سر تیتر خبرها
درخواست محمد نوری زاد از قرآن پژوهان + (فایل صوتی نامه سی و نهم محمد نوری زاد به رهبر)

درخواست محمد نوری زاد از قرآن پژوهان + (فایل صوتی نامه سی و نهم محمد نوری زاد به رهبر)

درود گرامیان،
یکی از دوستان و اندیشمندان و متفکرانِ قرآنی، رو به دوربین نشسته و چند شبهه و ایراد و مشکل قرآنی را مطرح کرده که من – محمد نوری زاد – در پاسخ بدانها درمانده ام. از تمامیِ دستگاههای قرآنی، از آیت الله ها، از طلبه ها، از پژوهشگرانی که سالها در قرآن تدبّر و غور و غوطه داشته اند، خواهشمندم در پس راندنِ این مشکل، مرا یاری کنند. بنای من در نشر این شبهه ها، مثل صدا و سیما نیست که چهل سال یکجانبه به قضاوت نشسته باشد و یکجانبه طومار حریفان را درهم پیچیده و از آزمون تک نفره، پیروز بدر آمده باشد. یا چون منبریان، صدها سال یکجانبه سخن گفته باشند و مفری برای مخالفان و پرسشگران قائل نشده باشند. من می خواهم این شبهه های قرآنی را با پاسخی که قرآن پژوهان برای من می فرستند، با هم و در کنار هم منتشر کنم. این، منصفانه ترین راه برای هر سخن است. که مخالف و موافق، هموزن و هم تراز، در حوالی یک موضوع مشخص سخن بگویند و داوری را به مخاطب وانهند.

چه ایرادی دارد یکی از قرآنکاوان، محکم و بی اعوجاج روبروی دوربین بنشیند و از یک محکم و معجزه ی حتمی و آشکار و ریشه دار و آسمانی و بی خلل همچون قرآن دفاع کند؟ دفاع رخ به رخ تصویری از قرآن و انتشار رسانه ایِ آن، می تواند برای این قرآنکاوان، اعتباری درخشان پدید آورد. ممکن است یکی بگوید ما به این اعتبار درخشان نیاز نداریم چرا که داریمش. که می گویم: بله، در خیال می شود اعتبار را تا برج بلند تخیل بالا برد، اما انباشت شبهه ها و ایرادها و بی اعتنایی بدانها و احاله به کتاب های هزار باره، آن درخواست بسیار معقول و منصفانه را برزمین و معطل می گذارد و همان بنای بلند خیالی را نیز فرو می اندازد. من مگر چه می خواهم؟ خواسته ام: یکی از میان خیل آیت الله ها و قرآن پژوهان پیدا شود و به چند شبهه ی قرآنیِ یک دوست پاسخ بگوید. یک نفر آیا پیدا می شود در این میان؟
یک نفر؟
یک نفر؟
یک نفر؟

نیز این بگویم: در سخن تصویری، راه گریز و تأویل و اما و اگر بسته است. چرا؟ چون سخنی با همه ی فراز و فرودش در یک بسته بندیِ تصویری گفته شده و راه گریزی برای سخنور باقی نمی گذارد. اما نوشته و کلمه، ناگهان به دره ای از تأویل سر می کوبد و از هزارتوی ناگفته هایی که در میان سطرها گم و پنهان است خبر می آورد. خلاصه این که در سخنِ تصویری، راه گریز بسته است و در نوشته ها: باز و فراخ. پس مرا به کتاب ها و نوشته ها و به جاهایی که پاسخی از آنها دریافت می نشود حوالت ندهید که این شبهه های قرآنی، با اعتنا به همه ی این کتابها و نوشته ها برآمده است. چشم براه یک دلاور قرآنی هستم که هم قرآن را کاویده باشد و هم از این که روبروی دوربین بنشیند و از قرآن خدا دفاع کند مهراسد. مرا از آمادگیِ خود با خبر می فرمایید؟ شاید یکی بگوید: ای نوری زاد، در این اوضاعی که پراید شده چهل و پنج میلیون، این چه فراخوانی ست که می دهی و ذهن مردم را به ناکجا می بری؟ که می گویم: شبهه هایی که این دوست ما مطرح کرده، بر صندلی همین پراید چهل و پنج میلیونی نشسته است.

با احترام و ادب
محمد نوری زاد
یازدهم شهریور نود و هفت – تهران

نامه ی سی و نهم محمد نوری زاد به رهبر (با صدای نوری زاد)

Share This Post

درباره محمد نوری زاد

225 نظر

  1. دکتر ر. میرنور از استرالیا

    اقای نوریزاد سلام

    لطفا حرف دل نسل جدید را به گوش اقایون بالانشین برسونید:
    حرف های تتلو توهین نبوده حرف دل صد ها هزار و بلکه میلیون ها ایرانی بوده و هست.
    مگر نمیبینید که اکانت تتلو چهار میلیون فالوير داره و نوشته های اخرش را ده ها هزار نفر لایک کرده اند؟
    امام حسین برای شما ها اسطوره و قهرمانه. برای ما نسل جدید در بهترین حالت یه داستان غیرواقعی و تاریخی است.

    چشم هاتون را باز کنید و واقعیت جامعه ایران را ببینید.

    ما از خرافات و مزخرفات شیعی اسلامی فرقه ای شما ها خسته شدیم.
    میخواهیم عین ادم زندگی کنیم.
    مثل جوان ها در بقیه کشورهای دنیا
    مثل المان
    مثل انگلیس
    مثل استرالیا

     
  2. شغل شما؟!عمامه پیچ!

    گزارشی منتشر شده از عجیب‌ترین شغل‌‌های که در ایران باب شده‌اند!
    یکی از این شغلها پیچیدن عمامه به زیباترین شکل است مبلغ بستن عمامه از ۴۵ تومان شروع می‌شود و نسبت به مدلی که انتخاب کنید قیمت این کار تا ۸۰ تومان هم اضافه می‌شود. /فرهیختگان #اجتماعی
    @Khabar_F…

    حالا بگو جنگنده کوثر دروغه!!..این تکنولوژی بر امام امت مبارک!!

