سر تیتر خبرها
درخواست محمد نوری زاد از قرآن پژوهان + (فایل صوتی نامه سی و نهم محمد نوری زاد به رهبر)

درخواست محمد نوری زاد از قرآن پژوهان + (فایل صوتی نامه سی و نهم محمد نوری زاد به رهبر)

درود گرامیان،
یکی از دوستان و اندیشمندان و متفکرانِ قرآنی، رو به دوربین نشسته و چند شبهه و ایراد و مشکل قرآنی را مطرح کرده که من – محمد نوری زاد – در پاسخ بدانها درمانده ام. از تمامیِ دستگاههای قرآنی، از آیت الله ها، از طلبه ها، از پژوهشگرانی که سالها در قرآن تدبّر و غور و غوطه داشته اند، خواهشمندم در پس راندنِ این مشکل، مرا یاری کنند. بنای من در نشر این شبهه ها، مثل صدا و سیما نیست که چهل سال یکجانبه به قضاوت نشسته باشد و یکجانبه طومار حریفان را درهم پیچیده و از آزمون تک نفره، پیروز بدر آمده باشد. یا چون منبریان، صدها سال یکجانبه سخن گفته باشند و مفری برای مخالفان و پرسشگران قائل نشده باشند. من می خواهم این شبهه های قرآنی را با پاسخی که قرآن پژوهان برای من می فرستند، با هم و در کنار هم منتشر کنم. این، منصفانه ترین راه برای هر سخن است. که مخالف و موافق، هموزن و هم تراز، در حوالی یک موضوع مشخص سخن بگویند و داوری را به مخاطب وانهند.

چه ایرادی دارد یکی از قرآنکاوان، محکم و بی اعوجاج روبروی دوربین بنشیند و از یک محکم و معجزه ی حتمی و آشکار و ریشه دار و آسمانی و بی خلل همچون قرآن دفاع کند؟ دفاع رخ به رخ تصویری از قرآن و انتشار رسانه ایِ آن، می تواند برای این قرآنکاوان، اعتباری درخشان پدید آورد. ممکن است یکی بگوید ما به این اعتبار درخشان نیاز نداریم چرا که داریمش. که می گویم: بله، در خیال می شود اعتبار را تا برج بلند تخیل بالا برد، اما انباشت شبهه ها و ایرادها و بی اعتنایی بدانها و احاله به کتاب های هزار باره، آن درخواست بسیار معقول و منصفانه را برزمین و معطل می گذارد و همان بنای بلند خیالی را نیز فرو می اندازد. من مگر چه می خواهم؟ خواسته ام: یکی از میان خیل آیت الله ها و قرآن پژوهان پیدا شود و به چند شبهه ی قرآنیِ یک دوست پاسخ بگوید. یک نفر آیا پیدا می شود در این میان؟
یک نفر؟
یک نفر؟
یک نفر؟

نیز این بگویم: در سخن تصویری، راه گریز و تأویل و اما و اگر بسته است. چرا؟ چون سخنی با همه ی فراز و فرودش در یک بسته بندیِ تصویری گفته شده و راه گریزی برای سخنور باقی نمی گذارد. اما نوشته و کلمه، ناگهان به دره ای از تأویل سر می کوبد و از هزارتوی ناگفته هایی که در میان سطرها گم و پنهان است خبر می آورد. خلاصه این که در سخنِ تصویری، راه گریز بسته است و در نوشته ها: باز و فراخ. پس مرا به کتاب ها و نوشته ها و به جاهایی که پاسخی از آنها دریافت می نشود حوالت ندهید که این شبهه های قرآنی، با اعتنا به همه ی این کتابها و نوشته ها برآمده است. چشم براه یک دلاور قرآنی هستم که هم قرآن را کاویده باشد و هم از این که روبروی دوربین بنشیند و از قرآن خدا دفاع کند مهراسد. مرا از آمادگیِ خود با خبر می فرمایید؟ شاید یکی بگوید: ای نوری زاد، در این اوضاعی که پراید شده چهل و پنج میلیون، این چه فراخوانی ست که می دهی و ذهن مردم را به ناکجا می بری؟ که می گویم: شبهه هایی که این دوست ما مطرح کرده، بر صندلی همین پراید چهل و پنج میلیونی نشسته است.

با احترام و ادب
محمد نوری زاد
یازدهم شهریور نود و هفت – تهران

نامه ی سی و نهم محمد نوری زاد به رهبر (با صدای نوری زاد)

Share This Post

درباره محمد نوری زاد

223 نظر

  1. دکتر ر. میرنور از استرالیا

    اقای نوریزاد سلام

    لطفا حرف دل نسل جدید را به گوش اقایون بالانشین برسونید:
    حرف های تتلو توهین نبوده حرف دل صد ها هزار و بلکه میلیون ها ایرانی بوده و هست.
    مگر نمیبینید که اکانت تتلو چهار میلیون فالوير داره و نوشته های اخرش را ده ها هزار نفر لایک کرده اند؟
    امام حسین برای شما ها اسطوره و قهرمانه. برای ما نسل جدید در بهترین حالت یه داستان غیرواقعی و تاریخی است.

    چشم هاتون را باز کنید و واقعیت جامعه ایران را ببینید.

    ما از خرافات و مزخرفات شیعی اسلامی فرقه ای شما ها خسته شدیم.
    میخواهیم عین ادم زندگی کنیم.
    مثل جوان ها در بقیه کشورهای دنیا
    مثل المان
    مثل انگلیس
    مثل استرالیا

     
  2. شغل شما؟!عمامه پیچ!

    گزارشی منتشر شده از عجیب‌ترین شغل‌‌های که در ایران باب شده‌اند!
    یکی از این شغلها پیچیدن عمامه به زیباترین شکل است مبلغ بستن عمامه از ۴۵ تومان شروع می‌شود و نسبت به مدلی که انتخاب کنید قیمت این کار تا ۸۰ تومان هم اضافه می‌شود. /فرهیختگان #اجتماعی
    @Khabar_F…

    حالا بگو جنگنده کوثر دروغه!!..این تکنولوژی بر امام امت مبارک!!

     
  3. به نقل از کیهان: یک عضو کارگزاران که به سازمان منافقین و بهائیت آلوده است، از روحانی خواست در پاسخ نمایندگان مجلس بگوید حل بسیاری از مسائل از حیطه اختیارات او خارج است. فائزه هاشمی به سایت جماران گفته است…………….

    مش قاسم: اول، کلیه ایرانیان حق کامل و مساوی شهروندی رو در این مملکت دارن. از نظر من شیعه سنی بهایی یهودی …. همه حقوقی مساوی دارند. دوما، مجاهدین اگر دست از اعمال تروریستیشون برداران میتوانند به بقیه جامعه ایرانی بپیوندند.

    اینکه که چوب خدا صدا نداره به این میگن. اونی که اگه بهش رایی میدادی رای به پیغمبر بود حالا اینچنین با …(سه نقطه از مش قاسم)ش رفتار میشه. اونی که از تریبون اون طویله هرانچه که ناروا و ناحق بود به ایرانیان وطنپرست حواله میداد روزگار بازماندگانش به اینجا رسیده. اونی که این مملکت رو ملک شخصی خودش حساب میکرد اینگونه با بازماندگانش رفتار میشه. هر ظلمی که به هرکی کرد اینا دارن تاوانش رو پس میدن. سردار چاپندگی، چه بی آبرو شدهئی.

     
  4. این اسلامیچی ها رو با هزارها لیتر آب زمزم هم بشورید پاک نمیشن. به عنوان نمونه جواب بشیرتاش رو به حمایت همین حاجی علی جانی از انتخابات در این مملکت ورشکسته به دست همپلکیهای همین نادان:

    سعید بشیرتاش، نویسنده و فعال سیاسی ملی‌گرا به اظهارات و عملکرد متناقض رضا علی جانی، از فعالان جریان موسوم به ملی-مذهبی درباره اعدام‌های سال ۶۷ واکنش نشان داد.

    در برنامه روبه‌رو از تلویزیون منوتو، وقتی علی جانی درباره اعدام دسته‌جمعی زندانیان سیاسی و عقیدتی در سال ۶۷ صحبت کرد، بشیرتاش با یادآوری حمایت او از رای دادن به فهرست اصلاح‌طلبان در انتخابات اخیر مجلس خبرگان رهبری که شامل عوامل اصلی آن قتل‌عام بود، علیجانی را به تناقض متهم کرد.

    بشیرتاش خطاب به علی جانی گفت: «نمی‌توان هولوکاست را محکوم کرد اما از مردم دعوت کرد تا به آیشمن رای دهند.»

     
  5. نبود پوشک!
    وفور موشک!
    سقوط جمهوری اسلامی، به همین زودی، بی شک!

     
  6. درود
    ملت ایران جنگ نمی خواهند و روحانی باید جواب بدهد که چرا در مزاکرات با ترکیه و روس طالب جنگ بوده است.
    ملت ایران حاظر به شرکت در هیچ جنگ نیابتی نیست .طالبان جنگ های نیابتی تروریستهای حاکمند.

     
    • بی سواد! ملت ایران کیلویی چنده؟ اصل روس ها هستند که پیاده نظام مفت و مجانی میخوان تا بتونند بشار و نگهدارند که از پایگاه‌های دریایی و ساخت و سازه خرابی هایی که توسط جنگده های روسی ایجاد شده حمایت کنند. اسد که پول نداره . ملت ایرانند که باید هزینه ی خراب کردن و درست کردن سوریه رو بدهند

       
      • با سواد!مدتهاست که روسها به پیاده نظام ایران احتیاجی ندارد. سپاه تروریست در سوریه ول معطل است. سپاه تروریست فقط بهانه ای برای وجود روسها در سوریه است.و سرنوشتی چون داعش در انتظارش است .

         
  7. اخبار:
    ۱- شب قبل از حضور روحانی در مجلس شورای اسلامی پیامی بین رهبری و رئیس‌جمهوری ردوبدل شده است که بنا بر توصیه‌های رهبری، حسن روحانی از تصمیم خود مبنی بر بازگو کردن مگوها بازمی‌گردد.
    ۲- علی مطهری نماینده مجلس در بدو ورود روحانی به او گوشزد می‌کند که فراکسیون امید گفته‌اند اگر روحانی شفاف نبوده و مواضع تندی نگیرد با او همراهی نکرده و رأی نخواهند داد. روحانی در پاسخ با بی‌اعتنایی پاسخ می‌دهد که خب رأی ندهند.

    ترجمه:
    ۱- شب قبل این دومی به حسن/* گفت فردا شیکر زیادی نخوری والا افسارت رو میکشم.
    ۲- حسن/* به نا مطهری میگه من که میدونم اینجا چه طویله ای هست، همونی که به من گفت افسارت رو میکشم افسار اینا رو هم میکشه.

    /*: ک

     
  8. حاجی وززیر/* علوم: مشکل دانشجویان ستاره‌دار را تکمیل پرونده دانست.

    مش قاسم: اولا ای نادان شیاد، اصلا واسه چی برای دانشجویان پرونده تشکیل شده که مشکل تکمیل مکمیل داشته باشه. سالیان سال از این ماجرا میگذاره هنوز پرونده تکمیل نشده؟ حاجی، خ…(سه نقطه از مش قاسم) خودتی. دوما، این چه وزوزیر/*یه که میاد همچین جفنگی میگه؟ جواب: وزوزیر/* اسلامی در حکومت جهل و فساد اسلامی کره شمالی مزرعه حیوانات.

    /*: ک

     
  9. درود بر نوریزاد گرامی و یاران ارجمند

    جهت انبساط خاطر شما عزیزان نکته ای را که اکثریت شما نیز شاهد آن بودید بعرض میرسانم
    تقریباً ۱۵ ماه پیش در حول و حوش انتصابات یکی از دلایلی که طرفداران شرکت در رأی گیری اقامه میکردند این بود که میگفتند «اگر درانتخابات شرکت نکنیم و رئیسی رئیس جمهور شود یکی از بلاهایی که ممکن است سرمون بیاد این است که در کمتر زمانی دلار آمریکا ۶۰۰۰ تومان بشود»
    ۶۰۰۰ تومانم آرزوست

    پاینده ایران بزرگ
    رسول

     
  10. جناب سید مرتضی..انتقاد به برجام از سر ایراندوستی و نگرانی برای سرنوشت این آب و خاک است و نه غر زدن یک ناراضی. بد وخوب برجام متعلق به همه ما است و اگر بنده هم از مواهب آن بهره برده ام شما هم از مشکلات آن مانند سایرین آسیب دیده اید.
    بنده فکر میکنم ما بقدر کافی کسانی را داریم که برای هر عمل مسئولین نظام شیرینی پخش کنند و انرا عین نعمت الهی بدانند ولی از اندیشمندانی که نتایج را به چشم خود می بینند و از ابتدا هم بابت این خطرها و اوضاع امروز هشدار میدادند توقع میرود که همراه موج احساسات و منافع صنفی راه نیفتند. بنده انتظارم از شما این است که بعنوان یک روحانی اهل تحقیق بررسی کنید و انصاف بدهید که عرایض بنده درست است یانه؟ بنده قصد احتجاج ندارم ولی دوست دارم اطلاعاتم را با شما در میان بگذارم و انصاف نیست که متهم به ضدیت با وطنم بشوم.
    شما مطالبی که فرمودید در رابطه با قرار داد است ولی عرض کردم برجام قرارداد نیست که اگر بود اولا باید به تصویب مجلس میرسید و دیگر اینکه شورای نگهبان عدم مغایرت ان با قانون و شرع را اعلام میکرد و رئیس جمهور برای اجرا آنرا ابلاغ میکرد. براساس قوانین آمریکا هم چنین نیست و در انجا هم سنا نه مشورتی داشت و نه تصویبی. برچام یک توافق مشترک بین ایران و 5+1 و اتحادیه اروپا است. مجموعه ای از تعهدات ایران که برای راست آزمائی، بی سابقه ترین رژیم نظارتی هسته ای بنا به تشخیص آزانس اعمال میشود.
    در برجام ضمن اینکه قطار تعهدات ایران بروشنی بیان شده و ایران محدودیتها و حتی تحریمهائی مثل تحریم تسلیحاتی را رسما پذیرفته تاکید شده که با کوچکترین تخطی ایران تمام تحریمهای شورای امنیت قابل برگشت است. در این بیانیه چون قرارداد نیست مکانیسمی برای طرح دعاوی طرفین برای عدول از آن وجود ندارد چون تنها طرف متعهد ایران است.
    اینکه آمریکا با قلدری از آن خارج شده خوب قابل قبول ما نیست ولی شما می بینید که مسئولین ما هیچ کاری به غیر از فحش دادن هم نمی توانند ادجام دهند. بر اساس قوانین امریکا هم ترامپ از یک توافق رسمی خارج نشده و هیچ جوری پایش گیر نیست. با یک چنین توافق متزلزلی میشد انتظار همه چیز را داشت بخصوص که در رقابت های ریاست جمهوری تقریبا همه جمهوری خواهان خواستار خروج از آن بودند. در خلال مذاکرات برجام هم تعدادی از سناتورهای آمریکائی به آقای خامنه ای هشدار این وضع را داه بودند ولی ایشان خود را به نشیندن زد.تمام حرفهای ظریف و روحانی هم خلاف بود.
    مشکل این است که با برجام کشور را بدروغ امیدوار کردند که موضوع تحریمها حل شده در حالیکه چنین نبود و عملا هم چنین نشد.این بالا و پائین شدن موج بی اعتمادی وحشتناکی را موجب شده که باید دعا کرد آخر و عاقبتش خیر شود. برجام برای رفع تحریمها نبود بلکه برای این بود که اوباما به رهبر اطمینان دهد که با غنی سازی موافق است. این مطلب را صالحی به صراحت چندین بار اعلام کرده است.
    رهبری اگر همان موقع بطور صریح به مردم میگفت که ما در تله هسته ای افتاده ایم و الان باید برگردیم و لذا من با قطعنامه ای شورای امنیت و پیشهندادهای 5+1 انموقع که بسیار به این برجام برتری داشت موافقم همه مردم از فهم ایشان تشکر میکردند ولی بی صداقتی و مخفی کاری و حب نفس و لجبازی کودکانه حاکمیت را به ورطه ای کشید که یک ملت را هم با خود به قعر جهنم برده اند.

     
    • یاران گرامی..من تشکیکی در ایرانیت شما ندارم،بحثم این است که مسائل را واقع بینانه بررسی کنیم و با اطلاعات ناقص یا نادرست تحلیل نادرست نکنیم،من فقط گفتم امضاء کردن یک توافق نزد عقلاء یعنی تعهّد و چطور می شود ایندو مقوله را از هم تفکیک کرد؟!
      من هم جدلی با شما ندارم فقط اشاره می کنم به همین اطلاعات نادرستی که پیش روی ناظران این سایت گذاشتید:شما گفتید برجام بتصویب مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان قانون اساسی نرسید! خیلی عجیب است از شما با این صبغه تحلیل گری و انتقادی که از خود نشان می دهید اینطور در فضای عمومی اطلاعات نادرست بخورد دیگران دهید،البته من اینرا حمل بر سهو یا فراموشی می کنم نه تعمّد در بغلط انداختن دیگران،برخلاف فرمایش شما برجام بعنوان یک توافق=قرار داد=تعهد ابتدا در شورای عالی امنیت ملی و نهاد دولت بتصویب رسیده و در عین حال بتصویب مجلس شورای اسلامی و پس از آن بتایید شورای نگهبان رسید:

      جزئیات طرح برجام در مجلس تصویب شد / تنها 59 نماینده مخالفت کردند
      طرح «اقدام متناسب متقابل دولت جمهوری اسلامی ایران در اجرای برجام» توسط مجلس به تصویب رسید….

      http://www.entekhab.ir/fa/news/230028/
      —-
      برجام با 161 رای در مجلس تصویب شد/ فقط 59 نماینده مخالف بودند…

      https://www.khabaronline.ir/detail/467429/Politics/parliament

      مصوبه برجام مجلس در شورای نگهبان تائید شد

      یک روز پس از تصویب طرح اجرای برجام در مجلس، شورای نگهبان این مصوبه را خلاف شرع و قانون اساسی ندانست. این تائید به معنای موافقت رهبر جمهوری اسلامی، علی خامنه‌ای با این مصوبه است….

      https://www.dw.com/fa-ir/%D9%85%D8%B5%D9%88%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D9%85%D8%AC%D9%84%D8%B3-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%AF%D9%87%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%A7%D8%A6%DB%8C%D8%AF-%D8%B4%D8%AF/a-18783571
      —-
      مصوبه اقدام متناسب و متقابل دولت جمهوری اسلامی ایران در اجرای برجام در شورای نگهبان تأیید شد.
      سخنگوي شوراي نگهبان در مصاحبة با خبرگزاري صدا و سيما گفت: بررسي اين مصوبه مجلس شوراي اسلامي در جلسه بعدازظهر شوراي نگهبان به اتمام رسيد و اكثريت اعضا آن را مغاير با قانون اساسي و شرع نشناختند….

      http://www.beytoote.com/news/politics-social/ghnews21397.html
      —-
      در مورد عدم تصویب آن در کنگره و سنای امریکا نیز باز اینطور که شما گفتید نیست،اگر یادتان باشد ترکیب کنگره از جمهوری خواهان و دموکرات ها در آن زمان نزدیک بهم بود و البته اکثریت در سنا با دموکرات ها بود،من عباراتی را از رسانه های داخلی در این زمینه نقل می کنم،برجام البته در امریکا یک توافق=قرار داد اجرایی تلقی می شود که کنگره و سنا می توانستند آنرا رد کنند هرچند حق اختیار وتو برای اوباما وجود داشت،با اینحال علیرغم فراز و فرودهایی که وجود داشت عاقبت این توافق در کنگره بتصویب رسید و در سنا نیز حد نصاب رد آن بوجود نیامد تا نیازی به وتوی اوباما باشد،بنابر این همینطور گتره ای نفرمایید این یک توافق بود بین دولت وقت امریکا و کاری به مجالس امریکا نداشت،شما کافیست سیر توافق برجام را در ویکی پدیا مطالعه کنید که روند تصویب آن در امریکا چطور بود،به این عبارت ها توجه کنید:
      ” برجام در قالب یک ” معاهده” در ایالات متحده آمریکا به تصویب کنگره نرسیده است. در ساختار سیاسی و تقنینی آمریکا، معاهدات بین‌المللی را سنا و عهدنامه‌های مالی را مجلس نمایندگان تصویب می‌کنند. فراتر از آن، بر اساس بند ۲ ماده ۲ اصل دوم قانون اساسی فدرال، رئیس جمهور با مشورت سنا، و کسب دو سوم از آرای موافق نمایندگان حاضر، اختیار لازم برای انعقاد معاهدات را خواهد داشت. با این حال، در قبال معاهدات نظامی و امنیتی، دستان رئیس جمهور بازتر است و در این خصوص نیازی به تصویب کنگره نیست..”
      “..در جریان تصویب برجام در ایالات متحده ، شاهد نقش آفرینی خاص سنای آمریکا بودیم. در نهایت شاهد بودیم که با حمایت ۴۲ سناتور دموکرات از برجام و مخالفت ۵۶ سناتور دیگر با آن، توافق هسته ای از سد کنگره گذشت . این در حالی بود که اوباما حتی با حمایت ۳۴ سناتور نیز می توانست از اختیارات ویژه خود برای وتوی مصوبه سنا ( در خصوص برجام ) استفاده کند.با توجه به عبور برجام از سد سنا، دیگر نیازی به بررسی آن در مجلس نمایندگان آمریکا نیز نبود….”
      https://donya-e-eqtesad.com/
      —-
      “برجام در کنگره ایالات متحدهٔ آمریکا
      طبق قوانین آمریکا، برجام نوعی از توافق اجرایی است ،برخلاف معاهده‌ها، که برای تأیید نیاز به رأی دو سوم سنا دارند، توافق‌های اجرایی معمولاً نیاز به هیچ گونه تأیید کنگره ندارند..”
      “..به هر روی بر اساس مفاد لایحهٔ بازبینی توافق هسته‌ای ایران ۲۰۱۵، که در ۲۲ مه ۲۰۱۵ با امضاء تبدیل به قانون شد، این توافق یک دورهٔ شصت روزهٔ بازبینی در کنگرهٔ آمریکا را طی کرد. طبق آن لایحه، به محض ارسال همهٔ مدارک به کاخ کنگره آمریکا، کنگره شصت روز وقت داشت که یک قطعنامهٔ تأیید تصویب کند، یک قطعنامهٔ عدم تأیید تصویب کند یا هیج کاری نکند…رئیس جمهور اوباما گفته بود که هر قطعنامهٔ عدم تأیید، که نیاز به رأی مخالف حداقل ۶۰ سناتور دارد، را وتو خواهد کرد. بدین ترتیب جمهوریخواهان تنها در صورتی که دو سوم هر دو مجلس کنگره را می‌توانستند با خود همراه کنند، می‌توانستند وتوی هر قطعنامهٔ عدم تأیید را بشکنند. این بدین معنا بود که ۳۴ رأی در سنا می‌توانست وتو را حفظ کرده و برجام را به مرحلهٔ عمل در بیاورد. همهٔ ۵۴ سناتور جمهوریخواه و ۴ سناتور دمکرات مخالفت، و ۴۲ سناتور دمکرات موافقت خود را با این طرح اعلام کردند…”
      “…. پس از آن، طرح رد برجام نیز با ۵۶ رأی موافق، ۴۲ رای مخالف، در مجلس سنای آمریکا رد شد و باراک اوباما، بدون استفاده از حق وتوی خود، اجازهٔ اجرایی کردن برنامه جامع اقدام مشترک را دریافت نمود..”
      https://fa.wikipedia.org/wiki/
      موفق باشید

       
  11. مرحوم القانیان ساختمان پلاسکو رو در کمتر از دو سال ساخت و حدود ۶۰ سال این ساختمان ایستاد. حاجی سعیدی بیکیا رئیس/* بنیاد بالا کشیدن اموال مردم روز بعد از آوار شدن اعلام کرد که دو ساله این ساختمون رو میسازه. نتونسته. چرا؟ این منقلابیون تخصصشون در بالا کشیدن و چپاول و نابود کردنه، نه ساز و ساخت و آباد کردن در ایران. در کانادا و امریکا و انگیلیس و استرالیا و ……خوب میتونن بسازن، البته با پول دزدی. بدون پول دزدی اونجا ها هم درمانده میشدن.

     
  12. سلام جناب نوری زاد؛
    من یک پرسش هزارتو دارم از شما:
    در این وانفسای بخور نمیر و بگیر و ببند، این چه وقتِ پرسش از قرآن پژوهان است؟ آیا این پرسش از قرآن پژوهان را نمیتوان به زمان دیگری موکول کرد؟ این پرسش اینقدر ضروری و “فورس ماژور” است که از نان شب مردم واجب تر است؟ آیا یک انسان عالم و محقق و یا جمع انسانها، در دین اسلام، مجاز هستند در مورد قرآن نظر بدهند و آیات و مضامین آن را به چالش بکشند؟ و با عقل ناقص خود تفسیر به رأی کنند؟!
    اگر شما مسلمانی و معتقد به قرآن و اینکه قرآن مجموعه ای از گفتار و دستورات خداوند است که توسط پیک بالدار یعنی جبرئیل در دفعات پیاپی به پیامبر برگزیده ی خدا یعنی محمد نازل شده، پس این اداهای روشنفکر مأبانه دیگر چیست؟
    مسلمانی که خود را بنده ی خدا میداند و از طرف دیگر میخواهد بر خدای خویش خروج کند و بر آفریدگارش ادعای فضل؟!
    این قرآن پژوهی تا کنون چه دری از درهای بهشت مجازی را بر روی ما باز کرده که زین پس باز کند؟
    اگر قرآن را قبول دارید و آن را از جانب خداوند میدانید، پس حق ندارید آیات خداوند را به پرسش و چالش بکشید؟
    آیا با توجه به اینکه مسلمانید، انتظار دارید آیات خداوند را یک انسان بیاید تفسیر کند و توضیح دهد و شما را روشن کند؟
    آیا نباید این پرسش ها و کشفیات خودتان و دیگران را مثلاً از امام غایب یعنی مهدی موعود بپرسید، او که روایت است واقف به جمیع علوم از ازل تا ابد است و به دریای بیکران علم احاطه دارد و پاسخ هر پرسشی را میداند!؟
    الان که خداوندِ قرآن هیچ ارتباطی با مسلمانان ندارد و ارتباط مسلمانان با خداوند بسان جاده ای یکطرفه است، ( نماز و سجده و دعا و نذر و نیاز و عجز و لابه و خاک بر سر ریختن و …و دریغ از یک پاسخ )
    آیا از نظر شما در دین اسلام، یک انسان میتواند و یا به درجه ای از علم رسیده که بجای خداوند، پاسخ ابهامات قرآنی شما را بدهد؟ آقا جان! الان انسانها عاجزند از درک نوشته های یک انسان دیگر… حالا شما میخواهی …!؟
    حکایت این پرسشها و نامه نگاریهای شما به خدا و و پیامبر و امام و … همچنان باقی ست و دریغ از یک پاسخ!
    چرا؟… چون هیچ یک حاضر نیستند و همه غایب اند و یقین بدانید که جز خودشان کسی را یارای پاسخ صحیح دادن نیست.
    من بارها به شما توصیه کردم که دست از این کارها که به نظر من نوعی خود شیرینی ست بردارید، ولی کو گوش شنوا؟!
    آقا بالأخره مشخص کنید که شما چه از جان خداوند، قرآن، محمد، علی و ولی و… میخواهید؟
    حالا فرض بگیریم پاسخ های قرآن پژوهان شما را قانع کرد. آیا پس از آن شما دوباره شهادتین بر زبان جاری میکنید و مسلمانی خود را آپدیت میکنید؟ ( یعنی… به روز رسانی میکنید )
    من ماندم که شما بجای مطرح کردن مسائل و مشکلات روز جامعه ی امروز ایران، که بسیار زیاد و دارای ابعاد بیشماری ست، و دادن نظرات کارشناسانه و در حیطه ی تخصص خود، چرا باید همیشه بر خلاف جریان آب شنا کنید؟!
    آیا این به نوعی اشتیاق شما را در مطرح شدن نشان نمیدهد؟ و اینکه همیشه میخواهید حساب شما از دیگران به گونه ای جدا باشد؟ و اینکه به دیگران بفهمانید و زورچپان کنید که شبیه آن دیگران نیستید!
    بازهم میپرسم که: آیا الان مشکل من ایرانی، اینست که از سر شکم سیری و با ژستی لم داده بر پشتی، بیایم و بگردم ببینم توی کتاب قرآن چی میتونم پیدا کنم که هنوز هیچیک از مفسران قرآن با عقل ناقصشون آن را تفسیر نکرده اند؟!
    خب، حالا که چی؟!
    خب، بعدش چه؟!
    میخواهی خدای مسلمانان را، قرآن را، و تمام گذشته تا به حال اسلام را به چالش بکشی …خب، آخرش چی؟!
    راستی اول بگو که: اولش چی؟ یعنی انگیزه ات از این کار چیست؟
    و بعد بگو که : آخرش چی؟
    جناب نوری زاد؛
    این رسالت را که بر دوش شما گذاشته؟ نکند خود را پیامبری جدید میدانی و در صدد زورچپان کردن باورها و اعتقادات شخصی خود به دیگران هستی؟
    از نظر من، راحت ترین، آسوده ترین و بهترین کار اینه که دین و اعتقاد خودت را شخصی نگه داری.
    “هر کس، بسته به میزان درک و شعورش در این هستی، یک شناخت منحصر بفرد از خداوندِ خودش داره”
    آیا بهتر نیست به دین و آیین کسی کاری نداشته باشیم و نخواهیم هر آنچه خود باور داریم را به دیگران به زور بقبولانیم؟

    متأسفانه بیشتر محتوای سخنان صاحب خانه و مهمانان در این سایت، حول محور دین و اعتقادات میچرخه؛ دین و اعتقاداتی که قرار شد عادت کنیم که شخصی باشه و برای خودِ خودمون نگهداریم.
    قرار بود معیار سنجش ما انسانیت و عقل و منطق باشه که زبانی بین المللی و قابل فهم در تمام جهان است.

    حالا هی برو بدنبال کشف ابهامات و ناشناخته های قرآن و اسلام و چی و چه و که …آخرش چه؟
    قرار است چه دری به روی ما باز شود و چه مشکلی حل شود؟ قرار است مسلمانی مسلمانان را آپدیت کنی؟
    انگیزه … هدف؟

    با احترام

    ————-

    درود آنارشیست گرامی
    من با قرآن مسلمانان مالزی و دوبی و سنگاپور و فرانسه و آمریکا کاری ندارم. آنان بی اعتنا به آیه های کافر مرتد زندیق منافق قرآن، با کافران و مرتدان و زندیقان و منافقان به همزیستی رسیده اند. من با قرآنی کار دارم که شیخ مصطفی پورمحمدی و خمینی و خلخالی و سیدمرتضای خودمان، با استناد به آن،سخن از حکم خدا می گویند و هزاران انسان را که می توانستند زندگی کنند، به زیر خاک برده اند و بقول شیخ مصطفی پورمحمدی، نشده که از انبوه این کشتارها، یک شب راحت نخوابیده باشند.
    با احترام

    .

     
  13. مهدی از تهران

    عرض ادب و احترام
    شرکت سهامی عام و شرکت سهامی خاص
    1- شرکت سهامی عام : نحوه اداره کشورهای پیشرفته مانند امریکا و غرب و ژاپن و کره جنوبی و امثالهم، مانند یک شرکت سهامی عام مدیریت میگردد که 49% سهم افراد پولدار و 51% سهم مردم است. اینست که مردم این کشورها در مجامع عمومی (رای گیریها) با داشتن سهم 51% سهم مدیریتی بالاتری را در اداره مملکتشان دارند و سهامداران 49% بلاجبار مردم را در اداره کشور تحت عنوان دموکراسی و لیبرالی و سکولاری و امثالهم شریک میکنند. این نوع کشورها با این شرائط مملکتداری منافع شرکتشان ( مملکتشان) را به همه چیز دیگر ترجیح داده و فرهنگ خود را با ان تطبیق میدهند، لذا مدام اساس نامه ( قانون اساسی) خود را مطابق منافع مملکتشان به روز می نمایند . البته سهامداران خصوصی 49% با روشهای مختلف بازی با فرهنگ سهامداران 51% از خوراندن باورهای دینی ومذهبی در حد شخصی و سولاشیسم و درست کردن مفت خورهائی تحت عنوان پادشاه و ملکه گرفته تا ساختن دو سه تا حزب دایم الرغیب کنترل اوضاع را در دست دارند.
    2 – شرکت سهامی خاص : اینجانب در این نوشته فقط در خصوص شرکت سهامی خاصی به نام ایران کار دارم و به سایر کشورهای مشابه کاری ندارم.
    ایرانی که بعضی ها معتقد هستند بالای 7000 سال قدمت دارند و عده ای دیگر به 2500 سال و در 4 ده اخیر هم عدهای پیدا شدن که می گویند قدمت ایران 1400 سال است ، فرق نمیکند هر کدام از قدمتها را بنگریم همیشه بصورت سهامی خاص اداره شده است. سهامداران شرکت سهامی خاص ایران در تمامی ادوار (فرض را بر 7000 سال بگذاریم تا همه را پوشش دهد) بدین ترتیب بوده که یک فرد 99% سهام را داشته و 1% باقی مال زن و بچه اش و انهم بدین ترتیب که از برای همان 1% هم از زن و بچه اش وکالت تام گرفته که انها تا سهامدار 99% زنده است هیچ حق دخل و تصرف در قبال همان 1% هم ندارند. و اما مردم، مردم هم در ادوار مختلف و با پیشرفت بشریت روزی رایت بودند روزی مردم من و روزی امت شده اند یعنی بفرمایید کارمندان اجیر و اسیر شده سهام دار 99% که فقط باید سر بیاندازند پایین و برای سهامدار 99% کارکنند و صدایشان در نیاید.
    اما صاحبان اصلی شرکت سهامی خاص (که روزی امپراطوری پرشیا نام داشت و مدتی است ایران نام گرفته) در ادوار مختلف با حیله اشا عه فرهنگ جهل و خرافات دینی و مذهبی ( مانند زرتشتی گری و اسلام گری ) و باد کردن بنویسید مردم بخوانید کارمندان و مستخدمین خود را توسط داشتن ادمهائی چون اقایان محمد ( فرزند عبدالله) و کوروش و سعدی وزرتشت و حافظ و فردوسی و فلان و فلان ،انهارا چنان مطیع خود کرده اند که بعد از گذشت قرنها امروزه در قرن 21 هم ایران مانند یک شرکت سهامی خاص می ماند که 99% سهام آن متعلق به اقای علی خامنه ای است و 1% آن متعلق به زن و بچه اش و 80 میلیون مستخدم و نوکردست به سینه با نام دینی و مذهبی امت مدیریت میگردد.
    برای اینکه متوجه شویم سهامداران 99% ی به چه نحوی تعویض می گشته اند و یا می گردند ِ لازم نیست به خیلی عقب بر گردیم، فقط کافی است برای نمونه تاریخ 200 سال اخیر تا به امروز شرکت سهامی خاص ایران را کمی مطالعه کنیم.
    3- مطلب بسیار شگفت انگیزی که در شرکت سهامی خاص ایران وجود دارد این است که مستخدمین (مردم) این شرکت در تمامی دوران 7000 ساله خود با میل و رغبت کامل و گرفتن گوی و سبقت از یکدیگر برای نوکری تمام و کمال سهمدار 99% ی زمان خود اماده بوده اند و هنوز هم هستند.
    4- اینجانب سالهاست ( شروع آن از بعد از سال 1388 بود) در پارهای از وقتها در سایت جناب محمد نوری زاد نوشته ا ی می گذارم، در تمامی نوشته ها یم، این بوده که مستمع صاحب سخن را بر سر شوق آورد.
    به همین 40 سال اخیر بنگریم، اقای روح الله مصطفوی (معروف شده به خمینی) و امروز آقای علی خامنه ای 99 درصدی و عناصر و جیره خواران 1 درصدی مقصر وضعیت فلاکت بار امروز ایران نیستند ، این اکثر ما ایرانیها هستیم که علاقه مند هستیم ایران یک شرکت سهامی خاص به مالکیت 99% ی فردی بنام آقای علی خامنه ای باشد و ما کارمندان و مستخدمین و نوکران و ابدار چیها و مستراح پاک کنهای این شرکت باشیم. معتقدم این علاقه به امت و راعیا بودن اکثریت ما ساکنان کارمندان دون پایه شرکت سهامی خاص ایران با وضع فرهنگی که داریم نسلهای بسیاری دیگر باید بیایند و بروند تا شاید روزی شرکت سهامی خاص ایران تبدیل به سرزمین ایران بگردد و بشود یک شرکت سهامی عام متعلق به همه ایرانیان آن زمان
    به امید روزی که فرهنگ جهل و خرافات دینی و مذهبی که جزو بدترین و خطرناکترین ویروسها و میکربیها برای به نابودی کشیدن بشریت و انسانیت است از مغز تک تک ما ایرانیها رخت بر فکند و جای خود را به فرهنگ عقل و خرد بدهد
    مهدی از تهران

     
    • درود
      مهدی گرامی ، توضیحات تشبیهی شما جالب بودندولی در علم سیاست وعلم تاریخ ،تعاریف به این سادگی نیستند. می شود همه حکومتهارا در یک گونی کرد و همه را زد. اما نمی توان گفت که این گونی آنچه درونش است را یکی کرده است.
      رسم برده داری و پادشاهی و رسوم عبادتی و..همه در زمانهای خاص، معنایی خاص خود دارند.
      همانطور که فرمودید، خرد و عقل و آگاهی همگانی برای ایجاد تغییر لازم است. آنچه ایران را ایرانی قوی و کشوری یکپارچه کرد تنها زور و قدرت نبود، بلکه خرد بسیار لازم بود که ایران بصورت کشوری قوی و یکپارچه قرنها بماند .
      از حمله اعراب مسلمان به بعد، به دلیل کشتن اندیشمندان و خردمندان پارسی، ایران قدرت خود را از دست داد تا اکنون که ما همچنان که شاهدیم با کشتن فرزندان ایران ادامه دارد.

       
  14. سید مرتضی، اگر خدایی وجود داشته باشد، باید آنقدر‌ها وجود داشته باشد که ننگ و نکبت آوردن و بردن در پستوی خلوت یک بدوی، حتی کمترین و جزیترین شغل و کار و توصیه او نباشد. حالا در آن “بهم بافته” یکی‌ از کارهای مهم آن خدای مخلوق آن آدم، این شده که هی‌ برای تمناهای سیری ناپذیر آن آدم، همین آوردن و بردن در پستوی وی باشد.

     
  15. اونایی که این ملت رو چاپیدن و میچاپن رضا شاه و محمدرضا شاه و خیامی ها و القانیان ها و …….. نبودن، همین اسلامیچی ها و دولت دزدان حکومت اسلامی بودن و هستن. مقاله زیر رو بخونین.

    فرانسه ۲۴: دو تابعیتی‌هایی که هویت ایرانی‌شان را پنهان می‌کنند
    گزارشی از دنیس حسن زاده آژیری در وبسایت شبکه تلویزیونی «فرانسه ۲۴»

    صدای آمریکا – در حالی که واشنگتن حلقه تحریم‌های آمریکا بر ایران را تنگ‌تر می کند، ایرانی‌ها به شکل فزاینده ای شهروندی دیگر کشورها را کسب کرده و هر گونه رابطه با کشور مادری‌شان که ممکن است ناقض تدابیر محدود کننده آمریکا باشد را محو می کنند.

    علی صدر هاشمی نژاد، ۳۸ ساله، ۱۹ مارس در فرودگاه دالس در حومه واشنگتن دستگیر شد. بر اساس اسناد دادگاه او و مادرش برای گذراندن نوروز با خانواده شان راهی لندن بودند. صدر، شهروند ایران و جزیره «سنت کیتز» در کارائیب، به شش مورد تقلب بانکی و گریز از تحریم‌های آمریکا علیه ایران متهم شده است.

    دادستان‌های فدرال می‌گویند، صدر، به طور مشخص، در طرحی برای انتقال ۱۱۵ میلیون دلار به ایران از طریق نظام مالی آمریکا تحت یک قرارداد ساختمانی در ونزوئلا دست داشت. او اعلام بی‌گناهی کرده است.

    پرونده او در دست واحد «تروریسم و قاچاق بین المللی مواد مخدر» در دادستانی فدرال منطقه جنوب نیویورک است که به رسیدگی به پرونده های مهم تروریسم معروف است.

    صدر با وثیقه ای ۳۸ میلیون دلاری آزاد است، تا دادگاه با حضور هیات منصفه در ماه مه ۲۰۱۹ برگزار شود.

    صدر فارغ التحصیل مهندسی از دانشگاه کورنل است. او دارای اجازه اقامت قانونی در آمریکا است و املاکی در ایالت مریلند، شهر واشنگتن و ساحل ملیبو در کالیفرنیا دارد.

    مطالب بیشتر در سایت صدای آمریکا

    او شرکت های متعددی در مالت، سوئیس، هنگ کنگ، قبرس، بریتانیا و ایالات متحده ثبت کرده است. در هیچ یک از این اسناد اشاره ای به پیشینه ایرانی صدر نشده است. با این وجود او از طریق پدرش، محمد صدر هاشمی نژاد، رابطه اش با بخش های بانکی و عمران در ایران را حفظ کرده است. پدر او موسس «بانک اقتصاد نوین»، نخستین بانک خصوصی ایران، بود و بعدتر به تاسیس و ریاست «گروه پیمانکاری استراتوس»، یکی از بزرگترین شرکت های عمرانی، پرداخت. «استراتوس» دست کم در چهار پروژه با «مهاب قدس» شرکت تحریم شده از سوی آمریکا همکاری کرده است. تحریم های آمریکا همکاری اتباع آمریکا با «مهاب قدس» را منع می کند.

    علی صدر هاشمی نژاد که مقیم آمریکا است می گوید هیچ رابطه ای با کسب و کار پدرش ندارد. اما دادستان ها کارت ویزیت او را به عنوان نایب رئیس «شرکت سرمایه گذاری سامانه استراتوس» به عنوان یکی از زیرمجموعه های استراتوس به دادگاه ارائه داده اند.

    استراتوس در کشورهای عراق، پاکستان، یمن و ونزوئلا فعال است.

    صدر در ماه مارس ۲۰۰۰ در ۲۳ سالگی برای پیوستن به مادر و دو خواهرش به آمریکا نقل مکان کرد. او تقاضای پناهندگی کرد و گفته بود جان او در بازگشت به ایران در خطر خواهد بود و خانواده اش با رژیم حاکم در ایران مشکلاتی داشته اند.

    با این وجود از پدر او در دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی به عنوان «صادرکننده نمونه» تقدیر شده بود.

    صدر بر مبنای تقاضای پناهجویی اش در سال ۲۰۰۴ «گرین کارت» آمریکا را دریافت کرد. تقاضای پناهجویی اش در سال ۲۰۱۰ به دلیل ادعاهای خلاف واقع رد شد. سال ۲۰۱۲ گرین کارت جدیدی برای او صادر شد. صدر در فاصله سال های ۲۰۱۰ و ۲۰۱۵ چند بار به ایران رفته بود، ولی وکلای او مدعی بودند این سفرهای کوتاه ربطی به ترس او از تحت پیگرد قرار گرفتن از سوی حکومت نداشته است.

    صدر دست کم از سال ۲۰۰۸ شهروند «سنت کیتز و نویس» بوده است. شهروندی در آن جزیره با سرمایه گذاری حدود ۱۵۰ تا ۴۰۰ هزار دلار قابل دستیابی است. در اسناد ۱۰ شرکت ثبت شده توسط صدر او تابعه «سنت کیتز» معرفی شده است. یکی از موارد ثبت شده «بانک پیلاتوس»، نهادی مایه رسوایی در کشور مالت، است.

    بانک پیلاتوس از سال ۲۰۱۳ به پولشویی و ظاهرا کمک به سرمایه گذاری پنهانی خانواده حاکم در جمهوری آذربایجان متهم شده است.

    صدر رئیس و مالک این بانک است. او در اسناد بانک شهروند «سنت کیتز و نویس» معرفی شده در حالی که محل سکونت او ایالات متحده، امارات متحده عربی و بریتانیا عنوان شده است.

    دادستان ها می گویند که صدر هنگام بازداشت دست کم دو گذرنامه معتبر «سنت کیتز» با دو تاریخ تولد متفاوت داشته است. در یکی تاریخ تولد او ۱۹۸۰ و در دیگری ۱۹۷۱ عنوان شده است.

    صدر تنها ایرانی نیست که شهروندی اش چنین پر ابهام است. تمام دیگر ایرانی هایی که با کسب و کار او در ارتباط هستند، از جمله خواهرش، از دیگر شهروندی خود استفاده کرده اند. حتی نشانی آن ها در ایران نیست. آن ها فقط در اسم ایرانی اند.

     
  16. جویندگان آفتاب – فیلمی به انگیزه سالگرد فاجعه ملی

    هم مرگ، بر جهانِ شما نیز بگذرد
    هم رونقِ زمانِ شما نیز بگذرد…
    ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز
    این تیزیِ سنانِ شما نیز بگذرد…
    در مملکت، چو غرشِ شیران، گذشت و رفت
    این عوعو سگانِ شما نیز بگذرد…
    بر تیرِ جورتان ز تحمل، سپر کنیم
    تا سختیِ کمانِ شما نیز بگذرد….
    سیفِ فرقانی

    سی سال از فاجعه ی ملی ایران میگذرد. تراژدی‌ ای که در دوماهه پایانِ تابستانِ ۱۳۶۷ رخ نمود و در گیر و دارش بیش از پنج هزار آزادیخواه به جوخه ی مرگ سپرده شدند. سال ها باید بگذرد، تا زمان که چرخِ ارابه تاریخ است، آمار واپسین‌اش را از این جنایت هولناکِ تاریخی بر زبان آورد. ضرب المثلِ کهنِ لاتین میگوید: به خورشید، نمیتوان دروغ گفت.
    این بزرگ ترین کشتارِ زندانیانِ سیاسی در تاریخِ ایران و جهان، چنان که در اعلامیه حزبِ توده ی ایران(نامه مردم، ش ۲۱۸، ۱۱ مرداد ۱۳۶۷) آمده بود، بازتابِ شکستِ جمهوریِ اسلامی از عراق، و رواسازیِ جنایت هایش در نابودی و آوارگیِ میلیون ها پیکارجو و جنگ زده و ویرانیِ ده ها شهر و روستای کشور بود که با “ترورِ آشکارِ زندانیانِ سیاسی” به بار می نشست. زندانیانی از همه ی حزب ها، سازمان ها و گروه های چپِ ایران که به گفته ریشهری، گردانندهِ وقتِ ساواکِ اسلامی، بیش از ده هزار تنشان از رهبران، کادرها و اعضا و هوادارانِ حزبِ توده ایران بودند.
    همسرِ رفیق امیرِ نیک آیین در ترسیمِ سپهرِ مه آگینِ آن روزها- با اشاره به هزاران قربانیِ این رویکردِ شوم- گفته بود:” هرگاه به آفتاب می نگرم، به ماه نگاه می کنم، به زندگی‌ ای که در گذر است چشم می دوزم، همه چیز را به رنگِ خون می بینم… آنان، جویندگانِ آفتاب بودند و می خواستند خورشید را به زمین بکشند، می خواستند تاریکی را از پهنایِ ایران، برانند.” (دنیا، تابستانِ ۱۳۷۲، ص ۱۷).
    اینک اما هزاران خونِ ریخته شده، سروهایِ سرفرازِ آزادگی و هُشیواری و رزمپویی را برکشیده و جوینگانِ نوینِ آفتاب، در ستیزی دلاورانه با تاریکی اند و می روند که خورشیدِ آزادی را از پشتِ مهِ سنگینِ خودکامگی به میانِ مردم آورند. به سخنِ حافظ:
    چون دورِ جهان، یکسره بر مَنهجِ عدل است
    خوش باش که ظالم نبرد راه به جایی.
    کارل مارکس گفته بود:” آنان که به گمانِ خود، تخمِ اژدها می افشانند، جز کِرم هایِ خاکی نمی دروند.”
    دژخیمانِ جمهوریِ اسلامی به گمانِ خود، با نابودیِ هزاران زندانیِ بی گناهِ سیاسی، سعی کردند کشور را برایِ غارتگری هایِ بیشترِ خود، به جزیره ثُبات و آرامش بدل کنند. این جنایت رژیم به سرویس های امنیتیِ آمریکا، انگلیس و اسراییل در هدف استراتژیک و همیشگی شان برای سرکوب چپ در ایران خدمت مهمی کرد ولی حکم تاریخ این است که ققنوسِ آزادی، از میانِ آن همه آتش و خاکستر و دود، سر بر آورده و می رود که “آسمان را سقف بشکافد و طرحی نو دراندازد.”
    باری شهیدانِ خلق برایِ همیشه زنده اند. به سخنِ شاعرانه ی احسانِ طبری:

    ” آیا در خاک خفتن، مُردن است؟”

    :Film

    https://www.youtube.com/watch?v=ioaYWzj7PKk&feature=youtu.be

    ……………………………..

    https://www.tudehpartyiran.org/2013-11-28-19-45-55/4065-2018-09-04-07-36-10

     
  17. به نقل از گویا نیوز
    مش قاسم: عشق میکم که اینروزا مو از ماست کشیده میشه. حاج ابوالفضل بعد ۴۰ سال تازه فهمیده که حکومت اسلامی ولایت فقیه از بیخ و بن ناکارامده. ولکن در لفافه هنوز دنبال حکومت اسلامیه با یه لعاب جدید.

    آنچه که ابوالفضل قدیانی می‌گوید شدنی نیست.
    سایت نقطه – ابوالفضل قدیانی در آخرین م‍‍‍‍طلبی که از ایشان در سایت کلمهمنتشر شد پیشنهاد کرده است که «برکناری خامنه‌ای خواست علنی خودمان شود». او در مقدمه یا شروع مطلب‌اش به نقد تند از خامنه‌ای و سیاست‌های او می‌پردازد و باور دارد که اگر «برجام دو» روی داده بود شرایط کشور بهتر از آلان می‌بود و دونالد ترامپ و تیم او دست‌شان اینقدر باز نبود. ولی بلافاصله ایشان، گویا از دست‌اش در رفته باشد، اقرار می‌کند که توسعه مدرن با استبداد دینی در تضاد هستند. بطور واضح نیز از سیاست‌های حسن روحانی رییس جمهور انتقاد می‌کند. قدیانی، حسن روحانی را هم جدا از بافت و دستگاه استبداد دینی نمی‌داند و تا آنجایی پیش می‌رود که او را «عمله- استبداد» می‌نامد. قدیانی در کنار این جمع بندی، کارکرد نظارت استصوابی و تبعات آنرا نیز آنچنان مخرب و مهلک می‌داند که امکان اصلاح درونی نظام را غیر ممکن می‌بیند.

    (او در نقد سیاست‌های دونالد ترامپ – که مخالفت با او در هر لباسی، امروز مد شده است – استراتژی‌های خامنه‌ای را مخالف توسعه اقتصاد از سوی بخش آزاد می‌داند و همین خواست را هدف اصلی تحریم‌ها نیز می‌نامد، که البته اینطور نیست زیرا هدف اصلی تحریم‌ها فلج کردن اقتصاد دولتی و سپاهی است.)

    راهکار آقای قدیانی به نظر آسان و شدنی می‌نماید که دارای چند مرحله است؛ نخست، «خواست علنی فعالین سیاسی، مدنی و فرهنگی بر برکناری آقای خامنه‌ای از قدرت باشد». دوم اینکه، این حرکت مدنی با قیام‌های ملی غیر قابل اجتنابی که در راه است پیوند بخورند – خواهند خورد. سوم اینکه از ظرفیت‌های قانون اساسی فعلی برای بسط خفقان سیاسی فعلی تا انجام رفراندوم برای تغییر قانون اساسی جدید استفاده گردد. و طبعا ایشان این شیوه را بهترین و کم هزینه ترین برای برونرفت کشور از بن بست فعلی می‌داند. اما، اشتباه آقای قدیانی دراین چینش محاسبات و احتمالات سیاسی آن است که ایشان شرایطی چون دوران گذار اتحاد جماهیر شوروی را به تصویر می‌کشد اما مثال از تونس و اندونزی می‌آورد، که اینها ابدا در قاب و قالب سیاسی کنارهم نمی‌نشیند.

