سر تیتر خبرها
الاغ های لاجوردی + سخن روز + فیلم از مراسم بخاک سپاری

الاغ های لاجوردی + سخن روز + فیلم از مراسم بخاک سپاری

یک: در تشییع جنازه ی جناب محمد بسته نگار خبر پیچید که مهندس عباس امیر انتظام پای از این جهان بدر برد. همینجور که از پس تابوتِ بسته نگار می رفتیم، برای دوستی که درس حوزوی خوانده بود تعریف کردم: آقای امیر انتظام برای منِ نوری زاد تعریف کرد که در زندان های مخوف لاجوردی، امروز که بیمار می شدیم، شش ماه بعد ما را به درمانگاه می بردند. از گوشِ من چرک بیرون می زد. هرچه به زندانبانان می گفتم: گوشم عفونی ست و باید معالجه شود، امروز فردا می کردند. شش ماه گذشت تا این که یک روز به من گفتند: آماده باش که فردا می روی بیمارستان.

دو: زمستان بود و برف زمینِ زندان را سپید کرده بود. در هوای سردِ زمستان، شش صبح مرا با دمپایی و لباس نازکِ زندان بیرون بردند. که همینجا منتظر بمان تا ماشین بیاید. شش غروب که شد، آمدند و گفتند: ماشین نیامد برو داخل. فردا و پس فردا نیز بهمین شکل سپری شد. لرزیدن از شش صبح تا شش غروب. سه نفر بودیم که باید به درمانگاه می رفتیم. روز چهارم خبرآوردند که امروز هرجور شده می روید بیمارستان. به دستور لاجوردی سه تا الاغ آوردند و ما سه نفر را میان الاغ ها جای دادند. لاجوردی دستور داده بود: افسارجلویی را یکی از زندانیان بگیرد و دم و افسار الاغ های بعدی را امیرانتظام و زندانیِ سوم. کاروان بیماران به راه افتاد. الاغ ها می رفتند و ما در میان شان، افسار و دمشان را گرفته بودیم و از پی می رفتیم. با همین هیبت، از زندان اوین بیرون زدیم و خیابان به خیابان رفتیم تا رسیدیم به بیمارستان. پرستاران و پزشکان با دیدن ما وحشت زده از ما می رمیدند. با چند پماد و قرص، به همان شکل برمان گرداندند به زندان.

سه: دوست همراهم که درس حوزوی خوانده بود گفت: آقای نوری زاد، مبادا فکر کنید جای دادن امیرانتظام در میان الاغ ها، ابتکار لاجوردی بوده. نخیر، بل این جور کارها در فقه شیعه توصیه شده و لاجوردی دقیقاً کاری کرده که در فقه شیعه آمده. که چه؟ که بدکاران را جلوی چشم مردم، با توهین و فحش و مثلاً با نشاندن چپکی برالاغ، و با پوشاندن لباس و کلاه مسخره، و با آویختن آفتابه به گردنشان، و با تف کردن به صورتشان تحقیرشان کنید!

چهار: به دوستم گفتم: من چند گام فراتر می نهم و می گویم: به گمانِ من، حتی دزدی ها و فریبکاری ها و آدمکشی های بیت رهبری نیز برآمده از فقه است. مگر شیخ مصطفی پور محمدی نگفت: (بعد از کشتار چندین هزار زندانی) نشده که یک شب راحت نخوابیده باشم. چرا؟ چون به حکم خدا عمل کرده ام. و گفتم: مردم ایران را، همان امیرانتظام هایی می بینم که بیت رهبری در میان الاغ های تحقیر و پریشانی جایشان داده. وگرنه مگر می شود کشوری با این همه ثروت و فرصت و جوان و فکر، نه تنها در داخل، که در عرصه های جهانی به دریوزگی های بزرگِ اخلاقی دچار شده باشد؟


محمد نوری زاد

بیست و دوم تیرماه نود و هفت – تهران

سخن روز محمد نوری زاد
نصیحت به سیدعلی خامنه ای

از محوطه ی خانه ی امیر انتظام تا بهشت زهرا و مراسم بخاک سپاری جناب امیرانتظام و هرکجا که مقدورم بود تصویر و عکس تهیه کردم:

پیام امیرانتظام به مردم کردستان

https://drive.google.com/file/d/0B4NK2z5AKHv0emNwZ3lLT2hKaG8/view

فیلم کوتاه " شبی با امیر انتظام"بیست و هشت آذری که گذشت، سی و ششمین سالروزِ زندانی شدن مهندس عباس امیر انتظام بود. بله، سی و شش سال زندان. سی و شش سال زندان. آن شب به منزلش رفتیم و به جای خیلی ها که نمی شد آنجا باشند، با وی سخن گفتیم و سخنانش را نیوشیدیم. این فیلم را حتماً ببینید و اگر به دلتان نشست منتشرش کنید. محمد نوری زاد ششم دیماه نود و سه – تهران

Posted by ‎محمد نوری زاد‎ on Friday, December 26, 2014

سخن روز محمد نوری زاد
من در این سخن به چهار نکته پرداخته ام:

Share This Post

درباره محمد نوری زاد

287 نظر

  1. هرکس #ژن انقلابی نداره
    هرکس خون انقلابی نداره
    هرکس نمیتونه دهنش رو با #انقلاب همسو کنه
    یا اینکه #خون انقلابی توی رگهاش جریان نداره
    ما اونا رو نمیخواییم و بهشون نیازی نداریم
    سخنرانی #فیدل_کاسترو پس از روی کار آمدنش
    و اینگونه شد که هزاران کوبایی یا کشته و زندانی شدند و یا از #کوبا گریختند…
    آن هم کوبایی که بهشت #گردشگران بود و پس از فیدل بزرگترین روسپی خانه ی جهان شد…
    و مردمش در فقر و سیاست های اهریمنان #روسیه و #خروشچف سوختند…

    فیدل مرز را گشود و همجنس گراها و روانی ها و کسانیکه پیشینه ی جنایی داشتند را آزاد گذاشت تا از کوبا بروند!!!

    مردم یورش بردند برای رفتن
    و‌ نام یکایک آنها نوشته شد ولی سر به زنگا بسیاری بازداشت شدند و..و….

    در آن روزها هرکسی را که میخواستند با یک برچسب #همجنس گرایی و یا #جاسوس سیا ، به باد فنا میدادند و یا کشته میشد یا در اردوگاه های بیگاری میمرد…
    من هنوز در شگفتم که چی شد که #فیدل ، #آیا یادش رفت که #حجاب رو هم #اجباری کنه؟!!!!

     
  2. ‌ آیا امام علم غیب دارد؟!
    علت زمین لرزه از دید امام صادق…!!

    365 – عنه، عن صالح ، عن بعض أصحابه،
    عن عبد الصمد بن بشير، عن أبي عبد الله (ع)
    قال: إن الحوت الذي يحمل الأرض أسر في نفسه أنه إنما يحمل الأرض بقوته فأرسل الله تعالى إليه حوبا أصغر من شبر وأكبر من فتر فدخلت في خياشيمه فصعق، فمكث بذلك أربعين يوما ثم إن الله عز وجل رؤوف به ورحمه وخرج فإذا أراد الله عز وجل بأرض زلزلة بعث ذلك الحوت إلى ذلك الحوت فإذا رآه اضطرب فتزلزلت الأرض.

    امام صادق گفت :
    همانا آن ماهی که زمین را حمل می کند،
    این فکر در ضمیرش گذشت که وی با نیروی خود به حمل زمین می پردازد! پس خدای تعالی ماهی کوچکی به سویش فرستاد که از یک وجب کوچکتر و از فاصله میان انگشت شست و سبابه بزرگتر بود. آن ماهی کوچک به درون بینی وی رفت و او غش کرد. پس٬ چهل روز در بینی وی ماند!، و آنگاه خداوند بر ماهی حامل زمین رافت و رحمت آورد، و ماهی کوچک از بینی او بیرون شد، و هرگاه که خدای عزوجل بخواهد تا در زمین زلزله ای پدید آید، همان ماهی کوچک را بسوی ماهی بزرگ می فرستد!، و چون دیده اش بر او افتد٬ بر خود می لرزد و در زمین زلزله پدید می آید…!!!!

    منبع :

    1. الکافی ج ۸ ص ۲۵۵ حدیث ۳۶۵
    چاپ دارالکتب اسلامیه تهران

    2. روضة من الکافی ج ۲ ص۱۳۷ روایت ۳۶۵
    چاپ منشورات فجر بیروت.

    ⬇️

     
  3. علی مسکرانیان

    بگذارید اعترافی بکنم
    من از دوره ی دوم خاتمی تا اخر احمدی نژاد گول نخوردم ورای ندادم ولی ایندودوره روحانی واستمرار طلبان توانستند دورای از من بگیرند خیال باطل اینکه برجام با موفقیتش در تحمیل نرمش قهرمانانه به خامنه ای وطرفداران اقتدار گرایش اصلاح طلبان را در موقعیت بالادستی قرار داده واین جناح که مطرود خامنه ای بودند با استفاده از این موقعیت میتوانند با تضعیف جایگاه ولایت فقیه اعتراضات مدنی مردم را به نتیجه برسانند !!!
    اری همان بلایی که باعث شد من دور دوم به خاتمی رای ندهم را تجربه کنم
    ضعف وبی مقداری دوباره ی خاتمی وشاید منفعت طلبی این موجود بی هویت در حادثه ی کوی دانشگاه را با تایید دوباره ی ولایت فقیهش در دوره ی روحانی مرا سخت سرخورده کرد بخصوص پرتاب موشک سپاه با شعار محو اسراییل وانفعال موجودی چون جهانگیری در برابر این مسئله مرا به این قطعیت رساند که استمرار طلبان بی عرضه ومنفعت طلبی چون عارف با بیت رهبری ایتلاف کرده اند که با چاپیدن بیشتر کشور نهایتا مردم ومطالباتشان را فدا کنند !
    اری اگر من گول احمدی نژاد را در رای دادن دودوره اش نخوردم ولی متاسفانه با رایم خودم را در شرایط فعلی کاملا مقصر میدانم
    اری این نظام خوب مرا بازی داد!

     
  4. امید به شرق (چین و روسیه) یعنی چه
    درآمد ناخالص ملی آمریکا نوزده و نیم ترلیون دلار
    درآمد ناخالص ملی روسیه کمتر از دو ترلیون دلار (در رده یک کشور درجه دو اتحادیه اروپایی مثل اسپانیا)
    بودجه نظامی آمریکا هفتصد میلیارد دلار
    بودجه نظامی روسیه شصت و شش میلیارد دلار
    چین کجای کار است
    چین اگر چه از لحاظ حجم اقتصاد با آمریکا بر سر مقام نخست جهان در حال رقابت است لیکن این حجم اقتصادی را در درجه اول مدیون صادرات به آمریکا و بعد تعامل با دیگر کشور های صنعتی ثروتمند و در درجه سوم مابقی دنیا است.
    چینی ها عاشق ایران هستند نه بخاطر چشم و ابروی آخوند ها بلکه بخاطر نفت مفت و مجانی که ملایان برای نجات خود در ازای کالاهای آشغال به چین هدیه می کنند. روس ها هم به یمن سیاست های کلان ولایت فقیه امام زمان به زودی از همین مزایا بهره مند خواهند شد. اگر ولایت فقیه خمینی و خامنه ای بدعت و شرک و خیانت نیست یکی به من بگوید چیست.
    چین و روسیه هرگز مناسبات خود را با آمریکا بخاطر ایران به مخاطره نمی اندازند. روسیه خود وارد کنند مواد غذایی و انواع فن آوری است و برای عادی سازی مناسبات با غرب له له می زند. خامنه ای خاین را باش که هواداران ساده لوح اش را به کمک های روسیه دلگرم می کند.
    آمریکا علاوه بر تولید ناخالص ملی و بودجه نظامی برتر از لحاظ ثروت غیر مادی نیز پشتوانه بزرگی دارا است. مرکز جذب مغز های متفکر مرکز نو آوری و اختراعات و فن آوری طراز اول جهان و دنیایی سرشار از منابع طبیعی و معادن و زمین های حاصلخیز و مردمی سخت کوش و حکومتی دمکراتیک و جامعه ای آزاد است سرچشمه تولید علم و دانش و هنر و فلسفه. باور نمی کنید؟ از آقا زاده هایی بپرسید که اقامت در لوس آنجلس و واشتنگتن و نیویورک را به مسکو و پکن ترجیح می دهند. همین فک و فامیل روحانی و لاریجانی و مابقی خیانتکاران. همان هایی که روز محاکمه شان بسیار نزدیک است.
    آخوند های ما از آمریکا تنها راک اند رول و تانگو و چاچا و مرلین مونرو و مادونا و استریپ تیز را می بینند. چرا؟ از خودشان بپرسید. خیال می کنند کشوری است غرق در فساد و هر لحظه در حال سقوط.
    البته اگر همین مظاهر به ظاهر فساد را به طور مثال مادونا را و جنبه های تاریک و روشن آن و زوایای پیچیده نقش اجتماعی این خواننده و رقاص را درست درک می کردند امید می رفت گام به گام معنی هنر را بفهمند و شاید از آن طریق چشمانشان به علم و فلسفه نیز گشوده می شد. لیک چه می شود کرد کسی که نداند که نداند که نداند در جهل مرکب تا ابد الدهر بماند.
    فراموش کردم بگویم ملایان بر خلاف ترامپ و پوتین اتکایشان به خداوند است. در جنگ های ایران و روس یک بار دیدیم این تفکر چه نتایجی به بار داد. جدا شدن ششصد هزار کیلومتر مربع از خاک ایران. این بار هم کل ایران را می خواهند به باد فنا بدهند. دریای خزر پیش کش. شکست از روسیه زمینه ساز توجه ایران به دنیای مدرن و انقلاب مشروطه شد. شکست ولایت فقیه از آمریکا نیز گام دیگری برای خیزش ما ایرانیان به جهان علم و دانش و رهایی از خرافات و تعریف تازه ای از دین خواهد بود.

     
  5. آقایان شفیعی و سید مرتضی

    به این کلیپ گوش دهید تا صحت گفته هایم را به دروغ نگیرید

    https://www.youtube.com/watch?v=0EmAxl1Ksv0

     
  6. استاد گرامی با درود ، این عکس با این نوشته در اینترنت دیدم .ایا واقعیت دارد؟ چگونه میشود تحقیق
    کرد . ایا سید میداند ؟
    “ساخت ورزشگاه 100 میلیون دلاری در کربلا مجهز به سیستم خنک کننده با پول و بیت المال مردم ایران”

     
  7. اخیرا گفته شده و کشف شده که تیم اقتصادی هیئت دولت ضعیف بوده و باید کابینه درجهت تقویت بخش افتصادی ترمیم شود تا وضع اقتصادی و معیشت خلق الله درست شود. تعجب است ، اقتصاد که اصلا مال خر بود ، یعنی میخواهند خر وارد کابینه کنند ؟ اقتصاد مقاومتی خرانه ؟ یعنی از اقتصاد اسلامی که بانکهایش بدون ربا بود و کارگزارانش همه مسلمان پاکدست ، ناامید شده اند ؟ حالا این خران اقتصاد دان جدید را از کجا بیابند تا وارد کابینه کنند ؟ واقعا اقتصاد دانی اگر پیدا شود باید خر هم باشد، زیرا در این اوضاع وانفسا که کفگیر همه چیز به ته دیگ رسیده و تحت حکومت چنین پاکدستانی کار کردن خریت نیست ؟ ، مگر آنکه همچون پیشینیانش نظرات دیگری داشته و فکر کند هنوز چیزی مانده و حالا دیگر نوبت اوست ، باز هم خر است چون برای او چیزی نمانده !. 40 سال طول کشید تا دوزاریم جا افتاد که امام راحل چه گفت !.

     
  8. مزدك تو خجالت نميكشى اسمت رو گذاشتى فيلسوف بزرگ فكر كردى كسى نميفهمه فيلسوف بزرگ زپرتى خودتى و خودت واس خودت نوشابه باز ميكنى با اسم فيلسوف تعريف مزدك ميكنى و با اسم مزدك تعريف فيلسوف زپرتى؟ چقدر دورويى تو؟ خاك بر سر كسى كه حقه هات رنغهمه بيسواد

     
    • نه اشتباه میکنی ناشناس،من بتجربه دریافتم که این مزدک فحّاش علّاف در کشورهای بیگانه و علّاف در سایت نوریزاد ،هر عیب و ایرادی داشته باشه اما این حسن رو داره که مزخرفات و فحش ها و کفر و زندقه اش را فقط به همین اسم نحس (مزدک) می نویسه چون اینقدر نظرات کفر آمیز،وخیم و مزخرفش وخیم و شفاف هست که نیازی به دوگانگی یا چندگانگی از نظر اسم نداره،شما قطع و یقین بدان که کسی که اخیرا با آی دی فیلسوف بزرگ می نویسه کسی نیست جز سید رضی این سایت که غیر از موارد نادری که سوال و بحث جدی می کرد هیچ هنری نداره جز تمسخر عقائد و تمسخر و سرکار گذاشتن اشخاص،حتی من احتمال می هم شمای ناشناس که اینها را نوشتی کسی نیستی جز همان سید رضی که برای رد گم کردن خواستی خود را از اتهام فیلسوف بزرگ مبرّا کنی! ولی خوب هرکس در این سایت از حد اقلّی از هوش و آی کیو برخوردار باشه و با طرز تفکر و روش سید رضی ملحد این سایت آشنا باشه براحتی می فهمه که فیلسوف موصوف به بزرگ! همان سید رضی موصوف به ملحد و لوده گر است!
      میگی نه؟! چند کامنت پایین تر برو مقایسه کن نوشته اخیر فیلسوف بزرگ را خطاب به جناب شفیعی در مورد برده داری! با آن مطلبی که سید رضی در چند پست قبل در بحث با بنده مطرح کرده بود :اینکه در برده داری می شده از کنیز شوهر دار نیز استفاده کرد! این همون مطلبی بود که رضی موصوف به سید به آن حساس بود و اینجا تحت عنوان فیلسوف بزرگ اونرو دوباره مطرح کرد!
      بقول جوونا:سید رضی=فیلسوف بزرگ! سوتی ملخاتی!
      ضمنا این سید رضی یک قولی قبلا داده بود: اینکه اگر مدتی اهالی این سایت را با نام دیگری غیر از رضی موصوف به سید سرکار گذاشت،بعد اعتراف کنه که به اون نام می نوشته!
      الکریم اذا وعد وفا!

       
  9. پاسخ به سید مرتضی در موردآخرین کامنت از پایین

    نوریزاد بخش پاسخ رو چون بست مجبور شدم اینجا جواب بدم! بحث سر کم مویی نبود بلکه شیش تیغه کردن از اساس یه جوری میون این قشر از نون شب، هم میون مذکر و هم مونثش واجب تر شده! حالا تو هم دائماً شیش تیغه می کنی که اگه فردای روزی با مورد غیر منتظره ای در خیابون روبرو شدی مساله ایه که در مورد امامتون به شکل عجیب تری دیده شده است! امامتون کم مو نبود تا اوجا که می دونیم در اون عکس در تبعید که می خواست /// توی یه جایی مثل صحرا با آب طالبی بشوره پاهاش مو داشت! سوال اصلی اینه امامی که یه پاش لب گور بوده توی اون وضعیت چرا دست از موضوعات //// خود بر نداشته است مگر قرار بوده است نزد الله در مواجهه با یک حوری با آمادگی قبلی مثل شما شیش تیغه ظاهر بشود!

    ————-

    دوست گرامی
    بخش پاسخ هرگز بسته نمی شود. حتی در پست های بسیار قدیمی
    با احترام

    .

     
    • اصل مطلب و این توضیحات نامفهوم نشان از ضعف شخصیت و بی جنبگی ناشناس است،ورود به حوزه شخصیات هرکسی بد و نامطلوب است مگر اینکه کسی مشکلات و عقده های روانی خود را با این مطالب حل کند،اینکه بدن کسی برحسب اصل خلقت اش کم مو یا بی مو باشد یا بتمایل شخصی مایل باشد موی بدن خود را از باب نظافت و پاکیزگی زایل کند بخود او مربوط می شود و طرح این مسائل برای طعن زدن به اشخاص عادی (تا چه رسد به بزرگان و محترمین مردم) نشان از بی شخصیتی یا عقده های روانی است ،خود را معالجه کن دوست عزیز.

       
    • تربیت نااهل را چون گردکان بر گنبد است
      اصل بد نیکو نگردد چونکه بنیادش بداست

       
  10. حاج ممدعلی پورمختار٬ نمایندۀ/*: مجلس/* شورای اسلامی وعضو/* کمیسیون/* حقوقی (یعنی موجب مجانی) و قضایی (یعنی دستگاه بگیر و بکش): طرح عفو عمومی را برای بازگرداندن ایرانیان خارج تدوین کرده و آن را به صورت دو فوریتی با امضای پنجاه نماینده (یعنی اونایی که توی اون طویله پول مفت میگیرن) به هیئت/* رییسۀ/* اون طویله داده.
    مش قاسم: …(سه نقطه از مش قاسم)ها شماها برین فکری واسه عفو خودتون بکنین که ۴۰ ساله توی این مملکت غیر از دزدی و آدمکشی و شکنجهگری کاری نکردین. ای نادان تو خیال میکنی یه طرحی که با یه خط نامه یکی دیگه توش میشه ر…(سه نقطه از مش قاسم)د اینا بیان پولاشون رو که با کار و زحمتکشی در آوردن بدن دست تو و امثال تو؟ در ضمن، فرمان ۸ ماده ای چی شد حاجی؟

    این حرفها و کارا همش واسه شیره مالیدن به سر ملته. این شیاد و اونایی که این حرفها رو میزنن دارن زمینه سازی میکنن واسه یه مشت از اعوان و انصار خودش که دزدیدن و فلنگ رو بستن برگردونن؟ از این جونورها هرچی بگین ور میاد.

     
  11. با سلام و درود به نوریزاد گرامی و دوستان و با اظهار تاسف از ظلم و جور ناروا و طولانی‌ که بر مرحوم امیر انتظام سیاستمدار ملی‌-مذهبی‌ در دستگاه عدالت نظام ولایت فقیه بر وی و خانواده ایشان وارد گردید. روحش شاد، برای باز ماندگان آن مرحوم آرزوی شکیبایی و آرامش دارم.

    ———————————

    جهنمی
    6:18 ب.ظ / جولای 17, 2018
    پدری و پسری را بازداشت کرده بودند که دو تن سکه طلا خریده بودند یعنی در حدود 250 هزار سکه وملقب به سلطان سکه طلا شدند. تا اینجا که دود از کله ما بیرون زد مهم نبست بخشی از آلودگی هوا ناشی از همین دودهای کله هاست اما وقتی آیه الله اژه ای فرمودند که آنها آزاد شدند چون کارشان با هماهنگی با بانک مرکزی بوده دیگر کله و مغز من از مرحله دود کردن گذشت و گیرپاژ کرد!…. یعنی چطوری میشود ؟ بانک مرکزی سکه ها را روانه بازار میکند و بعد خودش سکه ها را میخرد ؟ چرا ؟ مغز من که هنگ کرد شما چگونه تحلیل میکنید؟

    ======================

    جناب جهنمی این ترفند قلاب اندازی را بانک مرکزی با کمک دستگاه چاپ پول بدون پشتوانه انجام میده. طبق آخرین اطلاعات درج شده در کیهان و نقل قول از رئیس اتاق بازرگانی (یکی‌ از اعضای شورای پول و اعتبارات) بانک مرکزی روزانه هزار میلیارد تومن چاپ و به اقتصاد کشور پومپاز می‌کند (معادل ۱۲۵ میلیون دلار یعنی‌ تقریبا ۲ میلیون بشکه نفت به قیمت بشکه‌ای ۶۵ دلار به قیمت دلار ۸۰۰۰ تومن)؛ پس با این ترفند میشود دلار‌ها و سکهٔ طلا را که بقیمت ۳۵۰۰ و یک میلیون تومن قبلا در بازر آزاد فروخته (پیش از بحران قیمت ارز و طلا) رو با قیمت بیشتر تا مرز دلار ۹۰۰۰ تومن و سکهٔ ۳ میلیون تومن از دست بازار و مالکین بیرون کشید.

    این ترفند فقط هزینهٔ کاغذ و چاپ اسکناس را برای بانک مرکزی دارد در ضمن از این طریق نرخ جدید ارز و طلا را به به بازار اعلام و به حالت تعادل نسبی‌ و زمانی‌ می‌رساند. اظهار نظر‌های احمقانهٔ رئیس بانک مرکزی و معاونین و وزرای اقتصاد و بازرگانی و سایر دیوان سالاران و دولتیان مبنی بر این که این رویداد‌ها مقطعی و صرفا حبابیست که توسط عوامل اختلالگر بازار و قاچاقچیان ارز و تروریست‌های اقتصادی انجام میگیرد همگی تلاشیست برای القأ این احساس و اندیشه در مردم که این تلاتمهای‌های زود گذر ناشی‌ از تورم قیمتی و تقاضای فصلی برای ارز مسافرتی زیارتی دانشجویی یا افزایش تقاضای سکه ناشی‌ از رونق بازار عقدو ازدواج یا شاید هم رونق طلاق و باز پرداخت مهریه‌های خرد و کلان با سکه بسته شده است، میباشد و به عبارتی دلایل بنیادین اقتصادی و نیاز بازار برای تامین کالاهای سرمایه‌ای و مواد خام ندارد.

    آنها با حیله گری تلاش میکنند تورم پولی‌ (تکثیر نقدینگی بدون پشتوانه ریال) لجام گسیختهٔ را به جای تورم قیمتی جا بزنند؛ گرچه بسیاری از “مفسرین، کارشناسان و مشاورین اقتصادی” دولت و نظام مقدس ولایت فقیه تفاوت این دو مقوله ماهیتا متفاوت و مجزا از هم را درک نمیکنند. رابطه بلا منازع این دو مقوله این گونه است؛ تورم پولی‌ (افزایش نقدینگی) قطعا موجب تورم قیمتی یعنی‌ افزایش قیمتی همهٔ کالا‌ها و خدمات میشود و این روند برگشت ناپذیر است؛ پول چاپ شده به دستگاه چاپ پول بر نمیگردد و تبدیل به کاغذ سفید نمیشود؛ اما تورم قیمتی پدیده‌ای مقطه‌ای متاثر از عرضه و تقاضا برای یک یا چند کالای خاص است و پس از نوسانات اولیه سرانجام تعدیل میشود. این واکش و روند هیچ دخل و تصرفی در موجودی نقدینگی در گردش اقتصاد ندارد. کمبود پیاز به دلیل سیل در فصل برداشت موجب افزایش قیمت شیر بچه نمیشود؛ اما افزایش نقدینگی ( به طبع آن قیمت ارز و طلا) موجب افزایش قیمت شیر مرغ تا جون آدمیزاد می‌شه.

    این ساختار و نظام پولی‌ ارزی مبتنی‌ بر ریال (و نظام اقتصادی بر آماده و آویزان دلار‌های نفتی) رو اینجانب در کامنت اخیر در نقدی بر سیاست ارزی توصیه شده از جانب جبههٔ ملی‌ تجزیه و تحلیل بدیلی کردم که تا کنون بدین شکل بدان پرداخته نشده. از نظرات دوستان در این مورد استقبال میشود.

    نقدی بر طرح جبهه ملی ایران برای نجات اقتصاد ایران از وابستگی به دلار
    http://www.nurizad.info/blog/32400#comment-472323
    http://www.nurizad.info/blog/32400#comment-472325

    با سپاس

     
  12. نایب/* رئیس/* اتاق بخور بخور بخور:: فروش نفت ایران به اروپا به صورت تهاتر.
    مش قاسم: به این میگن ذلت! نفت بدین غذا و دوا بگیرین. به عراق صدام خوش آمدید.

     
  13. از دادگاه مرگ تا آشنایی با امیرانتظام

    محمود روغنی، مسئول بخش کارگری حزب توده در بحبوحه اعدام زندانیان سیاسی با عباس امیرانتظام آشنا شد. آنچه می‌خوانید برگی است از خاطرات محمود روغنی در باره عباس امیرانتظام که چندی پیش درگذشت……
    …….
    …….

    وقتی ریشم را زدم و حمام کردم و لباس پوشیدم، امیر انتظام گفت آقای روغنی بیایید برویم در حیاط قدم بزنیم. بند حیاط و هواخوری آزاد و دایمی داشت.
    در هواخوری پرسید آقای روغنی داستان چیست؟ گفتم دارند همه زندانی‌ها را می‌کشند.
    گفت: گه می‌خورن…
    باورش نمی‌شد و عقیده داشت که اینها برنامه‌ای برای خراب کردن روحیه زندانی‌هاست. اصرار کردم که الکی نیست. خودم رفتم دادگاه و باقی را کشته‌اند. دوباره گفت گه می‌خورن. غلط می‌کنن.

    پرسیدم همه می‌گویند شما جاسوس سیا بودید. جریان چیست؟ گفت آقای روغنی این را حزب شما انداخت توی دهان‌ها. یک خانمی به نام مونیکا که خبرنگار بود با من به عنوان سخنگوی دولت مصاحبه کرد و این را حزب توده بزرگ کرد، گفت من با این خانم ارتباط دارم و جاسوس سیا هستم.
    ….
    یک‌بار دیگر هم در هواخوری داشتیم راه می‌رفتیم که آقایی آمد پرسشنامه‌ای به دست او داد. سوالاتی کرده بودند از جمله اینکه شما جمهوری اسلامی را قبول دارید؟ امیرانتظام نوشت شما کثیف‌ترین و وحشی‌ترین نظام جهان هستید. جلو خود من این را نوشت و داد به دست زندانبان.

    من حدود ۲۰ روز در آن بند بودم. آدم شجاع و شریفی بود. اعتقادات مذهبی داشت، اما هیچ‌وقت ندیدم نماز بخواند. داستان دمپایی و الاغ سوار کردن و آن چیزهایی که در فیلم مستند آمده درست نیست. در همان مدتی که او را دیدم، بهترین کاپشن‌ها و کفش‌ها و گرمکن‌ها را می‌پوشید و همیشه تمیز و مرتب بود.

    https://www.dw.com/fa-ir/iran/a-44722666?maca=per-rss-per_politik-4076-xml-mrss

    ————–
    درود سید مرتضای گرامی
    در این نظام ولایی، ایشان سه سال – می توانید تجسم کنید؟ – سه سااااااال از بیست و هشت سال زندانش را بطور پیوسته و بی یک روز مرخصی، در سلول انفرادی بود. بی هیچ تماسی با بیرون و یا حتی تلفن یا هواخوری یا ملاقات. من داستان الاغ های لاجوردی را دو بار در دو مکان مختلف و در اوج سلامت از زبان خود ایشان شنیدم. این مرد را از همه ی آیت الله ها صادق تر می دانم. او تا روز پایان عمرش نیز زندانی بود و همسرش باید ده روز به ده روز می رفت و تمدید می کرد تا به درمان شویش رسیدگی کند. بیست و هشت سال زندان و بیست و هشت عمل جراحی. دوست گرامی، کسی که سی و هشت سال زندان و بیمارستان و شکنجه را تحمل کرده، و سی و شش سال فرزندانش را ندیده، داستانسرایی نمی کند. که چه بشود؟ مثلا با نظام ولایی خصومت بورزد؟ یا برای خود مخاطب فراهم آورد؟ یا مظلوم نمایی کند؟
    با احترام

    .

     
    • در هيچ يك از نوشته هاي سيد مرتضي نشاني از حق گرايي و شرافتمندي و پايبندي به انسانيت يافت نميشود
      لقمه ناني كه جلوي او انداخته اند چشمه ي شرافتش را خشكانده است واز او جز مزدوري مزور چيزي نمانده است

      ———-

      دوست گرامی
      قرار بوده و است که: توهین نکنیم. ایکاش مثل جمعی از دوستان که نسبت به نوشته های دوستمان سید مرتضی حساسیت دارند، در گام نخست، یکی از نوشته های ایشان را می شکافتید. اطلاق یک صفت کلی و ناجور به یک نفر، هرگز زیبنده نیست. فرهنگ فحاشی و تندخویی و عصبیت و کنایه زدن و چزاندن، ظاهراً به این زودی ها از میان ما رخت نخواهد بست. با هم مخالف باشیم اما از چارچوب ادب خارج نشویم. مگر برای دزدان و آدمکشان و فریبکاران. که در آنجا نیز حتی، گرچه به نقدهای تند روی می بریم، رعایت همان چارچوب ادب، ضروریِ شأنِ انسانیِ ماست.
      با احترام

      .

       
    • درود نوریزاد گرامی

      من نگفتم شما یا دیگری دروغ گفته اید،فقط اظهار نظر یکی از هم بندی های مرحوم امیر انتظام در این مصاحبه را نقل کردم.

      با احترام

       
  14. دکتر زنگوله هستم، آرا مثبت عزیزان را که دیدم، گفتم میرم کامپیوتر را میدم درست کنند تا مشکل سیستم کپی پیست زود حل بشه.
    چشمتان به روز بد نیفتد عزیزان. آخرین پیچی‌ که تعمیرکار کامپیوتر باز کرد تا صفحهٔ محافظ، راه ورود ایشان به دل و جگر و رودهٔ کامپیوتر را هموار کند، یک دود سفید رنگ منسجم شبح مانندی از لای محافظ فلزی خارج شد و تا زمانی که از راه دود کش مانند مغازه بیرون رود، چند بار کش و قوسی درست بالای سر من داد و انگار داشت یک خط و نشون هم می‌‌کشید. من حیرت زده و تمیرکار هم چون ،از شما چه پنهان ،به شدت ترسیده بود، فوری اسم کارت ملی‌ مرا آورد. حیرت من کم بود این هم اضافه شد. آن دو جوان همسن و سال خودم که چند متر آن طرفتر شاهد حیرت و ترس ما شده بودند عجیب خونسرد بودند، انگار که شاهد این رویداد نبودند بکل. دوربین‌ها را از ابتدای ورودم پخش کردند. رنگ تو روی این دو جوان نماند و یکی‌ از آنها گفت سر شبح خیلی‌ به نظرم آشنا میاد. خواهش و تمنا کردیم که خوب به مغز مبارک فشار بیار ببین کی‌ بود یا مثل کلهٔ کی‌ بود؟ فکرم هزار راه رفت و در یک آن، نمی دانم چرا به این سایت و یک نفر هم فکر کردم. نمی دونم چی‌ همون جوان به تعمیر کار گفت( فقط یک زاک را شنیدم از لابلای پچ پچ آنها) که دیدم ایشان کامپیوتر مرا نبسته در همان بقچه گذاشت و دو گره محکم هم به آن زد و گفت بفرما، بسلامت. ببر جایی‌ که بتونن مشکل فنی‌ کپی پیست شما را حل کنند. منم دیگه هنوز جرات نکرده‌ام سراغ این بقچه برم چون می‌‌ترسم طرف برگشته باشه رو همون جایی‌ از کامپیوتر که کارش کپی پیست هست، جا خوش کرده باشه. میدونم که خبر خوبی‌ نیست ولی‌ ببخشید که فرو پاشی نظام کپی پیست دستم را در حنا گذاشت. اگر راهمنایی کنید، راه دوری نمی رود در بارهٔ همین چند کیلو جنسی‌ که تو بقچه رو دستم مونده. مغازهٔ تعمیری که سندی به اون مهمی تو دوربینش هست هم که یک بقچه دل و جیگر زلیخا تحویل من داد و بیرونم کرد. یه کف دست کاغذ و مدرکی هم تو دستم نیست و وکیل هم میگه تعداد منفی‌‌ها هنوز کافی‌ نیست. چه بکنیم؟ مثلا دکتر هم هستم. بهترین‌ها را برایتان آرزو می‌‌کنم. با ادب و احترام ، دکتر زنگوله

     
  15. جوک قرن!
    شکایت جمهوری اسلامی ایران از آمریکا در دادگاه لاهه به دلیل خروج از برجام
    جمهوری اسلامی ایران در شکایتنامه خود استناد به معاهده دوجانبه دوستی و تجاری بین ایران و ایالات متحده آمریکا کرده است که در سال ۱۹۵۵ بسته شده است
    خبرگزاری آلمان به نقل از دیوان بین‌المللی دادگستری در لاهه گزارش داده است که ایران به این دادگاه به خاطر خروج از برجام و تحریم‌های آمریکا شکایت کرده است. شکایت ایران در این دادگاه در تاریخ ۲۵ تیر ۹۷ به ثبت رسیده است.

     
  16. محمد نوری زاد

    https://www.youtube.com/watch?v=xXARUUE_720

    بار دیگر نرگس
    به یاد نرگس محمدی
    و به یاد بانوان شایسته و با شعورمان که اکنون در زندان اند و برکنار

     
  17. محمد نوری زاد

    https://www.youtube.com/watch?v=fvTjasEzrn0

    گامهای بلند آرزو
    با امیرانتظام

     
  18. سلام إز بنده آقای نوری زاد… و البته كه در سيف والقلم حضرتعالي و افكار متعالي شما ، بسيار بايد بياموزيم. و اينكه مشخص مي شود كه در عين نزديكي إز هم بي خبريم!
    گاه به گاه سري به صفحه من بزنيد و إز ارشاد قلمي بي نصيبم نگذاريد.

    روز ما فرداست ، فردا روشن است!

    عباس اميرانتظام، درگذشت. اگر امروز عمرش به سر نمي رسيد، فردا روزی درميگذشت. عمر همه انسانها هم روزي سرخواهد رسيد. در اين هيچكدام از ما ترديد نداريم.
    اما وديعه ي اين انسان صبور نزد ما چه بود؟ به كدامين يادگار نامش در تاريخ معاصر ماندگار خواهد ماند؟
    فردي كه عمرش را در زندان هاي نظام سپري كرده؟ ركورد دار حبس سياسي در نظام جمهوري اسلامي؟ كسي كه محروم از عدل و عدالت شد؟ ظلم و جفا به كسي كه جرمي مرتكب نشده بود؟ محروم کردنش از دیدار فرزندانش؟
    اينها همه بود اما به باور من بزرگترين سمبلي كه از وي به يادگار خواهد ماند «گذشت و بخشایشگری» بود. درسی برای یکان یکان ما که نگذاریم خشم ، چشمانمان را بر عطوفت و بخشایش ببندد.
    در زندگی روزمره هر کدام از ما به بهانه های (واقعی یا موهوم) از دیگری می رنجیم و گاه سطح رنجش به خشم می رسد و تا آن رنجش و دلخوری را به همسطح اش تلافی نکنیم، انگار رنگ آرامش نمی گیریم.
    حالا ببینید که امیر انتظام که خود بیمار بود وقتی شنید که قاضی دادگاهش ( که به ناحق در موردش حکم به جفا رانده بود)در بستر بیماری و مرگ است به دیدارش شتافت و از عفو و گذشت سخن راند.
    مردان بزرگ از مقوله ی دگرند. درس بگیریم و چنین رویه هایی را در سطوح (حتی کوچکتر) به همنوعان خود روا داریم. تغییر را از سطوح پایینتر که تمرین کنیم، فردا که مصدر امور شویم ،بخشش و عطوفت را نشر داده سرلوحه تمشیت امورمان قرار میدهیم.
    با این امید مطلع شعر بلند آریانپور رنگ آسمانی میپذیرد :
    روز ما فرداست ، فردا روشن است

     
  19. با سرزمين من چه كرديد ؟چرا اين وطن وطن نشد جواب من را بدهيد كدام دشمني ميتوانست سرزمينم را چنين كند ايران عزيزم را نابود كند ، كدام دشمني ميتوانست مارا بي وجدان كند ، ،هويتمان را تحقير كند ، انسانيت را از ما بگير د ، جواب من را بدهيد. من نسل انقلابم انقلابي كه شما بوجودش اورديد ،من همان جواني هستم كه ميگويم ارمانم ارمان امام خميني است ، ولي ديگر أرماني برايم نگذاشتيد بهترين خواهران و برادرانم را كشتيد ، ننگ بر شما باد ،كه دلم از شما خون است ، با من وما چه ميكنيد ؟ شما كه هستيد؟ قوم بني اسرائيل ؟ ضحاك ؟ نمي دانم. من زاده خوزستانم همان خوزستاني كه داريد نابودش ميكنيد خرمشهر را جهان ارا ازاد كرد ولي حالا شهر جهان ارا اب ندارد ، جواب من را بدهيد ، از چه چيزشما دفاع كنم شما جواني من و مارا نابود كرديد با أمدن اسم جنگ تمام وجودم ميلرزد ، ولي اوضاع ما زمان جنگ بهتر بود اب براي خوردن داشتيم ، كاش دوباره جنگ شود تورا به خدا دست از دست سرما برداريد. هيچ كس حق حرف زدن ندارد. چون سرش را به باد ميدهيد. ميشود خواهش كنم مارا رها كنيد. ديگر شما را نمي خواهم برويد. بگذاريد ايران بيشتر. از اين زجر نكشد برويد از تك تك شما كه انسانيت را در ما كشتيد متنفرم ميخواهيم ايران را بسازم برويد كنار ميخواهيم اشتباه پدرانمان را جبران كنيم ما باهم ودر كنار هم نه روبروي هم وطن را ميسازيم پارميس

     
  20. شفیعی
    11:03 ب.ظ / جولای 16, 2018
    سلام و درود

    فریبا خانم میشه بفرمایید اینهمه برده در کجا بکار گرفته میشدند و دقیقاً چه کارهایی میکردند ؟ اولاد آنهمه کنیزان خیالی چه شدند و چرا اعراب خود عربستانهم با وجود آنهمه کنیز جوان و زیبا که لابد همه هم جوان بوده و به اسارت گرفته شده اند، نه نژادشان عوض شده نه جمعیت زیادی دارند؟ درضمن آنهمه برده چکارهایی میکرده اند که اثری از آثار کارهایشان نیست؟ از کجا تغذیه میشده اند و چه میخورده اند؟ آنهمه آدم لااقل نان میخواسته اند، از کجا گندمش تهیه میشده، با کدام آسیابها آرد میشده اند و آسیابها با چه نیرویی کار میکرده است؟لباسشان از کجا تهیه میشده و آثار کارگاههای نساجی در کجا و جنس لباس از چه بوده است؟ در کجا اسکان داده میشدند چرا آثاری از شهرهای وسیع گذشته که آنهمه انسان را در خود جای میداده نمانده است؟ آثار قبور درگذشتگان آنهمه! غلام و کنیز در کجاست؟

    فکر نمیکنی که، برای آنکه منکر وجود حقیقت در رسالت پیامبر اسلام( ص) شوی، اولاً بدترین توهینها را به مردم ایران میکنی و طوری ایرانیان را جلوه میدهی که قادر به دفاع از خود و زن و فرزند و اموالشان نبوده اند و فقط از زخم شمشیر میترسیده اند و با کمال بزدلی فقط تماشاچی بوده اند تا اعراب هست و نیستشان را با خود ببرند ؟ چرا ایرانیان کنونی آنقدر ترسو نیستند و برای حفظ تمامیت ارضی کشورشان 8 سال تمام آنهمه دفاع حماسی کردند و صدها هزار نفرشان کشته شد ولی یک وجب خاک به متجاوز ندادند؟ فکر نمیکنی هم ناچاری به سؤالات فوق پاسخ بدهی و هم هزاران سؤال و ابهام تاریخی و تناقض منطقی دیگر را حل کنی ؟ بررسی علمی تاریخ و نگرش انتقادی به تاریخ مثل شعار دادن و تحریک احساسات و دوغ و دوشاب را مخلوط کردن و کامنت نویسی نیست.
    اگر واقعاً به این یقین رسیده ای که اسلام حاوی و حامل هیچ حقیقی نیست، نمونه هایی از ادیان پیش از اسلام مانده( زرتشتی، ایزدی، صائبی، مسیحیت، یهودیت )، بعد از اسلام هم پیامبران کذابی ظهور کردند( سجاح، بومسیلم، سید علیمحمد باب، و… )چرا آراء و اندیشه ها و اصول و فروع آنها را با هم مقایسه نمیکنی و برتری یکی یا چند موردشان بر اسلام را اثبات نمیکنی تا حقیقت یا پاره ای از حقیقت دستگیرتان شود و با علم و استدلال ما را هم به راه راست و درست هدایت و مرید و پیرو خودتان بکنی ؟

    رتبه دهی

    پاسخ
    فریبا
    5:39 ق.ظ / جولای 17, 2018
    -جناب محترم، تاریخ ، قصه و حدیث و فرضیه نیست.
    ۲- برای عقیده ات هم خودت زحمت بکش.
    اساس تعریف علم بر مبنای تجربه و عقلانی و استناد و حکم اثبات رد آن است.
    آمار ،یک بررسی مستند و علمی و دودوتا چهارتاست. مثلا ، آمار صندلی در خانه اتان و یا تعداد قاشق ها در آشپزخانه.آمار بر مبنای نقل قولهای مختلف جنبه علمی ندارد

    فریبا خانم آیا حقیقتاً فکر میکنی به پرسشهای من پاسخ گفته و رفع ابهام کرده ای؟ پاسخت وجدان خودت را قانع میکند؟ آیا پذیرش حقیقت اینقدر برایتان دشوار و ناگوار است که خود را گرفتار دهها تناقض کرده و سؤالات را نادیده میگیری و بلاجواب میگذاری و فقط تهمت میزنی؟ این روّیه و روش که در پیش گرفته ای نه میهن پرستی و نه مردم دوستی است و نه ذره ای با حقایق هماهنگ است. توجه بفرمایید که سؤال و جوابها در معرض دید و داوری سایر اعضای محترم هم هست!

     
    • درود
      جنگ هفتادو دو ملت همه را عذر بنه
      چون ندیدند حقیقت،ره افسانه زدند( این هفتادو دوملت بهانه اشان جنگ بودو برای این جنگهاچه افسانه ها که ساخته نشد.)

      طبق شواهد تاریخی تا به امروز، لشکرکشی و جنگ وتجاوز به قبیله و دگران برای غارت و ثروت و برده گیری بوده است.
      دین یهود، دینی قبیله ای است، این دین ، جهانگشا نیست، اگر هم جنگی بوده که در تورات می توانید بدان مراجعه کنید خیلی عریان از کشتن و غارت در آن سخن رفته است .
      دین مسیحیت ، تا آنجا که به مسیح مربوط می شود او خود را قربانی می کند.
      دین اسلام ، فقط داستان جنگهاوغزوات ولشکرکشی هاست.
      حال دویست سال بعد ،کتابی بنام قران پدید می آید ، جای شک و شبه بسیاری است.
      جناب محترم، همانگونه که گفتم، تاریخ بشر در یک نگاه ،تاریخ جنگهای پی در پی برای سلطه و غارتگری است .
      جنگهای روم و یونان و ایرانیان و مغول و…تا امروز فقط برای تصاحب و غارتگری بوده و مزد سربازان هم غنایم جنگی.
      در مورد تاریخ ایران باستان بسیار سخن رانده شده است و در عین حال نکته اصلی در میان جامانده؟ آن چیست ؟

      و حقیقت چیست؟ و آیا حقیقتی یا حقایقی وجود دارد؟
      حقیقت در واقعیت نهفته است و باید واقعییت را شناخت تا به حقیقت رسید. اوهام ،بزرگترین دشمن انسان بوده واست ،و تاریخی پر از اوهام است که با نقل قول گسترش یافته .
      کاری تحقیقی ، محتاج مستندهاست، آمارگیری درست و صحیح یک روش علمی و مستند است، محتاج اسناد و مدارک است .
      برای من شخصا ،اینکه موسا، عیسا، محمدی بوده یا نبوده مهم نیست. مهم این است که مسلمان ، کلیسا، و یا یک خاخام چگونه اوضاع دنیا را تفسیر کرده وحقوق بشرکنونی را چگونه می بیند.

      آنچه مهم است اکنون است. و این اکنون ، اگر برپایه ای علمی و درک و فهم واقعیتت موجود بنا نباشد و بر قول و حدیث و قصه بنیادش باشد محکوم به نابودی است و خود دلیلی بروجود جنگها .

       
    • جناب شفيعى سلام

      استاد عزيز این چه نوع استدلالی است: “….. آنهمه برده چکارهایی میکرده اند که اثری از آثار کارهایشان نیست؟ از کجا تغذیه میشده اند و چه میخورده اند؟ آنهمه آدم لااقل نان میخواسته اند، از کجا گندمش تهیه میشده، با کدام آسیابها آرد میشده اند و آسیابها با چه نیرویی کار میکرده است؟لباسشان از کجا تهیه میشده و آثار کارگاههای نساجی در کجا و جنس لباس از چه بوده است؟ …..”
      خوب از همانجا که سایرین اذوقه ، لباس ، خورد و خوراک خود را تهیه میکردند.
      فصلی مبسوط در فقه مختص است به احکام برده داری که نشانگر وفور بردگان در تملک مسلمین میباشد. هر حدیث و روایتی هم که نقل میشود قسمتی از ان اینست که قلان امام به کنیز یا بنده یا برده خود فرمودند…… در قران نیز که به کرات به انها اشاره شده و حتی تجاوز به کنیزانی که شوهر دارتد را برای مالک انها تجویز نموده…اینها همه بیانگر انست که بردگان و کنیزان یکی از موضوعات پرشمار وقت بوده- دوست عزیز من شما را فردی فرهیخته میدانم لیکن متعجبم که چرا شما عمودی می اندیشید و سپس میخواهید ان اندیشه های عمودی را افقی تفسیر و توجیه کنید؟!!!

       
      • سلام و درود

        گاهی در بعض تواریخ آمده است که سپاه و لشگر فلان سردار یا پادشاه 50/000 نفر یا حتی 100/000 نفر، نیمی سواره و نیمی پیاده بوده است. اما بررسی علمی_انتقادی تاریخ نشان میدهد که در مسیر حرکت آن ارتش اصولاً بیش از آذوقه و علیق برای 10/000نفر هم قابل تولید نبوده و اگر براستی تعداد نفرات مثلاً 100/000بوده باشد در فلان گدار تنگ که امکان عبور همزمان بیش از 2 و حداکثر 3 نفر وجود نداشته، عبور آن سپاه هفته ها بطول می انجامیده، در حالیکه مورخین با بیدقتی تمام نوشته اند که عبور سپاه مزبور یک روز یا یک و نیم روز طول کشیده و گذشته اند، توجه به همین حواشی کوچک و طرح این سؤال که اگر 100/000نفر بوده اند چطور در یک یا یک ونیم روز از فلان معبر باریک گذشته اند؟ اغراق و مبالغه مورخین را فاش میکند.تاریخ مدنیت مستلزم وجود اسبابی مادیست، مثلاً اگر گفته شود که در عصر بعثت شهر مکه 500/000نفر جمعیت داشته است، یک مورخ دانشمند بلافاصله به مطالعه حواشی و آثار ضروریات زندگی میپردازد، مثلاً آن جمعیت نیازمند آب بوده اند و باید پرسید آب مشروب آن مردم از کجا تأمین میشده است، یا نیاز مند نان بوده اند و لاجرم برای داشتن نان باید زمینهای حاصلخیزی که توان بار آوری گندم داشته باشند وجود داشته باشد، سپس نیاز به آسیابی برای آرد کردن همان گندمها هست و آسیاب هم یا با آب میچرخیده، یا با باد، در ضمن برای آنکه بشود نان برای آن جمعیت تولید کرد، مثلاً به حداقل یکصد آسیاب نیاز بوده، همچنین آثار خرابه آسیابها و بستر رودها هزاران سال میماند، اگر اثری از زمین حاصل خیز و آسیاب و آب و آثار باستانی آسیابها یافت نشود و وجود چشمه ای که بتواند چنان جمعیتی را سیراب کند به اثبات نرسد، مورخ با دلائل منطقی و علمی وجود جمعیت ادعایی را رد میکند و با استفاده از اسنادی که در زمینه های مختلف مییابد حدوداً تعداد جمعیت را نزدیک به تعداد جمعیت واقعی تخمین میزند. همچنین جامعه انسانی علاوه بر نان و آب به لباس نیز نیاز مند بوده، وقتی پس از مطالعات باستان شناختی و کند و کاو در نقاطی که شهر بوده اند آثار اندکی از کارگاههای نساجی یافت شود، میشود به میزان تولید پارچه و تعداد جمعیت پی برد. اگر تک، تک یافته ها در کنار سایر آثار گذاشته شود و همه با هم مطالعه شوند آنگاه نتایج حاصله با تکیه بر اسناد واقعی، علمی، منطقی و قابل اعتماد خواهند بود. در اینحالت اگر هزاران مورخ هم در تواریخشان تعداد جمعیت را 500/000 نوشته باشند و حتی همه هم یک حرف زده و یک آمار ارائه داده باشند برای محقق قابل قبول و استناد علمی نیست و مورخ محقق با اطمینان میگوید که در تاریخ مورد اشاره و مثال حداکثر 8000 نفر جمعیت کل شهروندان بوده اند .
        اینکه شما ادعای فیلسوف بزرگ بودن داری و به علم تاریخ و این جزئیات نه مطالعه و نه فکر کرده ای و نیندیشیده به رد نوشته من میپردازی، عجیب است.از اینها عجیب تر اینست که نمیدانی حوزه کار و تفکر و مطالعه یک نفر فیلسوف چیست؟

        در پستهای پیشین و حدود 5 الی 6 ماه پیش چند مقاله در مورد برده داری در اسلام تقدیم اعضای محترم سایت کردم که میتوانی بیابی و بخوانی. البته بدرستی یادم نیست که با امضای علی زین الدین آنها را ارسال کردم یا شفیعی.

        البته ناراحت نشو، ما ایرانیها، همه چیزمان مثل همه چیزمان است.

         
    • جناب شفیعی
      فقط می گویم،از بحث و گفتگو با سه نفر در این سایت هیچ نفع و نتیجه ای عائد شما نخواهد شد : 1- فریبا (انسان) 2- مزدک -3-فیلسوف بزرگ=سید رضی که هنری جز تمسخر عقائد و اشخاص ندارد.

       
  21. جناب سید مرتضی
    سلام،

    آقا تبریک میگم!
    بابت ورود شما به جرگه ی کپی پیست کنندگان!
    این چندوقته شما هم خودی نشان دادی! طیب الله انفاسکم!… یا بقول ما … دَمت گرم!

    عزیز برادر!
    دیگران، اخبار مورد نظر خود را انتخاب و با کمپرسی به این سایت منتقل میکنند و شما هم اخبار باب طبع خود را!
    پس تفاوتی بین شما و آنها نیست؛ توی تمامی خبرهایی که گلچین کردی میشه یا شد یک مورد هم از اخبار رسوا کننده در مورد این حاکمان مدعی نایبان امام زمان به این سایت انتقال دهی؟!
    شما هم مثل اکثر افراد در این سایت خیلی زود خوش بحالتان میشه و جوگیر میشید، با عرض معذرت!
    رخدادهای امروز در دنیای سیاست مثل گذشته جنگ زرگری ست و همچنان این روند ادامه خواهد داشت. بیچاره ما مردم کشورهای جهان سوم که بجای بازی دادن دیگران، درست مثل کشورهای جهان اول، همیشه بازی میخوریم؛ ما مردم کشورهای جهان سوم همیشه منتظریم که ترامپ عطسه کنه یا پوتین ب گ و ز ه تا بلکه یک روزنه ای راهگشا برای ما پدیدار بشه! همیشه بدنبال بادیم و منتظر باد و بهمین دلیل اینهمه سال پا در هوا و لنگ در هوا ماندیم!
    اهم این انتظار هم که همان انتظار ظهور طوفانی آقاست! که تمامی بادها را درهم خواهد شکست! بحول و قوه الهی!
    آقا جان! فریب این ابرقدرتها و کشورهای استعمارگر را نخورید، آنها همیشه در درجه ی اول به فکر منافع خودشون هستند و اگر اختلاف و دشمنی ظاهری هم باهم دارند بر سر سهم بیشتر است. آنها ما را ملعبه ی دستان خود کرده اند!
    حالا شما هی برو بگرد دنبال کسانی که ما را یک عمر است بازی میدهند و گفته های آنها را با کمپرسی بار بزن بیار خالی کن اینجا! خسته نباشی!

    طیب الله انفاسکم!

     
    • جناب ناشناس

      سلام علیکم و طیّب الله انفاسکم ایضا و ممنون از نقد شما

      اما بعد: می دانید که نوشته های من در اینجا عمدتا نوشته های انشائی خودم یا گزینش ها و بررسی های خودم در مسائل دینی یا پاسخ به سوالات و شبهاتی است که کاربران در اینجا مطرح می کنند،توجه دارید که یکی از جنبه هایی که غالبا کاربران اینجا مطرح می کنند مسائل مهم سیاسی روز است و مطالبی که بصورت نقد،پیش بینی یا برداشت از اظهارات می نویسند،و روشن است که اخبار و منابع اخبار و تحلیل های سیاسی امروزه با وجود شبکه های خبری اینترنتی یا ماهواره ای و شبکه های اجتماعی براحتی در دسترس همه قرار دارد،بنابر این غرض من این نیست که در اینجا اخبارگو باشم یا سمت خبرنگاری داشته باشم،بلکه بتناسب سوالات یا شبهات یا پیش بینی ها یا حتی مزخرفاتی که برخی کاربران پیرامون اهمّ مسائل روز طرح می کنند و بنده آنها را ناروا،غیر واقعی،و گاهی دروغ می دانم ترجیحم این است که بجای كَل كَل كردن با یک یک کاربران بصورت کلی و با ارائه لینک یا عین خبر واقعیت مطلبی که اینجا بدروغ جور دیگری وانمود شده یا ناقص نقل شده یا مزخرفات نابحقّی در مورد آن گفته شده مثل نوع مزخرفاتی که مش قاسم این سایت ذیل اخبار ناقص می نویسد و معرّف حضور انورتان هست یا برداشت های خاص و خودخواهانه ای که امثال ساسان+م این سایت دارد ،اصل خبر را بسمع و نظر کاربران برسانم،حالا اینجا تحمّل شما کم بوده یا وجه انعکاس این اخبار برایتان روشن نبوده بنده تقصیری ندارم و در عین حال من آزادی شما یا دیگری را محدود نکردم،جنابعالی و هرکس دیگری هم که مخالف حکومت جمهوری اسلامی هستید اگر صلاح دیدید با نقل بخشی از اخبار که مطابق ذوق تحلیلی شما هست و ارائه لینک خبر سلیقه خود را اعمال کنید و بدیهی است که طرفین ماجرا می توانند محتوای خبرها و لینک های ارائه شده را آنالیز و تحلیل کنند،من ضمن دعوت شما به داشتن تحمّل ،ظرفیت و سعه صدر بیشتر اشاره می کنم که روش حضور و نوشتن من در این سایت ارائه اخبار نیست،فی المثل اگر دقت کرده باشید این چند لینک خبری بیشتر پیرامون مساله مهم روز یعنی دیدار پوتین و ترامپ و چیزهایی بود که بصورت حواشی آن مطرح بود نه دل بستگی یا عدم دلبستگی ،یا عشق و نفرت نسبت به پوتین یا ترامپ.
      و نکته اساسی تر اینکه اگر دقت کنید در می یابید که ارائه این خبرها و لینک رابطه مستقیم با تحلیل ها و برداشت های درست و غلط یا ناقص و کاملی دارد که کاربران اینجا مطرح کرده یا می کنند،مثلا شما نگاه کنید به نوع برداشت شاهیست این سایت ساسان+م
      که با وجود شفافیت محتوای خبری دیدار ترامپ و پوتین چطور برداشته است رویاهای شاهیستی خود را بقول قمی ها بهم ور کرده! و با یک فرادستی به اهالی سایت قالب کرده است! از این جهت من با توجه به هوشمندی معمول شما کمی دچار تعجب و تاسف شدم که به فلسفه این رویکردهای مقطعی من پی نبردید،حالا اگر بنده با ارائه چند لینک خبری سبب عصبانیت شما یا سبب تنگی جا برای مطالب شما شدم پوزش می خواهم و در عین حال بنده در نوشتن و ارائه مطالب تابع مدیریت این سایت هستم نه شما،اگر این رویکرد مقطعی (نه همیشگی) در ارائه برخی خبرها و لینک های خبری متناسب با مباحث اینجا سبب اختلال سایت می شود ایشان تذکر دهد آنگاه بنده فقط اکتفاء خواهم کرد به همان مطالب همیشگی خودم پیرامون مسائل دینی یا انظار کاربران.
      از خدای متعالی برای حضرتعالی سعه صدر بیشتر طلب می کنم
      آمین
      با تشکر،طیّب الله انفاسکم و کثّر الله امثالکم فی هذا السایت!

       
      • گفته باشم من اینگونه ادبیات رو می بینم حالت تهوع می گیرم! بعضی مواقع با اسم سید مرتضی هم اینطوره بعضی مواقع هم نه! به نظر می رسه در لحظات نزدیک تر شدن بیشتر ایشان به /// این حالت تهوع ناشی از اعتماد به نفس بالای ایشان بیشتر است و بالعکس مواقعی که ایشان اعتماد به نفسش را از دست می دهد حالت نهوع رفع می شود!!