     
  3. به نقل از کیهان: یک عضو کارگزاران که به سازمان منافقین و بهائیت آلوده است، از روحانی خواست در پاسخ نمایندگان مجلس بگوید حل بسیاری از مسائل از حیطه اختیارات او خارج است. فائزه هاشمی به سایت جماران گفته است…………….

    مش قاسم: اول، کلیه ایرانیان حق کامل و مساوی شهروندی رو در این مملکت دارن. از نظر من شیعه سنی بهایی یهودی …. همه حقوقی مساوی دارند. دوما، مجاهدین اگر دست از اعمال تروریستیشون برداران میتوانند به بقیه جامعه ایرانی بپیوندند.

    اینکه که چوب خدا صدا نداره به این میگن. اونی که اگه بهش رایی میدادی رای به پیغمبر بود حالا اینچنین با …(سه نقطه از مش قاسم)ش رفتار میشه. اونی که از تریبون اون طویله هرانچه که ناروا و ناحق بود به ایرانیان وطنپرست حواله میداد روزگار بازماندگانش به اینجا رسیده. اونی که این مملکت رو ملک شخصی خودش حساب میکرد اینگونه با بازماندگانش رفتار میشه. هر ظلمی که به هرکی کرد اینا دارن تاوانش رو پس میدن. سردار چاپندگی، چه بی آبرو شدهئی.

     
  4. این اسلامیچی ها رو با هزارها لیتر آب زمزم هم بشورید پاک نمیشن. به عنوان نمونه جواب بشیرتاش رو به حمایت همین حاجی علی جانی از انتخابات در این مملکت ورشکسته به دست همپلکیهای همین نادان:

    سعید بشیرتاش، نویسنده و فعال سیاسی ملی‌گرا به اظهارات و عملکرد متناقض رضا علی جانی، از فعالان جریان موسوم به ملی-مذهبی درباره اعدام‌های سال ۶۷ واکنش نشان داد.

    در برنامه روبه‌رو از تلویزیون منوتو، وقتی علی جانی درباره اعدام دسته‌جمعی زندانیان سیاسی و عقیدتی در سال ۶۷ صحبت کرد، بشیرتاش با یادآوری حمایت او از رای دادن به فهرست اصلاح‌طلبان در انتخابات اخیر مجلس خبرگان رهبری که شامل عوامل اصلی آن قتل‌عام بود، علیجانی را به تناقض متهم کرد.

    بشیرتاش خطاب به علی جانی گفت: «نمی‌توان هولوکاست را محکوم کرد اما از مردم دعوت کرد تا به آیشمن رای دهند.»

     
  5. نبود پوشک!
    وفور موشک!
    سقوط جمهوری اسلامی، به همین زودی، بی شک!

     
  6. درود
    ملت ایران جنگ نمی خواهند و روحانی باید جواب بدهد که چرا در مزاکرات با ترکیه و روس طالب جنگ بوده است.
    ملت ایران حاظر به شرکت در هیچ جنگ نیابتی نیست .طالبان جنگ های نیابتی تروریستهای حاکمند.

     
    • بی سواد! ملت ایران کیلویی چنده؟ اصل روس ها هستند که پیاده نظام مفت و مجانی میخوان تا بتونند بشار و نگهدارند که از پایگاه‌های دریایی و ساخت و سازه خرابی هایی که توسط جنگده های روسی ایجاد شده حمایت کنند. اسد که پول نداره . ملت ایرانند که باید هزینه ی خراب کردن و درست کردن سوریه رو بدهند

       
      • با سواد!مدتهاست که روسها به پیاده نظام ایران احتیاجی ندارد. سپاه تروریست در سوریه ول معطل است. سپاه تروریست فقط بهانه ای برای وجود روسها در سوریه است.و سرنوشتی چون داعش در انتظارش است .

         
  7. اخبار:
    ۱- شب قبل از حضور روحانی در مجلس شورای اسلامی پیامی بین رهبری و رئیس‌جمهوری ردوبدل شده است که بنا بر توصیه‌های رهبری، حسن روحانی از تصمیم خود مبنی بر بازگو کردن مگوها بازمی‌گردد.
    ۲- علی مطهری نماینده مجلس در بدو ورود روحانی به او گوشزد می‌کند که فراکسیون امید گفته‌اند اگر روحانی شفاف نبوده و مواضع تندی نگیرد با او همراهی نکرده و رأی نخواهند داد. روحانی در پاسخ با بی‌اعتنایی پاسخ می‌دهد که خب رأی ندهند.

    ترجمه:
    ۱- شب قبل این دومی به حسن/* گفت فردا شیکر زیادی نخوری والا افسارت رو میکشم.
    ۲- حسن/* به نا مطهری میگه من که میدونم اینجا چه طویله ای هست، همونی که به من گفت افسارت رو میکشم افسار اینا رو هم میکشه.

    /*: ک

     
  8. حاجی وززیر/* علوم: مشکل دانشجویان ستاره‌دار را تکمیل پرونده دانست.

    مش قاسم: اولا ای نادان شیاد، اصلا واسه چی برای دانشجویان پرونده تشکیل شده که مشکل تکمیل مکمیل داشته باشه. سالیان سال از این ماجرا میگذاره هنوز پرونده تکمیل نشده؟ حاجی، خ…(سه نقطه از مش قاسم) خودتی. دوما، این چه وزوزیر/*یه که میاد همچین جفنگی میگه؟ جواب: وزوزیر/* اسلامی در حکومت جهل و فساد اسلامی کره شمالی مزرعه حیوانات.