    اما چرا این زبان خوش و خوب حالی خامنه‌ای و آیت الله‌ها و سپاه نمی‌شود و آب در هاونگ کوبیدن است؟ برای این بحث، باید به بازبینی چند واژه و ترکیب که این روزها از سوی اصلاح طلبان دیروز، طرفداران ٰگذار بدون خشونت و خونریزی، باور مندان به آرمان هایی که به انقلاب منجر شد و قشر مقتدر و مرفه جامعه تکرار می‌شود، پرداخت. این‌ها عبارت از «کم هزینه بودن تغییرات»، «تغییر قانون اساسی»، «آزادی انتخابات یا انتخابات آزاد»، «برگزاری رفراندوم»، «مماشات با زورگویی‌های سپاه پاسداران» و «مذاکره با آمریکا» هستند.

    وقتی ما سخن از «کم هزینه بودن» تغییرات می‌زنیم این هزینه را از سوی چه کسی و برای چه کسی حساب می‌کنیم؟ سیستمی که چهل سال است با گل چیدن دور آرمان‌های انقلاب سال ۵۷، هرجنایت و فساد و زشت کاری را بر خودش روا دانسته است و کمترین حقی را برای مخالفان خود روا نداشته است، ابدا با این خوش بینی‌ها نمی‌تواند، در طول چند ماه، این هزینه‌ی سنگین – خسارت و زیان – ایدئولوژیک و مالی و قدرتی را هضم نماید و بدون آنکه سخت جانی نماید. سخت جانی که آنرا برای مردم سوریه لازم می‌دانست.

    «تغییر ساختاری در قانون اساسی» در همان اول‌اش، از جمله با مخالفت کسانی که امروز در حصر هستند روبرو خواهد شد. خوش خیالی است که آنها، «احمدی نژاد ها» و بسیاری از طرفداران اسلامیست بودن حکومت بتوانند حتی «درک» کنند مردم کشور به چه قانون اساسی نیاز دارند. زیرا اینها هنوز هویت سیاسی خود، را همچون بعضی از خارج کشوری‌ها، چون «مهاجرانی و کدیور»‌ها گره خرده با انقلاب و اسلام رحمانی می‌دانند. این حقیقتی است که این‌ها نه می‌توانند درک کنند و نه می‌توانند ذره‌ای احترام به خواست‌های اکثر مردم ایران نشان دهند.

    انتخابات آزاد، رفراندوم و از این دست بدون نظارت شورای نگهبان و با اجرای آزادنه و منصفانه، و به خواست اکثریت مردم ایران، یک معنا و تنها یک معنا دارد؛ رژیم و نظام از مشروعیت می‌افتد. تنها آقای خامنه‌ای از مشروعیت نمی‌افتد.

    اینکه عده‌ای سخن از بُزک و بهاری می‌زنند که می‌توان با برادران سپاهی ایدئولوگ اشرافی شده، نشست و از منافع ملی مردم ایران و محرومان و جوانان گفت، اوج ناباوری را در این محاسبات می‌آفریند. گفتیم آنهاییکه لباس غیر نظامی به تن دارند و با قلم و میکروفون کارشان را انجام می‌دهند، و، نیاز به تحول را برای اینکه زیر دست پا له نشوند دست و پا شکسته می‌پذیرند، باز نمی‌توانند خواست‌های مدرن مردم را بفهمند و بدان احترام بگذارند. آنوقت انتظار چنین جهش «دماغی» از برادران سپاهی حاکم بر نه تنها ایران، که بخشی از کشورهای منطقه، بسیار دور از واقعیت است.

    می‌ماند مهم ترین فاکتور یا قوی ترین فاکتور این معادله که می‌خواهد بن بست فعلی کشور را بگشاید: «مذاکره» با دونالد ترامپ و تیم او که بسیار هم تند رو هستند. تن دادن به این راهکار، از همه‌ی دیگر احتمالات بالا، برای رژیم جمهوری اسلامی قابل درک تر و کم هزینه تر است. ولی تا زمانیکه این مذاکره روی دهد و پایان پذیرد، این سیب چرخ‌های زیادی خواهد زد.

    اگر از این معادلات و «آرزوهای سیاسی» صاحبان قدرت و طرفداران اسلام رحمانی، دور شویم، بزرگ ترین و ملموس ترین قدرت و فاکتور در ماه‌های آینده، میلیون‌ها انسان محروم، زخمی، ناامید و خشمگین هستند یا همان قوی ترین قدرت در هر کشور! و اینجاست که می‌توان تونس و اندونزی را هم مثال زد! به بیانی همه‌ی آرزوهای آنهایی که خواهان سر پا ماندن «مترسک» این رژیم هستند این است که این قدرت بزرگ آرام بگیرد و از سر سازش در آید.

     
  18. رئیس دانشگاه علوم پزشکی بیرجند خبر داد:
    افتتاح ۱۵ پروژه بهداشتی و درمانی خراسان جنوبی با حضور وزیر بهداشت….

    https://www.mehrnews.com/news/4392611/

    در سفر 2 روزه به استان صورت گرفت؛
    افتتاح ۱۵ طرح توسط وزیر بهداشت در خراسان‌جنوبی …

    https://www.ilna.ir/

    —–
    وزیر نیرو: 2400 پروژه حوزه آب و برق کردستان در دست اجرا است …

    https://www.jamaran.ir/

    آغاز عملیات احداث پست 230 کیلو ولت اتحاد کامیاران با حضور وزیر نیرو …

    https://www.isna.ir/news/97061507645/

     
  19. یاران به از جان درود

    گروهی 14 قرن است که بجای کار و زحمت کشیدن طفیلی نان

    دیگرانند ودلخوش که وصله پینه برسخنان پر از تضاد و تباهی می زنند.

    چه بنا برتصورشان هرآنچه گفته شده از آسمان است وخلل ناپذیر.

    دیده ایم چون عقل گرفتار جهلشان هم اگربرنتابد دست به سفسطه هایی

    چون نقص عقل وبامبول های دیگر می برند.بجز ردیف کردن چندین قال وقیل وحتا

    دست بردن در معنای کلمات ویا بهم زدن قوانین اصولی هیچ هیچ در چنته ندارند.

    همین عید غدیرشان که برمبنایی بسیار سست استوار است را چنان محکم

    بیان می کنند که کسی نپرسد با توجه به سابقه های قبلی و نزدیک خود محمد دریافته

    بود پسر عمویش علی فقط سر پرست خوبی برای زنان وکودکان است واگر در غدیر

    سخنی گفته همین بوده نه بیشتر چه اگر آن مردم بعد از 23 سال سخن پیامبر را

    23 ساعته نفض نمایند و عکس آن عمل نمایند .تمام وحی وآیات وسنت رسول وو

    را که سالیان قبل تر گفته شده می باید در 23 ثانیه نقض وعکس آن عمل میشد.

    (منظور عامه یعنی همان 98 از سد مردمان است ).در یک کلام حجتی می آورند که

    در همان جمله به رد آن ادله می آویزند.از اینان ونوشته های بزرگانشان هیچ سخن

    خرد پذیری نخواهی یافت .پایداری وپای مردیتان را آرزومندم جناب نورب زاد.

     
  20. طرح جمع‎آوری روزانه ۷۶۰ میلیون فوت مکعب گاز همراه

    شانا : مدیر سرمایه‎گذاری و کسب‎وکار شرکت ملی نفت ایران از تعریف ۳۰ طرح برای جمع‎آوری گازهای همراه نفت منطقه شرق کارون خبر داد و گفت: با امضای دو قرارداد به ارزش ۲/ ۱ میلیارد دلار در روزهای آینده، این طرح‎ها تعیین‎تکلیف شده و با اجرای آنها در ۲ سال آینده، از سوزاندن روزانه بالغ بر ۷۶۰ میلیون فوت مکعب (معادل ۲۲ میلیون متر مکعب) گاز جلوگیری می‎شود….

    https://donya-e-eqtesad.com/
    —-
    با حضور روحانی و زنگنه قرارداد جمع‎آوری گاز‌های مشعل مناطق نفت‎خیز جنوب امضا شد

    خبرگزاری فارس: قرارداد جمع‎آوری گاز‌های مشعل مناطق نفت‎خیز جنوب امضا شد
    قرارداد‌های جمع‎آوری گاز‌های مشعل مناطق نفت‎خیز جنوب در سفر رئیس جمهور به عسلویه استان بوشهر امضا شد تا بر این اساس از سوزاندن روزانه حدود ۲۲ میلیون متر مکعب گاز در منطقه شرق رودخانه کارون، جلوگیری شود….

    https://www.farsnews.com/news/13970613000581/
    —-
    احمدیان در گفت‌وگو با باشگاه خبرنگاران جوان خبرداد:
    تولید برق نیروگاه اتمی بوشهر به 31 هزار میلیون کیلووات رسیده است
    معاون سازمان انرژی اتمی گفت:واحد یکم نیروگاه اتمی بوشهر بیش از 31000میلیون کیلو وات ساعت برق تولید کرده است….

    https://donya-e-eqtesad.com/

    https://www.isna.ir/news/97050804106/

     
  21. درود
    اتهامات «جاسوسی» ،«اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی»، «تبلیغ علیه نظام» و «اشاعه و ترویج بی‌حجابی در جامعه» و….فقط برای سرکوب ملتند ند.

    دروغگویی نظام فقهی را می توان در اتهام «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی» دید. شما که به ملیت معتقد نیستید، چه کسی را گول می زنید؟ کدام امنیت؟ کدام ملت ؟

    شما ملایان را چه به ملت؟ اگر ملت مهم است ، کجا یند حق و حقوق مردم زلزله زده کرمانشاه؟ مردم سیستان و بلوچستان و خوزستان و….
    امنیت؟ کدام امنیت؟ زندانی و دستگیری افرادفعال مدنی و ایرانیان وطن دوست را امنیت می نامید؟
    بیکاری و چپاول مابع طبیعی کشور بسود تروریسم جهانی را امنیت می نامید؟جنگ برافروزی و دخالت در امور دیگر ملت و کشورها را امنیت می نامید . امنیت چه کسانی؟ ملت؟ یا خود تبهکارتان؟

    اتهام جاسوسی ، نیز تنها برازنده ولایت فقیه است. زمانی که به افراد معمولی و فعالان مدنی ومحیط زیستی اتهام جاسوسی زده می شود. تیر خلاص زدن به آزادی و مردم ایران است.
    اما، این افراد مشخص ،که بنام نظام در همه جا سخن گفته و پای منبری دروغ بخورد ملت می دهند ، را همه می شناسند، اینان کسانی جز اعضای دولت و دستگاه رهبری و مجلس و خبرگان و سپاه نیستند. چون این افراد از پایه فاسدند مسئولیت پذیرنیزنبوده و نیستند و اینگونه وانمود می کنند که من تقصییر کار نیستم، در حالی که سابقه کاری و وجودیشان با نظام فقهی فاسد شیعی گره خورده است.

    خیانتکاران کشورچون دستگاه قضا ی نظام، با متهم کردن مردم به جرمهای واهی نشان دهنده دشمنی با ملت ایران اند. این دشمنی با ملت ،در همه ی موارد (احکام فقهی، اقتصاد، سیاست، فرهنگ) خود رانشان می دهند.زمانی که دروغ بصورت واقعی چون روحانی و خامنه ای و ظریف و لاریجانی .. نمایان می شود. هیچ شمردن مردم در نهایت تبهکاری معنا پیدا می کند. تبهکاران در قدرت، در نهایت بی اخلاقی و بی ارزشی ،برای سرکوب ملت تا می توانند پنهانکاری کرده و دروغ می گویند ، و سعی می کنند ارزشهای پایدار یک جامعه ،چون همبستگی و وفا و راستی و عدل و درستی وخانواده را تبدیل به ضد ارزش کنند.نتیجه نیز جز فساد گسترده نیست نظام فقهی پایه گذارفساد وریشه اصلی بی اخلاقی در جامعه است و چاره ای جز نابودی این جرثومه فساد نیست.برای ریشه کن کردن این طاعون ، احتیاج به همبستگی همه ی اقشار مردم است.

     
    • حالا اگر کسی بگوید فریبا و ..؟! ناراحت می شود! آخر در عبارت “امنیت ملی” کلمه ملّی چکار دارد به مفهوم ملیت و ناسیونالیسم؟! کلمه ملی در این عبارت یعنی عمومی،بقول شما پابلیک،یعنی کسی امنیت عمومی جامعه را اگر بهم بزند و در آن اخلال کند،این می شود یک اتهام و اگر باثبات برسد می شود جرم.برای اینکه نسبت شما با عقل مورد تشکیک واقع شود، وقتی می خواهید چیزی بنویسید،شعارهای داغ سیاسی دهید و به این و آن بد و بیراه بگویید دو مولّفه را مراعات کنید:یکی اینکه فارسی را پاس بدارید،غلط غلوط و ویرایش نشده ننویسید،و دیگر اینکه فکر شده بنویسید یعنی سخنان بی ربط نگویید چون در فضای عمومی همه جور آدمی ممکن است نوشته های شما را بخوانند و همیشه اینجور نیست که در یک محیط و در یک سایت که در فضای عمومی شبکه اینترنت جهانی رویت می شود همه موافق مزخرفاتی که می نویسید باشند یا همه مثل اینجا همینجور روی تعصب و مخالفت کلیشه ای با جمهوری اسلامی به شر و ورهای شما امتیاز مثبت دهند،مطالب شما اینقدر نامنطّم،مغلوط و بدون انسجام است که در یک مرور سطحی -بقول شما ری ویو!-مثل انشاء های بچه های کلاس های ابتدائی بنظر می رسد چون نه به انسجام الفاظ و درستی آنها اهتمامی دارید و نه در معانی که در نوشته مورد اشاره قرار می دهید و لوازم آن درست فکر می کنید این است که من در هر نوبت نیازی نمی بینم به همه اغلاظ لفظی و عبارتی و معنائی شما اشاره کنم،اجمالا این نوبت یاد بگیرید که همیشه در عبارات حقوقی یا قانونی یا حتی در محاورات عرفی کلمه ملّی با مفهوم ملیت و نشنالیتی ربط پیدا نمی کند،ملّی گاه بمعنای عمومی است.این عناوین هم که بدانها اشاره کردید عناوین مجرمانه قانونی است و عناوین قانونی و مجرمانه آمده در قانون را نمی شود شعاری و بصورت کلیشه ای مورد هجمه قرار داد،عناوین مجرمانه هم در قوانین همه کشورها وجود دارد و دادرس یا قاضی موظف است در صورت وجود اتهام ،انطباق این عناوین را با مصداق خارجی (عمل صادره از یک فرد) بسنجد.اینجا هاید پارک نیست فریبا خانم که بایستی آنور و هی شعار بدهی! اینجا سایتی است که بقول برخی مو را از ماست می کشند،درست بیندیش،درست مخالفت کن،درست بنویس و استدلال کن نه شعارهای پر حرارت بی مبنا و گاه توهین آمیز،این جمهوری اسلامی نیز مستحکم تر و ریشه دارتر از آن است که با شعارهای پوچ و تکراری امثال شما نابود شود.

       
      • سید، تورا چه بزبان فارسی ! اول سیّد را درست بنویس ، معنی ملّی پیشکش.

         
        • اگر مقصود این بود که سیّد را باید تشدید گذاشت، ایراد شما درستی بود،ولی خوب اگر بنا بر تشدید نویسی باشد کلمه “ملّی” نیز نیازمند تشدید است!
          .

           
  22. حضرت حجت الاسلام و المسلمین سیدمرتضی از نظر شرعی و قانونی نظر بدهند لطفا


    مشروح جريان پرونده استاد #شجريان از ابتدا تا زمان صدور راي بدوي.

    #محمدحسین_آقاسی عصر سه شنبه در گفت وگو با خبرنگار قضایی ایرنا درباره شکایت #محمدرضشجریان از صدا و سیما به خاطر پخش بدون رضایت آثار وی اظهار داشت :

    تیر سال ۸۸ به خاطر پخش بدون رضایت آثار موکلم در صدا و سیما ، شکایتی را مستند به ماده ۲۳ قانون حمایت از حقوق مولفان ، مصنفان و هنرمندان از این سازمان در دادسرای کارکنان دولت مطرح کردم.

    این وکیل دادگستری اضافه کرد:
    در این قانون صراحتاً آمده که اگر آثار کسی را بدون اجازه انتشار ، پخش یا نشر دهند ، مجازاتش ۶ ماه تا دو سال حبس است.
    وی افزود:
    بعد از مدت کوتاهی از طرح شکایت ، بازپرس وقت شعبه دوم دادسرای کارکنان دولت ، با این استدلال که صدا و سیما در پخش آثار موکل ، سوء نیتی نداشته ، شکایت را رد کرد. در آن زمان ، نماینده دادستان یا دادیار اظهارنظر ، با قرار صادر شده موافقت نکرد و دلیل عدم موافقت دادیار اظهار نظر این بود که مدیران صدا و سیما اطلاع داشتند که آثار پخش شده متعلق به شجریان است و بدون اجازه پخش کردند و فقدان سوء نیت ، استدلال درستی نیست و پرونده را برای رسیدگی بیشتر به شعبه بازپرسی فرستاد.
    در این مدت ، بازپرس شعبه دوم دادسرای کارکنان دولت تغییر کرد و بازپرس جدید به نام قاضی فضلعلی رسیدگی بسیار دقیقی انجام داد. در خلال این مدت هر دلیلی که لازم بود ارائه و اعلام کردیم از جمله اینکه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تایید کرد آثار پخش شده و شرکت دل آواز متعلق به شجریان است.
    بعد از دو سال ، بازپرس شعبه دوم دادسرای کارکنان دولت ، یک قرار ۲۴ صفحه ای صادر و در ۲۲ صفحه با برشمردن تمام جریان پرونده ، نهایتاً عنوان کرد که پخش آثار تا سال ۸۳ ، مشمول مروز زمان شده و صدا و سیما از سال ۸۳ تا ۸۸ نیز سوء نیت نداشته است و صدا و سیما را از اتهام انتسابی مبرا کرد.
    آقاسی افزود:
    به قرار صادره در خرداد سال ۹۰ ، اعتراض کردیم و رسیدگی به اعتراض ما یکسال طول کشید و خرداد سال ۹۱ سرانجام شعبه ۱۰۶۰ دادگاه کارکنان دولت که قاضی بسیار خوبی داشت ، ما را برای اخذ توضیح در خصوص اعتراض به قرار احضار کرد. نهایتاً خرداد سال ۹۱ دادگاه قرار صادره را نقض کرد و صریحاً نوشت با توجه به اینکه صدا و سیما آگاه بوده که لازم است برای انتشار از صاحب اثر رضایت بگیرد ، دلالت بر سوء نیت دارد.
    پرونده به دادسرا برگشت و شعبه بازپرسی ، متهمان را احضار و تفهیم اتهام کرد و نهایتاً ۶ سال بعد یعنی در اردیبهشت امسال (سال ۹۷) ، پرونده برای رسیدگی ، دوباره به شعبه ۱۰۶۰ که قاضی آن تغییر کرده ، ارسال شد و دادگاه ۱۱ شهریور ماه جاری را برای رسیدگی تعیین کرد.

    آقاسی افزود:
    با توجه به اینکه موکل به دلیل بیماری امکان حضور در دادگاه را نداشت ، من به عنوان وکیل پرونده در جلسه حضور یافتم و از صدا و سیما نیز وکیل ، معاون مربوطه و یکی از مدیران آن در جلسه حضور یافتند و تفسیر قضایی ، سلیقه و طرز تفکر قاضی این بود که صدا و سیما کار بدی نکرده و شاید پخش آثار به نفع موکل هم بوده است و هیچ کدام از دلایل ما مورد توجه دادگاه قرار نگرفت و نهایتاً یک روز بعد (۱۲ شهریور) ، دادگاه رأی مبنی بر رد شکایت صادر و اعلام کرد پخش آثار موکل در صدا و سیما ، موجب شهرت وی شده و به زیان او نبوده است.
    رأی صادره مغایر صریح قوانین است و قطعاً به این حکم اعتراض می کنیم زیرا معتقدیم حکم ، با نادیده گرفتن محتویات پرونده و مستندات من به عنوان وکیل شاکی صادر شده است.
    بدون تردید اگر در مرحله تجدیدنظر دقت کافی شود ، این رأی باید نقض شود و گرنه پیام بدی برای صدا و سیما دارد مبنی بر اینکه از این به بعد می تواند آثار هنرمندان را که وقت و هزینه صرف آثارشان می کنند ، بدون موافقت صاحب اثر پخش کند.

     
    • من که بارها گفته ام قاضی نیستم ولی البته شما در اینجا فقط اظهارات وکیل مدافع شاکی را نقل کردید و این کافی برای داوری در مورد روند دادرسی نیست،باید روند دادرسی را فارغ از اظهارات وکیل دید،و استنادات قانونی را هم ملاحظه کرد،چیزی که من اینجا بنظرم می رسد این است که اگر این نقل قول که پخش آثار مشار الیه موجب شهرت این استاد آواز شده است درست باشد،محتوای آن محتوای درستی نیست چون شهرت ایشان بسیار پیشتر از اینها بوده و موکول به پخش آن آثار نبوده،مگر اینکه اینطور تلقّی کنیم که مقصود دادرس این بوده که پخش اثر که نوعی تکریم شخصیت صاحب آن است قرینه و اماره عدم سوء نیت پخش کننده بوده است و واقعا هم بنظر نمی رسد که پخش آثار یک تولید کننده هنری که بنوعی ترویج او و آثار اوست ناشی از سوء نیت بوده است و خسارتی هم متوجه ایشان نکرده است.بهرحال الان که ظاهرا آثار ایشان از صدا و سیما پخش نمی شود و من بنظرم می رسد که این استاد محترم و وکیلشان بر گذشته ها صلوات بفرستند و بی خیال ادامه ماجرا شوند!

       
    • جاویدان سپاه ایران

      این شجریان هم یک آدم لجوج مثل نوری زاد است این نوع افراد دوست دارند دیده شوند حال چه به صورت منفی چه به صورت مثبت

      این هم یک نوع مریضی است

      اما افرین به رای قاضی

       
  23. رئیس جمهور گفت : هر گونه مذاکره ، صحبت یا توافق با آمریکا، یعنی تسلیم
    و تسلیم یعنی از دست دادن تمام دست آوردهای 40 ساله انقلاب!

    24 ساعته دارم فکر می‌کنم منظورش دقیقاً کدام دست آوردهاست؟؟

    مغزم هنگ کرده شما می‌دونید کدام دست‌آوردها رو میگه؟؟

    با فرهنگ ‌تر شدیم
    همه دنیا عاشقمونه
    بشدت مرفه شدیم
    محیط زیست در بهترین وضعه
    صنعت‌ مون پویاست
    نمی‌دونیم فساد چی چی هست؟!
    پاسپورت‌ مون معتبرترینه
    پولمون با ارزش‌ترین پوله
    ایمان همه قرصه
    ریا نیست
    ربا نیست
    دروغ نیست
    اختلاس نیست
    مسئولان نالایق کم داریم
    نهادهای غیر پاسخگو کم‌ داریم
    ظلم و ستم نیست
    بی عدالتی بیداد نمی‌کنه
    گرسنه و بدبخت نداریم
    کلاهبرداری نداریم
    رانت خواری نداریم
    درآمدها بالاست
    بیمه و تأمین اجتماعی بیسته
    آمار طلاق پایینه
    دزد نداریم
    بدبخت نداریم
    جاده و ماشین توپه
    شادترین مردم دنیا هستیم
    همه خارجیا دنبال مهاجرت به ایران هستند و …

    _ اینه که همه دنیا دربدر دنبال الگو برداری از ما هستند می‌خوان ببینن چطوری اینطوری شدیم

     
    • جاویدان سپاه ایران

      یکی از دستاوردها این است که اقای ترامپ مجبور است تروریست هایش را از ادلب بیرون ببرد

      این تروریستها مانند قضیه کفشهای میرزا نوروز است

      بدبخت ترامپ

       
  24. آقای نوری زاد در پاسخ به یکی از مثلا منتقدین رهبری که از من توقع ارامش داشتند !
    نمیدانم وضع فعلی مملکت هر ایرانی را ارام میگذارد !!!!

    ========
    من بسیار از اشناییتان خوشبخت شدم
    من نه سابقه ی سیاسی شما را دارم ونه سواد شما را
    من همان پسری هستم که دیروز ماموران شهرداری گوشش را بریدند
    من همان روسپی هستم که رهبری پول نفتش را میخورد
    من همان کارگر سر گذری هستم که بدون هیچ حمایت بیمه ای افرادی چون مرتضوی حاجی بابایی غرضی یا …با پولهایش کیف دنیا را میبرند
    من همان کودک کاری هستم که شبها به عوامل دولتی گداییم را تقدیم کرده تا قوتی لایموت و جای خوابی به من بدهند
    من همان مادر وپدری هستم که با پراید وطنی در جاده ها جان داده تا امثال بذرپاشها بعنوان اقازاده جولان بدهند
    من همان معترض 88 ی هستم که با باتوم خشک ماتحتم در کهریزک جرداده و مرا میکشند
    من همان پسر 17 ساله ای هستم که روزنامه برای مجاهدین فروخته وسال 67 در محرم افرادی چون پورمحمدیها مرا در گورهای دسته جمعی دفن کردند
    من مادران این سرزمینم که هنوز نمیدانم اطلاعات اخوندی فرزندم را کجا دفن کرده اند
    من مادر وپدر شهیدانی هستم که این نظام بعد فتح خرمشهر بخاطر بقای خودش برای ماندگاری و عدم پاسخگویی فرزندم را بی دلیل با ادامه ی جنگ به کام مرگ فرستاد
    من زن مطلقه ی سرپرست خانواری هستم که جرات روسپی گری ندارم پس برای گذران زندگی صیغه ی این وان میشوم
    و…
    من همه ی انهایی هستم که این نظام با فساد رانت و هزاران پدرسوخته گی دیگری ثروتم را به مفت از معادن ونفت با خام فروشی وتامین هزینه ی تروریسم با حمایت از گروههای بنیاد گرا تاراج میکند و خانواده هایشان با پولهای من به هرزگی و زندگی لاکچری زندگی را در امریکا اروپا وکانادا گذران کرده وسرنوشت تمام ما را به بدترین شکلی بخصوص از نظر فرهنگی به تباهی کشاندند!!!
    حال مدعیم …
    تازمانی میشود با ادب سخن گفت که فرد مقابل شما اینده ی شما وفرزندانتان را به بازی نگیرد !
    در برابر این منطق هم به منطقی احترام میگذارم که یا در برابرم سکوت کند اگر جوابی ندارد واگر جوابی دارد شفاف وبی حاشیه بیان کند !
    انکس که به حواشی میپردازد یا گلویش از تنعمات این نظام گیر دارد یا مزدوری است که مواجبی میگیرد که چشمهایش را بسته وفقط بفکر خفه کردن گفتمان من است
    مدعی نیستم
    بلکه جگر سوخته ای هستم که 40 سال از عمرم را با کسانی سپری کردم که داد دین زدند ولی بزرگترین خصیصه ی شیطان یعنی دروغ سرلوحه ی رفتار و کردارشان بود !
    اری برادر عزیز
    من یک ایرانیم نه از طبقه ی اشرافیش که منتسب به ایت الله ها دکترها سردارها و…باشد
    من همانیم که چون بنی اسرائیل سنگ بر دوشم گذاشتند تا اهرام ثلاثه شان را بسازند واخر سر جسدم را بین دیوارها مدفون کردند!
    پوزش فراوان از اطاله ی کلام

     
  25. جناب آقای نوری زاد
    جت کوثر(F5 دست کاری شده آمریکایی)معرفی شد !
    متن زیر را تقدیم میکنم :

    رییس جمهور محترم از هواپیمای جت جنگی صد در صد بومی رونمایی کرد. من صرفا” در تخصص خودم چند موردی را به اطلاع می رسانم.

    ۱- پوشش تمامی سیم و کابل های هواپیما بدلیل قابلیت تحمل اختلاف دمای حداقل چهل درجه زیر صفر تا ۵۰درجه بالای صفر، صرفا” باید از جنس سیلیکون باشد که فقط دو کشور آمریکا و آلمان تولید کننده آن است.

    ۲-جنس طلق کابین از پلی متیل متاکریلات و پلی استال است که ایران تولید نمی کند.

    ۳- جنس نازل خروجی موتور برون سوز جت از الیاف کربن است که ایران نمی تواند تولید کند.

    ۴- برای رادار گریز بودن از الماس نانویی سنتتیک بروی الیاف کربن، استفاده می شود که ما تکنولژی آنرا نداریم.

    ۵- پوشش روی هواپیما از جنس اپوکسی سیلیکون با مقاومت سایشی و خستگی خاص است که در ایران تولید نمی شود.

    ۶- تایر جت از جنس سیلیکون ضد حریق پلی دی فنیل سیلوکسان( Solid tier) است که ما قادر به تولید آن نیستیم.‌ از این دست موارد خیلی خیلی زیاد است. همه می دانند که IC در اطاق خلاء و توسط روبات تولید می شود و تمامی فرایند آن بدلیل پوشش آنگسترمی ژرمانیوم و زیرکونیوم… توسط سوپر کامپیوتر ها کنترل می شود و اگر از IC استفاده نشود مدار الکتریکی هواپیما به وسعت چند هکتار خواهد رسید!

    نشر چنین خبری نشانه خود باوری نیست نباید فهم ملت را نادیده گرفت ما حتی صفحات الکترونیکی کارت ملی را نمی توانیم تولید کنیم،
    اون وقت ادعای تولید جعبه سیاه هواپیما را داریم که دارای دهها پلیمر است که ما قادر به تولید نیستیم.
    نتایج حاصل از انتشار مبالغه آمیز چنین توانمندی هایی منجربه فریب آمریکا و اسرائیل نمی شود، بلکه باعث تغییر باورهای رهبری و فریب مراجع تقلید و مردم عامی می گردد.
    که در نهایت منجر به ظهور شعار جنگ جنگ تا پیروزی می شود‌‌.
    من توصیه می کنم تمامی افراد در گروهای تلگرامی در زمینه تخصص خود در خصوص این ادعا که با ” بستن کامل مسیر واردات جت تولید می کنیم” مسئولان را موظف نماییم تا با مردم خود صادق باشند. مطمئن هستم حتی میله های شتاب دهنده نوترونی و میله های سوخت اکسید اورانیوم را نیز نمی توانیم تولید کنیم!

     
    • من تخصصی در صنایع هوایی ندارم ولی چون در خاطر داشتم چند سال پیش ایران تایر هواپیما ساخته، به سادگی خبرش را یافتم و همین یک مورد متاسفانه کل ادعای شما را زیر سوال می برد .
      https://www.isna.ir/news/93100904303/ایران-تایر-هواپیما-می-سازد

      هرگز هم کسی نگفته که 100 درصد کوثر ایرانی است ، حتی ایرباس هم بسیاری از قطعات را از آمریکا می گیرد و حتی در صنعت خودرو هم بسیاری کمپانی ها همه قطعات را خود نمی سازند پس اینکه بعضی قطعات کوثر خارجی باشد ارزش و افتخار ساخت جنگنده را لوث نمی کند.
      اینکه شما می گویید فقط آلمان و آمریکا فلان قطعه را می سازند هم معقول نیست، یعنی این دو کشور به شوروی و بلوک شرق این قطعات حساس را می دادند تا روزی بر علیه خودشان استفاده کند.
      شما در هر زمینه ای سرمایه گذاری کنید نتیجه می گیرد ، همانطور که شوروی و کره شمالی در صنایع فضایی و نظامی و موشکی پیشرفت کردند ولی در سایر رشته ها خیر، در مورد ایران هم با توجه به پیشرفت صنایع موشکی، ساخت هواپیما عجیب نیست و مایه افتخار هر ایرانی غیر متعصب است.

       
    • در مورد فقره اول نوشته شما (انحصار تولید سیلیکون در امریکا و آلمان) من اطلاعات فنی یا تخصصی در این مورد ندارم که آیا واقعا تولید سیلیکون در انحصار ایندو کشور است یا نه و در تجسسی در گوگل در مورد سیلیکون و دره سیلیکون،در مورد این انحصار به چیزی دست نیافتم،اما لابلای یک بررسی عبوری به این لینک در مورد یک شرکت ایرانی در این زمینه یافتم:

      http://siliconenab.com/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%20%D9%85%D8%A7?id=25493477

      نظر شما در مورد این لینک چیست؟

       
      • سلام بر شما
        دوست عزیز وقتی به شما می گویم بدون دانش اقدام به نشر مطلبی نکنید زیرا مصداق بارز نشر اکاذیب است یعنی این.شرکت سیلیکون ناب در شهرصنعتی لیا در شهرستان قزوین واقع بوده این نگارنده مدیریت آن را بخوبی می شناسم و تا کنون دو مورد جلسه مشترک با ایشان در محل همان شرکت داشته ام.این شرکت با قرارداد با یک شرکت کره ای مواد اولیه را از آن شرکت وارد و با پخت آن تحت لیسانس آن شرکت کره ای مواد اولیه نهایی را می سازد که البته هنوز به گفته مدیریت این شرکت جز در صنایع پزشکی در جای دیگری استفاده نشده است.در اینجا دو مشکل وجود دارد اولا اینکه ماده اصلی از کره وارد شده و ثانیا تحت لیسانس آن شرکت پخت می گردد.مشکل دیگری هم هست که آن مربوط به عدم استفاده عمومی ماده پخت شده این شرکت در تمام صنایع می گردد.با تحریم و خروج کره به عنوان اولین کشورها خود نتیجه را تصور کنید.نکته دیگر که باید به آن توجه کرد اینست که این شرکت تولید کننده مواد نبوده بلکه تولید کننده قطعات سیلیکونیست و حتی پخت مواد بیش از اجرا حالت پروژه ای در این شرکت دارد.
        در مورد اینکه دوستی گفته سلیکون مختص آمریکا و آلمان است خیر چنین نیست و عمده سلیکون موجود در بازار ایران کره ایست.
        موفق باشید

         
        • سلام بر شما
          بله ممنون از توضیحات شما،مقصود بنده نیز همین بود که مطلب در مورد این لینک روشن شود،در مورد نوشته دیگر شما در انتهای این صفحه نیز این توضیح لازم است که بنده بر خلاف گمان شما ادعائی در مورد اینگونه مسائل تخصصی صنعتی یا فنی ندارم چون رشته تحصیلی من فقه و فلسفه و علوم دینی است،بنده وقتی در خصوص افتتاح برخی پروژه ها یا راه اندازی طرحها و خدمات فنی لینکی ارائه می کنم غرضم ورود در حیطه فنی تخصصی مربوط به مثلا پتروشیمی یا چیزهای دیگر نیست،غرضم این است که برخی افراد در این سایت که یکسره عینک تعصب و سیاه نمائی و نفی دگماتیستی جمهوری اسلامی را بچشم زده اند توجه کنند که بر خلاف گمان یا تبلیغات آنها در این کشور کار صورت می گیرد،طرح ها و پروژه هایی افتتاح یا راه اندازی می شود،در واقع غرض فقط اطلاع رسانی است. در مورد سوالات فنی که مطرح کرده بودید نیازی بتوضیح همین واضحاتی که اینجا ناچار شدم ارائه کنم ندیدم،برای من مقدور هست که با صرف وقت مفاهیم فنی مورد سوال را در گوگل بررسی و بر اساس محتوای لینکها جمع بندی کنم منتها هم فرصت این بررسی ها برای من نیست هم تخصص و دانش من مرتبط با این امور نیست،بنده در همان کامنتی هم که سوالاتی در خصوص برخی مواد مطرح کردید متعجب شدم از این روش برخورد شما،خواستید بگوئید مهندسید و در امور صنعتی دستی دارید یا خواستید مرا تحقیر کنید؟ من که ادعای مهندسی یا تسلط به امور صنعتی نکردم،صرفا غرضم اطلاع رسانی در زمینه افتتاح برخی پروژه ها از سوی دولت و وزارت نفت بود،نمیدانم مقصود شما این بود که آن افتتاح ها دروغ بود یا لینک هایی بنده گذاشتم مرتبط نبود؟! در هر صورت بنده هنگام اطلاع رسانی در خصوص کارهایی که دولت جمهوری اسلامی ایران انجام داده یا می دهد مقصودم ورود به حیطه های فنی و کمّ و کیف مسائل فنی آن نیست،ضمنا توجه هم داشته باشید که حتی در همان امور فنی که مطرح می کنید بر فرض اینکه تخصص فنی و کارشناسی داشته باشید، لازم است نقطه نظرات خویش در موضوعات مربوطه یا ادعاهایی که مطرح می کنید در برابر کارشناسان و مهندسان فنی دیگر باشد و الا یکطرفه بقاضی رفتن آنهم در فضای یک سایت مطلوبیتی ندارد.ضمن اینکه ممکن است برخی اطلاعات مربوط به پروژه های فنی نظامی اطلاعاتی محرمانه باشد و عدم اطلاع شما دلالتی بر عدم نیست.
          موفق باشید

           
          • سلام بر شما
            من نه قصد تحقیر شما را داشتم نه قصد اینکه بگویم مهندسم که در حکومتی که یک پیرمرد بی سواد که ناتوان از بیان حرف یومیه خود است و ایضا ناتوان از کنترل ادرار خویش! ریاست دو نهاد بسیار مهم را در دست گرفته متخصص بودن جز خودخوری فایده دیگری برای صاحبان تخصص ندارد.پس همانگونه که صراحتا و بر خلاف شما که در لفافه طعنه می زنید بیان کردم هدف من صرفا تذکری به شما بود که به خاطر تعلق قلبی و تعصب ناشی از آن به یک سیستم دروغگو و عوامفریب با کپی پیست کردن برخی مطالب کذب که راستی آزمایی آن نیاز به تخصص خاص خود دارد بدون صلاحیت علمی بر آنها گام در نشر اکاذیب بر ندارید که عاقلان در امری که بدان احاطه ای ندارند نه روی به اخبار که رجوع به متخصصان می کنند.تا جاییکه می دانم شما در مباحث رجال خود جاییکه راوی کذاب باشد بی اعتنا از روایت او می گذرید پس چگونه است که کذابی که در شرایط بحرانی فعلی کشور قسم جلاله یاد می کند که کشور بحران ندارد مورد وثوق شما در نقل خبر قرار گرفته است؟!
            روز گذشته خبری دیگر داشتیم که صنایع پزشکی نا توان از تامین مواد اولیه خود شده اتد.فرمودید آقای روحانی چه را افتتاح کرده بود؟!
            موفق باشید

             
  26. آقا سیدمرتضی لطفا رسیدگی کند

    “نامه سرگشاده نماینده آوارگان سد گتوند به گزارشگر ویژه آب سازمان ملل”

    سرکار خانم ويكى تائولى؛ گزارگشگر ويژه سازمان ملل در امور حقوق جوامع محلی

    جناب آقای لئو هِلر؛ گزارشگر ویژه حقوق بشر به آب آشامیدنی و بهداشت عمومی

    … حال که خسران ملی آبگیری سد گتوند علیا موجب تحقیر دانش مهندسی کشور شده است و دیگر شکی باقی نمانده که آبگیری تعمدی سد گتوند یک خطای محض وخسارت بزرگ بود، خوب است تا از مجریان سد گتوند پرسیده شود با وجود این همه اسناد ومدارک و تصاویر و داده‌های علمی و زمین‌شناسی در مورد کوه‌های نمکی، انگیزه واقعی شما از این همه اصرار بر آبگیری سد که به نابودی معیشت، سرزمین و تهدید سلامت و بهداشت مردم منجر شده است چه بود؟

    پاسخ به این سوال کلیدی می تواند بسیاری از اسرار جناح های قدرت درون وزارت نیرو را برملا کند و پاسخ به این سوال که چرا علی رغم این همه نارضایتی از عملکرد #کریم_شیبانی در خوزستان، حامیان او باز هم به جای وادار کردن مشارالیه به پاسخگویی به تاریخ و عذرخواهی از محضر مردم خوزستان، ایشان را برای سمت‌های مدیریتی بالا پیشنهاد می‌دهند، کلید اصلی دلایل فاجعه سد گتوند خواهد بود.

    اگر وزارت نیرو نتواند درک کند که عملکرد شرکت‌های سدسازی به خصوص شرکت آب و نیرو و مدیرانی همچون مجریان سد گتوند علیا موجب تخریب معیشت، محیط زیست و بهداشت و سلامت جوامع محلی و نفرت عمومی و بی‌اعتباری این وزارتخانه در استان خوزستان و حتی ایران شده است، سخت در اشتباه و سردر‌گمی است، بی توجهی مدیران این سد و عدم توجه به زندگی‌های از دست رفته و وسعت بی‌سابقه‌ای از ویرانی‌هایی که سد گتوند علیا رقم زد نه تنها صدای مردم که صدای مسئولین محلی را هم در‌آورد، مجریان فعلی سد گتوند علیا فهرست بلندی از عملیات غیرعلمی، شامل قطع آب و برق روستاها، کوچ اجباری، مسدود سازی جاده‌ها، و تخریب اراضی کشاورزی، باغات و خانه‌های مسکونی و تاسیسات کشاورزی را در کارنامه خود دارند، بی‌توجهی به هشدارهای مردم محلی، کارشناسان علوم اجتماعی و مسئولین منطقه در مورد آبگیری سد گتوند، سوء‌مدیریت منتج به ناخرسندسازی جوامع بومی و محلی، سهل‌انگاری در تخریب طبیعت و عدم توجه به اسناد متیقن وجود عوامل تخریب کننده طبیعت به وسیله حجم قابل توجهی از نمک محلول در آب اتهامات مجریان فعلی سد گتوند است که متاسفانه هم اکنون یکی از آنها به عنوان گزینه تصدی پست مدیرعاملی شرکت آب ونیرو معرفی شده است.

    در همه جای دنیا خاطیان را محاکمه یا حداقل از کار برکنار می‌کنند، اما متاسفانه در موضوع ویرانی‌های روستاهای منطقه لالی و اندیکا ومسجدسلیمان و در سالهای اخیر که تماماً توسط شرکت آب و نیرو انجام شد، این بی‌توجهی‌ها به مردم منطقه تا جایی پیش رفته است که به گفته رئیس مرکز بهداشت خوزستان به علت آلودگی شبکه آب، ۳۴ مورد ابتلا به بیماری هپاتیت آ در شهرهای مسجد سلیمان و ایذه مشاهده شده است؛ در این شرایط نه تنها هیچ کدام از مسئولین وزارت نیرو محاکمه نشده بلکه اخباری مبنی بر این‌که دو نفر از عوامل فاجعه انسانی و مهندسی سد گتوند قرار است به عنوان مدیران بالاتر شرکت آب و نیرو معرفی و ارتقاء یابند وجود دارد.

    بر اثر فعالیت‌های سدسازی شرکت آب و نیرو و عملیات مخرب آن تاکنون 413 روستا و سکونتگاه عشایری از بین رفته است که بعضاً حتی نامی از آنها برده نمی شود! این شرکت موجب نفرت عمومی در منطقه شده است و بهترین کار برای وزارت نیرو، آن است که شرکت توسعه منابع آب و نیرو را منحل و برای تشفی احساسات جریحه دار شده‌ی عمومی، مدیران خاطی خود را به دست قانون بسپرند.

    دو سال قبل از آبگیری سد گتوند علیا در جلسه‌ای با مجریان سد با نشان دادن مدارکی در مورد کوه‌های نمکی از جمله اسناد مجوزهای بهره‌برداری نمک که سازمان صنایع و معادن کشور برای بهره‌برداری از معادن نمک درون محوطه‌ای که قرار بود به زیر آب برود صادر شده بود از مجریان سد خواستم تا از آبگیری سد صرف‌نظر کنند، جواب سئوالی که هیچ‌گاه پاسخ آن را دریافت نکردم این بود که چرا سدگتوند در محل کنونی ساخته شد؟ چرا به هزاران سند اثبات کننده نابودی رودخانه بی توجهی شد و حالا با این سئوال مواجه ام که چرا مقصران فاجعه سد گتوند شناسایی ومحاکمه نمی‌شوند؟ لذا با توجه به این شرایط و بی توجهی مقامات وزارت نیرو به شرایط بغرنج مردم که هر روز ابعاد آن پیچیده‌تر می شود از شما ارجمندان تقاضا داریم طی بازدید از منطقه روایت‌گر دردهای ما باشید.

     
  27. علی مسکرانیان

    درود جناب نوری زاد
    دیروز بی بی سی پروسه ی جنگ جهانی دوم را مورد بررسی قرار داد
    جالب بود چقدر شرایط زمان سرنگونی هیتلر شبیه امروز رهبری است
    اری وقتی حکومت ایدئولوژیک داشته باشید شیب سقوط با تجربه های قبل هماهنگی دارد!
    البته یک تفاوت بین ایشان وهیتلر است
    هیتلر مخالف انگلستان بود وانگلستان پشتیبان ایشان !
    ولی متاسفانه انگلستان حامی احمد شاه هم بود ولی
    فکر میکنم بعد جنگ جهانی دوم امریکا انقدر پیش تاز جهان شده که لقمه ای را به انگلستان 40 سال بدهد وبعد ان باز بازستاند !
    کشوری که در پهلویها دست پرورده ی امریکا بود در این چهل سال چه بلایی سرش امد با دست پروردگان انگلستان !
    ایا ترامپ چون رهبران انزمان امریکا با رژیم بعدی رفتار میکند ؟
    من میگویم خیر
    او معتقد است
    خلایق هر چه لایق
    باز هم رهبرانی چون همین موجودات را بر ما مسخر میکند !ما هیچوقت نباید منتظر رهبرانی چون پادشاهان عرب باشیم
    تجربه ی چهل ساله ی انگلستان به ترامپ یاد داد که این کشور را میشود با کوته فکران کج اندیش اداره کرد و سرمایه اش را چپاول کرد !
    چرا چنین ادعایی میکنم
    اگر یادتان باشد ترامپ در کمپین انتخاباتیش بر روسای جمهور قبل امریکا تاخت وگفت
    چقدر قبلیها بی لیاقت وبی فکر بودند که با لشکر کشی وهزینه ی فراوان برای کشور ومردم به کشورهای دیگر حمله کرده تا انجا را تصرف کنند
    از انگلستان یاد بگیرید با چند دانشگاه کشورها را تصاحب میکند
    اری واقعا چقدر راحت با چند اخوند توانست امریکا را از ایران بیرون کند
    یاداوری مهم
    انگلستان دو بازوی قدرتمند دارد
    کانادا
    استرالیا
    اینها مستعمرات انگلستان هستند
    چند نفر شما اگاه هستند چند بشکه نفت این مردم مجانی به این دوکشور صادر میشود ؟
    وقتی خاوریها میلیاردها پول مردم را انجا برده وبخاطر قوم وخیش بودن با رهبری براحتی قصر در میروند !
    اینهم مصداق باج دادن ما به انگلستان !

     
    • جاویدان سپاه ایران

      خودت را کشتی در حال حاضر اگر میتوانی برای تروریست های عمو ترامپ خودت در ادلب یک جایی پیدا کن مال بد بیخ ریش صاحبش

       
  28. اگر ساختار حکومت ایران را خوب بشناسیم و تجربه تلخ این چهار دهه را کتمان نکنیم و شجاعت پرداختن بدان را داشته باشیم باید متذکر شویم که بیشترین اختیارات بعهده رهبری است و دستورات ایشان در هر موردی که جاری می شود ریز و درشت مسئولین حکومت بدون چون و چرا بدان می پردازند و درو دیوارِ اطاق و خیابان و شهر و کشور بدان مزیّن می شود.
    مثل نامگذاری سالیانه بدون اینکه هر سال در آن شعار شعور و عملی در خور صورت گیرد سالی دیگر و نامی دیگر از راه می رسد. نگاهی به همین حمایت از #کالای_ملی بکنید که چگونه بی شک در ماندیم در تولید یک #پوشک! درحالی که ادعا داریم #اسرائیل را نابود می کنیم با #موشک!
    از طرفی بسیاری از منابع مالی ایران دراختیار نهادهایی است که صرفا به آقای خامنه ای پاسخگو هستند. و گاهی نمایندگان مجلس هم به آن اشاره کردند که چرا این نهاد ها بایستی به یک کارتل اقتصادی تبدیل بشوند.چرا فلان نهاد مالیات نمی دهد؟ چرا ۶۳ حساب به نام رئیس دستگاه قضایی است؟ چرا طوسی محاکمه نشد؟ و…
    #سپاه_پاسداران برخلاف #قانون_ اساسی وارد فعالیت اقتصادی شده است و هم آقای روحانی پیش از آنکه تحت فشار قرار گیرد و بگوید سپاه در قلب مردم است از سپاه انتقاد کرده بود جایی که تفنگ و #روزنامه و پول و سایت را با هم داشته باشد حتما فساد است
    بسیاری از مسایل جامعه ایران تحت تاثیر سیاست خارجی است که شخص رهبری آن را تعیین می کند. و اتفاقا در این مورد مثل بسیاری از موارد نه تنها مردم که مجلس و بسیاری از مسئولین در آن دخالتی نمی توانند داشته باشند.! اصولا باید پرسید در طول این سی سال آیا مجلس خبرگان رهبری ذره ای به وظایف ذاتی خود عمل کرده است. آن هم مجلسی که تماما بله قربان گوی رهبری است و بعضا با احکامی توسط رهبری بر مشاغلی گمارده شده اند.مجلسی که باید ذوب در ولایت باشد چگونه می تواند ناظر #ولایت باشد؟

    و با #نظارت_استصوابی چگونه می توان افراد شایسته را به #نمایندگی #انتخاب کرد که بتوانند حامیِ شجاعِ #حقوق_ #ملت باشند؟
    حتی اگر مبنای تصمیمات #رهبر،اختیارات قانونی باشد حتمارهبری بایستی در موردنتایج تصمیمات خود پاسخگو باشد
    اگر چه نقش دولت و سایر ارکان نظام هم در بوجود آمدن وضعیت موجود را نباید نادیده ولی بیشترین سهم و مسئولیت را در ایجاد وضعیت فعلی ایران #رهبری دارد. وامادیگر باید چه بلا و نکبتی به سرمان بیاید تا هراس را کنار بگذاریم و از #مسبب_اصلی وضعیت موجود پرسش کنیم؟
    این همه #تورم و #فقر و #فساد و #اعتیاد و #اختلاس و صد درد بی درمان دیگر،کافی نیست؟
    #قلم_اگرازبیدادننویسد،قلم باد!
    #محمد_نجفی_وکیل_دادگستری
    #شازند۱۴/۶/۱۳۹۷

     
  29. تسنیم/ فرمانده نیروی انتظامی تعداد زائران سال جاری عتبات عالیات را بیش از 2 میلیون نفر پیش بینی کرد.

    سردار حسین اشتری صبح امروز گفت: خوشبختانه تاکنون 80 درصد تعهداتی که برای مهیا کردن زیرساخت‌های اربعین در این استان به‌عهده نیروی انتظامی گذاشته شده بود، عملیاتی شده و مابقی این تعهدات نیز در مدت باقی‌مانده به اتمام خواهد رسید.
    رئیس پلیس کشور گفت: پیش‌بینی می‌شود امسال و در صورت بازگشایی مرز خسروی، حدود 2 میلیون زائر برای اربعین از سه استان ایلام، کرمانشاه و خوزستان تردد کنند و با توجه به تمهیدات درنظر گرفته‌شده، تقویت نیروها به‌ویژه در مرز، تقویت زیرساخت‌های پلیس راه و یگان‌های تخصصی در دستور کار قرار گرفته است.
    وی در ادامه با اشاره به سؤال یکی از شهروندان در خصوص معیشت کارکنان ناجا نیز گفت: متأسفانه امروز باتوجه به حجم و وسعت مأموریت‌های ناجا ما شرمنده کارکنان و خانواده‌های آن‌ها هستیم ولی برنامه‌هایی تهیه شده که در آینده اطلاع‌رسانی خواهد شد.
    اشتری در ادامه در ارتباط ویدئویی خود با یکی از شهروندان مشهدی در پاسخ به گلایه وی درخصوص ترافیک این شهر گفت: شهر مشهد به‌لحاظ قرارگرفتن بارگاه امام رضا(ع) جزو پرترددترین شهرهای کشور است و سالانه میلیون‌ها نفر به این شهر سفر می‌کنند.

