انرژی به معنای کلمه وجود خارجی‌ دارد؛ در واقع امر این یک فریب یا وهم بیشتر نیست؛

    آنچه که واقعیت دارد بازار جهانی‌فروش دلار‌های نفتی‌ عمو سام است؛ یعنی‌ همه تولید کنندگان و صادر کنندگان نه فقط نفت و گاز و سایر منابع طبیعی بلکه از شیر مرغ تا جون آدمیزاد , کالا و خدمات خود را در بازار‌های جهانی‌ بورس عمدتا با دلار‌های نفتی‌ عمو سام معاوضه یا مبادله میکنند؛

    چین و ژاپن و اتحادیه اروپا و انگلیس و سویس هم میبایست با دلار‌های نفت‌ای عمو سام منابع انرژی خود را تهیه کنند.

    عمو سام کنترل انحصاری نیز بر شبکه جهانی‌ بانکی‌ و سایر مؤسسات پولی‌ و مالی‌ جهت توزیع و انتقال فیزیکی‌ و مجازی دلار را هم در اختیار دارد و اراده خود را بر تمام مشتریان جهانی‌ دلار چه دوست چه دشمن اعمال می‌کند.

    پس ما در واقع صادر کننده و یا فروشنده نفت و گاز و زعفران و پسته و خاویر و فرش نیستیم بلکه خریدار دلار نفتی‌ در بازار جهانی‌ هستیم خواه مشتری ما چین، هند، کره جنوبی، ژاپن یا ترکیه باشد.

    عمو سام در اعمال سیاست‌های گسترده و فراگیر خود علیه ایران در واقع ما را می‌خواهد از دسترسی‌ به افیون اعتیاد آور و فراگیر خود یعنی‌ دلار‌های نفتی‌ محروم کند.

    ما نفت خود را به مشتریان نام برده تحویل میدهیم اما انها پول خرید نفتشون (دلار‌های نفتی‌ ) را طبق حکم عمو سام به ما پرداخت نمیکنند بلکه طبق آخرین ساز و کار مالی‌ تحمیلی به حسابی در یکی‌ از بانک‌های اروپا و نزد اتحادیه اروپا به امانت واریز میکنند.

    ایران نیز مجاز است که در صورت پذیرفتن و انجام تعهدات لوایح قانونی مرتبط با مبارزه با پولشویی، حمایت مالی‌ تروریسم، و مبارزه با جرایم سازمان یافته (و سرانجام تغییر بنیادین سیاست‌های راهبردی و کاربردی دفاعی و خارجی‌ ) جهت خرید و واردات مایحتاج‌های ضروری مثل دارو، لوازم پزشکی‌، نهاده و خوراک دام و طیور و اقلام کشاورزی و غذایی از بازار‌های مورد تائید متولیان صندوق امانت، اقدام کند؛

    با این ترفند عمو سام عزم جزم کرده که دستان کوتاه و بلند و پاک و ناپاک نظام را از رسیدن به دلار‌های نفتی‌ نقدی فیزیکی‌ یا مجازی که میتواند برای مصارف گوناگون ممنوعه بر شمرده و تامین هزینه سیاست‌های نظامی، امنیتی، خارجی‌ و حمایتی و تبلیغاتی تخصیص داده میشود، عاجز و محروم کند.

    تحریم دلار‌های نفتی‌ همچنین دست نهاد‌ها و گرو‌ها و افراد وابسته به محافل قدرت و دست انداز بر ثروت ملی‌ و دست متولیان نظام بانکی و بنگاه داران وارد کننده و صادر کننده محصولات سنتی‌ و صنعتی و مؤسسات پولی‌ و مالی‌ و مجموعه رانت خواران و خصولتیان انگلی را به پول ارزی ترجیحی، حتی الامکان کوتاه می‌کند.

     
  157. ابراز نگرانی خانواده‌ها از بی‌خبری از وضعیت سپیده قلیان و اسماعیل بخشی
    اسماعیل بخشی و سپیده قلیان پیشتر در آبانماه در اعتراضات هفت تپه بازداشت شده بودن
    دوشنبه, فوریه 4, 2019 – 16:41

    خانواده سپیده قلیان، فعال اجتماعی و اسماعیل بخشی فعال کارگری که نزدیک به سه هفته است در بازداشت

    هستند، نسبت به بی‌خبری از وضعیت این دو زندانی و عدم پاسخگویی مقامات قضایی “ابراز نگرانی کرده‌اند.”

    کانال مستقل کارگران هفت تپه با انتشار این خبر آورده است که خانواده سپیده قلیان تاکنون چندین بار برای ملاقات

    حضوری درخواست داده‌اند اما این درخواست رد شده است.

    دادیار دلیل رد خواست ملاقات را بازجویی و تحقیق مجدد اعلام کرده است. این موضوع باعث شده خانواده “نگران

    اعمال فشار مجدد” بر این زندانی شده است.

    تماسهای کوتاه خانم قلیان از زندان نیز مدتی است که قطع شده در تماسهای قبلی هم به گفته خانواده “لحن و صدای

    خانم قلیان به شدت خانواده را نگران کرده بود.”

    همچنین براساس گزارش این کانال تلگرامی وضعیت سلامت اسماعیل بخشی “وخیم” است. اداره اطلاعات اهواز و

    دادستانی دزفول با هدف آزار آقای بخشی و خانواده‌اش از آزادی و یا دادن مرخصی به او خودداری می کنند.

    در عین حال گزارشها حاکی است که خانواده این دو بازداشتی همچنان برای عدم اطلاع رسانی درباره وضعیت خانم

    قلیان و آقای بخشی “تحت فشار” هستند.

    اسماعیل بخشی و سپیده قلیان پیشتر در آبانماه در اعتراضات کارگری هفت تپه بازداشت شده بودند و بعد از آزادی

    اعلام کردند که توسط وزارت اطلاعات و نیروهای امنیتی شکنجه شده‌اند.

    مقامات قضایی و اجرایی ایران موضوع شکنجه این دو فعال مدنی را رد کردند.

    صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران شنبه ۲۹ دی فیلمی را به نام “طراحی سوخته”پخش کرد، این فیلم به انتشار

    اوراق بازجویی تعدادی از دستگیرشدگان اعتراضات کارگری اهواز و همچنین “اعترافات” تلویزیونی آنها پرداخته بود. یک

    روز پس از پخش این “اعترافات اجباری” در ۳۰ دی ماه آقای بخشی و خانم قلیان بازداشت شدند.

    سپیده قلیان، فعال اجتماعی و اسماعیل بخشی فعال کارگری چهارشنبه سوم بهمن ماه، ملاقات کوتاهی با

    خانواده‌های خود در اهواز داشتند.

    همچنین به گزارش کانال مستقل کارگران هفت تپه یکی از اعضای خانواده این دو زندانی گفته است یکی از بازداشت

    شدگان با علامت و اشاره از کتک خوردن خبر داده اما ماموران اجازه ندادند وی مشخص کند که این مساله دقیقا چه

    بوده است. به همین علت نگرانی شدیدی درباره شکنجه بازداشتی‌ها به وجود آمده است.