    /*: ک

     
  9. درود بر نوریزاد گرامی و یاران ارجمند

    جهت انبساط خاطر شما عزیزان نکته ای را که اکثریت شما نیز شاهد آن بودید بعرض میرسانم
    تقریباً ۱۵ ماه پیش در حول و حوش انتصابات یکی از دلایلی که طرفداران شرکت در رأی گیری اقامه میکردند این بود که میگفتند «اگر درانتخابات شرکت نکنیم و رئیسی رئیس جمهور شود یکی از بلاهایی که ممکن است سرمون بیاد این است که در کمتر زمانی دلار آمریکا ۶۰۰۰ تومان بشود»
    ۶۰۰۰ تومانم آرزوست

    پاینده ایران بزرگ
    رسول

     
  10. جناب سید مرتضی..انتقاد به برجام از سر ایراندوستی و نگرانی برای سرنوشت این آب و خاک است و نه غر زدن یک ناراضی. بد وخوب برجام متعلق به همه ما است و اگر بنده هم از مواهب آن بهره برده ام شما هم از مشکلات آن مانند سایرین آسیب دیده اید.
    بنده فکر میکنم ما بقدر کافی کسانی را داریم که برای هر عمل مسئولین نظام شیرینی پخش کنند و انرا عین نعمت الهی بدانند ولی از اندیشمندانی که نتایج را به چشم خود می بینند و از ابتدا هم بابت این خطرها و اوضاع امروز هشدار میدادند توقع میرود که همراه موج احساسات و منافع صنفی راه نیفتند. بنده انتظارم از شما این است که بعنوان یک روحانی اهل تحقیق بررسی کنید و انصاف بدهید که عرایض بنده درست است یانه؟ بنده قصد احتجاج ندارم ولی دوست دارم اطلاعاتم را با شما در میان بگذارم و انصاف نیست که متهم به ضدیت با وطنم بشوم.
    شما مطالبی که فرمودید در رابطه با قرار داد است ولی عرض کردم برجام قرارداد نیست که اگر بود اولا باید به تصویب مجلس میرسید و دیگر اینکه شورای نگهبان عدم مغایرت ان با قانون و شرع را اعلام میکرد و رئیس جمهور برای اجرا آنرا ابلاغ میکرد. براساس قوانین آمریکا هم چنین نیست و در انجا هم سنا نه مشورتی داشت و نه تصویبی. برچام یک توافق مشترک بین ایران و 5+1 و اتحادیه اروپا است. مجموعه ای از تعهدات ایران که برای راست آزمائی، بی سابقه ترین رژیم نظارتی هسته ای بنا به تشخیص آزانس اعمال میشود.
    در برجام ضمن اینکه قطار تعهدات ایران بروشنی بیان شده و ایران محدودیتها و حتی تحریمهائی مثل تحریم تسلیحاتی را رسما پذیرفته تاکید شده که با کوچکترین تخطی ایران تمام تحریمهای شورای امنیت قابل برگشت است. در این بیانیه چون قرارداد نیست مکانیسمی برای طرح دعاوی طرفین برای عدول از آن وجود ندارد چون تنها طرف متعهد ایران است.
    اینکه آمریکا با قلدری از آن خارج شده خوب قابل قبول ما نیست ولی شما می بینید که مسئولین ما هیچ کاری به غیر از فحش دادن هم نمی توانند ادجام دهند. بر اساس قوانین امریکا هم ترامپ از یک توافق رسمی خارج نشده و هیچ جوری پایش گیر نیست. با یک چنین توافق متزلزلی میشد انتظار همه چیز را داشت بخصوص که در رقابت های ریاست جمهوری تقریبا همه جمهوری خواهان خواستار خروج از آن بودند. در خلال مذاکرات برجام هم تعدادی از سناتورهای آمریکائی به آقای خامنه ای هشدار این وضع را داه بودند ولی ایشان خود را به نشیندن زد.تمام حرفهای ظریف و روحانی هم خلاف بود.
    مشکل این است که با برجام کشور را بدروغ امیدوار کردند که موضوع تحریمها حل شده در حالیکه چنین نبود و عملا هم چنین نشد.این بالا و پائین شدن موج بی اعتمادی وحشتناکی را موجب شده که باید دعا کرد آخر و عاقبتش خیر شود. برجام برای رفع تحریمها نبود بلکه برای این بود که اوباما به رهبر اطمینان دهد که با غنی سازی موافق است. این مطلب را صالحی به صراحت چندین بار اعلام کرده است.
    رهبری اگر همان موقع بطور صریح به مردم میگفت که ما در تله هسته ای افتاده ایم و الان باید برگردیم و لذا من با قطعنامه ای شورای امنیت و پیشهندادهای 5+1 انموقع که بسیار به این برجام برتری داشت موافقم همه مردم از فهم ایشان تشکر میکردند ولی بی صداقتی و مخفی کاری و حب نفس و لجبازی کودکانه حاکمیت را به ورطه ای کشید که یک ملت را هم با خود به قعر جهنم برده اند.

     
    • یاران گرامی..من تشکیکی در ایرانیت شما ندارم،بحثم این است که مسائل را واقع بینانه بررسی کنیم و با اطلاعات ناقص یا نادرست تحلیل نادرست نکنیم،من فقط گفتم امضاء کردن یک توافق نزد عقلاء یعنی تعهّد و چطور می شود ایندو مقوله را از هم تفکیک کرد؟!
      من هم جدلی با شما ندارم فقط اشاره می کنم به همین اطلاعات نادرستی که پیش روی ناظران این سایت گذاشتید:شما گفتید برجام بتصویب مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان قانون اساسی نرسید! خیلی عجیب است از شما با این صبغه تحلیل گری و انتقادی که از خود نشان می دهید اینطور در فضای عمومی اطلاعات نادرست بخورد دیگران دهید،البته من اینرا حمل بر سهو یا فراموشی می کنم نه تعمّد در بغلط انداختن دیگران،برخلاف فرمایش شما برجام بعنوان یک توافق=قرار داد=تعهد ابتدا در شورای عالی امنیت ملی و نهاد دولت بتصویب رسیده و در عین حال بتصویب مجلس شورای اسلامی و پس از آن بتایید شورای نگهبان رسید:

      جزئیات طرح برجام در مجلس تصویب شد / تنها 59 نماینده مخالفت کردند
      طرح «اقدام متناسب متقابل دولت جمهوری اسلامی ایران در اجرای برجام» توسط مجلس به تصویب رسید….

      http://www.entekhab.ir/fa/news/230028/
      —-
      برجام با 161 رای در مجلس تصویب شد/ فقط 59 نماینده مخالف بودند…

      https://www.khabaronline.ir/detail/467429/Politics/parliament

      مصوبه برجام مجلس در شورای نگهبان تائید شد

      یک روز پس از تصویب طرح اجرای برجام در مجلس، شورای نگهبان این مصوبه را خلاف شرع و قانون اساسی ندانست. این تائید به معنای موافقت رهبر جمهوری اسلامی، علی خامنه‌ای با این مصوبه است….