    رئیس پلیس کشور ادامه داد: بر همین اساس هم چه در گذشته و چه امروز، نگاه ویژه‌ای به شهر مشهد وجود داشته و خوشبختانه با کارهای صورت‌گرفته، امروز در جاده‌های منتهی به شهر مشهد هیچ‌گونه مشکلی نداریم و جاده‌های منتهی به مشهد امروز مجهز به دوربین‌های کنترل سرعت و ثبت تخلفند و یکی از اولویت‌های ما تجهیز پلیس راهور مشهد است.
    وی در پایان با یادآوری معضل حاشیه‌نشینی در شهر مشهد هم گفت: موضوع حاشیه‌نشینی یکی از مهمترین اولویت‌های ناجا است، پارسال بازدیدهای مکرری از حاشیه شهر مشهد از سوی ناجا انجام شد و تعداد کلانتری‌ها در این مناطق نیز افزایش یافت. همچنین پایگاه‌های موقت و گشت‌های بیشتری در حاشیه شهر مشهد در نظر گرفته شده است که خوشبختانه شاهد آن هستیم که امروز ناهنجاری در حاشیه مشهد نسبت به چند سال گذشته کمتر شده و خوشبختانه مشکلات حاشیه‌نشینی در شهر مشهد کمتر شده است و امیدواریم با اقدامات و همکاری استاندار، مردم، مسئولان و همکاران ما در پلیس شرایط بهتری ایجاد شود.

    پ ن:
    درود جناب نوریزاد عزیز ؛
    اینهم یکی دیگر از شاخصه های توسعه یافتیگی در حکومت جهل و جور بلایت وقیح است . راهی کردن دومیلیون خرد باخته به عراق.
    آیا شما در این خبر جز حماقت و خیانت چیزی دیگری مشاهده کردید. سردارپاسدار اشتری در حالیکه شرمنده پرسنل ناجا و تأمین معیشت خانواده آنهاست و مشکل حاشیه نشینی را مطرح میکند ، بفکرمهیا و تقویت زیرساختهای اربعین است. تا دومیلیون اغوا شده را راهی کربلا کند.

     
  30. علی مسکرانیان

    سلام صبح بخیر
    قالیباف گفته مشکلات کشور در حوزه ی کارکردها وعملکردهاست !!!وربطی به ارمانهای انقلاب نداره !
    من نمیدونم این سردار میدونه ارمانهای انقلاب چی بوده ؟
    اگر ارمانهای انقلاب
    حجاب اجباری
    اشرافیگری مسئولین
    تبعیض
    نظارت استصوابی
    ولایت فقیه غیر پاسخگو بهمراه نهادهای تحت امرش
    ورود اخوند به سیاست
    تاکید بر نه غربی شعار نه شرقی ونه غربی
    منحل کردن احزاب
    ازادی عمل فقط برای مسلمانان شیعه در تمام شئونات کشوری و محدود کردن غیر شیعه
    ورود نظامیان و ارگانهای دولتی بی ربط به صحنه ی اقتصادی کشور
    سیاست صدور شیعه به خارج مرزها با هدف انشقاق در جهان اسلام
    نابودی تحصیل رایگان بعنوان حق هر فرزند ایرانی
    نیاوردن پول به سر سفره ی مردم
    شکاف طبقاتی
    نگاه داشتن سایه ی وحشت و رعب از جنگ و نابسامانی بر سر ملت
    تسلط خانواده ی رهبری بر تمام امورات کشور و خودی غیر خودی کردن ایرانیان !
    فرار مغزها وافزایش مهاجرت
    خام فروشی منابع و معادن و نفت وگاز کشور
    دادن امتیازات خفت بار به همپیمانان
    ووووووووووو

    نبوده پس چطور بعد چهل سال تنها نتیجه ی این انقلاب همین معضلات ومشکلاته !
    جناب سردار
    پس مشکلات در حوزه ی عملکردها و کارکردها نیست بلکه ضعف ایدئولوژی و گفتمان حکومت ولایت فقیهه که باعث میشه کشور روز بروز عقبگرد کرده تا به دره ی سقوط افتاده و مردم ما روزهایی رو تجربه کنن که حتی در رژیم دیکتاتوری شاه خوابشم نمیدیدن !
    اره شما مسیری جز تکرار مسیر غلط قاجار رو در پیش نگرفتین !
    مملکت ملوک الطوایفی که هر قسمتش در انحصار یک خانوادس و کشور جولانگاه اجنبی انگلیس وروس شده و تلاش میشه تمام نزدیکان حاکم فقط عده ای چاپلوس نون به نرخ روز خور باشن که قد افکارشون از قد خودشون هم کوتاهتره !

     
    • جاویدان سپاه ایران

      یک راهنمایی بهت میکنم جواب اینها را پیدا کن

      1-چرا حکومت ایران سقوط نمیکند بلکه روز به روز بر حوضه نفوذش افزوده میگردد ومتحدین جدیدی پیدا میکند

      2-چرا مخالفین حکومت ایران روز به روز ناتوانتر میشوند ونمیتوانند مانع پیشروی ایران شوند واپوزسیون خارج نشین یکی پس از دیگری پرچم سفید را بالا می برند وناتوانی خود را با بی زبانی ونا امیدی در چهره به نمایش میگزارند

       
  31. آقای نوری ضاد
    درود بر استاد عزيز
    ميدانيد چرا اوزاع كشور چنين اشفطه است؟!
    دليلش اينه ساهب اين كشور عمام ضمان هست و مدت تولاني است كه اين اقا قايب است. خوب معلومه كه وغتي سأهب كشور نباشه همه چي به هم ميريزه.
    راستي قلت املايي در همچين كشوري خيلي تبيعيه!!!!

     
  32. بسیار خرسند خواهیم شد اگر همین فردا که از خواب برخیزیم، در خبرها بشنویم جناب خامنه ای اعضای مجلس خبرگان را برای همیشه به خانه های شان فرستاده و خود نیز به مردم تفویض اختیار نموده تا برای ویرانی هایی که از اندیشه های ایشان و رفقای شان بر جای مانده تصمیم بگیرند. امید که چنین شود و بیش از این عمر و آرزوهای سبز ملت را بر باد ندهند.

     
  33. دوست نوری زاد هستم

    یکی از تیرهای رها شده از کمان اعتدالیون و اصلاح طلبان محافظه کار آزاد و رها کردن بازار ارز و سکه و طلا و غیره، که آثار مخرب و ویرانگرش علاوه بر بالا کشیدن قیمت ارزاق و کالا های ضروری، ضربات جبران ناپذیر اجتماعی و اقتصادی، و حس ناامیدی و سرخوردگی، و القاء اینکه کشور بدون مسئول و صاحبی مانده، که از بعد روانی چه بسا شکننده تر از هر نوع آزار جسمی و روحی برای مردم میباشد. و از طرف دیگر امتیازاتی که آنها در این بازار آشفته نصیب خود کرده اند، همان جبران طراز نمودن نسبی درآمد و هزینه ها با تزریق گام به گام ارز به بازار، و به جیب ریختن پولهایی از طرف نورچشمی ها و واسطه ها که در این پروژه فعالند.
    با این مقدمه و پبش چشم بودن معلولی، که علل و عوامل آن در رویکرد دولت اعتدال بخوبی عیان و آشکار گردیده، میتوان صحه گذاشت که یکی از آن علتها عدم متقاعد نمودن نظام مبنی بر اجراء برجام دو و سه و…میباشد، تا بتواند از دل آن برجام ها شعارهای انتخاباتی خود را بصورت حداقلی عملی نماید، تا راه ناهموار خود را هموار، و در آینده هم مردم را راضی نگه دارد، و هم رهبری خود را برای نظام تضمین کند.
    عدم موفقیت در عملی نمودن برجام، بدنبال آن کم کم شاهد تغییر گفتمان و به راست غلتیدن دولت اعتدال بودیم، تا پس از مطمئن کردن رقیبان نسبت به مواضع جدید خود، فشارها را که تا آن زمان بر روی جناح رقیب اعمال میکرد، با چرخشی صدو هشتاد درجه بر روی مردم اعمال، تا شرایط شکننده ای ظاهر شود، تا نهایتا مجوز مذاکره با آمریکا در این بازار آشفته و درهم و برهم ریخته ی فعلی از بزرگان نظام اخذ نماید.
    و گواه این مدعا زمزمه هاییست که این روزها گوشها را نوازش داده، و کور سوئیست که از انتهای آن تونل تاریک قابل مشاهده و فهم و درک میباشد…ادامه دارد…والسلام.
    ابراهیم گدسنی

     
  34. روابط رژيم شاه با اسرائيل در دوران ژاندارمى ايران‏

    پس از پايان جنگ جهانى اوّل وتشكيل كشورهاى اسلامى كوچك از بقاياى امپراتورى مسلمان عثمانى، قيمومت كشور مسلمان فلسطين به دولت انگلستان واگذار شد. انگلستان از همان زمان توطئه تشكيل يك كشور يهودى را در خاك فلسطين تدارك ديد كه پس از پايان جنگ جهانى دوم به وسيله مجمع عمومى سازمان ملل، فلسطين به دو قسمت يهودى و مسلمان تقسيم شد؛ رژيم صهيونيستى در سال ۱۳۲۷ ه. ش/ ۱۹۴۸ م، بطور رسمى تشكيل شد ودولت ايران به صورت دو فاكتو آن را به رسميت شناخت.
    از آنجا كه شناسايى و برقرارى روابط با رژيم غاصب صهيونيستى هيچ گاه مورد موافقت مردم مسلمان ايران نبود، در زمان دولت مصدق با فشار مردم و روحانيون روابط با آن كشور قطع گرديد. امّا پس از كودتا وحاكميت ديكتاتورى مطلق، روابط دولت وابسته پهلوى با رژيم اسرائيل دوباره آغاز شد و در طول دهه ۱۳۳۰ در محورهاى نفتى، اطلاعاتى وامنيتى ادامه داشت….

    http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&id=273
    —–

    شاه اسرائیلی ایران را بهتر بشناسید/ حمایت تمام قد محمدرضا پهلوی از رژیم صهیونیستی …

    https://www.yjc.ir/fa/news/5963607/
    ——

    همكاري رژيم شاه با اسرائيل در طرحهاي نظامي منطقه‌اي….
    ….

    http://ir-psri.com/Show.php?Page=ViewArticle&ArticleID=324
    —-

    ماجرای «صلح»ی که شاه به آمریکا و اسرائیل هدیه کرد/ بزرگترین فروشنده نفت به اسرائیل چه کسی بود؟/ پرداخت رشوه به نخست وزیر برای به رسمیت شناختن اسرائیل….

    https://www.mashreghnews.ir/news/365353/

    ————

    درود سیدمرتضای گرامی
    عده ای از سرداران سپاه برای اسراییل جاسوسی می کنند.
    من با یکی از سرداران که خود اسراییل وی را لو داده بود، در زندان همبند بودم.
    و با یکصد و بیست جاسوس در بند 350
    بیت رهبری که دیگر هیچ

    .

     
    • سلام و درود

      مطلبی که من تصادفی در مطالعه چند لینک فوق به آن برخورد کردم و آنرا با شما و دوستان باشتراک گذاشتم (حضرت عباسی اینجور لینک ها را باز و مطالعه می کنید؟) اشاره می کند به ساختار حکومت شاه و انفعال شخص او در برابر امریکا و حکومت نامشروع و جعلی اسرائیل،در حالیکه چیزی که شما بلادرنگ ذیل مطلب ارسالی من نوشتید اگر صحت داشته باشد باز می گردد به خیانت برخی از سرداران بقول شما،البته در برخی خبرها و گزارشاتی که خود وزارت اطلاعات و قوه قضائیه ارائه کردند فی الجمله اشاره به دستگیری برخی از عوامل جاسوس در اطلاعات و سپاه کرده است که مورد تعقیب و مجازات قرار گرفته اند و طبیعتا موضوع جاسوسی و رخنه در دستگاههای حکومتی در همه جای جهان وجود دارد چیزی که هست هیچکس وجود چنین رخنه هایی را بر ذمّه ساختار یک حکومت قرار نمی دهد بنابر این اینگونه مطالب کلی شما برای متهم کردن ساختار جمهوری اسلامی که بنیاد آن بر نفی و محکومیت حکومت جعلی اسرائیل بنا شده است ارزش اطلاعاتی چندانی ندارد مگر برای جلب توجهات برخی از علاقمندان شما و یک سلسله تبلیغات زودگذر و مقطعی برای روزمرّگی،بنابر این در واقع آنچه که به کار سیاسی یا اطلاع رسانی یا بقولی افشاگری شما ارزش می دهد این است که اگر به کشور خود علاقمندیدو سند و مدرک متقن و محکمه پسندی بر جاسوسی یا انحراف کسی یا کسانی در غیر مواردی که نظام با آنها برخورد کرده است دارید آنرا به مسئولان مربوطه ارائه دهید یا وراء کلی گوئی هایی که می کنید آنها را بطور عمومی افشاء کنید وگرنه کلی و ابهام گوئی برای تعقیب اغراض و مخالف خوانی های سیاسی ارزش چندانی ندارد.

       
    • جناب سید مرتضی میشود لطف کنید به خاطر تنویر افکار امت حزب الله و سینه چاکان ولایت مطلقه فقیه چند مورد از خیانت های اسراییل را به ملت ایران باز شماریید ؟!
      لازم است بدانید اخرین خدمت شما روحانیون شیعه به این کشور طاعون زده فاحشه خانه کردن مشهد و قم بود ؛ و این اخرین هنرتان بود که بعد از ۴۰ سال دروغ و فساد و غارت بر این ملت به ارمغان اوردید ؛ بس دیگر خجالت بکشید ما فکر میکردیم شما فقط وطن فروشید ؛ اما شما ناموس فروش هم هستید ؛ ولی ملت ایران تا کنون یک هزارم جنایتی که شما روا داشتید را از اسراییل ندیده
      اگر حوزه های اخوند پرور و گنده ایت الله ها غیرت و شرف میداشتند و ایرانی بودند باید از غصه میمردند

       
      • وقعا شعور هم چیز خوبی است که متاسفانه در شما وجود ندارد،اگر اندکی فهم و شعور و در عین حال ادب در کار بود می فهمیدید که لینک های ارائه شده ناظر به خیانت ها یا اشتباهات شاه خائن ایران است و بحث بحث خیانت اسرائیل نبود! و اساسا کسی که حظّ ناچیزی از عقل داشته باشد می فهمد که خیانت را کسی به دشمن نسبت نمی دهد! و خیانت مفهومی است که به خودی های یک مجموعه نسبت داده می شود!
        ضمنا شما عفّت کلام داشته باش و شرم کن و حرف دهانت را بفهم و چیزهایی که لایق تبار خودت هست به دو شهر مهم و مذهبی ایران اسلامی نسبت نده،امثال شما اگر بوئی از شرف و ناموس و وطن برده بودید دهان کثیف خود را با نسبت دادن این آلودگیها به دو شهر ایران آلوده تر نمی کردید.جیمی جامپ مخفی پشت دو حرف سعی کن شرافت داشته باشی و بیشتر ادب را رعایت کنی،من آماده گفتگو هستم اما نه با بیشرف های عقده ای و در عین حال ترسو که روی اطلاعات غلط یا ناقص هر نجاستی به دهان یا قلم خود راه می دهند.آدم باش.

         
  35. عوامل سقوط ارزش ریال :
    _جمهوریخواهان تندروی امریکا و ترامپ و اسراییل که به هیچ پیمانی پایبند نیستند.
    -تندروهای حکومت ایران که لجبازی را جایگزین سیاست ورزی کرده و هرگونه مذاکره ای را رد می کنند.
    -برخی گروها افراد برانداز مخالف حکومت که خیانت به کشور خود برای آنها امری عادی شده است و همیشه آمریکا را برای نابودی ایران تحریک و تشویق می کنند.
    -برخی از افراد در هر دو گروه اصولگرا و اصلاحطلب که عامل همان گروهای برانداز هستند و از داخل حکومت در حال خیانت به خود حکومت و کشور هستند .

     
  36. دادنستان کل حکومت/* آخوندی: به رئیس جمهور گفتم تیم اقتصادی شما جنگی نیست.
    مش قاسم: اسلام و اسلامیچی همینه دیگه. در هر موردی از لغات و عبارات جنگ و دعوا استفاده میکنه. خیال میکنه همه مشکلات رو باید با جنگ و دعوا حل کرد. اسلام ۱۴۰۰ ساله با همه و همه چیز در جنگه. در طول ۱۴۰۰ سال به کجا رسیدن که در این روز و روزگار به جایی برسن. در طول ۴۰ سال گذشته درآمد سرانه ایرانیان پسرفت داشته در حالی که به قول اینا ممالک کفر درآمدشون ۴-۵ برابر شده. ای نادان! اقتصاد رو با جنگ نمیشه پیش برد، عقل میخواد، عقل! که در کله هیچ اسلامیچی وجود نداره. فساد رو با اعدام نمیشه جلوشو گرفت، اینهمه از سال اول حکومت ننگینشون اعدام کردن، روز به روز فساد بیشتر و بیشتر شد. ۴۰ ساله که با داغ و درفش حکومت کردن، به کجا رسیدن؟ به همینکه میبینین. وای از اون روزی که معادل انقلاب فرانسه در این مملکت راه بیفته. اولین کسانی که خون از گردنشون روان میشه همین جماعت اخوندا هستن. آخوندا به زبون خوش بهتون میگم، ول کنین. شماها راه و رسم مملکت داری حالیتون نیست. ول کنین. آخر و عاقبت خوبی براتون نمیبینم.

    /*: ک

     
    • جاویدان سپاه ایران

      مش قاسم اسرائیل را که از روی زمین پاک کردیم انوقت به درد ودل شما هم رسیدگی میکنیم حوصله داشته باش
      یه چیزی پیدا کن خودت را تا انوقت سرگرم کن درست میشه.

       
  37. علی خامنه ای و ///// !

    اینطور که در ایران پیش می رود و اقتصاد و امنیت اجتماعی کشور در معرض نابودی و هر ان احتمال ریختن مردم به خیابانها و دستگیری سران جمهوری اسلامی می رود و انطور که در عراق و لیبی پس از سرنگونی رژیمهای دیکتانوری دیدیم صدام حسین را از سوراخ موش بیرون کشیدند و قذافی را از لوله فاضل اب ! ایا ان اتفاق در ایران هم خواهد افتاد؟
    اکنون بایستی نظاره گر بود که پس از سرنگونی جمهوری اسلامی علی خامنه ای سرنوشتی نظیر قذافی خواهد داشت ؟
    ایا خامنه ای را در حالی که در ////////////// مخفی شده است بیرون می کشند؟!

     
  38. نوری زاد من واقعاً از تو عذرخواهی می کنم! هزار بار دو هزار بار! یادت می آد به تو می گفتم: شاد می زنی؟! در خبرها خواندم:

    فرمانده سپاه: وظیفه پاسداری از انقلاب، به شهرها، بازار، جامعه و حتی خانه‌های ما باز می‌گردد

    دیدم این مشنگ از هر موجود روی زمین بیشتر شاد می زند!! اگه واقعاً اینجوریه که این یارو می گه پس از انجام یه رفراندوم دیگه برای “جمهوری اسهالی آری یا نه؟” نباید ترسی وجود داشته باشه!!

     
  39. انتشار بخش‌هایی از یک کتاب جنجالی در آمریکا: ترامپ دستور قتل اسد را داده بود!

    باب وودوارد، روزنامه‌نگار تحقیقی و نویسنده آمریکایی در کتاب تازه خود دونالد ترامپ، رئیس جمهوری ایالات متحده آمریکا را فردی «دمدمی‌مزاج»، «عصبی»، «بی‌سواد» و دچار «پارانویا» (ترس و بدگمانی) معرفی کرد. وی همچنین در اثر تحقیقی خود نوشت که مشاوران و اطرافیان ترامپ همواره کنترلش می‌کنند تا او حرکت نابجایی نکند.

    این کتاب هنوز توزیع عمومی نشده و قرار است روز ۱۱ سپتامبر (۲۰ شهریور) و در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای پارلمانی آمریکا راهی بازار شود. با این حال روزنامه واشنگتن پست که به نسخه‌ای از آن دست یافته، روز سه‌شنبه بخش‌هایی از آن را منتشر کرد.

    گزیده‌هایی از این کتاب را که «وحشت؛ ترامپ در کاخ سفید» نام دارد، در زیر بخوانید:

    ترور بشار اسد

    پس از حمله شیمیایی در سوریه در آوریل ۲۰۱۷ که به دولت بشار اسد نسبت داده شد، دونالد ترامپ با جیمز متیس، وزیر دفاع تماس گرفته و از تمایل خود به کشتن بشار اسد سخن گفته است. به نوشته وودوارد، رئیس جمهوری آمریکا در این مکالمه گفته: «بکشیمش! برویم وسط آنها و دخلشان را بیاوریم!»

    جیمز متیس پس از این مکالمه رو به یکی از مشاوران خود کرده و می‌گوید: «ما هیچ کاری نمی‌کنیم. باید بسیار سنجیده‌تر از این عمل کنیم.»

    وزیر دفاع آمریکا همچنین بعد از یک جلسه با دونالد ترامپ در مورد امنیت ملی و حضور نظامی در شبه‌جزیره کره در حالی که عصبانی بوده، به اطرافیان خود گفته است: «رئیس جمهوری مثل یک کودک دبستانی کلاس پنجم، ششم رفتار می‌کند.»

    دیوانه‌خانه

    در کتاب وودوارد درباره جان کلی، رئیس ستاد کارکنان کاخ سفید آمده که وی به شدت و به دفعات اظهار ناامیدی کرده است. این در حالی است که کلی به عنوان نزدیک‌ترین فرد به ترامپ در کاخ سفید شناخته می‌شود.

    او در یک جلسه کوچک در مورد ترامپ گفته است: «او احمق است. حرف زدن با او در هر زمینه‌ای بی‌فایده است. به کلی رد داده. اینجا رسما دیوانه‌خانه است. اصلا ما اینجا چکار می‌کنیم؟ این بدترین شغلی است که من تا حالا داشته‌ام.»

    نجات توافق تجاری

    آقای وودوارد همچنین در کتاب جنجالی خود می‌نویسد که اطرافیان رئیس جمهوری آمریکا همیشه با لطایف‌الحیل او را از عمل به برخی تصمیم‌های نابجا منصرف می‌کنند. از جمله یک بار گری کوهن، مشاور اقتصادی پیشین دونالد ترامپ نامه‌ای را که برای امضای نهایی روی میز کار او بوده «می‌دزدد» تا مانع از صدور دستوری نابجا بشود. این فرمان درباره خروج رسمی آمریکا از یک پیمان تجاری با کره جنوبی بود.

    گری کوهن بعد از این ماجرا به یکی از نزدیکان خود توضیح داده که این کار را به خاطر حفظ منافع ملی انجام داده و ترامپ هرگز متوجه گم شدن نامه نشد.

    خشونت علیه همکاران

    در بخشی دیگری از کتاب «وحشت؛ ترامپ در کاخ سفید» که در روزنامه واشنگتن پست منتشر شده، همچنین آمده است که رئیس جمهوری آمریکا روحیه‌ای دمدمی دارد. این کتاب می‌کوشد تا چهره یک رئیس جمهوری پرخاشگر را نیز نشان بدهد به طوری که با همکاران خود در کاخ سفید با خشونتی غریب رفتار می‌کند.
    http://www.bbc.com/persian/world-features-45419895

     
  40. مصباح: جمهوری اسلامی به تعداد انگشتان یک دست هم در دنیا دوست ندارد.
    مش قاسم: در جامعه یه عده هستن که کارهای دیوونگی میکنن. این دیوونه ها دوست نمیتونن پیدا کن الا یه چندتایی مثل خودشون. آدم عاقل که نمیاد دوستی بکنه با یه دیوونه. یه عده در مرحله بالاتری از جنون هستن، دزدی و آدمکشی میکنن، افراد جامعه رو به عذاب میندازن و آزار میدن (مصطلح است که میگن فلانی مرض آزار داره) و شکنجه میکنن. اینا هم دوست پیدا نمیکنن، کی میاد دوست یه دزد و آدمکش و اونی که مرض آزار داره بشه؟ هیچکی الا یه مشت دزد و آدمکش و مریض آزاری مثل خودشون.

    /*:ک

     
  41. سلام بر ناظران گرامی
    “ما علاوه بر اینکه زندگی مادی شما را می‌خواهیم مرفه باشد زندگی معنوی شما را هم می‌خواهیم مرفه باشد دلخوش نباشید که مسکن فقط میسازیم آب و برق را مجانی‌ می‌کنیم ، اتوبوس را مجانی‌ می‌کنیم دلخوش به این مقدار نباشید. معنویات شما را روحیات شما را عظمت میدیم.شما را به مقام انسانیت میرسانیم…”

    https://iranwire.com/fa/news/tehran/27494
    به امید آزادی ایران و ایرانی

     
  42. پایتخت صیغه در عالم که شهر مشهد است
    مرکز سکس و زیارت قبله گاه و مقصد است
    حوریان هر کوی و برزن دسته دسته جفت جفت
    واژن هر باکره دور حرم ارزان و مفت
    دختر ده ساله داریم ای عراقی ها که ما
    یا که غلمان در هتلها در نهان جان شما
    تن فروشی از برای لقمه ای نان می کنند
    گریه ها با خود شبانگاهان که پنهان می کنند
    در دل این شهر موسیقی که می باشد حرام
    خنده و شادی که یعنی جنگ یکسر با نظام
    اینچنین آخوندها مهمان نوازی می کند
    با نوامیس وطن راحت که بازی می کنند
    شیشه نوشابه جای نفت مجانی که شد
    آنهمه شعر و شعار و وعده تحتانی که شد
    خواهران و مادران را عرضه هر جا می کنند
    از چنین نعمت دمادم شکر عظما می کنند
    مملکت را بین خود هر سو که قسمت کرده اند
    نزد اینان مردم محروم اسیر و برده اند
    ای که ایران را به روس و چین فروشی هر طرف
    تن فروشی صد شرف دارد به تو ای بی شرف

     
    • جاویدان سپاه ایران

      به گفته مقامات مسئول97 درسد زائرین همراه خانواده هستند 3درسد مجرد هستند از این 3درسد 2درسد زن هستند می ماند 1در سد مرد آنتالیا به نجف وکربلا نزدیکتر از مشهد است وارزانتر با تنوع بسیار زیاد موضوعات جنسی وکاملا در دسترس خودت را زیاد زحمت نده خر داغ میکنن

       
      • جاویدان گرامی،در این سایت در بحث های سیاسی غالبا خو گرفته اند به دلخوشی و نق زدن در مورد یک سلسله اخبار جعلی و دروغ ،یا اطلاعات ناقص و غلط و برخی شایعات،توجیه روان شناختی این رویکردها چیزی نیست جز بی مایگی دینی،نقصان اطلاعات و تکیه بر اخبار جعلی برخی رسانه های خارجی مثل گاردین و شرکاء و همین شبکه های اجتماعی متنوع که ماشاء الله پر است از این چرندیات و اخباری که جعل می شود و بصورت میلیونی بلکه میلیاردی تکثیر می شود و متاسفانه تا بیایید جا بیندازید که فلان مطلب دروغ است از اساس،اینقدر تکثیر و تکرار و تلقین و راسخ در اذهان می شود که پاک کردن و از بین بردن آنها تقریبا محال است،نگاه کنید ببینید نوع تحلیل های کوتاه و بلند چند نفر در این سایت با اسامی متنوع و سیال،بر همین چرندیات رسانه های جدید و تلقین و تکرار آن استوار است،حال وقتی جوهر شخصی فرد نیز بر عدم رعایت اخلاق،عدم تقید به دین،عدم باور به خدا،و باور به حساب و کتاب پس از مرگ استوار باشد و کینه ها و عصبیت های سیاسی هم چاشنی آن شود ببین چه آش شوربایی پخته می شود! من چند بار در مورد جعلیات مربوط به شهر مقدس مشهد الرضا علیه السلام توضیح دادم که گزارشی که در یکی از روزنامه ها یا سایت ها (بنظرم شهروند بود) ارائه شده بود یک گزارش تحلیلی بود نه یک گزارش خبری،محور گزارش نیز بر وجود خانه مسافرهای غیر مجاز متمرکز بود و اینکه مسئولان لازم است در مورد مجوّز دار شدن همه خانه مسافرها متمرکز شوند از این جهت که اصلا در هتل ها و مسافرخانه های مجوز دار مشهد بلحاظ قانونی ممنوع است که ترکیبی از یک زن ایرانی و فرد خارجی اسکان یابند،این در واقع یک هشدار بوده و هست،تخلف و فحشاء نیز همه جا ممکن است پنهانی اتفاق بیفتد،حال اینکه کسی یا کسانی تعمدا و با استقرائات ناقص سخنی افواهی را کوک کنند و به نشریه های معاندی مثل گاردین بدهند و منتشر کنند،انعکاسی از واقعیات خارجی ندارد،یکی از مزخرف نویسان کلیشه نویس این سایت هم نقل کرد که یک تاجر سکس اینرا به گاردین گفته است! یعنی گزارش های میدانی گاردین و نظائر او بر اینگونه سخنان غیر معلوم الاسناد و مبهم استوار است،تاجر سکس یعنی یک فاسق و یک انسان هرزه،اساسا مگر سکس و فحشاء در کشور اسلامی مباح یا قانونی است که یک فاسق جا…بتواند براحتی چنین کند؟! این است که یک مزخرفی را یک فرد نامعلوم به یک روزنامه خارجی می گوید بعد هم می شود یک ویدئوی یوتیوبی با مخلّفاتی جعلی و دستکاری شده که بارها در مسائل مختلف شاهد آن بوده ایم و اینکه برای برخی الان ویدئوها ی یوتیوب حکم وحی یا قرآن را پیدا کرده است که هرچه سایت یوتیوب منتشر کرد مو لای درزش نمی رود! متاسفانه این یک آسیب بزرگی است که نه فقط جامعه ما بلکه کلیت جوامع بشری با آن مواجه اند در باب رسانه های اجتماعی و در حقیقت این نوعی بیماری اجتماعی شده است،حالا اگر انگیزه های سیاسی و کینه و تعصبات سیاسی و فقدان وجدان اخلاقی هم ضمیمه اش شود می شود ملغمه ای شبیه همین چیزهایی که اینجا می بینید از قبیل نظم و نثرهای کلیشه ای رایج،کاری ندارند که مثلا آمار زائران و کمّ و کیف آن چیست،همینجور روی کینه و نفرت نسبت به تشیع و امامان بزرگوار شیعه و مقدسات و محترمین مردم ایران دائم در حال آلوده سازی خود و دیگران هستند و البته فی الواقع خود را رسوا و مفتضح و خسته می کنند،و من فکر می کنم کسی که بدون احراز و استناد به یک واقعیت صرفا طعنی می زند و نقّی می زند پیش از آلوده کردن فضای مجازی ،انسانیت و اخلاق و فکر و عقل و وجدان خویش را آلوده کرده است.البته اگر چنین رویکردهایی مهار نشود دامنه آن همه چیز و همه کس را خواهد سوزاند.

         
        • جاویدان سپاه ایران

          با درود وسلام

          وآرزوی شادکامی برای حضرت عالی

          از اینکه وقت گذاشتید ومن را بهرمند ساختید سپاسگزارم

          همانطور که حضرت عالی فرمودید این یک جنگ روانی است وبیشتر برای تزریق ناامیدی در اقشار مردم پیگیری میشود اینها میدانند نظام حکومتی ایران منسجم وقدرتمند است تلاش میکنند پتانسیل نیروی جوانان ایران در خدمت اهداف انقلاب قرار نگیرد و ما را از توان این نیرو محروم کنند .

           
  43. مصطفی بادکوبه ای

    کدام قانون اساسی؟؟؟

    درود بر شما

    اگر مسئولان حاکمیت ایران ، پاسخ یکی دو پرسش را به ملت ایران بدهند ، خیلی خوب و روشنگر است.

    نخست اینکه :” مردم اصل هستند یا قانون اساسی؟؟؟” به عبارت دیگر آقایان قانون را مقدم بر مردم می شناسند یا مردم را مقدم بر قانون؟،…

    گمان ندارم که کسی قانون رابر مردم مقدم بدارد،اگر این نظریه درست باشد، که البته هست، نوبت به پرسش دوم می رسد،،،

    بگویید آیا ، آنچه در چهل سال پیش، به نظرنویسندگان پیش نویس قانون اساسی این نظام رسید، و بعدا هم گروهی آن را با دیدگاه خاص خود، تکمیل کرده اند، جزو آیات الاهی و ” لایتغیر” است؟ ونویسندگان آن متن و تکمله ی آن ” معصوم ” بوده اند؟؟

    اگرکسی بگوید “متن قانون اساسی جمهوری اسلام ایران مقدس است” قطعا کفرفرموده و سخنی نا به جاگفته است.
    واگرکسی بگویدتدوین کنندگان آن متن ( چه متن خوب اولیه و چه متن ناقص بعدی) توسط ” معصومان” تهیه شده که بازهم غلط فرموده است….پس

    پس ای مسئولان مردم چگونه بگویند که ما بر مواد مهمی از این قانون اعتراض داریم؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    ما چه کنیم که سایه ی هولناکِ اندیشه های “چند نفر ازعلمای ایران” ، از سر ملت کم شود و مردم بار دیگر ، بتوانتد نظرشان را ، ( با توجه به تجربه های گرانقدری که در این چهل سال به دست آمده است) طی یک رفراندم رسمی، مسالمت آمیز و منطقی، اعلام کنند…!!؟!!؟

    ای آقایان مراجع، ای اسلام شناسان، ای مدعیان آزادی و عدالت….
    در قرآن کریم نیز بنابر تصریح آیه ی” نسخ” بعضی آیات الاهی تبدیل به احسن شده اند، ما ننسخ من آیه او ننسها نات بخیر منها او مثلها

    … شمارا چه می شود که”این قانون اساسی” و قوانین نشات گرفته از آن را ” همیشگی ” می پندارید و مردم را به هیچ می گیرید؟؟؟؟؟

    من ، در میان جامعه زندگی می کنم، بسیاری ازروشنفکران، دانشگاهیان، حوزویان، اهالی اقتصاد، هنرمندان، پژوهشگران، حقوقدانان ، و.و.و… را بارهاو بارها دبده ام که از” نارسایی قانون اساسی” دم می زنند و از آن ناراضی اند… ، اگر براستی به درستی اندیشه تان باورمندید ، چرا فرصت طلایی و رسمی ” حمایت مردمی” از مکتبتان را از دست می دهید….؟؟؟

    خوش بود گر محک تجربه آید به میان
    تا سیه روی شود، هرکه در او غش باشد

    من خواهان رفراندم و اخذ نظر ملت ایران درباب قانون اساسی هستم

    پاینده ایران، سرافراز ملت ایران

    @mostafabadkobeie

     
    • البته یک قانون اساسی که بیشتر نداریم،و مادامی که در مورد آن بازنگری نشده روی منطق حقوقی برقرار است و شهروندان و حکومتگران قاعدتا باید به آن ملتزم باشند.

      اصل در حکومت نیز البته مردمند و مردم هستند که از طریق نمایندگان منتخب خود قانون اساسی تدوین می کنند و آنرا تصویب می کنند.

      قانون اساسی اگرچه باعتبار رای مردم مورد احترام است و باید هم مورد احترام و التزام باشد اما این متن نیز مثل سایر متون بشری مقدّس و غیر قابل تغییر یا تکمیل یا اصلاح نیست،در عین حال قانون اساسی بتعبیر شما سایه هولناک چند نفر از علماء نیست،بلکه متن تدوین و منقّح شده “نمایندگان منتخب مردم اعم از علماء و دانشمندان و دانشگاهیان”بوده است،از این جهت شایسته نیست کسی که مدعی دموکراسی است از نمایندگان منتخب مردم در تدوین قانون اساسی اینطور عامیانه تعبیر کند.

      نیز شما بعنوان یکی از آحاد شهروندان این کشور خواهان بازنگری در مورد قانون اساسی باشید اما فقط رای و نظر خودتان را نمایندگی می کنید و مادامی که بازنگری و رفراندوم جدیدی صورت نگرفته،بلحاظ حقوقی قانون اساسی فعلی باقیست و شما نیز حق ندارید از جانب اکثریت مردم ایران سخن گوئید و مطلوب خود را مطلوب مردم ایران بدانید.

       
    • جاویدان سپاه ایران

      دولت مقدم بر مردم وقانون اساسی است چون ملتها وکشورها با دولت شناخته میشوند ودر اینجا خلائ معنی ندارد

      اول تخم مرغ بود یا مرغ را رها کن

       
  44. اقای شبخ مهدی کروبی فرزند احمد خان کروبی زاده روستای اختخوان گلپایگان و بزرگ شده الیگودرز ؛ نامه شما به شورای نگهبان می باید ۲۰ سال پیش نوشته میشد زمانی که بر توسن قدرت سوار بودی و چهار نعل به طرفداری از خط امام راحل می تاختی ؛ اقای شبخ مهدی نظام ولایت فقیه انقدر پوست کلفت شده که با این سیخونک ها دردش نمیگیرد ؛ نظام دیگر بی خیال این نامه های سرگشاده شده و انتقاد های بالاتر از این را هم بی توجه میگذرد ؛ پسر شیخ احمد !! اگر بنا داری که در میان مردم بهایی پیدا کنی باید از جمهوری اسلامی و امام راحل عبور کنی ؛ اقای شیخ مهدی مردم کسی را که به جمهوری اسلامی معتقد باشد نمی پذیرند؛ مردم در این چند سال خیلی اگاه شده اند ؛ دیگر سید خندان را هم قبول ندارند و عبای شکلاتیش را به جامی بر نمی گیرند و بقول حافظ : من این دلق ملمع را بخواهم سوختن روزی — که پیر می فروشانش به جامی بر نمیگیرد
    ‌جناب شیخ مهدی فرزند احمد خان کروبی من این نصیحت را به لحاظ فامیل بودن به شما میکنم ؛ از نظام عبور کن !!

     
  45. آقای نوری زاد
    از این مشاعل جدید در ام القرا خبر دارید که؟

    عجیب‌ترین شغل‌های جهان که اين روزها در ايران باب شده‌اند!

    ❇️ پیچیدن عمامه به زیباترین شکل
    در آگهی‌ که این روز‌ها در صفحات مجازی دست‌به‌دست می‌شود، نوشته شده است: «با عرض سلام خدمت روحانیت معزز، پیچیدن عمامه متنوع در طرح‌های مختلف (متناسب با سلیقه شما) پذیرفته می‌شود.» با شماره‌ای که ذیل این آگهی درج شده بود، تماس گرفتیم. مبلغ بستن عمامه از ۴۵ تومان شروع می‌شود و نسبت به مدلی که انتخاب کنید قیمت این کار تا ۸۰ تومان هم اضافه می‌شود. البته خود بحث عمامه (نوع جنس، متراژ و…) هم بر قیمت آن تاثیر می‌گذارد.

    ❇️ دادزن‌
    دادزن‌ها كه براي مغازه‌ها مشتري جمع مي‌كنند در مشهد بین ۳۰ تا ۱۰۰ هزار تومان در روز پول می‌گیرند. برخی حقوق ثابت دارند و مابقی به صورت درصدی هستند و هر چه مشتری بیشتری بیاید پول بیشتری کاسب مي‌شوند.

    ❇️ شهادت دهنده در دادگاه‌!
    اگر به دادگاه سری زده باشید، به‌ویژه دادگاه‌های خانواده می‌بینید افرادی هستند که جلوی دادگاه‌ها ایستاده‌اند و زیر لب می‌گویند: «شاهد، شاهد طلاق، داور طلاق، شاهد اعسار، شهادت می‌دهم و…» به درست و غلط بودن این شغل و اینکه درآمد این شغل حلال است یا خیر، کاری نداریم. قیمت هر شهادت در دادگاه چیزی حدود ۵۰ تا ۷۰ تومان است.

    ❇️ پارکینگ بر پول بگیر!
    پارک در محل‌هایی مثل جلوی شیر‌های آتش‌نشانی ممنوع است، برخی افراد که عجله دارند خواسته یا ناخواسته در این محل‌ها پارک می‌کنند. افرادی هستند که کمین می‌کنند و وقتي راننده رفت، با جرثقیل تماس می‌گیرند تا ماشین از آن محل به پارکینگ انتقال داده شود. راننده که به محل پارک ماشین برمی‌گردد و متوجه می‌شود ماشینش نیست، جلو می‌آیند و می‌گویند: «ماشین را جرثقیل برد، بیا با موتور به محل پارکینگ ببرمت» و هزینه‌ای بین ۳۰ تا ۵۰ تومان برای این کار از راننده می‌گیرند!

    ❇️ دست جلوی پلاک بگیر!
    اين افراد براي ورود متخلفين به طرح ترافيك، با گرفتن حدود ۲۰ تا ۵۰ تومان، دست خود را جلوی پلاک ماشین ميگيرند تا دوربین کنترل ترافیک نتواند پلاک شما را ثبت کند.

    ❇️ گریه کن!
    شفل این افراد، تدارک دیدن و مهیا کردن افراد برای حضور در همایش‌ها، مراسم ختم و عروسی و… است و می‌توانند سالن یک همایش را با ظرفیتی بین ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ نفر پرکنند و به ازای افرادی که در این مراسم حضور دارند، سرویس ایاب و ذهاب، یک وعده غذا و حدود ۲۰ تا ۳۰ هزار تومان مطالبه می‌کنند که قبل از ورود به سالن این مبلغ باید به افراد پرداخت شود. حق‌الزحمه خودش هم برای هر مراسم چیزی حدود سه تا پنج میلیون تومان است.

    ❇️ فروش نوبت در صف تعویض پلاک
    اين افراد صبح زود می‌روند در صف تعويض پلاك نوبت می‌گیرند و بعد که صف طولانی شد به افرادی که عجله دارند، جایشان را می‌فروشند! هزینه فروش نوبت هم بستگی به مدل ماشین دارد. به‌عنوان مثال در بازدیدی که ما از این خرید و فروش نوبت داشتیم قیمت برای پژو ۲۰۶، ۸۰ تومان و برای یک هیوندا ۱۶۰ تومان بود، آقایی می‌گفت: هفته پیش یک BMW که خیلی هم عجله داشت نوبتی را به مبلغ ۳۰۰ هزار تومان از فلان آقا خرید.

    ❇️ اجاره پکیج و ژنراتور
    پس از ساخت‌وساز، تا برخی المان‌های مهندسی در ساختمان نباشد پايان كار نميدهند. اما برخی کارفرما‌ها تمایلی به اینکه این وسایل را برای خانه تهیه کنند ندارند. برخی مغازه‌دار‌ها پکیج و ژنراتور کرایه می‌دهند

    ❇️ پارکبان‌های تقلبی
    افرادی بدون آنكه هیچ وابستگی‌ای به شهرداری داشته باشند لباس پاركبان مي‌پوشند و از خيابان خدا پول زور می‌گیرند و گویا حتی قانون حریف آن‌ها نمی‌شود؛ چراکه نمی‌توان جرمی برای آن‌ها نوشت تنها از این خیابان به خیابان دیگر می‌روند.

    ❇️ قلیان موتوری
    قلیان چاق‌کن شغلی است که این روز‌ها حتی اگر درکنار ساحل هم قدم بزنید برای خودش کاسبی دارد. سرویس تحویل آن مقابل در منزل هزینه‌ای بین ۶۰ تا ۸۰ تومان دارد.

     
    • آخوندا یه ملت جهان سومی بیچاره و بدبخت خرافات باور میخواد که بتونه به حکومت شر مقدس ادامه بده. آخوند عشق میکنه که همه دروغگو و شیاد و دغل و دزد و آدمکش و شکنجهگر مثل خودشون باشن. ای که مرده شور منقلابیون ۵۷ و حداقل هفت جد و آبادشون رو آینده گانشون رو ببرن.

       
  46. ظریف در بدو ورود به دمشق:
    بایدهرچه زودترروندبازسازی سوریه را آغازکنیم

    جناب ظریف
    بعدش اگه فرصت کردید سری هم به زلزله زدگان کرمانشاه مخصوصا خانه خراب های سرپل ذهاب وزنان وبچه های کپر نشین بلوچستان وسایرمردم محروم ایران بزنید.حتماخودشان خواستنداینگونه زندگی کنند شایدهم این همان مقام انسانیت باشد که امام قولش را به مردم داد.

    حکومت ولایی ورهبر مسلمانان جهان با کنترل رشد جمعیت در ایران مخالفند ومعتقد هستند برای سیاه لشگر سپاه اسلام دراینده جمعیت هرچه بیشتر بهتر جالب اینجاست در ایران ما برای این کودکان تازه وارد نه جا هست نه اب هست ونه غذا از همه مهمتر اینکه کسی به لطف ملایان دیگر توان خرید پوشک بچه وشیرخشک را ندارد ومردم زین پس مجبورند به رسم انسانهای نخستین بچه بزرگ کنند.

    جناب نوری زاد عزیز این سروده را بیاد ارش عزیز که اکنون در بند ملایان ضد بشر است تقدیمتان می‌کنم (قلم)

    سروده: داراب فلاح

    تقدیم به قلم نواز آگاه آرش شعاع شرق…

    ای قلم تا کی به بندت می کشند!؟
    تاچه وقتی به کمندت می کشند!؟
    سینه ام پُر گشته از فریااااااد ها!
    گشته مالامااااااال از بیداااااد ها!
    جز نوشتن راهِ چاره نیست هیچ،
    بازگشتی را دوباره نیست هیچ،
    تکیه گاهی نیست آسایم دمی!
    رازداری نیست تا سایم غمی!

    رازدار من تو هستی ای قلم،
    برمَلا كن آن چه دیدی از سِتَم،
    این بلاها از کجا نازل شده!؟
    مُهرِ پیمان ها چرا باطل شده!؟
    هرکه زورش بیش ظلمش بیشتر!
    می زند قلب عدالت نیشتر!
    بُخل و کینه مهربانی را بکُشت!
    همدلی با همزبانی را بکُشت!
    جای چشمه خون بجو شد از زمین!
    پشت هر دیوار گرگی در کمین!
    پول بر گیتی خدایی می کند!
    با شِقاوت همصدایی می کند!
    دیو ها دیگر به قصّه نیستند!
    کس نداند تحتِ اَمرِ کیستند!
    می کُشند و می درند و میخورند!
    گردنِ آدم چو بَرّه می بُرند!
    ابلهی را شیر کرده بَد سِرِشت،
    با وَعید و وعده ی باغ بهشت،

    آتشی برخود ببندد، یک نگاه!
    می کُشد درجا هزاران بی گناه!
    خود نداند خورده از دیوی کلک!
    خویش سازد ، تِکه تِکه بر دَرَک!
    خشکی و دریا و کوه و جَنگلان،
    زیر پای نحس و زشت بَد دلان،
    می شود جولانگهِ گرگ و شغال،
    تا زمین نابود گشته، زین روال،
    این دَم از دین و دیانَت می زند!
    آن یکی حرف از سیانَت میزند!
    لیک هر دو فکر مَکر و حیله اند!
    از ریا چون کِرم اندر پیله اند!
    رو تو فلاح فکربخت خویش باش،
    یار هر انسان نیک اندیش باش

     
  47. با درود آقای نوریزاد
    من حاصل نه سال تجربیاتم را راجع به پارازیت خدمت شما عرض میکنم بلکه شما منتشر کنید و ی گوش شنوا باشه و این امواج خطرناک را که هم برای انسان فوق العاده خطرناکه و هم برای محیط زیست را قطع کنند..سال ۸۸ بود که پارازیتها هم شدت گرفت وهم ساعات بیشتری در شبانه روز این امواج خطرناک پخش گردید و از همان زمان بود که به بیماری های گوناگونی دچار شدم از جمله ابتدای امر من که هیچ گاه فشار خونم از ده بالاتر نمیرفت تا ۱۴ روی ۹ بالا رفت و بعد بیماری قند نوع ۲ نسیبم شد و از همه بدتر عضلات بدنم از پایین ترین قسمت شروع به انقباض و گرفتگی عضله شدم که الان این گرفتگی به روده ها رسیده وباعث یبوست و ماندن غذا به مدت طولانی در روده ها میشه به طوری که باعث تغییر رنگ مواد غذایی مونده در روده ها میشه و به همین علت مجبور شدم روزی ۱۲ ساعت از شهر و مناطقی که پارازیت هست دور بشم و الا باعث درد شدید پاها و شگم میشه و رگهای پاهام بیرون میزنه. الان که این مطالب را برای شما مینویسم قسم میخورم که باعث مرگ مادرم همین پارازیت ها شد و اگر آن زمان که مادرم فوت کرد به اندازه الان از این مسئله مطمئن بودم برای مادرم دور از شهر خانه ای اجاره میکردم و از شهر تا آنجا که میشد دورش میکردم. اما موضوع دیگری هم هست که شاید باور آن برای شما مشکل باشه و آن اینکه پارازیت باعث ترس و بیخالی میشه . من قبل از اینکه پارازیت ها پخش بشه هیچگاه از مرگ ترس نداشتم و گاهی اوفات که به پزشک مراجعه میکردم و برای من چند جور آزمایش مینوشت دوست داشتم که جواب چند تا از انها مثبت باشه و کلا این زندگی و اوضاع و احوال را دوست نداشتم اما بعد از پارازیتها اصلا ترس دارم که برم دکتر و با اینکه چندین مشگل از نظر سلامتی دارم از مراجعه به دکتر خوداری میکنم و سعی میکنم با داروهای گیاهی خودن را درمان کننم. و الان حتما باید روزی چند ساعت به بیرون از شهر برن تا کمی دست و پاهام آرومتر بشه .گاهی اوقات پیش میاد که چند روزی برای استراحت به بیرون از شهر و مناطق کوهستانی میرم به طور عجیب و باور نکردنی حالم بهتر میشه و آن حالت ترس و اضطراب از من دور میشه و دوباره به زندگی و همه چیز امیدوار میشم. قسم میخورم تمام مواردی را که براتون نوشتم راست بود و چیزهایی بوده که تجربه کردم و الان در صددم که خونه را بفروشم و برم جایی دور از شهر و پارازیت زندگی کنم. با وجود اینکه میدونم مسئولین میدونند که مردم به طرق مختلف میتونند از اخبار مطلع بشن و هر کس به طریقی اگه بخواد از برنامه های ماهواره استفاده کنه حتما میتونه و راه های گوناگونی هست که با وجود پارازیت بشه برنامه های ماهواره ای را دید چرا مسئولین اصرار دارند که پارازیت ها آن هم با چنین شدتی پخش بشه.. با یکی دو تا از مسئولین رده پایین که صحبت کردم و گفتم با وجود احتمال خطر انواج پارازیت چرا این کار را با این شدت ادامه میدن در جواب من گفتند چون هنوز خطر امواج پارازیت صد در صد تایید نشده و من گفتم اگه چند سال دیگه ثابت شد که این امواج برای انسانها و محیط زیست بسیار خطرناک بوده چی؟ گفت آن موقع حتما دیگه پرازیت پخش نخواهد شد . ایا این جواب خالی از اشکال نیست؟
    همه را به خدا میسپارم چون باور کنید هر چی فکر کردم‌ که چطور میشه یک سری آدمهایی که فقط سواد خوندن و نوشتن را دارن و اصلا نمیدون امواج یعنی چه را قانع کرد که امواج هم میتونند خطرناک باشند.

     
  48. تزویر روانی با وزیر قربانی!

    کودک خودسالی بودم.روزی به همراه مادر به خانه یکی از بستگان می رفتیم. پایم به سنگی برخورد و به زمین افتادم. آرنجم کمی آسیب دید. به شدت شروع به گریستن کردم. مادر برای تسکین ،ضمن نوازش من چند لگد محکم به آن سنگ زد و با پرخاش به او گفت: چرا پسر عزیز مرا انداختی؟!

    گویی با تنبیه سنگ خطاکار(!!) کمی از درد و رنج من کاسته شد و خاطرم تسکین یافت!

    حالا نمی دانم چرا پس از استیضاح اخیر وزیر اقتصاد و دارایی دائما این خاطره در ذهنم تداعی می شود.

    به نظر شما بین تنبیه سنگ و تسکین درد آرنج من نسبتی می بینید؟

    آیا بین استیضاح وزیر اقتصاد با بهبود اوضاع به هم ریخته امور اقتصادی کشور رابطه ای احساس می کنید؟!

    آیا شما نیز چون من بین آن احساس واهی کودکانه من با این رویداد تشابهی نمی بینید؟

    آیا فکر نمی کنید دایگان سیاسی با این حرکت نمایشی برای تشفّی و تسکین موهوم هزاران درد و گرفتاری اقتصادی مردم یک وزیر را قربانی می کنند؟

    اینان چرا از صدها علل نگفتنی و عوامل نهفتنی بحران اقتصادی یک کلام نمی گویند؟!