     
  158. قابل توجه مسئولین حساب بلد ! که درپشت تریبون هاسنگ فرهنگ رابه سینه می زنند
    درقبل ازانقلاب
    حقوق یک معلم ساده تازه استخدامی = ۱۳،۰۰۰ ریال در ماه
    حقوق دبیر (لیسانسه) تازه استخدامی = ۳۵،۰۰۰ ریال
    حقوق دبیر (لیسانسه) پایه یک = ۶۵،۰۰۰ ریال
    حقوق یک پاسبان سوم = ۲۲،۰۰۰ ریال در ماه
    دریافتی دانشجویان در ماه = ۱۰،۰۰۰ ریال در ماه
    دریافتی سرباز وظیفه = ۶،۰۰۰ ریال در ماه
    دریافتی افسر وظیفه = ۱۰،۰۰۰ ریال در ماه
    حداقل اجاره خانه = ۳،۰۰۰ ریال
    بهداشت و درمان = رایگان
    تحصیل تا پایان مقطع دانشگاهی = رایگان
    تغذیه در مدارس کشور = رایگان
    کتاب های درسی تا کلاس شش = رایگان
    کتاب های درسی و دفتر مشق تا دیپلم برای خانواده های بی بضاعت = رایگان
    قیمت دلار = ۷۵ ریال
    حداقل دستمزد کارگر ساده (عمله) = ۷۳۰۰ ریال در ماه
    تعداد زندانیان در کل کشور = ۱۰،۰۰۰
    آمار طلاق = ۱۵،۲۵۳ تن در سال
    آدامس خروس نشان = ۱ ریال
    آدامس شیک = ۲ ریال
    کبریت = ۱ ریال
    چسب زخم سه تایی = ۱ ریال
    بلیط اتوبوس واحد = ۲ ریال
    خودکار بیک = ۵ ریال
    ویزیت پزشگان عمومی در بخش دولتی = رایگان
    ویزیت پزشگان عمومی در بخش خصوصی = ۵۵۰ ریال
    زمین عباس آباد متری = ۲۰،۰۰۰
    بنزین (یک لیتر) = ۱۰ ریال
    گازوئیل (یک لیتر) = ۲.۵ ریال
    پیاز (یک کیلو) = ۵ ریال
    پرتقال درجه یک (یک کیلو) = ۲۰ ریال
    خرما (یک کیلو) = ۳۰ ریال
    نخود (یک کیلو) = ۳۷ ریال
    عدس (یک کیلو) = ۳۴ ریال
    لوبیا چیتی (یک کیلو) = ۴۰ ریال
    خیار مجلسی اصفهانی (یک کیلو) = ۱۵
    ریال
    گوسفند پرواری زنده (یک کیلو) = ۱۰۰ ریال
    انگور (یک کیلو) = ۲۰ ریال
    گندم (یک کیلو) = ۱۰ ریال
    سیب درختی (یک کیلو) = ۱۷ ریال
    شیر گاو و گاومیش باچربی (یک لیتر) = ۲۰ ریال
    ماست بی چربی/چرخ کرده (یک کیلو) = ۲۰ ریال
    پنیر لیقوان تبریز (یک کیلو) = ۷۰ ریال
    برنج شمال دم سیاه (یک کیلو) = ۳۲ ریال
    گوجه فرنگی (یک کیلو) = ۱۰ ریال
    سیب زمینی (یک کیلو) = ۱۵ ریال
    جو (یک کیلو) = ۱۰ ریال
    پسته کله قوچی (یک کیلو) = ۲۵۰ ریال
    گردو (یک کیلو) = ۲۰۰ ریال
    انجیر (یک کیلو) = ۵۰ ریال
    گوشت گاو بدون استخوان (یک کیلو) = ۲۳۰ ریال
    گوشت گوسفند با استخوان (یک کیلو) = ۲۳۰ ریال
    گوشت گوسفند یخی نیوزیلندی با استخوان (یک کیلو) = ۱۳۰ ریال
    قبر در بهشت زهرا = ۷۵۰۰ ریال
    نان سنگگ = ۱۰ ریال
    نان بربری = ۱۰ ریال
    نان تافتون = ۵ ریال
    نان تافتون دولتی (با کارت دولت) = ۲ ریال
    نان لواش = ۲ ریال
    آرد (یک کیلو) = ۱۰ ریال
    رنو ۵ ایران صفر کیومتر = ۱۲۰،۰۰۰ ریال
    پیکان دولوکس صفر کیلومتر = ۱۷۵،۰۰۰ ریال
    بیوک ایران (اسکای لارک) صفر کیلومتر = ۳۱۰،۰۰۰ ریال
    کادیلاک سوویل ایران صفر کیلومتر = ۳۸۰،۰۰۰ ریال
    روغن مایع (یک لیتر) = ۲۱ ریال
    قوطی پنج کیلویی روغن نباتی جامد = ۸۰ ریال
    یک بسته پودر لباسشویی (یک کیلو) = ۱۰ ریال
    تخم مرغ (یک دانه) = ۴ ریال
    مایع ظرفشویی نیم لیتری ریکا – ۱۸ ریال
    کنسرو ماهی تن جنوب (یک کیلو) = ۲۵ ریال
    چای (یک کیلو) = ۸۰ ریال
    شکر (یک کیلو) = ۲۶ ریال
    قند (یک کیلو) = ۲۸ ریال
    یک سیخ چلو کباب کوبیده = ۷۰ ریال

    بایک حساب سرانگشتی
    وقتی حقوق یک دبیر تازه استخدام ۳۵۰۰ تومان بوده ویک کیلو گوشت ۱۰۰ ریال
    باحقوق یک ماه می شده ۳۵۰ کیلو گوشت گوسفندی خرید.
    واگر امروزیک معلم تازه استخدامی بخواد ۳۵۰ گوشت گوسفندی بگیره ازقرار هرکیلو ۵۰ هزارتومان
    میشود۱۷۵۰۰۰۰۰تومان.
    یعنی اگر هفده ونیم میلیون تومان حقوق بگیره تازه همسطح یک معلم تازه استخدامی قبل از انقلاب خواهد شد
    حالا متوجه شدید چرامعلم ها همیشه کت وشلوار وکراوات تنشون بود وکفش واکس زده چرمی پاشون بود؟
    نـاگه یک عاقبت بخیرکه مسئولین زبونش رومتوجه بشن اونها راهم حالی کنه ثواب داره !خداخیرتون بده

     
  159. محمد نوری زاد

    محمد نوری زاد:

    نرگس بانو، درود
    یادت هست چه مخلصانه و عاشقانه از این نظام زهرماری دفاع می کردیم؟ یادت هست به همه ی معترضان وعده می دادیم: کمی صبور باشید تا بچشم خود ببینید ملاها چگونه انصاف و ادب و عدالت و آزادی را به صحنه می آورند! کجا تصور می کردیم ملاها، هم فریب دهند و هم بدزدند و هم بکشند! دیدی چه کلاه گشادی به سرمان رفت؟

    این روزها، در چهلمین سال برآمدن این نظام هردمبیل، سرود چهل سال پیش را مرتب پخش می کنند که در آن، خواننده می خواند:

    فردا که بهار آید، آزاد و رها هستیم
    نه ظلم و نه زنجیری، در اوج خدا هستیم!

    من هرگاه که این سرود را می شنوم، آیت الله ها و سردارانی را تجسم می کنم که هر کدامشان دست دور دهانشان لوله کرده و به رو به مردم ایران شیشکی می بندند! که یعنی: بچشید این همه آزادی و رهایی را!

    نرگس بانو، زندان چگونه است؟ سلام ما را به عزیزان مان در زندان برسان و به تک تک شان بگو: ما تا پایانی ترین نفس هایمان برای سرنگونی این نظام پلید و ایرانخوار از پای نخواهیم نشست.

    به آنان بگو: زندگی ای که بر سرش ملا باشد، جز مرگی فجیع نیست. ما حتماً خود را از زیر آوار این تحقیر بزرگ بدر خواهیم برد و به مردم دنیا نشان خواهیم داد که: ما زنده ایم!

     
    • 22 بهمن روز عزای ملی به ایرانیان اسیر ستمدیده تسلیت باد . با هشتگ « 22 بهمن روز عزای ملی » مخالفت خود را با جشن فرمایشی اهریمنان و دژخیمان اعلام کنید .

