سر تیتر خبرها
سایه های بلند هیچ! + روز هفتم و هشتم و نهم نمایشگاه(عکس و فیلم) + فیلم سفر به مشهد و چناران + دکتر فرشید هکی

سایه های بلند هیچ! + روز هفتم و هشتم و نهم نمایشگاه(عکس و فیلم) + فیلم سفر به مشهد و چناران + دکتر فرشید هکی

یک: درهمان روزهای نخست زندان، دانستم که باید به حرفه ی اصلی ام (فیلمسازی) بدرود گویم. چرا که برای ساخت فیلم، باید از وزارت ارشاد و صدا و سیما مجوز می گرفتم. که اینها نیز با اعتنا به سابقه ی زندان و صراحتِ نوشته هایم به رهبر و سپاه و به دیگر مسئولان، هرگز به من مجوز نمی دادند. یعنی سپاه و اطلاعات اجازه نمی دادند که اینها مجوز بدهند. مثل جناب جعفر پناهی. فیلمسازی که محکومش کرده اند به بیست سال محرومیت از فیلمسازی و ممنوع الخروجی. و یا انسان هنرمند و آزاده ای چون جناب حسین زمان، خواننده ای که سالهای سال است بدستور سپاه به وی مجوز فعالیت نمی دهند. با این که حسین زمان، خودش سپاهی بوده. و اگر در سپاه می ماند، حتما سرداری بود برای خودش.

دو: روزهای تلخ سلول انفرادی که به سر رسید، مرا به بند عمومی (اندرزگاه هفت) اوین منتقل کردند. گرچه در این بند و بندهای مجاورش، حدود سیصد زندانی، به جرائم مالی مبتلا بودند، اما بیست سی نفری از زندانیان سیاسی را پراکنده بودند بین همین زندانیان مالی. تخت کم بود. و من، مثل خیلی ها ” کف خواب ” بودم. در حیاط زندان و در زمان هواخوری مشترکِ روزانه ای که با سایر بندها داشتیم، من می توانستم با همین بیست سی نفر زندانی سیاسی دیدار کنم.

سه: در آنجا دانستم برای سرگرم شدن زندانیان، کلاس های آموزشی دایر کرده اند. سه روزی رفتم کلاس معرق و چند تایی اره مویی شکاندم. بعدش مرا منتقل کردند به بند 350 که همه سیاسی بودند. از آنجا ده روزی به من مرخصی دادند. به قاضی گفتم: فقط ده روز؟ گفت: تو ننویس تا من بهانه ای برای تمدیدش داشته باشم. و دو باری هم تمدید کرد. در این مدت، من ” نیایش محمد نوری زاد در زندان” را با صدای خودم ضبط و منتشر کردم. در روزها و شب های تلخ و کند گذر سلول انفرادی، متن این نیایش را بر روی تکه های قوطی دوغی که با غذا به ما می دادند، نوشته بودم. بعدش نامه ی ششم به رهبر را نوشتم و منتشر کردم. نامه ی ششم الحق نامه ی نمکینی ست. آقای خامنه ای را ایستانده ام بر یک بلندی در محشر. تا مخالف و موافق با وی سخن بگویند. یک تریبون آزاد. موافقان، از نان و نوایی که جناب رهبر بر کاسه هایشان انداخته، می گویند، و مخالفان، از زندگی هایی که جناب رهبر روفته. مخالفان، با سوزی سهمگین، از بلایی که “اوجب واجبات” بر سرشان آورده می سرایند. کاش رهبر نامه ی ششم مرا می خواند و محشرِ پاسخگویی اش را جدی می گرفت. نامه ی ششم، در پایان دوره ی گیجی و منگیِ من پس از شش ماه زندان نوشته شده. این نامه را خودم شاید دویست بار خوانده ام. کاش رهبر یک بار می خواندش. نامه ی ششم، همین که منتشر شد، فی الفور مرا به زندان فرا خواندند.

چهار: زمان گذشت و گذشت تا من از زندان بدر آمدم یک سال و نیم بعد. یک چند روزی گیج و منگ بودم. پرسپکتیو ساختمانها و دوری و نزدیکیِ شان، کمی جابجا می نمود. مثل این که چیزی نزدیک شما باشد و شما دست ببرید برای لمسش و دستتان بدو نرسد. یا گمان تان براین باشد که چیزی دور است و شما با خیال آسوده پیش بروید و ناگهان با پیشانی به همو بر بخورید. آنانی که ده سال و بیست سال و سی سال زندانی می شوند، شش هفت ماهی زمان می برد تا همه چیز را سرجایش ببینند. برای من این گیجی و منگی شاید یک ماهی به درازا انجامید. مثلاً نقطه های کانونیِ کارهای خودم را گم می کردم. اگر کاری می شد که درتمرکزی یک ساعته انجام شود، من آن کار را تکه تکه می کردم و با تردید از یک تکه به سراغ تکه های دیگر می رفتم.

پنج: در همین ورطه ی گیجی، و برای یافتن جایی دنج، رفتم کتابخانه ی ملی. مستقیم رفتم دفتر رییس و از منشی اش خواستم که اگر جناب رییس حضور دارند، من ببینمشان. منشی اش پرسید: ایشان شما را می شناسند؟ گفتم: تا دو سه سال پیش که می شناختند. رفت داخل و برگشت و در را به روی من گشود که: بفرمایید. جناب رییس با خوش رویی مرا پذیرفت. خبر داشت و خوانده بود که من یک سال و نیم زندان بوده ام و نامه ها و نوشته هایی از زندان بیرون داده ام و در زندان توسط بازجو کتک و فحش خورده ام و دادگاهی سه دقیقه ای داشته ام و اعتصاب خشک و….

شاید چند جمله بین ما رد و بدل نشده بود که جناب رییس از چرایی زندان رفتنم پرسید. گفتم: مردمی که در عرصه ی نقد به دنیا بیایند و بزرگ شوند، با نقد و فایده هایش خو می گیرند و مثل اکسیژن بدو نیازمند می شوند. و گفتم: ما این موهبت بزرگ را از خودمان دریغ کرده ایم. نقد، موجب رشد می شود. چه مخاطبش، یک فرد باشد و چه جمع، و چه نظام جمهوری اسلامی باشد و چه آدم هایش. و گفتم: دریغ که هم امام هم آقای خامنه ای، هرگز نقد را نپذیرفتند و در عوض تا توانستند بر سر ناقدان کوفتند. شاید آخرین سخنم این بود: من سه نامه ی بسیار دوستانه و مشفقانه نوشتم برای رهبر و تحمل نشدم.

شش: جناب رییس، فی الفور اما گیج و منگ، برگشت و گفت: مگر امام نگفته: حفظ نظام اوجب واجبات است؟ پس نقد به نظام یعنی ضربه به نظام! و دیگر چیزی نگفت. شاید منظورش این بود که ای نوری زاد، نقد کرده ای ضربه زده ای زندان رفته ای، پس طلبکار و گلایه مند نباش. و شاید این که: ای نوری زاد، بدان و آگاه باش که منهم طرفدار شعار اوجب واجباتیِ امام هستم پس حواست را جمع کن. کمی به چهره اش خیره شدم. شصت و چند ساله می نمود. با ریشی کپه ای، که گونه های تپلش را با خط تیغ، بیرون داده بود. حضرتش، رییس کتابخانه ی ملی بود. بی آنکه طعمی از بزرگ اندیشی و افق های بلند کتاب داری و کتاب خوانی با وی باشد. او را می شناختم. چند باری او را در یک نشستِ هفتگیِ چند نفره، دیده و سلام و علیکی با وی داشتم. شاید تنها خاصیت جناب رییس، وفاداری به نظام بود. درست مثل محمد رجبی دوانی.

هفت: محمد رجبی دوانی نیز بخاطر بچه آخوند بودنش، یک چند وقتی رییس همین کتابخانه ی ملی بود. اینجور آدمها، تمثیل درستی اند از دست به دست کردنِ یک فرد وفادار به نظام، از سرِ یک مسئولیت به مسئولیتی دیگر تا مگر یکی از فرزندان انقلاب بی جا نمانده باشد. مدیر بودن و مدبّر بودن و متخصص بودن و خاصیت ماصیت کیلویی چند؟ همین که طرف مهندس و دکتر است، ما را کافی ست. مدرک داشت چه بهتر، نداشت، یا برایش می تراشیم یا مدرک را ورق پاره می دانیم. شاید ترازِ چشمگیر اینجور آدمهای پخمه و جا پرکن، محمد رضا رحیمی باشد. که این بابا اگر مدرکش هم قلابی نبود، یکی بود مثل محمد رجبی دوانی. اینها، همین که بر سر مسئولیتی قرار می گیرند، آنجا را مثل اتاق پذیرایی خانه شان بزک می کنند و دیگر هیچ. پرسش: پس رییس بودنِ اینجور آدمها به چه دردی می خورد؟ هیچ، برای این که بر غبار کارهای روتین و تکراریِ آن دستگاه پف کنند. نه فکری نه حرکتی نه ابتکار عملی! هیچ. اینان اساساً بنایی بر نو آوری و تکاپو ندارند. چرا؟ چون آدمِ اینجور کارهای بزرگ نیستند. چرا؟ چون جا پرکن اند. همین. یکی از اینها را از صندلی اش بردارید و یک مدتی بیکارش بگذارید، می بینید تعادلِ رفتاری و حتی تعادل روانی اش بهم می خورد. واقعاً. این را دیده ام.

هشت: خب، حضرتِ رییس با پتک اوجب واجباتی اش بر سر من کوفته بود و نشسته بود برای پاسخِ احتمالیِ من. او را با پیشینیانش کنار هم گذاردم. با زنده یاد دکتر مهدی بیانی بنیانگذار و موسس هیمن کتابخانه ی ملی. که هم ادیب و زبان شناس و خوشنویس و کتابنویس و نویسنده ای توانا بود و هم محققی صاحب شگرد. جناب رییس دستور داد چای بیاورند. آوردند. در حال نوشیدن چای به وی گفتم: شعار نمی دهم آقای رییس، اما خوب که می نگرم می بینم: همین جمله ی کوتاه حفظ نظام اوجب واجبات است، خسارتبار ترین و خون بار ترین جمله ای ست که در این عصر می شود برای حفظ یک نظام فکری بر زبان آورد. گفتم: آقای رییس، اگر نیک بنگرید، زیر باران اسیدیِ همین یک جمله، بشکه های خون و پول و آبروی مردم خیس می شود. و برایش از گونه های مختلف هیولاهای سپاه و اطلاعات گفتم که بقول خودشان، برای حفظ نظام حاضرند ایران را ویران بکنند اما آن را به دیگری نسپرند.

نه: یاد سخنی از آقای خمینی افتادم که از کارکرد خودش و مسئولان دلخور بود و کلِ منظورش این بود: ما تجربه نداشتیم، ما اگر یک بار انقلاب کرده بودیم و شکست خورده بودیم و بار دیگر انقلاب کرده بودیم و پیروز شده بودیم، “تجربه” می داشتیم. که اگر تجربه می داشتیم، انقلابی عمل می کردیم. ما انقلابی عمل نکردیم. ما باید در میدانها چوب های دار علم می کردیم و درِهمه ی این روزنامه ها را می بستیم و… من – نوری زاد – هر بار این سخن خمینی را می شنوم بخود می گویم: این آقا، تجربه نداشت و این همه آدم کشت. تجربه نداشت و این همه خرابی ببار آورد و کشور را به آغوش قهقرا سپرد. ببین اگر تجربه می داشت چه از ایران و ایرانی بجای می نهاد! و ببین اگر تجربه می داشت، از اوجب واجباتش چه افتخاراتی به سینه ی تاریخ می سپرد. حالا هی عده ای بیایند و بگویند: این جمله از ایشان نیست. مهم این است که جمله ای که نیست، خسارتبارترین و خونبارترین فجایع تاریخی را در این گوشه از دنیا بجای نهاده. مهم این نیست که این جمله از وی بوده یا نبوده. مهم این است که “نگذارید انقلاب بدست نا اهلان و نامحرمان بیفتد” مستقیم دارد این را می گوید: این سفره را فقط و فقط برای خودتان نگه دارید. مهم نیست این جمله از ایشان هست یا نیست. مهم این است که مسئولان و بازجویان هیولا، به همین جمله استناد می کنند و فاجعه می آفرینند. مثل بسیاری چیزها و آدمها و گفته ها که نبوده و نیستند اما روزگار بشرِ خرافی را تیره و تار کرده اند الی الابد!

محمد نوری زاد
بیست و هفتم مهر نود و هفت – تهران

در باره ی خودکشانده شدنِ جناب دکتر فرشید هکی سخن گفته ام:
رهبر به دکتر فرشید هکی چاقو زد!

.
پرسش های من
و
پاسخ های دکتر فریبرز رییس دانا
(بخش نخست)
سخنان جناب رییس دانا را بشنوید و با من هم سخن شوید که در کل بساط ملایان، یکی چون وی پیدا نمی شود که اینهمه درسخوانده و فهمیده و انسان و پاکدست و مشفق و ایرانی و آزاده و نوعدوست باشد؟
۹۷/۷/۳۰

پرسش های من
و
پاسخ های دکتر فریبرز رییس دانا
(بخش دوم)
سخنان جناب رییس دانا را بشنوید و با من هم سخن شوید که در کل بساط ملایان، یکی چون وی پیدا نمی شود که اینهمه درسخوانده و فهمیده و انسان و پاکدست و مشفق و ایرانی و آزاده و نوعدوست باشد؟
۹۷/۷/۳۰

سفر به چناران و دیدار از خانواده ی حسن علیجانی، رزمنده و جانباز زندانی

از چناران به مشهد، سوار اتومبیلی شدم. راننده اش صاحب سخن بود:

پ.ن
در نمایشگاه، به پرسش های دوستان پاسخ گفته ام. فیلم این پاسخ ها در پایین تقدیمتان شده است. احتما ببینیدشان.
سپاس

—————————–

عکس های روز هفتم
نمایشگاه تابلوها و سفالهای محمد نوری زاد
خ کارگر شمالی
بالاتر از نصرت کوچه عبدی نژاد پ 18 طبقه دوم از ساعت 4 عصر تا 8 شب

———————

عکس های روز هشتم
نمایشگاه تابلوها و سفالهای محمد نوری زاد
خ کارگر شمالی
بالاتر از نصرت کوچه عبدی نژاد پ 18 طبقه دوم از ساعت 4 عصر تا 8 شب

در نمایشگاه در باره ی محمد نجفی وکیل شازندی صحبت کرده ام:

از من می پرسند تو چرا این همه دیر فهمیدی؟

در تنها دیدارم با هاشمی با وی چه گفتم:

آیا نوری زاد سوپاپ و جاسوس است؟

در باره ی هنرمندان و دو هنرمند صاحب نام سخن گفته ام:

به من می گویند: از کجا معلوم چند وقت دیگر به مواضع امروزت بر نشوری؟

دیروز بیست و شش مهرماه یک استاد دانشگاه به نمایشگاه آمد و از من انتقاد کرد.

داستان آرمان را پیشنهاد می کنم حتما ببینید و بشنوید:

————————————————————————————

روز نهم (پایانی) نمایشگاه تابلوها و سفالهای محمد نوری زاد
بیست و هفتم مهر ماه نود و هفت – تهران

Share This Post

درباره محمد نوری زاد

420 نظر

  1. سیّد مرتضی
    10:42 ق.ظ / اکتبر 30, 2018

    کلمات ” عایا” و” لا مصبا ” هم د ر عبارت پردازی شما غلط بود ؛ باید می نوشتید : ” ایا” و مذهب

    ……….
    جناب اخوند ستیز قمی لا مصب عایا درس املا جناب سید را متوجه شدید ؟
    این جناب سید مرتضی انقدر عجول است که بعضی مواقع از هول حلیم درون دیگ می افتد ؛ بیچاره توجه نکرده که شما از عمد و از روی طنز این دو کلمه را اینطور نوشته اید بهر حال ایشان رسالت دارد که هم دین را بما اموزش دهد و هم املا و انشا را ؛ یاد مزدک بخیر که از دست رفتار سید مرتضی پناه به ویسکی می برد

     
    • آخوند ستیز هستم از قم

      آقا دمت گرم…

      الان نیم ساعته دارم میخندم…

      فک کنم اینا تیمشون که عوض میشه اون اصغرشون این چیزا را نمیفهمه.

      هویجوری طبق وظیفه مینویسه و سند میکنه.

      بعدا که سید مرتضای اوریجینال میاد میبینه ای داد بیداد این عصکل چرا همچی کرده…

      خلاصه اینکه تو کار تیمی از این چیزا پیششششششش میاد.

       
  2. سید مرتضی مامور ///// ! تو خوابی و خبر نداری ! دفعه قبل سه میلیون نفر یرای اعتراض به جمهوری اسلامی یه خیابان ریختند. دفعه اینده تعداد معترضین بیشتر خواهد شد. در ان وقت سید مرتضی به دنبال سوراخ موش خواهد گشت !! در ان وقت می توانی برای فرار اسمت را عوض کنی !! می توانی از اسم //// به عنوان نام جدیدت استفاده کنی !

     
  3. ساير صفحات
    آخوند امجد : ما خراب کردیم، مردم به دلیل رفتار بعضی از آخوندها «بی‌دین» شده‌اند

    ( آیت‌الله) امجد: بعضی از ما که عمامه سرمان گذاشتیم چون حق‌پرست نیستیم، بچه‌ها دین گریز شده‌اند؛ دین‌ستیز شده‌اند.

    بعضی از ما آخوندها دروغ می‌گوییم. بعضی از ما آخوندها خیانت می‌کنیم، بازیگری می‌کنیم. به‌خاطر پول دنیا همه چیز را زیر پا گذاشته‌ایم.

    آن بچه می‌فهمد اعتقاد مردم به ما آخوندها بود، یعنی یک آخوند اعتقاد مردم را نگاه می‌داشت. الان مردم به دلیل رفتار بعضی از آخوندها “بی‌دین” شده‌اند.

    فردا جواب خدا را نمی‌توانیم بدهیم. از بالا تا پایین هیچ‌کدام از ما نمی‌توانیم جواب خدا را بدهیم. یک نفر هم که حرف حسابی می‌زند، می‌گویند این کافر است.

     
    • سرباز روح الله

      ای ایت الله امجد

      تو ابت الله نیستی

      تو ایت الشیطانی لامصب.

      چرا به دامن غرب افتادی؟

      خوبی به سید علی چه بدی داشت که یکبار نکردی؟

      چرا سید علی خامنه ای رهبر مظلوم مسلمانان جهان را رها کردی و به ترامپ پناه بردی؟

      پناه نبر

      نبر پناه.

      چرا اخر؟

      برگرد و توبه کن.

      درب توبه باز است.

      نکن اینکار ها را.

      اینها از شوونات های روحانیت بدور است.

      خدا بدور.

       
  4. پمپئو: به دانمارک برای دستگیری یک آدم کش رژیم ایران تبریک می‌گوئیم.

    وزیر خارجه آمریکا از دولت دانمارک برای بازداشت فردی که متهم به اجرای ترور برای رژیم ایران است، تقدیر کرد.

    مایک پمپئو روز سه شنبه ۸ آبان در پیامی توئیتری نوشت: «ما به دولت دانمارک به خاطر دستگیری یک آدم کش رژیم ایران تبریک می‌گوئیم.»

    او اضافه کرد: «اروپا برای نزدیک به ۴۰ سال هدف حمله های تروریستی با حمایت ایران بوده است. ما از متحدان و شرکای خود خواستار مقابله کامل با طیف گسترده تهدیدهای ایران علیه صلح و امنیت هستیم.»

     
  5. دانمارک سفیر خود را از ایران فراخواند.

    دانمارک که امروز ایران را به تلاش برای اجرای نقشه ترور یک فرد در خاک این کشور متهم کرده بود ضمن “غیرقابل قبول” این “اقدام ایران” سفیرش را از تهران فراخوانده است.

    اناس سموئلسن، وزیرخارجه دانمارک ساعتی پیش گفت علاوه بر دستور به سفیر کشورش در تهران برای بازگشت به کپنهاگ، در نظر دارد از اتحادیه اروپا بخواهد که تحریم‌های جدید علیه تهران در نظر بگیرد.

    آقای سموئلسن همچنین گفته: “دانمارک به هیچ وجه نمی‌تواند بپذیرد که نیروهای اطلاعاتی ایران به دنبال هدف قرار دادن کسی در داخل خاک دانمارک باشند.”

    وزیرخارجه دانمارک گفته معتقد است حکومت ایران پشت طرح ترور در خاک دانمارک بوده است. ادعایی که تهران به شدت آن را تکذیب کرده است.

     
  6. حاج مم جفات نتراشیده نخراشیده وزوزیر/* اسلامی خارجکی: آمریکا به هدف خود از بازگرداندن تحریم‌ها نرسیده است.
    مش قاسم: اینو بردنش اونجا چون میدونن یه بچه اسلامی بازاری هر جفنگی که بهش بگن بگو میگه، از بچگی دم در دکون ابوی دیده و یاد گرفته. آخه ای نادان، در طول یه سال ارزش پول این کشور یک چهارم شده. اگه این یکی از اهداف تحریم نبوده پس از چی بوده؟

    در ضمن، تانزانیا هم به پاسپورتی که تو صادر میکنی گفته کشک. به حول قوه باد اسلامی تانزانیا هم واسه ما طاقچه بالا میزاره. از اون گذاشته چه افرادی رو حکومت/* فرستاده تانزانیا که اونا هم شک ورشون داشته که اینا دیگه کی و چکاره هستن؟

    /*: ک

     
  7. پومپئو: اوضاع اقتصادی ایران نتیجه سرقت اموال مردم توسط نظام برای پشتیبانی از اسد است.

    مایک پومپئو وزیر امور خارجه آمریکا در اظهار نظری درباره اوضاع اقتصادی در ایران، دلیل آن را سیاست‌های نظام تهران در به گفته او «سرقت اموال مردم برای پشتیبانی از اسد (رئیس نظام سوریه) به جای تلاش برای ایجاد فرصت‌های شغلی و توسعه در داخل» دانست.

    پومپئو شامگاه دوشنبه 29 اکتبر در توئیتی نوشت: «صندوق بین‌المللی پول، کاهش 3.6 درصدی اقتصاد ایران را برای سال آینده پیش‌بینی می‌کند».

    او افزود: «هنگامی که نظام حاکم اموال مردم خود را سرقت می‌کند و آن را برای پشتیبانی از اسد به جای ایجاد اشتغال برای ایرانی‌ها هزینه می‌کند، این اتفاق روی می‌دهد. آن‌ها اقتصاد را ویران می‌کنند».

     
  8. دانمارک ایران را به ‘تلاش برای ترور’ در خاک این کشور متهم کرد.

    دانمارک ایران را به تلاش برای سوء قصد به جان یک فرد در خاک این کشور متهم کرده و گفته است که این اقدام به هیچ وجه قابل قبول نیست.

    سرویس اطلاعاتی دانمارک اعلام کرد که هدف این طرح، ترور یک فعال عرب ایرانی بوده که در دانمارک زندگی می‌کند.

    به گفته فین بورچ اندرسون، رئیس سرویس اطلاعاتی دانمارک، این فرد رهبر شاخه دانمارک جنبش مبارزه عربی برای آزادی اهواز بوده است.

     
  9. چرا افراد زبون و فرصت طلب در نظام‌های استبدادی عالی رتبه می‌گردند

    اردشیر زاهدی ، داماد محمدرضا پهلوی که تا آخرین لحظات عمر در کنار او بود در کتاب خاطرات خود به بیان وقایع آخرین روزهای شاه پرداخته که خواندنش جالب است :

    تقريباً ده روز قبل از خروج شاه از ایران آقای پاكروان رئيس اسبق ساواک به من اطلاع داد كه شاه ميخواهد مملكت را ترک كند ، او با اصرار از من ميخواست او را تشويق به ماندن در ايران كنم ، ميگفت اگر شاه برود ارتش خیانت خواهد كرد ، من اين مطلب را به شاه گفتم و او گفت : ارتش !! ارتش ممكن نيست به من خيانت كند

    مدتی بعد كه در مراكش ميهمان سلطان حسن دوم بوديم ، دريادار حبيب‌اللهی فرمانده نيروی دريايی ارتش كه موفق به فرار شده بود خود را به ما رساند و داستان‌های شگرفی را برايمان تعريف كرد ، حبيب‌اللهی كه همه ما را مشتاق شنيدن اخبار و گزارشات دست اول ديد شروع به صحبت كرد اما او هر چه بيشتر میگفت ما هم در بهت بیشتری فرو ميرفتيم ، دريادار حبيب‌اللهی گفت كه ارتشبد قره‌باغی با امان از انقلابيون با آنها سازش كرده و ارتش را به پادگان‌ها بازگردانده و پشت بختيار را خالی كرده است …

    اعليحضرت با شنيدن اين مطلب به زمين تف كرده و گفت : اين مردک مادر… خواهر… را من از روستاهای اردبيل آوردم و به رياست ستاد رساندم اما او خيانت كرد ، شهبانو كه معلوم بود مدت‌ها بغض خود را فرو داده و امكان مخالفت با شاه را نداشته در جلوی همه به اعليحضرت گفت : شما فرماندۀ كل قوا بوديد و اگر صحبت از خيانت هم باشد شما خيانت كرده‌ايد كه افسران و درجه‌داران و قوای تحت امر خود را رها كرده و گريخته‌ايد ، يک نفر فرمانده بايد آخرين نفری باشد كه عرصه را ترک ميكند ، امثال قره‌باغي فهميده‌اند بازگشتی براي شما نيست پس خواسته‌اند جان خودشان را نجات بدهند

    اين اظهارات باعث رنجش اعليحضرت شد و پس از چند دقيقه سكوت اظهار داشت :‌ من صحنه را به ميل خودم ترک نكردم . آمريكايی‌ها به من گفتند كه خوب است شما در مواقع خونريزی در ايران نباشيد تا كشت و كشتارها به نام شما تمام نشود …. تازه اينجا بود كه همه فهميدند آمریکا ميخواسته‌ در غياب شاه ماجرای سال ١٣٣٢ را در ايران تكرار كنند و با توسل به قوای ارتش مردم را سركوب نمايند که البته آنها هم مانند فرماندهان ارتش که پس از امان دادن تیرباران شدند فریب ملاها را خوردند و با حکومت جدید راه آمدند

    البته بايد این را هم گفت که اكثر فرماندهان ارتش افراد بی‌وجود و زبونی بودند که تنها هنرشان دزدی بود ، پدرم (سپهبد زاهدی ) همیشه ميگفت شاه عمد دارد كه افراد ذليل را در ارتش جمع كرده است تا اين افراد قدرت كودتا و براندازی او را نداشته باشند….

    http://jamejamonline.ir/Online/1819077981650924557/

     
    • مرسی سید جان. حالا واضح شد چرا الان هم افراد زبون و فرصت طلب در راس قدرتند

       
    • آخوند ستیز هستم از قم

      ببین کار این میرزابنویس های سایت اقای نوریزاد به کجا رسیده که برای خراب کردن وجهه محمدرضاشاه خدا بیامرز
      حاضرن از برخی نواحی تحتانی فرمانده سابق ارتش شاهنشاهی آویزون بشن
      بلکه نسل جدید جدید باور کنند که
      این محمدرضا شاه خیلی بد بوده!

      بد
      بد
      بد!

      خدا هیچ حکومت و ولی فقیهی را (و به تبعش میرزابنویس ها و ترول های اینترنتی سایت های مخالفان حکومت را) اینقدر ذلیل و حقیر و بدبخت نکنه…

       
  10. آخوند خوب و آخوند؟

    بلی آخوند ها بدودسته تقسیم میشوند . دسته اول آدمکش و دزد همچون محمد یزدی،جنتی، طائب،رییسی ،علم الهدا، طباطبایی نژاد،و……. دسته دوم جنایت کار و دزد نیست ولی همه آخوندها بدون اشتثناء مفتخور، مفتگو ،خرافاتی،فریبکار و قرون وسطایی هستند که تصور نکنم شخص آگاهی شک ذرین نوشته داشته باشد، آنها جمعا برای بشریت مضرند به آینها کشیش ها و ربن های یهودی را هم بیافزایید.
    این////////////////////// مرتضی نام که جز یاوه نویسی دمده ممتد حرفه ای ندارد و سربار اجتماعست ازآنجا که این حجم نوشتار به قلم شاغلی ممکن نیست را افرادی درین سایت عزیز و گرامی وغیره پیشوند میدهند، گیریم که او سید من در آوردی در ایران نباشد،و نیز آخوند ولی نوشتار او همش ضد انسانی ومردمی و حمایت کننده از رژیمی دزد و جنایت کار بدرازای 40 سال او این 40 سال را تایید میکند وطرفدار پرو پا قرص این رژیمست پس چرا باید به او احترام گذاشته شود؟
    او نظام فاشیستی آخوندی دفاع میکند و شاید هم از شکنجه گران و آدمکشان باشد زیرا تمام آخوندهای حکومت خون وترس و وحشت دستان و دهان آغشته بخون دارند.

    جناب نوریزاد چنین گوید که با علی اکبر بهرمانی گفتگویی داشته و کادویی برای او که روباه نامبرده جاخالی میکند وجواب نوریزاد را نداده و طائب و نقدی را مقصر قلمداد میکند، درین نظام از روز فاجعه بهمن57 تا کنون سپاهی،ارتشی استحاله شده،بسیجی،استانداران و فرمانداران، وزرا،نمایندگان ادوار مجلس وهمه آخوندهای سرسپرده رهبری ونظام آتش وخون مستقیم و غیر مستقیم در جنایات رژیم و فساد شریک و سهیم بوده و هستند اغلب بازاریان،بارفروشانمیوه وسبزی همچنین.

    ————

    شاهد گرامی
    کاش این نوشته ی شما، بجای توهین های کلی، کمی به شیوه های نقد مزین بود. تازه من کلی از غلط های املایی شما را اصلاح کرده ام با این وقتی که ندارم.
    سپاس

    .

     
  11. آخوند ستیز هستم از قم

    جناب اخوند ستیز
    مطمین باشید ایشان صد در صد سید است
    ریرا تمام گفتارش منطبق با گفنار و رفنار سید هتی اصبل قریشی است ؛
    شک و شبه نیاورید ؛
    مثلا همین رفنار تهدید کردن ایشان به زبان بریدن خود یک دلیل سید بودن است

    +++++++++

    سلام بر دوست عزیز

    موافقم با شما که نفس سید بودن و سید نامیده شدن مفاهیم سه نقطه و سه نقطه را در خود دارد.

    ولی خب
    تست ژنتیک هم مهم است برای انکه مطمعن شویم کسی که ادعا میکند سید است مبادا سه نقطه زاده باشد.

    از این جهت لازم است ادعای خود را ثابت کنند.

    تذکر: سه نقطه را خودم نوشتم تا زحمت اقای نوریزاد را کم کنم که هی ///////////////////////////////////نگذارد.

    با ۳پاس

     
  12. آخوند ستیز هستم از قم

    آشنایی با مراتب ادب و فهم و نخبگی و امامت و ولایت و رهبری و معظم له بودن امام سجاد:
    پسر حسین بن علی همچون پدرش که در میدان جنگ به فرمانده سپاه مقابل فحش ناموسی مادر می داد- ببینید چه میگوید:

    دعای 27 صحیفه سجادیه. ارزش تاریخی دارد ،
    دعای علی بن حسین برای مرزداران دولت اموی ، و نفرین ها بر مردمان غیرمسلمانی که در قلمرو دولت اسلامی نیستند.

    بارخدایا، آب آشامیدنى آنان را به وبا مخلوط کن،
    و خوراکشان را به بیماریها بیامیز،
    و شهرهایشان را در زمین فرو بر،
    و پیوسته بر آنها سنگ بباران،
    و به قحطى و خشکسالى دچارشان ساز،
    و آذوقه آنان را در بی برکت ترین و دورترین نقاط زمین قرار ده،
    و دژهاى آن زمین را ازحفاظت آنان بازدار

    “و گرسنگى دائم،
    و بیمارى دردناک به آنان برسان،

    الهى، هر اهل آیین تو که با آنان نبرد کند،
    و هر مجاهد از پیروان سنّت تو که با آنان جهاد نماید،
    تادین تو برترى یابد،
    و حزب تو نیرومندتر شود،
    و بهره دوستانت افزون گردد ”
    http://www.erfan.ir/farsi/sahifeh/view/27

    این دیگه امام معصوم و رهبر مادی و معنوی مسلمونا بوده.

    بببینید اسلام واقعی این بوده ها.

    عایا ایمان نمی اورید لامصبا؟

    ایمان بیارید دیگه.

    نکنه دلتون فحش /// میخواد؟ هان؟

     
    • سرباز روح الله

      ای آخوند ستیز ها و ای دشمنان اسلام و مسلمین عزیز

      بدانید و آگاه باشید
      هر کس به اسلام عزیز و اعمه اطهار توهین بنماید تنها ناپاکی خود و مورد دار بودن والده اش را اثبات کرده است.

      به خدا و قران و اسلام عزیز هشتاد میلیون ایرانی توهین نکنید.

      بخدا سوگند اگر ترامپ بر ایران مسلط شود سرنوشت مادر و خواهر و دختر همه شما کار کردن در فاحشه خانه های امریکایی ها خواهد بود.

      به کفار دل نبندید.

      به امریکا امید نداشته باشید.

      به ترامپ لامصب امیدوار نباشید.
      این بند تمبونش شله.
      ببین کی گفتم.

      اللهم صل علی محمد و عال محمد و رحمت الله و برکاته.

       
  13. جناب نوری زاد

    کامنتی که برای شما، ناشناس و سید مرتضی فرستادم را در این سایت قرار ندادی؟!
    10 بار ارسال کردم…

    هی دم از آزادی میزنی…ولی هر کاری عشقت بکشه انجام میدی!
    عیار قانون خودتی! عیار آزادی خودتی! عیار ادب خودتی!
    کمترین کار این بود که بزنی “به دلیل فحش های زیاد حذف شد! ”

    ترسو!

    اشکال نداره… فقط بدون… که من میدونم… تو اونی که ادعا میکنی نیستی!

    با اینهمه پستی! تو دیگه برای من تموم شده هستی!

    حالا … هی تظاهر کن و هی بگو آنارشیست بیا … آنارشیست سایت رو ترک نکن!

    لیاقت تو همین ناشناس های ////////////////////
    همون دوستان با ادب در فضای مجازیت!

    شجاعت اقرار به اشتباه داشته باش و مرد باش!

    خدایت جزایت دهد!

    ——————–

    دوست گرامی
    لطفا به اسم آنارشیست یا به اسم دیگران ننویسید

    .

     
  14. اگر تا به حال فکر میکردید که حقه بازترین آخوندها از مسلمانان هستند بروید توبه کنید! این کشیش شارلاتان را ببینید که واقعا حقش رو خورده اند!
    “«مالخاز سونگیو لاچفیلی» یکی از کشیش های کشور #گرجستان:با شهادت و قربانی شدن #امام_حسین علیه السلام آن مرد بزرگ ، عدالت و صلح به پیروزی رسید/من کاملا متقاعد شدم که عبارت «کشته بی‌سر فرات» که در #انجیل ذکر شده است، همان امام حسین علیه السلام است/به #کربلا آمدم تا خاک مقدسش را ببوسم”

     
  15. استاد گرامی با درود .همه میدانند که گناه دلسوزان دربند محیط زیست ،دیدن و تصویربرداری از دفن زباله اتمی روسیه در بیابان بوده .حال سوال من این است که چرا همه مردم را مانند این عزیزان مفسد نمیدانند و اعدام نمیکنند؟ احتمالا میگویی چون نمیشود اینکار را کرد و دیگر کسی باقی نمیماند !! پس چرا مردم همت نمیکنند که اینها را از بند ازاد کنند چون به احتمال قوی در اینده نزدیک اعدام میشوند .
    واقعا مردم ایران اینقدر بدبختیم که این ملایان هر کاری خواست با ما بکند . بهترین دانشمندان ما را از بین ببرند ووو حتی امروز اجازه نداند که به پاسارگاد برویم و … و فقط برای دلخوشی و مبارزه در شب اربعین شیرینی برای کورش در سراسر ایران حتی قم و مشهد توزیع شد . در حالی که میبایستی بزور راه پاسارگاد را باز میکردیم . منظورم مبارزه مسلحانه نیست بلکه دست در دست هم و با پای پیاده …

     
  16. بوجه کشور چگونه هدر می شود.
    این ارقام جایگاه ملّت را نشان می دهند.
    از بودجه ۱۱۹۵حدود ۲۷ برای بودجه عمران در نظر گرفته شده یعنی مانده ۱۱۶۸کجا صرف می شوند؟

    «رقم کلی منابع و مصارف بودجه عمومی پیشنهادی سال ١۳۹۷ به رقم ١١۹۵ هزار میلیارد تومان می‌رسد که نسبت به بودجه قانونی ایران در سال‌جاری یک رشد ۷‚۳ درصدی را با قیمت های جاری شان میدهد. در همین راستا، سهم بودجه عمرانی کشور در لایحه ارائه‌شده به مجلس کاهشی ۱۱ هزار میلیارد تومانی را به نسبت بودجه سال ۹۶ نشان می‌دهد. در کل افزایش ۴۲ درصدی بودجه سپاه پاسدران و افزایش ۳۳ درصدی بودجه دفاعی کشور از میزان بودجه عمراننی کاسته است.

    براین اساس بودجه وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح، ارتش، سپاه پاسدارن و بسیج به شرح زیر است:

    وزارت دفاع وپشتیبانی نیروهای مسلح: ۴۴ تریلیون و ۹۷۱ میلیارد و۳۵۵ میلیون ریال

    ستاد مشترک ارتش: ۹۷ تریلیون و هشتاد میلیارد و ۸۶۶ میلیون ریال

    ستاد مشترک سپاه پاسداران:۲۶۷ تریلیون و ۳۶۶ میلیارد و ۹۷۱ میلیون ریال

    سازمان بسیج: ۱۱ تریلیون و ۸۰۴میلیارد ۸۴۳ میلیون ریال

    سهم نهادهای نظامی کشور از بودجه سال ۹۷ بیش از ۴۰۰ تریلیون ریال است.

    درآمدهای غیرنفتی در مجموع معادل ۷۳ درصد از منابع را به خود اختصاص داده و با رشد ۱۵ درصدی از ۲۳ هزار و ۲۸۵ میلیارد تومان در قانون بودجه سال ۱۳۹۶، به ۲۶ هزار و ۷۰۳ میلیارد تومان در لایحه بودجه سال ۱۳۹۷ رسیده است.»

     
  17. ایران دوست واقعی

    استاد گرامی با درود ایا همان عزتی که امام و جمهوری اسلامی به ما دادند همین است؟ قبل از انقلاب ایا کشوری جرات داشت که به ایرانی توهین کند ؟

     
  18. پاسارگاد ؛ هجوم مردم به سمت آرامگاه کوروش و بسیج نیروهای امنیتی ۷ آبان ۱۳۹۷
    از شب گذشته و صبح امروز دوشنبه هفتم آبان ماه، جمعیت بسیار زیادی به سمت پاسارگاد روانه شده‌اند.
    نیروی انتظامی و نیروهای امنیتی در تمام منطقه، در جاده و حتی بیابانهای اطراف مستقر شده‌اند تا از رسیدن مردم به پاسارگاد ممانعت بعمل آورند.

    در دروازه قرآن شیراز مامورین به مردم اجازه پارک کردن خودروهایشان را هم نمی دهند. در مرودشت مأموران نیروی انتظامی انتظامی و لباس شخصی ها با روشن کردن آتش در جاده و بیابانهای اطراف حضور دارند.
    در قسمتهایی از جاده به بهانه ساخت و ساز، جاده را بسته و عبور خودروها را محدود کرده‌اند.

    دولت روحانی با «حقوق شهروندی‌اش» حتی تحمل برگزاری یک تجمع کاملأ مسالمت‌آمیز و مدنی در کیلومترها دور از شیراز و در بیابانهای اطراف پاسارگاد را هم ندارد.
    حاکمیت سراسر غیر ایرانی و ضد مردمی جمهوری اسلامی بخوبی می‌فهمد که هر تجمع مردم بخصوص اگر به مناسبت آیین‌های ملی و سنتی باشد در جوهر خود یک نه بزرگ به نظام کهنه و پوسیده جمهوری اسلامی است.

     
    • آیا در ایام دیگر سال،ممنوعیتی هست که کسی یا کسانی به دیدار آثار باستانی و از جمله مرقد کورش کبیر شاه ایرانی بروند؟ توضیح دهید منشا تاریخی این فراخوان 7 آبان که برخی به تحریک خارج آنجا رفتند و شعارهای هنجار شکن یا توهین آمیز دادند و درصددند آنرا تکرار کنند چیست؟

      ———

      درود نازنین
      شما که سید مرتضای مایید، یک روز را از طرف جمهوری اسلای مشخص بفرمایید که سندیت داشته باشد. مثلا هفتم بهمن. سی ام مهر. هشتم فروردین. خوبست؟ مثلا دیگر. آیا اگر مردم ایران، و جهان، در همان روزی که شما مشخص فرموده اید، مثل سیل بدانسو روانه شدند، شما آیا تضمین می فرمایید برادران سپاه و اطلاعات و بیت رهبری و حضرات آیت الله ها به تب و لرز در نیفتند؟ می بینید که مطلقا مسئله روز هفتم آبان یا جعلی بودن آن نیست. بل داستان در همان سیل خروشان است.
      با احترام

      .

       
      • سلام بر شما
        گمان داشتم که فوری پانوشت بزنید به خطابی که من با دیگران دارم! ظاهرا اخیرا تحمّل گفتگوی من با کامنت گذاران را بعنوان مدیر یک سایت تحمّل نمی کنید. بهرحال بحث من این بود که در سرتاسر سال هر ایرانی می تواند به آنجا برود یا نمی تواند؟ می تواند و می توانید،من عرضم و سوالم این بود که این هفت آبان آنهم در ایام سوگواری سالار شهیدان چه خصوصیتی داشته که با فراخوان شبکه های ماهواره ای ضد انقلاب بخواهیم جمعی بدو بدو آنجا برویم؟! عرض من این بود که مثلا خود شما و همین چند دوستی که دارید و بهمه جا می روید و با آنها عکس های تکراری می گیرید،آیا در روزهای دیگر سال نمی توانید به آنجا بروید،بازدیدی کنید،فاتحه ای بخوانید و عکس بگیرید؟ بنظرم می توانید،پس مشکل چیست اینجا؟ مشکل این است که عده ای ضد انقلاب و ضد نظام مایلند در روز خاص آنجا جمع شوند و شعارهایی ضد نظام جمهوری اسلامی یا اسلام دهند یا به این و آن اهانت کنند چنان که چند سال قبل اینرا دیدیم،خوب طبیعی است که با این فراخوان موافقت نشود یا مانع شوند وگرنه در همه روزهای سال هرکس بخواهد می تواند به سراغ شیراز و تخت جمشید و سایر ابنیه تاریخی،من شخصا با رفتن به مرقد منسوب به کورش کبیر شاهی از شاهان ایرانی مخالفتی ندارم،اما عرضم این بود که مناسبت جعلی 7 آبان و فراخوان های ضد انقلابیون از ماهواره ها چیزی است که از چند سال قبل باب شده است و این چه خصوصیتی است که شما را وا می دارد حجم زیادی از مطالب کانال تلگرام خود را به این مطلب اختصاص دهید؟
        البته سیل خروشان هم تعبیری است که ناشی از مذاق خاص شماست،آن سال هم که جمعی رفتند چیزی در حدود سه چهار هزار رفتند و حرکات و شعارهای ضد انقلابی و ساختار شکن دادند،اشاره کردم بمذاق شما،چون مذاق شما الان این است که راه پیمائی های میلیونی مردم ایران در 22 بهمن ها و مناسبت های دیگر یا مناسک عظیم عزاداری امام حسین را کوچک جلوه دهید و با مقابل قرار دادن این فراخوان با مناسک و شعارهای اسلامی و شیعی، رفتن بسمت مقبره کورش با فراخوان رسانه های خارجی را سیل خروشان بنامید.
        با احترام

         
        • تاریخ فراموش نشده

          سید … به این عکس دقت کن ! اگر این همه تدارکاتی که برای کشاندن مردم برای اربعین را برای رفتن به هرجایی بکنند حتمن مردم میروند ولی همین امسال که مردم میدانستند وحوش سپاه جلو رفتن به پاسارگاد را میگیرند باز هم بیشتر از تعدادی که شما برای ان سالی که مورد نظر شماست رفته اند که البته موفق نشدند .
          فیلمهای اربیعین امسال را میتوانی در اینترنت ببینی قبل از اینکه تکذیب کنی که تدارکی برای کشاندن مردم به انجا چگونه است . حتمن به بودجه ای هم که توسط دولت نا ایرانی و رهبر … کرده اند را ببین که میشد چقدر از ویرانه های ایران را اباد کرد.سرما و برف و باران در راهند و مردم زلزله زده و …. در عزا

           
      • محض فراگیری سید مرتضی
        ˚ ͜ ˚ شما هم همچون پیشوا و رهبرت هر موضوعی رو ی به بیگانگان (دشمن) میچسبونی
        هفتم آبان یا بیست و نهم اکتبر روز جهانی کوروش هست چه مخالفانش خوششون بیاد چه خوش شون نیاد ✨
        https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%86%D8%A8%D9%88%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%AF

         
  19. توئیت سخنگوی وزارت خارجه آمریکا از درسی که رژیم ایران باید از کوروش بیاموزد

    سخنگوی وزارت خارجه آمریکا در توئیتی در روز موسوم به کوروش ، از مقام های جمهوری اسلامی خواست تحمل مذهبی را از کوروش کبیر، پادشاه ایران باستان بیاموزند.

    هدر ناوئرت در توئیتر نوشت:‌ «بیش از ۲۰۰۰ سال پیش کوروش کبیر در ایران باستان مدارای دینی را رواج می داد.»

    وی یادآور شد:‌ «امروز، در روز کوروش، رژیم ایران باید از او درباره رهبری اش بیاموزد و پیگرد قضایی بهایی‌ها، نوکیشان مسیحی، دراویش گنابادی و دیگر گروه های اقلیت در ایران را متوقف کند.»

    ایالات متحده در سالهای اخیر در گزارش حقوق بشر به نقض گسترده حقوق اقلیت های مذهبی و قومی در ایران اعتراض کرده است.

    روز هفتم آبان در ایران به طور نمادین، روز کوروش کبیر موسس پادشاه هخامنشیان شناخته می شود.

    Over 2000 years ago, Cyrus the Great promoted religious tolerance in Persia. Today, on Cyrus Day, the Iranian regime should learn a few lessons from his leadership and stop persecuting #Bahais, Christian converts, #Gonabadi Dervishes and other minority groups in #Iran.

    — Heather Nauert (@statedeptspox) October 29, 2018

     
    • وزارت خارجه آمریکا گفته به رژیم که از کوروش بزرگ یاد بگیرند ولی مثلی معروف هست که میگویند

      (( یاسین تو گوش خر خواندن فایده نداره ))

       
  20. یکی از این اسلامیچی های خوندهای پریروز گفت اون اولی قران رو در یک دست و اسلحه را در دیگر دست جوونا قرارداد. راست میگه دیگه، با قران توی سر ملت بزنین و اگه خاموش نشدن با گلوله توی کله شون یا با چاقو و قمه و شمشیر توی گردن و بدنشون . به این میگن شالوده اسلام و حکومت منقلابی اسلامی. ۱۴۰۰ ساله که غیر از چیزی نبوده.

     
  21. هکی رو تنها یک الاغ یا یک شیاد ممکن است بخود بقبولاند که کشتنش کار رژیم ایران نبوده است!!!!! راستی این مردک بیسواد نظام مهندسی را چرا با مدرک جعلی که داشت کارییش نکردند و دارد راست راست می چرخد و نشخوار می کند!

     
  22. تفسیر سیاست نگاه به شرق: همانند روسیه شوروی و روسیه پوتین و کشورهایی که زیر سلطه روسیه شوروی بودن هرکی که منکر خدایی من شد بندازنیش توی بیمارستان روانیها. به حکومت اسلامی کره شمالی مزرعه حیوانات خوش آمدید!
    ===============================
    بیانیه اساتید حوزه علمیه قم (شما بخون مروجان جهل و قتاله و دزدی و خرافات و غیره) و الباقی…………..
    مش قاسم: گوشت خر و دندون سگ! (با عرض معذرتبه از همه خران و سگان چهار پا، در مثل مناقشه نیست)

     
  23. پول ملت کجا هدر می شود؟
    «بر اساس آمارهای ارائه شده توسط شرکت ملی نفت، ارزش صادرات نفت خام ایران در سال گذشته ۴۰.۴ میلیارد دلار بوده است. آمارهای اوپک حاکی است که این رقم در سال ۲۰۱۶ حدود ۲۷.۷ میلیارد دلار بوده است. بدین ترتیب ایران از محل صادرات نفت خام، نزدیک ۱۳ میلیارد دلار درآمد بیشتری کسب کرده است.»

    پر واضح و آشکار است که درآمد نفت تنها درآمد نیست، در کنارش معادن را نیز باید شمرد.
    درآمد نفتی ایران در سال ۲۰۱۷، ۴۰ میلیارد و صد میلیون دلار بوده است/ سهم ایران از کل صادرات نفت جهان ۴.۸ درصد بوده است.
    این افزایش درآمد را آیا مردم حس کرده اند؟
    زلزله زدگان و یا مال باختگان چطور؟
    بیت رهبری چطور؟
    نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها در سال ۹۶، ۱۲۴۷۰۰۰۰۰۰۰۰ تومان بودجه دریافت کرده است که این رقم در سال ۹۷به ۱۴۲۷۲۰۰۰۰۰۰۰ تومان افزایش پیدا کرده است.

     
  24. ورّاجی فعالان سیاسی خارج از کشور به جای عمل!

    ف. م. سخن

    دو صد گفته چون نیم کردار نیست. این حقیقتی ست تلخ، خاصه در امر سیاسی.
    قبلا گفته ام که جایگاه فعال سیاسی و نویسنده ی سیاسی در کشور ما مشخص نیست. ما عده ی زیادی نویسنده ی سیاسی داریم که افکار خود را به صورت نوشته یا گفتار به جامعه عرضه می کنند ولی به اشتباه خود را فعال سیاسی می دانند.

    ما از فعال سیاسی تعریف درستی در ذهن نداریم. فقط به صِرفِ گفتن و نوشتن و برنامه ی تلویزیونی ساختن، انسان، فعال سیاسی نمی شود.

    کارِ فعال سیاسی، مجزّا از نظر دادن و تز صادر کردن است. اگر غیر از این بود، راننده های تاکسی هم فعال سیاسی به شمار می آمدند.

    یکی از دلایل عدم موفقیت ما در مقابله با حکومت اسلامی، کم بودن تعداد فعالان واقعی سیاسی در داخل کشور است.

    حتی کسانی که در گذشته، فعال سیاسی بوده اند، و اکنون در کشورهای غربی زندگی می کنند، بیشتر به کارِ ورّاجی مشغول اند تا عمل مفید سیاسی! نه به آن شوری شور، که در گذشته تفنگ و مسلسل در دست می گرفتند و به کوه و جنگل می زدند، نه به این بی نمکی که ساعت ها در اینترنت به سیر و سیاحت مشغول می شوند و نهایت فرآورده شان، گپ و گفت در چت روم ها و ماهی یک نوشته منتشر کردن و درْ گفت و گوهای تلویزیونی حضور یافتن است.

    فعّال سیاسی، یا باید در ایران حضور داشته باشد، یا نمایندگانِ واقعا فعال اش در ایران در میان مردم باشند. این که می بینیم در جنبش سبز، سه تا پنج میلیون معترض، به خیابان ها می آیند، به خاطر حضور رهبران جنبش در ایران، و در میان مردم بودنِ بچه هایی ست که آن ها را نمایندگی می کردند و تظاهرکنندگان را سازمان می دادند.

    نمی شود در خارج نشست، و به مردم امر کرد که به خیابان بروند و از جان گذشتگی کنند، و مردمِ گوش به فرمان هم، به شکل میلیونی به خیابان ها بیایند. اگر خمینی یا لنین موفق به چنین کاری شدند، به خاطر حضور نمایندگان شان در داخل کشور بود. ما می بینیم که شخصیت ها و سازمان های سیاسی خارج از کشور، حتی در برگزاری یک اجتماع چند صد نفره در کشورهای آزاد، ناتوان اند.

    قبول این واقعیت، باعث خواهد شد، گویندگان سیاسی ما، اگر واقعا قصد فعالیت سیاسی دارند، فکری به حال خود کنند و در گام اول، تفاوت های میان حرف زدن و عمل سیاسی را بشناسند و «باید»های فعالیت سیاسی را بپذیرند و به آن ها تن در دهند.
    —-
    قابل توجّهِ ورّاج های شجاع مقیم خارج از کشور!

     
    • سید مرتضی! یه شما چه؟ ! شما که مامور هستید و معذور !! شما که حقوق از وزارت اطلاعات می گیرید.نویسنده (ف.م.سخن ) خواسته است مخالفین خارج از کشور را نصیحت کند ! دمش گرم ! کسی هم روی مخالفین خارج از کشور زیاد حساب نمی کند. البته در همین تهران خودمان دوباره مردم به میدان خواهند امد و فریاد مرگ بر دیکتاتور را سر خواهند داد. مواظب باش در ان روز لیست اسامی افرادی که از وزارت اطلاعات حقوق می گیرند دست مردم نیفتد !!

       
      • ورّاج های داخلی هم عطف به ورّاج های خارجی! مردم تهران هم وکیل وصی لازم ندارند و ربطی به یک ورّاج شجاع! گوشه یک سایت ندارند!

         
      • آخوند ستیز هستم از قم

        این اخونده که خودشو
        سید مرتضی
        میدونه هنوز تست ژنتیک نداده
        تا بشه فهمید اصل و نسب درستی داره یا نه.

        شما اجازه ندارید به هر ننه قمری بگویید سید

        باید از اول از او سند بخواهید

        البینه علی المدعی

        باید اول ثابت کند سید است.

        وگرنه هر پاچه ورمالیده ای به خود اجازه میدهد از اسم و اعتبار پیامبر گرامی اسلام و عصمت فاطمه زهرا سو استفاده کند.

        لطفا رعایت کنید کاوه جان

        با تچکر

         
    • با سلام هر چند بیشتر کامنت و مطالب شما را قبول ندارم ولی این مطلب در رابطه با بی تحرکی و منفعل بودن اپوزوسیون خارج نشین را کاملا قبول دارم که نهایت فعالیت آنها در حد یک بیانیه یا تحلیل و گفتگوی سیاسی است (که اگر دقت کنیم شناختشان از جامعه کنونی ایران در حد یک دانش آموز دبیرستانی در ایران هم نیست )،این ما هستیم که همه مصایب امروز وطن را با پوست و خون خویش لمس و حس میکنیم و آنها در جامعه محل زندگیشان یعنی غرب حل شده و رفاه و اسایش ارایه شده را بهیچ وجه با در افتادن با مشکلات امروزی ایران عوض نمیکنند و بقول معروف بیرون گود نشسته و منتظر لنگ کردن دیگران هستند . و باید بدانند مردم ایران تا مردان و زنان فولاد جگری که چون کاوه آهنگر ایستاده و سینه سپر کرده اند را دارد، هرگز فرش قرمز برای آنها پهن نخواهند کرد.

       
      • خوب حالا مگر خود شما که می گوئید داخل کشور هستید چکار می کنید؟ نهایتا گوشه یک سایت چند کلمه شجاعانه می گوئید و به زمین و زمان بد می گوئید،اما وقتی مثلا نوریزاد فراخوان می دهد که بیایید بین تجریش تا راه آهن زباله جمع کنیم و شهر را پاکسازی کنیم،یا بفلان پارک برویم و به هوا پف کنیم،فقط پنج شش نفر دور او را می گیرند،پس در بی عملی و فقط ورّاجی کردن در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی هیچ فرقی بین داخل و خارج نیست!
        .

         
  25. دکتر ش هوشمند

    اشتباه علمی قرآن و تحریف مترجمین

    در آیه های ۶-۷ از سوره طارق خلقت انسان از مابین ستون فقرات مردان و استخوان سینه زنان معرفی شده و مترجمین و مفسرین قرآن در اینباره آنقدر متناقض عمل کرده اند که این مساله را به یک لطیفه تبدیل کرده اند, تعدادی با داستان سرایی آنرا علمی و معجزه معرفی کرده اند و تعدادی نیز با تحریف کلمات و تغییر ترجمه تلاش در ماستمالی بر این اشتباه برآمده اند.
    ما در این مقاله به این مساله میپردازیم و اعتراف یکی از معروفترین مترجمان ایرانی قرآن را خدمت شما ارائه میکنیم.️

    ترجمه آیات: پس انسان بايد بنگرد كه از چه آفريده شده استاز آب جهنده اى خلق شده (طارق،٦) [كه] از بين ستون فقرات و استخوانهاى سينه بيرون مى آيد (طارق،٧)
    و اما در آيه ى زير ضمن تاکید بر این مساله مى گويد نسل آدم را از پشت انسان برگرفته است كه مؤيد همان آيات قبل است.
    ترجمه آیه: و هنگامى را كه پروردگارت از پشت فرزندان آدم ذريه (نسل) آنان را برگرفت و ايشان را بر خودشان گواه ساخت كه آيا پروردگار شما نيستم گفتند چرا گواهى داديم تا مبادا روز قيامت بگوييد ما از اين [امر] غافل بوديم.(سوره اعراف،۱۷۲)
    اما امروزه مشخص است كه منى در بيضه ها ساخته مى شود و در كيسه ى منى ذخيره مى شود و از مجراى ادرار خارج مى شود و محل ساخت و مسير خروج آن هيچ ربطي به ستون فقرات و سينه ندارد. پس اين گفته ى قرآن، غلطى فاحش است.
    اين غلط فحش قرآن، ريشه در خرافات باستاني دارد. مثلا Hippocrates پزشك يونانى در ۲۵۰۰ سال قبل معتقد بود كه منى از مغز سرچشمه مى گيرد و سپس وارد نخاع موجود در ستون فقرات مى شود و از آنجا به كليه و بيضه و مجراى ادرار مى رود.
    همچنين در تورات (۳۰۰۰ سال پيش) در موارد متعدد بهمين مطلب اشاره شده است از جمله خدا در خطاب به يعقوب می گويد ” پادشاهان بسيار از پشت (صلب) تو پديد خواهند آمد”
    اين غلط در بين اعراب نيز از قديم و حتى امروز شايع است. می بينيد كه محمد يك غلط عاميانه را به اسم خدا وارد قران كرده است.
    بيچاره خدائى كه نمی داند منى در كجا ساخته و جريان مى يابد. خطاى واضح ديگر در آيات سوره ى طارق اينست كه مى گويد
    انسان از مني مرد ساخته می شود. چون گفته شده كه انسان از آب جهنده ساخته می شود. و همه میدانید که آب جهنده فقط در مورد منی در مرد ها صادق است. چون زن اصولا فاقد منی است و تنها ترشحاتی در ديواره ی مجرای تناسلی و رحم دارد كه انتقال اسپرم را تسهيل میکند. و تخمك زن هم با پاره شدن جدار تخمدان آزاد می شود و آب جهنده نيست.
    از طرف ديگر اگر می خواست بگويد كه انسان از منی مرد و زن ساخته می شود بايد آب جهنده را بصورت جمع بكار می برد نه مفرد. بعلاوه در هيچ جای قرآن به نقش زن در نطفه اشاره ای نشده است. اين هم يك باور غلط قدیمی بود كه بچه را صرفا حاصل منی مرد می دانستند و حتی تا همين اواخر نيز در جوامع رايج بود. بازهم می بينيد كه محمد اين غلط رايج را وارد قرآن كرده و به خدا نسبت داده است.
    لازم به ذكر است كه در روایاتی صحبت از آب زن و مرد شده است. در صورت صحت روايات مذكور که بعید است واقعی باشند, به نظر مى رسد كه محمد متوجه اين خطاى خود در قرآن شده است و در حديث تلاش در اصلاح آن كرده است ولى بهر صورت آنچه در قرآن آمده است غلط است.
    اما نکته بسیار جالب و تکان دهنده ای که به آن میرسیم اعتراف بهاالدين خرمشاهى یکی از مترجمین بسیار معروف قرآن به اين موضوع است كه مفسران و مترجمان كلام خدا را اصلاح می كنند و سعي می كنند آن را با علم امروز تطبيق دهند!!
    بها الدين خرمشاهى مترجم و مفسر قران، در پايان قران ترجمه خود صفحه ٦٤٨ به اين ايات اشاره مى كند. ایشان چنين مى نويسد اين آيات، به ويژه كلمه ايه آخر، معركه آراء مفسران است. خصوصا مفسران جديدى است كه مى كوشند آن را با علم امروز تطبيق دهند…. “ترائب” جمع است و مفرد آن “تريبه” به معنى استخوان سينه يا ترقوه است. اما بعضي از مفسران آن را قفسه سينه و توسعا قسمت پيشين بدن زن گرفته اند و بعضى ديگر از جمله محمد اسد (يكي از مترجمان قران به انگليسى) ان را به “لگن خاصره” ترجمه كرده اند. خرمشاهى نتيجه مى گيرد كه:
    “بارى اگر مترجم به لغت وفادار باشد، اين كلمه را به سينه ها و يا استخوانهاى سينه ترجمه مى كند (‼️)… و اما اگر مترجم به علم وفادار باشد آنرا به چيز ديگر (‼️؟؟؟) بايد ترجمه كند.
    ´حیرت انگیزترین قسمت حرف ایشان این است که مگر مترجم قران مى تواند به لغت قران وفادار نباشد؟؟
    چرا اصلا كلام خدا با علم اختلاف دارد، كه مترجمين و مفسرين سعى مى كنند اشتباهات قرآن را به علت وفادارى به علم تغيير دهند و تحريف كنند؟؟
    ايا اين إصلاحات و تغييرات در كلام الله نشان دهنده خطا بودن كلام خدا و در اخر غير الهى بودن قرآن نيست؟؟؟

    منابع:
    قران ترجمه بهاالدين خرمشاهى ص ٦٤٨

     
    • چنانکه بارها اشاره شد،برای استفهام از معانی قرآن باید در مجموعه قرآن “تدبّر”کرد،و قرآن و معانی قرآنی را نمی توان تنها با تکیه بر فلان ترجمه یا اظهار نظر فلان مترجم دریافت،البته از قرآن ستیزان و منکران قرآن تعجّبی نیست که از باب بی ایمانی و عدم فهم دقیق آیات قرآن شبهاتی کنند و هر شبهه را که پاسخ بگیرند بروند سراغ شبهه دیگر! چون این خاصیت پیش فرض و عدم ایمان و انکار و ستیزه است،اما مرحوم آقای طباطبائی اینجا در عبارتی کوتاه از مفسّران قرآن تعجب می کند که چطور در فهم یک معنای ساده و واضح قرآن درمانده اند و احتمالات عجیب و غریبی داده اند،عبارت عربی ایشان این است :”و قد اختلفت كلماتهم في الآية و ما قبلها اختلافا عجيبا، و الظاهر أن المراد بقوله: «بَيْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ» البعض المحصور من البدن بين جداري عظام الظهر و عظام الصدر”.(المیزان ج20 ص 260) یعنی کلمات مفسرین در این آیه دستخوش اختلاف عجیبی شده،ولی ظاهر این است مراد از ما بین الصلب و الترائب،عضو محصور و پوشیده بدن است بین دو استخوان پشت انسان و استخوان سینه او (پایان نقل قول)
      این همه فرمایش این بزرگوار است و بنظرم کوتاه اشاره به حقیقت ماجرا فرموده است،توضیح اینکه:در آیه شریفه هیچ بحثی از استخوان سینه زنان نشده است! کسانی که از خود چیزهایی می بافند در مدلول و ظاهر لفظ قرآن بگویند در کجای این آیه شریفه فرموده است انسان از آب پشت مردان و آب ناشی از استخوان سینه زنان خلق می شود؟! اجمالا این آیه شریفه فقط در مقام استدلال بر معاد انسان،در حال اشاره به تکوّن انسان از آب جهنده ای است که از میانه و وسط ذکور خارج می شود،یعنی اشاره به یکی از عوامل دخیل در تکوّن انسان،و این تعبیر “من بین الصلب و الترائب”تعبیری عرفی است که اشاره می کند به یکی از عوامل آفرینش انسان که آب مرد است که از قسمت میانی بدن او با جهش خارج می شود،اگر بخواهیم مطلب را محسوس تر کنیم مقصود اشاره به میانه بدن مرد است که ما بین استخوان پشت و استخوان سینه او،این یعنی اینکه تولد انسان ناشی از آبی است که از میانه بدن او با جهش خارج می شود نه مثلا از مغز او یا مثلا پای او،در واقع از نظر ادبی اگر بخواهیم آیه را توضیح دهیم این جمله “یخرج من بین الصلب و الترائب”جمله ای وصفی است در توضیح آن “ماء دافق”یعنی آب جهنده ای که وصف او این است که از میانه بدن و مقادیم بدن مرد خارج می شود و حاوی اسپرم مرد است و در رحم با عامل دیگر یعنی اوول یا تخمک زن ترکیب شده و نطفه انسانی را پدید می آورد.این یک معنای ساده و منطبق بر فهم عرفی و منطبق بر لغت هم هست و هیچ خروج از معانی لغوی -که از مترجمی نقل کردید-نیز لازمه آن نیست.البته برخی از مفسرین فاعل فعل “یخرج”را کلمه انسان دانسته اند که در آیه قبل است،روی این احتمال جمله یخرج دیگر وصف “ماء دافق”نخواهد بود یعنی انسان خارج می شود (تکوّن می یابد)از دو عاملی که در منطقه میانی بدن زن و مرد است.اینهم احتمالی است که خیلی دور نیست،البته احتمال اولی که عرض شد معنای عرفی تر و در عین حال بواقع نزدیکتری است چون هم از نظر علمی و هم از نظر وجدان و حس انسانی معلوم است که “جهندگی” وصف آب مرد است و مایعاتی که حاوی تخمک یا اوول زن هستند نه بلحاظ علم روز و نه بلحاظ حس و تجربه و وجدان انسانی،دافق یعنی جهنده نیست و شاهد آن همین چیزی است که در ایراد اشکال کننده وجود دارد و ایراد درستی است :اینکه قرآن “ماء دافق”(آب جهنده)را بصورت مفرد بکار برد نه بصورت جمع،پس احتمال اول،یعنی اینکه در آیه شریفه محور و تمرکز بحث بر اشاره به شگفت بودن خلقت انسان از یک آب جهنده استوار است نه بیان تمام عوامل طبیعی موثر در تکوّن انسان،از جمله آب زن که حاوی اوول یا تخمک است.
      اینکه اشکال کننده در ادامه گفت که از نظر قرآن،زن در تکوّن نطفه انسانی نقشی ندارد ناشی از ناآگاهی و عدم تسلّط به آیات دیگر قرآن است و چنانکه بارها بعرض رسید،قرآن کلکسیونی است که باید بطور مجموعی به آن نگریست و در آن تدبّر کرد،خیر اینطور نیست،چون در قرآن آیات دیگری است که اشاره به نقش زن در پیدایش انسان دارد:مثلا در سوره “الانسان” فرمود:إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ نَبْتَليهِ فَجَعَلْناهُ سَميعاً بَصيراً .(الانسان/2) یعنی ما انسان را از نطفه ای امشاج آفریدیم که متدرّجا آنرا متحوّل می کنیم و او را یک انسان شنوا و بینا قرار می دهیم.لغت “امشاج”در این آیه یعنی “مخلوط” و نبتلیه نیز یعنی متحول کردن با تغییر از نطفه به علقه (خون بسته) و از علقه به مضغه (چیزی شبیه گوشت جویده شده) و بعد این مضغه به استخوان پوشیده می شود و..که در برخی آیات دیگر بیان شده است مثل آیات 13 و 14 سوره مومنون که فرمود :ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً في‏ قَرارٍ مَكينٍ،ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقين‏”.(مومنون/13-14) یعنی در تکوین انسان از آب ترکیبی از زن و مرد آنرا نطفه قرار دادیم در محل محفوظی،بعد نطفه را به علقه (خون بسته) و خون بسته را به مضغه (چیزی مثل گوشت جویده شده) تبدیل کردیم و در مرحله بعد در آن گوشت مزبور استخوانها ایجاد کردیم سپس استخوان ها را به گوشت جدید پوشاندیم،آنگاه آنرا خلق و آفرینش دیگری دادیم (مرحوم ملاصدرای شبرازی این خلق دیگر را اشاره تکون و حدث جسمانی روح و جان انسان بعنوان محصول عالی حرکات جوهری جسمانی پیش گفته دانسته است) یعنی نفخ روح در او کردیم.
      غرض اینکه قرآن،هم امتزاج زن و مرد و هم آب زن و مرد را مجموعا موثر در تکوّن انسان می داند،در آیه ای نیز فرمود نِساؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُم‏
      (البقره/223)،اینکه رحم زن را در مقام تشبیه به حرث و زمین زراعت تشبیه فرمود،یعنی اینکه زن نیز چون زن موثر در پیدایش نطفه انسان و تحولات آن است.