     
  49. (درپیرامون سخنان شما) که چرامرا نمی کشند؟
    ازگفتار بسیار ارزشمندتان هم لذت بردم وهم آزرده شدم .ازبخش نخست که بگذریم درزمینه آزردگی باید بگویم که این پرسش ها نه ازعلاقمندی مردم به ازمیان برداشتن شماست بلکه آیین حاکم برروزگاران چنین بوده وسرانجام به باور مردمان درآمده است .درمقام سنجش نپندارید که سرگذشت رادمردانی برخاسته ازاین مام میهن جزاین نبوده که میدانی یکی ازآنان وپاکمردترین شان رادرپیشگاه فرشته عدالت وخانه داد بهمراه بیگناه همراه قورمه قورمه کرده اند آیا آنان شهره جهان نبودند؟
    من ازآندسته نیستم که درسخنان شما کمترین تردیدی داشته باشم لیکن اینگونه دیدگاه هادرمیان مردمان چندان شگفت آور نمیباشد وشما نیز باآنهمه پختگی وخردمندی ،بخوبی پاسخ داده ایدکه بیاری آفریدگار پاک هماره مانا وپایا باشید.بدرود آزاده مرد.

     
    • جاویدان سپاه ایران

      ما نه تنها نوریزاد را نمیکشیم بلکه یه چیزی به او میدهیم هر چه زودتر ایران را ترک کند به لس انجلس برود یک کانال تلوزیونی را بیندازد و آثار هنری خودش را نقاشی وفیلم وهر چه در بساط داردنمایش دهد تابلوهای خود را با قیمت بالا بفروشد وهزینه برندازی کند قول میدهم امریکا واسرائیل وعربهای دست ودل باز هم کمک کنند تصاویر هم با کیفیت4kپخش شود

       
  50. علی اکبر ابراهیمی

    نسخه ویرایش شده یادداشت در ساعت جاری در فیسبوکم و در دو وبلاگ رسمی و اصلی روزانه ام منتشر شد.

    Ebrahiminetwork.blogspot.com
    Centurygenius.blogspot.com

    در یادداشت، خط مشی اپوزیسیون ایرانی در مورد امام حسین و عاشورا تبیین و تعریف شده است.

     
  51. اخبار:
    قیمت دلار از مرز ۱۴۰۰۰ تومان گذشت.
    -رضا خندان همسر نسرین ستوده بازداشت شد.

    به حکومت کره شمالی مزرعه حیوانات خوش آمدید.

     
  52. آخوندها با وجود مغز فندقی بودن خیلی زیرک اند چرا که به این مهم پی بردن که خدایی در کار نیست و هر چه هست در این دنیاست و باید به کمک دکان دین از آن بهره جست !
    بیچارگی ما مردم هم اینه که گول آخوندها را خوردیم و فکر میکنیم خدایی هست و هر مصیبتی که به سرمان میاد عاملانش را واگذار میکنیم به خدا ! آخوندها هم که تیشه به ریشه کشور می زنند و در آخر تبر را روی دوش خدا میگذارند ! شما پیدا بکن حدا را ! به نطرم مطلقا خدای رحمانی که در ذهنمان ساختیم وجود ندارد اگر هم باشه آخوندها عین دستوراتش را اجرا میکنند تاریخ اسلام این را میگوید پس باید بجای نوشتن نامه فرضی از طرف خدا با او مبارزه کرد چرا که ظاهرا نماینده ولی فقیه در آسمانهاست !

     
    • مهرداد! ببخشید والش جان! حالا شما به آخوندا و مغز فندقی بودن اونها کاری نداشته باش،خودت عقل خود را (اگر احساس می کنی داری!) بکار بگیر ببین جهان، خدای آفریدگار مدبّری دارد یا خیر؟ شما تصور می کنی خدایی (حال رحمان یا غیر رحمان یا هر اسم دیگری) وجود ندارد؟ آیا حکم به نیست و نفی نیازمند اقامه دلیل و برهان نیست؟حتی در جهان اندیشه آنکه بر مسیر ماتریالیسم می رود و پای می فشارد لاجرم باید بر صدفه و تصادفی بودن پیدایش و دوام جهان اقامه دلیل کند وگرنه صرف ابراز تردید و شک و اینکه آفریدگار و مدبّر جهان بی انتها را مثل این مشتی گندم که در دست من است نشان بده چیزی نیست که عقل آنرا تصدیق کند. حالا جدای از فطرت انسانی (اگر روکش هوا و هوس و مادیت آنرا ناکار نکرده باشد!) در حکمت رایج و بحث های تئولوژی برهان های مختلفی بر وجود خدای آفریدگار جهان (حالا نام او را هرچه می خواهی بگذار) اقامه شده،شما وقتی افاضه فیض می کنی و با تبعیت از خواهش نفس و عداوت با این و اون می گوئی :”شما پیدا بکن حدا را ! به نطرم مطلقا خدای رحمانی که در ذهنمان ساختیم وجود ندارد”.
      لااقل خودت را عقلا موظّف بدان به این دلائل رجوع کنی و آنچه که بر خلاف عقل یا فطرت خویش یافتی مستدل بیان کنی آنگاه حکم جزمی به نفی یا اثبات آن کنی،بقول مرحوم شیخ الرئیس:کسی که خو کرده است به نفی و اثبات بدون دلیل،بتحقیق از فطرت انسانی خارج شده است (من تعوّد اَن یُصَدِّقَ مِن غَيرِ دَليل فَقَد انسَلَخَ عَنِ الفَطرَهِ الانسانيَه)

       
      • سلام از بنده است
        اولا من گروهبان والش معاون جانی دالر هستم بحثی هم با شما نداشتم تا حالا
        دوما خدایی هم اگر باشه اینی نیست که آخوند ها میگن یعنی مختص دین خاصی نیست و فرا دینی و جهانی است
        سوما اگر واقعا خدا اینی باشه که آخوندها توصیف و نمایندگی میکنند و به نامش جنایت میکنند باید خدا و کتابش و آخوندها و همه را جارو کنیم تو خلیج فارس !

         
        • سلام،مشکل امثال شما رسالت یا نبوت عامه و خاصه است،چون بحث خدای جهان و آفریدگار جهان همینطور که خود شما گفتی فرا دینی و جهانی است و بتعبیر دقیق تر بحثی عقلی یا فطری است،بنابر این بحث خدا را که بحثی عقلی است نباید با بحث رسالت خاصه یک پیامبر و احکام یک شریعت مخلوط کرد،بحث خدا بتعبیر دقیق تر ربطی به آخوند یا غیر آخوند ندارد ،بحث عقلی را باید بطور تجریدی بررسی عقلی کرد،بحث نبوت عامه یا خاصه را نیز همچنین،شعار سیاسی دادن نیز البته کار آسانی است همینطور که شما این امکان را داری که شعار دهی که دیگرانی را باید جاروب کرد در خلیج فارس،ممکن است دیگران نیز مثلا متقابلا بشما بگویند شما را باید جاروب کرد در سطل زباله،مقصودم این است که یکوقت در مقام بحث سیاسی و شعارهای هاید پارکی سیاسی هستی خوب آن بحث خاصی است،یکوقت می خواهی ورود در بحث های عقیدتی یا ایدئولوژیک کنید ،اینجا اگر شما با سیستم سیاسی ایران مخالفت دارید عیبی ندارد بحث سیاسی کنید اما بحث از خدا و خدای آخوند و چیزهایی از این قبیل بحث هایی انحرافی است.این جانی دالر و گروهبان والش رو هم ولش کن و با اینجور اسمها خوشمزگی نکن چون اینها مربوط به رادیوی زمان شاه بود که بزباله دانی تاریخ رفت و آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت! شما خودت باش با اسم ثابت همیشگی یا بهتر از آن،آندرستند؟!

           
  53. علی اکبر ابراهیمی

    خط مشی اپوزیسیون ایرانی در مورد امام حسین و عاشورا

    نسرین ستوده را آزاد کنید

    شما کشورهای ۵+۱ نزدیک به ده سال است که مرا در این اوضاع و شرایط ایران به ایران پرت کرده و در ایران حبس کرده اید که چه بشود؟ خسارات مادی و معنوی من در زندگی و در عرصه های مختلف را چه کسی پاسخگو خواهد شد؟ اصلا با چه حقی دست به چنین کاری زده اید؟ من حق خودکشی دارم و در صورت هرگونه مرگی که در ایران برای من پیش آید کشورهای ۵+۱ باید به شدت مجازات شوند.

    بازداشت وکلای اصلی در ایران چه معنا یا توجیهی دارد؟
    اعتصاب غذای نسرین ستوده چه معنا یا توجیهی دارد؟ بازداشت همسر ایشان پس از مصاحبه در مورد وضعیت ایشان چه معنا یا توجیهی دارد؟

    اتباع و شهروندان کل کشورهای ۵+۱ و بخصوص چین و روسیه و همچنین حتی آمریکا، در مورد سرکوب نخبگان سبز ملت ایران طی روزها، هفته ها و سالهای اخیر مسوولند و باید بطور دستجمعی شکنجه فیزیکی شوند.

    در دیدگاه اکبر آنها به سمت امکان معافیت نیز می توانند گام بردارند. باید به سمتی که مورد نظر و مورد تایید اکبر است گام بردارند. به نظر من آنها باید غرامتهای مادی و معنوی ایثارگرانه و نسبتا جبران کننده بپردازند حتی اگر که برایشان دردناک باشد. آن شش کشور باید توسط جهان اکبر استثمار شوند تا حرمت جنبش سبز ملت ایران پاس داشته شده باشد.

    قرارداد بستن ایران با چین و روسیه در زمینه هایی که با کشورهای صنعتی درجه اول جهان قرار داد بستن در آن زمینه ها به نفع ایران باشد، یک دزدی آشکار و گستاخانه از سوی چین و روسیه است. چرا با باند ظالم و فاسد حاکم بر ایران قرار داد می بندید شما که کاترین اشتونتان را برای دیدار با مادر ستار بهشتی نمی فرستید؟

    چنانچه روسیه و چین بجای کمک به مردم ایران برای رهایی از چنگ جمهوری اسلامی، به دله دزدی و لاشخوریسم فرصت طلبانه بر علیه ایران و ملت ایران ادامه دهند و در حالی که خودشان کمونیست اند، قرآن به خامنه ای هدیه دهند و این قبیل خطی مشی ها را ادامه دهند،

    فرصت خوبی برای آمریکا پیش آمده تا با زدن یک تودهنی نظامی محکم به چین و روسیه، در دیدگاه اکبر در جهت حذف نام خودش از فهرست محکومان به مجازات گام بردارد و در دیدگاه اکبر، از مجازات معاف شود.
    بعبارت دیگر، سرکوب فرزندان ایثارگر و دلسوز و مسوول ملت سبز ایران در نزدیک به ده سال اخیر از سوی جمهوری اسلامی، فرصت مناسبی برای آمریکاست که بعنوان نماینده خیر در جهان در مقابل شرارت گستری روسیه و چین بایستد و برای دفاع از خود و جهان بجنگد.

    من امروز در اینجا رسما اعلام می کنم که برای ملت من یعنی ملت ایران، تحریم، جنگ و مرگ خیلی بهتر است از آنکه نسرین ستوده و نرگس محمدی و محمد نجفی و قاسم شعله سعدی و عبدالفتاح سلطانی و دیگر دلسوزان شایسته اش در زندان باشند و حکام جمهوری اسلامی همچنان بر اریکه قدرت.

    من خودم شخصا حاضر نیستم برای آزادی آن بزرگواران حتی کوچکترین هزینه ای نیز بپردازم. چونکه نیازی به جایزه اش ندارم و خودم شخصا به میزان کافی غنی هستم. آنها متعلق به کل ملت ایران هستند و کل ملت باید هزینه دفاع و حفاظت از ایشان را بپردازند و من به سهم خودم هزینه ام را پرداخته ام. و امروز نیز در اعتراض به اینکه در زمان بازداشت نرگس محمدی تهدید شدم که به زندان بیفتم تا موهای سرم همچون دندانهایم سفید شود، جمهوری اسلامی و جامعه ای که به من حق قانونی آدم کشی نداده است را از توفیق و افتخار تماشای ریسک‌پذیری ها و خطر پذیری هایم و شاخ و شانه کشیدنهایم و صدای فریادهایم محروم می کنم. که نه تنها تشکری در کار نیست بلکه نمک نشناسی هایی نیز در کار است در این جامعه که بدنه حاکمیت در لایه های مختلف نفوذ کرده و غذا می خورد و پول خرج می کند. من با رژیم جمهوری اسلامی دوست جون جونی هستم و در برنامه میان مدتم گرفتن یک جواب ردی از سازمان ملل و مراجعه به رژیم ایران برای مورد حمایت قرار گرفتن پژوهشها و مطالعاتم است. تا دزدانی که شهادت من و دزدیدن حق شهید مرا می خواهند از حسودی بترکند.

    مستقیما در این مبارزات در کنار ملت ایران نمی ایستم اما از بالا حواسم به ملت ایران هست.
    من فقط ۵+۱ را به شکلی که طی ده سال اخیر برایم خطرساز و فرصت سوز و طاقت فرسا بوده است تهدید کردم و تحت فشار گذاشتم که بفهمد به جلد شیطان رفتن و پذیرفتن ایرانی که به جنبش سبز ملت خودش خیانت می کند، مانعی به نام علی اکبر ابراهیمی در سر راه خودش دارد. نسبتا فهمیدند و نسبتا نیز نفهمیدند. به نسبتی که نفهمیدند، من زیر پاهای ۵+۱ له شدم. اما خوشحالم که در راه آرمانهایم خرج و هزینه شدم.

    ضمنا عاشورا و امام حسین نیز در سال ۲۰۰۹ زیر پای افکار عمومی ملت ایران له شد.
    یعنی جنبش سبز در سال ۲۰۰۹ به امام حسین و عاشورا متوسل شد و کمک خواست و شعارهایی مذهبی همچون “یا حجت ابن الحسن ریشه ظلمو بکن” سر داد
    اما حکومت تبلیغ کرد که این جنبش به امام حسین و نه به آن رژیم حمله کرده است و افکار عمومی ملت ایران نیز نسبتا باور کردند و بدین ترتیب امام حسین و عاشورا بعنوان “امامزاده ای که کور می کند اما شفا نمی دهد” به جنبش سبز معرفی و شناسانده شد.

    و امروز علی رغم آنکه نه در من و نه در جنبش سبز کشورم توان و نای کمک خواستن از امام حسین و عاشورا باقی نمانده است، اما من هیچگونه مخالفتی ندارم با تمایل احتمالی و بی چشمداشت امام حسین و عاشورا به اینکه
    بواسطه باورمندانش و یا بوسیله معجزاتی مستقیم وارد میدان شده و با دست زدن به اقداماتی در جهت اعلام حمایت خودش از جنبش سبز ملت ایران، ادعای شرف کرده و در پیش چشم جنبش سبز ملت ایران از آبرو و حیثیت خودش در مقابل رژیم ظالم، دروغگو، فاسد و جنایتکار جمهوری اسلامی دفاع کند.

    وقتی که پس از نه سال، هنوز هم امکانات و فرصتهایی برای دفاع از خود برای امام حسین و عاشورا وجود دارد، آدم امیدوار می شود به اینکه له شدن زیر پاهای ۵+۱ در دو دهه اول قرن بیست و یکم، پایان علی اکبر ابراهیمی نخواهد بود.

    من به امنیت کشورهای ۵+۱ اعتراض دارم
    و در مقابل ام

     
  54. نوری زاد پیدات نیست! هر وقت پیدات نیست یه دفعه پیدات می شه یه مصاحبه از خودت در می کنی! یه چیزی بگم! خب می گم! این شبکه ها همشون برای وقت پر کردن هستند و امثال تو رو می خوان که پر چونگی کنی و تایم شبکه رو ببندی! الان رو ایری یا آفلاینی؟!

    ———–

    درود دوست گرامی
    چند روزی بود که اینترنت خانگی ما ور پریده بود.
    پوزش

    .

     
  55. روباه بنفش: امکان ندارد بتوانید ما را به قبل از سال ۵۷ برگردانید.
    مش قاسم: تا نباشد چیزکی آخوند نگوید چیزها. به این میگن کک تو تنبون.

     
    • خیر ما میخواهیم اوضاع را بطرف بعد از ج.ا. ببریم این یکی امکان دارد.

       
    • جاویدان سپاه ایران

      مش قاسم حالا حالا ها باید این وضعیت را تحمل کنی نمیدانم اگر جای اسرائیلیها بودی چکار میکردی بیچاره ها منتظرند ما بریزیمشون تو دریا ولی من فکر میکنم زودتر فرار کنند

       
  56. مدیریت چیست و مدیر کیست ؟
    سید ما میفرمایند من جهنمی کلمات را میگیرم و آنها را تحریف میکنم. مثلا این که گفته بودم در نظامی که 98.5 درصد آن با سیستم حکومتی موافق باشند آن حکومت دیگر احتیاجی به آنقدر زندان و بگیر و به یند، کشتن اسرا در زندان (قتل عام) ، قتلهای زنجیره ای ، سر کوب کردها و فاسد خواندن سرانش ، دو مرحله ای کردن انتخابات مجلس و دوباره برگشتن به همان یک مرحله ای ، بستن فله ای نشریات و سانسور کتابها ،گذاشتن نظارت استصوابی ، ….ندارد. ایشان میفرمایند این تحریف کلمات و تخیلات من است و همه آن موارد برای همان 1.5 درصد که بیشترشان هم از مملکت هم رفته بودند لازم بوده است .
    بسیار خوب من حرف آقاسید را میپذیرم ، شما هم به خودتان مربوط است
    اکنون با این جمله آقاسید ” مشکل اگر در جامعه ما هست بازگشت به نوع مدیریت ها میکند نه فقه نه دیانت اسلامی ” مشکل دارم. این “اگر” که بکار رفته معنیش این است که در جامعه ما مشکلی تیست ؟ و اگر هست آن مدیر و مدیریت اصلی کیست که مشکل بوجود آورده ؟ همه میدانیم که مدیران و مسئولین مملکت یا مستقیما توسط ولایت مطلقه انتخاب میشوند یا توسط شورای نگهبان ایشان دست چین شده و جامعه بایستی از میان آنان انتخاب کند . یعنی بازهم زیر نظارت رهبری است.
    و باز همه حدودا میدانیم که دامنه دخالت رهبری (سید علی خامنه ای) در حوزه مدیریت ها تا کجاست، با این تفاصیل آقا سید با آن جمله ای که فرمودید ،معنایش این است که میپذیرید منشا بسیاری از این مشکلات شخص رهبر است یا خیر ؟

     
    • من کی و کجا گفتم که مشکل در این کشور وجود ندارد؟! اساسا نشان دهید زیست اجتماعی بشری در جوامع مختلف کجا بدون اشکال یا مشکل وجود دارد؟ پس مشکل وجود دارد ،اما مشکلات را باید هریک را در زمانه و زمینه خود و با معیارهای مربوط به آن سنجید و ارزیابی کرد .مقصود من از مدیریت،مدیریت خرد و کلان در عرصه اداره یک کشور است،بله از نظر بنده رهبر این کشور نیز معصوم نیست و می شود او را منصفانه و به دور از کینه و عداوت نقد کرد،چنانکه می شود سیاست های کلی کشور یا قوانین یا قانون اساسی را نقد کرد،اما باید توجه کرد و منصف بود که اداره یک کشور بزرگ با جمعیتی بزرگ با ابعاد وسیع و گوناگون سیاسی ،اجتماعی،فرهنگی و اقتصادی بصورت مباشری تنها بدست یک فرد خاص نیست که شما فقط روی او زوم کنید و همه مشکلات در فرایند قانون گذاری یا اجراء یا نظارت را بر دوش او سوار کنید،،من بحثم این نیست که رهبران این جامعه معصومند و هیچ خطای فکری یا مدیریتی مرتکب نشده اند یا نمی شوند،بحثم این است که نقد باید بر سنجه درست و منصفانه صورت گیرد نه بر کلیشه مخالفت کلی قبلی و از پیش تعیین شده یا مبناهایی خاص مبتنی بر دگر اندیشی،نقد یعنی وارسی خوب و بد یک مقوله،یک مقاله،یک عملکرد،یک شخص یا یک قانون یا یک مدیریت چون این کلمه نقد در اصل اقتباس از عمل صرّافان نقود شده است که برای رسیدن به مطلوب سکه ها یا پول رایج را وارسی و تدقیق می کرده اند و مغشوش را از غیر مغشوش و سره را از ناسره جدا می کردند،نیزبدون تردید در این کشور افرادی -برابر نص قانون اساسی- توسط رهبر انتخاب یا نصب می شوند اما مگر خود رهبر و نهاد رهبری بانتخاب با واسطه مردم نیست؟ اگر شورای نگهبانی در قانونی اساسی هست که مردم به آن رای داده اند نمی شود گفت چرا شورای نگهبان هست،یا چرا شورای نگهبان قانون اساسی را تفسیر می کند، یا چرا شورای نگهبان نظارت بر قوانین می کند، یا چرا شورای نگهبان نظارت بر انتخابات می کند؟! اگر چنین است پس اشکال شما بخود قانون است،البته قانون را و قوانین را می توان بلحاظ نظری یا روشنگرانه نقد کرد ،اما بلحاظ زیست اجتماعی و دموکراسی نباید برابر قانون گردنکشی کرد و در برابر اجراء آن ایستاد.بنده حرفم این نیست که رهبر این کشور معصوم است یا غیر قابل نقد است ،اما نقد عملکرد و مدیریت کلان رهبر اولا غیر از اهانت و ریشخند و تمسخر و هزل گوئی است که غالبا از سوی مخالفان شاهد آن هستیم.وثانیا معقول نیست و نمی شود چون عزل و نصب چند عنوان مطابق قانون بدست رهبر است همه جزئیات وقایع کشور در عرصه مدیریت یا قانون گذاری را به او نسبت داد،بله می شود مدیریت کلان او را در مقام سیاست گذاری یا عزل و نصب ها نقد کرد و مورد پرسش قرار داد،اما آیا مخالفان چنین می کنند؟! کار مخالفان الان چیست؟ اگر مدیر یک بانک سوء استفاده کرد و قوانین را دور زد و مرتکب اختلاس شد باید رهبر را مسئول تخلف او دانست یا کلیت یک سیستم را محکوم کرد؟! اگر یک مامور انتظامی جایی از مقام و قدرت خویش سوء استفاده کرد و تخلّف قانونی کرد باید رهبر را مسئول تخلّف او دانست؟! پس این سلسله مراتب مدیریت ها و مناصب و آیین نامه ها و قوانین عادی واقعیت خارجی ندارد و همه اموری که در کشور واقع می شود فعل مباشری رهبر است؟! الان در خارج از این کشور روش عقلاء اینطور است؟! مثلا اگر جرم و جنایت یا تخلّف یا هر ناهنجاری در آلمان واقع شد می روند یقه خانم مرکل را می چسبند یا مسولان هر بخش یا پرسنل در هر بخش را؟! بالاخره یک کشور سلسله مراتب اداری دارد،قوای تفکیک شده دارد،مدیریت های مختلف دارد،نمی شود همینجوری دهان یا قلم باز کرد به اینکه هرچه در یک کشور واقع شده یا می شود مسئول مستقیمش رهبر آن کشور است،بله البته چنین گرایشی وجود دارد در بین کسانی که نقد آنان نقد براندازانه است نه نقد مصلحانه! یعنی کسی از اساس مثلا نظام دینی که مردم به آن رای داده اند را قبول ندارد و خواستار سرنگونی آن است طبیعتا برای تحقق دادن به این هدف خود بهترین و کار بردی ترین اهرمی که می یابد این است که موثر ترین مقام یا نهاد این کشور را آماج نقد مصلحانه که نه، بلکه آماج تهمت،دروغ،اهانت یا ریشخند قرار دهد،وگرنه نه هیچ قانونی نقد عملکرد رهبر را ممنوع کرده است و نه خود او چنین منعی دارد،مساله این است که باید دید هدف کسانی که با گذر از دهها و صدها نقش طبیعی مدیریتی یا قانونی اشخاص یا نهادها عبور کرده و بدروغ “همه مشکلات”کشور را مربوط به رهبر می کنند چیست؟ بنده فکر می کنم هدف آنها که البته اقلیتی نیز بیش نیستند سرنگونی نظام اسلامی است و عدم پذیرش اصلی بعنوان ولایت فقیه که اصلی و نهادی در قانون اساسی کشور است، نه نقد مصلحانه بقصد بهبود ساختار یا قوانین یا مدیریت ها.

       
      • نکاتی در فرمایشات جنابعالی وجود دارد که از نظر من هم مبهم است و هم باور نمیکنم جنابعالی علم به آنها نداشته باشید بلکه بنا به دلایلی که مربوط به خودتان است از بیان صریح واقعیت طفره میروید.
        اول – همه چیز بین صفر و صد است اینکه بفرمائید : بله در همه جا مشکل وجود دارد و فساد هست و مدیران مسئولیت و اقتدار دارند و در مقابل باید پاسخگو باشند یا نباشند ، مملکت ما هم مثل همه جا . اصلا پاسخ نیست و به کوچه علی چپ زدن است.
        مقایسه دو مورد از فساد را عرض میکنم . اخیرا یکی از وزیران سابق فرانسه که خودش و همسرش هردو پزشک هستند و قبل از وزارت برای فرار از مالیات حساب در سوئد باز کرده بودند ، اکنون بر ملا شده است ، آن وزیر به چهار سال زندان محکوم شد و رئیس جمهور سابق فرانسه رسما عذرخواهی کرد.
        یکی از وزرای انگلیس به دلیل استفاده کردن از تلفن بیت المال (دولتی) برای مکاشفه یا معاشقه با همسرش مجبور به استعفا شد.
        حال مقایسه بفرمائید با 63 حساب شخصی رئیس قوه قضائیه که پول وجه الضمان بیچاره اینهمه خلایق را بر خلاف قانون در آنها میریختند یا هنوز هم میریزند .
        یا همسر بسیار جوان و کم تجربه آقای سعید مرتضوی که خودش معلوم نیست چگونه از دانشگاه آزاد دوقوزآباد مدرک گرفته و با کمک از گوشه چشم رهبر “نامعصوم” در میان خیل عظیم حقوق دانان و وکلا و قاضیان با تجربه و خون جگر خورده به یکباره میشود دادستان کل کشور و با همان گوشه چشم ترتیب نشریات را بصورت فله ای میدهد و در اوین و کهریزک آدم میکشد و بعد از آنکه فضاحت اعمالش عالمی را گرفت ، میشود رئیس سازمان تامین اجتماعی، یکی از بزرگترین سازمانهای اقتصادی مملکت و آن همسر دانشمندش را میکند یکی از مدیران کل که حقوقهایش و پاداشهایش بر ملا شد. کاش فقط همین بود، چه فجایع که در سازمان تامین اجتماعی به بار آوردند .
        از مطلب دور نشویم ،فساد در مملکت ما در چه میزانی است ؟ رو بسوی صد و نزدیک آن ، فساد آنها کجاست ؟ اینکه در توجیه فساد ، بگوئید در همه جا هست ، هیچ ارزشی ندارد بجز برای کسانی که منافعی در این نظام دارند و یا خودشان در فساد شریک هستند .
        دوم – میفرمائید رهبر نیز با واسطه انتخاب مردم است ، آقا سید چه کسی با کلمات بازی میکند ، آن واسطه را که 12 تن هستند و نصفشان مسقیما توسط خود رهبر انتخاب میشوند و نصف دیگرش هم که با معرفی قوه قضائیه منصوب خود رهبر معرفی میشوند. این واسطه که حالا قدرت نظارت استصوابی بر همه عناصر انتخابی هم پیدا کرده چه ربطی به انتخاب مردم پیدا میکند؟ میفرمائید قانون است دیگر و تا موقعی که بر قرار است اصول زیستی اجتماعی و دموکراسی است که همه باید تمکین کنند.
        اگر بنا به پرت و پلا گفتن است ، میگویم اگر فردا این مجلس که با واسطه منتخب رهبر است تصویب کند که هیچکس حق ندارد با شلوار و از شکم به پائین پوشیده در خیابان ظاهر شود، بخصوص در تابستان همه باید …لخت در خیابان باشند آیا شما تمکین میکنید؟ این قانون که بدتر از نظارت استصوابی نیست. نظارت استضوابی حق آزادی انتخاب مرا از بین میبرد ، این حق پوشیدگی فلان نقاط بدنم را کدام بدتر است ؟
        میفرمائی پس چرا در آلمان هر جرم و جنایتی انجام شود نمیروند یقه آنجلا مرکل را بچسبند ؟ زیرا آنجلا مرکل که رهبر نیست و نظارت استصوابی ندارد . زیرا در آنجا تفکیک قوا یا قدرت بر قرار است. زیرا در آنجا بقول خودتان سلسله مراتب تماما بیک شخص منتهی نمیشود. زیرا در آلمان ، آنجلا مرکل هر به چند سال دوباره باید انتخاب شود و پاسخگوی مسئولیتهای خودش باشد. زیرا آنجلا مرکل دارای دکترای فیزیک و یکی از نخبه های مملکتش است نه کسی که خودش گفت به حال مملکتی باید گریست که من رهبرش باشم، تازه آنموقع نمیدانست که میتواند برای همیشه رهبر باشد.
        سوم – بحث از کینه منتقدین میکنی ، اگر جنابعالی کارگر بیمه پرداز همان سازمان تامین اجتماعی باشی که سعید مرتضوی آن بلا را سرش آورد آیا کینه بدل نمیگیری ؟
        اگر جوانی باشی از این خیل 5 یا 8 ملیون جوان بیکار که هیچ نوع تامین شغلی یا مسکن و حتی تغذیه در آینده خود نبیند آیا انبانی از کینه نخواهی شد ؟
        اگر امید داشتی انقلابت به قدرت مردم منتهی شود ولی درعوض به قدرت مشتی مهمل گو و چماق بدست منتهی شد و اگر…..
        چهارم – شاهد هستیم که اخیرا برخی از فعالیتها و کارها و پیشرفتهائی که در مملکت انجام میشود را در این سایت منعکس میفرمائید. بسیار خوبست ،بالاخره این مملکت 85 ملیونی را که هنوز این نظام نتوانسته است کاملا از پا بیاندازد و تا رمقی برایش مانده باشد کاری هم انجام میدهد. مهم آنست که آیا رژیم جمهوری اسلامی شیعه حوزوی پرور، چگونه بستری ساخته است ،آیا تولید از هرنوعش (صنعتی ، علمی ، اجتماعی، هنری ..) در آن بستر رو به پیش است یا پس.

         
        • (شوخی) کمی ادبیات نوشتاری شما شبیه دوستمان عثمان این سایت است وجدان وکیلی شما عثمان نیستید؟!
          گذشته از شوخی، ببینید،شما هم بسخن من توجه نمی کنید و هم موارد جزئی قابل بحث را پیش می کشید و با استقرائات ناقص و تفسیرهایی از پیش خود برای فساد در این کشور درصد تعیین می کنید و احتمالا می خواهید فساد در کشور را سیستماتیک قلمداد کنید،از من پرسیدید یعنی در این کشور مشکلات وجود ندارد؟ من پاسخ دادم کی و کجا من گفتم مشکل وجود ندارد و توضیح دادم که مشکلات اجتماعی لازمه زیست جمعی است و همه جا کم یا زیاد وجود دارد. نیز شما گفتید “همه مشکلات”کشور را آیا نباید به رهبر نسبت داد؟ من گفتم این نسبت نامعقول است و اختصاصی هم به ایران ندارد،و عقلای جهان در نسبت دادن مسئولیتها باشخاص یا دادخواهی سلسله مراتب مدیریتی را مراعات می کنند و همه چیز را به یک مدیر کلان نسبت نمی دهند،من گفتم رهبر را می توان نقد کرد اما بتناسب اختیارات و وظائفی که در قانون برای او تعیین شده آنجا اگر تخلفی بود باید پرسش کرد و نقد کرد،اما اینکه حتی اگر کلاغ در این کشور بپرد آنرا باید برهبر نسبت داد من گفتم این نامعقول است،حالا شما رفتید برابر این حرف من استناد می کنید به احیانا خطاهای مدیریتی یک قاضی معزول که محاکمه شده یا در حال مجازات است یا مدرک او چیست! یا همسر او چه کرده! ما در این جهان که با فرشتگان مواجه نیستیم! ممکن است افرادی خطا کنند،در مورد درصد خطا نیز بنظر من اگر شما بنشینید صد مورد تخطی از قانون یا ارتکاب جرمی که سبب محکومیت قضائی شده است هم در مورد اشخاصی ردیف کنید من می گویم خطای اشخاص را نه می شود بفسادسیستماتیک تاویل و توجیه کرد و نه همه اینها را گردن رهبر یا رئیس جمهور یا مدیران کلان گذاشت،خطای پرسنلی یا باندی یا مافیائی همه جای دنیا هست و در همه جوامع مترقی هم هست و نمی شود مثلا برخورد با فلان مدیر در فلان جا را مایه نزاهت یک سیستم دانست در واقع سعید مرتضوی یا صد تا مثل او معادل نظام یا سیستم نیستند،شما اگر جایی دیدید تخلف یا فسادی صورت گرفت و با آن برخورد نشد آنرا ذکر کنید من هم با شما همراه می شوم.

          دوم مقصود من از انتخاب مع الواسطه رهبر،انتخاب او توسط مجلس خبرگان رهبری است که با انتخاب مردم تشکیل می شود نه شورای نگهبان که برابر قانون اساسی فقهاء آنرا رهبر تعیین می کند.اینجا غرضم ورود به بحث کشدار نظارت استصوابی و عملکرد شورای نگهبان نبود،مقصودم این بود که نهاد رهبری نیز در این کشور نهادی انتخابی است و با رای مردم انتخاب می شود.

          سوم-در مورد پرت و پلا،با پوزش واقعا پرت و پلا بود مثال شما،چون قانونی که مجلس تصویب می کند هم بنیاد عرفی کارشناسی دارد همه بعد از تصویب نمایندگان مردم ردّ به قانون اساسی و قوانین شرع می شود بنابر این مثال شما منطبق نبود،اما نظارت استصوابی عبارت از تطبیق قانون با مصادیق است،اگر در قانون شرائطی برای منتخبین مطرح شد،وزارت کشور این شرائط را با مصادیق کاندیداها می سنجد و نفی یا اثبات می کند و شورای نگهبان نیز نظارت می کند،اینکه اصل باید احراز صلاحیت قانونی کاندیداها باشد یا احراز عدم صلاحیت برای رد آنها،بحثی حقوقی است که باید به آن پرداخت اما در هر صورت مراعات صلاحیت های قانونی شرعی برای کاندیداها ربطی به تصویب قانون شلوار نپوشید! نداشت.

          چهارم-تمثیل به آنجلا مرکل را نیز باز درست متوجه نشدید،این مثال ربطی به نظارت استصوابی نداشت! من گفتم در هچ جای دنیا تبعات و تخلفات و آسیب های مختلف را که معلول دهها سلسله مراتب مدیریتی است یکجا بعهده صدر اعظم،رئیس جمهور یا نخست وزیر نمی اندازند مگر اینکه دقیقا یکجا یک تخلف مستند به مدیریت مباشری شخص باشد،مثلا اگر در دستگاه قضائی امریکا یک قاضی رشوه کرد یا کار خطائی از او سر زد او را بعنوان متخلف محاکمه می کنند عزل می کنند یا مجازات می کنند فورا نمی روند تخطی فرد را بپای سیستم قضائی امریکا بگذارند یا ریاست کل قضائی امریکا را مسئول بدانند.این تفاوتها را دقت کنید.

          پنجم-در مورد کینه،مقصودم این است که می توان از مسئول متخلف ناراحت بود یا بقول شما از او کینه داشت و نسبت به او شاکی بود اما بابت ناراحتی از یک مسئول نمی شود نسبت به کل سیستم کینه داشت،من بحثم این است که خیلی از انتقادات یا کینه جوئی ها ناشی از عدم پذیرش اصل سیستم است.موارد جزئی مصداقی را هم باید طرح و بررسی کرد و کلی گوئی استدلال نیست.

          ششم-در مورد انعکاس برخی خدمات یا طرحها یا پیشرفت ها،غرض من تبلیغ خاص از کسی نیست،من می بینم در این سایت اعم از مدیر آن که سن و سالش و گذشته انقلابی اش اقتضاء دارد بداند که بعد از انقلاب خدمات زیادی در این کشور صورت گرفته است و دائم با تعبیراتی کودکانه مثل اینکه یک دستاورد بیار! یا برکات دکر کن! و دیگرانی که در این سایت دائم از فلان تخلف یا فلان فساد حرف می زنند و در خیلی موارد هم که دیده ایم بطور مستند تهمت است یا دروغ است یا اطلاعات ناقص است،خوب بی انصافی می کنند از این جهت من نیز با ارائه لینک فلان خدمت ،فلان بهره برداری فلان افتتاح،می خواهم به آنها نشان دهم بی انصافند،بلکه در همین شرائط اقتصادی و فشار دشمنان در این کشور کار انجام می شود و خوب نیست کسی خود را ایرانی بداند و میهن دوست بداند و خدمات و زحمات برخی هموطنانش را کلا نادیده بگیرد و فقط دست بگذارد روی موارد تخلف یا فسادهای موردی و دائم نق بزند مثل همین مش قاسم سایت! و نوریزاد سایت! و مهرداد مخفی سایت! و دیگران،حالا شما اینقدر بقول امروزی ها تولرنس داشته باش که در برابر اینهمه تبلیغات دروغ یا ناقص یا ناشی از بد فهمی یا اصلا ذکر موارد درست یک تخلف،یک کسی هم مش قاسم آنوری باشد! و اشاره به برخی زحمات دولتمردان کند،خدا شاهد است من منفعتی در این کار ندارم من فقط به دولت روحانی رای داده ام و بنظرم من حیث المجموع با همه فشارهای داخلی و خارجی و بد شانسی ها در سیاست خارجی،دولت روحانی دولت موفقی بوده است و خدمات شایانی داشته است.

           
        • داری اینا رو به کی میگی،طرف خودش اینکاره هست.

           
    • جهنمی گرامی اتفاقا مسکل از اسلام و ایدیولوژی اسلامی است و رهبر و غیره هم پرورده تفکر انسان و تمدن و زن و ایران ستیز است. دلیل اش هم ۱۴۰۰ سال توحش و بربریت و دد منشی و ستیز با انسان و تمدن و آزادی و زن و هر چه زندگی نامیده می شود.شما حتی یک دوره در تاریخ حکومتهای اسلامی نمی بینید که کاری بنفع بشریت انجام شده باشد.چون اصولا نه در قرآن و نه در افکار و منش و روش فکری و عملی رهبران اسلامی حرفی از منفعت جامعه نیست ولی تا بخواهید غارت و کشت و کشتار هست.

       
      • مزدک گرامی
        شاید باید گفت که مشکل اساسی فرد و اندیشه اش نیز است. درست است که این دین ارتجاع کامل است . پس مسئولیت افراد کجاست؟ دوران کنونی ،همه چیزرا که نمی توان بدوش ادیان انداخت.

         
      • جناب مزدک ، بنظر من نظریات شما از سکولاریسم دور است . تا جائیکه حتی من جهنمی هم فهمیده ام، سکولاریسم ، جدائی حکومت از دین است نه دشمنی با دین . اما شما دینی بنام مزدکی 1 ساخته ای ( با دین زمان ساسانیان اشتباه نشود) که احکام آن دشمنی با هرچه مذهب و مکتب و… بخصوص اسلام است. البته تا جائی که به یک شعبه (ب) خیلی خاص از شیعه حوزوی که فعلا سوار و مصدر کارست مربوط شود منهم از پیروان مذهب شما میشوم اگرچه بازهم با سکولار بودنم نمیخواند اما خوب میشود تا اینها هستند و تا این حد را اغماض کرد.
        راجع به اسلام و انواع فرق سنی و شیعه و …نظرات مختلفی ابراز میشود که تا وقتی در حد نظر باشند بقول سابق خودتان بایستی محترم شمرده شوند زیرا نظرات انسانها هستند اینکه نظراتشان چه رابطه ای با قرآن و پیامبر و 1400 سال پیش دارد باز هم نظر هستند و محترم .امروزه تقسیری از شیعه که سابقه ای از زمان صفویه تا کنون داشته و طی حدود 400 سال در حوزه های روحانیت تکوین پیدا کرده در مملکت ما حاکم شده و به منصبه عمل رسیده است ، حداقل به عقیده بنده و جنابعالی فجایع اخیر رابه بار آورده است ، بنابراین ما میتوانیم هم اکنون نقد به شیعه نسخه حوزوی فعلی را داشته باشیم و نه بیشتر. حتی در مورد همین شیعه حوزوی هم بسیاری از مومنین مانند آقای دکتر مهدی خزعلی حاکمان فعلی را منحرف شده از شیعه حوزوی میدانند و بایستی امثال ما ملاحظه آنها را داشته باشیم. در ضمن خوبست این نظریه را که بسیاری از بزرگان ما در آن اتفاق نظر دارند خدمت شما یادآوری کنم که میگویند اوج تمدن ایران از قرون دوم و سوم شمسی تا حمله مغول بوده است . قرونی که اکثر ایرانیان مسلمان و تحت حکومت اسلامی بوده اند و بزرگانی نظیر فردوسی و خیام و ابوریحان و ذکریا رازی وابن سینا و… داشته ایم ، اگر چه ممکنست خود آنها هم لائیک بوده باشند.

         
        • مبنای قرون دوم و سومی که شما به آن اشاره کردید هجری قمری است نه هجری شمسی.

           
          • سید گرامی مبدا و مبنای هر دو تاریخ قمری و شمسی هجرت پیمغمبر است از مکه به مدینه ،بنابراین صحبت از دو و سه قرن اول که میشود بجز حدود 10 سالی که قمری کوتاهتر است تفاوت نمیکند کدام را بکار ببرید. در اینجا نکته ای وجود دارد که خوبست نظر شما را هم بدانیم. بنظر من این تاریخ قمری آنقدر برای بیان وقایع و تاریخ و فعالیتهای سالانه از قبیل کشاورزی و ملاحظات آب و هوا مشکل ساز و بی ارتباط است که همه جای دنیا جز روحانیت حوزوی ما آنرا کنار گذاشته اند. آیا تقدسی برای استفاده یا بیان آن به هجری قمری نهفته است ؟ در سال 471 بقول شما هجری قمری و بقول من 457 هجری شمسی و یا 1079 میلادی ملکشاه سلجوقی عده ای از ریاضیدانان و منجمین را از جمله عمر خیام ، مامور بوجود آوردن تاریخی بر اساس گردش خورشید نمود. و این گاه شمار بسیار دقیق بوجود آمد و مورد استفاده قرار گرفت ، بدبختانه بر اثر حمله مغول و ویرانی بسیاری از شهرهای ما و پسرفت فرهنگ و تمدن استفاده از این گاه شمار فراموش شد تا سال 1304 در زمان رضاشاه که استفاده از این تقویم از تصویب مجلس گذشت و تاریخ رسمی و قانونی ایران شد. حال چرا برخی اصرار به بکار بردن همان تاریخ عوضی دارند الله و یعلم.

             
          • بله درست است که معیار در محاسبه سال شمسی و محاسبه سال قمری،هجرت پیامبر اسلام علیه السلام از مکه به مدینه است و مقصود من ترجیح دادن مبنای سنه قمری بر سنه شمسی نبود، اشاره من به رواج بیشتر سال قمری با لحاظ این هجرت بود و در این جهت تا جایی که من بیاد دارم ما برحسب متن کتاب و سنت ترجیحی برای محاسبه سال شمسی یا سال قمری با از جهت معیارهای شرعی نمی بینیم،چیزی که هست اینطور که اهل فنّ مسائل ریاضی و هیئت می گویند محاسبه سالها و هفته ها و ایام بر میزان حرکت ماه پیرامون کره زمین قدیمی تر و رایج تر بوده حتی پیش از اسلام ،و محاسبه روزها و هفته ها و سالها بر اساس حرکت ماه چیزی نبوده که اختراع اسلام باشد،و این امری عرفی بوده که وجود داشته و عرض کردم حتی بشهادت اهل فنّ این مسائل،محاسبه بر اساس حرکت ماه قدیمی تر و رایج تر بوده از این جهت که حرکات مختلف ماه و اختلاف منظرها و رویت های مختلف ماه بجهت تفاوت شکل هایی که در افق بنظر می آمده برای بشر محسوس تر و دم دست تر بوده است برای محاسبات کارهای خود،و در قرآن و اسلام نیز بجهت مراعات برخی احکام مثل احکام ورود و خروج ماه رمضان و روزه گرفتن،یا مراعات احکام دیگری مثل محاسبه عدّه زنان یا زمانهای خاص عادات خاص زنان و برخی احکام دیگر در فقه که مبتنی بر مراعات زمانهای خاص بوده است به نقش حرکت ماه توجه شده،از این جهت در قرآن کریم غیر از اشاره به جهت آیت بودن بودن وجود ماه برای انسان،اشاره به مبنای محاسبه بودن آن شده است در این کریمه :”هُوَ الَّذي جَعَلَ الشَّمْسَ ضِياءً وَ الْقَمَرَ نُوراً وَ قَدَّرَهُ مَنازِلَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنينَ وَ الْحِسابَ ما خَلَقَ اللَّهُ ذلِكَ إِلاَّ بِالْحَقِّ يُفَصِّلُ الْآياتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُون‏”.یونس/5
            یعنی فرمود او خدایی است که شمس (خورشید) را ایجاد کرد و برای آن نور قرار داد،نیز ماه را آفرید و برای او نور قرار داد،ضمن اینکه برای ماه منزل ها و معبرهایی در حرکت خود قرار داد تا شما بتوانید از طریق حرکات ماه پیرامون زمین عدد سالها را محاسبه کنید و آنرا مبنای محاسبه در امور زندگی خود کنید..
            که این تعبیر در قرآن البته فقط در خصوص ماه بیان شده است با اینحال بنظر من نمی توان اینرا وجه ترجیح شرعی مبنا قرار دادن محاسبه قمری بر شمسی دانست.در عین حال اهل فن این امور و متخصصان امور تقویمی برای هریک از دو نحوه محاسبه امتیازاتی بیان کرده اند که نظر شما را در این مورد به یک لینک جلب می کنم:
            کدام تقویم بهتر است، شمسی یا قمری؟….

            http://www.bartarinha.ir/fa/news/691295/

             
  57. جنتی: می‌خواهند نابه‌سامانی‌ها را به پای رهبر انقلاب بنویسند.
    مش قاسم: باز جفنگ گفت. ۴۰ ساله که همهشون دارن نابه‌سامانی‌ها را به پای امریکا و اسرائیل مینویسن. میگی نه، صفحه اول روزینامه ملاخور شده کیهان رو نیگاه کن.

     
  58. تبریک و تهنیت خدمات نماینده آقا امام زمون و کلیه منقلابیون ۵۷. تحت زعامت حکومت اسلام پناه و با تاییدادت خود حرضت امروز ارزش پول کره شمالی به ۲۸۰ برابر ارزش پول حکومت اسلام مشرف شد.

    برادرانی که نماینده آقا امام زمون در طول ۴۰ سال حکومت به کره شمالی فرستاده تا مشق حکومت داری بکنن در راه افزودن ارزش پول کره شمالی در مقابل پولی که تصویر نماینده اولی امام زمون بر آن نقش بسته است جانفشانیها کرده و همواره در راه رفت و بازگشت از طریق کانادا و استرالیا و انگلیس و کشورهای متعدد دیگر به از مدار خارج کردن مقدار زیادی طلا و دلار و پوند و غیره و ذخیره آنها در در بانکهایی که دست اسرائیل و امریکا بهشون نرسه کمال هوش و زکاوت اسلامی خود را در کلیه دنیا به نمایش گذاشته و افتخارها کسب کرده اند. البته ممالک غیر اسلامی چون اینگونه افراد شهادت طلب و جانفشان در بینشون نیست اسم اینگونه اعمال را قاچاق نامگذاری کرده اند. به حکومت اسلامی فسق و فجور ظلم و فساد کره شمالی مزرعه حیوانات خوش آمدید.

     
  59. اعتراف جنتی به نفرت عمومی از خامنه‌ ای

    جنتی: مردم ناراضی هستند/ نابسامانی‌ها را به پای رهبری می‌گذارند

    مردم ناراضی هستند و حق دارند که ناراضی باشند اما ما مسئولان باید طوری عمل کنیم که قلب آنان آرام شود و بتوانند راحت تر این شرایط را پشت سر بگذارند

    رییس مجلس خبرگان امروز در جلسه ای گفت: ما مسئله ای که الان گرفتارش هستیم این است که نابسامانی هایی که در مملکت است را به پای رهبری می گذارند، انگار که فعال مایشا در همه امور اقتصادی و اجتماعی و سیاسی رهبری است و مجلس و دولت بیکاره هستند. باید مراقب باشیم که این نقشه شوم دشمن است و این درحالی است که رهبری پیگیری اجرای برنامه هایی برای حل مشکلات کشور است.

    جنتی گفت: اگر قرآن همیشه پیش روی ما باشد از تاریکی عبور می‌کنیم و به روشنایی می رسیم پس این کتاب الهی باید سرمشق و نور راه ما در همه کارهای اجتماعی، سیاسی و زندگی شخصی مان باشد.

    جنتی میگه اگر قرآن همیشه پیش روی ما باشه از تاریکی عبور میکنیم . ولی اگر جنتی قرآن بخونه دیگه نباید سوار ماشین شود در صورتی که به قرآن عمل کنه باید با خر و اسب و قاطر به خونه اش بره طبق آیه 8 سوره نحل

     
    • “جنتی میگه اگر قرآن همیشه پیش روی ما باشه از تاریکی عبور میکنیم . ولی اگر جنتی قرآن بخونه دیگه نباید سوار ماشین شود در صورتی که به قرآن عمل کنه باید با خر و اسب و قاطر به خونه اش بره طبق آیه 8 سوره نحل”.
      —-
      چنین استلزامی وجود ندارد و چنین برداشتی از قرآن صحیح نیست،چون 8 سوره نحل اینطور است:

      “وَ الْخَيْلَ وَ الْبِغالَ وَ الْحَميرَ لِتَرْكَبُوها وَ زينَةً وَ يَخْلُقُ ما لا تَعْلَمُون‏”.
      ترجمه: و اسبان و استران و خران را [آفريد] تا بر آنها سوار شويد و [براى شما] تجمّلى [باشد]، و آنچه را نمى ‏دانيد مى ‏آفريند.

      همینطور که از ترجمه هم پیداست،این سه لغت “الخیل” (اسبها)،و “البغال”(استران) و “الحمیر”(الاغ ها) از نظر ادبی منصوبند و مفعول کلمه “خلقها” در آیه قبل یا خَلَقَ كه بقرينه خلقها در آیه قبل،اینجا هم محذوف و در تقدیر است،خلاصه اینکه آیه در مقام اشاره به نعمت و حکمت آفرینش انعام (چهارپایان اهلی) است که در تسخیر انسان هستند مثل اسب و استر و الاغ که از آنها در بارکشی یا تجمّل یا منافع دیگر مثل سرگرمی یا ورزش یا در جنگ استفاده می شود از باب اینکه وسائل نقلیه متعارف بین بشر وقت نزول وحی اینها بوده است،و وسائل نقلیه امروزی وجود نداشته است،و این آیه هرگز در مقام بیان انحصار ابدی وسائل نقلیه یا امور رفاهی در موارد پیش گفته نیست،و بتعبیر اصطلاحی: اثبات یک شی نفی ماعدای آن شی نمی کند.