       
  160. تا دلار هفت تومن نشود
    این وطن وطن نشود

     
  161. حاج اسحاق: تعرفه واردات گوشت صفر شد.
    مش قاسم: حاجی! بیا بگو ببینم این تعرفه تا به حال چه مقدار بوده و به جیب کی میرفته؟

     
  162. معاون/* اول/* رئیس/* جمهور/*ک: امروز اگر دچار اشتباه می‌شویم می‌دانیم که خودمان کشور را اداره می‌کنیم. اگر نقصی است بر عهده خود ماست، این نقص و اداره اشتباه از جایی دیگر به ما دستور داده نشده و دیکته نمی‌شود.
    …. و ادامه داد: ….. ما زحمت اونایی که میگفتن چه جوری …(سن نقطه از مش قاسم)مان کنیم کم کردیم……

     
  163. ۴۰ سال …(سه نقطه از مش قاسم)دن توی این مملکت حالا ۴ ماهه میخوان درستش کنن؟ اونم با همونایی که ۴۰ سال توی این مملکت …(سن نقطه از مش قاسم)دن؟ با این نادانان گمراه؟

     
  164. “فاعتبروا یا اولی الابصار”

    تقدیر وزیر خارجه آمریکا از مسیح علی‌ نژاد

     
    • براستی هستند کسانی که از تاریخ نیاموخته اند . دیروز خبرنگار در مجلس اسلامی ، امروز در کنار سفیر آمریکا ! فردا؟
      تمامی خواسته های ایشان می باید از مردم ایران می بود.
      انگار یکی باید دستمان را بگیرد از امام زمان تا وزیر خارجه آمریکا.
      ملت ایران سالخوردی
      درخیال کودکی و خوردی

       
  165. موافقت هند و روسیه برای ایجاد کریدور شمال-جنوب از مسیر ایران

    تهران – ایرنا – روزنامه اکونومیک تایمز هند روز سه شنبه گزارش داد که دولت های هند و روسیه برای تسهیل و تسریع اجرای طرح ایجاد کریدور بین المللی شمال به جنوب از طریق ایران یک تفاهمنامه همکاری امضا کردند.

    براساس این گزارش، شرکت راه آهن روسیه و شرکت راه آهن باری به عنوان بزرگترین نهاد حمل و نقل باری هند این تفاهمنامه را برای ارایه خدمات پشتیبانی مشترک بیشتر به این طرح کریدور بین المللی که اجرای آن سال ها است به تاخیر افتاده امضاء کردند تا هند بتواند نقش بزرگتری برای توسعه اقتصادی کشورهای اورآسیا و افغانستان بازی کند.

    هند و روسیه سال ها بود که در حال مذاکره برای ایجاد همکاری میان کشورهای حوزه اورآسیا و شبه قاره هند و خلیج فارس از طریق راه آهن سراسری و جاده های ایران بودند تا اینکه سرانجام با مذاکره با ایران عملی کردن ایده خود را با امضای توافقنامه ای سه جانبه میان ایران، روسیه و هند در شهریور ماه 1379 در سن پترزبورگ به بوته آزمایش گذاشتند.

    ایران، روسیه و هند از سال 2000 تاکنون برای فعال کردن این کریدور با مسیرهای چندگانه شامل دریا، خط آهن و جاده، از طریق مسیرهای جاده‌ای موجود و با توسعه خط آهن در میان این مسیر به مسافت هفت هزار و 200 کیلومتر پیشرو بودند.

    براساس این گزارش این دو کشور همچنین توافق کردند با برگزاری کارگاه های مشترک آموزشی برای پشتیبانی علمی از این طرح اجرای بهینه این طرح را هرچه سریعتر محقق سازند.

    به گزارش ایرنا، کریدور شمال – جنوب یکی از مهمترین کریدورهای ترانزیتی برای اتصال کشورهای جنوب به کشورهای شمالی، روسیه و کشورهای حاشیه دریای خزر است. موقعیت مناسب ترانزیتی و قرار گرفتن در مسیر اتصالی این کریدور و دسترسی ایران به سواحل خلیج فارس، دریای عمان و سواحل دریای خزر موجب شده تا ایران در سال های اخیر بسیار مورد توجه تولیدکنندگان بزرگ اقتصادی جهان قرار گیرد.

    کریدور شمال – جنوب مهمترین حلقه تجارت بین آسیا و اروپا است که در مقایسه با مسیرهای سنتی از نظر مسافت و زمان تا 40 درصد کوتاهتر و از نظر هزینه تا 30 درصد ارزانتر است.

    کریدور ترانزیتی بین‌المللی شمال – جنوب، صادرات از سواحل غربی هند را از بندرعباس و بندر چابهار و نیز بندر انزلی در دریای خزر در ایران و کشورهای آسیای میانه و روسیه به اروپا انتقال می‌دهد.

    هندی ها با داشتن شرایط اقتصادی مناسب ،به شدت علاقه مند به استفاده از کریدورشمال – جنوب برای عرضه ارزانتر کالا و محصولات خود در بازارهای جهانی هستند.

    http://www.irna.ir/fa/News/83198185

     
  166. پرونده سازی جدید علیه اسماعیل بخشی

    • فرزانه زیلابی وکیل مدافع اسماعیل بخشی، از پرونده سازی جدید علیه او و تقهیم سه اتهام تازه برای موکل خود، خبر داده است. اخبار ضد و نقیضی نیز از انتقال اسماعیل بخشی به بیمارستان منتشر شده است …

    اخبار روز: http://www.akhbar-rooz.com
    سه‌شنبه ۱۶ بهمن ۱٣۹۷ – ۵ فوريه ۲۰۱۹

    فرزانه زیلابی وکیل مدافع اسماعیل بخشی، از پرونده سازی جدید علیه او و تقهیم سه اتهام تازه برای موکل خود، خبر داده است. “نشر اکاذیب”، “فعالیت تبلیغی علیه نظام” و “توهین به مقامات” اتهامات جدیدی است که متوجه ی اسماعیل بخشی کرده اند.

    سندیکای نیشکر هفت تپه با انتشار اطلاعیه ای به نقل از خانم زیلایی در این مورد نوشته است: اسماعیل بخشی که پس از حدود یک ماه بازداشت با تبدیل قرار بازداشت به وثیقه ۴۰۰ میلیونی آزاد شده بود، چون به درخواست خانواده و وکیلشان، مبنی بر ارجاع وی به پزشکی قانونی، در طول مدت بازداشت ترتیب اثر داده نشده بود با ناامیدی از نتیجه اقدام قانونی، با انتشار رنجنامه ای از دوران بازداشت خود اعلام نمود که توسط مامورین حین دستگیری و در طول مدت بازداشت مورد آزار و اذیت بدنی، روحی و روانی واقع شده است و در همین خصوص شکایتی را علیه مأمورین امنیتی اداره اطلاعات مطرح نمود. متأسفانه در حالی که پیگیری های قانونی و پزشکی پرونده یاد شده در حال انجام بود، یکم بهمن ماه با فک قرار وثیقه قبلی دوباره بازداشت شد و در اختیار اداره اطلاعات قرار گرفت. در همین اثنا کارگری که شاهد پرونده بود نیز دستگیر و بازداشت گردیده بود.
    سه اتهام جدید تفهیم شده به موکل نشر اکاذیب، فعالیت تبلیغی علیه نظام و توهین به مقامات می باشند.
    در پرونده جدید نشر اکاذیب، بدون موافقت با دیدار آقای بخشی، طی هماهنگی تلفنی بازپرس پرونده، ستاد خبری اهواز که برابر قانون، مرجع ذیصلاح قانونی و رسمی محسوب نمی شود صرفا وکالت نامه را جهت امضاء و اعطای وکالت تحویل گرفت. ولی در خصوص اتهام امنیتی فعالیت تبلیغی علیه نظام، همچنان، از دسترسی به وکیل انتخابی خود محروم می باشد چون اینجانب جزء وکلای مورد تأیید و معتمد رئیس قوه قضائیه، موضوع تبصره ماده ۴۸ قانون آیین دادرسی کیفری نمی باشم.
    در ادامه ی این نامه آمده است: عدم دسترسی به وکیل مستند به تفسیر شماره ۲۰ ماده ۷ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، به صراحت به عنوان «مصداق بارز شکنجه» درج شده است بنابراین تبصره ماده ۴۸ و محروم نمودن فرد بازداشت شده از دسترسی به خدمات حقوقی وکیل را یک شکنجه مصوب در قانون آیین دادرسی کیفری کشورمان می‌دانم.
    به دلیل اخبار ضد و نقیضی که از وضعیت سلامتی آقای اسماعیل بخشی و انتقال وی به بیمارستان منتشر شده، جهت رفع نگرانی خانواده وی، روز چهارشنبه درخواست ملاقات ارائه اما مورد موافقت قرار نگرفت و یکشنبه، مجددا درخواست ارائه شد و امیدوار هستیم که با این درخواست موافقت شود.