       
      • آخوند ستیز هستم از قم

        چطوری آخوند ///؟

        چند میگیری برای هر مقاله ۵۰۰ کلمه ای ماله کشانه؟

        بقول اون خواننده معروف:

        بکش بکش
        که داری
        خوب میکشی!

         
  26. آخوند ستیز هستم از قم

    حضرت امام حسین سرور ازادکان جهان و سید و اقای شهید های مسلمان در کل تاریخ ۱۴ قرنه این دین
    در قضیه عاشورا به یکی از فرماندهان سپاه مقابل خود که مسلمان هم بود فحش ناموسی میدهدهد و میفرماید:

    « الا و انّ الدعیّ ابن الدعیّ قد رکز بین اثنتین بین السّلّة و الذّلّة و هیهات من الذّلّة و ما آخذ بالدنیّة …»
    مردم: آن زنازاده پسر زنازاده،
    آن امیر و فرمانده شما،
    مرا بین دو چیز مجبور کرده است؛
    بین مرگ و ذلت،
    اما چه دور است که ما ذلت و خواری را بپذیریم،
    خداوند پذیرش ذلت را بر ما و بر پیامبر و مؤمنین روا نداشته است
    و دامن های پاک و دارای اصالت و شرف، وخاندان دارای همت والا و عزت نفس ما، هرگز اجازه نمی دهند که اطاعت فرومایگان را بر مرگ شرافتمندانه ترجیح دهیم…»

    جالب اینکه ان حضرت تا وقتی معاویه زنده بود از او مقرری ماهانه کلانی میگرفت.

    سوال:
    امام حسین از مجا میداند ابن زیاد زنازاده است؟
    ایا تست ژنتیک انجام داده است؟
    ایا به شیوه تشخیص ژنتیک قرانی چهار مرد شهادت داده اند که شخصا دیده اند مادر ابن زیاد زنا کرده است؟
    ان چهار نفر چه کسانی بوده اند؟

    اگر خیر باید همانجا وسط صحرای عاشورا حسین را میخواباندند و هشتاد ضربه حکم قذف بر او جاری میکردند تا دیگر به مادر کسی فحش ندهد!

    واقعا امام حسین اسطوره ادب و با تربیتی و اصل و نسب داشتن بودند.

    میزان موارد فوق از نوع سخن گفتن وی کاملا پیداست.

    عایا باز هم نمی اورید لامصبا؟

     
    • وقتی امام حسین میداند که عبید الله زیاد زنا زاده ابن زنا زاده است پس امام علی هم به طریق اولی میداند که زیاد پدر عبیدالله زنا زاده است ؛حال باید دید چرا امام علی پدر عبید الله را به حکومت اذرباییجان ایران منصوب کرد ؟

       
      • آخوند ستیز هستم از قم

        به چه نکته خوبی اشاره کردید عزیز!

        این اسلام را هر جاشو دست بذاری بوی سه نقطه میزنه بیرون.

        سه نقطه را خودم نوشتم که زحمت اقای نوریزادو کم کنم.

        به امید سه نقطه شدن هر چه زودتر همه سه نقطه های قم و مشهد بخصوص بییب و بییییییییییب

         
    • نه این سوال و اشکالات وارد نیست، زیرا کلمه “دَعیّ”لزوما بمعنای زنا زاده نیست،اگر به لغت مراجعه کنید دَعیّ در معنای فرد پست و فرومایه که نسب یا خاندان شریفی بدروغ به او بسته شده است هم بکار رفته است (رجوع کنید به کتب لغت از جمله مجمع البحرین طریحی ج1 ص ص 140و 144 لغت دعیّ ذیل ماده “دعو”) و اینکه در برخی ترجمه ذیل این عبارت سید الشهداء علیه السلام این کلمه به “زنا زاده”ترجمه شده است مسامحه است و نادرست،چون گرچه در روایات و تواریخ – حتی کتب اهل سنت – نسبت زانیه بودن و بدنام بودن به مرجانه مادر خود عبید الله بن زیاد،و سمیّه مادر زیاد داده شده است و کسانی مثل ابن سفیان در مورد سمیّه و زنای با او سخن گفته اند و زیاد را حاصل از زنای خود با سمیّه دانسته اند و از این جهت معاویه زیاد را برادر خود دانست و او را به قبیله قریش منتسب کرد،و در روایات اهل سنت از عائشه وارد شده است که در مورد زیاد تعبیر کرده است به “زیاد بن ابیه” (یعنی بطور کنائی پدر زیاد را نامعلوم ذکر کرده است)،لکن چون هم مرجانه شوهر داشته است (زیاد) و هم سمیه شوهر داشته است (ابو عبیده یا عبید نامی) مطابق قاعده مسلّم اسلامی برگرفته از حدیث شریف نبوی “الولد للفراش و للعاهر الحجر” یعنی هر فرزندی بین یک زن و شوهر متولد شود ملحق به فراش و زناشوئی آنهاست (هرچند زن فرضا فاسقه و زانیه باشد) پس بقاعده فقهی و مسلّم اسلامی،نه عبیدالله بن زیاد را می توان زنا زاده دانست،و نه پدر او زیاد بن ابیه را،از این جهت لاجرم تعبیر امام حسین علیه السلام از عبید الله بن زیاد به “الدعیّ بن الدعیّ”نه بمفهوم زنا زاده،بل بمعنای کسی است که در نسب او حرف و سخن است و کسانی در مورد او ادعاهایی دارند و طبعا از جهت نسب و نسبت فرومایه است،و البته چنین اشاراتی بصورت رجز خوانی در میدان جنگ مرسوم بوده است که امام حسین علیه السلام بدان اشاره فرموده است و این مصداق فحش یا قذف نبوده است، بنابر این سوالات یا ایرادات مطرح شده منتفی است.

      کلمات “عایا” و “لامصّبا”هم در عبارت پردازی شما غلط بود،باید می نوشتید: “آیا” و مذهب ها”.

       
  27. اگر قدیمها برای عارف شدن باید پدر آدم در می آمد ولی الان بحمدالله در سایه بیت المال بی در و پیکر و حوزه های عادت کرده به حرام خواری کار راحت شده..به دانشگاه بین المللی المصطفی که با پول کارتن خوابها و فقرای ایرانی اداره میشود بپیوندید و عارف شوید!هم فوق لیسانس عرفان و هم دکترای عرفان بگیرید! جایت خالی ابن عربی!!این همه اطلاعیه پذیرش عارف!!:

    تعريف
    دوره ى كارشناسى ارشد عرفان اسلامى، دوره ى تخصّصى است كه در طى آن طلبه به طور عميق با دروس آن آشنا شده و در پايان دوره، موفق به دريافت مدرك كارشناسى ارشد مى شود.

    اهداف كلّى دوره

    ـ تربيت مدرّس؛

    ـ تربيت پژوهشگر در موضوعات عرفانى؛

    ـ تربيت مبلّغ؛

    تذكّر: مبلّغ به مفهوم ابلاغ كننده ى پيام دين است.

    ـ تربيت طلاّب مستعد براى ورود به دوره ى دكترا.

    اهداف و سياست هاى آموزشى

    ـ شكوفا شدن روح تحقيق در دانش‌پژوهان (با اختصاص 30% از زمان واحدها به كار تحقيقى)؛

    ـ شناخت تحليلى مباحث مربوط به عرفان؛

    ـ ايجاد توانايى تأليف، تدريس و ترجمه در مباحث عرفانى؛

    ـ ايجاد توانايى استفاده از متون تخصّصى عرفانى؛

    ـ تخصيص حداقل 50% واحدها را به دروس حوزوى جهت تقويت بعد حوزوى دانش‌پژوهان؛

    ـ نهادينه كردن اخلاق و معنويات در دانش‌پژوهان؛

    ـ توجّه به نيازهاى منطقه اى دانش‌پژوهان.

    پذيرش

    طلاّب اين دوره از بين فارغ التحصيلان دوره ى كارشناسى رشته ى عرفان اسلامى انتخاب مى شوند.

    تبصره: در صورتى كه دانش‌پژوهان رشته اى ديگر بخواهند در كارشناسى ارشد رشته ى عرفان اسلامى شركت كنند بايد پيش نيازهاى لازم رابگذرانند.

    طول دوره و شكل آن

    ـ طول دوره ى كارشناسى ارشد حدّاكثر 64 واحد مى باشد كه در 5 نيمسال تحصيلى ارايه مى شود (در هر نيمسال حدّاكثر 12 واحد ارايه مى شود).

    ـ هر واحد درسى نظرى 16 ساعت و هر واحد درسى عملى 32 ساعت است.

    ـ طلبه در پايان اين دوره پايان نامه اى به ارزش 4 واحد ارايه مى دهد.

     
    • عارف نمابانی که به قدرت پول در حوزه فقیه پرور قم پروار ! میشوند در اینده تالی تلو فقبهان دنیا پرست بهشت فروش خواهند شد ، اگر میشد بضرب مدرک و پاس کردن مشتی چرندیات اخوندبسم عارف ساخت اکنون میباید ایران پر از بابرید بسطامی باشد

       
    • چنانکه قبلا در بیان مشروحی توضیح داده شد،این سنخ مطالب ناشی از سوء فهم یا خلط بین مباحث عرفان و سلوک عملی با آگاهی کلاسیک از عرفان نظری است،اینها که بدان اشاره می کنید باز می گردد به گذراندن مراحلی نظری و علمی و دیدن استاد و قرائت کتب مربوط به عرفان نظری چه در دانشگاهها که البته دارای یک سطح متعارفی هستند در همین حدود گذراندن واحدهایی در چند سال و خواندن بخشهایی از کتب عمیق عرفان نظری،و چه در حوزه های قدیمی سنتی عرفان که کتاب متداول در عرفان نظری مثل تمهید القواعد ابن ترُکه و فصوص الحکم ابن عربی و برخی شروح عمیق آن مثل شرح جَندی و شرح قیصری و کتابهای دیگری از عرفای متاخر مثل مصباح الانس که شرح مفتاح قونوی است و شرح عمیقی است از حمزه بن فنّاری،که خوب اینها هم استاد لایق می خواهد و هم شاگرد مستعد و قابل و هم تلاشی عمیقی و زحمتی شدید.اینها راه های آگاهی یافتن اجمالی یا تفصیلی بر عرفان نظری است که تفسیر هستی مطلق و بیان حق و اسماء و صفات اوست.
      اما عرفان عملی و سلوک عملی که البته بر عرفان نظری نیز تکیه دارد عبارت است از سیر و سلوک خالصانه و عملی و تلاش بر عبودیت مقام اله،و برداشتن حجاب های ظلمانی و نورانی بین انسان و خدا و حجابهای نفسانی و خودیت انسان و مشاهده اضمحلال کثرات بعنوان سراب در ذات حق که هستی است و چیزی جز او نیست،که این مقامات نیز تابع تعبّد انسان و التزام به ظواهر شریعت و عبادت الزامی و غیر الزامی که از آن در اصطلاح اهل معرفت و سلوک به قرب نوافل و قرب فرائض تعبیر می شود و بالجمله ریاضت و تلاش برای فهم حقیقت لا موثر فی الوجود الا الله و رفع حجابها بین خود و هستی محض است و رسیدن به قلّه توحید،خوب البته اینها هم در مقام بیان و لفظ آسان است اما حقیقت آن جز به ریاضت و جان کندن پیوسته با هدایت استاد راه رفته حاصل نخواهد شد که غیر آن مظنّه گمراهی و حیرت است (طیّ این مرحله بی همرهی خضر مکن ،و تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز) و اسّ و اساس آن مراقبه و محاسبه آن فآن انسان است در نفس خود و تفتیش از اغراض نفسانی و جدا کردن خواطر شیطانی و نفسانی از الهامات الهی و ربّانی،که اینها از کتاب و درس و مدرسه و کارشناسی و کارشناسی ارشد و دکتری حاصل نمی شود: رو مجرّد شو مجرّد را ببین و عنقا شکار کس نشود …،این بحث ها را کودکانه به مسائل عرفی و سیاسی و مدرسه ای تنزّل دادن ناشی از سوء فهم یا غرض ورزی است.

       
      • آقا سید ..بحث کودکانه و سیاسی این است که همه چیز را به مضحکه بگیریم…این بحث عرفان نظری و عملی هم از آن حیله ورزیهای بزرگ است..امام خمینی عرفان نظری اش قوی است و در عرفان عملی فقط فاجعه می آفریند..از این دانشگاه حرام خوار هم به غیر از این عارف در می آید؟..نتیجه عرفان نظری در عرفان عملی است که دانسته های عارف به میان مردم می آید..بهتر است بخاطر منافع باندی و شخصی دیگر تا این میزان سقوط نکنیم..احتمال بدهید بقیه هم اندازه شما فهم و شعور دارند..

         
        • عثمان جان،مگه نگفته بودم عصبانی نشو؟! باز که عصبانی شدی و درشتی کردی! عرفان نظری و عملی یک اصطلاح و تقسیم پذیرفته شده آکادمیک هست،شما نمیشه مطالبی بنویسی و وقتی ریشه مغالطه در مطالبت بیان شد چشم ببندی و با عصبانیت اصطلاحات رو انکار کنی،حلال و حرام هم به کسانی مربوط میشه که شریعت و حلال و حرام رو قبول داشته باشند نه کسانی که بمرجعیت بیان حلال و حرام اهانت و بی ادبی می کنند،امام خمینی هم فرد جامعی بوده است، و بکوری چشم تنگ نظران هم در عرفان عرفان نظری استاد بوده هم در عرفان عملی و سلوک معنوی یک پیر راه رفته و اهل معنویات بوده است،منتها مشکلی که اینجا هست این است که شما باید سعی کنید حدّ فهم و شعور خود را با سعه صدر بالا بیاورید و حیثیات مختلف را از هم جدا کنید و اینرا بفهمید که بحث عرفان نظری و عملی یک بحث است،بحث سیاست و احکام الاجتماع و فقه و مدیریت یک جامعه بحث دیگر،من همه سعی ام این بود که توی کلّه برخی مثل شما کنم که نمی شود با خلط مبحث و حیثیات مختلف،سیاست و فقه و اداره جامعه را با عرفانیات و سلوک شخصی و رابطه خاص فرد با خدا مخلوط کرد،ظاهرا موفق نشدم چون …بگذریم،وقتی کپی پیست می کنی و نقد می شود عصبانی نشو! باشد؟

           
  28. اخبار: نشست سران آلمان، فرانسه، روسیه و ترکیه در مورد سرنوشت سوریه.
    مش قاسم: به این میگن ری…(سه نقطه از مش قاسم)مان به سر تا پای این دومی و سیاستشو و اونایی که جونشون رو در راه دفاع از حرم از دست دادن. خیال میکنین آخوند پررو از این کثافت کاریها عرق شرم بر پیشانیش میشینه؟ ابدا! تا وقتی که شیکم و ز…(سه نقطه از مش قاسم)ر شیکمش رو حکومتش تامین کنه شرم و بی آبرویی براش معنی نداره.
    ==============================
    اخبار: انتقال موشک s-۳۰۰ به مشهد برای حفاظت از این دومی.
    مش قاسم: حاجی! نگران نباش. کی میاد هواپیما خرج کشتن تو بکنه؟ تو رو همینی که هستی میخوان.

     
  29. وزوزیر/* بهداشت : حدود پنج و نیم میلیون نفر فاقد بیمه هستند.
    مش قاسم: اگه این میگه پنج و نیم میلیون نفر شما سه برابرش کنین. اینا توی چهل سال از این آمار کشکی زیاد دادن. اگه به آمار اینا بود ما نه تنها ثروتمندترین و پرقدرترین کشور منطقه بلکه دنیا بودیم نه این که درآمد سرانه ما توی این ۴۰ سال یک چهارم ۴۰ سال قبل شده باشه. اینا رو واسه دانش شون وزوزیر/* نمیکنن، واسه این وزوزیر/*شون میکنن چون در دروغ گویی و شیادی شرم نمیبین.

    /*: ک

     
  30. رئیس/* کمیسیون/* بهداشت و درمان مجلس/*: مستضعفین مشکلات بسیاری در حوزه درمان دارند.
    مش قاسم: این دیگه چه نادونیه. خیال میکرده قرار بوده در حکومت/* اسلامی به وضعیت مستضعفین رسیده بشه. نه تنها به وضعیت به اصطلاح مستضعفین ۴۰ سال پیش رسیدگی نشد که هیچ تعدادشون هم ۱۰۰ برابر شد. این مستضعف بازی بهانه بود برای به دست گرفتن قدرت حکومتی واسه چاپیدن این ملک و ملت. دولت دزدان اسلامی همه رو چپاول کردن و فرستادن آمریکا و کانادا و انگلیس و استرالیا و غیره.

    /*: ک

     
  31. خودروی گشت ارشاد دختر دانشجو رو میخواسته زیر بگیره. اسم این گشت چیه: گشت ارشاد طرح امنیت اخلاقی.

    چشم منقلابیون ۵۷ روشن. نادانی و حماقت شما همینه که میبینین. به حکومت اسلامی نادانی و جهل کره شمالی مزرعه حیوانات خوش آمدید.

     
  32. وزیروز/* بیدادگستری : پنج هزار زندانی افغان داریم.
    ادامه داد……..و ۷۲ ملیون زندانی ایرانی.

     
  33. اخبار: دفتر حاج ممد مستراح پناه تخلیه شد.
    مش قاسم: بدو برو نیویورک دفتر و دستک رو توی مستراح سازمان ملل راه بنداز.

     
  34. حالا که این شاخه آن شاخه می کنید،مایلید اشاره به چند مورد گزافه گوئی های نامستندتان کنم؟
    1- اینکه بسیاری از زلزله های واقع شده در ایران ناشی از فعالیت های نظامی هسته ای جمهوری اسلامی است! سند؟!
    2-اینکه دانشمندان هسته ای ایران را خود نظام اسلامی کشته است! سند؟!
    3-اینکه محل دقیق مسکن و ماوای رهبران القاعده در تهران را می دانید! سند؟!
    4- اینکه مقتول تازه گذشته (فرشید هکی) را رهبر این نظام چاقو زده است! سند؟!
    5-اینکه تیراندازی و ترورهای اخیر در اهواز،کار خود نظام بوده است! سند؟!
    و…..
    باز هم بگم؟! ببینیم برای این گزافه گوئی ها سند دارید یا فقط هنرتان تکرار مدعا و این شاخه آن شاخه کردن است.
    ………………….
    سید اضافه کنید
    1. سینما رکس آبادان را خمینی آتش زد و جان نزدیک به 400 نفر ایرانی را بعلت کینه ایی که از ایرانیان داشت و برای گرفتن قدرت و چاپیدن و ویران کردن ایران بروش وحوش و متجاوزان و خونخواران و پدوفیل عرب در 1400 سال پیش .
    2. با تائید خمینی و رفسنجانی و بهشتی و خامنه ایی و سران جمهوری اسلامی سفارت امریکا توسط مشتی ابله و گمراه و فریب خورده و عده ایی تروریست اشغال شد و پیامدش هم ویرانی و تحریم و جنگ و خونریزی و ویرانی ایران شد.
    3.جنگی ویرانگر بدون هیچ دلیلی تنها بخاطر تهدید حکومت عراق توسط خمینی و اراذل و اوباش اشغالگر اسلامی ایران به ایرانیان تحمیل شد که باعث از بین رفتن سرمایه های عظیم انسانی و مالی و اثرات غیره قابل جبران بر دو کشور نسبتا ثروتمندی شد که می توانستند بدون هیچ دشمنی و در صلح و دوستی و رعایت حقوق یکدیگر و احترام به استقلال یکدیگر و با رقابتی مثبت در منطقه در کنار هم زندگی کنند. نتیجه چنین جنگی سرازیر شدن میلیاردها دلار ثروت ایرانیان و عراقیان و مردم منطقه به جیب شرکتهای چند ملیتی و ویرانی دو کشور و تهیدستی و فقر و رنج و بدبختی و ویرانی دو کشور و ملیتاریزه کردن منطقه و اثرات مخرب جانبی بسیاری که نسلها باید تاوانش را بپردازند.
    3. کشتار بی رحمانه جوانان و نوجوانانی که جرمشان تنها آگاهی به اشتباه خود و پدران و مادران شان و مخالفت با حاکمیت مشتی مسلمان دزد و آدمکش و ددمنش و جنایت پیشه و دروغگویی بود که کشورشان را اشغال کرده بودند و برای ادامه اشغال شان از هیچ جنایتی و دروغی و ستمی و ناراستی برای کسب قدرت فروگذار نبودند انهم با کشتار ناجوانمردانه و در عین پستی و پلشتی و کسانی را که در بند بودند و طبق همان مزخرفات خودشان حکمشان را گرفته بودند! مسلما کسی مثل من که داستان خالد بن ولید سردار اسلام در خانه دوست و همکیش اش و ماجرای کشتنش بخاطر اینکه چشمش زن صاحبخانه را گرفت و تجاوز بزنش درهمان شب! و یا خدعه /// در جنگ خندق و فریب جنگاور پیر ولی شجاع عرب یا تجاوز//// بزنیکه تمام ایل و فامیلش را قتل و عام کرده بود در همان میدان خون و جنون و وحشیگری چنین رفتاری از قاریان ////////////////////////////////////////// کاملا عادیست!
    4. سرکوب مخالفان فکری و نظری به بهانه جنگی که خود براستی برای خود نعمت میدانستند و مردم و گروهای مخالفی که چنین ترفندی را بخوبی برای سرکوبی دگراندیشان می دانستند. بطور حتم می توان گفت که اگر بی شعوری و باورهای خرافی تودها نبود تا دجالان و اشغالگران اسلامی آنها را وسیله ایی برای سرکوب دگراندیشان نمایند و برافروختن شعله های خانمانسوز جنگ ویرانگر و ضد ملی و سرکوب شدید به بهانه جنگ نبود حرامیان اشغالگر اسلامی هیچ شانسی برای گرفتن قدرت از راه دمکراتیک در ایران نداشتند.

    5. کشتار بی رحمانه نویسندگان و شعرا و آزادگان و وطن پرستانی که تنها جرمشان فهمیدن و خواست شان سرافرازی و سربلندی ایران و ایرانی و زدودن فرهنگ و ادبیات و هنر …ایرانی از مشتی رسوبات عقب مانده و انسان و ایران ستیز و فاشیستی اسلامی و تلاششان در جهت رواج فرهنگ تعامل و انسان و ایران دوستی بود.
    6. سرکوب بی رحمانه هر اعتراضی بر بی رحمی ها و جنایات و دزدیها و سیاستهای ایران ستیز مشتی اراذل و اوباش اشغالگر در این 40 سال!

    آری سید این لیست بسیار درازست در حقیقت بدرازی 1400 سال تجاوز مشتی وحوش ///// به ایران و بیش از 500 سال حکومت غیره مستقیم مشتی اراذل و اوباش انگل و 40 سال حکومت مستقیم نمایندگان الله !خدای مشتی وحشی و دزد و جنایتکار مدینه که سایه شومشان را برایران و ایرانی آنچنان گسترده اند که جز با همت ایرانیان وطن پرست و شجاع و فداکاری تمام ایراندوستان و اتحاد و همدلی و هماهنگی و انسجام آنها رهایی از این بند و اشغالگری امکان پذیر نیست.
    و اما خطاب من به ایرانیان ایراندوست !
    هموطن امروز ایران در شرایط تاریخی و خطرناکترین پیچ تاریخی گرفتار بدست مشتی وحشی و آدمخوار و////////////////////////////////////////////////////////// و هیچ ارزشی و مقامی برای ایران و ایرانی بجز ویران کردن و غارتگری ندارند. این جماعت در طول 1400 سال با ایدیولوزی مخرب و ایران ستیزشان بر ما اوار شدند و همت به نابودی ایران و فرهنگ و زبان و تاریخ و رسوم و سنتهای ایرانی شدند و بجز ویرانی و فقر و رنج و بدبختی و گدایی و زندگی انگلی و تملق و چاپلوسی و پستی و پلشتی و زندگی در خفت و هزه گی و دلالی چیزی به ما ایرانیان نیاموختند. نیایش داریوش بزرگ را با ////////////////////////// برای ایرانیان مقایسه کنید تا بدانید که آنچه را او برای سربلندی و افتخار ایرانیان از اهورا مزدا نمی خواست یعنی قحطی و دروغ و ویرانی /// و پیروانش برما بعنوان مقدسات انهم بدست خودمان اوار کردند!هموطن اسلام طاعونیست که در ستیز با تمدن و ایران و حقوق ابتدایی انسان و قربانی کردنش در پای مشتی اراجیف و خرافات و خدای مشتی دزد و آدمکش////// سالست! خود دانی! ولی اینرا بدان که //// بودن با ایرانی بودن در ستیز است! چون //// هم خدایش و هم ملیتش و هم تمام قوانینین تنها به یک جهت رهنمون است و انهم عربستان سعودی ست! کل شیئ هالک الا وچه او! هموطن نگو ندانستم!از من گفتن!

     
    • آخوند ستیز هستم از قم

      این اخونده که خودشو
      سید مرتضی
      میدونه هنوز تست ژنتیک نداده
      تا بشه فهمید اصل و نسب درستی داره یا نه.

      شما اجازه ندارید به هر ننه قمری بگویید سید

      باید از اول از او سند بخواهید

      البینه علی المدعی

      باید اول ثابت کند سید است.

      وگرنه هر پاچه ورمالیده ای به خود اجازه میدهد از اسم و اعتبار پیامبر گرامی اسلام و عصمت فاطمه زهرا سو استفاده کند.

      لطفا رعایت کنید مزدک جان

      با تچکر

       
      • جناب اخوند ستیز مطمین باشید ایشان صد در صد سید است ریرا تمام گفتارش منطبق با گفنار و رفنار سید هتی اصبل قریشی است ؛ شک و شبه نیاورید ؛ مثلا همین رفنار تهدید کردن ایشان به زبان بریدن خود یک دلیل سید بودن است

         
  35. بقول معروف و بقول آذری زبانها :اَدَ،مَن سَنَّن چوخ تانیرم! تو گفتی و من باور کردم که تو هموطن منی! آنهم با فرش قرمزی که مایلی برای اجانب و امریکائی ها پهن کنی!
    …………
    آخه آخوند //// من کی تو را هموطن خطاب داده ام؟ من قبلا بارها نوشته ام که اسلام تنها یک وطن می شناسد و آنهم عربستان سعودیست. و درست بهمین دلیل تمام موضع گیریهای اقتصادی اسلام بطرف عربستانست و در تفسیر ایه کل شیئ هالک الا وجه او و انا لا لله و انا علیه راجعون … هم من نوشتم که معنی تمام چنین //// جز سرازیر شدن نان و مال و زن و فرزند غارت شده گان به عربستان نیست. اصولا فلسفه کعبه و حج و تمام این /// چیزی جز غارت دیگران و قاپیدن نان از دهان بچه های ملتهای غارت شده و بطرف عربستان نیست. بنظرت این پستی و پلشتی //// مشتی دزد و غارتگر و وحشی 1400 سال پیش نیست که نون بچه های بنگلادشی و پاکستانی و چچن و افغانستان و تاجیکستان …را که خود محتاج کمک های خارجی اند و بدون آن اصولا نمی توانند روی پای خود بایستند به جیب مشتی دزد و فاسد سعودی بریزی تا در قمارخانه ها و فاحشه خانه های غرب از لندن تا پاریس و نیویورک و توکیو و تایلند و هنگ کنک و هر جایی که می توانند خرج عیاشی و خوش گذرانی شان کنند؟ ایا چنین قوانینی را باید احترام گذاشت یا ر…به آنها؟ تو و امثال تو هموطن من و مای ایرانی هستی؟ فقط یه نگاهی به اطرافت بکن و ببین اشتراک تو با یک ایرانی عادی در چیست؟ هر ایرانی شرافتمند و وطن پرستی اولین وظیفه اش یافتن کاری شرافتمندانه و یا تحصیل و بعد هم سربازی و بعد هم زندگی عادی و بطور کلی خوردن نون دسترنج خود و در غم همنوع خود بودن و به کشور و مردمش عشق و علاقه نشان دادند. ولی شما از همان اول عادت به زندگی انگلی و فراگیری مزخرفات 1400 سال مشتی وحشی و غارتگر و تقدس سازی در اطرف آنها و برتری دادن آنها به تاریخ و فرهنگ و زندگی و مردم ایرانیان و غارت ایرانیان بنام مزخرفات مشتی وحشی و غارتگر و پدوفیل. و بعد هم توجیه شرعی تمام جنایات و دزدی و غارتگری و تجاوزاتشان بر ایرانیان و حتی ارضای شهوت مشتی خوک با شیرخواره گان. باور کنید کسانیکه شما را آدم می دانند باید در عقلشون شک کرد. شما هیولاهایی هستید که از اعماق تاریک تاریخ دوباره سربرآورده اید و از بخت بد بر ایرانیان آنهم در بدترین و مهمترین و تاریخ سازترین دوران تاریخ پر فراز و نشیب ایران و انهم با دست خود ایرانیان از بی خردی و گیجی و منگی عمومی در قرن 21 آوار شده اید.40 سال قتل و کشتار و جنایت و تجاوز و دزدی و دروغ و خرافات از ایران و شرایط کنونی انچنان پیچی صعب العبور ساخته اید که تنها با همت و رشادت و از خود گذشتی ایرانیان وطن و مردم دوست بشود با کمترین خسارت از ان گذشت.ولی در عین حال نیز بهترین موقعییت برای ایرانیان وطن پرست پیش آمده تا خود را و ذهن و فرهنگ و تاریخ و ادبیات و آنچه را که ایرانیست از لجنزاری بنام مزخرفات اسلامی پاک کرده و آنچه را متعلق به تفاله های مشتی دزد و غارتگر و وحشی و رسوب کرده در اذهان و فرهنگ و تاریخ و ادبیات و حتی گفتار روزانه …این سرزمین است بخصوص وجود عناصر مضر و انگلی بنام آخوند را از این سرزمین پاک کنند و ایران را ان نمایند که لایق مردمانی سرافراز و متمدن است.

     
  36. نه می بخشم و نه فراموش می کنم.

     
  37. هزینه مردم کجا به هدر می رود
    کسانی که در خیابانها با نام بسیجی ولگردی می کنند و با بی شرمی به آزادی دیگران تجاوز کرده و حق اظهار نظر به خود می دهند و در سرکوب مردم نقش دارند همان طلاب بیرون آمده از حوزه هایند که پول ملت را خورده وناموس و جان ملت را غارت می کنند.
    گشتهای ثارالله و دیگران همان طلابند که در راه خدایانشان یعنی ولایت فقیه آدم هم می کشند.

    طلاب اوباش در طول تاریخ ایران ضررهای بسیاری زده اند و اکنون سرکوب ملت را با پول ملت به عهده دارند.

     
  38. چند روز پیش مطلبی در مورد میرزاده عشقی بود منهم در پاسخ چیزی نوشتم و به تقلید از عشقی یک بیت شعر٬ جایی که خودم تشخیص دادم که دور از ادب است چند تا نقطه گذاشتم ولی بعد دیدم که دوتا کلمه حذف شده و تبدیل شده به نرده کشی ///////( اینو خودم زدم تا نشان بدم٬ حالا شما به نوریزاد گیر ندین). نوریزاد گرامی جنگیدن با آخوندها یک طرف سر و کله زدن با ما یک طرف. البته از اینکه دو تا کلمهَ «نره خر» و «خرش» از آن نوشته حذف شده اعتراضی ندارم ولی کلمه «باید» چرا حذف شد!! میفهمم که چرا اینکار را کردید اشکالی ندارد (ولی با زرنگی دوبار نوشتم تا کار دوستان را راحت کنم اگر لازم هست دوباره نرده بکش)٬ دوست دارم یک نکته را هم به دوستانی که مطلب مینویسند از جمله خودم یادآوری کنم. ما با یک اسم مستعار و یک ایمیل موقتی احتمالأ نام غیر واقعی مطلب مینویسم و میگذاریم در این سایت در واقع بر در و دیوار خانهَ نوریزاد مینویسیم و باید توجّه کنیم که مسولیت این نوشته ها به پای نوریزاد است چون او مطالب را منتشر میکند٬ فکر نکنم فردی در این جمع دوست داشته باشد که آسیبی به او برسد و بخصوص بخاطر انتشار مطلبی که به او تعلق ندارد٬ شاید بهتر باشد که خودمان مقداری رعایت حالش را بکنیم٬ مخصوصأ اینروزها که دوستی را از دست داده (بشما تسلیت میگم) . تا جاهلان بر این سرزمین حکمرانی میکنند این بساط آدمکشی ادامه خواهد داشت٬ بقول شاملو: این برف را سر باز ایستادن نیست. سقراط میگه٬ تنها شری که در جهان وجود دارد جهل است.و مردم ایران امروزه اسیر این شر شده اند. نکته بعدی در ارتباط با این جنگ نوشتاریست که بین چند نفر در جریان است. دیالوگ خوب است و لازم ولی به شرطی که طرفین بخواهند در درجه اوّل باورهای خود را مورد سنجش قرار دهند و آماده پذیرش باورهای غلط خود باشند و هدف یادگیری باشد.( بزرگی میگوید: وقتی کسی مطلبی را بدون منطق و دلایل عقلانی پذیرفت ٬ فهماندن واقعیت به او ممکن نیست.) تا حالا دیده اید که مثلأ یک آخوند در یک بحث یک قدم عقب نشینی کند هر چند حرف طرف مقابلش صد در صد علمی و عقلانی باشد؟ او فکر میکند که به واقعیت مطلق رسیده و حالا وظیفه دارد بقیه را ارشاد کند و به بهشت بفرستد حتّی به زور (البته هنوز نفهمیدم این مسولیت را کی به آنها داده٬ آیا برای فرستادن افراد به بهشت کمیسیون میگیرند؟). طرف مطلبی مینویسد و جمعی بخاطر مخالفت با او امتیاز بسیار بد میدهند٬ شاید افرادی هم حتّی مطلب را نخوانند فقط بسیار بد بزنند٬ این برای نویسنده مطلب مهم نیست که شما چه امتیازی میدهید آنچه او را خوشحال میکند این است که ببیند عده ای مطلبش را خوانده اند چون فکر میکند وظیفه اش رساندن حرفهایش هست و در این کار موفق شده است و کم کم گمراهان را به راه راست هدایت خواهد کرد. وقتی هم وارد بحث با کسی میشوند همان اوّل میگویند خداوند فرموده و یا قرآن میگوید٬ یعنی ای کسی که با من وارد بحث شده ای حواست جمع باشد که مخالفت با من یعنی مخالفت با فرموده خداوند یا قرآن٬ برایش مهم نیست که شما برای خدا و یا قرآنی که حرفش را میزند تره خُرد میکنید یا نه٬ وقتی از خدا و قرآن پایین آمد میچسبد به اینکه فلان بن فلان در فلان تاریخ و فلان محّل فلان کار را کرد یا فلان حرف را زد٬ یک سری حرفهای پوچ و من درآوردی بنام حدیث. اینکار را امتحان کنید ٬ برای مدّتی مثلأ یک تا دو ماه هیچگونه عکس العملی به نوشتهایشان نشان ندهید٬ نه پاسخ نه امتیاز٬ هیچگونه. بعد ببینید چکار میکنند٬ البته میدانم که آخوند جماعت خیلی پر رو هستند ولی به امتحانش میارزد. دانشمندان با کمک تکنولوژی در جستجوی سیاره ای هستند تا در صورت لزوم انسان را به آنجا نقل مکان دهند٬ آنوقت عده ای دیگر در یک گوشه دنیا در این مسله گیر کرده اند که مثلأ ۱۴۰۰ سال پیش در صحرای عربستان چهارتا قبیله صحرا نشین چی گفتند و چی کردن!! قرنها بجان هم افتاده اند که محمّد گفت علی جانشین من است یک عده میگن نه نگفته! به من و تو ایرانی چه ربطی داره که چی شد و چی گفت. یکی رفت کودتا بکنه زدن کشتنش٬ ۱۴۰۰ سال میزنن تو سرشون که چرا کودتا شکست خورد!
    یکی میگه: آینده دیروز آغاز شده و ما هم اکنون از آن عقب مانده ایم. چامسکی میگه: آنهایی که فقط بفکر گذشته و حال هستند آینده را از دست خواهند داد.
    منکر تاریخ نیستم ولی جایی از تاریخمان را کنکاش کنید که دردی از امروز و فردایمان را چاره کند٬ اینکه قرآن اول چی بوده و کی جمع آوری کرده و کی نوشته بقول معروف واسه فاطی تنبان نمیشه٬ همین که ما امروز عملکرد پیروان قرآن را در مملکتمان میبینیم برای هفت پشتمان کافیست.

     
  39. پول مردم کجا به هدر می رود
    بیش از دویست میلیارد تومان فقط برای هزینه غذا و اسکان زائران که اغلب نیز طلابند در نجف عراق.
    این پول از تمام استانها جمع آوری می شود بطوری که استان تهران ۱۵ میلیارد و خوزستان ۲۰ میلیارد تومان و…..دیگر استانها موظف به پرداختند.

    این درحالی است که بودجه شهرداری تهران برای ایجاد کار ۵ میلیارد تومان در نظر گرفته شده است.

    توضیح عکس: عده ای طلاب خارجی با هزینه ملّت

     
  40. سلام و درود

    «ناشناس
    3:39 ق.ظ / اکتبر 27, 2018
    وقتی مدرک رئیس سازمان نظام مهندسی جعلی از آب در می آد چرا باید از مسکن مهر و خونه های بساز و بندازی این سرزمین گله کرد! یکی می گفت بالاخره سر زن وبچه خودشون هم می آد و خوارشون گایی….» *

    این کامنت حقیقت تلخی را به ما نشان میدهد که اگر تلخترین و ناگوارترین حقیقت امروز زندگی ایرانیان نباشد، بی گمان یکی از معدود حقایقی است که میتوان به عنوان یک شاخص وضعیت فرهنگی امروز خود را با دیروز و پریروز خود با آن سنجید و فهمید که سمت و سوی حرکت عمومی فرهنگ پارسی و جان خیره و روان تیره عوام سمج و سرسخت، و کیفیت روحی اجتماع تیره رای واژگون بخت، و سرانجام بد و فرجام بدتر کثیری از ایرانیان در چه جهتی دچار سیرانی نابسامان و سازمانی سرگردان است. معروف است که اگر دانش و فرهنگ امروز یک انسان یا یک اجتماع انسانی، شبیه به دیروزش باشد، نشانگر آنست که آن فرد یا جامعه هیچ ترقی و تکاملی پیدا نکرده است، و اگر وضعیت روانی و فرهنگی کنونیش نسبت به گذشته اش بدتر شده باشد، نشانگر آنست که دچار سیری قهقرایی و مرضی سودایی شده و دیر یا زود آن زبان و فرهنگ خاموش، و در گور انحطاط دفن و فراموش میشود. مقایسه ادبیات بکار رفته در این کامنت با ادبیات کلاسیک فارسی، حتی با رکیک ترین بخش هزلیات عبیدزاکانی نشان میدهد که جامعه ایران تا چه حد دچار انحطاط و ارتجاع و تنزل شده و روح تاریک عوام، واپس، واپس بسوی چه دخمه و مغاک تیره ای میرود و چرا در آیتی از مصحف مجید، بر نبی خاتم، کلام «عوام کالانعام بل هم اضل» نازل شده است؟ بخشهای وسیعی از جامعه و جمعیت ایران بویژه در شهرهای بزرگ دقیقاً با همین ادبیات با هم گفتگو میکنند!! انگار هر چه شهر بزرگتر باشد خبط و خطای بزرگتر و انحطاط افزونتر و اندوه بارتر و اراده پلیدتری در کار خرابی خفت آور میراث معنوی و انهدام ادبیات و دین و دانش و فرهنگ و فردای، صغیر و کبیر کشور و عامه و عوام ایران است، و با این جدیتی که جهت ترویج و توسعه زبان «آرگو» میکوشد هیچ بعید نیست نسل نگون بخت کنونی شاهد مرگ فرجامین فرهنگ و ادب پارسی باشد . میشود جهت نشر این کامنت به استاد نوریزاد گرامی خرده گرفت و گله مند بود ، اما واقعیت آنست که زبان محاوره ای جمعیت انبوه و درصد بزرگی از مردم ایران تا همین حد منحط و ویران است!! لااقل این مورد را نمیشود به گردن حکومتها و نظامهای اجتماعی انداخت و تودهٔ مردم را با فلسفه یا حتی سفسطهٔ عدم توسعه تبرئه کرد.زیرا اکثریت قریب به اتمام بزرگان دین و دانش و ادب ایران و پدید آورندگان فرهنگ پربار و افتخار آمیز و پارسای پارسی قرنها پیش از میان توده مردم و از دل و درون نظام نحس و فلاکت بار فئودالی برخاسته اند و همانطور که در کتابهای زنده یاد مرحوم «دکتر محمد ابراهیم باستانی پاریزی» بویژه کتاب بسیار ارزشمند «حماسه کویر» ایشان آمده است بیشتر بزرگان و ادیبان و آزادیخواهان و آیت العظماها و مدرسان و مکتشفان و هنرمندان ایران، یا روستایی بوده یا ریشه هایی روستایی، روییده بر بستر و بساطی خان خانی، و تباری ایلخانی داشته اند و عدم توسعه جامعه روستایی و عقب ماندگی و حتی ایستایی جامعه خان سالار و خانم سردار و آخوند سربار گذشته ، نه تنها مانع تولید فکر و اندیشه نمیشده بلکه غلبه بر آن موانع خورد، خود به انگیزه ای برانگیزاننده برای تولد و نگارش و تدوین و کاوش آثار علمی و ادبی بزرگ و تعلیم و تربیت خردمندان سترگ و فراهم آوردن فرهنگ خوش آهنگ و رنگارنگ پارسی تبدیل میشده است . محتوای کامنت مورد اشاره قبل از هر چیز اسائهٔ ادب و سؤ استفاده از زبان و فرهنگ سنتی پارسی است. این محصول هذیانهای اذهان مخبط، و ادبیات وهن آور بیمارگون منحط، و سراسر توهین و ناسزا و تهمتها و فحاشیهای ناروا که قارچ گونه چون زگیلهای زشت و خالهای پلشت بر چهره ادب امروز ایران روییده و رشد کرده، چون آفتی قتال و سمی مهلک ریشه ادبیات و میشود گفت کل هویت درخشان، فرهنگ دُرّفشان ایران را میسوزاند. اگر همچنان غفلت شود در عبور از این سرپیچهای تند و طی گردنه های تیز تمدنی نمیتوان امیدی به مقاومت و ماندگاری فرهنگ دیرپای پارسی در آینده داشت. اگر بقدر کافی به زبان و ادبیات و فرهنگ عامه اهمیت داده نشود اخگرهای ناپیدای میراث معنوی ایرانیان و زبان پارسی،زبان مشترک آریاییان، میمیرد و شعله هایش خاموش، و کوته زمانی بعد در زوایای تاریک تاریخ، گم و فراموش میشود.
    نشر چنین کامنتی که تنها نمونه کوچکی از میلیونها مانند و مثالی است که روزانه تولید و چون مردابی متعفن دائم در حال انباشت است و بصورت زبان و فرهنگی عادی برای بخشهای وسیعی از جامعه در آمده است ، برای همه ما ایرانیان هشداری جدی است تا بیش از پیش بهوش باشیم و بکوشیم، میهن مادری و میراث پدری و زبان زیبا و رسای پارسی را پاس بداریم.نسلهای آینده سستی و پستی و کژی و کاستی را بر ما نخواهند بخشود.

    * این کامنت که مصداق بارز و کامل ادبیات چاله میدانی و فحشنامه ای از رکیک ترین فحشهای متداول در محاورات عادی و عمومی ،بخشهایی از جامعه کنونی ایران ،بویژه لمپنهاست،چند بار در صفحه سایت پدید، و چند بار هم ناپدید شده است ،نمیدانم هنگام نشر این نوشته بنده که در تعریض بدان نوشته شد ،همچنان در سایت خواهد بود یانه و آیا سعادت خواندنش را داشته اید یا خیر؟

     
  41. با بودجه ملّت ایران
    حوزه ها طلاب خارجی تربیت می کنند..

     
  42. آنها که تجب در کاشتن امامزاده ها دارند .

    «بودجه سال ۹۷ نمایندگی ولی فقیه در سپاه ۹۴ میلیارد تومان پیش‌بینی شده؛ این پول قرار است صرف مواردی ازجمله: «اعزام مبلغان روحانی»؛ «انجام فعالیت‌های مخصوص» [که مشخص نیست چیست!]؛ «تأیید شرعی ضوایط و مقررات سپاه»؛ «توانمندسازی طلاب رزمی ـ تبلیغی»؛ «برگزاری مراسم، مناسبت‌ها و فضاسازی معنوی» و «هدایت و ارتقای بینش سیاسی» و موارد مشابه شود.

    برای مقایسه، قابل اشاره این‌که بودجه سازمان هواپیمایی کشوری ۵۷ میلیارد تومان اعلام شده است.»گزارشی از کاظمیان
    توضیح عکس : تربیت طلاب خارجی در حوزه علمیه قم

     
  43. سید مرتضی و انکار واقعیات تاریخی بدلیل عدم مطالعه و سطح پایین سواد !

    متاسفانه سید مرتضی یدون داشتن اطلاعات درست تاریخی چون موضوع شورش ایرانیان در زمان امام علی است واقعیات رخ داده را انکار می کند جای آن دارد که پس از این وزارت اطلاعات در مورد استخدام و انتخاب افراد مورد نظر خود بیشتر دقت نماید
    قسمتی دیگر از شورشهای ایرانیان در زمان امام علی به نقل از ویکی پدیا از قرار زیر است :

    شورش ایرانیان
    در دوران خلافت علی جنگهای داخلی بین مسلمانان و شورش ایرانیان به راه افتاد. شورش ایرانیان در آخرین سال خلافت علی اتفاق افتاد که توسط سپاهیان ارسالی خلیفه سرکوب شد.

    عبدالحسین زرینکوب در این باره می‌گوید:

    در سالهای آخر خلافت عثمان نیز که دستگاه خلافت دستخوش ضعف و تزلزل بود این گونه زد و خوردهای محلی همچنان وجود داشت. چنان‌که در دوره خلافت پرآشوب علی نیز چون بصره و کوفه در دست وی بود ازین دو لشکرگاه کار فتوح همچنان دنبال می‌شد. چنان‌که بعد از کشته شدن عثمان باز اهل استخر سر به شورش برآوردند و عبدالله بن عباس به فرمان علی عصیان آنها را در خون فرونشاند. ماهوی سوری مرزبان مرو به کوفه آمد و علی به دهقانان و اسواران و دهسالاران نامه نوشت و دستور داد تا جزیه خویش را به او پرداخت کنند. اما چندی بعد اوضاع خراسان آشفته. اهل نیشابور پیمان شکستند و از پرداخت جزیه و خراج امتناع کردند. علی لشکری به خراسان فرستاد و نیشابور را گرفت و مرو را نیز به صلح بازگشود با اینهمه، در پایان دوران خلافت وی خراسان همچنان آشفته بود و آشوب‌ها و جنگ‌های عراق و شام آن ولایت را نیز آشفته می‌داشت. اهل هر ناحیه عامل خویش را برکنار نمودند و علی ناچار شد برای رفع این آشوب زیاد بن ابیه را به ولایت فارس و کرمان منصوب کند. زیاد به هوشیاری، آن دو ولایت را امن کرد و به آشوب و شورش پایان داد.

    زرینکوب در کتاب تاریخ ایران کمبریج می‌نویسد:

    بعد از کشته شدن عثمان بن عفان در شورش سال ۳۵ هجری قمری (۵۶۲–۵۶۳ میلادی)، مردم اصطخر تصمیم به شورش گرفتند که عبدالله بن عباس به دستور پسر عمویش، علی بن ابی طالب، خلیفه چهارم، شورش اصطخر را در خون فرونشاند. مدتی نه چندان بعد، علی زیاد بن ابیه را برای سرکوب شورش فارس و کرمان در سال ۳۹ هجری (۶۵۹ میلادی) فرستاد. مردم نیشابور هم در خلافت علی معاهده خود را شکسته و از دادن جزیه و خراج سر باز زدند. خلیفه سپاهی فرستاد تا آنها را به فرمانبرداری بازگرداند.

    مایکل مورونی در دانشنامه ایرانیکا آورده است:

    در حالی که در سالهای ۴۱–۳۵ هجری/۶۱–۶۵۶ میلادی، مسلمانان مشغول جنگهای داخلی بودند، اکثر مناطق ایران از کنترل امپراتوری عرب خارج شد. حتی بازماندگان سلسله ساسانی تلاشهایی برای بازیابی حکومتشان در شهرهای طخارستان و نیشابور انجام دادند. مسلمانان با تکیه بر خراج و مالیات موفق شدند دوباره کنترل مناطق آشوب زده را در دست گرفته و شورشها علیه والیان و افراد تحت حمایت آنان را بخوابانند. هپتالیان شهرهای بادغیس، هرات و پوشنگ همانند اهالی نیشابور از دادن مالیات به حاکمان عرب سر باز زدند. مردم شهر زرنگ هم مقر حکومتی حاکم خود را سرنگون کردند. از طرفی دیگر بدویان عرب نیز به شهرهای سیستان حمله برده و آنجا را تصرف کردند. در سال ۳۶ هجری/۷–۶۵۶ میلادی، فرمانهای علی به اشخاص برجسته محلی مبنی بردادن خراج به ماهویه مرزبان مرو باعث بروز شورشهایی در شرق خراسان علیه حکومت علی گردید و تا مرگ علی ادامه داشت.

    بعد از جنگ صفین، هنگامی که علی مشغول شورشهای خوارج در عراق و فارس بود، مردمان مناطق جبال، فارس و کرمان در سال ۳۹ هجری/۶۵۹ میلادی از دادن مالیات سرباز زده و شروع به شورش کردند که روز به روز شدت می‌یافت و مردم این مناطق مأمورین جمع‌آوری مالیات را از شهرهای خود بیرون راندند. زیاد بن ابیه برای سرکوب شورشها فرستاده شد و توانست شورش مردم اصطخر را سرکوب کرده و فارس و کرمان را آرام کند. علی همچنین نیرویی کمکی به نیشابور فرستاد تا شورش آنجا را نیز آرام کند.

    به نوشته کرون، پیروز سوم فرزند یزدگرد سوم موفق شد به عنوان شاه ایران در محلی که منابع چینی آن را جی لینگ نامیده‌اند مستقر شود که جی لینگ احتمالاً زرنج یا زرنگ در سیستان بوده‌است. به تلاش پیروز در منابع اسلامی در هنگامی که از شورش زرنج، بلخ، بوشنج، و خراسان در هنگام جنگ‌های داخلی مسلمانان در زمان خلافت علی نوشته‌اند، اشاره شده‌است. در این منابع، ذکری از نام پیروز سوم نشده است، اما نوشته‌اند که هنگامی که خٌلید بن کعث ، فرماندار جدید منصوب شده توسط علی برای خراسان، به نیشابور رسید. شنید که فرمانداران خراسانی شاه ساسانی (عمال الکسری) از کابل به خراسان آمده‌اند و خراسان شورش نموده است.کرون، می‌نویسد که در سال ۳۰ هجری/ ۶۵۰ یا ۳۱ هجری قمری/ ۶۵۱ میلادی (دوران خلافت عثمان) عبدلله ابن عامر، فرماندار بصره پس از فتح شهر جور عازم استخر شد تا این شهر را دوباره فتح کند. او قصد کرد تا به عنوان تنبیه، جان تمام ساکنان شهر را بستانند. او به قولی چهل هزار نفر و بقولی دیگر یکصد هزار نفر و به عبارتی بسیاری را کشت. او بیشتر اشراف و اسواران نجیب زاده را نیز نابود نمود. تمام اینها مانع نشد که مردم استخر دوباره در زمان خلافت علی قیام نکنند.

    تورج دریایی آورده است که پس از به خلافت رسیدن علی، او عبدالله بن عباس را به حکومت عراق فرستاد. مردم استخر بار دیگر شورش کردند و نیروهای ابن‌عباس بعد از خونریزی زیاد شورش را فرونشاند.

     
    • شما مطلب جدیدی ارائه نکردید، فقط عبارات همان کامنتی که مورد نقد بنده قرار گرفت را بدون توجه به محتوای نقد و نقد شده با شرح و بسط بیشتری تکرار کردید،مثل آن تعبیر “در خون نشاند”که در منابع نبود و تعبیر خود نویسنده آن مطلب بود.توجه کنید،من نگفتم در زمان خلافت مولی علی علیه السلام شورشی بابت خراج و مالیات صورت نگرفت،گفتم شورش و اعتراض بابت کمّ و کیف خراج یا نحوه رفتار عمّال خلیفه اختصاصی به زمان حکومت ایشان نداشته است،در ولایت دیگر خلفاء و خصوصا خلافت عثمان نیز وجود داشته است،نیز با ارائه رفرنس و تحلیل محتوائی نشان دادم که در برخی موارد آن کامنت،اتفاقات رخداده در زمان عثمان یا دیگران را ربط داده اند به زمان حکومت علی علیه السلام،عرضم این بود که بدون شک اعتراضات و در مواردی تحریکاتی از سوی خوارج و برخی راهزنان در برخی ولایات وجود داشته است در مورد پرداخت خراج و مالیات،و اینها را نمی توان به قیام ایرانیان علیه اسلام یا خلافت اسلامی تعبیر کرد،مشکل اساسی این است که در اینگونه ارجاعات و تحلیل های تاریخی،برخی ناسیونالیست های افراطی می خواهند با تحلیل های نادرست و اموری که در اسناد تاریخی -وقتی مراجعه می کنیم- وجود ندارد،بین ایرانیت و اسلامیت تقابل درست کنند و این اختصاصی هم به حکومت علی علیه السلام ندارد.من در ارجاع به اسناد تاریخی که آن کامنت گذار ارائه کرده بود بدون نقل درست عبارت،با نقل دقیق عبارت ها و تحلیل آنها نشان دادم که برخی ادعاها صرفا گزافه گوئی است،یعنی یا اصلا در سند تاریخی ارائه شده وجود ندارد یا اسناد تاریخی دیگر عند التحلیل آنرا نفی می کند،در اینجا کافی نیست که شما عباراتی از برخی مستشرقین مثل مورونی و کرون که حاوی همان ادعاهای تحلیل و نفی شده است را دوباره تکرار کنید و مخاطب را به بیسوادی رمی کنید،در واقع گمان نکنید و گمان نکنیم هر عبارتی یا ادعایی اگر مصدّر به نام یک مستشرق یا فرنگی شد حتما مقرون به صحت است! چون این یک دید تقلیدی و غیر معقول است که ما گمان کنیم هرچه فلان مستشرق نوشت و تحلیل کرد حتما درست است ،باید دید استناد مستشرق به چیست؟و بنده این ادعاها را بصورت مستند و تحلیلی توضیح دادم.مثلا وقتی منابع کتاب تالیف شده در قرن 6 ابن بلخی (فارسنامه) را می دانیم چیست و آنها از واقعه یا تعبیری که در فارسنامه هست و معلوم نیست راوی آن کیست،ذکری بمیان نیاورده اند،این یعنی اینکه اسناد تاریخی این روایت مخدوش است یا چیزی است که منابع دیگر ابن بلخی آنرا تکذیب می کند.
      عبارت مورّخ و تحلیل گر تاریخ مرحوم زرین کوب نیز ناظر بوقوع برخی شورش ها در برخی بلاد در مورد مساله خراج است و این چیزی است که مورد انکار بنده نبود.شما که با سواد هستید بار دیگر آن کامنت و نقد من بر آن را بازخوانی کنید و اگر در منابع داده شده یا عبارات آنها یا تحلیل و برداشت ها نقدی داشتید آنها را بیان کنید،نیز اینکه تورج دریائی نامی چه گفته است مهم نیست،مهم این است نشان دهید که استناد تاریخی او در این گزاره به چیست،کاری که بنده آنرا انجام دادم و شما در آن تامل نکردید.یادتان نرود،بحث اسنادی در تاریخ و تحلیل تاریخ،تابع گرایشات سیاسی و کینه و نفرت های من و شما به یکدیگر نیست،آنچه در تاریخ و تحلیل آن مهم است،تکیه بر اسناد تاریخی و شواهد و قرائن مختلف و تحلیل محتوائی قابل قبول است و میزان سواد داشتن یا نداشتن دقیقا در تمرکز بر همین نکات است .
      موفق باشید

       
      • سید مرتضی !

        متاسفانه تحلیل شما در رابطه با شورشهای ایرانیان در زمان خلافت علی بسیار گنگ و نامعلوم است. اگر منابعی که از انها موارد اتفاق افتاده روایت شده است مورد تایید شما نیست دلیل دقیق ان را با ذکر مستندیات ذکر کنید. از ادبیات ملایان و سفسطه ها ی انها بشدت خودداری کنید که در نهایت انسان را به سمت هذیان گویی رهنمون می کند.
        مطالعه کنید و تعصب دینی خود را بدور افکنید. دنیای امروز دنیای علم و دوری جستن از تخیلاتی است که دین آن را برای ما می اورد.
        بسیار خنده دار است که شورشهای اتفاق افتاده در زمان امام علی را به خلیفه بعدی نسبت می دهید !! چرا چون در دین شیعه از عدل علی سخن زیاد گفنه شده یدون اوردن دلایل مستند تاریخی و علمی و نتیجتا شما بعنوان یک متعصب دینی بر این باور هستید که در زمان خلافت علی ایرانیان عاشق ایشان بوده اند و نتیجتا شورش رخ نداده است !! حتی شما شورشها را به خوارج و راهزن ها نسبت می دهید.! چون بعلت تفکر ملایی خود نمی توانید قبول کنید که مردم عادی و متفکران در این شورشها شرکت داشته اند. متاسفانه شما شستشوی مغزی شده اید. حاج کاظم ها و حاج منصور ها شما را اسیر کرده اندو در خفا به شما می خندند !

         
        • سیاسی برخورد نکنید،مطالب من روشن بود،همینطور توضیحات تکمیلی،کسی در مورد شورش ها در ایران در عصر خلافت علی علیه السلام و سرکوب آن بوسیله مقام خلافت،مطالبی و منابعی ارائه کرده بود،من آن منابع را از نظر سند و محتوا نقد کردم،اینجا من ادعایی نکردم که بینه بر ذمّه من باشد،من فقط دلائل و منابع ارائه شده را نقد کردم و نشان دادم که اولا برخی اعتراضات مربوط به میزان یا نحوه گرفتن مالیات ها یا خراج بوده است نه اعتراض به اصل دین،و ثانیا بیشتر موارد ادعا شده در مورد سرکوب،مدلول منابع داده شده نیست،بلکه نویسنده برداشت های مبالغه آمیز خود را ذیل چند منبع گنجانده است.بنابر این در این بحث مدّعی که منطقا اقامه بینه بر عهده اوست،کسی است که ادعا می کند شورش های فراوانی علیه حکومت مرکزی خلافت و علیه اسلام صورت گرفت،و مدعای دوم این است که علی علیه السلام این شورش ها را “بخون نشاند”! چیزی که به فارسنامه بلخی نسبت داده شد و اثری از آن در آن نبود.شما اگر ادله و استنادات دیگری از تاریخ مکتوب دارید آنرا ارائه کنید تا متن و سند آنرا بررسی و تحلیل کنیم،چون نقل و تحلیل تاریخ تابع سلیقه من و شما نیست،تاریخ را باید با اتکاء به اسناد و منابع دقیق بیان و تحلیل کرد، بحث را به طعنه های سیاسی یا موضع گیری های سیاسی مخلوط نکنید،اگر مطلب جدیدی دارید بسم الله.

           
          • سید مرتضی مامور وزارت اطلاعات ! من دهها منبع در مقاله خودم راجب شورش ایرانیان در زمان امام علی نوشته ام . شما مشکل از جای دیگر داری ! نمی خواهی قبول کنی چون تعصب کورکورانه داری ! علاوه براین مطلب را هم که من نوشتم درست نمی خوانی ! می خواهی هر چیزی طبق سلیقه خودت و رهبرت باشد که تاریخ اینطور نیست. سعی کن تعصب کورکورانه و جاهلانه را دور بیاندازی !

             
  44. بازتاب روحیه ایرانیان را میتوان در نتایج کشتی گیران ایران هم دید. مشکلات اقتصادی٬ ضعف روحی٬ غیر علمی برخورد کردن با ورزش. بزرگترین بد شانسی این بود که در قرعه کشی با اسراییلها نخوردند٬ اگر به کشتی گیران اسراییلی میخوردند حداقل دست اندرکاران بهانهَ خوبی داشتند و کمتر آبروریزی میشد. در جام جهانی فوتبال افرادی که حتّی نمیدانند که فوتبال را با پا بازی میکنند یا با دست از پیروزی اسلام میگفتند (ما که نفهمیدیم از کدام پیروزی حرف میزنند)٬ خوب اگر در مورد فوتبال پیروزی اسلام بود پس باید نتیجه گرفت که عملکرد کشتی هم شکست اسلام است.
    خبر بعدی٬ سفر نتانیاهو به عمان بود و اینکه عمان گفت که زمان به رسمیت شناختن اسراییل فرا رسیده و اعتراض ایران٬ از قرار معلوم عمانیها یادشون رفته بود که از ایران اجازه بگیرند. خبر دیگر که میتواند با این خبر پیوند بخورد سخن یک نماینده مجلس در ارتباط مذاکرات ایران با آمریکاست و تکذیب آن توسط وزارت امور خارجه٬ البته اگر با دقت بیانیه وزارت امور خارجه را بخوانیم معلوم نیست که مذاکره کردن را تکذیب میکند یا محّل
    مذاکره را. این جمله از بیانیه است: «برقراری تماس و مذاکره با دولت آمریکا و نیز انجام مذاکره با طرف‌های آمریکایی در یکی‌از کشورهای همسایه، غلط و بی‌اساس است و به‌شدت تکذیب می‌شود.»
    خبر بعدی که باز هم نشان از اقتدار ایران دارد نشست سران فرانسه٬ آلمان ٬ ترکیه و روسیه در مورد سوریه بود بدون دعوت از ایران که جالب توجه بود.
    و خلاصه اینکه عراق گفته به بخاطر منافع ملّی اصول تحریمهای آمریکا را رعایت خواهد کرد.
    حالا ما موندیم با این همه اقتدار که نمیدونیم چطور هضمش کنیم.
    البته چندان هم بی دست و پا نیستند٬ به دستگیری رانندگان و کشتن دکتر هکی و به تیمارستان فرستادن معلم معترض ووو. چکار کنیم با این همه اقتدار؟؟!!

     
  45. درود آقای نوری زاد

    از چهار دهه پیش، شاهد فربه شدن جماعتی بودیم که از دخمه های تنگ و تاریک و نَمورشان به هوای حکمرانی بدر آمدند؛ اژدهای خفته ای که بر بستری از جهل و خرافه پرورش یافته بود!

    راه سلطه را نیک میدانستند. به حکم شرع مقدس تن آزادگان را یا در بند میکردند و یا بر دار میکشیدند، تا یأس و ترس را در وجود همگان تزریق کنند و سرها را از فکر تهی!

    جامعه را به سنت عزاداری مشغول کردند تا به کمترین بها با گرفتن اشک از دیدگان، غم و غصه را در وجود همگان بکارند و شور و شکوفایی را از آنان بربایند!
    و هر سال این سنت را بیشتر رنگ و رو میدادند و در چشمها بزرگش میکردند تا در جدال عشق و عقل، ذهن تخدیری قدرتی برای مجادله نداشته باشد!
    البته معجزه و هنر حضرات در حکومت‌داری بیش اینهاست که بیان شد!

    باری؛
    چِلِّه اربعین حسینی با چهل سالگی نظام قرین شده است. چهل روز از مرگ کسی که بگذرد نوبت سر آمدن غم است و اندوه.
    اربعین نظام مقدس هم رو به پایان است و چهل سال از مرگ آزادی و عدالت و قانون در سرزمینمان میگذرد. آزمون سختیست آیا اربعین ملایان بوی وداع میدهد یا نوید دوام؟!!

     با سپاس

     
  46. وقتی آخوندها برای هم خط و نشان می کشند/ آخوند محمد یزدی به آآخوند شبیری‌زنجانی: دیدارتان با خاتمی دیگر تکرار نشود!

    آخوند محمد یزدی در نامه‌ای به شبیری‌زنجانی، از آخوندهای قم نوشته:

    «پیرو انتشار تصاویری از حضرت‌عالی در کنار برخی افراد مساله‌دار که برای جمهوری‌اسلامی و رهبر انقلاب احترامی قائل نیستند؛ بدین وسیله به‌عرض می‌رساند، این موضوع ناراحتی و تعجب مقلدان و حوزویان را درپی داشته.

    چگونه می‌شود، حضرتعالی که فرصتی برای ملاقات با هیات‌رئيسان مجمع عمومی استادان حوزه را ندارید، فرصت می‌کنید در در تهران با این آقایان ملاقات داشته باشید؟

    مقام و احترام شما در سایه احترام به نظام اسلامی حاکم، رهبری و شأن مرجعیت است، پس لازم است این احترام و شوون مرجعیت را رعایت فرموده و ترتیبی اتخاذ فرمایید که این‌گونه مسائل دیگر تکرار نشود.»/شفقنا

    اخیرا تصویری منتشر شد که شبیری زنجانی در خانه عبدالله نوری، از با محمد خاتمی دیدار داشته‌است.

    محمد یزدی، از آخوندهای عضو شورای نگهبان، دبیر جامعه مدرسین حوزه‌علمیه قم است.

     
  47. حاج مم رضا خاتمی: در مجلس ششم به دنبال رفراندوم بر سر نظارت استصوابی بودیم.
    و ادامه داد: … ولی چرتکه انداختیم دیدیم به جیبمون ضرر میخوره گفتیم اگه نکنیم بهتره.
    مش قاسم: اخوی حاج ممد مستراح پناه میخواد یه شامورتی بازی جدید راه بندازه.

     
  48. وزوزارت/* تحت وزوزیر/*ی حاج مم جفات نتراشیده نخراشیده: تعامل و برخورد با آمریکا بستگی به نظر رهبر دارد.
    ترجمه: از اونجایی که ما ها در این وزوزارت خونه جزو صغار و هم ردیف خر و گاو و گوسفند(با عرض معذرت به همه خرها و گاوها و گوسفندهای چهار پا، در مثل مناقشه نیست) هستیم منتظریم ببینیم چوپونمون چی میگه تا همون کار رو بکنیم. به حکومت جهل و فساد اسلامی کره شمالی مزرعه حیوانات خوش آمدید.

    /*: ک

     
  49. حسن/*: همپیمانان سنتی آمریکا او را رها کرده‌اند.
    و ادامه داد….. ولکن همپیمانان سنتی ما از قبیل حزبالله و حماس و حوثی و اینجور چیزا تا وقتی که پول واسشون میفرستیم ما را رها نخواهند کرد.

    /*: ک

     
  50. با سلام و درودهاي گرم و پرمهر
    محمد نوري زاد، چهره نام آشنا، در گفتگو با راديو ندا از ماجراي ربوده شدن هاشم خواستار و قتل فجيع دكتر فرشيد هكي مي گويد و تاكيد دارد كه در اين ماجرا خود رهبر، سيدعلي خامنه اي، و سرداران سپاه دست دارند!

    http://radio-neda.blogspot.com/2018/10/blog-post_25.html

     
  51. سلطان قابوس هم با نتابیاتو ملاقات کرد.
    مش قاسم: سلطان قابوس هم به حکومت آخوندا ر…(سه نقطه از مش قاسم)د.