       
  60. بی سواد حوزه ای

    معجزه امری است خارق العاده که از جانب خداوند به پیامبر صورت میپذیرد در حالی که با ادعای پیامبری و تحدی (هماورد طلبی ) همراه است و با مدعای پیامبر مطابقت دارد و قابل تعلیم و تعلم نیست و دیگران از انجام آن ناتوانند. مطابق این تعریف معجزه سه خصوصیت اصلی دارد اول اینکه خارق العاده و یا به عبارتی دقیقتر بر خلاف جریان طبیعی حوادث و پدیده ها در جهان است و لذا ریشه در علل و عوامل مافوق طبیعی دارد . دوم اینکه مدعی پیامبری فقط با اتکا به قدرت و اذن الهی و بدون اینکه در این مورد از کسی آموزش دیده یا تمرین و ممارستی داشته باشد موفق به انجام آن میشود . سوم اینکه معارض ندارد یعنی هیچکس نمیتواند مثل ( یا برتراز) آنرا بیاورد .
    از پیامبر پرسش شد در باره معجزه و ایشان فرمود قرآن معجزه من است (عنکبوت آیات 50 و 51 )
    هر چیزی را به عدد شماره گزاری کردهاست (الجن آیه 28 )
    و بر آن عدد 19 نگهبان است (المدثر آیه 30 )
    ما قرآن را بر تو نازل کردیم که بصورت آیات جدا از هم باشند (الاسراء آیه 106 )

     
  61. درود
    سید ، خیلی به مذاقت چسبیده که تکرار می کنی، فریبا و عقل. عمری رفتی طلبگی کردی و نقل قولها را حفظ کردی و خم و راست شدن را عبادت خواندی و بت پرستی را خانه خدا و رسم برده داری را احکام شرعی وآخرش به همان نقطه اول رسیدی؟!!
    می دانی چرا؟
    زیرا عقل با واقعییات پیش می رود و تکامل می یابد نه با اوهام و هجویات و جعلیات. مرگ انسان دونوع است، یکی جسمی و یکی فکری/روانی ، عمری سعی امثال شما در این بوده که انسان را تبدیل به لاشه های زنده کنید. و خود را مرکز تقلید ، تا امت ابزاری، این لاشه های بی عقل با سازشما برقصند، به جبهه بروند و کشته شوند وسپاهی تروریست و بسیجی بی هویت شوند تا دکان شما رونق داشته باشد.
    غافل از اینکه عمری در خدمت شیطان /شربودن ،شما رانیز تبدیل به لاشه ای کرده است، پس نباید تعجب کنید ، که چرا زندگان از شما کناره می گیرند.
    یک فریبا و عقل گفتی، و بخیال خودت زن بودن مرا تحقیر کردی!خوب اگر دلت به این خوش است خوش باش ، همانگونه که نقل قولها و احادیث را علم می دانی و مزخرفات را علم لدنی. همچنان در اوهام خودت باش مبادا یک دفعه چشم باز کنی وجهنم واقعییات را ببینی! جهنمی برخاسته از دروغ و جعلیات فقه و نقل قولها و ..احادیث و …

     
    • من به حیثیت زن بودن فریبا کاری نداشتم و ندارم،مطالب شعاری و دگم او را که می بینم می گویم فریبا و عقل؟! مثلا تعبیر”دریای خلیج فارس”! ،یا “اجاره دادن دریا”! یا “تروریست خواندن نهاد نظامی رسمی یک کشور”! نسبت با عقل دارد؟! من اینها را بی عقلی می دانم خواه فریبا یک مرد سبیل کلفت باشد یا یک زن! واقعا عاقل از اجاره دریا حرف می زند؟! عقل که به ادعا نیست جانم،به شعار و قمپز هم نیست،عقلانیت انسانها در قول و فعل و آثار آنها سنجیده و ارزیابی می شود،من در نوشته های فریبا بوئی از عقلانیت یا عقل استشمام نمی کنم جز تعصّب،شعار سیاسی،فحش و افتراء و اظهار منیّت که بله من هم هستم! ایرانیم و از ایران و لزوم شورش و انقلاب و تظاهرات دم می زنم در حالیکه بین آنها نیستم،در خوشی و ناخوشی آنها سهیم نیستم و در ناف فلان کشور اروپائی یا در امریکا در حال عشق و کیف و خوشگذرانیم! اینها بنظر من تناسبی با عقل و عقلانیت ندارد ،درست مثل نوشته غیر مودبانه بالا که صدور آن از یک انسان عاقل خواه زن خواه مرد بعید است! این است که باید گفت فریبا و عقل؟!

       
  62. مقاله ابوالفضل قدیانی

    https://www.kaleme.com/1397/06/11/klm-268547/

    مقاله مهدی کروبی به خفته گان رهبری

    http://sahamnews.org/2018/09/311504/

    ومقاله ابراهیم نبوی

    http://zeitoons.com/54871

    مرور نوشتار این سه نفر که روز وروزگاری چرخهای ماشین استبداد بودند و چون رانده شدند در بازداشت خانگی، تبعید و زندان طعم زهرآگین حکومت اسلامی را چشیدند و کمی دریافتند که مردم چه رنج ها و چه تبعیض ها و نا انسانی ها ازین سیستم قرون وسطایی تحمل کردند ولی هنوز کاملا ازین رژیم جدا نشدهاند.

    قدیانی با اینکه عبور از حکومت اسلامی را مد نظر قرار داده که مایه مسرت است ولی گویا بر منبر صعود کرده و با کلماتی غیر فارسی شروع کرده ممکنه خواسته اعتبار اسلامی و قرانی بنوشته اش بدهد، ولی او گوید فلان سال یک درصد اصلاح طلبان از فیلتر جنتی عبور کردند، آنوقت که اکثریت را اصلاح طلبان در مجلس داشتند چه گلی بسر ملت زدند مگر نه آنکه آنها هم کشتند و زدند وبردند،این آقایان چه برنامه اصلاحی داشتند؟ نصف جمعیت کشور را خانومها تشکیل میدهند کدام اصلاح طلبی از حقوق بعایت بغارت رفته آنها دفاع کرده است؟ بلی بگفته قدیانی رهبران سرافراز جنبش سبز همینهایی که سالها شریک جنگ وجنایات و تیره بختی مردم بودهاند وتا کنون معذرت خواهی وطلب عفو نکردهاند چون خود را محق جنایت میدانند و باز هم قدیانی رهنورد را در عقب موسوی و کروبی نگاشته با دید اسلامی،بازداشت خانگی خانوم رهنورد، کروبی( منادی حکم حکومتی) و موسوی را قویا محکوم میکنیم زیرا غیر قانونی هست البته آنها با تمام امکانات رفاهی هستند، ولی زندانیان جوان هنگام زمامداری این دو در وضعیت اسفباری در زندان بودند.
    خب قدیانی خوشبختانه کلمه استبداد را بکرات بیان کرده و امیدوار هست که بساط این استبداد بزودی برچیده شود و منهم امیدوارم مردم مواظب باشند دیگری جایگزین نشود.

    وجناب کروبی: “کوتاهی در مقابله باخودکامگی رهبر خیانت است”
    جناب کروبی مگر شما وقتی ریاست مجلس را بعهده داستید در مقابل رهبر تازه بدوران رسیده کوتاه نیامدید و قلم ها را نشکستید و حکم حکومتی را در صحن مجلس فریاد نکردی نکند از خواب بیداری شده ای یا فراموشی گذشتهرا داری، این اصلاحاتی که شما گفته و میگوید فقط خلاصه به دو کلمه” اصلاح طلبان” میشود برنامه ای ندیدم و بیانیه ای که چه چیزهایی را میخواهید اصلاح کنید اصلاح ریش هم که بذم شما حرام است،او از فرمان امام گوید خمینی خیلی بیانیه بی سر وته میداد و ضد ونقیض تخصص او بیش از محدوده یک مسجد نبود،کروبی از تغییر قانون اساسی صحبت میکند ومحدود کردن دوره واختیارات رهبر در صورتیکه مردم نه دیگر طالب حکومت اسلامیند نه ولی فقیه برون آمده از آن نه رویت ریخت آخوند مکار و قریبکار، در 80 سالگی سیاست را ببوس واز مردم معذرت خواهی کن و استراحت کن چه از جان این مردم میخواهید این مردم وکشور را رها و آزاد کنید این 20سال ریاست هم حقت نبوده تا خودشان خرابیها ،دشمنی ها وجنایات شما را جبران و ترمیم کنند.

    نبوی هشدار دهد: خاتمی فروپاشی جدیست!
    ما که امیدواریماین نظام ضد بشری وجنایت پیشه بزانو درآید تا مردم خسته وناتوان نفسی تازه کنند،اومیگوید 15 سال است که وضعیت چنان است چنین برمیاید آن پانزده سالی که خودش در فرنگ بوده وضع افتصادی خراب شده نه نبوی از روز فاجعه 22 بهمن 57 حیف ومیل و ندانم کاری شروع شده ولی ذخیره ای عظیم در کشور وجود داشت که بمرور ته کشید و علی اکبر رفسنجانی بهرمانی مراد شما در تمام جنایات و غارتها ها وزد وبند هامستقیم وغیر مستقیم مشارکت داشت و خدا هم توسط همین ها بوجود آمده که اینها را بیامرزد،و بالاخره آنچه بر دیگران کرد برخودش رفت،شما گریز زدید به دختران اصفهانی و صدها هزار همسن آنها که به خودکشی و فرار از جامعه که از آن متنفرند فکر میکنند و اعلام کردید ما مسئول مرگ آنها هستیم ولی چه ازمسئولیت خود در اعدامهای 60 و 67،جالبست گفتید که ما بایدبرای مواجه با یک سرنوشت تلخ واندوهبار آماده شویم سرنوشتی که حکومت ملایان،سیاستمداران ولایی، جامعه ایرانی وتک تک مردم ما در ایجاد آن نقش داشته اند، حکومت ملایان و سیاستمداران ولایی بلی ولی چرا جامعه وملت ایران که در نظر آیت اله ها گوسفند بحساب میایند و مفلدند ودر انتخابات فقط صندوق پر میکنند مردم قربانیان وستمدیگان این نظامند.دقیقابنابر گفته شما تبعیض وتحقیر یک ملت به تنهایی بانی سقوط رژیم ولایی ضد بشری و ایرانی خواهد شد.

    ابراهیم گویی در دوسال آینده گروهی مافیایی قدرت رادر ایران قبضه خواهد کرد و.ایران بدست مافیا خواهد افتاد و بمرکز تولید جنایت وخلاف تبدیل خواهد شد، عجیبست که آینده را پیش بینی میکنی و گذشته را و حال را از ذهنت پاک نموده ای، از بدو فاجعه 57 مافیای آخوندی،نفتی برملک وملت چیره شده توجه کنید که مافیای آخوندی در کوشه وکنار کشور در خانه و محل کار ومدرسه ودانشگاه حضور مستمر دارد از فال گیر بگیر تا مداح، پرده زن، تعزیه خوان، قران خوان قبرستان، نماز و روزه بجا آور بجای دیگران(که بین سنی و عرب این نوع کلاهبرداری نیست) ،حج بجا آوردن برای مرده ها ، روضه خوان سر منزل و آخوند در رده های مختلف تا آیت اله های بالاتر از قانون که وکیل و قیم مردمند و آنهم همه مردم واز دیر باز چون زالو ازدسترنج دیگران میبرند و میخورند ،درین سیستم مافیایی آقا زادهها هم لابی هستند و امامزاده ها وزیارتگاه ها هم در خدمت شبکه مافیایی حوزوی شیعه هستند.

     
  63. درود
    نظام ولایت بچه گول زن!
    سخنرانی و نامه ها و اعتراضاتی سازمان یافته از جانب حاکمیت /چون روحانی، ظریف، کروبی و../برای حفظ نظام براه افتاده که به ظاهر انتقاد بر ولایت فقیه و دستگاه رهبری است و در واقع دست پیش گرفتن و جلوی دهان معترضان را بستن است. سمت و سوی این اعتراضات و سخن پراکنی های بیهوده که اغلب ملت نیز بدان واقفند، جنبه تبلیغات برون مرزی دارد.
    وگرنه در درون کشور ،ملت در ایلام و سیستان و …اعلام گرسنگی می کنداینکه زمستان در راه است و زلزله زدگان بی پناه و…همچنان نظام فقهی،خانه ها را بر سر مردم خراب ، بودجه برای تربیت تروریست تعیین می کند و اسمش هم دانشگاه می گذارد، دانشگاه نه که جاهلگاه برای تربیت تروریسم جهانی.

    همه این حرکات بزل و بخشش اموال ملت ،نشان دهنده ادامه روشهای همیشگی نظام است. نظام فقهی ولایت اصولا نه می خواهد و نه می تواند از رویه خود دست بردارد ، بدین خاطر که قدرت برای او همه چیز است. جان این هیولا به قدرت بستگی دارد. کوتاه آمدن منزله مرگ نظام ( ۶۳ حساب و آستان قدس و اموال غصب شده ملت و..)است.

    شعار ،حفظ نظام اوجب واجبات است. اکنون سرلوحه کار است. نظام آخوندی برایش حفظ قدرت حکم جان را دارد، اوپلهای بین خود و مردم را در هم شکسته است، نه بدین خاطر که برایش ملت مهم بوده، تنها به این خاطر که عوام جاهل ابزاری دیگر مایل به ابزار و وسیله بودن نیستندعوام خود را مردم و ملت ایران می نامد این ملت هویتی ایرانی و تاریخی دارد و دریای ملت در پیاله ی امت نمی گنجدو اکنون بر علیه نظام فقهی بپاخاسته است. .او آنقدر جاهل است که نمی داند، افکار روشن را نمی توان زندانی کرد و دوران جهالت و خوش خیالی و ساده دلی ملت بپایان رسیده است. گذشته از اینکه جهان امروز ، هر جهلی را چون آشغالی جارو کرده و دور می اندازد و یکی از جهالتهای بزرگ نظام فقهی الهی است.

    نظام ولایت ، مجبور به شکست است ، زیرا در پشت سر و روبرو با تاریخ بشر روبرو است زیرا که عرض شعبده با اهل راز کرده است. بدین معنا که دروغ را واقعییت جلوه داده و می دهد درحالی که همه ی اعمال نظام مشخص شده و آشکار و حتا قابل پیش بینی است.نظام فقهی در عین حال به دلیل اینکه وسیله هدف را توجیه می کند، هر فرد در خدمت خود را تبدیل به وسیله و ابزار کرده و از انسانیت تهی می کند واین امت سازی همان تروریست پروری بیش نیست .

    احکام فقهی ، در نظام ولایت ،جولان می دهند و بخوبی ضدیت خود با قوانین بشری را نشان می دهند. حاکمان تمامیت خواه فقهی همانگونه که رفتارشان نشان داده حاضر به عقب نشینی نیستند .اینان در هر جا که توانسته اند ضدیت خود با مدرنیته و آزادی و انسان را نشان داده اند. نتیجه بی اخلاقی جامعه مسلمانان شیعی است این بی اخلاقی شیعیان نمونه کوچکی از حاکمانشان است . باز تولید نظام چیزی جز تبهکاری و فساد نبوده و عاملان نیز تریبون در دست داشته و برای در درجه اول حفظ خود چون همیشه مزخرف بخورد ملت می دهند و چشم در چشم جهانی با بی شرمی دروغ می گویند. این آتش گریبانشان را نسل اندر نسل خواهد گرفت.اینرا تاریخ اثبات کرده است.

     
    • “بذل”صحیح است نه “بزل”!

      و”حتّی”صحیح است نه “حتّا”!

      هیچوقت “وسیله هدف را توجیه نمی کند”! بلکه تز مارکسیستها این بود که “هدف وسیله را توجیه می کند”!

      “امت سازی”! اصلا یعنی چه؟! اکثریت مردم ایران یا ملت ایران سیستمی را تاسیس کرده اند و علیرغم مشکلاتی که بعلل گوناگون رخ نموده پای آن ایستاده اند،حال اقلیت ناچیزی خصوصا آنها که مثل شما ترسو هستند و بین مردم ایران نیستند و با انفعال از تبلیغات خارجی خیال می کنند خبری شده و دورادور شعارهای تند و پوچ سیاسی می دهند چیز مهمی نیستید، خودتان را خسته کنید!.حالا امت سازی! امت سازی چه ربطی به تروریست پروری دارد؟!

      بعد ،بقول شما نامه و اعتراض و سخنرانی اعتراضی چه ربطی به “تبلیغات برون مرزی”دارد؟! برون مرز که برخی افراد زندگی خود را می کنند و کاری به کار ایران ندارند،برخی هم مثل شما روی بیکاری، در دگم و تعصّبات و شعارهای کور و مشت به درب و دیوار زدن های خود مشغولید! دیگر چه نیازی به تبلیغات برای امثال شما دگم ها و دیگرانی مثل سخنگو که اگر قلم بمزد و مزدور خارجی نباشید در تعصبات کور خود غرقید و فقط شعار می دهید؟!
      نگفتم فریبا و عقل؟!

       
  64. عباسعلی کدخدایی، سخنگوی شورای نگهبان: کاش مهدی کروبی از حصر اطرافیان درمی‌آمد.

    حرف این مغز فندقی، محکم‌ترین سندی هست که این غار پرست به غایت وقیح و دریده، کمترین بویی از انسانیت و شرف و ارزش‌های اخلاقی‌ نبرده و صرفا لاپوشانی و ماله کشی‌ روی جنایات و غارت‌های گماشتهٔ پوتین را نشانه رفته تا اوج بردگی و پاچه خواری و رذالت خویش را نیز اثبات کرده باشد.
    این موجود که روح آزردهٔ متعفن‌ترین مرداب هم در قیاس با نکبت وجودی او رو سفید و سربلند و معطر است، چند دهه هست که نعش گندیدهٔ خود را به فرمان رذل‌ترین دو پا‌های معلق برای سلاخی کامل کمترین حق انتخاب هر ایرانی با شرف، تحمیل کرده است….

     
  65. بهره‌برداری از طرح تولید متانول پتروشیمی مرجان آغاز شد

    طرح تولید متانول پتروشیمی مرجان با ظرفیت تولید یک میلیون و ۶۵۰ هزار تن در سال با حضور رئیس جمهور به بهره‌برداری رسید….
    https://www.isna.ir/news/97061306452/
    —-
    سه طرح پتروشیمی با حضور رییس جمهور افتتاح شد

    امروز در عسلویه سه طرح پتروشیمی با حضور رییس جمهور و وزیر نفت به طور رسمی افتتاح شد. آن طور که مسئولان می‌گویند با افتتاح این طرح ها تولید آمونیاک و اوره کشور افزایش می‌یابد….
    https://www.isna.ir/news/97061306442/
    —-
    با حضور رییس مجلس شورای اسلامی؛
    سه طرح صنعتی شرکت فولاد غرب آسیا به بهره‌برداری رسید

    اقتصادنیوز: سه طرح صنعتی در شرکت فولاد غرب آسیا عصر روز پنج‌شنبه و در پایان هفته دولت با حضور علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی، استاندار قم و برخی دیگر از مقامات کشوری و استانی به‌طور رسمی افتتاح شد….
    https://www.eghtesadnews.com/
    —-
    آغاز به کار پروژه ایجاد پنجره واحد خدمات الکترونیک در مناطق آزاد

    اقتصادنیوز: قرارداد همکاری میان دبیرخانه شورایعالی مناطق آزاد و ویژه اقتصادی و شرکت کر اکسلرنت (Core Accelerant) با محوریت ایجاد پنجره واحد خدمات الکترونیک مناطق آزاد امضا شد…..
    https://www.eghtesadnews.com/

     
    • سلام بر شما
      فریب این خیمه شب بازی ها را نخورید.این را کسی که حداقل ۲۰ سال در این صنعت با انواع صنایع از نزدیک ارتباط داشته است و بسیار بسیار بیش از شما با آن و مشکلات ریز و درشتش آشنایی دارد می گوید.از شما چند چیز می پرسم و امیدوارم به جای کپی پیست کردن اینگونه مهملات اگر واقعا به دنبال حقیقت هستید به دنبال آن بروید و اگر نه و دانش آن را ندارید اظهارنظر در اینگونه موارد را به کارشناسان بسپارید نه به دروغگویانی که به نام جلاله قسم می خورند که کشور بحرانی ندارد و امروز تظاهر به افتتاح پالایشگاه می کنند:
      ۱-صنایع مختلف ما وابسته به مواد پلیمریست.یکی از پرمصرف ترین و کاربردی ترین آنها پلی آمید، سلیکون و EPDM است.هر سه تای اینها از خروجیهای صنایع پتروشیمیست.ممکن است در ایران جایی را به ما معرفی کنید که این مواد را تولید کند؟در حال حاضر مشکل عمده بسیاری از صنایع ما مثلا در خودروسازی این اقلام است یا به طور مثال از امروز دوستانیکه لذت باز کردن درب بطری یک نوشیدنی خنک چون کولا یا دوغ یا یک بطری آب معدنی را جهت نوشیدن احساس می کردند به همین دلیل تا چندی دیگر باید آن را فراموش کنند.صنایع بسیار دیگری درگیر این اقلام هستند.پاسخ شما اینست”این مواد تولید داخلی ندارند”ممکن است بگویید خوب مگر در سایر کشورها تمام اقلام مورد نیاز تولید داخلی می گردد؟!پاسخ ما اینست که درست می فرمایید و اصولا این امر در هیچ کشوری مقرون به صرفه نیست ولی اگر کشوری اسیر شعار باشد و با تمام دنیا سر جنگ داشته باشد و به جای روابط حسنه با همسایگان و سایر کشورها به دنبال حمایت برخی گروههای تروریستی از جیب مردم کشور خود باشد در اینگونه مواقع چه باید بکند؟!
      ۲-ما در صنایع بسته بندی( با کاربرد بسیار در صنایع مختلف) در قسمت کارتنها ماده ای داریم به نام کرافت.در حال حاضر صنایع بسیادی در ایران با کارتنها در ارتباطند ولی هر روز عاجز تر از روز گذشته جهت تامین این ماده می باشند.ممکن است بفرمایید در کدام شرکت ایرانی این ماده قابل تامین است؟باور کنید اگر چنین پاسخی را بدهید شرکتهای تولیدی برای در اختیار داشتن شما سر و دست خواهند شکست.قابل توجه شما امروز بخشی قابل توجه از افزایش قیمت کالاها بدلیل همین افزایش قیمت کارتن بسته بندی به همین سبب است.
      ۳-ما در صنایع لاستیک سازی ماده ای داریم به نام کائوچو.این ماده به همراه برخی مواد دیگر که خود محل مشکل در تامین دارند پایه لاستیکها را تحت عنوان کامپاند می سازند.از امروز دوستان به تدریج باید این قسمت از صنایع را به دلیل در دست رس نبودن این ماده به فراموشی بسپارند.ممکن است شما از آقای روحانی بخواهید که بفرمایند در کدام پتروشیمی افتتاح شده توسط ایشان قابل تامین است؟!صنایع لاستیک سازی با این پاسخ شما از تعطیلی عنقریب خواهند رست.
      این سایت تحمل حجم این مطالب را ندارد وگرنه چند صفحه از این اقلام در اینجا نام می بردم و به این سه مورد صرفا اشاره کردم که اگر خود را محقق می دانید برای یافتن حقایق به دنبال پاسخ آنها بروید.
      ببینید دوست گرامی شما می توانید به این حکومت منفور تعصبی به هر دلیل داشته باشید ولی نمی توانید با خاک بر چهره خورشید پاشیدن حقایق را قلب فرمایید.هنوز چند روز از کامنت این نگارنده در همین پست نگذشته که روز گذشته اعلام شد که کارخانه های پوشک سازی فاقد مواد اولیه هستند.منتظر باشید که این کسریها بصورت دومینو وار از یک صنعت به صنعت دیگرخودنمایی کند.ما ظاهرا موشک می سازیم.تا سوریه لشکرکشی می کنیم.میمون به فضا می فرستیم و از هواپیما!!رو نمایی می کنیم و راه به راه پالایشگاه افتتاح می کنیم ولی عاجز از تامین پوشک نوزادان شده ایم!می دانید چرا؟!چون دروغگویانی هستند که به نیت فریب مردم هر روز دروغی بزرگتر از روز قبل می گویند و آقامرتضا این سایت بدون اینکه کوچکترین دانشی در صنایع تولیدی داشته باشد صرفا چون ماموریت خویش را دفاع متعصبانه از هم صنفان خود در حکومت دینی قرار داده به انتشار اینگونه مطالب کذب می پردازد.دوست گرامی قاطبه مردم نه آنچنان که شما وارونه می نمایید طرفدار حکومتند بل امروز کوچکترین اعتمادی به اینگونه شامورتی بازی های نظام دینی ندارند که اگر چنین بود لااقل به دعوت دولت مردمی!!اندکی توجه نشان داده و با عرضه مسکوکات و ارزهای پس انداز شده خود چنین دولتی را در حل بحران خودساخته خویش یاری می دادند.در اینجا کسانی چون جنتی و احمد خاتمی و امثالهم گویا با اظهارات خویش این خطر را پذیرفته اند ولی آقا مرتضی این سایت تعصبی بر پذیرش آنچه دارد که خود دوست می دارد.
      نمی خواستم در این سایت بحث فنی و مهندسی داشته باشم ولی وقتی دیدم شما بدون هیچگونه دانشی در این موارد و صرفا به دلیل تعلق قلبی به این نظام فرسوده بدین راحتی نشر اکاذیب می کنید سکوت را شرط عقل ندیدم.
      موفق باشید

       
      • سلام بر شما

        اینکه بنده فریب چیزی که شما خیمه شب بازی می نامید بخورم یا نخورم یا چه چیزهایی در این سایت بنویسم یا ننویسم بخودم مربوط است و در این سایت اظهار نظر در مسائل مختلف و از جمله خبر رسانی و ارائه لینک های خبری آزاد است و چنین حقی برای همه کسانی که مایلند در این سایت بنویسند وجود دارد،بنده تخصصی در مسائل مهندسی ندارم و چنین ادعایی هم نکردم و نوشته من صرفا صبغه اطلاع رسانی داشت نه ابراز نظر فنی در مسائل غیر تخصصی و صرفا فقط لینک های خبری از افتتاح رسمی برخی طرح ها یا پروژه های مربوط به صنعت نفت را با دوستان باشتراک گذاشتم،بدیهی است که شما هم بعنوان یک نویسنده سایت حق اظهار نظر در مسائل تخصصی یا غیر تخصصی دارید اما حق ابراز کبریائی و منع کردن دیگران از حق ابراز نظر یا اطلاع رسانی را ندارید چون اظهار نظر دیگران جای اظهار نظرات شخصی شما را تنگ نمی کند،در صورتی که از نشر چنین لینک هایی بسیار مکدّر می شوید می تواند از کنار آن گذر کنید یا نظر مخالف خویش را در باره آن مستدل بیان کنید اما حق دیکته کردن انظار خود به دیگران را ندارید،ضمنا در تعبیرات اصلاحی خویش ادب در گفتار را رعایت کنید.
        موفق باشید

         
  66. هشدار ترامپ به سوریه، ایران و روسیه درباره عملیات ادلب

    با اوج‌گرفتن گمانه‌زنی‌ها درباره عملیات قریب‌الوقوع حکومت سوریه با پشتیبانی روسیه برای بازپس گیری منطقه ادلب از شورشی‌ها و مخالفان، رئیس‌جمهور آمریکا در توییتی در این باره به رئیس‌جمهور سوریه هشدار داده و گفته این اشتباه بزرگی برای ایران و روسیه است که در چنین عملیاتی مشارکت کنند.

    به گزارش بی بی سی، دونالد ترامپ در این باره در توییتر نوشت: “رئیس‌جمهور بشار اسد نباید بی‌محابا به استان ادلب حمله کند. روس‌ها و ایرانی‌ها اشتباه بزرگی می‌کنند اگر در این تراژدی انسانی بالقوه مشارکت کنند. شاید صدهاهزارنفر کشته شوند.”

    ترامپ قبلا در توییت‌هایش با الفاظی مثل “اسد حیوان” به رهبر سوریه اشاره کرده بوده است.

    یک منبع مطلع روز دوشنبه به رویترز گفت نیروهای وفادار به حکومت سوریه به طور گسترده دارند برای عملیات نظامی در منطقه ادلب آماده می‌شوند.

    ادلب در شمال غرب سوریه تنها استانی است که در دست شورشیان باقی مانده و نبرد در این منطقه در هفته‌های اخیر شدیدتر شده است.

    ۶۰ درصد از مناطق ادلب در دست نیروهای گروه هیات تحریر شام، متحد گروه جبهه نصرت (شاخه القاعده در سوریه) است و بقیه آن در دست سایر مخالفان مسلح بشار اسد است.

    این منطقه در حال حاضر در محاصره نیروهای دولتی سوریه قرار دارد و گمانه‌زنی‌ها حاکی است که حکومت سوریه برای گرفتن آن آماده می‌شود…..

    http://www.asriran.com/fa/news/629927/
    —-
    این منطق تروریستی و تروریست پرور یک ابر قدرت مدعی دموکراسی و حقوق بشر در جهان است،بعد برخی در این سایت که خودشان را “ایرانی” می دانند و شعار ایرانیت سر می دهند،حکومت کشور خودشان را به تروریسم متهم می کنند و سپاهیان حافظ منافع ایران را تروریست می نامند!

     
  67. حاجی قدیانی از بنیانگذاران سازمان مجاهدین منقلاب اسلامی مقاله ای نوشته با عنوان باید برکناری خامنه‌ای را مبدل به خواست علنی خود کنیم. اولین جمله این مقاله به زبان عربی نوشته شده: تلک الدار الاخره نجعلها للذین لا یریدون علوا فی الارض و لا فسادا و العاقبه للمتقین.
    مش قاسم: حاجی! من خوشحالم که یکی از سرکردگان اون سازمان کژاندیش بالاخره فهمیده که برای باز شدن راه تعالی این مرز و بوم این دومی باید بره.
    ولکن حاجی، با یه جمله عربی شروع کردی. اولا به قول یعقوب لیث صفار زبانی که من اندر نیابم گفتن چرا باید؟

    دوما در مقاله کاسه و کوسها بر سر امریکا شیکوندی. سوما گور بابای امریکا، ولی حاجی این شماها بودین که دشمنی با امریکا رو شروع کردین، گروگان گرفتین، هواپیما منفجر کردین، اینور و اونور دنیا بمب ترکوندین تا اینکه یه رئیس جمهور در امریکا آمده که میگه من دیگه حال و حوصله اینا رو ندارم، اینا به ما میگن دشمن دشمن، اینور و اونور هم جنگ راه میندازن، بسیار خوب، ما هم با اینا دشمنی میکنیم. همونطور که حکومت/* اسلامی میگه من هر شیکری که میخوام توی چاردیفالی این مملکت میخورم، اونم همین کار رو میکنه. داره میگه حاجی من نمیخوام با تو رابطه داشته باشم، اونایی هم که میخوان با تو داد و ستد بکنن برن بکنن، ولی در بده بستون یا من یا آخوندا.

    نکته ای دیگر، هیچ کجا در این مقاله هیچ حرفی از اون اولی نزدی. چرا؟ این آتش رو اون اولی شروع کرد، خودت هم هرچه میتونستی هیزم به آتش اضافه کردی. اگه شیله پیله ای درت نیست از اون اولی واسمون بگو حاجی! اگه این کار رو بکنی بهت نمیگن شیاد شامورتی باز.

    /*:ک

     
  68. جناب مازیار وطن پرست
    بشما عرض ادب و درود میفرستم
    فکر نمیکنید که کوتاه تذکری به این بندگان خدا بدهکار هستید که چرا تا این مقدار پشتیبان مشارکت در خیمه شب بازی انتصابات حکومتی بودید؟ فکر نمیکنید تعدادی از هم میهنان خود را به بیراهه راهنمایی کردید؟ و اکنون چه باید کرد؟
    درود بر شما
    رسول

     
  69. نوریزاد تو همواره بدون مدرک حرف می زنی!!! گور بابای هر چی آخونده ولی مدرک مستدل بیار!!!!!مثلاً ورد زبانت است که گفته اند نوری زاد به دخترش تجاوز کرده وآبستن شده است! یادم است گفتی از نویسنده این مطلب شکایت کردی مدارکش کو؟؟؟؟ حداقل یک فتوکپی از دادخواست و … مگر نگفتی به فرد مورد نظر گفته بودی رضایت نمی دهی چون مساله به اصل خانواده ات مربوط می شود و تو یک رای بیشتر نداری!!!!!! مدرک و باز مدرک انهم برای هر چیز!!!!! گفتی دیماه بین مردم بودی باز مدرک!!!!!!! گفتی مگر هر جا می روی مگر باید فیلم بگیری!!!! وقتی پاسدارها فیلم دل دادن و قلوه گرفتن تو را منتشر می کنند که آقا جون آقا جون می کنی باید برای صحت ادعاهای خودت مدرک بیاوری!!!! ما از مزدوران متنفریم بخصوص مزدورانی که از برکت رژیم به هالاف هلوفی هم رسیده اند!!!!

     
  70. سید مرتضا در پست قبل در نقد نوشته من در باره معجزه نبودن قرآن نوشته است:
    «در باب اعجاز،مطلبی که بدان اشاره کردید با واقعیت اعجاز و معجزه تعارض دارد،شما از طرفی می گوئید قرآن راست می گوید که کسی همسان با آیات او نمی تواند بیاورد،در عین حال قرآن معجزه نیست! سوال این است که پس اعجاز یعنی چه؟!»؟
    او سپس در تعریف اعجاز افزوده:
    « اعجاز حسب لغت یعنی عاجز کردن دیگری در موردی یا موضوعی»
    و نتیجه گرفته که
    «اینکه قرآن معجز است،معجز یعنی چه؟یعنی اینکه بشر عادی از اتیان بمثل این کتاب عاجز است،و استلزام چنین عجزی این است که :قرآن کتاب خداست و قرآن مخلوق بشر نیست»
    و مترتب بر این، نتیجه دیگری گرفته که:
    «… کلام شما مشتمل بر یک تناقض است:اینکه قرآن معجزه هست و در عین حال معجزه نیست! وگرنه باید توضیح داد که چرا بشر از اتیان بمثل قرآن عاجز شده است و در عین حال قرآن معجزه نیست.»

    در پاسخ بگویم که: چون معتقد به تناقض در کلام خودم نیستم، پس طبعا وظیفه دارم توضیح بدهم که چگونه قرآن هم راست می گوید که دشمن نمی تواند مثل آن بیاورد و هم این ادعای قرآن، ربطی به اعجاز و معجزه به معنای مصطلح کلامی-عقیدتی ندارد.
    مثالی می زنم و بعد نتیجه می گیرم. فرض کنیم همین الان مزدک محترم همین سایت ادعا کند که: دشمن(سیدمرتضی و همه مومنان مانند او) نمی توانند ده کامنت مانند کامنت های او بنویسیند حتی اگر همه پول نفت را هم هزینه این کار کند! چه اتفاقی می افتد؟ کلام مزدک راست از کار در می آید؛ زیرا کامنت های مزدک حاوی مفاهیم و مطالبی در ضدیت کامل با چارچوب وجودی سیدمرتضی و مومنان است. طبعا اگر در مقام محاجه و جدل، قرار باشد سیدمرتضی «مانند مزدک کامنت بنویسد» باید از روی جنازه خودش رد شود! که به معنای شکست است. متقابلا اگر سیدمرتضی ادعا کند که: مزدک و همه دشمنان اسلام نمی توانند ده متن و کامنت مانند او بنویسند، سخن راست و درستی گفته و هیچ وقت مزدک نمی تواند مانند سیدمرتضی بنویسد زیرا نوشته سیدمرتضی دقیقا نفی هویت مزدک است . فرض کنیم مزدک بتواند مانند سیدمرتضی بنویسد، چه اتفاقی می افتد؟ شکست او حتمی است زیرا کار او در بهترین حالت، «ادای سیدمرتضی را در آوردن» است. بنابرین هیچ کس به برتری کامنت مزدک که مانند کامنت سیدمرتضی است، حکم نخواهد کرد و در این مبارزه طلبی، پیروز همواره فردی است که ادعا می کند که دشمن نمی تواند مانند او سخن بگوید!
    می دانیم که در قرآن چندین بار خطاب به دشمنانش گفته شده: اگر شک دارید که این کتاب از سوی خداست، پس یک یا چند سوره مانند آن بیاورید. این خطاب، نوعی جدل است ولی جدلی هنرمندانه و دقیق و در عین حال مفید برای امت اولیه اسلامی آن روز و مناسب آن حال و احوال. یعنی خطاب قرآن به همه انسان ها نیست و خطاب به مسلمانها هم نیست بلکه تنها، خطاب به دشمنان است. هم صدر و ذیل آیات و هم مضمون و مفاد آنها بیانگر همین حقیقت است. نمی توانیم این زمینه معنایی را از آیات جدا کنیم و بگوییم که: قرآن به بشر می گوید اگر می توانید مانند من بیاورید. چرا نمی توانیم؟ چون تالی فاسد و مشکل بزرگتری به وجود می آید که اگر بحث به سمت آن رفت، توضیح می دهم. خلاصه اش این است که اگر فرض کنیم خدا به بشر می گوید تو نمی توانی مانند من بیاوری،خدا خود را در یک طرف میدان و بشر را در طرف دیگر میدان مستقر کرده و از او خواسته با تمام توانش، به او حمله کند!. کمترین ایراد چنین مبارزه طلبی، این است که خلاف عدالت است چون فرض این است که خدا قدرت مطلق دارد و بشر قدرت محدود. بنابرین «سخن خدا» اگر به معنای «دعوت بشر به آوردن مانند آن سخن» باشد، به معنای زیر سوال رفتن عدالت خداست چون بشری که خدا محدودش آفریده، ناتوان است از مطلق بودن. نیز معنای ضمنی آن تحقیر انسان است؛ زیرا به انسان می گوید تو در مقابل من هیچ نیستی. فرد مدافع این دیدگاه، فرض می کند که آیات تحدی قرآن، به همه بشر خطاب می کند و می گوید که «نمی توانید» یعنی هیچ نیستید در مقابل من خدا. این به روشنی به معنای تحقیر انسان است. یا باید آیات را به معنای جدل با دشمن بگیریم یا عدالت خدا زیر سوال می رود و انسان تحقیر می شود.
    بنابرین به نظرم برخلاف تلقی متوهمان برخی مفسران که به خطا، یک مفهوم کلامی عقیدتی (معجزه بودن قرآن)را به معنای آیات ضمیمه کرده اند، قرآن به روشنی می گوید دشمن من نمی تواند مانند من سخن بگوید و اگر مدعی است که می تواند، بیاید و مانند آن را بیاورد. اگر دشمن مانند قرآن را بیاورد، هویت خود را زیر سوال برده زیرا در همه سوره ها و آیات قرآن، ایمان به خدای یگانه اصلی است که هیچ دشمن قرآنی آن را باور ندارد و هویت متضادی را نمایندگی می کند. اگر فرض کنیم که دشمن قرآن، مانند قرآن بیاورد، به این معناست که هویت خود را زیر سوال برده و مسلمان شده است! یا به این معناست که هویت خود را حفظ کرده ولی ادای قرآن را در آورده است که در این صورت هم پیروزی با او نیست!
    به عبارت دیگر:
    قرآن با دشمنان جدل می کند و می گوید نمی توانید مانند من بیاورید. عملا هم دشمنان چنین کاری نکردند زیرا اگر مانند قرآن می آوردند، در واقع به معنای این بود که سخن قرآن را قبول دارند.! چون لازمه«مانند و مثل قرآن» بودن، این است که وقتی آن را آفریدند و تالیف کردند و تحویل یک گروه داور دادند، داوران در پاسخ می گویند که: مگر شما مسلمان هستید که مانند قرآن سخن گفته اید؟ آنها اگر اقرار به مسلمانی کنند، کار خود را نقض کرده و اگر اقرار نکنند، در واقع «ادای قرآن» را در آورده اند که پشیزی ارزش ندارد و شکست خورده اند! بنابرین قرآن زیرکانه سخنی می گوید که هر کس می تواند بگوید ولی تنها در مقام جدلی خاص. حال این جدل در چه جامعه و در کجا کاربرد دارد، خارج از این بحث است ولی توجه به آن مهم است. بنابرین ادعای قرآن ربطی به معجزه و ناتوانی بشر از آوردن مانند آن ندارد بلکه نوعی جدل است که در میان اعراب هم مرسوم بوده است.

     
    • خوب ممنون از اینکه عصاره کلام من یا عین الفاظم را با امانت نقل کردید،البته من وقتی شروع در نقل را دیدم و اینکه دستی هم در تحقیق دارید گمان کردم سخن شایسته یا قابل توجهی عرضه کرده اید اما مع الاسف هرچه جلوتر رفتم تا به آخر ظنّم تقویت شد که دارید با من و ناظران عمومی شوخی می کنید یا در صدد آزمون من هستید!

      اولا: با پوزش باید گفت خاک بر فرق من و تمثیل من! این تمثیل شما و قیاس شما که قیاسی کاملا مفارق از موضوع بود،برای اینکه همینطور که خودتان اذعان کردید هم من کاملا استطاعت و قدرت دارم الفاظ فحش و متن و محتوای معهود فحاش سایت را ایجاد کنم هم محتملا او بتواند ریتم کلام من یا محتوای آنرا تقلید و ایجاد کند،بنابر این واقع این است که در اینجا چنین قدرت و استطاعتی در طرفین وجود دارد چون کلام هردو طرف کلامی بشری است و نه بنده میتوانم ادعا کنم که فحاش نمی تواند مثل کلام مرا بیاورد و نه فحاش می تواند ادعا کند بنده قدرت اتیان بمثل کلام او ندارم،اینجا بحث انگیزه و لزوم تحوّل درونی نیز کاملا نامربوط است،چون بحث از اتیان بمثل فقط باز می گردد به اتیان باسلوب و قالب و محتوایی مثل اسلوب و قالب و محتوای تحدّی کننده.پس این مثال کاملا نامربوط و قیاس مع الفارق بود.

      ثانیا :شما چند بار گفتید که قرآن به “دشمنانش”گفته است اگر می توانید مثل مرا بیاورید.یا آیات تحدّی در قرآن را دقیق ندیده اید یا تجاهل العارف می کنید،قرآن خطابش به “جنّ و انس”است! آنهم نه جنّ و انس معاصر عصر نزول قرآن،جنّ و انس همه زمانها و همه مکانها:”قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى‏ أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً “الاسراء/88،ای پیامبر به “منکران”(چون طرف خطاب پیامبر مشرکان و منکران حجاز بودند)بگو اگر جنّ و انس اجتماع کنند تا چیزی مثل این قرآن بیاورند مثل آن نخواهند آورد (جمله خبری تاکیدی است برای افاده عدم قدرت و استطاعت) اگرچه یکدیگر را پشتیبانی و معاضدت کنند.شما چطور با وجود چنین آیه صریحی نسبت نادرست بقرآن می دهید؟البته این هم مجادله احسن است و هم در واقع خارجی برهان است،قرآن می گوید جن و انس نمی توانند مثل قرآن بیاورند بعد شما جنّ را که حذف می کنید هیچ! می گویید تحدّی خطاب به انسانها نبوده؟!در آن سوره بقره نیز فرمود:
      “وَ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى‏ عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِه‏”اگر در تردید هستید از اینکه این آیات (قرآن) را ما هستیم که بر بنده خود فرود می آوریم پس سوره ای مثل آن بیاورید،این خطاب “فاتوا”نیز خطابی عامّ است،و مختص به عصر و مصر خاصی نیست،از کجای این خطاب جمع استفاده می شود که مخاطب فقط مخاطب عصر نزول بوده است؟! و در آیه 13 هود نیز فرمود:”فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَياتٍ”،اگر تصور می کنید این آیات را محمد افترائا از جانب خویش می آورد ده سوره مثل آن بیاورید.این خطاب نیز عامّ است و اطلاق دارد برحسب زمان و مکان.
      بنابر این برخلاف زعم شما خطاب قرآن با همه انسانهاست،البته اطلاق خطاب فراگیر است و مسلمان را نیز شامل می شود چون مسلمان نیز زیر پوشش مجموعه جن و انس است،لکن البته مسلمان علی الفرض یعنی کسی که ایمان برسالت پیامبر و وحیانیت آیات آورده است،اما خطاب قرآن عام است و همه منکران در همه زمانها و مکانها را فرامی گیرد،البته اتیان بمثل بلحاظ اینکه وجوه اعجاز قرآن متعدد است و اختصاصی به اسلوب زیبای خاص عربی آن که نه شباهت به نثر دارد و نه شباهت بمثل ندارد،که بیان آن موکول به بیان وجوه اعجاز قرآن است.

      ثالثا: در مورد تالی فاسدی هم که بر عمومیت خطاب قرآن بار کردید،خیر چنین تالی فاسدی وجود ندارد،برای اینکه قرآن کتاب هدایت بشر است و کتابی است که برای همه زمانها و مکانهاست،بنابر این قرآن نه دنبال تحقیر انسان است و اثبات برتری خود،و نه مساله تحدّی چنین استلزامی دارد،چون اگر چنین استلزامی و چنین لزومی را بپذیریم باید آنرا در مورد سایر خوارق عادات و معجزات فعلی سایر انبیاء بپذیریم،یعنی بپذیریم اینکه موسی برای اثبات صدق ادعای نبوت و ماموریت خود عصا را باذن الله به ثعبان (مار بزرگ) تبدیل می کند یا با عصای خویش رود بزرگ نیل را می شکافد لابد خواسته است با این تعجیز و اعجاز مخاطبان خویش را تحقیر کند؟! حال کار آنجا مشکلتر می شود که بتصریح قرآن بسیاری از اقوام پیامبران خودشان از پیامبرشان بینه و دلیل بر صدق دعوی می خواستند! در اینصورت باید گفت آنها خودشان خواستند که تحقیر شوند! این سخن عجیبی بود که تاکنون ندیده بودم که “ما به یُعجَز”انبياء عظام الهی یعنی چیزی که دلیل اثباتی صدق دعوای آنان بوده است برای تحقیر بشر بوده است!پس این تالی نه لازم است و نه فاسد است اگر لازم هم باشد.نیز ربطی هم بعدالت الهی ندارد،زیرا دقیقا اقتضای عدالت و حکمت الهی ارسال و بعثت انبیاء است برای هدایت بشر به مبدا و معاد هستی و دریافت آنچه که دخیل در سعادت دنیائی و ابدی اوست.نیز چنانکه عرض شد مساله تحدّی قرآن برای اثبات خارق العاده بودن خود و صداقت مدعی رسالت و اینکه قرآن محصول تامل بشر نیست،مستفاد از نص قرآن کریم در آیات پیش گفته و برخی آیات دیگر است و چنین رویکردی با فرض خاتمیت رسالت پیامبر و لزوم جاودانه بودن معجزه کلامی او، هم برهانی است و هم مستفاد از خود قرآن است و ربطی به اجتهادات کلامی متاخر ندارد.

      رابعا:اینکه در انتها گفتید تحدّی قرآن مخاطبی نداشته است یعنی دشمنان هم تلاشی بر اتیان بمثل قرآن نکردند و شاید از این جهت برخی مثل علم الهدی سید مرتضی طاب ثراه عدم امکان یا وقوع اتیان بمثل قرآن در طول تاریخ را ناشی از “صرفه”دانسته اند،این برخلاف نقلهای مشهور و مستفیض تاریخی است که کسانی در عصر نزول یا بعد از آن چنین تلاشی کردند و مفتضح شدند.

       
      • در خصوص نکته رابع،جدای از نقضی که وارد شد در این جهت که دشمنان و معارضان قرآن در طول تاریخ تلاش کردند تا مثل قرآن بیاورند و موفق نشدند بلکه مفتضح شدند،تعلیلاتی که بیان کردید تعلیلات درستی نیست،چرا اگر کسی اقدام به اتیان بمثل قرآن کرد لازمه اش این است که مسلمان شده باشد؟! یا باور بمضمون قرآن کرده باشد؟! چنین لزوم یا استلزامی روشن نیست،از باب مثال اگر کسی اشعاری مشابه یا هم وزن مثنوی مولانا یا دیوان حافظ انشاد کرد لازمه آن این است که باور بمحتوای چیزهایی که مثل و مشابه مثنوی یا حافظ آورده است داشته باشد؟ ظاهرا چنین نیست،بلکه محور تحدّی بر این متمرکز است که اصلا مخاطب تحدّی استطاعت و قدرت بر اتیان بمثل دارد یا ندارد و قرآن مدعی است که اگر جنّ و انس جمع شوند و از هم پشتیبانی کنند چنین استطاعت و قدرتی ندارند،بنابر این شما با بیان چنین لازم یا استلزامی هم از محور و اساس تحدّی خروج کرده اید و هم لازمی را ادعا کرده اید که لزوم آن از اتیان بمثل روشن نیست.تاریخ نیز نشان می دهد معارضان قرآن ،هم شکست خوردند،هم با معارضه ای که کردند دنبال این نبودند که وانمود کنند که مسلمانند،بلکه در هیئت و صبغه معارضه و مخالفت و انکار وحیانیت قرآن معارضه کردند و موفق نشدند.

         
      • من با کل جوابیه شما به علی 1 مخالفم بجز همان قسمت خاک بر سر کردنش(مزاح بود)

         
        • اینجا جای ابراز مخالفت های کلی و شوخی و مزاح در بحث های علمی قرآنی نیست،لطفا خود را لابلای گفتگوی جدی بنده با علی1 داخل نکنید و جداگانه با وی خطاب کنید و نظم کامنت ها را با شوخی و مزاح و کلی گوئی در مخالفت بهم نزنید.

           
    • جناب علی 1 سلام
      انچه شما در باب تحدی بیان کردید معطوف است به جنبه معنوی اعجاز قران حال اینکه معتقدین این اعجاز را دارای دو جنبه مادی و معنوی میدانند ایا به نظر شما در بعد لفظی از حیث میزان بلاغت و فصاحت کلام ، قران در حدی هست که بشود ادعا کرد تاکنون هیچ اثری در زبان عربی همپایه ان پدید نیامده است؟ یا اینکه اساسا چنین مقایسه ای بی مورد است همانگونه که اشعار سعدی با فردوسی یا حافظ قابل مقایسه نیست زیرا هر سه در اوج فصاحت و زیبایی اشعار خود را سروده اند و برتری دادن یکی بر دیگری ، از نوع برتری دادن برنج بر گندم است؟

       
      • سلام سیدین مرتضی و رضی
        1ـدر پاسخ به سیدرضی عزیز بگویم که به نظرم هیچ سبکی بدون محتوا معنا ندارد و هیچ محتوایی هم بدون سبک معنا ندارد. گرچه در باره ادبیات همواره از فصاحت و بلاغت(به طور مجزا از مضمون و محتوا) حرف زده اند ولی بدون شک، هیچ متنی را نمی توان این چنین دید و داوری کرد. آری در بحث و نظر و در «زبان»، همواره از سبک و میزان فصاحت حرف می زنیم ولی اگر مضمونی شایسته نباشد، چگونه امکان دارد که سبک آن را برجسته ببینیم؟ این بحث دقیقا شبیه بحث نفس و بدن در فلسفه و روانشناسی است. به نظرم هیچ بدنی بدون نفس(روان) و هیچ نفس و روانی بدون بدن قابل درک نیست. بنابرین من تفکیک سبک از محتوا را اساسا درک نمی کنم و هر نوع گفتاری در این خصوص، نادقیق بوده و صرفا مقوله ای«زبان»ی است. یعنی در واقعیت هیچ سبک را نمی توانیم بدون محتوا ارزیابی کنیم و بر عکس.
        2ـدر باره قرآن هم همین وضعیت صادق است. نیز در باره هر متن ادبی دیگری. آیا در باره متون فلسفی و علمی نیز چنین بحثی مطرح است یا نه؟ به نظرم هم در علوم و هم در فلسفه، نوعی سبک و ساختار و نظریه با نوعی مضمون و ملات، آمیخته می شود و هرگز این دو را نمی توان بدون همدیگر در هیچ جا مطرح کرد. دوگانگی سرشت هر نوع رابطه با هستی و پدیده هاست.گرچه در فلسفه و علم، سخن گفتن در باره سبک و فصاحت معنا ندارد ولی به نظرم«نظریه» همانا چیزی شبیه سبک ودرجه بلاغت و فصاحتی است که در متون فلسفی و علمی باید باشد. تفکیک نظریه از محتوا در فلسفه و علم و تفکیک سبک از محتوا در ادبیات معنای محصلی ندارد و هر وقت فردی در باره یک متن ادبی حرف می زند، اگر حرفش دقیق باشد، به این معناست که هم سبک را لحاظ کرده و هم محتوا را. بنابرین وقتی قرآن می گوید هیچ کس نمی تواند مانند من بیاورد، دارد «یک ایده واحد» را که حامل سبک و محتوایی مشخص است، به میدان می آورد و معتقد است که دشمنش ناتوان است از آوردن مانند آن. چنین ادعایی صحیح است زیرا دشمن قرآن، ناتوان است از آوردن مانند قرآن زیرا چشم دیدن قرآن را ندارد و طبعا، کور است نسبت به آن محتوا و سبک. همینطور مومن به قرآن چشم دیدن سبک و محتوای مخالف قرآن را ندارد زیرا ناتوان است از دیدن آن.
        3ـبحث برتری یک متن بر یک متن دیگر، تنها در عالم جدل معنا دارد. به نظرم قرآن در مقام جدل است با دشمن. ولو که بگوید جن و انس نمی توانند مانند من بیاورند. منظورش جن و انس مخالف است نه جن و انس بی طرف!
        4ـ حال به جناب سیدمرتضا درود می فرستم و عرض می کنم که شما از بحث خارج می شوید و عمدا اشکال مربوط به نظریه اعجاز را نادیده می گیرید.
        تکرار می کنم تا شاید به اصل مطلب و نه حواشی آن (مانند اینکه قرآن برای هدایت بشر است که ربطی به بحث ندارد) بپردازید. مطلب این است: فرض این است که: خدا می گوید من سخنی دارم که هیچ انسانی نمی تواند مانند آن بیاورد. این در تشبیه مانند این است که مثلا رضازاده سنگین وزن بگوید من قدرتی دارم که هیچ بچه دوساله ای ندارد ولو که همه بچه های جن و انس جمع شوند و وزنه ای را بلند کنند، نمی توانند چیزی را بلند کنند که من بلند می کنم! سیدمرتضا مشکل را نادیده می گیرد که اگر خدا در یک طرف میدان بایستد و مخلوقات در طرف دیگر، عدالت او زیر سوال می رود زیرا در هر میدان بازی و مسابقه ای، طرفین باید زور و توان مساوی داشته باشند والا بازی خلاف قاعده است. یعنی خلاف عقل است و عقل چیزی است که عدالت را می فهمد. اینجا عدالت خدا زیر سوال می رود زیرا او قدرت مطلقش را با قدرت محدود بشر، در یک ترازو نهاده است یعنی کار خلاف عقل یعنی خلاف عدالت کرده است و این کار، خدا بودن او را زیر سوال می برد و به خدایی فریبکار تبدیل می کند. آیا سیدمرتضا به توالی و لوازم سخنش پایبند است یا مثل همیشه، آن را نادیده می گیرد؟ من مدافع هیچ نظریه این نیستم و خود را با نظریه ای که بتواند با عقل و عدالت سازگار کند، هماهنگ می کنم و آمادگی دارم اگر بتوانید، مسئله عدالت در میدان بازی را حل کنید، این نظر را بپذیرم و در تبلیغ آن بکوشم.
        به نظرم فعلا وضعیت این است که سید مرتضا و امثال او اصلا متوجه این اشکال نیستند. اتفاقا سیدمرتضای هم نام او در قرن پنجم متوجه امثال این اشکالات بود که نظریه «صرفه» را مطرح کرد و گفت انسان می تواند مانند قرآن بیاورد ولی هنگام تصمیم برای این کار، خدا او را منصرف می کند! که این هم نوعی شعبده بازی نظری است نه حل مشکل. چون هیچ دلیلی وجود ندارد که خدا انسان را از آوردن مانند قرآن منصرف می کند جز ایمان سیدمرتضای بردار سیدرضی(از دانشوران قرن پنجم هجری) به اینکه خدا باید چنین کاری بکند!
        5ـباری اصلا بحث تحقیر انسان پیشکش. سخن در این است که قرآن براستی در آیا تحدی چه می گوید. به نظر من به دشمنانش می گوید(دقت کنید سیدمرتضا)که: اگر جن و انسان جمع شوند و پشتیبان شما باشند، نمی توانید مانند من بیاورید. یعنی قرآن دشمن را عاجز می داند از آوردن مانند آن. زیرا هویت دشمن بر عکس هویت قرآن است. در واقع گوینده قرآن از یک زیرکی بیانی دقیق بهره می گیرد و دشمن را ناتوان می کند در حالی که دشمن قرآن هم قبول دارد که چنین توانی ندارد چون اساسا چارچوب ذهنش مخالف چنین متنی است. قرآن از این سلسله جدل ها بسبار دارد و منحصر بر این مورد نیست. اما اگر فرض کنیم، طرف صحبت قرآن کل بشر است، عدالت خدا زیر سوال می رود. زیرا هم اکنون من اگر بخواهم اراده کنم مانند قرآن بیاورم و در ترازو قرار بگیرم کمتر از هشتاد کیلو وزن دارم ولی خدا چقدر است؟(شوخی بل جدی!) ولی حقیقتا خدا چگونه خودش را در مقابل انسان تعریف می کند و می گوید اگر می توانید مانند من بیاورید؟ آیا این برای شما خنده دار نیست؟ خنده دار نیست چون از زاویه دید ایمانی خود به قضیه نگاه می کنید و امکان این را که فارغ از ایمان قضیه را ارزیابی کنید، ندارید. مگر عقل به کار آید و به شما بگوید که جناب سیدمرتضا: دو طرف میدان مساوی نیستند بنابرین مسابقه به خاطر ناعادلانه بودن منتنفی است!