     
  167. استاد سلام_ سئوالی دارم که بدجور ذهنم را درگیر کرده لطفأ پاسخ دهید چگونه است که یک نامسلمان (پاپ) به خود جرئت میدهد به کشورهای اسلامی میرود واینگونه مورد استقبال قرار میگیرد ولی رهبر مسلمین جهان ؟؟؟؟؟؟

     
  168. چهار چهره مشهور و محبوب عرصه هنر و ورزش ایران، در دهه 50 که هنوز هم نزد «ملت ایران» محبوب می‌باشند. هر چهار تا اصالتاً آذربایجانی هستند.
    داریوش اقبالی، یکی از محبوب‌ترین خواننده‌های موسیقی ایران در نیم قرن اخیر، پدرش اهل میانه آذربایجان شرقی بود. دیروز ۱۵ بهمن تولد داریوش بود.
    عارف عارف‌کیا، خواننده مشهور و محبوب، ملقب به «سلطان قلب‌ها» و «حنجره‌طلایی»، که متولد نمین اردبیل است.
    مرحوم ناصر حجازی، دروازه‌بان و مربی محبوب فوتبال ایران، که اصالتاً تبریزی بود.
    و بهروز وثوقی، یکی از محبوب‌ترین هنرپیشه‌های تاریخ سینمای ایران که متولد شهر خوی آذربایجان غربی است.
    بقلم محمد محبی

     
  169. مرتضی چرا همه با تو دشمنند؟ ایا اینها همشون نمی فهمند یا تو مشکل داری؟ لطفا جواب بده.

     
    • سلام جانم

      فکر نمی کنم مخالفت لزوما بمعنی دشمنی باشد،چون مخالف می تواند دشمن باشد یا دشمن نباشد،من در مورد اونها قضاوتی نمی کنم،فقط می گویم آنها مخالف منند همچنانکه من مخالف آنان هستم.من فکر نمی کنم مشکلی داشته باشم،اما تصورم اینه که مشکل اونها با من ناشی از دو جهت است:1- اعتقاد و باور من به اسلام و تشیع و دفاع آگاهانه از آن-2- اعتقاد و گرایش من به جمهوری اسلامی و نظام اسلامی که مردم ایران ازجمله خود من به آن رای داده اند و هنوز اکثریت آنها علیرغم زبان درازی ها و حرّافی های قلیلی در داخل،و گردن کلفتی ها و توطئه های دشمنان خارجی،پای آن ایستاده اند و در 22 بهمن آتی نیز یکی از جلوه های آنرا علیرغم فشار و تحمیل و گردن کلفتی دشمنان خارجی،و جهالت و زبان درازی قلیلی در داخل،خواهید دید.

      من تحلیلم از مخالفت اینهایی که شما گفتی دشمن من هستند این است،و البته باکی نیست،من بر عقائدم استوارم و در عین حال می گویم زنده باد مخالف من.اما اینکه اونها نمی فهمند یا مشکلشان با من چیست؟ شما چرا اینرا از من می پرسی؟ اینرا باید از تک تک اینهایی که می گویی با من دشمنند پرسش کنی.اما در هر حال باکی نیست،اونها چه دشمن باشند و چه مخالف و دشمن،بنده هرجا فرصت و تمایل داشته باشم چیزکی می نویسم،اگر فرصت یا تمایلی نداشته باشم فقط به تقلّاهای کشک سابانه امثال شما نگاه می کنم.

      ضمنا عنوان آی دی من سید مرتضی است نه مرتضی.شما هم یک آی دی مشخص اختیار کن و بنویس،نترس،در غیر مورد توهین های خلاف قانون،بنده را با پلیس فتا کاری نیست.

      اینهم جواب من که نگوئی بمن بی اعتنایی کرد.اما توصیه ام این است که به حاشیه ها نروی و در مسائل مهم مطلب بنویسی.
      موفق باشی

       
      • سید ایا خدا وکیلی نمیدانی به شرطی 50هزار زندانی ازاد شدند که هر کدامشان باید برای راهپیمایی حداقل 5تن دیگر را خود به راهپیمایی ببرند !! اگر بگی نمیدانی لعنت بر ادم دروغگو

         
  170. ناصر اشجاری

    سال ها پیش از یک چینی پرسیدم که: این جریان عقرب و مار و مارمولک خوردن چینی ها چه جوریاس؟
    در جوابم گفت: به خاطر قرن ها قحطی، ما به این باور رسیده بودیم که هر جنبنده ای را می شود خورد و تا سال ها پیش، مردم وقتی بهم می رسیدند، بعد از سلام به جای احوالپرسی، از همدیگر می پرسیدند : “چیزی خوردی؟” و بدینوسیله نگرانی خود را از گرسنگی طرف مقابل بیان کرده و مثلا اظهار همدردی می کردند
    امروز می شنوم که در پی گرانی گوشت و مرغ، گروه هائی از مردم به سنگدان و پای مرغ به منظور تامین پروتئین حیوانی در سبد غذائی خانوار، رو آورده اند، طوریکه قیمت این دو قلم مثلا گوشتی نیز، افزایش یافته است
    به نظر می رسد ما وارد عصری می شویم که وقتی بهم می رسیم، به جای احوال پرسی، از من بپرسید :
    سلام عمو ناصر، از صبح تا حالا چیزی خوردی؟

     
  171. یکی از آفاتی که نظام مقدس را در معرض سقوط جدی قرار داده موضوع “مدیریت” است که وضع آن را ایرانیان هر روز تجربه میکنند. در این بین یکی از شاخصه های مدیر خوب بودن این است که مدیر مورد نظر،مثلا پول ناهار خودش را بدهد و یا با وسیله شخصی ایاب و ذهاب کند. مدیران خوب و ارزشی برای اثبات صلاحیت خود ،هر یک سعی میکنند که نشان دهند که برای مثال یا پول غذای خود را میپردازند و یا پول بنزین را از جیب خود داده اند و یا اینکه در مواقعی با تاکسی رفت و آمد میکنند.
    این نوع نگاه به مدیریت ناشی از دید بسته و حقیر مسئولین اصلی کشور است که بطور اساسی با مدیریت بیگانه هستند و هیچ درکی هم از آن ندارند و لذا برای فریب به این حرکات میشود متوسل شد.
    امروز و در دنیای صنعتی پیشرفته و یا در حال توسعه موفق، مدیران دانش و توانائی آنرا دارند که از طریق دیگران بتوانند به اهداف مهمی از قبیل افزایش ثروت و توانائی مجموعه های تحت مدیریت خود دست یابند. در تمام این کشورها، اصولی که در نظام ورشکسته ما ملاک مدیران خوب است اصلا غیر قابل تصور است.
    چندی پیش با یکی از مسئولین در مورد یکی از مدیران صنعتی صحبتی داشتم که واحد تحت مدیریتش در غایت زیان دهی و آشفتگی بود. در کمال تعجب دیدم که آن مسئول محترم از او دفاع میکند چرا ؟ چون ناهارش را با کارگران صرف میکند و در صف غذا مثل آنها می ایستد.
    به ایشان گفتم ای کاش این مدیر شما ناهارش را در اطاق خودش میل میکرد و در هیچ صفی هم نمی ایستاد ولی امروز این کارخانه با این عظمت ناچار نبود که به دلیل زیان دهی های مکرر دست به تعدیل نیرو بزند و خانوارهائی را آواره کند.
    انسان میماند که کی از دست این حماقت حاکم رها خواهیم شد.