     
  52. پول ملّت در کجا هدر می رود.

    گزارش بودجه ۹۷ حوزه ها:قسمتهایی از گزارش کاظمیان
    (شنبه ۵ آبان ۱۳۹۷ تهران ۱۷:۳۷
    سياسی حکومت دینی در آینه بودجه ۹۷ ۲۲۲/آذر/۱۳۹۶ )

    -شورای عالی حوزه‌های علمیه بودجه‌ای ۴۴۰ میلیارد تومانی دارد.
    -بودجه دانشگاه فردوسی مشهد با ۳۲۷ و دانشگاه تبریز با ۲۵۶ میلیارد تومان
    – برنامه حمایت از حوزه‌های علمیه و مدارس علوم دینی ۴۲۰ میلیارد تومان،
    – حمایت از آموزش طلاب علوم دینی(برادران) ۳۵۳ میلیارد تومان،
    – حمایت از فعالیت‌های فرهنگی و تبلیغی طلاب علوم دینی(برادران) ۶۶میلیارد تومان،
    – حمایت از فعالیت‌های پژوهشی طلاب در زمینه علوم دینی ۲۱ میلیارد تومان .
    – مرکز خدمات حوزه‌های علمیه بودجه ۶۰۰ میلیارد تومان
    – ۱۸۷ میلیارد تومان صرف «پرداخت مستمری به معمرین، ازکارافتادگان و خانواده مرحومین طلاب و روحانیون»
    – ۳۳۵ میلیارد تومان برای «پرداخت کمک هزینه معیشتی طلاب»
    – «ارائه خدمات فرهنگی، رفاهی و ورزشی به طلاب و روحانیون» نیز خود بیش از ۲۸ میلیارد تومان .
    -مرکز خدمات حوزه‌های علمیه بودجه ۶۰۰ میلیارد تومان
    -۱۸۷ میلیارد تومان صرف «پرداخت مستمری به معمرین، ازکارافتادگان و خانواده مرحومین طلاب و روحانیون» شود؛
    ۳۳۵ میلیارد تومان برای «پرداخت کمک هزینه معیشتی طلاب» تعریف شده؛
    «ارائه خدمات فرهنگی، رفاهی و ورزشی به طلاب و روحانیون» نیز خود بیش از ۲۸ میلیارد تومان هزینه می‌برد.
    – در کنار بودجه ۶۰۰ میلیاردی مزبور باید به این اشاره کرد که بودجه نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور ۱۵۷ میلیارد تومان است.

    -در کنار بودجه ۶۰۰ میلیاردی مزبور باید به این اشاره کرد که بودجه نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور ۱۵۷ میلیارد تومان است.

    -برای «کمک به تأمین مسکن طلاب و روحانیون» ۱۷ و «کمک به تغذیه طلاب در مدارس شبانه‌روزی» ۸ میلیارد تومان بودجه پیش‌بینی شده و «حمایت موردی از طلاب و روحانیون نیازمند» نیز ردیف بودجه دارد.
    -به بیان دیگر، از چشم حکومت در جمهوری اسلامی، «طبقه روحانیان» تعریفی جدا دارد و نیازمند امدادرسانی ویژه است.
    – مرکز خدمات حوزه‌های علمیه حدود ۲۹۷ میلیارد تومان برای حق بیمه طلاب و روحانیون غیرشاغل و ۲۵۳ میلیارد تومان برای برنامه پوشش بیمه پایه اجتماعی طلاب تعریف کرده است.

    -این درحالی است که بودجه سازمان اورژانس کشور ۱۶۳ میلیارد تومان است.

    – شورای برنامه ریزی مدیریت حوزه‌های علمیه خراسان نیز بودجه ۱۱۷ میلیارد تومانی دارد.
    – برنامه حمایت از حوزه‌های علمیه و مدارس علوم دینی ۱۰۰میلیارد تومان.
    – حمایت از آموزش طلاب علوم دینی ۸۵میلیارد تومان.
    – حمایت از فعالیت‌های فرهنگی و تبلیغی طلاب علوم دینی حدود ۱۵۰میلیارد تومان.
    – حمایت از فعالیت‌های پژوهشی طلاب در زمینه علوم دینی ۱۷ میلیارد تومان اعتبار به‌خوداختصاص داده‌اند.
    – شورای سیاست‌گذاری حوزه‌های علمیه خواهران نیز ۲۵۸ میلیارد تومان از بودجه ۹۷ را دراختیار گرفته است.
    -جامعه المصطفی العالمیه (یک نهاد معظم در تحصیلات حوزوی) نیز ۳۰۳ میلیارد تومان بودجه دارد.

    – قابل اشاره این‌که بودجه دانشگاه اهواز ۲۱۶، بودجه دانشگاه کرمان ۱۶۸، و بودجه دانشگاه صنعتی امیرکبیر ۲۵۴ میلیارد تومان است.

    – بودجه سال ۹۷ نمایندگی ولی فقیه در سپاه ۹۴ میلیارد تومان پیش‌بینی شده.
    – بودجه سازمان هواپیمایی کشوری ۵۷ میلیارد تومان اعلام شده است.
    -بیش از ۵۹ میلیارد تومان نیز برای «حمایت از استقرار روحانی در مناطق موردنیاز با اولویت مناطق روستایی، محروم و عشایری و مرزی» صرف خواهد شد.
    -در بودجه سال ۱۳۹۷، حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی نیز ۸۴ میلیارد تومان را به‌خود اختصاص داده؛ «توسعه و گسترش سینمای دینی» ۳۴ میلیارد تومان و «حمایت و تولید آثار و فیلمنامه‌های سینمای دینی» بیش از ۱۶ میلیارد تومان اعتبار دارند.
    -افزون بر اینها باید از بودجه ۱۳۴ میلیارد تومانی دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم یاد کرد.
    -قابل‌تأمل آن‌که بودجه برنامه گسترش ورزش همگانی ۱۲۹ میلیارد تومان است.
    – بودجه سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی ۲۱۰ میلیارد تومان پیش‌بینی شده؛
    -مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی نیز ۳۷ میلیارد تومان اعتبار دارد و «برنامه گسترش و تعمیق اندیشه تقریب مذاهب اسلامی» ۳۶ میلیارد تومان برای ایرانیان هزینه دارد.
    فهرست ریخت‌وپاش‌های حکومت برای نهادهای ایدئولوژیک به اینها متوقف نیست؛ چنان‌که شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی حدود ۴۸ میلیارد تومان بودجه دارد؛ «حمایت و سازماندهی اجرای مراسم ملی و مذهبی» حدود ۳۶ میلیارد تومان و «جلب مشارکت‌های مردمی در برگزاری مراسم رسمی و عمومی» حدود ۱۲ میلیارد تومان هزینه دارند.

    بودجه سال آتی مجمع جهانی اهل بیت نیز حدود ۴۸ میلیارد تومان است؛ برنامه حمایت از فعالیت‌های فرهنگی ـ دینی پیروان اهل بیت در خارج از کشور ۳۲ میلیارد تومان؛ «بکارگیری روحانیون و مبلغان برای تبلیغ و حمایت از فعالیت‌های تبلیغی» ۱۲ میلیارد تومان و بودجه‌ای نیز برای «حمایت از مساجد و حسینیه‌ها و مراکز فرهنگی شیعیان خارج از کشور» تعریف شده است.

    «موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی» (متعلق به مصباح یزدی) ۲۸ میلیارد تومان بودجه از دولت روحانی می‌گیرد.
    قابل اشاره این‌که بودجه معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری ۲۱ میلیارد تومان است.
    بودجه شورای سیاست‌گذاری ائمه جمعه ۴۲ میلیارد تومان؛ و بودجه مرکز رسیدگی به امور مساجد در سال آتی نیز ۳۸ میلیارد تومان است.

    «نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه» نیز ۱۲۹ میلیارد تومان از بودجه را به خود اختصاص داده؛

     
  53. سلام و درود

    ( به جناب سید رضی)

    ابتدا به مزدک1 و شما( سید رضی ) صمیمانه درود میفرستم و تشکر میکنم.
    درود به مزدک برای یکرنگی و ذلال بودنش که بواسطه آن بی آنکه بخواهد یا بداند سخنان چالش برانگیز و مخالفت کلیشه ای و تکراریش با اسلام و سیدها باعث انگیزهٔ نگارش و استارت اذهان ما میشود. ( چون نمونه این تیپ افراد یکرنگ را در زندگیم دیده و شناخته ام که علیرغم افراط کاری و تنفرشان از دین و بزرگان دینی، سرانجام، نیک فرجام و نیک اعتقاد شده اند« با آنکه بابت توهینهایش به گرامی ترین و درخشانترین چهره های تاریخ بشر و کسانیکه برای من بسیار مقدس و بینهایت محترمند، هنوز از ایشان گله مندم » چون تنفر او از سر تحریک احساسات و عصبانیت بوده و ذاتی نیست و نفرتش همچون بیشتر نوشته هایش عمق ندارد و ناشی از نا آگاهی و احتمالاً مستی است به او و آینده اش خوشبینم. فکر میکنم و از خداوند خواهانم که همان یکرنگی ذاتی و یک نامی سبب نجاتش بشود . امیدوارم و صمیمانه و خالصانه از خداوند پاک پوزش پذیر میخواهم که ایشان چنان زنده بماند که از هدایت الهی بهره مند شود و برای او و شما و سایر دوستان عضو وبسایت نیز از حضرت حق سبحان عاقبت بخیری و هدایت عام و خاص مسئلت مینمایم. و درود بر شما که حداقل فایده گفتگو با شما و بسط این سلسله مباحث سبب یادی از بزرگانی چون حکیم گرانمایهٔ خورآسان « فردوسی طوسی »و سید کوردستانی، شاعر شهید و انقلابی والامقام دوران انقلاب مشروطیت « سید محمد رضا میرزاده عشقی »میشود. آنان و امثالشان حق حیات و آموزگاری بر گردن همه ما دارند، مع الاسف ما آنها را فراموش کرده ایم.سید رضی عزیز بار دیگر نوشته بنده را بخوان، نوشته ام که «اگر ادعا شود که آثار میهنی میرزاده عشقی حتی برتر از شاهنامه است سخنی به گزاف نگفته ایم».روی کلمه میهنی تکیه ویژه دارم! ( یعنی به اشعار فردوسی و میرزاده عشقی خارج از حماسه و داستانسرایی و ارزشهای ادبی و هنری نظر دارم و آن اشعاری از هر دو بزرگ را که در مورد نجات کشور از سلطه بیگانگان است با هم مقایسه میکنم و در اینجا اشعار میرزاده عشقی را برتر از اشعار فردوسی میدانم. ) خواهشی از شما جناب سید رضی دارم : «اُپرای رستاخیز شهریاران ایران» را بخوان و بگو که چه فرازی و کجای شاهنامه با آن قابل مقایسه است؟ فردوسی بزرگ در سرودن شاهنامه به «شمشیر و نیزه و گرز و کمند» دانش و فرهنگ مسلح بوده ولی بطور فیزیکی با تورانیان و تورکان و مقدونیان و اعراب که دشمنان سنتی ایران بوده اند، رو در رو نبوده، و تماس فیزیکی با آنان نداشته و تهدیدی از جانب آنها نگرانش نمیکرده است. در سن 30 سالگی که میرزاده عشقی به شهادت رسید، به احتمال زیاد هنوز فردوسی سراییدن شاهنامه را آغاز نکرده بود. باز هم به احتمال زیاد فردوسی داشت سلیح گران فرهنگ و ادب پارسی را تکمیل و رخش سخن را زین میکرد تا بسان رستم دستان پهلوان محبوبش، آن یل ارجمند آماده کارزاری طولانی شود. اما سید کوردستانی شهید والامقام میرزاده عشقی، شبانه روز با دشمنان ایران دست به گریبان بود و در عمر کوتاه اما پر بار خود، در مقایسه با جهان پهلوان حماسه، و ادب پارسی فردوسی بزرگ، او تنها توانست از شعر و سخن قلمتراش تیز و کوچکی به اندازه یک تیغه مداد تراش بسازد و با همان سلاح کوچک با تمام قدرتی که در یک مرد مؤمن به میهن و مردم، و در یک ایرانی راستین و میهن دوست هست به استعمارگران بریتانیایی و دست نشاندگان داخلی و مستبدین خائن و میهن فروشی که با نوکری و تکیه به بیگانگان و ساپورتهای پیدا و پنهان آنان، قانون و قدرت را غصب کرده و به استخدام خود در آورده بودند حمله کرد. چنین مرد تمام و تهمتن صولتی ، شجاعت و شهامتی چون پهلوان اسطوره ای میهنش رستم و جدش یا مقتدایش حسین بن علی(ع) داشته است، که البته با نثار جان به همان سرنوشت هم دچار شده و به عقیده من بهره بسیار بزرگی هم از جاودانگی و بیمرگی نصیبش شده است. میرزاده در موقعیتی اضطراری قرار داشت وقتی برای تلف کردن و انتظار کشیدن نمانده بود، چون استعمار در کار بلعیدن کشور بود او نمیتوانست دست روی دست بگذارد و به خلق و نگارش آثارش بیندیشد . امیدوارم و خواهشمندم که کلیات سانسور نشده میرزاده عشقی را بخوانید، اگر نتوانستی و خواندن کل کتاب میسرتان نشد لااقل «سه تابلو مریم» و نمایشنامه « کفن سیاه» و «رستاخیز شهریاران ایران» را حتماً بخوانید و نتیجه مطالعه و برداشت خودتان را هم حتماً بنویسید و به اشتراک بگذارید، زیرا صد خروار کپی پیست و نقل نظر دیگران به اندازه چهار خط که حاصل نقد و نظر و مطالعه خودتان باشد ارزش ندارد. در قسمت پایانی کلیات میرزاده عشقی اشعاری هست که سبب شهادت شاعر شده اند، آگاهی از تاریخ آن روز ایران،و توطئه های داخلی و خارجی که در کار انحراف انقلاب مشروطیت از اهدافش و آغاز استیلای استعمار بوده اند، سپس خواندن و تطبیق این قسمت از کلیات نشان میدهد که میرزاده شهید چه شرافت اخلاقی و ادبی و چه شجاعت جبلی و چه میهن دوستی و ایران دوستی و مردم دوستی ذاتی و چه روح شریف و غنای معنوی و چه اراده عظیم و بی باکی بی مانندی در دفاع از میهن گرامیش ایران جاودانه و چه نیات نیکی برای هم میهنان خود در باطن داشته است که با تنهایی و تهی دستی با همان تیغ مداد تراش چنان زخمهای کاری و مؤثری به دشمنان میهن میزند که کینه اش را به دل میگیرند و با انواع و اقسام اذیت و آزارها چنان او را در تنگنا می اندازند که تا قبل از شهادت رسمیش گویی هر روز شهید میشده، تا سر انجام با گلوله های عوامل رضاخان به جاودانگی ابدی میرسد و خونش را بپای درخت پیر و ریشه دار و تناور استقلال میهنی میریزد که علیرغم همه افت و خیزها و فراز و نشیب ها و شکست و پیروزیها هرگز تن به ننگ مستعمره بودن هیچ قدرت و ابر قدرتی نداده است زیرا با وجود چنین نادره مردان شجاع و آگاه و با ایمانی هرگز استقلالش را از دست نداده است تا روز استقلال و جشن سالروز استقلال داشته باشد.

    ———-

    درود دوست گرامی
    در نوشته های یک نفس تان از چیزی به اسم پاراگراف هم استفاده کنید.
    با احترام

    .

     
  54. اصولا مقایسه عشقی و فردوسی درست نیست.ایندو در زمانهای مختلفی بود ه اند یکی شاعر و کارش ادبیات و مبارزه برای زنده کردن هویت از دست رفته مردمی است دیگری مبارزی سیاسی و روزنامه نگاری ازادیخواه و در اوج جوانی و ایده آل گرایی و نا /ختگی سیاسی و تحت تاثیر مبارزات مردمی و در اوج شور و شوق برای آزادی و سربلندی و استقلال کشوریکه هر چند دارای استقلال ظاهریست ولی بدون قدرت و در چنگال بیگانان است. در حقیقت وضعیتی شبیه وضعیت کنونی ما ! هر دو میهن دوستان راستین و خواهان سربلندی ایران بودند ولی فردوسی بزرگ در شرایطی دیگر و بعلت ارتباطات کمتر با قدرت و در خفا چون به عظمت کارش واقف بود توانست کارش را به سرانجامی برساند. عشقی بعلت موضع گیریهای بی مهابا و رادیکال در روزناهه ها و سایر نوشته هایش براحتی در تیر رس دشمن بود. عشقی بعنوان یک روزنامه نگار و شاعر انقلابی و وطن پرستی عاشق بود که همگام با ازادیخوانی مثل عارف و فرخی یزدی و ملک الشعرای بهار و … در راه سربلندی و آزادی و استقلال ایران از زندگی و حتی جانشان گذشتند. مقایسه چنین کسانی با بزرگانی مثل فردوسی به نتیجه درستی نمی تواند برسد. چون کار این بزرگان در زمینه های گوناگونی است و در زمانها و شرایط مختلفی. ولی می توان گفت که این بزرگان همگی در وطن پرستی چراغهای راهنما برای ایرانیان و وطن دوستانند.

     
    • سلام و درود

      احسن، عالیست جناب مزدک1 ، درست گفتی با کل نوشته شما« بجز یکسان دانستن شرایط ایران کنونی با دوران میرزاده عشقی »موافقم. این کامنت استثایی و بدون چنگک شما نشان میدهد که از توان نقد و ارزیابی خوبی برخورداری، تا حدود زیادی هم مطمئن
      شدم که لااقل در گذشته کلیات عشقی را خوانده ای.
      جناب مزدک1 تو را به جان هر کس که دوست داری دست از ادبیات چنگکی بردار، چون هم بخودت ستم میکنی و هم به ما! حرف خوب و نقد درست داری ولی………….. چه بگویم؟ که نا گفتنم بهتر است.

       
  55. سلام جناب نوری زاد
    تبریک میگم برای انتشار این کامنت!
    آقا من غلط کردم شما را نقد کردم!
    شما به همین روش ادامه بده!

     
    • جناب نوری زاد

      شما کامنت ناشناس را که سرشار از فحش های پائین تنه بود حذف کردی، ولی کامنت من که در زیر آن بود را نه!

      عجب!

       
  56. عبدالوهاب عزام:
    بعضی ازدانشمندان شاهنامه راازحیث اهمیت به ایلیاد،وفردوسی را به هومرشرق توصیف کرده اند ولی به عقیده من این توصیف وتشبیه بامقام حکیم فردوسی ودیوان اومطابقت نمی کندودرجه اهمیت شاهنامه به جهاتی بیش ازاهمیت ایلیاد است
    ارتورابهام:
    اهمیت فردوسی رانمی توان به اندازه کافی بیان وخاطرنشان کردولواین که راجع به نظم وشعراوبه حداعلی سخن گفته شود،یاخصایل واوصاف قابل ستایش وی مورد تقدیر واقع گردد،زیرابزرگی وعظمت او ازاین حدودبالاتراست
    ی.برتلس:
    بدیهی است مادامی که درجهان مفهوم ایرانی وجودخواهدداشت نام پرافتخار شاعربزرگ هم که تمام عشق سوزان وقلب خودرابه وطن خویش وقف کرده بود جاوید خواهدماند.فردوسی شاهنامه راباخون دل نوشت وبه این قیمت خریدارمحبت واحترام ملت ایران نسبت به خودگرید ویکی ازبهترین درر نایاب رابه گنجینه ادبیات جهانی افزود
    شبلی نعمانی:
    .ین مطلب محل اتفاق است که تاکنون مادرِ ایران شاعری مثل فردوسی نزائیده است…
    علامه این اثیردرخاتمه مثل السائر می نویسدکه زبان عربی باوجود وسعت ومفردات زیاد ازعهده جواب شاهنامه نمی تواندبرآید وکتاب مزبور درحقیقت قرآن عجم می باشد،فضلای اروپا هم که اززبان واقف اند فردوسی را استادوشخص اول می دانند…
    شما اگربخواهیدپایه ی هنر وکمال یک شاعر رابه دست بیاورید بایدموضوع واقعه نگاری وابرازاحساسات وجذبات انسانی آن شاعررا تحت نظر بگیرید، دراین دوقسمت هم بایددانست که فردوسی استادوپیشرو همه سخن سرایان است
    ابن الاثیرابوالفتح نصرالله بن محمد:
    درشعرعربی تطویل شعررا ضایع می کند واگردویست وسیصدبیت متوالیاً دریک موضوع نظم شود اغلب ابیات بی مزه می شود،ولی درکتابت هرقدرمفصل ترباشد می توان فصیح نوشت واین فقره اجماعی است لکن دراین نکته عجم ها برعرب برتری دارند وشاعرعجم یک کتاب را ازاول تا آخر به رشته نظم درمی آورد وباز درزبان آنها درغایت فصاحت وبلاغت است چنان که فردوسی درنظم کتاب معروف به شاهنامه کرده که مشتمل بر شصت هزاربیت است درتاریخ ایران،وآن قرآن ایرانیان است وتمام فصحای عجم اجماع کرده اند براینکه درزبان آنها فصیح ترازآن چیزی نیست واین فقره درزبان عربی باوجودوسعت آن وکثرت صنایع ومعانی درآن ممکن نیست باآنکه زبان فارسی نسبت به عربی مثل قطره ای است درمقابل دریا
    اینها تنها گوشه ای از سخن بزرگان درباره شاهنامه و فردوسی است
    انوقت شما فردوسی را با چنین جایگاه جهانی و شعرش را کمتر از اشعار شاعر گرانقدر میرزاده عشقی محسوب میکنید؟!

     
  57. ادامه…..
    عبدالوهاب عزام:
    بعضی ازدانشمندان شاهنامه راازحیث اهمیت به ایلیاد،وفردوسی را به هومرشرق توصیف کرده اند ولی به عقیده من این توصیف وتشبیه بامقام حکیم فردوسی ودیوان اومطابقت نمی کندودرجه اهمیت شاهنامه به جهاتی بیش ازاهمیت ایلیاد است
    ارتورابهام:
    اهمیت فردوسی رانمی توان به اندازه کافی بیان وخاطرنشان کردولواین که راجع به نظم وشعراوبه حداعلی سخن گفته شود،یاخصایل واوصاف قابل ستایش وی مورد تقدیر واقع گردد،زیرابزرگی وعظمت او ازاین حدودبالاتراست
    ی.برتلس:
    بدیهی است مادامی که درجهان مفهوم ایرانی وجودخواهدداشت نام پرافتخار شاعربزرگ هم که تمام عشق سوزان وقلب خودرابه وطن خویش وقف کرده بود جاوید خواهدماند.فردوسی شاهنامه راباخون دل نوشت وبه این قیمت خریدارمحبت واحترام ملت ایران نسبت به خودگرید ویکی ازبهترین درر نایاب رابه گنجینه ادبیات جهانی افزود
    شبلی نعمانی:
    .ین مطلب محل اتفاق است که تاکنون مادرِ ایران شاعری مثل فردوسی نزائیده است…
    علامه این اثیردرخاتمه مثل السائر می نویسدکه زبان عربی باوجود وسعت ومفردات زیاد ازعهده جواب شاهنامه نمی تواندبرآید وکتاب مزبور درحقیقت قرآن عجم می باشد،فضلای اروپا هم که اززبان واقف اند فردوسی را استادوشخص اول می دانند…
    شما اگربخواهیدپایه ی هنر وکمال یک شاعر رابه دست بیاورید بایدموضوع واقعه نگاری وابرازاحساسات وجذبات انسانی آن شاعررا تحت نظر بگیرید، دراین دوقسمت هم بایددانست که فردوسی استادوپیشرو همه سخن سرایان است
    ابن الاثیرابوالفتح نصرالله بن محمد:
    درشعرعربی تطویل شعررا ضایع می کند واگردویست وسیصدبیت متوالیاً دریک موضوع نظم شود اغلب ابیات بی مزه می شود،ولی درکتابت هرقدرمفصل ترباشد می توان فصیح نوشت واین فقره اجماعی است لکن دراین نکته عجم ها برعرب برتری دارند وشاعرعجم یک کتاب را ازاول تا آخر به رشته نظم درمی آورد وباز درزبان آنها درغایت فصاحت وبلاغت است چنان که فردوسی درنظم کتاب معروف به شاهنامه کرده که مشتمل بر شصت هزاربیت است درتاریخ ایران،وآن قرآن ایرانیان است وتمام فصحای عجم اجماع کرده اند براینکه درزبان آنها فصیح ترازآن چیزی نیست واین فقره درزبان عربی باوجودوسعت آن وکثرت صنایع ومعانی درآن ممکن نیست باآنکه زبان فارسی نسبت به عربی مثل قطره ای است درمقابل دریا
    اینها تنها گوشه ای از سخن بزرگان درباره شاهنامه و فردوسی است

     
  58. جناب شفیعی
    تردیدی نیست که میرزاده عشقی یکی از شعرای خوش ذوق و میهن پرست ایرانی است که خدمات ارزنده ای نیز داشته ولی مقایسه او با فردوسی از چون شمایی بسیار بعید بود
    دوست گرامی اینکه عشقی در معرض خطرات زیادی بوده و در جوانی کشته میشود و دشمنان زیادی داشته که نمیتواند بر ارزش ادبی سخن وی بیفزاید ، فردوسی نیز عمر خود و دار و ندارش را بر سر سرودن شاهنامه گذاشت و در پایان عمر از دست اوباشان محمود متواری شد و مدتی را در مغازه اسمائیل وراق مخفی شد و در نهایت فقر و فلاکت این جهان را ترک کرد. اما ایت مسائل ربطی به ارزش ادبی وی ندارد.
    شما چگونه ارزش شاهنامه را در اندازه و حتی کمتر از اشعار عشقی میدانید؟!
    دوست عزیز شاهنامه یک اثر بی بدیل نه در ادبیات فارسی بلکه در ادبیات جهان است. بزرگترین ادیبان جهان فردوسی را میستایند و هیچ اثری را قابل مقایسه با ان نمیدانند انوقت شما اشعار عشقی را برتر از شاهنامه معرفی میکنید!؟
    همان ویکتور هوگو که به او عشق میورزی شعری در باره فردوسی سروده و خود را شاگرد او معرفی میکند و در شعری دیگر میگوید همه شاعران در پیش من سر خم کردند و من نیز در مقابل بزرگی شاعر شرقی فردوسی سر فرود اوردم.
    گرچه بزرگان ادبیات غرب در اظهار نظرهای خود همواره به جهت تعصب همواره جانب هومر را گرفته اند ولی با این وجود اکثرا اذعان نموده اند که شاهنامه در اوج قله ادبیات جهان جای خود را برای همه زمانها مستحکم ساخته است ، من فقط به چند مورد از اظهار نظر بزرگان ادبیات جهان در باره شاهنامه اشاره میکنم:
    فریتس وولف (پژوهشگر آلمانی شاهنامه):
    فردوسی را سرآمد شاعران حماسه سرای جهان می‌دانم

    شاهنامه فردوسی بی تردید اثری سترگ است که برای غربیان و اروپاییان، حکم فرهنگ، تمدن و سند هویت ایرانیان را دارد.
    شاید به همین خاطر است که اندیشه های این شاعر پرآوازه فارسی زبان، بیشتر شاعران و نظریه پردازان اروپایی و غربی را به بازخوانی و ترجمه شاهکار بی بدیلی چون شاهنامه، سوق داده است. هر زمان شاهنامه را می خوانیم، نمی توان تصویر حماسه های زیبا، ظریف، باشکوه و سرشار از زندگی آن را، از خاطر برد. چرا که فردوسی را سرآمد شاعران حماسه سرای جهان می دانم. در سروده هایش چنان چیره است که هیچ فیلسوف، مورخ و شاعری توان هماوردی با وی را ندارد. به جرأت می توان گفت زیباترین، ستایش آمیزترین واژه های مبارزه و پیروزی را می توان در شاهنامه فردوسی سراغ گرفت
    هلموت بوتشر (شاعر اتریشی):
    .اگرچه فردوسی شاهنامه را به عنوان سندی از زبان، هویت، تمدن و ادبیات پارسی و ایران زمین سال ها پیش سروده است، اما بی هیچ اغراقی باید اذعان کرد با توجه به داستان های سرشار از اسطوره پردازی شاهنامه، بیشتر اسطوره های مغرب زمین در مواجهه با قهرمانان فردوسی پارسی زبان کم می آورند. با بررسی ادبیات برخی کشورها، می توان به بازتاب و تاثیر داستان های شاهنامه در رمان های حماسی غرب و اروپای قدیم پی برد
    .فردوسی در اثر بی نظیرش، با زبانی حماسی و پرشکوه، عظمت، دلاوری و بزرگی ایران را روایت می کند. فردوسی به سیاوش، کاوه آهنگر، رستم، اسفندیار، افراسیاب، تهمینه و بیشتر شخصیت های شاهنامه رنگی شرقی می دهد و آن ها را از قهرمانان دیگر سرزمین های کهن، متمایز می سازد. اغراق نیست اگر مدعی شویم این شاعر چیره دست پارسی زبان، با قدرتی بی نظیر و با ترسیم هنرمندانه رخدادها، مبارزات و رویارویی قهرمان های داستان هایش، شاهنامه را به عنوان منشوری از انسانیت و آزادگی به جهانیان عرضه داشته است.
    آدولف آوریل (شاهنامه پژوه اروپایی):
    اخلاق شرقی با شاهنامه عجین شده است

    در بیشتر ابیات شاهنامه فردوسی آهنگ دلنشینی سرشار از حماسه، نیایش و ستایش موج می زند. این شاعر پارسی گوی سخنش را در نهایت انسجام و صلابتی بی مثال آغاز می کند و به پایان می رساند.

    مهارت، چیرگی، استادی و سخنوری فردوسی در سرودن اشعار شاهکار یگانه اش به گونه ای است که اوج هنرمندی اش را در بیان تصویری حکایت های حماسی خاطرنشان می سازد
    یوزف گورس (مترجم آلمانی):
    .کم تر اثر ادبی را سراغ داریم که هم پای رعایت الگوها و بیان ادبی، مروج ارزش های اخلاقی و انسانی باشد. نمی توان منکر این شد که فردوسی وشاهنامه اش، فقط نقطه عطفی در عرصه ادبیات ایران نیست، زیرا با تاثیرگذاری بر نویسندگان، شاعران و نظریه پردازان غربی و اروپایی سبب خلق آثاری در دیگر نقاط جهان شده است که تا حد زیادی توانسته اند بدرخشند
    .پروفسور فرانسوی هانریمن عمرم را وقف ادبیات فارسی ایرانی کردم ،
    و برای اینکه به شما استادان و روشنفکران جهان بشناسانم که این ادبیات عجیب چیست ،
    چاره ای ندارم جز اینکه به مقایسه بپردازم ،
    و بگویم که ادبیات فارسی بر چهار ستون اصلی استوار است :
    فردوسی ، سعدی ، حافظ و مولانا …
    فردوسی ، هم سنگ و همتای هومر یونانی است
    و برتر از او …
    سعدی ، آناتول فرانس فیلسوف را به یاد ما می آورد
    و دانا تر از او …
    حافظ با گوته ی آلمانى قابل قیاس است ،
    که او خود را ، شاگرد حافظ و زنده به نسیمی
    که از جهان او به مشامش رسیده ، می شمارد …
    اما مولانا …
    در جهان هیچ چهره ای را نیافتم ،
    که بتوانم مولانا را به او تشبیه کنم ،
    او یگانه است و یگانه باقی خواهد ماند ،
    او فقط شاعر نیست ،
    بلکه بیشتر جامعه شناس است و بویژه روانشناسی کامل ،
    که ذات بشر و خداوند را دقیق می شناسد ،
    قدر او را بدانید و بوسیله ی او خود را و خدا را بشناسید …
    و من اگر تا پایان عمرم دیگر حرفی نزنم ،
    همین چند جمله برایم کافی است
    یان ریپکا، دانشمند بزرگ و ادب شناس کشور چک، در کتاب تاریخ ادبیات ایران خود، درباره فردوسی می نویسد: «فردوسی در سراسر عرصه ادبیات فارسی، چون تهمتن قد برافراشته است». ودر جایی دیگر از همان کتاب، درباره شاهنامه نوشته است: «حقیقت مسلم این است که در پهنه گیتی، هیچ ملت دیگری دارای یک چنین حماسه با عظمتی نیست که تمام سنت های تاریخی اش را، از دوران تاریک اساطیری تا اواسط سده هفتم در برداشته باشد
    عبدالوهاب

     
  59. شفیعی
    4:49 ب.ظ / اکتبر 25, 2018

    سلام و درود
    حرف شما اینبود که میگفتی تمام سیدها باکشور ما بیگانه اند و هیچ علاقه و عشقی به ایران ندارند،
    ……………….
    شفیعی گرامی متاسفانه شما اعجوبه ایی هستید شتر گاوپلنگی که یکی به نعل مارکس می کوبید و طرفدار پرولتاریا و یکی به /// اسلامی که درست بر ضد نگرش مارکس و تیوریهای اوست و بدبختانه شما مرتجع ترین افکار مربوط به 1400 سال مشتی عرب وحشی را که جز غارتگری و تجاوز و کشت و کشتار و تجاوز به حقوق زن و کودک و انسان نداشتند آنچنان بهم ربط می دهید که آدم حتی در آدم بودن خود شک می کند تا چه رسد به اینکه اصلا خود را در قرن 21 ام و فردی عادی با ای کیوی عادی بنامد! هموطن بحث سید بودن و لقب سید ربطی به نژاد عرب و عچم … و فرد و یا انسانی لاقل از نظر من ندارد(چیزی که سید رضی هم نگرفت.آخه در کدام نوشته من عجم را بر عرب یا کرد و یا ترک …ترجیح داده ام؟ هر چند که عناصری هم خود را انسان می نامند و هم سید! هموطن سید مثل حجاب و یا //////////////////// های مسلمین نمود یک طرز تفکر و یک ایدیولوژی ست. افرادی که خود را سید می نامند مشتی دروغگو و /////////////////////////////// از دست رنج مردم زندگی /// خود را می گذرانند و بدون هیچ کاری مفید و یا منفعتی برای جامعه ///// بر دیگران و جامعه آوارند. شما منبع در امد همین سید مرتضی علاف در این سایت را بر رسی کنید تا منظور مرا دریابید. هموطن لقب سید بازتاب خریت من و شما و آنهایی است که به ///// باور دارند و و به //////////////////////////////////// بعنوان پیامبر می نگرند و خود را از نسل چنین ////////////// می دانند و چنین /////را محترم می شمارند! والا انسانهایی ایراندوست و مردمدار و زحمتکش را در هر مکانی بر چشم می گذارند! هموطن من در درستی و راستی شما شکی ندارم ولی شما هموطن افکاری درهم و ضد و نقیض دارید! شما هموطن افکاری را بهم ربط می دهید که نه تنها بی ربطتند بلکه در تضاد با همند.اشتباهی که مارکسیستهای ابله در سال 57 نمودند و شاه کراواتی و بقول مارکس خرده بورژوه یا سمبل بورژوازی وابسته را در راه مرتجعترین عنصر اجتماعی قربانی کردند! هموطن اسلام آن نیست که تو می گویی بلکه آنست که داعش شیعی در ایران حدود 40 سال و داعش سنی در دیگر نقاط خاورمیانه به اچرا گذاشته اند! هموطن فرق است بین تیوری و عمل! آنچه در تیوری امید دهنده و شاداب و خوشست در عمل می تواند درد اور و کشنده و مسموم کننده باشد. هموطن ما برای چندمین بار موش آزمایشگاه اراراجیف /// شدیم تو را به هر /// که می ستایی دست از سر ما بر دار!

     
    • در این سخنرانی! کلمه “هموطن” 9 بار تکرار شده! بدون شک همه ایرانیان نسبت به یکدیگر هموطن اند خصوصا آنها که از میان هموطنان خویش به آغوش غرب و غربیان پناه نبرده اند و حضورا در غم و شادی هموطنان خود سهیم هستند.پس عنصر هموطن بودن و اشتراک در یک ملیت و پرچم و آب و خاک و منافع ملی هیچ عیب و ایرادی ندارد و کسی بعنوان ایرانی و ایرانیت هم با تکیه بر هموطن بودن مخالف نیست،اما کسانی که دقت دارند در گفتمان ها و چیزهایی که در گفتمان برخی اشخاص مورد تاکید قرار می گیرد بخوبی می توانند از اینجور تکرارها و تلقین های مصنوعی ،رگه هایی از عصبیت و تعصب افراطی بر قومیت و ملیت و باصطلاح امروزی ها ناسیونالیسم را درک کنند و بفهمند،ناسیونالیسم در حدّ معقول آن یعنی وطن دوستی و علاقه به سرزمین و نژاد و ملیت و قومیت و منافع ملی،ایده نامعقولی نیست و بنظر من با بنیان های دینی نیز اصطکاکی ندارد،چنانکه در برخی تعبیرات دینی هم وارد شده که “حبّ الوطن من الایمان”،یعنی دوست داشتن وطن و علاقه سرزمینی به موطن پدر و مادری و علاقه و حساسیت به منافع ملی یک ملت و سرزمین فی نفسه امر مذموم و مقدوحی نیست،اشکال اما آنجاست که این ناسیونالیسم معقول مبدّل شود به یک حربه،یک تزویر،یک ریاکاری،و یک عصبیت برای نفی دین،نفی مذهب و نفی ایدئولوژی پذیرفته شده بوسیله همان ملتی که ادعای حبّ و دوستی او می شود و معیار اشتراک ها و نزدیکی ها کاربرد لفظ تکراری و تلقینی “هموطن هموطن”! بصورت موکّد می شود! ما اگر سابقه خاصی از اشخاص یا مرام و گفتمان آنها نداشته باشیم بطور عادی و روی ضوابط اخلاقی ایمانی انسانی می توانیم و باید سخن دیگران در ادعای وطن دوستی را حمل بر صحت کنیم،لکن وقتی مواجه هستیم با ادبیات و گفتمان خاص برخی اشخاص که وقتی از دین و مذهب و ایدئولوژی سخن می گویند،هیچ مرامی ندارند جز فحش و ناسزا به صدر و ساقه دین و مذهب،و اهانت به متدینان و تعبیراتی مثل اینکه :”من اگر دستم برسد و قدرت یابم ریشه دیانت و اسلام را خواهم سوزاند!”، یا تعبیراتی در این مضمون که “مسلمانان ایران را باید به دریا ریخت”،از اینجا چه دریافتی داریم؟ اینکه این افراط در هموطن هموطن کردن
      و تکیه بر وطن و در عین حال نفی افراطی دین و مذهب،چیزی نیست و معنایی ندارد جز “ناسیونالیسم افراطی”،و اینکه ناسیونالیسم افراطی در این قرون اخیر چیزی نبوده و نیست جز حربه ای برای دین ستیزی و نفی دین و کیشی که دین و کیش اکثریت مردم این سرزمین است،از این بیان ضمنا،نکته تاکید ناسیونالیست های افراطی بر شعائر و نمادهای ملّی و تقابل درست کردن بین نمادهای ملّی مثل آیین عید نوروز و آثار باستانی و چیزهایی از این قبیل با نمادها و شعائر مذهبی و دینی مثل مناسک حج،بزرگداشت اعیاد مذهبی،بزرگداشت بزرگان دین،مراسم و مناسک دعا و عبادت و ذکر،نفی مطلق مراسم تعزیه و عزاداری سید الشهداء و اربعین و چیزهایی از این قبیل،بنابر این ما اگر در گفتمان و گفتار اشخاصی نظیر نویسنده مطلب بالا هیچ چیز و هیچ اهانت و نفی ای نسبت به کیش و آیین رایج بین اکثریت مردم ایران (اسلام و تشیع) نمی دیدیم ،خوب می گفتیم این شخص فردی میهن دوست است که وطن و میهن اش را دوست دارد و مایل است بر ما به الاشتراکی (هموطن بودن) تاکید کند و ایرانی دیگری را مورد خطاب قرار دهد،لکن وقتی سابقه گرایشان و اظهارات اینجور افراد افراطی را می بینیم نمی توانیم هموطن هموطن کردن آنان را بسادگی حمل بر صرف میهن دوستی و عشق و علاقه طبیعی به آب و خاک و منافع آن کنیم! در واقع اینجور تاکید ها بر یک قسم از مابه الاشتراک،هیچ معنا و مفهومی ندارد جز نفی موکّد و زیرکانه دین و مذهب و ایدئولوژی و ترویج و تبلیغ “ناسیونالیسم افراطی”! بقول معروف و بقول آذری زبانها :اَدَ،مَن سَنَّن چوخ تانیرم! تو گفتی و من باور کردم که تو هموطن منی! آنهم با فرش قرمزی که مایلی برای اجانب و امریکائی ها پهن کنی!

       
    • سلام و درود

      واقعاً نمیگیری یا تظاهر به نگرفتن میکنی؟ اینهمه فلسفه های مختلف و متضاد بوجود آمده و بسیاری از آراء و نظرات آنها، علاوه بر خود فیلسوف و بنیانگزار مورد قبول انسانهای دیگر هم قرار گرفته است، هیچ میدانی که همه آنها انسانند؟ وقتی هم اکنون فیزیک نظری به جایی رسیده که مثلاً در مورد موج یا ذره بودن نور میگوید و اثبات میکند که موج بودن یا ذره بودن یک پرتو نور، بستگی به نظر و نیت ناظر دارد، چرا نباید پذیرفت که هم در فلسفه ماتریالیسم عناصر درست و خرد پذیری هست و هم در فلسفه ایده آلیسم و هم در نگرشهای دینی؟ همان مثالی که در باره شتر، گاو و پلنگ میزنی را در نظر بگیر! هم شتر وجود دارد، هم گاو، هم پلنگ! با تمام خصوصیاتی که هر یک دارد موجودند، برسمیت شناختن وجود شتر هیچ دلیلی بر عدم وجود گاو و پلنگ نیست.
      ذات هستی پر از تناقض است، آنکس که زندگی میبخشد و زندگی نصیب میکند، دقیقاً همان کسی است که میمیراند و مرگ میبخشد! همزمان بیماری و سلامتی، زشتی و زیبایی، گرسنگی و سیری، کویر و دریا، شب و روز، زمستان و تابستان، خلاء و هستی، و……. وجود دارند، نمیشود یکی از ضدین را به دلخواه مطلق گرفت و او را اساس هستی قرار داد و بقیه را نفی کرد. در زمینه اجتماعی و سیاسی هم همینطور است، در هر مکتب سیاسی پاره ای نظریات درست هست و پاره ای نظریه های نادرست هم هست. شما که مارکسیسم و کاپیتالیسم را چنان متضاد فرض میکنی که گویی چون بود و نبود یا بسان هست و نیست محالست که همزمان هر دو بتوانند وجود داشته باشند!!!! در حالیکه چندین دهه این دو سیستم همزمان هر دو وجود داشتند، هر دو تولید و مصرف میکردند و…. دوست عزیز یک انسان دمکرات، تنوع، تفاوت و تضادهای موجود در جامعه را میبیند و وجود و حقوق هر یک از آنها را در جایگاه خود را برسمیت میشناسد. اعجوبه من نیستم شمایی، زیرا من واقعیت را آنگونه که هست میپذیرم، ولی شما مثل هر شخص پیرو ایده ئولوژی خاص به دنبال واقعیت مورد پسند و سلیقه خودت میروی و تمام رسمیت و حقوق را به او میدهی!!!
      کل تضاد میان سیستم اقتصادی_اجتماعی مارکسیسم با سیستم اقتصادی_اجتماعی کاپیتالیسم در عمل اینست که در یک کارخانه، یا بنگاه اقتصادی تولید و در آمد را چگونه تقسیم کنند، یا افردای که بر سر یک سفره نشسته اند چگونه و به چه میزانی بخورند، اگر هر کس به اندازه نقشی که در تولید اجتماعی داشته سهم برد و خورد، آن نظام سوسیالیستی است و اگر کسان اندکی، کارنکردند، یا کم کار کردند ولی از پرخوری در حال ترکیدن بودند و کثیری که بیشتر از همه کار کردند در حال مرگ از گرسنگی، یا دچار رنج و کمبود بودند آن نظام کاپیتالیست. هر دو سیستم متضاد حتی تا مرحله تولید دقیقاً شبیه به همند و تنها فرق و تضادشان در توزیع است. هیچ دین و مکتب و فلسفه ای وجود ندارد که حق کامل و خالص، یا باطل کامل و خالص باشد، همان عرفانی که بسیار مورد و علاقه و پسند منست، در یکجا با ستایش دانش، پیروان خود را طوری از نظر علمی پرورش میدهد که افراد دانشمند و محقق بار میآیند، ودر یک جای دیگر با احترام افراطی به زندگی هر جانداری پیروان خود را وادار میکند که توسط شپشها خورده شوند ولی خود هرگز در صدد کشتن یا حتی دور افکندن شپشها بر نیایند! اینجاست که پیروی از عقل و خرد شخص را وادار میکند که ضمن احترام به زندگی و موجودات زنده، راه افراط نرود و حدود کردار خود را معین و در آن چهاچوب رفتار کند. دوست عزیز، عالم هستی پر از تضاد و تناقض است، حتی رنگها و وزنها و نتایج دانشهای دقیقی
      چون فیزیک و شیمی در کرات و در سرعتهای مختلف فرق میکنند،با بینش شما باید یک کره را معیار گرفت و بقیه را رد کرد، با بینش من باید ، معیار هر کره را برسمیت شناخت و گفت که معیار ثابتی وجود ندارد و همه در جای درستند! بینش بنده واقع گراییست، من میل و ایده ئولوژی و بینش خود را در واقعیت دخالت نمیدهم، به عنوان مثال میدانم که میشود به شیوه کاپیتالیستی هم تولید و توزیع کرد، ولی من تولید و توزیع سوسیالیستی را میپسندم. مزدک عزیز حتی شیطان پرستها هم کل عقایدشان باطل نیست و نظریات درست و عقل پذیر و منطقی دارند، اما مثل سایر ادیان و مذاهب و فلسفه ها، همه نظریاتشان درست نیست، همانطور که همه آرائشان هم باطل نیست.

       
  60. قیام ایرانیان در زمان خلافت امام علی

    در زمان امام علی، مردم استخر چندین بار قیام کردند، امام علی در یکی از آن موارد «عبدالله بن عباس» را در راس لشکری به آنجا «گسیل داشت و شورش توده ها را در سیل خون فرونشاند (فارسنامه ابن بلخی،ص 136). در مورد دیگر که مردم استخر شورش کردند، امام علی «زیادبن ابیه» که در خونخواری و آدمکشی نظیر نداشت ، به آنجا گسیل داشت تا به سرکوبی این قیام بپردازند. در مورد جنایات و کشتار مردم استخر توسط زیادبن ابیه کتابها و روایات زیادی نوشته و نقل شده است(رجوع کنید به کتاب مروج الذهب،جلد دوم ص 29).
    – در سال 39 هجری مردم فارس و کرمان نیز سر به شورش گذاشتند و حکام ستمگر امام علی را از شهر خود بیرون کردند. امام علی مجددا زیادابن ابیه را به آنجا گسیل داشت و لشکریان وی از هیچ جنایتی فروگذاری نکردند. (تاریخ طبری، جلد 6، ص 2657 و یا فارسنامه، ص 136)
    – مردم خراسان نیز در زمان امام علی برای چندین بار قیام کردند و چون چیزی نداشتند به عنوان باج و خراج بپردازند، از دین اسلام برگشته و به مقاومت سخت و جانانه ای دست زدند. امام علی «جعدبن هبیره» را بسوی خراسان فرستاد. او مردم نیشابو را محاصره کرد تا مجبور به صلح شدند. (تاریخ طبری، جلد 6، ص 2586 و فتوح البلدان ص 292)
    – در زمان امام علی مردم شهر ری نیز سر به طغیان برداشتند و از پرداخت خراج خودداری کردند. امام علی، «ابوموسی» را با لشکری زیاد به سرکوب شورش فرستاد و امور آنجا را بحال نخستین برگرداند. ابوموسی پیش از این طغیان نیز، یکبار دیگر بدستور امام علی به جنگ مردم شهر ری گسیل شده بود. (فوتوح البلدان ص 150)
    – به روزگار خلافت علی بن ابی طالب، چون پایان سال 38 و آغاز سال 39 بود، حارث بن سره عبدی، به فرمان علی لشکر به خراسان کشید و پیروز شد، غنیمت بسیار و برده ی بی شمار بدست آوردند. تنها در یک روز، هزار برده میان یارانش تقسیم کرد. لکن سرانجام خود و یارانش، جز گروهی اندک، در سرزمین قیقان (سر حد خراسان) کشته شد. (فتوح البلدان، بلاذری)
    – علی بن ابی طالب، عبدالرحمان بنی جز طائی را به سیسستان فرستاد. لکن حسکه حبطی وی را بکشت،پس علی فرمود: بیاید که چهار هزار تن از حبطیان را به قتل رسانیم. وی را گفتند: حبطیان پانصد تن هم نشوند. (فتوح البلدان، بلاذری)
    – علی ولایت آذربایجان را نخست به سعید بن ساریه خزاعی و سپس به اشعث بن قیس داد. یکی از شیوخ آذربایجان نقل می کند که ولیدبن عقبه همراه همراه با اشعث از ولید طلب یاری می کرد و ولد برای یاری وی سپاهی از کوفه به در آنجا گسیل داشت. اشعث، حان به حان (حان= خانه به خانه) فتح کرد و پیش رفت. و پس از فتح آذربایجان گروهی از تازیان اهل عطا را بیاورد و در آنجای ساکن ساخت و آنان را فرمان داد که مردم را به اسلام خوانند.فتوح البلدان، بلاذری

     
    • پاسخ به این مطالب بتفصیل داده شده و در شبکه نت می توان آنها را یافت،بنده به همه منابع ارائه شده مراجعه کردم،برخی منابع داده شده اصلا غلط است،یعنی آدرس داده شده غلط است،اما اصل عبارت ها را هم وقتی در منابع فوق می بینید،عبارت ها این ادعاهای مطرح شده را نمی رساند.اینکه در ایام خلفاء شورش هایی در برخی ولایات ایران یا عراق و جاهای دیگر واقع می شده مطلب جدیدی نیست،غالب شورش ها نیز باز می گشته است به اعتراض به خراج یا مالیات،این مساله در ایام خلافت همه خلفای راشدین وجود داشته خصوصا زمان عثمان،طبیعی است که هر حکومت مرکزی با شورش و بی نظمی برخورد کند و نظم را برقرار کند،اما بهرحال این عبارات مبالغه آمیز اگر بخواهد مستند به تاریخ باشد باید آنها را در متن تاریخ بطور دقیق نشان داد وگرنه گزافه گوئی و مبالغه در مورد رویدادهای تاریخی بدون استناد صحیح ارزش تحلیلی تاریخی ندارد.در مورد فارسنامه ابن بلخی و ماجرای اصطخر باید به این نکته توجه داشت که این کتاب در اوایل قرن ششم نوشته شده و فاصله زیادی دارد تا وقایع تاریخ زمان خلفاء، منابع اصلی فارسنامه هم عبارتند از “تاریخ طبری”،”سنی ملوک الارض و الانبیاء” و “المسالک و الممالک اصطخری” است و در این سه کتاب تاریخی گزارشی به این شکل ذکر نشده است، مگر این که این سخن نیکلسن را بپذیریم که ابن بلخی شنیده ها و دریافت های خود را نیز بر کتابش می افزوده است، که در این صورت پذیرفتن این دسته از گزارش ‌ها از ابن بلخی خالی از اشکال نخواهد بود.اساسا اینکه نویسنده می گوید بارها زمان ولایت علی در اصطخر شورش شده ،مطلب درستی نیست،شورش متعدد اگر بوده مربوط بوده به زمان عثمان،و هیچ منبعی از جمله فارسنامه (ص 116- 117 نسخه پی دی اف تصحیح نیکلسون) دلالت ندارد بر اینکه شورش های متعدد در زمان علی اتفاق افتاده،در زمان علی علیه السلام یک شورش و اعتراض به خراج صورت گرفته که با درایت زیاد بن ابیه بدون خونریزی مهار شد و گزارش کشتار مردم در این واقعه درست نیست، و سند معتبری ندارد برای اینکه در منابع سه گانه کتاب فارسنامه اثری از این ماجرا نیست و معلوم نیست ابن بلخی چنین روایتی را آنهم با فاصله از کجا آورده،و اصلا خود ابن بلخی چه کسی بوده و چه اعتباری داشته است.نگاه کنید در همان طبری (ج6 ص 2674) در مورد نحوه درایت زیاد بن ابیه می نویسد:”پیری از مردم استخر گوید : زیاد چندان مدارا کرد که مانند پیش به اطاعت و استقامت آمدند و به جنگ نپرداخت،و مردم فارس می گفتند: رفتار این عرب همانند رفتار خسرو انوشیروان بود که نرمش و مدارا می کرد و می دانست چه کند”.
      طبری در ادامه حکایت می کند:” وقتی زیاد به فارس آمد کس پیش سران ولایات فرستاد و کسانی به یاری وی آمدند، وعده داد و آرزومند کرد و جمعی را نیز بیم داد و تهدید کرد، بعضی را بجان بعضی دیگر انداخت، بعضی ها خطر گاه دیگران را گفتند و گروهی گریختند و گروه دیگر به جای ماندند و فارس بر او راست شد ، اما با گروهی مقابل نشد و جنگی نکرد، در کرمان نیز چنین کرد”.
      پس این عبارت نسبت داده شده به فارسنامه که زیاد بن ابیه شورش را در سیل خون نشاند،نه در فارسنامه است و نه سندی بر آن هست.نیز در آدرس داده شده در مروج الذهب چنین داستانی وجود ندارد!
      —-
      در مورد واقعه خراسان،عبارت بلاذری اینطور است:”ماهويه مرزبان مرو در زمان خلافت على ابن طالب نزد وى كه در كوفه بود آمد. او نامه ‏يى به دهقانها و اسواران و دهشلاران بنوشت كه جزيه را به ماهويه دهند.خراسان سر از فرمان بپيچيد و على، جعدة بن هبيره مخزومى را كه مادرش ام هانى دختر ابو طالب بود گسيل داشت. وى به گشودن خراسان فائق نيامد و آن ديار همچنان ناآرام بود تا على عليه السلام كشته شد”.(فتوح‏ البلدان/ترجمه،متن،ص:569)
      آدرس مربوط به طبری نیز کاملا نامربوط است.

      در مورد قضیه “شهر ری”عبارت فتوح البلدان اینطور است:
      “عباس بن هشام از پدر خود و او از جد وى حكايت كرد كه على، يزيد بن حجبة بن عامر بن تيم الله بن ثعلبة بن عكابه را بر رى و دستبى ولايت داد و چون در خراج اختلاس كرد على او را به زندان افكند.يزيد از زندان خارج شد و به معاويه پيوست. ابو موسى خود به غزاى رى رفت. اهل رى از فرمان بردارى خارج شده بودند و او آن بلد را برقرار وضع نخستش بگشود”.(فتوح البلدان/ترجمه ص 448)
      دم خروس این ماجرا این است که مراجعه به منبع نشان می دهد که امام فقط در مورد خیانت در امانت یکی از والیان خود برخورد کرده است و اما ابوموسی پیش از حکومت امام علی به آنجا رفته بود و نه در زمان حکومت علی!
      —-
      ماجرای حارث بن مره عبدی در قیقان،ربطی به قیام ایرانیان نداشته است،قیقان در سرحدّات خراسان در بلاد سند بوده است.(فتوح البلدان ص 603)

      ماجرای حسکه در سیستان نیز مربوط بوده است به راهزنی راهزنان عرب و پیوستن آنان به شورش برخی در برابر اعطاء خراج،که ابتدا فرستاده علی را کشتند،بعد ربعی در آن بلاد نظم برقرار کرد.(فتوح البلدان ص 551)

      ماجرای آذربایجان نیز ربطی به دوران ولایت علی نداشت،چون ولید بن عقبه زمان عمر ولایت کوفه داشت نه زمان علی،و همراهی اشعث با او مربوط است به آن زمان نه زمان ولایت علی.اینجا نویسنده صدر و ذیل عبارت ها را بهم وصل کرده و مغالطه کرده است (رجوع شود به فتوح البلدان،ص 460)

      طالبان تفصیل،مراجعه کنند به این لینک:
      http://www.biyavabebin.blogfa.com/post/41/

       
  61. تعدادی از دراویش گنابادی با ثبت اظهارنامه‌ای خطاب به روسای سه قوه و تعدادی از دیگر مقامات جمهوری اسلامی خواستار پاسخگویی درباره حصر نورعلی تابنده، قطب دراویش گنابادی، شدند.

    در قوانین ایران اظهارنامه برای اعلام رسمی موضوعی به یک فرد و یا مطالبه حق قانونی از او، قبل از تقدیم دادخواست استفاده می شود.

    به گزارش وب سایت مجذوبان نور، امضا کنندگان این اظهارنامه خطاب به روسای سه قوه و وزرای کشور، اطلاعات و دادگستری اعلام کردند که اگر پاسخی از آنان دریافت نکنند، مراجعه به محل زندگی آقای تابنده و ملاقات با او را حق قانونی خود خواهند دانست.

    این دراویش گنابادی از این مقامات جمهوری اسلامی خواستند که ظرف مدت یک هفته موضوع حصر آقای تابنده را « به صورت رسمی و با ذکر علت و مرجع تصمیم‌گیرنده، جهت پیگیری و طرح ایرادات و اعتراضات قانونی به مراجع ذیصلاح داخلی و بین‌المللی اعلام»کنند.

    آنان با اشاره به تعدادی از اصول قانون اساسی از جمله اصل برائت تاکید کردند که در صورت دریافت نکردن پاسخی در اینباره، اصل را بر عدم هرگونه محدودیت برای آقای تابنده می گذارند و ملاقات با او را حق قانونی خود تلقی خواهند کرد.

    از روزهای پایانی بهمن سال گذشته که درگیری‌هایی در خیابان پاسداران روی داد آقای تابنده در بازداشت خانگی ست.

    در همین حال خانواده تعدادی از دراویش زندانی قصد داشتند روز جمعه بیستم مهرماه به مناسبت ۹۲ سالگی نورعلی تابنده، در منزلش در خیابان پاسداران تهران با او دیدار کنند اما مأموران امنیتی از ورود آنان جلوگیری کردند.

    در جریان درگیری‌های بهمن‌ماه گذشته حدود پانصد تن از دراویش بازداشت شدند که بیش از ۳۵۰ نفر از آنها هنوز زندانی هستند و برای ده‌ها تن از آنان نیز حکم‌های زندان طولانی‌مدت صادر شده است.

    شماری از منابع، از جمله دیدبان حقوق بشر، نیز گفته‌اند که هفتم شهریورماه مأموران امنیتی با یورش به گروهی از دراویش که در زندان فشافویه تهران دست به تحصن زده بودند، آنها را به شدت کتک زدند.

    از آن تاریخ تعدادی از دراویش به سلول انفرادی منتقل شده‌اند و از سرنوشت هشت تن از آنها به نام‌های رضا انتصاری، محمد شریفی‌مقدم، کسری نوری، مرتضی کنگرلو بیلچی، سینا انتصاری، مهدی اسکندری، امیر نوری و حسام معینی خبری در دست نیست.

     
  62. آخه /// تو از افکار مارکس و مارکسیست چه می دونی؟ خیال می کنی رفتن و مثلا چند مقاله از اینجا و اونجا اوردن بدون بررسی و تحقیق مردم خیال می کنند که سید مرتضی مدرن شده و مارکسیسم را بخوبی می دونه؟_اخه////تو اون دین و مقدساتت و //////////////////////////////// را به مارکس و حکومت زحمتکشان چی؟ آخه اون توده ایی یا فدایی و یا مارکسیست رادیکال هر چه باشه چه درست چه نادرست یه انسان زخمت کشه و برای باورهایش نیرو می گذاره و زحمت می کشه. توی ////////// اخوند دوزاری از مارکسیست چی حالیته؟برو بجای دهن دریده گی و حرافی و بی شرمی کمی سید شرم کن! شما اخوندها ///// و اصولا بویی از ////////////شرم نبرده اید و الا با این اعتماد به نفس در مواردی که هیچ چیزی نمی دانید اظهار نظر نمی کردید.

     
  63. سیّد مرتضی
    4:59 ب.ظ / اکتبر 25, 2018

    نه،ایران زباله دان نیست،این دهان و زبان شماست که زباله دان است و زباله تولید می کند،حرف دهانت را بفهم،این حرفها اهانت به ایران و مردم ایران و صنف روحانیت محترم شیعه است،اگر دهانت را از زباله پرانی نبندی،برای شناسائی آی پی ات به پلیس فتا مراجعه خواهم کرد.
    …………….
    سید مرتضی پس منهم /////////////////////////////////////////////////////////// و مقدساتت! توی//////////////////////////////////// یک شب نگذاشتی که یه چکه ویسکی از گلوی ما درست پائین بره ای ر… به هر چه ///////////////////////////////////////////////////////////////////تو بنویس منهم می نویسم بالاخره یکی باید خسته بشه ولی سید اینو بدون که این من نخواهم بود و توی ////////////////////////////// اسلامیت به زباله دونی تاریخ سرازیر خواهی شد. چون تاریخ مصرتتون قرنهاست که گذشته!/////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

     
    • مزدک عزیز

      مسلما سید مرتضی مامور وزارت اطلاعات است. البته یکی از همین روزها از انجا بیرونش خواهند کرد ! چون بقدری اراجیف بهم می بافه که وزارت اطلاعات هم در عقل این بابا شک کرده ! مزدک عزیز وقت خودت را برای ادمهایی که ارزش ندارند تلف نکن !

       
    • خدایا؛ خالقا؛ پروردگارا تو خود گواه و شاهدی که پنج دانگ از تمام شش دانگ این سایت در تملک اسید مرتضی میباشد و ایشان همچون جد بزرگوارشان ملا محمد باقر مجلسی تاب ثراه توسن قلم را در این ملک مایملک به جولان در اورده و برای هدایت و ارشاد ما گمراهان از وادی ضلالت درعرض سالیان متمادی چند برابر بحار الانوار کتابت نموده و هیچ کلمه ای از کلام ایشان به محاق هاشور استاد نوریزاد نرفته است اما از ان سوی بیچاره مزدک نامی وجود دارد که هرگاه به برکت چند جرعه ویسکی چهار خطی می نگارد سه خط ان به هاشور جناب نوریزاد مزین میشود ؛ خدایا ؛ تو در خلقت ویسکی چه اکسیری نهاده ای که اخوند جماعت چشم دید انرا ندارد ؟ مزدک جان صبور باش برادر ! زمانه نگردد مگر بر بهی بما باز گردد کلاه مهی و انگاه ما داد خویش از عمامه سالاران باز خواهیم ستاند

       
  64. بحثی که در رابطه با توجیه وسیله توسط هدف طرح شده لزوما به معنای این نیست که چنین اصل و نظریه ای فقط در نزد ماتریالیستها و یا مشابه آنان معتبر است و باقی عالم از این نظریه بدور هستند. این نظریه سابقه ای به اندازه تاریخ بشر در سیاست و اجتماع دارد و ماکیاول برای اولین بار کاربرد آنرا در کتاب شهریار خود توضیح داد وعباراتی هم که در توضیح آن بکار برد برای توضیح این مفهوم بود. ماکیاول در این کتاب تاریخی در حقیقت پرده از روی چهره قدرت بر می دارد و با بیانی شیرین و روشن اخلاقیا ت سیاسی را که نقطه مقابل اخلاقیات معنوی است بوضوح توضیح میدهد. او میگوید برای یک حاکم مهم این است که در چشم اتباعش دست آوردی داشته باشد حال به هر طریق که لازم باشد و اصل قضیه هم بدست آوردن قدرت و حفظ آن است. ماکیاول بر خلاف تصور برخی،مکتبی خلق نکرد بلکه شیوه ای را که در امر سیاست جاری بود توضیح داد تا ماهیت قدرت سیاسی و اخلاقیات آن برای عموم روشن شود.
    ماکیاول توضیح میدهد که حتی در بین پیامبران هم آنانکه به اخلاق سیاسی مجهز بوده و میتوانستند از زور و شمشیر استفاده کنند موفقتر بوده اند. او از موسی و کوروش بعنوان 2 نمونه بر جسته یاد میکند. ماکیاول میگوید برای حاکم ،دین یک ابزار است و باید در هر جا که لازم شد بکار گرفته شود.
    اما اخلاقیات سیاسی که ماکیاول طرح میکند با همان شدت و اعتبار در بین پیشوایان دینی و پیروانشان هم وجود دارد، وقتی که هدف آنان هم بدست آوردن قدرت و بعد حفظ آن باشد. نمونه ای این نوع رفتار در بین دینداران کم نیست و حداقل ما در این 40 سال گذشته نمونه های عریان آنرا دیده و لمس کرده ایم.
    برای مثال وقتی هدف قدرت سیاسی و حفظ آن باشد چه اشکالی دارد که به سفارتی حمله کنیم و کسانی را که در پناه ما هستند به گروگان بگیریم؟ چرا نباید در حرم امام رضا بمب گذاشت و برای تسویه حساب با مخالفین زوار به قتل نرسانیم؟ یا چه اشکالی دارد برای تحقق آرمانهای انقلاب سینما رکس را با مردم داخل ان آتش بزنیم و شاه را متهم کنیم؟ و یا چرا نباید کشته های میدان ژاله را چند هزار نفر اعلام کرد؟ یا چرا باید نگران اعدام هزاران نفر زندانی باشیم در حالیکه اگر اینها آزاد شوند دردسر میشوند.از این موارد کم نیست و اتفاقا نظریه ماکیاول تائیده محکمی در این 40 سال ایران دارد.
    از سوی دیگر در مبانی شرعیت هم این بحث جای خوبی دارد. تهمت و بهتان زدن به مخالف بر اساس حدیث نبوی و یا اصل تقیه برای حفط جان مومن خود نشانه های محکمی از تائید حرف ماکیاول در مبانی دینی ما دارد.
    البته این مسائل آنقدر زشت هستند که مومنین به شدت از آنها تبری می جویند در حالیکه بواقع روز و شب به آنها عمل میکنند. همانطور که ماکیاول به درستی تشریح کرد،مردم در قضاوت اعمال حاکم به چشمشان بیشتر اعتماد میکنند تا سایر حواس.
    وقتی مردم مصداق کامل توجیه وسیله توسط هدف را در زندگی روزانه خود میبینند دیگر دادن اعلامیه و توضیح اینکه اسلام با این حرفها مخالف هست بیشتر برایشان به طنز میماند تا بیانی استوار و روان.

     
  65. رئیس جمهوری ایالات متحده در مراسم یادبود قربانیان بمبگذاری در مقر تفنگداران آمریکا با اشاره به نقش جمهوری اسلامی، بار دیگر ایران را حامی اصلی تروریسم در جهان نامید و اعلام کرد بعد از تحریم های ۱۳ آبان، آمریکا دور دیگری از تحریم ها علیه جمهوری اسلامی را اجرایی خواهد کرد.

    پرزیدنت دونالد ترامپ پنجشنبه شب سوم آبان (بامداد جمعه چهار آبان به وقت ایران) در مراسمی میزبان خانواده قربانیان بمبگذاری در مقر تفنگداران آمریکا بود.

    در ۲۳ اکتبر ۱۹۸۳، انفجار در مقر تفنگداران آمریکا به مرگ دست‌کم ۲۴۱ نظامی آمریکایی، ۵۸ نظامی فرانسوی و ۶ غیرنظامی منجر شد.

    پرزیدنت ترامپ در کاخ سفید و در جمع بازماندگان این انفجار گفت: ۳۵ سال پیش ۲۴۱ تن از سربازان آمریکایی در حمله تروریستی به مقر تفنگداران آمریکا در بیروت لبنان جان خود را از دست دادند؛ حمله ای که حزب الله انجام داد. حزب الله گروهی تروریستی است که ایران آن را آموزش داد و تجهیز کرد و همچنان برای رسیدن به اهداف افراط گرایانه‌اش در منطقه از آن حمایت می کند.