         
        • جناب علی 1 درود بر شما
          برداشت من از توضیحات جنابعالی اینست که چنین ادعایی که در قران امده در خصوص هر متنی اعم از اینکه متنی متعالی باشد یا فاقد ارزش نسبت به مخالفانش صادق است و این موضوع بدان معنی نیست که قران از حیث محتوا و معنا و نیز فصاحت و بلاغت در ان حد ممتازی قرار دارد که پدید اوردن مثل ان خارج از توان بشر باشد.
          اکنون این سوال پیش می اید که اگر فرض کنیم مخاطب این ادعای فران موافقانش باشند ایا انها میتواند با الگو قرار دادن فران و یا با تقلید از ان متنی که کم و بیش از حیث میزان ارزش لفظ و معنا با قران برابری کند ایجاد کنند یا خیر؟

           
        • سلام متقابل،نه ببینید خروج از موضوعی در کار نبود،پاسخ استدلال شما بود،مثالهایی هم که می زنید اصلا منطبق بر موضوع نیست و تنها فائده آن منصرف کردن ذهن از اصل موضوع است،من گفتم چون قرآن خود را “هدی للناس”می داند هدی للناس و هادی للناس نمی تواند تحقیر کننده بشر باشد،و هدی للناس کار ناعادلانه نمی کند،این ربط قضیه هدایت بود با استدلال شما که بعد به آن باز می گردیم،ما الان در این مقامیم که مدعای قرآن در تحدّی چیست؟ و لفظ قرآن چه می گوید،بنظر من شما یک نظریه ای را به قرآن تحمیل می کنید بعد نتیجه می گیرید که پس کار قرآن جدل است در جهتی که قرآن می داند دشمن بسوی آن نخواهد رفت!در حالیکه قرآن مدعی است سخن خداست نه تولید بشر (مدعای 1) و چون قرآن سخن خداست هیچ جن و انسی (اعم از موافق و مخالف) استطاعت و قدرت اتیان مثل آنرا ندارد (مدعای2) میدان هم باز است و سخن سید مرتضی علم الهدی خلاف تحقیق است که چون خدا منصرف می کند بشر را پس بشر نمی تواند! نه چنین نیست،بشر واقعا نمی تواند مثل قرآن بیاورد،من نمیدانم شما چطور نصّ آیه را تاویل می کنید به جنّ و انس با طرف و بی طرف؟! ما نباید از جیب مان قید به قرآن بزنیم،اول ببینیم مدعای قرآن چیست؟بعد ببینیم قابل پذیرش هست یا نیست و ایمان به آن داریم یا نداریم:””قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى‏ أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً”.ای پیامبر بگو،اگر جن و انس اجتماع کنند بر آوردن چیزی مثل این قرآن نخواهند آورد مثل آنرا یعنی نخواهند توانست مثل آنرا بیاورند هرچند معاضد و پشتیبان یکدیگر باشند،یعنی اینجا دو مدعاست که آن مثال رضا زاده شما را کنار می زند:قرآن می گوید نه تنها تک تک قدرت آوردن مثل قرآن را ندارید(مدعای 1) بلکه با تعاون و معاضدت هم نیز قدرت آوردن مثل قرآن را ندارید(مدعای 2) برخلاف آن مثال غیر منطبق وزنه بردار که مقید به دو ساله ها شد! اینجا هیچ قیدی نیست برای اینکه لابد در اصول خوانده اید که “الجن”یعنی “کل الجن”این الف و لام جنس یا استغراق که روی اسم جنس “جن”آمده یعنی همه افراد جن در همه زمانها،حالا جنّ بحثش کنار!کلی باید بحث کرد که اصلا جنّ چیست..! الان بحث ما متمرکز بر “الانس”است،انس اسم جنس است و اشاره به جنس یا طبیعت انسان دارد،وقتی الف و لام استغراق یا جنس روی این اسم جنس آمد یعنی “کل الانسان”یعنی کل واحد واحد من افراد طبیعه الانسان فی کل زمان و مکان،این اقتضای لفظ قرآن است،شما حق ندارید اینجا لفظ جن و انس را مقید کنید،نه به جن و انس زمان نزول قرآن،نه به جن و انس خودی و غیر خودی!مدعا این است که هیچ فردی از جن و هیچ فردی از انس در هیچ زمانی و هیچ مکانی (اعم از جن و انس مومن بقرآن و جن و انس کافر بقرآن) استطاعت اتیان بمثل قرآن را ندارند نه منفردا و نه مجتمعا،چرا؟ چون قرآن کلام بشر یا جن مخلوق نیست،کلام خداست،این مدعای قرآن است در تحدّی،بدون برو برگرد! حالا بلوازم و تالی فاسدهایی که شما بار می کنید می رسیم،عجله نکنید،فعلا ببینیم قرآن ادعایش چیست؟در آن آیه 24 بقره هم مسبوق هستید که فرمود:”فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ لَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتي‏ وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكافِرين‏”در آیه 23 تحدی فرمود که اگر شک دارید که آیاتی که بر بنده مان (محمد)نازل می کنیم از ماست سوره ای مثل آن بیاورید،در دنبال فرمود:اگر نیاوردید-و هرگز هم نخواهید توانست آورد-پس در اثر انکار بترسید از آتشی که هیزم آن خود انسان است و سنگ هایی که مهیا برای منکران وحی است.
          می بینید که اینجا هم تعبیر به “لن تفعلوا”کرد،،که این “لن”در جای خودش گفته شده است که برای استحاله یا لااقل “تابید”است،یعنی مدعای قرآن این است که الی الابد جن و انس منفردا و مجتمعا (با کمک هم) قادر به اتیان مثل قرآن نیستند،نه همه قرآن بلکه حتی یک سوره از قرآن،برای اینکه سبک و سیاق و سنخ قرآن بلحاظ فصاحت و بلاغت و چندین لحاظ دیگر سبک و سیاق متداول بین بشر نیست.این مدعای قرآن است،در اینجا نه می توان بقرآن تحمیل کرد که در حال جدل در امری است که خدا طرف مجادله را منصرف می کند(صرفه سید مرتضی ره) و نه می توان تحمیل کرد که قرآن مجادله ای می کند که طرف مجادله هرگز بسمت آن نخواهد رفت (بتوجیهات نادرستی که شما دارید و به آن خواهیم پرداخت)،نه می توان تحمیل کرد که قرآن فقط در حال مجادله با جن و انس غیر خودی (دشمن) است و جن و انس خودی از حریم بحث خارج است! و نه می توان بقرآن تحمیل کرد که قرآن فقط خطابش به جن و انس نخودی! عصر نزول قرآن است.اینها چیزهایی است که شما بر خلاف دلالت لفظی صریح (نصّ) به قرآن تحمیل می کنید و چیزهایی را بر آن بار می کنید،نشانه این تحمیل و جدال لفظی شما هم این بود که در کامنت اول مدعی شدید قرآن همه انسانها را نمی گوید فقط دشمنان را می گوید! بعد که بنده آیه 88 اسراء را پیش رو نهادم که می گوید “لئن اجتمعت الجن و الانس”توجیه کردید که جن و انس مقید به دشمن (غیر خودی) را می گوید مجادلتا! در حالیکه چنین نیست،ببیانی که عرض شد،بگمانم ما تا “ما”موضوعیه -بتعبیر منطقی- بحث را روشن نکنیم پرداختن به “لم” تعلیلی سر بی صاحب تراشیدن است!
          در این خصوص اظهار نظر کنید تا بپردازیم به مساله “تحقیر” یا”فعل ناعادلانه”بعنوان توالی فاسد و اینکه چنین توالی لازم تحدّی است یا نه؟

           
          • سید مگر اجنه سابقا چند کتاب تالیف کرده اند که شما مرتب میگویید اجنه هم قادر نیستند کتابی مثل قران بیاورند؟
            این بندهای خدا (اجنه را میگویم) کی تا کنون ادعای نویسندگی و شاعری کرده اند که شما از قول خدا مرتب هی سرکوفت به انها میزنید که قادر به اوردن کتابی مثل قران نیستند- باید قبلا چند کتاب نوشته باشند که حالا شما بگویی انها هم نمیتوانند یا نه!؟
            اخر این رفقای ما چکار به نویسندگی و شاعری دارند- این درست مثل انست که بگویید: اگر همه انسانها با همه اسب های ابی! جمع شوند که یک ایه مثل قران بیاورند ، نمی توانند.

             
      • ببخشید دو جنبه معنایی و لقظی بجای معنوی و مادی صحیح است

         
      • چون این کامنت سهوا دو بار ارسال و درج شد،من ذیل یکی از آنها به محتوای آن می پردازم:در باب اعجاز قرآن یا بحث تحدّی قرآن تقسیمی به صورت”مادی و معنوی”وجود ندارد،بلکه یک جهت اعجاز و تحدی قرآن به معجز و خارق العاده بودن آن باز می گردد به قالب،اسلوب و شکل عبارتی آن از جهت فصاحت و بلاغت و جزالت و رسائی در افهام معانی گوناگون،اینرا می توان به جنبه لفظی اعجاز قرآن و فصاحت و بلاغت خارق العاده آن تعبیر کرد که دارای گیرائی خاصی است که نه شباهت به نثر دارد و نه شباهت به نظم،بنابر این تقسیم و تعبیر به مادی و معنوی در بحث تحدی قرآنی تعبیر نادرستی است مگر اینکه مقصود گوینده از مادی همین بحث لفظی باشد که در اینصورت این یک جعل اصطلاح و تعبیر است.بهتر است بجای “معنوی” نیز تعبیر به “معنائی” یا “معنا” کنیم چون معنوی لفظ مشترکی است که در اطلاقات دیگری بکار می رود،یعنی فارغ از جنبه های لفظی و فصاحت و بلاغت و شیوائی و گیرائی در اسلوب قرآن،چه معناهایی در قرآن هست که موجب این می شود که قرآن خارق العاده باشد و ولیده دست و فکر بشر نباشد.سوال از اینکه آیا قرآن در حدی هست…سوال عجیب و غریب و بی منطقی است،اساسا معنای تحدّی قرآن همین است که بلحاظ اسلوب لفظی و اصول معنائی چیزی ببشریت عرضه کرده است که کار بشر نیست،بعد شما می پرسی قرآن در این حد است؟! شما اگر منکر این هستی که قرآن در این حدّ است چیزی مثل قرآن بیاور،یا چیزی که مثل قرآن (در همه ابعاد مورد نظر در بحث تحدی) آورده شده است را بدان اشاره کن،یا توضیح بده که چرا از نظر شما قرآن در حدّی هست که…الخ
        بعد،چرا مقایسه حتی در مورد مثال سعدی و فردوسی و حافظ بی مورد باشد؟! توضیح دهید چرا نشود شاهنامه و سعدی و حافظ را بلحاظ فصاحت و بلاغت و گیرائی و شیوائی و سهل الموونه بودن در تفهیم معانی کوتاه و بلند با هم مقایسه کرد؟ و چرا با فرض اینکه هرسه در اوج فصاحت و زبائی اشعار خود را سروده اند نتوان با لحاظ محسّنات ادبی و معیارهای گوناگون حاکم بر زبان و ادب و معنا نتوان بین آنها مقایسه و داوری کرد؟! بنابر این اصل تمثیل شما تمثیل نادرستی است،گذشته از اینکه مقایسه اینها مقایسه بین سه انسان در آنچه که آورده اند است ،در حالیکه بحثی که در تحدّی قرآن مدعای قرآن است خارق العاده بودن قرآن است و اینکه قرآن ساخته بشری نیست و اگر جنّ و انس پشت به پشت هم دهند قادر به تولید مثل آن نیستند،این مدعای قرآن است که الان در صدد بیان هستیم.

         
        • بله سخن شما در خصوص انواع وجوه اعجاز درست است و من بر حسب عادت از مادی و معنوی استفاده کردم که متعاقبا در زیر نویسی انرا تصحیح کردم لیکن راجع به بقیه موارد نظر من مغایر با توضیحات شماست که در فرصتی عرض میکنم

           
    • جناب علی 1 سلام
      انچه شما در باب تحدی بیان کردید معطوف است به جنبه معنوی اعجاز قران ، حال اینکه معتقدین این اعجاز را دارای دو جنبه مادی و معنوی میدانند ایا به نظر شما در بعد لفظی از حیث میزان بلاغت و فصاحت کلام ، قران در حدی هست که بشود ادعا کرد تاکنون هیچ اثری در زبان عربی همپایه ان پدید نیامده است؟ یا اینکه اساسا چنین مقایسه ای بی مورد است همانگونه که اشعار سعدی با فردوسی یا حافظ قابل مقایسه نیست زیرا هر سه در اوج فصاحت و زیبایی اشعار خود را سروده اند و برتری دادن یکی بر دیگری ، از نوع برتری دادن برنج بر گندم است؟

       
  71. مرتضی آن چه لایقش بودی را گفتی و زحمت من را کم کردی و خودت را معرفی کردی
    یک نمونه از هزاران جرم و جنایت سپاه برای اثبات تروریست بودن آن کافی است:
    حسین همدانی در سال ۱۳۸۸ فرمانده لشکر محمد رسول‌الله بود و در قرارگاه ثارالله فعالیت می‌کرد و در سرکوب و بازداشت خشونت‌بار معترضان بعد از انتخابات نقش موثری داشته است. او درباره حوادث بعد از انتخابات می‌گوید: «در فتنه ۷۸ بنده جانشین نیروی مقاومت بسیج بودم و تجربه آن حوادث را داشتم. این تجربه به من کمک می‌کرد. یک سابقه‌ای در دو دوره در تهران داشتم در سال‌های ۶۰ و ۶۱ در تشکیل لشکر حضرت رسول(ص)، در سال ۸۲ هم فرمانده لشکر تهران بودم. لذا کاملاً تهران را می‌شناختم و برآورد خوب اطلاعاتی از منطقه داشتم. با کار اطلاعاتی اقدامی انجام دادیم که در تهران صدا کرد. ۵ هزار نفر از کسانی که در آشوب‌ها حضور داشتند ولی در احزاب و جریانات سیاسی حضور نداشتند بلکه از اشرار و اراذل بودند را شناسایی کردیم و در منزلشان کنترلشان می‌کردیم. روزی که فراخوان می‌زدند اینها کنترل می‌شدند و اجازه نداشتند از خانه بیرون بیایند. بعد اینها را عضو گردان کردم. بعداً این سه گردان نشان دادند که اگر بخواهیم مجاهد تربیت کنیم باید چنین افرادی که با تیغ و قمه سروکار دارند را پای کار بیاوریم. یکی از اینها فردی بود به نام ستاری. این ستاری وقتی به جمعیت زد جانباز ۷۰ درصد شد و سال گذشته هم به شهادت رسید. وقتی که جلسه شورای تأمین استان تهران در شب عاشورا برگزار شد همه برآوردها این بود که فردا تهران آرام خواهد بود. برآورد من این بود که روز عاشورا اتفاقاتی در پیش خواهد بود. به همین خاطر دو بار دیگر درخواست جلسه فوق‌العاده دادیم و جلسه تشکیل شد و آماده‌باش اعلام کردیم. همه سینماهای تهران را اجاره کردم. تمام مدارس و حسینیه‌ها را در اختیار گرفتیم. بچه‌ها با لباس مشکی در میدان حضور داشتند. نزدیک به ۳۰ هیئت را هم که با من مرتبط بودند را هم آماده کردیم و گفتم دسته‌ها را به سمت میدان دانشگاه بیاورید. در روز عاشورا همین سه گردان غائله را جمع کردند. همدانی درباره‌ میرحسین موسوی و مهدی کروبی گفته بود : «آن‌ها متهمان اصلی این ماجرا هستند و حداقل مجازات‌شان اعدام است.»
    نیرو‌های بسیجی روز ۲۳ خرداد‌ماه ۱۳۸۸ و به درخواست فرمانده نیروی انتظامی ایران برای کنترل پایتخت ایران فراخوانده شدند و پس از آن در هماهنگی با لشکر محمد رسول‌الله به کار خود ادامه داد. حسین همدانی در ۱۸ تیرماه سال ۱۳۸۸ با تایید نقش بسیج در سرکوب اعتراضات پس از انتخابات و دستگیری‌های گسترده گفته بود: «آن‌قدر اطلاعات و اعتراف از اغـتـشاش‌گران به دست آمده که اگر تا مدت‌ها همه رسانه‌ها بسیج شوند، نمی‌توان تمام این اعترافات را به مردم انتقال داد.» وی میرحسین موسوی و کروبی را به «داشتن ستاد انقلاب مخملی و وارد کردن سیستم مخابراتی پیشرفته‌ از دوبی و شنود مسائل امنیتی» متهم کرده بود.
    قرار گرفتن در لیست تحریم‌های حقوق بشری اتحادیه اروپا
    اتحادیه اروپا در ۲۳ فروردین ۱۳۹۰ (۱۳ آوریل ۲۰۱۱)، ۳۲ مقام ایرانی از جمله حسین همدانی را به دلیل نقشی که در نقض گسترده و شدید حقوق شهروندان ایرانی داشته‌اند از ورود به کشورهای این اتحادیه محروم کرد. کلیه دارایی‌های این مقامات نیز در اروپا توقیف خواهد شد. بر اساس بیانیه اتحادیه اروپا حسین همدانی در مقام فرماندهی لشکر محمد رسول‌الله نقشی اساسی در سرکوب معترضان به انتخابات ۱۳۸۸ به ویژه حوادث عاشورای ۱۳۸۸ و بعد از آن داشته است
    مشاهده کردیدکه ولایت فقیه ایران را به اشغال خود در آورده است. دقت کنید وظیفه لشکر تهران چیست؟ اشغال تهران! کارش چیست؟ سرکوب مردم تهران!
    این اراذل واوباش به چه حقی به خود اجازه می دهند چاقوکش های حرفه ای تربیت کنند برای حمله به مردم؟
    البته دیدیم که جمعیت میلیونی به راحتی از پس چاقوکشان بر آمد. بر خلاف ادعای همدانی خیانت موسوی و کروبی بود که باعث سرخورده شدن تظاهر کنندگان شد و کار سرنگونی ولایت فقیه را به درازا کشاند. مطمین باش این بار مردم فریب نخواهند خورد..

     
    • سخنگو و طوطی وزارت خارجه امریکا! شما با این نوشته، هم فقدان شعور و ادب خود را بنمایش گذاشتی و هم در قسمت آخر عداوت خود را با دو طرف ماجرای انتخابات در ایران! پس شما در یک نزاع داخلی بر سر کمّ و کیف یک انتخابات و نتایج آن،به دو طرف ماجرا کاری نداری! بلکه به همان چیزی که اکنون مرادهایت یعنی پمپئو و آن سبیلوی دیگر (بولتون) در ایران دنبالش هستند می اندیشی! یعنی ایجاد بی نظمی و شکاف و هرج و مرج و آشوب برای بهم زدن سیستمی که مطابق میل سلطنت طلبانه ات نیست! نه موسوی کروبی برایت محلّی از اعراب دارند ،برای اینکه آنها را خائن نامیدی بخاطر وفاداری به اصل نظام، و نه طرف مقابل آنها را،بله شما شاهیست ها و سلطنت طلب ها علیرغم تصوری که نسبت به هوشمندی خود دارید خیلی هم هالو و ساده لوح تشریف دارید و در مظانّ خود خوب خود را لو می دهید! و اهداف خاص خود را نشان می دهید که نه انتخابات ایران برای شما مهم است ،نه نتایج قانونی آن و نه منتخبین مردم ایران،بلکه مهم برای شما تضعیف جمهوری اسلامی و بهم زدن نظم این نظام است. اما توجه نمی کنید که بحث ما در مورد عنوان “تروریستی”بود که به یک نهاد نظامی قانونی یک کشور می دهید،بحث انتخابات سال 88 و اعتراض آرام به نحوه و نتیجه انتخابات تا یک مقطع غیر از سوء استفاده ضد انقلاب و ایجاد اغتشاش و بی نظمی در کشور است،من به اظهارات یک فرمانده خاص کاری ندارم ،ممکن است یک فرمانده در مدیریت یا اظهاراتش اشتباه کند،بحثم این بود که شما غلط کردید یک نهاد قانونی در قانون اساسی ایران را تروریست می دانید،هم شما غلط کردی هم اربابانی که خادم آنها هستی،اینکه چند کشور خاص که از تروریسم و وحشی گری دولتی امریکا و اسرائیل غمض عین می کنند و کسانی را که مدافع مظلومان هستند در لیست گروههای تروریستی بگذارند دلیل تروریست بودن آن مدافعان است؟! شما ظاهرا با اینهمه دک و پز و ادعا ظاهرا از لغت و مفهوم تروریسم و تروریست نا آگاهی! ما در مفهوم تروریسم و نکوهیده بودن آن بحثی نداریم بحث و مناقشه ای که وجود دارد بحث مصداقی است و اینکه مستکبران جهانی تروریسم دولتی واضح اسرائیل را نادیده گرفته آنرا مصداق دفاع از خود و منافع خود می دانند و دفاع مجاهدان و مظلومانی که از خانه و کاشانه خویش آواره شده اند را تروریسم می نامند! حالا در اینجا هم اینکه یک نهاد نظامی از تمامیت ارضی ایران حفاظت کند یا در موارد نیاز برابر ضد انقلاب شورشگر و هرج و مرج طلب بایستد معنا و مفهومش نزد شما تروریسم است؟! بنابر این روی این منطق سست شما در هر نقطه از دیگر نقاط جهان نیز اگر پلیس یا نیروی های ضد شورش و انتظامی ،با هرج و مرج طلبان و بر هم زنندگان نظم و قانون و هنجارهای یک کشور مقابله کنند لابد شما همه آن نیروهای پلیس و انتظامی را تروریست می نامی! لابد اگر پلیس ضد شورش امریکا سیاه پوستان را سرکوب کرد یا تظاهرات اقتصادی در نیویورک را سرکوب و نظم را برقرار کرد شما آنجا پلیس امریکا را (یعنی یک نهاد قانونی آن کشور) تروریست می نامی!

       
  72. قبل از شروع سخنرانی‌ام یک نوار‌بهداشتی بالا گرفتم و گفتم: «زنان در بلغارستان نوار بهداشتی ندارند، هرگز نداشته‌اند، من این را یکی از دلایل شکست کمونیسم می‌دانم، چون این سیستم نتوانست نیازهای اولیه نیمی از جمعیت را تامین کند»

    / کمونیسم رفت، ما ماندیم و حتی خندیدیم – دراکولیچ

     
  73. ماخرای خروج آمریکا از برجام و تبعات بعدی آن به سرعت لخت و برهنه بودن حاکم ایران علیرغم درشت گوئی های خودش و مترسکهایش را در معرض دید مردم گذاشت. در حقیقت ترامپ با این کار خود خدمت بزرگی هم به رهبر خواب و خیال زده هم کرد و او را با واقعیتی دردناک اشنا کرد و ان اینکه ایران تحت رهبری وی بنای عنکبوتی بیش نیست که با تکانی بهم میریزد.
    گزارشات اقتصادیون و کار گزارانی که این روزها میبینیم گرچه برای اهل فن چندان غریب نیست ولی برای مردمی که در بمباران تبلیغات شبانه روز هستند حیرت بر انگیز است. از سوئی گفته میشود که جنگنده مافوق صوت ساخته ایم و از سوی دیگر میبینند که تولید پوشک نوزادان به اشکال خورده. از سوئی میگویند موشکهای ما چنین و چنانند و از سوی دیگر میشنوند بیش از 60 دستگاه اتوبوس برقی در تهران یکسال است که بعلت ناتوانی در تعمیرات به گوشه ای افتاده اند.
    هنوز خنده های ظریف در یو تیوب وجود دارد که پیروزمندانه میگوید برجام را هیچ کس نمی تواند دست بزند. هنوز آوای روحانی در گوشمان است که برجام را 100 تا ترامپ هم نمیتوانند کاریش بکنند. از سوی دیگر در حالی در حال عربده کشی و پرچم اتش زدن و دستگیری عوامل دشمن هستیم که میبینیم دعوای ایران در لاهه نه در رابطه با نقض برجام بر اساس همان موافقتنامه که بلکه در مقابل عهد نامه مودت بین ایران و امریکا در بیش از 60 سال پیش است اقامه میشود، یعنی بزبان دیگر ما هیچ ادعائی در چارچوب توافقات برجام برای نقض آن نداریم و آنهم به یک دلیل ساده و آن اینکه اصولا در برجام امریکا تعهدی به ما نداده بلکه اعمال و رفتارش در مقابل رفتار جمهوری اسلامی و بر اساس برداشت خودش از آن سیاستش تنظیم میشود.
    حال باید پرسید که این برجام چه معاهده ای است که هیچ ساز و کاری در آن برای تخلف آمریکا و یا هر کس دیگری پیش بینی نشده؟ سال گذشته رهبری هم در سخنانی به همین اشاره کرده بود که این چه تعهد نامه ای هست که ما میتوانیم تنبیه شویم و طرف دیگرهر کاری خواست بکند. البته ایشان دیر به این حقیقت واقف شد که برجام توافقی یک جانبه است و نه دو جانبه و یا چند جانبه.
    برجام مجموعه ای از تعهدات بسیار زیاد ایران است بدون اخذ هیچ تعهدی از سوی دیگرو در خانه عنکبوتی آن همین بس که نه رئیس جمهور امریکا انرا امضا کرده و نه رئیس جمهور ایران.
    آن مذاکرات ویرانگر که دستپخت همین رهبری و بچه های انقلاب و سرداران است امروز بلائی بر سر این مملکت اورده که در تاریخ بیادگار خواد ماند.
    برجام برآیند نوعی بی خردی و خباثت و حماقتی در مملکت داری است که امروز ایرانیان با همه وجود خود آنرا تجربه میکنند.

     
    • بالاخره امضاء کردن نزد عقلاء تعهد هست یا نیست؟! بدون تردید امریکا و آن پنج تای دیگر بمرای و منظر جهانیان و شورای امنیت ملل متحد این قرار داد را امضاء کرده اند و امضاء ظاهرا نزد عقلاء بمعنای تعهد است! البته در عرف روابط بین الملل و سابقه تاریخی نیز متداول است که اگر دولتی تحت یک سیستم حکومتی قرار دادی امضاء کرد ،اگر آن دولت یا آن سیستم دگرگون شد باز بروال استصحاب عقلاء قرار داد امضاء شده را تعهد باقی می دانند مگر اینکه دو طرف تعهد آن تعهد را فسخ کنند،حالا اینکه یک سیسم زورگو یا فردی و دولتی برآمده از یک سیستم استکباری و خودخواه،برای خود جایگاه کبریائی خاصی تعریف کند که بتواند راحت و یکطرفه نقض عهد و امضاء کند چالشی است که الان برای امریکا و جامعه امریکا وجود دارد و در واقع یک بی آبروئی تاریخی است برای ملل متمدن که الان حتی خود فرهیختگان و اهل فکر در امریکا به آن تصریح می کنند و انفعال و شرمندگی امثال اوباما و کری را هم که ملاحظه می کنید،و این استکبار و بی عهدی و خلاف مروّت اختصاصی به قضیه برجام هم ندارد،مگر این امامزاده ترامپ از آن پیمان پاریس هم یکطرفه بیرون نیامد؟! آیا در پیمان پاریس پیش بینی نقض عهد یکطرفه نشده بود یا شده بود؟! من نمیدانم شما بگوئید،اما در هرحال عقلای جهان بابت نقض عهد امامزاده ترامپ نسبت به پیمان پاریس نیز او را سرزنش و تقبیح می کنند منتها من تابحال ندیده ام وقتی امامزاده ترامپ پیمان پاریس را نقض کرد،بجای نکوهش او بروند امضاء کنندگان دیگر پیمان پاریس را سرزنش کنند! کاری که شما روی عداوت با جمهوری اسلامی بر خلاف منافع کشورتان انجام می دهید و متصدیان زحمتکش پیمان را نکوهش می کنید در حالیکه همین پیمان هم منافعی برای ایران داشته و دارد و هم اگر امامزاده ترامپ آنرا نقض نمی کرد مردم ایران و از جمله شما از مواهب آن برخوردار می شدید.حالا بحث من این نیست که برجام یک پیمان معصومانه و بی نقصی بود،بحثم این است که انصاف و اندکی احساس ایرانیت اقتضاء می کند در یک نقض عهد و امضاء شما بجای طعنه زدن به هموطنان زحمتکش خود که دنبال جرّ النفع برای ایران بودند،نقض عهد کننده را سرزنش کنید،البته روشن است که اقامه دعوای حقوقی ایران در دادگاه لاهه ناظر به اصل نقض عهد امریکاست و محکومیت امریکا نزد افکار عمومی دنیا.

       
  74. دوست ارجمند جناب امیر گُل و مرید باقرالعلوم

    در اینکه الله (سبحان والتعالی) کرامات و توانائی های محیرالعقول به انبیا، ائمه اطهار و چند تن از منسوبین نزدیک آن بزرگواران اعطا فرموده اند جای هیچ نوع شّک و یا اعجاب نیست که میتوانستند با جانداران غیر انسان، گیاهان و حتی جامدان محاوره نمایند

    تعجب و حیرت این بنده ذلیل دراین است که آن پرندگان، خزندگان، جهنده گان، چندپایان، اشاتیر و احشام از کجا به چنین کرامات، توانایی و قابلیت محیر العقول رسیده بودند که میتوانستند با آن بزرگواران گفتگو کنند؟
    مگر گفتگو یک فعل دو جانبه نیست؟

    پاینده ایران بزرگ
    رسول

     
    • جناب رسول،شما مدتی نمی نوشتید،من گاهی پیش خود می گفتم نکند دوباره غیبت کمی تا قسمتی طولانی یک کامنت گذار سایت آنهم در کشور وسیع امریکا را باز پای من سیّد یک لا قبا یا نظام جمهوری اسلامی ایران بگذارند! حالا خوشحال شدم که آمدی و از من رفع اتهام شد! اما جانا بقربانت حالا که دیر آمدی اما بالاخره آمدی ،باز چیزی برای نوشتن نداشتی جز چند تا طعنه زدن به دین و اعتقادات هموطنانت؟! آنهم با این لحن طنزگونه و خود حق پندارانه؟!
      حالا این چیزی هم که شما اینجا نوشتی چیزی نبود جز مزخرفی از کسروی علیه ما علیه،اعجاز و خرق عادت برای پیامبران و اولیاء هست حالا شما ایمان به آن ندارید نداشته باشید اما نیازی به جفنگ گوئی و خودنمائی نیست، مثلا اگر مطابق نص قرآن حضرت سلیمان آگاه از زبان و محاوره پرندگان یا مور بوده است،مقصود این است که به اعجاز و باذن الهی آگاهی پیدا می کند بر نطق و گفتار آنها و مفهوم این مطلب این نیست که مور یا طیر به اعجاز بزبان سلیمان سخن گفته اند اگرچه این فرض نیز باذن و اراده تکوینی آفریدگار محال نیست،اما بین دوتاش فرق است، جناب رسول درست است که از دین رمیده ای اما شما کمی فکر کن بعد مطلب بنویس.

      باشد پاینده ایران اسلامی

       
      • مگر می‌‌شود گفت ” پاینده سیاهی در سفیدی” یا “پاینده جهل در خرد” یا پاینده سرطان در سلامتی”؟ پاینده ایران اسلامی دیگه چه کوفتی هست؟

         
        • “ایران اسلامی” کوفت نیست،طرز تفکری که اسلام را متعصبانه رد می کند و واقعیت های جامعه خویش را نمی بیند کوفت و کوفتی است.آیا پاینده ایران اسلامی از قبیل پاینده سیاهی در سفیدی است؟! یعنی ایران سفید است و اسلام سیاه است و ایندو با هم قابل اجتماع نیستند چون ضدّین هستند؟! یا ایران یعنی خرد و اسلام یعنی جهل؟! یا سرطان و سلامتی؟! بنظرم شما نه درکی از این مفاهیم و نسبت بین آنها دارید و نه درک درستی از روش مقایسه کردن، قدری عقل خود را بکار بگیرید بعد دست بقلم و طعن زدن شوید.در تعبیر وصفی یا اضافی ایران اسلامی به دو جهت اشاره می شود:کشور ایران یعنی سرزمینی که ما در آن زندگی می کنیم و در آن زاده شده ایم با همه آیین ها و فرهنگ و آداب و رسوم درست یا نادرست،و اسلامی در این تعبیر هم اشاره دارد به دو جهت :یکی اینکه اکثریت بیش از 90 در صد افراد و جمعیت این سرزمین را -رغم انف شما-مسلمانان ایرانی تشکیل می دهند یا بگو ایرانیان مسلمان،و جهت دوم اینکه این اکثریت غالب مسلمان انقلابی کردند و نظام ستمشاهی را سرنگون کردند و آنرا بزباله دان تاریخ افکندند و نظامی دینی و حکومتی اسلامی با قالب جمهوری اسلامی تاسیس کردند ،از این دو جهت می توان از کشور ایران فعلی به “ایران اسلامی”تعبیر کرد،حالا شما بعنوان یک فرد،یا یک ایرانی غیر مسلمان ،اگر لجت از جهت دوم -تاسیس حکومت اسلامی توسط اکثر مردم مسلمان ایران- در می آید،خیلی خوب اینرا فراموش کن،اما شما هرقدر کم عقل یا غیر منطقی یا سوفیست منکر حقایق باشی نمی توانی اینرا انکار کنی که اکثریت بالای 90 درصد ملت ایران در این جغرافیا را مسلمانان ایرانی تشکیل می دهند،بله مسلمانان ایرانی یا ایرانیان مسلمان،شما اگر دموکرات یا مدعی آزادی هستی این کوفت (اکثریت ایرانیان مسلمانند) را تحمل کن و بر هر دین یا عقیده ای می خواهی باش اما با مثالهای عجیب و نابخردانه حرف مفت نزن.

           
  75. درود بر یاران ارجمند

    بعد از خواندن چندین کامنت دراین و سایتهای دیگر بفکرفرو رفتم که ای بابا ببینید قضاوت، انصاف وکرامت انسانی در اسلام ناب محمدی و در مملکت امام زمان تا کجا پیشرفت کرده که مردم از کشته نشدن فردی بی آزار ولی مخالف نظام که تنها سلاحش گفتگوست «تعجب میکنند» یعنی اگر محمد نوریزاد را میقاپیدند و در اولین فرصت چرخ کردش میکردند عادی بنظر آمده و جای تعجب نداشت. اگه دستم به اون ۵۷تی ها میرسید…..

    پاینده ایران بزرگ
    رسول

     
    • سید مرتضی میگوید میترسیدم غیبت رسول هم – که در امریکاست – گردن من بیفتد = یعنی بطور ضمنی مسئولیت غیبت کاربران ساکن در ایران این سایت را میپذیرد. درست است سید؟

       
      • نه سید! اصلا من تصوّرم این است که هیچکس از نویسندگان قدیم یا متاخّر این سایت هیچوقت غایب نبوده و نیستند،بلکه برخی -و از جمله خودت!-صرفا از نام اصلی خود غائب می شوند!حالا شما که سیدی و هرچه بنویسی می شناسیمت! از جمله در کامنت بالای این صفحه که تعمّدا همه لغات فارسی را غلط نوشتی! اما از باب مثال،این سایت نویسنده ای داشت بنام مهرداد! که بتعبیر من یک پسر شجاع بود! (قضیه ولم کنید برم بحمایت نوریزاد در خیابان پاستور که معرّف حضور هست؟!) و اینقدر می نوشت و اینقدر با کپی پیست اخباری که دم دست همه هست فضای سایت رو اشغال می کرد که بقول معروف همه رو ذلّه کرده بود! حالا بظاهر مدتی است این پسر شجاع خیابان پاستور غائب است! اما شما باور می کنی؟! من که باور نمی کنم کسی با آن دگم ها و انگیزه در مخالفت با این نظام یا حتی عقائد دینی به این راحتی این سایتو رها کنه! بنده بارها گفته ام من یک طلبه ام که روی علاقه و ابتکار خودم اینجا مطلب می نویسم و فردی امنیتی نیستم با اینکه امنیتی بودن هم یک جرم نیست،اما روی فهم خودم و ممارست با طرز تفکرات آی دی های مختلف در اینجا و اسلوب نوشتن آنها و سواد یا دقت آنها در فارسی نویسی و بکار گیری الفاظ فارسی یا علائم دستوری زبان فارسی غالبا می توانم تشخیص دهم که نوشته تحت نام هایی اجق وجق! یا ناشناس مربوط به کدام آی دی قبلی و طرز تفکر است ،از این جهت در خیلی موارد از ناشناس ها یا اسمهای ابتکاری مطمئنم -بقول ساسانم.سین مطمینّم!-که این پسر شجاع است که فلان مطلب را نوشته است همینطور خود شما هم علیرغم اینکه تعهد کرده بودی که هرگاه با نام دیگری غیر از سید رضی بنویسی به آن تصریح کنی ولی خوب مرد وفای بعهد و پیمان نیستی همانطور که هنوز قدرت روحی کافی را بدست نیاورده ای که از عمل غیر اخلاقی بجای من (سید مرتضی) که یکبار مرتکب شدی عذرخواهی کنی،بنده علیرغم مخالفت گفتمانی یا عقیدتی،برای کسانی ارزش انسانی والا قائلم که با یک آی دی ثابت مجازی مطلب می نویسند و از تفکرات و عقائد و برداشت های خویش دفاع می کنند و دو رنگ یا چند رنگ نیستند،فقط خواستم در مورد برداشت نادرستی که اینجا کردی اینو بگم که نه،حضور یا غیاب ظاهری برخی اسامی در اینجا بمن سید ربطی ندارد،و اساسا من تصورم این است که اینجا جز چند نفر معدود با اسامی متغیر و سیال و ناشناس نویسی های مصلحتی حضور ندارند و شما گول انباشتگی سیصد چهارصد تایی کامنت ها ذیل پست ها را نخورید.

         
        • من چند بار خدمت شما عرض کردم که ان فقره از نظر من خدمتی در حق شما بود که متاسفانه شما از ان بهره نبردید زیرا من با ان روش شما را متوجه کردم که اگر از موضع توجیه ظلم و ستم بر هموطنانت عدول کنی چگونه مردم بدون توجه به سابقه مثبت و یا منفیت از شما استقبال خواهند نمود ولی با این وجود اگر شما این اقدام من را که با نیت نفع رسانی به شما انجام گرفت را نمیپذیرید من بدان جهت از شما پوزش می طلبم.

           
          • احسنت سید جان! حالا شد! بله ضمن اینکه باز هم می گویم نیازی به چنین خدمتگذاری های تبرّعی! ندارم،لکن با صمیمیت پوزش شما را می پذیرم و دیگر از آن نخواهم گفت،البته امیدوارم نه فقط بجای من بلکه بجای هرکس دیگری ننویسی،فقط خودت باشی و خودت و بجای خودت بنویسی،و میثاق به اسامی دیگر نوشتن چه شد؟!

            ———

            درود سیدمرتضای گرامی
            “خدمتگزار” درست است.
            پوزش

            .

             
          • درود و سلام نوریزاد خوب و گرامی

            بله درست است،در عبارت بالا کلمه “خدمتگزار”یعنی بجا آورنده خدمت درست بود و تصحیح شما درست و بجا بود و سهو از من بود.قبلا هم بشما وکالت داده بودم که هرجا در مقام درج نوشته های من با غلط حتمی و واضحی روبرو شدید آنرا تصحیح کنید،من خوشحال می شوم.

            سپاس از تصحیح شما
            .

             
  76. به نقل از سایت گویا: https://news.gooya.com/2018/09/post-18253.php
    متن شکایت نامه جعفر بهکیش ( جعفر بهکیش از فعالان حقوق بشر مقیم کاناداست که شش تن از اعضای خانواده‌اش در جریان رخدادهای دهه ۶۰ جان خود را از دست داده‌اند. دو برادر، و برادر همسر آقای بهکیش در جریان اعدام‌های سال ۶۷ در زندان‌های گوهردشت و اوین اعدام شده‌اند. آقای بهکیش خود چندین بار در دهه شصت به خاطر فعالیت‌های سیاسی بازداشت شده بود) به حسن روحانی و دادگاه‌های عمومی تهران از آمران و عاملان اصلی قتل و ناپدید شدن بستگانش.

    مش قاسم: فقط قسمتی که مربوط به منتظری بود گذاشتم. برای دیدن متن کامل به لینک بالا مراجعه کنید. در حکومت اسلامی هیچکس دستش پاک نیست که نیست.

    …….. در زمان تنظیم لیست متهمان، با این سئوال مهم روبرو شدم که آیا باید نام حسینعلی منتظری در این لیست قرار گیرد یا خیر؟ از خود پرسیدم آیا اعتراض پنهان وی، انتشار خاطرات در سال ۱۳۷۹، و سپس انتشار نوار گفتگوی ایشان با اعضای هیئت مرگ تهران پس از گذشت ۲۸ سال از آن کشتار بزرگ، توسط فرزندان ایشان، سبب سلب مسئولیت از ایشان میشود؟
    به دو دلیل مهم به این نتیجه رسیدم که ایشان نه تنها مسئولیت جدی در قبال کشتار‌های دهه شصت دارد، بلکه در مقابل کشتار بزرگ زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷، به رغم اعتراض مخفیانه خود، مسئول است: الف) میدانیم که از اواخر سال ۱۳۵۸، آقای منتظری مسئول انتصاب قضات در دادگاه‌های انقلاب بوده و علاوه بر آن بر اساس دستورهای متعدد و مختلف روح الله خمینی، میتوانست بر روال صدور احکام در این دادگاه‌ها موثر باشد. اما هیچ گزارش جدی مبنی بر تلاش موثر ایشان برای کاهش اعدام‌ها در سال شصت وجود ندارد و تا نیمه دوم سال ۱۳۶۴، زمان تشکیل دادگاه عالی قم برای بازبینی احکام اعدام و مصادره اموال، هیچ اقدام جدی در این جهت انجام نداده است (۱۰)؛ ب) حسینعلی منتظری در زمان کشتار بزرگ در تابستان ۶۷، به سکوت و پنهان کاری در مورد این جنایت، که یکی از مهمترین مشخصه‌های آن بوده است، وفادار باقی ماند. او هرگز جامعه و خانواده‌ها‌ی زندانیان سیاسی را، که در ایام کشتار بارها به دفتر وی برای کسب اطلاع از وضعیت عزیزان خود مراجعه کرده بودند، از جنایتی که در جریان بوده است با خبر نکرد. او مصلحت نظام را بر مسئولیت مدنی (۱۱) خود ارجح دانست (۱۲). ایشان حتی افشا نامه‌های خود به روح الله خمینی را بخشی از غائله برکناری قلمداد می‌کند و به خواننده خاطرات خود اطمینان می‌دهد که او قصد افشا این نامه‌ها را نداشته است (۱۳). علاوه بر آن آقای منتظری در ایام کشتار لازم نمی‌بیند که حتی یکبار به تهران عزیمت کرده و با اصرار با آقای خمینی ملاقات نموده و ایشان را متقاعد نماید که دستور توقف کشتار را بدهد. در حالی که خود بر موسوی اردبیلی رئیس شورای عالی قضائی همین ایراد را گرفته است (۱۴).

     
    • آتش به اختیار

      یک نفر از دانشمندان این سایت و یا خود نوریزاد پاسخ دهد اگر در هر کشور دیگری یک نفر به صورت مسلحانه به کشتن مسولان کشور، نیروهای نظامی، همکاری با دشمن در حال جنگ با کشور ، بمب گذاری و ….بپردازد آیا در درگیری نظامی او را نمی کشند و یا در صورت دستگیری بالاترین کیفر کشور خود را نصیب او خواهند کرد یا نه و اگر جواب آری هست که هست پس این مظلوم نمایی ها برای این افراد تروریست چیست .

      ————-

      دوست گرامی
      سخن شما بسیار درست است.
      بشرطی که در یک دادگاه علنی و آشکار با رعایت همه ی موازین حقوقی رفتار مسلحانه ی یک نفر ثابت شده باشد. نه این که به شیوه ی برادران از وی اعتراف گرفته باشند.
      صحنه ی بازجویی و اعتراف گیری از همسر سعید امامی را بار دیگر ببینید
      با احترام

      .

       
  77. سلام و درود

    واقعیات جامعه ایران و وبسایت (کشکول) دکتر محمد نوری زاد!

    نگاهی به اسامی پست های اخیر وبسایت دکتر نوریزاد که طبعاً با انتخاب و سلیقه ایشان انتخاب، و میشود گفت با ترکیب کلمات شاعرانه سبک سپید و موج نو توسط ایشان ساخته شده اند نشان میدهد که ایشان تا چه حد با واقعیات جاری جامعه ایران بیگانه است و چگونه فکر میکند و وزن این وبسایت فخیمه که بسان کشکول گدایان دوره گرد از همه چیز اندکی در خود جای داده و میدهد ، در معادلات سیاسی و فرهنگی و اجتماعی جامعه ایران چه مقدار است و چه کیفیتی در اثر گذاری دارد؟
    خیلی به گذشته های دور رجوع نمیکنم و به اسامی پست ها از تاریخ 27 جولای 2018 به اینسو نگاهی میکنم. دراین تاریخ ایشان اسم و سرلوحه و تیتر اصلی پست سایت را «با تنبک زدن مخالفند اما…» انتخاب کرده است و از آن ببعد این کاریکلماتور تأسف آور در نامگذاری و خط دادن به اعضا و انتخاب تیتر با اسامی زیر ادامه یافته است : «جگر کردستان» «بهترین خوراک اسرائیل و روس» «الاغهای لاجوردی» «پس و پشت خرقه زاهد» «عطسه های ناچاری» «سفر به اعماق آیینه» «علی بابا و دراکولا» و در پست اخیر هم درخواست از قرآن پژوهان، لابد برای فیصله دادن نهایی به دین اسلام و اعتبار و اصالت قرآن؟!
    اگر براستی کسی اخبار عادی یومیه را در طی این مدت تعقیب کرده باشد بخوبی میداند که انتخاب این اسامی کاریکلماتور گونه و شبه هنرمندانه هیچ ربطی به واقعیات جاری جامعه ایران و فضای حاکم بر مناسبات بین المللی و سیاست خارجی ایران و تهدیدهای بزرگی که از درون و بیرون موجودیت و استقلال کشور را به چالش کشیده اند ندارد. براستی ریشه این آشفتگی و بیربط بودن که فضای وبسایت را تا حد کشکول گدایان پایین آورده در چیست؟ اغلب ماها که جز خوانندگان و گاه نویسندگان این وبسایت هستیم باور داریم که آقای محمد نوری زاد مردی هنرمند، شجاع، معترض و نجیب است و در مجموع قبول داریم که ایشان مرد خوبیست، اما این مرد خوب بودنش نمیتواند جبران تمام کاستیهایش بکند. یک کنشگر اجتماعی پیش از هر چیز عضو و وابسته به یک طبقه اجتماعیست و در موضع گیریهای سیاسیش، هدفی معین و خط مشخصی را دنبال میکند. چه خوب باشد و چه بد، چه برسمیت بشناسیم و چه نشناسیم، جامعه ایران طبقاتیست و دارای دو طبقه اصلی است، که جمع کثیری بیش از 90 در صدش را کارگران و کشاورزان و زحمتکشان تشکیل میدهند و قلیلی کمتر از 10 در صدش را هم سرمایه داران و اقشار بینابینی که در ادبیات جامعه شناختی به خورده بورژوا معروفند تشکیل می‌دهند . در میان اقشار بینابینی قشرهایی چون معلمان و هنرمندان هستند که ظاهراً نه جزء طبقه فرادستند و نه جزء طبقه فرودستند، این قشر بنا به نحوه کسب در آمد و آبشخور و بستر اجتماعی خود که ارتزاق و برخورداری از سرریز ثروتهای سرمایه داران است، اغلب افرادی انساندوست و طرفدار حفظ محیط زیست و مبادی آداب و در تفکر آزادند و معمولاً با فرهنگهایشان خواب و خیال رهبری جوامع و حل تضادهای اجتماعی را میبینند زیرا خود را بیطرف و بدون جهت گیری طبقاتی ارزیابی میکنند و در موقعیت و مقامی میبینند که به قول ناصرالدین شاه خیالات میفرمایند که میتوانند به صورت قاضی و حَکَم منصفی طبقات متخاصم جامعه را با هم آشتی بدهند و گرگ و میش و سرمایه دار و کارگر و خان و رعیت و برده دار و برده را با هم به توافق برسانند و جامعه ای سرشار از صلح و صفا و سازش بوجود بیاورند! آقای دکتر نوری زاد جزء قشر هنرمند خورده بورژوا ست و بطور غیر مستقیم از حاصل تلاش و زحمت طبقات زحمتکش برخوردار میشود، یعنی با فروش تابلوهایش کسب درآمد و با هدیه دادن آنها کسب اعتبار اجتماعی میکند.بخوبی مشخص است که پولدارنی که از پول و ثروت اشباع شده اند و نیاز چندانی به پول بیشتر ندارند مشتری خرید تابلوهای ایشانند، این پولداران پول خود را از راه استثمار و احتکار و سفته بازی و رباخواری و بهره بردن از رانتهایی که حاکمیت به بهای به فقر و فاقه و محرومیت کشاندان توده های وسیع جامعه ایجاد کرده، کسب کرده اند و دارای پول و ثروتی اضافه بر نیازهای ضروری خود شده اند، پس آقای دکتر نوری زاد هم بدون آنکه مستقیماً در استثمار و بهره کشی از اجتماع شریک باشد از نتایج آن برخوردار میشود و هیچ دغدغه ای ندارد که کل حقوقش معادل اجاره و هزینه آب و برق و گاز خانه اش هست یا نه؟! و ناچار باید در دو یا سه جا کار بکند تا قوت لایموت خود و خانواده اش را بدست آورد و هرگز چون یک کارگر بسیار خوشبخت و نادر ایرانی که توانسته است کاری ثابت فرا چنگ آورد که کل دریافتی ماهیانه اش از یک و نیم میلیون تومان تجاوز نمیکند و ناگزیر است که چندین برابر حقوقش از گوشت تن و عرق جبین و عمر و جان مایه بگذارد، و خود و خانواده اش با نهایت صرفه جویی و امساک روزگار میگذرانند و مجبور به تلاش و تقلا و تحمل محرومیت و شرم از خانواده و محکوم به یأس از آینده و درماندگی روز مره نیست. آقای دکتر بنا به خوی نجیبانه و شرافتمندانه روستایی و جایگاه طبقاتی خود بشدت با رنج و گرسنگی و محرومیت کارگران و زحمتکشان مخالف است، ولی خود در عمل ابداً با چنان مصیبتهایی هم درگیر نیست و تا فقر اجتماعی را بیادش نیاورند ایشان هم بیادش نمی افتد که مردم از چه فقر طاقت سوزی رنج میبرند،در نتیجه ایشان هنگام مخالفت با فقر و محرومیت بگونه ای احساسی و شاعرانه تنها با کلمات بازی میکند و بدرستی نمیداند زندگی دوزخی طبقه فرودست و اقشاری که بطور منظم به زیر خط فقر رانده میشوند و کارگران فصلی و مهاجر و کشاورزان ورشکسته و روستائیان بی زمین یا کم زمین چگونه و با چه زجری میگذرد؟ به همین علت خط سیاسی و فکری و جهت گیری طبقاتی ایشان خنثی و بشدت مخدوش و کل فعالیتهایش در این وبسایت فاقد خاصیت و اثر گذاریست. لذا متولیان و رؤسای وزارت اطلاعات اینقدر بیفکر و کم فکر نیستند که با بازداشت و اذیت و آزار فردی که فعالیت خنثایی دارد خود را ننگین کنند .