     
  172. تاریخ ایران مملو از خیانت آخوندهاست

    در پایان دوران کوتاه صدارت امیر کبیر، اولین صدراعظم ناصرالدین شاه قاجار، مقدار زیادی از برنامه های اصلاحی او در زمینه امورات کشورداری صورت تحقق به خود گرفته بود، شاید اگر نیشتر جلاد ناصرالدین شاهی چند سالی دیرتر بر دستان امیر کبیر می نشست، سرنوشت کشور ایران امروز بگونه ای دیگر بود. عملکرد امیرکبیر در پیشگیری و ممانعت دخالت آخوندهای شیعه در امور سیاسی مملکت، حرکت تاریخی آنانرا بسمت دستیابی به قدرت حکومتی عقب انداخت، ولی نتوانست نابودی آنان، حداقل در حیطه سیاسی کشور را موجب گردد، بطوریکه دو دهه بعد از صدرات امیر کبیر را میتوان دوران سکوت و تمکین نسبی این مبلغان از حکومت و دولت شناخت. خان ملک ساسانی در کتاب خود مینویسد: امیرکبیر با اتکاء بخود و اعتماد به نفس، زمام مملکت را در دست داشت. به هیچ مقام و مرجعی وابسته نبود و در مقابله با مشگلات کشور، بجز صلاح مردم هدف دیگری را دنبال نمیکرد و بهمین دلیل بود که بدون رعایت منافع فلان سفارتخانه و یا فلان گروه و مقام داخلی، امور کشور را حل و فصل می نمود، در حالیکه میرزا آقا خان نوری ملقب به اعتمادالدوله جانشین امیر کبیر، درست در نقطه مقابل او قرار داشت. با مفسده جویان دربار بخصوص مادر شاه ارتباط و منافع مشترک داشت و بنا بقول خان ملک ساسانی، تبعیت انگلستان را نیز با خود یدک میکشید، لذا اریکه صدرات امیرکبیر خیلی سنگین تر از آن بود که اعتمادالدوله بتوان بدوش کشد. او نمونه کامل سیاه اندیشی و واپسگرائی بود تا آنجا که بر اساس گفته فریدون آدمیت در نظر داشت درب مدرسه دارالفنون را ببندد و استادانش را به کشورشان بازگرداند. همچون مبلغان شیعه از انتشار و توسعه افکار و تکنیک جدید بشدت نگران بود، بطوریکه اجازه انتشار کتاب سفیر روسیه را نداد به جهت اینکه برای مردم داخل ایران فرق اوضاع سیاسی ایران و اوضاع سیاسی اروپا معلوم نشود. و حتی استقرار تکنیک تلگراف را مضر به حال ایران و ایرانیان میدانست. با چنین زیربنای فکری و افکار شوم اعتمادالدوله، فضای مناسب برای قدرت گرفتن دوباره مبلغان مذهب شیعه فراهم میگردید، با این وجود، استقرار و امنیت توسط امیرکبیر چنان محکم و پابرجا برقرار شده بود که تا سالهای متمادی آخوندها به رضا و تسلیم در مقابل دربار و حکومت مرکزی تن در دادند، و علیرغم بدعت ها و تظاهرات مضحک مذهبی ناصرالدین شاه، که بعدا در موردش خواهم نوشت، جامعه مبلغان شیعه بر خلاف گذشته این رفتار شاه و حکومت را با سازش و سکوت گذراندند، علاوه بر آن رفتار سازشکارانۀ شیخ مرتضی انصاری، آخوند اعلم آن دوره در مقابل کارهای شاه و دربار احتمالا علت تسلیم آخوندهای داخل کشور را در این دوره نشان میدهد. شیخ مرتضی انصاری پس از شیخ علی کاشف الغطاء، برادرش شیخ حسن کاشف الغطاء و همچنین شیخ محمدحسن صاحب جواهر ریاست و اداره حوزۀ مذهبی نجف را به مدت 15 سال به عهده داشت، و شیعیان جهان از وی تقلید می‌کردند. لازم بذکرست که بدون پشتیبانی آخوندهای ساکن نجف اعتراضات داخل کشور که اغلب منجر به ایجاد جنبش های مذهبی میگردید، کارآئی کمتری داشت و حکومت نیز در تقابل با آخوندهای منزوی و کم اهمیت جسورتر و بی پروا تر عمل میکرد، اما رویهم رفته نفوذ آخوندها در میان مردم عامه، و کم آگاهی مردم همچنان وجود داشت. ادوارد پولاک پزشک اطریشی ناصرالدین شاه که از سال 1851 تا 1860 میلادی در دربار ایران زندگی کرده در سفرنامه خود مینویسد: ملایان در میان محرومین و فرودستان جامعه ایران طرفداران بسیاری دارند، و به همین دلیل دولتیان از ملاها می ترسند، زیرا به راحتی میتوانند با استحمار این طبقه قیام و بلوا بر پا نمایند. پولاک در سفرنامه خود همچنین اشاره میکند گردن کشی و زیاده خواهی های ملایان شیعه دوباره بعد از فوت امیرکبیر شدت گرفت، بطوریکه حاج ملا رفیع، مجتهد رشت در آن شهر دست به آشوب زد، و دولت برای سرکوبی آن عکس العمل شدید نشان داد، و این امر موجب خونریزی های فراوانی گردید. دوباره تعطیلی بازارها، بست و تحصن رونق گرفت و ارج و اعتبار امام جمعه اصفهان افزوده گردید، علیرغم تمام این پیش آمدها، دولت اغلب بر امور مملکت مسلط بود و به هر صورت از آشوب ها و بلواهائی که در گوشه و کنار کشور توسط آخوندها شیعه برپا میشد جلوگیری می نمود. بطور کلی میرزاآقا خان نوری رفتار کجدار و مریز نسبت به ملایان در پیش گرفته بود، و حتا در جلب نظر آنان تلاش فراوان میکرد. چنین رفتاری نتیجه کیفیت فکری میرزا آقاخان بود که بر اساس آن عقیده داشت که آخوندها قدرت فوق العاده ای دارند و دولت نمیتواند با آنان به مقابله برخیزد. او همچنین میگفت: ما قدرت لازم برای مهار ملایان، چنانکه باید و شاید نداریم و بهر تقدیر ناچاریم در رفتار با آنها محتاط باشیم. به همین سبب او دوباره مقرری آخوندها و درباریانی که امیرکبیر محدود کرده بود، افزایش داد. ملایانی که در زمان امیرکبیر از شهر خویش تبعید شده بودند، بدستور وی دوباره به زادگاهشان بازگشتند. از آن جمله بودند میرزاباقر مجتهد و میرزا علی اصغر پسر امام جمعه تبریز. میرزا آقا خان نوری در نقطه مقابل امیرکبیر با سخاوت هر چه تمامتر از پرداخت انعام و کمکهای نقدی به آخوندها خودداری نمیکرد.

     
    • بزرگترین اشتباه امیر کبیر سرکوب جنبش باب بود.چون بهترین رقیب و منسوخ کننده اسم و کوتاه کننده دست اراذل و اوباش //////////////////////////////// حوزه از ایران را بنفع این ////////// قلع و قمع کرد.با قلع و قمع جنبش باب ایرانیان شانس بزرگی برای رهایی از مزخرفات ///را از دست دادند!

       
  173. افشای دزدی ۱۶ هزار میلیارد تومانی از فروش گاز در دولت روحانی

    روزنامه سیاست روز در شماره روز ۱۵ بهمن خود به‌ نقل از نامه ۹ تن از اعضای مجلس به روحانی نوشت:

    «مبلغ ۱۶هزار میلیارد تومان از محل فروش داخلی گاز طبیعی به حساب خزانه واریز نشده است.

    هم‌چنین مبلغ یک میلیارد و ۱۷۷میلیون دلار منابع حاصل از فروش نفت و گاز به حساب صندوق توسعه ملی واریز نشده است.

    دولت باید توضیح دهد که چرا چنین پول هنگفتی در روزهایی که مدام گفته می‌شد بودجه نداریم و باید صرفه‌جویی شود دیده نشده دولت و دستگاهش متوجه ناپدید شدن آن نشده‌اند؟!»