         
      • “… رب اشرح لي صدري و يسرلي أمري واحلل عقدة من لساني يفقهوا قولي…”

        سلام و سپاس

        من متوجه منظور و نیّت شما شدم، لکن این تغییر شیوه و روشِ پاسخ شما کمی برایم گیج کننده بود؛ از آنجایی که خود شما یکی از منتقدین اصلی به “کپی پیست” مطالب بودید.
        موضوع اصلی نه رویکرد و تغییر روش شما، که تحلیل پنهان در این رویکرد است که من به عنوان یک دوست به شما هشدار دادم که زیاد به نقل قول های این نمایندگان امپراتوری ها، ابرقدرتها و استعمارگران دلخوش نباشید چون همه به نوعی “جنگ زرگری” ست و برای بازی دادن امثال ما.
        من نه عصبانی شدم و نه تنگی جا گرفتم!…فقط یک نقد ساده بود. همین!
        در مورد افرادی که نام بردید، شاید هیچکس به اندازۀ من با آنها کل کل نکرده باشد…
        ولی… چه سود؟ آخرش… همه همانیم که هستیم و یا باید باشیم!
        کمتر کسی را پیدا میکنید که با خواندن مطالب صحیح و تحلیل ها و نقد درست دیگران، تلنگری به خود بزند و از خود بپرسد:
        “شاید من اشتباه میکنم!” و در صدد تغییر و تصحیح کاستی های خود برآید.
        آیا خود من یا شما در طول اینهمه سال حضور در این سایت و خواندن مطالب و تحلیل های منطقی و درست دیگران، این پرسش را از خود پرسیده ایم؟ حضور من و شما در این سایت چقدر در صیقل یا ارتقای شناخت ما تأثیر گذار بوده؟ و چقدر از انجماد فکری ما را رهانیده؟
        شاید این کل کل ها به نوعی لج و لج بازی کودکانه تبدیل شده باشد و یا بدتر از آن فریز شدن مغز هر دو طرف، که با وجود اذعان به درست بودن نظرات دیگران همچنان بر مسیر نادرستی که می پیماییم پافشاری کنیم. شاید هم یک جور ترس ناشناخته از رهایی و تغییر مسیر.

        در پایان
        فکر کنم این نقد من بود که شما را عصبانی کرد… من هرگز بدنبال این نیستم که از خواسته های من تبعیت کنید و این برداشت شما از یک نقد ساده، مرا دچار تعجب و تأسف کرد ایضاً.
        شما بجای کپی پیست میتوانستید مطلب را بخوانید و برداشت و تحلیل خود را در مورد آن خبر در این سایت بیان کنید و در آخر به دادن لینک مطلب اکتفا کنید. از نظر من شما همانگونه که در مطالب دینی صاحب نظر هستید، در دیگر موارد هم به عنوان یک انسان متفکر میتوانید و حق دارید اظهار نظر کنید.
        من هم پوزش میخواهم که نتوانستم لُپ مطلب را ادا کنم.

        ———–

        درود و سپاس دوست گرامی
        شما در این نوشته به ما می آموزید شیوه ی نقد متین و فهیمانه را.
        سپاس
        سپاس
        سپاس

        .

         
        • سلام و درود و سپاس

          فقط می گویم من علیرغم تفاوت عقیده به شما و حرّیّت و آزاد منشی شما علاقه دارم دوست نادیده ،و بقطع می گویم:ابدا از نقد شما عصبانی نشدم،فقط در مورد آن توضیح دادم.
          در مورد تحلیل خبر،گاه نقل با امانت اصل خبر از دهها تحلیل نافع تر است.
          با همه اینها،از نقد شما استقبال می کنم و کپی پیست اخبار را تعدیل یا ترک خواهم کرد.

          موفق باشید

          با احترام

           
  22. شهداد گفته چشم، حرف خودم را دیگه نمیخوام زمین بذارم، رو کولم نگه می‌‌دارم. آبش بده,…

     
  23. یک نمونه از بذل و بخشش های حکومت آخوندی:
    ایران بیش از یک میلیارد دلار از عراق بابت صادرات برق طلب دارد؛ ایران تازگی ها به علت مشکلات داخلی در تأمین برق خود و همچنین عدم پرداخت بدهی های دولت عراق، صادرات برق را قطع کرده و این امر باعث قطعی برق مناطق جنوب عراق و شورش مردم آن مناطق شده و دولت عراق برای خرید برق رو به سوی دولت سعودی آورده که البته پول آنها را هم نخواهد داد… برق مفتی، گاز مفتی، آب مفتی و …
    دولت عراق و دیگر کشورها نظیر سوریه، لبنان، افغانستان و یمن خیلی خوب از اختلافات و رقابت دولت ایران و سعودی در منطقه سوء استفاده میکنند؛ خوب راهش را یاد گرفته اند… تا پول داری رفیقتم، عاشق بند کیفتم.
    ایران و سعودی شده اند دو گاو شیرده؛ هر موقع یکی شیر کم میاره دیگری جبران میکنه!
    آب، گاز، برق، نفت و دیگر منابع و محصولات را ایران به صورت رایگان در اختیار آنها قرار میدهد و تازه وام های میلیاردی هم به آنها میدهد … این آخوند جماعت توی هر کاری که وارد میشود گند میزند و جز فساد و تباهی هیچ عایدی ندارد.
    ما مردم ایران را چه میشود؟!
    هیچکس نُطُق هم نمیکشد!

     
    • کی گفته ایران بصورت مجّانی برق به عراق انتقال داده؟! شما خودت میگوئی “ایران بیش از یک میلیارد دلار از عراق بابت صادرات برق طلب دارد”،یعنی چه؟ یعنی اینکه ایران در چهارچوب قرار داد صادرات برق برق به این کشور صادر کرده و وجه آنرا دریافت کرده و اینقدر مثلا مانده، آنگاه این می شود صدور برق مجانی به عراق؟! ضمنا همه می دانند که در امر صادرات واردات و دریافت و پرداخت های وجوه قرار دادها عقب جلو شدن وجوه پرداختی امری طبیعی است و در بیشتر موارد صادرات واردات وجود دارد و این بمفهوم مجانی یا رایگان بودن محتوای یک قرار داد نیست.
      حالا بنده اگر بروم اخبار مربوط به قرار داد این صادرات و کمّ و کیف آنرا جدا ذکر کنم مود اعتراض برخی دوستان قرار می گیرم که چرا اخبار کپی پیست می کنم! بنابر این ترجیحا اخبار و لینک های مربوط به هر مطلب را ذیل خود ایراد و اشکالی که کسی وارد کرده ذکر می کنم،اجمالا باید دانست که انتقال برق یا امور مربوط به آن چه به عراق چه جاهای دیگر تابع قرار داد و دریافت پول و لحاظ نفع طرفین است:

      قرارداد احداث 4 خط انتقال برق بين ايران و عراق امضا شد
      http://news.tavanir.org.ir/news/news_detail.php?id=2611
      —–
      ایران در بصره عراق نیروگاه برق می سازد
      https://ir.voanews.com/a/iran-builds-powerplant-in-iraq/2880175.html
      —–
      شرط صادرات مجدد برق به عراق، تنظیم الحاقیه جدید است
      http://www.irna.ir/fa/News/82378850
      —-
      عذرخواهی وزیر نیرو بابت خاموشی‌ها
      ایران به دنبال توسعه واردات برق است
      https://www.isna.ir/news/97042614616/
      —–
      بهره برداری از خط جدید مشترک انتقال برق ایران – عراق
      https://www.mehrnews.com/news/1454359/
      .

       
  24. آقای نوری زاد

    گرجستان تا ده سال پیش مملو از فساد و تباهی بود
    به ترتیبی که رییس ICC گرجستان می‌گفت: «در آن زمان من مجبور بودم با حداقل شش محافظ در شهر حرکت کنم»، ولی امروز این کشور آنچنان امن است که نه او دیگر نیازی به محافظ دارد و نه خبری از قتل و غارت منتشر می‌شود.

    رمز تغییر در گرجستان آن است که تعدادی از وزرای جوان دولت شوارد نادزه در سال ۲۰۰۳ حرکتی را به راه می‌اندازند که به انقلاب گل سرخ (Rose Revolution) معروف شده است.

    هدف از این حرکت کنار گذاشتن افراد فاسد در سلسله مراتب حکومتی و بازسازی نظام اداری کشور براساس نظام اقتصاد بازار و ایجاد شفافیت کامل در امور بود

    از اتفاقات عجیب در گرجستان آنکه در یک روز، تمام پرسنل پلیس راهنمایی کشور را اخراج می‌کنند و افرادی جدید طی چند ماه بعد استخدام می‌نمایند و جالب آنکه نقل می‌کنند که طی چند ماهی که کشور بدون پلیس بود، امور حمل‌ونقل کشور بهتر از گذشته اداره می‌شد.

    نخست‌وزیر گرجستان نقل می‌کرد که در یک بررسی بین‌المللی مشخص شده که در سال گذشته تنها سه درصد از افراد خانوارهای گرجستانی مبادرت به دادن رشوه کرده‌اند؛ در حالی که این شاخص حتی در برخی کشورهای اروپایی بالاتر از این رقم است.

    طی نه سال گذشته حکومت گرجستان تحولات غیر قابل‌باوری را به اجرا گذاشته است. از جمله سیستم گمرکی را به وجود آورده که یک کامیون طی یک ساعت وارد گمرک شده، مورد ارزیابی قرار می‌گیرد و از در دیگر گمرک پس از انجام کلیه تشریفات گمرکی خارج می‌شود.

    سیستم‌های اسکن آنچنان دقیق‌اند که امکان هیچ گونه تخلفی وجود ندارد و سیستم اداری گمرک به ترتیبی سازمان یافته که از لحظه ورود فرد متقاضی به گمرک تا زمان خروج او همه جا تصویر و صدای او ضبط می‌شود. به علاوه همه امور به صورت اتوماتیک انجام می‌گیرد بنابراین دخالت ماموران گمرک در تصمیم‌گیری‌ها در حداقل است.

    گفته می‌شود که اجازه ساخت و ساز و همچنین صدور مجوز برای هرگونه کسب‌و‌کار طی یک روز انجام می‌شود و فرد متقاضی تکلیف خود را به روشنی می‌داند که چه دیونی دارد و در مقابل چه امتیازاتی را دریافت می‌کند.

    نخست‌وزیر گرجستان طی سخنان خود در جلسه افتتاحیه اجلاس ICC گفت که رتبه گرجستان از نظر شفافیت طی ده سال گذشته از ۱۱۲ به ۱۲ در بین کشورهای جهان ارتقا یافته و امیدوار بود که در چند سال آینده به شفاف‌ترین کشور جهان مبدل شوند.

    این کشور کوچک حدود ۲۵ میلیارد دلار تولید ناخالص دارد که ۱۰ درصد آن از محل فعالیت‌های کشاورزی تامین می‌شود. در حالی که ۵۶ درصد نیروی کار آن کشور در کشاورزی مشغول کارند که مقایسه این دو رقم نشان از عدم تعادلی چشمگیر دارد.

    با اقدامات متهورانه‌ای که دولت گرجستان در جهت بازسازی انجام داده می‌توان آینده‌ای روشن برای آن تصویر کرد.

    به علاوه بررسی متغیرهای کلان اقتصادی کشور از سلامت اقتصادی آن حکایت دارد

    این تجربه از آن جهت بسیار متفاوت و مهم است که می‌توان یک کشور غوطه‌ور در فساد و فاقد منابع قابل‌توجه طبیعی را طی ده سال به کشوری پیشرو تبدیل کرد.
    مسوولان گرجستانی ICC معتقد بودند که رمز موفقیت درخواست سیاسی و ایجاد انگیزه در مدیران جوان تحصیلکرده و پرانرژی بوده است.

    حال این سوال مطرح میشود: می‌توان خدمات دولتی را به سرعت شفاف و سهل کرد و در اختیار مردم قرار داد؟ گرجستان برای این سوالات جواب مثبت پیدا کرده و ثابت نموده که فساد قابل‌کنترل است.

    دکتر محمدمهدی بهکیش

    پ.ن:خوش به سعادتشون. بعد هدایت الله خادمی (عضو کمیسیون انرژی مجلس) امروز گفته: در شرایطی که به ما اجازه نمی‌دهند نفت بفروشیم و کالای مورد نیازمان را وارد کنیم، ممنون روسیه هم هستیم که به ما کالا می‌دهد تا از گرسنگی نمی ریم!

    همه کشورا دارن پیشرفت میکنن ما داریم میریم به عصر حجر.

     
  25. وای که این منقلابیون ۵۷ چه جونورهایی بودن و هستن و خواهند بود.

    افشاگری ساسان آقایی از پشت پرده‌ها و زدوبندهای اصلاح اصلاحات.
    https://news.gooya.com/2018/07/post-16761.php
    ======================
    اخبار: نامه محرمانه حسن/* به جهنمی.
    مش قاسم: اینا خیال میکنن با محرمانه کردن نامه اصل قضیه در نمیاد.
    متن خلاصه شده نامه حسن/* به جهنمی: اگه جزو ف-ت-ف-ا و پالرمو نشیم ک…(سه نقطه از مش قاسم)نمون هواست.
    جواب جهنمی به حسن/*: اگه جزو ف-ت-ف-ا و پالرمو بشیم ک…(سه نقطه از مش قاسم)نمون هواست.

    به این میگن استیصال!

    /*: ک

     
  26. سلام
    برای گذر از روزهای سختی که پیش روست و برای خم نشدن در مقابل نفهمی و جهالت حکومت باید از همین الان هسته های تدارکات و نیکوکاری را تشکیل بدهیم . هرروز نصف پیمانه از برنجمان کنار بگذاریم،چند حبه قند و پیمانه ای روغن را از مصرف روزانه امان بزنیم و نگهداریم تا در روز سختی به کمک خانواده هایی برویم که هفته ها و ماههاست پدر را شرمنده و دست خالی با بغضی در گلو میبینند.
    نشانی انبارهای محتکران زالوصفت را دست بدست کنیم تا هیچ امنیتی برای این ابن الوقتان عمله ی ظلم نباشد..
    اینها را از همین الان باید شروع کنیم تا خم نشویم در مقابل حکومتیهای فربه و جیب گشادان قپه دار و نعلین پوشان جاهل….
    اینها راهبرد انسانی برای حمایت از هم جهت مقاومت در برابر بیشرمان وطن سوز است…..
    انسان باشیم….

     
  27. سلام استاد گرامی چقدر تلخه این نوشته…
    —-
    ما خوزستانیها…:
    اندازه کویت جمعیت داریم
    اندازه کویت نفت داریم
    بیشتر از کویت زمین حاصلخیز داریم
    بیشتر ازکویت آب شیرین داریم
    بیشتر‌ ازکویت آدم باسواد داریم
    نیروی کارداریم تنوع قومیتی داریم
    پتانسیل گردشگری تاریخی و طبیعی داریم
    ولی به لطف خامنه ایی و شرکای وطن //// ، شبیه سومالی زندگی میکنیم

     
  28. نامه نرگس محمدی به رئیس قوه قضائیه در پی ممنوع‌الخروج شدن خواهرش

    نرگس محمدی، نایب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر، که هم‌اکنون به دلیل فعالیت‌های حقوق بشری دوران محکومیت خود را در زندان اوین می‌گذراند، در پی ممانعت از سفر خواهرش به فرانسه در نامه‌ای به رییس قوه قضاییه، ضمن اعتراض به این اقدام، اعلام کرد که درصورت تداوم این تضییقات و عدم رسیدگی مسئولان به اقدام اعتراضی دست خواهد زد.

    به گزارش سایت کانون مدافعان حقوق بشر، خواهر نرگس محمدی قرار بود در نیمه اول تیر ماه برای دیدار با فرزندان خردسال نرگس محمدی که اینک از روی اجبار دور از مادر در فرانسه زندگی می‌کنند، به این کشور سفر کند که مقام‌های مسئول مانع از انجام این سفر شدند.

    فرزندان خردسال نرگس محمدی پس از بازداشت مادرشان به نزد پدرشان در فرانسه رفته‌اند. تقی رحمانی، همسر نرگس محمدی در پی فشارهای مقام‌های امنیتی و قضایی و صدور دستور اجرای حکم پنج سال زندان، از سال ۱۳۹۰ به اجبار به فرانسه مهاجرت کرده است.

    در متن نامه نرگس محمدی، نایب رییس کانون مدافعان حقوق بشر به صادق آملی لاریجانی، رییس قوه قضاییه از جمله آمده است:

    «گو اینکه قوه قضاییه بر اساس عملکرد سیاسی و جانبداری از سیستمی استبدادی، به‌جای عدالت‌گستری به عدالت‌ستیزی و به‌جای کشف حقایق به دفن حقایق و به جای حفظ حقوق شهروندان و متهمان سیاسی به پایمال کردن آن روی آورده است، اما اعمال فشار و تحت سیطره گرفتن خانواده‌های بی‌پناه زندانیان سیاسی حتی در حد دیدار خانوادگی، نه فقط امر سیاسی و امنیتی، بلکه افول اخلاق و شرف انسانی است.»

    خانم محمدی در این نامه که از زندان اوین نوشته است، می‌افزاید: «گویی صدور آرای سنگین ۶ و ۱۶سال حبس توسط قضات غیرمستقل جنابعالی علیه یک زن، جدا کردن مادر از فرزندان خردسال، تحمل حبس بدون مرخصی، حتی محرومیت از درمان علی‌رغم دستور بستری پزشک جهت عمل جراحی اورژانسی، حد این ظلم را قفا نزده، بلکه اذیت و آزار و اعمال محدودیت به انحای مختلف (از بازجویی از پدر پیر و بیمارم تا رفتن جلوی محل کسب برادرم) و اکنون فشار روحی و روانی به فرزندانم افزوده شده تا نیشتر ظلم را تا مغز استخوانم فرو برد، که البته بر نخواهم تابید.»

    خانم محمدی در نامه خود تأکید کرده است: «چنین بی‌پروایی علیه کودکان و زنان بی‌پناه این سرزمین نه نشانگر اقتدار سیاسی بلکه نشان از ضعف و زوال حکومت و البته سنگدلی و شقاوت آنان دارد.»

    نرگس محمدی در نامه اعتراض خود می‌افزاید: «ظلم علیه خود را نه به آسانی، بلکه به سختی اما با رضایت و بدون پشیمانی تحمل کرده و خواهم کرد، اما نه می‌خواهم و نه می‌توانم شاهد ظلم بیش از این نسبت به کودکان در غربت و خانواده رنج کشیده‌ام باشم و درصورت تداوم این تضییقات و عدم رسیدگی مسئولان ناچار دست به اقدام اعتراضی خواهم زد.»

    https://bit.ly/2LqadCq
    @dw_farsi

     
  29. درود استاد عزیزم.پیشاپیش هر مقدمه ای همواره ارزومند و خاستار سلامتی و ارامش را برای شما و عزیزانیکه به عشق انها در این گدار خطر افرین قدم نهاده اید. در هر موضوعی که وارد میشوم و مایلم که با شما گپی زده باشم میدانم که شما قطعا دید و علم جامع تری دارید نسبت به بنده،واگر گاهی ناخاسته کلام من را میگویم ابدا قصد تحمیل هیچ مطلبی را ندارم و فقط از سر عادت است. استاد امشب هم توفیق این را داشتم که صحبتهای شما را گوش کنم مثل همیشه زیبا و با ارامشی که ب شنونده منتقل میکنید از فرمایشات شما استفاده کردم.استادمن تحصیلات دانشگاهی ندارم حتی نتوانستم دیپلمم را بگیرم البته از این بابت اصلا متاسف نیستم چون شرایت زندگی من جوری رقم خورد که میبایست یا تحصیل میکردمو شاهد فقرو خجالت و بیماری مادر وخاهرم میبودم یا بیخیال درس و مدرسه میشدم. و ناخاسته در کلاس زندگی و ادامه زندگانی قرار گرفتم و تنها مدرک کلاسی و دانشگاهی را دربیرون از کلاس مدرسه و دبیرستان گرفتم. وخوشحالم از اینکه امروز روز توانستم از میان این همه صحبتها و شخصیتها یی که قشنگ حرف میزنندو قول میدهندو و….. افرادی را ببینم که حرفها یشان بدل مینشیند .استاد من هم تاسف میخورم من هم اشتباه کردم منهم جز کسانی بودم که وقتی فکرمیکردم فلان چیز یا فلان ادم ادم خوبیست تمام داشته و نداشته هایم را نثارش میکردم. حال دیگران هرچه میگفتند مثلا تو دروست نمیبینی یا این تمام حقیقت نیست،من گذشته از اینکه ب این صحبتها شکی نمیکردم بلکه هر روز بیشتر از پیش داشتهایم را خرج مثلا شناخت و هدفم میکردم تا!!! روزیکه واقعا دیدم انچکه مک نثار کردم فقط پول و وقت نبود بلکه با ارزشتراز هر چیزی که داشتم خانواده ام بود جوانیم بود قدرتم بود اعتمادم بود ایمانم بود و اخر تنها تکیه گاهم را از دست داده بودم. امشب هم شما در جواب برخی و بعضی افراد برای 800 بار بقول فرمایشتون اشاره کردید که چرا مرا تا بحال نکشته اند. البته از یاد نمبرم که منهم اولین بار صحبتهای شما را صدای امریکا در برنامه اقای فلاحتی دیدم همین سوال بزرگ در ذهن من نقش بست، وشما در پاسخ بهمین مطلب مطلب با ارزش اشاره فرمودید که بهر حال منهم دوستانی دارم و قطعا کشتن من برای رژیم قیمتی دارد. اینکه شماهم روزی فکر میکردید که هرچه دارید باید نثار افرادی و افکاریو راهی شود که اطمینان داشتید دروست است و متاسفانه شما هم قطعا قربانیان با ارزشی را فدای این چیزی یا کسی یا….. کردید که اطمینان داشتید که دروست است کرده اید. اینان هم مطالبی بوده که شما اشاره کردید راجع ب گذشته.من با تمام وجودم کلمه ب کلمه ای که راجع ب گذشته و یا اینده ویا اینکه چگونه باید باشیم که چگونه فکر کنیم که چگونه بپذیریم یا خیر را درک میکنم استاد. اگر بشما استاد میگویم بجان عزیزانم ریا نمیکنم و از صمیم قلبم میگویم،و ایمان دارم اگر شنوندگان شما ب ان پختگی و درکی دروست برسند شما صحبتهای بیشتر و بیشماری دارید برای هدایت افرادی چون من .استاد همانطور که میدانید مردمان ازادن برای هر گونه تفکر وهر راهیکه فکر میکنند دروست است را طی میکنند انگونه که می اندیشند دروست است. استاد همیشه ب دوستان و فرزندانم گفته ام که بدترین زندگی بدترین خاطرها زمانی روی میدهد که شخص معلم و استاد دل سوز ندارد، من بسهم خودم بسیار خرسندم که استادی دارم که شجاعانه از گذشته اش میگوید وهیچ اباعی از گذشته ندارد . وتمام سعیش بر این است تا دیگران دچار منم نشوند که جز شکست و شرمساری نتیجه ای ندارد.استاد شما روح بزرگی دارید و تجربیات شما بسیار با ارزش است. با ارزوی موفقیت و سلامتی برای شما.دوستدار شما همچنان بهروز

     
  30. آقای نوری زاد چرا شما رو نمی گیرند؟ چرا نمی کشند؟

    ——————-

    جناب رحیم زاده
    یعنی اینقدر برای کشته شدن من بی تابید؟ بعد از کشته شدنِ من قرار است شما چه بکنید؟ من آیا مزاحم تان هستم؟ شما بفرمایید جلو جوری رفتار کنید و اعتراض کنید که انگ جاسوسی و شک و تردید به شما نچسبد. سپس این شیوه را به من بیاموزید. باشد؟
    در لینک زیر، مفصل در این باره نوشته و صحبت کرده ام.

    http://www.nurizad.info/blog/26403

    با احترام

    .

     
    • سلام و درود

      از نظر شما جرم و جنایت آقای دکتر نوری زاد چیست که مجازاتش اعدام است؟ ایشان قانون شکنی نکرده و به قانون شکنی و قانون گریزی اعتراض کرده، اختلاس نکرده، بلکه اختلاس و خیانت به مردم را تقبیح کرده، آدم نکشته ولی تا توانسته آدمکشان را افشاء کرده است، اعمال قبیح و جنایت قاری لواط کار و قدرتمندان زناکار را برملا کرده است، اموال کسی را نبرده، ولی اموالش را به زور و با تکیه به قدرت غصب کرده اند، خرافه پراکنی نکرده و با خرافات مبارزه کرده، از دین و آیین سؤاستفاده و ارتزاق نکرده، و نقاب از چهره دین خواران را کنار زده، نه تنها در جهت ایجاد آشوب و جنگ و اختلافات داخلی قدمی بر نداشته بلکه با ایجاد رابطه با ملیتهای مختلف
      ایرانی و جمع کردن کمک دهشمندان به
      یاری بیماران و درماندگان شتافته و سبب شده، انسانهای فراموش شده احساس بکنند که سایر هم میهنانشان نسبت به مصائب و مشکلاتشان بی تفاوت نیستند، به یاری زلزله زدگان شتافت، به خانواده هایی که عزیزی در حوادث اجتماعی از دست داده اند ، دلداری داده و سرکشی کرده است،با گرفتن کمک از نیکوکاران به زندانیانی که مشکلشان با پول حل میشد کمک کرده است، به متمدنانه ترین شکل ممکن که مبارزه و آگاهی بخشی فرهنگی است اعتراض کرده و جامعه را بسوی درگیری و خشونت سوق نداده و ارباب خرد و معرفت را با وجود تضارب آرا و تضاد دیدگاهها در کنار هم نشانده تا با هم با منطق و استدلال گفتگو کنند، نه نوشته های دیگران را سانسور میکند و نه در پاسخ توهین کنندگان و فحاشان بدزبانی و تلخ گویی میکند و……
      به نظر شما کارهای فوق، جنایتی چون قتل و آدمکشی است که مجازاتی در حد قصاص و اعدام دارد که میپرسید چرا شما را نمیکشند ؟
      در ضمن وزارت اطلاعات مدتهاست از عقل و خرد و قانون پیروی میکند و عقلای آن وزارت خانه فهمیده اند که بدترین سیاستها سرکوب و خشونت و بگیر و ببند است ولی نظامیان و شبه نظامیان به دولتی درون دولت تبدیل شده اند و هنوز هم خیال میکنند که مسائل سیاسی و اجتماعی با تدابیر نظامی و گرفتن اعترافات اجباری حل و فصل میشوند!
      بزودی آنان نیز ناچار خواهند شد که در لاین خود حرکت و در امور اجتماعی و سیاسی دخالت و اخلال نکنند.

       
    • آقای محترم
      شما چکار دارید نوری زاد را می گیرند یا نه. بگذارید او کارش را بکند و شما هم کار خودتان را بکنید. اگر بهتر می توانید بسم الله کسی جلوی شما را نگرفته. تصور کنید پروژه ای بوده برای مقاصدی ولی به ضد خودش تبدیل شده. شبیه تظاهراتی که در مشهد راه انداختند که تبدیل شد به اعتراض سراسری. شاید می خواستند از نوری زاد استفاده کنند ولی رودست خورده اند و الان نمی دانند چطوری جمعش کنند.
      هر چه هست اینجا تریبونی است برای ابراز عقیده. چرا استفاده نکنیم؟ فقط دقت کنید اگر در داخل کشور هستید از VPN و فیلتر شکن استفاده کنید تا به آی پی و مشخصات فردی شما دسترسی نداشته باشند.

       
    • نوری زاد تو چه بخواهی چه نخواهی، براساس فرهنگ، اعتقادات و موضوعاتی که با آن بزرگ شده ای نه نمی توانی نه می خواهی که فردی جز سوپاپ اطمینان برای رژیم منحوس اسلامی باشی! تو را نمی گیرند چون از تو خطایی جدی نیز ندیده اند! نه در زمان تظاهرات با مردم همراه شده ای نه حتی برای یک زمان هم که شده به قیام فکر کرده ای چه برسد به موضوعات جدی تر!! از طرفی چنین فرد بی خطری چه بهتر که در معرض دید این و آن باشد تا بگویند عجب! یعنی در جمهوری اسلامی اینهمه آزادی وجود دارد!! بدا بحال آنانی که تو بخواهی پیشرو در شروع یک قیام برای آنان باشی!!!!! بی پرده بگویم در میان اطرافیان خودت نیز محبوبیت و مقبولیت نداری! در همین فیلم که گرفته ای از ابتدا تا انتهای مجلس را با دوربین گز می کنی و در انتظار یک احوالپرسی ساده آنچنان له له می زنی که شاید از میان آنعده تنها چند نفری با تو سلام و علیکی می کنند!! در زمان فوت پدرت ریشه های عمیق آخوندی-اسلامی در نهاد خانوادگی تو مشهود بود!! تو با آخوند پرورش یافته ای و چه بخواهی و چه نخواهی در ذهنت نان و نمک خورده شده با اینان نیز به سختی فراموش شدنی است!!! اگر به دور و بر خودت نیز نگاهی بکنی می بینی دوستان تو یا حوزه رفته اند یا آخوند و پاسدار هستند یا ریشه عمیق خانوادگی با جمهوری اسلامی داشته اند!!!! تو نمی توانی!!! اگر هم بخواهی فاقد قدرت مدیریتی! به دیگر سخن تو نمی توانی!!! اما در انظار این موضوعات را به درستی فردی نمی بیند و خلق یک هیرو (قهرمان) تنها نزد عده ای کوته نظر میسر است!

       
  31. حضرت حجت الاسلام خاتمی ؛ لیدر اصلاح طلبان ارزومند برگشت به دوران طلایی امام راحل این بار نیز عدم صداقت و درستی خویش را با فرستادن پیام تسلیت ارام یافتن عباس امیر انتظام به نمایش گذاشت ؛ ایشان در این پیام خشک که البته به خاطر عقب نماندن از غافله فرصت طلبان نون به نرخ روز خور صادر کرده هیچ گونه اشاره ای به درد و مظلومیت ۳۷ ساله این ماندلای ایران نکرده و شهامت حد اقل یک عذر خواهی کوچک مبنی بر بیدادی که طی این ۳۷ سال بر این بیگناه میهن پرست رفت را نداشته ؛ بیدادی که اقای خاتمی و اصلاح طلبان امروزی بیشترین سهم را در ان داشته اند ؛ از عمله و اکره دربار خلافت هیچ انتظاری نیست ولی از اصلاح طلبانی که بدروغ خویش را جدای از جریان استبداد حاکم بر میهن میدانند چی ؟ کدامینشان حتی یکبار شفاهی بیگناهی امیر انتظام را بر زبان اوردند ؛ اکنون که ابرهای سیاه و تاریک ترک تازی دهه ۶۰ تا حدودی کنار رفته اگر ارتباط امیر انتظام بعنوان عضوی از دولت بازرگان با امریکاییها جرم است ایا ارتباط بهشتی و موسوی اردبیلی در سال ۵۷ و در کوران انقلاب با سلیوان امریکایی جرم نیست ؟ اتهام جاسوسی امیر انتظام بهانه بود ؛ گناه بزرگ و نابخشودنی امیر انتظام مخالفت عملی و علنی با اصل ولایت فقیه بود که در ان روزگاران کمتر کسی را شهامت مخالفت با ان بود ؛ اکنون خمینی و لاجوردی و محمدی گیلانی رفته اند و امیر انتظام نیز ارامش یافت اما خیلی ها هنوز هستند ؛ تر ک تازان پیرو خط امام دهه ۶۰ که ا مروز گرد سم خر قدرتشان فرو نشسته است هنوز شهامت و شجاعت انرا نیافته اند که از بیداد خویش بر این مرد مظلوم پوزش بطلبند و فقط این سعادت نصیب ازاد مرد نیک اندیش عاقبت بخیر حسینعلی منتظری ( مخصوصا ایشان را ایت الله خطاب نمی کنم زیرا که ایشان این خرقه هزار رنگ را از تن بدر کرد و تن خویش را به گلاب شرف و عزت شستشو داد) شد و عملا از امیر انتظام دلجویی نمود ولی دیگرانی که هنوز غبار اسب نخوت و غرورشان فرو ننشسته تا واپسین دم حیات این مظلوم ۳۷ ساله نظام ولایت ؛ سعادت باز بینی کارنامه سیاه و مردود شده خود را نداشتند.

     
    • سعی کنید منطقی باشید و همینطور بی منطق مشت به درب و دیوار نکوبید ،اگر آقای خاتمی پیام تسلیت ندهد یکجور برایش دایره می زنید،اگر پیام هم بدهد اینجور دایره می زنید،خوب بالاخره ایشان پیام بدهد یا ندهد،بالاخره آقای خاتمی یک اصول و کلیاتی دارد و یک اخلاقیاتی،شما توقع نداشته باشید کسی که 8 سال رئیس جمهور این کشور بوده و اصل این نظام و مبانی آن و قانون اساسی و قوانین را قبول دارد مواضعش درست مثل شمایی باشد که مخالف این نظامید و نق می زنید در جهت سرنگونی آن،من داوری نهائی نمی کنم اما بالاخره دادگاهی تشکیل شده استناداتی داشته و کسی را محکوم کرده است،طبیعی هم هست که خود محکوم و اطرافیان و دوستان او حکم را نپذیرند و به آن اعتراض داشته باشند،حال آقای خاتمی با این فرض که خود از مسئولان این نظام بوده است و برخلاف شما اصل این نظام را قبول دارد هرچند نقدهایی به قوانین یا مدیریت ها داشته باشد،از طرفی فرد مرحوم شده بالاخره روزی یکی از کارگزاران این نظام بوده است منصب وزارت یا معاونت یا سخنگوئی دولت موقت را داشته است حالا ایشان مرحوم شده و جناب خاتمی روی جهات عرفی اخلاقی برای ایشان و بازماندگان پیام تسلیت داده،آیا مرتکب قتل شده که پیام داده؟! و آیا کسی که مبنای اعتقادی او غیر از شماست باید بیاید مثل شما نق بزند تا پیام تسلیت او را بپذیرید؟! قدری منطقی باشید و روی بولهوسی هرچه بذهن اتان رسید ننویسید.
      در این مورد که مرحوم امیر انتظام چون مخالف اصل ولایت فقیه بود و تقاضای حذف آنرا داشت محکوم شد شما از کجا مطمئن هستی؟ مگر فقط امیر انتظام با تصویب اصل ولایت فقیه مخالف بود؟! مرحوم آقای طالقانی هم با تصویب آن بصورت قانون مخالف بود و رای هم نداد چرا ایشان محکوم به جاسوسی یا زندان نشد؟ آیا بنی صدر رئیس جمهور سابق ایران در مجلس قانون گذاری قانون اساسی مخالف با اصل ولایت فقیه نبود؟ آیا رای منفی نداد؟ چطور بنی صدر تا وقتی ایران بود به جاسوسی و حبس محکوم نشد؟! آیا مقدم مراغه ای بعنوان یک روشنفکر با اصل ولایت فقیه مخالف نبود و رای منفی نداد؟ خود مرحوم مهندس بازرگان و طیف تابع او آیا مخالف قانونی کردن ولایت فقیه نبودند؟ بدیهی است که این اصل مخالف داشته است و عده ای رای ندادند به آن حتی از میان روحانیین،ولی کسی را بصرف مخالفت اعتقادی محکوم به چیزی نکردند،بنابر این این سخن که مرحوم امیر انتظام محکوم به جاسوسی یا حبس شد چون مخالف ولایت فقیه بود یا برای حذف آن از قانون اساسی تلاش می کرد سخنی شعری و بی اساس و نوعی روضه خوانی و شیون کردن بعد از مرگ اشخاص است.
      ارتباط و گفتگوی امثال مرحوم بهشتی و اردبیلی هم ارتباطی تعریف شده و با نظارت حکومت و تصویب حکومت بوده است نه اینکه هرکس هرجور دلش خواست برود با خارجی ها گفتگو کند پس این قیاس هم قیاس مع الفارق بود.
      مرحوم استاد و فقیه عالیقدر آیت الله منتظری طاب ثراه نیز یک روحانی و آیت الله بلکه آیت الله العظمی بود برحسب رتبه علمی و معنوی حوزوی خواه شما ادب را رعایت کنید یا رعایت نکنید اما ایشان نقدهایی بنظامی داشت که خودش از بانیان و موسسان و زجر و حبس و شکنجه کشیدگان برای بنای آن بود،بنابر این مرحوم آیت الله منتظری قدس سره ربطی بشما براندازان نداشته و ندارد.

       
    • مسعود:
      آدم حسابي چرا جعل تاريخ مي كني، سال ٥٨ اصلا عقيده اصلاحطلبي وجود نداست، اصلا كلمه اصلاحطلب معني نداست ، فقط انقلابيون بودن و امثال شما ها كه الان شعار انقلابي بدون فكر و انديشه ميديد و از تجربه فرجام انقلاب ها هنوز ادب نشده ايد، حاميان دو اتشه گروكانكيري حزب توده و فدايي و مجاهدين و روشنفكرها در درجه اول بودن كه دشمن امريكا بودن ( يعني براندازان فعلي ) و چون در دانشگاه و روزنامه ها نفوءذ داشتند جو مملكت رو انقلابي كردن وگرنه تا ابان ٥٨ كه ايران با امريكا رابطه عادي داشت، عده اي معتقدند مجاهدين و حزب توده طراح اشغال سفارت بودن در ادرس زبر http://poshtepardeh60.blogfa.com/post/2دهها دليل قابل تامل ذكر كرده و مدعي شده كه اشغال سفارت و حتي دستگيري و ترور ناموفق اميرانتظام توسط گرو فرقان همه حاصل طراحي مجاهدين خلق براي انتقام از دستگيري سعادتي بوده، وگرنه چند دانشجو با كدام امكانات عرضه داشتند سفارت رو كه شبيه يك دژ بود و دهها تفنگدار داشت اونقدر راحت تصرف كنند ،سفارت امريكا از طريق ماموران ضد جاسوسي ساواك كه توسط مصطفي چمران تامين جاني گرفته بودن ، خبر جاسوسي سعادتي رو به اميرانتظام و دولت بازرگان رسانده بود ، بي اساسي ادعاي شما در مورد اينكه گناه اصلي اميراتظام مخالفت با ولايت فقيه بوده همين بس كه شهيد رجايي و حسن حبيبي و اقايان سحابي و در مجموع ١٧ وزير بازرگان طرح انحلال خبرگان را تاييد كرده بودند ولي چرا فقط اميرانتظام بايد محكوم شود، يعني اينكه جرم اصلي اميرانتظام چيز ديگري بود

       
  32. فرانسوا هولاند : نباید در برابر ترامپ کوتاه آمد

    خبر گزاری فرانسه – فرانسوا هولاند، رئیس جمهوری پیشین فرانسه، اعلام کرد که رئیس جمهوری آمریکا، دونالد ترامپ، باعث بی نظمی جهانی و اختلاف در درون اروپا شده و دموکراسی ها را تضعیف می کند و به همین خاطر نباید در مقابل او کوتاه آمد. رئیس جمهوری پیشین فرانسه تأکید کرده است که باید در قبال رئیس جمهوری آمریکا از خود سرسختی نشان داد.

    هولاند تصریح کرده است که “دونالد ترامپ به هیچ وجه آدم غیرارادی و نسنجیده ای نیست. بلکه او دارای استراتژی مشخصی است و نادیده گرفتن و انکار این مطلب باعث شده که امروز بهای سنگینی بپردازیم.” فرانسوا هولاند در ادامه افزوده است : ساده لوحانه است اگر تصور کنیم که می توانیم ترامپ را مجاب یا اغوا کنیم. به گمان فرانسوا هولاند این راهبرد شکست خورده است.

    رئیس جمهوری پیشین فرانسه در ادامه افزوده است که تلاش های کشورهای غربی برای تعدیل سخنان ترامپ نشانۀ بی بصیرتی است به ویژه وقتی که رئیس جمهوری آمریکا توافق اتمی با ایران یا توافق کنفرانس پاریس دربارۀ آب و هوا و یا توافقات تجاری را پاره می کند.

    فرانسوا هولاند، رفتار ترامپ را در قبال آنگلا مرکل و ترزا می تحقیرآمیز و تحریک کننده خواند که به گفتۀ او از سوی رهبران اروپایی پاسخی درخور دریافت نکرد.

    فرانسوا هولاند افزوده است که در واقع با متحدی روبرو هستیم که مخالف اروپا و چندجانبه گرایی و حتا دموکراسی است. فرانسوا هولاند تأکید کرده است که دونالد ترامپ می خواهد میان کشورهای اروپایی شکاف ایجاد کند و حتا اتحادیۀ اروپا را از بین ببرد. هولاند رئیس جمهوری آمریکا را متهم کرده که می خواهد نهادهای بین المللی ای نظیر ناتو، یونسکو، سازمان ملل و سازمان جهانی تجارت را نابود کند.

    فرانسوا هولاند همچنین اظهارات رئیس جمهوری آمریکا را در کنفرانس خبری مشترکش با ولادیمیر پوتین مورد سرزنش قرار داد. او گفت : اظهارات ترامپ در این کنفرانس خبری در خصوص دخالت های روسیه در آخرین انتخابات ریاست جمهوری آمریکا نوعی پنهان کردن تاریخ بود. زیرا او همتای خود را از هر گونه دخالت در انتخابات آمریکا تبرئه کرد و چهرۀ یک رئیس جمهوری ضعیف را به نمایش گذاشت. در پایان فرانسوا هولاند دونالد ترامپ را رهبر جهانی پوپولیسم توصیف کرد.

    http://fa.rfi.fr/%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%88%D8%A7-%D9%87%D9%88%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D9%86%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B1-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%BE-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D8%A2%D9%85%D8%AF-20180717/%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7?xtor=CS1-52

     
    • چی شده سید به جای امام رضا و شاهچراغ و نجف و کربلا به فرانسوا هولاند و ترزا می و آنجلا مرکل دخیل می بندین؟!نکنه خبریه؟!!!

       
      • نه خبری نیست و تعلقی نیست،نقل قول است،غرض تذکر دادن به کسانی است که به امامزاده ترامپ! دخیل می بندند،در واقع غرض این است که ببینند در دنیای امروز قسر و زورگوئی و یکجانبه گرائی دوام ندارد و در دنیا آزادگانی هستند که بر خلاف سکولارهای عاجز و منفعل وطنی مقابل زورگوئی ها و بی منطقی های امثال ترامپ در نظام بین الملل بایستند.شما اندکی بیندیش در دخیلی که به ترامپ بسته اید!

         
  33. نوری زاد میشه شما لطف کنین (یعنی امثال شماها) هیچ کار سیاسی نکنید! اگر بدنتون رو اونقدر مهم می دونید که حتی حاضر نیستید جلوی گلوله بفرستیدش چه بهتر که فقط بشینید و نیگاه کنید! آخه یه بچه یکساله عقلش بیشتر از شماها می فهمه که اگه ببینه شیشه شیرش رو وقتی می خواد مک بزنه یکی می آد شیشه شیرش رو می گیره دیگه می فهمه که هم اون کسی که اون شیشه شیر رو می آره هیچ کاره هست و هم می فهمه تا اون یارو شیشه بگیره هم هست بهتره قید شیر خوردن رو بزنه! قبلاً طوری بود که وقتی به شخصی اول بخوبی و بعد بناچار به تندی یه مطلب رو می گفتی می فهید ولی الان اونقدر آدمهای شاد زن مثه شماها زیاد شده که اینرو هم نمی فهمین! آخه مردک ابله یه رئیس جمهور مزدور چه غلطی می تونست بکنه که شماها دنبال یکی مثه خاتمی بودید و بعد رفتید سراغ اعتدالیش! این شعر تقدیم به اونها که نمی فهمن:
    بجون هر چی مرده
    می بندمت به نرده
    می کنم با تو کاری
    که کسی باهات نکرده
    شوخی باهات ندارم
    بلا سرت می آرم
    می آم همین روزا
    یه گلوله تو مخت می کارم

    به همشهریهات هم که از برکت رژیم به خواسته قبلیشون یعنی زندگی در دروازه دولاب رسیدند بگو اینجا اینقدر زر نزنن! اولاً تو زبون داری هم اینکه اون جوجه ها اگه راست می گه بیان توی خیابون!

     
  34. در محاصره سوپرجاسوسا ن
    وزیر بهداشت در سخنرانی اخیرشان در اجلاس روسای دانشکده های پزشکی گفته اند “در اینکه افرادی نفوذی در میان ما هستند شک نکنید ” رخنه جاسوسان و نفوذیها حتی در امور پزشکی و دارو !. این روزها زیاد شنیده میشود که جاسوسان در نهادهای مختلف کشور رخنه کرده اند از جمله آیه الله مجید انصاری که اخیرا در روزنامه اعتماد نسبت به بودن جاسوسها در نهادها ، بخصوص در بیت و سپاه و… هشدار داده اند. از آنجا که بر هر فرد فرض است که نسبت به جاسوسان جامعه و مملکتش هوشیار باشد من در جاسوس بودن همین آیه الله انصاری شک دارم ، و دلایلی دارم که مشکوک است .
    مقدمتا چند مشخصه ساده از یک جاسوس را که بلد هستم برای شما بگویم اول آنکه ماحصل و نتیجه کار چنین شخصیتی ، برای منافع کشور خودش نیست بلکه به نفع ممالک دیگر و دیگران است . با این تعریف ، قریت به اتفاق سردمداران جاسوس محسوب میشوند. ولی این مشخصه تنها کافی نیست اگرچه باید دید وقتی این امر جریان پیدا کرد ، یعنی جریان امور به نفع دیگران شد ،جاسوسی بدتر است یا بیشعوری ؟. دوم اینکه جاسوس باید بسیار هفت خط باشد تا هم قوام و ماندگاری داشته باشد و هم لو نرود. سوم انکه باید در مقام و جایگاه مناسبی قرار گیرد . چهارم آنکه آی دزد آی دزد را خوب بلد باشد.
    اگر از آخر شروع کنیم این گفته ها و هشدارها نسبت به نفوذ و رخنه جاسوسان مصداق همان آی دزد آی دزد است.
    حال به جایگاه و مقام ایشان بپردازیم . ایشان چندین دوره نماینده مجلس شورا بوده ، نماینده مجلس خبرگان بوده ، عضو مجلس تشخیص مصلحت هم که از 17 سال پیش همیشه بوده . بنابراین از نظر مقام و جایگاه میتوان گفت ایشان یکی از مهمترین ها بوده و هست .
    اینکه در تمام ادوار جمهوری اسلامی با رقابتهائی که بین جناحها وجود داشته و دارد ، تا آنجا که به قتل و حبس و حصر رقیب و جناح مقابل سیاسی کشیده میشود ولی ایشان همچنان پابرجا مانده اند ، نشان از هفت خطی وی نیست ؟ حال به عملکرد این پایه اساسی و هفت خط جمهوری اسلامی بپردازیم که آیا در جهت منافع کشورش بوده یا خیر.
    فجایعی مانند ریزگردها ، خشک شدن تالاب ها و دریاچه ها ، پائین افتادن زیاد سطح آب های زیرزمینی ، نشست زمین در مقیاسهای وسیع و کلاٌ محیط زیست همگی بکنار.
    فجایعی مانند گروگانگیری ، انحصار قدرت برای روحانیون ، تداوم بی مورد جنگ خانماسوز عراق و در همین راستا سرکوب کردن تمام جناحها و انجمنهای دانشجوئی و قتل و عام اسرا در زندان ها و قتلهای زنجیره ای و دربدر کردن هرکه سرش به تنش می آرزید و – کلاٌ بیدادگری همگی بکنار.
    فجایعی مانند بهدر دادن میلیاردها دلار و سرمایه های مملکت برای غنی سازی ، هزینه سرسام آور نیروگاه بوشهر ، هزینه دخالت و اعزام نیرو به عراق و سوریه و یمن ، بدون اجازه ای از ملت و حتی مجلس قلابی خودشان، واردات از چین بنفع آقازاده ها و از بین بردن تولید داخل و در نتیجه دامنگیر کردن فقرو بیکاری و کلا از این نوع حماقتها همگی بکنار.
    فجایعی مانند اشاعه خرافی گری در جامعه و مدارس و حتی در دانشگاهها و سعی در تربیت نسلی متوهم و همراه با آن تهی کردن جامعه از اخلاق و اشاعه اعتیاد و فساد و اختلاس و کلا بهتر است بگوئیم حماقت یا … گستری هم همگی بکنار.
    در تمام بوجود آوردن این فجایع ، ایشان یکی از ارکان نظام بوده و مسئول و پاسخگو باید باشند ، ممکنست ادعا کند ناشی از جهل و جو روزگار بوده است. ولی آیا جز این است که بعد از مرگ خمینی با ماسک اصلاح طلبی و همراه با دیگر همپالگیهایش مردم را فریب دادند تا بوضع کنونی برسد وضعی که هیچ سندیکای کارگری یا اصناف یا احزاب ویا شورا ها و کلا نهادهای مردمی واقعی و قانونی تشکیل نگردد ، وضعی که ضد اطلاعات سپاه با بوجود آوردن فضائی بشدت امنیتی و وحشت زا ، و برای کوچکترین اعتراضی ، هزینه ای تا برابر جان را تحمیل میکند ، تا آقا بتواند بر توده مردم گله وار حکومت کند و امام امت باشد و آقایان هم در کنارش لفت و لیسی.
    در اینجا ممکنست بیان شود ، جاسوس اگر آسیب میزند سودش برای جائی یا مملکتی است در حالیکه برخی از این فجایع ، جز آسیب برای کل بشریت نیست. در اینصورت باید گفت : اینها و امثالهم سوپر جاسوس هستند !..

     
  35. پدری و پسری را بازداشت کرده بودند که دو تن سکه طلا خریده بودند یعنی در حدود 250 هزار سکه وملقب به سلطان سکه طلا شدند. تا اینجا که دود از کله ما بیرون زد مهم نبست بخشی از آلودگی هوا ناشی از همین دودهای کله هاست اما وقتی آیه الله اژه ای فرمودند که آنها آزاد شدند چون کارشان با هماهنگی با بانک مرکزی بوده دیگر کله و مغز من از مرحله دود کردن گذشت و گیرپاژ کرد!…. یعنی چطوری میشود ؟ بانک مرکزی سکه ها را روانه بازار میکند و بعد خودش سکه ها را میخرد ؟ چرا ؟ مغز من که هنگ کرد شما چگونه تحلیل میکنید؟

     
  36. سلام و درود

    عزیزی لطف کرده و مطلب زیر را برایم ارسال کرده که از ایشان بسیار سپاسگزارم. با توجه به اینکه رسم غلط اطعام توسط خانواده متوفی ریشه اسلامی ندارد و نه تنها توسط پیامبر اکرم (ص) منع شده بلکه تا 40 روز هم خانواده عزا دار باید توسط اقربا و همسایگان اطعام شوند و خوردن هر نوع غذا در خانواده عزادار، با نیت فاتحه خوانی از نظر دینی سخت مکروه و احتمالاً بدتر از مکروه است و ابداً در میان اهل سنت هم رایج نیست، عمل به متن مرحمتی آن دوست ارجمند اهمیت و ارزش ویژه ای دارد. از جناب سید مرتضی و جناب مصلح و هر عزیزی که مطلع و صاحب نظر در مسائل شرعی است تقاضامندم حکم شرعی این مورد را از منظر احکام شرعی بطور واضح بیان کنند، باشد که بتوانیم در خرافه زدایی و بر انداختن رسوم غلط و مضر نقشی هر چند کوچک داشته باشیم.
    ( با امید به اینکه ترک و منع اطعام و مخارج ختم اموات سبب آن نشود که اموات محترم از گرسنگی بمیرند و رنج گرسنگی و تشنگی را تحمل کرده و گله مند شوند!)

    «کمپین تحریم غذاخوردن درمراسم ختم:

    هموطن گرامی بیایید با هم یک رسم غلط را در جامعه ریشه کن کنیم، در روایات دینی و احاديث آمده همسایه ها و فاميلها تا چند روز در منزل خود غذا پخته و برای خانواده عزادار ببرند که متاسفانه در جامعه ما به این شکل اشتباه تغییر یافته که خانواده عزادار علاوه بر غم و غصه فقدان عزیز از دست رفته ، همزمان باید به فکر تدارک پذیرایی از مهمان ها هم باشند که با وضعیت اقتصادی فعلی برای بسیاری از خانواده ها بار مضاعفی است که باید در آن شرایط بحرانی به دوش بکشند ،حتی اگر مشکل مالی هم نداشته باشند بار روانی تدارک دیدن و آبرومند ظاهر شدن در انظار هم در آن شرایط یک بار اضافه است، علاوه بر این از نظر انرژیکی، خوردن غذایی که با این شرایط روحی و گاهی هم با نارضایتی، تدارک دیده شده ، برای سلامتی می تواند مضر باشد.
    با نخوردن غذا در این مراسم، به تدریج این قضیه عمومیت پیدا می کند و انگیزه تدارک غذای مراسم ترحیم کاهش یافته و به مرور این رسم برچیده می شود و دعای خیر خانواده ای که مشکل مالی دارد شامل حال خواهد بود.
    خدا را شکر سطح سواد جامعه آنقدر بالا رفته که تقریبا همه می دانند که روح فرد متوفی به انرژی معنوی دعا نیاز دارد نه غذا، چون دنیای بعد از مرگ با دنیای فیزیکی ما متفاوت است.
    از خودمان شروع کرده ، و آن را تبدیل به یک فرهنگ کنیم… ان شاء الله.

    لطفا به تمام گروهاتون ارسالش کنید تا تصمیمات لازم گرفته شود واین معضل حل شود.»

     
    • سلام

      البته احکام مورد اشاره در سوال، از موارد الزامیات نیست بلکه مطابق برخی روایات بحث کراهت یا استحباب است،و چنین مواردی از الزامیات (حوزه واجب یا حرام ها) نیست که نیازی باشد در مورد آنها کمپین براه اندازند،و در واقع اینها اموری عرفی است که ممکن است در شهرها یا مناطق مختلف هرجا بصورتی خاص عرف شود،اما همینطور که در سوال آمده روایاتی غیر الزامی در طرق شیعه و سنی وجود دارد که می توان از آنها استحباب درست کردن طعام و فرستادن آن تا سه روز نزد کسی یا کسانی که کسی از آنها از دنیا رفته و باصطلاح صاحب عزا هستند ،و کراهت غذا خوردن نزد آنان را استفاده کرد و ریشه این مطلب باز می گردد به اینکه وقتی جعفر بن ابیطالب (برادر مولی علی علیه السلام) در جنگ موته بشهادت رسید،پیامبر به فاطمه علیها سلام امر کردند که تا سه روز برای اسماء بنت عمیس (همسر جعفر) و فرزندان و منسوبانش غذا تدارک کنند و ببرند نزد آنها باشند و از آن پس چنین رفتاری سنت رایج شد،روایت اینطور است:

      عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَمَّا قُتِلَ جَعْفَرُ بْنُ أَبِي طَالِبٍ- أَمَرَ رَسُولُ اللَّهِ ص فَاطِمَةَ- أَنْ تَتَّخِذَ طَعَاماً لِأَسْمَاءَ بِنْتِ عُمَيْسٍ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ وَ تَأْتِيَهَا وَ تُسَلِّيَهَا ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ فَجَرَتْ بِذَلِكَ السُّنَّةُ أَنْ يُصْنَعَ لِأَهْلِ الْمُصِيبَةِ طَعَامٌ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ.

      مرحوم شیخ حرّ عاملی صاحب کتاب وسائل الشیعه این روایت و چند روایت دیگر در این مضمون را در باب 63 از کتاب اطعمه و اشربه وسائل بَابُ اسْتِحْبَابِ إِطْعَامِ جِيرَانِ صَاحِبِ الْمُصِيبَةِ عَنْهُ وَ إِرْسَالِ الطَّعَامِ إِلَيْهِ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ‏ (وسائل الشيعة، ج‏24، ص: 364) و در ابواب الدفن از همین کتاب (وسائل الشيعة، ج‏3، ص: 238،ابواب الدفن) ذکر کرده است که مجموعا از آنها استحباب تهیه غذا تا سه روز و فرستادن آن به اهل مصیبت و کراهت خوردن طعام نزد آنان استفاده می شود،البته سرّ این مطلب نیز روشن است که مصیبت دیده بطور طبیعی و عاطفی دل و دماغ رسیدگی به امر پخت و پز یا حتی خوردن غذا ندارند.روی این جهت مرحوم سید طباطبائی یزدی صاحب کتاب عروه الوثقی معروف در بحث مستحبات دفن در مستحب 29 اینطور مرقوم فرموده است :”التاسع و العشرون (از مستحبات دفن ):ارسال الطعام الی اهل المیت ثلاثه ایام و یکره الاکل عندهم و فی خبر: انّه عمل اهل الجاهلیه”(العروه الوثقی ج1 ص 325،مستحبات الدفن).

      عبارت روشن است ،می گوید مستحب است تهیه طعام و فرستادن آن بسوی اهل میت تا سه روز و مکروه است غذا خوردن نزد آنان (یعنی اینکه اهل میت طعام سازند و حاضران بخورند!) و در روایتی است که رفتن نزد اهل میت و خوردن از طعام ساخته آنان از رسوم جاهلیت بوده است.

      اما در عین التزام به این استحباب یا کراهت باید توجه کرد که رعایت این ادب منافاتی با این نکته ندارد که مثلا خود میت وصیت کرده باشد که از اموال خود او بعد از مرگ خیرات کنند یا طعام به دور و نزدیک یا فقراء دهند ،یا خود اهل میت بعد از گذشتن این سه روز یا حتی در این سه روز مایل باشند که طعامی بعنوان خیرات برای میت خود دهند،از این جهت مرحوم سید صاحب عروه الوثقی در همین بحث مستحبات دفن نوشته است :
      (مسألة 3): تستحبّ الوصيّة بمال لطعام مأتمه بعد موته.
      یعنی مستحب (خوب ولی غیر الزامی) است انسان وصیت کند در مورد تخصیص دادن بخشی از مالش برای طعام ماتم و عزای بعد از مرگ خود.که طبیعتا این استحباب نیز متّخذ از روایات دیگری است.
      بنابر این بنظر می رسد مراعات آن استحباب سه روز ساختن طعام و فرستادن آن برای اهل میت که طبعا دل و دماغی برای تدارک غذا ندارند منافاتی با این ندارد که بتوصیه خود میت بعد از مرگ او یا بخواست خود صاحبان عزا اطعام طعام به دوستان و نزدیکان یا فقراء شود و ثواب آن به روح میت اهدا شود.از این جهت فکر می کنم کمپینی اگر بناست براه بیفتد کمپین برای عمل به آن سه روز طعام ساختن و نزد اهل مصیبت بردن باشد نه کمپین برای نفی عرفیاتی مثل طعام دادن بعنوان خیرات بتوصیه خود میت یا تمایل اهل و نزدیکان او.

       
      • سلام و درود

        ما با آنکه در قرن 21 و عصر انفجار اطلاعات و رواج دانش و منطق زندگی میکنیم، و غالب مخاطبینمان هم بخوبی منطق و استدلالهای عقلی و احکام عقلی و تدابیر مصلحتی را میپذیرند، نمیتوانیم پنجه های قفل شده یک امر خرافی_عرفی ابلهانه و زیان بخش را، که نه تنها ریشه دینی و توجیه عقلی ندارد، بلکه دقیقاً با تعالیم و سنت صریح پیامبر گرامی اسلام
        ( ص) منافات دارد و به حال فرد و جامعه هم مضر است را به این سادگیها از گریبان خرد و زندگی خود باز کنیم.! هزاران هزار صلوات و سلام خداوند و درود انسانهای فهیم و منصف و متفکر بر پیامبر خاتم( ص) باد که دهها و صدها سنت غلط و آداب و رسوم کهن و ریشه دار مزاحم و زیانبخش را با یک امر و نهی از میان برد و بجایش سنت های نیکوی عقل پذیر و سازگار با فطرت و مفید بحال فرد و جامعه را جایگزینشان کرد. براستی اگر رسالت آن یگانه عالم نبود هیچ بعید نبود که هم اکنون بت های دست ساز خودمان و سنتهای غلط اجتماعی ما را به اسارت گرفته باشند!( همانطور که هم اکنون جمعیت کثیری گرفتار باورهای غلط و رسوم غیر منطقی و ارتجاعی و ناسازگار با عقلی هستند که ریشه های چندین هزار ساله دارند . مقایسه همین ناتوانی جمعیمان در از میان بردن تنها یک رسم غلط، حتی توسط مجتهدینی که طبق سنت و آئین و مجوزهای شرعی و دینی میتوانند بر امور غیر شرعی بشورند و فتوا به نفی و ترکشان بدهند نشان میدهد که ریشه تعالیم رسول الله ( ص)از سر چشمهٔ چه حقیقت شگرفی شرف صدور یافته اند که اینگونه در دل و جان نفوذ میکنند ! ما حتی در امر و نهی کردن فرزندان بالغ خود هم نا موفقیم چه رسد به آنکه امر و نهی مان شامل زمان حیات و پس از مرگمان و اینهمه نسلهای مختلف، از نژادهای مختلف، در جغرافیاهای متنوع شود!!
        ( این نا توانی در زدودن آداب وسنن غلط قدیمی و جا افتاده، حتی شامل دانشمندانمان هم میشود! )
        نگاه منصفانه به این امر بسیار ساده و مقایسه تأثیر و نفوذ کلام ما با امر و نهی رسول الله( ص) ما را به شناخت حقیقتی بزرگ و اعتقاد به اصالت رسالت الهی رهنمون میشود.

         
  37. قابل توجه سکولارهای وطنی که به “امامزاده ترامپ” دخیل بسته اند!
    ——–

    گسترش انتقادها از موضع گیری ترامپ در دیدار با پوتین

    رئیس جمهور آمریکا در پی یک کنفرانس مشترک خبری با ولادیمیر پوتین که در آن از روسیه در مقابل ادعاهای مداخله در انتخابات ۲۰۱۶ آمریکا دفاع کرد، هدف انتقادهای شدید و گسترده داخلی قرار گرفته است.

    پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

    رئیس جمهور آمریکا در پی یک کنفرانس مشترک خبری با ولادیمیر پوتین که در آن از روسیه در مقابل ادعاهای مداخله در انتخابات ۲۰۱۶ آمریکا دفاع کرد، هدف انتقادهای شدید و گسترده داخلی قرار گرفته است.