    رئیس جمهوری آمریکا افزود: غیر از القاعده، هیچ گروه تروریستی دیگری دستش به اندازه حزب الله به خون آمریکایی ها آغشته نیست. وی گفت آمریکا تا کنون تحریم هایی علیه حزب الله اعمال کرده و تحریم های بیشتری را وضع خواهد کرد.

    وی افزود: قربانیان بمبگذاری سال ۱۹۸۳ از جمله قهرمانانی بودند که برای مبارزه با تروریسم اسلامی به منطقه اعزام شده و در صف اول این مبارزه بودند.

    حمله تروریستی به مقر تفنگداران آمریکا در پایتخت لبنان به «حزب الله» نسبت داده شده است؛ گروه شبه نظامی شیعه‌ای که از حمایت تهران برخوردار است. آمریکا این گروه را در اکتبر سال ۱۹۹۷ در فهرست سازمان‌های تروریستی قرار داد.

    رئیس جمهوری آمریکا که چند ماه پیش از توافق هسته ای با ایران خارج شد، در این باره گفت: حکومت ایران حامی تروریسم است و ادامه فعالیت‌هایش در منطقه از جمله دلایلی بود که سال گذشته از توافق فاجعه بار هسته‌ای با آن خارج شدم.

    پرزیدنت ترامپ با اشاره به دور جدید تحریم که از ۱۳ آبان اجرایی می شود، گفت: پنجم نوامبر تحریم‌های آمریکا – که بعد از برجام لغو شده بود – بطور کامل باز خواهند گشت و بعد از آن هم تحریم‌های دیگری علیه ایران اعمال خواهد شد.

    وی گفت وضعیت ایران امروز متفاوت از گذشته شده است، ارزش پولشان کم شده و مردم دائما اعتراض می‌کنند، امروز حاکمان ایران دیگر به دنبال گسترش نفوذ خود در خاور میانه نیستند و فقط به فکر بقای خودشان هستند.

     
  66. عملیات مالچ‌پاشی و نهال‌کاری در شن‌زارهای خوزستان

    جمعه ۴ آبان ۱۳۹۷
    عملیات مالچ‌پاشی توام با نهال‌کاری ۱۱ هزار هتکار از شن‌زارهای خوزستان
    با حضور رییس دفتر رییس جمهور عملیات مالچ پاشی توام با نهال کاری ۱۱ هزار هتکار از شن زارها و بیابان های خوزستان آغاز شد.
    به گزارش ایسنا، امروز ۴آبان ماه با حضور محمود واعظی، عملیات مالچ پاشی توام با نهال کاری ۱۱ هزار هتکار از شن زارها و بیابان های خوزستان آغاز شد.
    این عملیات امروز در سطح یک هزار هکتار از بیابان ها و شن زارها در جاده طریق الحسین در منطقه چذابه آغاز شد.
    با توجه به اینکه جاده های دسترسی به چذابه در میان شن‌های روان واقع شده است، کار مالچ پاشی با اولویت در این منطقه آغاز شد.
    در سال ۹۷ در حدود یک هزار هکتار از شن زارهای منطقه چذابه مالچ پاشی انجام خواهد گرفت. در سال گذشته نیز حدود ۳۷۰ هکتار از شن زارها و بیابان های همین منطقه مالچ پاشی شد.
    در سطح حدود ۱۰ هزار هکتار از سایر بیابان ها و شن زارهای استان در شهرستان های شوش، دشت آزادگان و اهواز نیز این کار اجرایی می شود.
    برای انجام کل عملیات مالچ پاشی ۱۱هزار هکتار از بیابان ها و شن زارهای استان حدود ۱۱۰ میلیون لیتر مالچ از پالایشگاه آبادان تامین خواهد شد.

    http://www.iran-emrooz.net/index.php/news2/77268/

     
  67. #ایجاد_تشکل_برای_براندازی_خانواده_برابر

    ذوب شدگان ولایت اصلا خودتون حالیتون هست دارید از چه گندابه ای دفاع می کنید؟ حالا اون نون حرومی که قورت میدید به جهنم. شرفتون رو به یک لقمه بخور نمیر فروختید به /////////////////////

    کار جمهوری اسلامی از جنون گذشته و به ریالیسم جادویی کشیده!
    نجمه واحدی رو به جرم
    #ایجاد_تشکل_برای_براندازی_خانواده_برابر
    دستگیر کردند.
    البته اول دستگیر کردند بعد که پرس و جو کردند به چه جرمی اون بازجوی مجنون دیوانه زنجیری که به زودی به حسابش رسیدگی خواهد شد مورد جرم #ایجاد_تشکل_برای_براندازی_خانواده_برابر رو از مخیله کثیف و خبیث خودش اختراع کرده. حالا می خندی ولی اونی از همه بهتر میخنده که دست آخر بخنده.

     
  68. رویترز: فرانسه یک دیپلمات ایرانی را اخراج کرده است

    در ادامه واکنش‌ها به «طرح ناکام بمب‌گذاری در همایش پاریس»، خبرگزاری رویترز به نقل از منابع امنیتی و دیپلماتیک گزارش داده است که فرانسه یک دیپلمات ایرانی را از خاک خود اخراج کرده است.

    رویترز به نقل از منابع خود نوشته است که اخراج این فرد، «که تحت پوشش دیپلمات، به کارهای اطلاعاتی در پاریس مشغول بوده» حدود یک ماه پیش صورت گرفته است.

    به نوشته رویترز، سفارت ایران در پاریس حاضر به اظهار نظر در این باره نشده است.

    وزارت خارجه فرانسه حدود سه هفته پیش گفته بود که «هیچ تردیدی نیست که وزارت اطلاعات ایران در این طرح دست داشته است». اتهامی که به شدت از سوی ایران رد شد.

     
  69. جناب آقای نوریزاد

    فکر می کنم دیگر زمان آن رسیده که فکری به حال افرادی نظیر سید مرتضی که مدام در حال تهدید دیگران هستند کرد. سید مرتضی تاکنون چندین نفر را تهدید به معرفی به پلیس فتا کرده است ! اکنون امنیت سایت شما مورد تهدید اینگونه افراد مامور قرار گرفته است. آیا فکری یرای اینگونه افراد خودسر و نهدیدگر کرده اید ؟

    با احترام

    ———–

    درود دوست خوب ما
    این که سید مرتضی دو نفر از دوستان را تهدید کرده، چیز تازه ای نیست. یکی می تواند بدون این که اعلام کند این کار را بکند.
    ما اکنون به این مصیبت عظما مبتلاییم. در محل در مدرسه در محل کار در جامعه در هر کجا.
    طرفداران نظام همینجوری اند خلاصه

    .

     
    • کاوه حان ب…ش به این تهدیدها! این ///////////////// قبلا در خفا و بدون اینکه بگه این کارو انجام میداد حالا مثلا علنی اش کرده! این حرف شما مثل اینه چه در مزدور و////// بودن این عنصر اطلاعاتی شک کنید.من نزدیک به 5 ساله که با این مزدور اشنایی پیدا کرده ام از همان اول با توپ پر وارد شد و شروع به ///// گویی کرد که من زدم تو //// و از ان به بعد این مزدور با ////////////////////////// با وجودیکه بارها //////////// به گل مالیده شده هی ارا جیف می نویسد. من که نوشته هاشو مثل ////////////////////////////////////// می دونم و بزحمت حاضرم بیش از یک دقیقه آنهم تنها اگر ببینم که مثلا نامی از کسی برده یا موضوعی را مطرح کرده که باید جواب دهم صرف کنم.

       
  70. بدون شرح!

     
  71. هیچ مسلمانی توی این مملکت پیدا نمی شود توضیح دهد همین یک قلم هزار و سیصد میلیارد دلار درآمد نفتی (800 میلیاردش مال دو دوره احمدی نژاد بود) در کدام چاه ویلی گم شده. برای درک مبلغ عرض شود هزینه بازسازی سوریه را چهارصد میلیارد دلار تخمین زده اند. یعنی میشد سه کشور ویران شده را نوسازی کرد و تازه صد میلیارد هم اضافی آورد. در حالی که درآمد های حکومت از منابع دیگر وجود دارد از جمله مصادره اموال ملت بی پناه و منابع درآمد محرمانه از قاچاق مواد مخدر و سرمایه گذاری هایی در اقصی نقاط دنیا و این دوست عزیزمان ریفی پور نامی است خالی بندی کرده که هر دلاری که در عراق خرج حشد الشعبی کرده ایم و دیگر جاها به کام جند الله ریختیم چند برابر درآمد داشته ایم که از قدیم گفتند حرف راست رو باید از دهان بچه شنید. پس این درآمد های هنگفت از عراق و سوریه و لبنان کجاست عزیز؟ ظرف چند روز راهپیمایی عربعین با تجملات و مسکن و دارو تدارک شد ولی زلزله زدگان کرمانشاه هنوز در بیابان بی آب و علف مثل گوسفند می چرند و مسلمانی به فریادشان نمی رسد. در اوج اقتدار به سر می بریم. وقتی آوار بر سرتان خراب شد تعجب نکنید.

     
  72. به به دوستان امنیتی چه بال و پر گرفته و پر رو و بی پروا شده اید!
    تهدید های ظاهری و لفافه ای!
    عرضم به حضور جنابان این که زیاد به سکوت و حالت انفعالی جامعه دلخوش نکنید. واقعیات جمهوری اسلامی قرون وسطایی همانی است که چهل سال شاهدیم. هیچ بهبودی حاصل نشده. بد ترین نوع حکومت و اداره کشور را داریم در دنیا. رکورد زده ایم از در آخر. هزار و سیصد میلیارد دلار یک فقره درآمد ارزی حکومت است از فروش نفت در چهل سال اخیر. مابقی درآمد ها را سر جمع زده اندسر به آسمان می زند. در ماجرای اف ای تی اف فاش شد که این بد بخت ها برای رساندن چهار میلیارد دلار پول بی صاحب ملت به دست حزب الله و حوثی ها و حشد الشعبی و فاطمیون و حماس و شیخ کذایی نیجریه ای و گابنی و اوگاندایی و مابقی گرسنگان جهان سالانه شانزده میلیارد دلار خرج دلالی می پردازند. چه کیفی می کنند دلالان یا همان شاه دزدان. صد ها میلیارد دلاری که به جیب آقایان و آقازاده ها و گل پسر ها و گل دختر ها واریز شده را خود تخمین بزنید. بخش عمده اش البته مسدود است بنا بر قوانین ضد تروریسم.
    آقای امنیتی عزیز
    به جان عزیزت همه شما شناسایی شده اید. یعنی همگی یکدیگر را لو داده اید. جای فرار ندارید. گو این که کار به جای باریک کشید سرنوشت سعید امامی در انتظار همگی است. خامنه ای و شرکا قبل از نفله شدن به دست مردم مطمین باش همه نوچه هایشان را از دم تیغ خواهند گذراند تا رد پایی از خود بجا نگذارند به امید این که جایی پنهان شوند. این خط این نشان.
    و اما سکوت جامعه آرامش قبل از طوفان است. هر اندازه دوران این سکوت بیشتر به طول انجامد جنایتکارانی که شما باشید در جنایات خود جری تر می شوید. جامعه هم همه چیز را می نگرد. مثل فنری است که فشرده تر می شود. هر اندازه کار کش پیدا کند فشردگی فنر افزون تر می شود و وای به حال روزی که به نقطه انفجار برسد. نیروی انفجاری اش را شما ها تعیین می کنید. هرچه دیر تر انفجار قوی تر. هر چه انفجار قوی تر تلفات جانبی اش بیشتر. روز خوش.

     
  73. دانشمند محیط زیست ،کاووس امامی چرا در زندان کشته شد؟
    دکتر فرشید هکی چرا کشته و سوزانده شد؟
    دانشمندان هسته ای چرا کشته شدند؟
    براستی آیا کسی فکر کرده که با زباله های اتمی چه می شود؟
    چرا درصد بزرگی از ملت ایران به بیماری سرطان مبتلا هستند؟
    چرا این همه کمک به نجف و کربلا؟

    مریم فرجی چرا کشته و سوزانده شد؟
    جناب خواستار چرا توسط سپاه در بخش روانی بستری شده ؟
    چرا مواد شیمیایی به آقای اسانلو در نیویورک پرتاب شد؟
    چرا روزنامه نگاران در ترکیه کشته و مفقود شدند؟
    چرا آدم کشی و آدم ربایی ادامه دارد ؟

    هیچ می دانید بودجه حوزه ها برای زالو و تروریست پروری چقدر است؟

    دو نهاد بسیج و سپاه واطلاعاتی ها در آدم ربایی مستقیم افراد دست دارند و پشتیبان آنها دستگاه قضای جلاد و آدم خورند موجوداتی چون لاری جانی ها، پورمحمدی و جنتی و شاهرودی و رئیسی و یزدی و…تا دستمال بگردن بی سوادی چون مقیسه . و… جنایات را رهبری وهدایت می کنند. اینها مفسدان فی الارضند و جایشان میان انسانها نیست.

    ایران اشغال شده و دست ایرانی ها نیست.حکومت را تروریستهای حزب الله ی و شیعی می گردانند بدین خاطر احتیاجی به ایرانیان نمی بینند. خطر ایرانیان وطن دوستی اشان است البته این اعراب تروریست که بعضا فارسی را هم بخوبی می دانند با وطن فروشان دولتی چون روحانی و دار و دسته اش همکاری دارند.

    و اما درمورد تحریمها ، نظام تروریست شیعی تا هست تحریمها هم هست.رهبران جهان مدرن اینقدرآگاه هستند که بدانند با تروریست نمی توان معامله کرد.

     
  74. ما خودمون دلار نداریم دارن به بهانه اربعین //////////////////////// ارز به عراق وارد می کنند!! بابا /////////
    //////////////
    ///////

    —————

    نوشته ی شما بخاطر فحش های فراوانش حذف شد.

    .

     
  75. سلام و درود

    پاسخی مختصر به سید رضی

    قسمت دوم (پایان)

    بهترین مقایسه میان این دو شخصیت اینست که حکیم طوس به پیری و سالخوردگی رسید و عاقبت هم در گوشه اتاقش و در کنار اجاقش وفات یافت.
    در حالیکه عشقی، در حین اشغال کشور توسط قدرتهای قاهر و در حالی دست به خلق آثارش برای تقویت روحیه بقیه مردمانش میزد که ثلث جمعیت ایران بر اثر قحطی مرده بودند. عشقی در حالی مینوشت و منتشر میکرد که نیروهای اشغالگر در خیابانهای پایتخت مسلحانه گشت میزدند تا امنیت خود و سیاستمداران وابسته بخود را تأمین کنند و عشقی کاملاً در مشتشان بود، عشقی حتی به 31 سالگی هم نرسید و در منزلی که اجاره کرده بود در اوج بی کسی و تهیدستی به شهادت رسید. اما کافیست یکبار و یک دور اشعار و آثارش را بخوانی تا بدانی که گرچه از نظر کمی آثارش با هیچیک از بزرگان دین و دانش و ادبیات قابل مقایسه نیست، اما از نظر کیفی چنان عمق، عظمت و زیبایی دارند که هر یک برای جاودانه کردن نام او کافیست و بدون مبالغه در آنجاها که به صراحت در صدد کوبیدن دشمنان و اعتلای نام میهنست دست به چنان کارهای زیبا و بدیعی زده که حتی در شاهنامه نظیری برایشان نیست.

    به بندی در شعر زیر که بطور صریح به وثوق‌الدوله خائن وطن فروش و عامل قرار داد ننگین و استعماری 1919 تاخته توجه فرمایید، گفتن و نشر چنین حرفی به گفتن آسان است. در شرایطی که نظامی متحجر و ضد ایرانی و دشمن روشنگری حاکم است و مستبدی چون وثوق‌الدوله صدر اعظم است و و کسانی چون محمدعلی میرزا و ظل السلطان و عین الدوله دائر مدار قدرتند و با داغ و درفش و شلاق تا حد مرگ و چشم در آوردن و حلق آویز و نیت شخص شخیص خودشان بجای قانون اساسی و مصوبات مجلس مقننه اعمال قدرت و حاکمیت میکنند و دولت استعماری و کل دستگاه استخباری اینتلیجنت سرویس و گماشتگان کمپانی هند شرقی انگلستان او را استخدام و مأمور کرده و پشتیبانش هستند تا ایران به زیر اخیه استعمار بکشند امروز و در پشت دکمه های کیبورد ساده است. در سینه سید کوردستانی، شهید سید محمدرضا میرزاده عشقی دل و جگر شیر قرار داشت . خدایش رحمت کناد و از او راضی و خشنود باشد که جان شیرین را فدای استقلال میهن و رستگاری هموطنانش کرد.

    هر چه من ز اظهار راز دل تحاشی می کنم
    بهر احساسات خود ، مشکل تراشی می کنم
    ز اشک خود بر آتش دل ، آب پاشی می کنم 
    باز طبعم بیشتر ، آتش فشانی می کند 

    ز انزلی تا بلخ و بم را ، اشک من گل کرده است 
    غسل بر نعش وطن ، خونابه ی دل کرده است 
    دل دگرپیرامندلدار را ول کرده است 
    بر زوال ملک دارا ، نوحه خوانی می کند

    دست و پای گله با دست شبانشان بسته اند 
    خوانی اندر ملک ما ، از خون خلق آرسته اند 
    گرگهای آنگلوساکسون ، بر آن بنشسته اند 
    هیئتی هم بهرشان خوان گسترانی می کند! 

    رفت شاه و رفت ملک و رفت تاج ورفت تخت 
    باغبان زحمت مکش،کز ریشه کندند،این درخت 
    میهمانان وثوق الدوله،خونخوارند سخت 
    ای خدا با خون ما ، این میهمانی میکند! 

    ای وثوق الدوله ! ایران،ملک باباید نبود؟
    اجرت المثل متاع بچگی هایت نبود 
    مزد کار دختر هر روزه ، یکجایت نبود 
    تا که بفروشی بهر کو، زر فشانی می کند!

    ماشاالله بود یک دزد این هزاراندرهزار 
    یک شتر برده است آن و این قطار اندر قطار 
    این چه سری بود؟رفت آن پای دار،این پایدار 
    باز هم صد ماشاالله زندگانی می کند!

    یارب این مخلوق را از چوب بتراشیده اند؟
    بر سر این خلق ، خاک مردگان پاشیده اند؟
    در رگ این قوم ،جای حس و خون شاشیده اند 
    کاین چنین با خصم جانش ، رایگانی می کند! 

    به حال خویشتن ، این مردم افسرده را 
    مرده اند این مردم ، آگه کن دل آزرده را 
    به که تقسیمش کنند،این ملک صاحب مرده را 
    تا بردش آنکس که بهتر پاسبانی می کند!

    این عجب دندان ز استقلال ایران کنده اید!
    زنده ای ملت!سوی گور،از چه بخرامنده اید؟
    دست از تابوت بیرون آورید ار زنده اید ؟
    گفته شد کاین نیم مرده سخت جانی می کند!

    اینکه بینی ،آید از گفتار(عشقی )بوی خون
    ازدل خویشتن اینگفتار می آید برون 
    چشم بد مجرای این سرچشمه ی خون تاکنون
    زین سپس ریزش ز مجرای زبانی می کند!

    بازهم اکیداً توصیه میکنم کلیات چاپ قدیم بدون سانسورش را مطالعه کنید و خود ببینید که میهن دوستیش چه وزن و اهمیتی داشته و اشعارش در دفاع از استقلال و تمامیت ارضی ایران عزیز چقدر تازه، زیبا، سلیس، جاندار، مؤثر و در عین حال خطرناک بوده اند.

    پایان.

     
  76. سلام و درود

    ( پاسخی مختصر به سید رضی)

    قسمت اول

    جناب سید رضی، در کل تاریخ بشر و در میان تمام ملل، افراد همسنگ حکیم طوس، تا کنون از تعداد انگشتان یک دست بیشتر نبوده و نیست. او براستی با کار اعجاب آورش تاریخ طولانی و کشته شدهٔ کشورش و فرهنگ مرده و فراموش شده و از رسمیت افتاده فارسی را زنده کرد. شاهنامه تنها کتاب تاریخ یا حماسه نیست، در خلال داستانهای شاهنامه سیاست، هنر، فلسفه، تاریخ، جغرافیا، فرهنگ، ادبیات، مردم شناسی، دین (دین یزدانپرستی و یگانه پرستی سنتی ایرانیان که با ظهور زرتشت بتدریج رو به اضمحلال رفته بود و با حمله اعراب آیین زرتشت هم به همان سرنوشت دچار شده بود ) داوری و دادگری، سیستم آبیاری و گچ بری (در کاخ سیاوش در توران، که نقوش و مجسمه های گچ بری شده از افراسیاب و وزیران و جنگجویانش در دست راست و کیکاووس و پهلوانان و بزرگان ایران در سمت چپش سبب حسادت و مشکوک شدن گرسیوز برادر افراسیاب به سیاوش، و سعایت بدگویی او از سیاوش، پیش افراسیاب و بدگمانی و دشمنی افراسیاب با او که دامادش هم محسوب میشده و سرانجام بروز جنگ و قربانی شدن سیاوش میشود) عشق (زال و رودابه_عشق رستم و تهمینه_عشق بیژن و منیژه_عشق کیکاووس و سودابه و…… نمونه هایی از عشقهای شاهنامه اند. ) پرورش فرزند و فرزند خوانده (چون آموزش و تربیت سیاوش توسط رستم) دامپروری، آیین شکار و مهمانی و مجلس آرایی و میخواری و جشن و سوگواری و کشور داری،آسیبها و خطرات به قدرت رسیدن افراد ناشایست چون دیوانگی و عجول بودن کیکاووس یکی از پادشاهان کیانی ایران و نتایج مصیبت بار اعمال و تصمیماتش در آن حالت، چون دیوانه بازیهایش در به آسمان رفتن و لشگرکشی بیدلیل به هاماوران و ازدواج غیر عادیش با یک دختر ولگرد بنام سودابه و شتابزدگیهایش هنگام تصمیم گیری غلطش در متهم داشتن سیاوش که منجر به گذار سیاوش از آتش و رنجیدنش از پدر و پناهنده شدنش به افراسیاب تورانی میشود) کینه توزی، حسادت، نژادپرستی، امور دیوانی و کارهای دیپلماتیک، ورزش، پهلوانی، آیین سپهداری، تدارکات و لجستیک باستانی، طراحی نقشه های نظامی و فریبهای اطلاعاتی و جنگاوری،آموزش نظامی، غرور و تعصب پادشاهان و پهلوانان ، بزرگواری و بزرگمنشی بجا و نابجای بزرگان ، فریب جنگی (چون فریفتن گرد آفرید دختر هجیر سهراب را، یا فریب فریب دادن گشتاسب، فرزند خود اسفندیار را) قدرت پرستی و دیکتاتوری و دادگری (چون دادگریهای بیمانند کیخسرو و بخشیدن تورانیان پس از شکست نهایی و کشته شدن سُرخه و پیران ویسه و شیده و فرود و افراسیاب و سفارش کردن ایرانیان به دستگیری از خانواده های قربانیان جنگ با این گفتهٔ کیخسرو :

    «نه مردی بود خیره آشوفتن
    بزیر اندر آورده را کوفتن»

    و بیدادگری (چون بیدادگریهای سلم و تور در کشتن ایرج برادر کهتر، وستم و بیداد ضحاک و افراسیاب و گرشاسب) میهن دوستی متعادل و افراطی ، اعمال جاسوسی و شناسایی (چون رفتن گیو بطور ناشناس به توران به جستجوی کیخسرو و مادرش فرنگیس )و هزاران صحنه و درسهای بی بدیل در زندگی و جنگ در همه موارد …… همه اینها و هزاران ناگفته و در یاد نمانده دیگر، همگی با چنان دانش و ادب و هنرمندی شگفت آوری در این حماسه عظیم در هم تنیده اند که شاهنامه را از جمیع جهات چون سراینده اش جاودان و بی رقیب کرده است. قهرمانان شاهنامه همه افرادی رشید و بالغند و چنان وقار و ابهتی دارند و بگونه ای پایبند قول و قرار و آیین پذیرفته خویشند که براستی همه آنان علیرغم جنگ و دشمنی و تضادهایی که با هم دارند در اوج انسانی اند. سلاست، روانی، قابل فهم بودن اشعار و ابیات، شاهنامه را تبدیل به اثری جاودان و بیمانند کرده است . سرودن و آفرینش این اثر به زبان زیبای پارسی آنرا مایه افتخار و مباهات ایرانیان قرار داده است.
    اما گاه که ناگزیر به مقایسه، اثری از آثار بزرگی دیگر با کار عظیم حکیم طوس بشویم، نباید منکر شایستگی و فضائل آن کس بشویم با این پندار باطل که ممکنست به عظمت فردوسی آسیبی وارد شود! فردوسی نه تنها بزرگتر است، بلکه بزرگترین است. در این مورد خاص توجه شما را به نکات زیر در مقام مقایسه میان حکیم فردوسی و میرزاده عشقی جلب میکنم :
    1_فردوسی حدود 400 سال پس از حمله و هجوم اعراب ظهور کرد و در روستای باژ نه تنها در معرض خطر دشمن نبود، بلکه پادشاه وقت و تعدادی از وزیران فاضل از او حمایت مالی و امنیتی میکردند در حالیکه میرزاده عشقی قبل از سرودن اشعارش در معرض خطر و ناچار به مهاجرت و فرار به عثمانی شده و بارها به دفتر روزنامه اش هم حمله کرده بودند.
    2_اعراب تا سالهای طولانی پس از مرگ حکیم طوس متوجه سرایش شاهنامه نشده بودند و هرگز جهت کشتن یا آسیب رساندن به حکیم طوس هیچ اقدامی نکردند، در حالیکه میرزاده عشقی هر چه شب قبل نوشته بود، روز بعد در روز نامه هایش منتشر میکرد و دشمنانش زودتر از دوستانش آن
    ها را میخواندند.

    ادامه در قسمت دوم.

     
  77. سلام جناب سید مرتضی

    شما در جایی در همین صفحه، خطاب به شخصی اینگونه گفتید:

    “…اگر دهانت را از زباله پرانی نبندی،برای شناسائی آی پی ات به پلیس فتا مراجعه خواهم کرد.”

    و من در عجبم از این که سید مرتضی چرا باید اینگونه تهدید کند؟!

    اگر فردی معتقد است که ملایان در حکم زباله هستند؛ آیا باید در مقام مقابله به مثل، او را تهدید به شناسایی آی پی توسط پلیس فتا کرد؟ یا اینکه با زبان منطق و بدور از احساسات و خشم افسار گسیخته، او را توجیه کرد که عقیده اش باطل است.
    بله، شما و در حقیقت قشر روحانیون، خود را صاحب این مملکت میدانید… و حاکمان آخوند و روحانی چنان چهار چنگولی به حکومت و مقام و پول و قدرت چسبیده اید که تمامی آنان که پای منبرشان مینشستند، هاج و واج مانده اند از اینهمه تناقض میان سخن و عمل! از اینهمه حیف و میل اموال بیت المال و ایضاً حق الناس.
    در این مملکت یکی، یک مطلب طنز مینویسه در مورد یک امامی که 1200 سال پیش بوده و تمام شده رفته و هم لباسان شما به او حکم 10 سال زندان میدهند، به یکی دیگر 20 سال، دیگری را مفسد فی الارض میدانند و … در همین خبر آخری کسی بجای “شهادت” نوشته “درگذشت”… و او را بازداشت میکنید که چه؟ که چرا بجای شهادت نوشتی درگذشت؟!
    مملکتی که 40 سال صاحبش آخوند و ملا و روحانی بوده، اینک به این مرحله از پیشرفت رسیده که نامش “فلاکت” است.
    عزیز برادر؛
    کمی ظرفیت خود را بالا ببر و اینگونه دیگران را تهدید نکن! نه من و نه شما مجبور نیستیم که بیاییم در این سایت؟ برای اینکه اینگونه کلمات و سخنان را نبینیم و نخوانیم، بهتر نیست اصلاً نیاییم!؟ من هیچگاه با توهین به مقدسات و افراد و عقاید موافق نبوده و نیستم؛ ولی آیا این روش شما که همان روش رژیم دیکتاتوری حاکم است، میتواند کارساز باشد؟ مگر نه اینست که شما در این سایت برای روشنگری و هدایت گمراهان و مغرضان در دین و مذهب حضور دارید و وجود شما برای رفع شبهات فقهی و دینی ست؟ خب، آیا اگر یک گمراه به شما فحش داد، باید اینگونه، هم پاسخ سریع و صریح بگیرد و هم تهدید به شناسایی شود؟ رسالت شما برای وصل کردن است یا فصل کردن؟ کسی در فضای حقیقی جرأت و جسارت توهین و ناسزا ندارد و میخواهد خود را در این فضای مجازی به نوعی تخلیه کند، آیا این مقدار هم برای شما سنگین و غیر قابل تحمل است؟
    جناب سید مرتضی
    متأسفانه شما هم دارید کم کم پا در جای پای رهبر مسلمین جهان میگذارید؛ او که تحمل مخالف حتی در فضای مجازی را هم ندارد! و میخواهد هر گونه اشاره، زمزمه، حرف یا فریادی را در نطفه خفه کند!
    در ضمن لازم به یادآوری به شماست که هم من، هم شما و هم دیگران در این سایت مهمان هستیم و صاحب خانه جناب نوری زاد است و اوست که اجازه میدهد الفاظ و کلمات و توهین ها و هتاکی ها منتشر شود یا سانسور.

    سخنی هم با جناب نوری زاد
    من قبلتر گفته بودم که مشکل اصلی شما اینست که در این چند ساله تا به امروز نه تنها عامل و بانی خیر، در آشتی و اتحاد بین مهمانان این سایت نبوده اید، بلکه بر اختلافات دامن زده اید.
    رفتار سید مرتضی و دیگران، واکنش تند و رواج اینگونه تهدیدات و اهانت ها دقیقاً همانی ست که شما می خواهید!
    هدف نوری زاد اگر نزدیک کردن مهمانان، دیدن خوبی های آنها و بزرگ کردن آن بود؛ هدف نوری زاد اگر چسبیدن به امروز و ول کردن یقه ی تاریخ پوسیده ی 1400 ساله و 3000 ساله بود؛ هدف نوری زاد اگر یافتن راهی برای متحد کردن مخالفان نظام، حال از هر گروه و بینشی بود؛ هدف نوری زاد اگر آنگونه که ادعا میکند، بسط و توسعه ی اخلاقیات و توجه به مسئولیت های فردی هر کس نسبت به دیگران در جامعه بود…و ده ها مورد دیگر…آیا وضعیت من و سید مرتضی و دیگران این بود که بعد از چندین سال، بازهم برای هم چنگ و دندان نشان دهیم؟
    نوری زاد، با پوزش از او در رک بودن، اینک…، حکم کودکی نق نقو و معصوم را دارد که خواسته ها و هدفهایش هم نشأت گرفته از کودک درون اوست؛ او هر روز از حقیقت زندگی دور و دورتر میشود و هر روز بیشتر تمایل به گریز از واقعیات پیدا میکند. کودکی که خود را در همان دنیای کوچک خودساخته درگیر کرده و کاری به دیگران ندارد. اگر چه کودکان معصوم هستند، ولی در همان حال و با توجه به همین معصومیت نمیتوان از آنها انتظار منطقی بودن داشت؛ چرا که درک واقعیات محیط پیرامون برایشان سخت است.
    اگر صاحب خانه به تمام مهمانان به یک اندازه اهمیت دهد، بی شک چنین سخنان توهین آمیز و کینه توزانه بین مهمانان رد و بدل نخواهد شد. نوری زاد میتوانست و هنوز میتواند با رفتار شایسته ی خود، افراد حاضر در همین سایت را به گونه ای خط دهد و راهنمایی کند که همین گروه کوچک قادر باشند تحوّلی در جامعه ایجاد کنند. شاید کودکان زود عصبانی شوند و زود هم فراموش کنند…ولی اگر کودکی قدرت داشت، دیگر پس از انتقام مجالی برای فراموشی باقی نمیماند!
    بگذریم…
    جناب سید مرتضی
    من به عنوان برادر کوچکتر، شما را امر به معروفِ شکیبایی و تحمل و صبوری در مقابل سخن ناحق و قبول و پذیرش سخن حق میکنم و همچنین شما را از واکنش سریع،خشم و سخنان تهدید آمیز نهی!

    مُشک آنست که خود ببوید، نه آنکه عطّار بگوید!
    این سخن و عملکرد فرد است که در حکم کارت شناسایی و شناسنامه ی اوست.

    سخن پایانی:

    آیا زمانی خواهد رسید که تمامی ما کامنت گذاران و حاضران و ناظران در این سایت، دست در دست هم، فقط و فقط به امروز بپردازیم و در جستجوی راهی باشیم برای سعادت مندی ایران و ایرانیان در آینده؟
    آیا میشود گذشته را به همان درگذشتگان واگذار کنیم؟
    آیا میشود هر روز یکی دو کلمه از توهین ها و تحقیر ها بکاهیم و بر خشم کودکانه ی خود غلبه کنیم؟
    آیا میشود به اختلافات بی ارزش و کم اهمیت پایان دهیم و همگی نشان دهیم که به دنبال تغییر هستیم؟

    فرصت زندگی کردن بسیار کوتاه است و بدبخت آن کسی ست که تمامی یا قسمت زیادی از آن را به کینه ورزی بگذراند.
    تنها زمانی دریچه ای به سمت سعادتمندی گشوده میشود که همگی ما از این حصار “من منم” رها شویم.

    ————

    آنارشیست گرامی
    دعوا اگر بر سرِ نوع باور و فهم و اعتقاد و مرام و مسلک من و شما و دیگران باشد، می شود به یکجوری با هم کنار آمد و یکی گفت و یکی شنید. در ایران امروز، ملایان بیت رهبری، دعوایشان با مردم و در منطقه، بر سر سفره و لقمه، و تداوم و پت و پهن شدنِ سفره و لقمه است. اعتقاد معتقاد کیلویی چند است؟ ردیف کنیم برایتان هزار هزار نوشته و سخن آیت الله ها و شخص رهبر را که به چشم مردم زل زده اند و دروغ گفته اند و از سر حق و انصاف و اعتدال و مردمداری بر جهیده اند و بر سرِ سفره ی مطلوب خود فرو آمده اند؟ دعوا که بر سر سفره باشد، منطق گریز می کند و چماق و چاقو و مردم سوزی و فتواهای خونین رخ می نمایند. در این معرکه، از آدمهایی چون من و مداراگریِ ما کاری بر نمی آید. چرا که شما با هر سخن اگر یک ملا و یک آیت الله و یک خورنده ی مفت را به حاشیه های ادب و انصاف و پاکدستی بکشانی، او نه که خودش را با یک کشِ محکم به ستون های سفره بسته، باز به جایگاه مطلوب و معهود خود باز می گردد. و شما می مانید و بهتِ مدام تان.
    با احترام

    .

     
    • سلام آنارشیست گرامی
      ممنون از توصیه های شما،ببین عزیز برادر،خودت شاهد هستی که از حدود پنج سال قبل،مکرّر به خود من اهانت شده است و جز یک مورد که اهانت ناموسی بود و من منزجر شدم و تصمیم برفتن گرفتم،در سایر موارد تحمل کرده ام،پس بحث من توهین به منِ شخصی نیست،در موارد شبهه و گفتگوهای مختلف در باب مسائل دینی و تاریخی و نظائر آن نیز می بینید که من از نفس انتقاد برآشفته نیستم،خود شما مگر با من هم عقیده اید؟ اینهمه اختلاف برداشت در باب مسائل سیاسی و حقوقی و حتی دینی و تاریخی با هم داریم و بارها هم بصورت بحث یقه یکدیگر را علیرغم برادری و دوستی چسبیده ایم،من چرا شما دوست گرامی را تاکنون تهدید به چیزی نکرده ام؟ برای اینکه شما علیرغم مخالفت با جمهوری اسلامی و انتقاد به اول و آخر -بقول شما-آخوندها،یک حدّی از مرام و معرفت و پرهیز از اهانت و نسبت ناروا را حفظ می کنید،ممکن است از من آخوند نیز متنفّر باشی اما بخود اجازه اهانت نمی دهی،خوب من اگر اینجور مخالف منتقد را فرضا حضوری هم ببینم با او دست هم می دهم حتی ممکن است صورت او را هم ببوسم و در عین حال با او بحث و گفتگو کنم،اینرا شما لااقل شاهدی که در اصل مباحثه منطقی من کسی را تهدید نمی کنم هرچند از سخن او آزرده هم باشم.پس بحث من بحث کار پلیسی نیست و من پلیس نیستم،اما می بینید که برخی افراد این سایت به تبعیت از خود مدیر محترم این سایت کار را از حدّ گذرانده اند،همین زباله نویسی که شما اشاره بنوشته او کردی و حتی گاهی خودت هم با او درگیر شده ای،مدتیست زنجیر پاره کرده و چیزی جز فحش و هجو نویسی و اهانت ندارد،یا آن فرد دروغگوی تهمت زنی که به مرحوم آیت الله خمینی نسبت ناروای جنسی داد،من بحثم اینهایی هستند که هیچ منطقی جز فحش ندارند،پس شما چرا بحث را به این سمت می برید که مثلا بنده می خواهم با کار پلیسی دیگران را تهدید کنم؟ من یک طلبه ام، نه پلیس هستم و نه نیروی امنیت،اما حقیقتا از دروغ نوشتن و تهمت های ناگوار زدن و نسبت های عجیب و غریب متاذّی می شوم،حرفم این است که اگر کسی اطلاعات درستی برای انتقاد منطقی دارد چرا دست به اهانت بزند؟ مگر مخالف یا منتقد مجاز است هر اهانتی خواست به مخالف خود بکند؟کی همچو مجوّزی صادر کرده؟ و این با کدامیک از قوانین این کشور هماهنگ است؟ من وقتی می بینم کسی چیزی نمی نویسد جز فحش و اهانت،به او تذکر می دهم،وقتی لج می کند و فحاشی را چند برابر می کند،این در فضای عمومی رسانه یعنی چه؟یعنی اینکه من شجاعم،من اینقدر شهامت دارم که هرچه خواستم و هرقدر خواستم آنرا می نویسم،من با اینجور افراد مواجه می شوم،یعنی با یک لج بازی که اظهار ابّهت می کند و جای بحث علمی و منطقی را با فحاشی عوض می کند و بر آن اصرار دارد،خوب الان دفاع شما-با اینکه خودت فحاش نیستی-از اینطور افراد چه معنایی دارد؟ منظور شما این است که چون اوضاع اقتصادی در اثر شرائط خاص و فشار اجانب بد است ما مجاز هستیم به همه کس و همه چیز اهانت کنیم؟ توجه کنید،این وسط ممکن است من و شما هم بابت چیزی از جا در رویم و یک فحشی هم نثار کسی یا چیزی کنیم،خوب انسان است عصبانی می شود گاهی،اما یکوقت کسی لجاجت دارد بر فحاشی و اهانت،و این اهانت و فحاشی را مایه تظاهر به شجاعت و شهامت می داند،خوب کسی که خود را در جهت فحاشی شجاع می داند پس باید پیه این را هم بتن خود بمالد که مطابق قوانین بابت اهانت هایی که می کند برخورد قانونی با او شود،این چه شجاعتی می شود که کسی تظاهر بشجاعت کند و فحش به این و آن دهد،بعد که در قلمرو قضائی جمهوری اسلامی مورد تعقیب قانونی قرار گرفت شروع کند به ننه من غریبم بازی؟! صد بار گفته ام و مرام مرا هم می دانید و حالا هم می گویم،من با انتقاد کردن با رعایت حدود اخلاق و قواعد و استانداردهای نقد مشکلی ندارم،اما وقتی کسی کارش فقط عقده خالی کردن در قالب اهانت است خوب اگر برخورد کردند دیگر گلایه نکند،غرو لند نکند،و خدا را گواه می گیرم من تاکنون غیر از مورد آن فرد بی ادب فحاش که نسبت ناروا به مرحوم امام خمینی زد و مطالب او را در سایت فتا درج کردم تاکنون اهل چنین گزارشاتی نبوده ام چون فرصت اینجور برنامه ها را ندارم،البته در این مورد آنها با من تماس گرفتند گفتند در این مورد به مدیر محترم سایت جناب نوریزاد تذکر داده اند،خوب بحث من و دلسوزی من هم بیشتر از بابت خود این بنده خدا مدیر سایت است،بقول شما یک عقده ای دلش می خواهد اینجا بیاید عقده خالی کند فحش دهد و راحت شود،خوب غالب اینها نیز یا آی پی های خارجند،یا وقتی با فیلتر شکن می آیند شناسائی آی پی آنها مشکل یا غیر ممکن است،آن بی ادب فحشب نثار می کند و می رود دنبال کارش،مدیر ساده دل این سایت نیز بهر توجیهی تصور می کند انعکاس اهانت مصداق آزادی و آزاد منشی است،بعد این وسط چه می شود،پلیس فتا می آید یقه مدیر سایت را می گیرد درحالیکه آن ترسوی بزدل فحاش فحش اش را داده و رفته پی کارش.البته بدانید آنها کار خودشان را می کنند در نظارت بر اینجور سایت ها چه امثال بمن به آنها مراجعه کنند یا نکنند،مراجعه من بخاطر این بود که دیدم کسی اهانت می کند به امام راحل و بر این اهانت اصرار دارد،جمهوری اسلامی هم با نقد و انتقاد برخورد نمی کند،بحث بحث اهانت است که متاسفانه ما ایرانی ها در این تحولات رسانه ای در این دهه های اخیر ظاهرا هنوز یاد نگرفته ایم چطور پاس آزادی را بداریم،چطور نقد کنیم،و در عین حال اهانت نکنیم،این الان یک مشکل و بتعبیر من بلای اساسی در شبکه های اجتماعی است که طرف در قالب اهانت هرچه دل تنگش خواست می گوید و می نویسد،بعد که می گویند این سخن تو مصداق عنوان مجرمانه است،اهانت است،شروع می کنند به روضه آزادی خواندن،در هر حال از تذکر شما سپاسگزارم و می گویم بحث نقد و انتقاد منطقی (مثل آن نقد مطوّلی که شما به قانون اساس داشتی و خوب هم بود) از بحث اهانت،فحش،سبّ ،و نسبت های نامستند و ناروا جداست.
      سپاس

       
      • مغلطه ودروغ سید
        «سید:“…اگر دهانت را از زباله پرانی نبندی،برای شناسائی آی پی ات به پلیس فتا مراجعه خواهم کرد.”
        سید:پس شما چرا بحث را به این سمت می برید که مثلا بنده می خواهم با کار پلیسی دیگران را تهدید
        کنم؟ من یک طلبه ام، نه پلیس هستم و نه نیروی امنیت،

        سید:جمهوری اسلامی هم با نقد و انتقاد برخورد نمی کند،بحث بحث اهانت است .»

        جناب سید ،تهدید و کشتار در جوامع بشری عواقب قانونی دارند نه حرفهای راست .

         
      • سلام بر ناظران گرامی
        فردی که خود را در لباس مقدس توهم می کند و مدام مرد مرد در این سایت به راه انداخته و حال اینکه تا بدین حد شهامت ندارد که در یک مکان عمومی چون یک نمایشگاه ساده حضور یابد جز این دروغگوییها و ننه من غریبم بازیها انتظار دیگری از او نمی رود.هم او اشارات من را می داند و هم این نگارنده نیش و کنایه های او را می شناسد.نیک می داند در این دوساله چه ها گفته و چه ها شنیده و چگونه منتظر فرصتی بوده تا عجز خود را با تهدیدهایی این چنین بپوشاند.او در بی ادبی آشکار که ناشی از جهالت حوزوی او بود به ساحت دانشگاه در مقطعی توهین کرد و خروجی دانشگاه را عده ای بیکاره که به قول این عاجز دود چراغ نخورده اند معرفی کرد.در پاسخ به او در سه بخش ابتدا حوزه را به چالش کشیدم سپس حوزیان و در انتها بزرگان ایشان و انحرافاتشان را و او هربار چون اسپند بر آتش جهید.چون خویشتن را ناتوان یافت شروع به تهدید کرد یعنی همان چوب تکفیر با فرم جدید که ایشان ید طولاتی در آن دارند.حال آمده و با دروغگویی به سنت مالوف مظلوم نمایی می کند!می گوید یک بار به خاطر فحش ناموسی قهر کرده!کیست که نداند قهرهای ظاهری او بیش از چندین بار بوده.این جاهل دروغگو شهامت این را ندارد که بگوید چندین بار به این نگارنده دروغ بست و گریخت و هربار تذکری از سوی من به او داده شد چون کودکان بیش از پیش لجبازی نمود.حال که هربار یکی از ستونهایی که او متوهمانه بدانها فخر می فروخت فرو ریختیم چنین شیون و زاری به راه انداخته است.جناب محقق!یکبار به تو گفتم اگر آقای خمینی چنین گفته که قطعا گفته یقه این نگارنده را رها و گوشه عبای او را بچسب.مگر اینکه بگویی تو هم با بهره جنسی از طفل شیرخواره موافقی که آنوقت بحث متفاوت خواهد بود.آندرستند؟!!
        به امید آزادی ایران و ایرانی

         
      • سلامی دوباره به جناب سید مرتضی

        این شاید برای چندمین بار باشد که شما بدین شکل به عنوان قبلی من در این سایت اشاره میکنید:

        “…در هر حال از تذکر شما سپاسگزارم و می گویم بحث نقد و انتقاد منطقی (مثل آن نقد مطوّلی که شما به قانون اساس داشتی و خوب هم بود) از بحث اهانت،فحش،سبّ ،و نسبت های نامستند و ناروا جداست.”
        برای راحتی خیال شما و دیگرحاضران و همچنین پلیس فتا، عرض کنم که:
        بله، من سابق بر این با عنوان ” آتش سوار” مینوشتم ( حدود یکسال؛ از اوایل 2015 تا اوایل 2016 ) و شاید اولین نفر در این سایت بودم که قصد داشتم قانون اساسی نظام جمهوری اسلامی را به شکل جدی نقد کنم، از سر تا پایش را، و شاید با این عنوان بیشترین چالش کلامی و اصطکاک در بیان را با شما داشتم… در اینجا لازم میدانم از شما عذر خواهی کنم بابت تند رویهای کلامی که هرازگاهی خطاب به شما داشتم…ولی… بدلایلی، دیگر ادامه ندادم.
        الغرض، من تا کنون چندین نام و عنوان عوض کرده ام و چند سالی هست که در این سایت مینویسم؛ ولی لازم به توضیح است که هیچگاه در یک زمان با دو عنوان ننوشته ام…علاقه ی عجیبی به آنارشیست بودن دارم و به این زودی ها قصد رهایی این عنوان را ندارم!… و بازهم جا دارد که از جناب نوری زاد تشکر ویژه ای داشته باشم بدلیل فراهم آوردن این بستر در اینترنت.
        سخن پایانی:
        من هیچ کاه قصد دفاع از فریبا را نداشتم و ندارم… دلیل من هم این جملات پایانی بود:
        ” مُشک آنست که خود ببوید، نه آنکه عطّار بگوید!
        این سخن و عملکرد فرد است که در حکم کارت شناسایی و شناسنامه ی اوست.”
        حس من این بود که شما کمی تندروی کردید و خواستم بقول شما به عنوان برادر کوچکتر تذکر دهم.
        در این سایت شاید بیشترین و جدی ترین درگیری کلامی را من با جناب نوری زاد، دیگر نویسندگان و همینطور فریبا و شما داشته ام، ولی این دلیل نمیشود که از کسی کینه بدل بگیرم و همیشه با آن شخص دشمنی و مقابله کنم؛ در دل هیچ کینه ای از هیچ کس نداشته و ندارم…
        فقط هر زمان که لازم دیدم نظر خود را بیان کرده ام… هیچ اجباری و هیچ التزامی برای هیچ کس در این سایت نیست که به نوشته های دیگری توجه کند و اهمیت دهد.
        شما باید دیگر تا حدودی مرا شناخته باشید؛ من تلاشم این بوده که حق خواه و حق گو باشم و در همه حال جوانمردی پیشه کنم و به هیچ دسته، گروه و شخصی هم وابسته نیستم و اصولاً دوستی های مجازی برای من در حد همان مجازیات است و بس.
        من هنوز هم با نوری زاد دارای اختلافات زیادی هستم…یکی همان است که او در پاسخ به فحاشی مأموران اطلاعات پس از کتک زدن وی جلوی درب زندان اوین و بی احترامی به زنان همراه وی، سکوت اختیار کرد و پاسخی نداد!… حرف من این بود که این کار او نشان ترس او بوده و نه ادب او… ولی در این فضای مجازی که کسی در حکم “کتک زن” و دیگری در حکم “کتک خور” نیست؛ در این فضا که کسی ظالم و دیگری مظلوم نیست…بهتر است بیشتر با دیگران مدارا کرد و میتوان پاسخ ندادن به فحاشی دیگران را انتخاب کرد و یا میتوان دستکم آنها را تهدید نکرد. اگر کسی یا کسانی شما را کتک زدند و سپس فحاشی کردند، اینجاست که شما باید حداقل پاسخ فحاشی آنها را بدهید، اگر چند مشت هم حواله کنید که چه بهتر، و این کمترین کاریست که میتوانید انجام دهید… البته اگر نمی ترسید!

        سید مرتضای گرامی، سپاس از توضیحات شما و اینکه وقت گذاشتید نوشته ی مرا خواندید و پاسخ دادید.

        با احترام

         
    • این حرف های تو چه ربطی به حرف های آنارشیست دارد نوریزاد ؟ او میگوید : ” اگر صاحب خانه به تمام مهمانان به یک اندازه اهمیت دهد ” و تو می گویی : ” دعوا اگر بر سرِ نوع باور و فهم و اعتقاد و مرام و مسلک من و شما و دیگران باشد، می شود به یکجوری با هم کنار آمد و یکی گفت و یکی شنید ” این به آن چه ربطی دارد ؟ صحبت آنارشیست بر سر مدیریت غلط توست و تو خودت را به نفهمی میزنی . او می گوید ماجراهایی را که در گذشته دور و در جایی دور از این سرزمین اتفاق افتاده اند را رها کنید و به مسائل روز بپردازید چون نه آن کسی که با بچه نه ساله خوابید است که امروز با دختران خرد سال ما میخوابد و نه آن کسی که در کربلا مقابل یزید جنگید است که امروز مقابل سید علی به خاطر ما ایستاده است . خوب واضح است که آنارشیست حق دارد . تو مثل بچه ها هر روز چیزی پیدا میکنی برای جار و جنجال و خود نمایی . آقا جان دست بردار از این کارهایت . این که تو روزی یکی از چماق بدست ها بودی دلیل نمیشود که ما برایت به خاطر هر کارت هورا بکشیم و دست بزنیم . فکر میکنی که اگر هنوز هم چماقدار بودی بر زحمت طاقت فرسای ما که ناشی از حاقمت دزدان و آدمکشان است چیزی افزده تر میشد ؟ افزون بر این که هست مگر ممکن است ؟
      و اما این سید بی آبرو تر از آنست که لازم باشد در باره اش نوشت . عصبانیت و کم تحملی او ریشه اش در این است که میبیند نظام غرق در کثافت اسلامی در حال واژگونیست و همین برای زجر کشیدنش کافیست .

       
  78. جناب شفیعی کسیکه به اسلام ر…دیگه نه سیده و نه مسلمون.بله عشقی بزرگ ایران و انساندوست و مبارز راه آزادی ایران و مردم ایران و وطن پرستی بزرگ بود ولی به ////// هرچه سید و آخوند …هم …! حالا تو بیا و هی زور بزن و اونو سید بدون و با این ترفند و بهانه به شستن نجاست /////////////////////////////////////////که در ستیز با ایران و فرهنگ و تاربخ ایرانند و از هر فرصتی برای نابودی و ویرانی ایران و غارت ایرانیان اسفاده کرده اند بپرداز.این /////که تو سید می دانی نه خود را ایرانی می دانند و نه اصولا ایرانی بودن را افتخاری برای خود می دانند.این ///// ایران ستیز ایران را بجز برای غارت و حیات خلوت خود نمی خواهند.نه فرهنگ و تاریخ ایران را ارج می نهند و نه افتخاری از ایرانی بودن خود دارند.نه زبان شان و نه لباسشان و نه آمال و آرزوها و نه مقدساتشان و نه دین شان ایرانی است.قبله شان عرب پیامبر و کتاب مقدس و امام و رهبر و دعا و زبان مناجات و ////////////// هاشان همه عربی است.بفرمائید جز خوردن و خوابیدن و////////////// و توالت پرکردنشان چی ایرانی دارند؟ اینها مشتی /////////////////// از خون ایرانیان تغذیه می کنند بدون هیچ منفعتی برای این آب و خاک.اینا حتی سربازی هم نمی روند.ریخت و قیافه و /////////////////////////////////

     
  79. جناب آقای نوریزاد , امروز به کلیپی که روی اینترنت گذاشته اید , در ارتباط با دیدار با آقای رییس دانا , نگاه کردم , خوب بود کارتان که به دیدار این مرد بزرگ رفتید و دوستان را گرد هم جمع کردید , خیلی خوب بود , اما یک جای آن , آن جا که شما میفرمایید که مارکسیست ها میگویند که “هدف وسیله را توجیه میکند ” ممکن است بفرمایید در کدام یک از آثار مکتوب مارکسیستی , کتابها , نشریات حزبی و غیره این را خوانده اید یا از دهان کدام یک از رهبران کمونیست این را شنیده اید ؟

     
    • این نظریه که “هدف وسیله را مباح می کند”،یا “هدف وسیله را توجیه می کند”لزوما نباید در مکتوبات فلسفی ماتریالیسم دیالکتیک،بلکه آنرا باید در روش های مبارزات سیاسی و حزبی مارکسیستها یا کمونیستها بررسی کرد،هرچند باز هم باید بررسی بیشتری در همه کتابهای مهم و اساسی که مارکس و لنین و تروتسکی و دیگران کرد،اما چیزی که مهم است این است که مارکسیستها از بدو ظهور مارکسیسم،در روند مبارزات سیاسی و حزبی خود چنین شیوه هایی را در نفی سرمایه داری،و بورژوازی داشته اند،که شاخص و نماد اصلی آنان هم استالین و روش های خاص او در سرکوب مخالفان بوده است.من سابقا این نسبت را در آثار مرحوم مطهری زیاد دیده ام که ایشان بیشتر آنرا در مورد مبارزات سیاسی و حزبی مارکسیستها از قرن 18 ببعد بکار برده است، ایشان جایی می گوید:
      “به همين مناسبت در سالهاى اخير در كشور ما نيز كتب و رسالات و مقالات زيادى تحت عنوان «ماترياليسم ديالكتيك» منتشر شده. اين نشريات به واسطه بستگى با كانونهاى حزبى از نوع تبليغاتى كه در نشريات حزبى (نه در نشريات علمى و فلسفى) از آنها استفاده مى‏ شود استفاده كرده است.
      در نشريات حزبى چون هدف اصلى هموار كردن جاده ‏هاى سياسى و از بين بردن جميع موانع و سدهاست، توسل به هر وسيله جايز است زيرا طبق اصول حزبى «هدف وسيله را مباح مى‏ كند». اصول حزبى مقيد نيست حقايق را چنانكه هست جلوه بدهد بلكه مقيد است آنطورى جلوه بدهد كه وصول به هدف را ممكن سازد؛ ولى در آثار علمى و فلسفى معمولًا چون غرض اصلى اقناع حس حقيقت جويى است، از روش فوق احتراز مى‏ شود”.
      (مجموعه ‏آثاراستادشهيدمطهرى، ج‏6، ص: 48)

      نیز جای دیگری اینطور می نویسد:
      “متأسفانه طرفداران منطق ديالكتيك در اثر اينكه از اصل «هدف وسيله را مباح مى‏كند» پيروى مى ‏كنند، در نقلها و نسبتهاى خود صرفاً متوجه هدف خود هستند، كارى به صحت و عدم صحت نقلهاى خود ندارند”.
      (مجموعه ‏آثاراستادشهيدمطهرى، ج‏24، ص: 415)

      در عین حال،باید توجه داشت،این مبنا اختصاصی به مارکسیستها هم ندارد،و برخی آنرا به نیکولو ماکیاولی،فیلسوف ایتالیائی نیز نسبت و آنرا در آثار او نشان می دهند،همینطور به برتراند راسل یا برخی فیلسوفان فلسفه پراگماتیسم یا اصالت عمل. در مراجعه ای دیدم مرحوم مطهری نیز جایی آنرا به ماکیاولی نسبت داده است:
      ” يك حرفى را امروزيها در آورده ‏اند- در مكتب ماكياول و امثال او- كه مى‏ گويند هدف وسيله را مباح مى‏ كند؛ هدفت خوب باشد وسيله ‏ات هرچه شد، شد
      (مجموعه ‏آثاراستادشهيدمطهرى، ج‏17، ص: 91)
      —-
      من پیگیری کردم در صفحه ای که در ویکی پدیا در مورد ماکیاولی هست،این ایده را در عبارات و نوشته های او نشان داده اند،چون فلسفه ماکیاولی توجیه قدرت و زور بوده است:
      https://fa.wikipedia.org/wiki/
      —-
      همینطور در مقاله زیر که متعلّق به محمد علی رجائی بروجنی است،بصورت مبسوط و خوبی در مورد این گزاره و نسبت آن با برخی از مارکسیستها امثال تروتسکی و استالین بحث کرده و رفرنس های مطلب را نشان داده است،اگرچه از نوشته های لنین برخی عبارات در نقد و تحدید این گزاره هم نقل کرده است،این مقاله خوبی است:
      http://maliradjaee.blogfa.com/post/62
      —-
      همینطور،در مقاله ذیل نیز،بحث هایی در این مورد و تنافی این گزاره با منطق اسلام مطرح شده است و رفرنس هایی پیرامون آن از کتابهای متفکران معاصر اسلامی داده شده است:
      https://www.pasokhgooyan.ir/node/8431
      —-
      و در هر حال،انتساب چنین نظریه ای به مارکسیستها بلحاظ عملکرد سیاسی و حزبی،یا انتساب آن به ماکیاولی و فلسفه قدرت و زور او،و همینطور برخی از فیلسوفان اصالت عمل،فی الجمله غیر قابل اجتناب است.

       
      • سید محترم قصد من ازسئوال از جناب نوریزاد این نبود که شما این مطالب بی ارزش را در جواب به سئوالی که از شما نشده است در این جا بگذاری . جناب نوریزاد هم که هنوز در همان حال و هوای زمانیند که حزب اللهی تشریف داشتند و هر چه دلشان میخواست میگفتند به اتکای قدرت استبداد حاکم . برای من عجیب بود که دیدم جناب نوریزاد به خانه کسی میرود و در آنجا و در حضور جمع آن مطلب بی پایه را به او میگوید . البته رییس دانای دانا هم محترمانه ایشان را ادب کرد . مردم با فرهنگ چنان که جناب نوریزاد کرد نمیکنند . اگر هم واقعا در آتش دانستن میسوزند این سئوال را در جمع نمی پرسند به این خاطر که فکر میکنند شاید مخاطب از عهده دادن جواب بر نیاید و خجالت بکشد و کوچک شود در جمع . و اما جناب سید, علامه شما مطهری هم انباشته ای بود از خرافات و بیخبری از جهان و کینه نسبت به هر چه که بافهم نادرست او از جهان سازگاری نداشت . در ضمن شما فقط خودت را سبک میکنی وقتی به سئوالی که از دیگری شده جواب میدهی یکی به این خاطر که به این ترتیب نشان میدهی که برای کسی که سئوال از او شده احترام و اعتبار قائل نیستی و دیگری آنکه نشان میدهی که برای خودت اعتبار زیاد قائلی .

         
    • آقای نوری زاد. سلام
      چه کار کنیم که فور مالیته. گران وجیره خواران نظام. ستمگر سید علی خان. مارا به. پلیس. فتا. معرفی. نکنند ?
      چون. آدرس دقیق مارا می دانند . وشروع کرده اند بمن جواب نوشتن وتبرئه. کردن نظام. آدمکش و دزد وقاچاقچی واطلاعات ساس جنایتگر .

      ————

      درود مصلح گرامی
      کمی آرامتر و با مدارا بنویسید. گرچه هیولاهایی که من می شناسم، از گوشه های مطرود زندگی ما چیزهایی پیدا می کنند و به همانها جرم می بندند. بهر روی، این راه، از آسیب تهی نیست دوست ما. شما اگر بخواهید یک روحانی آزاده باشید، روحانیان وا داده شما را تحمل نمی کنند. چرا که همان آزادگی که در شما هست و در آنان نیست، آزارشان می دهد. سرتان را بالا بگیرید و از هیچ مهراسید.
      با احترام

      .

       
      • سلام بر نوریزاد گرامی
        این بحث کاربر گرامی با نام مستعار مصلح سخن درستی است.اینکه شما می گوییدبا مدارا بنویسید یعنی چه؟!در حکومتی که یک کارگر را به جرم نوشتن یک وبلاگ ساده شکنجه و می کشند و یک خبرنگار را که به جای لفظ شهادت از لغت درگذشت استفاده کرده به ۱۰ سال زندان و اخراج محکوم می کنند مدارا چه حد و حدود و خطوط قرمزی دارد؟!اینگونه سخن گفتن شما ناشی از همان ساده انگاریست که قبلا به آن اشاره کردم.شما موظفید اخلاقا وقتی کاربری از حال عادی خود خارج شده و به تهدید و ارعاب روی می آورد(هرکه با هر مرامی)ابتدا به ساکن بدون نشر تهدید او به چنین فردی تذکر بدهید که امنیت اینجا بر عهده شما بوده و به کسی اجازه عربده کشی نخواهید داد و سپس با عدم رعایت به اخراج موقت و سپس دائم او مبادرت کنید ولی شما با میدان دادن به اینگونه افراد آنها را جری تر کرده تا هر روز یک نفر را تهدید به سکوت کنند!بدیهیست اینگونه نگرانیها از عملکرد ناصواب شما در اداره سایت بروز کند.کاربران این سایت مانند شما آنچنان شناخته شده نیستند که درصورت سر به نیستی کسی خبردار شود و اینگونه ساده انگاریهای شما کمکی به امنیت ایشان نخواهد کرد.به نظر این نگارنده سخن آنارشیست حرف درستیست که کسی که تحمل شنیدن اینگونه سخنان را ندارد اصلا به اینجا نیاید و من اضافه می کنم اگر آمد شما به عنوان مدیر سایت موظف به کنترل آشفتگی چنین افرادی هستید.لطفا با وجود چنین اشخاصی و عدم نشان دادن اقتدار خود در اداره این سایت دیگر تقاضای کوه و پارتی و…نفرمایید که بیشتر به مضحکه کردن کابران می ماند.
        موفق باشید

         
    • “حفظ نظام از اوجب واجبات است” میشود به این معنی که انجام هر عملی که برای حفظ نظام لازم فرض شود جایز است ، هرچند غیر اخلاقی باشد یا غیر انسانی باشد یا با حقوق بشر و علم و منافع جمع و ملت و…. منافات داشته باشد ، کافی است با نظام خاص و مطلوب آن بعضیها جور باشد. مصداق آنرا که به کرات مشاهده میکنید. این جمله “حفظ نظام …” بسیار هم معنی “هدف وسیله را توجیه میکند”
      است و انگار همان است با کلماتی متفاوت . آیا بقول مش قاسم آن اولی کمونیست بوده ؟ .

       
      • ۱۴۰۰ ساله که اینا از هیچ عملی غیر اخلاقی باشد یا غیر انسانی باشد یا با حقوق بشر و علم و منافع جمع و ملت و…. منافات داشته باشد رو بر نگرداندن. اون احمقهایی که رفتن دنبال اینا. گ…(سه نقطه از مش قاسم) الاغ رو به جای خرما خوردن. یه مشت نادان.

         
  80. سلام بر نوري زاد وديگر فرهيخته گان

    خواندن سخنان مجتبي واحدي خالي ازلطف نيست ،لطفا بخوانيد ازمظالم رهبر بي بصيرت :

    یزید بی بصیرت و ” آقا”ی انقلابی
    حاکم اسلامی باید مثل آقای ما ، انقلابی گری و قاطعیت را در بالاترین حد و در همه شئون به نمایش بگذارد. بر همین اساس معتقدم آقای ما ” فخر حکومت های انقلابی – اسلامی ” است و یزید در مقایسه با او در ” قعر بی بصیرتی ” بود. درست است که یزید فتنه گران علیه حاکم‌اسلامی را سرکوب کرد اما به دلیل ضعف در انقلابی گری، کارش نیمه تمام ماند . چند نمونه

    یک – یزید به بیمار ، کاری نداشت حتی کسی که می دانست “جانشین سردمدار فتنه ” خواهد بود ؛ کسی که تا میدان جنگ‌ِعلنی آمده بود .او برای مبارزه مسلحانه ، عزم‌جدی داشت و اگر بیماری مانع او نمی شد بر روی امیرالمومنین – منتخب خبرگان دستچین شده حاکم قبلی – شمشیر می کشید . اما برای آقای ما ، فرقی نمی کند فتنه علیه حکومت ، در چه سطحی است و فتنه گر، چه کسی است ؟ فتنه را در نطفه خفه می کند حتی اگر فتنه گر ، یک بیمار مانند علیرضا رجایی باشد که تنها گناه او ارائه چند سخنرانی و نوشتن چند مقاله بوده است. در حکومت قاطع خامنه ای ، فتنه گر می تواند یک کارگر ساده باشد مانند ستار بهشتی‌و فتنه او ، نوشتن چند جمله . او را می کشند تا فتنه در پایین ترین سطح نیز شکل نگیرد.

    دو – در حکومت بی بصیرت یزید ، فقط با مردانی می جنگیدند که در جنگ‌مستقیم با بسیجیان رهبر بودند و با زنان کاری نداشتند. اما در حکومت انقلابی آقا، ندا آقا سلطان را می کُشند ، در کنار خیابان به جان بانوی جوان می افتند و باتوم بر سر و صورت او می زنند و از اینکه تصاویر آن قتل و این ضرب و شتم وحشیانه در سراسر دنیا منتشر شود احساس شرمساری نمی کنند .

    سه – یزید بی بصیرت بود و کارگزاران او نیز. آنان به جای برخورد انقلابی با پیام آوران فتنه، تریبون مجلس رهبر را در اختیار زینب گذاشتند تا پیام آور فتنه کربلا* باشد. اگرآقای ما همچون امیرالمومنین یزید ، بی بصیرت بود لابد اجازه می داد گوهر عشقی به دادخواهی مرگ‌فرزندش بپردازد و مادران سهیل عربی ، سعید زینالی و دیگر معترضان زندانی ، در مجالس عمومی فریاد اعتراض سر دهند . اما آقای انقلابی ما، از سلف خود یزید و سرنوشت او درس ها گرفته و همه اعضای خانواده فتنه گران را سرکوب می کند. در حکومت انقلابی آقا، نه تنها مادر ، همسر یا دختر یک فتنه گر اجازه حضور در مجلس رهبر را ندارد بلکه هر راهی که ممکن است برای انتقال پیام فتنه مورد استفاده قرار گیرد مسدود می کند . اگر پیام آور ، مادر مصطفی کریم‌بیگی باشد او را به زندان می افکنند و اگر دختر نسرین ستوده بخواهد سفر خارجی برود برای جلوگیری از انتقال احتمالی پیام ، دختر دوازده ساله را ممنوع الخروج می کنند در حالی که یزید پس از سرکوب فتنه ، زینب را آزاد گذاشت حداقل به مدت چهل روز پیامبر فتنه و فتنه گران باشد.