     
  174. نعمت احمدی، وکیل دادگستری: وقتی رئیس دستگاه قضا منکر وجود مجرم سیاسی‌ست، پرداختن به طرح جرم سیاسی چه موضوعیتی دارد؟

    امتداد : روز گذشته کمالی‌پور، عضو هیئت رئیسه کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس با اشاره به طرح مجلس درباره متهمان جرم سیاسی، عنوان داشت: “طرح مذکور در ۳ ماده تدوین شده است.” بر همین اساس، نعمت احمدی، حقوقدان و وکیل دادگستری، ضمن اشاره به این طرح قانونی در گفت‌وگو با امتداد، اظهار داشت:

    وقتی رئیس دستگاه قضایی، روز گذشته به صراحت عنوان می‌کند که ما مجرم و متهم سیاسی در کشور نداریم و سوال پرسیده‌اند که مگر امروز کسی به خاطر انتقادش در زندان است؟ دیگر چه موضوعیتی خواهد داشت که ما بخواهیم به طرح جرم سیاسی بپردازیم؟ مگر رئیس قوه قضائیه، عالی‌ترین مقام قضائی کشور نیست؟

    وقتی می‌خواهیم حرفی از ۱۰۰ به میان بیاوریم، باید ۹۰ را داشته باشیم و این مسئله نیز مصداق همین ضرب‌المثل خواهد بود. وقتی مقام‌عالی قضائی، صرف وجود مجرم سیاسی را در کشور این گونه کتمان کرده‌اند، صحبت از طرح مجلس درباره جرم سیاسی، چندان روشن به نظر نمی‌رسد.

    از بدو تصویب قانون جرم سیاسی در سال ۹۴ تا کنون، حتی یک جلسه دادگاه هم درباره الزامات و یا محتوای این قانون برگزار نشده است. حتی در سال‌های اخیر و پس از این قانون در سال ۹۶ افرادی در بازداشت به سر بردند و اتهاماتی متوجه این افراد شد، سوال این جا است که آیا هیچ‌کدام از این اتهامات در قالب جرم سیاسی تعریف نمی‌شد؟

    ———–

    دوست گرامی
    رازش در خصوصیات و ظرفیت های ملایان ولایی است. که هم می کشند و هم می دزدند و هم فریب می دهند و هم دروغ می گویند و هم از بیخ بی عرضه و خامخوار و مفتخوارند. از چنین موجوداتی نمی شود انتظار راستی و درستی داشت.
    سپاس

    .

     
    • نوریزاد گرامی رازش در دید اسلام و نگرش اسلامی به دگراندیشان است.اسلام از همان بدو تولد انسانها را به کافر و مسلمان تقسیم کرد و برای غیره مسلمان نه تنها هیچ حقی قائل نشد بلکه او را از حق حیات هم محروم کرد.

       
  175. مقاله:
    چرا روحانيون از بازگوئى سرنوشت زينب پس
    از واقع كربلا، وحشت دارد؟؟
    https://t.me/naghde_eslamm/22821

    مقاله:
    بررسى تعدادى از نواقص قرآن به زبان ساده
    https://t.me/naghde_eslamm/22820

    اثبات شرابخوار بودن #امام_على
    آيت الله العظمی سيد طالب رفاعی :
    اگر کسی گفته باشد كه حضرت علی قبل از تحريم خمر، شرب خمر كرده، اشكالی ندارد

    چون آن زمان شرب خمر مباح بوده مثل نوشیدن نوشابه و چائى بوده
    https://t.me/naghde_eslamm/22819

    /// دوشادوش يزيد در لشكر معاويه

    از آنجایی که همه شما عزیزان میدانید لازم به یاد آوری دوباره نیست که, #آخوندهای_شیعه چه دروغ‌ها و چرندیاتی در مورد دشمنی #معاویه با خانواده #علی گفته‌اند و چه داستانسراییهای کودکانه‌ای که در مورد رابطه این دو خانواده نکرده‌اند. اما طبق معمول روایات تاریخی چیز دیگری را نشان میدهد و رابطه دوستی تنگاتنگ میان این معاویه و فرزندان علی را همه تاریخ نگاران متذکر شده‌اند.

    در این رابطه لازم دیدم که یکی از اتفاقاتی را که در سال ۴۹ قمری افتاد و حسین فرزند دوم #علی_بن_ابیطالب به عنوان سرباز در لشکر خلیفه به جنگ با رومیان رفت و دوشادوش یزید بن معاویه, همان کسی که چند سال بعد سرش را از تنش جدا کرد, را بیان کنم.

    همچنین تمامی کتب تاریخی و روایی شیعه و سنی از وصيت اكيد معاويه به يزيد در مورد مهربانى در مورد #حسين_ابن_على نوشته‌اند كه میتوان به عنوان نمونه به یکی از معتبرترین کتاب حدیث شيعيان یعنی #بحارالانوار, نوشته علامه مجلسی اشاره کرد. رجوع کنید به جلد ٤٥ بخش ٣٧ ، زندگی امام حسين.

    – درسال ۴۹ ه.ق معاویه سپاهی فراهم کرد جهت فتح #قسطنطنیه پایتخت روم شرقی. که فرمانده این سپاه سفیان بن‌عوف نام داشت. در سپاه افرادی همچون عبدالله بن‌زبیرعبدالله‌بن‌عمر، عبدالله بن‌عباس، ابو ایوب‌انصاری, #یزید_بن‌_معاویه و #حسین_بن‌_علی شرکت داشتند. این سپاه موفق به تصرف قسظنطنیه نشد. و با مقاومت سپاه روم مجبور به عقب نشینی شدند.
    منابع:
    اخبارالطوال ص۲۴۳-
    روضه الصفا ص ۸۰-۸۳
    وبنا به نوشته ابن عساکر

    حالا این سوال پیش میاد که مگر #معاویه ظالم و غاصب خلافت نبود؟؟
    #حسين كه امام بود و علم غيب داشت مگر نميدانست يزيد قاتل اوست، چرا دوش به دوش او به جنگ رفت ؟؟؟؟
    كجا هستند اون #آخوندهای_/////دروغگو و #شيعيان_خرد_باخته كه بيايند جواب خزعبلات خودشون را بدهند ؟

    اسلام و خونريزى، دو مقوله وابسته به هم

    برخى كانالهاى #آخوندها و منتسب به حوزه با پخش تصاويرى از #هيتلر و #موسلينى و #جرج_بوش … ميگويند آيا پيامبر زيادتر آدم كشته است يا بى دينها.
    #اولا: اين اشخاص مانند بوش و هيتلر بى دين نبوده بلكه ديندار و خداپرست بوده اند.
    #دوما: مگر اينها گفته اند ما پيامبريم و از سوى خدا آمده ايم؟
    #سوما: مگر مسلمانانى كه پس از محمد آمدند جزيى از اسلام نيستند؟؟ مگر كشتارهاى آنها به نام اسلام نيست؟

    اين از مغلطه هاى آخوند و روحانى مسلمان است. شيعه و سنى هم ندارد همه از هم بدتر و دروغگو ترند.
    ولى براى زدن مشتى ديگر بر دهان اين ياوه سرايان آمار كشتار #مسلمانان را از منابع موثق خدمت شما ارائه ميكنم.

    طبق آمار دقيق از زمان #پيامبر تا پايان حكومت #عثماني، حدود ٢٧٠ ميليون انسان در جنگهاي مسلمان سازي كشته شده اند شامل:
    ١-١٢٠ ميليون آفريقائي
    ٢- ٦٠ ميليون مسيحي
    ٣- ٨٠ ميليون هندو
    ٤- ١٠ ميليون بودائي

    در اين ٢٧٠ ميليون، كشتار عظيم #زرتشتيان در امپراطوري بزرگ ايران محاسبه نشده است. صدها ميليون انسان هم با زور به برده و كنيز تبديل شده اند بنحويكه بزرگترين سيستم برده گيري و برده داري و برده فروشي در تاريخ بشريت، مربوط به مسلمانان است.

    درگيريهاي معاصر در فلسطين، بوسني، كروزني، هند و پاكستان و آفريقا، همگي دنباله ي تاريخي جنگهاي مسلمان سازي است.