      https://www.dw.com/fa-ir/%D9%85%D8%B5%D9%88%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D9%85%D8%AC%D9%84%D8%B3-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%AF%D9%87%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%A7%D8%A6%DB%8C%D8%AF-%D8%B4%D8%AF/a-18783571
      —-
      مصوبه اقدام متناسب و متقابل دولت جمهوری اسلامی ایران در اجرای برجام در شورای نگهبان تأیید شد.
      سخنگوي شوراي نگهبان در مصاحبة با خبرگزاري صدا و سيما گفت: بررسي اين مصوبه مجلس شوراي اسلامي در جلسه بعدازظهر شوراي نگهبان به اتمام رسيد و اكثريت اعضا آن را مغاير با قانون اساسي و شرع نشناختند….

      http://www.beytoote.com/news/politics-social/ghnews21397.html
      —-
      در مورد عدم تصویب آن در کنگره و سنای امریکا نیز باز اینطور که شما گفتید نیست،اگر یادتان باشد ترکیب کنگره از جمهوری خواهان و دموکرات ها در آن زمان نزدیک بهم بود و البته اکثریت در سنا با دموکرات ها بود،من عباراتی را از رسانه های داخلی در این زمینه نقل می کنم،برجام البته در امریکا یک توافق=قرار داد اجرایی تلقی می شود که کنگره و سنا می توانستند آنرا رد کنند هرچند حق اختیار وتو برای اوباما وجود داشت،با اینحال علیرغم فراز و فرودهایی که وجود داشت عاقبت این توافق در کنگره بتصویب رسید و در سنا نیز حد نصاب رد آن بوجود نیامد تا نیازی به وتوی اوباما باشد،بنابر این همینطور گتره ای نفرمایید این یک توافق بود بین دولت وقت امریکا و کاری به مجالس امریکا نداشت،شما کافیست سیر توافق برجام را در ویکی پدیا مطالعه کنید که روند تصویب آن در امریکا چطور بود،به این عبارت ها توجه کنید:
      ” برجام در قالب یک ” معاهده” در ایالات متحده آمریکا به تصویب کنگره نرسیده است. در ساختار سیاسی و تقنینی آمریکا، معاهدات بین‌المللی را سنا و عهدنامه‌های مالی را مجلس نمایندگان تصویب می‌کنند. فراتر از آن، بر اساس بند ۲ ماده ۲ اصل دوم قانون اساسی فدرال، رئیس جمهور با مشورت سنا، و کسب دو سوم از آرای موافق نمایندگان حاضر، اختیار لازم برای انعقاد معاهدات را خواهد داشت. با این حال، در قبال معاهدات نظامی و امنیتی، دستان رئیس جمهور بازتر است و در این خصوص نیازی به تصویب کنگره نیست..”
      “..در جریان تصویب برجام در ایالات متحده ، شاهد نقش آفرینی خاص سنای آمریکا بودیم. در نهایت شاهد بودیم که با حمایت ۴۲ سناتور دموکرات از برجام و مخالفت ۵۶ سناتور دیگر با آن، توافق هسته ای از سد کنگره گذشت . این در حالی بود که اوباما حتی با حمایت ۳۴ سناتور نیز می توانست از اختیارات ویژه خود برای وتوی مصوبه سنا ( در خصوص برجام ) استفاده کند.با توجه به عبور برجام از سد سنا، دیگر نیازی به بررسی آن در مجلس نمایندگان آمریکا نیز نبود….”
      https://donya-e-eqtesad.com/
      —-
      “برجام در کنگره ایالات متحدهٔ آمریکا
      طبق قوانین آمریکا، برجام نوعی از توافق اجرایی است ،برخلاف معاهده‌ها، که برای تأیید نیاز به رأی دو سوم سنا دارند، توافق‌های اجرایی معمولاً نیاز به هیچ گونه تأیید کنگره ندارند..”
      “..به هر روی بر اساس مفاد لایحهٔ بازبینی توافق هسته‌ای ایران ۲۰۱۵، که در ۲۲ مه ۲۰۱۵ با امضاء تبدیل به قانون شد، این توافق یک دورهٔ شصت روزهٔ بازبینی در کنگرهٔ آمریکا را طی کرد. طبق آن لایحه، به محض ارسال همهٔ مدارک به کاخ کنگره آمریکا، کنگره شصت روز وقت داشت که یک قطعنامهٔ تأیید تصویب کند، یک قطعنامهٔ عدم تأیید تصویب کند یا هیج کاری نکند…رئیس جمهور اوباما گفته بود که هر قطعنامهٔ عدم تأیید، که نیاز به رأی مخالف حداقل ۶۰ سناتور دارد، را وتو خواهد کرد. بدین ترتیب جمهوریخواهان تنها در صورتی که دو سوم هر دو مجلس کنگره را می‌توانستند با خود همراه کنند، می‌توانستند وتوی هر قطعنامهٔ عدم تأیید را بشکنند. این بدین معنا بود که ۳۴ رأی در سنا می‌توانست وتو را حفظ کرده و برجام را به مرحلهٔ عمل در بیاورد. همهٔ ۵۴ سناتور جمهوریخواه و ۴ سناتور دمکرات مخالفت، و ۴۲ سناتور دمکرات موافقت خود را با این طرح اعلام کردند…”
      “…. پس از آن، طرح رد برجام نیز با ۵۶ رأی موافق، ۴۲ رای مخالف، در مجلس سنای آمریکا رد شد و باراک اوباما، بدون استفاده از حق وتوی خود، اجازهٔ اجرایی کردن برنامه جامع اقدام مشترک را دریافت نمود..”
      https://fa.wikipedia.org/wiki/
      موفق باشید

       
  11. مرحوم القانیان ساختمان پلاسکو رو در کمتر از دو سال ساخت و حدود ۶۰ سال این ساختمان ایستاد. حاجی سعیدی بیکیا رئیس/* بنیاد بالا کشیدن اموال مردم روز بعد از آوار شدن اعلام کرد که دو ساله این ساختمون رو میسازه. نتونسته. چرا؟ این منقلابیون تخصصشون در بالا کشیدن و چپاول و نابود کردنه، نه ساز و ساخت و آباد کردن در ایران. در کانادا و امریکا و انگیلیس و استرالیا و ……خوب میتونن بسازن، البته با پول دزدی. بدون پول دزدی اونجا ها هم درمانده میشدن.