    آقای ترامپ در اجلاس با رئیس جمهور روسیه در فنلاند نتیجه گیری دستگاه های اطلاعاتی آمریکا را نقض کرد و گفت روسیه دلیلی برای مداخله در انتخابات نداشته است.

    ترامپ: روسیه دلیلی برای دخالت در انتخابات آمریکا ندارد

    این اظهارات با انتقاد نه فقط دمکرات ها و جامعه اطلاعاتی بلکه بسیاری از جمهوری خواهان روبرو شده است.

    ترامپ تحقیقات درباره دخالت روسیه در انتخابات آمریکا را “فاجعه”ای خواند که باعث فاصله افتادن میان دو کشور شده است. وی گفت هیچ همدستی در کار نبوده است و او هیلاری کلینتون را در رقابتی سالم شکست داده است.

    در همین حال ولادیمیر پوتین رییس جمهوری روسیه تایید کرد در انتخابات سال ۲۰۱۶ خواهان پیروزی آقای ترامپ بوده چرا که او وعده “بهبود روابط روسیه و آمریکا را داده بوده است.”……….
    ……..

    http://www.entekhab.ir/fa/news/419286/

     
  38. یادداشت توماس فریدمن در نیویورک تایمز؛

    تنها نتیجه نشست هلسینکی این بود: ترامپ یا یکی از دارایی‌های اطلاعاتی روسیه است یا از ایفای نقش در تلویزیون لذت می برد / رفتار ترامپ چیزی جز خیانت نیست؛ او برای اولین بار در تاریخ آمریکا، سوگند ریاست جمهوری را زیرپا گذاشته
    توماس فریدمن در نیویورک تایمز نوشت: هموطنان آمریکایی من امروز با دردسر بزرگی روبرو شده ایم و نیازمند تصمیمات بزرگ هستیم. این یک رویداد تاریخی در کل تاریخ ایالات متحده آمریکا است. شواهدی قاطعی مبنی بر این که رئیس جمهور ما برای اولین بار در تاریخ عمدا یا به دلیل سهل انگاری فاحش یا ویژگی های شخصیتی پیچیده درگیر رفتار خیانت آمیز است – رفتاری که سوگند وی را به «حفظ و دفاع از قانون اساسی ایالات متحده آمریکا» نقض می کند. امروز ترامپ این سوگند را زیرپا گذشته و جمهوری خواهان دیگر نمی توانند از این مسئله فرار کنند……..

    http://www.entekhab.ir/fa/news/419274/

     
  39. پوتین پس از دیدار با ترامپ: موضع روسیه درباره برجام تغییری نکرده

    پوتین تاکید کرد که موضع مسکو در قبال مساله هسته‌ای ایران بدون تغییر مانده است. پوتین توضیح داد که برجام یک ابزار تسهیل کننده منع گسترش سلاحهای هسته‌ای به طور کلی و به ویژه در منطقه غرب آسیا است.

    رئیس جمهوری روسیه پس از دیدار ترامپ و گفت و گو با وی درباره ایران تأکید کرد موضع مسکو در قبال توافق هسته‌ای تغییری نکرده است.

    به گزارش فارس، ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه بعد از دیدار با دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا در مصاحبه با یک شبکه روسی تاکید کرد که دیدارش با ترامپ بهتر و واقعیتر از آن چیزی بود که انتظار داشت.

    پوتین دوشنبه شب در مصاحبه با شبکه یک روسیه افزود: من به عنوان اولین ملاقات انتظار خاصی از این دیدار نداشتم اما به عنوان شروع دیداری گرم برای ادامه صحبتها در آینده مفید بود.

    رئیس جمهور روسیه اضافه کرد که دو طرف درباره موضوعات مربوط به منافع دوجانبه از جمله درباره اوضاع سوریه، اوضاع کل منطقه و همچنین مساله اوکراین گفت‌وگو کردیم.

    پوتین در ادامه گفت که به غیر از اینها ما درباره موضوع هسته‌ای ایران نیز صحبت کردیم.

    وی تاکید کرد که موضع مسکو در قبال مساله هسته‌ای ایران بدون تغییر مانده است. پوتین توضیح داد که برجام یک ابزار تسهیل کننده منع گسترش سلاحهای هسته‌ای به طور کلی و به ویژه در منطقه غرب آسیا است.

    رئیس‌جمهور روسیه در کنفرانس خبری مشترک با رئیس‌جمهور آمریکا که روز دوشنبه در فنلاند برگزار شد نیز گفته بود که توافق هسته‌ای ماهیت صلح‌آمیز برنامه هسته‌ای ایران را تضمین می‌کند.

    او گفت: «به لطف برجام، ایران به کنترل‌شده‌ترین کشور دنیا تبدیل شده است.»

    پوتین در انتقاد از خروج آمریکا از برجام گفت: «ما نگرانی‌مان درباره خروج آمریکا از توافق هسته‌ای ایران را ابراز کردیم. ایران به لطف برجام کنترل برنامه هسته‌ای خود را به آژانس واگذار کرد و این توافق، ماهیت صلح‌امیز برنامه هسته‌ای ایران را تضمین می‌کند.»

    http://www.asriran.com/fa/news/621230/

     
  40. دیدار هلسینکی و ماه عسل کوتاه ترامپ – پوتین

    این مذاکرات قبل از اینکه استراتژیک باشد،نوعی تاکتیک برای امتیاز گیری است. بنابر‌این ماه عسل پوتین و ترامپ موقتی ومقطعی است و در درازمدت شکننده وناپایدار است.

    صلاح الدین هرسنی*

    اگر چه روابط خارجی روسیه و آمریکا بر سر مسائل منطقه‌ای و بین‌المللی همواره همراه با چالش و معطوف به تنش بوده است، اما برخی ناظران مذاکرات هلسینکی و دیدار ترامپ با ولادیمیر پوتین را نقطه عطفی در تاریخ دیپلماسی این دو کشور و همچین آغاز فصل جدید در روابط این کشور می‌دانند.

    البته تا قبل از نشست هلسینکی آمریکا تلاش داشت که همچون سال‌های دوران جنگ سرد هژمونی خود را حفظ کند و در سایه حرکت خزنده خود از پیشروی روسیه در مناسبات منطقه‌ای و بین‌المللی جلوگیری کند……

    http://www.asriran.com/fa/news/621305/

     
  41. ترامپ: پوتین دنبال حفظ برجام است!/ توافق هسته‌ای برای آمریکا و جهان بد است/ از وقتی برجام را لغو کرده‌ام، سرتاسر ایران درگیر تظاهرات و شورش است
    این توافق ممکن است برای روسیه خوب باشد چون آنها با ایران تجارت می‌کنند. بسیاری از کشورها با ایران تجارت دارند اما این، برای آنها خوب نیست!

    رئیس‌جمهور آمریکا پس از دیدار با همتای روس خود گفت که پوتین به دنبال حفظ برجام است اما این توافق به نفع آمریکا نیست.

    به گزارش ایسنا، دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا پس از دیدار با ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه در هلسینکی در گفت‌وگو با شبکه فاکس نیوز گفت: درخصوص ایران، او (پوتین) خواهان حفظ توافق هسته‌ای است. این توافق ممکن است برای روسیه خوب باشد چون آنها با ایران تجارت می‌کنند. بسیاری از کشورها با ایران تجارت دارند اما این، برای آنها خوب نیست.

    وی ادامه داد: این توافق برای آمریکا و برای جهان نیز خوب نیست.

    ترامپ همچنین در اظهاراتی مداخله‌جویانه به وضعیت اقتصادی و برخی نارضایتی‌ها از این شرایط در داخل ایران اشاره کرد و مدعی شد: آمریکا در کنار مردم ایران ایستاده است. تمامی این‌ها (نارضایتی‌ها در ایران) پس از خروج ما از توافق هسته‌ای اتفاق افتاده است.

    روسای جمهور روسیه و آمریکا روز دوشنبه در هلسینکی پایتخت فنلاند با یکدیگر دیدار و درباره مسائل مختلف ازجمله ایران رایزنی کردند.

    http://www.asriran.com/fa/news/621261/
    .

     
  42. جان کری: ترامپ کاملا از پوتین فریب خورد!/ رفتار او در کنفرانس خبری شرم آور بود/ در 6 دهه گذشته، هرگز ندیده‌ام که یکی از روسای جمهور آمریکا، کار امروز ترامپ را انجام داده باشند/ سیاست ترامپ فقط به نفع پوتین است

    وزیر امور خارجه سابق آمریکا در انتقادی از نشست رئیس‌جمهوری کشورش با همتای روسش گفت: دونالد ترامپ کاملا فریب‌ ولادیمیر پوتین را خورد.

    به گزارش ایسنا، به نقل از پایگاه خبری هیل، جان کری، وزیر امور خارجه سابق آمریکا در بیانیه‌ای بلندبالا در توئیتر از عملکرد دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا در کنفرانس خبری مشترکش با ولادیمیر پوتین، همتای روسش در هلسینکی که روز دوشنبه برگزار شده بود، انتقاد کرد؛ کنفرانس خبری که در جریان آن پوتین نتیجه تحقیقات جامعه اطلاعاتی آمریکا درخصوص مداخله روسیه در انتخابات سال ۲۰۱۶ میلادی را رد کرد و نسبت به اینکه اصلا مسکو در این انتخابات مداخله‌ای داشته، ابزار شک و تردید کرد.

    کری در این بیانیه گفت: این رئیس‌جمهور به طور کامل تسلیم فریب‌های پوتین درخصوص حملاتش علیه دموکراسی آمریکا شده است. این یک دیوانگی است. ترامپ در آن کنفرانس خبری گفت هیچ دلیلی نمی‌بیند که روسیه در انتخابات آمریکا مداخله کرده باشد. نمایش امروز دقیقا همان دلیلی است که روسیه با استفاده از آن در امور داخلی کشور ما مداخله کرده است.

    وی افزود: رفتار ترامپ نشان دهنده یکسری مشکلات بزرگتر است. مشکل این نیست که ترامپ با پوتین نشستی داشته بلکه مشکل این است که ترامپ سیاستی دارد که برای آمریکا و متحدان ما بسیار بد و تنها به نفع ولادیمیر پوتین است. رفتار ترامپ در کنفرانس خبری مشترکش با پوتین شرم آور بود. حزب شخص رئیس‌جمهور این مساله را بهتر می‌داند. من با بسیاری از آنها کار کردم.

    آمریکا نیازمند این است که آنها نه تنها در اخبار از این اقدامات به طور صریح انتقاد کنند بلکه به یک درک مشترک درخصوص اداره سیاست خارجه آمریکا برسند. هیچکس نباید اجازه دهد که این سیکل اخبار ادامه پیدا کند و همگان باید مثل همیشه به فعالیت‌های خود به طور درست بپردازند.

    کری اذعان کرد: شش دهه از عمر خود را در امور دولتی سپری کرده‌ام‌. هرگز ندیده‌ام که یکی از روسای جمهور آمریکا کاری را که امروز دونالد ترامپ انجام داد، انجام داده باشد و اظهاراتی همانند اظهارات کنونی ترامپ مطرح کرده باشد. همه می‌دانند که جز ترامپ هیچ‌کس دیگری چنین کارهایی در حق آمریکا انجام نداده‌ است. این کارها فراتر از تاسف و غیرقابل دفاع هستند.

    http://www.asriran.com/fa/news/621309/

     
  43. سید ،
    دو مشکل کوچک بین من و نظام تروریستی و سازمان مجاهدین وجود دارد .
    ۱- اسلام
    ۲- خط مشی و اهداف
    در مورد احزاب و گروههای همینگونه است.
    ۱- عقایدشان
    ۲- اهداف
    در مذهب شما، باید هر کس مقلد وپیرو و مرید و ..چیزی باشد. در مذهب من تنها تصمیم گیرنده خود هستم و نه دیگری و احتیاجی به تقلید و نه مرجع نداشته و ندارم .
    ما درون را بنگیریم و حال را
    نی برون را پیرویم و قال را

     
  44. آقاي نوريزاد
    شما كه دوست اميرانتءظام بوديد هرگز سوْال نكردي. گروه فرقان كه فقط به قول خودشان. گروه زر و زور و تزوير رأ ترور ميكرد او را كه عضو هيچكدام نبود چرا ترور كرد ،. طرفداران حكومت مي گويند چون فرقان شعبه اي إز مجاهدين خلق بود و گناه اميرانتءظام. نقش او در دستگيري سعادتي بود حتي تحليلي هست كه چون بعد إز اشغال سفارات أمريكا سريعا اميرانتءظام را جاسوس خواندند و سفارت أمريكا منبع كشف جاسوسي سعادتي برأي. شوروي بوده حتي أين مجاهدين خلق بودند كه برأي انتقام إز أمريكا اشغال سفارت را برنامجه رمزي كردند و به اسم چند دانشجو اجرا كردند

     
  45. جناب امی…این سایت جای کتاب نویسی نیست و شمائی که بانام مستعار به منظور ایز گم کردن مرا مبتلا به بیماری نسیان وانمود میکنید، درواقع لازمست که پیش از همه یا به عنوان مخدش تاریخ معاصر معرفی شده و یا برای معالجۀ بیماری آلزامر تاریخی خودتان، به طبیبی حاذق مراجعه فرمائید. مردمان عامی روشنفکرزده که به دنبال روشنفکرنماهای اسلامی و غیر اسلامی ریسه میشوند، نمیتوانند مورد انتقاد قرار بگیرند. زیرا همانطور که از صفت عامی شان برمیآید، “عامی و ناآگاه” هستند. ولی روشنفکر و روشنفکر نماها از خطرناکترین اقشار مردمی اند که قادرند مردم ناآگاه را در برهه های بحرانی به راه خطا ببرند. بحث من هم راجع به روشنفکرنماهای اسلامیست.

    روشنفکرنماهای ایدئولوژی زدۀ اسلامی، یکی ازگروههای بسیار مهمی بودند که از سالها پیش در حسنیۀ ارشاد و مجامع مسلمانان حضور داشتند و عالماً عامداً مردم ناآگاه و اسلامزده را به دنبال خمینی و ملاهای مرتجع ریسه کرده وکشور و ملت ما را بخاک سیاه نشاندند. این جمع با سایرمسلمانان فعال مقیم خارج ازکشورنیز درتماسهای مستقیم بودند. بحث درمورد حزب توده و مجاهدین و فدائیان اکثریت و غیره… دراینجا مورد نظرنیست. بحث ما درمورد مرده پرستی و فغان و افسوس در رثای مرگ حاج سید جوادی و سحابیها و امیرانتظامهای اسلامیست. ضمناً من دراینجا برای روشنگری و نه مجاب کردن کسی و بخصوص شخص شمائی که زیر نقاب “امی” پنهان شده و پارازیت میاندازید، نیستم.

    چه کسی خمینی را آماده برای تشکیل حکومت اسلامی نمود؟

    دکتربنی صدرخطاب به همسرش خانم عذرا حسینی، در کتاب خیانت به امید، ص 9:

    “به پیشنهاد من، [خمینی] درباره حکومت اسلامى درس گفت. این درس را در کتابى تحت عنوان حکومت اسلامى چاپ کردند. تو خود در ترجمه این کتاب به فرانسه شرکت کردى…”

    چه کسانی به دستبوسی و بیعت با خمینی به نوفل لوشاتو درپاریس رفته و با او بیعت کردند؟
    مهندس مهدی بازرگان، رهبر حزب نهضت آزادی ونخست وزیر دولت موقت اسلامی و نیز دکترکریم سنجابی، رهبر جبهۀ ملی ایران واولین وزیر امور خارجۀ حکومت اسلامی .

    توجه: درپی بیعت نهضت آزادی با خمینی، دکتر و مهندس سحابی و نیز امیر انتظام از اعضای این حزب اسلامی نیز به دنباله روی از خمینی رفتند و حتی امیر انتظام مقام سخنگوئی دولت موقت را پذیرفت و سپس سفارت حکومت اسلامی در اسکاندیناوی را.

    چه کسانی در یمین و یسارخمینی درنوفل لوشاتو نشسته و حکومت اسلامی را برای خبرنگاران و مردم جهان، به عنوان دمکرات ترین حکومتهای جهان و نظیر حکومت جمهوری فرانسه معرفی میکردند؟

    دکتر ابراهیم یزدی، رهبرمسلمان نهضت آزادی درآمریکا که بعداً به مقام وزارت امورخارجه رسید ودکتر ابوالحس بنی صدر، استاد دانشگاه سوربن پاریس که با پشتیبانی و تشویق خمینی به عنوان اولین رئیس جمهورحکومت اسلامی برگزیده شد.

    چه کسی (علی اصغر حاج سید جوادی) در رأس کانون نویسندگان ایران، به همراه اسماعیل نوری علاء، دکتر رضا براهنی، دکتر علیرضا نوریزاده و… با دسته های گل به استقبال خمینی به فرودگاه مهرآباد رفتند؟ مگر همینها نبودند؟ ضمناً ن ک به نوید آمدن خمینی به ملت ایران از سوی علی اصغر حاج سید جوادی:

    ” نشریه جنبش به تاریخ هفتم بهمن‌ماه 1357 به سردبیری علی اصغرحاج سید جوادی: وقتی امام خمینی بیاید دیگر کسی دروغ نمی‌گوید «امام می‌آید، با صدای نوح، با طیلسان و تیشه ابراهیم، با عصای موسی، با هیأت صمیمی عیسی و با کتاب محمد و دشت‌های سرخ شقایق را می‌پیماید و خطبه رهایی انسان را فریاد می‌کند. وقتی امام بیاید دیگر کسی دروغ نمی‌گوید. دیگر کسی به در خانه خود قفل نمی‌زند، دیگر کسی به باجگزاران باجی نمی‌دهد، مردم برادر هم می‌شوند و نان شادی‌شان را با یکدیگر به عدل و صداقت تقسیم می‌کنند. دیگر صفی وجود نخواهد داشت، صف‌های نان و گوشت، صف‌های نفت و بنزین، صف‌های مالیات، صف‌های نام‌نویسی برای استعمار، و صبح بیداری و بهار آزادی لبخند می‌زند….”

    حال از ذکر نام عبدالکریم سروش و حبیب الله پیمان و محمد ملکی وبسته نگارواحمد حاج سید جوادی و غیره…درمیگذرم.

    سایت زیر به تفصیل حکومت اسلامی را مورد بررسی و تحلیل قرارداده و به روشنی نشان میدهد که روشنفکرنماهای اسلامی سال 57، بخوبی از جزئیات نقشۀ خمینی دربرقراری حکومت اسلامی، آگاه و مطلع بودند: “تحلیلی از دکترین ولایت فقیه”

    http://sokhan-rooz.blogspot.com/2015/02/blog-post_14.html

    بازهم تذکرمیدهم که موضوع این نوشته مربوط به مرده پرستی و دنباله روی از روشنفکرنماهای اسلامی است. رهبری حزب توده و مجاهدین و جبهۀ ملی و حزب ایران و فدائیان اکثریت که پنبه شان بر سر هر چارسوئی زده شده است.

     
    • اقای کبیری من نویسنده نیستم که کتاب بنویسم شما نویسنده هستید که هم در سایت حودتان مینویسید هم اینجا دوم اگر بانام مستعر مینویسم شما هم اگر در ایران بودید نام مستعار داشتی شاید هم کبیری هم مستعار باشد(اینگونه تحقیررا از سید مرتضی تقلید کردید)سوم هر کسی بیماری تاریخی خاصی دارد برای مثال بعضی ها بیماری خود روانشناس بینی دارند که افراد فوت شده هزار سال پیشراروانکاوی میکنند چهارم ان روشن فکر نماها بر موج ایجادشده از طرف امریکا جهت برداشتن شاه سوار شدند تا خود حکومت را بدست بگیرند چون میدانستند که عوام مدهبی ققط دنبال اخوندها خواهند افتد که اشتباه کردند چوبش راهم خود خوردند هم همن عوام

       
  46. شهداد عزیز به مبارزه ات ادامه بده ملت ایران در اینده قدر تورا خواهند دانست کاری که تو میکنی کارستان است

     
    • شهداد گفته چشم، حرف خودم را دیگه نمیخوام زمین بذارم، رو کولم نگه می‌‌دارم. آبش بده,…

       
  47. در فرهنگ 40 ساله این نظام واژه “جام زهر” که ابتکار آقای خمینی است بخوبی جا افتاده و توضیح وضعیتی اتحقیر آمیز است که رهبر کشور در آن گرفتار می آید در حالیکه تا آن لحظه فکر میکرده در مسیر برد و پیروزی است. برای آقای خمینی جام زهر بر آیند آرزوهای وی از نتیجه جنگ که رفع فتنه از جهان است با واقعیت ملموس جنگ که ویرانی کشور بود،قلمداد میشود. در طول 8 سال جنگ ،مجموعه باورهای رویائی وی از اینکه دست خدا با او است و اینکه صدام خودکشی خواهد کرد با پشتیبانی انواع گزارشات دروع و چاپلوسی کسانی که از واقعیات آگاه بودند ولی بخاطر منافع خود از ابراز آن خوددداری میکردند در فضای توهم آن چنان رشد کرد که تا 15 روز قبل از قطعنامه هنوز ار لزوم جنگ و مقاومت منزل بمنزل سخن میگفت. اما حباب همه این رویاها ناگاه با چند نامه از نخست وزیر و سپاه ترکید و زیر بار قطعنامه ای رفت که یکسال بود آنرا نمیپذیرفت..یعنی ناگهان با واقعیت مواجه شد!
    رهبر فعلی هم، پروژه هسته ای را در دنیای متوهم خود ادامه راه امام غائب و بیمه عمر خاندان و قدرت خود تصور میکرد که بر او هم رفت آنچه که رفت. اما نکته مهم و مشترک این چام زهرها این است که همگی در شرایط خفت بار تولید میشوند و زهر واقعی آنها هم بر جان مردم درمانده مینشیند. حال و روز اینروزهای مردم نشانه عمیق تر شدن آثار زهر موجود در دو جام زهری قبلی است.
    مغالطه آقای خمینی و رهبر فعلی هم در اینجا است. هیچکدام از ایشان جام زهر سر نکشیدند بلکه آنها به همراه دشمنان ایران جام زهر را بخورد مردم دادند..امروز در همه جا آثار مرگبار این دو جام زهر دیده میشود

     
  48. در هلسینکی چه گذشت
    در یک کلام ترامپ با زیرکی پوتین را برای منزوی کردن ملایان و وادار کردنشان به عقب نشینی خرید. بدون هزینه. صراحتا گفت ارتش آمریکا دوش به دوش ارتش روسیه در سوریه حضور خواهد داشت. یعنی جایی برای ادامه حضور سپاه در سوریه باقی نمی ماند. در نتیجه بشار اسد به عنوان متحد پوتین به رسمیت شناخته می شود. دست کم در مقطع فعلی. در دراز مدت برای اسد نیز برنامه هایی دارد ولی در حال حاضر مشکل بشار اسد نیست بلکه ملایان هستند که موی دماغند.
    حرف های پوتین کمی بو دار بود. گفت برجام باعث شده ایران تحت سخت ترین نظارت جهانی در مسیله اتمی قرار گیرد. همین. این را که همه می دانیم. چیز تازه ای نیست. خیلی شبیه به رد گم کردن بود. مطمین هستم در باره ایران به توافق هایی رسیده اند و این امر تازه ای نیست. یک سالی است که رویش کار شده و دارد به مراحل نهایی نزدیک می شود. خاموشی رادار های روسی در سوریه و افزایش تولید نفت آن نمود های عینی این توافق اند که به طور حتم ابعاد بسیار گسترده تری دارد. از من بپرسید ترامپ روس ها را متقاعد کرده در خصوص ایران دست کم سکوت اختیار کنند و چه بسا در بر اندازی ملایان نقشی بر عهده گیرند. قضیه بر اندازی است.
    ترامپ روی طرف های مقابل خود کار روانشناسی می کند. بیخودی میلیاردر نشده است. تاجر است ولی عجب تاجری!
    این را نخستین بار یک رفتار شناس آلمانی در تلویزیون این کشور مطرح کرد. متاسفانه نام وی را یادداشت نکردم. دوستان شاید کمک کنند. در یک برنامه گفت و گو که مدتی پس از پیروزی غیر مترقبه ترامپ در انتخابات برگزار شد این کارشناس در واکنش به سیاستمداران بلند پایه آلمانی که ترامپ را قبل از پیروزی مسخره می کردند گفت ترامپ همه شما را شگفت زده خواهد کرد. وی یک تاجر است و تمامی اقداماتش از روی یک استراتژی بسیار محاسبه شده و دقیق انجام می گیرد.
    رفتار هایش در عرف دیپلماتیک غیر متعارف است به ظاهر زیگزاگ حرکت می کند ولی این یکی از شگرد هایش است. اول با توپ پر طرف مقابل خود را می ترساند و دچار تزلزل می کند می گذارد طرف مدتی نگران و عرق ریزان بماند در موقع مناسب به سراغش می رود و سهمی که در نظر گرفته است را نقد می کند. اشتباه نکنید بلوف نمی زند. از موقعیت برتر اقتصادی و نظامی آمریکا بهترین استفاده را برای پیش برد اهدافش می کند. وقتی به ناتو می گوید حق عضویت دو درصد چه شد؟ حرفش جدی است. در اجلاس اخیر ناتو سی و چهار میلیارد دلار به دارایی پیمان نظامی افزوده شد. ترامپ گفته بود که اگر چنین نشود اروپا را در مسایل امنیتی و دفاعی به حال خود رها خواهد کرد. معنی این را وقتی متوجه می شویم که در نظر بگیریم روسیه در اوکرایین چه می کند. در حمایت از گروه های راست گرا چه می کند. برای متزلزل کردن اتحادیه اروپایی چه می کند.
    نزدیکی ترامپ و پوتین ضرب شصتی به رقبای اقتصادی آمریکا در اروپا نیز هست. آمریکایی ها بازی پیچیده ای با روسیه اتحادیه اروپایی چین و انگلیس طراحی کرده اند. از یک سو اف بی آی مدعی می شود روس ها در انتخابات آمریکا مداخله کرده اند (پلیس بد) . ترامپ آن را رد می کند (پلیس خوب). به تازگی چند تبعه روسیه متهم به اقدامات غیر قانونی در آمریکا شده اند. ترامپ می گوید قضیه مربوط به دادستان است. جالب است که پوتین هم اعلام کرد ما حاضریم با قوه قضایی آمریکا همکاری کامل کنیم.
    از دیدگاه روانشناسی پوتین یک فرد خود شیفته است. فرو پاشی شوروی در وی احساس حقارت ایجاد کرده. با رییس جمهور شدنش دست دوستی به سمت غرب دراز کرد با این امید که به عنوان رهبر یک قدرت جهانی شناخته شود لیکن غربی ها زیرکانه با سردی تمام دست وی را پس زدند. مثل پهلوانی که زمین خورده و می خواهد بر خیزد لیک کسی حاضر نیست او را کمک کند.
    ترامپ دردیدار با پوتین چنین القا کرد که وی را در حد رهبر یک قدرت جهانی پذیرفته است. پوتین در چنان وضع روحی تحقیر شده ای قرار دارد که همین برایش یک پیروزی به حساب می آید. مثل این که سال ها بود منتظر چنین فرصتی نشسته بود. به کودکی می ماند که بعد از مدت ها گریه و زاری یک توپ فوتبال برایش بخرند. چشمانش برق می زند و از خوشحالی نمی داند چه کند.
    فکر نکنید روس ها این ها که نوشتم را نمی دانند. بازی شطرنج است. ترامپ یک حرکت می کند و پوتین مجبور است حرکت بعد را انجام دهد. برگ برنده دست ترامپ است. اوست که از موضع قدرت سخن می راند. مثلا اگر ولایتی خیال می کند بتواند روس ها را قانع کند جانب آمریکا را رها کنند و جانب ایران را بگیرند سخت در اشتباه است.
    او ممکن است با چین و اتحادیه اروپا و روسیه حاضر به چانه زدن باشد ولی در مورد ایران عظم خود را جزم کرده است. اینجا جایی برای کوتاه آمدن نیست. دوازده شرط پومپیو را هر کس دقیق خوانده باشد متوجه می شود من چه می گویم. تسلیم نامه است. امیدی هم ندارد ملایان آن را قبول کنند. اصلا قرار نیست آن را قبول کنند. این دوازده شرط پایه ساختمان بلندی است که در سقف آن سقوط حکومت تروریستی اسلامی حک شده است. بر پایه این دوازده شرط است که کشور های دنیا را متقاعد می کند به منزوی کردن ایران. اتحاد جهانی برای بر اندازی جمهوری اسلامی به مراحل اجرایی خود نزدیک می شود.
    تکلیف ما این وسط چیست؟

     
  49. در هلسینکی چه گذشت بخش دوم

    تکلیف ما این وسط چیست؟
    برای من ایرانی مایه ننگ است که حکومت ضد بشری آخوندی در اثر فشار های جهانی فرو پاشد. ملت ایران باید پیش از آن که محاصره خارجی به اوج برسد کار را یکسره کند. این نه تنها عزت ملی به همراه دارد بلکه هزینه اش هر اندازه هم که باشد کمتر است از هزینه ای که تحریم ها بر ما وارد خواهد کرد.
    قیام ملی یعنی همکاری همه آحاد ملت. هر کس ایران را دوست می دارد بایست در این قیام شرکت کند. ارتشی ها و دیگر نیروی مسلح روی سخنم به ویژه با شما است. مردم سهم خود را ادا کرده اند. می بینید که با بی رحمی تمام سرکوب می شوند. رمقی برای قیام طویل المدت و دامنه دار ندارند. خود دانید. سکوت راه نجات نیست. ما در مسیری قرار گرفته ایم که راه برگشت نداریم. چاره ای به غیر از قیام قیام قیام و قیام نداریم. سکوت هزینه ای بس سنگین تر بر ما تحمیل خواهد کرد. در صورت سکوت بیشترین صدمه متوجه همین نیرو های مسلح خواهد بود. با ادامه سکوت پشیمان خواهید شد. مگر نمی بینید ملا ها کارشان تمام است. جسدی بیش نیستند. نگذارید تعفن آن ها جان بقیه را به خطر اندازد.

     
    • امان از دست هلسینکی! امان از خواب و خیال سلطنت طلبان! و امان از دست ساسانم و احساس تکلیف او!

      ملاحظه کنید! رئیسان جمهور دو ابر قدرت با یکدیگر گفتگو کرده اند پیرامون طیف های گوناگونی از مسائل و مشکلات و اختلافات فیما بین و برخی مسائل بین المللی :مساله اتهام دخالت روسیه در انتخابات امریکا،خلع سلاح یا کاهش سلاح های هسته ای،مساله سوریه و چگونگی استقرار صلح در آن،مساله کریمه و اختلافات با اوکراین،مساله مبارزه با تروریزم در جهان بصورت کلی،مساله نفت و گاز و همکاری ها در این زمینه،مساله برجام و ابراز تاسف پوتین از خروج ترامپ از یک قرار موثر بین المللی برای تامین امنیت در خاورمیانه و …. بعد هم کنفرانس خبری ایندو که اشاره هایی کلی به مسائل مطرح شده در این دیدار است
      بعد سلطنت طلبی بنام ساسام گوشه یک سایت شروع کرده به بازگوئی خواب و خیال و رویاهای خویش! مثل اینکه وقتی خبرنگاران بیرون رفتند و پوتین و ترامپ رفتند پشت درب های بسته،ساسانم اونجا در دیدار خصوصی ایندو حضور داشت! یا مثل اجنّه می توانست از امریکا یا آلمان گفتگوی ایندو را استراق سمع کند! یا هنوز این دیدار تمام نشده،این دو رهبر خود را موظف دیده اند که لیست و جزئیات گفتگوی خویش را که لابد عمدتا یا فقط و فقط ایران بوده و ایران،سقوط جمهوری اسلامی بوده و بازگشت رویاهای سلطنت طلبانه و جقّه های باقیمانده همایونی به ایران! و فرش قرمز و الخ..! یا شاید ساسانم در دوران پیری و فراموشی تصور می کند در عصر اطلاعات و انقلاب انفورماتیک فقط ساسانم هست که میتونه به اخبار و اطلاعات از رسانه های گوناگون دسترسی داشته باشه و بقیه مردم دنیا یا بقیه اهالی این سایت افرادی دهاتی یا دور از آبادی اند که نه توانائی کسب اطلاعات و اخبار را دارند و نه توانائی تحلیل و تفسیر مسائل! در یک فرازی هم از “عظم جزم ” (بخوانید عزم جزم!) ترامپ در مورد ایران سخن گفته است! و از برق چشمهای پوتین! که حاکی از خودشیفتگی اوست! حالا البته ما روان شناس نیستیم که در مورد خودشیفتگی یا عدم خودشیفتگی پوتین اظهار نظری کنیم،اما ظاهرا ساسانم این سایت در دوران فراموشی ناشی از پیری (چیزی که خود ساسانم گفت) فراموش کرده که چندین روان شناس متبحّر در خود امریکا در مورد خودشیفتگی ترامپ (سمبل امید و آرزوهای ساسانم!) و علائم آن سخن گفته بودند! حالا اینجا چطور مصالح سلطنت طلبانه اقتضاء کرده که ماجرا معکوس شود و در حالیکه برخی نمایندگان کنگره و سیاستمداران امریکائی از ترامپ بخاطر برخی تعبیرات او (مثل دشمن خواندن متحدان اروپائی و دوست جون جونی خواندن روسیه!) خطاب به پوتین او را مورد سرزنش قرار داده اند،چنین خودشیفتگی و برقی را در چشمهای پوتین ببیند و در چشمان و اظهارات ترامپ نبیند،بماند.بالاخره آرزوبر جوانان عیب نیست! طوری هم اونجا (نمیدانم در آلمان یا امریکا) برای ارتش جمهوری اسلامی و پرسنل آن امریه و توصیه صادر می کند توگوئی همه آنها نشسته اند گوش هایشان را تیز کرده اند که ساسانم سایت نوریزاد چه می فرمایند؟! نه بابا! ظاهرا شما باید در درون خود دنبال خودشیفتگی و آثار آن باشید وگرنه کی شما رو می شناسه و اصلا حتی در همین سایت چه اهمیتی به برداشت ها و انظار دگم می دهد؟!
      بعد نگاه کنید که ساسانم اینهمه وطن فروشانه حساب روی پوتین بیگانه باز کرده،و اینهمه خواب و خیال و تئوری بافته ،در عین حال در آخر کار متظاهرانه می گوید به خارجی چه کار دارید مردم ایران! خودتان فیام و قیام و قیام کنید و فرش قرمزی برای ما سلطنت طلبان و جقّه همایونی پهن کنید هرچند ما فرسنگ ها آنطرف در امن و امان و رختخواب گرم و نرم نشسته ایم و اینطور تکلیفمان را نسبت به وطن ادا می کنیم!

      حالا من برای اینکه باز میزان ایده آلیسم کور و رئالیسم و واقع گرائی سیاسی روشن بشه لینک گزارش و تحلیل های خبری این دیدار را از چند سایت خبری مهم و معتبر (خبرگزاری فرانسه- بی بی سی فارسی-یورو نیوز- رادیو زمانه و دویچه وله آلمان) اینجا می گذارم تا تفاوت بین رویاهای کور سلطنت طلبانه و واقعیت های جهان سیاست بیشتر روشن شود:

      1-گفتگوی تاریخی پوتین و ترامپ + آلمان: دیگر نمی توان روی کاخ سفید حساب کرد:

      https://news.gooya.com/2018/07/post-16730.php

      —-
      2-دونالد ترامپ و ولادیمیر پوتین از نخستین دیدار و گفتگوهای خود ابراز خرسندی کردند:

      http://fa.rfi.fr/%D8%AF%D9%88%D9%86%D8%A7%D9%84%D8%AF-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%BE-%D9%88-%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%85%DB%8C%D8%B1-%D9%BE%D9%88%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%AF%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%D8%AF-20180716/%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7?xtor=CS1-52

      —-
      3-ترامپ: روسیه دلیلی برای دخالت در انتخابات آمریکا ندارد:

      http://www.bbc.com/persian/world-44853232

      —-
      4-ترامپ در نشست خبری با پوتین: ایران از موفقیت علیه داعش سوءاستفاده نکند:

      https://www.radiozamaneh.com/403604?utm_source=feedburner&utm_medium=feed&utm_campaign=Feed%3A+radiozamaaneh%2FMTcd+%28Radio+Zamaneh%29

      —-
      5-انتقاد شدید سیاستمداران آمریکا به اظهارات ترامپ درباره پوتین:

      https://www.dw.com/fa-ir/world/a-44702493?maca=per-VAS-per-GooyaNews-26861-xml-mrss

       
    • جاویدان سپاه ایران

      ایران درود
      درود بر سپاه پاسداران
      درود بر سید مرتضی
      مرگ بر دمکراسی با صدای بلند
      درود بر اقتدارگرایی نخبه گرا
      نوری زاد خون آشامی که پشت نقاب حقوق بشر ودمکراسی گندیده پنهان شده است.

      شتر در خواب بیند پنبه دانه گهی لپ لپ خورد گه دانه دانه

      به همین خیال باش
      بد جوری تو توهمی
      نمیدانم شما نوری زاد را به این روز انداخته اید یا نوری زاد شما را به این روز انداخته
      ما که رفتیم نیروها را سر مرز اسراییل مستقر کنیم
      توی باب المندب هم موشکها آماده شلیک هستند
      اینقدر موشک تولید کردیم که جا نداریم

       
  50. این دومی: نباید اقتصاد کشور را معطل برجام کرد.
    مش قاسم: خامنه‌ای: اقتصاد کشور معطل تو میباشد نه برجام.

     
  51. روز ما فرداست ، فردا روشن است!

    عباس اميرانتظام، درگذشت. اگر امروز عمرش به سر نمي رسيد، فردا روزی درميگذشت. عمر همه انسانها هم روزي سرخواهد رسيد. در اين هيچكدام از ما ترديد نداريم.
    اما وديعه ي اين انسان صبور نزد ما چه بود؟ به كدامين يادگار نامش در تاريخ معاصر ماندگار خواهد ماند؟
    فردي كه عمرش را در زندان هاي نظام سپري كرده؟ ركورد دار حبس سياسي در نظام جمهوري اسلامي؟ كسي كه محروم از عدل و عدالت شد؟ ظلم و جفا به كسي كه جرمي مرتكب نشده بود؟ محروم کردنش از دیدار فرزندانش؟
    اينها همه بود اما به باور من بزرگترين سمبلي كه از وي به يادگار خواهد ماند «گذشت و بخشایشگری» بود. درسی برای یکان یکان ما که نگذاریم خشم ، چشمانمان را بر عطوفت و بخشایش ببندد.
    در زندگی روزمره هر کدام از ما به بهانه های (واقعی یا موهوم) از دیگری می رنجیم و گاه سطح رنجش به خشم می رسد و تا آن رنجش و دلخوری را به همسطح اش تلافی نکنیم، انگار رنگ آرامش نمی گیریم.
    حالا ببینید که امیر انتظام که خود بیمار بود وقتی شنید که قاضی دادگاهش ( که به ناحق در موردش حکم به جفا رانده بود)در بستر بیماری و مرگ است به دیدارش شتافت و از عفو و گذشت سخن راند.
    مردان بزرگ از مقوله ی دگرند. درس بگیریم و چنین رویه هایی را در سطوح (حتی کوچکتر) به همنوعان خود روا داریم. تغییر را از سطوح پایینتر که تمرین کنیم، فردا که مصدر امور شویم ،بخشش و عطوفت را نشر داده سرلوحه تمشیت امورمان قرار میدهیم.
    با این امید مطلع شعر بلند آریانپور رنگ آسمانی میپذیرد :
    روز ما فرداست ، فردا روشن است

     
    • اکثر ما ایرانیان مردمانی احساساتی و بی منطق هستیم. چه نیکو گفت فردوسی، آن مرد بزرگوار ایرانی:

      به یزدان اگر ما خِرَد داشتیم/ کجا این سرانجام بد داشتیم؟!

      بیآئیم پیش از آنکه دچار احساسات مرده پرستانه شویم، نقش امیرانتظام و امیر انتظامها را در بوجود آوردن حکومت اسلامی حاضر، تحلیل کنیم تا در آینده امیر انتظامهای دیگری، در حزب نهضت آزادی دیگری، ما را به ناکجا آباد دیگری رهنمون نشوند.

      چه کسانی تحت تأثیر ایدئولوژی اسلام، جهنم حکومت اسلامی را پایه گذاری کرده و خود و ملتی را به قعر آن افکندند؟ سوآل اینست.
      پای آینده و سرنوشت ایران و ایرانی درمیانست. فراموش نکنیم که رهبران و مدافعان نهضت آزادی از قبیل بازرگان، یزدی، سحابیها، حاج سید جوادی، بسته نگار و امیر انتظام مرده اند. چه درسهائی از بررسی خطاهای آنها در رقم زدن روزگار مملو از بدبختی و ادبار امروزین ما میتوان گرفت؟

       
      • اقای کبیری باز شما پنج نفر را ردیف کردی و عامل به وجود اوردن جمهوری اسلامی معرفی نمودی اقای عزیزشما خافظه تاریحیتان خیلی سریع از کار افتاده در انقلاب سال 57بیشترین تائثیر را مردم فرودست وکم سوادوبیسوادوخزب توده ومجاهدین داشتند نه نهضت ازادی وفدائیان وسایر اخزاب کم طرفدار با اخترام

         
        • امی گرامی

          مطلب شما مطلب درستی است ولی در عین حال کامل نیست،باید گفت انقلاب عظیم 22 بهمن سال 57 یک انقلاب بزرگ (و نه شورش محدود یا کور) مردمی بود که همه اقشار مردم ایران از همه طبقات عادی مردم و دانشگاهیان و دانشجویان و روحانیون و بازاریان و کسبه و همه جور گرایش چپ و راست و ملی در آن دخالت داشتند و نمی توان یک یا چند اسم را عامل محرّکه آن قلمداد کرد ، و مهمترین ویژگی آن این بود که همه اقشار مردم و همه گروهها بر رهبریت مرحوم آیت الله خمینی صحّه گذاشتند و همین وحدت رهبری و وحدت خواست عمومی (ساقط شدن نظام شاهنشاهی سلطنتی) بزرگترین فاکتور پیروزی سریع مردم ایران و انقلاب با شکوه آنان و فرار و اضمحلال و متواری شدن شاه و اطرافیان او بود.و این واقعیتی تاریخی بود که هرکس در آن دوران بوده است می داند و نمی تواند آنرا کتمان کند،البته این انقلاب بزرگ مردمی جاماندگان و واماندگانی نیز داشته و دارد که تلاش می کنند علیرغم اقلّی بودن خود را تمام هویت مردم و ملت ایران قلمداد کرده تاریخ واقعی انقلاب اسلامی ایران را بهوس های خود تفسیر کنند.

           
  52. آسد مرتضی جواب بده

    ‌ ‌

    طبق آمار
    تعداد زنان و دختران شهید
    در جنگ 8 ساله ی ایران و عراق
    شش هزار و 428 تن، و تعداد زنان و
    دختران جانباز بیش از 5 هزار تن است!

    چرا نام هیچیک از این زنان و دختران
    بر کوچه و خیابان های ایران نیست…؟!!

    دشمنی آخوند با زن و زندگی پایان ندارد…!!!

     
    • من از درستی این آمارها بی اطلاعم،البته نام یک شهید زن را بر کوچه و خیابان نهادن حرمت شرعی ندارد،اما نامگذاری نکردن یا عدم رواج آن ارتباطی با دشمنی با زن ندارد،زن در اسلام انسان مورد احترام است و دلیلی بر دشمنی با او وجود ندارد،و مراعات بعض احکام مثل لزوم پوشش و رعایت عفّت آنان بمعنای دشمنی با زن نیست بلکه فاسد کردن زن،برهنه کردن زن، و استفاده ابزاری از بدن زن و لطافت زن و کالا قرار دادن او آنطور که در تمدن غرب رایج است و اینها را اقتضای آزادی دانستن عین دشمنی با جنس زن و بهره برداری سوء از اوست.

      ————

      درود سید مرتضای گرامی
      یک پرسش دوستانه: این ام القرای اسلام ناب محمدی که جمعی از زنان و دختران بخاطر فقر تن به تن فروشی می سپرند و جمعی نیز بخاطر نبود فرصت های برابر در خانه می مانند و دق می کنند و جمعی نیز بخارج می روند( مریم میرزاخانی بی حجاب) آیا از مظاهر جوامع امن و امان اسلامی است؟ دوست من، در غرب، زن بشدت مورد احترام است. داستان کالا و ابزار قرار دادن زن، داستان فرسوده ایست. در اسپانیا، در یک دوره، هفت نفر از وزرای هیأت دولت از بانوان بودند. حتی وزیر دفاعش. زن در غرب احساس زندگی و زنده بودن دارد. زنان پراکنده و ابزاری و آنچنانی را که خودمان فراوان داریمشان. نداریم؟ کتاب مونتا مونگورف را نیک بخوانید لطفاً.
      با احترام

      .

       
      • سید ، معنای
        ۱-“مراعات بعضی احکام” با دستور و قانونی بودن و مجازات تعیین کردن برای آن فرق دارد.
        مراعات به فرد و تصمیم فرد بستگی دارد و
        ۲- استفده ابزاری از بدن زن و در نهایت ضیغه باید ممنوع شود. در جامعه ای که زن و مرد برابرند کسی اجازه برخورد و استفاده ی ابزارگونه را بدیگری نمی دهد، مگر فرد، ناآگاه و نابالغ باشد که برای آن قوانین مشخص اند.
        جامعه ای چون نظام تروریستی اسلامی که یک مشت از قبر برخاسته بر زندگان مسلطنند وبجای افراد تصمیم می گیرند. تمامی آن جامعه ابزار و بازیچه اند .

         
      • مونیکا منو بگیر!

        حضرت مستطاب جناب آقا سید مرتضای مدافع الحکومة

        سلام علیکم. بحضور ///////////////////////عارض است، همانطور که آیت الله العظماء خیر الماکرین آقای نوریزاد دامة افاضاتة فرمایش بحضور اقدستان نزول اجلال اقامه فرمودند، لازم و ضروریست تا هرچه زودتر صحیفه ی مونتا مونگورف که در اصل از زبان مغولی اویغری جغتائی از دیار عالم پرور شهریار بوده و در عهد اُکتای غاآن از السنه ی جابلسائی توسط شیخنا رئیس ابن مقواع به لسان مغولی تراجم شده و در اصل تحت عنوان «مونیکا منو بگیر» در دیار فرنگستان شهرت عالم داشته، فیض کلام معمول فرمائید. الله مع اسئلکَ بالعسلک فی خالدون اجمعین.

         
    • اسید مرتضی متاسفانه جواب منطقی نمی دهد .

       
  53. درود
    چرا در ایران اختلاس زیاد است؟

    مدت هاست در هر جمع و گروهی این سوال طرح می شود که:
    چرا در ایران اختلاس زیاد است؟
    چرا تهمت فراوان است ؟
    چرا دروغ بی شمار است؟
    چرا زیرآب زنی در کار و خیانت در شغل و فساد در خانواده افزون شده است؟
    چرا جوانان به مواد مخدر روی اورده اند ؟
    چرا رابطه های آن چنانی رواج یافته ؟
    چرا میزان تصادفات رانندگی زیاد شده؟
    چرا دعواهای خانگی و خیابانی و چاقو کشی و قتل و جنایت و تجاوز روز به روز بیشتر می شود؟
    چرا تحمل ایرانی ها کم شده.؟
    . چرا فحش زیاد شده ..؟

    چرا هر کس که سفری به اروپا می کند، می گوید آنجا احترام دیده و در ایران بی احترامی ….؟
    چرا و چرا؟؟

    مگر از صبح تاشب نوای دین از صدا و سیما به گوش نمی رسد؟
    مگر هر هفته در کل کشور نماز جمعه برگزار نمی شود؟
    مگر این همه مداح و سخنران که شب و روز از خدا و پیغمبر می گویند، کم است ؟
    پس چرا مشکلات اخلاقی جامعه روز به روز اسفناک تر و فجیع تر می شود؟؟

    خلاصه :چرا جامعه ایران از اخلاق دور شده است؟

    پاسخ این همه سوال فقط یک عبارت است:

    ابهام از آینده و اخلاقی زیستن!

    در دهۀ ۱۹۶۰ تعدادی از روان‌شناسان اجتماعی فرانسوی با همكاری یك مؤسسۀ تحقیقاتی بزرگ، در اروپا یك مركز شبانه روزی تأسیس كردند.

    در این مركز، نوجوانان ۱۲تا ۱۹سال آموزش می‌دیدند و زندگی می‌كردند. مدّت یك سال همه چیز به صورت عادی جریان داشت
    و آزمایش‌های مختلف كمی و كیفی بر روی آنان انجام گرفت.

    در طول این یك سال، هر نوجوان سه وعدۀ غذایی روزانه با احتساب میان وعده‌ها، ۸۰۰گرم غذا می‌خورد.

    پس از یك سال به تدریج و آگاهانه شایعه كردند به علت وضعیت اقتصادی نابسامان شبانه‌روزی، ممكن است غذا به لحاظ كمی و كیفی جیره‌بندی شود.

    شش ماه بعد از این شایعه، میزان غذای مصرفی روزانه هر فرد از ۸۰۰گرم به ۱۲۰۰گرم افزایش یافت.
    هنگامی كه عملاً جیره‌بندی را آغاز كردند، مصرف غذا از ۱۲۰۰گرم به 1500گرم رسید و حتی در اواخر این دورۀ چهارساله، نوجوانانی بودند كه در شبانه روز بیش از ۵كیلوگرم غذا می‌خوردند.

    دلیل افزایش مصرف این بود كه نوجوانان آیندۀ خود را مبهم می‌دیدند.

    هنگامی كه مركز شبانه‌روزی در وضع عادی قرار داشت، افراد غذای خود را به یكدیگر تعارف می‌كردند
    و نسبت به یكدیگر رابطه‌ای مبتنی بر نیكوكاری، شفقت و نوعی از خودگذشتگی داشتند. امّا هنگامی كه شایعۀ كمبود غذا مطرح شد، تعارفات، رعایت ادب و رفتارهای مهربانانه، نسبت به یكدیگر كمتر شد.

    در واقع به دلیل مبهم بودن آینده، اخلاقی زیستن بر پایۀ عدالت، احسان، رعایت ادب و.. به مرور زمان كمرنگ گشت.

    آینده ی مبهم و نامعلوم افراد از نظر مالی، شغلی و.. آستانۀ اخلاق و تحمل را در هر جامعه ای كاهش می‌دهد.

    به طور مثال، در جامعه‌ای كه همۀ افراد با هر تخصصی می‌توانند شغلی داشته باشند، كارشكنی، حسادت، تهمت، سخن‌چینی، چاپلوسی و.. كمتر است.

    به طور كلی در جامعه‌ای كه نیازهای اساسی انسان‌ها در آن تأمین می‌شود، افراد بر پایۀ موازین اخلاقی زندگی می‌كنند.

    پس اخلاقی زیستن ارتباطی به نصیحت های اخلاقی و ازدیاد مجالس دینی ندارد.
    اخلاقی زیستن نیاز به آرامش ذهنی و ثبات اقتصادی دارد.

    به جای صرف هزینه های بسیار برای دعاهای مستحب کمیل و ندبه و سخنرانی های خسته کننده و مداحی های سوزناک و خرج برای برپایی مجالس و همایش های بی اثر ؛ بهتر است این ثروت عمومی را به واجبات مردم یعنی مخصوصا ازدواج و شغل منتقل کنید.

    جوانی که شغل دارد و ازدواج کرده ، با خوش بینی به آینده می نگرد
    و همین آرامش به او زندگی اخلاقی بهتری هدیه خواهد داد .

    پس ، لطفا مستحبات را کم کنید و به واجبات برسید.

    سخنرانی استاد مصطفی ملکیان با عنوان اخلاق و آسیب‌های اجتماعی

     
    • خمینی:اقتصاد مال خر است.
      و ملت بدنبالش راه افتاد .
      خمینی ای امام، خمینی ای امام
      نتیجه اش : امروز ایران.

       
  54. اسم رمز امروز شهداد: یک قالب شاهرخ و نیم قالب ناشناس + نیم قالب شهداد. امشب یا فردا کی‌؟

     
    • دكتر شهداد مرد بزرگى است كه شما كوچكها نميتوانيد دريابيد

       
      • شهداد، امروز دیگه شدی حسام؟ شاهرخ را کجا پرت کردی؟ شهداد ، حتی وقتی‌ یک جمله هم می‌‌نویسی فریاد میزنه که خیلی‌ خودت هستی‌.

         
  55. آقای دکتر نوریزاد عزیزم
    سلام و درود
    اینها همان کسانی هستند که مدیرکل بانک مرکزی زمان شاه را به دلیل گرانی و تورم و کم شدن قدرت خرید مردم اعدام کردند !!!!

    حالا خودشان چند باز باید اعدام شوند ؟!
    رو که نیست ! سنگ پای قزوین هم نیست ! سنگ پای چینی است .

     
  56. درود به جناب نوری زاد
    قلعه ی زنان وفادار …

    در شهر وينسبرگ آلمان قلعه اي وجود دارد بنام زنان وفادار که داستان جالبی دارد و مردم آنجا با افتخار آنرا تعريف ميکنند:
    در سال 1140 ميلادی
    شاه کنراد سوم شهر را تسخير ميکند و
    مردم به اين قلعه پناه ميبرند
    وفرمانده دشمن پيام ميدهد
    که حاضر است اجازه بدهد
    فقط زنان وبچه ها از قلعه خارج شوند
    و به رسم جوانمردی با ارزش ترين دارايی خودشان را هم بردارند و بروند
    بشرطي که به تنهايی قادر به حمل آن باشند
    قيافه فرمانده ديدنی بود
    وقتی ديد هر زنی شوهر خودش را کول کرده و دارد ازقلعه خارج ميشود …!
    زنان مجرد هم پدر يا برادرشان را حمل ميکردند
    شاه خنده اش ميگيرد
    اما خلف وعده نميکند و اجازه ميدهد بروند
    و اين قلعه از آن زمان تا به امروز بنام ” قلعه زنان وفادار” شناخته ميشود
    اينکه با ارزش ترين چيز زندگی مردم آنجا پول و چيزهاي مادی نبود
    و اينکه اينقدر باهوش بودند
    که زندگی عزيزان خود را نجات دادند تحسين برانگيز است

    دعاکنيم دراين روزگار نيز با ارزشترين دارايي های دنیوی ما خانواده و عزيزانمان باشند نه، پول،ثروت، خانه و مقام …

     
  57. اقای خمینی در تابستان ۶۷ با چهارخط پر از غضب وکینه هزاران جوان ایرانی که بسیاری از انان از زنان و دختران این ملت بودند را تیرباران کرد و به سینه قبرستان فرستاد در جنگ هشت ساله هزاران زن ودخترایرانی کشته شدند ویابشدت صدمه دیدند بسیار دردناک است که بگویم بعضی از انان در روزهای آغازین این جنگ پر خسارت مورد تجاوز بعثیون قرار گرفتند ،حال از اینکه نام هیچ بانوی شهیدی برروی هیچ خیابان وکوچه ای وبن بستی نیست؟ما می‌توانیم یک نتیجه بگیریم وان این است عمق زن ستیزی آخوندها و ایت اله های شیعه برما بیشتر عیان میشود فراموش نکنید که همین اخوندها وایت اله ها بودند که در قانون کشور ما گنجاندند که زن بدلیل اینکه یک موجود احساساتی وناقص العقل است حق قضاوت ندارد ودر هزار حدیث من در آوردی از قول پیامبر وعلی گفتند که زن باید در کنج خانه بنشیند غذابپذدو بچه داری کند وازخانه بی اجازه مردش بیرون نیایید وهرگز جیک نزند، بااین وجود من ایرانی در این نزدیکی ها روزی رامی بینم که این جماعت جاهل توسط همین زنان ودختران ایرانی برای همیشه ازاین خاک برچیده می شنوند برای همیشه، درود

     
  58. علی مسکرانیان

    جسارتا اقتصاد علم حساب وکتاب است و نهایتا هرجایی حل مسئله با چالش روبرو شود دیگر هیچ اعتباری ندارد !!!
    پس بودن ما در بند یک ودو هم هیچ ارزشی ندارد !!!
    حال سوال مهم این است که چطور این نظام با علم اقتصاد هردمبیلیش 40 سال حکومت کرده ومردم هم گام بگام جلو امده اند ؟
    این میشود استفاده از اقتصاد شناختی!!!که متاسفانه این نظام از ان بهره برده وانهم دقیقا از جهت منفیش و علیرغم طی مسیر غلطش توانسته با مکانیسمهای مختلفی از جنگ 8 ساله گرفته تا باز کردن اغوش برای بلوک شرق در تقابل با غرب و استفاده از استمرار طلبانی چون خاتمی در صحنه ی سیاست و …دیگر راهکارها جلوی فروپاشی نظام را بگیرد !!!
    پس سوال مهم که باید جوابش داده شود این است
    تا کی این راهکارهای شناختی میتواند با فروپاشی اقتصاد از فروپاشی نظام جلوگیری کند ؟
    ومن فکر میکنم این یک جواب دارد قدم گذاشتن در مسیر کشورهایی چون ونزوئلا و کره ی شمالی که با اقبال قدرتهای جهانی به شرایط فعلی ایران بعنوان کانون بحران سازی منطقه ای میتوان شانس بقا را برای این نظام متصور شد !!!
    حال نقش ما مردم چیست ؟
    تاریخ وعلم شناختی میگوید هیچ!!!

     
  59. درود به جناب نوری زاد
    درود به دوستان این سایت
    درود به سید مرتضی
    خواستم بگم آقای سید مرتضی در باره این پست آقای نوری زاد هیچ ابراز نظر نکرده بخصوص این که اخر این پست به فقه و مسائل ققهی شیعه پرداخته من حتم می دانستم آقای سید مرتضی حتما موضع می گیره
    خط های آخر این پست:

    دوست همراهم که درس حوزوی خوانده بود گفت: آقای نوری زاد، مبادا فکر کنید جای دادن امیرانتظام در میان الاغ ها، ابتکار لاجوردی بوده. نخیر، بل این جور کارها در فقه شیعه توصیه شده و لاجوردی دقیقاً کاری کرده که در فقه شیعه آمده. که چه؟ که بدکاران را جلوی چشم مردم، با توهین و فحش و مثلاً با نشاندن چپکی برالاغ، و با پوشاندن لباس و کلاه مسخره، و با آویختن آفتابه به گردنشان، و با تف کردن به صورتشان تحقیرشان کنید!

    آقای سید مرتضی لطفا نظر بدید ممنون

     
    • درود متقابل

      خیر چنین رویکردی بصورت عمومی در مورد مجرمان در فقه وجود ندارد،البته در مورد “شاهد زور”یعنی کسی که در موردی شهادت دروغ داده باشد در برخی از کتابهای مرحومین شیخ مفید و شیخ طوسی تعبیر به “تشهیر” شده است، تشهیر البته برحسب لغت یعنی مشهور کردن و معرفی کردن کسی و طوری که برخی از فقهاء آنرا تفسیر کرده اند یعنی گرداندن شاهد زور (شاهد دروغگو) در شهر و جار زدن به اینکه این شخص شهادت دروغ داده است،و سرّ این مطلب را این دانسته اند که دیگران چنین شخصی را دیگر شاهد قرار ندهند،چون یکی از شرائط پذیرش شهادت شاهد عدالت شاهد است که با دروغ گفتن این شرط از شخص مفقود می شود،اینرا البته چنانکه اشاره شد برخی از قدماء فقهاء یعنی شیخ طوسی در کتاب “النهایه” که کتاب فتوائی ایشان است گفته است همینطور مرحوم شیخ مفید در کتاب فتوائی “المقنعه” ،برخی نیز قاذف (کسی که نسبت زنا به دیگری دهد)را نیز ملحق به شاهد زور (دروغ) کرده اند،لکن مشکلی که در این مورد وجود دارد این است که در این مورد روایت مستندی در دست نیست،یعنی در واقع اگر هم روایتی در دست این بزرگان بوده است بدست ما نرسیده است،البته قطعا فتاوی امثال شیخ طوسی و مفید مبتنی بر روایات ماثوره بوده است لکن در این مورد در کتب اربعه ما (کافی-من لایحضره الفقیه- تهذیب و استبصار) روایتی نقل نشده است،این است که متاخرین از فقهاء و غالب بزرگان معاصر به چنین چیزی فتوا نداده اند یعنی در مورد شاهد زور مطلب فاقد دلیل معتبر روایی است تا چه رسد به الحاق قاذف یا مجرمان دیگر.و در مورد شکل این کار به اینصورت که نقل و به مرحوم لاجوردی نسبت داده می شود قهرا چیزی در فقه نداریم و من از درستی این اسناد به لاجوردی بی اطلاعم و اگر فرضا انجام شده کار غلطی بوده است.