     
  78. بیا خوبی کن و دست بکش به اسافل بچه یتیم. حکایت محمد نوریزاد است. دست خونی یقه اش را چسبیده اند چرا تو را نمی گیرند؟ چون می خواهند ببینند فضولش کیست، که او را دو به شک کنند. چرا بقیه را می گیرند؟ چون نوریزاد شوریده است، دست به ترکیبش بزنند، 150 سانت متقال یا ساتن سفید را مانتو می کند، روی آن شعار می نویسد، عکس پورمحمدی را می چسباند دم باسنش و بیرق به دست می رود تو پاستور قدم می زند و ابرها را فوت می کند. شب ها را هم در کیسه خواب جلوی زندان اوین سر بی شام می گذارد. زن و بچه هم چشم به راهش نیستند. نوریزاد از دیو دو سر نمی ترسد، چرا؟ چون پشتش به کوه بند است: قلمش، دوربین موبایلش و فن بیانش. دیو سپید پای در بند.
    مسئله این است: چرا نوریزاد را رنده نمی کنند؟ می خواهند ببینند فضولش کیه!

    https://t.me/jamalsanatnegar

     
    • کوکب بانو نوری زادها سوپاپ اطمینان رژیم آخوندی هستند نمی بینی این آخوندک مرتضی چه موس موسی دنبالش می کند!!!!! البته حفظ ظاهر هم برای آخوندک مرتضی قلچماقیان گاه این ضرورت را می طلبد که تنبانی بتکاند و یک “ایش بدم می آد” حواله او کند!! دلار 13 هزار تومانی نیز مبارکتان باد ای آخوندکان بدکردار که با این ملت پخمه دل در گرو جنگ با آمریکا نیز بسته اید!!! این ملت اگر پخمه نبودند که به شما کولی نمی دادند!!! آنعده نیز که دل به این گونه مبارزات بندتنبانی نوری زاد ها بسته اند بدانند نوری زادها به اندازه کفایت و آنقدر بسیار اندوخته اند که با هزار برابر این تحریم ها نیز از جایشان تکان نمی خورند!!! فرار نکنید و اگر با شعار مرگ بر آخوند و خامنه ای روبرو شدید بمانید و بدانید که این رژیم و امثال نوریزادها هیچ گلی به سرتان نمی زنند!!! عمله رژیم که می گویند همین هایند!!! این افراد پشتشان به پول گرم است و تا آنجا که توانسته اند پول اندوخته اند!!! آنعده نیز که می گویند نوریزاد در مورد خانه فرمانیه و منازل قیطریه چرا سکوت کرده است بهتر است راه زیاد دوری نروند! خودشان تحقیق کنند!!! ساختمان آرمان در فرمانیه و …

       
  79. سلام و درود آقای نوری زاد

    باز هم همان حکایت همیشگی، و باز هم تردید و انکارهای تمام نشدنی!

    نمیدانم چرا بخشی از جامعه ما که باید دغدغه و آرمانش مطالبه گری و احقاق حقوق فردی و جمعی باشد، در نهایت افکارش مثلا معطوف به این قضیه میشود که چرا با امثال شما برخورد نمی کنند؟!

    آقای نوری زاد
    ذهنیت جامعه استبداد زده چنین است که بجای اینکه یار مظلوم و خصم ظالم باشند، برای تسکین وجدان بخواب رفته یا پاسخ به شک و تردیدهایشان، همواره بدنبال محکوم و قربانی کردن کسانی هستند که در برابر ظلم و ظالم ایستادگی میکنند؛ شاید که در سایه آن التیام یابند!

    این یک اصل روانشناسیست وقتی فرد قدرت تغییر در بیرون را ندارد به سرکوب درون میپردازد!

    عجب این نیست که چرا عده ای به حکم وجدان با شجاعت و شهامت، پا در راه آزادگی گذاشته و میدان دار تظلم خواهی ملتی شدند؛
    عجیبتر این است کسانی که با دیدن کژیها، توانایی ابراز عقیده و عصیان علیه ظلم را ندارند، چرا رهروان این راه را مذمت می کنند؟!

    آقای نوری زاد
    به عقیده من وجود چنین ذهنیتی، ریشه در فرهنگ استبدادی آن جامعه دارد.
    در جامعه استبدادی، اصالت با زور و قدرت است و اکثر افراد جامعه خودآگاه یا ناخودآگاه در این مدار حرکت میکنند که فرد، گروه یا طبقه ای که صاحب زور و قدرت است، حق و مشروعیت دارد حتی اگر اعمال و رفتارش بر خلاف قانون و اصول اخلاقی باشد.
    متاسفانه این ذهنیت، قانون نانوشته ای است که از گذشته همواره در اینگونه جوامع جریان داشته!

    خروجی نهایی جامعه استبدادی فلج فکری، انفعال و ناتوانی در برابر عمل ظالمانه است، که موجب می شود همیشه خود را ناتوان و آنها را ابرقدرت بپندارد که این امر باعث تقویت روحیه تقدیرپذیری و میل به مسئولیت گریزی می شود، و بدینسان دستان بیدادگر مجال میابد تعیین کننده سرنوشت اکثریت جامعه شود.

    آقای نور ی زاد
    مطمئنا شما بهتر میدانید که سازمانهای اطلاعاتی و امنیتی برای برخورد با منتقدان و مخالفانش پِلنهای مختلفی رو تعریف میکند و با همه آنها به یک روش برخورد نمیشود.
    اگر مثلا اوایل انقلاب بود وضع روشن بود. نظام همه را با بولدوزر صاف میکرد و از روی آن عبور میکرد. ولی بالاخره هرچی نباشه دستگاه اطلاعاتی امنیتی رژیم هم کهنه کار شده و در این چهل ساله برای خودش تجربیات زیادی در خباثت و جنایت کسب کرده!

    حساب حکومت با اپوزیسیون خارج کشور معلومه، اختلاف افکنی و ساختن اپوزیسیونهای جعلی و صادراتی یکی از روشهای نخ نما شده رژیم ولائیه.
    آنچه که از شواهد برمیاد در این چند سال اخیر که وضع نظام به لحاظ مشروعیت و پایگاه اجتماعی بمراتب بدتر از گذشته شده، ترس نظام بیشتر متوجه افراد، جریانها و صداهای داخل کشوره(چون هم بلاواسطه به مسائل داخلی اشراف دارند و جامعه خودشونو بهتر میشناسند، هم اینکه در بین مردم نفوذ و قدرت کلام دارند).

    برای مقابله با جریان داخل و کسانی که قبلا «خودی» بودند و بعدا منتقد و مخالف شدند در ابتدا اصل بر حذف نیست(نه اینکه نظام قادر به انجامش نباشه چرا که این امر قبلا هم سابقه داشته مثل قتلهای زنجیره ای)، بلکه بیشتر به این بخاطر است که هزینه های بسیار زیادی برای حاکمیت دارد، و در این میانه نظام مقدس هم علیرغم ماهیت جنایتکارش، تلاش میکند که یک نمایشی از سعه صدر و تساهل و تسامح و آزادی بیان به رخ بکشد و به آن ببالد!

    روش برخورد با منتقدین و مخالفین داخلی در ابتدا با بگیر و ببند و شکنجه های روحی و انواع محرومیتها شروع میشود، اگه فرد مقاومت کرد و نشکست راهی را در پیش میگیرند که بسیار جانفرسا و عذاب آورتر است.
    شخص را از زندان کوچک آهنین به زندان بزرگ جامعه با آزادی عمل محدود رها میکنند تا تردید و انکار و قضاوتهای جامعه آن شخص را منزوی کند و از پا درآورد.
    در واقع با این سیاست یک جنگ روانی علیه فرد شروع میشود تا اینکه اعتبارش در نزد افکار عمومی جامعه از بین برود، در مرحله بعد در صورت هرگونه برخوردی(بروز حادثه یا حذف فیزیکی)، واکنش و حساسیتی از طرف جامعه ابراز نمیشود چون پیشتر از آن، جامعه تکلیف خودش را با این مسئله روشن کرده!

    و چه بد دردیست این مصیبت که یک جامعه در قبال پیشگامان آزادی و عدالت، احساس مسئولیتی نکند و واخورده و منفعل باشد!
    چه کنیم؟ استبداد و فرهنگ منحط آن جز ویرانی چیزی به بار نمی آورد حتی اگر دنیایی زیبا و مرفه برای مردمانش ساخته باشد!

    در پایان اشاره ای به سخن استاد بادکوبه ای میکنم که در پایان نشستی که در سرای قلم برگزار شده بود و شما همین سوال را از ایشان پرسیدید که چرا شما را نمیکشند؟
    دکتر بادکوبه ای هم به طنز گفت:
    «گر خداوند من آنست که من میدانم
    بنده را در بغل شیخ نگه میدارد!»

    در پناه خالق زیبائیها سرافراز و پاینده باشید تا روزی را شاهد باشیم که زوال استبداد دینی و آزادی لیلای وطن و عزیزان دربند را جشن بگیریم.

    با سپاس
    دوستدار شما- محمد

     
  80. فلسفه تاریخی عید قربان ??
    اگر سری به سنت ها و اداب اعراب تاریخ قبل از اسلام اعراب بزنیم . مبینیم که علاوه بر سنت زشت و جنایتکارانه زنده بگور کردن نوزاد دختر .
    سنت دیگری داشنند و اینکه طبق شهادت تاریخ هر حانواده یکی از فرزندان پسر را هم می بایست برای خشنودی بت اعظم مورد پرستش قبیله قربانی کند . بطوریکه تاریخ نقل میکند . این سنت شامل پدر حضرت محمد ( ص) بنام عبدالله نیز شده بود و تصمیم بر ان بوده که برای بت قبیله قربانی شود . پدرش که بسیار ناراحت بوده از شخص دانایی که در حوالی شهر زندگی میکرده کمک و راه چاره میحواهد.
    ان مرد دانا توصیه میکند. که به قبیله بگو .بت اعظم گفته با فدیه و قربانی شتر بجای عبدالله موافق است و گوشت شتر را هم بزرگان قبیله میتوانند بخورند .
    چنین میگوید . به بزرگان قبیله میگویند پس نام شتر و عبدالله را در کیسه ای بینداز و در مقابل بت اعظم بایستید و از او میخواهیم که بهر کدام که خشنود میشود نام اش از کیسه توسط رییس کعبه دار بیرون بیاید.
    نام عبدالله بیرون میاید .
    پدر عبدالله با راهنمایی که از ان مرد دانا شنیده بود ( که اگر با یک شتر نشد با دو . و سه . یا چهار وانقدر زیاد کن تا نام شتر بااللخره بیاید .) . گفت بت تعداد شتر را معین نکرد .شاید مقصودش بیش از یک شتر باشد .با دو شتر و یا بیشتر از بت اعظم تقاضا میکنیم . و خلاصه . انقدر هر بار تعداد شترها را زیاد کرد و قرعه زدند تا بالاخره با پنجاه شتر . نام شتر در قرعه در امد . گفتند که بت اعظم در عوض قربانی کردن عبدالله به قربانی کردن پنجاه شتر راضی و خوشنود است . و جد محمد بن عبدالله ( ص ) پنجاه شتر قربانی کرد و فرزندش را نجات داد و بهمین دلیل است که در اسلام دیه مرد پنجاه شتر میباشد. .

     
    • این مطلب مصداق ضرب المثل معروف است که خسن و خسین دختران مغاویه!
      اولا: پنجاه شتر دیه مرد نبود و نیست بلکه صد شتر!

      ثانیا:فلسفه یا مبنای قربانی کردن حج ارتباطی با این ماجرا ندارد و مربوط به قضیه خواب شیخ الانبیاء ابراهیم علیه السلام و اخلاص و بندگی او و فرزند او اسماعیل نسبت به خدا بود.

      ثالثا:جریان قرعه انداختن بین قربانی شدن عبدالله پدر پیامبر علیهما سلام جریان قربانی برای بت نبود و قضیه وفاء به یک نذر بود،جریان اینطور که در منابع تاریخی و روایی آمده این بود که حضرت عبدالمطلب ‏نذر کرد که اگر خداوند ده پسر به او عطا فرماید یکى از ده فرزند را ذبح کند!، چون شماره پسران به ده نفر رسید گفت: باید به نذر خویش وفا کنم پس بین فرزندان خود قرعه انداخت، قرعه به نام عبداللَّه پدر رسول خدا که محبوبترین فرزندانش بود در آمد. بار دوم و سوم نیز قرعه را تکرارکرد اما هر بار به نام عبدالله درآمد،این است که تصمیم بر ذبح او گرفت اما قریش مانع شدند، دخترش عاتکه پیشنهاد کرد بین عبدالله و تعدادی از شتران خود قرعه کشیده و آنقدر به تعداد آنها بیفزاید تا پروردگار راضى شود،عبدالمطلب ده شتر کنار گذاشت و قرعه میان آن ده شتر و عبداللَّه زد ،قرعه به نام عبداللَّه در آمد. آنگاه بر عدد شتران ده ده افزود تا به صد شتر رسید و قرعه بنام شتران بیرون آمد، سه بار این قرعه را تکرار کرد اما در هر سه بار قرعه بنام شتران بود. عبدالمطلب دستور داد که شتران را نحر کنند و گوشتشان را در اختیار مردم بگذارند.

       
  81. محمد نوری زاد:

    در زیر این عمامه ها، و درباره دانش هسته ای چه هست که به فقه هسته ای برسیم؟
    جز هیچ آیا؟
    اما حضرات، همین هیچ خود را با اسم ها و عبارت های گنده، بزک می کنند تا بگویند ماها ول معطل نیستیم!

    سیاوش:

    درود جناب نوریزاد.

    یعنی میفرمائید این حضرات که عمری را در دریای علوم حوزوی غوطه ور بوده اند و امروز هرکدام بنوبه خود بحرالعلومی هستند که از تلنبارشدن علوم زیر عمامه در حال خفه شدن هستند حق برگزاری یک کنفرانس را در باره “هسته خرما” را هم نداشته باشند. بخل نورزید تاتبسمی بر لبان ملت بنشیند. آخه سوژه ایی برای خندیدند نداریم .‌اجازه بدهید بادعوت از دانشمندان دیگر کشورها، مثل شیخ ابراهیم زیکزاکی نیجریه ایی از دریای علم آنها نیز بهره گیرند و مسلمین جهان را هرچه زودتر به سرمنزل سعادت برسانند. احتمالاً این همایش در رابطه باهسته خرماو فواید خرما باماست است. ملت برای رفع افسردگی به این همایشها نیاز دارد.

     
    • حتی تصور برگزاری این همایش هم سند بلاهت کامل این جا مانده‌ها در دوران پارینه سنگی‌ هست. حوزه‌ای که اگر خرافات و خرافات پروری و اشاعهٔ جهالت‌های محض را از آنها بگیری، هیچ حرف و بیان مستدل و منطقی و انسانی‌ که ربطی‌ به دانش‌های بشری داشته باشد، از این حوزه‌ها و آموزه‌های منحط و ضد بشری آنها، باقی‌ نمی ماند و فلسفهٔ وجودی آنها فقط خلاصه شده در تداوم جیب زنی‌ و مفت خوری و جنگیدن با دانش و انسان که با این دو یعنی‌ دانش و انسان سابقهٔ جنگی تاریخی دارند.

       
  82. فشار و زندان بر وکلای مدافع حقوق بشر و بی عملی مردم !

    چندی است که یکایک وکلای مدافع حقوق بشر از جمله نسرین ستوده و قاسم شعله سعدی و بسیاری دیگر از کنش گرانی که حکومت ظالم و هار آخوندی را به چالش ” آنهم به مسالمت آمیز ترین شکل ممکن ” کشیده اند ، در بند قوه قضائیه که بازوی راست علی خامنه ای در قلع و قمع مخالفان حکومت است ” گرفتار شده ، و برای آنها انواع و اقسام پرونده سازی صورت گرفته است .

    در واقع مدت حبس این کنش گران از قبل مشخص شده و پرونده سازی برای آنها و برآوردن موارد اتهامات ، فقط به منظور تطبیق با مدت حبس می باشد !

    اینست عدالتی که خمینی دروغگو و قاتل وعده آن را به ملت ایران داده بود !

    اما دین مداران از جمله ملی مذهبی ها و … بدانند ؛

    شاید ، شاید اگر حتی ۱۰۰ سال هم حکومت آخوند و ملا بطول بیانجامد ، بالاخره حکومت ننگین آنها به پایان خواهد رسید ولی پایان یافتن حکومت ملا و آخوند در ایران مترادف است با پایان دین و بخصوص شیعه گری در ایران “البته اگر ایرانی باقی مانده باشد ” .

    و ملت ایران باید بداند و آگاه باشد !

    اگر فقط به حرکت های مسالمت آمیز تکیه کند ، هیچ طرفی نخواهد بست و هیچ عایدش نخواهد شد ! چه حاکمان آخوند وقاحت و عناد با ملت و کشور را به حدی رسانده اند که به هیچ پرنسیبی قائل نبوده و دقیقا مانند قاتلان و آدمکشان حرفه ای و دزدان و غارتگران سر گردنه ، فقط منافع خود و ماندن در حکومت و آقایی فروختن و سروری کردن به مردم را می خواهند و دیگر هیچ !

    چه در فکر دارند اپوزیسیونی که می گویند نبایستی راههای غیر مسالمت آمیز را در پیش گرفت ؟! اگر قرار باشد که کشور و مردم آرام آرام با اضمحلال مواجه شده و قهقرایی را تجربه کند که کشور و مردم هویت خود را از دست بدهند و فقر و فلاکت از سر و کول این ملت و کشور بالا برود ، آنگاه توصیه و حرفی و نسخه ای برای ملت و کشور خواهند داشت ، یا در نهایت خواهند گفت که ما نمی دانستیم کار به اینجاها خواهد کشید ؟!!!

     
  83. آتنا دائمی از زندان

    شریف باجور فعال محيط زيست كه دو روز پيش حين مبارزه با آتش جنگلهاي مريوان جان ارزشمند خود را فداي حفظ طبيعت وطن كرد ، سال گذشته از مریوان تا تهران را در حال اعتصاب غذا رکاب زده و میهمان خانواده #آتنادائمي فعال مدني و حقوق كودك دربند ، بود.

    آتنادائمی نامه ای به ياد شریف باجور از زندان اوین نوشته است .

    متن نوشته‌ی آتنا دائمی به شرح زیر است :

    برای کاک شریف باجور!
    سال پیش بود که شنیدم شریف باجور ، مردی از جنس شرافت ، از مریوان تا تهران سوار بر دوچرخه رکاب زد و بعد به منزل ما و به دیدن پدر و مادرم رفت و تندیسی را که خود به خاطر فعالیت‌هایش در راستای حفاظت از محیط زیست دریافت کرده بود با نهایت مهر و محبت کم نظیرش ، تقدیم به من حقیر کرد، تندیسی که جز او کسی لایق آن نبود.

    افسوس که حتی فرصت نیافتم او را ببینم تا قدردان محبت و از خودگذشتگی‌اش باشم ، با نهایت تاسف متوجه شدم ، این مرد شریف ، شریف باجور در آتش سوخت ، با تمام وجود غمگینم اما خوشا ایستاده مردن!

    او در جایی و در حین کاری درگذشت که تمام زندگیش را صرف آن کرد ، با آتشی در افتاد که به جان زندگی‌اش افتاده بود و در این نبرد نابرابر او و دوستانش سوختند و سوختند و سوختند و ما را نیز سوزاندند…

    کاک شریف ، متاسفم که حتی نمیتوانم چون تو قطره آبی بر وجود داغدار پدر و مادر و عزیزانت باشم ، من نیز چون تو گرفتار نبردی نابرابرم اما چنان نماند و چنین نیز نخواهد ماند…

    در زندان چیزی تلخ‌تر و غمین‌تر از این نیست که نظاره‌گر از دست رفتن دوستان و عزیزانت باشی و هیچ از دستت بر نیاید جز تسلیت! تسلیت ، تسلیت ، تسليت…

    آتنادائمی
    زندان اوین
    ۹۷/۶/۴

     
  84. سلام آقای نوری زاد ایا تا کنون در جمهوری اسلامی واصولا در اسلام بااین همه مسجد ونماز جماعت و باتوجه به اینکه امامت وپیش نماز بودن زن در اسلام منع شرعی ندارد چرا تاکنون حتی یک پیش نماز زن نداشتیم؟

    اگر اسلام این نیست که آخوندها در ایران میگن! اگر اسلام این نیست که داعش در سوریه نشان داد، اگر اسلام این نیست که وهابی ها ی عربستان میگن! اگر اسلام این نیست که طالبان در افغانستان اجرا می‌کند! اگر اسلام این نیست که در پاکستان نشان داده میشود!اگر اسلام این نیست که بوکوحرام میگه ! واگر اسلام القائده هم درست نیست! پس اسلام ناب کجاست؟ سؤال من این است آیا اصولا اسلام منهای روحانیت راحت طلب وغارتگر که پیام آور صلح ومهرورزی است را در کجای دنیا میشود جست؟

     
    • اصلاح کن مهرداد،ببخشید منوچهر! القاعده نه القائده!
      در اسلام پیش نماز شدن زن برای زنان دیگر ممنوع نیست،بلکه امامت زن بر مردان جایز نیست،البته اگر فرضا در مکانی یا مسجدی همه حضار زن باشند مانعی نیست که زنی بر آنان امامت کند،اما چون غالبا مسجد مکانی عمومی است برای ورود زنان و مردان نماز گزار،بنابر این غالب هم این است که امام جماعت مرد است و مردان و زنان با او جماعت برگزار می کنند.آندرستند؟!
      حالا این مساله تعبّدی شرعی را بهانه کردی برای نق هایی که ذیل آن زدی؟!

      ———-

      درود سید مرتضای گرامی
      فرض را بر این بگذارید که در یک محله در یک شهر در یک روستا، اغلب روحانیان و مردان نمازگزار افرادی ناعادل و سست ایمان و ناجورند اما همگی اهل نماز جماعت. و در آن محله و شهر و روستا، بانوانی بغایت عادل و فهیم و شایسته و منصف و پاکیزه. در اینجا آیا همچنان باید مردان اینجوری محله و شهر و روستا را جلو فرستاد برای نماز. یا باید تا سر رسیدن یکی که برتر از بانوان باشد، نماز جماعت را تعطیل کرد؟

      با احترام

      .

       
      • سلام بر شما

        فرض شما که مثل نوع حرکات و سیاست ورزی های شما فرضی تخیّلی و غیر واقعی است،اما باید توجه کرد اصل نماز جماعت در اسلام علیرغم فضل و ثواب بیشمار و تاکید زیادی که بر آن شده است،مستحب است و اقامه آن نیازمند وجود شرائط مختلف از جمله عدالت امام جماعت -خواه زن خواه مرد- و ذکور بودن اوست در صورتی که حتی یکی از مامومین مرد باشد، و البته رویکرد غالب فتوائی این است که در عدالت،حسن ظاهر کفایت می کند یعنی اینکه اگر کسی متجاهر به معصیت نیست و از گناهان کبیره اجتناب می کند و اصرار بر گناهان صغیره ندارد می تواند امامت جماعت کند و در هر حال باید توجه کرد که کمّ و کیف عبادات و وظائف شرعی اسلامی تابع دلالت هایی است که در کتاب و سنت اسلامی وارد شده است و اینطور نیست که هرکس از خواب برخاست بتواند با عباراتی طنز گونه مثل فتوا می دهم برقصید و خوش باشید و یا هفده رکعت نماز واجب یومیه را ترک کنید و این ویدئو را نگاه کنید بقیه اش با من،احکام شریعت را تمسخر کند یا دیگران را با اغراض سیاسی به اباحیگری بخواند! قدر مسلّم با این گفته ها و نوشته ها به محمد نوریزاد مسلمان سابقا انقلابی نمی توان اقتدا کرد!

         
      • مگر در مسجد مانند سواحل جنوب فرانسه زنان و مردان درهم هستند که مجبور باشند پشت یکی بایستند ؟

         
        • نه،مقصود این بود که اقتدای مرد به زن شرعا جایز نیست،اگر جایی زن واجد شرائط امامت جماعت وجود داشت زنان می توانند به او اقتدا کنند،پاسخ من به فرض سوال جناب نوریزاد بود که گفتم چون غالب مساجد این است که محل اجتماع زنان و مردان نماز گزار است و امامت زن بر مردان جایز نیست از این جهت امام جماعت مساجد مرد است و البته زنان نیز می توانند جداگانه و با وجود حائل در کنار یا پشت سر صفوف مردانی که به امام جماعت مرد اقتدا کرده اند اقتدا کنند،فهمش اینقدر مشکل بود جهنمی؟! سواحل فرانسه چکار داشت به آداب شرعی در تعبد صلاتی؟!

           
    • دوست گرامی با درود ، در قران راجع به شکم و زیر شکم ایه نازل شده و اگر راجع به کمک کردن و یا … ایه ای امده بلافاصله نوید زیر شکم در دنیای دیگری میدهد . زیاد سخت نگیر و ترجمه ان را بخوان . مادر بزرگم قران میخواند وقتی بهش میگم معنی ان که میخوانی چیه ؟ میگوید نمیداند . وقتی ترجمه اش را برایش میخوانم قبول نمیکند و میگوید تو کافری که اینها را به قران نسبت میدهی و قبول نمیکند که اینها در قران امده .

       
      • ایرانی جوک بی مزه ای گفتی! ببینم حالا خدا وکیلی یا بقول برخی روشنفکرها و حالائی ها وجدان وکیلی! تو هیچوقت در عمرت دنبال شکم و زیر شکم نبوده و نیستی؟! حالا مادر بزرگت البته شرافت داره و سر سوزنی از ایمانش به غیب و خدا و وحی و رسالت بر سرتاپای تظاهر امثال تو به نزاهت از شکم و غیر شکم می ارزد،او ماجور است در قرائت قرآن زیرا قرائت قرآن فی نفسه عبادت است،قرآن را هم البته باید با تدبّر خواند و در صورت عدم تسلّط به عربیت به ترجمه های معتبر و تفاسیر رجوع کرد،اما دم خروس ناآگاهی و عدم مراجعه امثال ایرانی به قرآن همین است که قرآن فقط راجع به شکم یا زیر شکم سخن گفته است در حالیکه در قرآن بیشمار معانی و معارف الهی و دنیائی است که اهلش از آن بهره می برند و مادیونی که علیرغم تظاهر و ریاکاری همه همّ آنان علف و شکم و زیر شکم است از قرآن بهره ای ندارند:
        “وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنينَ وَ لا يَزيدُ الظَّالِمينَ إِلاَّ خَساراً”.(الاسراء/82)
        و ما آنچه را براى مؤمنان مايه درمان و رحمت است از قرآن نازل مى‏ كنيم، و[لى‏] ستمگران را جز زيان نمى‏ افزايد.

        “اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَديثِ كِتاباً مُتَشابِهاً مَثانِيَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلينُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلى‏ ذِكْرِ اللَّهِ ذلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدي بِهِ مَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هاد.
        (الزمر/23)
        خدا زيباترين سخن را [به صورت‏] كتابى متشابه، متضمّن وعده و وعيد، نازل كرده است. آنان كه از پروردگارشان مى‏ هراسند، پوست بدنشان از آن به لرزه مى ‏افتد، سپس پوستشان و دلشان به ياد خدا نرم مى ‏گردد. اين است هدايت خدا، هر كه را بخواهد، به آن راه نمايد، و هر كه را خدا گمراه كند او را راهبرى نيست‏.

         
  85. تقدیم به آقای نوری زاد و دوستانش
    لطیفه ی تلخ ( در باب مردم زلزله زده)

    به بهانه دزدی در بنیاد مسکن ( بخش آهن آلات) فروش تیر آهن به زلزله زدگان سرپل ذهاب قطع گردید.
    هنوز بسیاری از مردم سرپل ذهاب درگیر کارهای شهرداری و نوبت تخریب منازل خود هستند. که بنیاد مسکن به دلایل مجهولی فروش آهن آلات ساختمانی را به مردم قطع نموده است.و به بهانه دزدی از کمپ آهن بنیاد مسکن فروش میلگرد و تیر آهن را تا ۸۰ درصد کاهش داده است.این در حالی میباشد که حدود بیش از ۵۰ درصد مردم موفق به خرید آهن و یا قسمت های از آهن آلات نشده اند.
    از طرف دیگر بنیاد مسکن مردم آهن نخریده را تحت فشار قرار داده است که تا زودتر ساخت و ساز را آغاز نمایند.و وقتی مردم به اعتراض آهن تعاونی را از بنیاد طلب می کنند.می گویند: (دیگر هیچ تیر آهنی به سرپل ذهاب نمی آید، بروید آزاد بخرید.) حال آنکه قیمت آهن آزاد تقریبا دو برابر قیمت آهن تعاونی یعنی ۲۹۴۰ تومان است.
    با وضعیت تورم سرسام آور کشور در یک سال گذشته صبر کردن باعث گران تر شدن آهن آلات میشود.اما اگر هم خرید آزاد انجام شود باید تمام وام ساخت و ساز را خرج خرید آهن آزاد نمایند و دست آخر چیزی حتی برای بر پا کردن اسکلت منازل تخریبی باقی نمی ماند.
    وضعیت کنونی مردم سرپل ذهاب و دیگر نواحی زلزله زده از نظر اقتصادی به مراتب بد تر از دیگر هموطنان مرز پر گهر میباشد.و کسانی که از این شهرستان دیدن نموده اند بیکاری و فقر را به شکل وحشتناکی دیده اند.حال در این شرایط سخت اقتصادی مردمان زلزله زده باید منازل خود را با وامی ۴۰ میلیونی بسازند.که بیشتر به لطیفه ای تلخ شبیه می باشد تا …در آخر فقط یک مثال ناچیز از گرانی وسایل ساختمانی ذکر می نمایم.در آبان ۹۶ همزمان با زلزله سرپل ذهاب و تعیین وام زلزله زدگان قیمت سیم جوش ۵۵ هزار تومان بود.و هم اکنون نیمه شهریور قیمت سیم جوش به ۱۷۰ هزار تومان رسیده است.

    حجت اله صیدی

     
  86. مهرداد جهانگیری

    سلام جناب نوریزاد. دیدم مطلبی از جناب معادیخواه پیرامون مرحوم امیرانتظام در کانال منتشر کردید. مطلبی چندوقت پیش نوشتم، راجع به میزگردی که با حضور ایشون و مهندس توسلی و جناب سلیمی نمین تشکیل شده بود. گفتم خدمتتون ارسال کنم

    داد و بیداد

    ابوحامد غزالی که خود یکی از بزرگ‌ترین متفکران و متکلمان تاریخ تمدن اسلامی است، به‌شدت مخاطبان خود را از جدل کلامی و مناظره بر حذر می‌دارد و می‌گوید اینان(مناظره‌کنندگان) حاضرند که آبروی حق برود، اما آبروی آنان نه!
    برای خود من تا سال‌‌ها این گفته‌ی غزالی محل سوال بود و هرچه با خودم کلنجار می‌رفتم، حکمت آن را در نمی‌یافتم و در خیال خود، مناظره را امری پسندیده می‌پنداشتم که می‌تواند به تنویر افکار عمومی کمک کند. تا اینکه در این سال‌ها چند مناظره را که یک‌سوی آن جناب عباس سلیمی نمین بود، به نظاره نشستم و هربار بیش از پیش به این قول معروف غزالی ایمان آوردم و در دل بر او درود فرستادم!
    حقیقتاً سلیمی نمین، بهترین مصداق این قول غزالی در دوران حاضر است.
    چندی پیش جلسه‌ای با عنوان «داد و بیداد» پیرامون زندگی سیاسی مرحوم مهندس عباس امیرانتظام و با حضور مهندس محمد توسلی، حجت‌الاسلام معادیخواه و جناب سلیمی نمین برگزار شد.
    نکته جالب جلسه این بود که جناب معادیخواه، بعنوان شخصی که در دادگاه مهندس امیرانتظام بر علیه او شهادت داده بود، در اظهاراتی شجاعانه گفت بسیار خوشحال است که چندماه پیش از درگذشت مرحوم امیرانتظام، توانسته به دیدار او برود و بابت شهادتش در دادگاه حلالیت بطلبد. علیرغم این اما جناب سلیمی نمین بر گناه امیر انتظام اصرار می‌ورزید و در جهت اثبات مدعای پوچ خود، هیچ کم نگذاشت که در ادامه به برخی از آنان اشاره می‌کنم.

    یک: او در ابتدای سخنش و در اعتراض به گفته‌های مهندس توسلی پیرامون چهار دهه ظلم به امیر انتظام، گفت: کجا چهار دهه بود؟ امیرانتظام فقط «دو دهه» در زندان بود. و چنان روی این «دو دهه» تأکید می‌کرد که گویی نهایتاً راجع به «دو دقیقه» سخن می‌گوید!

    دو: سلیمی نمین در پاسخ به سوال کتبی یکی از حضار که پرسید: آخرش از نظر شما امیر انتظام جاسوس بوده یا نه؟ گفت: سندی دال بر اینکه او بابت جاسوسی پولی گرفته یا به هر طریق، جاسوس رسمی سازمان سیا بوده، ندیدم. اما او شیفته‌ی غرب بود و در شرایطی که ملت انقلاب کرده بود که دست آمریکا را از کشور کوتاه کند، او در جلساتی با مقامات آمریکایی به آنان مشورت می‌داده که «اگر می‌خواهید همچنان در ایران حضور داشته باشید، باید چنین کنید وچنان کنید».
    فرض کنیم در دورانی که چند میلیون از مردم ایران در خیابان شعار می‌دادند که «سفارت روسیه، عامل جاسوسیه»، سندی منتشر شود که یکی از مقامات ایرانی در ملاقات با مقامی روسی به او بگوید: «اگر می‌خواهید علیرغم این جو فعلی در ایران بمانید، باید چنین و چنان کنید تا تصویر ذهنی ملت نسبت به شما تغییر کند». آیا باید او را به جاسوسی برای روسیه متهم کرد یا برعکس؛ به پاس تلاشش جهت تغییر رفتار روسیه در قبال مردم ایران، از او تقدیر کرد؟
    آیا رهبران انقلاب ایران تا قبل از اشغال سفارت آمریکا در آبان پنجاه و هشت به دنبال همین تغییر رفتار آمریکا نبودند؟ و آیا اگر بنا به ادعای سلیمی نمین، به دنبال قطع ید کامل آمریکا از ایران بودند، نمی‌توانستند به شکلی رسمی در طی نه‌ماه پس از انقلاب، رابطه با آمریکا را قطع کنند؟ و باز آیا می‌توان امیرانتظام را به دلیل انجام وظایف خود در قبال دولتی که هنوز روابط ما با آن قطع نشده بود، مجرم دانست؟

    سه: اوج مضحکه آنجا بود که سلیمی نمین تحت تأثیر اختلافاتی که امروز با اصلاح‌طلبان دارد و از آنجایی که رهبران اشغال سفارت آمریکا، امروز در صف اصلاح‌طلبان قرار دارند، گفت «البته رفتارهایی که در دوران بازداشت امیرانتظام توسط دانشجویان پیرو خط امام انجام شد، غیر عادلانه بود». به بیان دیگر؛ از نگاه سلیمی نمین، اگر هم ایرادی باشد، مربوط به آنهایی است که بعدا اصلاح‌طلب شدند! اما اگر یکی از شاهدان دادگاه(معادیخواه)، سال‌ها بعد و در دوران کهولت، از امیر انتظام بابت اظهاراتش در دادگاه طلب حلالیت کند، چندان مهم نیست و دلیل بر ظلم به امیر انتظام در دادگاه نیست و تنها ظلم در حق او، رفتار دانشجویان در دوران حدوداً یک‌ساله‌ی بازداشت او بود!

    چهار: محمد توسلی را همگان بر آرامش و متانت و رواداری می‌شناسند. حال ببینید که سلیمی نمین تا کجا پیش رفت که این مرد آرام را به واکنشی طعنه‌آمیز واداشت. که این البته بهترین فرصت برای شخص جنجال‌طلبی چون سلیمی نمین بود که داد وا آزادی سر دهد و برگزارکنندگان را به صحنه‌آرایی جهت کوبیدن خود متهم کند و در حرکتی نمایشی، جلسه را مثلا به نشانه‌ی اعتراض ترک کند. هرچند برای من که برخوردهای مشابه این را از او دیده‌ام، اصلا چنین رفتاری عجیب نبود و اتفاقاً اگر جز این می‌شد، انگشت حیرت به دهان می‌بردم!

    پنج: سلیمی نمین بارها طی سخنان خود، برنامه «خشت خام» و مصاحبه حسین دهباشی با امیرانتظام را یک «شوی تبلیغاتی» خواند و آن را به سخره گرفت. هرچند که هرگز توضیح نداد اگر خشت خام دهباشی یک شوی تبلیغاتی است، بر تولیدات انبوه خود او در این سال‌ها چه نامی باید گذاشت؟
    من بشخصه از سلیمی نمین ممنونم که اتفاقا با همین حرف‌ها و منطق سستش، اوج بی‌گناهی امیر انتظام و ظلم بزرگی را که بر او رفت اثبات کرد. هرچند به حال تاریخ، که در گذشته‌ای نه‌چندان دور، امثال علامه قزوینی شارحانش بودند، می‌گریم که امروز چنین کسانی روایت‌گر آنند. بقول حافظ:
    جای آن است که خون موج زند در دل لعل
    زین تغابُن که خُزف می‌شکند بازارش

     
  87. جناب نوری زاد
    از حوزه ها چیزی نخواهید که دست خالی بر میگردید. قرآن و فقه برای اونا یک دکان است هیچوقت راضی نمیشن یکی به دکانشون سنگ بزنه
    یاد یه لطیفه افتادم:

    يارو پدرش تو بستر مرگ بوده، ميگه بيا بشين کنارم کارت دارم.

    بعد يه چوب مي ده دست پسرش،
    پسره هم که مي خواسته ذکاوتش رو نشون بده قبل از حرف زدن پدرش چوب رو مي شکنه.

    پدره سکته مي کنه درجا ميميره
    مامانش ميگه: خاک تو سرت کُره خر، اين ساز ني از هفت نسل قبل دست به دست به پدرت رسيده بود

    حالا شما هی به سیدمرتضی میگی بیا جلوی دوربین بشین از حق قرآن دفاع کن یعنی از لاکت بیا بیرون این نمیاد بیرون. هیچ قرآن پژوهی از لاک یکجانبه نمیاد بیرون
    خودتو خسته نکن
    اینا زرنگ بازی در میارن خودشونم می دونن یه ملتو سر کار گذاشتن با این دکونشون

     
  88. بقلم علی افشاری

    دکتر احسان یارشاطر ایران شناس شهیر، ادیب بزرگ، و پژوهشگر گرانقدر در سن 98 سالگی چشم بر دنیا بست و راهی دار البقا شد. خدایش رحمت کند که انسانی شریف بود ، روشن بین و سرمایه انسانی ارزشمند ایران معاصر. شوربختانه میهن برای چهار دهه از حضور و برکات وجودی و آثار او به شکل مستقیم محروم شد. اما همت وی آنقدر بلند بود که در تبعید تحمیلی نقشش را با تدوین اثر ماندگار ایرانیکا بر زمانه ثبت کرد و یادگاری ارزشمند برای معاصران و آیندگان باقی گذاشت..خدمات وی به ادبیات و فرهنگ ایران درخشان ترین بخش کارنامه فعالیت های وی است.
    نامش بلند بود، بلند تر باد و روحش شاد. ای کاش اجازه دهند پیکر وی در مام میهن آرام بگیرد که با توجه به تنگ نظری حاکمان بی کفایت و جائر چه بسا آرزو اندیشی محال باشد.

     
    • جناب افشاری

      زندگی نامه دکتر احسان یارشاطر از زبان خودش

      http://smotra.site/video/sBOMAXWdPig/show.html

       
    • دوست گرامی با درود ، فکر میکنی در کجا زندگی میکنی که مینویسی “ای کاش اجازه دهند پیکر وی در مام میهن آرام بگیرد” !! ارزویت را بر باد نده چون اقرار کرده که از پدر و مادر بهایی بدنیا امده هرچند که حالا اعتقاد به دین ایرانی دارد . حالا با دو گناهی که کرده میخواهی در ایران به حاک سپرده شود ؟ چون نیتت ضد اسلام است بزودی سنگ میشوی.

       
  89. سلام دوست گرامی
    بنده بسیاری از نظرات و شبهات آنها را بهتر از بسیاری می دانم و دلیل آن هم اینست که با قلم و طرز فکر افراد بدلیل اینکه با دقت مطلبی را می خوانم آشنا هستم.مثلا چندی پیش فردی به جای علی۱ این سایت مطلبی گذاشت صراحتا اشاره کردم این نوشته از او نیست چون قلم و نگارش آن را خوب می دانم ولی خود را مشغول من قال به جای ماقال نمی کنم.گلایه من از بی اخلاقیست که فردی نه صرفا با نام دیگری بل به جای او حرف بزند.این چه ارتباطی با هوش دارد؟!به نظر شما این گلایه اشتباه است؟!
    موفق باشید

     
    • این مطلب را در پایخ دوست ناشناسی که ایرادی در مورد عدم شناسایی قلم افراد گرفته بود نوشتم.نمی دانم چرا به اینجا آمده؟!

       
    • آرتین عزیز. اصلا مهم نیست. به این چیزها توجه نکنید. حالا به نام من و شما، چند نفر چیزی یا چیز بدی نوشتند، مگر چه می شود؟ این کار بدی است ولی معضلات ما ریشه دارتر از اینهاست. کافی است که وقتی این تقلب ها زیاد شد، اشاره کنیم که این نوشته ها از ما نیست والسلام. این همه تحلیل نوشتن بر مطلبی نادیده گرفتنی، به اندازه اصل آن کار بد، ناراحتی روحی به خواننده می دهد. تازه این نوشته من هم چیز ناراحت کننده ای است ولی چون چندین بار اشاره کردید، به رغم میل باطن، چیزکی نوشتم با عذر بسیار از شما و خواننده. ما صد جور بدبختی داریم و حیف است که چشم و ذهن خودمان را معطوف به این چیزها کنیم. اخلاق شب و روز لگد مال می شود در همه جای این شهر. بگذار یک دو ترکه اش به تن من و شما بخورد، این کار شأن ما را که پایین نمی آورد. کدام شأن؟ کدام کرامت؟ در این وانفسا که انبوه حکومت گران بیمار، ما را مشتی صغیر فرض می کنند، شأنی برای هیچ کدام ما نمانده و اصلا بهتر است که خود را در نیستی محض تصور کنیم مگر آنگاه که براستی سر برآوریم و از این منجلاب، راهی به رهایی بیابیم.
      تا همه غرق در دنیاطلبی و حقارت روحی و حسادت و کوته بینی هستیم، مردن به از زنده ماندن ولی چون میراندن خود هم به همان اندازه کار بدی است، پس «نیست فرض کردن خود» بهترین راهکار است. در این صورت هرچه فحش دنیاست بگذار بر تن و روح من و تو و او و ایشان ببارد مگر این فحش ها و تحقیر کردن ها، به اندازه صغیر فرض کردن چهل ساله ما روح ما را مثل خوره از درون می خراشد؟ نه به نظرم.
      نمی خواهم قیافه اخلاقی به خود بگیرم و فرض کنم که تحمل دارم. بسیاری وقتها برده ی احساس انسانی می شوم و بدتر از این نوشته شما واکنش نشان می دهم ولی الان می دانم که چنین واکنش هایی بدتر از اصل کار بد طرف است. باری تنها می خواهم بگویم تا وقتی که قرار باشد فرهاد میثمی و نسرین ستوده و دیگر زنان و مردان این سرزمین برای طبیعی ترین حقوق خود، دست به اعتصاب غذایی بزنند که احتمال مرگ آنها را به دنبال دارد، توجه کردن ما به این قبیل امور که چرا در یک کامنت دانی دوردست، اخلاق رعایت نمی شود؟ اصلا صحیح نیست. بهتر است فکر کنیم چرا در سرزمین بلازده ما، بیشتر از هر سرزمین دیگری، دختران و پسران تن خود را تدریجا در اعتصاب غذا نابود می کنند تا به کمترین حقوق ملی دست بیابند و ما عموما غمی ندارم از غم آنها.! این بی غمی ما خوره روح ماست نه خوش مزگی برخی در نوشتن مطلبی و فحش دادن به رقیبی، به نام من و شما!

       
  90. جناب نوری زاد
    زحمت نکشید که پاسخی نمی یابید ، زیرا همان قران پژوهان و انهایی که سالیان عمرشان را بقول جنابعالی صرف غور و تفحص در قران نموده اند ، بیش از سایرین بر غیرقابل دفاع بودن ، پاره ای از موضوعات که در قران امده ، واقفند و بدین منظور جمله ای از پیش ساخته ، اماده دارند که در انتهای هر بن بستی تقدیمتان خواهند کرد بدین مضمون که : هنوز علم و معرفت بشر ان اندازه پیشرفت نکرده که حکمت مستتر در این احکام اللهی را دریابد.
    اگر اینگونه نبود دوست گرامیمان جناب سید مرتضی که یک تنه لشکر ملاحده و زنادقه را در این سایت حریف است و در مباحثات دینی فریاد هل من مبارزش گوش فلک را میدرد ، نخستین داوطلبی که پاسخ شبهات جنابعالی را به همراه صدا و تصویر ، تاکنون داده بود ، لیکن اجابت بی رمق و همراه با اما و اگر ایشان به درخواست شما در پست قبل ، مرا به یقین رسانید که هیچکس از ارباب عمایم و دیگران را ، جرائت و یارای ورود به این گردابی که انرا بس مهیب میپندارند ، نیست.

     
    • جناب فیلسوف افقی و عمودی! حالا شما بجای لودگی ها یا اینگونه مخالف خوانی ها،آن “پاره ای از موضوعات غیر قابل دفاع قرآن” را با همین عنوانی که بالای این کامنت گذاشتی طرح و ببحث بگذار.

       
  91. سلام بر ناظران گرامی
    در ابتدای امسال مطلبی در این سایت نوشتم مرتبط با نامگذاری سال جدید توسط رهبر نظام اسلامی با نام حمایت از کالای ایرانی و با دلایلی اعلام کردم که این دروغی بزرگ تر از دروغهای دیگر نظام دینی بوده و فی الواقع بزرگترین دشمن تولید داخلی همین حکومت و شعارهای بی اساس آن است.همینطور در کامنت دیگری پیش از سال جدید به وضعیت اسفناک بازار ارز ایران پرداختم که در ابتدای تلاطم خود بود و اعلام نمودم تاکنون چنین وضعیتی را شخصا ندیده ام که البته موجب هجمه یکی دو نفر در این سایت شده و با الفاظی نظیر سودجو و بیزنس من مورد لطف دوستان قرار گرفتم.واقعیت امر اینست که چه این نگارنده سودجو باشد یا نه به عنوان فردی مطلع در صنعت ایران اعلام می کنم وضعیت تولیدکنندگان در شرایط فعلی این نظام فرسوده از حالت هشدار عبور کرده و به وضعیت از هم گسیختگی کامل رسیده است.امروز بسیاری از مردم از دلار ۲۰هزار تومنی و پراید ۵۰ ملیونی به راحتی سخن می گویند حال اینکه تا چندماه پیش از نظر ایشان این امر بسیار دور از ذهن بود هر چند سونامی اقتصادی به نزدیکترین فاصله ایشان رسیده بود.اکنون تامین مواد اولیه صنعت ایران در شرایط فاجعه باری قرار گرفته و امکان تولید مصنوعات برای صنایع هر روز کمتر از روز گذشته شده و توقف کارخانجات مختلف و بیکاری روزافزون کارگران در سال جاری موید این مطلب است و بعید می نماید تا انتهای سال جاری و حتی سالهای بعدی با اصرار بر سیاستهای نابخردانه فعلی جز وخیم تر شدن اوضاع شاهد بهبودی هرچند اندک در این زمینه باشیم.وضعیت فعلی در صورت تداوم و اصرار بی جای این نظام غیر مردمی بر شعائر پوچ و دور از خرد خویش تا از هم گسیختگی کامل جامعه ایرانی پیش خواهد رفت.روز گذشته مصاحبه ای دیدم از منرسک جدید بانک مرکزی ایران جناب آقای همتی که ضمن اعلام برخی مبهمات به مانند اسلاف خویش اعلام کرد که ذخایر ارزی بانک مرکزی در جهت منافع نظام مورد مصرف قرار خواهد گرفت!!(نقل به مضمون)اندوهمندانه باید گفت اینگونه اظهارات از ریاست بانک مرکزی به عنوان متولی ظاهری سیاستهای پولی کشور ضمن نشاندن بی اهمیت بودن منافع ملی در این رژیم حاکی از ادامه سیاستهای ضد ایرانی اینان می باشد.حکومتی که به کرات نشان داده جز به منافع خویش به هیچ چیر دیگری نمی اندیشد با اینگونه اظهارات نشان می دهد که تا جاییکه منافع ایشان در خطر جدی قرار نگیرد تغییری در راه اشتباه خویش همچون ۴۰ سال گذشته نخواهند داد.
    پاینده باد ایران و ایرانی

     
  92. اخبار: فردی به نام علیرضا که دلال سکس در مشهد بوده با گاردین گفتگو داشته است. گاردین به نقل از او افزود: تنها عراقی‌ها نیستند که چنین خواسته‌ای دارند. در برنامه هر سفر خوب، سکس آیتمی است که نمی‌توان آن را فراموش کرد. تنها، چون تنفروشی اینجا غیرقانونی است، باید خلاق باشیم.
    مش قاسم: اینم از خلاقیت امت واحده! خوب دیگه، برادران در این سفرهای خوب با آیتم سکسشون دلار/پوند هم به اقتصاد شر مقدس تزریق میکنن، چی از این بهتر! توی این وانفسای بی پولی. علاوه بر وجوه کرایه از برای هر آنچه که لازم دارن یکی دو دلار/پوند هم میریزن توی ضریح مطهر که از شر ۷۲ بلا محفوظ بمانند. بعضی از این ۷۲ نوع بلاها رو بهشون میگن آیت الله علم یه چیزی و صد البته رئیس منصوب ولایت (فکرهای بد بد نکنین، منظور لغت استان میباشد که اونایی که زبون فارسی درست حالیشون نیست بهش میگن بلاد) و رئیس رئیس منطقه. اسم مرسوم این نوع نذری رو میگن شیرینی که رئیسان و مرئوسان رئیس هواشون رو داشته باشن. ئیسان و مرئوسان دلار/پوند رو قسمت میکنن با بالاییها و پایینیها (به این میگن مشارکت اسلامی). به گفته اون اولی همه باهم (با لهجه نجف و یه کم روسی). چشم امام رضا روشن. البته خبری هم رسیده که امام هشتم شیعیان اصلا شریک دوست نداره

     
    • بارک الله خانم یا آقای مش قاسم! به مزخرفات و فحش های کلیشه ای در ذیل نوشته ات کاری ندارم اما شما بخوبی خاستگاه این مزخرفات و شایعاتی که بمدد رسانه های امروزی منتشر و تکثیر می شوند تا در ذهن ها رسوخ پیدا کنند،را معرفی کردی:یک دلّال سکس! بله منابع تحقیقات میدانی روزنامه های دروغگو و فتنه گری مثل گاردین کسی یا کسانی نیستند جز فسّاق دروغگو و شیّاد دلّال سکس!