     
  12. سلام جناب نوری زاد؛
    من یک پرسش هزارتو دارم از شما:
    در این وانفسای بخور نمیر و بگیر و ببند، این چه وقتِ پرسش از قرآن پژوهان است؟ آیا این پرسش از قرآن پژوهان را نمیتوان به زمان دیگری موکول کرد؟ این پرسش اینقدر ضروری و “فورس ماژور” است که از نان شب مردم واجب تر است؟ آیا یک انسان عالم و محقق و یا جمع انسانها، در دین اسلام، مجاز هستند در مورد قرآن نظر بدهند و آیات و مضامین آن را به چالش بکشند؟ و با عقل ناقص خود تفسیر به رأی کنند؟!
    اگر شما مسلمانی و معتقد به قرآن و اینکه قرآن مجموعه ای از گفتار و دستورات خداوند است که توسط پیک بالدار یعنی جبرئیل در دفعات پیاپی به پیامبر برگزیده ی خدا یعنی محمد نازل شده، پس این اداهای روشنفکر مأبانه دیگر چیست؟
    مسلمانی که خود را بنده ی خدا میداند و از طرف دیگر میخواهد بر خدای خویش خروج کند و بر آفریدگارش ادعای فضل؟!
    این قرآن پژوهی تا کنون چه دری از درهای بهشت مجازی را بر روی ما باز کرده که زین پس باز کند؟
    اگر قرآن را قبول دارید و آن را از جانب خداوند میدانید، پس حق ندارید آیات خداوند را به پرسش و چالش بکشید؟
    آیا با توجه به اینکه مسلمانید، انتظار دارید آیات خداوند را یک انسان بیاید تفسیر کند و توضیح دهد و شما را روشن کند؟
    آیا نباید این پرسش ها و کشفیات خودتان و دیگران را مثلاً از امام غایب یعنی مهدی موعود بپرسید، او که روایت است واقف به جمیع علوم از ازل تا ابد است و به دریای بیکران علم احاطه دارد و پاسخ هر پرسشی را میداند!؟
    الان که خداوندِ قرآن هیچ ارتباطی با مسلمانان ندارد و ارتباط مسلمانان با خداوند بسان جاده ای یکطرفه است، ( نماز و سجده و دعا و نذر و نیاز و عجز و لابه و خاک بر سر ریختن و …و دریغ از یک پاسخ )
    آیا از نظر شما در دین اسلام، یک انسان میتواند و یا به درجه ای از علم رسیده که بجای خداوند، پاسخ ابهامات قرآنی شما را بدهد؟ آقا جان! الان انسانها عاجزند از درک نوشته های یک انسان دیگر… حالا شما میخواهی …!؟
    حکایت این پرسشها و نامه نگاریهای شما به خدا و و پیامبر و امام و … همچنان باقی ست و دریغ از یک پاسخ!
    چرا؟… چون هیچ یک حاضر نیستند و همه غایب اند و یقین بدانید که جز خودشان کسی را یارای پاسخ صحیح دادن نیست.
    من بارها به شما توصیه کردم که دست از این کارها که به نظر من نوعی خود شیرینی ست بردارید، ولی کو گوش شنوا؟!
    آقا بالأخره مشخص کنید که شما چه از جان خداوند، قرآن، محمد، علی و ولی و… میخواهید؟
    حالا فرض بگیریم پاسخ های قرآن پژوهان شما را قانع کرد. آیا پس از آن شما دوباره شهادتین بر زبان جاری میکنید و مسلمانی خود را آپدیت میکنید؟ ( یعنی… به روز رسانی میکنید )
    من ماندم که شما بجای مطرح کردن مسائل و مشکلات روز جامعه ی امروز ایران، که بسیار زیاد و دارای ابعاد بیشماری ست، و دادن نظرات کارشناسانه و در حیطه ی تخصص خود، چرا باید همیشه بر خلاف جریان آب شنا کنید؟!
    آیا این به نوعی اشتیاق شما را در مطرح شدن نشان نمیدهد؟ و اینکه همیشه میخواهید حساب شما از دیگران به گونه ای جدا باشد؟ و اینکه به دیگران بفهمانید و زورچپان کنید که شبیه آن دیگران نیستید!
    بازهم میپرسم که: آیا الان مشکل من ایرانی، اینست که از سر شکم سیری و با ژستی لم داده بر پشتی، بیایم و بگردم ببینم توی کتاب قرآن چی میتونم پیدا کنم که هنوز هیچیک از مفسران قرآن با عقل ناقصشون آن را تفسیر نکرده اند؟!
    خب، حالا که چی؟!
    خب، بعدش چه؟!
    میخواهی خدای مسلمانان را، قرآن را، و تمام گذشته تا به حال اسلام را به چالش بکشی …خب، آخرش چی؟!
    راستی اول بگو که: اولش چی؟ یعنی انگیزه ات از این کار چیست؟
    و بعد بگو که : آخرش چی؟
    جناب نوری زاد؛
    این رسالت را که بر دوش شما گذاشته؟ نکند خود را پیامبری جدید میدانی و در صدد زورچپان کردن باورها و اعتقادات شخصی خود به دیگران هستی؟
    از نظر من، راحت ترین، آسوده ترین و بهترین کار اینه که دین و اعتقاد خودت را شخصی نگه داری.
    “هر کس، بسته به میزان درک و شعورش در این هستی، یک شناخت منحصر بفرد از خداوندِ خودش داره”
    آیا بهتر نیست به دین و آیین کسی کاری نداشته باشیم و نخواهیم هر آنچه خود باور داریم را به دیگران به زور بقبولانیم؟

    متأسفانه بیشتر محتوای سخنان صاحب خانه و مهمانان در این سایت، حول محور دین و اعتقادات میچرخه؛ دین و اعتقاداتی که قرار شد عادت کنیم که شخصی باشه و برای خودِ خودمون نگهداریم.
    قرار بود معیار سنجش ما انسانیت و عقل و منطق باشه که زبانی بین المللی و قابل فهم در تمام جهان است.