       
    • ضمن اینکه برای کسانی که آشنای به عبارات فقیهان هستند عبارت هایی را بعنوان نمونه ذکر می کنم اضافه می کنم که در مورد جرم قیاده (واسطگی برای رساندن مرد به زن یا مرد بمرد یا زن به زن) نیز برخی تشهیر را ذکر کرده اند ولی چنانکه اشاره شد چنین حکمی بجهت فقدان دلیل معتبر روایی مورد اشکال است:
      1-مرحوم محقق حلّی از فقیهان نامور امامیه و صاحب کتاب های شرایع الاسلام و المختصر النافع در این کتاب دوم خود در مورد جرم قیادت گفته است:
      “قيل يحلق رأسه و يشهّر”یعنی برخی گفته اند شخص واسطه فحشاء را سرش را بتراشند و او را مشهور کنند در شهر.
      مرحوم ابن فهد حلّی در شرح کتاب مختصر النافع ذیل این عبارت می نویسد:

      أقول: في حد القيادة ثلاث عقوبات.
      (الاولى) الجلد خمس و سبعون سوطا، و هو إجماع.
      (الثانية) حلق الرأس و الشهرة: بان يدار به في محافل الناس و مجتمعاتهم كالاسواق، خزيا و نكالا، و ليحذر الناس مخالطته، كيلا يفسد نسائهم و صبيانهم.
      و انما قال المصنف: (قيل يحلق رأسه و يشهر)؟ لعدم الدليل على ذلك في نصوص أهل البيت عليهم السلام، و انما هو شي‌ء ذكره الشيخان و اتبعهما ‌ المتأخرون
      المهذب البارع في شرح المختصر النافع، ج‌5، ص: 62‌
      یعنی عقوبت و حدّ قیادت این است که 75 تازیانه بر او زده شود که مورد اجماع فقهاء است.و دیگر عقوبت تراشیدن سر و شهرت (تشهیر) است و تشهیر این است که در محافل جامعه و مجامع آن مثل بازار و نظائر آن گردانده شود برای عبرت دیگران و فاسد نشدن زنان و کودکان،و اینکه ماتن تعبیر کرد به اینکه :برخی گفته اند سر را بتراشند و تشهیر کنند(تعبیر به قیل) نشان از ضعف این قول و عدم دلیل معتبر بر آن از نصوص اهلبیت است و این نظر (تشهیر) صرفا نظری است که شیخان(شیخ مفید و شیخ طوسی ره) در فتاوی خود آورده اند و برخی متاخران از آنها تبعیت کرده اند.
      —-
      بنابر این مطلبی که در مورد تشهیر عرض شد در سه مورد در فقه آنهم بصورت فتوای منفرد و نامستند مطرح شده است :1- شهادت دروغ- 2- قیادت و واسطگی فحشاء-و 3- قذف یعنی نسبت زنای بی دلیل دادن به دیگران.
      و در مورد جرائم دیگر چنین حکمی وجود ندارد گذشته از اینکه در خود این موارد نیز مساله مستند مشخصی ندارد جز فتاوی شیخان (شیخ مفید و شیخ طوسی).

      ———–

      دوست گرامی جناب سید مرتضی
      مطلقا قصد کنایه زدن و رنجاندن شما را ندارم. اما بگردیم ببینیم یکی از این فتاوا به سعید طوسی می رسد یا نه؟ من فکر می کنم اگر بگردیم شاید پیدا شود. چرا که هم اقرار خودش هست و هم شاهدان زنده ای که مطلقا آبروی خود را بر سر بازار فریاد نمی کشند. گرچه در باره ی فقهای ترسیده و چاکر مسلک و شکر دوست و بالاکشندگان معدن سنگ سرخ دهبید استان فارس و ملایانی که در فهرست املاک نجومی اند یا اسمشان در عداد آدمکشان ( حجت الاسلامان: فلاحیان و پورمحمدی و روح الله حسینیان و رییسی و خمینی با چهارخط) است، بعید می دانم بتوانیم فتوایی پیدا کنیم. مگر این که آیت الله محمد نوری زاد دست بکار شود و فتوا صادر کند در این خصوص ها.
      با احترام

      .

       
      • جناب مرتضي اين اشخاصي كه شما نامشان را به بزرگي ياد كرده ايد و تعدادي از كتابهايشان را
        نيز ذكر كرده ايد و در اين مورد خاص اظهار فضل كرده اند كه شخص دلال محبت را سر بتراشند و
        با گرداندن در شهر (احتمالا” با آفتابه اي در گردن ) و……..
        به اندازه سر سوزني عقل و دانش نداشته اند و فقط به دنبال بر طرف كردن معلول بوده اند بدون
        توجه به علت آن .
        مسئله فحشا را كره جنوبي با رشد غول آساي اقتصادي خود حل كرد همچنين كشورهايي
        چون برزيل و تايلند بر آن غلبه كردند چون به جاي علامه حلي چند آدم با مغز داشتند .

         
        • لطفا بکسی توهین نکنید،من تمام ماجرای این مساله را توضیح دادم،و بحث ما در حکم شرعی این مساله بود،شما اگر دین ندارید یا به اسلام و احکام آن باور ندارید اما حق ندارید به دیگران توهین کنید یا آنها را کم عقل بدانید،البته حتما باید فقر و فحشاء را با راه کارهای درست و علمی ریشه کن کرد اما چنین رویکردی منافاتی با برخورد و مجازات یک مجرم ندارد،آری مجرم معلول است اما همانطور که پرداختن به علت لازم است پرداختن به معلول نیز بعنوان مجازات کیفری بازدارنده لازم است و نمی شود ببهانه علت نامعلوم یا مبهم،از جرم و نقض قانون چشم پوشی کرد یا برای مجرم اشک تمساح ریخت،در اینجا مراعات مصالح عمومی جامعه مقدم بر مصالح فردی است هرچند آسیبی از این جهت به شما یا خانواده شما نرسیده باشد.
          شما از اینکه کره جنوبی و برزیل و تایلند توانستند مساله فحشاء را حل کنند سخن گفتید،مایلم در این مورد که آنها چگونه فحشاء،قیادت و هتک ناموس مردم و تجاوز به عنف و جرائمی نظیر اینها را حل کردند توضیح دهید و اطلاعاتتان را با کاربران به اشتراک بگذارید،اما از تعبیر رشد غول آسای اقتصادی که در مورد کره جنوبی کردید اینطور بنظر می رسد که شما علت العلل فحشاء را فقر می دانید و اینکه با رشد اقتصادی حتما فحشاء و زنا و جرائم پیرامون آن مثل قیادت و نظائر آن حل خواهد شد،بنظر من چنین نیست،بدون شک یکی از علل پدیده فحشاء فقر است اما تمام علت این پدیده را نمی توان فقر دانست و بر این اساس اینطور تصور کرد که با رفاه اقتصادی و رشد اقتصادی جامعه حتما پدیده فحشاء منتفی خواهد شد و حتما بی نیاز از قوانین و مجازات های مربوط به اینها خواهیم بود،چه اینکه اگر چنین بود الان نمی بایستی در هیچ کشور دنیا حتی در مدرن ترین و کار آمدترین اقتصادهای دنیا نیازمند قوانین بازدارنده از جرم و جنایت های مربوط به این امور باشیم و چنین نیست.
          مرحوم علامه حلی قدس سره نیز یکی از فقیهان بزرگ امامیه بوده است که در رشته های تخصصی خویش مثل فقه و اصول و منطق و ریاضی و هیئت و دیگر علوم اسلامی قریب به سیصد کتاب تالیف کرده است و تحقیقات او در این رشته ها مورد استفاده محققان و عالمان اسلامی است و حتما مغزش بسیار قویتر از شما کار می کرده است منتها مشکل شما این است که نمی توانید با بکار گیری مغز و عقل مسائل را درست از هم تفکیک کنید و بفهمید که همانطور که عالم در رشته فیزیک یا شیمی یا هر رشته از علوم تجربی و انسانی محترم است عالم دین و فقیه و حکیم و فیلسوف نیز در رشته تخصصی خود محترم است و علامه خواندن علامه حلی نه به این معناست که او عالم بهمه علوم عصری مثل فیزیک و شیمی و زمین شناسی و آسمان شناسی و نظائر آن باشد بلکه علاّمه را می توان به متخصص و ماهر در هر رشته از علوم جدید یا قدیم اطلاق کرد.سعی کنید برای امکان تداوم گفتگو شناس باشید و مودب باشید و خوب سخن بگوئید و سخن خوب بگوئید.

           
  60. سایت دوباره فیلتر نیست؟ چرا؟ این شل کن و سفت کن ها عجیب نیست؟!!!!!!!!!!!!

     
  61. حاج آقا رو منبر داشت در مورد حلال و حرام صحبت میکرد که چنین گفت:
    روزی سه تا دز د به خونه یک تاجر دینداری زدند و کلی پول و سکه رو روی خر صاحبخونه گذاشتن و زدن بیرون!
    تو مسیر دوتاشون دسیسه چیدن که سومی رو بکشن تا سهمشون بیشتر بشه و همین کارو هم کردن!
    بعدش آب و غذایی خوردن و باز راه افتادن که یه دفعه یکیشون خنجر کشید و رفیق دومیش رو هم کشت!
    شب که شد دزد باقی مانده دلدرد شدیدی گرفت و بر اثر سمی که شریک قبلیش تو غذاش ریخته بود مُرد و الاغ هم که تنها بود، راه صاحبخونه رو گرفت و بهمراه مال به خونه تاجر دیندار برگشت…
    همه در مسجد صلوات فرستادن که یهو معتاده پرید گفت: حاج آقا! دزدا که سه تاشون مردن؛ پس جریان رو کی واستون تعریف کرد؟ خره؟!

     
    • ما که چیزی نفهمیدیم! تا اونجا که میدونیم باد شکم به شقیقه ربطی ندارد! نوری زاد یا جاسوس است یا نیست! نوری زاد یا دیوانه است یا نیست! من می گویم این بابا رو مچل کرده اند تا به پیشنهاد جاسوسی که از مدتها قبل داشته پاسخ دهد! یعنی نوری زاد جاسوس نیست؟ هست اما دارد روی این پیشنهاد فکر می کند! از طرفی نوری زاد مثل خیلی ها ی دیگه در این سرزمین خود را زرنگ می داند آنهم با مخی تاب برداشته شده! سرانجام کارش شد جاسوسی برای رژیم نباید تعجب کنید!

       
  62. تاریخ فراموش نشده

    استاد گرامی با درود . نظر سید گرامی راجع به این خاطره چیست؟

    ﺧﺎﻃﺮﻩ ﯾﮏ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﯼ ﺩﻭﺭﺍﻥ پهلوی .

    ﺯﻣﺎﻥ ﻣﺤﻤﺪ ﺭﺿﺎ ﺷﺎﻩ ﻣﺎ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﯾﺎﻥ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﭘﻮﻟﯽ ﺑﺎﺑﺖ ﺷﻬﺮﯾﻪ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﻧﻤﯿﮑﺮﺩﯾﻢ ﺑﻠﮑﻪ
    ﭘﻮﻟﯽ ﻫﻢ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﯿﻢ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺣﻘﻮﻕ ﻣﺎﻫﺎﻧﻪ ﻭ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻏﺬﺍﻫﺎﯼ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺳﻠﻒ ﺳﺮﻭﯾﺲ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻫﺎ ﺳﺮﻭ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﻭ ﺳﻔﺮﻫﺎﯼ ﺧﺎﺭﺟﯽ ﺑﺎ ﻭﺍﻡ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﺋﯽ ﮐﻪ ﺍﮐﺜﺮ ﻫﻢ ﺑﺨﺸﯿﺪﻩ ﻣﯿﺸﺪ ﻣﯿﺮﻓﺘﯿﻢ ﻭ
    ﺟﺎﻟﺐ ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﻓﻘﻂ ﺑﺎﯾﺪ ﺗﻌﻬﺪ ﻣﯿﺪﺍﺩﯾﻢ ﮐﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺗﺤﺼﯿﻞ ﺑﻪ ﺍﺳﺘﺨﺪﺍﻡ
    ﺩﻭﻟﺖ ﺩﺭ ﺁﯾﯿﻢ ﻭ ﻣﺎ ﺍﻥ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﺴﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﯾﻌﻨﯽ ﮔﺎﺭﺍﻧﺘﯽ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻭ ﺷﻐﻞ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻭ
    ﺍﺯ ﺍﻥ ﻧﺎﺭﺍﺿﯽ ﺑﻮﺩﯾﻢ ، ﺟﺎﻟﺐ ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻮﺳﻂ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺑﻪ ﻣﻮﺳﺴﺎﺕ ﺩﻭﻟﺘﯽ ﻫﻢ ﻣﻌﺮﻓﯽ
    ﻣﯿﺸﺪﯾﻢ ﮐﻪ ﺑﺎ ﮐﺎﺭ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻋﺖ ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﮐﻤﮏ ﺧﺮﺝ ﻫﻢ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﻢ .
    ﻣﺎ ﭼﻪ ﺳﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﺍﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﻭ ﺍﺳﺘﺎﺩﺍﻥ ﺗﻮﺩﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺍﻥ ﺳﺎﺩﮔﯽ ﻣﺎ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ ….
    ﻣﺎ ﻧﯿﺰ ﺑﺎ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﭼﻨﺪ ﮐﺘﺎﺏ ﻭ ﻣﻘﺎﻟﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﺧﯿﻠﯽ ﺭﻭﺷﻨﻔﮑﺮ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﯾﻢ !!!
    ﺍﻓﺴﻮﺱ ….. ﻫﺮ ﭼﯿﺰ ﮐﻪ ﻣﻔﺖ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺑﯿﺎﺩ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺍﺭﺯﺷﯽ ﻗﺎﺋﻞ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ

     
  63. راه حل تهایی ما را جوان رپ خوان بلوچستانی در سفر اخیر آقای نوریزاد داده است. او بجای اه و ناله آواز میخواند و پیشهاد میکند که باید بر پای حود بیاستد و خود مسایلش را حل کند. مرثیه خوانی آخوند ها را تقویت میکند. شغل آتها این است وقتی یک دختر نوجوان شادمانی میکند اعصاب آنها خرد میشود وقتی تلویزیون از دخترک کلیپی میسازد که او را با مقنه سیاه از جایی شبیه به پنجره قبر نشان میدهد. آخوند ها حال میکنند
    ما هم برای امیر انتظام مرثیه خوانی نمیکنیم و او را مثل یک قهرمان ملی مثل ستار خان و باقر حان میستاییم. برای قهرمان کسی نمیگرید.

     
  64. تازه واردی به شهری برآمد، بخت بر آن دید تا نام آوران آن شهر را مقهور و مرعوب عظمت خویش کند. دونان به گردش همهمه‌ها کردند و آلاف و علوفش را فراهم تا به نوایی برسند که وعده همی داد. ملاّ نصرلدین را جویا شدند و نیافتند تا حکایت بر او کنند. پیر مردی سفید محاسن و پشمینه پوشش تنور بیکرانگی دانش تازه وارد را داغ و داغتر می‌‌نمود. همهمه خلاتق به گوش حاکم رسید و حکمیت بر پا ساخت تا حجت بر نام آوران تمام آید. غیبت ملاّ را جویا شدند و علت باز نیافتند. هر کلامی که تازه وارد در انجمن بگفتی با تصدیق خلایق هم آواز میشد و هر آنچه هر نام آوری می‌‌گفت بر آن تصدیقی نبود از هیات خلایق. سه انجمن برفت و به چارم روز قاضی را خبر رسید که ملاّ خسته و نحیف شبانه وارد دروازه شهر شده است. جارچی را به خانهٔ ملاّ فرستاد و ملاّ گفت دروازه شهر ببندید و انجمن بر پا سازید. چو فردا شد ملاّ را دیدند در لباس نیمدار حاکم ولایت همسایه و لوله کاغذی در دست و در مجاورت جایگاه قاضی بنشست. کلامی‌ با حاجب کرد و حاجب به گوش قاضی رساند. تازه وارد بیاد آورد ملا نیست مگر اولین کسی‌ که در ورودی دروازه شهر وی را نمونهٔ نادانی‌ مردم این شهر دیده بود آنگاه که تازه وارد سراغ خانهٔ نام آوران شهر را از ملاّ می‌‌گیرد و از ملاّ می‌‌شنود که تازه من خود نامی‌ میان نام آوران دارم. در آغاز انجمن تازه وارد قضای حاجت را فرصت گریز میابد اما حاجبان را حاذق. قاضی هم دست نبشتهٔ قاضی ولایت مجاور را تایید می‌کند و هم لباس ویژه حاکم ولایت مجاور که به ملاّ هدیه داده بود. شیاد حراف کلاه بردار را به توصیه ملاّ و تایید قاضی به کارگاه خشت مالی‌ می‌‌سپارند و بر او ادرار مقرر میکنند. سالی‌ چند می‌‌گذرد و تحولی در صنعت خشت مالی‌ و خشت پزی حادث می‌‌شود که حاصل فکر و زحمت شیاد کلاه بردار سابق می‌‌باشد. حاکم ملاّ را فرا میخواند و دلیل توصیه خود به قاضی را جویا میشود. ملاّ می‌‌گوید من فقط گل ناورز او را به سمت قالب راست هدایت کردم.

     
  65. حالا هی‌ تو خودت غلط بزن و به خود رای بده و از بقیه کم کن. خودت خوب میدونی‌ مصداق کدام مورد، از موارد ۷ گانه بالا هستی‌ حاجی شاهرخ….

     
  66. محمد نوری زاد

    حالا دیگر
    اصلاح طلبان،
    آسوده بخوابند!
    سید علی،
    و اهالی بیت رهبری،
    آسوده بخوابند!
    سرداران ایرانخوار،
    آسوده بخوابند.

    امیر انتظام،
    سند رسوایی شان،
    کوچید و رفت.

     
  67. درودجناب نوریزادخستگی ناپذیروجان برکف گاهی فکرمیکنم اگرخیلی ازفعالین مدنی یاسیاسیون مثل شماجان برکف میبودن ودرراه رسیدن به هدف خالصانه عمل میکردن حتماویقیقا شرایط به گونه ای دیگروبهتربود.به هرحال اعتقادم براینه که وقتی یه روح ازسطح زمان خویش بیشتراوج میگیردوازظرف تحمل مردم زمان بیشتررشدمیکندتنهامیشود (شریعتی)درپایان امیدوارم ازسرزمین سیستان بسلامت برگردی ای مردبزرگ

     
  68. درود جناب نوريزاد نيكو سرشت
    چندي پيش به شهر بابلسر و يك منطقه اي به نام بهنمير مهمان بودم ، وقتي گشتي در منطقه زدم برايم سوالهايي پيش امد كه منطقه اي به اين كوچكي هر كوچه اش يك مسجد و يك حسينيه دارد و از آنجا كه مردمان مازندران براي بعد از تدفين مردگان خود مراسمهاي گوناگوني تا شب هفت دارند از هر كوي و برزني صداي نوحه خواني و مدائي از اول صبح تا نه صبح و از ساعت دو ظهر تا چهار بعدظهر خلق و روان ديگرانرا برهم ميريزند به دليل تعداد بلنگوهاي جسينيه ها و مساجد ،بعداز پرسو جو از يكي از سرشناسان اين منطقه متوجه شدم اين منطقه بهايي نشين بوده اند و بنياد مستضعفان زمينهارا تصرف كرده و بهايي هاي زحمت كش كه همه كشاورز بودند را آواره و يا نابود كردند و خيلي از بهايي هاي منطقه نيز مجبور ساكت ماندند و اطراف ساري و بابلسر پناه گرفته اند و جالبتر اينكه بنياد مستضعفين مازندران اين زمينهاي تصرفي را به مردم بومي فروخته اند اما هنوز خيلي از ملكها سند ندارندو اينكه بعضي از اين زمينهارا كه خود شاهد بودم آتش ميزنند ودرختان نارج را ميسوزانند وقسمتهاي زمينها را مزائده ميگذارند و آنهايي هم كه زمينشان را به دليل فقر مالي فروخته اند بنياد سند قطعي را به صاحب دوم ملك يا زمين نميدهد وشهرداري منطقه به گردن بنياد مستضعفان و بنياد گردن استانداري ميگذارد

    سال كلاس سوم ابتدايي بودم ، معلمي داشتم بسيار مهربان با موهاي مشكي بلند و آراسته ، هرگاه وارد كلاس ميشد و ما بر پا ميداديدم آنن ميگفت برجا مادران آينده ، و براي شروع درس يك حكايت كوتاه تعريف ميكرد ودرس راآغاز ميكرد، آن روز دقيق به خاطر دارم يك روز جشن بود و ما قبل از ورود به كلاس تغذيه مان دوبرابر شده بود كه شامل يك عدد شير پاكتي يك عدد پرتغال بزرگ و سيب و موز به اضافه ي يك هديه كه براي همه يكسان بود .داخل پاكت هديه يك عدد سارافن و يك عدد يقه و يك شانه ي چوبي و همه خوشحال بوديم، و اما حكايت خانم معلم در آن روز( بچه ها همه ميدانيم بزرگترين گناه چيه ؟؟؟ همه يك صدا گفتيم ترس( ادامه داد خداوند چه كساني را بيشتر دوست دارد( همه يكصدا گفتيم كساني كه حيوانات را دوست دارند( و ادامه داد ، خداوند از كدام بنده هايش ناراحت ميشود( و همه بلندتر گفتيم ( كساني كه ديگران را بترساند( و اما حكايت چنين بود . روزي يك نفر وارد آبادي شد و چون ميخواست مردم آبادي از او فرمان ببرند مدام مردم را ميترساند. و از آنها بيگاري ميكشيد و محصولاتشاندرا به ارزان ميخريد و به گران به خود مردم ميفروخت ! روزي يك مرد عاقل و دانا اهالي آباده را جمع كرد و گفت :مردم اين ظالم بر ما سخت ميگيرد . آب را سد كرده و مزارع ما را خشك كرده تا محصولات خودمان را به سه برابر به خودمان بفروشد. مارا فريب ميدهد و ميترساند كه اگر گوش به فرمانش نكنيم ، شبانه مارها و عقربها به جانمان نيش ميزنند، حال بياييم از امروز ترس را كنار بگذاريم همه بيايد نزد كاروانسراي من آسوده بخوابيد من اطمينان ميدهم هيچ آسيبي به هيچيك نرسد.زمينهايمان را شخم ميزنيم سد آب را ميشكنيم و بار محصولمان را به او نميفروشيم.وهمين هم شد . مرد فريب كار كه ديدديگرمردم آبادي از او ترسي ندارند شبانه پا به فرارگذاشت( حالا چه درسي گرفتيم ازاين حكايت( و ما گفتيم اتحاد و شجاعت رمز پيروزي كاش امروزه ترس را كنار بگذاريم وبا هم متحد شويم
    ارادتمند

     
  69. درود برشما استاد نظرتون در باره این نوشته ام چیه تاثیرگذار میتونه باشه؟
    مامردم نمیخوایم ازتاریخ درس بگیریم
    هرروزصبح که از خواب بیدار میشویم منتظر کمک یک نفریادولتی هستیم که بیادومارو از این خفقان نجات دهد هنوز ازگذشته نتوانستیم درس بگیریم که باید روی پای خودمان بایستیم وازکشورهای بیگانه چشم داشتی نداشته باشیم ،چهل سال میگذرد وماهنوز امید داریم دولت آمریکا بیادوبرای ماکاری انجام دهدومارو ازچنگال این رژیم نجات دهد،هموطن دیگه ازخواب خرگوشی بیدارشو هیچ کشوری دلش به حال ملت ایران نسوخته همیشه چشم طمع به این مملکت داشتندمطمئن باشیداگه روزی این رژیم توسط دولت آمریکا سرنگون شدآیت الله خمینی دیگری البته اینبارشاید با کروات ظهورکند ودوباره بایدچهل سال انتظارفرجی دیگرباشیم،امروزسرزمین ماایران میان آتش وخون قرارگرفته رهبران ایران به جای کمک به خاموشی این آتش هیزم به داخل آن میریزندامروزمابازیچه دست سیاستهای دولتمردان «شیادان»قرارگرفتیم روسیه وآمریکابازی موش وگربه راه انداختند واین وسط ملت ایران هستندکه بایدتاوان ندانم کاریهای دولتمردان کشورمون رو پرداخت کنند«ساخت بمب اتم که هیچ منفعتی برای مانداشته وندارد»دوستان امروز وقت مخالفت وسرکوب اپوزیسیون هانیست بایدهمگی دست دردست هم دهیم تااین کشور رو از دست دزدان وغارتگران نجات دهیم دیگر نبایددست روی دست گذاشت مرحوم امیرانتظام سی وهشت سال ازعمرخود رو در زندانها سپری کرد وما مردم قدر دان زحمات امثال این عزیزان نبوده ونیستیم الان عزیزانی رو درزندانها داریم که چشم امیدشان بعدازخداوندما مردم هستیم .امروز منه ایرانی به اندازه وظیفه باید مخالفت خود را از طریق نافرمانی مدنی انجام دهم تابتوانم حق خود را که اجرای رفراندومی آزادهست را ادا کنم هموطنان اگر امروز عمل نکنیم شایدفردا دیر باشد.
    مهران

     
  70. سلام
    آقای نوریزاد
    یادش به خیر درسال 81بود مرحوم آقای امیر انتظام با خانم محترمشان در عسلویه از پروژه ما دیدن کردند
    چند روزی از زندان به مرخصی امده بودند
    من همیشه سه ساعت تعطیلی ظهر را استراحت میکردم وبه هر قیمتی نمیشد که نخوابم
    ولی اون روز پای صحبت ایشان که در خوابگاه مهندسین در شرکت ساب بودیم هر کار کردم نشد برم بخوابم
    این قدر سخنان گیرا داشتند من نشستم وسه ساعت پای صحبت ایشان وگوش دادم
    وخیلی دوست داشت از کار ما دیدن کند وشرکت یک انفجار سنگ در معدن را برنامه ریزی کرد وایشان از این انفجار از فاصله دور فیلم وعکس تهیه کردند

     
  71. آقای نوریزاد سلام، دو تا حرف دارم ؛ یک : شما مبارزین زمان شاه و دیگر روشنفکران مثل بازرگان ، شریعتی ، چمران و دیگران ، حرف حسابتان چی بود واقعا ؟ چه میخواستید از حکومت شاه که به شما اجازه نداد ؟
    دو : آقای نوریزاد نفس وجود آخوند و ملا صرفاً و صرفاً تحمیق اجتماع است و بس در طول تاریخ بر حسب محال اگر آخوندی مفید پیدا کردید مال اخوندیتش نبوده مال این بوده که آدم خوبی بوده پس خواهشمندم که گاهی آدم خوبی پیدا نکنید که در لباس آخوند باشه و بگید آخوند خوبیه ، اون از چند وقت پیش که عکس یک آخوندی رو با یک پلاکارد در دستش گذاشته بودید و تعریفش کرده بودید و در اعتراض من به شما ، اعتراض من رو وارد دونستید و این از آقای آهنگران ، آقای آهنگران در هر لباسی که باشه اگر آدم خوبی باشه کار خوب می‌کنه و اگر بد باشه کار بد به لباسش ربط ندارد ، پس لطفاً تبلیغ لباسی که خود هزار بار به حق بد آنرا گفتید رو نکنید

     
  72. استاد عرض سلام و ارادت و تسلیت بخاطر فوت جناب امیر انتظام که من از ایشان به ماندلای ایران یاد میکنم البته بدون به قدرت رسیدن در مسند
    صحبت مرا حمل بر تایید صحبتهای آقای خامنه ایی نگیریم
    عرض بنده اینست که در کنار نقد حاکمیت اصلاح ناپذیر بر روی رفتارهای خود در آینده ی ایران به دور از هر گونه تعصب و لجاجت در فکر ابادانی و پیشرفت این آب و خاک باشیم
    اینگونه شعارها و تندروی ها فقط بافته ی عده ایی منفعت طلب اعم از سرداران و سیاستمداران فاسد است که از راه قاچاق و تخاصم در پی پر کردن جیبهای خود و فرزندانشان میباشد

    دهان آمریکا دقیقا کجاست؟

    مدت هاست که داریم مشت محکم می زنیم به دهان آمریکا. خیلی هم روی «دهان» آمریکا تاکید داریم. چهل سالگی را در انسان ها، دوران کمال و پختگی می دانند. شاید بتوان آن را به حکومت ها نیز تعمیم داد. نظام ما نیز در آستانه چهل سالگی است. پختگی یک نشانه دارد و آن اینکه چهل ساله ها شروع می کنند به شخم زدن اندیشه ها، باورها، گذشته ها و آینده و سوالات عریان و اساسی از خود می پرسد. بنابراین اجازه می خواهم سه سوال بپرسم. سوالات ممکن است جسورانه باشد اما تماماً از سر دلسوزی است.
    1- اینکه دست های گره کرده مان علیه آمریکا را بالا می آوریم اما در جیب مان، گوشی آیفون باشد آیا این مشت به دهان آمریکا است؟
    2- اینکه مستقیم کالایمان را از آمریکا وارد نمی کنیم و با ده درصد هزینه بالاتر و سه ماه زمان بیشتر کالا را وارد می کنیم، این مشت به آنجای آمریکا است؟
    3- چرا فکر می کنیم فقط با رای دادن و تظاهرات می توانیم دهان آمریکا را مورد عنایت قرار دهیم و چرا فکر نمی کنیم که با صرفه جویی در مصرف آب و نان و انرژی می شود رابطه خشونت آمیز با دهان آمریکا داشت؟

    ☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی:

    کمی به اطرافمان نگاه کنیم: آمریکا تا بن دندان به ما نفوذ کرده است: گوگل آمریکایی تمام اطلاعات ما را دارد می داند چه فیلمی نگاه می کنیم، چه کسانی را دوست داریم با چه کسانی در ارتباط هستیم، تصویرمان چه شکلی است. آیفون ها، میلیون ها دلار از کشور ما خارج می کند. فیلم ها و سریال های هالیوودی ساعت های ما را پر کرده اند. جوانان ما برد پیت و آنجلیناجولی را بیشتر از رستم و تهمینه می شناسند. قیمت دلار آمریکا کابوس شب های کارگزاران ماست. نتیجه انتخابات آن کشور برای ما هیجان انگیزتر از انتخابات وطنی است. در بودجه سالانه مان، تعیین قیمت دلار برایمان یک عدد کلیدی است. تقریبا نیمی از جمعیت ایران، شهروند سرزمین مجازی آمریکایی ها هستند. فقط کافیست تعداد کسانی که عضو شبکه های اجتماعی آمریکایی (فیس بوک، توئیتر و …) هستند را بررسی کنید. با احتساب شهروندی مجازی، ده ها میلیون دو تابعیتی در ایران داریم!

    چه باید کرد؟
    نسل جوان کنونی که نه پیش از انقلاب را دیده است و نه جنگ را و نه خیانت های آمریکا در قبال این مردم، این سوال را می پرسد که آیا واقعا باید دهان آمریکا برای ما مساله ای باشد؟ من فرض می کنم که یک بار دیگر همه با هم نشسته ایم و به این جمع بندی رسیده ایم که باید با آمریکا در تخاصم باشیم. با این «فرض» پیشنهاد می کنم به این سه نکته بیاندیشیم:

    1- مهم ترین روش مبارزه با آمریکا، تمرکز بر فقر و فساد است. هر کارگر فرتوتی که شب سرش را سیر و با آرامش به زمین می گذارد، هر کارگزار فاسدی که پرونده اش به صورت شفاف، غیرسیاسی و کارشناسی بررسی می شود و سزای اعمالش می رسد این یعنی مشت محکم به دهان آمریکا. هر دختر و پسر جوانی که حداقل های زندگی (شغلی آبرومند و مسکنی کوچک ولو اجاره ای) برایش فراهم باشد در سن ازدواج، برود سر خانه و زندگی اش این یعنی مشت محکم به دهان آمریکا. این ها، محتاج افزایش کیفیت حکمرانی (کشورداری) است و کیفیت حکمرانی اصلا در گرو بیشتر تلاش کردن مدیران نیست. بلکه در گرو شجاعت در کنار گذاشتن تفکرات، روش ها، نهادها و مدیرانی است که چهل سال آزمودیم و نتیجه نگرفتیم و نگه داشتن تفکرات، روش ها، نهادها و مدیرانی آزمودیم و نتیجه گرفتیم.

    2- هر کالای ایرانی مرغوب می خریم و خریدن آن را تبلیغ می کنیم و آن را جایگزین کالای خارجی می کنیم یعنی یک مشت محکم. سلبریتی های محترم می توانند هر هفته با یکی از محصولات ایرانی تصویر بیاندازند. یک روز خمیر دندان ایرانی، یک روز یک تفریحگاه ایرانی، یک روز شکلات ایرانی. باور کنید فالوئرهایتان کم نمی شود بلکه مانند علی کریمی و علی دایی عزیز مردم می شوید.

    3- فضای فرهنگی و فضای کسب وکار را بازتر و بهتر کنیم و نگذاریم سرمایه های حقیقی این سرزمین (نخبگان) به آمریکا و خارج مهاجرت کنند. هر نخبه که نمی رود و هر نخبه ای که باز می گردد، هر ثروتمندی که پولش را از کشور خارج نمی کند و کارخانه اش را در ایران بنا می کند و توسعه می دهد به اندازه صدها مشت گره کرده می ارزد.

    خلاصه آنکه بهتر است به جای آمریکا، روی کشورداری ایرانی، نخبگان ایرانی، ثروتمندان ایرانی، کالاهای ایرانی متمرکز شویم. شما ممکن است با صورت مساله و تحلیلی که کرده ام موافق نباشید، اما قبل از آنکه شروع کنید به انتقاد، به این فکر کنید که با تجویزها نیز مخالفید؟ اگر مخالف نیستید در هر کجا که هستید و هر میزان که می توانیم به ایران کمک کنیم.

     
  73. درود جناب نوریزاد عزیز وگرامی؛
    الان که این مطلب را برای شما مینویسم شبکه سه سیمای آخوندی در برنامه ایی تحت عنوان “حالاخورشید” به مجریگری آقای رضا رشیدپور در حالا مطرح کردن مشکلات کم آبی و یا بهتر بگویم بی آبی مردم سیستان وبلوچستان است. همان استانی که شما درد و رنج و فقر مردمش را به تصویر کشیدیدو پیش چشم مردم ایران به نمایش گذاشتید.
    اما اینطور احساس میشود ، که مجری در این برنامه بیش از که قصد مطرح کردن مشکلات مردم آخوندزده سیستان و بلوچستان و همچنین راه حلهای آنرا داشته باشد، بنوعی قصد لوث کردن گزارشهای شما از این استان محروم رادارد. زیرا مجری ضمن اشک تمساح ریختن برای مشکل کم آبی روستا های سیستان و بلوچستان آنهم دریکی دو دقیقه ، در بکراند خود شهری را بجای روستاهای مخروبه نمایش داد که نه تنها هیچ شباهت و وجه مشترکی با روستاهایی که شما از آن گزارش فرستادی نداشت ،بلکه چیز ی از یک شهر مدرن هم کم نداشت وحتی میتواند گفت شهری بود که میتواند افتخار هرکشوری باشد و اصلاً از روستاهایی که شما گزارش تهیه وارائه کرده بودید و بیشتر شبیه گردنه زینال ( محل تخلیه زباله های شهر اصفهان ) بود تا یک روستا ، و میتواند داغ ننگی باشد بر پیشانی حتی حکومتهای عقب افتاده چه رسد به حکومتهای پیشرفته و مردمی، خبری نبود.
    روستاهایی که بی آبروترین حکومت حال حاضر جهان از نمایش آن در صداوسیمای خود شرم دارد.
    روستاهایی که بیشتر شبیه محل دفن زباله های شهرهای بزرگ است تا روستا. که حتی ساکنینش خانه گِلی هم ندارند ، جه رسد که بخواهند آب لوله کشی داشته باشند.
    خلاصه از آن روستاها و اوضاع مردمش خبری نبود که نبود!.

    اما! این برنامه هرچه بود و سیمای آخوندی هر نیتی داشت، این حرف حق را بالا آورد که:
    گزارش جناب نوریزاد از آن خراب آبادها آنقدر گویا، واضح ، روشن و برحق است که بی آبروترین و فریبکارترین حکومت فعلی جهان یعنی همین حکومت باند غارتگر آخوند و سپاه هرچه تلاش کنند نمیتواند آنرا کتمان و در مقابلش سکوت کند و یا عکس العملی نشان ندهد هر چند بخواهد از سر استیصال و درماندگی آنرا کوچک وعادی جلوه دهد تا افکارمردم را منحرف کند.

     
  74. علی مسکرانیان

    مسلما او نماینده ی ان طیف از زنان این کشور است که توانست تابوهای زنانه را که عنکبوت وار دست وپای این جمعیت موثر در پیشرفت فرهنگی کشوررا که اسیر نگاه مردسالارانه ی تبعیضی است،بسته ، را بدرد !
    روزی که ببینیم زنان با لیاقت سرزمینمان میتوانند بدون هیچ محدودیتی روح شادی ونشاط را بعنوان یک زن در جامعه تزریق کنند تکرار میکنم بدون هیچ محدودیتی !!!
    انجاست که باور میکنم گل سرخی شکفته است که میتواند با قدرت عشقش فضای اقتصادی سیاسی را به تعالی برساند !!!
    توهین به مقام شامخ زن با رهنمودهای 1400 سال قبل اسلام در شعار الرجلان قوامون علی النساء ترمزی در برابر تلاش برای نجات از زنجیرهای جهان سومی است
    بامید انروز که زنان در حقوق انسانیشان با مردها نه کمتر که فراتر باشند !!

     
    • این طیف که به آنها اشاره کردی چند درصد از زنان این جامعه را تشکیل می دهد؟ اضافه بر این از کجا معلوم شد که صاحب این عکس نماینده طیف مورد اشاره است؟
      بعد مقصود شما از تابو چیست؟ اینکه زن مطابق قوانین اسلام پوشش داشته باشد و محاسن و زیبائی های جذاب خود را در معرض دید افراد هوسباز جامعه قرار ندهد یعنی تابو؟ و تابع تابو نبودن و مقام شامخ زن به این است که آزاد باشد برود جلوی چشم هزاران هوسباز عریان شود و محاسن بدن خویش را در معرض قرار دهد یا با غیر محرم خود صحنه ای رختخوابی بتصویر بکشد؟ اینها از نظر شما ارزش زن و مقام شامخ زن است یا روح شادی یعنی لخت شدن زن و ارتباطات ناجور؟! و آیا شما چنین چیزهایی را برای نوامیس و زنان و دختران خویش نیز توصیه می کنید؟

       
  75. سلام آقای نوری زاد بااجازه جنابعالی میخواهم روز دختر را به آن دسته از دختران ایرانی وقهرمانی تبریک بگویم که شاید تا کنون کسی به آنها این روز باشکوه راتبریک نگفته باشد بسیار شایسته است روز دختر رادردرجه اول به دخترانی تبریک بگویم که اکنون در عصرحکومت ملایان قرون وسطایی بخاطر پیش پاافتاده ترین وطبیعی ترین حقوق خود از جمله نه به حجاب اجباری در زندانند وسروکارشان با انفرادی و شکنجه گر وبازجو است؟ همچنین میخواهم روز دختر رابه شیردختران دهه ۶۰ که بخاطر آزادی ناجوانمردانه پیکرشان آماج گلوله های آتشین دژخیمان ضدبشری وپیامبران نابودی قرار گرفت و غریبانه درخون خود غلتیدند تبریک بگویم انانی که بخاطرازادی در مقابل جوخه ها و گلوله ها رقص خونین مرگ را جانانه بجای آوردند وهرگز نترسیدند،

     
  76. از کهنوج هستم

    باند حکومتی قاچاق مواد مخدر

    دستگیری سرگرد مهدی آتشبار رییس پلیس مبارزه با مواد مخدر کرمان به همراه ۱۲ نفر دیگر شامل ۴نفر از قضات کرمان و چندتن از پرسنل ناجا بدلیل جابجایی تحت الحفظ مواد مواد مخدر سنتی و صنعتی و همکاری با ترانزیت بین المللی موادمخدر.در این گروه ۳ دارنده تریلر هم حضور دارند که در سیستان و بلوچستان مواد مخدر را بارگیری کرده و با اسکورت پرسنل پلیس مبارزه با موادمخدر و نامه قاضی که ماشین فوق تحت نظارت است بدون تفتیش از ایستهای بازرسی جاده ای عبور داده میشدند.
    علاوه بر سرگرد آتشبار قاضی حیدرآبادی نیز از همکاران این گروه بوده که تاکنون نامش لو رفته است.
    گفته میشود میزان درآمد این باند براساس مستندات موجود بیش از ۳۰۰میلیارد تومان بوده.همکاری حفاظت اطلاعات قوه قضاییه باعث تاسف بیش از اندازه است.

    هرچه بگندد نمکش میزنند وای بروزی که بگندد نمک.

    برادران قاچاقچی و قضات بی رحم مواد مخدر صنعتی و سنتی رابه مرزهای غربی و تحت الحفظ به مقصد میرساندند ومیلیاردها تومان به جیب مبارک میزدند.عمامه ها بالا بالا بالتر. از کهنوج هستم.

     
  77. به دوستان سلام عرض می کنم
    این نامه امیرانتظام خیلی دردناک است که اون کجارو می دیده ما کجا بودیم این نامه در وقتی نوشته شده که زندانی بوده یعنی امیرانتظام همش زندانی بوده

    .
    جناب آقاى خاتمى, جنابعالى مىدانید که کشور فرانسه از نظر اطلاعات علمى و تجربیات فنى در طراحى ساخت و نگهدارى مترو از پیشرفته ترین کشور هاى صنعتى جهان است و رژیم گذشته براى ایجاد متروى تهران با آن کشور قرارداد بسته بود که متاسفانه به دلایلى که نمى دانم, آن قرارداد فسخ و با کشور در حال رشد صنعتى چین قرارداد بسته شد. حتماً اطلاع دارید که اداره کنندگان دلسوز چینى, احداث پروژه متروى شانگهاى را به کشور فرانسه واگذار کرده اند. اینک پس از۲۳ سال و پس از صرف چند برابر هزینه واقعى فقط یک خط مترو کار مىکند و اداره آن در چنگال رانت خواران۲۳ سال گذشته است. پیشنهاد صریح و روشن اینجانب اینست که با اختیارات جدید پس از پیروزی در انتخابات ریاست جمهورى, دست عوامل فرصت طلب را از متروى تهران قطع و قرار داد با چین را فسخ و حتى با پرداخت خسارت به چین, قرارداد جدیدى را با کشور فرانسه منعقد و با صرف درصد کوچکى از ذخائر ارزى کشور, کار متروى تهران را در مدت کوتاهى به پایان ببرید و با این کار به سلامت میلیون ها مردم ساکن تهران کمک کنید. راه اندازى مترو از بار ترافیک سطح شهر به شدت خواهد کاست و اعصاب فرسوده استفاده کنندگان و سائط نقلیه عمومى شهرى را تقویت مى نماید و آلودگى هواى شهر تهران را به حداقل مى رساند.

    پیشنهاد سوم:فروش آب شیرین به کویت

    جناب آقاى خاتمى, چند ماهى است که روزنامه ها خبر از فروش آب شیرین سد کارون به مقدار ۲۸,۰۰۰,۰۰۰ لیتر در روز به کشور کویت, با لوله اى به قطر دو متر را مى دهند که احتمالاً قرار داد آن انجام شده و انجام کار لوله کشى با کمک یک شرکت انگلیسى در دست اقدام است. جناب آقاى رئیس جمهور, اینجانب بدلیل زندانى بودن و عدم دسترسى به جزئیات مسئله از کم و کیف آن اطلاعاتى ندارم, ولى آنچه درباره فروش آب مى دانم و احساس مى کنم برایتان مى نویسم تا از برنامه اى که صد در صد به زیان ملت ایران است به شما توجه دهم. ایران کشورى خشک و همانطور که خود جنابعالى بهتر از هر کس دیگرى می دانید, در چندین سال گذشته بدلیل کم آبى, میلیو نها و یا میلیارد ها دلار از نظر کشاورزى و از دست دادن احشام به مردم ایران خسارت وارد شده و هیچ دلیلى نمى تواند این کار غیر ملى را براى ملت ایران توجیه نماید.براى آگاهى جنابعالى به اطلاع مى رسانم که دولت آمریکا برای آبیارى جنوب ایالت کالیفرنیا بنام Death Valley (دره مرگ) که آب و هوایى شبیه جنوب ایران دارد و گرم و سوزان است, لوله آبى را از شمال کانادا به قطر بیش از دو متر و به طول بیش از شش هزار کیلومتر به آن منطقه کشیده و آن منطقه جهنمى را به یک سرزمین سبز و حاصل خیز تبدیل کرده است. بنابراین پیشنهاد روشن اینجانب به عنوان یک ایرانى شرافتمند و وطن دوست این است: آب مازاد بر احتیاج خوزستان را به استانهاى : فارس- بوشهر- سیستان و بلوچستان و … منتقل نمائید و با سیستم آبیارى قطره اى با پروژه هاى مطالعه شده , این سرزمینهاى حاصل خیز ولى خشک ایران را سبز و حاصل خیز نمائید. براى تهیه طرح و اجراى آن, وزارت نیرو- سازمان برنامه, هزاران متخصص در اختیار دارند. امیدوارم جنابعالى به پیشنهاد اینجانب توجه فرموده و دعاى خیر میلیونها مردم بى پناه این کشور را براى کارهاى خودتان به همراه داشته باشید. جناب آقاى خاتمى, کشور کویت داراى درآمد سرانه نزدیک به سىهزار دلار است و مىتواند با صرف چند میلیارد دلار دستگاه هاى آب شیرین کن تهیه و استفاده نماید و و یا مانند امارات متحده عربى با کمک فنى ژاپن از آب شیرین کف خلیج فارس استفاده نماید, ولى ملت نجیب ایران که درآمد سرانه دوهزار دلارى سال ۱۳۵۷ او پس از ۲۳ سال به درآمدى در حدود پانصد دلارتبدیل شده و هر سال میلیارد ها دلار خسارت بى آبى را مى دهد استحقاق چنین جفا و ظلم مضاعفى را ندارد. جناب آقاى رئیس جمهور, امیدوارم وقت خواندن – فکر کردن و انجام این پیشنهادات ملى را داشته باشید و نام نیکى از خود در تاریخ بجاى گذارید. در صورت احتیاج , طرحهاى تفضیلى جهت پیشنهادات فوق را تقدیم خواهم کرد.

    با تقدیم بهترین آرزوهابراى سلامت و توفیق جنابعالى
    عباس امیرانتظام
    زندان اوین-۲۴تیر۱۳۸۰

     
  78. عبرت گرفتن از تاریخ

    ماندلا و قذافی هر دو آفریقایی بودند ، هر دو آزادی خواه بودند ، هر دو مبارز بودند ، هر دو در مبارزه پیروز شدند ، هر دو به محبوبیتِ فراوان رسیدند و هر دو موفق شدند که رهبری کشورهایشان را به دست بگیرند ، ماندلا امّا بدون خون ریزی به پیروزی رسید و بدون خون ریزی ادامه داد و قدافی با خون بر مسند نشست و با خون ادامه داد ، ماندلا گوشش را برای شنیدن صدای مردم باز کرد و قذافی دهانش را به نعره گشود تا گوش مردم از صدایش پر باشد ، ماندلا کتابِ مردم را خواند و قذافی کتابی نوشت و مردم را وادار به خواندن ان کرد.

    ماندلا خودش را کشت تا مردمش زنده باشند و قذافی مردم را کشت تا خودش زنده باشد ، ماندلا گفت : « ما » و قذافی گفت : « من » ، ماندلا مردم را فرزندان خود خواند و قذافی مردم را سوسک و موش خطاب کرد ، ماندلا پیش از این که از زندگی کناره بگیرد از قدرت کناره گرفت و قذافی تا آخرین لحظات به تخت و خیمه اش می اندیشید.

    و حالا نلسون ماندلا و معمّر قذافی – هر دو نفر – در پیشگاهِ ابدیّت تاریخ ایستاده اند و ما تنها به احترام ماندلا می ایستیم.

     
  79. بنام خداونده بخشنده ومهربان
    عباس عزیزم امیر انتظام بزرگ گشورم
    گرچه عمری را با درد ورنج وملامت روزگار ودر اسارت وزندان وبی گناهی سپری کردی
    سکوت بلندای تو فریادی بود که امروز در دلهای ما طنین انداز است
    روزی که بر تو دلاور ومرد شجاع وخادم میهن تهمت وافترا بستن
    امثال من نمی دانستیم که شیوه حکومت جمهوری اسلامی بر اساس تهمت وکینه ورزی بنا شده واین شیوه وکردار ناپسند که از همان اوایل انقلاب شروع شد رفته رفته بر شدت ومیزان ان افزوده شد وتا کنون نیز ادامه دارد وهم اکنون نوبت به رزمندگان وجانبازان انقلاب اسلامی رسیده وامروز زندان های جمهوری اسلامی مملو از میهن پرستان ودلسوزان وطن است
    که حاکمان جور وظلم از انها در هراسند
    وبقدری الوده به اعمال زشت وکردار ناپسند شدند که از سایه خود هم وحشت دارند
    عباس عزیز وایر انتظام بزرگ صفات ارزنده وبر جسته تو و خضوع وخشوع که اراسته به اداب اخلاق انسانی بود. مثقالی دروجود ایت الله های امروزی نیست
    به یقین میدانم نام نیک شما در تاریخ ایران جاودانه وبرای همیشه به یادگار خواهد ماند
    شخصیت های بر جسته عزیز وانقلابیون صف اول مردانی چون شما ویاران شما که صرفا برای ازادی واستقلال وابادانی میهن گام برداشتید برای روحانیت کج فهم وبد اندیش قابل تحمل نبود
    لعن ونفرین به کسانیکه شما ها را از کوچکترین نیاز های اولیه زندگی انهم در سایه جمهوری اسلامی محروم کردند
    درود به ر.وح بزرگ وازاد منشی واقتدار واستقامت تحسین بر انگیز تو که با تنی رنجور وشکنجه های روحی همچنان محکم واستوا ر مقاومت نمودی وتسلیم خواسته های باطل بد خواهان نشدی
    انچه امروز ما را بیشتر از مرگ تو ازرده ومتاثر نمود مظلومیت وطبع بلند مردانگی تو بود
    روحت شاد ویادت جاودان باد
    غلامرضا محمدی

     
  80. سلام آقا
    گهگاهي وقتي كه سوزش نيش بي اعتنايي به شعور ملي را از اعماق احساس ميكنم ،مينويسم ،

    من /// هستم ، از اعضاي قديمي حزب ملت ايران، دانش آموخته حقوق بين الملل .
    دوسال پيش ، جنابعالي را با آقاي //// بهمراه تعدادي از مادران ودختران شجاع ميهن در خانه آزادي -منزل شادروان فروهر – ديدم . باهم در كنار عكس مصدق بزرگ عكس هايي هم انداختيم كه زحمت ارسال اش را -براي من -، آقاي /// كشيدند .جنابعالي در آن حضور ، تابلويي را براي پرستو آورده بودي

    بر گوش آمده ترين نامور سالهاي چندان نزديك ميهن ما ، در آستانه چهله ي دگرگوني خيزش پيروز ، دريكي از دانشگاه ها ، گفتند كه :
    (اگر ايران مقتدرنبود، يك دهم تلاش امروز دشمن كافي بود تا نظام “محبوب” را از ملت بگيرد).
    همانگونه كه همه ميدانند ، چهل سال از عمر انقلاب ميگذرد ، از عناصري كه در اين مدت از تجربيات چهل ساله برخوردار بوده اند ، توقع ميرود كه از مرز نونهالي ، نو جواني وحتي جواني وجوانفكري عبور نموده وباصطلاح وارد فضاي فكري ملهم از منطق وشناخت خود ونقش اش در جامعه شده باشند .
    چهل سال پيش ، با شعار استقلال ، آزادي ، جمهوري” اسلامي ” پا به عرصه اي از اراده مديريتي كشور نهاديم كه خط تمايز ش با ضد انقلاب ، انحراف از همين خواسته هاي متجلي در شعار ها بود .
    انقلاب پيروز شد ،بت عيار استعمار به رنگ ديگري جلوه نمود وبه بركت باوري كه سالها تلاش براي استتار حقايق آن بخرج داده بود ، ضد انقلاب را بر اريكه قدرت استوار ساخت .
    اقتدار ادعايي دراين سخنراني كه به حكومت حاضر ايران نسبت داده شده ، اقتداري نيست كه از منبع اداري حاكميت حال حاصل شده باشد ، بلكه باقيمانده نيمه نفس ونيمه جان همان اقتداري ست كه بمدد پشتوانه بيش از هزاروچهارصدسال انتظار مردم ما به رستاخيز موعود آييني بود كه بعنوان ابزاري برنده در دست دين آگاهان موجب پيروزي انقلاب گرديد وميرود كه با ادامه سياستهاي جاه طلبانه ي بر نشستگان بركرسي قدرت ، نيمه ديگر جانش را نيز باخته واز نفس بيافتد .اگر اراده ، عزم ونيتي براي برقراري ميهن در عرصه تاريخ ملت ها باقي است ، جا دارد كه گوش هوش بر ندا هاي بلند شده بر كوي وبرزن داده وتا دير نشده ، ميهن ، ملت وآيين حاكم بر آن را بر باد نداده ايم به تنبه گراييده وبه اراده بر حق مردم سر فرود آورده تا از پشيماني ملكوك محتوم چهره آتي دين ودولت در امان بمانيم،فاعتبرويا اولوالابصار .

     
  81. حسن/*: در داخل خود آمریکا نیز مشکلاتی وجود دارد.
    مش قاسم: ای خدا کی میشه مشکلاتمو با آمریکاییها عوض کنم؟

    /*: ک

     
  82. اخبار: افزايش درآمد نامحسوس.
    ترجمه درآمد نامحسوس: دزدی و رشوه رانت!

     
  83. این دومی: با متخلفان در هر سطحي برخورد شود.
    مش قاسم: از توی اون سولاخی که توش قایم شدی و در حصار برادارن قاچاقچی بیا بیرون خودم باهات برخورد میکنم.

     
  84. یاران جان درود

    جالب ناک انگیز است که یک عده ده پانزده نفره که همکلاسی و یا هم نظمی یا

    هم حقوقی بهر روی هم گروهی هستند چنین ولوله امتیازی راه انداخته اند

    فکر میکنم کنچکاوانی که برایشان مهم است همین عدد را کم کنند به مقصود

    رسند… درلسان التازی شاش به معنای پخش است پس چون نظرت را شاشاندی

    رتبه و محل و چه کسی را خوش یا ناخوش آمد مهم نیست وفقط جواب مستدل

    و معقول و منطقی را میتوان برایش ارزش و وقت گذاشت .

     
  85. شما که اینقدر خوب فیلم می گیری یه فیلم هم از اون روزی که می گی دیماه 96 بین مردم بودی می گرفتی!!!!

     
  86. راهکاری برای برون رفت نظام از بحران.
    سران نظام اعم از زن و مرد هر یک تابوتی تهیه کند و در آن دراز بکشد. سپس با مصرف یک قرص سیانور به حیات ننگین خود پایان دهد. تابوت از جنس چوب باشد. با این کار زحمت فرار و گریز از چنگ مردم و دایم تحت تعقیب بودن را از دوش خود بر می دارید و ملت هم بخاطر آسان شدن کارش بر همه شما رحمت خواهد فرستاد تا در آن جهان از الطاف الهی بهره مند شوید و به نکاه حوریان سیاه چشم و غلامان سبیل کفت در آیید. تابوت ها را در گودالی خواهیم انداخت و آتش خواهیم زد تا تبدیل به خاکستر شود آن هم به دریا ریخته خواهد شد. از ارایه خدمات بیشتر معذوریم.
    این که چه کسی در زمره سران نظام محسوب می شود در وحله اول به تشخیص خود فرد است. نماینده مجلس به بالا حتمی است زیرا که خیانت ایشان به اثبات رسیده و نیازی به دادرسی ندارد. روحانیون حکومتی روسای جمهور وزرا و معاونانشان قضات و دادستان هایی که در اعدام و سرکوب و نابود کردن زندگی بی گناهان دست داشته اند به هم چنین. رده های پایین تر بسته به این دارد که مرتکب چه جرمی شده باشند. جرایم سنگین مثل مشارکت در سرکوب ملت با سلاح سرد یا گرم دزدی کلان کلاهبرداری کلان سو استفاده مستمر از مقام و شغل و موقعیت اجتماعی کاذب برای خوردن اموال مردم و ثروت اندوزی مشمول این طرح می شود.
    در صورت عدم تمکین به طرح پیشنهادی در بهترین حالت سالیان سال در حالت نه زنده و نه مرده تعقیب و گریز به سر خواهید برد و مطمین باشید از چنگال عدالت فرار نخواهید کرد. دادستان های منصوب مردم در این مدت فرصت کافی خواهند داشت پرونده شما را تکمیل کنند و مراحل دادگاهی و صدور حکم به سرعت طی خواهد شد. در نهایت به حبس ابد محکوم می شوید و برای جبران صدماتی که به کشور وارد کرده اید به کار مفید گمارده خواهید شد. عاقل تر ها گزینه تابوت را ترجیح خواهند داد.
    نظامیان نیازی به توضیح ندارند. انتظار می رود غیرت نظامی گری ایشان را راهنما باشد. مگر آن که به مردم پیوسته باشند و در دفاع از جان معترضان از خود رشادت به خرج دهند. در این صورت در مجازات ایشان تخفیف داده می شود تا حد بخشش.

     
  87. شوی تیلیوزوزونی حاج حسن/*. حسن/* این روزا چپ اندر قیچی های دستور صادر میکنه. آخه ای نادان، اگه این کارا رو با دستور دادن میشد انجام داد چرا تا بحال دستور صادر نمیکردی؟ نه حاجی، مملکت داری راه و رسمی داره که تو و مولا-تو زیردستتات از این راه و رسم چیزی نمیدونین. اینا فقط راه و رسم هوچیگری رو میدونن. ۴۰ سال آزگار رس این ملت و مملکت رو کشیدن، حالا کفگیر به ته دیگ خورده، دیگه چیزی نمونده که شماها یا ندزدیده باشن یا نفله نکرده باشن. اونقده دستور بده تا به قول اون سلف دیوونه اسلامیت دستور دونت …(سه نقطه از مش قاسم) بشه.

    /*: ک

     
  88. قابل توجه کساییکه می گن کی گفته مشهد شده تایلند اسلامی؟!!
    https://youtu.be/54_fgx-rbhY

     
  89. قول جدید حسن/*به مردم: هیچ مشکلی برای کشور پیش نمی آید.
    مش قاسم: به این میگن گ…(سه نقطه از مش قاسم) گیجه گرفتن. فقط بهش بخندین. این اگه اینقده حالیش نیست و نمیبینه که همین الان مشکلات از در و دیفال این مملکت بالا میره و همه این مشکلات هم ریشه در همین حکومت/*ی داره که این رئیس/* جمهور/*شه چه توقعی میشه ازش داشت؟ خود خ…(سه نقطه از مش قاسم)ش هم در ایجاد تمام این بدبختیها شریک بوده.

    ملت ایران، اینا اینکاره نیستن.

    /*:ک

     
  90. اخبار: این دومی از دولت خواست نقشه راه اقتصاد باثبات تهیه کند.
    مش قاسم: نه انگار حاج قاسم در محموله آخری مواد درجه خلوص خیلی بالا به این رسونه. آخه ای نادان، تو و اینایی که دور و ورت هستن توی ۴۰ سال آزگار نتونستن اقتصاد باثبات بکنن حالا یه هویی وسط تحریمها و آشوبهایی که خود تو راه انداختی بتونن از این کارا بکنن؟ اینا اصلا نمیدونن اقتصاد باثبات چی هست. نقشه راه اقتصاد باثبات و انجامش بضاعت عقلی میخواد که در این حکومت/* وجود نداره که اگه وجود داشت کار به اینجا نمیرسید.

    ملت ایران، این حکومت/* در توانش نیست که مملکت داری بکنه، اینا اینکاره نیستن. در جفنگ گویی و فحش به این و اون دادن و اعدام و گرفتن و زدن و بستن و دزدی و آدمکشی و شامورتی بازی و شیره به سر خلق الله مالیدن ختم روزگارن، در سازندگی و پیشرفت هیچ هیچ هیچ!

    /*: ک.

     
  91. این دومی: روابط با شرق و غرب باید تقویت شود.
    مش قاسم: در عالم هپروت بوده. در مصرف مواد ارسالی حاج قاسم از کرمان زیاده روی کرده بوده. حالیش نبوده با منقلابی بودن و جفنگ گفتن روابط با شرق و غرب تقویت نمیشه. برای این جور کارا بضاعت عقلی لازمه که این و اونایی که توی جلسه بودن ندارن.

     
  92. روش و منش دیکتاتوریهای مسلح به
    ایدئولوژی!