    بدستور #عمر, خليفه /// مسلمانان كه دست راست محمد بود، فلسطين اشغال شد و از دست يهوديان ساكن آنجا خارج شد و در بيت المقدس(اورشليم) روي سنگ بناي معبد بزرگ يهوديان مسجد ساخته شد. و آتش جنگ بين دو مذهب برافروخته شد. و در قرن بيستم يهوديان باز قدرت گرفتند و به سرزمين موعود و مقدس خود بازگشتند و جنگهاي ٧٠ سال گذشته آغاز شد.
    اين جنگ هيچگاه پايان نميپذيرد. چون اسلام ويهوديت پيوسته هستند و در هر گروه افرادي و جود دارند كه بخواهند با كشتن طرف مقابل به بهشت بروند.
    مسائل بوسني و گروزني هم ريشه در جنگهاي مسلمان سازي دولت عثماني دارد. و درگيريهاي بين مسلمانان و غير مسلمانان در شبه قاره ي هند نيز ريشه در جنگهاي مسلمان سازي مخصوصا جنگهاي سلطان
    محمود غزنوي دارد. هيچ تهاجمي در تاريخ بشريت به اندازه ي تهاجمهاي اسلامي، موجب نابودي تمدنها نشده است.

    فقط در زمان عمر، دو تمدن عظيم ايران و روم و آثار تمدنهاي ديگري چون بابلي و مصري نابود شدند.
    آثار ظاهري اين تمدنها نابود شد، فرهنگ و هنر اين تمدنها از بين رفت و كتابخانه هاي آنان به آتش كشيده شد.
    دهها زبان و خط بطور دائمي از بين رفتند و زبان و خط عربي جايگزين آنان شد. براي مثال زبان عراق فعلي، زبان فارسي دري در ايران و خط ميخي و زبان و خط مصري و زبانهاي متعدد آفريقائي همگي نابود شدند.
    با توجه به اينكه اسلام مدعي است كه همه چيز دارد و براي هر مشكلي راه حل وقانون دارد، اسلام در هر كجا وارد شده آنجا را پاكسازي تمدني كرده است.
    يعني تقريبا همه ي آثار گذشته را در تمام زمينه ها از بين برده است و فرهنگ عربي را جايگزين آن كرده است. بعد از متلاشي شدن دولت عثماني، جنگهاي مسلمان سازي متوقف شد تا اينكه “خميني (///قرن) دوباره اين اژدهاي خفته را بيدار كرد. تاثير خميني در بقيه ي جهان اسلام، منجر به پيدايش گروههائي چون طالبان و داعش و بوكوحرام و و و و شد …

    منابع :
    1 – Woman’s Presbyterian Board of Missions, David Livingstone, 1888, p 62
    2 – David B. Barrett, Todd M. Johnson, World Christian Trends AD 30-AD 2200, William Carey Library, 2001, p. 230, table 4-10

     
    • ارش گرامی با درود ؛ انچه که در این مقاله به ان اشاره نشده ؛ یکی ازدواج سکینه دختر حسین با مصعب زبیر است و دیگری هواداری زین العابدین در جریان قیام مردم مدینه(قیام حره) بر علیه یزید است ، تا جایی که زین العابدین مروان والی مدینه را از دست شورشیان نجات داد و بعد از سرکوب قیام مردم مزد خود را از یزید دریافت کرد ، مطلب دیگر اینکه زینب در زمان شوهر دادن دختران خود زنده نبود و علت برگشتن او به شام بعد از اینکه اسرا را به مدینه رساند برخود خوب یزید با او بود و ضمنا عبدالله جعفر همسر زینب دوستی صمیمی با یزید داشت بطوری که در جریان حرکت حسین از مکه به کوفه از امدن با حسبن امتناع کرد ؛ زینب با شوهرش به شام برگشت و یکسال بعد هم در شام فوت کرد ؛ البته مورخان شیعه از رفتار خوب یزید با خانواده حسین در شام و بعد از ان در باره مقرری کلانی که برای زین العابدین و خانواده حسین در مدینه می فرستاد و نیز جانبداری امام چهارم شیعیان از بنی امیه تا اخر عمر لب فرو بسته و خفقان گرفنه اند

       
  176. سلام كاوش فرهيخته گرامي

    نقد متفكرانه حضرتعالي برنوشته اين بنده حقير { مبني برفتواي امام خميني بر برداشتن عمامه علماي درباري سلطانعلي}درپست قبلي را مطالعه كردم كه به تمدن وقانون گرايي وفرهنگ قانونمداري بودن جامعه انساني ، توصيه فرموده بوديد ؛ كاملا صحيح است فرمايشتان ؛ ونقدتان را باجان ودل مي پذيرم ونقدتان خردورزانه وحكيمانه بود كه هركنشي واكنشي دارد وبي قانوني عين توحش است وهمه اين ستمگري ها وغارتگري هاي عوامل سلطان از همين زير پا گذاشتن همين قانون ناقص است والخ . از توجه خردمندانه وحكيمانه جنابعالي بسيارمتشكرم وسپاسگزار .
    هرچندبنا نداشتم ديگر دراين سايت چيزي بنويسم اما درچندسطر مبني برجواب شما وتشكر وسپاس باشد لازم ديدم. والسلام عليكم ورحمة الله وبركاته
    مصلح

     
    • با سلام و درود جناب مصلح گرامي از اظهار لطف و محبت وافر و توجه جناب عالی‌ به نقد حقیر بسیار سپاس گزارم.

       
  177. احسان محمدی

    ” دوش” هم ؛حرام بود!

    زمانی سنتگرایان جامعه ایرانی از حمام های جدید (با دوش) پرهیز می کردند و معتقد بودند دوش مطهر نیست و غسل با آن باطل است

    از رادیو، تلویزیون، بلندگو و حتی تا دهه پیش از ویدیو دوری می گزیدند.از راه رفتن شانه به شانهٔ زن و مرد پرهیز داشتند! زن را موظف به انجام کارهای خانه می دانستند و با رای دادن و انتخاب شدن زنان مخالفت می کردند

    از بردن نام زنان و دختران خود در مجامع عمومی پرهیز می کردند.بستن ساعت به دست یا پوشیدن کفش و کت و شلوار را تشبه به کفار و حرام می دانستند.عکاسی یا سوار شدن به قطار را جایز نمی دانستند.دختر و پسر را حتی پس از عقد یکدیگر تا شب عروسی دور نگه می داشتند

    رانندگی زنان را جایز نمی دانستند و دختران خود را به مدرسه نمی فرستادند.سربازگیری را مجاز نمی دانستند .از گرفتن گذرنامه و شناسنامه خودداری می کردند و اینها را عین شریعت و دین می دانستند و اگر کسی خلاف عمل می کرد او را گناهکار لقب می دادند.

    امروز اما همه این امور پیش پاافتاده و طبیعی به شمار می روند و نوادگان همان منع و ملامت کنندگان هم به این ممنوعیت ها لبخند می زنند!

    برای شکستن این تابوها اما انسان هایی جانشان را از دست داده‌اند، شلاق خورده اند، سرزنش شده اند و آبرویشان را بر باد داده اند…

    بسیاری از اتفاقاتی که امروز هم خط قرمز به شما می روند تا چند وقت دیگر به عنوان امور پیش پاافتاده و عادی قلمداد خواهند شد و نسل های آینده به آن لبخند می زنند.

    فقط انگار لازم است که انسان هایی جان و مال و آبرویشان را بر سر آن بگذارند. صاف کردن جاده های سنگلاخ همیشه پرهزینه است. پیش از ما کسانی هزینه اش را دادند، امروز هم عده ای می دهند تا آیندگان آسوده تر زندگی کنند.

    “گویند” در این کشور؛

    سنگ لعل شود در مقام صبر
    آری شود، ولیک به خون جگر شود!

     
  178. ⭕️ جناب نوریزاد گرامی !؛ آسد علی آقا بازهم رکورد زد، از ته جدول اول شد!


    موسسه گالوپ از معتبرترین موسسات نظرسنجی در جهان است که در یک پروژه نظرسنجی بین المللی در سال ۲۰۱۸ اعلام کرد که سید علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی ایران بی توجه ترین رهبر نسبت به وضعیت معیشت مردم کشور خود است.

    این نظر سنجی در ۲۰۹ کشور جهان صورت گرفت و سید علی خامنه ای رتبه ۲۰۹ را بدست آورد.

    رتبه اول از نظر توجه دولت مردان به وضعیت معیشت و رفاه مردم به دولت سوئیس رسید و پس از آن کشورهای دانمارک ، سوئد، فنلاند و هلند رتبه های دوم تا پنجم جهان را بدست آوردند.