    حالا هی برو بدنبال کشف ابهامات و ناشناخته های قرآن و اسلام و چی و چه و که …آخرش چه؟
    قرار است چه دری به روی ما باز شود و چه مشکلی حل شود؟ قرار است مسلمانی مسلمانان را آپدیت کنی؟
    انگیزه … هدف؟

    با احترام

    ————-

    درود آنارشیست گرامی
    من با قرآن مسلمانان مالزی و دوبی و سنگاپور و فرانسه و آمریکا کاری ندارم. آنان بی اعتنا به آیه های کافر مرتد زندیق منافق قرآن، با کافران و مرتدان و زندیقان و منافقان به همزیستی رسیده اند. من با قرآنی کار دارم که شیخ مصطفی پورمحمدی و خمینی و خلخالی و سیدمرتضای خودمان، با استناد به آن،سخن از حکم خدا می گویند و هزاران انسان را که می توانستند زندگی کنند، به زیر خاک برده اند و بقول شیخ مصطفی پورمحمدی، نشده که از انبوه این کشتارها، یک شب راحت نخوابیده باشند.
    با احترام

    .

     
    • درودبرشماجناب انارشیسم اتفاقایکی ازبحثهایی که باید گفته شود ومردم بایداگاه شوندهمین بحث جناب تهمتن محمدنوریزاد است که جامعه ماراعقب مانده کرده وبایداین شکیات ازکلام خدا برچیده شود .

       
  13. مهدی از تهران

    عرض ادب و احترام
    شرکت سهامی عام و شرکت سهامی خاص
    1- شرکت سهامی عام : نحوه اداره کشورهای پیشرفته مانند امریکا و غرب و ژاپن و کره جنوبی و امثالهم، مانند یک شرکت سهامی عام مدیریت میگردد که 49% سهم افراد پولدار و 51% سهم مردم است. اینست که مردم این کشورها در مجامع عمومی (رای گیریها) با داشتن سهم 51% سهم مدیریتی بالاتری را در اداره مملکتشان دارند و سهامداران 49% بلاجبار مردم را در اداره کشور تحت عنوان دموکراسی و لیبرالی و سکولاری و امثالهم شریک میکنند. این نوع کشورها با این شرائط مملکتداری منافع شرکتشان ( مملکتشان) را به همه چیز دیگر ترجیح داده و فرهنگ خود را با ان تطبیق میدهند، لذا مدام اساس نامه ( قانون اساسی) خود را مطابق منافع مملکتشان به روز می نمایند . البته سهامداران خصوصی 49% با روشهای مختلف بازی با فرهنگ سهامداران 51% از خوراندن باورهای دینی ومذهبی در حد شخصی و سولاشیسم و درست کردن مفت خورهائی تحت عنوان پادشاه و ملکه گرفته تا ساختن دو سه تا حزب دایم الرغیب کنترل اوضاع را در دست دارند.
    2 – شرکت سهامی خاص : اینجانب در این نوشته فقط در خصوص شرکت سهامی خاصی به نام ایران کار دارم و به سایر کشورهای مشابه کاری ندارم.
    ایرانی که بعضی ها معتقد هستند بالای 7000 سال قدمت دارند و عده ای دیگر به 2500 سال و در 4 ده اخیر هم عدهای پیدا شدن که می گویند قدمت ایران 1400 سال است ، فرق نمیکند هر کدام از قدمتها را بنگریم همیشه بصورت سهامی خاص اداره شده است. سهامداران شرکت سهامی خاص ایران در تمامی ادوار (فرض را بر 7000 سال بگذاریم تا همه را پوشش دهد) بدین ترتیب بوده که یک فرد 99% سهام را داشته و 1% باقی مال زن و بچه اش و انهم بدین ترتیب که از برای همان 1% هم از زن و بچه اش وکالت تام گرفته که انها تا سهامدار 99% زنده است هیچ حق دخل و تصرف در قبال همان 1% هم ندارند. و اما مردم، مردم هم در ادوار مختلف و با پیشرفت بشریت روزی رایت بودند روزی مردم من و روزی امت شده اند یعنی بفرمایید کارمندان اجیر و اسیر شده سهام دار 99% که فقط باید سر بیاندازند پایین و برای سهامدار 99% کارکنند و صدایشان در نیاید.
    اما صاحبان اصلی شرکت سهامی خاص (که روزی امپراطوری پرشیا نام داشت و مدتی است ایران نام گرفته) در ادوار مختلف با حیله اشا عه فرهنگ جهل و خرافات دینی و مذهبی ( مانند زرتشتی گری و اسلام گری ) و باد کردن بنویسید مردم بخوانید کارمندان و مستخدمین خود را توسط داشتن ادمهائی چون اقایان محمد ( فرزند عبدالله) و کوروش و سعدی وزرتشت و حافظ و فردوسی و فلان و فلان ،انهارا چنان مطیع خود کرده اند که بعد از گذشت قرنها امروزه در قرن 21 هم ایران مانند یک شرکت سهامی خاص می ماند که 99% سهام آن متعلق به اقای علی خامنه ای است و 1% آن متعلق به زن و بچه اش و 80 میلیون مستخدم و نوکردست به سینه با نام دینی و مذهبی امت مدیریت میگردد.
    برای اینکه متوجه شویم سهامداران 99% ی به چه نحوی تعویض می گشته اند و یا می گردند ِ لازم نیست به خیلی عقب بر گردیم، فقط کافی است برای نمونه تاریخ 200 سال اخیر تا به امروز شرکت سهامی خاص ایران را کمی مطالعه کنیم.
    3- مطلب بسیار شگفت انگیزی که در شرکت سهامی خاص ایران وجود دارد این است که مستخدمین (مردم) این شرکت در تمامی دوران 7000 ساله خود با میل و رغبت کامل و گرفتن گوی و سبقت از یکدیگر برای نوکری تمام و کمال سهمدار 99% ی زمان خود اماده بوده اند و هنوز هم هستند.
    4- اینجانب سالهاست ( شروع آن از بعد از سال 1388 بود) در پارهای از وقتها در سایت جناب محمد نوری زاد نوشته ا ی می گذارم، در تمامی نوشته ها یم، این بوده که مستمع صاحب سخن را بر سر شوق آورد.
    به همین 40 سال اخیر بنگریم، اقای روح الله مصطفوی (معروف شده به خمینی) و امروز آقای علی خامنه ای 99 درصدی و عناصر و جیره خواران 1 درصدی مقصر وضعیت فلاکت بار امروز ایران نیستند ، این اکثر ما ایرانیها هستیم که علاقه مند هستیم ایران یک شرکت سهامی خاص به مالکیت 99% ی فردی بنام آقای علی خامنه ای باشد و ما کارمندان و مستخدمین و نوکران و ابدار چیها و مستراح پاک کنهای این شرکت باشیم. معتقدم این علاقه به امت و راعیا بودن اکثریت ما ساکنان کارمندان دون پایه شرکت سهامی خاص ایران با وضع فرهنگی که داریم نسلهای بسیاری دیگر باید بیایند و بروند تا شاید روزی شرکت سهامی خاص ایران تبدیل به سرزمین ایران بگردد و بشود یک شرکت سهامی عام متعلق به همه ایرانیان آن زمان
    به امید روزی که فرهنگ جهل و خرافات دینی و مذهبی که جزو بدترین و خطرناکترین ویروسها و میکربیها برای به نابودی کشیدن بشریت و انسانیت است از مغز تک تک ما ایرانیها رخت بر فکند و جای خود را به فرهنگ عقل و خرد بدهد
    مهدی از تهران