    مقدمه:

    « پروکروستِس ( به معنی کش دهنده)، دیودور سیسیلی تاریخ نگار یونانی قرن اول قبل از مسیح در کتاب «تاریخ جهان» آورده: پروکروستس در کنار جاده الئوسیس به آتن زندگی می کرد،رهگذران را به بهانه مهمان‌نوازی به خانه خود می‌برد و روی تختی می‌خواباند و اگر از طول تخت کوتاه تر بودند آن‌قدر آن ها را می کشید یا بدنشان را در روی سندان با چکش میکوبید تا هم طول تخت شوند و اگر بلند تر از تخت بودند از پاهایشان می‌برید تا به اندازه تخت شوند. تسئوس او را به همین شکل مجازات کرد و برای اینکه او را به اندازه تخت درآورد سربرید.
    امروزه در بسیاری زبانها مسائل و موقعیت های مبهم و پیچیده یا آچمز شده، موقعیت های بن بست و همچنین کوتاه کردن یا تمدید و طول دادن های بی اساس را “تخت پروکروستس” مینامند. »

    در جوامع دیکتاتوری که اغلب به ایدئولوژی خاصی مسلحند، قد و اندازه انسانها نباید از حد معینی بزرگتر باشد!
    این حد معین استانداردی است که توسط کانون اصلی قدرت تعریف میشود و اندازه آدمها بایستی حداقل یک سر و گردن از شخص دیکتاتور کوتاهتر باشد و گر نه به شیوه «پروکروستس» مقدار اضافی کوتاه میشود. مثلاً در نظام نازی شخص فوهرر (پیشوا) آدلف هیتلر قبل از قبضه و غصب کامل قدرت، با آنکه ارنست روهم بیش از او جهت بر کشیدن حزب ناسیونال سوسیالیست کارگران آلمان( حزب نازی)و دستیازی به قدرت زحمت کشیده و پر سابقه تر و خوشنامتر از او بود را، چون هم قد و اندازه و لاجرم رقیب خود بشمار میآورد طی کودتایی درون حزبی دستگیر و بدون محاکمه اعدام کرد. در جریان جنگ جهانی دوم هم چون متوجه شد که «دریا سالار کاناریس» و سپس «فیلد مارشال اروین رومل» بیش از حداکثر اندازه استاندارد رشد کرده و بزرگ شده اند، اولی را اعدام و دومی را وادار بخود کشی کرد. در میان رهبران حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی هم افرادی چون «تروتسکی» «کامنف» «زینویف» «بوخارین» در کنار استالین بودند که تروتسکی یک سرو گردن از استالین بلندتر و سایرین لااقل هم قد استالین بودند، اینبود که پیشتر از همه تروتسکی قربانی، تبعید و سپس در مکزیک با تبر سرو گردنش کوتاه شد! سپس سر افراد یاد شده با کسان بیشماری کوتاه شد! در آستانه تجاوز نازیها به اتحاد شوروی هم چون مارشال «توخاچفسکی» بسیار بیشتر از استاندارد استالینی رشد کرده بود و افسران ارشد ارتش سرخ به نبوغ و شایستگیهای او پی برده بودند، سر مارشال و تمام افسران از سروان به بالا کوتاه شد. (یکی از علل تلفات وحشتناک شوروی در جنگ جهانی دوم اینبود که بدون آنکه ارتش نازی یک تیر شلیک کند شخص رفیق استالین تمام افسران ارشد، از جمله افسران ستاد را تیرباران کرد) در جریان شورش 57 نیز ابتدا مرحوم آیت‌الله طالقانی، سپس آیت‌الله شریعتمداری، بعد از آن مهندس بازرگان و اعضای دولت موقت، بعد از آن سید مهدی هاشمی، بعد از او آیت الله منتظری، و….. را چون از استاندارد تعریف شده بزرگتر بودند، یا بزرگتر شدند با تبر دیکتاتوری و شیوه «پروکروستس» به اندازه دلخواه تبدیل شدند.چشمان تیزبین حاکمیت حتی پیش از استعفای دولت موقت متوجه قد و قواره غیر استاندارد زنده یاد مرحوم امیر انتظام شد لذا در صدد بر آمد تا او را به اندازه استاندارد کوتاه کند!مهندس عباس امیر انتظام به دلیل سوابق روشن و میهنپرستی و مردم دوستی و پاکدستی و درستکاری دارای چنان نقاط ضعفی نبود که حتی شخصی چون محمدی گیلانی هم بتواند او را از سر کوتاه کند! لذا با زدن بدترین و سنگینترین اتهامات که هرگز به اثبات نرسیدند، یعنی خیانت بکشور و جاسوسی بسود دشمن او را از پا کوتاه کردند! جسورترین و مقاومترین انقلابیون هم تا مدت معینی تاب تحمل حبس انفرادی را دارند در صورت تداوم طولانی مدت حبس انفرادی، سرانجام یا زندانی دیوانه میشود، یا پا بر روی هدف و شرافت انقلابی و انسانی خود میگذارد و تسلیم دشمن میشود. این تسلیم شدن لزوماً به نجات منجر نمیشود، در بیشتر موارد شخص حتی با اعترافات دروغ بدترین تهمتها را بخود میزند تا هر چه زودتر تیرباران شود، یا به دار آویخته گردد! کسانیکه تجربه وحشتناک زنده بگور شدن در سلول انفرادی را دارند بخوبی میدانند که اسارت در انفرادی چه رنج دهشتناک و پایان ناپذیریست. زندانی حتی نمیتواند خودکشی کند و ناگزیر است وضعیتی را تحمل کند که هر ثانیه اش با کُندی جانکاه و ستوه آوری میگذرد، رنج گذر ساعتها، شبها، روزها، هفته ها و ماهها چیزی نیست که تا کنون کسی توانسته باشد توصیف کند. حبس انفرادی اگر مدتش مشخص شده باشد و زندانی بداند که بلآخره پس از دو_سه ماه از آنجا نجات پیدا میکند و به بند عمومی منتقل میشود قابل تحملتر است زیرا امیدی که در آنسوی سپری شدن شبانه روزها و هفته ها کورسو میزند او را امیدوار و دلگرم میکند، اما هرگز مدت ماندن در انفرادی را به زندانی نمیگویند، در این شرایط چراغ امید خاموش و یأس و دلمردگی چنان به روح و روان محبوس هجوم میآورد که زندانی آرزو میکند که به شکنجه گاه برود، شکنجه شود، توهین و تحقیر شود، فحش و ناسزا بشنود به امیدی که برای دقایقی یا ساعتی از آن برهوت تنهایی خلاص شود، مهندس امیرانتظام در چنین شرایطی 555 شبانه روز در انفرادی ماند اما هرگز اتهاماتش را نپذیرفت و تا پایان عمر خواهان محاکمه عادلانه بود. او در هر ثانیه از آن 555 روز آرزوی مرگ میکرد ولی اتهام خیانت به میهن را نپذیرفت، زیرا بدرستی میدانست که ننگ خیانت به کشور از هر مرگی خفت آورتر و ناگوارتر است.مهندس امیر انتظام رفت و رستگار شد و چون هر انسان ذاتاً بزرگی قبل از مرگ شکنجه دهندگان خود را بخشید. خداوند بر او ببخشاید و قرین رحمت و مغفرتش فرماید.

    آمین یا رب العالمین.

     
  93. فیلم رو بذار در کوزه آبش رو بخور! می خواستین چشتون درآد انقلاب نمی کردین! آخه چس تو که اینقدر هارت و پورت می کنی پس واسه چی توی انتخابات روحانی در دور اول هی شرکت کنین شرکت کنین می کردی! آخه خل بودن هم حدی داره! فکر کردی اون مردتیکه عنتر احمدی نژاد بره یه کسی دیگه می آد براتون تخم دو زرده می کنه! همتون که از الاغ هم الاغتر تشریف دارین! پولای مفت بهتون تو دوره ی اون امام ///// که داشتین بدجوری بهتون مزه کرده بود! اینقدر هم خودتون رو به موش مردگی نزنین! فقط کارتون شده خودتون رو به یه مشت بدبخت زجر کشیده چسبوندن! اینقدر هم در فضای مجازی هارت و پورت کنین تا جون از هر چی نابدترتون بزنه بیرون! تو که می گی توی 88 دیگه مردم رو می زنن سال 78 کور بودی ندیدی چه جوری همه رو آش ولاش کردن! اون موقع هوا ورتون داشته بود که خاتمی /////////////////////// می آد براتون تخم دو زرده می کنه!

     
  94. سلام و درود

    بدین وسیله از زحمات بسیار ارزشمند و کامنت های صد در صد درست خودم کمال تشکر و قدر دانی را دارم. اگر اساتید دانشگاههای هاروارد و جان هاپکینز و جرج واشنگتن و آکسفورد و کمبریج و پلی تکنیک پاریس و یونیورسیته بزانسون و دانشگاههای رُم و میلان و مسکو و غیره و غیره چشم براهم نبودند، جهت قدردانی و دست بوسی خودم به خدمت جناب خودم میرسیدم!

     
    • سلام و درود

      بنده این مطلب« تشکر از خود »را زیر مطلب زیر نوشته بودم، چرا از اینجا سر در آورده نمیدانم.
      « ناشناس
      12:02 ق.ظ / جولای 14, 2018
      درود بر دكتر شهداد
      چرا وقتى انسان بزرگى چون دكتر شهداد لطف ميكند…… »

       
    • قابل توجه دکتر شهداد و شاهرخ و سایر اسامی مستعار دکتر شهداد!

       
  95. شفیعی
    10:32 ب.ظ / جولای 14, 2018

    سلام و درود
    آقای مزدک1 مواظب باش که در دام آخوندها نیفتی، زیرا با این شیوه ای که در پیش گرفته ای نتیجه عملی فعالیت شما با متعصب ترین آخوندها یکیست!!!!
    …………………..
    شفیعی گرامی شما زیاد خودتونو ناراحت این موضوع نکنید من قبلا چندین کامنت در جواب همین انتقاد شما نوشتم که بیشترشان درج نشدند. قبلا یاد آور کرده ام که جریان مبارزه دو بخش مجزا و با قوانینی بر ضد همدیگر دارد .یکی مرحله رهایی است و دیگری مرحله سازندگی. ایرانیان در حال حاضر در مرحله رهایی است و این مرحله قوانین خودش را دارد که اغلب تخریبی و دلیل اش هم ساده است. دینداران بنام اسلام و باورهای مردم بر مرکب قدرت سوارند و دین&شریعت اسلام را قانون جامعه کرده اند و بنامش هر جنایتی را توجیه می کنند. بنابراین تخریب /// در وضع کنونی و از تقدس انداختن مقدساتش و فرو ریختن باروهای باورمندان //// وظیفه تمام کسانی است که با دیو استبداد دینی و اشغالگران غارتگر و دزد و آدمکش اسلامی در ستیزند. چون دیگر بحث انتقاد از اسلام گذشته و در شریعت و طبیعت اسلام انتقاد جایی ندارد و پاسخش مرگ است. بهمین دلیل بهترین راه از تقدس انداختن چنین باوری است.
    حرف شما در مرحله دوم و بعد از برانداختن و بیرون راندن از قدرت و اشغالگران که همان مرحله سازندگی است درست است.زیرا در آن جو ازاد و دمکراتیک دیگر نیروهای سازنده جامعه هستند که با رعایت قوانین و رفتارهای درست و مدارا گرانه و انسان و ایران دوستانه سعی در تفاهم و همکاری با همدیگر و دیگر نحله های فکری و پروش نسلی خواهند داشت که همچنان که ازادی را پاس می دارند به بحثها و انتقادهای سازنده و ساختن جامعه مدنی قوی برای پاسداری از سیستمی سکولار و دمکراتیک بر مبنای حقوق بشر و رعایت قانون پافشاری کنند. در چنین مرحله ایی دیگر بحثهایی در مورد باورها و ادیان بحثهایی اکادمیکی می گردند و در حقیقت جایی در سیاست ندارند و بمرور زمان ایزوله خواهند شد. چون جامعه را قوانین اداره می کند و دولت و سایر نهادها تنها مجریان قوانینی هستند که نمایندگان مردمی در مجلس به تصویب رسانده اند.در چنین قوانینی دین و باور حق فردی اشخاص است و مربوط به حریم خصوصی و کسی یا اداره ایی بدون داشتن مجوز حق پرسیدن دین و باور فردی را ندارند چون دران صورت مشمول قوانین نهی از تفتیش باورها و عقاید می شوند!بنابراین سید مرتضی ها دیگر نمی توانند از دین سوئاستفاده کرده و با فریب و نیرنگ و مشتی خرافت بر گرده جامعه سوار شوند. آنها مجبورند که کار کنند و اگر هم مسلمان یا آخوند هستند نمی توانند مفت و مجانی و از کیسه دیگران زندگی کنند. یک نماز خوان مسلمان حق دارد که مسلمان باشد ولی حق ندارد که برای دعاخواندن و یا روزه گرفتنش ساعات کارش را با پول صاحبکار کم کن. مثلا مسلمین می توانند ماه رمضان را مرخصی بگیرند! چون خرج باور به عهده باورمند است نه جامعه! باور قرار است که باورمند را خوشبخت کند نه جامعه را! هر باور مندی با رعایت قوانین جامعه در زندگی مشترک از سیاست تا کار و کوشش دارای همان حقی است که بی باوران دارند نه بیشتر و نه کمتر. بدین معنی که همه در برابر قانون برابرند بدون هیچ اما و اگری!

    در ضمن شما که خود از صبح تا شب سنگ اسلام وعرفان را به سینه می زنید و سعی با در زرورق پیچیدن دوباره همان تفکرات 1400 سال پیش مشتی شترچران //// سعی در پهلو زدن با دنیای مدرن و تفکر مدرن دارید و //// ایی را که در بین خود عرب قربش تا آنجا بود که اولا کمتر خانه ایی در بین عرب بود که از شمشیر علی سوگوار نشده باشد و در ثانی بجز مشتی مفتخور که به اصحاب صفه مشهور شده بودند چون کاری جز دعا و مفتخوری از اموال دزدی و غارت غارتگران و دزدان و راهزنان دار و دسته ///نداشتند(اجداد همین سید /// سایت و ///) را سمبل عدالت و جوانمردی و شرافت و ازادی و حکومتی سکولار و دمکراتیک …می دانید ! گله کردن از من کمی بی انصافی است.

     
  96. مزدک مشکلات روان و زندگیت را با نوشته‌ های پوچ و هرزه به دیگران مرتبط نکن و آبروی برخی اقوام را هم نبر, بخوبی روشن است که بس که به تو گفته اند حال گفتن به دیگران برایت عقده شده, دوست داشتم بگویم بطرز اغراق گونه ایی در پی نمایش شجاعت هستی! ولی متاسفانه این نیست و سخن علاوه بر همان موضوع و راه حل غلطی که کسی نشانت داده بود, همان است که بیان شد, و در دشمنی هم آدم درستی نیستی چون میزان دروغگویی و نسبت دادن اعمال خودت به دیگران بیش از حد است, همین حالا برگرد به گذشته, بنشین و قلم دست بگیر و مشغول نوشتن شو و درست و سالم به همه بگو مشکلت چیست؟ بهانه ایی که پاسخ داده شده و خودت هم از همه بهتر میدانی و از جمله کارهای خودت را, اینها را نمیگویم, اگر مردانه توانستی چیزی را تحلیل و اثبات کنی جایزه داری.

     
    • شاهرخ، یعنی‌ به زبان شیرین و شیوا و رسای فارسی‌ نوشتن ، تا این اندازه برایت سخت و طاقت فرسا و عذاب آور است هست که سر و ته گفتار بهم ریختهٔ خود را این بار تحت این نام مجازی وارد همان دیگ آش ماست کردی؟ مزدک فقط گفت که فلانی یک سایبری هست و مگر نزد تو خال؟ تا شب سی‌ تا عالی‌ به خودت اضافه کن طبق روالی که طی‌ این دو هفته در پیش گرفته ای.

       
      • سلام و درود

        چه میفرمایی دوست عزیز، خیال میکنی تحت تعقیب مارک زاکربرگ بودن به این سادگیهاست؟ خدا قسمت گرگ بیابان نکند زاکربرگ نگو، زاکرمرگ بگو!
        قد مثل عوج بن عنق، چشمهای ازرقیش کاسه خون، سبیلها از بناگوش در رفته،!از همه بدتر و وحشتناکتر!!! و غیره و غیره، باز هم و غیره.!!
        این و غیره اش تا حالا کلی تلفات گرفته!

         
  97. برای ما نسل نوجوان و جوان دهه پنجاه و شصت، دکتر شریعتی روایت‌گر معتبر اسلام‌گرایی بود. او در نسبت میان ملی‌گرایی و اسلام، بر اولویت ملیت بر اسلام تاکید داشت. عقیده داشت ما به اعتبار ملیت‌مان است که هستیم، اما اسلام عقیده ماست. روزی این عقیده را نداشتیم، بعدها مسلمان شدیم. ما بودیم و مسلمان شدیم. مسلمان بودن ما، بر هستی ما استوار است، نه به عکس.
    …….

    بفرمائید شما از کجای باور شریعتی چنین باوری را بیرون کشیدید؟ آنچه را شریعتی با تردستی و حرافی بخورد ایرانیان داد همانی است که خمینی و سایر آخوندها می گویند و در این 40 سال هم تجربه شده. تنها اختلافی که بین باورهای اسلامی شریعتی و مجاهدین و بقیه اسلامهای کراواتی یا کراواتی های اسلامی می توان یافت پوششی است که این یا آن گروه به واسته توانایی ها و دریافتهایی از دنیای مدرن برداشته اند والا محتوی همان ترشحات فکری مشتی شترچران و غارتگر 1400 سال پیش است! همانطور که قبلا نوشتم اسلام با ملی گرایی بیگانه نیست ولی برای عرب نه برای دیگران چون اسلام طبق خود قران بعنوان مانیفست ایدیولوژی اسلامی و روایات و سنن بزرگان اسلام برای عرب و فرهنگ عرب و خواهان بزرگی و عزت و فهم و درک…برای عرب و بزبان عربی بوده و هست.بهمین دلیل هم تمام نوشته ها و گفته ها و رفتار و کردار اورنده و پرورش دهندگانش حتی در کشورهای دیگر روی به عرب دارد.راستی چی واضح تر از بنیان نهادن کعبه بعنوان تنها و مهمترین جایگاهی برای جمع آوری و بزرگترین مرکز توریست و تجارت در عربستان سعودی؟سالانه از نون و لباس بچه و گرسنگان ایرانی میلیاردها دلار به عربستان سعودی و به حسابهای مشتی فاسد سعودی ریخته می شود تا در کازینوهای اروپایی خرج مشتی فاسد شود.جالبه که حتی قبور مشتی عرب غارتگر هم مقدس شده و در همان دیار عرب قراردارند و داستان غارتهای نجومی اشغالگران ایران خود مثنویهاست. بنابراین نه شریعتی و نه مسلمان دیگری نمی تواند ادعایی چنین نماید وقتی به اسلام باور دارد.چون اسلام انسانها را بین منافع عرب که همان اسلامست با منافع دیگر ملتها به انتخابی یکجانبه و بی برگشت دعوت کرده.بنابراین هر ایرانی باورمند به اسلام ترجیه اولش باید اسلام و منافع عرب باشد نه ایران چون در غیر آن صورت باید در اسلامش شک کرد.اسلام قوانینش الزام اورست و روشن و محکم.وقتی می گوید الله اکبر و یا لا اله الا الله شوخی که ندارد یعنی خدایان دیگر و بخوانید ادیان و باورهای دیگر همه باید سر تسلیم فرود آورده و به انچه محمد یا الله اش گفته گردن نهند و الا با انها ان می رود که در این 1400 سال با ایرانیان شده!

     
  98. طرف رفته مسکو گفته آذربایجان مال شما. خراسان رو هدیه می کنم به پوتین. نگفته؟ دریای خزر کمتر از آذربایجان و خراسان است؟ منابع نفتی موجود در این دریا را معادل نفت خاورمیانه بر آورد کرده اند.
    من همین جا بگویم هر کسی که سند تسلیم دریای خزر به اجانب را امضا کند و در تدارک آن نقش داشته باشد حکم مرگ خود را صادر کرده است. مجازاتی کمتر از تیر باران در انتظار چنین خیانتکارانی نخواهد بود.
    من نمی فهمم ملت ایران را چه شده. چقدر بد بخت و ذلیل باید باشد ملتی که چنین حکومتی را تحمل کند؟
    باور کنید چیز خورتان کرده اند. این همه بی غیرتی در تاریخ ایران سابقه نداشته است. بروید آب آشامیدنی تان را در آزمایشگاه بسنجید ببینید چه موادی در آن ریخته اند که اینقدر بی شرف شده اید. غلو نمی کنم سابقه چنین چیزی در آلمان نازی و شوروی مشاهده شده. در هند که می دانیم کمپانی هند شرقی مواد نازایی در آب آشامیدنی مردم ریخت. نازی ها آب شرب را با ترکیبات فلورید آلوده می کردند تا مردم را آرام و مطیع خود نگه دارند. گزارش هایش در یوتیوب موجود است. شوروی هم همینطور.از ملایان بی شرافت پست فطرت به طور حتم چنین کاری بر می آید. حفظ نظام از اوجب واجبات است. حفظ نظام از اوجب واجبات است. تف بر تو ای پست فطرت بی شرف.
    به روس ها هم می گویم شما با سو استفاده از موقعیت ضعیفی که ملایان احمق و خیانتکار برای ایران به وجود آورده اند زمینه جنگ را فراهم می کنید. زیاد به این قول و قرار ها دلخوش نباشید به زودی ملت ایران به پا خواهد خواست و با مشت آهنین به پای میز مذاکره با شما خواهد آمد.
    سردار سلیمانی و سردار جعفری مرد و مردانه پای گندی که به بار آوردید بایستید و قبل از این که ملت دستش به شما برسد همین الان مجازاتی که مستحقش هستید را به اجرا در آورید.

     
  99. درود
    امیرانتظام به حقیقت اعتقاد داشت و ۳۸ سال برای آن حاضر به آری به دروغ نشد. آیا الاغها ما نیستیم که گذاشته ایم حقیقت در میان ما مسخره وپوچ شود؟
    هنوز امیرانتظام ها در میان ما الاغان ، هیچ و پوچ حساب می شوند.چرا که دروغ در گوش خران با راستی فرقی ندارد و نامش را خدعه گذاشت خمینی، از ابتدای خرسواریش.
    وخدعه هنوز، تاکنون بر ایران حکومت می کند.

     
  100. درود
    با احترام بر عقاید همه،
    ۱- سرکوب شدیدمجاهدین از طرف نظام تروریستی را همه می دانند.
    ۲-اینکه یک گروه منسجم و سازمان یافته اند و تا چه حد؟ باید بررسی شود.
    ۳- توده ای و اکثریتی که با نظام تروریست همکاری کرده و افراد خود را لو داده و در همه مواردبا نظام تروریستی ضد مردم عمل کرده اند ، آیا نباید حساب پس بدهند؟مرز حقوق بشر در کجاست؟ خیانت به ملت چیست؟

    ۴- گروههای طرفدار نظام شاهنشاهی هم خود را تافته جدا بافته می نامند.آنها را هم باید جدی گرفت.
    ۵- مثال بزرگ ایران است و نظامی تروریستی در آن حاکم است که ملت را به گروگان گرفته است.
    آیا روزنامه نگار یا گروه و سازمانی ، حتا یک بار سعی کرد که با سازمان مجاهدین محاسبه و دعوت به مباحثه کند؟کمی انصاف هم خوب است ، به نظر من تریبون تنها زمانی داده شد که بر ضد این گروه سخن رانده شود. همان خواسته ی نظام.

    همانقدر که جبهه ملی، طرفداران نظام شاهنشاهی، حزب کومله، احزاب دموکرات و..حق دارند سازمان مجاهدین هم بعنوان یک سازمان حق دارد . واقعییت این است که همه بر ضد همند و همین خواسته نظام است.
    مسئله سر مرغ خانگی نیست، مسئله سر خانه ی ایران است. این اوپوزیسیون، در حال حاضر خواسته و باب دل نظام است.
    سازمان مجاهدین به تنهایی، هیچ است و دیگر گروهها هم همینطور.بار دیگر تاکید می کنم با مباحثه و مصاحبه است که همه ازهم خواهند آموخت بدون پیش داوری، بدون متهم کردن هم ،بدون هیچ شماردن هم و خود را فقط برحق شماردن است که می تواند اوپوزیسیون منسجم شود و نام اوپوزیسیون به خود گیرد.
    نظام برای این جمع پریشان خرج کرده و خواهد کرد، ترس او از انسجام اوپوزیسیون است.

    به جای حرفهای خاله زنکی ، بهتر است به هم و برای هم ایجاد فرصت کرده و هر کس را همانگونه که هست پذیرا باشیم نه آنگونه که ما می خواهیم. هدف مشترک همه ایران است و برنامه رسیدن به ایران، با شرکت همه گروهها به انجام خواهد رسید.خانم مریم رجوی هم می داند که یک دست صدا ندارد .برای نجات ایران ، ایشان نمی تواند خود فقط هم شاه و وزیر و مجلس و ولایت فقیه باشد.
    با هر عقیده مخالف ، نباید چون بچه یتیم برخورد کرد، بلکه باید بیش از دیگران بدان پرداخت.

     
  101. تقلب و فریب هم حدی دارد و سالهاست که تنها دو سه نفر در اینجا به اندازه بیست نفر رای منفی به دیگران و مثبت به خود میدهید.

     
    • شهداد خوب شد یادت بوده که به اسم خودت بنویسی‌، نیست که اسم شهداد را خیلی‌ پر آوازه کردی رفتی‌ یک اسم شاهرخ را هم سکهٔ یک پول کردی. تو اگر از چند سال پیش با این سایت آشنا بودی، همان موقع هم همین بساط و قشقرق جلف و مضحک را راه مینداختی. نیست که در این دو هفته خیلی‌ اعتبار و اعتماد کسب کرده ای، دروغ و ادعای مسخره را هم به آنها اضافه کن. بیا دست بردار و دیدی که بسیاری از اعضای خانواده این سایت سالهاست همدیگر را خوب می‌‌شناسند و از هوشیاری و درایت و نکته سنجی بالایی‌ برخوردارند و در هوا زدند توپ‌هایی‌ که این سایت را نشانه رفته بود. شما هم مثل همه بنویس و به نظام آرا احترام بگذار. کسی‌ که با شما دشمنی و کینه ندارد.میزان حرف درست و حسابی‌ و محکم و منطقی و مستدل و معقول است و نه جنجال و هیاهو و قیل و قال و راهزنی.

       
  102. استاد گرامی با درود این عکس و مطلب را تقدیم میکنم به سید گرامی

    “یک سری ابله هم هی میگویند هویدا خودکار را سیزده سال در یک قیمت نگه داشت!
    خب کاری ندارد،جمهوری اسلامی هم ده سال است یارانه را چهل و پنج تومن نگه داشته “

     
  103. قاتل امام حسین…!!؟

    حسین_رزاق

    باقر نوبخت، چند روز پیش اعلام کرد که دولت از همه ایرانیان خارج از کشور میخواهد تا در این جنگ اقتصادی، سرمایه‌های خود را وارد کشور کنند!
    ناخودآگاه یاد یک رفیق افتادم، “کارن وفاداری”…
    حتما اگر نوبخت یا روحانی ندانند “کارن وفاداری” کیست، هم دولتی عزیزشان خانم مولاوردی، اگر نگاهی به پرونده‌های زمان معاونت حقوق بشری‌اش کرده باشد، او را میشناسند،
    گرچه او از قبیله اصلاح طلبان یا معتدلیون نیست تا برای ایشان مهم باشد!!

    اما “کارن”…
    نمیشود یکبار با “کارن وفاداری” نشست و برخواست کرده باشی و شیفته‌ی او نشده باشی، شیفته‌ی مهربانی و انسانیتش…
    “کارن وفاداری” از خانواده‌ی بزرگ و خَیِر فیروزگر (وقف کننده بیمارستان فیروزگر) یک ثروتمند اصیل ایرانیست که سالها در آمریکا درس خواند و کار اقتصادی کرد، اما به عشق وطن و برای آنکه در ایران خدمتی کرده باشد و بقول خودش سالهای پایانی عمر را در سرزمین مادری بگذراند، همراه با همسر هنرمندش، “آفرین نیساری” به ایران بازگشت…
    بسیاری از اموال پدری او بموجب نبودن طولانی به تصرف دیگران درآمده بود و او توانست بخش از آن را بی هیچ رانت و پارتی و پولی فقط از راه قانونی آنها را پس بگیرد. (بیشتر املاک واقع در ده ونک متعلق به کارن است)
    .
    “کارن” در ایران شروع به کار اقتصادی کرد و چندین برج تجاری ساخت و سرمایه کلانی را به کشور آورد. همسرش “آفرین” هم یک گالری هنری در ونک‌ راه انداخت با نام گالری “آن” که سالها محفلی برای نمایش آثار هنری ایرانیان بود و بموجب روابطی که با جامعه‌ی ایرانی خارج از کشور داشتند، توانستند کمک مادی خوبی به هنرمندان داخلی بکنند…
    اما ناگهان، سازمانی که تا به آنروز نه کارن‌ نه آفرین، حتی نامش را هم نشنیده بودند، “ساس” پا در زندگی خصوصی آقا و خانم “وفاداری” گذاشت و زندگی آنها دگرگون شد!
    ابتدا “آفرین” در فرودگاه دستگیر میشود و بعدش “کارن”. اما با نزدیکان آنها تماس گرفته میشود و در ازای پرداخت مبلغ بسیار هنگفتی قول آزادی آنها داده میشود و خانواده به هوای گروگانگیری به قانون مراجعه میکنند اما موضوع یک گروگانگیری معمولی نیست. “کارن و آفرین” در بازداشتگاه انفرادی بند دو الف اوین حبس شده اند و در ازای آزادی باید اموالشان را بدهند!!!

    به کارن گفته میشود که بدلیل رفت و آمد برخی سفرای خارجی به گالری، میتوانند او را به جاسوسی متهم کنند تا به همین اتهام اعدام شود!!!!
    کارن زیر بار نمیرود و به هیچ اعتراف تحمیلی تن نمیدهد. از خانه‌ی او چند شیشه مشروب پیدا میکنند و تهدید میکنند، بجرم قاچاق مشروبات الکلی حبس طویل‌المدت میگیرد!! اما باز هم کارن زیر بار نمیرود…

    “قاضی صلواتی” همان قاضی فاسد و معروف دادگاه‌های نمایشی هشتادوهشت، قاضی پرونده اوست و بارها و بارها کارن را برای همکاری با خواسته‌های سازمان به احکام سنگین وعده میدهد، اما نه کارن و نه همسرش زیر بار نمیروند؛ چون یقین در بیگناهی خود دارند؛ تا نهایتا طبق یک قانون جزائی مصوب زمان رضاشاه و بدلیل دو تابعیتی بودن کارن و آفرین، و مدت مدیدی که در ایران زندگی نمیکردند، اموال آنها توقیف میشود!!!

    در جلسه آخر دادگاه وقتی قاضی صلواتی شادمان از پیروزی بر کارن و رسیدن به هدف سازمانی خود با نیشخند به او میگوید، که چون همکاری نکردی هم همه‌ی اموالت را گرفتم و هم آنقدر در زندان نگهت میدارم تا همانجا جان بدهی، کارن پاسخ میدهد؛ که من تا قبل از زندان اصلا اهل سیاست نبودم، بحدی که حتی فرق رئیس جمهور و رهبر را نمیدانستم، تا بحال هم مشروب مصرف میکردم و هم سیگار میکشیدم، اما از امروز و در زندان آنقدر سالم زندگی میکنم تا آنقدر زنده بمانم که از زندان بیرون بیایم و زندگی‌ام را از شماها پس بگیرم…

    حالا کارن در اوین نمادی از امید و بزرگی است، مردی شاد و بزله گو که دائم در حال ورزش کردن است و صبح‌ها اگر او نرمش صبحگاهی ندهد، کسی تکانی به خودش نخواهد داد…

    آنقدر پرونده‌های ساختگی برای او زیاد و اتهاماتش عجیب و غریب بوده! که بین زندانیان معروف شده “کارن، قاتل امام حسین هم هست”!!!

    آخرین روزی که که کارن را دیدم گفتم کاش سیاسی بودی و اهل یک حزب، چون در این مملکت قبیله‌ای اگر وابسته به جناحی نباشی هیچ مقام مسئول سابق و لاحقی دنبال کارت را نمیگیرد. اما خندید و گفت من خدا را دارم…

    دلم برای کارن و زندگی ای که از او گرفتند، هیچوقت نمیسوزد؛ اما دلم برای خودش خیلی تنگ شده…

     
    • ماجرای کارن وفاداری چیست؟!

      چند قلم جرم ناقابل! : قاچاق و فروش مشروبات الکلی (در حدّ ناچیز :4000 لیتر!)،ایجاد مرکز فحشاء و فساد، جاسوسی

      https://www.adyannet.com/fa/news/25880
      ====
      آنچه که رسانه های خارجی بافتند:

      http://www.bbc.com/persian/iran-42883088

      ——-
      https://negaam.news/1395/10/22/290765/

      ——
      https://ir.voanews.com/a/iran-human-rights-justice/4229587.html

      —–
      قاتل امام حسین؟!!

       
      • سید گرامی واقعا که چه شاهدی اوردی !!! ایشان خودش هم گفته که مشروب میخورد . مگر میشود مشروب بخورد ولی نداشته باشد؟ اقلیت ها اگر مسلمین اجازه دهند در این دنیا شادی و زندگی میکنند و مثل مسلمانان به غیر از اخوندها که خودشان میدانند اون دنیا همش … است زندگی کنند . چون با یک همسر برایشان لذت بخش تر است تا چند تا در این دنیا و 72حوری در ان دنیا !!! ان هم باکره که یادش رفته بگوید حتمن انها گناه کاران هستند که باید با هر نزدیکی درد و رنج تحمل کنند تا بهشتیان لذت ببرند . و داشتن مشروب در خانه هر اقلیتی واجب است .
        ناگفته نماند که دوباره سایتی را که ان را معرفی کرده ای دقت کن و ببین وظیفه اش و از کجا پول میگیرد ؟ ایا میخواهی واقعیت بنویسد؟

         
        • حتما دقت نکردی و لینک ها را درس نخواندی ایرانی گرامی
          البته اقلیت هایی مثل یهود و نصاری که خوردن شراب در مذهبشان جایز است،اگر تظاهر به شرابخواری نکنند و در خفاء شراب بخورند مورد مواخذه نیستند،اما مطابق گزارش هایی که از محاکم قضائی ارائه شده این فرد قاچاق و تجارت شراب می کرده نه خوردن شراب در خفاء! ضمنا شما اگر بخواهید شراب بخورید می روید یکجا 4000 لیتر آنرا در منزل ذخیره می کنید؟!و از همه اینها گذشته این فرد ظاهرا منتسب به دین زرتشت بوده است من نمی دانم آیا خوردن شراب در آیین زرتشت روا بوده؟ و از همه اینها گذشته این یکی از اتهامات این فرد بوده،ایجاد مرکز فحشاء و محافل مختلط زن و مرد و جاسوسی هم در ادیان و مذاهب دگر رواست؟! بالاخره اینها تحقیقات قضائی و محاکمه اشخاص است و شما نمی توانید هر چیزی که مطابق میلتان نبود را غیر واقعی بدانید،ضمن اینکه اینهمه اقلیت های یهودی و نصرانی و زرتشتی در ایران زندگی می کنند چرا آنها متهم به این اتهامات نشده اند؟!
          شما ایرانی گرامی سعی کن از مجرم دفاع نکنی.

           
      • با این سند آوردنت چش نخوری؟بیشتر ایمان آوردم که طرف بیگناه بوده واسه هاپولی گردن اموالش بهش اتهام بستن!!!

         
  104. ادامه سير تحولات افقى و عمودى انديشه

    گرچه بارش پى در پى انديشه هاى مسموم اسمانى ، اثار مخرب خود را برجاى گذاشته بود ليكن اخرين كارگزار -با هر قصد و انگيزه اى كه داشت- دست به اقدامى شايسته و ارزنده نيز زد و ان تعطيل كردن بساط رسالت و ختميت بخشيدن بدان بود
    اگر چه بر اساس قرارداد منعقده بين خداوند و اخرين كارگزار ، خداوند متعهد و ملزم گرديد كه به روابط خود با بندگانش خاتمه بخشد و منبعد تحت هيچ شرايطى پيام اورى براى انها مقرر نكند و هر اتفاقى هم كه افتاد رسولى سوى انها نفرستد ، ليكن ميراث برجا مانده از كارگزاران چيزى نبود كه راحت بتوان از ان چشم پوشى كرد ، لذا فرصت طلبانى سودجو با عناوينى چون خاخام و كشيش و اخوند و برهمن و اسقف و ايت الله و… بامعرفى خود بعنوان وارث كارگزاران ، مجدد افسار انديشه باورمندان را در دست خود گرفتند و ان را به هر سويى كه منافعشان اقتضا مينمود ، ميكشيدند.
    اگر با خاتمه يافتن رسالت كورسويى از اميد به ترميم انديشه مسموم بشر ايجاد شد ، اين وارثين خود خوانده انرا نيز خاموش كردند و طاعون اين نوع انديشه بشريت را فراگرفت .
    عده اى دست به كار ساختن دارو براى اين طاعون فراگير شدند و داروهاى ساخته خود را با نامهايى چون عرفان و طريقت و حقيقت و …..براى درمان انديشه ، تجويز نمودند ليكن اين داروها چون مسكنى ضعيف براى مدت زمان اندك تاثير ميكرد و سپس بى اثر ميشد…..

     
  105. مطلب زیر عدالت اسلامی در اسلام امام خمینی و امام خامنه‌ای را به خوبی تشریح می‌کند.
    ——————————————————————————————————————–

    گزارشی از زندان رجایی شهر که به کشتارگاه تبدیل میشود

    به دنبال به قتل رسیدن وحید مرادی در زندان رجایی شهر کرج بار دیگر این زندان خبرساز شد به نقل از خانواده های زندانیان و زندانیان خلاص شده از بند ، زندان رجایی شهر تبدیل به کشتارگاهی برای سلاخی جوانان این مملکت شده است بطوریکه محکومان را از جاهای دیگر ، برای اعدام به زندان رجایی شهر می آورند.

    تیم و جوخه مراسم متشکل از رئیس زندان (غلامرضا ضیایی) ،رئیس گارد (زلفعلی) ، دژخیم مسئول کشیدن طناب (باقری) و مدیر داخلی زندان (محمد علیمحمدی ) شبهای قبل از اعدام همه در زندان میمانند در یک طرح ضد انسانی دیگر که توسط ضیایی (رئیس زندان) و زلفعلی( فرمانده گارد) اخیرا مورد اجرا قرار میگیرد ، هرشب ، نیمه های شب با گارد زندان به یکی از بندها هجوم می برند و همه وسایل زندانیان را درب و داغان می کنند.

    این طرح جدید با شعار اینکه زندانی هیچ ساعتی از شبانه روز نباید امنیت داشته باشد، صورت میگیرد تا پیوسته رعب و وحشت در زندان حاکم بوده و محکومان بدانند علاوه بر حکم قضایی ، تحمل حبس هم هزینه دارد

    در این حمله و هجومهای شبانه ، قبل و بعد از یورش به هر بند ، گارد زندان در کریدور اصلی (حدود 400 متری) با کوبیدن پا و باتوم و سردادن شعار نه تنها مانع خوابیدن زندانیان میشوند بلکه تا صبح آنها را در خوف و اضطراب نگه میدارند چون به واقع به هیچکس رحم نمی کنند … زندانیان از رئیس زندان هم شنیده اند که قتل در زندان قصاص ندارد و این هم عاملی شده که برای کشتن هرکس در زندان ، فرد را به بندی میفرستند که کسانی با او حساب تسویه نشده دارند (در اصطلاخ “طرف” دارند) و بعد هم با تربیب دادن یک ” نزاع جمعی ” ساختگی سوژه را به قتل میرسانند و هیچکس هم بعهده نمی گیرد … مثل مورد وحید مرادی که همین الان 14 نفر متهم و در انفرادی هستند

    به هر حال اینهم یکی روشهای تهدید و ارعاب زندانیان است ، پرسنل زندان طراح این اقدامات را ضیایی (رئیس زندان) می دانند که از عوامل کشتار در کهریزک بوده … و جملگی معتقدند که دارای اختلالات ذهنی است و به لحاظ ذهنی در سنین 13-14 سالگی متوقف مانده است

    به هر تقدیر این زندانیان نگونبخت هستند که علاوه بر حکم کیفری ، مجازات بیشتر را در زندان متحمل میشوند و زندان هم به کشتارگاه و محل جنگ و خونریزی و تسویه حساب تبدیل شده است.

    مهدی عدالت

     
  106. تاریخ بیت المقدس(مقدس با فتح م! نه مقدس بمعنی پاک و مزخرفات ///) بیش از هفت هزار سال است و در این هفت هزار سال این سرزمین صدها بار مورد تاخت و تاز قرار گرفته و بارها در این سرزمین نسل کشی صورت گرفته آنچنان که نه عرب را می توان مالک آن دانست و نه یهود را! اما سیاست بازان حرفه ایی که تنها به منافع خود و اربابانشان می اندیشند گاه با نام مسلمان و گاه بنام یهود مردمانی را که قرنها در کنار هم زیسته و در غم و شادی همدیگر شریک بوده اند به جان هم انداخته و ترس و وحشت را بر روابط انسانی و مدارا مندانه و تسامح بین انسانها غالب ساخته اند. ابلهی راه قدس را از کربلا با فریب مردم و جنگی خانمان سوز بین همسایه گان و با برباد دادن میلیاردها دلار ثروت آنها و از کار انداختن و سربار و علیل کردن ملیونها انسان از دو طرف در جنگی ابلهانه و مخرب می یابد و دیگری با ساز نابودی کشور یهود انهم توسط ایرانیانی که نه تنها هیچ عداوت و دشمنی با یهود ندارند بلکه از افتخارات انها نجات 42000 یهود توسط پادشاهی خردمند(البته این کورش از استثناهاست و الا در طول تاریخ خونبار ما انگشت شمار شاهانی خردمند بوده اند و الا روزگار ما چنین نبود!) کورش کبیر است !مرا با دعوای بیش3000 سال یهود و عرب کاری نیست ولی ارتباط این دعوای تاریخی را بما ایرانیان در نمی یابم! هموطن اسلام و اسلامیان نه تنها ما را غارت کردند و کشنتد و زنان و بچه های ایرانی را … و به برده گی و کنبزی بردند و کشتند و غارت کردند و ایراندوستان و بزرگانی را که سر تسلیم در برابر ددمنشی و ترور و و وحشیگری اسلامیان فرود نیاوردند تحقیر و شکنجه و سلاخی نمودند بلکه ما را از باور و فرهنگ و هستی و انسانیت و هویت تهی نمودند. آنچه را ما ارجمند می دانستیم خوار و پست نمودند و ما را مردمانی زبون و برده و دروغگو و دورو و پست و نوکر صفت بر طبق تفکر اسلامی بار اوردند. ایا تا بحال به این فکر افتاده اید که چرا اغلب خارجیان ما ایرانیان را مردمانی جاپلوس و برده صفت و نوکرمآب و دروغگو و …می دانند؟ در صورتیکه پیام زرتشت گفتار و پندار و کردار نیک بوده و در همه ادبیات یونان ایرانیان را مردمانی راستگو و درست پندار و جوانمرد و شجاع می دانند؟

     
    • مساله آوارگی مردم فلسطین که بازماندگان نسل دیرین یهودیان و مسیحیان بوده و با زور و فریب از سرزمین خود آواره شده،ربطی به حیثیت ایرانیت ایرانیان ندارد که مورد سوال واقع شود و مثلا غیر مسئولانه و غیر انسانی گفته شود:موضوع فلسطین یا اعراب فلسطینی بما چی؟! بلکه موضوع آواره شدن ملت فلسطین و ایجاد رژیم جعلی صهیونیستی که بسیاری از یهودیان اصیل دنیا نیز با آن مخالفند،موضوعی “اسلامی” و “انسانی” است که به حیثیت “اسلامی” و “انسانی” مردم ایران مربوط است و طبیعی است که کسانی که مسلمان نیستند یا انسان نیستند چنین برخورد غیر مسئولانه غیر انسانی و غیر انسانی داشته باشند و بر معیار ایرانیت،مسئولیت انسانی خویش را نیز فراموش کنند،البته چنین افرادی و چنین تفکرات افراطی ناسیونالیستی نزد عموم مردم مسلمان ایران اسلامی بی ارزش و منفورند و منزوی.

       
  107. ، ما بالعکس با انقلابی خونین به حکومت سکولارها خاتمه دادیم و روحانیین را بر خود و کشور مسلط و سوار کردیم، و با تأسیس دادگاه انقلاب و دادگاه ویژه روحانیت، چنان
    …………..
    شفیعی گرامی حکومت قبلی حکومتی نیمه دمکرات بود و شخص شاه خود از باورمندان شیعی بود و بر حماقت مردم سواری میکرد.کافی است نگاهی به فیلم های سینمایی ان دوران نمائید. در ضمن به این شهداد زیاد بها می دهید. این مزدوری سایبریست عزیز!

     
  108. https://www.youtube.com/watch?v=0g97A__d8DQ

    شفاف سازی قیچی برگردون حضرت به پندار نیک گفتار نیک کردار نیک

     
  109. تصحیح روایتی چند در مورد امیرانتظام توسط هم بند او در زندان ایرج مصداقی :

    _ برای من ذکر واقعیت‌های تاریخی مهم‌تر از هرچیزی است. با همه‌ی احترام و علاقه‌ای که به امیرانتظام دارم بایستی مواردی چند در ارتباط با او را تصحیح کنم.

    متأسفانه سال گذشته در گفت‌وگوی حسین دهباشی با امیرانتظام در حالی که او به خاطر سکته مغزی و مشکلات شدید جسمی از حافظه درستی برخوردار نبود مطالب سست و غیرواقعی‌ای از زبان او از جمله نداشتن دمپایی در زندان و یا بردن او به بیمارستان با الاغ انتشار یافت که بیش از همه زندانبانان و شکنجه‌گران سابق از محمدعلی امانی گرفته تا عزت‌ شاهی و … از آن استفاده کردند.

    متأسفانه بعدها مقالاتی هم در این باره انتشار یافت که واقعیت نداشت. [7] لازم به ذکر است که امیرانتظام در دهه‌ی ۶۰ نه تنها دمپایی صندل مرغوب که کفش شبرو، کت و پیژامه کرم رنگ و شامپوی مخصوص تقویت موی سر داشت که در ملاقات برای او با اجازه‌ی مسئولان زندان می‌آوردند. یک بار برایم توضیح داد این شامپو، موهای نازکی (کرک)‌ را که در سر می‌رویند تقویت کرده و تبدیل به مو می‌کرد._

    https://www.radiozamaneh.com/403275#comment-169972

     
    • آی مشتی چرا اسم مارو می دزدی، میخوای جلب توجه کنی یه جور دیگه خودنمائی کن آی ملت کامنت بالا رو من ننوشتم

       
  110. آقای نوریزاد ، آیا متوجه شده اید که ماموران و نوکران و مزدوران و موافقان نظام تعدادشان دراین سایت زیاد شده ؟؟؟ اینها به مزدک و مش قاسم و هرکس که حرف حساب میزند و منتقد اسلام و حکومت نظر منفی میدهند . تعداد منفی ها بطور مشکوکی زیاد شده . شاید هم یاران سید مرتضی به اشاره او فعال شده اند . اینها آنقدر جاهلند که فکر میکنند با این رفتارها مخالفان و نویسندگان این سایت را ناامید میکنند .

    ————-

    درود دوست گرامی
    این منفی مثبت های مجازی و یارکشی های بیرونی، اتفاقا عارضه ای تاریخی ست. وقتی برای حضرت رهبر، مخاطبان و بویژه بانوانِ ویژه ای گلچنین می شوند، و هرگز ندیده اید که در میان مخاطبان حضرتش، بانویی کم حجاب دیده شود، یا جوانانی از همه جا، هجوم طرفداران یک نگرش خاص به این سایت، نشان از آن بی تربیتیِ تاریخی ای دارد که من هماره بدان اشاره کرده ام. این نیز بگویم که یک نویسنده هرگز از فزونی منفی ها نا امید و دلسرد نمی شود. که اگر این منفی ها می توانستند دوستی را نا امید و دلسرد کنند، یکی اش همین دوست ما جناب سید مرتضی ست. که می بینید با اعتماد بنفسی تماشایی به ابراز نظر می پردازند. و درست نیز همین است. منفی ها را ببینیم اما کار خودمان را بکنیم. مگر در یک شرایط پایدار و درست. که نظرها و آمارهای درست و پایدار حتما می توانند راهگشا باشند.
    با احترام

    .

     
    • آقای نوریزاد چرا از اسم خودتون استفاده نمیکنید؟ باشد؟
      البته زمانی که با کسی تبانی میکنید فرقی هم ندارد که خود باشید یا آن یکی, با این کارها و سانسور راه اندیشه و نوشتار را سد میکنید, اگر عده ایی بیطرف یک تحقیق دقیق انجام بدهند چیزهایی از این سایت بیرون میاید که …

       
      • دقیقاً!!! این نوریزاد مغز درست و حسابی ندارد که حتی یه جاهایی ادبیاتش رو حتی تغییر بده که کسی نفهمه! معلوم نیست چی میزنه!

         
    • ممنون از حسن ظن جناب محمد نوریزاد به بنده،گرچه بارها اشاره کرده ام اما موکدا توضیح می دهم که بنده اعتنائی به مثبت یا منفی های این سایت ندارم چه در مورد نوشته ها و اعتقادات و برداشت های خودم و چه در مورد نوشته های دیگران و بنده شخصا هیچ دخالتی نیز در این جنگ مثبت و منفی دادن و بها دادن به آن که در این سایت براه افتاده است ندارم و متاسف هم هستم که کسانی بخش زیادی از وقت و عمر خویش را صرف قلمفرسائی مثبت و منفی در این موضوع می کنند و یکدیگر را بباد توهین و ناسزا و تمسخر می گیرند،بنظر می رسد وجه معقول و اخلاقی کامنت گذاری در این سایت این است که افراد در موضوعات مختلف انظار شخصی خویش را بنویسند،سخن دیگران را محترمانه نقد کنند و به نقدها پاسخ دهند و باصطلاح با یکدیگر تبادل اطلاعات کنند و وقت و عمر خویش را صرف سخنان هجو،کنائی،تهمت آلود و بی معنا نکنند و معیار درستی یا نادرستی محتواها را اعداد مثبت و منفی واقعی یا ساختگی قرار ندهند.
      با احترام به همه

       
    • گویا مطلب را اینجا کسی اشتباه متوجه شده و غلط طرح نموده, فقط دو سه نفر منفی گرفته اند, کسانی که کارنامه اعمالشان زیر بغل است و در اختلال ید بیضائی دارند, کسانی که سالهاست روند ارزشیابی مطالب خود و دیگران را به توجه خواست خویش تغییر داده‌اند, کسانی که از ده‌ها نام و نشان و مشخصات کاملا متفاوت از خویش استفاده میکنند, کسانی که به عوض اندیشه و نگارش سالهاست مشغول نمایشنامه هستند.
      ابتدا به نام و عنوان گیر میدهید, سپس به تک تک واژه ها که این چه ها بوده و منظور چه هاست! سپس منفی باران میکنید و هرگز هم نمیگوید چگونه سه نفر قادر به دادن 16 رای منفی هستند؟! و انتظار واکنش هم ندارید و آنگاه شروع به انگ زدن میکنید! توانا به تحلیل برخی دلایل روانکاوی خویش هم که نیستید, به عامل اصلی پشت پرده (یک زن از جانب فیسبوک) هم که اشاره نمیکنید, البته اگر آن فرد قادر به ایجاد دردسر است که قابل درک است. لذا شما قاعدتا میبایست از اعمال خود ناراحت باشید.

       
  111. سلام و درود

    تقدیم به وجدانهای بیدار و تمام جویندگانی که رنج تحقیق و کشف حقیقت را بر خود هموار میکنند و همهٔ انسانهای شریف و آگاهی که شرافت اخلاقی و فضیلت انسان بودنشان آنان را در برابر حقیقت خاضع و تسلیم میکند.

    دكتر راغب السرجانی ، پژوهشگر تاریخ اسلام ، در مورد تعداد کشته های غزوات پیامبر (ص) می نویسد: ﺯﺑﺎﻥ ﺍﻋﺪﺍﺩ ﺩﺭﻭﻍ ﻧﻤﯽ ﮔﻮﯾﺪ … ﮐﺴﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺟﻨﮓ ﻫﺎﯼ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﺷﻤﺎﺭﺵ ﮐﺮﺩه اﻡ، ﺣﺎﻝ ﭼﻪ ﺍﺯ ﺷﻬﺪﺍﯼ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﻭ ﭼﻪ ﺍﺯ ﮐﺸﺘﻪ ﻫﺎﯼ ﺩﺷﻤﻦ، ﺳﭙﺲ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺍﺭﻗﺎﻡ ﻭ ﺍﻋﺪﺍﺩ ﺭﺍ تجزیه و تحلیل کنم ﻭ ﺑﺎ عصر و دنیای کنونی ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ﮐﻨﻢ. ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺷﮕﻔﺖ ﺯﺩﻩ ﺷﺪﻡ. کل ﺷﻬﺪﺍﯼ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﺟﻨﮓ ﻫﺎﯼ پیامبر(ص) – ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﺪﺕ ۱۰ ﺳﺎﻝ ﮐﺎﻣﻞ ﺑﻪ ﻃﻮﻝ ﺍﻧﺠﺎﻣﯿﺪ -۲۶۲ﺷﻬﯿﺪ ﺑﻮﺩ، ﻭ همچنین ﮐﺸﺘﻪ ﻫﺎﯼ ﺩﺷﻤﻦ ﻧﯿﺰ ۱۰۲۲ ﮐﺸﺘﻪ ﺑﻮﺩ، ﻭ ﺩﺭ تهیه ﺍﯾﻦ ﺁﻣﺎﺭ بسیار کوشیدم ﮐﻪ شمار ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺭﺍ با دقت ﺟﻤﻊ ﺁﻭﺭﯼ ﮐﻨﻢ، ﺣﺘﯽ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﻫﻢ ﮐﻪ نه ﺩﺭ نبرد رودرو بلکه به خاطر ﺍﺗﻔﺎﻗﺎﺕ ﺷﺨﺼﯽ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ . ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﻓﻘﻂ ﺑﺮ ﺭﻭﺍﯾﺎﺕ ﺻﺤﯿﺢ ﻭ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﻃﻤﯿﻨﺎﻥ ﺗﺎﮐﯿﺪ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﺍﻋﺪﺍﺩ ﺁﻥ ﻫﺎ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺧﯿﻠﯽ ﻣﻬﻢ ﻧﺒﻮﺩ، ﺗﺎ ﺍﺯ ﻣﺒﺎﻟﻐﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻌﻀﯽ ﺍﺯ ﭘﮋﻭﻫﺸﮕﺮﺍﻥ ﺑﺎ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﺭﻭﺍﯾﺎﺕ ﺿﻌﯿﻒ ﻣﺮﺗﮑﺐ ﺁﻥ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ، ﻭ ﺍﺭﻗﺎﻡِ ﮐﻢ ﺭﺍ ﺫﮐﺮ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ، ﺗﺎ ﺟﻨﮓ ﻫﺎﯼ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺭﺍ ﺑﻬﺘﺮ ﺟﻠﻮﻩ ﺩﻫﻨﺪ، ﭘﺮﻫﯿﺰ ﮐﻨﻢ. ﻭ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺵ ﮐﻪ ﺩﺭ ﭘﯿﺶ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ، به این نتیجه رسیدم که ﺗﻌﺪﺍﺩ ﮐﻞ ﮐﺸﺘﻪ ﻫﺎﯼ ﻃﺮﻓﯿﻦ ﻓﻘﻂ ۱۲۸۴ نفر ﺑﻮﺩ. ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﮐﺴﯽ این ﺍﯾﺮﺍﺩ ﺭﺍ ﻭﺍﺭﺩ ﻧﮑﻨﺪ ﮐﻪ: ﺗﻌﺪﺍﺩ ﺟﻨﮕﺠﻮﯾﺎﻥ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﻫﻢ ﮐﻢ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ، ﺗﻌﺪﺍﺩ ﺳﭙﺎﻫﯿﺎﻥ ﺣﺎﺿﺮ ﺩﺭ ﺟﻨﮓ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻧﯿﺰ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩﻡ، ﻭ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﻧﯿﺰ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺷﮕﻔﺖ ﺯﺩﻩ ﺷﺪﻡ. ﻧﺴﺒﺖ ﺷﻬﺪﺍﯼ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﺑﻪ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﺳﭙﺎﻫﯿﺎﻧﺸﺎﻥ ﻓﻘﻂ %۱ بود، ﻭ ﻧﺴﺒﺖ ﮐﺸﺘﻪ ﻫﺎﯼ ﺩﺷﻤﻦ ﺑﻪ ﺳﭙﺎﻫﯿﺎﻧﺸﺎﻥ ﻧﯿﺰ ﻓﻘﻂ %۲ بود، ﻭ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺣﺴﺎﺏ ﻧﺴﺒﺖ ﮐﺸﺘﻪ ﻫﺎﯼ ﺩﻭ ﻃﺮﻑ ﺑﻪ ﮐﻞ ﺳﭙﺎﻫﯿﺎﻥ ﻓﻘﻂ ۱٫۵% ﺍﺳﺖ. ﺍﯾﻦ شمار ﻧﺎﭼﯿﺰ – ﺩﺭ ﺟﻨﮓ ﻫﺎﯾﯽ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﮐﻪ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ۲۵ ﯾﺎ ۲۷ ﻏﺰﻭﻩ ﻭ ۳۸ ﺳﺮﯾﻪ، ﯾﻌﻨﯽ ﺟﻤﻌﺎ ۶۳ ﺟﻨﮓ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ – ، ﺩﻟﯿلی است روشن ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻌﺘﻘﺪﻧﺪ ﺩﺭ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺟﻨﮓ ﻫﺎﯼ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺟﻨﮓ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﻧﯿﻨﯽ ﻧﺒﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻭﺷﻦ ﺷﺪﻥ ﮐﺎﻣﻞ ﺍﯾﻦ ﻗﻀﯿﻪ، ﺗﻌﺪﺍﺩ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﻫﺎﯼ ﺟﻨﮓ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺩﻭﻡ را که ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺟﻨﮓ ﺗﻤﺪﻥ ﻫﺎﯼ ﻧﻮﯾﻦ است ، ﺷﻤﺎﺭﺵ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﻧﺴﺒﺖ ﮐﺸﺘﻪ ﻫﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﺟﻨﮓ ﺭﺍ ﺑﺎ ﮐﺸﺘﻪ ﻫﺎﯼ ﺟﻨﮓ ﻫﺎﯼ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ﮐﺮﺩﻡ، ﻭ ﻭﺍﻗﻌﺎ شگفت زده ﺷﺪﻡ! ﺩﺭ ﺟﻨﮓ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺩﻭﻡ ۱۵٫۶ ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﺟﻨﮕﺠﻮ ﺷﺮﮐﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ، ﻭ ﺗﻌﺪﺍ ﮐﺸﺘﻪ ﻫﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﺟﻨﮓ ۵۴٫۸ ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﻧﻔﺮ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ، ﯾﻌﻨﯽ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ۳ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺟﻨﮕﺠﻮﻫﺎﯼ ﻣﻮﺟﻮﺩ ! ﺳﻪ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺑﻮﺩﻥ ﺍﯾﻦ ﺗﻌﺪﺍﺩ، ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻃﺮ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺷﺮﮐﺖ ﮐﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ﺩﺭ ﺟﻨﮓ، ﺑﺪﻭﻥ ﺍﺳﺘﺜﻨﺎ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﮐﺸﺘﺎﺭ ﻏﯿﺮ ﻧﻈﺎﻣﯿﺎﻥ، ﺯﻧﺎﻥ ﻭ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﻣﯽ ﺯﺩﻧﺪ ﻭ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺗﻦ ﻣﻮﺍﺩ ﻣﻨﻔﺠﺮﻩ ﻭ ﺍﻧﻮﺍﻉ ﺑﻤﺐ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺷﻬﺮﻫﺎ ﻭ ﺭﻭﺳﺘﺎﻫﺎ ﻣﯽ¬ﺭﯾﺨﺘﻨﺪ، ﻭ نسل کشی به معنی واقعی رخ می داد ! افزون بر این موجب ﺗﺨﺮﯾﺐ ﺯﯾﺮﺳﺎﺧﺖ ﻫﺎ ی اقتصادی ﻭ ﺁﻭﺍﺭﻩ شدن ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﻫﺎ ﻧﻔﺮمی شد. ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺍﯾﻦ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺍﺯ ﺗﻤﺎﻡ ﺟﻬﺎﺕ ﯾﮏ ﻓﺎﺟﻌﻪ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﻧﺎﻣﯿﺪ ﻭ ﺑﺮ ﮐﺴﯽ ﭘﻮﺷﯿﺪﻩ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﮐﺸﻮﺭﻫﺎﯼ ﺩﺭﮔﯿﺮ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻗﺘﻞ ﻋﺎﻡ ﻫﺎ ﮐﺸﻮﺭﻫﺎﯾﯽ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ هم ﺩﺭ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﻭ هم ﺍکنون ، ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﺘﻤﺪﻥ ﻭ ﭘﯿﺸﺮﻓﺘﻪ ﻣﯽ ﻧﺎﻣﯿﺪﻧﺪ! ﻣﺎﻧﻨﺪ: ﺑﺮﯾﺘﺎﻧﯿﺎ، ﻓﺮﺍﻧﺴﻪ، ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ، ﺁﻟﻤﺎﻥ، ﺍﯾﺘﺎﻟﯿﺎ ، روسیه ﻭ ﮊﺍﭘﻦ . ﺍﯾﻦ ﭼﻪ ﺗﻤﺪﻧﯽ ﺍﺳﺖ، ﻭ ﺍﺯ ﭼﻪ ﭘﯿﺸﺮﻓﺘﯽ ﺩﻡ ﻣﯽ ﺯﻧﻨﺪ؟! ﻭ ﺣﺎﻝ ﮐﺠﺎﯾﻨﺪ ﺁﻧﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺸﻮﻧﺖ ﻣﺘﻬﻢ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ؟! ﺍﯾﻦ ﻧﺴﺒﺖ ﻫﺎﯼ ﻓﺎﺟﻌﻪ ﺁﻣﯿﺰ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺟﻨﮓ ﻫﺎﯼ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ(ص) ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ﮐﻨﯿﺪ. ﺑﺮﮔﺸﺘﻦ ﺑﻪ ﺍﺭﻗﺎﻡ ﻭ ﺍﻋﺪﺍﺩ ، ﻫﺮ انسان ﻣﻨﺼﻔﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺴﯿﺮ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺭﺍﻫﻨﻤﺎﯾﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﺮﺩ، ﺍﻣﺎ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﮐﻮﺭﯼ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻫﺪﺍﯾﺖ ﺗﺮﺟﯿﺢ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ ﺑﺎﯾﺪ ﺟﺰ ﺧﻮﺩ ﮐﺴﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﺳﺮﺯﻧﺶ ﻧﮑﻨﻨﺪ . . . .