    راستی اگر یزید به اندازه علی خامنه ای ، انقلابی بود آیا به نظر شما همچنان‌شاهد دکان های پرخرجی بودیم که تحت عنوان انتقال پیام عاشورا فعالیت می کند؟

    * پی نویس
    ارادت نگارنده به امام حسین (ع) و احترام به مناسک غیر خرافی عاشورا ، نیاز به تاکید ندارد و عبارات به کار رفته در این مقاله از زاویه نگاه یزید و جانشین او ، علی خامنه ای است
    ارسال شده توسط سردبیر سابق در ۲۳:۵۷ ۱
    الافي الفتنة سقطواوان جهنم لمحيطه بالكافرين ” توبه 49
    مصلح

     
    • جاویدان سپاه ایران

      با عرض سلام وشادکامی برای مصلح گرامی

      جناب مصلح مثل اینکه سوراخ دعا را گم کرده اید آخوند نباید اینقدر پخمه باشد مثل شما

      این مقایسه های احماقانه راه به جایی نمی برد شما هم مثل نوریزاد که تفخیذ را علم میکند بدون اینکه به وضعیت کشور توجه داشته باشید موضوعاتی را طرح میکنید که جز ناامیدی به جان مردم چیزی تزریق نمیکنید.

      شما اصلا معنی حکومت را نمی فهمید.

      شما کلام امیر المومنین را نخوانده اید مطمئنم بیش از سد بار این کلام را خوانده اید.
      «لابُدَّ لِلنّاسِ مِن أَمِيرٍ بَرٍّ أَو فاجِرٍ>>

      نفرت وکینه شعور شما را کور کرده است بروید سری به کتابهای شهید مطهری بزنید آنجا که از او سوال میشود که اگر همه حکومتهایی که بعد رسول گرامی اسلام بجز امام علی سر کار آمدند غاصب هستند ومشروعیت ندارند چرا شما از تمدن اسلامی که در زمان همین خلفای غاصب طی چندین قرن حکومت بوجود آمده اند دفاع میکنید او میگوید بله این حکومتها به شکلی غاصب بودند اما در نشر وگسترش اسلام به اقصی نقاط جهان تلاش کرده اند وتمدن اسلامی وعلوم اسلامی را بوجود آورده اند واین گستره وسیع اسلامی ثمره تلاش همین حکومتها بوده است .آنچه را که از شهید مطهری گفتم قریب به مظنون است چون دقیقا نمیدانم در کدام کتاب ایشان بوده است چون سالها پیش این مطلب را خوانده بودم.

      جناب مصلح اول باید کشور حفظ شود حال به هر قیمتی همانطور که ائمه با هر حکومتی ساختند تا شیرازه کشور از هم نپاشد شما پا روی وجدان خودتان گذاشته اید وبرای راضی کردن دشمنان ایران تن به ذلت وخواری سپرده اید تا یک مشت دلقک را که برای اسرائیل وامریکا کار میکنند راضی کنید ویک ژست روشنفکری گرفته اید واز زیر بار مسئولیت به بهانه اینکه ایران بهشت نیست فرار میکنید .شما که مشکلات کشور را میبینید چرا راه حلهای رمانتیک میدهید؟من میگویم صندوق رای همه حق نیست بلکه بیشتر مواقع یک حماقت است .در همین اروپا انتخابات خروج انگلستان (برگزیت) از اتحادیه اروپا را ببینید آیا نتیجه آن یک حماقت تمام عیار نبود؟این روزها مردم انگلستان دوباره تظاهرات کرده اند که دوباره انتخابات برگزار شود.

      ما در رفتار حکومتها باید معدل بگیریم در دوران آقای بازرگان وبنی صدر کشور به سوی فروپاشی پیش میرفت حاکمیت دولت به مسخره گرفته شده بود گرگان وگنبد خوزستان کردستان حزب خلق مسلمان در تبریز چریک فدایی ومنافق ودیگران هر کدام ساز خود را میزد چه کسی ایران را نجات داد ؟

      من نمیگویم امام خمینی من میگویم آقای خلخالی با اعدامهای خود توانست ایران را نجات دهد.من این را میگویم تا خیال شما را برای قضاوت راحت کرده باشم .

      شما بیایید جمهوری اسلامی را از دید امریکا واسرائیل وغارتگران بین المللی وارتجاع عرب ببینید.آیا قضاوت آنها از ایران یک کشور قدرتمند نیست که در مقابل همه توطئه های آنها استقامت کرده ودارای پشتوانه مردمی قوی وقدرت مدیریتی که همه نقشه های انها را نقش برآب کرده نیست ؟آیا داعش نماد ذات خونخوار کشورهای جهان غرب نیست ؟ایران خار چشم همه این جنایتکاران است رفتار این جنایتکاران درفلسطین افغانستان عراق سوریه لیبی یمن چطور است؟

      آیا
      ایران عراق را نابود کرد یا امریکا ؟
      ایران سوریه را نابود کرد یا امریکا ؟
      ایران لیبی را نابود کرد یا امریکا؟
      ایران یمن را نابودکرد یا امریکا؟
      ایران حامی تروریست است یا امریکا؟
      ایران حامی رژیمهای حامی تروریست مانند ترکیه عربستان قطر اردن کشورهای خلیج فارس است یا امریکا؟
      وووو

      بنازم به این شعورت
      مگر این حکومت به همه جای این کشور آب برق گاز جاده مخابرات بهداشت مدرسه وووو نبرده است؟

      اگر مردم به قوه قضائیه کشور اطمینان نداشتند چرا حاضر شده اند 16 میلیون پرونده تا سال گذشته در قوه قضاییه مورد بررسی قرار گیرد؟

      اگر مردم امید به اجرای عدالت نداشتند مگر حاضر میشدند به دادگاه بروند؟

      در ایران نوریزاد پشت دیوار زندان اوین رختخواب می اندازد ومی خوابد تا وسایل فیلم برداری خود را پس بگیرد وکسی مانع او نمیشود.

      امروز نوریزاد رهبر جمهوری اسلامی را به لجن میکشد کسی با او کاری ندارد.بعد شما مسئولین ایران را با یزید مقایسه میکنید وخواندن متن اقای واحدی را خالی از لطف نمیبینید.

      من زمانی به شما حق میدهم چنین حرفهایی بزنید که یک نظام حکومتی جانشین برای جمهوری اسلامی داشته باشید مخالفین جمهوری اسلامی 40 سال است همدیگر را آدم حساب نمیکنند وحتی روی یک حداقلی هم توافق نداشته اند به جز مخالفت با جمهوری اسلامی.

      نخیر جناب مصلح ما برنامه میخواهیم اگر دارید ما هم با شما همراه میشویم.
      عزت زیاد

       
    • مجتبی واحدی کلّا بعد از خروج از کشور و تکیه بر بیگانگان،فردی بد زبان،بی تربیت و غیر منطقی است،او تا در ایران بود در کنار امثال آقای کروبی بود و در روزنامه ها مطلب می نوشت و از ناحیه اصلاح طلبان و اصلاح طلبی برخوردار بود،همینکه از کشور خارج شد شروع کرد به اظهار شجاعت و عربده جوئی و خودنمائی و اهانت به این و آن،کجا آقای کروبی معتقد به اصل نظام جمهوری اسلامی با اینگونه شرّ و ورهای بی ادبانه امثال واحدی موافقت دارد؟ این مقایسه ها از اساس نادرست و قیاس مع الفارق و افراط در ارزیابی است و بنوعی دکان دری اینترنتی،یک سلسله ارزیابی ها و برداشت های خاص از مسائل اتفاق افتاده در ایران در بلبشوی بعد از انتخابات سال 88،و مقایسه آن با امثال یزید بن معاویه و تطهیر قاتلان سید الشهداء؛معنایی جز کوته فکری،عناد،کینه و غرض ورزی ندارد،باعث تاسف است که یک معمّم و کسی که در لباس روحانیت یعنی لباس رسول الله است و باید قاعدتا از دیانت اسلامی و مذهب شیعه دفاع کند،به این شرّ و ورها استناد کند برای کینه ورزی و تخلیه نفسانی.

      ————

      سید مرتضای گرامی
      اگر مایل باشید و بتوانید بر ملاحظات خود فائق آیید، من در یک دیدار می توانم به گوشه هایی از برکات وجودیِ همین جناب کروبی ( در دوران تصدی اش بر بنیاد شهید) اشاره کنم. به زندان های مخوفش. و به کسانی که در این زندانهای مخوف سر به نیست شدند بی آنکه نشانی از آنان بجای مانده باشد. مثلث: احمد خمینی و کروبی و شیخ قدرت علیخانی(قزوین) جنایت هایی را سامان دادند که اگر روزی پرده بر افتد، می شود گوشه هایی از چهره ی وحشی و خونریز و مال مردمروبِ نظام مطلوب شما را تماشا کرد. گوشه هایی که مثلا نحوه ی بازجویی از همسر سعید امامی، در مقابلش، زنگ تفریحی بیش نیست.

      با احترام

      .

       
      • نوریزاد همیشه تندرو ، روزی در کیهان و روزی در مخالفت با انقلاب، بعضی از رفتارهای سالهای اول انقلاب مقتضای انقلاب و بی تجربگی انقلابیون است منجمله خطاهای که کروبی و شاید بقیه داشته اند همانطور که کاسترو می گفت با خاموش شدن سیگارم باید هزار نفر اعدام شوند و یا میلیونها کشته بعد از انقلاب فرانسه و روسیه و البته امثال تو و واحدی همه اشتباهات کروبی ها را صد برابر میکنید ولی از جنایاتی که بختیار و درفش کاویانی با کودتای نقاب در سر داشتند، اتحاد بختیار ساده لوح با صدام حسین سکونت او در بغداد برای اعلام حکومت در اهواز ( صدام در صورت پیروزی اول خود بختیار را می کشت) ، بمب گذاریها و ترورهای انجام شده توسط مخالفین نظام و همکاری آنها با دولت متجاوز خارجی و جاسوسی های آنها برای آمریکا و اسراییل کلامی نمی گویی ولی مکرر از بازجویی خشن زن یک جاسوس برجسته و آدمکش که به عقیده خیلی ها همدست شوهرش بوده مرثیه سرایی می کنی البته عجیب هم نیست چون زمانی کیهان شما با شوهرش برنامه هویت می ساختند و هر چه باشد و اگر همفکر او هم نبودی بالاخره بر گردن شما دین دارد ، البته این دلسوزی شما برای زن سعید امامی نکته ها دارد

         
      • آقاجان ول کنید این سید مارو.مثل اینکه باید مارادونا رو ول کنیم غضنفر رو بچسبیم!!! ما به این بابا پول دادیم بره چهارتا مهره درست و حسابی رو بی سر و صدا رو کنه واسمون اومده اینجا با سر و صدا زحمت ما رو زیاد کرده.هنوز ما نتونستیم ستار بهشتی رو ماسمالی کنیم این یارو رفته این سایت رو واسمون آورده(انگار مثلا ما نمی دونستیم همچین چیزی وجود داره!!!) بیفتیم تو یه هچل دیگه.مثلا اگه سید نوریزاد رو گزارش کنه بعد بگن چرا نوریزاد رو نگرفتین ما چی داریم بگیم؟!!ما که نتونستیم بهش بفهمونیم شماها بهش بگین اگه قرار به جرم توهین به محترمین !!!مردم که هی سید بلغور میکنه ما وارد عمل شیم شبانه روز باید کارمون رو بذاریم کنار هی ملتو بگیریم بندازیم زندون یا کلا اینترنتو قطع کنیم و الفاتحه!

         
      • من ملاحظاتی ندارم جز اینکه هم فرصت اینگونه دیدارها را ندارم،هم نوریزاد با حال فعلی را قبول ندارم که با او دیدار کنم،من نوریزادِ جهادی خدوم نویسنده روایت فتح و همراه سید مرتضی آوینی را فقط می شناسم و برای او رسمیت و ارزش قائلم،و او را البته گم کرده ام،البته اگر آن نوریزاد را یافتم بر سر قله قاف نیز باشد من به دیدار او خواهم رفت و نیازی نیست او مرا دعوت به دیدار کند،اما این نوریزاد فعلیِ پراکننده شایعات و حرفهای نامستند و مزخرف در ماهواره ها و تی وی های دشمنان اسلام و ایران، گمشده من نیست و من او را نمی شناسم تا با او دیدار کنم،بنابر این او فعلا لایق دیدار با هم سنخ های فعلی اوست.
        گذشته از این،فرض کنید من ملاحظاتی دارم یا با ضد انقلابیون و نوریزاد منحرف فعلی مرز بندی دارم،شما که این ادعاها را مکرّر می کنید و آنها را دست مایه تظاهر به شجاعت و شهامت می کنید که ملاحظاتی نباید داشته باشید،وقتی در فضای عمومی به چیزی بصورت مبهم اشاره می کنید و کسانی را بدنبال خود می کشید،بر شماست که با ارائه سند و مدرک به چیزهایی که به آنها اشاره می کنید بپردازید و بقول خودتان نظام فاسد را افشاء کنید،چرا اگر ملاحظاتی ندارید مایلید در خفاء چیزهایی بکسانی بگویید؟ این ترس و ملاحظات نیست؟ شما که پاک باخته اید،بنابر این فقط حرف نزنید،این شما و این ساحت های اینترنتی شما،هرچه می دانید افشاء کنید اما مستند نه یاوه گوئی و کلی گوئی،ولی خوب ما هرچه دیده ایم چیزی جز لاف و گزاف و تکرار سخنان نامستند رسانه های خارجی و ویدئوهای جعلی یا تقطیع شده سایت یوتیوب نبوده است،بنابر این فقط اظهار شجاعت نکنید و دیگران را بملاحظات متهم نکنید،هنوز افراد سایت آن سوال بی پاسخ کامنت گذار علی کبیری از شما را فراموش نکرده اند که پرسید:در جریان اعتراض آن دو وکیل در جلوی مجلس چطور شد که آندو دستگیر و حبس شدند و تحت پیگرد قرار گرفتند بدون قبول وثیقه،آنگاه محمد نوریزاد بی ملاحظات که همراه آنان بود بلافاصله رها شد؟! این سوال علی کبیری بی پاسخ ماند،پاسخ چه بود؟ نگوئید تا نگویم و به ضعف ها،ابهامات و تناقضات اتان اشاره نکنم.
        با احترام

        ———–

        درود دوست گرامی
        پرسیده اید چطور است که دو وکیل را جلوی مجلس بازداشت و زندانی می کنند اما نوری زاد را نه؟ بن مایه ی این پرسش این است که نوری زاد از خود نظام است. اگر این درست باشد، پس من در کفه ی شمایم. یعنی من و شما همکاریم. پس چه باک که با همکارتان دیدار کنید؟
        با احترام

        .

         
        • سلام

          خیر اشتباه می کنید،سوال من بن مایه ای نداشت،من در این نوشته،از شما فقط دو درخواست کردم:

          1-اگر در فضای عمومی به چیزهایی اشاره می کنید،ضرورتی ندارد آن چیزها را در ملاقات خصوصی بکسی بگوئید،برای اینکه ادعا دارید که هیچ ملاحظاتی ندارید و پاک،پاک باخته اید،علاوه اینکه،وقتی در فضای عمومی بطور مبهم و کلی ادعایی می کنید،مخاطب شما فقط سید مرتضی نیست،بلکه همه اذهانی که اشاره شما را می بینند مشتاق می شوند بر درستی و استناد گفته شما واقف شوند.

          2-من نگفتم شما عامل جمهوری اسلامی هستید یا نیستید،پرسیدم چرا به پرسش علی کبیری پاسخ ندادید،پرسشی که سوال طبیعی همه یا بیشتر مخاطبان گفتمان شماست.
          پاسخ به این ابهام ها این است که با من دیدار کنید؟! شما مخاطبان فضای مجازی را اقناع کنید و ادعاهایی را که می کنید مستند کنید و گرنه -با پوزش-مخاطبان شما را صرفا یک خالی بند اغواگر خواهند دانست،می بینید که من بصلاح شما سخن می گویم.
          با احترام

          ———–

          دکتر شعله سعدی در یک فیلمی که منتشر کرده بود، به مردم فراخوان داده بود که بیایید جلوی مجلس. و خودش هم در لباس رسمی و قدیمی وکالت آمد. در روزی که با دکتر شعله سعدی جلوی مجلس به قدم زدن پرداختیم، و بعدش بازداشت شدیم، در پلیس امنیت، مأموران روی آن فیلم فراخوان اصرار می ورزیدند. اینها را بارها همان روز منتشر کرده ام و تکرارش لغو است. چرا؟ چون برای کسی که نمی خواهد حرکتی بکند، از اینجور بهانه ها فراوان است. برای کسی که می ترسد، کسی که نمی ترسد، مشکوک می زند. خلاصه هر وقت ملاحظاتی نداشتید خودی نشان بدهید تا گوشه ای از هیولاگونگی سپاه و اطلاعات و بیت رهبری را بشکل ویژه برای شمایی که مشتاق این سه و کلیت نظامید نشانتان بدهم.
          با احترام

          .

           
          • جناب نوریزاد،لطفا اینقدر از شجاعت خود و ترس دیگران دم نزنید،بنده ترسی ندارم بلکه از مبنا،غالب حرکات و رفتار و گفتار شما و امثال شما مثل شعله سعدی را غلط و باطل می دانم،بنابر این نمی شود بکسی که مبنایش با شما متفاوت است و رفتارهای سیاسی شما را غلط می داند طعنه زد که تو ترس داری مثل ما غلط عمل کنی! من حرفم این است که نظارت استصوابی را می شود نقد کرد،کتاب نوشت،مقاله نوشت،جایی در باره آن سخن گفت،اما اینکه نظارت استصوابی را دستمایه بهم زدن نظم و امنیت جامعه کرد،این چیزی است که اگر برخورد قانونی شد دیگر متخلّفان نباید نق بزنند یا ننه من غریبم آزادی در بیاورند،شما الان با این توضیح اتان دقیقا به تخلّف جناب شعله سعدی اذعان کردید،در عین حال رندانه حساب خودتان را جدا کردید! مگر شما در تلگرامتان فراخوان ندادید؟ مگر فراخوان شعله سعدی را در تلگرام منتشر نکردید؟ بحث من این نیستید که شما همراه با نظامید،بدون شک شما مخالف نظامید و راه غلط و افراطی خود را می روید،سوالی که علی کبیری کرد و شما از پاسخ طفره رفتید و می روید این بود که چطور شما با اینهمه ادعاهای شجاعت و شهامت،در عمل واحد با شعله سعدی و آن دیگری همراه شدید و همه بازداشت شدید و فقط شما آزاد شدید؟من شما را متهم بچیزی نمی کنم،می توانید اگر وثیقه ای چیزی داده اید برای آزادی خوب بگوئید وثیقه داده ام،آنگاه طبعا مورد سوال واقع می شوید که با اینهمه ادعاهای پاک باختگی و رفتار و گفتار تهوّر آمیز که بله من برای مرگ و حبس و همه چیز آماده ام،چرا مثل شعله سعدی از دادن وثیقه امتناع نکردید و بحبس نرفتید؟این یک سوال منطقی است که متوجه رفتارها و گفتارهای متناقض شماست،اگر هم وثیقه نداده اید خوب چطور شد آنها گیرند و شما آزاد؟! اینرا توضیح دهید و با رندی نروید در مورد ترس یا شجاعت دیگرانی که غالب گفتارها و رفتارهای شما را غلط می دانند بحث را منحرف کنید.
            نیز بنده گفتم وقتی شما در فضای عمومی ادعای دانستن مطالبی و داشتن اسنادی برای تخلّفاتی در این نظام می کنید،مخاطب شما فقط من نیستم،همه کسانی هستند که نوشته یا ادعای شما را می بینند،من طالب نجواهای درگوشی شما در بدگوئی از نظام نیستم،شما مگر دائم از شجاعت و شهامت و پاک باختگی دم نمی زنید؟ آیا می ترسید که در فضای عمومی در مورد ادعاهایی که می کنید سند ارائه کنید و افشاگری کنید؟ اگر سندی محکمه پسند ندارید پس ادعا نکنید،اگر سند دارید و فقط آنرا در مجالس خصوصی ارائه می کنید بنابر این دم از پاک باختگی و شجاعت نزنید،ولی من نکته اش را می دانم،نکته اش این است که واهمه دارید در فضای عمومی سستی ادعاها و گزافه گوئی های شما آشکار شود،از این جهت غالبا ارائه اسناد قابل قبول را موکول به درگوشی های خصوصی می کنید.
            با احترام

            ————

            درود سید مرتضای گرامی
            یادتان هست به شما و به همه ی آیت الله ها و قرآن پژوهان گفتم بازای میلیاردها پولی که می گیرید بابت قرآن پژوهی هایتان، جلوی دوربین از قرآن دفاع کنید و به شبهات یک بنده ی خدا پاسخ بگویید، همگی واپس کشیدید؟ من به بیست آیت الله و قرآن پژوه نامه ی رسمی داده ام بی هیچ پاسخی. بعضی از این نامه ها اصلا به امضای من نیست بل از طرف کسی ست که به قرآن شبهاتی دارد. شجاعت به این نیست که چشم بسته از خلخالی و فتوای تفخیذ حضرت امام دفاع کنید، شجاعت به این است که اگر هشتاد سال بر بطالت، عمر فرو برده ایم، بتوانیم بر این عمر تباه شده خط بکشیم و بگوییم: من هشتاد سال اشتباه کرده ام. تأیید خلخالی و حکم و فتوای تفخیذ شیرخوارگان، شجاعت نیست، بل خفتی است که پوستینی از سماجت مذهبی به تن کرده. حال چه در مواجهه با نوری زاد و چه نوجوانی رهگذر.
            با احترام

            .

             
          • سلام

            در مورد بحث قرآنی من آماده مناظره مکتوبم،سوال و شبهات را مکتوب کنید و پاسخ های مرا نیز باسم و مشخصات من ذیلش نشر دهید،شما اینرا بر هر چیزی می خواهید حمل کنید،اما لااقل بنده ضرورتی نمی بینم که به شبهات کسی رسمیت دهم یا او را معروف کنم!

            نیز، بارها نگفتم هنر شما این شاخه آن شاخه کردن است؟!

            بالاخره پاسخ سوال علی کبیری چه شد؟!

            بالاخره در مورد ادعاهایی که می کنید چه اسنادی دارید،چرا ادعا می کنید و بیان مدعا را موکول به نجوای حضوری می کنید؟ معلوم می شود یا دروغ می گویید و سند قابل قبولی بر ادعاهای خویش ندارید،یا متظاهرید و مایلید خود را شجاع و دیگران را ترسو معرفی کنید! چند بار گفتم،کسی که در مجامع عمومی و رسانه ها خود را شجاع و آماده کشته شدن معرفی می کند نباید تحاشی داشته باشد از بیان مستند ادعاهای خود و اینکه برای مدعاهای تکراری خویش سند ارائه کند.
            حالا که این شاخه آن شاخه می کنید،مایلید اشاره به چند مورد گزافه گوئی های نامستندتان کنم؟

            1- اینکه بسیاری از زلزله های واقع شده در ایران ناشی از فعالیت های نظامی هسته ای جمهوری اسلامی است! سند؟!

            2-اینکه دانشمندان هسته ای ایران را خود نظام اسلامی کشته است! سند؟!

            3-اینکه محل دقیق مسکن و ماوای رهبران القاعده در تهران را می دانید! سند؟!

            4- اینکه مقتول تازه گذشته (فرشید هکی) را رهبر این نظام چاقو زده است! سند؟!

            5-اینکه تیراندازی و ترورهای اخیر در اهواز،کار خود نظام بوده است! سند؟!
            و…..

            باز هم بگم؟! ببینیم برای این گزافه گوئی ها سند دارید یا فقط هنرتان تکرار مدعا و این شاخه آن شاخه کردن است.

            با احترام

            ———-

            درودگرامی
            دکتر فرشید هکی را فراموش کردید. که شخص رهبر و تک تک سرداران ولایی و تک به تک نمایندگان مجلس و تک به تک قاضیان واداده ی حضرت رهبر و دولتمردان ترسیده و پخمه به وی چاقو زدند و سوزاندندش.
            دانشمندان محیط زیست را فراموش کردید. بویژه جناب دکتر کاووس سید امامی را که سرداران سپاه و شخص رهبر زدند و خودکشاندندش.
            همسر سعید امامی را چرا نمی گویید؟
            سعید امامی را چرا نگفتید؟
            ویرانی سوریه را
            عراق را
            پولهای گنده ای را که شخص رهبر از جیب مردم دزدیده
            و پولهای گنده ای که سپاه می دزدد
            راستی اخیرا سپاه بخاطر فرار از تحریم ها می گوید مخابرات را واگذار کرده. شوخی قشنگی ست نه؟
            با احترام

            .

             
        • نوریزاد گرامی شما هم با همه درد و رنج و حقارت و بدبختی که کشیده اید هنوز هم ساده اید. دوست گرامی این عنصری که در این سایت آزادانه و بدون هیچ ترسی می نویسد جز عنصر اطلاعاتی نمی تواند باشد. این بابا هم ///////////////////// و اخوند است و هم طرفدار رژیم بفرمائید ترس ایشان از چی باید باشد؟ حدود 5 سال است که من با این عنصر /////////////////////// گاه بگاه در گیر می شوم و اکثریت کاربران این سایت با ایشان در گیری قلمی داشته اند. این عنصر در این سایت کاملا شناخته شده است. بگذار /// اش را بنویسد و به این دل خوش باشد.

           
      • سید مرتضی از خود اختیاری ندارد ! بلکه مامور است و معذور !

         
  81. بسمه تعالي
    سلام بر نوريزاد وديگرفرهيخته گان عدالت خواه

    ✅ از کتابی به نام «پشت پرده ریاکاری»:

    «قفل» برای این روی در قرار داده شده که آدم درستکار را درستکار نگه دارد.
    یک درصد از مردم ریاکار و دزد هستند، اینها به‌دنبال بازکردن قفل‌ها و دستبرد به خانه‌ها هستند و یک درصد از مردم نیز همیشه درستکار هستند و تحت هیچ شرایطی ریاکاری نمی‌کنند.
    باقی 98 درصد مردم تا زمانی درستکارند که همه چیز درست باشد. اکثر اگر شرایط به نحوی رقم بخورد که آنها به حد کافی وسوسه شوند ممکن است دست به خطا بزنند.

    قفل‌ها برای جلوگیری از نفوذ دزدان نصب نمی‌شود،دزدها بلد هستند که چگونه قفل‌ها را باز کنند، قفل‌ها برای حفاظت از مردم نسبتاً درستکار هستند تا وسوسه نشوند و درستکار باقی بمانند.

    در واقع تمام آدم‌ها پتانسیل کج‌روی را دارند اما قیمت هر کسی با دیگری فرق دارد و آستانه وسوسه هر کسی با دیگر تفاوت دارد.

    _ نویسنده در کتاب «پشت پرده ریاکاری» آزمایش جالبی انجام داده است.
    او در یک رستوران به عده‌ای از مشتریان چند سؤال می‌دهد تا آنها در ازای گرفتن 5 دلار به این سؤالات پاسخ دهند، اما هنگام دادن پول به جای 5 دلار 9 دلار می‌دهد و به گونه‌ای تظاهر می‌کند حواسش نیست و اشتباهاً 9 دلار داده است. برخی ازمشتریان صادقانه 4 دلار اضافه را برمی گردانند اما عده‌ای هم به روی خود نیاورده و 9 دلار را در جیب می‌گذارند و رستوران را ترک می‌کنند.

    _در آزمایش دیگری همین کار تکرار می‌شود با این تفاوت که نویسنده در هنگام گفت‌و‌گو با مشتریان، تلفن همراهش زنگ می‌خورد و چند دقیقه‌ای با تلفن صحبت می‌کند و در انتها از مشتری برای اینکه وسط گفت‌و‌گو با آنها، به تلفن همراهش جواب داده عذرخواهی نمی‌کند ونوعی بی احترامی میکند . در این آزمایش تعداد کسانی که 4 دلار اضافه را برمی‌گردانند کمتر از آزمایش اول است.

    وقتی مشتریان احساس می‌کنند نویسنده وقت آنها را بدون عذرخواهی گرفته، درصدد انتقام بر آمده و پول بیشتری که اشتباهاً نویسنده به آنها داده را باز نمی‌گردانند.

    _این آزمایش حاوی نکته جالبی است که می‌توان از آن برای توجیه اینکه چرا در بعضی مناطق جهان آمار بالایی از ریاکاری و دزدی وجود دارد، استفاده کرد.

    مردم زمانی که حس می‌کنند به آنها از سوی حکومت ظلم می‌شود یا حق آنها در جایی خورده می‌شود، هرجا که دستشان برسد سعی خواهند کرد تا با ریاکاری و دزدی این حق خورده شده را جبران کنند

    در واقع این سطح از دزدی و ریاکاری در همه جوامع به نوع تعامل حکومت‌ها با مردم بازمی‌گردد.
    رفتار دولت‌ها بشدت روی شکل‌گیری اخلاق در جامعه تأثیرگذار بوده و به‌سادگی می‌تواند مرزهای اخلاق را جابه‌جا کند.

    قانونگذار باید در وضع قوانین، قوه مجریه در اجرا و سیستم قضایی در قضاوت، منافع لایه‌ها و طبقات اجتماعی مختلف را مورد نظر قرار دهد تا احساس مورد ظلم واقع شدن در میان هیچ کدام از اقشار جامعه احساس نشود
    با این کار اخلاق‌مداری در جامعه پررنگ می‌شود
    اما در صورتی که الگوهای رفتاری حاکمیت به شکلی باشد که مردم احساس ظلم کنند، مردم خود را محق به نادیده گرفتن هنجارهای اخلاقی خواهند دانست و ریاکاری در جامعه پررنگ شده و بعد از یک دوره زمانی از اخلاق تنها نامی باقی می‌ماند

    @Sahamnewsorg

    وقتي حاكمان دزد ورياكار باشند همانند حاكمان ايران وقوه قضائيه اش رباخوار ازپول وثيقه هاي مردم باشد اخلاق دزدي ورياكاري وفساد درآن جامعه شايع و ترويج مي شود. چنين جامعه اي جاي زندگاني پاكيزه نيست.
    چنانكه مي بينيم قتل هاي زنجيره اي ازفرهيخته گان را وبگير وببند وزندان وتبعيد وتهديد عدالت دوستان وآزادي خواهان كرامت انساني راحتي اشخاصي كه ركن انقلاب محسوب مي شدند سرش زير آب مي رود ورئيس جمهور به اصطلاح منتخب مردم را تهديد مي كنند كه فلان استخر درانتظارت هست كه سرت را به زير آب فرومي كنيم.
    اين جامعه جاي زندگي باكرامت انساني نيست .
    فرهيخته گان درهرجاي كشور ودرهرسمت ومسند بايد اجماعي بپا خيزند وعليه ظلم وستم وآدمكشي سيستم حاكم غارتگر واختلاسچي قيام جانانه كنند واعتراض منطقي خويش را به رخ حاكم مستبد بكشند خواستار شفافيت باشند وخواستار محاكمه آدمكشان وغارتگران وآمران به قتل فرهيخته گان را خواستار باشند ، تاكي بايد باخفت وذلت زندگي كنيم؟
    كار ازافشاي مظالم حاكم ظالم گذشته است همگان ازافساد في الارض حاكمان خبر دارندومي بينند كه درمحكمه اسمي ازدزدان غارتگر واختلاسچي نمي آورند وبا الف وبا اسم دزدانشان را اعلام مي شود. اين يعني اين دزدان ازخودمان است.
    مگر نديد شخص تروريست حجاريان بعدزمدتي قليل درزندان آزادش كردند.
    مگر نديديد درترور وكشتار وهشتناك فروهر وخانمش رهبر غارتگران چه گفت ؟
    اوگفت:” اين دشمن نجيب ما بود”.
    احمق من حبنقه دشمن مگر نجيب ونانجيب دارد؟
    ازاين سخن اوفهيمان فهميدند كه آمر به كشتار فروهرها،خوداوبوده است. وهمچنين است قصه غمناك ديگر قتل هاي زنجيره اي وغارتگري هاي هنگفت يارانشان.
    پس درنگ جايز نيست تا ايجاد حكومت دموكراتيك برمبناي آراء عمومي ورهائي ازظلم ملايان حكومتي .
    مصلح

     
  82. پاسخ به مصلح را اینجا می نویسم،
    او گفته است :
    ترورهای خارج از کشور: عبدالرحمن قاسملو، کاظم رجوی، عبدالرحمن برومند، شاپور بختیار، فریدون فرخزاد وصادق شرفکندی

    ترورهای داخل کشور: کاظم سامی، پیروز دوانی، مجید شریف، داریوش فروهر و پروانه اسکندری، محمد مختاری و محمد جعفر پوینده
    ….ترور مقامات متنفذ سابق: احمد خمینی و اکبر هاشمی رفسنجانی.

    پاسخ:
    گروه اول همه مبارزه مسلحانه داشتند و آمریکا و همه کشورهای توانا چنین مخالفینی را در خارج ترور می کنند ، برومند و فرخزاد در درفش کاویانی به همراه بخییار در کودتای قیام یا نوژه شرکت داشتند و رجوی که با مجاهدین تروریست و عملا هزاران ترور و انفجار بود و حزب دمکرات از زمان انقلاب تا الان در حال مبارزه مسلحانه است

    گروه دوم را سعید امامی و دوستانش کشتند که خیلی ها منجمله اعترافتشان می گوید که اینها عامل اسراییل و یا مجاهدین خلق و با هردو بودند که هدفشان تضعیف خود حکومت بود.
    وفات سید احمد و رفسنجانی هم ثابت نشده که ترور بوده، اگر هم بوده کار امثال سعید امامی بودند که هنوز هم وجود دارند.

     
    • بسم. رب الصدیقین

      رزیم. طاغوتی باچنین. رفوگری امثال تو ی ناشناس

      چرا به. چنین روز فلاکتی. افتاده است ومحیط. زیستی هارا یکی پس از دیگری می کشد وجسدش راهم می سوزاند ?
      چرا اینهمه. دزد و اختلاسچی درچنته. دارد ?

      چرا اسم دزدان ر درمحکمه. فرمایشی. با الف وبا. نام می برد ?
      چرا اینهمه. سرمایه گذاری مالی. و انسانی برای بقای بشار اسد کرده وملت ایران را مبتلا به بفقر و فلاکت نموده است ?

      آیا ملت ایران استحقاق. سرمایه ملی خویش را ندارد اما حوثی های یمن ولبنان. و فلسطینی ها دارند و احق واولی و سزاوارترند ?
      اگر احمد خنینی را نکشته بودند خونریزی ازچند عضو داخلی اش
      علامت چه بود ?
      اگر هاشمی رفسنجانی را عاملان. جلاد نظام سرش را زیر آپ. نکرده بود پس این تهدید مداحان روحانی را در فیضیه چه صیغه ای بود ?

      پس اعتراف می کنید که امثال سعید.امامی هنوز هم وجود دارند , پس چرا اینان را تصفیه نمی کنند ?
      آیا این بی عرضه گی نظام سرتا پا فساد نیست ?
      به نظرم. همین اندازه درجواب جناب. ناشناسی که قلمش هم خیلی آشنا به نظر می رسد و شاید نون ونمکی هم باهم خورده ایم , کافی است .
      مصلح

       
      • تعصب و نادانی در تک تک جملات شما فریاد می زند، کدام دادگاه یا فرد بیطرفی گفته که دولت فلان کس را کشته یا سوزانده ، آخر او را کی مس شناخت و جد مهم بود که باید کشته شود ، شاید امثال تو او را کشتند تا دولت را ب نام کنند ( خواستم بفهمی که تهمت و دروغ را میشود به همه نسبت داد )
        دزد و اختلاس در همه جا هست ، کره جنوبی تاکنون چند ریس جمهورش زندان و برکنار شده اند . واقعا این را هم نمیفهمی که اگر کسی تا در دادگاه محکوم نشده را نمی توان بی آبرو کرد و مثلا قبل از اینکه ثابت شود که امثال تو از عربستان پول میگیرند و یا عضو شبکه هزار نفری دروغ ساز منافقین در عربستان و اردن هستی اسم تو را در تلویزیون بیاورند ، خو و خانواده ات بی آبرو نمیشوی ؟
        تو که سواد و فهم نداری که سوریه طی جنگ شجاعانه از مظلوبیت ایران دفاع کرد و مغضوب دهها کشور عربی شد و پل حمایت ایرآن از حزب الله است تا اسراییل جرات حمله به ایران را پیدا نکند ، چرا نباید ایران از دولت قانونی اش حمایت کند در مقابل داعش و دیگر مزدوران دولت استعمار ساخته سعودی
        دیگر دروغها و اتهامات ثابت نشده ات را در متن قبلی پاسخ داددم، اگر در خانه کس است یک حرف بس است

         
      • سلام بر صدیقین غیر متظاهر
        من این نوشته جناب ناشناس را که بینی بین الله نمیدانم کیست دیشب دیدم،البته کلیت پاسخش را پسندیدم،اما هنگام خواندن مطلب خدا می داند این تصور برایم پیدا شد که نکند مخاطب او گمان کند من ناشناس نوشته ام،نخیر بنده هیچگاه برخلاف برخی ناشناس ننوشته ام و ناشناس هم نخواهم نوشت و تصادفا بسیار از ناشناس نویسی برخی شیاطین این سایت در رنجم،بنده در باب سیاست اختلاف نظر زیادی با شما دارم و در گفتگوهای یکی دوبار حضوری یا تلگرامی هم بارها در موارد آن بحث کرده ایم،بنابر این در باب عقیده یا برداشت از مسائل مختلف،با هیچکس تعارفی ندارم حتی برادر نسبی خودم،تا نیاز باشد با کسی در لفّافه سخن بگویم،بروید استغفار کنید به درگاه خدایی که او را می پرستید بابت سوء ظنی که بمن بردید نخیر به همان نان و نمکی که یکی دوبار بدعوت خودت در سفره ات خوردیم بنده ناشناس نبوده و نیستم،من همین ام که هستم همین سید مرتضی اگر مطلبی دارید مودبانه گفتگو کنید وگرنه عاجزانه سوء ظن نبرید و تهمت هم نزنید،هر اختلاف نظری با کسی اگر داشته باشم آنرا با همین نام می نویسم و با کسی رودربایستی ندارم حتی با شما،چنانکه بارها گفته ام شما که چند سال مسن تر از من هم هستید اخلاقا فرد خوب و منزّهی هستید در باب ایمان و اعتقاد به اسلام و مذهب اهلبیت،لکن در باب سیاست و برداشت از مسائل سیاسی در توهمید،در مورد این سوء ظن نیز در توهم هستید،و بنده چنانکه در خفاء گفته ام مایل نیستم در فضای عمومی با یک هم لباس بمجادله بپردازم،عیب بزرگ شما این است که وظائف اصالی و ذاتی روحانیت و آن لباسی که بتن داری در دفاع منطقی از دین مبین اسلام و مذهب اهلبیت که در این سایت مورد هجمه و هجوم برخی از دین ستیزان یا مخالفان دین و مذهب است را فراموش کرده ای و کینه ورزی های متوهمانه و موهوم را مصداق آزاد منشی می دانید،بنابر این نیازی نمی بینم به موهومات نوشته بالا پاسخ دهم،شما در سیاست حقیقتا پیاده اید و درکی از مصالح نظام اسلامی و اجتماعی ندارید و فقط مطالب آن دوست گریخته اتان را مقلدانه تکرار می کنید.چنانکه قبلا گفته ام :هذا فراق بینی و بینک.
        سید مرتضی

         
    • خدا شفا بده

       
  83. بیا ای دوست با من
    قدم برداریم در آرزویمان
    بروبیم سرزمین از دزد و غارتگر
    بیا باهم
    که ماییم، وحدّت ملّت

    بیا ای یار ، ای همراه
    فردا را ندا خوانیم
    به پاسش
    همه هستی فرا دانیم
    بیا باهم بروبیم از وطن ذلّت

    صبر تاکی؟
    بیا باهم بگشاییم
    دردهای جانسوزهر ذلت

    بیا ای هموطن
    ایران در جستجوی ماست
    رهایی دست ماست
    ز بی پروایی ما
    دشمن در ترس وبی پاست.
    بیا ای هموطن
    ایران فرا خواند: بیا خیزید ای ملّت با وحدّت.

     
  84. شفیعی
    9:45 ب.ظ / اکتبر 24, 2018
    سلام و درود

    دوست عزیز این پرسشهای کودکانه چیست؟ اگر قصد طنز نگاری داری قواعدش را رعایت کن و طنز بنویس، مرحوم آیت‌الله خمینی، هم در سطح عالی عرفانی نسبت به مفاهیم مثنوی و عرفان اسلامی مسلط و شهره بودند و هم از داستانها و تمثیلات مثنوی بخوبی آگاهی داشتند.از واکنش و سؤالات شما جز آنکه نشان میدهد که جدی نیستی و پرسش ها را تا سطح متلک گویی و اتهامات عوامانه تنزل میدهی، چیز دیگری نمیشود فهمید.

    ———-
    جناب شفیعی مولوی شناس ؛ من کودک نوپای نا بالغ در حیرتم که شما چگونه یک فقیه مطلق اندیش مطلق گرای صاحب رساله عملیه را که عمده بحث ان در امور تقلید و عبادات و خمس و زکات و … ‌. است را به صرف انکه اشعار مولوی راحفظ است و اشعاری به سبک حافظ سراییده ؛ عارف و با مولوی نسبی گرا هم عرض می انگاری .
    دوست عزیز کدامیک از عارفان نامدار ایرانی جنگ را نعمت میدانند ؟ و برای صدور انقلاب ! و اسلام متکی بر فقه جواهری ملت بزرگی را به باتلاق جنگ میگشانند انهم جنگ بین دو ملت مسلمان
    جناب شفیعی عارف ! چه نسبتی است بین مبتکر و مخترع ولایت مطلقه فقیه و بر پا کننده دار و داغ و درفش جهت محو دگر اندبشان با بایزید بسطامی و حلاج و ابوالحسن خرقانی ؟
    شما خیلی بهتر از من میدانید که فقیه الفقها وبزرگ مکتب دار شهر قونیه زمانی پای در وادی عرفان نهاد که از موکب پر جلال و جبروت به زیر امد و افسار انرا در دیوار قصر سلطان قونیه بست ! ؛ راستی کدامیک از عرفا اعدام انقلابی ۷۰۰ تن یهود بنی قریظه را در یک نصف روز از افتخارات علی ابن ابی طالب میداند؟ فرمان عارفانه چند خطی امام راحل در تابستان سال ۶۷ به هییت مرگ را با کدام سیر و سلوک عرفان همتراز میکنی ؟ ولی جناب زین الدین نه فقه فقیهان و نه عرفان عارفان هیچکدام دوای درد بشر امروزین نیست
    ما را ازادی نیاز است و از ایدیولوژیها و مذاهب ازادی بیرون نمی اید

     
    • امام خمینی جنگ را به این علت نعمت می نامید که روحیه مردم و ارتش و سپاه را به ادامه جنگ و مقاوتت در مقابل صدام متجاوز که از سوی تمام قدرت های دنیا حمایت مادی و معنوی و نفراتی میشد تقویت کند تا امثال تو اسیر لشکر خارجی نشوند و هر فرمانده جنگی باید روحیه مقاومت کشور خود را به هر طریقی بالا ببرد وگرنه او هرگز از ذات جنگ حمایت نکرد .
      آدم بی حافظه یا بیسواد ، سازمان ملل و تمام دنیا و مردم اون روز ایران را بپرسی میدانند و می گویند صدام به ایران تجاوز کرد ولی تو امام خمینی را عامل جنگ می دانی از عقده های درونت است که آفتاب را هم انکار می کنی ، مگر هر رهبری یک سخنرانی کرد کشور همسایه باید به او لشکرکشی کند،

      آدم غربزده بی سوادی مثل تو باید بداند اگر علی 700 یهودی دشمن را کشت ، آمریکایی که نو پابوس او هستی در یک لحظه دویست هزار غیر نظامی بی دفاع در 1400 سال بعد در هیروشما کشت ولی چون تو شستشوی نغزی شده ای ، آن 700 نفر 1400 سال قبل را در مغزت قالب کرده اند ولی 200 هزار نفر 50 سال پیش را دمکراسی قالبت کردند

       
      • ناشناس گرامی سلام،من با مطالبت موافقم،اما ترا بحضرت عباس با یک نام ثابت بنویس که متوهمان این سایت گمان بد به بنده نبرند که من در قالب ناشناس مطالب شما را می نویسم.جناب نوریزاد نیز می داند که بنده با شناسه مشخص می نویسم و نیازی به ناشناس نویسی ندارم.
        با تشکر از شمای عزیز

         
      • جناب ناشناس ولایت معاش ولایت مماس !! شما از کجای حرف من برداشت کردی که من از امریکا و جنایات او دفاع کر ده ام ؟ تاازه مگر فرار است چون امریکا هزاران ادم را در هیروشیما کشت ولایت فقیه هم ادم بکشد و اشکال نداشته باشد ؟ اتفاقا رژیم ولایت فقیه از ابتدا تاسیس تا کنون بیشترین منافع مادی را نصیب امریکا کرده است ؛ اگر رژیم ولایت نبود میلیارد ها دلار اسلحه تولیدی شرکت های اسلحه سازی امریکا در انبار ها تلنبار میشد ؛ حساب کرده اید نکبت زاده های اخوندیسم تبه کار چه میزان ثروت این مملکت طاعون زده را به امریکا و کانادا منتقل کرده اند ؟ این چه غرب جنایتکاری است که ۹۰ درصد اخوند های قدرتمدار برای درمان بیماری خود روانه غرب میشوند ؟ تمام /////////////////////////// روحانیون در غرب مشغول تحصیل و کارند حتی نوه و نتیجه های امام راحلتان ؛ اقای عزیز تمام نتیجه و میراث امام راحلتان این محنت کده ای است که در حال حاضر بجای گذاشته ؛ فقر ؛فساد؛دزدی؛فحشا ؛بیکاری و هزاران بلای دیگر میراث امام عارف راحلتان است ولی افسوس که تعصب و جهالت به امثال شما مجال دیدن نمیدهد

         
      • یکی از اطرافیان و نزدیکان نسبی امام رو میشه نام ببری که امام تهییجش کرده باشه شهیدی مجروحی مفقودالاثری چیزی شده باشه؟!!!

         
    • کسی نگفت مرحوم آیت الله امام خمینی،چون چند شعر مولوی از حفظ داشته یا اشعاری به سبک حافظ سروده،یکی از عرفای متاخر است،البته ایشان در کتابهای مختلف عرفانی و اخلاقی خود گهگاه به اشعار مولوی و حافظ و برخی دیگر از عرفا استشهاد کرده است،اما شما کوته نظران مغرض سیاسی،اگر می خواهید به میزان تسلّط اشخاص به عرفان نظری اسلامی که از بعد از شیخ اکبر محی الدین بن عربی آغاز شده است و بدنبال آن توسط شاگردان او و شاگردان شاگردان او به مرحله نضج و پختگی رسیده است پی ببرید،نیازی نیست اینگونه کودکانه و در عین حال غرض آلود به موهومات یا امور قابل بحث استناد کنید،بروید به کتابهایی که شخص در عرفان نظری،و سلوک عملی و عرفان عملی نوشته است مراجعه کنید، عرفان مرحوم آیت الله روح الله خمینی را جدا اینکه می توان در همین اشعار ناب باقیمانده از او شناخت ،باید او را در “مصباح الهدایه الی الخلافه و الولایه” اش مطالعه و ارزیابی کرد،باید او را در “شرح دعاء سحر” و “تعلیقات بر شرح فصوص الحکم قیصری” و “تعلیقات بر مصباح الانس ابن فنّاری” و “تعلیقه بر فوائد الرضویه عارف قاضی سعید قمّی” و “سرّ الصلاه” و “آداب الصلاه” و “شرح چهل حدیث” و “شرح حدیث جنود علم و جهل”و اخیرا”تفسیر کوتاه و محدوش بر سوره حمد یا فاتحه الکتاب”اش ارزیابی کرد و شناخت.چه شناختی امثال شما مغرضان کوته فکر از ایشان دارید جز مبارزات سیاسی شجاعانه با استبداد شاه و تشکیل یک حکومت و یک دهه حکومت داری؟! یکبار رفته اید این کتابها را تورّق کنید تا ببینید فهم درستی از ریزه کاری ها و ظرافت های عرفان نظری محی الدینی که باید عمری برای درک و فهم آنها استاد دید و زحمت و ریاضت کشید،دارید یا کسانی هستید که جز دنیا و مافیها و مظاهر آن نمی شناسید که بتعبیر مولی امیرالمومنین در نهج البلاغه: کالبهیمه المربوطه همّها علفها؟ چه شناختی دارید شما از این بزرگی که جمع کرده است بین حکمت و عرفان و فقه و حکومت و سیاست؟! همان خیال باطل که گمان می کنند عرفان یعنی انزوای از خلق الله و دوری از سیاست و مسائل اجتماع،و سیاست یعنی فرو رفتن در امور دنیا و مافیها و فراموشی یاد خدا و عرفان و معاشقه با او؟! این همان کوته نظری تاریخی بوده و هست،و مرحوم امام روح الله طاب ثراه این کوته نظری را کنار زد،یعنی هم مرد حکمت و عرفان و معنویت و معاشقه شبانه با خدا بود،هم بفکر اداره جامعه اسلامی و اجرای احکام اجتماعی اسلام بود،اینها اتفاقا بر خلاف فهم کوته فکران نشان از جامعیت اینطور اشخاص استثنائی است.ماجرای داغ و درفش و یهود بنی قریظه و مجازات محاربان مسلّحی که به هیچ منطقی جز زور قانع نبودند را نیز بارها در مورد آن نوشته ایم،بله عرفان و عارف از نظر امثال شما یعنی هالوئی و بی خبری از مسائل جامعه یا بی تفاوت بودن نسبت به امور سیاسی اجتماعی جامعه مسلمین و عرصه را خالی کردن برای بی دینان و بد دینان! تزی استعماری که قرنها استعمارگران کهنه و نو ترویج و حقنه کرده بودند و امام روح الله خمینی آنرا رسوا کرد ….شما چه فهمی از عرفان اسلامی و در عین حال فلسفه سیاسی اسلام دارید؟…

      —————-

      سید مرتضای گرامی
      گمانم بر این است که شما دارید یک اشتباه کوچک مرتکب می شوید. عرفا تا آنجا که ما شناختی از آنان داشته و داریم، سخن از سیر و سلوکی دارند که به آرامش درونی خودشان و شاگردانشان منجر شود. مثلا نمی شود عارف بود و اهل سیر و سلوک، اما اهل معامله و تجارت و حضور در میدان های جنگ و … نیز بود. من که سراغ ندارم. اگر نمونه اش را بیاورید سپاگزار خواهم شد. عمده ی عرفایی که ما می شناسیم از قیل و قال دنیا دوری می گزیده اند. و هرگز کاری با سیاست بمعنای عرفی اش نداشته اند. مثلا عارفی پیدا نمی کنیم که در هر دوره، در اطراف پادشاهان و کارهای شلوغ دربار مسئولیتی مثل وزیر جنگ و امور خارجه و فرماندهی سپاه و… پذیرفته باشد. آقای خمینی اگر حتی در یک مقاطعی از عمرش در نجف توانسته باشد طعمی از عرفان را چشیده باشد، اما با گزینش یک ملای آدمکش مثل خلخالی و با خبر بودنش از اعدامهای فی الفور پشت بام مدرسه، و پذیرشِ فرماندهی کل قوایی که به عمرش اسلحه ندیده و مطلقا آداب جنگ را نمی دانسته، و آن فتوای مخوف و خونچکان معروفش در کشتار زندانیان، فرسنگ ها نه از عرفان بل از انسانیت فاصله داشته است. البته یک شوخی نیز در این جا قابل ذکر است که : بله، عرفا بدنبال آرامش درونی اند. که حضرت امام خمینی شما، بعد از کلی کشتار و تخریب و ویرانگری و مال مردم به باد دادن، در وصیتش می نویسد: با دلی آرام و قلبی مطمءن و ضمیری امیدوار….. شوخی از این بالاتر؟ چه کسی می گوید: عرفا نمی توانند هم آدم بکشند و هم با دلی آرام از این دنیا بروند؟
      با احترام

      .

       
      • مطالب ذیل نوشته اتان که خوب همان کلیشه های همیشگی شماست که بارها در موارد آنها بحث کرده ایم و بحث در آنها بر شما که گوش اتان را بسته اید و مایلید چیزهایی را تکرار کنید بیفائده است.
        اما در باب عرفان و سیر و سلوک،اگر بنده اشتباه کوچکی می کنم شما اشتباهات بزرگی می کنید چون نا آشنای به این مسائل هستید و دستی از دور بر تاریخ عرفان یا عرفاء دارید،فرصت بسط مطلب ندارم اما اجمالا بدانید که وقتی لغت عرفان بکار می رود،این واژه مطلق دو معنا دارد:1- عرفان نظری- 2-عرفان عملی یا سیر و سلوک،عرفان نظری آن چیزهایی است که عارفان بزرگ اسلامی خصوصا از شیخ اکبر محی الدین بن عربی طائی در کتابهای عرفان نظری و بصورت یک دستگاه عمیق نظری عرفانی بیان کرده اند،در کتابهایی مثل الفتوحات المکیه و فصوص الحکم و برخی رساله های دیگری که شیخ اکبر نوشته است،البته مرحوم شیخ ابن عربی که بی اغراق بزرگترین عارف بعد از اسلام است و در باره او و کتابهای او و برخی انظار و تعبیرات او بحث ها و اختلاف نظرهای زیادی وجود دارد تا جایی که حتی برخی او را درتا سرحد کفر هم برده اند،در آثار خود ،هم به هستی شناسی عرفانی و باصطلاح عرفان نظری و عرفان الحق پرداخته است،هم به دقایق ریاضات و آداب سیر و سلوک عملی و معنوی پرداخته است،همینطور شاگردان بزرگ او و شاگرد اول او قونوی و جندی و بعدها هم قیصری و ابن فنّاری و دیگران نیز در کتابهای خود که در واقع شرح و توضیح عرفان راز آلود محی الدینی است،هم به عرفان نظری پرداخته اند هم به عرفان عملی،و البته این بنیان های نظری بعدها در آثار حکمای متالّه اسلامی امثال مرحوم شیخ اشراق و مرحوم ملاصدرا انعکاس یافته و برخی بحث ها صبغه فلسفی برهانی نیز یافته است،غرضم این است که بحث عرفان نظری محی الدینی که بعدها در آثار کسانی مثل قیصری و ابن فناری و دیگران نظم و صبغه برهانی هم یافته است،یک بحث است،بحث تصوّف و صوفیگری و سلوک عملی که برخی صوفیه داشته اند و در کتابهای تاریخ تصوف مثل تذکره الاولیاء عطار و کتابهای نظیر آن انعکاس یافته است بحث دیگری است،من غرضم از پاسخ گوئی به برخی معاندان یا نوباوگان این بود که کسانی که بخاطر غرض ورزی های سیاسی مرحوم امام روح الله خمینی را بیگانه با عرفان نظری می دانند ،فقط حدّ بیسوادی و دوری خویش از مطالعه را آشکار می کنند چون اینها فقط چهره سیاسی امام و حکومت داری ایشان را دیده اند،بنده چون چندی با موسسه تنظیم آثار ایشان همکاری های علمی پژوهشی داشته ام و غالب کتابهای فقهی اصولی و عرفانی اخلاقی ایشان را تحقیق کرده ام و بسیاری از آن پاورقی ها و تحقیقات حاصل کار جمعی من و دوستان نزدیک من بوده است،صرفا تعصب به شخصیت بزرگی مثل مرحوم امام ندارم،و برای من واضح است که ایشان از اکابر اساتید عرفان نظری معاصر بوده اند،که بسیاری از بزرگان در عرصه عرفان و برخی از مراجع بزرگوار و امثال مرحوم استاد شهید مرتضی مطهری و مرحوم شیخنا الاستاد فی الفقه،شاگردان ایشان در اینگونه بحث ها بوده اند،مرحوم امام خمینی جدا از تلمذ و شاگردی در ایام جوانی برای استاد عرفان وقت مرحوم آیت الله شاه آبادی بزرگ که نزد او شرح فصوص الحکم قیصری و مصباح الانس ابن فناری (کتابهای عالی درسی عرفان نظری در حوزه ها) را تلمذ کرده و باستادی رسیده و بر این کتابهای دیر فهم و دور از فهم غالب کسانی که به حوزه ها می آیند،حاشیه و تعلیقات علمی نفیس زده است،در حکمت و فلسفه مشاء و حکمت متعالیه صدرایی استاد مسلم بوده است که امثال مرحوم مطهری و شیخنا الاستاد آیت الله منتظری قدس سره از دست پروردگان بحث های فلسفی ایشان هستند،مرحوم آقای خمینی در سالیان پیش از تبعید به عراق بارها اسفار و شرح منظومه حاجی سبزواری را برای بسیاری از بزرگان و مراجع فعلی یا گذشته تدریس کرده است حالا بحث فقاهت و استادی ایشان در فقه و اصول و مبادی آن جدا،مقصودم این است که شخصی مثل امام راحل یکی از اسطوانه های علمی حوزه های علمیه قم و نجف بوده است و ورود او بمسائل سیاسی و اهتمام بامر مسلمین تابع گمنامی یا عدم شهرت او نبوده است که کسی شبهه کند او برای معروفیت آمد بسیاست،نخیر ایشان پیش از ورود به سیاست نیز یک مدرس عالی حکمت و عرفان در این حوزه ها بوده است و دهها و صدها شاگرد در باب فقه و فلسفه و عرفان تحویل جامعه داده است و اینطور نیست که هر بچه بوچّه ای یا هر آدم کم مایه یا خودنمای سیاسی بخواهد یا بتواند خورشید فروزان فقاهت و حکمت و عرفان آن بزرگوار را انکار کند،من اشاره کردم به کتابها و شاگردان ایشان،یکی از شاگردان خاکسار ایشان مرحوم استاد سید جلال الدین آشتیانی است که همه عمر خویش را مصروف حکمت و عرفان اسلامی و تدریس آنها یا چاپ و نشر نسخه های کمیاب عرفان و فلسفه نموده است،شما و برخی از همراهان شما با اینگونه الفاظ کودکانه و دور از فهم،بروید ببینید همین استاد مسلم عرفان و فلسفه،در کتابها یا حواشی خود یا مقدماتی که بر برخی کتابهای امام خمینی نوشته است در مورد ایشان و سابقه و علمیت ایشان در حکمت و فلسفه چه ها نوشته است،پس مقام عالی عرفان نظری مرحوم امام با مراجعه به کتب ایشان معلوم می شود نه استناد به قول و فعل او در سیاست.در باب عرفان عملی یا سلوک عملی نیز آری حضرت ایشان بعنوان یک فقیه و مجتهد برجسته متعبّد به ظواهر و آداب شریعت بوده است،و تعبد به عبادات و ظواهر و آداب الزامی و غیر الزامی شرعی بهترین راه و روش سلوک عملی برای رسیدن به مخّ و باطن شریعت بوده و هست،و این غیر از بدعت ها و اعمال بی ربط شریعت است که برخی نحله های درویشی یا متصوفه ایجاد کرده اند که ربطی به شریعت محمدی و ولایت علوی ندارد.در عین حال ایشان بر مبنای اساسی فقهی خویش در باب ولایت فقیه در عصر غیبت،در سیاست هم دخالت کرده است و حسب وظیفه شرعی که احساس می کرده است و با پشت گرمی به بیعت و رای و اقبال مردم حکومت تاسیس کرده است بر اساس رفراندوم های بزرگ و همگانی است،شما تلاش کنید فهم خود را از مسائل مختلف تصحیح کنید.
        با احترام

        ———–

        درود و سپاس از توضیحات جامع الاطراف شما
        یک پرسش
        در عرفان نظری و عملی، آیا برای کشتار زندانیان، یا نه، برای تفخیذ دخترکان شیرخواره هم پرانتزی باز شده؟ یعنی این داستان تفخیذ، در وجه نظری عرفان می گنجد یا عملی اش؟ بهتر بپرسم: آیا یک عارف ( چه در وجه نظری و چه عملی) می تواند اساساً – مثلا در خیال – به همچو صحنه ای نظر بیندازد و به آن بیندیشد و راهکار ارائه بدهد؟ حتی فرض اندر فرض؟ گمانِ من بر این است که یک عارف، همین که به صحنه ی معاشقه ی یک مرد با دختری شیرخواره – حتی در خیال و در وجهی فرض اندر فرض – فکر بکند، از درجه یا مرتبه ی عرفانی اش سقوط می کند. تا نظر شما چه باشد؟
        سپاس

        .

         
      • آسید میشه بگی تفخیذ طفل شیرخواره در کجای کرامات عرفا و مقامات سالکینه؟!!!شاید در مقامات العرفا یه باب جدیدی به نام تفخیذالعرفا درست شده ما بی خبریم؟!!

         
  85. خوب،حالا فرض کن همه این ادعاها و شانتاژهای تبلیغاتی و رسانه ای که گفتی تحقّق پیدا کنه،این باعث خوشحالی شما میشه که امریکا به اهدافش برسه؟! اونوقت فرق شمایی که با اسم فارسی و زبان فارسی می نویسی و خود را ایرانی معرّفی می کنی با بولتون و پومپئو و ترامپ و نتانیاهو چیه؟!
    اگر هم باعث خوشحالیت نمیشه و واقعا متاسّف و ناراحت هستی از اینکه کشورت و هموطنانت تحت فشار و تحریم و شانتاژ قرار بگیرند،خوب تحلیلت این وسط چیست و چرا ما باید ابزار رسانه ای دشمنان ایران و اسلام بشویم و حرفهای اونها رو تکرار کنیم؟ ما به امریکا زور گفتیم یا امریکا داره زور میگه؟ این وسط گناه مردم ایران و گناه حکومت ایران،غیر از استقلال خواهی و دفاع از مظلومین و تنفّر از ظالمین چی بوده که باید در برابر زورگوئی سرمایه داری حاکم بر امریکا سرخم کنه و مثل عربستان و دیگر کشورهای منفعل گاو نُه من شیره ده ترامپ و دار و دسته بی منطقش بشه؟ آیا ما باید بجای ترویج و توصیه مقاومت برابر زورگوئی اجنبی،دائم حرف ها و شانتاژهای دشمنان ایران اسلامی رو تکرار کنیم؟ اینجوری اونوقت ما ایرانی واقعی هستیم؟!
    .

     
    • این نوشته را ذیل نوشته کامنت گذاری بنام “قوام”ارسال کرده بودم،معلوم نیست چرا مدیر محترم سایت آنرا اینجا درج کرده اند.

      ————

      دوست گرامی
      من هرگز کامنتی را جابجا نکرده و نمی کنم. مگر چه بشود نوشته ای را از پست پیشین به پست تازه بیاورم. که در این صورت، حتما با نوشته ای کوتاه بدان اشاره می کنم.
      با احترام

      .

       
    • سید یا خیلی از مرحله پرتی یا اونا که میگن ماموری و معذور راست میگن .

       
    • گناه مردم ایران و گناه حکومت ایران؟!!گناه مردم ایران البته مشخصه.اعتماد به کسایی که قابل اعتماد نبودن تاوانشم ۴۰ ساله به بدترین وضعی دارن میدن.اما گناه حکومت ایران فقط استقلال خواهیه؟!!!مطمینی آشیخ؟!!اینهمه قتل و کشتار و ترور و شکنجه و زندان و اعدام و پشت پا زدن به تموم قوانین بین المللی و پول کشور رو بدون اجازه مردم ارث پدری دونستن و خرج یه مشت تروریست داخلی و خارجی کردن و ایجاد فتنه در تمام جهان و ….اگه معنیش استقلال خواهیه باشه تو راست می گی.اما…..کسی که دروغ میگه یا لاپوشانی می کنه.باشه؟

       
  86. فساد فی الارض خواندن فعالان محیط زیست گویای چیست؟ بیاییم بپذیریم که این افراد به اطلاعاتی دست یافته اند که نباید میفهمیدن٬ آنوقت سوال این است که چه چیزی در محیط زیست در پارکهای وحشی و دامنه های کوهها و صحراها وووو بوده که نباید میبوده و این افراد آنرا فهمیده اند؟
    این افراد از دیوار پادگانی و یا محیط نظامی که بالا نرفته اند تا به اسرار نظامی دسترسی پیدا کنند٬ پس اگر تجهیزات و اسرار نظامی در خارج از محیط نظامی بوده گناه این افراد چیست؟ بجای اینها افرادی که در خارج از محیط نظامی دست بکارهای نظامی میزنند و جان مردم و محیط زیست را در معرض خطر قرار میدهند باید به دادگاه کشانده شوند و پاسخگو باشند. این نابخردان با زندانی کردن این فعالین محیط زیست و محاکمه آنها در واقع دارند اعتراف میکنند که در محیط غیر نظامی فعالیتهای نظامی داشته اند و حالا میخواهند شاهدان را خاموش کنند.

     
  87. نمایندۀ کارفرمایان فرانسه: چرا ایران تحریم می‌شود اما عربستان خیر؟!

    به عقیدۀ رئیس سندیکای کارفرمایان فرانسه، تحریم کردن بازرگانی با ایران، اما آزاد نگاه داشتن آن با عربستان «منطقی نیست». او همچنین از اعمال تحریم‌های آمریکایی علیه مؤسسات غیرآمریکایی به تندی انتقاد کرد و گفت که اروپاییان باید در قبال آمریکا دارای استقلال رأی و عمل باشند.

    روز چهارشنبه ٢۴ اکتبر/٢ آبان، “ژوفروا رو دو بِزیو”* رئیس سندیکای کارفرمایان فرانسه (MEDEF)، گفت: «اگر بنا باشد با کسانی بده و بستان داشته باشیم که ارزش‌های ما را محترم نمی‌شمارند، حداقل باید رویۀ واحدی را در مورد همه رعایت کنیم».

    او که در یک گردهمایی شرکت‌های خصوصی صحبت می‌کرد گفت: «ایران که معایب زیادی دارد به هرحال یک دموکراسی است و پرزیدنت روحانی با رأی ایرانیان انتخاب شده»…

    آقای “دو بِزیو” که سخنگوی کارفرمایان فرانسوی محسوب می‌شود، اضافه کرد که «حقوق زن در ایران نسبت به حقوق زن در عربستان بسیار برتری دارد».

    وی همچنین به اصل «فرا سرزمینی بودن» تحریم‌های آمریکا شدیداً حمله کرد و گفت: «من به آقای ترامپ رأی نداده‌ام؛ من به آقای ماکرون رأی داده‌ام و اوست که باید به من بگوید آیا با ایران تجارت بکنم یا خیر»؟ او تأکید کرد که «باید در سطح اروپایی دارای حداقل استقلال تصمیم باشیم».

    قبلاً “برونو لومِر” وزیر اقتصاد و دارایی فرانسه نیز از تحریم‌های “فراسرزمینی” انتقاد کرده بود. مطابق این اصل، ایالات متحد آمریکا می‌تواند با اتکاء به قوانین خود، هر شرکتی را در خارج از خاک آمریکا تحت پیگرد قرار دهد و آن را تحریم کند.

    رئیس سندیکای کارفرمایان فرانسه، در پاسخ به پرسشی دربارۀ فروش اسلحه به عربستان گفت: «اگر قرار باشد که فقط با کشورهای دموکرتیک داد و ستد کنیم، چندان تجارتی نخواهیم داشت؛ بر خلاف پیش‌بینی‌های قبلی، دموکراسی در جهان در حال عقب نشینی است».

    او افزود: «ما ناچاریم با همه تجارت کنیم، با امید به این که هر چه مبادله بیشتر می‌شود ارزش‌هایی که برای ما مهم است یعنی احترام به انسانیت نیز بیشتر گسترش یابد». وی تأکید کرد که این تنها یک امید است و قطعی نیست.

    http://fa.rfi.fr/

     
  88. با ولایت فقیه تروریست و لاری جانی و خامنه ای عراقی زاده نجف،
    دلتان را خوش نکنید که ارزش ریال بالا رود. ایران آباد و مردم ایران در رفاه زندگی کنند. این اوضاع وخیم تر خواهد شد و دروغهای حاکمان تروریست نیز بزرگتر.
    تنها اتحاد مردم و جنبش و خیزش مردم ایران بر علیه این مفسدان فی الارض خواهد توانست حباب دروغ و سایه شوم لاری جانی ها و خامنه ای عراقی این اجانب تروریستی و نوکران دولتی و سپاهی و ملایان حوزوی را از میان بردارد.
    چه کسی می خواهد
    من و تو ما نشویم
    خانه اش ویران باد.