     
    • درود
      مهدی گرامی ، توضیحات تشبیهی شما جالب بودندولی در علم سیاست وعلم تاریخ ،تعاریف به این سادگی نیستند. می شود همه حکومتهارا در یک گونی کرد و همه را زد. اما نمی توان گفت که این گونی آنچه درونش است را یکی کرده است.
      رسم برده داری و پادشاهی و رسوم عبادتی و..همه در زمانهای خاص، معنایی خاص خود دارند.
      همانطور که فرمودید، خرد و عقل و آگاهی همگانی برای ایجاد تغییر لازم است. آنچه ایران را ایرانی قوی و کشوری یکپارچه کرد تنها زور و قدرت نبود، بلکه خرد بسیار لازم بود که ایران بصورت کشوری قوی و یکپارچه قرنها بماند .
      از حمله اعراب مسلمان به بعد، به دلیل کشتن اندیشمندان و خردمندان پارسی، ایران قدرت خود را از دست داد تا اکنون که ما همچنان که شاهدیم با کشتن فرزندان ایران ادامه دارد.

       
  14. سید مرتضی، اگر خدایی وجود داشته باشد، باید آنقدر‌ها وجود داشته باشد که ننگ و نکبت آوردن و بردن در پستوی خلوت یک بدوی، حتی کمترین و جزیترین شغل و کار و توصیه او نباشد. حالا در آن “بهم بافته” یکی‌ از کارهای مهم آن خدای مخلوق آن آدم، این شده که هی‌ برای تمناهای سیری ناپذیر آن آدم، همین آوردن و بردن در پستوی وی باشد.

     
  15. اونایی که این ملت رو چاپیدن و میچاپن رضا شاه و محمدرضا شاه و خیامی ها و القانیان ها و …….. نبودن، همین اسلامیچی ها و دولت دزدان حکومت اسلامی بودن و هستن. مقاله زیر رو بخونین.

    فرانسه ۲۴: دو تابعیتی‌هایی که هویت ایرانی‌شان را پنهان می‌کنند
    گزارشی از دنیس حسن زاده آژیری در وبسایت شبکه تلویزیونی «فرانسه ۲۴»

    صدای آمریکا – در حالی که واشنگتن حلقه تحریم‌های آمریکا بر ایران را تنگ‌تر می کند، ایرانی‌ها به شکل فزاینده ای شهروندی دیگر کشورها را کسب کرده و هر گونه رابطه با کشور مادری‌شان که ممکن است ناقض تدابیر محدود کننده آمریکا باشد را محو می کنند.

    علی صدر هاشمی نژاد، ۳۸ ساله، ۱۹ مارس در فرودگاه دالس در حومه واشنگتن دستگیر شد. بر اساس اسناد دادگاه او و مادرش برای گذراندن نوروز با خانواده شان راهی لندن بودند. صدر، شهروند ایران و جزیره «سنت کیتز» در کارائیب، به شش مورد تقلب بانکی و گریز از تحریم‌های آمریکا علیه ایران متهم شده است.

    دادستان‌های فدرال می‌گویند، صدر، به طور مشخص، در طرحی برای انتقال ۱۱۵ میلیون دلار به ایران از طریق نظام مالی آمریکا تحت یک قرارداد ساختمانی در ونزوئلا دست داشت. او اعلام بی‌گناهی کرده است.

    پرونده او در دست واحد «تروریسم و قاچاق بین المللی مواد مخدر» در دادستانی فدرال منطقه جنوب نیویورک است که به رسیدگی به پرونده های مهم تروریسم معروف است.

    صدر با وثیقه ای ۳۸ میلیون دلاری آزاد است، تا دادگاه با حضور هیات منصفه در ماه مه ۲۰۱۹ برگزار شود.

    صدر فارغ التحصیل مهندسی از دانشگاه کورنل است. او دارای اجازه اقامت قانونی در آمریکا است و املاکی در ایالت مریلند، شهر واشنگتن و ساحل ملیبو در کالیفرنیا دارد.

    مطالب بیشتر در سایت صدای آمریکا

    او شرکت های متعددی در مالت، سوئیس، هنگ کنگ، قبرس، بریتانیا و ایالات متحده ثبت کرده است. در هیچ یک از این اسناد اشاره ای به پیشینه ایرانی صدر نشده است. با این وجود او از طریق پدرش، محمد صدر هاشمی نژاد، رابطه اش با بخش های بانکی و عمران در ایران را حفظ کرده است. پدر او موسس «بانک اقتصاد نوین»، نخستین بانک خصوصی ایران، بود و بعدتر به تاسیس و ریاست «گروه پیمانکاری استراتوس»، یکی از بزرگترین شرکت های عمرانی، پرداخت. «استراتوس» دست کم در چهار پروژه با «مهاب قدس» شرکت تحریم شده از سوی آمریکا همکاری کرده است. تحریم های آمریکا همکاری اتباع آمریکا با «مهاب قدس» را منع می کند.

