سر تیتر خبرها

سخنان بدون پشتوانه

ایکاش صداوسیمای ضرغامی که نفرت های بیشماری را با خود همراه کرده است ، ماه مبارک رمضان امسال را به سکوت برگزار می کرد . یعنی سخنی از خدا و پیغمبر نمی گفت . ضرغامی اگر ذره ای نسبت به کارکرد رسانه اش آگاهی می داشت ، هرگز درمیان نفرت های تلنبار ، دست به دامن معارف الهی نمی شد . رسانه ای که تا گلو از دروغ و سانسور انباشته است ، هر سخن آسمانی را به خاک می برد . از محبت بگوید ، نفرت از آن می جوشد . از خدا بگوید ، شیطان را تبلیغ کرده است . دست آویز قرار دادن معارف الهی درست همزمان با فوران دروغهای بیشمار ، جفا به همان معارف است . مردمی که از صداوسیما دروغ شنیده اند ، حرف از خدا و پیغمبر و اهل بیت را از او و از گلوی مراجع و روحانیان نمی پذیرند . دراین روزها ، زخم مردم با توصیه های اخلاقی مداوا نمی شود . دراین شب ها آقای مکارم سخن از خداشناسی می گوید . امروز فصل یک چنین سخنانی نیست . امروز باید از عدالت گفت. عدالتی که در پستوهای تاریک به چارمیخ کشیده شده و مگر علی (ع) بیاید و عدالت را از غربت مطرودش بدرآورد .Share This Post

 

درباره محمد نوری زاد

با کمی فاصله از تهران، در روستای یوسف آباد صیرفی شهریار به دنیا آمدم. در تهران به تحصیل ادامه دادم. ابتدایی، دبیرستان، دانشگاه. انقلاب فرهنگی که دانشگاهها را به تعطیلی کشاند، ابتدا به آموزش و پرورش رفتم و سپس در سال 1359 به جهاد سازندگی پیوستم. آشنایی من با شهید آوینی از همین سال شروع شد. علاوه بر فعالیت های اصلی ام در جهاد وزارت نیرو، شدم مجری برنامه های تلویزیونی جهاد سازندگی. که به مناطق محروم کشور سفر می کردم و برنامه های تلویزیونی تهیه می کردم. طوری که شدم متخصص استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان. در تابستان سال 1361 تهران را رها کردم و با خانواده ی کوچکم کوچیدم به منطقه ی محروم بشاگرد. به کوهستانی درهم فشرده و داغ و بی آب و علف در آنسوی بندرعباس و میناب. سال 1364 به تهران بازآمدم. درحالی که مجری برنامه های روایت فتح بودم به مناطق جنگی می رفتم و از مناطق عملیاتی گزارش تهیه می کردم. بعد از جنگ به مستند سازی روی بردم. و بعد به داستانی و سینمایی. از میان مستندهای متنوع آن سالهای دور، مجموعه ی “روی خط مرز” و از سریالهای داستانی: پروانه ها می نویسند، چهل سرباز، و از فیلمهای سینمایی: انتظار، شاهزاده ی ایرانی، پرچم های قلعه ی کاوه را می شود نام برد. پانزده جلدی نیز کتاب نوشته ام. عمدتاً داستان و نقد و مقاله های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی. حوادث خونین سال 88 بساط فکری مرا درهم کوفت. در آذرماه همان سال بخاطر سه نامه ی انتقادی به رهبر و یک نامه ی انتقادی به رییس قوه ی قضاییه زندانی شدم. یک سال و نیم بعد از زندان آزاد شدم. اکنون ممنوع الخروجم. و نانوشته: برکنار از فعالیت حرفه ای ام.

یک نظر

  1. I wish this kind of hero can progress in our country and can do what ever people are really need, they can nourish the true eslam.

    ترجمه:

    ای کاش این نوع قهرمان بتواند در کشور ما پیشرفت کند و می توانند انجام دهند آنچه تا کنون برای مردم واقعا لازم است ، اینها می توانند نماد اسلام واقعی باشند.
    پشتیبانی سایت

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

78 queries in 1455 seconds.