    —————-

    درود فریبای گرامی
    اینان که اسم بردید متولد عراق اند اما عراقی نیستند. مثل بسیاری از ایرانیان که در خارج از ایران زاده می شوند اما ایرانی اند.
    اینان، آنقدر با مفسده و ظلم آمیخته اند که برای طردشان نیازی به این نیست که عراقی شان بنامیم.

    .

     
    • درود جناب نوری زادگرامی
      از اعمال لاری جانی ها و خامنه ای می توان به وطن دوستی اشان پی برد و اینان ثابت کرده اند که وطنشان همان زادگاهشان نجف است.
      با احترام

       
  89. در راس همه امور قوه قضایی دست بالا را دارد که توسط لاری جانی ها هدایت می شود. نوکران دولتی اش نیز حمالی را بعهده دارند. البته این گرگ ملایان اگر گوشت هم را بخورند به استخوان یکدیگر کاری ندارند. چنانکه که شاهدیم مشهد را به خاندان خامنه ای سپرده و ایران را تبدیل به مستعمره ای برای روس و عراق کرده اند.

    زاینده رود و کارون بی آب می شوند تا عراقیان نجف و کربلا بی آب نمانند. نیروگاه اتمی در مرز ایران با پول مردم ایران برای مردم عراق از جانب روسیه تاسیس می شود تا عراقیان برق داشته باشند.خاکهای ایران به عراق برده می شود .هزینه ساختن نجف و کربلا را ایران تامین می کند.

    قوه قضایی که لاری جانی نجفی تروریست عراقی در راسش است وسیله ای برای سرکوب در دست این بیگانه عراقی و خاندانش است .لاری جای تا توانسته فرزندان ایران و ایرانیان وطن دوست را با کمک اوباشان سپاه و ملایان ولایت فقیه ترور و اعدام کرده است. همانگونه که شاهدیم این دستگاه سرکوب بشدت به کار خودادامه داده و با ترورهای خیابانی و انواع ترورها سعی در نابودی ملت ایران دارد.

     
    • “زاینده رود و کارون بی آب می شوند تا عراقیان نجف و کربلا بی آب نمانند. نیروگاه اتمی در مرز ایران با پول مردم ایران برای مردم عراق از جانب روسیه تاسیس می شود تا عراقیان برق داشته باشند.خاکهای ایران به عراق برده می شود .هزینه ساختن نجف و کربلا را ایران تامین می کند”.!
      (پایان)
      —-
      طبیعی است،کسی که اینجور نا آگاه است و با اطلاعاتی اینگونه غلط و متوهمانه دمخور است،اینگونه زنجیر پاره کند و با هذیان گوئی به این و آن اهانت کند! آب زاینده رود چکار دارد به کربلا و نجف؟! کدام نیروگاه اتمی در مرز ایران و عراق و با پول مردم ایران برای مردم عراق از جانب روسیه ساخته شده؟! دچار مالیخولیائید یا خواب پریشان دیده اید؟! خاکهای ایران کی و کجا به عراق صادر شده است؟! عقلتان پریشان شده؟! مگر عراق خودش خاک ندارد که خاک واردات کند؟! ساختن نجف و کربلا یعنی چه؟! اگر مقصود باز سازی یا توسعه حرم های شریف امامان شیعه است،غالب اینها اعانات داوطلبانه خود مردم شیعه ایران است.اینقدر مهمل بافی نکنید،بدانید اربابان امریکائی هیچ غلطی نخواهند کرد،اینقدر امیدوار به ورّاجی های بی کلّه هایی مثل بولتون و پمپئو و ترامپ نباشید!

       
      • سید، برو به دروغ کپی کردنهایت ادامه بده، که ملا خامنه ای و لاری جانی ها و دولت وطن فروش و دیگر ملاها به امثالی چون تو نیاز دارند

         
      • جناب سيد مرتضي
        سلام
        در مورد آبهاي زاينده رود و كارون و نيروگاه برق من هيچ اطلاعي ندارم و نظري هم نميدهم
        اما در مورد فروش خاك ايران اگر خواستيد سري به اسكله شهيد رجايي بندر عباس بزنيد
        تا مطمئن شويد حقيقت دارد و حتي چندي پيش گزارش آن به برخي روزنامه ها هم كشيده
        شد و آنطور شنيده ام تاجر صادر كننده آن هم آقاي محسن رفيقدوست است .

         
        • سلام دوست گرامی
          ببینید وقتی ما تعبیر به فروش خاک ایران به کشورهای دیگر می کنیم،باید ببینیم مقصود از این عبارت چیست؟ آیا مقصود این است که حکومت ایران بطور رسمی خاک ایران را به دیگر کشورها فروخته و باصطلاح خاک صادر کرده است،یا مقصود این است که کسانی بصورت پنهانی و غیر قانونی قاچاق خاک کرده اند و خاک بفروش رسانده اند؟ حالا اگر کسی مدعی شقّ دوم است باید برای ادعای خود سند بیاورد بلکه متخلّف قاچاقچی را بمراجع قانونی معرفی کند،البته با شنیده ها و اسامی اشخاص کاری نداریم،چون قاعده این است که مبنای داوری های ما نباید شنیده ام و شایعات باشد.
          اما اگر مقصود شقّ اول است،من بحثم همین است که نه تنها حکومت جمهوری اسلامی ایران بر اساس قواعد و قوانین حاکم بر آن چنین کاری نکرده بلکه در مورد آن قانون ممنوعیت فروش خاک تصویب کرده است، در این مورد بنگرید به این لینک:
          http://etemaadonline.ir/content/220849/
          من تصورم این است که این قانون مصوّب مجلس نافی اینگونه شایعات است،یا لااقل نافی صادرات قاچاقی خاک از سوی متخلّفان است اگر واقعا تخلّفی در این مورد وجود داشته.

           
  90. ترور و کشتار ابزار تروریستهای حکومت داعشی شیعی است.در راس نیز برادران دزد قاچاقچی یعنی لاری جانی های عراقی اند که ایران را مستعمره عراق کرده اند. و ملای بیسواد خامنه ای هم در خیالش امپراطوری ازاحمقان تروریست خواب می بیند.

    جایی که حوزه ها بیشترین بودجه را برای تربیت تروریست جهانی وغارت اموال مردم به خود اختصاص داده اند، مدارس از دانش آموزان فقیرتر و معلمان بی پولتر می شوند.آنجا ایران است .

    ایران در دست عده ای تروریست بین المللی است .چاره تنها در دست یکایک ایرانیان است .

     
  91. حکایت هفت ابان و اربعین :

    دو جمعیت را دو سفر در پیش است، یک جمعیت به دیدار بزرگمرد تاریخ ایران زمین به پاسارگارد میروند و دیگر جمعیت راهی دیاری دیگرند….

    جمعیتی سفرشان خود جوش است و دیگری سفرشان هویت سوز ….

    جمعیت خود جوش را بر راهشان سنگ می اندازند و به داغ و درفش تهدیدشان می کنند و جمعیت هویت سوز را میلیاردها تومان به پایشان خرج می کنند و هزینه ی سفرشان را می پردازند ….

    جمعیتی بسوی شادی و غرور و افتخار میروند و دیگری به طرف عزا و ماتم و نوحه سرایی ….

    و چه اندوهبار است که مردمی در مملکت خود غریب باشند و چراغشان را در مسجد بیفروزند و خانه شان را درتاریکی و ظلمات نگه دارند …..

     
  92. مردم را هالو وخر حساب می کنند.
    مگر می شود کسی به خود چاقو بزند و خودش را بسوزاند، آنهم فردی که برای حقوق بشرو محیط زیست تلاش می کرد؟

    چگونه است که تا به حال فقط فرزندان ایران ترور شده اند و نه یک ملا چون خاتمی؟
    چگونه است که دانشمندان ایرانی ترور می شوند و نه یک لاری جانی نجفی؟
    چگونه است که همواپیمایی از ۱۹ محیط زیستی منفجرو می شود و نه علم الهدی؟
    چگونه است که ایرانیان فعال حقوق بشرزندان و شکنجه می شوند و نه مرتضوی ها؟

    حکومت داعشی شیعی تروریست ، ترور دکتر فرشید هکی را چون دیگر ترورهایش چه در زندان و خیابان ادامه می دهد. تروریستهای طالبانی و حزب الله یی با سازمان اطلاعات و سپاه و دستگاه قضایی یکی هستند .
    تا مردم ساکتنند،لاری جانی ها ، خامنه ای و ملایان وسپاه تروریست برای ماندنشان دست به کشتار زده و می زنند. وو قتلهای زنجیره ای هیچگاه قطع نشد تا کنون و با وجود داعشیان جکومتی ادادمه خواهد یافت.

     
  93. استاد گرامی با درود دوستی برایم به طور جد این را فرستاده و گفته حقوق و قیمت ها را اگر مقایسه با قیمت هاو حقوق حالا بکنی میبینی که یکی است .من چه جوری باید …

    فهرست زیر آمار درآمد و مخارج ماهانه ایرانیان پیش از انقلاب است، که نشانه وضع اسفناک آن دوره پیش از انتخاب بوده است. خواهشمندیم، بحال ایرانیان آن زمان که در چنین نکبت و بدبختی زندگی می کردند، اشک بریزید! و خدای را شکر کنید!!!؟؟؟

    حقوق یک معلم ساده تازه استخدامی = ۱۳،۰۰۰ ریال در ماه
    حقوق دبیر (لیسانسه) تازه استخدامی = ۳۵،۰۰۰ ریال
    حقوق دبیر (لیسانسه) پایه یک = ۶۵،۰۰۰ ریال
    حقوق یک پاسبان سوم = ۲۲،۰۰۰ ریال در ماه
    دریافتی دانشجویان در ماه = ۱۰،۰۰۰ ریال در ماه
    دریافتی سرباز وظیفه = ۶،۰۰۰ ریال در ماه
    دریافتی افسر وظیفه = ۱۰،۰۰۰ ریال در ماه
    حداقل اجاره خانه = ۳،۰۰۰ ریال
    بهداشت و درمان = رایگان
    تحصیل تا پایان مقطع دانشگاهی = رایگان
    تغذیه در مدارس کشور = رایگان
    کتاب های درسی تا کلاس شش = رایگان
    کتاب های درسی و دفتر مشق تا دیپلم برای خانواده های بی بضاعت = رایگان
    قیمت دلار = ۷۵ ریال
    حداقل دستمزد کارگر ساده (عمله) = ۷۳۰۰ ریال در ماه
    تعداد زندانیان در کل کشور = ۱۰،۰۰۰
    آمار طلاق = ۱۵،۲۵۳ تن در سال
    آدامس خروس نشان = ۱ ریال
    آدامس شیک = ۲ ریال
    کبریت = ۱ ریال
    چسب زخم سه تایی = ۱ ریال
    بلیط اتوبوس واحد = ۲ ریال
    خودکار بیک = ۵ ریال
    ویزیت پزشگان عمومی در بخش دولتی = رایگان
    ویزیت پزشگان عمومی در بخش خصوصی = ۵۵۰ ریال
    زمین عباس آباد متری = ۲۰،۰۰۰
    بنزین (یک لیتر) = ۱۰ ریال
    گازوئیل (یک لیتر) = ۲.۵ ریال
    پیاز (یک کیلو) = ۵ ریال
    پرتقال درجه یک (یک کیلو) = ۲۰ ریال
    خرما (یک کیلو) = ۳۰ ریال
    نخود (یک کیلو) = ۳۷ ریال
    عدس (یک کیلو) = ۳۴ ریال
    لوبیا چیتی (یک کیلو) = ۴۰ ریال
    خیار مجلسی اصفهانی (یک کیلو) = ۱۵
    ریال
    گوسفند پرواری زنده (یک کیلو) = ۱۰۰ ریال
    انگور (یک کیلو) = ۲۰ ریال
    گندم (یک کیلو) = ۱۰ ریال
    سیب درختی (یک کیلو) = ۱۷ ریال
    شیر گاو و گاومیش باچربی (یک لیتر) = ۲۰ ریال
    ماست بی چربی/چرخ کرده (یک کیلو) = ۲۰ ریال
    پنیر لیقوان تبریز (یک کیلو) = ۷۰ ریال
    برنج شمال دم سیاه (یک کیلو) = ۳۲ ریال
    گوجه فرنگی (یک کیلو) = ۱۰ ریال
    سیب زمینی (یک کیلو) = ۱۵ ریال
    جو (یک کیلو) = ۱۰ ریال
    پسته کله قوچی (یک کیلو) = ۲۵۰ ریال
    گردو (یک کیلو) = ۲۰۰ ریال
    انجیر (یک کیلو) = ۵۰ ریال
    گوشت گاو بدون استخوان (یک کیلو) = ۲۳۰ ریال
    گوشت گوسفند با استخوان (یک کیلو) = ۲۳۰ ریال
    گوشت گوسفند یخی نیوزیلندی با استخوان (یک کیلو) = ۱۳۰ ریال
    قبر در بهشت زهرا = ۷۵۰۰ ریال
    نان سنگگ = ۱۰ ریال
    نان بربری = ۱۰ ریال
    نان تافتون = ۵ ریال
    نان تافتون دولتی (با کارت دولت) = ۲ ریال
    نان لواش = ۲ ریال
    آرد (یک کیلو) = ۱۰ ریال
    رنو ۵ ایران صفر کیومتر = ۱۲۰،۰۰۰ ریال
    پیکان دولوکس صفر کیلومتر = ۱۷۵،۰۰۰ ریال
    بیوک ایران (اسکای لارک) صفر کیلومتر = ۳۱۰،۰۰۰ ریال
    کادیلاک سوویل ایران صفر کیلومتر = ۳۸۰،۰۰۰ ریال
    روغن مایع (یک لیتر) = ۲۱ ریال
    قوطی پنج کیلویی روغن نباتی جامد = ۸۰ ریال
    یک بسته پودر لباسشویی (یک کیلو) = ۱۰ ریال
    تخم مرغ (یک دانه) = ۴ ریال
    مایع ظرفشویی نیم لیتری ریکا – ۱۸ ریال
    کنسرو ماهی تن جنوب (یک کیلو) = ۲۵ ریال
    چای (یک کیلو) = ۸۰ ریال
    شکر (یک کیلو) = ۲۶ ریال
    قند (یک کیلو) = ۲۸ ریال
    یک سیخ چلو کباب کوبیده = ۷۰ ریال

     
    • ای کیو ، اولا این حقوق ها را در جریان انقلاب برای ساکت کردن مردم زیاد کرده بودند ، در ثانی انموقع بیشتر مردم قدرت خرید الاغ هم نداشتن که سوار شوند ، چند نفر از اطرافیان تو ماشین می توانستند بخرند ؟ چند درصد مردم سوار هواپیما شده بودند ؟، مردم قدرت خرید بالایی نداشتند حتی همین قیمتهای پایینی را که نوشتی

       
      • نمیدانم شما قبل از انقلاب چه سنی داشتید ولی برای بسیاری از کسانی که در آنزمان بالغ و شاغل بودند بیشتر آمار فوق آشنا و درست است . آنچه را که از صدا و سیمای میلی راجع به ان دوران میشنوید زیاد باور نکنید.

         
      • ناشناس ای کیو بالای بالا !!!!!!! من در سال1356 دانشجو بودم و ماهی 300تومان میگرفتم وبا کار کردن در شرکت بهار (همراه با درس خواندن ) و فقط با ولخرجی نکردن 6 ماه از پولم یک پیکان نو خریدم 12320تومان . ناگفته نماند که سال قبلش گه کار نمیکردم با همان ماهی 300تومان هردو هفته یکبار شمال بودیم و اخر ماه هم هنوز مقداری پول داشتم . این شاه نامرد به ما نهار میداد 10ریال ولی نوشابه 5ریال !!! بنظرت نامرد نبود . ای کیو بالای بی خرد
        متاسفم برای نسل هایی که بعد از انقلاب بدنیا امدند

         
        • ای کسیکه در زمان شاه دمکرات !! به دنیا آمدی، مگر در ایران 30 میایونی کلا چند هزار دانشجو مثل تو در ایران وجود داشت ؟ تازه دانشجویی که از سفره بابایش غذا بخورد و بتواند 300 تومان را پس انداز کند.
          تازه شما دانشجو ها اگر اینقدر راضی بودید چرا همه فدایی خلق و مجاهد خلق میشدین پاسپانهای بدبخت را می کشیتید و انقلابی بودید ، بعد از انقلاب هم که شما دانشجوها با سوت و کف همان چریکها رفتید سفارت گرفتید گند زدید به مملکت ، صدمه ای که شبه روشنفکرهای بیسواد و دانشجوهای کم سن و سال بیسوادتر به کشور زدند را هرگز کشاورز و کارگر و خانه دار بیسواد صدمه نزد ، الان هم فکرتان مثل 40 سال پیش ناقص و تک بعدی است و هیچ فرقی نکرده اید و فقط تا جلوی بینی خود را می بیند و عمق فلاکتی که در صورت تحقق شعارهای پوچتان به سر مردم و کشور وارد میکند را نمی فهمید ، فکر می کنید آمریکا و آل سعود و اسراییل بعد به شماها قدرت می دهند، همان بلایی که سر گورباچف و شوروی و لیبی و سوریه و عراق آوردند در انتظار شماست ، صد درجه بدتر

           
          • ناشناس عقل کل جوابت سکوت است که میدانی چرا …. ولی برو به بابات بگو تا واقعیت ها را بهت بگه که قبول کنی .مگر اینکه مزدور هستی و چاره ای جز کتمان حقیقت را نداری!!! . چه بودیم و چه شدیم . چریکهای فدایی و مجاهدین خلق هم نامردانی که گرگ بودند و در پوستین گوسفند . فکرش را بکن مریم خانم از شوهرش طلاق گرفت که بشود زن مسعود خائن که از بس به دختران فریب خورده مجاهد تجاوز کرد توسط یکی از انها به درک واصل شد .

             
      • ناسناس مثل اینکه شما قبل از انقلاب یا ایران نبودید یا به دنیا نیامده بودید چون اطلاعاتتان ناقص است

         
  94. سایت چوپون سردار/* شکستخورده: دختران و پسران در مضیقه ازدواج.
    سایت آستان قدس رضوی: بیان مشهد مشکلشون حل میشه.

     
  95. جمهوری اسلامی نظام خیال پردازان و قصه گوها و شارلاتانها است.امروز در توئیتر خبرنگاری با خوشحالی و آب و تاب از رکود احتمالی آمریکا خبر داده بود. درست است این احتمال وجود دارد ولی خبر خوش آن برای ایران به گل نشسته چیست؟ اگر آمریکا وارد رکود شود بخش اعظمی از اقتصاد جهانی وارد بحران میشود و نیاز به انرژی و خرید نفت که شاهرگ اصلی ایران است بشدت کاهش می یابد. دلار آمریکا ضعیف و به تبع آن بسیاری از معادلات و معاملات سرنوشت دیگری پیدا میکنند. فرض کنیم که ایران هیچ تحریمی هم نداشته باشد خرید نفت ایران به کمتر از نصف میرسد یعنی مثل اینکه تحریم شده و شاید بد تر.
    اما اوضاع بدتر از این حرفها است.رهبری این کشور به رویا و داستانسرائی سپرده شده.فریاد شفافیت زا از امام شیعیان گرفته ایم در همه جا طنین انداز است و کلی هم بحث در سطح کشور میشود که شفافیت چه زیبا است. یکی هم نیست به این رهبر معظم بگوید حالا شفافیت را زا هرکی یاد گرفته ای یاد گرفته باش. شما اصلا میدانی شفافیت چی هست؟ شما در این سالهای نکبتی به اعتراف مرحوم هاشمی حتی اجازه یک سئوال از دستگاه خودت را ندادی و صراحتا گفتی مخالفم و زدی زیر قانون!
    بین ما و شما شفافیت فقط در لفط مشترک است نه در معنا!. بقول همان امامی که شفافیت را میگویئ از او یاد گرفته ای،گلام حقی میگوئی به منظوری باطل!..کپی برابر اصل خوارجی جناب!

     
  96. در روزهای اخیر، اظهار نظرهائی از سوی مقامات قضائی منتشر می شود و حوادثی در ایران روی می دهد که حتی اگر بخشی از حدس و گمان ها و شایعات درباره آنها صحبت داشته باشد، در جلسه هفته گذشته رهبر با سران سه قوه و معاونان درجه اول آنها و همچنین فرماندهان سپاه و مسئولین امنیتی بیت رهبری و سپاه تصمیماتی در جهت مقابله با تحریم های امریکا و نتایج آن گرفته شده است. این جلسه 2 ساعت و نیم طول کشیده اما هیچیک از کسانی که در آن حضور داشته اند درباره تصمیمات و نظراتی که در آن ارائه شده حرفی نمی زند. مرحله دوم تحریم های امریکا از 5 نوامبر (11 روز دیگر) آغاز می شود و ظاهرا نظام خود را آماده دوران پس از 5 نوامبر کرده و در راس همه تصمیمات و آمادگی ها، مقابله با شورش احتمالی مردم است. فلج بی سابقه اینترنت در روزهای گذشته که حکومت شایع کرده کار امریکا و نتیجه تحریم هاست، قتل یک روشنفکر و محقق اجتماعی (فرشید هکی) که شباهت کامل به قتل های زنجیره ای دارد، وحشت از عقب نشینی در برابر زنانی که می خواهند به ورزشگاه آزادی بروند و تهدید های مضحک دادستان کل جمهوری اسلامی در همین ارتباط (حکومت اسلامی است و زنان حق دیدن پر و پای فوتبالیست ها را ندارند!) و متعاقب آن، یاری خواستن نماینده ولی فقیه در سپاه از طلبه ها برای گرفتن مقابله با زنانی که میخواهند مسابقات ورزشی را ببینند، قطع برنامه 90 از سیما، چند نمونه ایست از بازتاب و یا نتایج جلسه ای که محرمانه در بیت رهبری تشکیل شد. بجای یافتن زبان مشترک با مردم برای ایستادن مقابل تحریم ها و گرفتن دست چپاول غارتگرانی که سایه به سایه قدرت و حکومت حرکت می کنند، ظاهرا می خواهند فضای سیاسی را بیش از این ببندند که بسته است. وزیر نفت می گوید نفت ایران را خواهیم فروخت و تحریم های امریکا بی تاثیر است و امریکا نسبت به فروختن نفت ایران و دور زدن تحریم ها به روسیه هشدار داده است.

     
  97. استیون منوچین وزیر خزانه‌داری آمریکا اعلام کرد صادرات نفت ایران به صفر خواهد رسید.

    استیو منوچین به رویترز گفت خریداران نفت ایران باید بیشتر از ۲۰ درصدی که در سال های ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۵ ملزم بودند نفت ایران را کاهش دهد پس از تحریم های ۴ نوامبر واردات نفت ایران را کاهش دهند تا بتوانند از معافیت های آمریکا برخوردار شوند.

    استیو منوچین وزیر خزانه‌داری آمریکا در ادامه سخنانش گفت سیستم بانکی و سوئیفت نیز ارتباط خود را با ایران و سیستم بانکی ایران قطع خواهد کرد.

    او در ادامه سخنانش گفت به جز در مورد دارو و غذا و محصولات کشاورزی ایران در همه جنبه ها تحریم خواهد شد.

    وزیر خزانه داری آمریکا از اجرای دو برنامه مهم یعنی به صفر رساندن صادرات نفت ایران و قطع سوئیفت خبرداد و شرط معافیت مشتریان نفت ایران را نیز اعلام کرد.

    البته کاهش صادرات نفت ایران بر قیمت نفت در بازارهای جهانی اثر گذاشته است در این میان با اجرای تحریم‌ها فشار بسیار زیادی بر اقتصاد ایران وارد خواهد آمد چرا که هرچند انتظاری برای صفر شدن صادرات نفت ایران در ماه آینده نیست اما در نهایت این هدف محقق خواهد شد.

    واشنگتن مذاکراتی با سوئیفت انجام داده تا روابط مالی و بانکی با ایران قطع شود.

    هدف این است که شرکت های تحریم شده ایران نه از طریق سوئیفت و نه از هر مکانیزم دیگری قادر به انجام مبادلات مالی باشند.

    وزیر خزانه‌داری آمریکا هم در اسرع وقت بانک هایی را مشخص می‌کند که می‌توانند مبادلات مالی مربوط به خرید کالاهای بشردوستانه یعنی دارو غذا و محصولات کشاورزی را انجام دهند.

    دور اول تحریم های آمریکا بر علیه جمهوری اسلامی از روز پانزدهم مرداد سال جاری اجرایی شد و دور دوم و اصلی تحریم ها از روز سیزدهم آبان برابر با چهارم نوامبر اجرایی خواهد شد که سیستم بانکی و نفت ایران را تحریم خواهد کرد.

     
  98. شفق سرخ عشقی از رادیکالترین روزنامه در آنزمان و با گرایشات چپ بود. و بیشترین فحاشی را عشقی به شیخ و آخوند و عمامه بسر و اسلام و مزخرفات اسلامی نموده.بعد این شفیعی اونو سید و لابد مسلمون می داند!
    در سه تابلو مریم بخوبی عشقی جهت گیریها و آرمانهای انقلابی خود را می آورد و از آنچه بر میهن و انقلاب رفته افسوس می خورد و از استبداد و مرتجعین می تازد و در سراسر آثارش بخوبی ضدیتش را با مرتجعین و مستبدین را بطور رادیکال و با گرایشات چپ رادیکال می توان دید.

     
    • مزدک۱ گرامی
      اگر عشقی در زمان ما میزیست شاید این شعر را بر مقام معظم رهبری (رهبر مسلمین جهان) میگفت. یادش گرامی.
      رهبر مسلم عالم اگر این //// است
      به چنین رهبر و انصار ///////// …. (جای خالی را خودتان پُر کنید)
      فکر نکنم میرزاده عشقی و یا ایرج میرزا بی ادب بوده باشند٬ گاهی کارد به استخوان میرسد و فریاد هم بجایی نمیرسد آنوقت آدم میزند به سیم آخر و کلام را اسلحه میکند تا شاید کسی صدایش را بشنود٬ بعضی از شعرهای عشقی هم از همین جنس هستند. در ضمن دوست عزیز وقتی این آقایان تازه از غار درآمده ادعا میکنند که فرمولی که انشتین کشف کرده در قرآن هست آنوقت سید خواندن عشقی که چیز عجیبی نیست. از سید گفتن شروع میکنند و بعد میرسند به جحت ال اسلام. حالا خوبه این بابا رفته سراغ مرده٬ خمینی یک نماینده مخصوص فرستاده بود شوروی با یک جلد قرآن که میخاییل گورباچوف رهبر بزرگترین حزب کمونیست دنیا را مسلمان کند. (این کار خمینی شاید خنده دارترین حرکتی باشد که در طول حیات ج.ا. رخ داده٬ حتمأ بعدش هم نقشه داشت که گورباچوف را ختنه کند) . آدم نمیدونه از دست این عقب موندها سرش به کجا بزنه.(نوریزاد گرامی اگر متن کمی خارج از محدوده شد ببخشید)

       
    • سلام و درود

      حرف شما اینبود که میگفتی تمام سیدها باکشور ما بیگانه اند و هیچ علاقه و عشقی به ایران ندارند، بنده فقط یک نمونه از سیدها را نشانتان دادم که خودت هم ناچار به میهن دوستی بیمانندش اعتراف کردی. اگر کسی براستی کلیات میرزاده عشقی را بخواند میداند که او اگر در میهن دوستی بی نظیر نباشد، لااقل کم نظیر است. شیونی که از زبان شیرین عروس نوشیروان بر خاک ایران اشغالشده در حین جنگ جهانی اول و رنجهای بیشمار مردم مجروح و تن به تسلیم داده و گرفتار قحطی
      هولناکی که با تصرف سیلوهای گندم و خواروبار توسط ارتشهای اشغالگران به ایرانیان تحمیل شد، سر میدهد ، در حقیقت، نوحه و مرثیه و شیونهای خود میرزاده عشقی( سیّد کوردستانی) است که ضمن آن اشعار اشکهای خونینش را نثار میهن گرامیش ایران میکند . آن مرد بزرگ و بیمانند اشاره ای به سید و غیر سید بودن خود نکرده ، نه به آن بالیده و نه از آن ننگ داشته، اما عشقی کسی نبود که سید بودن را مغایر ایرانی بودنش بداند، یا اگر در سید بودنش کمترین تردیدی میدید محال بود، لااقل در کار نویسندگی آنرا پیشوند نام خود قرار دهد. توصیه میکنم دوستان خود به مطالعه کلیات ( سید کوردستانی)سیّد محمد رضا میرزاده عشقی بپردازند و ببینند که ما از چه گنجینه های افتخار آمیزی از دانش و میهن دوستی و فداکاری در راه ایران برخوردار بوده و از آنها غافلیم. امیدوارم دوستان در حین خواندن چشمانشان چون چشمان حقیر زیاد آسیب نبیند و بتوانند بر خلاف بنده که توانستم تنها حدود یک ثلث از اشعارش را حفظ کنم ،آنان کل اشعارش را حفظ کنند.از اشعار« احتیاج ای احتیاج »و« روزگار ای روزگار »و هجوهای مؤثرش در افشای مرتجعین ازجمله مدرس و وحید دستگردی هم لذت برده و غافل نشوند.
      جالست بدانید که« اپرای رستاخیز شهریاران ایران »قبل از شهادت شاعر در تهران اجرا میشد و عشقی نقش خودش را در نمایشنامه که با خوابیدن او در ایوان مدائن آغاز میشود بازی میکرده است. اجرای این اپرا در آنزمان تأثیر بسیار مؤثر و غریبی بر مردم، بویژه زرتشتیان ایران نهاد. شرح این موضوع در یکی از شماره های ماهنامه چیستا« نشریه زرتشتیان ایران »آمده است.

       
  99. سلام و درود

    جناب سید مرتضای مجتهد، شما که اینهمه مطلعید و آنجا هم که اطلاعات کافی ندارید، تحقیق میکنی و راست و دروغ اخبار و ادعاها را نشان میدهی، چرا در مورد قتل دلخراش دکتر فرشید هکی و بستری کردن آقای خواستار در بیمارستان روانی سکوت کرده ای؟

     
    • سلام و درود
      بنده بیشتر تلاشم مصروف مسائل مرتبط با امور دینی یا دفاع از کلّیّت نظام جمهوری اسلامی می شود و هرگز ادعا نکردم از همه موضوعات ریز و درشت جامعه مطّلعم یا مصمّم به اظهار نظر در همه رخدادهای جامعه هستم،چیزی که هست وقتی اینجا اظهار نظرات خلاف واقع یا مغرضانه می بینم انگیزه می شود که در مورد آنها بررسی و مراجعه به رسانه ها یا اظهارات مسئولان کنم و حاصل بررسی خودم را ابراز کنم.

      در خصوص دو موردی که به آن اشاره می کنید،خوب معمولا مخالفان کلیشه ای نظام جمهوری اسلامی،حتی اگر کلاغی از جایی به جایی بپرد شروع به مخالف خوانی خود می کنند،من اما اگر موضوعی اتفاق افتاد فورا قضاوت نمی کنم،صبر می کنم تا جوانب آن روشن تر شود،مسئولان مربوطه اظهار نظر کنند بعد مسائل را جمع بندی کنم،فکر می کنم این روش روشی عقلائی و معقولتر باشد از اینکه همینطور بصورت کلیشه ای چون مخالف نظام جمهوری اسلامی هستیم،تا یک جایی یک جسدی پیدا شد شروع کنیم با بکار گیری سلولهای خاکستری پواروئی! و اطلاعات ناقص یا مغلوط،فورا آنرا به “قتل”تعبیر کنیم،بعد هم فورا نظام جمهوری اسلامی ایران را متّهم کنیم که قاتل این مقتول است! یا اگر متّهم مساله داری تحت تعقیب قرار گرفت بدون تامّل و درنگ در مورد او حکم صادر کنیم.بدون تردید هیچ انسان با وجدانی از مرگ انسان بیگناه دیگری خوشحال نمی شود،بله اینکه کسی در اتومبیلی سوخته باشد و از بین رفته باشد مرگ دلخراشی است،اما این چه عادت بدی است که ما پیدا کرده ایم تا واقعه ای اتفاق افتاد همینجور روی حدس و گمان های ضعیف یا فاقد دلیل منطقی کسی یا کسانی یا مجموعه یک حاکمیت را متهم کنیم؟ آیا مرگ یا قتل فقط در ایران اتفاق می افتد؟ روزانه بلکه ساعت به ساعت ممکن است قتل و آدمکشی به اغراض مختلف در نقاط مختلف جهان اتفاق بیفتد،من پرسشم از شما این است که شما همینطور ناآگاه به اصل قضیه،و ناآگاه به پرونده یک مرگ،اظهارات شاهدان،اظهارات خانواده متوفّی،اظهارات پلیس،اظهارات پزشکی قانونی،اظهارات قاضی کشیک پرونده یا دادستان،چطور بخود اجازه می دهید فورا از یک مرگ به قتل تعبیر کنید،بعد از آن سکوت کسانی را که بطور معقول روند ماجرا تعقیب می کنند معنادار بدانید و به آنها گمان بد ببرید؟ آیا احتمال یک خودکشی کاملا منتفی است؟! حالا شما فرض کن یک قتلی صورت گرفته،آیا قتل بانواع و اقسام انگیزه ها و مسائل شخصی غیر ممکن است؟ چطور کسانی،در حالیکه پرونده یک مرگ دلخراش در حال بررسی بوسیله پلیس و آگاهی و قوه قضائیه است بخود اجازه می دهند مجموعه نظام جمهوری اسلامی را متهم به قتل کنند؟! این آیا بیماری بدبینی و مخالفت کلیشه ای و پشت کردن به هنجارهای قانونی یا اخلاقی نیست؟ چطور وقتی پزشکی قانونی و دادستان توضیح می دهند که هیچ اثری از ضرب و شتم و لطم و جراحت در بدن متوفی نیست کسی بخود اجازه می دهد با کنار گذاشتن اخلاق و قانون برود مصاحبه کند یا بنویسد این مقتول را رهبر چاقو زد؟! این روش های ما با کجای انسانیت و اخلاقیات هماهنگی دارد؟! خود خانواده طرف می گویند او فعال محیط زیست نبوده،بعد در این رسانه ها او را مقتول فعال محیط زیستی معرفی می کنند! خود خانواده می گویند او قبلا بوکالت مشغول بوده و مدتهاست وکالت نمی کند،عنوان درست می کنند که وکیل دادگستری و فعال محیط زیستی بقتل رسید! مضحکتر اینکه چند انتقاد و نقد روتین در عبارت های او پیدا می کنند که بله اینها را پیش از قتل اش گفته است! بنابر این چون اینها را گفته پس به این جهت کشتندش! خوب خوش انصاف ها! دهها مورد از این انتقادها را و غلیظ تر از اینها را که شبانه روز شماها و دیگران در این رسانه ها می گویید،چرا آن دیگرانی که غلیظ تر هم انتقاد می کنند کشته نمی شوند؟!
      بنابر این من سکوت می کنم چون ما الان تازه این اتفاق افتاده و مساله توسط پلیس و قوه قضاء در دست بررسی است و درست نیست ما همینجور قلم و زبان خود رها کنیم به تهمت و اتهام به این و آن یا فلان نهاد یا فلان شخص،شما بگویید در کجای دنیا این روش را که برخی از ما ایرانی ها داریم دارند؟! در امریکا و انگلیس و فرانسه وآلمان و جاهای دیگر هم قتل اتفاق می افتد،آیا فورا مردم حکومت خود را نهادهای امنیت خود را متهم بقتل می کنند یا صبر می کنند ببینند بررسی نهادهای قانونی پلیس و غیره چیست؟ و بالاخره واقعا فکر می کنیم این فهم است،یا احساس مسئولیت است یا پزیشن مبارزه سیاسی است که تا اتفاقی افتاد همینجور بدون اطلاع و صرفا بر اساس شایعات و حدس و گمان،موضع بگیریم و این و آن را متهم کنیم؟
      خوب الان شما نگاه کنید به این لینک اظهارات اولیه دادستان تهران بعنوان یک مقام مسئول،کجایش با اینهمه شر و ورّی که در این صفحه یا در شبکه های اجتماعی گفته شده و تکثیر می شود هماهنگی دارد؟

      http://www.mizanonline.com/fa/news/462127/

       
      • قبلنا فقط می گفتی دلیل حضورت دفاع از دینه حالا کلیت نظام هم به اون اضافه شد؟!!این روزا نون درآوردن یه خورده سخت شد.نه؟!!!!

         
  100. آقای فریبرز رییس دانا یک سوسیالیست و چپ است! ما آخرش نفهمیدیم شما این ور بومی یا اون ور بوم!!!! تنفر جنابعالی از حزب توده و ادعای جیره خواری از آمریکا یه طرف و بعد به به و چه چه برای جناب فریبرز رییس دانا!!!! شده درست عینهو مخالفت کردنهای شماها!!!! با یه دست پس زدن و با پا پیش کشیدن شده!!!!! گفتم به این دوستان محترم توی عکس هم بگید که نگن نفهمیدیم!!

     
    • در ميان نيروهاي چپ ايراني انسانهاي فرهيخته و شرافتمند فراوانند اما قطعا” آنها توده اي نيستند حزب خائن
      و وطن فروش توده كه مزدور اجنبي بود و هست را در زمره ي نيروهاي چپ حساب نكنيد , حساب آنها جداست .

       
      • شباهتها و اشتراكات فراوانی میان همگی اینان وجود دارد و اینکه اسمی مانند توده ای،چپ، مارکسیست و … روی آنها بگذاریم تفاوتی در کل ماجرا نمی کند!!! همه این اسامی در دل خود مبتنی بر چنین شباهتهایی شکل گرفته اند! پس اگر فردی بخواهد تمایزی میان افکار گروهی از گروه دیگر قائل شود یا دروغ می گوید و یا بی اطلاع!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! البـتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــه در شیوه مبارزاتی (آنارشیسم) نیز بسیار توافق نظر دارند!!! شاید ایشان تواب بوده اند و با رویکرد توابی به مخالفت می پردازند چرا که می دانیم حکم یک فرد سوسیالیست در جامعه آخوندی ایران اعــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدام است!!!! تعجب نمی کنید ایشان اعدام نشده اند؟!؟!؟!!؟

         
  101. آقای نوری زاد سلام ، دکتر فرشید هکی ما را همچون عین القضات شمع اجینش کردن ، وما بی تفاوت با جنازه اش عکس سلفی می اندازیم ، دکتر ، ما را ، مردم ما را چه می شود ، ای زبان علی در کام ، بگو ، از ظلمی که بر ما میرود بگو ، بیشتر بگو ، شاید نفیر بیدار باشی باشد بر خفته گان مردگان این. قبرستان ، ای علی ، ای مرد روزهای سخت ما

     
    • اینها خودشون راه همان علی را می روند بعد تو دست بدامن علی می شوی!بدبخت ملتی که ذهن و روحش در تسخیر اراجیف انسان و تمدن و ایران ستیز اسلامی است و قهرمان و مقدسینش مشتی عرب آدمکش و دزد و غارتگر و وحشی ۱۴۰۰ یال پیش اند.و هنوز بعد از بیش از ۱۴ قرن دست بدامان کسانی می آویزند که در زمان حیات خود ارزش،چندانی بین قوم و قبیله خود نداشتند!

       
    • ❌ اتهام 5 متهم پرونده فعالان محیط زیستی بازداشت شده با یک نامه به دادستان از “جاسوسی” به “افساد فی‌الارض” تغییر کرد

      وکیل مدافع تعدادی از متهمان پرونده موسوم به فعالان محیط زیستی بازداشت شده، از تغییر اتهام 5 متهم این پرونده از جاسوسی به افساد فی الارض خبر داد و گفت: کیفرخواست این افراد به اتهام افساد فی الارض صادر شده است.

      محمدحسین آقاسی شامگاه یکشنبه در گفت وگو با خبرگزاری ایرنا با اعلام این خبر اظهار داشت:

      زمانی که برای پنج متهم پرونده محیط زیست به اتهام جاسوسی کیفرخواست صادر شد، کیفرخواست صادره طبق روال معمول قانونی، نزد دادستان تهران رفت زیرا وفق قانون وقتی بازپرس قرار یا تصمیمی می‌گیرد، آن قرار یا تصمیم باید به تایید دادستان هم برسد تا منجر به صدور کیفرخواست شود.

      درهمین زمان، نامه‌ای به دست دادستان تهران می رسد که بر اساس مفاد آن، دادستان تصمیم می‌گیرد اتهام این افراد به افساد فی الارض تغییر کند.

      بر اساس مجوز قانونی، دادستان این اختیار را دارد که با تصمیم بازپرس مخالفت کند و در اینجا اعلام می‌کند که باید اتهام این افراد از جاسوسی به افساد فی الارض تغییر کند.

      طبق قانون بازپرس می‌تواند روی نظر خود اصرار کند و در این موارد که بین دادستان و بازپرس اختلاف وجود دارد، مرجع رسیدگی و حل اختلاف دادگاه صالح است.

      بازپرس پرونده با نظر دادستان تهران مبنی بر تغییر اتهام از جاسوسی به افساد فی الارض مخالفت نمی‌کند و روز شنبه دوهفته پیش در جلسه‌ای با حضور وکیل متهمان که از وکلای مورد اعتماد رئیس قوه قضائیه (موضوع تبصره ماده 48 قانون آئین دادرسی کیفری)، اتهام افساد فی الارض را به متهمان تفهیم می‌کنند و بر اساس اتهام مزبور برای این پنج متهم کیفرخواست صادر می شود.

      اکنون پروند مراحل قانونی را طی می کند تا کل هشت پرونده به دادگاه انقلاب ارسال شود.

      ⬅️فعالان محیط زیست، مراد طاهباز، سام رجبی، امیرحسین خالقی، هومن جوکار، سپیده کاشانی، نیلوفر بیانی، طاهر قدیریان، عبدالرضا کوهپایه نزدیک به نه ماه است که در بازداشت موقت به سر می‌برند.

      کاوس سید امامی هم یکی دیگر از بازداشتی‌های محیط زیستی بود که بهمن ماه سال گذشته خبر خودکشی او در زندان به خانواده‌اش اطلاع داده شد.

      ‼️ طبق اخبار منتشر شده در فضای مجازی این اتهام را دادستان براساس یک نامه ارتش برای این ۵ متهم مطرح کرده است ؛ مراد طاهباز ، نیلوفر بیانی ، هومن جوکار ، سپیده کاشانی ، طاهر قدیریان پنج نفری هستند که متهم به افساد فی الارض شده‌اند!

      @iran_times

      غارتگران واختلاسگران. ورانتخواران. قدر به اتهام افساد فی الارض متهم. نمی شوند ولی محیط زیستی های خدمتکار مفسد فی الارض می شوند .مصلح

      ————-

      درود مصلح گرامی
      راستش این خط پایانی، را کاملا با شما موافقم. با نگاهی به ویرانه های سوریه و یمن و لبنان و… براحتی می شود فهمیدکه بیت رهبری و اساسا شخص رهبر و سرداران ایرانخوار سپاه، اسوه ی مشخص و محکم و مجسم افساد فی الارض اند. حالا دستگاه قضایی و دولت و مجلس و دم و دستگاه آیت الله های چاکر مسلک و تایید کننده ی این مفاسد نیز پشت بندش! محیط زیستی هایی که اکنون در چنگ سپاه گرفتارند، اتفاقا از افساد فی الارض نظام مقدس خبر دار شده بودند و بنا بر این داشتند که پرده از این فاجعه ی ملی بردارند. ای بنازم به پوتین که چه غش غشی نثار قپه ها و عبا و عمامه ی حضرات پخمه می کنددر خلوت!

      .

       
      • آیا ارتش در پرونده فعالان بازداشتی محیط زیست نقشی داشته؟
        وکیل چند فعال محیط زیستی بازداشت‌شده، نقش ارتش جمهوری اسلامی در صدور کیفرخواست این پرونده را رد کرد.
        آفتاب‌‌نیوز :
        به‌تازگی مصاحبه‌ای از محمدحسین آقاسی، یکی از وکلای پرونده فعالان محیط زیستی در فضای مجازی منتشر شده که در آن از قول آقاسی گفته می‌شود تغییر عنوان اتهامی این بازداشت‌شدگان به افساد‌فی‌الارض به خاطر نامه‌ای بوده که ارتش در این باره نوشته است.

        در این باره آقاسی، درباره تغییر اتهام فعالان محیط زیستی از «جاسوسی» به «فساد فی‌الارض»، می‌گوید: بازپرس برای پنج تن از این هشت نفر، قرار مجرمیت صادر کرده بود و برای آن‌ها اتهام جاسوسی مطرح کرده بودند. به دنبال این ماجرا، بر اساس قانون آیین دادرسی کیفری آقای دادستان محترم یا دادیاران تجدید نظر، می‌توانند بررسی کنند و تشخیص دهند آیا بررسی‌ها کافی هست یا نه و تصمیمی که بازپرس محترم گرفته است، صحیح است یا نه. به این ترتیب، آقای دادستان حق دارد نسبت به تصمیمات بازپرس پرونده ایراد بگیرد یا آن‌ها را تأیید کند. در اینجا نیز آقای دادستان تشخیص دادند، اتهام افساد فی‌الارض را جایگزین «جاسوسی» کنند.

        آقاسی می‌گوید: من در مصاحبه قبلی‌ام نگفتم این افراد از اتهام جاسوسی تبرئه و به فساد فی‌الارض متهم شده‌اند. اتهام نسبت داده شده از سوی دادستان محترم، افساد فی‌الارض تشخیص داده شده است و بازپرس هم آن را پذیرفته و بر اساس آن، این افراد را تفهیم اتهام کرده است و متهمان از عنوان جدید اتهامی مطلع‌اند.

        این وکیل دادگستری در پاسخ به اینکه آیا به پرونده دسترسی داشته و توانسته آن را مطالعه کند یا نه، می‌گوید: از آنجایی که این پرونده هنوز به دادگاه نرفته و رسیدگی‌ها تفتیشی و سری هست، من به عنوان وکیل نمی‌توانم به آن دسترسی داشته باشم.

        **ارتش دخالت نداشته است
        وی درباره موضوع نامه‌ای که به ارتش منتسب شده و بر اساس آن گفته می‌شود این افراد، متهم به فساد فی‌الارض هستند، مدعی شد: به هیچ وجه من اعلام نکردم که ارتش نامه‌ای در این باره داده یا دخالتی در این کار داشته است.

        وی اضافه کرد: ارتش مطلقا هیچ‌گونه دخالتی در سرتاسر پرونده نداشته است. ضابط قضایی این پرونده ارگان دیگری است.

        وکیل متهمان محیط زیستی ادامه می‌دهد: گفته و شایعه شده بود که ارتش نامه‌ای در این باره زده است اما مطلقا اطلاعی درباره محتوای آن در دست نیست. بنده با اطمینان عرض می‌کنم ارتش در این پرونده هیچ‌گونه دخالتی نداشته است و آنچه پیش آمد، صرفا شایعه بود و بنده نمی‌توانم آن را تأیید یا تکذیب کنم.وی در ادامه تأکید می‌کند که ارتش هیچ گونه درخواستی از دادسرا نکرده و دخالتی نیز در این باره نداشته است.

        آقاسی در پاسخ به این پرسش که آیا قوه قضاییه از ارتش تقاضای اظهارنظر یا گزارش داده است یا نه، می‌گوید: هیچ گونه اطلاعاتی در این باره نداریم. چراکه من وکیل به محتویات پرونده دسترسی ندارم و نمی‌دانم چه چیز دقیق و صحیح است.

        یک وکیل: خبر آقاسی درست نیست
        محمود بهزادی، وکیل دادگستری می گوید به او اجازه نداده‌اند وکیل فعالان بازداشت شده محیط زیست شود چرا که در لیست 20 نفره رئیس قوه قضائیه نبوده است. او در همین حال بر اساس اطلاعاتی که به دست آورده تاکید می کند تاکنون اتهام فساد فی الارض به این فعالان محیط زیست تفهیم نشده است و خبری که محمدحسین آقاسی اعلام کرده درست نیست.

        بهزادی می گوید: آقای آقاسی باید بگوید چطور وقتی پرونده را ندیده چنین خبری را رسانه ای و خانواده های آنان را نگران کرده است.
        ایرنا
        .

         
  102. امروز به پنج فعال محیط زیستیِ در زندان اتهامِ جدیدِ افساد فی الارض زدند تا مقدمات اعدامشان را آماده کنند و دیگر فعال محیط زیستی یعنی دکتر ⁧ فرشيد_هكی ⁩ را به طرز وحشتناکی به قتل رساندند.
    ‏فعالان محیط زیست از چه باخبرند که نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی کمر به قتل همه آنها بسته اند؟
    شواهد نشان از آن دارد كه دفن زباله هاى هسته ايي روسى در مركز ايران، كه كارشناسان محيط زيست به آن واقف شدند، صحت داشته باشد!!

     
    • ایران تبدیل به زباله دان شده، لبریز از ملایان زباله و زباله های هسته ای

       
      • نه،ایران زباله دان نیست،این دهان و زبان شماست که زباله دان است و زباله تولید می کند،حرف دهانت را بفهم،این حرفها اهانت به ایران و مردم ایران و صنف روحانیت محترم شیعه است،اگر دهانت را از زباله پرانی نبندی،برای شناسائی آی پی ات به پلیس فتا مراجعه خواهم کرد.

         
        • پلیس فنا و بسیج و سپاه و دستگاه اطلاعات=تروریستهای داعشی شیعی
          در ضمن زباله های اتمی خطرشان کمتر از ملای تروریست است.

           
        • ملای جاسوس ، گاهی بنحو احسن ماهیت پلید و ضد ایرانی ات را در این سایت بروز میدهی . . خدامیداند چقدر از فرزندان ایران بدست خود تو تا بحال دستگیر و زندانی شده اند.

           
  103. درود بر شما. چهل سال از حکومت اخوندی گذشت و ما یک سوال عمده در ذهنمان همیشه بود که این ملاها را چه کشورهای حمایت میکند، یکی میگفت انگلیس یکی میگفت فرانسه یا روسیه و یا المان و حتی تو ذهن جامعه میامد که امریکا هم بدش نمیاد که حکومت ملاها در ایران حاکم باشد دلیلش هم همه میدانیم چپاول ثروت ایران برای اربابان. در این چهل سال اقایان هرجنایت که خواستند از اعدام تا شکنجه تا زندان و دزدی و هزاران هزار تجاوز دیگر در این مملکت کردند و صدای جامعه جهانی هیچوقت محکم و استوار بصدا در نیامد و هیچوقت نخواستند که بصورت یکپارچه این حکومت ظالم رامحکوم کنند. تا اینکه چند روز پیش حادثه قتل منتقد عربستانی اتفاق افتاد، و دیدیم که تمام رسانهای دنیا چگونه این خبر را سراسری کردنند تا الان ما فکر میکردیم تمام جنایات ملاها را بخاطر نفت و گاز ایران چشمپوشی میکنند ولی اینک این اتفاق در عربستان افتاد و دیدیم که جهانان همه همصدا علیه پادشاه عربستان بصدا در امدند. اگر بخواهیم ابعاد جنایت ملاهای خودمان را با جنایت عربستان مقایسه قطره ابی است در مقایسه اقیانوس. ولی راز سکوت جهانیان در برابر این همه جنایت ملاهای ایران چیست ؟ چگونه است که چهل سال بکشی و بدزدی و از زن تا بچه را قتل عام
    ولی باز هم جهان سکوت میکند من میگم رازی در ان نهفته است. پاینده ایران

     
  104. سلام ودرود اقای نوری زاد راستش از شنیدن خبر بستری کردن جناب اقای هاشم خواستار مبارز راه ازادی و آموزگار معترض به ظلم ملاها در بیمارستان روانی توسط برادران سپاه حتی یک درصد تعجب نکردم ؟ شرمنده ام که این مسئله رایادآوری می‌کنم مگر همین هیولاها نبودند که قبلا به دروغ گفتند وبر طبل کوبیدند که اهای ایهاالناس نوری زاد مشکلات روانی دارد وحتی به دختر خود تجاوز کرده است! اما آقای نوری زاد من فکر می‌کنم این تهمت های ناجوانمردانه وضد بشری نشان از ضعف و ناتوانی وحقارت برادران در مقابل مبارزین صاحب نام ما دارد من ایرانی فقط می‌توانم این را بگویم ای مبارزین راه آزادی نگران نباشید و اصولا به تهمت های ریزودرشت برادران اعتنا نکنید دوام بیاورید تا پیروزی راهی نیست .باسپاس❤️

     
  105. با وجود نیروهای ویژه مونث برای تشخیص زن از مرد در ورزشگاه ها شرایط پیچیده تر شده!!..فرض کن یکی فکر کنه شما زنی و بعد بگیرند و ببرندت پیش حاج خانمها که معاینه ات کنند ببینی زنی و یا مردی!..خیلی پیچیده شده!!

     
    • بچّه جوادیه تو ناراحت خودت باش .افراد این نیرو ویژه مونث به اندازه کافی کارگشته هستند که با یک نگاه تشخیص میدن . فکر کرده قبلش جه کاره بودند ؟ سردسته شان چرخنده است !!! باور نمیکنی امتحان کن . قسم میخورم که دوست دختری داشتیم (من و4تا از دوستانم)که از… دیگر داشت حالمان را بهم میزد . یک دفعه که برای کمک به دختر دوستم که به دلیل حجابش به وزرا رفته بودم انجا دیدمش که همه کاره است وخدایی نامردی نکرد و کمک مان کرد .

       
  106. قرار بود از یک خط اعتباری، پروژه رو فاینانس کنیم. از 4 بانک عامل، دوتاش رفته تو تحریم. یکیش هم گفته نمیتونیم کار کنم. یک بانک باقی مونده زنگ زده به من که کارتون فقط به دست ما راه میفته، بیا پیشم کارت دارم!
    تحریم، شغلهای زیادی در کشور ایجاد کرده و خواهد نمود.
    روحت شاد که فرمودی:
    «شما موافقت کنید با این ولایت فقیه، ولایت فقیه برای مسلمین یک هدیه است که خدای تبارک و تعالی داده است.» (صحیفه امام، جلد10، ص407)

     
  107. با پیعمبری که با محاصره اقتصادی و قحطی مردم را به خدا باوری رساند آشنا شویم:
    “الیاس بن یاسین بن فِنْحاص[۱] از پیامبران بنی‌اسرائیل[۲] و از نسل هارون نبی است.[۳] نام وی در قرآن دو بار با نام الیاس[۴] و یک بار با نام ال‌یاسین آمده است.[۵][یادداشت ۱] در برخی منابع اسلامی، شخصیت الیاس با خضر گره خورده و برخی روایات این دو را یکی دانسته‌اند.[۶]

    الیاس پس از درگذشت حزقیل نبی به پیامبری رسید.[۷] وی مأمور بود قوم خویش را که در بعلبک ساکن بودند، به توحید و اطاعت از خداوند و ترک گناهان دعوت کند.[۸] وظیفه اصلی‌ او مبارزه با بت‌پرستی بود که پادشاه وقت بنی‌اسرائیل، آحاب و همسرش ایزابل رواج داده بودند.[۹]

    در کتاب مقدس از حضرت الیاس با نام ایلیا یاد شده است.[نیازمند منبع] اکثر داستان‌هایی که در کتاب مقدس به توصیف الیاس پرداخته است، با تفاوت‌هایی در روایات اسلامی نیز آمده است، حوادثی مانند نفرین بنی‌اسرائیل به خشکسالی توسط الیاس،[۱۰] شفای الیسع به دست الیاس[۱۱] و مبارزه با آحاب.[۱۲]

    بنابر بسیاری از منابع اسلامی و همچنین کتاب مقدس مسیحیان، الیاس (ع) زنده است و به آسمان عروج کرده است؛[۱۳] با این حال، ابن کثیر این روایات را نپذیرفته‌ و آنها را از اسرائیلیات دانسته‌ است.[۱۴] یاقوت حموی نیز در معجم البلدان مقبره‌ای در بعلبک برای الیاس نقل کرده است.[۱۵]

    پیامبری
    “الیاس در زمان پادشاهی آحاب از پادشاهان بنی‌اسرائیل به پیامبری مبعوث شد.[۱۶] آحاب و همسرش ایزابل، مردم را به بت‌پرستی سوق می‌داند.[۱۷] الیاس به مبارزه با آنان پرداخت و بنی‌اسرائیل را از بت‌پرستی نهی می‌کرد. پس از آنکه وی سال‌ها با اصرار قوم خود بر بت‌پرستی مواجه شد، آنان را به خشکسالی نفرین کرد و پس از آن مردم در قحطی گرفتار شدند.[۱۸]

    با گذشت زمان، خشکسالی فراگیر شد و جان تعداد زیادی را گرفت. آنان وقتی خود را گرفتار دیدند، از اعمال خود پشیمان شدند و به الیاس روی آوردند و دعوت او را پذیرفتند.[۱۹] پس از آن با دعای الیاس باران شدیدی بارید و همه جا سیراب شد؛ اما پس از مدتی مردم عهد خویش را با خدا فراموش کردند و به بت‌پرستی بازگشتند. زمانی که الیاس این را دید، از خدا طلب مرگ کرد؛ اما خداوند مرکبی آتشین به وی داد و او به آسمان رفت و الیسع را که شاگرد وی بود، به نیابت خود برگزید.”

     
  108. حاج مم جفات نتراشیده نخراشیده: ما به جز احترام متقابل، پیش‌شرطی برای مذاکره نداریم.
    ترجمه: ما میدونیم دزد و آدمکش و شکنجهگر و گروگانگیریم ولی خدا وکیلی جلو مردم اینو به ما نگین. غیر از این نوکرتونیم، چاکرتونیم، شوما آقایی، سروری…. (با لهجه دروازه غار).

     
    • مش قاسم!
      بارها گفته ام،شگرد تو دو چیز است:

      1-نقل قول ناقص و تحریف و دستکاری اخبار رسانه ها.

      2-حرف مفت زدن و تحلیل های آبکی بر اساس همین نقل قول های ناقص،و بدنبال آن،اهانت کردن به اشخاص
      ——
      وقتی سخن کسی را نقل می کنی و دنبال آن بدنبال حرف مفت زدن و تحلیل های آبکی و غرو لند زدن پیر زنانه هستی،لااقل اندکی معرفت داشته باش و همانطور که برخی حرف مفت ها و اهانت ها را با علائمی پانویس می کنی،رفرنس نقل قول ناقصی که می کنی و بر اساس آن مهمل می بافی و کسانی یا سیاست هایی را محکوم می کنی،ارائه کن.
      جناب محمد جواد ظریف وزیر خارجه محترم دولت،در یک مصاحبه،چندین پاراگراف حرف زده،و مطالب خود را با قیود و شروط های مختلف بیان کرده،بعد شما اینجا مثل کلیشه تکرار پیرزنان غرغرو،یک بخشی را ناقص نقل می کنی بعد شروع می کنی به خودنمائی و جفنگ بافتن،این مطلبی که شما آنرا ناقص نقل کردی یک چندم مصاحبه ظریف است با روزنامه ژاپنی کیودو،من فشرده این مصاحبه را از سایت فارسی رادیو فرانسه نقل می کنم تا نگوئید رفرنس من منابع رسانه ای داخلی است،ببین آنچه او در مصاحبه گفته است چه نسبتی دارد با توهمات تو:
      ——-
      ظریف: آمریکا آماده مذاکره نیست، ما به جز احترام متقابل، پیش‌شرطی برای مذاکره نداریم

      محمدجواد ظریف: ایران می‌تواند بر تحریم‌هایی که آمریکا و متحدانش تحمیل می‌کنند فایق آید.

      محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، روز دوشنبه ٣٠ مهر/ ٢٢ اکتبر، در مصاحبه با خبرگزاری “کیودو” ژاپن به پرسش‌هایی در باره رویکرد ایران در مذاکره با آمریکا، شرایط احتمالی این مذاکره، احتمال خروج ایران از توافق اتمی در صورتی که رویکرد تحریمی آمریکا تداوم داشته باشد، نقش سامانه پولی و مالی مستقل اروپا برای حفظ تجارت و تعاملات مالی ایران و نگهداشتن ایران در برجام و تأثیرات تحریم‌های نفتی آمریکا که از ٤ نوامبر به مورد اجرا گذاشته خواهد شد، پاسخ داده است. ظریف درباره مذاکره با آمریکا اعلام کرده است که مذاکره بدون پیش‌شرط و مبتنی بر احترام متقابل از اصول اساسی سیاست خارجه جمهوری اسلامی است و براساس آن معتقدیم که آمریکا آمادگی لازم را برای مذاکره ندارد.

      ظریف در این مصاحبه خاطرنشان کرد، ایران زمانی که واشنگتن احترام متقابل را در دستور کار داشته باشد، نسبت به مذاکرات بدون پیش‌شرط و کاملاً باز برخورد می‌کند. وی در این خصوص تصریح کرد: وقتی دو نفر با یکدیگر گفت‌وگو می‌کنند، لزوماً به هم اعتماد ندارند، اما آنها طبیعتاً در جریان مذاکرات به یکدیگر احترام می‌گذارند و این موضوع بسیار مهم است.

      ظریف گفت: دونالد ترامپ در صورت پایبندی به توافق هسته‌ای سال ٢٠۱۵، می‌توانست مسیر را هموار کند، اما در اوایل سال جاری به طور غیرقانونی از این توافقنامه خارج شد و پس از آن هم تحریم ایران را در دستور کار قرار دارد و در هر دو اقدام، غیرقانونی عمل کرده است.

      ظریف تصریح کرد: آمریکا به حقوق و مقررات بین‌المللی احترام نمی‌گذارد و به پیمان‌هایی که امضا کرده است پایبند نیست؛ متأسفانه این روشی که واشنگتن درپیش گرفته اساساً مطلوبیت و ثمربخشی هر گفت‌وگویی را از بین می‌برد.

      ظریف در پاسخ به سؤال “کیودو” مبنی بر اینکه آیا ایران از توافق هسته‌ای خارج می‌شود و آن را یک گزینه روی میز می‌داند گفت: تهران به این نکته توجه دارد که منافع و مزایای سیاسی و اقتصادی که براساس توافق از آن بهره‌مند می‌شود بیش از هزینه‌هایش باشد. وی تصریح کرد که ما بر اساس ارزیابی از منافع و امنیت ملی خود در اینباره تصمیم‌گیری می‌کنیم و فعلاً هیچ اقدام و بحثی روی یک زمان‌بندی مشخص نداشته‌ایم.

      ظریف درپاسخ به سؤال این خبرگزاری درباره برقراری و زمان اجرای «سامانه پولی و مالی مستقل اروپا برای نگهداشتن ایران در برجام» گفت: هراقدام و تدبیر جدی در این خصوص باید تا پیش از چهارم نوامبرآینده انجام و اتخاذ شو د. وی افزود: کشورهای فرانسه، آلمان و بریتانیا که از امضاکنندگان برجام و متعهد به اجرای آن هستند پیشنهادهایی دارند که هنوز درباره جزییات فنی آن کار می‌کنند و متأسفانه آمریکا به شکل مبالغه‌‍آمیزی به دنبال نفوذ غیرقانونی در این فرایند است.

      وزیر امور خارجه ایران درباره تحریم نفتی ایران که از نیمه ماه آذر از سوی آمریکا شروع می‌شود گفت که ما در حال حاضر داریم نفت می‌فروشیم و از اقتصاد خود حفاظت می‌کنیم.

      ظریف همچنین ابراز اطمینان کرد که ایران می‌تواند بر تحریم‌هایی که آمریکا و متحدانش تحمیل می‌کنند فایق آید و افزود، بسیاری از کشورها آمادگی خود را برای تجارت با ایران اعلام کرده کرده‌اند.

      کیودو از ظریف نقل قول کرده است که افزون بر سه کشور اروپایی که به توافق هسته ای پایبند بوده و بدان اهمیت زیادی می دهند، دیگر کشورها از جمله چین، روسیه و ژاپن هم آماده اجرای نقش خود در این باره هستند.

      http://fa.rfi.fr/%D8%B8%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%85%D8%B0%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D9%87-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%8C-%D9%85%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%AC%D8%B2-%D8%A7%D8%AD%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D9%85%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%D8%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%E2%80%8C%D8%B4%D8%B1%D8%B7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B0%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D9%87-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%85-20181023/%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7?xtor=CS1-52

       
    • مش قاسم گرامی
      صحیح می فرمایید حاجی/ناظریف وطن فروش که با پررویی دروغ گفته : ما زندانی سیاسی نداریم و در تقسیم خزر مشغول لیس زدن خاک پای روسها است و با وقاحت تمام آبهای خلیج را اجاره می دهدو چون دیگر وطن فروشان و اجدادش ناموس مردم را به عراقیان صیغه ساعتی می دهد.حتا بدرد لای جرز هم نمی خورد.ارزش حتا بردن نامش راهم ندارد.

       
  109. آقا روی این فیلم ها هزار جور نقد می شود کرد! یک نمونه:

    علیجانی را در دیماه 96 در اعتراضات سراسری بازداشت می کنند و حالا حتی اگر بخواهید سنگی نیز از جلوی پای او بردارید بی معنی است! چرا؟ چون در همان زمان که علیجانی ها به خیابان ها آمدند و بخوبی دانستند راه رفته از جنگ و جبهه و …، بیراهه ای بیش نبوده است، شما رفقا کجا بودید؟ باز می گم برگزاری اینجور نمایشگاهها برای زیارت جمال این رفقا از نزدیک در خیابان پسندیده تر است تا در مکان بسته!!! شاید با مسامحه بشود کار این رفقا را در چنین حالتی با چشمان بسته جوری اعتراض خیابانی تصور کرد!! (البته باز هم به سختی)

    نطق و دست زدن و هورا کشیدن را بگذارید برای بعد از سرنگونی رژیم وقاحتی فقیه نه برای این که فرضاً یک نفر را با دستان بسته زده اند و آش و لاش کرده اند!!!!

     
  110. حسن/*: جامعه نگران فردا نباشد.
    ترجمه: غرق در امواج، حوادث ما رو اینور و اونور پرت میکنن و دعا میکنیم بلکه گشایشی بشه. انگار اوضاع خیلی پسه!