    [ﺩﮐﺘﺮ ﺭﺍﻏﺐ ﺍﻟﺴﺮﺟﺎﻧﯽ، ﺳﺎﯾﺖ قصة الاسلام

     
    • شفیعی

      شما این آمار کشته ها را از کجا آورده اید من فکر میکنم ای رقم 1022 نفر فقط در یک جنگ بوده طبق گفته آیت الله موسوی عظما خمینی که در موقع بر گشت به ایران هیچ احساسی به این مملکت نداشت فقط در یک جنگ به دستور پیامبر 800 نفر و بنا به روایتی 4000 نفر را در یک روز گردن زد

       
      • اشتباه می کنید،این آمارها واقعیت دارد اگر اهل مراجعه به منابع معتبر اسلامی و تواریخ معتبر باشید،قدری رنج مطالعه را بر خود هموار کنید و به منابع قدیم و معتبری مثل “سیره ابن هشام” که با عنوان “زندگانی محمد” ترجمه شده،یا به کتاب “المغازی” واقدی که ترجمه هم شده و دیگر کتب تاریخ و سیره مراجعه کنید،و اگر فرصت مراجعه به اینها را ندارید لااقل به کتاب فارسی و مستند “زندگی پیامبر اسلام” مرحوم دکتر ابراهیم آیتی استاد مسلّط تاریخ و کتابهای مرحوم شهیدی مراجعه کنید،در این کتابها همه غزوات و سرایا (سریه ها) بصورت مستند گزارش شده اند و عدد کشته های جنگ های بزرگ و کوچک زمان پیامبر اسلام از دو طرف کفار و مسلمانان ذکر شده است،در واقع باید ذهن خودتان را از تبلیغات دروغ و جهت دار دین ستیزان متاخر که نه سواد و نه همت مراجعه به منابع معتبر اسلامی دارند فارغ کنید تا بتوانید درک کنید که برخلاف تبلیغات دین ستیزان اسلام دین شمشیر و ستیزه جوئی نبوده است بلکه غالب جنگهای واقع شده در صدر اسلام جنگهایی دفاعی یا پیشگیرانه برای دفع شر مخالفان و مشرکان عنود شبه جزیره عربستان بوده است.در مورد ماجرای یهود بنی قریظه نیز بنده دهها بار در این سایت بصورت مستند و دقیق نشان داده ام که :هم یهود بنی قریظه قبیله ای بودند که پیمان منعقد شده با پیامبر را نه تنها نقض کردند بلکه مشرکان و دشمنان پیامبر را (در جنگ احزاب یا خندق) ترغیب به حمله به مدینه و کشتن پیامبر کردند و در این جهت کمکهای مالی و نظامی به دشمنان پیامبر کردند که مطابق با متن میثاقی که پیامبر در بدو ورود مدینه با آنان بسته بودند که در تاریخ ثبت است جزای خیانت آنان مرگ بود بمقتضای امضای خودشان.
        و هم در مورد تعداد کشته های یهود بنی قریظه اغراق شده است و بتعبیر مرحوم شهیدی دور نیست که اعدای مثل 700 و 800 که در برخی نقل های آمده است حاصل از روایت های وارونه و اغراق آمیز و مظلوم نمایانه یهود بوده باشد،آنچه که مرحوم آیت الله خمینی در برخی اظهارات خود به آن اشاره کرده اند ناظر به اینگونه نقل هاست وگرنه قرائن زیادی وجود دارد (به کتاب تاریخ سیاسی اسلام مرحوم دکتر شهیدی مراجعه کنید) که این نقل ها درست نیست چون اساسا قبیله بنی قریظه قبیله کوچکی بوده است و اینقدر تعداد نفرات آنان نبوده است.گذشته از اینکه برخی منابع قدیمی تر مثل کتاب “الاموال” ابن زنجویه عدد مردان بنی قریظه را که توسط پیامبر بجرم نقض عهد و خیانت و جاسوسی و کمک بدشمن اعدام شدند 40 نفر گزارش کرده است.

         
      • سلام و درود

        مگر سایر حرفهای ایشان همه درست بوده که این یکی هم درست باشد؟ ایشان برای توجیه اسیر کشی و قتل عام زندانیان صد البته نیاز به نقل و باوراندن کشتار بنی قریظه داشت.
        وقتی راجع به خبری تاریخی گفته میشود :روایت شده، یعنی آن خبر از همان ابتدا هم به تأیید نرسیده و هیچ مورخ یا عالم قابل اعتمادی آنرا تأیید نکرده است. وقتی در خصوص کشتار بنی قریظه جستجو میکردم با انبوهی از اطلاعات و اخبار متناقض مواجه شدم. ظاهراً اولین بار شخصی بنام ابن اسحاق چنان آمار و ارقامی ساخته و شخصیتش چنان بوده که توسط امام مالک بن انس( یکی از ائمه چهارگانه اهل سنت) دجال( مردم فریب) خوانده میشود. جالب است که در میان مخالفین خبر کشتار بنی قریظه مورخین و دانشمندان یهودی بسیاری هم هستند که منکر وقوع چنان کشتاری بوده اند. در میان اینهمه اخبار ضد و نقیض وموافق و مخالف، نهایتاً میشود فقط شک کرد. لینک زیر را هم ببینید بد نیست.
        داستان یهودیان بنی‌قُریْظه غبارآلود است: asre-nou.net
        http://asre-nou.net/php/view.php?objnr=32364

         
  112. سلام و درود

    آقای مزدک1 مواظب باش که در دام آخوندها نیفتی، زیرا با این شیوه ای که در پیش گرفته ای نتیجه عملی فعالیت شما با متعصب ترین آخوندها یکیست!!!!
    چرا؟
    1_شما هم به توحید معتقدی، منتها توحیدی مادی و همه چیز را اثر و منبعث از ماده میدانی و گرفتار مطلق گرایی شده ای.
    2_مثل آخوندها پیوسته به گذشته و رد گذشته میپردازی با این تفاوت که آنها گذشته را تأیید میکنند و شما تکذیب میکنید !
    3_آخوندها با تعصبی افراطی هر نمود و آثاری که منبعث از اسلام است و هر چیزی را که به اسلام نسبت داده شده، و منسوب به آنست را کورکورانه مورد پذیرش صد در صد قرار میدهند و آنها را مؤید و محبوب میدانند، و شما بر عکس همه آنها را متعصبانه مردود و منفور میدانی.(چون قرینه آخوندها عمل میکنی، گویی آنها دست راست و شما دست چپ یک تفکرید!)
    4_نتیجه عملی کار و فعالیت شما و آخوندها غفلت از حال حاضر و سر در گورستان تاریخ اسلام فرو کردنست و تمام وقت و نیرویی که باید صرف خواندن و مطالعه سیستمهای مدرن اداره جوامع شود، صرف گذشته و رد یا اثبات گذشته های دور میشود.(خوب یا بد گذشته از دسترس ما خارج شده است و نمیشود هیچ تأثیری بر آن گذاشت، ولی میشود از آن تأثیر گرفت و تنها خاصیتش درس گرفتن از آنست و بس!)
    5_پیروزی یا شکست هر کدام از شماها (شما و آخوندها) جز خسارت و غافل کردن نسل حاضر از وضعیت ناگوار و ناهنجار و برزخ آسایی که مردم و کشور در آن گیر کرده اند نتیجه دیگری ندارد، یعنی چه شما در این مباحث فائق آیی و پیروز شوی ، چه رقیبانت، در هر دو صورت اوقات و انرژیی که باید صرف پی ریزی نظام آینده شود به هدر میرود و نسل جوان خسارت میبیند.
    6_وقتی سیلی یا آتش سوزی یا زلزله ای در راهست،یا اتفاق افتاده، هر کاری بجز آمادگی برای مقابله با بحران، منحرف کردن مردم است. شکی نیست که تحقیق در تاریخ اسلام و ارزیابی و بررسی انتقادی و تجزیه و تحلیل علمی اسلام و تاریخ و اصول و فروع اسلام ، امری ضروری و بسیار مفید و روشنگر به حال نسل جوان و آینده کشور است، اما نه حالا، و نه در شرایطی که خطاهای بیشمار حکام جاهل، کشور را به لبه بحران و احتمال وقوع جنگ خارجی و داخلی و تجزیه کشور و محاصره اقتصادی بین المللی و تحریمهای بنیان کن قرار داده است. در شرایط کنونی پرداختن به تاریخ و دین و گذشته چیزی جز خسران و زیان و زمینه ساز جنگ و اختلاف و قربانی شدن افراد بیشماری از هموطنانمان و نابودی زیر بناهای کشور نیست.
    7_با گشودن باب این بحث ها هم شما، هم آخوندها، خوانندگان خود را از مطالعه و درک سیستمهای اقتصادی_اجتماعیی که متناسب با وضعیت انسانی و اقتصادی و اجتماعی و شرایط کنونی کشور است منحرف میکنید.
    دوست گرامی! شما که به نظام سوسیال دمکراسی مبتنی بر سکولاریسم معتقدی، چرا بجای عطف توجه و ویلان کردن خوانندگانت در گورستانهای پر از چاله، چوله تاریخ و مذهب، همان سوسیالیسم و دمکراسی و سکولاریسم را با زبان و بیان و ادبیاتی عامه فهم تشریح نمیکنی تا خوانندگان بدرستی بدانند که آن واژه ها و اصطلاحات دقیقاً به چه معناییست و در عمل چگونه چیزیست؟
    با تأسف شما میگردی و چند نمونه و نکته مناقشه بر انگیز را پیدا میکنی و با ادبیاتی موهن و برخورنده مطرحشان میکنی و قدری هم احساسات بخرج میدهی و با ادبیاتی گزنده سبب واکنش افرادی میشوی که به هر دلیلی به دین معتقدند. مسائلی که در عمل رد و قبولشان هیچ اثر مثبتی در زندگی مردم ندارد. متأسفانه هر چه هم بشما گفته میشود که طرح این مباحث مضر است با لجاجتی متعصبانه توجهی نمیکنی. فرض کنید همه ما هم مثل شما از اسلام و هر نوع بینش دینی و معنوی بریدیم و بی باور و متنفر و بیزار شدیم و همه یکصدا هر نوع ایمان دینی را رد کردیم ، آیا در آن صورت، مردممان دارای آگاهی سیاسی و اجتماعی خواهند شد و خواهند فهمید که سوسیالیسم و دمکراسی و سکولاریسم و آزادی و حقوق بشر و تمدن و فرهنگ چیست؟ یا نیازهای کشور را خواهند شناخت و راه توسعه و پیشرفت را در پیش خواهند گرفت؟ من واقعاً نمیدانم چرا اینقدر به گذشته میپردازی؟ در حالیکه تشریح و توضیح نظام سوسیال دمکراسی و سکولاریسم و اعلامیه جهانی حقوق بشر، بسیار به قلم هایی روان و دانشی مدرن و اطلاعاتی به روز و بررسی نحوه عملکرد آنها در کشورهای مختلف و رفع موانع اجرای آنها در کشور و تطبیق دادن آن تئوری ها با شرایط ایران نیاز دارد.

     
    • درود
      ۱۵۰۰ سال پیش تابه دوران کنونی هدف حمله به شهر، قبیله، فقط برای غارت و تصاحب وبرده گیری بوده است. چه باوسیله ی شمشیر و چه توپ و تانک.
      این روشی دیرپایه تا اکنون ادامه دارد.
      اینکه سعی می شود به کشتار و جنگهای مسلمین تخفیف داده شود، دروغی بیش نیست. پیامبر هیچگاه نمی توانست فقط با کتابت گسترش یابد و اصول غلبه بر دشمن و کفار همان شمشیر بوده است. تاثیر حرف کلامی در زمان صلح و آرامش است.
      دوران افول ساسانیان و ضعف آنان از یک طرف و شدت کشتار و قلع و قمع مسلمین برای بدست آوردن غنایم و اموال از طرف دیگر ، باعث پیروزی و گسترش این گروه بوده .
      زمانی که زور شمشیر غارتگری و چپاول میچربد ، دیوانه مردمی اند که تن به کشتن وبردگی دهند. زور شمشیر و قدرت کشتارمسلمین و ضعف ایرانیان تنها دلیل پیروزی بود، نه قدرت کلام.

       
      • البته این اواخر نویسنده مطلب بالا (فریبا=انسان) اینقدر با بی تربیتی می نوشت که ترجیحم عدم اعتناء به او بود اما با توجه به اهمیت این مطلب می گویم:
        برابر یک تحقیق مستند و آماری،فقط باید سخن تحقیقی و مستند گفت نه شعاری سخن گفت و حرف مفت زد.تحقیق فوق الذکر تحقیقی است مربوط به غزوات و سرایای زمان پیامبر در صدر اسلام،و جنگ بین اعراب و ایرانیان در عصر خلفاء و علل و اسباب و پیش زمینه های آن بحث دیگری است که باید آنجا هم دقیق،با مطالعه و مستند به جمع بندی های مستند تاریخی سخن گفت،چیزی که امثال شما شعارخواران فرسنگ ها از آن دورید.مطالب امثال شما و مزدک و مهرداد این سایت، بیشتر از قبیل همان تعبیری است که یکی از دوستان در مورد آن کرد:حرف های خاله زنکی و جمع بندی هایی که نسوان موقع سبزی پاک کردن های دسته جمعی بهم پرتاب می کنند و گرنه تحلیل گرایان و مورخان آشنا به تاریخ می دانند و می فهمند که نفوذ عمیق و دیرینه اسلام در ایران در گرو شمشیر و زور نبود و تعمیق روابط متقابل فرهنگی اسلام و ایران تاکنون تعمیقی فرهنگی و حاصل از داد و ستدهای و خدمات متقابل بوده است،بلکه این ایرانیان بوده اند که بعد از تسلط اعراب بر ایران،فرهنگ اسلامی را با تالیف و تصنیف و تحقیق بسط و توسعه دادند و آنرا شکوفا کردند،کافیست به کتابهایی مثل خدمات متقابل اسلام و ایران مرحوم استاد شهید مرتضی مطهری و کتابهای تحقیقی استاد عالیقدر تاریخ مرحوم دکتر عبدالحسین زرین کوب مثل “بامداد اسلام ” و “کارنامه اسلام” مراجعه کنید تا بفهمید که نفوذ اسلام در جهان بیشتر بر قدرت کلام و محتوای عمیق دعوت قرآنی و سخنان پیامبر بوده است نه شمشیر و زور،نیز در نوشته های این سایت دیدم یک بیچاره ای اشاره کرده بود به وجود نژاد پرستی در تعلیمات اسلام و اینکه مثلا چون پیامبر اسلام عرب بود پس بنیان دعوت اسلام بر برتری نژادی عرب بر عجم استوار بوده است! خوب اگر کسانی چنین ادعایی دارند این متن منابع اسلامی است :قرآن و روایات معتبر پیامبر و عترت ایشان،در کدامیک از آیات قرآنی اشاره به برتری عرب بر عجم شده است که مهمل می بافید؟! نه تنها نیست بلکه قرآن در آیه 13 سوره الحجرات اعلام کرد:يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى‏ وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَليمٌ خَبيرٌ .
        ای انسانها ریشه همه شماها یک زن و مرد است و کرامت و شرافتی ندارید نسبت به یکدیگر مگر به تقوا.یعنی نفرمود کرامت و شرافت بر عربیت است.
        یا خود پیامبر فرمود:همه انسانها همچون دندانه های شانه یکسان هستند،و در روایت معروف و معتبری فرمود :لا فضل لعربی علی عجمی و لا عجمی علی عربی و لا اسود علی الاحمر … الا بالتقوی: یعنی هیچ شرافت و فضیلت و برتری برای عرب بر عجم و نه عجم بر عرب و نه سیاه بر سفید و نه سفید بر سیاه دارد ..مگر به تقوای موجب قرب به آفریدگار.
        این یکی از زیباترین و قویترین تعبیرات پیامبر اسلام در نفی راسیسم و تبعیض نژادی است،آنگاه دیده می شود برخی ناسیونالیست های متظاهر و ریاکار در این سایت با وطن وطن کردن دروغین مدعی می شوند که اسلام عرب را بر عجم برتری داده است! تبلیغاتی پوچ که هر آشنای به تعالیم اسلام به آن لبخند می زند.

         
        • ۱-سید،تحقیق آماری و مستند؟! آنهم بر مبنای قول و حدیث؟!آنهم از ۱۴۰۰ سال پیش؟!
          تاریخ واقعی براساس مدارک است نه براساس قصه و افسانه و حرف و حدیث .شاید بتوان از میان قصه و افسانه حدث و گمانی زد اما جنبه تاریخی مستند را ندارد.
          همانگونه که علم لدنی وجود ندارد تاریخ دقیق و مستند بر مبنای قول و احادیث نیست.
          اما، این ثابت شده که حمله قبیله ای و عشیره ای به دیگری برای غارت و ثروت و برده گیری بوده و زور شمشیر وشدت کشتار حرف اول را می زده است.
          ۲- سبزی پاک کردن ، یا آشپزی کردن ،کار و هنری باارزش است، مقصودتان شخص من به عنوان زن است، و شما بعنوان یک کار بی ارزش در طعنه زنی چندبار بکاربرده اید.
          متاسفانه من چندان به این هنرها نپرداخته ام، اما، هر زمان فرصت یافته ام ، با میل انجام داده ام. و درهنر آشپزی خلاقیت بسیاری است که با منبر گویی فاصله بسیاری دارد.

          ۳-شما به احادیث و …عقیده دارید و حق شماست ، من چیزی را که مبنای پژوهش و مستند علمی نباشد را فرضیه و گمان می دانم ، حرف و عمل نمی توانند منسوخ هم باشند ، و این دوگانگی از اول در کتب اسلامی اند . چگونه می شود که انسانها برابر باشند، و کنیز در خانه؟!
          برابری انسانها مربوط به دوران مدرن است. عصر قدیم ، برابر بودن و مردم بودن بین افراد یک قبیله و طایفه ، برمبنای ثروت سنجیده می شد و دیگر قبایل نه برابر ونه مردمی یکسان بودند .
          این مباحث را ارسطو و افلاطون و دیگر فلاسفه بخوبی بررسی کرده اند .

          زبان و تعاریف قدیم با امروز متفاوت بوده در دوران قدیم مفهوم برابری نیز فرق داشته و تا کنون نیز ما در موردنابرابری بین زن و مرد در اسلام شاهدیم .

           
      • سلام و درود

        فریبا خانم میشه بفرمایید اینهمه برده در کجا بکار گرفته میشدند و دقیقاً چه کارهایی میکردند ؟ اولاد آنهمه کنیزان خیالی چه شدند و چرا اعراب خود عربستانهم با وجود آنهمه کنیز جوان و زیبا که لابد همه هم جوان بوده و به اسارت گرفته شده اند، نه نژادشان عوض شده نه جمعیت زیادی دارند؟ درضمن آنهمه برده چکارهایی میکرده اند که اثری از آثار کارهایشان نیست؟ از کجا تغذیه میشده اند و چه میخورده اند؟ آنهمه آدم لااقل نان میخواسته اند، از کجا گندمش تهیه میشده، با کدام آسیابها آرد میشده اند و آسیابها با چه نیرویی کار میکرده است؟لباسشان از کجا تهیه میشده و آثار کارگاههای نساجی در کجا و جنس لباس از چه بوده است؟ در کجا اسکان داده میشدند چرا آثاری از شهرهای وسیع گذشته که آنهمه انسان را در خود جای میداده نمانده است؟ آثار قبور درگذشتگان آنهمه! غلام و کنیز در کجاست؟

        فکر نمیکنی که، برای آنکه منکر وجود حقیقت در رسالت پیامبر اسلام( ص) شوی، اولاً بدترین توهینها را به مردم ایران میکنی و طوری ایرانیان را جلوه میدهی که قادر به دفاع از خود و زن و فرزند و اموالشان نبوده اند و فقط از زخم شمشیر میترسیده اند و با کمال بزدلی فقط تماشاچی بوده اند تا اعراب هست و نیستشان را با خود ببرند ؟ چرا ایرانیان کنونی آنقدر ترسو نیستند و برای حفظ تمامیت ارضی کشورشان 8 سال تمام آنهمه دفاع حماسی کردند و صدها هزار نفرشان کشته شد ولی یک وجب خاک به متجاوز ندادند؟ فکر نمیکنی هم ناچاری به سؤالات فوق پاسخ بدهی و هم هزاران سؤال و ابهام تاریخی و تناقض منطقی دیگر را حل کنی ؟ بررسی علمی تاریخ و نگرش انتقادی به تاریخ مثل شعار دادن و تحریک احساسات و دوغ و دوشاب را مخلوط کردن و کامنت نویسی نیست.
        اگر واقعاً به این یقین رسیده ای که اسلام حاوی و حامل هیچ حقیقی نیست، نمونه هایی از ادیان پیش از اسلام مانده( زرتشتی، ایزدی، صائبی، مسیحیت، یهودیت )، بعد از اسلام هم پیامبران کذابی ظهور کردند( سجاح، بومسیلم، سید علیمحمد باب، و… )چرا آراء و اندیشه ها و اصول و فروع آنها را با هم مقایسه نمیکنی و برتری یکی یا چند موردشان بر اسلام را اثبات نمیکنی تا حقیقت یا پاره ای از حقیقت دستگیرتان شود و با علم و استدلال ما را هم به راه راست و درست هدایت و مرید و پیرو خودتان بکنی ؟

         
        • -جناب محترم، تاریخ ، قصه و حدیث و فرضیه نیست.
          ۲- برای عقیده ات هم خودت زحمت بکش.
          اساس تعریف علم بر مبنای تجربه و عقلانی و استناد و حکم اثبات رد آن است.
          آمار ،یک بررسی مستند و علمی و دودوتا چهارتاست. مثلا ، آمار صندلی در خانه اتان و یا تعداد قاشق ها در آشپزخانه.آمار بر مبنای نقل قولهای مختلف جنبه علمی ندارد.

           
          • سلام و درود

            حقیقتاً فکر میکنی پاسخ
            سؤالات مرا داده ای؟
            این پاسخ وجدان شما را قانع میکند؟

             
        • این خانم فریبا دنبال دین ستیزی و مخالفت با دین است نه دنبال حقیقت جوئی یا پژوهش و تحقیق که راه و رسم خود را دارد. بحث های مربوط به تحقیقات در علوم جدید و تجربی را هم با پژوهش تاریخی خلط می کند و اصلا توجه نمی کند که در یک بحث تاریخی و نقلی آنچه که معیار و محور است تاریخ نقلی و مکتوب است و مقصود از آمار و مستند در اینجا (یک بحث تاریخی در باب جنگهای صدر اسلام و اعداد و ارقام کشته شدگان) گزارش هایی تاریخی مستند است و گزارش های نقلی تاریخی را نمی توان مثل موضوعات فیزیکی و شیمیائی در لابراتوار و زیر میکروسکوپ اندازه گیری یا بررسی کرد! اینجا الان بحث تاریخی در مورد گزارشات مربوط به جنگ های صدر اسلام است،نه جای شعار دادن و ناسزا گفتن یا تحقیر کردن دیگران،اگر کسی مدعی است که مثلا هزاران نفر در جنگهای صدر اسلام کشته شود باید آنرا بصورت مستند از گزارش های تاریخی مکتوب استخراج کند،و از آنطرف اگر کسی بر خلاف آن معتقد است مثلا عدد کشته ها خیلی کمتر بوده باید باز بگزارش های تاریخی احتجاج کند،در اینجا (در یک بحث تاریخی مربوط به وقایع زمان پیامبر و بعد از آن) نه می توان به تواریخ پیش از اسلام مراجعه کرد! نه می توان هرچه به هوس و خواب و خیال خود است استناد کرد و نه می توان اثبات و نفی این مسائل را موکول به تحقیقات آزمایشگاهی کرد و می توان فقط شعار داد،مقصود از استناد و آمار در اینجا هم باز حدیث باصطلاح خاص نقل شده از امام و پیامبر نیست،بلکه نقل های تاریخی که در کتب تاریخی بعد از اسلام وجود دارد اینقدری که بدست ما رسیده است محور است.حالا کسی تعصب ضد دینی دارد یا روی انگیزه های سیاسی چیزهایی می گوید اینها خارج از موضوع بحث است،بالجمله یا باید زحمت کشید و مطالعه کرد و رنج مطالعه را بر خود هموار کرد یا سکوت کرد و از دیگرانی که چنین زحمتی را برخود هموار کرده اند آموخت.

           
  113. حسن/*: با همکاری مردم در برابر تحریم‌های آمریکا مقاومت خواهیم کرد و توطئه‌ها را خنثی می‌کنیم.
    ترجمه همکاری مردم: گرونی و نداری و بی آبی و بی برقی و کمبود دارو و ………….. به گردن شما ملت.
    ترجمه مقاومت و توطئه‌ها را خنثی کردن: ۱-جیکتون در بیاد میزنیم و میگیریم و میکشیمتون. ۲- فرستادن پول و اسلحه و فضولی کردن در کار دیگر کشورها رو ادامه میدیم.

    /*: ک

     
  114. سلام و درود

    ( به مزدک1 و به تمام انسانهای منصف و با وجدان و اهل تحقیق و تمام کسانیکه شیفته و در جستجوی حقیقتند و هیچ منافع و انگیزه فردی و گروهی آنان را از پذیرش و تسلیم در برابر حقیقت باز نمیدارد )

    دكتر راغب در مورد تعداد کشته های جنگ های پیامبر صلی الله عليه و سلم

    ﺯﺑﺎﻥ ﺍﻋﺪﺍﺩ ﺩﺭﻭﻍ ﻧﻤﯽ ﮔﻮﯾﺪ … ﮐﺴﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺟﻨﮓ ﻫﺎﯼ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﺷﻤﺎﺭﺵ ﮐﺮﺩﻡ، ﺣﺎﻝ ﭼﻪ ﺍﺯ ﺷﻬﺪﺍﯼ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﻭ ﭼﻪ ﺍﺯ ﮐﺸﺘﻪ ﻫﺎﯼ ﺩﺷﻤﻦ، ﺳﭙﺲ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺍﺭﻗﺎﻡ ﻭ ﺍﻋﺪﺍﺩ ﺭﺍ ﻣﻮﺭﺩ ﺁﻧﺎﻟﯿﺰ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﻫﻢ، ﻭ ﺑﺎ ﺟﻬﺎﻥ ﺣﺎﻝ ﺣﺎﺿﺮ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ﮐﻨﻢ، ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺷﮕﻔﺖ ﺯﺩﻩ ﺷﺪﻡ. ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺷﻬﺪﺍﯼ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﺟﻨﮓ ﻫﺎﯼ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺳﻠﻢ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﺪﺕ 10 ﺳﺎﻝ ﮐﺎﻣﻞ ﺑﻪ ﻃﻮﻝ ﺍﻧﺠﺎﻣﯿﺪ 262 ﺷﻬﯿﺪ ﺑﻮﺩ، ﻭ ﻫﻢ ﭼﻨﯿﻦ ﮐﺸﺘﻪ ﻫﺎﯼ ﺩﺷﻤﻦ ﻧﯿﺰ 1022 ﮐﺸﺘﻪ ﺑﻮﺩ، ﻭ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺁﻣﺎﺭ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺣﺮﯾﺺ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺭﺍ ﺟﻤﻊ ﺁﻭﺭﯼ ﮐﻨﻢ ﺣﺘﯽ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﺗﻔﺎﻗﺎﺕ ﺷﺨﺼﯽ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﻭ ﺩﺭ ﻧﺒﺮﺩ ﺭﻭ ﺩﺭ ﺭﻭ ﮐﺸﺘﻪ ﻧﺸﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﻓﻘﻂ ﺑﺮ ﺭﻭﺍﯾﺎﺕ ﺻﺤﯿﺢ ﻭ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﻃﻤﯿﻨﺎﻥ ﺗﺎﮐﯿﺪ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﺍﻋﺪﺍﺩ ﺁﻥ ﻫﺎ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺧﯿﻠﯽ ﻣﻬﻢ ﻧﺒﻮﺩ، ﺗﺎ ﺍﺯ ﻣﺒﺎﻟﻐﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻌﻀﯽ ﺍﺯ ﭘﮋﻭﻫﺸﮕﺮﺍﻥ ﺑﺎ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﺭﻭﺍﯾﺎﺕ ﺿﻌﯿﻒ ﻣﺮﺗﮑﺐ ﺁﻥ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ، ﻭ ﺍﺭﻗﺎﻡ ﮐﻢ ﺭﺍ ﺫﮐﺮ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ، ﺗﺎ ﺟﻨﮓ ﻫﺎﯼ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺭﺍ ﺑﻬﺘﺮ ﺟﻠﻮﻩ ﺩﻫﻨﺪ، ﭘﺮﻫﯿﺰ ﮐﻨﻢ. ﻭ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺵ ﮐﻪ ﺩﺭ ﭘﯿﺶ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ، ﺗﻌﺪﺍﺩ ﮐﻞ ﮐﺸﺘﻪ ﻫﺎﯼ ﻃﺮﻓﯿﻦ ﻓﻘﻂ 1284 ﮐﺸﺘﻪ ﺑﻮﺩ. ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﮐﺴﯽ ﺍﯾﻦ ﺍﯾﺮﺍﺩ ﺭﺍ ﻭﺍﺭﺩ ﻧﮑﻨﺪ ﮐﻪ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﺟﻨﮕﺠﻮﯾﺎﻥ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﻫﻢ ﮐﻢ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ، ﺗﻌﺪﺍﺩ ﺳﭙﺎﻫﯿﺎﻥ ﺣﺎﺿﺮ ﺩﺭ ﺟﻨﮓ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻧﯿﺰ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩﻡ، ﻭ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﻧﯿﺰ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺷﮕﻔﺖ ﺯﺩﻩ ﺷﺪﻡ، ﻧﺴﺒﺖ ﺷﻬﺪﺍﯼ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﺑﻪ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﺳﭙﺎﻫﯿﺎﻧﺸﺎﻥ ﻓﻘﻂ %1 ﺍﺳﺖ، ﻭ ﻧﺴﺒﺖ ﮐﺸﺘﻪ ﻫﺎﯼ ﺩﺷﻤﻦ ﺑﻪ ﺳﭙﺎﻫﯿﺎﻧﺸﺎﻥ ﻧﯿﺰ ﻓﻘﻂ %2 ﺍﺳﺖ، ﻭ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺣﺴﺎﺏ ﻧﺴﺒﺖ ﮐﺸﺘﻪ ﻫﺎﯼ ﺩﻭ ﻃﺮﻑ ﺑﻪ ﮐﻞ ﺳﭙﺎﻫﯿﺎﻥ ﻓﻘﻂ 1.5% ﺍﺳﺖ. ﺍﯾﻦ ﺍﻋﺪﺍﺩ ﻧﺎﭼﯿﺰ ﺩﺭ ﺟﻨﮓ ﻫﺎﯾﯽ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﮐﻪ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ 25 ﯾﺎ 27 ﻏﺰﻭﻩ ﻭ 38 ﺳﺮﯾﻪ، ﯾﻌﻨﯽ ﺟﻤﻌﺎ 63 ﺟﻨﮓ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ، ﺩﻟﯿﻞ ﺭﻭﺷﻨﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻌﺘﻘﺪﻧﺪ ﺩﺭ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺟﻨﮓ ﻫﺎﯼ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺟﻨﮓ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﻧﯿﻨﯽ ﻧﺒﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻭﺷﻦ ﺷﺪﻥ ﮐﺎﻣﻞ ﺍﯾﻦ ﻗﻀﯿﻪ، ﺗﻌﺪﺍﺩ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﻫﺎﯼ ﺟﻨﮓ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺩﻭﻡ – ﻧﻤﻮﻧﻪ ﯼ ﺟﻨﮓ ﺗﻤﺪﻥ ﻫﺎﯼ ﻧﻮﯾﻦ – ﺭﺍ ﺷﻤﺎﺭﺵ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﻧﺴﺒﺖ ﮐﺸﺘﻪ ﻫﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﺟﻨﮓ ﺭﺍ ﺑﺎ ﮐﺸﺘﻪ ﻫﺎﯼ ﺟﻨﮓ ﻫﺎﯼ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ﮐﺮﺩﻡ، ﻭ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﻏﺎﻓﻠﮕﯿﺮ ﺷﺪﻡ. ﻧﺴﺒﺖ ﮐﺸﺘﻪ ﻫﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﺟﻨﮓ ﮐﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﻠﻞ ﻣﺘﻤﺪﻥ ﺟﻬﺎﻥ ﻣﯽ ﻧﺎﻣﯿﺪﻧﺪ، %351 ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ﻭ ﺑﺎﺯ .. ﺍﻋﺪﺍﺩ ﺩﺭﻭﻍ ﻧﻤﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﺩﺭ ﺟﻨﮓ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺩﻭﻡ 15.6 ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﺟﻨﮕﺠﻮ ﺷﺮﮐﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ، ﻭ ﺗﻌﺪﺍ ﮐﺸﺘﻪ ﻫﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﺟﻨﮓ 54.8 ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﻧﻔﺮ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ، ﯾﻌﻨﯽ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ 3 ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺟﻨﮕﺠﻮﻫﺎﯼ ﻣﻮﺟﻮﺩ، ﻭ ﺩﻟﯿﻞ ﺳﻪ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺑﻮﺩﻥ ﺍﯾﻦ ﺗﻌﺪﺍﺩ، ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻃﺮ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺷﺮﮐﺖ ﮐﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ﺩﺭ ﺟﻨﮓ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﺳﺘﺜﻨﺎ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﮐﺸﺘﺎﺭ ﻏﯿﺮ ﻧﻈﺎﻣﯿﺎﻥ، ﺯﻧﺎﻥ ﻭ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﻣﯽ ﺯﺩﻧﺪ ﻭ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺗﻦ ﻣﻮﺍﺩ ﻣﻨﻔﺠﺮﻩ ﻭ ﺍﻧﻮﺍﻉ ﺑﻤﺐ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺷﻬﺮﻫﺎ ﻭ ﺭﻭﺳﺘﺎﻫﺎ ﻣﯽ ﺭﯾﺨﺘﻨﺪ، ﻭ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎﯼ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﻧﺴﻞ ﮐﺸﯽ ﻣﯽ ﺷﺪﻧﺪ، ﻭ ﻧﮋﺍﺩ ﺑﺸﺮﯼ ﻧﺎﺑﻮﺩ ﻣﯽ ﺷﺪ، ﻋﻼﻭﻩ ﺑﺮ ﺗﺨﺮﯾﺐ ﺯﯾﺮﺳﺎﺧﺖ ﻫﺎ ﻭ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩ ﻭ ﺁﻭﺍﺭﻩ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﻫﺎ ﻧﻔﺮ. ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺍﯾﻦ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺍﺯ ﺗﻤﺎﻡ ﺟﻬﺎﺕ ﯾﮏ ﻓﺎﺟﻌﻪ ﯼ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﻧﺎﻣﯿﺪ ﻭ ﺑﺮ ﮐﺴﯽ ﭘﻮﺷﯿﺪﻩ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﮐﺸﻮﺭﻫﺎﯼ ﺩﺭﮔﯿﺮ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻗﺘﻞ ﻋﺎﻡ ﻫﺎ ﮐﺸﻮﺭﻫﺎﯾﯽ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﻭ ﮐﻤﺎﮐﺎﻥ ﺍﻣﺮﻭﺯﻩ، ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﮐﺸﻮﺭﻫﺎﯼ ﻣﺘﻤﺪﻥ ﻭ ﭘﯿﺸﺮﻓﺘﻪ ﻣﯽ ﻧﺎﻣﯿﺪﻧﺪ، ﻣﺎﻧﻨﺪ، ﺑﺮﯾﺘﺎﻧﯿﺎ، ﻓﺮﺍﻧﺴﻪ، ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ، ﺁﻟﻤﺎﻥ، ﺍﯾﺘﺎﻟﯿﺎ ﻭ ﮊﺍﭘﻦ ﺍﯾﻦ ﭼﻪ ﺗﻤﺪﻧﯽ ﺍﺳﺖ، ﻭ ﺍﺯ ﭼﻪ ﭘﯿﺸﺮﻓﺘﯽ ﺩﻡ ﻣﯽ ﺯﻧﻨﺪ؟ ﻭ ﺣﺎﻝ ﮐﺠﺎﯾﻨﺪ ﺁﻧﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺸﻮﻧﺖ ﻣﺘﻬﻢ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺗﺮﻭﺭﯾﺴﺖ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ؟! ﺍﯾﻦ ﻧﺴﺒﺖ ﻫﺎﯼ ﻓﺎﺟﻌﻪ ﺁﻣﯿﺰ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺟﻨﮓ ﻫﺎﯼ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺳﻠﻢ ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ﮐﻨﯿﺪ. ﺑﺮﮔﺸﺘﻦ ﺑﻪ ﺍﺭﻗﺎﻡ ﻭ ﺍﻋﺪﺍﺩ ﻫﺮ ﻣﻨﺼﻔﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺴﯿﺮ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺭﺍﻫﻨﻤﺎﯾﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﺮﺩ، ﺍﻣﺎ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﮐﻮﺭﯼ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻫﺪﺍﯾﺖ ﺗﺮﺟﯿﺢ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ ﺑﺎﯾﺪ ﺟﺰ ﺧﻮﺩ ﮐﺴﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﺳﺮﺯﻧﺶ ﻧﮑﻨﻨﺪ . . . . . . . . . ﺩﮐﺘﺮ ﺭﺍﻏﺐ ﺍﻟﺴﺮﺟﺎﻧﯽ، ﺳﺎﯾﺖ IslamStory ﺑﺮﮔﺮﺩﺍﻥ :ﺍﻧﺲ ﻣﺤﻤﻮﺩﯼ

     
    • شفیعی گرامی چگونه ایشان پزوهیده؟لابد این هزار و خرده ایی با احتساب آن 700/900 یهودی هم بوده! چند باری با همین سید علاف سایت بحثی در مورد سن عایشه و سن یائسگی زنان قریش و رشد و بلوغ دختران قریش داشتیم.حضرت ایشان به یکبار در همین سایت نوشت که سن عایشه اصلا 9 ساله نبوده!حالا شما هم از سایت اسلامیان اورده اید که مسلمانی به چنین نتیجه ایی رسیده و تمام تاریخ نوشته شده توسط خود مسلمین درست نیست! خب بفرمائید انچه در مورد اسلام و محمد هم گفته شده دروغ و یافته ها و بافته های مسلمین است و بقولی نه خری خوابید و نه خیکی پاره شد! عادت مسلمین است که تا تو گل می مانند به دروغ و نهی و انکار روی می آورند. تازه همین تعداد هم بخوبی ددمنشی و وحشیگری اسلامیان را می رساند حالا اینها را اضافه کنید به ضایعات و رنجها و دردها و دزدیها و غارتهایی که مسلمین در همین سرگردنه و کاروان زنی و جنگ افروزیها به عرب و بعدها به بقیه ملل دیگر زورآور کرده اند. در عجبم که قران صریحا دستور کشت و کشتار و غارت و برده و کنیزی گیری و هر جنایتی را در راه الله واجب می داند ولی ایرانی سعی در پوشیدن آنها دارد!
      در ضمن من در هیچ جا نگفته ام که سوسیال دمکرات هستم ولی گفته ام که در شرایط ایران به باور من سوسیال دمکراسی بهترین نوع حکومت برای ایران است. این بدین معنی نیست که من سوسیال دمکراتم ولی من در حال حاضر اگر احزاب ازاد بودند و سوسیال دمکراتها حزبی داشتند به آنها رای می دادم! منتها باید توجه داشت که در جامعه استبداد زده ایران همین سوسیال دمکراسی هم می تواند براحتی به استبداد دولتی تبدیل شده و بلای جانمان شود. بهمین دلیل به باور من ایرانیان باید جامعه مدنی را هر چه بیشتر قوی کنند تا بتواند با بوجود آوردن جویی آزاد و پشم و گوش باز از استبداد جلوگیری کنند.

       
      • سلام و درود

        حالا که ایجاد جامعه مدنی را راه حل و
        مقدمه حل مسائل و مشکلات اجتماعی
        میدانی، لطفاً قدری توضیح دهید که جامعه مدنی مورد نظر شما چگونه است، قدرت اقتصادی و سیاسی در دست چه کسانی است، چه موانعی در سر راه ایجاد جامعه مدنی هست و چطور می‌شود به آن رسید؟

         
  115. درود
    می دانید چرا اوپوزیسیون شبیه لوله و نه آبکش است؟آبکشی به قطر ۱۰ سانتیمتر در نظر بگیرید که هر گروه و جبهه و سازمان و عقیده خود را ۱۰ سانتیمترمی داند .

    و بنابراین هر منجلابی می تواند از این لوله عبورکند.آنوقت شعار مرگ بر دیکتاتوری هم سر می دهند! ؟
    اگر هر کسی با هر عقیده ای همان قدر به دیگری حق می داد، می شد اوپوزیسیون را چون آبکشی دانست ، که بد و خوب برای ایران را جدا می کرد.
    دریغ از دانایی که هیچ، یک جو جوانمردی ویک سبوس انصاف.

     
  116. دکتر زنگوله هستم. شیکیبایی شما را متخصصانه و دکترانه آرزو کرده بودم اگر یادتان باشد. متاسفانه نظام کپی پیست کامپیوتر من هنوز قصد درست شدن ندارد و دشمن که نیست مگر مارک زاکربرگ نمی دانم از کجا پی برده که میخواسته‌ام چیزی علمی‌ و تخصصی را کپی کنم و بنام خودم در این سایت منتشر کنم. حالا که این نشد چیزی می‌‌نویسم که نه تنها همکار (=همکاران) دکترم در این سایت به من آرای منفی‌ بسیاری بدهند بلکه شما عزیزان نیز از آنها پیروی کنید. چون به تعداد بسیار زیادی آرای منفی‌ احتیاج دارم و روی کمک و همکاری شما حساب باز کرده‌ام که آنرا سنجاق کنم به دادخواهی خود در دادگاه بین المللی لاهه علیه متهم یعنی‌ شخص مارک زاکربرگ. تو در اوج فلک چه دانی‌ چیست = که ندانی که در سرایت کیست. سعدی. این سایت بنوعی خانه شماست که از سالها پیش در آن می‌‌نویسید. راهزنی به این خانه زده و برخی‌ از شما گرامیان که گاه دهها کامنت کوتاه و بلند در هر پستی از این آزاده آنسان شریف، می نویسید مشمول این شعر سعدی شده اید( منفی‌‌ها را سر پیکان کنید). در جدال بین همکارم دکتر شهداد با انگشت شمار کسانی‌ که متوجه راهزنی وی شده ا‌ند، در درجه اول دکتر شهداد یک راهزن برنده هست و در ثانی‌ همان چند نفری که قرص و محکم و مستدل و منطقی در برابرش قد علم کردند در زمرهٔ برندگان هستند. دیدم که جناب شفیعی عزیز نیز در مطلب مبسوطی به حق و بجا نکاتی را نوشته ا‌ند از کم لطفی و عافیت طلبی دیگر کامنت گذاران. “سر چشمه شاید گرفتن به بیل = چو پر شد نشاید گذشتن به پیل” را جناب شفیعی با بیانی دیگر آورده بودند. شما خوبید جناب مش قاسم و دیگر دوستان قدیمی‌ این سایت؟ خانم ها، آقایان، همکارم دکتر شهداد آگاهانه ( بشدت ترید دارم) یا ناآگاهانه توانسته این را ثابت کند که حتی افراد قدیمی‌ این سایت بجز انگشت شمارانی، سر بزنگاه از حق دیگر دوستان که هیچ حتی از حق خود هم دفاع نمی کنند . و این نمونه و مصداقی به دست نمی دهد از این که حکومت دشمنان ایران و ایرانی چطور و چگونه حتی نخبگان ما را به هیچ می‌‌گیرند؟
    مبارزان آگاه، حاذق، نکته سنج و شیر دل و شجاع و سخت حامی‌ و یار یکدیگر، عزیزان و گرامیان، با همکارم دکتر شهداد همکاری بفرمایید همه با هم وحدت کلمه داشته باشید و از رای منفی‌ خود به بنده دریغ نفرمایید.خاک پای نیم کرداری های مرد میدان.دکتر زنگوله

     
    • سلام و درود

      الهی خیر نبینی زاکر برگ به حق پنج تن. ببین با تحت تعقیب قرار دادن دکتر شهداد عزیز چه وقت و فضا و انرژیی از ما گرفتی؟ یک ایران است و یک دکتر شهداد،کل اساتید دانشگاه یک طرف، لنگه دمپایی ایشان، یک طرف، سر استیون هاوکینگ و کلهٔ آلبرت انیشتین هم به اندازه پاهای دکتر شهداد علم ندارند. نمیتونی ببینی امپریالیست از خدا بیخبر؟ میخوای از فردا شعار بدیم راه قدس از نیویورک میگذره؟
      ها! بگیم؟ بگیم؟

       
  117. «دید موسی یک شبانی را به راه

    کو همی گفت ای خدا و ای اله»

    توکجایی تا بپیچم گوش تو

    جِر دهم آن قیمتی تن پوش تو

    روی بنزت خط کشم با خنجرم

    بر در کاخت بکوبم با خرم

    من نمی دانم چرا با ما لجی!

    تا به کی آخر دورویی و کجی؟

    خشکسالی، زلزله، گرد و غبار،

    این هم از وضع دلار و روزگار

    پیش من یک عطسه ی بز بهتر است

    از خدای ظالمی که کافر است

    نامسلمان! این چه وضع زندگی ست؟!

    غیر تو مسئول این اوضاع کیست؟!…؛

    سنگ زد سمت خدا در آسمان

    گفت خواهر، مادرت.. چیز و فلان..

    گفت موسی: وای استغفار کن

    توبه از رفتار و این گفتار کن

    کفر هم اندازه ای دارد؛ خلی؟

    کلّه ات پوک است، قطعاً منگلی؛

    شد شبان ناراحت و فریاد زد

    در بیابان هی دوید و داد زد

    «وحی آمد سوی موسی از خدا

    بنده ی ما را ز ما کردی جدا

    تو برای وصل کردن آمدی

    نی برای فصل کردن آمدی»

    این شبان بینوا ایرانی است

    کشورش در معرض ویرانی است

    می رسد از هر طرف بحران و غم

    من خودم هم توی کارش مانده ام

    تا ببینم که چه پیش آید؛ برو

    در بیاور از دلش، موسی! بدو!

    «چون که موسی این خطاب از حق شنید

    در بیابان در پی چوپان دوید

    عاقبت دریافت او را و بدید

    گفت مژده ده که دستوری رسید»

    چون که در ایران به دنیا آمدی

    بی مجازات است هر حرفی زدی

    «هیچ آدابی و ترتیبی مجوی

    هر چه می خواهد دل تنگت بگوی»

     
  118. انواع جعل و دزدی‌های شهداد به اجمال:
    ۱- شهداد خودش از خودش پرسش کننده درست کرده یا خواهد کرد و بنابرین آرا زیادی را به پرسش کننده که خودش باشد، داده یا می‌‌دهد.
    ۲- شهداد خودش مخالفینی درست کرده تا مخالف کسانی باشند که مچ شهداد را از ابتدای ورودش به این سایت باز کرده بودند و به اینها آرا مثبت زیادی داده است.
    ۳- شهداد در ابتدا وقتی سی‌ تا سی‌ تا به خودش مثبت میداد، سی‌ تا سی‌ تا هم منفی‌ می‌‌داد به چند نفر معدود که دستش را رو کرده بودند ، اما:
    ۴- شهداد از دیروز تقریبا به همهٔ کامنت گذاران تعداد زیادی منفی‌ میدهد جز به کسانی‌ که خودش تحت نام پرسش کننده و یا به عنوان حامی‌ خود ساخته که به اینها خیلی‌ مثبت داده است.
    ۵ – شهداد به این افشاگری نیز آرا منفی‌ زیادی خواهد داد و به اسامی مخالف یا مخالفینی که در ضدیت با این نوشته، درست کرده یا درست می‌کند، آرا مثبت زیادی خواهد داد.
    ۶- شهداد نمی تواند و قادر نیست و نباید هم، جز طرح مسائل جانبی و حواشی و انحرافی، به موضوعاتی بپردازد که رابطهٔ مستقیم با ملاهای حاکم و سرنوشت ایران و ایرانی دارد. مشکل بزرگ وی علاوه بر بیسوادی و ناشیگری‌های وحشتناک این است که خیلی‌ زود دستش رو شده است و جز خودش که تحت چدین نام در این سایت ظاهر شده است، همه پی برده ا‌ند که او نیست مگر یک سایبری مامور و معذور اجیرشده.
    ۷- نتیجه: شهداد یک سایبری ناشی‌ و بی‌ سواد و فرستاده و ماموریت دار است که خیال کرده با شخم زدن نظام آرا در این سایت، به اهداف پلید خود خواهد رسید اما کور خوانده است.

     
    • یواش تند رو که آمار حقه بازیهاتون چند ساله که اینجاست, هم تکی به اندازه بیست تا رای میدید و هم چند نفری تبانی میکنید و هم دهها نام و مشخصات جعلی دارید.

       
      • سلام و درود

        جناب دکتر شهداد که حالا اسم شاهرخ بر خود گذاشته ای همین ادعا و اتهام را به چند شکل و چند اسم مختلف و با نوشته های بلند و کوتاه و البته انشایی یکسان تکرار کرده ای! به عرض مبارکتان میرسانم که قبلاً هم در یکی دو مورد افرادی به خود در حد 4 و 5 امتیاز مثبت دادند و جناب سید مرتضی مشتشان را باز کرد، و دو یا سه نفر هم با چند اسم مینوشتند و لااقل یکیشان اعتراف کرد که با چند اسم مینویسد و مچ آنها هم توسط سید مرتضی گرفته شد. کار آنها هم ناپسند بوده و هست، ولی هیچکدام مثل جنابعالی در دادن امتیاز مثبت و منفی اینقدر افراطی نبودند و حاتم بخشی نکردند.مثلاً همین چند جمله که همه اش حدس همراه اتهام است، واقعاً از نظر خودت ارزش 13 امتیاز مثبت دارد؟ راستی چه نیازی به گرفتن امتیاز مثبت داری؟ با اخلال در نظام رتبه دهی ها چه چیزی نصیبت میشود؟ بهتر نیست بگذاری آراء حالت طبیعی خود را داشته باشد؟
        ما داریم گفتگو و تبادل نظر میکنیم و از همدیگر میآموزیم، گاهی خوب، گاهی متوسط، و گاهی هم بد مینویسیم، هیچکداممان هم ادعای عقل کل بودن نداریم و مسئله برد و باخت و کسب امتیاز هم تا ظهور جنابعالی چندان مطرح نبود و کسی به آن بطور جدی اهمیت نمیداد. اگر فکر و حرف تازه ای داری بفرما! مخلصت هم هستیم، ولی اگر قصد هنجارشکنی و اختلال داری یا داشتی، تیرت به سنگ خورد و دیدی که کسی به مثبت و منفیت توجهی نکرد. لطفاً ادامه ندهید.

         
  119. ادبیات رادیکال

    به این کانال تلگرامی رجوع کنید تا حقایق رابهتر درک کنید

    لینک کانال⬇️⬇️⬇️

    https://telegram.me/joinchat/B3XpQj-225TXs-BEk2RXhQ

     
  120. پوتین سند دریای خزر را امضا کرد؛ وضعیت سهم ایران در ابهام کامل

    فرامرز داور

    «ولادیمیر پوتین»، رییس جمهور روسیه سند پیش‌نویس رژیم حقوقی جدید دریای خزر را امضا و طی فرمانی اعلام کرد کشورش آماده توافق نهایی بر سر آن در اجلاس آینده رهبران پنج کشور ساحلی دریای خزر است. امضای رییس جمهور روسیه بر این سند در وب سایت قوانین روسیه هم منتشر شده است.

    در صورتی که دیگر کشورهای ساحلی دریای خزر از جمله ایران هم این سند را بپذیرند، اختلافات حقوقی که نزدیک به ٣٠ سال پیش با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در خزر شروع شده بود، تمام می‌شود. برخی از منابع غیرایرانی از احتمال برگزاری اجلاس نهایی رهبران کشورهای خزر در تابستان امسال در قزاقستان خبر می دهند. به جز ایران و روسیه که پیش از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، خزر دریای مشترک میان آنها بود، جمهوری آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان کشورهای تازه ساحلی هستند که در دریای خزر سهیم شده اند.

    هرکدام از کشورهای تازه دریای خزر به دنبال سهم بیشتری از دریا هستند که هم به معنی افزایش وسعت سرزمین‌شان است. به دلیل وجود منابع عظیم نفتی و شیلات در کف خزر، گرفتن سهم بیشتر از آب به معنی افزایش ثروت ملی است. اگر اشغال خاک ایران در جنگ هشت ساله با عراق را مستثنی کنیم، تقسیم خزر اساسی ترین موضوع مرتبط با حاکمیت ملی و تمامیت ارضی ایران در نزدیک به نیم قرن اخیر است.

    کشورهای ساحلی دریای خزر ٢٧ سال است که بر سر مقررات حقوقی مناسبی که این سهم هریک را از دریای خزر مشخص کند، مذاکره می کنند. در حالی که نشانه ای از حل اختلافات کشورها درباره سهم شان از دریای خزر وجود ندارد، در اظهاراتی غیرمنتظره در پاییز سال گذشته (در آخرین روزهای سال ٢٠١٧) سرگئی لاورف، وزیر امور خارجه روسیه اعلام کرد که «برای همه مسائل مهم باقی مانده رژیم حقوقی دریای خزر راه حل پیدا شد و متن پیش نویس توافق آماده امضای روسای جمهور است»…..
    ……
    https://iranwire.com/fa/features/26833

     
  121. دوستان ویروس دکتر شهداد گویا سایتو آلوده کرده !به منفی ها نظری بیندازید!

     
    • اگر اینطور راحت میشوید آقا اصلا حق با شما بود ماموران امنیتی دنبال شما هستند فقط نمیدونم چرا بچه‌/// رو فرستادن!

       
    • مزیت ویروس نسبت به باکتری و انگل در توانائی ویروس در تکثیر در این دو و سپس کاهش آنهاست.

       
  122. برای نسل جوان

    https://www.youtube.com/watch?v=lNYYDItOgKw

    حشمت رییسی از فعالان توده ای و فدایی خلق سابق و کنش گران سیاسی کنونی است که از نقد افکار و عملکرد خود در دوران حکومت محمد رضا شاه آغاز کرده و به بررسی و ریشه یابی و نقد افکار روشنفکران پیش از شورش پنجاه و هفت می پردازد.
    در این ویدو به افکار فردید و آل احمد و شایگان و شریعتی اشاره کرده و نقش آنان در تیوریزه کردن افکار اسلامیون و در راس آنان خمینی را ترسیم می کند و زمینه ایجاد گفتمان خمینیسم را به دست روشنفکران به تصویر می کشد.
    وی معتقد به تجدید حیات چپ گرایی به معنای واقعی کلمه در قالب مدرنیت و با هدف ایجاد تعادل در طبقات مختلف جامعه و دفاع از حقوق کارگران و زیر دستان است منتهی این بار در چارچوب گفتمان ملی و ایرانی و بدور از وابستگی به اجانب. چیزی که در تمامی دمکراسی های غربی متداول است و در قالب احزاب سوسیال دمکرات نقش عمده ای در شکل گیری جوامع مدرن ایفا می کند.
    مطالعه انتقادی نظرات وی را به تمامی دوستان توصیه می کنم بخصوص از لحاظ بازگویی تاریخ کشور و چرایی تحولات ایران زمین.

     
  123. با سلام
    جناب نوریزاد، از اینکه بر شادروان امیر انتظام و دیگر مبارازن میهنپرست ایرانی ستمها رفت و در حق آنان جنایتها شد جای هیچ تردیدی نیست ولی رفتار نادرست نگونبخت فریبخورده ای چون لاجوردی حاصل اراده شخصی خود وی نبوده بلکه نتیجه اطاعت کورکورانه وی از عوامل نفوذی استعمار انگلیس و روس در حوزه فقاهت اسلامی است. من در روزگار شاه فقید مدتی همبند لاجوردی بودم و رفتار ناشایستی از وی مشاهده نکردم الا اینکه او شیعه ای افراطی و بنده دستاربندان دینفروش بود. من معتقدم که رفتار او در مدت مدیریتش بر زندانها ناشی از اوامر خودخدابینان از خدا بیخبرحاکم بر ایران ویران بود. در اینباره خواهان ابراز نظر دیگر همبندان آنروزگار هستم که امیدوارم در قید حیات باشند از جمله : هادی قائم الصباح، اصغر خرسند، برادران ستوده، امیر حسین خیامی و محمد حاجی زاده.
    با آرزوی نجات ایران

     
  124. درود
    اوپوزیسیون خارج از کشور شرم بر شما باد ، اگر دست روی دست گذارید تا پوتین برای ایران تصمیم بگیرد.
    چرا اعلام نمی کنید که هر تصمیمی از جانب نظام تروریستی ، قابل اجرا نیست.
    خودتان را جمع و جور کنید و اختلافات ننه من غریبم را کنار بگذارید و خود را بصورت یک خانواده ببینید که هر کس نظری و حقی دارد.
    من به عنوان یک فرد از مجاهد و مخالف و حزبی و بی حزبی و جبهه ای و غیر جبهه ای دعوت می کنم که حرف هم را بشنویم و با هم یک مشت شویم. این نظام، بی اعتبار است و تمام اقداماتش برعلیه ما و سرزمین ایران است. بیایید ، برای خاطر ایرانمان یک دم، دست از من م های مسخره و بیهوده برداریم.
    تاکی دعواهای عشیره ای و قبیله ای ، عاقل و بزرگسال شوید.

     
  125. توی کوچه خیابون این روزا این دو چیز رو خیلی میشنفم: ۱- فحش خواهر و مادر به اینایی که به خودشون میگن روحانی و همه اون چیزایی که اینا به خورد ملت میدن. ۲- قیمت دلار.

     
  126. جناب شفيعى گرامى
    احتمالا شنيده ايد كه از شخصى ميپرسند كامپيوتر بلدى؟ پاسخ ميدهد؛ بله ، ميگويند كامپيوتر را روشن كن
    ميگويد؛ ولى نه ديگر در اين حد
    حالا درست است بنده فيلسوفى بزرگ هستم ولى ديگر نه در اين حد و اندازه كه قادر باشم سوالات سخت شما را جواب بدهم
    مثلا پرسيده ايد ايا بعد از مرگ ، انسان تداوم دارد يا خانمه مى يابد؟
    دوست گرامى فقط كسى ميتواند پاسخ درستى به اين پرسش بدهد كه يكبار بميرد و دوباره زنده شود و غير از اين هر پاسخى از سوى هر كس كه باشد خواه پيامبر باشد و خواه ملعون ، صرفا حدس و گمانى بيش نيست و پاسخ بزرگترين فلاسفه در اين زمينه با پاسخ يك ديوانه هيچ تفاوتى ندارد زيرا راهى براى اثبات و نفى هيچكدام از اين پاسخها وجود ندارد و براهين و دلايل فلاسفه بزرگ تا دلايل كودكانه چرخ نخ ريسى و جاى پاى شير در اينگونه موارد ، از نظر من چيزى نيست جز همان بافتن بلوز مهملات با استفاده از نخ تراوشات ذهنى . (البته سيدرضى سفرنامه اى از سفرش به ان جهان دارد ولى به حرفهاى او نميتوان اعتماد كرد)
    همچنين جناب شفيعى عزيز من ابدا منظورم شخصيتى دوگانه نبود واحتمالا نتوانستم منظورم را درست بيان كنم و سبب سوء برداشت گرديد كه بدين جهت ، از شما عذرخواهى ميكنم.

     
  127. درود
    من نه طرفدار مجاهدین هستم و نه توده ای.
    این دو را هم دو روی یک سکه می دانم.
    این روزها ضد مجاهدین و خانم مریم رجوی بسیار داد سخن می رود. بر عکس توده ای ها را تریبون داده و نه ازخیانتهایشان داد سخن رانده بلکه تعریف و تمجید مکرر در مکررهم می کنند.دقیقا عوامل نظام شده اند و خود را هم اوپوزیسون می نامند.عده ای دکتر و مهندس و…که در عالم پیری دلتنگی اشان را علم سیاست می نامند .

    نظریه دادن خوب است وباید نظریه داد. اگر اینگونه است چرا از مریم رجوی سوال و بااومصاحبه نمی شود؟
    اوپوزیسون هنوز هیچی نشده خود را شبیه به ولایت فقیه کرده است. ولایت فقیهی که برای مردم تعیین تکلیف می کند.
    آلت دست نظام بودن که شاخ و دم نمی خواهد! خود آگاهانه و بیشتر ناآگاهانه مانعی بزرگ برای آشتی و اعتلاف ملی اند.
    اوپوزیسیون چرا تریبون به گروه مجاهدین خانم رجوی نمی دهد؟
    مگر نه اینکه به افراد نظام و توده ای تریبون داده و همه هم اغلب گذشته ای آلوده و ننگین دارند؟ چگونه شد که این وسط عقاید /خانم رجوی دشمن همه و همه شد؟

    اگر به گذشته ی هر یک از گروهها نگاه کنیم ، چیزی جز زباله نمی یابیم. گروهها یی چون گروه اکثریت تا اکنون نوکر نظام تروریست بوده و حزب توده که جاده صاف کن عوامل روس و مجاهدین که با مشی نظامی و مسلحانه اشان بجای همبستگی با دیگر گروهها و ملی گرایی ، دقیقا اهداف جهانشمولی و تروریستی نظام را دنبال کردند.