       
  93. درود
    سید اگر یک حرف درست زده باشد این است«بنابر این خیالتان را راحت کنم ،هیچ بخشی از عقائد و اخلاق و احکام عملی فقهی اسلامی ربطی به سکولاریسم ندارد،و شما اگر مسلمان هستید و در عین حال برابر سکولاریسم لنگ افکنده اید،طرز تفکر شما ارتباطی با منطق و دیانت اسلام ندارد،و مشکل اگر در جامعه ما هست بازگشت به نوع مدیریت ها می کند نه فقه و دیانت اسلامی،حالا جناب علوی معلوم شد لاطائلات در کدام طرز تفکر بود؟!»

    فقه و حکومت فقهی هیچ ربطی با سکولاریسم ندارد. حکومت فقهی نه تنهاتمامیت خواه است یعنی دستوراتش را بالاترین مرجع ورای قانون می داند . بلکه جامعه را یکپارچه و یکدست وتحت کنترل می خواهد، ظهورهر فردیت و تفکری ورای نظام فقهی محکوم به نابودی است. واقعیت نظام فقهی در خود برتربینی و تمامیت خواهیاست. بدین خاطر هم در راس همه امور فقهای دینی اند و هر کاری را زیر نظر دارند. دکترین استالین اگر در تمامیت خواهی ایدئولوژیک بود . دکترین خمینی/ خامنه ای در تمامیت خواهی فقهی است.
    این تمامیت خواهی، با اینکه جامعه ای یکدست و مطیع می طلبد، خود دچار تضادهای متعددی است. و به این واقف است جامعه ایرانی با اشکال مختلفی که دارد در تضاد با جامعه امتی قرار می گیرد. در اینجاست که سید دم از مدیریت می زند.
    اشکالی که سید بر حکومت فقهی می گیرد ، نه بر ذات فقهی حکومت است ، بلکه برطرز مدیریت است. در حالی که قوانین شرعی و فقهی در جامعه اجرا می شوند .مغلطه در اینجاست که اشکال را در قصاص و شلاق و سنگسار و نهی از منکر ندیده می گیرد. در حالی که نادیدن حقوق فردی بزرگترین پاشنه آشیل نظام فقهی است. زیرا نظام فقهی اگر فردیت را به رسمیت بشناسد، دیگر حجاب و نهی از منکر وامامت و اصول فقهی اجباری حاکم بی معنی می شوند.

    مخالفت سید با سکولاریسم دقیقا در اصل، تضاد سکولاریسم و حکومت تمامیتخواه فقهی است.حکومت فقهی تمامی خواه است و بدین خاطر ، قدرت و راس قدرت بودن برای او هدف است .
    حاکم تمامیت خواه احتیاجی به توضیح نمی بیند، زیرا به تبهکاری و حق کشی خود آگاه است. توده مردم برای این حاکمیت کمترین ارزش را دارد ونظام هراز گاهی هر کجا لازم ببیند به توضیح احکام و رفتارش با حذف موارد مهم می پردازد. زیرا توده مردم لایق دانستن هر چیز نیستند، همانگونه که سید بارها تاکید کرده که تنهافقیه و طلبه در حد دانستن و بحث فقهی اند. و بدین سان هر فرد را نسبت به آگاهی هرآنچه می کند برحذر داشته و بدین سان تربیت خر و گوسفند می طلبد.
    حاکم فقهی نیزاعمالش همان شبان و چوپان است.

    در حالی که دقیقا فقه را ولایت فقهی از حوزه ها خود در سطح جامعه گسترده و بدین خاطر هر چند خود را موظف نمی بیند باید جوابگو باشد.
    تضاد حکومت سکولار و دموکراسی، با حکومت توتالیتر فقهی ولایت ، تضادی عمیق و سرنوشت ساز تاریخی است . زیرا تضاد زندگان بامردگان و آگاهی و جهل است. بشر با قوه ذهنیت خود در طول تاریخ شاهکارها کرده و در کنار فکرو اندیشه ،جهل نیز سایه به سایه پیش رفته و شنیع ترین کارها را مسبب بوده است.
    شدیدترین جاهلیت و شنیع ترین را در حکومتهای عقیدتی و دینی در طول تاریخ مشاهده می کنیم . نیرویی عظیم که در مقابله با انسان آزاد وحقوقمند و اندیشمندند. آزادی و برابری که جزو اصل حقوق طبیعی همه انسانهاست و اصل حقوق و داد/عدل انسانی بشمار می آیند در حاکمیت تمامیت خواه دینی هیچ می شوند و بدین خاطر بی قانونی شرط اول نظامهای توتالیتر است. این نظامها ،احکامی را برای حفظ موجودیت خود صادر می کنند وهرکجا احکام را ناپسند دیدند نیزدر هر زمان تغییر می دهند. شرط حفظ نظام ولایت فقیه است و هدف وسیله را توجیه می کند.و این احکام شرعی و فقهی را هم می توان خرید و نقض کردچون سعید مرتضوی و انواع جانیانی که در راس نظامند و بدان جهت با نظامند که می دانندنظام ولایت فقیه بی قانونترین نظامهاست.

     
  94. آرتین ایران
    10:16 ق.ظ / سپتامبر 1, 2018
    سلام بر امیر گرامی
    می شود بفرمایید منظور محمد ابن علی از ستاره ای که هرگز از بین نمی رود چیست؟!فعلا به بقیه فرمایشات و استنتاجهای این بزرگوار که چگونه در این چند جمله بدان رسیده اند کاری نداریم.
    ممنون از پاسخ شما
    ============================================
    =+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
    ============================================
    بله حتمن.
    این سوال خوبی است که اقای ارتین در پست قبل از من پرسیده بود و حیفم امد که جواب ایشان را به این پست منتقل نکنم چونکه شاید پست قبلی را نبیند
    اقای ارتین ببینید تمام علم دانشمندان ظاهری و سطحی است و دانش انها در هر رشته ای عمقی نیست ولی دانش ان امام عمقی بود زیرا ایشان علم را شکافتند یعنی همه علوم را شکافتند و به عمق ان علوم اگاهی داشتند مثال بزنم مثلا علم شما نسبت به یک هندوانه تا وقتی شکافته نشود ظاهری و سطحی است. مثل رنگ ان و وزن ان و شکل ظاهر ان ولی وقتی هندوانه شکفته شود علم شما عمقی و واقعی میشود و ما تازه میفهمیم که باطن و واقعیت ان هندوانه چیست ایا شیرین اس ایا قرمز است ایا بدرد بخور است پس علم تا وقتی شکافته نشود جز مشتی چیزهای ظاهری بدرد نخور چیز مفیدی ندارد و ان امام کسی بود که همه علوم را تا اخر شکافتند و برای همین ایشان به باقر العلوم مشهورند یعنی شکافنده علوم و تنها کسی که تا کنون همه علوم را شکافته ایشان هستند و هیچ دانشمند دیگری تا این زمان علم را نشکافته است.
    اینرا هم بگویم که تا کنون دانشمندان فقط در یک رشته توانسته اند علم را بشکافند و ان هم رشته اتم است که میبینید با شکافتن اتم به چه نتایج عجیب و غریبی رسیده اند و چقدر جار و جنجال کرده اند حالا ان امام تمام علوم را در همه رشته ها شکافتند و اینجور مقایسه کنید علم ایشان را به علم سایر دانشمندان تا متوجه عظمت دانش ان امام بشوید

     
    • سلام بر دوست گرامی
      واقعا مطالب شما بگونه ایست که شک طنز بودن را بر می انگیزد.نمی دانم شاید اشتباه از من است.به هر حال از شما سپاس گزارم.
      موفق باشید

       
      • سلام بر آرتین گرامی

        تعبیر درستی کردید و تشخیص درستی داشتید،این ویژگی خاص دلقک و لوده گر معروف این سایت معروف به فیلسوف افقی و عمودی! سایت است که چنانکه یکوقت دوستمان علی1 گرامی گفته بود اصولا نه نقد را می فهمد و می شناسد،نه دنبال نقد علمی و معقول است و نه خود می فهمد چه می گوید،کار او تنها و تنها دین ستیزی در قالب لودگی،طنّازی و دلقک بازی در این سایت است برای گرفتن چند امتیاز،چند تایید،و چند خنده و تمسخر از جانب چند نفر مثل خودش که مشوّق او در این راهند،من قبلا گفته ام که این رویکردها از جانب برخی از ما ایرانیان مصداق بارز سوء فهم از آزادی و بی جنبگی و بی شخصیتی است،تحلیل روان شناختی اینگونه افراد نیز این است که هم بی شخصیتند،هم فاقد جسارت و شهامت لازم،جاهایی و در فضاهایی متهوّرند و باصطلاح خود شجاع،اما در واقعیت جامعه ایران افرادی جبون یا پنهان.بارها عرض شد هیچکس با نقد منطقی و مودبانه و مستدل دین یا مذهب یا متدینان مخالف نیست،لکن برخی افراد آنطور در مرحله صباوت از تفکر قرار دارند که نقد را با ریشخند یا لجن مال کردن اشتباه می گیرند.

         
    • رضی! خجالت بکش و اینقدر لودگی نکن و به اقتضای وجدان و انسانیت (چیزی که به آن تظاهر می کنید)بر پیمانت استوار باش ،پاسخ این لودگی ها را در پست قبل نوشتم ،آنرا دوباره ارسال می کنم:

      “لا یزول” در این روایت بمعنی “لا یتحرّک”است یعنی ثابت است و حرکت فاحشی ندارد که رویت آن در افق متفاوت باشد،نه بمعنی “غروب نمی کند” که در پرانتز ذکر کردید،چون واضح است که با طلوع خورشید و انبساط آن در آسمان ستارگان رویت نمی شوند،بنابر این مفاد آیه شریفه این است که اهل زمین با رویت برخی ستارگان نظیر “جدی”راه خود را هنگام شب در برّ و بحر می یابند،چیزی که در گذشته در فقدان اسباب و ابزار کنونی متداول بوده است،نیز این ستاره جدی بجهت عدم تحرّک و ثباتی که در افق دارد،معیار تعیین قبله در آفاق گوناگون قرار گرفته است که در بحث قبله از کتابهای فقهی بدان اشاره شده است،و بالجمله لغت زال یزول در اینجا بمعنی ثبات و عدم تحرک است نه بمعنای عدم غروب در رویت.
      ای سید افقی و عمودی! بر عهد و پیمان انسانی ات باقی باش که هرگاه بنام دیگری نوشتی و دین را تمسخر کردی،گفتی اذعان خواهم کرد که بفلان نام نوشتم!

       
  95. سلام جناب نوریزاد
    ممنون میشم اگر مننع یا لینک این اندیشمند منتقد را هم ذکر کنید
    مرسی

    ———–

    درود امید گرامی
    این دوست، یکی ست مثل ما. اما شبهه ها و ایراد ها و تعارضاتی که از قرآن به میان آورد، بدیع و منصفانه و متین و مودبانه است. مهم این است که یکی مثل او پیدا شود و شهامت کند و جلوی دوربین پاسخ بگوید. قرآن پژوهان باید بدانند که دفاع آنان از قرآن حتما مورد تقدیر قرار می گیرد اما ایراد شبهه و نقد قرآن توسط این انسان منصف، با خطرات متعددی همراه است.
    با احترام

    .

     
    • با سلام به جناب نوریزاد

      (شوخی) میگم :حالا که موسمِ کف زدن و ” نوبر بهار شبهه دارم ،بدو بیا شبهه دارم!”است اما اصل شبهات قابل ارائه نیست! پیشنهادی بنظرم رسید:یک کامنت گذاری داشتیم اینجا بنام عباس واحدیان شاهرودی که خیلی مصمّم بود و خیلی هم شعارهای تندی می داد علیه جمهوری اسلامی و کار آنرا همین روزها تمام شده می دانست و می گفت ساکن مشهد است و با نام حقیقی می نویسد و باکی از کسی هم ندارد! و قرآن پژوه هم هست،میگم حالا که بیش از آنکه دنبال پاسخ محتوائی به اصل شبهات باشید و اصل شبهات را غیر قابل پاسخ تلقی می کنید، دنبال قرآن پژوه های تبلیغاتی و صوتی تصویری در فضای مجازی هستید،و عباس واحدیان شاهرودی هم بقول خودش یک قرآن پژوه بی باک،آنطوری که مطلوب شماست هست،از ایشان دعوت کنید با رسمیت دادن به شبهاتی که معلوم نیست چیست و از کیست و نیازمند تبلیغاتی مثل “بدو بیا بابا شبهه دارم!” “نوبر بهار شبهه دارم بیا”! است ،بصورت صوتی تصویری به این شبهات نامعلوم پاسخ دهد.
      با احترام
      .

      ———

      درود و سلام جناب سیدمرتضی
      شوخی قشنگی بود. اما ناسپاسی این شوخی در این است که عباس واحدیان شاهرودی و افرادی چون وی، میلیارد میلیارد پول بابت پژوهش در قرآن دریافت نمی کنند که! و با استناد به آیه های قرآن، دست و پای خطاکاران را به خلاف قطع نمی کنند که!؟
      بقول جوونا: اینو دیگه کجای دلم بذارم؟

      با احترام

      .

       
      • علیکم السلام دوست عزیز

        شوخی که ناسپاسی ندارد! من فقط خواستم به روش سیاسی شما ایراد کنم،حالا در مورد این پست و مطالبی که پیش کشیده اید جزئیاتی هست که به برخی از آنها در پست قبل و در پاسخ به نوشته دوستمان علی1 اشاره کردم و بتدریج بیان می شود،شما روش سیاسی تبلیغاتی خودتان را ادامه دهید،فعلا به پیشنهاد من فکر کنید،پیشنهادم که شوخی نبود قارداش! قالبش شوخی بود!

        با احترام

        ———–
        دوست گرامی
        یعنی از اینهمه دستگاه قرآنی پول بگیر و پول خرج کن یکی پیدا نمی شود از کتاب خدا دفاع کند؟

        .

         
        • جناب نوریزاد
          الان در پست قبل دیدم خطاب بمن نوشته اید یا پیشنهاد پاسخ صوتی تصویری را قبول کن یا بیخیال شو! بنابر این خواستم بقول شما بی خیال شوم اما می بینم باز شما رندانه معرکه سیاسی خود را پی می گیرید،پست جدید را دوباره به این پیشنهاد اختصاص می دهید و تلاش می کنید با تحریک چند نفر در این سایت باظهاراتی خاص اهداف سیاسی خود را دنبال کنید. این است که اجمالا می گویم بنده که قبلا پیشنهاداتم را ارائه کردم و گفتم شما یا این ویدئوهای -اینطور که می گوئید- مشتمل بر برخی شبهات قرآنی را به موسسات علوم قرآنی مثل موسسه اسراء متعلق به مفسر و استاد عالیقدر آیت الله جوادی آملی ارسال کنید و پاسخ دریافت کنید،یا اگر صلاح می دانید آنها را بهمان صورت منتشر کنید و کاری به این نداشته باشید که چه کسی یا چه کسانی به چه صورتی به آن پاسخ خواهند داد،بصورت مکتوب پاسخ خواهند داد یا بصورت صوتی یا بصورت تصویری،اینجا شما یا آن پرسشگر نمی توانید دیگران را ملزم به شکل پاسخ گوئی به شبهه کنید بعد شروع کنید به تبلیغات یا اتهامات سوء بدیگران،برای اینکه شما یا پرسشگر اصلی دنبال رفع شبهه اید یا دنبال تصدیق محتوای شبهه و سوال،امیدوارم از صراحت این دوستتان نرنجید اما من از اینطور اظهارات در ذیل نوشته بالا و مطالبی که در پست قبل بصورت پیشنهاد مطرح کردید اینطور می فهمم که شما یا پرسشگر دنبال یافتن پاسخ به ابهامات خویش نیستید،بلکه بدنبال مشروعیت دادن به اصل قضیه و خودتان و شخص پرسشگر هستید،بنده که عرض کردم وابسته بهیچیک از موسسات قرآنی محترم نیستم،اما فرض می کنیم اینگونه تهمت ها یا طعنه های شما به موسساتی قرآنی مبنی بر دریافت بودجه های کاری درست باشد،اما این بشما مربوط نیست که موسسات قرآنی یا محققان قرآنی چگونه در برابر سوالات یا شبهات مطرح در جامعه یا فضای عمومی موضع می گیرند،شما یا پرسشگر اگر دنبال حقیقتید کافی است ایرادات و سوالات خویش را مطرح کنید،اینکه از اول بصورت یک تحدّی و با الفاظی تبلیغاتی و خاص طوری وانمود می کنید که به شبهات و عویصاتی دست یافته اید که جنّ و انس از حلّ آن عاجزند یا لازم است دیگران حتما آنطور که شما مایلید بسوال پاسخ گویند وگرنه باید حتی در مخارج یا بودجه های آن موسسات شک کرد!،نشان می دهد که بحث بحث سیاسی تبلیغاتی و دنباله های کارهای سیاسی است که تعقیب می کنید و از این جهت بخود اجازه می دهید با لحن هایی خود حق پندارانه دیگران را مورد طعن یا شماتت قرار دهید و حتی در قبال یک پیشنهاد که آنرا قبلا در کانال تلگرامی خود مطرح و در پست قبل مطرح کردید و بنده و یکی دیگر راهکار ارائه کردیم ،می آیید از باب روزمرّگی متن یک پست در یک سایت سیاسی اجتماعی را به این تحدّی یا پیشنهاد اختصاص می دهید! واقعا بنده نمی فهمم اگر چیزی قبلا در کانال تلگرام مطرح شده و فراخوان شده یا در پست قبل ارائه و درخواست شده،دیگر یک پست جدید را به آن اختصاص دادن چه معنایی پیدا می کند جز بحث های انحرافی و دنباله های طعن زنی های سیاسی؟ خوب بنده هم البته بعنوان یک طلبه که بطور فردی و مستقل و بابتکار خود تبلیغ دین می کنم عرض کردم و حالا هم عرض می کنم بنده آماده هستم شما دقیقا الفاظ یا محتوای سوالات مورد نظر را جایی منتشر کنید و بنده هم بصورت مکتوب پاسخ و برداشت خودم بقدر فهم خود را ارائه می کنم،این هیاهو چیست که چون مستشکل، صوتی تصویری بیان شبهه کرده بنابر این مجیب نیز لازم است صوتی تصویری پاسخ دهد والا حق با اوست؟! عرض من این است که اگر آقایی بقول شما جسارت بخرج داده و جلوی دوربین نشسته و سوالاتی قرآنی مطرح کرده است،چرا خود ایشان این سوالات را در فضای عمومی باشتراک نگذاشته است؟! شما مگر نمی گوئید مستشکل جسارت داشته است؟ سوال این است که این وسط جنابعالی چکاره اید؟! اگر ایشان دنبال پرسش و رسیدن به پاسخ سوال خویش بوده است می توانسته است این سوالات را بمراکز و موسسات قرآنی ارسال کند و پاسخ های دریافتی را در جایی از آستانه های مربوط بخود منتشر و حتی دوباره آنها را نقد کند،یا چنانکه عرض شد اصلا از اول این سوالات را یا اشکالات را جایی مستقلا منتشر کند،درست مثل بسیاری دیگر از اهل فکر که سایت دارند و پیام رسان دارند و مطالب خود را منتشر می کنند و بانتظار نقد جهانیان می نشینند،این وسط چه حکمتی وجود داشته است یا چه شهامت و جسارتی وجود داشته است که کسی فورم تبلیغاتی این کار را به فرد سیاسی و مساله داری مثل شما واگذار کند؟! که اگر چنین فرضی بوده باشد طبعا این جسارتی که از آن سخن می گوئید سخن نادرستی است.گذشته از این،حالا فرض کنید مستشکل بهرحال نخواسته است خود مستقیما شبهات یا ایرادات خود را مطرح کند،چرا اکنون شمای متهوّر که چنین کاری بشما واگذار شده است طفره می روید و با شرط گذاشتن شروع بتبلیغات و حرکات سیاسی می کنید؟! کافیست یا خود فایل ها را در تلگرام اتان منتشر کنید و بجای مستشکل مسئولیت انتشار محتوا را بعهده گیرید،یا الفاظ آنرا بصورت مکتوب نشر دهید تا به پاسخ خویش یا اهداف خاصی-مثل همین بی ارج تصور کردن زحمات موسسات و محققان و پژوهشگران اسلامی و طعن به بودجه های آنان- که احیانا در نظر دارید برسید.این است که با عرض معذرت- چنانکه بارها عرض کرده ام-می گویم شما برخلاف تصوری که در حق خویش دارید در یک حالت حیرت و سرگردانی سیاسی هستید و نمی دانید چه می کنید یا بعنوان یک منتقد سیاسی چه نقشی سیاسی یا فرهنگی باید در جامعه ایفاء کنید،از نشانه های این حیرت، یکی همین رویکردها در مسائل اعتقادی و نظری است و دیگر آنهمه مطالب نادرست یا مغشوش و مغلوط در آستانه تلگرامتان! من الان در تلگرام شما دیدم مطلبی نقل کرده اید از جانباز اصلاح طلب انقلاب هاشم آغاجری که در وضع فعلی یا باید خودکشی کرد یا شورش!-حالا من اصل مطلب و تحلیل ایشان را نادرست می دانم بماند-دیدم ذیلش نوشته اید ما خودکشی نمی کنیم! یعنی شورش می کنیم؟! خوب چرا فقط حرف اش را می زنی برادر و وانمودش را؟! شورش کنید دیگر!
          با پوزش

          ————–

          سید مرتضای گرامی
          با چند قرآن پژوه صحبت کردم هیچیک آمادگی این را ندارند که جلوی دوربین به این اشکالها پاسخ بگویند.
          بازهم برای من مهم است که موسسات و اشخاصی که پول می گیرند تا قرآن را بپژوهند، چرا نباید جلوی دوربین از قرآن دفاع کنند؟ شما می گویید به من مربوط نیست اینها پول می گیرند. دوست گرامی، پول این موسسات و قرآن پژوهان از جیب مردم در آورده می شود. من نیز یکی از مردم. من حق دارم در ام القرای اسلام ناب محمدی از یکی بخواهم جلوی دوربین از قرآن دفاع کند. این همه نوشته ی سراسیمه و پراکنده ی شما ناشی از چیزی ست به اسم ترس. شمایان می ترسید با چهره ی واقعی خود حتی از قرآن دفاع کنید. اما با استناد به همین قرآن، چندین هزار انسان زندانی و غیر زندانی را به سینه ی دیوار می سپرید.
          بله شمایان می ترسید.
          و این ترس، حتما به منافع و تزلزل در موقعیت تان مربوط است. که نکند چهره ی واقعی و میزان سوادتان لو برود و نتوانید از پس یک شبهه برآیید و در میان هم صنفان خود سنگ روی یخ شوید. وگرنه کسی که ظاهرا باید بترسد، فرد شبهه دار است که وی شجاعانه در برابر دوربین نشسته و از قران ایراد گرفته. شما بفرمایید جز ترس چه عاملی در میان است که شما از آن پرهیز می کنید؟
          با احترام

          .

           
          • جناب نوریزاد

            الان خود این پانوشت شما ذیل ایرادات بنده که در آن هیچ اشارتی به اشکالات یا ابهامات یا سوالات مطرح شده در مورد رویکرد اخیرتان نشده ،بهترین شاهد بر درستی برداشت من از این رویکرد اخیر شماست،بنده که اینجا شناخته شده ام و اسم و عکس و مشخصاتم مشخص است دیگر مساله ترس در باب اداء تکلیف دینی چه محلی از اعراب دارد؟بنده بعنوان یک حرکت فردی در مورد عدم پاسخ به نوع پیشنهاد شما احتجاجم را ارائه کردم و ابراز آمادگی برای پاسخ مکتوب به سوالات و شبهات احتمالی را نمودم،بنظر می رسد این شما هستید که مثل سایر موارد اکاذیب و چیزهای نامستندی که در نوشته ها و سایت و ساحت های دیگر خود منتشر می کنید،شهامت انتشار چند سوال و انتظار پاسخ به آنرا ندارید،پژوهشگران و محققان اسلامی هم البته بموقع بوظائف خود قیام می کنند و بودجه و حق الزحمه آنان نه از جیب شمای شخصی است و نه تابع تمایلات خاص شماست،اگر چیزی در دست ندارید یا بنای انتشار چیزی ندارید -بقول خودتان- بیخیال این حرفها شوید و مسیر سیاسی خاص خویش را پی گیرید.

            با احترام

             
          • با پوزش،ضمنا فراموشم شد عرض کنم که البته در شجاعت و تهوّر شما در انتشار مطالب نامستند،نادرست و بی محتوا شک و تردیدی وجود ندارد،اما در مورد مستشکلی که شما از شجاعت او سخن می گویید ،می گویم: نشستن در یک اتاق و چیزهایی را بعنوان شبهه یا سوال مطرح کردن و کار پروپاگاندا را به سیاسیون سپردن که کار شجاعانه ای نیست! بلکه اگر جزم بدرستی راه و روش و لزوم عرضه مطالب بجامعه وجود دارد، ابتدا تماس و پرسش بروش های متداول مطلوب است و در صورت عدم اقناع منتشر کردن آن و بعهده گرفتن مسئولیت محتوا و آمادگی برای پذیرش نقد شجاعت است

            ———-

            درود
            تکلیف پولهایی که دستگاههای قرآنی از جیب مردم می بلعند تا از قرآن دفاع کنند چه می شود؟

            .

             
          • جناب نوریزاد اقا مرتضی درست میفرمایند قسمتی از تمام بوجه کشوری که طبق اعلام اقای روخانی به نهادهای غیر دولتی تعلق گرفنه به گروه فرودست که به قول حود حکومتیها زیر خط فقر زندگی میکنند وانانیکه با همسر وفرزند یا فرزندانشان شب ها سر گرسنه به بالین(اگر بالینی داشته باشند)میگزارند مربوط نیست بهتر است ظلم را تحمل کنند ودم برنیاورند زیرا خواب راحت حاکمان را اشفته میکنند.

             
          • سلام
            مشروعیت بودجه گرفتن موسسات برای خدمات علمی خود به جامعه و بیلان و راندمان کاری آنها تابع تمایلات تبلیغاتی شخصی شما نیست

             
  96. نوری زاد چی می زنی؟ سوال قرآنیت رو که نپرسیدی!

    ———

    درود دوست گرامی
    اگر قرآن پژوهی مشخص و نام آور با مشخصات کامل و درست اعلام آمادگی کند، من پرسش ها و شبهه ها را برای وی می فرستم.
    با احترام

    .

     
  97. مهدی کروبی: خبرگان اگر خبرگان باشد باید از نتایج سیاست‌های راهبردی رهبر در سه دهه گذشته که کشور را به اینجا رسانده پرسش کند

    مهدی کروبی در نامه ای جامع به اعضای مجلس خبرگان رهبری، با ذکر سه خاطره به موضوع دخالت مرحوم هاشمی رفسنجانی و آیت الله خامنه ای در روند بازنگری قانون اساسی با هدف تغییر به مطلوب،از جمله افزودن لفظ مطلقه به ولایت فقیه و لغو مدت زمان ده سال برای رهبری بدین نحو که دوران مسولیت رهبری به مادام العمر بودن اشاره کرده است و از اعضای مجلس خبرگان خواسته تا ضمن انجام وظایف قانونی و شرعی خود با استفاده از ابزار سوال از و نظارت بر رهبری، به اوضاع اسفبار کنونی کشور، رسیدگی نمایند.

    به گزارش سحام، مهدی کروبی در این نامه از اعضای مجلس خبرگان خواسته تا به چند حوزه ورود کرده و با توجه به اختیارات قانونی خود، از رهبری به جای مدح و ستایش درباره سیاست های سه دهه کشور از او توضیح بخواهند که چرا کشور را به اینجا رسانده است .

    رئیس مجلس ششم شورای اسلامی می نویسد: “خبرگان اگر خبرگان باشد باید از نتایج سیاست‌های راهبردی رهبر در سه دهه گذشته که کشور را به اینجا رسانده پرسش کند. خبرگان اگر خبرگان باشد باید از وضعیت اسف بار دستگاه قضا از رهبری سوال کند که با این احکام سیاسی روی محاکم رژیم منحوس پهلوی را سفید کرده است

    شیخ محصور اصلاحات در نامه خود از خبرگان رهبری خواسته تا به “وضعیت نهادهای نظامی و اقتصادی زیر نظر رهبری که نقش اصلی و مهم در وضعیت أسف‌بار امروز مردم و کشور دارند رسیدگی” نمایند.

    همچنین در این نامه از خواسته شده که ” از رهبری نسبت به ورود سپاه، بسیج و نیروی انتظامی به بانک‌داری، فروش نفت و … ” پرسش شود و همچنین از دخالت “نظامیان و ائمه جمعه” در امور جاری کشور!

    متن نامه مهدی کروبی که جهت انتشار در اختیار سحام قرار گرفته بدین شرح است:

    https://www.kaleme.com/1397/06/11/klm-268549/

     
    • آقاي كروبي زماني كه در دايره خوديها بود چنان مي تازيد كه گوي سبقت از ديگران ربوده بود حالا كه
      دمش را قيچي كرده اند به ياد دمكراسي و مردم افتاده است .
      اگر قرار است در كنار مردم قرار گيرد ابتدا بايد از تمام خيانتهاي قبلي خود عذر خواهي كند وسپس
      از سيستم ابراز برائت نمايد تا بتواند وارد خلوت مردم شود .

       
      • دقیقا اشتباه یا بتعبیر دقیقتر “خودخواهی و یکجانبه گرائی”غالب اهالی این سایت همین است که گمان می کنند هر منتقدی باید مبدّل به یک برانداز یا نافی سیستم، آنطوری که مطلوب سکولارهاست باشد،در حالیکه اینطور نیست.

         
  98. والفضل قدیانی: اعمال دونالد ترامپ و عملکرد آقای خامنه‌ای عملا دو لبه یک قیچی‌اند که با هم‌افزایی تن ملت ایران را مجروح می‌کند

    یکشنبه, ۱۱ شهریور, ۱۳۹۷

    چکیده :اعمال دونالد ترامپ و عملکرد آقای خامنه‌ای عملا دو لبه یک قیچی‌اند که با هم‌افزایی تن ملت ایران را مجروح می‌کند. (اگرچه در ظاهر امر آقای خامنه‌ای و ترامپ در دو جبهه مخالف ایستاده‌اند). همانقدر که آقای خامنه‌ای درعمل نگران و مخالف توسعه و قدرت یافتن بخش مولد اقتصاد است، هیأت حاکمه آمریکا نیز با وضع تحریم‌های فراگیر بار مضاعف و طاقت‌فرسایی را اولا بر گرده طبقه فرودست و بعد بر دوش بخش مولد اقتصادی و طبقه متوسط ایران می‌نهد و عملا فقر و فساد اقتصادی را می‌گستراند و باعث چنبره بیشتر نهادهای نظامی و امنیتی و ارگان‌های وابسته به بیت بر اقتصاد ایران می‌شود. اگر سوخت پیشرانه ایدئولوژیک جمهوری اسلامی غرب ستیزی است، ترامپ و افراطیون اطرافش با پیش گرفتن سیاست خصمانه و کین‌ورزانه -که زندگی روزانه مردم ایران را هدف قرار می‌‍‌دهد- عملا به بقای ایدئولوژی غرب‌هراسانه جمهوری اسلامی کمک می‌کنند و راه را بیشتر بر تعامل سازنده و عادلانه ایرانیان با دنیای خارج –که یکی از اصلی‌ترین راه‌های تعدیل سیاست نابخرادانه خارجی استبدادطلبان داخلی است-…

    https://www.kaleme.com/1397/06/11/klm-268547/

     
  99. یکی میمرد ز درد بی نوایی ، یکی میگفت : خانوم ، زردک میخواهی ؟؟ ! توی این هیری ویری اومدی قرآن پژوهی می کنی!! این فرآن رو بذارین در کوزه آبش رو بخورین!! اگه با همین قرآن کسی یه کاسه ماست بهتون داد! تو برو توی خونه فرمانیه چند صد متریت بشین و پول خونه های قیطریه رو بزن به جیب و بپا گشنه نمونی که نتونی قرآن پژوهی کنی!

     
  100. درود
    یکی از خصوصیات نظام توتالیتر، بی قانونی اوست. نظام ولایت فقیه آن زمان که بدستور خمینی در پشت بام ، قتل عام را شروع کرد و تاکنون ادامه داده ، قانون را زیر پا گذاشته و اعمال جنایی خود را قانون می نامد.شکنجه، کشتار، پرونده سازی و زندان افراد برای نابودی مخالف خود است.
    نظام سعی کردکه فاصله بین جلاد و قربانی را از میان بردارد و جنگ کمک بزرگی به به نظام ولایت توتالیتر بود. بدان جهت که نه تنها مردم و در وحله اول زنان،یعنی سلب آزادی و برابری بلکه جلادان نیز اولین قربانیان بوده اند ، بدین صورت که آنهانه تنها درکی از حقوق و قوانین انسانی داشته و از تفکر و اخلاق انسانی آنچنان دور مانده اند که پیش از قربانی شدن در جنگهای تروریستی نظام اجساد زنده ای بیش نیستند. نظام توتالیتر از قربانی و کشتارتغذیه می کند.

    این خاصییت نظام عقیدتی توتالیتر است ، اوافراد را پیش از کشته شدن از انسانیت تهی می کند. بدین خاطر فردیت و ملیت برای نظام امت ساز فراملیتی بمنزله سمی است. دلیل وجودی امت، ولایت است و هر کس فراتر از این دایره است محکوم به نابودی است.

    ملت ایران، هیچگاه و درهیچ زمانی در تاریخ، اینگونه در بی قانونی بسر نبرده اند.زیرا قانون به آزادی ربط مستقیم دارد. نظام توتالیترسلب آزادی و بدون آزادی است ، وبنابراین بی قانون است. در حالی که قاون اساسش بر نگهداری حقوق طبیعی انسانها که شامل آزادی و برابری و حق زیستن و رشد و تکامل و تنازع بقا است،آنچه که قانون اساسی خوانده می شود،با یک فتوابدور انداخته شده و پوچ می شود. در این نظام نمی توان از قانونمندی سخن گفت. چه برسد به عدالت.
    کشتار وزندانیان سیاسی دلیلی بر اثبات این موضعند.

    نظام توتالیتر ولایت فقیه ، در دوران بحرانی بسر می برد. این نظام در پی قحطی مصنوعی است جلادان سپاهی بسیجی نیز جزو همان عوامند و همان اولین قربانیان ، نظام ، اگر یک فرد کنشگر مدنی را چون خانم نرگس ستوده در زندان انداخته و پرونده سازی دروغ می کند. تاب مخالفت خودی ها را نداشته و هر ناهنجاری خودی را از جا کنده و نابود می کند.

    نظام توتالیتر سعی دارد مسئولیتی به عهده نگرفته و جوابی پس ندهد، کی بود کی بود دستم بود، تقصیر آستینم بود. شعار نظام توتالیتر است. خامنه ای، روحانی، سپاه، ولایت فقیه مجلس خبرگان اگر به اعضایش بنگریم، همان جلادان و قاتلان بی قانونمدی اند که،دعوایشان نه برای ملت و ایران بلکه برای چگونگی مثله کردن ایران است. این اوباشان در عین حال چشم دیدن هم را ندارند، آنچه که اینان را بهم متصل کرده سفره ایران است.
    و اما، مردم ایران،چاره ای به خاتمه این جنایتها و بی قانونی ها ندارند.

     
    • حرفه؟ ناسزاگویی!

      احمد زیدآبادی

      وضع جامعه به درجه‌ای نابسامان است که بسیاری از افراد احساس فشار و تنگنا می‌کنند. احساس فشار و تنگنا به نوبۀ خود به عصبی شدن افراد می‌انجامد و این نیز سبب پرخاشگری زبانی و عملی آنها در لحظه‌های جوش و خروش می‌شود.

      با این حساب، اینکه فردی، سالی یا ماهی از کوره در رود و ناسزا یا فحشی را نثار دیگران کند؛ در مجموع قابل فهم و شاید هم قابل چشم پوشی است؛ اما اگر ناسزاگویی و فحاشی به صورت عادتی روزانه در آید؛ دیگر نمی‌توان آن را تحت هیچ عنوانی جز «بیماری» توجیه کرد و آن را عادی دانست.

      متأسفانه برای ما ایرانی‌ها بخصوص در آن سوی مرز، توهین و فحاشی آن هم تحت عنوان «مبارزۀ سیاسی» به صورت نوعی «هنر» در آمده و چنان است که پنداری هر که فحش‌های آب نکشیده‌تر و توهین‌های زشت‌تر به زبان و قلم آورد؛ مبارزه‌جوتر و هنرمندتر است!…..

      http://www.iran-emrooz.net/index.php/news1/76622/

       
      • سید ، واقعییت تلخ است و گریبان گیر. واقعییت اسفناک ایران نیز نتیجه حاکمیت تمامیت خواه ولایت فقیه است. آنچه که ما مشاهده و ملت لمسش کرده اند،همان توهین به مقام انسان وانسانیت از جانب دستگاه توتالیتر غارتگر بوده و است. این نظام ، تا توانسته از کیسه ملت، برای تبلیغات نادرست خرج کرده و می کند، کدام وطن دوستی است که روشنفکر باشد و اوضاع وخیم ایران را ازافعال ولایت فقیه نداند؟
        فحش و ناسزا را خودفروختگان و همیاران دستگاه سرکوب به مردم عملا نثار می کنند. دیگر کار از چند متلک و چرند گویی گذشته، جایی که سرکوب به شدیدترین وجهش اعمال می شود.زندان و کشتن فعالان محیط زیست،دادن خزر ، و خلیج فارس و …… اینها دیگر فحش به ملت نیستند. بلکه تجاوز و غارت رسمی ملت ایران است.
        دنیا نظامهایی شبیه ولایت فقیه را تجربه و بررسی کرده ،در جایی که وجودولایت فقیه بالاترین توهین و فحش است ، احتیاجی به دیگر کلمات نیست، فقط باید این توهین و فحش بزرگ را معنا کرد.
        فردا که پیشگاه حقیقت شود پدید شرمنده رهروی که عمل بر مجاز کرد . باید به امروز تعبیر کرد. اکنون می توان با کمک واقعییات موجود به حقیقت پی برد و چون این حقیقت به مذاق بعضی ها خوشایند نیست ، آنرا حواله به فحش می دهند.

         
        • “متأسفانه برای ما ایرانی‌ها بخصوص در آن سوی مرز، توهین و فحاشی آن هم تحت عنوان «مبارزۀ سیاسی» به صورت نوعی «هنر» در آمده و چنان است”
          (پایان)
          این قسمتش دقیقا واگویه حال فریبا و امثال فریبا بود! فریبا و عقل؟! فریبا و واقعیت؟! دادن خزر؟!

           
      • ما ایرانیا نه . بفرمایید ما مسلمانان پیرو قرآن که مثل خود قرآن دست به فحشمان عالی است.

         
  101. جناب آنارشیست برگشتند به سایت، با درود و خوش آمد گویی به ایشان، مبنای این چند کلمه کامنت قبلی‌ ایشان و باور به آنچه گفتند هست. در این سایت منجمله حکومت این دین و مذهبی‌ که ایران و ایرانی را به روز سیاه نشانده و کشور را به لبهٔ پرتگاه رسانده، بی‌ رحمانه و به بدرستی نقد می‌‌شود تا بساط ننگین و ضد انسانی‌ خود را جمع کنند و به جایی‌ که سزاوار آنند تخلیه شوند. سابق، جناب آنارشیست هر جا که می‌‌خواستند مخالفت خود را با این نقد‌ها نشان دهند تا آنجا که یادم هست بجای اینکه بگویند “به نظر من”، برای دفاع از دین و مذهب حاکم ، از احترام به دین و مذهب ” مردم” می‌‌گفتند. کاری نداریم که ملاهای حاکم هم هر جنایت و غارت و ریا کاری را با همین نام مردم حقنه کرده و همچنان نیز، اما بنای این ادعا که به دین و مذهب “مردم” کاری نداشته باشیم یا در هر قالب و بیانی که این منظور را ادا شود، چیزی بود که آنارشیست را با دیگر کامنت گذاران درگیر می‌‌کرد. من در آن کامنت آنارشیست این برداشت را کردم که هر چه می‌‌خواهند بگویند را بنام و نمایندگی از شخص خود و “به نظر من که آنارشیست باشد” خواهند گفت و مانعی بزرگ برای همزیستی و تبادل نظر فراهم می‌‌شود.

     
    • با پوزش، در پست بالا منظورم این بود که: مانعی بزرگ مرتفع می‌‌شود.

       
    • جناب نوید
      درود متقابل مرا پذیرا باشید.

      باشد که همه ی کاربران و نویسندگان محترم در این سایت، قدر زمان و مکان را گرامی بدارند و از این کانال تا آنجا که در توان دارند بیشترین استفاده را بکنند. هر کس بر مبنای بینشی که دارد میتواند اظهار نظر کند و بهتر است کم کم به نگاه و زاویه ی دید ” خود حق پندار ” پایان دهیم و از “من” به “ما” تبدیل شویم.
      من که به نوبه ی خودم تلاش خواهم کرد. بهتر است برای شناخت یکدیگر به هم فرصت دهیم.
      از آنجا که کار من و شغلی که دارم فنی ست و من با بسیاری از مردم سروکار دارم؛ چه شرکت، چه خانه و چه کارخانه و به نوعی پس از سالها ارتباط با مشتریان، امین آنها محسوب میشوم، لذا آنجا که از عبارت “مردم” استفاده میکنم، قطعاً روی هوا نیست و یک پیش زمینه دارد.
      درگیری اصلی من با دیگر کامنت گذاران در گذشته بیشتر بر مبنای دفاع از آزادی بیان و احترام به عقاید دیگران بود و نفی هرگونه توهین و فحاشی به افراد و اعتقادات آنها. خود من، هم به دین نقد دارم هم به مذهب هم به شخص خداوند ولی دیگر فحاشی نمیکنم … و این شده بود سوژه برای بعضی از عزیزان که مرا همسو و هم چهت با جناب سید مرتضی بدانند؛ این در حالی ست که اگر کامنتهای مرا در سالهای گذشته مرور کنید شاید بی رحمانه ترین نقدها را من نسبت به ایشان داشتم ولی تا آنجا که در توان داشتم تلاش کردم بی احترامی نکنم.
      بهر تقدیر، یکی از عادات خوب کامنت گذاران این است که دوست دارند بنویسند و این بسیار خصلت خوبی ست؛ همین که بنویسیم و برای آن وقت بگذاریم پسندیده است. هر نوشته بیانگر تفکر است و همین که وقت میگذاریم و فکر میکنیم این هم بسیار ارزشمند است.
      امیدوارم که نوشته های یکدیگر را بخوانیم و بر معلومات خود بیافزاییم و البته هر زمان نیاز بود نقد کنیم و چه بهتر نقدی که سازنده باشد و یا اینکه نکات مبهم را از نویسنده بخواهیم بیشتر توضیح دهد.
      این میشود یک نوع داد و ستد و شاید بهترین نوع داد و ستد باشد میان انسانهای متفکر؛ فکر و قلم خود را به دیگران عرضه کردن و در مقابل از فکر و قلم دیگران بهره بردن…

      همانطور که در پست قبلی اشاره کردم، از این به بعد تلاش خواهم کرد که از درگیری با دیگران بپرهیزم چرا که جدال بی سرانجام هیچ فایده ای ندارد و فکر و اندیشه را به انحراف میکشاند. تلاش خواهم کرد بیشتر بیاموزم …

      به قول گفتنی؛ ما همگی کسانی که مهمان این سایت هستیم و ایضاً صاحب خانه، زخم خورده هستیم…پس هر چه فریاد داریم بر سر حاکمان و مسئولان بکشیم و نه اینکه به روی هم خنجر بکشیم…

      حق یارتان

       
  102. سلام و درود آقای نوری زاد

    خدا میداند که با دیدن این کاریکاتور چه احوالی به من دست داد.
    با حال بدی نشستم و این چند سطر را برایتان نوشتم تا شاید دردم را با شما در میان بگذارم.

    نخوانند بر ما کسی آفرین
    چو ویران بود بوم ایران زمین

    سلطه و حکومت فرومایگان بر سرزمین پهلوانان اساطیری ایران، کار را به جایی رسانده که دخترکان و زنانش از نکبت فقر، عصمت زیبا و تن نازنینشان، وسیله لذت یک مشت عیاش و هوس بازی میشود که به بهانه زیارت مشهد الرضا(!) برای ارضاء اَسافِل الأعضاء گوی سبقت از هم می ربایند!

    حضرات عظما، عمامه ها را بالاتر بگذارید!
    سرداران رشید اسلام و سبزقامتان سپاه اسلام، کلاهتان را بالاتر بگذارید و بر قپه هایتان بیشتر برق بیندازید!
    بسیجیان مکتبی و برادران ارزشی، سرتان را بالاتر بگیرید!
    برادران انتظامی و عزیزان اطلاعاتی، شما نیز کماکان حافظ امنیت گورستانی تان باشید!

    شمایانی که برای چند تار موی زنان، به حکم شرع مقدس بر صورتشان اسید پاشیدید، چرا بر فاحشه خانه های حرم خانه رضوی چشم و گوشتان را بسته اید و از آن برائت میجوئید؟!
    چرا از این مصیبت و ننگ زبان در کام گرفتید و دم برنمیکشید؟ که اگر از این شرم بمیرید بسیار سزاوار آنید!

    ناموس وطن بر باد رفت؛
    و دریوزگان تازی پرستی که میدان دار عرصه ریاست و کیاست شده اند با دلی آرام و قلبی مطمئن بر گرد برج و باروی بیت ضحاک در طوافند و بی هیچی هم و غمی حکمرانی میکنند!!

    براستی آیندگان در مورد ما چگونه قضاوت خواهند کرد؟!

    با سپاس- محمد

     
    • درود بر شما محمد

      این کاریکاتور حقیقت را بیان کرده ولی سید مرتضی و چاپید سپاه پاسداران حقایق را انکار میکنند اما گفته های حجت الاسلام دانشمند تاییدی برنوشته های شماست و حاشا نکردن آنها

      https://www.youtube.com/watch?v=vFYAH4ng5Cw

       
  103. “با سلام به جناب نوریزاد، قبلاً گفته بودم جای آنارشیست اینجا خالی است! اما به سبب سبک و سیاقی که در نوشتن ایشان می بینم تصور می کنم نگاه ایشان به موضوع نیز تا اندازه ای بچه گانه است. من امیدوارم اینگونه نگاههای بچه گانه نیز به کنار گذاشته شود زیرا تا انجا که بیاد دارم دلخوری آقا یا خانوم آنارشیست بدلیل عدم بیاد آوردن چهره ایشان توسط جناب نوریزاد بیشتر می بود.”
    سلام بر نوریزاد گرامی
    به علت بسته شدن پست قبلی این مطلب را اینجا می گذارم.دوست گرامی قراری با هم داشتیم که برخی افراد که به حداقلهای اخلاقی پایبند نیستند و پیشتر با نام آرتین به جای این نگارنده می نوشتند را با تغییر نام و ارائه یک ایمیل قابل شناسایی کنیم که این نگارنده چنین کرد.اکنون می بینم مطلب بالا در زیر نوشته دوست گرامی جناب آنارشیست که این نگارنده با تذکرهای مختلف علی رغم تفاوت دیدگاه خواهان بازگشت او بودم چنین بداخلاقی کرده است و گویا بازگشت ایشان را از چشم من دیده است!به هر حال شایسته است نسبت به حذف کامنت ایشان در پست قبلی که قطعا بدون ایمیل من است مبادرت فرمایید.نمی دانم نوشته های این نگارنده چه دارد که برخی را به دشمنی هایی چنین کودکانه مجبور می کند؟!قدری همدیگر را بیشتر تحمل کنیم بد نیست.
    موفق باشید

    ————

    درود آرتین گرامی
    با همه ی تلاشی که می کنم، گاه این موارد پیدا می شود و کدورت خوبانی چون شما را بر می انگیزد.
    ای امان از تنهایی
    پوزش
    و
    سپاس

    .

     
    • احتمالاً آق نوریزاد چهره شما رو هم بیاد نیاورده است! راستی نوریزاد شما رو در فیلم با ریش شیش تیغه شده دیدم و عجب پوست سفید و صاف و صوفی داری شما! حاصلِ یه عمر تیغ نزدن شده این پوسنت به این صاف و صوفی!!! پیشنهاد می کنم شما بخاطر این نظرات خودتون رو ناراحت نکنین پوستتون چروک بر می داره و واسه این پوست اصلاً خوب نیست!! حیف این پوست نیست نذاشتی ملت ببینند!

       
    • آرتین جان آنارشیست که جایی نرفته بودند!! حداقل عده ای می دانستیم این فرد همچنان حضور دارد و با اسامی ناشناس و … می نویسد!! دلتنگی تو از این روست که هوش شما چندان بالا نبوده است و از این موضوع بی اطلاع بوده ای!!

       
  104. آقای نوری زاد،
    شما آبروی مرا پیش خودم می برید،وجود مرا شرمگین و ننگین کرده اید. شما بُزِ گَر هستید.شما هر روز به من یاد آوری می کنید که چه موجود ناتوان و ترسو و خفیفی هستم. یاد آوری می کنید که لیاقت زندگی بهتر را ندارم.
    شما هر روز با سماجت و مثل یک مگس مزاحم تمام چیز هایی را که من بضرب الکل و مواد فراموش می کنم توی صورتم می زنید. الکل و مواد عادات خوب من و خواندن مزخرفات موذیانه ی شما عادت بد من است.
    شما در هر کلمه ای که می نویسید با بدجنسی و خباثت تمام آنقدر دقت می کنید که من نتوانم استدلالهای شیرین و آرامش بخش نزدیکانم را باور کنم که می گویند «از خودشانست، تآتر است» و بدین ترتیب یک نفس راحت بکشم.شما اعصاب مرا خورد می کنید. چرا شما را زودتر اعدام یا ترور نمی کنند که من هر روز زیر عذاب وجدانم له نشوم؟
    من از دست شما خسته شدم.
    الان دارم می نویسم که شما موفق شدید.
    من بدینوسیله اقرار می کنم که بی همت، ترسو، مادی، مادی، ضعیف، غیر اجتماعی، دورو، بی مسوولیت، مادی، ترسو، دروغگو، مادی، ترسو، ترسو، ترسو و. پست هستم. دست از سر من بردارید.
    هر وقت به خبری در مورد شما می رسم رعشه می گیرم. هم میترسم بلایی سرتان آورده باشند، هم می ترسم مشغول ادامه ی اینور و آنور رفتن هاتان باشید.
    من هم می خواهم سالی یکی دو فقره دلالی و کلاهبرداری خوش خیم بکنم و بخزم توی خونه. شما این زندگی باین خوبی مرا ذلت بار جلوه می دهید و حواس مرا پرت می کنید. توهم کرامت را در من زنده می کنید، خرافاتی از قبیل شرافت، مسوولیت اجتماعی، همبستگی و غیره.

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

80 queries in 2233 seconds.