    /*: ک

     
  111. بررسی سه قتل: فرشید هکی، مریم فرجی، آریا روزبهی

    فرشید هکی: حقوق‌دان، اقتصاددان و از فعالین سیاسی و حقوق بشر و محیط زیست، از امضاکنندگان اصلی نامه‌های اعتراضی حقوق‌دانان و فعالین سیاسی در واکنش به صدور حکم اعدام برای رامین حسین‌پناهی، از صادرکنندگان بیانیه در اعتراض به کشتار کولبران، از معترضین به سرکوب اعضای کانون صنفی معلمان و بازداشت اسماعیل عبدی، از حامیان زندانیان عقیدتی و سیاسی، از معترضین سرسخت نقض آشکار حقوق شهروندی، نقض حقوق اجتماعی و عدم آزادی احزاب و تشکل‌های سیاسی و اجتماعی، اصالتاً اهل استان کردستان

    مریم فرجی: فعال مدنی و دانشجویی، از بازداشت‌شدگان اعتراضات سراسری دی‌ماه ۹۶، محکوم به ۳ سال حبس تعزیری و ۲ سال ممنوعیت خروج از کشور

    آریا روزبهی: از شرکت‌کنندگان در اعتراضات سراسری دی‌ماه ۹۶

    آریا روزبهی در تاریخ ۱۰ دی‌ماه ۹۶ در جریان اعتراضات سراسری در شهر اهواز مفقود می‌شود، مریم فرجی در تاریخ ۱۴ تیرماه ۹۷ در اوج بازداشت‌های پس از اعتصاب سراسری بازاریان تهران، بعد از خروج از منزل مفقود می‌شود و فرشید هکی نیز در اواخر مهرماه ۹۷ (احتمالاً ۲۵ مهرماه) در اوج بازداشت‌های پس از اعتصاب سراسری معلمان، بعد از خروج از منزل مفقود می‌شود.
    خانوادۀ آریا روزبهی موضوع را به نیروی انتظامی اطلاع می‌دهند و نیروی انتظامی به آنها هشدار می‌دهد که از انجام هر اقدامی خودداری کنند تا موضوع از طریق مراجع انتظامی و قضایی پیگیری شود. خانوادۀ مریم فرجی نیز موضوع را به نیروی انتظامی و قوۀ قضائیه و ارگان‌های مرتبط اطلاع می‌دهند و نیروی انتظامی و قوۀ قضائیه آنها را تهدید می‌کنند که از هر گونه مصاحبه با رسانه‌ها جداً خودداری کنند تا موضوع از طریق مراجع قانونی پیگیری شود. خانوادۀ فرشید هکی نیز موضوع را به نیروی انتظامی و مراجع قضایی اطلاع می‌دهند، اما به آنها تذکر داده می‌شود که فعلاً از مصاحبه با رسانه‌ها خودداری کنند و موضوع را در سکوت خبری پیگیری کنند.
    جسد آریا روزبهی ۱۰ روز بعد، یعنی در تاریخ ۲۰ دی‌ماه ۹۶ در رودخانۀ کارون پیدا می‌شود. جسد مریم فرجی هم حدوداً ۱۰ روز بعد در باغی در اطراف فردیس کرج پیدا می‌شود، در حالیکه جسد به طور کامل سوزانده شده است. جسد فرشید هکی نیز به فاصلۀ چند روز در اطراف باغ فیض پیدا می‌شود، در حالیکه ضربات چاقو بر روی جسد مشهود بوده و جسد نیز به طور کامل سوزانده شده است.
    مقامات امنیتی و قضایی جمهوری تروریستی اسلامی که با مشاهدۀ وضعیت ضعیف اقتصادی و اجتماعی خانوادۀ آریا روزبهی، متوجه ‌می‌شوند که خطری جدی از ناحیۀ این خانواده آنها را تهدید نمی‌کند و آنها به راحتی قابل کنترل هستند، به تهدید و ارعاب اکتفا می‌کنند و هیچ توضیحی را در مورد علت یا نحوۀ قتل آریا روزبهی در اختیار خانوادۀ او قرار نمی‌دهند و تنها به آنها هشدار می‌دهند که حق مصاحبه با هیچ رسانه‌ای را ندارند. در مورد قتل مریم فرجی که فعال مدنی و دارای پروندۀ امنیتی بود و بارها به خواهرش نیز اعلام کرده بود که احساس می‌کند عده‌ای از نیروهای امنیتی و اطلاعاتی او را در مسیر دانشگاه تعقیب می‌کنند، موضوع اندکی پیچیده بود. به همین دلیل نیروهای امنیتی و قضایی جمهوری تروریستی اسلامی از سناریو‌های نخ‌نمای عشقی برای توجیه قتل او استفاده کردند و قتل مریم فرجی را به گردن خواستگار قبلی او انداختند و با چند روز شکنجه و ارعاب، اعترافاتی ساختگی را از او منتشر کردند. اما نکتۀ جالب توجه، طبق معمول، تناقض‌گویی‌ها و ناهماهنگی‌های آشکار مقامات انتظامی و امنیتی جمهوری اسلامی در توجیه این قتل بود. به عنوان نمونه، سرهنگ جواد صفایی، رئیس پلیس آگاهی استان البرز، ابتدا در مصاحبه با خبرگزاری ایسنا اعلام کرده بود که جسد مریم فرجی در اطراف فردیس کرج کشف شد و پس از آن طی تحقیقاتی که انجام شد، به خواستگار قبلی مریم فرجی مشکوک شده و او را بازداشت کردند. اما در ادامه، علیرغم ادعاهای قبلی، عنوان کرد که ابتدا خواستگار قبلی مریم فرجی بازداشت شده بود و پس از بازجویی، خواستگار او به محل دفن جسد اعتراف کرد و سپس با حضور بازپرس ویژه و شناسایی محل دفن و گودبرداری، جسد مریم فرجی کشف شد. این تناقض‌گویی به خودی خود شاهدی بر سناریوسازی‌های ناشیانۀ جمهوری تروریستی اسلامی برای قتل فجیع مریم فرجی است. در حال حاضر نیز با گذشت چند ماه از زمان کشف جسد مریم فرجی، پروندۀ قتل او به طور کامل به دست فراموشی سپرده شده است و هیچ جزئیاتی از آن در دسترس نیست. در مورد پروندۀ قتل فرشید هکی نیز که اصولاً خواستگاری در کار نبود، مأمورین امنیتی مستأصل رژیم تروریستی آخوندی به ناچار دست به دامن سناریوی نخ‌نمای دیگری، یعنی خودکشی و خودسوزی شدند. ابتدا رسانه‌های وابسته به سپاه تروریستی پاسداران، مانند خبرگزاری تسنیم، ابتکار عمل را به دست گرفتند و ادعا کردند که فرشید هکی به دلیل مشکلات اقتصادی در خودروی خودش اقدام به خودسوزی و خودکشی کرده است. این توجیهات به قدری متناقض و کودکانه و ناشیانه بود که از همان دقایق ابتدایی، افتضاح به بار آورد و دست مأمورین امنیتی و اطلاعاتی را در حنای قتل دکتر فرشید هکی باقی گذاشت. ماجرا از آنجا شدت گرفت که علیرغم ادعای خبرگزاری‌های رژیم آخوندی مبنی بر صدور گزارش خودکشی از سوی سازمان پزشکی قانونی، این سازمان بلافاصله طی بیانیه‌ای، صدور هر گونه گزارش پیرامون قتل فرشید هکی را از اساس تکذیب کرد، ضمن اینکه وجود جراحات حاصل از ضربات متعدد چاقو بر روی جسد فرشید هکی نیز این ادعا را رد می‌کرد. همینطور اگر فرشید هکی قصد داست به دلیل مشکلات اقتصادی اقدام به خودسوزی کند، خودروی خود را به آتش نمی‌کشید و حداقل خودروی خود را برای خانواده‌اش باقی می‌گذاشت. رهبران و مسئولین جمهوری اسلامی هم در ادامه برای جبران افتضاحات به بار آمده، سناریوهای همیشگی خود را به عنوان خوراک در اختیار مزدوران سایبری قرار دادند و اعلام کردند که دولت عربستان سعودی و CIA و موساد مسئول قتل فرشید هکی هستند.

     
  112. حاج مصطفی عمامه زاده: دولت میرحسین موسوی یکی از سالم ترین دولت های پس از انقلاب بود.
    مش قاسم: اولا معنای سالمترین بودن در زمان اون اولی و میر حسین/* یعنی چی؟ یعنی در میان حکومتهای اینجوری به حساب خودشون اینا دزدیشون کمتر بوده. بخور بخور با کوپن بوده. دوما اینکه میگه “یکی از” باز داره شامورتی بازی در میاره. کدوم دولت/* اسلامی فاسد نبوده؟ هیچکدوم. سوما هیچکی نمیگه ماست من ترشه.

     
  113. معلم شهید ما!
    ———–

    علی شریعتی قسِر در رفت و کاسه کوزه ها شکست سر آیت الله خمینی اولاد پیغمبر. راست است کل ها شانس دارند. شاید هم چون مغضوب واقع شده و فکل کرواتی بود. فی الواقع هیچکس برای آب و برق و اتوبوس مجانی انقلاب نکرد. آیت الله خمینی یک چیز پراند، ولی نه جدی گرفته شد، نه بازتاب یافت و نه کسی را به طمع انداخت. مردم پی حکومت عدل علی بودند که دکتر شریعتی معرّف آن بود: علی حقیقتی به گونه ی اساطیر، تشیّع سرخ، حسین وارث آدم، فاطمه فاطمه است، شهادت دعوتی است به همه ی نسل ها در همه ی عصرها که اگر می توانی بمیران و اگر نمی توانی بمیر، آنان که رفتند کاری حسینی کردند و آنان که ماندند باید کاری زینبی کنند وگر نه یزیدی اند. احادیث و روایات شیعه را به سجع و قافیه آراست و در سطح دیپلم به بالا و با لفّاظی در حسینیه ارشاد قشر روشنفکر و دانشجو را استحمار کرد که به قول خودش از ریشه ی حمار می آید، یعنی خر. تدارکاتچی واقعی همو بود.
    قبل از شریعتی عنوان دکتر متداول نبود، همایی، فروزانفر، جلایی، آموزگار، هیچکدام عنوان دکتر نداشتند. شریعتی اولین دکتر بود. استاد دانشگاه بود، فارغ التحصیل سوربن بود، زندانی سیاسی بود، شهید بود، کتاب هایش ارزان و در دسترس بود و من جوان گیج با خواندن آن ها احساس مجاهد فدایی خلق می کردم و شب ها خواب جامعه ی بی طبقه ی توحیدی می دیدم. کی خمینی می شناخت. شاه هم او را جدی نگرفته بود. فقط در بزنگاه صحیح پیدایش شد. راست است کل ها شانس دارند!

    https://t.me/jamalsanatnegar

     
    • یارو اصلا از سوربن که هیچ از هیچ دانشگاه معتبر فرانسه مدرک دکتری نداشت. حاجی از یه دانشگاه غیر دولتی (نا معتبر) در فرانسه مدرکک دکتری بهش داده بودن. شما هم دو صفحه جفنگ بنویسی از اون دانشگاهک بهتون مدرک دکتری میدن . تز دکتریش هم دو صفحه (دقیقا دو تا تک صفحه ای) درباره یکی از این آخوندای که چند صد سال پیش زندگی میکرده. یارو از سر تا پا کارش شیادی با یه مشت افکار مالیخولیایی بوده، شبیه همین دکتر عباسی فعلی. حتی مردنش هم شیادی بود، سکته کرد مرد گفتن ساواک کشتتش و از این داستان خونواده ۵۰ ساله که داره ارتزاق میکنن. منقلابی که اینا راه بندازن آخر و عاقبتش همینه که میبینین.

       
  114. امریکا و متحدان عرب این کشور ۹ نفر از جمله ۲ ایرانی که می گویند افسر نیروی قدس سپاه پاسداران جمهوری اسلامی هستند را به اتهام ارتباط با گروه طالبان افغانستان تحریم کرده‌اند.

    وزارت دارایی آمریکا سه شنبه (۲۳ اکتبر) اعلام کرد که محمد ابراهیم اوحدی (جلال واحدی) و اسماعیل رضوی تحریم شده اند. بنا بر بیانیه صادر شده، این دو نفر از افسران نیروی قدس مستقر در بیرجند بوده و در تجهیز نظامی و حمایت لجستیکی، مالی و اطلاعاتی از طالبان نقش داشته اند.

     
  115. جاویدان سپاه ایران

    دورود ایران
    دورود بر سپاه پاسداران

    ابو داعش(اوردغان) قمپز در می اورد

    این روزها شاهد هستیم که دستگاه دیپلماسی ترکیه به کمک همه رسانه های دولتی ومورد حمایت حزب حاکم ترکیه بر روی مرگ روزنامه نگار عربستانی تکیه کرده اند و قیافه حق به جانبی گرفته اند که خشونت محکوم است و دولت پادشاهی عربستان باید پاسخگو باشد .اوردغان میخواهد با فریب افکار عمومی موضوع 300 هزار تروریست از 80 کشور جهان که با حمایت ترکیه سوریه را به سرزمین سوخته تبدیل کردند ماستمالی کند. که انگار گویی آوارگی بیش از نیمی از جمعیت سوریه ونابودی زیرساختها واقتصاد آن که به دست تروریستهای مورد حمایت آنکارا صورت گرفته اهمیتی ندارد و میخواهد مصیبت ادلب که امروز بر سرش آوار شده را به شکلی لوث کند. او مرگ یک خبرنگار را برای انحراف افکار عمومی بکار گرفته است .اوردغان باید پاسخ گوی هزاران کودک گم شده سوری باشد که بیشتر آنها در اروپا گم شده اند وکسی از سرنوشت انها خبری ندارد.و هیچ نهاد بین المللی هم اهمیتی برای این کودکان وکودکان یمن که از گرسنگی وبی دارویی از بین میروند حساسیتی ندارد.نمایش مضحک اوردغان برای این است چگونه میتواند از شر هزاران تروریست خارجی وخانواده های انها در ادلب خلاص شود چون بسیاری از این تروریستها از کشورهای اروپایی آمده اند وهیچ کدام حاضر به پذیرش آنها که همه روشهای تروریستی را آموخته اند و یک قدرت تخریبگر بالفعل هستند در هرکجا که حضور داشته باشند نیستند.

    ولیعهد سعودی در واکنش به هجوم رسانه ای به خاندان سعود آنرا طرح کودتا بر علیه خود میداند وتلاش دارد هر طوری شده دستگاه سیاسی تحت امر خود را از این خطا مبرا کند ودر دیداری که با دو فرزند جمال خاشقچی روزنامه‌نگار مقتول انجام داده مرگ او را تسلیت گفته است.

    از هم اکنون معلوم است اوردغان هیچ غلطی نمیتواند بکند.

    آنچه امروز اهمیت دارد استحکام هر بیشتر جبهه مقاومت در مقابل کسانی است که از هر فرصتی استفاده میکنند تا از یکدیگر امتیاز بگیرند.

     
  116. ۱.هموطنی که بجای من و با آیدی من کامنت گذاشته اید که…من اینو خودم می دانستم..کار زشتی کرده اید.
    ۲.جناب سید رضی گرامی منظور منو نگرفتی و موضوع را به نژاد و نژاد پرستی و …رابط داده اید که با تفکر من هیچ همخوانی ندارد.
    ۳.نوریزاد گرامی من جواب این پرسش،شما را بارها داده ام. ولی امیدوارم که در آینده ایران نه من و نه شما و نه گروهی یا فردی دیگر قدرت مطلق نگیرد چون بهتر از همین اراذل و اوباش،کنونی نخواهیم شد.قدرت باعث فساد و تباهی می شود بهمین دلیل مردمان‌متمدن به این نتیجه رسیده اند که قدرت باید دایما در حال تغییر باشد و قدرتمداران دایما در تیر رس نقد و امکان از قدرت بزیر کشیدن باشند. بهمین دلیل من به سیستم حکومتی سکولار و دمکراتیک با قوانینی بر مبنای حقوق بشر باور دارم که در آن تمام افراد جامعه در برابر قانون برابرند و دین و باور افراد به حریم خصوصی تعلق دارد و ایرانیان از چسناله های ///// راحتند و صدای عرعرشان را شب و نصف شب نمی شنوند و مجبور نیستند به مشتی خرافات و مزخرفات ///// تظاهر کنند و یا برای رفتن مشتی بچ تر و شهوت پرستی که همچون///// با وجودیکه نمی تواندجلو شلوار خود را بگیرند دیگران را به شهوت پرستی متهم می کنند به بهشت از زندگی کردن بی بهره شوند.راستی پستی و پلاشتی بالاتر از این می تواند باشد که قرآن ناباوران و کافران را شهوت پرست بداند ولی ///// نتواند جلو شهوت خودش را بگیرد و با وجود آنهمه زن حریصانه با دیدن پرو و پاچه //////////////////////////////////////////////////////در غیاب زنش بپرد؟یا در میدان خون و جنون و وحشتی که با حمله به خیبر و کشتار و وحشیگری سپاه غارتگر و آدمکش /////بوجود آورده خمیه ایی در میان خون و وحشت برای تجاوز به زنی بزند که تمام مردان قبیله اش را کشته و زنان و کودکانشان را به کنیزی و برده گی گرفته برپادارد؟آیا کافران شهوت ران و هوسباز و تنها بفکر شکم و زیر شکمشان هستند یا ////////////// که از شیرخواران نیز نمی گذرند؟

     
  117. #یادداشت
    خلاصه

    درسهایی از قتل فجیع #جمال_قاشقجی

    حذف فیزیکی مخالفان سیاسی به فرمان رأس حکومت

    ترور تکان دهنده روزنامه نگار ناراضی سعودی توسط ماموران اعزامی از ریاض به استانبول چه عبرتها و درسهایی برای ما ایرانیان دارد؟

    هفده روز بعد از ناپدید شدن جمال قاشقجی عربستان سعودی پذیرفته که او در داخل سفارتش به قتل رسیده و کمیته ای با مدیریت آمر به قتل شاهزاده بن سلمان برای رسیدگی تشکیل شده است، نتیجه قابل پیش بینی است:
    مسبب اقوی از مباشر هرگز معرفی و مجازات نخواهد شد و تعدادی عوامل جزء و میانی به طور نمایشی مجازات خواهند شد.

    مواضع دولت دونالد ترامپ در توجیه این جنایت هولناک مفتضح تر از آن است که ارزش بحث کردن داشته باشد. کاخ سفید شفاف تر از گذشته اثبات کرد که منافع کلان کمپانی های تسلیحاتی ایالات متحده بر هر چیزی از جمله حقوق بشر تقدم دارد.

    آنچه باعث تاسف فراوان است این است که این قاتلان درنده خود را «خادم الحرمین الشریفین» می خوانند و سیطره مکه و مدینه و امور حج را در دست دارند.

    متاسفانه جمهوری اسلامی هم در حذف فیزیکی مخالفانش چه در داخل و چه در خارج پرونده قابل دفاعی ندارد. البته به یاد ندارم حماقت قتل در سفارت خانههایش را مرتکب شده باشد، اما به فهرست گزیده ترور مخالفان و فعالان سیاسی منتقد جمهوری اسلامی در خارج و داخل نظری بیندازید.

    ترورهای خارج از کشور: عبدالرحمن قاسملو، کاظم رجوی، عبدالرحمن برومند، شاپور بختیار، فریدون فرخزاد وصادق شرفکندی.

    ترورهای داخل کشور: کاظم سامی، پیروز دوانی، مجید شریف، داریوش فروهر و پروانه اسکندری، محمد مختاری و محمد جعفر پوینده.

    بعد از بالا گرفتن مسئله در زمان ریاست جمهوری محمد خاتمی بالاخره با کوششهای وی وزارت اطلاعات در بیانیه ای تاریخی این قتلها را به برخی «ماموران خودسر» این وزارت خانه نسبت داد.

    چندین نفر از مامورین وزارت اطلاعات از جمله سعید امامی بازداشت شدند. وی به طرز مشکوکی در زندان اوین کشته شد و اعلام شد خودکشی کرده است!

    محتوای ویدئوهای بازجویی بسیار خشن متهمان و منسوبان دست اندرکاران قتلهای زنجیره ای دلیل محکمی برای کوشش نهادینه آمران اصلی قتلها برای انحراف افکار عمومی است.

    ترورهای ناموفق داخلی: عملیات به دره افکندن اتوبوس حامل نویسندگان و ترور ناموفق سعید حجاریان. مامور بسیجی سوء قصد کننده بعد از یک سال از زندان آزاد شد!

    ترور در زندانها: علی اکبر سعیدی سیرجانی، زهرا کاظمی و کاوس سیدامامی.

    ترور مقامات متنفذ سابق: احمد خمینی و اکبر هاشمی رفسنجانی.

    نمی توان گفت چون جمال قاشقجی و بسیاری از ناراضیان عربستان را شاهزاده بن سلمان ترور کرده است کار بدی است، اما این همه منتقد و مخالف ایرانی که در داخل و خارج از ایران توسط ماموران رسمی جمهوری اسلامی و با امر (یا حداقل «رضایت کامل») عالی ترین مقامات نظام ترور شده اند مشکلی ندارد!
    یک بام و دو هوا که نمی شود.

    دستور ترور و حذف فیزیک مخالف سیاسی و منتقد نظام توسط هر کسی صادر شده باشد چه بن سلمان سعودی چه مقام معظم ایرانی، چه جوان بی اطلاع از فقه چه مجتهد متجزی یا مطلق، همین که خارج از دادگاه صالحه بدون حق دفاع متهم یا وکیلش، بدون رعایت آئین دادرسی صادر شده باشد محکوم است.

    یکی از وظایف دولت اعمال مجازات مجرمان است. اما این وظیفه صرفا از سوی قوه قضائیه مستقل از قوه مجریه بر اساس موازین قانونی و خصوصا آئین دادرسی کیفری می تواند صادر شود و توسط ضابطین شناخته شده قضائی باید علنا اجرا شود.

    مجازات ماموران جزء یا میانی به بهانه خودسر بودن ایشان و رها کردن آمران و مسببان اصلی، چه در ایران چه در عربستان چه در هیچ جای دیگر دنیا کافی نیست.
    کمیته حقیقت یاب مستقل از مقامات عالی برای رسیدگی به قتلهای سیاسی حاکمیت باید تشکیل شود.

    امیدوارم زشتی قتل فجیج جمال قاشقجی توسط ماموران شاهزاده بن سلمان باعث شود در هیچ کجای دنیا شاهد تکرار حذف فیزیکی مخالفان خصوصا نویسندگان و روزنامه نگاران نباشیم؛ خصوصا جمهوری اسلامی عبرت بگیرد و به پدیده شوم حذف فیزیکی مخالفان و منتقدان سیاسی در داخل و خارج خصوصا در زندانها به بهانه خودکشی را برای همیشه پایان دهد.

    اقتدار یک نظام به این است که هیچ مجازاتی خارج از احکام علنی قوه قضائیه و ضابطان رسمی آن صورت نگیرد.
    حذف فیزیکی فعالان سیاسی مخالف و ترور منتقدان توسط حاکمیت و نسبت دادن آن به عوامل خودسر و به عهده نگرفتن مسئولیت حقوقی جنایت توسط آمران حنایی است که دیگر رنگی ندارد.

    https://kadivar.com/?p=16763
    @Mohsen_Kadivar_Official

    اصافه کنید بر این قتل. ها قتل. فرشید هاکی حقوقدان واقتصاددان حامی حقوق بشررا درهفته گذشته. باضربات چاقو , وجسدش درپشت وانتی انداخته وسوزانده اند
    آیا این. نظام. اصلاح پذیر است ? بله. باحذف عاقا وبرگشتن سپاه به پادگانشان ودست شستن از اقتصاد و آناده شدن همه گان برای همه پرسی واصلاح قانون اساسی

     
    • ولی از همه درد آورتر جناب مصلح ریختن سالی بیش از ۵ میلیارد دلار ارز از خزانه ملی ایرانیان و از تو سفره و دهان بچه های ایرانی به جیب مشتی فاسد و جنایتکار سعودی بنام اسلام است.

       
      • مردم مسلمان ایران بر حسب وظیفه شرعی،یکبار واجب است در صورت استطاعت مالی و بدنی مناسک حج را بجا بیاورند و البته تامین هزینه سفر حج نیز با خودشان است و این وظیفه و واجب شرعی خود را با طوع و رغبت بجا میاورند،این بکفار نامربوط گو یا خارج شدگان از اسلام مربوط نیست که مردم مسلمان ایران به تکلیف واجب شرعی خود عمل می کنند و هزینه آنرا نیز می پردازند.

         
  118. حاج احمد زیدآبادی کتاب جدیدی نوشته. خلاصه کتاب یه جمله: منقلب ۵۷ ری…(سه نقطه از مش قاسم)مان بود و ما منقلابیون یه مشت احمق و نادان!

     
  119. معاون/* اول/* حسن/*: پرداخت بازنشستگی‌ها با چالش بزرگی روبه‌رو خواهد شد.
    ترجمه: ۴۰ سال آزگار هرچی بود چپاول کردیم.

    /*: ک

     
  120. رئیس/* گروه/*جبهه ناملی: حسن شریعتمداری سلطنت‌طلب است.
    مش قاسم: اینا همونایی هستن که یار ۳۰ ساله شون رو فروختن به اون اولی و رفتن زیر عبای اخوندا. رئیس/* شون در اون زمان روزها کلاه بدست دم در اتاق اون اولی نشست که در خیانت به ملت ایران همگام باشه. بعد از منقلب هم یه دوسه روزی که احتیاجش داشتن یه میز توی وزارت خارجه بهش دادن و بعد رفع احتیاج با اردنگ انداختنش بیرون. بیچاره در راه فرار از از الاغش افتاد و پاش شکست و تا آخر عمر میلنگید. اینا اگه یه ریزه آبرو داشتن اونم از شادروان شاهپور بختیار بود.

    حالا بعد ۴۰ سال این یارو آمده پریده به حاج حسن با انک. گیرم که حاج حسن سلطنت‌طلب باشه. به تو چه؟ تو چی هستی؟ مادر مرده برنامه تو چیه؟ بهجای انک زدن برنامه بده. یه مشت گمراه نادان. خیال میکنن هنوز سال ۵۶-۵۷.

    /*: ک

     
  121. درود
    کشور اشغال شده است و بدست حزب الله و انصارشان غارت مستقیم می شود . عوامل مهم در کشتار ایرانیان لاری جا نی های عراقی هستند (صادق اردشیر لاریجانی
    ۲۱ اسفند ۱۳۳۹زاده نجف، جمهوری عراق است.)

    ملایان دزد و جلاد که در واقع همان اوباشان و لاتها ی تاریخی هستند ، اینبار بجای کلاه شاپویی ودستمال ،عمامه بسر و تسبیح در دست می گردانند. رشد فکری اینان از مکتب بالاتر نرفته و غرقه نجسات و مکروهات و افکار مالیخوی یایی هستند و در حالت شیتزوفرنی خود دچار سادیسم و خودآزاری نیز هستند اما ،اعمال مازوخیستی /دگر آزاریشان بر سادیستی بودنشان می چربد و چون درجه عقلشان از حد شکم به پایین است ، دچار خودبزرگی نیز هستند و چون بوزینه گان حرفها و اطوارشان بی معنی وغیر قابل فهم زیان بار هستی و وجود است.
    این خاندان عمامه بسر سفید و سیاه عاملان قتلها و فلاکتهای ملت ایرانند و نان خود و فامیلشان با خون مردم آغشته است.
    البته اگر ای هموطن ذره ای شعور داشتی هیچگاه به لاری جانی اهل نجف که جایش در حد گدایی و نه مسند قضایی است جرات نمی کرد با دار و دسته جلادش فرزندانت را اعدام کند.

    زمانی که دشمنان غیر ایرانی با احمقان دست دردست دهند ایران بهتر از این نخواهد شد.

     
  122. نهمه دزد که در دور و بر هر بام است
    به حقیقت که وطن مملکت اسلام است
    از سر لطف و دعای علما کشور ما
    در جهان رتبه اول همه در اعدام است
    عاشقان بسته به زنجیر دل زندانها
    مجری حکم خدا بی شرفی بد نام است
    آیت الله نود ساله شنیدم به جماع
    با دو تا با کره شب تا به سحر مادام است
    گنج قارون زده در جیب به خون فقرا
    آن که با نام حسین گریه کنان هر شام است
    روضه خوانی که سر و پا هنرش رمالی است
    قاضی شرع حکومت شده خون در جام است
    مظهر عصمت و پاکی که گمانم فاطی است
    بغل شیخ محل لیف زنان حمام است
    پشم در صورت و عمامه به سر تا که نماز
    معنی اش غارت و در واقع همه یک دام است
    یک طرف فقر زده تا 99 درصد
    آنطرف غرق تجمل طرف حکام است
    نایب مهدی موعود سرِ منبر ها
    ایهاالناس همین رهبر خون آشام است

     
  123. بتازگی کتابی توسط آقای بنی صدر بنام «حقوق پنجگانه» منتشر شده که طرحی است پیشنهادی برای جمهوری ایران در آینده٬ این کتاب با همکاری تعدادی از حقوق دانها و افرادی با تخصص در رشته های دیگر نوشته شده٬ در پایان کتاب چند ضمیمه هم اضافه شده که مطالب با ارزشی هستند. شاید این کتاب بتواند مبنای خوبی باشد برای همکاری اپوزیسیون. این کتاب منبع بسیار خوبیست برای آشنا کردن مردم به حقوق خویش چون حقوقی را که یک شهروند باید از آن برخوردار باشد را یک به یک توضیح میدهد. تا حال در سطح اپوزیسیون فقط کلی گویی بود و هست٬ همه میگویند آزادی٬ استقلال٬ حقوق شهروندی وووو ولی هیچکس این واژه ها را توضیح نداده و مثلأ نگفته حقوق شهروندی یعنی چه. وقتی مردم تعریف درستی از این واژه ها نداشته باشند آنوقت بسادگی فریب میخورند٬ نمونه بسیار روشن آن ظهور خاتمی و اصلاح طلبان در عرصهَ سیاسی ایران. یک مشکل اساسی که امروز وجود دارد ناآگاهی مردم از حقوق خود هست٬ همه در موردش حرف میزنند ولی در بسیاری از موارد قادر به تعریفی کامل و روشن از آن نیستند و سقف خواستهایشان بسیار کوتاه است. آموزش و آگاه کردن مردم از حقوق خویش را باید مورد اهمیت قرار داد تا بدانند دنبال چی هستند٬ در صورت عدم آگاهی هر دیکتاتوری میتواند با یک سری کلی گویی سوار موج اعتراضات مردمی شود. مردم ایران سال ۵۷ این را بخوبی تجربه کردند٬ مردم چون زبان بکار گرفته شده از جانب خمینی را نمیشناختند زبان زور گویی او را آزادیخواهی و انقلابی ترجمه میکردند. چون مردم از حقوق طبیعی خود بعنوان یک شهروند آگاه نبودند٬ وعده های خمینی را نعمتی میدانستند که از آسمان بر آنان نازل شده و هیچوقت فکر نمیکردند که این وعده هایی که داده میشود حق من است و باید از آن برخوردار باشم. متاسفانه هنوز هم در جامعه ایران چنین دیدهایی وجود دارد و مردم از حقوق خود آگاه نیستند و بدنبال کسی میدوند که بیشتر شعار میدهد و باز متاسفانه شعار دهنده هم نمیداند که این وعده هایی که میدهد حقوق طبیعی مردم است و خودش کاره ای نیست در دادن این حقوق. صرف نظر از اینکه ما با باورهای فردی (در این مورد بنی صدر) موافق هستیم یا مخالف باید گفته ها را شنید٬ فکر کرد و در صورت مفید بودن از آن استفاده کرد. دوستانی که مایلند کتاب را بخوانند میتوانند در سایت انقلاب اسلامی٬ بخش کتابخانه آنرا پیدا کنند.

     
  124. سلام علیکم!

    استفتاء از محضر مبارک حضرت آیت الله عظمی دکتر محمد نوریزاد( حفظ الله تعالی)
    با توجه به خبر زیر :

    دفتر امام جمعه ایذه ضمن عذر خواهی از مردم ایذه اعلام کرد که تا اطلاع ثانوی مقبره جدید الکشف امامزاده امیرالمومنین( ع) که در ورودی شهر ایذه قرار دارد تعطیل میباشد! زیرا شخصی که اصالت ایشان ایذه ای است ولی از کودکی ساکن آمریکا بوده با در دست داشتن سند رسمی مربوط به محل فعلی امامزاده امیرالمومنین( ع) به سازمان اوقاف و اماکن مذهبی مراجعه وثابت کرده که محل مذکور مقبره مطهر و مبارک پدربزرگ ایشان که جد در جد از الوار محلی بوده اند میباشد و امام زاده امیرالمؤمنین که هیچ، کلاً هیچ علیه سلام دیگری در کار نیست!!!( تو مثلاً امام جمعه ای! خدا را خوش میاد؟ )در حال حاضر تمام تابلوها و بنرهایی که در سطح شهر و خود مکان و مرقد مقدس و محل امامزاده را نشان میدادند بناحق جمع آوری شده!
    حال بفرمایید :
    1_اینجانبان امضاء کنندگان زیر که جهت خوابنما شدن و زیارت نامه نوشتن و شفا گرفتن از آن حضرت خود و چند تن از بستگان در جه اولمان مدتها زحمت کشیده و با مسئولین امر هماهنگی و همکاری کرده و بار اصلی معجزات و شفا دادن و شفا گرفتن بر دوشمان بوده تکلیفمان چیست؟
    2_ آنهمه رؤیاهای صادقه ای که دیده بودیم، به درک! چکهایی که جهت آباد سازی گنبد و بارگاه مطهر و منور حضرت کشیده ایم را چطور پاس کنیم؟
    3_آرزوهای دور و دراز خودمان هیچ، با قول و قرارهایی که با اهل و عیال گذاشته بودیم و الآن گریبانمان گیر آنهاست چه کنیم؟
    4_ با تقبل هزینه بلیط هواپیما و رزرو هتل در آنتالیا و بانکوک کلی متضرر شده ایم، چطور آن ضرر و زیانها را جبران کنیم؟
    5_تکلیف آنهایی که بدون هماهنگی شفا گرفتند چه میشود؟
    6_با آنهایی که از ارائه سند آن خیر ندیدهٔ از خدا بیخبر! ( صاحب ملک ملحد را میگم. خیر نبینی به حق امامزاده امیرالمؤمنین( ع ) ببین چطوری با چهار برگ سند فسقلی که از ک….. خودت پاره تر بودند همه معجزات و خواب و خیالهای ما را باطل کردی؟ ) خبر ندارند و هنوز هم در در و دهات و حاشیه شهرها خواب میبینند که حضرت آنها را طلبیده چطور باید برخورد کنیم؟

     
  125. سلام و درود

    در پاسخ به پرسش جناب سید رضی :
    «سیدرضی
    11:16 ق.ظ / اکتبر 22, 2018
    جناب شفیعی
    ممکن است این بیت شعر از مثنوی را کمی شرح دهید
    ماهی از سر گنده گردد ، نی ز دم
    فتنه از عمامه خیزد ، نی ز خم
    در مصرع اول واژه “گنده” با ضم گ به معنی بزرگ است ؟ یا با فتح گ و به معنی گندیده؟
    و نیز واژه “نی” در معنی “نه” امده یا در معنای گیاه نی؟
    و معنی تحت اللفظی مصر اول کدامیک از موارد زیر است؟

    –/ماهی از سر بزرگ میشود و نی از دم بزرگ میشود.

    — /ماهی از سر بزرگ میشود و نه از دم.

    –/ماهی از سر میگندد و نی از دم میگندد

    –/ماهی از سر میگندد نه از دم

    و بطور کلی اگر ممکن است قدری در خصوص این بیت توضیح دهید./»

    جناب سید رضی که خود به سید نبودنت اذعان کرده ای ولی معلوم نیست به چه علتی هنوز این پیشوند را بکار میبری!؟
    مصراع دوم این بیت مولانا در این نقل تحریف شده و از مولانا نیست، بنده هم اینطور شنیده و خوانده ام :فتنه از عمامه خیزد نی ز قُم. و آنطور که جنابعالی« خُم »ذکر کرده اید را اولین بار است که میبینم.معلوم هم نیست در ابتدا چه کسی بیشتر از من و شما عاشق و شیفته شهر قُم و آخوندها بوده و آنرا به شهر نکبت زده و نفرین شده قم و فتنه عمامه داران،( این فرزندان خلف و شایسته و مضحک ملانصرالدین خدابیامرز )نسبت و ربط داده است؟ در هر صورت، کامل و درست بیت در مثنوی اینست :

    نفس اول راند بر نفس دوم
    ماهی از سر گنده باشد نه ز دم

    اول بگویم که معنای بیت را نمیدانم.
    دوم اینکه تا جایی که بنده خوانده ام، ندیده ام که حضرت مولانا کلمه عامیانه «گُنده» را( احیاناً این کلمه جدیداً به معنای بزرگ توسط عوام استعمال میشود) به معنای بزرگ بکار برده باشد، در آثار هیچ یک از قُدما هم اصولاً به این معنا ندیده ام. اما حضرت مولانا کلمه «گَنده» به مفهوم گَندیدگی و بوی بد یا اندیشه و آیین و عمل و نیات و فرجام بد را در آثارش بسیار استعمال کرده است.تا جایی که اطلاع دارم در خصوص معنای آن مصراع در میان عوام ظاهراً نه بر سر کلمه «گنده» و نه «نی» و نه بر سر نحوه قرائت و نه حتی مفهوم کلی مصراع توافقی وجود ندارد.
    سوم اینکه، بنده تحقیق مستقل و مبسوطی انجام نداده ام تا بدانم بزرگان و مفسران مثنوی هر یک آن مصراع را چگونه قرائت و چطور معنا کرده اند؟( کاش میشد فهمید که ملاصدرا و حکیم سبزواری و سلطانعلیشاه گنابادی و گلپینارلی و علامه محمدتقی جعفری و بدیع الزمان فروزانفر و دکتر سروش و کریم زمانی هر کدام چطور آنرا معنی کرده اند؟) ولی با توجه به اینکه در مصراع اول صحبت از راندن نفس اول بر نفس دوم است، پس منطقاً مفهوم مصراع دوم نمیتواند بدون ارتباط با حرکت و تأثیر عملکرد نفسها و رانش نفس اول بر نفس دوم باشد.در اینجا هم باید نخست نفوس مختلف را شناخت. (در بعضی جاهای مثنوی نفس اول را نفس جمادی، نفس دوم را نفس نباتی «گیاهی»، نفس سوم را نفس حیوانی، نفس چهارم را نفس انسانی، و نفس پنجم را نفس ملائکه و فرشتگان میداند. ( البته بطور شفاهی از بزرگی آگاه شنیده ام که حضرت مولانا درس، نفس شناسی و رمزگشایی از نفوس را از حضرت مولا علی(ع) در نهج البلاغه فرا گرفته است. و بنا به توضیح شفاهی آن بزرگ، حضرت علی(ع) از نفوسی دیگر چون نفس انبیاء و نفس نبی خاتم و نهایتاً نفس الهی نام میبرد که در ابیات مولانا ندیده ام. چون خود در این مورد هیچ نمیدانم« میبینی جهل چه چیز بد و نکبت باریست؟ » امیدوارم عزیزی که خوانده و آگاه است و اینک بر جهل بندهٔ حقیر واقف شد از کرم بر این فقیر منت گذارده، آموزگاری کرده و رهنمونم شود. ) ، همچنین معانی ابیات پس و پیش این بیت، و موضوع و عنوانی که انگیزه سرودن ابیات این فصل و فراز از مثنوی شده است، میتواند در رمز گشایی و تفسیر و قرائت صحیح آن مصراع یاری رسان خوبی باشد. با توجه به اینکه تفسیر این بیت را توسط مولانا شناسان بزرگ و نامی ندیده ام چیزی هم نمیدانم.( هر چند بسیار بعید است که معماهای مکنون در آن توسط بزرگان و مفسرین گشوده نشده باشد.) از منظر شخص بنده، بقدری ابیات پر معنا و مفهوم، در این میراث جاودانه وجود دارد که توجه به آنها و آنچه که از مثنوی و سایر آثار حضرت مولانا استفهام و استنباط میشود، مجال چندانی باقی نمیگذارد که خواننده به یک مصرع نامفهوم، یا کمتر مفهوم پیله کرده و صرف وقت کند. البته کار تحقیقی در خصوص ابیات و مصراعهای نامفهوم و چالش برانگیز و حتی کلمات گنگ، و تصریح و تفسیر آنها ارزش ویژه خود را داراست و یک محقق میتواند با کار بر روی آنها و واگشایی راز و رمزهای آنان کمک بزرگی به درک بیش از پیش مثنوی بکند، ولی برای خواننده آماتور و علاقمندی چون بنده که از سر تفنن و اقناع ذوق شخصی و نه ضرورت حرفه ای آثار مولانا را مطالعه میکند چنین کاری از نظر زمانی معقول، و به صرفه نیست.

     
    • بنده حقیر نیز در چاپ جدید مثنوی شعر فوق را به شکل زیر دیدم
      ماهی از سر ، خورده؛ گردد نی ز دم
      نوش جان ایت الله های قم
      در ضمن سیوالی داشتم از جناب شفیعی مولوی شناس و ان اینکه دعوای فی مابین امام راحل و جناب جلالدین رومی بر سر چه بود؟ چرا هرگاه سخنی از مولوی به میان می امد سیمای ملکوتی ونورانی امام بزرگوار از خشم به سیاهی میگرایید و ابروان پر پشت و نازنینشان حالت کمان ارش بخود میگرفت و افکار منور ایشان بسوی مسیله تفخیذ متمایل میگردید ؟ و د

       
      • سلام و درود

        دوست عزیز این پرسشهای کودکانه چیست؟ اگر قصد طنز نگاری داری قواعدش را رعایت کن و طنز بنویس، مرحوم آیت‌الله خمینی، هم در سطح عالی عرفانی نسبت به مفاهیم مثنوی و عرفان اسلامی مسلط و شهره بودند و هم از داستانها و تمثیلات مثنوی بخوبی آگاهی داشتند.از واکنش و سؤالات شما جز آنکه نشان میدهد که جدی نیستی و پرسش ها را تا سطح متلک گویی و اتهامات عوامانه تنزل میدهی، چیز دیگری نمیشود فهمید.

        ———-

        جناب شفیعی گرامی درود
        در وادی عرفان آیا چیز شبیه این سراغ دارید که یک عارف، با چهار خط نوشته، چندین هزار زندانی را به سینه ی دیوار سپرده باشد؟

        با احترام

        .

         
        • جناب زین الدین گفتن اینکه اقای خمینی عارف بود بزرگترین توهین به عارفان تاریخ است ؛ کدام عارف کتاب توضیح المسایل مینویسد ؟ کدام عارف جنگ و ادمکشی بین مسلمین را نعمت میشمارد ؟ کدام عارف فقه جواهری را اصل میداند ؟ ایا به صرف اینکه کسی مثنوی مولوی را از حفظ باشد و چند بیت شعر به سبک حافظ بسراید شما او را عارف میدانید ؟ به عمل کار براید به سخن دانی نیست برادر ؛ مولوی زمانی عارف شد که از موکب همایونی حاکم فقیه پرور قونیه به زیر امد و کرسی تدریس فقه و فقاهت را به اهلش سپرد !!

           
        • مغلطه و خودنمائی نکنید،وادی عرفان غیر از وادی فقه،حکومت داری،اداره جامعه و مجازات مجرمان و محاربانی است که در قالب گروههای مسلّح به ترور و توطئه و جاسوسی مشغول بوده اند،در این جهت باید اختلاف حیثیات را مراعات کرد،شما ممکن است عارف باشید و اهل ذکر و خلوت و عبادت و خضوع در برابر جهان آفرین،در عین حال در عرصه کارزار و جنگ،با دشمن مواجه شوید،بکشید یا کشته شوید،در واقع عرفان عبارت از انزوای از جامعه نیست.علی علیه السلام نیز که مقتدای هر مسلمان یا شیعه است،شب اش این است که چون مارگزیده در برابر خالق کرنش و عبادت و گریه و مناجات می کند،و روزش این است که مثل شیر ژیان با شجاعت بمجاهده و شمشیر زدن می پردازد و از جنگ و هماوردی نمی گریزد،معمولا این نوع تحلیل ها تحلیل های انسان های کم مایه یا تک بعدی است که گمان می کنند عرفان یعنی انعزال از جامعه و عزلت و بی خاصیتی،و شجاعت و مبارزه نیز یعنی کناره گیری از لطافت و عرفان.مرحوم آیت الله خمینی یک شخصیت چندین بعدی بود،هم در حکمت و عرفان و فقاهت پهلوان بود،هم در عرصه جامعه و حکومت،در میدان بود،معمولا انسان های تک بعدی تصور تامّ و تمامی از چند بعدی بودن انسانهای بزرگ ندارند،یا چون در ارزیابی مسائل پیرامون خود دچار غلط و اشتباه هستند،خیال می کنند دفاع از محاربان و توطئه گران و تروریست ها یعنی انسان دوستی و دفاع از حقوق انسانها!این است که نا آگاهی و برداشت غلط خویش را کمال پنداشته و به چهره بزرگان پنجه های عاجزانه می کشند.

          ————

          درود سید مرتضای گرامی
          داغ ننگ کشتار سال 67، آنچنان بر پیشانی جناب خمینی و هواداران و همراهانش تا ابد نقش بسته که حتما در آینده ای نزدیک، عاملانش را بعنوان کشتارگران انسانهای بی دفاع به دادگاههای حتمی خواهد کشاند. خلاصه این را گفتم که تکلیف خودتان را روشن کنید. گرچه در این مدت، با اطمینان با این داغ ننگ کنار آمده اید و ابایی ندارید از این که با کشتارگران این فتوای خونین و عواقب آن همراه باشید.
          با احترام

          .

           
          • سلام
            نخیر،اینطور نیست،داغ ننگ حمایت از خونخواران و تروریست های مجاهد یا منافق خلق است که بر پیشانی جناب شما نقش بسته چه نقش بستنی!
            شما همچنان به این غلط تاریخی خویش ادامه دهید در حمایت از گروههای محارب مسلّح که قریب به سیزده هزار از هموطنان شما را ترور کردند و در نشریات خود به آن افتخار کرده و می کنند،و علاوه بر آن بجای دفاع از میهن اسلامی خود به دشمنان متجاوز به این کشور پیوستند و اطلاعات سیاسی نظامی به دشمن متجاوز دادند،بعد از آن هم بسودای اسقاط جمهوری اسلامی-چیزی که سودای امروز شما سابقا انقلابی است- از مرز کرمانشاه شروع کردند به ارعاب و کشتار مردم و ماموران امنیت این نظام،که البته بحمد الله درهم کوبیده شدند و بقیه تفاله های آنان نیز که اصرار بر عضویت در گروهک محارب داشتند و حاضر به جدا شدن رسمی از آن گروه محارب جاسوس وطن فروش نبودند،پرونده هایشان در شرائط امنیتی بررسی و مجازات شدند،بله جناب نوریزاد،داغ ننگ حمایت از این گروهک فاسد خائن و دنباله ها و تفاله های آن، برای همیشه تاریخ بر ناصیه شما نشسته است،و آفرین بر قاطعیت و شجاعت مرحوم آیت الله روح الله خمینی که این انگل های خار راه حکومت مردمی را مجازات کرد و هراسی بخود راه نداد. شما فرسنگ ها فاصله دارید از فهم این قاطعیت تاریخی و خوشید به کف زدن چند نفر معدود ضد انقلاب!
            خوش باشید
            با احترام

            ———–

            دوست گرامی
            هرکس اسلحه برداشت و آدم کشت و وحشت ایجاد کرد، بگیرید و بکشید. اما داغ ننگی که بر پیشانی حضرت امام و عاملان و بانیان فاجعه ی سال 67 نشسته، بخاطر کشتار زندانیانی ست که طبق قوانین جمهوری اسلامی به گذران دوران محکومیت خود مشغول بودند. کشتار زندانیان، بی آنکه خطایی مرتکب شده باشند، گودال عمیقی ست که نظام ملایی، چهل سال است به آن خیره مانده است. لخته های خون این گودال، حتما در آینده ای نزدیک بر میز مطالبات مردم داغدیده خواهد نشست. درست مثل طلب غرامت از جمهوری اسلامی بخاطر کشتار و ویرانگری اش در سوریه و عراق و … مگر نه این که آمریکایی ها غرامت کشته های خود را از پولهای مردم ایران برداشتند و کسی نطق نکشید؟ مثل نطق نکشیدن جناب رهبر برای کشتار مسلمانان چچن و مسلمانان چین.
            با احترام

            .

             
          • “هرکس اسلحه برداشت و آدم کشت و وحشت ایجاد کرد، بگیرید و بکشید”.

            خوب چرا وقتی رامین حسین پناهی تروریست در درگیری زخم می شود و دستگیر و محاکمه می شود و اعدام می شود شروع می کنید بمخالفت؟! پس معلوم می شود بنای شما بر مخالفت کلیشه ایست.
            گذشته از این،اکیپ مخالفت با اعدامتان چه شد؟! از آن مبنا اعراض کردید؟!
            در مورد زندانیان نیز بارها متن قانون را پیش رویتان گذاشتم که “نفس عضویت”در گروههای محارب حکم اعدام دارد،آن زندانیان نیز اصرار بر عضویت و عدم برائت داشتند،علاوه اینکه در دادگاههایی که در شرائط امنیتی ( توطئه فروغ جاودان و گروههای دیگر) کشور تشکیل شد پرونده های آنان بازنگری و موارد دیگری از ترور و قتل و محاربه و بغی اشان بر گروههای سه نفره متشکّل از نماینده وزارت اطلاعات و نماینده دادستان و حاکم شرع باثبات رسید ،پس کسی بیگناه یا بصرف زندانی بودن اعدام نشد و آنها پرونده هایی داشتند که بررسی شد،اینکه من و شما از محتوای پرونده ها بی اطلاعیم دلیل موجّه برای بیهوده گوئی نیست،علاوه بر این،در مورد کسانی که از عضویت منصرف شدند و آزاد شدند (توّابهای مجاهد) چه می گویید؟ چرا آنان اعدام نشدند؟!
            از اینها گذشته،قبلا با استناداتی بعرضتان رسید که خود منافقان در نشریات اشان اذعان داشتند که آن زندانیانی که سر موضع بودند قصد شورش و پیوستن به قیام کنندگان فروغ جاودان داشتند و حتی زندانبانان را ریشخند و تهدید می کردند که یکهفته دیگر ما زندانبان شما خواهیم بود!

            این است که می گویم:شما صورت مساله را اشتباه گرفته اید و دائم بر اساس یک توهّم و احساس آزاد منشی خیال می کنید یک عده گوسفند اسیر معصوم بقول خودتان همینجوری اعدام شدند! این اشتباه شماست و نتیجه این است که دفاع از جانیان آدمکش عضو گروهک خائن،جاسوس و محارب بر جبین شما نقش بسته است.
            در مورد غرامت امریکائی ها،عجب استنادی می کنید! اولا دخالت ایران محرز نیست و ثانیا آنها بیجا کردند اموال مردم ایران را تصرف کردند،ثالثا ایران اعتراض کرده و به دادگاه لاهه شکایت کرده و این شکایت هم در جریان است،رابعا خوب آنها دزدند که اموال مردم ایران را بلوکه می کنند و به آن دستبرد می زنند،عجب ایرانی هستید شما که به عمل غلط امریکا استناد می کنید.
            در مورد مسلمانان چچن با شما موافقم،بله ما بعنوان مسلمان باید اعتراض می کردیم و این سیاست اشتباه بود.
            با احترام

            ———-

            دوست گرامی
            اگر رامین حسین پناهی کسی را کشته بود، سندش را رو می کردند. مثلا فیلمی می ساختند از خانواده ای که رامین مردشان را کشته. از اینجور کارهایی که فراوان می کنند. سندی که ارائه کرده اند، از جنس اعتراف های زورکی ست. از این فیلمهایی که مرتب از این و آن زندانی پخش می کنند و ما شیوه هایش را در فیلم بازجویی از همسر سعید امامی دیده ایم و من خود در زندان شاهد آن بوده ام. پس شما سندی در دست ندارید که رامین حسین پناهی آدم کشته باشد الا همان سندی که اطلاعات و سپاه پخش کرده. نه دادگاهی علنی و نه قاضی مستقلی و نه وکیلی. هیچ. از اینجور دادگاهها هر چه بخواهید بیرون می آید. ما به خانواده ی رامین حسین پناهی سر زدیم و از مقوله ی اعدام ابراز تنفر کردیم. وگرنه شما خلخالی آدمکش را مثال بزنید اگر من ازش حمایت کردم؟ اما همین خلخالی را اگر بخواهند اعدام کنند، من مخالفت می کنم. اعدام برای فردی مثل خلخالی، هدیه ایست بزرگ.باید باشد و زجر بکشد تا زنده است. داستان سندهایی که سپاه و اطلاعات رو می کنند نیز بسیار مضحک است. مثل چاقو زدن به استاد دکتر فرشید هکی و سوزاندن جنازه اش و فی الفور ادعای خودکشی توسط سپاه و فی الفور دفن جنازه اش. پیشنهاد می کنم برای این که آرامش داشته باشید، به اینجور قضایا که از تعلق شما بدور است و بنیان هستی و اعتقاد شما را نشانه می رود ورود نکنید.
            باشد؟

            .

             
          • همیشه گفته ام،هم احساساتی هستید،هم بی خبر از قوانین،قبلا ضمن بحثهایی که در صفحات قبل شد چند بار خدمتتان عرض شد که مطابق قانون مجازات اسلامی،مجازات عضویت در گروههای محارب اعدام است،و این فرد یکی از اعضاء رسمی گروهک محارب کومله بوده است،علاوه بر آن،فرض کنید کسی را نکشته باشد،چرا گوش و چشم خود را از قبول حقیقت می بندید و دائم کلیشه های تکراری خود را تکرار می کنید و این شاخه آن شاخه می کنید؟ رامین،علاوه بر عضویت در کومله،بهمراه سه نفر در درگیری مسلحانه زخمی و دستگیر شده است و آن سه نفر دیگر نیز کشته شده اند،خود همین اسلحه کشیدن و درگیری با مامور قانون یعنی محاربه و حکم محاربه در قوانین اسلام و قوانین کشور اعدام است،بنده دارم بفارسی با شما صحبت می کنم،وقتی قانون می گوید نفس عضویت در گروه های محارب حکمش اعدام است،وقتی اسلحه کشیدن و درگیری با ماموران در حکم محاربه است،شما کی باشید که بایستید بگویید من مجازات قانونی اعدام را قبول ندارم؟ پس شما چنانکه بارها گفته ام یا بی خبر از قوانین هستید،یا قوانین کشور را قبول ندارید،بسیار خوب نظرا قوانین را نقد داشتن مانع ندارد،اما ایستادن برابر اِعمال قانون،در همه دستگاههای حقوقی یعنی یاغیگری و خودخواهی.بنابر این شما پیش از آنکه مثل عوام بروید سراغ خانواده شخص و بحرفهای ب مبنا یا احساسی آنها گوش بسپارید بروید سراغ قانون،بروید سراغ گزارشات رسمی پلیس،و مقام قضائی،من قبلا برای شما لینک گذاشتم که این شخص ابتدا وکیل تسخیری داشته بعد خود او وکیل انتخاب کرده،و در دادگاه محاکمه شده،و اینها اظهارات وکیل او بوده، تشخیص علنی بودن دادگاه نیز قانونا محوّل به دادرس است ،جرمش هم جرم مشهود بوده،برای اینکه وقتی کسی در درگیری مسلحانه دستگیر می شود در مورد آن گزارش پلیس هست گزارش دادستانی هست،حالا شما دائم بیا برای خودنمائی و جلب توجه بگو من اعدام را قبول ندارم یا اینها اظهارات نظام یا قوه قضائیه و پلیس است! بنابر این از نظر شما همه تعطیلند جز حضرتعالی،آیا این منش شما چیزی جز همان تعبیر است که قبلا گفتم و دیگر تکرار نمی کنم؟! نیز مشکل بحث با شما این است که فقط خودتان را قبول دارید و دیگر اینکه بحث ها را مخلوط و این شاخه آن شاخه می کنید،الان بحث ما بحث خلخالی بود؟!
            در مورد مرگ فجیع مرحوم هکی نیز،باز شما همین رویّه غلط و خودخواهانه را دنبال می کنید،کسی هنوز قاطع نگفته است که او خودکشی کرده است،بله خودکشی یکی از احتمالات است،فرض کنید اصلا خودکشی نبوده و قتل،شما خودتان رفتید جسد او را دیدید که چاقو خورده است بعد در رسانه های خود ادعا می کنید رهبر به او چاقو زد؟! این بی انصافی و دروغگوئی نیست؟ این اخلاق و انسانیت انسانیت که تکرار می کنید کجا ثمره اش ظاهر می شود؟ شما یقین دارید که رهبر به هکی چاقو زد؟ اصلا مگر شما جسدش را دیدید؟ پزشکی قانونی و دادستانی گزارش رسمی می دهند که آثار جراحت روی آن جسد نبوده،بعد شما برای خودتان می برد و می دوزید که چاقو خورده و چاقویش را هم رهبر زده؟! حالا اصلا شما فرض کن او چاقو خورده بوده و بقتل رسیده و بعد سوزانده شده، مسلمان! شما به چه استنادی می گوئی او را نظام زده یا رهبر زده؟ آیا دعواهای شخصی یا انتقام های شخصی محتمل نیست؟ بعد هم بالاخره خدا عقل به انسان داده،محاسبه کنید با این عقل،هکی اصلا چه معروفیتی داشته یا چه تاثیر گذاری اجتماعی داشته یا اصلا چه گفته که نظامی بیاید او را با کشتن از میان بردارد؟! اینهمه افراد معروفتر از او و معنون تر از او هستند و در جامعه و رسانه ها انتقادهای صد بار عنیف تر از او می کنند چرا آنها بقتل نمی رسند؟!
            بنابر این می بینید که رفتارها و گفتارهای شما به چیزی مستند نیست جز احساسات و بدگمانی.
            با احترام



            در مورد جناب دکتر هکی
            خبرگزاری های مربوط به سپاه، فی الفور ، مرگش را خودکشی دیکته فرمودند.
            و از قول پزشکی قانونی ، خودکشی وی را تآیید فرمودند.
            اما پزشکی قانونی این خبر برادران را تکذیب کرد
            برادران بیکار ننشیتند. باید براین جنایت بیت رهبری سرپوش نهاده می شد. جنازه ی چاقو خورده و سوزانده شده را فی الفور و بدون این که کالبد شکافی شده باشد، به خانواده اش دستور می دهند که دفنش کنند. دو روزه.
            شما راحت باشید برادر
            بر جمال ننگین نظام شما نباید غباری بنشیند.
            شما اساسا هستید تا این لکه های ننگ را به یک نحوی توجیه و محو کنید.
            سرگرم باشید برادر

            .

             
          • این نوشته شما تکرار نوشته ای بود که در اواسط این صفحه بود و به آن پاسخ دادم! شما جوری بنوشته های خود اطمینان دارید و آنها را چیزی مثل کلمات قصار معصومین فرض می کنید که کافی می دانید آنرا در مورد هر بحثی تکرار کنید! نوشته بالا بحث در مورد مجازات منافقین محارب بود که یکدفعه بال درآورد متمرکز شد در رامین حسین پناهی!
            گذشته از اینها،عرض شد که جرم رامین جرم مشهود بوده است،آخر عزیز گرامی،جرم مشهود که سند نمی خواهد! مثل قضیه آن راننده درویش که اسمش الان یادم نیست،آنجا هم شما از این حرف های سست زدید! جرم مشهود آن است که شهود دارد اعم از مردم عادی و ماموران پلیس….ولش کنید دیگر تکرار نمی کنم، فقط با عرض معذرت می گویم مع الاسف علیرغم سابقه خدمات جهادی و انقلابی و فرهنگی که داشته اید الان مبتلا به مالیخولیای بدبینی و سوء ظن هستید طوری که گمان می کنید همه پلیس و دستگاه قضائی جمهوری اسلامی بسیج می شوند که یک جوان بیگناه را راهی سینه قبرستان کنند! برادرانه می گویم: گرامی این درد را علاج کن که آخرت و ابدیت ات را می سوزاند،آن فرد عضو رسمی کومله بود و در قانون مجازات اسلامی نفس عضویت در گروههای محارب مجازاتش اعدام است،لابد چون شما فیلمساز هستید باید نیروی انتظامی موقع درگیری یک ویدئوی قشنگ از درگیری مسلحانه تهیه کند و آنرا برای شما نمایش دهد تا برای شما سند باشد! من ده بار از شما پرسیدم،اینهمه هموطنان عزیز کورد در مناطق کورد نشین روزمرّه در حال زندگی هستند،چرا آنها را نمی گیرند بگویند این کومله ایست و اعدام کنند؟! هیچ پاسخی برای این پرسش ندارید جز تکرار مدعا و این شاخه آن شاخه کردن.حالا چه کسی است که نباید در این امور ورود کند؟! من یا شمای ناآشنای بقوانین یا پشت کرده بقوانین یا بدبین به همه،جز آنها که شما را قبول داشته باشند و با شما عکس یادگاری بگیرند؟!
            با احترام

             
    • ممنون جناب شفیعی/

       
  126. جناب سید مرتضی
    یا شیخ مسئلة
    آیا این دو نظر یا دو فتوا درست است؟
    خمینی (کتاب ولایت فقیه، نجف ۱۳۵۵)
    تعجب میکنم که این دولت شاه چگونه فکر میکند، در نظر دارند قاچاقچیان هرویین را اعدام کنند، این موضوع نه تنها خلاف اسلام هست، خلاف انسانیت هم هست

    خمینی (۳۰ ام اردیبهشت ۱۳۵۹)
    اینها که مواد مخدر میفروشند شرعا مستوجب اعدامند و باید بدون هیچ تاخیری اعدام شوند، هیچ ترحمی هم در مورد آنها جایز نیست

     
    • سلام

      اولا:چطور شد منبع عبارت اول که البته عبارت ایشان است ذکر شد و در مورد عبارت دوم اکتفاء به تاریخ شد؟!
      در هر حال،در ادامه در مورد عبارت اول توضیح می دهم،اما من بررسی کردم عبارت دوم از ایشان نیست،یعنی در صحیفه امام جستجو کردم چنین عبارتی نیست،در عین حال همانجا مراجعه کردم در تاریخ 30 اردیبهشت 59 دو حکم برای منصوب شدن دو نفر در نماز جمعه برخی شهرها صادر شده بود و یک سخنرانی در محکومیت اسرائیل که نه ربطی به این مساله داشت و نه چنین عبارتی در آن بود.بنابر این روشن است که تعارضی بین ایندو عبارت وجود ندارد چون عبارت نامستند دوم از ایشان نیست و شیاطینی آنرا جعل کرده اند و برای شیطنت ایندو عبارت را کنار هم گذاشته اند.

      ثانیا:ایشان در ص 131 از همان کتاب ولایت فقیه فارسی در تبیین لزوم قاطعیت بر اجرای عدالت عبارتی دارد به اینصورت:

      ” بايد گفت كه چگونه حكومتى مى‏ خواهيم؛ و زمامدار و متصديان امور حكومتى ما بايد چگونه باشند، و چه رفتار و سياستى را پيش گيرند. زمامدار جامعه اسلامى كسى است كه با برادرش، عقيل، چنان رفتار مى‏ كند تا هر گز درخواست تبعيض اقتصادى و اضافه كمك از بيت المال نكند. دخترش را كه از بيت المال عاريه مضمونه گرفته، بازخواست مى‏ كند، و مى‏ فرمايد اگر عاريه مضمونه نبود، تو اولين هاشميه ‏اى بودى كه دستت قطع مى‏ شد! ما چنين حاكم و زمامدارى مى‏ خواهيم. زمامدارى كه مجرى قانون باشد؛ نه مجرى هوسها و تمايلات خويش؛ افراد مردم را در برابر قانون مساوى بداند، و آنها را داراى وظايف و حقوق اساسى متساوى؛ بين افراد امتياز و تبعيض قائل نشود؛ خاندان خود و ديگرى را به يك نظر نگاه كند؛ اگر پسرش دزدى كرد، دستش را قطع كند؛ برادر و خواهرش هروئين فروشى كردند، آنها را اعدام كند؛ نه اينكه عده‏ اى را براى ده گرم هروئين بكشند، و كسان آنها باند هروئين داشته باشند و خروارها هروئين وارد كنند!”
      (ولایت فقیه،ص131)

      همینطور که می بینید،این قسمت انتهای گفتار،تعریضی است به برخی از قوم و خویشان و نزدیکان شاه مثل خواهر او اشرف پهلوی که در کار خرید و فروش مواد مخدر بودند،بنابر این روشن است که چنین تقابلی بین اینکه کسی را بجهت خرید و فروش ده گرم هروئین مفسد فی الارض بدانند و او را اعدام کنند،در عین حال خودشان در کار تجارت خروارها هروئین باشند،که این عین بی عدالتی است و مقصود ایشان این است که اگر چیزی مبنای قانونی داشته باشد باید بدون تبعیض در مورد همه افراد جامعه اجراء شود.

      حال باز می گردیم به عبارتی که شما نقل کردید و آنرا از اصل مطالب ایشان جدا کردید:

      “گاهى در كتابها و روزنامه‏ هايشان مى‏ نويسند كه احكام جزايى اسلام احكام خشنى است! حتى يك نفر با كمال بى ‏آبرويى نوشته بود احكام خشنى است كه از اعراب پيدا شده‏ است! اين خشونت عرب است كه اين گونه احكام آورده است! من تعجب مى‏ كنم اينها چگونه فكر مى‏ كنند! از طرفى اگر براى ده گرم هروئين چندين نفر را بكشند مى‏ گويند قانون است! (ده نفر را مدتى پيش و يك نفر را هم اخيراً براى ده گرم هروئين كشتند. و اين چيزى است كه ما اطلاع پيدا كرديم.) وقتى اين قوانين خلاف انسانى جعل مى‏ شود، به نام اينكه مى‏ خواهند جلو فساد را بگيرند، خشونت ندارد! من نمى‏ گويم هروئين بفروشند، لكن مجازاتش اين نيست. بايد جلوگيرى شود،اما مجازاتش بايد متناسب با آن باشد،اگر شارب الخمر را هشتاد تازيانه بزنند خشونت دارد، اما اگر كسى را براى ده گرم هروئين اعدام كنند خشونت ندارد! در صورتى كه بسيارى از اين مفاسد كه در جامعه پيدا شده از شرب خمر است: تصادفاتى كه در راهها واقع مى‏ شود، خودكشيها، آدم‏كشيها، بسيارى از آنها معلول شرب خمر است. استعمال هروئين مى‏ گويند چه بسا از اعتياد به شرب خمر است. مع ذلك، اگر كسى شراب بخورد اشكالى ندارد؛ چون غرب اين كار را كرده است! و لهذا آزاد مى ‏خرند و مى‏ فروشند. اگر بخواهند فحشا را، كه شرب خمر يكى از واضحترين مصاديق آن است، جلوگيرى كنند و يك نفر را هشتاد تازيانه بزنند، يا زناكارى را صد تازيانه بزنند، يا محصنه يا محصن را رجم كنند ، وا مصيبتاست! اى واى كه اين چه حكم خشنى است! و از عرب پيدا شده است! در صورتى كه احكام جزايى اسلام براى جلوگيرى از مفاسد يك ملت بزرگ آمده است. فحشا كه تا اين اندازه دامنه پيدا كرده كه نسلها را ضايع، جوانها را فاسد، و كارها را تعطيل مى‏ كند، همه دنبال همين عياشي هايى است كه راهش را باز كردند، و به تمام معنا دامن‏ مى‏زنند و از آن ترويج مى ‏كنند. حال اگر اسلام بگويد براى جلوگيرى از فساد در نسل جوان يك نفر را در محضر عموم شلاق بزنند، خشونت دارد؟!…
      (ولایت فقیه،امام خمینی،ص 16-17)

      همینطور که می بینید،بحث ایشان اصالتا بحث تعیین نوع مجازات مجرمان مربوط به مواد مخدر نیست،هم در آن عبارت مربوط به ص 130،هم در این عبارت،در آن عبارت اشاره کرده است به تناقض در رفتار حکومت شاه و اینکه خودشان قاچاق مواد مخدر می کردند در عین حال کسی را بخاطر ده گرم مواد مخدر اعدام می کردند،در این عبارت نیز بحث ایشان پاسخ به تبلیغاتی بوده است در زمان حکومت شاه از سوی درباریان و روشنفکران غرب زده و مخالف اسلام ،به اینکه چرا آنها وقتی به احکام و مجازات های اسلامی می رسند مثل شلاق زدن کسی که شرب خمر کرده است،احکام و مجازات های اسلامی را خشن ارزیابی می کنند،در عین حال خودشان کسانی را بخاطر ده گرم اعدام می کنند و آنرا خشن نمی دانند! پس اینجا هم محور کلام، اعتراض است به تناقض در رفتار و ارزیابی های حکومت گران زمان شاه یا برخی روشنفکران غرب زده مخالف احکام اسلام.وگرنه بحث نوع مجازات متخلّفان و مفسدان اجتماعی تابع وضع قوانین و مقررات خاصی است که حوزه آن مربوط است به مجلس قانون گذاری.
      بنابر این نه جمله دومی که به ایشان نسبت دادید از ایشان است،و نه تناقضی در گفتار ایشان وجود داشته است،بلکه آنچه مورد نظر بوده،بحث لزوم اجرای عدالت یکسان در حق همه است و اینکه رفتار حکومت شاه رفتاری متناقض بوده است در زمینه اجرای عدالت.