    تکلیف برای مردم تعیین نکنید، کار رسانه ای سانسور و سایه افکنی و منم منم نیست. کار رسانه ای، روشنگری است.چه اوپوزیسیون درهم و مغشوش و آشفته حال و بازیچه بخواهد و یا نخواهد، گروهی به نام مجاهدین به رهبری خانم مریم رجوی وجود دارد.عده زیادی هم طرفدار دارد.حتی اگر تعدادی نیز این گروه طرفدار دارد باید با مباحثه و مصاحبه این گروه را جدی گرفت و آلترناتیوی دانست.
    بجای از پیش نرخ تعیین کردن و عقاید خود را دگم وار تکرار کردن،
    باید برنامه و هدف این گروه را پرسید در جریان مباحثه است که همه می توانند از هم یاد بگیرند. افکار دگم و در عین حال پدرسالاری اوپوزیسیون،که چون خروسان لاری به چشم و چال هم می پرند ،راهی جزبه بیراهه نیست.

    ومردم را اینقدر نفهم و کودن حساب نکنید.

     
    • ایدولوژی این گروه قبل و بعد از انقلاب بر مبانی کشتن و ترور مخالفین خود ، بعد از محاکمه ای قلابی و غیابی و بدون حضور متهم است که در هیچ بی دادگاهی هم ظلم از این بزرگتر وجود ندارد که متهم نداند قبلا محاکمه و محکوم به اعدام شده ، انهم نه توسط یک قآضی که توسط چند جوان احساسآتی چریک اسلحه به دست. اگر هم اینها حالا ظاهرا ترور نمیکنند ، نه که ترور را بد بدانند بلکه شرایط جهانی بعد از 11 سپتامبر طوری شده که ارباب فعلیشان که سابقا با هم دشمن خونی بودند دیگر ترور را نمی تواند رسما قبول کند هر چند امریکا خود با بهپادهای خود به راحتی هر جای دنیا مخالفین و اغلب بیگناهانی در همسایگی انها را ترور می کند ( منافقین هم قبلا برای شوروی جاسوسی می کردند و چه بسا به روشهای بیولوژیک هنوز هم دیگران را ترور کنند )، زمانی که مردم در حال دفاع در مقابل ارتش عراق بودند و حتی برای آزاد کردن سرزمین خود روی مین می رفتند، منافقین مسولان کشور خود را می کشتند ، جاسوسی برای عراق میکردند همانطور که الان با بی حیایی تمام در بغل گوش اربابان جدید هر چند گاهی مصاحبه کرده و راست یا دروغ اطلاعات سری کشور خود را افشا می کنند، اینها را بی جهت منافق نگفته اند چون افرادی دورو هستند که به نام دوست در دستگاههای اجرایی نفوذ و اهداف شیطانی خود را اجرا می کنند ، اگر میخواهی آنها را بشناسی خمرهای سرخ در کامبوج را مطالع کنید که با چه شقاوتی چند میلیون انسان را در کشور خود کشتند ، این گروه اولین بار در صد سال اخیر عملیات انتحاری را علیه چند پیرمرد 80 ساله ابداع و اجرا کردند و در واقع معلمین و راهنمایان القاعده و داعش در عملیات انتحاری بودند. آنها آنقدر شیفته قدرت بودند که هنوز هم به خاطر کسب قدرت حاضرند آمریکا و اسراییل کشورشان را تحریم و حتی نابود کند و حتی هزاران بیگناه از بی دارویی و یا جنگ بمیرند تا این جماعت بیمار همچون جغد بر خرابه های ایران آواز مرگ بخوانند.

       
    • فریبای گرامی انتقاد از مجاهدین یا هر سازمان سیاسی ربطی به آلت رژیم شدن ندارد. مجاهدین نیرویی است بهر حال مطرح در بین اپوزیسیون رژیم همانطور که سایر احزاب و گروها. در ضمن مگر مجاهدین کسی را بعنوان اپوزیسیون قبول دارد؟ آنها خود را پیشاپیش رهبر ان ابدی ایران می دانند.و بی شرمانه هر حرکتی مردمی را بنام خود مصادر می کنند و بهانه ایی برای سرکوب بیشتر شده اند و خواهند شد. شما کافیست فحش نامه مجاهد را نگاهی بیندازید تا موضع مجاهدین را بهتر درک کنید. مجاهدین هم مسلمانانی مثل همین اراذل و اوباش اشغالگر کنونی اند. مردم ایران باید یاد بگیرند که به گروهی و یا فردی تریبون مفت و مجانی و قدرت بدون انتظار و بدون پاسخگویی ندهند. با شما موافقم که نباید برای مردم تعیین و تکلیف کرد ولی این درست کاریست که گروهای سیاسی بخصوص همین مجاهدین انجام می دهند. اگر توانستید به سخنان یکی از کسانیکه تازه گی از آلبانی از مجاهدین جداشده گوش کنید. می گفت هنوز بعد از 40 سال انهم تو اروپا نمی گذارند ما بابیرون تماس بگیرم و هر روز ما را آماده باش می کنند برای گرفتن رهبری مردم در ایران! چون هر لحظه ایرانیان برخواهند خواست و اشغالگران کنونی را بیرون می ریزند و فرش قرمز برای اشغالگران بعدی مجاهدین پهن خواهند کرد. مجاهدین یک سکت مذهبی/سیاسی مثل جریان اسماعیلیان است با تجارب وحشتناک و ستیزجویانی بی رحم و دد منش مثل بقیه مسلمین! اینها بمحض ورود به ایران بنای انگ زدن و پرونده سازی برای مخالفان و سرکوب شدید به محض قدرت گرفتن می گذارند و درست مثل همین اراذل و اوباش بی رحم و تنگ نظر و محدودند. اصولا مسلمین هنوز در همان غار حرا هستند و بیرون نیامده اند و به این زودیها بیرون هم نخواهند آمد. بهترین راه برای جلوگیری از استبدادی دیگر بوجود آوردن فضایی باز و آزاد توسط مبارزان مدنی و بوجود آوردن گروها و دسته های مقاومت و همکاری بین مبارزان و پرهیز از دروغ و بوجود اوردن شورای رهبری در تمام سطوح جامعه و پرهیز از عمده کردن مشکلاتی که باعث پراکنده گی و تشنج بین مبارزان راه ازادی و میهن می شود. مسلما وطن دوستی و تمامیت ارضی کشور و باور به حکومتی سکولار و دمکراتیک با قوانینی برمبنای حقوق بشر که دران دین و باور افراد به حریم خصوصی رانده شده و قابل احترام و برابری افراد در برابر قانون و باور به حکومت قانون پایه و اساس همکاری بین مبارزان است. مثلا یک میهن پرست نمی تواند و نباید حتی مرحله ایی با کسانیکه تمامیت ارضی ایران را زیر سئوال می برند همکاری کند. و بهمین دلیل هم یک معتقد به حکومتی دمکراتیک و برابری انسانها و سکولار نمی تواند و نباید با کسانیکه به حکومت و قوانین قدسی /الهی باور دارند همکاری کند. بنابراین برای همکاری و همیاری باید حداقلی را در نظر گرفت.مجاهدین در چندین دهه چنین تمایلی را نشان نداده اند و اصولا کسی را غیر از خود اپوزیسون نمی دانند.

       
      • مزدک1

        دوست عزیز حیف ما نیست که نامی از آنها ببریم از قدیم گفته اند سگ زرد برادر شغاله آنها هم فکر میکنند اگر تار مویی از آنها پیدا شود اسلام به خطر میافتد با این وجود بیش از سی ساله که در اروپا هستند اما هنوز در جهالت بسر میبرند

         
      • درود مزدک گرامی
        ضمن سپاس از نکته بینی های شما و مباحثتان با سید، من روی همبستگی تمامی گروههای آلترناتیو تکیه دارم. باید این فرصت رابرای آنها ایجاد کرد، حتا اگر خود نخواهند،باید فهماند که ایران احتیاج به همه نیروهادارد. دوران آش کشک خاله اته گذشته. ایران و مردم ایران به همه مبارزان در یک صف محتاج است.

         
    • خانم فریبا
      مجاهدین حرفی برای گفتن ندارند و در گذشته هم حرفی برای گفتن نداشته اند. آنها پی کار خود هستند تا مریم جان از پیش رئیس جمهورشان را با حمایت عربستان و آمریکا و اروپا به مردم ایران قالب کنند. آنها روی دیگر سکه ی حکومت اسلامی حاضر هستند و به دمکراسی و آزادی کاری ندارند. لطفن زیادی احساساتی نشوید.

       
      • دوست گرامی
        سازمان مجاهدین و یا سلطنت طلبان هستند و یک واقعیت تاریخی و حقیقی اند، بدین خاطر نیز مهمند، چه بخواهیم و چه نخواهیم.باید فرصت داد تا همه کارتهایشان را رو کنند، برنامه و هدفشان را و اینکه خود و دیگران را چگونه ارزیابی می کنند،بجای کنارزدنشان، باید آنها را بمیدان سخت مباحثه کشید. تمرین دموکراسی یعنی تحمل مخالف من و فرصت دادن به او برای ابراز دیدگاهش، چه بسا بعد از مباحث مشخص می شود که همه به هم بسیار نزدیکتر از آنیم که فکر می کردیم.
        هدف را در نظر باید داشت و اینکه هر کس چه می تواند انجام دهد. اکنون زمان تصمیم و عمل است .

         
        • خانم محترم

          شما بحث مجاهدین را به میان آورده بودید و نه سلطنت طلبان را. پس بحث را بر محور مجاهدین ادامه میدهیم.
          اگر متحد تاریخی شما مجاهدینِ اسلامی خلق هستند، پس حکومت اسلامی حاضر نیز متحد تاریخی شما است. براین اساس این همه قلم فرسائیهای شما برعلیه این حکومت برای چیست؟ ویدئوی زیر شاهد ادعای منست:

          https://www.facebook.com/1640993829551504/videos/1665593723758181

           
          • با احترام به شما
            آیا فکر نمی کنید، طرفداران نظام شاهنشاهی و مجاهدین خلق شبیه به گروههایی تافته جدا بافته ویک sect عمل می کنند؟

             
      • من فکر می کنم این فریبا برخلاف دروغی که می گوید از سمپات های منافقین خلق ایران است ،منتها منافقین خلق ایران اینقدر بی آبرو،خائن،تروریست و بد سابقه هستند که فریبا رویش نمی شود مستقیم بگوید من از منافقین خلق هستم! این است که ناچار است هم تظاهر کند به اینکه من از منافقین خلق نیستم،هم در عین حال بر واقعیت داشتن و آلترناتیو بودن این گروه تاکید کند! وگرنه کسی مثل فریبا (انسان) وقتی اینهمه نظام جمهوری اسلامی ایران را به ترور و تروریست بودن نسبت می دهد چطور می تواند یک گروه خائن فراری و تروریست را که دستش به خون 17 هزار نفر از ایرانیان و هموطنانش آلوده است را آلترناتیو و واقعیت و جزء اپوزیسیون بداند؟!
        خیلی خوب است که در این سایت نقاب ها بتدریج کنار می روند! نظیر کنار رفتن نقاب پیرمرد سلطنت طلب و فراری این سایت یعنی ساسان که بعد شد ساسان+میم! حالا نقاب فریبا یا انسان این سایت نیز رفت کنار! فریبا از همایش پاریس چه خبر؟!

         
        • سید، نظام تروریست ، مبنایش بر دروغ است. برچسب نزن ؟ خانم مریم رجوی و گروهش به هرچه عقیده دارند ، تا زمانی که ضد حقوق انسانی عمل نکنند به من ربطی ندارد.اما،این در مورد نظام تروریستی اسلامی شما صدق نمی کند.

           
    • البته که ما مردم را نفهم و کودن حساب نمیکنم اما /// را بی تردید احمق و کودن حساب میکنیم /// به دلایل عدیده .

       
  128. مصاحبه تازه انتشار یافته عباس امیر انتظام مرا بر آن داشت متن زیر را به نگارش در آورم
    درود به روان وی و تمامی وطن پرستان

    ولایت معاشان وطن فروش نیستند. وطن فروش شرف دارد به این ها. چرا؟ وطن فروش اگر چه به وطن خود خیانت می کند لیک شرط اولش آن است که عضوی از ایران به حساب آید. کسی که اعتقاد به ایران و ایرانی بودن ندارد از دایره ایران خارج است اجنبی است خارجی است. شما نمی توانید به یک اجنبی تهمت بزنید به ایران خیانت کرده است. اجنبی اجنبی است. متعلق به امت است ولایت معاشان خود را وفادار به امت اسلام می دانند. امت ددمنش و وحشی و پیرو قواعد قبایل وحشی بیابان های خشک و سوزان عربستان هزار و چهار صد سال قبل.
    اجانب دارند بر ما حکومت می کنند. ایران به اشغال اجانب ولایت معاش در آمده است. تعجب ندارد دریای خزر از دست رفت. تعجب ندارد منابع گاز پارس جنوبی به هدر می رود. معادن نفت تخریب شده اند. نفت ما را مفت و مجانی به سوریه و روسیه هدیه می کنند که سهل است آب شیرین را از ایرانیان دریغ می کنند و به عراق و کویت بذل و بخشش می کنند. سوریه را سوریه ای می کنند بعد میلیارد ها دلار سرمایه کشور را صرف نگهداری حکومت بعث سوریه می کنند. صدام را تحریک می کنند به حمله به ایران برای قتل عام جوانان وطن پرست که اگر این حمله انجام نگرفته بود نسل شورش پنجاه و هفت چه بسا رمقی برایش باقی مانده بود در برابر اجانب ولایت معاش امت اسلام مقاومت کند. نیم میلیون کشته و سه میلیون دست و پا بریده کم نیست. نسل وطن پرست تربیت شده دوران محمد رضا شاه بود که نابود شد. نابود شد تا افراد مشکوکی تحت نام اسلام ولایت فقیه را بدعت نهند و روحانیت سنتی را درو کنند و تشیع سنتی را شخم زنند و با کمک روشنفکران چپ زده شاه ستیز و آمریکا ستیز و غرب ستیز اهرم های قدرت را به دست گیرند و یکی یکی سراغ همان روشنفکران روند و دمار از روزگارشان به در آورند.
    قمار هسته ای تحریم ها اقتصاد رانتی انزوای سیاسی شناخته شدن به عنوان یک ملت عقب مانده قرون وسطایی فهرست زیان های غیر قابل جبرانی که امت اسلام به ایران وارد کرده بسیار طولانی است. چهل سال مثل ملخ هر چه بود و نبود را بلعیدند و صحرای بی آب و علفی بر جای گذاشتند.
    ما چه کردیم. آسان است انگشت اتهام به اجنبی زدن و همه تقصیر ها را گردن اشغال گران انداختن لیک ما چه کردیم؟ کسی که اشغال اجنبی را تحمل می کند آیا نباید وطن فروشش نامید؟
    حقیقت تلخ است. تاریخ در باره ما داوری سختی خواهد کرد. در باره نادانی و حماقت ما بد جور قضاوت خواهد کرد. چهل سال اشغال کشور را به تماشا نشستیم. هر صدای اعتراضی را در نطفه خفه کردند و نظاره گر بودیم.
    دادگاه تاریخ را مجسم کنید و تاریخ را به عنوان قاضی در نظر بگیرید. تمامی اتباع ایران را یکی یکی به پای میز محاکمه می کشاند. متهمان را رده بندی می کند. مردم عادی درس خوانده ها دانشگاهیان مدعیان روشنفکری و بخصوص نیرو های مسلح از انتظامی و بسیجی و سپاهی گرفته تا سرباز و درجه دار و امرای ارتش. هر یک در رده خاصی از اتهام قرار داده می شوند و به نسبت مسولیت و دانش و توانمندی که داشته اند درجه تقصیرشان تعیین می شود. مجازات؟ چه مجازاتی سخت تر از وضعی است که اکنون در آن هستیم. کار هایی است که هر کس مرتکب شود مجازاتش دیر یا زود گریبانش را می گیرد. نیازی به داروغه و شحنه ندارد.
    از کودکی از خودم می پرسیدم ایرانیان باستان را چه شده بود که هزار سال حکومت ضحاک را تحمل کردند تا جایی که فرزندانشان را برای ماردوش قربانی کردند. و تاریخ چه پاسخی به من داد.
    فردوسی طوسی را امت اسلام دوست ندارد. چرا؟ فردوسی نماد بزرگی ملتی کهن و سربلند است و هم او است که راه رهایی از دست ضحاک را به ما نمایانده است.
    وقت آن نرسیده راهکار بزرگ مرد زنده کننده ایران و ایرانی را به کار گیریم و در یک قیام ملی با شکوه با حفظ یکپارچگی اجانب را از کشورمان بیرون کنیم و ضحاک زمان را از اریکه قدرت به زیر کشیم و فریاد آزادی ایران زمین سر دهیم؟ و ایرانی نو بسازیم برای همه ایرانیان.

     
  129. حاج بهرام قاسمي، سخنگوي/* وزوزارت خارجکی: تاريخ معاصر مملو از فعاليت‌هاي غيرقانوني آمريکاست.
    مش قاسم: ای دزد ای دزد! ای نادان تو اول فعاليت‌هاي غيرقانوني همین حکومت/*ی که خودت توش هستی درست کن بعد برو سراغ فعاليت‌هاي غيرقانوني یه مملکت دیگه.

    /*: ک: ک

     
  130. آیات سر بریدن و غارت در قرآن ببخشید حقوق بشر اسلامی!

    را که مربوط به سر بریدن میشوند یاد آور خواهیم شد. به آیه زیر توجه کنید:
    سوره محمد آيه 4
    فَإِذا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتَّى إِذَا أَثْخَنتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَإِمَّا فِدَاء حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا ذَلِكَ وَلَوْ يَشَاء اللَّهُ لَانتَصَرَ مِنْهُمْ وَلَكِن لِّيَبْلُوَ بَعْضَكُم بِبَعْضٍ وَالَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَلَن يُضِلَّ أَعْمَالَهُمْ.
    چون با کافران روبرو شديد، گردنشان را بزنید. و چون آنها را سخت فرو فکنديد، اسيرشان کنيد و سخت ببنديد. آنگاه يا به منت آزاد کنيد یا به فدیه. تا آنگاه که جنگ به پايان آيد. و اين است حکم خدا. و اگر خدا ميخواست از آنان انتقام ميگرفت، ولی خواست تا شمارا
    …………
    سوره الانفال (غنایم جنگی) آیه 12 صفحه 179
    إِذْ يُوحِي رَبُّكَ إِلَى الْمَلآئِكَةِ أَنِّي مَعَكُمْ فَثَبِّتُواْ الَّذِينَ آمَنُواْ سَأُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُواْ الرَّعْبَ فَاضْرِبُواْ فَوْقَ الأَعْنَاقِ وَاضْرِبُواْ مِنْهُمْ كُلَّ بَنَانٍ.
    و آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان وحی کرد: من با شمایم. شما مومنان را به پایداری وادارید. من در دلهای کافران بیم خواهم افکند. بر گردنهایشان بزنید و انگشتانشان را قطع کنید.
    برای چه باید بر گردن کافران زد، یا بعبارت دیگر سر آنها را برید و از تنشان جدا کرد؟ مگر کافران چه جرمی را مرتکب شده اند که باید شمشیر را بر گردن آنها گذاشت و سرشان را از تنشان جدا کرد؟ پاسخ این پرسش را در آیه بعدی بیابید،
    سوره الانفال (غنایم جنگی) آیه 13 صفحه 179
    ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ شَآقُّواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَمَن يُشَاقِقِ اللّهَ وَرَسُولَهُ فَإِنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ.
    زيرا با خدا و پيامبرش به مخالفت برخاستند و هر که با خدا و پيامبرش ، مخالفت ورزد ، بداند که عقوبت خدا سخت است.
    دلیلش را متوجه شدید؟ چون کافران با خدای اسلام و پیامبرش به مخالفت برخاستند! یعنی اگر کسی به مخالفت با اسلام برخیزد باید گردن او را زد و انگشتانش را قطع کرد. شاید در اینجا شما در حالتی نباشید که بتوان با شما شوخی کرد، اما پرسشی که اینجا مطرح است این است که آیا باید اول گردن کافران را زد بعد انگشتانشان را قطع کرد یا اول انگشتانشان را قطع کرد بعد گردنشان را زد؟
    ……………
    سوره الانفال (غنایم جنگی) آیه 10 صفحه 179
    وَمَا جَعَلَهُ اللّهُ إِلاَّ بُشْرَى وَلِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُكُمْ وَمَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِندِ اللّهِ إِنَّ اللّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ
    و آن کار را خدا جز برای شادمانی شما نکرد و تا دلهايتان بدان آرام گيرد و ياری تنها از
    …………….
    سوره توبه آیه 29 صفحه 192
    قَاتِلُواْ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَلاَ بِالْيَوْمِ الآخِرِ وَلاَ يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَلاَ يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ حَتَّى يُعْطُواْ الْجِزْيَةَ عَن يَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ.
    با کسانی از اهل کتاب که به خدا و روز قیامت ایمان نمی آورند و چیزهایی را که خدا و پیامبرش حرام کرده است بر خود حرام نمیکنند و دین حق را نمیپذیرند جنگ کنید، تا آنگاه که به دست خود در عین مذلت جزیه بدهند.
    ……………..
    و سرشان را برید؟ پاسخ را در سوره توبه آیه 123 بیابید.
    سوره توبه آیه 123
    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ قَاتِلُواْ الَّذِينَ يَلُونَكُم مِّنَ الْكُفَّارِ وَلِيَجِدُواْ فِيكُمْ غِلْظَةً وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ.
    ای کسانیکه ایمان آورده اید، کافرانی که نزد شمایند را بکشید! تا در شما درشتی و شدت را بیابند. و بدانید که خداوند با پرهیزکاران است!
    ………………
    سر بریدن در حدیث و تاریخ اسلام
    بعد از اینکه دیدیم قرآن چگونه سر بریدن را قانونی و مجاز میداند و آنرا به مسلمانان تجویز میکند، بد نیست به تاریخ اسلام نگاه کنیم تا ببینیم آیا پیامبر اسلام و پیشوایان دینی همچون علی نیز به این کار دست میزده اند یا نه. سر بریدن آنقدر در بین مسلمانان رایج بوده است که نمونه آوردن را و انتخاب نمونه های مناسب را بسیار دشوار میکند، ما در اینجا تنها به چند مورد از ترور ها و یک مورد از قتل عامهای پیامر اسلام اشاره میکنیم.
    مورد نخست، سفیان ابن خالد
    سفیان ابن خالد رئیس یک قبیله است که برای دفاع از قبیله خود از تازش پیامبر اسلام اردوگاهی نظامی را ایجاد کرده بود. پیامبر اسلام با ترور او را میکشد.
    در سال 625 میلادی. قبایل متعدد بنی لیحان پس از اینکه از قتلها و غارتهای متعدد مسلمانان رنج بردند، در کنار رئیس قبیله شان سفیان ابن خالد جمع شدند تا پیرامون مشکلاتی که مدام از طرف مسلمانان بر آنها وارد میشد با یکدیگر گفتگو کنند. جاسوسان محمد او را از این قضیه مطلع کردند. او عبدالله بن انیس، را دستور داد تا برود و خالد را بکشد. عبدالله به تنهایی نزد او رفت، و خود را داوطلبی برای جنگ با محمد معرفی کرد او (عبدالله) وقتی که به او نزدیک شد در حالی که کسی حضور نداشت، سرش (سر خالد را) برید و با خود حمل کرد. او فرار کرد و توانست خود را سالم به مدینه برساند و در مسجد مدینه به حضور محمد رسید. محمد به او خوش آمد گفت و او را از نتیجه کارش پرسید، عبدالله با نشان دادن سر قربانی اش پاسخ داد. محمد آنقدر از این پیروزی شاد شده بود که عصای خود را به او بخشید. و به او گفت این عصا در روز آخرت میان من و تو قرار میگیرد، براستی که افراد بسیار اندکی هستند که در آن روز چیزی خواهند داشت تا بر آن تکیه کنند. (1)
    ….
    حدیث بسیارست و /// بیش! تازه این پیغمبرشه امام زمان که دیگه خود /// و هم می کشه چون از نظر او //// هم کافر! اخه باید خون تا کمر اسبش بیاد! راستی که چی بشه؟مگه نه باید مثلا حضرت ایشان بعدا یا رئیس جمهور و یا نخست وزیر بشه و به امورات مردم رسیده گی کنه؟! مردم در اسلام یعنی پشم!

     
  131. خامنه ای، وزیر امور خارجۀ دولتِ موازی یعنی ولایتی را برای دریوزگی و دست بوسی راهی روسیه کرد و در قدم بعدی راهی چین خواهد کرد؛ ولایتی خیلی خوشحال است که پوتین قرار است 50 میلیارد دلار در صنایع نفت ایران سرمایه گذاری کند و اینکه حضرت پوتین از پیشرفت روابط با ایران راضی هستند! و همچنین وزیر انرژی روسیه به او امیدواری داده که اگه ایران به روسیه نفت بده، روسیه بجاش به ایران کالای روسی میده و چین هم به احتمال زیاد قراره راه روسیه را بره… روسیه و چین قرار است نفت مرغوب ایران را با هزار و یک منّت مفت بگیرند و بجای پول نقد هر چه کالای بُنجل و از رده خارج دارند را به ایران قالب کنند. آخوند جماعت که فقط بدنبال پول و دلار مفت و بی دردسر میگرده قراره چوب حراج بزنه به صنایع نفت و گاز ایران و روسیه و چین بشن صاحب خانه! دو کشوری که خودشان محتاج تکنولوژی غرب و سرمایه گذاری غرب در صنایع نفت و گاز خود هستند! قراره در ایران سرمایه گذاری کنند! و شاید هم سرزمین ایران حکم دست گرمی و موش آزمایشگاهی برایشان دارد و با شخم زدن ایران میخواهند به دانش لازم برسند!
    /// بر سرت کند خامنه ای که ایران را به چه روزی رساندی!
    ای خامنه ای! نه شرف داری و نه عزّت نفس؛ ولی فقیه نظام که متوهمّانه خود را قطب عالم تشیّع میپندارد، اینچنین کاسه ی گدایی بدست گرفته و از کافران بی دین گدایی میکند!
    خُب، مبارک است دیگر…قرار است دولت به ریاست روحانی اوضاع داخلی را سرو سامان دهد و دولت موازی به ریاست خامنه ای به امور خارجی رسیدگی کند…چه تقسیم کار عادلانه و چه همکاری نادری قرار است اتفاق بیافتد!
    دولت قرار است مردم را بچاپد برای جبران کسر بودجه و دولت موازی هم قرار است چوب حراج بزند به منابع این سرزمین و پول پیش پیش بگیرد و ملّاخور کند آنهم نه اینکه خرج ایرانیان کند، بلکه در تلاش است در روزگار تحریم به بیگانگان عزیزتر از جانش یعنی عراقی ها، سوری ها، لبنانی ها و فلسطینی ها و افغانی ها و یمنی ها سخت نگذرد! و اندک مقداری هم برای روز مبادا به حسابهای مخفی خودشان واریز کنند! این روند ادامه خواهد داشت تا جایی که دیگر رمقی برای مردم ایران نماند…مردمی فقیر و تا خرخره مغروض! مردمی که دیگر صاحب سرزمین خود نیستند! و در حکم مستأجر و مزدور خارجیان هستند.
    مردم ایران خوشحال باشند که هنوز میتوانند نان خشک و خالی بخورند و هوا استنشاق کنند، چون این دو فقره، یکی هنوز گران نشده و دیگری رایگان است!
    صحبت از لبنیات، گوشت، برنج و بُنشن… مگر میشود؟ مگر داریم؟
    امروز اصلی ترین ترکیبات غذای مردم ایران شده تخم مرغ، سیب زمینی، ماکارونی و نودلیت و البته نان و سبزی.
    دیگر صحبت از کله پاچه نیست…امروز عدسی هم در حکم غذای اعیانی ست!
    و قرار است آینده سازان مملکت با همین تغذیه رشد کنند…
    و رهبر کبیر ایران وعده داده بود: «علاوه بر اینکه زندگی مادی شما را میخواهیم مرفه بشود، زندگی معنوی شما را میخواهیم مرفه کنیم…»
    قرار بود ما ایرانیان هم دنیا داشته باشیم و هم آخرت خود را پیش خرید کنیم…
    الان، هم دنیای ما و هم آخرت ما به “فاکِ” عظما رفته!
    ای تُف به شرف نداشتۀ شما آخوندهای بی بصیرت و حکومتی که مردم ایران را به این روز سیاه رساندید! تُف!
    مردمی که 40 سال است دارد سختی میکشد و یک روز خوش نداشته…
    راستی، تا چه زمانی قرار است ما مردم ایران حکم خر را داشته باشیم در این بازی خرپلیس؟! و این کمر و زانوها چقدر توان سواری دادن دارند؟
    آیا کسی در این جمع پیدا میشود که به آینده امیدوار باشد؟ اگر کسی هست، لطف کرده و کمی هم یاسین به گوش ما بخواند! تا بلکه چند صباحی دیگر صبوری کنیم و شکیبایی پیش بگیریم.
    ناگفته نماند که این وضعیت موجود یک حُسن دارد و آن خروج آهسته و با چراغ خاموشِ افغانستانی هاست! چون دیگر ایران برای کار کردن صرف ندارد… شاید روزی ما برای کار به افغانستان برویم!

     
  132. نوری زاد منم می خوام برات خاطره ای تعریف کنم! انقلاب شده بود من چهارم دبستان بودم! اون سال اصلاً معلوم نشد چه جوری رفتیم پنجم دبستان! در پنجم دبستان خانوم معلم ورزش قبلیمون که همیشه موقع نرمش نافش بیرون می زد بشدت محجبه شده بود و معلم اصلیمون هم که خانوم بود قاط زده بود که چی بپوشه چی نپوشه! لباسهای قبل انقلاب رو تنش می کرد و یه مقعنه عجیب و غریب بسرش می بست! مد شده بود به بچه جغله ها که ما باشیم توصیه می کردند کتاب شریعنی بخونیم! کتاب فاطمه فاطمه است رو توصیه کردند بخونیم! تا اون زمان که حفظ ظاهر می کردیم که فحش بدمون خاک توسر باشه یه مرتبه با عادی شدن قبح بسیاری از فحش ها از جمله جاکش که در کتاب شریعنی اومده بود دیدیم اصلاً حفظ ظاهر لزومی نداره و خانوم معلم بیچاره هم که قاط زده بود تنها با خط کش می افتاد بجون این واون! گذشت… رفتیم کلاس اول راهنمایی! این یارو /// خبیری که فوتبالیست بود و توی فدراسیون در بعدها هم کاره ای شد معلم ورزشمون بود! می گفتند دلش پیش معلم دینیمون که مجاهد خلق بود گیر کرده بوده و یه بار هم من رو بدجوری زد! این شعار مد شده بود: داس، چکش، ستاره دیگه اثر نداره! ما مونده بودیم این جغله های هم جنس باز چی می گن! داس چیه؟ چکش چیه؟ ستاره چیه؟ گفتم هم جنس باز! آره بعد انقلاب معلوم نبود این انقلابیون حلبی آبادی که حالا احتمالاً همشون کاخ نشینن یا توی فلان کشور غربی نمایندگی مک دونالد دارند چی شده بود هورمونهای جنسیشون بکار افتاده بود! در زنگ تفریح دائماً مشغول تمرینات جنسی با یکدیگر بودند! اما حقیقتش رو بخواهی از همین جغله ها اونها که خودشون رو مجاهد خلق می دونستند بسیار باشخصیت تر بودند و سعی می کردند هوای پایین تر رو داشته باشند! من از این گروه حلبی آبادی کاخ نشین این دوران و مجاهد خلق اون دوران همین ها یادمه! اما بجرات بگم من که در اون دوران جغله بودم و فیلم در امتداد شب گوگوش رو هم توی سینما دیده بودم و بعد از طرف خونواده توصیه هایی هم بهم شده بود که این چه فیلمیه گفتی بریم ببینیم، فکر نمی کردم بعد انقلاب کار به چنین جاهایی کشیده بشه که بچه جغله ها هم کارشون به اینجاها کشیده بشه! باورش سخته ولی قبل انقلاب من با وجود جغله بودن که چشم و گوشم هم باز بود جز رعایت اصول اخلاقی چیزی در مدرسه ندیدم و بعد انقلاب با همه چیزهایی که گفتم و عین حقیقت بود روبرو شدم! اینرو هم بگم کار بجایی کشیده بود که معلم مانتویی جرات نمی کرد بدون شلوار سر کلاس بیاد!!!!!! احتمال دید زدن از پایین و از پشت سر در اون زمان شدت گرفته بود!!! یادم می آد یکی از معلم ها فهمید و دیگه سر کلاس نیومد!!! …

     
    • نوری زاد یادم رفت دلیل بازگویی این خاطره رو بگم! مقصودم این بود که وقتی حضور اشخاصی مثل سعید طوسی رو می بینید تعجب شما از برای چه چیزی است؟ سعید طوسی ها از دامن همین انقلاب و پشتوانه هایی مثل شماها سر بیرون آورده اند! اگر کسی بگوید حقتان است نباید ناراحت بشوید چون واقعاً حقتان است! اشاره من به مجاهدین خلق هم برای این بود که من در اون دوران مورد بدی از اونها ندیدم و اگر کاری هم برای سرنگونی انقلاب اسلامی کردند باید به اونها آفرین گفت چرا که از دیگران کمتر بخاری دیده ایم که بلند شده باشد! در مورد گروه توده ای نیز باید بگم تا دوران دانشگاه دوستانی نداشته ام! در اونها هم فرد دو رو و هم فرد بسیار با شخصیت دیده ام یعنی اشخاصی که شاید از نظر پر ستیژ اجتماعی با وجود مشکلات مالی زیاد بسیار کمتر در جامعه ایرون دیده ام! در دوران سربازی هم پست ستادی در زمان جنگ داشته ام و اسناد طبقه بندی شده زیادی زیر دست من آمد ورفت داشته اما باید بگم رژیم جمهوری اسلامی موضوعاتی نظیر هم جنس بازی و مصرف الکل و مواد مخدر را رسانه ای نمی کند! بیاد دارم اگر موضوعی را متوجه می شدند حتی اجازه نامه نگاری نیز نمی دادند و به تنبیهاتی مثل اعزام به یک منطقه بد و هوا یا تنبیهات بدنی سخت و زندان در درون سازمان خودشون اکتفا می کردند! باز می گم از دست سعید طوسی ها نیز نباید ناراحت بشوید مگر کننده این انقلاب خود شماها نبودید؟ واژه حلبی آبادی کاخ نشین هم واژه درستی است! یک نمونه آن همین فیروزآبادی خودمان است! شیث رضایی و نصرتی هم دست پرورده انقلاب خودتان بوده است و کار اونها تنها مشتی از برای خروار است! سعید طوسی هم مشتی از برای خروار است!

       
  133. ادامه حقوق بشر اسلامی با رجوع به قران! بیچاره مسلمین چه نازک دلند! اصلا ادم کشتن برای یک مسلمان باورمند عین آب خوردن است. وقتی قران از کشتن و غارت و سرگردنه و تجاوز به مال و ناموس مخالفانش حرف می زند گویا مثلا مشتی مگس را نابود می کند نه انسانهایی را که دارای احساس و عشق و آرزو و زندگی و خانه و کاشانه و امید و هزاران احساس دیگرند! آنچنان از قتل و غارت و تجاوز وشکنجه می گوید که گویی مسلمین را به جشن تولد و یا عروسی و یا حنا بندون می فرستد! عجب عطشی داشته این /// برای کشت و کشتار و دزدی و غارت و و عجب /// برای تجاوز که حتی در سخترین شرایط نعوذ میکرده!

    قرآن، سوره التوبة (9) آیه 5
    فَإِذَا انسَلَخَ الأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُواْ الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُواْ لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ فَإِن تَابُواْ وَأَقَامُواْ الصَّلاَةَ وَآتَوُاْ الزَّكَاةَ فَخَلُّواْ سَبِيلَهُمْ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ.
    پس چون ماههاي حرام به سر آمد آنگاه مشركان را هر جا يافتيد به قتل رسانيد. و آنها را دستگير و محاصره كنيد . و هر سو در كمين آنها باشيد. چنانچه توبه كردند و نماز به پاي داشتند و زكات دادند پس از آنها دست بداريد. كه خدا آمرزنده و مهربان است.
    قرآن، سوره التوبة (9) آیه 12
    وَإِن نَّكَثُواْ أَيْمَانَهُم مِّن بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُواْ فِي دِينِكُمْ فَقَاتِلُواْ أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لاَ أَيْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَنتَهُونَ.
    اگر پس از بستن پیمان، سوگند خود شکستند و در دین شما طعن زدند، با پیشوایان کفر قتال کنید که ایشان را رسم سوگند نگه داشتن نیست، باشد که از کردار خود باز ایستند.
    قرآن، سوره البقرة (2) آیه 191
    وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَأَخْرِجُوهُم مِّنْ حَيْثُ أَخْرَجُوكُمْ وَالْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ وَلاَ تُقَاتِلُوهُمْ عِندَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ حَتَّى يُقَاتِلُوكُمْ فِيهِ فَإِن قَاتَلُوكُمْ فَاقْتُلُوهُمْ كَذَلِكَ جَزَاء الْكَافِرِينَ.
    هرجا که آنها را بیابید بکشید و از آنجا که شما را رانده اند، برانیدشان، که فتنه از قتل بدتر است. و در مسجد الحرام با آنها مجنگید مگر آنکه با شما بجنگند. و چون با شما جنگیدند بکشیدشان که این است پاداش کافران.
    سفسطه در مورد آیات جنایی قرآن، که این آیات جنبه دفاعی دارند! بسیاری از اسلامگرایان میگویند که این آیات کاملاً جنبه دفاعی دارند و جنایی نیستند، در این نوشتار به بررسی این ادعا پرداخته شده است.

     
  134. اینهم مانیفست حقوق بشر اسلامی در قرآن! تقدیم به سید علاف سایت که گویا خیلی مثل هم پالکی هایش درد حقوق بشر دارد. البته فراموش نکنید که از نظر /// دزدان و ددمنشان اشغالگر ///ایرانیان اصولا بشر نیستند تا حقوقی داشته باشند!
    همه برگردانها (ترجمه‌ها)‌ از آیتی است. برای برگردانهای بیشتر روی پیوند هر آیه به قرآن زندیق کلیک کنید.
    قرآن، سوره التوبة (9) آیه 123
    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ قَاتِلُواْ الَّذِينَ يَلُونَكُم مِّنَ الْكُفَّارِ وَلِيَجِدُواْ فِيكُمْ غِلْظَةً وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ.
    ای کسانیکه ایمان آورده اید، کافرانی که نزد شمایند را بکشید! تا در شما درشتی و شدت را بیابند. و بدانید که خداوند با پرهیزکاران است!
    قرآن، سوره محمد (47) آیه 4
    فَإِذا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتَّى إِذَا أَثْخَنتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَإِمَّا فِدَاء حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا ذَلِكَ وَلَوْ يَشَاء اللَّهُ لَانتَصَرَ مِنْهُمْ وَلَكِن لِّيَبْلُوَ بَعْضَكُم بِبَعْضٍ وَالَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَلَن يُضِلَّ أَعْمَالَهُمْ.
    چون با کافران روبرو شديد، گردنشان را بزنید. و چون آنها را سخت فرو فکنديد، اسيرشان کنيد و سخت ببنديد. آنگاه يا به منت آزاد کنيد یا به فدیه. تا آنگاه که جنگ به پايان آيد. و اين است حکم خدا. و اگر خدا ميخواست از آنان انتقام ميگرفت، ولی خواست تا شمارا به یکدیگر بیازماید. و آنان که در راه خدا کشته شده اند اعمالشان را باطل نميکند.
    فیلمهای پیاده شدن این دستور قرآن را در بخش جنایات اسلامگرایان مشاهده کنید.
    قرآن، سوره الأنفال (8) آیه 39
    وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلّه فَإِنِ انتَهَوْاْ فَإِنَّ اللّهَ بِمَا يَعْمَلُونَ بَصِيرٌ.
    با آنان نبرد کنيد تا ديگر فتنه ای نباشد و دين همه دين خدا گردد پس اگر باز ايستادند، خدا کردارشان را می بيند.
    قرآن، سوره الأحزاب (33) آیه 61
    مَلْعُونِينَ أَيْنَمَا ثُقِفُوا أُخِذُوا وَقُتِّلُوا تَقْتِيلًا.
    اینان لعنت شدگانند. هرجا یافته شوند باید دستگیر گردند و به سختی کشته شوند.
    قرآن، سوره المائدة (5) آیه 33
    إِنَّمَا جَزَاء الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الأَرْضِ فَسَادًا أَن يُقَتَّلُواْ أَوْ يُصَلَّبُواْ أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُم مِّنْ خِلافٍ أَوْ يُنفَوْاْ مِنَ الأَرْضِ ذَلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيَا وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ.
    سزاى كسانى كه با [دوستداران] خدا و پيامبر او مى‏جنگند و در زمين به فساد مى‏كوشند جز اين نيست كه كشته شوند يا بر دار آويخته گردند يا دست و پايشان در خلاف جهت‏ يكديگر بريده شود يا از آن سرزمين تبعيد گردند اين رسوايى آنان در دنياست و در آخرت عذابى بزرگ خواهند داشت.
    فیلم پیاده شدن این قانون اسلامی را از اینجا ببینید – قطع کردن دست و پا طبق دستور قرآن
    قرآن، سوره المائدة (5) آیه 38
    وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُواْ أَيْدِيَهُمَا جَزَاء بِمَا كَسَبَا نَكَالاً مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ.
    و مرد و زن دزد را به سزاى آنچه كرده‏اند دستشان را به عنوان كيفرى از جانب خدا ببريد و خداوند توانا و حكيم است.
    فیلم پیاده شدن این قانون اسلامی را از اینجا ببینید. شکنجه، دست قطع کردن در عراق
    قرآن، سوره التوبة (9) آیه 28
    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلاَ يَقْرَبُواْ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ بَعْدَ عَامِهِمْ هَـذَا وَإِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةً فَسَوْفَ يُغْنِيكُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ إِن شَاء إِنَّ اللّهَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ.
    ای کسانی که ایمان آورده اید، مشرکان نجسند و از سال بعد نباید به مسجد الحرام نزدیک شوند، و اگر از بینوایی میترسید، خدا اگر بخواهد به فضل خوش بی نیازتان خواهد کرد. زیرا خدا دانا و حکیم است.
    قرآن، سوره التوبة (9) آیه 29
    قاتِلُوا الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لا بِالْيَوْمِ الآْخِرِ وَ لا يُحَرِّمُونَ ما حَرَّمَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ لا يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَ هُمْ صاغِرُونَ.
    بكشيد آنان را كه ايمان نيارند به خدا و روز آخر و حرام ندارند آنچه را كه حرام كرده است خدا و رسولش و نمى گروند به كيش حقّ از آنان كه داده شدند كتاب را تا جزيه پردازند از دسترنج خود (با دست خود يا به جاى خود) و ايشانند سرافكندگان
    قرآن، سوره النساء (4) آیه 89
    وَدُّواْ لَوْ تَكْفُرُونَ كَمَا كَفَرُواْ فَتَكُونُونَ سَوَاء فَلاَ تَتَّخِذُواْ مِنْهُمْ أَوْلِيَاء حَتَّىَ يُهَاجِرُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ وَجَدتَّمُوهُمْ وَلاَ تَتَّخِذُواْ مِنْهُمْ وَلِيًّا وَلاَ نَصِيرًا.
    دوست دارند همچنان که خود به راه کفر میروند شما نیز کافر شوید تا برابر گردید. پس با هیچ یک از آنان دوستی مکنید تا آنگاه که در راه خدا مهاجرت کنند. و اگر سر باز زدند در هرجا که آنها را بیابید بگیرید و بکشید و هیچ یک از آنها را به دوستی و یاری برمگزینید.
    قرآن، سوره الأنفال (8) آیه 12
    إِذْ يُوحِي رَبُّكَ إِلَى الْمَلآئِكَةِ أَنِّي مَعَكُمْ فَثَبِّتُواْ الَّذِينَ آمَنُواْ سَأُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُواْ الرَّعْبَ فَاضْرِبُواْ فَوْقَ الأَعْنَاقِ وَاضْرِبُواْ مِنْهُمْ كُلَّ بَنَانٍ.
    و آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان وحی کرد: من با شمایم. شما مومنان را به پایداری وادارید. من در دلهای کافران بیم خواهم افکند. بر گردنهایشان بزنید و انگشتانشان را قطع کنید.

     
  135. سید مرتضی
    3:49 ب.ظ / جولای 11, 2018

    1- اگر احترام به اشخاص لازم است و یکی از لوازم رعایت حقوق بشر در حق آنان است،احترام گذاشتن به عقائد اشخاص و در عین حال امکان نقد محترمانه آن نیز از لوازم احترام به آنان است.
    2- چنانکه اشاره شد از نظر ما که نباید به آراء و عقائد دیگران اهانت کرد و احترام به عقیده انسانها یکی از لوازم احترام به شخص آنهاست، اما اگر گزاره مورد ادعای نویسنده متن فوق یعنی”لزوم احترام به عقائد دیگران سخنی آشفته است”گزاره ای صادق و کلی است، همین اظهار نظر نویسنده نوشته بالا نیز مشمول چنین گزاره کلّی خواهد بود،بنابر این مطابق اذعان نویسنده این نوشته،احترام به همین اظهار نظر او نیز نه تنها لازم نیست بلکه روی منطقی که در این نوشته ارائه کرده است همه می توانند آنرا ریشخند و مسخره کنند و به آن ناسزا گویند و حتی به آن ….شاشند.
    ……………….
    حقوق بشر در اسلام! هر جا انها را یافتید بکشید و جالبه که /// به قتل و عام و غارت و تجاوز به مال و ناموس مخالفانش پرداخت و از هیچ جنایتی در حق مخالفانیکه او و مزخرفاتش را قبول نداشتند فروگذار نبود. انسان در اسلام یا مسلمانست و یا کافری که یا باید مسلمان شود و یا مالیاتی غیر انسانی بپردازد و یا نابود شود! و جالبست که همین سید /// بخوبی میداند که بشر در قوانین اسلامی همان بشر اسلامی است و حق بشر هم حقوق بشر اسلامی است و اصولا مفهوم عامی بنام بشر در اسلام و انظار مسلمین وجود ندارد! حالا ما که از نظر اسلام و مسلمین بشر به حساب نمی ائیم باید به /// اسلامی احترام بگذارم و خود را از انسان بودن محروم کنیم! اگر بخاطر شفیعی و افرادی مثل ایشان نبود می نوشتم ای ….تا اخرش بخوان سید!

     
    • درود
      احترام به عقاید دیگری، همان محترم شمردن حق دگرگونه بودن است.اما، دلیل پذیرش معنای آن عقیده نیست، بلکه فقط پذیرش وجود یک عقیده ی دیگر است و بس.
      مقدس شمردن یک عقیده، به محتوای عقیده ربط مستقیم دارد. اینکه یک عقیده مقدس محسوب شود، نقض حقوق دیگران است، زیرا هر عقیده ای جز او باطل و بی حق می شود که در واقع همان بی احترامی و نشناختن حق دیگری بشمار می آید.
      در عالم در تغییرو ساخته فکر و ذهن انسان ،هیچ چیز مقدس نیست. اما، هر چیز دارای احترام و حقی است.

       
  136. بعد از چهل سال چه بوده؟ … مردم مسلمان تر و مؤمن تر شده اند؟ مردم ایران به بهشت برین هدایت شده اند؟ مردم ایران اکنون پاک تر و سالم تر از مردم 40 سال قبل هستند؟ مردم ایران در دنیا دارای ارج و قربی بالاتر از چهل سال قبل هستند؟ مردم ایران نه تنها در دنیا رفاه دارند بلکه ایمان آنها هم ارتقاء یافته؟…
    من یکی که آنموقع فکر میکردم این آخوندها براستی پیش قراولان امام زمان هستند و با وجود آنها ایران در دنیا یک سرزمین نمونه خواهد شد در عدالت گستری و راستی و درستی و همچنین رفاه اجتماعی… ایران بهشت روی زمین خواهد شد…
    خاک بر سرم ! چقدر احمق بودم!
    آخوندِ مرده خور را کردیم آقا و سرور و ولی فقیه و نتیجه اش این شد!
    ………………….
    ناشناس گرامی شما گویا هنوز هم دل به شمشیر و دم اسب امام زمان بسته اید؟ هموطن گرامی برای یکبار هم که شده چشمایتان را ببندید و بدون ترس و لرز فریاد بزنید که تفکر اخوند همان /// اسلامی است. و امام زمان و 11 امام قبل از او چیزی جز //////////////////////////////////// نبوده و نیست و اگر هم کنین کسانی بوده مثل همین /////////////////////// بر زندگی مردم عادی آوار بوده اند. هموطن ما فریب خوردگانی شرمگین و غارت شده ایم. راستی این امام زمان چه کاری می خواهد انجام دهد که محمد و بقیه مسلمین بعد از او سر ما نیاورده اند؟ روزگار ما ایران و اسلام و مسلمین شده داستان آن که در توصیف تچاوز چنسی به خود هی می گفت ..می خواستم ببینم که منظورش چیه؟هموطن منظور اسلامیان تجاوز به همه چیز ما ایرانیانست! راستی با چه زبانی این اشغالگران ////////////////////////////// باید تجاوز به همه چیز ما ایرانیان را بیان کنند و با اعمال و رفتار خود نشان دهند که ما درک کنیم؟
    هشت سال جنگ خانمان سوز و برباد دادن میلیاردها دلار از خزانه ملی برای اسلام!
    کشت و کشتار بهترین و دلسوزترین و مسئولیت پذیرترین فرزندان با غیرت و همیت ایران تنها بخاطر مخالفت با مزخرفات و اراجیف مشتی جنایتکار اشغالگر.
    سرکوب دانشگاه و نیروهای فعال و بیدار جامعه.
    سرکوب نویسندگان و روزنامه نگاران و بستن دهان بیداران جامعه و خاموش کردن چشم و گوش جامعه.
    جنگ افروزی و هدر دادن میلیاردها دلار از ثروت ایرانیان برای گسترش مزخرفات و اراجیف /// .
    ریختن میلیاردها دلار از ثروت ایرانیان به جیب مشتی عرب فاسد که خود …لیس اروپایی و امریکایی هستند بنام حج و //// دیگر.
    سینه زنی و مصیبت و گریه و افسرده گی و نوحه و ناله و چس ناله و …خراشیدن رون و اعصاب !
    ساختن بارگاها و بتکده ها برای مردگانیکه در میان مردم خود مشتی دزد و خائین و ضد مردم و یاغی بوده اند و در ضمن دشمنان ما ایرانیان از چیب ایرانیان و به بهای فقر و فلاکت ایرانیان!
    هموطن این باور یا دین یا ایدیولوژی اسلامی چز فقر و بدبختی و رنچ و درد و مصیبت و ذهن گرایی و جلوگیری از خردورزی و ابتکار و ساختن و ترقی هیچ نفعی برای ما ایرانیان نداشته و نخواهد داشت.هموطن تنها ره رهایی ایرانیان رهایی و گسستن از باور مخرب //// و روی اوردن به خرد جمعی است!

     
  137. و در اخر اينكه من نميدانم سوالات شما را به كدام جناب شفيعى
    پاسخگو باشم ؟ به ان شفيعى متفكر و دانش اگاه كه در اكثر نوشته هايتان ميبينم و يا با ان جناب شفيعى كه معتقد به حديث قدسى است و حديث قدسى را سخن خود خود خود خدا ميداند؟
    زيرا پاسخ سوالات شما براى هر يك از اين دو شفيعى عزيز متفاوت خواهد بود. /با احترام كامل
    ………………..
    درود فیلسوف گرامی! منم در بیشتر کامنتهایم همین را به جناب شفیعی یاد آور شده ام و حتی اورا گاهی شتر گاوپلنگی خطاب نموده ام. شفیعی گرامی مثل بسیاری از کراواتی هایی روشنفکر نما سعی در نسبت دادن (با عرض معذرت)…به شقیه هستند ولی چنین چیزی در واقعیت زندگی اجتماعی غیر ممکنست!
    در ضمن ان نا شناس که فیلسوف بزرگ را سید رضی نامیده در اشتباه است.فیلسوف بزرگ بزرگ مردیست که مشی و خط و رسم خود را دارد و بقول خودش دنیا را افقی و عمودی می بیند!
    بهر حال جناب فیلسوف بزرگ ما ارادت داریم و شما را افقی و عمودی محترم می شماریم!

     
    • مزدك گرامى درود بر شما
      در مورد استاد عزيز جناب شفيعى من منظورم مطلبى مشابه با شما بود البته مقدارى مودبانه تر ولى متاسفانه نتوانستم منظورم را درست بيان كنم و سبب سوء
      برداشت ان بزرگوار شد كه عذرخواهى نمودن
      از لطف جنابعالى بينهايت سپاسگزارم و نيز به جهت زحمتى كه كشيده ايد و ايات عمودى را اينجا اورده ايد زيرا مطالب جنابعالى شاهدى بر صدق ادعاى اخير بنده نيز ميباشد
      در مورد سيد رضى نيز لازم به ذكر است كه گرچه بنده نسبتهايى با ايشان دارم ليكن همانطور كه فرموده ايد. سيد رضى شخصى ديگر است و فيلسوف بزرگ شخصى ديگر حتى اگر خالق اين دو شخص يكنفر باشد
      در انتهابى نهايت از شما استاد ارجمند سپاسگزارم.

       
    • .
      مزدك گرامى درود بر شما
      در مورد استاد عزيز جناب شفيعى من منظورم مطلبى مشابه با شما بود البته مقدارى مودبانه تر ولى متاسفانه نتوانستم منظورم را درست بيان كنم و سبب سوء
      برداشت ان بزرگوار شد كه عذرخواهى نمودن
      از لطف جنابعالى بينهايت سپاسگزارم و نيز به جهت زحمتى كه كشيده ايد و ايات عمودى را اينجا اورده ايد زيرا مطالب جنابعالى شاهدى بر صدق ادعاى اخير بنده نيز ميباشد
      در مورد سيد رضى نيز لازم به ذكر است كه گرچه بنده نسبتهايى با ايشان دارم ليكن همانطور كه فرموده ايد. سيد رضى شخصى ديگر است و فيلسوف بزرگ شخصى ديگر حتى اگر خالق اين دو شخص يكنفر باشد
      در انتهابى نهايت از شما استاد ارجمند سپاسگزارم.

       
  138. با سلام و درودهاي گرم و پرمهر
    گفتگوي راديو ندا با تني چند از شهروندان در آبادان پيرامون وضعيت آب و افاضات علم الهدي، امام جمعه مشهد، مبني بر حل مشكل آب خوزستان. يكي از شهروندان گفت : ” آبي كه داريم فاضلابي است كه داريم از آن آب شرب درست مي كنيم!”

    http://radio-neda.blogspot.com/2018/07/blog-post_12.html

     
  139. شفیعی گرامی من چندین کامنت در جواب شما تا بحال نوشته ام ولی در عجبم که هیچ کدام در سایت نیامده اند. من چون انسانی خوش بین هستم اینو به حساب اشتباهات اینترنتی و…می گذارم! بگذریم !من با تفکیک شما از باورمندان اسلام با اولی موافقم و با دوتای دیگر در حقیقت مشکل اساسی دارم. شفیعی گرامی مشکل شما برمیگردد به باورتان به اسلام و رنگ و بوی اسلامی دادن به باورتان که سعی در پوشاندن باورها و جهتگیریهای انسانی و مداراجویانه و انساندوستانه و مترقی و غیره اسلامی خود دارید. هموطن اسلام نه در رفتار و نه در گفتار و نه در کردار محمد آورنده اسلام و نه در رفتار و کردار و گفتار بقیه مسلمین و نه در قران بعنوان مانیفست ایدیولوزی اسلامی جهتگیری انسانی و مدارا طلبانه و انساندوستانه نداشته. انچه شما بعنوان عرفان و جهتگیریهای انساندوستانه با جهتگیری فردگرایی و گریز از مسئولیت یافته اید محتوایی از فرهنگ ایران و روکشی از روایت خاصی از دیدگاه انسانی به اسلام است و هیچ ربطی به واقعیت اسلام ندارد. بنابراین کسانی را که شما در گروه سوم قرار داده اید هیچ ربطی به اسلام و ایدیولوزی و باور اسلامی ندارد و در تضاد با اسلامست. بهمین دلیل هم می بینیم که نمایندگان این طرز تفکر التقاتی (محتوای فرهنگ اصیل ایرانی با روکشی از برداشته هایی از اسلام ) بطرز وحشتناکی توسط سید مرتضی ها شمع آجین شده و یا حلاچ وار بر دار کشیده می شوند و یا همچون بهلول مجبور به دیوانگی می گردند! در باره گروه دوم یا برخورد اجتماعی و سیاسی از اسلام هم باید گفت که اسلام بعنوان یک باور یا دین و یا هر زهر ماری که می نامید دارای مدعیانیست که دغدغه قدرت و شهوت ثروت و رهبری دارند بهمین جهت هم همیشه اگر نتوانسته که قدرت را در چنگ گیرند خود را بقدرت چسبانده و در مقابل قدرتمندان به نوعی تفاهم و تقسیم قدرت اکتفا کرده اند و یا بازوی قدرتمندان و توچیه گر قدرت قدرتمندان گشته اند. هموطن فراموش نکن که هرزگان و شهوترانان قدرت و مکنت در طول تاریخ مصیبت زده ما ایرانیان همیشه دست در دست هم داشته اند و بر گرده گرسنه گان جامعه سوار شده اند. من واقعا در شگفتم که شما چگونه در دام فریب این مکاران شکم پرور و شهوت پرستانیکه بقول سعدی جامعه ابرار پوشند و لقمه ادرار فروشند افتاده اید؟! عرفان برای نسل امروز ما چیزی بچز رخوت و سستی و نکبت و واداه گی و درمانده گی و گوشه گیری و بی مسئولیتی نخواهد داشت.

     
    • سلام و درود

      منهم گاهی پس از نوشتن در ارسال نا موفق بودم و کل زحمتم به هدر میرفت. حالا یا ابتدا در کانالی شخصی مینویسم و سپس متن را کپی و به وبسایت انتقال میدهم. ( البته در ارسال باید دقایقی صبر کرد و گرنه سیستم هشدار میدهد که« خیلی تند مینویسید! »و نمیتوانید متن ارسالی را باز یابی کنید.) یا اگر در وبسایت بنویسم قبل از ارسال متن را کپی میکنم تا اگر در ارسال ناموفق بودم متن را داشته باشم. البته این روش کار با گوشی است، احتمالاً لب تاب و کامپیوتر امکانات بیشتری دارند.
      از وقتی که یکی از این دو کار را میکنم دیگر زحماتم به هدر نمیرود.

       
  140. سلام و درود

    ( به فیلسوف بزرگ)

    جناب فیلسوف بزرگ، فلسفه بافی در تلقی عامه بار منفی دارد و معمولاً برای توضیح واضحات و توجیه خطاها، یا برجسته و پر اهمیت نشان دادن امور کم اهمیت بکار میبرند. اما بنده به فلسفه بافی نگاه مثبتی دارم، زیرا بسیاری از امور هستند که چون در دسترس و کثیرند، خوی عادت انسان بتدریج در مورد آنها دقت و تعمق لازم را نمیکند، چون آنها را عادی و معمولی میداند، گویی شایسته توجه و
    تفکر نیستند.مثلاً توجه کردن و با دقت دیدن یک پروانه در مناطقی که پروانه های گوناگون فراونند معمول نیست، اما اگر مردم قطب شمال و جنوب پروانه را ببینند بسیار به آن دقت میکنند و توجه نشان میدهند. همچنین گلها و گیاهانی که در نواحی قطبی نمیرویند و حشرات و پرندگان و حیواناتی که در مناطق سرد قادر به زندگی نیستند هم همینطور! پیشنهاد میکنم حتماً کتاب« توحید مفضّل »را بخوانید. این کتاب درسهایی از امام صادق( ع)به یکی از شاگردان و ارادتمندان خاصش هست. گرچه آن کتاب شهرتی شایسته ندارد ولی یکی از بهترین کتابهاییست که در خصوص نحوه نگرش به آفرینش خوانده ام. خواندنش هم بسیار جذاب و لذتبخش و قابل فهم عمومیست، در ضمن نشان میدهد که اگر فلسفه بافی در جایگاه خودش قرار بگیرد چه اهمیت و ارزشی میتواند داشته باشد. بنده پس از خواندن آن کتاب ارزشمند بطور کلی نگاهم به انسان و حیوان و حشرات و گیاهان و طبیعت و عالم آفرینش عوض شد. امیدوارم این پیشنهاد دوستانه را جدی بگیرید و لااقل یک دور آن کتاب کم حجم و پر ارزش را بخوانید.