    علی صدر هاشمی نژاد که مقیم آمریکا است می گوید هیچ رابطه ای با کسب و کار پدرش ندارد. اما دادستان ها کارت ویزیت او را به عنوان نایب رئیس «شرکت سرمایه گذاری سامانه استراتوس» به عنوان یکی از زیرمجموعه های استراتوس به دادگاه ارائه داده اند.

    استراتوس در کشورهای عراق، پاکستان، یمن و ونزوئلا فعال است.

    صدر در ماه مارس ۲۰۰۰ در ۲۳ سالگی برای پیوستن به مادر و دو خواهرش به آمریکا نقل مکان کرد. او تقاضای پناهندگی کرد و گفته بود جان او در بازگشت به ایران در خطر خواهد بود و خانواده اش با رژیم حاکم در ایران مشکلاتی داشته اند.

    با این وجود از پدر او در دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی به عنوان «صادرکننده نمونه» تقدیر شده بود.

    صدر بر مبنای تقاضای پناهجویی اش در سال ۲۰۰۴ «گرین کارت» آمریکا را دریافت کرد. تقاضای پناهجویی اش در سال ۲۰۱۰ به دلیل ادعاهای خلاف واقع رد شد. سال ۲۰۱۲ گرین کارت جدیدی برای او صادر شد. صدر در فاصله سال های ۲۰۱۰ و ۲۰۱۵ چند بار به ایران رفته بود، ولی وکلای او مدعی بودند این سفرهای کوتاه ربطی به ترس او از تحت پیگرد قرار گرفتن از سوی حکومت نداشته است.

    صدر دست کم از سال ۲۰۰۸ شهروند «سنت کیتز و نویس» بوده است. شهروندی در آن جزیره با سرمایه گذاری حدود ۱۵۰ تا ۴۰۰ هزار دلار قابل دستیابی است. در اسناد ۱۰ شرکت ثبت شده توسط صدر او تابعه «سنت کیتز» معرفی شده است. یکی از موارد ثبت شده «بانک پیلاتوس»، نهادی مایه رسوایی در کشور مالت، است.

    بانک پیلاتوس از سال ۲۰۱۳ به پولشویی و ظاهرا کمک به سرمایه گذاری پنهانی خانواده حاکم در جمهوری آذربایجان متهم شده است.

    صدر رئیس و مالک این بانک است. او در اسناد بانک شهروند «سنت کیتز و نویس» معرفی شده در حالی که محل سکونت او ایالات متحده، امارات متحده عربی و بریتانیا عنوان شده است.

    دادستان ها می گویند که صدر هنگام بازداشت دست کم دو گذرنامه معتبر «سنت کیتز» با دو تاریخ تولد متفاوت داشته است. در یکی تاریخ تولد او ۱۹۸۰ و در دیگری ۱۹۷۱ عنوان شده است.

    صدر تنها ایرانی نیست که شهروندی اش چنین پر ابهام است. تمام دیگر ایرانی هایی که با کسب و کار او در ارتباط هستند، از جمله خواهرش، از دیگر شهروندی خود استفاده کرده اند. حتی نشانی آن ها در ایران نیست. آن ها فقط در اسم ایرانی اند.

     
  16. جویندگان آفتاب – فیلمی به انگیزه سالگرد فاجعه ملی

    هم مرگ، بر جهانِ شما نیز بگذرد
    هم رونقِ زمانِ شما نیز بگذرد…
    ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز
    این تیزیِ سنانِ شما نیز بگذرد…
    در مملکت، چو غرشِ شیران، گذشت و رفت
    این عوعو سگانِ شما نیز بگذرد…
    بر تیرِ جورتان ز تحمل، سپر کنیم
    تا سختیِ کمانِ شما نیز بگذرد….
    سیفِ فرقانی

    سی سال از فاجعه ی ملی ایران میگذرد. تراژدی‌ ای که در دوماهه پایانِ تابستانِ ۱۳۶۷ رخ نمود و در گیر و دارش بیش از پنج هزار آزادیخواه به جوخه ی مرگ سپرده شدند. سال ها باید بگذرد، تا زمان که چرخِ ارابه تاریخ است، آمار واپسین‌اش را از این جنایت هولناکِ تاریخی بر زبان آورد. ضرب المثلِ کهنِ لاتین میگوید: به خورشید، نمیتوان دروغ گفت.
    این بزرگ ترین کشتارِ زندانیانِ سیاسی در تاریخِ ایران و جهان، چنان که در اعلامیه حزبِ توده ی ایران(نامه مردم، ش ۲۱۸، ۱۱ مرداد ۱۳۶۷) آمده بود، بازتابِ شکستِ جمهوریِ اسلامی از عراق، و رواسازیِ جنایت هایش در نابودی و آوارگیِ میلیون ها پیکارجو و جنگ زده و ویرانیِ ده ها شهر و روستای کشور بود که با “ترورِ آشکارِ زندانیانِ سیاسی” به بار می نشست. زندانیانی از همه ی حزب ها، سازمان ها و گروه های چپِ ایران که به گفته ریشهری، گردانندهِ وقتِ ساواکِ اسلامی، بیش از ده هزار تنشان از رهبران، کادرها و اعضا و هوادارانِ حزبِ توده ایران بودند.
    همسرِ رفیق امیرِ نیک آیین در ترسیمِ سپهرِ مه آگینِ آن روزها- با اشاره به هزاران قربانیِ این رویکردِ شوم- گفته بود:” هرگاه به آفتاب می نگرم، به ماه نگاه می کنم، به زندگی‌ ای که در گذر است چشم می دوزم، همه چیز را به رنگِ خون می بینم… آنان، جویندگانِ آفتاب بودند و می خواستند خورشید را به زمین بکشند، می خواستند تاریکی را از پهنایِ ایران، برانند.” (دنیا، تابستانِ ۱۳۷۲، ص