       
    • ✅ این قتل خاموش وقتل فرشید هکی را اضافه کنید به قتل های. زنجیره ای نظام جناب خامنه ای :

      پروژه اجرايِ مرگ خاموش، همراه با درد و رنجِ حميد هوشنگي
      ✍️ عيسي سحرخيز

      آمدم عذر تقصير بخواهم و غيبت ديدار در زادروز حميد هوشنگي را جبران كنم كه ديدم ديگران بايد عذرخواه معاون ستاد تبليغات جنگ تحميلي باشند كه دارند او را به كشتن مي دهند و مرگي خاموش را برايش رقم مي زنند.
      اگرچه پرونده سياسي هوشنگي به درازا كشيده و حكم دو سال حبس تعزيري با تاخير صادر شده است و هنوز پاي حميد به زندان اوين باز نشده ، اما بلايي را كه بر سر او آورده اند دست كمي از رجايي ندارد.
      آن چه كه بر سر عليرضا درون زندان آمده است، حميد در بيرون زندان تجربه كرده است، با اين تفاوت كه رجايي از دست مرگ گريخته، اما حميد هوشنگي با وجود چند نوبت شيمي درماني، مداوا نشده و پزشكان معالج در ايران جوابش كرده اند و با وجود بخت نجات از مرگ به شرط درمان در خارج از كشور، ممنوع الخروج است.
      در ١٢ تير ٨٨ كه من را در رويان دستگير كردند، حميد هم با من بود. براي دور ساختن دوست مشترك بيماري از هواي آلوده تهران، سفري چند روزه رفته بوديم. آن زمان اتهامي را متوجه همكار سابقم در خبرگزاري جمهوري اسلامي- معاون خبري و رئيس دفتر إيرنا در انگليس- نكردند تا چند سال بعد كه پاسپورت حميد را به محض ورود به ايران با پرواز ايران اير از لندن، در فرودگاه گرفتند و اعلام كردند كه ممنوع الخروج است و چندي بعد هم متهم.
      بازجويي ها و بازپرسي هاي او به درازا كشيد و همه خوشحال بودند كه حميد را بازداشت نكرده اند. رئيس سابق او، كمال خرازي، وعده پادرمياني با كارمند سابق او، جعفري دولت آبادي داد كه اكنون دادستان تهران شده بود. اما گويا از دست دادستان كه خود روزها و شب ها شاهد جانفشاني هاي هوشنگي در جبهه هاي جنگ در جهت افشاي جنايت هاي صدام بود، كاري برنمي آمد و پرونده روي ميز قاضي مقيسه قرار گرفت كه در عمل مانع گرفتن وكيل شد، با اين توصيه كه اين كار به نفع اوست! با اين وجود براي وي حكم دو سال حبس تعزيري صادر كرد و قاضي زرگر در دادگاه تجديدنظر تائيد و پرونده در اختيار دايره اجراي احكام قرار گرفت.
      در اين ميان، چنگال هاي تيز سرطان به جان نحيف حميد چنگ انداخت و او را در بستر بيماري هر روز ضعيف كرد و شيمي درماني هاي مكرر ضعيف تر.
      چون پزشكان داخلي از درمان او عاجز ماندند توصيه به مداوا در خارج كردند، در جايي نزديك فرزندان تا شايد دانش جديد و شرايط روحي مناسب، عفريت مرگ را دور كند، آن هم درشرايطي كه فرزند پزشك خود مي تواند سير درمان را از نزديك دنبال كند و احتمالا مانع مرگ زودهنگام شود.
      اما همسر فداكار وي به هر دري كه زد، يا بسته بود يا آن را به روي هوشنگي بستند؛ گويي دستي پنهان در كار است تا انسانيت و رفتار انساني را به گور بفرستد و “مرگي خاموش” نصيب زبان گوياي معاون تبليغات جنگ كشور كند. به قول دوستي ” كاري را كه در جبهه هاي جنگ صدام نتوانست انجام دهد، اينان در بستر بيماري به انجام رسانند”!
      اكنون حميد، خسته و ناتوان، در بسترِ مرگ روز و شب چشم به در دوخته تا عزرائيل كي- امروز يا فردا، اين هفته يا آن هفته- دق الباب نكرده وارد خانه شود، در حالي كه نه او را براي اجراي حكم به زندان راه مي دهند، نه حكم عدم تحمل حبس به دليل بيماري صادر مي كنند يا عفو به دليل كهولت سن و سرطان.
      جالب است كه مي گويند چون زير حكم هستي، ممنوع الخروج از كشوري . چون بيماري ممنوع الورود به زندان. اين اقدام غيرانساني، اين حرف بي منطق، يعني حبس ابد؛ يعني اعدام با اعمال شاقه؛ يعني مرگ با درد و رنج؛ يعني مرگ خاموش!

      @Sahamnewsorg

       
    • ناشناس جان !! جنابعالی نیز میدانید که فتوای سال ۱۳۵۵ امام راحل از ایات مکی و فتوا سال ۱۳۵۹ معظم له از نمونه ایات مدنی است بنا بر این احتیاج به این نبود که وقت گرانبهای دانشمند سایت را بگیربد تا ایشان مجبور به بحر طویل نویسی شود ؛ مسایل ساده را رها کنید و از ایشان مسایل دشواررا بپرسید مثلا مسیله تفخیذ و امثالهم

       
  127. حشمت:
    تا قاتلان پیدا نشوند، انگشت اتهام به سمت حکومت است
    @Pishtazanedalat
    خبر قتل بسیار تکان دهنده‌ی دوست عزیز و همرزم، دکتر فرشید هکی را به خانواده‌ی گرامی‌اش تسلیت می‌گویم.

    خبر قتل فجیع دکتر فرشید هکی به اندازه‌ای دردناک و شوک آور بود که از شب گذشته تا کنون که این خبر را شنیدم، در شوک فرو رفته‌ام.

    دکتر عزیز، اندیشمند، پژوهشگر و مدافع حقوق محرومان و عدالت خواه، تا پیش از به مرگ، با من در ارتباط بود. او را از چند سال پیش می‌شناختم و به مراتب دانش و تجربه‌ی اجتماعی و تلاش صادقانه برای اعتلای جامعه، اگاهی یافته بودم. در پایه‌گذاری کمپین معیشت، با من همکار بود و پس از آن نیز، همواره در مشورت و همکاری بودیم.

    مرگ او اثر بسیار منفی بر من گذاشت. به گونه‌ای که گویا چنین مرگ‌هایی متوجه‌ی همه‌ی ما است. اگر چه نمی‌توانم تایید کنم که مرگ دکتر هکی، از نوع ترورهای سیاسی است اما تا زمانی که رژیم، افکار عمومی را در مورد قاتلان، قانع نسازد، انگشت اتهام به سوی محافل جنایتکار او است.

    از دیگر سو و صرف‌نظر از هویت قاتلان که امری بسیار مهم است، این نحو قتل‌های فجیع و به ویژه که قربانی یکی از شخصیت‌های علمی و اجتماعی است، نشانگر این است که در دوران حکومت دینی که به لحاظ امار اعدام، نسبت به جمعیت، در جهان رتبه‌ی اول را دارد، برای شهروندان هیچ‌گونه امنیتی وجود ندارد و دستگاه‌های حکومتی، فقط برای امنیت خود، از جیب ملت هزینه می‌کنند و با چماق امنیت، عملا سلب کننده‌ی امنیت و آسایش ملت هستند.

    جا دارد مرگ فجیع این شخصیت علمی و تلاشگر اجتماعی و حامی حقوق شهروندی و آزادی و دموکراسی را به همگان، به ویژه مبارزان راه ازادی و عدالت، دوستان و یاران دکتر هکی در تشکل، پیشتازان عدالت، جامعه‌ی علمی ایران و خانواده‌ی مصیبت دیده‌ی دکتر فرشید هکی، تسلیت بگویم.

    حشمت اله طبرزدی
    دبیر کل جبهه ی دموکراتیک ایران
    ۳۰ مهر ماه ۱۳۹۷ خورشیدی

    #پیشتازان_عدالت
    #فرشید_هکی

     
    • سلام و درود

      ابیات زیر منتخبی از مثنوی و خطاب به کسانیست که شراب قدرت مستشان کرد،حق را فراموش کردند و سُکر ستم خرد و انسانیت را از آنان گرفت و دکتر هکی را مظلومانه به شهادت رساندند.

      « خمر تنها نیست سر مستی هوش
      هر چه شهوانیست بندد عقل و هوش

      آن ابلیس از خمر خوردن دور بود
      مست بود او از تکبر و ز جحود »

      مست قدرت شدند و از منتقم حقیقی غافل شدند! غافل از این حقیقت که او ناظر است و قادر است و وعدهٔ داد و داوری اش خلل ناپذیر است :

      « تو مرا چون بره دیدی بی شبان
      تو گمان بردی ندارم پاسبان؟

      کی کم از بره کم از بزغاله‌ام
      که نباشد حارس از دنباله‌ام؟

      حارسی دارم که ملکش می‌سزد
      داند او بادی که آن بر من وزد

      ایکه تو از ظلم چاهی می کنی
      از برای خویش دامی می تنی

      گرد خود چون کرم پیله بر متن
      بهر خود چَه میکنی، اندازه کن

      او*به چاهی اندر افتاده که من
      در خور چاهش نمیبینم رَسَن!

      *او = قاتل

       
  128. نوریزاد روی سایتت دی داس دائماً می زنند!! به نظر من با داشتن یه نرم افزار زپرتی و یک پهنای باند که هر بچه پولداری می تونه اون رو حتی بخره اینکار به راحتی قابل انجامه!!! من هم سایتی دارم که می دونم پلیس فتا دائماً دارد همنی کار رو باهاش می کنه!!! برادران سپاه هم همین کار رو می کنن و بچه سوسولهای بسیجی هم عیناً همین کار رو می کنن!!! در مورد شما نمی دونم موافق رژیم این کار رو دارد می کند یا مخالف رژیم!!! اما در مورد خودم معتقدم عیناً کار همین بچه سوسولهاست!!

    ————

    دی داس یعنی چه؟

    شنیده ام که گاه حملات شدیدی روی سایت انجام می شود.
    من از اینجور قضایا اطلاع و آگاهی و سوادش را ندارم
    سپاس

    .

     
    • ای ناقلا ! از کیا شنیدی ؟

       
    • دی داس یعنی درخواست بسیار زیاد و قطع دسترسی کاربران به یه سایت جوری که انگار از ازل این سایت وجود خارجی نداشته است!! البته سایتی که من استفاده می کنم از نوع رایگان است اما با توجه به اینکه سایتی که استفاده می کنید پولی است با ادمین سرور باید مطرح کنید تا با راهکارهایی مثل آپدیت سیستم و نصب مواردی مثل فایروال قویتر جلوی این حملات را بگیرد وگرنه اینکه می گن امروزه این حملات بلوکه شده و جلوی آن گرفته شده است دروغ است!!! بمن چند ترابایت پهنای باند رایگان بدهید و بعد ببینند با همین نرم افزارها چکار می کنم!!!! در یک کلام بستگی به کیفیت سایتی که استفاده می کنیم دارد!!!! این حملات بر روی سرعت اینترنت نیز تاثیر زیادی دارد!!

       
  129. ایران دوست واقعی

    استاد گرامی با درود این متن زیبا را دوستی برایم قرستاد حیفم امد که ان را به اشتراک نگذارم . امیدوارم سید و … جوابی برایش داشته باشند.

    خسته نباشی کربلایی!!

    امسال هم هرطور شده خودت را به کربلا رساندی
    و چهلمین روز شهادت امام حسین را به سوگ نشستی
    البته چهلمین روز که غلط است،تا امروز دقیقا پانصدویازده هزارو چهل روز از شهادت امام حسین می گذرد!!
    درود بر تو که پانصدو یازده هزارو چهلمین روز شهادت امامت را سوگواری کردی!
    رد شدن از راهها چطور بود؟ هیچ میدانی در راه از چه چیزهایی رد شدی؟
    کودکان کار رادیدی؟ کارتن خوابها را چطور؟ خانه های کاه گلی؟مادران خود فروش؟ پدران کلیه فروش؟
    هیچ میدانی در کشور خودت از چند کربلای خانگی گذشتی تا به پانصدو یازدهمین سوگ امامت بنشینی؟

    در بین راه چه خوردی؟
    خرما، حلوا، ماهی، و انواع خوراکی ها که نشان از مهمانوازی عراقی ها دارد!
    نشان از مهمان نوازی همین برادران دینی که چندی قبل خرمشهرمان را خدا از دستشان آزاد کرد!
    مهمان نوازی برادران عراقی که در جنگ به خاک و ناموس و مال و فرهنگمان تجاوز کردند چطور بود؟
    ▪️غذایشان بوی خون شهدا را نمی داد؟
    ▪️عجب وفادار ماندی به خون شهدای جنگ!
    ۱۴۰۰ سال است کربلا را به یاد داری ,چطور یادت رفت ۳۰ سال قبل جوانان این وطن در همان خاک شوم پرپر شدند؟
    گوشه ای از فیلم عملیات کربلای ۴ و کشتار عزیزان مان بدست برادران عراقی را حتمآ دیده ای؟ ﻣﺤﻞ ﺯﻧﺪﻩ ﺑﮕﻮﺭ ﮐﺮﺩﻥ ﻏﻮﺍﺹ ﻫﺎﻣﻮﻥ ….. ﺑﺎ ﺩﺳﺖ ﻫﺎﯼ ﺑﺴﺘﻪ ….
    ﺯﺍﺋﺮﺍﻥ ﻋﺰﯾﺰ ﯾﺎﺩﺷﻮﻥ ﻧﺮﻓﺘﻪ ﮐﻪ ……. ﺧﯿﻠﯽ ﺟﺎﯼ ﺩﯾﺪﻧﯿﻪ ….
    ﺧﺮﻣﺸﻬﺮ …..
    ﺍﻃﺮﺍﻑ ﺷﻬﺮ … ﮐﺎﻧﺎﻝ ﻫﺎیی ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﻋﺰﯾﺰ ﻋﺮﺍﻗﯽ ﻣﻮﻥ ﺑﺎ ﻗﯿﺮ ﭘﺮ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻥ ﺗﺎ ﻣﺎﻧﻊ ﻭﺭﻭﺩ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻫﺎ ﺑﻪ ﺷﻬﺮ ﺑﺸﻪ ….ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺯﯾﺎﺩ ﻣﻬﻤﯽ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﻧﺎﻝ ﻫﺎ ﻧﯿﺎﻓﺘﺎﺩﻩ ﻫﺎ ….ﻓﻘﻂ ﯾﻪ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﺍﺯ ﺑﭽﻪ ﻫﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺯ ﻭ ﺑﻮﻡ ﻣﻮﻗﻊ ﺁﺯﺍﺩ ﺳﺎﺯﯼ ﺧﺮﻣﺸﻬﺮ ﺯﻧﺪﻩ ﺯﻧﺪﻩ ﺗﻮ ﻗﯿﺮ ﺩﻓﻦ ﺷﺪﻥ …..اﻟﺒﺘﻪ ﺩﺍﺧﻞ ﺷﻬﺮ ﻫﻢ ﺟﺎﻫﺎﯼ ﺩﯾﺪﻧﯽ ﺯﯾﺎﺩ ﻫﺴﺖ … ﺟﺎﻫﺎیی ﮐﻪ ﺑﻪ ﺯﻧﺎﻥ ﻭ ﺩﺧﺘﺮ ﻫﺎﯼ ﺧﺮﻣﺸﻬﺮ ﺗﺠﺎﻭﺯ ﮐﺮﺩﻥ …. ﻭ ﻣﺎﺩﺭﺍﻥ ﺧﺮﻣﺸﻬﺮﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺩﺧﺘﺮﺍﻥ ﺷﻮﻥ ﺯﻧﺪﻩ ﺩﺳﺖ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﻋﺰﯾﺰ ﻋﺮﺍﻗﯽ ﻣﻮﻥ ﻧﯿﻓﺘﻦ ﺍﻭﻝ ﺩﺧﺘﺮ ﺷﻮﻥ ﺭﻭ ﻣﯿﮑﺸﺘﻦ ﺑﻌﺪ ﺧﻮﺩﺷﻮﻥ …… ﻭﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﻣﺤﻠﻪ ﻫﺎﯼ ﺩﯾﺪﻧﯽ ﺩﯾﮕﻪ ….
    ﺳﻮﺳﻨﮕﺮﺩ …
    ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺷﻬﺮ … ﺧﺎﮐﺮﯾﺰ ﺧﻮﺍﻫﺮﺍﻥ … ﻣﺤﻞ ﺯﻧﺪﻩ ﺑﮕﻮﺭ ﺷﺪﻥ ﺣﺪﻭﺩ ۱۵ ﻧﻔﺮ ﺯﻥ ﻭ ﺩﺧﺘﺮ ﺳﻮﺳﻨﮕﺮﺩﯼ ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺗﺠﺎﻭﺯ ﺗﻮﺳﻂ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﻋﺰﯾﺰ ﻋﺮﺍﻗﯽ ﻣﻮﻥ …ﮐﻨﺎﺭ ﺍﺭﻭﻧﺪ ﺭﻭﺩ …

    تا به حال از خودت نپرسیدی که چرا آمریکا بدون دلیل دشمن است و عراق با کشتن میلیونها ایرانی برادر است؟

    نپرسیدی چرا رفتن به مزار کوروش جرم و دشوار است و رفتن با پای پیاده به کربلا ساده و سهل؟

    نپرسیدی چرا واژه ی مرگ بر عراق یا مرگ بر عربستان نداریم؟

    نپرسیدی چرا آنها از عراق پیاده به حرم امام رضا نمی آیند اگر انقدر معتقد هستند؟

    و نپرسیدی چرا فقط ۸ سال است این پیاده روی عظیم بر قرار است!!؟

    هیچوقت نپرس چون با اندکی تفکر خواهی فهمید که بازیچه ای…
    بازیچه ی یک اتحاد نامقدس عربی …

    نیمی از کشورت را به مکه و کربلا ببر تاهمچون زالوباخون مردم‌مملکتت فربه شوند و آماده جنگ
    ونیم دیگرش هم سهم اختلاس برای فرارشان در روزهای سخت
    قرار من و تو هم حمله بعدی اعراب به وطن و ناموسمان.

     
  130. اخوار: احداث نیروگاه برق توسط سپاه پاسداران در بصرە با میلیاردها دلار پول مردم ایران.
    احبار: قرارداد ۱۵ میلیارد دلاری عراق با شرکت سیمنس و جنرال الکتریک.
    مش قاسم: عراقیها هار هار به ریش ما میخندن. نمیدونم به این چی میگن، دایه مهربانتر از مادر، هرکی خر خودشو پیدا میکنه…… آبشون رو میدیم، برقشون رو میدیم، مورد خوراکی تقریبا مجانی در شهرهای مرزی میخرن، واسه حال کردن مشهد و قم….. هم میرن. منقلابیون ۵۷ کلاهتون رو یه کم بالاتر بزارین.

     
    • اینکه عراق برای افزایش برق خود با شرکت های زیمنس و جنرال الکتریک قرار داد امضاء کنه،چه ربطی به پول مردم ایران داره؟ اینو توضیح می دهی مش قاسم؟

       
  131. با درود
    من اعتراض دارم به بی معترضان.
    من اعتراض دارم به مردم/////////// که در جستجوی نه شایستگی و برتری بلکه بداز بدترند.
    من اعتراض دارم به بمن چه ! گفتنها.
    من اعتراض دارم به مردم ساکن در ایران که چون مردابی مرده اند.
    من اعتراض دارم به همه ی ملت ایران، زیرا اجازه چهل سال حکومت فاسدان را داده اند.
    من اعتراض دارم برای یک روزماندن فرزندان ایران زمین چون شعله سعدی، مختاری، نرگس محمدی، و….در زندان و اعتراض دارم بر مردم ایران که نشسته اند و تماشا می کنم.

    من اعتراض دارم به ساده انگاری ها و خوش باوری ها و اجازه ی فریب دادن و فریب خوردنها.
    من اعتراض دارم به باورهای پوچ و باطل ودور از واقعییت تو ای هموطن.
    هموطن ایرانی من از تو گله مندم در هر کجا که هستی ، به بی تفاوتی تو نسبت به سرزمینت.اگر این گونه نبود داعش شیعی چگونه می توانست ایران را به فلاکت بکشاند!
    من از تو هموطن نان بنرخ روز خور گله مندم که بی نانی هموطنانت برایت مهم نیست.

    دروغ و قحطی و دشمن را تو ای هموطن برکشورت باعث بوده ای، اکنون من بر تو اعتراض دارم و محکمه ات را به تاریخ بی قلب می سپارم.

     
  132. جوک سال:
    معاون/* حقوق/*ی دستگاه قضا: بررسی لایحه تامین امنیت زنان در قوه قضاییه.
    مش قاسم: این دستگاه قضا و امنیت زنان؟

     
  133. سلام و درود

    ( سخنی در خصوص علل و ریشه های میهن دوستی سادات ایرانی و دلایل دلبستگی شان به ایران )

    بیگمان خانواده های خوشنام و خوش سابقه در میان تمام ملل محترمند به همین علت افراد سؤاستفاده چی و فرصت طلب هم سعی کرده و میکنند خود را به چنین خانواده ها و خاندانی منسوب و منتسب کنند. خانواده های سادات در کشور ما نمونه و نماد بارز مثال فوق الذکر هستند. (مشهور است که در دوران سلسله قاجار افراد شیاد با گرفتن مبلغ یکصد تومان که در آنزمان پول گزافی محسوب میشده با تنظیم شجره نامه و نسب نامه مدرکی جهت سایر شیادان علاقه مند به سیّد شدن صادر و آنها را به سیّد تبدیل میکردند. سادات تقلبی به سیّد صد تومانی معروف بودند. ) همه میدانیم که افراد و خانواده هایی که تحت نام و عنوان سادات در نقاط مختلف کشور شهرت دارند، خود را از نسل و نژاد پیامبر عظیم الشأن اسلام (ص) و ائمه بزرگوار شیعه (ع) میدانند. گرچه چنین عنوان و شهرتی برای مردم احترام آمیز و احترام انگیز است، اما مسئولیت اخلاقی و ایمانی سنگینی هم متوجه سادات میکند، بطوریکه مردم از آنها انتظار دارند بیشتر از افراد غیر سیّـد پایبند تقوا و حلال و حرام و شرعی و غیر شرعی و پسند و ناپسند باشند. اکثر قریب به اتمام چنین افراد و خانواده هایی هم متوجه مسئولیت سنگین خود و خانواده و انتظارات مردم بوده و هستند.
    از آنجا که اکثریت قریب به اتمام جمعیت ایران را مسلمانان و اکثریت مسلمانان را هم شیعیان تشکیل میدهند و کشور ایران بطور رسمی مرکز و پایتخت تشیع محسوب میشود، کلیه مسلمانان، بخصوص شیعیان جهان نگاه ویژه ای به ایران و ایرانیان دارند، در این میان نگاه به سادات از همه خاصتر است. بنا بر این سادات با فرهنگ ایرانی به درجات مختلف متوجه مسئولیت خود هستند و اگر بیشتر از سایر ایرانیان ایراندوست و میهن دوست نباشند، باری، کمتر نیستند. هر گاه کشور عزیزمان با خطر مواجه میشده، این حس ایران دوستی سادات، بیشتر به جلوه در میآمده و بروز و ظهور پیدا میکرده است.
    یکی از مشهورترین سادات ایران دوست
    هنرمند، ، روشنفکر، سیاستمدار، روزنامه نگار شجاع و شاعر خوش قریحه عصر مشروطیت و پسا مشروطه، شهید سید محمدرضا کوردستانی معروف به میرزاده عشقی بوده است که در اواخر سلسله قاجار و اوایل ظهور رضا شاه میزیسته است که متأسفانه در سن جوانی یعنی در 30 سالگی و در دوران نخست وزیری رضاخان، به علت مخالفت صریح با او و بدستور وی توسط دو تن از مأموران شهربانی وقت، شهید میشود. میرزاده عشقی در دوران کوتاه زندگی خود آثاری پدید آورد که در نوع خود بی نظیرند. یکی از آنها اُپرایی است که تحت عنوان «رستاخیز شهریاران ایران» با هنرمندی بیمانند و غیرقابل تقلیدی نوشته و سروده شده است و در میان افراد فرهنگ دوست و میهن دوست مشهور است. با تأسف در اینترنت و ویکی پدیا معرفی درستی از آثار عشقی بالاخص اثر نامبرده وجود ندارد لذا امیدوارم که دوستان علاقه مند به جستجوهای اینترنتی بسنده نکنند و کلیات آثار آن جاودانه مرد را بیابند و آنرا که بسیار جذاب و خواندنی است، بویژه آثار میهنی او را با دقت بخوانند. با آنکه شهادت زود هنگام سید کوردستانی سبب شد تا او نتواند تمام یا بخش عمده ای از هنر و نبوغ بیمانند خود را خلق کرده و به میراث بگذارد، اما همان اندک آثار میهنی اش او را از نظر ایران دوستی در کنار فردوسی طوسی و هم اندازه و همپایه فردوسی بزرگ نشانده است! اگر ادعا شود که آثار میهنی عشقی حتی برتر از شاهنامه است سخنی بگزاف گفته نشده است! گرچه عظمت حکیم طوس و جایگاه منحصر بفردش در احیای زبان پارسی و سرودن حماسه های جاودانه تاریخ اساطیری ایران بگونه ایست که این ادعا بدون تردید سبب واکنش و اعتراض دوستان آگاه و شاهنامه خوان خواهد شد، اما امیدوارم در واکنش و سرزنش این حقیر شتاب نکنند و ابتدا آثار میهنی سیدکوردستانی «شهید سید محمد رضا میرزاده عشقی» را با دقت بخوانند و آنگاه واکنش نشان دهند.

     
    • عشقی خودشو نه تنها سید ننامید بلکه به هر چه //////////////////////////////
      به//// نتوان کرد جسارت اما… اینقدر هست که بر ریش خرش باید رید!

       
    • جناب شفیعی
      کاری به درست و غلط بودن محتوای کل سخن شما ندارم لیکن این مقایسه عشقی با فردوسی و برتری دادن اشعار وی بر شاهنامه از ان دست اظهارنظرهایی است که نه تنها شاخصه های ادبی جهان را متحول میکند بلکه تمام انسانهایی که مختصر اشنایی با ادبیات دارند را برای تمام مابقی عمرشان ، انگشت حیرت به دهان ،در حالتی خلسه ناشی از شک و بهت زدگی، نگاه خواهد داشت// خدایشان رحم کناد//
      البته اگر شما ارزش ادبی کل اشعار میرزاده عشقی را حتی با یک مصرع از شاهنامه نیز برابر میدانستید ،باز هم از بهت زدگی خلایق ،انگونه که شرح داده شد ، چیزی نمی کاست/.

       
  134. توزیع سبد کالای حمایتی دولت آغاز شد

    عرضه سبد کالای حمایتی دولت در برخی فروشگاه‌های زنجیره‌ای آغاز شد

    جّدی جّدی اقتصاد ما شده اقتصاد مردم کوفه!! روایت داریم حضرت علی شبها به مردم بدبخت کوفه نان و خرما میداد!..حالا هم سید علی و شیخ حسن در ادامه تمدن اسلامی کردن و راه ولایت، بسته حمایتی پخش میکنند!!..انشالله وقتی همه خرابه نشین شدیم صحنه کوفه بازسازی کامل میشه و بسته حمایتی رو می آورند خرابه های تهران!!

     
  135. آخوند ستیز هستم از قم

    درباره ادعایی بنام سیادت

    تمام کسانی که خود را سید محسوب میکنند در واقع ادعا میکنند پدر اندر پدر نسب شان به علی و سپس محمد میرسد.

    با توجه به اینکه تست ژنتیک امکان اینرا فراهم کرده که این ادعاها بسادگی سنجش شود
    این افراد باید تست ژنتیک بدهند تا معلوم شود راست میگویند یا نه.

    اگر کسی حاضر نشود تست ژنتیک بدهد معلوم میشود ///// است و خودش اطمینان دارد تست ژنتیک اینرا ثابت خواهد کرد.

    این تست باید روی همه سید ها بخصوص انهایی که این ۴۰ سال در نظام سیاسی از مواهب سید بودن برخوردار بوده اند انجام شود.
    لیست پیشنهادی برای شروع :

    سید محمد خاتمی
    علی خامنه ای
    سید احمد خاتمی
    سید حسن خامنه ای
    میر حسین موسوی
    بقیه را شما بگویید.

     
    • درود
      از عقل/فضل پدر تو را چه حاصل!
      برمبنای ادیان ابراهیمی همه ی ما نوادگان آدم و حوا ییم ، یعنی او ل آدم و حوای /// از بهشت بیرون انداخته می شوند و پسران و دختران بدنیا می آیند و این خانواده در هم آمیخته و تا به ما می رسد.
      حال فکر می کنید زمانی این نسل ///// دوباره به بهشت ورود می کند؟!

       
    • آخوند ستیز گرامی اولین مشکل پیدا کردن علی و محمد و قبرشان است.چون هیچ سندی دال بر واقعی بودن قبور محمد و علی نیست و اصولا تمام قبوریکه بنام مشتی عرب ////////////////////// است بنیانی بر مشتی دروغ و ناراستی و فریب است.

      ———-

      مشتی عرب
      مشتی دروغ
      مشتی مشلمان
      مشتی انسان

      اینها غلط است. چرا که اینها در مشت جای نمی گیرند.

      .

      مشتی گندم
      مشتی خاک
      مشتی کشمش
      مشتی عدس
      مشتی لوبیا

      اینها درست است.
      حرف گوش کن و لج بازی نکن و اصلاح کن

      .

       
      • جناب نوریزاد , استاد گرامی , مشتی به معنای : تعدادی , عده ای , اندکی , چند تا , … هم هست و بنابر این جناب استاد مزدک ۱ کلمه را درست به کار برده اند . خیام میفرماید :

        گاویست در آسمان و نامش پروین
        یک گاو دگر نهفته در زیر زمین
        چشم خردت باز کن از روی یقین
        زیر و زبر دو گاو مشتی خر بین

        نظیر : مشتی آدم ناجور , مشتی حرف مفت و مشتی گوساله و ….. در همه جای ادبیات سیاسی ما به وفور دیده شده است .
        حالا جناب استاد مزدک ۱ تا دلتان میخواهد مشتی , مشتی کنید مثلا : مشتی عرب , مشتی سوسمار خور , مشتی آدم کش, مشتی وحشی , مشتی آخوند , مشتی سید و……

         
  136. دکتر ش هوشمند

    آقای نوریزاد اگر مطالب من را کامل منتشر کنید و انرا سانسور نکنید
    بعضی از این موجودات- بقول احمد شاملو- گاو گند چاله دهان- امکان پیدا نمیکنند که به هر بهانه پای مطالبی که من اورده ام فحاشی و لودگی کنند.

    عجیب است که این مسلمانان واقعی کپی کردن از دکتر روشنگر و ایکس و ایگرگ را ذنب لایغفر می دانند
    اما اگر محمد پیامبر خودشان تمام داستان های قران را از کتاب مقدس یهودیان کپی پیست کرده باشد اشکالی ندارد!

    این اخوند ها از صدر تا ذیل تمام عمرشان کارشان کپی پیست
    و تکرار مکررات است.

    همان خزعبلاتی که در اثار یاصطلاح علمای شیعه نوشته شده را ده باره و صد باره و هزار باره بلغور میکنند و تکرار میکنند
    و
    در جواب هر اشکالی با این جمله می اغازند
    که
    بله… به این شبهه بارها پاسخ داده شده است… همانطور که حضرت ایت الله شیخ پشم /////////////// در کتاب تفخیذ البنات حتی وصول الی نهایت الذات
    فرموده اند…

     
  137. درود بر شما استاد گرامی
    و تبریک بابت نمایشگاه زیباتون که بنا بر گفته و تعریف دوستم که بازدید داشته نشان از توانمندی شما دارد لطفا این نوشته رو بزارین در سایت تا خیلی چیزها برای مردم روشن بشه :
    چهل سال احمقانه مرگ بر آمریکا بگویی و از دیوار سفارت میمون‌وار بالا بروی و پهلوی را خائن بنامی. و آنوقت وقتی به ذلت افتادی، دست به دامان پیمان مودت سال ۱۳۳۴ شوی. اگر خجالت می‌کشید تعارف نکنید، ما جای شما جام زهر بنوشیم؟
    *رأی دادگاه لاهه به نفع ایران صادر شد…*

    در سال ۱۳۳۴ محمدرضاشاه پهلوی قراردادی با آمریکا منعقد نمود بنام *قرارداد مودت*.
    طبق این قرارداد آمریکا نمی‌تواند بر عیله نیازهای اصلی ملت ایران اقدام کند، اکنون پس از ۶۳ سال ایران با استفاده از آن قرارداد آمریکا را محکوم و رأی دادگاه به نفع ایران صادر گردید…

    محمدرضاشاه از اعماق تاریخ معاصر به فریادمان رسید.
    ‏ساده‌ترین برداشت درباره رای دیوان لاهه این است که پیمان مودت 1953 با آمریکا بسیار معتبر تر و آبرومندانه تر از توافق برجام است…
    چرا که طبق برجام نمی‌شد از آمریکا شکایت کرد! و طبق پیمان مودت شکایت کردیم و رای گرفتیم….

    واقعییت این است که شاه بیش از نیم قرن پیش پیمان‌نامه‌ای امضا کرد که خاصیتش حتی در سیاه‌ترین دوره رابطه ایران و آمریکا، پا برجا مانده.

    همان‌هایی که شاه را “نوکر آمریکا” می‌خواندند دست به دامن یکی از میراث او شدند و حالا با کمال وقاحت همیشگی موج‌سواری پیروزی می‌کنند….

     
  138. مردی از آران

    آتشی زیر خاکستر نیست

    چندین دهه است سوخت ماشین‌های قدرتمند در حیات سیاسی این کشور، کینه بوده است.
    اما چند سالی است ماشین حکومت و ماشین اپوزیسیون برانداز هر دو ایستاده‌اند. حرکت نمی‌کنند.
    هرچه رانندگان استارت می‌زنند حرکتی در کار نیست، هیچکدام سوخت ندارند.
    چیزی تغییر کرده است.
    یکصد و اندی سال است در صحنه سیاسی ایران، کینه حرکت آفریده است. مردم بسیج نمی‌شدند،
    مگر آنکه کسی یا جریانی در کانون بیشترین کینه عمومی قرار گیرد.
    وقتی کینه غلیان می‌کرد، صحنه نمایشی کودکانه‌ای گشوده می‌شد که شیطانی در موضع ضد قهرمان در کانون می‌ایستاد، و فرشته‌ای مثل آفتاب در سوی دیگری از صحنه می‌درخشید.
    منازعات سیاسی هنگامی که با اسطوره‌ های کینه جویانه توام می‌شدند،
    مردم فرصت خوبی به دست می‌آوردند تا احساس رستگاری کنند.
    آنها ضمن روانه کردن احساس کینه جویانه‌شان علیه ضد قهرمان، احساس می‌کردند در سویه حق ایستاده‌اند. مهم نیست خودشان کیستند وچه می‌کنند، مهم این است که در بازی کینه جویانه سیاست کجا ایستاده باشند.
    فریادهای خشمگینانه شان در فضای سیاسی، آنها را بیمه می‌کرد.
    می‌توانستند دروغ بگویند، خیانت کنند، سر دیگران کلاه بگذارند اما هر از چندی سنگی کینه جویانه در فضای سیاست پرتاب کنند.
    البته فرصت خوبی هم برای فرشتگان نجات بخش فراهم می‌کردند
    تا چند صباحی سروری کنند.
    عرصه سیاست هیچگاه عرصه دوستی نبود. بیهوده نبود که مردم همیشه می‌گفتند سیاست پدر و مادر ندارد.
    هنوز هم می‌گویند.
    کینه جزئی از زندگی است.
    زندگی خالی از کینه، چیزی کم دارد.
    اما کینه همیشه در توازنی با احساس عشق و دوستی به زندگی غنا می‌بخشد. در زندگی سیاسی ما، به ندرت می‌توانی از روابط پایدار دوستانه سراغ بگیری. وقتی کینه در زندگی یکه تاز می‌شود، خون زندگی را می‌مکد
    درست مثل یک زالوی خونخوار.
    سال‌های پس از انقلاب، استحصال از چاه عمیق کینه شدت بیشتری پیدا کرد.
    در دهه اول فجایع بزرگی آفرید.
    هم نظام و هم مخالفینش، تا توانستند کینه ساختند و راهی عرصه عمومی کردند. اما به نظر می‌رسد، طی دو دهه اخیر، فضای کشور دگرگون شده است. کینه دیگر مصرف کننده‌ای ندارد.
    نظام علیه مخالفینش، و براندازان علیه نظام، تا می‌توانند بر پدال گاز ماشین خود فشار وارد می‌آورند اما حرکتی در کار نیست. نه پیام‌های کینه جویانه نظام، و نه مخالفینش، پژواکی ایجاد نمی‌کنند.
    کینه دلالت سیاسی خود را از دست داده است. مردم کسانی را چپاولگر، خیانت‌کار، دزد و حتی جنایت‌کار می‌دانند، اما در دل انبار انبار کینه نیاندوخته‌اند و در خیالات خود به روزی نمی‌اندیشند که خرخره‌ای را بجوند. البته هستند کسانی که در دل کینه‌ دارند، اما جماعت‌های معترضی وجود ندارند که دست در آب کینه فروکرده باشند و با هم پیمان خونین بسته باشند. مردم مصائب فراوانی دارند.
    اما زندگی در آتش مستمر کینه
    مصیبتی است بر دیگر مصائب آنان.

    نقش آفرینی کینه در عرصه سیاسی ایران را می‌توان به سه منبع نسبت داد: نخست شیوع روایت‌هایی از دین که در پی پررنگ کردن مرزهای کفر و دین بود و تنها در تجربه جهاد احساس مومنانه می‌کرد،
    دوم ادبیات لیبرال که صحنه سیاسی را به صحنه صرف قواعد حقوقی تقلیل می‌داد و
    سوم، ادبیات چپ، که سیاست را با تنازع آشتی ناپذیر طبقات اجتماعی پیوند می‌داد.
    اسلام سیاسی، لیبرالیسم و اندیشه چپ، هر سه با یکدیگر هم داستان شدند
    تا به کلی امکان همدلی و
    دوستی را از صحنه سیاسی بزدایند.
    سیاست به جای آنکه موجب غنای زندگی اجتماعی شود،
    عامل غارت سرمایه‌های فرهنگی و اجتماعی شد.
    بحران‌ها عمیق‌اند.
    اما آتش کینه‌ای زیر خاکستر نیست.
    روان و وجدان‌های عمومی
    بیش از حد از زخم کینه مجروح است.
    دوستی و عشق جای آن را پر نکرده،
    اما مردم
    در انتظار کالایی متفاوت از گذشته‌اند.

    محمد جواد کاشی

     
    • درود مردی از آران
      این را که می فرمایید کینه نیست بلکه دروغ است . بانی دروغ نیز نادانی و ترس است و زمانی که این نادانی به دانایی تبدیل شود، تبدیل به خشم و عصیان می شود.
      کینه ریشه اش در نادانی است، ملت ایران براستی در خشمند . چون میدانند که ندانستن چه برسرشان آورده است.

       
  139. بخوان ايرانى

    ساخت حرم احمدبن إسحاق درمنطقه سرپل ذهاب زلزله زده

    بنگاهاى خردزدايى و غارت ايران

    جنایات و دزدی های آخوند تمامی ندارد ، حتى امام زاده سیار درست کرده اند، راه چپاول و غارت ملت خرافات زده و متوهم را بخوبی یاد گرفته اند و مردم نیز با دامن زدن به خرافات تخیلی به آخوند میدان بیشتری برای ادامه فعالیت های ضد ایرانی خود می دهند.

    عزیزان هم وطن، بیایید دست در دست هم دهیم با آگاه کردن ملت از خواب غفلت، و بازگویی حقایق اسلام، تابوی اسلام آخوندي را یک بار برای همیشه در ایران بشکانیم و آخوند را فلج کنیم تا آخوند دیگر سلاحی برای دزدی و غارت ايران در اختیار نداشته باشد

    تمام قدرت و توانایی این حکومت، تقـدس زایـی و ديـن فروشي است.

    سرمایه های این مرز و بوم را خرج حرم و گنبد سازی برای هر قاتل و جانی و هوس بازی میکنند آنوقت مردمان ایران زمین، مغلوب فقر و بیچارگی گشته اند.

    فقر، فساد می آفریند ، فقر فحشا خلق می کند، فقر زاینده ی دزدی و زورگیری و آدمشکی و بی اخلاقی و بی بند و باری های رفتاری است.

    فقر سبب اصلی کودک آزاری است اگر خبر ها را مرور کنید ، مي بينيد منشا و سرچشمه همه این جنایات چیست

    چه کسی به کودکان بی سرپرست این کشور باید توجّه کند؟

    چه زمانی نوبت به اینهمه کودکان خیابانی و زنان بی سر پناه و کارتن خوابان و آوارگان ایرانی می رسد؟

    تا کی باید شاهد باشیم که سرمایه ایرانمان را یا برای تخم و ترکه شان یا برای لبنان وحزب الله و فلسطین خرج کنندوماحق اظهار نظر نداریم

    من بعنوان یک ایرانی راضی نیستم يك ريال از اموال ايران به کودکان گرسنه اعراب برسد.چرا که چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است

    چرا باید پولی که خرج هموطنانم شود، هزینه ی طلا کاری و ساخت گنبد و بارگاه برای یک مشت عرب زاده بی فرهنگ دشمنان اصلی ما ایرانیان گردد؟

    آیا مردان و زنانی را ندیده ایم که اسپند دود میکنند و شیشه ماشین هایمان را دستمال می کشند؟

    آيا آمار تن فروشى و كليه و عضو فروشى ايرانيان از فقر را ميدانيد

    تا کی ایرانیان باید سرمایه خود را خرج گورستان هایی کنند که درون شان انسان هایی خون خوار و پلید خوابیده اند؟

    کوروش و مولوی و حافظ و سعدی و امیر کبیر و دیگر بزرگان تاریخ این مرز و بوم را رها کرده ایم در عوض چسبیده ایم به دشمنان ايرانمان

    تا کی می خواهیم گردن عرب ها را کلفت کنیم؟ عرب هايى که همیشه چشم طمع به ناموس و مال ایرانی داشته اند و دارند

    چرا باید سرمایه ایرانيان که از نظر اقتصادي فلج شدند را خرج بتکده أعراب كنيم؟

    ما همیشه بایداز خود پرسش کنیم و بدانیم که آیا آنها سزاوار این همه بذل بخشش آنهم گنبد طلا هستند یا خانواده های فقير تحت پوشش کمیته امدادکه ماهيانه ٣٠ تومان دریافت می کنند؟

    قهرمانان واقعی مردم ایران، وکلا، فعلان حقوق بشر و مردم معترض و آزادی خواهی هستند كه زندگی و خانواده خود را در راه آزادی و آبادی ایران به خطر انداخته اند.

    قهرمانان ایران ، زندانیان سیاسی هستند که در مخوف ترین تاریخ سیاسی ایران در آماج سهمگین ترین شکنجه وتجاوز ها،پیشاپیش هموطنانشان سینه سپر کردند و هرگز حتی در زندان ها و در رگبار تهدیدها و شکنجه ها و کشتارها خاموش ننشستند

    اینها قهرمانانی هستند که شایسته پیشوایی و قدرت تغییر جامعه را بسوی آزادی،رهایی و فردایی بهتر و روشن تر دارند واگر رواست که بر سوگ قهرمانی سوگواری کنیم و او را بزرگ داریم؛ چه بسیار دلاوران ایرانی که افتخارها آفریدند و چه بسیارند مادران عزادار که کودکان شان را در راه آزادی وطن از دست داده اند و چه بسیارند قربانیان شکنجه، تجاوز و اعدامهای گروهی حکومت جاعش که از آنان یاد کنیم خاطره جانفشانی و آزادگی آنان را عزیز داریم.
    .

     
  140. سلام
    دوستان عزیز، خواهشی که دارم این است: هر وقت به بیابان و یا هر منطقه ای از طبیعت رفتید بذرهایی که نام میبرم را نیز با خود همراه ببرید و بکارید! نه تنها زیاد وقتگیر نیست، بلکه احساسی عالی و بی نظیر را هم به شما منتقل میکند! منظورم بذر شنبلیله، زیره سبز، زیره سیاه، زنیان، هنداونه ابوجهل یا تلخ است که براحتی از عطاری میتوانید با مبلغی ناچیز تهیه کنید، مخصوصا بذر شنبلیله را اصلا از دست ندهید. هم بذر ارزان قیمتی است و هم بنوعی کودی طبیعی برای زمین محسوب شده و از فرسایش خاک نیز جلوگیری میکند.

    با کمک یک بیلچه یا میله یا قاشق و یا هر وسیله دیگری، یک شیار با ارتفاع نیم سانت در زمین ایجاد کنید و بذر را با فاصله کم و تعدد زیاد بپاشید و روی آن را با خاک بپوشانید. اینکار را از هر زمان که خواستید، شروع کنید و تا آخر فروردین ماه سال دیگر ادامه بدهید. نگران آبیاری کاشته های خود هم نباشید، باران های فصلی کار آبیاری را انجام خواهند داد، چون طبیعت بسیار مهربان و بخشنده است
    با خود عهد کنید هر بار به هر مکانی میروید در زمین آن منطقه بذرهایی بکارید. سعی کنید هر چه بیشتر اینکار را انجام بدهید و دوستان و آشنایان را نیز به انجام اینکار تشویق کنید. بدانید که این گیاهان از پیشروی بیابان جلوگیری میکنند چون زمین های ایران بشدت در حال فرسایش و از بین رفتن هستند، اما با بذر افشانی و کاشت گیاهانی که مقاوم به کم ابی هستند، ما میتوانیم بخشی از خاک را حفظ کنیم، پس در کنار وسایل ضروری که همراه دارید بذرهایتان را هم همراه داشته باشید. مطمئن باشید که یادگاری سبز و پر برکت را بر خاک پاک مان از خود بر جای میگذارید و نسل های آینده قدر دان شما خواهد بود . . .

    امیدوار هستم که با جمله: “این وظیفه دولت است” مواجه نشوم که گوینده سخت در اشتباه است! همگی ما در قبال این کره خاکی مسئول هستیم، “مسئول” . . . و بیان این جملات فقط و فقط شانه خالی کردن از تعهد و مسئولیت است و بس! البته مطمئن باشید کار شما بدون اجر باقی نخواهد ماند. شک نکنید عزیزانم . . .

     
  141. مملکت به دلیل خود کامگی و خود محوری و کم عقلی و لجاجت رهبری و اطرافیانش به اینجا رسیده که الان میبینند که هیچ چیز سر جای خودش نیست و الان یاد دانشگاهیان و فرهیختگان و متخصصین افتادند که دیگه به این راحتیا مشکل این کشور حل نمیشه سرکوب علم و نوابغ و دانشمندان این پیامدها را دارد و الان که همه چیز را خراب کردند مقام معظم رهبری تازه متوجه شده که باید از دانشگاهیان و متخصصین استفاده کنه ولی دیگه خیلی دیر شده چون به پایان نزدیک شده جناب رهبر حالا بگو بشار اسد بیاد نجاتت بده

     
  142. شخصی آشنا از معلمی پرسید :
    شما که قاضی بوديد ،
    چرا قضاوت را رها كرديد و معلم شديد ؟!
    ايشون جواب دادند :
    چون وقتی به مراجعين و مجرمينی كه پيش من می آمدند دقيق ميشدم ،
    ميديدم اکثرأ كسانی هستند كه يا آموزش نديده اند و يا دیدگاه درستی ندارند
    بخودم گفتم :
    بجای پرداختن به شاخ و برگ ،
    بايد به اصلاح ریشه بپردازیم

    و ما به معلم دانا ،
    بیش از قاضی عادل نیازمندیم ❤️

    اعتصاب و تحصن معلمان به بیش از ۵۰شهر کشیده شد
    یکشنبه ۲۲مهر۹۷
    اعتصاب و تحصن سراسری معلمان و فرهنگیان ایران تاکنون به دهها شهر ایران کشیده شده است.

    معلمان شریف در پل دختر، جلفا، شاهین شهر، مهاباد، خرم‌آباد، فیروز آباد، زرین شهر، بجنورد، جوانرود، ساری، کرج، ایوان غرب، تهران، اصفهان، همدان،کازرون، بابل، قزوین، پاوه، اسلام‌آباد غرب، یزد،کرمانشاه، شیراز، مریوان، مشهد، ایلام، گناباد، تربت حیدریه، تبریز، آمل، گرمه، لامرد، سنندج، سقز، پاوه، روانسر، شهرک قدس تهران، زیوه، دیواندره، تاکستان، تربت جام، سروآباد، روشکان لرستان و شمار دیگری از شهرهای ایران در اعتصاب هستند.

    اعتصاب معلمان بنا‌به فراخوان قبلی در اعتراض به فشارها و فضای امنیتی و بی‌عدالتی صورت گرفته است. معلمان خواستار آزادی همکاران زندانی خود هستند.
    دانش آموزان در شهرهای مختلف از اعتصاب معلمان حمایت کردند.

    درود بی کران بر تمامی قشر زحمت کش معلمان ،همچو کوه استوار، مانند باد پرقدرت، به زیبایی آب روان وبه پاکی خاک وطن
    سپاس ملت ایران از این حرکت زیبای شما برای فردایی بهتر

    سپاس از اولین اعتصاب سراسری کامیون داران ، قشر زحمت کش ستمدیده

    سپاس از تمامی اعتصابیون سراسری کشور

    سپاس از اعتصاب قشر ورشکسته تمامی بازاریان کسبه

    سپاس از اتحاد و مقاومت شما عزیزان

    به امید اعتصاب سراسری تمام اقشار جامعه برای ایرانی آزاد و آباد
    وپیشرفت چشمگیر در سراسر دنیا

    پیروز و پاینده وطنم و هموطنانم

     
  143. مردی آمد و گفت :
    بد می بینیدجماعت
    بد می شنوید جماعت
    چشمها را بازکنید
    گوشها راتیزکنید
    رفت ایران …
    رفت به باد .
    گفتن:
    هان از خود آنهاست
    میفریبد دلها ،
    میشورد مغزها
    هان از آنهاست ….
    ..

    آه ای جماعت شجاعت در تفکر است
    تفکرتان رابزدل نکنید .

    تقدیمی شما…..

    زهرا خواجوند

     
  144. من سیدمرتضی را دوست دارم

    در بین آخوندا ببینید یکی مثل این پیدا می کنید؟

    جزیره ستوان یکم نورالله کثیری کجاست ؟

    بعد از پایان جنگ جهانی دوم در سپتامبر سال 1945 میلادی( شهریور 1324 شمسی ) و ترک ارتش سرخ شوروی از خاک ایران تا ده سال بعد کم و بیش در مرزهای ایران و شوروی بین مرزبانان دو کشور در گیری رخ میداد تا سرانجام دو دولت در گیر در سال 1322 شمسی تصمیم میگیرند تا با تشکیل کمیسیونی مشترک با تعیین مجدد مرزهای بین المللی دو کشور، به این درگیریها پایان دهند.

    در همین راستا در 6 مهر سال 1334 شمسی، هیئتی عالیرتبه از اتحاد جماهیر شوروی برای تعیین حدود مرزی با ایران و تقسیم رودخانه ارس در شهر جلفا حاضر میشوند، در بررسیهای به عمل آمده توسط هیئت مشترک مشخص میشود رودخانه ارس در طی مسیر خود از غرب به شرق در برخی از مناطق دو شعبه میشود و در نتیجه جزایر کوچکی در این مسیر به وجود آمده است که در حدود 800 جزیره غیر مسکونی میباشد(به زبان محلی “شام”) و مقرر میشود هر شعبه ای از رود که عمق بیشتری دارد نقطه صفر مرزی محسوب شده و جزیره و شعبه فرعی رود به کشور مقابل برسد.

    در ادامه کار و در 5 کیلومتری شهر جلفا، کار هیئت مشترک در مورد تعیین مرز به اختلاف کشیده میشود و جزیره شماره 130 باعث این اختلاف میشود، هیئت کارشناسان شوروی بر این اعتقاد بودند که قسمت عمیق رود ارس نزدیک خاک ایران است و بنا بر توافق مرز اینجا بوده و جزیره 130 داخل خاکی شوروی افتاده و به آنان تعلق دارد و کارشناسان ایرانی که عمدتا از نظامیان ایرانی بودند معتقد بودند بخش عمیق رود به سمت خاک شوروی است و جزیره 130 به ایران تعلق دارد و کار این اختلاف حتی به نزاع لفظی هم کشیده میشود که با به رخ کشیده شدن شکستهای ایرانیان در جنگ با روسها و عقد قرارداد ترکمانچای خون سربازان ایرانی به جوش آورده میشود.

    سپهبد “امان الله جهانبانی” رئیس هیئت ایرانی در کتاب خود به نام “مرزهای ایران و شوروی” چنین مینویسد:

    “در میان این درگیریها ستوانیکم نورالله کثیری، افسر تبریزی نقشه بردار لشگر تبریز که تاب گفتارهای افسران شوروی را نداشت و با اینکه میدانست آب در سمت ایران عمیق است، سوار اسب شده و برای برافراشتن پرچم ایران در جزیره 130 شجاعانه به آبهای عمیق و خروشان ارس میزند ولی بعد از لحظاتی اسب و سوار در مبارزه با جریان عمیق و قوی آب ارس زیر امواج خروشان ناپدید میشوند.

    در میان بهت و آشفتگی حاضرین از این عمل، سرباز قوی هیکلی به نام “صمد محمد اوغلو” برای نجات دوست و هم سنگرش به آبهای ارس میزند و ستوان کثیری را که پایش در رکاب اسب گیر کرده بود رها کرده و هر دو با شنا کردن خود را به جزیره 130 میرسانند و پرچم ایران را که ستوان کثیری زیر لباس خود همراه برده بود در این جزیره بر پا میکنند”.

    هیئت روسی که تحت تاثیر این عمل شجاعانه و از جان گذشتگی این دو قرار گرفته بودند موافقت میکند مالکیت جزیره به ایران برسد، دولت و ارتش ایران به پاس این فداکاری جزیره 130 را به نام ستوان کثیری تغییر میدهند و سالها نام این افسر ایرانی در بین اهالی منطقه به وطنپرستی مشهور میشود ولی متاسفانه با گذشت زمان این داستان و این نام کم کم به دست فراموشی سپرده میشود و بطوریکه در حال حاضر حتی جوانان محلی منطقه هم علت نامگذاری این جزیره را نمیدانند و اکثر مردم ایران هم از این ماجرا و فداکاری بی اطلاع هستند که یک افسر با شرف ایرانی بلا درنگ برای نگه داشتن پاره ای از خاک وطن در سرما به آبهای خروشان میزند و حاضر میشود جانش را فدا کند.

    منبع: کتاب “مرزهای ایران و شوروی” نوشته تیمسار سپهبد امان‌اله جهانبانی (۱۳۳۶) و پژوهش محلی نویسنده…

     
    • مهدی مجتبایی

      خانم یا اقای گرامی

      این چه اسمیست که انتحاب کرده ای؟

      مثل اینست که یک فرانسوی در سال ۱۹۴۴ میلادی
      میگفت

      من افسر های گشتاپو المانی را دوست دارم!

      من جنایتکاران اس اس را دوست دارم!

      من تیوریسین های حزب نازی المان را دوست دارم!

      عزت و شرف شما کجا رفته است؟

      از این نامگذاری نوعی مفعولیت بمشام میرسد.

      آزاد باشید
      آزاده باشید

      در مقابل آدمخواران و جنایتکاران ابراز تواضع و خشوع خطاست.

      شجاع باشید.

       
  145. رهبر مسلمین جهان

    دلیل اینکه رهبری عدد ۱۴۴۴ را انتخاب کردند این است که تا ۲۵سال دیگر مشغول نابودی اسرائیل هستیم وقت نداریم
    جزو هفت کشور برتر بشویم
    البته الان هم در بی ارزش ترین پول، اختلاس، رسیدن سن فحشا به چهارده سال،حامی تروریست بودن، بیشترین زندانی سیاسی و…. جزء هفت کشور برتر دنیاییم

     
  146. سلام آقای نوریزاد عزیز

    شاید بهتر باشد از گذشته ها درس بگیریم و برای یک شکست مفتضحانه به یکدیگر تبریک نگوئیم !

    بیاییم ببینیم واقعا این طرح اعتصاب معلمین و دانش آموزان تا چه حدی موفق بوده است ؟!

    این می تواند ارزیابی از میزان لیاقت مردمان ما برای داشتن یک حکومتی سالم و سربلند باشد !

    به قطعیت به شما عرض می کنم علیرغم عکس ها و تحصن های موردی ، دهها برابر از آن ، سرکلاسهای خود رفته و به ریش یک به یک ما خندیده اند !

    با این‌ ملت ، بعید می دانم که موفقیتی حاصل شود !

    برای این ملت مهم نیست آرش صادقی درچه حالیست !!

    برای این ملت نهم نیست زجرها و شکنجه هایی که زندانیان ما امروز در زندانها متحمل می شوند !

    برای این ملت مهم نیست که چه بر سر امثال پدر و مادر و خود سعید زینالی ها آمده است !

    بروید ببینید اطلاعیه تجمع بازنشستگان را !!! برای درخواست مجوز تجمع مرقوم کرده اند ؛ مطابق اوامر مقام عظمای ولایت ….‌ ( یا یک همچین چیزی ) ما می خواهیم تجمع کنیم و ..‌. !!

    برادر بزرگترم از قول بنده حقیر به ملت ایران بگوئید ؛
    با این فرومایگی ها به جایی نخواهیم رسید !

    ——–

    شاید بهتر باشد از گذشته ها درس بگیریم و برای یک شکست مفتضحانه به یکدیگر تبریک نگوئیم !

    بیاییم ببینیم واقعا این طرح اعتصاب معلمین و دانش آموزان تا چه حدی موفق بوده است ؟!

    این می تواند ارزیابی از میزان لیاقت مردمان ما برای داشتن یک حکومتی سالم و سربلند باشد !

    به قطعیت به شما عرض می کنم علیرغم عکس ها و تحصن های موردی ، دهها برابر از آن ، سرکلاسهای خود رفته و به ریش یک به یک ما خندیده اند !

    با این‌ ملت ، بعید می دانم که موفقیتی حاصل شود !

    برای این ملت مهم نیست آرش صادقی درچه حالیست !!

    برای این ملت نهم نیست زجرها و شکنجه هایی که زندانیان ما امروز در زندانها متحمل می شوند !

    برای این ملت مهم نیست که چه بر سر امثال پدر و مادر و خود سعید زینالی ها آمده است !

    بروید ببینید اطلاعیه تجمع بازنشستگان را !!! برای درخواست مجوز تجمع مرقوم کرده اند ؛ مطابق اوامر مقام عظمای ولایت ….‌ ( یا یک همچین چیزی ) ما می خواهیم تجمع کنیم و ..‌. !!

    برادر بزرگترم از قول بنده حقیر به ملت ایران بگوئید ؛
    با این فرومایگی ها به جایی نخواهیم رسید !

    دوست دار شما
    سید حسین بدر ایوطالبی

     
  147. پزشک :

    در بیمارستان برای جراحی بیمارم خود را آماده می کردم ..بیماری که از لرهای بختیاری ساکن جنوب کشور بود ..

    وقتی بالای سرش رسیدم تا وضعیت روحی او را بررسی کنم.. با همان اراده قوی که داشت گفت:
    . جناب دکتر ، خواهشی دارم ….
    نمی دانم بعد از جراحی
    سرنوشتم چه می شود !
    ..لطفا بگذار چند بیتی را از شاهنامه بخوانم که اگر به پایان زندگیم رسیده با شاهنامه باشد..!..
    با همه وقت تنگی و عجله ای که داشتم سخن او مرا درجای خود میخ کوبم کرد پس با اکیپ همراهم تسلیم وقار آن مرد ایلیاتی شدم…..

    پزشک می گوید :
    وقتی شاهنامه خوانی آن مرد به پایان رسید…شاید باور کنید که بعد از بلوغ زندگی تا آن دم برای اولین بارگریه کردم. ..!
    گریه ای بر شرح حال روزگار فعلی نکبت زده ایرانی .!
    ..گریه ای پشت نقاب بسته پزشکی ام…گریه که نه تلنگری بر پرستیش کاذبی که گاه و بی گاه آن را چماق وار به رخ هموطنانم می کشیدم…!
    بغضی بر مظلومیت به حاشیه کشیده شده فرهنگ و تاریخ کشورم! ..
    برای اولین بار در برابر علاقه یک پیرمرد به تاریخ سرزمینش ، چون پر کاهی از زمین بلند شدم
    ..! بغض.
    .نمی دانم شاید حسرت و ضعف یا هرچه می خواهید اسمش را بگذارید..ابیاتی زیبا و خوانده شده که خلاصه شده همه تاریخ میهنم که توسط آن هموطن ایلیاتیم برایم سروده گردید..لحظه غیر منتظره از یک حکایت زیبا .!…
    …مردی و اسبی و تفنگی ..و خاک تطهیر شده هویت و ریشه طولانی!
    ..و مردانی که تا آخرین لحظه های زندگی ،به وطنشان ،به زادگاهشان به و دیار اجدادیشان.. به پی و ریشه و اصالت مردمی شان که امثال من در آن بیگانه بودم!.
    ..و بدا به حال همه پز و افاده تخصصی ام که در پشت یک توهم ناپدید شده بود ..

     
  148. نامه مردم ایران به تمام مقامات کشور منجمله سردار سلیمانی ، محمد علی جعفری ، محسن رضایی و بقیه:
    عرض سلام خدمت شما ،
    ما مردم ایران اگر نگوییم همه ، اما بخش بزرگی از مردم نیازی نداریم که شما از جانب ما حرفهایی بزنید و داد و هوارهایی کنید که نه حرف ما مردم است و نه ما به آنها اعتقادی داریم و نه به شماها اعتمادی. ما مردم دهه شصت نیستیم و دنبال آرمانهایی که خیال میکردیم با این حکومت به آنها میرسیم نیستیم. ما مردمی هستیم که بعد از پایان جنگ در حسرت یک زندگی ساده و بدون دغدغه فردا مانده ایم و از ساده ترین امکانات زندگی هم محروم شده ایم. در دهه شصت از آستين کوتاه شلوار لی لباسهای رنگی موسیقی آواز شادی دوستی و …محروم شده و امروز هم از داشتن شغل ، معیشت ، آرامش ، فکری لب خندان ارتباط با دنیا و مردمش در صلح و آرامش .دیروز صدای آژير قرمز ترس و وحشت را در دل و جان زن و فرزندانمان جاری میساخت و امروز بیکاری و بی ارزش شدن ریال و گرانی اجناس . دیروز شعار میدادید راه قدس از کربلا میگذرد و امروز هم میخواهید کاخ سفید را حسینیه کنید.به کدامش رسیده اید؟؟چهل سال است مرگ بر این و آن میگویید و در نماز جمعه ها مرگ و نیستی و نفاق را فریاد میزنید که همه آنها بر سر خود ما مردم نازل شد.دیروز رئیس بانک مرکزی رژیم گذشته را به جرم تورم و گرانی اعدام کردید و امروز رئیس بانک مرکزی دو تابعیتی دلار را یازده هزار تومان تحویل میدهد و میرود و آب از آب تکان نمیخورد.دیروز ادعای ساده زیستی و دوری از تجملات داشتید امروز در اشرافی گری باهم مسابقه گذاشته اید.دیروز مقامات رژیم گذشته را به جرم مفسد اقتصادی و سوءاستفاده از بیت المال اعدام کردید و امروز اختلاسهای سه هزار میلیاردی و هشت هزار میلیاردی و…امری عادی شده و نکبت زاده های این جماعت با پول مردم در اروپا کانادا و امریکا جولان میدهند و حساب ارزی آنان به صد وچهل و هفت میلیارد دلار میرسد و کسی جرات ندارد بگوید بالای چشمشان ابروست . دیروز جوانان ما مومن و انقلابی نامیده میشدند و در جبهه ها حماسه میافریدند و امروز بسیاری از جوانان در اینستاگرام دنبال کلاهبرداری ، جمع کردن لایک و نهایتا رانندگی اسنپ اوقات طلایی جوانی را هدر میدهند. آرى اقایان سردار حرف بسیار است و حوصله کم. ما مردم رویاهایمان شده ساده ترین امکانات اولیه مردمان کشورهای دیگر .داشتن شغل درامد ، یک سقف و خانواده برای بسیاری رویایی دست نیافتنی شده .دیروز در کشور شاهی بود با چند کاخ . ولى امروز جماعتی با نکبت زادهایشان در کاخهایی زندگی میکنند که کاخ شاه در مقابل آنان کلبه حقیری است. آرى اقایان ، سرداران ، سیاسیون ، حکومتیان وهر القابی که دارید برای ما مردم مهم نیست و از جانب ما داد نزنید که مردم ایران حاضر به مذاکره نیستند ! ما مردم ایران نه تنها جنگ طلب نیستیم به گواهی تاریخ ، بلکه از جنگ طلبان و جنگ افروزان بیزاریم. ما مردم نیاز به آرامش، آسايش ،رفاه ، امنیت ، شغل و کار داریم و دیگر توان تحریم جنگ آژير داغ فرزند و جوانانمان را نداریم و میخواهیم در صلح و صفا با دنیا تعامل کنیم و برای همه ملل شادی و زندگی را فریاد بزنیم ! پس لطفا از جانب ما دیگران را تهدید به جنگ و مرگ و عدم مذاکره نکنید و اگر هم به گفته هايتان ایمان دارید و فکر میکنید مردم با شما همراهند ،طبق قانون اساسی کشور که در مسائل مهم و حیاتی اینچنینی تصمیم را به عهده مردم و رای گیری از آنان نموده ، مرد باشید ونظر خودتان را به رای ما مردم بسپارید.باز هم میگوییم ما مردم ایران دنبال جنگ و جنگ افروزی نیستیم و از جانب ما در تریبونهایی که چهل ساله غصب کرده اید داد و فریاد و قلدری نکنید و مذاکره با افتخار امروز را به مذاکره خفت بار و سخت فردا نیندازید. اگر خيلى به جنگ و خونريزى علاقه داريد دست نكبت زاده هايتان را از اروپا و آمريكا بگيريد و برويد با همه دنيا بجنگيد . بهشت هم ارزانى خودتان ، فقط دست از سر ما برداريد !
    “مردم ایران”

     
  149. گاندی می گوید:

    اكثر انسانها حتی جسارت دور ريختن لباسهايی كه مدتهاست بدون استفاده در كمدهايشان آويخته شده را ندارند

    بعد از آنها توقع داريم كه باورهای غلطی را كه قرن هاست در ذهنشان زنجير شده است به راحتي كنار بگذارند و دور بريزند …!!!

    جهل نرمترين بالشی است كه بشر ميتواند سر خود را بگذارد و آرام بخوابد … !!

     
  150. جناب نوریزاد عزیز

    سلام و درود

    متعاقب پرسشی که از حضرتعالی شد این برادر کوچکتر حضرتعالی ( در صورت داشتن لیاقت آن ) خود را نیز مکلف به پاسخ گویی میدانم ، چه این موجود کمترین نیز در مظان اتهامی مشابه هستم !

    زمینه های تاریخی بروز و حدوث خمینی یکی از پیچیده ترین های تاریخ معاصر ایران است ، و اگر به این تحول تاریخی بی توجهی شود ایضاً هیچگاه بدرستی پدیده های کم نظیری از وحشیگری ها ، کشتارها ، قلع و قمع گروهها و احزاب سیاسی و …. درک نخواهد شد !

    سلوک و غنودن بسیاری از امثال بنده در مسلک خمینی ریشه در همین تحولات دارد که اینجا سعی در به اختصار آوردنشان می شود !

    شاه ؛ هم او که امروز به پدر ایران از او یاد می شود و هیچ از جنایتهای او بحثی و جدلی نیست ، همان کسی است که امثال هفت و برادر و خواهر رضایی ها را که در سن و سالهایی بین ۱۸ تا ۲۷ سال بودند زیر وحشیانه ترین شکنجه های تاریخ کشت ! اصولا استبداد محل وحشیگری است ! و این ربطی به خمینی و شاه و ….. ندارد !
    از کسانی که زندانی دو نظام بوده اند ، مانند ابوالفضل قدیانی بزرگ و سترگ بپرسید که شاه چه موجودی بود !!!

    ذیلا گوشهای از مقاله ای که قبلا درج شده بود را می آورم .

    اما قاطعانه می توان‌گفت که به قدرت رسیدن خمینی در نتیجه توطئه های دول آمریکا و انگلیس بوده است !

    آن هنگامی که مشروطه توسط آزادیخواهان و از جان گذشتگان استقرار یافت و توسط رضا شاه و در ادامه توسط محمدرضا پهلوی محجور ماند !
    اشخاصی چون دکتر مصدق برای برق