     
  141. سلام داش اسی!
    البته اطلاعات من در مورد درستی و مستند بودن مدفن ام احمد مادر مکرّمه احمد بن موسی الکاظم علیه السلام جامع نیست،اما شما نباید بر اساس نوع اعتقاد خود یا بی اعتقادی خود به مقوله امامت،محترمین و منسوبین به ائمه را تحقیر کنید،بانو ام احمد یک کنیز بوده باشد یا مادر یک امام نبوده باشد اما بهرحال همسر مکرّمه یک امام شیعیان که بوده است علاوه بر فضائل شخصی که داشته،اینکه شما اعتقاد به مذهب یا امامت نداشته باشید توجیه کننده این نیست که محترمین معتقدان را تحقیر کنید یا از ادای احترام شیعیان به امام خود و منسوبین امام خود اظهار تعجب کنید.
    ……………
    سید بفرمائید کدام سند مستند در باره محمد و فاطمه و سایر 12 //////////// دیگر دارید؟همسر مکرمه!یک امام شیعه! کل اسلام مشتی ////////////////// و رو نویسی از اراجیف و دروغهای قبلی یهودی است و تروریستهای شیعی پیرور یک سکت(گروه انحرافی و بقول خود شما آخوندها ضاله) و ///// که با شمشیر درندگان قزلباش بر ایران و ایرانی بیش از 500 سالست که اوار شده اند و توان رفتن و فکر کردن و خوشی و زندگی را از ایرانیان گرفته و در دایره ایی از وحشت و ترس و توحش و ددمنشی و فقر و عقب افتاده گی و گریه و غم و عصبیت و درنده خویی و برخوردهای احساسی و بیزاری از تفکر و خردورزی و زود رنجی و عدم مدارا و تسامح و خود بینی و خود خواهی و ضدیت با آنچه سازنده است و کار و حرکت جمعی و اشتی و تکیه با و بر خرافات و دعا و روضه و گریه برای قبور مشتی دزد و ادمکش و غارتگر و مفتخوری که شماها عقب افتاده گان اناننید گرفتار شده اند. احترام به امام شیعیان!بفرمائید این 12 امام شیعیان چه محصول فکری برای جامعه ایران و یا بشریت داشته اند بجز //////////////// مهمل ؟مثلا از امام اول شیعیان باید یاد گرفت که اهن داغ بگذاریم تو دست فامیلمان اگر از ما تقاضای کمکی کرد و یا با ////////////////////// به دریدن همنوعان خود بپردازیم چون ما را قبول نداشتند؟مگر اراذل و اوباش /////// اشغالگر با ایرانیان دراین 40 سال کاری بر ضد سنت محمد و علی انجام داده اند؟مگر رفتار بی شرمانه(حیف شرم که برای شما مسلمین بکار برم واقعا کلمات در رساندن تنفرم از شماها و باور و دین تان کوتاهاست.شماها چکیده تمام تفاله های تاریخ بشریت هستید با این دین و باورتان!) لاجوردی با انسانهای شرافتمندی که تنها جرمشان فهمیدن و مخالفت با ددمنشی و زیاده خواهی حکومت پیروان //// دزدان مدینه بوده هیچ مخالفتی با رفتار محمد و علی و سایر اراذل ////// در طول تاریخ نداشته.امیرانتظام انسانی ازاده و رشید و ایراندوستی است که مثل ایرانیان بسیاری قربانی حماقت اکثریت ما ایرانیان فریب خورده شد.من از ایرانی ایی که تاریخ اسلام را خونده و قتل و عام قبایل عرب و یهودی را که به محمد و یارانش نان و جا و مکان و امکانات دادند ولی///// ناجوانمردانه به قتل و عام انها پرداخت را می خوانند و هنوز باور به اسلام دارند و برای مزخرفات اسلامی توجیهات خردورزانه و اخلاقی می یابند متنفرم. اینها همان ستون پنجم در اردوگاه ایرانیان وطن پرستند و در اینده ضربات سهمگینی به حکومت مردمی ایرانیان خواهند زد.ایراندوستان ما را چاره ایی جز بریدن این افسار یا دستار عربی و ایران ستیز پوسیده اسلامی که راه نفس کشیدنمان را گرفته از گردنمان نداریم. در کدام ادبیات ایرانی شما خدایی دزد و دروغگو و جنایت پیشه و مکار و تجاوزگر و شکنجه گر و بدطینیت می یابید؟ خداوندان ایران همه بدون حتی یک استثنا انساندوست و سازنده و شادی بخش و شادی افرین و اهل بزم و رقص وشادی و خوشی و جوانمردی و دوست و رفیق انسانند.نه همچون جلادان و دزدان و دروغگویان و رهزنان و ادمکشان و شکنجه گرند و متجاوزانیکه از انسان و زندگی متنفرند.شادی و رقص و اواز و خوش خوردن و خوش نوشیدن و خوب زیستن و امید به زندگی و کار و کوشش و جوانمردی و لنبک (خدای جوانمردی و گذشت و میهماندوستی و همت والا و بزرگی در زمان نداری (مقایسه کنید با دزدان مدینه و روش و منش دزدی و آدمکشی و غارت محمد و یارنش)وار زیستن زیر بنای فرهنگ ایران و راه و روش خدایان ایران و اجداد ماست!

     
    • البته نویسنده مزخرفات تکراری فوق (مزدک علّاف در کشورهای بیگانه و علّاف در این سایت) ارزش پاسخگوئی و تبادل اطلاعات صحیح ندارد،اما در مورد ماجرای علی بن ابیطالب و عقیل برادرش که مطالبه ای بیش از آنچه که حق بالسویه او با دیگران از بیت المال داشت،تعبیر علی علیه السلام که در نهج البلاغه و کتب دیگر نقل شده این نیست که آنحضرت آهن گداخته را به بدن برادر خود چسباند،بلکه آنچه تعبیر خود ایشان است این است که آهن گداخته را به بدن او “نزدیک” کرد تا حرارت متصاعد از آن عقیل را متنبّه کند،تعبیر نهج البلاغه این است:

      …. فَأَحْمَيْتُ‏ لَهُ حَدِيدَةً ثُمَّ أَدْنَيْتُهَا مِنْ جِسْمِهِ لِيَعْتَبِرَ بِهَا فَضَجَّ ضَجِيجَ ذِي دَنَفٍ مِنْ أَلَمِهَا وَ كَادَ أَنْ يَحْتَرِقَ مِنْ مِيسَمِهَا…(نهج البلاغة ،صبحي صالح، ص: 347،خطبه 224)

      ….به خدا قسم عقيل را در اوج فقر ديدم كه يك من گندم از بيت المال شما را از من درخواست داشت، و كودكانش را از پريشانى فقر با موهاى غبار آلود و رنگهاى تيره ديده‏ كه گويى صورتشان را با نيل سياه كرده بودند، عقيل به درخواستش اصرار، و سخنش را تكرار مى ‏كرد، من به گفتارش توجه مى‏ كردم، و او خيال مى‏ كرد كه دينم را به او فروخته، و از راه و روشم دست برداشته و به خواسته‏ اش تن مى‏ دهم، در اين اثنا آهن پاره ‏اى را گداخته و (به بدن او نزديك كردم) تا مايه عبرتش شود، ناگهان چون ناله بيمار از حرارت آن آهن پاره ناله زد، و نزديك بود از آن آهن گداخته بسوزد، به او گفتم: مادران داغدار بر تو بگريند اى عقيل، آيا تو در برابر آهن پاره ‏اى كه انسانى آن را به شوخى و بازى بر افروخته ناله مى‏ زنى، ولى مرا به جانب آتشى كه خداوند قهّار به جهت خشم خود افروخته مى‏ كشانى؟! آيا تو از اين درد اندك ناله بزنى، و من از آتش سوزنده جهنم ناله نزنم؟!…
      ——-
      شاهد مطلب تعبیر “ثُمَّ أَدْنَيْتُهَا مِنْ جِسْمِهِ”است (نزدیک کردم آهن گداخته را به بدن عقیل) که در این تعبیرکلمه “ادنیتها” که فعل ماضی از مصدر “اِدناء”است در زبان عربی بمعنی نزدیک کردن است نه بمعنای چسباندن یا گذاردن…

       
      • یاران جان درود

        عقیل کور کودکانش را با موهای غبار آلود ورنگ های تیره وصورتشان

        که گویی با نیل سیاه شده دیده (دیده) بود.

        تعصب که آید شعور برود

         
        • سلام و درود

          آنچه را بدان معترضی و به خطا و با طعنه توصیف عقیل از کودکانش مینامی توصیف امام علی( ع) است از وضعیت فقر عقیل، و تأثیرش بر خانواده و فرزندان برادرش، نه توصیف عقیل، نابینا، توجه کن اینست :

          ….به خدا قسم عقيل را در اوج فقر ديدم كه يك من گندم از بيت المال شما را از من درخواست داشت، و كودكانش را از پريشانى فقر با موهاى غبار آلود و رنگهاى تيره ديده‏ كه گويى صورتشان را با نيل سياه كرده بودند، عقيل به درخواستش……..
          عجله زیاد جهت ردیه نویسی سبب شده که حتی در خواندن مطلب کوتاه فوق هیچ دقتی نکنی و کاملاً از جاده عدل و انصاف خارج بشوی!

           
        • رویت و دیدن همیشه رویت و دیدن حسی نیست،اگر کسی از حال و روز کسی خبر داشته باشد و آگاه باشد هرچند نابینا باشد توان به او اسناد و نسبت دیدن داد و دیدن گاه بمعنای دانستن است…
          تعصب که آید شعور برود
          سعی کردم نزدیک به ادبیات قجری بنویسم تا خوب فهمیده شود و پسند افتد! زیرا چون که با کودک سر و کارت فتاد —- پس زبان کودکی باید گشاد

           
  142. درود بر دكتر شهداد
    چرا وقتى انسان بزرگى چون دكتر شهداد لطف ميكند و در سايت افشاگرى ميكند بجاى تشكر به او حمله ميكنيد و تهمت ميزنيد شرم بر شما
    من نوشته هاى دكتر شهداد را تمامن درست و افشاگرانه ميدانم و كسانى كه منافعشان به خطر افتاده سعى دارند با دستكارى ارا ايشان را تخريب و از ميدان بدر كنند
    ولى دكتر عزيز با قدرت به كارت ادامه بده زيرا مردم ايران قدر زحمات تو را ميدانند و به عو عوى دشمنان ملت توجه نكنيد بزرگوار

     
  143. حاجی آصفی (سخنگوی/* وزوزارت/* خارجهکی دولت/* اصلاحات=شیره مالی): آقای پوتین دکتر ولایتی را روبروی خود قرار دادند و این گفت‌وگو را به عنوان یک مذاکره جدی تلقی و از حالت تشریفاتی خارج کردند. نوع چیدمان نشستن نشان دهنده فضایی است که در روابط وجود دارد. روبروی هم نشستن مخصوص ملاقات دو همتا در مذاکرات است و این نحوه قرارگیری گویای این مطلب است که آقای پوتین جایگاه دکتر ولایتی را در مرتبه خود قرار داده و برای این دیدار اهمیت قائل شده است.
    مش قاسم: خدا شاهده از اینا خرتر تو دنیا وجود نداشته. زیر یارو رو بالا دادن با یه صندلی، یارو سهم ما رو از دریای مازندران مفت داد دست حاجی پوتین ولی دلش خوش بود که پوتین صندلیشو کجا گذاشته. از کجا به کجا رسیدیم! مردهشور این منقلابیون ۵۷ و حداقل هفت جد و آبادشون و آینده کانشون رو ببرن.

     
  144. نوید یا هر اسم دیگه ایی که داری افکار و کارات خیلی بچگونه است, مردم هزار فکر و مشکل دارن و جلب و حبس و فداکاری و در تدارک نظام بعدی در کشور هستن و تو اینجا عین بچه ها بونه گرفتن و بازی بازی؟ من قشنگ شاهد هستم اون آقا داره اینجا چیزی دیگه میگه, در مورد یک فاجعه در حال و آینده کشور صحبت میکنه و شماها اصلا انگار تو یک دنیای دیگه بسر میبرید, همه چیزو خنده و شوخی گرفتید. هر توضیحی هم داده میشه اصلا فکر نکرده فقط میخواهید زود جواب بدید. چکار میکنید شما؟
    پس فردا همه چیز مشخص شد جوابگوی کارهاتون هستید؟

     
    • هیچ معلوم است چه می‌‌خواهی بگویی ‌ای بیسواد شهداد که به خودت اینهمه رای مثبت داده ای؟

       
  145. جناب شفيعى گرامى
    احتمالا شنيده ايد كه از شخصى ميپرسند كامپيوتر بلدى؟ پاسخ ميدهد؛ بله ، ميگويند كامپيوتر را روشن كن
    ميگويد؛ ولى نه ديگر در اين حد
    حالا درست است بنده فيلسوفى بزرگ هستم ولى ديگر نه در اين حد و اندازه كه قادر باشم سوالات سخت شما را جواب بدهم
    مثلا پرسيده ايد ايا بعد از مرگ ، انسان تداوم دارد يا خانمه مى يابد؟
    دوست گرامى فقط كسى ميتواند پاسخ درستى به اين پرسش بدهد كه يكبار بميرد و دوباره زنده شود و غير از اين هر پاسخى از سوى هر كس كه باشد خواه پيامبر باشد و خواه ملعون ، صرفا حدس و گمانى بيش نيست و پاسخ بزرگترين فلاسفه در اين زمينه با پاسخ يك ديوانه هيچ تفاوتى ندارد زيرا راهى براى اثبات و نفى هيچكدام از اين پاسخها وجود ندارد و براهين و دلايل فلاسفه بزرگ تا دلايل كودكانه چرخ نخ ريسى و جاى پاى شير در اينگونه موارد ، از نظر من چيزى نيست جز همان بافتن بلوز مهملات با استفاده از نخ تراوشات ذهنى . (البته سيدرضى سفرنامه اى از سفرش به ان جهان دارد ولى به حرفهاى او نميتوان اعتماد كرد)
    همچنين جناب شفيعى عزيز من ابدا منظورم شخصيتى دوگانه نبود واحتمالا نتوانستم منظورم را درست بيان كنم و سبب سوء برداشت گرديد كه بدين جهت از شما عذرخواهى ميكنم.

     
  146. امیرانتظام نیز رفت و ایرانیان وطن دوست را در اندوهی رها نمود با مرده خوران و اشغالگران دد منش اسلامی. روحش شاد! در چامعه انسانهایی بمرور زمان رشد می کنند و می بالند و بعلت داشتن توانمندیهای ذاتی که دارند به ستونهایی برای تکیه گاه و فانوسهایی رهنما در جامعه تبدیل شوند و امیرانتظام چنین انسانی بود. امیر انتظام برعکس بسته نگار و دیگر ملی مذهبیها(چه معجون مسخره ایی!اولا که این افراد مذهبی هستند ولی همه بدون هیچ اما و اگری مسلمانند و بدتر از آنهم شیعه بنابراین لفظ مذهبی که عمومی است برخود گذاشتن نوعی فریبکاری بی شرمانه است و دوما اسلام با ملی گرایی اگر هم نسبتی داشته باشد که دارد چون قران بوضوع اسلام را مختص عرب میداند عربی است و نه ایرانی چون اسلام قسمتی از فرهنگ عربست.بنابراین این جماعت هیچ ربطی به ایران و ایرانی ندارند هر چند در عمل بسیاری از انها همچون زنده یاد بازرگان و سحابی …ایراندوستانی مسلمان بودند و قابل احترام.) باور مذهبی نداشت ولی مردی شریف و ایران دوستی فداکار بود. مسلما مرگ چناب بسته نگار و انسانهایی که صادقانه در راه ازادی و شرافت انسانی و حکومتی سکولار و دمکراتیک مبارزه کرده اند تاسف انگیز است ولی افرادی مثل بسته نگار و سایر ملی مذهبی ها هنوز هم که باور اسلامی را درعمل می بینند و به حکومت اسلامی در چهارگوشه جهان می نگرند باز هم باور دارند که حکومت اسلامی اینها نیستند بلکه حتما می تواند جوردیگری باشد.مسلما در یک حکومت سکولار و دمکراتیک همین عوامفریبها هم حق دارند که حزب سیاسی خود را در چهار چوب قوانین احزاب داشته باشند ولی اینها خطری بمراتب بیشتر از اراذل و اوباش حوزه و سایر گروهای اسلامی دارند بخصوص برای مسلمانانی که پایگاهای اسلامی و گروهای اسلامی را از دست داده و از نظر فکری اواره و سرگردانند و از طرفی محتاج کمک و دستگیری و هدایتند.این خطر در مرحله گذار بیشتر و با تثبیت حکومتی سکولار و دمکراتیک با قوانینی بر مبنای حقوق بشر کمتر خواهد شد. اینست که ایرانیان وطن دوست هر چند که از اشتباهات این جمع برای روی کار آوردن و کمک به تثبیت حکومت اشغالگران اوباش در ایران بگذرند ولی باید بر پافشاری آنها بر مزخرفات اسلامی و همزمان دم از ملی گرایی زدن شان بدیده شک و تردید بنگرند.

     
  147. آقای نوریزاد این مرتبه سوم است که این مطلب را ارسال میکنم و گمان نکنم شوخی داشته باشیم.

    دکتر شهداد با تشکر از پاسخ مبسوط شما امید است ما را جزء آن دسته از مردم ساده نپندارید چون حقیقتا حدود چند هفته بنده و چند تن همکارانم از استادیاران دانشگاه سخت درگیر این مساله هستیم.
    در بدو امر باور این دستگاه برای ما خیلی مشکل بود و یکی از دوستان در بخش فیزیک به صراحت عنوان کرد مشروط بر دانستن مکانیزم این ایده ساخت این دستگاه حداقل در پنجاه سال آینده امکان پذیر است و اگر بر ما خرده نگیرید دوستان گاه به طنز و گاه به جدیت میگفتند ایشان از آینده به این زمان سفر کرده زیرا شواهد همگی دال بر وجود چنین دستگاهی است و صدای امواج را نیز همگی دریافت کرده ایم و از امواج پارازیت هم تفکیک شده و جالب آن بود که هر کس عنوان میداشت از مدتها پیش این صداها را میشنیده ولی تصور همان صداهایی که اشاره کرده بودید را داشتند و یکی از دوستان نیز تصور صدای شوفاژ را داشت, پس از توضیحات شما و مقداری جستجو و آگاهی از منابع عظیم مالی پشت این طرح توسط شرکت های سرمایه گذار نظر همگی ما تغییر کرد و دوستی نظریه محیط اشباع از امواج سیال را مطرح نمود یعنی چیزی که از حدود پنجاه سال قبل در برخی مکان‌های خاص توسط امواج FM جریان داشته اکنون با امواج طول موج کوتاه و در همه جا به جریان افتاده, مساله حاد در این امواج گذشته از صدای نابهنجار آن اختلالات مغزی و زمینه سازی برخی سرطان ها یا کارسینوما به ویژه در کودکان است.
    آقای دکتر اگر برایتان امکان دارد بتوانید تشریف بیاورید و حضورا با توضیحات کامل به پاره ایی از سئوالات دوستان پاسخ دهید بهتر قابل نتیجه گیری است, دوستان همگی از اساتید دانشگاه هستند و کنجکاو در این موضوع و ضمنا سئوال داشتند که آیا ظرف این مدت از وقایع نت برداری هم کرده اید؟

    دوستان همگی تایید کرده اند که توسط امواج ارسالی این دستگاه از مسافت های دور میتوان بر مردم سایر کشورها چه به صورت فردی یا گروهی تاثیر و تلقین نمود و با توجه به اهمیت بسیار بالای موضوع نظر همگی ما بر آنست که وجود یکی از این دستگاه ها در کشور برای کالبدگشائی و پی بردن به نحوه عمل آن توسط یک تیم دانش پژوه در چندین رشته الزامی است, لذا علاوه بر شما که یگانه فردی بوده اید که به آن پی برده از مسئولین و زمامداران کشور تقاضا داریم زمینه تحقیق و پژوهش را برای ما هموار نمایند زیرا گذشته از تاثیرات ویرانگر آن آینده فرزندان کشور نیز سخت در تهدید و خطر است. از این رو با اجازه شما نامه ایی خطاب به برخی روسای دانشگاه و کشور نیز تنظیم شده و تنها منتظر حضور شما هستیم.

     
  148. حاج اکبر ولایتی: ولادیمیر پوتین از پیشرفت روابط ایران و روسیه راضی است.
    مش قاسم: میخواستی راضی نباشه؟ بدون خرج یه روبل و زحمت ایران شده مستعمره روسیه، آخوندها هم نوکرش که جیره و مواجبش از جیب ملت ایران پرداخت میشه.

     
  149. “لمپنیزم و‌مش قاسم ها”

    مش قاسم پیزوری،آخر تو در این ادبیات دلقک گونه خودت تعمق هم کردی ؟
    مثلا میخواهی نقش بهلول دلقک اما دانا را بازی کنی؟
    چیزی بجز یک سطلعنطلب مفنگی بیش نیستی که ازفرط بیکاری نشستی واینجا اراجیف بهم میبافی!
    این ادبیات تهوع انگیزت بوی لمپن و لمپنیزم میده
    هم بیخود نبوده مرحوم اربابت عالیجناب شاه مرامش لمپن پروری بود و اطرافش راشعبان جعفری ها پُرکرده بودند
    حالا شده ای نقاد اسلام و مذهب؟
    سلطنت طلبهای عقب مانده ای که امروزه خودرا منتقدینِ اسلام و مخالفانِ ارتجاع مذهبی جامیزنند فراموش کرده اند که شاهِ عالیقدرشان شاهی اش را مدیون خدای اسلام بود
    شاهان خود را سایه الله بروی زمین میخواندند.
    در زمان اربابت شاه هرگز رسانه ها و احزاب آزاد نبودند
    یکی از عواملی که باعث بوجود آمدن نظامِ ولایتِ فقیه(که ادامه همان سلطنتِ سابق است)شد فقرِ فرهنگیِ عظیمی بود که رژیم پهلوی آفرید.
    رژیمی ارتجاعی پهلوی که با ادعای”دروازه تمدن” اما کتاب خواندن را ممنوع کرده بود وکتابخوان را به زندان پرتاب میکرد،
    نتیجه ای جزاین نمی داشت که نیروهای اهریمنی قرون وسطایی(آخوندهای مرتجع) از قعرتاریخ سربرآورند و ازاین آب گل آلود ماهی بگیرند وخود را بر مردم تحمیل کنند.
    دیدن عکس امام درماه محصول همان فقر فرهنگی عظیمی بود که رژیم پهلوی آفرید.

    قلع وقمع سازمانها واحزاب سیاسی واجتماعات وآزادی بیان ،زندان و شکنجه وسرکوب خونین مخالفین ، و بازگذاشتن دست روحانیون ازخدمات سازنده(!)خاندان پهلوی بودند.

     
    • iran-emrooz.net
      قیام سیاست علیه زندگی
      ali akbar ghanbari (www.iran-emrooz.net)
      4-5 minutes

      انگار تندبادی در یک گوشه دریا، گردابی ساخته باشد. مردم می‌چرخند می‌چرخند و فریاد می‌زنند به نام دین، همه چیزمان را غارت کردند. این شعار، کم و بیش در دل بسیاری بود، کسانی در پچ پچ‌های روزانه با هم می‌گفتند، اما وقتی شعار می‌شود، فریاد می‌شود، و صحنه را اشغال می‌کند، داستانی تازه آغاز شده است.

      برای کسانی که در مدارج قدرت حاضرند، این شعار شنیدنی نیست. باید به آنها حق داد، باید وانمود کنند همه چیز رو به راه است. اما روشنفکران و تحلیل‌گران باید بشنوند. تحلیل کنند، اگر پیشینه اسلام‌گرایی دارند و از اسلام سیاسی شده هنوز هم دفاع می‌کنند باید پاسخگو باشند. من یکی از آنها هستم و فکر می‌کنم باید پاسخگو باشم. مردم می‌پرسند، شرمتان باد، به نام اسلام، دار و ندارمان را غارت کردید. راست هم می‌گویند، چه شد که چنین شد؟ چرا خرمشهری که با نام خونین شهر، اینهمه موجبات غرور ملی ما را فراهم می‌کرد، امروز زخمی و رنجور است. به زبان عربی هم شعار می‌دادند، این به اندوه ماجرا می‌افزود، گویی تمایلی ندارند با مردم در سطح ملی و عمومی سخن بگویند. خشم خود را با زبان خود می‌پرورند. آن کانون برآمدن غرور ملی ایرانیان، تمایلی ندارد با ایرانیان سخن بگوید. زندگی برای آنها در تباه‌ترین شکل خود ظاهر شده و ترجیح می‌دهند خود راهی برای تداوم آن بجویند.

      برای ما نسل نوجوان و جوان دهه پنجاه و شصت، دکتر شریعتی روایت‌گر معتبر اسلام‌گرایی بود. او در نسبت میان ملی‌گرایی و اسلام، بر اولویت ملیت بر اسلام تاکید داشت. عقیده داشت ما به اعتبار ملیت‌مان است که هستیم، اما اسلام عقیده ماست. روزی این عقیده را نداشتیم، بعدها مسلمان شدیم. ما بودیم و مسلمان شدیم. مسلمان بودن ما، بر هستی ما استوار است، نه به عکس.

      به نظرم توجه به این نکته ساده و بدیهی، پاسخگوی بسیاری از مشکلات امروز است. در سال‌های اول پس از پیروزی، از اسلام و ملی‌گرایی، دو روایت ایدئولوژیک ساخته بودند. بعد از ما می‌خواستند انتخاب کنیم. اسلام را یا ملیت را. به نحو مبتذلی می‌پرسیدند خدا را می‌پرستید یا ایرانیت را. خوب معلوم بود در آن فضای گرم هژمونی باورهای دینی، همه پاسخ می‌دادیم خدا را. مساله بسیار حیاتی بود و ما به نحو مبتذلی آن را حل و فصل کردیم.

      اسلام عقیده ما بود و هنوز هم هست. اما هستی و حیات ما بر مسلمان بودن ما تقدم داشت. شنیده‌ایم که زندگی عقیده است و جهاد در راه آن. این باوری است که فرد را بزرگ می‌کند، و چه بسا او را به قهرمانی چون امام حسین تبدیل می‌کند. اما ما این باور را که یک انتخاب شخصی است، قاعده زندگی اجتماعی و عمومی یک ملت انگاشتیم. زندگی برای یک قوم و ملت، عقیده و جهاد در راه آن نیست. چنانکه گویی در خدمت عقیده‌اش می‌زید. برای یک ملت، زندگی زندگی است و عقیده آنی است که به زندگی غنا می‌بخشد، معنا عطا می‌کند، در هر دوران، امکان فهم و تحول فراهم می‌کند. موجب آرامش و همزیستی در سطح عمومی می‌شود. فرد ممکن است شهادت را اختیار کند، اما با هیچ منطقی مردم قرار نیست شهادت را بر زندگی ترجیح دهند. مردم رواست و درست است که عقیده‌ای را اختیار کنند که به زندگی‌شان و نحو آزادانه و عادلانه زندگی اجتماعی‌شان مدد کند.

      با تقدم اسلام بر ملی گرایی، فی‌الواقع هستی ما بر عقیده استوار شد نه به عکس. هستی و زندگی مردم فرع بر پاسخ به این سوال قرار گرفت که اسلام چه می‌گوید و حکم اسلام چیست.

      ماجرا ماجرای دین نبود. ماجرای قیام سیاست علیه زندگی بود. سیاستی که به ارزش‌های زندگی جمعی نظیر عدالت و آزادی و صلح بی اعتناست، و روا می‌داند تا گروه‌ها و طبقاتی بر صدر بنشینند و به تدریج راه‌های زندگی را برای اکثریتی از مردم مسدود کنند. شعار مردم خوزستان امروز قیام زندگی علیه سیاست است. همه شعارها و ارزش‌های جاری در صحنه رسمی سیاست را به باد حمله می‌گیرد و همه چیز را ابزار انهدام زندگی اش قلمداد می‌کند.

      ملیت را مقدمه عقیده پنداشتن، به معنای دفاع از یک ایدئولوژی بر ایدئولوژی دیگر نیست. به معنای دفاع از سیاست مدافع زندگی است. سیاستی که زندگی را کمال می‌بخشد، فربه و ارزشمند می‌کند، و به جای بردن زندگی به آوردگاه مرگ، آن را روز به روز معنادارتر و سرزنده‌تر می‌کند.

      امروز در مقابل سیاستی که علیه زندگی قیام کرده زندگی، با زندگی قیام کرده علیه سیاست مواجهیم. راهی برای خروج نیست مگر آنکه بپذیریم حل این منازعه جز با تمسک به سیاست در خدمت زندگی امکان پذیر است. اسلام‌گرایی بقاء خود را در خدمتگذاری به فربهی و بهروزی یک ملت تاریخی خواهد یافت. باید توبه کند از پیشینه‌ای که اسلام را بر حیات و زندگی و بقاء یک ملت تفوق داد.

       
    • سلام و درود

      کاملاً با شما موافقم، نتیجه ترساندن مردم از سیاست و توده مردم را در خلاء فکری و نا آهی نگه داشتن همین است که مردم از چاله در آمدند و در رؤیای آزادی در چاه ویل ولایت مطلقه فقیه افتادند. رشد اجتماعی در رژیم سلطنتی کاریکاتور گونه بود، یعنی آزادی اجتماعی وجود داشت، ولی آزادی سیاسی مطلقاً وجود نداشت، زمینه ای فراهم کرده بودند که سر مردم بویژه جوانان با ماتحتشان گرم باشد ولی خواندن کتاب ماهی سیاه کوچولو را با زندان و شکنجه و پرونده دار کردن جوانان کیفر میدادند. نا آگاهی اجتماعی سبب شد که نتیجه تمام مبارزات از صدر مشروطیت به بعد و اعدامها حبس و شکنجه ها و تبعید و آوارگی و دربدریها به آنجا منجر شد که نه تنها مردم آزادی سیاسی را بدست نیاوردند، بلکه آزادی اجتماعی را هم از دست دادند. جامعه سالم در همه ابعادش هماهنگ با هم رشد میکند،رشد نا هماهنگ یک یا چند عضو، رشدی سرطانی است. در جامعه بیگانه با سیاست و دانش اجتماعی بود که کمر بسته امام رضا جایش را به نایب امام زمان داد، و اکنون بیخردان مقدس ساز حقه باز دارند کوشش میکنند که زمام کشور را از دست نایب به خود امام زمان بسپارند تا باز جامعه را در ظلمت دیکتاتوری و حماقت منجمد کند و خود در سایه اش خدایی کنند.* انسان مرغ ماشینی نیست که به صرف پر بودن آبخوری و دون خوریش احساس بی نیازی و خوشبختی کند. شورش کور 57 نتیجه تضییقات و محدودیت ها و ممنوعیت های رژیم سلطنتی بود. البته فراموش نکنیم که باید بین شخصیت پادشاه فقید که مردی تحصیل کرده، متمدن، با فرهنگ و در زندگی شخصی دمکرات و مهربان بود با نظام مرتجع و خدامنش پادشاهی باید بطور اساسی خط کشید و برای هر یک حسابی جداگانه باز کرد.

      * نباید فریب دراویش معترض و مبارز و مخالف را هم خورد،آنها ممکنست مبارز و معترض باشند ولی از هر مرتجعی مرتجعترند. آنان در مراتبی بسیار غلیظتر و شدیدتر مطیع و منقاد قطب سلسله هستند و بگونه ای او را میپرستند و با یک اشاره او تمام حبابها و بادکنکهای آزادیخواهی و مبارزاتی خود و همراهان را میترکانند و به هیچ آرمانی بجز فرمایشات حضرت اجل وفادار نیستند .
      جز حقنه کردن اشخاصی که خود مقدس و مقدسترین میدانند هیچ هدف شریفی هم ندارند. دیکتاتوری شاه و شیخ و قطب همه از یک سرچشمه آب میخورند، فقط شدت و ضعف و شکل ظاهریشان با هم فرق میکند.
      بیخود نیست که اقطاب دراویش تحت کنترل انگلستانند، استراتژیستها و سیاست مداران و سیاست سازان انگلیسی با کنترل هر یک از اقطاب در حقیقت میلیونها پیرو کر و کور را مطیع خود میکنند.

       
  150. سلام درود فراوان بر شما من تعجب میکنم ازقضاوتی که در مورد آقای بسته نگار میکنید که چون ملی مذهبی بودن آنها هم نظیر همین آخوندها توجهشان به انتخاب افراد بر محور مذهبی بودن آنها دور میزد نه تخصوص و تجربه آنها ,متاسفانه افراطی برخورد کردن به مسائل که ما ایرانیها گرفتارش هستیم موجب اینگونه قضاوتها میشود و فراموش میکنیم که در دولت بازرگان که ابدا اینگونه دیدی نسبت به این موضوع وجود نداشت و آنها نیز ملی مذهبی بودن و توجه جدی نسبت به میزان تجربه و علمی افراد کاردان داشتند مثلا آقای بازرگان از آقای کریم سنجابی و فروهر که مذهبی هم نبودن در کابینه اش شرکت داشتند شما که دیده شناخته هستید و مورد احترام باید از حساسیت های اینگونه به شدت پرهیز کنید که اگر کلمه مذهب به کسی اطلاق شد او انسانی است تنگ نظر و متعصب همانند ملایان و باید بین اسلام آخوند و اسلامی که از پیشرفت همه ابعاد اقتصادی ,فرهنگی.اجتمائی حمایت میکند که قبلا هم تا قرن پنجم برخوردار از همه پیشرفتهای علمی زمان خودش بوده است دفاع کرد

     
  151. صحبت های جالب و شنیدنی دکتر بادکوبه ای در سرای قلم

    https://www.youtube.com/watch?v=esCTG4OPjFQ

     
  152. سند دیگری دیگری از خود رسانه های ضد حکومتی در بی اساسی برخی اتهامات بیان شده از سوی امیرانتظام :

    در این میان پابرهنه نگه داشتن امیرانتظام برای سال‌ها یا نگهداری عکسی مجله‌ای از یک کودک، تاثر جمعی برانگیخت، هرچند برای خودش بسته شدن به «الاغ» در انظار عمومی، پررنگ‌ترین تحقیری بود که متحمل شد. امیرانتظام در روایت آن تحقیر، از دو هم‌بندی‌اش اسم برد؛ «رضا علیجانی» و «تقی رحمانی»…..در میان روایت‌های امیرانتظام از دوران زندان اما، همان‌جا که پررنگ‌ترین خاطره از تحقیر را بیان می‌کند، نام «علیجانی» و «رحمانی» به میان می‌آید که البته هر دو هم‌بندی او می‌گویند چنین خاطره‌ای ندارند. برای آن‌ها کهولت سن، تحمل سال‌ها شکنجه و تحقیر، مصرف دارو باعث شده که امیرانتظام «خلط خاطره» کند.

    https://iranwire.com/fa/features/25697

     
  153. حالا تا سر امیر انتظام رو دور می بینی نری زنش رو بغل کنی! یه جورایی به بغل کردن عادت کردی، میری یه وقت دوباره اینکار رو می کنی! کاری که در زمان زنده بودن امیر انتظام هرگز جرات نکردی انجام بدی!

     
  154. خب که چی؟ همین شما نادانها ما را به این فلاکت انداختید! اما اینکه پیش خودت بگویی برایش دلسوزی می کنیم اشتباه است! آنکس هم که می گوید سپاه زمان امامتان خوب بود و حالا نه خودش از الاغهای لاجوردی الاغتر است! شما هم اینقدر یک چیز رو تکرار نکن دچار دل بهم زدگی شده ایم، جملات جنابعالی را قصار کنیم همه اش یه چیز را تکار می کنی که نشان از عدم صداقت است! نکته حائز اهمیت این است که همین انقلاب پاچه همین شما پاچه خواران را جوری گرفت که اینک یکی دیگه از هموم پاچه خواران بنام احمد نژاد که به “محمود انتری و درخت موزش” شهرت یافته بود هم پاچه اش در امان نمانده است! ضمناً این را هم بگویم ساز و کار بدنی و راحت طلبی که میان شما و قشر حوزه رفته ی شماها سراغ داریم گروه خونیش به اینگونه مقاومتها در زندان و غیره نمی خورد!

     
  155. سرانجام شهداد بند را به آب داد و با دست خود،خود را رسوا کرد آنگاه که بی‌ گدار به آب زد و در پست قبلی‌ دست از کپی کردن کشید و با انشأ و سطح سواد نداشته خود اراجیفی بهم بافت و با ناشیگری تمام آقای نوریزاد را مورد نوازش قرار داد. نوشته‌ای متلاشی، نامنسجم، سرشار از پرت و پلا گویی و دیوانه وار سر به هر سو و به هر کوی لرزاندن، و عاری از آداب نگارش که پریشان گویی در جای جای نوشتهٔ او فریاد میزند که این پر مدعای خود دکتر خوانده هیچ در چنته ندارد که ندارد. و ناشیگری را تمام و کمال مصداق بارز دزد ناشی‌ کرد و آمد به این نوشته خود ۵۰ امتیاز مثبت عالی‌ داد تا مهر و امضای خود را زیر سند اعتراف به دله دزدی و پخمگی افسار گسیخته خویش حک کرده باشد.ارزش و اعتبار آن نوشته همان ۱۶ امتیاز منفی‌ بسیار بد یا بد هست و نه بیشتر. پرسش این است که چرا این کار‌ها را می‌کند؟ خرد جمعی ما چه می‌‌گوید؟ چرا دامنهٔ بقول شفیعی کامیون وار منفی‌ دادن به چند نفر را شامل افراد و کامنت‌های بیشتری می‌کند؟ به یاد این نوشتهٔ جاودانه از” مارتین نیمولر ” افتادم و گرم نه من که برایش نوشتم تا آنجا که ترا خنک می‌کند به هر نوشته‌ای از من منفی‌ بسیار بد بده و تا می‌‌توانی به کاهدان بزن ‌ای دزد ناشی‌.

    اول سراغ کمونیست‌ها آمدند،
    سکوت کردم چون کمونیست نبودم.
    بعد سراغ سوسیالیست‌ها آمدند،
    سکوت کردم زیرا سوسیالیست نبودم.
    بعد سراغ یهودی‌ها آمدند،
    سکوت کردم چون یهودی نبودم.
    سراغ خودم که آمدند،
    دیگر کسی نبود تا به اعتراض برآید.
    مارتین نیمولر

     
    • جناب نوید من از همان اول در کامنتی نوشتم که به این جناب دکتر بخاطر اینکه او را سیبری یافتم منفی دادم و بعد از انهم هیچ کامنتی از او را در حقیقت نخواندم!حتما اولین کامنت ایشان را در مورد مجتبی خامنه ایی بیاد می اورید. در ان کامنت زیرکانه از جنایتکاری دزد و درنده خو و ادمکشی مثل مجتبی تعریف و تمجید کرده و اورا منجی ایرانیان دانسته!

       
    • سلام و درود

      جناب دکتر شهداد احتمالاً چند ترم در رشته کشاورزی هم درس خوانده ولی اساتیدش کسانی چون مرحوم دکتر! کردان بوده اند که پس از فارغ التحصیلی از پنجم اکابر یکشبه دکتر میشوند و در دانشگاههای بی در و پیکر به تدریس و آموزش علومی میپردازند که در قوطی هیچ عطاری نیست به نسل نگون بخت و اسیری که با هزار رنج و تقبل هزینه های سرسام آور دستشان به مراکز عالی آموزشی رسیده است ، نحوه تدریسشان هم مثل ارشاد اسرای عراقی در اردوگاههاست.یا در رشته کشاورزی چند جزوه را بطور ناقص خوانده و دانش گیاه شناسی و کشاورزیش بخوبی با مقام و معلومات عظمای دکترایش پهلو میزند، ایشان لابد خوانده یا دیده که درختچه ها و بوته های ضعیف را با کود دادن تقویت میکنند و علفهای هرز را هم با سم میکشند و میخشکانند،
      خیال میکند ابراز نظر و کامنت نویسی هم چون نهالهای ضعیف با کود دهی جان میگیرند، اما ایشان اندازه ها را و فرق بین کود حیوانی و انسانی را نمیداند، دادن 50 امتیاز مثبت عالی به کامنت گنگ نامفهوم و بیمعنایی که بطور اتفاقی و استثناً اثر خامه حضرتشان است مثل آنست که که 50 برابر میزان معمولی کود بپای آن نهال بریزند! همچنین نمیداند که کیفیت کود حیوانی که حاصل تجزیه علف و دانه های گیاهی در جهاز هاضمه علفخواران است با کود انسانی که حاصل همه چیز خوار بودن انسان فست فود خوار نسل کنونی ایرانست بسیار فرق میکند. در ضمن ایشان خیال میکند امتیاز منفی هم سم کشاورزی است! ولی نمیداند که فرضاً اگر سم کشاورزی علف هرزهای گندم را میخشکاند، کاری بخود گندم ندارد.
      بنابر این بنظر میرسد مهندسیش مثل دکتریش و دکتریش چون مهندسیش، و به قول مدرس، دیانتش عین سیاستش و سیاستش عین دیانتش، سمومش عین کودش، و کودش هم همچون سمومش میباشد.

       
      • سلام و درود

        هزار کامیون سم( امتیاز منفی) هم بریزی، چیزی از ارزش و درستی سخن مخالفانت نمیکاهد و چیزی هم به پوچی و بی محتوایی و انشاء های چندش آور و سراسر مغلوطت نمی افزاید. جالبه که جرأت نمیکنی آنطور که دلت میخواهد امتیاز منفی بدهی! چون دستت رو شد.

        انگار بیماری خود بزرگ بینی دارد به صورت یک اپیدمی همه گیر در میآید!

        جناب دکتر! بهتر است بیش از این اساتید دانشگاه را در انتظار نگذاری، آنها منتظرند تا تشریف ببری و تکلیف افکار عمومی 50 سال آینده مردم ایران را روشن کنی! تا زاکربرگ آنجا را هم گل آلود نکرده تشریف ببرید.

         
    • شهداد کی بید؟

       
  156. اى نوح كشتيت كو ؟——بادبان مشكيت كو؟
    باران كنون ببارد ——هوش از سرت بر ارد
    نوح پيامبرى تو ——-مرد دلاورى تو
    دريانورد بى باك ——-پارو زنى تو چالاك
    كشتى تو قشنگ است—–فرزند تو ملنگ است
    با مردمان بد بد—–او كرده است پيوند
    باباى او پيغمبر—-اما پسر چغندر
    كشتى بساز اى نوح—-كشتى بساز چون كوه

     
  157. توکلی: فساد دارد ریشه انقلاب را می‌سوزاند
    مش قاسم: حاجی هنوز درست نفهمیدی، ریشه این منقلاب با فساد گذاشته شد! خودت هم جزوش هستی.

     
  158. حاج ناصادق زشت کلام (ح ن ز ک): چرا آقای روحانی به مردم نمی‌گوید که چوب کدام سیاست‌ها را می‌خوریم؟.
    مش قاسم: واسه اینکه خودش هم توی تصمیم گیری در تمام این سیاست‌ها بوده! اگه نبود که ول وکیل/* و دبیر/* و رئیس/* نمیشد.

    (ح ن ز ک): تمام انتقاد من به آقای روحانی عدم صراحت او در بیان مسائل با مردم است.
    مش قاسم: حاجی خیال میکنی توی امریکا هستی که به صراحت حرف بزنن؟ این یارو ۴۰ سال با ناصراحت گویی به ملت و سرشون رو شیره مالیدن رسیده به اینجا. حالا تو بهش میگی با صراحت حرف بزنه؟ یارو رفته توی اون حجره ها درس شیادی و دروغگویی یاد گرفته، حالا تو بهش میگی با صراحت حرف بزنه؟ اگه دیدیش ازش بخواه با صراحت اعلام کنه مدرک دانشگاهی شو توی انگلیس چه جوری گرفته؟ اصلا مدرکی گرفته؟

    (ح ن ز ک): سال گذشته نزدیک به ۳۲ میلیارد دلار ارز توسط افرادی که دلار داشته‌اند از کشور خارج شده است. این ۳۲ میلیارد دلار سرمایه‌ای بود که باید صرف تولید، صنعت، کشاورزی و ایجاد اشتغال در کشور می‌شد. حال این سؤال مطرح می‌شود که آقای روحانی و دولت او تا چه اندازه در خروج این ثروت از کشور نقش داشته‌اند؟
    مش قاسم: حاجی! ۴۰ ساله که دو سه هزار میلیارد دلار از کشور خارج شده. هم خود خ…(سه نقطه از مش قاسم)ش هم حسن/* باعث و بانی های این خروجی بودن حالا تو حرف از ۳۲ میلیارد میزنی؟ بقیهش چی؟ بر شیاد نعلت!

    (ح ن ز ک): چرا هنگام صحبت کردن با مردم با ادبیاتی سخن می‌گوید که گویا مردم قادر به درک مسائل نیستند؟
    مش قاسم: اخه ای نادان! در حکومت اسلامی که مردم در زمره خر و گاو و گوسفند به شمار میان که ولی فقیه احتیاج دارن معلومه که یه آخوند اعتقاد داره که مردم قادر به درک مسائل نیستند، اونم یه آخوند حکومتی. ای شیاد! خودت هم به حکومت اسلامی رای دادی! خودت هم همینقدر مسؤول این افتضاح هستی که اون. …(سه نقطه از مش قاسم) همین ۴-۵ هفته پیش بود که گفت برای حفظ حکومت اسلامی و این دومی اسلحه هم برمیداره. حاجی، قسم حرضت عباس تو باور کنیم یا دمب خروس رو؟

    /*: ک

     
  159. با احترام و درود به خانم‌ها و آقایان گرامی‌ اندیشمند و خوش سخن که در این سایت می‌‌نویسید من گاهی‌ سری به این سایت می‌‌زنم و همهٔ نوشته‌های آقای نوریزاد محترم و آزاده را می‌‌میخوانم. دیدم کسی‌ به اسم دکتر شهداد یک کامنتی نوشته و آقای نوریزاد را طرف صحبت گرفته با توهین و از موضع تحکم و بالا حرف زدن . نوشته این آقا گیج و مغشوش و پر از اشتباهات دستوری هست و کم سوادی او هم که تابلو و نمایان. خیال کنید این سایت و شما‌ها نمونهٔ یک ایران هستید. اقلا از خودتان در برابر این یک نفر دفاع کنید. جز چند نفر هیچ کس به این دکتر شهداد نیامده بگه که چرا رای دزدی میکنی‌ و آشکارا به شعور همه توهین میکنی‌. دیشب وقتی‌ نوشته‌های شما را میخواندم وقتی برگشتم حساب کردم دیدم ظرف یک مدت خیلی‌ کوتاهی ۱۰ رای منفی‌ این آقا تبدیل شده به ۶۴ رای که ۵۰ رای مثبت به خودش داده و فی‌ الواقع دزدی کرده. این شخص اگر سایبری ملاها نباشد حتما یک بیمار روانی‌ هست و شما هیچ اعتراضی به او نمی کنید؟ تو این سایت که دیگر آزادی دفاع از خود را دارید.کسی‌ که دست در جیب شما می‌کند پیش از آنکه یک دزد باشد به هوشیاری و فهم شما توهین کرده است، مگر می‌‌شود بی‌ خیال و بی‌ تفاوت بود نسبت به او؟ هر جا که اراذل ملاها مزاحم مردم میشوند تا مردم را حامی‌ هم می‌‌بینند خود را زرد می‌‌کنند و پا به فرار می‌‌گذارند. شما‌ها از پس این یک نفر دکتر شهداد قلابی که به فهم همهٔ شما توهین می‌کند بر نمی آیید؟

     
  160. ناشناس
    7:17 ب.ظ / جولای 12, 2018
    کشتی نساز ای نوح —————– طوفان نخواهد آمد
    بر شوره زار دلها ___________ باران نخواهد آمد
    شاید به شعر تلخم __________ خرده بگیری اما
    جاییکه سفره خالیست ________ ایمان نخواهد آمد

    ——————————————————————

    كشتى بسلز اى نوح —از خرس و قوچ و بره هرگز نترس اى نوح
    باران اگر نبارد—– حتما تگرگ بارد
    كشتى اگر نسازى—–چى چى ميخواى بسازى
    تو نوح كشتى سازى ——عمرن تو كشتى سازى
    كشتى بساز كشتى —- كشتى نخر ز بازار
    كشتى تو قشنگ است—-اين شعر من جفنگ است

     
  161. حاج ممد فریبا: به صد سال پیش برگشتیم.
    مش قاسم: این جمله رو واسه حاجی تصحیح کردن. چیزی که حاجی گفت این بوده: فقط به صد سال پیش برگشتیم. اما چرا از لغت فقط استفاده کرد؟ خدمتتان عرض میکنیم: ازش پرسیده بودن این اصلاحات اسلامی و مردم سالاری اسلامی که تو میگی مصداقشو بگو؟ جواب داد مدینه النبی! این حاجی منتظره که ما برگردیم به ۱۳۹۷ سال پیش! واسه اینه که از لغت فقط استفاده کرده. به حکومت اسلامی کره شمالی مزرعه حیوانات خوش آمدید.

     
  162. این هنرهای توهین و فحش و یا نشاندن چپکی برالاغ، پوشاندن لباس و کلاه مسخره، و تف کردن به صورت در زمان منقلاب فرهنگی مائو هم در چین کمونیست رواج داشته. افرادی که گاردهای سرخ میگفتن که ضد منقلاب هستن رو با این شیوهای اسلامی تحقیر میکردن. اتفاقا یکی از افرادی که این طرز رفتار رو در چین با چشمهای خودش دیده بود حاج ابرام یزدی بود. لابد میگین این ملعون اونجا در اون زمان چیکار میکرده؟ خدمتتان عرض میکنم: این منقلابی اسلامی با شفاعت حاج فیدل کاسترو کوبایی (همونکه بزرگترین منبع درآمد ارزیش از زنان تن فروش کوبایی در میآمد و مشتریان اوروپایی و کاناداییشون) رفته بوده به چین که از اونا پول بگیره واسه مبارزه اسلامی. منقلابیون ۵۷، از شماها نادانتر و احمقتر در تاریخ این مملکت وجود نداشته.

     
  163. سلام بر ناظران گرامی
    مدتهاست دل و دماغ نگارش از این نگارنده ربوده شده و مجالی برای گفتن نمی یابم.امروز با شنیدن خبر فوت امیرانتظام که زندگی او به سان بسیاری دیگر از مردم ایران زمین در این چهل ساله حکومت دینی تباه شد(هرچند خود او را هم با توجه به مواضع ابتدایی سال ۵۷ مقصر در این وضعیت می بینم)مرا بر آن داشت تا این چند خط مطلب را بنویسم:
    چند صباحی قبل دوستی تصویر زیر را برایم فرستاد که بیانگر دو واقعه مشابه برای دو نفر با اثرات متفاوت است.تصویر سمت چپ نمایانگر تشییع جنازه وحید مرادی به قول کاربران فضای مجازی گتده لات ایران یا به گفته خودش عقاب ایران و تصویر سمت راست مشایعت جنازه بهمن فرزانه مترجم بیش از ۵۰ جلد کتاب از زبانهای مختلف است.دردناک این بود که من وحید مرادی را می شناختم ولی از بهمن فرزانه تا به ویکی پدیا مراجعه نکرده بودم هیچ شناختی نداشتم.تا به امروز آنچنان از خود بیزارم که می بینم که دیگر یارای گفت و شنودی ندارم و هر گقت و گویی را خودنمایی و دون از انصاف می بینم.ما ایرانیان متخصص جو گیر شدنیم و هرگز در ازمنه تاریخ تفاوت دوغ و دوشاب را نشناخته ایم.زندگان را دفن کرده ایم و به مرده پرستی خو گرفته ایم.می پرسیم چرا مملکت ما قحط الرجال است اما نمی پرسیم با رجال خود چه کرده ایم؟!درد بسیار داریم و جهدی برای یافتن درمان نداریم.افسوس بر عمر خود دارم که اینچنین گذشت و هنوز پختگی در آن نمیابم.
    سخنی هم با نوریزاد گرامی دارم.بارها نوشته ام در این سایت و آدرس آن را هم به کرات داده ام که آنچه می بینید و بر می آشوبید جملگی ریشه در کتب شیعه دارد.همین است که این نگارنده به دفعات گفته ام آنچه که مرحوم منتظری کرد و موجب تحسین است برخاسته از باطن آزادی خواه او بود نه دانسته های بی مایه فقهی او.پس به حیرت درنیایید که چرا چنین کردند و چنین می کنند و چنان می گویند.این به راستی تکرار مکررات است.آنچه ما جملگی باید از خود بپرسیم اینست که چرا همگی فلان امام را با تمام اصل و نسبش می شناسیم و بر آن می بالیم یا می تازیم ولی از وجود بهمن فرزانه ها در کنار خویش غافلیم.گفتن از گذشته ها و مدام در آن تاریخها سیر کردن امریست که زندگی ما را در زمان مردگان انداخته و از حال زندگان به دور نگاهداشته است.کاش تا بیش از این به بی خبری نیفتاده ایم امثال بهمن فرزانه ها را که امروزه انگشت شمارند ولی در قید حیات دریابیم.ملتی که قدر گوهر شب چراغ را نیک می داند هرگز فریب خرمهره ها را نخواهد خورد.
    پاینده و پیروز باشید

     
  164. ادامه گفتار سير تحولات عمودى و افقى انديشه
    در ادامه مسير تحول انديشه و پس از ظهور كارگزاران ، مردم به گروههاى دينى مختلف با انديشه هايى عمودى مجزا ، تقسيم شدند و هر گروه مدعى بود كه انتهاى عمود انديشه اش به خدا متصل ميشود و انتهاى عمود انديشه ساير گروهها ، به موجودى خيالى بنام شيطان اتصال دارد و براى قطع اين اتصال ريختن خون ساير متدينين غير همفكر را مباح ميدانستند
    اين نوع از تفكر جنگهاى زيادى را رقم زد كه جنگهاى صليبى از ان جمله ميباشد ، انسانهايى تحت تاثير تفكرات و اموزه هاى دينى ، چون اب خوردن به كشتن همنوعان خود روى اوردند و از تجاوز و غارت ديگران نيز كه اكنون عناوين ديگرى چون جهاد و اخذ غنيمت و . . پيدا كرده بود ، ابايى نداشتند ، قبح شنيع ترين جنايات بشرى بواسطه اين تفكرات عمودى متصل به ناكجاى اسمانها ، زايل شد و نتيجه كار كارگزاران كه مدعى رسالت در جهت سعادت بشر بودند ، چيزى نشد جز از بين رفتن همان حداقل هاى اخلاقى.
    ظهور فيلسوفانى بزرگ _ اما نه در حد و اندازه من _ نيز راهگشا نبود زيرا انتهاى نخ فلسفه اين فيلسوفان نيز به همان انديشه هاى اسمانى گره ميخورد…..
    ادامه بعدا

     
    • ظهور فيلسوفانى بزرگ _ اما نه در حد و اندازه من _ نيز راهگشا نبود زيرا انتهاى نخ فلسفه اين فيلسوفان نيز به همان انديشه هاى اسمانى گره ميخورد…..

      حتی نه در اندازه من!!!!! ؟ متوجه هستی داری چه میگویی؟ چه کسانی در حد و اندازه تو ظهور کرده اند؟

      بندهٔ خدا بد جوری مسموم شده ای! اینهمه باد از کجا در کله ات جایگیر شده؟( کاسه سر جایی برای ورود باد ندارد، احتمالاً مغزت دارد باد تولید میکند! آنهم بادهای صدا دار و بو دار و به عبارت ساده تر مخت دارد میگوزد، تعارف و لاپوشانی نداریم برو خودتو معالجه کن! )
      آخر این اباطیل چه سودی به تو میرساند؟ اگر یک کتاب معتبر از هر فیلسوفی خواندی و توانستی فصلی از آنرا نقد کنی، من به فیلسوف بودن و حتی به فیلسوف بزرگ بودنت ایمان میآورم. داری کاری میکنی که روانی و و مبتلا به شیزوفرنی و قابل ترحم جلوه کنی! آیا خواندن و فهمیدن آنقدر به تو گران میآید؟ چه عجله ای داری که فوری فیلسوف بزرگ نامیده شوی؟ خودت نمیفهمی که داری اراجیف سرهم میکنی؟ از همه عجیبتر اینکه به دین اسلام هم حمله میکنی، انگار حامل چیزی بهتر از آنی!!! دوست عزیز تو باید چشم باشی و گوش و ساکت ، یعنی بخوانی و بشنوی و فکر کنی، اگر خوب خواندی و خوب فرا گرفتی و خوب توانستی اندیشه کنی، بعد بنویسی و بگویی. بدبختانه ، در قدم اول بجای چشم و گوش بودن و تفکر در سکوت تبدیل به زبانی دراز و یاوه گو و پرمدعا و پر سر و صدا شده ای! آنهم بالاترین ادعاهای ممکن! واقعاً نمیدانی بیماری؟

       
  165. درود
    ایران،با امیر انتظام ها همیشه زنده است. یادش گرامی.

     
  166. یاران جان درود

    بابا ایوالله این همه از هوش سرشار و موفقیت ایرانیان در هر کجا باشند گفتیم

    اما ولی لاکن از چند سر نخ روشن سر در نمی آوریم .گردن کلفت مشهد فرمودند

    کسانی که از ممالک عرب می آیند بوی مقابر دارند پس خواهر مادرتون را …. سد البته

    ایشان به عنوان امام مردم جلو تر از آنان مادر وعمه ها وخاله ها ودختران ونوه های

    خود را به این فیض رسانده است دیگری مملکت را غنیمت اسلام می داند ومی دانیم

    چه برسر غنایم آورده اند اینان اگر فرش هم باشد تکه تکه وتقسیم می شود.

    آن دیگری رک وپوست کنده گفت ومی گوید ما خوزستان یا سهم دریای خزر را میدهیم

    تا از سوریه رانده نشویم این سخنان ازدهان کسانی بیرون می آید که در عمرشان

    یک روز لباس ایرانی نپوشیده اند وچنان پر رو تشریف دارند که کودک را ختنه کرده و

    در همان حال لا اکراهه فی دین می گویند.اگر هم بپرسی پیامبرتان در چند سالی

    ختنه و مسلمان شدیا چرا الله که از کوه شتر در نیآورد تا در ماه حرام به کار سوپر حرام

    کاروان زنی و سریه وغارت فرمان ندهد همان کار حلال (با قانون خودش) هزاران دلیل برای

    هر کار حتا مسموم کردن چند حلقه چاه یا واحه هایی که تا چندین فرسنگ تنها آب

    شرب بودند می آورند .(همان استدلال هایی که از صید مرتضایتان می شنوید) .(نمی

    دانم به دعوت شیخ و امام فعلی خراسانش عمل کرده یا نه). بهر روی با متل هایی

    که از این نوع انسان های بی وطن صادر شده ومی شود هیچ بعید نیست که معامله

    واگذاری خوزستان بی آب وهوا یا در سد سهم دریای خزر را آن دکتر که با نامه و

    گونی ذغال و منقل وسایر الات در دیار پوتینستان بسر می برد به سر انجام برساند.

    تنها کاری هم که مردم با هوش ایران از دستشان برمی آید آنست که دستها را به

    اسمان برده و از خداوند بخواهند که جنس مرغوب باشد و دکتر بجای یک استان

    ویا چند در سد از سهم دریا همه استان ها و همه دریا را معامله نکند که از نظر

    اینان تفاله ای بیش از مملکت باقی نمانده.مگر بعد از سالیان سال دوری عکس العمل

    رسیدن به خاک وطن را ندیدید ونشنیدید؟

     
  167. مردی از پس فردا

    جمهوری زامبی های اسلامی انسانهای بزرگ و فرهیخته ای رو کشت و هنوز هم میکشه. آخرینش ماندلای ایران، عباس امیر انتظام بود . راحت شدی مرد بزرگ ، روانت شاد. زامبیها دیگه نمیتونن آزارت بدن . حتما تو آخرین قربانی نخواهی بود.

     
    • منم می بری پس فردا! از حالا می خوام بدونم آب داریم، برق داریم، نون داریم، دلار ارزون داریم و اصلاً چی داریم؟

       
      • نوری زاد این عکس خمینی رو یادت می آد؟ هیچ دقت کردی بدن خمینی چه صاف و صوفه ////////!! یادته بهت گفتم اینا همیشه////////// ////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////
        ////////////////////////////////////////////
        ////////////////////////////////////////// یاد اون داعشیه افتادم که قبل مرگ روی پایین تنه اش سپر آهنی کشیده بود که مبادا در اون دنیا دست خالی بمونه! حیف نتونستیم بدن رفسنجانی رو هم ببینیم! البته رفسنجانی که از ازل صاف و صوف بود! شایدم نبود! باید دید! یعنی باید می دیدیم! حیف که ندیدیم!

         
        • نوری زاد خوشم نیومد! همه رو /// گذاشتی! خود درگیری هم حدی داره یا نکنه کلهم بخودتون شک داری؟!!!! مطمئن شدم یه کاسه ای زیر نیم کاسه شماهاست! من باز می گم انجام عملیات بدون آمادگی قبلی عملی نیست و برای اثبات چاره ای جز پایین کشیدن یه جای آق و آغ منگول نیست! آقش مرده و آغش زنه! اینجوری نوشتم مجبور به سانسور نشی! زیر هجده سال دیگه اینجوری مثل جکهای پر رمز و راز سید کریم چیزی نمی فهمه!! می بینی متن ما هم مثه قرآن بدون تفسیر بی معنی می شه! اما نوری زاد اگه آلزایمر بهش اجازه بده چون مطلب مبدا وحی (نویسنده) رو قبلاً خونده می دونه چی گفته ام!!!

           
          • اصل مطلب و این توضیحات نامفهوم نشان از ضعف شخصیت و بی جنبگی ناشناس است،ورود به حوزه شخصیات هرکسی بد و نامطلوب است مگر اینکه کسی مشکلات و عقده های روانی خود را با این مطالب حل کند،اینکه بدن کسی برحسب اصل خلقت اش کم مو یا بی مو باشد یا بتمایل شخصی مایل باشد موی بدن خود را از باب نظافت و پاکیزگی زایل کند بخود او مربوط می شود و طرح این مسائل برای طعن زدن به اشخاص عادی (تا چه رسد به بزرگان و محترمین مردم) نشان از بی شخصیتی یا عقده های روانی است ،خود را معالجه کن دوست عزیز.

             

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

85 queries in 3430 seconds.