    دولت امریکا رتبه ۴۲ و کانادا رتبه ۲۸ و پادشاهی اسپانیا رتبه ۱۹ جهان میباشند.

    ایران پس از سودان، گامبیا و سومالی رتبه ۲۰۹ جهان را کسب کرده است.

    طبق این نظر سنجی میزان رفاه و معیشت مردم سوئیس ۴/۹۸ از ۵ میباشد و میزان رفاه معیشت در ایران ۰/۰۲ از ۵ میباشد.

    ♦️آسدعلی عمامه را بذار بالاتر، تودنیا از ته جدول اول شدی. مبارکت باشه،
    خسته نباشی دلاور!.

     
  179. وصیتنامه وحشی بافقی
    بعد مرگم همه را مست کنید از می ناب..
    باده نوشید فراوان همگی مست وگ خراب..
    بهر آمرزش من ، میکده خیرات کنید..
    بهر آرامش من غسل دهیدم به شراب..
    شب ختمم نه کسان جامه خود را بدرند..
    نه نماز و روزه ی قضا ز ملا بخرند..
    واعظ و قاری و مداح ورودش ممنوع..
    مرده شور ِهمه مرده خوران را ببرند..
    جمله سیمین بدنان رقص کنان ناز کنند..
    حیف زیبایشان است لچک باز کنند..
    همه اموال مرا میکده ﻫﺎ ﺑﺎﺯ ﻛﻨﻴﺪ..
    آنقدر مست نماﻳﻴﺪ که پرواز ﻛﻨﻴﺪ..
    روز مرگم هر که شیون کند از دور و برم دور کنید
    همه را مست و خراب از می انگور کنید
    مزد غسال مرا سیر شرابش بدهید
    مست مست از همه جا حال خرابش بدهید
    بر مزارم مگذارید بیاید واعظ
    پیر میخانه بخواند غزلی از حافظ
    جای تلقین به بالای سرم دف بزنید
    شاهدی رقص کند جمله شما کف بزنید
    روز مرگم وسط سینه من چاک زنید
    اندرون دل من یک قلمِ تاک زنید
    روی قبرم بنویسید وفادار برفت
    آن جگر سوخته خسته از این دار برفت
    #وحشی بافقی
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

     
  180. خمیازه گندم

    “شوشان”
    دروداستادنوریزاد:
    بخش “سوسن”بانام باستانی”شوشان”یا”شوشن”در35کیلومتری شهرستان ایذه بادارابودن پتانسیل خدادادی وموهبت رودی همیشه جاری چون”کارون” میتوانست قطب کشاورزی و مرکبات باشد ولی بدلیل بی توجهی وپخمگی مدیران مربوطه با تمام امتیازات موجود به مکانی برای پرورش نیازمندان وفقراتبدیل شده است.خاک حاصلخیز،کوههای بکرزاگرس”رودخانه کارون نیروی کار جوان تشنه ی اشتغال ونیازمندواکثرابیکار،آب وهوایی معتدل برای رونق گردشگری وداشتن جاذبه های بیشمارجذب توریسم و تاریخ غنی وفرهنگ دیرینه،امتیازاتی ست که باکمی توجه دولتمردان میتواندبیست هزارجمعیت این بخش مخملی راکه اکثریت درفقرمطلقندرانجات داده وبه اشتغال وادارد.تردیدی نیست بخش مخملی “سوسن”با تمام این امتیازات اگردرکشوری دیگرقرارداشت الان بعنوان مکانی دارای جاذبه زیست شهرتی جهانی داشت.شوربختانه امیدی هم دربین مردمانش برای رهایی ازاین مصائب ،مصائبی همچون فقرناشی ازبیکاری زائیده از عدم توجه دولتمردان وجودنداشته و ساکنانش به نوعی سرخوردگی ویاس کشنده و عذاب آوردچارند.استعدادترین انتشاراتی مطلب مارادرجهت رساندن صدایمان بگوش بالانشینهایاری فرمائید.
    ایکاش اینجا هم ژن های خوب یافت می شدند.دریغ که ازژن های خوب دراین دیارخبری نیست.

     
  181. نوری زاد ول کن سیاست را برو تو خط هنر
    ببین شفافیت و رنگ در معماری داخلی – شیراز
    حال کن

     
  182. آقای نوریزاد
    دقت کردین نصف تیمهای حاضر در جام ملتهای آسیا که تو جام بودن خرجشون رو ما میدادیم و میدیم؟؟؟

    به لیست زیر توجه کنید:
    لبنان
    عراق
    فلسطین
    سوریه
    یمن
    بحرین
    چین هم که از همه بدتره
    هند هم که پول نفتمون رو که قرار بود سر سفره بیارن، نمیده!

    تیم ما که احتمالا هیچی نمیشه
    ولی ایکاش یکی از این تیمهای لیست بالا نتیجه می گرفت
    تا پول بیت المال حروم نشه
    مخصوصا برای سوریه و فلسطین خیلی دعا کردیم نمی دونم چرا دعامون اثر نکرد!

     
  183. [ فراخوان ملى جهت بازگشت روحانيون به حوزه هاى علميه.

    دست اندرکاران سیاست، بخصوص در ایران، همواره ملاحظات و تعارفاتی دارند و مصلحت هایی را در نظر می گیرند. راه و روش اهل سیاست در ایران البته کاملا منحصر به فرد است و در هیچ کجای دنیا نظیر ندارد. به عنوان مثال اهل سیاست در ایران همواره «ناگفته هایی» دارند و این «ناگفته ها» را حتی اگر قانونا ملزم به گفتن آنها برای اطلاع عموم مردم باشند، در سینه خود نگاه می دارند و این پنهان کاری را به عنوان نشانه ای از سعه صدر و تقوای خود و به عنوان یک فضیلت به مردم می فروشند و حال آنکه در ممالک توسعه یافته این رفتار را نه نشانه فضیلت بلکه نشانه بی مسئولیتی و بزدلی می دانند.

    اما اهل دانشگاه که بیشتر در عالم نظر سیر می کنند می توانند فارغ از این ملاحظات، و رودر بایستی ها و با زبان صریح و روشن به تدوین نظریات خود بپردازند. ارزش این نظریه پردازی در ماندگاری تاریخی آن است. و اما نقد جدی من به این پیشنهاد این است که آیندگان آن را به مثابه پذیرش و تایید ضمنی شیوه حکومتی خواهند گرفت که روحانیت ایران برای خود ساخته و پرداخته و در چهل سال گذشته تبلیغ کرده است بدون آنکه مورد سوال جدی از سوی نهاد دانشگاه قرار گیرد، گویی که این شیوه حکومت از بدیهیات و مسلمات مورد توافق دانشگاه و حوزه است.

    از عمر حکومت روحانیون بر کشور نزدیک به چهل سال می گذرد. این مدت از عمر حکومت محمدرضا شاه پهلوی، از نیمی از عمر رژیم کمونیستی اتحاد جماهیر شوروی، و از عمر بسیاری از حکومت های دیکتاتوری در امریکای لاتین بیشتر است. در دنیای امروز با سرعت تحولات شگرفی که همه شاهد آن هستیم چهل سال زمان بسیار زیادی برای آزمودن یک شیوه حکومت داری است.

    ناکارآمدی شیوه حکومتی فعلی که اساسا مبتنی بر تبعیض وسیع و گسترده به نفع قشر روحانی است، و فسادی که به طور گسترده و ناگزیر بر آن مترتب شده، نیازی به توضیح و استدلال و مستندات، بیشتر از آن که همه روزه می بینیم، ندارد. جهان امروز جهانی نیست که بتوان با چنین تبعیض ناروا و ناشایستی در آن به هیچ گونه پیشرفتی رسید. چنانچه این وضعیت ادامه پیدا کند موتور نیمه جان توسعه ایران به کلی از کار خواهد افتاد، کشور از ذخیره باقیمانده نیروی انسانی اش خالی خواهد شد و علاوه بر آن شیرازه اخلاق و منش و همبستگی اجتماعی و دینی اش از هم خواهد پاشید.

    شگفت انگیز است که در قرن بیست و یکم و پس از انباشت آن همه تجربه تاریخی در جهان، دانشگ